2-2-5- چارچوب نظری پژوهش.. 43
2-2-6- مدل مفهومی پژوهش.. 47
2-2-7- فرضیههای پژوهش.. 48
فصل سوّم.. 49
3-1- مقدمه.. 49
3-2- روش پژوهش.. 49
3-3- جامعه آماری.. 50
3-4- نمونه آماری.. 50
3-5- روش نمونهگیری.. 50
3-6- ابزار پژوهش.. 51
3-7- تعاریف نظری و عملیاتی متغیرها.. 52
3-7-1- تعاریف نظری مفاهیم.. 52
گرایش دختر و پسر به رابطه با جنس مخالف.. 53
نگرش دوستان.. 53
میزان امکان ازدواج.. 53
کنترل توسط خانواده.. 53
میزان دینداری.. 54
رسانههای نوین ارتباطی… 54
3-7-2- تعاریف عملیاتی مفاهیم.. 55
متغیر وابسته.. 55
گرایش دختر و پسر به رابطه با جنس مخالف:.. 55
متغیرهای مستقل.. 56
سن.. 56
جنس.. 56
میزان تحصیلات.. 56
قومیت.. 57
نگرش دوستان.. 57
میزان امکان ازدواج.. 57
میزان کنترل توسط خانواده.. 58
میزان دینداری.. 58
رسانههای نوین ارتباطی.. 59
3-8- روایی و پایایی.. 60
3-8-1- اعتبار.. 60
3-9- روشهای تجزیه و تحلیل دادهها.. 61
فصل چهارم.. 62
4-1- مقدمه.. 62
4-2- تجزیه و تحلیل توصیفی.. 62
4-2-1- سن پاسخگویان.. 63
4-2-2- جنس پاسخگویان.. 63
4-2-3- تحصیلات.. 63
4-2-4- قومیت.. 64
4-2-5- محل تولد.. 64
4-2-6- وضعیت استفاده از ماهواره.. 65
4-2-7- وضعیت استفاده از اینترنت.. 65
4-2-8- میزان گرایش پاسخگویان به رابطه با جنس مخالف.. 65
4-3- آمارهای استنباطی.. 66
4-3- 1- بین میزان گرایش زنان و مردان مجرد به رابطه با جنس مخالف، تفاوت معناداری وجود دارد… 66
4-3- 2- بین قومیت زنان و مردان مجرد و رابطه با جنس مخالف، تفاوت معناداری وجود دارد… 67
4-3-3- بین میزان تحصیلات مردان و زنان مجرد و گرایش به جنس مخالف تفاوت معنا داری وجود دارد… 67
4-3-4- بین میزان امکان ازدواج و گرایش دختر و پسر به رابطه قبل از ازدواج رابطه معناداری وجود دارد… 68
4-3-5- بین نگرش دوستان وگرایش دختر و پسر به رابطه با جنس مخالف رابطه معناداری وجود دارد… 69
4-3-6- بین میزان کنترل توسط خانواده و گرایش دختر و پسر به رابطه با جنس مخالف رابطه معناداری وجود دارد… 69
4-3-7- بین ابعاد دینداری و گرایش دختر و پسر به رابطه با جنس مخالف رابطه معناداری وجود دارد… 70
4-3-8- بین میزان مصرف رسانههای نوین و گرایش دختر و پسر به رابطه قبل از ازدواج رابطه وجود دارد… 71
4-4- آزمون رگرسیون چند متغیره با روش گام به گام.. 72
فصل پنجم.. 77
نتیجهگیری.. 77
5-1- خلاصهی پژوهش.. 77
بر اساس نتایج آزمونهای استنباطی.. 78
5-1-3– بحث و نتیجه گیری.. 79
5-2- پیشنهادهای تحقیق.. 84
5-2- 1- پیشنهادهای پژوهشی.. 84
5-2- 2- پیشنهادهای کاربردی.. 84
5-3- محدودیتهای تحقیق.. 85
الف)منابع فارسی.. 86
ب) منابع لاتین.. 93
پیوستها.. 97
مقدمه
مطالعات در زمینهی جامعهشناسی خانواده از تغییرات گستردهای در این حوزه در طی نیم قرن اخیر در سراسر جهان حکایت دارد، تغییراتی که عوامل متعددی منجر به بروز آنها شده و در عین حال پیامدهای گوناگونی برای جوامع متعدد در پی داشته است. یکی از این تغییرات، شیوع روابط جنسی پیش از ازدواج در این جوامع بوده است. روابط جنسی پیش از ازدواج، پدیدهای است که بیشتر با فرهنگ و حوزه زندگی خصوصی افراد آمیخته است تا حوزه عمومی و همگانی، ولی نمود آن در حوزه عمومی غیرقابل انکار است. با گسترش امکانات جدید ارتباطی (مانند ماهواره، اینترنت و …) به تدریج، جامعه ایران با امواج گسترده تغییرات ارزشی و هنجاری مواجه گردیده است که این تغییرات، به شدت در حال رسوخ به درون خانواده ایرانی است (ارمکی و شریفیساعی، 1390). به نظر میرسد سنت و فرهنگ جامعه در برخی زمینهها در حال تاثیرپذیری از سایر فرهنگها میباشد. یکی از این زمینهها روابط با جنس مخالف قبل از ازدواج میباشد، به همین دلیل است که ارزشهای مربوط به خانواده حتی در مواجهه با تغییرات پرشتاب اجتماعی و فرهنگی و تضاد ارزشی بین نسلها و مقاومتهای پیش رو نیز همچنان گرایش به تغییرات تدریجی را در خود مشاهده میکند. اما در این بین، مشکلات اقتصادی، گسترش ارتباطات و برخوردهای فرهنگی ناشی از این گسترش، سبب گشتهاند که روابط جنسی پیش از ازدواج با جنس مخالف به تدریج در میان نسلهای جوانتر، جای پایی برای خود پیدا کنند (گرمارودی، 1388) که این امر ناشی از مشکلات ساختاری در این حیطه میباشد که زمینه را برای ظهور این پدیده فرهنگی- اجتماعی جدید فراهم کرده است. پدیدهای که میتواند زمینهساز بسیاری از مشکلات اجتماعی دیگر در جامعه باشد.
روابط پسر و دختر پیش از ازدواج همواره موضوعی مهم و با این حال پوشیده از ابهام و همراه با شک و تردید و اضطراب بوده است. از طرفی فشار و تنشهای غریزی باعث میشود که نوجوانان خود به خود به سمت جنس مخالف گرایش پیدا کنند و از طرف دیگر ملاحظات اجتماعی، فرهنگی و
اخلاقی به عنوان مانعی بر سر راه آنان عمل کردهاند. این حالتهای متضاد و متناقض در جامعه همواره برای جوانان و همچین خانوادهها مسئلهساز بوده و وضعیت نامعلوم و سردرگمی را از لحاظ کنار آمدن با این مشکل ایجاد کرده است (رفاهی و همکاران، 1391). ارتباط با جنس مخالف، به خصوص اگر رابطهای خارج از محدوده اخلاق و دستورات دینی باشد، آثار و تبعات زیانباری برای فرد خواهد داشت.گاهی علاقهی درونی به جنس مخالف و نیاز به ارتباط با او، از چارچوب هنجارهای اجتماعی و دینی خارج میشود و به سوی بی عفّتی و گناه کشیده میشود که این امر در جامعه ما بسیار ناشایست و غیراخلاقی است.
وقتی سن ازدواج جوانان افزایش مییابد و جوانان به دلایلی نمیتوانند در زمان مناسب ازدواج کنند، ارتباط جوانان با جنس مخالف، پیش از ازدواج زمینههای انحراف از مسیر اصلی زندگی را برای آنان باز میکند. جوانان مجردی که دچار بحران میشوند به طور مرتب ممکن است نیازهای خود را جابهجا کنند و حتی ممکن است نیازهای مقطعی و کاذب را جایگزین نیازهای اصلی خویش کنند این جابهجایی بیشتر مواقع به انحراف میانجامد.
بر اساس تحقیقات مرتبط، فاکتورهای متعددی در سطوح مختلف فردی و اجتماعی در روابط با جنس مخالف دخیل هستند. فاکتورهایی فردی مانند سن، جنس، مهارت تصمیمگیری و مباحثه، عزتنفس و خود بسندگی (Kiragu, 1993)، مذهبی بودن و نگرش به روابط قبل از ازدواج (Kiragu, 1993; Lacson 1997)، دسترسی به فیلمهایی با محتویات جنسی (Abraham and kumar, 1999; Mmari and Blum;2004)، انجام سایر رفتارهای پرخطر مانند سیگار کشیدن، مصرف مواد مخدر و الکل (Kiragu, 1993; Stanton 1999; Anteghini 2001) با روابط دوستی و جنسی قبل از ازدواج مرتبط میباشند. برخی فاکتورهای اجتماعی مانند عوامل مربوط به جامعه، خانواده و دوستان نیز در پیشبینی این رفتارها موثر هستند (Kirby, 2002; Alexander, 2007)، درک از هنجارهای گروه همسالان و تعامل با دوستان نیز با این نوع روابط مرتبط بودهاند (Kirby, 2002; Holtzman and Rubinson, 1995).
این مطلب را هم بخوانید :
بنابراین میتوان گفت عوامل فردی و اجتماعی متعددی بر گرایش افراد به رابطه با جنس مخالفشان تأثیر دارند. هدف از پژوهش حاضر، شناخت عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر گرایش دختران و پسران مجرد به رابطه با جنس مخالفشان در شهر بهبهان است.
1-2- بیان مسأله
الگوهای ارتباطی به مدد تحولات ساختار اجتماعی و اقتصادی و تغییرات ارزشی ناشی از آن، در سالهای اخیر تغییرات زیادی داشته است و مشکلات بسیاری را به وجود آورده است. از جمله مشکلاتی که امروزه خانوادهها با آن مواجه هستند، مسأله ارتباط و دوستیهای دختران و پسران جوان پیش از ازدواج است. تغییرات نظام ارزشی و تغییر ساختار اقتصادی ایران، به تدریج، زمینه را برای بروز الگوهای نوینی از رفتارهای جنسی در میان بخشی از جوانان ایرانی فراهم کرده است؛ شکلگیری ارزشهایی نوین و پیدایش الگوهای جدیدی از رفتار که به مثابهی پاسخهایی به نیازهای درونی ارضا نشدهی آنان عمل میکنند. اندک تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده است نشان میدهد که روابط جنسی پیش از ازدواج در ایران در حال افزایش است (ارمکی، 1390؛ سلیمانینیا و همکاران، 1384؛ گرمارودی و همکاران، 1388؛ خلجآبادیفراهانی و مهریار، 1389). به نظر میرسد بخصوص طی دو دهه اخیر، الگوی روابط جنسی پیش از ازدواج در جوانان دچار تغییرات فراوانی شده و اکنون با تحولات قابل توجهی در حوزه ارزشها و باورهای جوانان همراه شده است. بیشتر این روابط پنهانی و دور از چشم والدین شکل میگیرد و تداوم مییابد. در این بین، جوانی جمعیت و رفتارهای پرخطر جوانان (ارمکی، 1390؛ زادهمحمدی و احمدآبادی، 1388)، به یکی از عوامل هشدار دهنده در ایران تبدیل شده است. در ایران حدود 30 تا 70 درصد نوجوانان به نوعی با این مسئله در گیرند(حسینی دولتآبادی و سعادت، 1391؛ گلزاری، 1384). در یک تحقیق گسترده که روی 75 هزار نفر از نوجوانان 14 تا 19 ساله در سراسر کشور انجام شده است، 45 درصد از نمونهها عنوان کردهاند که مسائل جنسی فکرشان را آزار میدهد و 35 درصد مطرح نمودهاند که بخاطر مسائل جنسی گاهی به دردسر افتادهاند (حسینی دولتآبادی و سعادت، 1391، میرباقری، 1381).
علاوه بر موارد مذکور، دگرگونیهای ساختی و اجتماعی چون گسترش شهرنشینی، صنعتی شدن، افزایش میزان سواد، حضور زنان در عرصههای اجتماعی، گسترش مکانهای مشترک، گسترش کمی و کیفی وسایل ارتباط جمعی نیز به پیدایش و افزایش شکل جدیدی از روابط بین شخصی جوانان جامعه کمک کرده است که موجب تقویت گرایش و میل جوانان جامعه به داشتن روابط و معاشرتهایی قبل از ازدواج شده است (حسینی دولتآبادی و سعادت، 1391 ؛ آزاد ارمکی و همکاران، 1379؛ جوکار، 1383؛ احمدنیا و مهریار،
1383؛ موحد و همکاران، 1385).
بر اساس پژوهشیکه بر روی ۱۴۱555 نفر دانشآموز دختر و پسر دوره متوسطه در سال تحصیلی ۱۳۸۷-۱۳۸۶ صورت گرفت نتایج نشان داد که 105046 دانشآموز یعنی 3/74 درصد دارای رابطه غیر مجاز با جنس مخالف بودهاند (سایت تابناک، 1393). بررسی سازمان ملی جوانان بر روی 7 هزار نفر از دختران و پسران مجرد 15 تا 29 ساله نشان داده که 55 درصد جوانان با جنس مخالف خود ارتباط دارند. در این پژوهش 30 درصد افراد نمونه فقط رابطه دوستی را انگیزه خود از برقراری رابطه دانستهاند، حدود 34 درصد انتخاب همسر و 14 درصد نیز رابطه جنسی را دلیل دوستی برشمردند. 43 درصد دخترانی که رابطه داشتهاند بیان کردند که تنها با یک نفر رابطه دوستی داشتهاند و 57 درصد با بیش از یک نفر دوست بودهاند. این نسبتها برای پسران 24 و 76 درصد است. 24 درصد از کسانی که با جنس مخالف ارتباط داشتهاند بیان کردهاند که رابطه آنان به آمیزش جنسی منجر شده است. در استانهای خوزستان و گیلان بیش از دیگر استانها این رابطه به رابطه جنسی منجر شده است (سازمان ملی جوانان، 1388، سایت تحلیلی خبری عصر ایران، 1388). با توجه به اینکه در استان خوزستان بیشتر از دیگر استانهای کشور روابط دختر و پسر پیش از ازدواج به رابطه جنسی منجر شده، ضرورت انجام چنین پژوهشهایی در شهرستانهای استان خوزستان ضروری به نظر میرسد. بهبهان یکی از شهرستانهای استان خوزستان است. جمعیت شهر بهبهان ترکیبی از قومیتهای فارس، لر و عرب میباشد. طبق بررسیهای انجام شده در شهر بهبهان پژوهشی در این زمینه انجام نشده است و امکان دسترسی به اطلاعات توسط محقق در شهر بهبهان سبب گردیده است تا این شهر برای مطالعه انتخاب گردد.
شهر بهبهان شهری نسبتا سنّتی است و مردم این شهر نسبت به اعتقادات و ارزشهای گذشته و سنت پایبند هستند. خانوادهها نگرش نسبتا منفی به روابط دختر و پسر قبل از ازدواج دارند. با توجه به این که در چند سال اخیر رشد چشمگیر استفاده از ماهوارهها و رسانههای جمعی خارجی در بین ساکنین این شهر با مخالفتهای قانونی روبه رو بوده، روابط دختر و پسر حاکی از مسألهدار بودن آن است و این گونه روابط گسترش بسیاری داشته است. همچنین با واکاوی بیشتر این پدیده میتوان به بروز شکاف ارزشی در بین نسلهای جوان در این شهر پی برد. همین امر باعث شده است که محقق به دنبال عوامل زمینه ساز برقراری این گونه ارتباطات باشد. بنابراین این پژوهش در صدد بررسی عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر گرایش پسر و دختر به رابطه با جنس مخالف در شهرستان بهبهان است. سوالات اساسی تحقیق عبارتاند از اینکه وضعیت گرایش به رابطه با جنس مخالف در بین جوانان شهرستان چگونه است؟ مهمترین عوامل فرهنگی و اجتماعی مؤثر بر این گرایش کدامند؟
1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش
یکی از پدیدههای اجتماعی جامعهی معاصر ایران در حوزه ارتباطات و دوستیها، مسئله معاشرت و ارتباط دوستی دختر و پسر پیش از ازدواج است. در سالهای اخیر افزایش سوادآموزی و تحصیلات دانشگاهی در بین جوانان، دسترسی به رسانههای جهانی، مهاجرت به شهرها و همچنین دسترسی گسترده به فنآوریهای نوین ارتباطی (اینترنت، چت و تلفن همراه) موجبات تسهیل در ارتباطات دختر و پسر و دوستیابی راحت و آسان آنان شده است. از آنجا که مسایل مربوط به روابط دختر و پسر و نیازهای اساسی این افراد و دلایل گرایش آنها به ارتباط با جنس مخالف، در کشور ما کمتر مورد مطالعه قرار گرفته است، ضرورت پرداختن به مسئله روابط دختر و پسر پیش از ازدواج، در کشور به دلایلی از اهمیّت ویژهای برخوردار است: 1- روند افزایش روابط جنسی پیش از ازدواج، با تغییر آرام ارزشها به تدریج منجر به تغییر در ساختار خانواده و کارکردهای آن و سپس با تغییر گفتمان غالب، حتی میتواند منجر به تغییرات اجتماعی گستردهتر شود؛ 2- تامین نامناسب و ناصحیح این نیازها یا قرار گرفتن آنها در مسیر نادرست، فرد را به لحاظ روحی و روانی در روابط اجتماعی و زندگی خانوادگی با مشکلات عدیدهای روبهرو خواهد کرد؛ 3- در سطح فرهنگی رابطه با جنس مخالف باعث توسعه و ترویج هنجارشکنی دینی، سست شدن ایمانها و صلب توفیق و ترویج فرهنگهای غلط در جامعه میشود ؛ 4- در سطح فردی این گونه دوستیها و روابط باعث افزایش آسیبهای روحی روانی، اصطکاک و تعارض جوانان و والدین، کسب عادت ثانویه به ارتباط با جنس مخالف، ایجاد استرس، افسردگی، عصبانیت، بدبینی و بیماریهای روانی در شخص میشود؛ 5- در سطح اجتماعی سبب ایجاد بحران اخلاق در نسل آتی، نهادینه شدن روابط دختر و پسر به عنوان رقیبی برای خانواده، رواج الگوهای همزیستی غیر خانوادگی، ناامنی عاطفی، ناامنی فیزیکی، افزایش مزاحمتها، درگیری با قانون، سلب اعتماد در روابط زناشویی و افزایش احتمال طلاق، گسست در روابط خانوادگی و افزایش آثار طلاق در اثر سست شدن کانون خانواده و … میشود(فولادی،1388).
علاوه بر موراد فوق، دختر و پسر در رابطهی متقابل، ممکن است در معرض فعالیتهای مضر زیادی قرار بگیرند که به سبب وجود عشق در رابطه، سوءاستفاده به نظر نرسد؛ اما در واقع، آنان وارد روابط آسیبزا شدهاند و خود از آن بیخبرند. در چنین روابطی، یکی از طرفین، از دیگری سوءاستفاده میکند که ممکن است از نوع جنسی و جسمی باشد؛ حتی ممکن است افراد ناخواسته در معرض موقعیتی خطرناک همچون تجاوز جنسی و بارداری قرار بگیرند. با توجه به اینکه در استان خوزستان، بیشتر از دیگر استانهای کشور، روابط دختر و پسر پیش از ازدواج به رابطه جنسی منجر شده، این امر باعث شده که این استان بعد از استان سیستان و بلوچستان رتبه دوم قتلهای ناموسی در کشور را به خود اختصاص بدهد به طوری که چهل درصد از قتلهای رخ داده در استان مربوط به قتلهای ناموسی میباشد (عطاشنه، 1370، 114).
بافت فرهنگی شهر بهبهان سنتی و مذهبی است به طوری که این شهر را دارالمومنین لقب دادهاند. در سالهای اخیر ما شاهد تغییرات سریع فرهنگی در سطح این شهر بودهایم که میتوان از روابط دختر و پسر به عنوان یکی از مسائل جدید فرهنگی این شهر نام برد. با این تفاصیل پژوهش حاضر به دنبال این است که با بررسی عوامل مؤثر بر گرایش دختر و پسر به رابطه با جنس مخالف، و نیز شناسایی میزان تأثیر متغیرهای ممیزان میزان امکان ازدواج، نظارت خانواده، نگرش دوستان، رسانههای نوین ارتباطی، میزان دینداری و متغیرهای زمینهای و جمعیتی، به یکی از مهّمترین مسائل اجتماعی این شهر پاسخی قانع کننده ارائه دهد و در جهت کاهش عواقب و تبعات منفی روابط آزاد دختر و پسر، مثمر ثمر باشد.
1-4- اهداف پژوهش
1-4-1- هدف کلّی تحقیق
بررسی عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر گرایش پسران و دختران مجرد شهر بهبهان به رابطه با جنس مخالف.
1-4-2- اهداف فرعی
1- بررسی رابطه بین متغیرهای جمعیت شناختی (جنس، سن، قومیت و میزان سواد) و گرایش پسران و دختران شهر بهبهان به رابطه با جنس مخالف.
2- بررسی رابطه بین میزان امکان ازدواج و گرایش پسران به رابطه با جنس مخالف.
3- بررسی رابطه بین نظارت و میزان کنترل توسط خانواده و گرایش پسران و دختران شهر بهبهان به رابطه با جنس مخالف.
4- بررسی رابطه بین نگرش مثبت دوستان به رابطه با جنس مخالف و گرایش پسران و دختران شهر بهیهان به رابطه با جنس مخالف.
5- بررسی رابطه بین میزان مصرف رسانههای ارتباطی نوین(اینترنت، ماهواره، موبایل) و گرایش پسران و دختران شهر بهبهان به رابطه با جنس مخالف.
6- بررسی رابطه بین ابعاد دینداری وگرایش پسران و دختران شهر بهبهان به رابطه با جنس مخالف.
3-3- شیوه نمونهگیری 46
3-4- واحد نمونه 48
3-5- واحد تحلیل 48
3-6- تعریف نظری و عملیاتی مفاهیم 48
3-7- تعریف عملیاتی متفیرها 48
3-8- تعریف مصرف و مصرف نمایشی 48
3-8- 1- تعریف متغیر مستقل.. 51
3-8-2- دینداری.. 51
3-8-3- میزان استفاده از رسانه.. 52
3-8-4- علاقه به جلب توجه.. 52
3-8-5- انگیزهی تمایز.. 53
3-8-6- سرمایهی اقتصادی.. 53
3-8-7- سرمایهی اجتماعی.. 54
3-8-8- سرمایهی فرهنگی.. 55
3-8-9- (طبقه) پایگاه اقتصادی_ اجتماعی.. 56
3-9- اعتبار و روایی 57
3-10- تحلیل عاملی برای بررسی اعتبار سازهای 58
3-10-1- تحلیل عاملی دینداری.. 58
3-10-2 تحلیل عاملی علاقه به جلب توجه و انگیزه تمایز.. 59
3-10-3 تحلیل عاملی سرمایه اجتماعی.. 60
3-10-4 تحلیل عاملی سرمایه فرهنگی.. 61
3-10-5 تحلیل عاملی مصرف نمایشی.. 61
3-11- روش تحقیق و ابزار گردآوری دادهها 62
3-12- تجزیه و تحلیل دادهها 63
فصل چهارم: یافتههای تحقیق
4-1- مقدمه 67
4-2- توصیف متغیرهای زمینه ای تحقیق 68
4-2-1- توزیع پاسخگویان برحسب سن و وضعیت تأهل.. 68
4-2-2- شاخص اشتغال در بین پاسخگویان.. 69
4-2-3- توزیع پاسخگویان بر حسب مشخصات اقتصادی- اجتماعی 69
4-2-4- شاخص درآمد و هزینه میان زنان شاغل و خانه دار.. 70
4-2-5- شاخص وضعیت اقتصادی- اجتماعی زنان شاغل و خانه دار 71
4-2-6- شاخص دینداری در بین زنان.. 72
4-2-7- شاخص طبقه در بین زنان.. 72
4-2-8- میزان استفاده از رسانه.. 73
4-2-9- شاخص علاقه به جلب توجه در بین زنان شاغل و خانه دار 73
4-2-10- شاخص انگیزهی تمایز در زنان شاغل و خانه دار.. 74
4-2-11- شاخص سرمایهی اقتصادی در بین زنان شاغل و خانه دار 74
4-2-12- شاخص سرمایهی اجتماعی در بین زنان شاغل و خانه دار 75
4-2-13- شاخص سرمایهی فرهنگی در بین زنان شاغل و خانه دار 75
4-2-14- آزمون t برای بررسی رابطه بین متغیرهای مستقل و شغل 76
4-2-15- ابعاد مصرف نمایشی در بین زنان شاغل و خانه دار 77
4-3- آمار استنباطی 81
4-3-1) فرضیه اول.. 81
4-3-1-1- دینداری و انگیزهی تمایز.. 81
4-3-1-2- ارتباط انگیزهی تمایز با مصرف نمایشی.. 82
4-3-1-3- ارتباط دینداری با مصرف نمایشی.. 83
4-3-2 ) فرضیه دوم… 84
4-3-2-1- ارتباط طبقه و انگیزه ی تمایز.. 84
4-3-2-2- ارتباط طبقه و مصرف نمایشی.. 85
4-3-3) فرضیه سوم :.. 86
4-3-3-1- ارتباط میزان استفاده از رسانه و انگیزهی تمایز 86
4-3-3-2- ارتباط بین میزان استفاده از رسانه و مصرف نمایشی 87
4-3-4) فرضیه چهارم… 88
4-3-5) فرضیه پنجم.. 89
4-3-6) فرضیه ششم.. 90
4-3-7- فرضیه هفتم.. 91
4-8- استفاده از تحلیل مسیر به منظور اثبات عوامل شناسایی شده 92
4-9- تحلیل مدل تجربی 93
فصل پنجم: نتیجه گیری
5-1) مقدمه 99
5-2) خلاصهی یافته ها 100
5-3- نتیجهگیری 104
5-4- محدودیتهای تحقیق 105
5-5- پیشنهادات 105
منابع فارسی 111
منابع لاتین 117
1-1 مقدمه
هرچند که بحث مصرف و سنجش آن از دیرباز مورد توجه جامعهشناسان قرار گرفته است اما در دهههای اخیر و با اولویت یافتن الگوهای صحیح مصرف در جامعهی ایرانی و نامگذاری سال88 به اصلاح الگوی مصرف و سالهای پس از آن ، حکایت از این واقعیت دارد که مصرف به ویژه مصرف بیرویه و تجملی به مبحث اساسی در جامعهی ایران تبدیل شده است. یکی از خصیصههای بنیادین انسان نیازمند بودن و بر همین اساس مصرف کننده بودن است. این موجود برای تداوم حیات خویش نیازمند مصرف کالاها و خدماتی است که نیازهای اولیهی او را برآورده سازد. بنابراین نیاز و مصرف همراهان همیشگی انسانها در طول تاریخ بشر بوده اند.
اما امروزه مصرف و نیاز از هم فاصله گرفتهاند و شکافی بین آنها به وجود آمده است به نحوی که دیگر مصرف انسانی مطابق با نیازهای انسانی نیست، بلکه مصرف چیزی بیش از آن است، و این شکاف را مصرفگرایی پر کرده است. مصرف در پایان قرن بیستم به واقعیتی چند بعدی تبدیل شده که در کنار ابعاد و الزامات اقتصادی، معانی فرهنگی و الزامات اجتماعی بسیاری را با خود دارد (باکاک، 1993: 3).
یکی از ویژگیهای انسانها در طول حیات بشری رفتار مصرفی آنهاست. هر فردی برای آنکه به حیات فردی و اجتماعی خود ادامه دهد، لازم است در حوزههای گوناگون زندگی مقداری از تولیدات بشری را مصرف کند. مصرف ابعاد گوناگونی را در بر گرفته و تمامی مظاهر مادی و معنوی تولیدات بشری را شامل میشود.
رفتارهای مصرفی انسانها، از یکسو بر جنبههای گوناگون زندگی اقتصادی و اجتماعی آنها تأثیر گذاشته و از سوی دیگر، تحتتأثیر عوامل گوناگونی قرار دارد. میزان و نوع مصرف میتواند بیانگر مسائلی چون سبک زندگی، طبقه و حتی نوع نگرش افراد باشد و از سوی دیگر، مصرفگرایی با نمادها و علائم خاص خود امروز نمایانگر سبکزندگی، تمایلات، تفکرات و آیدهآلها و به مثابه بازنمایی کنندهی هویت عاملان آن، کارکردهای جدیدی یافته است. در عصر حاضر انسانها تمایل دارند که کیستی خود را با کالاها و خدماتی که مصرف میکنند یا گوناگونی و تنوع مصرف، به خصوص مصرف کالاها یا خدماتی که نام و مارک مشهور دارند معرفی کنند (موحدو دیگران، 1389: 8).
بنابراین مصرفگرایی، ضامن چیزی جز نیازهای کاذبی نیست که در خدمت صنایع و کشورهای صنعتی قرار گیرد. البته انسان خود نیز از لحاظ روانی برای راحت طلبی، تجمل پرستی و حتی متمایز کردن خویش از افراد دیگر با در اختیار گرفتن کالاها و خدمات بیشتر آمادگی دارد تا بدین وسیله بین خود و سایر گروههای جامعه شکافی را به وجود آورد و از این شکاف برای تثبیت وضعیت اجتماعی خود استفاده کند.
زمانی مصرفگرایی پدیدهای مخصوص جوامع پیشرفتهی صنعتی و غرب بود، اما امروزه به مدد گسترش رسانههای ارتباط جمعی که در بیشتر جوامع در جهت منافع نظام سرمایهداری فعالیت میکنند، پدیدهای جهانی گشته است. رسانههای ارتباط جمعی امروزه نقش بسیار مهمی در شکل دادن به ارزشها و نگرشها و تمایلات مردم در جامعهی معاصر دارند. پیامهای رسانهای میتوانند ارزشهای جدیدی را ایجاد کنند، کاربردهای آن را به نحو اغراقآمیز نشان دهند و محیطی فرهنگی را برای به کارگیری آن توسط افراد جامعه ایجاد کنند (اینگلهارت، 1990: 67). بنابراین رسانهها توانستهاند توزیع کنندهی ارزشهای مصرف در بین جوامع باشند.
1-2 تعریف مساله و بیان نکات اصلی
مصرف از جمله مفاهیمی است که در چند دههی اخیر در ادبیات علوم اجتماعی، گسترش زیادی داشته است. به همین دلیل محققان از دیدگاههای گوناگون به آن نگریستهاند و به تبیین و توضیح، تغییر، تبعات و تأثیرات آن پرداختهاند. در این میان، برخی از جنبهی جامعهشناسی و اقتصادی به این موضوع نگریستهاند. مصرف در اصطلاح اقتصادی عبارت است از «ارزش پولی کالاها و خدماتی که از سوی افراد خریداری و تهیه میشود» (اخوی،1380: 151). به عبارت ساده، مصرف، یعنی بهرهگیری از چیزی برای برآورده کردن یک یا چند نیاز ساده. بنابراین، شناخت شیوههای درست مصرف و رعایت آن و آشنایی با راههای درست استفاده از سرمایه و ابزار کار و لوازم زندگی، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. مصرف که از آن به واژهی”استهلاک” نیز تعبیر شده، «فرآیندی است که در آن ارزش استفاده چه به صورت تبدیل آن در فرایند تولید (مصرف تولیدی) و چه بهصورت استفادهی ناب و سادهی آن در هنگام مالکیت برای ارضاء نیازها (مصرف مصرفی یا مصرف نهایی)، از بین میرود» (رزاقی،1374: 35). از آنجاییکه این فرایند، در واقع همان عمل افراد برای استفاده از کالا یا تولید آن است؛ علاوه بر محسوب شدن بهعنوان یک فعالیت اقتصادی، یک مقولهی اجتماعی و فرهنگی قلمداد شده و یک مرام و خواست فرهنگی و اجتماعی بهشمار میرود که حوزههای فرهنگی و اجتماعی را نیز در برمیگیرد. این فرایند در دورههای مختلف انقلاب صنعتی، فرهنگهای گوناگونی بهخود گرفت و در هر دوره، براساس امکانات تولید صنعتی، فرهنگ مصرفی ویژهای شکل گرفت و نظریههای اقتصادی مناسب آن پدیدار گردید؛ تا اینکه در قرن بیستم، فرهنگ مصرفگرایی مطابق نیاز جامعه سرمایهداری به مصرف بیشتر (که در اثر تولید انبوه بهوجود آمده بود)، در غرب ظاهر شد و بهتدریج دامنهی آن به کشورهای در حال توسعه و جهان سومی گسترش یافت. جامعهای که این فرهنگ بر آن حاکم گردد، همان جامعهی مصرفی خواهد شد؛ که در آن، بنا به نظر بودریار، «مصرف مبتنی بر خواست، مطرح میشود؛ نه صرفاً مبتنی بر نیاز، یعنی مصرف با میل آمیخته میشود و سلیقه و میل افراد در جامعه، بر نوع آن تأثیر میگذارد» (بهار،1386: 169). در جامعهای که شعار خرید و مصرف بیشتر رواج مییابد، مصرفگرایی، به نوعی وجهه اجتماعی و نه به یک نیاز ضروری تبدیل میشود؛ بلکه گاه بهعنوان «تمایز یک گروه از گروه دیگر یا بهعنوان بیان یک منزلت اجتماعی» خواهد بود(همان: 170). پس مصرف در ایجاد سبک زندگی و الگوی مصرف در بین افراد نقش مؤثری دارد.
در فرهنگ لغت، الگوی مصرف علت رفتاری است که مصرفکننده در یک برههی زمانی از خود نشان میدهد و بیانگر تأثیرپذیری از عوامل متعدد است که الگوی مصرف نام دارد. الگوی مصرف در هر جامعه عبارت است از آن نوع چهارچوب مصرفی که اکثریت افراد جامعه هنگام مصرف از آن الگو تبعیت کرده و شکل و میزان مصرف خود را بر آن منطبق میسازند. الگوی مصرف مطلوب عبارتست از مطلوبترین روش مصرف در جامعه به عبارت دیگر انطباق الگوی مصرف جامعه با موازین دینی، عقلی و منطقی به طوری که در آن حد کمی و کیفی مصرف، بهینه و مبتنی بر منافع فردی و جمعی باشد. در حقیقت فهم الگوی مصرف در جامعهی جدید به فهم نگرش و افقهای ذهنی انسان مدرن وابسته است.
نقش زنان در مصرف از این جهت اهمیت دارد که زنان با توجه به نقش مادری در خانواده، از اصلیترین عناصر فرآیند جامعهپذیری فرزندان و نسل آیندهی جامعه هستند و بر نحوهی مصرف و سبک زندگی نسلهای آتی جامعه تأثیرگذارند. در کشور ما نیز برای دستیابی به دستاوردهای دنیای امروز دگرگونیهایی در گسترهی اجتماع رخ داده که بازتاب عمیق آن، نقش برجستهی زنان در دنیای اشتغال است (توسلی،1387: 56). در دهههای اخیر، زنان که هم حضور بیشتری در عرصههای شغلی و تحصیلی یافتهاند و هم در اثر تغییر سبک زندگی غالباً مسئولیت خرید و تهیه اقلام مصرفی خانوادهها را برعهده گرفتهاند، بیشتر مخاطب تبلیغات مصرفی شدهاند و نحوهی حضور و الگوهای ارزشی و نگرشی و رفتاری آنها تأثیرات فردی و اجتماعی مهمتری بر جای گذارده است. (رفعت جاه،1386: 8- 137).
پژوهشهایی در ایران، حول موضوع مصرف انجام شده که حاکی از وضعیت بحرانی مصرف، بهخصوص در میان جوانان است. به عنوان مثال در پژوهشی با عنوان «روند تجمل
این مطلب را هم بخوانید :
بایگانیهای پایان نامه های روانشناسی - شبکه گستر پیام آوران البرز
گرایی در ایران بین سالهای 1375-1362»، پژوهشگر پس از بررسی 8 گروه کالا در سطح مناطق شهری و روستایی به این نتیجه رسیده است که سهم کالاهای تجملی در طول جنگ روند نزولی داشته ولی پس از پایان جنگ به شدت سیر صعودی یافته است؛ یعنی روند سهم مصرف کالاهای تجملی از کل مصرف خانوارها نشان میدهد که گرایش به مصرف کالاهای لوکس به شدت افزایش یافته است (کریم خان زند، 1375: 165).
ایرانیها از نظر رشد مصرف لوازم آرایش، رتبه 3 را در دنیا دارند. در کشور ما تنها 10 درصد از لوازم آرایش موجود در بازار از مجاری قانونی وارد کشور شده اند. سن مصرف لوازم آرایش به 15 سال رسیده است در حالیکه در کشورهای توسعه یافته، تمایل به آرایش بیشتر در زنان مسن دیده میشود که طراوت و شادابی پوست خود را از دست دادهاند. ایران از نظر تعداد جراحی زیبایی بینی در دنیا مقام اول است. 80 درصد از زنان و 60 درصد از مردان به انجام عمل زیبایی تمایل دارند. رئیس انجمن جراحان پلاسیتک و زیبایی بیان میکند که 60 تا70 درصد از تقاضاهای جراحی زیبایی بهویژه جراحی بینی غیرضروری است. (ترکاشوند، 1388، 36). این آمار و ارقام نشان میدهد که جامعهی ایران روزبه روز به سمت تجملی شدن یا به عبارتی به نمایش درآوردن بیشتر خود تمایل پیدا میکنند و هزینههای هنگفتی برای در معرض توجه قرار دادن خود پرداخت میکنند.
علی خواه معتقد است بر طبق پژوهشهای انجام شده در سالهای اخیر، عناصر نظام ارزشی جامعه از وضعیت مذهبی- معنوی به اولویت و غلبهی عناصر مادی و در نتیجه انتظارات مصرفی در حال جابجایی است. (علی خواه، 1387: 250) جدا از آن که بروز این تحولات را تا چه میزان گسترده و یا محدود بپنداریم و جدا از آن که چه داوری ارزشی از این تحولات داشته باشیم، نباید از اهمیت و تأثیرات آن در سطح زندگی روزمره غافل شد (شالچی، 1387: 112).
در ارتباط با مصرف اولین بحث که به ذهن میرسد ارتباط طبقه با مصرف نمایشی است. تأثیر طبقه شغلی بر الگوی مصرف در دو شکل عمده در نظر گرفته میشود. اول از همه سطح درآمد مهم بود. در نظام طبقه بندی بعضی از شغلها حتی اگر درآمد اعضای آن کمتر از درآمد طبقه پایینتر باشد، به علت منزلت اجتماعی بالاتر در جایگاه بالاتری قرار دارد. دیگر اینکه منزلت اجتماعی بالاتر یک شغل، مرتبط با صلاحیتهای تحصیلی میباشد. لذا، سطوح تحصیلی به علت اینکه بر الگوی مصرف تأثیر میگذارد مهم هستند. به نظر باکاک برای زنان نقشهای شغلی مبنایی بود تا هویت اجتماعی و روانشناسیشان را بر آن بنا کنند. باکاک در تبیین جایگاه نوع فعالیت زنان عنوان میکند زنان برای فراهم نمودن کالاهای مصرفی، شغلهای موقت را انتخاب میکنند (باکاک، 2001: 33). پس زنان از طریق شغلهایی که دارند میتواند نقش مؤثری در مصرف کالاها داشته باشند.
بوکان از شهرهای مهم کردنشین در شمال غربی ایران و در استان آذربایجان غربی واقع شده است و چهارمین شهر کردنشین ایران به شمار میآید. طبق سرشماری سال1390، جمعیت بوکان 170600 تن بوده و سومین شهر پرجمعیت استان آذربایجان غربی محسوب میشود. بوکان دومین شهر مهاجرپذیر ایران، و دومین شهر بعد از ارومیه نسبت به سطح باسوادی در استان میباشد. عروس کردستان از القاب بوکان میباشد. موقعیت ممتاز جغرافیای و امنیت نسبی، بوکان را به منطقه مهمی تبدیل کرده است. این شهر با قرارگیری بر سر راههای ارتباطی سه استان آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی و کردستان به ویژه نزدیکی به منطقه تجاری بانه از موقعیت ویژهای برخوردار است بطوری که در آینده می تواند به دروازهی تجاری تبدیل شود.
بوکان به دلیل موقعیت جغرافیای و استراتژیکی فوق العاده و نیروی انسانی تحصیل کرده در تجارت(صادرات و واردات) دارای مزیت نسبی است. این شهر در مسیر ارتباطی ارومیه، تبریز و با مناطق کردنشین ایران و نیز شهر سردشت دارای جاده بین شهری میباشد. بیشتر کالاهای وارداتی اقلیم کردستان عراق از طریق سردشت به شهر بوکان انتقال مییابند . سهم بوکان از صنعت آذربایجان غربی 7/6 درصد است. جمعیت شهر بوکان در شش ماه دوم هر سال بیش از 17000 نفر افزایش مییابد که ناشی از مهاجرت فصلی مردم عنوان شده است. 71 درصد از جمعیت کل شهرستان مربوط به جمعیت شهری است. مطابق با همین روند، بوکان در سالیان اخیر همراه با گسترش شهرگرایی، رشد صنعت، اشتغال بیشتر زنان و تولید انبوه کالاها و به مدد رسانههای ارتباطی چون ماهواره و موج تبلیغات کالاها با پدیدهی مصرفگرایی در اشکال گوناگون مواجه شده است. به طوری که، با بالا رفتن سطح زندگی و رفاه، نیازهای تفریحی و گذران اوقات فراغت بصورت هرچه بهتر و مرفهتر دغدغهی اصلی افراد گشته است. همه این عوامل میتوانند زمینه را برای مصرف بیشتر و به ویژه مصرف نمایشی و تجملاتی بودن افراد فراهم آورد.
بنابراین، میتوان عنوان کرد که این پژوهش کاربردی است و یافتههای آن میتواند گوشهای از مشکلات مربوط به زنان را هموار کند. همچنین نتایج این تحقیق میتواند مورد استفاده دستگاههای اجرایی و سیاست گذاری همچنین فرمانداری، کانون امور بانوان و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و…. در بوکان مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین، مسأله حایز اهمیت این است که به بررسی وضعیت مصرف در بین زنان شاغل و خانه دار پرداخته شود. بنابراین، سوال اساسی این پژوهش این میباشد که آیا زنان شاغل و خانهدار در مصرف نمایشی دارای تفاوت هستند یا خیر؟ و عوامل تأثیرگذار بر آن کدامند؟ این پژوهش درصد پاسخگویی به این سؤالات است.
1-3- اهمیت و ضرورت انجام پژوهش
مصرف آشکار توسط تعدادی از نویسندگان در گذشته مورد مطالعه قرار گرفته است. با این حال، بیشتر مطالعات با توسعه نظریه وبلن و یا مصرف آشکار با انواع دیگر مصرف از جمله پایگاه مصرف در ارتباط است. بنابراین، این پژوهش به این دلیل حائز اهمیت است که بحث در مورد وضعیت مصرف نمایشی و عوامل مؤثر بر آن را با توجه به مباحث جامعه شناسی بررسی و شناسایی میکند. در نگاه نخست، باید عنوان کرد که برخی از رفتارهای اجتماعی خانواده که همواره مورد مشاهده قرار میگیرند، نیازمند تحلیل است. با اندکی مبالغه، میتوان خانواده و اجتماع را آینهی تمام نمای یکدیگر دانست.
بسیاری از مسائل اجتماعی، بازگویهای از مسائل خانواده و نشانگر سبک زندگی حامل بر خانواده است و بسیاری از موضوعات اجتماعی، چه در حوزه سیاست و چه در حوزه فرهنگ و اقتصاد، در خانواده بازتاب مییابد. تحولات سریع جوامع در قرون اخیر که بر ارزشها و رفتارهای افراد نیز تأثیر گذاشته و هم از تحولات اجتماعی تأثیر پذیرفته ، نگرانیهای زیادی را در ارتباط با سطح مصرف و رفتارهای مصرفی افراد به ویژه زنان در پی داشته است. اگرچه افزایش میزان مصرف کالاهای مختلف را در دو دههی اخیر میتوان نشانهی رشد اقتصادی وتوسعهی رفاه عمومی قلمداد کرد، این مصرف به ویژه در برخی از مرزها چنان بیرویه است که میتواند نشانهی یک ناهنجاری رفتاری اجتماعی در جامعه کنونی باشد، بدیهی است اصلاح هر گونه رفتار فردی و اجتماعی بیش از هر چیز مستلزم مطالعه و شناخت علمی آن است تا بتوان ساختارهای بنیادی و درونی این مسئله را شناسایی کرد (رفعت جاه، 1386: 8- 137). ساختارهای درونی جامعهی بوکان در طی چند سال اخیر دچار تغییر و تحولاتی شده است. افزایش جمعیت، گسترش تحرک بیشتر، بالا رفتن سطح تحصیلات افراد به ویژه در بین زنان ، توسعه اقتصادی و ارتباط با سرچشمه های تجاری در بانه، سردشت و عراق و تبریز توانسته است تنوعات زیادی را در زمینه لوازم خانگی،پوشاک و پارچه، لوازم آرایشی و… ایجاد کند و بنابراین زنان بوکانی برای خرید دارای انتخاب زیادی هستند که نتیجهی آن گسترش مصرفگرایی بیشتر در بین آنان میباشد. بنابراین برای اینکه بتوان موضوع مصرف و ساختارهای دخیل در آن را درک کرد باید ابتدا آن را خوب شناخت و مورد بررسی دقیق قرار داد.
در جوامع نوین، مصرفگرایی به یک فعالیت اجتماعی اصلی تبدیل شده است و اکثر خانوادهها این فعالیت را انجام میدهند. کارکرد نمایشی مصرف ناشی از این واقعیت در دنیای مدرن است که جهتگیری مصرف تنها ناشی از ضرورت رفع نیازهای زیستی نیست؛ بلکه انتخابی است که هویت متمایز را آشکار میسازد. امروزه مصرف و نیاز از هم فاصله گرفتهاند و شکافی بین آنها به وجود آمده به نحوی که دیگر مصرف انسانی مطابق با نیازهای انسانی نیست؛ بلکه مصرف چیزی بیش از آن است و آن شکاف را مصرف گرایی پر کرده است. (موحدو دیگران، 1389: 8). بنابراین برای شناخت بهتر مسائل و علت رفتار و کنش افراد باید شرایط و زمینهی بروز آن رفتار را مورد بررسی و شناخت قرار داد تا بتوان برای برنامهریزی در جهت بهبود آن اقدام کرد.
همچنین از آنجا که اثرگذاری فرهنگی بر جامعهی زنان، صرفاً از طریق پرداختن صوری و سطحی به ارزشها در سطح نهادهای رسمی نیست، برنامه ریزی فرهنگی نیز نیازمند شناخت محیط عمل انسان است. انسانها به سبب برخورداری از توان ذهنی، ارزشها و نگرشهای خود، اقدام به تفسیر برنامهها میکنند و واکنش نشان میدهند( فاضلی،1382: 27 ). بنابراین پیش شرط هرگونه برنامه ریزی فرهنگی، شناخت جامعه مورد نظر، جهت پیش بینی تفاسیر و واکنشهای احتمالی است. از سوی دیگر، روندهای تحولات فرهنگی کشور - جدا از آنکه این تحولات تا چه حد گسترده یا محدود و یا مثبت و منفی شمرده میشود – نشان از تحولات در حوزه زنان و خانواده دارد که نباید از اهمیت تحولات فرهنگی در سبک زندگی غافل شد. این واقعیت را باید در نظر داشت که زن ایرانی از تجربهها و اهداف و خواستههای متفاوتی با زنان دیگر برخوردار است (کرمی قهی و زادسر، 1392: 88). در کنار تحولات کشور، زنان بوکانی نیز تحت تأثیر این تغییر و تحولات قرار گرفته اند و جریانهای فرهنگی آنان را بیشتر به عرصهی اجتماع کشانده است.
1-4- اهداف تحقیق
هدف بنیادین این پژوهش تحلیل اجتماعی و شناسایی عوامل مؤثر بر مصرف نمایشی در بین زنان شاغل و خانه دار میباشد. رسیدن به این تحلیل نیازمند شناسایی عوامل تأثیرگذار بر مصرف نمایشی در بین زنان است. در این راستا پژوهش حاضر سعی میکند که ضمن ارائه تحلیل اجتماعی مصرف نمایشی، عوامل شاخص و مهمی که در این امر ضروری میباشند به طور دقیقتری بررسی، شناسایی و عملیاتی شوند و به نوعی عوامل اجتماعی مؤثر بر آن مورد ارزیابی قرار گیرد. لذا هدف این پژوهش بررسی مؤلفههای تأثیرگذار در رابطه با مصرف نمایشی است. بطوری که یافتههای این پژوهش بتواند سیاستگذاران را در کاهش مصرف نمایشی در بین زنان یاری رساند و الگوی درست مصرف را در بین زنان ترویج دهد. در این پژوهش متغیرهای دینداری، انگیزه تمایز، میزان استفاده از رسانه، علاقه به جلب توجه، طبقهی (پایگاه اقتصادی- اجتماعی) فرد، سرمایههای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی مورد بررسی قرار میگیرند و این متغیرها از درون چارچوب نظری مطرح شده در ارتباط با مصرف نمایشی بیرون کشیده شده است و ارتباط هر کدام از این متغیرها با مصرف نمایشی در دو گروه از زنان شاغل و خانهدار مورد بررسی قرار میگیرد. در نهایت متغیرهای تأثیرگذار بر مصرف تعیین میشوند.
علاوه بر این ، پژوهش حاضر اهداف فرعی دیگری را نیز به شرح زیر دنبال میکند:
2-2-1 بافت چربی………………………………………………………………………….. 19
2-2-2 آدیپوکاین ها……………………………………………………………………….. 19
2-2-2-1 لپتین……………………………………………………………………………. 21
2-2-2-2 آدیپونکتین…………………………………………………………………. 21
2-2-2-3 ویسفاتین……………………………………………………………………. 22
2-2-3 انسولین………………………………………………………………………………. 27
2-2-4 مقاومت به انسولین………………………………………………………….. 28
2-2-5 ارتباط بین ویسفاتین و انسولین………………………………….. 28
2-2-6 رزیستین………………………………………………………………………………. 29
2-2-7 فعالیت یوگا………………………………………………………………………… 32
2-3 بخش دوم: پیشینه تحقیق…………………………………………………………. 34
2-3-1 ویسفاتین، چاقی، و متابولیسم گلوکز………………………….. 34
2-3-2 ویسفاتین و دیابت نوع 1 و 2…………………………………………. 35
2-3-3 تأثیر فعّالیّت تک جلسه ای بر ویسفاتین………………………….. 36
2-3-4 ویسفاتین و فعّالیّت ورزشی کوتاه مدت……………………………. 36
2-3-5 تأثیر تمرین هوازی و مقاومتی بر ویسفاتین………………… 37
2-3- 6 رزیستین و ورزش :فعّالیّت ورزشی کوتاه مدّت…………………… 39
2-3-7 رزیستین و فعّالیّت ورزشی بلند مدّت………………………………… 40
2-3-8 تأثیر فعّالیّت مقاومتی بر هورمون های مرتبط با چاقی و حساسیت به انسولین 42
2-3-9 ارتباط انرژی مصرفی با آدیپوکاین ها و مقاومت به انسولین 45
2-3-10 یوگا و دیابت…………………………………………………………………….. 47
2-4 خلاصه…………………………………………………………………………………………….. 50
فصل سوم: روش تحقیق
3-1 مقدمه…………………………………………………………………………………………… 52
3-2 جامعه و نمونه آماری…………………………………………………………….. 52
3-3 اندازه گیری های اولیه……………………………………………………………… 53
3-3-1 اندازه گیری طول قامت………………………………………………………. 53
3-3-2 اندازه گیری وزن بدن……………………………………………………….. 53
3-3-3 اندازه گیری ترکیب بدن……………………………………………………. 53
3-3-5 اندازه گیری WHR…………………………………………………………………. 53
3-3-6 اندازه گیری BMI…………………………………………………………………. 54
3-4 چگونگی انجام کار…………………………………………………………………….. 54
3-4-1پروتکل تمرین :…………………………………………………………………….. 54
3-4-2 شاخص های اندازه گیری…………………………………………………………. 55
3-4-3 نمونه گیری خون……………………………………………………………………. 55
3-4-4 ابزارهای اندازه گیری………………………………………………………. 56
3-5 تجزیه و تحلیل آماری……………………………………………………………….. 57
3-6 مسائل اخلاقی……………………………………………………………………………….. 57
فصل چهارم: نتایج تحقیق
4-1 مقدمه…………………………………………………………………………………………… 59
4-2 بررسی طبیعی بودن توزیع داده ها………………………………………….. 60
4-3 اطلاعات و ویژگی های توصیفی آزمودنی ها……………………………….. 59
4-4 آزمون فرضیه ها………………………………………………………………………….. 61
4-4-1 فرضیه اول: 12 هفته تمرین یوگا اثر معنیداری بر سطوح ویسفاتین پلاسما زنان دیابتی نوع 2 ندارد……………………………………………………………………… 61
4-4-2 فرضیه دوم: 12 هفته تمرین یوگا اثر معنیداری بر سطوح رزیستین پلاسما زنان دیابتی نوع 2 ندارد……………………………………………………………………… 64
4-4-3 فرضیه سوم: 12 هفته تمرین یوگا اثر معنیداری بر سطوح گلوکز ناشتا پلاسما زنان دیابتی نوع 2 ندارد……………………………………………………………………… 66
4-4-4 فرضیه چهارم: 12 هفته تمرین یوگا اثر معنیداری بر سطوح هموگلوبین گلیکوزیله پلاسما زنان دیابتی نوع 2 ندارد……………………………………………….. 68
4-4-5 فرضیه پنجم: 12 هفته تمرین یوگا اثر معنیداری بر سطوح مقاومت به انسولین پلاسما زنان دیابتی نوع 2 ندارد……………………………………………………………. 70
4-4-6 فرضیه ششم: 12 هفته تمرین یوگا اثر معنیداری بر سطوح LDL پلاسما زنان دیابتی نوع 2 ندارد……………………………………………………………………………………. 72
4-4-7 فرضیه هفتم: 12 هفته تمرین یوگا اثر معنیداری بر سطوح HDL پلاسما زنان دیابتی نوع 2 ندارد……………………………………………………………………………………. 74
4-4-7 فرضیه هشتم: 12 هفته تمرین یوگا اثر معنیداری بر سطوح VLDL پلاسما زنان دیابتی نوع 2 ندارد……………………………………………………………………………………. 78
4-4-9 فرضیه نهم: 12 هفته تمرین یوگا اثر معنیداری بر سطوح TG پلاسما زنان دیابتی نوع 2 ندارد……………………………………………………………………………………………. 78
4-4-10 فرضیه دهم: 12 هفته تمرین یوگا اثر معنیداری بر سطوح کلسترول تام پلاسما زنان دیابتی نوع 2 ندارد……………………………………………………………………… 80
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
5-1 مقدمه……………………………………………………………………………………….. 84
5-2 بحث و بررسی…………………………………………………………………………….. 84
5-3 نتیجه گیری…………………………………………………………………………………. 94
5-4 جمع بندی…………………………………………………………………………………….. 94
5-5 پیشنهادات پژوهشی…………………………………………………………………….. 94
5-6 پیشنهادات کاربردی…………………………………………………………………… 95
منابع
فهرست منابع فارسی………………………………………………………………………….. 97
فهرست منابع غیرفارسی……………………………………………………………………. 97
پیوست
پیوست شماره 1: رضایت نامه……………………………………………………………. 111
پیوست شماره 2: پرسش نامه آمادگی شرکت در پژوهش…………………. 112
پیوست شماره3: پرسش نامه پزشکی ورزشی…………………………………….. 113
پیوست شماره5: فراخوان شرکت در پژوهش…………………………………….. 117
چکیده:
هدف: هدف از انجام تحقیق حاضر، بررسی اثر 12 هفته تمرینات منتخب یوگا بر ویسفاتین، رزیستین، مقاومت به انسولین، گلوکز ناشتا، هموگلوبین گلیکوزیله و نیمرخ لیپیدی در زنان غیر یائسه مبتلا به دیابت نوع 2 میباشد.
روش شناسی: به منظور دست یافتن به اهداف مطالعه تعداد 30 نفر از بانوان دیابتی شهر سمنان با میانگین سن (35/3±85/46 سال)، وزن (18/17±79/69 کیلوگرم)، قد (00/5±03/155سانتیمتر)، BMI (00/5±64/29 کیلوگرم بر متر مربع) و با 69/2±46/6 سال سابقه ابتلاء به دیابت و با داشتن شرایط حضور در پژوهش انتخاب شدند و در دو گروه تمرین یوگا (15N=) و گروه کنترل (12N=) قرار گرفتند. برنامه تمرینی گروه تجربی مدت 12 هفته هر هفته سه جلسه و هر جلسه 90 دقیقه به طول انجامید. سطوح ویسفاتین، رزیستین، مقاومت به انسولین، گلوکز ناشتا، هموگلوبین گلیکوزیله، TG، HDL-C، LDL-C، VLDL و کلسترول تام آزمودنیها 48 ساعت قبل از شروع تمرین و 48 ساعت بعد از اتمام پروتکل تمرینی اندازهگیری شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آزمون t مستقل، t وابسته و آنالیز واریانس با اندازهگیری مکرر با استفاده از نرم افزار spss نسخه 20 استفاده شد.
یافتهها: در گروه تمرین یوگا، کاهش معنادار در ویسفاتین (037/0p=)، رزیستین (007/0p=)، مقاومت به انسولین (001/0p=)، گلوکز ناشتا (001/0p=)، هموگلوبین گلیکوزیله (050/0p=)، LDL (018/0p=) و افزایش معنادار در HDL (010/0p=) مشاهده گردید. اما کاهش در TG، VLDL و کلسترول به سطح معنی داری نرسید (05/0p≥). از طرف دیگر در گروه کنترل افزایش معنی داری در VLDL (004/0p=) و مقاومت به انسولین مشاهده گردید (000/0p=). اثر تعاملی آنالیز واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد تغییرات در رزیستین (005/0p=)، مقاومت به انسولین (001/0p=)، گلوکز ناشتا (000/0p=)، هموگلوبین گلیکوزیله (034/0p=)، LDL (009/0p=)، HDL (003/0p=) و VLDL (027/0p=) در گروه تمرین یوگا در مقایسه با گروه کنترل معنی دار بود اما در بقیه متغیرها به معنی دار نبود (05/0p≥).
نتیجهگیری: نتایج تحقیق حاضر نشان داد 12 هفته تمرین یوگا موجب بهبود در سطوح ویسفاتین، رزیستین، مقاومت به انسولین، گلوکز ناشتا، هموگلوبین گلیکوزیله و لیپیدهای خون در زنان غیر یائسه مبتلا به دیابت نوع 2 میشود.
واژگان کلیدی: یوگا، دیابت نوع 2، نیمرخ لیپیدی، گلوکز ناشتا، هموگلوبین گلیکوزیله
1-1 مقدمه
بیماری قند یا دیابت به گروهی ناهمگون از بیماریهای متابولیک اطلاق میشود که با هیپرگلیسمی مزمن و اختلال در متابولیسم کربوهیدرات، لیپید و پروتئین همراه است این بیماری از اختلال در ترشح انسولین و عملکرد گیرندههای انسولین یا هر دو این وضعیتها ناشی میشود. طبق آمار سال 2010 سازمان ملل 285 میلیون نفر در سراسر جهان مبتلا به دیابت هستند (آندر یولی و همکاران، 2004). دیابت شیرین میلیونها نفر از مردم سراسر جهان را تحت تأثیر قرار داده و این تعداد همچنین در نرخ هشدار دهندهای افزایش مییابند. برآوردها نشان میدهند تعداد بیماران دیابتی سراسر جهان در سال 2030 به بیش از 366 میلیون نفر خواهد رسید (گریگ و همکاران[1]، 2004)، در ایران 5 درصد کل کشور دیابت دارند که رشد دیابت 4 برابر رشد جمعیت است (تی مککال، 2007). به طور کلی دو نوع دیابت وجود دارد : الف) دیابت شیرین شامل: 1) دیابت وابسته به انسولین یا دیابت جوانان (دیابت نوع اول)، حدود 10 تا 15 درصد موارد را شامل میشود، 2) دیابت غیر وابسته به انسولین یا دیابت بزرگسالی (دیابت نوع دوم) حدود 85 تا 90 درصد موارد را شامل میشود و 3) دیابت بارداری که در زمان بارداری روی داده و با احتمال 40 تا 60 درصد این افراد در ادامه زندگی به دیابت نوع دوم مبتلا میشوند (فرابک و همکاران[2]، 2001) ب) دیابت بیمزه: دیابت بیمزه یک اختلال در سیستم هورمونی است که در آن اغلب کمبود هورمون ضد ادراری که به طور طبیعی از غده هیپوفیز خلفی ترشح میشود، وجود دارد. در دیابت بیمزه هیچ اختلالی در قند خون وجود ندارد و فقط به دلیل افزایش حجم ادرار به دیابت شباهت دارد. عوامل ژنتیکی و محیطی به طور قوی در توسعه دیابت نوع دو درگیر هستند. نواقص ژنتیکی پیچیدهاند و به خوبی مشخص نیستند، اما خطر دیابت نوع دو با بالا رفتن سن، چاقی، بیتحرکی افزایش مییابد. بطور معمول سه روش برای کاهش قند خون در بیماران دیابت نوع 2 به کار برده میشود، رژیم غذایی، ورزش، دارو درمانی (باچی و همکاران[3]، 2012).
امروزه دانشمندان دریافتند که بافت چربی مواد شیمیایی بسیاری به نام آدیپوکاین یا آدیپوسیتوکاین از خود ترشح میکند که در بسیاری از فرآیندهای فیزیولوژیکی بدن از جمله متابولیسم گلوکز و چربی، التهاب، بیماری قلبی- عروقی، چاقی و دیابت نقش مهمّی ایفا میکنند. بافت چربی با فعّالیّتهای اندوکراین، پاراکراین و اتوکراینی خود، بافتهای مهمّی مانند هیپوتالاموس، لوزالمعده، کبد، عضلات اسکلتی و سیستم ایمنی را تحت تأثیر قرار میدهد (فرابک و همکاران، 2001)، مطالعات نشان داد که بسیاری از آدیپوکاینها، بر مقاومت انسولینی و بیماری دیابت تأثیر میگذارند (راب و همکاران[4]، 2008). از جمله این آدیپوکاینها که بر مقاومت انسولینی تأثیر دارند ویسفاتین و رزیستین هستند.
فوکاهارا و همکاران (2005)، نام ویسفاتین را برای آدیپوکاین جدیدی که از چربی احشایی انسانها و موش جدا کردند، نهادند. اما ویسفاتین قبل از آن نیز در اوایل دهه 1990 از لنفوسیتها جدا شده و با عنوان ([5]PBEF) شناسایی شده بود (سامال[6] و همکاران، 1994). علاوه بر این، مشخص شد که PBEF یک مولکول شبه سایتوکینی است که اثر اینترلوکین 7 و عامل سلول بنیادی بر شکلگیری کلونی Pre-B-lymphocyte را افزایش میدهد و همچنین در عضلات اسکلتی، کبد، و مغز استخوان وجود دارد (سامال و همکاران، 1994). بیش از 95 درصد توالی پروتئین ویسفاتین انسان، شبیه ویسفاتین رت و موشهاست (یانگ و همکاران[7]، 2006). رولو و همکاران دریافتند که بیان پروتئین ویسفاتین در بافت چربی قهوهای کلیه، و کبد موشها به نسبت بالا، قلب موش به نسبت متوسط، بافت چربی سفید، ریه، طحال، بیضهها، و عضله موشها به نسبت کم وجود دارد و در مغز و پانکراس موشها وجود ندارد (ریوولو و همکاران[8]، 2007). همچنین فوکوهارا و همکاران گزارش کردند که ویسفاتین در گردش خون نیز وجود دارد (فوکوهارا و همکاران، 2005). بنابراین ویسفاتین یک پروتئین پویای درون و برون سلولی است.
رزیستین: عضوی از خانواده مولکولهای شبه رزیستین (RELM[9])، است که در پاتولوژی مقاومت انسولینی ناشی از چاقی و دیابت نوع 2 نقش دارد. رزیستین در سال 2001 با عنوان ژن تنظیم منفی [10]TZD در آدیپوسیت موشها کشف شد (کیم و همکاران[11]، 2006). تحقیقات نشان میدهد که سطوح گردش خون رزیستین در موشها با چاقی افزایش مییابد و در مقاومت انسولینی هپاتیک و عضلات اسکلتی نقش دارد (استفان[12] و همکاران، 2001؛ ساتوح[13] و همکاران، 2006؛ پراونس[14] و همکاران، 2003، موس و همکاران[15]، 2004). مطالعات انسانی انجام شده در سالهای گذشته، یافتههای متناقضی را در مورد نقش رزیستین در متابولیسم گلوکز گزارش کردند. چند گروه پیشنهاد کردند که سطوح رزیستین با چاقی، مقاومت به انسولینی و دیابت نوع 2 ارتباط دارد (دگاوا[16] و همکاران، 2004؛ اوچی[17] و همکاران، 2007). اما گروههای دیگر تغییراتی در سطوح رزیستین در چنین شرایطی مشاهده نکردند (گربر[18] و همکاران، 2005؛ بکرز[19] و همکاران، 2008). اگر چه هنوز الگوی واضحی بر ای رزیستین در متابولیسم گلوکز وجود ندارد اما یافتهها نشان میدهد که رزیستین در فرآیند التهاب نقش دارد.
تحقیقات نشان دادند که تمرینات ورزشی موجب کاهش مقاومت انسولینی و بهبود حسّاسّیت انسولینی و افزایش تحمل گلوکز میشود، و همچنین ورزش با کاهش علائم سندرم متابولیک همراه و باعث کاهش چربی احشایی میگردد (گریگ و همکاران، 2004). در افراد دیابتی نوع 2 حین انجام ورزش متوسط (تمرین با 45 تا 75 درصد ضربان قلب بیشینه) استفاده از گلوکز خون توسط عضلات بیش از تولید گلوکز کبدی افزایش مییابد و در نتیجه گلوکز خون روند کاهشی خواهد داشت. سطوح انسولین پلاسمایی به طور طبیعی کاهش مییابد، بنابراین خطر کاهش گلوکز خون حین ورزشهای درازمدت در افرادی که انسولین یا محرکهای انسولین دریافت نمیکنند ناچیز است. اثرات یک نوبت ورزش هوازی بر عمل انسولین با توجه به مدّت، شدّت و رژیم غذایی بعد متفاوت است. به هرحال، یک وهله ورزش هوازی عمل انسولین و تحمّل گلوکز را برای 24 تا 48 ساعت افزایش میدهد (گومز[20] و همکاران، 2009). هنگام ورزش هوازی شدید و کوتاه مدّت سطوح کاتکولامینهای پلاسما به طور قابل توجه افزایش مییابد که منجر به افزایش در تولید گلوکز میشود. بنابراین در چنین فعّالیتهایی افزایش گلوکز خون میتواند ایجاد شود و برای 1 تا 2 ساعت ادامه یابد چرا که سطوح پلاسمایی کاتکولامینها و تولید گلوکز بلافاصله بعد از قطع ورزش به سطح طبیعی باز نمیگردد (مارلیز[21] و همکاران، 2002). در مورد اثرات آنی تمرین مقاومتی بر سطوح گلوکز خون افراد دیابتی نوع 2 نسبت به تمرین هوازی شواهد کمتری وجود دارد. در افراد با شرایط پیش دیابتی (سطح گلوکز 100 تا 125 میلیگرم بر دسیلیتر) تمرین مقاومتی منجر به کاهش گلوکز خون ناشتا تا 24 ساعت بعد میشود. البّته کاهش بیشتری در پاسخ به تمرین مقاومتی با حجم بالا (چند ست در مقابل یک ست در هر جلسه) و شدید مشاهده شده است (بلک[22] و همکاران، 2010). در مجموع، در افراد دیابتی نشان داده شده است که تمرین مقاومتی از طریق افزایش بیان ژن GLUT-4، گلیکوژن سنتاز، آدیپونکتین و کاهش TNF-α منجر به بهبود حساسیت انسولینی میشود. بر خلاف تمرین هوازی، شدّتهای بالاتر تمرین مقاومتی (3 ست 8 تا 10 تکراری با 75 تا 85 درصد 1RM) توسط افراد دیابتی قابل تحمّل است و دارای مزایای زیادی برای این افراد میباشد.
از طرف دیگر، از جمله فعّالیّتهای ورزشی که تأثیر مثبتی بر دیابت دارد ورزش یوگا است. یوگا یک علم باستانی هندی است و ترکیبی از فرهنگ آریایی و هندی میباشد که مؤثر بر هماهنگی و توازن بین جسم، روان و روح می شود. سیستم علمی، عملی یوگا این توازن را از طریق انجام تمرینات جسمی (آسانا)، تنفسی (پرانایاما)، مودراها (سیستم عصبی) و قفلهای انرژی (7 چاکراه وابسته به غدد درون ریز) و مراقبه (آرامش روح) تأمین میکند. عدم توازن در این سطوح سبب ایجاد اختلال در ارگانها، ماهیچهها و اعصاب میگردد. سیستم یوگا به شاخههای زیادی نظیر: هاتا، راجا، گیانا، کارما، کندالینی، مانترا، لایا یوگا تقسیم شده است که هر کدام از شاخهها بنا بر هدفی که دنبال میکند به ذکر جزئیات پرداخته و هر فرد میتواند متناسب با خصوصیات فردی و نیاز شخصی راه مورد علاقهاش را انتخاب کند. در چند دههی اخیر قرن حاضر، هاتا یوگا از گسترش ویژهای برخوردار بوده است، امروزه هاتا یوگا به مسایل علمی و عملی مانند آساناها (حرکات یوگا)، تمرینات تنفسی (پرانایاما) و مودراها (جریان انرژی) میپردازد (تی مککال، 2007). آرامش عمیق یک بخش منحصر به فرد از برنامههای یوگا است که باعث ریلکس شدن سیستم عصبی سمپاتیک (تی مککال[23]، 2007)، کاهش استرسهای فیزیولوژیکی (وولری[24] و همکاران، 2004) میشود (استرسهای فیزیولوژیکی به بیماریهای متابولیکی مثل دیابت اطلاق میشود). ساز و کارهای روانی اثرات مفید ورزش یوگا بر بهبود کیفیّت زندگی شامل افزایش خود کارایی (Self-efficacy)، اعتماد به نفس، بهبود آشفتگی و از جمله ساز و کارهای فیزیولوژیک شامل افزایش نوراپینفرین مرکزی، تغییر در سیستم آدرنوکورتیکال هیپوتالاموس[25]، تغییر در سنتز و متابولیسم سرتونین (Serotonin) و اندورفینها (Endorphins) است. البته اثرات مفید فعّالیّت یوگا بر سلامت روانی، کیفیّت زندگی و افسردگی در دیابتیهای نوع 2 که دارای افسردگی و اختلال روانی بودند، بیشتر است (تی مککال، 2007). در افراد مختلف استفاده از برنامههای خاص یوگا برای کاهش قند خون و فشار خون بالا و کلسترول خون گزارش شده است (کوهن[26] و همکاران، 2008). به عنوان مثال تمرین یوگا در کاهش فشار خون در افراد سالم، افراد مبتلا به فشار خون بالا، و افراد مبتلا به سندروم متابولیک مؤثر بوده است (کوهن و همکاران، 2008). همچنین ثابت شده است که یوگا موجب کاهش تغییرات قلبی- عروقی ناشی از ورزش را بهبود میدهد (اودوپا[27] و همکاران، 2004).
1-2 بیان مسئله
مطالعات همهگیرشناسی ارتباط مستقیمی را بین نداشتن فعّالیّت بدنی و بروز و ظهور عوامل خطرزای قلبی- عروقی از جمله پرفشار خونی، مقاومت به انسولین، انواع دیابت، دیس- لیپیدمی و چاقی نشان دادهاند. رابطه بین فعّالیّت بدنی و مقاومت به انسولین اولین بار در سال 1945 پیشنهاد شد. سپس مطالعات مداخلهگر و مقطعی رابطه بین فعّالیّت بدنی و حسّاسیت به انسولین را نشان دادند. مطالعات مقطعی مقادیر پایینتر انسولین و سطوح بالاتر حسّاسیت به انسولین را در ورزشکاران، وقتی که با افراد غیر فعّال مورد مقایسه قرار گرفته اند، نشان دادهاند (سیولیک و گومیراز[28]، 2004). اثر تمرین بدنی روی حسّاسیت انسولینی از 12 تا 48 ساعت پس از جلسه تمرین مشاهده شده است و 3 تا 5 روز پس از آخرین جلسه تمرین به حالت اولیه بر میگردد و این حالت با ضرورت توجه به توالی و نظم برنامه تمرینی بدنی تقویّت میشود (اریکسون[29] و همکاران، 1997). در یک مطالعه نشان داده شده است که در افراد مبتلا به مقاومت به انسولین، حسّاسیت به انسولین به مقدار 22 درصد پس از اولین جلسه بهبود مییابد و 42 درصد نیز پس از 6 هفته تمرین و این نشان دهنده اثر کوتاه مدّت و بلند مدّت تمرین بدنی روی حسّاسیت به انسولین است (پرسگین[30] و همکاران، 1996).
چنین به نظر میرسد که برخی از اثرات ورزش یوگا مانند کاهش فشار خون، کاهش قند خون، کاهش کلسترول خون، بهبود کیفیّت زندگی، افزایش اعتماد به نفس، بهبود افسرگی، اضطراب، استرس و کیفیّت خواب و همچنین افزایش انعطاف پذیری، ثبات عضلانی و افزایش دامنه حرکت در عضلات در افراد دیابتی موجب بهبود بیماری دیابت و بهبود وضعیّت زندگی افراد دیابتی میگردد (مانجوناس و تلس[31]، 2005؛ اوکن[32] و همکاران، 2006).
یانگ[33] و همکاران (2011)، با استفاده از یک برنامه 3 ماهه تمرین یوگا در افراد دیابتی نوع 2 دریافتند که این مدت تمرین یوگا تأثیر معناداری بر وزن، فشار خون سیستولیک، فشار خون دیاستولیک، انسولین، کلسترول تام و تری گلیسرید این افراد داشت. همچنین الکساندر[34] (2012)، الگوهای تمرین یوگا و و فعّالیّت بدنی پس از یوگا در افراد دیابتی را مورد بررسی قرار دادند. آنها دریافتند تمرین یوگا باعث بهبود کیفیّت زندگی در افراد دیابتی میشود. از طرفی فوکوهارا و همکاران (2005)، دریافتند که سطوح ویسفاتین پلاسما به طور مثبت و معناداری با مقدار چربی احشایی و جلدی همبستگی دارد. همچنین قنبری نیاکی[35] و همکاران (2010)، اثر یک وهله فعّالیّت شدید را بر غلظت ویسفاتین، انسولین، لاکتات و گلوتاتیون بررسی کردند. آنها مشاهده کردند که غلظت ویسفاتین، انسولین و گلوکز بلافاصله بعد از فعّالیّت بهطور معنیداری افزایش پیدا کردند، اما بعد از 45 دقیقه به حالت اول خود برگشتند. همچنین برما و همکاران (2008)، به بررسی اثر میزان ویسفاتین در افراد دیابتی و غیر دیابتی چاق پس از دو ماه تمرین ورزشی پرداختند. آنها دریافتند که بعد از تمرینات ورزشی، غلظت ویسفاتین به طور معنیداری در گروه بیماران دیابتی نوع 2 بیشتر از گروه افراد چاق غیر دیابتی بود. همچنین کادوگلوا[36] و همکاران (2007)، به بررسی اثر ورزش بر سطوح رزیستین در بیماران دیابتی نوع 2 پرداختند، دادهها نشان داد که غلظت رزیستین به طور معنیداری با تمرینات ورزشی کاهش یافت. آنها پیشنهاد کردند که تمرینات ورزشی بدون کاهش وزن موجب کاهش رزیستین و سایتوکاینهای التهابی در بیماران دیابتی نوع 2 میشود. رشیدلامیر[37] و همکاران (2013)، به بررسی اثر تمرین هوازی بر سطوح رزیستین سرم زنان جوان فعّال پرداخت، آنها دریافتند، 8 هفته تمرین هوازی بر زنان جوان فعّال علاوه بر کاهش وزن و درصد چربی باعث کاهش سطوح رزیستین سرم شد که این موارد میتواند مؤثر بر کاهش خطر بیماری قلبی- عروقی در بیماران دیابتی گردد.
در مجموع، آنچه که از مطالب ارائه شده بر میآید این است که هنوز ارتباط بین ویسفاتین و رزیستین و مقاومت انسولینی با توجه به عدم سازگاری نتایج بدست آمده در تحقیقات مشخص نیست. همچنین اثر ورزش یوگا به عنوان ابزاری برای درمان دیابت، نیز بر سطوح ویسفاتین و رزیستین در پارهای از ابهام باقیمانده است. بنابراین، این موضوع که ممکن است ورزش یوگا با ویژگی ضدالتهابی خود موجب بهبود سطوح ویسفاتین و رزیستین پلاسما، مقاومت به انسولین و همچنین عوامل خطرزای قلبی- عروقی شود، به نظر دارای اهمیّت قابل توجهی میباشد. از آنجائیکه مرور پیشینه تحقیقی نمیتواند به طور مناسب و دقیقی نمائی از اثرات تمرین بر سطوح خونی ویسفاتین و رزیستین پلاسما ارائه کند؛ و تاکنون مطالعات اندکی به بررسی تغییرات خونی این آدیپوکینها پس از ورزش یوگا در افراد دیابتی پرداختهاند، بررسی اثر تمرینات ورزشی بهویژه تمرین یوگا بر عوامل خطرزای التهابی قلب و عروق و دیابت که همواره به عنوان برنامههای درمانی و تندرستی پیشنهاد میشود، میتواند مورد توجه محققان قرار گیرد. تحقیق حاضر به منظور پاسخ به سوالات زیر قصد دارد به بررسی اثر 12هفته تمرین یوگا بر سطوح ویسفاتین و رزیستین پلاسما، مقاومت به انسولین، گلوکز ناشتا، هموگلوبین گلیکوزیله و نیمرخ چربی در زنان مبتلا به دیابت نوع 2 بپردازد.
1-3 ضرورت انجام تحقیق
دیابت نوع 2 به سرعت در دنیا در حال افزایش میباشد. در سال 2000 ، 171 میلیون نفر در دنیا مبتلا به دیابت بودند و این میزان تقریباً درسال 2030 به 366 میلیون خواهد رسید (آندریولی). بین 85-90 % این افراد مبتلا به دیابت نوع 2 هستند. این بیماری باعث ایجاد یک بار سنگین بر سلامتی انسان میشود، و عواقب آن روی سیستم عصبی کلیه و اختلال در بینایی است (استفان و همکاران، 2001). امروزه دیابت نوع 2 به میزان بسیار وسیعی در سنین جوانی نیز مشاهده میشود. دیابت نوع 2 اغلب نتیجه شیوه زندگی نامناسب میباشد. تعداد زیادی از مردم که دچار این بیماری هستند چاق و غیر فعّال و بدون فعّالیّت فیزیکی میباشند (استفان و همکاران، 2001).
در بین راهکارهای پیشگیرانه و درمانی، انجام فعّالیّتهای بدنی با شدّت پایین تا متوسط پیشنهاد شده است. مطالعات همه گیرشناسی پیشنهاد میکند که داشتن یک زندگی فعّال که در آن برنامههای منظم ورزشی گنجانده شده باشد، موجب جلوگیری از ابتلا و افزایش بیماریها میشود. همچنین اثرات طولانی مدّت یوگا در افراد مبتلا به دیابت نوع 2 بر شاخصهای التهابی مشخص نشده است. اما به طور محتمل بیان شده که، افرادی که از یک برنامه طولانی مدّت تمرین یوگا استفاده کردهاند، بهبود سلامت روان و کیفیت زندگی در ارتباط با سلامت را تجربه کردهاند (یانگ و همکاران، 2011؛ الکساندر، 2012).
از این رو، مطالعه روی پپتیدهای تنظمی و عمل آنها بر پانکراس میتواند موجب افزایش دانش درباره نقش آنها در عملکرد سلولهای بتا و دیابت نوع2 شود. دانش بدست آمده میتواند برای یک برنامهریزی و استراتژی جدید برای پیشگیری و درمان بیماری مفید باشد و از آنجا که شیوع این بیماری رو به رشد است، برای افزایش سلامتی عمومی، در جائیکه سؤال چگونه زیستن (شیوه زندگی) برای مواجهه با بیماری مطرح میشود، ضرورت انجام تحقیقات بیشتر، اهمیّت پیدا میکند.
1-4 اهداف تحقیق
1-4-1 هدف کلی
1-4-2 اهداف جزئی

1-5 فرضیههای تحقیق
1-6 متغیرهای تحقیق
1-6- 1 متغیرهای مستقل
1-6-2 متغیرهای وابسته
1-7 محدوده تحقیق
1-8 محدودیت های غیر قابل کنترل
در محدوده زمانی اجرای برنامه، موارد زیر در کنترل دقیق پژوهش گر نبود.
1-9 تعریف اصطلاحات و واژههای پژوهش
1-9-1 تعریف نظری
ویسفاتین:
یک مولکول شبه سایتوکینی است که اثر اینترلوکین 7 و عامل سلول بنیادی بر شکل گیری کلونی pre-B-lymphocyte را افزایش میدهد و همچنین در عضلات اسکلتی، کبد، و مغز استخوان وجود دارد (رونگواوسک[38] و همکاران، 2002). به علاوه، گزارش شده که PBEF یک سایتوکین التهابی بوده و در نوتروفیلها تنظیم مثبت[39] میشود و مانع از آپوپتوزیس نوتروفیلها در التهاب و عفونت ایجاد شده، میشود و یا آنرا به تأخیر میاندازد (یانگ و همکاران، 2006).
رزیستین:
در پاتولوژی مقاومت انسولینی ناشی از چاقی و دیابت نوع 2 نقش دارد و در سال 2001 با عنوان ژن تنظیم منفی TZD در آدیپوسیت موشها کشف شد (پراونس[40] و همکاران، 2003).
رزیستین در انسانها به طور کلی به وسیله سلولهای تک هسته ای گردش خون[41] تولید و ترشح میشود (هلیبرون[42] و همکاران، 2004). مطالعات انسانی انجام شده در سالهای اخیر یافتههای متناقضی را در مورد نقش رزیستین در متابولیسم گلوکز گزارش کردند. چند گروه پیشنهاد کردند که سطوح رزیستین با چاقی، مقاومت انسولینی و دیابت نوع 2 ارتباط دارد (اوچی و همکاران، 2007). اما گروههای دیگر
2-1- مقدمه.. 8
2-2- تکواندو.. 8
2-3- آناتومی زانو.. 9
2-3-1- آناتومی مفصل زانو.. 9
2-3-2- حرکتشناسی زانو.. 9
2-3-3- بافتهای نرم.. 10
2-3-4- کشکک.. 13
2-3-5- نوار خاصرهای- درشتنئی.. 13
2-4- عضلات زانو.. 13
2-4-1- عضلات چهار سر ران.. 13
2-4-2- عضلات همسترینگ.. 14
2-4-3- عضلات پنجهغازی.. 14
2-4-4- عضله رکبی.. 15
2-4-5- عضله دوقلو.. 15
2-5- وتر کشککی.. 15
2-6- آسیب.. 15
2-7- عوامل موثر در بروز آسیب.. 16
2-7-1- عوامل خطرساز خارجی.. 16
عنوان مطالب صفحه
2-8- تحقیقات انجام شده در خارج از کشور 22
2-9- تحقیقات انجام شده در داخل کشور.. 24
فصل سوم: روش تحقیق
3-1- مقدمه.. 27
3-2- روش تحقیق.. 27
3-3- جامعه و نمونه آماری.. 27
3-4- ابزار تحقیق.. 28
3-5- مراحل انجام تحقیق.. 28
3-6- روش های آماری.. 29
فصل چهارم: یافتههای تحقیق
4-1- مقدمه.. 30
4-2- نتایج.. 30
4-3- سایر یافتههای تحقیق:.. 45
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
5-1 مقدمه.. 47
5-2- خلاصه.. 47
5-3- بحث.. 47
5-4- نتیجهگیری.. 51
5-5- پیشنهادهای تحقیقی.. 52
منابع و مآخذ.. 53
مقدمه
ما در عصری زندگی میکنیم که ورزش در زندگی بیشتر افراد جامعه رسوخ کرده است. افراد بنا به دلایل مختلف در برنامههای فعالیت بدنی شرکت میکنند. علاقه و شرکت در ورزشهای رزمی مانند کاراته، تکواندو و ووشو در سالهای گذشته به میزان زیادی افزایش یافته است. برای مثال بیرر[1] ( 1996 ) عنوان می کند بیش از 75 میلیون نفر در ردهی نوجوانان در سرتاسر جهان، حداقل در یکی از ورزشهای رزمی حضور فعال دارند(1). در بین رشتههای مختلف ورزشی، ورزش تکواندو را میتوان به دلیل جذابیتهای خاصش، پرطرفدارترین ورزش رزمی در بین کشورها و ملتها معرفی نمود. چرا که در حال حاضر بیش از 150 کشور، این ورزش را بعنوان یکی از ورزشهای رسمی کشور خود پذیرفته اند(2). در ایران علاقمندان زیادی به ورزش پرتحرک تکواندو میپردازند بطوریکه این ورزش بصورت یک ورزش مدرسهای در آمده است(3). اما به دلیل طبیعت برخوردی بودن ورزش تکواندو میزان شیوع آسیب در این رشتهی ورزشی بخصوص در حیطه رقابتی و قهرمانی در سطح بالایی قرار گرفته است(4). یکی از دلایل بروز این آسیبها این است که در این ورزش در حین تمرین و بخصوص مبارزات حدود 90 درصد ضربات توسط پاها از طریق حرکات پر قدرت- ظریف و سریع خم و راست شدن زانو و در درجات مختلف دامنه حرکتی مفصل ران اجرا میشوند (5). همچنین در خلال بالا آوردن اندام تحتانی احتمال برخورد ضربات مستقیم به ران و زانوی فرد وجود دارد بنابراین در این رشته ورزشی مفصل زانو همیشه تحت فشار و استرس زیادی است و به تبع آن احتمال بروز آسیب این مفصل نیز بالاست(3).
در سالهای گذشته تحقیقات چندی در جهت ارزیابی میزان آسیبهای رخ داده در ورزشهای رزمی بخصوص تکواندو صورت گرفته است. رهنما و همکاران (2007) با تحقیق بر روی تکواندوکاران ردهی ملی ایران میزان آسیب را به ازای هر 1000 ورزشکار شرکت کننده در مسابقات 6/53 مورد گزارش کردند و عنوان کردند که از هر 100 ورزشکار27 نفر در معرض آسیب قرار داشتند. میزان آسیبهای رخ داده در اندام تحتانی با 5/60 درصد به طور معناداری بیشتر از سایر نقاط بدن بوده است (7/169=x2 و 05/0>p). همچنین میزان آسیبهای عضلانی-وتری به طور معناداری بیشتر از سایر آسیبها بوده است(05/0>p). نتایج همچنین نشان داد مهمترین عوامل ایجاد آسیب، خطای تکنیکی حریف (8/17 درصد)، کاربرد تکنیک اشتباه (3/11 درصد) و آسیبدیدگی قبلی (1/11 درصد) بود و از نظر پزشک مسابقات مربیان، و ورزشکاران مهمترین سازوکار بروز آسیب مربوط به ضربهی حریف (4/63 درصد) و ضربه زدن به حریف (8/21 درصد) بودهاست(6).
کاظمی و همکاران(2008) در تحقیقی که آسیبهای تکواندوکاران را به مدت 9 سال ارزیابی کرد، گزارش داد که 532 نفر آسیب دیدهاند شامل 363 مرد و142 زن و 27 نفر دیگر که جنسیت آنان ثبت نشد و 367 نفر آسیب مجدد داشتند. میانگین آسیب برای ورزشکاران با آسیب مجدد، 78/2 آسیب بوده و تفاوتی بین میزان کلی آسیبها در پسران و دختران مشاهده نشد. در این تحقیق شایعترین مکانیزمهای آسیب شامل: ضربات تدافعی 9/43 درصد، ضربات تهاجمی 7/34 درصد، آسیب دیدگی قبلی 9/11 درصد و افتادن 9/3 درصد بودهاند و شایعترین محلهای آسیب را نیز، سر با 86/18 درصد، پا با 16/16 درصد، انگشتان با 43/9 درصد و زانو با 42/8 درصد تشکیل دادند. در نواحی مختلف بدن به ترتیب اندام تحتانی با 7/54 درصد، سر و گردن با 3/23 درصد، اندام فوقانی با 2/12 درصد و تنه با 8/9 درصد در معرض آسیب بودند(7).
با توجه به افزایش روزافزون تعداد افراد شرکت کننده در فعالیتهای ورزشی به ویژه ورزش قهرمانی، سلامت ورزشکاران بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است. علاوه بر این، با توجه به هزینه هایزیاد درمان برای بسیاری از آسیبهای ورزشی و همچنین خسارات جبرانناپذیری که ممکن است در نتیجه آسیب دیدگی به ورزشکاران، مربیان و حتی دیگر افراد جامعه وارد شود، تلاش و توجه محققان و دیگر متولیان امور ورزش بر شناخت نوع، شدت، مکانیزم و شیوع آسیب دیدگی در رشتههای مختلف ورزشی متمرکز شده است تا بتوان راه کارها و راهبردهایی در راستای کاهش و پیشگیری از بروز آسیب دیدگی ارایه داد(8). با توجه به کمبود مطالعات انجام شده در خصوص آسیب زانو به خصوص در ورزشکاران تکواندوکار نخبه، هدف از این مطالعه بررسی شیوع و مکانیسم آسیبهای مفصل زانو در تکواندوکاران حرفهای است.
1-2- شرح و بیان مساله پژوهشی
امروزه ورزش بخش تفکییک ناپذیری از موضوع سلامتی و تندرستی به حساب میآید و شرکت در فعالیتهای ورزشی بعنوان وسیلهای برای دستیابی به زندگی سالم و با نشاط قلمداد میشود(9). مزایای متعدد تندرستی و فعالیت بدنی، به حمایت عمومی از فعالیت بدنی و ورزش منظم منجر شده است. با وجود این مزایا، ورزش و تمرینات، با خطراتی همچون آسیبهای عضلانی اسکلتی همراه هستند(10).
مطالعه و بررسی آسیب های ورزشی و شناخت عوامل ایجاد کننده و برنامهریزی جهت پیشگیری از آنها در ورزش حرفهای امروزی از اهمیت و جایگاه ویژهای برخوردار است. چرا که بروز این آسیبها سالیانه مخارج سنگینی بر دوش باشگاههای ورزشی وارد میکند(3). ورزش تکواندو از سبکهای غنی و زیربنایی هنرهای رزمی است که سابقهی آن به 1500 سال قبل برمیگردد. شیوهء مبارزه در آن آزاد و به گونهای است که از دستها و پاهای غیرمسلح برای ضربه زدن و دفاع در برابر حریف استفاده میشود. در این ورزش ضربه به سر و صورت حریف آزاد است. به دلیل طبیعت برخوردی ورزش تکواندو و استفادهء زیاد از حرکاتی مانند ضربهزدن، ساقبهساق شدن و افتادن، میزان شیوع آسیب در این رشتهی ورزشی در سطح بالایی است(4و11).
در بین رشتههای مختلف ورزشی، ورزش تکواندو را میتوان به دلیل جذابیتهای خاصش، پرطرفدارترین ورزش رزمی در بین کشورها و ملتها معرفی نمود. چرا که در حال حاضر بیش از 150 کشور، این ورزش را بعنوان یکی از ورزشهای رسمی کشور خود پذیرفتهاند(2). این رشتهی ورزشی در 140 کشور دنیا به صورت رسمی دنبال میشود و 120 کشور به صورت رسمی در فدراسیون جهانی تکواندو[2] عضوند(11). در ایران علاقمندان زیادی به ورزش پرتحرک تکواندو میپردازند بطوریکه این ورزش بصورت یک ورزش مدرسهای در آمده است(3).
در مطالعهای بیرر[3] و هالبروک[4] در طول 18 سال به بررسی شیوع آسیبهای ورزشهای رزمی پرداختند که نتایج آن 36 درصد آسیب در تکواندو و 31 درصد در کاراته و 7 درصد در جودو را نشان داد(12). تحقیقات گذشته بالاترین ناحیه شیوع آسیب تکواندوکاران را اندام تحتانی با میانگین 64/53 درصد گزارش کردند. در این میان مفصل زانو یکی از شایعترین محلهای بروز آسیب در اندام تحتانی محسوب میشود(13).
مفصل زانو در حقیقت بزرگترین مفصل بدن و یکی از مهمترین مفاصل بدن از لحاظ ایجاد ثبات و استحکام تحمل وزن بدن است. با وجود این به دلایلی همچون فشار نسبتا زیاد و بافت عضلانی نا متعادل از آسیبپذیرترین مفاصل بدن بشمار می رود(14). ورزش تکواندو به دلیل طبیعت برخوردی، دارای 80 درصد تکنیکهای ضربه است(13). بدلیل اینکه در این ورزش حدود 90 درصد از ضربات از طریق خم و راست شدن زانو به بدن حریف وارد میشود دور از ذهن نخواهد بود که زانوها در معرض آسیب بیشتری قرار داشته باشند(3).
اولسن و همکاران(2006) به این مطلب اشاره کردند که بهترین راهبرد جلوگیری و پیشگیری از آسیب شناسایی فاکتورهایی است که موجب بروز آسیب میشوند(15). در سالهای گذشته تحقیقات چندی در جهت ارزیابی میزان آسیبهای رخ داده در ورزشهای رزمی بخصوص تکواندو صورت گرفته است ولی تحقیقاتی که بطور اختصاصی آسیبهای مفصل زانوی تکواندوکاران را ارزیابی کند یافت نشده است. لذا هدف از این تحقیق بررسی شیوع و مکانیسم آسیبهای مفصل زانو در تکواندوکاران حرفهای است.
1-3- اهمیت و ارزش تحقیق
تکواندو یکی از هنرهای رزمی است که میتوان آن را بعنوان اولین ورزش رزمی المپیکی مطرح کرد. هماکنون تکواندو را میتوان بعنوان پر طرفدارترین ورزش رزمی در جهان معرفی کرد. در ایران نیز این ورزش حدود 40 سال سابقه دارد و افراد زیادی به صورت آماتور و حرفهای به این ورزش مشغولند(2). به دلیل ماهیت مبارزهای و رقابتی این رشته ورزشی، احتمال بروز آسیب ورزشکاران این رشته در سطح بالایی است(4و11). یکی از شایعترین مفاصل آسیبپذیر در تکواندوکاران مفصل زانو می باشد.
هر ساله مبالغ هنگفتی صرف درمان آسیبهای ورزشی در ورزشکاران میشود که مفصل زانو از جمله این آسیبهاست که پس از آسیب، ورزشکاران را تا مدتی از صحنه ورزش دور میکند. و این از لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه نمی باشد(16).
اولسن و همکاران[5] (2006) به این مطلب اشاره کردند که بهترین راهبرد جلوگیری و پیشگیری از آسیب شناسایی فاکتورهایی است که چگونگی اتفاق افتادن آسیب را شرح میدهد(15). بنابراین بررسی آسیبهای مفصل زانو در ورزش تکواندو با توجه به سیل عظیم طرفداران و ورزشکارانی که در این رشته فعالیت دارند و همچنین شیوع زیاد آسیبهای زانو در این ورزش(2)، توجه ویژهای را میطلبد. در تحقیقات گذشته آسیبهای مفصل زانو در ورزش تکواندو کمتر مورد توجه و بررسی واقع شده است و تا کنون اطلاعات مفیدی در این زمینه ارائه نشده است، بنابراین ضرورت انجام یک بررسی و تحقیق علمی در این زمینه جهت بالا بردن میزان آگاهی افراد به منظور پیشگیری از وقوع آسیب کاملا احساس می شود، لذا هدف از این تحقیق بررسی شیوع علل و مکانیسم آسیبهای مفصل زانو در تکواندوکاران حرفهای است.
1-4- اهداف تحقیق
1-4-1- هدف کلی
بررسی شیوع و مکانیزم آسیبهای زانو در تکواندوکاران حرفهای ایران.
1-4-2- اهداف فرعی تحقیق
این مطلب را هم بخوانید :
1-5- فرضیهها یا سوالهای ویژه تحقیق

1-6- محدودیتهای تحقیق
1-6-1- محدودیتهایی که کنترل آنهادر اختیار محقق نبوده است
چون تحقیق گذشته نگر بوده و از آزمودنیها در مورد گذشته سوال شده است امکان دارد اطلاعات راجع به آسیبهای جزیی و خفیف بطور کامل بیاد نیامده باشد. به هر حال برای کاستن از شدت این محدودیت، ابتدا پرسش نامه بطور دقیق و شفاف طراحی شده و سپس منظور و هدف از هر سوال بطور کامل برای فرد آسیبدیده شرح داده شد. و در آخر مدارک پزشکی بازیکنان آسیبدیده در باشگاهها مورد بررسی قرار گرفت.
1-6-2- محدودیت هایی که کنترل آنها در اختیار محقق بوده است
برای کنترل برخی عوامل، محدودیتهای زیر از طرف محقق اعمال شده است.
برای کنترل نوع رشته، جامعه آماری فقط به رشته ورزشی تکواندو محدود شده است.
برای کنترل جنس، جامعه آماری فقط به مردان اختصاص داده شد.
برای کنترل میزان تجربه و سطح مهارت، جامعه آماری فقط به تکواندوکارهای حاضر در لیگ برتر محدود شد.
1-7- تعریف واژهها
1-7-1- تعاریف نظری
پیچ خوردگی (اسپرین[6])
اسپرین زمانی رخ میدهد که بر مفصل و لیگامنت آن نیرویی فراتر از دامنه طبیعی آن وارد شود و تارهای لیگامنت بصورت کامل یا تعدادی تارها، پاره میشود.که در هنگام اتفاق افتادن این آسیب ممکن است فرد آسیب دیده صدایی شبیه به پوپ بشنود(9).
استرین[7]
استرین زمانی رخ میدهدکه یک تاندون بر اثر نیرو و فشار بیش از حدکشیده یا پاره (به صورت کامل یا ناقص) شود(9).
دررفتگی[8]
جابهجا شدن استخوان در مفصل از جای اصلی خود که ممکن است همراه با پارگی و آسیب به لیگامنتها و کپسول مفصلی باشد، را دررفتگی گویند(9).
شکستگی[9]
زمانی رخ میدهد که استخوان درز یا شکاف برداشته و یا شکسته شود. شکستگی بسته به نوع آن، همراه با آسیب به بافت نرم اطراف شکستگی و پوست آن ناحیه می باشد(9).
بیشتمرینی[10]
زمانی ورزشکار دچار بیشتمرینی میشود که زمان کافی برای بهبودی و استراحت بعد از تمرین و فعالیت خود نداشته باشد. تکرار فشار بر لیگامنت، تاندون، مفصل و استخوان منجر به ایجاد این آسیب میشود(9).
1-7-2- تعارف عملیاتی
بازی خانگی (میزبان)
زمانی که بازی در شهر و یا استادیوم اختصاصی تیم مورد نظر انجام گیرد، بازی خانگی نامیده میشود.
بازی خارج از خانه(میهمان)
1.8.2 خواب به عنوان یک پاسخ انطباقی : 18
2.8.2 خواب یک فرآیند ترمیمی : 19
9.2 اثرات فعالیت بدنی بر خواب : 19
10.2 اثرات فعالیت ذهنی و روانی بر خواب : 19
11.2 اثرات محرومیت از خواب بر سرعت واکنش به محرکها: 19
12.2 آیا در حین خواب ترمیم فیزیکی صورت میگیرد؟ 20
13.2 ساعت زیستی : 21
14.2 چرخه های شبانه روزی : 22
15.2 عواملی که روی زمان خواب اثر میگذارند : 22
16.2 عوامل موثر بر توان بیهوازی : 25
17.2 مروری بر پیشینه موضوع: 25
18.2 خلاصه و نتیجهگیری: 30
فصل سوم ـ روش تحقیق
1.3 مقدمه: 33
2.3 روش تحقیق 33
3.3 جامعه آماری 33
4.3 نمونه و روش نمونه گیری: 33
5.3 متغیر های تحقیق 34
1.5.3 متغیر مستقل 34
2.5.3 متغیر های وابسته 34
3.5.3 وسایل و ابزارهای مورد نیاز برای جمع آوری دادهها: 35
6.3 معادلات برآوردی 36
1.6.3 آزمون 9×4 : 36
2.6.3 آزمون دو 50 یارد سرعت (45 متر) : 37
3.6.3 آزمون بروس: 38
4.6.3 روش اجرای آزمون: 39
5.6.3 معادلات برآوردی: 40
6.6.3 روایی و اعتبار آزمون: 41
7.6.3 ابزار مورد استفاده در تحقیق: 41
8.6.3 روش تحقیق و مراحل انجام کار: 42
9.6.3 ابزارهای آماری: 43
10.6.3 آمار توصیفی: 43
11.6.3 آمار استنباطی: 44
فصل چهارم ـ یافته های تحقیق
1.4 مقدمه: 46
2.4 تجزیه و تحلیل توصیفی داده ها : 46
3.4 آزمون فرضیههای تحقیق: 47
فصل پنجم ـ بحث و نتیجه گیری
1.5 مقدمه: 58
2.5 بحث و نتیجه گیری 58
1.2.5 توان هوازی بیشینه: 58
2.2.5 توان بیهوازی بیشینه : 61
3.5 زمان عکس العمل : 62
4.5 دو سرعت و چابکی : 64
5.5 نتیجه گیری 65
6.5 پیشنهادات کاربردی 66
1.6.5یشنهادات برخاسته از پژوهش حاضر برای تحقیقات آینده: 66
7.5 محدودیتهای تحقیق 67
1.7.5 محدودیت های قابل کنترل 67
2.7.5 محدودیت های غیرقابل کنترل 67
منابع و ماخذ 68
مقدمه:
خواب رفتاری فیزیولوژیک است که قسمتی از زندگی روزانه هر فرد را تشکیل میدهد و به عنوان روند مناسبی جهت بازیافت، تجدید و احیای عملکرد سیستم عصبی و سیستمهای فیزیولوژیکی بدن مطرح میباشد و همین طور میتواند بر ساعت بیولوژیک بدن تأثیرگذار باشد. خواب مکانیسم فیزیولوژیک بدن در بازیافت توان از دست رفته و خستگی ناشی از فعالیتهای مغز و بدن در طول زندگی روزمره و یک معیار مهم در حفظ سلامت جسمی و روانی انسان میباشد (گایو و همکاران، 2007). بیخوابی ممکن است به دو صورت مستقیم و غیر مستقیم سبب تحمیل هزینههای اجتماعی گردد، که هزینههای مستقیم شامل هزینه اقدامات تشخیصی، درمان و ویزیت پزشکان و هزینههای غیر مستقیم شامل ناتوانیهای مرتبط با وضعیتهای پزشکی متعاقب بیخوابی، کاهش تولید و تصادفات رانندگی ناشی از بیخوابی میباشد (لوایزا[1] و همکاران، 2001). حدود یک سوم افراد بالغ در طول عمر خود نوعی اختلال خواب را تجربه میکنند که در این میان بیخوابی، شایعترین و شناخته شده ترین اختلال خواب است. بیخوابی احساس ناکافی بودن خواب از نظر مقدار یا کیفیت آن است و معمولا با خواب آلودگی در طی روز ارتباط ندارد (سادوک[2] و همکاران، 2003). مطالعات، ریسک افسردگی را در افراد دچار کمخوابی تا چهار برابر ذکر کردهاند و در کل نتایج مطالعات آیندهنگر نشانگر این امر است که اشکالات خواب ممکن است اولین علامت اختلالات روانی از قبیل افسردگی، اضطراب، سوء مصرف الکل و بیش فعالی همراه با کاهش تمرکز باشد (لوایزا و همکاران، 2001، گایو و همکاران، 2007).
تعدادی از افرادی که دارای آمادگی جسمانی مطلوبی هستند مانند افراد نظامی، کارگرانی که شیفتهای چرخشی دارند و ورزشکارانی که به مناطق مختلف با ساعتهای زمانی متفاوت سفر میکنند، و علاوه بر این افرادی که به ارتفاع میروند خوابهایی بدون کیفیت و همراه با افزایش تعداد دفعات بیداری را گزارش کردهاند (ویلمور و کاستیل، 1380). مدارک موجود پیشنهاد میکنند که ورزشکاران از تأثیرات بیخوابی بر اجرا نگران هستند (لگر[3] و همکاران، 2005).
امروزه پذیرفته شده است که محرومیت از خواب (SD)[4] می تواند بر اجرای انسان تأثیر منفی داشته باشد. تحقیقات آزمایشگاهی نشان دادهاند که شماری از عملکردهای حسی، ادراکی و حرکتی میتواند توسط بیخوابی و یا خواب کافی تغییر یابند (اینویه[5] و همکاران، 1989). بیخوابی کامل(TSD)[6] بر توجه، اجرای روانی-حرکتی، عملکرد، زمان عکس العمل[7]، حافظه کوتاه مدت، چابکی، عملکرد بصری، خستگی و …. تأثیر منفی میگذارد (هورن و استبرگ[8]، 1976، هورن و پتیت[9]، 1958). شماری از جمعیت های شاغل و یا ورزشکار ممکن است در معرض بیخوابی و یا کمخوابی قرار گیرند. این شمار میتواند شامل افراد نظامی، کارگران و یا ورزشکارانی که به مناطقی با محدوده زمانی متفاوت سفر میکنند، باشد. علاوه بر این، افرادی که به ارتفاعات بالا سفر میکنند و یا از تجهیزاتی مانند چادرهای فاقد اکسیژن کافی استفاده میکنند، خواب های بیکیفیت و همراه با افزایش تعداد دفعات بیداری را گزارش کردهاند (فیلیپس[10] و همکاران، 1989).
نخوابیدن و یا کمخوابیدن به مدت یک یا دو روز منجر به پدیدهای به نام وام خواب میشود که از آن به عنوان اختلاف میزان ساعاتی که افراد نیاز به خواب دارند و ساعاتی که میخوابند، یاد می شود. این پدیده را شاید بتوان به افزایش میزان هورمون خواب در بدن نسبت داد، گرچه تحقیق روی خلبانان هواپیماهای مسافربری با پروازهای طولانی مدت آن نظریه را رد کرد، ولی تاکنون توجیه قابل قبولتری برای این پدیده ارائه نشده است (ماتئو[11]، 1977). هرگاه هرگونه اختلالی در این فرآیند در یک ورزشکار بوجود آید، موجبات نگرانی آن ورزشکار را به همراه خواهد آورد و نگرانی ناشی از این اختلال مشکل آفرینتر از کمبود خواب در اجرای بهینه مهارتهای ورزشی است (آنگوس[12]، 1985، هاتیوگلیو[13]، 1997). اگرچه که به نظر میرسد محرومیت از خواب موجب ایجاد شرایط استرسزا میشود، اما نتایج واقعی از مطالعات بدست آمده مؤید چنین قضیهای نمیباشد (سیلی[14]، 1955). به نظر میرسد که اثر محرومیت از خواب در مورد عملکرد ذهنی آزمودنیها مشهود باشد و پارامترهای فیزیولوژیکی نظیر ضربان قلب، حداکثر اکسیژن مصرفی، فشار
این مطلب را هم بخوانید :
سیستولیک و دیاستولیک در طول محرومیت از خواب تغییر معناداری نداشته باشند و عدم توانایی در حفظ و پایداری عملکرد ذهنی در طول این دوره، به خستگی روانی مرتبط باشد. بنابراین در صورتی که ورزشکاران به لحاظ ذهنی و روانی آماده باشند و از انگیزه کافی برخوردار باشند، نباید در مورد عملکردشان پس از یک یا دو شب بیخوابی نگران باشند (ونهلدر[15]، 1999). اما از طرفی کمبود اطلاعات و از طرفی دیگر عدم تشابه نتایج مطالعات، لزوم انجام پژوهشهای بیشتر را در این زمینه آشکارتر مینماید.
2.1 بیان مسئله و فرضیات تحقیق:
بیشتر ورزشکاران، متخصصان و مربیان ورزشی بر این باورند که استراحت فیزیکی و خواب به مدت زمان کافی برای تمام اجراهای ورزشی و فعالیت های بدنی حیاتی است. اما متاسفانه، شواهد و مدارک کافی برای اثبات این ادعا وجود ندارد. از طرفی، برخی از مدارک موجود پیشنهاد میکنند که ورزشکاران از تأثیرات بیخوابی بر اجرا نگران هستند (لگر و همکاران، 2005). با این وجود، در حال حاضر اطلاعات علمی کافی در زمینه تاثیرات فیزیولوژیکی و روانشناختی بیخوابی وجود ندارد. به طور کلی میتوان گفت که تأثیر بیخوابی بر عواملی چون قدرت عضلانی، توان هوازی و بیهوازی و بعضی از متغییرهای فیزیولوژیکی مانند ضربان قلب، تهویه و مصرف اکسیژن) به طور کافی مشخص نشده است (دواسمس[16] و همکاران، 1995). در مورد روابط جنبههای متعدد خواب و عملکرد ورزشی مطالعات تقریبا اندکی انجام گرفته است. یکی از دلایل اندک بودن مطالعات و شواهد مربوط به این زمینه میتواند این باشد که اعمال بیخوابی به آزمودنیها میتواند از لحاظ اخلاقی با مشکل مواجه است.
مطالعاتی که برتأثیر بیخوابی انجام شده است نشان دادهاند که بیخوابی 72-30 ساعته واکنشهای قلبی-تنفسی به ورزش و اجرای هوازی و غیرهوازی را تغییر نمیدهند (کوپس[17] و همکاران، 1993؛ دواسمس و همکاران، 1995). به هر حال مشاهده شده است که 30 ساعت بیخوابی متغیرهای قلبی-تنفسی در ورزش را کاهش میدهد (آزبوی[18] و همکاران، 2009). گزارش شده است که اجرای ورزشی در بعضی از افراد میتواند نسبت به بیخوابی حساس باشد و در برخی دیگر چنین نباشد (آزبوی و همکاران، 2009). مطالعات تجربی بسیار کمی بر روی تأثیر بیخوابی در اجرای ورزشی اجرا شده است (آزبوی و همکاران، 2009). در واقع چند مورد از تحقیقاتی که بر روی تأثیر بیخوابی بر اجرای ورزش انجام شده است یافتههای متناقضی را گزارش کردهاند و هیچ تحقیقی نیز به مطالعه تاثیر بی خوابی بر بازیکنان آماتور فوتبال نپرداخته است.
پیشرفت روزافزون علوم ورزشی و یافته های جدید در قلمرو ورزش و کاربرد آنها در توسعه و بهبود وضعیت جسمانی، روحی و روانی، اجتماعی، فیزیولوژیکی، تکنیکی و تاکتیکی
ورزشکاران،موجب جهش حیرت انگیز رکوردها و نتایج حاصل از اجرای حرکات ورزشی شده است. این پیشرفت و ترقی مدیون گزارش های تحقیقی بیشماری است که در زمینه کاربرد علوم ورزشی از قبیل علم تمرین، فیزیولوژی ورزش، روانشناسی ورزش، تغذیه ورزش و غیره صورت گرفته است. فوتبال یکی از رایج ترین و محبوب ترین ورزش ها در جهان محسوب می شود (اکبلوم، 1986؛ تامیلتی، 1993؛ اینکلار، 1994؛ جوردن و همکاران، 1996). در سال های اخیر، مدارس فوتبال حرفه ای متعددی برای تربیت بازیکنان جوان و مستعد در سراسر جهان دایر شده است (استرویر و همکاران، 2004)که نشان از رشد روزافزون آن در بین نوجوانان و جوانان کشورهای جهان دارد. در طی سال های گذشته، اطلاعات علمی قابل توجهی در مورد فیزیولوژی و پزشکی فوتبال جمع آوری شده است. این تحقیقات عمدتا نیمرخ آنتروپومتریک و فیزیولوژیک ایده آل بازیکنان نخبه و آماتور فوتبال در آمریکا و غرب اروپا را ارزیابی کرده اند، در حالی که اطلاعات توصیفی در مورد ویژگی های بازیکنان نخبه و آماتور فوتبال در سایر نقاط جهان بسیار کم و محدود است (استوجیک، 2003). در کشور ما نیز با توجه به رشد روزافزون فوتبال در بین نوجوانان و جوانان کشور، بجاست که با تعمق بیشتر به این رشته نگریسته شده و با استفاده از روش های علمی، موانع موجود تا حد امکان شناسایی و از سر راه برداشته شوند. فوتبال ورزشی دشوار است که در آن فعالیت های متعددی به صورت هوازی و بی هوازی از قبیل دوهای با شتاب تند شونده یا کند شونده سریع، تغییر جهت های سریع، شوت زدن، تکل زدن و … وجود دارد (بنگسو و لیندکوسیت، 1992؛ ویسلوف، 1998). بر اساس نتایج تحقیقات، بازیکنان فوتبال برای موفقیت در آن نیاز به ویژگی های فیزیکی و فیزیولوژیکی سطح بالایی از قبیل توان هوازی، توان بی هوازی، قدرت عضلانی، سرعت، چابکی و انعطاف پذیزی دارند (میناسیان، 1376؛ بنگبو و همکاران، 1991؛ آرناسون، 2004) که بی خوابی می تواند تاثیری بر این فعالیت ها داشته باشد. با این همه، گزارش تحقیقات مختلفی (بنگبو همکاران، 1991؛ ریلی، 1994؛ استرویر و همکاران، 2004) نشان داده اند که الگوی فعالیت های بازیکنان فوتبال در پست های مختلف بازی متفاوت است. با توجه به اینکه نیازهای فیزیولوژیکی بازیکنان در پست های مختلف بازی متفاوت است، انتظار می رود که این ویژگی ها در پست های مختلف بازی نیز متفاوت و تاثیر بی خواب نیز بر آنها متفاوت باشد (دیسالو و پیگوزی، 1998). بیشتر تحقیقات انجام شده در این زمینه نیز موید این مطلب است که نیمرخ فیزیولوژیک بازیکنان فوتبال در پست های مختلف بازی متفاوت است (پوگا و همکاران، 1991؛ دیویس و همکاران، 1992؛ ورما و همکاران، 1997؛ ویسلوف، 1998؛ بنگسبو، 2002).
مکانیزمی که توسط آن بیخوابی کوتاه مدت (کمتر از 36 ساعت) میتواند بر اجرای جسمانی تاثیر بگذارد، همچنان که بسیاری از تحقیقات پیشین اشاره کردهاند، واضح نیست. این امر میتواند به دلیل تغییرات ایجاد شده در عوامل قلبی-عروقی مانند اکسیژن مصرفی، نسبت تبادل تنفسی، ضربان قلب و یا سایر فاکتورهای عصبی از قبیل زمان عکس العمل ارادی و غیر ارادی باشد (فیلیپ[19] و همکاران، 2005؛ تومپوروسکی[20] و همکاران، 1986). در برخی تحقیقات نشان داده شده است که دورههای محرومیت طولانی از خواب (تا 65 ساعت) اختلالاتی را در خلق و خوی بوجود آورده و باعث میشود که عملکرد شناختی فرد کاهش یابد. این موارد با طولانی شدن دوره بیخوابی افزایش مییابد (نایتون[21] 1970؛ مورگان[22]، 1982؛ ویلکینسون[23]، 1985).
متأسفانه، مطالعه مشابهی در مورد تاثیرات بیخوابی بر زمان عکس العمل انجام نگرفته است. اما تعداد اندکی از تحقیقات آزمایشگاهی نشان دادهاند شماری از عملکردهای حسی، ادراکی و حرکتی میتواند توسط بیخوابی و یا نداشتن خواب کافی تغییر یابند (لاموند[24] و همکاران، 2006). بیخوابی کامل ممکن است بر توجه، اجرای روانی- حرکتی، عملکرد، زمان عکسالعمل، حافظه کوتاه مدت، چابکی، عملکرد بصری، خستگی و …. تأثیر منفی بگذارد (هاکی[25] و همکاران، 1997، هورن و استبرگ، 1976). صرف نظر از گزارشات مربوط به تأثیر منفی بیخوابی بر اجرای بهینه در عملکردهای اجرایی ساده (دپینیو و همکاران، 2006)، ثابت شده است که عملکردهای پیچیده نیز میتواند توسط بیخوابی تحت تأثیر قرار گیرد (هاریسون[26] و همکاران، 2000). عوامل ویژهای از قبیل انگیزش، تمرکز، زمان واکنش، بازخوردهای اجرایی و وظایف چندگانه حرکتی میتواند تحت تأثیر بیخوابی و یا کمخوابی قرار گیرند (لنگفریسیر[27] و همکاران، 1994).
در واقع، شمار زیادی از انسانها اعتقاد دارند که میزان 5 ساعت خواب در طول شبانه روز برای عملکرد مطلوب آنها کافی میباشد، اما واقعیت این است که این میزان خواب تنها برای برآورده ساختن نیازهای اولیه بدن آنها کافی میباشد و با از دست دادن یک یا دو ساعت خواب به طور منظم موجب پدید آمدن وام خواب[28] میشود (بویانت[29]، 1992). اما متأسفانه، مطالعاتی که بتواند تأیید کننده این ادعا باشند بسیار اندک هستند و نمیتوان به طور قطع آن را رد یا تایید کرد.
لذا، با توجه به اندک بودن شواهد و مطالعات مربوط در این زمینه و نیز تناقض موجود در میان این مطالعات، در این تحقیق قصد داریم اثر یک دوره 24 ساعتی محرومیت از خواب بر روی برخی از فاکتورهای آمادگی جسمانی بررسی نماییم که: آیا توان هوازی بیشینه، توان بی هوازی بیشینه، سرعت، چابکی و زمان عکس العمل در پست های مختلف بازی بازیکنان آماتور فوتبال تاثیر دارد یا نه؟
3.1 فرضیات تحقیق:
4.1 هدف و ضرورت تحقیق
هدف عمده هر شاخهای از علوم مختلف، گسترش اطلاعات مربوط در آن زمینه و در نتیجه بهبود و افزایش کارآیی آن است که در این راستا علوم ورزشی نیز مستثنی نمیباشد. یکی از نیازهای اساسی انسان خواب است و در اغلب موارد اختلال خواب یک نشانه زودرس در بیماریهای روانپزشکی است (کاپلان[30] و همکاران، 2002). چرخه خواب و بیداری یکی از چرخههای بیولوژیک است که توسط عملکرد فیزیولوژیک، در روشنایی و تاریکی، برنامههای کاری، مراقبت و سایر فعالیتها تحت تأثیر قرار میگیرد و ساعت بیولوژیک انسان نقش مهمی را در این چرخه بازی میکند (لیما[31] و همکاران، 2002). در بین اختلالات خواب، بیخوابی و احساس خواب آلودگی طی روز از شایعترین مشکلات پیش روی افراد است. شماری از جمعیتهای شاغل و ورزشکار ممکن است در معرض بیخوابی و یا کمخوابی قرار گیرند. شیوع اختلالات خواب در جوامع انسانی بین 15 تا 42 درصد است (تروپی[32] و همکاران، 1990).
عملکرد ورزشکاران در طول روزها، در مناطق مختلف جهان که هر کدام شامل مناطق زمانی خاصی هستند و مرتبا برای مسابقات به جاهای مختلف سفر میکنند هنوز به طور کلی مطالعه نشده است (بینک[33] و همکاران، 1986). شواهدی وجود دارد که نه تنها اجرای ورزشی این ورزشکاران در این مناطق خاص ضعیفتر میشود، بلکه همچنین تعیین برنامههای ورزشی و به دنبال آن برنامه تمرینات جدی این ورزشکاران را کاهش میداد (ویلمور و کاستیل، 1380). چندین عامل ممکن است در این عوامل منفی دخیل باشند که شامل بی نظمی ساعت بدن در هماهنگی فوری به این مناطق جدید زمین است (انجمن پزشکی آمریکا، 1994) که ورزشکاران را ملزم میکند با این شرایط غیرطبیعی بدنی و کمبود و کاهش خواب به تمرین و مسابقه بپردازد که در نهایت منجر به کاهش کلی در اجرا و خلق و خوی میشود (آزبوی و همکاران، 2006، فیلیپ و همکاران، 1989). هماهنگی ضعیف ساعت بدن و کمبود خواب همچنین در افراد شب کار هم دیده شده است (بینک و همکاران، 1986). که همچنین برای آنها باعث اجرای ضعیفتر با افزایش اشتباه در تصمیمگیری و بروز حوادث ناگوار شده است (فیلیپ و همکاران، 1989،بویانت و همکاران، 1992، چن[34] و همکاران، 1991، هیوم و همکاران، 1993).
مخصوصا این مسئله برای مربیهای تیمها خیلی مهم است چون مسئول برنامههای تمرینی و هماهنگی در مسابقات ورزشکاران هستند و بعید است برای مربیان که فعالیت بازیکنان را بیشتر از حد معمول ادامه