عنوان : بررسی رابطه بین شایستگی های کانونی و روحیه کارآفرینی دانشجویان دانشگاه سمنان...

۱۲-۴ روحیه کارآفرینی – منبع کنترل درونی      ۱۳۴

۱۳-۴ همبستگی کارآفرینی و مولفه های شایستگی های کانونی                              ۱۳۶

۱۴-۴‌ همبستگی جزئی کارآفرینی و مولفه های شایستگی های کانونی    ۱۳۷

۱۵-۴ ضرایب مدل رگرسیونی کارآفرینی و زندگی شخصی ۱۳۹

۱۶-۴ ضرایب مدل رگرسیونی کارآفرینی و زندگی اجتماعی   ۱۴۰

۱۷-۴ ضرایب مدل رگرسیونی کارآفرینی و زندگی شغلی ۱۴۱

۱۸-۴ ضرایب مدل رگرسیونی کارآفرینی و شایستگی های کانونی   ۱۴۲

۱۹-۴ ضرایب مدل رگرسیونی کارآفرینی و شایستگی های کانونی   ۱۴۴

(دانشکده علوم انسانی )                                                                                                 ۲۰-۴ ضرایب مدل رگرسیونی کارآفرینی و شایستگی های کانونی   ۱۴۴

(دانشکده علوم پایه)

۲۱-۴  ضرایب مدل رگرسیونی کارآفرینی و شایستگی های کانونی  ۱۴۵

(دانشکده فنی و مهندسی)

۲۲-۴ ضرایب مدل رگرسیونی کارآفرینی و شایستگی های کانونی   ۱۴۵

(دانشکده هنر )

 

فهرست نمودارها

 

عنوان                                      صفحه       

۱-۲ فرایند شکل گیری فرایند کارآفرینی       ۴۱

۲-۲ فرایند شکل گیری رویداد کارآفرینانه     ۴۲

۳-۲ مدل ارائه شده برای تحقیق               ۱۰۲

۱-۴ وضعیت تحصیلات پدر و مادر                ۱۱۹

۲-۴ وضعیت سکونت                            ۱۲۰

۳-۴ متوسط درآمد خانواده                    ۱۲۱

۴-۴ دانشکده ها                             ۱۲۲

 

مقدمه

قافله پیشرفت و توسعه بر توسن زمان همچون تندری ره می پیماید. دستیابی به توسعه به       اصلی ترین دغدغه در بین دولتمردان و مردم بسیاری از کشورهای جهان تبدیل شده است. تغییر و تحولات دهه های اخیر به قدری عمیق و گسترده و سریع اتفاق افتاده است که تمامی ابعاد و شئونات زندگی فردی، اجتماعی و اقتصادی جوامع بشری را به طور محسوس و نامحسوس، تحت تاثیر قرار داده است. تا جایی که نگاه به علم و تکنولوژی نیز تغییر کرده است و برنامه های توسعه و نظام های ملی نوآوری در کشورهای جهان مطرح گردیده است، تا از طریق پرورش نیروی انسانی ماهر و خلاق و نوآور به عنوان مهمترین منبع و سرمایه هر کشوری دستیابی به توسعه امکان پذیر شود. این امر خود سبب شده است  تا نگاه جامعه به آموزش عالی و کارکردهای دانشگاه تغییر کند. زیرا که  دانشگاه به عنوان قلب جامعه جدید نقش تعیین کننده ای در حیات جامعه مدرن دارد، و علاوه بر این که مرکز تولید علم و فناوری است مرکز تربیت و پرورش نیروی انسانی متخصص و ماهر برای جامعه است. دانشگاه ها کارکردهای متفاوتی دارد که بخشی از این کارکردها به وسیله کانون ها و انجمن های دانشجویی انجام می شود. یکی از مهترین نهادها و انجمن های دانشجویی، انجمن های

 علمی – دانشجویی است که می توانند در بخش آموزش نقش مکمل را ایفا کنند.

انجمن های علمی – دانشجویی قابلیت آن را دارند که به یافته های جدید علمی توجه کرده و در نشر آنها موثر باشند، زیرا برنامه های آموزشی رسمی نمی توانند به سرعت تغییر کرده و یافته ها و دانش جدید را به مجموعه خود اضافه نمایند. از سوی دیگر، انجمن های علمی دانشجویی

 

می توانند نقش مهمی در درک کامل تر و عمیق تر و تعمیق مباحث علمی ایفا نمایند و با تجلی استعدادها و بر انگیختن خلاقیت ها و شکوفایی علمی دانشجویان، بستر و زمینه ای مطلوب را فراهم آورند جهت آموزش معیارها و شایستگی ها و ویژگیهای مختلفی که دانش  آموختگان آموزش عالی در دنیای امروز برای ورود موفق به بازار کار داخلی و بین الملی و قدم گذاردن در مسیر توسعه ملی و جهانی باید از آن برخوردار باشند.

این انجمن ها در صورت دریافت حمایت های لازم می توانند بخش عمده ای از نیاز کشور به نوآوری و کارآفرینی و ایجاد فرصت های شغلی را بر طرف کرده و نقش مهمی در برنامه های توسعه کشور ایفا نمایند. زیرا که سیر تاریخی، دگرگونی ها و پیشرفت های اقتصادی و علمی و تکنولوژیکی کشورهای پیشرو نشان می دهد که موفقیت اینان در سایه تلاش و کوشش کارآفرینان بوده است. این کشورها با پی بردن به نقش و اهمیت کارآفرینی در رشد و توسعه اقتصادی، موجب نفوذ این پدیده به عرصه های علمی، فنی و فرهنگی شده اند،  و پرورش و تربیت کارآفرینان و ترویج روحیه و فرهنگ کارآفرینی را سرلوحه برنامه های توسعه اقتصادی خود قرار داده اند و همین امر موجب شده که این کشورها به موفقیت های قابل توجهی در حوزه های تکنولوژی و اقتصاد دست یابند.

در این بین شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشورمان به گونه ای است که لزوم توجه به حل مشکلات و تنگناها در حال و آینده را طلب می کند. ترکیب جمعیتی جوان کشور، ضرورت ایجاد فرصت های شغلی و نیز روند مستمر کاهش نقش نفت در اقتصاد کشور سه عامل عمده ای است که موجب می شود سیاستگذاران کلان کشور به منبع قابل اتکایی به جز نفت بیندیشند و بدون شک آن منبع به جز کارآفرینی و مولفه های آن، چیز دیگری نخواهد بود                           (کردنائیج و همکاران، ۱۳۸۳).

افراد کارآفرین دارای مولفه های کارآفرینی افرادی توانمند، خلاق، مبتکر، فرصت جو،

 

ریسک پذیر و اهل کار و عمل، دارای اعتماد به نفس و میل به ترقی بالا می باشند.در این بین دانشگاه ها از طریق  کارکردهای انجمن های علمی دانشجویی در روند شناسایی افراد کارآفرین و ترویج روحیه و فرهنگ کارآفرینی در بین دانش آموختگان آموزش عالی به عنوان نیروی انسانی متخصص آماده جهت ورود به بازار کار نقش مهمی را ایفا می کنند، تا  به این طریق جامعه ما نیز بتواند با کاروان جهانی حرکت کرده و به سلامت به ساحل توسعه و ترقی دست یابد.

 

بیان مساله

مطلب دیگر :



در جهانی که اغلب کشورهای توسعه یافته در پی تربیت کارآفرینان برآمده اند و توسعه کارآفرینی به عنوان ضرورت مطرح می شود، به نظر می آید در عصر دانایی و استفاده از حداکثر قدرت  فکری بشر، تربیت کارآفرین راهی است که بسیاری از کشورها برای طی کردن مراحل          توسعه یافتگی، ناگزیر به انجام آن هستند. در ایران نیز شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور به گونه ای است که لزوم توجه به حل مشکلات و تنگناها در حال و آینده را طلب می کند. ترکیب جمعیتی جوان کشور، ضرورت ایجاد فرصت های شغلی و نیز روند مستمر کاهش نقش نفت در اقتصاد کشور سه عامل عمده ای است که موجب می شود سیاستگذاران کلان کشور به منبع قابل اتکایی به جز نفت بیندیشند و بدون شک آن منبع به جز کارآفرینی و مولفه های آن، چیز دیگری نخواهد بود (کردنائیج و همکاران، ۱۳۸۳).

کارآفرینی تنها به معنای راه اندازی یک کسب و کار جدید و کوچک نیست. بلکه به منزله خلق ارزش، ایجاد بازار جدید و ارائه محصول یا خدمات جدید و به مشتریان جدید است. کارآفرینی فرایند ابتکار و نوآوری و ایجاد کسب و کار جدید در شرایط پر مخاطره از طریق شناسایی   فرصت ها و مدیریت تخصیص منابع است. کارآفرین بودن مستلزم دارا بودن توانایی عملکرد در شرایط ابهام و ریسک پذیری است (داوری،۱۳۸۲). ماکس وبر جامعه شناس شهیر آلمانی روحیه کارآفرینی را عامل مهم در تشریح و تبیین چگونگی شکل گیری تمدن نوین صنعتی و سرمایه داری در مغرب زمین می داند (شیرازی، ۱۳۸۵). کارلند و همکارانش اهم ویژگیهای را در مورد کارآفرینان جمع آوری نمودند که عبارتند از: خلاقیت، نیاز به توفیق، تمایل به مخاطره پذیری، نیاز به استقلال و مرکز کنترل درونی.

چیزی که در این خصوص اهمیت دارد این است که علی رغم اهمیت روز افزون کارآفرینی و نقش فزاینده آن در اقتصاد جهان، در کشورمان کمتر به این موضوع پرداخته شده است           (کردنائیج و همکاران، ۱۳۸۳).

امروزه آموزش کارآفرینی به یکی از مهم ترین و گسترده ترین فعالیت های دانشگاه ها تبدیل شده است. در ایران نیز کم و بیش این مساله در نهادهای مختلف به خصوص محافل دانشگاهی مطرح می شود، ولی نهادهای آموزشی و سیستم آموزشی در ایران در جهت تربیت کارآفرینی و توسعه آن قدم های رضایت بخشی برنداشته اند و در صورت ادامه روند موجود، به نظر می آید نتوانیم کارآفرینانی را به صورت برنامه ریزی شده و منظم تربیت نماییم. به همین دلایل که شکل گیری یک نهاد که در زمینه کارآفرینی نقش موثری ایفا کند، ضرورت پیدا می کند. به نظر می آید انجمن های علمی دانشجویی با توجه به اهداف و کارکردهایی که دارند، به خصوص این که در ارتباط با جوانان تحصیلکرده هستند، می توانند نقش مهمی در تربیت و توسعه کارآفرینی و ترویج فرهنگ کارآفرینی داشته باشند (جعفرزاده، ۱۳۸۵).

شارع پور و فاضلی (۱۳۸۰) فهرستی ۱۶ گانه از کارکردهای انجمن های علمی دانشجویی تحت عنوان شایستگی های کانونی ارائه نموده اند که به سه دسته مهارت مورد نیاز در زندگی شخصی، اجتماعی و شغلی تقسیم می شود.

در این تحقیق شایستگی های کانونی انجمن های علمی – دانشجویی متغییر مستقل و روحیه کارآفرینی متغییر وابسته است. مساله اصلی در جامعه دانشگاهی پایین بودن روحیه کارآفرینی است. با توجه به نقش کارآفرین و تاثیر انجمن های علمی و “شایستگی های کانونی آنها ” در رشد کارآفرین و پرورش روحیه کارآفرینی، این تحقیق با بررسی شایستگی های کانونی انجمن های علمی – دانشجویی (مهارت مورد نیاز در زندگی شخصی و اجتماعی و شغلی)، دانشجویان عضو انجمنهای علمی – دانشجویی و ارتباط آن با روحیه کارآفرینی آنها، سعی در شناخت تاثیر این عامل (شایستگی های کانونی)، بر روحیه کارآفرینی داشته است.

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

دانشگاه آزاد اسلامی...

 

فهرست نمودارها

عنوان                                                                                                         صفحه

 

(۴-۱) متغیر رضایتمندی مشتری.۴۲

(۴-۲)  متغیر  فرهنگ محلی۴۳

(۴-۳) متغیر ارزش درک شده .۴۴

 

فهرست اشکال

عنوان                                                                                                    صفحه

 

(۱-۱)مدل مفهومی متغیرهای تحقیق. ۸

(۴-۱) توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب جنسیت ۳۹

(۴-۲) توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب سن. ۴۰

(۴-۳) توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب مدرک تحصیلی ۴۱

(۴-۴) تحلیل عاملی تائیدی متغیرهای مستقل در حالت استاندارد ۴۶

(۴-۵) تحلیل عاملی تائیدی متغیرهای مستقل در حالت معناداری ۴۷

(۴-۶) تحلیل مسیر مدل مفهومی تحقیق در حالت استاندارد . ۴۸

(۴-۷) تحلیل مسیر مدل مفهومی تحقیق در حالت  معناداری  .۴۹

 

چکیده

 رشد و توسعه اقتصاد روستایی بعنوان یکی از اجزائ مهم اقتصادی در تمامی کشورما مورد توجه است. بالطبع یکی از راه های توسعه اقتصاد روستایی توجه به بازارهای روستایی و مشتریان آنها است که می تواند علاوه بر ایجاد اشتغال و تولید ناخالص داخلی ، افزایش در سرانه در آمد خانوارهای روستایی را نیز بهمراه داشته باشد . رسیدن به این مهم  مستلزم انجام پژوهش و تحقیقات مرتبط با بازارهای محلی بصورت علمی است .در این بین  تنوع و گوناگونی فرهنگی در میان مردم کشور  به لحاظ وجود اقلیمهای متفاوت ، نقش تاثیر گذاری را در این تحقیقات دارد لذا در این پژوهش که با عنوان مطالعه تاثیر فرهنگ محلی و ارزش درک شده بر رضایتمندی مشتریان بازارهای محلی (مطالعه موردی:یکشنبه بازار صومعه سرا) است ، به بررسی فرهنگ محلی و ارزش درک شده مشتری بر رضایتمندی مشتریان بازارهای محلی پرداخته شد ، که در این راستا تعداد ۴ فرضیه نیز شکل گرفت . نتایج این تحقیق از حیث هدف کاربردی و از حیث نوع داده ها توصیفی-پیمایشی است. اطلاعات مورد نظر بوسیله پرسشنامه ی توزیع شده در بین مشتریان یکشنبه بازار صومعه سرا جمع آوری گردید.حجم نمونه با روش نمونه گیری تصادفی (جدول مورگان) تعداد ۳۸۱ نمونه محاسبه شد و تجزیه و تحلیل داده ها با بهره گرفتن از نرم افزار های  SPSS و LISREL  انجام گرفت ،بطوریکه نتایج آن با استخراج ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره جهت اثبات روابط بین متغیرها به  اثبات تمامی فرضیه ها بشرح ذیل، منتج گردید :۱- فرهنگ محلی بر ارزش درک شده مشتریان در بازار محلی تاثیر مثبت و معنی داری دارد ۲- ارزش­ درک شده مشتری بر رضایتمندی مشتریان در بازار محلی تاثیر مثبت و معنا داری دارد.۳- فرهنگ محلی بر رضایتمندی مشتریان در بازار محلی تاثیر مثبت و معنی­داری دارد.۴- فرهنگ محلی و ارزش درک شده بر رضایتمندی مشتریان در بازار محلی تاثیر مثبت و معنا داری دارد.

واژگان کلیدی:فرهنگ محلی ،ارزش درک شده،رضایتمندی مشتری، بازار محلی ، مشتریان یکشنبه بازار محلی صومعه سرا

 

فصل اول

 

کلیات پژوهش

۱-۱. مقدمه

سازمان‌ها برای پاسخ‌گویی به نیازهای محیط ایجادشده‌اند. یکی ازمهم­ترین عوامل محیطی، مشتری است. اگرسازمان­ها بتوانند رضایت مشتریان راتامین، حفظ و یا افزایش دهند، به همان میزان موفق خواهند بود. ازاین رو سازمان‌های پیشرو ومتعالی همیشه به دنبال کسب اطمینان از رضایت مشتریان هستند(وایک[۱]،۱۹۹۶). درسال­های اخیر امکان تولید انبوه زمینه افزایش عرضه نسبت به تقاضارا فراهم کرده است، برای تولیدکنندگان چاره‌ای جز جلب رضایت مشتری باقی نمانده است. درهر گوشه ازجهان صنعتی امروز که اقتصاد رقابتی، فضای انحصاری را درهم می‌شکند، نگرش مشتری مداری وکسب رضایت مشتری، قانون کسب و کارتلقی شده وعدم رضایت این قانون سبب حذف از صحنه بازار است. بیل گیتس مدیر شرکت مایکروسافت می‌گوید: ناراضی‌ترین مشتریان، مهمترین منبع عبرت ویادگیری برای سازمان‌ها هستند. بررسی‌ها نشان می‌دهد که مشتریان ناراضی درانتقال احساس خود به دیگران فعال‌تر و موفق‌تر عمل می ‌کنند(شایگینگ[۲]،۲۰۱۱). رضایت مشتری عامل اصلی موفقیت در بسیاری ازسازمان‌ها ست ودرتحقیقات متعدد به رابطه رضایت مشتری با ارتباط دهان به دهان ، وفاداری، تکرار خرید و افزایش سودآوری سازمان‌ها اشاره شده است (فرناندز گنزالس و پرادو[۳]، ۲۰۰۷). در روندهای کسب وکار جدید، به دست آوردن رضایت مشتریان جایگاهی مهم و حیاتی در اهداف سازمان‌ها به خود اختصاص داده است و مدیران ارشد به خوبی می‌دانند موفقیت آنها در راه رسیدن به اهداف کلان سازمان‌، در گرو جلب رضایت مشتریان است(مهرداد علپور و همکاران[۴]،۲۰۱۱).

 

۱-۲ .بیان مسأله پژوهش

دراقتصاد جهانی، مشتریان بقای شرکت­ها را رقم می­زنند. شرکت­ها دیگر به انتظارات مشتریانشان بی تفاوت نیستندو تقریبا همه فعالیت­های خودرا متوجه رضایتمندی مشتری می­ کنند چراکه تنها منبع برگشت سرمایه مشتریان هستند. رضایت مشتری یکی از پایه­ای ترین مفاهیم ارزیابی است که درخیلی از کسب وکارها دنبال می­شود. توسعه رویکردی که در آن مشتری به عنوان یک دارایی ضروری شرکت به حساب آورده شود، نمایانگر وقوع انقلابی در بازاریابی است. چنین رویکردی منجر به برخورد متفاوت با طبقه‌های گوناگون مشتریان از نظر سطح سودآوری بلند مدت آن­ها برای شرکت خواهد شد. این رویکرد تنها مختصّ بازاریابی انبوه نیست بلکه بازاریابی شخصی را که از ویژگی‌های بازاریابی رابطه‌مند است نیزدر بر می­گیرد. امروزه، مشتریان در ادبیّات علمی بعنوان یک دارایی

 برای شرکت محسوب می‌شوند. رضایت مشتریان نوعی بیمه در برابر اشتباهات احتمالی موسسه است. مشتریان دائمی در برابر مواجهه با این اشتباهات اغماض بیشتری دارند، زیرا بدلیل تجربیات خوشایند قبلی، اشتباهات اندک سازمان را به راحتی نادیده می­گیرند و با بروز  هر گونه اشتباهات غیر عمدی به سمت رقبا نمی­روند. بنابراین عجیب نیست جلب رضایت مشتریان مهمترین وظیفه سازمان­ها و موسسات شده­است، چون این امر ارتباط مستقیمی با حفظ مشتری، سهم بازار و منافع سازمان دارد . تحقیقات نشان می­دهد ارزش مادام العمر یک مشتری، میزان متوسط خرید مشتری  ضرب در مدت زمانی است که تجارت می ­تواند مشتری را حفظ کند(نوربخش و همکاران،۱۳۹۱). بر اساس تحقیقات انجام شده رضایت مشتری بر حفظ مشتریان و در نتیجه بر سودآوری و موفقیت شرکت در عرصه رقابت تاثیر گذار است. بنابر اظهار استونر و ادوارد در کتاب مدیریت، هزینه جذب یک مشتری جدید پنج برابر هزینه نگهداری یک مشتری قدیمی است و دیگر این­که اگر از همان آغاز به نیازهای مشتریان توجه نشود به کارگیری ابزار بهبود کیفیت منجر به تولید محصولات و خدماتی خواهد شد که کسی آن­ها را نمیخرد(استونر و ادوارد،۲۰۰۳). بیان مسئله یا وجود مشکل در این پژوهش با پیمایش در بازارمحلی بسیار نمایانگر است .بطوریکه فاصله و شکاف معناداری بین میزان سطح رضایتمندی افراد بومی و محلی با سایر مشتریان (غیر بومی) از کارکردهای این بازارها به چشم می خورد که توجه پژوهشگر رابه امکان وجود یک عامل (متغیر)جدای از متغیرهای شناخته شده در رضایتمندی مشتریان بسوی خود منعطف می کند.با بررسی و اخذ نظر از کارشناسان متخصص و تحقیق در میان سایر تحقیقات مشابه، وجود متغیر فرهنگ محلی مورد آزمون قرار خواهد گرفت. پژوهش حاضر بدنبال عوامل موثر بر رضایت مشتریان در بازارهای محلی است و می­کوشد متغیرهای ایجاد کننده رضایتمندی را شناسایی و معرفی کند.

 

۱-۳. اهمیت و ضرورت انجام تحقیق

اهمیت و ضرورت تحقیق حاضر به دو بخش کلی قابل تقسیم است .بازارهای محلی و شاخص و مدل اندازه گیری رضایتمندی مشتریان این بازارها . درحال حاضر متاسفانه با رشد چشمگیر واسطه­ها در بازار عرضه و تقاضا مواجه هستیم، این شیوه نادرست به بلوکه شدن سرمایه­ها می­انجامد، درحالی که برپایی بازارهای محلی در روزهای خاص هفته توسط تولیدکنندگان عرضه مستقیم کالارا درپی خواهد داشت و علاوه بر آزاد شدن سرمایه­ها و رونق تولید به اشتغال زایی نیز می­انجامد. متاسفانه نتوانسته ایم از پتانسیل بالای این قبیل بازارها استفاده کرده، علاوه بر عرضه هویت ایرانی به چرخه اقتصادی مناطق مختلف کشور کمک کنیم و به ایجاد فرصت­های شغلی برای جوانان هر شهر بپردازیم. بازارهای بومی و محلی هر شهر، گوشه ای از هویت و میراث اصیل اجدادی را به نمایش می­گذارند. از نگاه دیگر چنین بازارهایی فرصت مناسبی برای اشتغال زایی ایجاد می­ کند. فرصتی طلایی که اغلب جوانان به دنبال آن هستند. در تحقق این امر مهم ضرورت کار کارشناسی منسجم و برنامه ریزی دقیق کاملاً احساس می­شود. اقتصاد روستایی نیازمند متنوع سازی است. این امر از آن جهت اهمیت دارد که روستاهای کشور ما عمدتا تنوع اندکی در مشاغل و در نتیجه منابع درآمدی خود دارند. از این رو ایجاد فعالیت­های اقتصادی جنبی و تلفیقی در بهبود وضعیت روستاها موثر خواهد بود. بازارهای محلی روستایی می ­تواند پاسخی به این نیاز روستاها باشد. همچنین از کارکردهای مهم بازارهای محلی کمک به توسعه صنایع روستایی است که یکی از نیازهای ایجاد و طراحی آن­ها بازار و بازاریابی است که مهمترین فاکتور برای توسعه صنایع روستایی نیز می­باشد. یکی از شرایط لازم برای این کار بررسی نیازهای بازار در سطوح محلی، ناحیه ای و بین المللی است. از این رو با شناخت پتانسیل­های موجود

مطلب دیگر :


راهنمایی بیشتر برای تولید سایت با کیفیت

 در این نواحی می­توان با برنامه ریزی مناسب و آینده­نگری و همچنین شناخت و درک عوامل فرهنگی هر منطقه در جهت رونق و توسعه آنان گام برداشت. بنابراین اگر بازارهای محلی را شکوفا کنیم هزینه تولید کالاپایین می­آید، با حذف واسطه­ها سرمایه جذب تولید می­شود، کارگاه ها رونق می­گیرند و بهره­وری سرمایه و نیروی کار در اقتصاد کشور افزایش پیدا می­ کند. مجموعه این اقدامات زمینه را برای عدالت و رشد اقتصادی فراهم خواهدکرد. تحقیقات و پژوهش­های بسیاری در زمینه ارزیابی رضایتمندی مشتری در کشورهای پیشرفته انجام گرفته­است .بر پایه این تحقیقات وسیع بود که شاخص رضایت مشتری سوئد در سال ۱۹۸۹ به عنوان اولین شاخص ملی رضایت مشتری ارائه گردید. این شاخص در ۱۳۰ کارخانه از ۳۲ صنعت مختلف در سوئد اجرا شده­است. از طرفی دیگردر سال ۱۹۹۲، شاخص رضایت مشتری در آلمان معرفی شد، این شاخص با مطالعه در ۵۲ صنعت مختلف درآلمان به اجرا درآمد. شاخص رضایت مشتری در آمریکا  در سال ۱۹۹۳ توسط فورنل پایه گذارشاخص رضایت در سوئد توسعه یافت. این شاخص برای هفت بخش اقتصادی، ۳۵ صنعت مختلف ودر بیش از ۲۰۰ کارخانه که درآمد مجموع آن­ها، نزدیک به ۴۰ درصدتولید ناخالص ملّی آمریکارا تشکیل می­داد، اجراگردید. شاخص رضایت مشتری در اروپا، ابتدا بوسیله سازمان کیفیت و مؤسسه مدیریت کیفیت در اروپا توسعه یافت و برای اولین بار در سال ۱۹۹۹ و در بین ۱۱ کشوراروپائی مطرح گردید. البته در زمینه ایجاد و تعیین شاخص­های ملی، می­توان به اقداماتی درکشورهایی مانند دانمارک، اتریش، فرانسه، هلند، سوئیس، تایوان، نیوزیلند، کره جنوبی، مالزی، هنگ کنگ و روسیه اشاره نمود (صدقی ودیگران ۱۳۸۸). اگر چه مطالعاتی در زمینه ارائه مدل­های سنجش رضایتمندی در کشور انجام گرفته­است، لذا تمامی آن­ها بر پایه  مدل­هایی بوده که اکثر آ­ن­ها در سایر کشورها تدوین شده­است و تلاش­های انجام شده تاکنون کمتر منجر به ارائه مدل جدید و بومی در کشور شده­است.

 

۱-۳-۱. وجه تمایز پژوهش با سایر پژوهش ها

مطالعات زیادی در زمینه رضایت مشتری انجام شده که در بخش مرور ادبیات و سوابق به تعدادی از آن­ها اشاره شد، اما با توجه به بررسی­های بعمل آماده در بین پایان نامه ­ها و مقالات انجام شده از طریق سایت­های دانشگاه های کشور و سایت پایگاه اطلاعات علمی و همچنین سایت­های معتبرIrandoc.com پایان نامه ای در مورد تاثیر فرهنگ محلی و ارزش درک شده بر رضایتمندی مشتریان از بازارهای محلی انجام نگردیده است. در این تحقیق به ارتباط بین مولفه­های تاثیرگذار و رضایت مشتری پرداخته شده­است و سیستم جامعی را معرفی می­نماید، که در نوع خود جدید بوده و تا بحال پژوهشی کامل و مشابه در این خصوص صورت نگرفته است. تحقیق حاضر از دو جنبه دارای نوآوری است. اول رضایتمندی مشتریان در بازار محلی و دیگر تاثیر فرهنگ محلی در رضایتمندی مشتریان. همان­گونه قبلا ذکر شد اگر چه بازارهای محلی در بعضی از پژوهشها مورد بررسی قرار گرفته است، لیکن تحقیقات در زمینه رضایتمندی مشتریان در این بازاها جامع نبوده و از تئوری­های اثبات شده در مدل­های ارزیابی رضایتمندی مشتری استفاده نگردیده است. دیگر اینکه  فرهنگ مشتریان در پژوهش­های بازاریابی بیشتر بررسی شده و نقش آن نیز بر رضایتمندی مشتریان اثبات گردیده ­است، لذا گوناگونی و تنوع فرهنگی در درون یک فرهنگ که در این پژوهش با نام فرهنگ محلی معرفی می­شود، بر رضایتمندی مشتریان بررسی و ارزیابی نشده است. لذا می­توان ادعا کرد که در صورت درست بودن فرضیه ­ها این پژوهش منتج به ارائه یک مدل در این زمینه باشد.

 

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

...

پایایی. ۳۲
فصل چهارم
نتیجه گیری و پیشنهادات
نتیجه‌گیری. ۳۴
پیشنهادات. ۳۶
فهرست منابع. ۳۷
موضوع: روابط بین سبک مدیریت وبا نوآوری

مقدمه:

درعصر حاضر تلاشهای بسیاری که درزمینه ساختاردهی ومهندسی مجدد فرایندها و همچنین کاهش هزینه ها به منظور کسب سودآوری ,توسط شرکت ها انجام گرفته است .اینک نوبت این است تابسیاری از آنها به تجدید سبدمحصولات خود ازطریق ایجاد نوآوری بپردازند.دراین راستاخلاقیت وتولید افکار واندیشه های نو توسط مدیران وکارکنان سازمانی ازاهمیت ویژه ای برخوردارشده وجایگاه والایی رادرسازمان به خوداختصاص داده است.امروزه سازمان هایی موفق هستند ومی توانند دردنیای پررقابت ادامه حیات بدهند که دائما افکارواندیشه های جدیدرا درسازمان کاربردی سازند.این امر توسط مدیران وکارکنان خلاق امکان پذیر است اماآیا شرکت هاشرایط ومحیط مورد نیاز راایجاد می کنند؟
آیا آنها با اهرمهای مناسب جهت بهینه ساختن موفقیت نوآوری آشنایی دارند؟
نقش مدیریت دانش به عنوان یک اهرم کلیدی درایجاد نوآوری موردتاکیدقرارگرفته وباهدف موفقیت خلاقیت ,ضمن استنادبر تحقیقات انجام شده دراین حیطه ,ابعادمرتبط دانش ضمنی ومدیریت نوآوری درسازمان هاخواهد داشت.سپس رابطه بین مولفه های مدیریت دانش و نوآوری رادرسازمان بررسی خواهدکرد ودرنهایت به ادبیات پژوهش مرتبط باموضوع پژوهش پرداخته خواهد شد.
هدف :این تحقیق درنظردارد به بررسی موضوع رابطه بین سبک مدیریت وبانوآوری بپردازد.

فصل اول

کلیات تحقیق

 

بیان مسئله

امروزه سازمانهای کشوربه مانند سایرسازمانهای جهان ناگزیرندتا با دیگرسازمان هاچه درداخل وچه درخارج کشور بهه رقابت بپردازند تابتواننددر محیط کسب وکار باقی بمانند.ازاین روآنها بایدبتوانند دست کم دریک زمینه برتر ازرقبای خودبوده و نست به آنها مزیتی داشته باشند تامشتریان رانسبت به خودمتقاعدسازند.به عبارت دیگر آنهاچاره ای ندارتد جزاینکه نوآور باشند.(بیهات ۲۰۰۱)


درپژوهش حاضر فرض برآن است که مدیریت دانش یکی ازراه های غیرقابل اغماض برای دستیابی به نوآوری است یعنی هرسازمانی که قادربه دانش آفرینی نباشدیااینکه نتواند دانش موجودرا جهت بهره برداری ازآن درحال وآینده سازمان دهی ودرنهایت مدیریت کند به احتمال بسیارزیاد نمی توان انتظار نوآوری داشت چراکه چنین سازمانی نه تنهاقادربه استفاده از دانسته هایش نیست بلکه به احتمال فراوان بصورت پیاپی اقدام به دوباره کاری نموده ,دقت وانرژی ازدست خواهدداد.پرواضح است سازمانی که نوآور نباشد درمحیط کسب وکار متغیر امروزی شانس زیادی درمقابل رقبانخواهدداشت(فراپائولو ۲۰۰۶)
مدیریت دانش شیوه شناسایی ,دراختیارگرفتن ,سازمان دهی وپردازش اطلاعات جهت خلق دانش می باشد که پس ازآن توزیع می شود سپس دردسترس دیگران قرارمی گیرد تابرای خلق دانش بیشتراستفاده شود.(رادینگ[۱]۱۳۸۳, ص۳۲)
مدیریت دانش نوعی فن آوری است که بردانش تاکییددارد وبرآن است تااز طریق به کارگیری موثردانش به حل مشکلات بپردازد(جی میکائیل و جرالداس۳,۱۳۸۳)
ازمهمترین عللی که موجب شده تا سازمانها به موضوع مدیریت دانش تمایل نشان دهند آن است که مدیریت دانش (عبدالکریمی ,۱۳۸۵)
-موجب افزایش بهره وری و سوددهی می شود.
– همکاری را تقویت می نماید وموجب بروز ورشد خلاقیت و نوآوری می شود.
– موجب تسهیل اشتراک اطلاعات بین کارکنان می شود.
– توان سازمان برای مقابله با پدیده تورم اطلاعات افزایش می دهد
برای اینکه نوآوری درسازمان رخ دهددرابتدا لازم است که مدیران ازدانش لازم درخصوص عوامل داخلی وخارجی که سازمان راتحت تاثیرقرار می دهد برخوردار باشند.ثانیا دانش بایستی آزادانه درسرتاسرسازمان جریان یابد هرچه انتشار بهترصورت گیرداحتمال نوآوری بیشتراست.زیرا افراد بیشتری درسطوح ودوایرمختلف سازمان درمعرض دانش جدید بیشتری  قرارمی گیرند که بادانش فعلی آنهاتعامل می نماید.
سرانجام یک سازمان باید پاسخ گوباشد درواقع نوآوری نوعی پاسخ است.بنابراین هرچه سازمان پاسخگو وچابکتر باشد احتمالا نوآورتر است.پژوهش حاضربر آن است که رابطه بین مولفه مدیریت دانش و نوآوری رادرسازمان مورد بررسی قراردهد .

مطلب دیگر :



درحالی که ارتباط بین مولفه های مدیریت دانش بانوآوری ازنظر شهودی بدیهی به نظررسیده وبه کرات درادبیات موجودپیشنهاد شده ,پژوهش های کاربردی محدودی دراین زمینه صورت پذیرفته است درنتیجه شواهدتجربی اندکی موجود است تاچنین نتیجه ای راتوجیه سازد.
دراین راستا محقق باانتخاب این موضوع تلاش کرده تا به نوبه خود سهم اندکی درفراهم آوردن چنین شواهدی ایفاکند.پیاده سازی مدیریت دانش درهرسازمان مستلزم وجودزمینه هایی استکه این زمینه ها اعم ازاینکه,فنی یاعلمی باشند ,بایستی به وجودآیند.زمینه های فنی رامی توان مانند رایانه وشبکه های ارتباطی وزمینه های علمی رامثل فرایندجمع آوری وذخیره دانش مورد نیازسازمان درنظرگرفت.به هرحال بررسی ومطالعه این زمینه هاجهت ایجاد سیستم مدیریت دانش وضرورت تشکیل وایجاد مدیریت دانش گام گام نخست محسوب می شود .
ضرورت استفاده ازآنها ودرواقع استفاده ازپیرفت هادربسترهای مختلف علوم ازجمله مدیریت دانش,ازمهمترین ضرورت های توسعه وپیشرفت یک جامعه وسازمانهای آن محسوب می شوند.ازاین نظرمی توان ,پیاده سازی مدیرت دانش راگامی درجهت توسعه وارتقای هرسازمانی ازجمله سازمان موردمطالعه دانست.
ازمحدودپروژه هایی که درباره رابطه بین مولفه های مدیریت دانش و نوآوری صورت گرفته جنی داروش[۲] است که درسال ۲۰۰۵درنیوزیلند وپژوهش پانگ لولیو ودیگران درسال ۲۰۰۹درتایوان صورت گرفته وپژوهش حاضرنیز ازآنها اقتباس شده است.
حال می خواهیم بدانم که آیا بین سبک مدیریت وبا نوآوری رابطه ای وجوددارد ؟واینکه آیا نوآوری در سازمان به کافی مدیران ارتباطی دارد؟

اهمیت و ضرورت تحقیق

سیستم‌های سنتی مدیریت ، عموماً به دلیل فقدان ویژگی‌های کاربردی- بازخوردی مورد نیاز برای حل مسائل مغز افزاری و دستیابی به اهداف سازمان‌ها ، فاقد توانایی و کارایی لازم در زمینه ایجاد بازارهای دانش/ تجربه در سطوح مختلف بوده و نتیجه مستقیم آنها کم‌دانشی ، بی‌تجربگی و عدم خلاقیت و نوآوری کارکنان و بدنبال آن عدم پویایی و کارایی سازمان است.جریان یک‌سویه مدیریتی ، یادگیری ، مواد آموزشی غیرمرتبط و ایستا، انتزاعی بودن آموزه‌ها (ارتباط ضعیف آموزه با عمل یا رفتار مورد انتظار) ، اثربخشی بسیار اندک و گاه درحد صفر رفتار مدیران، قطع جریان آموزش پس از اجرای آزمون (عدم استمرار و تکمیل) ، سیستم نامناسب ارزش‌گذاری و نظارت ، ناهمراستایی آموزش و اهداف سازمانی ، بی‌توجهی به پرورش استعدادها و مهارت‌های نوین، نمونه‌هایی از کاستی‌های این نوع نظام‌های مدیریت سنتی به شمار می‌آیند.
حال اگر مقصد نهایی و محل مصرف خروجی‌های هر نوع سیستم مدیریت مدرن را حیطه‌های گوناگون بدانیم و این فرض نه‌چندان بی‌ریشه را بپذیریم که وظیفه‌غایی چنین نظامی: شکل‌دهی، تجهیز و آماده‌سازی نیروی انسانی اندیشمند، ماهر، خلاق، ایده‌پرداز و پاسخگوست، لاجرم می‌بایستی بپذیریم که نیروی انسانی شاغل در سازمان‌های کنونی نیز علی‌القاعده باید دارای همین ویژگی‌های به ظاهر آرمانی، اما بسیار منطقی و ممکن باشند تا بتوانند در شرایط به شدت متغیر و رقابتی عصر دانش‌مداری و تجارت آزاد، پایه‌های بقای بنگاه‌های خویش را محکم و پایدار نگه دارند.
آیا سازمان‌های ما دست‌کم از لحاظ فلسفه، رویکردها، اهداف، برنامه‌ها، رویه‌های اجرایی و اثربخشی یادگیری از چنین وضعیتی در حوزه امور آموزش خود، برخوردارند؟ آیا پیش‌بینی تشکیلات هزینه بر امور آموزش در سازمان‌ها، صرفاً نوعی پیاده‌سازی تطابق لازم برای دریافت انواع گواهینامه‌ها و استانداردهای بین‌المللی و یا ایجاد شخصیت اسمی و تبلیغی در زمینه دانش‌محوری آنهاست؟ آیا نیازهای شغلی، تطابق دانش و تجربه با وظایف محوله، توانایی‌های نظریه‌سازی و ایده‌پردازی، اندیشه و رفتار خلاقانه، مهارت‌های حل مسئله و رفع بحران و. علت اصلی ایجاد امور آموزش در سازمان‌های پیشرو و دانشی نیست؟ برای رسیدن به این نوع سیستم و نظام مدیریتی نوین که بزرگ‌ترین سرمایه سازمان‌های برتر را تشکیل

عنوان : اثر بخشی رواندرمانی راه حل محور بر رضایت زناشویی زوجین...

جدول ۴-۸

جدول ۴-۹ .

جدول ۴-۱۰ .

جدول ۴- ۱۱ .

 

فصل یکم

مقدمه

 

 

۱-۱ بیان مسئله

در دهه های گذشته مشکلات اقتصادی و تغییر در انتظارات خانواده ها از زندگی  ،  در آمد بیشتر را برای بقای خانواده ضروری ساخته است . امروزه در اغلب کشور ها سبک زندگی از خانواده های با یک نان آور به سمت خانواده های با دو نفر شاغل تغییر کرده و به گونه ای که زوج های هر دو شاغل ، تعداد زیادی از زوج ها را تشکیل می دهند .

در این زوج ها علی رغم این که همسر شاغل نسبت به همسر غیر شاغل شوهرش را بهتر حمایت می کند  و از نظر اقتصادی وضعبت بهتری دارند و اضطراب کم تری را در مسایل مادی تجربه می کنند  ،  اما  در زندگی آنها انواعی  از تعارضات خانوادگی و کاری وجود دارد که تنیده گی های شغلی ، فشار کاری زیاد ، تعارض نقش ، مشکلات مربوط به مراقبت از کودک ، نگهداری از بزرگسالان و  مسایل مربوط به تعادل شغل  ، خانواده و نیاز های شخصی از جمله آنها است  اگر موارد فوق الذکر حل نشود مشکلاتی در روابط زناشویی و در نتیجه آن ،  مشکلاتی در رشد و تکامل خانواده به وجود خواهد امد که رفع این مهم مستلزم آن است که هر یک از زوجین در هویت شخصی منحصر به فرد خود جدا باقی بماند و در عین حال توان این را داشته باشد که این هویت را در لحظاتی برای سلامت و بهبود ی رابطه ، که در ازدواج امری جدا نشدنی است ، کنار بگذارد .

باید در نظر داشت که در  بسیاری از موارد زوجین هر دو شاغل نمی توانند  به هویت جدای یکدیگر احترام گذاشته  و رابطه ای توام با درکی را ایجاد کنند که خود باعث می شود که زوجین نتوانند از استعداد ها و ظرفیت های بالقوه خود جهت ارائه راه حل مشکلاتشان استفاده کنند در این مورد رویکردهای درمان خانواده می توا نند به زوج در مسیر رشد و تکامل یاری رسانند . رویکرد درمان کوتاه مدت را ه حل محور از رویکرد های مهم در عرصه خانواده درمانی است که توسط استیودشیرز و اینسو کیم برگ شکل گرفته است  . درمان گر راه حل محور به خانواده کمک می کند تا از طریق صحبت راه حلی ( solution – talk)  باور کنند که واقعیت در ذهن آنها است ، تا بتوانند راه حل های منطبق بر ادراک خود را خلق کنند . راه حل های قابل کاربرد از همکاری اعضای خانواده منتج می شوند و در اثر آن ، خانواده ادراکات جدید و  نیرو بخشی درباره خود به دست می آورد . اگر مراجعان بتوانند با موفقیت به یک تغییر شناختی و احساسی

 برسند توانایی آنها برای حل و منترل مشکل نشان داده می شود .

دیدگاه راه حل محور یک دیدگاهی غیر بیماری شناختی نسبت به مراجع دارد  و  به مراجعین کمک می کند تا  برای مشکلات کنونی خودراه حل بیابند .این دیدگاه بر این جا واکنون و هم چنین آینده تاکید دارد .بر اساس دیدگاه درمان راه حل محور ، تغییر و دگرگونی امری اجتناب ناپذیر بوده و مخصوصا تغییرات سازنده امکان پذیر است .

لذا در این نوع درمان ،تمرکز بر روی مسایلی است که احتمال تغییر درآنها و نه به زمینه های سخت و غیر قابل تغییر وجود دارد. به همین علت ، درمان و مشاوره راه حل محور به مشاوره امید واری شهرت یافته است  (۷). تحقیقات نشان می دهد که این رویکرد می تواند به نتایج مطلوب بیانجامد و  حتی در موارد اورژانسی خوب عمل می کند

این دیدگاه به دلیل محدودیت جلسات درمانی از طرف مراجعین نیز مورد استقبال قرار گرفته است و برای خانواده ها روش درمانی با ارزشی است . امروزه خانواده درمانی کوتاه مدت راه حل محور مقبولیت فزاینده ای پیدا کرده است . اما علی رغم این مقبولیت

مطلب دیگر :


راهنمایی بیشتر برای تولید سایت با کیفیت

 تحقیقات بر روی آن کم صورت گرفته است .

مطالعه هایی که در مرکز خانواده درمانی کوتاه مدت در میلواکی صورت گرفته ، دامنه موفقیت از  ۷۲%  تا ۸۰%  را در درمان مشکلات مراجعان گزارش می کند .

رابطه زوج داوطلبانه است و هر دو می دانند که ناگزیر به ازدواج نیستند . این حقیقت که ازدواج یک انتخاب است می تواند زوج ها را وادار تا آن را سر زنده نگه دارند . به همین ترتیب ماهیت اختیاری بودن ازدواج ، خروج از آن را آسان می کند .

رابطه زوج مستلزم آن است که هر شخص در هویت و فردیت  شخصی منحصر به فرد خود جدا باقی بماند و در عین حال توانایی آن را داشته باشد که این هویت را در لحظاتی برای سلامت و بهبود رابطه کنار بگذارد . همچنین یکی از عواملی که زوج را در کنار یکدیگر نگه می دارد احترامی است که هر فرد برای هویت جدای دیگر قائل است .

خانواده های دو شغلی بزرگترین گروه خانواده های غیر سنتی هستند . در این نوع خانواده ها ، زن و شوهر هر دو کار می کنند و از در آمد مشترکشان زندگی خانوادگی را اداره می کنند . این الگو با خانواده های سنتی  که در آن شوهر مسئولیت نان آوری خانه را بر عهده دارد و  زن صرفا به خانه داری می پردازد ، کاملا مغایر است . مسائل هویتی برای زنان شاغل می تواند برجسته و شاخص باشد  . این مسائل بیشتر برای زوج هایی مطرح است که آنها در خانواده هایی که زن و  مرد شاغل هستند بزرگ شده اند . نقش های جنسیتی  و ارزش هایی که در اوایل زندگی درونی شده اند ، ممکن است با نقش های غیر سنتی زن و شوهر در تعارض باشد و ابهام در نقش و هویت را به وجود آور .جای تعجب بسیار است که از نظر روابط جنسی نیز زوج های شاغل کمتر از ازدواج های سنتی مشکل دارند  (  اوری – کلارک  ، ۱۹۸۶). بر اساس برخی یافته ها  (توماس ، آلبرت و وایت ، ۱۹۸۴؛ یوگیو  ،۱۹۸۳)  ، در روابط زوج های هر دو شاغل مشکلات زوجی مهمی  (  بین فردی  و درون فردی  )  وجود دارد که به تقسیم میزان مراقبت از فرزند و کار در خانه وابسته است .

در مقایسه با میانگین طلاق ، طلاق در این زوج ها بیشتر است (کارلسون و دیگران   به نقل از نوابی نژاد ، ۱۳۷۸). در زندگی زوج های هر دو شاغل تعارض هایی وجود دارد که زندگی آنها را تحت تاثیر قرار می دهد و به دیگر جنبه های زندگینیز سرایت می کند ( بولگر  ، ۱۹۸۹).

تعارض نقش برای زنان شاغل به دو مقوله تقسیم می شود : مقوله تعارض حرفه ای-  والدینی   و تعارض حرفه ای – زن و شوهری  (بارلی  ، ۱۹۹۶) . تعارض وقتی نمایان می شود که وقایع قبلی و غیر منتظره بروز می کند . برای نمونه ، وقتی فرزندی بیمار می شود  تعارض حرفه ای  –  والدینی بروز می کند  . به طور مشابه ای نقش حرفه ای و  نقش همسری زمانی که وظایف  ، مسئولیت ها و

«  عملکرد های خانوادگی » با وظایف شغلی همزمان می شوند با هم تعارض می یابند .

تعارض نقش زمانی که فرد باید درباره ی صرف زمان ، انرژی و منابع تصمیم بگیرد به رابطه ضربه می زند . آیا من می توانم سه روز آخر هفته را برای سالگرد جشن ازدواج اختصاص دهم یا باید آن را برای سال آینده به تعویق بیا ندازم  ؟

رضایت شغلی و رضایت زناشویی زنان شاغل با هم همبستگی دارند ( کلین  ، ۱۹۹۸) . به عبارت دیگر ، شادمانی در کار وخانه همراه هم هستند . این یک حقیقت است که ناراحتی در کار می تواند به خانه منتقل شود . سرریزی کار – خانه به تمایل به آوردن مشکلات کار به درون خانه در انتهای روز اطلاق می شود . جابه جایی ناکامی و خشم  بر اعضایخانواده متداول است .

با توجه به موارد بالا تحقیق حاضر به بررسی تاثیر این نوع درمان بر رضایت برخی از ابعاد مختلف زناشویی پرداخته است

 

دانشگاه آزاد اسلامی...

جدول ۴-۱-۶: جدول آمار توصیفی کل سوالات. ۷۳
جدول ۴-۲-۱: جدول ضریب همبستگی اسپیرمن. ۷۶
جدول ۴-۲-۲: جدول ضریب همبستگی اسپیرمن. ۷۷
جدول ۴-۲-۳: جدول ضریب همبستگی اسپیرمن. ۷۸
جدول ۴-۲-۴: جدول ضریب همبستگی اسپیرمن. ۷۹
جدول ۴-۲-۵: جدول ضریب همبستگی اسپیرمن ۸۰
جدول ۴-۲-۶: جدول ضریب همبستگی اسپیرمن. ۸۱
جدول ۴-۲-۷-۱: جدول فراوانی مشاهده شده و فراوانی قابل انتظار. ۸۲
جدول ۴-۲-۷-۲: جدول آزمون خی دو. ۸۲
جدول ۴-۲-۸-۱: جدول فراوانی مشاهده شده و فراوانی قابل انتظار. ۸۳
جدول ۴-۲-۸-۲: جدول آزمون خی دو. ۸۴
جدول ۴-۲-۹-۱: جدول فراوانی مشاهده شده و فراوانی قابل انتظار. ۸۵
جدول ۴-۲-۹-۲: جدول آزمون خی دو. ۸۶
جدول ۴-۲-۱۰-۱: جدول فراوانی مشاهده شده و فراوانی قابل انتظار. ۸۷
جدول ۴-۲-۱۰-۲: جدول آزمون خی دو. ۸۸
جدول ۴-۲-۱۱-۱: جدول فراوانی مشاهده شده و فراوانی قابل انتظار. ۸۹
جدول ۴-۲-۱۱-۲: جدول آزمون خی دو. ۹۰
جدول ۴-۲-۱۲-۱: جدول فراوانی مشاهده شده و فراوانی قابل انتظار. ۹۱
جدول ۴-۲-۱۲-۲: جدول آزمون خی دو. ۹۲
جدول ۴-۲-۱۳-۱: جدول فراوانی مشاهده شده و فراوانی قابل انتظار. ۹۳
جدول ۴-۲-۱۳-۲: جدول آزمون خی دو. ۹۴
 
 
فهرست نمودار
                عنوان                                                                                        صفحه
نمودار ۴-۱-۱: نمودار دایره ای جنسیت دانشجویان ۶۵
نمودار ۴-۱-۲: نمودار توزیع فراوانی رشته تحصیلی دانشجویان برحسب جنسیت آنها ۶۷
نمودار ۴-۱-۳: نمودار توزیع فراوانی میزان استفاده از اینترنت در هفته توسط دانشجویان بر حسب جنسیت آنها ۶۹
 
 
                                                           فهرست شکل ها
             عنوان                                                                                           صفحه
شکل ۱-۲: مدل ارتباط از دیدگاه مارک نب ۱۵
 
 
چکیده
با ظهور فناوری جدید خصوصاً اینترنت تردیدی باقی نمانده است که دنیا شاهد تحولی گسترده در آموزش خواهد بود . اینترنت در عصر اطلاعات به عنوان یکی از گسترده ترین و بهترین وسایل ارتباطی در سطح جهان مطرح است که عرصه نظام آموزش عالی را متحول ساخته است. ظهور این پدیده دورنمای روشنی را برای ایجاد ارتباطات جهانی بین دانشجویان و دانشگاه ها نوید می دهد.روند گسترش فناوری و نقش آن در همه جنبه های زندگی ضرورت استفاده از فناوری را به منظور بهبود فعالیت یادگیری و کسب مهارت های ارتباطی امری اجتناب ناپذیر می کند ،زیرا در هزاره سوم میلادی که هزاره تبادل اطلاعات است، داشتن مهارت های زندگی به خصوص مهارت های ارتباطی برای همه افراد به خصوص قشر دانشجو امری ضروری است .با توجه به اهمیت   موضوع،تحقیق حاضر با هدف بررسی سطح و نوع استفاده از اینترنت و نقش آن در یادگیری مهارت های ارتباطی، دیدگاه دانشجویان را در این زمینه مورد بررسی قرار می دهد. جامعه مورد نظر در این پژوهش کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه در نیم سال اول سال ۱۳۸۸است که از سایت اینترنت استفاده می کنند. حجم جامعه ۴۵۰نفر است که به روش تصادفی ساده ۲۰۷ نفر از این دانشجویان گزینش شدند.پرسشنامه ای به صورت محقق ساخته در ۲۸ گویه با دو مولفه ارتباط کلامی و غیر کلامی در ۵طیف ،در مقیاس لیکرت تدوین شده است. اعتبار پرسشنامه از طریق آلفای کرونباخ با ۹۲/۰تعیین گردید.روش های پژوهشی در این تحقیق ،آمار توصیفی و استنباطی( آزمون ضریب همبستگی اسپیرمن وآزمون خی دو)می باشند که با اشتفاده از نرم افزارspss محاسبه گردیده است.برای پاسخگویی به فرضیه های اول تا ششم پژوهش به منظور بررسی رابطه سطح استفاده از اینترنت با یادگیری مهارت های ارتباطی ،از آزمون ضریب همبستگی اسپیرمن و برای بررسی رابطه نوع استفاده از اینترنت با یادگیری مهارت های ارتباطی در فرضیه های اول تا ششم پژوهش وهمچنین بررسی رابطه بین جنسیت و میزان یادگیری مهارت های ارتباطی از آزمون خی دو استفاده گردید.از تجزیه وتحلیل داده ها، مشخص گردید؛ بین سطح استفاده از اینترنت با یادگیری مهارت رمزگذاری با ۲۵۲ هزارم و یادگیری مهارت ابرازوجود با ۲۰۰ هزارم  ویادگیری مهارت گوش دادن  با ۱۹۸ هزارم و یادگیری مهارت تعقل  با ۱۸۲ هزارم و یادگیری مهارت رمزخوانی با ۱۷۰ هزارم رابطه معنی دار از نوع مثبت و کامل وجود دارد و فرض H0 رد و فرض H1پذیرفته شد.همچنین مشخص گردید؛ بین میزان استفاده از اینترنت با یادگیری مهارت زبان احساسات با ۴۱ هزارم  ،جنسیت و میزان یادگیری مهارت های ارتباطی با خی دو ۰۲۹/۶ رابطه معنی دار وجود ندارد و فرض H0پذیرفته شد .از طرفی بین نوع استفاده از اینترنت با یادگیری مهارت رمزگذاری ، رمزخوانی ، تعقل ، ابرازوجود و زبان احساسات رابطه وجود نداشت. در پایان پیشنهاد های کاربردی و پژوهشی ارائه گردید.
 
 
کلیدواژه ها: ارتباط، مهارت ارتباطی، مهارت ارتباط کلامی، مهارت ارتباط غیرکلامی ، اینترنت.
مقدمه

قرن بیست و یکم، در واقع دنیای استیلای فناوری اطلاعات و ارتباطات و دنیای شتابزدگی تاریخ به لحاظ تغییرات شتاب آمیز علمی، فرهنگی و اقتصادی خواهد بود. سیستم آموزشی در یک جامعه و به تبع آن آموزش و پرورش قادر نخواهد بود، همچون جزیره ای خود 

را منفک از نهادهای اجتماعی ، ملی و فعل و انفعالات گسترده بین المللی در دهکده جهانی بداند، زیرا جامعه آموزشی مرکز ثقل این تحولات خواهد بود. (حمزه بیگی، ۱۳۸۳، ص۳۶)

در چنین عصری که به انفجار دانش و اطلاعات لقب گرفته است، توسعه علم و فناوری (اینترنت) رشد شتابنده ای داشته است. قرن بیست و یکم، گذر از جامعه صنعتی به سوی جامعه اطلاعاتی است که از مهمترین عوامل این رشد، حجم گسترده و عظیم دانش ، معلومات و آگاهی می باشد. بنابراین روند گسترش فناوری و تاثیرگذاری آن در همه شئونات زندگی، ضرورت استفاده از فناوری را به منظور بهبود فعالیت یادگیری و کسب مهارت های ارتباطی اجتناب ناپذیر می کند.
تحقیقات اساتید دانشگاه های لاول و چک کیل (۱۹۹۶) در زمینه «نقش فناوری نو (اینترنت) در یادگیری و آموزش مهارت های ارتباطی دانش آموزان راهنمایی»  نشان داد که دانش آموزانی که به شبکه جهانی اینترنت دسترسی داشته اند از عملکرد بهتری برخوردار بوده اند و دانش آموزان با کمک اینترنت می توانند برنامه های آموزشی خود را با نیازهای جدید تفکر بشر هماهنگ کنند. ارائه فناوری در آموزش منجر به تقویت نقش دانش آموزان و بهبود کیفیت تدریس و تقویت مهارت های ارتباطی در آن ها می شود. (صیامی، ۱۳۸۲، ص۴۵)
با توجه به نتایج تحقیقات لاول و چک گیل، در هزاره جدید که هزاره تبادل اطلاعات است، داشتن کلیه مهارت های زندگی به خصوص مهارت های ارتباطی مؤثر برای تمامی افراد به خصوص قشر دانشجو ضروری است و داشتن مهارت ارتباط کلامی و غیر کلامی موثر، کلید اصلی جامعه پذیری است. بنابراین در چنین عصری کاربرد اینترنت در تدریس  برای تقویت مهارت های ارتباطی دانشجویان مسأله ای غیر قابل اغماض می باشد.
بنابراین فناوری نوین نقش دانشجویان را از ناقل دانش به خالق محیط یادگیری متحول کرده و فراگیران ضمن آشنایی با چگونگی برقراری توازن میان راهنمایی و عرضه مهارت و کسب انواع مهارت های ارتباطی و با ایجاد مجال تفکر و کار مستقل، فراگیران در تسهیل فرایند یادگیری به ایفای نقش بپردازند.
با توجه به اهمیت موضوع و نقش عمده اینترنت بر یادگیری مهارت های ارتباطی و ضرورت کسب انواع مهارت های ارتباطی در عصر اطلاعات برای دانشجویان ، محقق به بررسی سطح ونوع استفاده از اینترنت در یادگیری مهارت های ارتباطی دانشجویان می پردازد. در این راستا پژوهشگر دیدگاه دانشجویان را در رابطه با نقش استفاده از اینترنت در یادگیری مهارت  ارتباطی کلامی و غیر کلامی را مورد بررسی قرار می دهد.
بیان مسئله

یکی از ویژگی های بارز زندگی بشر در قرن بیستم و نیز هزاره سوم که هم اکنون در ابتدای آن واقع شده ایم، تغییر و تحولات اساسی در کلیه شئون و جنبه های آن است. این تحولات بیش از هر عاملی با رشد سریع فناوری ارتباط دارد. رشد  فناوری اگرچه سبب رفاه و آسایش بشر امروزی شده است، اما به دلیل سرعت خیره کننده آن، انسان ها قادر نیستند در همه حال خود را با شرایطی که مدام در حال متحول شدن است وفق دهند. به همین دلیل آسیب های روانی و اجتماعی ناشی از رشد سریع فناوری در کنار سایر معضلات، زندگی ما را تهدید می نماید. مشخصه دیگر دنیای مبتنی بر فناوری، پیچیدگی های آن است. هر اندازه که دانش بشری پیشرفت می نماید و زیربنا های مختلف زندگی انسان امروزی با علم و دانش عجین تر می گردد، بر پیچیدگی این زندگی افزوده می شود. لذا بشر امروز برای ایفای موفقیت آمیز نقش خود باید از دانش، نگرش و مهارت های بیشتر و بالاتری برخوردار باشد تا بتواند از عهده مسائل و مشکلات امور زندگی خود در دنیای پرپیچ و خم برآید. (ملکیان، ۱۳۸۶،ص۴)

مطلب دیگر :



در این میان، قشردانشجو بیشتر از سایر اقشار جامعه نیازمند کسب آگاهی و مهارت های زندگی می باشند.مهارت های زندگی مربوط به نحوه عمل رفتار هستند و از این رو باید به طور عملی آموخته شوند. این آموزش ها را می توان به روش یادگیری فعال در برنامه های آموزشی یا از طریق نمایش مهارت های زندگی در محیط آموزشی آموخت و بهترین راه برای آموختن آنها، روش یادگیری محور است.
بنابراین در این راستا، سیستم های نظام آموزشی کشور به خصوص نظام آموزش عالی برای ایجاد و پرورش مهارت های زندگی به خصوص مهارت های ارتباطی عمده ترین وظیفه را دارند. همچنین نقش اساتیدو وجود برنامه های مدون آموزشی در زمینه مهارت های زندگی و استفاده از وسایل جدید ارتباطی مثل اینترنت می توانند با حفظ هویت فرهنگی و اجتماعی در پرورش مهارت های زندگی دانشجویان بسیار کارساز باشند.
«امروزه ظهور تکنیک دیجیتال و فلسفه دیجیتالیسم در جهانی شدن امورات در فرهنگ عالم با اهمیت تلقی می شود، در دنیای اینترنت دیگر مرزهای زمینی معنی خود را از دست داده و تمام دنیا در دهکده جهانی خلاصه شده است» (مک لوهان، ۱۹۸۰، ص۱۲۱).
بنابر این امروزه اینترنت به عنوان مهمترین ابزار و روش برای توانمندی جوامع در قرن جدید بکار می رود و عامل ایجاد تغییرات اساسی در زندگی، آموزش ،صنعت و فرهنگ محسوب می شود. (ملکی، ۱۳۸۲،ص۸۰).
لازمه زندگی کردن در جامعه اطلاعاتی و تبدیل شدن به شهروند مطلع، آموختن انواع مهارت های ارتباطی به خصوص مهارت ارتباط کلامی و غیرکلامی است و بزرگترین عامل، در شکوفاسازی این مهارت ها، بخش آموزش است.
نظام آموزش عالی هر کشور عمده ترین رسالت را در شکوفاسازی و یادگیری مهارت های ارتباطی به عهده دارد. «در این شرایط، آموزشی موفق است که همگام با تغییرات فناوری جدید، پاسخگوی نیازها و تحولات در سطح جامعه باشد. با ظهور فناوری های جدید خصوصاً اینترنت نقطه تردیدی نمانده است که دنیا شاهد تحولات عظیم در زمینه آموزش خواهد بود» (موسوی، ۱۳۸۶، ص۱۳۸۲).
فناوری اینترنت عرصه آموزش را متحول ساخته است و منجر به کسب انواع مهارت های زندگی به خصوص مهارت های ارتباطی شده است. یکی از مهمترین مهارت های زندگی داشتن مهارت های ارتباطی است و ارتباط از مولفه های اصلی زندگی اجتماعی است. ارتباط موثر نه تنها وسیله انتقال اطلاعات بین افراد بلکه نشانگر احساسات آنها نسبت به هم، تصحیح سوءتفاهم ها و نهایتاً لازمه رشد یک اجتماع است. (عباسپور، ۱۳۸۶، ص۲۲۹)
در هزاره تبادل اطلاعات با رواج یافتن انواع رسانه های همگانی،همچون اینترنت که اطلاعات بی شمار وراه های ارتباطی بی حد ومرزی را در اختیار همگان قرار می دهد،تمام افراد جامعه به خصوص دانشجویان به دلیل نقش سازندگی فردای جامعه،نیازمند یادگیری انواع مهارت های ارتباطی می باشند
در چنین شرایطی کسب مهارت های ارتباطی برای برخورد با مشکلات روزمره زندگی و جامعه پذیری مسئله اساسی است،زیرا با رشد سریع فناوری روز و سرعت خیره کننده آن،انسانها قادر نخواهند بود ،در همه حال خود را با شرایطی که مداوم در حال دگرگونی است ،وفق دهند.
بنابراین کسب انواع مهارت های ارتباطی برای دانشجویان از ضروریات است،زیرا لازمه زیستن در جامعه اطلاعاتی، مجهز بودن به انواع مهارت های ارتباطی است.در این راستا با توجه به اهمیت موضوع،محقق به بررسی رابطه بین سطح ونوع استفاده از اینترنت و یادگیری انواع مهارت های ارتباطی می پردازد.
در این راستا دیدگاه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه مورد بررسی قرار می گیرد و سوالات اساسی تحقیق عبارتند از : جامعه موردنظر تا چه حد از مهارت های ارتباط کلامی و غیرکلامی بهره مند هستند؟ آیا اینترنت در یادگیری این مهارت ها نقش اساسی را ایفا می کند؟ آیا اینترنت به عنوان یک وسیله ارتباطی جدید در برخورد دانشجویان با مشکلات