واحد تهران مرکزی دانشکده ادبیات وعلوم انسانی ، گروه زبان و ادبیات فارسی پایان نامه برای دریافت ...

تاریخی و فرهنگی متفاوت، به دلیل دارا بودن زمینه‌های مشترک فکری، ذوقی و عاطفی نویسندگانشان، قابلیت مقایسه و انطباق دارند و می‌توان، هم از نظر ساختاری و هم از لحاظ محتوا و درون‌مایه مشابهت‌های درخور توجهی میان آنها مشاهده نمود. از آنجا که گناه، عشق، زن و مرگ، موضوعاتی فرافرهنگی‌اند و موضوعاتی نیستند که در انحصار قوم و ملت و فرهنگی خاص باشند، وسوسه ناگزیر این تحقیق، بررسی این قبیل مفاهیم در دیدگاه دو انسان شرقی و غربی و پی بردن به شباهت‌ها و تفاوت‌های موجود میان آنها بوده است.
کلید واژه‌ها: ادبیات تطبیقی، ادبیات عرفانی، ادبیات رمانتیک، خداوند، عشق، گناه.

مقدمه:

ادبیات تطبیقی رویکردی نسبتاً جدید در دنیای ادبیات است که به کشف زمینه‌های همدلی و هم‌اندیشی آفرینندگان آثار ادبی و هنری سرزمین‌های مختلف کمک می‌کند. رویکرد دیدگاه‌های مختلف ادبیات تطبیقی هرچه که باشد، نتیجه کار یکسان است و آن نزدیکی ملل و اقوام گوناگون و تفاهم ادبی و فرهنگی آنها خواهد بود. در این پایان‌نامه که با هدف تحلیل تطبیقی فاوست[۱] گوته و داستان شیخ صنعان به روایت عطار فراهم آمده است، این موضوع؛ یعنی پی بردن به اشتراکات ذوقی و فکری و عاطفی پدید‌آورندگان این دو اثر، همواره محل تأمل و توجه بوده است. همچنین تطبیق این دو اثر از این نظر که هر دو از آثار برجسته تاریخ ادبیات جهان و نیز از شاهکارهای برجسته دو ملت هستند، پیوسته اهمیتی برجسته داشته است.


داستان شیخ صنعان یکی از دل‌انگیزترین داستان‌های عاشقانه ادبیات فارسی است. این داستان بلندترین منظومه منطق‌الطیر عطار نیشابوری است. اهمیت این داستان سبب شده است که همیشه مورد توجه نویسندگان ادب‌پژوه باشد. این منظومه ماجرای شیخی است که گرفتار عشق بانوی ترسایی می‌شود و در پی آن، همه اعتبار و

مطلب دیگر :


مسئولیت کارفرما:،پایان نامه مسئولیت کیفری کارفرما

 احترامی را که طی سالیان دراز به دست آورده است، از کف می‌دهد. آنچه این منظومه را از نمونه‌های همگون متمایز می‌کند، ویژگی‌های منحصر به فرد آن، از حیث ساختار  بیرونی و همچنین از نظر مضمون و محتواست. داستان فاوست نیز در میان نمونه‌های مشابه خود دارای برجستگی ویژه‌ای است. سرگذشت فاوست، سرنوشت مردی است که عمر خود را بر سر کسب دانش و راهیابی به حقیقت نهاده؛ ولیکن با سپری کردن سالیان، با دستانی تهی و جانی به آرامش نرسیده، افسرده‌تر از همیشه بر جای مانده است. بنابراین نمونه‌های مورد بررسی در این پایان‌نامه، ضمن این‌که به دلیل دارا بودن پاره‌ای مشابهت‌ها، قابلیت انطباق و بررسی دارند، به دلیل دارا بودن مفاهیم برجسته انسانی نیز اهمیتی ویژه می‌یابند. این دو اثر نیز همچون بسیاری دیگر از آثار ادبی با هدفی مشخص به نگارش درآمده‌اند. این هدف هرچه که باشد، خواه دینی و اخلاقی، و خواه فرهنگی و اجتماعی، بیان‌کننده مهم‌ترین و عالی‌ترین تجربه‌های حیات روحی و معنوی پدیدآورندگانشان و نیز بازتاب عمیق‌ترین دغدغه‌های بشری هستند و همین مسأله سبب می‌شود مرز زمان و مکان را درنوردند و با عبور از مسیر پر فراز و نشیب تاریخ و با شکستن مرزهای مکان و زمان به دغدغه‌های مشترک آدمیان در پس قرون و اعصار تبدیل شوند.

این مسائل بر روی هم سبب گردید که از میان خیل کثیری از آثار ادبی جهان، این دو اثر به عنوان نمونه برجسته آثاری که به دلیل دارا بودن اشتراکات فکری و ذوقی و عاطفی پدیدآورندگانشان،  مشابهت‌هایی دارند، مورد مقایسه قرار گیرند. آنچه در این مقایسه بیش از هر چیز حائز اهمیت است، درک روح مشترکی است که بر این دو متن ادبی سایه افکنده است؛ و از همین روست که با وجود زمینه‌های تاریخی و فرهنگی متفاوتی که این آثار در بستر آنها شکل گرفته است، باز هم می‌توان آنها را مورد تحلیل و بررسی تطبیقی قرار داد. همین روح مشترک است که سبب می‌شود، به رغم تفاوت‌های اخلاقی و مذهبی و نیز تفاوت در اندیشه و جهان‌بینی گوته و عطار، مشابهت‌های عمیقی را بین آثارشان جست‌و‌جو کنیم. البته

عنوان: تحلیل اوزان عروضی مکتب وقوع (فغانی شیرازی، هلالی جغتائی، محتشم کاشانی، وحشی بافقی) استاد راهنما: دکتر ...

۴-۳-۲-۴. هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف (مفعول مفاعلن فعولن) ۱۰۳
۴-۳-۲-۵. هزج مسدس محذوف (مفاعیلن مفاعیلن فعولن) ۱۰۴
۴-۳-۳. غزلیات بحر مضارع. ۱۰۴
۴-۳-۳-۱. مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف (مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن) ۱۰۴
۴-۳-۳-۲. مضارع مثمن اخرب (مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن) ۱۰۸
۴-۳-۴. غزلیات بحر مجتث ۱۰۹
۴-۳-۴-۱. مجتث مثمن مخبون محذوف (مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن) ۱۰۹
۴-۳-۴-۲. مجتث مثمن مخبون (مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن) ۱۱۲
۴-۳-۴-۳. مجتث مثمن مخبون اصلم (مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع‌لن) ۱۱۳
۴-۳-۵. غزلیات بحر رجز. ۱۱۳
۴-۳-۵-۱. رجز مثمن سالم (مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن) ۱۱۳
۴-۳-۵-۲. رجز مثمن مطوی مخبون (مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن) ۱۱۴
۴-۳-۶. غزلیات بحر خفیف ۱۱۵
۴-۳-۶-۱. خفیف مسدس مخبون محذوف (فاعلاتن مفاعلن فعلن) ۱۱۵
۴-۳-۷. غزلیات بحر منسرح. ۱۱۶
۴-۳-۷-۱. منسرح مثمن مطوی مکشوف (مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن) ۱۱۶
۴-۳-۸. غزلیات بحر متقارب ۱۱۶
۴-۳-۸-۱. متقارب مثمن سالم (فعولن فعولن فعولن فعولن) ۱۱۷
۴-۳-۹. غزلیات بحر سریع. ۱۱۷
۴-۳-۹-۱. سریع مسدس مطوی مکشوف (مفتعلن مفتعلن فاعلن) ۱۱۷
۴-۴. اوزان عروضی غزلیات محتشم کاشانی. ۱۲۱
۴- ۴- ۱. غزلیات بحر رمل. ۱۲۱
۴-۴-۱-۱. رمل مثمن محذوف (فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن) ۱۲۱
۴-۴-۱-۲. رمل مثمن مخبون محذوف (فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن) ۱۲۸
۴-۴-۱-۳. رمل مثمن مشکول (فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن) ۱۳۴
۴-۴-۱-۴. رمل مسدس مخبون محذوف (فاعلاتن فعلاتن فعلن) ۱۳۵
۴- ۴- ۲. غزلیات بحر هزج. ۱۳۵
۴-۴-۲-۱. هزج مثمن سالم (مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن) ۱۳۵
۴-۴-۲-۲. هزج مثمن اخرب (مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن) ۱۴۱
۴-۴-۲-۳. هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف (مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن) ۱۴۱
۴-۴-۲-۴. هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف (مفعول مفاعلن فعولن) ۱۴۳
۴-۴-۲-۵. هزج مسدس محذوف (مفاعیلن مفاعیلن فعولن) ۱۴۳
۴- ۴- ۳. غزلیات بحر مضارع. ۱۴۴
۴-۴-۳-۱. مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف (مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن) ۱۴۴
۴-۴-۳-۲. مضارع مثمن اخرب (مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن) ۱۴۹
۴-۴-۴. غزلیات بحر مجتث ۱۵۰
۴-۴-۴-۱. مجتث مثمن مخبون محذوف (مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن) ۱۵۰
۴-۴-۴-۲. مجتث مثمن مخبون (مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن) ۵۴۱
۴-۴-۵. غزلیات بحر رجز. ۱۵۶
۴-۴-۵-۱. رجز مثمن سالم (مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن) ۱۵۶
۴-۴-۵-۲. رجز مثمن مطوی مخبون (مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن) ۱۵۷
۴-۴-۵-۳. رجز مثمن مطوی مرفل (مفتعلاتن مفتعلاتن مفتعلاتن مفتعلاتن) ۱۵۸
۴-۴-۵-۴. رجز مثمن مخبون مرفل(مفاعلاتن مفاعلاتن مفاعلاتن مفاعلاتن) ۱۵۹
۴-۴-۵-۵. رجز مثمن مطوی مخلوع (مفتعلن فعولن مفتعلن فعولن) ۱۵۹
۴-۴-۶. غزلیات بحر منسرح. ۱۶۰
۴-۴-۶-۱. منسرح مثمن مطوی مکشوف (مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن) ۱۶۰
۴-۴-۶-۲. منسرح مثمن مطوی منحور (مفتعلن فاعلات مفتعلن فع) ۱۶۱
۴-۴-۷. غزلیات بحر سریع. ۱۶۱
۴-۴-۷-۱. سریع مسدس مطوی مکشوف (مفتعلن مفتعلن فاعلن) ۱۶۱
۴-۴-۸. غزلیات بحر متقارب ۱۶۲
۴-۴-۸-۱. متقارب مثمن سالم (فعولن فعولن فعولن فعولن) ۱۶۲
۴-۴-۸-۲. متقارب مثمن محذوف (فعولن فعولن فعولن فعل) ۱۶۳
۴-۴-۸-۳. متقارب مثمن اثلم (فع لن فعولن فع لن فعولن) ۱۶۳
۴-۴-۹. غزلیات بحر خفیف ۱۶۴
۴-۴-۹-۱. خفیف مسدس مخبون محذوف (فاعلاتن مفاعلن فعلن) ۱۶۴
۴-۴-۱۰. غزلیات بحر کامل. ۱۶۴
۴-۴-۱۰-۱. کامل مثمن سالم (متفاعلن متفاعلن متفاعلن متفاعلن) ۱۶۵
۴-۴-۱۰-۲. کامل مثمن مرفل احذ (متفاعلاتن فعلن متفاعلاتن فعلن) ۱۶۵
۴-۵. اوزان عروضی غزلیات وحشی بافقی. ۱۷۱
۴- ۵- ۱. غزلیات بحر رمل. ۱۷۱
۴- ۵- ۱- ۱. رمل مثمن محذوف (فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن) ۱۷۱
۴- ۵- ۱- ۲. رمل مثمن مخبون محذوف (فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن) ۱۷۶
۴- ۵- ۱- ۳. رمل مثمن مشکول (فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن) ۱۷۹
۴- ۵- ۱- ۴. رمل مسدس محذوف (فاعلاتن فاعلاتن فاعلن) ۱۷۹
۴- ۵- ۲. غزلیات بحر هزج. ۱۸۰
۴- ۵- ۲- ۱. هزج مثمن سالم (مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن) ۱۸۰
۴- ۵- ۲- ۲. هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف (مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن) ۱۸۴
۴- ۵- ۲- ۳. هزج مسدس محذوف (مفاعیلن مفاعیلن فعولن) ۱۸۶
۴- ۵- ۲- ۴. هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف (مفعول مفاعلن فعولن) ۱۸۷
۴- ۵- ۳. غزلیات بحر مضارع. ۱۸۸
۴- ۵- ۳- ۱. مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف (مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن) ۱۸۸
۴- ۵- ۳- ۲. مضارع مثمن اخرب (مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن) ۱۹۲
۴- ۵- ۴. غزلیات بحر مجتث ۱۹۳
۴- ۵- ۴- ۱. مجتث مثمن مخبون محذوف (مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن) ۱۹۳
۴- ۵- ۴- ۲. مجتث مثمن مخبون اصلم (مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن) ۱۹۴
۴- ۵- ۴- ۳. مجتث مثمن مخبون (مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن) ۱۹۵
۴- ۵- ۵. غزلیات بحر رجز. ۱۹۶
۴- ۵- ۵- ۱. رجز مثمن سالم (مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن) ۱۹۶
۴- ۵- ۵- ۲. رجز مثمن مطوی مخبون (مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن) ۱۹۷
۴- ۵- ۶. غزلیات بحر منسرح. ۱۹۸
۴- ۵- ۶- ۱. منسرح مثمن مطوی مکشوف (مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن) ۱۹۸
۴- ۵- ۷. غزلیات بحر خفیف ۱۹۹
۴- ۵- ۷- ۱. خفیف مسدس مخبون محذوف (فاعلاتن مفاعلن فعلن) ۱۹۹
۴-۶. تجزیه و تحلیل مقایسه‌ای و استنباطی. ۲۰۳
۴-۶-۱. میزان کاربرد بحرهای عروضی. ۲۰۳
۴-۶-۲. گونه‌های اصلی وزن. ۲۰۵
۴-۶-۳. تنوع وزنی. ۲۰۶
۴-۶-۴. طول وزن‌ها ۲۱۲
۴-۶-۵. موسیقی وزن‌. ۲۱۲
۴-۶-۶. مضمون غزل‌ها ۲۱۴

فصل پنجم (نتیجه)
۵-۱. مقدمه. ۲۱۶
۵-۲. نتایج بررسی. ۲۱۶
۵-۳. پیشنهادات ۲۱۸
 
فهرست منابع. ۲۱۹
چکیده انگلیسی ۲۲۲
 
فهرست جداول                                         

جدول ۲-۱- بحور عروضی و معنای لغوی و ساختار آن‌ها ۱۸
جدول ۳-۱- قالب‌های شعری و تعداد اشعار شاعران منتخب وقوعی. ۳۵
جدول ۴-۱- بسامد بحور عروضی اشعار بابا فغانی. ۸۲
جدول ۴-۲- بسامد اوزان عروضی اشعار بابا فغانی. ۸۳
جدول ۴-۳- بسامد بحور عروضی اشعار هلالی جغتائی. ۱۱۹
جدول ۴-۴- بسامد اوزان عروضی اشعار هلالی جغتائی. ۱۲۰
جدول ۴-۵- بسامد بحور عروضی اشعار محتشم کاشانی. ۱۶۷
جدول ۴-۶- بسامد اوزان عروضی اشعار محتشم کاشانی. ۱۷۰-۱۶۸
جدول ۴-۷- بسامد بحور عروضی اشعار وحشی بافقی. ۲۰۱
جدول ۴-۸- بسامد اوزان عروضی اشعار وحشی بافقی. ۲۰۲
جدول ۴-۹- بسامد بحورعروضی در غزل‌های دیوان شاعران. ۲۰۴
جدول ۴-۱۰- بسامد بحورعروضی در اشعار شاعران. ۲۰۴
جدول ۴-۱۱- گونه‌های اصلی وزن در غزل‌های هر شاعر. ۲۰۶-۲۰۵
جدول ۴-۱۲- بحر رمل. ۲۰۷
جدول ۴-۱۳- بحر هزج. ۲۰۷
جدول ۴-۱۴- بحر رجز. ۲۰۸
جدول ۴-۱۵- بحر مجتث ۲۰۸
جدول ۴-۱۶- بحر منسرح. ۲۰۹
جدول ۴-۱۷- بحر خفیف ۲۰۹
جدول ۴-۱۸- بحر سریع. ۲۰۹
جدول ۴-۱۹- بحر متقارب ۲۱۰
جدول ۴-۲۰- بحر کامل. ۲۱۰
جدول ۴-۲۱- بسامد اوزان عروضی غزل‌ها از نظر کوتاهی و بلندی ۲۱۲
جدول ۴-۲۲- بسامد اوزان عروضی جویباری و خیزابی. ۲۱۳
فهرست نمودارها
 
نمودار ۱-۱- نمونه‌ی آماری تحقیق. ۱۰
نمودار ۲-۱- مفاهیم اوزان عروضی. ۲۲
نمودار ۴-۱- درصد فراوانی بحور عروضی غزلیات بابا فغانی و کل دیوان او. ۸۱
نمودار ۴-۲- درصد فراوانی اوزان عروضی غزلیات بابا فغانی و کل دیوان او. ۸۱
نمودار ۴-۳- درصد فراوانی بحور عروضی غزلیات هلالی جغتائی و کل دیوان او. ۱۱۸
نمودار ۴-۴- درصد فراوانی اوزان عروضی غزلیات هلالی جغتائی و کل دیوان او. ۱۱۸
نمودار ۴-۵- درصد فراوانی بحور عروضی غزلیات محتشم کاشانی و کل دیوان او. ۱۶۶
نمودار ۴-۶- درصد فراوانی اوزان عروضی غزلیات محتشم کاشانی و کل دیوان او. ۱۶۶
نمودار ۴-۷- درصد فراوانی بحور عروضی غزلیات وحشی بافقی و کل دیوان او. ۲۰۰
نمودار ۴-۸- درصد فراوانی اوزان عروضی غزلیات وحشی بافقی و کل دیوان او. ۲۰۰
نمودار ۴-۹- درصد فراوانی اوزان خیزابی و جویباری در مجموع غزلیات شاعران. ۲۱۳
نمودار ۴-۱۰- درصد فراوانی اوزان دوری و عادی در غزلیات شاعران. ۲۱۴
چکیده
وزن یکی از عناصر اصلی شعر و از مهمترین عوامل تأثیرگذاری آن است و به منزله‌ی قالبی است که شاعر خلاق بر آن روح می‌دمد و با سلیقه‌ی خود بر اندامش جامه لفظ می‌پوشاند؛ هریک از اوزان شعر دارای موسیقی و حالت خاصی است و همین حالت‌ها موجب می‌شوند وزنی تند یا سنگین و شادی‌آور یا غم‌انگیز، حماسی، برهانی، گزارشی و . شود. ویژگی‌های روحی و اخلاقی شاعران و محیط‌ مادی، معنوی و فرهنگ‌ و سبک یک دوره می‌تواند در بسامد اوزان عروضی آن دوره تأثیر بسزائی داشته باشد. بنابراین علم وزن شعر، تنها به شناخت اوزان منحصر نمی‌شود و رویکرد‌های مختلفی چون سبک‌شناسی، انواع ادبی، روانشناسی و . هریک بعد از استخراج اوزان دیوان یک شاعر، می‌توانند در تحلیل موسیقیایی مفید واقع شوند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی اوزان عروضی شاعران منتخب از منظر انطباق پذیری آن‌ها با مضامین و مفاهیم اوزان و بحور عروضی و ویژگی‌های روحی شاعران وقوعی است. در این رساله، نگارنده پس از ذکر کلیات و مبانی نظری عروض، با معرفی مکتب وقوع و بیان شرح حالی از فغانی شیرازی، هلالی جغتائی، محتشم کاشانی و وحشی بافقی به ارائه اطلاعاتی حول محور موضوع پرداخته است. سپس با ذکر نخستین بیت هر غزل و وزن آن، میزان کاربرد بحور و اوزان عروضی و ارتباط وزن با محتوا را در غزل‌های هریک از این شاعران بررسی کرده، به این نتیجه رسیده‌ که اوزان بلند و حزن‌انگیز، بیشترین بسامد را داشته و وزن اشعار، با مضمون آن‌ها و احساس شاعران وقوعی متناسب است.
 
کلیدواژه‌ها:
عروض، وزن، مکتب وقوع، فغانی شیرازی، هلالی جغتائی، محتشم کاشانی، وحشی بافقی
. مقدمه
برای من که در مقطع کارشناسی مهندسی کشاورزی خوانده بودم تغییر رشته در کارشناسی ارشد، نقطه‌ی شروع آشنایی با عروض بود. پس از ورود به دانشکده‌ی ادبیات و در نخستین ترم تحصیل، به لطف استاد بزرگوارم آقای دکتر ترابی و زحمات بی‌منت ایشان و روش اصول‌مندی که در تدریس داشتند عروض را آموختم و دریافتم عروض برخلاف اکثر دروس علوم انسانی یک درس تفهیمی است. شباهت این درس به ریاضی و ارتباط مستقیم آن با موسیقی مرا بسیار علاقه‌مند کرد و به مطالعات فراوانی در این حوزه پرداختم. در این مسیر موضوعی که ذهن مرا معطوف کرد بحث تناسب وزن با محتوای شعر و احساس شاعر بود. بحثی که مبین این بود که

 هرگاه شعر بر اساس واقعیت و برآمده از دل باشد، بی‌اختیار شاعر وزن خود را می‌یابد؛ وزنی که بیان کننده‌ی حالت آرامش، خشم، شادی، غم و . است. رسیدن از عروض به رگه‌هایی از روانشناسی در کنار جذابیتی که داشت سؤالاتی را برایم به وجود آورد. اینکه آیا در دوره‌ای مانند مکتب وقوع که اصل بر واقع‌گویی، و مضمون شعر برآمده از احساس واقعی شاعر بوده است، وزن‌ها کمال تناسب را با مضمون داشته‌اند؟ سرانجام پس از مشورت با استاد ارجمندم به علت علاقه‌ی وافری که به پژوهش در این حوزه داشتم و نیز جذابیت رویکرد روانشناختی علم عروض، در این دوره پایان نامه ‌ی خود را به تحلیلی عروضی اختصاص دادم و این پژوهش را به تحلیل اوزان عروضی چهار تن از شاعران برجسته‌ی مکتب وقوع محدود کردم. این کار با بررسی اشعار پرچمدار مکتب وقوع، بابا فغانی شیرازی، آغاز و با آثار واضع واسوخت، وحشی بافقی، پایان یافت که در نهایت با وجود کمیاب بودن تعدادی از کتاب‌ها و مقالات مورد نظر، با عنایت پروردگار متعال و کمک استاد گرامی به این مهم نایل آمدم.

این رساله در ۵ فصل تدوین گردیده است. فصل اول به کلیات اختصاص یافته، فصل دوم مبانی نظری شامل عروض و مفاهیم اوزان عروضی و فصل سوم درباره‌ی مکتب وقوع و درون مایه اشعار وقوعی است؛ سپس در فصل چهارم، وزن هر شعر و ارتباط آن با محتوا بررسی شده و نتایج حاصل از این پژوهش در فصل پنجم ارائه شده است. شماره‌های ارجاع داخل علامت ( ) قرار گرفته در ارجاع به دیوان اشعار، از سمت راست نام دیوان سپس نام مصحح و سال انتشار و صفحه کتاب ذکر شده و در ارجاع به سایر کتب، ابتدا نام خانوادگی نویسنده سپس سال انتشار کتاب و صفحه کتاب آورده شده است. در فصل چهارم جهت ارجاع به یک بیت از علامت (غ. عدد) استفاده شده که غ به عنوان علامت اختصاری غزل، و عدد درون پرانتز شماره‌ی آن بیت در همان زیربخش است. نکته‌ی دیگر این که شاعر در انتخاب وزن رباعی نقشی ندارد و در

مطلب دیگر :


تاثیر بانکداری الکترونیک بر عملکرد  بانکها

 هر قالبی جز غزل، ممکن است نوع قالب بر انتخاب وزن تأثیر بگذارد؛ لذا نگارنده به تحلیل مقایسه‌ای غزلیات پرداخته است و درباره‌ی بسامد اوزان عروضی کل قالب‌های شعری هر شاعر، به مقایسه‌ی جدولی و نموداری اکتفا کرده و هرجا لازم دیده توضیحاتی را ارائه داده است.

بیان مسأله
وزن یکی از عناصر اصلی شعر و از مهمترین عوامل تأثیرگذاری آن است و به منزله‌ی قالبی است که شاعر خلاق بر آن روح می‌دمد و با سلیقه‌ی خود بر اندامش جامه لفظ می‌پوشاند؛ درواقع حقیقت وزن، همان چیزی است که ما از حضور آهنگین واژگان در تناسب با معنای آن‌ها در بافت شعر دریافت می‌کنیم.
هر شاعری برای سرودن شعر خود بیشتر از وزن‌هایی استفاده می‌کند که نزدیک‌تر به روحیات و اندیشه‌های او باشد. از این رو نخست به سراغ اوزانی می‌رود که بهتر بتواند آمال و خواسته‌ها و تفکرات خود را در قالب آن‌ها بیان کند. این قالب به گونه‌ای است که حتی می‌توان گفت اوزانی که هر شاعر برای سرودن انتخاب می‌کند تا حد زیادی نشان‌گر خلق و منش و شخصیت و ایده‌های او می‌باشد؛ به نوعی که اگر شاعری طبعی تند و سرکش داشته باشد، اشعارش کوتاه و منقطع است و مقصود را در کوتاه‌ترین جملات نقل می‌کند؛ اما اگر دارای طبعی خیال‌پردازانه باشد، اشعارش بلند و آهنگین و آکنده از استعارات و تشبیهات و مجازات می‌شود. شاعری که سرحال است به اوزانی علاقه‌مند است که بتواند این روحیه‌ی او را بازگو کند و برعکس اگر شاعر غمگین و افسرده باشد، از اوزانی استفاده می‌کند که سنگین باشد و بار غم او را به دوش بکشد.
شاعر با رعایت تناسبی که میان موسیقی شعر با معنا و عاطفه و تخیل وجود دارد، تلاش می‌کند به هدف اصلی شعر که همان محتوای درونی شعر است، نزدیک گردد؛ از این رو پژوهشگران معتقدند وقتی شعر از دل برآمده و با صمیمیتی همراه است اوزان متناسب خود را یافته است و در مواردی که این تناسب رعایت نشده است شاعر چیره دست با بهره گرفتن از اختیارات شاعری و نغمه‌ی حروف تا حدی می‌تواندجبران این نقص را بکند.
هریک از اوزان شعر دارای موسیقی و حالت خاصی است و همین حالت‌ها موجب می‌شوند وزنی تند یا سنگین و شادی‌آور یا غم‌انگیز، حماسی، برهانی، گزارشی و . شود. بنابراین در مسیر ارزیابی و نقد شعر، یکی از گام‌های اصلی، بررسی کیفیت وزن آن است؛ علم وزن شعر، تنها به شناخت اوزان منحصر نمی‌شود و رویکرد‌های مختلفی چون سبک‌شناسی، انواع ادبی، روانشناسی و . را در بر می‌گیرد و هریک بعد از استخراج اوزان دیوان یک شاعر، می‌توانند در تحلیل موسیقیایی مفید واقع شوند.
ویژگی‌های روحی و اخلاقی شاعران و محیط‌ مادی، معنوی و فرهنگ‌ و سبک یک دوره می‌تواند در بسامد اوزان عروضی آن دوره تأثیر بسزائی داشته باشد؛ همانگونه که دوره‌ی بازگشت ادبی را دوره‌ی وزن‌های روان و آرام می‌دانند.
در میان دوره‌های مختلف، مکتب وقوع سبک شعری است که در سده‌ی دهم هجری به وسیله‌ی بابافغانی شیرازی در ادبیات فارسی آغاز شد و حدفاصل سبک عراقی و سبک هندی بود.  مکتب وقوع یا واقعه‌گویی، نوعی گرایش به رئالیسم و بیان حالات عشق و عاشقی از روی واقع است. به عبارت دیگر، شعر این دوره بیان احساس و تجربه‌ی عاطفی خود شاعر

مطالب در پنچ فصل تنظیم شده، که فصل اوّل به عنوان کلیات تحقیق به بیان مسئله، اهمیت تحقیق، ...

ت انتخاب قصاید سنایی ، بدین جهت است که سنایی به عنوان اوّلین شاعر متصوّفه، مفاهیم بلند عارفانه را وارد شعر ساخت و بعد از آن شاعران به همان شیوه سنایی و به پیروی از او شعر سرودن و شعر عرفانی را به کمال نسبی رسانید و درباره شناخت و کیفیّت کاربرد این داستانها از نظر تلمیح، رمز ، روایت و یا اسطوره در قصاید سنایی اقدامی اساسی صورت نگرفته است .
سئوالات تحقیق:
– بررسی میزان بهره بری سنایی از پیامبران در قصاید جهت تاثیرگذاری بیشتر بر جامعه ی انسانها.
–  چرا سنایی برای غنا بخشیدن به قصاید خویش از داستانهای پیامبران بهره برده است؟


–  داستانهای پیامبران تا چه اندازه بر معانی قصاید افزوده است ؟
–  تا چه مقدار سنایی در بکار بردن این داستانها در شعر خویش موفق بوده؟

مطلب دیگر :



– تجلّی داستانهای پیامبران در قصاید به چه صورت انجام پذیرفته است؟
فرضیات تحقیق:

  • به نظر می رسد سنایی در قصاید خود از داستان های زیادی از پیامبران استفاده کرده است.

واحد بردسیر دانشکده ادبیات و علوم انسانی پایان نامه برای کسب درجه کارشناسی ارشد(M ...

فصل پنجم
نتیجه گیری
پیشنهادات .
منابع و مآخذ
چکیده (انگلیسی)
چـکیده
شعرنو، نقاط قوّت بیانی و بلاغی چشمگیر و تحسین برانگیز دارد و از جهت صورت، مقاصد و مفاهیم، فرم و محتوا و صور بلاغی و وزن و آهنگ و موسیقی و حوزه های عاطفه و احساس و تخیّل با شعر کهن تفاوت دارد.
یکی از حوزه هایی که شعر معاصر در آن، سخن تازه داشته ودارد، توصیف نمادهای طبیعت و جلوه پدیده ها از خرد و کلان در اثناء و مطاوی سخن است. شعر معاصر با وجه شبه های نو و شگفت، درصد توصیف طبیعت با تعبیرات، توصیفات، نگاره ها و نگرهاو گزارشهای جدید است و برای دستیابی به این منظور و مقصود و رهیافت به گزینش واژگان و ترکیبات نو و مبعد و بهره یابی از موسیقی الفاظ و ترکیبات و جملات و بکارگیری صور بلاغی مایه گرفته از تخیّل، در توصیف جلوه های نمادین طبیعت، کارهای سترگ و شگرفی آفریده است.
آفرینش تابلوهای زیبا و شگرف در گزارش از آفریدگان پهنه هستی، در شعر نوپردازان بزرگ معاصر، امری است قابل دقّت و در خور تحسین، این پایان نامه شگردهای آفرینش تابلوهای زیبا از طبیعت در شعر را، پی گرفته نشان داده است که چگونه نوپردازان بزرگ معاصر بهره گیری از ذهن و ذوق و تخیّل، زیباترین و پیچیده ترین توصیفات و تعبیرات را در این مورد، ارائه داده اند.
ضمناً نگارنده تأثیر دیرین و ژرف کهن الگوها و همزادی و هم سرشتی آنان را با برخی از نمادهای طبیعی و بهره گیری شاعران معاصر را از مفاهیم اسطوره ای و باستانی و احیاناً حماسی آنها، بر شرحی مختصر و در خور باز نموده است.
کلید واژه ها: شعر نو، نوپردازان، نماد، طبیعت، کهن الگو، توصیف، اسطوره، حماسه، صور بلاغی.
پیشگفتار
یکی از مقاصد شعر، توصیف است. توصیف در گستره معنایی خود، تفسیر، تبیین، تعبیر و گزارش را دربر می گیرد و اگر بخواهیم دقیق تر و عالمانه تر بگوییم، توصیف تفسیر،تبیین، تعبیر و گزارش هرکدام به گونه ای پدیده و یا نهادی را در ابعاد گوناگون می شناسانند. این شناساندن یا عالمانه است و ظرافت و دقّت و بینش خاصّی را می طلبد و از نیروی تعقّل مایه می گیرد و نویسنده با خردورزی و بهره گیری و بهره یابی از دانش خویش و با مراجعه به کتب مربوط و مرجع، مطلب و مبحث و موضوعی را شرح و بسط می دهد و سرانجام پس از ارائه مطالب نتیجه گیری می کند و به تخیّل و به احساس و عاطفه کاری ندارد چرا که سخن و نوشته او علمی است و به اصطلاح خشک و قانونمند است و شالوده اش، جمع مطالب و مستندات و ارائه برهان و استدلال است.
در حوزه ادب و عالم شعر، سخن از لونی دیگر است. درست است که شاعر در سرودن از خرد و بینش خویش مایه و مدد می گیرد و در حقیقت بنای کار برخردورزی و دانشمداری است. امّا حرف اوّل و آخر را در شعر عاطفه و احساس و تخیّل می زند. شاعران خداوندان توصیفند و این توصیف از ذوق و شعور خاصّ شاعر و ظرافت و دقّت و تیزبینی و لطافت روح او مایه می گیرد. شاعر شعور و احساسی ویژه در دریافت و شناخت پدیده ها و امور جهان هستی دارد. سائقه شاعر در توصیف همان احساس و دریافت شاعرانه او از عناصر و بافت مجموعه پدیده هاست.
در رهگذر سرودن، آنچه چشم احساس، عاطفه و تخیّل شاعر را بیشتر بسوی خود جذب می کند.آفرینش و پهنه و گستره طبیعت است. از دیرباز، شاعران کهن، طبیعت را در حال و هواهای گوناگون توصیف کرده اند. به راستی پهنه آسمان و زمین با اینهمه شگفتی، جای توصیف و ابراز شگفتی دارد. قرنهاست که شاعران دستاوردهای آفرینش آفریدگار محبوب و توانا را از ژرفای دل و احساس خویش توصیف می کنند. جهان پراست از جلوه های نمادین طبیعت و هریک از این جلوه ها، تجلّی صفت «خالق» حق است که در عالم مادّه به مشیّت حق تعالی هرچه که خواسته است و آنگونه که خواسته، آفریده است. پس حمد و ستایش ویژه آفریدگاری است که از عدم، اینهمه آفریده گوناگون و شگفت را با جلوه های گوناگون و به پهنه هستی آورد! به راستی که او شایسته ستایش است و حمد ویژه پروردگار جهانیان است. در ادب فارسی، در شعر کهن و نو از اینهمه جلوه و تجلّی بس گسترده و پر از لطایف و ظرایف و دقایق توصیف شده است.
در شعر نیمایی، نوپردازان سروده های فصیح،  بلیغ، زیبا، شیوا و آهنگینی را با هنر شاعری آفریده اند و تقدیم علاقه مندان و دوستداران شعر معاصر نموده اند.
مطالعه و درک و دریافت ظرایف و دقایق جلوه های نمادین طبیعت در شعر نیمایی، خود مبحثی شنودنی و خواندنی است که نگارنده این پایان نامه کوشیده است تا در حوزه شعر نیمایی، سروده هایی از این دست را با ظرافت و دقّت بازکاود و هنر شاعران معاصر را در توصیف و تبیین و به تماشا گذاشتن جلوه های نمادین طبیعت، بشناساند.
درک و دریافت این توصیفات و گزارش آنها در حوزه ها و مقاطع و مراتب گوناگون است. نگارنده از طرفی  شگردهای نوپردازان معاصر را در این حوزه بازنموده و نشان داده است و از جهتی نکات بلاغی و پرداخت واژگان و جمله های توصیفی و نمادین را و از سویی، گاه داوری و ارزیابی، شیوایی و قدرت توصیف سروده ها را، مدّنظر داشته و گزارش نموده است. سخن از تجلّی جلوه های نمادین طبیعت در شعر معاصر دامنه ای بس گسترده و طولانی داردو نگارنده سعی نموده تا به اختصار شرحی نسبتاً جامع از این موضوع را به قلم آورد.
باری،‌آنچه در این پایان نامه فراروی خوانندگان و دوستداران و علاقه مندان شعر معاصر است تلاش و تدبیری است از این سنخ و تکاپو و جست و جویی است از این نوع، امید است که توفیق گزارش و پردازش این موضوع نصیب نگارنده شده باشد.
انس و الفت شاعران فارسی زبان در هر دوره و در هر سبک و مکتبی با جهان و عناصر و پدیده های آن، مسأله ای است که از مناظر و زوایای گوناگون می تواند نقد و بررسی و گزارش شود. شاعر بیش از هرچیز با طبیعت و انسان مواجه و مؤانس است. با هردوی اینها کار دارد و شعرو ذهن و خیال و عاطفه احساس خویش را در تبیین امور جهان و طبیعت و آنچه را که انسان با آن مواجه و همدم است، به کار می گیرد.
انسان از آنگاه که چشم باز می کند و جهان و طبیعت را پیرامون خویش می بیند، دوست دارد هرچه بیشتر آن را بشناسد و از آن سخن گوید. هم عالمانه سخن گوید و هم شاعرانه. دانشمندان علوم طبیعی طبیعت را آنگونه که هست می کاوند و می شناسند و قوانین حاکم بر آن را کشف می کنند. جهان پیرامون ما آنقدر از منظر علوم طبیعی، نکته و قانون ونظم و راز و رمز دارد که با گذشت صدها قرن از کاوش و جستجو و تحقیق آدمی، هنوز بسیاری از امور طبیعت برای او مسأله و معمّاست و تا به امروز نتوانسته است همه زوایا و خفایای اشیا و عناصر پیرامون خود را چه در حوزه دسترس انسان و چه در دوردستها، کشف کند هنوز برای انسان در گستره طبیعت خیلی از راز و رمزها و قوانین کشف نشده وجود دارد.
در حوزه عاطفه و احساس و تخیّل، نیز کار از همین سیاق است. ارتباط شاعران با عناصر و نمادهای طبیعت با تشبیهات و استعارات ساده و آشکاری شروع شد. در ابیات بجامانده از نخستین شاعران پارسی گوی نیز جلوه نمادهای طبیعت را بطور ساده می توان دید. در شعر سبک خراسانی شاعران همچون فرّخی و منوچهری شعرشان با طبیعت به جهات گوناگون گره خورده است چرا که اینان در سرزمین هایی چون هرات و غزنین و نقاط سرسبز دیگری بودند و دائم طبیعت بکر و زیبا در برابر چشمشان بود و بی علت نیست که نام اکثر گلها و پرندگان را می توان در شعر منوچهری باز جست. منوچهری شاعر طبیعت است و دیگر شاعران این دوره و دوره های بعد هم بگونه ای با عناصر طبیعت مأنوس و همدم اند.
کم کم گزارشهای شاعران از طبیعت، ریزه کاریها، ظرافتها و پیچیدگی های ویژه ای پیدا می کند و همانگونه که شعر فارسی در حوزه حکمت و فلسفه و عرفان، اجتماع وسیاست و مدح و ستایش، طرح مسائل انسانی، داستان سرایی و قصّه پردازی، حماسه و اسطوره، دفترهای پرباری تقدیم ادب دوستان و اهل ذوق و معرفت کرده است، به همان میزان نیز سراغ طبیعت رفته و آن را در حوزه عاطفه و احساس و تخیّل بازکاویده و شعرهای ناب و شیوا و دلچسبی تقدیم دوست داران ادب فارسی کرده است.
شک نیست در میان نوپردازان معاصر، سهم برخی از بزرگان شعر معاصر از جمله بنیانگذار شعر نو یعنی نیما و سپس سهراب سپهری و پس از آن اخوان ثالث و سیاوش کسرایی و احمد شاملو، منوچهر آتشی و حمید مصدّق  فروغ فرّخ زاد و شفیعی کدکنی و در حوزه گرایش و گزارش از طبیعت و نمادهای آن بیشتر است.
و از این میان سهراب سپهری و سپس اخوان ثالث و شاملو و شفیعی کدکنی به جهاتی اعتنا و توجّه و علاقه شان به تفسیر و توصیف طبیعت از زوایای گوناگون، بیشتر است.
باری مسأله اصلی این پایان نامه نشان دادن قدرت شاعران نوپرداز در توصیف جلوه های نمادین طبیعت است و اینکه چگونه نوپردازان در شعر نو، با به­کار­گیری و بهره بردن از صور خیال به بهترین وجه از عهده توصیف نمادهای طبیعت برآمده اند و با به­کارگیری تشبیه و استعاره و سایر صور خیال، تابلوهای بسیار زیبایی از طبیعت را در شعر نو، نشان داده و پدید آورده اند. این توصیفات و تابلوها خود طبیعت ثانوی­اند  و جذّابیت و زیبایی شان تا حدّ اعجاب و ستایش است. هر خواننده­ای به راستی به عظمت کار و نبوغ نوپردازان در نگرش به جهان و طبیعت و بازتاب تک تک آفریده ها در عرصه شعر نو، شناخت و آگاهی پیدا می کند. مسأله و موضوع اصلی این پایان نامه گزارش و تفسیر توصیفات نمادهای طبیعت و کیفیّت توصیف آنها در شعر معاصر است و اینکه نوپردازان به ویژه نوپردازان بزرگ از چه شگردهایی در توصیف نمادهای طبیعت سود جسته اند؟

تاکنون هر پژوهنده­ای که درباره شعرنو مطلب نوشته و کار یک یا چند شاعر نوپرداز را نقد و ارزیابی کرده است، بخشی از پژوهش خود را به بررسی صور خیال آن شاعر یا شاعران نوپرداز اختصاص داده است. از جمله این پژوهندگان می توان از محمد حقوقی، شفیعی کدکنی و سیروس شمیسا و تقی پور نامداریان و ابراهیم ضرّابی ها و . نام برد. به کار و تحقیق هرکدام از یادشدگان و جز‌آنها که بنگریم، در می یابیم که در لابه­لای توضیح و تفسیر و ارزیابی قطعه های شعر نو، طبیعت گاه در متن تحقیق و توّجه آنها بوده و گاه دست کم در حاشیه و نگاه جنبی آنها. نکته حائز اهمیت و شایسته توجّه و دقت این است که کار ویژه و تحقیق بخصوصی با عنوان تجلّی نمادهای طبیعت در شعر معاصر، آن هم در حدّ یک پایان نامه ، نداریم و از این جهت، این پایان نامه کار شایان توجّهی را در این زمینه هم در جهت کمّی و هم کیفی ارائه داده است.


تاکنون بررسی و پژوهش نمادهای طبیعت در شعرنو بعنوان یک موضوع خاص مطرح نشده است، به همین علّت نگارنده این موضوع را انتخاب کرد و علّت انتخاب این موضوع به این جهت است که نکات، نمونه ها، نگرشها و مؤلفه های این موضوع را در شعر شاعران نوپرداز می توان یافت امّا نه به صورت یک مجموعه مجزا و با عنوان مخصوص که از نمادهای طبیعت در شعرنو سخن گفته باشد. از این جهت پایان نامه مزبور در نوع خود کاری نو و در خور اعتنا و توجّه است. جمع آوری نمونه های جالب و شیوایی از این موضوع در آثار شاعران معاصر آن هم با طرح مسائل بلاغی و ظرافتها و شیوه های نو و شگرف و چشم گیر درباره توصیف طبیعت کاری است که در این پایان نامه بدان پرداخته شده و نوآوری این پایان نامه محسوب می شود. دیگر از نوآوریهای این پژوهش، ارتباط نمادهای طبیعت با کهن الگوها و عناصر حماسی و اساطیری و عرفانی است که تفسیر و توضیح و توصیف این ارتباطها و وابستگی دیرینه آنها به یکدیگر در زبان و ادب فارسی و ذهنیّت و تعلّق خاطر شاعران کهن و نوپرداز به آنها نیز از جمله نوآوریهایی است که در این پژوهش بدان پرداخته شده است.

آثار معتنابهی درباره تفسیر و توضیح و گزارش انواع شعر نیمایی تاکنون به قلم ادیبان و فرهنگیختان صاحب ذوق و آگاهی، ارائه شده است که بخش قابل توجّهی از این آثار درباره تفسیر و تبیین نمادهای طبیعت در شعر نو است. از آنجا که نوپردازان معاصر به ویژه نوپردازان بزرگ بخشی از شعرشان مربوط به توصیف طبیعت است، مفسّران نیز بالطّبع توصیفات آنها را، تفسیر و گزارش کرده اند که از  آنجمله دکتر تقی پورنامداریان “در سفر در مه” که گزارش مشبع و مفصّلی است از شعر شاملو. شاملو 

مطلب دیگر :


بایگانی‌های سلامتی - مرجع مقالات

از میان نوپردازان بعد از سهراب سپهری، گرایش و عنایت خاصی به طبیعت و نمادهای آن دارد که تقی­پورنامداریان ظرایف و دقایق نمادهای مطرح در اشعار شاملو را در« سفر در مه»گزارش نموده است.

گرایش به گزارش از عناصر و نمادهای طبیعت و توجّه و دقّت توأم با ظرافت تخیّل در این حوزه، خود یکی از استوانه ها و اصول کار هنری سهراب است. چه در حوزه سرودن و توصیف و چه در وادی نگارگری و صورتگری.
افزون براینکه سهراب در مصاحبه ها و نوشته هایش، گاه بجهت موضوع و مسأله که پیش آمده و یا از او سؤال شده درباره دیدگاه ها و نگرشهای خود از طبیعت چه در حوزه نگارگری و سبک طرّاحی ها و نقاشی هایش و چه در گزارش ها و توصیفاتی که از طبیعت در شعر داشته است، اظهارنظرها و قرائتها و تفسیرهایی ارائه کرده است.
نگاه ناب که تفسیری نسبتاً جامع بر اشعار سهراب سپهری است، گاه توضیحات کافی و پرمطلبی از سمبل ها و نمادهای طبیعی اشعار سپهری به مناسبت کلام و به مقتضای حال و وضع و نجوای سروده ها، آورده و در بیشتر موارد، خواننده را از مراجعه به سایر آثار و متون و حتّی کتب مرجع، بی نیاز می سازد.
دیگر از شاعران نوپرداز طبیعت گرا، “مهدی اخوان ثالث” است که طبیعت را با حماسه و اسطوره پیوند داده است. به تعبیری دیگر، طبیعت در شعر اخوان ثالث سر از گریبان حماسه و اسطوره در می آورد. او در “بدعتها و بدایع نیما یوشیج” و “عطا و لقای نیما یوشیج” خود به روشنی، جای جای پیوند و تعلّق عناصر و نمادهای طبیعی را با حماسه و اسطوره در مطاوی توضیحات و تفسیرهایی که از شعر خود و نیما ودیگران دارد نه بصورت یک بحث جداگانه و مجزّا، بلکه به مناسبتها، آورده و بیان داشته است.
گزارشهایی که از شعر فروغ توسط محمد حقوقی و استاد شمیسا و دیگران صورت گرفته، گاه به این نمادها که در شعر فروغ بوده – مانند باد، پاییز، زمستان، باغچه و. – اشاره های مجمل و خلاصه ای شده است.
شمس لنگرودی نیز در شرح آثار نوپردازان نیز اینگونه گزارشها و تفسیرهای نمادین درباره شعر هریک از شاعران معاصر به مقتضای کلام آورده و بیان داشته است. البته این توضیحات باتوجه به حجم کتاب که چهارجلد و حدود سه هزار صفحه است، کم و ناچیز است.
شعر نادر نادر پور نیز با واژگان و ترکیبات تراش خورده و زیبا، سامان و جلوه می گیرد، او تجلّی شایان توجّهی به توصیف طبیعت دارد. تنها سه شعر “کف بین باد”، “سرمه خورشید” و “چراغی از پس نیزار”، توانایی شگفت انگیز و تحسین انگیز او را در بیان قوی، پخته و در عین حال روشن و مخیّل او را از طبیعت و عناصر آن، بخوبی نشان می دهد و به نظر نگارنده، بیشتر اشعار نادرپور که از طبیعت سخن می گویند، در عین فخامت و پرباری و حتی پیچیدگی، خواننده را از مفسّر و گزارشگر بی نیاز می کند. خواننده با دقّت و توجّه می تواند به ژرفای زیبایی و لطافت تابلوهای که قلم سحّار نادرپور در شعر خویش رقم زده و پرداخته، برسد و پی ببرد.
اگر بخواهیم تمایل و تعلّق خاطر هریک از نوپردازان را به نمودها و نمادهای طبیعت حتّی بطور خلاصه گزارش کنیم و یادآور شویم، سخن به طول می انجامد. همین قدر اشاره می کنیم که در این حوزه پس از نیما و نوپردازانی که ذکرشان رفت، استاد شفیعی کدکنی، اسلامی ندوشن، یدالله رؤیایی، سیاوش کسرایی و هوشنگ ابتهاج و محمود آزاد تهرانی و. نیز شایسته ذکرند و شعرشان در خور توجّه و تفسیر است به ویژه شعر استاد شفیعی کدکنی که بی نیاز از تمجید و توصیف نگارنده است.

دانشکده ادبیات و علوم انسانی پایان نامه جهت اخذ درجه ی کارشناسی ارشد (M.A) ...

یده ی قرض گیری                                                                                                   ۴۰
انواع قرض گیری                                                                                                        ۴۲
روش های مختلف واژه سازی برپایه قرض گیری واژگانی                                                        ۴۲
علل وعوامل ورود زبان های بیگانه به ایران                                                                         ۴۵
علل وعوامل پدیده قرض گیری                                                                                       ۴۶
وام گیری زبانی                                                                                                          ۴۹
انواع گرته برداری                                                                                                        ۵۰
فرایندنفوذواژه های بیگانه                                                                                             ۵۲
بخش دوم
مهدی حمیدی شیرازی                                                                                                ۵۷
واژه های بیگانه در اشعار حمیدی شیرازی                                                                          ۵۸
امام خمینی(ره)                                                                                                          ۵۹
واژهای بیگانه در شعر امام خمینی(ره)                                                                              ۶۷
فاطمه راکعی                                                                                                             ۶۸
واژه های بیگانه در اشعار فاطمه راکعی                                                                              ۶۹
سهراب سپهری                                                                                                          ۷۰
واژه های بیگانه در اشعار سهراب سپهری                                                                           ۷۳
احمد شاملو                                                                                                               ۷۶
واژه های بیگانه دردیوان احمد شاملو                                                                                ۸۱


شهریار                                                                                                                     ۸۳
واژه های بیگانه در شعر شهریار                                                                                       ۸۴
طاهره صفار زاده                                                                                                         ۹۴
واژه های بیگانه در اشعار طاهره صفار زاده                                                                          ۹۵
علیرضا قزوه                                                                                                            ۱۰۲
واژه های بیگانه در اشعار علیرضا قزوه                                                                             ۱۰۳
احمد کسروی                                                                                                          ۱۰۸
واژه های بیگانه در اشعار احمد کسروی                                                                           ۱۰۹
موسوی گرمارودی                                                                                                     ۱۱۰
واژه های بیگانه در اشعارموسوی گرمارودی                                                                       ۱۱۱
شمس لنگرودی                                                                                                        ۱۱۲

مطلب دیگر :



واژه های بیگانه در اشعار شمس لنگرودی                                                                         ۱۱۲
نصرالله مردانی                                                                                                          ۱۱۶
واژه های بیگانه در آثار نصرالله مردانی                                                                             ۱۱۷
فریدون مشیری                                                                                                        ۱۱۷
واژه های بیگانه در اشعار فریدون مشیری                                                                         ۱۱۹
فصل پنجم
نتیجه گیری                                                                                                            ۱۲۳
منابع و مآخذ                                                                                                           ۱۲۴
عکس ها                                                                                                                ۱۲۹

مقدّمه
زبان صورت واحد و ثابتی  ندارد زیرا  امری  اجتماعی  است و در جوامع  بشری  به عنوان  وسیله ای  برای  برطرف کردن  نیاز افراد جامعه  به بقراری  ارتباط  با یکدیگر و تفهیم  و تفاهم  به کار  می رود و همچنان  که می دانیم  هر جامعه  همانند  موجود  زنده  ای  پیوسته  دستخوش   و تحوّل  است و به  تبع  و بر اثر  تغییر  و دگرگونی  بنیادهای  آن  از قبیل  سیاست ، مذهب ،آداب و رسوم ،حِرَف  و مشاغل،  ابزارهای زیستن  و نظایر  اینها  تغییر  می کند. از این  رو  هر  گونه  تغییر و تحوّلی  که در جامعه حاصل  شود  به ضرورت ، نیازهای آن  جامعه  را  دگرگون   می سازد و این  دگرگونی به ناچار در تغییر و تحوّل  زبان  نیز  تاثیر  و دخالت به سزایی  دارد .
به اعتقاد او همچنان که تاریخ  سرگذشت  اقوام  و ملّتهای  مختلف  و حوادث  گذشته  بر آنها را در زمان  های  مختلف  شرح  می دهد ،  تاریخ  یک زبان نیز  تغییرات  و دگرگونی  های  آن زبان را در گذار زمان و در  طول  دوره  دوام  آن   زبان   مشخص  می  کند  و به  کمک  بررسی  های   تاریخی  هر زبان  است  که می  توان ، هم  تغییرات  و تحوّلات  آن  زبان  را در  ادوار  تاریخی مختلف شناخت و هم  قواعد  و قوانین  حاکم  و ناظر  بر  آن  تحوّلات  را بدست  آورد .
وقتی صحبت از فارسی  می شود  عده ای  به  یاد  دروان هخامنشیان  و زبان فارسی  باستان  می  افتند . البته درست است که ریشه  بسیاری  از واژه   های  به کار رفته  شده ی  امروز   را در   فارسی  باستان می  یابیم . ولی  زبان  قرن ها  پیش  از  اسلام  مرده  است  و ما می دانیم  که دوران  سلوکیان  حتی  زبان  یونانی  در کشور   ما نفوذ  یافت و مدت  ها  زبان  رسمی  بود  و طبیعتاً آثار  و جراحات  زیادی  در فرهنگ  و  تمدن  کهن ما  به جای گذاشت .  در زمان  اشکانیان  بود  که پیرایش   فارسی  از زبان  یونانی  مطرح  شد و زبان  فارسی  میانه شکل  گرفت  و تا  پایان  دوره ی  ساسانیان  رسماً  دوام  داشت. زبان  پهلوی  که سر منشأ  بسیاری  از واژه های  امروز   است  یکی  از  زبان  های  فارسی میانه