آخرین حج ۱۴۷
ناصر خسرو ازخاندان محتشمی ورزیده ودر جوانی به دربار سلاطین راه یافته وبه مراتب عالی رسیده وبارگاه ملوک عجم وسلاطین را مثل سلطان محمود ومسعود را دیده ودر اوایل جوانی در دستگاه های دولتی راه پیدا کرده وبه مراتب عالی رسیده وبه کار دیوانی مشغول بوده وعنوان دبیر وادیب فاضل گرفته وشاه او را خواجه خطیر خطاب
مطلب دیگر :
پایان نامه : اشکال عمده اعتماد - کاوشگران جوان
می کرده است ناصر خسرو در نیمه اول زندگی در عین کسب اموال زیاد در خدمت امراء ودر لعب و کهود کسب مال وجاه گذراند سپس دچار تغییر حال شد و در اندیشه درک حقایق افتاد وبا علمای زمان خود که اغلب بود به بحث می پرداخت.
خلاصه آنکه ناصر بعداز طی مقامات ظاهری در اندیشه جستجوی حقیقت افتاد وبسیاری از شهرها را گشت وبا علمای مختلف مجالست کرد وناصر خسرو متوجه ریاهای علمای مذهب افتاد که مالشان را از رشوه آورده بودند وزهد دروغین بود تا اینکه در سال ۴۳۷ه.ق در جوزجانان خوابی دید که به این سرگردانی احوال خاتمه داد پس به فرمان آن کسی که اشاره به قبله کرده در خواب وحقیقت را در آن سو نشان داده بود با سفر حج بست وبا برادر کمترخود ابوسعید ویک غلام هنری روانه حجاز شد این مسافرت ۷ سال طول کشید وبا عودت به بلخ در سال ۴۴۴ ودیدار برادر دیگر خود ابوالفتح عبدالجلیل خاتمه یافت در این سفر ۴ بار حج کرد و مناطق ایران وبلادارمنستان وآسیای صغیر حلب وطرابلس شام وسوریه وفلسطین وجزیره العرب ومصر وقیروان ونوحه وسودان را سیاحت کرده ودر مصر ۳ سال به سربرد وبه مذهب اسماعیلی گردید. وبه خدمت خلیفه فاطمی المعتصم بالله ابوطنین محمدبن علی رسید وبعد از طی مراتب و مراحل ، مرتبه حجت یافت واز طرف امام فاطمیان به مقام حجت جزیره خراسان که یکی از جزایر ۱۲ گانه دعوت اسماعیلی بود انتخاب ومامورنشر مذهب اسماعیلی ونشر آثار آن سامان گردید ناصر خسرو بعد از این سفر که ۵۰ سال داشت به وطن خود بلخ بازگشت وبه نشر باطنیان پرداخت وبه اطراف فرستاد وبه مباحثات علمای اهل سنت پرداخت،کم کم مخالفان او در میان متعصبان زیاد شدند وکار را دشوار کردند حتی فتوی قتل او داده شد و او که ضمناً گرفتار مخالفت بسیار شدید سلاجقه با شیعه بود ناگزیر به تهمت بر دین وقرمطی وملحد ورافقعی بودن ترک وطن گفت تا از شر ناصبیان رهایی یابد اختلاف او با نواصب در همه جای دیوان او آشکار است وشکایت او از علمای سلجوقی وخراسان در سراسر دیوانش مشهور است بعد از مهاجرت از بلخ به نیشابور ومازندران وعاقبت به یمگان رفت ویمگان را محل اقامت دائمی خود برگزید ودر قلعه ای از قلعه های یمگان که شهری حصین بود در میان کوه ها استقرار یافت وتا پایان عمرخوددر آنجا به اداره دعوت فاطمیان به اداره خراسانیان مشغول شد و وفات او در این دره یمگان بدخشان درسال ۴۸۱ ه.ق اتفاق افتاد.۴-۳۸- قدرت عشق بی نهایت است ۸۴
۴-۳۹- عشق و فرمانروایی ۸۴
۴-۴۰- عشق و همت ۸۵
۴-۴۱- راه عشق بیکران و بی نهایت است ۸۶
۴-۴۲- عشق و بی نشانی . ۸۷
۴-۴۳- عشق و شجاعت ۸۷
۴-۴۴- عشق و شهادت . ۸۸
۴-۴۵- خاصان عشق . ۸۹
۴-۴۶- عشق ویکرنگی . ۹۰
۴-۴۷- عاشق ، نصیحت ناپذیر ۹۰
۴-۴۸- بازتاب عشق از دل آدم بر عالم ۹۱
۴-۴۹- عشق کارگشای مشکلات. ۹۱
فهرست مطالب
عنوان صفحه
۴-۵۰- چشم خونریز معشوق. ۹۲
۴-۵۱- عشق و پیری. ۹۲
۴-۵۲- عشق و پاکبازی ۹۳
۴-۵۳- عشق و اشک . ۹۴
۴-۵۴- دوری از عشق غیر ممکن است . ۹۴
۴-۵۵- غیرت عشق. ۹۵
۴-۵۶- عشق و حضور ۹۶
۴-۵۷- عشق و فنا ۹۶
۴-۵۸- عشق و صدق قدم . ۹۷
۴-۵۹- معشوق حقیقی . ۹۷
۴-۶۰- شور عشق . ۹۸
۴-۶۱- عشق و حیرت . ۹۸
۴-۶۲- عشق و تامل و تعجیل . ۹۹
۴-۶۳- جذب دلها با اکسیر عشق ۹۹
۴-۶۴- اظهار عشق . ۱۰۰
۴-۶۵- طفل نی سوار . ۱۰۰
۴-۶۶- قدر عاشق را معشوق می داند . ۱۰۱
۴-۶۷- عشق و جوانی. ۱۰۱
۴-۶۸- وجودی که عشق ندارد موجود نیست ۱۰۲
۴-۶۹- عشق وصف نشدنی است ۱۰۲
۴-۷۰- عشق با سوز و گداز همراه است ۱۰۳
۴-۷۱- طلب و عشق ۱۰۳
فهرست مطالب
عنوان صفحه
۴-۷۲- عشق تکرار نمی شود ۱۰۴
۴-۷۳- ملائکه عشق ندارند ۱۰۴
۴-۷۴- همه در عشق یکسانند. ۱۰۴
۴-۷۵- عشق و وحدت ۱۰۵
۴-۷۶- عشق هم عنان با رندی است. ۱۰۵
۴-۷۷- عشق با عافیت طلبی سازگاری ندارد . ۱۰۶
۴-۷۸- عشق علم رسمی را پاک می کند . ۱۰۶
۴-۷۹- ناسازگاری عشق و شکوه ۱۰۶
۴-۸۰- عاشقی همه اسیری، معشوقی همه امیری ۱۰۷
۴-۸۱- جز معشوق همه چیز برای عاشق بیگانه است ۱۰۷
۴-۸۲- راهزنان طریق عشق ۱۰۷
۴-۸۳- عشق تردست و شعبده باز است ۱۰۸
۴-۸۴- عاشق و ناز معشوق ۱۰۸
۴-۸۵- عشق و شبنم ۱۰۸
۴-۸۶- دنیا قرارگاه عاشقان نیست . ۱۰۹
۴-۸۷- نرسیدن به وصال از کوتاهی عاشق است ۱۰۹
۴-۸۸- آدم بالغ نظر رو به سوی عشق حقیقی دارد ۱۰۹
۴-۸۹- اشارتهای عاشقی ۱۱۰
۴-۹۰- تماشای معشوق عاشق را از دیدن همه چیز بی نیاز می کند. ۱۱۰
۴-۹۱- شادی و غم در نظر عاشق یکی است . ۱۱۰
۴-۹۲- سخن همراه با عشق باید باشد ۱۱۱
۴-۹۳- تاثیر متفاوت عشق . ۱۱۱
فهرست مطالب
عنوان صفحه
۴-۹۴- هر سینه ای طاقت عشق را ندارد . ۱۱۱
۴-۹۵- عشق با تن آسانی نمی سازد ۱۱۱
۴-۹۶- عشق با دلهای بی کینه و روشن ایجاد می شود . ۱۱۱
۴-۹۷- عشق شراکت پذیر نیست ۱۱۲
۴-۹۸- لزوم پیر و راهنما در عشق ۱۱۲
۴-۹۹- عشق و رحمت جاویدان . ۱۱۲
۴-۱۰۰- فقط عشق قابل دل بستن است ۱۱۲
۴-۱۰۱- عشق و ریا . ۱۱۲
۴-۱۰۲- عشق و استغنا. ۱۱۳
۴-۱۰۳- عشق مستلزم معرفت و آگاهی ۱۱۳
۴-۱۰۴- سیاهی خط و خال معشوق یادآور سیاهی کعبه . ۱۱۳
۴-۱۰۵- دیدار معشوق. ۱۱۳
۴-۱۰۶- معشوق ظاهر کننده عشق. ۱۱۳
۴-۱۰۷- روی گرداندن از عاشق سزاوار نابودی. ۱۱۴
۴-۱۰۸- عاشق از یار عنایت می خواهد ۱۱۴
نتیجه گیری ۱۱۵
واژگان کلیدی : سبک هندی، شعر ، صائب تبریزی ، ، عشق حقیقی و مجازی
در ادبیات فارسی برای بیان مفهوم عشق واژگان زیادی به چشم میخوردکه برخی از آنها از زمانهای دور وجود داشتهاست . در متون اوستا و در گاثاها بارها ازمهرودوستی سخن به میان رفته ودرمتون بجای مانده از زبان پارسی میانه هم وجود دارد. واژگانی مانند آغاشه که در اشعار رودکی دیده می شود. مهر و عشق و آغاشه و شیفتگی و ایشکای و دلدادگی و شیدایی و سودا همه از واژگانی هستند که در ایران زمین برای پدیده عشق به کاررفته یا میروند. در متون نظم هم، بخشی از
مطلب دیگر :
پایان نامه با واژه های کلیدی خاورمیانه، سکولاریسم، ناسیونالیسم، جهان اسلام
داستانهای شاهنامه یا اشعار نظامی گنجوی و خواجوی کرمانی، عیوقی، جامی، وحشی بافقی، اهلی شیرازی و . به بیان داستانهای عاشقانه پرداخته اند. بسیاری شعرا هم به بررسی ماهیت عشق، در حالتی جدا از اوصاف صوفیه پرداخته اند. مانند حافظ، سعدی، باباطاهر و رودکی که هم غزل و رباعی عاشقانه و سوزناک دارند و هم به بررسی ماهیت و کارآمدی عشق پرداختهاند.
عارفان در ادبیات صوفیانه که راه رسیدن به خدا را در پاکی و محبت می دانستند، برای رسیدن به این هدف و جدایی از دنیا، علاقههای ذاتی به خدا را در درون خود میپروراندند و به حالتی از جذب در راه حق میرسیدند که به آن عشق الهی میگفتند . اشعار بی شماری در همین مورد سروده شده که در آنها معشوق ، خدا بود. ابوسعید ابوالخیر، عطار، سنایی، مولوی و. از این دسته شاعران هستند. پارهای از شاعران مدیحه سرا درباری در وصف ممدوحان خود، از عبارات و مثلهای عاشقانه زیادی استفاده نمودهاند. انوری، عنصری، عسجدی، فرخی سیستانی هم از این گروه هستند .۷۹ـ۳ـ اشارت کرده بودی تا بیایم.۱۶۳
۸۰ـ۳ـ داریم دلی پر غم و غمخوار نداریم.۱۶۵
۸۱ـ۳ـ ای چشم می پرستت آشوب چشم بندان۱۶۷
۸۲ـ۳ـ ای غمزه ی جادویت افسونگر بیماران.۱۶۹
۸۳ـ۳ـ یارب ز باغ بگذر اگر واقفی ز حال۱۷۱
۸۴ـ۳ـ دلا از جان زبان درکش که جانان.۱۷۳
۸۵ـ۳ـ سخن عشق نشاید بر هر کس گفتن.۱۷۵
۸۶ـ۳ـ دوش چون از لعل میگون تو می گفتم سخن.۱۷۷
۸۷ـ۳ـ ای هیچ در میان نه ز موی میان تو.۱۷۹
۸۸ـ۳ـ ای چراغ دیده ی جان روی تو.۱۸۱
۸۹ـ۳ـ ای بو تو مرا پر آب دیده۱۸۳
۹۰ـ۳ـ بساز چاره ی این دردمند بیچاره.۱۸۵
۹۱ـ۳ـ ترک من هر لحظه گیرد با من از سر خرخشه۱۸۷
۹۲ـ۳ـ پرده ی ابر سیاه از مه تابان بگشای۱۸۹
۹۳ـ۳ـ از مشک سوده دام بر آتش نهاده ای.۱۹۱
۹۴ـ۴ـ در باغ چون بالای تو سروی ندیدم راستی.۱۹۳
۹۵ـ۳ـ کجا باز آید آن مرغی که با من همنفس بودی۱۹۵
۹۶ـ۳ـ گر آن مه در نظر بودی چه بودی۱۹۷
۹۷ـ۳ـ ای شمع چگل دوش در ایوان که بودی۱۹۹
۹۸ـ۳ـ ای مهر ماه روی. تو را زهره مشتری.۲۰۱
۹۹ـ۳ـ چگونه سرو روان گویمت که عین روانی.۲۰۳
۱۰۰ـ۳ـ برخیز که بنشیند فریاد ز هر سویی۲۰۵
۴ـ فصل چهارم: جداول و نتیجه گیری .۲۰۷
منابع و مآخذ ۲۱۰
چکیده ی انگلیسی .۲۱۱
چکیده:
این پایان نامه پژوهشی در مورد « بررسی و تحلیل موسیقی شعر در غزلیات خواجوی کرمانی» است که برای دستیابی به این هدف موسیقی شعر خواجو وچگونگی استفاده از ظرفیت ها و آفرینش های هنری و امکانات ادبی به کار رفته در غزلیات وی مورد بررسی قرارگرفته است. خواجو دارای۹۳۴ غزل است که با بهره گرفتن از روش سیستماتیک تعداد ۱۰۰ غزل از دیوان او انتخاب گردیده است.
این پایان نامه درچهار فصل تدوین شده است. فصل اول مشتمل برکلیات، فصل دوم درباره ی مقدمه و زندگی نامه ی شاعر است؛ درفصل سوم نیز به بررسی و تحلیل موسیقی بیرونی، کناری، درونی و معنوی غزل ها پرداخته شده است و سعی گردیده آثار علم بدیع، نقش آن ها و ابعاد زیبا شناسی، شیوه ها و شگردهای خواجو در پدید آوردن موسیقی شعر نمایان گردد. فصل چهارم جداول آماری و نیز به دستاوردها و نتایج پژوهش اختصاص یافته است که با دقت در اشعار خواجو روشن شدکه به طورکلی از نظر آماری، درصد حضور عوامل موسیقی ساز، درغزل خواجو تقریباً زیاد است به طور مثال آرایه ی سجع بسیار به کار رفته و از میان انواع سجع، سجع مطرف بیشتر مورد استفاده قرار گرفته است. از میان انواع جناس، جناس مذیل بسامد بالایی دارد. در قسمت هم صدایی آنچه که پر تکرار است تکرار مصوت بلند«آ» است و همین امر باعث به وجود آمدن موسیقی خاص در غزلیات شده است. تناسبات بیشتر از نوع مراعات النظیر و تضاد است و ایهام به نسبت دیگر آرایه ها کم تر به کار رفته است. این عناصر در شعر خواجو با هنرمندی و ظرافت به کار رفته اند.
کلید واژه ها: بررسی و تحلیل ـ موسیقی شعر ـ غزل ـ خواجوی کرمانی.
بیان مسأله: (تعریف دقیق مسأله، بیان حدود مسأله، تشریح جنبه های مختلف و ابعاد موضوع و ابهامات موردنظر تحقیق).
هرشاعرسبک مختص به خود را داراست ویکی ازعوامل تمایزسبکی، موسیقی شعرو کاربرد عناصرموسیقی ساز است.
خواجوی کرمانی که به نخلبندشعرای فارسی زبان شهرت دارد ازجمله شاعرانی است که با به کارگیری ردیف ها وقوافی دشوار واوزان متفاوت که دردیوان دیگرشاعران به ندرت مشهود است، توانسته است که موسیقی ویژه ای درغزلیاتش خلق نماید، همچنین به کارگیری ترکیبات ومضامین وآواهای منحصر به فرد که نمونه هایی از آن را شاعرانی همچون مولوی وحافظ اقتباس کرده اند سبب شده که ازحیث موسیقی تفاوت آشکاری درغزلیات او مشاهده شود. لذا برآنیم که با بهره گرفتن از روش سیستماتیک تعداد ۱۰۰ غزل از مجموعه غزلیات اورا انتخاب نماییم واز حیث انواع موسیقی وعناصرموسیقی ساز همچون وزن، ردیف، قافیه، آرایه های لفظی ومعنوی همانند تکرار، تضاد ومراعات النظیر تحلیل نماییم.
تعریف مفاهیم تحقیق
«موسیقی شعر، شامل ۱- موسیقی بیرونی شعر: منظور از موسیقی بیرونی شعر، جانب عروضی وزن شعر است که بر همه ی شعر هایی که در یک وزن سروده شده اند، قابل تطبیق است. ۲- موسیقی کناری شعر: عواملی که در نظام موسیقایی شعر دارای تاثیر است ولی ظهور آن در سراسر بیت و مصراع قابل مشاهده نیست. مانند قافیه و ردیف. ۳- موسیقی درونی شعر : هر کدام از جلوه های تنوع و تکرار در نظام آواها، که از مقوله ی موسیقی بیرونی(وزن) و کناری (قافیه) نباشد در حوزه ی مفهومی این نوع موسیقی قرار دارد. ۴- موسیقی معنوی شعر: همانگونه که تقارن ها و تضادها و تشابهات ، در حوزه ی آواهای زبان ، موسیقی اصوات را پدید می آورد همین تقارن ها و تشابهات و تضادها ، در حوزه ی امور معنایی و ذهنی، موسیقی معنوی را سامان می بخشد». (صفحات۳۹۳-۳۹۱ موسیقی شعر، محمد رضا شفیعی کدکنی).
سؤال های تحقیق
سؤال اصلی: عوامل موسیقی ساز شعر در غزلیات خواجوی کرمانی کدام اند؟
مطلب دیگر :
کلید واژهها: عرفان، مقام، حیا، مثنوی، غزلیات شمس، مولوی
مقدمه تحقیق
عرفان طریقه شناخت و معرفت نزد آن دسته از صاحبان دانایی و حکمت است که بر خلاف اهل عقل و برهان در مسیر کشف حقیقت بیشتر به ذوق و اشراقات روحانی تکیه دارند. این طریقه در میان مسلمانان معمولاً بر روش و منش صوفیه مشهور است. البته در میان سایر اقوام و ملل برحسب شرایط مکانی و زمانی دارای اسامی متفاوتی است. با وجود این، عموماً آن همه را تحت عنوان معرفت اهل سرّ میشناسند.
عرفان و تصوف اسلامی خود به دو بخش عرفان عملی یا همان سیر و سلوک و عرفان نظری تقسیم میشود. در سیر و سلوک عرفانی، سالک از منازل و مراحل گوناگون میگذرد که به این منزلها و مراحل در اصطلاح «مقامات» میگویند. یکی از مقامات «حیا» است. به طور کلی، عارفان صفت حیا را از احوال مقربان الهی میدانند. بدین توصیف که هر قدر تقرب و نزدیکی به درگاه الهی افزایش یابد، حیا نیز بیشتر خواهد شد. بنابراین، رابطهای دوسویه بین مفهوم حیا و قرب قابل تصوّر است. حیا از دو منظر عرفانی قابل تأمّل است: نخست از دیدگاه مقامات؛ که حیا به صفت اهل مراقبه اطلاق میشود و هنگامی است که قلب بنده از هیبت و خوف اشراف خداوند در نور دیده گردد.
بنابراین سالک درگاه حق ظاهر و باطن خویش را از مخالفت احکام الهی به سبب مراقبت نظر حق تعالی، محافظت میکند. این نوع از حیا به دو نحو حیای از معصیت و حیای از تقصیر منقسم میگردد.
اما دیدگاه دوم احوال است که حیا به صفت خاص اهل مشاهده اطلاق میگردد و آن هنگامی است که روح سالک از شکوه مشاهده حق تعالی در خویش در نوردیده گردد (کاشانی، ۱۳۸۸ :۴۲۰-۴۲۲).
مولانا جلالالدین محمد بلخی در کتاب مثنوی معنوی و غزلیات شمس، تشنه لبان دریای معنوی را به تعمق و تدّبر فرا میخواند و از منظر و دیدگاهی که خاص و ویژۀ اوست گاه مفهوم حیا را از جنبهه ای اخلاقی و دینی مورد توجه قرار میدهد و گاه جنبهها و گرایشات عرفانی و شهودی را مدنظر قرار میدهد که این نوع دیدگاه در مثنوی کاملا مشهود است و اما در غزلیات شمس با زبانی سکرآمیز به جنبهه ای شهودی و تجارب عرفانی و معنوی تکیه دارد. وی در پارهای از اشعار خویش چنین میگوید:
| ای عدوی شرم و اندیشه بیا | که دریدم پرده شرم و حیا | |
| (مولوی ،۱۳۸۳ : ۸۳۹) |
مطلب دیگر :
| از عشق شرم دارم اگر گویمش بشر | میترسم از خدای کو گویم که این خداست | |
| (همان: ۲۰۶) |
| عاشق باید که روز و شب باده خورد | تا پرده عقل و شرم خود را بدرد | |
| (همان : ۷۵۷) |
مولوی در این دو اثر ارزشمند خویش هم جنبههای اخلاقی و دینی مفهوم شرم و حیا را در نظر دارد و هم جنبهها و گرایشات عرفانی و شهودی را؛ و چنین بر میآید که مولوی در کتاب مثنوی بیشتر به جنبههای اخلاقی و دینی حیا و شرم تاکید دارد. چنان که تجلی این مفهوم در طی حکایات مثنوی و تمثیلات وی با کاربرد برخی آیات و احادیث نمایان است و در غزلیات شمس مفهوم شرم و حیا به جنبههای شهودی و تجارب عرفانی و معنوی آن تکیه دارد. لذا در اشعار خویش به جلوههای گوناگونی از شرم و حیای عاشقانه و عارفانه را به تصویر میکشد. بنابراین بررسی نسبت بین شرم و عشق و همچنین گرایشهای دوگانه حیا و ترک حیا در اشعار مولوی منجر به تحلیل مبانی ناب و بکر عرفانی مولوی شده و مدل معرفتی خاصّ وی را به طور مفصل توصیف میکند.
این پایان نامه در پنج فصل به شرح ذیل تدوین شده است:
فصل اول: با عنوان کلیّات تحقیق، شامل مقدمه، تعریف مسئله تحقیق، اهمیت و ضرورت تحقیق، پرسشهای اساسی پژوهشی، اهداف تحقیق، فرضیهها، روش تحقیق و تعریف واژه های کلیدی و حدود و قلمرو تحقیق است.
فصل دوم: در این فصل موضوع تحقیق، یعنی مفهوم حیا را از نظر لغوی و اصطلاحی مورد بررسی قرار دادهایم و با مراجعه به آیات و احادیث و متون منثور و منظوم عرفانی، مهمترین ویژگی و آثار و مراتب آن را استخراج نمودهایم.
۳ـ ۲ـ فاصله و ترجمه شعر ۲۸
۳ـ ۳ـ انواع فاصله ۲۸
۳ـ ۳ـ ۱ـ فاصله میان فعل و فاعل . ۲۸
۳ـ ۳ـ ۲ـ فاصله میان فعل و مفعول . ۳۱
۳ـ ۳ـ ۳ـ فاصله میان موصوف و صفت . ۳۲
۳ـ ۳ـ ۴ـ فاصله بین مبتدا و خبر . ۳۶
۳ـ ۳ـ ۵ـ فاصله بین اسم و خبر ۳۸
۳ـ ۴ـ حذف در شعر . ۴۱
۳ـ ۵ـ انواع حذف ۴۲
۳ـ ۵ـ ۱ـ حذف حرف . ۴۲
۳ـ ۵ـ ۲ـ حذف ارکان جمله . ۴۳
۳ـ ۵ـ ۲ـ ۱ـ حذف مبتدا . ۴۴
۳ـ ۵ـ ۲ـ ۱ـ ۱ـ حذف مبتدا از آغاز بیت ۴۴
۳ـ ۵ـ ۲ـ ۱ـ ۲ـ حذف مبتدا در میان بیت . ۴۹
۳ـ ۵ـ ۳ـ حذف موصوف . ۵۰
۳ـ ۵ـ ۴ـ حذف فعل . ۵۳
۳ـ ۵ـ ۵ـ حذف فعل ناسخه و اسم آن . ۵۴
۳ـ ۵ـ ۶ـ حذف مفعول ۵۴
۳ـ ۵ـ ۷ـ حذف مضاف . ۵۴
فصل چهارم: نتیجه گیری
نتیجهپژوهش. ۵۷
پینوشت . ۵۸
منابع و مآخذ. ۵۹
چکیده عربی ۶۳
چکیده انگلیسی. ۶۴
مقدمه
نیاز بشر به آگاهی از فرهنگ و ادبیات ملتهای دیگر، انسانها را بر آن داشت تا به ترجمهی کتب اقوام و ملتهای مختلف اهتمام ورزند. مترجمان شروع به ترجمهی کتاب در زمینه های مختلف نمودند و تلاش کردند که از هر خرمنی خوشهای بچینند اما اگر به صفحات تاریخ مراجعه کنیم میبینیم که مترجمان در سرتاسر دنیا، به ترجمهی متون ادبی خصوصا شعر توجه کمتری داشتند؛ زیرا آنان میدانستند که شعر از احساس شاعر سرچشمه میگیرد و مترجم قادر نخواهد بود همهی آنچه از احساسات شاعر نشات میگیرد را در قالب ترجمهی خویش بگنجاند.
در میان اشعاری که ترجمه شده اند، شعر عربی از اهمیت ویژهای برخوردار است، بخصوص اشعار جاهلی. زیرا معلومات زیادی از روزگاران گذشته اعراب، در بردارد تا جائی که آن را «دیوان العرب» نام نهادهاند. این اشعار یکی از ذخایر گرانسنگ معارف بشری است و با ترجمه نکردن آن، میراث ادبی را از گنجینههای عظیم محروم میکنیم (اقبالی، ۱۳۸۸: ۱۵).
ترجمهی شعر عربی با پیچیدگیهای زیادی همراه است و برخی از فرایندهای نوشتاری دوران کهن، همچون حذف، تقدیم و تأخیر و فصل، موانع بسیاری را بر سر راه مترجم ایجاد می کند. علاوه بر این مترجم برای ترجمه اشعار معلقات و صعالیک با دشواریهای زیادی روبروست؛ از جمله معادل یابی واژگان، تفاوت فضای جاهلی با زمان حال، سبک زندگی جاهلی، امثال، حکمتها، تشبیهات و غیره.
این پژوهش بر آن است تا علاوه بر تعریف ترجمه، سابقه ترجمه، انواع ترجمه، دشواریها و پیچیدگیهای اشعار معلقات و صعالیک را از جنبه صرفی و نحوی مورد بررسی
مطلب دیگر :
مجازات اسلامی، قانون مجازات اسلامی
قرار دهد تا بخشی از دشواریهایی را که سر راه مترجم غیر عرب وجود دارد از میان بردارد.
جامعه آماری در این پژوهش، دانشجویان کارشناسی ارشد، ترم اول دانشگاه مازندران شهر بابلسر میباشند. حجم نمونه ۱۵ نفر است که با بهره گرفتن از نمونه گیری خوشهای با بهره گرفتن از نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. ۱۰ بیت از اشعار معلقات و صعالیک انتخاب شد و ابیات منتخب به همراه ترجمه واژههای دشوار آماده گردید. این ابیات برای ترجمه در اختیار دانشجویان قرار داده شد و برای ترجمه هر بیت چند دقیقه به دانشجویان فرصت داده میشد تا ترجمه خود را بنویسند. بعد از اتمام وقت دشواری که در ترجمه بود توسط محقق توضیح داده میشد و مجدداً از دانشجویان خواسته میشد تا ترجمههای خود را یادداشت کنند. این کار تا آخرین بیت انجام شد. ترجمههای اولیه و ثانویه دانشجویان مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت و درصد پاسخهای صحیح و نادرست مشخص گردید که در پایان هر قسمت ذکر شده است.
این پایان نامه در چهار فصل تدوین شده است:
فصل اول مربوط به کلیات پژوهش می باشد که در آن به بیان مسأله، پرسشها، فرضیه پژوهش، پیشینه، حدود و اهداف پژوهش می پردازد.
در فصل دوم به ترجمه، سابقه تاریخی ترجمه، انواع آن و ترجمهی شعر پرداخته میشود.
فصل سوم به بررسی داده های تحقیق اختصاص دارد و پیچیدگیهای اشعار معلقات و صعالیک در دو حوزه فاصله و حذف مورد بررسی قرار میگیرد.
در فصل چهارم، نتیجه گیری، پینوشت و منابع و مآخذ بیان میگردد.
۱ـ بیان مسأله
انتقال مجموعه میراثهای بشری، از ملتی به ملت دیگر و از زبانی به زبان دیگر، یکی از مهمترین ابزارهای توسعهی تمدن جدید بشری به شمار میآید و ترجمه اساسیترین نقش را در این انتقال بر عهده دارد (حسن، ۱۳۷۶: ۷). ترجمه از طرفی موجب کامل شدن معارف ملتها گردیده و نمیگذارد دانش آنها در یک مرز خاص توقف کرده راکد باقی بماند و به آنچه از علوم و دانستنیها که نزدشان است، بسنده کنند، و از طرفی دیگر با دستیابی به آثار دیگران از راه ترجمه، شخصیت علمی و معنوی خود را رشد داده و آن را بارور میسازند (همان: ۱۱ و ۱۲).
شناخت رهآوردهای فکری و هنری ملتها و فهم میراث ادبی که در قالب نظم و نثر به یادگار مانده- که در واقع حاصل تجربیات و یافته های فکری آنهاست و سازههای اصلی فرهنگ و تمدن آنان را تشکیل میدهد- تا حد زیادی در گرو ترجمهی متونشان میسر میگردد. ترجمه متون عربی از آن جهت مهم
مینماید که زبان این متون، زبان اسلام و تمدن اسلامی است و پیوند دیرینه با زبان فارسی دارد، و این که گذشتگان ما برخی از آثار ارزندهی خود را به این زبان ارائه دادهاند بر صحت این ادعا گواهی میدهد و مؤید آن است که این دو زبان رابطه تنگاتنگ با هم دارند و پویایی هریک از این دو در گرو شناخت دیگری است (اقبالی، ۱۳۸۸: ۱۳).
ضرورت تفاهم بین المللی نیاز به ترجمهی شعر را پیش آورده است؛ زیرا شعر آیینهی فرهنگ