جمال میر صادقی ۹۰
زبان به عنوان اصلی ترین وسیله ارتباط اجتماعی انسان و در مقام یکی از عناصر اصلی فرهنگ جوامع بشری دارای تاریخی کهن است و همساز و همراه با نوع ابزارها و سکون ها و حرکت ها و اسارت و پیروزی هر قومی سیری پرماجرا و پویا داشته و تکامل خاص خود را پیموده است. در این میان، پدیده ی قرض گیری یکی از ویژگی های طبیعی زبان قلمداد می شود که در چارچوب آن سخنگویان یک زبان در صورت لزوم و به منظور پرکردن خلأهای واژگانی به زبان های دیگر مراجعه می کنند و کلماتی از این زبان ها را در گفتار خود وارد می نمایند. پرواضح است که بکارگیری روز افزون و استفاده ی غیر معقول از واژه های بیگانه در زبان فارسی می تواند اصالت و غنای این زبان
مطلب دیگر :
تحقیق رایگان درباره پیشرفت تحصیلی
را تحت الشعاع خود قرار دهد، و بخصوص این باور را در اذهان عموم جای دهد که زبان فارسی در ارائه مفاهیم علمی و تخصصی ناتوان است. در این مقاله، ضمن توصیف پدیده ی قرض گیری و عوامل مؤثر در آن سعی بر این است که روش های مختلف واژه گزینی در زبان فارس و نقاط ضعف و قوت هر یک از آنها مورد بررسی قرار گیرد. با بررسی این روش ها نشان خواهیم داد که اگر قرض گیری واژگانی به شیوه ای درست و اصولی به انجام رسد در پاره ای از موارد می تواند غنای واژگانی زبان فارسی را نیز به دنبال داشته باشد.
امروزه زبان فارسی در معرض هجوم انبوهی از واژگان بخصوص از زبان های اروپای غربی می باشد و تقریباً در تمام جمله هایی که به کار می بریم می توان رد پایی از حداقل چند کلمه ی خارجی به ویژه از زبان انگلیسی و سایر زبان ها از جمله زبان آلمانی، فرانسوی، و نیز عربی پیدا کرد. در این میان سؤال اصلی این است که آیا قرض گیری واژه ها از سایر زبانهای بیگانه و استفاده فراوان از آن ها در متون علمی و تخصصی و حتی محاوره ای روزانه می تواند کمکی برای وضعیت حال زبان فارسی باشد یا خیر. مسلماً، برای پاسخ به این سؤال باید پدیده ی قرض گیری را بهتر شناخت و تمام جنبه ها و ابعاد آن و نیز عوامل مختلفی را که می توانند باعث بروز این پدیده در زبان فارسی گردند مد نظر قرار داد.۴-۲-۴ نام نیک در گاتها. ۷۹
۴-۲-۵ تاثیر باور به مرگ بر رفتار در شاهنامه. ۸۰
۴-۲-۶ تاثیر باور به مرگ بر رفتار در گاتها ۸۵
عنوان صفحه
۴-۲-۷ آرزوی مرگ در شاهنامه ۸۶
۴-۳ زمان(زروانیسم) ۸۷
۴-۳-۱ زروان خدای مرگ ۸۸
۴-۳-۲ زروان خدای بخت ۸۹
۴-۴ نام های مرگ ۹۲
۴-۴-۱ هوش. ۹۲
۴-۴-۲ زمان و زمانه. ۹۴
۴-۴ جهان پس از مرگ ۹۶
۴-۴-۱ درآمد. ۹۶
۴-۴-۲ رستاخیز ۹۷
۴-۴-۲-۱ رستاخیز در لغت. ۹۷
۴-۴-۲-۲ رستاخیز چیست؟. ۹۷
۴-۴-۲-۳ رستاخیز در عقاید گوناگون ۱۰۰
۴-۴-۲-۴ عقاید اقوام باستانی در مورد رستاخیز. ۱۰۱
۴-۴-۲-۵ آراء فلاسفه و حکما در مورد رستاخیز. ۱۰۲
۴-۴-۲-۶ نظر صاحبان ادیان در مورد رستاخیز ۱۰۲
۴-۴-۲-۷ معاد جسمانی ۱۰۵
۴-۴-۲-۸ آفرینش نخستین دلیل قاطعی است بر معاد ۱۰۷
۴-۵ روان. ۱۱۱
۴-۵-۱ روان در شاهنامه. ۱۱۲
۴-۵-۲ سرنوشت روان پس از مرگ از دیدگاه زرتشت. ۱۱۶
۴-۵-۲-۱ پس رشن عادل. ۱۲۰
۴-۵-۳ پاداش و کیفر زندگی پس از مرگ ازدیدگاه زرتشت. ۱۲۱
۴-۵-۴ سرنوشت روح در ادیان و آیین های گذشته ۱۲۲
۴-۶ بهشت و جهنم (دوزخ). ۱۲۳
۴-۶-۱ بهشت. ۱۲۴
۴-۶-۱-۱ بهشت یا دوزخ در آیین زرتشتی چگونه توصیف گردیده؟. ۱۲۵
۴-۶-۲ بررسی دیدگاه شاهنامه و گاتها در باره بهشت و دوزخ. ۱۲۸
۴-۶-۲-۱ سنجه (میزان، مقیاس) نیکی و بدی در شاهنامه ۱۲۸
۴-۶-۲-۲ سنجه نیکی و بدی در گاتها. ۱۲۹
عنوان صفحه
۴-۶-۲-۳ پاداش و پادافره (بادافره، مجازات)در شاهنامه. ۱۳۲
۴-۶-۲-۴ پاداش و پادافره در گاتها ۱۳۳
۴-۶-۲-۵ بهشت روشن در شاهنامه. ۱۳۵
۴-۶-۲-۶ بهشت روشن در گاتها. ۱۳۶
۴-۶-۲-۷ بهشت در شاهنامه ۱۳۷
۴-۶-۲-۸ بهشت در گاتها ۱۴۱
۴-۷ دوزخ ( جهنم) ۱۴۳
۴-۷-۱ دوزخ در شاهنامه. ۱۴۴
۴-۸ بازگشت به سوی خدا. ۱۴۸
۴-۸-۱ بازگشت به سوی خدا در شاهنامه . ۱۴۸
۴-۸-۲ بازگشت به سوی خدا در گاتها ۱۴۸
۴-۸-۳ راهنمایی خدایی برای رستگاری در شاهنامه ۱۵۱
۴-۸-۴ راهنمایی خدایی در گاتها. ۱۵۲
۴-۹ جاودانگی ۱۵۴
۴-۹-۱ جاودانگی در شاهنامه. ۱۵۶
۴-۹-۲ جاودانگی از دیدگاه زرتشت ۱۶۳
فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادها
۵-۱ نتیجه و بحث . ۱۶۶
۵-۲ پیشنهادها. ۱۷۱
۵-۳ محدودیت ها ۱۷۲
منابع و مآخذ ۱۷۴
چکیده:
شاهنامه جایگاه بزرگی در میان کشور ایران فرهنگی دارد. از آنجا که شاهنامه ریشه در فرهنگ ایران باستان دارد. فرهنگ انگیزهای است که مردم را پیش میبرد،. در این پژوهش تلاش خواهد شد که دیدگاه شاهنامه در باره جهان پس از مرگ و تاثیر دین زرتشتی بر این دیدگاه بررسی و نشان داده شود دیدگاه مردم در باره مرگ و دنیای پس از آن اثر بزرگ و گستردهای بر روش زندگی مردم میگذارد. از سوی دیگر کوشش میشود با همسنجی دیدگاه شاهنامه در باره مرگ و دنیای پس از مرگ با گاتها ریشههای فرهنگ شاهنامه بررسی شود.
در این تحقیق شیوه کار توصیفی و تحلیلی است، با بهره گیری از کتب کتابخانه و مقالات مربوطه در سایتهای مورد نظر اطلاعات گرد آوری گردید. کلیه بیتها در شاهنامه که به مسئله جهان پس از مرگ ارتباط داشت و همچنین بخشی از سرودههای گاتها، کتاب آسمانی زرتشتیان، یا اوستا، نوشتههای مقدس زرتشتیان، و پندنامههای موبدان که پیامی همچون بیت مورد نظر داشتند و با مطالب دیگر در کتبی که بعنوان رفرنس آورده شده یادداشت، بررسی و نکات مشترک موجود مورد تحلیل قرار گرفت.
نتیجه اینکه در دیدگه شاهنامه، گیتی (دنیای مادی) گذراست و نمیشود دل در آن بست، ولی مینو (دنیای روحانی) جاوید است و باید در آن بهترین زندگی را داشت. شاید چون دانش مردم بسیار ناچیز است، پس نگارنده شاهنامه همواره از سوی چهرههای شاهنامه دست نیایش به سوی خداوند برمیدارد تا بهترین راه برای رسیدن به این بهترین زندگی پر از آرامش و آسایش را بیابد. او در این آرزوست که از دشواریها و پادافره (مجازات) دوزخ رهایی یابد، و به نظر میرسد اندیشه فردوسی در کنار زندگی و زندگی با مرگ برای این گره میخورد تا موجب زدودن غفلت از هستی آدمی باشد و انسان را به این نکته رهنمود سازد که مرگ در ماست و همیشه با ماست، مرگ در مقابل زندکی و همراه همیشگی آن شگفت انگیزترین پارادوکس تاریخ حیات بشری بوده است که از همان آغاز همپای وی تا به امروز راهی طولانی و شگرف راپیموده و همچنین در دین زرتشت نیز این اعتقاد میرود که زندگی با مرگ تن به پایان نمیرسد روان به زندگی مینو ادامه میدهد، از این رو هر کس باید روش زندگی را به گونهای برگزیند تا به زندگی روان در مینو آسیب نرسد.
کلید واژه ها: شاهنامه، زرتشت، مرگ، بهشت، دوزخ، گاتها
مقدمه
شاهنامه شاهکاری ادبی است با موضوعاتی جامع و داستانهایی متنوع سراینده آن حکیم جامع الاطراف که جلوه هایی مختلف از ادبیات حماسی، غنایی و تعلیمی را به نمایش می گذارد. بررسی ابعاد مختلف «شاهنامه» موجب شناخت بیشتر عظمت و شکوه این اثر وهمچنین سراینده آن می شود.
پند و ا ندرزهای فردوسی است که از آبشخورهای فکری دینی و قومی وی سرچشمه گرفته است و از آنجا که عاطفه نهفته در آن انسانی است نه شخصی، جامعیت و شمول آن از زمان و مکان خاص فراتر است و همه آفاق را در بر می گیرد.
آرامش و آبادی آرزوی هر کس برای داشتن بهترین زندگی است. این آرامش پدید آمدنی نیست مگر
آن که با دانش نیک همزبانی به همدلی دگرگون شود. همانگونه که استاد عشق مولوی میسراید:
همزبانی خویشی و پیوندی است یار با نا محرمان چون بندی است
ای بسا هندو و ترک همزبان ای بسا دو ترک چون بیگا نگان
از زبان محرمی خود دیگر است همدلی از همزبانی بهتر است
مطلب دیگر :
برای رسیدن به همدلی و همزبانی باید یکدیگر را درست شناخت. فرهنگ را نیروی پیش برنده مردم و جامعه دانستهاند. در واژه نامه معین آن را ادب و هنر و ادب کردن مردم معنی کرده است. استاد برومند سعید(۱۳۸۴)، در پژوهشی ادیبانه آن را از دو بخش فر + هنگ میداند. «فر» پیشوندی به معنی پیش و جلو رفتن است و «هنگ» دگرگونهای از «سنگ» به معنی متانت و سنگینی است.
فرهنگ زمانی پدیدار میشود که آموختهها در منش مردم نهادینه گردند. بدینگونه مردم از آن آموختهها در زندگی خود و یا درون جامعه بهره میبرند، بدون آنکه نیازی به فشار بیرونی برای بکار بستن آن باشد. برای نمونه اگر بد شمردن اسراف در منش کسی نهادینه شود، او نه برای جریمه دولتی و نه برای خوش آمد دیگران از اسراف پرهیز نمیکند، بلکه چون این کار را بد میداند از آن میپرهیزد. چنین کسی در خلوت هم آن کار دیگر را نمیکند[۱].
مهم آنست که چه آموختهای با چه آرمانی و از چه راهی در منش مردمان نهادینه میشود. آیا بهرهکشانی میخواهند از شیره جان مردمانی ثروت و قدرت بیندوزند یا آبادگرانی مردم دوست در پی افزایش خرسندی مردم هستند.
تاریخ ایران گواه آنست که هرگاه رهبران و مدیران کلان کشور در این وظیفه کوتاهی کردند، کشوربه دست بیگانگان افتاد. اما نکته مهم آنست که ایرانیان از دیدگاه فرهنگی نه تنها شکست نخوردهاند، بلکه فرهنگ خود را به مهاجمان دیکته هم کردند (محسنی نیا، ۱۳۸۲).
بنابراین گرگان مردم نما که خود را صاحبان جهان میدانند، برای چیرگی بر این مرز و بوم راهی دیگر را برگزیدند. آنها با بریدن مردم از ریشههای فرهنگی ایشان و نمایاندن ویژگیهای ویران کننده به جای فرهنگ، میکوشند تا بر روح مردم چیره گردند. ایران گرامی اگر نه نخستین، ولی یکی از بنیانگزاران فرهنگ انسانی در جهان است. از آنجا که ایران فرهنگی شمار بزرگی از کشورها را در بر میگیرد، شناخت فرهنگ و ریشههای فرهنگ میتواند به همزبانی وهمدلی مردم این کشورها بیانجامد و آرامش و آبادی را در میان آنها نهادینه سازد.
مرگ سرنوشت هر کسی است که در هر فرهنگی به گونهای تعریف شده است. این تعریف ریشه باورها، فرهنگ و در پی آنها رفتارهای آن مردم است. در این نوشتار کوشش میشود با بررسی بیتهای شاهنامه که در آنها از بهشت و دوزخ یاد شده و همسنجی آن با آموزشهای گاتها (آموزشهای آسمانی زرتشتیان) ریشههای باور شاهنامه به جهان پس از مرگ جستجو شود. امروزه آموزشهای گاتها در میانه کتاب یسنا جای داده شدهاست. کتاب یسنا ۷۲ هات (هائیتی=سرود =فصل =بخش) دارد که ۱۷ هات از آن (از هات ۲۸ تا ۳۴، ۴۳تا ۵۱ و ۵۳) گاتها است. هر هات چندین بند دارد که با شماره یاد میگردد.
با یاری آموزگار گاتاشناسی موبدیار مهران غیبی، برای بهتر فهمیدن گاتها چند برگردان فارسی (آذرگشسب، ۱۳۵۱؛ جعفری، ۱۳۵۹؛ دوانلو، ۱۳۸۷، رضی، ۱۳۶۳؛ شهزادی، ۱۳۸۱؛ شهمردان، ۱۳۶۴) را هم سنجی (مقایسه) و مفهوم آن در این نوشتار بکار برده شد. این نوشتار دستاورد همسنجی آموزشهای گاتها با سرودهای شاهنامه برای دریافتن نقش گاتها
١- کاظمی، محمد رضا (١۳۸۳). ویژگیهای خلقی قهرمانان در شاهنامه.
این پایان نامه به بررسی زندگی و حیات قهرمانان حماسی، ویژگیهای ظاهری و جسمی و ویژگیهای روحی و روانی آنها پرداخته است.
۲- حقگویان جهرمی، لیدا ( ١۳۸۸). ساختارشناسی پهلوانان ایران باستان در شاهنامه فردوسی.
این پایان نامه به ساختارشناسی پهلوانان ایران باستان و ویژگیهای اخلاقی آنها از نظر اعتقادی، ملی، بزمی و ویژگیهای ظاهری آنها و سجایای پهلوانی پرداخته است.
۳- قشقایی، سعید‐ رضایی، محمد هادی (١۳۸۸). تحلیل روانکاوانهی شخصیت گردآفرید. فصلنامه علمی پژوهشی.
در این مقاله سعی شده است شخصیت گردآفرید بر اساس دو مکتب روانکاوی یونگ و فروید و آرتمیس بررسی شود. در بخش اول این مقاله؛ تمامیت روان گردآفرید طبق نظریهی عقدهی اختگی فروید روانکاوی، و در بخش دوم اشارهی مختصر از روان گردآفرید بر طبق دیدگاه یونگ شده است اما به طور کامل و به همراه شاهد مثال، به این موضوع پرداخته نشده است لذا در این جستار، سعی شده است که شخصیت گردآفرید به گونهای بارزتر، از دیدگاه این روانشناس-یونگ- بررسی و تحلیل شود.
۴- اَتونی، بهروز(۱۳۹۰). نقد اسطوره شناختی ژرفا، بر بنیاد کهننمونهی مادینه روان. فصلنامه ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی.
این مقاله نیز به گزارش و تحلیل کهن نمونهی مادینه روان برخی از شخصیتهای اسطورهای پراخته است. که برای فهم بهتر مطالبها در این پایان نامه از آن استفاده شده است.
۵- هوشنگی، مجید(۱۳۸۸). نقد و بررسی روانکاوانهی شخصیت زال از نگاه آلفرد آدلر. فصلنامه نقد ادبی.
در این مقاله سعی شده است شخصیت زال در شاهنامه، از نگاه روانشناسی مورد نقد و بررسی قرار گیرد. ویژگی روانی این شخصیت در چارچوب نظریهی عقدهی
حقارت و برتریجویی آلفرد آدلر در این مقاله تحلیل و بررسی شده است. اما به ویژگی روانی این شخصیت از دیدگاه یونگ که در این پژوهش به آن پرداخته شده است؛ اشارهای نشده است. این مقاله برگرفته از پایان نامهی کارشناسی ارشد از دانشگاه تربیت مدرس است که نویسنده در آن به بررسی شخصیتهایی چون: زال، رستم، و تهمینه پرداخته است. اما با مطالعه این پژوهش به این نتیجه رسیدیم که وی در تحلیل شخصیت رستم به نتیجه منطقی نرسیده، و به فرضیه ها و نتایجی دست یافته، که نگارنده در فصل چهارم این پایان نامه در بخش تحلیل شخصیت رستم از دیدگاه فروید؛ دلایلی را در رد آنها ارائه داده است.
اما به طور کلی دربارهی نقد روانکاوانهی شخصیتهای اصلی این دو داستان-رستم و سهراب و رستم و اسفندیار- بر اساس دیدگاه روانشناسان (کارل گوستاو یونگ، زیگموند فروید، آلفرد آدلر و.) کار پژوهشی صورت نگرفته است. و این پژوهش از این جهت کاملاً بدیع و نو است.مطلب دیگر :
۱-۵. پرسش پژوهش:
١- آیا داستانهای رستم و سهراب و رستم واسفندیار جنبه تراژدیک دارند؟
۲- آیا میتوان داستان رستم و سهراب، رستم و اسفندیار را بر اساس اصول روانشناسی، نقد روانکاوانه کرد؟
۱-۶. فرضیهی پژوهش
با بررسی دقیق سیر و روند حوادث داستانها و فرجامی که در پایان داستان برای شخصیتهای اصلی آن پیش آمده است، و همچنین با توجه به دلایلی که در فصل دو به آن اشاره شده است؛ جنبه های تراژدیک هر دو داستان بسیار پر رنگ و قوی است. و با توجه به رفتار، گفتار و منش شخصیتهای داستان، بررسی آنان از دیدگاه روانشناسان برجسته ضرورت دارد،
۴- تحلیل بینامتنیت قرآن و دفتر اول، دوم و سوم مثنوی از دیدگاه ژرار ژنت ۴۹
۴-۱ بینامتنیت صریح و لفظی قرآن کریم و مثنوی معنوی.۵۱
۴-۱-۱ بینامتنیت صریح و لفظی قرآن کریم و دفتر اول مثنوی معنوی ۵۱
۴-۱-۲ بینامتنیت صریح و لفظی قرآن کریم و دفتر دوم مثنوی معنوی.۸۳
۴-۱-۳ بینامتنیت صریح و لفظی قرآن کریم و دفتر سوم مثنوی معنوی.۱۱۶
۴-۲ بینامتنیت غیرصریح قرآن کریم و مثنوی معنوی۱۴۲
۴-۳ بینامتنیت ضمنی قرآن کریم و مثنوی معنوی.۲۱۳
۴-۳-۱ بینامتنیت ضمنی قرآن کریم و دفتر اول مثنوی معنوی.۲۱۴
۴-۳-۲ بینامتنیت ضمنی قرآن کریم و دفتر دوم مثنوی معنوی۲۷۴
۴-۳-۳ بینامتنیت ضمنی قرآن کریم و دفتر سوم مثنوی معنوی۳۱۳
فصل پنجم: نتایج تحقیق و ارائهی پیشنهاد
۵-۱ نتیجهگیری ۳۶۳
۵-۲ ارائه پیشنهاد ۳۶۵
منابع
الف)منابع فارسی .۳۶۵
ب)منابع انگلیسی.۳۶۹
چکیده انگلیسی ۳۷۰
چکیده
یکی از روشهای بررسی متون، مطالعهی بینامتنی آن است. بینامتنی یعنی خوانش متن با توجه به متون دیگر و مبتنی براین اندیشه است که متن، نظامی بسته و مستقل نیست و خواسته یا ناخواسته با متون دیگر ارتباط دارد. نظریهی بینامتنی در اواخر دههی شصت میلادی توسط ژولیا کریستوا در خلال بررسیهایی که بر آراء و افکار میخائیل باختین داشت، ارائه شد و توسط نظریهپردازانی چون ژرار ژنت پرورش یافت. مثنوی معنوی مولانا از جمله آثار ارزشمند و مهم زبان فارسی به شمار میرود. مولوی، به واسطهی آشنایی با قرآن کریم بیشک در سخنان خویش از نصّ آن تأثیر پذیرفته است. بینامتنی در آثار او، در اشکال مختلفی دیده شده است. در این نوشتار برآنیم با بررسی اشعار سه دفتر اول مثنوی؛ مفردات و عبارات قرآن کریم و نیز داستانها و شخصیتهای قرآنی و به طور کلی تمامی جلوههای بینامتنی قرآن ومثنوی را
براساس نظریه ژنت مورد بررسی قرار دهیم. براساس نتایج این بررسیها، مولانا از تمام وجوه بینامتنیت ژنت استفاده کرده است ولی بینامتنیت ضمنی از انواع دیگر بینامتنیت بارزتر است.
کلمات کلیدی: بینامتنیت، ژرار ژنت، قرآن کریم، مثنوی معنوی(دفتراول، دوم و سوم)، مولوی.
کتاب آسمانی قرآن کریم بنای فرهنگ جوامع اسلامی است بنابراین انعکاس زیباییهای لفظی و معنوی آن در جنبههای مختلف هنر و اندیشه مسلمانان مسلّم و آشکار است.
استفاده از آیات و مضامین قرآنی، منبعی مهم و الهام بخش شاعران و نویسندگان مختلف بوده و هست به طوریکه استفاده از آن را به صورتهای مختلف در اشعار کهن و نو میتوان یافت. کمتر شاعر مسلمان ایرانی را میتوان دید که در دیوان خود، تلمیحی به آیات قرآنی نداشته، یا اقتباس و تضمینی از آنها نکرده باشد.
دین و موضوعات آن جایگاهی ویژه در ادب فارسی داشته است. «پیشینهی بهرهگیری و اثرپذیری سخنوران پارسی از قرآن و حدیث به آغاز پیدایی و پاگیری شعر فارسی
مطلب دیگر :
یعنی نیمههای سدهی سوم میرسد.» (راستگو، ۱۳۷۶: ۶) درجهی این تأثیرپذیری به گونهای بیش از یک تلمیح و اقتباس است. این تأثیر پذیری تا آنجاست که بسیاری از آثار بدون فهم قرآنی قابل قرائت نیست.
مولانا جلال الدین محمد بلخی ، عارف نام آور و شاعر پارسی سرا در مجموعه آثار خویش و به ویژه در مثنوی معنوی به قرآن و آیات آن توجه و نگاهی خاص و ویژه دارد. در مثنوی معنوی مولوی به طور مستقیم یا غیرمستقیم به قرآن استناد شده است. بیت بیت مثنوی آنچنان آمیخته به آیات قرآنی است که میتوان گفت که مثنوی معنوی مولوی نوعی تفسیر از قرآن کریم است.مولوی کتاب خود را مثنوی نامیده است. مثنوی نام یکی از قالبهای شعری است. مولوی در آغاز دفتر اول، دوم، سوم و چهارم و در ابیات آغازین دفتر ششم، کتاب خود را به همین نام خوانده است:
پـیـش کــش مـیآرمــت ای معـنـوی قســم سادس در تـمــام مثنــوی
شش جهت را نور ده زین شش صحف کَی یَطـوف حَـولـه مَــن لم یطُف
(۶/۳-۴)