دانشگاه صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پایان نامه ارتباطات گرایش تحقیق در ارتباطات میزان همخوانی سریال ...

۵-۲-۲- دیدگاه هارولد لاسول۲۳
۶-۲-۲- نظریه‌ی انباشتی. ۲۳
۷-۲-۲- نظریه‌ی الگوگیری۲۴
۸-۲-۲- نظریه‌ی استفاده وخشنودی.۲۶
۳-۲- دین – اسلام – اخلاق – ارزش۲۶
۴-۲- کارکردها و ویژگی ارزش‌ها.۳۵
۱-۴-۲- کارکرد.۳۵
۲-۴-۲- ویژگی ارزش‌ها۳۶
۵-۲- ویژگی ارزش‌های دینی۳۶
۶-۲- تعریف رفتارهای ارزشی و ضد ارزشی(از منظر اسلام)۳۸
۱-۶-۲- ارزش‌ها و ضد ارزش‌های تحقیق۸۲
۷-۲- کارکرد رسانه از دید رهبران انقلاب اسلامی.۸۴
۸-۲- نقد محتوایی سریال۸۵
۱-۷-۲- موارد مثبت سریال.۸۵
۲-۷-۲- موارد منفی سریال۸۶
3- فصل سوم: روش تحقیق.۸۹
۱-۳- روش تحقیق.۹۰
۱-۱-۳- جامعه‌ی آماری.۹۰
۲-۱-۳- واحد ثبت و شمارش.۹۱
۳-۱-۳- واحد متن(فحوا).۹۱
۴-۱-۳- روش جمع آوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات.۹۲
۵-۱-۳- تجزیه وتحلیل اطلاعات.۹۲
۶-۱-۳- محاسبه‌ی حجم نمونه۹۳
۷-۱-۳- قواعد کدگذاری۹۳
۸-۱-۳- متغیر و رده‌های تحقیق۹۴
۱-۸-۱-۳- نام شخصیت .۹۵
۲-۸-۱-۳- نوع شخصیت.۹۶
۳-۸-۱-۳- جهت‌گیری.۹۶
۱-۳-۸-۱-۳- جهت‌گیری مثبت۹۶
۲-۳-۸-۱-۳- جهت گیری منفی.۹۷
۲-۳- تعریف عملی رفتارهای ارزشی و ضد ارزشی در سریال.۹۷
۴- فصل چهارم: یافته‌های تحقیق.۱۰۳
جداول فراوانی۱۰۴
۵- فصل پنجم: بحث،نتیجه گیری و پیشنهادها۱۱۷
۱-۵- بررسی یافته‌های تحقیق۱۱۸
۲-۵- پیشنهادها۱۲۲


فهرست منابع و مأخذ.۱۲۵
فهرست جداول
جدول شماره‌ی۱-۳: جدول محاسبه ضریب پایایی تحقیق .۹۳
جدول شماره‌ی۱-۴: توزیع رفتارهای مورد بررسی، بر حسب جهت گیری رفتار.۱۰۴
جدول شماره‌ی۲-۴: توزیع رفتارهای مورد بررسی، بر حسب نام رفتار۱۰۴
جدول شماره‌ی۳-۴: توزیع رفتارهای پسندیده اخلاقی بر حسب جهت گیری رفتار۱۰۸
جدول شماره‌ی۴-۴: توزیع واجبات اخلاقی بر حسب جهت گیری رفتار۱۰۹
جدول شماره ی۵-۴: توزیع گناهان صغیره بر حسب جهت گیری رفتار۱۱۰
جدول شماره‌ی۶-۴: توزیع گناهان کبیره به تفکیک جهت گیری رفتار.۱۱۲
جدول شماره‌ی۷-۴: میانگین میزان محبوبیت بازیگران سریال مدار صفر درجه۱۱۳
جدول شماره‌ی۸-۴: توزیع رفتارهای مورد بررسی برحسب جهت گیری به تفکیک نوع شخصیت‌ها۱۱۴

مطلب دیگر :



جدول شماره‌ی۹-۴:توزیع خصائل مورد بررسی برحسب جهت گیری۱۱۵
فهرست نمودارها:
نمودار شماره‌ی (۱-۲) تقسیم بندی معارف اسلامی از دیدگاه مصباح یزدی۲۹
نمودار شماره‌ی (۲-۲)  تقسیم بندی معارف اسلامی از دیدگاه شهید مطهری۳۰

۱-۱- طرح مسأله

از میان چهار کارکرد اصلی رسانه تلویزیون (تفریح و سرگرمی، اطلاع رسانی، آموزش وارشاد) تمایل مخاطبان رسانه‌ی ملی در وهله‌ی اول استفاده از این رسانه با کارکرد تفریح و سرگرمی است واغلب خانواده‌ها پس از فراغت از کار روزانه ، بخشی از وقت خود را به دیدن برنامه‌های شبکه‌های مختلف رسانه‌ی ملی خصوصا  مجموعه‌های تلویزیونی اختصاص می‌دهند. با این پیش فرض که ارائه‌ی غیر مستقیم آموزش‌ها در قالب کلی کارکرد سرگرم کننده با مقاومت کمتری از سوی مخاطب مواجه می ‌شود و برد و تأثیر بیشتری دارد. سریال‌های تلویزیونی با هدف‌گذاری سازمانی، علاوه بر خصوصیت سرگرم کنندگی به دنبال ارائه‌ی آموزش‌های غیرمستقیم به جامعه هدف هستند.
پذیرش پیش فرض آموزش درونی و غیر مستقیم سریال‌های سرگرم کننده‌ی تلویزیونی اما، باعث ایجاد این نگرانی نیز هست که تأمین هزینه‌های بالای تولید و میلیون‌ها نفر ساعتی که صرف تولید وعرضه‌‌‌‌ی برنامه‌های تلویزیونی – به ویژه مجموعه‌های پرمخاطب – می‌شود، به دلیل فقدان روش‌های علمی سنجش وارزیابی تأثیرات برنامه‌ها روی مخاطب، به ضد خود مبدل نشود و نتایج نامطلوب نداشته باشد.
در تحقیق حاضر تلاش شده که با کنکاش در تعاریف دین و واکاوی ساختار و مؤلفه‌های دین و دینداری و همین‌طور اخلاق و اخلاق اسلامی‌‌‌‌، مجموعه‌ای کاربردی از تعاریف علمی برای      تحلیل محتوای اخلاقی سریال‌های تلویزیونی ارائه شود. البته باید در نظر داشت که با عنایت به
جامع‌الاطراف بودن دین حنیف اسلام و گستره‌ی وسیع اخلاق اسلامی که در برگیرنده‌ی کل افعال انسانی است ، احصای عموم قواعد بیش از توان افراد و مجموعه‌های علمی است ولی باید گفت که «آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید». بنابراین در این تحقیق سعی شده است   – در حد بضاعت – با احصای بخشی از قواعد قطعی اخلاق اسلامی گردآوری شده  در منابع معتبر اخلاقی، این تعاریف و یافته‌های علمی در تحلیل محتوای اخلاقی «سریال مدارصفردرجه» به‌کار گرفته شود.
چون فضای حاکم بر سریال که با تأثیرپذیری از مقطع زمانی سریال، در برگیرنده‌ی طرح نظرات و گوشه‌هایی از عملکرد نحله‌های مختلف فرهنگی سیاسی و مذهبی حاضر در سریال است – البته   درحد طرح در یک مجموعه سرگرم‌کننده‌ی تلویزیونی – و حوادث جاری در این مجموعه، مانند تصریحات و اشاراتی که به «فرصت تاریخی بعد از شهریور۱۳۲۰، آغاز

گروه هنرهای رسانه‌ای پایان نامه تولید سیما عنوان پایان نامه : بررسی مولفه های سبک ...

 

فصل اول

 

کلیات تحقیق

 

  • بیان مسأله
  • ضرورت و اهمیت انجام پژوهش
  • سؤالات تحقیق
  • کاربردهای انجام تحقیق و نام بهره وران از آن
  • اهداف تحقیق
  • فرضیه تحقیق
  • کلید واژه ها و تعریف مفاهیم

بیان مسأله

از آن هنگام که دانشمندان جامعه شناسی، توجه خود را به عناصر و ویژگی های موجود در شکل زندگی افراد معطوف نمودند زمان زیادی نمی گذرد. مقصود ابتدایی جامعه شناسان از مطالعه در سبک زندگی افراد توجه به طبقات اجتماعی آنان بوده، در دل این تحقیقات تعلق افراد به گروه های اجتماعی را مشخص می نمودند.
آنچه که در این نحو از مطالعات نظر جامعه شناسان را بر می انگیخت نحوه و شکل مصرف مردم بود. در حقیقت این دانشمندان در صدد بیان آن بودند که بگویند سبک زندگی بازگویی و بازنمایی افراد از موقعیت های اجتماعی خویش است. در این نگاه مصرف کالا نه یک نیاز اقتصادی بلکه پاسخی صریح به نیازهای فرهنگی افراد نیز می باشد. افراد با مصرف نمودن نوع خاصی از کالاها و با نشان دادن شکل خاصی از رفتار در مصرف کالاها، گروه ها و طبقات اجتماعی را شکل می دادند که مصرف در آن حرف اول را می زد. در این نگاه انسان با بکار گیری سبک خاصی از زندگی تلاش می کند تا منزلت اجتماعی خود را در تماس با بیگانگان به رخ آنان بکشد و از این رهگذار

 دوستان مورد نظر خود را یافته، کسانی که مانند او فکر نمی کنند را از خود براند. بنابراین عناصر و ویژگی هایی که در سبک زندگی یک فرد وجود دارد دارای نوعی انسجام و کلیت می باشد که وحدت درونی آن را می رساند. سبک زندگی افراد اگرچه متمایز بوده اما وجوه مشترکی که ما بین سبک های زندگی وجود دارد طبقات اجتماعی را به وجود می آورد. نتیجه آنکه سبک زندگی افراد هم عامل تعیین کننده ای برای تمایز طبقات اجتماعی است و هم شکل دهنده آن.

اما رفته رفته مفهوم سبک زندگی در عرصه علوم اجتماعی رنگ و بوی جدیدی به خود گرفته از مطالعه طبقات اجتماعی در سطح تحلیل اجتماع به سطح تحلیل فرد ورود پیدا نمود. دیگر مراد از سبک زندگی افراد، طبقه و منزلت اجتماعی آنان نبود.
رویکرد جدید، مجموعه ای از ارزش ها، نگرش ها و رفتارهای افراد را سبک زندگی دانسته و آن را شیوه زندگی می خواند که بر الگوهای فردی مطلوب از زندگی دلالت دارند. این تعریف جهان بینی، نگرش ها و ارزش ها، عادت ها و وسایل زندگی را در بر می گیرد.
سبک زندگی که دیگر راهی شد برای تعریف ارزشها و سنجش میزان تأثیر گذاری آن بر نگرش افراد، در نهایت بدنبال پیامدهای رفتاری حاصل از نگرش و ارزش رفت.
در این نگاه نگرش های متعدد ، سبک های متفاوتی را در مقابل زندگی آدمی قرار می دهند تا او بر اساس الگویی نانوشته در طول حیات مادی و زمینی خود دست به انتخاب های گسترده زند. شیوه بهره بردن از درآمد،چگونگی انتخاب پوشش، تعیین مدت زمان کارکردن، نحوه تغذیه، نوع کتاب هایی که برای خواندن انتخاب می کند،آهنگی که گوش می کند و.همه و همه بر اساس الگویی برخواسته از نگاه آدمی بر ارزش هاست.

مطلب دیگر :



زندگی دینی نیز که برخواسته از نظام ارزشی غنی می باشد، دارای چنان تأثیر عمیقی بر رفتار و کردار آدمی است که مهد تا لحد آدمی را فرا گرفته برای یک یک رفتارهای او برنامه ای منسجم و هماهنگ با نظام عالم هستی ارائه می دهد.
سبک زندگی دینی رفتارها و تظاهرات فردی و جمعی خود را از سه ساحت دین یعنی اعتقادات، اخلاقیات، و فروعات عملی دین می گیرد که هریک به صورت مؤلفه ای خاص بروز و ظهور می یابد.مؤلفه هایی که اگر بازشناسی شده و مطابق الگوهای کامل آن باز تعریف گردند قابلیت هماهنگ شدن با مقتضیات زمان را نیز دارند. در حقیقت با شناختن همین مؤلفه هاست که می توان محک و معیار مناسب برای سنجش رویکرد جامعه به دین را تبیین کرده و براساس آن هندسه فرهنگی موجود و مطلوب جامعه دینی را ترسیم نمود.
جامعه ای که الگوی رفتاری خود را تنها از نظام ارزشی دین نمی گیرد و بسیاری از مؤلفه های دیگر همانند تبلیغات،مد،اجتماعی شدن و. سبک زندگی او را تعیین می نمایند.
فارق از اینکه دین، خود خواهان زندگی براساس سبک دینی است و غیر آن را بر نمی تابد زمانی اهمیت رواج سبک های غیر دینی معین و مشخص می شود که بدانیم سبک ها نیز ارزش آفرین هستند و در نگرش انسان به زندگی اطراف تأثیر گذارند.این مسأله که آیا تکنولوژی های وارداتی خود ابزار انتقال فرهنگ ها هستند برای بسیاری از دلسوزان فرهنگی به دغدغده ای قدیمی بدل شده است حال آنکه شکل زندگی آدمی همان فرهنگی است که امروزه بسیاری آن را نه از دریچه نظریات دین بلکه از کانال مراودات اجتماعی و یا حتی از برند کالاهای مصرفی دریافت می کنند.این ارتباط دو سویه بین ارزشها و سبک زندگی است که اگر آگاهانه دنبال شود ارزشها هستند که سبک آفرین خواهند شد و در غیر این صورت سبک های زندگی از مبادی تاریک و نامشخصی اخذ خواهند شد که تنها لذات آنی ولی ناپایدار را بدنبال دارند.این داستان آنجا شکل جدی تری به خود می گیرد که استعمار زین پس قدرت خود را نه در لشگر کشی بلکه در تغییر ذائقه انسان ها دنبال می کند که منافع او را به شکل کم هزینه تر ولی پایدارتر تأمین کند.سرّ هزینه های بسیار استمعارگران در راستای راه اندازی بنگاه های تبلیغی به شکل بسیار گسترده را در همین نکته باید جست.
مصرف زدگی در ایران که رواج مصرف محصولات فرهنگی بیگانه (فیلم و موسیقی و.)به یکی از مصادیق بارز آن بدل شده بر مؤلفه های اخلاقی سبک زندگی حال و حاضر مردم به شدت اثر گذاشته است. بسیاری دیگر آنگونه که پدرانشان می اندیشیدند نمی اندیشند و این تغییر در افکار نه از روی مطالعه و تحقیق بلکه در اثر واپس زدگی در مقابل مظاهر زندگی غربی حاصل شده است.
تغییر در نوع پوشش، میزان و شکل مصرف، موسیقی مورد علاقه مردم، تفریحات و<
br />سرگرمی های جذاب ، نوع تغذیه و بسیاری از دگرگونی های موجود – که دیگر نه پنهان و آهسته که از آن به شبیه خون تعبیر شود- عرصه حیات اجتماعی جامعه ما را تبدیل به جنگ تمام عیار فرهنگی نمود. جنگی که کشته های آن نه تنها ممدوح نیستند بلکه هلاک شدگانی مرگ آفرین هستند که جامعه را از حیات طیبه مورد نظر دین خالی و تهی می گردانند.

گروه هنرهای رسانه ای پایان نامه کارشناسی ارشد رشته ادبیات نمایشی عنوان : ...

الگوی ۲ – ۳ ۲۷
تصویر ۳ – ۱ ۶۹
تصویر ۳ – ۲ ۷۰
الگوی ۳ – ۱ ۷۲
الگوی ۳ – ۲ ۷۳
الگوی ۳ – ۳ ۷۴
جدول ۳ – ۱ ۷۵
جدول ۳ – ۲ ۷۵
جدول ۳ – ۳ ۷۶
جدول ۳ – ۴ ۷۷
جدول ۳ – ۵ ۷۷
تصویر ۳ – ۳ ۷۸

مقدمه


انسان ، به مرور از نقل و روایات قصه ها به سمت نمایش قصه ها پیش رفت و تئاتر را تشکیل داد ، پس از آن به فیلم روی آورد و امروزه اکثر قصه ها را با فیلم نمایش می دهند که فیلمنامه ، مرحله اصلی و مقدماتی آن است و توسط فیلمنامه نویس ، نوشته می شود . حوزه فیلمنامه نویسی نیز به همین منظور به وجود آمد.
ترسیم شخصیت ها از طریق فیلم ، تفاوت های بسیاری با ترسیم شخصیت ها در ادبیات و هنرهای کلامی دارد . در فیلمنامه ، فیلمنامه نویس باید شخصیت ها را وادار کند تا به ما نشان دهند که چه تفکر و احساسی دارند . ترسیم شخصیت ها در سینما به نظر بسیاری از اهل فن ، مشکل ترین نوع شخصیت پردازی است . ( مهرینگ ، ۱۳۷۶ )
شیطان در سینما معمولا مظهر ایجاد وحشت ، وسوسه ، فریب ، پلیدی و گاه نابودی است . یک بستر داستانی دراماتیک ، که میدان نبرد خیر و شر است ، نیاز به قهرمان و ضد قهرمان دارد و به قول خودمان آدم بده و آدم خوبه می خواهد . عموما در فیلم های “شیطان دار”، شیطان آنتاگونیست ماجراست و در این فیلم ها ، نقش بسیار مهم “شر” را دارد .
شیطان و شخصیت های شرور در سینما غالبا از قدرتی بلامنازع برخوردار هستند و این قدرت ، ریشه در ماهیت فرامادی شیطان دارد . گاه درجلد انسان ها و گاه در جلد حیوانات و یا اشیا فرو می رود ، مرزهای زمان و مکان را پشت سر می گذارد و می تواند به هر چهره و شکلی درآید . از این رو ، قهرمان داستان برای مواجهه و مقابله با او و

مطلب دیگر :


پایان نامه طراحی و پیاده سازی شبکه باند پهن موبایل (همراه اول) استان مازندران مبتنی برسیستم اطلاعات جغرافیایی استان

 غلبه بر او کار بسیار دشوار و گاه غیرممکنی پیش رو دارد . درعین حال همین ویژگی ها ، شیطان را واجد جذابیت های تصویری و دراماتیک بسیاری می کند که باعث می شود همواره میان فیلمنامه نویسان و فیلمسازان ، مشتری داشته باشد .

این رساله قصد دارد به بررسی شخصیت پردازی شر بر مبنای تفکر اسلامی بپردازد . ابتدا به مباحث شخصیت پردازی از جنبه های متفاوت پرداخته می شود ، سپس رویکرد اسلام نسبت به شناسایی شر بررسی می شود ، که برای این منظور ، روی یک مصداق ؛ مجموعه تلویزیونی معصومیت از دست رفته کار می شود.
تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.

فصل اول

 

کلیات تحقیق

 

۱-۱ . بیان مسئله

در این پایان نامه قصد داریم تعریفی از شر ، شخصیت پردازی و ترکیب این دو با هم بدهیم و بررسی کنیم شر در فرهنگ دینی ما به چه معناست ، چگونه پدید می آید و در یک اثر هنری چگونه خود را نشان می دهد ، شخصیت یا قهرمان چیست ، شخصیت پردازی چیست ، آیا شخصیت پردازی در یک متن نمایشی با یک فیلمنامه متفاوت است . اصول و روش صحیح برای خلق شخصیتی مناسب ( شر و خیر ) یا قهرمان مثبت یا منفی در فیلمنامه یا یک مجموعه تلویزیونی به چه صورت می باشد . ابتدا مختصات شر از کلام اسلامی و شیعی مورد بررسی قرار می دهیم و مرز بین اختیار انسان ( همان شخصیت های سریال معصومیت از دست رفته ) و شرارت شیطان را معلوم کنیم . می خواهیم ببینیم آیا شر فقط زبان نمادین دارد و آیا ابزارهای دیگری هم برای نشان دادن آن موجود هست یا خیر . برای یافتن شخصیت های شریر در مجموعه تلویزیونی معصومیت از دست رفته از نظریه های گریماس و پروپ استفاده کرده ایم و کارکردهایش را بر اساس همان نظریات مشخص نموده ایم .
شخصیت ها باید در زمینه ای گسترش یابند و آن پیرنگ است . هر شخصیت برای منظور خاصی در  فیلمنامه جای می گیرد . خلق و پی ریزی شخصیت مانند کشف دیدگاه ها ، علایق ، سلیقه ها ، نیازها، الگوهای رفتاری و واکنش های گوناگون است . ( مهرینگ ، ۱۳۷۶ )
قصه را می توان بیان سرگذشت واقعی یا غیرواقعی دانست که مبتنی بر هدف و اندیشه ای است و دارای سه عنصر اصلی موضوع ، شخصیت و گفتگو است . در طول آن معمایی مطرح می شود یا گره ای می آید که در پایان ،  آن معما حل و گره گشوده می شود . قصه انواعی دارد ، واقعی ( واقع گرا ) و غیرواقعی ( مثل افسانه ها و قصه های پریان ) . عناصر قصه

گروه هنرهای رسانه ای پایان نامه نظری دریافت درجه کارشناسی ارشد رشته ادبیات نمایشی ...

۳-۲-۱-مفاهیم و وویژگی ها ی فرهنگ عامه. ۲۴
۳-۲-۲-فرهنگ عامه مردم ایران ۳۱
۳-۲-۳-عوامل موثر بر فولکولور: ۳۱
۳-۲-۴- تاریخچه و منابع فرهنگ ایران ۳۲
۳-۳-فرهنگ عامه. ۴۱
۳-۳-۱- آراء میشل دوسترو ۴۲
۳-۳-۲- آراء جان فیسک ۴۳
۳-۳-۳- مصادیق فرهنگ عامه. ۴۶
۳-۳-۴- پشت لایه های شیشه ای ۵۰
۳-۳-۵- نقش استوارت هال در توسعه مطالعات فرهنگی ۵۶
۳-۳-۶- جهانی شدن به منزله ی رواج فرهنگ آمریکایی ۵۷
۳-۴- زندگی روزمره ۶۴
۳-۴-۱- خواننده در تبعید. ۶۵
۳-۴-۲- موسیقی و زندگی روزمره ۷۰
۳-۴-۳- ویژگی مردم شناختی کافی شاپ؛شیوه زندگی جوانان ۷۳


۳-۵- مد و مد گرایی ۷۹
۳-۵-۱-   زنان و پدیده مد. ۸۰
۳-۵-۲- سیر تاریخی مد گرایی ۸۱
۳-۵-۳- مد و ارزش های دینی ۸۳
۳-۵-۴- مصرف : تغییر از اقتصاد محوری به فرهنگ گرایی ۸۶
۳-۶-تبیین دین و تبیین ساختارها ؛نقش و قلمرو آن در حوزه های فردی و اجتماعی ۹۲
۳-۶-۱-جایگاه دین رسانه ای و دین عامه. ۹۷
۳-۶-۷-مولفه های دینی فرهنگ عامه. ۱۰۰
۳-۷-۱- نماز درمعتقدات عامه. ۱۰۲
۳-۷-۲- احترام. ۱۰۶

مطلب دیگر :



۳-۷-۳-جلوه های آیینی احترام درنام گذاری نوزاد. ۱۰۸
۳-۷-۴- ازدواج ۱۰۸
۳-۷-۵- مرگوسوگواری ۱۰۹
۳-۸- نقد و بررسی یک فیلم :به همین سادگی ۱۱۰
۳-۸-۱- نگاهی به چند مولفه ی فرهنگ عامه موجود در فیلم به همین سادگی ۱۱۴
فصل چهارم : نتایج تحقیق و پیشنهادات. ۱۲۲
۴-۱- نتایج تحقیق ۱۲۲
۴-۲- پیشنهادات. ۱۲۹
منابع ۱۳۰

فصل اول

 

کلیات تحقیق

 

۱-۱-طرح مساله

از اوایل قرن بیستم میلادی و با ظهور عکاسی؛سینما و شیوه های باز تولید و تکثیر آثار هنری در برخی جوامع غربی؛اهمیت مطالعه و ارزیابی فرهنگ عامه به شکلی بارز خود را نمایان ساخت .در همان دوران ؛آوانگارد رادیکال به شیوه هایی گوناگون در پی از میان برداشتن مرزهای میان هنر و زندگی روزمره بود .
گسترش فرهنگ توده ای مدرن در قرن بیستم از طریق رسانه های همگانی ؛واکنش های گوناگونی برانگیخته است به طوری که گروه های قدرتمند معمولا به فرهنگ توده به دیده تحقیر می نگرند و اغلب درپی اعمال کنترل فرهنگی بر می آیند .
در بحث هایی که در ایران صورت گرفته ارتباط این مسائل خیلی مورد توجه قرار نگرفته و اغلب راجع به فرهنگ و رسانه ها جدا بحث شده است در این جا ماوقتی جامعه را مطرح می کنیم؛ با افراد سروکارداریم ؛با نظام اجتماعی؛فرهنگ؛تاریخ؛سرزمین و .جامعه بالاخره با فرهنگ سر و کار دارد و بسته به اینکه ما جامعه را در چه سطحی مطرح بکنیم فرهنگ را