۴-۲-۵-۶- راه به غلط نشان دادن. ۵۱
۴-۲-۶- تقلید لهجه و زبان دیگران. ۵۲
۴-۲-۷- تطمیع و تهدید. ۵۳
۴-۲-۸- نقب بریدن. ۵۴
۴-۲-۹- به مردگی زدن. ۵۵
۴-۲-۱۰- دزدی ۵۶
۴-۳- حیله های غیرعیاری ۵۶
۴-۳-۱- دزدی ۵۶
۴-۳-۲- دروغ. ۵۷
۴-۳-۲-۱- نامۀ دروغین ۵۷
۴-۳-۳- بیهشانه. ۵۷
۴-۳-۴- پنهان کردن. ۵۸
۴-۳-۵- رشوه ۵۸
۴-۳-۶- نقم (نقب) بریدن. ۵۹
۴-۴- حیله های جنگی ۵۹
۴-۴-۱- شبیخون زدن. ۵۹
۴-۴-۲- مست کردن لشکریان. ۶۰
۴-۴-۳- جنگ کردن با پیل و آشوباندن پیلان. ۶۰
۴-۴-۴- فروکوفتن طبل و کوس حربی، شیپور، دهل ۶۱
۴-۴-۵- در کمین نشستن ۶۲
۴-۴-۶- بدل کردن اسب در جنگ. ۶۳
۴-۴-۷- جنگ زرگرانه. ۶۴
۴-۴-۸- ایجاد چاههای سرپوشیده ۶۴
۴-۴-۹- لشکریان ساختگی ۶۵
۴-۴-۱۰- هماورد خواستن در میدان. ۶۶
۴-۴-۱۱- استفاده از فلاخن ۶۷
۴-۵- حیله های جادوئی ۶۷
۴-۵-۱- ورد خواندن. ۶۷
۴-۵-۲- ایجاد آتش. ۶۸
۴-۵-۳- استفاده از حیوانات و ابزارهای عجیب. ۶۹
۴-۵-۴- افسون کردن. ۷۱
۴-۵-۵- پریان در صورتهای گوناگون. ۷۱
۴-۵-۶- داروهای شفابخش. ۷۳
۴-۵-۷- طلسم. ۷۴
۴-۶- حیله های غیرجادوئی از جادوگران و پریان. ۷۵
۴-۶-۱- به شکل مردان درآمدن. ۷۵
۴-۶-۲- استفاده از دارو – معجون – بیهشانه. ۷۶
۴-۷- حیله های ساختمان سازی، معماری، بناها و راه ها ۷۶
۴-۸- حیله های متفرقه. ۷۸
۴-۸-۱- استفاده از زهر. ۷۸
۴-۸-۲- با زبان رمز و اشاره سخن گفتن ۷۹
۴-۸-۳- رام کردن اسب با حیله. ۷۹
۴-۸-۴- برای کار غیر ضروری فرستادن. ۷۹
۴-۸-۵- خود را در میان گشتگان انداختن ۸۰
۴-۸-۶- با تیر نامه فرستادن. ۸۰
۴-۹- اهداف حیله های عیاری ۸۱
۴-۹-۱- ناشناس بودن. ۸۱
۴-۹-۲- وصال معشوق ۸۱
۴-۹-۳- نجات جان خود و دیگران. ۸۲
۴-۹-۴- به دام انداختن دشمن ۸۳
۴-۹-۵- آگاهی از مخفیگاه ۸۴
۴-۹-۶- دزدی ۸۴
۴-۹-۷- کشتن ۸۵
۴-۱۰- اهداف حیله های غیرعیاری ۸۶
۴-۱۰-۱- کشتن ۸۶
۴-۱۰-۲- دزدی ۸۶
۴-۱۱- اهداف حیله های جنگی ۸۶
۴-۱۱-۱- انتقام گرفتن ۸۶
۴-۱۱-۲- منافع شخصی ۸۷
۴-۱۱-۳- پیروزی بر حریف. ۸۷
۴-۱۱-۴- ایجادآشوب ودلهره و تضعیف روحیه در سپاه دشمن ۸۷
۴-۱۱-۵- نجات از دست دشمن ۸۸
۴-۱۱-۶- در بند کردن وپیش شاه فرستادن. ۸۹
۴-۱۱-۷- گریز و فرار. ۸۹
۴-۱۲- اهداف حیله های جادوئی ۹۰
۴-۱۲-۱- یاری عیاران. ۹۰
۴-۱۲-۲- یاری دشمن ۹۲
۴-۱۳- اهداف حیله های غیرجادوئی ۹۲
۴-۱۳-۱- آگاهی از قدرت دشمن ۹۲
۴-۱۳-۲- حفظ سلامتی یا برگرداندن آن. ۹۳
۴-۱۴- اهداف حیله های معماری وبنائی ۹۳
۴-۱۴-۱- زندانی کردن افراد خاص ۹۳
۴-۱۴-۲- راه فرار. ۹۴
۴-۱۵- اهداف حیله های متفرقه. ۹۴
۴-۱۵-۱- جلوگیری ازافشای نقشه. ۹۴
۴-۱۵-۲- رهایی ازهلاکت. ۹۴
۴-۱۶- شخصیتهای انجام دهنده مکروحیله. ۹۵
۴-۱۶-۱- عیاران. ۹۵
۴-۱۶-۲- درباریان. ۹۵
۴-۱۶-۳- جادوگران. ۹۶
فصـل پنجم: نتیجه گیری وارائه پیشنهادات
۵-۱- نتیجه گیری ۹۹
۵-۲- ارائه پیشنهادات. ۱۰۰
منابع و مأخذ. ۱۰۴
ادبیات داستانی به روایت منثوری گفته می شود که حوادث خارق العاده آن بر واقعیت غلبه دارد. قصه پاره ای از فکر و تخیل انسانی است که در هر مللی به گونه ای متفاوت روایت شده است و نوع ادبی قصه در ادبیات ما پیشینه ی طولانی دارد و بخشی از ادبیات ما را تشکیل می دهد. از جمله می توان به قصه های عامیانه اشاره کرد که بیشترین جذابیت و محبوبیت را در بین عامه مردم دارد. سمک عیار تألیف فرامرزبن خداداد بن عبدالله الکاتب الارجانی در قرن ششم و از قدیمی ترین قصه های عامیانه است. یکی از مهمترین عناصر در تمام قصه ها و به طور اخص در این اثر مکر و حیله هایی است که توسط شخصیتها انجام شده است و بر جذابیت و آموزندگی قصه ها افزوده است. این پایان نامه به بررسی انواع مکر و حیله ها و اهداف و شخصیت های انجام دهنده مکر و حیله در این اثر (سمک عیار) می پردازد. در این اثر انواع مکر و حیله ها اعم از حیله های عیاری، غیرعیاری، جنگی، جادوئی، غیرجادوئی، معماری و متفرقه و اهداف آنها شامل رسیدن به معشوق، مقام، نجات جان خود و دیگران و. . . و شخصیت های انجام دهنده مکر و حیله در سه گروه کلی عیاران و درباریان و جادوگران مورد شناسایی قرار گرفت.
کلیدواژه ها: ادبیات داستانی، قصه، مکروحیله، سمک عیار، فرامرزبن خداد بن عبدالله الکاتب الارجانی
ادبیات داستانی در معنای جامع به هر روایتی که جنبه ساختگی آن برجنبهی واقعیش غلبه کند گفته میشود. شامل رمانس، رمان، داستان کوتاه وقصه است. یکی از
انواع ادبیات داستانی قصه میباشد. قصه در لغت به معنی حکایت و سرگذشت است. به طور کلی قصه نوشته ای است به نثر یا نظم که بر حوادث شگفت انگیز وغیر معمول تاکید دارد. بیشتر قصهها به طور شفاهی بیان میشد ونثری ساده وروان داشت و برای عامه مردم قابل فهم بود واگر در بین مردم کسی سواد اندک داشت این قصهها را یاد داشت میکرد. از این رو به قصههای قدیمی لفظ عامیانه داده شده است. قصه ها با مکرو حیله آمیخته شده اند و مکر و حیلهها در هر قصه علاوه بر اینکه باعث جذابیت قصه می شود خواننده را برای خواندن اثر ترغیب می کند همهی قصهها از دو گروه بزرگ خیر و شر تشکیل می شوند که هر گروه برای پیروزی بر گروه دیگر از مکر و حیله استفاده میکردند. پس می توان گفت مکرو حیله قسمت جدایی نا پذیر از قصهها می باشد. از جمله قصههایی که بدون مکرو حیله شکل نمی گیرند می توان به قصه ی سمک عیار اشاره کرد نویسنده سمک عیار سعی کرده است که از واقعیات دور نشود و با ایجاز واختصار جزئیات حوادث راشرح دهد اما از وقایع خلق الساعه وشخصیت های غیرعادی، سحر وجادو نیز نتوانسته پرهیزکند. نثر این قصه ساده و روان است وهنوز با گذشت زمان طولانی از محبوبیت عامه مردم بر خوردار است. قصه ها منادی عدل وداد و راستیاند وآرزوهای مردمان نیک سرشت وخیر خواه رابیان می کنند وسرنوشت شوم بدکاران را به معرض دید قرار می دهند. سمک عیارتألیف فرامرزبن خداداد بن عبدالله الکاتب الارجانی که خود راوی اصل قصه را صدقه بن ابی القاسم میداند. سمک عیار شخصیت برجسته این اثر وجزء گروه عیاران است و عیاران گروهی از مردم بودند که باهوش، دلیر جسور و نترس بودند و برای رسیدن به هدف خود علاوه براین صفات عیاری از حیلههای گوناگونی استفاده می
مطلب دیگر :
کردند که در کنار این حیلههای عیاری به حیلههای دیگری برمیخوریم که انجام دهنده آنها شخصیتهایی غیراز عیاران میباشند. با توجه به مطالب ذکر شده، دراین پایان نامه به بررسی مکروحیلههای موجود و اهداف آن وبه طور کلی شخصیتهای انجام دهندهی مکر و حیله پرداخته میشود.
این پایان نامه ازپنج فصل تشکیل شده است.«مکر [مَ] فریب، ریو، تنبل و حیل وحیله وخدعه وفریب –دادگی وتزویر و ریا و دو رویی وغدر». (دهخدا، ۱۳۴۱:ذیل واژه).
۴-۲- نمودارهای آمارتوصیفی آزمون چهارگزینه ای.۷۳-۶۰
۴-۳- جدول بررسی کلی آمارتوصیفی آزمون چهارگزینه ای۷۳
۴-۴- نمودار بررسی کلی آمارتوصیفی آزمون چهارگزینه ای۷۵-۷۴
۴-۵- جدول های آمارتوصیفی آزمون متنی۹۷-۷۵
۴-۶- نمودارهای آمارتوصیفی آزمون متنی.۹۷-۷۵
۴-۷- جدول بررسی کلی آمارتوصیفی آزمون متنی۹۸
۴-۸- نمودار بررسی کلی آمارتوصیفی آزمون متنی۹۹-۹۸
۴-۹- جدول بررسی کلی آمار استنباطی آزمون چهارگزینه ای.۱۰۰
۴-۱۰-نموداربررسی کلی آماراستنباطی آزمون چهارگزینه ای۱۰۰
۴-۱۱- جدولهای بررسی آماراستنباطی آزمون متنی.۱۰۱
۴-۱۲- نموداربررسی آماراستنباطی آزمون متنی۱۰۲
۵-۱- نمودار مقایسه ی درصدی آمارتوصیفی۱۰۵
۵-۲- نمودار درصد کلی آمارتوصیفی.۱۰۵
۵-۳- نمودار مقایسه ی درصدی آماراستنباطی.۱۰۶
۵-۴- نمودار درصد کلی آماراستنباطی۱۰۷
موضوع دستور زبان همواره مورد توجه زبان شناسان و صاحبنظران بوده است.دستور در مطالعات نوین زبان شناسی بخشی از نظام شناختی ذهن انسان است و این نظام شناختی در ساختار ذهنی و روان شناختی همه انسانها به طور طبیعی وجود دارد.در چهار چوب زبان شناسی نوین هر فردی دستور زبان مادری خود را می داند و براساس چنین دانشی قادر به تولید و درک جمله ها است.در واقع سخنگویان هر زبانی به صورت خود آگاه از این دانش اطلاع ندارند بلکه به صورت ناخودآگاه آن را به کار می برند. چامسکی این دانش ناخود آگاه را که بر مبنای آن جمله ها تولید ودرک می شوند توانش[۱]نامیده و به دنبال آن تجلی و به کارگیری این دانش زبانی را در موقعیت های مختلف کنش[۲] نام گذاری کرده است.البته در اغلب موارد کنش زبانی بازتاب دقیق دانش زبانی نیست و همه ما با خطاهای[۳] تولیدی گفتاری و نوشتاری یا درک نادرست جمله آشنا هستیم،اما این خطاها به معنی ندانستن دستور زبان نیست بلکه ممکن است به دلایلی در یک موقعیت به درستی از آن استفاده نشود(گلفام،۱۳۸۹:
مطلب دیگر :
چگونه به حل مسأله پایان دهیم و نتیجه بگیریم؟
۶-۵).
فراگیری[۴] زبان مادری بخشی از فرایند کل بلوغ کودک است درصورتی که یادگیری[۵] زبان دوم به طور معمول فقط پس از اینکه فرایند بلوغ عمدتاً کامل شده است شروع می شود،پس این نکته بی نهایت اهمیت دارد که فرد به میزان و نوع خطاهای خود،آگاه باشد و در جهت تصحیح و بهینه سازی آن گام بردارد(کوردر[۶]،۱۳۸۱: ۷).
| ۲ |
یکی از مشکلات اساسی در مدارس متوسطه ی کشورمان به ویژه در مناطق کمتر توسعه یافته،افت تحصیلی در درس زبان انگلیسی است که بنا به گفته ی کارشناس مسئول گروه های آموزشی و با استناد به نمودارهای درصد قبولی،میانگین این درس در مقطع متوسطه حدود ۶۰ درصد ودر برخی سالها به کمتر از آن هم میرسد و این در صورتی است که
۳- معنی دیگر زراوند گیاهی از رده دو لپه ای، بی گلبرگ که تیره زراوندها را می سازد، این تیره جزو تیره های نزدیک به اسفناجیان است.
مطلب دیگر :
میگرفت. پذیرش این اصطلاح، با مقاومتهایی در میان پژوهشگران همراه بود. این مقاومتها بیش از هر چیز، به ابهام هایی مربوط میشد که در خود این اصطلاح و نیز تعریف تامز از آن وجود داشت. با وجود چنین مقاومتهایی، در زمانی نه چندان زیاد، این اصطلاح در میان اهل علم و نظر پذیرشی جهانی یافت.از فولکلور تعریفهای فراوانی صورت گرفته است. این تعریفها گاه به هم بسیار نزدیکند و گاه فاصلهای نسبتاً دور از هم دارند. مراجعه به دایره المعارفهای مهم جهان، گویای چنین اختلاف هایی است. در فرهنگهای تخصصی نیز با چنین اختلاف هایی رو به رو میشویم. مثلاً در یکی از فرهنگهای تخصصی، به نام «فرهنگ استاندارد فولکلور، اسطورهشناسی و افسانه»، نزدیک به بیست و یک تعریف از اصطلاح فولکلور ارائه شده است.( پراپ، ۱۳۷۱:۶) این اختلاف ها بیش از هر چیز به استنباطهای متفاوتی مربوط میشود که نسبت به دو بخش این اصطلاح، یعنی Folk و Lore در میان پژوهشگران وجود دارد. در حقیقت، مفهوم این اصطلاح ارتباطی مستقیم با تعریفی دارد که از Folk (مردم یا عامه) و Lore (فرهنگ) صورت میگیرد. مثلاً در یکی از فرهنگهای ادبی که به زبان فارسی منتشر شده Folk به مهفوم «عامیانه» در نظر گرفته شده و با توجه به این استنباط درباره Folk Literature که جزیی از فرهنگ عامه بوده، چنین آمده است: «ادبیات عامه در میان جوامعی که اکثریت مردم آن قادر به خواندن و نوشتن نیستند، رواج دارد». در یکی دیگر از فرهنگهای فارسی، اصطلاح های Folk Lore و Folk-Literature ، به یک مفهوم در نظر گرفته شده و در ذیل آنها چنین آمده است: «ادبیات
عامه ادبیات توده یا فرهنگ عوام یا فولکلور در مقابل ادبیات رسمی است که مخلوق ذهن مردم باسواد و تحصیل کرده است و مجموعهای است از ترانهها و قصههای عامیانه، نمایشنامهها، ضربالمثلها، سحر و جادو و طب عامیانه که در میان مردم ابتدایی و بیسواد رواج دارد» (پناهی سمنانی، ۱۳۷۶: ۲۲)
بر اساس این استنباطها و تعریف ها، جامعه هایی که اکثریت مردم آنها قادر به نوشتن و خواندن باشند، فاقد فولکلور هستند. بر اساس این تعریف ها، همچنین میتوان گفت در جوامعی نیز که سواد خواندن و نوشتن عمومیت پیدا نکرده است، آن گروههایی که از نعمت سواد برخوردارند، دارای فولکلور نیستند.چنین تعریفهایی محدود به زبان فارسی نیست، بلکه در میان اروپاییان نیز میتوان به چنین تعریفهایی برخورد کرد.بر خلاف تعریف های بالا که بر پایه ی تعریفی محدود از واژه Folk قرار دارد، امروزه فولکلورشناسان در میان جوامع صنعتی و پیشرفته نیز گونههای (ژانرهای) گوناگونی از ادبیات عامه را مورد شناسایی و پژوهش قرار میدهند. مثلاً در میان کارگران جوامع صنعتی یا حتی در میان تحصیلکردگان هر ملت، لطیفهها، هزلیات، مطایبات و ترانههایی وجود دارد که بیتردید در ردیف فولکلور قرار دارند.در کنار این استنباط ها که مبتنی بر درکی محدود از «مردم» یا «عامه» (Folk) است، میتوان به استنباطها و تعریفهایی اشاره کرد که در تعریف واژه «فرهنگ» (Lore) با هم اختلاف دارند. «عدهای فقط ادبیات و هنر و سایر دستاوردهای معنوی را مترادف فرهنگ میدانند»(میرصادقی، ۱۳۷۷: ۲۳) و برخی تعریفی عامتر از آن را مورد نظر قرار داده، مؤلفههای مادی جامعه را نیز در ردیف آنبه شمار میآورند.با وجود همه تفاوتهایی که در این استنباطها و تعریف ها وجود دارد، تقریباً همه آنها روی یک موضوع اتفاق نظر دارند؛ یعنی درباره شیوه انتقال فولکلور براساس این
مطلب دیگر :
وجه مشترک، فولکلور به آن بخش از دانش و هنر گفته میشود که به صورت شفاهی و زبان به زبان، از نسلی به نسل دیگر منتقل شود. این وجه مشترک، اگر چه بیانگر بخشی از واقعیت است، به خودی خود نمیتواند تعریفی دقیق و جامع باشد. زیرا بسیاری از مواد و عناصر فولکلور را میتوان مثال آوردکه به صورت زبانی و شفاهی منتقل نمیشوند. مثلاً شعرها، جملهها و شبه جملههایی که روی کامیونها و تریلیها نوشته میشود، در ردیف فولکلور قرار دارند. یادگاریهایی که بر در و دیوار نوشته میشود، نوشتههای روی سنگ قبرها، دعاها، طلسم ها، قراردادها، خریدنامهها و قولنامههای سنتی، وصیتنامهها و موارد دیگر همه اجزای مهمی از فولکلور هستند که فقط از طریق کتبی حفظ و منتقل میشوند. همچنین میتوان درباره هنر عوام و به ویژه رقص، محدودیت تعریف بالا را تعمیم داد. رقص فقط از طریق نگاه کردن و تمرین و ممارست کسب میشود و نمیتوان گفت که از طریق زبان منتقل میگردد. افزون بر موارد بالا، میتوان به دانشهایی اشاره کرد که با وجود آن که به صورت شفاهی از نسلی به نسل دیگر منتقل میشوند، اما در ردیف فولکلور به شمار نمیروند.همانگونه که دکتر فریدون وهمن، از پیشگامان فولکلور علمی در ایران، پیش از سی سال پیش گفته، به جای کوشش در ارائه تعریف واحدی از فولکلور، بهتر است که موضوعها و مقولههای مورد پژوهش فولکلور را مطرح کنیم و روی آن به توافق برسیم. به عبارتی، عرصه فعالیتهای این علم را تعیین کنیم و درباره آن به نظری واحد دست یابیم.
پس از این آشنایی کلی با ادبیات عامیانه مردم ایران، ما در این پژوهش به جزییات بیشتر دانش عوام (فولکلور) مردم ایران خواهیم در دیوان مسعود سعد خواهیم پرداخت.حمل ونقل ۱۶
روستاهاوآبادی ها ۱۶
فصل سوم روش تحقیق(روش میدانی)
روش های میدانی ۱۹
افرادی که با آنها کار نموده ام ۲۰
فصل چهارم (یافته های تحقیق)
مراسم عروسی از طلبونی تاعقد ۲۲
عزاها وسوگ ها ۲۸
لالایی های دشتاب ۳۰
نقش پدر درلالایی ۳۲
لالایی آرزوهاوآرمانها ۳۳
دوبیتی ها ۴۵
آبادون ها ۶۱
داستان ها ۶۶
ضرب المثل ها ۷۰
چیستان ها ۷۱
واژه ها وکلمات ۷۲
انواع بازی ها ۱۲۸
۱-بازی های نمایشی ۱۲۸
۲-بازی های ورزشی ۱۲۸
۳-بازی های ذهنی-تجسمی ۱۲۹
۱-۱-چوب بازی ۱۲۹
۱-۲- دستمال بازی ۱۳۱
۲-۱- گوبازی ۱۳۲
۲-۲- سکلوبازی ۱۳۳
۲-۳- سنگ کهنی ۱۳۵
۲-۴- طناب کشی ۱۳۶
مطلب دیگر :
مروری بر دنیای بازی های ویدیویی در هفته ای که گذشت [۷ دی
ایران به دلیل نقش آفرینی ادب دوستان وفارسی زبانان شیرین ودلپسند است
اینجانب به پیشنهاد استاد فرزانه ام جناب دکترهوشمنداسفندیارپور براین شدم تا آثار فرهنگی وادبی منطقه دشتاب را که موطن اصلی من است با راهنماییهای ایشان جمع آوری نموده وبه زادگاه خودم خدمتی نمایم.واژگان کلیدی:ادبیات عامه،دشتاب،لالایی ها
مقدمه
نگاهی از بام تیره وهوس آلودسده بیستم به گذشته ، جهان را پهنه دگرگونی های بی شمار نشان میدهد؛دگرگونیهایی که گاه نابودی و نامرادی ، وزمانی ، امید و کامروایی به ارمغان آورده وپرونده زندگی انسان را از لحظه های زشت و زیبا آکنده است. بررسی فراز ونشیب های تاریخ،بشررابدین حقیقت رهنمون میکند که پدیده های خوب و بد جوامع انسانی ، چیزی جز بازتاب فرهنگها نیست. به عبارت دیگر،فرهنگ،خاستگاه همه پیشرفتها،نوآوریها یا همه عقب ماندگی ها به شمارمی آید.فرهنگ و ادبیات عامه میراث ماندگار گذشتگان ماست که امروز نسل جوان ونوجوان کشور بایستی در ابعاد گوناگون آن را شناسایی و حفظ نمایند .با توجه به این که شناخت آداب و رسوم وباورهای عامیانه هر روستا نشان از هویت فرهنگی آن روستا می باشد . روستای دشتاب از قدمت فرهنگی بسیار طولانی برخوردار می باشد. و هنوز در این روستا شاهد آن هستیم که ارزشها وباورها توسط پدران و گذشتگان نسل به نسل انتقال یافته و با توجه به مدرن شدن جامعه امروزی هنوز شاهد برجای ماندن بسیاری از اداب رسوم واصلاحات گذشته در میان نسل جوان هستیم ما در این پژوهش سعی داریم . با بررسی وشناخت اصلاحات و اداب و رسوم منطقه دشتاب به نوعی انتقال دهنده این ارزشها و باورها به نسل جدید باشیم زیرا لازم است فرهنگ عامیانه هر منطقه حفظ شود . چرا که به عنوان شناسنامه آن منطقه محسوب می گردد.این پژوهش به بررسی فرهنگ و آداب ورسوم منطقه دشتاب می پردازد.