واحد بردسیر گروه زبان و ادبیات فارسی پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد « M.A» گرایش: ...

تطبیق و تحلیل دویست مثل عربی با مثلها و حکمتهای رایج در زبان فارسی ۲۹
۴-۱تطبیق و تحلیل دویست مثل عربی با مثلها و حکمتهای رایج درز بان فارسی ۳۰
۴-۲ تحلیل  تحقیق ۹۳
فصل پنجم. ۱۰۱
نتایج کلی تحقیق ۱۰۱
۵-۱ نتایج کلی تحقیق ۱۰۲
۵-۲ پیشنهادات وتوصیه ها: ۱۰۳
«فهرست منابع و مآخذ عربی». ۱۰۴
«فهرست منابع و مآخذ فارسی». ۱۰۵
چکیده انگلیسی ۱۰۷

چکیده :

موضوع این تحقیق مقایسه ضرب المثل های عربی و فارسی و کشف نقاط مشترک آنها می باشد .همچنین به پیشینه جمع آوری امثال عربی وفارسی هم اشاره ای شده است.اشتراک در مضامین و حتی الفاظ برخی ضرب المثل ها در این دو زبان نشان می دهد که در این زمینه تحقیق های شایانی صورت پذیرفته است.
با مقایسه و تطبیق ضرب المثل های دو زبان فارسی وعربی می توان میزان اشتراکات فرهنگی این اقوام را شناخت و موجبات نزدیکی بیش از پیش آنها را فراهم کرد. همچنین شناخت امثال اقوام و مقایسه آنها با یکدیگر باعث تقارن بیشتر فرهنگی گشته وزمینه مساعد را جهت همکاری های مختلف را فراهم می سازد.
 
واژگان کلیدی:
 امثال، مثل، فرهنگ، زبان عربی و زبان فارسی

مقدمه :

وتلِکَ الَامثالُ نَضْرُبِها لِلنّاسِ لَعَّلهُم یَتْفَکَّرونَ (قرآن مجید :سوره حشر، آیه ۲۱)
و این مثَلها را براى مردم مى‏آوریم شاید بیندیشند.
وَیَضِربُ اللهُ الَامثالِ للنّاسِ لَعَلَّهُم یَتَذَکَّرونَ (قرآن مجید :سوره ابراهیم، آیه ۲۵ )
و خدا مَثَلها را براى مردم مى‏زند، شاید که آنان پند گیرند.
اِنَّ اللهَ لا یَستَحی اَن یَِضْرِبَ مَثلاٌما بَعُوضَهً فَما فَوقَهَا(قرآن مجید :سوره بقره،آیه ۲۶) خدا از اینکه به پشه و یا کوچکتر از آن مثل بزند شرم نمى کند.

اگر حرفی برای گفتن نداری سخنان گذشتگان را بیان کن.
ضرب المثل ها بخش مهمی از فرهنگ عامه یا فولکور هر ملتی را تشکیل می دهد و رکن اصلی، قدر مسلم حتی جزءٍ لاینفک زبانها و فرهنگهای مختلف می باشند و آنرا از قدیمی ترین آثار ادبی فکر انسان دانسته اند که در شناسایی اعتقادات و آداب ورسوم ومعشیت واقتصاد جوامع بشری نقش بسزایی داشته ودارند واز گنجینه های ادبیات عامیانه هر قوم و قبیله ای به حساب می آیند و سرشار از پند و اندرز هایی هستند که از نیاکان به ارث برده ایم. مجموعه امثال وحکم گنجینه ای است که در طول تاریخ هر زمانی بر اثر تجارب بسیار نسلهای حاصل شده لذا فراگیری آن موجب آشنایی با افکار وعقاید و در کل فرهنگ پیشینیان است.
گویا نیاکان انسانهای امروزی، ضرب المثلها را چون میراثی به جای گذاشته اند تا ابنای خود را از تجارب ونصایح خود بهره مند سازند.(آق آقابای، امثال وحکم دیوان لغات ترک،ص۱)
امثال و حکم از ارکان اصلی واساسی  هرزبان است که باری از سنتها و آداب و رسوم وتاریخ ومنش یک ملت را به دوش می کشد. در حقیقت حاصل آزمونها،ذوقها بینش ها  در قالب مثل به کوتاه ترین و فشرده ترین شیوه ارائه می شود.
(خضرایی ،۱۳۸۳،ص۱۸)
فرهنگ رسمی هر کشوری برگرفته از فرهنگ شفاهی وعامه مردم آن سرزمین است. آنچه امروز به عنوان شاهکارهای ادبی وهنری به ما رسیده است، روزگاری به صورت پراکنده بر زبان نیاکان ما جاری بوده آنها را نسل به نسل به صورت شفاهی از یکدیگر فراگرفته وبه آیندگان منتقل کرده اند. درحقیقت بزرگان ادب ایران و دیگر کشورهای جهان مانند فردوسی ،سعدی،حافظ،هومر شکسپیر با تأثیرپذیری از همین فرهنگ مردم توانسته اند آن گنجینه فرهنگ انسانها را فراهم سازند وبا ذوق واندیشه ی تیز بین خود، شاهکارهایی را به بشریت عرضه کنند(همان، ص۱۹).
مثلها برای شناسایی وشناختن یک جامعه روش مفید ومهم بشمار می روند چرا که ضرب المثل ها بازگو کننده فرهنگ و روحیات اجتماعی ملتها می باشند وحتی از مقایسه مثلهای اقوام وطوایف مختلف می توان به وجوه اشتراک یا افتراق فرهنگی و همین طور به سجایای اخلاقی و سوابق تاریخی آنان پی برد.
پس ضرب المثل بخشی از میراث فرهنگی تمدنهایی است که نیاز بشر موجب زایش وپیدایش آنها شده واز آن برای بیان اندیشه های خود بصورتی خلاصه و موجز بهره می جویند.هدف از نگارش این رساله بررسی ضرب المثل های دو زبان از لحاظ معنی ومفهوم وتطبیق آنها با یکدیگر ونشان دادن میزان اشتراکات و نحوه تأثیر متقابل امثال دو

 زبان بر یکدیگر می باشند واز سویی دیگر برای بیان این مسئله است که باورهای عامیانه یا فولکور آنان در بسیاری از موارد با هم شباهت دارند که این خود دال بر این است که فرهنگ زندگی وآداب ورسوم این دو قوم سبب قرار گرفتن آنان زیر لایۀ اسلام وتعالیم رهایی بخش قرآن کریم به هم نزدیک ومتأثر از همدیگر می باشد.

ادبیات پس از تاریخ یک ملت، منبع مهمی برای شناخت فرهنگ آن ملت است امثال وحکم هر زبانی جزئی از ادبیات عامه یا فولکور یک ملت و بخش مهم میراث فرهنگ هر ملتی را تشکیل می دهد که آن را از قدیمی ترین آثار ادبی فکر انسان دانسته اند ونمی توان مبدأ و زمان پیدایش آن را به وضوح مشخص نمود.
یکی از شاخه های دل انگیز و ثمر بخش ادبیات گرانبهای اسلامی، ایرانی ضرب المثل است که بصورت جمله ای کوتاه به نظم یا به نثر و به زبانهای عربی – فارسی و .ظهور می کند ودر بردارنده ی پند واندرز و دستورات اخلاقی واجتماعی است وعلی رغم اختصار ،ایجاز وقلۀ الفاظ، معانی کثیر مندرج و اندیشه های ژرف حاصل می گردد که مخاطب را در افکار عمیق فرو می برد و پس از استماع، از گوش به اعماق مغز می فرستد و هیجاناتی را در نفس بوجود می آورد. امثال و حکم جملاتی است که هر جای پای استدلال در مذاکرات چو بین شود به یاری متکلم می شتا  بد و مقصود گوینده را در یک جمله کوتاه و مستدل روشن می سازد. (خضرائی ،۱۳۸۳، ص۲۱)
ضمناٌ با استشهاد یک ضرب المثل که گنجینه ای از حکمت، اندرز و تجربه بشمار می رود منطق متکلم بس کوبنده تروگویاتر می گردد .همچنان که تمام معانی زندگی،  شریعت وانسانیت در قرآن مجید خلاصه شده،فراست بشر نیز در ضرب المثل ها متجلی شده است .
تمامی خصوصیات مردم یک جامعه در ضرب المثل ها ظهور می یابد (قوحن،۱۳۸۳، ص ۹۱) مثل ها سخنان قصیر، کوتاه وقابل حفظ، درک، جالب توجه می باشند.
که ریشه در اعماق فرهنگ یک جامعه دارند و در هنگام مباحثه به تناسب موضوع استعمال می شوند.
امثال وحکم می تواند باعث رشد عقلی وروحی ملتها شود و آنها را برای مقاومت و رویارویی در مقابل حوادث ومشتقات آماده تر کند ومنجر به این شود که زندگی خود را براساس عقل و منطق و تجربیات  سلف تنظیم کنند وحیات واجتماع خویش را بر پایه اخلاق حسنه و استفاده از اندیشه های والا تربیت نمایند.
یکی از دلایل اهمیت انجام این تحقیق بیان این مسئله است که دو زبان عربی و فارسی سرشار از ضرب المثلهای زیبا و معناداری است که در موارد بسیاری مشابه و نزدیک به هم هستند که این خود نشان دهنده نزدیک بودن فرهنگ این قومیت ها به یکدیگر به لحاظ همسایگی، هم دینی وداشتن دغدغه های مشترک است. انگیزه انتخاب این موضوع علاقه فراوان نگارنده به امثال و حکم دو زبان عربی وفارسی و تولیدات مشترک فرهنگی آن ملتها  می باشد .
این تحقیق می تواند برای دانشجویان فارس وعرب زبان و علاقمندان به ادبیات تطبیقی و ضرب المثل سودمند باشد. خوشبختانه پس از مطالعات وسیع در کتب ضرب المثل های دو زبان علاقه ای که به لطف خداوند به این دو زبان پویا دارم امیدوارم اطلاعات مفیدتری در زمینه اشتراکات ضرب المثل های دو زبان عربی و فارسی گردآوری وتحلیل کنم.
مراحل کار در این تحقیق به صورت زیر می باشد:
۱-ابتدا مثل های عربی از کتب ضرب المثل های عربی (درمنابع مذکور است)به ویژه کتاب امثال و حکم دکتر قهرمانی :مجمع الامثال میدانی وموسوعه الامثال الثعالبی و.بررسی وفیش برداری شد.
۲-معادل های فارسی این ضرب المثل ها نیز با تکیه بر کتب امثال وحکم فارسی به ویژه امثال وحکم دهخدا دوازده هزار شکورزاده نامه داستان یسنای تبریزی کشف وفیش برداری گردید.
[ضرب المثل گونه ای از بیان است که معمولاً تاریخچه داستانی و پند آموز در پس بعضی از آنها نهفته است بسیاری این داستا نها از یاد رفته اند و پیشینۀ برخی از امثال بر بعضی از مردم روشن نیست با این حال در سخن بکار می رود و یا «سخنان برجسته، روشن، پندآمیز و مستقل که در زبان مردم رایج است.»]
[- مواد تشکیل دهنده ضرب المثل «کلمات» مستقلی هستند که معنی جمله از کلمات تشکیل دهنده آن جمله قابل دریافت نیست این اصطلاحات بدون قرار گرفتن در یک جمله کامل فاقد خصلت های ضرب المثل خواهد بود و همچنین این اصطلاحات فاقد شجره نامه اند و ریشه و مأخذ آنها به مرور زمان محو شده است.]
امثال و حکم در شکل ساختار و عملکرد خود از ضرب المثل متمایز می شود و به عنوان مواد اولیه ای محسوب می گردد که باید در جمله کاملی بکار گرفته شود تا خصلت ظاهری ضرب المثل را به نمایش بگذارد. عبارات و اصطلاحات ضرب المثلی با هرنوع آرایش و پیرایشی تبدیل به امثال و حکم نخواهند شد. امثال و حکم دارای سنت و اصالت لایزالی است که در اذهان عمومی نقش گرفته و دارای رسالت آموزشی و حامل پیام و تجربه زندگی است در صورتی که عبارات ضرب المثلی به هر میزان که استقلال معنا و رسالت پیام آوری داشته باشد بازهم به تنهایی قادر به انجام رسالت خود نیست و همیشه متکی بر جمله و پیش درآمدی توضیحی است. معهذا حد فاصل دقیقی نمی توان بین ضرب المثل واصطلاحات ضرب المثلی کشید به خصوص که در زبانهای مختلف این خط فاصل به طور قابل ملاحظه ای تغییر می یابد.
استاد «کارل فریدریش ویلهلم و اندر» گردآورنده و مؤلف ۱۲۵۰۰۰ امثال و حکم و اصطلاحات ضرب المثلی در پنج جلد در مقدمه کتابش به این سؤال پاسخ می دهد.
از گوشه و کنار و از زبان بعضی از منتقدان شنیده می شود که تفکیک امثال و حکم را از اصطلاحات ضرب المثلی ترجیح داده و پیشنهاد کرده اند که مجموعه امثال و حکم «باید فقط در برگیرنده امثال و حکم باشد» اولاً خط فاصل بین این دو مقوله در حالات مختلف غیرقابل تشخیص و تفکیک است. زیرا یک پیام خاص در مقطعی خاص بوسیله امثال و حکم و

مطلب دیگر :


واحد خرم آباد پایان نامه جهت دریافت درجه کارشناسی ارشد «M.A» رشته : زبان و ادبیات فارسی گرایش ...

۴-۴-۲) عنصر تجلی رنگها در شاهنامه ۳۶
۴-۴-۳) تجلی رنگهای گوناگون شاهنامه . ۳۷
۴-۴-۴) نمادینگی عنصر چهارگانه (آب، آتش، باد، خاک) . ۴۳
۴-۴-۵) نمادینگی عنصر درخت . ۵۰
۴-۴-۶) تقدس و پرستش درخت در شاهنامه ۵۲
ا۴-۴-۷) تبار درختی در شاهنامه ۵۳
۴-۴-۸) هوم . ۵۶
۴-۴-۹) کرم هفتواد . ۶۰
۴-۴-۱۰) ضحاک ۶۷
۴-۴-۱۱) اژدها ۶۹
۴-۴-۱۲) دیوان و ویژگی های ظاهری آنها در شاهنامه ۷۱
۴-۴-۱۳) رخش ۷۴
۴-۴-۱۴) سیمرغ . ۸۲
۴-۵) عناصر فوق طبیعی در هفت پیکر نظامی ۸۶
۴-۵-۱) مقدمه ۸۶
۴-۵-۲) چهره افسانه ای بهرام در هفت پیکر . ۸۶
۴-۵-۳) نمادشناسی عدد هفت در هفت پیکر . ۸۹
۴-۵-۴) تجلی رنگ در هفت پیکر ۹۱
۴-۵-۵) نمادشناسی غار در هفت پیکر . ۱۰۱
فصل پنجم : نتیجه گیری و پیشنهادات

ب

۵-۱) نتیجه گیری ۱۰۶
۵-۲) پیشنهادات . ۱۰۹
۵-۳) بیان محدودیت ها ۱۱۰


پ

منابع ۱۱۱
مقدمه

«انسان برای انتقال افکار ، عقاید و ذهنیات خود از گفتار یا نوشتار استفاده می کند . این زبان سرشار از اشارات و نشانه هایی است که به خودی خود معنایی ندارند، اما به دلیل کاربرد فراگیرشان دارای معنا هستند و یا اینکه انسان به ظن خود به آنها مفهومی بخشیده است .ولی هیچ کدام از این ها نماد نیستند، بلکه فقط تداعی کننده­ نشانه اشیاء هستند.» (یونگ،۱۶:۱۳۷۷)
«آنچه ما نماد می نامیم یک اصطلاح است؛ یک نام یا نمایه ای است که افزون بر معنای قراردادی و آشکار روزمره­ی خود ، دارای معانی متناقضی نیز هست. نماد شامل چیزی گنگ،ناشناخته یا پنهان از ما است. اما دست یابی به حقیقت نیاز به بحث دارد؛ بنابراین یک کلمه یا نمایه هنگامی نمادین می شود که چیزی بیش از مفهوم آشکار خود داشته باشد . این کلمه یا نمایه جنبه­ ناخودآگاه گسترده تری دارد که هرگز نه می تواند به گونه ای دقیق مشخص گردد و نه به طور کامل توضیح داده شود.» (همان :۱۷)
قبل از بیان هر بحثی باید دقت داشت که نماد حتماً یک شکل نیست؛ بلکه نماد ممکن است مفهوم، رنگ، مراسم، روزی مهم، مکانی تاریخی، وِرد، عدد، رمز، پرچم و یا شعار

مطلب دیگر :


فیلترینگ تلگرام چگونه کار می‌کند؟

 باشد. امروزه بیشتر به تصاویر و اشکال معنادار نماد گفته می‌شود و این استعمال به خاطر کاربرد زیاد تصاویر و شکل‌ها در نمادسازی است در گذشته مردم برای عینیت بخشیدن به مسائل ماورائی و فوق طبیعی که پیش رو داشتند و به نوعی از دسترس آنها به دور بوده است معمولا از مواردی مشابه یا از نمادها استفاده می کردند و همین کار سبب می شد که درک بهتری از آنها داشته باشند.

بر این اساس انسان در دوره گذشته از طریق خیال پردازی ، به سیر و سفر در اندیشه خود می پردازد و هر غیر ممکن در عالَم واقع را به صورت ممکن در تخیلاتش مشاهده می کند. انسان برای بیان تخیلات و احساسات و تجربیات درونی خود به زبان نیاز دارد، البته باید گفت که به زبان رمز گونه و نمادین نیازمند است ، تا بتواند آنچه را که به صورت حسی تجربه کرده است را در دنیای عینی و تجربی بیان کند. بنابراین برای درک و فهم تخیلات و اساطیر، به زبانِ نمادین نیاز است.
با توجه به مواردی که بیان شد عناصر رمزگونه و موارد نمادین می تواند چندین معنا را در بر داشته باشد بنابراین ، اولین و سطحی ترین تفسیر ، کامل ترین تفسیر نیست بلکه برخلاف زبان روزمره مردم می تواند سطح های مختلفی از معانی را در خود به صورت پنهانی داشته باشد.
مردم در کاربرد عناصر رمزگونه و فوق طبیعی و همچنین نمادها، گاهی به غلو و در نهایت به نوعی بزرگ نمایی می رسیدند و گاهی فقط در پی عظمت و بزرگی چیزی برمی آمدند ولی در نهایت آن موضوع به شکل خاصی در بین مردم نهادینه می شد در نتیجه به این نکته می رسیم که ادبیات چیزی جز نماد نیست، نمادگرایی در طول حیات بشر ثابت کرده است که بیشترین تأثیر را در انتقال و جایگزینی آن در ذهن مخاطبان داشته است.
با توجه به بیان مفاهیمی که در باره عناصر رمزگونه و نماد گفته شد می توان اظهار داشت که نماد آشکار کننده­­­ی مفاهیم فرهنگی و تاریخی است و از طریق آن می توان افکار و فرهنگ و نگرش گذشتگان را دریافت کرد.
حکیم ابوالقاسم فردوسی در شاهنامه ی پر گهر خود و همچنین نظامی گنجوی در تمامی آثار خود (خوصوصاً هفت پیکر گرانبار خود) با زیرکی و هنرمندی خاصی از این عناصر رمزگونه و فوق طبیعی و همچنین نمادها به نحو شایسته ای بهره گرفته اند البته با توجه با جامعیت و زیبایی خاصی که در شاهنامه وجود دارد این اثر برتری قابل لمس تری نسبت به سایر آثار دارد.
متأسّفانه در گذشته جز در مواردی معدود و جزئی، به این موضوع پرداخته نشده است، امّا آنچه مورد نظر من بوده است این است که با بهره گرفتن از عناصر رمزگونه و فوق طبیعی موجود در این دو اثر، به لایه های پنهان و مخفی آنها بپردازم و بدین این ترتیب فصلی تازه را در این باب ورق بزنم.
بیان مسئله

بشر از ابتدای ظهور و حضورش بر روی کره خاکی معتقد به حضور و دخالت موجودات فوق طبیعی و عناصر رمزگونه در امورات زندگی خویش و دیگر موجودات بوده است، هرچه به تاریخ گذشته بر می گردیم این طرز تلقی و برداشت پررنگ تر و عمیق‌تر است، انسان در روزگاران کهن معتقد بوده است که در مسیر زندگی او موجودات فراوانی می توانند سرنوشت و

«چراغ آخر» یکی از آثار این نویسنده­ی خلّاق معاصر است که شامل هشت داستان کوتاه و طرح هایی است ...

۲- شخصیّت ها هم به صورت مستقیم و هم غیرمستقیم به خواننده معرّفی می شوند.
۳- به دلیل حساسیت و دقّت و جزئی نگر بودن نویسنده تأثیرات افکار و اندیشه هایش در بیان واقعیات جامعه کاملاً مشهود است.
۱-۸ تعاریف واژه های کلیدی

داستان کوتاه : روایت به نسبت کوتاهی است که نویسنده با بهره گیری از خلّاقیت و شخصیّت های محدود در کمترین فضا به کمک وحدت تأثیر به آفرینش آن می پردازد . (میرصادقی،  ۲۶:۱۳۹۰).


شخصیّت : «در ادبیّات،  شخصیّت،  فرد ساخته شده ای است که مانند اشخاص حقیقی از ویژگی هایی برخوردار است و با این ویژگی ها در داستان و نمایش ظاهر می شود» 

مطلب دیگر :


بایگانی‌های دیجیتال مارکتینگ و سئو - مرکز آموزش علمی-کاربردی کاویان

(داد،  ۱۷۷:۱۳۸۰).

شخصیّت پردازی : «پرداختن به چگونگی حالات و ویژگی های افراد،  شخصیّت پردازی گفته می شود» (میرصادقی،  ۸۴:۱۳۹۰) .
چراغ آخر چوبک : یکی از آثار صادق چوبک نویسنده­ی معاصر است که در سال ۱۳۴۴ چاپ و منتشر شد.

دانشکده ادبیات و علوم انسانی گروه زبان و ادبیات فارسی پایان نامه زبان و ادبیات فارسی عنوان ...

۶-۲۵- کاربرد اعداد ۲۶۲
۶-۲۶- اسم های خاص ۲۶۶
۶-۲۷- مورد خطاب قرار دادن . ۲۸۹
۶-۲۸- فتوشعر . ۲۹۱
۶-۲۹- شعر دیداری ۲۹۲
فصل نهم: نتیجه گیری ۲۹۶
منابع و مآخذ . ۳۰۱
فهرست جداول
عنوان                                                                                                                      صفحه
جدول شماره ۱ : بسامد واژه عشق ۵۶
جدول شماره ۲: بسامد واژه گریه . ۶۳
جدول شماره ۳: بسامد واژه غم و غصه . ۶۹
جدول شماره ۴: بسامد واژه خسته . ۷۳
جدول شماره ۵ : بسامد واژه درد . ۷۷
جدول شماره ۶ : بسامد ناامیدی و بدبینی ۸۲
جدول شماره ۷ : بسامد واژه انتظار ۸۷
جدول شماره ۸ : بسامد واژه بی تفاوتی . ۹۲
جدول شماره ۹ : بسامد واژه ترس، هراس و دلهره . ۹۵
جدول شماره ۱۰ : بسامد واژه تنهایی ۱۰۰
جدول شماره ۱۱ : کاربرد صفت منفی . ۱۲۵
جدول شماره ۱۲ : کاربرد غیر تنوین  دار ۱۳۴
جدول شماره ۱۳ : کاربرد قیدهای بی نشانه ۱۳۶
جدول شماره ۱۴ : کاربرد بسامد ضمایر ۱۴۰
جدول شماره ۱۵ : بسامد فعل امر و نهی . ۱۵۸
جدول شماره ۱۶ : کاربرد واژه ی تویِ ۱۶۰
جدول شماره ۱۷: بسامد واژه ی هی . ۱۶۲
جدول شماره ۱۸ : بسامد هیچ و پوچ اندیشی . ۲۱۰

جدول شماره ۱۹ : بسامد حیوانات ۲۱۶
جدول شماره ۲۰: بسامد فصل ها ۲۲۲
جدول شماره ۲۰ : بسامد شب و روز . ۲۲۵
جدول شماره ۲۱ : بسامد رنگ ها ۲۲۷
جدول شماره ۲۲ : بسامد اعضای بدن . ۲۳۲
جدول شماره ۲۳: بسامد اعداد . ۲۶۲
فهرست تصاویر


عنوان                                                                                                                      صفحه
تصویر شماره ۱ : فتوشعر . ۲۹۱
تصویر شماره ۲ : شعر دیداری ۲۹۲
تصویر شماره ۳ : شعر دیداری ۲۹۳

طرح مسأله
قالب غزل یکی از محبوب­ترین قالب­های شعر فارسی است. پس از ظهور نیما و رواج شعر نیمایی و ارائه­ آثار موفق در این عرصه اهل شعر و ادب شاهدند که غزل معاصر با تنوع موضوع، شکل ظاهری، قافیه­هایی متفاوت، ردیف های طولانی و نوآوری­های فراوانی از سوی شاعران دهه­ی شصت، هفتاد و هشتاد به شکلی فعال خودنمایی می­کرد.
دهه­ی هشتاد، مهدی موسوی با معرفی « غزل پست مدرن، برگزاری کلاس­های آموزشی، تربیت شاگرد انتشار نشریه­ی تخصصی پست مدرن دری دیگر به روی غزل معاصر ما گشود و شاگردانش او را به عنوان پدر غزل پست مدرن مورد خطاب قرار دادند.بارزترین ویژگی که این نوع غزل را از همه­ی غزل­های ادبیات فارسی متمایز می سازد، زبان این نوع غزل است، در این تحقیق نقش­های آوایی، عاطفی، نحوی این غزل­ها مورد بررسی قرار گرفته و نوآوری های زبانی و واژگان پرکاربردو دیگر کارکردهای زبان

مطلب دیگر :


بایگانی‌های روانشناسی - مرجع مقالات

 تحلیل می گردد.

۱-۲- اهمیت و ضرورت تحقیق
نبودن پژوهش مدوّن پیرامون این موضوع و نقش اساسی و متفاوت  کارکرد واژگان در شکل­ گیری غزل پست مدرن،  نقش یک پژوهش در شناخت این شیوه ی نو آورانه ،علاقه ی نگارنده نسبت به قالب غزل و ادبیات معاصرو روشن کردن ابعاد شعر پست مدرنرا می­توان اهمیت و ضرورت انجام این تحقیق به شمار آورد.
۱-۳- هدف تحقیق
جایگاه زبان و واژگان در دادن شکلی دیگرگونه به غزل پست مدرن و کارکرد های زبانی بررسی می گردد تا در شناخت بهتر این نوع شعری به مخاطب یاری رساند.و انگیزه ای برای پژوهش های بعدی درباره ی این تجربه ی جدید شعری باشد.
۱-۴- پیشینه­ی تحقیق: ( مروری بر تحقیقات داخلی و خارجی )
کتاب­های فراوان و مقالات بسیاری  با موضوع پست مدرن به چاپ رسیده است که ارتباط آن­ها با موضوع این پژوهش در حد آشنایی با نگرش پست مدرن و ادبیات پست مدرن در دیگر کشورهاست. اما اثری که به طور مستقل شعر پست مدرن را در ادبیات فارسی بررسی کند به چاپ نرسیده است. فقط پایان نامه ­ی
« رویکردی به مدرنیسم در غزل معاصر » که در دانشگاه سیستان و بلوچستان به قلم آقای محمود طیب و استاد راهنمای ایشان دکتر محمد علی زهرا زاده می ­تواند در شکل­ گیری این ذهنیت که ادبیات کلاسیک فارسی چگونه به مرحله مدرن رسید به ما کمک کند تا ما در این پژوهش رسیدن به پست مدرن را بررسی نماییم. و موضوع کار ایشان و  این پژوهش تفاوت فراوانی دارند. پایان نامه ی اخیر با این کار پژوهشی تفاوت فراوانی دارد. چون مدرن و پست مدرن درلفظ و معنا و شعر دو طیف جداگانه اند. نزدیک بودن زمان سروده شدن غزل ها با زمان این پژوهش و برخورد دولت با فعالیت موسوی و اختصاری و درک نشدن این شعر از سوی بسیاری از مخاطبان حتی مخاطب خاص ادبیات باعث شده که موضوع تحقیق برای اهل شعر و ادب تا این زمان ناشناس باقی بماند.
۱-۵- روش تحقیق
روش تحقیق این پژوهش به صورت کتابخانه­ای و اسنادی است. در ابتدا کتاب ها و مقالات مرتبط با غزل پست مدرن و پست مدرن و مجموعه شعرهای در دسترس شاعران شاخص که در دهه­ی هشتاد منتشر شده را یافته و با مطالعه دقیق و فیش برداری کارکردهای مختلف زبان را در این اشعار بررسی شده است.  مطالب لازم استخراج و پس از اتمام فیش برداری مطالب جمع­آوری شده در پاسخگویی به پرسش­های مطرح شده طبقه بندی و تدوین گردید.
۱-۶- سؤالات تحقیق

  1. دایره ی واژگان به کار رفته در غزل پست مدرن تا کجا گسترده است؟