1-6- فرضیه تحقیق. 10
فرضیه اصلی: 10
1-7- تعریف واژهگان. 11
سیاست خارجی. 11
گفتمان. 11
اعتدالگرایی. 12
گفتمان اعتدالگرایی. 13
1-8-روش تحقیق: 13
1-9- محدودیت تحقیق. 13
1-10- پیشینه تحقیق. 14
1-11- ساماندهی تحقیق……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..15
فصل دوم: چارچوب نظری: توازن واقعگرایی و آرمانگرایی
2-1-مقدمه 18
2-1-2-واقعگرایی. 17
2-1-2-آرمانگرایی………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..29
2-1-3- مکتب انگلیسی در روابط بین الملل بمثابه راهی میانه بین دو تئوری واقعگرایی و آرمانگرایی …………………………………………………………………………………………………………….36
اعتدال و تدوین استراتژی در عرصهی سیاست بینالملل. 53
گفتمان اعتدال گرایی در یک نگاه کلان. 54
مفهوم گفتمان. 54
اعتدالگرایی به مثابه یک گفتمان. 54
گونهشناسی استراتژی با هدف تدوین اصول بر پایهی اعتدالگرایی. 55
1)استراتژی متعارف و هستهای. 55
2)استراتژی مستقیم و غیر مستقیم 56
3)استراتژی تهاجمیو تدافعی. 56
4)استراتژی گام به گام و متراکم 57
5)استراتژی ضد نیرو و ضد شهر. 57
گفتمان اعتدالی و مشی سیاست خارجی. 58
ارزیابی شاخصهای خرده گفتمان اعتدال. 59
توازن واقعگرایی و آرمانگرایی. 60
جمعبندی………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..66
فصل سوم: گفتمان، نقش و کارکرد آن درسیاست خارجی
مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….70
3-1-نقش و جایگاه گفتمان در سیاست بین الملل…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..70
3-2- تحلیل انتقادی گفتمان………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..72
3-3-کارکرد گفتمان در سیاست خارجی………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..76
کارکرد گفتمان در سیاست خارجی. 78
قالبهای گفتمانی سیاست خارجی جمهوری اسلامیایران. 87
۱- گفتمان صدور انقلاب و مقابله با استکبار جهانی. 87
۲- گفتمان تغییر وضع موجود 88
۲- گفتمان اتحاد محور. 88
۴- گفتمان ائتلافمحور. 89
۵-گفتمان مصالحهگرایی. 90
۶-گفتمان اعتمادسازی. 90
۷- گفتمان امنیت دستهجمعی. 91
۸- گفتمان تعادلگرایی سازنده 92
جمعبندی…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..90
فصل چهارم: گفتمان اعتدالگرایی و سیاست خارجی جمهوری اسلامیایران
مقدمه 95
این مطلب را هم بخوانید :
اصول و محورهای سیاست خارجی دولت اعتدالگرا 95
سیاست حسن روحانی در پرونده هستهای و تحریمها 117
روند مذاکرات هستهای در دولت یازدهم 131
ایران در جهان چند جانبه 137
تحقق ظرفیت بالقوه ایران. 141
اعتدال و امید 144
مسیر پیشرو. 146
روحانی و طرح مجدد گفتمان تنش زدایی در سیاست خارجی. 149
چالشهای پیش روی دولت تدبیر و امید در سیاست خارجی. 158
جمعبندی و نتیجه گیری ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 159
چالشها 162
منابع. 164
در این پژوهش، گفتمان اعتدالگرایی در عرصه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران مورد بررسی قرار گرفته است. این گفتمان که بهمثابه یکی از خرده گفتمانهای گفتمان کلان اسلامگرایی در سالهای پس از انقلاب اسلامیایران به عنوان بخشی از ویژگیهای گفتمان اسلامیوجود داشته، در دولت یازدهم نمود عینی یافته و استراتژی کارآمدی در راستای سیاست خارجی جمهوری اسلامیایران جهت برآمدن از مشکلات پیشروی جمهوری اسلامیایران محسوب گردیده است. یکی از شاخصترین سازوکارهای تعادل در سیاست خارجی در گفتمان اعتدال، توازن بین واقعگرایی و آرمانگرایی یا به بیان دیگر واقع بینی و آرمانخواهی بوده است. رویارویی مؤثر و کارآمدی آن با جهان کنونی، درک واقعیتها جهت حل مشکلات داخلی از جمله تحریمها، چالشهای بینالمللی موجود و سمتگیریهای جامعهی بینالمللی علیه جمهوری اسلامیایران از ویژگیهای عمدهی آن به شمار رفته است یافتههای پژوهش بیانگر موفقیت نسبی دولت اعتدالگرایی در زمینه سیاست خارجی از جمله پیگیری جدی مذاکرات هستهای و تعامل بیشتر با نظام بینالملل بمنظور رفع برخی از مشکلات جمهوری اسلامیایران بوده است.
کلید واژگان: گفتمان اعتدالگرایی، سیاست خارجی جمهوری اسلامیایران، توازن واقعگرایی و آرمانگرایی
حسن روحانی ضمن تأکید و تمرکز بر سیاست خارجی، اصول و محورهای سیاست خارجی خود را در چارچوب «تعامل سازنده با جهان» معرفی مینمایند و از آن به عنوان کلیدی برای حل مشکلات سیاسی و اقتصادی کشور یاد مینمایند. اصول و محورهای ایدهی تعامل سازنده با جهان شامل محورهایی همچون دوری از تنش و تنشزدایی، عقلانیت و تدبیر در عرصهی سیاست خارجی، اعتمادسازی، بهبود چهره، تصویر و پرستیژ ایران در عرصهی جهانی، دیپلماسی فعال و پویا، تلاش برای متوازن نمودن و بهبود با کشورهای جهان بویژه با کشورهای همسایه و در صورت وجود شرایط منطقی مذاکرهی دوجانبه و از موضع احترام متقابل با آمریکا میباشد. درنهایت به باور روحانی هدف نهایی همهی این موارد، از بین بردن شرایط کنونی در عرصهی سیاسی-امنیتی و فراهم نمودن فضا برای رشد و توسعهی اقتصادی کشور در چارچوب اسناد بالادستی و بهویژه چشمانداز ایران 1404 است. بر این اساس روحانی وظیفهی اصلی دولت در عرصهی سیاست خارجی را فراهم نمودن شرایط برای رشد و توسعهی اقتصادی و در نتیجه افزایش قدرت سخت ونرم در حوزههای اقتصادی، سیاسی و نظامیمیدانند. به باور ایشان در نهایت این امر میتواند باعث ایجاد الگوی سیاسی و اقتصادی مناسبی در کشور گردد که دیگر کشورها نیز متمایل به الگوبرداری از آن خواهن شد. با این چشمانداز، نگارنده تلاش مینماید با انجام این تحقیق بنیادی و نظری به روش کتابخانه ای و جمع آوری اسناد و بررسی آثار، شعار اعتدالگرایی را با توجه به گفتمان اسلام گرایی در عرصه سیاست خارجی مورد واکاوی قرار دهد. این پژوهش ابتدا به مقدمه پرداخته و سپس وارد کلیات پژوهش میگردد و سپس ضمن بررسی چارچوب مفهومیو مبانی نظری پژوهش، سیاست خارجی جمهوری اسلامی را مورد واکاوی قرار میدهد و در مرحلهی بعدی سیاست خارجی اعتدالگرای حسن روحانی را مورد کنکاش قرار میدهد و سرانجام به نتیجهگیری میپردازد.
| فصل اول |
کلیات تحقیق
گفتمان در عرصهی سیاست خارجی به مفهوم نظام و ساختار معنایی مسلط بر آن است که روش ویژهای از کنش و الگوی رفتاری را امکانپذیر مینماید. از اینرو، گفتمان سیاست خارجی برآیند ایستارهای عمومینهادینه شدهی مورد پذیرش یا چارچوب معنایی منحصر بفردی است که در شرایط خاصی پدیدار میشود و جهتگیری نسبت به روابط بینالملل را هدایت مینماید. در این راستا، بعد ازپیروزی انقلاب اسلامیایران درسال 1357 تا زمان فعلی گفتمانهای گوناگونی برسیاست خارجی جمهوری اسلامیایران حاکم شده است که با تسلط هریک ازاین گفتمانهارفتاروراهبرد سیاست خارجی جمهوری اسلامیایران دگرگون گردیده است. هرچند برمبنای برخی ازرویکردهای گفتمانی،عامل یاکارگزارانسانی خوددردرون گفتمان تعریف میشودودرچهارچوب آن رفتارمیکند. دولت یازدهم با عنوان نمودن شعار اعتدالگرایی زمینههای بروز گفتمان جدیدی با همین عنوان را بوجود آورده که در حوزه سیاست خارجی بمانند عرصه داخلی دنبال شده که با عنایت به مشکلات منطقهای وهمینطور عرصه بین الملل موقعیت خاص خود را خواهد یافت. از ویژگیهای این گفتمان رویارویی مؤثر و کارآمد با جهان کنونی و دنیای سیاست امروز و درک واقعیتها جهت حل مشکلات داخلی از جمله تحریمها و چالشهای بیالمللی موجود و جهتگیریهای جامعهی بینالمللی علیه جمهوری اسلامیایران میباشد، که حاصل خرد جمعی، کارشناسانه، مبتنی بر تصمیم گروهی، درک مشکلات فعلی، براساس واقعیت و به دنبال بدست آوردن حداکثر منافع از فرصتهای پیشرو میباشد. لذا این پایان نامه بر آنست تا با بررسی الگوی رفتاری حاکم بر سیاست خارجی دولت حسن روحانی که براساس اعتدالگرایی و رویارویی مؤثر و کارآمد با جهان کنونی می باشد نشان دهد چگونه اتخاذ رویه اعتدال گرایی می تواند کسب حداکثری منافع از فرصتهای موجود را به دنبال داشته باشد.
اما تحول گفتمانی در سیاست خارجی جمهوری اسلامیایران بیانگر این واقعیت است که رؤسای جمهور نقش تعیین کنندهای در تدوین و تعریف گفتمان سیاست خارجی دولت جمهوری اسلامیایران ایفا میکنند.
بر این اساس، با انتخاب آقای دکتر حسن روحانی به عنوان رئیس جمهور ملت ایران، میتوان طبق رویه پیشین پیشبینی کرد که گفتمان و به تبع آن رفتار سیاست خارجی جمهوری اسلامیایران در دولت یازدهم متحول و دگرگون خواهد شد. با توجه به اینکه رئیس جمهور منتخب خود را اعتدالگرا خوانده و پیشینه ایشان نیز این ادعا را به خوبی تأیید میکند، گفتمان سیاست خارجی دولت یازدهم نیز در چهارچوب گفتمان اعتدال تعریف میشود. از اینرو، گفتمان سیاست خارجی جمهوری اسلامیایران در دولت تدبیر وامید، را به درستی میتوان گفتمان اعتدال نامید؛ به گونهای که رفتارها و راهبردهای سیاست خارجی جمهوری اسلامیایران در دولت یازدهم نیز در قالب گفتمان اعتدال تعریف و تدوین میگردد.
با انتخاب حسن روحانی به عنوان رئیس جمهورملت ایران،میتوان طبق رویه پیشین پیش بینی کردکه گفتمان وبه تبع آن رفتارسیاست داخلی وخارجی جمهوری اسلامیایران در دولت یازدهم متحول ودگرگون خواهدشد. باتوجه به اینکه رئیس جمهورمنتخب خودرااعتدالگراخوانده است،گفتمان سیاست دولت یازدهم نیزدرچهارچوب گفتمان اعتدال تعریف میشودبه گونهای که رفتارهاوراهبردهای سیاست جمهوری اسلامیایران دردولت یازدهم نیزدرقالب گفتمان اعتدال تعریف وتدوین میگردد.بنابراین لازم است به بررسی این گفتمان و ابعاد و ویژگیهای آن پرداخت تا از این منظر با آن به خوبی آشنا شد.از آنجا که این گفتمان پس از روی کار آمدن دولت یازدهم در عرصه سیاست جمهوری اسلامیایران جایگاهی خاص یافته است هنوز تحقیقات و پژوهشهای مدونی درباره آن نشده است.لذا ضروری به نظر میرسد برای آگاهی از سیر تطور گفتمان انقلاب اسلامی، گفتمان اعتدال گرایی نیز به عنوان گونه ای دیگر از گفتمان یا خرده گفتمان در دل گفتمان انقلاب اسلامیو فراتر از آن، درون گفتمان اسلامگرایی بررسی شود.همچنین این گفتمان بر سیاستهای داخلی و حوزههای فرهنگی و اجتماعی و نیز عرصه خارجی در سطح منطقه ای و بین المللی تاثیراتی را با خود به همراه دارد که لازم است همه این موارد بررسی شود.
با عنایت به وجود گفتمانهای مختلف در عرصه سیاست خارجی جمهوری اسلامیایران، بروز گفتمان اعتدالگرایی در زمان کنونی که حاصل و راه علاج مشکلات کنونی جمهوری اسلامیایران میباشد و میتوان گفت تنها استراتزی و راه برون رفت از مشکلات سیاست خارجی جمهوری اسلامیایران میباشد که مثابه وزنه و تعادل کنندهی سیاستهای نسنجیده دورههای پیشین و بنبستهای کنونی میباشد و میتواند گره مشکلات پیشرو را بگشاید، بنابراین پژوهش در این راستا، در حد خود، اثری جدید محسوب میشود. همچنین با توجه به پیشینههای بسیار اندک پژوهش در زمینه اعتدالگرایی، نیز دلیلی دیگر جهت نوآوری پایان نامه کنونی قلمداد میشود.
– بررسی کارآمدی گفتمان اعتدالگرایی در عرصهی سیاست خارجی جمهوری اسلامیایران.
-شناخت مبانی نظری گفتمان اعتدالگرایی دولت یازدهم.
– شناخت ابعادخارجی گفتمان اعتدالگرایی.
الگوی رفتاری حاکم بر سیاست خارجی حسن روحانی بر چه اساسی میباشد و این رویکرد حاصل چه عواملی است؟
– سؤالات فرعی
1- نقش و کارکرد گفتمان، در سیاست خارجی چیست؟ و در این راستا، اعتدالگرایی بمثابه یک گفتمان چه نقشی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران ایفا نموده است؟
2- اصول و مبانی سیاست خارجی اغتدالگرایی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران کدامند ؟
الگوی رفتاری حاکم بر سیاست خارجی دولت حسن روحانی براساس اعتدالگرایی و رویارویی مؤثر و کارآمد با جهان کنونی می تواند کسب حداکثری منافع از فرصتهای موجود را به دنبال داشته باشد.
بر اساس تعریف دانشنامهی روابط بین الملل سیاست خارجی عبارت است از: «راهبرد یا بخشی از یک نقشهی کاربردی برای تصمیمگیری در یک کشور دربرابر کشورهای دیگر یا نهادهای بینالمللی، برای دست یافتن به اهداف ویژهی ملی که در اصطلاح به آن منافع ملی میگویند»(Plano & Olton,1982:6 ؛ امینی و انعامیعلمداری، 1391: 397-394). سیاست خارجی به معنی دنبال کردن هدفهای کشور در محیط بینالمللی و در رابطه با جامعهها، دولتها و کشورهای دیگر است. سیاست خارجی، راهنمای موضعگیری در جهان است؛ و مجموعهای از اهداف بینالمللی و راههای رسیدن به آنها را شامل میشود(آشوری، 1354 ؛ شیرازی، 22 دیماه 1393). سیاست خارجی : عبارتست از یک استراتژی یا یک رشته اعمال از پیش طرحریزی شده توسط تصمیمگیرندگان حکومتی که مقصود آن دستیابی به اهدافی معین، در چهارچوب منافع ملی و در محیط بینالمللی است. بهطور خلاصه میتوان گفت که سیاست خارجی شامل تعیین و اجرای یک سلسله اهداف و منافع ملی است که در صحنهی بینالمللی از سوی دولتها انجام میپذیرد. سیاست خارجی میتواند ابتکار عمل یک دولت و یا واکنش آن در قبال کنش دیگر دولتها باشد(مقتدر،132:1385-131 ؛ کشاورز شکری و صادقیان، 81: 1392) و در تعریفی دیگر میتوان اینطور تعریف کرد که: جهتی را که یک دولت بر میگزیند و در آن از خود تحرک نشان میدهد و نیز شیوهی نگرش دولت را نسبت به جامعهی بینالمللی، سیاست خارجی میگویند(خوشوفت،145:1375 به نقل از: ابوالحسنی، 6/ 4/1394).
گفتمان[2]
گفتمان حاصل مطالعه زبان بهعنوان یک پدیده اجتماعی یارویکرد جامعهشناختی به مقوله زبان است ودلالت برآن داردکه متن امری اجتماعی است که درخلال روابط اجتماعی و نه بیرون ومستقل ازآن تکوین پیدامیکند و در تولید و تغییر و باز تولید ابژههای زندگی اجتماعی سهیم است (فرقانی، 1382: 63). این معناخودمستلزم آن است که گفتمان دریک رابطه فعال معنیبخش وهویت ساز باواقعیت ونیزبهمثابه کنشهایی که بهطورمنظم موضوعهایی راکه درباره آنان صحبت میشود،شکل میدهند،نگریسته شود. بااین بیان،یک گفتمان چیزی است که چیزدیگرراتولیدمیکندونه چیزی که درخود،ازخودوبرای خودوجودیافته ومیتواندبهگونهای منفک وبریده ازهمه چیزموردتحلیل قرارگیرد. این،رویکردتأسیسی به گفتمان است که میتوان آنرادیدگاه “میشل فوکو” دانست(تاجیک،1383: 14).
مشی سیاسی اعتدالی بیش ازهمه درتقابل با مشی افراطی قرار میگیردوبامشیهای اصلاح طلبی ومحافظه کاری روشن اندیش هم پوشانی دارد (اکبری و کشوریان، 1392: 14).گرچه برخی صاحبنظران بر این باورند که اعتدالگرایی یک گفتمان نیست بلکه یک روش و خط مشی در عرصه سیاسی است (غلامرضا کاشی، 1392: 18) اما به نظر میرسد این روزها اعتدال در محدوده وسیعی از زبان کاربردی توسط دولت، رسانهها و مردم به صورت گفتاری و نوشتاری به کار میرود. همچنین مردم از آن برای برقرارکردن ارتباط میان اندیشههاوباورهای ابیان احساسات به طور تعاملی و با کنش متقابل با یکدیگر بهره میگیرند.از این رو، اعتدالگرایی مطرح شده از سوی دولت یازدهم هر سه بعد اصلی یک گفتمان را دارد که اگر به باور برخی تحلیلگران هنوز نتوانسته است جایگاه خود را بیابد اما به زودی خود را در قالب گفتمان اعتدالگرایی نشان میدهد.
اعتدالگرایی به عنوان یک مشی و روش سیاسی یکی از خرده گفتمانهای کلان از گفتمان اسلامگرایی است که طی سالهای پس از انقلاب نیز به عنوان بخشی از ویژگیهای گفتمان اسلامیوجود داشت. با این همه، به دنبال روی کار آمدن دولت یازدهم و پررنگ کردن این مشی سیاسی به نظر میرسد به دلیل بکارگیری وسیع اعتدال در زبان کاربردی دولت،رسانههاومردم به صورت گفتاری و نوشتاری و همچنین بهره گیری از آن برای برقرارکردن ارتباط میان اندیشهها و باورهای ابیان احساسات به طورتعاملی وباکنش متقابل بایکدیگر کم کم هر سه بعد اصلی یک گفتمان را خواهد یافت و به زودی خودرادرقالب گفتمان اعتدالگرایی نشان میدهد.( مهیمنی، 1392: 14) .
روش پژوهش در این پایان نامه، توصیفی-تحلیلی میباشد. بهمنظور دست یافتن به اهداف مطالعاتی و ارائه پاسخی مناسب برای سؤالات مطرحشده در این پایاننامه، تحقیق حاضر و همچنین گردآوری دادهها بر اساس روش کتابخانهای و بهرهبرداری از منابع مکتوب فارسی، لاتین، معتبر و روزآمد انجام شده است.
در زمینه ادبیات مربوط به موضوع پیشرو، با توجه به روز بودن موضوع، پژوهشها اندک است که از آن جمله می توان به پژوهشهای ذیل به عنوان آثار مرتبط اشاره نمود:
-محمودسریعالقلم (1392)، در مقالهای تحت عنوان «اعتدال، استراتژی یا ایدئولوژی»، به ضرورت تعریف، شناخت و اندیشیدن اعتدالگرایی در شرایط فعلی میپردازد. و میگوید مهمترین وجه اعتدال، تقابل آن با افراطیگری و رادیکالیسم است. و سپس اشاره مینماید که عملکرد تاریخی ما در عرصهی سیاست، خارج از تنوع و مدارهای اقتدارگرایی نبوده است. آنگاه در ادامه اذعان میکند که کارآمدی به عنوان کانون اقتصادی و اعتدالگرایی به مثابه مشرب فکری و روشی دو استوانه عقلانیت در کشورداری هستند. با این توضیحات، مقالهی ایشان بخش ناچیزی از پژوهش پیشرو را در بر میگیرد.
-علیرضا رضایی و قاسم ترابی (1392)،در مقالهای تحت عنوان «سیاست خارجی دولت حسن روحانی، تعامل سازنده در چارچوب دولت توسعهگرا» به این مطلب میپردازند که سیاست خارجی این دولت به دنبال آن است که از طریق تشنجزدایی، اعتمادسازی، دوری از امنیتی شدن، بهبود چهره و پرستیژ ایران، دیپلماسی فعال و روابط با سایر کشورها و سازمانهای بینالمللی، زمینه را برای رشد و توسعه اقتصادی کشور در اسناد بالادستی مهیا سازد. با این وصف، پژوهش کنونی علاوه بر مطلب مذکور زوایای روشنتری را پیشروی خواننده قرار میدهد که در جای خود قابل بحث است.
-غلامرضا سالاری میری (1393)،در پایاننامهی خود تحت عنوان «بررسی مقایسهای دیپلماسی هستهای دوران ریاست جمهوری محمود احمدینژاد و حسن روحانی تا پایان سال 1392 »، به این مطلب میپردازد که الگوی رفتاری حاکم بر سیاست خارجی دولت محمود احمدینژاد در حوزهی دیپلماسی هستهای، مبتنی بر انطباق تهاجمیاست. در این الگو محیط در جهت خواست بازیگر تغییر میکند که این الگوی رفتاری بیش از آنکه تابع قدرت و امکانات ایران و شرایط بینالمللی باشد، تابع ویژگیهای شخصیتی و روانی رئیسجمهور و ناشی از آرزوها وآرمانهای خود اوست. و همچنین الگوی رفتاری حاکم بر سیاست
زمستان 1393
دانشگاه آزاد اسلامی واحد بین الملل قشم
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد ((M.A.))
رشته: روابط بین الملل
عنوان:
جنبش فمنیسم از منظر اسناد بین المللی
نگارش:
لیلا مطمئن
هیأت داوران: 2. دکتر ابومحمد عسگرخانی
زمستان 1393
تقدیم به:
خانواده عزیزم…
خصوصاً برادرم محمود که همواره و در همه مراحل حامی
من بود
سپاسگذاری:
از استاد فرهیختـه و بـزرگوارم جنـاب آقای دکتر سیـد باقر
میرعباسی که به عنوان استـاد راهنما با مطالعه و رهنمودهای
حکیـمانه خویـش در کلیـه مراحل این تحقیــق اینجانب را
یاری نمودند، نهایت تقدیر و سپاس را دارم.
این مطلب را هم بخوانید :
در پایان از عزیزان واحد پژوهش و همه دستهایی که دستان
مرا یاری کردند تشکر و قدردانی میکنم.
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده…………………………………………………. 1
فصل اول: کلیات تحقیق
1-1- مقدمه…………………………………………………. 3
1-2- بیان مسأله…………………………………………………. 5
1-3- اهمیت و ضرورت تحقیق…………………………………………………. 6
1-4- اهداف تحقیق…………………………………………………. 7
1-4-1- هدف کلی تحقیق…………………………………………………. 7
1-4-2- اهداف فرعی…………………………………………………. 7
1-5- سؤالات تحقیق…………………………………………………. 8
1-5-1- سؤال اصلی…………………………………………………. 8
1-5-2- سؤالات فرعی…………………………………………………. 8
1-6- فرضیههای تحقیق…………………………………………………. 8
1-6-1- فرضیه اصلی…………………………………………………. 8
1-6-2- فرضیه فرعی…………………………………………………. 8
فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه تحقیق
2-1- مقدمه…………………………………………………. 10
2-2- مبانی نظری پژوهش…………………………………………………. 10
2-2-1- مفهوم شناسی…………………………………………………. 10
2-2-1-1- فمنیسم…………………………………………………. 10
2-2-1-2- رادیکال…………………………………………………. 11
2-2-1-3- تعریف اسناد بین المللی…………………………………………………. 11
2-2-2- تاریخچه فمینیسم…………………………………………………. 12
2-2-2-1- موج های فمینیستی…………………………………………………. 12
2-2-2-1-1- موج اول فمینیسم…………………………………………………. 13
2-2-2-1-2- موج دوم فمینیسم…………………………………………………. 13
2-2-2-1-3- موج سوم فمینیسم…………………………………………………. 13
عنوان صفحه
2-2-2-1-4- موج چهارم فمینیسم (موج آرام)…………………………………………………. 14
2-2-3- تفسیر زمینه های ظهور فمینیسم در غرب…………………………………………………. 14
2-2-3-1- نظام اقتصادی سرمایه داری و تأثیر آن بر موقعیت زنان…………………………………………………. 16
2-2-3-2- دولت مدرن لیبرال و حقوق زنان…………………………………………………. 16
2-2-4-4- فلسفه و معرفت شناسی…………………………………………………. 18
2-2-4-5- فلسفه سیاسی…………………………………………………. 18
2-2-5- تجدد و زمینه سازی فکری برای جنبش زنان…………………………………………………. 21
2-2-5-1- جنبش های اجتماعی زنان در غرب (نخستین جنبش اجتماعی زنان در غرب)…………………………………………………. 21
2-2-5-2- زنان و جنبش صلح خواهی (دومین جنبش اجتماعی فمینیسم)…………………………………………………. 22
2-2-5-3- تلاش برای کسب حق رای (سومین جنبش اجتماعی فمینیسم)…………………………………………………. 22
2-2-5-4- رکود جنبش فمنیسم پس از کسب حق رای…………………………………………………. 23
2-2-5-5- جنبش برابری طلبان فمینیسم…………………………………………………. 23
2-2-6- بررسی مبانی نظری اندیشه فمینیستی (اقسام نظریه ها و نگرش های فمینیستی)…………………………………………………. 24
2-2-6-1- فمینیست های لیبرال…………………………………………………. 24
2-2-6-2- فمینیست های مارکسیست…………………………………………………. 24
2-2-6-3- فمینیست های رادیکال…………………………………………………. 25
2-2-6-4- سوسیال فمینیسم…………………………………………………. 25
2-2-6-5- فمینیست های پست مدرن…………………………………………………. 25
2-2-6-6- فمینیسم اسلامی…………………………………………………. 25
2-2-6-7- معرفت شناسی دیدگاه فمینیستی…………………………………………………. 26
2-2-6-8- تزلزل در دیدگاههای فمینیستی…………………………………………………. 28
2-2-7- آثار موج اول و دوم…………………………………………………. 29
2-2-7-1- خشونت متقابل و فمینیسم انقلابی…………………………………………………. 29
2-2-7-2- فمینیست های نئو کلاسیک و احیای جریان صلح طلبی…………………………………………………. 30
2-2-7-3- فمینیسم لیبرال (اصلاح طلب) و فمینیسم رادیکال (رهائی بخش)…………………………………………………. 30
2-2-7-4- دورهی رکود…………………………………………………. 31
2-2-8- فمینیسم پسا مدرن (آثار موج سوم)…………………………………………………. 31
2-2-9- تفسیر موج نخست جنبش زنان(1920-1848) و دستاورهای آن…………………………………………………. 32
2-2-9-1- تعلیق جنبش زنان: 1960-1920…………………………………………………. 34
عنوان صفحه
2-2-9-2- «افول» جنبش اعتراضی: حرکت از فعالیت های غیرنهادینه به سیاست نهادینه…………………………………………………. 34
2-2-9-3- زمینه های افول فمینیسم و جنبش زنان…………………………………………………. 35
2-2-9-4- ابهام گفتاری جنبش حق رأی: فمینیسم «تفاوت در مقابل فمینیسم «برابری»…………………………………………………. 35
2-2-9-5- رشد تفاوت در میان زنان…………………………………………………. 36
2-2-9-6- هژمونیک درباره جایگاه زنان…………………………………………………. 36
2-2-10- تفسیر موج دوم زمینه ظهور موج دوم جنبش زنان…………………………………………………. 37
2-2-10-1- تحولات سرمایه داری و تأثیرات آن بر موقعیت زنان…………………………………………………. 37
2-2-10-2- دولت رفاهی و موقعیت زنان…………………………………………………. 38
2-2-10-3- فمینیسم لیبرال- اصلاح طلب طرفدار حقوق زنان…………………………………………………. 39
2-2-10-4- فمینیسم برابری…………………………………………………. 39
2-2-10-5- فمینیسم رادیکال و طرفدار رهایی زنان…………………………………………………. 40
2-2-10-6- محورهای مبارزه و ابزارهای مبارزاتی…………………………………………………. 40
2-2-11- تفسیر موج سوم (زمینه ظهور موج سوم فمینیسم)…………………………………………………. 43
2-2-11-1- جامعه پساصنعتی: از جمله زمینههای ظهور موج سوم فمینیسم…………………………………………………. 44
2-2-11-2- ظهور سرمایهداری «بی سازمان» و تأثیر آن بر وضعیت زنان در موج سوم…………………………………………………. 45
2-2-11-3- تکثر جریانهای فمینیستی در موج سوم…………………………………………………. 46
2-2-11-4- مبارزه در عرصه فعالیتهای نظری- آکادمیک(فمینیسم و مسأله «تفاوت»)…………………………………………………. 47
2-3- پیشینه تحقیق…………………………………………………. 48
2-3-1- تحقیقات داخلی…………………………………………………. 48
فصل سوم: بررسی محتوای اسناد (بین المللی و داخلی ناظر به فمینیسم)
3-1- جنبش فمینیسم و مسأله خشونت علیه زنان…………………………………………………. 52
3-2- لزوم مشارکت زنان در فعالیتهای سیاسی و برخورداری از حقوق مساوی با مردان…………………………………………………. 55
3-3- موضوعات بخشهای کنوانسیون…………………………………………………. 56
3-4- موضوعات مواد کنوانسیون…………………………………………………. 57
3-4-1- مقدمه کنوانسیون…………………………………………………. 57
3-4-1-1- نگرانی از گسترش تبعیض علیه زنان…………………………………………………. 57
3-4-1-2- کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان (1979)…………………………………………………. 57
3-4-1-3- اعلامیه رفع تبعیض علیه زنان (1967)…………………………………………………. 58
عنوان صفحه
3-5- توزیع موضوعی مواد اصلی کنوانسیون (بخشهای اول تا چهارم)…………………………………………………. 58
3-6- مدل محتوایی کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان…………………………………………………. 59
3-7- پیامدهای اجتماعی اجرای مفاد کنوانسیون…………………………………………………. 60
3-7-1- کلی بودن شرط در معاهدات بین المللی…………………………………………………. 61
3-7-2- حق شرط جمهوری اسلامی ایران…………………………………………………. 62
3-8- اشتغال زنان در اسناد بین المللی حقوق بشر و جمهوری اسلامی…………………………………………………. 64
3-8-1- اسناد بین المللی حقوق بشر و اشتغال زنان…………………………………………………. 65
3-8-1-1- مقاوله نامه،کاراجباری (مصوب1303)…………………………………………………. 65
3-8-1-2- اعلامیه جهانی حقوق بشر (مصوب 1327)…………………………………………………. 65
3-8-1-3- مقاوله نامه تساوی اجرت کارگران زن و مرد در قبال کار هم ارزش (مصوب 1330)…………………………………………………. 67
3-8-1-4- مقاوله نامه نفی تبعیض در امور مربوط به استخدام و اشتغال (مصوب 1337)…………………………………………………. 67
3-8-1-5- میثاق بین المللی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی (مصوب 1345)…………………………………………………. 68
3-8-1-6- اعلامیه تهران (مصوب 1347)…………………………………………………. 69
3-8-1-7- کنوانسیون رفع کلیه تبعیضات علیه زنان (مصوب 1358)…………………………………………………. 71
3-8-1-8- اعلامیه اسلامی حقوق بشر (مصوب 1369)…………………………………………………. 72
3-8-1-9- منشور حقوق و مسئولیتهای زن در کشورهای اسلامی (مصوب 1385)…………………………………………………. 73
3-8-1-10- قوانین جمهوری اسلامی ایران و اشتغال زنان…………………………………………………. 75
3-8-1-10-1- قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران (مصوب 1358)…………………………………………………. 75
3-8-1-10-2- قانون خدمت نیمه وقت بانوان (مصوب 1362)…………………………………………………. 77
3-8-1-10-3- قانون کار(مصوب 1369)…………………………………………………. 79
3-8-1-10-4- سیاستهای اشتغال زنان در جمهوری اسلامی ایران (مصوب 1371 شورای عالی انقلاب فرهنگی)…………………………………………………. 81
3-8-1-10-5- قانون حمایت از مادران شاغل در دوران شیردهی (مصوب 1374)…………………………………………………. 83
3-9- مدل مفهومی…………………………………………………. 85
فصل چهارم: روش شناسی و تحلیل دادههای آماری
4-1- مقدمه 87
4-2- روش تحقیق 87
4-3- جامعه آماری 89
عنوان صفحه
4-4- نمونه آماری و روش نمونه گیری 89
4-5- ابزار جمع آوری دادهها 89
4-6- روایی و پایایی ابزار سنجش 90
4-6-1- روایی 90
4-6-2- پایایی 91
4-7- تجزیه و تحلیل دادهها 91
4-8- تحلیل دادههای آماری 91
4-9- آمار و یافتههای توصیفی 92
4-10- یافتههای استنباطی محاسبات فرضیه اصلی از طریق آزمون تحلیل واریانس یک طرفه…………………………………………………. 94
4-11- یافتههای استنباطی محاسبات فرضیه اصلی از طریق آزمون تحلیل همبستگی یک طرفه…………………………………………………. 95
4-12- سنجش فرضیات با آزمون تحلیل رگرسیون…………………………………………………. 97
فصل پنجم: نتیجه گیری
5-1- مقدمه…………………………………………………. 102
5-2- نتیجه گیری…………………………………………………. 102
5-3- یافته های پژوهش…………………………………………………. 103
5-3-1- یافته های توصیفی…………………………………………………. 103
5-3-2- یافته های استنباطی…………………………………………………. 104
5-4- پیشنهادات پژوهش…………………………………………………. 104
5-4-1- پیشنهادات کاربردی…………………………………………………. 104
5-5- محدودیتها…………………………………………………. 105
منابع و مآخذ
منابع فارسی…………………………………………………. 108
منابع لاتین…………………………………………………. 112
چکیده لاتین…………………………………………………. 116
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 4-1: امتیاز بندی پرسشنامه…………………………………………………. 90
جدول 4-2: توزیع فراوانی نمونه مورد مطالعه بر حسب جنسیت پاسخگویان…………………………………………………. 92
جدول 4-3: توزیع فراوانی نمونه مورد مطالعه بر حسب سن پاسخگویان…………………………………………………. 92
جدول 4-4: توزیع فراوانی نمونه مورد مطالعه برحسب وضعیت تحصیلی پاسخگویان…………………………………………………. 93
جدول 4-5: توزیع فراوانی نمونه مورد مطالعه بر حسب وضعیت تأهل پاسخگویان…………………………………………………. 93
جدول 4-6: میانگین و انحراف معیار شناسایی اصل برابری حقوق زنان و مردان در اسناد بین المللی…………………………………………………. 94
جدول 4-7: آنالیز واریانس یک طرفه شناسایی اصل برابری حقوق زنان و مردان در اسناد بین المللی…………………………………………………. 94
جدول 4-8: ضریب همبستگی شناسایی اصل برابری حقوق زنان و مردان در اسناد بین المللی…………………………………………………. 95
جدول 4-9: تحلیل توصیفی به رسمیت شناخته شدن اصل برابری کلیه حقوق زنان و مردان…………………………………………………. 96
جدول 4-10: آنالیز واریانس بررسی به رسمیت شناخته شدن اصل برابری کلیه حقوق زنان و مردان…………………………………………………. 96
جدول 4-11: ضریب همبستگی بررسی به رسمیت شناخته شدن اصل برابری کلیه حقوق زنان و مردان…………………………………………………. 97
جدول 4-12: نتایج آزمون تحلیل رگرسیون جهت بررسی جنبش فمنیسم از منظر اسناد بین المللی…………………………………………………. 98
جدول 4-13: ضرایب آزمون تحلیل آنوا بررسی جنبش فمنیسم از منظر اسناد بین المللی…………………………………………………. 98
جدول 4-14: ضرایب آزمون تحلیل رگرسیون بررسی جنبش فمنیسم از منظر اسناد بین المللی…………………………………………………. 99
جدول 4-15: تحلیل آزمون تی میان مؤلفهها و سؤالات پژوهش…………………………………………………. 100
چکیده
فمینیسم در فضایی سر برآورد و به رشد و حرکت خویش ادامه داد، که شعارها و آرمانهای خاصی برآن حاکم بود. این نظریهها به طور برجستهای از تئوریهای نظری دوران خود تأثیر پذیرفته بود. در این راستا تأثیر انقلابات علمی که تفکرات سنتی را کاملاً در هم کوبیده بود، از همه مشهورتر بود. بدین ترتیب عمدهترین اندیشهی لیبرال، مارکسیستها و… که مولود رنسانس و مبتنی بر جهان بینی غرب با مبانی فکری مدرنیته بود به ظهور رسید، که به عنوان سرمنشأ اکثر تفکرات مدرن و یکی از ریشههای نامحسوس فمینیسم از آن یاد خواهد شد، این گرایشها بر این پیش فرض استوارند، که انسان مصدر تشریع و آغاز و پایان همه شئون زندگی است. در این پژوهش سعی شده است تا مبانی نظری اندیشه فمینیستی در منظر اسناد بین المللی مورد بررسی قرار گیرد برای نیل به این مقصود، ابتدا معرفی فمنیسم، بیان مجملی از سابقه این نگرش فکری و تقسیم بندی گرایشهای آن مطرح شده است. در ادامه چگونگی پیدایش اندیشه فمینیستی مورد بررسی قرار گرفته است و سرانجام آن که به بررسی کنوانسیونها و تجزیه و تحلیلهای آماری بر اساس یافتههای پرسشنامه پرداخته شده است.
واژهگان کلیدی
فمینیسم، اندیشه فمینیستی، اسناد بین المللی
فصل اول
کلیات تحقیق
1-1- مقدمه
پیـدایش گفتـمان مدرنیته در غرب، باعث به وجود آمدن نحلههای فکری مختـلف و نیز گروهها و نهضتهای سیاسی و اجتماعی بیشماری شد. در این میان جنبشهای زنان از بزرگترین و تأثیرگذراترین این جنبشها به شمار میآید. در طی حدود دو قرن که از نضج گرفتن جریانات فمنیستی در اروپا و امریکا میگذرد، این گرایشات نیز به مانند بسیاری از دیگر جنبشها و نظریههای اجتماعی شاهد تطورات پر فراز و نشیبی در درون و مواجهه با چالشها و مشکلاتی در راستای دست یابی به اهداف خود در تعامل با تحولات اجتماعی و سیاسی بوده است. از این رو در پاسخ به ریشه حقیقی معضلات جامعه زنان و نیز راهکارهای عملیاتی مقابله با آنها و نیز ماهیت خواستههای جنبشهای مؤنث محور، شاهد پیدایش گرایشات متفاوت فمنیستی هستیم. فمنیسم رادیکال یکی از این گروهها است که در دل موج دوم فمنیسم ظهور و بسط یافته است.[1]
موضوع زن و جنسیت از جمله موضوعاتی است که قدمتی دیرینه دارد. در این میان قدیمیترین مکتوباتی که درباره زن و جایگاه وی در حیات انسانی چه به صورت توصیفی و چه به صورت هنجاری بحث کرده، میتوان به آثار افلاطون و ارسطو اشاره داشت. این دو هر چند نه به گونهای مستقل در خلال مباحثی که در خصوص مسائل مختلف داشتهاند، به مقام و جایگاه زن در زندگی فردی و اجتماعی گریزهایی زدهاند. به عنوان نمونه ارسطو در کتاب سیاست آنجا که در خصوص دانش تدبیر منزل سخن میگوید، درباره ویژگیهای زن ونحوه تعامل مطلوب مرد با وی مطالبی را بیان میدارد.[2] همچنین افلاطون در کتاب جمهور و قوانین درباره زنان و ویژگیهای ایشان به تفصیل سخن گفته است.[3]
در تمدن های غربی و به ویژه یونان باستان و روم همواره با نوعی نگاه تفریط گونه و حداقلی به زن و خصائص وی مواجه میشویم. در این دیدگاه، زن، موجودی دسته دوم و فرع بر آفرینش جنس مذکر و نهایتاً همسنگ اموال و مستغلات قلمداد شده و با بسط این تفکر به حیات اجتماعی، زنان در زمره بردگان قرار گرفته و بیرون از دایره شهروندان تصور میشدند.[4]
با گذار از قرون گذشته و با ورود به دوره موسوم به قرون وسطی علیرغم تأکید آیینهای الهی همچون یهودیت و مسیحیت بر جایگاه و نقش برجسته جنس مؤنث در منظومه حیات بشر زنان اروپایی شاهد فجیعترین نوع تضییع حقوق بانوان بودند. به عنوان مثال جدای از تحقیرهای روانی موجود نسبت به طبیعت و جنس زن که از نحوه نگریستن به زن در عهد جدید و قدیم برآمده بود تا اواخر قرن نوزده با تأسی از شریعت یهود، زنان نه تنها از حق مالکیت برخوردار نبودند که حتی اموالشان نیز پس از ازدواج به ملکیت همسرانشان در میآمد. همچنین مبارزات جنبشهای زنان برای دستیابی به حق رأی، نهایتا در دهههای اول قرن بیستم به نتیجه رسید.
در حقیقت جنس مؤنث در حوزه اندیشه و حیات عملی غربیان، پیوسته تحت ظلم وستمی تحقیرآمیز قرار داشتند. در این میان اما وقوع انقلاب صنعتی در اروپا و نیاز مبرم کارخانهها به نیروی کار ارزان، طرفداران نظام سرمایهداری را به فکر بهرهگیری از توان و انرژی جامعه زنان واداشت. برای اولین بار با ورود زنان به محیط کاری خارج از سقف خانه، ایشان به دارایی دست مییافتند که خود برای آن تقلا کرده بودند و شوهرانشان هیچ نقشی در آن نداشته بودند.[5]
اما تا دستیابی به این مهم هنوز راه دشواری باقی مانده بود. از انقلاب صنعتی چند دهه گذشت تا زنان به حق مالکیت مستقل دست یافتند. همچنین بیش از یکصد سال از انقلاب کبیر فرانسه سپری شد تا سیاستمداران غربی به اعطای حق رأی به زنان تن دادند. اما مهمتر از نفس موفقیتهای این جریانات زن محورانه، نفس شکلگیری این گروهها و به دست آوردن روحیه اعتماد به نفس و غیر وابسته به سلطه مردانه بود. در واقع در طی این دو سده، جهان غرب شاهد خیزش جنبشی بود که برای نخستین بار هسته مرکزی آن را جنس مؤنث و مطالبات آنان تشکیل میداد. این جریانها که به مرور به جریانهای فمنیستی شهرت یافته بودند هر چند در بسیاری از امور با یکدیگر موافقت نداشتند اما نکته جوهری اندیشه های ایشان «جنسیت» و محور تمامی خواستهها و فعالیتهایشان، نفی تبعیض علیه زنان و لزوم برقراری جامعه ای عاری از ستم یک جانبه علیه زنان و نظامی برابر و مساوی میان جنس مذکر و مؤنث بود. در یک نگاه کلی اندیشه ورزان، تفکرات فمنیستی را به سه موج و در دل آنها به گرایشهای مختلفی تقسیم میکنند. از آنجا که در باب مطالعات زنان با مکاتب و جریانهای فکری متکثری مواجه هستیم لذا برای درک صواب از نظریههای فمنیسم رادیکال که تنها یکی از جریانهای فمنیستی است میبایست، لااقل مروری اجمالی به ادوار این نظریات داشت و سپس به بررسی و نقد آن پرداخت.
1-2- بیان مسأله
گرایش فمنیستی در روابط بین الملل مبتنی بر کار اندیشمندانی چون آن تیکنر، سارا رودیک، جین بتکه الشتین، یودیت شاپیرور و دیگران میباشد. سؤال مشترک همه این است که چگونه روابط بین الملل مبتنی بر جنسیت شده است؛ یعنی توسط مردان اداره میشود و در خدمت منافع آنان قرار دارد و آگاهانه و ناآگاهانه بر طبق دیدگاههای مردانه از سوی دیگر مردان تفسیر میگردد. فمنیستها خواهان تحدید مردان در تمامی جنبههای روابط بین الملل و مشارکت بیشتر زنان در آن جنبهها میباشند. آنان معتقدند: زنان باید در تمامی جنبههای روابط بین الملل، از نهادهای اجرایی و وزارت خارجه گرفته تا ارتش و دانشگاه، حضور جدّی، مؤثر و فعالانه داشته باشند.[6] اگرچه فمنیستها در مسأله مذکور اتفاق نظر دارند، اما آنان در نحوه رسیدن به هدف، اختلاف نظرهایی دارند. برخی از آنان معتقدند: زنان باید سنّتهای دیرین مردانه همانند خشونت، تهاجم، جاه طلبی و استفاده از زور را از خود بروز دهند تا در سیاست موفق باشند، در حالی که برخی دیگر معتقدند: باید تمایلات مردانه از قبیل سلطه جویی و برتری طلبی را اصولاً از برنامههای سیاسی حذف کرد. فمنیسم به عنوان جنبش اجتماعی و فکری در وسیعترین معنای آن به ارتقاء موقعیت اجتماعی زنان به عنوان یک گروه در جامعه میاندیشد. از فمنیسم همچون هر جنبش اجتماعی و فکری انتظار میرود موقعیت فرودست گروه پایه خود یعنی زنان را تبیین کند وعلل وعوامل مؤثر برآن را توضیح دهد، تصویری از جامعه مطلوبی که در آن زنان از موقعیت مساعد و مناسبی بر خود دارند ارائه کند، مجموعه مطالباتی را برای رسیدن به این هدف در دستور کار خود قرار دهند. سرانجام با تعیین راهبرد عملیاتی خود به سازماندهی و بسیج منافع بپردازد و روشهای مشروع یا مؤثر مورد نظر خود را برای نیل به اهداف مشخص سازد. فمنیسم از این نقطه آغاز میکند که زنان سرکوب میشوند و این سرکوبی مسأله مهمی است. اقتدار مردان آزادی عمل زنان را محدود میکند چون مردان امکانات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی بیشتری را دراختیار خود دارند.[7] سنگ بنای فمنیسم دفاع از حقوق زنان است. تمامی صور فمنیسم این را تصدیق میکنند که زنان انسان هستند نه عروسک، برده، شیء و یا حیوان. به عقیده فمنیسمها اولا همه امور شخصی سیاسی است. یعنی عاملانی مرتکب ستم کاری میشوند که اختیار این کار به ایشان تفویض شده است و ثانیاً باید برای تجربیات عینی زنان از این ستم، که در برخوردهای روزمره شخصی ویا در روابط اجتماعی به دست آمدهاند اعتبار قائل شد. مرد وزن ستمگر وتحت ستم در زندگی هر روزه خود با یکدیگر تعامل دارند ونقش آفرینانی در حال اجرای سناریویی از پیش آماده شده نیستند. این بازیگران نمایش ممکن است در زمینه اجتماعی خاص با یکدیگر مخالفت داشته باشد و در عمل هم دارند. در این گونه موارد مردان زور خود را به کار میگیرند و زنان دچار رنج وتحقیر میشوند. البته اقتدار مردان فردی نیست، فرضیات جنس پرستانه جامعه به سود مردان است. ایدئولوژیهای مردسالار از اقتدار مردان بر زنان حمایت میکنند وآن را مقدس جلوه میدهند. بنابراین تکلیفی که جامعه شناسان فمنیست برعهده دارند بررسی رابطه فرد با ساختار اجتماعی، ارتباط تجربیات زندگی روزمره زنان با ساختار جامعهای که در آن به سر میبرند و ارتباط اقتدار مردان در مناسبات شخصی با شیوه نهادینه شدن این اقتدار در جامعه است.
فمنیسم مانند هر جنبش اجتماعی دیگر فراز و نشیبهای بسیار و شاخههای متفاوتی را در طول تاریخ خود داشته است. مهمترین دسته بندی این جنبش با نام موج جریان که در مباحث و فصول آینده به آن خواهیم پرداخت. جنبش فمنیسم جنبشی غربی است که پیش از این به جنبش آزادی سازی زن شهرت یافته بود و سپس با تهاجم نظامی و فرهنگی به جوامع عربی و اسلامی وارد شد و از چندین دهه پیش، امت اسلام را گرفتار کرد و هنوز نیز این افکار پیاپی و با توجه به تحولات فکری آن در سرزمین اصلی خود وارد جوامع ما میشود.
1-3- اهمیت و ضرورت تحقیق
فمنیستها خواهان تحدید مردان در تمامی جنبههای روابط بین الملل و مشارکت بیشتر زنان در آن جنبهها میباشند. آنان معتقدند: زنان باید در تمامی جنبههای روابط بین الملل، از نهادهای اجرایی و وزارت خارجه گرفته تا ارتش و دانشگاه، حضور جدّی، مؤثر و فعالانه داشته باشند.[8] اگرچه فمنیستها در مسأله مذکور اتفاق نظر دارند، اما آنان در نحوه رسیدن به هدف، اختلاف نظرهایی دارند. برخی از آنان معتقدند: زنان باید سنّتهای دیرین مردانه همانند خشونت، تهاجم، جاهطلبی و استفاده از زور را از خود بروز دهند تا در سیاست موفق باشند، در حالی که برخی دیگر معتقدند: باید تمایلات مردانه از قبیل سلطهجویی و برتری طلبی را اصولاً از برنامههای سیاسی حذف کرد.
تعدد گرایشها در فمنیسم نشانگر ناسازگاری، اختلافات، عدم تحمّل و نقد درونی حامیان آن در این مکتب است. در میان گرایشهای فمنیستی، «فمنیسم رادیکالی (افراطی)» مخرّب ترین و عقب افتاده ترین جنبش دهه 60 است. اگرچه دیگر گرایشها همگی نیازمند نقد هستند، اما آنچه امروزه نقد آن از اهمیت لازم برخوردار است، «فمنیسم رادیکالی» است. نقد این جنبش نیازمند کاوشی عمیق در برخی حوزههای معرفتی همچون هستی شناسی، شناخت شناسی و انسان شناسی است. اما دیگر گرایشهای فمنیستی عموما نیازمند نقدی سطحی و رویین در مسأله فمنیسم هستند؛ چراکه اساساً نقدهایی که در حوزه معرفتی و اندیشه ای بر مکاتب لیبرالیسم، مارکسیسم، سوسیالیسم و پسانوگرا وارد میشوند به گونه ای طبیعی مسأله فمنیسم را نیز در برخواهند گرفت، اما وضعیت فمنیسم رادیکال بدین گونه نیست. «فمنیسم رادیکال» مکتب یا به عبارت بهتر، جنبشی است که اصولاً در باب زنان و رهایی آنان شکل گرفته است. از این نظر، شاید بتوان حق را به کسانی داد که معتقدند: فمنیسم واقعی همان «فمنیسم رادیکال» است. به نظر فمنیستها، ارتش نهادی برای ایجاد اصلاحات وسیع در جامعه است. فمنیستها نگاه مردان را به ارتش، مبنی بر نهادی که وظیفه اش حفظ و حراست مرزها و دفاع از کشور است، به باد انتقاد گرفته، معتقدند: اساسا ارتش همانند دیگر نهادهای سیاسی و فرهنگی، نهادی است که میتواند اصلاحات وسیع را در جامعه ایجاد کند. به عبارت دیگر، در نگاه فمنیستها، ارتش تنها نهادی برای برطرف سازی موانع نیست، بلکه این نهاد میتواند با ایجاد و اعمال سازوکارهایی، زمینههای بروز جنگ و خشونت را از بین برده، جامعه را به سمت صلح و آرامش دایمی فراخواند. این دیدگاه از آن جا ناشی میشود که در نگاه فمنیستها اساساً جنگ، خون ریزی و خشونت از مشخصههای جوامع مردسالارانه است، در حالی که در جامعه زن سالار تنها صلح و آرامش برقرار بوده، نقش ارتش در چنین جامعهای نیز باید براساس مشخصه و ویژگی آن تعیین و تعریف گردد.[9]
روح حاکم بر جنبش فمنیستی همان روح دیکتاتوری است. فمنیسم به فرد اجازه نمیدهد تا برای خود تصمیمگیری نماید و بیندیشد؛ حتی در تفکر خصوصی اشخاص هم مداخله میکند. به فرد اجازه ابراز وجود نمیدهد و کوچک ترین فعالیتهای افراد را تحت نظر دارد؛ چرا که اساساً این جنبش مدعی مهار تمام بخشهای زندگی بشر است.[10] فمنیستها در آن واحد، ضد بورژوا، ضد کاپیتالیست، ضد خانواده، ضد دین و ضد روشن فکراند. لحن و زبان این جنبش نیز روحیه فاشیستی آن را نشان میدهد، کلمات زشت و وحشتناک و سخنرانیهای فاجعه آمیز فمنیستهای افراطی نشان دهنده اشتیاق آنها برای لطمه زدن به دیگران است. یکی از مجلاتی که منعکس کننده طرز تفکر فمنیستهای افراطی است به نام «سازمان ملی زنان[11]»، روی جلد یکی از شماره هایش این چنین اعلام میدارد[12].
1-4- اهداف تحقیق
1-4-1- هدف کلی تحقیق:
بررسی جنبش فمنیسم از منظر اسناد بین المللی
1-4-2- اهداف فرعی:
بررسی و تبیین اصالت دادن به انسانیت افراد بدون توجه به جنسیت آنها از منظر اسناد بین المللی.
بررسی و تبیین مبارزه با عقیده ناقص بودن زنان در زمینههای مختلف از منظر اسناد بین المللی.
بررسی و تبیین برابری زن و مرد از منظر اسناد بین المللی.
بررسی و تبیین نفی تفکیک جنسیتی از منظر اسناد بین المللی.
بررسی و تبیین جلوگیری از خشونتهای جنسی علیه زنان از منظر اسناد بین المللی.
بررسی و تبیین ملحق بودن زنان در برخورداری از هویتی مستقل از هویت پدر و شوهر از منظر اسناد بین المللی.
بررسی و تبیین ایجاد جهانی دو جنسی و حذف صفات زنانه از منظر اسناد بین المللی.
بررسی و تبیین دفاع از حقوق کودکان نامشروع و برابر دانستن حقوق آنان با کودکان مشروع از منظر اسناد بین المللی.
1-5- سؤالات تحقیق:
1-5-1- سؤال اصلی:
آیا جنبش فمنیسم از منظر اسناد بین المللی چگونه قابل بررسی است؟
1-5-2- سؤالات فرعی:
مبارزه با عقیده ناقص بودن زنان در زمینههای مختلف از منظر اسناد بین المللی چگونه است؟
برابری زن و مرد از منظر اسناد بین المللی چگونه است؟
نفی تفکیک جنسیتی از منظر اسناد بین المللی چگونه است؟
جلوگیری از خشونتهای جنسی علیه زنان از منظر اسناد بین المللی چگونه است؟
ملحق بودن زنان در برخورداری از هویتی مستقل از هویت پدر و شوهراز منظر اسناد بین المللی چگونه است؟
ایجاد جهانی دو جنسی و حذف صفات زنانه از منظر اسناد بین المللی چگونه است؟
دفاع از حقوق کودکان نامشروع و برابر دانستن حقوق آنان با کودکان مشروع از منظر اسناد بین المللی چگونه است؟
1-6- فرضیههای تحقیق:
1-6-1- فرضیه اصلی
فصل دوم :جنگ نرم
2-1)جنگ و انواع جنگ……………………………………………………………………………………………………………………………………17
2-2)تاریخچه جنگ نرم…………………………………………………………………………………………………………………………………….21
2-3)اهمیت جنگ نرم……………………………………………………………………………………………………………………………………….23
2-4)تعریف جنگ نرم……………………………………………………………………………………………………………………………………….24
2-5)تفاوتهای جنگ نرم و جنگ سرد…………………………………………………………………………………………………………………25
2-6)گونه شناسی جنگ های نرم………………………………………………………………………………………………………………………..27
2-6-1)جنگ رایانه ای………………………………………………………………………………………………………………………………………27
2-6-2)جنگ رسانه ای……………………………………………………………………………………………………………………………………..27
2-6-3)جنگ فرهنگی……………………………………………………………………………………………………………………………………….27
2-6-4)جنگ اجتماعی………………………………………………………………………………………………………………………………………28
2-6-4-1)جنگ اجتماعی در حوزه داخلی…………………………………………………………………………………………………………..28
2-6-4-2) جنگ اجتماعی در حوزه خارجی……………………………………………………………………………………………………….28
2-7)هدف های جنگ نرم………………………………………………………………………………………………………………………………. 28
2-7-1)فلج سازی راهبردی……………………………………………………………………………………………………………………………….28
2-7-2)ازبین رفتن سرمایه اجتماعی……………………………………………………………………………………………………………………29
2-7-3)تخریب فرهنگ راهبردی………………………………………………………………………………………………………………………..30
2-8)ماهیت جنگ نرم……………………………………………………………………………………………………………………………………… 31
2-8-1)هویت سازی…………………………………………………………………………………………………………………………………………31
2-8-2)ریزوم واربودن………………………………………………………………………………………………………………………………………32
2-8-3)تفکرسیار………………………………………………………………………………………………………………………………………………32
2-8-4)دگرگون سازی………………………………………………………………………………………………………………………………………32
2-8-5)بنیان گفتمانی………………………………………………………………………………………………………………………………………..32
2-8-6)پروژه پروسه…………………………………………………………………………………………………………………………………………32
2-8-7)ذهنی عینی……………………………………………………………………………………………………………………………………………32
2-8-8)فرایند محوری……………………………………………………………………………………………………………………………………….33
2-8-9)رویگداری رویاروئی………………………………………………………………………………………………………………………………33
2-8-10)درونی بیرونی……………………………………………………………………………………………………………………………………..33
2-8-11)چندوجهی بودن…………………………………………………………………………………………………………………………………..33
2-8-12)فیزیکال متافیزیکال………………………………………………………………………………………………………………………………33
2-8-13)خودترمیمی و خود تقویت سای……………………………………………………………………………………………………………33
2-8-14)نخبه محوری………………………………………………………………………………………………………………………………………33
2-9)مفاهیم مرتبط با جنگ نرم…………………………………………………………………………………………………………………………. 34
2-9-1)قدرت نرم…………………………………………………………………………………………………………………………………………….34
2-10)منابع قدرت نرم…………………………………………………………………………………………………………………………………….. 35
2-11) مؤلفههای قدرت نرم…………………………………………………………………………………………………………………………….. 37
2-11-1)جنگ روانی………………………………………………………………………………………………………………………………………..37
2-11-2)جنگ ادراکی……………………………………………………………………………………………………………………………………….38
2-11-3)نافرمانی مدنی……………………………………………………………………………………………………………………………………..39
2-11-4)نبرد اطلاعاتی……………………………………………………………………………………………………………………………………..40
2-11-4-1)ویژگی نبرد اطلاعاتی استراتژیک……………………………………………………………………………………………………….44
2-12) ابعاد جنگ نرم……………………………………………………………………………………………………………………………………… 44
2-12-1)بعد فرهنگی………………………………………………………………………………………………………………………………………..44
2-12-2)بعدسیاسی…………………………………………………………………………………………………………………………………………..45
2-12-3)بعداجتماعی………………………………………………………………………………………………………………………………………..45
2-13)مخاطب شناسی جنگ نرم………………………………………………………………………………………………………………………. 45
2-13-1)نخبگان فکری کشورهدف…………………………………………………………………………………………………………………….45
2-13-2)مردمان کشورهدف………………………………………………………………………………………………………………………………46
2-14) نظریه پردازان اصلی جنگ نرم………………………………………………………………………………………………………………….46
2-14-1)جوزف نای…………………………………………………………………………………………………………………………………………46
2-14-2)نیکولاس لومان……………………………………………………………………………………………………………………………………48
2-14-3)نظریات و نظریه پردازان پست مدرن………………………………………………………………………………………………………49
جمع بندی فصل دوم…………………………………………………………………………………………………………………………………………51
فصل سوم:امنیت وامنیت اجتماعی
این مطلب را هم بخوانید :
3-) امنیت…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..53
3-1)مفهوم امنیت………………………………………………………………………………………………………………………………………………..53
3-2) دیدگاههای مختلف در خصوص امنیت………………………………………………………………………………………………………….55
3-2-1)دیدگاه سنتی……………………………………………………………………………………………………………………………………………55
3-2-2)دیدگاه مدرن……………………………………………………………………………………………………………………………………………55
3-3) اقسام امنیت از لحاظ ساختاری……………………………………………………………………………………………………………………. 55
3-3-1)امنیت فردی……………………………………………………………………………………………………………………………………………..56
3-3-2)امنیت اجتماعی…………………………………………………………………………………………………………………………………………56
3-4) مفهوم امنیت اجتماعی……………………………………………………………………………………………………………………………….. 57
3-5)نظریهپردازان و امنیت اجتماعی……………………………………………………………………………………………………………………….58
3-5-1)پارسونز و امنیت اجتماعی…………………………………………………………………………………………………………………………58
3-5-2)مارکس و امنیت اجتماعی………………………………………………………………………………………………………………………….59
3-5-3)تونیس و امنیت اجتماعی…………………………………………………………………………………………………………………………..60
3-6) بعد اجتماعی امنیت……………………………………………………………………………………………………………………………………. 60
3-7) هنجارهای اجتماعی و امنیت اجتماعی……………………………………………………………………………………………………………61
3-7-1)هنجارهای دینی………………………………………………………………………………………………………………………………………..61
3-7-2)هنجارهای رسمی……………………………………………………………………………………………………………………………………..61
3-7-3)هنجارهای سنتی(غیر رسمی)……………………………………………………………………………………………………………………..62
3-8) ابعاد امنیت اجتماعی……………………………………………………………………………………………………………………………………63
3-8-1)امنیت اجتماعی(بعد عینی)………………………………………………………………………………………………………………………. 64
3-8-2)امنیت اجتماعی(بعد ذهنی)………………………………………………………………………………………………………………………. 65
3-9) مشکلات حوزه امنیت عینی…………………………………………………………………………………………………………………………. 66
3-9-1)بیکاری……………………………………………………………………………………………………………………………………………………66
3-9-2)تورم……………………………………………………………………………………………………………………………………………………….67
3-9-3)اعتیاد………………………………………………………………………………………………………………………………………………………67
3-9-4)فقر…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………67
3-9-5)فرار ازخانه………………………………………………………………………………………………………………………………………………67
3-9-6)جدائی زن و شوهر……………………………………………………………………………………………………………………………………68
3-9-7)مهاجرت………………………………………………………………………………………………………………………………………………….68
3-9-8)فرارنخبگان کشور……………………………………………………………………………………………………………………………………..68
3-9-9)فاصله یا شکاف طبقاتی……………………………………………………………………………………………………………………………..69
3-9-10)جرائم اقتصادی………………………………………………………………………………………………………………………………………69
3-9-11)سوءاستفاده نخبگان…………………………………………………………………………………………………………………………………69
3-9-12 (رشد سریع)جمعیت……………………………………………………………………………………………………………………………….69
3-9-13)حاشیه نشینی………………………………………………………………………………………………………………………………………….70
3-10) مشکلات حوزه امنیت ذهنی …………………………………………………………………………………………………………………….. 70
3-10-1)بی سازمانی اجتماعی……………………………………………………………………………………………………………………………….70
3-10-2)ازخود بیگانگی……………………………………………………………………………………………………………………………………….71
3-10-3)نابرابری اجتماعی……………………………………………………………………………………………………………………………………72
3-10-4)بی هنجاری……………………………………………………………………………………………………………………………………………72
3-10-5)شکاف نسلی………………………………………………………………………………………………………………………………………….73
3-10-6)اخلال در سرمایه اجتماعی……………………………………………………………………………………………………………………….74
جمع بندی فصل…………………………………………………………………………………………………………………………………………………..75
فصل چهارم:ابزارهای جنگ نرم(فضای مجازی):
4-1) رسانهها………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..78
4-2)مطبوعات………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………80
4-3)شبکه های رادیوئی………………………………………………………………………………………………………………………………………………….81
4-4)شبکه های تلویزیونی………………………………………………………………………………………………………………………………………………81
4-5)اینترنت…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………82
4-6)ایمیل……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………82
4-7)ماهواره ها……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..83
4-8)ادبیات مکتوب:داستان کوتاه ورمان……………………………………………………………………………………………………………………………83
4-9)نشریات………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..84
4-10)عرصه هنر……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………84
4-11)انیمیشین……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..85
4-12)بازهای ریانه ای……………………………………………………………………………………………………………………………………………………86
4-13)اسباب بازی…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………86
4-14)نمادهاومدها…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………86
4-15)استفاده ازظرفیت مراکزعلمی………………………………………………………………………………………………………………………………….87
4-16)استفاده از ظرفیت های بین المللی…………………………………………………………………………………………………………………………..89
4-17)تاثیر فضای مجازی در نارضایتی خانوادگی………………………………………………………………………………………………………………89
4-17-1)اعتیاد به اینترنت……………………………………………………………………………………………………………………………………………….90
4-17-2)تعارض ارزش ها……………………………………………………………………………………………………………………………………………..90
4-17-3) گسترش ارتباطات نامتعارف میان جوانان…………………………………………………………………………………………………………….90
4-17-4)شکاف نسل ها…………………………………………………………………………………………………………………………………………………90
4-17-5)سوء استفاده جنسی…………………………………………………………………………………………………………………………………………..91
4-17-6)انزوای اجتماعی……………………………………………………………………………………………………………………………………………….91
4-18)تقابل و رویارویی در فضای مجازی………………………………………………………………………………………………………………………..92
4-19)توانمندی ایران به لحاظ رسانه ای…………………………………………………………………………………………………………………………..93
4-20)آسیب پذیری ساختار رسانه ای در ایران………………………………………………………………………………………………………………….94
جمع بندی فصل چهارم…………………………………………………………………………………………………………………………………………………..95
فصل پنجم: تاثیر جنگ نرم بر امنیت اجتماعی ایران(در دوران احمدی نژاد):
5-1)زندگی نامه محمود احمدی نژاد……………………………………………………………………………………………………………………….98
5-1-1)بیانات هشت سال اخیرحضرت آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی درباره نقاط قوت و ضعف دولت…………. 100
5-2) تأثیر جنگ نرم بر سیاست و نتایج آن بر امنیت اجتماعی…………………………………………………………………………………..101
5-2-1) فتنه………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..103
5-2-2) فتنه88……………………………………………………………………………………………………………………………………………………103
5-3)علل افزایش جنگ نرم غرب به ویژه ایالات متحده آمریکادر دولت نهم و دهم……………………………………………………..106
5-4) تأثیر جنگ نرم بر خانواده و نتایج آن بر امنیت اجتماعی……………………………………………………………………………………109
5-5) تاثیر جنگ نرم بر رشد اعتیاد و مواد مخدر و نتایج آن بر امنیت اجتماعی……………………………………………………………112
5-6) تاثیر جنگ نرم بر رشد بیکاری و نتایج آن بر امنیت اجتماعی…………………………………………………………………………….116
5-7)تاثیر جنگ نرم بر رشد تورم و نتایج آن بر امنیت اجتماعی…………………………………………………………………………………118
5-8)تاثیر جنگ نرم بر رشد فقر و نتایج آن بر امنیت اجتماعی…………………………………………………………………………………..120
5-9)تاثیر جنگ نرم بر فرهنگ و نتایج آن بر امنیت اجتماعی…………………………………………………………………………………….122
5-9-1)استحاله فرهنگی……………………………………………………………………………………………………………………………………….122
5-9-2) سستی اعتقادات………………………………………………………………………………………………………………………………………124
5-9-3)ازخود بیگانگی…………………………………………………………………………………………………………………………………………125
5-9-4) ویژگی های تهاجم فرهنگی …………………………………………………………………………………………………………………….126
5-9-5)عوامل تهاجم فرهنگی ………………………………………………………………………………………………………………………………126
5-9-6)شیوه های تهاجم فرهنگی………………………………………………………………………………………………………………………….127
5-9-9)مراحل تهاجم فرهنگی………………………………………………………………………………………………………………………………128
5-9-10)ابزارهای تهاجم فرهنگی………………………………………………………………………………………………………………………….129
5-9-11)بسترهای تهاجم فرهنگی ………………………………………………………………………………………………………………………..131
5-10) سایر اقدامات دشمن………………………………………………………………………………………………………………………………….132
5-10-1)گسترش عمق و دامنه جنگ های اطلاعاتی………………………………………………………………………………………………..132
5-10-2) رفع خلأ اطلاعاتی پیرامون تأسیسات هسته ای و موشکی جمهوری اسلامی ایران………………………………………….132
5-10-3)شستشوی مغزی پناهندگان ایرانی و کاربست هدفمند آنها در شبکه های جاسوسی…………………………………………132
5-10-4) تأسیس میز مخصوص مطالعات ایران……………………………………………………………………………………………………….133
5-10-5)ایجاد و توسعه هدفمند جنگ های فرقه ای در محیط امنیتی داخلی و خارجی جمهوری اسلامی ایران……………..133
5-10-5-1)تلاش وهابیون برای شبهه افکنی در فرایض حج…………………………………………………………………………………….133
5-10-5-2) افزایش تبلیغات گروه های ضاله در برخی نواحی استان های مرزی…………………………………………………………133
5-10-5-3)توجیه «مداخلات بشردوستانه» با ابزار مانور تبلیغاتی………………………………………………………………………………133
5-10-5-3-1) کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل…………………………………………………………………………………………….133
5-10-5-3-2) سازمان «دیده بان حقوق بشر………………………………………………………………………………………………………….134
5-10-5-3-3) پارلمان اتحادیه اروپا……………………………………………………………………………………………………………………..134
5-10-5-3-4)حمایت از ایجاد و گسترش شایعه های براندازانه……………………………………………………………………………….134
نتیجه گیری و پیشنهاد…………………………………………………………………………………………………………………………………………..135
منابع :………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………137
فهرست جداول:
جدول شماره 1،2.انواع جنگ…………………………………………………………………………………………………………………………………20
جدول شماره 2،2 . ویژگیهای نبرد اطلاعات استراتژیک……………………………………………………………………………………………44
جدول شماره 1،5 . نقاط قوت دولت نهم و دهم………………………………………………………………………………………………………..100
جدول شماره 2،5.نقاط ضعف دولت نهم ودهم………………………………………………………………………………………………………….101
جدول شماره 3،5. مدل تاثیر جنگ نرم بر خانواده و نتایج آن بر امنیت اجتماعی (طلاق)…………………………………………………112
جدول شماره 4،5.تاثیر جنگ نرم بررشد اعتیاد و نتایج آن بر امنیت اجتماعی………………………………………………………………….116
جدول شماره 5،5. تاثیر جنگ نرم بررشد بیکاری و نتایج آن بر امنیت اجتماعی……………………………………………………………..118
جدول شماره 6،5. تاثیر جنگ نرم بررشدتورم و نتایج آن بر امنیت اجتماعی…………………………………………………………………..120
جدول شماره 7،5. تاثیر جنگ نرم بررشدفقر و نتایج آن بر امنیت اجتماعی…………………………………………………………………….122
جدول شماره 8،5. مدل تاثیر جنگ نرم برفرهنگ ونتایج آن برامنیت اجتماعی………………………………………………………………..131
چکیده:
جنگ نرم حالت تنش ودرگیری شدیدی است که بین کشورها درعرصه بینالملل ظاهر میشود وازمختصات آن میتوان به مانورهای سیاسی، مشاجرههای دیپلماتیک، جنگهای روانی، مخاصمههای ایدئولوژیکی، جنگ اقتصادی ورقابت برای کسب وقدرت نام بردکه هدفهای این تهاجم میتواند تضعیف روحیه،وحدت ملی،ایجاد شکاف میان مردم و حاکمیت، نافرمانی مدنی،افزایش ناکارآمدی حاکمیت وتضعیف اراده مقاومت درمردم باشدجنگ نرم ازابعادمختلف برامنیت اجتماعی کشورها تاثیر گذاشته و به اعتقادات ، باورها و ارزشهای اساسی یک جامعه، حمله می شود؛ زیرا در صورت تغییر باورهای بنیادین جامعه قالبهای تفکر واندیشه آن دگرگون شده والگوهای رفتاری جدیدشکل میگیردو رفتارهای چالشی و ساختارشکنانه، جایگزین رفتار های متعادل جامعه میگردد. تردید، دودلی، بدبینی و احساس ناکارآمدی نسبت به ساختار سیاسی نظام درجنگ نرم شکل میگیرد.جنگ نرم،عرصه عرضه نمادها ومناسک فرهنگی گوناگون و متعارض، رویارویی آموزه ها وباورها وتفسیرهای دینی متفاوت ومتضاد و تقابل ارزشها و رفتارها و گرایشهای معنوی رنگارنگ است. جنگ نرم از طریق ابعاد عینی،ذهنی وفرهنگی درامنیت اجتماعی جوامع تاثیر میگذارد چرا که مقوله امنیت اجتماعی به عنوان یکی از مهمترین مقولههای اجتماعی درهر جامعهای ازاهمیت غیر قابل انکاری برخوردار است. امنیت اجتماعی با ارزشهای جامعه، پیوند ناگسستنی و در صورتی که امنیت اجتماعی در جامعه حفظ شود؛ ارزشهای جامعه حفظ گردیده و به عبارت دیگر، امنیت جامعه به معنی وضعیتی است که در آن ارزش های جمعی حفظ میگردد.یکی از مهمترین عواملی که باعث تضعیف امنیت اجتماعی می شود جنگ نرم است جنگ نرم با تغییر در ارزش های جامعه و اخلال درروند درونی شدن ارزشها باعث تضعیف امنیت اجتماعی میشود.جامعهای در مقابل جنگ نرم میتواند امنیت اجتماعی خود را حفظ کندکه ضمن درونی کردن ارزشهای خود بتواند در مقابل اقدامات مجری جنگ نرم، ارزش های خود را حفظ نماید.جنگ نرم از طریق اخلال درمجموعه هنجاری جامعه و تضعیف ارزش های جامعه،باعث همنوایی افراد جامعه با ارزش های جامعه دیگر می شود.در این میان جنگ نرم کشورهای غربی با همراهی ایالات متحده آمریکا علیه ایران در دوران ریاست جمهوری محموداحمدی نژادبا ایجاد تغییردرعوامل فرهنگی،سیاسی واجتماعی مانند افزایش بیکاری، افزایش فقر، افزایش اعتیادومواد مخدردر جامعه وافزایش تورم به دنبال هدف قراردادن نظام ارزشی جامعه ایران از طریق استحاله فرهنگی،تردید در مبانی نظام،نابسامانی،از خود بیگانگی،نا به هنجاری وشکاف نسلی به دنبال تضعیف و تهدید امنیت اجتماعی در ابعاد گوناگون بوده است.[1]
در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی، دشمن دست به اقداماتی علیه جمهوری اسلامی ایران همانند کودتای نوژه، فاجعه طبس، جنگ هشت ساله، جنگ های داخلی زد که می توان از آن با عنوان جنگ سخت یاد کرد اما پس از ناکامی در این خصوص، تهدیدات دشمن تغییر روش داد به گونه ای که در ادبیات جدید دیپلماسی یا در عرصه های سیاسی از آن با عنوان جنگ نرم یاد می شود.
جنگ نرم عبارت از هر اقدام غیرخشونتآمیز است که ارزشها و هنجارها را مورد هجوم قرار داده و در نهایت، منجر به تغییر در الگوهاى رفتارى وخلق الگوهاى جدیدى شود که با الگوهاى رفتارى نظام حاکم، تعارض داشته باشد. لازم به ذکر است که زمینههاى تهدید نرمافزارى مانند موانع ساختارى مشروعیت یا بحران مشروعیت میتواند منجر به شکلگیری یا تشدید تهدیدات نرمافزاری و حتی سختافزاری مانند حمله نظامی شود. جنگ نرم در صورتى شکل مىگیرد که کسانى که به آن تن مىدهند اساساً احساس و ادراک تهدید از آن نداشته باشند، بلکه آن را مطلوب و تسلیم در برابر آن را اولویت خود بدانند. این اولویت میتواند با عمد یا ترغیب، آموزش و پرورش و فرهنگسازی انجام شود. اینگونه تهدید نرم که در واقع، نقطه مقابل قدرت شرطی است، با تغییر اعتقادات افراد و ملتها، اساسیترین کارکردها را در دگرگونی فرهنگ، اقتصادوسیاست کشورها ایفا مىکند (کالبرایت، 1371: 65).
امروزه جنگ نرم، موثرترین، کارآمدترین، کم هزینه ترین، خطرناک ترین وپیچیده ترین نوع تهدید علیه ارزش ها وامنیت اجتماعی یک کشور است. که موثرتر است؛ چون می توان با کمترین هزینه، باحذف لشکرکشی واز بین بردن مقاومت های طیف شناسی جنگ ، بر مبنای«ابزار و روش تحمیل اراده» است. بر مبنای این شاخص جنگ، شامل جنگ نرم و جنگ سخت است. این نوع تفکیک ابتدا در مورد تفکیک قدرت، به قدرت نرم و سخت، از سوی جوزف نای انجام شده، و سپس دردهه ی اخیرازسوی اندیشمندان تکامل یافته است.
جنگ نرم، استفاده دقیق و برنامه ریزی شده از قدرت نرم علیه نظام های سیاسی مورد هدف، به منظورتاثیرگذاری بر باورها و ارزش های بنیادین و با هدف دگرگونی در هویت فرهنگی و الگوهای رفتاری مورد قبول در عرصه های مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است.هدف نهایی در جنگ نرم همان هدف جنگ سخت، یعنی تضعیف، مهار و فروپاشی یک نظام سیاسی است، ولی ابزار و روشهای این براندازی متفاوت است.
اگر در جنگ سخت با اشغال سرزمین، براندازی یک نظام سیاسی انجام میشود و نظام دفاعی و امنیتی یک کشور فرو میریزد، در جنگ نرم تلاش میشود با تأثیرگذاری بر باورها و ارزشهای یک ملت، اندیشه و الگوی ادارهی یک کشور که هویت دهنده به نظام سیاسی است به چالش کشیده شود. تلاش دشمن در براندازی نرم با پروژهی بیاعتبارسازی و اعتمادزدایی از نظام سیاسی، به نتیجه خواهد رسید. جنگ نرم، روشی برای تحمیل اراده و تأمین منافع است که با غلبه بر طرف مقابل، بدون استفاده از قدرت نظامی و روشهای خشونتآمیز اعمال میشود. ابزار اصلی این جنگ، قدرت نرم بهویژه، قدرت اقناعگری وهمراه سازی است که اغلب با استفاده از ابزارهای ارتباطی ورسانهها ودانش روانشناختی تلاش میشود تا در هویتهای فکری وفرهنگی مخاطب تردید ایجاد شود، حوزهی عمل این جنگ، افکار، اعتقادها، باورها، ارزشها، علائق و گرایشهای جامعه هدف است که مهاجم برای اشغال آن برنامهریزی میکند.در نهایت با تصرف ذهن و قلوب مردمان کشور هدف، تغییر در ساختارها محقق میشود. به عبارت دیگر جنگ نرم، جنگ تخریب الگو است. مهاجم در این جنگ با ایجاد تردید در مبانی و ارزشهای اساسی نظام سیاسی، الگوی آن نظام را در عرصههای گوناگون اجتماعی ناکارآمد میسازد (نائینی، 1389: 78).
امنیت اجتماعی از نیازهای اولیه ایمنی هر نظام از جمله نظام سیاسی است. همه اشخاص وارکان جامعه،نیازمند امنیت اجتماعی هستندواز فقدان آن متضرر میشوند.امنیت اجتماعی به مثابه روح حیاتبخش ارتباطات افراد و نیروهای اجتماعی است. فضای مبتنی بر امنیت اجتماعی از لحاظ روانی، فکری، بستر پیشرفت سیاسی، اقتصادی، علمی وفرهنگی را فراهم میسازد و برتکوین وثبات ساختارها و روابط سیاسی مؤثر است.
امنیت اجتماعی باعث انسجام، پویایی وتوانمندی جامعه و تحکیم کیان نظام سیاسی در برابر آسیبهای درونی و تهدیدهای بیرونی بهویژه در شرایط متحول منطقه وجهان است.امنیت اجتماعی به معنی حفظ نظام اجتماعی وسیاسی در وضعیتی است که جامعه، خانواده، فرد و حکومت در مقابل آسیبها و تهدیدهای اجتماعی ایمن بوده و به سلامت زندگی خود مطمئن باشد. با استقرار امنیت اجتماعی در کشور، اطمینان و امید انسانها افزایش مییابد و میل به پیشرفت و کوشش برای زندگی سالم در آنها بارور میشود.با پیشرفت فناوری، دامنه امنیت اجتماعی ازمقولههای رفاهی، بهداشتی و اقتصادی فراتر رفت و مباحثی از قبیل هستی فرد و جامعه، هویت وشخصیت موضوعیت یافت و دستیابی به آن برای نظام اجتماعی و نظام سیاسی اولویت یافت.بنابراین؛ امنیت اجتماعی یکی از مقولاتی بوده که در حیات جامعه بسیار تأثیرگذار است و عوامل متعددی در تقویت و تضعیف آن دخیل هستند. امنیت اجتماعی با ارزش های جمعی انسان در زندگی اجتماعی ارتباط نزدیک دارد و جنگ نرم در صدد است تا افراد اقشار جامعه هدف را با خود همراه نماید. ارزش های جمعی نقطه پیوند میان امنیت اجتماعی وجنگ نرم است چرا که ارزش های جمعی ازیک سو عامل همبستگی و وفاق جامعه می باشد و از سوی دیگر چون ارزش های جمعی باعث هنجارمندی روابط افراد در عرصه های گوناگون حیات عمومی انسان میشود، عامل تقویت امنیت اجتماعی است. استقرار ارزش های جمعی باعث افزایش استحکام هنجارهاوکاهش هنجارشکنی در جامعه و نظام شده و ثبات، تعادل و امنیت اجتماعی از این طریق تقویت می گردد و جنگ نرم با تضعیف مجموعه ارزش و هنجاری جامعه باعث اختلال در سیستم امنیتی جامعه می گردد.استراتژی دشمنان جمهوری اسلامی ایران دردوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد از سال 1384 تا 1392 مبتنی بر اقدامات غیر نظامی ونرم درکنار تهدید به اقدام نظامی است.
کلید خوردن جنگ نرم علیه ایران در مقطع فعلی را باید ناشی از گسترش حس تنفر از آمریکا در جهان دانست که به نظر سران کاخ سفید، ایران مرکز اصلی ایجاد و گسترش این تنفر است. پروژه و پدیده جنگ نرم که هماکنون به عنوان پروژهای عظیم علیه جمهوری اسلامی ایران در حال تدوین و اجرا است، در شاخصهایی مانند ایجاد نابسامانی اقتصادی، گسترش به نارضایتی در جامعه، تأسیس سازمانهای غیردولتی در حجم گسترده، جنگ رسانهای، عملیات روانی برای ناکارآمد جلوه دادن دستگاه اداری واجرایی دولت، تضعیف حاکمیت ایران از طریق روشهای مدنی وتزلزل درامنیت اجتماعی این نظام متبلور میشود. درفرآیند جنگ نرم، عوامل براندازی از زمینههای موجود درجامعه برای پیشبرد اهداف خود بهره میبرند یا به طور مجازی در ایجاد نارضایتی و آشفتگی افکار عمومی وسپس بهره برداری ازآن میکوشند.
تئوری نابودی نظام جمهوری اسلامی ایران از طریق جنگ نرم وبر هم زدن امنیت اجتماعی پس از پشت سر گذاشتن جنگ سخت وارد مرحله عملیاتی گردیده و تغییر استراتژی دشمنان جمهوری اسلامی ایران وانتقال منطقه نبرد از میادین نظامی به اذهان مردم ایران وناامن ساختن روان جامعه وبرهم زدن امنیت اجتماعی ازاصلیترین دغدغههای پژوهش حاضر است لذا شناخت لازم از سامانههای اصلی جنگ نرم وآشنایی با استراتژیها و تاکتیکهای دشمن علیه امنیت اجتماعی میتواند نحوه تقابل هوشمندانه وبا بصیرت جمهوری اسلامی ایران را در پی داشته باشد. مسأله این پژوهش، جنگ نرم وچگونگی تأثیر آن برامنیت اجتماعی جمهوری اسلامی ایران دردوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد از سال 1384 تا 1392 است.
1-2- علل انتخاب موضوع و اهمیت تحقیق:
مبحث جنگ نرم در سیاست و حکومت از موضوعات عمده حوزه مطالعاتی جامعه شناسی سیاسی و نوسازی ودگرگونی سیاسی است از این روشناسایی انگیزه ها ،دلایل واهداف جنگ نرم در سیاست به ویژه درکشورهای درحال توسعه مانند ایران می تواند مارادر فهم بهترمشکلات این نظام ها در زمینه مدیریت سیاسی اجتماعی وسیاستگذاری های کلان حکومتی یاری نماید.
جنگ نرم پدیده ای است که با ایجاد جامعه مجازی واز اوائل سال 1990 به مرور و همزمان با رشد ماهواره واینترنت و کمرنگ شدن مرزهای ملی اقتصادی ، فرهنگی وسیاسی سیر تکوینی خود را طی می کند لذا پرداختن به نقش آن در سیاست وحکومت این دوره می تواند دردرک بهترسیاست وفرهنگ جامعه ایران موثر افتد. اهمیت پژوهش حاضر این است که میان ارزشهای جامعه و نقصان و ضعف در آنها با امنیت اجتماعی ارتباط برقرار کند واز این طریق متوجه شود که جنگ نرم علیه جامعه ایران، از چه طرقی ارزش های موجوددرجامعه ما را مورد هدف قرار می دهد وچه آثاری را به همراه خواهد داشت.
از جمله دلایل عمده انتخاب موضوع توسط پژوهشگر بررسی تأثیر جنگ نرم در جامعه ایران بوده چرا که کشورهای غربی وقتی که نتوانستند بعد ازحمله نظامی عراق وحمایت های جهانی به ویژه غرب ودررأس آن ایالات متحده آمریکا، نظام جمهوری اسلامی ایران راساقط نمایند از این راه وارد شده وقصد دارند باجنگ نرم نسبت به اضمحملال نظام اسلامی و ارزش های آن اقدام نمایند و این موضوع با توجه به اهمیت آن علاقه وکنجکاوی پژوهشگروتوصیه استادراهنمابه واکاوی اوضاع واحوال زمانه وآشوبی که درارزش های جوانان ایرانی درحال شکلگیری است ونیز نشان دادن اهداف دشمنان ایران اسلامی انتخاب گردید.
1-3- پیشینه تحقیق:
در خصوص این موضوع که رابطه دو عامل (جنگ نرم و امنیت اجتماعی) بر همدیگر در جامعهی ایران دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد بین سالهای 1384 تا 1392مورد بررسی قرار میگیرد، به صورت موردی تحقیقی صورت نگرفته است.البته پژوهشهایی حول محورهای این تحقیق صورت گرفته که این پژوهشها در 3 قالب کتاب، مقاله و پایان نامه به شرح ذیل قابل تقسیم میباشند.
کتابها:
مؤسسه ابرار معاصر تهران 5 عنوان تحقیقاتی در زمینه جنگ نرم به این شرح منتشر نموده است:
جنگ نرم ۱: ویژه جنگ رایانهای(ضیاییپرور، 1383)پس از ارائه تعاریف از موضوع جنگ رایانهای، به بررسی تکنیکهای مورد استفاده در این نوع از نبرد نرم پرداخته است.
جنگ نرم ۲ : ویژه جنگ رسانهای (ضیایی پرور، 1383)ضمن ارائه وکاربردهای مفاهیم جنگ رسانهای، به بررسی ابزارهای مورد استفاده این نوع ازنبرد درعصر کنونی پرداخته وتأثیررسانههای نوین برفضای ایران رامورد بحث وتحلیل قرار میدهد.
جنگ نرم ۳: نبرد در عصر اطلاعات(عبدالله خانی، 1386)به تعاریف، تاریخچه،نظریهها، استراتژیها و تاکتیکها، ابزار وروشهای جنگ اطلاعات، پرداخته است
.جنگ نرم ۴: جنگ روانی و فریب استراتژیک(ابراهیمی خوسفی، 1386) که تعریف،تاریخچه، روشها، مصادیق جنگ روانی به خصوص درتهاجم آمریکا به افغانستان در سال ۲۰۰۱، تبارشناسی فریب استراتژیک، روشهای انکار و فریب در جنگ محتوای این مجلّد را تشکیل میدهد.
کتاب «مقدمهای بر جامعهشناسی امنیت» دانش نظری و عملی امنیت اجتماعی را بسط داده است و میتواند اثری ارزشمند برای محققان حوزه امنیت و جامعه بهشمار آید این کتاب ترجمهای است از کتابی با عنوان «امنیت، هویت و منافع، جامعهشناسی روابط بینالملل»، نوشته بیل مک سویینی که توسط دکتر محمد علی قاسمی و محمدرضا آهنی ترجمه شده است، این کتاب توسط دکتر اصغر افتخاری ویرایش و بازبینی شده و وی مقدمهای درباره جامعهشناسی امنیت با عنوان «جامعهشناسی امنیت، رویکردی جامع» بر آن افزوده است.
کتاب مجموعه مقالات چالش های اجتماعی ایران که توسط پژوهشهای فرهنگی واجتماعی پژوهشکده تحقیقات استراتژیک جهت شناسایی، بررسی و تحلیل کارشناسانه تهدیدات و آسیبهای اجتماعی کشور و ارائه پیشنهادات راهبردی در جهت اتخاذ تصمیمات کلان، در قالب چندین مقاله به بررسی فرصتها و تهدیدات اجتماعی از منظرهای گوناگون پرداخته است.
در هریک از مقالات که به یکی از مسائل اجتماعی و تهدیدات و فرصتهای ناشی از آن میپردازد، تلاش شده است با واکاوی موضوع مورد نظر و نتیجهگیری از مباحث مطرح شده، راهکارهای لازم جهت استفادههای کاربردی ارائه شود.
کتاب «مردم، دولتها، هراس» اثر باری بوزان و یا مقالاتی که توسط «ال ویور»، «لمیتر» و «روی پل» به رشتهی تحریر درآمده است و یا مکاتبی چون مکتب کپنهاگ و یا فراساختارگرایان که در این زمینه بحث کردهاند؛ اولاً به تعریفی مشخص از مفهوم اجتماع دست نه زدهاند وحتی در بعضی موارد، اجتماع را به جمعهای خیلی کوچک که جهت حفظ و بقای خود تلاش میکنند تقلیل دادهاند. در ثانی، اصولاً به علت تفاوتهای ماهوی و بسیار زیادی که بین جوامع مختلف وجود دارد، نمیتوان موارد و شاخصههای جوامع غربی رادرخصوص جامعهی ایران صادق دانست.
کتابهایی نیز در زمینه امنیت ملی در ایران نگارش شده، به دلیل اینکه امنیت ملی مفهومی عامتر از امنیت اجتماعی است، در این منابع به مفهوم امنیت اجتماعی چندان توجهی نشده است.
کتابی نیز توسط دکترنویدنیا در زمینه امنیت اجتماعی تدوین شده است که به بحث امنیت اجتماعی به صورت کلی پرداخته و در خصوص اینکه منظور از امنیت اجتماعی در ایران چیست سخنی به میان نیامده است.
مقالات:
مقاله جنگ نرم و مشروعیت سیاسی جمهوری اسلامی ایران (قربانزاده سوار و ناطقی، 1392) که در شماره 32 فصلنامه مطالعات انقلاب اسلامی منتشر گردیده است؛ فرهنگ و آیین هر جامعه، ملت و کشوری را متضمن باورها، ارزشها، هنجارها، آداب، رسوم، هستها و نیستها و بایدها و نبایدهایی دانسته که هویت آن به شمار میآید.
در این مقاله از جمله اهداف عاملان جنگ نرم غرب را، به حاشیهراندن فرهنگ ملی و دینی انسانها و حاکمیت فرهنگ اومانیستی، سکولاریستی لیبرال دموکراسی در فرایند جهانیسازی وحکومت برجهان تشریح نموده ومحور اصلی جنگ نرم را، تحریک نیروهای فرهنگی،اجتماعی وسیاسی کشورهای دارای شکافهای فکری، جناحی وروشی برشمرده واذعان نموده که بدینوسیله نیروهای متعارض، مؤلفههای ستیزش خود را به ساختار سیاسی منتقل وشکافهای ساختاری راتشدید می نمایند همچنین نویسنده عاملان به ذکر این مطلب پرداخته که جنگ نرم با القای اطلاعات ویژه به مخاطبان میکوشند تا بر نظام عاطفی و هیجانی، باورهای دینی، ارزشهای فرهنگی و رفتارهای اخلاقی افراد و گروههای جامعهی هدف تأثیر بگذارند و بیتفاوتی، بدبینی، نفرت و خشم مخاطبان را نسبت به حکومت خویش برانگیزند و در نهایت، مقبولیت مردمی و مشروعیت دینی نظام سیاسی را از بین ببرند و جنگ نرم غرب را عاملی در خلق بحرانهای اعتقادی، فرهنگی، اخلاقی و اجتماعی به منظور تضعیف مشروعیت و مقبولیت جمهوری اسلامی ایران، دانسته است.
مقاله جنگ نرم و جمهوری اسلامی ایران (قربانزاده سوار و ناطقی، 1390) که در شماره 31 فصلنامه عملیات روانی منتشر گردیده است
نویسنده پس از شناسایی مفهوم جنگ نرم، جایگاه، کاربرد و مصادیق آن در روابط بین الملل و به کارگیری آن توسط قدرت های بزرگ از جمله آمریکا علیه نظام جمهوری اسلامی ایران، این فرضیه را به اثبات رسانیده که راهبرد دشمنان نظام جمهوری اسلامی ایران در شرایط کنونی مبتنی بر اقدامات غیرنظامی و تهدید نرم در کنار تهدید به اقدام نظامی است و هدف اصلی دشمنان از چنین اقداماتی را تضعیف حاکمیت ایران دانسته است.
مقاله ﺑﺮرﺳﻲ راﺑﻄﻪ و ﻓﺮآﻳﻨﺪ آﺳﻴﺐ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و اﻣﻨﻴﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ (آقایی و تیمورتاش، 1389) آﺳﻴﺐ ﻫﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ را دارای ﻣﻨﺎﺑﻊ و ﻣﻨﺸﺎءﻫﺎی ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻧﻲ دانسته و آن را دارای ﭘﻴﺎﻣﺪﻫﺎی ﻣﺘﻔﺎوﺗﻲ ﻣﻲداند ﻛﻪ از ﺟﻤﻠﻪ آنﻫﺎ ﺑﻪ اﻳﺠﺎد ﻧﺎاﻣﻨﻲ ﻓﺮدی و اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ اﺷﺎره ﻛﺮده ﺑﻪ ﺑﻴﺎن دﻳﮕﺮآﺳﻴﺐﻫﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺧﻮدﻛﺸﻲ، ﻃﻼق، اﻋﺘﻴﺎد، ﺳﺮﻗﺖ، اﻧﻮاع ﺟﺮاﺋﻢ اﺻﻮﻻ ﻧﺸﺎن ﻛﮋﻛﺎرﻛﺮدی و ﻧﺎرﺳﺎﻳﻲ دﺳﺘﮕﺎهﻫﺎی ﻋﻤﻮﻣﻲ ﺟﺎﻣﻌﻪ و ﻋﺪم اﻳﻔﺎی ﺻﺤﻴﺢ وﻇﺎﻳﻒ آنهااﺳﺖ.
نویسنده اﻳﻦ آﺳﻴﺐ ﻫﺎ را ﺑﺎﻋﺚ ﺑﺮوز آﺛﺎر و ﻧﺘﺎﻳﺞ ﺳﻮﺋﻲ در ﺟﺎﻣﻌﻪ میداند ﻛﻪ ﻧﺎاﻣﻨﻲ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻳﻜﻲ از آن ﻫﺎﺳﺖ. در اﻳﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺗﻼش ﻣﻲﮔﺮدد در ﺣﺪ اﻣﻜﺎن ﻣﻔﻬﻮم و ﻣﺎﻫﻴﺖ آﺳﻴﺐ ﻫﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و راﺑﻄﻪ آنﻫﺎ ﺑﺎ ﻧﺎاﻣﻨﻲ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﻲ ﻗﺮار ﮔﻴﺮد ﻟﺬا ﻧﺨﺴﺖ ﻣﻔﻬﻮم آﺳﻴﺐﻫﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و ﺳﭙﺲ ﻣﻔﻬﻮم و ﻣﺎﻫﻴﺖ اﻣﻨﻴﺖ و ﻧﺎاﻣﻨﻲ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و ﻧﻬﺎﻳﺘﺎ راﺑﻄﻪ ﺑﻴﻦ آنﻫﺎ ﻣﻮرد ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻗﺮار ﻣﻲﮔﻴﺮد.
از جمله سایر مقالات میتوان به بررسی ابعاد اجتماعی، فرهنگی جنگ نرم آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران (ماهپیشانیان، 1389)، نقش عوامل خارجی در تحولات جمهوریهای شوروی سابق؛ مطالعه موردی دخالت آمریکا در تحولات گرجستان(محمدی، 1389)، تحلیل عملیات روانی در بستر انقلابهای رنگی(جمالی، 1388) اشاره کرد.
پایان نامه ها:
پایان نامه تأثیر جنگ نرم بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران (ناطقی، 1390) به راهنمایی قربانعلی قربانزاده سوار جنگ نرم را باطرح اهداف بدیع وکاربرد ماهرانه ابزارهای فرهنگی،ارتباطی، به عنوان خط تعارض اصلی میان بازی گران عرصهی بینالملل با تکیه بر نیروهای داخل کشورها دانسته و جنگ نرم را امروزه به پدیدهای محوری در سیاست بینالملل شرح داده است. در فضای جنگ نرم را، تکنولوژیهای جدید ارتباطی مانند خبر و اطلاعات که بایستی در راستای ارائه خدمات سریع و روزآمد به انسانها در سطح داخلی و بینالمللی باشد، زمینهساز بروز اختلالات در عرصهی سیاست داخلی و خارجی کشورها تشریح نموده است.
در این پژوهش نویسنده در بررسی نقش و تأثیرات جنگ نرم بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران به برقراری ارتباط میان ماهیت، ابعاد، شیوهها و ابزارهای جنگ نرم و امنیت ملی توجه کرده و همچنین درصدد یافتن متغیر واسطی بوده که جنگ نرم را بر امنیت ملی پیوند دهد. این متغیر واسط همان اذهان و افکار بازیگران عرصهی امنیت ملی است که با کمک مفهوم مشروعیت نظام، قابل ارزیابی میباشد.
این بازی گران دریک برداشت کلی،از یک سو،عبارت از نخبگان و تصمیمگیران امنیت کشور،جامعه ومردم کشور، نهادهای امنیت ملی و شخصیتها و نیروهای داخل و خارج از قدرت حاکم هستند که به شیوهها و با ابزارهای مختلف بر امنیت ملی اثر میگذارند و از طرف دیگر، در طرف مقابل عبارت از رهبران حکومت حریف، مردم کشور حریف، نهادهای تصمیمگیرندهی امنیت ملی،نیروهای اجتماعی اثرگذارواثرپذیر و مانند اینها در جامعهی حریف وهمچنین همهی این بازیگران در طرف ثالث از قبیل کشورها و سازمانهای بیطرف و متحدان خودی و حریف ذکر گردیده است.در این اثر به این موضوع اشاره شده که حریف به وسیلهی جنگ نرم، با اثرگذاری بر ارزشها، هنجارها و نگرشهای جامعه سعی میکند رفتار مردم جمهوری اسلامی ایران را بهگونهای تغییر دهد که در مرحلهی اول، مشروعیت سیاسی نظام و در مرحله بعد، امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران به خطر بیافتد و از آنجا که هیچ حکومت کشوری بهویژه در دنیای جدید، قادر به پیشبرد اهداف ملی خود نیست مگر آنکه پشتیبانی ملت و جامعه را به همراه داشته باشد و بدینوسیله، مشروعیت نظام سیاسی خود را افزایش دهد، تقویت ارزشها و باورهای عمومی نظام و جامعه، نقش مهمی در حفظ و توسعه امنیت ملی کشور دارد. به نوبه خود، همین باورداشتها و به بیان دیگر، مشروعیت نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران، آماج جنگ نرم حریف در حال حاضر میباشد. در چنین فضایی، هر چه پشتیبانی مردم یک جامعه از حکومت خود بیشتر باشد احتمالاً آن کشور در رقابت با حریفان و پیشبرد اهداف و منافع خود از توفیق بیشتری برخوردار خواهد بود.
پایان نامه کارشناسیارشد اهداف جنگ نرم آمریکا علیه انقلاب اسلامی ایران(باقری،1390)به راهنمائی محمدرحیم عیوضی وقوع انقلاب اسلامی در ایران را عامل فرو ریختن یکی از ستون های اصلی حافظ منافع آمریکا در منطقه میداند و اشاره مینماید که اقدامات نظامی،تروریستی و تحریم های اقتصادی و غیره نتوانست انقلاب اسلامی را در مقابل آمریکا به زانو در آورد و از طرفی قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران توانسته بود گفتمان انقلاب اسلامی را در جهان مطرح و نقش بازیگری فعال و موثر برای آن در صحنه بین الملل اتخاذ نماید و حضور ایران منافع آمریکا را با چالش مواجهه نماید. نویسنده موقعیت بعد ازانقلاب اسلامی را باعث این امر میداند که آمریکا تضعیف ایران را در راس سیاست خارجی خویش قرار دهد و برای مهار قدرت جمهوری اسلامی ایران از راهبرد نرم استفاده نماید؛ لذا براساس نظر نویسنده هدف نرم غرب به ویژه آمریکا علیه ایران تقابل با قدرت نرم به منظورسرنگونی انقلاب اسلامی است و در این رساله تلاش شده است جنگ نرم غرب به ویژه آمریکا و در ابعاد مختلف و با رویکردی موثر و در مواجهه با قدرت نرم جمهوری اسلامی تحلیل و ارزیابی گردد.
پایان نامه کارشناسیارشد بررسی رابطه هویت ملی و امنیت اجتماعی درایران (رحمتی، 1389) به راهنمایی یحیی فوزی مقوله امنیت اجتماعی رااز حیاتیترین اجزاء هرجامعهای دانسته و هویت ملی را نیز به عنوان آخرین هویت اکتسابی افراد، از الویت های مهم به حساب آورده است. در این پژوهش عوامل متعددی رادر تقویت ویا تضعیف امنیت مؤثر دانسته که از جملهی این عوامل تأثیرگذار مقولهی هویت ملی است و به نحوه ارتباط دومقولهی مهم، یعنی امنیت اجتماعی و هویت ملی در جمهوری اسلامی ایران پرداخته شده است.
از نظر نویسنده مقولهی امنیت اجتماعی در ایران از یک سو با ارزشهای جمعی که عامل همبستگی عمومی بوده، ارتباطی نزدیک دارد و از سوی دیگر نیز با عوامل عینی همچون میزان جرم و جنایت و توان اقتصادی مردم در ارتباط است. هویت ملی در ایران نیز از ارزشهای دینی، ملی و نوین با محوریت ارزشهای دینی عقل گرا تشکیل یافته است.
در پژوهش مورد مطالعه این سئوال مورد نظر قرار گرفته که اصولاً این دو مقولهی مهم چه ارتباطی میتوانند با هم داشته باشند. یافتهها و نتایج به دست آمده در پژوهش حاضر که با بهرهگیری از روشهای تحلیلی، تبیینی و جمع آوری دادههای کتابخانهای متکی بوده، حاکی ازآن است که ارزشهای جمعی که عناصر هویت ملی ایرانیان را تشکیل داده است، به عنوان عامل ارتباط دهنده هویت ملی و امنیت اجتماعی محسوب میگردد.
زیرا ارزشهای جمعی از یک سو عاملی در جهت همبستگی عمومی و وفاق در جامعه، میباشند و از سوی دیگر با توجه به اینکه ارزشهای جمعی باعث شکلگیری هنجارهای خاصی درروابط افراد میشود، عاملی درجهت تقویت امنیت اجتماعی میباشند زیرا به هر میزان که ارزشهای جمعی ثبات بالاتری داشته باشند، باعث ثبات در هنجارهای جامعه شده و با کاهش هنجارشکنی، امنیت اجتماعی تقویت میگردد.
1-4- سئوال اصلی :
پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که جنگ نرم چه تأثیری بر امنیت اجتماعی ایران در دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد از سال 1384 تا 1392 گذاشته است؟
1-5- سؤالات فرعی :
1- جنگ نرم چیست و ابزارهای آن چه میباشند؟
2- مؤلفههای جنگ نرم علیه نظام جمهوری اسلامی ایران کدامند؟
3- ابعاد امنیت اجتماعی جمهوری اسلامی ایران کدام است؟
4- تأثیر جنگ نرم بر ارزشهای حاکم و امنیت اجتماعی یک نظام چیست؟
5 – جنگ نرم با چه ابزارهایی و چگونه امنیت اجتماعی یک نظامهای سیاسی را مورد تهدید قرار میدهد؟
1-جنگ نرم عمدتاً آنجایی عملیاتی میشود که به کارگیری نیروی نظامی به صرفه نیست و به مراتب هزینه های کمتری داشته باشد.
2-جنگ نرم از سوی کشورهای غربی ودررأس آن ایالات متحده آمریکا علیه جامعه ایران در حال شکل گیری و اجرا میباشد.
3-کشورهای غربی به دنبال تغییر در باورها و ارزش های ملت ایران و همراه نمودن ملت ایران با اهداف خود و در نهایت از این طریق خدشه وارد کردن به نظام جمهوری اسلامی ایران است.
جنگ نرم با هدف قرار دادن نظام ارزشی جامعه ایران در دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد در سالهای 1384 تا 1392 از طریق استحاله فرهنگی، تردید در مبانی نظام، نابسامانی، از خود بیگانگی، نا به هنجاری و شکاف نسلی به دنبال تضعیف و تهدید امنیت اجتماعی در ابعاد گوناگون می باشد.
جنگ نرم[2] عبارت از هر اقدام غیرخشونتآمیز است که ارزشها و هنجارهای جامعهی هدف را مورد هجوم قرار دهد تا در صورت پیروزی، منجر به تغییر در الگوهای رفتاری و خلق الگوهای جدید شود که با الگوهای رفتاری نظام حاکم تعارض دارد(کرمی، 1387: 3).
جنگ نرم، نوعی جنگ سرد برای استحالهی فرهنگی جامعه است(ساندرس، 1382: 23).
جنگ نرم، مجموعه تدابیر فرهنگی، سیاسی و اجتماعی کشورهای عامل است که بر نظرات، نگرشها، انگیزشها و ارزشهای مخاطبان آماج اعم از حکومتها، دولتها، گروهها و مردم کشورهای خارجی تأثیر میگذارد و در بلندمدت موجب تغییر منش و کنش فردی و اجتماعی آنان میگردد(الیاسی، 1387: 12).
جنگ نرم، استفاده از قدرت نرم علیه نظامهای سیاسی هدف، به منظور تأثیر بر باورها و ارزشهای بنیادین با هدف دگرگونی در هویت فرهنگی و الگوهای رفتاری متداول در عرصههای مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی آنها است(نائینی، 1389: 90).
امنیت:
امنیت از نظر تجربی اصطلاحی نسبی است و در حوزه تحقیقاتی روابط بین الملل پذیرفته شده است که این مفهوم بر حسب بیش یا کم [3] به جای همه یا هیچ[4] تحلیل شود و از نظر تاریخی، امنیت به عنوان ارزش پایه (محوری)و هدف نهائی رفتار دولت تلقی شده است.
والتز می گوید در آنارشی امنیت عالی ترین هدف است.
بالدوین می گوید به طور سنتی تحلیلهای امنیتی در زمینه سیاست خارجی روی ابعاد نظامی متمرکز شده است. از این رو تهدیدات ملحوظ در وضعیتهای جنگی و نزدیک به منازعه حشونت آمیز، باعث مسائل امنیتی ملی جدی برای رهبری سیاسی می شود(ایوانزو و نونام، 1391: 743).
مفهوم خاص «امنیت» عبارت است از: مصونیت کامل جان، مال و ناموس مردم از هرگونه تعرض و گزند که مهمترین ضروریات زندگی اجتماعی است و تأمین آن، یک اصل و برای سلامت و بقای هر جامعه، حیاتی است(قربانحسینی، 1376: 30).امنیت از اولین و ضروریترین نیازهای جامعه بشری محسوب میشود. این نیاز از زمانی که بشر قدم به عرصهی حیات نهاد، پدید آمده است. از جمله مسائل مهمی که از دیرباز تاکنون در اشکال مختلف، مطرح بوده است، مسأله امنیت میباشد که موضوعات مربوط به آن در گذر زمان، تنوع و تعدد بسیاری یافته است (لرنی، 1383: 1).
پاتریک مورگان در اینباره میگوید: امنیت مانند سلامتی یا منزلت، نوعی شرایط است که به آسانی تعریف و تحلیل نمیپذیرد.
مک سوئیتی[5] امنیت را واژهی لغزنده و بیثبات میخواند که در گسترهی گیجکنندهای از زمینههای متنوع ودر جهت اهداف چندگانه بهوسیلهی افراد، شرکتها، حکومتها و متخصصان آکادمیک به کار رفته است و در این فضا مجموعهای از چیزها، مردم، وسایل، اهداف، حوادث خارجی و احساسات درونی منظور شده است (کیوانحسینی، 1379: 84).
امنیت یعنى چه؟ یعنى موجود زنده چیزى را در اختیار دارد، حیات دارد، لوازم و وسائل حیات را هم دارد. باید امنیت داشته باشد، تا آنچه را دارد از او نگیرند یعنى از ناحیهی یک دشمن، از ناحیهی یک قوهی خارجى، آنچه دارد از او سلب نشود (مطهری، 1373: 13).
امنیت انواع مختلف دارد: 1) امنیت فردی؛ 2) امنیت اجتماعی؛ 3) امنیت ملی؛ 4) امنیت جهانی و بینالمللی (کمیجانی، 1378: 93). امنیت اجتماعی، که در این گفتار به آن خواهیم پرداخت به حالتی اطلاق میشود که در آن مردم جامعه فارغ از تهدید به موجب آن، فعالیتهای اجتماعی خود را در محیط آرام انجام دهند.
قدرت نرم:
جوزف نای[6] از پیشگامان طرح نظریهی قدرت نرم در سال 1989 عنوان میکند: قدرت نرم، توجه ویژه به اشغال فضای ذهنی کشور دیگر، از طریق ایجاد جاذبه است و زمانی یک کشور به قدرت نرم دست مییابد که اطلاعات و دانایی را به منظور پایان دادن به موضوعات مورد اختلاف به کار گیرد و اختلافات را به گونهای ترسیم کند که از آنها امتیاز بگیرد. قدرت نرم، فقط تبلیغات سیاسی نیست بلکه مباحث عقلانی و ارزشهای عمومی را شامل میشود و هدف قدرت نرم، جهتدهی افکار عمومی مخاطبان در خارج از کشور و سپس داخل کشور است (نای، 1383: 23).
قدرت نرم عبارت از توانایی کسب مطلوب مقصود و هدف از طریق جاذبه، نه از طریق اجبار یا تطمیع است. قدرت نرم از جذابیت فرهنگی، ایدهآلهای سیاسی و سیاستهای یک کشور ناشی میشود (نای، 1383: 83).
فناوری اطلاعات در دنیا و سیاست بینالملل امروز، خود را در مفهوم قدرت نرم[7] آشکار میکند. قدرت نرم در یک کلام، محصول و برآیند تصویرسازی مثبت از خود، ارائهی چهرهی موجه از خود، کسب اعتبار در افکار عمومی داخلی و خارجی، تأثیرگذاری غیرمستقیم همراه با رضایت بر دیگران، ارادهی دیگران را تابع خود کردن، کسب آرام موقعیت، ایجاد صمیمت و مؤلفههایی نظیر آن است (بیگی، 1388: 30).
قدرت نرم در عرصه بینالملل، به آن دسته از قابلیتها و تواناییهای کشور اطلاق میشود که با ابزارهای فرهنگی، ارزشی و اخلاقی بهصورت غیرمستقیم بر منافع یا رفتارهای دیگر کشورها اثر میگذارد. علاوه بر این، قدرت نرم در بعد داخلی بهواسطهی مشروعیت سیاسی دولت ایجاد میشود و با افزایش اعتماد، وفاق و همبستگی ملی، افزایش مییابد. قدرت نرم دارای وجوه مسالمتآمیز و غیرمسالمتآمیز میباشد که لازم به توضیح است که در این پژوهش از وجه غیرمسالمتآمیز قدرت نرم به جنگ نرم تعبیر شده است.
با تمرکزبر امنیت انسانها، امنیت اجتماعی[8] نمایان میشود(بوزان، الی ویور و پاپ دوویلد، 1386: 183).از دهه هشتاد قرن بیستم، مفهوم محدود امنیت، وسعت یافت ومسایل اقتصادی،اجتماعی وزیستمحیطی را شامل شد(لرنی، 1383: 20).اصطلاح امنیت اجتماعی را اولین بار، باری بوزان[9]در کتاب «مردم، دولتها و هراس» در سال 1991 به کار برد(روی، 1383: 692). امنیت اجتماعی به مفهوم فنی کلمه در سال 1993، توسط ال ویور[10] و لمیتر[11] تحت عنوان مکتب کپنهاگ مطرح شد.
واژگان امنیت جامعگی[12]، امنیت اجتماعیشده[13] و امنیت اجتماعی بر امنیت جامعه دلالت دارد(ربانی خوراسگانی و قاسمی، 1386: 2).برخی امنیت اجتماعی را یکی از ابعاد امنیت ملی[14] و در کنار ابعاد زیستمحیطی و اقتصادی آن قلمداد نمودهاند.
برخی آن را همسنگ امنیت ملی دانستهاند. از منظر دیگر، امنیت اجتماعی عبارت از تأمین شرایط و امکاناتی است که اقشار مختلف مردم به موجب آن، فعالیتهای اجتماعی خود را در محیط آرام انجام دهند (MC Sweeney, 1999: 4).
بعضی امنیت اجتماعی را حفظ جان، مال، ناموس، آبرو و تأمین آرامش روانی مردم تلقی میکنند. برداشت برخی از این واژه، حفظ پایههای قدرت و اقتدار حاکمان و دولتمردان است.
در حالی که عده دیگر امنیت رادر گسترش مشارکت مردم وبروز نهادهای مدنی جستجو میکنند.از اینرو،برخی با اشاره به دگرگونی معنایی امنیت،از انقلاب در مفهوم امنیت اجتماعی سخن میگویند(نویدنیا، 1385: 132).
بهاختصار، امنیت اجتماعی، مصونیت شهروندان جامعه از مزاحمت، ترس، تهدید، اضطراب و وضعیتی است که در آن ارزشهای حیاتی جامعه تهدید شود.
با توجه به توصیفی وتبیینی بودن موضوع، هدف انجام یک تحقیق نظری است که روش جمعآوری دادهها در این تحقیق، عمدتاً کتابخانهای یعنی استفاده از منابع مکتوب شامل کتب، مقالات و سایر اسناد و مدارک موجود از جمله سایتهای اینترنتی است.
روش تجزیه و تحلیل دادهها، توصیفی، تحلیلی خواهد بود.محقق پس از جمعآوری مفاهیم مربوط به جنگ نرم و تأثیرات آن بر حوزه امنیت اجتماعی و مؤلفهها و شاخصههای این جنگ، به بررسی تأثیر جنگ نرم بر امنیت اجتماعی ایران در دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد از سال 1384 تا 1392 میپردازد.
لذا در این زمینه محقق با مراجعه به کتابخانهها و مطالعه کتب، اسناد و مقالههای فارسی و انگلیسی به جمعآوری داده ها در این زمینه میپردازد .
در مرحله بعد با تجزیه و تحلیل اطلاعات جمعآوری شده، سؤال اصلی را تبیین مینماید. بر این اساس میتوان مراحل کار را به ترتیب زیر دستهبندی کرد:
الف: مراجعه به کتابخانهها و سایتهای اینترنتی برای جمعآوری اطلاعات و مطالعه اسناد
ب: تجزیه و تحلیل اطلاعات جمعآوری شده
ج: طبقهبندی اطلاعات
د: تبیین سؤال اصلی با استفاده از اطلاعات جمعآوری شده
ه: به رشته تحریر در آوردن نتایج ،رویکرد پژوهش نیز جامعه شناسی تاریخی و سیاسی و اجتماعی است.
این پایان نامه در پنج فصل تنظیم گردیده است:
فصل نخست :کلیات طرح پژوهش است که شامل طرح مسأله تحقیق، روش پژوهش، سؤال و فرضیههای تحقیق وچارچوب نظری و الگوی تحلیل است.
2-1-2-1 رئالیسم و امنیت: بعد نظامی امنیت ………. …. ..21
2-1-2-2 پسا اثباتگرایی: امنیت در عصر نارویدادها … . . .. ..29
2-1-2-3 مکتب کپنهاگ: تفاسیر گسترده امنیت ………. …. ..31
4
2-2 مفعوم رهبری و سبک های آن: تعاریف و برداشت ها .. … ..33
2-2-1 مفهوم رهبری و تعاریف آن ………………… … ..33
2-2-2 نمونه های رهبری ……………………… … ….31
2-2-3 وظایف رهبری ………………………… … …..35
2-2-1 نظریه های رهبری …………………….. … …..36
2-2-1-1 نظریه مردان بزرگ …………………… … ….36
2-2-1-2 نظریه صفات و ویژگی های رهبری ………… … ….31
2-2-5 سبک های رهبری ….. …………………. .. …. . ..31
2-2-5-1 طبقه بندی بر اساس میزان اقتدار ………. … ….39
2-2-5-2 طبقه بندی بر اساس رابطه رهبر با پیروان … … …39
2-2-5-3 طبقه بندی بر اساس سایر ویژگی ها …….. … …..11
2-3 چارچوب نظری پژوهش: با تکیه بر الگوی سبک های رهبری استفان
کوهن ………………………………….. …. …..15
نتیجه گیری فصل دوم ………………………. …. ….52
فصل سوم:بررسی تاریخی تحولات پرونده هسته ای ایران در پرتو سبک های
رهبری دولتمردان حاکم …………………….. … ….45
مقدمه .. ………………………………… … ….55
3-1 پیشینه مسایل هسته ای در ایران ………….. … …56
3-2 بحران هسته ای در دوران اصلاحات ………… … …..59
3-2-1 فضای بحران هسته ای در دوره اصلاحات ….. … ……61
5
3-2-2 گزینه های پیش روی ایران ……………. … ….62
3-2-3 علل و اهداف همکاری جویی ……………. … ….61
3-2-1 اقدامات دیپلماسی هسته ای در دولت اصلاحات .. … ..65
3-2-1-1 توافق نامه سعدآباد ………………… … ..66
3-2-1-2 توافق نامه بروکسل ………………… … …61
3-2-1-3 توافق نامه پاریس ……………….. … …..61
نتیجه گیری فصل سوم ……………………… … …11
فصل چهارم: بررسی مقایسه ای سبک های رهبری سعید جلیلی و محمد
جواد ظریف در دولت های اصولگرا و اعتدال پیرامون مسئله هسته
ای ………………………………….. …. …67
مقدمه ………………………………. … …..77
4-1 سیاست هسته ای ایران: مناظره هامختلف …… … …11
4-2 چگونگی ظهورگفتمان اصولگرایی عدالت محور .. … ….18
4-2-1 ویژگی های فردی – شخصیتی محمود احمدی نژاد و کارگزاران
دولت اصولگرا …………………………. … …..18
4-2-2 بررسی سیاست خارجی ایران در دوره اصولگرایی عدالت محور:
سیاست خارجی آرمانگرا ………………….. … …..17
4-2-8 اصول رفتاری سیاست خارجی دولت اصولگرای محمود احمدی نژاد
11….. … ……………………… ییارگلوصا 1-8-2-4
12….. … ……………………. یهاوخ تلادع 2-8-2-4
6
4-2-4 الگوهای رفتاری سیاست خارجی دولت اصولگرای محمود احمدی
نژاد: با تاکید بر پرونده هسته ای ………… .. …..14
4-2-4-1 باز تعریف روابط با غرب …………. … ……14
4-2-4-2 سیاست نگاه به شرق ……………. … ……..18
4-2-4-8 سیاست جهان سوم گرایی …………. … ……..17
4-2-4-4 مسئله هسته ای در دولت اصولگرا: با تاکید بر سبک رهبری
سعید جلیلی …………………………. …. .. …..11
4-8 چگونگی ظهور گفتمان اعتدال گرایی …………. ….107
4-8-1 ویژگی های فردی – شخصیتی حسن روحانی و کارگزاران دولت
اعتدال ……………………………….. . .. ….110
این مطلب را هم بخوانید :
4-8-2 بررسی سیاست خارجی ایران در دوره اعتدال گرایی: سیاست
خارجی توسعه گرا …. ………………………. . ….114
4-8-8 اصول سیاست خارجی دولت حسن روحانی ………. . ..118
4-8-4 الگوهای رفتاری سیاست خارجی دولت اعتدالگرای روحانی: با
تاکید بر پرونده هسته ای ……………………. . ..117
4-8-4-1 تلاش برای خروج از محور امنیتی شدن
4-8-4-2 مذاکره با آمریکا ………………….. . ….111
4-8-4-8 تلاش برای بهبود روابط با اروپا ……… . ….111
4-8-4-4 بهبود روابط با کشورهای همسایه ……….. . …120
4-8-4-8 مسئله هسته ای در دولت اعتدال گرا: با تاکید بر سبک
رهبری محمد جواد ظریف ……. …………….. . …..121
نتیجه گیری فصل چهارم …………………….. . …127
7
فصل پنجم: نتیجه گیری پایانی پژوهش ……………….423
فهرست منابع و ماخذ …………………………….496
8
چکیده پژوهش :نوشتار حاضر به عنوان رساله کارشناسی ارشد علوم
سیاسی به بررسی مقایسه ای سبک های رهبری تصمیم گیرندگان
دو دولت اصولگرا و اعتدال گرا یعنی سعید جلیلی و محمد
جواد ظریف در قبال پرونده هسته ای پرداخته است . این
پژوهش با تکیه بر الگوی نظری » فیلیپ استانفورد کوهن«
درباره تقسیم بندی سبک های رهبری ،بر دو نوع سبک رهبری
یعنی استعلاگرایانه و مدیریتی تمرکز کرده است. بر مبنای
این تمهید نظری،استدلال پژوهش حاضر به عنوان فرضیه آن
است که سبک رهبری سعید جلیلی در قبال پرونده هسته ای
استعلاگرایانه و ایدئالیستی بوده ؛ در حالیکه محمد جواد
ظریف بر سبک رهبری مدیریتی در موضوع هسته ای تمرکز
نموده است. یافته های تحقیق حاضر نشان می دهد که اتخاذ
سبک رهبری استعلاگرای جلیلی مانع از شکل گیری توافق
هسته ای ایران با کشورهای غربی گردیده و حتی در مواقعی
ناامنی های شدیدی را بر کشور تحمیل نمود و ماحصل آن
اعمال تحریم های گسترده علیه ایران بوده است. در حالیکه
سبک رهبری مدیریتی محمد جواد ظریف در قالب گفتمان
اعتدال منجر به حل و فصل منازعه هسته ای ایران با
کشورهای غربی گردیده و تا حد زیادی از فشارهای جامعه
جهانی علیه ایران کاسته شده است.
کلید واژه ها:سبک رهبری- امنیت ملی- اصولگرایی- اعتدال-
پرونده هسته ای- سعید جلیلی- محمد جواد ظریف- کشورهای
غربی- دیپلماسی هسته ای.
9
فصل اول : کلیات پژوهش
10
4-4 طرح مساله
مسئله امنیت ملی یکی از مهم ترین دلمشغولی های بازیگران در
نظام بین الملل مبتنی بر آنارشی است. این مسئله تابعی از عوامل
و متغیرهای مختلفی است که هریک از این عوامل و متغیرها می
توانند نقشی حیاتی در امنیت ملی یک کشور ایفا نمایند. جمهوری
اسلامی ایران نیز به عنوان یک بازیگر در نظام جهانی از این
قاعده مستثنی نیست و رهبران این کشور همواره پیرامون مباحث
امنیت ملی و ابعاد آن حساسیت های ویژه ای داشته اند. در این
میان یکی از مهم ترین موضوعاتی که در بیش از یک دهه گذشته
امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران را با مسئله و چالش مواجه ساخته
است، مسئله هسته ای می باشد. مسئله هسته ای ایران بدون شک یکی
از مهم ترین موضوعات سیاست بین الملل در دهه های اخیر بوده
است. اهمیت مسئله هسته ای بیش از آنکه ناشی از افزایش قابلیت
علمی- تکنیکی ایران در تکمیل چرخه سوخت هسته ای باشد، محصول
باز خورد این قابلیت تکنیکی در نظام امنیتی منطقه ای و
بین المللی است. بحران هسته ای ایران و غرب در اواخر دولت
اصلاحات شکل گرفت. گفتمان اصلاحات که دمکراسی خواهی و توسعه
سیاسی در سیاست داخلی و تنش زدایی و تعامل را در سیاست خارجی
به عنوان مبنای کنش خود تعریف نموده بود، در صدد حل و فصل
بحران هسته ای برآمد . براساس این زمینه گفتمانی، دولت اصلاحات
تلاش نمود کنش ها و واکنش های خود در سطح بین المللی را به
عنوان دولتی مسئولیت پذیر تعریف نماید. اما گفتمان هسته ای
11
دولت اصلاحات به شدت از سوی گفتمان رقیب اصولگرایی مورد انتقاد
قرار می گرفت. براین اساس، پیروزی محمود احمدی نژاد در
انتخابات ریاست جمهوری سال 1311 منجر به چرخش گفتمانی در موضوع
هسته ای گردید. عدالت طلبی و استکبار ستیزی مبنای کنش گفتمان
اصولگرایی در سیاست خارجی به شمار می رفت. از این رو گفتمان
اصولگرایی درصدد برجسته سازی مسئله هسته ای بود. چرا که این
گفتمان با تمرکز بر مسئله هسته ای به دنبال هژمونیک کردن
گفتمان خود در سیاست خارجی بود. این برجستگی به خوبی در
سخنرانی های انتخاباتی محمود احمدی نژاد و هم چنین موضع گیری
ها و سیاستهای وی در دوران ریاست جمهوری اش قابل مشاهده است.
اما افزایش تحریم های بین المللی و مشکلات اقتصادی ناشی از آن
موجب شد، گفتمانهای رقیب اصولگرایی، انتخابات ریاست جمهوری
سال 1392 را فرصتی مناسب برای به حاشیه راندن گفتمان هسته ای
اصولگرایان قلمداد کنند. بنابراین انتخابات ریاست جمهوری 1392
به جدالی گفتمانی بر سر موضوع هسته ای بدل گردید. حسن روحانی
و سعید جلیلی به عنوان حاملان اصلی دو گفتمان رقیب، بر سر موضوع
هسته ای در شعارها و مناظرات انتخاباتی ضمن برجسته سازی دال
مرکزی گفتمان هسته ای خود در پی شالوده شکنی از دال مرکزی
گفتمان رقیب و به حاشیه راندن آن بودند. این کشمکش گفتمانی بر
سر موضوع هسته ای در انتخابات ریاست جمهوری با هژمونیک شدن
گفتمان روحانی خاتمه یافت. در چنین فضایی این پژوهش به دنبال
بررسی مقایسه ای سبک های رهبری تیم هسته ای دولت محمود احمدی
12
نژاد با محوریت سعید جلیلی و تیم هسته ای دولت حسن روحانی با
محوریت محمد جواد ظریف در قبال پرونده هسته ای به عنوان یک
موضوع امنیتی است. در واقع شناخت سبک های رهبری این دو گروه
نسبت به مسئله امنیتی پرونده هسته ای مهم ترین مسئله این پژوهش
محسوب می شود.
2-1 پیشینه و ادبیات موضوع
بررسی مبانی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و سیر تطور آن در
دولتهای مختلف از ابتدای انقلاب اسلامی تاکنون همواره مورد بحث
و بررسی محققان و دانش پژوهان قرار گرفته است و از این حیث
آثار و منابع گسترده ای در این زمینه وجود دارد. اما موضوع
این پژوهش فاقد ادبیات گسترده ای می باشد. جستجوهای اولیه
محقق پیرامون این موضوع نشانگر آن است که تحقیقات زیادی
پیرامون این مسئله صورت نگرفته است و لذا محقق در این زمینه
با فقر ادبیات بحث مواجه است و محقق امیدوار است که ارائه
چنین آثاری بتوانند خلاء پژوهشی این حوزه را مرتفع نمایند. در
ذیل به معرفی برخی از این آثار میپردازیم :
13
1-سید جلال دهقانی فیروز آبادی و مهدی عطائی )1818 (،» گفتمان
هسته ای دولت یازدهم« ، فصلنامه مطالعات راهبردی،سال
هفدهم،شماره 1 .
2-قدرت احمدیان و سعیدسادات احمدی )1818 (، » مناقشه هسته ای
ایران: لیبرالیسم نهادگرا در مقابل نئورئالیسم« ، پژوهشنامه
علوم سیاسی،سال نهم،شماره 8 .
8-حسین ولی پور)1818 (، گفتمانهای امنیت ملی در جمهوری اسلامی
ایر ان، تهران:پژوهشکده مطالعات راهبردی.
4- هادی آجیلی و علی اسماعیلی)1812 (،» عدالت و امنیت ملی در
روابط بین الملل: رویکردی اسلامی« فصلنامه مطالعات راهبردی،سال
شانزدهم،شماره 8 .
8-رضا خلیلی )1818 ( ،» انتخابات ریاست جمهوری یازدهم و چشم
انداز برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ایران« ، فصلنامه مطالعات
راهبردی،سال هفدهم،شماره 1 .
6- سیدجواد طا هایی )1812 (،» نقد نظریه امنیت ملی« ، فصلنامه
روابط خارجی،سال پنجم،شماره 1 .
14
بررسی این آثار نشانگر آن است که موضوع اصلی پژوهش کمتر مورد
توجه نویسندگان قر ار گرفته است و آثار موجود صرفاً به بررسی
امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران و مسئله هسته ای بصورت مجزا
پرداخته اند. این در حالی است که نویسنده این پژوهش قصد دارد
با نگاهی ترکیبی مسئله امنیت ملی و نحوه رهبری آن را با مسئله
هسته ای پیوند دهد.
4-9 سوال اصلی پژوهش
مسئله اصلی پژوهش حاضر در این پرسش تجلی یافته است که »
رویکردهای جلیلی و ظریف در دولتهای احمدی نژاد و روحانی در
قبال مسئله هسته ای ایران به عنوان یک موضوع امنیتی، در قالب
کدام الگوهای رهبری امنیت ملی قابل تحلیل هستند؟« .
4-1 فرضیه اصلی پژوهش
در پاسخ به پرسش اصلی این فرضیه ارائه شده است که » رویکرد
جلیلی و سبک رهبری وی در قبال پرونده هسته ای به عنوان یک
موضوع امنیتی، استعلاگرایانه بوده، در حالیکه رویکرد ظریف و
سبک رهبری وی در قبال مسئله هسته ای مدیریتی بوده است«.
15
4-5 تعریف مفاهیم و مبانی نظری پژوهش
مهم ترین مفاهیم این پژوهش عبارتند از: رهبری- امنیت ملی-
سبک رهبری .
رهبری : موضوع رهبری به شروع زندگی اجتماعی انسان باز می گردد.
وقتی دو یا چند نفر تشکیل یک گروه اجتماعی را می دهند و با
یکدیگر رابطه برقرار می کنند، تأثیری که آنها بر یکدیگر می
گذارند یکسان نیست، بلکه بعضی از افراد نقش فعالتری به عهده
دارند و تأثیر بیشتری بر روی دیگران می گذارند به گونه ای که
بیش تر از دیگران مورد توجه قرار می گیرند. در یک تعریف مشخص،
» رهبری نفوذ در مردم به منظور همراه کردن آن ها برای رسیدن
به یک مقصود مشترک است«. ) کونتز و دیگران ،1810 (.
امنیت ملی: امنیت یکی از مقولاتی است که بشر در طول تاریخ
همواره به دنبال آن بوده است امنیت در لغت به معنی عدم تشویش
و ترس، آسودگی و اطمینان خاطر است )نوید نیا، 1818 : 87 (.
امنیت را می توان دور و مصون بودن از خطرات و تهدیدات دانست.
به اعتقاد لیپمن » ملتی می تواند ادعا و احساس امنیت داشته
باشد که برای دوری از جنگ مجبور نباشد ارزش ها و هنجارهای
16
حیاتی خود را فدا کند و حتی اگر جنگ هم در گرفت با پیروزی در
آن قادر به پاسداری از این ارزش ها باشد )بیلیس،1818 : 872 (.
سبک های رهبری : نحوه و روش اداره و هدایت یک کشور در قالب
الگوهای رهبری مطرح می شود . به طور کلی سبک رهبری عبارت است
از نحوه و روش اجرای برنامه ها که هر یک از این سبک ها با
توجه به عوامل گوناگونی طبقه بندی شده اند .تقسیم بندی های
متعددی از سبک های رهبری صورت گرفته است. اما الگویی از سبک
رهبری، که چارچوب نظری این پژوهش بر پایه آن شکل گرفته است
الگوی چهارگانه استفان کوهن است .کوهن از چهار سبک رهبری به
شرح زیر نام می برد:
الف :رهبری استعلاگر ا که جاه طلبی هایی ورای کشورش دارد.
ب: رهبری قهرمان : جاه طلبی های این رهبر محدود به کشور خود است
و نگاهش به خود بعنوان پدر بنیانگذاری
است که مردم را از حکومت ستم پیشه آزاد کرده است .
ج :رهبری مدیریتی :این نوع رهبری به دنبال پیشبرد امور از طریق
سازش و محافظه کاری ست.
17
د: رهبری اقتصادسالار : گونه ای دیگر از رهبری ، سبک رهبری
اقتصادسالار است که معمولأ از همکاری بوروکراسی های عمومی مدنی
و گاهأ نظامی تشکیل شده اند .
کوهن همه رهبران را در یکی از این چهار گروه جای
می دهد .از نظر کوهن، رهبر استعلاگرا، در تلاش برای اشاعه ارزش
هایی است که خود آن ها را نیک میپندارد . او خود را مناسبترین
شخص برای رهبری و هدایت تمام دنیا میداند . در مقابل در الگوی
مدیریتی، رهبر یک مدیر به تمام معنا است. او برای حل مشکلات و
کنار زدن موانع دست به برنامه ریزی میزند و تلاش دارد آن ها را
کنترل و مدیریت کند(2006 ,Cohen) .
4-7 اهداف پژوهش
پژوهش حاضر در راستای مسئله اصلی خود در تلاش است که به صورت
آکادمیک سبک های رهبری امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران را در
دولتهای احمدی نژاد و روحانی و با بررسی کنش های رفتاری سعید
جلیلی و محمد جواد ظریف در پرتو مسئله هسته ای بررسی نماید.
اما به طور مشخص می توان اهد اف پژوهش را در موارد زیر بر شمرد:
18
-تبیین تأثیرات نقش افراد در سیاستگذاری خارجی و امنیتی.
-بررسی تأثیرات نقش سیاستگذاران در سرنوشت و زندگی روزمره
مردم.
-شناخت سبک های رهبری در مقوله مهمی مانند امنیت ملی.
4-6 متغییر های پژوهش
پژوهش حاضر از نوع تحقیقات دو متغییره می باشد؛ بدین صورت که
سبک های رهبری جلیلی و ظریف به عنوان متغیر مستقل شناخته می
شوند، و پرونده هسته ای ایران به عنوان یک موضوع امنیتی به
عنوان متغیر وابسته مدنظر است. محقق در صدد ارزیابی تأثیرات
سبک رهبری متفاوت جلیلی و ظریف در مسئله هسته ای و سمت و
سوهای آن است. از این رو می توان گفت که در نتیجه سبک های
رهبری متفاوت این دو دولتمرد، پرونده هسته ای ایران از یک
مسئله کاملاً امنیتی در شور ای امنیت به یک پرونده حل و فصل شده
تبدیل شده است.
2-8 روش تحقیق
روش تحقیق حاکم بر این پژوهش توصیفی – تحلیلی است، و برای
تحلیل این پژوهش از الگوی سبک های رهبری فیلپ کوهن بهره گرفته
می شود.در این نوشتار ، برای تحلیل فرضیه اصلی سه سطح از یک
19
پژوهش مورد نظر بوده است: در سطح اول منابع مرتبط با موضوع
شاما کتب ، مقالات ، مجلات، پایان نامه ها و دیگر منابع گردآوری
می شود ، در سطح دوم ، مطالب گردآوری شده را طبقه بندی می کنیم
و به روش فیش برداری مورد استفاده قرار می دهیم ، و در سطح
سوم به تحلیل مطالب پرداخته می شود تا به نتایج مورد نظر دست
پیدا کنیم.
فهرست نقشه ها
| عنوان | صفحه |
| نقشه شماره یک – منطقه هارتلند و بیضی استراتژیک انرژی | 14 |
| نقشه شماره دو – وضعیت طراحی شده برای کشورهای اسلامی و عرب خاورمیانه و طرح تجزیه آنها | 72 |
| نقشه شماره سه – وضعیت راهبردی عراق در خاورمیانه | 86 |
| نقشه شماره چهار – وضعیت پراکندگی قومیتهای مذهبی و فرقه ای عراق | 91 |
فهرست جداول
| عنوان | صفحه |
| جدول شماره یک – مقایسه حجم ذخایر نفت و گاز خلیج فارس با سایر مناطق جهان | 27 |
| جدول شماره دو – برآورد موسسه اسپو در باره نفت متعارف جهان | 29 |
| جدول شماره سه – برآورد موسسه هوبرت در خصوص نفت متعارف اثبات شده و رسیدن زمان اوج تولید | 29 |
| جدول شماره چهار- رتبه بندی تولید نفت مناطق جهان | 31 |
| جدول شماره پنج – ذخایر و میزان تولید گروههای نفتی عمده در جهان در سال 2003 | 32 |
| جدول شماره شش – ذخایر نفت اثبات شده خاورمیانه | 39 |
| جدول شماره هفت – اطلاعات اساسی کشور عراق در سال 2013 | 83 |
| جدول شماره هشت – اطلاعات اقتصادی و نفتی عراق در سال 2013 | 89 |
فهرست نمودارها
| عنوان | صفحه |
| نمودار شماره یک – فراوانی ذخایر اثبات شده نفت متعارف در مناطق مختلف جهان | 30 |
| نمودار شماره دو – نمودار حجم تولید نفت مناطق نفت خیز جهان | 31 |
| نمودار شماره سه – ذخایر نفت اثبات شده در کشورهای خاورمیانه | 39 |
چکیده
سرزمین عراق در منطقه خاورمیانه و حوزه نفتخیز خلیج فارس قرار دارد ، این منطقه با داشتن ذخایر عظیم نفت و گاز ، کانون تجارت انرژی جهان بوده و نقش فوق العاده ای در اقتصاد و سیاست و روابط بین الملل ایفا می کند . در چهار دهه اخیر این منطقه نا بسامانی های فراوانی را متحمل شده است و اوضاع سیاسی و اقتصادی آن دستخوش تغییرات عدیده ای گردیده است . رقابت بر سر منابع نفت و انرژی این منطقه ، از جمله مسایلی است که در تحولات آینده جهان اثر بسزایی خواهد داشت . علاوه بر آن ، با توجه به رقابت کشورهای قدرتمند پیرامون نفت ، نقش این منطقه در معادلات ژئو پلیتیک و ژئو اکونومیک آینده جهان کلیدی تر خواهد شد . تسلط بر منطقه خاورمیانه و خلیج فارس برای هر بازیگر بزرگ و ابر قدرت جهانی ، امری حیاتی تلقی می شود و امروزه ضعیف ترین کشور این حلقه ، بر حسب اتفاق دومین دارنده ذخایر نفت جهان یعنی عراق است و سلطه بر عراق ، تسلط بر قسمت اعظمی از خاورمیانه و خلیج فارس را به همراه خواهد آورد . ذخایر نفت عراق به علت وضع تحریم های سازمان ملل متحد و جنگ طولانی مدت با ایران ، با عدم سرمایه گذاری لازم برای اکتشاف منابع نفت ، مواجه گردیده ، که در صورت برقراری امنیت و استقرار زیر ساخت های مورد نیاز و با کشف ذخایر جدید ، عراق به رتبه ای هم سنگ با عربستان در زمره ذخیره و تولید نفت با ظرفیتی معادل 220 میلیارد بشکه دست یابد . عراق در سال 2014 با ظرفیت تولید 4/3 میلیون بشکه در روز به دومین کشور صادر کننده نفت اوپک تبدیل شده و قابلیت قرار گرفتن در زمره تولید کنندگان بزرگ جهان را دارد . اما با ظهور داعش در عراق زمینه افزایش تولید نفت با مشکلات فراوانی مواجه شده است و برخی از پروژه های بزرگ عراق که از اهمیت حیاتی برخوردار است با موانع متعددی روبرو گردیده و دستیابی عراق به ظرفیت کامل ، در زمینه صدور نفت را سخت و دشوار نموده است .
برقراری امنیت انرژی و کنترل مراکز حیاتی و استراتژیک جهان و در دست داشتن بازار نفت و کنترل بازیگران اصلی عرصه تولید و مصرف از پایه های اساسی اعمال هژمونی اقتصادی و محدود سازی رقبا است که توسط قدرتهای بزرگ و آمریکا بطور اخص در این منطقه دنبال میشود .
کلید واژگان: ژئوپلیتیک ،ژئواکونومی ،امنیت انرژی ،نفت عراق،هژمونی اقتصادی،استراتژی نفتی قدرت های بزرگ
پیشگفتار
نفت خام بعنوان یکی از مهمترین منابع تامین انرژی جهان و یکی از نیازهای اصلی جوامع بشری امروز است و بهیمن دلیل تاثیر شگرفی بر منازعات و روابط بین الملل دارد . با تغییر گرایش جهان پس از وقوع انقلاب صنعتی از مصرف ذغال سنگ به نفت ، حساسیت این کالای اقتصادی در تامین انرژی جهان پررنگ تر شد و به این کالای تجاری و اقتصادی صبغه ای سیاسی داد . به گونه ای که با گذشت زمان و افرایش وابستگی کشورهای توسعه یافته و صنعتی و کشورهای در حال توسعه به تامین نفت و انرژی به یک مساله حیاتی در جهان مبدل گشت . خاورمیانه و کشورهای حاشیه خلیج فارس PG5[1] که حدودا نیمی از ذخایر نفت جهان را در اختیار دارند درکانون انرژی جهان قرار گرفتند و از موقعیت استراتژیکی و راهبردی برخوردار شدند . کشور عراق نیز بعنوان دومین دارنده ذخایر عظیم نفتی با داشتن 144 میلیارد بشکه نفت اثبات شده ، مورد توجه قدرت های بزرگ واقع شد .
افزایش مصرف ، همزمان با افول ذخایر نفتی در سایر نقاط جهان بر اهمیت مضاعف کشورهای حوزه خلیج فارس بعنوان مهمترین مرکز تامین انرژی جهان ، افزود و بستری فراهم کرد که طراحان سیاست خارجی آمریکا در تلاش برای تسلط بر منابع نفت وگاز این منطقه بر آیند و از آن بعنوان یک اهرم قدرت برای کنترل رقبای منطقه ای و فرامنطقه ای (اروپا و چین و ژاپن) استفاده نمایند . رقابت در سلطه بر منابع انرژی این منطقه از جمله مسائلی است که در تحولات آینده جهان نقشی کلیدی و حساس را ایفا خواهد کرد.
آمریکا پس از حادثه 11 سپتامبر ، با خلق دشمن جدیدی بنام تروریسم ، زمینه را برای حضور گسترده نظامی در خلیج فارس و اشغال عراق فراهم کرد تا الگوهای اعمال قدرت خود را پس از فروپاشی کمونیسم ، قوام بخشیده و در پناه آن به اهداف توسعه طلبانه سیاست خارجی خود در قالبی متفاوت ، تحت نظم نوین جهانی در نظام بین الملل دست یابد . اشغال عراق هرچند به بهانه نابودی تروریسم ، حذف سلاح های کشتار جمعی و رهانیدن مردم عراق از سلطه حکومت دیکتاتوری صدام صورت گرفت ، اما پر واضح است که یکی از عوامل مهم و اساسی در حمله و اشغال عراق سلطه بر ذخایر نفت آن بوده است ، چرا که عراق بیشترین ذخایر نفت جهان را پس عربستان در اختیار دارد و این ذخایر به تنهایی بیش از مجموع ذخایر موجود قدرت های بزرگ ایالات متحده و روسیه و چین است و می تواند وابستگی نفتی روز افزون ایالات متحده را در سالهای آتی تامین نماید .
منطقه خاورمیانه در چهار دهه اخیر شاهد تحولات و نابسامانی های فراوان همراه با جنگ و خونریزی بوده است و اوضاع سیاسی و اقتصادی مناسبی ندارد و این موضوع باعث گردیده که آمریکا با شرکای منطقه ای و حکومت های غیر مردمی و حامی خود در این منطقه حضوری فعال و نظامی داشته باشد . بینش ژئو پلیتیک بر انگیزنده سیاست خارجی آمریکا ، در تامین منافع ملی این کشور ، همانا سلطه و برتری کامل بر هر گونه رقیب بالقوه است و ایالات متحده برای رسیدن به این هدف نه تنها باید قادر به اعمال هژمونی سیاسی ، نظامی و اقتصادی در هر نقطه از جهان باشد بلکه باید منابع ثروت جهان را که مهمترین آن نفت و ذخایر انرژی می باشد راتحت کنترل داشته باشد تا بتواند از این شریان حیاتی در جهت منافع خود و کنترل و تحدید رقبا استفاده نماید.
کشور عراق پس از تهاجم نظامی و اشغال آن توسط آمریکا در سال 2003 و حتی پس از خروج نیروهای آمریکایی با نا امنی گسترده ای مواجه گردیده است و این موضوع امکان سرمایه گذاری و توسعه صنعت نفت عراق با مشکل جدی مواجه کرده است . تحرکات گروه افراط گرای داعش و تسلط این گروه بر برخی از شهرهای عراق و در دست گرفتن میادین نفتی و فروش نفت ارزان قیمت باعث اختلال در فرایند تولید و توسعه میادین نفتی و همچنین بهم ریختگی مکانیزم در بازار نفت شده است . این گروه با فروش نفت بصورت غیر قانونی و خارج از بازار های شناخته شده بین المللی ، ضمن کسب در آمد و صرف آن در جمع آوری تسلیحات و
این مطلب را هم بخوانید :
بایگانیهای پایان نامه های روانشناسی - سبز اندیشان : مجله علمی - خبری اقدامات تروریستی خود ، باعث ایجاد نا امنی و ترویج تروریسم در کشورهای منطقه شده است .
در این پایان نامه سعی خواهد شد بر نقش قدرت های بزرگ در دسترسی و تسلط بر منابع نفتی خاورمیانه و عراق ، پرداخته و ارتباط بین منافع ملی آمریکا و امنیت انرژی و تحرکات داعش در عراق که همسو با اهداف استراتژیک آمریکا درتجزیه و تضعیف کشورهای اسلامی و عراق است ، را بررسی نمائیم .
فصل اول
کلیات طرح تحقیق
1-1) بیان مساله
امروزه در میان کارشناسان حوزه انرژی تردیدی در اهمیت ذخایر نفت خاورمیانه وجود ندارد و این منطقه در خلال چند دهه اخیر همواره مورد توجه قدرتهای بزرگ و کشورهای توسعه یافته بوده است . از نیمه دوم قرن بیستم که به تدریج تقاضا و تامین انرژی جهان از منطقه خاورمیانه رو به افزایش گذاشت اهمیت ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک و ژئواستراتژیک این منطقه افزایش یافت و طراحان سیاست خارجی قدرتهای بزرگ و به ویژه آمریکا را برآن داشت که با حضور مستقیم و اعمال سلطه بر این شریان اصلی تامین انرژی جهان تسلط خود را در این منطقه استحکام بخشند. اشغال عراق در سال 2003 توسط آمریکا که بدنبال حادثه 11 سپتامبر 2001 و خلق دشمن جدیدی بنام تروریسم صورت پذیرفت نیز در همین راستا بوده است و پس از خروج نیروهای اشغالگر آمریکا از عراق نیز همواره با اتکاء به این نکته که کشور عراق محل بروز و ظهور تروریسم است ، بر ادامه حضور نیروهای خود در این منطقه اصرار داشته است و این حضور با شکل گیری گروه تروریستی داعش تقویت گردیده و بصورت گسترده تری در این کشور تداوم یافته است . سرعت اتفاقات در عراق در چند ماهه اخیر بسیاری از معادلات در بازرا نفت و میزان عرضه و تقاضای این کالای استراتژیک را دستخوش تغییرات اساسی کرده است . پیشروی سریع گروه تندرو و افراطی دولت اسلامی عراق وشام ، موسوم به گروه داعش در سرزمین عراق و تصرف مناطق سنی نشین در این کشور و اشغال شهر بزرگ موصل و تسلط کامل این گروه بر استان نینوا و قسمتهایی از استان الانبار و صلاح الدین ، منجر به ایجاد نگرانی از اختلال در عرضه نفت عراق را فراهم آورد و این سئوال را ایجاد نموده است که افزایش قدرت داعش با تسلط بر منابع انرژی و نفت عراق چه ابعاد داخلی و بین المللی را در بازار نفت خواهد داشت و آیا این گروه با تکیه به درآمدهای نفتی حاصل از فروش منابع نفت عراق ، تقویت گردیده و با ایجاد بحرانهای سیاسی و نظامی در عراق بهانه ای برای حضور مداوم آمریکا و تامین منافع ملی سلطه گران را فراهم خواهد آورد ؟
دراین تحقیق تلاش شده که با لحاظ نمودن موقعیت استراتژیک کشور عراق و تعریف مفاهیم ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک منطقه خاورمیانه و خلیج فارس به سیاست گذاری قدرت های بزرگ و علی الخصوص آمریکا ، برای حضور در این منطقه و اعمال سلطه بر ذخایر نفت و انرژی تاکید گردد و از این رهگذر ، اشغال عراق توسط آمریکا و برخورد دو گانه با پدیده تروریسم و گروه سلفی و افراط گرای داعش مورد واکاوی قرار گیرد .
2-1) اهمیت و ضرورت تحقیق
اهمیت بررسی و ضرورت پرداختن به این موضوع از چند حیث قابل بررسی و تامل است ، اول اینکه کشور عراق در منطقه خاورمیانه که قطب انرژی جهان می باشد واقع شده و با داشتن ذخایر نفت و گاز ، از کشورهای تاثیر گذار در حوزه انرژی است و از طریق سیاست گذاری مناسب داخلی و خارجی و با اعمال دیپلماسی انرژی قادر خواهد بود که نقش مهمی در منطقه و سازمانهای بین المللی و از جمله اوپک ایفا نماید ، ثانیا این کشور با داشتن اقوام مذهبی و قومی متفاوت در برقراری صلح و آرامش در منطقه و جلوگیری از ترویج خشونت وترور و مبارزه با آن می تواند نقش موثری داشته و با گروه داعش که کلیه اقوام ساکن این کشور را تهدید مینماید مقابله نماید ، ثالثا وجود منابع نفت وگاز ، توجه قدرتهای بزرگ را برای تسلط براین کشور تقویت بخشیده و تمامیت ارضی این کشور را در حال افول و تهدید قرار داده است ، رابعا دیپلماسی انرژی ، یکی از مباحث ویژه در اقتصاد سیاسی و روابط بین الملل به شمار می رود و مقالات و تحقیقات گسترده ای در این خصوص به انجام رسیده است و وابستگی اقتصادی و صنعتی کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه به انرژی و نفت ، جایگاه کشور عراق را برای انجام تحقیق و پژوهش برجسته تر می نماید ، لذا تلفیق مباحث سیاسی و اقتصادی در چارچوب روابط بین الملل و موارد ذکر شده فوق از دلایل عمده انتخاب موضوع برای تحقیق و پژو هش حاضر است .
3-1) دلایل انتخاب موضوع
تحرکات موجود در منطقه و بحران تروریسم و و تاثیرگذاری آن در سیاست های منطقه ای و کشورهای این حوزه و بروز و ظهور و شکل گیری گروه داعش در عراق و اثرات مستقیم آن در حوزه انرژی و نفت از دلایل انتخاب موضوع تحقیق بوده است ، تا با انجام پژوهش و ریشه یابی در این زمینه به عملکرد امپریالیسم و توسل آن به اهرمهای مبارزه با تروریسم و افراط گرایی پرداخته شود .
4-1) پیشینه تحقیق
تحقیق و پژوهش در حوزه نفت و انرژی دارای ابعاد گسترده ای بوده و منابع بسیاری در این زمینه در قالب کتاب و مقاله وجود دارد . دیپلماسی انرژی ، توسعه و نفت ، سیاست نفت ، اثرات مطلوب یا نا مطلوب نفت و در آمدهای نفتی در شکل گیری دولتهای رانتیر ، نفت و سیاست داخلی و خارجی کشورها ، ژئوپلیتیک و ژئو اکونومیک نفت ، نفرین منابع طبیعی ، اثرات نفت بر اقتصاد و سیاست ، سیاست نفت و قدرتهای بزرگ و …… از جمله مهمترین موضوعات مرتبط با حوزه نفت و انرژی است که در مقالات و کتب متعددی انتشار یافته و به آنها اشاره شده است .
مجموعه مقالات نفت و سیاست خارجی ، گرد اوری محمود واعظی که در آن به نقش بی بدیل نفت در اقتصاد و سیاست جهان تاکید گردیده و به موضوعات مورد توجه سیاستمداران و بویژه طراحان سیاست خارجی قدرتهای بزرگ پرداخته می شود و در آن به کانون انرژی جهان و خاورمیانه و خلیج فارس بعنوان بزرگترین دارنده ذخایر عظیم نفت و گاز اشاره می گردد.
آثار منتشر شده توسط موسسه مطالعات استراتژیک ایران در قالب کتاب و مقاله ، از جمله منابع غنی در این زمینه است که بطور مشروح به مسائل مربوط به انرژی و نفت و تحولات و روابط بین الملل فیما بین تولید کنندگان و خریداران در بازار نفت و همچنین صادر کنندگان و مصرف کنندگان آن ، که اکثرا کشورهای توسعه یافته و قدرت های بزرگ اقتصادی و سیاسی می باشند ، پرداخته است .
کتاب های متعددی در زمینه نفت وانرژی منطقه خاورمیانه و خلیج فارس تالیف و تدوین گردیده است که می توان به کتاب مسائل نفت ایران و کتاب سیاست و دمکراسی نفت نوشته دکتر سعید میر ترابی نشر قومس و کتاب تاریخ نفت جهانی نگارش دانیل برگین با ترجمه غلامحسین صالح یار نشر اطلاعات ، کتاب نفت و سیاست خارجی ، محمود واعظی و کتاب سیاست نفت ،رابرت لونی با ترجمه علیرضا طیب ، نشر ابرار معاصر و کتاب نفت عراق تحولات و چالشها عباس کاردان ، موسسه ابرار معاصر و کتاب نفت ، قدرت و امپراطوری عراق و برنامه جهانی آمریکا، لاری اورست با ترجمه اقبال ، نشر دیگر و …………و چندین و چند کتاب دیگر که در آنها بر تاثیر گذاری مسائل نفت و انرژی بر اتخاذ سیاست خارجی قدرتهای بزرگ ، اشاره گردیده و در شماری از آنها به مقوله نفت خاورمیانه و کشورهای حوزه خلیج فارس ، بعنوان قطب انرژی جهان و کانون توجه قدرتهای بزرگ تاکید گردیده است .
همچنین مقالات بسیاری در این باب منتشر شده است که می توان به مقاله هفت قاعده سیاست خارجی نفتی نوشته دکتر سعید میر ترابی ، مقاله طرح سی ساله واشنگتن برای کنترل نفت خلیج فارس نوشته رابرت دریفوس ترجمه مرتضی محیط و مقاله نقش نفت در حمله آمریکا به عراق نوشته یزدانی – محمود اوغلو ، که در آنها بر قواعد سیاست گذاری قدرتهای بزرگ و رابطه میان آنها با کشورهای صادر کننده نفت و ابعاد ژئو پلیتیکی و ژئو اکونومیکی نفت خاورمیانه و حوزه خلیج فارس و کشور عراق ، پرداخته شده است .
تحولات جاری در دهه اخیر در حوزه نفت و انرژی و همچنین شکل گیری قدرتهای جدید منطقه ای و چالشها و بحرانهای ایجاد شده در خاورمیانه و تشکیل گروه های سلفی و افراطی و تروریست و را دیکال ، از جمله مباحثی است که کمتر منابعی به آن پرداخته است لذا این تحقیق سعی دارد با تکیه بر بنیان های اساسی حوزه نفت و انرژی به بررسی تحولات منطقه خلیج فارس و علی الخصوص کشور عراق پرداخته و جریانات حادث شده در این کشور و اثرات متقابل نفت و انرژی بر سیاست خارجی آمریکا را بررسی نماید و در این رهگذر نقش گروه داعش که همگام با منافع ملی آمریکا حرکت کرده و آسیب های جدی به زیر ساختهای کشور عراق و منطقه وارد آورده است را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد .
5-1) سئوال اصلی و سئوالات فرعی مرتبط با موضوع تحقیق
سئوال اصلی : تسلط بر منابع و ذخایر نفت عراق و ایجاد بحرانهای سیاسی ، اقتصادی و نظامی با اتکاء بر در آمدهای نفتی حاصل از فروش نفت ارزان قیمت توسط گروه داعش ، چگونه باعث ادامه حیات این گروه خواهد شد ؟
سئوال های فرعی :
6-1) فرضیه
1-6-1 ) فرضیه اصلی : دسترسی به درآمدهای نفتی و منابع و ذخایر نفت عراق ادامه حیات گروه داعش را تقویت نموده و ضمن ایجاد بحران سیاسی و نظامی ، باعث اجرای نقشه شوم آمریکا در تجزیه عراق خواهد شد.
2-6-1) فرضیه فرعی : ایجاد تفرقه های قومی و مذهبی در عراق با هدف تجزیه این کشور و کاهش قدرت حاکمه مرکزی است .
3-6-1) فرضیه فرعی : توسعه عراق در همگرایی قومی و وحدت سیاسی و هزینه کردن در آمدهای نفتی در زیرساختهای کشاورزی و صنعتی این کشور است . در حالیکه در حال حاضر این در آمدها هزینه جنگ و در گیری های قومیتی می گردد .
7-1) تعریف مفاهیم
ژئوپلیتیک – ژئواکونومی –ژئواستراتژیک – عراق و داعش – امنیت انرژی
1-7-1) ژئو پلیتیک
مفهوم ژئوپلیتیک که معادل فارسی آن “سیاست جغرافیایی ” است ، رویکرد یا دیدگاهی است برای تبیین سیاست بین المللی که سعی دارد تا رفتار سیاسی و توانایی های نظامی را برحسب محیط جغرافیایی توضیح دهد . بر طبق این رویکرد ، ژئوپلیتیک با درجات مختلف بیانگر تاثیر جغرافیا بر امور سیاسی و تاریخی است(1988Plano&Alton,) . بنابر این ژئوپلیتیک توجه خود را بر عوامل جغرافیایی که بر شکل گیری سیاست ها موثرند ، معطوف می دارد (میر حیدر، 1369،18)و در واقع دانشی است که روابط میان دولت ها و سیاست های اتخاذ شده آنها در حوزه جغرافیا را مورد مطالعه قرار می دهد و تعریف علمی آن یک مفهوم ترکیبی از سه عنصر اصلی ، جغرافیا و قدرت و سیاست را شامل می شود . پس بطور خلاصه می توان گفت ” ژئو پلیتیک عبارت است از علم روابط متقابل جغرافیا ، قدرت و سیاست و کنش های ناشی از آن و ترکیب آنها با یکدیگر ” (حافظ نیا ، 1385،37)
2-7-1) ژئواکونومی
ژئواکونومی در ادبیات فارسی به مفهوم “جغرافیای اقتصادی” است و به سرزمین ها و جغرافیای طبیعی اتلاق می شود که در اقتصاد جهانی نقش داشته باشد . تحلیل راهبردهای اقتصادی بدون در نظر گرفتن سود تجاری کوتاه مدت که از طرف دولتها به منظور تقویت اقتصاد ملی یا بخش های حیاتی ان و به منظور بدست آوردن کلیدهای کنترل آن ، که از طریق ساختار سیاسی اعمال می شود را ژئواکونومی می گویند . ژئو اکونومی از ترکیب سه عنصر جغرافیا ، قدرت و اقتصاد تشکیل گردیده است و ژئواکونومی همانند ژئوپلیتیک می باشد که در آن سیاست جای خود را به اقتصاد داده است(عزتی و ویسی ، 1385: 29 ) .
3-7-1 ) ژئو استراتژیک
ژئو به معنای جغرافیا و زمین و استراتژی به معنای راهبرد یا روش اجرا است که دستیابی به اهداف و ماموریت ها را با استفاده از منابع و مقدورات ممکن می سازد. به عبارت دقیق تر استراتژی در تئوری و عمل به مفهوم استفاده و تهدید به استفاده از قدرت سازمان دهی شده ، برای کسب اهداف و مقاصد سیاسی است (1999:5،Gray). از این رو ژئو استراتژی اصطلاحا” به علمی گفته می شود که وظیفه کشف روابط بین یک راهبرد و محیط جغرافیایی آن را دارد و با تعیین قلمرو جغرافیایی استراتژیهای نظامی را به منظور هدایت صحیح عملیات پایه ریزی می نماید . ودر واقع این علم راهبردی جغرافیایی است که سیاست خارجی دولتها و سازمانهای بین المللی ، با عنایت به عامل سرزمینی و توزیع جغرافیایی قدرت بر اساس آن شکل می گیرد .
4-71-1) عراق و داعش
عراق کشوری بزرگ و بازیگری مهم در عرصه بین الملل است این کشور با داشتن ذخایر عظیم نفت و گاز طبیعی نقش کلیدی در تامین انرژی جهان دارد و دومین کشور دارنده منابع نفت است و از لحاظ ساختار اجتماعی بافتی نا همگون دارد و از قومیتهای مختلف تشکیل شده است . از همین رو این کشور مورد تعرض بیگانگان و اشغال قرار گرفته است و عرصه تاخت و تاز قدرت های بزرگ ، برای دست یابی و سلطه بر منابع نفت و انرژی این کشور واقع شده است . حربه ها و دست آویز های مختلفی برای استقرار نظامی و تامین امنیت انرژی در این کشور بکار گرفته شده است و اخیرا این کشور دچار بحران های خشونت بار تروریستسی و گروه های به ظاهر مذهبی رادیکال گردیده است که به شدت حاکمیت عراق و منطقه را تحت تاثیر قرار داده است. این گروه تروریستی موسوم به دولت اسلامی عراق و شام است که فعالیت خود را ابتدا با نام جماعت التوحید و الجهاد با امضای یک پیمان وفاداری با اسامه بن لادن رهبر گروه القاعده آغاز کرد و در ابتدا سازمان خود را به نام پایگاه و مبنای جهاد در کشور دو رودخانه نام نهاد و سپس به مجمع شورای مجاهدین تغییر نام یافته و پس از آن در اوایل سال 2006 نام حلف المطلبین و چندی بعد نام دولت اسلامی عراق را برگزید و با شکل گیری بحران سوریه و انجام فعالیتهای نظامی در آن کشور به دولت اسلامی عراق و شام ” داعش ” تغییر نام داد گروه داعش یک سازمان تروریستی است که با حمایت غرب به خصوص آمریکا و انگلیس و حمایت های مالی بعضی از کشورهای منطقه نظیر عربستان و قطر به رهبری ابومصعب زرقاوی تاسیس شده و هم اکنون تحت رهبری ابوبکر البغدادی بعنوان خلافت اسلامی قسمتی از کشور عراق و شهر موصل را به تصرف خود در آورده است و بر چاه های نفت این منطقه مسلط شده اند .
5-7-1 ) امنیت انرژی
بررسی های آماری بیانگر آن است که میزان نیاز جهان و کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه به انرژی در سالهای پیش رو همواره افزایش یافته و رو به تزاید خواهد گذاشت و اهمیت نفت بعنوان یک منبع انرژی برای حداقل سی سال آینده ادامه خواهد یافت . از همین رو قدرتهای بزرگ که عمدتا کشورهای توسعه یافته و با مصرف انرژی بالا می باشند ، در صدد هستند که این جریان و انتقال ، در یک مسیر مطمئن و با ثبات و کمترین آسیبی ادامه یابد . امپریالیسم آمریکا نیز بعنوان بزرگترین مصرف کننده انرژی جهان ، دغدغه ی چگونگی تامین نفت و انرژی را در سرلوحه سیاست گذاری خود قرار داده است و به دو جهت در برقراری امنیت انرژی و تامین با ثبات نفت قدم بر می دارد ، نخست اینکه دارای بزرگترین اقتصاد جهان است و به تبع آن بالاترین سطح مصرف انرژی و نفت در این کشور اتفاق می افتد و دوم اینکه برای تسلط بر رقبای خود و اعمال هژمونی اقتصادی و سیاسی ، می بایست نبض بازار نفت و شریانهای اصلی تامین را در اختیار داشته باشد تا بتواند در اعمال سلطه بر رقبای خود فائق آید . لذا در همین زمینه بحث امنیت انرژی همپای امنیت ملی آمریکا و تامین منافع ملی این کشور با رویکرد تامین امنیت انرژی پایش و دنبال می گردد .
8-1) متغیرها
1-8-1 ) متغیر مستقل
-فروش نفت و درآمدهای نفتی
– ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک نفت عراق
2-8-1) متغیر وابسته
-بی ثباتی و بحران