1- 4- اهداف پژوهش………………………. 9
1-4-1- هدف کلی……………………….. 9
1-4-2- اهداف جزئی…………………….. 9
1-5- سوالهای پژوهش……………………… 9
1-6- تعریف مفهومی متغیرها……………….. 10
1-6-1- پردازش اطلاعات………………….. 10
1-6-2- اختلال یادگیری………………….. 10
فصل دوم: مبانی نظری و پژوهشهای پیشین
2-1- مقدمه…………………………….. 12
2-2- سیرتحولی تاریخی اختلالات یادگیری………. 12
2-3- تعاریف اختلال یادگیری……………….. 15
2-4- مشکلات ویژه اختلال یادگیری…………… 18
2-4-1- نقص توجه………………………. 18
عنوان صفحه
2-4-2- پردازش اطلاعات………………….. 18
2-4-3- مشکلات هماهنگی حرکتی…………….. 20
2-4-4- مشکلات اجتماعی………………….. 20
2-4-5- اختلال خواندن………………….. 21
2-4-6- مشکلات زبان شفاهی……………….. 22
2-4-7- اختلال نوشتن……………………. 23
2-4-8- اختلال حساب…………………….. 23
2-4-9- مشکلات حافظه……………………. 24
2-5- سبب شناسی اختلال یادگیری…………….. 25
2-5-1- عوامل عصب شناسی………………… 26
2-5-2-عوامل ژنتیکی……………………. 26
2-5-3- عوامل محیطی……………………. 27
2-5-4- تاخیر در تحول………………….. 27
2-6- شیوع اختلال یادگیری ویژه…………….. 28
2-7- نظریات پردازش اطلاعات……………….. 28
2-7-1- نظریه اتیکنسون و شفرین………….. 29
2-7-2- نظریه سطوح پردازش………………. 31
2-7-3- نظریه رمز دو گانه………………. 32
2-7-4- مدل پردازش توزیع موازی………….. 33
2-7-5- مدل پیوندگرایی…………………. 34
2-8- پیشینه پژوهش………………………. 35
2-8-1- پردازش اطلاعات در افراد با اختلال یادگیری 35
2-8-2- پردازش اطلاعات در افراد با نیازهای ویژه 39
2-9- نتیجهگیری از تحقیقات پیشین………….. 40
عنوان صفحه
فصل سوم: روش تحقیق
3-1- مقدمه…………………………….. 42
3-2- طرح تحقیق و بیان متغیرهای تحقیق……… 42
3-3- جامعه آماری، نمومنه و روش نمونهگیری….. 43
3-4- تعاریف عملیاتی متغیرها……………… 44
3-4-1- پردازش اطلاعات………………….. 44
3-4-2- اختلال یادگیری………………….. 44
3-5- ابزار پژوهش……………………….. 44
3-5-1- پرسشنامه پردازش شناختی………….. 44
3-6- شیوه اجرای پژوهش…………………… 52
3-7- روش تجزیه و تحلیل پژوهش…………….. 53
فصل چهارم: نتایج پژوهش
4-1- مقدمه…………………………….. 55
این مطلب را هم بخوانید :
4-2- یافتههای توصیفی متغیرهای پژوهش………. 55
4-3- یافتههای مربوط به سوالات پژوهش……….. 56
فصل پنجم: بحث و نتیجهگیری
5-1- مقدمه…………………………….. 68
5-2- تحلیل سوالات پژوهش………………….. 68
5-3- جمع بندی………………………….. 73
5-4- محدودیتهای پژوهش…………………… 74
5-5- پیشنهادهای پژوهشی………………….. 74
5-6- پیشنهادهای کاربردی…………………. 75
عنوان صفحه
فهرست منابع و مآخذ
منابع فارسی…………………………… 76
منابع انگلیسی…………………………. 80
پیوستها………………………………… 85
کلیات
تمام دانشآموزان در سنین و دورههای تحصیلی مختلف از نظر سطح یادگیری یکسان نبوده و بعضی از آنها به ویژه در سالهای اول تحصیل، شرایط همگون با گروه خود را از دست داده و رفتار آنها آموزگاران را مجبور به ارجاع به متخصصان میکند (برادری، 1377؛ به نقل از محمدی، بهنیا و فرهبد، 1388). اگرچه این کودکان دارای ظاهر و هوش طبیعی هستند، لیکن در مدرسه هنگام آموزش خواندن، نوشتن و حساب دچار مشکلات جدی میشوند. واژه ” اختلالات یادگیری ” برای تبیین چنین مواردی، اولین بار توسط ساموئل کرک[1] در سال 1963 بکار برده شد. تقریبا نیمی از کودکانی که خدمات آموزش و پرورش ویژه دریافت میکنند و حدود 5 درصد از کل جمعیت مدارس دولتی به عنوان اختلال یادگیری شناخته شدهاند (لیون[2]، 1996). و معمولا نسبت آن در پسران بیشتر از دختران و سه تا چهار برابر بیشتر است. مشکل هر فرد دارای اختلال یادگیری منحصر به فرد است که ترکیب و سطوح مختلفی از مشکلات و سختیها را نشان میدهد. یکی از ویژگیهای مشترک افرادی که در یادگیری دچار اختلال هستند، حوزههای نابرابر تواناییهاست. اصطلاح اختلال یادگیری به یک اختلال نوروبیولوژیکی در یک یا بیشتر فرایندهای روانشناختی پایه مربوط به فهم یا کاربرد زبان گفتاری یا نوشتاری گفته میشود. این شرایط که ممکن است بر توانایی شخص در صحبت کردن، گوش دادن، خواندن، نوشتن، هجی کردن یا انجام محاسبات ریاضی تاثیر بگذارد، به علت کارکرد نابهنجار مغز بوجود میآید (لرنر و جونز[3]، 2008). به دلیل کارکرد بد مغز، کودکان مبتلا به اختلال یادگیری اطلاعات را به شیوهای متفاوت از کودکان عادی دریافت و پردازش میکنند (بشرپور، عیسی زادگان و احمدیان، 1391).
یکی از بارزترین ویژگیهای انسان و متمایز کننده وی از حیوانات، شناخت و تفکر اوست. انسان نه تنها به ادراک مستقیم از جهان دست میزند بلکه دارای تواناییهایی برای دریافت و پردازش اطلاعات است و این توانایی نیز به مدد تحول و تکامل ساختمان عصبی بسیار منظم و در عین حال پیچیده انسان است، که در جریان تکوین فرد حاصل شده است (مقدم، استکی، سعادت و کوشکی، 1389). وجود هر گونه نارسایی یا نقص در پردازش اطلاعات می تواند منجر به رفتارهای ناسازگارانه، مشکلات تحصیلی و دشواری در پرداختن به امور روز مره شود.
1-2- بیان مسئله
بسیاری از کودکان با مشکلات تحصیلی در مدرسه رو به رو هستند که این امر گاهی به شکست تحصیلی و ترک تحصیل منجر میشود. مساله ناتوانی در درک و یادگیری مطلوب برخی مطالب آموزشی در برخی از دانشآموزان و دانشجویان در سالهای اخیر به طور فوقالعادهای مورد توجه متخصصان و کارشناسان تعلیم و تربیت قرار گرفته است (افروز، 1385؛ به نقل از برقی ایرانی، شقاقی و صادقیان، 1389).
در واقع اصطلاح ” اختلالات یادگیری ” اختلالات نوروبیولوژیکی خاصی هستند که بر توانایی مغز در ذخیره، پردازش اطلاعات یا برقراری ارتباط تاثیر میگذارند. وازرت آموزش و پرورش آمریکا در گزارش 1994 اعلام داشت که بیش از 4 درصد تمام دانشآموزان دبستانی به خدمات ویژه در زمینه یادگیری نیاز داشتهاند و 2/54 درصد از این کودکان برخوردار از برنامههای آموزش ویژه و انواع آن در مدارس عادی بودهاند (سیف نراقی و نادری، 1389). مطالعات و پژوهشهای انجام شده، ارتباط زیادی را بین شکست تحصیلی، ترک تحصیل، بزه دیدگی و بزهکاری و ناتوانیهای یادگیری بیان کرده و اهمیت موضوع را در اقدامات به موقع و پیشگیرانه پیشنهاد میکنند. متاسفانه همه ساله صدها نفر از کودکانی که نارساییهای آموزشی دارند، به علت عدم دسترسی به کمکهای مناسب و به علت اینکه مسائل آموزش آنها به خوبی شناخته نشده، تحت درمان لازم قرار نمیگیرند و این امر راه را برای فرار از مدرسه، ترک تحصیل و ورود به دنیای بزهکاری باز میکند (مقیمی آذری 1379؛ به نقل از شریف و همکاران، 1385).
ما همه چیز را در جهان از طریق حواس بینایی، شنوایی، لامسه، بویایی و چشایی یاد میگیریم. اطلاعاتی که از طریق حواسمان میگیریم بر درستی عملکرد مناطقی از مغز متکی هستند که پس از تفسیر اطلاعات و ایجاد مفهوم از آن، به دانش موجود اتصال پیدا میکنند. این اطلاعات برای نیاز پردازش ذخیره میشوند و اغلب به برخی از انواع خروجیها مانند نوشتن، زبان یا عملکرد تبدیل میشوند. اختلال در پردازش اطلاعات نقص در توانایی فرد در استفاده موثر از اطلاعات جمع آوری شده بوسیله حواس است، که نتیجه از دست دادن شنوایی، اختلال در بینایی، اختلال نقص توجه یا نقص شناختی یا فکری نیست (مرکز ملی اختلال یادگیری[4]، 2008-1999) . حوزه متعدد پردازش اطلاعات که برخی دارای همپوشی هستند میتواند موفقیت تحصیلی را تحت تاثیر قرار دهد. اختلالات پردازش اطلاعات به عنوان نوع خاصی از اختلال یادگیری در بسیاری از افراد با اختلال یادگیری دیده میشود و اغلب به توضیح اینکه چرا یک فرد مشکلاتی در یادگیری و عملکرد دارد، کمک میکند. عدم توانایی در پردازش صحیح اطلاعات میتواند منجر به مشکلات تحصیلی، اعتماد به نفس کم و عقب نشینی و سرخوردگی در موقعیتهای اجتماعی شود (مرکز ملی اختلال یادگیری، 2008-1999). از ابزارهایی که برای سنجش پردازش اطلاعات در اختلال یادگیری بکار میرود، پرسشنامه پردازش شناختی[5] میباشد. این پرسشنامه توسط کروز[6] برای کمک به روند تشخیص افتراقی و غیرسوگیرانه اختلال یادگیری دانش آموزان تهیه شده است (کروز، 1999). هدف از این پرسشنامه ارائه نمرهای از پردازش اطلاعات و یا سبکهای یادگیری دانشآموزان است، که نشانگر ابزاری مناسب برای جمع آوری اطلاعات از والدین در مورد مهارتهای یادگیری و تفکر فرزندان میباشد. مشخص شده است که این پرسشنامه میتواند روایی افتراقی زیرگروههای خاص اختلال یادگیری و ترویج درک واضحتر از اختلال یادگیری همراه با مداخلات آموزشی مناسبتر را بدست بدهد. مدل پردازش اطلاعات انتخاب شده برای پرسشنامه پردازش شناختی، شامل 6 حوزه عمومی (پردازش شنوایی[7]، پردازش بینایی[8]، سرعت پردازش[9]، توجه[10]، پردازش متوالی/منطقی[11]، پردازش مفهومی/انتزاعی[12]) است که هرکدام بر اساس نظریههای پژوهشی یادگیری و شناخت میباشند (فاست[13]، 2002). سرعت پردازش یعنی اینکه مغز با چه سرعتی قادر به عمل یا عکس العمل در موقعیتهای مختلف است (کروز، 1999) و بر چگونگی سازماندهی اطلاعات توسط مغز، توانایی تمرکز بر روی چیزهای مهم و نادیده گرفتن چیزهای کم اهمیتتر تاثیر میگذارد و همچنین به مغز اجازه میدهد که به تغییر از یک فعالیت به فعالیت دیگر بپردازد. راههای بسیاری وجود دارد که مغز اطلاعات را دریافت کند، بیشترین راه دریافت اطلاعات در مدرسه از طریق ورودیهای بینایی و شنوایی است. پردازش بینایی و شنوایی فرآیندهای تشخیص و تفسیر اطلاعات از طریق دیدن یا شنیدن است و اختلال پردازش بینایی اشاره به ناتوانی در درک اطلاعات گرفته شده توسط مغز است که از مشکلات مربوط به بینایی یا وضوح دید متفاوت است. مشکلات پردازش بصری بر چگونگی تفسیر یا پردازش اطلاعات توسط مغز اثر میگذارد. اختلال پردازش شنوایی است از مشکلات مربوط به شنوایی مانند ناشنوایی یا کم شنوایی متفاوت است. مشکلات پردازش شنوایی آنچه را که توسط گوش شنیده میشود را تحت تاثیر قرار نمیدهد اما بر چگونگی تفسیر یا پردازش توسط مغز تاثیر میگذارد. نقص پردازش شنیداری میتواند به طور مستقیم با گفتار و زبان تداخل ایجاد کند و بر تمامی زمینههای یادگیری تاثیر بگذارد به ویژه خواندن و هجی کردن. هنگامی که آموزش در مدرسه اساسا بر پایه زبان گفتاری باشد فرد مبتلا به اختلال پردازش شنیداری ممکن است مشکلات جدی در فهم درسها یا دستورها داشته باشد. پردازش مفهومی مشتمل بر درک الگوهای کلی و مفاهیم اساسی برای استفاده در تفکر سطح بالا، خلاقیت و استدلال است (کروز، 1999). پردازش متوالی به طور کلی مغز به عنوان سیستم بایگانی جزئیات، به شکلی در نظر گرفته شده که بسیار شبیه به یک کامپیوتر است که اطلاعات را سازماندهی و ذخیره میکند، آن شامل توانایی یادگیری، حفظ کردن، سازماندهی و بیان اطلاعات دقیق و خاص از جمله حقایق، ارقام و فرمولها است. توجه به معنای محدودیت در پردازش ادراکی و تولید پاسخ میباشد، به منظور توجه به یک محرک محرکهای دیگر نادیده گرفته میشوند (ساترز[14]، 1996؛ به نقل از لوتز و هویت[15]، 2003).
توانایی پردازش اطلاعات برای پاسخدهی اثر بخش به موقعیتها، تسهیل یادگیری، رفتار اجتماعی و کارکردهای روزمره شخص مهم میباشد و اختلال در هر کدام از این حوزهها میتواند باعث بروز مشکلاتی در زمینهی تحصیلی و زندگی اجتماعی شود بنابراین بررسی ناتوانی حوزههای پردازش اطلاعات در کودکان با اختلال یادگیری دارای اهمیت اساسی میباشد. علیرغم اهمیت این نوع مقیاس در شناسایی و تشخیص مشکلات حوزههای پردازش شناختی کودکان با اختلال یادگیری استفاده از این ابزار در جامعه پژوهشی و آموزشی کشور انجام نشده است.
با توجه به موارد فوق، مسئله اصلی در پژوهش حاضر بررسی مشکلات حوزههای پردازش اطلاعات کودکان با اختلال یادگیری میباشد و محقق ضمن بررسی این مشکلات با استفاده از ابعاد پرسشنامه پردازش شناختی، به بررسی خصوصیات روانسنجی این ابزار جهت کاربرد گستردهتر آن در جامعه ایرانی اقدام میکند.
1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش
یادگیری ابزار عمده سازگاری انسان با محیط در حال تغییر خود است. اگر کودکان و نوجوانان در جهان پیچیده امروز نتوانند یاد بگیرند، نمیتوانند خوب زندگی کنند. از دیدگاه نظریه پردازش اطلاعات، یادگیری فعالیتی مستمر برای پردازش اطلاعات میباشد بدانگونه که یادگیری، فرایند دریافت محرکهای محیطی به وسیله گیرندههای حسی، و گذر از حافظه حسی و حافظه کوتاه مدت و به رمز درآوردن و معنیدار کردن محرکها و نهایتا قرار گرفتن در حافظه دراز مدت تعریف شده است. بنابرین یادگیری زمانی صورت میگیرد که اطلاعات تمام مراحل حافظه را طی کرده و وارد حافظه درازمدت شود. به نظر میرسد که کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری به دلیل کارکرد بد مغز، اطلاعات را به شیوهای متفاوت از سایر کودکان دریافت و پردازش میکنند بنابراین در یادگیری دچار نارسایی و مشکلات میشوند (بشرپور و همکاران، 1391). نارسایی پردازش اطلاعات کودکان با اختلال یادگیری، در زمینههایی چون رمزگشایی یا شناسایی واژه، درک خواندن، محاسبه، استدلال ریاضی، املاء یا بیان نوشتاری مشخص شده است. یک ناتوانی که در بافت تحصیلی آشکار میشود، ممکن است بر سایر زمینهها هم پیامد منفی داشته باشد. برای مثال فعالیتهای روزمره شخص در منزل ممکن است تحت تاثیر حافظه ضعیف، استدلال نارسا و یا حل مسئله قرار بگیرند. علاوه بر این روابط اجتماعی و یا کارکردهای هیجانی نیز ممکن است به دلیل نارسایی پردازش شناختی تحت تاثیر قرار گیرد، این امر موجب میشود که فرد در تفکر یا رفتار و یا درک رفتار دیگران دچار اشتباهاتی شود (ساتاسنیس، فیورست و رورک[16]، 1997؛ به نقل از بشر پور و همکاران، 1391). مطالعات مختلفی نشان میدهند که کودکان با اختلال یادگیری نقص سرعت پردازش دارند (شاناهان[17]، پینینگتون[18]، یریس[19]، اسکات[20]، بودا[21]، ویلکات[22]، اولسون، دیفرایس[23]؛ 2006). برخی از آنها مشکلات جدی در توجه دارند (رضایی و سیف نراقی، 1385)، ولی حمایت پژوهشی متناقضی درباره نقص پردازش بینایی و شنیداری پیشبینی شده در اختلال یادگیری بدست آمده است. برخی از کودکان با اختلال یادگیری در پردازش دیداری مشکل دارند (علیزاده، 1373) اما بر اساس شواهد موجود به نظر میرسد که این مشکلات همانند مشکلات پردازش شنیداری شایع نمیباشد و برای بررسی میزان چنین ناتواناییهایی به پژوهشهای بیشتری نیاز است.
از آنجا که وجود هر گونه نارسایی در پردازش اطلاعات میتواند منجر به رفتارهای ناسازگارانه، مشکلات تحصیلی و دشواری در پرداختن به امور روزمره گردد، بررسی نارساییهای حوزههای پردازش اطلاعات در کودکان با اختلال یادگیری که دارای مشکلات اساسی در یادگیری و سازگاری اجتماعی هستند هم جهت شناخت بهتر ویژگیهای نوروسایکولوژی این افراد و هم برای طراحی روشهای درمانی کارآمد و مبتنی بر نیاز آنها ضروری به نظر میرسد. بنابراین پژوهش فعلی گام مهمی را در ارزیابی نقاط قوت و ضعف حوزههای پردازش اطلاعات کودکان با اختلال یادگیری جهت توصیههای آموزشی و درمانی به این کودکان را ارائه میکند. نتایج این پژوهش برای مشاوران، روانشناسان، معلمان و حتی والدین کودکان با اختلال یادگیری مفید بوده و آنها را قادر میسازد تا با شناسایی نقاط قوت و ضعف حوزههای پردازش اطلاعات، به درمان و مداخلات مربوطه مبادرت ورزند.
1-4- اهداف پژوهش
1-4-1- هدف کلی
های اجتماعی، تعاملهای شغلی، خانوادگی و جمعی مشخص میشود و زمینهساز مشکلات دیگری از جمله اختلالات روانی میگردد. بسیاری از بزهکاریها و رفتارهای منحرف در نوجوانان به این دلیل به وجود میآید که آنها قدرت نه گفتن در جای مناسب را ندارند و از مهارتهای اجتماعی لازم برخوردار نیستند، بنابراین یکی از اصولی که میتواند مانع از وجود بسیاری از مشکلات اجتماعی گردد، برخورداری از ابراز وجود یا قاطعیت است. ابراز وجود یکی از عناصر مهم در روابط اجتماعی به شمار میرود که هم قابل آموزش و هم قابل تغییر و اصلاح است (رس وگراهام[7]، 1991؛ ترجمهی علیرضا رضایی و منیجه شهنی ییلاق، 1380: 1). مبحث ابراز وجود، سابقهای طولانی در رفتار درمانی دارد و آموزش آن در واقع، نوعی مداخلهی نظامدار است که به بهبود اثر بخشی شیوهی ارتباطی پرداخته و به افراد آموزش میدهد، احساسات ممنوع خود را به گونهای صحیح ابراز کنند (قربان شیرودی و همکاران، 1389). از نگاهی دیگر، ابراز وجود به عنوان توانایی دفاع از خود و نیز توانایی «نه گفتن» به تقاضاهایی است که فرد نمیخواهد انجام بدهد (گاندوگجی[8]، 2012).
برخورداری از سبک قاطعانه در مقایسه با سبک پرخاشگرانه یا منفعلانه، باعث به حداقل رسیدن احساس خشم و یا ترس، در ارتباط با دیگران میشود (زبدا و همکاران، 2007). نوجوانانی که ابراز وجود را به عنوان یکی از مؤلفههای ارتباط مؤثر در اختیار دارند میتوانند با بیان مسائلشان راهحلهای بهتری در سایهی ارتباطات خود کشف کنند و از حمایتهای اجتماعی برخوردار شوند.
آموزش ابراز وجود، در شکوفایی استعدادها و رشد خلاقیت دانشآموزان نیز نقش مؤثری را ایفا میکند (رحیمیان بوگر، 1386). تعداد زیادی از پژوهشگران معتقدند که، آموزش مهارتهای اجتماعی مانند ابراز وجود باعث میشود که نوجوانان بتوانند با ابراز نظرهای مختلف، رد کردن خواهش یا دستور همسالان و بیان نظرها و احساسهای مخالف خود به اعتماد به نفس بالایی برسند، آنها همچنین متذکر شدند که نباید نقش مهم این مهارت را در ایجاد روابط سالم عاطفی-اجتماعی از یاد برد (زبدا و همکاران، 2007). لین [9]و همکاران (2004) در گزارشی از نتایج آموزش ابراز وجود به دانشجویان اظهار میدارند که آنها با به کارگیری این روشها در تعاملات بین فردی، صمیمیت و خلوص نیت نشان داده و روشهای مؤثرتری در حل تعارضات، کاهش اضطراب و تنشهایی که مربوط به موقعیت اجتماعی است به کار میگیرند.
از آنجاییکه نوجوانی یکی از مراحل مهم تحول انسان به شمار میرود، با عوامل تنیدگیزای فراوانی همراه میباشد. در این دوره به علت تغییرات ساختار اجتماعی و رشد جسمانی، بین بلوغ فیزیولوژیکی و بلوغ اجتماعی، ناهماهنگی ایجاد شده و زمینهساز مشکلات خاصی میگردد. هنگامی که نوجوانان نمیتوانند به طور موفقیتآمیز، بر بحرانها و چالشهای تحولی غلبه کنند، دچار پریشانیهای مختلف روانشناختی میشوند و اختلال قابل ملاحظهای در جریان بهنجار زندگی روزمره و جنبههای عاطفی، اجتماعی و شناختی آنها بروز خواهد کرد که به دنبال آن شخصیت نوجوانان دچار اغتشاش میگردد. از همین رو یکی از موضوعات مورد بررسی در دورهی نوجوانی، سازگاری است (گاربر، کیلی و مارتین[10]، 2002). سازگاری، فرآیندی دو سویه است. از یک طرف فرد به صورتی مؤثر با اجتماع ارتباط برقرار میکند و از طرف دیگر اجتماع، ابزارهایی تدارک میبیند که فرد از طریق آن تواناییهای بالقوهی خویش را تحقق میبخشد. در این تعامل، فرد و اجتماع دستخوش تغییر و تحول شده و سازش نسبتا پایدار به وجود میآید (پنجهبند، تیموری و شکرایی، 1386). سازگاری دارای ابعاد اجتماعی، عاطفی، جسمانی و اخلاقی است که در رأس همهی آنها سازگاری اجتماعی قرار دارد. به طوریکه این سازگاری پیش درآمد رسیدن به سازگاری اخلاقی و عاطفی نیز تلقی میشود. سازگاری اجتماعی دانشآموزان که یکی از مهمترین نشانههای سلامت روان آنها محسوب میشود، عبارت است از توان فرد برای برقراری ارتباط سالم با دیگران و اینکه فرد، ضمن توجه به احساسات و نیازهای خود هیچ گونه آسیبی به خود و دیگران وارد نکند و این امر در نتیجهی برخورداری از مهارتهای اجتماعی است. بنابراین میتوان گفت در طی دورهی نوجوانی، نیاز به تعادل هیجانی- عاطفی و سازگاری از مهارتهای اجتماعی مورد نیاز دانشآموزان متوسطه، به شمار میرود (اوا، فیندلر و راندلف[11]، 1986: 42). یکی از مهمترین و اساسیترین مهارتهای اجتماعی که در برقراری، حفظ و انسجام روابط بین فردی اهمیت دارد ابراز وجود است که از جمله متغیرهای تأثیرگذار بر سازگاری اجتماعی دانشآموزان نیز محسوب میشود. زیرا آموزش ابراز وجود، یکی از روشهایی است که میتواند به افراد کمک کند، مهارتهای مورد نیاز در تعاملات اجتماعی را یاد بگیرند و بتوانند احساسات و تمایلات خود را، با در نظر گرفتن احساسات و خواستههای دیگران بیان کند (دریر[12] و همکاران، 2005). پژوهشهایی که در رابطه با ابراز وجود صورت گرفته، نشان دادند که ابراز وجود، یک مداخلهی اولیه و اصلی برای سازگاری با دنیای جدید و محیط ناپایدار و پرهرج و مرج امروزی است. بنابراین شناخت فواید، اثرات روانی – اجتماعی و عوامل بازدارندهی ابراز وجود، جهت رسیدن به قدرت سازگاری نقش به سزایی دارد.
یکی از تغییرات تجربه شده در دورهی نوجوانی، تغییر در خودپنداره میباشد (بالدوین و هافمن[13]، 2002). باورهایی که فرد درباره خودش فراهم میآورد، اصطلاحا خودپنداره نامیده میشود (بدار، دزیل و لامارش[14]، 2006؛ ترجمهی حمزه گنجی، 1392: 53). خودپنداره یکی از مهمترین عوامل برای سلامت فردی میباشد و به در واقع بسیاری از مشکلات رفتاری با این متغیر مرتبط میباشد (آگوستو[15] و همکاران، 2009). بدون شک، اساسیترین کلید شخصیت و رفتار انسان تصویری است که فرد در ذهن خود از خویشتن دارد. در واقع میتوان گفت تصویری که انسان از خود دارد، استعدادهای او را در زمینههای گوناگون رقم میزند. لذا هرچه نگرش بهتری از خود داشته باشد، مؤثرتر و خلاقتر خواهد بود. واکنشهای دیگران، مشاهدهی رفتارهای خود، مقایسهی خود با اشخاصی که به ما شباهت دارند و در محیط ما زندگی میکنند، از جمله منابع تشکیلدهندهی خودپنداره به شمار میروند. خودپنداره در واقع، به عنوان سیستم سازماندهندهی ادراکات و تجربیات هر فرد است و برخورداری از خودپندارهی مثبت عامل اساسی سازگاری عاطفی- اجتماعی، احساس خود ارزشمندی و توانایی در مقابله با چالشهای زندگی است (جینگ،[16] 2007). در آموزش ابراز وجود، تصویر ذهنی فرد از خویشتن که شامل احساسات در مورد خود و عملکردهای خود است، بهبود مییابد. بنابراین ابراز وجود با خودپنداره و حرمت خود ارتباط نزدیک دارد و به ایجاد حس خودباوری در روابط بین فردی کمک میکند. افرادیکه از توانایی جرأتورزی برخوردار هستند، نه تنها در مواجهه با مشکلات و عوامل تنشزا رویارویی بهتری دارند، بلکه از جهت رفتار موفقیتآمیز در برخورد با این عوامل ارزیابی شناختی
مثبتی از خود داشته و به تبع آن هیجانها و عواطف خوشایندی را تجربه خواهند کرد (ابوترابی کاشانی و بیات، [17]2010). دانشآموزان با به کارگیری مهارتهای ابراز وجود، مانند انتقاد سازنده و بروز احساسات مثبت و منفی میتوانند بر محیط کنترل داشته باشند و خود را به صورت فعالانه دخل و تصرف نمایند. بنابراین آنها با استفاده از رفتار ابرازمند و دوری از رفتارهای پرخاشگرانه و منفعلانه خود را خوب ارزیابی کرده و بدین صورت، احتمال ایجاد خودپندارهی مثبت را در خویش بالا میبرند. خودپندارهی مثبت نشان دهندهی این است که فرد خودش را در مقام شخصی، با نقاط قوت و ضعف میپذیرد و این امر موجب اعتماد به نفس او در روابط اجتماعی میشود (بونگ و اسکالویک[18]، 2003). پس میتوان گفت، بین خصوصیات افراد با خودپندارهی بالا و برخورداری از ویژگیهای ابراز وجود رابطه وجود دارد (ناتویگ، آلبرکسن و کیوانسترام[19]، 2003). دفاع از حقوق شخصی خود، توانایی نه گفتن، شروع کردن، خاتمه دادن و چگونگی حل مشکلات خاص اجتماعی، تحمل فشارها و احساس آزادی و تشخیص در انتخاب کردن، به دست آوردن پذیرش و اعتماد دیگران و دوری از طرد شدن اجتماعی از خصوصیات مشترک افراد دارای خودپندارهی مثبت و دارای ابراز وجود است (دلوتی[20]، 1981). بنابراین میتوان گفت، رفتار جرأتورزانه با خودپندارهی مثبت، عزت نفس، تسلط، خودبسندگی و اعتماد به نفس همگرایی و همبستگی دارد (محامد، 1378: 32). بنابر آنچه ذکر گردید، آموزش ابراز وجود رویکردی رفتاری است که حمایت وسیعی به دست آورده و به خصوص برای افرادیکه دارای مشکلات بین فردی هستند، ارزشمند است. این آموزش اغلب در فضایی گروهی، به کار برده میشود و تأکید دارد به افراد بیاموزد، بدون اینکه حقوق دیگران را زیر پا بگذارند از حق خود دفاع کنند. افرادیکه یاد گرفتند خود را ابراز کنند، معمولا در مورد خودشان احساس خوبی دارند و تشخیص دادند که روی پای خود ایستادهاند، بدون اینکه دیگران را مورد تحقیر و انتقاد قرار دهند، در نتیجه عزت نفس آنها افزایش مییابد.پس میتوان گفت آموزش جرأت ورزی علاوه بر اینکه بر روابط بین فردی نقش گستردهای دارد. رفتارهایی از قبیل استقلال، اعتماد به نفس و خودآگاهی را در فرد تقویت میکند (یعقوبی، 1377: 23).
انگیزه، قلب یادگیری و مهمترین شرط یادگیری است. همچنین مایهی جنبش انسان و عامل آغاز کننده، راهنما و نگهدارندهی رفتار، تا زمان دستیابی به هدف مطلوب نیز میباشد. یکی از متغیرهای تأثیرگذار بر انگیزهی دانشآموزان انگیزهی پیشرفت است که عبارت است از، گرایش کلی به تلاش کردن برای موفقیت و انتخاب فعالیتهای موفقیت/ شکست هدفگرا است (اسلاوین[21]، 2006؛ ترجمهی یحیی سیدمحمدی، 1385: 373). از دیدگاه نوتا و سریسا [22](2003) این آموزش در مورد دانشآموزان نامصمم و ناتوان در تصمیمگیری تحصیلی نیز موثر است. زیرا ابراز وجود کردن، توانایی دانشآموزان را برای جمعآوری اطلاعات مهم به منظور تصمیمگیری بهبود میبخشد و تمایل آنها را برای کسب اهداف حرفهای نیرومند میسازد.
با توجه به آنچه ذکر شد، میتوان گفت، دانشآموزانی که در ابراز عقاید خود دچار مشکل هستند، در بسیاری از مواقع دچار سرخوردگی و شکست میشوند و این مسئله باعث کاهش عزت نفس آنها و افزایش روز افزون اضطراب برای حضور در محیطهای اجتماعی میگردد، علاوه بر این عدم برخورداری از توانایی ابراز وجود به طور معمول باعث افت تحصیلی و ایجاد چرخهی نادرستی از رفتارها و عواطف نابهنجار میشود. بنابراین با آموزش به موقع مهارتهایی، مانند ابراز وجود در سنین نوجوانی میتوان نوجوانان را تا میزان قابل ملاحظهای در مقابل اینگونه چرخههای نامعقول رفتاری و عاطفی ایمن ساخت.
1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش
این مطلب را هم بخوانید :
در عصر حاضر اغلب پدر، مادرها الگوی تربیتی جرأتمندی را به فرزندان خود آموزش نمیدهند. بنابراین تعداد زیادی از دانشآموزان، با مشکل اضطراب و عدم ابراز وجود روبرو هستند و یا توانایی لازم را برای نشان دادن خود در کلاس درس ندارند و اغلب سکوت اختیار میکنند. بسیاری از معلمان، مدیران و مشاوران در مدارس با دانش آموزانی روبرو میشوند که رفتاری منفعلانه داشته و نمیتوانند از خود دفاع کنند. متأسفانه این دانشآموزان به اشتباه، از سوی معلمان به عنوان افراد مؤدب و منضبط در نظر گرفته میشوند و همین امر به اضطراب و عدم ابراز وجود در آنها دامن میزند (حسینی بیرجندی، 1382: 89). این دانش آموزان در واقع افرادی هستند که خود، احساسات و خواستههایشان را در بسیاری از مواقع نادیده میگیرند و دیگران معمولا آنها را کمرو و فاقد اطمینان به خود میدانند. از طرف دیگر، ابراز وجود به صورت طبیعی برای همه اتفاق نمیافتد زیرا افراد ساختارهای منفعلانه را از قبل آموختهاند، بنابراین لازم است با آموزش رفتارهای مبتنی بر ابراز وجود، رفتارهای منفعل را یادزدایی نمود
شناسایی، سپس علتیابی و درنهایت درمان شوند، اما این پایاننامه فقط عهدهدار قسمت اول یعنی آسیبشناسی سبک زندگی است و اگر درجایی ریشهیابی (علتیابی) کرده و یا نسخهای برای درمان تجویز میکند، استطرادی و طفیلی میباشد.
1-2- تبیین ضرورت و فایده تحقیق
فرهنگسازی و آگاهسازی خانوادهها با روشهای نوین سبک زندگی اسلامی با استفاده از قرآن و احادیث و… که یکی از ضروریترین نیازهای امروز جامعه است. و ضروری است خانوادهها به وظایف خود در این راستا آگاهی یابند.
انجام دادن پژوهشی در این زمینه ضروری به نظر میرسید؛ بدان امید که بتواند، برای جوانان عزیز این مرز و بوم مفید واقع شود. ولی باتوجه به محدودیت رساله بیشتر انرژی ما مصروف به آسیبشناسی میشود.
1-3- بیان سؤالات اصلی و فرعی تحقیق
1-3-1- سؤال اصلی: چه آسیبهایی سبک زندگی خانوادگی در ایران امروز را تهدید میکند؟ (از منظر قرآن و روایات)
1-3-2- سؤالات فرعی:
1-4- بیان فرضیات اصلی و فرعی تحقیق
1-4-1- فرضیه اصلی: با توجه به نظرات قرآن و روایات آسیبهای متعددی را در سبک زندگی امروز خانواده ایرانی میتوان پیدا کرد.
1-4-2- فرضیههای فرعی:
1-6- بیان نوع و روش تحقیق
روش تحقیق کتابخانهای میباشد و این تحقیق از نوع تبیینی ـ کاربردی است.
1-7- ایده یا نظریه جدیدی که در این پایاننامه طرح خواهد شد
اکثر آسیبهایی که به خانواده ایرانی وارد میشود، به خاطر دوری از فرهنگ قرآن و اهل بیت
میباشد.
1-8- نوآوری و ابتکار موجود در این پایاننامه به لحاظ روش، نتیجه، مسأله یا …
برای اولین بار همه آسیبهای زندگی خانوادگی از منظر قرآن و احادیث فهرستبندی و سپس
طبقهبندی میشود، که راه برای پژوهش بعدی هموار شود.
1-9- تعریف اصطلاحات و بعضی مفاهیم مرتبط با آنها
در ابتدای هر تحقیقی باید معنای کلمه یا کلمات کلیدی آن تحقیق، برای خواننده مشخص شوند، از این رو در این تحقیق هم این معانی است.
1-9-1- سبک زندگی
سبک زندگی، مفهومی است که در غرب آدلر[4] آن را ابداع کرد ولی پیروان کلاسیک او و دیگران به تفصیل آن پرداختهاند: سبک زندگی شیوهای نسبتا ثابت است که فرد اهداف خود را به آن طریق دنبال میکند؛ یعنی راهی است برای رسیدن برای اهداف؛… این شیوهها، حاصل زندگی دوران کودکی فرد و تأثیرات محیطی و… است، به سخن دیگر، سبک زندگی، بُعد عینی و کمیتپذیر شخصیت افراد است. به همین دلیل، نظریه «سبک زندگی» آدلر، نظریه «شخصیت» او نیز محسوب میشود.[5]
1-9-1-1- تعاریف ارائه شده توسط دانشمندان غربیها در مورد سبک زندگی
سبک زندگی رفتارهایی که با قشربندی حیثیتی و اعتباری مرتبط میباشند و چگونگی نمایش رفتارها توسط فرد است. سبک زندگی هم الگوهای مصرف را شامل میشود و قدرتی که از این ناحیه کسب
میشود.[12]
تعریف لغوی سبک زندگی در سایت های معتبر (ویکی، بیزینس و دیکشنری) :
1-9-1-2- تعریف صاحب نظران اسلامی
آیتالله مصباح یزدی: واژهی سبک زندگی که در ادبیات امروزی به مثابهی واژهای کلیدی مطرح شده است، از نظر لغوی و موارد کاربرد، گسترهی وسیعی را دربرمیگیرد؛ یعنی از رفتارهای خاصی که هر فردی برای زندگی خود برمیگزیند تا رفتارهای خانوادگی، فامیلی، محلی، شهری، کشوری و بینالملل قابل اطلاق است.[20]
نظر آقای محمدسعید مهدویکنی در مورد تعریف سبک زندگی: «الگوی همگرا (کلیت تامی) یا مجموعه منظمی از رفتارهای درونی و بیرونی، وضعهای اجتماعی و داراییها که فرد یا گروه بر مبنای پارهای از تمایلات و ترجیحها (سلیقهها) است و در تعامل با شرایط محیطی خود ابداع یا انتخاب میکند.»
یا به اختصار، سبک زندگی : «الگو یا مجموعهی نظاممند کنشهای مرجح است».[21]
حجت الاسلام شهاب مرادی میگویند: سبک زندگی در تعریف ایرانیاش یعنی روش زندگی براساس ایمان؛ روشی مبتنی بر الگوهای اسلامی. … تعریف سبک زندگی فراتر از مهارت زندگی و یا حتی اخلاق اجتماعی است که باید به شکل دقیق مورد توجه قرار گیرد.[22]
آقای علی اکبر رشاد نیز میگوید: سبک زندگی، به دو صورت قابل تعریف است:
ـ بالمعنی الاعم،
ـ بالمعنی الاخص.
درخصوص تعریف بالمعنی الاعم میتوان گفت که «سبک زندگی عبارت است از تحقق عینی اسلام در عرصههای حیات انسان». به این ترتیب سبک زندگی عبارت خواهد بود از تحقق عینی اسلام با همهی ابعاد و اعماق آن، آنگاه که اسلام محقق شد و نه فقط در مقام نظر، نفسالامر و نزول. از دین دستکم میتوان دوازده تعبیر داشت که یکی از تعابیر، «دین محقق» است، یعنی آنچه که در حیات انسان (جوارح و جوانح انسان) محقق شده است و آنچه در جوارح و جوانح انسان تحققیافتنی است، سبک زندگی است. علامهی طباطبایی نیز دین را به نحوی در المیزان تعریف میکنند که به سبک زندگی نزدیک میشود.
اما سبک زندگی بالمعنی الاخص و در معنای محدودتر آن که بتواند با تعاریف رایج نیز یک نوع مجاورت و موازات پیدا کند به این صورت است: «منظومهای از شیوهها
این مطلب را هم بخوانید :
تاریخچه ارتباط والدین و فرزندانی مواجههی جوانحی و جوارحی با عرصههای حیات» و اگر اسلامی بود، این عبارت به تعریف اضافه میشود: «مبتنی بر مبانی معرفتی ـ ارزشی برآمده از منابع معتبر با کاربست منطق علمیِ موجه اسلامی».[23]
1-9-2- سبک زندگی دینی
سبکی است که الگوهای مطرح در آن از ترجیحات دینی یا مبتنی بر مبانی دینی پدید آمده است. به لحاظ عینی درون هر نوع فرهنگ مبتنی بر مذهب و مکتبی (اعم از شیعه، سنی، مسیحی، بودایی و …) این الگوها وجود دارد. اما چون اسلام همه حوزههای زندگی را پوشش داده و بر ایشان دستور دارد، لذا کاملترین سبکهای زندگی را عرضه میکند.[24] عباراتی که میتوان سبک زندگی اسلامی را با آن معرفی کرد مانند: «حَیاهً طَیِّبَهً»، «أُسْوَهٌ»، «مَحْیَا» و … .
﴿مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاهً طَیِّبَهً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما کانُوا یَعْمَلُونَ﴾[25]؛ «هر کس- از مرد یا زن- کار شایسته کند و مؤمن باشد، قطعاً او را با زندگى پاکیزهاى، حیاتِ [حقیقى] بخشیم، و مسلماً به آنان بهتر از آنچه انجام مىدادند پاداش خواهیم داد».
﴿لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ لِمَنْ کانَ یَرْجُوا اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَکَرَ اللَّهَ کَثیراً﴾[26]؛ «قطعاً براى شما در [اقتدا به] رسول خدا سرمشقى نیکوست: براى آن کس که به خدا و روز بازپسین امید دارد و خدا را فراوان یاد مىکند».
«اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیَایَ مَحْیَا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَمَاتِی مَمَاتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ (ص)»[27]؛ «خدایا قرار ده زندگیم را زندگی محمد و آل محمد و مرگم را مرگ محمد و آل محمد(ص)». (زیارت عاشورا)
1-9-3- نقش نیت در سبک زندگی اسلامی
سبک زندگی اسلامی نمیتواند به نیتها کاری نداشته و در عین حال که تأکید آن روی رفتار است، به حداقلهای عواطف و شناختها نیز نظر دارد. در واقع در سبک زندگی اسلامی، میشود رفتارها را به مهرههای متعددی تشبیه کرد که علوم انسانی به خود آن مهرهها و بدون ارتباط با عوامل دیگر میپردازند، ولی در سبک زندگی اسلامی نه تنها به خود آن مهرهها، بلکه به آنچه که سبب ارتباط آنها باهم میشود و همانند نخ تسبیح در تمام آنها وجود دارد، نیز میپردازد. حتی رفتاری مثل نماز، اگر اعتقاد به خدا و معاد را پشتوانه خود نداشته باشد رفتار اسلامی محسوب نمیشود.[28]
1-9-3-1- مبانی اصولی در سبک زندگی اسلامی
سبک زندگی فقط ظاهر افراد را شامل نمیشود که احیانا زیباییهایی نیز داشته باشد. بلکه این ظاهر رفتار وقتی دو ویژگی پیدا میکند عنوان سبک زندگی بیشتر به آن انطباق پیدا میکند: 1- اینکه آن رفتار ظاهری عادت رفتاری انسان بشود و تبدیل به یک رسم یا عادت فردی شود. 2- جمعی از انسان ها این ظاهر و روش را برای خودشان انتخاب کردهاند.
سبک زندگی یعنی ظاهر رفتار و عادت و جمعی بودن[29] که هر سه با هم تعریفی از سبک زندگی
میشود.
سه رکن مهم وجود دارد برای اینکه انسان بتواند خودش و خصوصیات زندگیاش را معرفی کند. رکن اول، که براساس آن زندگی را بنا میکنند، موضوع جهان بینی است. جهان بینی هر شخص، تأثیر باورهایش بر زندگیاش است. جهان بینی را معلومات فرد مشخص نمیکند. باورها و اعتقاداتش آن را مشخص میکند. رکن دوم، ایدئولوژی است. ایدئولوژیها را میتوان به بایدها و نبایدهای اخلاقی و فقهی، اطلاق کرد.[30] رکن سوم، سبک رفتاری و ظاهری است که به آن سبک زندگی میگویند.[31]
1-9-3-1-1- تفاوت سبک زندگی و اخلاق
آیا سبک زندگی که همان ظاهر و صورت رفتاری میباشد. از نگاه دین اهمیت دارد یا نه؟ باتوجه به تفاوت سبک زندگی با اخلاق، باید بگوییم که فقط اسلام با اخلاق ما کار ندارد بلکه با سبک زندگی ما نیز کار دارد. مثلا اینکه ما عصبی مزاج هستیم یا نه، جزء سبک زندگی نیست (بلکه به اخلاق مربوط میشود)، اما اینکه چگونه عصبانیت خود را ابراز کنیم جزء سبک زندگی است، مثلا اینکه با ناسزا گفتن، فریاد زدن و… عصبانیت خود را بروز دهیم جزء سبک زندگی محسوب میشود. اینکه ما آدم کریم و با سخاوتی هستیم ربطی به سبک زندگی ندارد ولی اینکه حاتم بخشی خود را چگونه بروز
میدهیم به سبک زندگی مربوط میشود. دین به سبک زندگی ما کار دارد.[32]
1-9-4- تعریف آسیبشناسی
آسیبشناسی (pathology) از نظر لغوی از دو واژه پاتو (patho = pathos) به معنی رنج، درد و عذاب و لوژی (logy=logos) به معنی مطالعه تشکیل شده است.
آسیب شناسی به معنای فرآیند و ریشهیابی بیماریها، دردشناسی، ناخوشیشناسی، یا علم مطالعه
بینظمیهای ارگانیسم (موجود زنده) است.[33]
در جای دیگر نیز آمده است که آسیبشناسی واژهای است که در علوم زیستی، به مطالعهی بینظمیها و نابسامانیهای ارگانیسم[34] و اندام میپردازد. به کارگیری این واژه در کجروی جامعه، مبتنی به متشابهی است که دانشمندان بین بیمارهای عضوی و آسیبهای اجتماعی قائل میشوند[35]، آنان میگویند: اجتماع از افراد تشکیل میشود؛ همانطوری که بدن، از سلولها به وجود میآید و به این صورت، جامعه را به کالبد انسان تشبیه کردهاند؛ چنانکه افلاطون، جامعه را همانند بدن میدانست و آن را به سه بخش سر (زمامداران و اداره کنندگان)، قلب (سپاهیان) و شکم (افرادی که نیازمندیهای مردم را فراهم میکنند) تقسیم کرده بود.[36]
1-9-5- تعریف خانواده
تعریفهای گوناگونی از خانواده شدهاست که ما تعدادی از آنها را به عنوان نمونه میآوریم:
نظران سرشناسی و حامی دیدگاه چهار عنصری برنامه درسی است. آیزنر[6] (1994) نیز عناصربرنامه درسی را شامل هدف، محتوا، انواع فرصت های یادگیری، سازمان دهی محتوا و ارزشیابی می داند. اما معروف ترین و جامع ترین برداشت از عناصر برنامه درسی،الگوی کلاین است که در قالب نه عنصر اهداف، محتوا،فعالیت های یادگیری، روش های تدریس، مواد ومنابع یادگیری، ارزشیابی، زمان، فضا وگروه بندی مطرح کرده است (فتحی واجارگاه و شفیعی، 1386).
برنامه درسی در آموزش عالی از این امر ناشی می شود که آن عاملی مهم در ارتقای کیفیت آموزش عالی به شمار می رود (دهقانی و همکاران[7]، 2011). لذا تصمیم گیری درمورد چگونگی اجرای عناصر برنامه درسی در سطح دانشگاه ها باید به درستی انجام شود. تصمیم گیرندگان برنامه درسی، افراد یا گروه هایی هستند که با توجه به تخصص و مهارت خود می توانند تصمیمات مهمی را درباره عناصر برنامه درسی اتخاذ نمایند (آیمینی [8]،2011). ، ترکیب تصمیم گیرندگان و میزان تأثیرگذاری افراد و گروه ها در نظام برنامه ریزی درسی، به نظام سیاسی کشورها بستگی دارد (سراجی،1386 ). هر کشوری باید با توجه به شرایط خود مشخص کند که کدام وضعیت تمرکز یا عدم تمرکز را در تصمیم گیری های خود مناسب می داند(تموکنگ[9]، 2004). از نیمه دوم قرن بیستم با توجه به تحولات سریع سیاسی،اقتصادی و اجتماعی ضرورت برخورداری از برنامه درسی منعطف و سازگار با تغییرات اجتماعی و فرهنگی و مشارکت بیشتر در تصمیم گیری های آموزشی احساس شده است(ایزدی، 1385 ). و از حدود 100 سال پیش،همواره این سوال در حوزه نظام آموزشی کشورها مطرح بوده است که تصمیمات مربوط به برنامه درسی در کجا و توسط چه کسی باید اتخاذ گردد (موسی پور، 1385). بنابراین از همان زمان دو رویکرد تمرکز و عدم تمرکز در برنامه درسی مورد توجه کشورها قرار گرفته و حوزه پرتلاطمی را به وجود آورده است. نحوه ترکیب تصمیم گیرندگان برنامه های درسی و توانایی های معلمان و اعضای هیأت علمی در استفاده از این انعطاف برنامه درسی، درجه تمرکز یا عدم تمرکز این گونه برنامه ها را تعیین می کند(نوروززاده و همکاران،1385).
چالشهای عمده سر راه توسعه آموزش عالی در قرن بیستم، باعث گرایش به خصوصیسازی آموزش عالی در کشورهای در حال توسعه شده است. رشد اقتصاد مبتنی بر اطلاعات، تغییر ترکیب جمعیتی، افزایش اقبال عمومی به آموزش، ظهور فناوریهای جدید، همگرایی سازمانهای مدرن و کاهش اعتماد مردم به عملکرد و اثربخشی دولتها از دلایل اصلی گرایش به خصوصیسازی آموزش عالی در دو دهه اخیر بوده است. در ایران نیز خصوصیسازی گسترده در اصل 44قانون اساسی در ایران پیشبینی و سیاست توسعه آموزش عالی خصوصی در برنامه توسعه سوم مورد توجه قرار گرفته است؛ اما وجود پارهای موانع و محدودیتها باعث شده آموزش عالی خصوصی، به معنای واقعی آن، رخ ندهد.
تا اواسط قرن 20 میلادی دولتها همواره مسئولیت اولیه آموزش شهروندان را بر عهده داشتهاند و بزرگترین و تنها منبع تامینکننده بودجه مورد نیاز آموزشوپرورش بودند. با پیدایش فناوریهای جدید و جهانی شدن، آرمانهای لیبرال دموکراسی با مفاهیم نئو لیبرال درباره جامعه و دولت ترکیب شد و با جهانی شدن اقتصاد و کاهش نقش دولت در تامین بودجه مورد نیاز آموزش عالی، موسسات آموزش عالی میزان زیادی رقابتی و بازارمحور شدند. از طرف دیگر اصول ارائه خدمات رفاه عمومی و اجتماعی توسط دولت مورد تردید قرار گرفت و با رواج نگرش تجاری نقش آموزش عالی خصوصی گسترش یافت و تعداد بیشماری از فراهمکنندگان جدید آموزش عالی از قبیل بخشهای انتفاعی، موسسات غیرانتفاعی، موسسات مجازی و سایر مراکز آموزش عالی به عرصه آمدند که میتوانند به سرعت با تغییرات جامعه، شرایط بازار و علایق دانشجویان سازگار شوند. بعد از پایان جنگ جهانی دوم، سیاست کشورها از نخبهگرایی به سمت تودهای شدن آموزش عالی حرکت کرد. به دلیل افزایش جمعیت و تقاضای رو به رشد جوامع مدرن به تحصیلات عالی، آموزش عالی خصوصی گسترش چشمگیری یافت. افزایش شهریه دانشجویان، ترغیب اهدای کمک توسط ذینفعان و درگیرکردن بخش خصوصی در ارائه خدمات آموزشی از جمله آن راهبردها بودند. در ابتدای قرن 21 ،نقش بخش خصوصی به عنوان شریک بالقوه دولت، هم در تدارک و هم در تامین بودجه آموزش عالی بیشتر آشکار شده است.
در ایران نیز در برنامههای توسعه سوم و چهارم صریحا بر توسعه بخش خصوصی آموزش عالی کشور تاکید شد و اقدامات جسته گریخته ای همانند تاسیس دانشگاههای غیرانتفاعی، آزاد و دورههای شبانه صورت گرفته است؛ ولی شواهد گویای این مطلب است که با وجود تجربههایی از این قبیل، آموزش عالی کاملا خصوصی به وجود نیامده است و اینگونه دانشگاهها صرفا غیردولتی محسوب میشوند. وزارت علوم در تارخ 10/2/1379 آیین نامه ای تحت عنوان «آیین نامه واگذاری اختیارات برنامه ریزی درسی به دانشگاهها» در 13 ماده 4تبصره طراحی و ابلاغ نموده است که اهم اهداف این آیین نامه عبارتند از: الف- انطباق هر چه بیشتر برنامه های درسی با نیازهای جامعه؛ ب – نهادینه کردن برنامه ریزی درسی در دانشگاهها؛ ج- روزآمد شدن برنامه ها با توجه به تحولات دانش بشری؛ د- تناسب بیشتر برنامه های درسی با امکانات و تواناییهای دانشگاهها. این آیین نامه تاکید دارد که دانشگاههای دارای هیات ممیزه می توانند برنامه های پیشنهادی خود را به دفتر گسترش آموزش عالی ارسال و پس از تایید آن را اجرا کنند. تحقیقات نشان می دهد که با وجود این اختیار، حتی دانشگاههای دارای هیات ممیزه هم چندان فعالیتی در این زمینه نداشته اند. (سبحانی نژاد، راهنما و شاه حسینی, 1390؛ سبحانی نژاد و شاه حسینی، 1391) هدف این پژوهش پرداختن به راهکارهای عملی برای تمرکز زدایی در برنامه درسی دانشگاهی از منظر اساتید و مدیران دانشگاه کردستان است.
1-3- ضرورت واهمیت تحقیق:
معمولا برنامه درسی در هر جامعه تحت یکی از دونظام متفاوت ذیل انجام می گیرد: 1- برنامه ریزی درسی متمرکز که در آن کلیه مقوله ها،عناصر،مولفه ها،خط مشی ها،سیاست ها،راهبردها وتدابیرطراحی،تولید،اجراوارزشیابی برنامه های درسی درمرکز تصویب وعملی می شودو درچارچوب محتوا وعملکرد به مخاطبان وبه مجریان ابلاغ می گردد(پروند، 1382؛ به نقل از قاسم پور،1384).تمرکز زدایی به این معناست که مقامات محلی مسئولیت ها وقدرت مالیات گیری یامنابع مالی لازم برای رفع نیازهایش رابه عهده گیرد(هربرت،[10]2000). برنامه ریزی درسی غیر متمرکز که در آن نظام آموزش عالی، علاوه بر وزارتخانه، دانشگاه ها، دانشکده ها، گروه های آموزشی و مدرسان که در برنامه ریزی همکاری و مشارکت دارند (تقی پورظهیر،1384). تمرکز زدایی در بهبود کیفیت یادگیری که شامل: دروندادها (معلمان، کتب درسی و یا میزان کارآموزی معلم، فرآیندها (میزان زمان مستقیم آموزشی، میزان یادگیری فعال)، برون دادها (نمرات آزمون، میزان فارغ التحصیلی) و پیامدها (عملکرد در شغل آتی) است، سهیم است (بانک توسعه آسیای[11]،2001).
یکی از موضوعات اساسی در برنامهریزی درسی، میزان تمرکز یا عدم تمرکز برنامه درسی است. میزان تمرکز برنامه درسی به صورت طیفی است که یک سر آن تمرکزگرایی مطلق و سوی دیگر آن عدم تمرکز کامل است. البته این دو حالت ممکن نیستند و برنامههای درسی کشورهای مختلف در حالتی بین این دو وضع است. عدم تمرکز یا تمرکززدایی مفهومی است که در مقابل تمرکزگرایی بکار میرود. برای درک بهتر این دو مفهوم، میتوان تمرکز مطلق و عدم تمرکز مطلق را دو سر یک طیف با ویژگیهای زیر در نظر گرفت: در تمرکز مطلق که ممکن است در سطوح متفاوت سیاسی، اقتصادی، مدیریتی، آموزشی و نظایر آن وجود داشته باشد، تمام اختیارات در دست حکومت مرکزی است و هیچ گونه حق تصمیمگیری به واحدهای موسسهای پایینتر داده نمیشود و همگی، مجری سیاستهای حکومت مرکزی هستند.
در سر دیگر طیف، یعنی در عدم تمرکز مطلق، حکومت مرکزی تمام اختیارات را به واحدهای موسسهای پایینتر واگذار میکند. با چنین تعبیری از تمرکز و عدم تمرکز، معمولاً حرکتی از مرکز به سمت پیرامون است و باعث کاستن تدریجی درجه تمرکز و افزودن درجه عدم تمرکز میشود و البته به معنای ایجاد عدم تمرکز مطلق نیست. در نتیجه، با پذیرش نسبی بودن مفاهیم تمرکز و عدم تمرکز، فرایند تمرکززدایی نیز درجات متفاوتی خواهد داشت.
لذا مفاهیم تمرکز مطلق و عدم تمرکز مطلق، بیشتر در عالم ذهن قابل طرح هستند و در عمل، تنها درجههایی از تمرکز و عدم تمرکز مورد بحث قرار میگیرند. درجات عدم تمرکز ممکن است از کشوری به کشور دیگر متفاوت باشد. عدم تمرکز ممکن است در موسسات آموزشی به مواد درسی و مدیریت مالی محدود شود. به باور کارلسن [12]( 1999 ). چیزی را که در یک سطح، مصداقی از عدم تمرکز است، میتوان به سادگی در سطحی دیگر از مصادیق تمرکز دانست. مثلا کشوری که حق استخدام و عزل مربیان را به دانشگاهها میدهد، در مقایسه با کشوری که این کار را جزو مسئولیتهای وزارت میداند، غیرمتمرکز عمل کرده است؛ اما همین کشور، در مقایسه با کشوری که این مسئولیت را به عهده دانشگاهها میسپارد، متمرکز عمل کرده است. به گفته لاکهید ( نقل در کارلسن، 1999 )، در نیوزلند که مدعی داشتن نظام آموزش عالی غیرمتمرکز است، در دوره ابتدائی، دانشگاهها نقشی در انتخاب مربیان ندارند. در حالی که به رغم اداره بسیار متمرکز در سیستم آموزشی فرانسه، این کشور پیشینهای بسیار طولانی در مشارکت دادن مردم و قدرتهای محلی برای تعیین محتوا و مطالب درسی دانشگاهها دارد؛ در حالی که این کشور معروف به داشتن نظام آموزش عالی متمرکز است. تمرکززدایی انتقال دهنده قدرت تصمیم گیری، مسئولیت و وظایف از بالا به پایین سطوح سازماندهی است.
مهم ترین ویژگی عدم تمرکز، مشارکت افراد و گروههای ذینفع در سطوح و مراحل گوناگون است. مشارکت گستردهتر و سنجیدهتر، حس تعلق به برنامه جدید را افزایش داده، مشروعیت و قابلیت اجرای برنامه درسی جدید را تضمین میکند. تشویق به عدم تلاش برای جلب حمایت و مشارکت گستردهتر مجریان برنامههای درسی با اندیشه اجرای سازگارانه و نیمهسازگارانه برنامه درسی، مستلزم وجود نگرشهای مثبت مجریان برنامه به خصوص مربیان است. مربیان مسوول مرحله اجرایی اصلاحات برنامه درسی هستند و آثار نهایی اصلاحات تا حد زیادی وابسته به مشارکت، فهم و دانش مربیان از تغییر بستگی دارد.
در برخی از کشورها، از جمله ایران که دارای نظام آموزش عالی و برنامه درسی متمرکز میباشد، تمایل به عدم تمرکز ایجاد شده است و عموم افراد و کارشناسان، بخش اعظم ناکارآمدی نظام آموزش عالی را معلول آن دانستهاند و چنین میپندارند که با تغییر نظام تصمیمگیری میتوانند بر اکثر مسائل و مشکلات آموزشی فائق آیند. از این رو، آن را نوشدارو پنداشته و تصور میکنند با تغییر آن، نظام آموزش عالی و برنامه درسی کارآمدتر خواهد شد. یکی از دلایل دفاع از تمرکززدایی در نظام آموزش عالی و برنامه درسی بر این پایه استوار شده است که با واگذاری حق تصمیمگیری و مسئولیت پاسخگویی به دانشگاهها، کیفیت آموزشی بالاتر میرود؛ زیرا در این صورت، مدیران، مربیان و والدین سهم بیشتری در انتخاب محتوای برنامههای درسی و ارتقای کیفیت آموزش خواهند داشت.
از این رو، امروزه سعی بر آن است تا به منظور تمرکززدایی و مشارکت بیشتر دانشگاهها، مربیان و والدین در طراحی و تدوین برنامههای درسی، راهبردهای اجرایی بدست آمده از پایین به بالا را با راهبردهای بدست آمده از بالا به پایین تلفیق کنند؛ زیرا تصمیمگیری بر اساس هر دو راهبرد نسبت به تک تک آنها، اثربخشی بیشتری برای نظام برنامه درسی دارد. با این وجود، در تاریخ تجربی نظامهای آموزشی و برنامه درسی، همواره سطوح و درجات متفاوتی از تمرکززدایی را میتوان پشت زمینه یک نظام متمرکزِ در حد بالا یافت میشود که اغلب به خاطر ترس از آشفتگی است. چنانکه ناتوانی در کنترل اوضاع وجود داشته باشد، گرایش به سوی تمرکز مجدد وجود دارد و هیچ مصداقی از یک نظام آموزش عالی کاملاً غیرمتمرکز وجود ندارد.
یکی از مسائل اساسی در نظام برنامهریزی درسی، پاسخ به این پرسش است که تصمیمات برنامههای درسی باید توسط چه کسانی و در چه سطحی گرفته شود؟ متخصصان برنامهریزی درسی، در پاسخ به این سؤال، سه نوع نظام برنامهریزی درسی متمرکز، غیر متمرکز و نیمهمتمرکز را معرفی نموده اند. در نظام برنامهریزی درسی متمرکز، معمولاً برنامۀ درسی را نهاد مرکزی تهیه میکند و مناطق و دانشگاهها به اجرای وفادارنه آن ملزم میباشند. در نظام برنامهریزی درسی غیر متمرکز، تمامی اختیارات به سطوح پایینتر واگذار میشود و هر یک از واحدها آزادی و اختیار عمل دارند. در نظام برنامهریزی درسی نیمهمتمرکز، سیاستها و چارچوبها را نهاد مرکزی تدوین میکند و بخشی از اختیارات به مناطق و دانشگاهها واگذار میشود و نظارت و کنترل از سوی نهاد مرکزی اعمال میشود. نظام برنامهریزی درسی ایران، در طی یکصد سال گذشته، گاه به سمت تمرکز و گاه به سمت غیرمتمرکز بودن میل نموده است.
در دهه های اخیر، تمرکززدایی در آموزش عالی به منظور به حداکثر رساندن سهم سطوح پایینتر، و افزایش مشروعیت و کارآیی نظامهای در فاصله سال های ۱۹۷۰ تا ۱۹۸۰، به دلیل تحولات گسترده در حوزۀ علوم و فنّاوری و نیز ناکارآمدی برنامههای درسی که به صورت متمرکز تهیه میشدند، حرکت به سوی برنامههای درسی غیر متمرکز و افزایش مشارکت افراد و گروههای ذینفع در تصمیمات برنامۀ درسی آغاز گردید. در واقع در دهه ۱۹۷۰ و اوایل دهه ۱۹۸۰ به دانشگاهها و مربیان به عنوان نیروهای مؤثر در امر برنامهریزی درسی نگریسته شد. با وجود آنکه ارتقای کیفیت آموزشی همواره یکی از دغدغههای نظامهای آموزشی بوده است، هدف تمرکززدایی فقط ارتقای کیفیت آموزشی نبوده، بلکه این نوع اصلاحات تحت تأثیر تغییرات و تحولات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی جامعه قرار داشته است.
آموزشی و اجرای مطلوب تر برنامههای درسی، سیری رو به توسعه داشته است و بیشتر کشورها در نقاط مختلف جهان، آن را دنبال کردهاند. سابقه این بحث به دهه ۱۹۵۰ برمیگردد. در آن زمان برنامههای درسی را عمدتاً صاحبنظران و متخصصان موضوعی که اصلیترین وظیفه را در تولید برنامههای درسی برعهده داشتند تهیه میکردند و مربیان، به عنوان مصرفکننده، صرفاً مجری برنامههای درسی تولیدشده بودند.
اگر تمرکززدایی را به معنای انتقال قدرت از سطح نظارتی بالاتر به سطح پایین تر استان، منطقه، مدرسه و کلاس درس بدانیم می توان ساختار هرم تصمیم گیری را مبنای تعیین میزان تمرکز و فقدان تمرکز در نظام های آموزشی دانست. اخذ تصمیم در خصوص میزان تمرکز در نظام های آموزشی در پنج سطح زیر انجام می شود که شامل: 1)مدیریت عالی 2)وزارتخانه 3)استان ها 4)مدرسه 5)کلاس درس می باشد. در نظام های آموزشی متمرکز، بخش اعظم تصمیمات در سطوح مدیریت عالی اخذ می شود و به صورت قوانین و مقررات لازم الاجرا، به سطوح پایین تر در نظام ابلاغ می گردد. تمام واحدها مجری سیاست های حکومت مرکزی هستند و کنترل شدیدی بر آن ها اعمال می شود. در مقابل در نظام های غیر متمرکز، حدود اختیارات و تصمیم گیری مدیریت عالی به شدت کاهش می یابد و فقط اهداف و سیاست های کلی را این گروه تعیین می کنند.
1-4- اهداف :
این مطلب را هم بخوانید :
1-4-1- هدف کلی:
بررسی راه کارهای عملی تحقق نظام برنامه درسی غیر متمرکز در آموزش عالی ایران از منظر اساتید و مدیران آموزشی دانشگاه کردستان
1-4-2- اهداف جزئی:
1-5- فرضیه ها/ پرسشهای تحقیق:
1-5-1- سؤال کلی:
راه کارهای عملی تحقق نظام برنامه درسی غیر متمرکز در آموزش عالی کدامند و تقش آنها در اجرای این نوع برنامه درسی در آموزش عالی ایران به چگونه است؟
1-5-2- سؤالات جزئی :
1-6- تعریف واژه ها:
برنامه ریزی درسی:
نظری:برنامه ریزی درسی یعنی پیش بینی کلیه فعالیت هایی است که دانش آموز تحت رهبری وهدایت معلم، در مدرسه برای رسیدن به هدف های معین باید انجام دهد. به عبارت دیگر؛ برنامه ریزی درسی عبارت است از پیش بینی وتهیه مجموعه فرصت های یادگیری برای جهتی مشخص، به منظور نیل به آرمان ها وهدف های آموزش وپرورش که معمولأ درمدرسه انجام می گیرد (تقی پور ظهیر،1381،ص42).
عملیاتی:برنامه ریزی درسی عبارت است از؛برنامه ریزی برای فرصت های یادگیری در جهت ایجادتغییرات مطلوب در داشجویان.
تمرکز:
نظری:تمرکز یعنی جایگاه ومحل اقتار واختیار. به عبارت دیگر؛ اگر قدرت و اختیار اخذ تصمیم های سرنوشت ساز وراهبردی سازمان دریک محل حفظ وکمتر درسطوح مختلف توزیع شود، به معنی تمرکز است (زالتمن[13]،1973).
عملیاتی:هنگامی که اختیار وتصمیم گیری در رأس هرم سازمان متمرکز باشد، به این فرایند تمرکزمی گویند.
تمرکز زدایی :
نظری : تمرکززدایی فرایندی است که معمولأ حرکتی از مرکز به سمت پیرامون است و باعث کاستن تدریجی درجه تمرکز وافزودن درجه عدم تمرکز می شود وبه معنای ایجاد عدم تمرکز مطلق نیست (کارلسن[14] ،1999).
عملیاتی: تمرکز زدایی یعنی اینکه قدرت اختیار وتصمیم گیری در سطوح پایین سازمان توزیع و گسترش یابد.
2-1- مقدمه :
همزمان با تحولات و تغییرات گسترده سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ، مطالبات و تقاضای اجتماعی برای مشارکت در تصمیم گیری های آموزشی و تأمین حقوق فردی و اجتماعی و ضرورت برنامه های درسی و آموزشی منعطف و سازگار با تغییرات اجتماعی ، فرهنگی و بین المللی از نیمه دوم قرن بیستم مطرح شده است . در همین رابطه، برخی نظام های آموزشی متمرکز برای رهایی از وضعیت نامطلوب و بحران زای خود، گرایش تمرکززدایی را اختیار نموده و بعضی نظام های آموزشی نیز رویکرد تمرکز گرایی را به عنوان پاسخی به بحث عدالت آموزشی و فرصت های برابر آموزش و تحصیل قلمداد نموده اند. مطالعات تجارب تمرکززدایی آموزشی در کشورهای گوناگون، نشان می دهد که با وجود آنکه ارتقای کیفیت آموزشی همواره یکی از دغدغه های نظام های آموزشی بوده است، هدف تمرکززدایی فقط ارتقای کیفیت آموزشی نبوده، بلکه این نوع اصلاحات تحت تأثیر تغییرات و تحولات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی جامعه قرار داشته است. فتحی(1386)در مقاله ای تحت عنوان فراتحلیل تمرکز و عدم تمرکز در آموزش و پرورش با تاکید بر برنامه ریزی درسی می نویسد: تحلیل ادبیات پژوهشی موضوع این نکته را روشن می کند که، بودن در یکی از دو قطب متمرکز و غیر متمرکز یا حتی قرار گرفتن بر روی طیفی از تمرکز و عدم تمرکز هرچه است، چیزی جز یک امر مدیریتی نمی تواند باشد. براساس نوع مدیریت سیاسی ، اجتماعی و جهت گیری های ایدئولوژیک و درسطحی مقدورات مادی و مالی نظام های حکومتی و آموزشی است که آن ها به سوی گرایش به تمرکز گرایی و تمرکز زدایی از آموزش و پرورش و نهایتاً برنامه ریزی درسی می کشاند.
نتایج سومین مطالعه بین المللی ریاضیات و علوم نشان داد که در مجموع، عملکرد دانش آموزان کشورهایی با نظام آموزشی متمرکز، بهتر از عملکرد دانش آموزان کشورهایی است که نظام آموزشی غیر متمرکز دارند. این واقعیت از جنبه های مختلف دارای اهمیت است، به خصوص این که در کشورهایی مانند ایران که دارای نظام متمرکز آموزشی و به تبع آن نظام متمرکز برنامه ریزی درسی هستند، تمایل چشمگیری به سمت عدم تمرکز وجود دارد .این در حالی است که در ایران، یک تصور عمومی به وجود آمده است که سهم عمده ای از ناکارآمدی نظام آموزشی و عملکرد نامطلوب دانش آموزان را ناشی از تمرکز نظام آموزشی می داند . به نظر می رسد که چنین تصوری در کشورهای دیگر نیز وجود داشته باشد، زیرا به گفته تموکنگ (2004) ، در حال حاضر برای بسیاری از کشورها رفتن به سمت عدم تمرکز یک مد است و آن کشورها فکرمی کنند که تمرکززدایی کاری است مدرن که باید انجام شود . اما باید توجه کرد که عدم تمرکز، یک اکسیر جادویی نیست و مشکلات و مسایل خاص خود را به همراه خواهدداشت(گویا؛قدکسازخسروشاهی ، 1384).
2-2- سیر تحول برنامه ریزی
بدون شک برنامه ریزی، با تاریخ انسان اندیشمند و ابزار ساز آغاز می شود. در عصری که انسان زندگی خود را تابع نظم اجتماعی قرارداد، مسلماً یک نوع برنامه ریزی در کار بوده است. لیکن قبل از آن زمان نیز بشر برای زندگی روزمره خود ، برنامه ای داشته است. انسان جوامع ابتداییبرای گرداوری آذوقه یا ساختن خانه برای حفاظت خود در برابر باد و باران و سایر حوادث عملاً به یک نوع برنامه ریزی می پرداخته است. این گونه برنامه ریزی اساساً جنبه فردی داشته و ناآگاهانه بوده است. در حقیقت به تفکر پیش از عمل شباهت داشته است. در دوره تاریخ با پیدایش اجتماعات منظم وپیچیدگی اوضاع جامعه، دستگاه حکومت برای اداره امور جامعه به تهیه و تنظیم یک نوع برنامه ای می پرداخت که بیش و کم معرف برآورد « دخل و خرج » یا «درآمد و هزینه» بود. در تمدن های باستانی، چه در غرب چه در شرق، خاصه در یونان باستان، پیام حکما دربارهی مدینه های فاضله نشانه ضرورت تفکر و اندیشه ی انسان در مورد به وجود آوردن یک جامعه منظم انسانی بوده است. همه ی اینگونه تفکرات و اندیشه ها، حاوی یک نوع برنامه ریزی فلسفی و ایدهالیستی می باشد.
برنامه ریزی به عنوان یک نوع دانش و تکنیک مانند همه علوم دیگر با تحول جامعه انسانی پیشرفت نمود. در واقع برنامه ریزی به صورت علمی با پیدایش علم اقتصاد شکل گرفت و با پیدایش مکتب های مختلف سوسیالیسم در اواخر قرن 19، نحوه تفکر به امر برنامه ریزی و ساختمان جامعه ی آینده تغییر کرد و مکانیسم برنامه ریزی ستون فقرات تصمیم گیری های اقتصادی و اجتماعی را در جامعه نوین پدید آورد. پس برای نخستین بار، نظام برنامه ریزی علمی در یک جامعه سوسیالیستی پا گرفت و از آن تاریخ به تدریج به فکر برنامه ریزی، هم در کشورهای سرمایه داری و هم در کشورهای جهان سوم به عنوان ابزار و وسیله تحقق استراتژی های توسعه پذیرفته شد(به نقل از اقلیما، بی تا).
2-2-1- مفهوم برنامه وبرنامه ریزی:
به طور کلی می توان برنامه را به مفهوم انجام اقدامات یا فعالیت های خاص برای رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده تعریف نمود. به عبارت دیگر، برنامه عبارت است از نمایش منظم و با رعایت سلسله مراتب فعالیت های مربوط به یک رشته تصمیمات منظم و مرتبطبر حسب درره های زمانی مختلف. تاریخ برنامه ریزی نشان می دهد که این تاکید در گذشته بیشتر بر روی یک محدوده جغرافیایی بوده است ولی به تدریج بر روی مردم و جوامعی که از یک برنامه متاثر می شوند، متمرکز شده است (مرکز مطالعات و مدیریت و بهره وری ایران و موسسه توسعه روستایی ایران،1380). براین اساس می توان گفت برنامه ریزی به عنوان اندیشه و روش شناسی توسعه دچار تحول شده است و از مدل های متمرکز، سلسله مراتبی، دستوری و منبع گرا به مدل های جدید غیر متمرکز،مشارکتی و هدف گرا تغییر نموده است. شایان ذکر است که برای انجام برنامه ریزی نیاز به وجود پیش زمینه ها و شرایط خاصی است . چهار شرط لازم برای برنامه ریزی ، وجود منابع اعم از انسانی و مادی، وجود نهادها و سازمان های خاص، مشارکت مردم در فرایند برنامه ریزی و بالأخره اصل هماهنگی است(افتخاری، 1382).
برنامه ریزی به عنوان فعالیت مستمری که چگونگی حداکثراستفاده از امکانات برای تحقق اهداف و شیوه های ارزشیابی آن را تعیین می کند، نیازمند تصمیم گیری است: تصمیم گیری در مورد «چرایی» و «چگونگی» عمل. نوع تصمیم گیری که بر اساس میزان دخالت هر یک از اجزاء یک نظام در این عمل مشخص می گرددف می تواند به عنوان معیاری برای تفکیک ومقایسه ی نظام های برنامه ریزی مورد استفاده قرار می گیرد. گاه در تصمیم گیری تمام اجزای یک نظام به شکل فعال دخالت دارند وگاه فقط بخش خاصی از اجزاء نظام تصمیمات لازم را اتخاذ می نمایند و سایر اجزاء ملزم به اطاعت هستند. بر این اساس تصمیم گیری در برنامه ریزی درسی حائز اهمیت جدی است که نقش تعیین کننده ای در جهت گیری و کیفیت محصول یا برنامه درسی دارد، یعنی می توان انتظار داشت دکه به تناسب عناصر انسانی صاحب نفوذ در این فرایند، برنامه ی درسی از خصوصیات، ویژگی ها و کیفیت متفاوتی برخوردار باشد.
2-2-2- تعریف و مفهوم برنامه ریزی درسی
برنامه ریزی درسی در میان دانش آموزان و دانشجویان، بیشتر به معنای تعیین برنامه ای زمانی برای خواندن دروس و کتاب هاست که به طور کلی با مفهوم علمی برنامه ریزی درسی متفاوت است.تعریف واحدی از برنامه ریزی درسی در میان صاحبنظران این علم وجود ندارد و هر کس بنا به تفکرات خود، تعریفی از برنامه ریزی درسی مطرح کرده است. در زبان انگلیسی از برنامه ریزی درسی بیشتر با عنوان برنامه درسی« Carriculum» یاد می شود. برخی از تعاریف برنامه درسی در ذیل آمده است:
دال معتقد است: برنامهی درسی فرایندی است رسمی یا غیر رسمی که از طریق آن، یادگیرنده با نظارت مدرسه، معلوماتی را کسب می کند و شیوه درک آنها را در می یابد، مهارت هایی را فرا می گیرید و نگرش، ارزشگذاری و ارزش ها را تغییر می دهد(شریعتمداری،1375، ص6-5).
هیلدات تابا معتقد است برنامه ی درسی برنامه ای است برای یادگیری و فرآیند برنامه ریزی درسی مستلزم پیمودن مراحلی نظیر سنجش نیازها، تدوین هدف ها، انتخاب و سازماندهی محتوا و نیز تجربیات یادگیری، اجراء و ارزشیابی می باشد.
از نظر گود(1959) برنامه درسی عبارت از یک برنامه کلی و عمومی در ارتباط با محتوی آموزشی که توسط مدارس به دانش آموزان ارائه می گردد تا در سایه آن یادگیرندگان قادر شوند صلاحیت های لازم را در خود بوجود آورده و برای ورودبه حوزه های فنی و حرفه ای خاص آماده شوند.
برنامه ی درسی، در واقع همان برنامه آموزشی پیشنهادی است که بیانگر کشاندن یادگیرنده به سویی است که برای رشد وی ترجیح داده شده است و تکیه بر نظام ارزش ها دارد و برنامه درسی وسیله ای برای رسیدن به آرمان ها، تحقق هدف ها و انجام دادن مقاصد تربیتی است(تقی پور ظهیر1385)
برنامه ی درسی محصول برنامه ریزی درسی است. برنامه ریزی درسیcurriculum planning یاcurriculum development شامل سازماندهی یک سلسله فعالیت های یاددهی و یادگیری به منظور ایجاد تغییرات مطلوب در رفتار یادگیرنده ها و ارزشیابی میزان تحقق این تغییرات است. بنابراین فرایند برنامه ریزی درسی شامل سازماندهی فعالیت ها و ارزشیابی می باشد و هدف آن ایجاد تغییرات مطلوب و محور آن یادگیرنده است. علی رغم تنوع اندیشه ها و تعارض های مفهومی میان برنامه ریزان درسی، چند نکته عمومی در مورد توافق وجود دارد:
2-3- مفهوم تمرکز و عدم تمرکز
امروزه در علوم سیاسی و اداری مفاهیم تمرکز و عدم تمرکز در موارد گوناگون به صورت مبهم و پیچیده به کار می رود. ریشه این ابهامات در نظریات و عقاید سیاسی و اجتماعی حاکم بر جامعه است. به
2-5-3. تعارض در صلاحیت( معاون و مباشر جرم) 26
2-5-4. تعارض صلاحیت (دادگاه ویژه روحانیت و دادگاه عمومی): 29
فصل 3 33
3-1……………………………………………………………………………………………………. رشوه 34
3-2…………………………………………. تاریخچه رشوه در ایران و جهان 37
3-2-1. کانادا 39
3-2-2. ژاپن 40
3-2-3. چین 40
3-2-4. فرانسه 41
3-2-5. کره جنوبی 41
3-2-6. ترکمنستان 42
3-3………………………… تاریخچه ارتشاء در حقوق موضوعه ایران 42
3-3-1. قبل از انقلاب 42
3-3-2. بعد از انقلاب 43
3-4……………………………………………………………………………………… تعریف رشوه 43
3-4-1. تعریف لغوی رشوه 43
3-4-2. تعریف رشوه در کتب حقوقی 44
3-4-3. رشوه در شرایع و ادیان 45
3-4-4. رشوه در عرف بازاری 45
3-4-5. ترمینولوژی حقوق 45
3-5…………………………………………………. مبحث اول: ارکان جرم رشوه 46
3-5-1. عنصر قانونی 46
3-6………………………………………………………………………………………….. شرح ماده 48
3-7…………………………………………………. ادله شرعی جرم انگاری رشوه 54
3-7-1. قرآن 54
3-7-2. سنت 56
3-7-3. اجماع 58
3-7-4. عقل 59
3-8……………………………….. عنصر مادی در جرائم رشاء و ارتشاء 59
3-9………………………… عنصر روانی در جرائم رشاء و ارتشاء : 60
3-10………………………………… مجازات جرم ارتشاء در حقوق ایران 61
3-10-1. موارد تشدید مجازات مرتشی 65
3-11…………………………………….. مجازات جرم رشاء در حقوق ایران 66
3-11-1. موارد تخفیف و معافیت از مجازات برای راشی 67
3-12. فقهای اسلام رشوه را به اقسام ذیل تقسیم کرده اند 70
3-12-1. رشوه اهدائی 70
3-12-2. رشوه بیانی 70
3-12-3. رشوه طعامی 70
3-12-4.رشوه خیالی یا سیاسی 70
3-12-5. رشوه زور و قلدری 71
3-12-6. رشوه ناموسی 71
3-12-7. رشوه مادی 71
3-13……………………………………………………………… فرق بین رشوه و هدیه 72
3-13-1. پیرامون هدیه و رشوه به شرح ذیل از نگاه فاضل نراقی 72
3-14………………………………………………………………….. تفاوت رشوه با جعل 74
3-15…………………………………………………………… ابهامات در این زمینه 74
3-16…………………………………………………………………………. آثار فردی رشوه 77
3-16-1. قساوت و سنگدلی 77
3-16-2. قبول نشدن دعا و عبادت 78
3-17………………………………………………………………….. آثار اجتماعی رشوه 78
3-17-1. مانع اجرای عدالت و قانون 78
3-17-2. فساد مالی و اداری 79
3-18………………………………………………………… نقاط ضعف قوانین ایران 79
فصل 4 82
4-1. اختلاس 83
4-2. تعریف جرم اختلاس 84
این مطلب را هم بخوانید :
4-2-1. معانی لغوی 84
4-2-2. تعریف فقهی جرم اختلاس 84
4-2-3. اختلاس در تعریف حقوقی 85
4-3…………………………………………………. عناصر تشکیل دهنده ی اختلاس 89
4-3-1. عنصر قانونی 89
4-3-2. عنصر مادی 90
4-3-2-1. رفتار مادی 90
4-3-2-2. شرایط و اوضاع و احوال لازم برای تحقق جرم اختلاس 91
4-3-2-2-1. سمت مرتکب 92
4-3-2-2-2. ویژگی مال مورد اختلاس 93
4-3-2-2-3. مالکیت مال مورد اختلاس 96
4-3-2-2-4. سپرده شدن مال به نفع متهم 97
4-3-2-2-5. ارتباط سپردن مال با وظایف خدماتی مأمور 98
4-3-2-2-6. نتیجه حاصله 99
4-3-2-3. شروع به جرم اختلاس 99
4-3-3. عنصر روانی 100
4-4………………………………………………………………………………… مجازات اختلاس 101
4-4-1. مجازات قانونی اختلاس 101
4-4-2. تخفیف مجازات 102
4-4-3. تعلیق مجازات 105
4-5. اختلاس باندی 108
4-6. مقایسه اختلاس با جرایم مشابه 110
4-6-1. اختلاس و سرقت 110
4-6-2. اختلاس و تصرف غیر قانونی ( استفاده ی غیر مجاز) 111
4-6-3. اختلاس و خیانت در امانت 112
4-6-4. اختلاس و فروش و… اموال دولتی 113
4-7………………………… موضوعات مربوط به آیین دادرسی و غیره 114
4-7-1. قرار تأمین 114
4-7-2. تعلیق شغل 115
4-8………………………………………………………………………………………….. خلاصه فصل 119
فصل 5 121
5-1………………………………………………………………………………… معاملات دولتی 122
5-2………………………………………………………………………………… مفهوم معامله 124
5-3…………………………………………………………… مفهوم مزایده و مناقصه 126
5-3-1. مزایده 126
5-3-2. مناقصه 126
5-3-2-1. تعریف مناقصه 127
5-3-2-2. تعریف مزایده 127
5-4. معاملات دولتی از نظر مبلغ به سه طبقه تقسیم می شود 127
5-5. ماهیت وتفاوت معاملات دولتی با معاملات خصوصی 128
5-6……………………………………….. تاریخچه معاملات دولتی در ایران 129
5-7……………………………………………………………….. تغییرات پس از انقلاب 132
5-8…………………………………………………………………………………………….. پورسانت 134
5-8-1. پورسانت در لغت و اصطلاح علم حقوق 135
5-8-2. اصطلاحی و حقوقی 136
5-8-3. تاریخچه جرم اخذ پورسانت در قوانین ایران 137
5-8-4. عناصر بزه اخذ پورسانت 140
5-8-4-1. عنصر قانونی بزه اخذ پورسانت: 140
5-8-4-2. مبانی جرم انگاری اخذ پورسانت 141
5-8-4-2-1. مبانی شرعی 141
5-8-4-2-1-1. کتاب…………………………………………………………………………………………………141
5-8-4-2-1-2. روایات………………………………………………………………………………………………142
5-8-4-2-1-3. مبانی عقلی………………………………………………………………………………………..143
5-8-4-3. رکن مادی 144
5-8-4-3-1. موضوع جرم 144
5-8-4-3-1-1. وجه………………………………………………………………………………………………….144
5-8-4-3-1-2مال……………………………………………………………………………………………………..145
5-8-4-3-1-3. سند پرداخت وجه یاتسلیم مال 145
5-8-4-3-2.مرتکب جرم. 145
5-8-4-3-2-1. فعل مرتکب………………………………………………………………………………………146
5-8-4-3-3. اوضاع و احوال 146
5-8-4-4. عنصر روانی 146
5-8-4-5. شروع به بزه اخذ پورسانت 147
5-9………………………………………………………………………………………….. تعدد جرم 147
5-10……………………………………………………………………………………… تکرار جرم 148
5-11………………………………………….. مجازات گیرندگان اخذ پورسانت 148
5-11-1. پاسخ های کیفری 148
5-11-2. مجازات های مالی 149
5-11-2-1. رد مال…………………………………………………………………………………………………….149
5-11-2-2. جزای نقدی 149
5-12……………………………………………………………………………………… خلاصه مبحث 150
5-13……………………………… شرکت و معاونت در جرم اخذ پورسانت 151
5-13-1. معاونت درجرم اخذ پورسانت 152
5-14……………………………………………. تفاوت پورسانت و جرم ارتشاء 152
5-14-1. از نظر موقعیت پرداخت کننده 152
5-15………………………………………………………… تدلیس در معاملات دولتی 152
5-15-1. تدلیس 153
5-15-2. تعریف و نمای کلی جرم تدلیس در معاملات دولتی 153
5-16. ارکان و عناصر تشکیل دهنده جرم تدلیس در معاملات دولتی 154
5-16-1. عنصر قانونی جرم 154
5-16-2. عنصر مادی جرم 155
5-16-2-1. توسل به تدلیس یا تقلب در معامله 155
5-16-2-2. کسب منفعت برای خود یا دیگری 155
5-16-2-3. نتیجه حاصله 156
5-16-3. عنصر معنوی جرم 156
5-16-3-1. سوء نیت عام 156
5-16-3-2. سوء نیت خاص 157
5-17…… مجازات و محکومیت در موضوع ماده 599 ق. م. ا. 157
5-18…………………………………………………………………………………… نتیجه گیری 157
5-19……………………………………………………………………………. پیشنهادات کلی 159
5-20……………………………………………………………………………………………….. منابع 161
1-1. تعریف مسئله
دایره جرایم و تخلفات بسیار گسترده است و بخشی از این جرایم متعلق به کارمندان دولتی میباشد.مستخدمین دولتی ممکن است از طریق سوء استفاده از امتیازات اعطایی دولت بنا به سمت خود مرتکب جرم شوند که در این رساله درصدد پاسخ به پرسش ها هستیم که مبانی فقهی و حقوقی مسولیتهاو مجازهای کارمندان دولت در حقوق کیفری چیست وچه تدابیری می توان برای پیشگیری از این گونه جرایم و فسادهای مالی اتخاذ کرد؟
اهمیت مساله از آنجاست که جرایم اداری اگرچه ممکن است در مقایسه با جرایم دیگر نظیر قتل و سرقت رعب انگیز نباشد اما به لحاظ تاثیر گذار بودن در تخریب اجتماع.انحراف عمومی و سلب امنیت و اعتماد ملی بیش از خطاهای دیگر باید مورد ملاحظه و بررسی قرار گیرند.
1-2. اهداف:
هدف از این پژوهش نیز کمک به ایجاد سلامت اداری و امنیت بیشتر در جامعه است.ایجاد راهکارهای برای جلوگیری از این تخلفات در سطح جامعه و اجرای هرچه بهتر قوانین در جامعه است.
1-3. سوالات در این پژوهش
1.آیا تجدید نظر در قوانین موجود می تواند از بعضی از تخلفات اداری پیشگیری کند؟
3.اصلاح ساختار اداری در کاهش این جرایم در سطح جامعه ضرورت دارد؟
1-4. فرضیه ها
1- ا ین جرایم ریشه فقهی دارند.
2- در قوانین ابهام وجود دارد و لذا دراکثر موارد در اجرای آن دقت کافی مبذول نمیشود.
3- اصلاح ساختار اداری، با کوچک کردن دولت سهم به سزایی در کاهش این جرایم دارد.
1-5. پیشینه موضوع در ایران و جهان باذکرمنابع معتبر