۲-۲-۲ رنگ در قرآن ۳۲
۲-۲-۳ نور در کلام ائمه اطهار و بزرگان دین ۳۳
۲-۲-۴ رنگ در کلام ائمه اطهار و بزرگان دین ۳۴
۲-۳رنگ و نور در حکمت اسلامی و ادبیات ایران ۳۹
۲-۳-۱ حکمت اسلامی و رنگ و نور از نظر حکما و عرفا ۳۹
۲-۳-۱-۱ رنگ و نور در مکتب اشراق ۴۲
۲-۳-۱-۲ رنگ و نور در کبرویه ۴۷
۲-۳-۱-۳ رنگ و نور از منظر نجم رازی ۵۳
۲-۳-۲ نور و رنگ در ادبیات اسلامی ۵۷
۲-۴ کیفیت رنگ و جایگاه نور در نگارگری ایران ۶۰
۲-۴-۱ اندیشه و بینش نگارگری ایرانی ۶۱
۲-۴-۲ چگونگی کاربرد رنگ در آثار نگارگری ۶۴
۲-۴-۳ جایگاه نور در نگارگری ایرانی _اسلامی ۷۰
مؤلّفههای تحقیق ۷۳
فصل سوم: تحولات نگارگری پس از نیمه عصر صفوی تا معاصر ۷۴
۳-۱ تحولات غرب بر نگارگری ایران ۷۴
۳-۱-۱ نگرش تفکرات غربی در هنر ۷۵
۳-۱-۲ دوره صفوی ۸۳
۳-۱-۲-۱ مقدمهای از اوایل صفوی تا عصر شاهعباس(مکتب اصفهان) ۸۳
۳-۱-۲-۲ دوره عصر شاهعباس و پیدایش مکتب اصفهان ۸۸
۳-۱-۳ دوره افشاریه، زندیه و قاجار ۹۷
۳-۱-۴ دوره پهلوی و ۱۰۰ سال اخیر ۱۰۶
۳-۲ پیدایش مدرسه صنایع مستظرفه و تاثیرات آن در نگارگری جدید ۱۱۳
۳-۲-۱ تاثیر هنری مکتب کمالالملک در نقاشی ایران ۱۱۴
۳-۲-۲ مکتب سقاخانه و تاثیر آن بر نگارگری معاصر ۱۱۶
۳-۲-۳ پیدایش حوزه جدید نگارگری و ویژگیهای آنها ۱۱۷
۳-۲-۳-۱ مدرسه قدیمه ۱۱۸
۳-۲-۳-۲ هنرستان اصفهان ۱۲۰
۳-۲-۳-۳ هنرمندان تهران ۱۲۲
۳-۲-۳-۴ هنرمندان مشهد ۱۲۴
مؤلّفههای تحقیق ۱۲۵
فصل چهارم: بازشناسی رنگ و نور در تحلیل آثار ۱۲۶
۴-۱ ویژگی رنگ و نور در آثار استاد محمود فرشچیان ۱۲۶
۴-۲ ویژگی رنگ و نور در آثار استاد حسین بهزاد ۱۴۳
۴-۳ ویژگی رنگ و نور در آثار استاد محمدباقر آقامیری ۱۵۳
۴-۴ ویژگی رنگ و نور در آثار استاد مجید مهرگان ۱۶۳
۴-۵ ویژگی رنگ و نور در آثار استاد اردشیر مجرد تاکستانی ۱۷۲
مؤلّفههای تحقیق ۱۸۱
آزمون فرضیهها ۱۸۲
نتیجهگیری ۱۸۳
گزارش کار عملی ۱۸۵
مطلب دیگر :
نظریه ها و مدل های جدید تعهد سازمانی
تبعیت از رنگهای جهان مادی، روایتگر عالمی دیگر و جهانی فراترند»(خوشنظر و رجبی، ۱۳۸۸a، ۷۰).
تأثیر دیگری که در هنر هنرمند معاصر ایران، مشاهده میشود؛ تأثیر تفکّر غربی است. تأثیر این تفکّر بر هنر ایران، از زمانی شروع شد که راه رفت و آمد اروپاییان به ایران باز گردید. فکر هنرمند ایرانی جنبهی مادیگرایی به خود گرفت و از تفکّر معنوی دور شد. بازتاب نور، نیز در اثر هنرمند ایرانی تغییر کرده و یک نقطهای شد. رنگ، دیگر آن درخشندگی سابق را نداشت و بیشتر، برای القای جهان مادی بهکار میرفت.فصل اول: کلیات پژوهش
-۱ بیان مسئله
از منظر فیزیک، “نور” امواج الکترومنیتیک (انرژی خورشیدی) است که دارای طول موج و طیفهای مرئی و نامرئی هستند(براگ، ۱۳۶۲). در نگرهی نقاشان (کلاسیک) غرب، نور عنصری فیزیکی است که برای نشان دادن اشیاء غرق در تاریکی، از آن بهره میگیرند. اما در نگرهی هنرمند شرقی، همهی اشیاء در نور غرقند و منبع نور واحد وجود ندارد.
از نظر نگارگر ایرانی اسلامی، هر شیء از افاضه وجود بهرهمند است زیرا خدا نور مطلق آسمان و زمین است؛[۱] و از نگاه عرفای مسلمان همانند مولانا، نور را چنین تعبیر میکنند:
هرکه را باشـد زدیده فتح باب او به هر ذره بـبینـد آفـتاب
هم ببیند نقش و هم نقاش را فرش دولت را و هم فراش را
مولوی
در هنر اسلامی رنگها راه و وسیلهای برای نمایش نور هستند. در نظر نقاشان ایرانی رنگ پیوند لطیفی با عالم ملکوت پیدا میکند، چنانکه آنها سعی کردهاند به وسیله رنگها و آشنا شدن با عوالم نورانی، با عالم ملکوت پیوند نزدیک داشته باشند(آیتاللهی، ۱۳۷۷).
همانگونه که مطالعۀ نور و رنگ در اروپا، ابتدا حوزههای فلسفی، علم و فیزیک را در بر میگیرد، سپس به وادی هنر و زیباییشناسی وارد میشود، در جهان اسلام نیز، بررسی نور و رنگ شامل حوزههای علمی، حکمی، عرفانی و زیباییشناسانه میشود. با این تفاوت که مطالعۀ نور و رنگ در همۀ حوزهها، تحت سیطرۀ حکمت اسلامی است و جدایی این حوزهها، به سادگی ممکن نیست.
جامعه شناسی هنر در پی شناخت شرایط پیدایش مصرف کنندگان کالاهای فرهنگی و سلیقه ی آنها و توصیف شیوه های مختلف تسلط و بکارگیری کالاهای فرهنگی، و
توصیف شرایط اجتماعی شکل گیری این تسلط بر کالاهایی که مشروع پنداشته می شوند، است. مشروعیت بخشی برای هر گروه اجتماعی، مسئله ای بسیار پر اهمیت است. چراکه هر سلطه ای اجتماعی باید به عنوان سلطه ی اجتماعی مشروع به رسمیت شناخته و در فضای اجتماعی پذیرفته شود(بون ویتز،۱۱۵:۱۳۸۹).
فضای اجتماعی نیز، به این ترتیب ساخته می شود که «عاملان و گروه های اجتماعی براساس جایگاهشان در توزیع آماریِ دو اصل تفاوت گذار تقسیم می شوند؛ این دواصل عبارتند از سرمایه اقتصادی و سرمایه ی فرهنگی. عاملان اجتماعی تا به آنجا با یکدیگر دارای مشترکات اند، که در این دستگاه دو بعدی به یکدیگر نزدیک باشند، و میزان تفاوت هایشان بستگی به این دارد که در این دستگاه چقدر از هم فاصله داشته باشند»(بوردیو،۱۳۹۰،۳۳) بنابراین با توزیع و اکتساب سرمایه ساختار طبقاتی نیز شکل می گیرد. اما باید گفت که ساخت طبقاتی یک سلسله مراتب ساده نیست بلکه در درون هر یک از طبقات شاخه های گوناگونی وجود داردکه در درجه اول مربوط به ترکیب انواع سرمایه و در درجه دوم مربوط به منشا سرمایه و مدت زمانی که فرد این ترکیب را در اختیار داشته است.با توجه به شکل گیری طبقاتی، در حوزه فرهنگ نیز تمایزی حول فرهنگ نخبه و فرهنگ عامه ایجاد شده. در واقع در زمینه سلیقه در محصولات فرهنگی و هنری، به نظر می رسد سلیقه ها و شیوه های مصرفی حول دو سبک یا مفهوم غالب از سلیقه گردآمده اند: سلیقه توده یا عموم و سلیقه روشنفکری یا نخبه گرا (Katz-Gerro,2002:217). آنچه که این دو فرهنگ را در گفتمان و نظریه های فرهنگی معاصر روی در روی هم قرار داده، هم به نوع طبقه بندی اجتماعی و سرمایه فرهنگی مرتبط است و هم اعتقاد به این تفکر که، هنر و فرهنگ والا به شیوه های مختلف موجب بهبودی و پیشرفت مردم می شود، و هنر نازل/توده/عامه تأثیر بالعکس آن را
مطلب دیگر :
دارد(Belfiore;Bennett,2008:32).
در این پژوهش در آغاز به بررسی تاریخی مفهوم سلیقه می پردازیم و در ادامه به بررسی مفاهیم چون سلیقه ، مصرف و سرمایه در بین نظریه پردازان مختلف در حوزه ی جامعه شناسی هنر اشاره ای میکنیم. در بخش مرتبط با سلیقه و مصرف به عوامل تاثیر گذار بر شکل گیری سلیقه و مصرف در طبقات مختلف اجتماعی و کاربردآنها در تمایزات طبقاتی پرداخته شده. در بحث از سرمایه نیز ابتدا به تعریف سرمایه در مفهوم کلاسیک آن و مفهوم چهار گانه سرمایه بنا بر نظریه پی یر بوردیو اشاره شده. در فصل آخر با توجه به داده های بدست آمده از مخاطبان گالری ها، فرهنگسرا ها و گالری-مغازه های مشخص، سعی شده به بررسی نقش سرمایه فرهنگی و مسئله تفاوت و یا عدم تفاوت ویژگی های اجتماعی سلیقه های هنری مخاطبان نقاشی مدرن از یک سو و مخاطبان نقاشی عامه پسند از سوی دیگر پرداخته شود و همچنین عوامل موثر در شکل گیری این تفاوت ها مرود بررسی قرار گیرد.