مادر، زوج یا زوجه، اخوه ابوینی، اخوه مادری- 150
مادر، زوج، خواهران (مختلف)151
مادر، زوج، یک خواهر ابوینی، یک اخوه مادری- 151
مادر، زوج، خواهران ابوینی، یک نفر اخوه مادری- 152
مادر، زوج، خواهران ابوینی (یا ابی)، دو نفر اخوه مادری(ام الفروخ) 153
مادر (یا جده)، زوج، برادران ابوینی، خواهران مادری (مشترکه) 155
مادر، زوج، برادران پدری، اخوه مادری- 158
مادر، زوجه، خواهران (متفرقه) 160
مادر (یا جده)، زوجه، یک خواهر ابوینی (ابی)، یک خواهر مادری- 160
مادر (یا جده)، زوجه، دو خواهر ابوینی (ابی)، یک خواهر مادری- 160
مادر (یاجده)، زوجه، دو خواهر ابوینی (ابی)، دو خواهر مادری- 160
مادر، زوجه، دختر، خواهر 161
مادر (جده)، زوجه، دختر، خواهر (ابوینی یا ابی) 161
مادر (جده)، زوجه، دختران، خواهر (ابوینی یا ابی) 162
*** مادر (یا جده) زوجه، دختر، خواهر مادری، خواهر ابوینی- 163
*** مادر (جده)، زوجه، دختران، خواهر مادری، خواهر ابوینی- 163
*** مادر (جده)، زوجه، دختران، خواهران مادری، خواهر ابوینی- 164
مادر، اخوه 166
مادر و نوه ها 167
مادر و فرزند لعان- 167
مادر و فرزند نامشروع 167
مادر و فرزندان نکاح موقت- 168
مادر و فرزندان شبهه 168
فصل دوم: دختر و نوه ها 170
ارث نوه ها (اولاد الاولاد) 170
اصل وارث شدن نوه ها 171
مقدار و کیفیت ارث بردن نوه ها 172
همراه شدن چند طبقه از فرزندان- 174
همراه شدن با سایر ورثه 174
شرایط وارث شدن نوه ها 175
فقط پسر (یا پسران) میت، وارث او باشند- 176
فرزندان، دختر و پسر باشند- 177
فرزندان فقط دختر باشند- 178
فرزند فقط یک دختر باشد- 178
فرزندان فقط دو دختر باشند-178
دختران (بیش از دو دختر) 179
دختر و پدر 181
یک دختر و پدر 181
پدر و دختران- 183
دختر و والدین- 183
دختر و نوه ها 184
دختر و نوه های دختری (اولاد البنت) 184
دختر و نوه های پسری (اولاد پسر) 185
دختر و جد- 193
دختر و زوج یا زوجه 194
دختر و زوج- 194
دختر و زوجه 195
پدر، دختر و زوج یا زوجه 196
اولاد پسر(اولاد الابن) و زوج یا زوجه 197
اولاد دختر (اولاد البنت) و زوج یا زوجه 197
نوه های مختلف و زوج یا زوجه 199
دختر و اخوه 199
دختر، برادر 200
دختر و خواهر 201
دختر، دختر پسر، خواهر 201
دختر و اخوه مختلف (خواهر و برادر ابوینی یا ابی) 202
این مطلب را هم بخوانید :
دختر، خواهر، جد- 203
دختر و پسر، جد، خواهر 205
دختر و سایر عصبه 206
دختر، عمو، عمه 206
فصل سوم: خواهران 207
فرائض اخوه 208
حاجبین اخوه 209
فرائض عادله عائله و قاصره 210
تکملة الثلثین- 211
عصبه شدن خواهران و اخوه 211
مسأله تشریک (تشریک اخوه ابوینی با اخوه مادری در سهم اخوه مادری) 212
فقط خواهر وارث باشد-213
الف : خواهر های یک گروه 213
ب: خواهران متفرقه 213
خواهر و زوج یا زوجه 215
خواهران و عصبه 217
اخوه مختلط- 218
اخوه وجد- 219
اخوه مادری، جد پدری- 220
جد و جده مادری، اخوه 220
اخوه ابوینی (یا پدری) و جد پدری- 220
اخوه ابوینی، اخوه پدری، جد- 221
خواهران، جد- 221
دختر، خواهر، جد- 221
خواهر، مادر، جد (مسأله خرقاء) 222
خواهر، مادر، جد، زوج- 222
خواهر، مادر، جد، زوجه 222
خواهر ابوینی، برادر پدری، جد(عشریة زید) 222
اخوه مادری و جد- 222
یک نکته در باب رد 223
رد بر خواهران متفرقه 223
اجداد و فرزندان اخوه 225
اولاد الاخوه 225
«دخترِ دختر» ، «دخترِ خواهر» 226
فصل چهارم: جده ها 227
صاحب فرض بودن- 229
طبقه جده ها در ارث- 229
جده های واجد شرایط ارث- 230
سهم ارث جده ها 230
تفاوت درجه قرب و بعد و تاثیر آن در ارث جده ها 232
حاجب شدن فرزندان میت برای جده ها 235
حاجب شدن پدر و مادر میت نسبت به جده ها (و اجداد) 235
مقدار سهام و کیفیت تقسیم آن بین جده ها 238
تعداد جده های وارث- 239
مثال هایی از ارث جده ها 244
مادر پدر 244
مادر مادر، 244
مادر پدر، مادر 244
مادر مادر، مادر 244
مادر پدر، مادر مادر، مادر 244
مادر پدر، پدر 244
مادر مادر، پدر 245
مادر مادر، مادر پدر، پدر 245
مادر پدر، پدر، مادر 246
جده مادری، جد مادری (مادر مادر، پدر مادر) 247
جده پدری، جده مادری- 247
جده پدری، جد پدری، جده مادری، جد مادری- 248
جده مادری، جده پدری، جد پدری(مادر مادر، مادر پدر، پدر پدر) 249
جد مادری، جده پدری، جد پدری- 250
جده مادری، جد مادری، جده پدری- 250
جده مادری، جد مادری، جد پدری- 250
فصل پنجم: عمه و خاله 251
مثال هایی از ارث عمومه و خؤوله 254
عمو، عمه 254
ج- نگاهی بر وضعیت قوانین و رویههای موجود در مورد منع تبعیض اقتصادی علیه زنان. 101
د- توانمندسازی اقتصادی زنان. 101
ﻫ- وضعیت دختربچهها 102
و- زنان سالخورده 102
ز- ارتکاب خشونت علیه زنان. 102
ح- توصیههای گروه کاری.. 103
فصل چهارم: مسئولیت بینالمللی دولتها در خصوص شکنجه علیه زنان. 104
مقدمه. 104
4-1- مبنا و منشأ مسئولیت بین المللی دولت.. 104
4-1-1- نظریه خطر یا ریسک 104
4-1-2- نظریه خطا یا مسئولیت ذهنی 105
4-1-3- انتقادات وامتیازات نظریه خطا یا مسئولیت ذهنی.. 105
4-1-4- بررسی عملی نظریه خطا (مسئولیت ذهنی) با نظریه خطر (مسئولیت عینی) 106
4-1-5- نظریه مسئولیت برای اعمال منع نشده 106
4-2- جایگاه مسئولیت بینالمللی.. 106
4-3- قوانین مرتبط با مسئولیت دولتها در خصوص شکنجه، تبعیض و خشونت علیه زنان. 108
فصل پنجم: نتیجهگیری.. 111
پیشنهادات.. 114
منابع. 115
پیوست الف: اعلامیه حذف خشونت علیه زنان. 122
پیوست ب: کنوانسیون حذف کلیه اشکال تبعیض علیه زنان. 127
Abstract. 140
فهرست جدولها
عنوان صفحه
جدول 2-1- پاسخ جمهوری اسلامی ایران به کمیته حقوق بشر در سال 2011 تحت عنوان «قاضی زن» 57
جدول 3-1- نرخ مرگ و میر کودکان زیر 5 سال (به ازای هر 1000 تولید) 80
جدول 3-2- نرخ مرگ ومیر مادران. 80
جدول 3-3- آمار توصیفی ضریب جینی سرمایه انسانی مختلف جهان طی دوره 2005- 1960. 88
فهرست شکلها
عنوان صفحه
نمودار 2-1- مقایسه تعداد نمایندگان مرد و زن در دورههای مختلف مجلس شورای اسلامی پس از سال 1357. 56
شکل 3-1- اثرات آموزش بر نابرابری جنسیتی.. 83
شکل 3-2- تأثیر برابری جنسیتی.. 83
شکل 3-3- نابرابری جنسیتی و توسعه انسانی.. 84
شکنجه علیه زنان مانعی در راه دستیابی به برابری، پیشرفت و صلح، مصداقی از نقض حقوق بشر و آزادی های اساسی زنان و نمایشی از نابرابری تاریخی روابط قدرت میان زنان و مردان است. همچنین به سلطه کشیدن و تبعیض علیه زنان و پیشگیری از پیشرفت کامل زنان از جمله مکانیزمهای مهم اجتماعی است که زنان را به موقعیتهای فرودست در مقایسه با مردان سوق میدهد و برخورداری زنان را از حقوق و آزادیها به طور ناقص یا کامل نفی میکند. هدف از انجام این تحقیق، بررسی عوامل مؤثر در نابرابری علیه زنان و تأثیر تبعیضها و نابرابریها بر زنان و همچنین جمعآوری کنوانسیونهای بینالمللی موجود در زمینه شکنجه و خشونت علیه زنان و رویهی دولتها در این خصوص میباشد. مطالب ارائه شده در این تحقیق مطابق ترتیب ذیل در پنج فصل طبقهبندی شده است. در فصل اول به کلیات، فصل دوم تعاربف، فصل سوم نابرابریهای جنسیتی و مفاهیم مرتبط با آن، فصل چهارم مسئولیت بینالمللی دولتها در خصوص شکنجه علیه زنان و فصل پنجم به ذکر نتیجهگیری پرداخته شده است. جهت انجام این پژوهش، کنوانسیونهای مربوطه، کتب، مقالات، پایاننامهها، سایتهای معتبر و اخبار مرتبط جمعآوری و مورد مطالعه قرار گرفتهاند. پس از مطالعه منابع مورد بررسی، قوانین بینالمللی موجود با شرایط حاکم در کشورهای مختلف مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج حاصله بیانگر تفاوتهای عمیق فرهنگی و اجتماعی کشورهای مختلف در زمینه زنان است. طبق نتایج بهدستآمده، کشورهایی که حقی در خور شأن زن برای او قائل نیستند، عموماً جزء کشورهای درحالتوسعه و توسعه نیافته می باشند. علیرغم وجود اسناد بینالمللی، دولتها خود را ملزم به رعایت قوانین بینالمللی در زمینه حقوق زنان نمیدانند و همچنان اعمال تبعیضها علیه زنان در بسیاری از کشورها ادامه دارد. اینگونه تفاوتها و تبعیضها موجب سلب اعتمادبهنفس، کاهش حضور زنان در جامعه، عدم پیشرفت آنان، ایجاد ناراحتیهای روحی و روانی، عدم تربیت صحیح فرزندان و پیامدهای سوء دیگری میگردد. در این تحقیق پس از بررسی قوانین بینالمللی در زمینه حقوق زنان به بررسی آثار سوء شکنجه و خشونت علیه زنان بر زنان، کودکان و جوامع انسانی پرداخته شده و در نهایت خلأهای قانونی ذکر و پیشنهاداتی جهت بهبود شرایط موجود ارائه شده است.
کلمات کلیدی: شکنجه ـ زنان ـ نابرابری ـ خشونت ـ تبعیض.
تحقیق حاضر، تحقیقی از نوع نظری است. پژوهشی بنیادی که از روشهای استدلال و تحلیل عقلانی استفاده میکند و برپایۀ مطالعات کتابخانهای انجام میشود.
احترام جهانی به حقوق زن و رعایت واقعی آن از اصول مهم و بنیادین جوامع بشری است. درنتیجه خشونت و تبعیض علیه زنان مبنایی بر نقض حقوق بشر و آزادیهای اساسی زنان محسوب میگردد. با توجه به تفاوت سطح زندگی، تفاوتهای اعتقادی، فرهنگی و اجتماعی در جوامع مختلف، مفاهیمی چون امنیت، آزادی، تمامیت و وقار تعریف متفاوتی دارند. در بعضی جوامع، برابری حقوقی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی به دلایلی از جمله خشونت و تبعیض محدود میشود. شکنجه علیه زنان، نقض اصول برابری حقوق و احترام به شخصیت انسانی است و این شکنجهها و تبعیضها مانعی است برای شرکت زنان در شرایط مساوی با مردان در زندگی سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کشورهای آنان و نیز از سعادت جامعه و خانواده جلوگیری میکند و باعث به وجود آوردن مشکلات بیشتر برای توسعه و قابلیتهای زنان جهت خدمت به کشور خودشان و جامعه بشری میشود. امروزه، با توجه به تغییر نقش سنتی مردان و زنان در جامعه و خانواده، دستیابی به برابری کامل بین مردان و زنان ضروری است ولی متأسفانه علیرغم وجود اسناد گوناگون و فراوان، هنوز شکنجه علیه
زنان وجود دارد. دولتها برای رفع این تبعیضها، درصدد انعقاد معاهدات، کنوانسیونها و میثاقهایی برآمدند و ضمن پیوستن به معاهدات و کنوانسیونها، خود را به اجرای آن متعهد نمودند و متعاقباً در صورت نقض تعهدات ایجادشده از جانب دولتها، مسئولیت بینالمللی برای آنها متصور خواهد شد.
یکی از مسائل مبهم در این زمینه، وجود مسئولیت بینالمللی و ضمانت اجرای مؤثر برای دولتهاست. در پژوهش حاضر، سعی شده است مواد موجود در این مبحث جمعآوری و به بررسی کنوانسیونهای حاضر پرداخته شود.
مطالعاتی بسیار، ارتباط بین جنسیت و توسعه اقتصادی از اوایل دههی هفتاد را بررسی کردهاند. با مروری بر وضعیت زنان در جهان و مقایسهی آن با شرایط مردان، روشن میشود که زنان از دیدگاه برخورداری از امکانات و مشارکت فعال در توسعه از آسیبپذیرترین بخشهای جمعیت هستند. بر اساس یافتههای جدید، نابرابریهای جنسیتی عاملی مهم در ایجاد شرایطی هستند که با توجه به الزامات و محدودیتهای اجتماعی و قوانین و نرمهای اجتماعی و اخلاقی و آداب و رسوم، تبعیضهایی را علیه زنان نشان میدهند. به دلیل اینکه موقعیت زنان در جامعه عمیقاً تحت تأثیر شرایط و سطوح توسعه در کشورها است، هرچه کشورها توسعهیافتهتر باشند، شکاف بین توسعهیافتگی زنان و مردان کاهش مییابد. از این رو، بهبود وضعیت زنان جزء الزامات اصلی در بهبود شاخصهای توسعه در هر جامعه است. به عبارتی؛ بدون توجه به شرایط زنان، دستیابی به توسعه برای هیچ کشوری میسر نخواهد بود. با وجود این، آمارها نشان میدهد که هیچ جامعهای با زنان رفتاری برابر مردان ندارد.
با چنین رویکردی، پژوهش حاضر در پاسخ به سؤالات زیر تدوین شده است:
پاسخگویی به سؤالات فوق مستلزم شناختی دقیق از تعاریف شکنجه و تبعیض، کشور جهان سوم، کشور پیشرفته، مسئولیت بینالمللی، برابری و نابرابری جنسیتی، توانمندسازی زنان، شاخصهای توسعهیافتگی، رویکردها و نظریهها و قوانین موجود در این زمینه میباشد.
برای پاسخگویی به سؤالات فوق، فرضیاتی طراحی و برای آزمون آنها به منابع متعدد رجوع شد، از جمله اینکه:
با توجه به مطالعات صورت گرفته، خلأیی در این زمینه مشاهده شد که ناشی از عدم جمعآوری منابع موجود به صورت تجمیعی بود که در این تحقیق سعی شده است منابع، کنوانسیونها، میثاقها و معاهدات با واقعیات جامعه بشری تطبیق داده شود.
اهدافی از انجام پژوهش حاضر دنبال میشود از جمله:
مبحث دوم: نقض نظم عمومی 140
گفتار اول:مفهوم نظم عمومی 141
گفتار دوم: قلمرو نظم عمومی، شکلی و ماهوی 143
گفتار سوم: اقسام نظم عمومی 145
گفتار چهارم: برخی مصادیق نظم عمومی 153
گفتار پنجم: بررسی تطبیقی نظم عمومی در قانون داوری تجاری ایران و کنوانسیون نیویورک 155
بخش دوم: موانع خاص مندرج در قانون ایران 156
مبحث اول: اصل 139 قانون اساسی ایران 156
گفتار اول: نظریه تفسیر مضیق اصل 139 قانون اساسی ایران 158
گفتار دوم: نظریه تفسیر اصل 139 قانون اساسی بر مبنای نمایندگی 159
گفتار سوم: نظریه تفسیر اصل 139 قانون اساسی بر مبنای قانون ارجاع به داوری 160
گفتار چهارم: نظریه تفسیر اصل 139 قانون اساسی بر مبنای «عدم اهلیت» 160
مبحث دوم : آرای مربوط به اموال غیرمنقول واقع در ایران 162
گفتار اول: قانون آمره 162
گفتار دوم: اسناد معتبر 163
نتیجه گیری 165
فهرست منابع 169
چکیده 181
مقدمه
این مطلب را هم بخوانید :
در میان انسان ها از گذشته های بسیار دور حل اختلافات فی مابین به عنوان مساله و دغدغه مطرح بوده است. شاید با انعقاد قراردادهای تجاری ترس از بروز اختلاف در پاینده اولین اندیشه ای باشد که به ذهن طرفین قرارداد متبادر می شود. اما در میان تمام اختلافاتی که بشر از هر صنف و جایگاه اجتماعی با آن روبرو هستند تجار و کسانی که به داد و ستد مشغولند، بیش از دیگران با فرهنگ ها و گونه های مختلف برخورد می کنند و این تضارب افکار و عملکرد باعث ایجاد اختلاف می شود. به همین دلیل در طول تاریخ بازرگانان تمایل بیشتری دارند تا حل اختلافات تجاری و بازرگانی را از دیگر اختلافات معمول و موجود در جامعه جدا کنند.
به دلیل فوق یک نهاد خاص تجاری می تواند با تکیه و تمرکز بر کار تخصصی دقیق تر و عادلانه تر از سایر نهادهای قضایی به موضوع رسیدگی کند. نکته قابل توجه این است سرعت عمل در رسیدگی به امور اختلافی مورد درخواست و مورد علاقه همه بازرگانان است. بروز اختلاف در معاملات و قراردادهای تجاری پیش آمدی محتمل و طبیعی است. لیکن مراجعه به محاکم صالحه برای رسیدگی به مشکلات پیش آمده درد سرهای دو طرف معامله را مضاعف می کند. به غیر از اطاله دادرسی و چند مرحله ای بودن آن به دلیل رویه های قضایی، امکان فاش شدن اطلاعات محرمانه تجاری در اوراق ابلاغ قضایی ممکن است به وجود آید.اگر اختلاف تجاری شکل بین المللی پیدا کند مشکلات دیگری نیز پدیدار می شود که مسیر حل اختلاف را نا هموار می کند.
مهمترین مساله این است که برای رسیدگی به اختلافات موضوعه دستگاه قضایی کدام کشور صالح به رسیدگی خواهد بود؟ طبیعتاً هر کدام از طرفین اختلاف، تمایل به دستگاه قضایی کشور خود دارد. به دلایل از پیش گفته، نهاد داوری که نهادی غیر قضایی و مستقل به حساب می آید به مرور شکل گرفت .
بنا نیست در این پایان نامه به چگونگی شکل گیری نهاد داوری و بررسی کار این نهاد و داوران آن بپردازم. برای اطلاع عملکرد دیوان داوری می توان به کتب مختلف مراجعه کرد. در این نوشته بحث در مورد اجرای آرای داوری است و به طور دقیق تر باید بگویم هدف من این است که به بررسی تطبیقی موانع شناسایی و اجرای آرای داوری تجاری خارجی در کنوانسیون 1958 نیویورک و قانون داوری تجاری بین المللی در ایران بپردازم .
آخرین مرحله در جریان رسیدگی به حل و فصل اختلافات داوری، شناسایی و اجرای رای خواهد بود. چنانچه اجرای آرا با مشکل مواجه شود، در حقیقت هدف غایی از رسیدگی داوری و منظور و مقصود از رسیدگی داوری به ثمر نرسیده است. چرا که حل و فصل اختلافات در اجرای رای به ظهور می رسد و اگر رای با اجرای موفق رو به رو نشود، در حقیقت عقیم مانده و فقط موجب اتلاف وقت رسیدگی طرفین و نهاد داوری شده است .
از این رو در کنار رسیدگیهای داوری، طرفین اختلاف همواره نگران قابل اجرا بودن رای نیز هستند. به خصوص زمانی که رسیدگی داوری در کشوری به غیر از کشور محل اجرای رای باشد. در مواقعی که محل صدور رای با محل اجرا یکی است، این حس اعتماد میان نهاد صادر کننده و اجرا کننده وجود دارد تا ادلهی یکدیگر را راحتتر بپذیرند. اما در اغلب دعاوی بینالمللی این طور نیست و معمولاً محلّ صدور رای داوری از محل اجرای آن جدا است. به همین دلیل نگرانی بابت امکان اجرای رای همواره وجود دارد. در مواردی که محکوم علیه به صورت اختیاری و داوطلبانه رای را میپذیرد و با اجرای آن مخالفتی نمیکند، اغلب به این دلیل است که یک سیستم ملّی و بین المللی از اجرای کامل رای حمایت میکند. در عین حال بسیاری از دست اندرکاران نهاد داوری معتقدند که «داوری و آرای آن وقتی مفید خواهد بود که موسسات داوری، آرای قابل اجرا صادر کنند.» بنابراین در این میان کیفیت رای داوری یا نقش دیوان داوری را نباید از ذهن دور داشت.
قابل پیشبینی است که وقتی یکی از طرفین قرارداد از اجرای تعهدات خود سر بازمیزند، به تبع آن ممکن است از اجرای رای صادره علیه خود نیز امتناع کند. دراین گونه موارد قانون محل اجرای رای است که میتواند امنیت اجرای رای را برای محکومله پرونده تأمین کند. بنابراین گزافه نیست اگر گفته شود که سرنوشت رای داوری به مساله ی موانع شناسایی و اجرای آرای داوری وابسته است. به همین دلیل است که در خصوص هیچ یک از مسایل راجع به داوری های تجاری بین المللی حساسیتی به این اندازه وجود ندارد و اهمیت این موضوع موجب ایجاد مهمترین تئوری ها و دکترینها در این حوزه گردیده است. در عین حال اقتصاد امروز جهان بر اساس تجارت بین الملل بنا شده است؛ از سوی دیگر سرنوشت حقوقی تجارت بین الملل نیز در داوری های تجاری بینالمللی تعیین می شود که تبعاً فرجام داوری های تجاری بین المللی نیز به اجرای موفق و عادلانه ی آن بر میگردد. از این منظر اهمیت اجرای صحیح رای داوری در تجارت بین الملل مشخص میشود. آن چه در این میان ایجاد نگرانی می کند و از میزان اثر گذاری و کاربرد نهاد داوری های تجاری بینالمللی می کاهد، تعدد مراجع قضایی تصمیم گیرنده در خصوص رای داوری بین المللی واحد است . در این راستا قواعد حقوقی متحد الشکل داوری های تجاری بین المللی که اکثر قریب به اتفاق کشورهای جهان از آن حمایت و پیروی می کنند، نظیر کنوانسیون نیویورک 1958 یا قانون نمونه آنسیترال، متضمن وحدت مرجع تصمیم گیری نهایی در عین کثرت مراجع قضایی متعدد می شود. تابعیت رای داوری تجاری بین المللی نیز به نوعی مبنای اصلی این وحدت است. بنابراین هر گونه تغییری در این مبنا، این وحدت را خدشه دار می کند. بسیاری سعی داشته اند که مرکز ثقل داوریهای تجاری بین المللی از کشور مبدا به کشور مقصد منتقل شود .
شاید ابراز این قبیل نظریات با هدف تفرقه در رویه های داوری نباشد. اما قطعاً این عده با تغییر ملاکهایی به نفع خود خواستار منفعت بیشتری در عرصه ی تجارت بین الملل هستند. از طرفی شاید به نظر برسد که موانع پیش بینی شده در قوانین داخلی برای اجرای رای داوری و یا حتی ابطال رای در دادگاه های دولتی با هدف اصلی نهاد داوری که سرعت در حل و فصل اختلافات، بی طرفی و تخصص مرجع رسیدگی کننده است، در تعارض قرار می گیرد و بدین ترتیب روند داوری با ورود به یک دادرسی قضایی نزد دادگاه های دولتی، مزایای منحصر به فرد خود را از دست می دهد. اما در حقیقت این گونه نیست؛ چرا که موانع شناسایی و اجرای آرای داوری نه تنها با نهاد داوری ناسازگار نیست، بلکه متضمن رعایت و اعمال توافقات طرفین در جریان داوری و حفظ حقوق اساسی آنان می شود و نهایتاً موجب ترویج و ارتقای جایگاه داوری تجاری بین المللی در عرصه ی تجارت بینالملل می گردد. تمایل قاطع تمام نظام های ملی در جهت ثبیت تاسیس اعتراض به آرای داوری بین المللی نزد دادگاه های دولتی را می توان شاهدی بر منفعت موانع شناسایی و اجرای آرای داوری دانست. در حال حاضر به ندرت کشوری را می توان مشاهده کرد که از اصل اعتراض به رای داوری بینالمللی در نظام حقوقی خود رویگردان باشد. بنابراین وجود موانع مشخص و محدود در خصوص شناسایی و اجرای آرای داوری تجاری بین المللی موجب اطمینان خاطر بیشتر و امنیت حقوقی فعالان عرصه تجارت بین الملل و طرفین این داوری ها می شود. در عین حال ترس از ابطال رای داوری نیز موجب دقت عمل و عملکرد بهتر داوران و حتی طرفین داوری خواهد شد. این نوشته با فرضیه ی لزوم موانع شناسایی و اجرای آرای داوری تجاری بین المللی و قاعده ی لزوم تابعیت ملی رای داوری تجاری بین المللی از کشور مبدا و همچنین وضعیت آن رای در نظام حقوقی کشورها و بالاخص در کشورمان ایران با اتکای بر اسناد بین المللی و دکترین داخلی و بین المللی مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. تحقیق در این پایان نامه بر اساس روش کتابخانه ای با توصیف و شرح، نقد و تحلیل منابع مختلف و استفاده ی از دکترین داخلی و بین المللی و همچنین مقایسهی بین قوانین و اسناد داخلی و بین المللی صورت گرفته است. در راس این قوانین کنوانسیون نیویورک 1958 و قانون داوری تجاری 1376، قرار دارد.
بنابراین در حال حاضر در ایران علاوه بر قانون آیین دادرسی مدنی باب داوری، ما با دو قانون اصلی اجرایی دیگر برای آرای داوری تجاری بین المللی مواجه هستیم. در هر کدام از این دو قانون به سلسله موانعی در مورد امکان اجرا نشدن آرای داوری اشاره شده است که برخی میان هر دو قانون مشترک است و برخی فقط در یکی از آن ها تصریح شده است. در این رساله پس از کلیاتی در خصوص شناسایی و اجرای آرا، تمامی موانع در هر دو قانون یک به یک مورد بررسی تطبیقی قرار گرفته است. به همین منظور سعی شده است تا در پایان کار ضمن بررسی تمام مصادیق موانع اجرایی که یک رای در ایران ممکن است با آن مواجه شود، به سؤالات احتمالی درخواست کنندهی اجرا و حتی محکومعلیه که خواستار عدم اجرای رای در ایران است پاسخ داده شود.
برای محکوم له خارجی یا ایرانی که خواستار اجرای رای در ایران است سؤالاتی از این قبیل مطرح خواهد شد: در صورتی که قرار باشد رای در ایران شناسایی و اجرا شود معیار سنجش چه خواهد بود؟ با توجه به وجود دو قانون اجرایی در ایران، چه موانعی میتواند از طرف محکومعلیه در دادگاه طرح شود؟ و متقابلاً چه دفاعیاتی باید صورت بگیرد؟ از طرف محکومعلیه هم طبیعتاً این سؤالات مطرح میشود که برای جلوگیری از اجرای رای داوری که تصور میکند حقی از وی ضایع شده است چه مصادیقی را میتواند عنوان کند و با تقویت نقطه ضعفهای رای از اجرای ناعادلانهی آن جلوگیری کند؟ از جهت دیگر سعی می شود با برشمردن موانع اجرای آرا این نوشته راهی به سوی شناسایی موانع باز نماید، تا در صورت نیاز بتوان به سرعت به هرکدام از مصادیقی که مانع شناسایی و اجرای رای داوری میشو، دسترسی پیدا کرد و کمکی باشد برای رسیدن به راه حل.
1.بیان مسأله:
مهدویت در قرآن ………………………………………………………. 79
مهدویت در احادیث ………………………………………………….. 83
1.حدیث ثقلین ………………………………………………………… 84
2.حدیث من مات…………………………………………………….. 92
3.حدیث اثنا عشر……………………………………………………..96
بررسی تاریخی…………………………………………………….. 100
خلاصه ……………………………………………………………… 101
احادیث خاص ……………………………………………………..102
گفتار چهارم: احیاگری حضرت در جامعه ……………………113
وجود امنیت در زمان حضرت ………………………………… 117
ضرورت امنیت ………………………………………………….. 121
اقسام امنیت ……………………………………………………… 124
1.امنیت فردی………………………………………………….. 124
2.امنیت اجتماعی ……………………………………………… 125
امنیت در عصر امام مهدی …………………………………… 127
چرایی و علل و عوامل امنیت ………………………………. 128
1-ایدئولوژی واحد ………………………………………….. 129
2-حاکم شدن دولت واحد دینی …………………………… 130
3-رشد و شکوفایی اقتصادی ………………………………. 133
4-ایمان و دین مداری ………………………………………. 134
5-کمال اخلاقی …………………………………………….. 135
6-بالندگی عقل ……………………………………………. 136
7- رشد دانش ……………………………………………… 137
نتیجه …………………………………………………………..138
2.برقراری عدالت اجتماعی توسط حضرت …………… 138
حضرت مهدی و عدالت اجتماعی ……………………….. 139
ابعاد عدالت اجتماعی ………………………………………. 144
1.بعد اقتصادی ………………………………………………. 145
2.بعد اداری و سازمانی …………………………………….. 150
3.بعد سیاسی …………………………………………………. 151
4.بعد فرهنگی …………………………………………………153
شیوه های تحقق عدالت اجتماعی …………………………..155
1.پیاده نمودن کامل قانون …………………………………… 155
2.دستگاه قضایی عدل محور ……………………………….. 156
3.به کار گماردن کارگزاران عادل …………………………. 159
4.بازگرداندن حقوق از دست رفته انسانها ……………….. 160
5.کنترل و نظارت دقیق ……………………………………… 161
6.قاطعیت در برخورد با متخلفان …………………………. 162
7.رشد معرفت و توانایی ……………………………………. 162
جمع بندی و نتیجه گیری …………………………………… 164
نتیجه …………………………………………………………… 165
این مطلب را هم بخوانید :
پیشنهادات ……………………………………………………. 166
پی نویس …………………………………………………….. 167
کتاب نامه ……………………………………………………. 168
پیوست ………………………………………………….177
چکیده :
حیات انسان , ذاتی او نیست از این رو انسان، محتاج به مبدأ بی نیازی می باشد. وحی و نبوت زنده کننده جامعه انسانی است و همانگونه که آب مایه حیات مادی برای انسان است، امامان معصوم نیز حیات معنوی را به انسان اعطا می کنند.باتوجه به روایات وارده در خصوص شرایط آخر الزمان و فراگیری ظلم وجور در آن، احیا هویت اسلامی در خصوص انسان – که همان رفتار و سلوکی می باشد که ریشه در وحی داشته و منجر به محکم شدن ارتباط انسان به عالم وحی و خداوند می باشد – و جامعه توسط ولی عصر(عج) انجام می گیرد تا زمینه برای پذیرا شدن عدالت و امنیت در همه عرصه ها از سوی مردم و جامعه، فراهم گردد. بنابراین در زمان ظهور، حقیقت دین مبین اسلام که با فطرت انسانی هم خوانی داشته و باعث فراهم آمدن حیاتی توأم با امنیت و عدالت برای انسان می باشد، توسط حضرت احیا می گردد و اینگونه با توجه به فرمایش امام علی (ع) ( خطبه 108) دیگر از تحریف اسلام و وارونه نشان دادن آن خبری نبوده که در دو گفتار ابتدای تحقیق، این مباحث تبیین گردیده است.آنچه که باعث استمرار امامت بعداز ختم نبوت می باشد با توجه به بیان ملاصدرا، ولایتی است که از سوی خداوند به ائمه معصومین ارزانی شده است و این حجت های الهی راه وصول به خدای متعال و نجات از عذاب اخروی بوده که تحت عناوین نیازمندی به حجت الهی و جایگاه امامت در تفکر شیعه در تحقیق بیان گردیده است.حقیقت مهدویت ، منتهی شدن جوامع جهانی به سوی جامعه واحد و برخوردار از امنیت و رفاه و عدالت و غلبه حق بر باطل و.. می باشد که در احادیث عام وخاص مبنی بر وجود حضرت و حکومت بر حق ایشان، ذیل عنوان اصالت مهدویت بیان شده است.
دو محوریتی که بعد از فراهم آمدن بستر برای پذیرش آن در جامعه توسط حضرت اجرا می گردد امنیت و عدالت در تمامی عرصه ها بوده، امنیت دارای دو بعد ایجابی و سلبی است : از یک سو وجود آرامش و اطمینان روحی و روانی و از سوی دیگر فقدان ترس و دلهره و نگرانی.در نگاه کلی امنیت به دو قسم فردی و اجتماعی تقسیم شده است که بطور مفصل به آن پرداخته شده است. دومین محوریت برقراری عدالت در همه عرصه هاست. امام صادق (ع) در ذیل آیه 17 سوره حدید منظور از احیای زمین را برقراری عدالت در جامعه و حیات مجدد زمین توسط آن می دانندو در حدیث دیگری شیخ صدوق از امام باقر(ع) نقل می کند: که مصداق این آیه حضرت حجت می باشد از این جهت در دعای شبهای ماه رمضان حضرت را «عدل» نامیدند : « اللهم و صل علی ولی امرک القائم المومل و العدل المنتظر» که بطور مفصل ابعاد این عدالت و شیوه های تحقق آن در جامعه مهدوی در آخرین گفتار مطرح شده است.
کلید واژه ها: مهدویت، احیاء هویت اسلامی، ولایت، حیات معنوی،امنیت، عدالت
مقدمه:
قر آن کریم در مواردی از زمین و تحولات آینده آن سخن گفته است و مسئله حیات مجدد زمین پس از مرگش از همین سخنان نورانی است: اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها [1]. اگر لفظ زمین در آیه به معنای زمینه باشد، ظهور امام عصر(عج) از مصادیق بارز آن خواهد بود و نیازمند توضیح نیست؛ اما چنانکه از آن لفظ معنای ظاهری آن مراد باشد و آیه تنها ناظر به طبیعت و حیات و مرگ زمین طبیعی بدانیم، تطبیق آیه بر ظهور حضرت مهدی(عج) به عنوان یکی از اهم موارد تطبیقی آن، نیازمند توضیح است: بی شک انسان دو گونه مرگ و زندگی دارد: ظاهری و طبیعی؛ باطنی و حقیقی. زندگی و مرگ
گفتار دوم : عوامل خاص مشدده ……………………………………………………………………………………………………………………… 66
الف ) کیفیات شخصی ………………………………………………………………………………………………………………………………………. 66
ب ) کیفیات عینی ……………………………………………………………………………………………………………………………………………… 69
گفتار سوم : عوامل ارفاقی مجازات ………………………………………………………………………………………………………………….. 72
الف ) تخفیف مجازات ……………………………………………………………………………………………………………………………………….. 73
ب ) تعلیق مجازات ………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 74
د) آزادی مشروط ………………………………………………………………………………………………………………………………………………… 76
نتیجه گیری ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………. 80
پیشنهادات …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………. 81
منابع …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………… 82
چکیده:
کلاهبرداری در زمره جرائم علیه اموال و مالکیت می باشد و مهمترین عامل که این جرم را از دیگر جرائم علیه اموال (سرقت، خیانت در امانت و …) متمایز می گرداند، رضایت ظاهری مالباخته می باشد که از روی میل و رضا مالش را در اختیار کلاهبردار قرار می دهد. در حقوق عراق نیز تسلیم اموال مالباخته با رضایت ناشی از اغفال او قابل استنباط می باشد.
با مطالعه و بررسی بزه کلاهبرداری در حقوق ایران و عراق به این نتیجه رسیدیم که این جرم در حقوق کیفری دو کشور دارای وجوه تشابه و افتراقی می باشد که از جمله می توان به این موارد اشاره نمود؛ در حقوق هر دو کشور عمل کلاهبرداری از طریق فعل مثبت قابل تصور است و به صورت ترک فعل نمی توان توقع وقوع کلاهبرداری را داشت؛
از دیگر موارد مشترک می توان گفت که دروغ به تنهایی علت تامه کلاهبرداری قرار ندارد بلکه این دروغ حتماً باید به همراه اغفال و توسل به وسایل متقلبانه باشد؛
در هر دو کشور رکن روانی کلاهبرداری شامل دو جزء می باشد؛ یعنی اجزاء تشکیل دهنده رکن روانی کلاهبرداری شامل دو جزء می باشد که شامل قصد اضرار به غیر و کسب
این مطلب را هم بخوانید :
دانلود پایان نامه درمورد عملکرد شرکت، نرخ بهره منفعت می باشد.
پس از بررسی و مطالعه نظام کیفری دو کشور به افتراقاتی برخورد نمودیم که به بیان چند نمونه از این موارد افتراق می پردازیم؛ در حقوق عراق زمانی که کارمندان مرتکب جرم کلاهبرداری می گردند تشدید مجازات صورت نمی گیرد؛ در حالی که در حقوق ایران از موارد تشدید مجازات می باشد در حقوق کیفری عراق مجازات کلاهبرداری نسبت به ایران کمتر می باشد.
در حقوق کیفری عراق کلاهبرداری فقط نسبت به مال منقول است در حالی که در حقوق کشور ما هم نسبت به مال منقول و هم مال غیر منقول می باشد.
با توجه به موارد مذکور بر آن شدیم که پایان نامه ای به صورت تطبیقی با حقوق عراق به منظور مطالعه دقیق جرم کلاهبرداری به نگارش درآوریم و در حد امکان به بحث در حقوق دو کشور بپردازیم.
کلید واژگان: 1- کلاهبرداری، 2- مانور متقلبانه، 3- مال، 4- اغفال
مقدمه :
کلاهبرداری از جمله جرایم علیه اموال است که از زمان های دور وجود داشته است و آنچه که در ارتباط با این جرم تغییر یافته شیوه و اسلوب و وسایل ارتکاب آن است . به عبارت روشن تر امروزه وسایل متقلبانه ای که در ارتکاب جرم کلاهبرداری به کار می رود خیلی پیشرفته تر و پیچیده تر از وسایل متقلبانه ساده قدیمی است و این به خاطر پیشرفت و تکامل سطح آگاهی و فکری جامعه و حتی تکنولوژی امروزی است .
امروزه بسیاری از کلاهبرداری ها توسط کامپیوتر و سایر وسایل الکترونیکی صورت میگیرد . حتی افرادی که به کلاهبرداری های بزرگ دست میزنند با افراد عادی فرق دارند . تحقیقات جنایی نشان داده است که اکثر این کلاهبرداران حرفه ای دارای ضریب هوشی بسیار بالا و فوق العاده ای هستند . به طور کلی کلاهبرداری از عمده ترین و شایع ترین جرایمی است که گریبانگیر دنیای متمدن امروزی است و هر ساله خسارات فراوان و جبران ناپذیری را بر پیکر جوامع و افراد وارد می نماید .
همانطور که گفته شد کلاهبرداری از زمره جرایم علیه اموال است . موضوع کلیه جرایم علیه اموال ، مال متعلق به غیر است . در کلاهبرداری مهمترین مسئله توسل به وسایل متقلبانه و اعمال مجنی علیه و اعتماد قلبی او و نهایتاً بردن مالی از اموال اوست . وجه مشترک اغلب جرایم علیه امواال و مالکیت این است که مال بدون رضایت و اطلاع مال باخته و در مواردی هم با تهدید و اعمال خشونت علیه وی در اختیار مرتکب قرار می گیرد . اما در کلاهبرداری چنین نیست . بلکه کلاهبردار به گونه ای عمل می نماید که ابتدا مال باخته را می فریبد و سپس وی با رضایت و رغبت کامل ، مال را در اختیار کلاهبردار قرار می دهد ؛ لازمه این امر آن است که کلاهبردار با صحنه سازی و پشت هم اندازی و انجام مانور متقلبانه طرف مقابل را اغفال و رضایت مندی او را جلب می نماید و این امر محقق نخواهد شد مگر اینکه مرتکبین این گونه جرایم از هوش و ذکاوت فوق العاده ای برخوردار باشند . اگر ابراز کار یک سارق مسلح اسلحه ، آلت برنده ، کلید یدک و احیاناً قدرت جسمانی اوست پشتوانه کاری کلاهبردار هوش و ذکاوت ، تحصیلات ، جایگاه اجتماعی و چرب زبانی اوست و همین امر تعقیب و دستگیری آنان را مشکل می سازد . کلاهبرداری که با صحنه سازی ماهرانه موفق می شود مالباخته را چنان بفریبد که اموال کلان خود را به میل و رضا در اختیار وی قرار دهد مسلماً پس از ارتکاب جرم نیز به گونه ای عمل می کند که رد پایی از خود به جای نگذارد لذا همواره کلاهبرداری از جرایم صعب التشخیص شناخته شده و پیدا کردن مصادیق آن مجرمان قانون را پیوسته به تعمق و دقت زیادتری وارد می کند با مراجعه به آمار برخی از کشورها و توجه به میزان ارتکاب این جرم و خسارات وارده ، حساسیت طرح این موضوع به عنوان یک پایان نامه به خوبی مشخص می شود .
در انگلستان در حالی که تا قبل از جنگ جهانی اول 1925 نفر محکوم به ارتکاب جرم کلاهبرداری شده بودند این رقم در سال 1938 به 2749 در سال 1948 به 2954 ، در سال 1958 به 4189 و در سال 1967 به 9267 نفر افزایش یافت . کلاهبرداری های ثبت شده مدیران شرکت ها در سال 1980 ، 20 مورد و در سال 1984، 71 مورد بوده است . در سال 1975 ، 21 مورد از مدیران شرکت های انگلیسی محکوم شده که این رقم در سال 1977 به 21 مورد ، در سال 1980 به 44 مورد در سال 1985 به عدد 84 رسیده است . در سوئد این جرم از 14653 در سال 1950 به 91080 فقره در سال 1984 افزایش یافته است . در امریکا در فاصله سال های بین 1973 تا 1982 بیشترین رشد دستگیری مجرمین به میزان 8/88 درصد مربوط به مرتکبین کلاهبرداری بوده است . در حالی که جرم جعل و تقلب سکه ( با رشد 6/72 درصد ) مقام دوم قرار داشته است در کنار افزایش تعداد کلاهبرداری های ثبت شده در کشورهای مختلف میزان خسارت ناشی از کلاهبرداری نیز قابل توجه است .
در سال 1984 خسارت ناشی از کلاهبرداری در لندن سه برابر سایر جرائم علیه اموال بوده است . در حالی که در سال 1985 این میزان به چهار برابر افزایش یافته است . در سطح انگلستان مجموع خسارات ناشی از دزدی «سرقت مقرون به آزار و تهدید » ، « ورود غیر مجاز به ساختمان غیر ، به قصد ارتکاب سرقت » ، « تجاوز جنسی» و « ایجاد ضرب و جرح یا تخریب » در سال 1985 به 1084 میلیون پوند در حالی که خسارات ناشی از کلاهبرداری به 2113 میلیون پوند بالغ شده است و بنابراین خسارات ناشی از کلاهبرداری در سطح انگلستان تقریباً دو برابر خسارات حاصله از سایر جرائم علیه اموال بوده است . در امریکا به موجب گزارش اتاق بازرگانی این کشور در سال 1974 این نسبت به چهل و چهار میلیارد دلار در مقابل چهار میلیارد دلار رسیده است . [1] نکته دیگری که در این مقدمه ذکر آن به نظر نگارنده لازم می باشد این است که هر چند کلاهبرداری نسبت به سایر جرائم به عنوان پدیده ای جدید از آن یاد می شود ، لکن در منابع فقهی اسلامی نیز دارای جایگاهی می باشد .
در آیه 39 سوره نساء می فرماید :
«یا ایها الذین آمنو لا تاکلو اموالکم بینکم بالباطل الا ان تکون تجاره عن تراض منکم »
عبارت « لاتاکلو» شامل کلیه اموالی می شود که به ناحق و از طریق نامشروع بدست می آید . قطعاً اموالی که از طریق کلاهبرداری تحصیل میشود مشمول نهی خداوند متعال قرار گرفته .
حتی خداوند متعال مرتکبین آن را وعده عذاب می دهد بدین ترتیب معلوم می شود عمل مزبور تنها جنبه خصوصی ندارد بلکه نظر به اینکه به صراحت آیه شریفه فوق الذکر خداوند اهل ایمان را از این کار نهی فرموده و با توجه به اختلالی که در نظام اجتماعی و اقتصادی جامعه ایجاد می کند واجد جنبه عمومی بوده و حکومت اسلامی می تواند مرتکبین چنین اعمالی را بدون مراجعه و شکایت ، مالباختگان تعقیب و مجازات کند . در سنت نیز اکل مال غیر از طریق خدعه و فریب مورد توجه قرار گرفته و کسانی که از طریق نوشته های دروغین (وسائل الکاذبه ) اموال دیگران را میبرند قابل تعذیر هستند .
الف: ضرورت تحقیق:
با توجه به اهمیت جرم کلاهبرداری که یکی از جرائم علیه اموال می باشد، بر آن شدیم که این جرم را از جهت تمامی ارکان بررسی نموده و با حقوق عراق مقایسه نموده و یک رساله به نگارش درآید.
ب: اهداف تحقیق:
هدف از نگارش این رساله بررسی دقیق مباحث مربوط به جرم کلاهبرداری با حقوق کشور عراق به عنوان یک کشور اسلامی از لحاظ همخوانی داشتن با مبانی و پایه های حقوقی این کشور در حد امکان.
ج – بیان مسئله
موضوع تحقیق این رساله مقایسه جرم کلاهبرداری در حقوق ایران و عراق است . ابتدا با توسل به منابع معتبر خارجی که در آنها به توصیف و شرح بزه کلاهبرداری پرداخته ، آشنا گردیده و سپس در خصوص بزه مورد بحث ، قوانین و مقررات و رویه قضایی آن کشور با قوانین و رویه قضایی ایران مورد تطبیق و مقایسه قرار می گیرد و در این خصوص مسائل ذیل قابل طرح است :
اولاً نوع رفتار فیزیکی در بزه کلاهبرداری در حقوق دو کشور ایران و عراق فعل است یا ترک فعل ؟
ثانیاً نوع (مصادیق ) توسل به وسایل متقلبانه در کلاهبرداری ساده و مشدده در حقوق دو کشور تمثیلی است یا حصری ؟
ثالثاً . آیا اغفال و فریب و رجوع کلاهبرداری صرفاً در مورد انسان مصداق دارد یا شامل اشیاء هم می شود ؟
د- ارائه فرضیه