بحث و تفسیر نتایج : ۷۴
پیشنهاد های پژوهش. ۷۷
الف) پیشنهادهای پژوهشی ۷۷
ب) پیشنهاد های کاربردی ۷۸
محدودیت های پژوهش. ۷۷
منابع و ماخذ. ۷۹
ضمائم. ۸۶
مقدمه
امروزه در سراسر جهان بر اهمیت بهداشت روانی تأکید می شود و روز به روز با انجام تحقیقات وسیع و گوناگون اهمیت و نقش آن در زندگی فردی اجتماعی آشکارتر میگردد. به طوری که سال ۲۰۱۰ میلادی از طرف سازمان بهداشت جهانی، تحت عنوان سال جهانی «بهداشت روانی» اعلام گردید. سازمان مذکور در این سال شعار «غفلت بس است، مراقبت کنیم» را جهت آشکارتر ساختن موضوع مطرح نمود (سازمان بهداشت جهانی، ۲۰۱۰). سلامت چه فردی و چه جمعی بی تردید از مهم ترین ابعاد مسائل حیات انسان است و شرطی ضروری برای ایفای صحیح نقش های اجتماعی است. همه انسانها در صورتی می توانند فعالیت کامل داشته باشند که هم خود را سالم احساس کنند و هم جامعه آنها را سالم بداند (هاشمی و همکاران، ۱۳۹۱).
در ادامه میتوان گفت یکی از مباحث اصلی و بنیادی علم روان شناسی ویژگی های شخصیتی میباشد. از آنجایی که این ویژگی ها زیر بنای نظام رفتاری را تشکیل میدهند پرداختن به این مقوله میتواند جنبه های خاصی از عملکرد افراد را در زمینه های مختلف روشن سازد. از مصادیق بارز این موضوع، تاثیر ویژگی های شخصیتی افراد بر سلامت روان کارکنان میباشد (کریمی،۱۳۷۵). افراد شاغل در صورتی که بتوانند با توجه به ویژگی های شخصیتی خویش شغلی را انتخاب کنند، میتوانند با استقامت و برد باری و بدون تحمل فشار روانی زیاد به کار بپردازند و مثمر ثمر باشند. نیروی انسانی در صورتی میتواند کار مفید و وموثر داشته باشد که دارای انگیزه مناسب،روحیه ی مناسب و رضایت و تعهد بالایی باشد.سلامت روان کارکنان جایگاه ویژه ایی را در مطالعات مدیریت منابع انسانی دارد زیرا این ساختار میتواند در جهت پیشرفت و بقای سازمان در آینده نظیر ترک شغلی، تاخیر، کم کاری، غیبت و. موثر باشد و در نهایت بر بهره وری نیروی انسانی تاثیر بسزایی داشته باشد باتوجه به اینکه اولین ومهم ترین جز سیستم سازمان افراد انسانی با شخصیت مختلف خود میباشند لذا انگیزه ها، توانایی ها، تمایلات، عقاید و افکار که در واقع اجزا مهم تشکیل دهندهی شخصیت انسان میباشد حدود انتظارات و توقعات افراد را نسبت به یکدیگر و هم چنین نسبت به سازمان تعین میکند
بیان مسئله
اهمیت حفظ سلامت روان خوب برای افراد سازمان و برای پیشرفت آن مورد توجه است. سلامت روانی خوب می تواند زندگی فرد را ارتقا دهد، در حالی که سلامت روانی بد می تواند از داشتن زندگی نرمال برای فرد ممانعت نماید. بر اساس ریچاردز، کمپانیا و میوسبرک[۱]: «شواهد فزایندهای هستند که نشان میدهند که توانایی های عاطفی در ارتباط با رفتارهای اجتماعی مطلوب[۲] مثل مدیریت استرس و سلامت فیزیکی هستند». آنها این گونه از تحقیق خود نتیجه گیری کردند که افرادی که فاقد جلوه هیجانی[۳] هستند رفتارهای نامناسبی را بروز می دهند. این رفتارها یک بازتاب مستقیمی از سلامت روانی آنها می باشد. عمل های خودتخریب گر[۴] ممکن است برای متوقف کردن احساسات رخ دهند. برخی از این عمل ها شامل سوء مصرف الکل و مواد مخدر، جنگ های فیزیکی و بزهکاری می باشد(لورا و اورسا، ۲۰۱۲). سلامت روان همچنین دربرگیرنده توانایی یک فرد برای لذت بردن از یک زندگی،
برای حفظ توازن بین فعالیت های زندگی و تلاش ها برای رسیدن به انعطاف پذیری روان شناختی می باشد (آیکین[۵]، ۲۰۱۰).بر اساس لغت نامه پزشکی مدیلکسیکن[۶]، سلامت روان به بلوغ یا حالت نرمال عاطفی، رفتاری و اجتماعی، و عدم حضور اختلال ذهنی یا رفتاری اطلاق می شود و همچنین به عنوان حالت سلامت روانشناختی در نظر گرفته می شود که در آن، فرد به یک تمامیت رضایت بخش محرک های غریزی مورد پذیرش برای خود و محیط اجتماعی خود می رسد(آیکین،۲۰۱۰). سلامت روانی یک حالت سلامت است که در آن، فرد توانایی های خود را می شناسد، می تواند با اضطراب های زندگی روزمره مواجه شود، می تواند به صورت کارآمد و پربازده کار کند و میتواند برای جامعه خود مفید فایده واقع شود. (ریچموند[۷]،۲۰۱۱). به نظر می رسد خصوصیات شخصیتی عامل مهمی است که بر سلامت روان فرد تاثیر می گذارد، تحقیقات نشان می دهد بین سلامت روان و خصوصیات شخصیتی رابطه وجود دارد، در تحقیق جعفر نژاد و همکاران (۱۳۸۳) رابطه پنج عال بزرگ شخصیت با سبک مقابله و سلامت روان سنجیده شد نتایج نشان داد بین عاملهای روان رنجورخویی ، پذیرش و برونگرایی با سلامت روانی رابطه معنی داری وجود دارد، در تحقیق دیگری که توسط طهرانی و همکاران (۱۳۹۱) بر روی پرستاران صورت گرفت نشان داده شد بین تیپ های سخصیتی و سلامت روان رابطه معنی داری وجود دارد، در رابطه با تیپهای شخصیتی می توان گفت، تیپ شخصیتی مدلی است که بدان وسیله میتوانیم شخص واقعی را ارزیابی کنیم.هر تیپ محصول تعامل خاص بین چند نیروی فرهنگی و شخصی مانند گروه همسالان ,عوامل ارثی و ژنتیکی ,والدین طبقه ی اجتماعی ,فرهنگ و محیط فیزیکی است.از آن جا که تیپ های مختلف دارای علایق صلاحیت ها و حالات مزاجی متفاوتی هستند مایل اند که خود را با افراد و موضوعات مخصوصی احاطه کنند و در جستجوی مسائلی هستند که با علایق, صلاحیت ها و طرز فکرشان نسبت به جهان متجانس باشد (حسینیان و یزدی,۱۳۷۶). یکی از متداول ترین طبقه بندی هایی که روان شناسان برای شخصیت به کار میبرند تیپ شخصیتی Aوتیپ شخصیتیBمی باشد.تیپ شخصیتی Bدر مقایسه با تیپ شخصیتی Aخود دار ترند و از بروز احساسات خود بیشتر جلوگیری میکنند.همین طور شواهد نشان می دهد که تیپ شخصیتی Bدر یادگیری بیشتر تحت تاثیر تنبیه قرار میگیرنددر حالی که تیپ شخصیتی Aبیشتر از پاداش تاثیر می پذیرند (پروین،۱۳۷۶). افراد دارای تیپ شخصیتی Bبه
مطلب دیگر :
راهنمایی بیشتر برای تولید سایت با کیفیت
این علت که سریع تر و بیش از حد شرطی میشوند افرادی هستند همرنگ جماعت و پایبند به مقررات در حالی که تیپ شخصیتیAبه استقبال خطر میروند و به پیامدهای آن بی اعتنا هستند (حسینیان ویزدی،۱۳۷۶). این ها ویژگی های افراد تیپ شخصیتی Aو تیپ شخصیتی B می باشد مدبران در سازمان نیز جدا از این دسته بندی نیستند و بنابراین ما در این پژوهش سعی داریم با توجه به خلاء پژوهش کافی در این زمینه به خصوص در میان کارمندان صدا و سیما، لذا پژوهش حاضر به دنبال این مسئله می باشد که آیا مدیران با تیپ شخصیتی A و B می توانند در سلامت روان کارکنان صدا و سیما اثربخش باشند؟
اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
نظر به اینکه سلامت روان به عنوان یکی از ارکان سلامتی و لازمه یک زندگی مفید، موثر و رضایت بخش فردی است، ارتقاء سلامت روان افراد یک جامعه خصوصاً اقشار موثر و سازنده آن لازمه پویایی، بالندگی و اعتلای آن جامعه است. توجه به سلامت روانی در تمام عرصه های زندگی از جمله زندگی فردی، اجتماعی و شغلی حائز اهمیت بوده و جای بحث دارد. یکی از زمینههایی که سلامت روان در آن حائز اهمیت می باشد شغل و حرفه است(طهرانی و همکاران، ۱۳۹۱).
یک مدیر با روحیه بالا و دارای شخصیت سالم زمانی که یک محیط ادارای را اداره میکند کارکنان می توانند در سلامت کامل باشند.به طور قاطع از کار خود راضی می باشند و در نتیحه کارایی آن ها بالا میرود. یعنی زمانی افراد کارایی مطلوب و مو ثر خواهند داشت که بین انتظارات و میزان توانمندی ها و قابلیت های آنان ارتباط مناسبی باشد و تحت فشار قرار نگیرند.مسلما سلامت روان در رفتار علمی کارمندان اثر بسزایی دارد و به نحو موثر اثر خود را در شغل فعلی, کارا بودن ,اثر بخش بودن و آمادگی جهت ارتقای شغلی نشان می دهد.همچنین باعث کاهش افت سازمان ونیز از آن جهت که سلامتی افراد به سبب هزینه های بیمه و بیمارستان به نفع سازمان می باشد باعث افزایش بازدهی خواهد شد.بنابراین می توان با توجه به نحوه ی بهبود پذیرش مسولیت های اجتماعی و مقدار پولی که در سایهی وجود رضایت شغلی به نفع جامعه خواهد شد از این عامل دفاع کرد. اهمیت نیروی انسانی در سرنوشت و توفیق ملت ها به حدی است که اگر سایر منابع هم در دسترس باشد و یا حداقل وجود داشته باشد آن جامعه می تواند با قدرت ایمان و اراده در انک مدتی وسایل ترقی و رفاه خود را فراهم سازد به همین صورت باید تمهیداتی به کار برد تا انسان را فعالانه به خدمت در آورد. نکته ی آخری که به آن اشاره می کنیم این است که فرد با توجه به تیپ شخصیتیش شغلش را انتخاب کند.بدین معنی که شغلش با شخصیتش متناسب باشد و همچنین این افراد دارای سلامت روان بالایی باشند به طوری که احتیاجات ,نیازهای اساسی ,و آسایش جسمی و روحی او را تامین کند بدیهی است که او فردی وظیفه شناس ,متکی به اصول اخلاقی و کاری خواهد بود و در نهایت صحت و کمال مطلوب وظیفهاش را انجام خواهد داد.
با توجه به خلاء تحقیق موجود در کارکنان صدا و سیما و اینکه رفتار کارکنان صدا و سیما مورد توجه بینندگان فراوانی است لذا بررسی رابطه تیپ های شخصیتی A و B با سلامت روان از اهمیت ویژهای برخوردار است همچنین با توجه به تنش فکری و کاهش سلامت عمومی در کارکنان و به ویژه در شهر خرم آباد اهمیت این پژوهش را بیش از پیش مورد توجه قرار داده است.
تعداد صفحه :۱۰۱
قیمت : ۱۴۷۰۰تومان
۳- ۶- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات ۱۰۹
فصلچهارم: تجزیه و تحلیل یافته های تحقیق
۴-۱- مقدمه ۱۱۱
۴-۲- بخش توصیفی . ۱۱۲
۴-۳- بخش استنباطی ۱۱۳
فصل پنجم: بحث ونتیجه گیری
۵-۱- مقدمه ۱۴۶
۵-۲- بحث و نتیجه گیری. ۱۴۶
۵-۳- محدودیتهای پژوهش. ۱۵۴
۵-۴- پیشنهادها ۱۵۵
منابع و مآخذ. ۱۵۶
چکیده انگلیسی ۱۶۵
مقدمه
درعصر حاضر این امر پذیرفته شده است که جوامع پیشرو و موفق جوامعی هستند که مردم آنها بهتر فکر می کنند. اصطلاح تفکر از جمله اصطلاحاتی است که در میان همه افراد کمابیش رواج دارد و به کار می رود و می توان ان را اندیشیدن، فکر کردن، تخیل، گمان کردن و مورد تامل قرار دادن معنا کرد. به طور کلی تفکر شامل هر نوع فعالیت ذهنی است که به تدوین یا حل یک مسئله، تصمیم گیری، یا فهم مطلب کمک می کند، یک فعالیت اگاهانه است که ازفرایندهای نااگاهانه نیز تاثیر می پذیرد، و با وجود شخصی و خصوصی بودن، نه در انزوا، بلکه با واسطه گری دیگران انجام می پذیرد (فیشر، ۱۳۸۵).
در واقع از طریق اندیشیدن است که ما به حیات فردی و اجتماعی خویش معنا می بخشیم. بنابراین تفکر فرایندی است که در سرتاسر زندگی ما حضور دارد و به علت نقش کلیدی و تعیین کننده ای که دارد، بر تمام جنبه ها و خصوصیات درون فردی و میان فردی ما تاثیر می گذارد. لذا عاملی است که باید مورد توجه و تاکید بسیار قرار گیرد تا از طریق آن بتوان فرد و جامعه را به سوی پیشرفت، موفقیت و سلامت رهنمون کرد. اقتضای رسیدن به این مهم، انجام پژوهش ها و بررسی های متعدد در زمینه های گوناگون مرتبط با تفکر است.
ازدواج یکی از طولانی ترین و عمیق ترین ارتباطاتی است که همه ابعاد روانی- معنوی- اجتماعی- اقتصادی و زیستی را یکجا در بر می گیرد و سر منشاء تشکیل واحد بنیادی جامعه یعنی خانواده می باشد. خانواده مهمترین کانون تعهدات عاطفی، اخلاقی و قانونی افراد به شمار می رود (سیمسون[۱]، ۱۹۹۰؛ به نقل از بهاری، ۱۳۸۸). ارتباط زناشویی ارتباطی است که اغلب انتظار داریم در سایه آن هر
نوع نیازی را در حد رضایت ارضاء کنیم و به آرمانهای خود جامه عمل بپوشانیم. رضایت زناشویی یکی از اهداف اولیه و اساسی هر ازدواجی است و همه زوجین خواستار آنند که زندگی توام با رضایت داشته باشند. این رضایت متاثر از عوامل مختلفی است که از آن میان می توان به عوامل اقتصادی، اعتقادات مذهبی، آداب و سنن اجتماعی ، عوامل جسمانی، تفاهم فکری، ارضای عاطفی و ارضای جنسی اشاره کرد (موسوی، ۱۳۷۴؛ به نقل از اسماعیلی، ۱۳۸۸). ازدواج رضایت بخش برای سلامتی هر دو همسر بسیار مفید است (برمن و مارگولین[۲] ، ۱۹۹۲؛ به نقل از آزادی حسین آباد، ۱۳۸۸).در مقایسه با افرادی که ازدواج نکرده اند و یا طلاق گرفته اند، افراد متاهل به ویژه آنهایی که دارای ازدواج رضایت بخش دوجانبه ای هستند، عمر طولانی تری داشته و نسبت بیماریها و امراض در آنها کمتر است (هو و گلدمن[۳]، ۱۹۹۰)
در جوامع کنونی ، به ویژه با ورود به قرن بیست و یکم اکثریت افراد به اصول بهداشتی مربوط به ابعاد مختلف جسمانی خویش آگاهی دارند ولی متاسفانه به امر بسیار مهم بهداشت روانی خود اهمیت نداده ونسبت به آن آگاهی ندارند. این در حالی است که بر حسب آمارهای کشورهای مختلف، تعداد افراد دارای مشکلات و معضلات روانی رو به فزونی است. در این میان یکی از مباحث مهم در امر بهداشت روانی عزت نفس یا همان خود بزرگواری است که یکی از خصوصیات مهم و اساسی شخصیت هر فردی را تشکیل می دهد و روی سایر جنبه های زندگی انسان نیز تاثیر گذاراست و کمبود یا فقدان آن باعث عدم رشد سایر جنبه های شخصیت یا ناموزونی آنها خواهد شد، و حتی ممکن است پایه گذار بیماریهای روانی گوناگون مانند افسردگی، کمرویی، پرخاشگری، ترس و . شود. علاوه بر این، نتایج بررسی ها نشان داده اند، یکی از شاخصهای چندگانه ای که چگونگی پایداری شخص در روابط با افراد اطرافش را تعیین می سازد، عزت نفس است (براس و گای[۴]، ۲۰۰۴). اکثر صاحب نظران عزت نفس مثبت را عاملی اساسی و مرکزی در سازگاری عاطفی – اجتماعی می دانند.
در اوائل، روان شناسان و جامعه شناسانی چون جیمز[۵]، مید[۶]، و کولی[۷] بر اهمیت عزت نفس مثبت تاکید داشتند. چند سال بعد نئو فرویدی[۸] هایی چون سالیوان [۹]و هورنای[۱۰] در نظریه های شخصیتشان، همانند راجرز[۱۱] و فروم [۱۲]مفهوم خودپنداره مثبت را وارد کردند. اخیرا روان شناسان، عزت نفس مثبت را با شادکامی و کارکرد مثمر ثمرتر در رابطه می دانند (آلیس و همکاران، ۱۹۸۹؛ به نقل از بیابانگرد، ۱۳۷۱).
مطلب دیگر :
بنابراین سبکهای تفکر، رضایتمندی زناشویی و عزت نفس از جمله عوامل موثر در سلامتی روانی فرد و جامعه بوده که لازم است از جنبه های مختلف مورد بررسی و پژوهش متعدد قرار گیرند.
۱-۲- بیان مسأله
یکی از زمینه های مربوط به تفکر که شایان توجه بوده و لازم است تحقیقات زیادی در مورد آن صورت پذیرد، سبک های تفکر است، یعنی شیوه اندیشیدن و مدل فکر کردن، که به موجب وجود تفاوتهای فردی، از فردی به فرد دیگر متفاوت است. اصطلاح سبکهای تفکر توسط استرنبرگ[۱۳] (۱۹۹۷) به شیوه های متفاوتی که افراد برای پردازش اطلاعات به کار می برند، اطلاق شد. از نظر او، سبک تفکر در واقع روش رجحان یافته تفکر است، یک توانایی نیست بلکه چگونگی استفاده فرد از توانائیهایش است. توانایی یعنی از عهده کاری خوب برامدن، در حالی که سبک به معنی ترجیح فرد در چگونه انجام دادن کار است. بدین ترتیب، دو فرد با توانایی های یکسان ممکن است سبکهای متفاوتی داشته باشند، که این سبکهای متفاوت نه خوب هستند و نه بد، بلکه فقط متفاوتند. استرنبرگ با طرح نظریه خود گردانی ذهنی این ایده را مطرح کرد که که افراد در برخورد با مسائل و موقعیت های جدید، شیوه هایی را بر شیوه های دیگر ترجیح می دهند، یعنی به طور اگاهانه تفکر خود را سازماندهی می کنند (استرنبرگ، ۱۹۹۷).
پژوهشهای گوناگون نشان داده اند که سبکهای تفکر از متغیر های متعددی همچون فرهنگ، جنسیت، سن، رشته تحصیلی، سابقه کار، سبک تفکر والدین ، سبک تفکر معلمان و. تاثیر می پذیرند و با فرایندهای خلاقیت، حل مسئله، تصمیم گیری، پیشرفت تحصیلی ومرتبط هستتد (امامی پور و سیف؛ ۱۳۸۲:ص ۳۶؛ به نقل از رضوی و شیری ۱۳۸۴). بنابراین سبک های تفکر با متغیرهای درونی و بیرونی بسیاری در ارتباط می باشد که می توانند مورد بررسی قرار بگیرند. از جمله رضایت زناشویی و عزت نفس که منظر نظر این پژوهش می باشند.
دوران تحول و انتقال جوامع از سنت به صنعت باعث تغییر و دگرگونی های بسیاری شده و موجب گردیده که اعضای این جوامع در برزخ این انتقال دچار ناامنی های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی گردند. شرایط و امکانات این جوامع چنان سریع تغییر می کند که کمتر کسی به تصمیمات و اقدامات خود مطمئن باقی می ماند. در این میان زناشویی که برخی ان را نوعی بخت ازمایی و شانس می دانند نیز از نفوذ این ناامنی مستثنی نیست. امروزه خانواده که اصلی ترین و بنیادی ترین نهاد جامعه است نیز مانند خود جامعه در یک دوره استحاله قرار دارد و مورد حمله است، چراکه با تغییر جامعه، خانواده نیز تغییر خواهد کرد (بهاری، ۱۳۸۶)، به طوری که زوجین در جامعه امروزی برای برقراری و حفظ روابط صمیمی و دوستانه با مشکلات فراوانی روبه رو شده اند (برک، ۱۳۸۴) .
طبق گزارش های جامعه شناسان و روانشناسان، در سال های اخیر در اکثر کشورهای جهان، خانواده دچار تغییر شده است و میزان طلاق افزایش یافته است ( به پژوه، ۱۳۸۱) و گزارش های اخیر از افزایش میزان اختلافات، خشونت ها و حتی طلاق در کشور ما نیز حکایت می کنند (صالحی فدردی، ۱۳۸۳).
از آنجایی که وجود یک ازدواج توام با رضایت، محل تبادل و تلاقی،احساسات و عواطف مثبت در بین زوجین بوده و تشکیل خانواده بهنجار نقش مهمی در سلامت و بهزیستی کل جامعه دارد (بنائیان و همکاران، ۱۳۸۶)، بنا براین توجه به سازگاری و رضایتمندی زناشویی از اهمیت ویژه ای برخوردار می گردد و بررسی عوامل ایجاد کننده و راه انداز ناسازگاری از اهم کارها به شمار می رود.
آنچه مسلم است، این است که روابط خوب به اسانی به دست نمی اید، بلکه به دست آوردن ان مستلزم تلاش مداوم است. در ایجاد یک رابطه زناشویی خوب، میزان هماهنگی وتناسب افراد مهم نیست، بلکه چگونگی مقابله با ناسازگاری ها و نا هماهنگی ها مهم است (گلمن[۱۴]، ۱۹۸۵؛ به نقل از بهاری، ۱۳۸۸). نظریه شناختی – تجربی “خود” پیشنهاد می
برخی از مطالعات صورت گرفته در داخل کشور. ۵۴
مروری بر برخی از مطالعات خارج از کشور. ۵۶
فصل سوم: روش پژوهش. ۵۸
جامعه آماری، روش نمونهگیری و حجم نمونه. ۵۹
جامعه آماری ۵۹
روش نمونه گیری و حجم نمونه. ۶۰
طرح پژوهش. .
ابزار پژوهش. ۶۱
شیوه اجرای پژوهش. ۶۴
تجزیه و تحلیل داده ها ۶۴
فصل چهارم: یافته های پژوهش. ۶۵
داده های توصیفی ۶۶
آمار استنباطی (آزمون فرضیه ها). ۶۸
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری ۷۳
بحث و نتیجه گیری ۷۴
محدودیتها ۷۷
پیشنهادات پژوهشی ۷۷
پیشنهادات کاربردی ۷۷
منابع و ماخذ.۷۷
چکیده
سبک دلبستگی یکی از مهمترین منابع درون فردی است که می تواند سطوح تنش و ناتوانی را در شرایط ناگوار تعدیل نموده و اثرات تنش را کم رنگتر نماید، هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه سبکهای دلبستگی و خودکارآمدی با امید به زندگی بود دانشآموزان بود. روش: روش انجام پژوهش از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل تمام دانشآموزان پسر سال آخر مقطع متوسطه شهرستان بیجار در سال تحصیلی ۹۲-۹۱ بود با بهره گرفتن از نمونه گیری خوشه ای چند مرحلهای ۱۸۰ نفر از دانش آموزان پسر سال آخرمتوسطه شهر بیجار انتخاب شدند. ابزار پژوهش عبارتند از: پرسشنامه سبک دلبستگی بزرگسالان، خودکارآمدی شرز و همکاران و پرسشنامه امید به زندگی میلر، در این پژوهش جهت تجزیه و تحلیل داده ها و به دست آوردن رابطه بین متغیرها از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون استفاده گردید.
یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد بین سبک دلبستگی ایمن در دانش آموزان با امید به زندگی رابطه مثبت، بین سبک دلبستگی ایمن و خودکارآمدی دانش آموزان رابطه مثبت و بین سبک دلبستگی اجتنابی و اضطرابی با خودکارآمدی رابطه معکوس و با امید به
مطلب دیگر :
راهنمایی بیشتر برای تولید سایت با کیفیت
زندگی رابطه معنی داری به دست نیامد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد سبک دلبستگی ایمن توان پیش بینی متغیرهای خودکارآمدی و امید به زندگی را دارد.
کلید واژه ها
سبک دلبستگی، خودکارآمدی، امید به زندگی
مقدمه
رفتار دلبستگی دارای ارزش تکاملی برای انسانها بوده است و به همین دلیل جزء ذخایر ژنتیک رفتاری آن ها درآمده است. به نظر بالبی دلبستگی پیوند عاطفی نسبتاً پایداری است که بین کودک و یک یا تعداد بیشتری از افرادی که در تعامل واقعی و منظم با آنها می باشد، ایجاد میگردد (مظاهری، ۱۳۷۷). به عقیده بالبی برای تامین سلامت روانی کودک، برقراری روابط صمیمی، گرم و دایمی بین او و مادرش یا کسی که بتواند به طور شایسته جایگزین وی شود ضروری است. چنان روابطی که مورد رضایت هر دو طرف بوده و از آن لذت ببرند. او این مسئله را مطرح کرد که هر تعامل پایدار و با دوام در کودکی تاثیرات طولانی مدتی بر روی رشد شخصیت میگذارد که این تاثیرات توسط یک سری باز نمایی های ذهنی که بالبی آن را (الگو های فعال درونی) می نامد طرح ریزی می گردد. به عبارت دیگر سبک های دلبستگی افراد بر اساسی درون سازی بین شخصی در مورد قابل دسترس و پاسخگو بودن نگاره ی دلبستگی(مادر) و کارآمد و ارزشمند بودن خود شکل میگیرد (بالبی[۱]، ۱۹۷۳).
خودکارآمدی به واسطه ی انگیزه ی درونی موجب می شود که فرد به طورخودانگیخته در محیط تلاش کند و به باورهای کارآمدی خود دست یابد. طبیعت همچون معلمی نامرئی فرد را به جنب و جوش وا میدارد تا ظرفیتهای مختلف تحول را در مراحل متنوع و متفاوت آشکار سازد. خودکارآمدی یا خوداثربخشی از لحاظ روان شناسی عبارت است از انتظارات متصور یک فرد در موفقیت در یک کار یا رسیدن به یک نتیجه خوب از طریق فعالیتهای فردی. بنابراین خودکارآمدی یک فرایند ذهنی است که شامل شناسایی هدف، برآورد تلاش و تواناییهای لازم برای رسیدن به آن اهداف و پیشبینی نتبجه آن می باشد. افراد دارای خودکارآمدی بالا به تواناییهای خود باور دارند و برای رسیدن به هدف خود پافشاری می کنند و تسلیم نمیشوند (اوانس و کلارک[۲]، ۲۰۱۱)
از طرفی امید به زندگی و اهمیت و جایگاه آن، برای برخوردار بودن از زندگی خوب و شاد، امری انکارناپذیر است (کینگ و همکاران[۳]،۲۰۰۶ ). برخی از مؤلفان، با توجه به یافته های موجود، اظهار کرده اند که وجود امید و احساس کردن آن در زندگی مانند کلیدی است که می تواند قفل و گره مشکلات زندگی را باز کند و باعث شود تا افراد کنش های مثبتی داشته باشند (فرانکل[۴]،۱۹۶۳). به همین لحاظ اغلب زندگی همراه با امید را از عوامل مهم سلامت روان شناختی می دانند. بررسی رابطه بین امید به زندگی با سازه های دیگر روان شناسی مثبت، مثلاً هدفمند و معنادار بودن زندگی برای برخوردار بودن از زندگی شاد و توأم با سعادت مندی و سلامت روانی، در سال های اخیر مورد توجه فراوان پژوهشگران و صاحب نظران قرار گرفته است. در سال های اخیر، اسنایدر که پیش گام مطالعه در مورد امید است، به آن به مثابه یک عامل کنترل خود مینگرد که به کمکش انسان می تواند از عزت نفس خود مراقبت کند. بنابراین پژوهشگران در بررسی الگو های فعال درونی بر روی سبک های دلبستگی تمرکز کردهاند . لذا نظر به اینکه تحقیقات قبلی در مورد رابطه بین سبک های دلبستگی با خودکارأمدی و امید به زندگی نتایج ضد و نقیضی را گزارش نمودهاند، این پژوهش می تواند نقش بسزائی در تنویر نتایج قبلی ایفا نماید. همچنین با توجه به اینکه بررسی همزمان رابطه متغیرهای سبک های دلبستگی، خودکارآمدی و امید به زندگی کمتر مورد توجه بوده نتایج پژوهش می تواند زمینه ساز تحقیقات بیشتر در این راستا باشد.
حقیق از نظرروش تحقیق ۳۴
جامعه آماری ۳۴
نمونه آماری . ۳۴
ابزار جمع آوری(کتابخانه ای- میدانی) ۳۵
پایایی و روایی پرسشنامه . ۳۶
روش های آماری تحلیل داده ها . ۳۶
فصل چهارم(تجزیه و تحلیل داده و یافته های تحقیق)
مقدمه ۳۸
الف)یافته های توصیفی پژوهش ۳۸
ب)یافته های مربوط به فرضیه پژوهش ۳۹
فصل پنجم(بحث و نتیجه گیری)
نتیجه گیری . ۴۲
محدودیتها ۴۲
پیشنهادات . ۴۳
منابع ۴۴
پیوست و ضمائم ۴۷
مقدمه:
در دهه های اخیر جرأت ورزی توجه بسیاری از روان شناسان و پژوهشگران بالینی را به خود جلب کرده است. اهمیت جرأت ورزی در ارتباط های میان فردی، نقش مؤثر آن در فعالیتهای اجتماعی و فراوانی رفتارهای غیر جرأت ورزانه در جمعیتهای بالینی سبب شده است که در این زمینه پژوهشهای زیادی صورت گیرد و برنامه هایی تحت عنوان جرأت ورزی، طرح ریزی شود(بارتل، وتیلاک و فرانکس،۱۹۷۴، مارشال، کلتنر و مارشال،۱۹۸۱؛ ای ملکمپ، و اندرهات و دوریز،۱۹۸۳؛ استاک، دی ویل، وپنل،۱۹۸۳؛ دوبیاومک ماری،۱۹۸۵؛ بی سی نین، مک مکاری،
چیزلت،۱۹۸۵؛ استیوارت،۱۹۸۶؛ و هروکافمن،۱۹۸۷؛ اینگرام و سالزبرگ،۱۹۹۰؛ کیپر،۱۹۹۲؛ وین هارت، کاری، کاری و وردشیاس،۱۹۹۸).انجام پژوهشهای عملی و بالینی در مورد مفهوم جرأت ورزی و ویژگیهای آن و همین طور آموزش و درمان رفتارهای غیرجرأت ورزانه، بیشتر به کارهایی مربوط است که به شرح مفصل جرأت ورزی پرداخت. وی در توصیف و تبیین این مفهوم به تضاد میان بارز ساختن هیجان خشم و بازداری از اضطراب، توجه خاصی نشان می داد. وی اولین دانشمندی بود که اصطلاح جرأت ورزی را به کاربرد و آموزش آن را مدنظر قرار داد(هریوت وپریچارد،۲۰۰۴) روانشناسان معتقد هستند افراد کم جرأت نمی توانند به صورت مناسب با اطرافیان خود تعامل داشته باشند. این افراد احساس گناه، بی اعتمادی و سلطه پذیری در روابط اجتماعی را تجربه می کنند و ترس، اضطراب و افسردگی از خود نشان می دهند(پاچمن وفوی،۱۹۷۸؛ لفرووست،۱۹۸۱؛ پالرمو و نیکلی،۱۹۹۰؛ وان گاندی،۲۰۰۲؛) همین طور میزان پذیرش خود و عزت نفس در این افراد پایین است(پرسل، برویک وبیگل۱۹۷۴؛ لورومور۱۹۸۰؛ دلوتی ۱۹۸۱؛ لفرووست،۱۹۸۱) این افراد ممکن است به جای رفتارهای منفعلانه، اقدام به پرخاشگری و رفتارهای آزارگرانه کنند(اسوارت، چانگ و فارور ،۲۰۰۱)در این بین رفتارهای جرأت ورزانه، رفتارهایی متعادل هستند و فرد جرأت ورز ضمن پافشاری برخواسته های منطقی و
مطلب دیگر :
راهنمایی بیشتر برای تولید سایت با کیفیت
انجام رفتارهایی متعادل هستند و فرد جرأت ورز ضمن پافشاری برخواسته های منطقی و انجام رفتار مخالفتی در دفاع از خواسته ها، حقوق و سلیقه های دیگران را مورد توجه قرار می دهد و از اجحاف حقوق دیگران و تضییع آنها خودداری می کند. تونند(۱۹۹۱) معتقد است فرد جرأت ورز دارای اعتماد به نفس است، احساس، افکار و نگرش مثبت نسبت به خود و دیگران دارد و رفتارش با دیگران صریح و صادقانه است. برخی از پژوهشگران گزارش کرده اند که این افراد حتی در پیدا کردن شغل مناسب و انجام مطلوب آن موفق ترند.(بروکس، ناکرد و ریسلر،۲۰۰۱،لانس بری و همکاران،۲۰۰۳) پژوهش های متعددی به وجود رابطه بین جرأت ورزی، عزت نفس و پیشرفت تحصیلی اشاره کرده اند. برای مثال لی_کور بین و دنیکو(۱۹۹۸)، چن، وانگ وچن(۲۰۰۱)و ساک وای ونگ وواتکینس(۲۰۰۱) همگی در پژوهشهای خود به این نتیجه رسیدند که بین سه متغیر یاد شده رابطه مثبتی وجود دارد. در این پژوهش به بررسی میزان جرأت ورزی، عزت نفس و عملکرد تحصیلی دانش آموزان دوم دبیرستان می پردازیم. بررسی تفاوتهای دو جنس در میزان جرأت ورزی، عزت نفس و پیشرفت تحصیلی نیز مورد علاقه پژوهشگران بوده است. جالب اینکه برخی پژوهشهای انجام شده در خارج به وجود تفاوت معنادار در این متغیرها بین دو جنس اشاره کرده اند(پالرمو و نیکلی،۱۹۹۰، چرچ و کاتی بک،۱۹۹۲، جیمز،۲۰۰۱،مارکوت و همکاران،۲۰۰۲) اما در ایران پژوهشگران تفاوتی میان دختر و پسر در متغیرهای عزت نفس و پیشرفت تحصیلی مشاهده نکردند(معرفت،۱۳۷۷،وجدان پرست،۱۳۷۸، هرمزی نژادشهنی ییلاق و نجاریان،۱۳۷۹) و در مورد مقایسه جرأت ورزی دختران و پسران در ایران، تا زمان انجام این پژوهش تا آنجا که محقق بررسی کرده است، یافته ای وجود نداشت
بیان مسئله
فردی که با جرأت است می تواند ارتباط نزدیک با دیگران برقرار کند، خودش را از سوءاستفاده دیگران دور نگه دارد و دامنه وسیعی از نیازها و افکار مثبت و منفی را ابراز نماید، بی آنکه احساس گناه و اضطراب کند و یا به حقوق دیگران لطمه بزند. در آموزش جرأت ورزی به فردآموخته می شود که چگونه رفتار مبتنی بر جرأت و جسارت از خود نشان دهد. فرد با تلاش برای کشف و تعریف مشکل، پیگیری هدفهای موردنظر(همواره بارفتارتوأم باجرأت) تکرار نقش گذاری، واژگون سازی نقش و ارائه تدریجی و متوالی رفتارهای مطلوب، شیوه های مناسب مبتنی برجرأت را برای بیان خواسته های خود می آموزد رفتار جرأت ورزانه با خود پنداره مثبت، عزت نفس همگرایی و همبستگی دارد و رفتارهای غیرجرأت ورزانه بازدارنده و اجتنابی هستند و همبستگی مثبت و بالایی با ترسها، هراسها و اضطراب اجتماعی و انواع پرخاشگریهای درونی دارند.
جرأت ورزی برخی از نیازهای فرهنگی قومی و فراگیر را ارضاء می کند و دو هدف عمده دارد: