فهرست شکل ها
| شکل (۲-۱): مولفه ها و ویژگی های اساسی یک نظام | |
| شکل(۲-۲): مولفه های یک نظام اطلاعات | |
| شکل (۳-۲): طبقه بندی نظام های اطلاعات | |
| شکل (۴-۲): حوزه های مسائل سیستم های اطلاعاتی | |
| شکل (۵-۲): فناوری اطلاعات | |
| شکل (۶-۲): مدل عوامل موفقیت سیستم های اطلاعات دلون و مک لین | |
| شکل (۷-۲): مدل مفهومی پژوهش | |
| شکل (۱-۴): مدل نهایی تحقیق |
فصل اول
کلیات پژوهش
امروزه اطلاعات عامل اصلی کسب قدرت است و تسلط واقعی، تسلط اطلاعاتی است. جنگ میان کشورهای غنی و فقیر، در واقع جنگ اطلاعاتی است و کشورهای سلطه گر که خواستار استمرار بهره جویی خود از منابع و ثروت کشورهای عقب مانده هستند، علاقه ای به ایجاد زیربناهای اطلاعاتی در این کشورها ندارند.
اطلاعات مدیریت تنها ابزاری است که مدیران را در اتخاذ تصمیم یاری می کند. مدیران با دریافت اطلاعات و پردازش آن به شناختی دست می یابند که بر اساس آن گزینه های ممکن در حل مسائل را تشخیص داده و مناسبترین آنها را انتخاب می کنند. هنگامی که مدیر به سازماندهی می پردازد، برنامه ریزی می کند و یا به استخدام نیروی انسانی اقدام می نماید.
علم اطلاعات مدیریت، با تحولات قرن حاضر تولد و نضج یافته است و متأسفانه، مدیریت در کشورهای در حال توسعه جز سایه و شمالی کمرنگ و برداشتی ناقص، بهره ای از علم اطلاعات مدیریت نگرفته است، که ثمره آن ناهنجاری در توسعه اقتصادی وناهماهنگی در فعالیتهای آنها است (بهشتیان، ۱۳۸۴، ص ۱۲).
ورود از عصر صنعت بع عصر اطلاعات ودانش، تمامی جنبه های مختلف زندگی بشر را تحت تاثیر خود قرار داده است. سازمان ها به عنوان نهادهایی که از دستاوردهای عصر صنعت بوده اند، با تحولات اخیر و ورود به عصر دانش دستخوش تغییرات بسیاری گردیده است. سیستم های اطلاعاتی مدیریت به عنوان یک پدیده جدید و به عنوان یک عامل پیش برنده در انطباق سازمان ها با تحولات امروزین شناخته شده است(جیمز. ا.ابراین، ۱۳۸۹ ص ۳).
امروزه گسترش روز افزون فناوری های ارتباطات و اطلاعات، حوزه های مختلف زندگی بشر را دگرگون ساخته است. یکی از مهمترین حوزه هایی که با ورود این فناوری ها دچار تحولات بنیادین گردیده، حوزه آموزش و مدیریت می باشد.
به طوری که مدیران قرن بیست و یک در محیطی همواره در حال تغییر و دگرگونی بسر می برند که بدون داشتن مهارت های شناختی، علمی و نگرشی، حضور در عرصه رقابت واثر گذاری در این محیط میسر نیست و همین امر برنامه ریزی برای آموزش چنین مهارت هایی را ضروری می نماید(شریفی، ۱۳۸۸ ص۱۱).
در جهان امروز، اطلاعات و ارتباطات مکمل توسعه خردمند است. در واقع وجود اطلاعات کافی و مجموعه های آن در طبقه بندیهای تخصصی موجب شده است تا افراد به طور قابل ملاحظه ای به دانش و کاربرد آن دسترسی پیدا کنند. نظریاتی از قبیل دهکده جهانی، دولت الکترونیکی، تجارت الکترونیکی، آموزش الکترونیکی و غیره دلالت بر رشد محیطی جدید دارد که در آن فناوری اطلاعات و آموزش در اطراف ما هستند و دسترسی به اطلاعات خاص باعث می شود تا افراد در حل مشکلاتشان از آن استفاده نمایند (بدرقه، ۱۳۸۹ ص ۳).
در این شرایط اطلاعات در کنار عواملی مانند نیروی انسانی، مواد اولیه، سرمایه، انرژی و ماشین آلات، به عنوان یکی از عوامل تولید، نقش مهمی را ایفا می کند و این نقش روز به روز و با گذشت زمان با اهمیت تر می شود.
بنابراین همان گونه که استفاده بهینه از سایر منابع نیاز به مدیریت دارند، اطلاعات نیز از این امر مستثنی نبوده و استفاده مناسب از آن بعنوان یک منبع حیاتی نیاز به مدیریتی صحیح و ضابطه مند دارد.
سیستم اطلاعات مدیریت، علمی است که برای همین منظور، یعنی مدیریت اطلاعات بکار برده می شود. بدون شک با توسعه سازمانها و گسترش وظایف و مسولیت های مدیریت، تصمیمات مدیر همواره باید بر پایه بررسی های فنی و آماری و اطلاعات صحیح و بر طبق اصول و روش های خاص علمی و شناخته شده استوار باشد.
بنابراین بدیهی است که اتخاذ هر نوع تصمیم صحیح مستلزم دسترسی به اطلاعات صحیح، دقیق و به موقع می باشد. بههمین جهت نیاز به یک سیستم اطلاعاتی مناسب در سازمان ها ضرورتی انکار ناپذیر است.
متأسفانه اطلاعات واهمیت آن در کشورهای جهان سوم جایگاه واقعی خود را پیدا نکرده وبه همین جهت زیر بناهای اطلاعاتی، در این کشورها به طور مطلوب و کارآم شکل نیافته اند.
روش های سنتی و قدیمی اطلاعات مدیریت پاسخگوی شرایط پیچیده و بهسرعت در حال تغییر عصر حاضر نیست و نمی توان در برخورد با مشکلات و چالش های مهم و تصمیم گیری صرفاً به ذهنیت ها و یا گزارشات محدود و گفته های دست اندرکاران اتکا نمود. بلکه اداره امور به شیوه ای موثر وکارآمد مستلزم جمع آوری، طبقه بندی و پردازش انبوهی از اطلاعات گوناگون است که با آهنگی سریع رشد کردهوهمین تحلیل آنها را سخت تر می کند.
با پیشرفت سریع فناوری اطلاعات و رشد آگاهی و توانایی آحاد جامعه و افزایش سطح توقع آنها ادارات دولتی نیز بایستی درصدد استفاده صحیح از این فناوریها وا فزایش سرعت و کیفیت خدمات خود باشند. استقرار و به کارگیری سیستم اطلاعات مدیریت جهت اتخاذ تصمیمات مناسب و برنامه ریزی دقیق در راستای افزایش کارایی و بهره وری در ادارات دولتی می تواند کمک شایان توجهی به مدیران و سیاست گذاران ارگانهای دولتی بنماید. بدین ترتیب همزمان با توسعه روز افزون فناوری اطلاعات در جهان، در برنامه ریزی های ملی نیز توجه بیشتر به این فن آوری ضرورت دارد.
۲-۱-بیان مسأله
مدیریت امروز در مواجهه باافزایش پیچیدگی تصمیم گیری ها دریافته است که سیستم های دستی گسترده و غیر متمرکز واغلب غیر مرتبط موجود، با توجه به اهمیت فوق العاده زیادی که اطلاعات دارد، قادر به تأمین اطلاعات مورد نیاز وارائه آنها در زمان مناسب نیستند واغلب مدیران سازمان ها با انبوهی از داده ها و یا طوماری از سوابق اطلاعاتی روبرو هستند که برای آنها در تصمیم گیری، برنامه ریزی، سازمان دهی و کنترل و هدایت صحیح و مطلوب، تأثیر چندانی ندارند.
مجموعه این عوامل وابسته به هم، موجب می شوند که سازمانها همواره از بحران اطلاعاتی بوجود آمده در عذاب باشند و این در حالی است که خود نیز متوجه این فقدان و مشکل نیستند. رفع تناقض مذکور و فراهم کردن مقدمات دسترسی مدیریت به یک مجموعه اطلاعاتی بوجود آمده در عذاب باشند و این در حالی است که خود نیز متوجه این فقدان و مشکل نیستند.
رفع تناقض مذکور و فراهم کردن مقدمات دسترسی مدیریت به یک مجموعه اطلاعاتی منظم، کامل، صحیح وقابل انعطاف در گروه تهیه مجموعه ای جامع، کامل و به هم پیوسته از سیستم ها و ساز و کارهایی است که به آن سیستم اطلاعات مدیریت گفته می شود.
سیستم اطلاعات مدیریت، سیستم سازمان یافته و ابزار مناسبی است که اطلاعات صحیح و خلاصه شده را در موقع مناسب به تصمیم گیرندگان و مدیران ارائه داده وامکان تصمیم گیری صحیح ودقیق را برای مدیران سازمان فراهم می سازد.
هدف نهایی از ایجاد این سیستم گردآوری، پالایش، تجزیه و تحلیل، پردازش، فشرده و تخلیص کردن، ذخیره کردن وسرانجام انتقال تمامی اطلاعات گذشته و حال سازمان ها و پدیده های مرتبط با آنها، در یک بانک اطلاعاتی متمرکز با امکان دسترسی سریع برای مدیران آنها است.
سیستم های اطلاعاتی موجبات افزایش آگاهی های مدیران و کارشناسان سطوح مختلف سازمان را فراهم ساخته، با طرح مفاهیم جدید نه تنها حیطه دانش آنها را در مورد اینکه قادر به انجام چه کارهایی و اتخاذ چه تصمیم هایی خواهند بود، وسعت می بخشند بلکه آنان را در هر چه بهتر انجام دادن مسئولیت ها و فعالیت هایشان یاری می نماید.
بهره گیری از امکانات ناشی از توسعه سیستم های اطلاعاتی مبتنی بر رایانه، برای تسریع در عملیات اداری و عرضه سریع و مقرون به صرفه خدمات و محصولات تولیدی سازمان ها باعث شده است که در کشورهای توسعه یافته، این گونه سیستم ها در بیشتر رشته ها و زمینه ها بکار گرفته شوند.
در حال حاضر بسیاری از کشورهای در حال توسعه نیز به پیامدهای به کارگیری سیستم های نوین رایانه ای آگاه شده و برای تبدیل روش های سنتی خود به سیستم های پیشرفته نوین، تمایل بیشتری پیدا نموده اند(مدیسون ودارنتون، ۱۹۹۶).
کشور ایران نیز از این امر مستثنی نبوده ودر این راستا در سالهای اخیر سرمایه گذاری های زیادی در زمینه خرید تجهیزات سخت افزاری و نرم افزاری در ادارات دولتی انجام گردیده است.
ورود سیستم های اطلاعاتی به سازمانهای کشور ایران به ویژه سازمانهای دولتی ،همواره موفقیت آمیز و بدون دردسر نبوده است.
در بسیاری از موارد سیستم های ایجاد شده نتوانسته اند انتظارات بجا و نابجای متقاضیان(به خصوص مدیران) را برآورده سازند و همین عدم رضایت به هر حال باعث شده نه تنها مشکلات قبلی حل نشود، بلکه سیستم و سازمان دچار اختلال گردیده و علاوه بر صرف هزینه و وقت زیاد از کیفیت و بازدهی آنها نیز کاسته شود.
اگر چه این مشکل در کشورهای پیشرفته نیز وجود دارد، ولیکن در کشورهای جهان سوم از جمله کشور ایران که دانش و فناوری اطلاعات سابقه طولانی نداشته و سیاستها و استانداردهای رسمی نیز یا وجود ندارد ویا هنوز در مراحل اولیه و در حال شکل گیری می باشد، حادتر به نظر می رسد(قاضی زاده فرد، ۱۳۸۸).
اهمیت روز افزون فناوری اطلاعات وفرصتهایی که برای بخش دولتی فراهم می کند باعث شده اند که بسیاری از کشورها از جمله ایران
مطلب دیگر :
راهنمایی بیشتر برای تولید سایت با کیفیت
هزینه های فراوانی را به کاربرد آن در سازمانهای دولتی خود اختصاص دهند. پر واضح است که صرف هر گونه هزینه ای در این زمینه هنگامی کارا و اثر بخش خواهد بود که به عوامل پیش برنده و بازدارنده کاربرد این فناوری توجه شود.
این موضوع در بخش دولتی اهمیت بیشتری دارد چرا که در این بخش، فعالیتها بسیار گسترده و متنوع هستند و تخصیص اعتبارات نیز به صورت متمرکز صورت می گیرد.
بنابراین آگاهی از وضعیت سازمانهای دولتی ازاین دیدگاه و چگونگی این عوامل در آنها به بهبود فرایند و نتایج تخصیص اعتبارات مربوط به کاربرد فناوری اطلاعات کمک می کند(علیدوستی، ۱۳۸۴ ص۲).
فقر و ضعف اطلاعات موجب می شود سازمان ها و ادارات دولتی نه تنها تصویر درست و کاملی از آینده نداشته باشند، بلکه حتی نتوانند نقاط قوت و ضعف و وضع گذشته و موجود سازمان را درست و کامل بشناسند.
در نتیجه نه می توانند هدف گذاری صحیح بکنند و نه قادرند فعالیتهای مناسبی را برای این سازمان ها طراحی نمایند و در نتیجه از منابع سازمان استفاده بهینه نخواهد شد.
از این رو می توان یکی از عمده ترین دلایل عدم کارایی و عدم موفقیت سیستم اداری ایران را تصمیم گیری ضعیف یا غلط و بی موقع مدیریت به علت عدم وجود اطلاعات کافی و مناسب دانست واین موضوع می تواند به دلیل اهمیت کافی قائل نشدن برای اطلاعات مناسب، دقیق، صحیح، قابل اعتماد، به هنگام و کامل باشد.
با وجود سرمایه گذاری های وسیع در حوزه فناوری اطلاعات، به دلایل گوناگون اطلاع دقیقی از حاصل این سرمایه گذاری ها در دست نیست اما شواهد نشان می دهد ناکامی در این سرمایه گذاری ها نسبت به توفیق در آنها رایج تر بوده و در سطح سازمانی و ملی کارایی و اثر بخشی مورد انتظار از سرمایه گذاری در این زمینه به دست نیامده است (ادوارد، ۲۰۰۲).
لذا بررسی دلایل ناکامی سیستم اطلاعات مدیریت به منظور شناسایی موانع واتخاذ تمهیدات لازم جهت انجام اقدامات پیشگیرانه در جهت رفع موانع و باکم کردن اثر آنها ضروری است.
از طرفی مطالعات نشان می دهد ناکامی در کاربرد فناوری اطلاعات، اقتضایی است به عبارت دیگر این ناکامی تابعی از شرایط کاربرد فناوری اطلاعات به شمار می رود. (Dehning and Richardson 2002) .
بدین معنی که موانع استقرار و به کارگیری سیستم اطلاعات مدیریت می توانند در حیطها و زمینه های گوناگون، متفاوت باشند.
به همین دلیل، این پژوهش به دنبال یافتن و تبیین چنین موانعی در محیط، اداره های کل و سازمانهای دولتی استان ایلام و طراحی و تبیین مدلی برای آنهاست. علاوه بر شناخت موانع به خودی خود، موضوع پژوهش شامل بررسی اهمیت این عوامل در این سازمانها نیز می شود.
مطالعه جدول (۱-۱) نشان می دهد که تحقیقات پیشین انجام گرفته درایران در زمینه بررسی موانع پیش روی استقرار و به کارگیری سیستم اطلاعات مدیریت در قلمرو مکانی یک سازمان یا یک وزارتخانه خاص بوده، و یا در برخی موارد که بررسی کلیه ادارات دولتی مدنظر قرار گرفته است تمرکز تحقیق بر یک مانع خاص بوده و سایر موانع مورد بررسی قرار نگرفته
۲-۳-۴- مرحله چهارم:مشارکت(participation) 16
۲-۳-۵- مرحله پنجم:کنترل(control) 16
فصل سوم
جایگاه زنان عربستان در آموزش
۳-۱- مقدمه ۱۸
۳-۲- حجاب ۱۹
۳-۳- وضعیت اشتغال زنان در عربستان ۱۹
۳-۴- تحصیل زنان ۲۰
۳-۵- دشواری های زنان عربستان در آموزش ۲۰
۳-۵-۱- زبان دانش دینی ۲۰
۳-۵-۲- متون آموزشی ۲۱
فصل چهارم
جایگاه زنان در نظام آموزشی
۴-۱- نقش آموزشى زنان ۲۳
۴-۲- نقش آموزشى زنان در خانواده ۲۳
۴-۳- نقش زنان در نظام آموزش رسمى کشور ۲۵
۴-۴- نقشهاى آموزشى غیر مستقیم در زنان ۲۷
۴-۵- وضعیت زنان در عربستان سعودی ۲۸
۴-۵-۱-آموزش ۲۹
۴-۵-۲-رانندگی ۲۹
نتیجه گیری
۵-۱- نتیجه گیری ۳۱
منابع
چکیده
مهمترین و برجستهترین نقش زنان را مىتوان نقش آموزشى آنان دانست که تمامى فرایند زندگى را در بر مىگیرد. این نقش به سه صورت قابل تقسیم بندى است: ۱ – نقش آموزشى در خانواده ۲ – نقش آموزشى در نظام آموزشى رسمى کشور ۳ – نقش زنان در
فرایند توسعه و پیشرفت اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى به عنوان عناصر آموزش دهنده غیر مستقیم در این تحقیق بر اساس دادههاى آمارى به بررسی نقش زنان در نظام آموزشی طى ۲۵ سال گذشته در جمهورى اسلامى ایران و عربستان مورد بررسى و تحلیل قرار گرفته و در پایان کاستىهاى موجود در این زمینه بازگو شده است.
پژوهش حاضر به بررسی و تحلیل بازتاب ها و تأثیرات حضور گسترده تر زنان در جامعه از لابه لای مطبوعات این دوره پرداخته است. ابتدا بازتاب های مثبت و منفی گسترش حضور اجتماعی زنان به ویژه تعامل و رویایی نیروهای سنت گرا و گروه های روشنفکر با آن را مورد بحث قرار گرفته و سپس ضمن بررسی تأثیرات حضور اجتماعی، بر ایجاد تغییر و تحول در ابعاد مختلف زندگی زنان، تحلیل تأثیر این تغییر و تحول در نظام خانواده پرداخته است. اگرچه در جنبش های مذهبی و ملی نظیر جنبش تنباکو و نهضت مشروطه حضور فعال اجتماعی زنان مشاهده می گردد، اما این حضور، خود جوش و آگاهانه نمی باشد. اولین گام های جدی برای ایجاد تغیر در وضعیت زنان در زمان رضاشاه برداشته شد تا پیش از شهریور ۱۳۲۰ حضور زنان در ادارات که لازمه ی آن ایجاد ارتباط مستقیم با مردان بود محدود به زنان تحصیل کرده و طبقات ممتاز جامعه بود. با وجود این، مشکلات اقتصادی و وجود امکان کار در کارخانه ها هم پای مردان به تدریج در اواخر دوره ی رضاشاه زنان نیازمند را به این مراکز کشاند. با وجود آن که پس از پیروزی مشروطیت و بنا بر متمم قانون اساسی کشور تحصیل اجباری شد،اما در عمل نه تنها برای زنان بلکه در کل نظام آموزشی کشور تا پایان دور ه ی قاجاریه پیشرفت چندانی حاصل نگردید.
کلید واژه :
زنان ، نظام آموزشی ، پیشرفت و توسعه ، ایران ، عربستان
مقدمه
زنان نقش بسیار مهمى در آموزش جامعه و در سطح اولیه در خانواده خود دارند. ایشان به دلیل جایگاه و نقش بارز و مشخصى که در
مطلب دیگر :
راهنمایی بیشتر برای تولید سایت با کیفیت
تربیت و رشد نسلهاى آینده دارند، از مهمترین عوامل منتقلکننده فرهنگ و یا به عبارتى آفرینش انگارهاى فرهنگى به شمار مىروند. به واسطه زنان بسیارى از سنتها و آمیزههاى فرهنگى و اجتماعى و آموزشى و فردى پایدار و به نسل بعد منتقل مىشود، یا در اثر نادیده انگاشتن و کماهمیت جلوه دادن از سوى آنها، کمرنگ شده و یا از بین مىرود. اگر دقیقتر بنگریم اولین نقش زنان آموزش است. به جرئت مىتوان گفت اولین شغل زنان در جهان معلمى است. وقتى کودکى متولد مىشود باید به وى آموخت که چطور راه برود، حرف بزند، با دیگران ارتباط برقرار کند و . بیشتر اینها توسط مادر آموزش داده مىشود و این مهم نشان مىدهد از نقشهاى اصلى زنان، آموزش در خانواده است.
مادر در سطوح بالاتر دانشآموز را آموزش مىدهد، به دانشجویان درس مىدهد، به کارمندان خود شیوه فعالیت را مىآموزد و .
کودکان در خانواده اطلاعات اولیه چگونه بودن، چگونه سخن گفتن و چگونه با دیگران ارتباط برقرار کردن را یاد مىگیرند؛ مواردى که نقش کلیدى در موفقیت یا شکست فرد در فعالیتهاى خانوادگى و اجتماعى وى در آینده دارد.
بنابراین بنیان جامعه، خانواده است و خانوادههاى آموزشدیده، جامعهاى آموزشدیده را در پى دارند. از منظرى دیگر، اگر آموزش را از ارکان توسعه بدانیم بدون در نظر گرفتن زنان که نیمى از جمعیت کشور هستند، دستیابى به توسعه و آموزش عمومى میسر نخواهد بود. زنان معلمان واقعى جامعهاند. آنچه زنان انجام مىدهند، اثر بسزایى بر بیشتر پروژههاى توسعهاى دارد، حتى اگر نقش زنان به روشنى در طراحى و اجراى برنامهها در نظر گرفته نشده باشد.
۱-۱- بیان مسئله:
فرایند پیشرفت و توسعه یا عقب ماندگی کشور در مقایسه با کشور های دیگر ، یک مقوله چند وجهی است و از ابعاد متعددی قابل بررسی می باشد . امروزه با توجه به اینکه توسعه از اهدا ف دولت ها و ملت ها می باشد ، انتظار می رود نظام آموزشی در این زمینه تاثیر قابل توجه و یا حتی اساسی داشته باشد . به نظر می رسد آموزش و پرورش از طریق تحولاتی که در رفتار فردی و نگرش های اجتماعی ایجاد می کند ، در رشد و پویایی سیاسی و ا قتصادی و فرهنگی جامعه موثر باشد .
آموزش و پرورش علاوه بر انتقال دانش و علوم ،ارزش هایی چون نظم و انظباط و تعهد و اطاعت و احساس مسئولیت را در نوجوانان ایجاد و تقویت می کند و موجب کاهش آسیب های اجتماعی شده و افراد را تواناتر و قدرت مشارکت آنان در فعا لیت های اجتماعی – اقتصادی را بیشترمی کند . از طرفی دیگربا تغییراتی که در نگرش ها و هنجار های فردی بوجود می آورد ، موجب می گردد که وا لدین به تدریج کیفیت فرزندان را به کمیت آن ترجیح دهند و خوا هان فرزندان کمتری باشند .
با توجه به اینکه فرایند ترقی کشور دارای مولفه های متعددی است که یکی از آنها نقش زنان در نظام آموزشی است و به دلیل برسی کامل و یافتن کاستی های موجود در این زمینه به بررسی تطبیقی با نظام آموزشی عربستان پرداخته ایم .
در اغلب کشور ها و همین طور در کشور ما زنان نقش مهمی در آموزش و پرورش رسمی به خود اختصاص می دهد ما در این تحقیق به دنبال یافتن سوالاتی برایرسشهای اساسی تحقیق می باشم که این پرسشها عبارتند از آیا نقش زنان در نظام آموزشی ما پررنگتر از کشور عربستان می باشد ؟ آیا حضور زنان نظام آموزشی کشور توانسته است تاثیر مثبت در توسعه کشور داشته باشد ؟
تعداد صفحه :۴۰
قیمت : ۱۴۷۰۰تومان
درماندگی آموخته شده سلیمگن: ۵۶
تجدیدنظر تئوری درماندگی فرمولبندی جدید: ۵۸
وضعیت مفهومی تبیین و سبک تبیین: ۶۱
تبیین های علی و سبک تبیین، سازه های فرضی: ۶۵
جامعه آماری ، نمونه آماری و روش تجزیه و تحلیل داده ها : ۷۰
مقدمه
در تاریخ معاصر علوم، معانی مفاهیمی مانند «مکتب»، «نظریه» و یا «تئوری» تا حد زیادی مترادف به کار رفته است. منظور از این مفاهیم غالبا ارائه بینش و روش خاصی است که جهت تبیین و توجیه، ساخت و کنش و کیفیت و کمیت روابط بعضی از پدیده های مرتبط با هم در جهان هستی بکار می رود (شاملو،۱۳۸۹).
مطلب دیگر :
از آنجا که بینش دانشمندان متفاوت است، لذا دیدگاه آنها نسبت به شناخت و توجیه پدیده های عالم هستی نیز با هم تفاوت دارد. از این رو مکاتب و نظریات بسیاری درباره تبیین و توجیه رفتار موجودات زنده و بخصوص رفتار انسان پدید آمده است. علاقمندان به مطالعه انسان، همیشه این سئوال را مطرح می کنند که چه مقدار از شخصیت ارثی و به فطرت مربوط می شود و چه مقدار آن با محیط و فرهنگ او ارتباط دارد؟ این موضوع در تاریخ تکامل عقاید، هر زمان به نحوی فلاسفه، دانشمندان و بخصوص روانشناسان را به خود مشغول داشته است. فطرت گرایی در روانشناسی تاریخی طولانی دارد. برای مثال بقراط، پدر علم پزشکی معتقد بود که خلقیات انسان از تعادل چهارز مزاج «خون،صفرای زرد،صفرای سیاه و بلغم» تشکیل می شود. در زمان ما، یعنی قرن بیستم افرادی مانند کرچمر[۱](۱۹۳۵) و شلدون[۲](۱۹۴۴) طبق نظریه هایی که ارائه داده اند، خصوصیات و خلقیات روانی انسان را به ساختمان فطری و جسمانی آنها مربوط دانسته اند. در نظریه افرادی مانند فروید نیز مفهوم نهاد[۳] که در شکل گیری زیربنایی شخصیت اهمیت فراوانی دارد به خصوصیات سرشتی و نهادی افراد مربوط می شود. در آن سوی فطرت گرایی مسئله محیط گرایی در ایجاد و تکامل شخصیت قرار دارد که البته موضوع تازه ای نیست. رفتارگرایان تاثیر یادگیری و شکل گیری عادات را در مجموع سازنده شخصیت ناشی از محیط و فرهنگ می دانند. به عقیده آنها از زمان واتسون[۴] تاکنون، این امر مهمترین و اساسی ترین مسئله در مطالعه شخصیت است. در زمان ما، بسیاری از روانشناسان، روانپزشکان و متخصصان سلامت روان، رفتار انسان و کنشهای بهنجار و نابهنجار او را ناشی از ارتباط متقابل و دائمی این دو عامل یعنی فطرت و محیط می دانند (اسکات [۵]به نقل از جمالفر، ۱۳۸۴).
رویکرد رفتاری به عنوان واکنشی مستقیم در برابر رویکرد ذهن گرایانه روانکاوی به وسیله واتسون(۱۹۱۳) و اسکینر[۶] (۱۹۴۵) آغاز شد. رفتارگرایان اولیه تمایل داشتند نظریه یادگیری و شرطی سازی را آن طور که در آزمایشگاه با حیوانات انجام می شد با انسان به کار برند. درمانگران رفتاری معاصر در الگوهای خود تجدید نظر کرده و نقشی را برای عوامل شناختی و واسطه ای در نظر گرفته اند.
مفهوم تقویت، قلب رویکرد رفتاری است. گفته می شود هر زمان رویدادی به دنبال رفتار بیاید و احتمال تکرار رفتار را افزایش دهد، تقویت روی داده است. رویکرد رفتاری در مورد اختلالات روانی نیز تبیین های متفاوتی دارد. افسردگی از جمله اختلالاتی است که نظریه پردازان رویکرد رفتاری در باب آن به تفضیل سخن گفته اند. افسردگی حالت مرضی عاطفی است که با احساس ناامیدی، بی کفایتی، گناه، بی ارزشی و استدلال و منطق ناکارآمد همراه است (فیرس و ترال به نقل از فیروزبخت،۱۳۸۶).
اگرچه رویکردهای رفتاری فعلی برای اختلال افسردگی در فرضهای نظری و راهبرهای درمانی متفاوت هستند، ولی همه آنها در اصل بنیاد و منشاء واحدی دارند. به سر می برند در مقایسه با افراد دیگر از اعتماد به نفس پایین تری برخوردارند (رهم[۷]، ۱۹۷۷). یکی از حوزه هایی که افسردگی می تواند تاثیر سویی بر آن گذارد، فرایندهای خودکنترلی می باشد. نظریه پردازان رفتاری فرض می کنند که افسردگی و فقدان تقویت به هم وابسته اند. بسیاری از این نظریه پردازان به شدت تحت تاثیر مطالعات اسکینر بوده اند. عقاید ناشی از کار اسکینر با تاکید بر تعامل اجتماعی، خصوصا روی لینکه چطور رفتار افراد دیگر می تواند بعنوان تقویت عمل کند، اصلاح شده اند. لوینسون[۸] و همکارانش(۱۹۷۴) در زمره پیشگامان تحقیق روی افسردگی از نقطه نظر رفتاری بوده اند. بطور کلی، آنها تاکید دارند که میران پایین بازده رفتار و احساس غم و ناراحتی همراه با افسردگی ناشی از میزان پایین تقویت مثبت است. این پژوهش با تمرکز بر نظریات لوینسون و رهم به بررسی نقش شکست ها و موفقیت های محیطی در خودارزیابی آزمودنی ها می پردازد.
بیان مساله
در دو دهه اخیر افسردگی جای تشویش و اضطراب را که در دو دهه بعد از جنگ بین الملل دوم به عنوان مهمترین عارضه روانی تلقی می شد گرفته است و اینک رایج ترین ناراحتی روانی افراد بالغ را تشکیل میدهد( کلارک ، ۲۰۰۰[۹]). این اختلال بخش عمده ای از پژوهشهای روانشناسان بالینی ، مشاوران ، روانپزشکان و عصب شناسان را به خود اختصاص داده
(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)
چکیده :
پژوهش حاضر، به منظور مقایسه هوش هیجانی و جرأت ورزی در دانش آموزان دختر و پسر نابینا و عادی مقطع متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی ۸۵-۱۳۸۴ صورت گرفته است. بدین منظور ۱۸۰ دانش آموز دختر و پسر ( ۱۲۰ دانش آموز عادی و ۶۰ دانش آموز نابینا ) به روش نمونه گیری چند مرحله ای تصادفی انتخاب شدند و به پرسشنامههای هوش هیجانی « بار – ان » و جرأت ورزی گمبریل و ریچی پاسخ دادند. یافتههای پژوهش نشان داد که بین هوش هیجانی کلی دانش آموزان دختر و پسر عادی و نابینا تفاوت وجود دارد، به طوری که هوش هیجانی دانش آموزان عادی بیشتر از دانش آموزان نابینا است و نمرات دانش آموزان نابینا در مولفههای خود آگاهی هیجانی، ابراز وجود، خود شکوفایی، استقلال، روابط بین فردی، حل مسأله، انعطافپذیری، تحمل استرس، کنترل تکانه و شادکامی پایین تر از دانش آموزان عادی است.
مقدمه
هوش هیجانی، شکلی از هوش اجتماعی و پیشبینی کننده مناسبی در کارآمدی کلی و کارآمدی در حیطههای خاص نظیر عملکرد شغلی است و توانایی کنترل احساسات و هیجانات خود ودیگران، تمایز میان آنها و استفاده از این اطلاعات برای هدایت تفکر و عمل فرد را در بر میگیرد ( سالووی و مایر [۱]، ۱۹۹۰ ). هوش هیجانی با شناخت فرد از خودش و دیگران، ارتباط با دیگران، سازگاری و انطباق با محیط پیرامون که برای موفق شدن در برآوردن خواستهای اجتماعی لازم است، مرتبط است. هوش هیجانی، توانمندی تاکتیکی [۲] در عملکرد فردی است (بار – ان، ۲۰۰۰ ). هوش هیجانی تأثیر بسیار زیادی بر شادی و رضایت افراد دارد. کسانی که
هوش هیجانی خود را به کار میگیرند و با محیط اطراف خود سازگاری بیشتری دارند، اعتماد به نفس بالایی نشان میدهند و از توانایی خود آگاهند. رابطه مستقیم بین هوش هیجانی و زندگی خوب و سالم نشان میدهد که توجه به هیجان ها، آگاه بودن و آگاه ماندن از آنها و استفاده از انها در راهنمایی کردن رفتار، اهمیت زیادی دارد ( برادبری، گریوز ۲۰۰۵ ).
افرادی که از هوش هیجانی بالایی برخوردارند، از توانشهای اجتماعی موثرتری نیز برخوردارند و به واسطه ی آن روابط بین فردی مطلوبی را ایجاد کرده، میتوانند هیجانات خود را درک و ابراز کنند و توانایی درک هیجانهای دیگران را نیز داشته باشند ( سالووی و مایر، ۱۹۹۰ ). با توجه به ا ینکه مهارتهای هیجانی و اجتماعی در ارتباط با دیگران آموخته میشوند و لازمه کسب بسیاری از این مهارتها داشتن قدرت بینایی است، در نتیجه افراد نابینا به واسطه ی نقص بینایی خود، از به دست آودرن چنین تجربیاتی محروم هستند. این تجربیات میتوانند تأثیر زیادی بر بالیدگی هیجانی و تعامل اجتماعی افراد نابینا داشته باشند ( قمرانی و جعفری، ۱۳۸۳ ).
یان مسئله :
مطلب دیگر :
هوش هیجانی، شکلی از هوش اجتماعی در حیطههای خاص نظیر عملکرد شغلی ایت و توانایی کنترل احساسات و هیجانات خود و دگیران، تمایز میان آنها و استفاده از این اطلاعات برای هدایت تفکر و عمل فرد را در بر میگیرد معلولیت بینایی میتواند عامل مؤثری در هوش هیجانی باشد، به طوری که دانش آموزان نابینا، دارای هوش هیجانی پایین تری نسبت به همسالان عادی خود هستند. قابل توجه است که معلولیت بینایی، برخی از مؤلفههای هوش هیجانی را بیشتر تحت تأثیر قرار میدهد، به طوری که دانش آموزان نابینا در مؤلفههای خودآگاهی هیجانی ابراز وجود، خود شکوفایی، استقلال، روابط بین فردی، حل مسأله، انعطافپذیری، تحمل استرس، کنترل تکانه و شادکامی نمرات پایین تری نسبت به دانش آموزان عادی کسب کردند.
دراین تحقیق نشان خواهیم داد که معلولیت بینایی به طور یکسان دختران و پسران را تحت تأثیر قرار نمی دهد و برخلاف عدم تفاوت در دانش آموزان عادی، هوش هیجانی دختران نابینا، کمتر از پسران است همچنین دانش آموزان عادی نسبت به دانش آموزان نابینا از میزان جرأت ورزی بالاتری برخوردار بودند.
تعداد صفحه :۴۸
قیمت : ۱۴۷۰۰تومان