1.6.1.مدیریت استراتژیک 11
1.6.2.اجرای استراتژی 11
1.6.3.بخش بالادستی صنعت نفت 11
1.6.4.فرآیند تحلیل سلسله مراتبی 12
فصل دوم: پیشینه تحقیق 13
2.1.استراتژی و پیادهسازی استراتژی 14
2.2.بررسی ادبیات 18
2.2.1.زمینههای تحقیقاتی 18
2.2.1.1.سطوح سازمانی 18
2.2.1.2.انواع سازمانی 20
2.2.2.مطالعاتی که بر روی عوامل اختصاصی تمرکز میکنند 22
2.2.2.1.تدوین استراتژی 22
2.2.2.2.ارتباط میان واحدها / بخشهای مختلف و سطوح مختلف استراتژی 23
2.2.2.3.مجریان 25
2.2.2.3.1.مدیریت ارشد 25
2.2.2.3.2.مدیریت میانی 26
2.2.2.3.3.مدیران سطوح پایین و غیر مدیران 29
2.2.2.4.ارتباط 29
2.2.2.5.تاکتیکهای پیادهسازی 31
2.2.2.6.اجماع 34
2.2.2.7.تعهد 36
2.2.2.8.ساختار سازمانی 37
2.2.2.9.سیستمهای اداری 38
2.2.3.مطالعات با تمرکز بر روی عوامل مرتبط متعدد 40
2.3.روشهای تحلیل و پژوهش 45
2.3.1.تکنیکهای تحلیلی 45
2.4.آشنایی با بخش بالادستی صنعت نفت 47
2.4.1.اکتشاف 47
2.4.2.مخزن 48
2.4.3.حفاری 48
2.4.4.تولید 49
2.4.5.روشهای بهبود برداشت نفت 49
2.5.استراتژیهای تدوین شده برای بخش بالادستی صنعت نفت 50
2.5.1.چشمانداز شرکت ملی نفت ایران (Vision) 50
2.5.2.مأموریت/ رسالت شرکت ملی نفت ایران (Mission) 51
2.5.3.اهداف کیفـی در بخش بالادستی صنعت نفت برنامه پنج ساله پنجم توسعه 51
2.5.4.خط مشیهای اساسـی در بخش بالادستی صنعت نفت برنامه پنج ساله پنجم توسعه 51
2.5.4.1.اکتشاف و توسعه 51
2.5.4.2.تولید و بهرهبرداری 52
2.5.4.3.صادرات 53
2.5.4.4.مدیریت منابع انسانی 53
2.5.4.5.ساختار سازمانی 53
2.5.4.6.سیاستهای مالی 54
2.5.4.7.تحقیق و توسعه 54
2.5.4.8.بهرهوری 55
2.5.4.9.فناوری اطلاعات 55
2.5.5.سیاستهای کلی نفت و گاز در بخش بالادستی صنعت نفت برنامه پنج ساله پنجم توسعه 55
2.5.6.راهکارهای اجرایی 57
2.5.7.مواد مربوط به بخش بالادستی صنعت نفت در قانون برنامه پنج ساله پنجم توسعه جمهوری اسلامی ایران 60
2.6.چارچوب مفهومی تحقیق 62
2.6.1.سطح بندی اجرای استراتژی 64
2.6.6.تجزیه و تحلیل سطوح مختلف اجرای استراتژی 64
2.6.3.تجزیه و تحلیل عوامل عام اجرای استراتژی در بخش بالادستی صنعت نفت 66
2.6.4.اجرای استراتژی در بخش بالادستی صنعت نفت 67
فصل سوم: روش تحقیق 69
3.1.مقدمه 70
3.2.روش تحقیق 70
3.2.1.دسته بندی روشهای تحقیق بر اساس هدف 70
3.2.2.دسته بندی روشهای تحقیق بر اساس نحوه گردآوری دادهها 71
3.2.2.1.تحقیق پیمایشی 71
3.2.2.2.تحقیق همبستگی 72
3.2.2.3.تحقیق پس رویدادی 72
3.2.3.جامعه آماری 73
3.2.3.1.معاونت برنامه ریزی و نظارت بر منابع هیدروکربوری وزارت نفت 73
3.2.4.تعیین حجم نمونه 75
3.3.منابع گردآوری دادهها 76
3.3.1.روایی و پایایی پرسشنامه 76
3.4.روشهای تجزیه و تحلیل دادهها 77
3.4.1.فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) 77
3.4.2.نرم افزار Expert Choice 81
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل دادهها 83
4.1.مقدمه 84
4.2.دادههای جمع آوری شده 84
4.3.تجزیه و تحلیل دادهها 84
فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادها 92
5.1.مقدمه 93
5.2.نتیجه گیری 93
5.3.پیشنهادات مبتنی بر یافتههای پژوهش 95
5.4.پیشنهاد برای پژوهشهای بعدی 95
5.5.محدودیتهای پژوهش 96
پیوستها: 103
پرسشنامه تحقیق 103
پیشگفتار:
اگر چه تدوین یک استراتژی منسجم وظیفهای دشوار برای هر تیم مدیریت است، پیادهسازی استراتژی تدوین شده، از طریق سازمان کاری به مراتب سختتر است(هربینیاک، 2006). بسیاری از عوامل به طور بالقوه میتوانند بر روی روندی که توسط آن برنامههای استراتژیک به عملکرد سازمانی تبدیل میشوند، اثر بگذارند. بر خلاف تدوین استراتژی، پیادهسازی استراتژی اغلب به عنوان هنر و نه یک علم دیده میشود و پیشینه تحقیق درباره آن به صورت پراکنده توصیف شده است (نوبل، 1999). در نتیجه تعجب آور نخواهد بود که بعد از تدوین یک استراتژی جامع و یا اخذ یک تصمیم استراتژیک، مشکلات قابل توجهی در طی روند پیادهسازی بعدی به وجود آید. همانگونه که نوبل (1999) اشاره میکند، بهترین استراتژیهای تدوین شده، در صورتی که با موفقیت پیادهسازی نشوند، برای شرکت عملکرد برتر ایجاد نخواهند کرد. نتایج بررسیهای مختلف این دیدگاه را تایید کردهاند به عنوان مثال: بر اساس یک نظرسنجی از 276 مدیر ارشد در سال 2004 توسط نشریه اکونومیست مشخص شده است که 57 درصد از شرکتها در پیادهسازی طرحهای استراتژیک ناموفق بودهاند (آلیو، 2005). به نظر میرسد پیادهسازی استراتژی مهمترین چالشی باشد که مدیریت همه شرکتها در حال حاضر با آن روبرو هستند.
بنابراین واضح است که پیادهسازی استراتژی یک چالش کلیدی برای سازمانهای امروز است. بسیاری از عوامل بر موفقیت پیادهسازی استراتژی موثرند، اعم از افرادی که استراتژی را پیادهسازی میکنند یا سیستمها و مکانیزمهایی که برای هماهنگی و کنترل وجود دارد. چگونه میتوانیم این مسائل و تأثیر آنها بر پیادهسازی موفق استراتژی را بهتر درک کنیم؟ در این پایان نامه سعی شده است به این سؤال با تجزیه و تحلیل پژوهشهای موجود در زمینه پیادهسازی استراتژی پاسخ داده شود.
در فصل اول کلیات و چارچوب اصلی پایان نامه توضیح داده شده است. در فصل دوم تعاریف موجود از پیادهسازی استراتژی تجزیه و تحلیل گردیده است و این تعاریف با دیگر واژههای مترادف و مرتبط با آن مقایسه میشود(فصل دوم). در این فصل علاوه بر بررسی ادبیات و نتایج اصلی مطالعات قبلی، بر عوامل عمدهای که بر پیادهسازی استراتژی موثرند، تمرکز میکنیم و به معرفی بخش بالادستی صنعت نفت و اهداف تدوین شده این صنعت میپردازیم. در بخش پایانی فصل دوم چارچوب مفهومی مورد نظر این پایان نامه ارائه شده است.
در فصل سوم، به مباحث مربوط به روش تحقیق پرداخته شده است. سؤال اصلی پایان نامه، فرضیهها و روش تحلیلی مورد استفاده در این فصل بررسی گردیده است.
فصل چهارم پایان نامه به دادههای جمع آوری شده و تجزیه و تحلیل این دادهها اختصاص یافته است. در فصل پنجم درباره یافتههای پایان نامه و همچنین محدودیتهای آنها بحث میکنیم و برای تحقیقات آینده در حوزه پیادهسازی استراتژی پیشنهاداتی ارائه میشود.
1.1. معرفی
اگر چه تدوین یک استراتژی منسجم وظیفهای دشوار برای هر تیم مدیریت است، پیاده سازی استراتژی تدوین شده، از طریق سازمان کاری به مراتب سختتر است(هربینیاک، 2006). بسیاری از عوامل به طور بالقوه میتوانند بر روی روندی که توسط آن برنامههای استراتژیک به عملکرد سازمانی تبدیل میشوند، اثر بگذارند. بر خلاف تدوین استراتژی، پیاده سازی استراتژی اغلب به عنوان هنر و نه یک علم دیده میشود. در نتیجه تعجب آور نخواهد بود که بعد از تدوین یک استراتژی جامع و یا اخذ یک تصمیم استراتژیک، مشکلات قابل توجهی در طی روند پیاده سازی بعدی به وجود میآید. همانگونه که نوبل (1999) اشاره میکند، بهترین استراتژیهای تدوین شده، در صورتی که با موفقیت پیاده سازی نشوند، برای شرکت عملکرد برتر ایجاد نخواهند کرد. نتایج بررسیهای مختلف این دیدگاه را تایید کردهاند به عنوان مثال: بر اساس یک نظرسنجی از 276 مدیر ارشد در سال 2004 توسط نشریه اکونومیست مشخص شده است که در طول سه سال گذشته، 57 درصد از شرکتها در پیاده سازی طرحهای استراتژیک ناموفق بودهاند (آلیو، 2005). به نظر میرسد پیاده سازی استراتژی مهمترین چالشی باشد که مدیریت همه شرکتها در حال حاضر با آن روبرو هستند.
” چشم انداز صنعت نفت در افق 1404″ برای بخش بالادستی صنعت نفت مواردی را به شرح ذیل در نظر گرفته است:
1) دومین تولیدکننده نفت در اوپک
2) سومین تولیدکننده گاز در جهان
3) دارای جایگاه اول فناوری نفت و گاز در منطقه
برای دستیابی به این چشم انداز مأموریت صنعت نفت مشخص گردیده و استراتژی لازم برای دستیابی به این چشم انداز تدوین گردیده است. این استراتژیها برای اجرا به وزارت نفت و بخشهای مرتبط در شرکت ملی نفت ایران ابلاغ شده است. چالش کلیدی پیش روی وزارت نفت در بخش بالادستی پیاده سازی این استراتژیها است. بسیاری از عوامل بر موفقیت پیاده سازی استراتژی موثرند، اعم از افرادی که استراتژی را پیاده سازی میکنند یا سیستمها و مکانیزمهایی که برای هماهنگی و کنترل وجود دارد. چگونه میتوانیم این مسائل و تأثیر آنها بر پیاده سازی موفق استراتژی را بهتر درک کنیم؟
در این پایان نامه سعی شده است به این سؤال با تجزیه و تحلیل پژوهشهای موجود در زمینه پیاده سازی استراتژی پاسخ داده شود و عوامل موثر بر اجرای استراتژی در این صنعت مورد شناسایی و بررسی دقیق قرار گیرد.
1.2. بیان مسئله
برای تحقق اهداف سند چشم انداز بیست ساله نظام جمهوری اسلامی در افق 1404 اهدافی برای بخش بالادستی مجموعه صنعت نفت در نظر گرفته شده است. در این زمینه استراتژیهایی از سوی وزارت نفت تدوین گردیده است و سیاستهایی نیز از سوی مقام معظم رهبری به این مجموعه ابلاغ گردیده است اما اجرای استراتژی در بخش بالادستی صنعت نفت از مدل خاصی پیروی نمیکند و هدف این پایان نامه پاسخ به سؤال زیر است:
در اجرای استراتژی در بخش بالادستی صنعت نفت به چه عواملی بیشتر توجه شود تا استراتژیهای تدوین شده با موفقیت پیاده شوند؟ و خروجیهای سیستم بهینه سازی شوند.
هم چنین هدف فرعی از انجام تحقیق پاسخ به این پرسش است که در دستیابی به هدف ترسیم شده کدام شاخصها تأثیر گذارند و کدام معیارها دخیل هستند؟
1.3. موضوع تحقیق
میتوانیم پیاده سازی استراتژی را به عنوان فرآیندی پویا، تکرار شونده و پیچیده تعریف کنیم، که از یک سری تصمیم گیریها و فعالیتهای مدیران و کارکنان – تحت تأثیر تعدادی از عوامل مرتبط داخلی و خارجی- تشکیل شده است تا برنامههای استراتژیک را به منظور دستیابی به اهداف استراتژیک به واقعیت تبدیل کند.
مطالعات پیاده سازی استراتژی، نه تنها شرکتهای دولتی، بلکه اغلب شرکتهای خصوصی را شامل میشود، نه تنها شرکتهای محلی و بلکه شرکتهای چند ملیتی را نیز شامل میشود. با این حال، تاکنون هیچ مطالعهای درباره مقایسه شباهتها و تفاوتهای پیاده سازی استراتژی در میان شرکتهای خصوصی و شرکتهای دولتی، یا در میان شرکتهای محلی و شرکتهای چند ملیتی انجام نشده است. بنابراین درباره تفاوتهای پیاده سازی استراتژی در این سازمانها با اشکال مختلف مطالعات کمی در دسترس است.
در بررسی مطالعات موجود، دو نوع مطالعات پیاده سازی استراتژی مشاهده گردید: مطالعاتی که بر اهمیت عوامل اختصاصی در پیاده سازی استراتژی تاکید کردهاند و آنهایی که مجموعهای از عوامل به هم وابسته را بررسی کردهاند و یک محیط پیاده سازی استراتژی را شکل دادهاند. در جریان اول پژوهشها 9 محدوده از عوامل اختصاصی موثر بر پیاده سازی استراتژی شناسایی شدهاند. این عوامل عبارتند از: فرایند تدوین استراتژی، مجریان استراتژی (مدیران ارشد، مدیران میانی و سایر کارکنان)، ساختار سازمانی، فعالیتهای
این مطلب را هم بخوانید :
مزایای بانکداری الکترونیکی"پایان نامه درباره رضایت مشتریان - سازین : تجربه های کارآفرینی و نوآوری
ارتباطاتی، سطح تعهد به استراتژی، اجماع در خصوص استراتژی، روابط میان واحدها / بخشهای مختلف و سطوح مختلف استراتژی، تاکتیکهای به کار رفته برای پیاده سازی، و سیستم اداری به کار گرفته شده. جریان دوم از تحقیقات عوامل متعدد را با یکدیگر در یک چارچوب (مسلماً جامع) و یا یک مدل بررسی میکند.
هم چنین نویسندگان دیگری نظیر گری نیلسون، کاپلان و نورتون، هربینیاک و مایکل مانکینز اجرای استراتژی را به روشهای مختلف طبقه بندی کردهاند. میان این دیدگاهها قرابت و مشابهت وجود دارد .
صنعت بالادستی نفت به عنوان یکی از وسیعترین صنایع، چه از نظر گستره جغرافیایی و چه از نظر تنوع تکنولوژیهای مورد استفاده در آن، میباشد. از این نظر البته شاید نتوان هنوز محوریت تکنولوژی در صنعت نفت را با صنایع همراه با تکنولوژیهای سطح بالا ( مثلاً صنعت هوا و فضا و یا صنعت تولید موبایل) یکسان دانست و شاید نتوان منابع طبیعی و منابع مالی را در این صنعت کم اهمیت تلقی نمود، ولی حداقل چیزی که مشخص است این است که وقتی نیاز به پیدا کردن منابع نفتی جدید و توسعه دادن آنها به طور پیوسته احساس میشود و منابع جدید هم پیچیدهتر و هم کوچکتر میباشند نیاز به تکنولوژی و توسعه آن هر روز اهمیت بیشتری در صنعت نفت پیدا میکند.
صنعت نفت معمولاً به سه بخش تقسیم میشود: بالادستی، پاییندستی و میاندستی که صنایع میاندستی عمدتاً در دسته پاییندستی طبقهبندی میشوند. صنایع بالادستی شامل جستجو برای یافتن میدانهای بالقوه زیرزمینی یا زیردریایی، حفاری و اکتشاف چاه و نهایتاً عملیات چاهها است که نفت خام و گاز طبیعی خام را به سطح میآورد.
صنایع بالادستی در صنعت نفت عبارتی است که به بخشهای جستجو، اکتشاف، حفاری و تولید نفت خام و گاز طبیعی اشاره دارد. صنایع بالادستی گاهی به نام اکتشاف و تولید هم شناخته میشود.
در شکل زیر نمودار بخش بالا دستی را مشاهده مینمایید. این الگو بر اساس “دانش فنی” شناخته شده جهانی است که در سطح دانشگاهی و مراکز تحقیقاتی فعال در حوزه بالادستی صنعت نفت جهان به شکل استاندارد درآمده است.
شکل شماره 1.1. زیرشاخههای بخش بالا دستی صنعت نفت
منبع: خلاصه نویسنده از توضیحات ارائه شده در سامانه مدیریت علم پایگاه هم افزا، 1390.
صنایع پایین دستی در صنعت نفت عبارتی است که معمولاً برای اشاره به تصفیه نفت خام، فروش و توزیع گاز طبیعی و محصولات مشتق از نفت خام مورد استفاده قرار میگیرد. بخش بالادستی صنعت نفت از مرحله اکتشاف آغاز شده و به مرحله تولید و بهره برداری و ارسال به خطوط لوله منتهی میگردد.(ویکی پدیا، 2012)
اجرای استراتژی در بخش بالادستی باید مشکلات حین توسعه و تولید نفت و گاز را از طریق اصول علمی برطرف کرده و موجبات بازیابی حداکثری از منابع هیدروکربوری را فراهم آورد.
مطابق مطالعات انجام شده در سطح شرکت ملی نفت ایران شاخصهای کلیدی عملکرد که نمایانگر عملکرد بخش بالادستی در راستای تحقق برنامههای در نظر گرفته شده صنعت نفت میباشد، به شرح جدول شماره 1.1 میباشد.
با توجه به چشم انداز 1404 این صنعت اهداف کلان صنعت نفت و گاز ایران در برنامه پنجم توسعه برای این صنعت تدوین شده است که دو هدف زیر مربوط به بخش بالادستی میشوند:
هدف 1: افزایش سهم و ارتقای جایگاه صنعت نفت، گاز در سطح منطقه و جهان، افزایش استحصال و استخراج نفت و گاز با اولویت میادین مشترک با کشورهای همسایه
ازجمله راهبردهای تدوینی برای رسیدن به این هدف میتوان به راهبردهای زیر اشاره کرد:
هدف 2: دستیابی به فناوری پیشرفته در حوزه صنایع نفت و گاز برای نیل به جایگاه دوم علمی و فناوری در منطقه
اهم راهبردهای تدوینی برای دستیابی به هدف 2 شامل موارد زیر است:
در این پایان نامه بر روی هدف اول تمرکز خواهیم کرد و هدف ما از اجرای استراتژی و بهبود عملکرد دستیابی به ظرفیت تولید خواهد بود.
1.3.4. چارچوب مفهومی تحقیق
با توجه به عوامل مختلف موثر بر اجرای استراتژی، میتوان آنها را در سه سطح جانمایی کرد. با توجه به کلان بودن سطح مفهومی میتوان عوامل زیر را برای این سطح برشمرد:
2-4-1-مفهوم مسوؤلیت اجتماعی 20
2-4–2 مبانی فلسفی دیدگاه های مسوؤلیت اجتماعی 23
2-4-2-1 دیدگاه کلاسیک 23
صفحه عنوان2-4-2-2 دیدگاه عمومی 25
2-4-2-3 دیدگاه اسلامی 25
2-4-3- ابعاد مسوؤلیت اجتماعی 26
2-4-3-1-بعد اقتصادی 26
2-4-3-2-بعد قانونی 26
2-4-3-3-بعد اخلاقی 26
2-4-3-4- بعد عمومی و ملی 27
2-4-4 – رهیافت های مسوؤلیت اجتماعی 27
2-4-5- مسوؤلیت پذیری اجتماعی در قالب فعالیتهای بشر دوستانه 03
2-4-6- دلایل مخالفان و موافقان مسوؤلیت اجتماعی 31
2-4-7 سازمان های بین المللی فعال در ترویج مسوؤلیت اجتماعی 33
2-4-8– رایج ترین مدل ها از مسوؤلیت اجتماعی شرکت در کشورهای در حال توسعه 37
2-4-8-1 مدل مسوؤلیت اجتماعی کارول 39
2-4-8- 2 مدل مسوؤلیت اجتماعی لانتوس 41
2-4-9 مزایای اجرای مسوؤلیت اجتماعی برای شرکتها…………………………………………………………………………………. 42
2-4-10 مزایای اجرای مسوؤلیت اجتماعی برای ارتقاء کیفیت زندگی نیازمندان 43
2-4-11 موانع و محدودیت ها ی موجود در اجرای مسوؤلیت اجتماعی 43
2-4-12 نقش دولت در اجرای مسوؤلیت اجتماعی شرکت ها 45
2-4-13 نقش بخش خصوصی در اجرای مسوؤلیت اجتماعی وکاهش فقر 50
2–4-13-1 مدل تجاری بازرگانی 51
2-4-13-2 مدل انتهای هرم 52
عنوان صفحه
2-4-13-3 مدل تجاری اجتماعی 53
2-5 – تعریف سازمان بهزیستی 54
2-5-1چشم انداز سازمان بهزیستی 54
2-5-2-تاریخچه سازمان بهزیستی کشور 54
2-5-3-ارزشهای حاکم بر سازمان بهزیستی 57
2-5-3-2 ارزشهای خاص سازمانی : 57
2-5-4 اهداف راهبردی سازمان بهزیستی کشور 58
2-6-پیشینه پژوهش 59
2-6–1 مطالعات داخلی 59
2-6-2 مطالعات خارجی 62
2-7 خلاصه مطالب فصل 65
فصل سوم: روش پژوهش
3-1 مقدمه 66
3-2متغیر ها ، مدل مفهومی و الگوی پژوهش………………………………………………………………………………………………..67
3-3 روش پژوهش 68
3-4 مکان پژوهش 69
3-5 جامعه آماری 70
3-6 روش های گردآوری اطلاعات، شیوه نمونه گیری و حجم نمونه 70
عنوان صفحه
3-6-1 پرسشنامه 71
3-6-1-1 اجزای پرسشنامه 72
3-6-1-2 پرسشنامه اول 72
3-6-1-3 پرسشنامه دوم 73
3-7 روایی و پایایی پرسشنامه…………………………………………………………………………………………………………………………. 75
3-7-1 روایی 74
3-7-2- پایایی 76
3-8 روش های تجزیه و تحلیل و نرم افزارهای مورد استفاده 78
3-9 خلاصه 79
فصل چهارم: تحلیل یافته ها ی پژوهش
4-1مقدمه 80
4-2 تحلیل یافته های توصیفی 81
4-2-1 ویژگی های جمعیت شناختی پاسخ دهندگان 81
4-2-2 میانگین و انحراف استاندارد متغیرهای مورد مطالعه 84
4-2-3 توزیع فراوانی متغیرهای مورد مطالعه 85
4-3 تحلیل یافته های استنباطی 87
4-3-1 تحلیل همبستگی مسوؤلیت اجتماعی و اهداف سازمانی 87
4-3-1-1 بررسی روابط دو متغیری میان متغیر مسوؤلیت اجتماعی با متغیر اهداف سازمان بهزیستی 87
4-3-1-2 بررسی رابطه دو متغیری میان اهداف سازمان بهزیستی و ابعاد مسوؤلیت اجتماعی 87
4-3-1-3 بررسی رابطه دو متغیره میان مؤلفه های اهداف سازمان بهزیستی با متغیر مسوؤلیت اجتماعی 88
عنوان صفحه
4-3-1-4 بررسی رابطه دو متغیره میان مؤلفه های اهداف سازمانی و ابعاد مسوؤلیت اجتماعی 90
4-3-2 تعیین سهم ابعاد مسوؤلیت اجتماعی در تبیین واریانس اهداف مالی 92
4-3-3 تعیین سهم ابعاد مسوؤلیت اجتماعی در تبیین واریانس اهداف مربوط به ارباب رجوع 92
4-3-4 تعیین سهم ابعاد مسوؤلیت اجتماعی در تبیین واریانس اهداف مربوط به فرایندها 93
4-3-5 تعیین سهم ابعاد مسوؤلیت اجتماعی در تبیین واریانس اهداف مربوط به رشد و یادگیری 94
4-4 سایر یافته های پژوهش بر اساس عوامل جمعیت شناختی 94
4-4 -1 مقایسه زنان و مردان از نظر مسوؤلیتپذیری اجتماعی 94
4-4-2 مقایسه زنان و مردان از نظر اهداف راهبردی 96
4-4-3 مقایسه مدیران و کارشناسان از نظر مسوؤلیتپذیری اجتماعی 96
4-4-4-مقایسه مدیران و کارشناسان از نظر اهداف راهبردی سازمان 98
4-4-5 مقایسه سطوح مختلف تحصیلی از نظر مسوؤلیتپذیری اجتماعی 100
4-4-6 مقایسه سطوح مختلف تحصیلی از نظر اهداف راهبردی 100
4-5 خلاصه 101
فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادها
5-1 مقدمه 102
5-2 خلاصه پژوهش 102
5-3 –نتایج پژوهش 105
5–3 -1 یافته های اصلی پژوهش 105
5–3 -2 سایر یافته های پژوهش 108
5-4- محدودیت های پژوهش 110
عنوان صفحه
5-4- 1 محدودیت های پژوهشگر 110
5-4- 2 محدودیت های پژوهش 110
5-5-پیشنهادهای پژوهش 112
5-5- 1پیشنهادهای کاربردی 112
5- 5- 2پیشنهاد های پژوهشی آینده 114
پیوست شماره 1 پرسشنامه مسوؤلیت اجتماعی 117
پیوست شماره 2 پرسشنامه اهداف سازمان بهزیستی کشور 120
منابع و ماخذ 121
مقدمه:
در طول دو دهه اخیر، شرکت های مختلف، به ویژه آن دسته از شرکت ها که در کشورهای توسعه یافته مستقر هستند، به طور روزافزون و اغلب از سوی نهادهای غیردولتی عملگرا تحت فشار قراردارند تا تعهدات ویژه ای را در قبال جامعه خود بر عهده بگیرند؛ تعهداتی که تحت عنوان مسوؤلیت اجتماعی شرکتها به آن اشاره می شود. همچنین در یک دهه اخیر، با رواج نگاه علمی به مفهومCSR[1] ، بررسی این موضوع به پای ثابتی در دانشکده های مدیریت برجسته دنیا تبدیل شده است.
همچنین از آنجا که در سرتاسر دنیا، دولتها با چالش های زیادی در مورد منابع جهت فراهم نمودن خدمات عمومی با کیفیت برای جوامع مواجه هستند در نتیجه به طور فزاینده ای به سمت مشارکت با بخش خصوصی و استفاده از مسوؤلیت اجتماعی جهت فراهم نمودن خدمات عمومی ای که مکلف به ارائه آنها هستند، پیش می روند. شرکتها نیز مسوؤلیت اجتماعی را به عنوان فرصتی برای تقویت کسب و کار خود می دانند.
با این وجود، اینکه چنین تعهداتی از شرکت ها مطالبه می شوند و گهگاه نیز تصدیق می شوند، عقلانی بودن آنها
را اثبات نمی کند یا در مورد شیوه های برعهده گرفتن آنها چیزی نمی گوید. ضمن آنکه همچنان پرسشهایی در مورد مفهوم “مسوؤلیت اجتماعی شرکتها ” مطرح است : آیا شهروندان و نیز سازمان های غیردولتی و یا دولت محق هستند که شرکت ها را برای اجرای برنامه های نوعدوستانه و دارای اهداف اجتماعی تحت فشار قرار دهند؟ آیا رونق اجرای چنین برنامه هایی از سوی شرکت ها، می تواند کارآمدی مناسبی در راه دستیابی به اهداف اجتماعی داشته باشد؟آیا ابعاد مختلف اقتصادی، قانونی، بشردوستانه و اخلاقی مسوؤلیت اجتماعی می تواند بر اهداف سازمانی بخش های اجتماعی و حمایتی دولتها تاثیر گذار باشد؟ و بالاخره اینکه آیا افزایش اجرای برنامه های متنوع دارای اهداف بشردوستانه از سوی یک شرکت، می تواند منافع غیرمستقیمی در رونق کسب و کار خود شرکت داشته باشد؟
در این فصل ابتدا مسأله پژوهشی بیان می شود، سپس به بررسی ضرورت و اهمیت پژوهش همچین بحث درباره روش تحقیق، متغیرها، جامعه و نمونه آماری پرداخته می شود.
1-2- بیان مسأله پژوهشی
موضوع مسوؤلیت اجتماعی شرکت در اقتصاد مدرن و در مباحث مدیریتی، یکی از برجسته ترین مسائلی است که در 20 سال گذشته وجود داشته است (میسانی[2]،2009 ).به طوریکه مفهوم مسوؤلیت اجتماعی شرکتها در دهه اخیر به پاردایم غالب و مسلط حوزه اداره شرکتها تبدیل شده است. و شرکت های بزرگ و معتبر جهانی مسوؤلیت در برابر اجتماع و محیط اجتماعی را جزیی از استراتژی شرکتی خود می بینند. این مفهوم، موضوعی است که هم اکنون درکشورهای توسعه یافته وکشورهایی با اقتصاد باز به شدت از سوی تمامی بازیگران چون، حکومتها، شرکتها، جامعه مدنی، سازمانهای بین المللی و مراکز علمی دنبال می گردد.(امیدوار،17:1384)
مسوؤلیت اجتماعی شرکت ها معانی مختلفی دارد و برای همه یکسان نمی باشد. حکومتها به مسوؤلیت اجتماعی شرکتها از منظر تقسیم وظایف و مسوؤلیتها و حرکت در جهت توسعه پایدار نگاه می کنند؛ شرکتها مسوؤلیت اجتماعی شرکتی را نوعی استراتژی تجاری می بینند که باعث می گردد در فضای به شدت رقابتی، بر اعتبارشان افزوده گردد و سهمشان در بازار فزونی گیرد؛ جامعه مدنی و سازمانهای غیردولتی، مسوؤلیت اجتماعی را از شرکتها می خواهند چون که به رسوایی های مالی و فجایع حاصل از عملکرد شرکتها آگاهی و اشراف دارند؛ سازمان های بین المللی نیز با توجه به اینکه تاثیرگذاری شرکتها در دنیای امروز بسیار بیشتر از حکومتها می باشد، حل چالشهای جهانی را بدون مشارکت شرکتها غیر ممکن می دانند زیرا، بسیاری از سیاستمداران، به نوعی مدیران شرکتها نیز هستند و مسوؤلیت اجتماعی را از شرکتها خواهانند؛ مراکز علمی و دانشگاهیان نیز به مسوؤلیت اجتماعی شرکتها، از زاویه نقش شرکتها در توسعه یک کشور و حتی توسعه دموکراسی، تداخل وظایف، مسوؤلیتهای یک شرکت با حکومت و همپوشانیهای حاصل ازآن می نگرند.(والیس[3]،2003 ) به همین دلیل است که امروزه در جهان رقابت، موضوع مسوؤلیت اجتماعی شرکتها به پارادایمی غالب در حوزه اداره شرکتها تبدیل شده و مسوؤلیت اجتماعی دارای چهار بعد است .بعد اقتصادی، بعد قانونی، بعداخلاقی و بعد عمومی وملی .)بزرگی،1383 )
در ایران نیز مسوؤلیت اجتماعی شرکتها، در مفهوم سنتی خود در قالب مفاهیمی چون وقف و وامهای قرض الحسنه و … نمود یافته است، البته وقف به عنوان سنت اسلامی ملی ، عمدتا محدود به ساخت مدرسه و یا مسجد می شده است و تجاروصاحبان صنایع در ساخت و تامین هزینه های این اماکن مشارکت داشته اند .بسیاری از صاحبان سرمایه در راستای این مفهوم، کمک در زمان بیماری، ازدواج و تهیه مسکن را بر اساس باورهای مذهبی و اخلاقی عمدتا به عنوان مسوؤلیت و نقش اجتماعی خویش درقالبهای نیکوکارانه و مذهبی ایفا می کردند.(امیدوار،1384 :28)
اما مفهوم نوین و مدیریتی مسوؤلیت اجتماعی شرکتها در ایران در سالهای اخیر توسط صاحبان صنایع و بخش خصوصی، سازمانهای غیر دولتی و روشنفکران و دانشگاهیان مطرح گردیده است. و از طرف دیگر با شدت یافتن فضای رقابتی برای برخی صاحبان صنایع باعث گردید که بسیاری از شرکتهای برتر ایرانی به این مفهوم در فرایندهای مدیریتی خود توجه کنند .(حبیبی،49:1383) با مطرح شدن و به اعتقاد برخی کارشناسان، مد شدن گواهی نامه های کیفیت زیست محیطی ، گواهینامه های تعالی سازمانی[4] و سرآمدی مفهوم مسوؤلیت اجتماعی شرکتها در فرایندهای مدیریتی شرکتها جای گرفت. دریافت این گواهینامه ها علاوه بر اینکه شرکتها را به سمت بهره وری بیشتر سوق می دهد، برای شرکتها مزیت رقابتی نیز ایجاد می کند. شاید نیاز صنعتگران ایرانی به پیدا کردن شریک خارجی یکی از دلایل عمده حرکت صنایع به سمت مفهوم امروزی و مدرن مسوؤلیت اجتماعی شرکتها باشد که می توان آن را در قالب گواهینامه ها و تعالی سازمانی دید.
بنابراین شرکتها موفقیت وتداوم حیات خود را در گرو مسوؤلیت در برابر محیط اجتماعی می بینند در این صورت با رویکردی آینده نگر مسوؤلیت اجتماعی نه تنها سیاستی هزینه بر تلقی نخواهد شد، بلکه نوعی سرمایه گذاری انسانی و اجتماعی تلقی می شود. دراینجاست که کارایی اقتصادی، تنها مسوولیت شرکت تلقی نمی شود.)کلارکسون[5] ،1995)
بدین ترتیب در طول چندین سال گذشته شاهد آن هستیم که ، جامعه تجاری توجه زیادی را به مسوؤلیت شرکت ها معطوف نموده است، که این امر ورود روح نوآوری و مشارکت را در حل و فصل نمودن مسائل اجتماعی و زیست محیطی مهم به گونه ای که هم برای کسب و کار هم برای جامعه دارای ارزش باشد، را به دنبال داشته است .لذا از طرفی هم در سرتاسر دنیا ، دولتها با چالش های زیادی در مورد منابع جهت فراهم نمودن خدمت عمومی با کیفیت برای جوامع مواجه هستند . در نتیجه جهت فراهم نمودن خدمات عمومی ای که مکلف به ارائه آنها هستند به طور فزاینده ای به سمت مشارکت با بخش خصوصی و استفاده از مسوؤلیت اجتماعی ، پیش می روند. و از سوی دیگر شرکتها مسوؤلیت اجتماعی را به عنوان فرصتی برای تقویت کسب و کار خود می دانند و اینکه تنها از طریق یک جامعه سالم است که یک کسب و کار سالم و پایدار می تواند به حیات خود ادامه دهد .در عین حال با چالش بزرگ چگونگی اجرای آن مواجه هستند . بنابراین مشارکت هوشمندانه راه حلی است کارآمد برای رسیدن به اهداف مسوؤلیت اجتماعی و چنین گردش تمرکزی، فرصت های بیشماری را برای مشارکت به همراه خود به دنبال دارد، اولاً این مسأله همپوشانی بارزی را میان علایق بخش خصوصی و بخش عمومی و دولتی آشکار می نماید. و ثانیاً ، به دلیل اینکه بخش خصوصی به تنهایی دارای قابلیتها، دانش، ارتباطات یا اختیار برای انجام چنین سرمایه گذاری های استراتژیکی نیست. بایستی به سمت مشارکت و همکاری با بخش عمومی، دولتی و جامعه مدنی حرکت کند.
این مطلب را هم بخوانید :
از آنجا که سازمان بهزیستی کشور به عنوان سازمانی تخصصی و معتبر در ارائه خدمات پیشگیری، اجتماعی و توانبخشی به افراد در معرض آسیب، آسیب دیدگان اجتماعی و معلولین و در راستای توانمندسازی، ارتقای سلامت و کیفیت زندگی آحاد جامعه با توجه ویژه به کودکان، زنان و سالمندان نقشی موثر را در پیشرفت اجتماعی کشور ایفا می کند.. و به عنوان تنها متولی دولتی در بخش حمایتی در کشورمان با چالش جدی کمبود منابع جهت دستیابی به اهداف خود روبرو بوده است و در راستای رفع این معضل اقدامات پراکنده و فعالیتها و سرمایه گذاری های بسیاری را در زمینه آگاه سازی و جلب مشارکتهای شرکتهای دولتی و نیمه دولتی و در برخی موارد شرکتهای خصوصی به انجام رسانده است که ظاهرا بازخورد مناسبی متناسب با سرمایه گذاریهای انجام شده دریافت نکرده است. .لذا این پژوهش در صدد آن است که نقش مسوؤلیت اجتماعی شرکتها و تاثیر چهار بعد: اقتصادی، قانونی، اخلاقی و عمومی و ملی مسوؤلیت های اجتماعی، بر پیشبرد اهداف سازمان بهزیستی را بررسی نموده و به این سوال پاسخ دهد که آیا درک و اجرای مسوؤلیت اجتماعی و نیز تشویق و ترغیب شرکتها و سازمانها به رعایت مسوؤ لیت اجتماعی در پیشبرد اهداف سازمانی می تواند مؤثر باشد ویا تحلیل وارزیابی مسوؤلیت اجتماعی شرکتها برای سازمانهای خدماتی در تحقق اهداف و مأموریت هایشان فرصتهایی را فراهم خواهد ساخت ؟
لازم به ذکر است انتخاب این سازمان از میان انواع سازمان های مختلف به دلیل این است که سازمان بهزیستی کشور سازمانی است خلاق، هوشمند، دانش محور و پاسخگو که با ایجاد فرصتهای برابر برای تمامی گروه های هدف در دستیابی به خدمات مطلوب زمینه ارتقای توانمندی، بهبود سلامت و افزایش کیفیت زندگی جامعه را فراهم می آورد وهمچنین ارتباط بسیار نزدیکی است که مأموریت های این سازمان با آسیب ها و مسائل اجتماعی دارد و به نوعی با مسوؤلیت اجتماعی و اهداف آن گره خورده است .
1-3- ضرورت و اهمیت پژوهش
ارزشگذاری یک کار پژوهشی از دو منظر قابل ارزیابی است .بخشی از آن نیازهای شخصی یک دانشجو است که نوع نگاه خود به مسائل را به خواننده مطالب پژوهش ارایه می دهد و به نوعی نشان می دهد که ذهن او در دوران کسب علم و دانش مدیریت چگونه و با چه شاخص هایی شکل گرفته است و همچنین چه موضوعات و مطالبی دغدغه اصلی ذهن او را معطوف به خود داشته و از چه دیدگاهی به مسائل مورد علاقه خود می نگرد.بخشی دیگر با پیروی از دیدگاههای روشنگرانه است که اعتقاد دارد فعالیت علمی و پژوهشی می بایست هدفی غایی و ارزشمند را نیز که نفع عمومی و علمی داشته باشد را مد نظر قرار دهد .از آنجایکه مسوؤلیت اجتماعی شرکت به عنوان دستورالعملی برای کسب وکار اخلاقی در طی سال های اخیر رشد فزاینده ای داشته است وسعت این مفهوم و حرکت آن را می توان از تعداد کثیرانتشارات،کنفرانس ها و سازمان های فعال در این زمینه دریافت. ( دوان [6]،2005: 216) درگذشته به سختی ارتباطی میان مسوؤلیت اجتماعی شرکت و استراتژی دیده می شد و این دو به طور جداگانه مطرح می شدند، اما امروزه موفقیت هر سازمانی ترکیبی از ارتباط میان این دو است. (کارینا و سوفیا [7]،2008 : 23 )
لذا این پژوهش ضمن آنکه به چارچوبهای نظری در رابطه با مسوؤلیت اجتماعی شرکتها و نقش آن در پیشبرد اهداف سازمانهای خدماتی، حمایتی و رفاهی می پردازد الگویی کاربردی برای سازمان بهزیستی کشور درجلب مشارکت بخش های خصوصی و همچنین برای بنگاههای اقتصادی در جهت اجرا و بهره برداری از مسوؤلیت اجتماعی خواهد بود.
4-1 – اهداف پژوهش :
اهداف این پژوهش عبارتند از:
به عبارتی این پژوهش راهکاری دو جانبه است از یک طرف را ه را برای تحقق اهداف سازمان بهزیستی کشور به عنوان بزرگترین سازمان حمایتی دولتی مهیا می سازد و از طرفی شرکتها در یک مسیر نهادینه شده و نظام مند فعالیتهای خود را در مسیر مسوؤلیت اجتماعی به طور حرفه ای عرضه می نمایند. چراکه مسوؤلیت اجتماعی بر روی همه جنبه های عملکردی یک شرکت تأثیر می گذارد. به طور فزاینده، مشتری ها خواستار خریداری محصولات از شر کت هایی هستند که به آن ها اعتماد و اطمینان دارند. عرضه کنندگان خواستار شراکت با شرکت هایی هستند که می توانند به آنها تکیه کنند. کارمندان خواستار کار برای شرکتهایی هستند که به آنها احترام می گذارند. سرمایه گذاران بزرگ خواستار حمایت از شرکت هایی هستند که مسوؤلیت اجتماعی را می پذیرند و موسسات غیر انتفاعی و سازمانهای مردم نهاد خواستار کار با شرکت هایی هستند که راه حل های عملی را برای اهداف شرکت جستجو می کنند.(ورسر و چاندلر[8]،2006)
1-5 –فرضیه های پژوهش
1-6– کاربرد نتایج پژوهش
انتظار می رود حاصل این پژوهش با استفاده از نهادینه شدن مسوؤلیت اجتماعی در پیشبرد اهداف و ارایه خدمات با کیفیت به گروههای هدف و تولید ارزش برای مشتریان سازمانهای خدماتی و حمایتی به خصوص سازمان بهزیستی که با ارائه خدمات پیشگیری، توانبخشی، اجتماعی و آموزشی در راستای حفظ و ارتقای شاخص های سلامت و رفاه اجتماعی به منظور حمایت و توانمندسازی و ارتقای کیفیت زندگی افراد جامعه (گروه های هدف) فعالیت و نظارت می کند مؤثر باشد و بدین طریق گامی مؤثر در جهت حرکت به سوی ارتقای توجه به مسوؤلیت اجتماعی و تحلیل تاثیر گذاری ابعاد مختلف و نقش آن در پیشبرد اهداف سازمانهای خدماتی –حمایتی در کشور برداشته شود .
به عبارتی دیگر این پژوهش می تواند ارتباطی منطقی و بر مبنای رفتاری عقلانی و با بهره گیری از مشارکت هوشمندانه مناسبات فی ما بین سازمان بهزیستی کشور و بنگاههای اقتصادی و شرکتها را مدیریت کند. به عبارتی این پژوهش راهکاری دو جانبه است از یک طرف را ه را برای تحقق اهداف سازمان بهزیستی کشور به عنوان بزرگترین سازمان حمایتی دولتی مهیا می سازد و از طرفی شرکتها در یک مسیر نهادینه شده و نظام مند فعالیتهای خود را در مسیر مسوؤلیت اجتماعی به طور حرفه ای عرضه می نمایند. چراکه مسوؤلیت اجتماعی بر روی همه جنبه های عملکردی یک شرکت و یا یک بنگاه اقتصادی تاثیر می گذارد.
لذا این پژوهش با تحلیل تأثیر ابعاد مختلف مسوؤلیت اجتماعی هم برای دولت وسازمانهای خدماتی از جمله سازمان بهزیستی به خصوص در حوزه جلب مشارکتهای مردمی این سازمان و هم برای بنگاههای اقتصادی کاربرد خواهد داشت، به این معنی که سازمان و شرکتها از رویکرد اخلاقی تر و منسجم تر خود نفع می برد و جامعه و طرفهای ذینفع نیز نظر و برداشت بهتری از عملکرد و نقاط قوت سازمان و شرکتهاخواهند داشت.
1-7- روش پژوهش
روش پژوهش، مجموعه ای از قواعد، ابزار و راه های معتبر(قابل اطمینان) و نظام یافته برای بررسی واقعیت ها، کشف مجهولات و دستیابیبه راه حل مشکلات است(خاکی،1386).
روش های تحقیق و پژوهش را با معیارهای مختلف دسته بندی می کنندکه متداولترین آن “طبقه بندی برمبنای هدف” و “طبقه بندی بر مبنای روش ” است.
این پژوهش را می توان بر مبنای هدف، کاربردی و بر حسب روش،پژوهشی توصیفی و از نوع کمی دانست که به صورت همبستگی در ستاد سازمان بهزیستی کشورانجام می شود.
1-8 – تعریف واژگان کلیدی
اهداف[9] عبارت است از نتایج مورد انتظار ،شامل کار مشخص و قابل اندازه گیری در یک محدوده زمانی خاص و با هزینه ای معین. (الوانی ،1383)
مسوؤلیت اجتماعی[10] ” گریفن” و” بارنی”[11] مسوؤلیت اجتماعی را چنین تعریف کردند: مسوؤلیت اجتماعی، مجموعه وظایف و تعهداتی است که سازمان باید در جهت حفظ و کمک به جامعه ای انجام دهد که در آن فعالیت می کند.(رحمان سرشت و دیگران، 1385 )
“کتروومک داگلاس “[12]می گویند؛ مسوؤلیت اجتماعی از تعهدات مدیریت است که علاوه بر حفظ و گسترش منافع سازمان، در جهت رفاه عمومی جامعه نیز انجام می گیرد.(بزرگی،1384)
1-10 تعریف عملیاتی مفاهیم و واژهها ……………………………………………………………………………………………………………………. 7
1-11 خلاصه فصل …………………………………………………………………………………………………………………………………………………… 8
فصل دوم : پیشینه پژوهش
2-1مقدمه ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 9
2-2 پاداش ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….10
2-3مفهوم شناسی و اهمیت پاداش……………………………………………………………………………………………………………………….10
2-4 انواع پاداش……………………………………………………………………………………………………………………………………………………..11
عنوان صفحه
2-5سیستم های پاداش………………………………………………………………………………………………………………………………………….12
2-5-1 برنامه سهیم شدن در سود……………………………………………………………………………………………………………………………12
2-5-2 برنامه مزایای انعطاف پذیر…………………………………………………………………………………………………………………………..13
2-5-3 مرخصی………………………………………………………………………………………………………………………………………………………13
2-5-4 پرداخت مبتنی بر مهارت…………………………………………………………………………………………………………………………….13
2-6 نظام پرداخت پاداش از نظر گومز…………………………………………………………………………………………………………………..14
2-7مدیریت پاداش………………………………………………………………………………………………………………………………………………….15
2-8 مروری بر دسته بندی ها ی رایج نظام های پاداش و پرداخت……………………………………………………………………….16
2-9طراحی استراتژی های مدیریت پاداش………………………………………………………………………………………………………….. 17
2-10معیارهای پاداش…………………………………………………………………………………………………………………………………………..18
2-11 کارکردهای پاداش …………………………………………………………………………………………………………………………………………19
2-11-1 ﭘﺎداش،ﻣﻨﺒﻊاﺛﺮﺑﺨﺶﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ……………………………………………………………………………………………………………………19
2-11-2 ﭘﺎداش،واﺳﻄﻪایﺑﯿﻦﺳﺎزﻣﺎن وﮐﺎرﮐﻨﺎن …………………………………………………………………………………………………… 19
2-11-3 ﭘﺎداش،راﻫﯽﺑﺮایﻣﻮﻓﻘﯿﺖﻫﺎی اﻧﮕﯿﺰﺷﯽ ﭼﻨﺪﮔﺎﻧﻪ ……………………………………………………………………………………… 20
2-11-4 ﭘﺎداش،ﻣﻨﺒﻊﻧﻮآوری …………………………………………………………………………………………………………………………………20
2-11-5 ﭘﺎداش،ﻣﻨﺒﻊرﻗﺎﺑﺖ ………………………………………………………………………………………………………………………………….. 20
2-11-6ﭘﺎداش،ﻣﻨﺒﻊﺳﺎزﮔﺎریﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ………………………………………………………………………………………………………………….21
2-12 مدل پاداش سازمانی رابینز ………………………………………………………………………………………………………………………….21
2-13 تعریفرفتارشهروندیسازمانی …………………………………………………………………………………………………………………… 22
2-14 ابعاد رفتار شهروندی سازمانی ………………………………………………………………………………………………………………………27
2-15 پیامدهای رفتار شهروندی سازمانی …….. ……………………………………………………………………………………………..29
2-16 انواعرفتارشهروندىسازمانى ………………………………………………………………………………………………………………………29
2-17 عمدهترینعواملتاثیرگذاردربروزرفتارشهروندی ………………………………………………………………………………..30
عنوان صفحه
2-18 سایر ابعاد رفتار شهروندی سازمانی ………………………………………………………………………………………………………………32
2-18-1 نوع دوستی……………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 34
2-18-2 احترام و تکریم (نزاکت) ……………………………………………………………………………………………………………………………34
2-18-3 وجدان کاری(وظیفه شناسی) …………………………………………………………………………………………………………………. 34
2-18-4 آداب اجتماعی …………………………………………………………………………………………………………………………………………..34
2-18-5 جوانمردی ………………………………………………………………………………………………………………………………………………….34
2-19 مدل پژوهش ………………………………………………………………………………………………………………………………………………… 35
2-20 مطالعات پیشین …………………………………………………………………………………………………………………………………………… 36
2-20-1 تحقیقات داخلی ………………………………………………………………………………………………………………………………………..36
2-20-2 تحقیقات خارجی ………………………………………………………………………………………………………………………………………37
2-21 خلاصه فصل …………………………………………………………………………………………………………………………………………………..38
فصل سوم: روش پژوهش
3-1 مقدمه ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….39
3-2 روش پژوهش …………………………………………………………………………………………………………………………………………………..40
3-3 جامعه آماری ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………40
3-4 شیوه نمونه گیری و حجم نمونه……………………………………………………………………………………………………………………….40
3-5 روش جمع آوری داده ها ……………………………………………………………………………………………………………………………….. 40
3-5-1 اجزای پرسشنامه ………………………………………………………………………………………………………………………………………..41
3-5-2 تحلیل روایی پرسشنامه ……………………………………………………………………………………………………………………………….42
3-5-3 تحلیل پایایی پرسشنامه ……………………………………………………………………………………………………………………………. 43
3-6 روش تجزیه تحلیل اطلاعات …………………………………………………………………………………………………………………………..43
3-6-1 آزمون t تک نمونه ای………………………………………………………………………………………………………………………………….44
عنوان صفحه
3-6-2 آزمون t دو نمونه ای مستقل ………………………………………………………………………………………………………………………44
3-6-3 آزمون مقایسه میانگین چند جامعه(ANOVA) متغیرهای پژوهش………………………………………………………44
3-6-4 مدلسازی معادلات ساختاری……………………………………………………………………………………………………………………….44
3-6-5 برازش الگو………………………………………………………………………………………………………………………………………………45
3-7 خلاصه فصل……………………………………………………………………………………………………………………………………………………47
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها
4-1 مقدمه ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….48
4-2 توصیف آماری ویژگیهای جمعیت شناختی جامعه ……………………………………………………………………………………….49
4-2-1 جنسیت ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………. 49
4-2-2 سن ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..50
4-2-3 تحصیلات ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………51
4-3بررسی تفاوت میان متغیرهای پژوهش بر اساس متغیرهای جمعیت شناختی………………………………………………52
4-3-1 بررسی متغیرها بر اساس جنسیت پاسخ دهندگان (آزمون مقایسه میانگین دو جامعه)…………………………..52
4-3-2بررسی متغیر ها بر اساس سن…………………………………………………………………………………………………………………….53
4-3-3بررسی متغیر ها بر اساس میزان تحصیلات………………………………………………………………………………………………54
4-4 تجزیه و تحلیل توصیفی متغیرها…………………………………………………………………………………………………………………. 56
4-5آزمون نرمال بودن توزیع دادهها (آزمون کولموگوروف-اسمیرنوف)…………………………………………………………………57
4-6 آزمون های مربوط به تحلیل پایایی………………………………………………………………………………………………………………….57
4-6-1 تحلیل عاملی تأییدی مرتبه اول ………………………………………………………………………………………………………………. 57
4-6-2 آزمون مدل های پژوهش …………………………………………………………………………………………………………………………. 61
4-6-3 مدلهای اندازه گیری حاضر در مدل معادلات ساختار پژوهش ……………………………………………………………….. 61
4-6-4 مدل اندازهگیری پاداشهای سازمانی ……………………………………………………………………………………………………… 61
عنوان صفحه
-6-5 مدل اندازه گیری رفتار شهروندی سازمانی ………………………………………………………………………………………….. 62
4-7 تجزیه و تحلیل دادهها …………………………………………………………………………………………………………………………………. 64
4-7-1 آزمون مدل اصلی پژوهش برای بررسی فرضیه اصلی ……………………………………………………………………………. 64
4-7-2 آزمون مدل فرعی پژوهش ………………………………………………………………………………………………………………………. 66
4-7-3 آزمون فرضیه اصلی پژوهش بر اساس نتایج آزمون مدل معادلات ساختاری پژوهش ………………………….. 68
4-7-4 آزمون فرضیههای فرعی پژوهش بر اساس نتایج آزمون مدل فرعی ……………………………………………………… 68
4-7-5 بررسی اثرات غیر مستقیم متغیرها در مدل فرعی پژوهش …………………………………………………………………… 70
4-8 خلاصه فصل …………………………………………………………………………………………………………………………………………………… 71
فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادها
5-1 مقدمه………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………… 72
5-2 خلاصه فصول …………………………………………………………………………………………………………………………………………………… 73
5-3 نتایج حاصل از آمار استنباطی ………………………………………………………………………………………………………………………… 73
5-3-1 تجزیه و تحلیل فرضیه ها …………………………………………………………………………………………………………………………… 73
5-3-2 برازش مدل های معادلات ساختاری ………………………………………………………………………………………………………… 75
5-4 نتایج پژوهش ………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 76
5-4-1 تاثیر پاداش سازمانی بر رفتار شهروندی سازمانی ………………………………………………………………………………………. 76
5-4-2 تاثیر ابعاد پاداش های سازمانی بر رفتار شهروندی سازمانی………………………………………………………………………. 76
5-4-2-1 تاثیر پاداش های بیرونی غیر مالی بر نوع دوستی…………………………………………………………………………………. 77
5-4-2-2 تاثیر پاداش های بیرونی غیر مالی بر فضیلت مدنی ……………………………………………………………………………… 77
عنوان صفحه
5-4-2-3 تاثیر پاداش های بیرونی غیر مالی بر جوانمردی …………………………………………………………………………………… 77
5-4-2-4 تاثیر پاداش های بیرونی غیر مالی بر احترام و تکریم …………………………………………………………………………… 77
5-4-2-5 تاثیر پاداش های بیرونی غیر مالی بر وظیفه شناسی ……………………………………………………………………………. 78
5-4-3 تاثیر پاداش های بیرونی مالی بر ابعاد رفتار شهروندی ……………………………………………………………………………… 78
5-4-4 تاثیر پاداش های درونی بر ابعاد رفتار شهروندی ……………………………………………………………………………………… 78
5-5 پیشنهادهای پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 78
5-6 محدویدیت های پژوهش …………………………………………………………………………………………………………………………………. 79
5-7 پیشنهاداتی برای تحقیقات آتی………………………………………………………………………………………………………………………… 79
5-8 خلاصه فصل …………………………………………………………………………………………………………………………………………………… 80
پیوست شماره 1: پرسشنامه پژوهش ………………………………………………………………………………………………………………………. 81
پیوست شماره 2 : تحلیل آماری ……………………………………………………………………………………………………………………………… 85
منابع و ماخذ ………………………………………………………………………………………………………………………………….. 114
مقدمه
سازمان ها به مرور زمان درک کرده اند که دادن پاداش به نیروی کار می تواند تولیدات سازمان را به میزان زیادتری نسبت به پاداش داده شده افزایش دهد و سودی دو طرفه هم برای سازمان و هم برای منابع انسانی به ارمغان آورد. از این رو سازمان ها با تغییرات در نظام پرداخت و پاداش خود بر آن شدند که پاداش به کارکنان را مدیریت کنند تا نهایت بهره وری توسط پاداش را بدست بیاورند و منابع انسانی نیز درک کرد که با بهتر کار کردن می تواند عایدی خود از سازمان را افزایش دهد. بعدازارائهمفهومرفتارشهروندیسازمانیبهوسیلهباتمان[1]وارگان[2]درسال1983مطالعاتمتعددیدررابطهباارتباطرفتارشهروندیسازمانیباابعادمختلفعملکرد سازمانی و فردیانجامشد. سازمان ها با توجه به نظریه و مفاهیم جدید بر آن شدند تا مهمترین مزیت رقابتی خود یعنی منابع انسانی خود را بهبود بخشند. در این فصل ابتدا به بیان مسئله پژوهش و سپس به بیان کاربرد نتایج قابل پیش بینی میپردازیم . در ادامه اهداف و فرضیه های پژوهش رابیان میکنیم. سپس نوآوریها و ساختار کلی پژوهش را بیان میکنیم و در پایان به تعریف واژگان این پژوهش میپردازیم.
1-2بیان مساله
در بازار بسیار رقابتی امروز، نیاز سازمانها به حفظ منابع انسانی متخصص بیش از پیش آشکار شده و ارائه پاداش راهبردی درجهت وصول به این مهم است (ساندرز[3]، 2000). پاداش عبارتست ازپیامدهای ارزشمند مثبت کار برای افراد (شرمرهرن[4] 1993) یا به عبارت دیگر پاداش ارائه یک پیامد خوشایند برای انجام رفتاری مطلوب از فرد به منظور افزایش احتمال تکرار است (هلریگلو همکاران1995). پاداش از چنان اهمیتی در مباحث مدیریت برخوردار است که از آن به عنوان یکی از منابع قدرت مدیر تحت عنوان قدرت پاداش یاد می شود. منظور از قدرت پاداش استفاده از پاداشهای مختلف درونی و بیرونی به منظور کنترل عملکرد افراد است. به عبارتی، مدیر از قدرت پاداش به منظور تاثیرگذاری و کنترل رفتار زیردستان استفاده می کند (رابینز[5]، 1999). اصطلاح مدیریت پاداش نشانگر این است که مزایا و منافعی که به عنوان پاداش به کارکنان اعطا می شود را می توان مدیریت کرد. لذا مدیریت پاداش را می توان این گونه تعریف کرد: فرایند ایجاد و اجرای استراتژی هــا، خط مشی ها و سیستم هایی که به سازمان در نایل شدن به اهدافش ازطریق افزایش انگیزه و تعهد افراد کمک می کند (لاندی و کولینگ[6]، 2000). مدیریت پاداش باید براین اصل مهم بنا و استوار گردد که منبع نهایی ایجاد ارزش در سازمان کارکنان سازمان هستند. این به معنای آن است که فرایند پاداش باید به نحوی خلاق به نیازهای کارکنان و سازمان پاسخ دهد (جونز و گئورک[7]، 1999). لذا مدیریت پاداش بایستی به دنبال مطابقت سنجش از کار منابع انسانی و پرداختی های مختلف ازجمله پاداش به آنها باشد. به عبارت دیگر، پاداش به کارکنان بایستی در مطابقت با ارزشی که آنها در سازمان ایجاد می کنند، سنجیده شود (حاجی کریمی و رنگرز، 1379).
دو نوع پاداش اساسی وجود دارد: پاداشهای بیرونی[8]و پاداشهای ذاتی یا طبیعی[9].پاداشهای بیرونی عبارتند از پاداشهایی که از بیرون اداره شده و مستقیما توسط سازمان به فرد داده می شود و ذاتاً قابل لمس هستند ، که خود به دو دسته پاداش مادی و پاداش غیر مادی تقسیم می شوند.پاداشهای بیرونی غیرمادی عبارتند از: 1- مورد ستایش قرار گرفتن به طور رسمی[10] 2- ارتقا[11] 3- روایط اجتماعی ( احترام اجتماعی )[12] 4- شرایط فیزیکی مربوط به محیط کار[13] .
پاداشهای بیرونی مادی عبارتند از 1- مزایای جانبی[14] 2- دستمزدهای تشویقی[15] 3- پرداختهای سازمانی[16] . پاداشهای ذاتی یا طبیعی، که ذاتاً حالت شخصی دارد و به نوع و کیفیت کاری که فرد در سازمان انجام می دهد بستگی دارد، که خود به چند دسته تقسیم می شود : 1- مورد ستایش قرار گرفتن به طور غیر رسمی [17] 2- رضایت از کار[18] 3- جایگاه اجتماعی [19] (لوید[20] و همکاران 2010).
دنیای امروزی سراسر تغییر و دگرگونی است و در حال صنعتی شدن. این امر ضرورت نوآوری، انعطافپذیری، بهرهوری و پاسخگویی را برای بقا و موفقیت سازمانها بیشتر میکند. از این رو، استانداردهای جدیدی باید برای سازمانها تدوین گردد تا پاسخگوی چالشهای جهانی بوده و زمینه مناسبی را برای کارکنان فراهم کند تا بتوانند از مناسبترین مهارتها برخوردار باشند. از این رو، روانشناسان تأکید دارند کارکنان سازمانها باید فراتر از وظایف رسمی خود عمل کنند. با توجه به تعامل فراوان و رو در رو با مشتری و همچنین ماهیت خدمات، این مفهوم در بخشهای خدماتی اهمیت بیشتری دارد(گرگ و راستوگی[21]2006 (. یکی از مهارتهایی که میتواند به کارکنان در این راه کمک کند، رفتار شهروندی سازمانی است. این مقوله به رفتارهای فردی اشاره دارد که برخاسته از بصیرت افراد بوده و علاوه بر اینکه کارایی و اثر بخشی عملکرد سازمان را افزایش می دهند، مستقیم و به صورت صریح، از طریق سیستم رسمی پاداش تشویق نمی شوند ( بارنز و کارپنتر[22]2008 ). رفتار شهروندی سازمانی، حرکت کردن به ورای حداقل عملکرد مورد انتظار است (بارنز و کارپنتر 2008) . کوهن و ویگودا اهمیت رفتار شهروندی سازمانی را در تمام شکلهای سازمانی تأکید کرده و متذکر شدهاند که رفتار شهروندی سازمانی، اثربخشی سازمانی را به طرق مختلف بهبود میبخشد)کوهن[23](2004 .ارتارک نیز در اینباره معتقد است، رفتار شهروندی سازمانی به عنوان الگوی نوین رفتار کارکنان در سازمان، امروزه به عنوان رویکرد مدرن مدیریت نوین منابع انسانی در بسیاری از سازمانها مورد استفاده قرار گرفته است(ارتارک[24]2006) . به طور کلی، رفتار شهروندی،یک نوع رفتار ارزشمند و مفید است که افراد آن را به صورت دلخواه و داوطلبانه از خود بروز میدهند . رفتار شهروندی بخشی از وظایف رسمی فرد نیست، به این ترتیب، مطالعه و بررسی اینگونه رفتار افراد در سازمان بسیار مهم وضروری به نظر میرسد(اسلامی و سیار، 1386). بررسی این تعریفها نشان میدهد رفتارها در رفتار شهروندی سازمانی، کاملا داوطلبانه و فردی هستند. این بدین معناست که افراد برای اجرای این نوع رفتارها به طور رسمی پاداش دریافت نمیکنند و به علت اجرا نکردن آنها نیز مجازات و تنبیه نمیشوند. در واقع، رفتار شهروندی، افعال و اقدامهای ایثارگرانه و تمایل به از خودگذشتگی کارکنان به منظور تأمین آسایش و رفاه دیگران را تبیین میکند (میرسپاسی و معتمد گرجی، 1376)
محققان مؤلفههای گوناگونی را برای رفتار شهروندی سازمانی برشمرده اند. پرکاربردترین و مورد توافقترین ابعاد رفتار شهروندی سازمانی که بیشتر محققان در پژوهشهای خود به آنها استناد میکنند، عبارت است از: وظیفهشناسی ،جوانمردی، فضیلت مدنی، احترام و تکریم و نوع دوستی. ارگان(1998)مطرح کننده این پنج بُعد بوده است. ارگان (1998) بعد از برشمردن این ابعاد، یادآوری میکند که هر پنج بعد رفتار شهروندی ممکن است همزمان ظهور پیدا نکنند، مثلاً افرادی که تصور می شود دارای بعد وظیفه شناسی هستند ممکن است همیشه نوع دوست و فداکار نباشند و یا اینکه برخی از این ابعاد، مانندنوع دوستی و وظیفه شناسی تاکتیکی برای تحت فشار قرار دادن مدیران سازمان باشد . یعنی کارکنان سعی می کنند تا با انجام این اعمال بر روند تصمیمگیری مدیران سازمان برای ارتقا و یا اعطای پاداش به آنها ، تاثیر گذارند. در این حالت کارکنان سازمان از سرباز خوب بودن به هنر پیشه خوب برای سازمان تبدیل میشوند ( کاسترو[25] و همکاران،2004) .
با توجه به اهمیت رفتارهای شهروندی سازمانی، سازمان ها بر آن شدند که با تقویت این رفتارهای داوطلبانه بهرهوری کارکنان خود را بهبود بخشند. از این رو پاداش می تواند نقش به سزایی در تقویت این رفتارها داشته باشد. به دلیل اینکه پاداشهای سازمانی به عنوان یکی از قوی ترین ابزارهای انگیزشی منابع انسانی تا بدین لحظه شناسایی شده است و از انجا که پاداش را میتوان به اشکال مختلف به کارکنان پرداخت کرد، با مدیریت پاداش می توان به صورت غیر مستقیم بر رفتار شهروندی کارکنان نیز تاثیر گذاشت. مسئله مهم در پرداخت پاداشهای سازمانی مدیریت در مسیر درست برنامههای کوتاه مدت و استراتژیک سازمان است. در این راستا سازمانها می توانند با برنامه ریزی و مدیریت درست پاداشهای سازمانی، سازمان خود را به سمت موفقیت و کارایی بیشترسوق دهندو رفتار شهروندی سازمانی در این مسیر نقش بسیار تعیین کننده ای دارد. حال تعیین نوع پاداشی که دارای بیشترین تاثیر بر رفتار شهروندی سازمانی کارکنان را داشته باشد، به منابع انسانی آن سازمان بستگی دارد. با پژوهش های علمی میتوان به نوع پاداش در خواستی کارکنان که باعث افزایش تکرار رفتار شهروندی سازمانی آنها میشود، پی برد.
با توجه به مطالب گفته شده و اهمیت رفتارهای شهروندی سازمانی و افزایش نقش منابع انسانی در بهرهوری سازمان و اهمیت پاداشهای سازمانی به عنوان یکی از مهمترین ابزارهای انگیزشی کارکنان، در این پژوهش به تحلیل تاثیر پاداشهای سازمانی بر رفتار شهروندی سازمانی میپردازیم.
1-3 ساختار کلی پژوهش
پژوهش حاضر با شروع از ادبیات موضوعی حال حاضر در باب پاداش سازمانی و انواع آن و نظریههای موجود در مبحث رفتار شهروندی سازمانی شروع میشود. بعد از بیان ادبیات به توضیح مدل مفهومی مورد استفاده در پژوهش پرداخته میشود. فصل سوم با بیان جامعه آماری و روش پژوهش و نوع آن آغاز میشود و سپس با بیان تحلیل روایی و پایایی پژوهش ادامه مییابد و با روشهای آماری مورد استفاده در پژوهش پایان مییابد. فصل چهارم با تحلیل جمعیت شناختی آغاز میشود و بعد از تحلیل کامل پایایی پرسشنامه به نرمال بودن متغیرهای مورد استفاده در این پژوهش میپردازد و در پایان فصل به آزمون فرضیههای اصلی و فرعی پژوهش پرداخته میشود. در فصل پنجم به بیان نتایج حاصل از تحلیل آماری و فصل چهارم پرداخته میشود و پیشنهادهای کاربردی حاصل از یافته های پژوهش را ارائه میدهد و با نام بردن محدودیتهای پژوهش و پیشنهاداتی برای تحقیقات آتی پایان مییابد.
1-4اهمیت و ارزش پژوهش
پاداش های سازمانی منبع ایجاد انگیزه در کارکنان سازمان هستند و می توان گفت که در اثر بخشی منابع انسانی سازمان بسیار تاثیر دارد و اگر پاداشهای سازمانی در راستای اهداف کوتاه مدت و بلند مدت سازمان قرار بگیرد عملکرد سازمان را بهبود می بخشد . برای افزایش کارایی سازمان، بهبود رفتار شهروندی سازمانی امری اجتناب ناپذیر است . با مدیریت صحیح پاداش های سازمانی ، سازمان می تواند آن نوع از رفتارهای شهروندی سازمانی کارکنان که برایش از ارزش بیشتری برخوردار است را از حالت بالقوه به بالفعل تبدیل کرده یا آنها را تقویت کند . با تقویت رفتار های شهروندی سازمانی خاص ، سازمان می توان رفتار و عملکرد کارکنان در قبال سازمان و همکارانشان را بهبود بخشد و این به خودی خود باعث سود اوری سازمان می شود و این سود اوری در حالی اتفاق می افتد که سازمان هزینه اضافی صرف نکرده است بلکه با هدف مند کردن مسیر پاداشهای سازمانی و تقویت پاداشهای خاص ، که باعث بهبود رفتارهای شهروندی سازمانی مورد نظر سازمان است ، به این مهم دست می یابد. این به این معنی است که سازمان با همان میزان ورودی که قبلا وارد سیستم پاداش می کرد ، خروجی بیشتری به دست می اورد . این در واقع سازمان با بررسی تاثیر انواع پاداش بر رفتار شهروندی سازمانی خود می تواند یک سری از پاداشها که تاثیر زیادی بر هدف سازمان ندارند را حذف و در عوض یک سری پاداش ها را که بر رفتار شهروندی سازمانی تاثیر بیشتری دارند را تقویت کند تا بدین وسیله رسیدن به اهداف سازمانی تسهیل گردد. حال در ارتباط با فرودگاه بین المللی مشهد ، این امر اهمیتی دو چندان پیدا میکند . رفتار شهروندی سازمانی در فرودگاه بین المللی مشهد دارای حساسیت و اهمیت ویژه ای می باشد ، به علت اینکه اشتباهات در بحث پرواز دارای هزینه های بسیار زیادی ودر بعضی مواقع غیر قابل جبران است و سازمان می تواند با بهبود رفتار شهروندی کارکنان خود از تعداد اشتباهات خود کم کند و با سرمایه گذاری بسیار اندک از فجایع اسفناک جلوگیری به عمل اورد.
1-5کاربردهای پیشبینی شده نتایج پژوهش
از جمله کاربردهای پیشبینی شده این پژوهشمیتوان به موارد زیر اشاره کرد:
1- هدفمند کردن مدیریت پاداش برای اقزایش کارایی سازمان.
2- اطلاع از چگونگی تاثیر انواع پاداش بر ابعاد مختلف رفتار شهروندی سازمانی.
3- چگونگی بهبود ابعاد مختلف رفتار شهروندی سازمانی توسط مدیریت پاداش .
4- توانمند سازی مدیران برای تغییر هر چه بهتر رفتار شهروندی سازمانی کارکنان در راستای اهداف سازمان.
5- ارائه راهکارهایی در جهت ایجاد بستر مناسب برای جلوگیری از هدر رفتن استعدادهای ذاتی و پتانسیل های شخصیتی کارکنان وبالفعل کردن ابعاد بالقوه رفتار شهروندی سازمانی کارکنان .
1-6 نوآوریهای پژوهش
از جمله نواوریهای این پژوهشمیتوان به موارد زیر اشاره کرد:
1- تهیه پرسشنامه پاداش سازمانی بر اساس مدلهای متفاوت پاداش که مورد تایید صاحبنظران رفتار سازمانی و منابع انسانی میباشد
این مطلب را هم بخوانید :
2- بدست آوردن رابطه بین انواع پاداش سازمانی و ابعاد رفتار شهروندی سازمانی که تا بدین لحظه کسی آن را مورد توجه قرار نداده است.
1-7اهداف پژوهش
1-7-1 هدفاصلی
تعیینتاثیرانواعپاداشهایسازمانیبررفتارشهروندی سازمانیکارکنانفرودگاهبینالمللیمشهد .
1-7-2 اهداففرعی
1-8فرضیه های پژوهش
1-8-1 فرضیه اصلی
پاداشهای سازمانی بر رفتار شهروندی کارکنان فرودگاه بین المللی مشهد تاثیر دارد.
1-8-2 فرضیات فرعی
1-9تعریف واژه های پژوهش
پاداش سازمانی[26] : به جبران زحمتی که فرد در سازمان متحمل می شود، در ازای وقت و نیرویی که او در سازمان و به خاطر نیل به اهداف سازمان مصرف میکند، و به تلافی خلاقیت ابتکارات وی برای یافتن و به کارگیری رویه ها و روشهای کاری جدید تر و بهتر پاداش می گویند(سعادت ،1389، 253)
رفتار شهروندی سازمانی[27]: رفتارهایفردیایکهاختیاری وداوطلبانهوآگاهانهاندوبهطورمستقیموصریحبهوسیلهیسیستمهایپاداشسازمانیوسیستمهایارزیابیعملکردسازمانیشناسایینشدهاند،درمجموع،اثربسیارچشمگیریبراثربخشیسازمانیدارند (چین[28]و همکاران، 2009،121) .
فضیلت مدنی [29]: فضیلتمدنیبخشی از فضیلت است که مربوط به ارتباط بین کارکنان سازمان و سازمان می باشد و درکل به معنی است که کارمند نقش خود رابه عنوان یک کارمند خوب در سازمان ایفا کند و بر منافع جمعی تاکید کند تا منافع فردی خود ( بلانکن [30]،2012،10).
وظیفه شناسی[31]: وظیفه شناسی یکی از ابعاد شخصیتی است که در درجه اول مسئول سازماندهی و هدایت رفتار فردی است و به عنوان مسئول اخلاقی برای تلاش ، سخت کوشی ، پشت کار شناخته می شود ( امرسون و همکاران[32]:2012، 113).
احترام و تکریم[33] : یک از شاخص سنجش رفتار شهدوندی سازمانی است که بیان کننده نحوه رفتارافراد با همکاران، سرپرستان و مخاطبان سازمان است. (باتول[34] ، 2012 ، 284).
جوانمردی[35] : یک از شاخص سنجش رفتار شهدوندی سازمانی است که بیان کننده خوشنیتیکارکناندرتحملشرایطیکهایده آلنیست،بدونابرازشکایتاست( ضبحی و همکاران ، 2012، 6925).
نوع دوستی[36] : یک از شاخص سنجش رفتار شهدوندی سازمانی است که بیان کننده رفتارهای مفید و سودبخشی از قبیل ایجادصمیمیت، همدلی و دلسوزی میان همکاران اشاره دارد (باتول ، 2012 ، 284).
1-10تعریف عملیاتی مفاهیم و واژهها
پاداش های سازمانی: عبارت است از مجموعه امتیازاتی که افراد نمونه به سوالهای 1 تا 44 در پرسشنامه محقق ساخته در رابطه با پاداش های سازمانی پاسخ داده اند.
رفتار شهروندی سازمانی: عبارت است از مجموعه امتیازاتی که افراد نمونه به سوالهای 45 تا 62 در پرسشنامه استاندارد رفتار شهروندی سازمانی ارگان پاسخ داده اند.
فضیلت مدنی : عبارت است از مجموعه امتیازاتی که افراد نمونه به سوالهای 59 تا 62 در پرسشنامه استاندارد رفتار شهروندی سازمانی ارگان پاسخ داده اند.
وظیفه شناسی : عبارت است از مجموعه امتیازاتی که افراد نمونه به سوالهای 53 تا 56 در پرسشنامه استاندارد رفتار شهروندی سازمانی ارگان پاسخ داده اند.
احترام و تکریم: عبارت است از مجموعه امتیازاتی که افراد نمونه به سوالهای 57 تا 58 در پرسشنامه استاندارد رفتار شهروندی سازمانی ارگان پاسخ داده اند.
جوانمردی : عبارت است از مجموعه امتیازاتی که افراد نمونه به سوالهای 49 تا 52 در پرسشنامه استاندارد رفتار شهروندی سازمانی ارگان پاسخ داده اند.
نوع دوستی : عبارت است از مجموعه امتیازاتی که افراد نمونه به سوالهای 45 تا 48 در پرسشنامه استاندارد رفتار شهروندی سازمانی ارگان پاسخ داده اند.
1-11خلاصه فصل
قلمرو مکانی این پژوهش فرودگاه بین المللی مشهد می باشد. در این پژوهش فقط کارکنان رسمی این فرودگاه مورد بررسی قرار گرفته اند. در این فصل ، بعد از مقدمه مسئله پژوهشی بیان گردید و در آن با توجه به بررسی پیشینه و ادبیات موضوع تحقیق به ارائه توضیحاتی در مورد پاداش های سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی پرداخته شد و سپس به مسائلی که این پژوهش به آنها پاسخ میدهد پرداختیم. بعد از آن به بیان ساختار کلی پژوهش حاضر پرداختیم. سپس به بیان اهمیت تحقیق و کاربردهای پیشبینی شده پژوهش و همچنین نوآوریهایی که پژوهش حاضر انجام داده است پرداختیم و در پایان با بیان اهداف و فرضیههای پژوهش و تعریف واژگان پژوهش و تعریف عملیاتی واژگان پژوهش ب هاین فصل پایان دادیم.
فصل دوم :ادبیات و پیشینه پژوهش 13
مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………… 13
2-1- مروری بر ادبیات توانمندسازی کارکنان………………………………………………………….. 14
2-1-1- تاریخچه توانمندسازی………………………………………………………………………………. 15
2-1-1-1- عصر ماشین………………………………………………………………………………………….. 15
2-1-1-2- اوخر دهه 1700 و اوایل دهه 1800: صنایع بومی و سیستم کارخانه……………. 15
2-1-1-3- اواسط دهه 1800 و اویل دهه 1900: عصر مدیریت علمی………………………….. 16
2-1-1-4- اواسط دهه 1900: عصر سیستم……………………………………………………………… 16
2-1-1-5- دهه 1970و 1980: نیاز به تغییر بنیادین…………………………………………………. 16
2-1-1-6- دهه 1990: سازمان های توانمند کننده…………………………………………………… 17
2-1-2- مفهوم توانمندسازی ………………………………………………………………………………… 17
2-1-3- مزایای توانمندسازی………………………………………………………………………………… 19
عنوان صفحه
2-1-3-1- مزایای سازمانی…………………………………………………………………………………… 19
2-1-3-2- مزایای فردی……………………………………………………………………………………….. 20
2-1-4- موانع توانمندسازی…………………………………………………………………………………… 20
2-1-5- اصول توانمندسازی………………………………………………………………………………….. 22
2-1-6- فرآیند توانمندسازی………………………………………………………………………………… 23
2-1-7- دیدگاه های مختلف توانمندسازی………………………………………………………………28
2-1-7-1- توانمندسازی از دیدگاه عقلایی………………………………………………………………28
2-1-7-2- توانمندسازی از دیدگاه انگیزشی…………………………………………………………..28
2-1-7-3- توانمندسازی از دیدگاه فوق انگیزشی………………………………………………….. 29
2-1-7-4- توانمندسازی از دیدگاه روان – سیاسی………………………………………………… 30
2-1-7-5- توانمندسازی از دیدگاه روان – نمادین………………………………………………….. 31
2-1-7-6- توانمندسازی از دیدگاه رابطه (چند بعدی)…………………………………………….. 31
2-1-7-7- توانمندسازی از دیدگاه روانشناختی…………………………………………………….. 32
2-1-8- مدل های توانمندسازی……………………………………………………………………………. 34
2-1-8-1- مدل توماس و ولتهوس………………………………………………………………………….34
2-1-8-2- مدل باون و لاولر…………………………………………………………………………………..35
2-1-8-3- مدل کوئین و اسپریتزر……………………………………………………………………….. 35
2-1-8-4- مدل اسپریتزر………………………………………………………………………………………36
2-2- مروری بر ادبیات استراتژی مدیریت استعداد………………………………………………….37
2-2-1- روند پیدایش استراتژی مدیریت استعداد………………………………………………….. 39
2-2-2- فرآیند استراتژی مدیریت استعداد……………………………………………………………. 40
2-2-2-1- شناسایی و جذب استعداد…………………………………………………………………….. 41
2-2-2-2- انتخاب استعدادها……………………………………………………………………………….. 44
2-2-2-3- بکارگیری استعدادها…………………………………………………………………………… 46
2-2-2-4- توسعه استعدادها……………………………………………………………………………….. 47
2-2-2-5- نگهداری از استعداد…………………………………………………………………………… 48
2-2-3- ابعاد استراتژی مدیریت استعداد………………………………………………………………. 50
2-2-3-1- مدیریت عملکرد…………………………………………………………………………………. 50
2-2-3-2- پرورش کارکنان…………………………………………………………………………………..52
عنوان صفحه
2-2-3-3- ارتباطات…………………………………………………………………………………………….54
2-2-3-4- مسیرهای ارتباطی……………………………………………………………………………… 55
2-2-3-5- جو و فرهنگ باز………………………………………………………………………………… 55
2-2-3-6- پاداش و قدردانی……………………………………………………………………………….. 57
2-2-4- چالش های استراتژی مدیریت استعداد…………………………………………………….. 59
2-3- مدل پژوهش………………………………………………………………………………………………. 62
2-4- پیشینه و تاریخچه موضوع پژوهش………………………………………………………………..63
2-4-1- مطالعات انجام شده در داخل کشور……………………………………………………………63
2-4-2- مطالعات انجام شده در خارج کشور…………………………………………………………. 65
2-5- معرفی مختصر بانک پاسارگاد………………………………………………………………………. 68
خلاصه……………………………………………………………………………………………………………………70
فصل سوم: روش پژوهش 71
مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………….71
3-1- روش پژوهش………………………………………………………………………………………………..72
3-2- جامعه آماری………………………………………………………………………………………………..72
3-3- شیوه نمونه گیری و حجم نمونه……………………………………………………………………..72
3-4- روش های جمع آوری داده ها……………………………………………………………………….73
3-4-1- مطالعات کتابخانه ای……………………………………………………………………………….. 73
3-4-2- پژوهش های میدانی…………………………………………………………………………………73
3-5- پرسشنامه………………………………………………………………………………………………….. 74
3-5-1- اجزای پرسشنامه……………………………………………………………………………………..74
3-5-2- روایی پرسشنامه……………………………………………………………………………………..76
3-5-3- تعیین پایایی پرسشنامه…………………………………………………………………………. 76
3-6- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات……………………………………………………………………… 77
3-6-1- آزمون t تک نمونه ای………………………………………………………………………………78
3-6-2- آزمون t دو نمونه ای مستقل…………………………………………………………………….78
3-6-3-آزمون مقایسه میانگین چند جامعه( ANOVA)……………………………………… 78
3-6-4- مدل سازی معاملات ساختاری………………………………………………………………….78
عنوان صفحه
3-6-4-1- تحلیل عاملی( برازش الگوهای اندازه گیری)…………………………………………. 79
3-6-4-2- تحلیل مسیر……………………………………………………………………………………… 79
3-6-5- برازش الگو………………………………………………………………………………………………80
خلاصه …………………………………………………………………………………………………………………..81
فصل چهارم : تجزیه و تحلیل یافتهها 82
مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………82
4-1- یافتههای توصیفی……………………………………………………………………………………….. 82
4-1-1- توزیع فراوانی متغیر جنسیت در نمونه………………………………………………………..83
4-1-2- توزیع فراوانی متغیر سن پاسخدهندگان در نمونه………………………………………. 84
4-1-3- توزیع فراوانی متغیر سطح تحصیلات در نمونه…………………………………………… 86
4-1-4- توزیع فراوانی متغیر سمت سازمانی در نمونه………………………………………………87
4-1-5- توزیع فراوانی متغیر سابقه خدمت در نمونه………………………………………………..89
4-2- برآورد الگو………………………………………………………………………………………………….. 90
4-2-1- آزمون کولوگوروف- اسمیرنوف…………………………………………………………………..91
4-2-2- برآورد و آزمون الگو های اندازه گیری (الگوهای عامل تاییدی)…………………….91
4-2-3- نتایج تحلیل معادلات ساختاری…………………………………………………………………96
4-3- آزمون فرضیه های پژوهش……………………………………………………………………………101
4-3-1- تجزیه و تحلیل فرضیه ها………………………………………………………………………… 102
4-4- یافته های جانبی پژوهش……………………………………………………………………………..105
4-4-1- آزمون t تک نمونه ای……………………………………………………………………………….105
4-4-2- آزمون مقایسه میانگین دو جامعه مستقل………………………………………………… 106
4-4-2-1- تجزیه و تحلیل میانگین مدیریت استعداد بر اساس جنسیت………………….107
4-4-2- 2- تجزیه و تحلیل میانگین توانمندسازی براساس جنسیت……………………… 108
4-4- 3- آزمون مقایسه میانگین چند جامعه (ANOVA)……………………………………….109
4-3-3-1- مقایسه میانگین عاملها با توجه به سطح تحصیلات……………………………. 109
4-4-3-2- مقایسه میانگین عاملها با توجه به سن……………………………………………… 110
4-4-3-3- مقایسه میانگین عاملها با توجه به سابقه خدمت………………………………. 112
4-4-3-5- مقایسه میانگین عاملها با توجه به سمت سازمانی……………………………….114
خلاصه………………………………………………………………………………………………………………… 120
فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادها 121
مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………. 121
5-1- خلاصه پژوهش…………………………………………………………………………………………… 122
5-2- نتایج پژوهش………………………………………………………………………………………………122
5-2-1 تجزیه و تحلیل فرضیه ها…………………………………………………………………………..123
5-2-2- نتایج حاصل از یافته های جانبی…………………………………………………………….. 126
5-5- محدودیت های پژوهش………………………………………………………………………………127
5-6- پیشنهادها………………………………………………………………………………………………….128
5-6-1- پیشنهادهای مبتنی بر یافته های پژوهش در بانک پاسارگاد…………………….. 128
5-6-2 – پیشنهادهایی برای تحقیقات آنی……………………………………………………………132
منابع و مآخذ 133
پیوست ها 149
مقدمه
امروزه قدرت رقابتی ملت ها در کیفیت سرمایه انسانی آنهاست. سازمان ها با به کارگیری منابع مختلفی از قبیل منابع مالی، مادی، اطلاعاتی و انسانی در جهت تحقق اهداف و مقاصد خود حرکت می کنند. در این میان نیروی انسانی مهمترین منبعی است که همواره چرخ سازمان ها به دست آن می چرخد و پیشرفت و تداوم سازمان ها به میزان توانمندی و مدیریت استعدادهای موجود بستگی دارد. در محیط کسب و کار امروزی که رقابت روز افزونی بین سازمان ها برای حفظ بقا و افزایش بهره وری وجود دارد؛ سازمان های موفق در پی آن هستند که استراتژی ها و خط مشی ها و رویه های خود را به گونه ای بهبود بخشند که بتوانند استعدادهایی را که برای تداوم حیات اقتصادی ضروری است، جذب و حفظ نمایند؛ و آنها را توانمندتر سازند. بنابراین مسئله اساسی که امروزه سازمان ها با آن درگیر هستند تشخیص توانمندی های مورد نیاز خود و شناسایی استعداد های بالقوه مربوط به آن در بین کارکنان داخل و خارج سازمان است. از سال 1990 به بعد این مبحث مطرح شده است که سازمان ها با کارکنانی توانمند، متعهد، ماهر و دارای انگیزه بهتر خواهند توانست خود را با تغییرات وفق داده و رقابت کنند. در واقع توانمندسازی بر آن است که با ایجاد علاقه، انگیزش و آموزش، قابلیت ها و استعدادهای کارکنان را بپروراند و تحقق اهداف سازمان را بر عهده افراد توانمند بگذارد. شناسایی استعدادهای واقعی که با فرهنگ سازمان مطابقت و همخوانی داشته باشند؛ کار آسانی نیست. امروزه توانایی جذب و نگهداری استعداد های جدید به عنوان دو موضوع حیاتی برای مدیریت کارکنان درک می شوند.
در این فصل ابتدا به بیان مساله پژوهش پرداخته می شود؛ سپس ضرورت و اهمیت پژوهش و اهدافی که در پی دستیابی به آن می باشد؛ مورد بحث قرار گرفته می شود. در ادامه به فرضیه ها، قلمرو و پژوهش، روش پژوهش و کاربرد نتایج بیان گردیده و در نهایت تعاریف نظری و عملیاتی متغیر ها ارائه گردیده است.
1-1- بیان مسئله پژوهشی
دوره کنونی حیات بشری با تحولات و دگرگونی های شگفت انگیزی همراه است. سازمان ها به عنوان زیر مجموعه ای از حیات انسانی، باید برای بقا و بالندگی، خود را در رویارویی با این تحولات عظیم آماده نمایند؛ در غیر این صورت از گردونه دنیای رقابتی خارج می شوند. منظور از این آمادگی، آمادگی فناوری و تجهیزاتی نیست بلکه آنها باید کارکنان یعنی سرمایه اصلی و ارزشمند سازمان را آماده سازند. سازمان های مدرن پیشرفت خود را در گرو تغییرات می دانند و در تلاش هستند تا استعداد کارکنان خود را به سمت موفقیت نهایی هدایت کنند ( سوئیم[1] ، 2009 ).
از جمله سازمان های مهم که در امر توسعه پایدار نقش محوری داشته، صنعت بانکداری می باشد که برنامه های راهبردی آن می تواند در تحصیل اهداف کلان و توسعه کل جامعه موثر باشد. صنعت بانکداری در اقتصاد ملی هر کشوری به خصوص کشور ایران نقش به سزایی دارد؛ زیرا می تواند راه گشای مسائل اقتصادی باشد. و می توان گفت که تقریباً هیچ اقتصادی بدون وابستگی به این صنعت امکان بقا و حیات آن نیست. از آنجا که صنعت بانکداری یکی از مهمترین صنایع در حال رشد و توسعه یافته در کشور ایران می باشد؛ بنابراین لازم است سیاست های لازم جهت بقا، نگهداری و هر چه بارورتر کردن را شناخت و به کار برد. از آنجا که مشتریان صنعت بانکداری به وسعت تمامی افراد جامعه می باشند؛ بنابراین این صنعت باید با تمام قوا در جهت خدمت رسانی به این مشتریان فعالیت کند. به نظر می رسد که یکی از تکنیک های ضروری در جهت رسیدن به این هدف، داشتن کارکنان با انگیزه و توانمند می باشد. بنابراین سازمان هایی که می خواهند در دنیای پیچیده و پویای امروزی به حیات خود ادامه دهند باید این نیروی بالقوه را مهار کنند و مورد استفاده قرار دهند. بنابراین لازم است با شناخت ابعاد استراتژی مدیریت استعداد و توانمندسازی، گامی در جهت پیشرفت سازمان برداشت.
استراتژی مدیریت استعداد به عنوان یکی از مهمترین موضوعات استراتژیک سازمان، درحفظ برتری نسبت به رقبا نقش مهمی را ایفا می کند. مدیریت استعداد به عنوان نگرشی هوشمندانه به منظور جذب، پرورش و نگهداری افراد نخبه و استفاده از استعداد و شایستگی آنان به منظور تامین نیازها و اهداف حال و آینده سازمان می باشد( علامه و قاسم آقایی 1387). امروزه سازمانها بخوبی دریافته اند که به منظور موفقیت در اقتصاد پیچیده جهانی و نیز ماندگاری در محیط رقابتی کسب و کار، به داشتن بهترین استعدادها نیاز دارند. همزمان با درک نیاز به استخدام، توسعه و نگهداشت استعدادها، سازمانها دریافتهاندکه استعدادها منابعی بحرانی هستند که برای دستیابی به بهترین نتیجهها نیازمند مدیریت می باشند. مدیریت استعداد، به سازمان اطمینان می دهد که افراد شایسته، با مهارتهای مناسب، در جایگاه مناسب شغلی در جهت دستیابی به هدفهای مورد انتظار کسب و کار قرار دارند. به واقع مدیریت استعداد، شامل مجموعه کاملی از فرایندها برای شناسایی، بکار گیری و مدیریت افراد به منظور اجرای موفقیت آمیز استراتژی کسب و کار مورد نیاز سازمان است. این فرایندها که در چرخه حیات کارکنان موثرند، به سه حوزه اصلی تقسیم میشوند: جذب استعدادها، همسو سازی و نگهداشت استعدادها و توسعه استعدادها(تاج الدین ،2009). استراتژی مدیریت استعداد، فرایندها و ابزارهای مناسبی را برای حمایت و توانمندسازی مدیران فراهم می آورد. از این راه آنها در می یابند که از کارکنان خود چه انتظارهایی باید داشته باشند، که این امر موجب بهبود روابط کاری می شود. در نتیجه سازمان با سرمایه گذاری در مدیریت استعداد از یک سو، از یک نرخ بازگشت سرمایه بالا برخوردار میشود و از سویی دیگر، مجموعه استعدادهای گوناگون را در سازمان خواهد داشت. در چنین شرایطی سازمان از مزایای نیروی کار چابک و با انگیزه بهره می برد. مدیریت استعداد مجموعه ای از فرآیند ها ی طراحی شده است تا تضمین نماید که کارکنان در شغل های موجود درسازمان به طور مناسب گردش می کنند(چلوها و سواین[2] ،2005). استراتژی مدیریت استعداد شامل مولفه هایی همچون : 1. مدیریت عملکرد 2. پرورش کارکنان 3. پاداش و قدردانی 4. جو وفرهنگ باز سازمانی 5. ارتباطات می باشد( سوئیم ،2009).
توانمند سازی یک فرآیند تعاملی به هم پیوسته است؛ زیرا هر دوتیمی که قدرت کسب می کنند؛ صلاحیت به دست می آورند و آن را به کار می گیرد. توانمندسازی فردی و سازمانی، زمانی حاصل که کارکنان بتوانند سطح برتری خودشان را به دست آورند ( گیسلر[3]، 2005). همچنین توانمندسازی فرآیندی است که طی آن احساس افراد در مورد خود کارآمدی افزایش می یابد و این امر از طریق سازمان رسمی و یا تکنیک های غیر رسمی اعمال شود (سیبرت و دیگران ،2004). توانمند سازی شامل ابعادی از جمله 1. معنی دار بودن 2. شایستگی 3. خو دمختاری 4. موثر بودن 5. اعتماد
معنی دار بودن فرصتی است که افراد احساس کنند اهداف شغلی مهم و با ارزشی را دنبال می کنند؛ به این معنی که آنها احساس می کنند که وقت و نیروی آنها با ارزش است ( اپلبام و هانگر[4] ،1990). در واقع کارکنان ترجیح می دهند با کسانی کارکنند که ارزش های مشابهی با آنها داشته باشند. این امر به دلیل اطمینان خاطر افراد نسبت به حمایت های اجتماعی از سیستم ارزشی شان صورت می گیرد. متشابهاً زمانی که زیر دستان با اهداف بی معنی مواجهه می شوند شروع به دفاع از منافع کوته بینانه و محدود خود می نمایند (گریسلر ،2004).
شایستگی های شغلی، شامل دانش ها، توانایی ها، مهارت ها، نگرش ها، ویژگی های شخصیتی، انگیزه ها، ارزشهای اخلاقی، بهره هوشی یا سایر قابلیت های ادراکی یا حسی- حرکتی هستند که نسبتاً پایدار و قابل اندازه گیری بوده و علت عملکرد موفقیت آمیز محسوب می شوند و به طور معتبری می تواند آن را پیش بینی کنند(مقدسی ،91).
خود مختاری یا داشتن احساس حق انتخاب به آزادی عمل و استقلال کارمند در تعیین فعالیت های لازم برای انجام وظایف شغلی اشاره دارد. افراد توانمند در مورد کارهای خود احساس مالکیت می کنند؛ زیرا آنان می توانند تعیین کنند که کارها چگونه باید انجام شوند و با چه سرعتی پایان یابند. حق انتخاب جز اصلی خودمختاری به شمار می رود (هیل[5] ،2003). نتایج تحقیقات حاکی از این است که احساس قوی خودمختاری با ازخود بیگانگی کمتر در محیط شغلی، عملکرد شغلی بالا، سطوح بالاتر مشارکت شغلی و فشار کاری کمتر ارتباط دارد( بیلد[6]،2006) .
موثر بودن عبارت است از حدی که در آن فرد توانایی نفوذ در پیامدهای استراتژیک، اداری و یا عملیاتی در کار خود را دارا می باشند. موثر بودن با محتوای شغل در ارتباط است و از آن نفوذ می پذیرد. افرادیکه دارای احساس موثر بودن هستند؛ می کوشند به جای رفتار واکنشی در برابر محیط، تسلط خود را بر آنچه می بینند، حفظ کنند(ساسیادک[7] ،2006).
اعتماد سازمان باید فضای مثبت و روابط کاری دوستانه را بین کارکنان ایجاد کند و اعتماد بین مدیران و کارکنان را افزایش دهد(ساجدی ، امیدواری،1385). از نظر (رابینز،2006) ویژگی عمده سازمان هایی که عملکرد عالی دارند، اعتماد متقابل اعضاست. در عصری که روابط بین افراد و گروه ها شکننده و به سرعت در حال تغییر است، اعتماد موضوع محوری سازمان ها به منظور مدیریت کارآمد و اثر بخش پویایی های محیطی است که رشد و حیات آن ها را تضمین می نماید. با توجه به ضرورت پاسخگویی سریع به تحولات محیط متلاطم، ایجاد تیم های کاری هماهنگ یکی از وظایف مهم رهبران در سازمان ها می باشد که در واقع به معنی فرایند تزریق تدریجی و تشویق اعتماد در سازمان می باشد(طهماسبی،90). افراد توانمند ایمان دارند که در نهایت هیچ آسیبی در نتیجه اعتماد متوجه آنان نخواهد شد (وال[8] و دیگران ،2002). همچنین احساس اعتماد به افراد توانایی می بخشد ( گومژ[9]،2001). به علت اینکه اعتماد کننده به افراد اجازه می دهند که رشد یافته و فرهیخته شوند؛ توانمندی به شدت با احساس اعتماد پیوند می یابد.
بنابراین در این پژوهش به بررسی تاثیر استراتژی مدیریت استعداد بر توانمندسازی کارکنان بانک پاسارگاد شهر تهران خواهیم پرداخت تا بتوانیم راهگشایی برای مدیران جهت کشف و استفاده از استعدادها موجود در سازمان و خارج از سازمان باشیم.
1-2- اهمیت و ارزش پژوهش:
افراد فکور، مسئولیت پذیر و مبتکر که از عهده تصمیمات سریع و مهم بر می آیند؛ کمیابند و رقابت حریصانه سازمانها برای شکار این افراد همچنان گسترش داشته و خواهد داشت. در شرایط کنونی که سازمانها ناچار هستند در محیطی پویا فعالیت نمایند و عرصه های کسب و کار در رقابتی فزاینده و پیچیده قرار گرفته است. الزاماتی را پیش روی قرار داده است که بیش از پیش نیازمند سازگاری و انطباق با رویکردهای نوین هستند(ویلی4،2010). امروزه مدیریت افراد با استعداد و صیانت از مهاجرت آنان یکی از مسائل مشکل آفرین، فرا روی سازمان ها می باشد( کاپلی 2008 ). در حال حاضر مدیریت استعداد یکی از مهمترین موضوعات استراتژیک سازمان ها به حساب می آید. وجود نخبگان از هر لحاظ ضروری است و اغلب به عنوان یک استراتژی کلیدی در نگهداری برتری نسبی به حساب می آید. فگلی (2006) نیز جذب و نگهداشتن کارکنان با استعداد را به دلیل رقابت شدید و کمبود کارکنان با توانایی و مهارت بالا، از اولویت های اصلی سازمان های امروزی بر شمرده است. در دهه 1990 واژه ی (جنگ استعداد) برای اولین بار توسط شرکت مشاوره ای مکنزی مشاهده شد مبتنی بر اینکه سازمان هایی که در جذب و توسعه و نگهداری مدیران با استعداد، موفقتر هستند میزان سوددهی بیشتری دارند. همین امر سبب شد نگرش به افراد با استعداد برای سازمانها عوض شده و به آنها به دید یک منبع ایجاد مزیت رقابتی نگریسته شود. مدیریت استعداد به عنوان سیستمی برای شناسایی، استخدام، پرورش، ارتقا و نگهداری افراد مستعد، با هدف بهینه کردن توان سازمان به منظور تحقق نتایج کسب و کار، تعریف شده است. با توجه به تعریف مدیریت استعداد و در نظرگرفتن چرخه حیات کارکنان به عنوان مدلی برای یکپارچهسازی، مهمترین فرایندهای توسعه منابع انسانی، می توان دریافت که مباحث مرتبط به مدیریت استعداد در تمامی فرایندهای چرخه قابل استقرار است. منابع انسانی ارزشمندترین منابع سازمانها محسوب می شوند که با تلاش همگانی و ایجاد همگانی میان آنها و بکارگیری صحیح از آنان و دیگر اجزای سازمان می توان اهداف سازمانی را تحقق بخشید. این منابع دارای توانایی ها و قابلیت های بالقوه ای هستند که در محیط سازمانی به فعل تبدیل می شوند و دست یابی به این مهم نیازمند درک و شناخت کامل انسانها و فراهم کردن شرایط مناسب برای کار و تلاش است. یکی از مواردی که در این زمینه قابل بررسی است قراردادن افراد در جایگاههای مناسب با توانایی و تجارب و قابلیت آنها است. نیروی انسانی متخصص یکی از مهم ترین داده های یک اقتصاد نوین است. چرا که پیش نیاز هرگونه تغییر، تحول و تکامل اجتماعی– اقتصادی وجود انسان های اندیشمند و متحول است. شاید به همین دلیل است که دانشمندان منابع انسانی متخصص را بزرگترین دارایی و سرمایه اصلی یک جامعه می دانند(اسکات و ژافه 1375).
بنابراین سرمایه گذاری برای تربیت این سرمایه ها از اهمیت و اولویت خاصی برخوردار است. از دغدغه های مهم بنگاه های اقتصادی موفق جهان، گردآوری سرمایه انسانی فرهیخته و خردورزی است که قادر ایجاد تحول در سازمانی که به آن متعلقند باشند. استفاده از توانایی های بالقوه منابع انسانی برای هر سازمانی مزیتی بزرگ به شمار می رود . در این راستا رشد، شکوفایی و ارتقا توانمندی های کارکنان در سالیان اخیر تحت عنوان توانمندسازی کارکنان مورد توجه صاحبنظران و کارشناسان مدیریت منابع انسانی واقع شده است ( عبدالهی ،1383). امروزه مزیتی که سازمان ها برای پیشی گرفتن از یکدیگر دارند نه صرفاً در به کارگیری فن آوری جدید بلکه در بالا بودن اعتماد به نفس و میزان تعهد کارکنان به اهداف سازمانی نهفته است (شلتون[10] ،2002).
از دیدگاه کانگر و کاننگو دلایل شدید توجه مدیران به توانمند سازی می توان ناشی از عوامل زیر باشد:
مطالعات مهارت های مدیریت نشان می دهد که توانمندسازی زیر دستان بخش مهمی از اثربخشی سازمانی و مدیریتی است .
تجزیه و تحلیل قدرت و کنترل در سازمان ها حاکی از این است که سهیم کردن کارکنان در قدرت و کنترل اثربخشی سازمانی را افزایش می دهد.
تجربیات تشکیل گروه در سازمان دلالت بر این داردکه راهبردهای توانمند سازی کارکنان نقش مهمی در ایجاد و بقا گروه دارد.
لزوم شناخت استراتژی مدیریت استعداد توسط سازمان ها و نیاز شدید سازمان ها به کارکنان توانمند، بررسی تاثیر استراتژی مدیریت استعداد بر توانمندسازی کارکنان می تواند راهکارهایی برای گسترش افق دید در مدیریت بهینه منابع انسانی در اختیار سازمان قرار دهد.
اهداف پژوهش :
هدف اصلی :
تعیین تاثیر استراتژی مدیریت استعداد بر توانمند سازی کارکنان بانک پاسارگاد شهر تهران
اهداف فرعی:
1-3- فرضیه های پژوهش:
فرضیه اصلی :
استراتژی مدیریت استعداد بر توانمندسازی کارکنان بانک پاسارگاد شهر تهران تاثیر دارد.
فرضیه های فرعی :
1-4- کاربرد پژوهش :
مهمترین نتایج حاصل از این پژوهش عبارتند از :
1-5- قلمرو پژوهش
در این پژوهش قلمرو در رابطه با سه عامل موضوعی، مکانی، زمانی به شرح ذیل است:
قلمرو موضوعی:
موضوع اصلی پژوهش، تعیین تاثیر مدیریت استعداد بر توانمندسازی کارکنان بانک پاسارگاد شهر تهران است.
قلمرو زمانی:
این پژوهش در دوره زمانی بهمن 1391 تا مهر 1392 انجام و پرسشنامه ها در خرداد 92 تکمیل گردیده است.
قمرو مکانی:
قلمرو مکانی این پژوهش کارکنان بانک پاسارگاد شهر تهران است.
-6- روش پژوهش
این پژوهش از لحاظ هدف یک پژوهش توسعه ای کاربردی محسوب می گردد و از نظر ماهیت و روش بررسی توصیفی و از نوع رابطه ای است. با توجه به اینکه هدف این پژوهش تحلیل تعیین تاثیر استراتژی مدیریت استعداد بر توانمند سازی کارکنان بانک پاسارگاد شهر تهران میباشد، کارکنان بانک مذکور جامعه آماری این پژوهش را تشکیل میدهند.
نمونه گیری انواع گوناگونی دارد و روشی که در این پژوهش مورد استفاده قرار گرفته است روش نمونه گیری تصادفی میباشد.
در کل بیش از 300 عدد پرسشنامه توزیع گردید، که از این تعداد نهایتاً 292 پرسشنامه معتبر برگشت داده شد که بر اساس فرمول حجم نمونه در بازه مورد نظر قرار دارد و برای انجام تجزیه و تحلیل به روش مدلسازی معادلات ساختاری مناسب می باشد.
مهمترین روشهای گردآوری داده ها در این پژوهش بدین شرح است :
مطالعات کتابخانهای
این مطلب را هم بخوانید :
در این قسمت جهت گردآوری اطلاعات در زمینه مبانی نظری و ادبیات پژوهش موضوع، از منابع کتابخانهای، مقالات، کتابهای مورد نیاز و نیز از منابع اینترنتی استفاده شده است.
پژوهش های میدانی
در این قسمت به منظور جمعآوری دادهها و اطلاعات برای تجزیه و تحلیل از پرسشنامه استفاده می گردد. در این پژوهش جهت سنجش متغیر مدیریت استعداد از پرسشنامه استاندارد سوئیم (2009) و جهت سنجش متغیر توانمند سازی از پرسشنامه استاندار اسپریتزر و گرتچمن (1995) و میشرا (1994) استفاده شده است.
1-8-1- تعریف نظری واژه ها
استراتژی مدیریت استعداد[11]: تلاشی برای جذب، توسعه و نگهداری بهترین و بیشترین افراد نخبه در سازمان و استفاده از استعداد و شایستگی آنان به منظور تامین نیازها و اهداف حال و آینده سازمان می باشد( روزول،2010).
مدیریت عملکرد[12]: مدیریت عملکرد یک رویکرد استراتژیک و یکپارچه است که به وسیله بهبود عملکرد و توسعه ظرفیت افراد یک تیم به افزایش اثربخشی سازمان ها می پردازد(آرمسترانگ ،2009).
ارتباطات [13]: ارتباطات به معنای تبادل اطلاعات و ایده های سازمان می باشد ( آرمسترانگ 2010) . وجود ارتباط سالم در سازمان به کارکنان اجازه می دهد تا در مورد شیوه های درست انجام کار آگاهی حاصل نموده و حوزه هایی که نیاز به بهبود داند را تشخیص داده و اصلاح نمایند. همچنین از طریق ارتباطات می توانند اولویت های سازمانی را شناخته و از توقعات سازمان و سرپرستشان درک بهتری به دست آورند ( اسمیتر و لاندن 2009 ) .
جو و فرهنگ باز [14]: ویژگی های درونی نسبتاً پایدار و احساس و ادارک جمعی افراد از ان ویژگی ها، خصوصیاتی هستند که جو سازمانی را تعریف می نمایند ( علیخانی 1388). هولورکی(2002) بیان می دارد که اعتماد به افراد سازمان، آزادی عمل، تشویق افراد به نوآوری و حمایت از ریسک پذیری از ناحیه مدیران راس هرم سازمانی و ایجاد جو سازمانی مطلوب، موجب تلاش بیشتر افراد برای کسب، خلق، توسعه و تسهیم فرهنگ یادگیری در سازمان می گردد و بدین ترتیب موجبات پرورش کارکنان مستعد و افزایش تعهد کارکنان نسبت به سازمان را فراهم نموده و عملکرد سازمان را بهبود می بخشند .
پاداش و قدردانی :[15] سازمان ها از طریق استراتژی ها، خط مشی ها و فرایندها ارزش کارکنان خود را تعیین می نمایند و بر طبق مصوبات افرادی را که برای دستیابی به اهداف سازمان همکاری نموده اند را شناسایی و تشویق می کنند( آرمسترانگ 2010).
پرورش کارکنان[16] : تلاشی برای به روز رسانی دانش ، مهارت و توانایی کاکنان است ( سوئیم ،2009).
توانمدسازی [17]: یک عامل انگیزشی درونی است که منعکس کننده نقش فعال کارکنان در سازمان می باشد( ریو و بیارز،2003)
معنی دار بودن[18] : افراد توانا برای اهداف شغلی بر مبنای ایده آل ها و استاندارد های شخصی ارزش قائل هستند ، در نظام آموزشی آنها کار مهم تلقی می شود و از مشارکت در فعالیت های سازمان احساس مهم بودن می کنند.( تابز و ماس ،2000).
موثر بودن[19] : کارکنان توانمند باور دارند که با انجام وظایف شغلی می توانند نقش مهمی در جهت تحقق اهداف سازمان داشته باشند ، بر نتایج و پیامد های شغلی کنترل دارند، بر آنچه که اتفاق می افتد تاثیر می گذارند و موانع و محدودیت ها را کنترل می کنند ( لوسیر، 2002).
شایستگی[20] : افراد توانا احساس می کنند برای انجام وظایف به طور موفقیت آمیز توانایی لازم را دارند. یعنی اینکه فرد به داشتن توانایی برای انجام دادن یک کار خاص به شکل مطلوب باور داشته باشد (مورهد و گریفین ،2001).
خود مختاری [21]: کارکنان توانمند احساس می کنند که در انجام وظایف استقلال دارند، می توانند در مورد فعالیت های شغلی تصمیم بگیرند و اختیارات لازم را برای تعیین چگونگی، زمان و سرعت انجام وظایف دارند ( وسچیو، 2000).
اعتماد [22]: دانش یا عقیده است که اعتماد شونده انگیزه یا محرکی دارد برای انجام دادن عملی که متعهد به انجام آن است، افراد توانا باور دارند که با آنها منصفانه و صادقانه رفتار می شود، اطمینان دارند که پیامد های نهایی وظیفه، صحیح و خوب است دارای حس ایمنی شخصی هستند (اتکینسون و باتچر، 2002).
1-8-2- تعریف عملیاتی متغیرها
استراتژی مدیریت استعداد: استراتژی مدیریت استعداد در این پژوهش، مجموعه امتیازی است که افراد نمونه در هریک از ابعاد پنج گانه آن از نظر سوئیم با پر کردن پرسشنامه به دست می آورند.
ارتباطات: با مجموعه امتیازی که افراد نمونه به سئوال های 1،2،3،4،5 داده اند، برآورد می گردد.
پرورش کارکنان: با مجموعه امتیازی که افراد نمونه به سئوال های 6،7،8،9،10،11،12،13،14 داده اند، برآورد می گردد.
پاداش و قدردانی: با مجموعه امتیازی که افراد نمونه به سئوال های 12،15،16 داده اند، برآورد می گردد.
مدیریت عملکرد: با مجموعه امتیازی که افراد نمونه به سئوال های 3،17،18،19،20،21،22 داده اند، برآورد می گردد.
جوّ و فرهنگ باز: با مجموعه امتیازی که افراد نمونه به سئوال های 23،24،25،26،27،28،29،30 داده اند، برآورد می گردد.
توانمندسازی کارکنان: توانمندسازی کارکنان در این پژوهش، مجموعه امتیازی است که افراد نمونه در هریک از ابعاد پنج گانه آن از نظر اسپریتزر و گرتچمن و میشرا با پر کردن پرسشنامه به دست می آورند.
معنی دار بودن: با مجموعه امتیازی که افراد نمونه به سئوال های 40،41،42داده اند، برآورد می گردد.
موثر بودن: با مجموعه امتیازی که افراد نمونه به سئوال های 37،38،39داده اند، برآورد می گردد.
شایستگی: با مجموعه امتیازی که افراد نمونه به سئوال های 31،32،33داده اند، برآورد می گردد.
خود مختاری: با مجموعه امتیازی که افراد نمونه به سئوال های 34،35،36داده اند، برآورد می گردد.
اعتماد: با مجموعه امتیازی که افراد نمونه به سئوال های 43،44،45 داده اند، برآورد می گردد.
خلاصه
در این فصل ابتدا به تشریح مفهوم استراتژی مدیریت استعداد و توانمندسازی کارکنان پرداخته شد. سپس شرح و بیان مسئله و اهمیت آن ذکر گردید. در ادامه اهدافی که انتظار می رود از انجام پژوهش حاصل
2-3-1- کیفیت ارتباط با مشتریان……………….. 12
2-4- مدیریت ارتباط با مشتری ………………… 14
2-4-1- تعاریف مدیریت ارتباط با مشتری………….. 15
2-2-2- اهمیت مدیریت ارتباط با مشتری و اهداف آن .. 16
2-4-3- مزایای مدیریت ارتباط با مشتری…………. 17
2-4-4- چالش های توسعه مدیریت ارتباط با مشتری….. 17
2-4-5- آماده سازی سازمان برای تغییر و پیاده سازی مدیریت ارتباط با مشتری 18
2-5- بانک ها و مدیریت ارتباط با مشتری………… 19
2-6- الگوهای مدیریت ارتباط با مشتری………….. 21
2-6-1- ویلسون، ایوانس و لاسکین، پروتیار و شث……. 21
2-6-2- ریچهلد………………………………. 21
2-6-3- الیگوی وان…………………………… 21
2-6-4- وینر………………………………… 21
عنوان صفحه
2-6-5- لیندگرین…………………………….. 22
2-6-6- چن و پوپوویچ…………………………. 22
2-6- 7-کاری و کولو………………………….. 22
2-6-8- دونالدسان و اوتول…………………….. 22
2-6- 9- باتل……………………………….. 22
2-2-10- جیسون………………………………. 22
2-6-11- سین و همکارانش……………………… 22
2-6-12- آتوس……………………………….. 23
2-6-13- گارتنر……………………………… 23
2-6-14- شرکتهای برتر(بهروش)…………………. 23
2-6- 15-مدل مربوط به مجمع توسعه و شهرسازی سنگاپور. 24
2-6-16 گروه M.POLO…………………………. 24
2-6-17- مدل مفهومی استراتژی مدیریت ارتباط با مشتری وندی کلوز 24
2-6-18- مندوزا و همکاران……………………. 24
2-6-19- مدل صنیعی منفرد و همکاران……………. 25
2-6-19-1- چشم انداز، راهبرد و هدف……………… 28
2-6-19-2- معماری داده و اطلاعات………………… 29
2-6-19-3- معماری فرآیند………………………. 30
2-6-19-4- معماری فناوری……………………… 31
2–6-19-5- سنجه های ارزیابی………………….. 32
2-7- پیشینه پژوهش………………………….. 35
2-7-1- مطالعات داخلی……………………….. 35
2-7-2- مطالعات خارجی………………………… 37
2-8- خلاصه فصل …………………………….. 39
فصل سوم: روش پژوهش
3-1- مقدمه…………………………………. 40
3-1- روش پژوهش……………………………… 41
3-2-1- متغیرها و الگوی پژوهش…………………. 41
3-3- معرفی اجمالی مکان پژوهش…………………. 41
3-4- جامعه آماری……………………………. 41
3-5- شیوه نمونهگیری و حجم نمونه………………. 42
عنوان صفحه
3-6- روشهای جمعآوری داده ها………………….. 42
3-6-1- اجزای پرسشنامه……………………….. 42
3-6-2- روایی پرسشنامه……………………….. 43
3-6-3- تعیین پایایی پرسشنامه…………………. 44
3-7- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات……………………………………………………………………………………………………44
3-8- خلاصه فصل………………………………. 45
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها
4-1- مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………. 46
4-2- یافتههای توصیفی……………………….. 47
4-2-1- توزیع فراوانی متغیر جنسیت در نمونه…….. 47
4-2-2- توزیع فراوانی متغیر وضعیت تاهل پاسخدهندگان در نمونه 48
4-2-3- توزیع فراوانی متغیر سن پاسخدهندگان در نمونه 49
4-2-4- توزیع فراوانی متغیر سطح تحصیلات در نمونه… 50
4-2-5- توزیع فراوانی متغیر رشته تجصیلی در نمونه… 51
4-2-6- توزیع فراوانی متغیر سابقه کار در نمونه…. 52
4-2-7- توزیع فراوانی متغیر سمت در نمونه………. 53
4-2-8- شاخص های توصیف داده…………………… 54
4-3- آمار استنباطی………………………….. 54
4-3-1- آزمون تحلیل عاملی تأییدی پرسشنامه………. 54
4-3-2- آزمون کولموگوروف – اسمیرنوف……………. 57
4-3-3- پاسخگویی به سؤال های پژوهش……………. 58
4-3-3-1- پاسخ به سؤال اول پژوهش……………… 58
4-3-3-2- پاسخ به سؤال دوم پژوهش………………………………………………………… 64
4-3-3-3- پاسخ به سؤال سوم پژوهش………………. ………………………………………….. 71
4-4- یافته های جانبی پژوهش………………………………………………………… 82
4-4-1- آزمون مقایسه میانگین دو جامعه مستقل………………………………………………………… 82
4-4-1- 1- تجزیه و تحلیل میانگین عاملها براساس جنسیت 83
4-4-1-2- تجزیه و تحلیل میانگین عاملها براساس تأهل………………………………………………………. 84
4-4-2- آزمون مقایسه میانگین چند جامعه………… 85
4-4-2-1- مقایسه میانگین عاملها با توجه به سن….. 85
4-4-2-2- مقایسه میانگین عاملها با توجه به تحصیلات. 86
عنوان صفحه
4-4-2-3- مقایسه میانگین عاملها با توجه به رشته تحصیلی 87
4-4-2-4- مقایسه میانگین عاملها با توجه به سمت…. 87
4-4-2-5- مقایسه میانگین عاملها با توجه به سابقه کار 88
4-5- خلاصه فصل………………………………. 89
فصل پنجم : نتیجه گیری و پیشنهاد ها
5-1- مقدمه…………………………………. 90
5-2- نتایج پژوهش……………………………. 91
5-2-1- نتایج سؤال اول……………………….. 91
5-2-2- نتایج سؤال دوم ………………………. 91
5-2-3- نتایج سؤال سوم……………………….. 92
5-3- محدودیت های پژوهش………………………. 94
5-4- پیشنهادهای مبتنی بر یافته ها…………….. 94
5-5- پیشنهادهایی برای پژوهش های آینده…………. 97
پیوست 1 : پرسشنامه………………………….. 98
پیوست 2 : خروجی نرم افزار…………………… 104
منابع……………………………………… 1
در دنیای رقابتی امروز، اعتبار یک سازمان موفق، بر پایه روابط بلندمدت و اثربخش با مشتریان بنا میشود. از این رو، مشتری و جلب رضایت و وفاداری او رمز موفقیت هر سازمان وضامن بقای اوست.یکی از اصول مهم مشتری محوری، ایجاد و حفظ رابطهای مؤثر، مستمر و مناسب با مشتریان است. بنابراین چگونگی و ماهیت این ارتباط اهمیت فراوانی دارد. مدیریت ارتباط با مشتری نظامی است که سعی بر آن دارد کلیه فرآیندها و منافع هر دو طرف(مشتری و سازمان) را سامان بخشیده و راهبری کند.
در این فصل به بررسی کلیات پژوهش پرداخته شده است. ابتدا مسأله پژوهشی تشریح شده، سپس اهمیت و ارزش پژوهش بیان گردیده و در ادامه به بیان کاربرد آن درشعب بانک سینا در اصفهان پرداخته شده است. اهداف پژوهش حاضر و فرضیههای پژوهش مورد ملاحظه قرار گرفته و با توجه به اینکه هر پژوهشی دارای قلمرویی میباشد قلمرو موضوعی، مکانی و زمانی پژوهش مشخص گردیده است. تعریف واژگان کلیدی پژوهش تکمیل کننده این بخش است.
امروزه اهمیت ارتباط با مشتریان بیش از پیش در موفقیت سازمانها در دستیابی به اهدافشان نمود پیدا کرده است. رابطه ای که تک تک مشتریان، با نیازهای منحصر به فردشان در آن لحاظ شوند، شکل گیری رضایت، وفاداری و رابطه بلندمدت به دنبال دارد، که با رقابتی که امروزه شاهد آن هستیم، مزیتی بسیار ارزشمند به شمار می آید، و ماحصل آن برای یک بانک، سهم بازار و سود آوری بیشتر است. هر مشتری نیازهای خاصی دارد و برای سازمان نیز مزایایی ایجاد می نماید، توجه به این نیازها و مزایا و سفارشی نمودن خدمات و محصولات متناسب با آنها مزایای بی شماری دارد.
هدف مدیریت ارتباط با مشتری برقراری ارتباطی نزدیک تر و عمیق تر با مشتریان و ایجاد انعطاف لازم برای تغییر رفتار سازمان نسبت به علایق و نیازمندی های فردی هر مشتری است و این کار مستلزم طراحی و پیاده سازی سیستم های مدیریت ارتباط با مشتری است. طراحی که پیادهسازی این سیستم را نظاممند و موفق تر نماید. همچنین ارتباط پویا و با اهمیت با مشتریان میبایست با توجه به شیوههای کارآمد و بر اساس برنامه ها و فرآیندهایی مدون و مطابق با اهداف، امکانات و سیاستهای سازمان، برنامهریزی شده و اجرا گردد.
تعیین چشم انداز و راهبرد در طراحی الگو ، به عنوان گام نخستین یعنی تعریف مدیریت ارتباط با مشتری، تعیین اهداف ، و ترسیم تصویری از آنچه سازمان می خواهد به آن برسد می باشد که توسط یک رهبر انجام می شود. سازمان نیازمند یک چشم انداز استراتژیک در خصوص مدیریت ارتباط با مشتری است.
معماری دانش، اطلاعات و داده ها فرآیندی است که در طراحی این سیستم جایگاه مهمی دارد، چرا که در مدیریت ارتباط با مشتری لازم است که مشخص شود چه داده ها و اطلاعاتی باید جمع آوری شود و فرآیند های بعدی بر مبنای این فرآیند صورت می گیرد. معماری سیستم اطلاعاتی شامل مدیریت داده ها و اطلاعات و دانش می شود. ساختار مؤلفه های سیستم، روابط آنها با یکدیگر و اصول و شیوه های حاکم بر طراحی آنها با هدف پشتیبانی از کسب و کار را ارایه می نماید.
برای تعریف معماری فرایند در مدل های مدیریت ارتباط با مشتری باید نگاهی به شالوده سلسله مراتبی این مدل ها داشته باشیم. در یک سازمان پس از تعیین چشم انداز و راهبردهای تحقق آن، هدف های نهایی از طراحی سیستم مشخص می گردد. در مرحله بعد لازم است داده ها و اطلاعاتی که از ما به مشتری یا از مشتری به ما انتقال یابد شناسایی و مشخص شوند. در این مرحله است که با تعریف معماری فرایند سازمان ، اطلاعات و دانش بدست آمده در مرحله قبل پردازش می گردد و نهایتا خروجی آن مشخص می شود. به عبارت دیگر مسیر جریان داده ها و اطلاعات لازم است بر مبنای معماری فرایند مشخص شوند.
معماری فناوری مبین فناوری های مورد نیاز جهت پیاده سازی برنامه های کاربردی و زیرساخت های فنی مورد نیاز برای ایجاد فضای مناسب برای استقرار سیستمهای اطلاعاتی است. سلسله مراتب و روند توسعه این سه سطح از معماری در دستیابی به معماری سیستم های اطلاعاتی به ترتیب با معماری اطلاعات آغاز گشته و با معماری برنامه های کاربردی ادامه می یابد و به معماری فناوری ختم می گردد.
آخرین مرحله در طراحی یک مدل مدیریت ارتباط با مشتری تعیین سنجه هایی است برای ارزیابی عملکرد آن که به موجب آن اصلاحات صورت می گیرد.
سودمندترین و مناسبترین استراتژی برای بانکها و همچنین بانک سینا مشتری مداری است که از اهداف مهم این بانک در نظر گرفته شده است. در حقیقت بنیان و اساس نظام بانکی، مشتری است. بانک سینا با استفاده از مدیریت ارتباط با مشتری می تواند چرخه فروش و خدمت رسانی را کوتاهتر نماید و وفاداری مشتری ، روابط نزدیکتر و درآمد را افزایش دهد. سیستم مدیریت روابط با مشتری می تواند کمک کند تا مشتریان موجود حفظ شوند و مشتریان جدیدی جذب شوند. از سوی دیگر یک سیستم مدیریت ارتباط با مشتری که ویژگیها، ساختار و بافت سازمان در طراحی آن دخیل باشد، فواید آن سیستم را بیشتر و از احتمال شکست آن میکاهد. خلأ پیاده سازی نظام مند سیستم مدیریت ارتباط با مشتری که از نگاه تک بعدی، نادرست و سلیقه ای به این سیستم جلوگیری می نماید، در پیاده سازی این سیستم احساس می شود.
با توجه به لزوم پیاده سازی مدیریت ارتباط با مشتری، این پژوهش قصد دارد تا با بررسی مدل های مدیریت ارتباط با مشتری و با استناد به الگوی صنیعی منفرد و همکارانش به عنوان مدل منتخب پژوهش که بیان می دارد، می توان الگوهای مدیریت ارتباط با مشتری را متشکل از 5 مرحله تعیین چشم انداز و راهبرد، معماری سیستم اطلاعاتی، معماری فرآیند، معماری فناوری و تعیین سنجه های ارزیابی عملکرد دانست به توسعه الگوی مدیریت ارتباط با مشتریان در بانک سینا متناسب با ساختار این بانک از طریق تعیین زیرفرآیندهای الگوی پنج مرحله ای فوق بپردازد، و به سؤالات زیر پاسخ گوید: که زیرفرآیندها مناسب برای الگوی مدیریت ارتباط با مشتری بانک سینا کدامند؟ الویت بندی، لزوم و رابطه آنها با یکدیگر به چه صورت می باشد؟
اهمیت و ارزش پژوهش
امروزه اهمیت مشتری مداری و حفظ رضایت و وفاداری مشتری برای بقای سازمانها بر کسی پوشیده نیست. با تحولات صورت گرفته در فناوری اطلاعات و ارتباطات، شاهد طلوع مفهوم مدیریت ارتباط با مشتری یا به اختصار CRM به عنوان یک رویکرد مهم در کسب و کار بوده ایم که هدف آن بازگشت به دوره بازاریابی شخصی است. این مفهوم نسبتاً ساده ای است که بیان می دارد مشتریان مختلف محصولات و خدمات مختلفی را می طلبند و به جای بازاریابی انبوه افراد و سازمانها، هر مشتری را تک تک بازاریابی کنیم. این رویکرد نتیجه پیشرفتهای صورت گرفته در فناوری اطلاعات است.
اهمیت و ارزش این پژوهش به لزوم به کارگیری مدیریت ارتباط با مشتری در شرایط رقابتی امروز که بانک ها را با چالش های متعدد از جمله رقابت جهانی برای سپرده ها، وام و هزینه های تعهد ؛ افزایش تقاضاهای مشتریان و افزایش نیاز به کسب تکنولوژی های جدید رو به رو نموده است برمی گردد. در نتیجه بانک ها و سایر مؤسسات مالی باید برای جذب مشتریان جدید و نگهداری مشتریان موجود و همچنین حداکثر کردن طول عمر ارزش مشتریان در این شرایط رقابتی از سیستم مدیریت ارتباط با مشتریان استفاده نمایند. مدیریت ارتباط با مشتریان یکی از راهبردهای جدید مشتری مداری است که امروزه به عنوان عامل کلیدی موفقیت در محیط های کسب و کار در نظر گرفته می شود و برای برقراری ارتباط نزدیکتر و عمیق تر و ایجاد انعطاف برای تغییر رفتار مؤسسات لازم است و این کار مستلزم طراحی و پیاده سازی سیستم مدیریت ارتباط با مشتری است.
از سوی دیگر اگرچه لزوم سیستم مدیریت ارتباط با مشتریان آشکار شده است ولی طراحی و پیاده سازی آن در حال حاضر بیشتر به صورت غیرسیستماتیک می باشد؛ بطوری که بررسی علمی روش های گزارش شده در ادبیات اغلب سازمان های پیشرو این نقیصه را به وضوح نشان می دهد(صنیعی و همکاران، 1386). در این پژوهش به توسعه الگویی جدید و کارآمدی برای سیستم مدیریت ارتباط با مشتریان در بانک سینا که در توسعه آن، ویژگی ها ، امکانات و وضعیت این بانک دخالت داده شده و متناسب با ساختار این بانک است پرداخته شده است، که علاوه بر نظام مند ساختن پیاده سازی آن، با بانک سینا متناسب سازی شده است و به تعیین زیرفرآیندهای مقتضی ومیزان لزوم و اهمیت آنها پرداخته می شود، تا تمرکز و اهتمام برای پیاده سازی آن هدفمند گردد به گونه ای که این تمرکز بر فرآیندهای مناسب قرار گیرد و علاوه بر این متناسب با اهمیت و لزوم باشد که این امر باعث می شود از تلاش ها و هزینه های بی تناسب و در مسیر نادرست جلوگیری گردد. لذا توسعه الگوی مدیریت ارتباط با مشتری که ضمن احصاء زیرفرآیندهای مناسب جهت توسعه الگوی مدیریت ارتباط با مشتری، نسبت به الویت بندی آنها مبادرت نموده و رابطه بین این زیرفرآیندها را تبیین نماید، ضروری می نماید.
بانک سینا شهردر اصفهان: این بانک می تواند با پیاده سازی الگوی توسعه یافته CRM در این پژوهش که متناسب با ویژگی های این بانک است از مزایای آن از جمله بهبود رضایت مشتریان و در نتیجه کسب و حفظ مشتریان که بهبود وضعیت رقابتی بانک را نتیجه می دهد برخوردار گردد .سایر شعب بانک سینا نیز می توانند متناسب با وضعیتشان با ایجاد تغییراتی از این مدل استفاده نمایند.
پژوهشگران: توسعه الگوی مدیریت ارتباط با مشتری برای هر محیط کسب و کاری فرآیندی مهم در استفاده از این سیستم می باشد. پژوهشگران آتی می توانند با استفاده از این پژوهش به طراحی یا توسعه الگوهای مدیریت ارتباط با مشتری برای سایر مؤسسات و شرکت ها بالاخص بانک ها و مؤسسات مالی استفاده نمایند و در سیستماتیک و علمی کردن مدیریت ارتباط با مشتری سهیم باشند.
سایر بانک ها: روش انجام این پژوهش برای توسعه الگوی مدیریت ارتباط با مشتری می تواند الگویی برای سایر بانک ها در خصوص توسعه الگوی بومی برای بانک هایشان باشد.
1-7-1- قلمرو موضوعی
قلمرو موضوعی این پژوهش در حوزه مدیریت ارتباط با مشتری می باشد.
1-7-2- قلمرو مکانی
قلمرو مکانی این پژوهش شعب بانک سینا شهر اصفهان می باشد.
1-7-3- قلمرو زمانی
قلمرو زمانی این پژوهش ماههای اردیبهشت ماه تا پایان شهریور 1392 می باشد.
1-8- تعاریف واژه های کلیدی
الگوی مدیریت ارتباط با مشتری[1] : که به آن متدولوژی یا چارچوب مدیریت ارتباط با مشتری گفته می شود، شکل انتزاعی از واقعیت تعامل و ارتباط بین مؤلفه های مختلف استراتژی، و فرایند در یک سازمان را نشان می دهد (رضاییان و همکاران ، 3:1386).
مدیریت ارتباط با مشتری[2] : یک استراتژی جامع سازمانی است که فناوری، فرآیندها و تمامی فعالیت های سازمان را حول محور مشتری متمرکز می نماید(ناظمی و گرجی،20،1391).
معماری داده و اطلاعات و دانش[3] : سطحی از طراحی مدل که در آن کلیه داده، اطلاعات و دانشی که از سازمان به مشتری و از مشتری به سازمان انتقال می یابد،شناسایی و مشخص می شود(صنیعی منفرد و همکاران،14:1386).
معماری فرآیند[4]: سطحی از طراحی مدل که مشخص می کند که داده ها، اطلاعات و دانش مورد نظر به کجا می روند، روی آنها چه پردازش هایی صورت می گیرد و نهایتاً خروجی آنها به کجا می رود و به عبارتی مسیر جریان داده ها و اطلاعات را مشخص می کند(صنیعی منفرد و همکاران،14:1386).
معماری فناروی[5]: تعریف فناوری مورد نیاز برای ایجاد فضایی برای مدیریت داده ها(اسپواک،33:1995).
1-9- تعاریف عملیاتی
الگوی مدیریت ارتباط با مشتری: صنیعی و همکارانش(1386) با تجزیه و تحلیل چندین الکوی ارتباط با مشتری، به یک الگوی جامع مدیریت ارتباط با مشتری دست یافتند که شامل مراحل چشم انداز و راهبرد، معماری داده و اطلاعات، معماری فرآیند، معماری فناوری و سنجه های ارزیابی می باشد .در این پژوهش توسعه الگو بر اساس این الگو صورت گرفته است.
چشم انداز و راهبرد: چشم انداز و راهبرد یکی از فرآیندهای الگوی مدیریت ارتباط با مشتری است که در این پژوهش با مجموعه امتیازی که خبرگان بانک سینا به زیرفرآیندهای یک تا 23 می دهند، سنجیده می شود.
معماری داده، اطلاعات و دانش: یکی از فرآیندهای الگوی مدیریت ارتباط با مشتری است که در این پژوهش با مجموعه امتیازی که خبرگان بانک سینا به زیرفرآیندهای 24 تا 34 می دهند، سنجیده می شود و توسعه می یابد.
معماری فرآیند: یکی از فرآیندهای الگوی مدیریت ارتباط با مشتری است که در این پژوهش با مجموعه امتیازی که خبرگان بانک سینا به زیرفرآیندهای 35 تا 60 می دهند، سنجیده می شود و توسعه می یابد.
معماری فناوری: یکی از فرآیندهای الگوی مدیریت ارتباط با مشتری است که در این پژوهش با مجموعه امتیازی که خبرگان بانک سینا به زیرفرآیندهای 73 تا 61 می دهند، سنجیده می شود و توسعه می یابد.
خلاصه فصل
همانطور که در این فصل بیان شد، موضوع این پژوهش توسعه الگوی مدیریت ارتباط با مشتری برای بانک سینا است که در شعب بانک سینا در شهر اصفهان مورد بررسی قرار گرفته است. برای این