۴-۳-۲ رشته تحصیلی نمونه مورد مطالعه. ۸۴
۴-۴ پیشفرض استفاده از آزمونهای آماری پارامتریک: ۸۵
۴-۵ تحلیل سؤالات پژوهشی ۸۸
۴-۶ تجزیه و تحلیل فرضیه های پژوهش. ۹۰
فصل پنجم ۹۴
بحث و نتیجه گیری ۹۴
۵-۱ مقدمه. ۹۵
۵-۲ محدودیت های خارج ازاختیار پژوهشگر. ۹۸
۵-۳ پیشنهاد هایی برای پژوهش های بعدی ۹۹
پژوهش حاضرتحت عنوان بررسی مقایسه بین هوش هیجانی ،هوش معنوی ،حمایت اجتماعی درپیشرفت تحصیلی بین دانشجویان دانشگاه آزادواحدعلوم تحقیقات کرمانشاه تدوین گردیده است. جامعه پژوهش عبارت است ازکلیه دانشجویان دانشگاه آزاد واحدعلوم تحقیقات کرمانشاه که از بین آنها ۱۰۰نفر با بهره گرفتن ازروش آماری نمونه گیری تصادفی ساده (ازطریق قرعه کشی ) انتخاب شده اند.جهت گرد آوری داده ها و تجزیه و تحلیل آن از پرسشنامه مقدار هوش هیجانی بار-آن و پرسشنامه هوش معنوی بایرام دیر و پرسشنامه حمایت اجتماعی(MOS ) استفاده گردیده است.روش پژوهش در این تحقیق همبستگی می باشد که یافته های پژوهش
ضریب همبستگی بین هوش هیجانی وپیشرفت تحصیلی ۲۳۵/۰ ،بین هوش معنوی وپیشرفت تحصیلی ۳۲۲/۰ وبین حمایت اجتماعی وپیشرفت تحصیلی ۳۵۵/. است . براساس نتایج آزمون همبستگی پیرسون بین (هوش هیجانی ،هوش معنوی ،حمایت اجتماعی ) دانشجویان و پیشرفت تحصیلی آنها رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. بنابراین هرچه هوش هیجانی ،هوش معنوی وحمایت اجتماعی بیشتر باشد پیشرفت تحصیلی آنها نیز بهتر میشود و بالعکس.
کلیده واژه ها : پیشرفت تحصیلی ، حمایت اجتماعی، هوش معنوی و هوش هیجانی
موفقیت و پیشرفت تحصیلی در هر جامعه فاکتوری مهم در تحصیلات علمی بوده و نشان دهنده موفقیت نظام آموزشی در زمینه هدف یابی و توجه به استعدادهای هوشی ورفع نیازهای فردی است بنابراین نظام آموزشی را زمانی می توان کارآمد وموفق دانست که پیشرفت تحصیلی دانشجویان آن در دوره های مختلف دارای بیشترین و بالاترین روند باشد(تمنایی فرد وگندمی ۱۳۹۰).
دامبودوز[۱](۲۰۰۹) بیان می کند که در سراسر دو دهه اخیر جامعه تاکید نسبتاٌ زیادی روی پیشرفت های دانشگاهی شهروندانش داشته است. به طور مختصر، پیشرفت های دانشگاهی بدین خاطر مهم است که بعد ها موفقیت را در زندگی روزمره ارتقاء می دهد.
پیشرفت تحصیلی پدیده پیچیده ای است که شناخت همه جانبه ی آن در یک پژوهش واحد ممکن نیست، ما در این پژوهش پیشرفت تحصیلی را از جنبه هوش وحمایت مورد مقایسه و بررسی قرار داده ایم.
ما در زندگی روزمره خود با انواع هیجانات روبرو هستیم به طوری که این آشنایی ما با هیجانات به دوران نوزادی بر می گردد، به عبارتی ما از لحظه تولد برخی از هیجانات را با خود داریم و این اهمیت و نقش هیجانات مختلف را در زندگی و پیشرفت تحصیلی نشان می دهد که در علم روانشناسی از این حالات هیجانی به عنوان هوش هیجانی یاد می شود.
هوش هیجانی مفهوم تازه ای نیست و از اواخر دهه ۳۰ میلادی به عنوان یکی از جنبه های هوش انسانی مورد توجه قرار گرفته است و در ابتدا صاحب نظران معتقد بودند هوش هیجانی نیروی انگیزه دهنده ای است که بر فعالیت متمرکز است، در حال حاضر بسیاری معتقدند که هوش هیجانی توانایی شناخت عواطف خود و دیگران برای برانگیختن و اداره کردن خوب عواطف به منظور پیشرفتی است که بعد تحصیل نیز می گردد. دانشجویان در دوران تحصیل آموزش های متعددی را برای به ثمر رساندن نقش و وظایف خود در جامعه میگذرانند. در طی این آموزش ها تلاش زیادی برای رشد و توسعه شناختی و فنی و حرفه ای آنان ثبت می شود. اما هنوز ابهام هایی در مورد توجه یا انجام فعالیت های خاص در ارتباط با هوش هیجانی و توسعه آن در برنامه تحصیلی دانشجویان وجود دارد، به نظراکثریت روانشناسان، راحتی، گوش دادن، اطمینان داشتن ونشان دادن همدلی و همکاری از مهارت های یک دانشجوی فعال در زمینه هوش هیجانی کارآمد است. همچنین در چند دهه اخیر روانشناسی دین و مطالعه موضوعات معنوی به طور فزاینده ای مورد توجه روانشناسان قرار گرفته است. بیشتر مطالعات صورت گرفته در این حوزه مربوط به رابطه دین و معنویت با سلامت روانی است که بر زندگی انسان ها تاثیر بسزایی دارد. در اکثر این مطالعات یک رابطه مثبت بین باور های دینی و معنویت با سلامت روان و پیشرفت تحصیلی افراد یافت شده است. اما در چند سال اخیر مفهوم جدیدی در این حوزه مورد توجه روانشناسان قرار گرفته
۱-۳-اهداف پژوهش ۱۶
۱-۴-فرضیه های پژوهش ۱۷
۱-۵-تعریف واژه ها ۱۷
فصل دوم(ادبیات و پیشینه پژوهش). ۲۰
۲-۱-تعریف افسردگی ۲۱
۲-۲-تاریخچه ی افسردگی ۲۲
۲-۳-انواع افسردگی ۲۲
۲-۴-اختلال افسردگی اساسی ۲۴
۲-۵-معیارهای DSM-5 برای اپیزود افسردگی اساسی ۲۸
۲-۶-خصوصیات مرتبط با سن ۲۹
۲-۷-سبب شناسی ۳۰
۲-۸-درمان ۳۳
۲-۹-اختلال افسردگی دوقطبی ۳۴
۲-۱۰-تجویز دارو برای تثبیت حالت روحی ۴۱
۲-۱۱-علائم و نشانه های افسردگی ۴۹
۲-۱۲-دلایل ابتلا به افسردگی ۵۲
۲-۱۳-دیدگاه های نظری درباره ی افسردگی ۵۲
۲-۱۴-پیشینه پژوهشی ۶۰
فصل سوم(روش پژوهش). ۶۴
۳-۱-طرح پژوهش ۶۵
۳-۲-جامعه آماری، روش نمونهگیری و حجم نمونه ۶۵مطلب دیگر :
۳-۳-متغیرهای پژوهش ۶۵
۳-۴-ابزارپژوهش ۶۶
۳-۵-روش اجرا ۷۶
۳-۶-روشها و ابزار تجزیه و تحلیل دادهها ۷۸
۳-۷-کدهای اخلاقی ۷۸
فصل چهارم(تجزیه و تحلیل داده ها( ۸۰
۴-۱یافته های توصیفی ۸۱
۴-۲یافته های استنباطی ۸۳
فصل پنجم(بحث وتفسیر نتایج). ۸۸
۵-۱ بحث و نتیجه گیری ۸۹
۵-۲ نتیجه گیری کلی ۹۱
۵-۲-محدودیت های پژوهش ۹۳
۵-۳-پیشنهادها ۹۴
ضمائم ۹۹
فصل یکم
مقدّمه پژوهش
بسیاری از بیماران روانی یا جسمیاز افسردگی رنج میبرند و میتوان گفت که بخش چشمگیری از بیماریهای روانپزشکی را افسردگی تشکیل میدهد. افسردگی اساسی از رایج ترین اختلالات خلقی است که با توجّه به فراوانی آن و اثرات نامطلوبی که در زندگی آدمیان دارد پژوهشهای بسیاری برای پی بردن به علل آن صورت گرفته است و در رشتههای مختلف معانی
۲-۳-۸- مکانیسم های تاب آوری ۷۸
۲-۴-پیشینه ی پژوهش۷۸
۲-۴-۱-پژوهش های انجام گرفته در داخل کشور۷۸
۲-۴-۲- پژوهش های انجام گرفته در خارج از کشور .۸۵
فصل سوم: روش شناسی
۳-۱- طرح پژوهش ۸۸
۳-۲- متغیرها ۸۸
۳-۳- جامعه آماری۸۸
۳-۴- نمونه و روش نمونه گیری .۸۸
۳-۵- ابزار پژوهش .۸۸
۳-۶- روش اجرای پژوهش ۹۳
۳-۷- روش تجزیه و تحلیل داده ها۹۳
فصل چهارم : یافته های پژوهش
تجزیه و تحلیل فرضیات۹۵
فصل پنجم – بحث و تفسیر نتایج
مقدمه۱۰۰
۵-۱-بحث و تفسیر۱۰۰
۵-۲-محدودیت های پژوهش۱۰۳
۵-۳-پیشنهادها۱۰۳
۵-۳-۱-پیشنهادهای پژوهشی.۱۰۳
۵-۳-۲-پیشنهادهای کاربردی۱۰۳
منابع فارسی.۱۰۵
منابع لاتین.۱۱۰
پیوست ها.۱۱۸
هدف : پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه بین هوش معنوی و تاب آوری با سلامت روانی مراجعین و همچنین توان پیش بینی هوش معنوی و تاب آوری در میزان سلامت روانی مراجعین انجام شد .
روش : جامعه آماری این پژوهش کلیه سلامت روانی کلیه افرادی است که برای حل و فصل مسائل خانوادگی به مراکز مشاوره نیروی انتظامی در سطح شهر کرمانشاه مراجعه نمودند . برای انتخاب نمونه با بهره گرفتن از روش نمونه گیری تصادفی تعداد ۱۰۰ نفر انتخاب شدند وبه پرسشنامه های هوش معنوی عبداله زاده و پرسشنامه تاب آوری کانر و دیویدسون و سلامت روانی(GHQ)پاسخ دادند . داده ها با بهره گرفتن از روش همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام تحلیل شدند .
یافته ها : یافته های پژوهش مبنی بر این بود که بین هوش معنوی و سلامت روانی مراجعین رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. بین تابآوری و سلامت روانی مراجعین رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. هوش معنوی و تابآوری پیش بینی کننده معنادار سلامت روانی مراجعین هستند.
نتیجه گیری :با توجه به یافته های پژوهش حاضر هرچه میزان هوش معنوی و تاب آوری مراجعین بالاتر باشد سلامت روانی آنها نیز بالاتر است. با توجه به نتایج پژوهش حاضر ونیز نقش کلیدی و محوری دولت وبرنامه ریزی برای آموزش، ایجادو گسترش برنامه هایی درراستای تقویت هوش معنوی و تاب آوری جهت افزایش سطح سلامت روانی مراجعین توصیه می شود .
کلید واژه ها : سلامت روانی ، هوش معنوی ، تاب آوری، مراجعین
مطلب دیگر :
بیماری های روانی از آغاز پیدایش بشر وجود داشته است و هیچ انسانی در مقابل این بیماری ها مصونیت ندارد و این خطر همیشه بشر را تهدید می کند .عدم تفاهم،ناسازگاری و اختلال های رفتاری در جوامع انسانی،در خانواده،مدرسه،اداره ،کارگاه ،کارخانه ،دانشگاه،گروه واجتماع بسیار مشهود و فراوان است و در همه افراد،زن ومرد، کودک و نوجوان ،جوان،بزرگسال،کارمند،بیکار،کارگر،استاد،دانشجو،دکتر،مهندس و .خطرابتلا به ناراحتی های روانی وجود دارد وهمین گستره ابتلا ضرورت بررسی چگونگی مقابله با بیماری های روانی را توجیه می کند (علی پور،۱۳۷۳) .
سلامت جسم و روان ،انبساط خاطر و در نهایت شادکامی و تن آرامی پدیده هایی هستند که در ارتباط با محیط زیست انسان ها تحقق می پذیرند.کارکرد نامناسب نهادها ونظام های اقتصادی،اجتماعی، فرهنگی، بهداشتی ودرمانی دریک جامعه درارتباط مستقیم با بهداشت روانی وجسمی مردم آن جامعه است وسلامت افراد را دچار مخاطره می کند . در اجتماعاتی که انسان ها تحت تاثیرعوامل نامساعد محیطی مانند :حوادث طبیعی (سیل، زلزله،.) بیماری های اپیدمیک ،نارسای های ناشی ازگسترش شهرهای بزرگ (آلودگی هوا،ترافیک،محیط پرهیاهو) بی عدالتی های اقتصادی، جنگ،بحران های اجتماعی،ازهم گسیختگی خانوادگی،تضادهای درون گروهی وبرون گروهی فرهنگی ومسائل از این قبیل قرار دارند نمی توان انتظارسلامت جسمی وروانی را داشت.هر یک از پدیده های اجتماعی وطبیعی بالا می تواند زندگی عادی یک شخصیت سالم را تحت تاثیر قرار داده وآن را از حالت طبیعی خارج کند .سلامت عمومی نمایه ای است که میزان توانایی شخصی را در مواجه با خواسته های محیطی –اجتماعی ،عاطفی یا جسمانی نشان می دهد. بنابراین بهداشت روانی را نباید با بیماری روانی در هم آمیخت .بهداشت روانی مطالعه وضع روانی شخص قبل از بیماری است. بدین طریق سلامت روانی وضع روانی را که از طریق آرامش ،هماهنگی وگنجایش روانی مشخص می شود آشکار می سازد وبوسیله نبودن نشانه های ناتوانی وضعف درهربعد روانی وجسمانی درشخص شناخته می شود.(میلانی فر ,۱۳۸۳).
در واقع امروزه گفته می شود که IQ[1] و EQ[2] پاسخگوی همه چیز نبوده و واقعأ موثر نیستند بلکه انسان به عامل دیگری نیازمند است که هوش معنوی یا به اختصار [۳]SQ نامیده می شود ( چریر، ۲۰۰۸ ، نقل از احمدی ، ۱۳۸۸ ) .
هوش معنوی به توانایی ها و مهارت هایی برای توسعه ، حفظ و ارتباط با منشأ غایی همه موجودات و کامیابی در جستجوی معنی زندگی ، یافتن یک سیر اخلاقی که به هدایت ما در زندگی کمک کند ، درک معنویات و ارزش ها در زندگی شخصی و روابط بین فردی اشاره می کنند ( ابراهیمی ، ۱۳۸۶ ) .
با بهره گرفتن از هوش معنوی و با توجه به جایگاه معنا و ارزش مشکلات ، قادر خواهیم بود نسبت به حل مشکلات اقدام نماییم . در واقع هوش معنوی ما را قادر می سازد تا به کارهاو فعالیت های خود معنا و مفهوم بخشیده و با بهره گرفتن از آن بر معنا و مفهوم عملکردمان آگاه شویم و دریابیم که کدام یک از اعمال و رفتارهایمان از اعتبار بیشتری برخوردارند و کدام مسیر زندگی مان بالاتر و عالی تر است ، تا آن را الگو و اسطوره زندگی خود سازیم (احمدی ، ۱۳۸۸ ) .
برخوردار بودن از هوش معنوی فرد را در برابر مشکلات مصون می سازد و قدرت تحمل او را بالا می برد که تاب آوری[۴]عنوان می شود. تاب آوری نوعی مصون سازی در برابر مشکلات روانی ، اجتماعی است و کارکرد مثبت زندگی را افزایش می دهد. و رنر و اسمیت[۵](۱۹۹۲ ) اظهار می دارند که تاب آوری می تواند با افزایش مهارت های اجتماعی از قبیل” برقراری ارتباط ،مهارت های رهبری ، حل مسأله ، مدیریت منابع ، توانایی رفع موا نع موفقیت و توانایی برنامه ریزی” تقویت گردد. (نقل از محمدی ، ۱۳۸۴ ) .
۳-۳- نمونه و روش نمونه گیری ۴۲
۳-۴- متغیر های پژوهش. ۴۲
۳-۵- ابزار سنجش ۴۲
۳-۶- روش اجرا ۴۳
۳-۷- روش تجزیه وتحلیل داده ها. ۴۴
فصــل چهارم : تجزیه و تحلیل دادهها
۴-۱-مقدمه. ۴۶
۴-۲-توصیف داده ها. ۴۶
۴-۲-۱-سن . ۴۶
۴-۲-۲-تأهل ۴۷
۴-۲-۳-سابقه خدمت. ۴۷
۴-۲-۴-وضعیت استخدامی ۴۸
۴-۲-۵-میزان تحصیلات. ۴۸
۴-۳-تحلیل داده ها. ۴۹
۴-۳-۱-فرضیه های پژوهش. ۴۹
۴-۳-۲- سوالات پژوهش ۵۰
فصــل پنجم: بحث و نتیجه گیری
۵-۱-تحلیل فرضیه و سوالات پژوهش. ۵۳
۵-۲-نتیجه گیری ۵۵
۵-۳-محدودیت های پژوهش. ۵۶
۵-۴-پیشنهادات پژوهشی ۵۷
۵-۵-پیشنهادات کاربردی ۵۷
منابع ۵۹مطلب دیگر :
الف) منابع فارسی ۵۹
ب) منابع لاتین. ۶۲
پیوست ها. ۶۴
طرح تحقیق : این مطالعه با هدف : « بررسی رابطه شوخ طبعی و تاب آوری با فرسودگی شغل معلمان مقطع ابتدایی شهرستان کامیاران » صورت گرفته است.
روش تحقیق : این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی و جامعه آماری آن شامل تمامی معلمان مقطع ابتدایی شهرستان کامیاران (۵۲۰) بود که نمونه ای ۲۰۰ نفری براساس جدول نمونه گیری مورگان و به صورت تصادفی انتخاب گردید ابزارهای پژوهش شامل فرسودگی شغلی ماسلاچ و جکسون (۱۹۹۳)، پرسشنامه شوخ طبعی (SHQ) و مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون بودند و داده های آماری نیز با شاخص های آمار توصیفی از جمله جداول فراوانی، میانگین و همچنین آمار استنابطی از جمله ضریب رگرسیون چند متغیره و ضریب همبستگی چندگانه با نرم افزار آماری SPSS مورد تحلیل قرار گرفتند.
نتیجه گیری : نتایج حاکی از آن بود که مولفه های تاب آوری و شوخ طبعی به صورت معناداری دارای قابلیت پیش بینی کنندگی فرسودگی شغلی معلمان بودند. همچنین مشخص شد که بین تاب آوری با فرسودگی شغلی معلمان و شوخ طبعی با فرسودگی شغلی معلمان رابطه معناداری معکوس وجود داشت و بین شوخ طبعی با تاب آوری معلمان رابطه
تعارض در رابطه زناشویی ۱۸
اختلاف و دلزدگی در رابطه زناشویی ۱۸
رضایت از رابطه جنسی ۲۰
رضایت از زندگی و رابطه زناشویی ۲۰
تمایلات جنسی انسان ۲۲
صمیمیت جنسی ۲۳
صمیمیت در ازدواج ۲۴
صمیمیت واقعی ۲۷
صمیمیت و خود افشاسازی ۲۸
مشکلات صمیمیت در مردان ۲۹
مشکلات صمیمیت در زنان ۳۰
تعاریف مختلف از رضایت شغلی ۳۲
نظریه های مختلف در مورد رضایت شغلی ۳۳
شاخص های رضایت شغلی ۳۵
اهمیت رضایت شغلی ۳۵
تلفیق زندگی کاری و خانوادگی ۳۷
رابطه شخصیت متناسب با موفقیت شغلی ۳۷
عوامل مؤثر در رضایت شغلی ۳۸
غنیسازی شغلی ۴۰
مفهوم سلامت روان ۴۲
تاریخچه سلامت روان ۴۳
جنبه های مختلف سلامت روان ۴۵
مولفه های مثبت در سلامت روانی ۴۹
سلامت روان از دیدگاه روان شناسان ۴۹
ویژگیهای سلامت روان از دیدگاه سالیوان (۱۹۵۳) ۵۶
مدل های سلامت روان ۶۴
الگوی سلامت روانی کامل ۶۵
نشانهها: ۷۰
دلایل مشکلات مربوط به سلامت روان ۷۴
ب) پیشینه پژوهشی ۷۸
.
پژوهش حاضر باهدف بررسی رابطه رضایتمندی زناشویی با رضایت شغلی وسلامت عمومی بین کارکنان بانک ملت صورت پذیرفت .
بدین منظور از بین پرسنل شاغل در بانک ملت تعداد ۱۳۲ نفر(۱۰۰نفر مردو۳۲نفر زن)به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب ومورد ارزیابی قرار گرفتند.ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه سلامت عمومی ۲۸ سوالی GHQ-28وپرسشنامه رضایت زناشویی انریچ وپرسشنامه رضایت شغلی هرزبرگ بود.
روش تحقیق مورد استفاده در این پزوهش ار نوع توصیفی _همبستگی بود. یافته های پژوهش حاضر نشان داد که بین رضایتمندی زناشویی با رضایت شغلی و سلامت عمومی رابطه معنا داری وجود دارد. همچنین یافته های دیگر بیانگر آن است که بین رضایتمندی زناشویی با رضایت شغلی رابطه معناداری وجود دارد و نیز نتایج موید این بود که بین سلامت عمومی با رضایت شغلی رابطه معناداری وجود دارد.مطلب دیگر :
نتیجه می گیریم سلامت عمومی رضایت زناشویی ورضایت شغلی در هم تاثیر گذارند وبرای داشتن رضایت زناشویی مولفه های سلامت ورضایت شغلی نیز باید در شرایط مساعدی باشند
طوری که اختلال روانی شانس برقراری روابط رضایت بخش را برای فرد کاهش میدهد.
بنابراین می توان گفت که شناخت هرچه بیشتررابطه کار و خانواده وسلامت روان می تواند به بالا بردن سطح رضایت شغلی و زناشویی کمک کند و از مشخصات یک سازمان سالم آن
است که سلامت جسمی و روانی کارکنان به همان اندازه مورد توجه و علاقه مدیریت سازمان قرار گیرد که تولید و بهره وری مورد نظر است هدایت و رهبری منابع انسانی و بکارگیری به موقع توانایی ها و استعدادهای افراد شاغل در نیل به اهداف سازمانی برای مدیران هر مجموعه از مسایل مهم مدیریتی به حساب می آید.
کلمات کلیدی:رضایت شغلی،رضایت زناشویی،سلامت روان
سازمان جهانی بهداشت خانواده را به عنوان عامل اجتماعی اولیه در افزایش سلامت و بهزیستی معرفی کرده است(کمپبل[۱]،۲۰۰۸). پژوهش های مختلف نیز به این امر اشاره کرده اند که ازدواج موفق موجب می شود افراد شادتر، با نشاط تر وسالم تر زندگی کنند(دانلی[۲]، ۲۰۱۰). از این رو مطالعه رضایت زناشویی و ابعاد مختلف آن( از جمله روابط جنسی) به جهت تاثیری که بر بهداشت روانی افراد دارد، از اهمیت زیادی برخوردار است(افخمی عقدا، یزدانیان پوده، کمالی زارچ، رستگار، فلاحتی، دهقان و حکیمیان، ۱۳۹۲). به عبارتی وضعیت سلامت روان زوجین روی سازگاری زناشویی بر بسیاری از ابعاد زندگی فردی و اجتماعی انسان ها تاثیر گذار است. نتایج مطالعات مبین این نکته است که افراد متاهلی که زندگی شان پایدار است و از زندگی زناشویی خود رضایت کافی دارند، کمتر دچار بیماری افسردگی و مشکلات روان شناختی می شوند(ویت[۳]،۲۰۱۱؛ دمو[۴]، ۲۰۰۹).
از طرفی هرفردی به شغلش نوعی احساس رضایت دارد که زاییده عواملی نظیر: شرایط کار، نظام سازمانی شغل، روابط حاکم بر محیط کار و تاثیر عوامل فرهنگی می باشد لذا می توان نتیجه گرفت که رضایت شغلی احساسی روانی است که از عوامل اجتماعی نیز متاثر می باشد(شفیع آبادی،۱۳۸۶).
بررسی های مختلف در زمینه رضایت شغلی نشان می دهد که متغیرهای زیادی با رضایت شغلی مرتبط است که این متغیرها در چهار گروه قابل طبقه بندی است:۱-عوامل سازمانی ۲-عوامل محیطی۳-ماهیت کار ۴-عوامل فردی، همچنین عوامل موثر بر رضایت شغلی عبارتنداز: خاطر جمعی و آسایش در زندگی، شرایط مطلوب کار، احساس علاقه و وابستگی، رفتار از روی عدل و انصاف، احساس موفقیت در کار، تشخیص زحمات و خدمات انجام شده و قدرشناسی از کار، شرکت در تعیین خط مشی کار(حکیمی جوادی و نامداری،۱۳۸۸).