مرکز تیران...

منابع

فهرست منابع فارسی ۶۳

فهرست منابع انگلیسی ۶۵

 

فهرست جداول

عنوان                                                   صفحه

جدول ۴-۱ اطلاعات جمعیت شناسی ۴۷

جدول۴-۲ نتایج آزمون t برای مقایسه میانگین دو گروه در متغیر سلامت روان ۴۸

جدول۴-۳ نتایح آزمون t برای مقایسه میانگین دو گروه در متغییر نشانه‌های جسمانی ۴۹

جدول۴-۴ نتایج آزمونt برای مقایسه میانگین دو گروه در متغیر نشانگان اضطراب ۵۰

جدول۴-۵ نتایج آزمون t برای مقایسه میانگین دو گروه در متغیر نارساکنش وری اجتماعی ۵۱

جدول۴-۶ نتایج آزمون t برای مقایسه میانگین دو گروه در متغیر افسردگی ۵۲

 

چکیده

انسان با توجه به پیچیدگی‌ها و دشواری‌های زندگی جهت رسیدن به رشد و پیشرفت در جنبه‌های گوناگون می‌بایست از توانایی لازم و کافی جهت مقابله با موقعیت‌های دشوار زندگی و همچنین فراهم نمودن شرایط مناسب به‌منظور پیشرفت همه‌جانبه برخوردار باشد. بنابراین افراد موفق، تکامل‌یافته و دارای سلامت‌روانی کسانی هستند که توانایی و مهارت کافی را در برخورد با شرایط گوناگون زندگی دارند و همواره درصدد تغییر موقعیت خویش در جهت رشد و تکامل هستند.

این ویژگی‌ها نشانگر برخورداری اینگونه افراد از مهارت‌های زندگی می‌باشد. درحالی که افراد ناموفق و کسانی که به رشد و پیشرفت متعادل در جنبه‌های گوناگون زندگی دست نیافته‌اند از سلامت روانی کمتری برخوردارند و همچنین توانایی حل مؤثر مشکلات و مسائل زندگی را ندارند می‌توان گفت که فاقد مهارت‌های زندگی کافی هستند وبدین ترتیب برخورداری از مهارت‌های زندگی و به‌کارگیری آن جهت دستیابی به رشد و کمال می‌تواند بسیاری از مشکلات، ناکامی‌ها و ناهنجاری‌‌ها را رفع نماید و در عوض یک زندگی بانشاط، پرتلاش، روبه پیشرفت و کمال را به ارمغان آورد.

 

فصل اول:

چارچوب کلی پژوهش

 

۱-۱ مقدمه

پیشرفت‌های علمی و تکنولوژی در سال‌های اخیر، انسان‌ها را با انبوهی فزاینده از مسائل گوناگون مواجه ساخته است. کار، تحصیل و فشارهای روانی- اجتماعی از جمله مسائلی هستند که اغلب نوجوانان و جوانان با آن‌ها روبرو هستند. توانایی حل مؤثر مسائل مذکور و مشکلات مشابه از جمله مهارت‌های مهم و مفیدی هستند که نقش تعیین‌کننده‌ای در تأمین سلامت روانی و موفقیت فرد و در نتیجه زندگی سالم و اثربخش دارند و همه انسان‌ها به‌طور فطری توانایی حل مشکلات زندگی را دارند، ولیکن این توانایی باید مطابق با شرایط و موقعیت فرد پرورش یابد به‌طوری که به عنوان مهارت‌های کارآمد در آنان درونی شود. متأسفانه طبق بررسی‌های انجام شده توانایی‌ها و مهارت‌های علمی و سازشی بسیاری از نوجوانان و جوانان کشور ما برای حل مؤثر مسائل زندگی فردی و اجتماعی آنان کفایت نمی‌کند. بنابراین آموزش مهارت‌های زندگی با تأکید بر مهمترین مسائل فردی و اجتماعی نوجوانان به عنوان اصل مهم و انکارناپذیر است که تاکنون علیرغم توجه خاص بسیاری از کشورهای جهان و تأکید خاص«سازمان بهداشت جهانی» جای آن در برنامه‌های تحصیلی مدارس کشورمان خالی مانده است. البته اخیراً گام‌های برداشته شده است که نیازمند توجه علمی و تخصصی بیشتر می‌باشد.(سازمان بهداشت جهانی،۱۹۹۷)

روانشناسان در دهه‌های اخیر در بررسی اختلالات رفتاری و انحرافات به این نتیجه رسیده‌اند که بسیاری از اختلالات و آسیب‌ها در ناتوانی افراد در تحصیل صحیح و مناسب از خود و موقعیت خویش، عدم احساس کنترل و کفایت شخصی جهت رویارویی با موقعیت‌های دشوار و عدم آمادگی برای حل مشکلات و مسائل زندگی به شیوه مناسب، ریشه دارد. بنابراین با توجه به تغییرات و پیچیدگی‌های روزافزون جامعه و گسترش روابط اجتماعی،آماده‌سازی افراد به خصوص نسل جوان جهت رویارویی با موقعیت‌های دشوار امری ضروری به نظر می‌رسد. در همین راستا روان‌شناسان با حمایت سازمان‌های ملی و بین‌المللی، جهت پیشگیری از بیماری‌های روانی و ناهنجاری‌های اجتماعی آموزش مهارت‌های زندگی را در سراسر جهان و در سطح مدارس آغاز نموده‌اند.(طارمیان و همکاران، ۱۳۷۸)

آنچه امروزه تحت عنوان مهارت‌های زندگی مشهود است تنها حاصل کار پژوهشگران عصر حاضر نیست بلکه از این مهارت‌ها در لابلای تعالیم الهی بخصوص در قرآن و احادیث معصومین بیان شده است. به‌طوری که تلاش برای برقراری ارتباط مفید و مؤثر با دیگران، خودشناسی و توجه به ارزش‌ها که از فصول اساسی درس مهارت‌های زندگی است به کرات در قرآن، نهج‌البلاغه، و صحیفه سجادیه و احادیث منقول از سایر معصومین مورد تأکید قرار گرفته است.(طارمیان و همکاران،۱۳۷۸)

هدف اصلی سازمان بهداشت جهانی از ایجاد طرح مهارت‌های زندگی در زمینه بهداشت روانی این است که جوامع مختلف در سطوح جهان نسبت به گسترش، به کارگیری و ارزیابی برنامه آموزش مهارت‌های زندگی را متمرکز بر رشد تونائی‌های روانی مانند حل مسئله، مقابله با هیجانات، خودآگاهی، سازگاری اجنماعی و کنترل استرس بین کودکان و نوجوانان اقدام نمایند.(ناستاسیا،۱۹۹۸)

با توجه به نقش مهم مدارس در تأمین بهداشت روانی دانش‌آموزان،برنامه آموزش مهارت‌های زندگی روش مؤثری در جهت رشد شخصیت سالم دانش‌آموزان و تأمین و حفظ بهداشت روانی دانش‌آموزان تلقی می‌شود. به این ترتیب مدارس به جای این که تنها بر افزایش عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان تمرکز نمایند باید بر تأمین و حفظ روان آنان نیز تأکید نمایند و اقدامات لازم را به‌منظور تحقیق هدف مذکور انجام دهند چرا که اگر هدف فوق تحقق یابد بسیاری از مشکلات تحصیلی و آموزشگاهی نیز خود به خود کاهش می‌یابد.(ناستاسیا،۱۹۹۸)

۱-۲ بیان مسئله

رشد انسان در زمینه‌های روانی، اجتماعی، جسمانی، جنسی، شغلی، شناختی، الگو«خود» اخلاقی و عاطفی صورت می‌گیرد هریک از زمینه‌ها نیازمند مهارت و توانایی می‌باشد. در واقع می‌توان گفت که تکامل مراحل رشدی وابسته به مهارت‌های زندگی است. زمانی که افراد مهارت‌های زندگی اساسی را کسب نمایند در عملکرد بهینه خود پیشرفت می‌کنند. آموزش مهارت‌های زندگی نقش اساسی را در بهداشت روانی ایفا می‌کند و البته زمانی که در یک مقطع رشدی مناسب ارائه شود نقش برجسته‌تری خواهد داشت. به‌طور تعیین می‌توان گفت که بسیاری از نوروزها و سایکوزها ناشی از نقص در رشد مهارت‌های زندگی اساسی است. درواقع آموزش مهارت‌های زندگی نقش درمانی دارد.(گینتر، گازداوداران،۱۹۹۶)

همان‌گونه که بروکز اشاره کرده است رویکرد مهارت‌های زندگی یک چارچوب سازمان‌یافته‌ای را برای مراکز مشاوره و بهداشت روانی

 فراهم می‌کند و یک عنصر آموزشی و یکسوی و مهم برای مدارس ابتدایی و دبیرستان می‌باشد.(بروکز،۱۹۸۴)

سازمان بهداشت جهانی«WHO» به‌منظور افزایش سطح بهداشت روانی و پیشگیری از آسیب‌های روانی- اجتماعی، برنامه‌ای تحت‌عنوان آموزش مهارت‌های زندگی تدارک دیده و در سال ۱۹۹۳ در«یونیسف» (صندوق کودکان سازمان ملل متحد)مطرح نمود.(سازمان بهداشت جهانی،۱۳۷۷)

براساس پژوهش‌های انجام شده، عواملی نظیر عزت‌نفس، مهارت‌های بین فردی برقراری ارتباط مطلوب، تعیین هدف، تصمیم‌گیری، حل مسأله، تعیین و شناسایی ارزش‌های فردی در پیشگیری و یا کاهش ابتلاء نوجوانان به انواع ناهنجاری‌های رفتاری و اختلالات روانی و افزایش سطح سلامت روان آنان نقش مؤثری دارند. بنابراین با توجه به اهمیت و ارزش آموزش مهارت‌های زندگی با اهداف گوناگون پیشگیرانه و ارتقاء سطح سلامت روان، فقدان این مهارت‌ها موجب می‌شود که فرد در برابر فشارها و استرس‌ها به رفتاری غیرمؤثر و ناسازگارانه روی آورد. آموزش چنین مهارت‌هایی در کودکان و نوجوانان، احساس کفایت، توانایی مؤثر بودن، غلبه کردن بر مشکل را به وجود می‌آورد.(طارمیان،۱۳۷۸)

۱-۳ اهمیت و ضرورت پژوهش

امروزه در سراسر جهان بر اهمیت بهداشت روانی تأکید و روز به روز با انجام تحقیقات وسیع و گوناگون اهمیت و نقش آن در زندگی فردی و اجتماعی آشکارتر می‌گردد. به‌طوری که سال ۲۰۰۱ میلادی از طرف سازمان بهداشت جهانی، تحت عنوان سال جهانی«بهداشت روانی» اعلام گردید. سازمان مذکور در این سال شعار«غفلت بس است، مراقبت کنیم» را جهت آشکارتر ساختن موضوع مطرح نمود.(سازمان بهداشت جهانی،۲۰۰۱)

این امر نشان‌دهنده آن است که بهداشت روانی موضوعی است که باید در سطح جهان موردتوجه قرار گیرد. یکی از دلایلی که در اهمیت این موضوع مطرح است، شیوع روزافزون ابتلاء به انواع اختلالات روانی است. درواقع می‌توان گفت، عمده‌ترین هدف بهداشت روانی پیشگیری است و از سه نوع پیشگیری که در بهداشت روانی مطرح می‌شود پیشگیری اولیه مورد توجه قرار می‌گیرد. در پیشگیری اولیه جمعیت سالم در جامعه موردنظر هستند و تمام اقداماتی که در این حیطه صورت می‌گیرد، در جهت آماده‌سازی افراد و فراهم نمودن شرایط مناسب برای زندگی سالم از تمامی جنبه‌های جسمانی، روانی و اجتماعی می‌باشد بنابراین هدف، افزایش آگاهی و توانایی افراد در برخورد صحیح و مناسب با رویدادهای زندگی می‌باشد. آموزش، اساسی‌ترین روش پیشگیری اولیه است. از طرفی دیگر مهم‌ترین و مؤثرترین دوره سنی جهت آموزش پیشگیرانه، دوره نوجوانی است.

به همین دلیل متخصصین روانی، آموزش پیشگیرانه در دوره نوجوانی را مورد توجه بسیار قرار می‌دهند و همچنین پژوهش‌ها نشان می‌دهند که آموزش مهارت‌های زندگی به ارتقاء بهداشت روانی کودکان و نوجوانان در ابعاد مختلف زندگی کمک می‌کند و اساسی‌ترین برنامه پیشگیرانه در سطح اولیه به شمار می‌رود. سلامتی بخش اصلی یک برنامه زندگی شاد است.

و مدارس نقش مهمی در آگاه ساختن نوجوانان پیرامون مسائل بهداشتی و سلامتی و آموزش علوم زندگی به آنان دارند.(حسینی،۱۳۷۸)

مطلب دیگر :



آموزش مهارت‌های زندگی فرد را قادر می‌‌سازد تا دانش، ارزش‌ها و نگرش‌های خود را با توانایی‌های بالفعال تبدیل کند. بدین معنا که فرد بداند چه کاری باید انجام دهد و چگونه آن را انجام دهد.

مهارت‌های زندگی منجر به انگیزه در رفتار سالم می‌شود. همچنین بر احساس فرد از خود و دیگران و همچنین ادراک از وی مؤثر است. در ضمن منجر به افزایش اعتماد به نفس می‌شود.

بنابراین به‌طور کلی می‌توان گفت منجر به«سلامت روان» افراد می‌شود و در پیشگیری از بیماری‌های روانی و مشکلات رفتاری نقش مؤثری دارد.(نوری و خانی، ۱۳۷۷)

با توجه به مطالب فوق و اهمیت و نقش ارزنده آموزش مهارت‌های زندگی بر سلامت روان افراد به خصوص نوجوانان، پژوهش حاضر به بررسی تأثیر آموزش مهارت‌های زندگی بر سلامت روان می‌پردازد.

۱-۳-۱ اهداف آموزش مهارت‌های زندگی

مجموعه مهارت‌های زندگی  یک رویکرد متمرکز بر فرد است که هدفش کمک به افراد جهت رشد مهارت‌های خود کمک‌دهی می‌باشد. مجموعه مهارت‌های زندگی فرض می‌کند که همه افراد توانایی‌ها و ضعف‌هایی در مهارت‌های زندگی دارند. احساسات، تفکر و اعمال نامؤثر به ناتوانی و ضعف در مهارت‌های زندگی مربوط است. اهداف مجموعه مهارت‌های زندگی، کمک به افراد، جهت کمک به خودشان است. بدین معنا که افراد، برخی مهارت‌های جدید را برای زندگی به دست آورند، نسبت به زندگی‌شان احساس تعهد و مسئولیت‌پذیری داشته باشند. مجموعه مهارت‌های زندگی نه تنها به توانمند ساختن افراد در زندگی  حال می‌اندیشد بلکه به توانمندی آنان جهت زندگی آینده نیز تأکید می‌ورزد. در ضمن متمرکز بر شکوفایی توانایی‌های بالقوه‌ی افراد است. به‌طور کلی هدف از مجموعه مهارت‌های زندگی، کمک به فرد جهت حرکت از ناتواناییها و ضعف‌های مهارتی به سوی مهارت‌های توانمند و قوی و سازنده می‌باشد.

چنین مهارت‌های زندگی تصمیمات متعهدانه فردی را در برمی‌گیرد. مسئولیت‌پذیری یا تعهد فردی یک مفهوم مثبتی است که طبق آن افراد نسبت به سلامتی‌شان و اتخاذ تصمیماتشان در مسائل زندگی خویش متعهد هستند. درواقع هدف نهایی مهارت‌های زندگی این است که افراد مسئولیت برتری شایستگی فردی خویش را بپذیرند. این شایستگی فردی شامل احساس کفایت و شایستگی سطح بالا، سلامت روانی،خود شکوفایی و پذیرش مسئولیت فردی می‌باشد. در نتیجه می‌توان گفت مجموعه مهارت‌های زندگی هم اهداف پیشگیرانه دارد و هم کنترل و مدیریت مشکلات و همانند یک رویکرد آموزشی، هم برای مداخلات گروهی و هم فردی مناسب است.(نلسون،جونز،۱۹۹۲)

برنامه مهارت‌های زندگی بر این اصل استوار است که کودکان و نوجوانان حق دارند توانمند شوند و نیاز دارند که بتوانند از خودشان و علایقشان در برابر موقعیت‌های سخت زندگی دفاع کنند. مهارت‌های زندگی، مهارت‌هایی هستند که برای افزایش توانایی‌های روانی- اجتماعی افراد آموزش داده می‌شوند و افراد را قادر می‌سازند که به‌طور مؤثر با مقتضیات و کشمکشهای زندگی روبه‌رو شود. هدف از آموزش مهارت‌های زندگی، افزایش توانایی‌های روانی- اجتماعی و در نهایت پیشگیری از ایجاد رفتارهای آسیب‌زننده به بهداشت و سلامت و ارتقای سطح سلامت روان افراد است.(سازمان بهداشت جهانی،۱۳۷۷)

برنامه آموزش مهارت‌های زندگی از رویکردهای پیشگیرانه نشأت می‌گیرد و این رویکردها پیشگیرانه مبتنی بر روانشناسی پیشگیری اجتماعی می‌باشد که هدف آن آموزش و ترویج شایستگی‌هاست.(کلینگمن،۱۹۹۸)‌

 

...

ترموالکتریک در صنعت خوردو و کاهش مصرف سوخت
۱-۶ تاریخپه ۵۹
۲-۶● بهبود راندمان. ۶۱
۳-۶● تلفیق دو راهکار. ۶۲
۶-۴● تئوری در مرحله اجرا ۶۳
۶-۵ مواردی برای درک مطلب . ۷۰
فصل هفتم. ۷۲
موارد تکمیلی ودیدگاها
۱-۷ نتیجه گیری. ۷۳
۲-۷ چالش ها. ۷۴
۳-۷ سنجش میران تاثیر : ۷۵
۴- ۷وضعیت رقابت تکنولوژی ترموالکتریک. ۷۶
۵-۷سوالات مورد نظر. ۷۷
۶-۷ اهداف: ۷۷
۷-۷ پیشنهادات:. ۷۸
۸-۸نتیجه گیری کلی: ۸۲
فصل هشتم: ۸۳
موارد پیگیری برای انجام این طرح:
فصل نهم:. ۸۹
چکیده مقالات مربوت به ترموالکتریک و فناوری نانو


فصل دهم: ۱۰۲
منابع ومأخذ
منابع ۱۰۳
پیوست ها. ۱۰۳
مشخصات پژوهش وپژوهش گر ۱۰۵
اطلاعات مربوط به پژوهشگر سرپرست ۱۰۶
 
 
فصل اول:
 معرفی پژوهش
 
مقدمه:
TEG طرح تولید انرژی از اختلاف دمای بین دو محیط ،
تحقیقات انجام شده در کشور های توسعه یافته بر روی این زمینه جدید این نتیجه را حصول میکند که کشور ایران با توجه به رویکرد های آینده نگر برای گسترش و بومی سازی علم وفناوری های نو از جمله  دانش هسته ای،صنایع نظامی ، صنعت خودرو ، وموارد خاص دیگر نیاز مبرمی به ساخت وتعمیم این فناوری دارد.
چکیده:
افزایش راندمان مولد های ترمو الکتریکی TEG همواره به عنوان یکی از اهداف مهندسی مطرح بوده است و استفاده از اصل سیبک،اصل پیلیته واصل تامسون وMEMS ترموشیمی ونانو سیم های سیلیکونی و همچنین ساخت قطعات و وسایل الکتریکی که با ولتاژ کمتر از ۲۰۰Mv کار کنند به عنوان چند راه برای برای رسیدن به این اهداف مطرح شوده است. از اهداف اصلی این پژوهش تولید مواد ترموالکتریکی پیشرفته و نیز بالا بردن راندمان و توسعه آن در کشور میباشد،همچنین اندازه گدری و نوصیف خواص

مطلب دیگر :


راهنمایی بیشتر برای تولید سایت با کیفیت

 اخنتصاصی موادTE ،نحوه اتصال ،قدرت خروجی و بررسی مواد ln4se3،in4Te3،مس-Se-Ge،skutterudites(شکل ۱) وهزینه ها و اقتصادی بودن طرح است.

شکل ۱
حداقل دو سوم انرژی تولید شده حاصل از احتراق سوخت های فسیلی مانند بنزین و گازوییل در خودرو ها و کامیون ها به هدر رفته و به عنوان ضایعات حرارتی از اگزوز خودرو خارج می شود. ترموالکتریک ها مواد نیمه هادی و نیمه رسانایی هستند که حرارت و گرما را به انرژی الکتریکی تبدیل می کنند، می توانند حرارت و گرمای هدر رفته را دریافت  و از آن مجددأ استفاده کرده و نیاز به سوخت در خودروها را تا حدودی کاهش دهند و به میزان ۵ درصد باعث صرفه جویی در هزینه های سوخت خودرو می شوند. اما راندمان پایین در ازای هزینه های بالا و گران قیمت بودن، مواد ترموالکتریک موجود و متداول را از ورود عملی و کاربردی به دستگاه ها و وسایل دور نگه داشته است.

اما حالا محققان در حال مونتاژ اولین نمونه اولیه از ژنراتورهای ترموالکتریک هستند که آن را در خودروهای تجاری و خودروهای شاسی بلند SUV بتوانند مورد آزمایش قرار دهند.این دستگاه ها اوج پیشرفت هایی هستند که مرکز ساخت تجهیزات ترموالکتریک شرکت BSST در آیرویندل کالیفرنیا و مرکز A&D کمپانی جنرال موتورز واقع در وارن میشیگان ساخته می شوند. هر دو شرکت قصد دارند نمونه های اولیه ساخته شده خود را در اواخر تابستان امسال برای آزمایش بر روی خودروها نصب و راه اندازی کنند. شرکت BSST این کار را بر روی خودروهای فورد و بی.ام.و و شرکت جنرال موتوز این سیستم را بر روی خودروهای SUV شورلت آزمایش می کنند.
۱-۱ تاریخچه:
 

  • کشف اساس اولیه فناوری ترموالکتریک را می توان به یک فیزیکدان آلمانی به نام توماس ج.سی بک نسبت داد. سی بک کشف کرد که اگر با اتصال دوفلز مختلف یک مدار الکتریکی ایجاد شود و یکی از اتصالات حرارت داده شود درمدار حاصله جریان الکتریکی تولید می شود(شکل ۲). سی بک از این آزمایش خود به این نتیجه میرسید که با این کار جریان در مدار القا میشود ولی چون موضوع به این صورت مورد نظر وی قرار نگرفته بود . این کشف سال ها راکد ماند (۱) Thomas j. seebeck

 

عنوان : بررسی رابطه آموزش به شیوه قصه گویی بر میزان هوش کلامی وگنجینه لغات کودکان پیش دبستانی شهر...

نظریه های هوش۴۳
تفاوتهای فردی و گروهی تواناییهای ذهنی.۴۶                                                               
محیط اطلاعاتی غنی‌تر توان کلامی بیشتر  ۵۰
رشد واژگان در کودکان پیش دبستانی .۵۲                                                                     
کمک کردن به رشد زبان در اوایل کودکی۵۳                                                              
معنی شناسی ۵۴
مهارت های اصلی مورد نیاز در زبان آموزی۵۶                                                          
پیشینه پژوهش .۵۸
جمع بندی  .۶۱                                                                                                           
فصل سوم: روش شناسی تحقیق  ۶۲        
مقدمه  .۶۳                                                                                                             
روش تحقیق  .۶۳                                                                                                   
طرح تحقیق .۶۴                                                                                                     
جامعه و  نمونه آماری و روش نمونه گیری تحقیق۶۶
ابزارگرد آوری داده ها۶۶                                                                                                                                                                                                                
روش و ابزار تجزیه و تحلیل داده ها ۶۷                                                                       
 
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل آماری.۶۸
مقدمه فصل چهار۹ ۶
آمار توصیفی۷۰
آمار استنباطی.۸۳
فصل پنجم: بحث و تقسیر یافته ها.۹۱
مقدمه فصل پنجم.۹۲
خلاصه ی نتایج پژوهش۹۲
بحث و تفسیر نتایج۹۳
نتیجه گیری. ۹۶
محدودیت ها۹۷
پیشنهادها۹۸
منابع ۹۹
چکیده:


هدف از اجرای این پژوهش بررسی رابطه آموزش به شیوه قصه گویی بر میزان هوش کلامی و گنجینه لغات کودکان پیش دبستانی است. روش مورد استفاده در این نوع پژوهش از نوع شبه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون و دو گروه آزمایش و کنترل است. جامعه ای که هدف این مطالعه می باشد کودکان پیش دبستانی شهرستان سرپل ذهاب در سال تحصیلی ۹۳-۹۲ می باشد و نمونه های انتخاب شده به تعداد ۳۰ نفر(۱۵نفر در گروه آزمایش و ۱۵ نفر در گروه کنترل) و به صورت نمونه در دسترس انتخاب گردیده اند. مدت زمان اجرای این پژوهش طی هشت هفته جلسه آموزشی است. ابزار پژوهش شامل مقیاس هوشی وکسلر برای کودکان پیش دبستانی مورد استفاده قرار گرفت. پایایی آزمون برای هوش کلامی ۰۸۶/۰گزارش شده است تجزیه و تحلیل داده های گردآوری شده در پژوهش با بهره گرفتن از نرم افزارspss  و از روش های آمار توصیفی و در بخش آمار استنباطی از روش تحلیل کواریانس استفاده شد. نتایج حاصله نشان داد که چون Sig بدست آمده از طریق نرم افزار spss (001%) و کمتر از ۵% می باشد بنابراین به احتمال ۹۵% بین آموزش به شیوه قصه گویی بر میزان هوش کلامی و گنجینه لغات کودکان پیش دبستانی ارتباط معنادار آماری وجود دارد یعنی فرضیه H0 پذیرفته می شود.
کلید واژها: قصه گویی،هوش، هوش کلامی، گنجینه لغات
 
فصل یکم
کلیات پژوهش
 

  • مقدمه:

در قصه‌گویی با شیوه ‌هایی که از گذشته ‌های دور در بین مردم رایج بوده است اهداف بسیاری نهفته است.    در قصه گویی با شیوه

مطلب دیگر :


راهنمایی بیشتر برای تولید سایت با کیفیت

 های معمول به رشد و پرورش نیروی تخیل، رشد شناخت، تکامل ذوق هنری، شکوفایی شوق مطالعه و حتی توانایی بهبود سوادآموزی و تحصیل توجه بسیاری می‌شود. قصه‌گویی با شیوه ‌های  قدیمی تر به دلیل ارتباط مستقیم و چهره به چهره‌ی قصه‌گو با مخاطب به کودک این توانایی را می‌دهد تا با میراث‌ های قومی و ملی خویش آشنا شود و هویت خود را شکل دهد. کودکان در قصه‌گویی با شیوه ‌های کهن با شرکت در نشست ‌های قصه‌گویی و گوش دادن به قصه‌ها، تعبیرها، عبارت‌ها، واژه‌ها و اصطلاحات نویی را می‌شنوند و با زبان و ادبیات مردم خود آشنا می‌شوند. در این شیوه‌ی قصه‌گویی کودکان با احساس‌ها، اندیشه‌ها و ارزش ‌های گوناگون روبرو می‌شوند که برای آن ‌ها تازه و سرگرم‌کننده است. قصه‌ها تخیل کودکان را به جولان درمی‌آورند و آن‌ها را وارد حوزه‌ای از ماجراها می‌کنند که در هیچ حال دیگری فرصت رویایی با آن‌ها را ندارند(پولادی،۱۳۸۷).

یک قصه گو خوب، برکلمه ها تسلط کامل دارد و از ارزش آنها و اینکه چگونه می تواند روی شنونده اثر بگذارد با خبر است. او به ارز ش درست قرارگرفتن صفت ها و قیدها توجه دارد و از نیروی ابهام، به هنگام گزینش کلمه های خود، آگاه است او می داند که به هنگام گفتن داستان می تواند با کلمه ها حس لمس کردن، چشیدن و بوئیدن را منتقل کند. او همچنین می داند که می تواند با کلمه ها رنگ، جنس و حتی دما را چنان توصیف کند که شنوندگانش را به دنیای خیال بکشاند. قصه گو تصویرگری است که به جای رنگ از کلمه ها استفاده می کند و تصویرهای او با به کار گرفتن هنرمندانۀ کلمه ها همان رنگ آمیزی را دارد که همکار نقاش او به وسیلۀ رنگ به وجود می آورد. کار قصه گو تنها آگاه بودن از نیروی کلمه ها و آنچه آن
ها در صورت استفادۀ درست و درجای خود نشستن می تواند با خیال انسان انجام دهد نیست. بلکه قصه گو نگران چگونگی رسیدن این کلمه ها به گوش شنونده به وسیلۀ این هنر شفاهی نیز هست(چمبرز،۱۳۸۸  ،ص۳۷). قصه گویی نیز مانند بسیاری از کارهایی که کودک انجام می‌دهد، مانند بازی و نقاشی و . می‌تواند اثرهای مثبتی در پرورش و آموزش او داشته باشد. از نظر افشاری قصه درهای تازه‌ی بیان و مقصود را بر روی کودکان می‌گشاید و وسایل و ابزار متفاوتی برای بازگو نمودن تجربه‌ها، مشاهده‌ها و احساسات را در اختیارشان می‌گذارد، بیان قصه آموزش غیر مستقیم بچه‌ ها در زمینه‌ی کتاب و کتابخوانی است. قصه‌گویی از راهی غیر مستقیم مزایای رفتار منطبق با اخلاق را به کودکان می‌آموزد. قصه‌گویی باعث تلطیف عواطف و احساسات، سرگرمی، بالا بردن سطح کتاب‌خوانی، گسترش گنجینه‌ی واژگانی، تقویت قدرت بیان و حافظه، پرورش ذوق هنری، برآورده شدن نیازهای روانی شنوندگان و . می شود( حنیف،۱۳۸۳).

دانشگاه آزاد اسلامی...

۱۰-۲- آسیب شناسی ۲۸

۱۱-۲- نقش خشم و احساس گناه در افسردگی۲۹

۱۲- ۲- مروری بر تحقیقات گذشته۳۱

۱۳-۲- خلاصه فصل ۳۳

فصل سوم: روش پژوهش۳۵

۱-۳- روش تحقیق۳۶

۲-۳- جامعه آماری.۳۶

۳-۳- نمونه تحقیق۳۶

۴-۳- ابزار اندازه گیری اطلاعات۳۸

۳-۴-۳- پرسشنامه احساس گناه (۳TOSCA- )41

۵-۳- شیوه جمع‌ آوری اطلاعات.۴۳

۶-۳- روش های تجزیه و تحلیل آماری۴۴

فصل چهارم: یافته های پژوهش.۴۵

۱-۴- مقدمه۴۶

۲-۴- یافته های توصیفی پژوهش.۴۷

۳-۴- بررسی فرضیه های پژوهش۵۱

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری۱۰۷

۳-۵- بحث و نتیجه گیری.۱۰۸

۳-۱-۵- بحث درباره نتایج مربوط به فرضیه اول .۱۰۸

۲-۳-۵- بحث درباره نتایج مربوطه به فرضیه دوم ۱۰۹

۳-۳-۵- بحث درباره نتایج مربوطه به فرضیه سوم.۱۰۹

منابع

منابع فارسی۱۱۱

منابع لاتین۱۱۳


چکیده :

هدف این پژوهش مقایسه نشانه های بالینی، خشم و احساس گناه در مبتلایان به اختلال افسردگی اساسی (MDD) و اختلال استرس پس از ضربه (PTSD) با افراد عادی می باشد . جامعه آماری این پژوهش عبارتند از تمام مراجعانی که به چهار مرکز ارائه خدمات روانشناختی در سطح شهرستان کرمانشاه طی ماه های خرداد لغایت شهریور ۱۳۸۷مراجعه و تشخیص PTSD و MDD را توسط روانپزشک و یک کارشناس ارشد روان شناسی بالینی دریافت کرده بودند. حجم نمونه با توجه به پیشینه تحقیقات صورت گرفته در زمینه PTSD و MDD ، ۳۰ نفر در هر گروه (جمعا ۹۰ نفر) بود. در این پژوهش از پرسشنامه SCL90-R ، پرسشنامه حالت –  صفت بیان خشم (STAXI-2) و پرسشنامه احساس گناه (TOSCA3) استفاده شد. اطلاعات پرسشنامه ها به وسیله آزمون تحلیل واریانس یک راهه مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد : بین میزان خشم در افراد مبتلا به PTSD و افراد مبتلا به MDD با افراد عادی تفاوت وجود دارد و تفاوت در هر سه گروه معنادار می باشد که بیشترین میزان خشم در مبتلایان به PTSD و کمترین میزان در افراد عادی وجود دارد و بین میزان احساس گناه در افراد مبتلا به PTSD و افراد مبتلا به MDD با افراد عادی تفاوت وجود دارد که این تفاوت در بین افراد PTSD با افراد MDD به صورت معنادار نمی باشد ولی در بین افراد PTSD با افراد عادی و همچنین بین افراد MDD با افراد عادی تفاوت معنادار وجود دارد که بیشترین میزان احساس گناه در مبتلایان به MDD و کمترین میزان در افراد عادی وجود دارد و بین میزان نشانه های بالینی در اندازه گیری بوسیله SCL90-R در افراد مبتلا به PTSD و افراد مبتلا به MDD با افراد عادی تفاوت وجود دارد که این تفاوت میانگین در متغییر وسواس، اضطراب ، خصومت ، هراس ، پارانوئید و روان پریش خویی در هر سه گروه به صورت معنادار می باشد در صورتی که در متغیرهای جسمانی کردن ، حساسیت بین فردی و افسردگی در بین افراد PTSD با افراد MDD تفاوت معنادار وجود ندارد ولی در بین افراد PTSD با افراد عادی و همچنین بین افراد MDD با افراد عادی تفاوت معنادار وجود دارد و در متغیرهای جسمانی کردن و افسردگی بیشترین میزان میانگین در میان گروه MDD و کمترین میزان میانگین در میان گروه افراد عادی وجود دارد و در متغیرهای وسواس ، پارانوئید ، حساسیت بین فردی ، خصومت ، روان پریش خوبی و هراس بیشترین میزان میانگین در میان گروه PTSD وجود دارد و کمترین میزان میانگین در میان گروه افراد عادی وجود دارد.

مطلب دیگر :



کلید واژه :

اختلال افسردگی اساسی ، اختلال استرس پس از ضربه ، خشم ، نشانه های بالینی و احساس گناه .

فصل یکم:

مقدمه پژوهش

 

بیان مسأله

پیشرفت سریع جوامع بشری و به تبع آن صنعتی شدن و رشد فزاینده شهر نشینی و ازدیاد جمعیت و نیز کمبود منابع موجود همگی موجب رشد روز افزون خشونت، جنگ، تجاوز و سایر حوادث انسانی شده و در کنار سوانح طبیعی از قبیل سیل و زلزله و موجب شده تا اختلال استرس پس از سانحه[۱] به عنوان یکی از شایع ترین اختلالات روانی خودنمایی کند (کاپلان[۲] و سادوک[۳] ، ۲۰۰۱).

اختلال استرس پس از سانحه اختلالی اضطرابی است که در اثر مواجهه فرد با رویدادهای آسیب زا ایجاد و توسط همبودی سه دسته از علائم تجربه مجدد، اجتناب و بیش بر انگیختگی مشخص می شود. یکی از رواکنش های هیجانی افراد مبتلا به PTSD احساس گناه عمیق می باشد که نخستین بار در بازماندگان قتل عام نازی ها مورد توجه قرار گرفت و بعدها در موارد دیگر از جمله جنگ، قحطی ها، زلزله‌ها و آتش سوزی های بزرگ مشاهده شد (نات[۴]، ۲۰۰۰).

احساس گناه از آنجا ناشی می شود که بازماندگان تصور می کنند که تلاش کافی برای نجات زندگی دیگران به عمل نیاورده‌اند (پور افکاری ۱۳۷۶). به غیر از احساس گناه که بیشتر در بازماندگان سوانح دیده می شود یکی دیگر از واکنش های هیجانی که در مبتلایان به  PTSD بروز می کند و جزء پاسخ‌های مقابله‌ای غیر انطباقی شمرده می شود خشم و رفتار پرخاشگرانه مداوم است که گاه با خود آزاری عمدی و خود کشی ممکن است مشاهده می شود (گلدار[۵] ، مایو [۶]و کوئن[۷] ، ۲۰۰۱). در مبتلایان به PTSD سایر نشانه‌های بالینی و اختلالات نیز از جمله علائم تجزیه‌ای، مسخ شخصیت، سوء مصرف الکل و وابستگی به مواد، افسردگی، اختلالات اضطرابی، ضعف حافظه، تحریک پذیری مستمر، مسائل زناشویی و مشکلات بین فردی، واکنش های روان پریشی، اختلال جسمانی کردن نیز دیده  می شود (همان منبع).

۱- Post Traumatic Stress Disorder (PTSD)

۲- Kaplan,H.

۳- Sadock, B.

۴-Nat,D.P.

۵- Geldar , M.

۶- Mayou , R.

۷- Cowen , P.

 

عنوان : بررسی رابطه بین سبک های رهبری مدیران بر رفتار شهروندی سازمانی کارکنان سازمان امور مالیاتی شهر...

مقدمه ۸۳
۳-۱- روش تحقیق ۸۳
۳-۲- ابزار گرد آوری اطلاعات ۸۴
۳-۳-اعتبار و پایایی  ابزار سنجش ۸۵
۳-۳-۱- روایی تحقیق (اعتبار) : ۸۵
۳-۳-۲- پایایی ابزار سنجش ۸۶
۳-۴-  تجزیه  و تحلیل روش های آماری ۸۷
۳-۵- قلمرو تحقیق ۸۸
۳-۶- متغیرهای تحقیق : ۸۹
۳-۷- جامعه آماری ۸۹
۳ -۸- روش نمونه گیری و تعیین حجم نمونه ۸۹
تجزیه و تحلیل داده ها ۹۰
۴-۱)آمار توصیفی ۹۱
۴-۲- آمار استنباطی ۹۷
۷۴ ۹۹
مقدمه ۱۱۰
۵-۱- نتایج ۱۱۰
۱- نتیجه گیری بر مبنای  آزمون فرض فرعی اول ۱۱۰
۲- نتیجه گیری بر مبنای آزمون فرض فرعی دوم ۱۱۱
۳- نتیجه گیری بر مبنای آزمون فرض فرعی سوم ۱۱۱
۴- نتیجه گیری بر مبنای آزمون فرض فرعی چهارم ۱۱۱
تجزیه و تحلیل یافته های تحقیق ۱۱۱
۵-۲-پیشنهادات ۱۱۲
۵-۲-۱- پیشنهادات مبتنی بر یافته های تحقیق ۱۱۲
۵-۲-۲- سایر پیشنهادهای پژوهش ۱۱۵
۵-۲-۳- پیشنهادهایی برای تحقیقات بعدی ۱۱۵
محدودیت های تحقیق ۱۱۶
ضمائم تحقیق ۱۱۷
منابع و مأخذ فارسی : ۱۴۴
منابع و مأخذ انگلیسی : ۱۴۶

فهرست جداول
جدول۲-۱- مقایسه مدیریت و رهبری ،کاتر،۱۹۹۰ ۲۲
جدول۲-۲-مشخصه های فردی رهبری،افجه،۱۳۸۶ ۲۴
جدول۲-۳- اشکال رفتارهای کارکنان،فیلیپ و مک کینزی،۱۹۹۷، ۱۴۷ ۶۰
جدول۲-۴- پیشینه تحقیقات گذشته ۶۷
جدول ۳-۱- ابعاد پرسشنامه سبک رهبری ۸۵
جدول۳-۳- مقادیر آلفای کرونباخ پرسشنامه های تحقیق ۸۶
۴-۱-۱- جدول بررسی افراد گروه نمونه بر اساس جنس : ۹۲
۴-۱-۲جدول بررسی افراد گروه نمونه بر اساس تحصیلات : ۹۳
۴-۱-۳- جدول بررسی افراد گروه نمونه بر اساس رسته شغلی : ۹۴

۴-۱-۴- جدول بررسی افراد گروه نمونه بر اساس پست ثابت سازمانی : ۹۵
۴-۱-۵- جدول بررسی افراد گروه نمونه بر اساس پست سابقه خدمت : ۹۶
جدول ۴– ۲-۱ : جدول مقایسه ای سبک استبدادی-استثماری و رفتار شهروندی سازمانی ۹۸
جدول۴-۲-۲- جدول مقایسه ای بین سبک رهبری خیرخواهانه و رفتار شهروندی سازمانی ۹۹
جدول ۴–۲-۳ : جدول مقایسه ای بین  سبک مشاوره ای و رفتار شهروندی سازمانی   ۱۰۰
جدول ۴–۲-۴ : جدول مقایسه ای بین  سبک مشارکتی و رفتار شهروندی سازمانی   ۱۰۱
۴-۲-۵: جدول مقایسه ای بین سبک رهبری مدیران و رفتار شهروندی کارکنان   ۱۰۲
۴-۲-۷-جدول ضریب همبستگی پیرسون برای فرضیه اصلی ۱۰۳
جدول۴-۲-۱۲- آزمون فریدمن ۱۰۸
۴-۲-۸- ضریب رگرسیون و مجذور رگرسیون ۱۰۵
۴-۲-۹- تجزیه تحلیل واریانس ۱۰۵
۴-۲-۱۰- ضرایب استاندارد و غیر استاندارد مقدار بتا ۱۰۶
۴-۲-۱۱- مولفه هایی که وارد معادله نشدند. ۱۰۷
فهرست نمودار ها
۴-۱-۱:نمودار دایره ای افراد گروه نمونه بر اساس جنس: ۹۲
۴-۱-۲- نمودار دایره ای افراد گروه نمونه بر اساس تحصیلات: ۹۳
۴-۱-۳-  نمودار دایره ای افراد گروه نمونه بر اساس رسته شغلی: ۹۴
۴-۱-۴- نمودار دایره ای افراد گروه نمونه بر اساس پست ثابت سازمانی:   ۹۵
۴-۱-۵- نمودار دایره ای افراد گروه نمونه بر اساس پست سابقه خدمت   ۹۷
۴-۲-۶- آمار توصیفی برای فرضیه اصلی ۱۰۲
۴-۲-۱- نمودار پراکنش سبک های رهبری و رفتار شهروندی سازمانی ۱۰۴


فهرست اشکال
شکل ۱-۱- مدل اجرایی تحقیق ۸
شکل ۱-۲- مدل تحلیلی تحقیق ۹
شکل۲-۱- مطالعات اوهایو، گوردن،۱۹۸۷، ۳۹۷ ۲۶
شکل ۲-۲. شبکه مدیریت بلیک و موتون ( منبع : بلیک و موتون ، ۱۹۶۴ ، ۱۳۶)   ۲۷
شکل ۲-۳. دستاوردهای الگوی فیدلر (منبع:رابینز،۱۳۸۰، ۲۲۸) ۳۱
شکل ۲-۴. اجزای  متشکله تئوری مسیر-هدف در رهبری (منبع: رابرت هاوس،۱۹۷۱، ۳۲۱) ۳۳
شکل ۲-۵-شیوه های چهار گانه مدل رهبری وضعیتی ؛بلانچارد و زیگارمی،۱۹۸۵   ۳۴
شکل ۲-۶-الگوی سه بعدی رهبری، ردین ،۱۹۶۷، ۱۷ ۳۵
شکل۲-۷ – ابعاد رفتار شهروندی سازمانی،  ارگان، ۱۹۸۸ ۵۳
شکل ۲-۸- عوامل ایجاد کننده رفتار شهروندی ،اسلامی،۱۳۸۷ ۵۸

فصل اول

 

کلیات تحقیق

 

مقدمه

در عصر حاضر تنها به مدد فعالیت اثربخش و کارآی مدیریت است که  مـأموریت و اهداف  سازمانی  تحقق می یابد . امروزه مدیریت باید در همه بخش ها در جستجوی تدابیر و راه حلهایی باشد که تحقق اهداف را به بهترین وجه ممکن سازد .یکی از راهکارهایی که این مهم را عملی می سازد تغییر سبک و نگرش مدیر و شاخص های رفتاری آن است که به کمک آن می توان با بهره جویی از نظرات کارکنان و با اتخاذ یک روش غیر دستوری و انگیزاننده، بازدهی را فزونی بخشید،به رضایت آنان افزود و سازمانی اثربخش و کار آمد به وجود آورد.
از آنجایی که مدیر به عنوان نماینده رسمی سازمان برای ایجاد هماهنگی و افزایش بهره وری در رأس سازمان قرار دارد می تواند با اعمال سبکهای رهبری مناسب  باعث بوجود آمدن روحیه و انگیزش قوی در کارکنان شود پس موفقیت سازمانها در تحقق اهداف در گرو چگونگی اعمال مدیریت و سبک های مؤثر رهبری مدیر است و ارائه خدمات اثربخش به جامعه تا حد زیادی به کار گروهی و رفتار کارکنان در سازمان و سبک رهبری مدیران این سازمان ها بستگی دارد.
موضوع رهبری مورد توجه بسیاری از پژوهشگران واقع شده است. نتایج این پژوهشها منجر به ارائه و توسعه تئوری های مختلفی در زمینه سبکهای رهبری مدیران شده است. بررسی این تئوریها طیف وسیعی از سبکهای رهبری از سبکهای آمرانه و استبدادی تا سبکهای مشارکتی و تحولگرا را نشان می دهد. از این رو یک مدیر می تواند در موقعیت های گوناگون سبک های متفاوت را برای رهبری کارکنان خود با توجه به فرهنگ حاکم بر سازمان و بلوغ سازمانی کارکنان برگزیند.

مطلب دیگر :



در حدود   ۲۰ سال پیش یعنی در سالهای    ۱۹۹۲-۱۹۹۳روانشناسان صنعتی اراده گرایی و مشارکت داوطلبانه را در سازمانها مورد پژوهش و تفحص قرار دادند، و روانشناسان، زمینه را با محیط حیات سازمانی ، رفتار شهروندی سازمانی نامگذاری کردند.این گونه رفتار ها کاملاَ داوطلبانه و فردی هستند و این بدین معنی است که افراد برای اجرای این نوع رفتارها به طور رسمی پاداش دریافت نمی کنند،و نیز به علت عدم اجرای آنها مجازات و تنبیه نمی شوند.در واقع رفتار شهروندی افعال و اقدامات ایثارگرانه و تمایلات به از خود گذشتگی کارکنان را به منظورتأمین آسایش و رفاه دیگران تبیین می کند.بعلاوه محیطهای رقابتی کسب کار امروزی کارکنانی را می طلبد که شهروندان خوبی باشند،به شکلی که کارکنان تمایل به گسترش همیاری وکمک به همکاران،کارفرمایان و ارباب رجوع از  خود بروز دهند.(کیم و اسلات، ۱۹۹۰،۱ )
امروزه علاوه بر  عوامل سنتی تولید، زمین و سرمایه ، ایجاد دانش جمعی به عنوان یک منبع کلیدی و یک وظیفه راهبردی برای موفقیت سازمانها تلقی می شود.تولید دانش منبعی است که در ذهن انسان نهفته است و خلق و نشر آن فعالیتی نا محسوس می باشد و با اجبار محقق نمی شود بلکه مستلزم همکاری داوطلبانه افراد و پذیرش مسئولیت های سازمانی ،تعهد و اعتماد متقابل و خرد جمعی افراد سازمانی می باشد و بدون آنها سازمان نمی تواند مدت زمان زیادی بقای مؤثر داشته باشد.
در این راستا ،سازمانها به منظور رقابت در صحنه پر چالش جهانی،ارضای نیازها و انتظارات مشتریان و سازگاری با ماهیت در حال تغییر شغل در تلاشند تا کارکنانی را بکار گیرند که فراتر از  وظایف و نقش رسمی و تعریف شده در شرح شغلشان عمل کنند. زیرا اعتقاد بر این است که این رفتارها می توانند عواملی مؤثر بر یادگیری شغلی ، تعهد سازمانی و عزت نفس باشند و مشارکت کارکنان را در برنامه ها تحت تأثیر قرار دهند.

۱-۱)بیان مسأله

از آنجایی که نیروی انسانی مهمترین و ارزشمند ترین  عامل بین عوامل و منابع مختلف تولید است بنابر این اهداف و منافع افراد لزوماَبا یکدیگر انطباق نداشته و چگونگی اتخاذ سبک های رهبری از سوی مدیران در برخورد با موقعیت های متفاوت سازمانی به منظور حصول اثربخش یکی از مهمترین مباحث اساسی علوم رفتاری  در حوزه رهبری است . در این راستا کارکنان هر  سازمان مهمترین جزء سازمان محسوب می شوند که بی توجهی به خواست و نظرات آنها غیر قابل اجتناب است. با عامل انسانی باید در نهایت عزت و احترام برخورد کرد زیرا سالها سرمایه گزاف صرف تربیت و پرورش انسانهای متخصص ، فهیم و متعهد شده تا پس از سالها برنامه ریزی به اوج بازدهی برسند. پس یک مدیر باید در موقعیت های گوناگون سبک های متفاوت را برای رهبری کارکنان خود با توجه به فرهنگ حاکم بر سازمان و بلوغ سازمانی کارکنان برگزیند(مصدق راد،۱۳۸۱)
همچنین امروزه کارکنان از تحصیلات بالایی برخوردار هستند و کارها بیشتر تخصصی شده است، بنابراین نمی توان مثل گذشته آنها را وادار به انجام کار کرد. در سازمانهای امروزی نیاز بیشتری به مشارکت کارکنان در مدیریت سازمان می باشد. در حقیقت تغییر سبک مدیریت از حالت مدیریت استبدادی به سمت مدیریت مشارکتی منجر به موفقیت هر چه بیشتر سازمان می گردد .سبک رهبری که منجر به مشارکت گروهی کارکنان و تشکیل گروه های کاری گردد، موجب انجام اثربخش، کارآمد، منظم و هماهنگ کارها می گردد. علاوه بر این، بکارگیری سبک رهبری حمایتی و مشارکتی منجر به افزایش لذت انجـام کار در  کـارکنان  می گردد. (سان جان،۱۹۹۸)
همواره سبک رهبری به عنوان یکی از عوامل موثر رضایت شغلی ،تعهد سازمانی و افزایش بهره وری سازمان به حساب می آید و در دانش مدیریت ، رهبری سازمانی در کنار برنامه ریزی و سازماندهی و کنترل یکی از وظایف ضروری مدیر تلقی می شود و نقش پراهمیتی درافزایش اثربخشی سازمان دارد بنابراین  سازمانهایی که نیازمند جهش عمده در افزایش کارآمدی می باشند بایستی زمینه را به گونه ای فراهم سازند که کارکنان و مدیرانشان با طیب خاطر تمامی تجربیات ،تواناییها و ظرفیتهای خود را در جهت اعتلای اهداف سازمانی به کار گیرند. این امر میسر نخواهد شد مگر آنکه اصول و قواعد مربوط به رفتار شهروندی سازمانی شناسایی و بسترهای لازم برای پیاده سازی این گونه رفتار ها فراهم گردد.