۱-۶-۲. الگو
مطلب دیگر :
۵-۲-۲- دیدگاه هارولد لاسول۲۳
۶-۲-۲- نظریهی انباشتی. ۲۳
۷-۲-۲- نظریهی الگوگیری۲۴
۸-۲-۲- نظریهی استفاده وخشنودی.۲۶
۳-۲- دین – اسلام – اخلاق – ارزش۲۶
۴-۲- کارکردها و ویژگی ارزشها.۳۵
۱-۴-۲- کارکرد.۳۵
۲-۴-۲- ویژگی ارزشها۳۶
۵-۲- ویژگی ارزشهای دینی۳۶
۶-۲- تعریف رفتارهای ارزشی و ضد ارزشی(از منظر اسلام)۳۸
۱-۶-۲- ارزشها و ضد ارزشهای تحقیق۸۲
۷-۲- کارکرد رسانه از دید رهبران انقلاب اسلامی.۸۴
۸-۲- نقد محتوایی سریال۸۵
۱-۷-۲- موارد مثبت سریال.۸۵
۲-۷-۲- موارد منفی سریال۸۶
3- فصل سوم: روش تحقیق.۸۹
۱-۳- روش تحقیق.۹۰
۱-۱-۳- جامعهی آماری.۹۰
۲-۱-۳- واحد ثبت و شمارش.۹۱
۳-۱-۳- واحد متن(فحوا).۹۱
۴-۱-۳- روش جمع آوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات.۹۲
۵-۱-۳- تجزیه وتحلیل اطلاعات.۹۲
۶-۱-۳- محاسبهی حجم نمونه۹۳
۷-۱-۳- قواعد کدگذاری۹۳
۸-۱-۳- متغیر و ردههای تحقیق۹۴
۱-۸-۱-۳- نام شخصیت .۹۵
۲-۸-۱-۳- نوع شخصیت.۹۶
۳-۸-۱-۳- جهتگیری.۹۶
۱-۳-۸-۱-۳- جهتگیری مثبت۹۶
۲-۳-۸-۱-۳- جهت گیری منفی.۹۷
۲-۳- تعریف عملی رفتارهای ارزشی و ضد ارزشی در سریال.۹۷
۴- فصل چهارم: یافتههای تحقیق.۱۰۳
جداول فراوانی۱۰۴
۵- فصل پنجم: بحث،نتیجه گیری و پیشنهادها۱۱۷
۱-۵- بررسی یافتههای تحقیق۱۱۸
۲-۵- پیشنهادها۱۲۲
مطلب دیگر :
از میان چهار کارکرد اصلی رسانه تلویزیون (تفریح و سرگرمی، اطلاع رسانی، آموزش وارشاد) تمایل مخاطبان رسانهی ملی در وهلهی اول استفاده از این رسانه با کارکرد تفریح و سرگرمی است واغلب خانوادهها پس از فراغت از کار روزانه ، بخشی از وقت خود را به دیدن برنامههای شبکههای مختلف رسانهی ملی خصوصا مجموعههای تلویزیونی اختصاص میدهند. با این پیش فرض که ارائهی غیر مستقیم آموزشها در قالب کلی کارکرد سرگرم کننده با مقاومت کمتری از سوی مخاطب مواجه می شود و برد و تأثیر بیشتری دارد. سریالهای تلویزیونی با هدفگذاری سازمانی، علاوه بر خصوصیت سرگرم کنندگی به دنبال ارائهی آموزشهای غیرمستقیم به جامعه هدف هستند.
پذیرش پیش فرض آموزش درونی و غیر مستقیم سریالهای سرگرم کنندهی تلویزیونی اما، باعث ایجاد این نگرانی نیز هست که تأمین هزینههای بالای تولید و میلیونها نفر ساعتی که صرف تولید وعرضهی برنامههای تلویزیونی – به ویژه مجموعههای پرمخاطب – میشود، به دلیل فقدان روشهای علمی سنجش وارزیابی تأثیرات برنامهها روی مخاطب، به ضد خود مبدل نشود و نتایج نامطلوب نداشته باشد.
در تحقیق حاضر تلاش شده که با کنکاش در تعاریف دین و واکاوی ساختار و مؤلفههای دین و دینداری و همینطور اخلاق و اخلاق اسلامی، مجموعهای کاربردی از تعاریف علمی برای تحلیل محتوای اخلاقی سریالهای تلویزیونی ارائه شود. البته باید در نظر داشت که با عنایت به
جامعالاطراف بودن دین حنیف اسلام و گسترهی وسیع اخلاق اسلامی که در برگیرندهی کل افعال انسانی است ، احصای عموم قواعد بیش از توان افراد و مجموعههای علمی است ولی باید گفت که «آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید». بنابراین در این تحقیق سعی شده است – در حد بضاعت – با احصای بخشی از قواعد قطعی اخلاق اسلامی گردآوری شده در منابع معتبر اخلاقی، این تعاریف و یافتههای علمی در تحلیل محتوای اخلاقی «سریال مدارصفردرجه» بهکار گرفته شود.
چون فضای حاکم بر سریال که با تأثیرپذیری از مقطع زمانی سریال، در برگیرندهی طرح نظرات و گوشههایی از عملکرد نحلههای مختلف فرهنگی سیاسی و مذهبی حاضر در سریال است – البته درحد طرح در یک مجموعه سرگرمکنندهی تلویزیونی – و حوادث جاری در این مجموعه، مانند تصریحات و اشاراتی که به «فرصت تاریخی بعد از شهریور۱۳۲۰، آغاز
از آن هنگام که دانشمندان جامعه شناسی، توجه خود را به عناصر و ویژگی های موجود در شکل زندگی افراد معطوف نمودند زمان زیادی نمی گذرد. مقصود ابتدایی جامعه شناسان از مطالعه در سبک زندگی افراد توجه به طبقات اجتماعی آنان بوده، در دل این تحقیقات تعلق افراد به گروه های اجتماعی را مشخص می نمودند.
آنچه که در این نحو از مطالعات نظر جامعه شناسان را بر می انگیخت نحوه و شکل مصرف مردم بود. در حقیقت این دانشمندان در صدد بیان آن بودند که بگویند سبک زندگی بازگویی و بازنمایی افراد از موقعیت های اجتماعی خویش است. در این نگاه مصرف کالا نه یک نیاز اقتصادی بلکه پاسخی صریح به نیازهای فرهنگی افراد نیز می باشد. افراد با مصرف نمودن نوع خاصی از کالاها و با نشان دادن شکل خاصی از رفتار در مصرف کالاها، گروه ها و طبقات اجتماعی را شکل می دادند که مصرف در آن حرف اول را می زد. در این نگاه انسان با بکار گیری سبک خاصی از زندگی تلاش می کند تا منزلت اجتماعی خود را در تماس با بیگانگان به رخ آنان بکشد و از این رهگذار
دوستان مورد نظر خود را یافته، کسانی که مانند او فکر نمی کنند را از خود براند. بنابراین عناصر و ویژگی هایی که در سبک زندگی یک فرد وجود دارد دارای نوعی انسجام و کلیت می باشد که وحدت درونی آن را می رساند. سبک زندگی افراد اگرچه متمایز بوده اما وجوه مشترکی که ما بین سبک های زندگی وجود دارد طبقات اجتماعی را به وجود می آورد. نتیجه آنکه سبک زندگی افراد هم عامل تعیین کننده ای برای تمایز طبقات اجتماعی است و هم شکل دهنده آن.
اما رفته رفته مفهوم سبک زندگی در عرصه علوم اجتماعی رنگ و بوی جدیدی به خود گرفته از مطالعه طبقات اجتماعی در سطح تحلیل اجتماع به سطح تحلیل فرد ورود پیدا نمود. دیگر مراد از سبک زندگی افراد، طبقه و منزلت اجتماعی آنان نبود.مطلب دیگر :
الگوی ۲ – ۳ ۲۷
تصویر ۳ – ۱ ۶۹
تصویر ۳ – ۲ ۷۰
الگوی ۳ – ۱ ۷۲
الگوی ۳ – ۲ ۷۳
الگوی ۳ – ۳ ۷۴
جدول ۳ – ۱ ۷۵
جدول ۳ – ۲ ۷۵
جدول ۳ – ۳ ۷۶
جدول ۳ – ۴ ۷۷
جدول ۳ – ۵ ۷۷
تصویر ۳ – ۳ ۷۸
انسان ، به مرور از نقل و روایات قصه ها به سمت نمایش قصه ها پیش رفت و تئاتر را تشکیل داد ، پس از آن به فیلم روی آورد و امروزه اکثر قصه ها را با فیلم نمایش می دهند که فیلمنامه ، مرحله اصلی و مقدماتی آن است و توسط فیلمنامه نویس ، نوشته می شود . حوزه فیلمنامه نویسی نیز به همین منظور به وجود آمد.
ترسیم شخصیت ها از طریق فیلم ، تفاوت های بسیاری با ترسیم شخصیت ها در ادبیات و هنرهای کلامی دارد . در فیلمنامه ، فیلمنامه نویس باید شخصیت ها را وادار کند تا به ما نشان دهند که چه تفکر و احساسی دارند . ترسیم شخصیت ها در سینما به نظر بسیاری از اهل فن ، مشکل ترین نوع شخصیت پردازی است . ( مهرینگ ، ۱۳۷۶ )
شیطان در سینما معمولا مظهر ایجاد وحشت ، وسوسه ، فریب ، پلیدی و گاه نابودی است . یک بستر داستانی دراماتیک ، که میدان نبرد خیر و شر است ، نیاز به قهرمان و ضد قهرمان دارد و به قول خودمان آدم بده و آدم خوبه می خواهد . عموما در فیلم های “شیطان دار”، شیطان آنتاگونیست ماجراست و در این فیلم ها ، نقش بسیار مهم “شر” را دارد .
شیطان و شخصیت های شرور در سینما غالبا از قدرتی بلامنازع برخوردار هستند و این قدرت ، ریشه در ماهیت فرامادی شیطان دارد . گاه درجلد انسان ها و گاه در جلد حیوانات و یا اشیا فرو می رود ، مرزهای زمان و مکان را پشت سر می گذارد و می تواند به هر چهره و شکلی درآید . از این رو ، قهرمان داستان برای مواجهه و مقابله با او و
مطلب دیگر :
غلبه بر او کار بسیار دشوار و گاه غیرممکنی پیش رو دارد . درعین حال همین ویژگی ها ، شیطان را واجد جذابیت های تصویری و دراماتیک بسیاری می کند که باعث می شود همواره میان فیلمنامه نویسان و فیلمسازان ، مشتری داشته باشد .
این رساله قصد دارد به بررسی شخصیت پردازی شر بر مبنای تفکر اسلامی بپردازد . ابتدا به مباحث شخصیت پردازی از جنبه های متفاوت پرداخته می شود ، سپس رویکرد اسلام نسبت به شناسایی شر بررسی می شود ، که برای این منظور ، روی یک مصداق ؛ مجموعه تلویزیونی معصومیت از دست رفته کار می شود.
در این پایان نامه قصد داریم تعریفی از شر ، شخصیت پردازی و ترکیب این دو با هم بدهیم و بررسی کنیم شر در فرهنگ دینی ما به چه معناست ، چگونه پدید می آید و در یک اثر هنری چگونه خود را نشان می دهد ، شخصیت یا قهرمان چیست ، شخصیت پردازی چیست ، آیا شخصیت پردازی در یک متن نمایشی با یک فیلمنامه متفاوت است . اصول و روش صحیح برای خلق شخصیتی مناسب ( شر و خیر ) یا قهرمان مثبت یا منفی در فیلمنامه یا یک مجموعه تلویزیونی به چه صورت می باشد . ابتدا مختصات شر از کلام اسلامی و شیعی مورد بررسی قرار می دهیم و مرز بین اختیار انسان ( همان شخصیت های سریال معصومیت از دست رفته ) و شرارت شیطان را معلوم کنیم . می خواهیم ببینیم آیا شر فقط زبان نمادین دارد و آیا ابزارهای دیگری هم برای نشان دادن آن موجود هست یا خیر . برای یافتن شخصیت های شریر در مجموعه تلویزیونی معصومیت از دست رفته از نظریه های گریماس و پروپ استفاده کرده ایم و کارکردهایش را بر اساس همان نظریات مشخص نموده ایم .
شخصیت ها باید در زمینه ای گسترش یابند و آن پیرنگ است . هر شخصیت برای منظور خاصی در فیلمنامه جای می گیرد . خلق و پی ریزی شخصیت مانند کشف دیدگاه ها ، علایق ، سلیقه ها ، نیازها، الگوهای رفتاری و واکنش های گوناگون است . ( مهرینگ ، ۱۳۷۶ )
قصه را می توان بیان سرگذشت واقعی یا غیرواقعی دانست که مبتنی بر هدف و اندیشه ای است و دارای سه عنصر اصلی موضوع ، شخصیت و گفتگو است . در طول آن معمایی مطرح می شود یا گره ای می آید که در پایان ، آن معما حل و گره گشوده می شود . قصه انواعی دارد ، واقعی ( واقع گرا ) و غیرواقعی ( مثل افسانه ها و قصه های پریان ) . عناصر قصه
۳-۲-۱-مفاهیم و وویژگی ها ی فرهنگ عامه. ۲۴
۳-۲-۲-فرهنگ عامه مردم ایران ۳۱
۳-۲-۳-عوامل موثر بر فولکولور: ۳۱
۳-۲-۴- تاریخچه و منابع فرهنگ ایران ۳۲
۳-۳-فرهنگ عامه. ۴۱
۳-۳-۱- آراء میشل دوسترو ۴۲
۳-۳-۲- آراء جان فیسک ۴۳
۳-۳-۳- مصادیق فرهنگ عامه. ۴۶
۳-۳-۴- پشت لایه های شیشه ای ۵۰
۳-۳-۵- نقش استوارت هال در توسعه مطالعات فرهنگی ۵۶
۳-۳-۶- جهانی شدن به منزله ی رواج فرهنگ آمریکایی ۵۷
۳-۴- زندگی روزمره ۶۴
۳-۴-۱- خواننده در تبعید. ۶۵
۳-۴-۲- موسیقی و زندگی روزمره ۷۰
۳-۴-۳- ویژگی مردم شناختی کافی شاپ؛شیوه زندگی جوانان ۷۳
مطلب دیگر :
از اوایل قرن بیستم میلادی و با ظهور عکاسی؛سینما و شیوه های باز تولید و تکثیر آثار هنری در برخی جوامع غربی؛اهمیت مطالعه و ارزیابی فرهنگ عامه به شکلی بارز خود را نمایان ساخت .در همان دوران ؛آوانگارد رادیکال به شیوه هایی گوناگون در پی از میان برداشتن مرزهای میان هنر و زندگی روزمره بود .
گسترش فرهنگ توده ای مدرن در قرن بیستم از طریق رسانه های همگانی ؛واکنش های گوناگونی برانگیخته است به طوری که گروه های قدرتمند معمولا به فرهنگ توده به دیده تحقیر می نگرند و اغلب درپی اعمال کنترل فرهنگی بر می آیند .
در بحث هایی که در ایران صورت گرفته ارتباط این مسائل خیلی مورد توجه قرار نگرفته و اغلب راجع به فرهنگ و رسانه ها جدا بحث شده است در این جا ماوقتی جامعه را مطرح می کنیم؛ با افراد سروکارداریم ؛با نظام اجتماعی؛فرهنگ؛تاریخ؛سرزمین و .جامعه بالاخره با فرهنگ سر و کار دارد و بسته به اینکه ما جامعه را در چه سطحی مطرح بکنیم فرهنگ را