دانشگاه آزاد اسلامی...

الف ) یافته های توصیفی ۸۸

جدول ۱- میانگین و انحراف معیار پنج عامل بزرگ شخصیت در زنان و مردان. ۸۸

جدول ۲- میانگین و انحراف معیار  مولفه های حل تعارض در زنان و مردان. ۸۹

جدول ۳ – میانگین و انحراف معیار سازگاری زناشویی در زنان و مردان. ۸۹

ب) یافته های استنباطی ۹۰

جدول ۴- همبستگی بین پنج عامل بزرگ شخصیت با سازگاری زناشویی ۹۰

جدول ۵- همبستگی بین پنج عامل بزرگ شخصیت با سبکهای حل تعارض ۹۱

جدول ۶- همبستگی بین سبکهای حل تعارض با سازگاری زناشویی ۹۳

جدول ۷- آزمون لون جهت برابری واریانسها در دو گروه زن و مرد. ۹۴

جدول ۸– آزمون t گروه های مستقل برای مقایسه سازگاری زناشویی در زنان و مردان. ۹۴

جدول ۹-مدل رگرسیون همزمان برای پیش بینی سبک حل تعارض یکپارچگی توسط پنج عامل بزرگ شخصیت. ۹۵

جدول ۱۰-جدول ضرایب معادله رگرسیون برای پیش بینی سبک حل تعارض یکپارچگی توسط پنج عامل بزرگ شخصیت ۹۶

جدول ۱۱- مدل رگرسیون همزمان برای پیش بینی سبک حل تعارض اجتنابی توسط پنج عامل بزرگ شخصیت ۹۷

جدول ۱۲-جدول ضرایب معادله رگرسیون برای پیش بینی سبک حل تعارض اجتنابی توسط پنج عامل بزرگ شخصیت ۹۷

جدول ۱۳- مدل رگرسیون همزمان برای پیش بینی سبک حل تعارض مصالحه توسط پنج عامل بزرگ شخصیت ۹۸

جدول ۱۴-جدول ضرایب معادله رگرسیون برای پیش بینی سبک حل تعارض مصالحه توسط پنج عامل بزرگ شخصیت ۹۹

جدول ۱۵- مدل رگرسیون همزمان برای پیش بینی سازگاری زناشویی توسط پنج عامل بزرگ شخصیت. ۱۰۰

جدول ۱۶-جدول ضرایب معادله رگرسیون برای پیش بینی سازگاری زناشویی توسط پنج عامل بزرگ شخصیت ۱۰۱

فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری ۱۰۲

بحث و تفسیر نتایج ۱۰۳

محدودیت ها ۱۱۲


پیشنهادات ۱۱۲

الف ) پیشنهادات پژوهشی ۱۱۲

ب) پیشنهادات کاربردی ۱۱۳

منابع. ۱۱۵

 

چکیده

پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه پنج عامل بزرگ شخصیت با سبک های حل تعارض و سازگاری زناشویی دانشجویان متاهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات کرمانشاه صورت گرفته است. پژوهش حاضر یک مطالعه همبستگی است. تعداد ۲۰۰ نفر

مطلب دیگر :


راهنمایی بیشتر برای تولید سایت با کیفیت

 به روش در دسترس و به صورت داوطلبانه از میان دانشجویان متاهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات کرمانشاه در سال ۱۳۹۳ انتخاب گردید. داده ها با بهره گرفتن از پرسشنامه پنج عاملی شخصیت نئو، پرسشنامه سازگاری زناشویی اسپاینر و مقیاس سبک حل تعارض رحیم جمع آوری گردید. یافته ها با نرم افزار SPSS16 و به کمک روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون، آزمون تی مستقل، رگرسیون  همزمان مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. بین ویژگی های شخصیتی (توافق پذیری، برونگرایی، دلپذیر بودن، انعطاف پذیری) و سازگاری زناشویی همبستگی مثبت معنی دار، و بین ویژگی روان رنجور خویی و سازگاری زناشویی همبستگی منفی معنی داری بدست آمد. از این میان (وظیفه شناسی، توافق پذیری، روان‫ رنجورخویی) توان پیش‫بینی سازگاری زناشویی را داشتند. سبک یکپارچگی و سبک مصالحه گرانه همبستگی مثبت معنی داری با سازگاری زناشویی داشتند. تحلیل رگرسیون  همزمان با ورود ویژگی های شخصیتی و سبک های حل تعارض نشان داد وظیفه شناسی، توافق پذیری، روان رنجور خویی توان پیش بینی سازگاری زناشویی را به صورت معنی داری دارند. بین زن و مرد از نظر میزان سازگاری زناشویی تفاوت آماری معنی داری بدست نیامد. در مداخلات روان شناختی و آموزش مهارت های زندگی، توجه به ویژگی های شخصیت در کنار شیوه های حل تعارض اهمیت دارد.

کلید واژه: سازگاری زناشویی، پنج عامل بزرگ شخصیت، سبک های حل تعارض ، دانشجویان متاهل 

مقدمه

خانواده یکی از مهمترین نهادهای جامعه و شکل دهنده شخصیت آدمی است. مطلوبیت رضایت خشنودی، کیفیت کارکرد خانواده عوامل بسیار تاثیرگذاری در شکوفایی رشد و پیشرفت اعضای خانواده است. به نظر می رسد تاثیر متقابل این عوامل در موفقیت و پایداری ازدواج نقش بسزایی داشته باشد (لوکه و ویلیامسون[۱]، ۱۹۸۵ به نقل از بهبودی، هاشمیان، پاشا شریفی، نوابی نژاد،۱۳۸۸).

وقتی زن و شوهر از زندگی خود رضایت داشته باشند، خانواده از استحکام خوبی برخوردار می شود و آن را می توانند با مسائل و مشکلات به درستی برخورد کنند و از آسیب ها در امان بمانند. بنابراین از آن جا که رضایت زناشویی می تواند در دوام و پایداری ازدواج نقش داشته باشد، اهمیت مسئله ایجاب می کند که هنگام همسر گزینی علاوه بر عوامل عینی نظیر مذهب، طبقه اجتماعی، شیوه لباس پوشیدن، سن، قیافه و تحصیلات به عوامل مهمتری چون ویژگی های شخصیتی که در درازمدت پایدار هستند توجه کرد. تا با انتخابی درست در سایه خشنود و رضایت زوجی محیط سالم و سازنده فراهم شود تا پایه و اساس نسل های آینده، پیشرفت جامعه و انتقال فرهنگ و ارزش ها در آن امکان پذیر شود. (فاضل،

دانشگاه آزاد اسلامی...

فصل چهارم- یافته های پژوهش

۴-۱-آمار توصیفی۶۸

۴–۲آمار استنباطی۷۰

فصل پنجم- بحث و نتیجه گیری

۵-۱- بحث و تفسیر نتایج۷۴

۵-۲- نتیجه گیری۷۶

۵-۳- محدودیت های پژوهش۷۶

۵-۴- پیشنهادات۷۶

۵-۴-۱-پیشنهادات پژوهشی۷۶

۵-۴-۲-پیشنهادات کاربردی۷۷

الف) منابع فارسی

ب) منابع انگلیسی

ج) پیوست ها

چکیده انگلیسی

مقدمه

خانواده به عنوان واحدی اجتماعی دارای بیشترین و عمیق ترین مناسبات انسانی است. علاوه بر اینکه، منبع اولیه نیازهای اساسی فرد محسوب می شود، موقعیت های متعددی را برای یادگیری و شکل گیری نگرش ها وتشکیل باورهای فرد فراهم می آورد. خانواده در کنار مسئولیت آموزشی و تربیتی، در رفع نیازهای جسمانی، روانی و انتقال ارزش های اجتماعی نقش بسیاری موثری دارد. فرد در بستر خانواده خواست های جامعه را می آموزد و این شناخت او را به گزینش رفتارهای معین رهنمون می سازد (مصلحی۱۳۹۱، ۱).

از آنجایی که انتخاب همسر یکی از مهم ترین تصمیم هایی است که در تشکیل خانواده و زندگی اجتماعی گرفته می شود، اهمیت

 مسئله ایجاب می کند که با کنکاش عمیق تری به عوامل بیرونی مانند، مذهب، طبقه اجتماعی، سن، تحصیلات و . نیز عوامل زیر بنایی مانند ویژگی های شخصیتی توجه شود (مصلحی۱۳۹۱، ۱)

متخصصان روان شناسی خانواده غالبا معیار خود را در بررسی کیفیت روابط زناشویی زوجین، سطح رضایت زناشویی آنها قرار می دهند. رضایت زناشویی، یکی از مهم ترین عوامل پیشرفتن و دستیابی به اهداف زندگی است که تحت تاثیر عوامل بیرونی و درونی می باشد. علی رغم انکه ضرورت توجه به همسانی عقاید مذهبی و تمایلات فرهنگی همواره مورد تاکید قرار می گیرد. افزایش طلاق در دنیای کنونی و نارضایتی زوجین از زندگی مشترک و تاثیرات سوء این گونه پدیده ها بر افراد خانواده و اجتماع، بیانگر این مدعاست که برخورد مقبولی با تشکیل خانواده و ازدواج نشده و کمتر با دید عالمانه به این پدیده نگریسته شده است (مصلحی۱۳۹۱، ۱).

مهم ترین نکته در تبیین فلسفه ازدواج در قرآن، این است که خداوند که حکمت ازدواج و تشکیل خانواده را بیان می کند. به حکم خلقت همسر و تشکیل خانواده، بقای نسل با فرزند صالح یا پیشگیری از فساد یا سازندگی اخلاقی و اجتماعی و یا توسعه ارزش های اسلامی اشاره نمی کند، بلکه به حکمتی اشاره دارد که بدون آن، هیچ یک از اهداف خلقت انسان، قابل تحقق نیست و آن آرامش روانی است. بدون آرامش روانی، نمی توان از جوان، انتظار تقوا داشت. بدون این آرامش، نه نسل سالم و صالح پدید می آید و نه سازندگی اخلاقی و اجتماعی اتفاق می افتد و نه ارزش های دینی و آرمان توحید، گسترش می یابد (پسندیده۱۳۸۹، ۲۳).

کسی که در فکر ازدواج است و یا ازدواج می کند، انتظار دارد که این زندگی یا خوشبختی، با سعادت و رضایت همراه باشد و از تمام لحظات زندگی خود لذت ببرد. بنابراین، آنچه از خود ازدواج اهمیت بیشتری دارد موفقیت در ازدواج یا به عبارتی دیگر رضایتمندی میان زوجین است (برادبری، فینچام و ویچ[۱]، ۲۰۰۰)

موسوی بیان می کند عوامل اقتصادی، مذهبی، آداب و سنن اجتماعی، ارضای عاطفی، ارضای جنسی و تفاهم فکری می تواند رضامندی زناشویی را به ارمغان آورد (موسوی ۱۳۷۴، ۴۳).

هانلر۲ و گنچوز۳ نیز معتقدند نگرش مذهبی می تواند در ارتباط زناشویی موثر باشد، زیرا مذهب شامل رهنمودهایی برای زندگی و

مطلب دیگر :


راهنمایی بیشتر برای تولید سایت با کیفیت

 ارائه دهنده ی سامانه باورها و ارزش هاست که این ویژگی ها می توانند زندگی زناشویی را متاثر سازند (خدایاری فرد، ۱۳۸۶)

۱-۱ بیان مساله

بر اساس آموزه های دینی، یکی از مهم ترین مسائلی که زمینه آرامش و رضایت از زندگی زناشویی را فراهم می سازد پایبندی زوجین به دستورات مذهبی است. خوشبختی زناشویی زمانی تحقق می یابد که زن و شوهر ارتباط خوبی با مبدا داشته و برای معاد خود نیز کار نیک انجام دهند و پایبند به احکام و دستورات الهی باشند، نه اینکه مسائل زندگی آن قدر آنها را سرگرم کند که از یاد خداوند غافل شوند (منافقون: ۹) و یا به خاطر خانواده از رعایت وظایف دینی فاصله بگیرند (تمیمی آمدی۱۳۶۶، ۱۸۶). وظیفه زن و شوهر است که همدیگر را از معصیت خداوند بر حذر دارند که در این زمینه مرد مسئولیت بیشتری دارد (تحریم: ۶). پایبندی یا عدم پایبندی به دستورات الهی توسط آن دو، زمینه را برای رضامندی و یا نارضامندی زندگی زناشویی فراهم می آورد.

زندگی بدون تعارض، در سایه توجه به مسایل معنوی و پرورش اعتقادات مذهبی است. ارزش ها به زندگی معنا می بخشند و پناهگاهی در اوج بحرانی زندگی، همانند غم و اندوه و فقدان و ماتم، تلقی می شوند. اعتقادات مذهبی، زیر بنایی برای شکل دهی به سبک زندگی مذهبی است. این مسئله موجب می گردد تا فرد مسلمان نسبت به پرورش معنویت در خود و نزدیکانش دارای مسئولیت و نقشی ویژه باشد. بر اساس آموزه های دینی، آن زندگی ای شیرین و گوارا است که معنویت در آن رشد یابد و زندگی رنگ خدایی به خود گیرد (خطیب ۱۳۹۰، ۳۵). امام علی می فرمایند: خداوند متعال در حدیث معراج به پیامبر اکرم(ص) فرمود: « آیا می دانی  کدام زندگی گواراتر است»؟ حضرت فرمودند: «بار خدایا؟ نه». فرمود: «زندگی گوارا، آن زندگی است که صاحب آن ، از یاد من خسته نشود، نعمت مرا فراموش نکند، به حق من ناآگاه نباشد و در طلب خشنودی من باشد» (مجلسی ۱۴۰۴ق،۷۷:۲۸).

مهوری در مقاله ای که به تبیین دین، دینداری و شاخص های آن از نگاه علامه طباطبایی می پردازد درباره حد نصاب دینداری اظهار می دارد: دینداری، همان ایمان و اعتقاد قلبی همراه با اعمال شایسته و نیکوست و لازمه ایمان، علم و آگاهی است (سالاری فر ، ۱۳۹۰). بنابراین، علم تنها بدون التزام و دلبستگی و اینکه عملی به دنبال داشته باشد، دینداری نیست. همچنین اعتقاد بدون عمل نیز دینداری  نیست و شخص معتقدی را که عملی به جا نیاورد، نمی توان دیندار به شمار آورد، بلکه از نظر علامه طباطبایی، اعتقادی که همراه عمل نباشد، در حقیقت اعتقاد و ایمان نیست و تنها علم و آگاهی به حقانیت دین است. عمل تنها نیز ایمان و دینداری به شمار نمی آید، چرا که اعمال ظاهری با نفاق و دورویی قابل جمع است. منافق  کسی است که اعمال ظاهری را انجام می دهد و چه بسا از حقانیت اعتقادات اسلام نیز آگاه بوده و حقیقت برایش روشنتر شده باشد، ولی از آنجا که دلبستگی و التزام به آن ندارد، نمی توان او را دیندار به شمار آورد. خلاصه اینکه با توجه به مراتب و درجاتی که برای اسلام و ایمان وجود دارد، نخستین مرتبه ایمان را باید حد نصاب دینداری برای فرد و جامعه به شمار آورد و اعتقاد اجمالی همراه با انجام بیشتر احکام اسلامی است (سالاری فر ،۱۳۹۰،۴۲۳).

رسول اکرم(ص) می فرمایند:

«زن را برای زیبایی اش به همسری نگیر، چه بسا ممکن است جمال زن باعث پستی و                                   سقوط اخلاقی اش شود. همچنین به انگیزه مالش با وی پیوند زناشویی برقرار مکن، زیرا مال می تواند مایه        طغیان او گردد. بلکه به سرمایه دینش متوجه باش و با زن با ایمان ازدواج کن.»                             (فیض کاشانی۱۴۱۷ق، ۸۵۰ :۳)

در حدیثی دیگر از امام باقر(ع) نقل شده است که رسول خدا فرمود: «هر گاه کسی از اخلاق و دین او راضی هستید نزد شما آمد، به او همسر دهید. اگر چنین نکنید روی زمین فتنه و فساد بزرگی به وقوع خواهد پیوست» (صابری یزدی ۱۳۷۵، ۴۳۱). در قرآن کریم نیز آمده است که مرد مومن با زن مومن ازدواج کند (بقره: ۲۲۱). نتایج تحقیقات نیز یکسان بودن

دانشگاه آزاد اسلامی...

ب) تحقیقات انجام شده در خارج از کشور. ۶۵

فصل سوم: روش پژوهش. ۶۹

روش پژوهش. ۷۰

جامعه آماری ۷۰

روش نمونه گیری و حجم نمونه. ۷۰

ابزار مورد استفاده ۷۰

شرح کامل روش و شیوه اجرا ۷۲

روش‌ها و ابزار تجزیه و تحلیل داده‏ها ۷۲

فصل چهارم: تحلیل یافته های پژوهش. ۷۳

آمار توصیفی ۷۵

آمار استنباطی (آزمون فرضیه ها). ۷۹

فصل پنجم: بحث و تفسیر. ۸۶

بحث و نتیجه گیری ۸۷

محدودیت های پژوهش. ۹۰

پیشنهادات ۹۰

منابع. ۹۱

مقدمه

نیروی انسانی در سازمان ها از اهمیت زیادی برخوردار است. کارایی و اثر بخشی سازمان ها به کارایی و اثربخشی نیروی انسانی آن سازمان بستگی دارد و یکی از مسایل مهمی که در هر سازمانی باید مورد توجه قرار گیرد، خشنودی و رضایت شغلی کارکنان آن سازمان می باشد. رضایت شغلی از ارکان ضروری و ارزشمند رضایت از زندگی و سلامت و از مهمترین متغیرهای رفتار سازمانی بوده (مراثی،۱۳۷۹) ، به حالتی مطبوع، عاطفی و مثبت حاصل ارزیابی از شغل یا تجارب شغلی اطلاق می شود. عوامل مختلفی از جمله ویژگی های فردی، نوع کار، محیط کار و روابط انسانی حاکم در محیط کار در میزان رضایت شغلی کارکنان مؤثر است (هلریگل[۱] و

 همکاران، ۱۹۹۶؛ نقل از میرزایی،۱۳۸۵).

مطالعات نشان می دهد حتی با وجود سرمایه و امکانات قوی، وجود نیروی فعال ، شاداب و دارای احساس رضایت از شغل است که می تواند به تحقق بهینه اهداف سازمان کمک کند. رضایت شغلی امری است که رسیدن یا امکان رسیدن به ارزشهای مهم شغلی را فراهم می کند. از این رو، یکی از عوامل مؤثر در موفقیت هر سازمان رضایت شغلی کارکنان آن سازمان می‫باشد (مراثی،۱۳۷۹).

 

به علاوه، شناخت ویژگی های شخصیتی افراد نیز از اهمیت به سزایی برخوردار است؛ این مقوله در جریان استخدام و گزینش پرسنل برای سازمان ، همچنین تعیین بهره وری و راندمان کاری و نیز سبک تعاملات پرسنل ، برحسب نوع شغل اهمیت خود را به وضوح نشان می دهد. شناخت و گزینش نیرو بر حسب ویژگی های شخصیتی و سلامت روان داوطلبان، از اصلی ترین ضرورت ها به ویژه برای کارکنان سازمان بهزیستی می‫باشد. با توجه به اهمیت مطالعه وضعیت رضایت شغلی کارکنان سازمان بهزیستی و ارتباط آن ویژگیهای شخصیتی و سلامت روان  آنان، در پژوهش حاضر به تعیین رابطه بین ویژگی‫های شخصیتی و سلامت روان با رضایت شغلی کارکنان بهزیستی کرمانشاه پرداخته خواهد شد .

بیان مسئله

نیروی انسانی در سازمان ها از اهمیت زیادی برخوردار است. یکی از مسائل مهمی که در هر سازمان باید مورد توجه قرار گیرد، خشنودی و رضایت شغلی کارکنان آن است که از ارکان ضروری رضایت از زندگی و از مهمترین متغیرهای رفتار سازمانی به حساب می آید (مصطفایی،۱۳۸۹)

رضایت شغلی به حالتی مطبوع، عاطفی و مثبت، حاصل از ارزیابی شغل یا تجارت شغلی اطلاق می شود. همچنین رضایت شغلی به

مطلب دیگر :


راهنمایی بیشتر برای تولید سایت با کیفیت

 طرز تلقی کارکنان نسبت به شغل و سازمان بستگی دارد و وقتی می گوییم فردی دارای رضایت شغلی بالاست، منظور این است که در مجموع شغل خود را دوست دارد و برای آن ارزش قائل است ( مجیدی، ۱۳۸۰).

عوامل مختلفی از جمله ویژگی های فردی، نوع محیط کار و روابط انسانی حاکم بر محیط کار در میزان رضایت شغلی کارکنان موثر است (هرلیگل، ۱۹۹۹).

بر اساس تعریف سازمان جهانی(WHO)   بهداشت سلامتی عبارت است از احساس آسایش و آرامش در جسم، روان و محیط و بهداشت روان باعث تأمین رشد و سلامت روانی فردی و اجتماعی، پیشگیری از ابتلا به اختلال روانی، درمان مناسب و بازتوانی آن می شود‫( امیرشاهی، ۲۰۰۸؛ نقل از بخشایش ، ۱۳۹۲)

امروزه رضایت شغلی، مرکز توجه محققان رفتار سازمانی قرار گرفته و به عنوان یکی از مفاهیم عمده در پژوهش سازمانی به شمار می‫رود. زیرا خشنودی شغلی به عنوان یک دانش شغلی از اهمیت بسیار برخوردار است. بنابراین رضایت شغلی مفهومی پیچیده و چند بعدی است که با عوامل روانی، جسمانی و اجتماعی ارتباط دارد. محل کار یک محیط پیچیده است که عوامل درون‫فردی، میان‫فردی و سازمانی در رضایت شغلی، استرس و . درگیر هستند(بخشایش،۱۳۹۲).

همچنین ممکن است به مرور زمان، یک شغل رضایتبخش به منبع نارضایتی تبدیل گردد و شخص را به سوی فرسودگی سوق دهد( زلارس[۲]، ۲۰۰۰). به بیان گرین[۳] استخدام شدن می‫تواند اثرات مخرب بیکاری و ناامنی کار را بر رضایت از زندگی و سلامت روان کاهش دهد(گرین،۲۰۱۱ ). کار فقط یک روش زندگی آبرومندانه نیست بلکه یک عنصر مهم پایگاه اجتماعی و از سرچشمه‫های معنا در زندگی افراد است (ایاکویدس[۴]، ۲۰۰۳)

شخصیت به مجموعه‫ای از صفات، ویژگی‫ها و کیفیت‫های پایداری گفته می‫شود که یک فرد را از دیگران متمایز می کند( بخشایش،۲۰۱۲ ). بنابراین، مجموعه‫ای از جنبه‫های بدنی، عادات، تمایلات، حالات، افکار و رفتارهایی است که در فرد به صورت خصوصیات و صفاتی نسبتاً پایدار در آمده است و به صورت یک کل واحد عمل می‫کند( حسینی، ۲۰۰۸؛ نقل از بخشایش،۱۳۹۲). در نتیجه ویژگی و گرایش های پایداری است که مشابهت و تفاوتهای رفتار روانشناختی افراد ( افکار، احساسات، اعمال) را که دارای تداوم زمانی بوده و ممکن است به واسطه فشارهای اجتماعی و زیست‫شناختی، موقعیت‫های بلاواسطه شناخته شوند و یا به آسانی درک نشوند را مشخص می‫سازد ( فرانسیس[۵] )

جویس و موردیس[۶] نشان دادند شخصیت نقش مهمی  را در عملکرد عاطفی و هیجانی مؤثر و اثربخش به

جای می‫گذارد. از سوی دیگر، بین بهداشت و سلامت عمومی فرد و شخصیت او رابطه‫ای بسیار محکم وجود دارد و اگر فردی از رشد و تکامل طبیعی شخصیت برخوردار نباشد، می‫توان گفت از سلامت روانی محروم است( بونو[۷] ، ۲۰۰۷). در مطالعات متعددی به بررسی ارتباط رضایت شغلی با ویژگیهای شخصیتی پرداخته شده است که در ادامه به آنها اشاره خواهد شد. نیروی انسانی سالم و کارآمد، پربهاترین دارایی یک کشور است و کارایی و اثربخشی سازمانها به کارایی نیروی انسانی انها بستگی دارد.سلامت روان و رضایت شغلی به عوامل زیادی بستگی دارد.که یکی از انها سازگاری و تناسب میان شخصیت و شغل است.هرچه این سازگاری این بیشتر باشد علاوه بر تامین رضایت شغلی و سلامت روان عملکرد بهتری را به

عنوان :...

ت ب) پرسشنامه پرخاشگری باس و پری (The Aggression Questionnaire- AQ). 109

پیوست ج) پرسشنامه ویژگی شخصیتی نئو (NEO – FFI ). 112

مقدمـه و بیان مسـاله

این فصل با مقدمه آغاز می شود. سپس بیان مسئله و ضروت انجام پژوهش مورد بررسی قرار می گیرد. در ادامه فرضیه‌ها و متغیرهای پژوهش تشریح می شوند و در پایان، تعریف مفهومی و عملیاتی هوش هیجانی، شخصیت و پرخاشگری ارائه می گردد.

۱-۱مقدمه

خشم و پرخاشگری هیجانهای جهانشمولی هستند که در همه فرهنگ ها دیده می شوند و یکی از شایع ترین مشکلات رفتاری هستند که موجب ناراحتی و پریشانی دیگران شده و بهداشت روانی جامعه را به خطر می اندازند (نصری، ۱۳۸۵). تغییرات شناختی دوره نوجوانی با تغییرات شخصیتی نظیر  بی نظیر بودن و احساس آسیب ناپذیری همراه است (سلیتر، ۲۰۰۳). گذار از یک دوره به دوره دیگر معمولا با تنیدگی همراه است و نوجوان در حال گذر از کودکی به بزرگسالی است. اگر این تنیدگی ها با ویژگی­های شخصیتی از قبیل روانرنجوری همراه شود می تواند زمینه ساز رفتار پرخاشگرانه شود (اللهیاری ، ۱۳۷۶).

بی تردید رفتار پرخاشگرانه، هیجان و شناخت عناصری در هم تنیده هستند. هیجان نیروی قدرتمندی است که عامل برانگیختگی انسان و رفتارهای پرخاشگرانه را تحت تاثیر قرار می دهد. که همواره پاسخ ها و رفتارهای انسان را تحت تاثیر قرار می دهند. لذا توانایی تشخیص و ابراز صحیح هیجانها (هوش هیجانی) می تواند به سازگاری بیشتر افراد کمک کند (گرین وود، ۲۰۰۱).  نیز پرخاشگری نیز یکی از هیجان های منفی مشکل ساز در مدارس محسوب می شود (کیاروچی و فورگاس، ۲۰۰۱) و با توجه به اینکه رفتارهای پرخاشگرانه در نوجوانان با رفتارهای ضد اجتماعی در دوره بزرگسالی رابطه نزدیک دارد(هینونن و رایکونن،۲۰۰۵) و پرخاشگری درگیری های خشونت آمیز بین افراد را موجب می­شود  که ناراحتی  خود و دیگران را در پی دارد، لذا مطالعه پرخاشگری و عوامل و مولفه های پیش بینی کننده آن، و لحاظ نمودن این فاکتورها در طراحی برنامه های مداخله ای در این زمینه، بسیار حائز اهمیت است.

۱-۲ بیان مسأله

پرخاشگری[۱] یکی از مهمترین مشکلات نوجوانان است که به عنوان آمادگی برای ابراز خشم در نظر گرفته شده است (رابرتون[۲]، دافون[۳] و باک[۴]، ۲۰۱۲). پرخاشگری به شیوه ­های مختلف ابراز می­گردد گاهی به صورت خشم[۵] فرو خورده می شود و گاهی به

 افراد و اشیاء بیرونی معطوف می­گردد (وبستر[۶]، ۲۰۰۶). پرخاشگری انسانی شامل هرگونه رفتاری است که مستقیماً به قصد آسیب رساندن به فرد دیگری از یک فرد صادر می شود (رابرتون و دیگران،۲۰۱۲؛ اندرسون[۷] و بشمن[۸]، ۲۰۰۲) پرخاشگری ممکن است به اشکال گوناگونی بروز پیدا کند. شکل پرخاشگری کلامی و جسمانی آن معرف مؤلفه های ابزاری یا رفتاری، خشم معرف جنبه هیجانی و  خصومت معرف جنبه شناختی پرخاشگری است (رابرتون و دیگران،۲۰۱۲) پرخاشگری آشکار و حالت­های انفعالی آن با ویژگی­های خاص خود، موضوع هیجان را تشکیل می دهند(کیاروچی[۹] و فورگاس[۱۰]، ۲۰۰۱). در هر صورت پرخاشگری می ­تواند مشکلاتی را برای نوجوانان، خانواده آنها و دیگران ایجاد کند.

در مورد عوامل تاثیر گذار بر پرخاشگری دبو[۱۱] و کلو[۱۲] (۲۰۰۷) معتقدند رفتار­های پرخاشگرانه کودکان و نوجوانان اغلب دو خاستگاه دارد: یکی مزاج کودک و دیگری موقعیت خانواده. اما در یک تقسیم بندی کلی می­توان عوامل زیر را بر شمرد: عوامل زیست شناختی: از عوامل زیست شناختی موثر بر پرخاشگری می­توان به نقش هورمون­ها، مزاج (خلق و خو) (دبو و کلو، ۲۰۰۷) و نقص در کارکرد برنامه ریزی لوب پیشانی (مهری نژاد، شریفی و فرج زاده، ۱۳۹۰) اشاره کرد. عوامل خانوادگی: مانند روابط خانوادگی (وستا، ۲۰۰۰) و شیوه فرزند پروری والدین، به نحوی که سبک فرزند­پروری دموکراتیک با پرخاشگری رابطه معکوس، سبک استبدادی با پرخاشگری رابطه مثبت داشته و بین سبک فرزند پرورس سهل گیرانه و پرخاشگری رابطه ای مشاهده نشده است (انزابی، شریفی و فرج زاده، ۱۳۹۰). مشکلات اجتماعی: از قبیل مشاهده خشونت در رسانه ­ها (وستا، ۲۰۰۰)، طلاق و جدایی والدین (یعقوبی، سهرابی و مفیدی، ۱۳۹۰). عوامل فردی: مانند شناخت­ها و باور­های فرد (وستا، ۲۰۰۰) خودکارامدی (سیارپور و دیگران، ۱۳۹۰).

عوامل و متغیر­های فردی مختلفی از جمله عزت نفس پایین (شفیعی و صفاری نیا،۱۳۹۰)، مشکلات میان فردی، احساس بهره­کشی، تکانشی بودن، نقص در مدیریت عواطف و آگاهی هیجانی (رابرتون، دافون و باک، ۲۰۱۲) هوش هیجانی (همان منبع) و خودشیفتگی[۱۳] (وبستر،۲۰۰۶) به نحوی با پرخاشگری مرتبط هستند.

مایر و همکاران (۲۰۰۲) هوش هیجانی[۱۴] را به عنوان مجموعه ­ای از توانایی­ها در نظر گرفته اند که ادراک، بیان، جذب، فهم و تنظیم هیجان را میسر می سازد. به علاوه رشد فکری و عاطفی را بر می­انگیزد (مایر[۱۵] و سالووی[۱۶] ، ۱۹۹۷؛ مایر و همکاران، ۲۰۰۰).

مطلب دیگر :


راهنمایی بیشتر برای تولید سایت با کیفیت

 کافتسیوس[۱۷]، (۲۰۰۴)  دریافتند که هوش هیجانی شامل چهار توانایی است: ۱- توانایی ادراک هیجان. ۲- ادراک هیجان به منظور استفاده در دیگر فرایند­های ذهنی ۳- فهم هیجان.  ۴- توانایی مدیریت هیجان. با توجه به این که پرخاشگری نوعی هیجان محسوب می شود (گلمن، ۱۹۹۵) و یکی از مؤلفه های هوش هیجانی مدیریت هیجانات است (کیاروچی و فورگاس، ۲۰۰۱)، به نظر می رسد بتوان با آموزش هوش هیجانی به افراد، پرخاشگری را در آنها کنترل نمود. هوش هیجانی با سازگاری اجتماعی[۱۸](چان[۱۹]، ۲۰۰۵؛ سوبرگ[۲۰]، ۲۰۰۸) و مهارت های اجتماعی و ارتباطی (گوری[۲۱]، ۲۰۰۱) رابطه مثبت و با رفتارهای ناسازگارانه[۲۲] مردان، رابطه منفی دارد (بریکت[۲۳]، مایر[۲۴] و وارنر[۲۵]، ۲۰۰۴). هوش هیجانی همچنین با شناسایی محتوای هیجان­ها و توان همدلی با دیگران (مایر و سالووی، ۱۹۹۷) ، سازش اجتماعی و هیجانی و رضایت از زندگی، رابطه مثبت دارد (بشارت و دیگران، ۲۰۰۲) برخی پژوهش ها نشان داده­اند که آموزش هوش هیجانی باعث رشد معنادار رابطه سازگاری و مدیریت تعارض می شود (سالا[۲۶]، ۲۰۰۴). تفاوت های جنسیتی در هوش هیجانی، توجه بسیاری از پژوهشگران را به خود جلب کرده است . یافته ها نشان دهنده بالاتر بودن سطح هوش هیجانی در دختران نسب به پسران است (سیاروچی[۲۷]، چان[۲۸] و کاپوتی[۲۹]، ۲۰۰۰؛ پتریدزو فورنهام، ۲۰۰۳؛ وان روی[۳۰] و همکاران، ۲۰۰۵). در متون مشهور بیشتر به وجود تفاوت جنسیتی از نظر هوش هیجانی اشاره می شود و غالباً زنان و دختران را دارای هوش هیجانی بالاتر میدانند(ملایی، آسایش، تقوی کیش و قربانی، ۱۳۹۰). هوش هیجانی می ­تواند بر کیفیت رابطه با دیگران هم موثر باشد (خدابخش و بشارت، ۲۰۱۱) این توانایی­ها (درک، فهم و مدیریت هیجانها) می ­تواند بر روابط با دیگران نقش تسهیل کننده ایفا کند (اوستین[۳۱] ،فارلی[۳۲] ، بلاک[۳۳] و مور[۳۴] ، ۲۰۰۷؛ بارلو[۳۵] و کالتر[۳۶] و استلیانو[۳۷] ، ۲۰۱۰؛ زیندر[۳۸] و الینک شیمش[۳۹]، ۲۰۱۰).

پژوهش­های اخیر نشان داده است که تنظیم هیجانها  در سلامت روانی نقش مهمی دارد و نقص در تنظیم هیجانها  با دامنه وسیعی از اختلالات روانی و رفتارهای مشکل­زا از قبیل مصرف مواد (کان و دمترویچ، ۲۰۱۰)، خود زنی عمدی (باخولت[۴۰] و دیگران، ۲۰۰۹؛ میکولیزاک[۴۱]، پتریدز[۴۲] و هاری[۴۳]، ۲۰۰۹)، افسردگی (گروس[۴۴] و جان[۴۵]،۲۰۰۳) و  اضطراب  (سیزلر[۴۶] و دیگران، ۲۰۱۰) دارای رابطه است.  همچنین شواهدی وجود دارد که نقص در تنظیم هیجانها (که به هوش هیجانی بر می­گردد) با رفتارهای پرخاشگرانه مرتبط است (رابرتون و دیگران، ۲۰۱۲). این شواهد از مطالعاتی ناشی می شود که رابطه بین جنبه های مختلف کنترل و تنظیم خشم و پرخاشگری را نشان می­دهد (نورسترون[۴۷] و پپه[۴۸]، ۲۰۱۰). پژوهش­ها علاوه بر تنظیم ناسازگارانه هیجان ها مشکلات در کنترل خشم را نیز در رفتارهای پرخاشگرانه دخیل دانسته ­اند (کان [۴۹]و دیگران،۲۰۱۰؛ ایزارد[۵۰] و دیگران، ۲۰۰۸؛).

ارنت (۱۹۹۴) معنقد است که نوجوانان نسبت به بزرگسالان از هیجان خواهی بالاتری برخوردارند. یافته های او بیانگر آن است که هیجان خواهی و برونگرای با پرخاشگری دارای رابطه است (ابوالقاسمی،۱۳۷۸). اللهیاری (۱۳۷۷) رابطه مولفه های شخصیت با پرخاشگری را نشان داده است. یافته های وی نشان دهنده رابطه مثبت بین ناپایداری هیجانی و پرخاشگری در نوجوانان است. همچنین پژوهش کاروسو، بارکرف ترمبلی و ویتارو (۲۰۰۶) نشان دهنده رابطه ویژگی های سایکوتیک،  تکانشگری، برونگرایی و ریسک پذیری با رفتارهای پرخاشگرانه است. آنها معتقدند این ویژگی های شخصیتی پیش بینی کننده رفتارهای پرخاشگرانه، ضد اجتماعی و تخریبی در افراد می باشد.

متغیر های متعددی با پرخاشگری مرتبط هستند اما با در نظر گرفتن مبانی نظری فوق، پژوهش حاضر به بررسی رابطه هوش هیجانی و و ویژگی های شخصیتی با پرخاشگری می پردازد

تعداد صفحه :۱۳۰

قیمت : ۱۴۷۰۰تومان

دانشگاه آزاد اسلامی...

مشکلات جنسی. ۲۶

عوامل موثر بر صمیمیت جنسی ۲۷

سبک های دلبستگی ۲۸

نظریه بالبی. ۲۹

نظریه های دلبستگی. ۳۰

موضوع اصلی نظریه دلبستگی ۳۱

تعریف دلبستگی. ۳۱

الگوهای دلبستگی اینثورث. ۳۲

پیشینه پژوهش. ۳۶

فصل سوم: روش پژوهش ۴۳

فصل چهارم: یافته های پژوهش ۴۶

فصل پنجم :بحث و نتیجه گیری ۷۰

منابع. ۷۶

چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین سبک های دلبستگی و صمیمیت جنسی با رضایت زناشویی طرح ریزی و در سال ۱۳۹۲ انجام گرفته. جامعه آماری پژوهش تمام زوج های جوان بین ۳۰ تا۴۰ سال شهر کرمانشاه بود که حداقل ۲سال از ازدواج آنها گذشته است،نمونه مورد پژوهش ۱۶۰نفر (۸۰ زن و ۸۰ مرد) بود که با روش نمونه گیری تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند.  جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه سبک دلبستگی سیمپسون، صمیمیت جنسی باگاروزی و رضایت زناشویی انریچ استفاده شد.روش پژوهش از نوع توصیفی و همبستگی است. نتایج تجزیه وتحلیل داده های پژوهش نشان داد: بین سبک دلبستگی اضطرابی با رضایت زناشویی رابطه معنادار منفی(r=-0/347)وجود دارد، بین سبک دلبستگی اجتنابی با رضایت زناشویی رابطه معنادار منفی(r= -0/630)وجود دارد، بین صمیمیت جنسی با رضایت زناشویی رابطه معنادار (r=0/739)وجود دارد. همچنین یافته ها نشان داد سبک دلبستگی و صمیمیت جنسی پیش بینی کننده های مناسبی برای رضایت زناشویی هستند و می توانند روی هم ۳/۶۰ درصداز تغییرات رضایت زناشویی را پیش بینی کنند.

واژه های کلیدی: سبک دلبستگی، صمیمیت جنسی، رضایت زناشویی

 

مقدمه

مطالعه علمی رضایت زناشویی، از دهه ۱۹۹۰ تا کنون به شدت مورد توجه قرار گرفته است. رضایت زناشویی یکی از گسترده ترین

 مفاهیم برای تبیین  و نشان دادن  میزان شادی  و پایداری روابط می باشد. رضایت زناشویی فرایندی است که در طول زندگی زوجین به وجود می آید. زیرا  لازمه آن انطباق سلیقه ها، شناخت ویژگی ها ی شخصیتی، ایجاد قواعد رفتاری و شکل گیری الگوهای مراوده ای است. زوجینی که از نوع و سطح رابطه شان راضی اند، توافق زیادی با یکدیگر دارند و زمان و مسائل مالی خودشان را به خوبی برنامه ریزی می کنند(گریف[۱]، ۲۰۰۰، به نقل از آسفیچی و همکاران،۱۳۹۱). یکی از عوامل  مهم که  در سال های اخیر به آن  توجه شده است و بر روی  رضایت  زناشویی تاثیر دارد  تجارب اولیه  فرد با والدین و یا نوع رابطه عاطفی فرد با والدین خود در دوران کودکی است. برخی از مطالعات تلاش کرده اند به این  سوال پاسخ دهند که چگونه تجارب اولیه فرد با والدین   خود در دوران کودکی  می تواند وی را در بزرگسالی تحت تاثیر قرار دهد(سیمپسون و  رولز[۲] ۱۹۹۸). همچنین یکی دیگر از مهمترین عوامل خوشبختی در زندگی زناشویی، روابط لذت بخش جنسی است و رضایت بخش نبودن آن منجر به احساس محرومیت، ناکامی و عدم ایمنی در همسران می شود. این محرومیت جنسی در بسیاری از مواقع در نهایت منجر به طلاق  و از هم گسستگی زندگی زناشویی می گردد. نارضایتمندی جنسی یکی از عوامل موثر در بسیاری از طلاق ها به شمار می آید(مک کارتی، ۲۰۰۲). از آنجا که نظریه دلبستگی رضایت و صمیمیت جنسی زوجین را افزایش می دهد وبا توجه به اینکه سبک های دلبستگی ناایمن می توانند بر رابطه زوجین و همچنین

مطلب دیگر :


راهنمایی بیشتر برای تولید سایت با کیفیت

 رابطه جنسی آنها تأثیر منفی بگذارند و با از هم پاشیدن روابط عاشقانه وازدواج رابطه دارد،این پژوهش بر آن است تا رابطه بین سبک های دلبستگی و صمیمیت جنسی را با رضایت زناشویی بررسی نماید.

 

بیان مسئله

در سال های اخیر کمک به زوج ها برای بهبود روابط زناشویی خود با بهره گرفتن از روش های مختلف درمان مورد توجه قرار گرفته است سوال اصلی این تحقیق این است که آیا سبک های دلبستگی و صمیمیت جنسی با رضایت زناشویی رابطه معناداری دارد؟ برای پاسخ به این سوال ابتدا به تشریح هر یک از مفاهیم سبک های دلبستگی ، صمیمیت جنسی و رضایت زناشویی می پردازیم:

داشتن رابطه‫ی صمیمانه و دلبستگی عاطفی با افراد نزدیک زندگی چون والدین، همسر و فرزندان یکی از مهمترین نیازهای بشری است. تلاش در جهت جستجو و حفظ رابطه با افراد مهم زندگی یک اصل انگیزشی بوده و در تمام طول زندگی با فرد همراه است. دلبستگی و داشتن رابطه برای رشد روانی، تکوین شخصیت و سلامت هیجانی ضروری است و بر سلامت هیجانی، احساس امنیت و بهداشت روان انسان ها تاثیر می گذارد. بررسی های قبلی رضایتمندی زناشویی به طور کل نشان مید هند که وضعیت جنس افراد، پیش بینی کننده رضایتمندی نمی باشد ( اسمیت[۳] ، ۱۹۸۵؛ به نقل از تابع بردبار، ۱۳۸۳). در پژوهش دیگری با عنوان رابطه بین دلبتسگی و روش های حل تعارض و رضایت زناشویی (فینی[۴]، ۱۹۹۹) ایمنی دلبستگی با رضایت زناشویی زوجین همبستگی مثبت داشت.

نظریه ی دلبستگی، انسان را به عنوان موجودی اجتماعی می نگرد که ظرفیت برقراری ارتباط با سایر انسا ن ها را دارد. یک رابطه ی امن با فردی صورت می پذیرد که نسبت به او احساس دلبستگی بشود. این ارتباط امن بیشتر با همسر شکل می گیرد و همسر شکل اولیه‫ی دلبستگی و منبع عمده‫ی امنیت و احساس آرامش است. افرادی که احساس ایمنی می‫کنند به همسر خود دلبستگی روشن تر، منسجم تر و پیوسته تری داشته و احساس مثبتی نسبت به خود دارند. زوجینی که دلبستگی ایمن دارند نسبت به یکدیگر متعهدتر هستند. آن ها از رابطه ی بین فردی خود بیشتر احساس رضایت می کنند و این امر سبب تداوم رابطه بین آنها می گردد (بالبی[۵] ، ۱۹۸۲).

دلبستگی فهم ما را وقایع ارتباطی روانه مثل رابطه ی جنسی، دلبستگی بین زوجین را نسبت به هم زیاد می کند.برای بسیاری از زوج ها ارتباط جنسی زمانی اتفاق می افتد که قادر باشند ارتباط لطیف تری را با یکدیگر برقرار کنند و نیازهای ذلبستگیشان را پاسخ گویند. روابط جنسی جزیی از ارتباطهای عاشقانه ی زوجین است و پیوندهای  عاشقانه و صمیمیت و رضایت از رابطه ی جنسی عوامل کلیدی در دلبستگی زوجین هستند(هازان و همکاران، ۱۹۸۲).

در این میان صمیمیت جنسی موضوعی پیچیده است که نیاز به توجه ویژه ای دارد؛ زیرا رضایتمندی در این زمینه بر جنبه‫های دیگر روابط زوجین اثر می‫گذارد. صمیمیت جنسی شامل در میان گذاشتن تجارب عاشقانه با یکدیگر، نیاز به تماس بدنی، آمیزش جنسی و روابطی می‫شود که برای برانگیختن، تحریک  و رضایت جنسی طرح ریزی می شود. مشاوران در طول سال‫ها کار با مراجعان متوجه گردیده اند که صمیمیت جنسی بیشترین حساسیت و در عین حال بیشترین مشکلات را برای  زو ج ها به ارمغان می آورد. اگر زوجین نسبت به تفاوت های خود در تقاضاهای جنسی و تمایلات  مختلفشان در آمیزش جنسی آگاهی داشته  باشند  می توانند قبل از آن که ارتباطشان دچار مشکل گردد آن را مورد درمان قرار دهند. برعکس اگر زوجین به صمیمیت جنسی خود آگاه نباشند باید شاهد برون ریزی مشکلات باشند(باگارزی[۶]، ۲۰۰۱) و این مسئله در واقع می تواند رضایت زناشویی را بالا برد. این تحقیق با هدف بررسی رابطه بین سبک های دلبستگی و صمیمیت جنسی با رضایت زناشویی صورت خواهد گرفت.