2-5: تعریف نوجوانی. 18
2-6: نمو نوجوانی. 18
2-7:فعالیت بدنی عاملی اثرگذار بر نمو و بالیدگی جنسی 19
2-7-1:فعالیت بدنی. 19
2-7-1-1: فعالیت و تمرین. 19
2-7-2: سطح تمرین. 19
2-7-3: فعالیت و قد. 20
2-7-4:فعالیت، وزن بدن و ترکیب بدن 20
2-7-5:فعالیت و عضله. 20
2-7-6: فعالیت و بالیدگی جنسی. 20
2-8: پیشینه مطالعاتی خارج کشور 20
2-8-1: تحقیقاتی در مورد مقایسه اندازههای نموی ژیمناستها با گروههای ورزشکار . 21
2-8-2: تحقیقات انجام شده در مورد مقایسه اندازههای نموی در ورزشکاران با سطوح مختلف بلوغ 23
2-8-3: تحقیقات انجام شده در مورد مقایسه اندازههای نموی در ورزشکاران با سطوح مختلف تمرین. 23
فصل سوّم ـ روششناسی پژوهش
3- 1: مقدمه. 35
3- 2: نوع و طرح تحقیق. 35
3- 3: جامعۀ آماری. 35
3- 4: نمونهگیری. 35
3- 5: متغیرهای تحقیق. 35
3- 5- 1: متغیرهای مستقل. 35
3- 5- 2: متغیرهای وابسته. 36
3-5-3:متغیرهای کنترل. 36
3- 6: ابزار گردآوری اطلاعات. 36
3- 6- 1: پرسشنامۀ مشخصات فردی 36
3- 6- 2: جدول تانر. 36
3- 6- 3: پرسشنامه ارزیابی فعالیت بدنی نوجوانان 37
3- 6- 4:ابزارهای تن سنجی. 37
3- 7: روش اجرای تحقیق. 38
3- 8: روش تجزیه و تحلیل آماری 38
فصل چهارم ـ تجزیه و تحلیل آماری یافتههای تحقیق
4-1: مقدمه. 43
4-2: تجزیه و تحلیل توصیفی دادهها 43
4-3: تحلیل استنباطی دادهها و آزمون فرضیههای پژوهش 66
4-3-1: فرضیه اول. 66
4-3-2: فرضیه دوم. 68
4-3-3: فرضیه سوم. 69
4-3-4: فرضیه چهارم. 70
4-3-5: فرضیه پنجم. 71
4-3-6: فرضیه ششم. 72
4-3-7: فرضیه هفتم. 72
4-3-8: فرضیه هشتم. 74
4-3-9: فرضیه نهم. 75
4-3-10: فرضیه دهم. 76
4-3-11: فرضیه یازدهم. 77
فصل پنجم ـ خلاصه، بحث، نتیجهگیری و پیشنهادها
5-1: مقدمه. 94
5-2: خلاصهی تحقیق. 94
5-3: یافتههای تحقیق. 95
5-4: بحث و نتیجهگیری. 98
5-5: نتیجهگیری کلی. 115
5-6: پیشنهادها. 116
5-6-1: پیشنهادهای آموزشی. 116
5-6-2: پیشنهادهای پژوهشی. 116
منابع و مأخذ. 133
پیوستها. 141
مقدمه
نمو[1] یک فعالیت زیستی است که در خلال دو دهه نخستین زندگی انسان (و9 ماه زندگی قبل ا زتولد) رخ میدهد. در هنگام نمو، فرد بالیده نیز میشود. واژههای نمو و بالیدگی[2]، اغلب با هم به کار میروند و زمانی نیز به صورت مترادف. اما هریک به فعالیتهای زیست شناختی ویژهای اطلاق میشود. ماهیت یکپارچه نمو وبالیدگی، با تعامل ژنها، هورمونها، مواد مغذی و محیطی ایجاد میشود که فرد در آن زندگی میکند(1). بدن طبق الگوی مشخصی که به الگوی نمو حلقوی معروف است، رشد میکند. هر یک از دستگاهها و بافتهای متعدد بدن الگوهای نمو خاص خود را دارند. درک الگوها و تغییرات نمو و فرایند افزایش سن برای کمک به رشد مهارتهای حرکتی افراد ضروری است. همچنین، آگاهی از این الگوها مهم است زیرا نمو درخلال دورههای جهشی از عوامل بیرونی تأثیرپذیری بیشتری دارد. بعضی از عوامل تأثیرگذار محیطی مثبت هستند و در شکوفایی استعداد به افراد کمک میکنند، در حالیکه عوامل دیگر ممکن است در نمو و بالیدگی اندام جهش ایجاد کنند (1). مشخص کردن تأثیرات محیطی بر نمو مشکل است. به عنوان مثال، اغلب به فعالیت جسمانی منظم به عنوان امری ضروری برای نمو بهینه نگریسته میشود، اما مشخص کردن آثار آن بسیار مشکل است. برای ارزیابی نقش فعالیت بدنی منظم و ورزش در نمو وبالیدگی، باید به روند وابسته به سن وجنس در فعالیت بدنی در طول مراحل کودکی و نوجوانی توجه داشته باشیم (2). نیز از زمانیکه کودکان در موقعیت ورزشی قرار میگیرند، به وضعیت بدنی و میزان تغییرپذیری بدنی آنها باید توجه شود (1). گرچه فعالیت متوسط با فواید قلبی-عروقی و تغییرات مثبت در ترکیب بدن مرتبط میشود، فعالیت بدنی شدید در طول کودکی و نوجوانی ممکن است به طور منفی روی نمو و رشد نوجوانی اثر بگذارد. بنا به یافتهها ژیمناستها کوتاهتر و سبکترند و به طور معنیداری درصد چربی بدنی کمتری از دختران همسال گروه کنترل یا دیگر ورزشکاران شرکتکننده در رشتههای دیگر مانند شنا دارند (3). تأخیر در نمو و بالیدگی جنسی[3] به خوبی در گروههای ورزشکار دختر زبده به ویژه ژیمناستها، دوندگان مسافتهای طولانی گزارش شدهاست (2). وارن[4] (1980) تأکید کرد تمرین بدنی توانفرسا قبل از بلوغ ممکن است باعث نمو و رشد نوجوانی نابهسامان شود. سن قاعدگی[5](شاخص بالیدگی جنسی) در ژیمناستها از شناگران که تمرین را در سن قابل قیاس شروع میکنند، دیرتراست (4). ترکیب بدنی، برای تبیین تأخیر قاعدگی در میان ورزشکاران زبده به کار میرود. طبق نظریه فریسون بین تنظیم چرخه قاعدگی و سطح چربی بدن ارتباط وجود دارد و وی پیشنهاد کرده که حداقل سطح 17% چربی بدن برای شروع قاعدگی بحرانی است. البته این نظریه حمایت نشده است . همچنین بنا به مطالعات قبل تمرین شدید قبل از بلوغ ممکن است عملکرد هیپوفیز-هیپوتالاموس را تغییر دهد و باعث تأخیر در قاعدگی شود (5).
1- 2: بیان مسئله
امروزه، ژیمناستهای جوان برنامه تمرینی با میزان و شدت پیشرونده ازسنین پایین انجام میدهند. برای مثال، اغلب ژیمناستهای دختر زبده به سن 5 یا6 سالگی، بیش از20 تا 30 ساعت در طول هفته، سراسر کودکی و نوجوانی تمرین میکنند. شرکت طولانی در ژیمناستیک سطح بالا ممکن است ورزشکاران جوان را در معرض عقب ماندگی نموی یا بلوغ دیررس قرار دهد (6). با توجه به افزایش تعداد شرکتکنندگان دختر نوجوان در تمرین ورزشی شدید، مسائل تندرستی مربوط به سهگانه زنان قهرمان[6] مسئلۀ نگرانکنندهای شدهاست. در برخی فعالیتها مانند ورزشهای هنری/نمایشی و ورزشهای نیازمند قدرت بدنی بالا، افزایش وزن میتواند به طور منفی، عملکرد را تحت تأثیر قراردهد (7). در نتیجه، زندگی یک ورزشکار نوجوان شرکتکننده در این فعالیتها اغلب شامل ترکیبی از تمرین بدنی شدید به همراه استرس برای رسیدن به اهداف وزنی نامعقول، جهت بهبود عملکرد ویا جذابیت بصری میشود . در نتیجه تلاش برای کنترل وزن یا رسیدن به اندام مطلوب، منجر به الگوهای ناهنجار غذاخوردن میشود که با تأخیر در نمو و بالیدگی جنسی ورزشکاران نوجوان مرتبط شده است (8).به طور میانگین، ورزشکاران دختر بیشتر رشتهها، قامتی برابر یا بالاتر از میانگین جمعیت مرجع دارند. در بازیکنان بسکتبال، والیبال، تنیس و شنا نشاندادهشده که از ده سالگی به بعد میانگین قامتها بالای صدک پنجاهم جمعیت مرجع است (9). گرچه ژیمناستها، پیوسته مقادیر میانگین پایینتر از صدک پنجاهم را نشان میدهند (10). با وجود قامت کوتاه طبیعی ژیمناستهای سطح بالا و فواید تندرستی آشکار فعالیت بدنی در طول نمو، این نگرانی وجود دارد که شرکت ژیمناستها در رژیمهای تمرینی سنگین ممکن است آنها را در معرض اثرات معکوس نمو و بالیدگی قرار دهد. این نگرانی، منبع بحثهای بسیار در متون پژوهشی شده است و با دشواری در تشخیص بین زمینه ژنتیکی در قامت کوتاه و بالیدگی تأخیری و اثرعوامل محیطی مانند تغذیه و ورزش که ممکن است روی نمو وبالیدگی اثر گذار باشند، ترکیب شده است (6).
سن قاعدگی در ژیمناستها از شناگران و بازیکنان تنیس که تمرین را در سن یکسانی شروع میکنند دیرتر است (11). بریسون[7] و همکاران (1982) بر اساس نظریه فریسون متذکر شدند که قاعدگی یک رویداد پایانی در بلوغ است واگر آن تحت تأثیر تمرین ورزشی قرار گیرد پس مراحل قبلی رشد جنسی نیز باید تحت تأثیر قرار بگیرند (12). برنینک[8] وهمکاران (1982) دریافتند این موضوع در مورد رشد سینه[9] و رشد موهای زهار[10] برای ژیمناستها و نه شناگران، زمانیکه با یکدیگر و با غیر ورزشکاران به سن 13-9 سال مقایسه شدند صحت دارد (13). البته برقراری رابطه علی بین تمرین ژیمناستیک و عقب ماندگی نموی یا بلوغ دیررس، به خاطر تعامل پیچیده بین عوامل محیطی و ژنتیکی بسیار مشکل است (6).
به نقل از مالینا[11] و همکاران (2013) این مسئله مورد توجه دهههای 1970 و 1980 بوده است. زمانیکه اندام نادیا کمانچی[12] و الگا کربوت[13] در بازیهای المپیک و قهرمانی جهان بهعنوان جثههای دختران قبل از بلوغ با اندام دختران قبل از بلوغ المپیادهای 1950ام (لاریسا لاتینیا[14]) مقایسه شد، محققان دریافتند میانگین سن ژیمناستهای هنری/نمایشی دختر از اواسط 1960 تا 1980 افزایش یافته است اما میانگین قد و وزن آنها تغییر اندکی داشته است (14-16). حداقل سن برای شرکتکنندگان در مسابقات جهانی در سال 1987، 13 سال بود و در مسابقات جهانی در سال 1997 به 16 سال افزایش یافت. میانگین سن از زمانیکه افزایش یافته است به این شرح است: 16.5 سال (مسابقات جهانی 1987)، 17.4سال (مسابقات جهانی 1997)، 18سال (بازیهای المپیک 2000)، 18.8سال (بازیهای المپیک 2008).
ولی برخلاف افزایش سن، میانگین قد و وزن شرکتکنندگان از سال 1987(kg45،cm154) تا سال 2000 (kg43،cm152) و تا بازی های المپیک 2008 (kg45،cm153) ،کمی تغییر یافته است (17, 18).
نگرانیها راجع به نمو خطی و رشد بلوغ در کودکان شرکتکننده در ژیمناستیک افزایش یافته است (19, 20). اغلب قامت کوتاه و بلوغ تأخیری مشاهده شده در ژیمناستهای هنری/نمایشی دختر به اثر تمرین شدید ژیمناستیک نسبت داده شده است (21).شاید این، اکتساب زودتر سطوح پیشرفته تمرین و رقابت در میان دختران، بهویژه در طول فاصله جهش نمو نوجوانی را منعکس میسازد. از طرفی، بنا به نتایج اکثر تحقیقات، تمرین اثری روی نمو و بالیدگی ندارد. طرفداران این عقیده که تمرین ژیمناستیک تأثیر آشکاری روی نمو و بالیدگی
این مطلب را هم بخوانید :
با مطالعه ژورنال نوبشو می توانید با اطلاعات کامل خرید کنید - سایت دانلود پایان نامه
ورزشکاران جوان ندارد طبق معمول به این شواهد میپردازند که ادعا میکند ژیمناستهای سطح بالا قبل از شرکت در ورزش ژیمناستیک به نسبت کوتاه بودند (6). با مرور ادبیات دریافتیم تا کنون روشن نشده که این اثر طبیعت یا تربیت / تمرین است . برای پاسخ به این سؤال که آیا مشخصات نمو و بالیدگی مشاهده شده در ژیمناستها پیامد تمرین، رشدجسمانی طبیعی یا تعامل بین این دو است، باید مطالعات بیشتری انجام شود (10). همچنین بیشتر مطالعات از تأثیر بالقوه تمرین روی بالیدگی جنسی بر میانگین سن شروع قاعدگی دیرتر که در ورزشکاران دختر مشاهده شده، متمرکز شدهاند (22). نیز اغلب مطالعات انجام شده روی ورزشکاران، عوامل تأثیرگذار مانند وضعیت اجتماعی- اقتصادی و … بر سن قاعدگی را در نظر نگرفتهاند (23). همچنین مطالعات کمی تأثیر تمرین ورزشی بر رشد سینه و موهای زهار را در نوجوانان بررسی کردهاند (24). پلومن[15] (1989) با مطالعه تحقیقات قبلی دریافت سن قاعدگی در ورزشکاران در مقایسه با جمعیت مرجع ، دیرتر رخ میدهد و اندازه تأخیرها تا حدودی به رشته ورزشی وابسته است. یک مسئله در این مطالعات وجود دارد و آن این است که بار تمرینی یا دیگر عوامل محیطی یا ژنتیکی تأثیرگذار بر قاعدگی احتمالا اندازگیری نشده است (24, 25). با وجود این مشکلات، ارتباط قوی بین ورزش و تأخیردر قاعدگی وجود دارد و نشان دادن اینکه آیا رابطه علت و معلولی بین ورزش و تأخیر در سن قاعدگی وجود دارد با اهمیت است (24). به نقل ازمالینا اطلاعات کافی درباره تأثیر تمرین شدید در ورزشهایی مانند وزنهبرداری، غواصی، ژیمناستیک، اسکیت که به کوتاهی قد و تغییرات تناسب بدن منجر میشود وجود ندارد (26). آکادمی طب اطفال امریکا، خطرات تمرین شدید و ورزش حرفهای در ورزشکاران جوان را مشخص کرد و عنوان کرد :” اگر چه نگرانی های زیادی درباره ورزش های رقابتی و شدید در کودکان وجود دارد، اما اطلاعات کافی درباره پذیرش یا رد این خطرات وجود ندارد (27). همچنین تحقیقات قبلی اثر عوامل موثر بر نمو و بالیدگی جنسی را علاوه بر تمرین، کنترل ننموده و نیز بنا به پیشنهاد مطالعات قبلی، بار، شدت و سطح تمرین در پژوهش های قبلی مشخص نشده است.از طرفی با مطالعۀ پژوهشهای قبلی دریافتیم تأثیر تمرین ورزشی بر نمو و بالیدگی جنسی در رشتههای والیبال و تنیس روی میز که شدت آنها کمتر از ژیمناستیک است و معمولا ورزشکاران از سن 5 یا 6 سالگی وارد این رشته نمیشوند، کمتربررسی شده است. لذا با توجه به نتایج مطالعات قبلی و چالشهای موجود هدف از تحقیق حاضر پاسخ علمی به پرسشهای زیر است :
بین ورزشکاران رشتههای مختلف ورزشی در نمو و بالیدگی جنسی چه تفاوتی وجود دارد؟ بین ورزشکاران با وضعیت مختلف بلوغ در نمو و بالیدگی جنسی چه تفاوتی وجود دارد؟ بین ورزشکاران با سطوح مختلف تمرین در نمو و بالیدگی جنسی چه تفاوتی وجود دارد؟
1-3:ضر ورت تحقیق
نمو بهینه به هر دو عوامل محیطی و ژنتیکی بستگی دارد. عمدتا قد بزرگسالی یک کودک در حال رشد تحت شرایط مطلوب به زمینه ژنتیکی وابسته است (28). در میان عوامل محیطی که می توانند الگوی بهینه نمو را تغییر دهند استرس و تمرین بدنی شدید است (29). ارلاندسون[16] و همکاران (2008) در مطالعۀ طولی خود روی ژیمناستها، شناگران و تنیسبازان 18-9 ساله به این نتیجه رسیدند که ژیمناستها به طور معنیداری کوتاهتر از تنیسبازان و شناگران در همه سنین تقویمی در طول نوجوانی بودند (30). به نقل ازکلینترو و پلیلی[17] (2003) میانگین درصد چربی ژیمناستها به طور معنیداری کمتر از گروه کنترل بود (31). گرچه این یافتهها به ارتباط بین تمرین ورزشی شدید و نمو در دختران ژیمناست اشاره دارند، ولی آنها قطعی نیستند . در تفسیر اطلاعات نمو و رشد ورزشکاران، بسیاری متغیرهای دیگر از قبیل شدت و شطح تمرین نیز باید مورد توجه قرارگیرند (11). همچنین فعالیتهای ورزشی ممکن است رشد بلوغ، بالیدگی جنسی و رویداد اصلیاش قاعدگی را تحت تأثیر قرار دهد (4, 32, 33). تأثیر این عوامل در ورزشهای مختلف از قبیل شنا و ژیمناستیک ثبت شده است (34). کلیسنس[18]و همکاران (1992) دریافتند سن شروع قاعدگی در ژیمناستها 2.1±15.6سال ودر جمعیت کنترل 1.2±13.2 سال میباشد (35).
گرچه فعالیت بدنی و ورزش عموما تأثیرات مثبت روی نمو کودکان دارد اما ممکن است در صورت انجام آن به طور افراطی و بسیار شدید، تأثیرات منفی بر جای بگذارد. نیاز به بررسی کمی و کیفی برنامههای تمرین کودکان احساس میشود تا حدود فعالیت بدنی شدید در طول دورۀ کودکی و نوجوانی را مشخص نمایند (2).
1-4:اهداف تحقیق
1-4-1-: هدف کلی تحقیق
تأثیر سطح تمرین بر نمو وبالیدگی جنسی دختران ورزشکار نوجوان
1-4-2: اهداف ویژه
1-5: فرضیههای تحقیق
1-6: قلمرو تحقیق
1-7: محدودیتهای تحقیق
1-9: تعاریف نظری و عملیاتی واژهها و اصطلاحات
1-6-7. کورتیزول : 7
1-6-8. ورزش فزاینده : 7
1-6-9. دختران فعال : 7
فصل دوم:مبانی نظری و پیشینه تحقیق 8
2-1. مقدمه: 9
2-2. مبانی نظری : 9
2-2-1. دستگاه ایمنی: 9
2-2-2. سایتوکاین ها : 10
2-2-3. ویژگی های سایتو کاین ها : 10
2-2-4. سایتو کاین ها و ورزش : 11
2-2-5. اینترلوکین 6 (IL-6) : 12
2-2-5-1. اولین میوکاین: IL-6 : 12
2-2-5-2. فعالیتهای (IL-6) : 13
2-2-5-3. اثرات زیست شناختی IL-6: 13
2-2-5-4. اثرات متابولیکیIL-6 : 14
2-2-5-5. اثرات بیولوژیکی IL-6: 14
3- تحریک تولید کورتیزول 15
2-2-5-6. اثرات تنظیم کننده ایمنی از IL-6 : 15
2-2-5-7. IL-6 و گلیکوژن : 15
2-2-5-8. IL-6 و متابولیسم چربی : 16
2-2-5-9. اثر ورزش بر IL-6: 16
2-2-5-10. سر چشمه اولیه IL-6 در هنگام ورزش : 17
2-2-6. عامل نکروز توموز آلفا(TNF-α) 17
2-2-6-1. اعمال TNF–α : 18
2-2-6-2. اثرات متابولیکی TNF-α 18
2-2-6-3. تاثیر ورزش بر TNF-α 19
2-2-6-4. بیماری و TNF_α 19
2-2-7. پروتئین واکنشی C ( CRP ): 19
2-2-7-1. اعمال CRP : 21
2-2-7-2. بیماری ها و پروتئین واکنشگر C 21
2-2-7-3. اثرات التهابی CRP : 22
2-2-7-4. تاثیر ورزش بر CRP : 22
2-2-8. کورتیزول : 23
2-2-8-1. تنظیم ترشح کورتیزول: 24
2-2-8-2. سازوکار سلولی اثر کورتیزول 26
2-2-8-3. اثرات فشار جسمانی و روانی بر ترشح کورتیزول : 26
2-2-8-4. اعمال کورتیزول : 27
2-2-8-5. اثرات کورتیزول بر متابولیسم کربوهیدرات 27
2-2-8-6. اثرات کورتیزول بر متابولیسم پروتئینها 27
2-2-8-7. اثرات کورتیزول بر متابولیسم چربی 27
2-2-8-8. اثرات ایمونولوژیک کورتیزول: 27
2-2-8-9. اثرات کورتیزول بر روند التهاب : 28
2-2-8-10. اثرات ضد التهابی کورتیزول: 28
2-2-8-11. عوامل موثر بر آزادسازی کورتیزول 28
2-2-8-12. پاسخ کورتیزول به ورزش : 28
2-2-9. لیپید ها 30
2-2-9-1. اسید های چرب اشباع SFA و اسید های چرب مونو غیر اشباع MUFA و اسید های چرب چند غیر اشباع PUFA و ترانس 30
2-2-9-2. چربی ها: 32
2-2-10. روغن زیتون: 32
2-2-10-1. ترکیبات روغن زیتون 34
2-2-10-2. ضد اکسید کننده های روغن زیتون عبارتند از : 34
2-2-10-3. خواص فیزیکی روغن زیتون 34
2-2-10-4. شرایط نگهداری روغن زیتون 35
2-2-10-11. التهاب، مصرف آجیل و روغن زیتون 35
2-2-12. نقش رژیم غذایی در التهابات نوسانی 35
2-2-13. ورزش و فعالیت بدنی 36
2-2-13-1. تعیین منابع التهاب توسط ورزش 39
2-2-13-2. تاثیرات ضد التهابی تمرینات شدید 41
2-2-13-3. تاثیرات ضد التهابی تمرینات منظم 41
2-2-13-4. مکانیزم های مرتبط با واکنش ضد التهابی تمرینات شدید 42
2-3. تاثیر تمرین استقامتی بر IL-6: 44
2-3-1. تاثیر ورزش برونگرا بر روی IL-6: 46
2-3-2تاثیر ورزش درونگرا بر IL-6 : 48
2-3-3. تاثیر تمرین استقامتی بر میزان TNF–α: 48
2-3-4. تاثیر تمرین قدرتی بر میزان TNF-α : 50
2-3-5. تاثیر تمرین موازی بر میزان TNF–α : 50
2-3-6. تاثیر تمرین استقامتی بر میزان CRP: 51
2-3-7. تاثیر ورزش برونگرا بر میزان CRP : 54
2-3-8. تاثیر تمرینات شدید بر میزان CRP: 55
2-3-9. تاثیر تمرین استقامتی بر میزان کورتیزول : 57
2-3-10. تاثیر تمرین قدرتی بر میزان کورتیزول : 58
2-3-11. تغییرات کورتیزول در ورزش های شدید کوتاه مدت 58
2-3-12. تاثیر تمرینات موازی بر میزان کورتیزول : 60
2-3-13. تاثیر تمرینات شدید بر میزان کورتیزول 60
2-3-14. تاثیر ورزش و مکمل بر میزان سایتوکاین ها: 63
2-3-15. تاثیر ورزش و مکمل چربی بر میزان سایتوکاین ها: 68
2-3-16. تاثیر مکمل بر میزان هورمون کورتیزول : 73
نتیجه گیری: 75
فصل سوم: روش تحقیق 76
3-1. مقدمه 77
3-2. جامعه آماری و نمونه های آماری 77
3-3. نمونه گیری 77
3-4. روش تحقیق 77
3-5. متغیرهای تحقیق 77
3-5-1. متغیر مستقل: 77
3-5-2. متغیر وابسته: 77
3-5-3. متغیرهای زمینه ای: 78
3-6. محدودیت های تحقیق : 78
3-6-1. محدودیت های تحت کنترل : 78
3-6-2. محدودیت های خارج از کنترل 78
3-6. شیوه و ابزارگردآوری داده ها: 78
3-7. برنامه تمرینی : 80
3-8. روش آماری : 80
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده های تحقیق 81
4-1. مقدمه 82
4-2. یافته های تحقیق 82
4-3 یافته های توصیفی 82
4-4. یافته های استنباطی 82
نمودار mean plot شماره4-4: برای هورمون استرسی کورتیزول (mg/dl)بر حسب دو گروه 90
نمودار میله ای شماره 4-8: خطای شاخص التهابی اینتر لوکین 6 (IL-6 )در گروه کنترل 101
برای چهار مرحله خونگیری 101
فصل پنجم: جمعبندی یافتهها و بحث و نتیجهگیری 110
5-1. مقدمه 111
5-2. خلاصه پژوهش 111
5-3. بحث و نتیجه گیری 112
نتیجه گیری: 117
5-5. پیشنهادات پژوهشی 118
منابع 119
پیوست ها 138
چکیده انگلیسی 141
مقدمه :
عملکرد دستگاه های مختلف بدن از جمله دستگاه ایمنی1 از طریق روش های تمرینی مختلف دستخوش تغییرات می شود. فرض بر این است که تمرین با شدت و مدت متوسط موجب بهبود عملکرد ایمنی و تمرین شدید و طولانی موجب سرکوب آن میشود (62،231)متغیرهایی همانند شدت، مدت و نوع تمرین، شرایط محیطی و نیز مصرف انواع مکمل ها در افراد سالم و ورزشکار دررده های سنی مختلف در مردان و زنان در زمره ی پژوهش های ایمنولوژی ورزشی قرار دارد(1). سایتو کاین ها پلی پپتیدهایی هستند که در ارتباط متقابل با دستگاه ایمنی هستند و توسط انواع متفاوتی از سلول های ایمنی و غیر ایمنی تولید می شوند11)،(218. به چند دسته عوامل رشدی[1] (CSFs) اینترفرون ها[2] (IFN2) سایتوتوکسین ها[3] و اینترلوکین ها [4](ILs) تقسیم میشوند(6). سایتوکاینها را به دو دسته ی پیش التهابی و ضدالتهابی تقسیم کرده اند. سایتوکاین های پیش التهابی مانند IL-1،TNF-α،IL-6،IL-17،IL-18،IL-22،IL-23 و سایتوکاین های ضدالتهابی مانند IL-4،IL-10، IL-1R،IL-13می باشند(80). شواهدی متناقض مبنی بر تحریک تولید نشانگرهای التهابی در طول و پس از انجام ورزش وجود دارد،منابع احتمالی شامل عضلات اسکلتی، سلولهای تک هسته ای حرکتی، و یا دیگر بافت های بدن است(308). سایتوکاین التهابی IL-6 به طور مستقیم در عضله اسکلتی در پی حرکت ورزشی شدید تولید شده است(44,251). عضله اسکلتی تحت تأثیر یک حرکت ورزشی در نتیجه سیتوکینز موضعی به همراه IL-6، TNF-α، IL-1β قرار می گیرد. این پاسخ التهاب موضعی در نتیجه یک واکنش منظم توسط افزایش تولید IL-6 از کبد و آغاز پاسخ مرحله حاد توسط محرک تولید CRP صورت می گیرد(46,219). مطالعات درمانگاهی پیشنهاد میکنند که برخی از فاکتورهای رژیم غذایی همانند کربوهیدرات ها، پزوتئین ها واسیدهای چربی اشباع نشده n-3، ویتامین های آنتی اکسیدان، فیبرهای رژیم غذایی،L آرژنین و منیزیم ممکن است نقش مهمی را در تعدیل التهاب بازی کنند. رابطه مشاهده شده بین مصرف مکرر آجیل و کاهش خطر مرگ و میر ناشی از بیماریهای قلبی عروقی و دیابت نوع 2 نشان میدهد که آجیل های غنی از مواد غذایی تعدیل کننده هستند. در حقیقت مصرف مکرر روغن زیتون و آجیل با غلظتهای کمتری از برخی از نشانههای التهابی محیطی در مطالعات متقاطع – بخش بخش مرتبط بوده است. همچنین مصرف آن کاهشهایی را درCRP و IL-6 و نشانههای اندوتلیال در آزمایشهای درمانگاهی اخیر نشان داده شده است. (153)
1-2. بیان مسئله :
ورزش می تواند هم اثرات مثبت و منفی بر روی سیستم ایمنی داشته باشد. تمرین ملایم منظم به نظر می رسد انتشار عفونت را کاهش می دهد در حالیکه تمرین بلند مدت شدید علت های یک فرونشانی آنی از تعداد زیادی از پارامترهای ایمنی با توجه به شدت و مدت ورزش باشد. (13) معتقدند که ورزش علل الخصوص ورزش شدید و مزمن القاء یا آسیب عضله منتج شده در آزاد کردن ماده های گوناگون مانند پروتئین های درون سلولی، سایتوکاین ها و کموکنیس ها، بطور نهایی نتایجی در پاسخ التهابی را تحریک می کند266)،91) فعالیت فیزیکی ممکن است باعث تغییراتی خاصی مانند روانی پاسخ های مرحله حاد، فعالیت و بسیج لکوسیت ها، رهایش میانجی های التهاب (سایتوکاین ها) آسیب بافتی، نفوذ سلولی،تولید رادیکالهای آزاد،کامل کردن فعالیت،لختگی و آبشارهای فیبرینوتیکی را شامل میشوند(253). درجریان التهاب، میانجیهای مختلفی توسط سلولهای سیستم ایمنی غیراختصاصی و اختصاصی ترشح میشود که باعث تشدید پاسخ ایمنی میگردد(20). برخی از سایتوکاین ها،بویژه سایتوکاین های پیش التهابی مانند TNFو IL-6هنگام فعالیت ورزشی آزاد می شوند(272,274). IL-6 اصولا اثرات ضد التهابی دارد که تزریق آن به انسان باعث تب می شود. که با سایتوکاین های پیش التهابی مشاهده شده است،که بنظر می رسد باعث رهائی پروتئین های مرحله ی حاد از سلول های کبدی می شودIL-6 بطور مستقیم بیان α-TNF را صادر میکند(21). محققان بیان کرده اند که با انجام فعالیت IL-6 تولید TNF-αرا مهار میکند (268) در انسان تزریق rhIL-6،گیرنده محلول TNF-α،CRP را افزایش می دهد(325) تحقیقات نشان داده اند که سطوح TNF-α بطور معنی داری بعد از ورزش شدید در افراد سالم افزایش یافته است((229,251 تزریق rhIL-6 باعث افزایش IL-6 پلاسمایی می شود و در انسان باعث جلوگیری از افزایش TNF-αپلاسمایی ناشی از ایندوتوکسین میشود(325)و تمرینات باعث نابودی TNF-αمی شود. همچنین ازطریق مسیرهای مستقلIL-6،شاهدافزایش ملایم TNF-αبعدازتمرینات درموشها هستیم(163). اتینسبرگ و همکاران[5] دریافتند 180 دقیقه تمرین باز کردن دو پا موجب افزایش معنادارIL-6 در طول تمرین می شود اما TNF-α افزایش معناداری نمی یابد. (323)جفری و همکاران[6] اثر 3 ماه تمرین قدرتی بر میزانTNF-α به عنوان یک سایتوکاین کاتابولیکی و سطوح پروتئینی مردان مسن دریافتند این 3 ماه موجب کاهش TNF–αmRNA می شود(144). محققان افزایش معنی داری را پس از تمرینات قدرتی و استقامتی در TNF-α مشاهده کردند(138). سایتوکاین التهابی IL-6 به طور مستقیم در عضله اسکلتی در پی حرکت ورزشی شدید تولید شده است(46,251). عضله اسکلتی تحت تأثیر یک حرکت ورزشی در نتیجه سیتوکینز موضعی به همراه IL-6، TNF-α، IL-1β قرار می گیرد. این پاسخ التهاب موضعی در نتیجه یک واکنش منظم توسط افزایش تولید IL-6 از کبد و آغاز پاسخ مرحله حاد توسط محرک تولید CRP صورت میگیرد(46,219). محققان بیان کرده اند IL-6 پس از ورزش های استقامتی افزایش یافته است(248). یافته ها در دو تحقیق طولی نشان داده است که تمرینات منظم باعث کاهش سطحCPR می شود(84,208). از طرفی افزایش معنی داری را پس از تمرینات استقامتی در CRP مشاهده کردند(187). آنها پیشنهاد می کنند که تمرین برون گرا باعث پاسخ آسیب مرحله حاد شده و تفاوت معنادار بین گروهی برای IL-6 وCRP بوجود می آورد (279). داده ها افزایش معنی داری را پس از اجرای پروتکل بروس بر روی سطوح پلاسماییCRP نشان داده اند(338). از طرفی مکملهای غذایی محصولاتی هستند که برای تکمیل رژیم غذایی تولید میشوند که میتواند شامل انواع: ویتامینها،مواد معدنی،اسیدهای آمینه انواع گیاه میشوند،متابولیت،عصاره و یا ترکیبی از هریک از مواد مذکور باشد که میتواند به شکل مایع، ژل،پودر،کپسول باشد. مواد کمک غذایی نیروزا و مکملها را میتوان به شیوه های مختلف طبقه بندی کرده:
1-افزایش به کارگیری انرژی در عضله(مکمل کراتین)
2-افزایش فرآیندهای سوخت و سازی آزادسازی انرژی در عضلات(مکمل ال-کارنیتین)
3-افزایش اکسیژن رسانی به عضلات(مکمل آهن)
4-افزایش بکارگیری اکسیژن در عضلات(مکمل کوآنزیم- یوبی کینون یا یوبی کویئنون)
5-کاهش تولید تجمع مواد متابولیت بوجود آورنده خستگی در عضلات (مکمل بیکربنات سدیم)
6-بهبود کنترل عصبی انقباضات عضلانی( مکمل کولین)
به هنگام و پس از فعالیتهای بدنی سطوح سرمی و پلاسمایی و بزاقی هورمون کورتیزول افزایش می یابد(191). ورزش شدید باعث افزایش محتوای کورتیزول سرم و بزاق ورزشکاران می شود، که این افزایش برای مدت طولانی تری پس از توقف نیز باقی می ماند (231،280،296 ). بسیاری از تحقیقات به اهمیت کورتیزول به عنوان هورمونی که تنظیم کننده پاسخ ایمنی[7]و مسئول تغییرات دستگاه ایمنی پس از فعالیت بدنی است اشاره داشته اند(96،165،199،296،280،(241. اغلب مطالعات انجام گرفته اثر کوتاه مدت تمرینات بر عملکرد ایمنی را مورد بررسی قرار داده اند. یافته های پژوهش های موجود نشان دهنده طبیعت دوگانه ی پاسخ ایمنی نسبت به ورزش است. می توان علت این موضوع را با گستردگی انواع فعالیت های ورزشی از نظر شدت، مدت، درگیر بودن سایر عوامل فیزیولوژیک مانند نقش هورمون ها و نیز عوامل روانشناختی و تاثیر عوامل محیطی مرتبط دانست5)، (2. در بسیاری از تحقیقات و رژیم های غذائی روغن زیتون به عنوان فاکتور اصلی قرار گرفته است. یکی از برتری این روغن در بالا بودن محتویات اسید اولئیک و پایین بودن اسید لینولنیک است (8). تعیین کرده اند که روغن زیتون با محتویات فنولیک بالا اثرات حمایتی در مقابل التهاب را نشان داده است(203). در اکثر تحقیقات روغن زیتون تنها به عنوان ماده ای برای رژیم های غذائی و یا دارونما در کنار دیگر مکمل ها مانند روغن ماهی مورد استفاده قرار گرفته است. در برخی از تحقیقات بیشتر خواص داروئی روغن زیتون برای کاهش دادن فاکتورهای خطر قلبی و عروقی مورد استفاده قرار گرفته است. این تحقیق بر روی دانشجویان رشته تربیت بدنی انجام گرفته است که در طول چند سال بطور متوسط 3 روز در هفته تمرینات ورزشی خود را اعم از ایروبیک، هندبال، بسکتبال و. . . را انجام می دهند و بصورت داوطلب ما را یاری کرده اند.
1-3. اهمیت و ضرورت انجام تحقیق :
بررسی پاسخ سایتوکاین ها و هورمون کورتیزول در هنگام ورزش های وامانده ساز نسبت به ورزش های بلند مدت کمتر مورد توجه قرار گرفته است، احتمالا دلیل این کم توجهی، ملاحظات تکنیکی مربوط به اندازه گیری سایتوکاین ها،مانند غلظت بسیار کم این مواد در افراد سالم و حذف سریع آن از خون و سایر قسمت های بدن می باشد. از طرفی بررسی پاسخ سایتوکاین ها به مکمل روغن زیتون به عنوان مکمل اصلی نسبت به دیگر مکمل ها و روغن ها مانند روغن ماهی در هیچ تحقیقی صورت نگرفته است، با توجه به اینکه یکی از برتری این روغن در بالا بودن محتویات اسید اولئیک و پایین بودن اسید لینولنیک است (8)، روغن زیتون با محتویات فنولیک بالا اثرات حمایتی در مقابل التهاب را نشان داده است(203) چندین فنولیک مرکب همانند ترکیبات ضد التهابی شناخته شده اند ؛ هرچند ترکیبات فنولیک بکار برده شده در روغن زیتون اثرات ضد التهابی متفاوتی را در کشت میکروبی خون انسان نشان داده است(211). روغن زیتون غنی از منابع MUFA و دارا بودن همه ترکیبات چربی دوست از میوه زیتون بخصوص ترکیبات فنولیک با اجزاء ضد التهابی و آنتی اکسیدانی قوی می باشد(93,278). نتایج پژوهش حاضر می تواند در آگاهی از رابطه بین آسیب های عضلانی وافزایش هورمون کورتیزول و مکمل روغن زیتون موثر باشد.
1-4. اهداف تحقیق :
1-4-1. هدف کلی :
تاثیر مکمل روغن زیتون بر پاسخ های التهابی و کورتیزول به دنبال یک جلسه فعالیت هوازی فزاینده در دختران فعال
1-4-2. اهداف جزئی :
1-بررسی اثر مکمل روغن زیتون بر مقادیر اینترلوکین–6 بعد از یک جلسه ورزش فزاینده در دختران فعال
2-بررسی اثر مکمل روغن زیتون بر مقادیر عامل نکروز توموری – آلفا بعد از یک جلسه ورزش فزاینده در دختران فعال
3-بررسی اثر مکمل روغن زیتون بر مقادیر پروتئین واکنشگر–C بعد از یک جلسه ورزش فزاینده در دختران فعال
4-بررسی اثر مکمل روغن زیتون بر مقادیر هورمون استرسی کورتیزول بعد از یک جلسه ورزش فزاینده در دختران فعال
5- بررسی تغییرات بین متغیرهای پژوهشی در دو گروه مکمل و کنترل
1-5. فرضیه های تحقیق
فرضیه های تحقیق عبارتند از :
1- مکمل روغن زیتون بر شاخص التهابی اینترلوکین–6 دختران فعال بعد از یک جلسه ورزش فزاینده تاثیر دارد.
2- مکمل روغن زیتون بر شاخص التهابی عامل نکروز توموری – آلفا دختران فعال بعد از یک جلسه ورزش فزاینده تاثیر دارد.
3- مکمل روغن زیتون بر شاخص التهابی پروتئین واکنشگر C دختران فعال بعد از یک جلسه ورزش فزاینده تاثیر دارد.
4- مکمل روغن بر هورمون استرسی کورتیزول دختران فعال بعد از یک جلسه ورزش فزاینده تاثیر دارد.
5- تغییرات بین متغیرهای پژوهشی در دو گروه مکمل و کنترل تفاوت وجود دارد.
1-6. واژه شناسی و اصطلاحات تحقیق
1-6-1. ایمنی :
سیستم ایمنی مهم ترین سیستم فیزیولوژیکی می باشد که پاسخ ها و مقاومت بدن به عوامل خارجی خطرناک، عوامل آندوژنی و پاتوژنی را میانجیگری می کند.
1-6-2. سایتوکاین ها :
واژه ای کلی برای مولکولهای پیامبر بین سلولی محلول میباشد که شامل اینترلوکینها، اینترفرون ها، سایتوتوکسین ها و عوامل رشدی میباشد پلی پپتیدهایی هستند که در ارتباط بین سلولی لنفوئیدی و غیر لنفوئیدی دخالت می کنند، که در درجه اول عوامل تنظیم کننده ی رشد هستند ولی در اعمال ایمنی نیز نقش مهمی دارند(13).
1-6-3. اینترلوکین [8]:
به مولکول هایی گفته می شود که ارتباط متقابل لکوسیت ها را فراهم می کنند و بر مبنای زمان کشف نامگذاری شده اند. از آن جائیکه این تعریف محدودیت چندانی ندارد به مجموعه بسیاری ناهمگونی از پروتئین ها را تشکیل می دهند که اشتراک آنها عمدتا در نام آن هاست. در پژوهش حاضر سایتوکاین TNF–α، اینترلوکین– 6 و پروتئین واکنشگر C مورد مطالعه قرار گرفته اند.
1-6-4. اینترلوکین -6 (IL-6)[9]:
یک پروتئین گلیکوزیله با وزن مولکولی 22 تا 27 کیلو دالتون است که از 212 اسید آمینه با یک توالی 28 اسید آمینه ای ساخته شده به منبع سلولی و تغییرات پس از قند دار شدن وابسته می باشد (117).
1-6-5. عامل نکروز تومور آافا(TNF–α)[10] :
نوعی سایتوکاین پیش التهابی و کاتابولیکی است که توسط ماکروفاژها و سلول های کشنده ی CD8 و سلول های TCD8 ساخته شده و یکی از مهم ترین واسطه های دفاع میزبان بر علیه عفونت های ویروسی و باکتریایی به حساب می آیند(13).
1-6-6. پروتئین واکنشگر[11] (CRP)C :
پروتئین واکنش دهنده C بیشترین پروتئین فاز حاد است که در پاسخ به جراحات متعددی مثل جراحی، آسیب بافتی،التهاب و ورزش از کبدآزاد میشود. در افراد سالم غلظت CRPسرم کمتر از 1mg/mlاست که میتواند تا 1000برابر درعرض 24 ساعت پس از التهاب یا آسیب بافت افزایش یابد. وزنمولکولیآن 118000تا144000 دالتون استومحتویمقدارقابلتوجهیکربوهیدرات بوده و ضریب رسوب آن 65/6 ثانیه میباشد. این پروتئین از5 پلی پپتید مشابه که به صورت غیرکوالانسی بهم متصلند تشکیل شدهاست. غلظت سرمی طبیعی آن حدود ng/ml100در زمان تولد، ng/ml170درکودکان وng/ml 470 تا 1340در بزرگسالان میباشد. CRPبا نیمه عمر 19 ساعت شاخص بسیار پایدار فرآیند التهابی میباشد(37).
1-6-7. کورتیزول :
مهم ترین گلوکورتکوئید انسانی که از جنس استروئید بوده و در بخش قشر غده ی فوق کلیه ساخته میشود (12). که از لایه های فاسیکلولاتا و رتیکولاریس ترشح میشود. گلوکورتیکوئیدها استروئیدهایی با 21 اتم کربن هستند و کورتیزول گلوکورتیکوئید اصلی در انسان است. این هورمون نقش های متفاوت را در بدن ایفا می کند از جمله آن تاثیر روی پاسخ های ایمنی می باشد(179،12).
1-6-8. ورزش فزاینده :
برای ورزش فزاینده از آزمون الستاد برای ایجاد حداکثر واماندگی استفاده شده است (41).
1-6-9. دختران فعال :
منظور از دختران فعال در پژوهش حاضر، دانشجویان رشته تربیت بدنی و علوم ورزشی دانشگاه آزاد اسلامی و پیام نور واحد مهاباد در دو گروه کنترل با میانگین سنی 7. 5±7. 23 سال، قد50. 6±. 50167 سانتی متر، توده بدنی87. 5 ±50. 55 کیلوگرم، VO2max 2. 3±2. 39 میلی لیتر بر کیلوگرم بر دقیقه و گروه مکمل میانگین سنی 4. 3±5. 24 سال، قد50. 4±. 50169 سانتی متر، توده بدنی50. 4 ±50. 57 کیلوگرم، VO2max 1. 2±2. 40 میلی لیتر بر کیلوگرم بر دقیقه می باشد.
فصل دوم:
مبانی نظری و پیشینه تحقیق
این فصل شامل :
مبانی نظری تحقیق مدلها و نظریههای مربوط به موضوع
و فشردهای از تحقیقات انجام شده در داخل و خارج از کشور میباشد.
2-1. مقدمه:
سیستم ایمنی به عنوان ابزاری جهت شناسایی سلول های خودی از مواد بیگانه،حفظ هموستاز بدن تکامل پیدا کرده است. برای بروز پاسخ ایمنی در مقابل هر ماده بیگانه،به همکاری پیچیده ی بین سلولی،بافتی و مولکول های واسطه ای بدن نیاز است (13)،یکی از مهمترین عوامل در ایجاد پاسخ ایمنی،عوامل محلول در خون و مایعات بدن می باشند. مهمترین این عوامل عبارتند از :گلوتامین،ایموگلوبین ها و سایتو کاین ها هستند که به چند روش زیر عمل می کنند:
– فعال کردن سلول های ایمنی
– تنظیم پاسخ ایمنی
– به عنوان پیامد شیمیایی بین سلول های ایمنی مختلف عمل می کنند.
-بطور مستقیم در کشتن عوامل بیگانه و خنثی کردن آنها دخالت می کنند.
– به عنوان میانجی نقل و انتقال لکوسیت ها در بدن عمل می کنند.
– مواد مورد نیاز و تغذیه سلول های ایمنی را فراهم می کنند(11,13,235).
2-2. مبانی نظری :
2-2-1. دستگاه ایمنی:
اصطلاح ایمیون از ریشه واژه یونانی ایمیونیس[12] (آزاد از هر گونه مالیات و فشار) مشتق شده که معادل فارسی آن ایمن (به معنای مطمئن، سالم و بدون ترس) می باشد و از ریشه آهن مشتق شده است. لذا، ایمنولوژی عبارت است از علمی که در آن فعالیت های دستگاه ایمنی و امنیتی بخش بدن مورد بررسی قرار می گیرد(10).
دستگاه ایمنی بعنوان وسیله ای برای حفظ و نگهداری هموستاز بدن توسعه یافته است که توانایی تشخیص و دفاع در برابر عوامل تهدیدکننده ی بدن را وارد، پاسخ ایمنی نسبت به هر عاملی نیازمند وجود ارتباط و هماهنگی پیچیده بین بافت ها، سلول ها و تمام دستگاه های فیزیولوژیک دیگر مانند دستگاه های عصبی، ترشحی، ادراری – تناسلی، عضلانی – اسکلتی و مولکول های پیامبر بدن است. سطوح خارجی بدن منطقه ی وسیعی برای سکونت میکروارگانیزم های بیماری زا فراهم می کند، که دفاع میزبان شامل سدهای بیوشیمیایی، فیزیکی و ایمونولوژیکی می باشد و دستگاه ایمنی ترشحی، عامل اصلی مقاومت میزبان در برابر ساکن شدن میکروارگانیزم های بیماری زا در سطوح خارجی مانند چشم، بینی، مجاری تنفسی
این مطلب را هم بخوانید :
پایان نامه : فرهنگ و فرزندپروری - مجله علمی دانش بنیان رضوی
فوقانی و تحتانی، مجاری گوارشی و. . . میباشد(35،181،195،209). دستگاه ایمنی از اندامک های مرکزی و محیطی، بافت ها، اجزای سلولی و درشت مولکول های محلول تشکیل یافته است که به دو بخش ایمنی ذاتی و اکتسابی تقسیم می شود. (108)دستگاه ایمنی ذاتی به دو نوع ایمنی داخلی و خارجی تقسیم میشود. دستگاه ایمنی خارجی شامل پوست، موکوس مخاطی و مواد ضدمیکروبی گوناگون ترشح شده بر روی پوست و غشای مخاطی هستند. دستگاه ایمنی داخلی شامل سلول های بیگانه خوار در گردش خون اساسا نوتروفیل ها و مونوسیت ها – و مواد ضدمیکروبی موجود در خون و لنف (پروتئین های مرحله حاد ) می باشد. دستگاه ایمنی اکتسابی ویژگی های اختصاصی تر و ماهر تر و نیز حافظه ی ایمونولوژیکی است که در پاسخ به عوامل بیماری زا و توسط سلول های ایمنی اختصاصی به نام لنفوسیت ها بوجود می آید. لنفوسیت های B، Tو کشنده های طبیعی[13] (NK ) مهم ترین سلول های اثرگذار در دستگاه ایمنی اکتسابی هستند.
2-2-2. سایتوکاین ها :
سایتو کاین : سایتوکاین ها مولکول های سیگنالی هستند که هماهنگ با سیگنال های موضعی و دستگاهی عمل می کنند که در مولکول ها ذخیره نمی شوند در عوض در پاسخ به محرک های التهابی ساخته می شوند. (102)در واقع گروهی از پروتیئن ها هستند که در پاسخ به فشار بوسیله ی سلول ها و بافت های زیادی تولید میشوند(14). این عوامل علی رغم تفاوت های ساختاری،در کل گلیکو پروتئین های تنظیمی با وزن ملوکولی کمتر از 80 کیلو دالتون هستند. مطالعه ردیف های اسید آمینه نشان داده که باقیمانده سیستئین هستند(6,308). سایتو کاینها پلی پپتیدهایی هستند که در ارتباط متقابل با دستگاه ایمنی هستند و توسط انواع متفاوتی از سلول های ایمنی و غیر ایمنی تولید میشوند11)،(218. به چند دسته عوامل رشدی[14] (CSFs) اینتر فرون ها[15] (IFN2) سایتوتوکسین ها[16] و اینترلوکین ها (ILs) تقسیم میشوند. ازآنجا که سایتو کاینها در تنظیم پاسخ ایمنی مهم هستند،تولید بیش از حد یا کمتر از حد آنها ممکن است درپاتولوژی بیماریهایی که سیستم ایمنی را بطور مستقیم یا غیر مستقیم در گیراست دخالت داشته باشند. (6)پاسخ سایتو کاین ها به ظاهر پیچیده بوده و به متغیر های ورزشی،پیشینه ی تمرین،محل اندازه گیری (بافت، خون و ادرار) ورزش اندازه گیری بستگی دارد(309). درحالیکه مکانیزم های آن در طول ورزش تا کنون نامشخص مانده و بنظر میرسد که تنها پس از ورزش های طولانی و یا ورزش هایی که باعث آسیب های عضلات اسکلتی میشوند آزاد میگردند(13).
2-2-3. ویژگی های سایتو کاین ها :
همانند هورمون های پلی پپتیدی برای تاثیر عمل خود به گیرنده ی اختصاصی سلول هدف متصل می شوند. اگر سلول هدف همان سلول مولد آنها باشد بصورت اتوکرین عمل می کنند. چنان که سایتوکاین ها به گیرنده ی سلول های مجاور بسیار نزدیک سلول مبدا اتصال یابند،بصورت پاراکرین[17]عمل می کنند، و اگر در بدن پخش شده و بر سلول هایی در فواصل دور از سلول مولد اتصال یابند بصورت اندوکرین عمل می کنند (6،11،269)بطور کلی رهایش سایتوکاینها خیلی کم ویک فرایند خود محدود شونده است،سایتوکاین ها پیش ساخته نیستند و در سلول ذخیره نمی شوند،بلکه سنتز آنها توسط ژن های جدید رونویسی می شوند(11). سایتوکاینها توسط سلول های گوناگون ساخته می شوند،تاثیرشان را نیز بر سلول های مختلف می گذارند،ممکن است بصورت آبشاری تولید شوند،یعنی سنتز اولین سایتوکاین منجر به تولید دومین و سومین سایتوکاین شود. اکثر آنها دارای اعمال بیولوژیک هستند. همچنین اثر تحریکی و بازدارنده ی سایتوکاین ها بر یکدیگر از پدیده های جالب و شگفت انگیز در پدیده ی ایمنی و التهاب است. آنها با اتصال به گیرنده ی سلول تاثیرات مختلفی بر رفتار آن می گذارند. مثلا باعث تقسیم یا تمایز سلول و تولید پذیرنده های جدید یا دیگر فرآورده های پروتئینی می شوند،یا ممکن است از این اثرات جلوگیری کنند. یعنی مانع تقسیم تمایز یا سنتز پروتئین جدید شوند(13،11،272). سایتو کاین ها در مرحله موثر پاسخ ذاتی و ایمنی اختصاصی تولید می شوند و مهمترین عمل آنها تنظیم پاسخ ایمنی و فرآیند التهاب است. در ایمنی ذاتی سلول های تک هسته ای تولید کننده ی آنها بوده و در ایمنی اختصاصی آنتی ژن ها سلول های T را تحریک کرده و باعث تولید آنها می شوند.
در این بین دو دسته ی مهم از سایتوکاین ها،لنفوکاین ها ومونوکاین ها هستند که لنفوکاین ها توسط سلول های لنفاوی (سلولهای BوT) و مونوکاین ها بوسیله مونوسیت/ ماکروفاژها ساخته می شوند(6). میتوان سایتوکاینها را به گروههای متعددی تقسیم کرد که هریک دارای عملکردی متفاوت از دیگری می باشد. مولکول های هرگروه ضرورتا دارای ساختمان یا عملکرد مشابهی نیستند که عمده ترین ها:اینترفرون ها (IFNs) سایتوتوکسین ها،عوامل رشدی (CSFs) واینترلوکینها (ILs) میباشند(6,11). میتوان سایتوکاین ها را به دو دسته ی پیش التهابی و ضدالتهابی تقسیم کرد. سایتوکاین های پیش التهابی مانند IL-1،TNF-α،IL-6،IL-17،IL-18،IL-22،IL-23 و سایتوکاین های ضدالتهابی مانند IL-4،IL-10، IL-1R،IL-13می باشند(80). علت التهاب سایتوکاین ها با التهاب شدید به دلیل پاسخ موضعی آنها به عفونت یا آسیب بافتی میباشد،زیرا که هجوم و نفوذ لنفوسیت ها،نوتروفیل ها،مونوسیت ها وسلول های دیگر را به بافت تسهیل می کنند و در پاکسازی آنتی ژن و التیام و خوب شدن بافت شرکت دارند(272).
2-2-4. سایتو کاین ها و ورزش :
برخی از سایتوکاین ها،بویژه سایتوکاین های پیش التهابی مانند TNFو IL-6و IL-1 هنگام فعالیت ورزشی آزاد می شوند(272،274 ). این موضوع به دلیل نقش سایتوکاین ها در التهاب و آسیب ایجاد شده در عضلات اسکلتی می باشد که در برخی از فعالیت های بدنی ایجاد می شود. اما در این بین برخی از سایتوکاین ها مانند IL-1 در پروتئولیز عضلات وترمیم بافتی بدنبال جراحت یا التهاب ناشی از ورزش دخالت دارند. گذشته از این سایتوکاین های پیش التهابی به واسطه های پاسخ مرحله حاد هستند که در برخی از فعالیت های طولانی ایجاد میشوند. از طرف دیگر TNF-α، IL-6 در پاسخ به مقادیر بالای هورمون های استرس – مانند کاکتولامین ها و کورتیکوستروئیدها که در هنگام تنفسهای جسمانی مانند ورزش به شدت افزایش پیدا میکنند – آزاد می شوند. آثار فیزیولوژیکی بسیاری از سایتوکاین ها بوجود می آورند که باعث تغییراتی از جمله افزایش درجه حرارت بدن و افزایش فعالیت سلول کشنده ی NK و آزاد شدن پروتئین های مرحله ی حاد(اثر IL-1,IL-6,TNF-α)، فعال کردن ماکروژها (اثر IL-6،TNF-α) آزاد شدن پروستگلاندین ها (اثرα-TNF) وافزایش تولید آنتی بادی (اثر IL-6) میشوند(13). در فعالیت های ورزشی غلظت پلاسمایی اینترلوکین 6 بیش از سایتو کاین های دیگر افزایش می یابد به عنوان مثال به دنبال دو ماراتن غلظت پلاسمایی IL-6تا 100 برابر افزایش یافت46)،(330. بر اساس عقیده ای رایج که افزایش IL-6 در اثر ورزش به دنبال واکنش ایمنی است فرض شده که سلول های ایمنی مسئول این افزایش هستند(226). در برخی پژوهش ها عضله ی در حال فعالیت IL-6را تولید می کند(86،268). سایتوکاین ها بر اساس گیرنده ی خود عمل می کنند لذا عمل سایتوکاین ها وابسته به نوع سلول های هدف می باشد. IL-1β , TNF – α سایتوکاین ها هشدار دهنده هستند که توسط ماکروفاژهای ساکن بافت ترشح شده و بوسیله آسیب یا عفونت تحریک می شود که از نشانه های این دو نوع سایتوکاین سریع عمل کردن آنها می باشد. ورزش شدید موجب افزایش سایتوکاین ها می شود که با ایجاد آسیب دیدگی درعضله موجب ترشح سایتوکاین ها می شود. این در حالی است که 60 دقیقه دوچرخه سواری با vo2max60 % افزایشی در IL-6 , TNF-α پلاسما ندارد. اما ورزش های خیلی شدید مانند دوهای اینتروال یا ماراتن IL-6 را افزایش می دهند، اما TNF-α پلاسما بطور مشابه تحت تاثیر قرار نمی دهد.
2-2-5. اینترلوکین 6 (IL-6) :
اینترولوکین 6 در سال 1987 از سلول های فیبروپلاستی تحریک شده بدست آمد و بعلت خاصیت ضد ویروسی ضعیفی که داشت آنرا اینترفرون بتادو (IFN-β2) و بعدها (IL-6) نامگذاری کردند(6). IL-6 یک گلیکوزیله با وزن مولوکولی 22 تا 27 کیلو دالتون است که از 2/2 اسید آمینه با یک توالی 28 اسید آمینه ای ساخته شده و به منبع سلولی و تغییرات پس از قنددار شدن وابسته است(117). IL-6در هر دو طبقه ی سایتوکاین های پیش التهابی و ضد التهابی طبقه بندی شده است. با این حال طبق دیدگاه اخیرIL-6 اصولا اثرات ضد التهابی دارد که تزریق آن به انسان باعث تب می شود. که با سایتوکاین های پیش التهابی مشاهده شده است،که بنظر می رسد باعث رهائی پروتئین های مرحله ی حاد از سلول های کبدی می شودIL-6 بطور مستقیم بیان α-TNF و IL-1را صادر کرده و بیشتر محرک IL-1ra می باشد که فعالیت ضد التهابی دارد(287). منبع اصلی تولید IL-6 درخارج بدن مونوسیت/ماکروفاژهای تحریک شد،فیبروبلاست و سلول های آندوتلیال عروقی می باشند(21). سلول های شناخته شده دیگر برای بیان وتولید این پروتئین IL-6که اتینوسیت ها،استئوپلاست ها و سلول های BوT نوتروفیل ها،ماست سل ها، سلول های عضلات صاف و سلول های عضلات اسکلتی هستند(6,337)، در این بین IL-1 وIL-2و IFN،TNF ویروس ها و مواد که نفوذ کلسیم را افزایش می دهند،تولید IL-6 را بر می انگیزند،اما IL-4،IL-13 از تظاهر IL-6جلوگیری می کنند البته به نظر می رسد که IL-6اساسا توسط هر بافت آسیب دیده به عنوان یک علامت خطر سیستمتیک تولید می شود که برای اندازه گیری آن و پذیرنده های آن در پژوهش های مختلف از روش های الایزا و فلو سایتومتری استفاده شده است(6,236).
2-2-5-1. اولین میوکاین[18]: IL-6 :
IL-6اغلب به عنوان یک سایتوکاین پیش التهابی طبقه بندی شده است، اگرچه داده ها نیز تعیین کرده اند که IL-6 و پروتئین های مرحله حاد تنظیم کننده IL-6 ضدالتهابی هستند و فرونشاننده ایمنی و ممکن است بطور منفی تنظیم کننده پاسخ های مرحله حاد باشد(343).
مدارک زیادی دیابت نوع 2 و بیماریهای قلبی عروقی را به یک حالتی مزمن درجه پایین پیوند داده اند زیرا مشاهد شده که سطوح پلاسمایی IL-6 اغلب در بیمارانی با بیماری متابولیکی ارتقاء یافته بود. بهرحال، این حالا بخوبی مشخص شده که IL-6 به سرعت به داخل چرخه در دنباله ورزش آزاد می شود(86). این در ظاهر ساده به نظر میرسد که عضله در حال کار کردن یک فاکتور را آزاد می کند که از سیگنالهای انسولینی در زمان عمل انسولین در دوره میانی پیش از ورزش جلوگیری می کند(265). این همچنین مهم است برای حالتی که سطوح IL-6 شدیدا ارتقاء یافته بود که هم می توانست اثرات پیش التهابی را اعمال کند و همچنین اثرات مضر بر روی متابولیسم. یک افزایش مشخص در انتشار سریع IL-6 بعد از ورزش بدون آسیب عضلانی یافت شده است(86). مقداری از بزرگی و افزایش سطوح پلاسمایی IL-6 مرتبط با مدت ورزش،شدت، توده عضلانی درگیرشده در کارمکانیکی ظرفیت استقامتی بوده است(247). تحقیقات درسالهای اخیرتعیین کرده اند که IL-6mRNA در زمان انقباض عضلانی تنظیم بالای دارد(247,326)،و اینکه سرعت رونویسی از رمزگذاری ژن IL-6 بطور مشخص بوسیله ورزش افزایش یافته بود بویژه زمانیکه سطوح گلیکوژن عضله پایین می باشد(162).
2-2-5-2. فعالیتهای (IL-6) :
IL-6 از طریق اتصال به گیرنده ای که شامل دوگلیکوپروتئین غشایی است فعالیت خود را انجام می دهد(337). اکثر فعالیت های IL-6 شامل تحریک رشد و تمایز لنفوسیت ها و تولید آنتی بادی،تحریک تمایز آنتی بادی،تحریک تمایز سلول های B، محافظت ضعیف از سلول ها در مقابل عفونت ویروسی،ایجاد تب و القاء تمایز سلول T سیتوتوکسیک[19] می باشد،همچنین القاء تمایز های سلول های نرونی و فعال
فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه ی پژوهش
2-1- مقدمه. 15
2-2- مروری بر مبانی نظری پژوهش. 15
2-2-1- عملکرد استقامتی. 15
2-2-2- عوامل مؤثر بر عملکرد استقامتی. 15
2-2-2-1- حداکثر اکسیژن مصرفی (VO2max). 16
2-2-2-1-1-عوامل محدودکننده ی VO2max 19
2-2-2-1-1-1- ظرفیت انتشار ریوی. 19
2-2-2-1-1-2- حداکثر برونده قلبی. 19
2-2-2-1-1-3- ظرفیت حمل اکسیژن در خون. 21
2-2-2-1-1-4- ویژگیهای عضلات اسکلتی. 21
2-2-2-1-2- VO2max در افراد نابالغ. 22
2-2-2-2-درصد حداکثر اکسیژن مصرفی. 23
2-2-3- اسید لاکتیک. 23
2-2-3-1- غلظت لاکتات خون (تولید و برداشت). 24
2-2-3-2- عوامل مؤثر بر تولید و پاکسازی لاکتات. 25
2-2-3-2-1- آستانهی لاکتات. 25
2-2-3-3- آغاز تجمع لاکتات خون. 27
2-3- موسیقی و فعالیتبدنی. 28
2-3-1- پاسخهای فیزیولوژیک به موسیقی. 29
2-3-2- پاسخهای هیجانی و روانشناختی به موسیقی. 31
2-3-3- موسیقی و محور HPA.. 34
2-3-4- موسیقی و اجرای ورزشی هوازی و بی هوازی. 35
2-3-5- موسیقی درمانی و توانبخشی. 36
2-4- مروری بر پیشینه ی تحقیق. 37
2-5- نتیجه گیری. 42
فصل سوم: روش شناسی پژوهش
3-1- مقدمه. 44
3-2- نوع پژوهش. 44
3 -3- جامعهی آماری و نمونه ی پژوهش. 44
3-5- متغیّرهای پژوهش. 45
3-5-1- متغیّر مستقل. 45
3-5-2- متغیر وابسته. 45
3-6- جمع آوری اطلاعات. 45
3-6-1- ابزار گردآوری داده ها. 45
3-7- اعتبار و روایی ابزار. 49
3-8- روش اجرای کار. 49
3-9- روش تجزیه و تحلیل آماری و نوع آزمونهایی که مورد استفاده قرار خواهند گرفت. 51
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل آماری
4-1- مقدمه. 53
4-2- اطلاعات آماری مربوط به هر یک از متغیرهای تحقیق در پنج گروه آزمایشی. 53
4-3- آزمون فرضیههای پژوهش. 54
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
5-1- مقدمه. 71
5-2- بحث پیرامون یافتههای پژوهش. 72
5-2-1- میزان لاکتات خون. 72
5-2-2- میزان ضربان قلب. 74
5-2-3- زمان فعالیت. 74
5-2-4- میزان حداکثر اکسیژن مصرفی. 75
5-2-5- میزان درک فشار کار. 76
5-2-6- میزان درک خستگی. 77
5-2-7- میزان احساس توانمندی. 78
5-2-8- میزان شدت خستگی. 79
5-2-9- پردازش اطلاعات مغزی. 79
5-3- نتیجهگیری. 80
5-4- موارد کاربرد. 81
5-5- پیشنهادهای پژوهش. 81
5-5-1- پیشنهادهای برخاسته از پژوهش. 81
5-5-2- پیشنهادهایی برای سایر محققان. 82
منابع و مآخذ 83
پیوستها .8
مقدمه
عملکرد ورزشی ورزشکار به ظرفیت و عملکرد دستگاههای بدن ورزشکار بستگی دارد. دستگاههای عصبی و عضلانی دو دستگاه اصلی درگیر در حرکت و فعالیت بدنی میباشند که دستگاههای دیگر نظیر دستگاههای قلبی، عروقی، تنفسی، غدد درونریز، گوارشی و ایمنی نقش کمکی داشته که احتیاجات بیولوژیک دو دستگاه اصلی درگیر را برآورده میسازند. بیشتر محققین بر این عقیدهاند که گرچه کاهش ظرفیت فیزیولوژیکی دستگاه عصبی و افزایش فشارهای روانشناختی موجب بروز زودرس خستگی دستگاه عصبی مرکزی میشوند، لیکن مستقیماً عضلات را تحت تأثیر قرار نمیدهد بلکه کاهش فعالسازی مرکزی یا عصبی عضلات اسکلتی، نقش کلیدی در بروز زودرس خستگی کلی بدن یا افت عملکرد مطلوب دستگاه عضلانی دارد (11). دستگاه عصبی مرکزی با عملکرد مطلوب خود میتواند فرکانس و دامنه ایمپالسهای عصبی که به عضلات اسکلتی میفرستد را افزایش داده و شدت و دوام انقباض عضلات در حال کار را افزایش دهد و به ظرفیت اجرایی ورزشکار کمک کند. این موضوع در رابطه با تسریع در ریکاوری نیز صادق است زیرا رابطه تنگاتنگی بین دستگاه عصبی و دستگاه عضلانی و دیگر دستگاههای حمایتی که نیازهای عضلانی را برطرف میکنند وجود دارد و درصورتی که دستگاه عصبی سریعتر به حالت اولیه بازگردد، به طبع آن ریکاوری در دیگر دستگاهها نیز تسریع خواهد شد (23). کمکهای ارگوژنیک[1] روشهای مختلفی هستند که توسط آنها میتوان به طور مستقیم موجب بهبود عملکرد دستگاه عصبی مرکزی و تأخیر در بروز خستگی طی اجرای ورزشی و تسریع در ریکاوری شد. موسیقی اغلب به عنوان کمک ارگوجنیک برای برانگیختگی در ورزش و تمرینات ورزشکاران بکار گرفته میشود (37). عوامل مهم و تأثیرگذاری در ویژگیهای برانگیزاننده موسیقی وجود دارد که عبارتند از اینکه اولاً افراد به عکسالعمل نشان دادن نسبت به محرکهای ریتمیک، تمایل نهفتهای دارند یا در حقیقت پاسخ ریتمیک به موسیقی، نهفتهترین عامل در فرد است (26) و ثانیاً جنبههای هارمونیک و ملودیک موسیقی به خصوص ریتم و سرعت آن میتواند اجرای شنونده را تغییر دهد و بر حالات روحی وی تأثیر بگذارد به این معنی که صدا میتواند باعث ایجاد تغییر در امواج مغزی شود که فعالیتهای فیزیکی را خلق میکنند (37). فعالیت الکتریکی یا امواج کرتکس مغزی آلفا، بتا، دلتا و تتا از لایههای فوقانی کرتکس بخصوص شاخههای دندریتی سلولهای هرمی و احتمالاً نرونهای ارتباطی موجود در این ناحیه سرچشمه میگیرند و هر کدام فرکانس خاصی دارند که تحت شرایط فیزیکی، فیزیولوژیکی و سایکولوژیکی معینی نظیر خواب عمیق، بیداری، هوشیاری و فعالیت موج غالب زمینه را در مورد فعالیت الکتریکی مغز تشکیل میدهند. به راحتی می توان امواج مختلف مغزی یا فعالیت الکتریکی کرتکس را به وسیله صوتهایی با فرکانسهای مختلف از جمله فرکانسهای آلفا، بتا، دلتا و تتا تحریک کرد و حالاتی مانند خواب عمیق، هیپنوتیزم، آرامش، ریلکس عالی، رفع استرس و دلواپسی، کاهش درک زمان و فشار کار، بازدهی بالا، مدیتیشن، افزایش حافظه، بهبود و افزایش توجه و تمرکز، خلاقیت، افزایش تواناییهای ذهنی و جسمی، هوشیاری، آموزش عالی، تفکر مثبت و پردازش اطلاعات در سطح عالی را با توجه به هر هدفی که میخواهید، از طریق انتخاب پخش موج مربوطه و گوشدادن به مدت دلخواه به آن ایجاد نمود (7). به نظر میرسد اگر خصوصیات ریتمی موسیقی به جای پیروی از الگوی مهارتهای فیزیکی از الگوی فعالیت الکتریکی مغز یا همان امواج مغزی پیروی کنند باعث ایجاد تغییرات بارزتری در امواج مغزی میشوند که فعالیتهای فیزیکی را خلق میکنند.
1-2- بیان مسئله
اجرا یا عملکرد ورزشی ورزشکار امری بسیار پیچیده است که عوامل فیزیولوژیک و روانشناختی (جسمانی و روانی) چندی از جمله وضعیت تغذیه، عملکرد دستگاه عصبی مرکزی، قدرت و مهارت، شرایط محیطی و تولید انرژی آن را تحت تأثیر قرار میدهند (54). عوامل فیزیولوژیک به تنظیم انرژی در گروههای عضلانی خاص و عوامل روانشناختی به خوشایندبودن فعالیتبدنی، تمایل و انگیزه انجام آن مربوط میباشند. بنابراین عوامل فیزیولوژیک تا حد زیادی بر اجرای جسمانی و مغزی، ظرفیت متابولیک تولید انرژی از مواد غذایی، قدرت و استقامت عضلانی مؤثرند (26). از طرف دیگر چگونگی پردازش اطلاعات در مغز و ارسال سیگنالهای عصبی از دستگاه عصبی مرکزی به عضلات که خوشایندبودن، تمایل و انگیزه اجرای جسمانی، زمان عکسالعمل، هماهنگی حرکتی و ثبات آن را تحت تأثیر قرار میدهد، کنترل عصبی اجرای جسمانی را تحت تأثیر قرار میدهد. لذا استرس یا فشار ناشی از فعالیتبدنی و ورزش، ممکن است اجرای مغزی و جسمانی را تضعیف کند و در نتیجه قدرت و استقامت عضلانی، تمرکز حواس یا قدرت مغزی، درک، توجه، هوشیاری، حالات خلقی و غیره را تحت تأثیر قرار داده موجب کاهش اجرای ورزشی شود (11). بطور کلی چنین میتوان اظهار کرد که پاسخ فرد نسبت به استرس یا فشار ناشی از فعالیتبدنی یا ورزشی به درک شرایط موجود نظیر میزان احساس فشارکار یا شدت فعالیتبدنی و خستگی و میزان آمادگی جسمانی ورزشکار بستگی دارد (54). دستگاههای عصبی، غدد درونریز و ایمنی تقریباً بطور منحصر بهفردی پاسخ فرد به فشارکار یا شدت فعالیتبدنی را مدیریت میکنند. دستگاه عصبی باید توانایی برقراری ارتباط با قسمتهای مختلف خود، پردازش اطلاعات و ارسال فرامین مناسب به سراسر بدن بخصوص عضلات در حال کار را بوسیله یک سیستم نروترانسمیتری دقیق، پیچیده و پرکار داشته باشد. دستگاه عضلانی نیز بایستی قادر به انجام فرامین صادره از طرف مغز باشد. مربیان و ورزشکاران به وجود این رابطه تنگاتنگ کاری بین دستگاه عصبی-عضلانی آگاهند و به دنبال استفاده از راهبردهای عملی و اثربخش برای تقویت این رابطه کاری در جهت بهبود اجرای ورزشی و یا تسریع ریکاوری می باشند که گاهاً به دوپینگ ورزشی منتهی میشود. با بهتر شدن روشهای شناسایی و کشف موارد دوپینگ و امکان محروم شدن از رقابتهای ورزشی، مربیان و ورزشکاران در پی استفاده از راههای قانونی و مجاز برای افزایش توده، قدرت، انرژی و استقامت عضلانی، عملکرد مغزی، تسریع در ریکاوری و بهبود حالات خلقی و بطور کلی توسعه اجرای ورزشی میباشند. لذا به منظور تأثیر مستقیم بر ظرفیت و عملکرد فیزیولوژیک دستگاههای خاصی از بدن و یا کاهش فشارهای روانشناختی به استفاده از کمکهای ارگوژینک روی آوردهاند. این کمکها به صورت فیزیکی یا مکانیکی، شیمیائی یا فارماکولوژیک، تغذیهای و روانشناختی ارائه میشوند که ممکن است موجب افزایش عملکرد دستگاه عصبی مرکزی، افزایش مقدار ذخیره یک ماده بازدارنده، افزایش اتکا به ذخایر سوختی خاصی از طریق مهیا کردن یک منبع سوختی مکمل، کاهش تولید محصولات متابولیکی که واکنشهای انرژیزا را مهار میکنند، افزایش جریان خون و اکسیژنرسانی و کاهش زمان برگشت به حالت اولیهی یا تسریع در ریکاروی گردند (4). بنابراین کمکهای ارگوژنیک روشهای مختلفی هستند که توسط آنها میتوان به طور مستقیم ظرفیت فیزیولوژیکی برخی دستگاههای خاص را در بدن از جمله دستگاه عصبی-عضلانی تحت تأثیر قرار داد و یا با رفع فشارهای روانشناختی که موجب افت ورزشی ورزشکار میشوند اجرای ورزشی ورزشکار را بهبود بخشید و یا در بازگشت به حالت اولیهی آن تسریع به وجود آورد (37). در طبقهبندی و یا مقولههای مختلف کمکهای ارگوژنیک مواردی مختلفی مطرح شده که پخش موسیقی نیز یکی از آنها میباشد (4). مربیان و ورزشکاران متناسب با رشته ورزشی، میزان آمادگی جسمانی و شرایط فصلی مسابقه از کمکهای ارگوژنیک یک یا چند مورد فیزیکی، فیزیولوژیکی و یا سایکالوژیک استفاده مینمایند. اگر طی دوره تمرینی سازگاریهای تمرینی و تغذیهای دلخواه در بدن ورزشکار بوجود نیامده باشند به احتمال قوی عملکرد دستگاه عصبی و عضلانی با بروز خستگی در این دو دستگاه، تضعیف شده و به عملکرد ورزشی ورزشکار لطمه وارد میشود. کاهش ظرفیت فیزیولوژیکی برخی دستگاههای خاص در بدن از جمله دستگاه عصبی-عضلانی و یا فشارهای روانشناختی باعث بروز زودرس خستگی و موجب افت ورزشی ورزشکار میشوند (11). همهی ما کم و بیش با این موضوع برخورد داشتهایم که گاهی یک ورزشکار به علت بروز خستگی زودرس، عملاً کارآیی خود را از دست داده و اغلب نیز چنین وضعیتی باعث شده نتواند نتیجه ورزشی مطلوبی را کسب کند. لذا طرحریزی راهبردهای مقابلهای برای به تأخیر انداختن خستگی ناشی از کاهش ظرفیت فیزیولوژیکی و یا فشارهای روانشناختی از نظر فیزیولوژیک و علم تمرین شایستهی توجه است تا مربیان ورزشی بتوانند با استفاده از اطلاعات بدست آمده در این زمینه، میزان درک فشارکار و بروز خستگی زودرس در بازیکنان خود را مهار کرده یا آن را به تأخیر اندازند و با بهبود عملکرد فیزیولوژیکی دستگاههای بدن از جمله دستگاه عصبی-عضلانی بازیکنان خود از وجود آنها تا انتهای یک رقابت ورزشی استفاده نموده و به نتیجهی دلخواه خود نایل شوند. گزارش شده است که موسیقی ممکن است موجب بهبود اجرا و تمرینات ورزشی شود. در طول تمرینات منظم مانند دویدن، موسیقی میتواند تمرکز ورزشکار را محدود و در نتیجه توجه شخص را نسبت به احساس خستگی منحرف کند. این تکنیکی است که بسیاری از دوندگان ماراتن و ورزشکاران ورزشهای سهگانه به آن به عنوان مسئلهای مهم و منحصر به فرد مینگرند. موسیقی میزان برانگیختگی شخص را تغییر میدهد و بنابراین به عنوان شکلی از تحریک که اهمیت زیادی در مسابقات دارد، مورد استفاده قرار میگیرد. همچنین موسیقی به عنوان مسکنی برای فرو نشاندن اضطراب و افزایش اعتماد به نفس وزرشکاران بکار گرفته میشود و درک زمان و فشارکار را تحت تأثیر قرار میدهد (47). به دلیل وجود تشابهاتی بین ریتم موسیقی و الگوی حرکات بدن انسان، گوش دادن به موسیقی در مورد ناتوانی فیزیکی و اجرای ورزشی مفید واقع میگردد. بنابراین تطابق موسیقی با ورزش، همواره افزایش بازده شرکتکنندگان در تمرینات ورزشی را به دنبال داشته است. در ارتباط با این نکته، در صورتی که خصوصیات ریتمی موسیقی از الگوی مهارتهای فیزیکی پیروی نماید، قادر است اکتساب و اجرای مهارتهای حرکتی را افزایش داده و محیط آموزشی بهتری را ایجاد نماید (48). برای اثبات این مورد شواهدی از ورزشهای ژیمناستیک و شنا ارائه شده است (38). به همین دلیل در طبقهبندی انواع موسیقی به موسیقی کاربردی اشاره شده و برخی محققین در زمینه ویژگیهای این گونه موسیقی و استفاده از آن در امر ورزش، درمان و توانبخشی تحقیقاتی را انجام دادهاند که میتوان به تحقیق پریست[2] و چو[3] در این رابطه اشاره نمود.
این مطلب را هم بخوانید :
https://urlscan.io/result/e033717e-f471-4a50-b6fc-1db0c369682f/
مغز نیز همانند امواج صوتی، ارتعاشات مخصوص به خود را داشته و از آنها جهت ارتباط با قسمتهای دیگر بافت عصبی و بخشهای مختلف بدن استفاده میکند (20). این ارتعاشات مغزی همان فعالیت الکتریکی مغز یا امواج مغزی هستند که خصوصیات ریتمی موسیقی میتواند بجای تبعیت از الگوی مهارتهای فیزیکی یعنی آنچه در مورد موسیقی کاربردی مطرح است، از آنها پیروی نماید. در موسیقی امواج مغزی، خصوصیات ریتمی موسیقی از ارتعاشات مغزی یا همان فعالیت الکتریکی مغز که امواج مغزی نامیده میشوند تبعیت میکند. تا کنون در امر ورزش، درمان و توانبخشی همانند موسیقی کاربردی، موسیقی امواج مغزی مورد پژوهش قرار نگرفته است. لذا لازم است که در این زمینه نیز تحقیقاتی صورت گیرد تا میزان تأثیرگذاری موسیقی امواج مغزی در مقایسهی با موسیقی کاربردی مورد ارزیابی قرار گیرد. همچنین در بارهی پاسخهای فیزیکی و فیزیولوژیکی به موسیقی کاربردی، بیشتر میزان درک فشارکار، ضربان قلب، قدرت گرفتن با دست و سرعت را مورد ارزیابی قرار دادهاند در صورتی که میتوان تحقیقاتی در بارهی تأثیر موسیقی کاربردی و امواج مغزی بر میزان لاکتات خون، حداکثر اکسیژن مصرفی، تهویهی دقیقهای، فشار خون و غیره را مورد بررسی قرار داد.
1-3- ضرورت و اهمیت پژوهش
نتایج تحقیقاتی که در رابطه با موسیقیدرمانی و توانبخشی انجام شدهاست نشان دادهاند که از موسیقی میتوان به عنوان عامل افزایشدهنده تواناییهای فیزیکی، محرک روانشناختی، تسهیلکنندهی تغییرات مثبت حالات خلقی و کاهشدهندهی درک فشار کار توسط فرد حین فعالیتبدنی و ورزش استفاده نمود. همچنین در بارهی پاسخهای فیزیکی و فیزیولوژیکی به موسیقی، در زمینهی تأثیر موسیقی بر فعالیتهایبدنی و ادراکی، درک زمان، حافظه، رفتارهای حرکتی و غیرحرکتی، سلامتی عمومی، سلامتی روان، احساس درد، اجراهای حرکتی و ورزشی هوازی و بیهوازی و ورزشهای رقابتی و قهرمانی مطالعاتی انجام شده است. مطالعاتی که در رابطهی با دو مورد آخر یعنی اجراهای حرکتی و ورزشی هوازی و بیهوازی و ورزشهای رقابتی و قهرمانی انجام شدهاند، بیشتر میزان درک فشار کار، ضربان قلب، قدرت گرفتن با دست و سرعت را مورد ارزیابی قرار دادهاند در صورتی که میتوان تحقیقاتی در بارهی تأثیر موسیقی بر میزان لاکتات خون، حداکثر اکسیژن مصرفی، تهویهی دقیقهای، فشار خون و غیره را مورد بررسی قرار داد. خصوصیات ریتمی موسیقی که در این مطالعات مورد استفاده قرار گرفته است از الگوی مهارتهای فیزیکی پیروی می نموده است در صورتی که میتوان از موسیقی استفاده کرد که خصوصیات ریتمی آن به جای پیروی از الگوی مهارتهای فیزیکی از الگوی فعالیت الکتریکی مغز یا همان امواج مغزی پیروی کند. در زمینه ورزش قهرمانی نیز مربیان و ورزشکاران به منظور تأثیر مستقیم بر ظرفیت و عملکرد فیزیولوژیک دستگاههای خاصی از بدن و یا کاهش فشارهای روانشناختی به استفاده از کمکهای ارگوژنیک روی آوردهاند. این کمکها به صورت فیزیکی یا مکانیکی، شیمیائی یا فارماکولوژیک، تغذیهای و روانشناختی ارائه میشوند و ممکن است موجب افزایش عملکرد دستگاههای خاصی از بدن از جمله دستگاه عصبی مرکزی و به تبع آن دستگاه عضلانی شوند (4). گوش دادن به موسیقی بر اساس الگوی مهارتهای فیزیکی میتواند شاخصهای فیزیکی، فیزیولوژیکی و سایکولوژیکی را تحت تأثیر قرار دهد و در نتیجه موجب بهبود عملکرد دستگاه عصبی-عضلانی، تأخیر در بروز خستگی و تسریع در ریکاوری شود (39). حال این سؤال مطرح است که اگر خصوصیات ریتمی موسیقی به جای پیروی از الگوی مهارتهای فیزیکی از الگوی فعالیت الکتریکی مغز یا همان امواج مغزی پیروی کند آیا تغییرات فیزیکی، فیزیولوژیکی و سایکولوژیکی بارزتر و در دامنه وسیعتری ایجاد خواهد شد؟ آیا این تغییرات بارزتر و وسیعتر موجب بهبود بیشتر اجرای ورزشی و تسریع در ریکاوری خواهند شد؟ تا با طرحریزی راهبردهای خاص موسیقیائی به توان موجب بهبود عملکرد دستگاه عصبی-عضلانی، تأخیر در بروز خستگی و تسریع در ریکاوری شد و ورزشکاران بتوانند با استفاده از نتایج بدست آمده موجبات بهبود اجرای ورزشی خود و تسریع در ریکاوری را بوجود آورده با بکارگیری راهبردهای قانونی و سالم طی مسابقات ورزشی، زمان حضور در رختکنها و در فواصل بین رقابتهای ورزشی از حداکثر ظرفیتها و تواناییهای فیزیکی، فیزیولوژیکی و روانشناختی خود در رقابتهای ورزشی استفاده کنند و به نتایج ورزشی مطلوب نائل شوند. دستگاه عصبی باید توانایی برقراری ارتباط با قسمتهای مختلف خود، پردازش اطلاعات و ارسال فرامین مناسب به سراسر بدن بخصوص عضلات اسکلتی در حال کار را بوسیلهی امواج مغزی و یک سیستم نروترانسمیتری دقیق، پیچیده و پرکار داشته باشد. دستگاه عضلانی نیز بایستی قادر به انجام فرامین صادره از طرف مغز باشد. مربیان و ورزشکاران به وجود این رابطهی تنگاتنگ کاری بین دستگاه عصبی-عضلانی آگاهند و به دنبال استفاده از راهبردهای عملی و اثربخش برای نتایج تحقیقاتی که در رابطه با موسیقیدرمانی و توانبخشی انجام شدهاست نشان دادهاند که از موسیقی میتوان به عنوان عامل افزایشدهندهی تواناییهای فیزیکی، محرک روانشناختی، تسهیلکنندهی تغییرات مثبت حالات خلقی و کاهشدهندهی درک فشار کار توسط فرد حین فعالیتبدنی و ورزش استفاده نمود. همچنین در بارهی پاسخهای فیزیکی و فیزیولوژیکی به موسیقی، در زمینهی تأثیر موسیقی بر فعالیتهای بدنی و ادراکی، درک زمان، حافظه، رفتارهای حرکتی و غیرحرکتی، سلامتی عمومی، سلامتی روان، احساس درد، اجراهای حرکتی و ورزشی هوازی و بیهوازی و ورزشهای رقابتی و قهرمانی مطالعاتی انجام شده است. مطالعاتی که در رابطهی با دو مورد آخر یعنی اجراهای حرکتی و ورزشی هوازی و بیهوازی و ورزشهای رقابتی و قهرمانی انجام شدهاند، بیشتر میزان درک فشار کار، ضربان قلب، قدرت گرفتن با دست و سرعت را مورد ارزیابی قرار دادهاند در صورتی که میتوان تحقیقاتی در باره تأثیر موسیقی بر میزان لاکتات خون، حداکثر اکسیژن مصرفی، تهویهی دقیقهای، فشار خون و غیره را مورد بررسی قرار داد. خصوصیات ریتمی موسیقی که در این مطالعات مورد استفاده قرار گرفته است از الگوی مهارتهای فیزیکی پیروی می نموده است در صورتی که میتوان از موسیقی استفاده کرد که خصوصیات ریتمی آن به جای پیروی از الگوی مهارتهای فیزیکی از الگوی فعالیت الکتریکی مغز یا همان امواج مغزی پیروی کند. در زمینهی ورزش قهرمانی نیز مربیان و ورزشکاران به منظور تأثیر مستقیم بر ظرفیت و عملکرد فیزیولوژیک دستگاههای خاصی از بدن و یا کاهش فشارهای روانشناختی به استفادهی از کمکهای ارگوژنیک روی آوردهاند. این کمکها به صورت فیزیکی یا مکانیکی، شیمیائی یا فارماکولوژیک، تغذیهای و روانشناختی ارائه میشوند و ممکن است موجب افزایش عملکرد دستگاههای خاصی از بدن از جمله دستگاه عصبی مرکزی و به تبع آن دستگاه عضلانی شوند (4). گوشدادن به موسیقی بر اساس الگوی مهارتهای فیزیکی میتواند شاخصهای فیزیکی، فیزیولوژیکی و سایکولوژیکی را تحت تأثیر قرار دهد و در نتیجه موجب بهبود عملکرد دستگاه عصبی-عضلانی، تأخیر در بروز خستگی و تسریع در ریکاوری شود (18). حال این سؤال مطرح است که اگر خصوصیات ریتمی موسیقی به جای پیروی از الگوی مهارتهای فیزیکی از الگوی فعالیت الکتریکی مغز یا همان امواج مغزی پیروی کند آیا تغییرات فیزیکی، فیزیولوژیکی و سایکولوژیکی بارزتر و در دامنه وسیعتری ایجاد خواهد شد؟ آیا این تغییرات بارزتر و وسیعتر موجب بهبود بیشتر اجرای ورزشی و تسریع در ریکاوری خواهند شد؟ تا با طرحریزی راهبردهای خاص موسیقیائی به توان موجب بهبود عملکرد دستگاه عصبی-عضلانی، تأخیر در بروز خستگی و تسریع در ریکاوری شد و ورزشکاران بتوانند با استفاده از نتایج بدست آمده موجبات بهبود اجرای ورزشی خود و تسریع در ریکاوری را بوجود آورده با بکارگیری راهبردهای قانونی و سالم طی مسابقات ورزشی، زمان حضور در رختکنها و در فواصل بین رقابتهای ورزشی از حداکثر ظرفیتها و تواناییهای فیزیکی، فیزیولوژیکی و روانشناختی خود در رقابتهای ورزشی استفاده کنند و به نتایج ورزشی مطلوب نائل شوند. دستگاه عصبی باید توانایی برقراری ارتباط با قسمتهای مختلف خود، پردازش اطلاعات و ارسال فرامین مناسب به سراسر بدن بخصوص عضلات اسکلتی در حال کار را بوسیلهی امواج مغزی و یک سیستم نروترانسمیتری دقیق، پیچیده و پرکار داشته باشد. دستگاه عضلانی نیز بایستی قادر به انجام فرامین صادره از طرف مغز باشد. مربیان و ورزشکاران به وجود این رابطهی تنگاتنگ کاری بین دستگاه عصبی-عضلانی آگاهند و به دنبال استفاده از راهبردهای عملی و اثربخش برای تقویت این رابطهی کاری در جهت بهبود اجرای ورزشی و یا تسریع ریکاوری می باشند که گاهاً به دوپینگ ورزشی منتهی میشود. به نظر میرسد این روش قانونی و سالم جایگزین مناسبی جهت رفع عوارض دوپینگ ورزشی و کسب نتایج مطلوب باشد. از نتایج این تحقیق در زمینهی بهبود و درمان بیماریهای روحی-روانی نظیر افسردگی که فعالیتبدنی برای بهبود آنها مفید است نیز میتوان استفاده نمود. نتایج احتمالی این پژوهش برای مربیان و ورزشکاران فرصتی به وجود میآورد تا بجای استفاده از روشهای ارگوژنیک غیرمجاز که اغلب اوقات عوارض جبران ناپذیری برای ورزشکار درپی دارد از یک برنامهی کمکهای ارگوژنیک مجاز، ساده، کمهزینه و در دسترس استفاده کنند.
1-4-اهداف پژوهش
1-4-1- هدف کلی
هدف کلی از اجرای این پژوهش بررسی تأثیر گوشدادن به موسیقی مهیج، آرامشبخش، ترکیبی و تحریککنندهی امواج مغزی حین فعالیتبدنی بیشینه بر بهبود اجرای ورزشی در دانشجویان دختر تربیتبدنی بود.
1-4-2- اهداف اختصاصی
1-5- فرضیههای پژوهش
1-5-1- فرض کلی
گوشدادن به موسیقی مهیج، آرامشبخش، ترکیبی و تحریککنندهی امواج مغزی حین فعالیتبدنی بیشینه بر بهبود اجرای ورزشی دانشجویان دختر تربیتبدنی تأثیر متفاوتی دارد.
1-5-2- فرضیههای اختصاصی
مقدمه
پویایى شگرف علمى در شناخت جهان هدفدار و قانونمند، با اتکا به خلّاقیتهاى نهفته الهى و قوّه فعال اندیشه و ارزش بخشیدن به مرتبه تفکر و تعلیم و تعلم، به نوآفرینى و پیشرفت فضاى عمومى زندگى و ارتقاى تمدن بشر منجر شده است. این پیشرفت، حاصل تلاقى و تلفیق فرهنگها و تمدنهاى گوناگون و نتیجه فرایند رشد یابندهاى در ابعاد مختلف است که توانمندى، توسعه و استقلال واقعى کشورها را ـ که با توانایى آنها در تولید علم و تحقیقات نسبت مستقیم دارد ـ در بر مىگیرد. (ملکیان1389)
ارتقاى شناخت و معرفت جامعه در تمام زمینهها، بیش از پیش در گرو توسعه علمى است. براى تحقق توسعه علمى باید بسترهاى مناسب علمى فراهم شود؛ چراکه تولید علم از نشانههاى آفرینش فرهنگى است که فقط در یک مجموعه منظم و خلّاق صورت مىگیرد. باید توجه داشت که تولید علم بدون توجه به زمینههاى فرهنگى و منزلت اجتماعى و تحول فکرى و نهادینه و نظاممند کردن و به عبارتى، مدیریت منطقى و مؤثر امکانپذیر نیست. بدون تردید، هم سرچشمه دردها و هم آغاز درمانشان در توسعهیافتگى علمى است.
توجه به تجدید ساختار علمى کشور، رفع اقدامات موازى و توجه به حرمت و منزلت نهاد دانشگاه، دانشگاهیان و دانشجویان از بدیهىترین لوازم و مقتضیات تحرّک و توسعه علمى هستند که با مدیریت و برنامهریزى مؤثر مىتوان در تولید علم مورد تأکید مقام معظم رهبرى گامى بلند برداشت تا شاهد ارتقاى جایگاه واقعى کشورمان در عرصه علمى و بینالمللى و تولید علم به جاى ترویج آن بود. (عاملی1383)
بررسی سیاست ها و برنامههای توسعه کشورهای صنعتی گویای این واقعیت است که این کشورها به اهمیت و جایگاه علم و فناوری واقف بوده و این دو را محور توسعه اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی خود تلقی کردهاند. بدون شک کشور ما نیز باید برای تحقق اهداف سند چشم انداز 1404 توسعه علمی را محور توسعه قرار دهد؛ زیرا دانش بنیان توسعه همه جانبهای است که رکن و اساس آن دانایی است.
هدف این پژوهش، شناسایى فرصتها و چالشهای پیش روى تولید دانش مدیریت در راستاى توجه دادن سیاستگذاران، مسئولان، برنامهریزان و رؤساى دانشگاهها به این مهم و برنامهریزى براى مدیریت مؤثر آن مىباشد.
ضرورت ارتقای علمی جوامع اسلامی در جهان کنونی، امری غیرقابل انکار است. ایجاد زمینههای تبادل علمی با سایر جوامع به منظور بهرهبرداری بجا از دستآوردهای آنها و نیز ترویج آرا و اندیشههای علمی خویش در محافل علمی جهان، یکی از گزینههای ضرورت بخشی به تولید اندیشه است. رکود علمی حاکم بر جوامع اسلامی که پس از دوران شکوفایی تمدن اسلامی اتفاق افتاد، زمینه را برای پیشرفت و استفاده جوامع غربی از پتانسیلهای علمی مسلمین فراهم آورد، به گونهای که بلافاصله پس ازا ین رکود، شاهد بالا گرفتن پیشرفتهای علمی در غرب بودیم از این روی بیجا نیست اگر بگوییم رکود مسلمین در حوزههای علمی، یکی از علل عمده تسلط جوامع غربی بر آنها بود. (همتی،1386)
بدیهی است نجات از این وضعیت به گونهای که ملل اسلامی بتوانند در پیشرفت جهان علم و اندیشه، دخیل بوده و نقش بسزا داشته باشند و بلکه بسان دوران شکوفایی تمدن اسلامی، دیگران را سفرهنشین علم خویش کنند، در گرو بها دادن به علم و اندیشه در حوزههای مختلف آن و در یک کلام تحقق یک نهضت و خیزش عمومی در راستای تولید علم است.
تحقق تحول علمی و ایجاد علم برای جوامع اسلامی خصوصاً جامعه دینی ایران از جهاتی به شرح ذیل ضرورت دارد: (عاملی،1383)
1- جهانی شدن اسلام که هدف عالیه حضرت رسول ـ صلّی الله علیه و آله ـ و ائمه هدی ـ علیهم السلام ـ است، متوقف بر اموری است. یکی از مهمترین آنها، آن است که جوامع اسلامی بتوانند در حوزههای مختلف علمی از غرب سبقت گرفته و در علوم مختلف، صاحب رأی و نظر نوین گردند. بدیهی است یکی از نتایج عمده این توسعه علمی در سطح بینالمللی، جهانی شدن اسلام است. زمانی مسلمین میتوانند در محافل علمی جهان خود را نشان دهند و توجه جهان غرب را به خود جلب کنند که از یک نشاط علمی به روز و کارآمد برخوردار باشند و نیازمندی جهان غرب به علم و فکر مسلمین احساس گردد. آنجاست که اسلام میتواند به عنوان دین جامع و پیشرو در تمام شؤونات بشری، خود را جاودانه به دنیا معرفی کند و شاهد قدرت واقعی خود در جذب انسانها به سوی خود، باشد در غیر اینصورت در بر پاشنه سابق (یعنی دوران رکود تمدن اسلامی) خواهد چرخید. (عاملی1383)
2- فرهنگ مدرن غرب بر بنیادهای اومانیستی و سکولاری مبتنی بوده و به دنبال ساختن تمدنی با همان صبغه و نگاه خاص خویش است. بدیهی است جهانی سازی این فرهنگ و تمدن که الآن غرب در پی آن است، و لازمهاش ورود به جامعه دینی ما نیز هست، چه بسا هویت دینی و فرهنگی ما را تحت الشعاع قرار داده و باعث جذب نخبگان به سوی این فرهنگ شود. قهراً نتیجه چنین بحران هویتی که متوجه جامعه ما میشود از دو حال خارج نیست یا موجب استحاله نخبگان در این فرهنگ وارداتی است و یا گرفتار آمدن آنها در دام تردید و انزوا نسبت به فرهنگ دینی و ملی خود است. از این رهگذر است که ارتقاء کیفی علم و اندیشه و غنی سازی فرهنگ و تمدن اسلامی جهت صیانت مسلمین از انفعالپذیری نسبت به فرهنگ و تمدن غرب، در قالب نهضت تولید علم که منتهی به احیاء تمدن فراگیر اسلامی باشد، امری ضروری خواهد بود. بدیهی است هرگاه یک خیزش عمومی در راستای توسعه علمی و فرهنگی به وقوع بپیوندد و در سایه آن اندیشمندان و نخبگان به جای پرداختن به شرح و بسط مطالب وارداتی و تقلید از آنها به تولید علم و نظریه جدید بیندیشند و از ساحت گزارهها به ساحت نظریهپردازی و تولید گزاره پیش بروند، شاهد انقلابی عظیم در حوزههای مختلف علمی خواهیم بود.
(رفیع پور1381)
در سند چشمانداز هر کشوری نقش برجستهای به حوزه علوم انسانی در ارتقای زندگی ملی آن کشور داده شده است. بیتردید ارتقای تولیدات این حوزه از دانش میتواند مسیر پیشرفت عالمانه کشور را به سمت اهداف عالی آن هموار سازد اما خلق این نوع دانش در کشور ایران دچار نوعی کندی است اگرچه دیرینگی این حوزه به قدمت حضور آدمی بر روی کره خاکی است. تمدن افزون بر 2500 ساله ایران نیز تجلی پیشینه این حوزه از دانش بشری است اما با وجود این در مقایسه با علوم تجربی و طبیعی تولیدات حوزه علوم انسانی و اجتماعی چشمگیر نیست. (دانایی فرد1388)
مدیریت به عنوان شاخهای از علوم انسانی در توسعه جوامع بویژه کشورهای در حال توسعه نقش کلیدی و موثر دارد. جوامع در حال توسعه و از جمله ایران به منظور بهرهگیری موثر از امکانات و منابع خود به انتقال تئوریها و دانش مدیریت کشورهای غربی و دیگر جوامع پیشرفته اقدام می نمودند بعد از گذشت زمان متوجه شدند که این روش نه تنها به بهبود وضع کشورشان کمکی نکرده است بلکه مشکلی بر مشکلات قبلی اضافه شده است. به عبارت دیگر کشورهای در حال توسعه و از جمله کشور ما میوههای تمدن جدید را به وفور و سیلآسا وارد کردهاند، از محصولات تکنولوژیکی گرفته تا نهادهای سیاسی و اقتصادی اما چون قالبهای حقوقی، اخلاقی، فلسفی مناسب این محصولات که باید حول آنها وجود داشته باشد همراه آن انتقال نیافته و چون جایگاه و اقلیم یا محیط زیست مناسبی نتوانستهاند در این جوامع پیدا کنند لذا نقششان بیشتر تخریبی بوده است تا سازندگی و جهتگیری و چارچوب ذهنی این تئوریها قطعا جوابگوی مسائل مدیریت کشورها نبوده است هرچند ممکن است برخی از فنون و تکنیکهای موجود مدیریت در اداره سازمانها کاربرد داشته باشد و ضوابط منظمی را برای بهرهوری موثر در اختیار بگذارد اما حتی اقتباس و اتخاذ تعدیل شده این فنون زمانی موثر خواهد بود که در چارچوب تئوری بومی مدیریت که بر پایه ویژگیهای جامعه تنظیم و تدوین شده باشد، به کارگرفته شوند. (ایران زاده 1381)
تحولات سریع و شگرف در تمامی ابعاد زندگی فردی، اجتماعی و حرفهای، مدیران امروز را با چالشها و فرصتهای متعددی روبرو ساخته است مواجهه خردمندانه با این چالشها و بهرهبرداری از فرصتها جز با یک نگاه تیزبین، موشکافانه و عالمانه ممکن نیست. زیرا پا به عصری نهادهایم که نظریه و نظریهپردازی و به ویژه دانش حاصل از آن اهمیت ویژهای در حل مسائل بشری یافته و کلید کامیابی فرد، سازمان و ملتها گشته است لذا آموزش و نظامهای آموزشی و تولید کننده دانش اهمیتی بیش از پیش یافته و مدیریت آنها از عوامل تایین کننده کیفیت آموزش به طور اخص وکامیابی ملتها در دستابی به توسعه به طور اعم میباشد بدیهی است مدیرانی در این عرصه موفقترند که از دانش بیشتر و متناسب با جامعه خود برخوردار باشند. (حیدری 1389)
تعیین دقیق و درست چالشهای تولید دانش در کشور ما ضرورتى اکید دارد. چرا که هرگونه تحرکى در عرصه تولید دانش پیشاپیش مستلزم شناخت درست چالشهای آن است.
با توجه به اینکه در کشور ما میزان تولید دانش در حوزه مدیریت در مقایسه با حوزه علوم تجربی و طبیعی بسیار کند است و این در حالی است که در سالهای اخیر به علت استقبال بخشهای مختلف جامعه تقاضا برای تحصیل در این عرصه افزایش یافته و شماری از دانشگاهها به گسترش دوره تحصیلات تکمیلی (ارشد، دکتری) در حوزه مدیریت روی آورده اند براین اساس پژوهش حاضر در صدد است ، ضمن تاکید برضرورت مشارکت و فعال شدن نهضت تولید دانش مدیریت در کشور که شرط حیاتی برای حفظ و تقویت موجودیت، هویت و استقلال و اقتدار کشور است، تحلیلی بر فرصتها و چالشهای موجود درفرایند تولید و توسعه دانش مدیریت در نظام آموزش عالی کشور داشته باشد.
بررسی روند توسعه کشورهای پیشرفته نشان دهنده آن است که این کشورها به اهمیت و جایگاه تولید علم کاملاً واقف بودهاند و برای تحقق آن به برنامهریزیهای استراتژیک متوسل شدهاند. بدون تردید کشور ما نیز باید برای تحقق اهداف سند چشمانداز، تولید علم را در محور برنامههای توسعه خود قرار دهد. در حقیقت، علم محوری و دانایی مداری بعنوان ستاره راهنمای حرکت دستگاههای اجرایی کشور محسوب میشوند و البته اتخاذ این رویکرد با توجه به مجموعه تحولات بینالمللی کاملاً منطقی به نظر میرسد؛ چرا که برخورداری از روشها، نظریهها و اندیشههای جدید، کلید حل مشکلات و زمینهساز تبدیل تهدیدها به فرصتها میباشد. از آنجایی که بسیاری از کشورهای در حال توسعه نیز به این مهم توجه کردهاند ضرورت توجه به علم و خطمشیهای رسیدن به آن در کشورمان به شدت احساس میشود. ایران کشوری عظیم و در منطقهای حساس و ژئوپلیتیک واقع شده و از اینرو از داخل و خارج با چالشهایی مواجه است که از جمله پیامدهای آن مطرح شدن مسئله ضرورت توانمندی برای ایران اسلامی میباشد. از آنجا که حرکت لازمه رشد و حیات بوده و بحث از لزوم قدرتمند شدن جدیدی به نظر میرسد، شاید پرداختن به تولید علم ضرورت توانمندی باشد. رشته مدیریت از جمله رشتههای علوم انسانی است که بخاطر اهمیت آن در مسایل مدیریتی و رهبری سازمانها و جوامع از اهمیت ویژهای برخوردار است و توجه صاحبنظران و دانشمندان زیادی را به خود جلب کرده است. در این میان تولید دانش در ایران همواره با موانعی روبرو بوده است که رشته مدیریت از این حیث مستثنی نبوده است. اهمیت رشته مدیریت در امر زمامداری و نیز در امر مدیریت سازمانها و لزوم بازنگری در مبانی مدیریت غربی و همخوانی با ایدههای اسلامی موجب گردیده است تا تولید دانش در رشته مدیریت از اهمیت ویژهای برخوردار شده و شناسایی فرصتها و موانع تولید دانش مدیریت ضرورت یابد. امروزه ضرورت پالایش رشتههای علوم انسانی و اجتماعی بویژه مدیریت در ایران از طریق تولید دانش از مسائل اساسی محسوب می شود و نظام آموزش عالی کشور که متصدی تولید دانش است بایستی اهمیت خود را بر تولید دانش در این زمینه قرار دهد. (جاوید 1389) تحقیقات زیادی در زمینه تولید دانش انجام شده است لیکن تحقیق جامعی که
این مطلب را هم بخوانید :
ویژگی های رفتاراجتماعی - نامور | مرکز نوآوری های آموزشی
به بررسی چالشها و فرصتهای تولید دانش در رشته مدیریت و با استفاده از روش دلفی و اجماع نظر خبرگان صورت گیرد در میان تحقیقات مشاهده نشد و لذا این مورد می تواند وجه تمایز این تحقیق با تحقیقات دیگر در این موضوع باشد.
پرسش 1: فرصت ها و چالشهای تولید دانش در حوزه مدیریت در کشور ایران کدامند؟
پرسش 2: تولید دانش مدیریت درنظام آموزش عالی ایران چگونه است؟
پرسش 3: موانع ذاتی و عرضی تولید دانش در کشور ما چیست؟
501 اهداف پژوهش
1-5-1 هدف کلی: شناخت و تبیین فرصتها و چالشهای موجود در زمینه تولید دانش مدیریت در نظام آموزش عالی ایران.
1-5-2 هدفهای فرعی:
6.1 تعریف مفاهیم و اصطلاحات
دانش
بکمن (1998) دانش را اینگونه تعریف می کند. 1- اطلاعات قابل کاربرد برای حل مشکل 2- اطلاعات سازماندهی وتحلیل شده برای قابل فهم ساختن اطلاعات. 3- دانش از حقایق،
اعتقادات، چشماندازها، مفاهیم، قضاوتها، انتظارات، روشها و دانش تجربی تشکیل شده است.. (حیدری،1389)
از نظر رابطه منطقی میتوان گفت که دانش معادل (Knowledge) در فلسفه و شناختشناسی حوزه زبان انگلیسی مجموعه جامعتر و کلّیتری نسبت به علم فقط معادل (Science) بوده و علم میتواند به نحوی زیر مجموعه دانش به عنوان تمامی آگاهیهای انسانی تلقی شود.
در حوزه زبان فارسی، دانش[1] یا علم[2] باز هم دربرگیرنده تمامی گونهها و حوزههای شناخت و آگاهی در عامترین معنای خویش است.(همتی،1386)
مدیریت
استونر مدیریت را فرایند برنامهریزی، سازماندهی، هدایت و کنترل کوششهای اعضای سازمان و استفاده از تمام منابع سازمان برای دستیابی به اهداف معین سازمانی تعریف کرده است. (قرائی مقدم 1382)
در این پژوهش منظور از مدیریت، مدیریت دانش میباشد به عبارت دیگر خلق دانش و بکار بستن اصول مدیریت دانش نظیر سرمایهگذاری بالا یرای دانش، استفاده از مدیران دانش، و استفاده از راه حلهای چندگانه و……
فرصت
به شرایط و موقعیتهایی اطلاق میگردد که میتواند به پیشرفت توسعه منجر گردد. به عبارت دیگر فرصت به موقعیتهایی اطلاق میشود که اولا قابل کنترل باشند ثانیا این موقعیتها پیامدهای مثبتی برای فرد به همراه داشته باشند. (علی احمدی،1382)
در این تحقیق منظور از فرصت: وجود نیروی جوان و مستعد در حوزه مدیریت، حمایت رهبر معظم انقلاب از تولید دانش بومی، پذیرش زیاد دانشگاهی در رشته مدیریت، سرمایهگذاری دولت در بخش تولید علم، سیاستهای دولتی وزارت علوم محرک تولید دانش، ارزشهای دینی اسلامی در ایران.
تهدید
تهدید به هر موقعیت غیرقابل کنترل با پیآمدهای منفی اطلاق میشود. به عبارت دیگر تهدید به موقعیتهای برونی و محیطی اطلاق میشود که میتواند به عنوان مانعی در برابر پیشرفت و توسعه قرار گیرند. (علی احمدی1382)
در این تحقیق منظور از تهدید موانع بیرونی است که بر فرایند تولید دانش تاثیر می گذارد نظیر تحریمهای بینالمللی و محدودیت در دسترسی به منابع مختلف،عدم همخوانی تئوریهای غربی با جهانبینی اسلامی.
موانع ذاتی تولید دانش
موانعی که ناشی از ویژگیها و خصایص پژوهشگر و موضوع پژوهش ناشی میشوند. این موانع میتوانند از وضعیت معرفتی، روحی و خلقی پژوهشگران ناشی شوند یا در اثر ویژگیهای درونی موضوع پژوهش باشند.
در این تحقیق این موانع شامل : تغیر رفتارو تغیرات مداوم در حوزه علوم انسانی، وجود موانع زیاد بوروکراسی در تحقیق و توسعه در علوم مدیریت در ایران، عدم ثبات رویه در رفتارهای انسانی در حوزه
مبحث اول : ماهیت جرم در فضای مجازی 29
گفتار اول : ویژگی جرایم رایانه ای 29
الف) تخصصی و علمی بودن 32
ب) دارای حیثیت عمومی و خصوصی بودن 33
ج) پیچیدگی خاص 34
د) دشوار بودن تعیین صلاحیت کیفری 34
ه) جهانی بودن 35
و) دشوار بودن کشف بزهکار 35
گفتار دوم : طبقه بندی جرایم رایانه ای 35
مبحث دوم : جرایم عفت و اخلاق در فضای مجازی 40
گفتار اول : موضوع جرایم علیه عفت و اخلاق 41
گفتار دوم : مصادیق جرایم رایانه ای علیه عفت و اخلاق 45
الف ) هرزه نگاری 45
ب ) توریسم جنسی 47
ج ) قوادی 47
د ) روابط نامشروع 48
نتیجه گیری بخش اول 50
بخش دوم : تحلیل ماهوی مصادیق جرایم علیه عفت و اخلاق ناشی از فناوری نوین 51
فصل اول : نقش مستقیم فضای مجازی در شکل گیری هرزه نگاری 52
مبحث اول : بررسی فقهی و حقوقی جرم هرزه نگاری 53
گفتار اول : دیدگاه فقه نسبت به جرم هرزه نگاری 53
گفتار دوم : تشریح ارکان تشکیل دهنده جرم هرزه نگاری 56
الف) عنصر قانونی : 56
ب) عنصر مادی : 58
ج) عنصر روانی : 61
مبحث دوم : بزه دیدگان جرم هرزه نگاری 62
گفتار اول : هرزه نگاری افراد بزرگسال 62
گفتار دوم : هرزه نگاری کودکان و نوجوانان 67
فصل دوم : نقش رایانه در تحقق جرم قیادت به عنوان وسیله ارتکاب جرم 71
مبحث اول : قیادت در حقوق جزای اسلامی 72
گفتار اول : قوادی از نگاه اسلام 73
گفتار دوم : ارکان تشکیل دهنده جرم قیادت 76
الف) عنصر قانونی : 76
ب) عنصر مادی : 77
ج) عنصر روانی : 80
مبحث دوم : تحقق جرم قیادت در فضای مجازی 80
گفتار اول : ارکان تشکیل دهنده جرم قوادی رایانه ای 81
الف) عنصر قانونی : 81
ب) عنصر مادی : 84
ج) عنصر روانی : 85
گفتار دوم : بررسی آسیب های وارده جرم قوادی بر بزه دیده، مجرم و جامعه 86
الف) آسیب های وارده بر بزه دیده 86
ب) آسیب های وارد بر مجرم و جامعه 89
این مطلب را هم بخوانید :
نتیجه گیری 92
پیشنهادات 94
فهرست منابع 96
چکیده لاتین 101
مقدمه
با گسترش فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی و دسترسی عموم افراد جامعه به شبکه اینترنت، فضای جدیدی فرا روی متخلفین جوامع قرار گرفته است. فضایی که در آن محدودیتهایی همچون مرزهای جغرافیایی، ملیت، بعد مسافت، زمان و… فاقد معنا و مفهوم است. در موقعیت جدید جرایم رایانهای از رشد و توسعه چشمگیری برخوردار بوده است. با گسترش این جرایم، جرایم رایانهای مرتبط با امور غیر اخلاقی نیز افزایش یافته و تاثیر منفی بر نظام اجتماعی و پایهای از جمله خانواده ها و سازمانها داشته و بیشتر کودکان و نوجوانان را مورد هجوم قرار داده است و شرایط لازم را برای ارتکاب برخی جرایم در جهت اشاعه این مفاسد آماده ساخته است. در این میان خانواده ها برای آموزش صحیح استفاده از اینترنت بسیار مؤثرند، امروزه خانواده ها فقط به خرید رایانه اکتفا می کنند ومعتقدند که فرزندان، خود استفاده از آن را یاد می گیرند در صورتی که باید ابتدا فرهنگ استفاده و تذکرهای لازم را به اضافه آموزش مناسب به فرزندان خود بدهند و سپس وسیله را مهیا کنند.جرایم علیه اخلاق وعفت عمومی عبارتست از هر نوع عمل ،رفتار وگفتاری که بر خلاف عفت وپاکدامنی جامعه باشد.این جرایم متنوع ومتعددند: برخی از آنها از جمله جرایم حدی می باشند ،مثل زنا ،لواط وبعضی تعزیری هستند.مثل روابط نامشروع مادون حدوعرضه وخرید وفروش صور قبیحه وقوع برخی از این جرایم (اعم از حدی وتعزیری)با ظهوراینترنت از محیط فیزیکی به محیط مجازی انتقال یافته است؛ ولی در برخی از آنها رایانه و اینترنت نمی تواند به عنوان واسطه ارتکاب جرم شود، مثل زنا ولواط، چرا که در وقوع چنین جرایمی حضور فیزیکی افراط شرط است. مهمترین و شایعترین این جرایم عبارتند از: انتشار محتوای مجرمانه، قوادی، هرزه نگاری و روابط نامشروع .ازجمله مسایلی که موجب سوء استفاده از فضای مجازی می شود ارتکاب جرایمی تحت عنوان جرایم علیه عفت و اخلاق عمومی است که برخورد صحیح و منطقی قانونگذار با این مسائل را می طلبد .از این رو هدف از این تحقیق، بررسی جرایم رایانه ای منافی عفت از دیدگاه فقهی و حقوقی می باشد.
الف) بیان مساله :
از آنجا که حفظ ارزش های موجود در جامعه ،موجب ثبات و ماندگاری در فرهنگ و اخلاق آن جامعه محسوب می شود، وجدان عمومی همواره ارتکاب اعمالی که این ارزش ها را کم رنگ یا محو نماید مورد سرزنش و نکوهش قرار می دهد. دولت ها به شیوه های مختلف از جمله جرم انگاری در این زمینه و قرار دادن ضمانت اجرا و برخورد با مهاجمین نسبت به این ارزش ها ،در حفظ و صیانت آن می کوشند[1] و باتوجه به آنکه این دسته جرایم با اعتقادات،آداب ورسوم،باورهاو مذهب جوامع ارتباط دارند،بیش از پیش وجدان عمومی را جریحه دار می سازند.در تمامی جوامع بشری به افرادی که رفتارهای خلاف اخلاق و عفت دارند یا از این راه کسب درآمد می کنند به دیده حقارت می نگرند. این امر نشان دهنده
آن است که عقلا این رفتارها را مذمت می کنند و دراین مذمت تفاوتی میان جوامع دینی و غیر دینی نبوده و برهمین اساس در غالب کشورها اعم از کشورهای متمدن و پیشرفته که مسائل اخلاقی و جنسی را برای خود بحران محسوب نمی کنند و یا کـشورهایی که به علت اعتقــادات مذهبی ،خود را مقید به اجرای فرامین الهـــی می دانند (نظیر ایران)، روش ها و شیوه های گوناگون پیش بینی شده است تا بدین وسیله از اشاعه اعمال خلاف عفت جلوگیری شود . اما این دسته جرایم در مقایسه با سایر جرایم از حیث زمان و مکان به شدت در نوسان بوده است. چنان که مشاهده می کنیم امروزه با پیشرفت علم فناوری و پیدایش رایانه و به دنبال آن فضای مجازی اینترنت،این جرایم شکل نوینی به خود گرفته است و از حالت سنتی خارج شده و تحول چشم گیری را در قلمرو حقوق کیفری ایجاد نموده اسـت و همین امر حقوق جزای کلاســیک و آیین دادرسی آن را با چالش جدی مواجه نموده اسـت و باعث شده است دولت ها در حــقوق کیفری رایانه ای همچون حقوق کیفری سنتی برای حفظ ارزش ها و فرهنگ جوامع خود به جرم انگاری در این زمینه اقدام نمایند. مجرمین جرایم رایانه ای علیه اخلاقیات همچون سایر جرایم سایبری ، با بهره گیری از خصوصیات منحصر به فرد دنیای مجازی همچون قابلیت دسترسی آسان کاربران به آن،استطاعت داشتن همگان در پرداخت بهای آن و ناشناس ماندن[2] مصرف کنندگان آن بهره جسته و از این فضا به عنوان ابزاری برای توسعه و تسهیل تهاجم خود به ارزش ها و باورهای جامعه استفاده می کنند .
قانون گذار ایران نیز با اســتعانت از فرهنگ اســلامی ـ ایرانی و با توجه به گسترش فناوری و استــفاده روزافزون از دنیــای مجازی و رایانه و به منـظور حفظ اخلاق و عفت و جـلوگیری از اشاعه فــساد، به جرم انگاری در زمینه اعمال ضد اخلاقی و منافی عفت در فضای مجازی پرداخته و اقدام به وضع قوانین و مقرراتی در این حیطه نموده است و در این راستا مقنن مواد 14 و 15 از فصل چهارم قانون جرایم رایانه ای را به جرایم علیه اخلاق و عفت عمومی اختصاص داده است.
قانون گذار در گذشته و حال تعریفی از جرم علیه عفت و اخلاق عمومی ارائه نکرده است و تنها به ذکر مصادیق آن پرداخته است[3] که این امر در مورد جرایم رایانه ای نیز صادق است. براساس مواد قانون اخیرالذکر،مواردی همچون اشاعه فحشا ومنکرات ،تحریک و تشویق و ترغیب یا دعوت به فساد و فحشا و ارتکاب جرایم منافی عفت و انحرافات جنسی،انتشار و توزیع و معامله محتوای خلاف عفت عمومی (مبتذل و مستهجن)،تطمیع افراد به دستیابی محتویات مستهجن و مبتذل و استفاده ابزاری از افراد در تصاویر و محتوا و تحقیر و توهین به جنس زن ،آموزش ارتکاب جرم و روابط نامشروع و غیر قانونی، قوادی،هرزه نگاری، می تواند به عنوان مصادیق جرایم علیه عفت و اخلاق عمومی محسوب شود و افرادی که به این امور مبادرت می پردازند طبق قانون ،مورد مجازات و پیگیری قرار خواهند گرفت.
نکته حائز اهمیت آن است که این دسته جرایم مستقیماً با مخدوش کردن کیان خانواده در ارتباط هستند اما به نظر می رسد با توجه به مواد 14 و 15 ق.ج.ر ،تناسبی میان جرم ارتکابی و مجازات آن نمی باشد و این در صورتی است که مجازات علیه عفت و اخلاق عمومی که به شکل سنتی انجام می گیرد در قانون مجازات اسلامی ، از حدت و شدت بیشتری برخوردار بوده در حالیکه در دنیای مجازی با توجه به اینکه طیف عظیمی از افراد می توانند قربانی این دسته جرایم قرار گیرند مجازات سبک تری در نظر گرفته شده است و این امر ناهـماهنگی میان مـواد قانون مجـازات اسلامی و قانون جرایم رایانه ای را به ذهن متـبادر می سازد.
در میان جرایم علیه عفت و اخلاق عمومی ،قوادی و هرزه نگاری از اهمیت ویژه ای برخوردار هسـتند و شاید بتوان بیــان کرد سایر جرایم در این حوزه ،زیر مجموعه این دو جرم محـسوب می شوند.[4]
با عنایت به ماده 242قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 قیادت به معنای جمع و مرتبط کردن دو نفر یا بیشتر برای زنا و لواط است که براساس شرع برای آن مجازات حد در نظر گرفته شده است.اگرچه منظور از جمع کردن ، آوردن طرفین فحشا در یک مکان است و ظاهرا دلالت بر حضور فیزیکی نزد قواد دارد اما مرتبط کردن می تواند تنها معرفی و آشنا نمودن طرفین با یکدیگر باشد در نتیجه جرم قوادی بدون حضور قواد نیز قابل تصور است.با این مطلب، می توان بیان نمود مجرمان در فضای مجازی به آسانی می توانند به قیادت بپردازندو بدون آن که نامی از آن ها به جای بماند قادر هستند نه تنها دو نفر بلکه میلیون ها انسان را در سراسر جهان به یکدیگر مرتبط سازند این در حالی است که مقنن در تدوین قانون به این امر التفات خاص نشان نداده است و باید گفت مجازات تعیین شده با جرم انجام شده تناسب ندارد.
یکی دیگر از مهم ترین جرایم در حیطه جرایم علیه عفت و اخلاق عمومی ، هرزه نگاری است و به مجموعه ای از رفتارهای مجرمانه گفته می شود که شامل تولید،طراحی،ارائه، انتشار و مورد معامله قرار دادن محتویات شنیداری و دیداری اعم از تصویر و نوشته و صوت می شود که عفت عمومی را جریحه دار می سازد.[5]پیدایش دنیای مجازی این جرم را از حالت کلاسیک خارج نموده و ابزار مناسبی برای سوء استفادکنندگان جنسی فراهم می کند .وب سایت های اینترنتی قدیمی ترین و در عین حال رایج ترین شیوه دستیابی به هرزه نگاری در فضای مجازی است که دولت ها به خصوص ایران ،قصد دارند با فیلتر کردن این وب سایت ها به مقابله با آن ها بپردازندکه باید بیان نمود اگرچه فیلترینگ لازم بوده اما به طور موقت می تواند جلوی سوء استفاده را بگیرد و راه کار مناسبی نبوده چرا که افراد با عضویت در گروه های اینترنتی که مطالبشان از طریق ایمیل ردو بدل می شود و امکان دسترسی به آن برای هیچ کس غیر از دارنده آن امکان پذیر نیست، قربانی این جرایم قرار می گیرند. همچنین اتاق های گفت و گو[6] و حتی تلفن همراه امروزه می تواند وسیله ارتکاب این جرم باشد. آمارهای بدست آمده دردنیا نشان دهنده آن است که بزه دیدگان این جرم عموما کودکان و نوجوانان هستند و بیشترین سرمایه هرزه نگارها بر روی این گروه است. البته بزرگسالان نیز می توانند قربانی این جرم قرار گیرند و از آنجا که این جرم تهدیدی علیه کانون خانواده را محسوب می شود،می تواند بنیان خانواده و روابط افراد به خصوص زوجین را دستخوش تزلزل نماید.در واقع هرزه نگاری باعـث لطمه زدن به جامعه و اقشار مختلــف آن می گرددو از این حیث ذیل عنوان جرایم علیه عفت و اخلاق عمومی عنوان می شود.