فهرست مطالب
فصل اول: کلیات طرح 1
1-1- مقدمه 2
1-2- بیان مسئله 2
1-3- فرضیه های تحقیق.. 6
1-4- اهداف تحقیق 7
1-4- تعاریف 8
1-4-1- تعاریف نظری 8
1-4-2- تعاریف عملیاتی 8
فصل دوم: مطالعه مبانی نظری و پیشینه مربوط به موضوع موردتحقیق.. 10
الف- مطالعه مبانی نظری مربوط به موضوع موردتحقیق.. 11
2-1–مبانی نظری حل مسئله 11
2-1-1- تعریف مسئله 11
2-1-2-تعریف حل مسئله 11
2-1-3- اهمیت حل مسئله 13
2-1-5- راهبردهای حل مسئله 15
2-1-6-2-الگوی حل مسئله 18
2-1-7- ساختار الگوی حل مسئله 19
مراحل اجرای الگوی حل مسئله به ترتیب زیر میباشد:.. 19
الف- طرح مسئلهیا بازنمایی مشکل.. 19
ب -جمعآوری اطلاعات:.. 19
ج- ساختن فرضیه:.. 19
د- آزمایش فرضیه.. 19
هـ نتیجهگیری.. 19
2-1-8- محاسن و محدودیتهای الگوی حل مسئله 19
2-1-9-راهکارهای موفقیت در حل مسئله 20
2-1-10- نقش انگیزش در حل مسئله 22
2-1-11- آموزش پذیری حل مسئله 24
2-1-12- چگونگی کنش و واکنش معلم نسبت به شاگردان در الگوی حل مسئله 25
2-1-13-نگاهی به گذشته یادگیری مبتنی بر مسئله 26
2-2-مبانی نظری تفکر و تفکر انتقادی 29
2-2-1-تعریف تفکر 29
2-2-2 کارکردهای اصلی تفکر 30
2-2-3- مهارتهای تفکر 30
2-2-4-دانش ما درباره تفکر 32
2-2-5-تدریس مهارتهای تفکر 34
2-2-6- پرورش تفکر، رویکردی جدید در فرایند تدریس -یادگیری 35
2-2-7- نقش مدرسه و معلم در پرورش تفکر 37
2-2-8- انواع تفکر 38
2-2-9- تفکر انتقادی و ویژگیهای آن 39
2-2-10- مهارت های تفکر انتقادی 43
2-2-11- ویژگی انسان متفکر 46
2-2-12-عوامل بسترساز تفکر انتقادی 47
2-2-–13 تکالیف نوشتاری در تدریس تفکر انتقادی 48
2-2-14-مراحل اجرای روش تدریس مبتنی بر تفکر انتقادی 49
2-2-15- علت انتخاب روش حل مسئله برای تقویت تفکر انتقادی 50
2-2-16- نظریههای یادگیری همسو با تفکر انتقادی 51
2-3 -فعالیت گروهی (یادگیری مشارکتی) 57
2-3-1-استفاده از گروههای کوچک 57
2-3-2-دلیل استفاده از بحث گروه-کوچک 57
2-3-3- فضای آموزشی مورد نیاز فعالیت گروهی 58
این مطلب را هم بخوانید :
2-3-4-تعریف یادگیری مشارکتی 58
2-3-5-مزایای یادگیری مشارکتی 60
2-3-6-چیستی یادگیری از طریق فعالیت گروهی 61
2-3-7-فعالیتهای گروهی مسئله محور و نقش آن در پرورش تفکر انتقادی 63
2-3-8-نحوه استفاده از روشهای یادگیری از طریق فعالیت گروهی 64
2-3-9-نگاهی به پیشینه روش تدریس مبتنی بر فعالیت گروهی 66
2-4- پیشرفت تحصیلی 67
2-4-1-تعریف پیشرفت تحصیلی 67
2-4-2-ارزشیابی پیشرفت تحصیلی 67
2-4-3- آزمون های پیشرفت تحصیلی 69
2-4-4-نکاتی پیرامون استفاده از آزمون های پیشرفت تحصیلی 70
2-4-5- شیوههای جدید ارزشیابی 70
الف چنته (پورت فولیو).. 71
ب سنجش عملکردی.. 71
ج سنجش کاربردی (واقعی).. 71
فصل سوم: روش اجرای تحقیق 79
3-1-روش تحقیق 80
3-2- جامعه آماری 80
3-3 – نمونه و روش نمونهگیری 80
3-4- روش جمعآوری اطلاعات و طرح تحقیق 81
3-5- ابزار اندازهگیری 83
3-5-1 آزمون محقق ساخته تفکر انتقادی 83
3-5-2- آزمون محقق ساخته پیشرفت تحصیلی 84
3-6- روش تجزیهوتحلیل اطلاعات 84
1-توصیفی 2- استنباطی.. 84
فصل چهارم: تجزیهوتحلیل داده ها.. 88
4-1- تجزیهوتحلیل توصیفی اطلاعات 89
مقدمه:.. 89
4-2- تجزیه و تحلیل استنباطی اطلاعات بر اساس فرضیه های تحقیق (یافتههای تحلیلی) 94
فصل پنجم: بحث و نتیجهگیری 111
5-1- بیان مسئله، روش اجرا و یافتهها بهطور خلاصه 112
5-2 – پیشنهادها 119
5-3 – محدودیتها 121
پیوستها.. 122
پیوست شماره 1- جدول زمانی و راهنمای تدریس.. 122
پیوست شماره 2- راهنمای تدریس هر مبحث.. 124
پیوست شماره 3- نمونه طرح درس براساس روش حل مسئله به صورت کارگروهی.. 125
پیوست شماره 4- نمونه سوالات محقق ساخته تفکر انتقادی.. 127
منابع و مآخذ.. 138
فهرست جداول
جدول شماره 1-2- دسته بندی پیشینه تحقیقات داخلی 77
جدول شماره 2-2- دسته بندی پیشینه تحقیقات خارجی 78
جدول شماره3-1: ضرایب مربوط به آزمون مقیاس سنجش متغیر “میزان مهارت تشخیص” 86
جدول شماره3-2: ضرایب مربوط به آزمون مقیاس سنجش متغیر “میزان مهارت مقایسه” 86
جدول شماره3-3: ضرایب مربوط به آزمون مقیاس سنجش متغیر “میزان مهارت قضاوت” 86
جدول شماره 3-4: ضرایب مربوط به آزمون مقیاس سنجش متغیر “تفکر انتقادی” 87
جدول شماره 4-1- میزان برخورداری افراد از مهارت تشخیص 90
جدول شماره 4-2- میزان برخورداری افراد از مهارت مقایسه 91
جدول شماره 4-3- میزان برخورداری افراد از مهارت قضاوت 92
جدول شماره 4-4- میزان برخورداری افراد از تفکر انتقادی 93
جدول شماره 4-5: مربوط به مقایسه میانگین برخورداری افراد از تفکر انتقادی در دو گروه پیشآزمون کنترل و پسآزمون کنترل 94
جدول شماره 4-6: مربوط به مقایسه میانگین میزان برخورداری افراد از تفکر انتقادی در دو گروه پیشآزمون کنترل و پیشآزمون آزمایش 95
جدول شماره 4-7 : مربوط به مقایسه میانگین میزان برخورداری افراد از تفکر انتقادی در دو گروه پسآزمون کنترل و پسآزمون آزمایش 96
جدول شماره 4-8 : مربوط به مقایسه میانگین برخورداری افراد از پیشرفت تحصیلی در دو گروه پیش آزمون کنترل و پس آزمون کنترل 97
جدول شماره 4-9 : مربوط به مقایسه میانگین میزان برخورداری افراد از پیشرفت تحصیلی در دو گروه پیش آزمون کنترل و پیش آزمون آزمایش 98
جدول شماره 4-10 : مربوط به مقایسه میانگین میزان برخورداری افراد از پیشرفت تحصیلی در دو گروه پس آزمون کنترل و پس آزمون آزمایش 99
جدول شماره 4-11: مربوط به مقایسه میانگین برخورداری افراد از مهارت تشخیص در دو گروه پیشآزمون کنترل و پسآزمون کنترل 100
جدول شماره 4-12 : مربوط به مقایسه میانگین میزان برخورداری افراد از مهارت تشخیص در دو گروه پیشآزمون کنترل و پیشآزمون آزمایش 101
جدول شماره 4-13 : مربوط به مقایسه میانگین میزان برخورداری افراد از مهارت تشخیص در دو گروه پسآزمون کنترل و پسآزمون آزمایش 102
جدول شماره 4-14: مربوط به مقایسه میانگین برخورداری افراد از مهارت مقایسه در دو گروه پیشآزمون کنترل و پسآزمون کنترل 103
جدول شماره 4-15: مربوط به مقایسه میانگین میزان برخورداری افراد از مهارت مقایسه در دو گروه پیشآزمون کنترل و پیشآزمون آزمایش 104
جدول شماره 4-16 : مربوط به مقایسه میانگین میزان برخورداری افراد از مهارت مقایسه در دو گروه پسآزمون کنترل و پسآزمون آزمایش 105
جدول شماره 4-17: مربوط به مقایسه میانگین برخورداری افراد از مهارت قضاوت در دو گروه پیشآزمون کنترل و پسآزمون کنترل 106
جدول شماره 4-18: مربوط به مقایسه میانگین میزان برخورداری افراد از مهارت قضاوت در دو گروه پیشآزمون کنترل و پیشآزمون آزمایش 107
جدول شماره 4-19 : مربوط به مقایسه میانگین میزان برخورداری افراد از مهارت قضاوت در دو گروه پسآزمون کنترل و پسآزمون آزمایش 108
جدول شماره 4-20 : مربوط به مقایسه میانگین درس علوم در دو گروه پیشآزمون آزمایش و پسآزمون آزمایش 109
جدول شماره 4-21: رتبهبندی شاخصهای 3گانه تفکر انتقادی 110
فهرست نمودارها
نمودار شماره 4-1-میزان برخورداری افراد از مهارت تشخیص 90
نمودار شماره4- 2- میزان برخورداری افراد از مهارت مقایسه 91
نمودار شماره 4-3- میزان برخورداری افراد از مهارت قضاوت 92
نمودار شماره 4-4- میزان برخورداری افراد از تفکر انتقادی 93
فصل اول
کلیات طرح
1-1- مقدمه
آموزشوپرورش هم مسئله است و هم آماده شدن برای حل مسئله. به دیگر سخن، زندگی مسئله است؛ و آموزشوپرورش استعدادهای یادگیرندگان برای یافتن راهحلهایی برای حل اثربخش مسائل گوناگون زندگی است. اگر آموزشوپرورش در رویکردهایش، نظام برنامهریزی درسی در تدوین برنامههای درسی و معلمان در حوزه علمی خود نگاهی به پرورش یادگیرندگان برای حل مسائل نداشته باشند، فعالیت یاددهی–یادگیری بیثمر خواهد بود.
رویکرد یادگیری مبتنی بر مسئله یا حل مسئله برگرفته از ایدهها و رهنمودهای سرگردان حوزهی آموزشوپرورش است. ازجمله کسانی که به رویکرد یادگیری مبتنی بر مسئله توجه نشان دادهاند میتوان به جان دیویی[3]، هوارد باروز[4] و جورج پولیا[5] اشاره کرد. رویکردی که به یادگیری مبتنی بر مسئله در فصل حاضر عرضهشده است، رویکردی مبتنی بر ایدههای هر سه متخصص آموزشوپرورش اشارهشده در بالاست. (آقازاده،1393: 151)
1-2- بیان مسئله
مسائل زندگی واقعی بیشتر چندوجهیاند و بهروشنی تعریف نمیشوند. چه گونه به درگیری بین دو نفر خاتمه بدهیم، یا چه گونه خانهی جدیدی بخریم و یا در مورد حرفهی آینده خود تصمیم بگیریم. چنین مسئلهای بهندرت فقط یکراه حل یا راهحل نهایی دارند. آنها مسائلی هستند که موضوع پژوهش آزاد قرار میگیرند، تحقیقاتی که در آنها روشی که تضمینکنندهی رسیدن به جواب صحیح باشد وجود ندارد، فقط تعدادی پاسخ محتمل وجود دارند که از بین آنها مناسبترین پاسخ را بهجای پاسخ قطعی انتخاب میکنیم. راهحل بهدستآمده نه درست است و نه غلط، بلکه در یک موقعیت خاص، بهترین روش بوده است؛ اما همیشه یکراه حل پایان فرایند نیست. هر راهحل یک مسئله باعث به وجود آمدن زمینی حاصل خیز برای مسائل دیگر است. زندگی یک فرایند مسئله گشایی است و هیچ پایانی برای مسئلههایی که ابعاد زمان و مکان در آنها مهم است وجود ندارد. مسائل زندگی واقعی یا مسئلههایی که به شکل واقعگرایانه و در موقعیتهای زندگی الگوبرداری شدهاند باز – پاسخ هستند. آنها مسئلههای کاملی نیستند و تنها کارکردشان این است که افراد را به هدفهای عملی میرسانند. این مسائل مانند مسئلههایی که در مدرسه به کودک ارائه میشود نیستند.
بیشتر فعالیتهای ناظر به حل مسئله در سطحی ناخودآگاه جریان دارد. حل مسئله چیزی نیست که ما گاهی در موقعیتهای خاص آن را انجام میدهیم، بلکه ما همواره در حال انجام این کار هستیم. تنها دلیل اینکه ما تمایل داریم حل مسئله را بهعنوان امر خاص در نظر بگیریم این است که معمولاً به این نکته که چرا، چه گونه و به چه طریقی کاری را انجام میدهیم، توجه نداریم. ما فعالیتهای خود را مورد آزمایش یا تجزیهوتحلیل قرار نمیدهیم. بلکه راه برویم، فکر کنیم و مسائل زندگی خود را حل کنیم. ما این مهارتها را بهطور تصادفی و بدون هیچ مطالعهی قبلی پیدا میکنیم. ما بدون اینکه توجه داشته باشیم که در حال فراگیری هستیم، یاد میگیریم. عادتهای کاملاً خاصی را فرامیگیریم که کموبیش برای حل صدها مسئلهی خاص مفید واقع میشوند. این عادتها، در مقایسه با آنچه ما میتوانیم بامطالعه و توجه انجام دهیم، ضعف و ناکارآمد هستند. فراگیری مجموعهای از اصول کلی که از یک مسئله به مسئله دیگر قابلانتقالاند، میتواند به ما و فرزندانمان در حل مسئله کمک کند ( فیشر، 1385: 174 تا 180)
بیر( 1985) تفکر انتقادی را تشخیص درستی، دقت یا ارزشیابی دانش مستدل و حقیقی می داند. نیدلر[6] ( 1985) حل مسئله یا استخراج نتایج و قضاوت دربارهی اطلاعات مربوط به مسئله را از مراحل اساسی مهارتهای تفکر تلقی میکند. با توجه به تعاریف مذکور، می توان گفت راهبرد حلمسئله از الگوهای برتر تدریس تفکر در طراحی و تدریس برنامههای درسی است که به جای انباشت اطلاعات در ذهن موجب کنش متقابل فرد با محیطمیشود و از این طریق تجارب علمی جدید قدرت قضاوت علمی و بازسازی اندیشه ی او را پرورش می دهد و قوّت میبخشد. (شعبانی ، 1393: 124)
یادگیری دانشآموزان از مباحث مدرسهای، موضوعی است که توجه بسیاری از محققان تربیتی را به خود جلب کرده است. در این راه محققان تعلیم و تربیت در تلاش هستند تا عوامل مؤثر و دخیل در یادگیری دانشآموزان را بشناسند. یکی از عوامل مؤثر در یادگیری دانشآموزان، شیوه تدریس و رفتار معلمان در کلاس درس و ارتباط آنها با دانشآموزان میباشد. کار آیی تدریس و کیفیت تدریس معلمان موضوعی است که از سالها پیش، بهویژه از دهههای 50 و 60 توجه بسیاری از محققان تربیتی را به خود جلب کرده است. (رحیمی نژاد،1389: 1)
هدفهای حیطه شناختی بر یادآوری یا بازسازی آنچه ضروری است، تأکید میکند، مثلاً در حل یک مسئله فکری، فرد باید نخست مسئله اصلی را تشخیص دهد، سپس مطالب دادهشده را مرتب کند و آنها را به نظریهها، روشها و الگوهایی که یاد گرفته است، ربط دهد. به بیان سادهتر، هدفهای شناختی با آنچه شاگرد باید بداند و بفهمد سروکار دارد. در این حیطه هدفها از سادهترین سطح شناخت به پیچیدهترین و از امور ذاتی محسوس به امور معنوی و غیر محسوس تنظیمشده است. هدفهای یادگیری در حیطه شناختی بر اساس طبقهبندی بلوم، شامل شش سطح به شرح زیر است:
1-دانش 2-فهمیدن 3- کار بستن 4- تحلیل 5- ترکیب 6- ارزشیابی 7- قضاوت[7]، چنانچه ملاحظه میشود، این طبقهبندی از سادهترین سطح شناخت (یادآوری) شروع میشود و به پیچیدهترین شکل آن (ارزشیابی و قضاوت) پایان مییابد. ترتیب هدفها بهگونهای است که هدفهای هر طبقه شامل بخشی از رفتارهای پایینتر و مبتنی بر آن رفتارها است، متأسفانه، در فرایند فعالیتهای آموزشی مدارس ما، اغلب معمولترین و شاید عمومیترین هدفهای آموزشی کسب دانش و یادآوری است و بر همین اساس، غالباً اندازهگیریهای موفقیتهای تحصیلی نیز بهوسیله بازگفتن حقایقی که یادگیرنده به حافظه خویش سپرده است، صورت میگیرد. اگر معلمان و مربیان از سطوح مختلف هدفها در حیطه شناختی آگاه باشند، آموزش را متناسب با سطوح مختلف آن تدارک خواهند دید و در ضمن به فراگیر نیز فرصت خواهند داد که تمام مهارتهای شناختی را در خود پرورشدهد (شعبانی،1393 :146)
مهارتهای شناختی در بسیاری از انواع فعالیت شناختی، ازجمله پیامرسانی شفاهی اطلاعات، قانع سازی شفاهی، درک مطلب شفاهی، درک مطلب خواندن، نوشتن، اکتساب زبان، ادراک، توجه، حافظه، حل مسئله، شناخت اجتماعی، اشکال مختلف خودآموزی و خودکنترلی نقش مهمی را بازی میکنند. یکی از مهمترین انواع پردازش شناختی که اغلب در جریان یادگیری رخ میدهد، حل مسئله است. حل مسئله سالهای متمادی موضوع مطالعه بوده است. برخی از نظریهپردازان حل مسئله را فرایندی کلیدی در یادگیری میدانند، بهویژه در حیطههای از قبیل علوم و ریاضیات. در دنیای امروزبه نظر میرسد به دلیل در دسترس بودن اطلاعاتی که از رایانه و انواع وسایل ارتباطی فراهم میشوند لزوم ادامه نقش معلمان بهمنزله مخزن دانش کمتر احساس میشود و بهجای آن اهمیت افزایش مهارت شاگردان در تفکر و استدلال و پردازش اطلاعات و نهایتاً بهکارگیری آنها خودنمایی میکند این در حالی است که بسیاری از محافل آموزشی بهجای پرداختن به پرورش قابلیتهای فکری افراد همچنان بر یادگیری مطالب و اطلاعات از طریق حفظ کردن و انباشتن آنها در ذهن و درنتیجه ترویج سبک انفعالی آموزش تأکید کرده است و حرکت برای پرورش قدرت و استدلالهای فکری شاگردآنهم در ادبیات و هم اصول اولیه درحالتوسعه تفکر انتقادی و هم در انواع نوظهور مواد درسی مشاهده میشود و بسیاری از دانشگاهها، دبیرستانها و حتی مدارس ابتدایی در حال آزمودن روشهای متعدد و مختلف آموزش تفکر انتقادی به دانشآموزان هستند. (موسوی،1392: 3)
مهمترین مأموریت ایجابی محیط ازجمله مدرسه، میتواند در پرورش قدرت تفکر باشد آسیبی که از محیط ممکن است وارد شود این است که دادن اطلاعات و محفوظات بر پرورش قدرت تفکر مقدم شود؛ حتی ممکن است تمرینها فکری و فعالیتهای عملی کودکان را به نفع فعالیتهای آموزشی محدود کنیم (سعید نیا،1388: 16)
بیشتر مردم، نهفقط مردم ما که اکثر مردم دنیا، فکر نمیکنند. چرا؟ چون آموزش ندیدهاند. فکر کردن یک مهارت است و آنها که در زندگیشان به موفقیتهای چشمگیری دستیافتهاند، سریع و حرفهای این مهارت را آموختهاند و به کار گرفتهشده پیشرفت روزافزون دانش و فناوری و جریان گسترده اطلاعات، مردم ما نیازمند آموزش خلاقیت هستند که با خلق افکار نو بهسوی یک جامعه سعادتمند قدم بردارند. همچنین مردم نیازمند یادگیری تفکر انتقادی هستند که با استفاده از آن اطلاعات را سازماندهی، طبقهبندی، مقایسه و ارزشیابی نمایند و زمینـه را برای ارتقا و پیشرفت آن فراهم کنند (ندافی،1385: 16)
دانشآموز قرن 21 نمیتواند عنصری بیاختیار باشد که حتی چگونه یادگرفتن هم از اختیار او خارج باشد و هیچگونه دخل و تصرفی در آنچه میآموزد نداشته باشد. برنامههای از پیش تعیینشده و بیچونوچرا جوابگوی مسائل او نیستند و معلم تنها منبع اطلاعاتی دانشآموز محسوب میشود. با در دست داشتن اطلاعات وسیع گوناگون درباره موضوعی که اهمیتی فراوان دارد چگونگی بهرهبرداری از این اطلاعات مطرح میشود و این خود به تفکر انتقادی نیاز دارد زیرا تفکر انتقادی برمبنای تجزیهوتحلیل اطلاعات است (زارعی،1392: 36)
اگر هدف نظام آموزشی آن است که باتربیت کردن دانشآموزانی توانمند شهروندان و افراد مفید تحویل جامعه دهد باید زمینهی مناسب برای رشد و ارتقای بینش عملی، اندیشههای آزاد و خلاق، مهارت حل مسئله و برخورد علمی با مسائل فراهم گردد. افزون بر این برنامههای مدارس باید بر روشهای متمرکز گردند که دانشآموزان بهجای آموختن و به خاطر سپردن، قابلیتهای چگونه آموختن را از طریق تفکر و برخورد منظم با مسائل و مشکلات یاد بگیرند زیرا در چنین حالتی است که دانش رشد میکند و فراگیر احساس مفید بودن میکند برای تحقق چنین هدفهایی بررسی وضعیت موجود و به کاربری روشهای تدریس فعال بسیار مهم است. (شیخ پور،1390: 17)
در این تحقیق، ضمن بررسی و تحلیل آراء و اندیشههای متفکران دو دهه اخیر سعی شده است بهطور ویژه تأثیر روش حل مسئله درس علوم تجربی بهصورت کار گروهی بر روی تفکر انتقادی و پیشرفت تحصیلی دانشآموزان دختر سال سوم ابتدایی موردبررسی قرار گیرد. باور اصلی این است که مهارت تفکر انتقادی در یک محیط بحث و تبادل اندیشه و حل مسئله به بهترین وضعیت توسعه خواهد یافت.
1-3- فرضیه های تحقیق
1-5-فرضیههای پژوهش: 6
1-5-1-فرضیه کلی: 6
1-5-2-فرضیات فرعی: 6
1-6-تعاریف مفاهیم واصطلاحات : 7
1-6-1-تعاریف مفهومی: 7
1-6-2-تعاریف عملیاتی: 8
فصل دوم :ادبیات وپیشینه پژوهش
2-1-مدیریت دانش.. 9
2-2-تاریخچه مدیریت دانش.. 11
2-3-انواع دانش: صریح و ضمنی. 13
2-4-تعریف مدیریت دانش.. 15
2-5-فرایندهای مدیریت دانش.. 17
شکل (2-1): فرآیندهای اصلی مدیریت دانش.. 17
2-6-ردهبندی مدلهای انتقال دانش.. 18
2-6-1-مدلهای شبکهای. 19
2-6-2-مدلهای شناختی. 19
2-6-3-مدلهای انجمنی/ارتباطی. 19
2-6-4-مدلهای فلسفی. 19
2-7-انواع مدلهای مدیریت دانش.. 20
2-7-1مدل “هیسیگ “. 20
2-7-2-مدل مارک “م.مک الروی” 21
2-7-3-مدل “بک من” 21
2-7-4-مدل بکوویتز و ویلیامز. 22
2-7-5-مدل نوناکا و تاکوچی(راهبردهای انتقال دانشی) 23
2-8-اشتراک دانش.. 26
2-9-اهمیت تسهیم دانش 30
2-10-انگیزه و مدیریت دانش.. 31
2-11-تاریخچه چابکی: 32
2-12-تعاریف و مفاهیم چابکی: 34
2-13-ابعاد چابکی: 36
2-14-ویژگی ها و مفاهیم اصلی در چابکی سازمان: 37
2-15-اصول زیر بنایی چابکی: 38
2-16-تولید چابک: 38
2-17-ابزارهای سازمان برای تحقق چابکی: 40
2-18-فراهم کننده های چابکی: 42
2-19-ارزیابی چابکی سازمان: 42
2-20-چابکى سازمانى با تکیه بر بعد انسانى. 43
2-21-قواعد کلی تولید چابک: 45
2-22-تجارت الکترونیک و چابکی سازمانی: 45
2-23-سیستم اطلاعاتی یکپارچه کسب و کار و چابکی سازمان: 45
2-24-چابکی برای کسب کیفیت،انعطاف پذیری و سرعت: 46
2-25-مدل چابکی سازمانی یوسف و همکارانش: 46
2-25-1-رهبری: 46
2-25-2-فرهنگ: 47
2-25-3-سیستم های پاداش: 47
2-25-4-عضویت های سازمانی: 47
2-25-5-تأمین کنندگان: 48
2-25-6-مشتریان: 48
2-25-7-فناوری اطلاعات: 48
2-26-پیشینه پژوهش.. 49
2-26-1-پیشینه خارجی. 49
2-26-2-پیشینه داخلی. 51
فصل سوم :روش شناسی پژوهش
3-1-روش پژوهش: 54
3-2-جامعه آماری: 55
3-3- نمونه آماری: 55
این مطلب را هم بخوانید :
3-4-روش گرد آوری داده ها : 55
3-5-روش تجزیه و تحلیل داده ها : 57
فصل چهارم :ارائه وتجزیه وتحلیل داده ها
4-1-مقدمه 57
4-2-بخش تحلیل توصیفی. 58
4-3-بخش تحلیل استنباطی. 64
فصل پنجم :بحث ،تفسیر ونتیجه گیری
5-1-مقدمه 69
5-2-خلاصه پژوهش : 70
5-3-پیشنهادها: 72
5-3-1پیشنهادهای کاربردی: 72
5-3-2-پیشنهادهایی برای پژوهشگران آینده 72
5-4-محدودیت های پژوهش.. 72
منابع فارسی. 73
منابع انگلیسی. 76
فهرست جداول
جدول(2-1): سه انقلاب و تغییر اساسی دانش.. 12
جدول شماره (2-2)مربوط به بیان مختصر سابقه پژوهش های انجام شده 52
جدول شماره(3-1) تعدادمعلمان وکارکنان مرد و زن. 55
جدول شماره (4-1)توزیع فراوانی پاسخ دهندگان بر حسب جنسیت.. 59
جدول شماره (4-2)توزیع فراوانی پاسخ دهندگان بر حسب سن. 60
جدول شماره(4-3) توزیع فراوانی پاسخ دهندگان بر حسب وضعیت تاهل. 61
جدول شماره(4-4)توزیع فراوانی پاسخ دهندگان بر حسب تحصیلات.. 62
جدول شماره(4-5) توزیع فراوانی پاسخ دهندگان بر حسب سابقه خدمت.. 63
جدول شماره (4-6)توزیع فراوانی پاسخ دهندگان بر حسب سطح درآمد 64
جدول شماره (4-7)ضریب همبستگی بین حیطه های پنج گانه مدیریت دانش با چابکی سازمانی 65
جدول شماره (4- 8)مقایسه میانگین نظرات پاسخگویان. 66
جدول شماره (4-9) مقایسه میانگین نظرات پاسخگویان 67
جدول شماره(4- 10) تحلیل رگرسیون 68
جدول شماره (4-11) نتایج مربوط به جدول ANOVA. 68
فهرست نمودار
نمودار شماره (4-1)توزیع فراوانی پاسخ دهندگان بر حسب جنسیت.. 59
نمودار شماره(4-2) توزیع فراوانی پاسخ دهندگان بر حسب متغیر سن. 60
نمودار شماره (4-3)توزیع فراوانی پاسخ دهندگان بر حسب متغیر وضعیت تاهل. 61
نمودار شماره(4-4) توزیع فراوانی پاسخ دهندگان بر حسب متغیر تحصیلات.. 62
نمودار شماره (4-5) توزیع فراوانی پاسخ دهندگان بر حسب متغیر سابقه خدمت.. 63
نمودار شماره (4-6) توزیع فراوانی پاسخ دهندگان بر حسب متغیر سطح درآمد 64
فهرست اشکال
شکل (2-1): فرآیندهای اصلی مدیریت دانش.. 17
شکل (2-2): مدل حلزونی دانش نوناکا وتاکوچی(2012) 24
شکل (2-3): نمایی از فرایند تبدیل دانش (افرازه، 1381) 25
شکل (2-4): تبدیل دانش بین شکلهای نهان و آشکار آن. 25
فصل اول
کلیات پژوهش
هدف از این پژوهش بررسی رابطه بین مدیریت دانش با چابکی سازمانی کارکنان ومعلمان آموزش و پرورش شهرکرمانشاه می باشد. روش پژوهش ازنوع توصیفی به شیوه پیمایشی است .جامعه آماری پژوهش حاضر کارکنان و معلمان آموزش و پرورش ناحیه3 شهر کرمانشاه در سال تحصیلی94-1393 که تعداد آنها حدود1300 نفر می باشد.نمونه آماری نیز با استفاده از جدول مورگان و به صورت روش نمونه گیری تصادفی تعداد300 نفر انتخاب شدند . ابزار مورد استفاده در این پژوهش شامل :1-پرسشنامه مدیریت دانش دارای 38 گویه می باشد و به منظور اعتباریابی، پرسشنامه بر روی یک گروه 37 نفری اجرا شد و با استفاده از فرمول آلفای کرونباخ همسانی درونی پرسشنامه 86/0 به دست آمد. 2-پرسشنامه سنجش چابکی سازمانی که دارای 16 گویه می باشد.که با طیف لیکرت تنظیم شده است . و به منظور اعتباریابی، پرسشنامه بر روی یک گروه 37 نفری اجرا شد و با استفاده از فرمول آلفای کرونباخ همسانی درونی پرسشنامه 79/0 به دست آمد.درتحلیل داده ها از آمارتوصیفی(میانگین،فراوانی،انحراف معیار)وآماراستباطی(آزمونهای همبستگی پیرسون و رگرسیون)استفاده گردید . یافته های پژوهش نشان دادند که بین مدیریت دانش و ابعاد آن(اکتساب دانش/ایجاد دانش/ توزیع دانش /روایی وپایایی/ ذخیره کردن دانش / نگهداری دانش) با چابکی سازمانی کارکنان ومعلمان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. بنابراین امروزه ثابت شده که دنیای تکنولوژی، دنیای دانش است. سازمانهایی که راهی کارامد برای استخراج، استفاده و مدیریت دانش یافتهاند و به دانش به عنوان یک دارایی مطرح مینگرند، به افزایش بازدهی کارمندان و حفظ رضایت مشتری رسیده و رمز موفقیت امروز و فردای خود را به دست آوردهاند.
کلید واژه ها : مدیریت دانش – چابکی سازمانی – کارکنان ومعلمان
مدیریت دانش در اوایل دهه 1990 به طور جدی وارد مباحث سازمانی گردید، گرچه بحث و مذاکره در رابطه با دانش خیلی پیشتر آغاز شده بود؛ در سال 1965 مارشال[1] ادعا میکند که بخش اعظم سرمایه، شامل دانش است. وی همچنین معتقد است که دانش قدرتمندترین موتور تولید است، بدین ترتیب سازمانها باید به طور فزایندهای بر مدیریت آن تاکید کنند؛ مدیریت دانش به مجموعهای از فعالیتهای منظم و سیستماتیک سازمانی گفته میشود که جهت دستیابی به ارزش بزرگتر، از طریق دانش در دسترس صورت میگیرد. دانش در دسترس کلیه تجربیات و آموختههای افراد یک سازمان و کلیه اسناد و گزارشها در داخل یک سازمان را شامل میشود(مارویک[2]،2010) مدیریت دانش در برگیرنده رفتارهای انسانی، نگرشها و قابلیتهای انسانی، فلسفههای کسب و کار، الگوها، عملیات، رویهها و فناوریهای پیچیده است(وینگ[3]،2009).مدیریت دانش، فرآیند خلق و تسهیم، انتقال و حفظ دانش به گونهای است که بتوان آن را به شیوهای اثر بخش در سازمان به کار برد (هافمن[4]،2007).
متغیر دیگری که در ارتباط با مدیریت دانش است چابکی سازمانی است.چابکی عبارت است از،شناسایی موفق مبانی رقابت (سرعت،انعطاف پذیری،نوآوری،کیفیت و سودآوری)، انسجام منابع،و اقدامات مناسب در محیط دانش و دارای تغییرات سریع به وسیله فراهم کردن محصولات و خدمات مشتری پسند (شعیب زاده،1386،ص1).
چابکی با تولید ناب و انبوه تفاوتهایی دارد.به عنوان مثال،تولید ناب به نوعی معماری عملیاتی منعطف گفته می شود.در حالی که چابکی،معماری قابل شکل دهی مجدد را ایجاد می کند.در عین حال رقابت مبتنی بر چابکی برای بیرون راندن رقابت مبتنی بر تولید انبوه و به عنوان یک نرم برای تجارت جهانی در نظر گرفته شده است (گلدمن[5] و همکارانش ،1995).نیاز به چابکی،مبتنی بر افزایش نرخ تغییر در محیط است که مؤسسات را وادار به پاسخ پیش کنشی به تغییرات می کند.بازارها و مشتریان خواهان محصولات ارزان،متناسب با سلایق خود و دسترسی سریع به آن هستند (گلدمن1 ،1995).
امروزه شرایط صنعتی به ویژه در حوزه های تکنولوژی،شرایط بازار و خواسته های مشتری در قیاس با گذشته به طور اساسی تغییر کرده است وموجب چالش هایی از جمله بخش بندی بازارهای پویا،کاهش زمان رسیدن به بازار،افزایش تنوع محصول،تولید برای مشتریان مشخص،کاهش طول عمر محصول،جهانی سازی تولید و غیره برای بنگاه ها شده و سبب گردیده استراتژی های عملیاتی کمپانی ها تغییر کند.در نتیجه بنگاه های صنعتی امروز با چالش ها و فشارهای رقابتی جدیدی روبرو شده اند به همین دلیل است که برخی صاحبنظران،توانایی بنگاه های صنعتی برای تطبیق سریع و دقیق با شرایط در حال تغییر را یک عامل کلیدی برای موفقیت در آینده می دانند و بیان می کنند که در این فرایند،بنگاه باید نقطه نظرات مدیریتی،سازمانی و تکنولوژیکی را یکپارچه و متحد کند.در این عصر،دو عامل قیمت رقابتی و کیفیت بالا ضروری هستند اما عوامل تعیین کننده موفقیت تجاری نیستند و به جای آن سرعت رسیدن به بازار و پاسخ سریع و منعطف به مشتری به عنوان یک اصل اساسی مورد توجه قرار گرفته است.به همین دلیل،اهمیت سرعت و پابکی افزایش یافته و جانشین اولویت های رقابتی گذشته شده است(لحافی،1390،ص19).
واژه چابک توصیف گر سرعت و قدرت پاسخگویی هنگام مواجهه با رویدادهای داخلی و خارجی سازمان است.سازمان چابک برای درک و پیش بینی تغییرات محیط کسب و کار طراحی شده و در این راستا به ساختاربندی خود می پردازد.از عوامل اساسی که باعث ایجاد و ارتقای چابکی سازمان است می توان به آگاهی، انعطاف پذیری و بهره وری اشاره نمود.تولید چابک راهی برای تغییر روش تولید، طراحی و ایجاد مدیریت و بازاریابی سازمان های بزرگ و کوچک است(لحافی،1390،ص19).
دانش به عنوان مهمترین جنبه رقابتی آن سازمان را قادر میسازد تا بهرهور باشد و از محصولات و خدمات رقابتی رها شود. یکی از پایههای افزایش بهرهوری انتقال دانش، چابک بودن مؤثر است. حجم بالای توسعه ادبیات در حوزه انتقال دانش و چابکی سازمانی، اهمیت این دو مقوله را نشان میدهد. ما در این پژوهش، شکلی از همگرایی این دو را از این نظر که ابعاد آنها قویاً با یکدیگر ارتباط دارند، مورد بررسی قرار میدهیم و استدلال میکنیم که چابکی سازمانی زمانی حاصل میشود که انتقال دانش، از هر حیث، در حال تعادل باشد(حاتمی نسب،1390،ص131).
ادبیات پژوهش چابکی، توانمندسازهای زیادی را برای ارتقای چابکی سازمانها پیشنهاد میکند که در سابقه تحقیق به آنها پرداخته شده است. در این تحقیقات، متغیرهای سازمانی به عنوان متغیرهای توانمندساز برای چابکی بررسی شدهاند و ارتباط و تأثیر آنها بر چابکی کنکاش شده است. مدیریت دانش نیز به عنوان یکی از پایههای چابکی، مورد توجه محققین متعدد (مانند داو [6]1999، اشرافی 2005، و بیکر[7]2001 ) قرار گرفته است. این تأکید بر مدیریت دانش، با عنایت به اهمیت تخصص و ارتقای جایگاه سرمایههای انسانی در سازمانها، به خوبی قابل توجیه است. بدیهی است شناسایی مهمترین عناصر مدیریت دانش در راستای ارتقای چابکی سازمانی میتواند گام بسیار ارزشمندی برای چابک سازی سازمانهای تولیدی و غیر تولیدی قلمداد شود. لذا به نظر میرسد شناسایی ابعاد و اقدامات مدیریت دانش در سازمانهای چابک از یک سو و بررسی ارتباط آنها با اقدامات و ابعاد چابکی از سوی دیگر، یک ضرورت انکارناپذیر در حوزه پژوهش های چابکی است.
با توجه به آنچه در راستای اهمیت چابکی سازمانی، به عنوان ابزاری برای غلبه بر چالشهای هزاره سوم، در ادبیات بیان شده است (شریفی،2006)، بررسی و کنکاش در زمینه چابکی با تأکید بر دانش ـ محوری و مدیریت دانش میتواند جهش بزرگی را در چابک سازی و عملکرد بالای سازمان های دولتی ایجاد نماید. علیرغم تحقیقات بسیار در هر یک از دو حوزه چابکی و مدیریت دانش، پژوهشهای چندانی در مورد ارتباط مدیریت دانش و چابکی سازمانی و تأثیر آنها بر یکدیگر انجام نشده است و بیشتر پژوهشها تئوریک و غیرتجربی میباشند. ریک داو[8]( 1999) به بیان ارتباط مدیریت دانش، توانایی پاسخگویی و چابکی مؤسسه به صورت مطالعه ادبیات تحقیق پرداخته و چنین میگوید: “چابکی سازمانی زمانی بهدست میآید که مدیریت دانش و توانایی پاسخگویی، در تلاشهای سازمانی، حالتی متعادل داشته باشند”. لوی و هازان[9] (2009) نیز مدیریت دانش را جنبه کاربردی فرهنگ سازمانی دانستهاند و چگونگی بنیان نهادن تغییر فرهنگی بوسیله چابکی سازمانی را بیان کردهاند و این تغییر فرهنگ را نیازمند ابتکار در مدیریت دانش دانستهاند. آنها همچنین بهکارگیری توانمندسازهای انتقال دانش از دیدگاه مهندسی نرمافزار چابک را مورد بحث قرار دادند و چگونگی افزایش چابکی از طریق استخراج دادهها و مدیریت دانش را بیان داشتند. فرانکلین بکر [10](2001) در تحقیقی با عنوان “چابکی سازمانی و زیربنای دانش” بیان میکند که روشها و مدلهای ضروری کنونی کافی نیستند و برای غلبه بر عدم اطمینان در سازمانهای چابک، نیاز به استراتژیهای انطباقپذیری برای بهکارگیری ابزارهای مدیریت دانش است. اشرفی و همکاران(2005)، چارچوبی را برای اجرای چابکی تجاری در سراسر سیستمهای مدیریت دانش فراهم کردهاند. زیرا در صورت وجود ارتباطی، هر سازمان می تواند با تدوین برنامه ای مدون و منظم، به طور همزمان و یکپارچه و با کاهش هزینه های عملیاتی و اجرایی، به توسعه و تقویت همزمان این دو مقوله مهم (مدیریت دانش و چابکی سازمانی) بپردازد و از مزایای آنها بهره مند گردد.باتوجه به موارد مذکور سوال اصلی این پژوهش این است که آیا بین مدیریت دانش با چابکی سازمانی کارکنان ومعلمان آموزش وپرورش شهرستان کرمانشاه رابطه وجود دارد ؟
ما در دنیایی زندگی میکنیم که به خاطر جهانی شدن، دچار تغییرات سریع و اجتنابناپذیری است.در این دنیا، اقتصاد به سمت اقتصاد دانش محور حرکت کرده و بسیاری از معادلات کنونی کشورها را با چالش مواجه ساخته که این امر، خود حاصل فناوری اطلاعات و ارتباطات است.سازمانهای کنوین، اهمیت بیشتری جهت درک، انطباقپذیری و مدیریت تغییرات محیط پیرامون قائل شده و در کسب و به کارگیری دانش و اطلاعات روزآمد به منظور بهبود عملیات و ارائه خدمات و محصولات مطلوبتر به ارباب رجوعان پیشی گرفتهاند.چنین سازمانهایی نیازمند به کارگیری سبک جدیدی از مدیریت به نام«مدیریت دانش» میباشند.برخی از سازمانها براین باورند که با تمرکز صرف بر افراد، فناوری و فنون میتوان دانش را مدیریت کرد(قربانی،1388،ص48).
نوناکا و تاکیشی[11] (١٩٩٥) ادعا می کنند که مدیریت دانش به عنوان توانایی سازمان در ایجاد، ذخیره و توزیع دانش، برای برتری رقابتی در حوزه های کیفیت، سرعت، نوآوری و قیمت، مطلقاً حیاتی است. با وجود آنکه دانش به آسانی قابل اندازهگیری نیست، سازمانها بایستی دانش را به منظور دستیابی به مزایایی که از مهارتها، تجارب و دانش ضمنی کارمندان در سیستم و ساختارشان، قابل اکتساب است، به طور مؤثر مدیریت کنند(هانگ[12] ،2005).
تحلیل تعاریف ارائه شده نشان می دهد که بسیاری از آن ها در یک مورد شباهت دارند و آن اینکه مدیریت دانش منجر به بهبود عملکرد سازمانی میگردد. عوامل حیاتی مدیریت دانش موفق، متعدد هستند که برخی تحت کنترل و برخی خارج از کنترل هستند (حسنعلی [13]،2002).
واژه چابک توصیف گر سرعت و قدرت پاسخگویی هنگام مواجهه با رویدادهای داخلی و خارجی سازمان است.سازمان چابک برای درک و پیش بینی تغییرات محیط کسب و کار طراحی شده و در این راستا به ساختاربندی خود می پردازد.از عوامل اساسی که باعث ایجاد و ارتقای چابکی سازمان است می توان به آگاهی، انعطاف پذیری و بهره وری اشاره نمود.تولید چابک راهی برای تغییر روش تولید، طراحی و ایجاد مدیریت و بازاریابی سازمان های بزرگ و کوچک است(لحافی،1390،ص22).
دانش به عنوان مهمترین جنبه رقابتی آن سازمان را قادر میسازد تا بهرهور باشد و از محصولات و خدمات رقابتی رها شود. یکی از پایههای افزایش بهرهوری مدیریت دانش، چابک بودن مؤثر است. حجم بالای توسعه ادبیات در حوزه مدیریت دانش و چابکی سازمانی، اهمیت این دو مقوله را نشان میدهد. ما در این پژوهش، شکلی از همگرایی این دو را از این نظر که ابعاد آنها قویاً با یکدیگر ارتباط دارند، مورد بررسی قرار میدهیم و استدلال میکنیم که چابکی سازمانی زمانی حاصل میشود که مدیریت دانش، از هر حیث، در حال تعادل باشد.با توجه به لزوم دستیابی همزمان به بهره وری و انعطاف پذیری در سازمان های دولتی برای مواجه با تغییرات و اغنای مشتری و همچنین نقش مؤثر فناوری اطلاعات در این امر، این پژوهش با هدف کمک به سازمان های دولتی از جمله سازمان آموزش و پرورش در نظر دارد به ارائه ی تفسیری از عوامل مؤثر مدیریت دانش بر دستیابی به چابکی سازمانی کارکنان بپردازد . لذا پژوهش حاضر می کوشد با بررسی رابطه بین مدیریت دانش بر چابکی سازمانی سازمان آموزش و پرورش شهرستان کرمانشاه را ارایه دهد.
1-4-1-هدف کلی پژوهش عبارت است از:
بررسی رابطه بین مدیریت دانش با چابکی سازمانی کارکنان آموزش و پرورش شهرستان کرمانشاه
1-4-2-اهداف ویژه پژوهش به شرح ذیر میباشد:
1-تعیین میزان رابطه بین اکتساب دانش با چابکی سازمانی کارکنان
2-تعیین میزان رابطه بین ایجاد دانش با چابکی سازمانی کارکنان
3-تعیین میزان رابطه بین ذخیره کردن دانش با چابکی سازمانی کارکنان
4-تعیین میزان رابطه بین توزیع دانش با چابکی سازمانی کارکنان
5-تعیین میزان رابطه بین نگهداری دانش با چابکی سازمانی کارکنان
بین مدیریت دانش با چابکی سازمانی کارکنان رابطه معناداری وجود دارد.
1-بین میزان اکتساب دانش با چابکی سازمانی کارکنان رابطه معنی داری وجود دارد .
2- بین میزان ایجاد دانش با چابکی سازمانی کارکنان رابطه معنی داری وجود دارد .
3- بین میزان ذخیره کردن دانش با چابکی سازمانی کارکنان رابطه معنی داری وجود دارد .
4- بین میزان توزیع دانش با چابکی سازمانی کارکنان رابطه معنی داری وجود دارد .
5- بین میزان نگهداری دانش با چابکی سازمانی کارکنان رابطه معنی داری وجود دارد .
1-6-1-1مدیریت دانش : دانش فرایندی است که به سازمانها یاری میکند اطلاعات مهم را بیابند، گزینش، سازماندهی و منتشر کنند و تخصصی است که برای فعالیتهایی چون حل مشکلات، آموختن پویا، برنامهریزی راهبردی و تصمیمگیری ضروری است.تعریف اسوان از مدیریت دانش یکی از بهترین تعاریف قلمداد میشود:مدیریت دانش هرگونه فرایند یا عمل تولید، کسب، تسخیر، ترویج و جامعهپذیری و کاربرد آن است، در هرجایی که دانش استقرار یابد، یادگیری و عملکرد سازمان را افزایش میدهد(قربانی،1388،ص56).
1-6-1-2-ایجاد دانش: ایجاد دانش متخصصان یکی از ضروریات اصلی در زمینه تحقیق مدیریت دانش در سازمانهای دانشی است، چرا که با شناسایی دانشهای ذخیره شده در اذهان کارکنان میتوان ضمن بررسی نقاط قوت آنها به نقایص و تعدیل دانش تخصصی افراد با دانش مورد نیاز سازمان همت گمارد.یک راه برای شناسایی دانشی که باید در اختیار گرفته شده و کسب گردد، انجام ممیزی دانش است(صالحی،1391،ص54).
1-6-1-3-اکتساب و جمع آوری دانش: در طول تاریخ بشر، انسانها همواره در جستجوی دانش بودهاند چرا که دانش اندوزی را باعث موفقیت میدانستنددانش هم میتواند از داخل و هم از خارج سازمان کسب شود(صالحی،1391،ص54).
1-6-1-4-اشتراک دانش و توزیع دانش: وقتی میکوییم فردی دانش خود را توزیع میکند، به این معنی است که فرد، فرد دیگری را با استفاده از دانش، بینش، و افکار خود راهنمایی میکند تا او را کمک کند که موقعیت خود را بهتر ببیند(صالحی،1391،ص54).
1-6-1-5-نگهداری از دانش: در این مرحله، تمام توجه مدیریت دانش به این نکته متمرکز است که دانش موجود در سازمانها، کاربردی شود تا به سوددهی سازمان بینجامد(صالحی،1391،ص54).
1-6-1-6-ذخیره کردن دانش: ذخیره دانش بخش مهمی از مدیریت دانش است؛ با این وجود زمانی که شرکتها دوباره سازماندهی میشوند ارزش حافظه سامانی اغلب دست کم گرفته میشود اما در مورد دور انداختن بخشهای کهنه شده تجارب گذشته شرکت نباید به سادگی تصمیم گرفت(صالحی،1391،ص54).
1-6-1-7-چابکی سازمان
چابکی عبارت است از،شناسایی موفق مبانی رقابت (سرعت،انعطاف پذیری،نوآوری،کیفیت و سودآوری)، انسجام منابع و اقدامات مناسب در محیط دانش و دارای تغییرات سریع به وسیله فراهم کردن محصولات و خدمات مشتری پسند (شعیب زاده،1386،ص2).
1-6-2-1-مدیریت دانش: این متغیر در سطح ابعاد در پنج شاخص اکتساب دانش،ایجاد دانش،ذخیره دانش،توزیع دانش و نگهداری دانش قابل سنجش است که هر کدام از ابعاد ذکر شده در سطح نشانگر به فعالیتهایی تقسیم شده اند که جمعاً به تعداد 38 گویه است. در واقع مدیریت دانش به پارامترهای عملیاتی تبدیل شده که هر کدام از آنها در پرسش نامه استانداردشده به صورت سؤالاتی از نمونه آماری پرسیده می شوند.
ارزیابی پایایی عامل های استخراجی پرسشنامه نقش آموزش عالی در توسعه فرهنگی مشخص می شود که پایایی مولفه ها و پرسشنامه نقش آموزش عالی در توسعه فرهنگی در حد قابل قبول است.
براساس تحلیل اکتشافی مرحله دوم(پرسشنامه نقش آموزش عالی در توسعه فرهنگی) که در این مرحله، هر 3 مولفه پرسشنامه نقش آموزش عالی در توسعه فرهنگی مورد بررسی قرار می گیرد که بر اساس آزمون کیسر _ می یر و اوکلین، و با توجه به اینکه مقدار آن برابر با 72/0 می باشد، لذا قضاوت در مورد آن در حد خوب گزارش می شود. با توجه به مقدار مجذور کای و سطح معناداری آزمون کرویت بارتلت ( 01/0P< و15/62X2=) نتیجه گرفته می شود که بین عامل ها همبستگی وجود دارد. و ملاحظه می شود که تمامی مولفه ها با نقش آموزش عالی در توسعه فرهنگی دارای همبستگی قابل قبول میباشند.
واژگان کلیدی : آموزش عالی – توسعه فرهنگی – دانشگاه پیام نور کرج
فهرست مطالب
| 1 | فصل اول : کلیات پژوهش | |
| 2 | 1-1-مقدمه | |
| 4 | 1-2- بیان مساله | |
| 8 | 1-3- ضرورت انجام تحقیق | |
| 10 | 1-4- اهداف تحقیق | |
| 10 | 1-4- 1- هدف کلی![]() | |
| 10 | 1-4-2- اهداف جزئی | |
| 10 | 1-5- فرضیه های تحقیق | |
| 10 | 1-5-1- فرضیه کلی | |
| 10 | 1-5-2- فرضیه های جزئی | |
| 11 | 1-6- تعریف اصطلاحات پژوهش | |
| 11 | 1-6-1- تعاریف نظری آموزش عالی | |
| 11 | 1-6-2- تعاریف نظری فرهنگ | |
| 12 | 1-6-3-تعریف نظری توسعه فرهنگی | |
| 13 | 1-7- تعاریف عملیاتی | |
| 13 | 1-7-1- آموزش عالی | |
| 14 | 1-7-2- توسعه فرهنگی
| |
| 15 | فصل دوم: ادبیات و پیشینه تحقیق | |
| 16 | 2-1- مقدمه | |
| 17 | 2-2- بخش اول: مبانی نظری پژوهش | |
| 17 | 2-2-1- فلسفه آموزش عالی | |
| 20 | 2-3- تاریخچه و سیر تحول آموزش عالی در ایران | |
| 22 | 2-4- اهم نهادهای سیاست گذار و برنامه ریزی در آموزش عالی | |
| 23 | 2-5- نقش آموزش عالی در فرهنگ و تمدن ایران و اسلام | |
| 23 | 2-6- جایگاه آموزش در ایران باستان | |
| 24 | 2-7- جایگاه آموزش در ایران دوره اسلامی | |
| 25 | 2-8- آموزش عالی در تاریخ معاصر ایران | |
| 27 | 2-9- آموزش عالی پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی | |
| 28 | 2-10- مدارس عالی | |
| 28 | 2-10-1- تاسیس دارالفنون | |
| 28 | 2-10-2 مدرسه حقوق و علوم سیاسی | |
| 29 | 2-10-3- مدرسه طب | |
| 29 | 2-10-4- تاسیس دانشگاه تهران | |
| 30 | 2-10-5- تاسیس وزارت علوم و آموزش عالی | |
| 31 | 2-11- انقلاب اسلامی و ساخت سازمانی جدید | |
| 33 | 2-12- رهبری و مدیریت آموزش عالی | |
| 35 | 2-13- آموزش عالی و زمینه های تحول آن | |
| 35 | 2-14- نقش و جایگاه آموزش عالی در توسعه | این مطلب را هم بخوانید : منابع تحقیق درباره تحلیل اطلاعات |
| 38 | 2-15- مفهوم دانشگاه | |
| 45 | 2- 16- رسالت ها و اهداف آموزش عالی در ایران | |
| 46 | 2-17- رسالت ها و نقش های آموزش عالی | |
| 48 | 2-18- چالش ها و نقش دانشگاه | |
| 53 | 2-18-1- چالشهای جهانی آموزش عالی در قرن 21. | |
| 53 | 2-19- ویژگی های دانشگاه در جهان امروز و رسالت های دانشگاه | |
| 55 | 2-20- ویژگی های سازمانی مراکز آموزش عالی | |
| 56 | 2-21- الگوهای مدیریتی در آموزش عالی | |
| 57 | 2-22- الگوی مشارکتی در آموزش عالی | |
| 57 | 2-23- جمع بندی آموزش عالی | |
| 58 | 2-24- تاریخچه فرهنگ | |
| 59 | 2-24-1- مفهوم فرهنگ | |
| 64 | 2-25- عناصر فرهنگ و مولفه های آن | |
| 65 | 2-25-1- هنجارها | |
| 65 | 2-25-2- نمادها | |
| 65 | 2-25-3- علوم وفنون | |
| 66 | 2-25-4- نقش ها | |
| 66 | 2-25-5- بینش | |
| 67 | 2-25-6- ارزش ها | |
| 67 | 2-26- اهمیت فرهنگ و نقش نظام آموزش عالی | |
| 70 | 2-27- فرهنگ و دانشگاه | |
| 71 | 2-28- تعریف توسعه | |
| 74 | 2-28-1- نقش دانشگاه در توسعه | |
| 76 | 2-28-2- رابطه بین فرهنگ و توسعه | |
| 77 | 2-28-3- آموزش و توسعه | |
| 77 | 2-28-4- بعد فرهنگی توسعه | |
| 79 | 2-28-5- مفهوم توسعه فرهنگی | |
| 84 | 2-28-6- اهمیت توسعه فرهنگی و ضرورت آن | |
| 92 | 2-29- رابطه بین آموزش عالی و توسعه فرهنگی | |
| 92 | 2-30- نقش دانشگاه در توسعه فرهنگی جامعه | |
| 94 | 2-30-1- نقش فعالیتهای فرهنگی دانشگاهها در توسعه فرهنگی | |
| 95 | 2-30-2- کارکردهای فعالیتهای فرهنگی در دانشگاه | |
| 96 | 2-30-3- نقش فعالیتهای فرهنگی دانشجویان در تحقق توسعه فرهنگی | |
| 98 | 2-31- نقش دانشگاه در مهندسی فرهنگی کشور | |
| 99 | 2-31-1- نقش بیداری | |
| 100 | 2-31-2- آینده پژوهی فرهنگی | |
| 100 | 2-31-3- نهضت نرم افزاری | |
| 100 | 2-31-4- کارآفرینی | |
| 101 | 2-31-5- تعلیم و تربیت | |
| 101 | 2-32- جایگاه دانشگاه در فرایند تحولات فرهنگی | |
| 102 | 2-33- مدیریت تحول فرهنگی | |
| 104 | 2-34- توسعه فرهنگی و تکنولوژی | |
| 105 | 2-35- اینترنت و توسعه فرهنگی | |
| 106 | 2-35-1- فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش | |
| 109 | 2- 36- چالش های پیش روی گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش | |
| 110 | 2-37- جمع بندی توسعه و توسعه فرهنگی | |
| 113 | بخش دوم : مبانی تجربی پژوهش | |
| 113 | 2-2-1 پژوهشهای داخلی | |
| 118 | 2-2-2 پژوهشهای خارجی | |
| 122 | بخش سوم : معرفی جامعه آماری ((دانشگاه پیام نور)) | |
| 122 | 2-3-1 آشنایی با جامعه آماری (دانشگاه ) | |
| 123 | 2-3-2 آموزش باز | |
| 124 | 2-3-3 سند چشم انداز دانشگاه | |
| 124 | 2-3-4 اهداف اساسی دانشگاه | |
| 125 | 2-3-5 وظایف اصلی دانشگاه | |
| 134 | فصل سوم : روش شناسی پژوهش
| |
| 135 | 3-1- مقدمه | |
| 135 | 3-2 روش پژوهش | |
| 136 | 3-3 متغیر های پژوهش | |
| 136 | 3-3-1 متغیر مستقل | |
| 136 | 3-3-2 متغیر وابسته | |
| 136 | 3-4- جامعه آماری | |
| 137
| 3-5- تحلیل آماری تحقیق
| |
| 137 | 3-5-1- تحلیل های آماری توصیفی | |
| 137 | 3-5-2- تحلیل های آماری توصیفی | |
| 138 | 3-6- نمونه و روش نمونه گیری | |
| 138 | 3-7- روش گردآوری داده ها | |
| 139 | 3-8- ابزار گردآوری اطلاعات و داده ها | |
| 139 | 3-9 – پایایی و روایی پرسشنامه | |
| 139 | 3-9-1- پایایی (قابلیت اعتماد)ابزار اندازه گیری | |
| 142 | 3-9-2- روایی(اعتبار)ابزار اندازه گیری | |
| 153 | فصل چهارم : تجزیه و تحلیل داده های پژوهش | |
| 154 | 4-1- مقدمه | |
| 154 | 4-2- توصیف آماری دادهها | |
| 159 | 4-3- آزمون کلموگروف اسمیرنف در خصوص توزیع طبیعی داده ها: | |
| 169 | فصل پنجم : نتیجه گیری و ارائه پیشنهادات | |
| 170 | 5-1- مقدمه | |
| 170 | 5-2- نتیجه گیری یافته ها | |
| 170 | 5-2-1- یافته های حاصل از داده های توصیفی | |
| 171 | 5-2-2- یافته های حاصل از داده های استنباطی | |
| 174 | 5-2-3- نتایج آزمون فرضیات | |
| 174 | 5-2-3-1- نتایج آزمون کلموگروف اسمیرنف در خصوص توزیع طبیعی داده ها: | |
| 174 | 5-2-3-2- نتایج آزمون فریدمن | |
| 175 | 5-2-3-3- نتایج آزمون t مستقل | |
| 175
| 5-2-3-4- نتایج آزمون باکس و لامبدا ویکز | |
| 178 | 5-3-پیشنهادات اجرایی پژوهش | |
| 178 | 5-4- پیشنهاداتی به پژوهشگران برای مطالعات آینده | |
| 179 | 5-5- محدودیت های تحقیق | |
| 181 | منابع و مآخذ |
پیوست ها 191
فهرست جداول
| جدول(3-1)، نتایج آزمون بارتلت و کیسر – می یر و اوکلین | 144 |
| جدول (3-2)، اشتراکات | 145 |
| جدول 3-3، نتایج بررسی سهم واریانس هر یک از عامل ها در مدل 3 عاملی پرسشنامه نقش آموزش عالی در توسعه فرهنگی | 146 |
| جدول (3-4)، نتایج تحلیل مولفه های اصلی همراه با چرخش واریماکس در مورد بار عاملی سوالات پرسشنامه نقش آموزش عالی در توسعه فرهنگی | 147 |
| جدول (3-5) نتایج ارزیابی پایایی عامل های پرسشنامه نقش آموزش عالی در توسعه فرهنگی | 148 |
| جدول (3-6 ) نتایج آزمون بارتلت و کیسر – می یر و اوکلین | 148 |
| جدول( 3-7 ) اشتراکات مولفه ها | 149 |
| جدول( 3-8 ) نتایج تحلیل مولفه های اصلی همراه با چرخش واریماکس در مورد بار عاملی مولفه های پرسشنامه نقش آموزش عالی در توسعه فرهنگی | 149 |
| جدول ( 3-9 ) رابطه بین مولفههای پرسشنامه مفهوم نقش آموزش عالی در توسعه فرهنگی | 152 |
| جدول ( 3-10) روابط مولفه ها با مفهوم نقش آموزش عالی در توسعه فرهنگی | 153 |
| جدول ( 3-11) تناسب مجموعه دادههای مفهوم نقش آموزش عالی در توسعه فرهنگی | 156 |
| جدول(4-1) توزیع فراوانی جنسیت | 158 |
| جدول(4-2) توزیع فراوانی مدارک تحصیلی | 159 |
| جدول(4-3) توزیع فراوانی وضعیت استخدامی | 160 |
| جدول(4-4) توزیع فراوانی طبقات سن | 161 |
| جدول(4-5) توزیع فراوانی طبقات سابقه کار | 162 |
| جدول(4-6) توزیع فراوانی محل های خدمت | 162 |
| جدول (4-7) نتایج آزمون کلموگروف اسمیرنوف در خصوص توزیع طبیعی داده ها | 163 |
| جدول( 4-8) نتایج آزمون t تک نمونه ای در خصوص اختلاف میانگین ها | 163 |
| جدول(4-9) نتایج آزمون t تک نمونه ای در خصوص اختلاف میانگین ها | 164 |
| جدول (4-10) نتایج آزمون فریدمن در خصوص گویه های نقش آموزش عالی در توسعه فرهنگی | 164 |
| جدول ( 4-11) نتایج آزمون t مستقل در خصوص تفاوت نقش آموزش عالی در توسعه فرهنگی براساس جنسیت | 165 |
| جدول(4- 12) نتیجه آزمون باکس | 166 |
| جدول(4-13) نتیجه آزمون لامبدا ویکز | 166 |
| جدول(4-14 ) تجانس واریانس بین مولفه های نقش آموزش عالی در توسعه فرهنگی بر اساس جنسیت | 167 |
| جدول ( 4-15) در مورد تجانس واریانس نقش آموزش عالی در توسعه فرهنگی براساس طبقات سن | 167 |
| جدول( 4-16) نتایج آزمون تحلیل واریانس در خصوص تفاوت بین نقش آموزش عالی در توسعه فرهنگی براساس طبقات سن | 168 |
| جدول(4- 17) نتیجه آزمون باکس | 168 |
| جدول(4-18) نتیجه آزمون لامبدا ویکز | 168 |
| جدول(4-19 ) تجانس واریانس بین نقش آموزش عالی در توسعه فرهنگی بر اساس طبقات سن | 169 |
| جدول (4-20) نتایج آزمون t مستقل در خصوص تفاوت نقش آموزش عالی در توسعه فرهنگی براساس وضعیت کاری(علمی و اداری) | 170 |
| جدول( 4- 21) نتیجه آزمون باکس | 170 |
| جدول( 4- 22) نتیجه آزمون لامبدا ویکز | 171 |
| جدول (4-23) تجانس واریانس بین نقش آموزش عالی در توسعه فرهنگی با توجه به وضعیت کاری(علمی و اداری) | 171 |
فهرست نمودارها
| نمایه (4-1) درصدهای مربوط به جنسیت | 159 |
| نمایه (4-2) درصدهای مربوط به مدارک تحصیلی | 160 |
| نمایه (4-3) درصدهای مربوط به وضعیت استخدامی | 161 |
فهرست اشکال
| شکل( 3-1) مدل مفهوم نقش آموزش عالی در توسعه فرهنگی در حالت اس | 150 |
| شکل( 3-2) مدل مفهوم نقش آموزش عالی در توسعه فرهنگی در حالت معناداری | 151 |
| شکل( 3-3) مدل مفهوم نقش آموزش عالی در توسعه فرهنگی در حالت استاندارد | 154 |
| شکل( 3-4) مدل مفهوم نقش آموزش عالی در توسعه فرهنگی در حالت معناداری | 155 |
بیان مسأله …….. 4
اهمیت و ضرورت پژوهش . 11
هدفهای پژوهش ….. 13
فرضیه ها……….. 14
تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها…. 15
فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه تحقیق
پیشینه نظری…….. 20
اشتیاق شغلی …… 20
ابعاد اشتیاق شغلی 23
اشتیاق شغلی و مفاهیم مرتبط …………. 25
محرکهای اشتیاق شغلی 28
پیشایندها و پیامدهای اشتیاق شغلی ……. 34
استراتژی های مناسب جهت افزایش اشتیاق شغلی 35
مزایای افزایش اشتیاق شغلی کارکنان……. 39
اشتیاق شغلی؛ معیاری مهم در محیط…….. 40
رهبری اصیل……… 41
تعاریف رهبری ….. 41
رویکردها و تئوری های سنتی و نوین رهبری.. 43
رهبری خدمت گزار … 47
رهبری اصیل: پاسخی به چالش ها و ابهامات نظریه خدمت گزار………. 48
پیشینه و خاستگاه رهبری اصیل ………….. 48
رهبری اصیل و توسعه رهبری اصیل……… 49
نظریه رهبری اصیل .. 53
مؤلفه های رهبری اصیل ………………. 54
اجزای رهبری اصیل . 55
سرمایه مثبت روانشناسی 56
دیدگاه مثبت اخلاقی 57
خودآگاهی رهبر…… 58
خودتنظیمی رهبر … 59
رفتارها/ فرایند های رهبر ………….. 60
سرمایه روانشناختی 66
اجزای سرمایه روانشناختی …….. 70
امیدواری……….. 70
نظریه امید……… 71
تاب آوری……….. 78
مدل های تاب آوری… 82
مدل تاب آوری کامپفر 82
مدل تاب آوری اورال و همکاران………… 84
خوش بینی……….. 87
انواع خوشبینی ….. 88
خودکارآمدی……… 93
ابعاد خودکارآمدی .. 93
منابع خودکارآمدی… 94
سرمایه روانشناختی سازه ای متفاوت از دیگر سرمایه ها …….. 101
پیامدهای سرمایههای روانشناختی …….. 102
پیشینه تجربی تحقیق .. 104
رابطه میان رهبری اصیل و اشتیاق شغلی…… 104
رابطه میان سرمایه روانشناختی و اشتیاق شغلی …………. 106
رابطه میان رهبری اصیل و سرمایه روانشناختی . 110
جمع بندی پیشینه و ارائه چارچوب نظری پژوهش …………. 113
این مطلب را هم بخوانید :
فصل سوم : روش تحقیق
روش و طرح تحقیق . 115
جامعه آماری پژوهش…………………. 115
روش نمونه گیری و حجم نمونه…………….. 115
ابزار گردآوری داده ها ……………… 116
مقیاس اشتیاق شغلی …………………. 116
قابلیت اعتماد (پایایی) ………… 117
اعتبار(روایی)… 117
مقیاس رهبری اصیل 118
قابلیت اعتماد(پایایی)…….. 118
اعتبار(روایی)…. 119
مقیاس سرمایه روانشناختی ……….. 119
قابلیت اعتماد(پایایی)…….. 120
اعتبار(روایی)….. 120
شیوه اجرای پژوهش 121
روش های آماری …. 121
فصل چهارم: یافته های پژوهش
شاخصهای آمار توصیفی متغیرهای پژوهش….. 123
ماتریس همبستگی….. 124
تحلیل مسیر…….. 125
اثرات مستقیم …… 126
اثرات غیر مستقیم… 131
اثرات کلی………. 134
مقایسه اثرات مستقیم، غیرمستقیم و کل متغیرها بر اشتیاق شغلی … 135
واریانس تبیین شده.. 136
مشخصههای برازندگی مدل و مدل برازش شده…. 137
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
فرضیه های مرتبط با اثرات مستقیم …… 141
فرضیه های مرتبط با اثرات غیرمستقیم … 149
نتایج ضمنی پژوهش . 153
پیشنهادهای کاربردی پژوهش ………… 154
پیشنهادهایی برای پژوهش های آینده …….. 156
محدودیت های پژوهش 156
موانع و مشکلات پژوهش 157
منابع فارسی …… 158
منابع انگلیسی …. 7 16
فهرست جداول
جدول2-1 : رویکردها و تئوری های سنتی رهبری و مؤلفه های آن………………… 44
جدول 4- 1: شاخص های آمارتوصیفی متغیرهای پژوهش…………………. 123
جدول 4- 2 : ماتریس همبستگی متغیرهای پژوهش…….. 124
جدول 4- 3 : برآوردهای ضرایب اثر مستقیم…… 127
جدول 4- 4 : برآوردهای ضرایب اثر غیرمستقیم… 132
جدول4-5 : ضرایب استاندارد شده اثرات مستقیم…… 135
جدول4-6 : واریانس تبیین شده متغیرهای پژوهش…. 136
جدول4-7 : مشخصههای نکویی برازندگی مدل پیشبینی اشتیاق شغلی……….. 137
فهرست نمودارها وشکل ها
شکل1-1: نمودار مسیر درونداد پژوهش ….. 10
شکل 2-1: مدل محرک های شغلی…………… 31
شکل 2-2 : سلسله مراتب اشتیاق پنا(2007)…. 32
شکل 2-3 : اصل پایه ای در نظریه رهبری اصیل 64
شکل 2-4 : مدل مفهومی رهبری اصیل……… 64
شکل 4-1 : نمودار مسیر و برآورد پارامترهای مدل برازش شده پیش بینی اشتیاق شغلی…….. 138
شکل 4- 2 : نمودار مسیر مدل برازش شده بر اساس مقادیر t……….. 139
فصل اول
کلیات تحقیق
1-1- مقدمه
با توجه به تغییرات اساسی درحوزه تکنولوژی و فناوری اطلاعات سازمان ها دست خوش تغییرات اساسی شدهاند، به گونهای که این دگرگونی کلیه شاخصهای سازمان را تحت تأثیرجدی قرارداده و ضروری است توجه ویژهای به اثرات متقابل آنها و منابع سازمانی صورت گیرد. منابع انسانی به عنوان ارزشمندترین رکن سازمان نیاز به مراقبتهای متناسب با شغل مرتبط دارد.
به نظرمی رسد مهارتهای شغلی مانند گذشته پاسخگوی نیازهای شغلی نیست و این قضیه در مسئولیت خطیر معلمی و آموزش و پرورش که رسالت مهم تربیت نسل جدید را برعهده دارد حائز اهمیت است، در دهه اخیر تمرکز برجنبه های مثبت رفتاری در جستجوی رشد و توسعه خود و سازمان و جامعه، توجه بسیاری از محققان رفتار سازمانی را به خود جلب کرده است. یکی از متغیرهایی که در این زمینه اخیراً توجه محققان و صاحبنظران را متوجه خود کرده است، بحث اشتیاق شغلی است.
اشتیاق شغلی[1] یکی از مفاهیم روانشناسی مثبتگرا در حیطه شغل محسوب میشود و در واقع به عنوان برجستهترین مفهوم مثبت سازمانی، به ویژه در میان مشاوران سازمانی مطرح است. اشتیاق شغلی کارکنان یکی از پنج معیار برای جایزه سالانه سلامت محیط شغلی توسط انجمن روانشناسی آمریکا شناخته شده است. از طرفی گزارش شده است که امروزه در بسیاری از سازمانها اشتیاق کارکنان به شغل پایین است (گوتیرز[2]، 2014).
سازمان آموزش پرورش به تبع موارد موصوفه از اهمیت به سزائی برخوردار میباشد خصوصاً به دلیل مأموریت خطیری که در هرکشور برعهده دارد. یکی از مشاغلی که در آموزش و پرورش نیاز به اشتیاق شغلی بالائی و انگیزه فراوان دارد، شغل معلمی است.
عدم اشتیاق مشکل بسیاری از معلمان است. معلمان ممکن است نسبت به وظایف عادی روزمره خود بیحوصله شوند اما معلمان واجد شرایط و خوب، همیشه با بررسی و تجربه هدفهای آموزشی خود و با تهیه مواد درسی دقیقتر خود را مشتاق نگه میدارند. ایجاد اشتیاق در درون خود یکی از ویژگیهای بارز رفتاری است که معلم را زنده، فعال و پرثمر نگه میدارد. بدیهی است که در این میان اشتیاق شغلی معلمان تربیت بدنی به دلیل این که اثرات مهمی درسلامت روحی و جسمی افراد دارد، حائز اهمیت است.
در سال های اخیر پژوهش های مختلف پیرامون پیش بینی اشتیاق شغلی در سازمان های مختلف انجام شده است، به عنوان مثال: پژوهش ها نقش میل ماندن در شغل، (مقیمی مفرد،1393)، انگیزش شغلی و رفتارهای نوآورانه، (نعامی، نیسی، تقی پور،1391)، اشتیاق رفتارو عملکرد شغلی، (یان لیو[3]، 2012)، رضایت شغلی، استرس شغلی، (هربرت[4]، 2011) را مورد بررسی قرار دادهاند. اما مرور تحقیقات قبلی نشان میدهد که پژوهش های اندکی در خصوص اشتیاق شغلی معلمان، به خصوص معلمان تربیت بدنی، در داخل و خارج کشور صورت گرفته است. همچنین نقش برخی متغیرهای تأثیرگذار نظیر رهبری اصیل[5] و سرمایه های روانشناختی[6] جهت پیش بینی اشتیاق شغلی معلمان تربیت بدنی کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
1-2- بیان مسأله
اگر معلمان در مدارس با شور و شوق و علاقه کار کنند و نســبت به شغل و ســازمان متبوع خود دلبستگی و تعلق داشته باشند، نه تنها سازمان در نیل به اهداف تعیین شده خود موفقتر خواهد بود، بلکه جامعه نیز از نشــاط برخوردار خواهد شد و این موضوع در مورد معلمان تربیت بدنی بیشتر نمود دارد. چون که کار این افراد علاوه برسلامتی جسم، بر روح و روان نیز تأثیر دارد و هرچه نشاط و انگیزه معلمان درکارشان بیشتر باشد، به تبع این شور و نشاط به شاگردان منتقل شده و آن ها در کسب مهارت ها و علم آموزی موفق ترند.
اشتیاق شغلی در واقع حالتی از ذهن است که نسبتاً بادوام است و نشانگر سرمایهگذاری همزمان انرژیهای افراد بر روی تجارب و یا عملکرد کاریشان است (کریستین وهمکاران[7]،2011).
کان[8] (1990) بیان کرد که اشتیاق هم منجر به بازده های فردی می شود. (یعنی کیفیت کارافراد و تجربیات انجام آن کار برای همان افراد) و هم بازده های سازمانی (یعنی رشد و بهره وری سازمانی). دلایل چندی وجود دارد که انتظارداشته باشیم اشتیاق به بازده های کاری مرتبط باشند. تجربه اشتیاق به عنوان تجربه و حالت ذهنی و ارضاگرکاری توصیف شده است. این تجارب مثبت احتمالا منجر به بازده های کاری مثبت می شوند. همان طور که توسط شوفلی و باکر[9] (2011) مطرح شده است کارکنان دارای اشتیاق شغلی بالا وابستگی بیشتری به سازمان داشته و تمایل کمتری به ترک آن دارند اشــتیاق شغلی کارکنان مشتمل بر سه جنبه شناختی، عاطفی و رفتاری میباشد. جنبه شــناختی اشتیاق شغلی مربوط به باورهای کارکنان درباره ســازمان، رهبران و شــرایط کار میباشد. جنبه عاطفی اشتیاق شغلی مربوط به چگونگی احساس کارکنان و نحوه نگرش آنها نســبت به سازمان، رهبران و شرایط کار میباشد. نهایتاً جنبه رفتاری اشتیاق شغلی کارکنان، عاملی است که برای سازمان ایجــاد ارزش افزوده نمــوده و در برگیرنده تلاش هــای آگاهانه و داوطلبانه ی کارکنان برای افزایش سطح اشتیاق شغلی خود می باشد که منجر به انجام وظایف با حذف وقت و علاقه می گردد و شامل جذب، نیرومندی و وقف خود می باشد (فیلیپس[10]، 2009). از جمله عواملی که می تواند بر اشتیاق تأثیر بگذارد بحث رهبری آن سازمان است. زمانی که رهبران فرصت های مداوم برای گفتگو و مباحثه را در سازمان گسترش دهند، این امر منجر به ایجاد اعتماد، بهبود درک کارکنان از کلیت سازمان و افزایش اشتیاق آنها میشود. تحقیقات نشان می دهد اعتماد مدیران و نیز اعتماد افراد به میل درونی شان به شغل می تواند ابزاری برای افزایش اشتیاق شغلی کارکنان در کارشان باشد. مدیران موظف به شناســایی مؤلفه های کلیدی اشتیاق شــغلی کارکنان و طراحی روش هایی جهت ارزیابی پیشرفت کارکنان در این زمینه می باشند. آنان باید منابع مالی و غیرمالی مورد نیاز برای اجرای برنامه های اشــتیاق شغلی کارکنان را فراهم نمایند و این چنین حمایت خود را در پیاده ســازی اســتراتژی اشتیاق شغلی کارکنان تکمیل نمایند (کوهل و همکاران[11]،2009). اکثر محرکهایی که منجر به اشــتیاق شــغلی می شوند ماهیت غیرمالی دارند؛ بنابراین هر ســازمانی کــه از رهبری متعهد برخوردار است می تواند به سطح مطلوب اشتیاق با صرف هزینه های کم دست پیدا کند. توجه ویژه ای باید به این امر شود که سازمان ها پاداش ها را غیرمالی انتخاب کنند، مخصوصا به طوری که احساس قدردانی افراد و حس تقدیر از آن ها را تقویت کنند و همچنین آن ها را ترغیب نمایند تا بیشتر خود را به شغل متعهد نمایند (هولکو و همکاران[12]، 2012). این به آن معنی نیست که مدیران باید جنبه های مالی کارکنان را نادیده بگیرند. در واقع عملکرد باید با پاداش در ارتباط باشد (نقل از مقیمی مفرد، 1393).
یکی از تئوریهای جدید رهبری که تمرکزش بر خدمترسانی است رهبری اصیل است. رهبران اصیل کسانی هستند که با برخورداری از ویژگیهای اصیل انسانی منشأ اثرگذاری بر دیگران میشوند. هرچند اگر خودآگاهانه برای تقویت اثر خود بر دیگران تلاش مضاعف کنند، ممکن است تحولاتی در محیط پیرامونی خود ایجاد کنند. دیگران به آنها اعتماد میکنند و نگرانیها و ابهامات خود را با حضور آنها به آرامش و اطمینان تبدیل میکنند و شامل خودآگاهی، اخلاقمداری، پردازش متوازن، شفافیت رابطهای است (میرمحمدی، رحیمیان، جلالی خان آبادی، 1391).
رهبراصیل آگاهی عمیقی نسبت به طرزتفکر و رفتار خود دارد و از ارزشها دیدگاههای اخلاقی، دانش و نقاط قوت خود و دیگران آگاه است؛ از بافتی که در آن فعالیت میکنند آگاه است؛ و اعتماد به نفس دارد، امیدوار، خوش بین و انعطاف پذیراست و خصوصیات اخلاقی بسیار خوبی دارد. (آوولیو، لوتانزو و الومبوآ[13]،2010).
مرورتحقیقات انجام شده نشان میدهد رهبری اصیل به طورتجربی به عنوان یک الگوی رفتاری مناسب جهت بهبود اشتیاق شغلی کارکنان معرفی می گردد (کاهه، 1391). و همچنین رهبری اصیل از طریق اعتماد بین فردی میزان دلبستگی شغلی کارکنان را تحت تأثیرقرار می دهد (میرمحمدی، رحیمیان، جلالی خان آبادی، 1391). و پژوهشی که توسط نقی زاده باقی، زاهد بابلان، آخربین (1392) صورت گرفته بیانگراین است که سبک رهبری اصیل و یادگیری سازمانی می تواند اشتیاق شغلی را پیش بینی نماید.
همان گونه که بیان شد تحقیقاتی در مورد تبیین روابط رهبری اصیل و اشتیاق شغلی در گذشته صورت گرفته، اما نقش غیرمستقیم رهبری اصیل در پیش بینی اشتیاق شغلی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین به منظور تبیین دقیق تر رابطه مؤلفه های رهبری اصیل و اشتیاق شغلی معلمان بررسی نقش برخی متغیرهای انگیزشی و روانشناختی حائز اهمیت است. به صورت نظری قابل توجیه است که رهبری از طریق ایجاد فضای روانی مناسب در سازمان منجر به اشتیاق شغلی در معلمان می شود. بنابراین یکی از این متغیرها سرمایه روانشناختی است.
در تبیین بررسی نقش واسطه ای سرمایه روانشناختی گوتیرز (2014)، یان لیو (2012) بیان می دارند که حفظ نقش واسطه ای سرمایه روانشناختی بهترین راهکار است و بهتر است این نقش با استفاده از ابعاد چهار وجهی سرمایه های روا نشناختی آزموده شود.. ویفالد[14] (2008) نیز با استفاده از رگرسیون سلسله مراتبی بیان می دارد که یک ارتباط قوی بین اشتیاق شغلی و رهبری و ساختار روانشناختی وجود دارد.
سرمایه روانشناختی یک وضعیت توسعهای مثبت روانشناختی با مشخصههای متعهد شدن و انجام تلاش لازم برای موفقیت در کارها وظایف چالش برانگیز، داشتن استناد مثبت درباره موفقیتهای حال و آینده، پایداری در راه هدف و در صورت لزوم تغییر مسیر رسیدن به هدف برای دستیابی به موفقیت و پایداری هنگام مواجه با سختیها و مشکلات برای دستیابی به موفقیت است (کوگینز[15]،2012).
و همچنین سرمایه روانشناختی مجموعهای از صفات و توانمندیهای مثبت افراد و سازمانها است، که می تواند مانند یک منبع قوی در رشد و ارتقاء فرد و سازمان نقش داشته باشد. امیدواری، خوشبینی، خودکارآمدی و استقامت (تابآوری یا انعطافپذیری) مؤلفههای سرمایه روانشناختی هستند.
مرور تحقیقات انجام گرفته نشان می دهند که همبستگی مثبت و معناداری بین دو متغیر رهبری اصیل و سرمایه های روانشناختی وجود دارد و رهبری اصیل قابلیت های سرمایه های روانشناختی را تحت تأثیرقرار می دهد (میرمحمدی، رحیمیان، 1393). و همچنین شلایر[16] (2014)، کوگینز، رندی پون[17] (2012) و رینولدز[18] (2010) با استفاده از رگرسیون چند متغیره نشان دادند که بین رهبری اصیل و سرمایه های روان شناختی رابطه معناداری وجود دارد.
در تبیین ارتباط بین رهبری اصیل و سرمایه های روانشناختی همان طور که بیان شد، رهبری با ایجاد فضای سالم روانی می تواند انگیزه و اشتیاق را در معلمان افزایش دهد. پس بین رهبری اصیل و سرمایه های روانشناختی ارتباط مثبت و معنی داری وجود دارد (میرمحمدی، رحیمیان، ونیک پی، 1393)، شلایر(2014)،کوگینز، رندی پون (2012)، کارول عبدالله[19] (2009) از یک سو و از سوی دیگر سرمایههای روانشناختی و اشتیاق شغلی با هم رابطه دارند، به طوری که از اشتیاق شغلی به عنوان یکی از مفاهیم روانشناسی مثبت گـرا در حیطه شغل نام برده می شود و در واقع به عنـوان برجسته ترین مفهوم مثبت سازمانی، مطرح است. تحقیقات نشان می دهند که بین مؤلفه های سرمایه های روانشناختی و اشتیاق شغلی رابطه معنا داری وجود دارد (مقیمی مفرد، 1393؛ نجاری و همکاران، هاشمی شیخ شبانی و همکاران، شهبازی، دیانتی نسب، علی پور و همکاران، 1392؛ هربرت، لوک[20]،2011؛ هاستینگ[21]،2010؛ آوی و همکاران، 2006). با توجه به موارد فوق، مسأله ما بررسی نقش واسطه ای سرمایه های روانشناختی در میان رهبری اصیل و اشتیاق شغلی معلمان تربیت بدنی می باشد.
برای این منظور مدلی را که از پیشینه نظری و پژوهشهای قبلی مشتق میشود به عنوان مدل درونداد (شکل1-1) انتخاب و با استفاده از روش تحلیل مسیر[22] مورد بررسی قرار می گیرد. ضمنا علاوه برآزمون مدل در میان جامعه آماری اثرات مستقیم، غیرمستقیم و کل هریک از متغیرها مورد بررسی قرار می گیرد.
شکل 1-1- نمودار مسیر مدل درونداد پژوهش
1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش
اهمیت نظری پژوهش: مرور ادبیات نظری نشان میدهد که تاکنون پژوهشی که رابطه بین متغیرهای اشتیاق شغلی و رهبری اصیل و سرمایه روانشناختی در قالب مدل علی به ویژه در مورد دبیران تربیت بدنی، در داخل و خارج کشور را نشان بدهد، وجود ندارد. در خصوص ضرورت و اهمیت پرداختن به سازه اشتیاق شغلی باید گفت که بر اساس تحقیقات انجام شده اشتیاق شغلی معلمان از جمله مهم ترین ابزار برای انجام کاری مطلوب تر و صحیح تر می باشد. هرچقدر این اشتیاق شغلی در معلمان افزایش یابد باعث بهتر شدن روند شغلی آن ها و به تبع آن پرورش شاگردانی مستعدتر در رشته تحصیلی شان می شود (کریستین و همکاران،2011 ، کان، 1990، شوفلی و همکاران، 2011، فیلیپس، 2009). از این رو پرداختن به این متغیر و بررسی آن از طریق متغیرهای رهبری اصیل و سرمایه های روانشناختی بسیار با اهمیت است.
درخصوص ضرورت و اهمیت پرداختن به رهبری اصیل و سرمایه های روانشناختی باید به این نکته توجه داشته باشیم که رهبران با فراهم کردن فضای روحی و انگیزشی باعث به وجودآمدن محیطی مناسب برای افزایش نشاط معلمان در کار می شوند، پس بنابراین در این جا نقش مؤلفه های سرمایه روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری و خوش بینی) مشخص می شود. که رهبر با به کارگیری این مشخصه ها می تواند فضایی شاد و سر زنده را برای معلمان فراهم کند (شلایر،2014، کوگینز،2012). از این رو پرداختن به این متغیرها بسیار با اهمیت است.
لذا پژوهش حاضر بر آن است که در چارچوب یک مدل علی به تبیین نقش اشتیاق شغلی معلمان به ویژه معلمان تربیت بدنی در رابطه با دو متغیر رهبری اصیل و سرمایه های روانشناختی بپردازد. طبیعی است که انجام چنین مطالعهای ضمن کمک به روشن تر شدن روابط میان متغیرها، با افزودن به دانش موجود در زمینه متغیرهای مورد نظر می تواند رهیافت های مفیدی را در اختیار برنامه ریزان و مسئولان و دست اندر کاران آموزش و پرورش قرار دهد.
اهمیت کاربردی پژوهش: با توجه به آشکار شدن اهمیت اشتیاق شغلی در سالهای اخیر، شناسایی و بررسی عوامل و متغیرهای موثر بر آن حائز اهمیت فراوانی است. در همین راستا پژوهش حاضر بر آن است تا با بررسی دو متغیر بسیار مهم و تاثیرگذار یعنی رهبری اصیل و سرمایه های روانشناختی برخی مؤلفه های تاثیرگذار بر اشتیاق شغلی را شناسایی کرده و زمینه را برای ارتقاء عملکرد شغلی معلمان فراهم آورد. اشــتیاق معلمان به طور جدایی ناپذیری با اقدامات رهبران مرتبط اســت. اشتیاق شغلی معلم نتیجه ویژگی های شــخصی مثل دانش، مهارت هــا، توانایی ها، خلق و خو، نگرش و شــخصیت؛ محتوای ســازمانی شامل رهبری، تنظیم محیط فیزیکی و اجتماعی و شــیوه های منابع انســانی است که مســتقیما بر فرد، فرآیند و محتوای اجزای عملکرد شــغلی تاثیر می گذارد (مارکوس[23]، 2010 ). این اعتقاد به عنوان یک پشتوانه تجربی و عملی در بافت آموزشی به کارمی رود. نتایج این پژوهش می تواند به عنوان مبنای برنامهریزی دقیقی برای موضوعات اجتماعی دبیران تربیتبدنی قرار گیرد و همچنین وضعیت موجود در سه متغیر مورد مطالعه در جامعه احصاء میگردد که می تواند به عنوان نقشه راه اداره کل آموزش وپرورش شیراز قرارگیرد. خروجی های این پژوهش میتواند به عنوان راهبردهای برنامهریزی در جامعه آماری مورد مطالعه قرار گیرد.
1-4- هدفهای پژوهش
هدف اصلی:
ارائه مدل پیشبینی اشتیاق شغلی با توجه به رهبری اصیل و سرمایههای روانشناختی در میان دبیران تربیتبدنی شیراز میباشد.
اهداف فرعی:
1-5- فرضیهها
[1]. Job engagment
[2]. Gutierrez
[3].Yan liu
1-2- بیان مسأله- 4
1-3- اهداف تحقیق- 8
1-4- فرضیات تحقیق- 9
1-5- اهمیت و ضرورت انجام تحقیق- 9
1-6- روش تحقیق- 11
1-7- جنبه نوآوری و جدید بودن تحقیق- 11
1-8- تعاریف نظری و عملیاتی- 12
1-8-1- سبکهای اسنادی: 12
1-8-2- هوش معنوی: 12
1-8-3- سخت رویی- 13
فصل دوم: بررسی منابع
2-1- مقدمه- 15
2-2- نظریههای اسناد 16
2-3- پیشآیندهای اسناد 18
2-3-1- عوامل محیطی- 18
2-3-2- عوامل شخصی- 19
2-4- پیامدهای اسنادها 23
2-5- ابعاد انگیزشی اسنادها 24
2-5-1- بعد مکان کنترل- 24
2-5-2- بعد ثبات– 24
| فهرست مطالب | |
| عنوان | صفحه |
2-5-3- بعد کنترل پذیری– 25
2-6- ارتباط ابعاد اسناد در عقاید انتظاری– 26
2-6-1- اصل انتظار- 26
2-6-1-1 اصل تبعی یک: 26
2-6-1-2 اصل تبعی دو: 27
2-6-1-3 اصل تبعی سه: 27
2-7- ارتباط ابعاد اسناد و هیجانها 27
2-8- نقش ارزیابی مسئولیت– 29
2-9- تفاوتهای گروهی و رشدی در اسنادها 30
2-10- تفاوتهای رشدی– 30
2-11- کاربرد تئوری اسناد در کلاس درس– 33
2-11-1- در مورد رفتار دانش آموز اطلاعات کافی داشته باشید 33
2-11-2- اجتناب از سوگیریهای اسنادی– 33
2-11-3- نقش مهم بازخورد 34
2-11-4- نقش بازآموزی اسنادی– 34
2-12- نظریات اسناد 34
2-12-1- نظریه روانشناسی ساده هایدر(1958) 34
2-12-2- نظریه استنباط جونز و دیویس(1965) 37
2-12-3- نظریه تغییر همگام هارولد کلی(1980) 37
2-12-4- نظریه ترکیبی شیور(1975) 37
2-12-5- نظریه سه بعدی واینر(1985) 38
2-13- اسناد و سازمان- 38
2-13-1- تفاوت قائل شدن/تمایز/اختصاص— 39
| فهرست مطالب | |
| عنوان | صفحه |
2-13-2- اجماع و توافق- 39
2-13-3- ثبات رویه در رفتار- 40
2-13-4- تئوری اسناد رهبری– 41
2-14- اسناد و سوگیریها 41
2-15 هوش معنوی– 42
این مطلب را هم بخوانید :
2-15-1- نظریه هوش چندگانه هوارد گاردنر- 43
2-15-2- نظریه هوش سه گانه دانا زوهار و یان مارشال- 43
2-16- رابطه هوشها (سیندی ویگلورث) 45
2-17- هوش معنوی و مدیریت– 48
2-18- جایگاه هوشمعنوی در سازمان- 54
2-19- بررسی الگوهای رایج هوش معنوی– 57
2-19-1- الگوی ایمونز- 57
2-19-2- الگوی امرام و درایر- 57
2-19-3- الگوی سیسک و تورنس– 58
2-19-4- الگوی زوهار (2004)(بر گرفته از رجایی، 1388) 59
2-20- سخت رویی- 62
2-20-1- فواید آموزش سخت رویی- 63
2-21- نظریههای مهاجرت– 69
2-21-1- نظریههای سطح کلان- 69
2-21-1-1- نظریه نوسازی و اقتصاد دوگانه- 70
2-21-1-2- دیدگاه مارکس و نظریه وابستگی- 71
2-21-1-3- دیدگاههای اکولوژیک— 71
2-21-2- نظریههای در سطح خرد 72
| فهرست مطالب | |
| عنوان | صفحه |
2-21-3- نظریههای در سطح میانه- 74
2-22- پیشینه تحقیق- 77
2-22-1- پژوهشهای داخلی- 77
2-22-2- پژوهشهای خارجی- 83
فصل سوم: روش تحقیق
3-1- مقدمه- 95
3-2- نوع پژوهش– 95
3-3- جامعه آماری پژوهش– 95
3-4- نمونه و روش نمونهگیری– 96
3-5- ابزارهای گردآوری اطلاعات– 96
3-5-1. پرسشنامه سبک اسنادی (ASQ): 96
3-5-2. پرسشنامه سخت رویی دیدگاههای شخصی کوباسا: 99
3-5-3. پرسشنامه هوش معنوی جامع (ISIS): 100
3-6- روایی و پایایی آزمون- 101
3-6-1. روایی: 101
3-6-2. اعتبار: 102
3-7- روشهای آماری– 103
3-8- قلمرو تحقیق- 104
3-8-1- قلمرو زمانی پژوهش– 104
3-8-2- قلمرو مکانی پژوهش– 104
3-8-3- قلمرو موضوعی پژوهش– 104
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها
4-1- مقدمه- 106
| فهرست مطالب | |
| عنوان | صفحه |
4-2- توصیف دادهها 106
4-2-1. هوش معنوی– 107
4-2-2- سبکهای اسنادی– 108
4-2-3- سخت رویی- 109
4-3- تحلیل نتایج- 109
4-3-1- همگنی ماتریس کوواریانس– 110
4-3-2- همگنی واریانس گروهها 110
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
5-1- مقدمه- 118
5-2- خلاصه پژوهش– 118
5-3- بحث و نتیجه گیری– 124
5-4- پیشنهادات پژوهشی- 126
5-5- پیشنهاداتی برای پژوهشگران آینده 128
5-6- محدودیت های پژوهش– 128
فهرست منابع
منابع فارسی- 131
منابع لاتین- 135
| فهرست جداول | |
| عنوان | صفحه |
جدول 3-1- اعتبار پرسشنامه سبکهای اسنادی– 102
جدول 3-2- اعتبار پرسشنامه هوش معنوی– 103
جدول 4-1- میانگین و انحراف استاندارد مؤلفههای هوش معنوی بر اساس قومیت– 107
جدول 4-2- میانگین و انحراف استاندارد سبکهای اسنادی بر اساس قومیت– 108
جدول 4-3- میانگین و انحراف استاندارد سخت رویی بر اساس قومیت– 109
جدول 4-4- خلاصه آزمون لوین جهت بررسی همگنی واریانس گروهها در سبکهای اسنادی– 110
جدول 4-5. خلاصه آزمون تحلیل واریانس چند متغیره جهت مقایسه سبکهای اسنادی دانشآموزان ایرانی و افغانی- 111
جدول4-6-آزمون واریانس یک راهه پس ازManova برای مقایسه سبکهای اسنادی گروهها 112
جدول4-7-خلاصه آزمون لوین جهت بررسی همگنی واریانس گروههادرمؤلفههای هوش معنوی– 113
جدول 4-8.- خلاصه آزمون تحلیل واریانس چند متغیره جهت مقایسه هوش معنوی دانشآموزان ایرانی و افغانی- 113
جدول4-9- آزمون واریانس یک راهه پس از Manova برای مقایسه مؤلفههای هوش معنوی– 114
جدول4-10-خلاصه آزمون لوین جهت بررسی همگنی واریانس گروهادرمؤلفههای سخت رویی- 115
جدول 4-11- خلاصه آزمون تحلیل واریانس چند متغیره جهت مقایسه سخت رویی دانشآموزان ایرانی و افغانی- 115
جدول4-12- آزمون کواریانس یک راهه درمتن Manova برای مقایسه مؤلفههای سخت کوشی- 116
| فهرست نمودارها | |
| عنوان | صفحه |
نمودار 2-1- چارچوب نظریه اسناد 39
نمودار 2-2- دیدگاه اسنادی انگیزش کارکنان- 40
نمودار 2-3 – سطوح مختلف هوش– 51
نمودار 4-1- نمودار ستونی میانگین زیر مقیاسهای هوش معنوی بر اساس قومیت– 107
نمودار 4-2- نمودار میانگین سبکهای اسنادی دانشآموزان ایرانی و افغانی- 108
نمودار 4-3- نمودار ستونی میانگین سخت رویی دانشآموزان افغانی و ایرانی- 109
| فهرست اشکال | |
| عنوان | صفحه |
شکل 2-1- تقسیم بندی انواع هوش– 50
چکیده
پژوهش از نظر هدف، جزو پژوهشهای کاربردی و از نظر روش اجرا، جزو پژوهشهای علی مقایسهای (پس رویدادی) است. در این نوع پژوهش پژوهشگر علت احتمالی متغیر وابسته را مورد بررسی قرار میدهد چون متغیر مستقل و وابسته درگذشته رخدادهاند. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشآموزان دختر مقطع متوسطه ایرانی (7000 نفر) و افغانی (750 نفر) شهرستان اسلامشهر در سال تحصیلی 93-1392 هستند که در 35 دبیرستان مشغول به تحصیل میباشند.در پژوهش حاضر ابتدا 180 نفر از دانشآموزان افغانی با استفاده فرمول تعیین حجم نمونه کوکران انتخاب شد. در مرحله دوم، به روش نمونهبرداری چند مرحلهای و به صورت هدفمند، تعداد 180 نفر از دانشآموزان دختر مقطع متوسطه ایرانی انتخاب شد. بدین صورت که از بین 35 دبیرستان دخترانه، ابتدا به تصادف، 6 دبیرستان انتخاب و از بین دانشآموزان 6 دبیرستان 180 نفر انتخاب شدند.برای جمعآوری اطلاعات مورد نیاز از سه پرسشنامه، پرسشنامه سبک اسنادی (ASQ) و پرسشنامه سخت رویی دیدگاههای شخصی کوباسا و پرسشنامه هوش معنوی جامع (ISIS) استفاده شده است. در این پژوهش محدوده زمانی، اوایل زمستان 1392 تا اواخر پائیز 1393 میباشد. موقعیت جغرافیایی که تحقیق در آن انجام شده، کلیه دبیرستانهای دخترانه اسلامشهر می باشد. محدودهای است که موضوع پژوهش پیرامون آن شکل گرفته است. در این پژوهش، تحقیق در سه حوزه سبکهای اسنادی، هوش معنوی و سخت رویی انجام شده است.نتایج تحقیق نشان داد بین دانشآموزان دختر ایرانی و اتباع افغانی دبیرستان های دخترانه اسلامشهر از لحاظ سبکهای اسنادی، هوشمعنوی وسخترویی، با کنترل سن و مقطع تحصیلی، تفاوت معنادار وجود دارد.
واژگان کلیدی: سبک اسنادی- سخت رویی- هوش معنوی- اتباع افغانی و دانش آموزان ایرانی
فصل اول
کلیات پژوهش
1-1- مقدمه
پرداختن به مفاهیمی همچون هوشمعنوی، سبکهای اسنادی و سخترویی، از دو جهت قابل توجه است: نخست آن که این مفاهیم دارای ارزش تربیتی بوده و هرکدام به عنوان بخش مهمی از اهداف تربیتی در هر نظام آموزشی، باید مورد توجه قرار بگیرند و دوم آن که مؤثربودن و کارآمدی هر فرد در نقشهایی که بر عهده خواهد گرفت منوط به رشد و توسعه هر یک از ابعاد مذکور است .بطور مثال اسنادها دلایل یا عللی را شامل میشوند که افراد برای یک اتفاق خاص و مرتبط با خود یا دیگری قائل میشوند. فرضیه اصلی اسنادی این است که مردم فعالانه در جستوجوی علل وقوع وقایع هستند. پیشاوندهای اسنادی تا حدی مبتنی بر اطلاعات بدست آمده و باورهایی است که خود ناشی از تجارب شخصی یا استنتاج از گفتههای سایرین است و پیامدهای آن به میزان قابل توجهی بر سطح انتظارات آتی، میزان انگیزش و پایداری در تلاش اثرگذار است. تجربیات سرشار از شکست همراه با سرزنشهای احتمالی میتواند موجب اسنادهای منفی و در نتیجه کاهش سطح انتظارات خود کم بینی و تقلیل اهداف و کاهش تلاش فرد شود.
همچنین هوش مفهومی است که آدمی از دیرباز به پژوهش و تفحص در زمینه ابعاد، ویژگیها و انواع آن علاقمند بوده است. یکی از ابعاد هوش تحتعنوان هوشمعنوی از حوزههایی است که تحقیقات چندان منسجم و نظاممندی جهت شناخت و تبیین ویژگیها و مؤلفههای آن در مقایسه با سایر انواع هوش صورت نپذیرفته است و این امر خود موجب بروز شکافهای مطالعاتی زیادی در مسیر شناخت این حوزه شده است. در واقع هوشمعنوی از روابط فیزیکی و شناختی فرد با محیط پیرامون خود فراتر رفته و وارد سطح شهودی و متعالی دیدگاه فرد به زندگی میگردد و همین مسئله پاسخ به سوالاتی همچون «من کیستم؟»، «چرا این جا هستم؟» را برای انسان روشن ساخته تا فرد بتواند با کشف منابع پنهان عشق و لذت، به خود و دیگران کمک نماید.
در مورد سخترویی نیز نتایج تحقیقات حاکی از وجود اثرات سودمند سخترویی بر سلامتی و نقش تعدیلکنندهی آن بر استرس است (همتیراد، 1385). افراد سخترو، حوادث زندگی را کمتر استرسزا میدانند (قربانی و دیگران[1]،2000) و با این حوادث بهتر سازگار میشوند (بیاضی،1376). کوباسا[2](1984) اشاره میکند افراد سخترو در مواجهه با استرس، از مقابله گشتاوری و فعال استفاده میکنند که این مقابله با استفاده از راهبردهای مسألهمدار، استرس را به تجربهای بیخطر تبدیل میکند. برعکس، افرادی که سخترو نمیباشند، از شیوههای مقابله، واپس روی مشکل، کنارهگیری و انکار استفاده میکنند که نه تنها مشکل را حل نمیکند بلکه باعث افزایش مشکلات هیجانی و ناسازگاری نیز میشود (فلورین و همکاران[3]،1995).
به هر حال هوش معنوی،سبک های اسنادی وسخت رویی همگی در میزان موفقیت و کیفیت زندگی افراد مؤثرند و این تحقیق به مقایسه سبکهای اسنادی، هوش معنوی و سخت رویی دربین دانش آموزان دخترایرانی و اتباع افغانی درمقطع متوسطه شهرستان اسلام شهر میپردازد.
1-2- بیان مسأله
بیش ازسه دهه از ورود مهاجرین افغان به کشور ایران میگذرد. در این مدت نسبتاً طولانی، نسلی از افغانها در این کشور شکل گرفتهاند. جوانان، نوجوانان و کودکانی که با فرهنگ ایران رشد کرده و میکنند و از این نظر بین دو هویت ایرانی و افغانی سرگردانند.
مقصود از تابعیت، پیوندی حقوقی، سیاسی و معنوی بین شخص و دولتی معین است، به گونهای که شخص از اعضا جمعیت اصلی تشکیلدهنده آن دولت به شمار آید (دانشپژوه،1381). در اغلب تحقیقات، عوامل گوناگونی به عنوان عوامل مهاجرت، در کنار عوامل اقتصادی مورد تاکید قرار گرفته است (تودارو[4]، 1383)که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد: 1-عوامل اجتماعی ؛2- عوامل طبیعی ؛3- عوامل جمعیتی ؛4- عوامل ارتباطی ؛
منظور از سبک اسنادی الگوی علتهایی است که برای بیان اتفاقات خوشایند یا ناخوشایند زندگی خود مطرح میکنیم ( سیدمحمدی،1391). روانشناسان سه عنصر را برای سبک اسنادی مطرح کردهاند که عبارتاند از: عنصر شخصی، ثبات و نفوذ، که هر کدام دارای دو حالت است، که در ادامه به آن اشاره می شود.
1- عنصر شخصی: اسناد بیرونی و اسناد درونی؛2- ثبات: ثبات و غیرثبات؛ 3- نفوذ: حالت کلی و خاص؛ با توجه به این عناصر، دستهبندی سبکهای اسنادی به شرح زیر است (سلیگمن و تیزدل[5]،1987):
الف) سبک اسناد درونی –بیرونی: هنگامی که اتفاقی رخ میدهد، میتوان آن را به علتهای درونی یا علتهای بیرونی نسبت داد. ب) سبک اسناد پایدار- ناپایدار: در یافتن علت برای اتفاقات و پدیدههای اطراف خود، میتوان آنها را به علتهای پایدار و یا ناپایدار نسبت داد. ج) سبک اسناد کلی – اختصاصی: رویدادها، اتفاقات و پدیدههای اطراف خود را میتوان به علتهای کلی یا علتهای اختصاصی نسبت داد. در اسنادهای کلی موفقیت یا شکست به عواملی که در موقعیتها و شرایط مختلف وجود دارند، نسبت داده میشود. در اسنادهای اختصاصی موفقیت یا شکست به عواملی که در یک مورد خاص، محدود و مشخص وجود دارند نسبت داده میشود، نه در کل موارد.
در نگاهی کلیتر دو سبک اسنادی وجود دارد :
سخت رویی[6] یک ویژگی شخصیتی بسیار بارز و مهم است که سهم بسزایی در شناخت انسان بهعنوان موجودی مختار و ارزشمند داشتهاست. این ویژگی از انسان فردی کارآمد و توانا میسازد که میتواند حتی در بحرانیترین شرایط و فشارزا ترین موقعیتها به مقابلهای منطقی و معقولانه و کارساز دست بزند و کماکان روان و جسم خود را حفظ نماید (کوباسا، 1979). سخترویی از جمله نظام باورهایی است که نقش بنیادی در کیفیت زندگی آدمی داشته و ایجاد تعادل بین ابعاد مختلف آن را به عهده دارد (بیاضی، 1376). در واقع سختروی را یک انگیزشی و عامل درونی هدایت میکند و به همین جهت از ثبات و پایداری زیادی برخوردار میباشد) کوباسا،1979).
سخترویی که ریشه در فلسفه وجودی دارد، توسط سوزان کوباسا (1979) معرفی و توسط همکارانش توسعه یافت. این مفهوم که با واژههایی، مانند استقامت، تهور، جسارت، بی پروایی و شهامت وجه مشترک دارد، نوعی سبک شخصیتی است که مجموعهای از صفتهای روانی را در بر میگیرد (جمهری،1380). سخترویی نگرشی مرکب از سه زیرمؤلفه تعهد، کنترل و چالش است که با تبدیل شرایط بحرانی به یک تجربه بالنده، به حل موفقیتآمیز اضطراب کمک میکند (مدی[7]،1996).
هوشعاطفی یا هوشهیجانی توسط سالوی[8] (1990) و هوشمعنوی توسط ایمونز[9](1999) بنیانگذاری شد. اجزای هوشمعنوی عبارتاند از: عقل شهودی و ادراک مستدل. مهارتها در هوشمعنوی در چهار حوزه تقسیمبندی شدهاند:
1) خودآگاهی برتر: آگاهی نسبت به جهان خویشتن و مشاهده دنیایی که درآن زندگی میکنیم. 2) آگاهی فراگیر: آگاهی از بهم پیوستگی زندگی یعنی هیچ بخشی از زندگی ما جدای از بخش دیگری از زندگی ما نیست3) خود والاتر یا رهبری فراخود: تعهد نسبت به رشد معنوی، فرد خود را متعهد میداند که در هرشرایطی باید تلاش کند تا به رشد وتعالی برسد. 4) رهبری اجتماع: زمانی که میخواهیم برای رده بالایی از سازمان یا جامعه، مدیری را انتخاب کنیم این حیطه باید درفرد بسیارتقویت شده باشد.
هوش معنوی، بنا به تعریف آمرام[10] (2007)، یعنی بکار بردن و استفاده از منابع معنویت و ارزشها در فعالیتهای روزمره و ایجاد رضایتمندی از خود. هوش معنوی زیربنای ارزشهای فرد و نقشی است که این باورها و ارزشها در کنشهایی که فرد انجام میدهد و به زندگی خود شکل میدهد ایفا میکند. به سخن دیگر هوش معنوی به دلیل پیوندش با معنا، ارزش و پرورش تخیل، میتواند به انسان توان تغییر و تحول بدهد (صمدی، 1385). فردی با هوش معنوی بالا دارای انعطاف، خودآگاهی، ظرفیتی برای رو به رو شدن با دشواریها و سختیها و فراتر از آن رفتن، ظرفیتی برای الهام و شهود، نگرش کل نگربه جهان هستی، در جست و جوی پاسخ برای پرسشهای بنیادی زندگی و نقد سنتها و آداب و رسوم است (امونز، 2000). اما فردی که سخت رو و دارای هوش معنوی بالاست الزاماً در زندگی خود رویکرد اسنادی خوش بینانه خواهد داشت؟ در این تحقیق به بررسی این مقوله و تأثیر گذاری تابعیت بر سه عامل ذکر شده خواهیم پرداخت. این کار به کمک مطالعه موردی در دبیرستانهای شهرستان اسلامشهر و تحقیق روی دو گروه دختران دانش آموز ایرانی و اتباع افغانی انجام خواهد گرفت. از این رو دراین تحقیق برآن هستیم تا تأثیر تابعیت را بر هوش معنوی ومتعاقب آن برسخت رویی و سبک اسنادی افراد در دبیرستانهای دخترانه شهرستان اسلام شهر بررسی کنیم. بنابراین سؤالات تحقیق به شرح زیر است:
1) آیا میان دانشآموزان ایرانی و اتباع افغانی دبیرستان های دخترانه شهرستان اسلامشهر از لحاظ سبکهای اسنادی تفاوت معنادار وجود دارد؟
2) آیامیان دانشآموزان ایرانی واتباع افغانی دبیرستانهای دخترانه شهرستان اسلامشهر از لحاظ هوشمعنوی تفاوت معنادار وجود دارد؟
3) آیا میان دانشآموزان ایرانی و اتباع افغانی دبیرستان های دخترانه شهرستان اسلامشهر از لحاظ سخت رویی تفاوت معنادار وجود دارد؟
1-3- اهداف تحقیق
* هدف اصلی: مقایسه سبکهای اسنادی، هوشمعنوی و سخت رویی دانش آموزان ایرانی و اتباع افغانی دبیرستان دخترانه شهرستان اسلامشهر.
* اهداف فرعی:
1- بررسی تفاوت بین سبکهای اسنادی دانشآموزان دبیرستان دخترانه ایرانی و اتباعافغانی اسلامشهر از لحاظ سبکهای اسنادی ؛
2- بررسی تفاوت بین هوش معنوی دانشآموزان دبیرستان دخترانه ایرانی و اتباعافغانی اسلامشهر از لحاظ هوش معنوی ؛
3- بررسی تفاوت بینسخترویی دانشآموزان دبیرستان دخترانه ایرانی واتباعافغانی اسلامشهر از لحاظ سخت رویی .
1-4- فرضیات تحقیق
فرضیه اصلی: بین دانشآموزان دختر ایرانی و اتباع افغانی دبیرستان دخترانه اسلام شهر از لحاظ سبکهای اسنادی، هوشمعنوی وسخترویی، با کنترل سن و مقطع تحصیلی، تفاوت معنادار وجود دارد.
فرضیههای فرعی:
1) بین دانشآموزان ایرانی و اتباع افغانی دبیرستان دخترانه اسلامشهر از لحاظ سبکهای اسنادی، با کنترل سن و مقطع تحصیلی، تفاوت معنادار وجود دارد.
2) بین دانشآموزان ایرانی و اتباع افغانی دبیرستان دخترانه اسلام شهر از لحاظ هوشمعنوی، با کنترل سن و مقطع تحصیلی، تفاوت معنادار وجود دارد.
3) بین دانشآموزان ایرانی و اتباع افغانی دبیرستان دخترانه اسلام شهر از لحاظ سخترویی، با کنترل سن و مقطع تحصیلی، تفاوت معنادار وجود دارد.
1-5- اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
بیش ازسه دهه از ورود مهاجرین افغان به کشور ایران میگذرد. در این مدت نسبتاً طولانی، نسلی از افغانها در این کشور شکل گرفتهاند. جوانان، نوجوانان و کودکانی که با فرهنگ ایران رشد کرده و میکنند و از این نظر بین دو هویت ایرانی وافغانی سرگردانند.
پژوهشهای مارجی شیلد[11]وریچارد بهرام[12](2002) دوپژوهشگر بخش مطالعات مهاجرت یونیسف که در مقالهای با عنوان «آینده کودکان» به چاپ رسید نشان داد تفاوتهای فاحشی میان کودکان و خانوادههای کودکان مهاجر با کودکان و خانوادههای بومی وجود دارد. از شاخصترین نتایج این پژوهش میتوان به این نکات اشاره کرد:
1) مقایسه کودکان و والدین خانوادههای بومی و مهاجر نشان از سلامت جسمی و روحی خانوادههای بومی در مقایسه با خانوادههای مهاجر دارد؛
2) گرایش شدید خانوادههای مهاجر به افراد هم وطن و محدود کردن روابط خود با افراد خارجی با هدف حفظ فرهنگ و آداب و رسوم خود.
آنچه از نتایج این تحقیق میتوان اقتباس کرد عبارت است از: ناتوانی در صحبت کردن به زبان کشور هدف، تحمل تبعیض نژادی و قومی؛ ناتوانی در برقراری ارتباط با همسالان و همکلاسیها، شکاف فرهنگی میان والدین و کودکان به دلیل پذیرش فرهنگ جدید و بیاهمیتی به فرهنگ بومی خود؛ دوگانگی شخصیتی، احساس ناخوشایند متفاوت بودن از دیگران؛ شکستهای آموزشی ناشی از تبعیضنژادی – قومی و ناتوانی در فراگیری به دلیل عدم تسلط به زبان کشور هدف و…کودکان مهاجر با آن دست به گریبان هستند.
مشکلات روانی که برای مهاجران به وجود میآید را از دو نظر میتوان بررسی کرد؛ عواملی که در کشور میزبان وجود دارد و همچنین عوامل روانی که در خود شخص موجود است، اینها دست به دست هم داده باعث سازگاری یا عدم سازگاری فرد با شرایط کشور میزبان میشود، البته این مشکلات در افرادی که محیط کشور میزبان زادگاهشان است بیشتر جلوه میکند. برای مثال کودکان افغانی که در ایران به دنیا آمده یا رشد کردهاند که در اصطلاح نسل دوم گفته میشوند به خاطر اینکه پیش زمینه ذهنی از افغانستان ندارند، نیاز به سازگاری با محیط کشور میزبان دارند و اگر این نیازشان درست از سوی جامعه برآورده نشود دچار تعارض شخصیت میشوند.
بنابراین با توجه به اهمیت موضوع مهاجرت و تاثیرات قابل توجه آن در وضعیت روحی و فرهنگی دانش آموزان برآنیم که در تحقیق خود تفاوت سبکهای اسنادی، هوش معنوی و سخت رویی دانش آموزان دختر ایرانی و اتباع افغانی بررسی نماییم.
1-6- روش تحقیق
این تحقیق از نظر هدف توصیفی و از نظر ماهیت علی- مقایسهای و از لحاظ روش گردآوری دادهها، میدانی است. متغیرهای کنترل عبارتاند از سن و مقطع تحصیلی، که جهت مقایسه در متغیرهای ذکرشده همسان میشوند. تحقیق حاضر از نظر گردآوری اطلاعات از نوع میدانی میباشد وجهت جمعآوری اطلاعات ازپرسشنامه استفاده گردیده است. جامعهی تحقیق حاضر را دانشآموزان ایرانی و اتباع افغانی دبیرستان دخترانه اسلام شهر تشکیل میدهند. تعداد نمونه شامل 360 نفر میباشد که 180 نفر از اتباع ایرانی و 180نفر از اتباع خارجی را دربرمیگیرد و مطابق با جدول مورگان محاسبه میگردد.
1-7- جنبه نوآوری و جدید بودن تحقیق
مهاجرت، تأثیراتی با ابعاد مختلف را بر ساختار خانواده و کل اعضای آن متحمل میسازد. تحقیقات انجام شده مؤید این نکته است که سیستم روانی کودکان و نوجوانان متعلق به خانوادههای مهاجر به طور خاص در معرض آسیب قرار میگیرد. در واقع بزرگ شدن در خانواده مهاجر میتواند به بحرانهای ویژه دوران نوجوانی، اشکال متفاوتی داده و حتی منجر به افزایش این بحرانها گردد. بنابراین بررسی و پژوهش در زمینه تاثیرات محیطهای تحصیلی بر سیستم روانی کودکان و نوجوانان مهاجر از وظایف مهم هر جامعهای است. متاسفانه در این حوزه تحقیقات قابل توجهی صورت نگرفته است.
این تحقیق سابقاً فقط با محوریت یکی از موارد سبک اسنادی، هوشمعنوی، سخترویای زیر انجام شده و تا به حال این سه عامل با هم دریک پژوهش مورد بررسی قرار نگرفته است.
1-8- تعاریف نظری و عملیاتی
1-8-1- سبکهای اسنادی:
تعریف نظری: از نظرهایدر (1985) اسناد عبارت است از فرایندی که افراد به کار میگیرند تا رویدادها یا رفتارها را به عوامل زیربنایی خود پیوند دهند. نتایجی که ما درباره علل رفتار دیگران به دست میآوریم بر ارتباطات ما تأثیر میگذارد. از اینرو اسنادها نقش مهمی در بسیاری از جنبههای رفتار اجتماعی از جمله متقاعدسازی، پیشداوری، ارتباطات درازمدت، نفوذ اجتماعی و تعارض ایفا میکنند (آذربایجانی، 1387: 57).
تعریف عملیاتی: برای اندازهگیری سبک های اسنادی ازپرسشنامه سبکهای اسنادی (ASQ) توسط پترسون[13]، سلیگمن[14]، سمل، بایر، آبرامسون[15]و متالکسی[16] (1983) ساخته شده است؛ استفاده گردید.
1-8-2- هوش معنوی:
تعریف نظری: این هوش برخلاف هوش عقلانی که کامپیوترها هم از آن بهره مندند و نیز هوش عاطفی که در برخی از پستانداران رده بالا دیده میشود، خاص انسان است. زوهار و مارشال هوش معنوی را یک بعد جدید از هوش انسانی معرفی کردند و به نظر آنها هوشهایی است و برای حل مسائل مفهومی و ارزشی استفاده میشود. هوش معنوی زمینه تمام آن چیزهایی است که ما به آنها اعتقاد و باور داریم. سوالهای جدی در مورد اینکه از کجا آمدهایم، به کجا میرویم و هدف اصلی زندگی چیست، از نمودهای هوش معنوی است.
تعریف عملیاتی:برای اندازهگیری هوش معنوی ازپرسشنامه هوشمعنوی که توسط عبدالهزاده، باقرپور، بوژمهرانی و لطفی (1388)ساخته شده است؛ استفاده شد.