واحد علوم و تحقیقات کرمانشاه...

۴-۴  بررسی آمار توصیفی متغیرهای مربوط به والدین کودکان عادی ۷۳

۴-۵  آزمون نرمال بودن داده‌ها ۷۴

۴-۶ تحلیل استنباطی داده ها ۷۵

۴-۷  بررسی وضعیت متغیرهای تحقیق ۷۵

۴-۷-۱  بررسی وضعیت مؤلفه سلامت روانی ۷۶

۴-۷-۲ بررسی وضعیت مؤلفه خودکارآمدی والدین کودکان عادی ۷۷

۴-۷-۳- بررسی وضعیت مؤلفه خودکارآمدی والدین کودکان مرزی ۷۸

۴-۸ بررسی فرضیه های تحقیق ۷۹

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری

۵-۱ مقدمه. ۸۳

۵-۲ بحث و نتیجه گیری در مورد فرضیه های پژوهش ۸۳

۵-۳ نتیجه گیری ۸۸

۵- ۴ محدودیت ها ۸۸

۵-۵ پیشنهادات. ۸۸

منابع و مأخذ. ۸۹

منابع فارسی ۸۹

منابع انگلیسی ۹۳

پیوست

چکیده انگلیسی

چکیده

در این پژوهش، تعیین رابطه بین خودکارآمدی با سلامت روان در بین والدین دارای کودکان عادی و  مرزی ۱۲-۷ ساله شهرستان الشتر در سال ۹۲ مورد بررسی قرار گرفت. با توجه به اهداف پژوهش، طرح کاربردی و از نوع همبستگی بوده که جامعه آماری این تحقیق را والدین کودکان عادی و والدین کودکان مرزی(آموزش پذیر) ۱۲-۷ ساله شهرستان الشتر تشکیل می­ دهند. همچنین به منظور دستیابی به گروه هایی از آزمودنیها که امکان تحلیل آماری مناسب را فراهم سازد، با توجه به جدول مورگان۱۴۰ نفر برای این طرح انتخاب شدند. پرسشنامه های مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه خودکارآمدی بندورا و پرسشنامه سلامت روان (GHQ-28) بوده که ضریب آلفای کرنباخ پرسشنامه خودکارآمد پنداری بندورا ۹۲/۰
می­باشد. در این پژوهش از روش های آماری توصیفی و استنباطی استفاده شده است. در آمار توصیفی از جداول فراوانی، نمودارها، اندازهای گرایش مراکزی(نما- میانه- میانگین) و انحراف معیار و در آمار استنباطی از ضریب همبستگی، تحلیل واریانس و آزمون t گروه های مستقل استفاده شده است. بر اساس یافته های پژوهش نتایج نشان می دهد که بین خودکارآمدی با سلامت روان والدین کودکان عادی با مرزی رابطه وجود دارد و همچنین نتایج آزمون t نشان داد که خودکارآمدی والدین کودکان عادی از وضعیت مطلوبتری برخوردار است.

کلید واژه: خودکارآمدی، سلامت روان، والدین، کودکان عادی و مرزی
۱-۱ مقدمه

تولد و حضور کودکی با کم توانی ذهنی در هر خانواده ای می تواند رویدادی نامطلوب و چالش زا تلقی شود که احتمالا تنیدگی، سرخوردگی، احساس غم و نومیدی را به دنبال خواهد داشت. شواهد متعدد حاکی از آن است که والدین کودکان دارای مشکلات هوشی، به احتمال بیشتری با مشکلات اجتماعی، اقتصادی و هیجانی که غالبا ماهیت محدود کننده، مخرب و فراگیر دارند، مواجه می شوند. در چنین موقعیتی گر چه همه اعضای خانواده و کارکرد آن، آسیب می بیند فرض بر این است که مشکلات مربوط به مراقبت از فرزند مشکل دار، والدین، به ویژه مادر را در معرض خطر ابتلا به مشکلات مربوط به سلامت روانی قرار می دهد.

در سالهای اخیر در کشور ایران مانند سایر کشور های جهان علاقه بخصوص مهم از طرف مقامات دولتی و هم از جانب مردم به امر بهداشت روانی نشان داده شده است و اثرات آن در بهبود و اوضاع بیمارستانهای روانی و به کاربردن روش های صحیح در پیشگیری مشاهده می گردد. عدم سازش وجود اختلالات رفتار در جوامع انسانی بسیار مشهور و فراوان است و در هرطبقه و صنفی و در هر گروه و جمعی اشخاص نامتعادل وجود دارند. هر شخص ممکن است گرفتار ناراحتی روانی شود خود به خود کافی نیست زیرا که بهداشت فقط منحصر به تشریح علل اختلالات رفتار نبوده  بلکه هدف اصلی آن پیشگیری ا ز وقوع ناراحتی ها  می باشد. پیشگیری عبارت است از به وجود آمده عاملی که مکمل زندگی سالم و نرمال باشد و نیز درمان اختلالات جزیی رفتار به منظور جلوگیری از وقوع بیماریهای شدید روانی است. یکی از شرایط اصولی بهداشت اصولی بهداشت روانی این است که شخص به خود احترام بگذارد و خود را دوست بدارد(شاملو، ۱۳۷۶).

کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر به گروهی از کم توانان-ذهنی اطلاق می شود که دارای بهره هوشی ۵۰ تا۷۵ هستند و از نظر سنی در محدوده ۶-۱۲ در قرار دارند. در پژوهش حاضر منظور از کم توان ذهنی آموزش پذیر کسی است که براساس تشخیص کارشناسان سنجش آموزش و پرورش در آموزشگاه های استثنایی مشغول به تحصیل هستند. همچنین والدین دارای کودکان کم توان ذهنی از جمله گروه های مورد بررسی در مطالعه حاضر هستند. در پژوهش حاضر کودک عادی به کودکی گفته می شود که مشکل کم توان ذهنی یا نابینایی و ناشنوایی ندارد و دچاراختلالات یادگیری نیست و از نظر روانی مشکل خاصی ندارد. کودک استثنایی و والدین نه تنها بر یکدیگر تاثیر متقابل دارند بلکه سایر اعضای نظام خانواده یعنی دیگر فرزندان را تحت تاثیر قرار می دهند. وجود کودک استثنایی اغلب ضایعات جبران ناپذیری را بر پیکر خانواده وارد می کند. میزان آسیب پذیری خانواده در مقابل ضایعه گاه به حدی است که وضعیت سلامت روانی خانواده دچار آسیب شدیدی می شود. در تعریف سلامت روانی باید این نکته را در نظر داشت که هر انسانی که بتواند با مسائل عمیق خود کنار بیاید، باید با خود و دیگران  سازش یابد و در برابر تعارض های اجتناب ناپذیر درونی خود دچار استیصال نشود و خود را به وسیله جامعه طرد نسازد فردی است دارای سلامت روانی(نریمانی و همکاران،۱۳۸۶).

بیان حقایق و ارائه اطلاعات صحیح و صادقانه به پدر و مادر کودک استثنایی بر اساس آخرین دانش و دستاوردهای علمی و تجربی در مورد شرایط خاص ذهنی یا جسمی کودکشان در نهایت، موجب رضایت و آسایش خاطر آنان خواهد بود گهگاه مادر و پدری با کودک خود که به روشنی دارایی عقب ماندگی ذهنی است مراجعه می نمایند وقتی به آنها گفته می شود که چرا تاکنون بی جهت کودک را بحال انتظار در خانه نگه داشته اید واکنون کودک شما ۱۲ سال سن دارد ولی بایست سالها قبل به شرایط خاص ذهنی[۱] او پی برده باشید معمولاً در پاسخ می گویند ما خود نیز قبلاً حدس می زدیم زیرا که او مثل بچه های هم سن سال خود « به راه نیفتاد» حرف زدن را زمانی که انتظار می رفت شروع نکرد او را به دکتر بردیم دکتر گفت نگران مباشید چیزی نیست صبرکنید چند سال دیگر مثل بچه ها ی دیگر می شود و .( افروز،۱۳۸۴).

از ویژگیهای عمده انسان آگاهی او از رفتار خود و برخوداری وی از نیروی تفکر است، انسان می تواند از رفتار خود آگاه باشد و در برخورد با مسائل و امور مختلف از نیروی تفکر خود استفاده کند، اما انسان همیشه از آنچه که انجام می دهد آگاه نیست، به سخن دیگر گاهی انسان عملی را انجام می دهد که اما از انگیزه رفتار خود یا هدف آن رفتار آگاه نمی باشد. وقتی والدین برای اولین بار با

 این حقیقت روبرو می شوند که کودکشان استثنایی است واکنش  آنها پیامد هایی خواهد داشت، وجود کودک معلول ذهنی اثرات عمیقی بر روی نحوه ارتباط یک یک افراد خانواده با هم و هریک از آنها با کودک معلول وارد می سازد و همین اثرات ناخوشایند چنانچه به گونه ای منطقی و چاره جویانه قابلیت حل نیابند ضایعات جبران ناپذیری بر روان والدین، سایر نوباوگان خانواده خصوصاً کودک معمول باقی می گذارد. واکنشهای شایع والدین ممکن است به صورت احساس گناه۱ ناکامی و محرومیت۲ انکار واقعیت یا کتمان حقیقت۳ اضطراب و نگرانی باشد میلانی فر(۱۳۴۷). نتایج پژوهش امینی و همکاران (۱۳۷۰) نشان داده است که بین هوش هیجانی، خودکارآمدی و سلامت روانی دانش آموزان ممتاز و عادی تفاوت معناداری وجود دارد. به این معنی که میانگین هوش هیجانی، خودکارآمدی و سلامت روانی  دانش آموزان ممتاز بالاتر از دانش آموزان عادی است.

این قبیل واکنشها تا زمانی که به کنترل در نیایند و تعدیل نشوند نه فقط سلامت روانی اعضای خانواده را به مخاطره می اندازند بلکه نوع تعامل و ارتباط اعضای خانواده و کودک معلول ذهنی یا جسمی را پیچیده می سازد و در نهایت موجب اضمحلال انرژی  روانی و دیگر توانمندیهای آنان می شوند.

۱-۲ بیان مسأله

حضور کودک عقب مانده در هر خانواده ساختار آن خانواده را تحت تاثیر قرار می‌دهد و سلامت روانی خانواده بخصوص والدین را تحت الشعاع قرار می‌دهد، کودک بر اثر تعارض‌های شدید میان اعضای خانواده، کل خانواده را درگیر بحران می‌کند.

تحقیقات نشان می­دهد که والدین کودکان عقب مانده ذهنی عموما در خطر مشکلات زندگی خانوادگی و دشواری‌های عاطفی قرار دارند(بکمن، ۱۹۹۱).

بطور کلی خانواده کودک معلول به لحاظ داشتن کودکی متفاوت با سایر کودکان با مشکلات فراوانی در زمینه نگهداری، آموزش و تربیت آنها روبروست. این مسایل همگی بر والدین فشارهایی وارد می‌کنند که سبب بر هم خوردن آرامش و یکپارچگی خانواده می‌شوند و در نتیجه انطباق و سازگاری آنان را تحت تاثیر قرار می دهد. عزت نفس یکی از مهمترین عوامل تحول و شکل‌گیری شخصیت است و نقش بنیادین در سلامت روانی دارد به گونه‌ای که عزت نفس پایین و شکل‌گیری احساس خود کم بینی در والدین زمینه‌های آسیب روانی را فراهم می کند( ولی زاده و همکاران و ۱۳۸۷).

سلامت روان یکی از مباحث مهمی است که در رشد و بالندگی خانواده و جامعه موثر می‌باشد. سازمان بهداشت جهانی (۲۰۰۴) سلامت روانی را به عنوان حالتی از بهزیستی که درآن فرد توانمندی خود را شناخته از آنها به نحو موثر و مولد استفاده کرده و برای اجتماع خویش مفید است تعریف می‌کند.

با توجه به تحقیقات انجام شده، این پژوهش بدنبال این است که رابطه خودکارآمدی و سلامت عمومی در بین والدین دارای کودکان عادی و مرزی را مورد بررسی و پژوهش قرار دهد.

۱-۳ اهمیت و ضرورت تحقیق

خانواده یک نظام اجتماعی است و حضور یک کودک استثنایی در خانواده فشار روانی زیادی بر والدین و اعضای خانواده وارد می کند و

مطلب دیگر :


راهنمایی بیشتر برای تولید سایت با کیفیت

 می تواند سلامت روان آنان را به مخاطره اندازد.

بدیهی است که بیماری روانی مخصوص یک قشر یا یک منطقه خاص نبوده و تمامی طبقات جامعه را در بر می­گیرد و هیچ انسانی از فشار روانی و اجتماعی مصون نیست و به طور کلی باید گفت وجود یک بیماری روانی به کار . اقتصاد خانواده لطمه وارد می­ کند، درآمد سرانه را کاهش می­دهد و رفاه و نشاط فردی را از اعضای خانواده سلب می­ کند و با تخریب و ضایع کردن نیروی انسانی، در اقتصاد و اجتماع تأثیر عمیق و سوء بر جا می­گذارد. به همین دلیل بهداشت روان در اغلب کشورها در رأس برنامه ملی و بهداشت همگانی قرار دارد(میلانی فر، ۱۳۸۵).

اسکینر اظهار می دارد که سلامت روانی و انسان سالم به معادل با رفتار منطبق با قوانین و ضوابط جامعه است و چنین انسانی وقتی بامشکل روبرو شود ازطریق شیوه اصلاح رفتار برای بهبود و بهنجار کردن رفتار خود و اطرافیانش به طور متناوب استفاده می جوید تا وقتی که به هنجار مورد پذیرش اجتماع برسد، به علاوه انسان سالم بایستی آزاد بودن خودش را نوعی توهم پندارد و بداند که رفتار او تابعی ازمحیط می باشد و هر رفتار توسط حدودی از عوامل محیطی مشخص گردد.

تامین بهداشت همه افراد جامعه از مهم ترین مسائل اساسی هر کشور است، این امر در سه جنبه جسمانی، روانی و اجتماعی مورد ملاحظه قرار می گیرد، در صورتی که بعد روانی بهداشت به اندازه کافی مورد توجه قرار نگیرد، فراوانی مشکلات روانی و رفتاری رو به فزونی خواهد گذاشت( نوابی نژاد،۱۳۷۶).

این پژوهش می تواند برای والدین، مربیان که مسئول تعلیم و تربیت کودکان هستند الهام بخش باشد یا به احساسات و نیازهای کودکان توجه نموده و در زمینه ی کمک به عزت نفس و سلامت روانی و همچنین بهزیستی روانشناختی و همچنین خود شکوفایی والدین گام بردارد.

۱-۴ اهداف تحقیق

۱-۴-۱ اهداف اصلی:

هدف اصلی پژوهش حاضر، تعیین رابطه بین خودکارآمدی با سلامت روان در بین والدین دارای کودکان عادی و  مرزی ۱۲-۷ ساله شهرستان الشتر در سال ۹۲ است.

۱-۴-۲- اهداف فرعی

۱- تعیین رابطه بین خودکارآمدی با سلامت روان در بین والدین دارای کودکان عادی و مرزی.

۲- مقایسه سلامت روان در بین والدین دارای کودکان عادی و مرزی.

۳- مقایسه خودکارآمدی در بین والدین دارای کودکان عادی و مرزی.

-[۱] عقب ماندگی ذهنی یک مرض یا یک بیماری نیست بلکه شرایط خاص ذهنی است .

 

تعداد صفحه :۱۰۸

قیمت : ۱۴۷۰۰تومان

دانشگاه آزاد اسلامی...

۲-۴-۶-۳ دیدگاه تعاملی ۵۳

۲-۴-۷ عقاید مثبت ومنفی نسبت به تعارض ازنظر ویلموت وهاکر. ۵۳

۲-۴-۸ هشت کارکرد مثبت تعارض از نظر ترنر. ۵۴

۲-۴-۹ عوامل تعارض. ۵۴

۲-۴-۱۰ زمینه های تعارضات زناشویی ۵۵

۲-۴-۱۱ مراحل تشدید تعارض زناشویی ۵۶

۲-۵ الگوهای ارتباطی ۵۷

۲-۶تجزیه وتحلیل تعارض. ۵۸

۲-۷ روش های حل تعارض ۵۸

۲-۸ سبک ها و استراتژی های حل تعارض. ۵۹

۲-۹ چهار سوال اساسی در حل تعارضات ۶۰

۲-۱۰تأثیر اضطراب بر روابط و تعارضات زناشویی ۶۲

۲-۱۱ پیشینه تحقیق. ۶۵

۲-۱۱-۱ پژوهش های داخلی ۶۵

۲-۱۱-۲ پژوهش های خارجی ۷۱

فصل سوم: روش پژوهش

۳-۱ پیش درآمد. ۷۶

۳-۲ روش پژوهش. ۷۶

۳-۳ معرفی متغیرها ۷۶

۳-۴ جامعه آماری ۷۶

۳-۵ جامعه نمونه و روش نمونه گیری ۷۶

۳- ۶ ابزار پژوهش. ۷۷

۳-۷ شیوه اجرا ۷۹

۳-۸ روش تجزیه وتحلیل داده ها ۷۹

فصل چهارم: یافته های پژوهش

۴-۱ پیش درآمد. ۸۱

۴-۲ آمار توصیفی ۸۱

۴-۳ جداول ونمودارها ۸۲

۴-۳-۱ جداول ونمودارهای فراوانی جمعیت شناختی پاسخ دهندگان به پرسشنامه. ۸۲

۴-۴ آماراستنباطی ۸۶

۴-۵ روش آزمون سؤالات پژوهش . ۸۶

۴-۶ تجزیه وتحلیل سؤالات پژوهش. ۸۷

۴-۷ خلاصه تجزیه وتحلیل ها و آزمون، به تفکیک هر سؤال. ۸۷

۴-۷-۱ آزمون سؤال اول. ۸۷

۴-۷-۲ آزمون سؤال دوم. ۸۹

۴-۷-۳ آزمون سؤال سوم. ۹۱

فصل پنجم:  بحث و نتیجه گیری

۵-۱ پیش درآمد. ۹۳

۵-۲ بررسی سؤال ها ۹۳

۵-۳ مقایسه نتایج سؤالات باپژوهش های قبلی ۹۵

۵-۴ نتیجه گیری از نظر نگارنده ۹۶


۵-۵ محدودیت‌های پژوهش. ۹۶

۵-۶ پیشنهادهای پژوهشی ۹۷

۵-۶ پیشنهادهای کاربردی ۹۷

منابع و ماخذ . ۹۸

پیوست‌ها ۱۰۴

چکیده

خانواده ، کانون مهر ، محبت و تربیت ومبنای شکل گیری زندگی اجتماعی است. وبنیادی ترین و اصلی ترین شکل و جزء اجتماعی است. جامعه سالم در گرو سلامت خانواده و تحقق سلامت آن مشروط به برخورداری اعضای آن از سلامت روانی است و هر جامعه ای برای تداوم و بقای خود نیاز به حفظ و بسط ارزش های خود در قالب خانواده دارد. هدف از انجام  پژوهش حاضر بررسی رابطه بین اضطراب و افسردگی با تعارضات زناشویی در مراجعین به مراکز مشاوره و مددکاری ناجا در شهر کرمانشاه می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه افرادیست که در سال ۱۳۹۳ برای بررسی و رفع تعارضات زناشویی واختلافات خانوادگی خود به دوایر مشاوره ومددکاری نیروی انتظامی درسطح شهر کرمانشاه مراجعه کرده بودند. از میان آنها تعداد ۱۰۰ نفر به روش نمونه گیری تصادفی ودر دسترس انتخاب شده اند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه اضطراب کتل، مقیاس افسردگی بک و پرسشنامه تعارضات زناشویی(MCQ) استفاده گردیده است . طرح پژوهش از نوع همبستگی است و برای تجزیه وتحلیل داده ها از شاخص های آماری ضریب همبستگی پیرسون ، تحلیل رگرسیون وآزمون T استفاده شده است. نتایج تجزیه وتحلیل یافته ها نشان داد که بین اضطراب وافسردگی با تعارضات زناشویی همبستگی مثبت معنا داری وجود دارد(P≤۰/۰۱). و افسردگی واضطراب ،تعارضات زناشویی را پیش بینی می کنند. ازنتایج پژوهش می توان نتیجه گرفت که تعارضات زناشویی عامل افزایش افسردگی واضطراب در بین زوجین است.

واژه های کلیدی : تعارضات زناشویی- اضطراب – افسردگی

۱-۱مقدمه

خانواده ، کانون مهر ، محبت و تربیت ومبنای شکل­ گیری زندگی اجتماعی انسانها است . سنگ بنای خانواده با ازدواج گذاشته می­شود. ازدواج در کنار تولد ومرگ ، یکی از سه حادثه مهم زندگی است. تولد بدون اطلاع و اراده مولود اتفاق می افتد . مرگ هم تا حد زیادی خارج از کنترل افراد است . اما ازدواج وتشکیل خانواده در این میان تنها حادثه ای است که امکان انتخاب در آن وجود دارد . ازدواج را از دو جنبه اصلی آن یعنی کیفیت وپایداری بررسی می کنند. کیفیت ازدواج ناظر بر چگونگی شکل گیری رابطه زوجی است و پایداری بیانگر حفظ رابطه زوجی در گذر زمان است . ازدواج حتی اگر با عالی ترین کیفیت شکل بگیرد نمی تواند تضمین کننده حفظ پایداری و سازگاری آن در گذر زمان باشد(بنی اسدی،۱۳۸۱).

آنچه در خانواده ویگانگی زن ومرد نقش بیشتری به عهده  دارد سازگاری زنا شویی است . به همین دلیل بررسی مسأله تعارضات

مطلب دیگر :


راهنمایی بیشتر برای تولید سایت با کیفیت

 زناشویی از جهات گوناگون چه ابعاد فردی وچه ابعاد اجتماعی امری مهم است. در بعد فردی این مسأله مهم است چرا که اگر یک زوج در روابطشان با یگدیگر نتوانند به یک توافق نسبی و در نتیجه سازگاری دست یابند ، کارکردهای خانواده مختل می شود و شاید تنها راه حل آن جدایی باشد که این راه حل نیز پیامد های منفی بسیاری برای هر یک از زوج ها و فرزندان آنها در پی  خواهد داشت . در بعد اجتماعی این مسأله اهمیتی ویژه دارد ، زیرا اگر خانواده که کوچکترین واحد اجتماعی است دچار دگرگونی وآسیب شود بر کل جامعه تأثیر می گذارد و سلامت جامعه را با مخاطره روبه رو می سازد(معین ، غیاثی و مسموعی ،۱۳۹۰).

هر جامعه ای برای  تداوم وبقای خود نیاز به حفظ و بسط ارزش های خود در قالب خانواده دارد . در این بین مشکلات  خانواده وبه ویژه تعارض بین زن ومرد می تواند باعث ناسازگاری های در زندگی افراد شود وبه اعضای خانواده آسیب برساند ، فرایند سازگاری ونا سازگاری زناشویی رامی توان خطی پیوسته ، طولانی ومدرج تصور کرد که هر نقطه از آن، منعکس کننده درجه خاصی از سازگاری است . فضای عاطفی ، ارزش های اساسی و چگونگی ارتباط های حاکم در خانواده بر نحوه شکل گیری استوانه های شخصیتی اعضای آن تاثیر های ژرف وپایدار دارد. خانواده ضمن آنکه به عنوان یک نظام کنشی بسته از استقلال نسبی در برابر محیط پیرامونی برخوردار است از ارتباط دایم و تاثیر پذیری متقابل با آن نیز بسر می برد. در دوران گذشته تشکیل یک خانواده نوبنیاد ، حلقه ای از دایره ارتباطی فراگیر ، یعنی خانواده گسترده به شمار می رفت، اما خانواده هسته ای امروز بر محور رابطه زوج ها استوار گردیده است و این زوج ها هستند که باید راهکارهای غلبه بر بحران را در فرایند گفتگو و ارائه راهکارهای عملی بیابند(پیر مرادی،۱۳۷۹).

توجه به عدم تعارض بین افراد، زمینه را برای رشد وتوسعه جامعه فراهم می آورد(موسوی اشرفی ،۱۳۸۶). برای بهره گیری هرچه بهتر از جامعه سالم و با نشاط تر، آموزش به عنوان مؤثر ترین اهرم همواره از اهمیت خاصی برخوردار است، البته باید اذغان کرد آموزش نمی تواند مشکل گشای تمام نارسایی های جامعه باشد.  ولی بدون تردید یکی از مهم ترین تدابیر و عوامل برای بهبود امور جامعه بشمار می رود. از طرف دیگر خانواده به عنوان بافت اصلی جامعه می تواند نقش اساسی را در پیشرفت کشور ایفا نماید.  رکن اساسی تمام جوامع را خانواده ها تشکیل می دهند.  بی شک این بافت با آفات و خطرهایی رو در رو است، که برای حفظ و پایداری این کانون مهم باید راهکارهای مهمی اندیشید.  یکی ازاین راهکارها کاهش تعارضات بین زن و شوهر در خانواده است.

یکی از مهم ترین عواملی که بربقا ورشد خانواده تأثیر می گذارد ، روابط سالم وتفاهم بین اعضای آن بخصوص زن وشوهر است . سازگاری زناشویی زیربنای عملکرد خوب خانوادگی ، رضایت بیشتر از زندگی وتسهیل نقش والدینی می شود . از سوی دیگر وجود ناسازگاری وتعارضات زناشویی در روابط زن وشوهر علاوه بر ایجاد مشکل در موارد فوق ، باعث اشکال در روابط اجتماعی ، گرایش به انحرافات اجتماعی واخلاقی و افول ارزش های فرهنگی در بین زوج ها می شود( محمدی؛ ۱۳۸۵، گاتمن ؛ ۱۹۹۳ ).

علی رغم تفاوت دیدگاه هایی که در مورد علت و فرایندهای یک ازدواج ناموفق بیان می شود، آموزش مهارت ها یکی از اجزاء اصلی رویکردهای مختلف زوج درمانی است و در هسته مرکزی آنها قرار دارد( فاورز[۱]،۲۰۰۱). یکی ازجوانب بسیار مهم یک نظام زناشویی، رضایتی است که همسران در ازدواج تجربه می کنند( تانیگوچی، فریمن، تایلر ومالکارن[۲] ،۲۰۰۶). با بروز تعارض و کشمکش در روابط زناشویی رضایت زناشویی شدیداً کاهش می یابد و ادامه زندگی زناشویی را با خطر روبرو می سازد، به طوری که آمار نشان می دهد ۶۱ % افرادی که طلاق گرفته اند بیان داشته اند که “تعارضات ومشاجرات زیاد و طولانی عامل وقوع طلاق آنان بوده است”(کلمنتس، استنلی و مارکمن [۳] ،۲۰۰۴).

 

تعداد صفحه :۱۲۶

قیمت : ۱۴۷۰۰تومان

موضوع :...

آموزش این مهارتها به خود پندارهء دانش آموز دیدگاهی مثبت و واقع بینانه می دهد تا بتواند در جهت افزایش انگیزه خود در راه پیشرفت تحصیلی گام بردارد.

۱-۴      اهداف پژوهش

هدفهای کلی پژوهش به شرح زیر است :

تأثیر مشاوره بر انگیزه ی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان و خود پنداره دانش آموزان آموزش و پرورش تهران می باشد.

از دیگر اهداف، تعیین تاثیر مشاوره بر  دانش آموزانی که نمی توانند خودشان را با موقعیت جدید سازگار سازند. زیرا بر طبق نظر (پینتریچ، ۲۰۰۳ )، غالبا دانش آموزان با موقعیت هایی که مواجهه می شوند نمی توانند خواسته های خود را برآورده سازند و تکالیفشان را با کمک دیگران انجام می دهند.

۱-۶      فرضیات پژوهشی:


۱- بین مشاوره و راهنمایی و ایجاد انگیزه ی تحصیلی رابطه ی مستقیم و مثبت وجود دارد.

مطلب دیگر :



۲- بین مشاوره و راهنمایی و ایجاد خودپنداره درست به دانش آموزان رابطه ی مستقیم  و مثبت وجود دارد.

تعداد صفحه :۱۱۳

قیمت : ۱۴۷۰۰تومان

دانشگاه آزاد اسلامی...

فصل چهارم : تجزیه و تحلیل داده‌ها

۴-۱- مقدمه. . ۱۱۱

۴-۲- توصیف کمی داده­ ها. . ۱۱۱

۴-۲-۱- اطلاعات مربوط به سبک های عشق ورزی. ۱۱۱

۴-۲-۲- اطلاعات مربوط به صمیمیت. ۱۱۲

۴-۳- آمار استنباطی. ۱۱۳

۴-۳-۱- بررسی همگنی واریانس، نرمال بودن و شیب رگرسیون متغیرها . ۱۱۳

الف: بررسی همگنی واریانس متغیرها. ۱۱۴

ب: بررسی نرمال بودن متغیرها. ۱۱۵

ج:  بررسی همگنی شیب رگرسیون متغییرها. . ۱۱۶

۴-۳-۲- بررسی فرضیه­ های پژوهش. . ۱۱۷

فصل پنجم : بحث و نتیجه‌گیری

مقدمه. . ۱۴۱

بحث وتفسیر نتایج حاصل از تجزیه وتحلیل فرضیه ها . ۱۴۱

اعتبار پژوهش . ۱۴۹

محدویت های تحقیق. . ۱۵۰

پیشنهادات تحقیق ۱۵۱

پیشنهادات کاربردی. . ۱۵۳

فهرست منابع. . ۱۵۷

فهرست منابع فارسی . ۱۵۷

فهرست منابع لاتین . ۱۶۳

پیوست ها                ۱۷۲

چکیده

هدف تحقیق: این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی خانواده درمانی مبتنی بر نظام عاطفی بوون بر سبکهای عشق ورزی و صمیمیت در میان زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره سنندج صورت گرفت.

روش تحقیق: پژوهش از نوع آزمایشی طرح آن به شیوه پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بوده است. جامعه تحقیق زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره سنندج بوده است. از این جامعه ۳۰ آزمودنی به شیوه تصادفی ساده انتخاب شدند، با ابزارهای سبکهای عشق ورزی و صمیمیت میزان متغیرهای وابسته سبکهای عشق ورزی و صمیمیت در زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره اندازه‎گیری شد(پیش آزمون) و سپس به شیوه جایگزینی تصادفی، افراد در دو گروه ۱۵ نفری(گروه آزمایش و گواه )گماشته شدند.

نتایج: نتایج تحلیل کواریانس چند متغیری نشان داد که بین زنان گروه های آزمایش  و کنترل در متغیر های وابسته (سبکهای عشق ورزی و صمیمیت) تفاوت معنا داری وجود دارد(۰۰۰۱/۰>p ). بدین ترتیب فرضیه های مبنی بر خانواده درمانی مبتنی بر نظام عاطفی بوون بر سبکهای عشق ورزی و صمیمیت در میان زنان مؤثر هستند، تائید شدند. همچنین نتایج پیگیری نشان داد که روش درمانی در اثر بخشی بر سبکهای عشق ورزی و صمیمیت و مولفه های آن، بعد از  ۲ماه ماندگار است.

کلید واژه ها: خانواده درمانی مبتنی بر نظام عاطفی بوون- سبکهای عشق ورزی – صمیمیت – زنان

مقدمه

خانواده به عنوان یکی از اصلی‌ترین نهادهای اجتماعی می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در ایجاد کارکردهای مثبت در نظام اجتماعی داشته باشد. همچنین بررسی نحوه عملکرد خانواده‌ها می‌تواند در شناخت و حل مسائل فردی و اجتماعی کمک بزرگی کند. در میان عوامل اثرگذار بر سلامت روانی انسانها، خانواده نقشی بسیار مهم دارد. بسیاری از نابهنجاریهای روانی و رفتاری انسانها در خانواده ریشه دارد. خانواده می‌تواند محل آرامبخش برای همه اعضا باشد و در مقابل می‌تواند کانون پرتنش برای آنان باشد. لذا برای بهبود وضع روانی افراد، تلاش برای ایجاد ازدواج سالم و بهبود وضع روابط خانواده و افراد آن مهم‌ترین مسأله است.

یکی از معضلات مهم در زمینه زندگی زناشویی پدیده ای به نام «طلاق»[۱] و اختلال زناشویی است که شیوع روز افزون آن پژوهشگران و نظریه پردازان حوزه خانواده و ازدواج را بر آن داشته که در مورد علل و عوامل تأثیرگذار بر آن به بررسی و تحقیق  بپردازند(گاتمن[۲]، ۱۹۹۳). طلاق و اختلال زناشویی پدیده پیچیده ای است که عوامل مختلف فردی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و حتی سیاسی بر آن تأثیر گذار هستند. از میان علل و عوامل تأثیرگذار بر طلاق و اختلال زناشویی، عوامل فردی طلاق بیشتر مورد توجه مشاوران خانواده و ازدواج قرار گرفته است. عوامل فردی شامل عوامل ارثی و فیزیولوژیکی، ویژگی های شخصیتی و روانی، آموخته ها و ویژگی های جمعیت شناختی است. به نظر گاتمن (۱۹۹۳)،کارنی و برادبوری[۳] (۱۹۹۷) بعضی ویژگی های روان شناختی مانند روان رنجوری و سبکهای روابط(عشق و صمیمیت) معیوب، ابعاد شناختی(طرح واره ها)، آسیب های پایداری را در روابط زناشویی به وجود می آورند و احتمال بروز طلاق و اختلال زناشویی را افزایش می دهند( فاتحی زاده، بهجتی اردکانی و نصراصفهانی، ۱۳۸۴).

انسان موجودی است که همواره ناگزیر بوده است که در خانواده و همراه با سایر اعضاء و خویشاوندان خود، به صورت جمعی ادامه حیات دهد. این روابط خانوادگی و زندگی افراد در کنار خانواده، در عین حال که عامل رشد، پیشرفت و مکان امن و آرامبخش بوده است،‌ در عین حال مکان تعارض، درگیری و جدال هم بوده است. همین امر به ایجاد دعوا و اختلاف بین اعضاء خانواده و زن و شوهر

 منجر گردیده است. بدینسان از دیرباز، دعوا و اختلاف در خانواده وجود داشته است و برای حل این نزاعها نیز روشها و راه‌حل‌هایی وجود داشته است که در هر عصر و زمانی، تغییر و تکامل یافته است. در زمان ما اختلافات و طلاق گستردگی،‌ تنوع و پیچیدگی بیشتری یافته است. با افزایش اختلافات خانوادگی چاره برای حل و فصل آنها و پیدا کردن روش های نوین مشاوره ای و خانواده درمانی متناسب با وضعیت جدید را می طلبد. یکی از جوانب بسیار مهم یک نظام زناشویی، رضایتی است که همسران در ازدواج تجربه می کنند (تانی گوچی[۴] و همکاران، ۲۰۰۶؛ به نقل از ترکان، کلانتری و مولوی، ۱۳۸۵)، ولیکن آمار طلاق که معتبرترین شاخص آشفتگی زناشویی است (کارنی و برادبوری (۱۹۹۷)، نشانگر آن است که رضایت زناشویی به آسانی قابل دستیابی نیست (رزن گراندن[۵]، ۲۰۰۴؛ به نقل از ترکان، کلانتری، مولوی، ۱۳۸۵). تحقیق حاضر با توجه به روند رو به افزایش طلاق و اختلال زناشویی در دهه اخیر درجهان)یانگ و لانگ[۶]، ۱۹۹۸) و ایران (سایت سازمان ثبت و احوال، ۱۳۹۲) شکل گرفت. طبق آمار رسمی در ایران از هر ۵ مورد ازدواج ۱ مورد به طلاق منجر می شود (سایت سازمان ثبت و احوال، ۱۳۹۲) و احتمالاً میل به طلاق بسیار بیشتر از آمار باشد. طلاق و جدایی اثرات منفی زیادی چه از لحاظ روانی و چه از لحاظ جسمانی بر زوجین بر جا می گذارد. این اثرات منفی شامل افزایش خطر بیماری های روانی، افزایش بیماری های جسمانی، خودکشی، تصادفات منجر به مرگ، خشونت و آدم کشی است. همچنین طلاق اثرات منفی زیادی بر فرزندان بر جای می گذارد که می توان به افسردگی، گوشه گیری، ضعف کفایت اجتماعی، مشکلات بهداشتی و تحصیلی اشاره کرد (گاتمن، ۱۹۹۳).

وجود روابط صمیمانه در بین زوجین از اهمیت خاصی برخوردار است. همچنین روابط صمیمانه بر بهزیستی فیزیکی، روانشناختی و بر توانایی زن و شوهر در جهت عملکرد موثر در زمینه‌های مختلف فردی، خانوادگی و شغلی موثر است. ایجاد و ابقاء رابطه صمیمانه به وسیله پیوندهای هیجانی خاصی تقویت می‌شود. همچنانکه روابط سالم در زندگی منافع و پیامدهای مثبتی را در بر دارد، روابط ناراضی کننده سلامت جسمانی و روانشناختی افراد را به خطر می‌اندازد و زمینه را برای مشاجره فراهم می سازد. داشتن رابطه صمیمانه و دلبستگی عاطفی با افراد نزدیک زندگی چون والدین، همسر و فرزندان یکی از مهمترین نیازهای بشری است(بارثولومو و هورویتز[۷]،۱۹۹۱).

خیلی از افراد تصور می کنند که صحبت از صمیمیت یعنی همان رابطه زناشویی داغ و آتشین است یا نوعی از رابطه جنسی. البته طبیعی است که وقتی سر صحبت با زن و مردی باز بشود، اولین چیزی که به ذهن شان می رسد همین مسئله است. به زبان دیگر یک تعریف قوی تر از صمیمیت را می شود رابطه ای فراتر از لذت جسمی دانست, چیزی که با روح، قلب و معنویت انسان سرو کار دارد و مشترکا” و با هم عمل می کنند. در حقیقت شخصا” به عقیده من تجربه فیزیکی را می توان در برگیرنده کل چیزهایی دانست که صمیمیت را بین دو نفر به اوج می رساند. ماهیت این رابطه نشان می دهد که زن و شوهر همان طوری که اتفاقات اتاق خواب را چگونه تعریف می کنند می توانند کیفیت رابطه شان در مسایل جاری زندگی بیرون از دیوارهای اتاق خواب را توجیه بکنند” ( به نقل از اتیکسون[۸]، ۱۹۹۷).

باید اذعان کرد که مفهوم صمیمیت نزد اکثریت افرادی که رابطه گذرایی را تجربه کرده اند خیلی ساده تر تلقی می شود تا کسانی یک رابطه طولانی مدت عاشقانه داشته اند. به هر صورت این برداشت در فکر خیلی ها وجود دارد که صمیمیت را برآورده کردن نیاز جنسی می دانند. بدون شک همین برداشت غلط است که می تواند دلیل بسیاری از روابط ناموفق، زوج های ناراضی و نرخ بالای طلاق در

مطلب دیگر :


راهنمایی بیشتر برای تولید سایت با کیفیت

 نسل ما را توجیه کند. کسی که یک رابطه عاشقانه واقعی را تجربه کرده بینش درستی هم در باره صمیمیت دارد. صمیمیت یعنی فرد بتواند نیاز همسرش را نیاز خود بداند. وقتی دو انسان واقعا همدیگر را دوست دارند و رابطه رمانتیک و صمیمی با هم دارند از عشق نه در دقیقه ها بلکه در ساعت ها لذت می برند. صمیمیت تجربه نیست. یک نگرش است که کیفیت رابطه دو اسنان را در گذر زمان و خصوصاً در لحظه های جادویی عشق ورزی توجیه و تعریف می کند(بوچارد، لوسیر و سابورین[۹]۱۹۹۹، ).

صمیمیت به عنوان توانایی ارتباط با دیگران با حفظ فردیت تعریف می شود. اینگونه تعاریف مبتنی بر خویشتن حاکی از آن است که فرد به درجه ای از رشد فردی دست یابد تا بتواند با دیگران رابطه صمیمانه برقرار کند. صمیمیت را می توان به عنوان توانایی شناخت خود در حضور دیگران دانست که خودآگاهی و رشد هویت، برای ظرفیت قابلیت شخص در جهت صمیمیت، بسیار ضروری است. مفهوم پردازی رایج از صمیمیت، سطح نزدیکی به همسر، به اشتراک گذاری ارزش ها و ایده ها، فعالیت های مشترک، روابط جنسی، شناخت از یکدیگر و رفتار های عاطفی نظیر نوازش کردن است. فردی که میزان صمیمیت بالاتری را تجربه می کند قادر است خود را به شیوه مطلوب تری در روابط عرضه کند و نیازهای خود را به شکل موثرتری به شریک و همسر خود ابرازکند (اسلامی و بهرامی، ۱۳۸۵).

این اعتقاد وجود دارد که همه انسانها یک نیاز پایه و اساسی به برقراری روابط صمیمانه دارند. صمیمیت یک نیاز روانشناختی اولیه و اصلی درنظر گرفته می شود(مان و باردر[۱۰]، ۲۰۰۸). برای دست یافتن به این نیاز و رشد صمیمیت، ازدواج یک فرصت منحصر به فرد در اختیار میگذارد که فراتر از روابط صمیمانه با دوستان و خویشاوندان است.  اینرو اکثر افراد ازدواج را صمیمیترین رابطه و منبع اولیه عاطفه و حمایت میدانند(کریک[۱۱]، ۲۰۰۰). صمیمیت یک مشخصه کلیدی ومهم روابط زناشویی و از ویژگیهای بارز یک ازدواج موفق بشمار میآید. این ویژگی به وجود تعامل بین همسران اشاره می کند. نبود یا کمبود آن یک شاخص آشفتگی در رابطه زناشویی است. به عقیده راوین و همکاران[۱۲](۲۰۰۵) صمیمیت زمانی آشکار می شود که ازدواج کارکرد خوبی داشته باشد و فقدان صمیمیت حاکی از این است که رابطه زناشویی عملکرد ضعیفی دارد، این است که مشکلات مربوط به صمیمیت باعث می شود زوجها به دنبال مشاوره زناشویی باشند. لذا باید روشها و راهبردهایی برای افزایش این بعد مهم و باارزش در روابط زناشویی احیا شود(هالفورد، ۱۳۸۴).

امروز در روان شناسی، مباحث گوناگونی پیرامون روابط بین فردی مطرح می شود و هر کدام از رویکرد های معاصر می کوشند تا تبیین و توصیف ویژه ای را پیرامون مباحث روابط بین فردی ارائه دهند. با این وجود، برخی از مفاهیم در هاله ای از ابهام قرار دارند و هنوز هم نمی توان از آنها بعنوان مباحث واضح و روشن در حیطه روابط بین فردی صبحت به میان آورد، در این میان می توان عشق، تفاهم و صمیمیت و تعلق اشاره نمود(منصوربی فر، ۱۳۸۲). امروز می توان در حوزه روان شناسی کاربردی به روان شناشی زناشویی و مشاوره خانواده تاکید نمود. در مبحث روان درمانی خانواده نیز که همپوشی فزاینده ای با مشاوره زناشویی دارد، به بررسی ارتباط بین زوج و زوجه می توان پرداخت و با بهره گرفتن از فرایند عشق و تفاهم میزان صمیمیت و تعفد زوجین را به یکدیگر افزایش داد(مینوچین و فیثمن[۱۳]، ۱۳۸۱).

نظام عاطفی بوون درمانی خانواده را یک واحد عاطفی و شبکه ای از روابط درهم تنیده می پندارد، درمان بوون به منزله پلی بین روانکاوی و نظریه سیستم ها است، بوون(۱۹۷۲) اعتقاد دارد که کل خانواده واحد عاطفی تلقی می شوند که نمی توانند از یکدیگر مجزا یا به طور موفقیت آمیز تفکیک شوند. در این پژوهش سعی بر آن شد که اثر بخشی تاثیر خانواده درمانی مبتنی بر نظام عاطفی بوون بر سبکهای عشق ورزی و صمیمیت در میان زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهرستان سنندج مورد بررسی قرار گیرد.

 

تعداد صفحه :۱۸۷

قیمت : ۱۴۷۰۰تومان