[۱۵] Strizence, M.
[۱۶] King, D.B.
[۱۷] Zohar, D.
[۱۸] Marshall, I.
[۱۹] Seligman, M.
[۲۰]Kim, Y.M. & Others
[۲۱]Mcnulty, K. & Others
[۲۲] Lara, M.A.
[۲۳] Le, H.N.
[۲۴] Letechipia, G.
[۲۵] Hochhausen, L.
[۲۶] Huizink, A.C.
[۲۷] Mulder, E.
[۲۸] Medina, P.G.
[۲۹]Buitclaar, G. H.
[۳۰] Nevrose
[۳۱] Depression
[۳۲] Anxiety
[۳۳] Phobia
[۳۴] Obssessive-compulsive
[۳۵]Harris, B.
[۳۶] Lovett, L.
[۳۷] Smith, J.
[۳۸] Read G.
[۳۹] Molavi, H.
[۴۰] Movahedi, M.
[۴۱] Bengr, M.
[۴۲] Bennett, R.
[۴۳] Brown, L.
[۴۴] Cunningham, F.
[۴۵] Kenneth, J.
مطلب دیگر :
پایان نامه کارشناسی ارشد مهندسی شیمی: شبیه سازی خشک کن بستر عمیق
[۴۶] Hauth, C.
[۴۷] Kioulos, K.
[۴۸] Espindula, J.A.
[۴۹] Valle, E.R.
[۵۰] Bello, A.A.
[۵۱] Jung
[۵۲] Koeing
[۵۳] Rush
[۵۴]William James
[۵۵] West, E. W.
[۵۶] Eisenberg, N.
[۵۷] Dillon, D. G.
[۵۸] Ritchey, M.
[۵۹] Johnson, B.D.
[۶۰] La-Bar, K.S.
[۶۱] Gross, J. J.
[۶۲] Munoz, R. F.
[۶۳] Bonari, L.
[۶۴] Pinto, N.
[۶۵] Ahn, E.
[۶۶] Einarson, A & others
[۶۷] Read, J.
تحقیقات انجام شده در داخل و خارج کشور. ۹۵
جمع بندی ۱۰۵
فصل سوم : روش پژوهش
مقدمه. ۱۱۱
روش تحقیق ۱۱۱
جامعه آماری ۱۱۱
نمونه آماری و روش نمونه گیری ۱۱۱
ابزارهای اندازه گیری تحقیق ۱۱۱
پرسشنامه تعهد سازمانی ۱۱۲
روایی و پایایی پرسشنامه تعهد سازمانی ۱۱۲
پرسشنامه کیفیت زندگی کاری ۱۱۳
پایایی و روایی گویه های متغیر کیفیت زندگی کاری ۱۱۳
پرسشنامه سلامت سازمانی: ۱۱۴
روش اجرای پژوهش ۱۱۵
روش تجزیه و تحلیل اطلاعات. ۱۱۵
فصل چهارم : یافته های تحقیق
مقدمه. ۱۱۷
تعیین پایایی و روایی پرسش نامه به روش آلفای کرونباخ ۱۱۷
الف: یافته های توصیفی ۱۱۸
توزیع فراوانی کارکنان مورد مطالعه بر حسب متغیرهای دموگرافیک. ۱۱۹
آمارهای توصیفی در جامعه مورد مطالعه به تفکیک ابعاد کیفیت زندگی کاری ۱۲۰
آمارهای توصیفی در جامعه مورد مطالعه به تفکیک ابعاد سلامت سازمانی ۱۲۱
آمارهای توصیفی تعهد کارکنان مورد مطالعه. ۱۲۱
ب: آمار استنباطی ۱۲۲
تحلیل رگرسیون. ۱۲۲
فرضیه اصلی: بین کیفیت زندگی کاری و سلامت سازمانی با تعهد سازمانی در بین کارکنان بیمارستان های غیر دولتی شیراز رابطه معناداری وجود دارد. ۱۲۴
فرضیه فرعی اول: مولفه های سلامت سازمانی پیش بینی کننده معنی دار تعهد سازمانی در بین کارکنان بیمارستان های غیر دولتی شیراز می باشد. ۱۲۷
فرضیه فرعی دوم: مولفه های کیفیت زندگی کاری پیش بینی کننده معنی دار تعهد سازمانی در بین کارکنان بیمارستان های غیر دولتی شیراز می باشد. ۱۲۹
فرضیه فرعی سوم: متغیرهای جمعیت شناختی پیش بینی کننده معنی داری برای تعهد سازمانی کارکنان بیمارستان های غیر دولتی شیراز است. ۱۳۱
فرضیه فرعی چهارم: مولفه های کیفیت زندگی کاری و مولفه های سلامت سازمانی پیش بینی کننده معنی دار برای تعهد سازمانی کارکنان بیمارستان های غیر دولتی شیراز است. ۱۳۳
فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری
خلاصه تحقیق ۱۳۸
جمع بندی یافته های مربوط به فرضیه های تحقیق ۱۳۸
محدودیت ها ۱۴۳
پیشنهادها ۱۴۳
پیشنهادهای پژوهشی ۱۴۳
پیشنهادهای کاربردی ۱۴۴
منابع ۱۴۵
فهرست جدول ها
عنوان صفحه
جدول ۴-۱- نتایج آزمون پایایی برای طیف های پرسشنامه، به روش آلفای کرونباخ ۱۱۸
جدول ۴-۲- توزیع فراوانی کارکنان مورد مطالعه بر حسب متغیرهای دموگرافیک. ۱۱۹
جدول ۴-۳- آمارهای توصیفی در جامعه مورد مطالعه به تفکیک مولفه های کیفیت زندگی کاری ۱۲۰
جدول ۴-۴- آمارهای توصیفی در جامعه مورد مطالعه به تفکیک مولفه های سلامت سازمانی ۱۲۱
جدول ۴-۵- آمارهای توصیفی تعهد کارکنان مورد مطالعه. ۱۲۱
جدول ۴-۶- رگرسیون چندمتغیره میان مولفه های سلامت سازمانی با تعهد سازمانی (الف) و میان مولفه های کیفیت زندگی کاری با تعهد سازمانی (ب). ۱۲۲
جدول ۴-۷- ضرائب همبستگی میان کیفیت زندگی کاری و سلامت سازمانی با تعهد سازمانی ۱۲۴
جدول ۴-۸- ضرائب همبستگی میان کیفیت زندگی کاری و مولفه های تعهد سازمانی ۱۲۵
جدول ۴-۹- ضرائب همبستگی میان سلامت سازمانی و مولفه های تعهد سازمانی ۱۲۶
جدول ۴-۱۰- ضرائب همبستگی میان مولفه های سلامت سازمانی و تعهد سازمانی ۱۲۷
جدول ۴-۱۱- ضرائب همبستگی میان مولفه های کیفیت زندگی کاری و تعهد سازمانی ۱۲۹
جدول ۴-۱۲- ضرائب همبستگی میان مولفه های کیفیت زندگی کاری و مولفه های تعهد سازمانی ۱۳۱
جدول ۴-۱۳- ضرائب همبستگی میان مولفه های جمعیت شناختی و تعهد سازمانی ۱۳۲
جدول ۴-۱۴- بررسی تحلیل واریانس متغیرهای جمعیت شناختی با تعهد سازمانی ۱۳۳
جدول ۴-۱۵- ضرائب همبستگی میان مولفه های سلامت سازمانی و مولفه های کیفیت زندگی کاری با تعهد سازمانی ۱۳۴
مطلب دیگر :
پایان نامه با موضوع عملکرد بنگاه، سلسله مراتب، کسب و کار
چکیده
هدف این پژوهش بررسی رابطه بین سلامت سازمانی و کیفیت زندگی کاری با تعهد سازمانی در بین کارکنان بیمارستانهای شهر شیراز بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه کارکنان بیمارستانهای غیردولتی بودند. با روش تصادفی خوشه ای ۴ بیمارستان انتخاب و سپس از کلیه کارکنان بیمارستان ها خواسته شد تا پرسش نامه های تعهد سازمانی (پورتر و همکاران ۱۹۷۴)، کیفیت زندگی کاری و سلامت سازمانی پاسخ دهند. داده ها با بهره گرفتن از نرم افزار SPSS (والتون ۱۹۷۳) (هوی و همکاران ۱۹۹۱) ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون تحلیل شد. نتایج نشان داد که مؤلفه های سلامت سازمانی مانند روحیه، ساخت دهی و یگانگی نهادی پیش بینی کننده معناداری برای تعهد سازمانی هستند. مؤلفه های تعهد سازمانی مانند پرداخت منصفانه، محیط کاری ایمن و بهداشتی، قانون گرایی در سازمان و توسعه قابلیت های انسانی نیز پیش بینی کننده معنادار تعهد سازمانی هستند. میان کیفیت زندگی کاری با تعهد سازمانی رابطه معناداری (۰۰۱/۰) وجود دارد. بین سلامت سازمانی و مؤلفه های تعهد سازمانی نیز رابطه معناداری یافت شد. (P<0.001)
واژگان کلیدی: سلامت سازمانی، کیفیت زندگی کاری، تعهد سازمانی
یکی از عواملی که سازمان را در جهت تحقق اهداف آن یاری می رساند، سلامت سازمانی می باشد. سازمان سالم سازمانی است که نه تنها در محیط خود دوام می آورد بلکه در یک برهه ی زمانی طولانی نیز به طور کافی سازش کرده و توانایی بقاء و سازش خود را به گونه ی مداوم گسترش می دهد (هوی و میشل،۲۰۰۰). یکی دیگر از مفاهیمی که امروزه به موضوع اجتماعی عمده ای در سراسر دنیا مبدل شده است، مفهوم کیفیت زندگی کاری است(لوتنس ،۲۰۰۲). در حالی که در دهه های گذشته فقط بر زندگی شخصی(غیر کاری)تاکید می شد. طرفداران نظریه کیفیت زندگی کاری در جستجوی نظام های جدیدی برای کمک به کارکنان هستند تا آنها بتوانند بین زندگی کاری و زندگی شخصی خود تعادل برقرار کنند، ادگار و بودین کیفیت زندگی کاری را مجموعه شرایط واقعی کار در سازمان می دانند و معتقدند کیفیت زندگی کاری نگرش و احساس کارکنان از کار خود را به صورت خاص نشان می دهد(بودین و ادگار،۲۰۰۳).و مشتمل بر جنبه وسیعی از محیط کاری است که بر سلامت کارکنان تاثیر می گذارد(کول و اتل،۲۰۰۵).و یکی از مهمترین مسائل انگیزشی که امروزه با حجم گسترده ای در مطالعات روان شناسی صنعتی وسازمانی در غرب گسترش یافته، مساله ” تعهدسازمانی ” است (اسماعیلی،۱۳۸۳). تعهد سازمانی عامل موثری در رفتار سازمانی کارکنان و بازده سازمان هاست و عبارت از نگرش های مثبت یا منفی افراد نسبت به کل سازمانی است که در آن مشغول به کارند . شخص دارای تعهد سازمانی، نسبت به سازمان احساس وفاداری قوی دارد . در این راستا هر عاملی که تعهد و تعلق خاطر کارکنان را افزایش دهد مهم و شایان توجه است. به همین منظور در این پژوهش سعی بر آن است که رابطه بین سلامت سازمانی و کیفیت زندگی کاری با تعهد سازمانی در بین کارکنان بیمارستانهای شهر شیراز در سال ۱۳۹۲ بررسی شود.
امروزه سازمانها شاهد تغییرات سریع و غیر قابل پیش بینی زیادی در محیط پیرامون خود هستند. محیطی که در آن، رقابت فزاینده جهانی، توسعه و گسترش تکنولوژی اطلاعات و تغییرات در ویژگیهای جمعیت شناختی نیروی انسانی و مشتریان در قلب تغییرات قرار دارند . از سوی دیگر، توسعه و رشد هر جامعه ای در گروی داشتن سازمانهای سالم است. هر جامعه ای اگر به عنوان یک سیستم کلی نگریسته شود، در درون خود دارای سازمانها و نهادهایی است که به عنوان خرده سیستم وظایفی بر عهده دارند که باید این توانایی را داشته باشند که در کنار دیگر سیستم ها و همگام با آنها در جهت تحقق اهداف سیستم بزرگتر گام بردارند . ( جعفری و همکاران ، ۱۳۹۰)
یکی از موضوعات مهم سازمانی، وجود تعهد در بین کارکنان است. مدیران لایق همیشه تلاش دارند تا تعهد کارکنان خود را افزایش دهند زیرا آن را لازمه توسعه و پیشرفت سازمان می دانند . ( حسینی ، ۱۳۸۷) .
تعهد سازمانی یکی ازمسائل مهم انگیزشی است. بر اساس آن، فرد به شدت هویت خود را از سازمان میگیرد، در سازمان مشارکت دارد و با آن در می آمیزد و از عضویت در آن لذت میبرد . از نظر می یر و آلن (۱۹۹۱) تعهد، حالتی روانی است که نوعی تمایل، نیاز و الزام جهت اشتغال در یک سازمان فراهم میآورد . ( فردوسی و همکاران ، ۱۳۹۱)
به نظر پورتر و همکارانش (۱۹۷۴) نیز تعهد سازمانی، یعنی درجه ی همانند سازی روانشناختی و یا چسبندگی به سازمانی که ما برای آن کار میکنیم. تعهد سازمانی دارای اجزای زیر است:
ادامه دارد، اختلال های عاطفی نیز به قوت خود باقی خواهند بود(احمدی و فولادگر،۱۳۸۱).
به عقیده الیس هنگامی که افراد به طور غیرمنطقی فکر می کنند به هر حال مشکلاتی در توانایی آن ها برای زندگی بهتر روی می دهد. وی معتقد است که تغییر رفتار براساس تغییر در افکار است، لذا وی مشاوره گروهی به شیوه عقلانی-عاطفی- رفتاری را در درمان اختلال های عاطفی از جمله عزت نفس پایین توصیه می نماید(احمدی و فولادگر،۱۳۸۱).
به طور کلی تجربه در مشاوره گروهی با دانش آموزان نشان داده است که این شیوه از جذابیت خاصی برای آنان برخوردار است و باعث انگیزش بیشتر شرکت کنندگان، هزینه و وقت کمتر می شود.درشیوه گروهی مقاومت اعضا زودتر شکسته می شود، آن گاه عقاید خود را به راحتی بیان می کنند و با بازخوردی که از سایرین دریافت می کنند، به اصلاح رفتار خود می پردازند. همین تجربه ی گروهی باعث افزایش عزت نفس و در نهایت پیشرفت تحصیلی دانش آموزان می شود(احمدی و فولادگر،۱۳۸۱).
بنابراین، برگزاری جلسات مشاوره گروهی به شیوه عقلانی-عاطفی-رفتاری که ارتباط تنگاتنگی با تقویت عزت نفس و میزان موفقیت تحصیلی دانش آموزان دارد امری ضروری می باشد.
دوره نوجوانی مرحله مهم و برجسته رشد و تکامل اجتماعی و روانی فرد به شمار می رود. در این دوره نیاز به تعادل هیجانی و عاطفی، درک ارزش وجودی خویشتن، کسب مهارت های اجتماعی لازم در دوست یابی، شناخت زندگی سالم و مؤثر و چگونگی برخورداری از آن مهم ترین نیازهای نوجوان می باشد. بنابراین، کمک به نوجوانان در رشد و گسترش مهارت های اجتماعی مورد نیاز برای زندگی مؤثر و سازنده در جامعه ضروری به نظر می رسد. همچنین این دوره، به سبب بروز مسائلی خاص، می تواند با نوعی سردرگمی همراه با کاهش عزت نفس[۱۸] ، خود کم بینی و خود پنداره منفی همراه با احساس خشم و پرخاشگری همراه باشد که سبب کاهش فعالیت های طبیعی و تعاملات اجتماعی می شود (اژه ای، ۲۰۰۴).
عزت نفس از مهمترین عوامل در رشد مطلوب شخصیت کودکان و نوجوانان است. برخورداری از اراده قوی، قدرت تصمیم گیری و ابتکار، خلاقیت، سلامت فکر و بهداشت روان ارتباط مستقیمی با عزت نفس دارند. عزت نفس حالتی است که فرد خود را به عنوان فردی شایسته در نظر گرفته و به گونه ای موفقیت آمیز با چالش های اولیه زندگی روبرو می شود و ارزش شاد بودن را دارد. عزت نفس از دیدگاه کوپر اسمیت[۱۹]عبارت از ارزشیابی فرد درباره ی خود و یا قضاوت های درباره ی ارزش خود است. بین عزت نفس و تصور فرد از توانایی خود ارتباط متقابل وجود دارد، به گونه ای که اگر میزان عزت نفس کاهش یابد احساس ضعف و ناتوانی در فرد بوجود آمده، با افزایش میزان عزت نفس، احساس توانمندی و ارزشمندی در فرد احیاء می شود(براندن[۲۰]، ۱۹۹۸).
یکی از دلایل مهم توجه پژوهشگران به مفهوم عزت نفس، تأثیر بالقوه آن بر سلامت است. به طوری که فرنچ و وارگو [۲۱] از عزت نفس به عنوان یک سپر فرهنگی در مقابل اضطراب نام می برند (بیابانگرد، ۲۰۰۵).
هم چنین عزت نفس سازه ی شخصیتی است که نقش مثبت و سازنده ای در دوره ی نوجوانی دارد. عزت نفس عموما یک مولفه ی ارزیابی کننده از خودپنداره[۲۲] و معرف گستره ای از خود است که شامل جنبه های شناختی، رفتاری و عاطفی است. در حالی که این سازه اغلب برای اشاره به مفهوم کلی ارزش شخصی استفاده می شود، مفاهیم دیگری مانند اعتماد به نفس تلویحا به عنوان یک مفهوم عزت نفس در بیشتر حیطه های خاص مورد استفاده قرار می گیرد. هم چنین ، به طور وسیع فرض می شود که عزت نفس به عنوان یک صفت عمل می کند. یعنی در طول زمان در افراد ثابت است. با این وجود، این اصطلاح یک سازه ی رایج است که در حیطه های مختلف روانشناسی از جمله شخصیت، رفتاری، شناختی، و مفاهیم بالینی به کار می رود(رجبی و بهلول، ۱۳۸۶).
در این زمینه، نظریه ی خودپنداره بیان می کند که عزت نفس کلی و اختصاصی یکسان نیستند و نمی توان یکی را از دیگری استنباط نمود. برای نمونه، عزت نفس کلی یک مؤلفه عاطفی است که با بهزیستی روان شناختی در ارتباط است، ولی عزت نفس اختصاصی یک مؤلفه شناختی است و با پیامد رفتاری رابطه دارد ( پالمن و آلایک[۲۳]،۲۰۰۰) . لذا به مفهوم دقیق کلمه، عزت نفس عبارت از میزان ارزشی است که افراد برای خویشتن قائل هستند. همچنین سطح بالای عزت نفس بیانگر ارزیابی مثبت از خود است و برعکس. به عبارت دیگر، عزت نفس یک ادراک است و نه یک واقعیت (رجبی و بهلول، ۱۳۸۶).
در ارتباط با تأثیر درمان های روانشناختی بر عزت نفس، پژوهش ها نتایج گوناگونی را نشان داده اند؛ به طور مثال، ماریانی[۲۴](۱۹۷۹)، نشان داد که درمان عقلانی- عاطفی در طی ده جلسه که بر روی دانش آموزان دبیرستانی انجام گرفت باعث افزایش عزت نفس آن ها شد. اما از سوی دیگر، بعضی پژوهش ها تاثیر این روش را نشان نداده اند، به طور مثال تری دیانا[۲۵](۱۹۹۵) و یوت آرمند[۲۶](۱۹۹۶)، نشان دادند آموزش مشاوره گروهی تاثیری بر بهبودی اعتماد به نفس ندارد .
در داخل کشور نیز نتایج مطالعه خدایی روی ۴۰ نفر از دانش آموزان دختر سال اول متوسطه شهرستان ایلام نشان داد که مشاوره گروهی باعث افزایش سلامت عمومی و عزت نفس کلی دانش آموزان دختر گروه آزمایش شده است (جان بزرگی و نوری، ۲۰۰۶). مظاهری و باغبان و فاتحی زاده(۲۰۰۶)، در بررسی خود که بر روی ۳۰ نفر از دانشجویان خوابگاه در سه گروه (دو گروه آزمایشی و یک گروه گواه) به مدت۸ جلسه انجام دادند، به این نتیجه رسیدند که آموزش شناختی – رفتاری نسبت به آموزش رفتاری به طور معنی داری بر افزایش عزت نفس مؤثرتر بوده است.
از نظر برنارد[۲۷] و دیگران(۱۹۸۹)، درمان عقلانی – عاطفی (RET) به وجود آمده توسط آلبرت الیس )۱۹۸۹)، یکی از جامع ترین و یکپارچه ترین مکاتب روان درمانی جهت شناسایی و کاهش باورهای غیر منطقی و باورهای الزام آور در زمینه انتخاب همسر است. رفتاردرمانی عقلانی- عاطفی از این نظر که بر تفکر، قضاوت، تصمیم گیری، تجزیه و تحلیل و عمل کردن تأکید می کند، با درمان هایی که به سمت شناخت و رفتار گرایش دارند، مشترکات زیادی دارد. فرض اساسی رفتار درمانی عقلانی – عاطفی این است
مطلب دیگر :
که افراد با نحوه ای که رویدادها و موقعیت ها را تعبیر می کنند، در مشکلات روان شناختی خود و نشانه های خاص دخالت زیادی دارند(قربانی، ۱۳۸۹). این درمان بر این فرض استوار است که شناخت ها، هیجان ها و رفتارها به نحو چشم گیری بر یکدیگر تأثیر داشته و رابطه ی علت و معلولی متقابل دارند. رفتار درمانی عقلانی – عاطفی همواره بر این سه وجه و تعامل های آن ها تأکید دارد. بنابراین ، می توان آن را رویکردی تعاملی دانست(کوری، ۲۰۰۲، ترجمه سید محمدی، ۱۳۸۵).
براساس درمان عقلانی – عاطفی، علل واقعی اختلالات بشری در دو ویژگی منحصر به فرد انسان نهفته است :
الف) رغبت عمومی به کج فکر کردن، احساسات نادرست از خود نشان دادن و بد عمل کردن.
ب) گرایش های خاص فرد به رفتارهایی که موجب شکست او می شوند.
الیس بر این باور است که اضطراب و اختلالات عاطفی نتیجه طرز تفکر غیرمنطقی و غیرعقلانی است. به نظر او، افکار و عواطف، کنش های متفاوت و جداگانه ای نیستند. از این رو تا زمانی که تفکر غیرعقلانی ادامه دارد، اختلالات عاطفی نیز به قوت خود باقی خواهد بود. به نظر الیس، افرادی که خود را اسیر و گرفتار افکار غیر عقلانی خویش می کنند، احتمالاً خود را در حالت احساس خشم، مقاومت، خصومت، دفاع، گناه، اضطراب، بی ثمری، سستی و رخوت مفرط، عدم کنترل، و غمگینی قرار می دهند. انسان به وسیله ی اشیای خارجی مضطرب و برآشفته نمی شود، بلکه دیدگاه و تصوری که او از اشیاء دارد، موجب نگرانی و اضطرابش می شوند. تمام مشکلات عاطفی افراد از تفکرات جادویی و موهوم آن ها سرچشمه می گیرد که از نظر تجربه معتبر نیستند(گردی، ۱۳۸۲)
متغیر دیگری که تحت تاثیر عزت نفس پایین در دانش آموزان است پیشرفت تحصیلی می باشد. از آن جایی که پیش بینی پیشرفت تحصیلی از نقطه نظر علمی و کاربردی دارای اهمیت فراوان است. پیشرفت تحصیلی یکی از عوامل مقبولیت در کلاس درس است. همچنین به دست آوردن یک شغل و درجات آن دارای اهمیت است. اهمیت پیشرفت تحصیلی از بعد دیگری نیز قابل تأمل است. از آن جا که هر نظام تربیتی به جهت حصول بهترین شرایط و نتایج و رفع کمبودها و موانع در سراسر فرایندهای آموزشی و پرورشی و استفاده بهینه از دروندادها، همواره مورد ارزیابی متخصصان قرار می گیرد(مهرافروز و شهرآرای،۱۳۸۱). بنابراین، با توجه به این که دانش آموزان با عزت نفس پایین دارای پیشرفت تحصیلی پایینی هستند بنابراین، می توان اثربخشی مشاوره گروهی عقلانی-عاطفی-رفتاری را بر میزان پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مورد سنجش قرار داد.
با توجه به اهمیت دوران نوجوانی و تأثیر آن در زندگی افراد، هر گونه آموزش در خصوص نحوه تعامل صحیح با محیط اطراف، به نوجوان کمک می کند تا از این دوره پر تلاطم، به سلامت بگذرد و خود را برای ورود به مرحله دیگر زندگی آماده نماید دختران به لحاظ عاطفی نسبت به پسران حساس تر هستند و در برابر شرایط دشوار زندگی ممکن است شکننده تر باشند. از این رو جلسات مشاوره گروهی براساس تقویت عزت نفس و ارائه راهبردهایی در خصوص ارتقاء سلامت عمومی می تواند به ویژه در سازگاری و برخورد مناسب آن ها با شرایط بحرانی آموزشگاهی و خانوادگی مؤثر باشد(مهرافروز و شهرآرای،۱۳۸۱).
جلسات مشاوره گروهی با تأکید بر روش درمان عقلانی- عاطفی – رفتاری الیس باعث می شود: نوجوانان دختر با تفکرات، نگرش ها و باورهای غیرمنطقی خویش آشنا شوند، انتظارات خود را در گروه مطرح نمایند، افزایش تعاملات مثبت در گروه را تجربه کنند و مهارت های بین فردی را یاد بگیرند و در مدارس نیز پیشرفت تحصیلی لازم را داشته باشند. ارائه و آموزش این مهارت ها موجب خواهد شد که در نهایت آن ها بتوانند بر مشکلات خویش غلبه نمایند. با توجه به اهمیت عزت نفس و پیشرفت تحصیلی به خصوص با توجه به مهاجر پذیر بودن شهر بندرعباس ممکن است دانش آموزان از قومیت های مختلف با یکدیگر در تماس قرار بگیرند و عزت نفس آن ها و متعاقب آن پیشرفت تحصیلی آن ها متزلزل شود. بنابراین، محقق در این تحقیق به دنبال پاسخگویی به این سؤال است که آیا مشاوره گروهی به شیوه ی عقلانی – عاطفی بر تقویت و افزایش عزت نفس و بهبود پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر مقطع پیش دانشگاهی موثر است؟
[۱] – Deary
[۲] – Strand
[۳] – Smith
[۴]- Fernandes
[۵] – Dweck
[۶] – Master
[۷] – Akin-Little
[۸] – Delligatti
[۹] – Huebner
[۱۰] – Suldo
[۱۱] – McKnight
[۱۲] – Seligman
[۱۳]- Csikszentmihalyi
[۱۴] – Cohen
نتیجه گیری نهایی . ۸۹
کاربرد یافته ها . ۹۰
پیشنهادات پژوهشهای بعدی . ۹۲
محدودیتهای پژوهش ۹۳
پیوستها
فصل اول
بیان مسئله
تحقیقات درباره جنین و نوزاد حیوانات نشان داده است که تجارب حسی غیرعادی (اعم از تحریک بیش از حد یا محرومیت بیش از حد) میتوانند بر تکامل مغز تأثیر بگذارد. حساسیت لمسی از هفته ۷ جنینی و از ناحیه دهان شروع میشود و در هفته ۱۵ به سایر قسمتهای صورت، کف دست و پا، تنه ،بازوها ، پاها ،زبان و غشاهای مخاطی توسعه مییابد. لمس یکی از مهمترین روشهای تبادل عاطفی برای والدین و شیرخواران محسوب میشود و اولین سیستم حسی است که تکامل مییابد و مبنای تعاملات میان شیرخوار و والدین را بوجود میآورد[۱] چرا که نوزاد از ابتدای تولد دارای حس لمس در هر ناحیه از بدن است[۲].
اهمیت تماس فیزیکی در نوع بشر، قابل اغماض نیست[۱] لمس، بوسیله آرام کردن نوزاد به کاهش استرس کمک می کند و میزان خواب را افزایش میدهد[۳-۵] و نقش مهمی در رشد جسمی و عاطفی نوزاد دارد و ماساژ، بهترین شیوه لمس است. ماساژ نه تنها به ایجاد علاقه و دلبستگی بین مادر و نوزاد کمک می کند و پیوند عاطفی بین مادر و نوزاد را بهبود بخشیده و اطمینان بیشتری از نظر مهارتهای والدینی بوجود میآورد[۱, ۵] بلکه برای تسکین کولیک، تقویت دستگاه گوارش و رشد عضلات بسیار سودمند میباشد[۲, ۵-۷]. نوع، زمان و مقدار لمس باید با متغیرهای تکاملی نظیر سن وشرایط فعلی شیرخوار، قابلیتها، آستانه تنشها و تواناییهای نوزاد هماهنگ باشد[۱]. نوع ماساژ و مقدار فشاری که در فرایند انجام ماساژ استفاده میشود در میزان وزنگیری، خواب، عصبانیت، گریه و اضطراب نوزاد تأ ثیر دارد[۸].
تمایل فرد به برقراری نوعی رابطه نزدیک با افراد معین و احساس امنیت بیشتر در حضور این افراد، دلبستگی نامیده میشود و به نظر میرسد الگوی دلبستگی اولیه، با نحوهی کنار آمدن کودک با تجربه های چند سال بعد نیز ارتباط دارد[۹]. دلبستگی رابطه عاطفی بین والدین و نوزادشان است که از زمان قبل از تولد شروع میشود و با احساس حرکات جنین زیاد میشود و بعد از تولد افزایش مییابد و تماس پوستی مادر با نوزاد[۱۰] و مراقبت کانگروئی بلافاصله بعد از تولد میزان دلبستگی مادر با نوزاد را افزایش میدهد[۱۱]. لازم به ذکر است که فرایند دلبستگی بین مادر و نوزاد فرایندی متقابل است چرا که رابطه بین دلبستگی والدین-نوزاد با رفتارهای بعدی والدی به
خوبی ثابت شدهاست[۱۲].
ارتباط والدین قبل از بارداری و تولد، سنگ بنای سازگاریهای عمده هیجانی و فیزیکی همراه با تولد طفل را بنا مینهد[۱۳]. دلبستگی پدر با جنین یک احساس ذهنی عشق و علاقه نسبت به کودکی است که هنوز متولد نشده است نه راه و روش یا نظری در مورد کودک[۱۴]. شواهد زیادی هست که نشان میدهد جداشدن عاطفی توأم با جدائی فیزیکی از والد، می تواند فرایند طبیعی پیوند عاطفی والد و نوزاد را مختل کند. وقتی که شیرخواری بیمار است به نظر میرسد که جدائی فیزیکی توأم با جدائی عاطفی از والدین، سبب نوعی احساس بی کفایتی در والدین میشود و لازم است والدین تشویق شوند که شیرخوار را هرچه زودتر ملاقات کنند و او را لمس کنند چرا که لمس کردن اولین روش ارتباطی بین والدین و شیرخوار است[۱]. بسیاری از افرادی که به تازگی پدر یا مادر شده اند، تمایل به لمس و دست زدن به نوزادشان از خود نشان می دهند[۱۵].
بخشی از تکامل یک نوزاد طبیعی وابسته به مبادله یکسری واکنشهای عاطفی بین والد و اوست که آنها را از لحاظ روانی و فیزیولوژیکی نزدیک می کند. این ارتباط با حمایت عاطفی خانواده تقویت میشود[۱۶]. ارتباط نوزاد-والد پیش از بدنیا آمدن نوزاد با برنامه ریزی و قطعیت حاملگی شروع میشود[۱۶]. پدران در مراحل اولیه بعد از زایمان -که ممکنست استرس زیادی هم داشته باشند- از میزان امکانات موجود جهت تسریع تعامل نزدیک با نوزادشان رضایت ندارند[۱۷] در حالیکه مطالعات نشان می دهند
مطلب دیگر :
کاربرد قاعده اتلاف:/پایان نامه قانون جدید اخذ جرائم
که برگزاری کلاس آموزشی نحوه ماساژ و حمام نوزاد به مدت ۴ هفته سبب میشود که نوزادان با پدر خود رابطه خوبی برقرار کنند وتماس چشمی، لبخند و ارتباط کلامی بیشتری با پدر نشان دهند و رفتارهای اجتنابی کمتری در مقایسه با گروه کنترل از خود نشان دهند[۱۸].
مطالعات جدید نشان میدهد که تعامل اولیه پدر– نوزاد، پدران را نیز همانند مادران شیفته کودک میسازد. ارتباط نزدیک کودک با پدر میتواند عواقب ناشی از عدم ارتباط امن با مادر را جبران کند و پدرانی که از کودکان خود مراقبت می کنند ممکنست با نقش والدینی خود احساس راحتی و موفقیت بیشتری نمایند[۱]. هنگامی که والدین آرامش کسب می کنند، اعتماد به نفس آنها افزوده میشود و فواید آن برای والدین و نوزاد خیلی زیاد است[۵] و این در حالیست که پدرانی که در برنامه های آموزشی مربوط به ماساژ نوزاد شرکت کردند، از میزان استرسشان به میزان قابل ملاحظهای کاسته شد[۱۷] و نیز آنهایی که در برنامه های بهداشت نوزاد از جمله اهمیت شیر مادر شرکت کردند، نسبت به سایر گروهها اضطراب کمتری از خود نشان دادند[۱۹].
معمولا فرایند وابستگی در پدران، باعث بروز رفتارهایی مانند تماس بینائی با نوزاد، بخصوص با تمرکز بر زیبائی کودک، تماس لمسی که غالباً به صورت تمایل به گرفتن و بغل کردن نوزاد ظاهر میشود، توجه به خصوصیات مشخص و مستقل کودک با تأکید بر تشابهات او به پدر، درک نوزاد به صورت کمال مطلوب، تکامل حس قوی گرایش به کودک که منجر به توجه بیشتر به او میشود و ایجاد حس عمیق اعتماد به نفس و رضایت مندی میگردد[۱]. بهر حال، هم پدر و هم مادر وقتی که منتظر تولد کودک هستند با جنین رابطه عاطفی برقرار می کنند[۲۰]. زمان ایجاد دلبستگی به نوزاد در مادران نسبت به پدران متفاوت است. اگر چه مادران یک افزایش سریع در میزان دلبستگی را در ماه پنجم حاملگی نشان می دهند و در طول حاملگی احساسی بخصوص دارند اما این احساس در پدران به آرامی و بیشتر بعد از تولد و هنگام مراقبت از نوزاد اتفاق میافتد[۱۲] توجه به دلبستگی پدر و مادر با نوزاد از نظر رشد و تکامل روانی– اجتماعی کودک و توافق بین زوجین بسیار پر اهمیت است[۲۰] و مطالعات در مورد روابط عاطفی پدر- کودک نشان داده است که مراحل این پیوند عاطفی تا حدودی شبیه مادر است[۱, ۲۱].
تعامل پدر و مادر با جنین در حال رشد متفاوت است. اما مدارک و شواهد موجود این تفاوتها را متناقض نشان میدهد. برخی میزان دلبستگی مادر را بالاتر، برخی میزان دلبستگی پدر را بالاتر و برخی از آنها دلبستگی پدر و مادر را مشابه هم نشان دادهاند. تشخیص عوامل مؤثر بر دلبستگی پدر و مادر با نوزاد بسیار مهم است چرا که در سلامتی و رشد و تکامل نوزاد دخیل هستند[۲۰].
یکی از اهداف کارکنانی که با والدین در ارتباط هستند، تشویق بهبود دلبستگی یا ارتباط مؤثر بین والدین و نوزاد است[۱۲]. پرستاران ممکنست عوامل دخیل در میزان دلبستگی والد– نوزاد را در طول مراقبتهای قبل از زایمان بررسی کنند[۲۰] و پرستاران میتوانند بر فرایند وابستگی تأثیر مثبت بگذارند[۱]. پرستار نوزادان باید بطور روز افزون دنبال مداخلاتی از جمله ماساژ باشد که این نیاز والدین را تأمین نماید[۱۵] و برای تکامل روابط عمیقتر والدین با کودکان، آنها را آموزش داده و مشکلات احتمالی را شناسایی کنند[۱] و اگر خانم حامله و همسر او برای داشتن احساس عمیق نسبت به نوزاد آمادگی ندارند، پرستار باید آنها را به یک مشاور معرفی کند[۲۰]. زیرا پدرانی که در فرایند ماساژ نوزادان خویش مشارکت مینمایند
فهرست شکل ها و تصاویر
| عنوان و شماره | صفحه |
| شکل ۱-۱: نحوه ارتباط مشکلات زیست محیطی و علل آن | ۱۷ |
| شکل ۳-۱: موقعیت شهرستان جهرم در استان فارس | ۴۴ |
| شکل ۳-۲: نحوه نمونه گیری از طبقات ماتریس خطا برای طبقات مهم نسبت به سایر طبقات | ۸۴ |
| شکل ۴-۱: نقشه توان اکولوژیک کشاورزی آبی (بدون در نظر گیری شاخص های خشکسالی و تخریب منابع آب) با مدل مخدوم | ۱۱۳ |
| شکل ۴-۲: مقایسه درصد معیار های موثر در توان اکولوژیک کاربری کشاورزی آبی (بدون در نظر گیری شاخص های خشکسالی و تخریب منابع آب) با روش های مبتنی بر میانگین (۴ طبقه ای) در شهرستان جهرم | ۱۱۴ |
| شکل ۴-۳: مقایسه درصد طبقات توان در روش های ارزیابی توان اکولوژیک کشاورزی آبی (۴ طبقه ای) (بدون در نظر گیری شاخص های خشکسالی و تخریب منابع آب) | ۱۱۵ |
| شکل ۴-۴ : درصد طبقات توان در روش ارزیابی کشاورزی آبی با مدل مخدوم (۷ طبقه ای) | ۱۱۶ |
| شکل ۴-۵ : نقشه های توان اکولوژیک کشاورزی آبی (با در نظر گیری شاخص های خشکسالی و تخریب منابع آب) با روش حداکثر محدودیت، میانگین حسابی، میانگین هندسی و کالیبره آن | ۱۱۹ |
| شکل ۴-۶: مقایسه درصد معیار های موثر در توان اکولوژیک کشاورزی آبی (با در نظر گیری شاخص های خشکسالی و تخریب منابع آب) با روش های مبتنی بر میانگین (۴ طبقه ای) در شهرستان جهرم | ۱۲۰ |
| شکل ۴-۷: مقایسه درصد طبقات توان در روش های ارزیابی توان اکولوژیک کشاورزی آبی (۴ طبقه ای) (با در نظر گیری شاخص های خشکسالی و تخریب منابع آب) | ۱۲۱ |
| شکل ۴-۸: نقشه های توان اکولوژیک کشاورزی دیم با روش مخدوم، حداکثر محدودیت، میانگین حسابی، میانگین هندسی و در نهایت کالیبره آن | ۱۲۴ |
| شکل ۴-۹: مقایسه درصد معیار های موثر در توان اکولوژیک کشاورزی دیم با روش های مبتنی بر میانگین (۴ طبقه ای) در شهرستان جهرم | ۱۲۵ |
| شکل ۴-۱۰: مقایسه درصد طبقات توان در روش های ارزیابی توان اکولوژیک کشاورزی دیم (۴ طبقه ای) | ۱۲۶ |
| شکل ۴-۱۱ نقشه توان اکولوژیک کاربری مرتعداری (با در نظر گیری معیار توپوگرافی) با مدل مخدوم |
۱۲۹ |
| شکل ۴-۱۲: مقایسه درصد معیار های موثر در توان اکولوژیک کاربری مرتعداری (با در نظر گیری معیار توپوگرافی) با روش های مبتنی بر میانگین (۴ طبقه ای) در شهرستان جهرم | ۱۳۰ |
| شکل ۴-۱۳: مقایسه درصد طبقات توان در روش های ارزیابی توان اکولوژیک مرتعداری (۴ طبقه ای) با در نظر گیری معیار توپوگرافی | ۱۳۱ |
| شکل ۴-۱۴: نقشه های توان اکولوژیک مرتعداری حفاظتی (بدون در نظر گیری معیار توپوگرافی) با روش حداکثر محدودیت، میانگین حسابی، میانگین هندسی و کالیبره | ۱۳۴ |
| شکل ۴-۱۵: مقایسه درصد طبقات توان در روش های ارزیابی توان اکولوژیک مرتعداری حفاظتی(۴ طبقه ای) بدون در نظر گیری معیار توپوگرافی | ۱۳۵ |
| شکل ۴-۱۶: نقشه توان اکولوژیک جنگلداری تجاری با مدل مخدوم | ۱۳۸ |
| شکل ۴-۱۷: مقایسه درصد معیار های موثر در توان اکولوژیک جنگلداری تجاری با روش های مبتنی بر میانگین (۴ طبقه ای) در شهرستان جهرم | ۱۳۹ |
| شکل ۴-۱۸: مقایسه درصد طبقات توان در روش های ارزیابی توان اکولوژیک (۴ طبقه ای) جنگلداری تجاری | ۱۴۰ |
| شکل ۴-۱۹: درصد طبقات توان در روش ارزیابی جنگلداری تجاری با مدل مخدوم (۷ طبقه ای) | ۱۴۰ |
| شکل ۴-۲۰: مقایسه درصد معیار های موثر در توان اکولوژیک جنگلداری حفاظتی (با تغییر دامنه توپوگرافی) با روش های مبتنی بر میانگین (۴ طبقه ای) در شهرستان جهرم | ۱۴۳ |
| شکل ۴-۲۱: مقایسه درصد طبقات توان در روش های ارزیابی توان اکولوژیک (۴ طبقه ای) جنگلداری حفاظتی (با تغییر دامنه توپوگرافی) | ۱۴۴ |
| شکل ۴-۲۲: نقشه های توان اکولوژیک جنگلداری حفاظتی (با حذف توپوگرافی) با روش حداکثر محدودیت، میانگین حسابی، میانگین هندسی و کالیبره | ۱۴۷ |
| شکل ۴-۲۳: مقایسه درصد طبقات توان در روش های ارزیابی توان اکولوژیک (۴ طبقه ای) جنگلداری حفاظتی (با حذف توپوگرافی) | ۱۴۸ |
| شکل ۴-۲۴: نقشه های توان اکولوژیک کاربری توسعه با روش مدل مخدوم، حداکثر محدودیت، میانگین حسابی، میانگین هندسی و کالیبره | ۱۵۱ |
| شکل ۴-۲۵: مقایسه درصد معیار های موثر در توان اکولوژیک کاربری توسعه با روش های مبتنی بر میانگین (۳ طبقه ای) در شهرستان جهرم | ۱۵۲ |
| شکل ۴-۲۶: مقایسه درصد طبقات توان در روش های ارزیابی توان اکولوژیک (۳ طبقه ای) کاربری توسعه | ۱۵۴ |
| شکل ۴-۲۷: نقشه های توان اکولوژیک اکوتوریسم متمرکز با روش های مختلف | ۱۵۶ |
| شکل ۴-۲۸: مقایسه درصد معیار های موثر در توان اکولوژیک اکوتوریسم متمرکز با روش های مبتنی بر میانگین (۳ طبقه ای) در شهرستان جهرم | ۱۵۸ |
| شکل ۴-۲۹: مقایسه درصد طبقات توان در روش های ارزیابی توان اکولوژیک (۳ طبقه ای) اکوتوریسم متمرکز | ۱۵۹ |
| شکل ۴-۳۰: نقشه توان اکولوژیک اکوتوریسم گسترده با روش مخدوم | ۱۶۰ |
| شکل ۴-۳۱: درصد طبقات توان در روش ارزیابی توان اکولوژیک اکوتوریسم گسترده با روش مخدوم (۳ طبقه ای) | ۱۶۰ |
| شکل ۴-۳۲: نقشه توان اکولوژیک حفاظت محیط با روش مخدوم | ۱۶۱ |
| شکل ۴-۳۳: درصد طبقات توان در روش ارزیابی توان اکولوژیک حفاظت محیط با روش مخدوم (۳ طبقه ای) | ۱۶۲ |
| شکل ۴-۳۴: نقشه آمایش سرزمین با روش های مخدوم و اصلاح شده (کیفی، کمی۴ و ۲ سناریو) | ۱۶۹ |
| شکل ۴-۳۵: نقشه آمایش سرزمین با روش کیفی-کمی (۲ سناریو) | ۱۷۰ |
| شکل ۴-۳۶: مقایسه نقشه آمایش سرزمین با شرایط فعلی منطقه مورد مطالعه (روش کیفی-کمی) | ۱۷۳ |
فصل اول
نادرستی استفاده از سرزمین بدین معنی است که از زمین و آب به اندازه توان یا پتانسیل آن استفاده نمی شود. به طور خیلی ساده آنکه در اینگونه موارد در سرزمینی کشاورزی صورت می گیرد که توانی برای تولید فرآورده های کشاورزی ندارد. در زمینی خانه سازی می شود که برای خانه سازی مناسب نیست. در دامنه کوهی مرتعداری یعنی چرای دام انجام می پذیرد که توان تولیدی برای این کار ندارد. در سرزمینی تفرجگاه دایر می شود که برای این کار مناسبتی ندارد. ندانم کاری در رابطه با نوع استفاده از سرزمین دست به دست مدیریت غلط یا روش بهره برداری نادرست داده و باعث استفاده غیر منطقی انسان از سرزمین گردیده است. به طور کلی می توان چنین نتیجه گیری نمود که بانی کاهش بیش از اندازه منابع، استفاده غیر منطقی انسان از سرزمین است.
سرزمین یک منبع محدود و آسیب پذیر است، اما بسیاری از سودمندی های آن اگر بیجا از آن استفاده نشود، ابدی و قابل تجدیدند. خوشبختانه انسان متمدن به فکر چاره جویی افتاده است. از اواخر قرن میلادی گذشته انسان به این نکته پی برد که برای آنکه بخواهد بهره برداری با صرفه اقتصادی و مستمر از سرزمین داشته باشد، بهتر است که روند بهره برداری را در یک چارچوب برنامه ریزی شده به نام طرح مدیریت به اجرا گذارد. از آن زمان به تدریج طرح های جنگلداری، مرتعداری، شهرسازی و مدیریت شهر و شهرک، مدیریت کشاورزی، دامداری، دامپروری، مدیریت شیلات و آبزی پروری، پارکداری و مدیریت توسعه در جهان پا گرفت (مخدوم،۱۳۷۸).
از اینرو میتوان دریافت که رویــــکرد نـوین جهان متمدن را باید حرکت از «محیط زیستی اقتصادی» به سوی «اقتصادی زیست محیطی» و متکی بر تولید دانش، به عنوان منبعی جهانی برای توسعه پایدار دانست (غریبی، ۱۳۷۹)؛ رویکردی که لزوم تقویت و حمایت از نگاهی همهجانبهنگر[۱] را به وسیله همیاری و تعامل میان رشتهای بین متخصصین منابع طبیعی و محیطزیست با کارشناسان و نخبگان حوزه اقتصادی و دولتمردان حوزه سیاست بیش از پیش مورد تأکید قرار داده و از جمله ضروری ترین لوازم تضمین توسعه پایدار برمیشمرد. به دیگر سخن، امروزه تنها هنگامی میتوان از مزیتهای اقتصادی سرزمین یاد کرد که آن مزیتها از غربال ارزش های زیست محیطی گذر کرده باشند و ارزش افزوده حاصل از فعالیت ها و برنامه های اقتصادی به کاهش اندوختههای طبیعی و تشدید دامنه آسیبپذیری آنها منجر نشود. از آن روست که اجرای طرح هایی نظیر مدیریت جامع زیست محیطی در پارههایی از گران سنگترین زیستگاه های زمینی اهمیت مییابد. از سوی دیگر بسیاری از جوامع انسانی از سرآغازی دیرینه تا امروز با زیستبوم طبیعی خویش دارای پیوندهای اقتصادی، اجتماعی و