واحد کرمانشاه پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد رشته تکنولوژی آموزشی ” M.A“ ...

متغیر ها :. ۳۹
جامعه آماری :. ۳۹
نمونه وروش نمونه گیری :. ۳۹
روش اجرا :. ۴۰
روش جمع آوری اطلاعات :. ۴۰
روایی وپایایی :. ۴۰
محتوای آزمون :. ۴۱
ابزار گردآوری داده‌ها:. ۴۱
روش ها وابزار تجزیه وتحلیل داده ها :. ۴۲
فصل چهارم
تجزیه وتحلیل یافته ها
پیش درآمد فصل چهارم:. ۴۴
فصل پنجم
بحث و نتیجه گیری
پیش درآمد فصل پنجم:. ۶۵
خلاصه پژوهش:. ۶۵
بحث و نتیجه گیری :. ۶۶
پیشنهادات:. ۶۹
محدودیت های پژوهش :. ۷۱
منابع:. ۷۲

چکیده:

هدف اصلی پژوهش حاضر، تاثیربه کارگیری نرم افزار آموزشی بر یادگیری ویادداری مفاهیم درس علوم تجربی پایه ششم و مقایسه آن با روش سنتی درمدارس دخترانه مقطع ابتدایی شهر کرمانشاه می باشد. پژوهش حاضراز نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون است. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر ابتدایی پایه ششم شهر کرمانشاه است، که درابتدا از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای از بین سه ناحیه یک ناحیه انتخاب و به شیوه نمونه گیری در دسترس تعداد ۶۰ نفر از دانش

 آموزان پایه ششم انتخاب وبه طرز تصادفی در دو گروه آزمایش وگواه انتصاب شدند. برای تدریس در گروه آزمایش  از نرم افزارآموزشی محقق ساخته وبرای گروه گواه از روش تدریس مرسوم استفاده شد. ابزار جمع آوری اطلاعات پیش آزمون وپس آزمون و آزمون یادداری محقق ساخته  می باشد. برای تجزیه وتحلیل داده های  حاصل از نمرات پیش آزمون وپس آزمون دو گروه از آزمون t گروه های مستقل وآزمون تحلیل کوواریانس استفاده.به منظور تحلیل اطلاعات آزمون یادداری میانگین نمرات دو گروه از آزمون تی گروه های مستقل استفاده شد.نتایج نشان داد که عملکرد دانش آموزانی که به وسیله نرم افزار آموزشی،آموزش دیده اند در مقایسه با دانش آموزانی که به شیوه سنتی آموزش دیده اند ، در یادگیری  به طور معناداری بهتر بود وهمچنین عملکرد گروه آزمایش در مرحله پی گیری به طرز معناداری از گروه گواه بهتر بود

کلیدواژه: درس افزار،یادگیری،یادداری،آموزش سنتی

فصل یکم

 

کلیات پژوهش

 

مقدمه:

دنیای کنونی روز به روز در حال تحول وپیشرفت است .تکنولوژی همه ابعاد زندگی بشر را تحت تاثیر قرارداده ، و آموزش وپرورش نیز از این مقوله مستثنی نیست . تحولات اخیر و پیشرفت جهان امروز را به جرات می توان به تعلیم وتربیت نسبت داد . تعلیم وتربیت همواره در جستجوی پاسخ به این پرسش بوده است که چگونه می توان اقشار مختلف یک جامعه را آگاه کرد و آنها رادر این پهنه عظیم پیش برد.آموزش از اساسی ترین نیازهای بشر است، بدون آموزش، هیچ جامعه ای نمی تواند به بقای خود ادامه دهد. آموزش نمی تواند با کوشش وخطا شکل گیرد ، آموزش سودمند نیازمند طرح وبرنامه است( نوروزی ، رضوی، ۱۳۹۰، ۹)فن آوری اطلاعات وارتباطات در مدتمطلب دیگر :

منابع و ماخذ پایان نامه ظاهر و باطن، فصوص الحکم، عقل مستفاد

 زمان کوتاهی که از پیدایش آن می گذرد ، توانسته است تغییرات فراوانی را در شیوه زندگی بشر به وجود آورد.یکی از زمینه هایی که سهم عمده ای از این تغیرات را به خوداختصاص داده است ، یادگیری است .استفاده از فن آوری اطلاعات وارتباطات در زمینه یادگیری منجر به ظهور حیطه نوینی تحت عنوان ،آموزش الکترونیکی یا یادگیری الکترونیکی شده است.در این شیوه محتوای دروس در چارچوب یک برنامه آموزشی و با بهره گرفتن از عناصر متنی  ،تصویری وگرافیکی به صورت جذاب تهیه می شود.در سال های اخیر شواهد تجربی زیادی نشان داده که ارائه چند رسانه ای ها در آموزش به عنوان یک میانجی آموزشی بر اساس نظریه شناختی که آن را پشتیبانی می کند وطراحی آموزشی هدایت شده می تواند تاثیر بیشتری در فرایند یادگیری داشته باشد(سیادتی،تقی یار،۱۳۸۵). امروزه طراحی آموزشی به عنوان یک رشته مهم وبسیار مورد استفاده در تکنولوژی آموزشی مطرح است . تکنولوژی آموزشی با به کار گیری پایه های نظری روان شناسی یادگیری در روان شناسی تربیتی، از روش های موجود در حوزه طراحی آموزشی استفاده می کند. نتیجه این تعامل ایجاد یک برنامه آموزش است .دنیای آموزش وپرورش امروز، نقطه توجه خود را از تدریس به یادگیری معطوف کرده است این رویکرد، یادگیری را محور وپایه همه برنامه ها، سیاست هاوخط مشی های آموزشی قرار می دهد. لازمه تحقق هدف های چنین رویکردی با توجه به دانش گسترده فن آوری اطلاعاتی، بهره وری از تمام امکانات و فن آوری های غنی در دسترس است(رئیس دانا، ۱۳۸۱). همپای پیشرفت روز افزون فناوری اطلاعات وارتباطات، کاربرد آن نیز در جامعه توسعه یافته است. استفاده از فناوری آموزشی وچند رسانه ای ها در فرایند یاددهی- یادگیری، به سبب دارا بودن قابلیت هایی به عنوان ابزاری کارآمد در فرایند آموزش ویادگیری کلاس های درس مرسوم است. این قابلیت ها عبارتند از: استفاده از حواس چند گانه برای ایجاد یادگیری، تمرین بیشتر برای رسیدن به حد تسلط، تسهیل مشارکت بین یادگیرندگان، ایجاد تعامل بین کاربر و موضوع در آموزش.از این جهت است که توجه به طراحی محیط های یادگیری چند رسانه ای اهمیت فزاینده ای یافته است.  (لیند ستروم[۱]،۱۹۹۴، به نقل از غمین،نوروزی،۱۳۹۰).  در عصر فناوری اطلاعات و ارتباطات، نظام های آموزشی از یک سو به باز اندیشی وبازسازی برنامه درسی برای تسلط بر سواد رایانه ای واز سوی دیگر ،به تجدید حیات وغنی سازی محیط یادگیری برای برقراری تعامل میان یادگیرنده ومنابع یادگیری الزام دارند. از این رو باز نگری در شیوه های سنتی تدریس وجایگزینی آنها با شیوه های نو برای تجهیز یادگیرنده به مهارت های شناختی ضرورت دارد. این مهارت ها لازمه استفاده از منابع عرضه شده در محیط های رایانه ای ودستیابی به کیفیت در یادگیری مداومند(شیخ زاده، مهرمحمدی، ۱۳۸۴)


بیان مساله:

امروزه نیاز به روش های نوین تدریس با توجه به پیشرفت روز افزون علم وفن آوری احساس می شود، باید به دنبال روش های تدریسی بود تا بتوان دانش آموزان را از حفظ طوطی وار به سوی یادگیری سوق داد. استفاده از روش های فعال تدریس کمک شایانی به دانش آموزان ومعلمان می کند.روش های فعال تدریس ، روش هایی هستند که فعالیت ذهنی دانش آموز را در زمینه های نیاز های عمومی بر می انگیزد. در این روش ها علاوه برفراهم نمودن شرایط گوناگون باید یادگیری را ازطریق ترغیب وتحریک دانش آموزان در آنان ایجاد نمود و تمام پیام های تربیتی و آموزشی را متناسب با کانون رغبت وعلاقه کودکان منتقل نمود چرا که اصولا هیچ تغییری در رفتار یادگیرنده رخ نمی دهد مگر اینکه از میل درونی و رغبت طبیعی آنان سرچشمه گرفته باشد (کریمی،۶۰،۱۳۸۳).در دهه های اخیر، جهان شاهد پیشرفت سریع فناوری به ویژه در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات بوده است. یکی از کاربرد های این فناوری، بهره گیری از آن در آموزش و یادگیری است. استفاده از فناوری های جدید اطلاعاتی و ارتباطی ، نظام های آموزشی را در افزایش گستره آموزش های خود، توانا کرده است.  محیط یادگیری الکترونیکی با بهره گیری از فناوری ها ورسانه های دیجیتالی برای عرضه، حمایت وبهینه سازی تدریس،یادگیری، سنجش وارزشیابی پدید می آید وازمحیط یادگیری سنتی متمایز است(نوروزی، رضوی، ۱۳۹۰، ۳۲۱).یک فرایند یاددهی یادگیری اثربخش باید اشتیاق ذهنی را برانگیزد وحس لذتی که دانش آموزان را از نقش منفعل گیرنده اطلاعات به نقش فعال تولید کننده دانش سوق می دهد ایجاد کند.بهترین سال های آموزش برای ایجاد نگرش مثبت نسبت به کاربرد فناوری آموزشی وبه خصوص رسانه در یادگیری،دوره ابتدایی خواهد بود،زیرا در این مرحله سنی با توجه به به ویژگی های خاص آن،ضمن اینکه استفاده ازفناوری آموزشی دررسانه ها به آسانی صورت می گیرد،سبب ایجادنگرش مطلوب نسبت به استفاده آنها توسط کودکان می شودیکی از نکاتی که در کاربرد نرم افزار آموزشی باید مورد توجه قرار گیرد آگاهی از این امر است که به عنوان ابزاری علمی که به برنامه های مدرسه اضافه خواهد شد،تلقی شوند.بنابراین کوشش جدی درجهت بررسی عمقی برنامه های درسی دوره ابتدایی،تجدید نظر کلی در فرایند تدریس ویادگیری،به ویژه تلفیق

دانشکده تحصیلات تکمیلی پایان‏ نامه جهت دریافت درجه کارشناسی ارشد رشته مدیریت بازرگانی – گرایش بازرگانی داخلی ...

جدول ۳-۱ مقیاس درجه‌بندی سوالهای پرسشنامه جامعه پذیری و تعهد سازمانی. ۸۰

جدول ۳-۲: ضرایب پایایی کل پرسشنامه‌های جامعه پذیری و تعهد سازمانی. ۸۱

جدول ۳-۳: ضرایب پایایی زیرمقیاس‌های پرسشنامه جامعه پذیری سازمانی ۸۱

جدول ۳-۴: ضرایب پایایی زیرمقیاس‌های پرسشنامه تعهد سازمانی ۸۲

جدول ۴-۱: توزیع فراوانی و درصد کارکنان دانشگاه بر حسب جنسیت. ۸۵

جدول ۴-۲: توزیع فراوانی نمونه آماری بر حسب سن ۸۶

جدول ۴-۳: توزیع نمونه آماری برحسب مدرک تحصیلی ۸۷

جدول ۴-۴: توزیع فراوانی نمونه آماری بر حسب سنوات خدمت ۸۸

جدول ۴-۵: نتایج آزمون کالموگروف اسمیرنف. ۸۹

جدول ۴-۶: نتایج ضریب همبستگی پیرسون بین جامعه پذیری و مولفه های آن با تعهد سازمانی. ۹۰

جدول ۴-۷ نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه رابطه هر یک از مولفه های جامعه پذیری سازمانی و تعهد عاطفی         ۹۱

جدول۴-۸: نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه رابطه هر یک از مولفه های جامعه پذیری سازمانی و تعهد هنجاری        ۹۲

جدول ۴-۹: نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه رابطه هر یک از مولفه های جامعه پذیری سازمانی و تعهد مستمر         ۹۲

 

 

چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین جامعه پذیری سازمانی و تعهد سازمانی در میان کارکنان اداره صنعت، معدن و تجارت استان کرمانشاه انجام شده است. با بهره گرفتن از روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی، ۱۵۵ نفر از کارکنان با بهره گرفتن از روش نمونه گیری تصادفی ساده جهت مطالعه  انتخاب شدند. برای گردآوری داده های پژوهش از دو پرسشنامه  استاندارد جامعه پذیری سازمانی بر اساس مدل تائورمینا و تعهد سازمانی بر اساس مدل آلن و می یر استفاده شده است. برای سنجش میزان پایایی از ضریب آلفای کرونباخ پرسشنامه جامعه پذیری سازمانی ۸۷/۰ =α و تعهد سازمانی ۸۲/۰= α بدست آمد. داده های تحقیق پس از جمع آوری بر اساس فرضیه های پژوهش و با بهره گرفتن از تحلیل ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه تحلیل شدند. نتایج حاکی از آن است که:۱- بین جامعه پذیری سازمانی و مولفه ای آن(دریافت آموزش، تفاهم، حمایت کارکنان، چشم انداز از آینده سازمان) با تعهد سازمانی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد.۲- ابعاد دریافت آموزش و تفاهم می توانند به طور مثبت و معنی دار ابعاد جامعه پذیری سازمانی را پیش بینی کنند.

 

واژه گان کلیدی: جامعه پذیری سازمانی، تعهد سازمانی، کارکنان، اداره صنعت، معدن و تجارت، کرمانشاه.

 

 

فصل اول

کلیات پژوهش

 

مقدمه

در جهان امروز توانمندی، قدرت اقتصادی و رفاه هر کشوری در گرو استفاده بهینه از امکانات، صنایع و نیروی انسانی آن کشور است. در این راستا هرچه نیروی کار شایسته‌تر و کارآمدتر باشد، پیشرفت و توفیق آن کشور در عرصه‌های گوناگون اقتصادی و اجتماعی بیشتر خواهد بود.

نتایج حاصل از بسیاری از تحقیقات درباره نقش و اهمیت نیروی انسانی در توسعه سازمانها و بعضاً رشد جوامع بشری بر این نکته تمرکز دارد که هیچ جامعه‌ای توسعه‌یافته نیست مگر اینکه به توسعه منابع انسانی خود پرداخته باشد. امروزه محققان مباحث نیروی انسانی پی برده‌اند که نیروی انسانی واجد شرایط و ماهر عامل باارزش و سرمایه‌ای بی‌پایان در جهت رشد و توسعه‌ی سازمانها و کشورها بوده و بزرگترین سرمایه یک کشور و عامل اصلی پیشرفت آن است. اگر در گذشته کار، سرمایه و زمین عوامل اصلی تولید به حساب می‌آمدند امروزه تغییرات فناوری، نیروی انسانی و افزایش بهره‌وری بعنوان عوامل رشد و توسعه تلقی می‌شوند (میرکمالی، ۱۳۸۳).انسان مهمترین سرمایه سازمان است. چنانچه عامل انسانی را از سازمان حذف کنیم آنچه باقی می ماند یعنی عوامل و امکاناتی چون ساختمانها، ماشین آلات، تجهیزات، ابزار و ادوات، مواد و غیره به خودی خود قابل استفاده نبوده و ارزشی نخواهند داشت. انسان بزرگترین و با ارزش ترین دارائی سازمان است. که هرگز در ترازنامه و صورتهای سود و زیان شرکتها منعکس نمی شود. در حالی که سودآوری سازمان با انسان است و انسانها پشتوانه موفقیت یک سازمان هستند (ابطحی و منتظری، ۱۳۸۷). این در حالی است که در اقتصاد جدید، راه، ساختار و مدیریت سازمان ها دچار تغییر و اصلاح روابط کارکنان سازمان، چگونگی توسعه حرفه ای آنان، تحریک شغلی  به عنوان یک شاخص در سازمان ها

 

مطرح  شده است(ونگ و همکاران، ۲۰۱۰). به طوری که نینینگر و همکارانش(۲۰۱۰) بیان می کنند که نگه داشتن کارکنان واجد شرایط در سازمان، یک اولویت و یک

 

چالش برای مدیریت معاصر محسوب می شود، که تعهد سازمانی می تواند راهکاری مناسب برای غلبه بر این چالش باشد. نیروی انسانی وفادار و سازگار با اهداف و ارزشهای سازمانی که حاضر باشد، فراتر از وظایف مقرر در شرح شغلش فعالیت کند، عامل مهمی در اثربخشی سازمان محسوب می شود، وجود چنین نیرویی در سازمان، نه تنها موجب بالا رفتن سطح عملکرد و پایین آمدن نرخ غیبت، تاخیر و ترک خدمت می شود، بلکه وجهه و اعتبار سازمانی را در اجتماع مناسب جلوه می دهد و زمینه را برای رشد و توسعه آن فراهم می آورد. در عوض، نیروی انسانی با احساس وفاداری و تعلق و تعهد کم، نه تنها خود در جهت اهداف سازمان حرکت نمی کند، بلکه با ایجاد فرهنگ بی تفاوتی نسبت به مسائل و مشکلات سازمان، بین دیگر همکاران روح همکاری و تعاون را تضعیف می کند و در نهایت موفقیت سازمان را به تاخیر می اندازد یا مانع آن می شود (قلاوندی و سلطانزاده،  ۱۳۹۱). در این فصل ابتدا به توصیف و تشریح مسئله‌ی پژوهش و سپس به اهمیت و ضرورت پژوهش، اهداف تحقیق، فرضیه‌های پژوهش، روش پژوهش، تعاریف نظری و عملیاتی واژه‌ها و نگاهی به فصل‌های بعدی پرداخته شده است.

۱-۱ بیان مسئله پژوهش

مدیریت منابع انسانی بعنوان زیر شاخه ای از رشته مدیریت از دهه ۱۹۸۰ به بعد مورد توجه جدی جوامع توسعه یافته قرار گرفت و عنوان سرمایه انسانی را به خود

 اختصاص داد، به گونه ای که در دنیای پیشرفته صنعتی از میان سه عامل ثروت آور شامل:  منابع طبیعی، منابع فیزیکی و منابع انسانی، بیش ترین توجه، بهره دهی و سودآوری را، منابع انسانی نصیب آنها کرده است(فرهی بوزجانی و همکاران،۱۳۸۷). ویژگی سازمانهای امروزی پویایی، پیچیدگی، ابهام و سنت گریزی است و دائما از محیط اطراف خود تاثیر می پذیرند، و تغییر را به عنوان ضرورتی اجتناب ناپذیر پذیرفته اند. پیش بینی تغییرات با وقت نسبتا معقول با اشکال مواجه خواهد بود. با درک این مهم که تغییر جزء لاینفک و ذات سازمان های هزاره سوم شده است، قدرت سازگاری و انطباق با تحولات اخیر در عرصه مختلف اقتصادی، اجتماعی و آموزشی افزایش می یابد. به منظور غلبه بر شرایط نا مطمئن، پیچیده و پویا تنها راهی که پیش روی مدیران قرار دارد، از این روی، داشتن نیروی انسانی توانا و کارآمد که بنیاد ثروت ملی و دارایئهای حیاتی سازمان به حساب می آیند، منافع بسیار زیادی برای سازمان ها به دنبال خواهد داشت در واقع مطالعات رهبری و مدیریت اظهار می نماید که پرداختن به نیروی منابع انسانی جزء اصلی اثربخشی مدیریت است(اعرابی و فیاضی، ۱۳۸۷). یکی از مفاهیمی که در مطالعات مدیریت در سال های اخیر در رابطه با مدیریت منایع انسانی مطرح شده جامعه پذیری سازمانی[۱] است، جامعه پذیری سازمانی کلیدی کارآمد و موثر در یکپارچه سازی کارکنان تازه وارد در سازمان و همسویی کارکنان با سابقه با تغییرات که در سازمان رخ می دهد است(آنتوناکولو و گوتل[۲]، ۲۰۱۰). و نقش بسیار مهم در ساخت ارزش ها و نگرش های افراد و همچنین سو گیری های اجتماعی شان درباره بسیاری از مسائل اجتماعی دارد(موحد و عباسی ،۱۳۸۵). هماهنگ شدن با شغل و وظیفه جدید می تواند یک گزاره دلهره آور باشد. تازه واردین در سازمان نیاز به یادگیری چگونگی  انجام وظایف و همچنین دست یابی به رفتار نرمال و قابل قبول از سوی همکاران دارند. در واقع افراد تازه وارد باید یاد بگیرند که چگونه محیط جدید را درک کنند و با آن سازگار  شوند(شائمی برزکی و اصغری، ۱۳۸۹). جامعه پذیری شامل، تغییر، مهارت های نوین، دانش، توانایی ها، نگرش ها، ارزش ها و روابط و درک صحیح و چارچوب های کاری می باشد. از طریق این فرایند فرد،‌ دانش و مهارت های اجتماعی،  فرهنگ  را آموخته و با شیوه های عمل آشنا می شود و آنچه را که در سازمان مورد انتظار است را فرا می گیرد که در نتیجه، عدم اطمینان و اضطراب فرد در اوایل ورود به سازمان کم می شود از دیدگاه تلفیقی جامعه پذیری فرایند مستمری است که در آن فرد و سازمان با هم  تعامل کرده و بر هم تاثیر می گذارند. از یک سو فرایند یادگیری است که از آن طریق افراد ارزش ها، هنجارها، شبکه های غیر رسمی و مهارت های مورد نیاز سازمانی را می آموزد. و از سوی دیگر فرایند مدیریتی است که از طریق آن سازمان کارکنان را ملزم به اطاعت و پیروی از ارزش ها، قوانین و رفتارهای مورد انتظار می کند. جامعه پذیری سازمانی به محتوای اشاره دارد که از طریق آن فرد با نقش خاص خود در سازمان سازگار می شوند(سلطانزاده و قلاوندی، ۱۳۹۲).

تائورمینا[۳] (۱۹۹۷) جامعه پذیری سازمانی را در چهار سازه تعمیم یافته و بزرگ دریافت آموزش، تفاهم، حمایت کارکنان و چشم انداز از آینده سازمان جای می دهد که در ادامه به توضیح آنها پرداخته می شود:

دریافت آموزش[۴]: آموزش هایی که  در نهادها برای ترویج و ارتقاء سازگاری کارکنان در سازمان ها طراحی و به اجرا در می آیند را شامل می شوند.

تفاهم[۵]:  این بعد فهم نقش های خود و سازمان را شامل می شود که بسیار مهم جلوه می کند به این دلیل که خطاها و اشتباهات کارکنان را در درون سازمان کاهش می دهد که در نهایت رضایت و احساس خودکارآمدی بالاتر کارکنان را به دنبال دارد.

حمایت کارکنان[۶]: این بعد به ارزیابی کارکنان از همکاری و پشتیبانی اعضای سازمان می پردازد. این بعد تعامل های مثبت و حمایت گرانه همکارانه در درون سازمان را شامل می شود.

چشم انداز از آینده سازمان[۷]: این بعد ادراکات کارکنان از چشم اندازهای شغل خود و پذیرش آن در سازمانی است که کار می کنند را شامل می شود(نادی و همکاران، ۱۳۸۸؛ تائورمینا، ۲۰۰۷).مطلب دیگر :


در مقابل نیز  سازمان ها برای اداره خود به کارکنان متعهد نیازمند هستند. عدم احساس تعلق کارکنان به سازمان و عدم دقت کافی برای انجام وظایف، از معضل های بزرگ دستگاه هایی اجرایی. ترک خدمت غیبت تاخیر، عدم درگیری فعال نیروی کارو سطح پایین عملکردنیروی انسانی، از بارزترین نمونه های این معضل محسوب می شود. برای رفع این مشکل، ارتقای تعهد از بهترین راه ها است.(شائمی برزکی و اصغری، ۱۳۸۹).

تعهد سازمانی[۸] وفاداری  به ارزش ها  و  اهداف  سازمان،  احساس تعلق و وابستگی به ماندن در سازمان را است، و در نهایت می توان گفت تعهد سازمانی ساخت چند بعدی است که نشان دهنده ارتباط و نفوذ سازمان بر اعضاء سازمان است که در نتیجه آن، تابعیت، تلاش کاری، عملکرد بهتر شغلی، رفتار شهروندی سازمانی، کاهش تعارض، تمایل ترک شغل،‌ رفتار غیبت و رفتار ترک خدمت به همراه است ( براتی و عریضی سامانی،‌۱۳۸۸). در ادبیات مدیریت تعاریف تعهد سازمانی در دو مسیر متمایز مفهومی کشیده شده است. در مسیر اول تعهد به عنوان درک قصد کارمند برای ادامه کار و ماندن در سازمان تعریف شده است که این نوع ، تعهد رفتاری نام دارد که نشان دهند پیوند فرد با سازمان است و در مسیر دوم تعهد سازمانی به عنوان یک نگرش درباره وفاداری کارکنان به سازمان و یک فرایند مستمر است که بواسطه مشارکت افراد در تصمیمات سازمانی، توجه افراد به سازمان و موفقیت و رفاه سازمانی را نشان می دهد تعریف شده است. که این نوع، تعهد نگرشی نام دارد که نشان دهنده همسویی فرد با سازمان است(قلاوندی و سلطانزاده، ۱۳۹۱؛  سیچی و همکاران، ۲۰۰۹ (.

در تحقیقی که توسط  می یر و  آلن[۹](۱۹۹۰)  انجام گرفته است مشخص گردید که هر یک از تعاریف تعهد سازمانی حداقل به یکی از ابعاد سه گانه تعهد عاطفی[۱۰]، تعهد هنجاری[۱۱] و تعهد مستمر[۱۲] اشاره می نمایند.

    تعهد عاطفی: به میزان دلبستگی عاطفی به سازمان و اهداف آن اشاره می کند، به عبارتی تعهد عاطفی به عنوان احساس هیجانی کارکنان برای وابستگی به سازمان، همانند سازی با آن و درگیری در سازمان مفهوم سازی شده است.

     تعهد هنجاری: تعهد هنجاری مجموعه فشار های هنجاری درونی شده برای عمل کردن به روشی است که خود اعتقاد دارد از نظر اخلاقی صحیح است. در این بعد از تعهد، فرد ادامه دادن به کار را وظیفه، تکلیف و مسئولیت خود می داند.

تعهد مستمر: در این دیدگاه تعهد فواید حاصل از مشغول شدن به کار و هزینه های ناشی از ترک شغل در نظر گرفته می شود، به عبارتی در این نوع تعهد فرد به علت بالا بودن هزینه های ترک سازمان به سازمان متعهد می ماند(بهروان و سعیدی، ۱۳۸۸). با توجه به مسائل مطرح شده در این پژوهش سعی بر آن است که تبیین رابطه بین جامعه پذیری سازمانی و تعهد سازمانی پرداخته شود. جامعه آماری انتخاب شده اداره صنعت، معدن و تجارت استان کرمانشاه  است، و علت این انتخاب آشنایی با محیط و فضای اداره و در نتیجه برخورد با کمترین محدودیتها و موانع جمع‌ آوری اطلاعات موثق و مستند، پژوهش بوده است.

 

۱-۲ اهمیت و ضرورت پژوهش

تلاش برای بهبود و استفاده موثر و کارآمد از منابع گوناگون چون نیروی کار، سرمایه، مواد، انرژی و اطلاعات، هدف تمامی مدیران سازمانها و اقتصادی و واحدهای تولید صنعتی و موسسات خدماتی و آموزشی است. تجهیزات و ابزار کار سالم، فضای کار متعادل و از همه مهمتر نیروی انسانی واجد صلاحیت و شایسته از ضروریاتی است که برای نیل به رشد عملکرد مطلوب باید مورد توجه مدیران قرار گیرد (باقرزاده و اعتباری، ۱۳۸۷). تمامی تلاشهای بشر در سازمانها در نهایت رسیدن به یک عملکرد عالی است و در این راه عوامل متفاوتی دخیل هستند که یکی از مهمترین آنها عامل انسانی است. توجه به کارکنان بعنوان بزرگترین و مهمترین سرمایه و دارایی پدیده‌ای است که در دو دهه اخیر رشد فراوان داشته است. این جنبش نیز مانند شماری دیگر از جنبش‌های کارآمد مدیریت سودمندی و کاربری بالایی دارد و هم اکنون در سراسر کشورهای صنعتی و پیشرفته جهان نفوذ کرده و مبانی و اصول کار با کارکنان را دچار تحولی شگرف ساخته است. روندی جدید که باعث اهمیت مدیریت منابع انسانی و پرداختن به آن در سازمان شده، نقش و رسالت این منبع استراتژیک بعنوان یکی از عوامل تامین کیفیت جامع و بهره وری در سازمان‌های دولتی و بازرگانی و نهایتاً زیربنای توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است (علیی و خدیوی، ۱۳۸۶).

بنا به دلایلی جامعه پذیری برای کارکنان و سازمان حائز اهمیت است. نخست غفلت از افراد تازه وارد تاثیرات منفی به دنبال دارد. افراد تازه وارد معمولا دارای انتطارات بر آورده نشده ای می باشند و این امر منجر به نگرش های ضعیف  و رفتار های منفی مانند جابجایی زیاد می گردد. استخدام و گزینش هزینه های قابل توجهی برای سازمان به همراه دارد و جامعه پذیری سازمانی در سرمایه گذاری روی این فرایند ها ،تعدیل انتظارات و دستیابی به نتایج مثبت اجتماعی شدن حائز اهمیت است.دوم اینکه افراد جدید با هدف سهیم شدن عملکرد فردی ،گروهی و سازمانی وارد می شوند این فرایند بنیادی بوده و از طریق آن افراد تازه وارد با ضابطه های عملکرد آشنا شده و احساس می کنند که سهم ارزشمندی در سازمان دارند و اطمینان می یابند که همکارانشان نیز چنین تصوری دارند. دلیل سوم این است که افراد تازه وارد باید با شیوه عمل در سازمان هایشان آشنا شوند که مستلزم یادگیری ارزش ها، هنجارها، شبکه های منبع و سیاست های سازمان است. چهارم اینکه جامعه پذیری سازمانی به علت تاثیرات سریع و پایدار خود حائز اهمیت است.افراد تازه وارد در چند ماه نخست سریعا با سازمان تطابق می یابند در حالی که این تطابق اولیه تاثیر پایدار و نتایج قابل اندازه گیری به دنبال دارد.پنجم اینکه افزایش مداخلات و تغییر ات محیط کار از سطوح فردی تا سازمانی لزوم جامعه پذیری بیشتر کارکنان را آشکار می سازد. این دلایل به همراه افزایش میزان جابجایی کارکنان به منظور رسیدن به اهداف حرفه ای فردی به جای پذیرفتن مسیر های حرفه ای سازمانی جامعه پذیری سازمانی را به پدیده ای متدوال برای کارفرما و کارکنان تبدیل کرده است(اعتباریان و خلیلی، ۱۳۸۷). تعهد سازمانی بیان کننده وابستگی روان شناختی به سازمان محل استخدام است.تعهد سازمانی در سه شناخت تجلی می یابد:۱- ایمان و اعتقاد قوی به سازمان و پذیرش اهداف و ارزشهای آن .۲- تمایل به انجام دادن تلاش

واحد کرمانشاه دانشکده تحصیلات تکمیلی پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد رشته تکنولوژی آموزشی (M.A) ...

نقش تصویر واژه بر کاهش اشکالات املایی دانش آموزان پایه چهارم
 
چکیده:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر استفاده از تصویر-واژه بر کاهش اشکالات املایی دانش آموزان پایه چهارم مقطع ابتدایی در سال تحصیلی ۱۳۹۱-۱۳۹۰ انجام شده و براساس دیدگاه شناختی است. در این پژوهش از روش شبه تجربی و استفاده از گروه کنترل وگروه شاهد انجام گرفت . جامعه آماری دانش آموزان پایه چهارم مقطع ابتدایی در آموزش و پرورش ناحیه سه کرمانشاه می باشد، که تعداد کل آن ها ۲۸۴ نفر است. ۱۶۲نفر از آن ها به صورت تصادفی انتخاب شد، از آن جا که دانش آموزان پایه چهارم در مدرسه شهدای فرهنگی بیشترین شباهت را به طرح مذکور داشتند، لذا تحقیق بر روی این گروه انجام گرفت. پس از این که افراد انتخاب شدند، به دو گروه شاهدو کنترل با تعداد هر کدام ۸۱نفر طبق فرمول کوکران تبدیل شده و مدت یک سال تحصیلی طی ده جلسه با بهره گرفتن ازآزمون توانایی های روانی–ایلی نویز(آی.تی.پی.ا.) بارویکردشناختی و تمرکز برخانواده پردازش اطلاعات مانند تفکر استقرایی توسط معلم تحت آموزش قرار گرفتند. پس از اجرای آموزش در دو گروه، فرضیه های پژوهش مورد آزمون قرار گرفت و برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کواریانس، نرم افزار (spss) ،جداول و نمودار برای بررسی توزیع فراوانی و درصد نمره توانایی، میانگین، میانه، انحراف معیار، مینیمم و ماکزیمم استفاده شده است. توزیع مشاهدات را با فرض نرمال بودن مشاهدات پذیرفته شده آزمون نموده و نتایج حاکی از تاثیر مثبت آموزش مبتنی بر تصویرواژه برکاهش اشکالات املایی دانش آموزان دارد.
واژه های کلیدی: تصویر _ واژه، یادگیری، دید گاه شناختی، تفکر استقرایی
 
فصل اول:
کلیات تحقیق


مقدمه :

ازسال ۱۹۵۰به بعد توجه مربیان، روانشناسان و پزشکان  به گروه خاصی از کودکان وآموزش آن ها معطوف گشت که ازنظر جسمی و مغزی دارای هیچ گونه عارضه ی 

مشخصی نیستند،ولی دچار نارسایی های ویژه ی یادگیری وگاهی اوقات نابهنجاریهای رفتاری می باشند ودرمان آن ها باروش  های متداول امکان پذیر نیست .

برای کسانی که شغل معلمی را انتخاب نموده اند، گهگاه دانش آموزانی درکلاس وجود دارند، با توجه به اینکه روش تدریس برای همه یکسان بوده، اما  عده ای از آن ها در یک یا چند درس از کلاس عقب افتاده اند. آیا این کودکان عقب مانده ی ذهنی هستند؟ غالباَ عقب مانده ی ذهنی نخستین تصوری است که به ذهن اکثر معلمان خطور می کند. البته چنین تصوری سال ها بر جََو آموزش و پرورش حاکم بوده است. به تدریج صاحبنظران و دست اندرکاران تفاوت هایی را بین عقب ماندگان ذهنی وعقب افتادگان درسی مشاهده کرده اند و نتیجه ی این مشاهدات به پیدایش گروه دیگری از این نوع دانش آموزان انجامید که مشکل  آن ها را اختلالات یادگیر ی نامیدند. این تعریف و تشخیص به کمک دانش آموزانی آمده  که به طور مداوم در کارهای درسی خود با شکست مواجه بوده اند.  نارسایی های این ها با واژه های مختلف در کتاب های روانشناسی و علوم تربیتی نام گذاری شده اند. متداول ترین این واژه ها عبارتند از: ضایعات مغزی[۱]، ضایعات خفیف مغزی[۲]، آسیب های عصبی[۳]. این اصطلاحات که درآن ها ریشه اصلی نارسایی های یادگیری، عوامل بدنی شمرده شده است با اعتراضات و انتقادات زیادی مواجه شده است(نادری، ۱۳۸۸).
متخصصین آموزشی با بسیاری از این کودکان روبرو می شوند که دچار اختلالات یادگیری هستند ولی علم پزشکی هیچ گونه علامتی ازنابهنجاری های عصبی یا ضایعاتمطلب دیگر :

۳ تعریف اشتباه از هکر رشد

 مغزی درآن ها نمی یابند، درحالی که کودکان دیگری هستند که دچار ضایعات مشخص شده مغزی اند ولی هیچ گونه اشکالی در یادگیری ندارند. بنابراین به تدریج اصطلاحات فوق الذکر اعتبار خود را از دست داده است. اکنون لقب نارسایی های ویژه یادگیری را برای این گونه کودکان که با وجود هوش بهنجار در یک یا چند زمینه مانند: خواندن، نوشتن، سخن گفتن، فهم ریاضی و. دچار ناتوانی و اشکالات یادگیری هستند به کار می برند، چون این کودکان دچار ضایعه مشخص شده مغزی یاعصبی نیستند، نظریه ی اشکالات مغزی وعصبی نتوانسته است متخصصین این رشته را قانع کند. بنابراین فرضیه ها و سپس نظریه های مختلفی دراین زمینه پدید آمده است. تاریخچه این تخصص ویژگی هایی از روانشناسی وآموزش وپرورش رانمایان می کند. شایان ذکر است که در تمام نظریه ها سعی شده است که پدیده نارسایی های ویژه یادگیری را در کودکانی که از هوش معمولی برخوردارند توضیح داده شود. از دانش آموزان توسط آزمون دکتر آلفرد مانزرت (پیوست پایان نامه ) تست هوش به عمل آمده که بهره هوشی دانش آموزان مذکور از۹۰ بیشتر بوده و رقم به دست آمده نشان دهنده وضعیت بهره هوشی طبیعی در دانش آموزان است و از این لحاظ فراگیران مشکلی ندارند. اما با توجه به طیف وسیعی از مهارت ها که از آن ها خواسته می شود وهم زمان با آمدن به مدرسه این انتظارات از آن ها افزایش یافته است،که یکی از آن خواسته ها نوشتن زیبا بدون غلط، نوشتن و ارائه نوشته هابا خطی زیبا و جمله بندی که نشان از توانایی بالای دانش آموز باشد، تا حدی که از روی متنی که نوشته در مورد شخصیت و توانایی حافظه او قضاوت می شود. لذا به علت مشکلاتی که در خلال مقاله بحث خواهد شد نه تنها از عهده آن بر نمی آیند بلکه به مرور زمان احساس می کنند که توانایی پیشرفت مانند دیگر همسالان خود را ندارند

بیان مسأله :
کودکان با نارسایی های ویژه یادگیری آن دسته ازکودکانی دانسته شده اند که دریک یا تعدادی از فرایندهای اساسی یادگیری، فهم مطالب، کاربرد زبان گفتاری یانوشتاری دچارمشکل اند.این اشکالات ممکن است درکودکان به صورت های گوناگون مانند: دشواری درگوش دادن، فکرکردن، صحبت کردن، خواندن و نوشتن، هجی کردن وحساب کردن ظاهر شوند. به طور خلاصه این کودکان دارای ویژگی های  زیرهستند:
۱ـ دارای بهره هوشی تقریبا متوسط یا بالاتر هستند
۲ـ  ازنظرحواس مختلف (بینایی، شنوایی و)سالم هستند.
۳ـ  ازامکانات محیطی وآموزشی نسبتا مناسبی برخوردارهستند.
۴ـ این کودکان دارای نابهنجاری های شدید رفتاری هستند .
۵ـ پیشرفت این کودکان به طورقابل ملاحظه ای ازبهره هوشی، سن وامکانات آموزشی که ازآن برخوردارند کمتراست .
عللی که برای شکست این کودکان درزمینه ی یادگیری ذکر کرده اند چنین می توان خلاصه کرد:
الف) فقدان انگیزش کافی
ب) فقدان توجه و دقت لازم

دانشکده تحصیلات تکمیلی گروه مدیریت بازرگانی پایان‌نامه جهت دریافت درجه کارشناسی ارشد M.A.

نتیجه­گیــری و پیشنهـادها

۵-۱- مقدمه.۹۵

۵-۲- جمع­بندی پژوهش.۹۵

۵-۳- نتیجه ­گیری آزمون فرضیه ­ها۹۶

۵-۴- پیشنهادها۹۹

۵-۵- پیشنهادهایی برای پژوهش­های آتی.۱۰۰

۵-۶- محدودیت­های پژوهش. ۱۰۱

فهرست منابع۱۰۲

جداول پیوست.۱۱۳ چکیده لاتین.I

 

فهـــرست جداول

عنوان                                                                                                صفحه

جدول (۲-۱) ویژگی­های دانش صریح و ضمنی.۲۱

جدول (۲-۲) دیدگاه­های مختلف راجع به فرایند مدیریت دانش.۳۱

جدول (۲-۳) مراحل الگوی چرخه دانش به کمک فناوری اطلاعات.۴۶

جدول (۳-۱) تشریح پرسشنامه.۷۱

جدول (۳-۲) ضریب آلفای کرومباخ.۷۳

جدول (۳-۳) میزان پایایی کل سوالات.۷۴

جدول (۴-۱) مشخصات دموگرافی.۸۰

جدول (۴-۲) آزمون نرمال بودن متغیرها.۸۲

جدول (۴-۳) نتایج حاصل از آزمون پیرسون برای فرضیه اول۸۳

جدول (۴-۴) نتایج حاصل از آزمون پیرسون برای فرضیه دوم.۸۴

جدول (۴-۵) نتایج حاصل از آزمون پیرسون برای فرضیه سوم۸۵

جدول (۴-۶) نتایج حاصل از آزمون پیرسون برای فرضیه چهارم.۸۶

جدول (۴-۷) نتایج حاصل از آزمون پیرسون برای فرضیه پنجم.۸۷

جدول (۴-۸) آزمون هم­خطی۸۸

جدول (۴-۹) آزمون F لیمر (همسانی عرض از مبدا مقاطع)۹۰

جدول (۴-۱۰) نتایج آزمون هاسمن (انتخاب بین اثرات ثابت و تصادفی).۹۰

جدول (۴-۱۱) نتایج حاصل از رگرسیون چند متغیره.۹۱

جدول (۴-۱۲) خلاصه یافته­ ها۹۳

 

 

فهـــرست نمودارها

عنوان                                                                                                صفحه

نمودار (۱-۱) مدل مفهومی۹

شکل (۲-۱) نقش تکنولوژی اطلاعات در مدیریت دانش.۴۵

 

فهـــرست شکل­ها

عنوان                                                                                                صفحه

شکل (۲-۱) انواع دانش۲۰

شکل (۲-۲) قابلیت فرایند مدیریت دانش گنجانده شده در مدل پژوهش.۳۲

 

 

چکیده:

سازمان­ها برای حفظ بقای خود در دنیای رقابتی امروز راهی جز کسب مزیت رقابتی ندارند. از طرفی امروزه که عصر ارتباطات و اطلاعات است، تغییرات به قدری شدید شده که طول عمر فناوری­ها و محصولات را به حداقل رسانده است، در چنین شریطی خلق و حفظ پایدار مزیت رقابتی با تکیه بر قابلیت­ها و شایستگی­های سنتی و قدیمی برای حضور موفق بنگاه در محیط و بازارهای رقابتی کافی نیست. این امر مستلزم تدابیری نو و روی­­آوری به شایستگی­های جدیدی است که مبتنی بر فناوری اطلاعات و مدیریت دانش است.بنابراین در دنیای امروز، مدیریت دانش و فناوری ارتباطات و اطلاعات از نقشی محوری در ایجاد و پایدارسازی مزیت رقابتی برای شرکت­ها برخوردار است.هدف اصلی این پژوهش «مطالعه تاثیرتکنولوژی اطلاعات واجرای فرایند مدیریت دانش بر کسب مزیت رقابتی در بیمه­های خصوصی شهر کرمانشاه از ابتدای خرداد ۱۳۹۲ تا انتهای شهریور ۱۳۹۲» بوده است که در این راستا مدیریت دانش از ۴ جنبه کلی مورد بررسی قرار گرفت که شامل؛ فرایند کسب دانش، کاربرد دانش، تبدیل دانش و محافظت از دانش بوده است.برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران (برای جامعه محدود) استفاده شده است، که تعداد ۱۳۰ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. به منظور جمع­آوری اطلاعات مورد نیاز بخش ادبیات پژوهش و مبانی نظری ازروش کتابخانه­ای و داده ­های مورد نیاز برای آزمون فرضیه ­های پژوهش از پرسشنامه استفاده شده است.نتایج پژوهش نشان داد که متغیرهای کسب دانش، تبدیل دانش، کاربرد دانش، محافظت از دانش و تکنولوژی اطلاعات تأثیر مستقیم، قوی و معناداری بر کسب مزیت رقابتی بیمه­های خصوصی شهر کرمانشاه دارند و تأثیر تکنولوژی اطلاعات بر کسب مزیت رقابتی از بقیه متغیرها بیشتر است.

واژگان کلیدی:تکنولوژی اطلاعات، مدیریت دانش، مزیت رقابتی، بیمه­های خصوصی

 

 

فصل اول:

کلیات پژوهش

 

 

۱-۱ مقدمه:

در عصر اطلاعات و ارتباطات،دیدگاه­ها و رویکردهای سنتی مربوط به مزیت رقابتی جوابگوی سازمان­ها در ایجاد و پایدارسازی مزیت رقابتی در راستای رقابت­پذیری و پاسخ مناسب به الزامات محیط و بازار رقابتی نمی­باشند. از این روی لازم است تا دیدگاه و رویکردی جدید مطابق با شرایط عصر حاضر در این زمینه توسعه داده شود (آقازاده واسفیدانی، ۱۳۸۶). از طرفی همزمان با روند فزاینده­ی تحولات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی که تمام ابعاد سازمان را تحت تاثیر قرار داده و انتظارات جدیدی را پدید آورده است، نقش وظایف مدیران و رهبران نیز به شدت دگرگون شده است. طی دهه­های اخیر تحولات بنیادی در سازمان­ها به وجود آمده است و این تحولات موجب پیدایش اصول، روش­ها و مهارت­های نوینی شده که یکی از مهم­ترین آنها مدیریت دانش است (عباس­زاده شهری و رجبلو، ۱۳۸۸).

نیاز به مدیریت دانش براساس رشد ادراک جامعه تجاری، از این واقعیت سرچشمه می­گیرد که دانش در عملکرد سازمانی، دسترسی به مزیت رقابتی پایدار و تحقق استراتژی­های رقابتی عنصر مهمی تلقی می­شود (رحیم­نیا و همکاران، ۱۳۹۰).اکنونبحث مدیریت دانش بهیکیازموضوعاتاصلیدرپژوهش­هایمدیریت درسراسردنیا تبدیل شده است (وانکورگ و نوناکا[۱]، ۲۰۰۰) وآنرابهعنوانابزاریکلیدیبرایمدیریت کردناطلاعاتوابزاریاستراتژیکبرایمدیریت (مارتینسون[۲]، ۲۰۰۰) و راهی موثر برای کسب مزیت رقابتی پایدار (بونچن و پیو[۳]، ۲۰۰۲) می­دانند.مدیریت دانش فرایندی است که به سازمان­ها کمک می­ کند تا اطلاعات و مهارت­های مهم را که به عنوان حافظه سازمانی محسوب می­شود و به­طور معمول به صورت سازماندهی نشده وجود دارند، شناسایی، انتخاب، سازماندهی و منتشر نمایند. این امر مدیریت سازمان­ها را برای حل مسائل یادگیری، برنامه ­ریزی راهبردی و تصمیم ­گیری­های پویا به­صورت کارا و مؤثر قادر می­سازد. به­طور­کلی سازمان­ها به دو دسته دارایی­ها (سرمایه) تکیه می­ کنند: دارایی­های ملموس و ناملموس. آنچه تا چندی پیش مورد توجه سازمان­ها بود دارایی­های ملموس مانند ماشین­آلات و تجهیزات بود. اما امروزه سازمان­ها دریافته­اند که دارایی­های ناملموس مانند دانش سازمانی و اطلاعات موجب موفقیت و بقای آنها می­شود (احمدی، ۱۳۹۰).جوامع علمی و تجاری هر دو بر این باورند که سازمان­های دارای قدرت دانش می­توانند برتری­های بلندمدت خود را در عرصه­های رقابتی حفظ کنند و به همین دلیل در سال­های اخیر مدیریت دانش به یک موضوع مهم و حیاتی

در سازمان­­ها تبدیل شده است (بات[۴]، ۲۰۰۱).

بنابراین در دنیای امروز، مدیریت دانش و فناوری ارتباطات و اطلاعات از نقشی محوری در ایجاد و پایدارسازی مزیت رقابتی برای شرکت­ها برخوردار است. با توجه به اینکه نقطه تمرکز مزیت رقابتی بر دانستن چگونگی انجام کارها قرار دارد تا در دسترسی به منابع و بازارهای خاص، لذا دانش و اطلاعات به عنوان مبنای اولیه دستیابی به شایستگی­های اصلی و کلید عملکرد برتر سازمان مطرح می­شوند. به عبارت دیگر توانایی یک شرکت در ایجاد و حفظ مزیت رقابتی به دانش آن شرکت بستگی دارد (آقازاده

 واسفیدانی، ۱۳۸۶).

 

۱-۲ تعریف و بیان مساله پژوهش

سازمان­ها برای حفظ بقای خود در دنیای رقابتی امروز راهی جز کسب مزیت رقابتی ندارند (بارنی[۵]، ۱۹۸۶). به دلیل اهمیت مزیت رقابتی در موفقیت بلندمدت شرکت، بسیاری از پژوهش­گران به­طور مستقیم و یا غیرمستقیم به تلاش برای درک منشاء مزیت رقابتی پرداخته­اند (پریم و باتلر[۶]، ۲۰۰۱). از طرفی امروزه که عصر ارتباطات و اطلاعات است، سازمان­ها، محصولات، روابط و به­طور­کلی کسب­وکار آنها حالت مجازی و الکترونیکی به خود گرفته و تغییرات به قدری شدید شده که طول عمر فناوری­ها و محصولات را به حداقل رسانده است، در چنین شرایطی خلق و حفظ پایدار مزیت رقابتی با تکیه بر قابلت­ها و شایستگی­های سنتی و قدیمی برای حضور موفق بنگاه در محیط و بازارهای رقابتی کافی نیست. این امر مستلزم تدابیری نو و روی­­آوری به شایستگی­های جدیدی است که مبتنی بر فناوری اطلاعات و مدیریت دانش است. بنابراین در دنیای امروز، مدیریت دانش و فناوری ارتباطات و اطلاعات از نقشی محوری در ایجاد و پایدارسازی مزیت رقابتی برای شرکت­ها برخوردار است. با توجه به اینکه نقطه تمرکز مزیت رقابتی بر دانستن چگونگی انجام کارها قرار دارد تا در دسترسی به منابع و بازارهای خاص، لذا دانش و اطلاعات به عنوان مبنای اولیه دستیابی به شایستگی­های اصلی و کلید عملکرد برتر سازمان مطرح می­شوند. به عبارت دیگر توانایی یک شرکت در ایجاد و حفظ مزیت رقابتی به دانش آن شرکت بستگی دارد (آقازاده واسفیدانی، ۱۳۸۶).

در اقتصادهای دانش محور امروزی، دانش به عنوان منبع کلیدی محسوب می­شود که باید همانند جریان نقدینگی، منابع انسانی و یا مواد اولیه مدیریت شود. در چنین شرایطی تنها سازمان­هایی می­توانند عملکرد موفقیت­آمیزی داشته باشند که بتوانند از دانش به عنوان یک مزیت رقابتی پایدار بهره گیرند. از این رو مدیریت دانش به یکی از مهم­ترین وظایف سازمان­هایی تبدیل شده است که تلاش می­ کنند به سازمان یادگیرنده تبدیل شوند. سازمان­هایی که به طور موثر اقدام به کسب، خلق، انتقال دانش و استفاده از دانش برای اصلاح و بهبود فعالیت­ها و عملکرد خود می­ کنند (جعفری و همکاران، ۱۳۹۰). در واقع دانش می ­تواند مزیت رقابتی سازمان­ها تلقی شود و به آنها توانایی حیات، رقابت و پیشی گرفتن از سایرین را اعطا کند(موغلی، ۱۳۸۵). به نحوی که پیتر دراکر راز موفقیت سازمان­ها در قرن۲۱ را مدیریت دانش می­داند. اهمیت مدیریت دانش در قرن حاضر به حدی است که تیلور آن را حرکت و جنبشی می­داند که عصر آینده را مسخر خود خواهد ساخت (عسگری، ۱۳۹۰).

عصر حاضر، عصر تغییر و تحول سریع دانش است هر پنج سال و نیم حجم دانش دو برابر می­شود، در حالی که عمر متوسط آن کمتر از چهار سال است. در چنین شرایطی دانش به عنوان یک منبع ارزشمند استراتژیک و دارایی مطرح می­شود که نیازمند مدیریت است. اگر به شرایط فوق، رقابت شدید موجود در بازار را نیز اضافه کنیم، اهمیت مدیریت کردن دانش موجود در شرکت­های بیمه­ای در اقتصاد دانش محور کنونی دو چندان می­شود (جلالی و همکاران، ۱۳۸۶).

در دنیای امروز بیمه از صنایع بسیار با ارزش جامعه است و به چنان جایگاهی رسیده است که می ­تواند با ایجاد اطمینان در مجموعه فعالیت­های اقتصادی کشورها، نقش کلیدی را در توسعه اجتماعی و اقتصادی ایفا کند. به عبارت دیگر امروزه تمامی جوامع توسعه­گرا، بیمه را عامل مهمی در توسعه کشور می­دانند زیرا که معتقدند بیمه در رشد بخش­های مختلف اقتصادی نقش برجسته­ای ایفا می­ کند (یوسفی، ۱۳۹۰). صنعت بیمه از صنایع خدماتی است که همواره رقابت­پذیری در آن معنادار بوده است. ایجاد سیستم مدیریت دانش موثر از عوامل کلیدی در بهبود فرایندهای کسب­وکار در شرکت­های بیمه است، بنابراین این شرکت­ها برای بقا در بازار به شدت رقابتی کنونی، ناگزیر به سرمایه ­گذاری در این حیطه هستند(زعفریان و میرزایی­رابر، ۱۳۹۰).

این پژوهش با توجه به اهمیت مدیریت دانش و تکنولوژی اطلاعات در صنعت بیمه در پی دستیابی به شناخت تاثیر فرایند مدیریت دانش و تکنولوژی اطلاعات بر کسبمطلب دیگر :

عملکرد مهاربند کمانش ناپذیر و تعیین پارامترهای عملکرد لرزه ای مورد استفاده استاندارد 2800 ایران -متن کامل – دانلود پایان نامه ارشد

 مزیت رقابتی است. در همین راستا پژوهش­گر تلاش می­ کند تا چگونگی ارتباط میان مدیریت دانش و مزیت رقابتی را با چهار فرایند مدیریت دانش، شامل کسب دانش، تبدیل دانش، محافظت از دانش و کاربرد دانش جستجو کند و میزان اثرپذیری مدیریت دانش بر کسب مزیت رقابتی را مورد آزمون قرار دهد.از طرفی ادبیات منبع محور اشاره دارد که مزیت­های رقابتی، با بهره گرفتن از دانش ایجاد شود و پایدار بماند. بنابراین دیدگاه منبع محور یک تئوری مناسب برای بیان ماهیت روابط بین مدیریت دانش و مزیت رقابتی است. از این رو در این پژوهش رابطه بین مدیریت دانش و مزیت رقابتی را از دیدگاه منبع محور مورد بررسی قرار می­دهیم.

 

۱-۳ اهمیت موضوع پژوهش:

در عصر اطلاعات و ارتباطات، دیدگاه­ها و رویکردهای سنتی مربوط به مزیت رقابتی جوابگوی سازمان­ها در ایجاد و پایدارسازی مزیت رقابتی در راستای رقابت­پذیری و پاسخ مناسب به الزامات محیط و بازار رقابتی نمی­باشند. از این روی لازم است تا دیدگاه و رویکردی جدید مطابق با شرایط عصر حاضر در این زمینه توسعه داده شود (آقازاده واسفیدانی، ۱۳۸۶). از طرفی همزمان با روند فزاینده­ی تحولات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی که تمام ابعاد سازمان را تحت تاثیر قرار داده و انتظارات جدیدی را پدید آورده است، نقش وظایف مدیران و رهبران نیز به شدت دگرگون شده است. طی دهه­های اخیر تحولات بنیادی در سازمان­ها به وجود آمده است و این تحولات موجب پیدایش اصول، روش­ها و مهارت­های نوینی شده که یکی از مهم­ترین آنها مدیریت دانش است. مدیریت دانش به فرایند شناسایی، انتخاب، سازماندهی، تلخیص و دسته­بندی اطلاعات ضروری برای کسب­و­کار شرکت اشاره دارد به گونه­ای که عملکرد کارکنان و مزیت رقابتی را بهبود بخشد (عباس­زاده شهری و رجبلو، ۱۳۸۸).

به عقیده مارتین افزایش سرعت جهانی شدن و تقابل تکنولوژی وتغییرات سازمانی از دلایل اهمیت یافتن مقوله دانش است (مارتین[۷]، ۲۰۰۰). بدیهی است در عصری که دانش به عنوان مهم­ترین عامل ایجاد کننده ارزش و مزیت رقابتی شرکت­ها به شمار می­آید مدیریت دانش نیز از ضروری­ترین فعالیت­های مدیریت نوین است. به طوری که پیتر دراکر راز موفقیت سازمان­ها در قرن ۲۱ را مدیریت دانش می­داند. اهمیت مدیریت دانش در قرن حاظر به حدی است که تیلور آن را حرکت و جنبشی می­داند که عصر آینده را مسخر خود خواهد ساخت (عسگری، ۱۳۹۰). یکی دیگر از موضوعات مهم که بر مدیریت دانش سازمانی هم اثرگذار است تکنولوژی اطلاعات است که پیشرفت­های شگرف و خیره­کننده ­ای داشته است. این امر باعث توجه و سرمایه ­گذاری قابل توجه سازمان­ها گردیده است. تغییرات فناوری، دانشی است که کلید منابع رقابت­­های صنعتی و رشد اقتصادی را تشکیل می­دهد. فن­آوری اطلاعات شاهراهی است که به قلمرو جدیدی از توانایی­ها و نوآوری­های فن­آوری می­انجامد و ما را وارد اقتصاد فراصنعتی و جامعه اطلاعات محور می­ کند (کاظمی و همکاران، ۱۳۸۷).

دانشومدیریتآنازجملهعناصریاستکهامروزهتوجههمهسازمان­هارابهسمتخودجلبنمودهاست. نتایجپژوهش­هایمتعددوآماروارقامموجودنشانگرآن استکهکشورهاییکهدرایجاددانشازسایرینپیشیگرفته­اندازنظررشدرقابتیوقدرتاقتصادینیزدرمرتبه­ایبالاترازدیگرانهستند. همچنینکشورهاییکهازوضعیتاقتصادیمناسبیبرخوردارنیستند،ازضعفدرشالوده­هاوزیربنادردانشرنجمی­برند.

با توجه به مطالب گفته شده می­توان گفت که مدیریت دانش به عنوان یک  ضرورت در سازمان­های امروزی پذیرفته شده است از این­رو سازمان­ها باید بتوانند دانش را به عنوان یک منبع کلیدی همانند جریان نقدینگی، منابع انسانی و یا مواد اولیه مدیریت کنند. از طرفی صنعت بیمه از صنایع خدماتی است که همواره رقابت­پذیری در آن معنادار بوده است و ایجاد سیستم مدیریت دانش موثر از عوامل کلیدی در بهبود فرایندهای کسب ­و کار در شرکت­های بیمه است. بنابراین دست­یابی به مزیت رقابتی در صنعت بیمه با روش­های سنتی امکان­پذیر نیست و سازمان­های بیمه باید روش­های قدیمی را کنار بگذارند و خود را به دانش و فناوری مجهز کنند تا بتوانند اهداف سازمان را برآورده و آن را پیش ببرند.

با توجه به مزیت رقابتی پایداری که تکنولوژی اطلاعات و مدیریت دانش برای سازمان­ها ایجاد میکنند و با توجه به اهمیت رقابت­پذیری در صنعت بیمه، ضرورت انجام این پژوهش یعنی مطالعه تاثیر تکنولوژی اطلاعات و اجرای فرایند مدیریت دانش در صنعت بیمه­های خصوصی شهر کرمانشاه احساس شد. در همین راستامدیریت از ۴ جنبه کلی یعنی کسب دانش، تبدیل دانش، محافظت از دانش و کاربرد دانش مورد بررسی قرار گرفت. از طرفی پژوهش­هایزیادیدرموردمدیریتدانشوتکنولوژیاطلاعاتانجامشدهاستکهدربخشادبیاتپیشینهبهآنهااشارهشدهاست.همچنینپژوهش­هایینیزدرموردنقشمدیریتدانشدرکسبمزیترقابتیانجامشدهاستاما در این پژوهش تاثیر همزمان تکنولوژی اطلاعات و مدیریت دانش بر کسب مزیت رقابتی بررسی شده است دراینراستاباتلفیقیازمدلتوانایی­هایمدیریتدانشومزیترقابتی (نگون، ۲۰۱۰) و مدل نقشبحرانیمدیریتدانشدر دستیابیبهمزیترقابتیپایدار سازمانی (نگون و همکاران، ۲۰۰۹)بهمدلمفهومیپژوهشدستیافتیم. همچنینازلحاظجامعهآماریومتدولوژیباپژوهشحاضرمتفاوتمیباشد.

 

 

۱-۴ اهداف پژوهش:

هدف کلی:

شناخت تاثیر فرایند مدیریت دانش و تکنولوژی اطلاعات بر کسب مزیت رقابتی.

اهداف ویژه:

۱- شناخت تاثیر فرایند کسب دانش بر کسب مزیت رقابتی در بیمه­های خصوصی شهر کرمانشاه.

واحد کرمانشاه دانشکده تحصیلات تکمیلی پایان نامه جهت دریافت کارشناسی ارشد رشته جغرافیا و برنامه ریزی شهری (M.A)

):کیفیات فضایی خیابان مدرس در ارضاء نیازهای اصلی پیاده‏ها ۱۰۸
جدول(۴-۵): نتایج آزمون T برای کیفیات فضایی خیابان مدرس در ارضاء نیازهای اصلی پیاده‏ها ۱۰۹
جدول(۴-۶): معیارهای خیابان ممتاز در فضاهای شهری جهت تعاملات اجتماعی ۱۰۹
جدول(۴-۷): نتایج آزمون T برای معیارهای خیابان ممتاز در فضاهای شهری جهت تعاملات اجتماعی ۱۱۰
جدول(۴-۸) : شاخص‎های پیاده راه جهت تعاملات اجتماعی ۱۱۱
جدول (۴-۹) : شاخص‎های پیاده راه جهت تعاملات اجتماعی ۱۱۱
جدول (۴-۱۰): رضایتمندی از تجهیزات پیاده راه خیابان مدرس ۱۱۲
جدول(۴-۱۱): رضایتمندی از تجهیزات پیاده راه خیابان مدرس ۱۱۳
جدول(۴-۱۲): نیازها و کیفیات فضایی پیاده راه خیابان مدرس جهت تعاملات اجتماعی ۱۱۴
جدول(۴-۱۵): نتایج آزمون T برای نیازها و کیفیات فضایی پیاده راه خیابان مدرس جهت تعاملات اجتماعی ۱۱۴
جدول (۴-۱۶): فضاهای عمومی (پیاده راه) و نیازهای کیفی عابرین پیاده جهت تعاملات اجتماعی ۱۱۵
جدول(۴-۱۷): نتایج آزمونT برای جدول : فضاهای عمومی (پیاده راه) و نیازهای کیفی عابرین پیاده جهت تعاملات اجتماعی ۱۱۶
جدول (۴- ۱۸): کیفیات فضاهای پیاده راه و ارتقاء تعاملات اجتماعی ۱۱۶
جدول(۴-۱۹) : کیفیات فضاهای پیاده راه و ارتقاء تعاملات اجتماعی ۱۱۷
جدول(۴-۲۰): سنجش کیفیات فضایی پیاده راه خیابان مدرس در جهت تعاملات اجتماعی ۱۱۸
جدول(۴- ۲۱) : کیفیات فضاهای پیاده راه و ارتقاء تعاملات اجتماعی ۱۱۹
جدول(۴- ۲۲): رضایتمندی شهروندان از کیفیات فضایی پیاده راه خیابان مدرس جهت انجام تعاملات اجتماعی ۱۲۰
جدول(۴-۲۳): تعاملات اجتماعی در خیابان مدرس ۱۲۱
جدول (۴-۲۴) : ضرایب همبستگی بین متغیرهای مستقل و تعاملات اجتماعی شهروندان ۱۲۲
جدول (۴- ۲۵): رگرسیون چندگانه برای بررسی کیفیات فضایی پیاده راه خیابان مدرس در ارتقاء تعاملات اجتماعی ۱۲۳
فهرست اشکال
شکل (۲-۱): اصول دعوت کنندگی و کشش فضا در فضای میان ساختمان ها ۴۲
فهرست نمودارها
نمودار (۲-۱): فضای شهری، ارتباط متقابل میان روابط و فعالیت ها ۳۲
نمودار (۴-۱): هدف شهروندان از آمدن به خیابان مدرس ۱۰۸
فهرست دیاگرام ها
دیاگرام (۱-۱): دیاگرام تحلیلی مؤلفه های تأثیرگذار بر کیفیات فضایی پیاده راه ها ۴۶
چکیده
سلطه تدریجی حرکت سواره بر فضاها و معابر شهری، برنامه‏ ریزی و طراحی شهری را از مقیاس‌ها و نیازهای انسان پیاده دور ساخته است. زندگی شهری زمانی به اوج خود می‌رسد که شهر در خدمت انسان باشد نه در خدمت اتومبیل؛ به این ترتیب شهر و شهروند در جایگاه و نقش بایسته خود قرار می‌گیرند و زمینه حضور مردم در فضاهای شهری فراهم می‌شود. در این پژوهش به بررسی بهبود کیفیات فضایی پیاده‏راها و تاثیر آن بر ارتقاء تعاملات اجتماعی شهروندان در این فضاهای شهری جهت نیل به حیات مدنی در شهر و انسانی کردن فضاهای شهری است. پژوهش از نظر هدف کاربردی- توسعه‏ای و به لحاظ روش توصیفی – تحلیلی (پیمایشی) می‏باشد. جامعه آماری، جمعیت ۱۰ سال به بالای شهر کرمانشاه که براساس سرشماری ۱۳۹۰، برابر ۷۳۱۱۴۴ نفر، براساس فرمول کوکران حجم نمونه شهروندان در خیابان مدرس ۲۴۶ نفر در نظر گرفته شده است که ۲۲۰ پرسشنامه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته شد که به صورت مقطعی در یک هفته از ۶ تا ۱۲ دی ماه ۱۳۹۳ در تمام روزهای هفته و در طول تمام روز صبح، ظهر و عصر توزیع گردید که جامعیت داشته باشد. خیابان مدرس به طول ۱۸۴۰ متر از میدان آزادی تا میدان جهاد، از گذشته تا به حال به صورت یک پوسته ضعیف اصلی ترین شریان تجاری – تاریخی شهر کرمانشاه را تشکیل داده است این خیابان به عنوان یک فضای شهری هیچ گاه تعامل و ارتباطی با پیرامون خود نداشته است و با توجه به نقش و عملکردی که این خیابان در هسته مرکزی شهر دارد انتظار می‏رود که پاسخگوی نیازها و توقعات روزمره شهروندان باشد. یافته ‏های پژوهش نشان داده است که مؤلفه های کیفیات فضایی پیاده راه در سطح نامناسبی قرار دارند و ارتقاء کیفیات فضایی آن باعث افزایش تعاملات اجتماعی در پیاده‏راه‏ خیابان مدرس شهر کرمانشاه می‏گردد و بین تمام ابعاد آن با تعاملات اجتماعی رابطه مستقیم و معنادار وجود داشته است و بر آن تأثیرگذار بوده‏اند و پیاده‏راه خیابان مدرس در بافت مرکزی شهر کرمانشاه در جهت پاسخگویی به نیازهای شهروندان از وضعیت مطلوبی برخوردار نبوده است. محور خیابان مدرس به دلیل هویت تاریخی فرهنگی آن و وجود کاربری های فعال دارای پتانسیل بالایی در جهت تحقق تعاملات اجتماعی می‏باشد. نتایج پژوهش نشاندهنده عدم کیفیات فضایی پیاده راه خیابان مدرس جهت ارتقاء تعاملات اجتماعی و دستیبابی به جامعه مدنی و شهری انسانی در بافت مرکزی شهر کرمانشاه است.
واژگان کلیدی: پیاده‏راه،کیفیات فضایی، تعاملات اجتماعی، خیابان مدرس، شهر کرمانشاه
پیشگفتار
طراحی فضاهای شهری مسئله‏ای است که متخصصین امر در مورد چگونگی انجام آن اتفاق نظر کامل دارند. مثلاً بعضی بر این عقیده‏اند که مسئله تنها تهیه پرسپکتیوهای زیبا و تصاویر هنرمندانه از فضاهای شهری است. گروهی دیگر مسئله را عملکردها و بخصوص در درجه اول تامین دسترسی برای وسایل نقلیه و بعد از آن دسترسی برای پیاده‏ها می‏دانند. متاسفانه شهرسازی کلاسیک تاکنون نتوانسته است بین نقطه نظرهای مختلف ارتباط برقرار کرده و به یک نظریه (تئوری) منسجم دست یابد. به همین علت است که مهندسین ترافیک همچنان با دید یک بعدی خود به طراحی خیابانها، جاده ها و اتوبانها ادامه میدهند و معماران و شهرسازان سنت گرا نیز همچنان اقدام به تهیه پرسپکتیوهای زیبا و مناظر باشکوه از فضاهای شهری می کنند. نظریه های جدید فضاهای شهری را در رابطه با رفتارهای استفاده کنندگان از آن فضاها بررسی می گردد. هر فعالیتی که توسط انسان صورت میگیرد اساساً متکی به فرهنگ است. فعالیتهای شهروندان در فضاهای شهری تابع خصوصیات فرهنگی جامعه است، فرهنگ الگوهای رفتاری را بوجود می‏اورد و سپس الگوهای رفتاری تعیین کننده و بیان کننده چگونگی استفاده مردم از فضاها می‏شوند. ماهیت و چگونگی فعالیت‏هائی که در فضاهای شهری صورت میگیرند را می‏توان بطور کلی به دو عامل عمده و اساسی نسبت داد: یکی عامل فرهنگی و دیگری عامل محیط (یا خصوصیات فضایی- کالبدی). به این ترتیب که استفاده از فضا بخصوص توسط پیاده‏ها عمدتاً ریشه و منشاء فرهنگی دارد و محیط (فرم فضا) تنها نقش کمکی (حمایت کننده) و یا نقش بازدارنده داشته و به هیچوجه تعیین کننده رفتارها نمی باشد (بحرینی، ۱۳۷۵: پیشگفتار).
امروزه، کیفیت و جذابیت فضاهای عمومی شهری به یکی از سنجه های توسعه یافتگی و قابلیت زندگی در شهرها بدل گردیده است. در این میان، پیاده‏راها بدلیل ویژگی‏های خود در ایجاد تعاملات اجتماعی در عصر ارتباطات مجازی و تحریک اقتصادی نواحی پیرامونی و نیز به عنوان پهنه‏هایی چند عملکردی که دامنه گستردهای از فعالیت‏ها را در بر می‏گیرند، از نقشی اساسی برخوردار می‏باشند. شهرهای اروپایی به ویژه آلمان و هلند، پیشگام ایجاد و گسترش پهنه‏های پیاده بوده‏اند و شهرهای آمریکایی نیز در طول زمان‏های مختلف، رویکردهای گوناگونی نسبت به موضوع داشته ‏اند. اما علیرغم وجو سابقه‏ای بیش از نیم قرن در جوامع پیشرو در این زمینه و در حالیکه در آستانه هزاره سوم بسیاری از شهرهای دنیا، پیاده‏مداری را در حد چشم‏انداز اصلی توسعه شهری ارتقاء داده و برنامه‏ها و فعالیت‏های علمی و گسترده‏ای را در این رابطه در دست اجرا دارند، به نظر می‏رسد که توسعه شهرها در دوران معاصر در کشورمان، در گسستی عمیق با سنت گذشته خود، خودرومدار و بر مبنای تسهیل هر چه بیشتر حرکت سواره بوده و آنچنانکه باید به فضاها و محدوده‏های پیاده و اهمیت آنها در ایجاد سرزندگی و پویایی شهری توجه نگردیده است (کاشانی جو، ۱۳۹۳: پیشگفتار). رویکرد صرف برنامه‏ ریزی شهری به ابعاد کالبدی ـ کارکردی شهر بدون توجه به ارزشها و اهداف اجتماعی و اقتصادی مترتب بر آن، فلسفه وجودی شهرها، به عنوان محلی برای زندگی را با تردیدهای جدی مواجه کرد، به گونه‌ای که عمده انتقادات علیه این نوع برنامه‌ریزی متوجه اهداف و ارزشهای اجتماعی و کیفی و به عبارتی “قابل زیست بودن شهر”، متمرکز شده بود. فضاهای شهری انسانی و مدنی را می‏توان ارزشی انکارناپذیر در مطلوبیت فضای زندگی شهری امروز به شمار آورد.
در فصل اول، کلیات تحقیق شامل: طرح مسئله، ضرورت و اهمیت انجام تحقیق،اهداف پژوهش، پیشینه مطالعاتی، سوالات و فرضیه‌های تحقیق، جنبه جدید بودن و نوآوری در تحقیق و مشکلات تحقیق آورده شده است.
در فصل دوم، ادبیات نظری تحقیق: مفاهیم و دیدگاه های مرتبط با موضوع تحقیق مورد بررسی قرار گرفته و در نهایت رویکرد نظری ارائه شده است.
در فصل سوم، محدوده‌های مطالعاتی (خیابان مدرس شهر کرمانشاه) در راستای موضوع تحقیق مورد بررسی قرار گرفته‌اند. تاریخچه تحولات کالبدی شهر کرمانشاه، شکل گیری خیابان مدرس به اجمال آمده است. همچنین به مطالعه طرح ساماندهی و احیاء بافت مرکزی شهر کرمانشاه در جهت تعریض خیابان مدرس پرداخته شده است .
در فصل چهارم به تجزیه و تحلیل مسئله اختصاص یافته است. در این فصل ابتدا داده‌های آماری مطرح شده، سپس یافته‌ها تجزیه و تحلیل شده است. در این فصل تعاملات اجتماعی در پیاده‏راه مدرس مورد سنجش قرار گرفته است و شاخص‌ها و زیرشاخص‌های تاثیرگذار بر کیفیت محیط شهری بر تعاملات اجتماعی مشخص شده است.
در فصل پنجم بررسی و آزمون فرضیه‌ها انجام شده و نتایج تحقیق ارائه گردیده است. در خاتمه پیشنهادهایی برای بهبود کیفیت محیط شهری پیاده‏راها در جهت افزایش تعاملات اجتماعی ارائه شده است
فصل اول:
کلیات پژوهش
۱-۱- مقدمه
تبیین دقیق موضوع و طرح ابعاد حاکم بر آن را می‏توان مهمترین گام یک پژوهش دانست. در واقع کلیات طرح پژوهش هسته اصلی پژوهش و نمایی کلی از فرایند انجام پژوهش است. در فصل حاضر پس از بیان مساله و طرح پرسش های بنیادی پژوهش، پیشینه مطالعاتی موضوع مورد مطالعه توصیف می شود. در ادامه با بیان فرضیه های مطرح شده و اهداف مورد نظر در این پژوهش، به بیان روش و مراحل انجام پژوهش خواهیم پرداخت. در پایان نیز اصلی ترین مشکلات فراروی این پژوهش ذکر خواهند شد.
امروزه اغلب فضاهای عمومی شهری و خیابآن‏ها به دلیل افزایش بی رویۀ وسایل نقلیه و وابستگی الگوی زندگی شهری به آنها، به شدّت تحت سلطۀ ماشین درآمده است. شکل گیری و توسعۀ اغلب فضاهای شهری، خیابان‏هاو حتی کوچه‏ها، در شهرهای جدید ایران، بر مبنای مقیاس سواره و مسائل مربوط به ترافیک است. محورهای باریکی که در حاشیۀ محورهای سواره در خیابآن های شهری به عنوان «پیاده رو » وجود دارد، گویی پس‏مانده‏هایی از فضای اصلی سواره است که فقط برای تردّدهای ضروری شهروند پیاده باقی مانده است . برخی از ویژگی های فضاهای شهری پیاده مدار و شهروندگرا، از جمله اجتماع پذیری، امنیّت اجتماعی و روانی، خوانایی و دسترسی راحت، پویایی و سرزندگی، حس تعلّق و خاطره انگیزی مکان، احیای هویّت های تاریخی و اجتماعی، مسیرهای پیاده و دوچرخه، کیفیّت سیما و منظر شهری، کیفیّت فضای سبز و عناصر طبیعی، کیفیّت مبلمان و علائم شهری این ویژگی‏های پیاده‏مدارانه تأثیر بسیار زیادی بر شکل گیری کمّی و کیفی انواع تعاملات اجتماعی و ارتقای کیفیّت زندگی شهروندی دارد .در این پژوهش، که هدف آن شناخت میزان پیاده مداری در خیابان مدرس و تأثیر آن بر کیفیّت ارتباطات اجتماعی مردم است، سعی شده است نخست به بررسی مفهوم پیاده محوری و شهروندگرایی در شهرسازی و شناسایی شاخصه های آن در فضاهای شهری پرداخته شود. سپس با نگاهی به سیر تاریخی شکل گیری و تحوّلات فضای شهری خیابان مدرس کرمانشاه، برخی ویژگی های پیاده مدار این فضای شهری تاریخی و تأثیر آن بر کمّیت و کیفیّت تعاملات اجتماعی شهروندان، مورد کشف و بازشناسی قرار گرفته است.

ادراک هویت فضایى، تعلق به یک محیط و درک کیفیت‏هاى فضاهاى شهرى، اغلب تنها از طریق پیاده‏روى در محیط قابل دستیابى هستند. تعاملات اجتماعى شهروندان در فضاهاى شهرى، زندگى اجتماعى را به وجود آورده و تقویت مى کند. امروز، در شهرهاى ما به دلیل ازدحام اتومبیل و اولویت حرکت سواره، این تعاملات کاهش بسیار یافته است و اتومبیل ها نقش اصلى را در جابجایى هاى شهروندان به خود اختصاص داده اند. نتیجه این اهمیت بیش از اندازه به وسایل نقلیه و در نتیجه کاهش تحرکات پیاده و افت کیفیت زندگى شهرى، توجه مدیران شهرى به یافتن بهترین مسیرها براى حذف حرکت سواره و تبدیل آنها به پیاده راه است که اغلب به دلیل طراحى صرفا کالبدى به خصوص در کشور ما این تلاش ها بى‏نتیجه مانده است (رسولی و رحیم دخت خرم،۱۳۸۸: ۷۰).


تداخل میان رفت‏ و آمد سواره و عابران پیاده، یکی از بزرگ‏ترین مشکلات در شهرهای امروزی است. در بسیاری از شهرها، رفت و آمد پیوسته افزایش یافته است؛ در نتیجه برخوردهای زیادی میان عابران پیاده و رفت‏و آمد موتوری رخ می‏دهد. وجود نگاهی منتقدانه به رفت ‏و آمد عبوری سنگین در مرکز شهر، به ویژه به رفت و آمد سواره غیر ضروری، که با ایجاد محیط شهری مردم‏گرا و سرزنده مغایرت دارد، حائز اهمیت است (یان گل ،۱۳۸۹: ۲۷).
به نظر می رسد شهرهای کشورمان در دوران معاصر با گسستی عمیق نسبت به گذشته، اکثر توجه خود را به اتومبیل و تسهیل هرچه بیشتر حرکت سواره معطوف داشته است و آنچنان که باید به محدوده های پیاده و اهمیت آن در ایجاد سرزندگی شهر توجه نگردیده است.
شهرهای کنونی هیچ فضایی را جهت برقراری روابط اجتماعی در اختیار شهروندان قرار نمی‏دهد و این باعث می شود که حس تعلق شهروندان نیز هر روزتر کم رنگ تر شود. علاوه بر این امر زندگی ماشینی نیز در کمرنگ شدن زندگی اجتماعی نقش بسزایی دارد.
در این پژوهش به بررسی تأثیر گسترش پیاده‏راه (سرزندگی، اجتماع پذیری، فرم و کالبد، انعطاف پذیری، دسترسی و نفوذپذیری، خوانایی،آسایش و راحتی، فراغت و جذابیت، زیبایی، ایمنی و امنیت ، نظافت و پاکیزگی) خیابان مدرس در بافت مرکزی و تاریخی شهر کرمانشاه در ارتقاء تعاملات اجتماعی است. با توجه به پایین بودن سطح تعاملات اجتماعی در پیاده‏راه خیابان مدرس، به عنوان هدف اصلی تحقیق شناخت روش های تقویت تعاملات اجتماعی در آن می باشد.
در این پژوهش به بررسی بهبود کیفیات فضایی پیاده‏راها و تاثیر آن بر ارتقاء تعاملات اجتماعی شهروندان در این فضاهای شهری جهت نیل به حیات مدنی در شهر است.
۱-۲- بیان مسأله
با شروع انقلاب صنعتی، اختراع اتومبیل و گسترش شهرها، به تدریج اولویت دادن به نقش عابر پیاده و فضاهای پیاده‏محور در شهرها و فضاهای شهری کمرنگ شده و از کیفیت فضایی عرصه‏های عمومی شهر، فضاهای باز شهری و پیاده‏راها کاسته شده است؛ عرصه‏هایی که خود به عنوان بستر و خاستگاه، نقش محوری در ارتقاء سطح تماسها، ارتباطات و تعاملات اجتماعی بین شهروندان ایفا می‏کنند. در این راستا عدم توجه به مقیاس انسانی و نادیده گرفته شدن نیازهای عابرین پیاده از معضلات پیش رو می‏باشد، به طوری که کمبود و نبود کیفیت در پیاده‏راها منجر به تضعیف حضور و تعاملات اجتماعی شهروندان شده است. بنابراین ضرورت شناخت مؤلفه‏های تأثیرگذار بر کیفیت این فضاها به منظور پاسخگویی به نیازهای شهروندان در راستای ارتقای حضور و سطح تعاملات اجتماعی ایشان، بیش از پیش مهم جلوه می‏نماید (عباس زاده و تمری، ۱۳۹۲: ۱۰-۱) ، تا قبل از انقلاب صنعتی، اندازه و تناسبات عناصر شکل‏دهندۀ شهر، بر مبنای مقیاس انسانی و الگوی جابه‏جایی‏های شهری نیز بر مبنای حرکت پیاده بوده است. هم چنین مقیاس انسانی و حرکت پیاده ساختار سکونتگاه‏های شهری را شکل داده است. اما با شکل‏گیری انقلاب صنعتی و به دنبال آن حاکمیّت تفکّر مدرنیسم و به ویژه مطرح شدن نظریّه «شهر مناسب با اتومبیل شخصی» از نقش و اهمیّت فضاهای پیاده کاسته شد و به مرور شهروند پیاده، جایگاه و اولویت خود را در فضای شهری از دست داد. با شکست شهرسازی مدرن و به دنبال آن افزایش توسعه انسانی و محیط زیست، انتقادهای زیادی دربارۀ دیدگاه‏های مدرن در شهرسازی و نیز کیفیّت‏های کالبدی – فضایی نامطلوب حاصل از آن مطرح شد. در دوران معاصر، برای بازگرداندن کیفیّت‏های شهری به شهروندان و بازپس گرفتن استیلای شهر از ماشین و اعطای آن به صاحبان اصلی آ نها (یعنی شهروندان)، جنبش‏ها و دیدگاه‏های جدیدی از جمله «شهرسازی شهروندگرا» و «شهرسازی پیاده‏مدار» ظهور یافته است ( قربانی و جام کسری، ۱۳۸۹ : ۵۶ ).
انقلاب صنعتی و پیدایش دیدگاه منطقه‏بندی کاربری‏ها، موجب افزایش فاصله‏ها و کاهش نقش فرد پیاده در فضای معابر شد و همه چیز مقهور سرعت جابه جایی وسیله نقلیه موتوری گردید. به این ترتیب عنصر اصلی سازندۀ شهر یعنی انسان، مجبور به نفس کشیدن در معابر آلوده، پر سروصدا و مملو از اتومبیل شد)قریب، ۱۳۸۳ :۲۱). با اختراع اتومبیل و تولید روز افزون آن، چهرۀ شهرها و نوع زندگی مردم دچار تغییراتی شد. فضاهای شهری که تا آن زمان بر مبنای مقیاس انسانی و با توجّه به حرکت عابرمطلب دیگر :

پایان نامه با موضوع تحلیل محتوای کیفی و مشکلات خانوادگی

 پیاده و ادراک او از محیط تعریف می‏شدند، پس از آن متناسب با مقیاس خودرو طرّاحی شدند. به مرور، انسان به عنوان کاربراصلی فضاهای شهری فراموش شد و نیازهای او به آرامش و امنیّت در شهر نادیده گرفته شد (رنجبر، رئیس اسماعیلی، ۱۳۸۹: ۸۴). به عقیدۀ فرون، اتومبیل با وجود امتیازاتی که در زمینه تحرک شخصی به همراه داشته، مسئول تغییرات منفی زیادی در جوامع نیز بوده است. این نیرو خود را بر همه جنبه‏ه ای زندگی شهری تحمیل و عناصر وحدت‏بخش اجتماعی را نابود کرده است. اتومبیل مقیاس خود را بر طرّاحی شهری تحمیل می‏کند و برای رفت و آمد و توقف، فضای زیادی می‏طلبد. اتومبیل، انسان پیاده را در فضای پیاده‏روی محدود و باریک )که به طور دائم باریک‏تر می‏شود( منزوی می‏سازد و فرصت‏های ارتباط متقابل اجتماعی و برخورداری از لذّتهای بصری را از انسان می‏گیرد(Fruin,1971:3) . در دوران معاصر، پس از انتقادهای فراوانی که به صنعتی‏شدن و ماشینی‏شدن زندگی در شهرها و فضاهای شهری شد، اهمیّت مفهوم انسان‏مداری و پیاده‏محوری در فضاهای شهری افزایش روز افزونی یافت. خیابانها نقش مهمی در ایجاد شبکه هم پیوند فضاهای باز و عمومی شهری و در نتیجه شکل‏گیری هویّت کلان شهر ایفا می کنند. چنان چه«جان لنگ » اشاره می‏کند «کیفیّتی که از شهر برداشت می‏شود، بیش از هر چیزی بستگی به کیفیّت خیابانهای آن دارد» (لنگ، ۱۳۸۶ ::۱۳۰).

در آستانه هزاره سوم فضاهای عمومی شهری به عنوان مکان سوم که نقش اساسی در برقراری تعاملات اجتماعی ایفا می‏نمایند مورد توجه جدی قرار گرفته شده است. فضاهای شهری، مکان‏هایی هستند که به عموم شهروندان تعلق داشته، منحصر به جنبه کالبدی و فیزیکی نبوده و درحقیقت با حضور انسان و فعالیت اوست که معنا می یابند (کاشانی جو،۱۳۸۹: ۱۰۶-۹۵). میزان موفقیت فضاهای شهری با میزان استفاده از آن فضا و حضور انسان در آن متناسب است. در واقع معماری و شهرسازی باید به جای افتراق و جدایی در پی افزایش تعاملات اجتماعی و همبستگی انسان‌ها باشد. اما آنچه امروزه در اغلب فضاهای شهری با آن روبرو هستیم کاهش روابط و مشارکت اجتماعی ساکنان در این فضاهاست (بهزادفر و طهماسبی، ۱۳۹۲: ۲۸-۱۷).
فضاهای عمومی مهم ترین بخش‏های شهر را تشکیل می‏دهند که یکی از این فضاها پیاده‏راهای شهری هستند. فضاهای عمومی شهری، بستر روابط اجتماعی ساکنان شهرها، به شمار می‏رود. پیاده‎راه‏های شهری تجلی‏گاه حیات مدنی شهر و محل رخداد وقایع و فعالیتهای اجتماعی شهروندان در حیات مدنی شهری است. پیاده‏راها، محل حضور همه شهروندان و مشارکت آنان در زندگی جمعی است. به همین دلیل وجود آنها در شهر به ارتقای تصویر ذهنی افراد از شهر کمک می‏کند. پیاده‏راها در مقیاس شهر عمل می‏کنند و باید پذیرای گروه های مختلفی از شهروندان با اندیشه، احساس و ادراک فضا، سن، جنس و توانایی‏های جسمی متفاوت باشند. در پیاده‏راها باید همواه زندگی اجتماعی در جریان باشد و سرزندگی از ویژگی‏های اساسی و اصلی آن است. این فضا هم چنین باید خود را همواره با رویدادهای درون خود هماهنگ سازد. لذا انعطاف نیز از ویژگی‏های مهم در پیاده‏راهاست و آنچه حضور همه شهروندان در پیاده‏راها را تضمین می‏کند، ایمنی این فضا است (پاکزاد، ۱۳۸۶ : ۲۸۲ ). اگر فضاها برای انجام فعالیتهای پیاده روی، ایستادن و نشستن، جذاب باشند، فعالیتهای اجتماعی زمینه خوبی برای رشد خواهند داشت (Gehl,1987). با وجود تمام اشکال ارتباطی موجود در شهرهای امروز، مهم ترین امکان با هم بودن افراد در محیط های اجتماعی از طریق پیاده‏روی و پیاده‏راها مهیا می شود(اکبری نصب،۴۷:۱۳۹۳). پیاده‏راها به عنوان یکی از مهم ترین فضاهای شهری از دیرباز بستر تعاملات اجتماعی بوده که بیشتر کنش‏های میان افراد در آن به وقوع می‏پیوندد. می‏توان اذعان داشت انسانها با قرار گرفتن در محیط های اجتماعی به تعامل با یکدیگر می پردازند و این امر به انسجام اجتماعی منجر خواهد گردید و این مهم میسر نخواهد گردید مگر با ایجاد فضاهای بهینه ای که موجب ترغیب شهروندان به قرارگیری در این محیط ها شود ودر نتیجه بتوان به ایجاد تعاملات اجتماعی و انسجام اجتماعی رسید.
پیاده‏راها بخشی از فضاهای شهری‏اند. امروزه فضاهای شهری، ضرورتی اساسی در برنامه‏های توسعه شهری یافته‏اند که این امر حکایت از نقش این فضاها در تقویت وجهه فرهنگی – اجتماعی شهر دارد. موضوع فضای شهری از جمله مباحث پرجاذبه ای است که بسیاری از اندیشمندان مسائل شهری به آن توجه داشته و اهمیت آن را اساساً به جهت رابطه‏ای می‏دانند که آن با راهبردهای اجتماعی، پالایش ساخت اجتماعی، تولید کیفیت انسانی- عاطفی در جامعه، بیان زندگی فعال مردم، فعالیت سیاسی، زندگی سالم شهری و مانند آن دارد (پارسی، ۱۳۸۱: ۱). پیاده روی، ابتدایی ترین نوع حمل و نقل شهری است و می تواند ایمن ترین و راحت ترین آن نیز باشد (محمدی و همکاران، ۱۳۹۲: ۹-۱). پیاده‏راها محل حضور همه شهروندان و مشارکت آنان در زندگی جمعی‏شان می‏باشد. این فضاها در مقیاس همه شهر عمل کرده و می‏بایست پذیرای گروه های مختلفی از شهروندان باشد. در آنجا شهروندان در یک رابطه تعاملی با یکدیگر، با هم بودن را آموخته و برای ارتقای حیات جمعی می‏کوشند (پاکزاد، ۱۳۸۶).
حرکت پیاده طبیعی‏ترین، قدیمی‏ترین و ضروری‏ترین شکل جابجایی انسان در محیط است و پیاده‏روی هنوز مهمترین امکان برای مشاهده مکانها، فعالیت‏ها و احساس شور و تحرک زندگی و کشف ارزشها و جاذبه‏های نهفته در محیط است (پاکزاد، ۱۳۸۳). مفهوم «پیاده مداری»، که امروزه به یکی از اساسی ترین دغدغه‏ها و مباحث شهری تبدیل شده است
بخش مهمی از تعاملات اجتماعی و فرهنگی در فضاهای شهری محقّق می‏شود، بنابراین نقش فضاهای پیادۀ شهری در تقویت بنیان های اجتماعی و فرهنگی شهر اهمیّت بسیاری دارند. در این میان، پیاده‏راها معابری دارای نقش اجتماعی عمده هستند که می‏توانند شور و سرزندگی را به فضاهای شهری آوردند و مردم را به حضور داوطلبانه در شهر تشویق کنند. بنابراین آزادی عمل انسان پیاده برای توقف، مکث، تغییر جهت و تماس مستقیم با دیگران بسیار زیاد است. فضاهای پیاده مدار، با توجّه به ماهیّت‏شان از نظر ادراک هویّت فضایی، احساس تعلّق به محیط و دریافت زیبایی، از اهمیّت اساسی برخوردارند و با جذب طیف وسیعی از گروه های اجتماعی، حس همگرایی، تعامل مستقیم شهروندان را با وجود بینش‏ها، احساس ها، خواسته ها و گرایش های مختلف تقویت می‏کند )قربانی و جام کسری،۱۳۸۹: ۶۲-۶۰). اصل فلسفه وجودی پیاده‏راها نه صرفاً عملکردهای فیزیکی و ارتباطی، تثبیت و تقویت برخی کاربریها و مسائل اقتصادی بلکه گسترش ارتباطات و تعاملات اجتماعی- فرهنگی و ایجاد مقیاس انسانی در عرصه عمومی می‏باشد.