1-5- فرضیه تحقیق 8
1-6- معرفی مدل و روششناسی تحقیق 8
1-7- محدودیتهای تحقیق 11
1-8- سازماندهی تحقیق 12
فصل دوم: مروری بر ادبیات موضوع
2-1- مقدمه 14
2-2- مبانی نظری تحقیق 14
2-3 – اهمیت و نحوه عملکرد سیستم مالی 16
2-4- پیشینه تجربی تحقیق 18
2-4-1- مطالعات خارجی 18
2-4-2- مطالعات داخلی 21
2-5- جمع بندی 27
فصل سوم: بررسی روند متغیرهای تحقیق
3-1- مقدمه 29
3-2- روند تولید ناخالص داخلی حقیقی سرانه 29
3-3- روند سرمایهگذاری مستقیم خارجی 30
3-4- رابطه تورم و لگاریتم تولید ناخالص داخلی 33
3-5 رابطه باز بودن تجارت و تولید ناخالصداخلی 34
3-6- نسبت اعتبارات اعطا شده به بخش خصوصی به تولید ناخا لص داخلی (DCP) 35
3-7 نسبت بدهیهای نقدی واقعی به تولید ناخالص داخلی واقعی (M2 به GDP) 36
3-8- روند بازار سهام و با نکها 38
3-9 رابطه بازار سهام و لگاریتم تولید ناخالص داخلی 38
3-10- رابطه توسعه بانکی و تولید ناخالص داخلی 39
3-11- جمع بندی……………………………………………………………………………………………………………………40
فصل چهارم: روش شناسی تحقیق
4-1- مقدمه 42
4-2- مدل مورد استفاده در تحقیق 42
4-3- روش شناسی تحقیق 43
4-3-1مدلهای رگرسیونی PANEL DATA و ویژگی های آن 43
4-3-2- معرفی رهیافت داده های تابلویی 44
4-3-3- مزایای روش پنل دیتای پویا 47
4-3-4-روش GMM ارتگنال (متعامد) 48
4-4- نتیجه گیری 50
فصل پنجم: تجزیه و تحلیل یافتههای تحقیق
5-1- مقدمه 52
5-2- تخمین مدل 52
5-3- تجزیه و تحلیل نتایج 53
5-4- استحکام نتایج …………………………… 56
5-4-1- بررسی استحکام نتایج با حذف تمام متغیر های کنترلی 56
5-4-2- بررسی استحکام نتایج با حذف متغیرهای هزینه دولت و تورم 57
5-4-3- استحکام نتایج با حذف متغیر تورم 58
5-4-4- بررسی استحکام نتایج با حذف متغیر کنترلی مخارج دولت 59
5-5- آزمون Wald ………………………………. 67
5-6- جمعبندی 61
فصل ششم: نتیجهگیری و ارائه پیشنهادات
6-1-مقدمه 64
این مطلب را هم بخوانید :
6-2- مروری بر خطوط کلی پژوهش 64
6-3- بحث و نتیجهگیری 66
6-4- پیشنهادهای سیاستگذاری 67
6-5- پیشنهادهایی برای پژوهشهای آتی 69
منابع و ماخذ 71
پیوستها 82
مقدمه
توسعه اقتصادی را میتوان از جنبه کالایی(واقعی) و جنبه مالی بررسی کرد. از جنبه واقعی، توسعه اقتصادی برحسب سرمایه انسانی، ثروت و تولید مورد توجه است و از جنبه مالی، توسعه به نقش واسطههای مالی در بسیج پساندازها به سمت سرمایهگذاری مولد اشاره دارد.
توسعه مالی درواقع، توسعه نظام یا بخش مالی شامل بازارها (مانند بورس و اوراق بهادار)، نهادها (مانند بانکها به عنوان واسطههای مالی) و ابزارهای مالی(سهام، اوراق قرضه، ارز و مشتقات) میباشد.
کشورهای توسعهیافته به دلیل گسترده بودن نهادهای مالی، استفاده از ابزارهای متنوع مالی و وجود قوانین مالی مناسب، بخش مالی کارآمدتری دارند. اما در کشورهای در حال توسعه، به دلیل دولتی بودن بخش اعظم نظام مالی و خدمات بانکی ناکارا، کمبود منابع و وجود ساختار دوگانه بخش مالی (رسمی و غیر رسمی) و غالب بودن بخش غیر رسمی بر بخش رسمی، نهادها و موسسات مالی کارایی مطلوبی ندارند. برخی اقتصاددانان کندی رشد اقتصادی در برخی کشورهای درحال توسعه را به ناکارآمدی بخش مالی نسبت میدهند و اصلاح نظاممند این بخش را برای دستیابی سریعتر به رشد اقتصادی ضروری میدانند.
1-2- بیان مسئله
درگذشته، نظریهپردازان رشد اقتصادی همچون ریکاردو[1] کمبود عوامل واقعی مثل سرمایه و زمین را بهعنوان محدودیتهای رشد اقتصادی میدانستند و نقش بازارهای مالی را نادیده میگرفتند. شومپیتر، اولین اقتصاددانی بود که تاثیر واسطههای مالی را روی رشد اقتصادی بیان کرد. وی پیوند ناگسستنی بین بخش پولی و حقیقی اقتصاد را به خوبی بیان میکند.
بازار مالی شامل دو بخش بازار سرمایه و بازار پول میباشد. پساندازکنندگان میتوانند مستقیما از طریق بازارسهام (بازارسرمایه) وجوه خود را در اختیار شرکتها قرار دهند و یا از طریق یک واسطه مالی مانند بانک (بازار پول) وجوه مازاد خود را به قرضگیرندگان داده و نرخ بهره دریافت کنند. بازار سرمایه شامل بازار سهام و اوراق بهادار است. ولی بازار پول نهادهای متعدد پولی را شامل میشود. بانکها مهمترین بخش بازار پول در کشورهای در حال توسعه، همچون کشورهای مورد بررسی در این تحقیق میباشند. در اکثر اقتصادها، بانکها مرکز سیستم مالی و پرداختها هستند و نقش مهمی در فرایند تجهیز پس اندازها، شناسایی فرصتهای سرمایهگذاری و متنوع سازی ریسک ایفا میکنند. از اینرو، اندازه، ساختار و کارایی بخش بانکی به عنوان یک بعد مستقل توسعه مالی مورد توجه است. سوددهی بانکها، اعتبارات پرداختی و دسترسی آسان بخش خصوصی به اعتبارات بانکی در این بعد مورد بررسی قرار میگیرد. بر پایه مطالعات انجام شده، فعالیت بانکها در فضای رقابتی شامل مداخلهی کمتر دولت، تمرکز کمتر بازار و امکان بیشتر ورود بانکهای خارجی کارایی و رشد بیشتری خواهد داشت. تقریبا در همه کشورهای جهان هردوی بازار سهام و بانکها تواما وجود دارند. هریک از این دو بازار مالی نقاط ضعف و قوت جداگانهای دارند. اما سیاستگذاران اقتصادی یکی از این دو شیوه را محور قرار داده و دیگری را به عنوان فرع در نظر میگیرند. اکثر کشورها بانک محور هستند و تنها تعداد محدودی از کشورها همچون آمریکا و انگلستان را می توان سهام محور دانست. رشد سالم بازار سهام نیازمند حسابرسی توانمند، نظام قضایی دقیق، بازار کار و مدیریت شفاف و همچنین توانایی جذب شرکتهای ورشکسته توسط شرکتهای رقیب است. در نظام مالی سهام محور، سهام داران مالک کوتاه مدت محسوب میشوند و با کاهش سود به فکر انتقال دارایی خود میافتند. در حالیکه در نظام بانک محور، بانکها مالک بلندمدت شرکت محسوب میشوند از اینرو با کاهش سود شرکت را منحل نمیسازند. از اینرو ورشکستگی در نظام سهام محور گستردهتر است. به دلیل مقدمات و پیامدهای گوناگونی که نظام سهام محور نسبت به بانک محور دارد تنها تعداد اندکی از کشورهای توسعه یافته سهام محور هستند و نظام بانک محور گستردگی بیشتری دارد. کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی همگی بانک محور هستند. به روشی که بانک محور باشد سرمایهگذاری غیر مستقیم میگویند. در مقابل شیوهای که سهام محور باشد سرمایهگذاری مستقیم نام دارد. هرچه تنوع بازار پولی در کشوری بیشتر و نقش بازار سرمایه گستردهتر شود بازار مالی آن کشور پیشرفتهتر خواهد بود. اینکه این گستردگی و تنوع بازار مالی چه تاثیری بر تولیدات حقیقی اقتصاد دارد سوالی است که تا به حال جوابهای مختلفی به آن داده شده است.
به دلیل شفافیت بازارهای مالی و نیز شفافیت نرخ بهره در کشورهای پیشرفته، سرمایهگذاران نسبت به تامین مالی از داخل بنگاه (سود قابل تقسیم) و یا خارج از بنگاه (اوراق سهام و اعتبارات بانکی) تقریبا بیتفاوت هستند و میتوان گفت که منابع مالی داخل و خارج بنگاه تقریبا جانشین کامل یکدیگر میباشند. در حالیکه در کشورهای در حال توسعه، به دلیل عدم وجود نرخ بهره یکسان و شفاف نبودن بازار، دسترسی بنگاه به منابع بانکی، مجرایی برای انباشت سرمایه خواهد بود و از آنجا که نرخ بازدهی سرمایهگذاریها نسبت به نرخ بهره بانکی در سطح بالاتری قرار دارد، بنگاه ها همواره به دنبال دریافت وامها و اعتبارات بیشتر و ارزانتر بانکی هستند. بنابراین برخلاف کشورهای پیشرفته که پول و سرمایه جانشین یکدیگر میباشند، در کشورهای در حال توسعه، پول و سرمایه مکمل یکدیگر هستند (سلیمی فر و قوی1381).
به لحاظ تجربی چهار حالت برای رابطه بین توسعه مالی و رشد اقتصادی مطرح شده است:1) توسعه مالی علت رشد اقتصادی است 2) رشد اقتصادی علت توسعه مالی است 3) توسعه مالی و رشد اقتصادی به صورت همزمان بر یکدیگر اثر میگذارند 4) هیچ ارتباطی بین توسعه مالی و رشد اقتصادی وجود ندارد.
این چهار حالت را در دو دیدگاه میتوان تقسیم بندی کرد. دیدگاه اول، کسانی که به رابطه همسو بین رشد اقتصادی و توسعه مالی اعتقاد دارند (حالت های 1 تا 3). دیدگاه دوم، که معتقد به رابطه معنیدار بین این دو شاخص کلان اقتصادی نیستند. در این تحقیق، معنیداری ارتباط بین توسعه مالی و رشد اقتصادی در کشورهای عضو کنفرانس اسلامی بررسی شده است. یعنی تلاش بر این است که مشخص شود نظریات کدامیک از این دو دیدگاه، بر اساس دادههای کشورهای اسلامی برای رابطه بین توسعه مالی و رشد اقتصادی مصداق دارد، که بر اساس پاسخ به این سوال سیاستگذاریهای مناسب برای این کشورها پیشنهاد خواهد شد.
1-3- ضرورت و اهمیت موضوع
همانطور که میدانیم رشد اقتصادی یکی از مولفههای توسعه یافتگی کشورهاست. از اینرو تاکنون تحقیقات بسیاری به منظور بررسی عوامل اثرگذار بر رشد اقتصادی انجام شده است. یکی از مهمترین عوامل اثرگذار بر رشد اقتصادی تعمیق مالی است. اکثر تحقیقاتی که رابطه بین توسعه مالی و رشد اقتصادی را مورد کنکاش قرار دادهاند، رابطه معنیداری بین این دو یافتهاند. اما در مقابل اقتصاددانان برجستهای چون لوکاس[2] (1988) و پاتریک[3] (1966) تاثیر توسعه مالی روی رشد اقتصادی را رد کردهاند. اگر نظریه اقتصاددانانی که چنین دیدگاهی داشتهاند درست باشد، پس تلاشهایی که برای توسعه مالی صورت میگیرد تنها اتلاف منابع کمیاب خواهد بود. علاوه بر این تاکید بیمورد بر توسعه مالی ما را از سایر سیاستهای اثر گذار بر رشد اقتصادی باز میدارد. با توجه به این نکات هدف تحقیق این است که تشخیص دهد آیا توسعه بازار سهام و بانکها که مهمترین بخشهای سیستم مالی یک اقتصاد هستند بر رشد اقتصادی کشورهای عضو کنفرانس اسلامی اثرگذار میباشند؟
تاثیرتوسعه مالی بر روی رشد اقتصادی مطالعات فراوانی را به خود اختصاص داده است. با این وجود تمایز تحقیق حاضر با مطالعات پیشین در نظر گرفتن شاخص ترکیبی بازار سهام SMINDEX)[4]) و بانکها [5](BINDEX) است. در این روش از متغیرهای ترکیبی استفاده میشود چرا که در نظر گرفتن متغیرهای بازار سهام (ارزش جاری بازار، ارزش معاملات، نسبت گردش معاملات) به شکل ترکیبی اطلاعات بیشتری را نسبت به بازار سهام یک کشور در مقایسه با استفاده از متغیرها به صورت جداگانه در اختیار قرار میدهد. به همین ترتیب در بررسی بازار پولی نیز از شاخص مرکب توسعه بانکی استفاده میشود. چراکه استفاده از شاخص اعتبار خصوصی (PCREDIT) و نسبت پول و شبه پول به تولید ناخالص داخلی (M2) دارای کاستیهایی در نشان دادن وضعیت بانکی هستند.
در این تحقیق از دادههای پانل استفاده شده است. به دلیل محدودیتهای آماری استفاده از تکنیک دادههای پانل ایستا باعث میشود با محدودیت زمانی اطلاعات مواجه باشیم. برای رفع این مشکل متخصصان اقتصاد سنجی روش دادههای پانل پویا را پیشنهاد مینمایند. از مزایای روش پانل تخمین دقیقتر و کاراتر همراه با همخطی کمتر است. برای تخمین الگوهای پانل پویا از روش گشتاورهای تعمیم یافته[6] (GMM) استفاده شده است. در معادلاتی که در تخمین آنها اثرات غیر قابل مشاهده ی خاص هر کشور و وجود وقفهی متغیر وابسته در متغیرهای توضیحی مشکل اساسی است از تخمینزن گشتاورتعمیم یافته (GMM) که مبتنی بر مدل های پویای پانلی است استفاده می شود (بارو و لی[7]، 1996).
1-4- سوال های تحقیق
1-5- فرضیه تحقیق
2 فصل دوم: بررسی نظریات رشد اقتصادی و سرمایهگذاری مستقیم خارجی 11
2.1 مقدمه 12
2.2 مبانی نظری 12
2.2.1 رشد اقتصادی 12
2.2.1.1 نظریههای رشد 12
2.2.1.1.1 نظریه رشد کلاسیک 13
2.2.1.1.2 نظریهی رشد نئوکلاسیک 14
2.2.1.1.2.1 مدل رشد هارود– دومار 15
2.2.1.1.2.2 مدل رشد سولو – سوان 17
2.2.1.1.3 نظریهی رشد درونزا 21
2.2.1.1.3.1 مدل سرمایه انسانی لوکاس 23
2.2.2 سرمایه گذاری مستقیم خارجی 24
2.2.2.1 روند سرمایهگذاری مستقیم خارجی 27
2.2.2.2 عوامل موثر بر سرمایهگذاری مستقیم خارجی 27
2.2.2.2.1 اندازه بازار 28
2.2.2.2.2 توسعه اقتصادی و سرمایه انسانی 28
2.2.2.2.3 آزادی اقتصادی 29
2.2.2.2.4 امنیت اقتصادی 29
2.2.2.2.5 قوانین کشور میزبان 30
2.2.2.2.6 توسعه بازارهای مالی 30
2.2.2.2.7 تجارت، نرخ ارز و نظامهای ارزی 30
2.2.2.2.8 سیاستهای مالیاتی 31
2.2.2.3 تئوریهای مرتبط با سرمایهگذاری مستقیم خارجی 32
2.2.2.3.1 تئوریهای مرتبط با بازار کامل 32
2.2.2.3.1.1 نرخهای متفاوت بازدهی: 32
2.2.2.3.1.2 تنوع سرمایهگذاری: 33
2.2.2.3.1.3 اندازه بازار 33
2.2.2.3.2 تئوریهای مرتبط با بازارهای ناقص 34
2.2.2.3.2.1 تئوری سازمان صنعتی 34
2.2.2.3.2.2 نظریه درونیسازی 35
2.2.2.3.2.3 فرضیه چرخه عمر محصول 36
2.2.2.3.2.4 نظریه مکان 37
2.2.2.3.2.5 پارادایم التقاطی دانینگ 37
2.2.3 سرمایه گذاری مستقیم خارجی و رشد اقتصادی 38
3 فصل سوم: بررسی شاخص های فضای کسب و کار 42
3.1 مقدمه 43
3.2 شاخص های ارزیابی فضای کسب و کار 44
3.2.1 شاخص فضای کسب و کار 45
3.2.2 شاخص رتبه بندی ریسک سیاسی 46
3.2.3 شاخص آزادی اقتصادی 47
3.2.4 شاخص تصویر لحظه ای فضای کسب و کار 48
3.2.5 شاخص طراحی شده توسط شرکت نوسازی صنایع ایران 50
3.2.6 شاخص فساد 52
3.2.7 شاخص بی ثباتی 52
3.2.8 شاخص آسیب پذیری 53
3.2.9 نماگرهای احساس اقتصادی 53
3.2.10 شاخص سهولت انجام کسب و کار 54
3.2.10.1 شاخص های فضای کسب و کار 55
3.2.10.1.1 تاسیس و راه اندازی یک فعالیت (فرآیند ثبت شرکت) 55
3.2.10.1.2 فرآیند اخذ گواهی تاسیس و راه اندازی کارگاه 56
3.2.10.1.3 شاخص استخدام نیروی کار 58
3.2.10.1.4 شاخص ثبت و انتقال مالکیت 62
3.2.10.1.5 شاخص اخذ اعتبار 63
3.2.10.1.6 شاخص حمایت از سرمایه گذاران 66
3.2.10.1.7 شاخص پرداخت مالیات 69
3.2.10.1.8 شاخص تجارت برون مرزی 70
این مطلب را هم بخوانید :
مفهوم کیفیت ارائه خدمات ،پایان نامه درمورد جانشین پروری - سازین : تجربه های کارآفرینی و نوآوری
3.2.10.1.9 الزام آور بودن قراردادها 73
3.2.10.1.10 شاخص ختم و انحلال یک فعالیت 75
4 فصل 4: تخمین مدل 78
4.1 مقدمه 79
4.2 تصریح الگو 79
4.3 آزمون اعتبار محدودیت های گشتاوری 82
4.4 برآورد الگو 83
4.5 تفسیر نتایج حاصل از برآورد الگو 86
4.6 جمع بندی 87
5 فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات 88
5.1 مقدمه 89
5.2 خلاصه پژوهش 89
5.3 پیشنهادات 91
5.4 پیشنهادات برای پژوهش های بعدی 92
6 منابع 93
6.1 منابع فارسی 93
6.2 منابع انگلیسی 96
7 پیوست 99
فهرست جداول و نمودارها
جدول 1 بدترین و بهترین کشورهااز نظر شاخص کسب و کار اکونومیست 46
نمودار نمودار راداری ایران در سال 2009 50
جدول2 نتایج حاصل از تخمین مدل 85
1 فصل اول:کلیات پژوهش
1.1 بیان مساله
انباشت سرمایه به عنوان یکی از پیش نیازهای اساسی در فرایند رشد اقتصادی میباشد که میتواند از منابع داخلی یا خارجی تامین گردد. منابع مالی خارجی به عنوان مکملی برای پسانداز داخلی میباشد. از مهمترین راههای ورود منابع مالی خارجی، سرمایهگذاری مستقیم خارجی(FDI) میباشد.
فواید سرمایهگذاری مستقیم خارجی (FDI) شامل جذب سرمایه، تکنولوژی روز، دانش جدید، بالا بردن توانایی مدیریت، افزایش اشتغال، بهبود تراز پرداختها و افزایش قدرت رقابت است. براساس مطالعات، سرمایه گذاری خارجی تابع عوامل زیادی از قبیل نرخ بازگشت سرمایه، باز بودن اقتصاد، زیرساختها، رشد اقتصادی، سرمایهگذاری داخلی، منابع طبیعی، سرمایه انسانی، تورم، نرخ ارز، بدهی خارجی، وضع مالی دولت و اندازه بازار میباشد.
یکی از موارد بسیار موثر بر سرمایهگذاری مستقیم خارجی(FDI) وضعیت مقررات در کشورهای میزبان میباشد. مقررات به طور نسبی میتواند به صورت مانعی برای ورود سرمایهگذاران به عرصه تولید میباشد. مانعی که هم میتواند بر سر راه سرمایهگذاران داخلی و هم سرمایهگذاران خارجی (به صورت شدیدتر) باشد. مثلا اگر مالکیت خارجیان بر دارائیهای داخل کشور ممنوع باشد، انگیزه سرمایهگذارن را، برای سرمایهگذاری، کاهش میدهد.
هزینههای مقررات به دو صورت پولی و زمانی میباشد. هزینههای پولی، هزینههایی است که در انجام فرایند سرمایهگذاری و یا در طول بهرهبرداری از سرمایهگذاری، به عواملی غیر از عوامل تولید باید پرداخت گردد مانند هزینههایی که برای ثبت شرکت باید پرداخت گردد و یا هزینههایی که براساس قانون باید به عوامل تولید بیشتر از هزینه مستقیم تولید باید پرداخت گردد مانند هزینههایی که براساس قانون کار به صورت حق مسکن و … باید پرداخت گردد. هزینههای زمانی هم، هزینههایی است که به سرمایهگذاران، به دلیل از دست دادن زمان تحمیل میشود. آنچه که در دنیای امروز بسیار مهم میباشد مسئله زمان است. قوانین پر پیچ و خم که اکثرا زمانبر هم میباشند سرمایهگذاران را از فرصتهای سرمایهگذاری دور مینماید.
بعضی از اثرات منفی بالا بودن مقررات در فضای کسب وکار را میتوان این گونه برشمرد:
امروزه موسسات بین المللی زیادی، شاخصهایی را در زمینه آزادی و سهولت مقررات فضای کسب و کار ارائه میدهند که در ادامه به برخی از این موسسات اشاره خواهد شد.
بعضی از قوانینی که بر فضای کسب و کار و ورود به آن تاثیر میگذارد میتوان به قانون کار، قوانین بازنشستگی و از کارافتادگی، قانون تامین اجتماعی، قانون مالیات، قوانین مربوط به مالکیت، قانون ورشکستگی و قانون تجارت اشاره نمود. این فراوانی قوانین به صورت موانعی بر سر راه ورود بخش خصوصی به فضای تولید کشور میباشد که میتوان با حذف یا اصلاح برخی از این قوانین، راه را برای سرمایهگذاری، سرمایهگذاران داخلی و خارجی هموار کرد. اصلاح قوانین موجود باید سه ویژگی مهم را دربرگیرد. اول اینکه تعداد مراحل قانونی انجام یک فعالیت تا حد امکان کاهش یابد. در مرحله بعد باید هزینههای ناشی از قانون تا حد ممکن کاهش یابد و مهم تر از همه مدت زمان اجرای یک فرایند قانونی کاهش یابد.
1.2 پیشینه تحقیق
در گذشته تصور بر این بود که بنگاهها اقتصادی برای فعالیت تنها نیاز به ثبات اقتصادی سیاسی دارند اما در دهه 1990 میلادی اهمیت فضای کسب و کار در ادبیات اقتصادی مطرح شد و از سال 2004 که بانک جهانی اقدام به انتشار وضعیت فضای کسب و کار کشورها نمود، این تلاش در دولتمردان بیشتر کشورها بوجود آمد که فضای کسب و کار کشورها را برای سرمایهگذاریها مساعد سازند.
پژوهشهای صورت گرفته در این موضوع را میتوان به سه دسته تقسیم کرد. دسته اول پژوهشهایی که به بررسی تاثیر مقررات بر اقتصاد میپردازد. دسته دیگر، پژوهشهایی است که به بررسی تاثیر سرمایهگذاری مستقیم خارجی(FDI) بر رشد اقتصادی میپردازد و در نهایت پژوهشهایی که به تاثیر همزمان سرمایه گذاری مستقیم خارجی و متغیر دیگری بر رشد اقتصاد را بررسی میکند.
از پژوهشهای دسته اول به مقالهای که توسط نورمن لویزا[1](2005) به همراه ماریا اویدا[2]و لوئیس سرون[3] انجام شده است، میتوان اشاره کرد. این پژوهش تحت عنوان”بررسی تاثیر مقررات بر رشد اقتصادی و بخش غیررسمی” نهایتا به این نتیجه رسیده که مقررات زیاد به خصوص در بازار کار و تولید منجر به کاهش رشد اقتصادی و تحریک بخش غیررسمی میشود.
در ایران نیز پژوهشهایی در مورد تاثیر مقررات بر رشد اقتصادی صورت گرفته است اما متغیری که به عنوان پروکسی نقش قانون میباشد متفاوت است. در بعضی مقالات از شاخص فساد و در بعضی دیگر از شاخص آزادی اقتصادی استفاده گردیده است. در ادامه به چند مورد اشاره میشود.
در تحقیق شهرزاد برومندجزی (1387) با عنوان”فساد، سرمایهگذاری بخش خصوصی و رشد اقتصادی(مطالعه موردی ایران)” اثر فساد را بر رشد اقتصادی ایران از طریق اثرات آن بر سطح و ترکیب مخارج دولت و سرمایهگذاری بخش خصوصی تحلیل میکند. نتایج این پژوهش نشان میدهد که فساد اثرات منفی بر رشد اقتصادی کشور داشته است.
مرتضی سامتی و همکاران(1385) در مقاله خود با عنوان”تاثیر آزادی اقتصادی بر درآمد سرانه و رشد اقتصادی (با رهیافت Panel Data)”به بررسی اثر آزادی اقتصادی بر درآمد سرانه پرداخته و با استفاده از دو مدل که از ترکیب مدلهای کارلسون[4] و لاند استروم[5] و مدل دادههای تلفیقی پویای وینهلد[6] به دست آمدهاند به بررسی اثر آزادی اقتصادی بر رشد اقتصادی طی سالهای 2003 – 1980در 87 کشور پرداخته است. نتایج حاکی از اثر مثبت آزادی اقتصادی بر سطح درآمد سرانه و رشد اقتصادی کل نمونه است. از بین اجزای آزادی اقتصادی استقلال قضایی و امنیت حقوق مالکیت، پول سالم و ضوابط و قوانین مربوط به بازارکار، اعتبار و کسب و کار بیشترین اثر را بر درآمد سرانه دارند.
در مقاله سید علی اکبر رزمی و همکاران(1388) باعنوان”تاثیر آزادی اقتصادی بر رشد اقتصادی با رویکرد مکتب نهادگرا: بررسی علی” نیز به تاثیر مثبت بین آزادی اقتصادی بر رشد اقتصادی تاکید شده است.
دسته دوم پژوهشها که به بررسی تاثیر سرمایهگذاری مستقیم خارجی(FDI) بر رشد اقتصادی میپردازد،
اسحاق تانسن[7] (2003) در مقالهای با عنوان”آیا FDI ، رشد اقتصادی کشورهای کمتر توسعه یافته را شتاب میدهد؟” به این نتیجه رسید که FDI بر رشد اقتصادی کشورهای در حال توسعه اثر مثبت میگذارد ولی برای کشورهای کمتر توسعه یافته به نتیجه روشنی دست نیافت.
اسلاتر و فورد[8] (2001)، در تحقیقی به بررسی اثرات FDI بر رشد اقتصادی کشورهای آسه ان[9] طی سالهای1996-1970 میپردازند و در نهایت به این نتیجه میرسند که سرمایهگذاری مستقیم خارجی (FDI) نه تنها منجر به تحریک رشد اقتصادی این کشورها میگردد بلکه اثر آن از سرمایه انسانی و عوامل تکنولوژیک هم بیشتر میباشد.
سید صفدر حسینی(1385) با بررسی” تاثیر سرمایهگذاری مستقیم خارجی بر رشد اقتصادی ایران” نشان داد که سرمایهگذاری مستقیم خارجی اثر مثبتی بر رشد اقتصادی دارد و سرمایه انسانی اثر آنرا تقویت میکند. کریم اذربایجانی(1388) نیز نشان داد که سرمایهگذاری مستقیم خارجی تنها درکوتاه مدت بر رشد اثر میگذارد که این اثر هم منفی میباشد.
بهروز هادی زنوز و پروانه کمالی دهکردی (1388) در مقالهای با عنوان” اثر FDI بر رشد اقتصادی کشورهای میزبان منتخب” به این نتیجه رسیدند که سرمایهگذاری مستقیم خارجی بر رشد اقتصادی تاثیر مثبت میگذارد و همچنین درجه توسعهیافتگی کشورها بر جذب FDI اثر گذار میباشد.
در نهایت مطالعاتی که به بررسی تاثیر متغیر سرمایهگذاری مستقیم خارجی(FDI) به همراه متغیری دیگر بر رشد اقتصادی میپردازد.
ماتیاس بوس[10] و خوزه لوئیس گرویزارد [11]در مطالعهای که در دو نوبت انجام دادند به این نتیجه رسیدند که مقررات بیش از اندازه در کشورهای با مقررات بالا، رشد اقتصادی ناشی از سرمایهگذاری مستقیم خارجی(FDI) را محدود میکند. این مطالعه نشان داد که نتایج براساس مدلهای اقتصاد سنجی مختلفی که استفاده میشود، متفاوت میباشد.
در پژوهشی که لایورا الفارو[12] و همکاران (2000) تحت عنوان”سرمایه گذاری مستقیم خارجی (FDI) و رشد: نقش بازارهای مالی محلی ” انجام دادند نشان داد که سرمایهگذاری مستقیم خارجی (FDI) نقش مهمی در رشد اقتصادی دارد در حالی که توسعه بازارهای مالی محلی برای این اثرات مثبت نقش بسیار مهمی دارد.
در تحقیقی که کینگ و وارادی[13] (2002)، بر روی 10 کشور اروپایی و 15 کشور مشترک المنافع در دوره 1996-1993 انجام دادند، دریافتند که افزایش سرمایهگذاری مستقیم خارجی و پیشرفت در آزادسازی قیمت، رشد اقتصادی را افزایش میدهد.
ماریا کارکویک و روزلوین [14]در مقالهی”آیا FDI رشد اقتصادی را شتاب میبخشد؟”رشد اقتصادی را تابعی برونزا از سرمایهگذاری مستقیم خارجی و یک بردار شرایط در نظر گرفته و آن را برای 72 کشور براورد نمود. بردار شرایط در این پژوهش شامل متغیرهای سرمایه انسانی، بازبودن اقتصاد و توسعه مالی داخلی میباشد. این مقاله هم به تاثیر مثبت سرمایهگذاری مستقیم خارجی بر رشد اقتصادی میرسد ولی اثر توسعه مالی در جذب FDI را ضعیف میداند ولی در عوض محیط کسب و کار را هم در ترغیب رشد اقتصادی و هم در جذب FDI بسیار موثر میشمارد.
برنزتین و دیگران[15] (1995)، در پژوهشی با عنوان ” FDI چگونه بر رشد اثر میگذارد؟” با استفاده از مدل رشد درونزا، رشد را تابعی از FDI و سرمایه انسانی در نظر میگیرد و به این نتیجه میرسد که FDI نسبت به سرمایه داخلی سهم بیشتری در رشد اقتصادی دارد و این اثر وقتی بر بهرهوری مشخص میگردد که کشور از یک حداقل سرمایه انسانی برخوردار باشد. به عبارت دیگر هر چه سرمایه انسانی بیشتر باشد، بهرهوری FDI بالاتر و تقویت اثر FDI بر رشد کشور میزبان بیشتر خواهد بود
درمقالهای مارتا بنگوا و بلانکا سانچز روبلز [16](2002) تحت عنوان”سرمایهگذاری مستقیم خارجی، آزادی اقتصادی و رشد”به بررسی اثر متقابل بین آزادی اقتصادی، سرمایهگذاری مستقیم خارجی (FDI) و رشد اقتصادی برای یک نمونه از 18 کشور آمریکای لاتین برای سال 1999-1970 میپردازد. در این مقاله به این نتیجه دست مییابند که آزادی اقتصادی در کشور میزبان تاثیر مثبتی در جذب سرمایهگذاری مستقیم خارجی دارد و همچنین سرمایهگذاری خارجی تاثیر مثبت بر رشد اقتصادی دارد. با این حال سرمایه انسانی کافی، ثبات اقتصادی و بازار آزاد در بهرهمندی بیشتر از منافع سرمایهگذاری مستقیم خارجی در بلند مدت موثر میباشد.
در ایران هم پژوهشهایی در این زمینه صورت گرفته است. سید عبدالحمید جلایی و مینا صباغ پور فرد(1388) در تحقیقی با عنوان”بررسی اثر سرمایهگذاری مستقیم خارجی بر رشد اقتصادی از مسیر بازارهای مالی” نتیجه گرفتند که توسعه بازارهای مالی موجب افزایش و ثبات اثر سرمایهگذاری مستقیم خارجی در ایران خواهد شد.
1-9-کارگاهها: 12
فصل دوم :چارچوب نظری و پیشینه پژوهش
2-1-مقدمه: 17
2-2-چارچوب نظری: 19
2-3-پیشینه ی پژوهش: 25
2-3-1-مطالعات خارجی: 25
2-3-2-مطالعات داخلی: 30
2-4-کاربردها و جنبههای نوآوری پژوهش: 33
فصل سوم:روش شناسی تحقیق و ارائه مدل
3-1-مقدمه: 41
3-2-روش شناسی تحقیق: 42
3-3-توصیف داده ها: 43
3-3-1-متغیر وابسته: 43
3-3-2-متغیرهای مستقل: 44
3-4-منابع آماری: 46
3-5- آماره های توصیفی: 46
3-6-روش تحقیق: 48
3-7-روش پانل دیتا یا داده های تابلویی: 48
3-7-1- ماهیت پانل دیتا: 51
3-7-2-کاربرد روش داده های تابلوئی در تخمین مدل: 54
3-7-3-مزایای استفاده از روش داده های تابلویی: 55
3-8- 1-آزمون تشخیص نوع داده ها(آزمون F لیمر): 56
3-8-2-آزمون Fلیمر به بیان دیگر: 57
3-9-آزمون انتخاب مدل(آزمون هاسمن): 59
3-11-جمع بندی فصل: 62
فصل چهارم:برآورد مدل و تحلیل نتایج
4-1- مقدمه: 65
4-2- آزمون ریشه واحد داده های تابلویی کاربردی برای ارزیابی مانایی متغیرها 66
4-3- برآورد الگو و تحلیل نتایج: 69
4-3-1- آزمون اول: قابلیت تخمین مدل به صورت داده های تابلویی (آزمونF لیمر): 69
4-3-2- آزمون دوم: انتخاب بین اثرات ثابت و تصادفی(آزمون هاسمن): 69
4-3-3- برآورد الگو 70
4-3-3-1-مرحله اول برآورد 70
4-3-3-2- مرحله دوم برآورد(برآوردی جدید از الگو) 73
4-4- آزمون همخطی 75
4-5- مقایسه نتایج بدست آمده با مطالعات انجام شده: 76
4-6- خلاصه فصل: 78
فصل پنجم:جمع بندی،نتیجه گیری و پیشنهادات
5-1- مقدمه 82
5-2- پاسخ به فرضیه: 82
5-3-نتایج: 83
5-4- خلاصه فصل: 84
5-5 – پیشنهادات: 85
5-5-1- پیشنهادات اجرایی: 85
5-5-2- پیشنهادات جهت تحقیقات بعدی: 86
فهرست منابع ومآخذ 89
پیوست ها 95
1مقدمه:
امروزه بیشتر کشورهای جهان به بهبود بهرهوری انرژی به عنوان یکی از مهمترین منابع تامین رشد اقتصادی توجه ویژه ای دارند وسرمایهگذاری زیادی را در زمینه ارتقای بهرهوری انرژی انجام می دهند.بهبود بهرهوری انرژی به عنوان یکی از مهمترین راهکارهای توسعه اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی ملل مختلف شناخته شده و توفیق در تسریع روند بهبود بهرهوری انرژی یکی از شروط اصلی دست یابی به جایگاه مناسب در صحنه رقابت جهانی و افزایش رفاه زندگی مردم میباشد . شرایط محیطی -اجتماعی،اقتصادی و فرهنگی متفاوت کشورها،ایجاب میکند که رویکردهای بهبود بهرهوری انرژی دارای ویژگیهای خاصی باشد.
مطالعات تجربی انجام شده در بسیاری از کشورهای پیشرفتهی صنعتی نشان داده است که رشد تولید آنها بیش از آنکه ناشی از افزایش کمی و فیزیکی عوامل کار و سرمایه باشد،ناشی از افزایش بهرهوری انرژی و بهبود سیستمهای مدیریتی بوده است.به همین جهت امروزه کشورهای مختلف با هر نظام اقتصادی،برای دستیابی به اهداف کوتاهمدت و بلند مدت؛بویژه رسیدن به رشد و توسعه پایدار،خود را بینیاز از افزایش بهرهوری انرژی ندانسته و همواره در پی دستیابی به شیوههای نوین در زمینهی ایجاد بهرهوری انرژی و ارتقای سطح آن هستند.
امروزه افزایش بهرهوری انرژی به عنوان روشی موثر جهت دستیابی به رشد اقتصادی با توجه به کمیابی منابع تولیدی مطرح است و در این راستا ضرورت مطالعه
این مطلب را هم بخوانید :
بررسی نسخه موبایل Tekken؛ اینجاستیس به روایتی متفاوت عوامل موثر بر آن در حوزه تجارت بهصورت اتخاذ سیاستهای تجاری نیز برجسته میگردد.با عنایت به تاکید برنامههای توسعه کشور بر ارتقای بهرهوری انرژی و استراتژی رشد مبتنی بر صادرات،افزایش صادرات صنعتی،یکی از سیاستهای مناسب در این زمینه میباشد.این مطالعه در تلاش است تا تاثیر صادرات بر بهرهوری انرژی در کارگاه های بزرگ صنعتی در ایران را با روش پانل دیتا[1] بررسی کند.
در شرایطی که ارزش تولیدات صنعتی کشورهای مختلف جهان رو به رشد بوده و طیف وسیعی از کشورها سیاست های اثربخش توسعه صادرات را در راس برنامههای اقتصادی خود قرار دادهاند،توجه جدی و همه جانبه به سنت صادرات کارگاههای بزرگ صنعتی قابل تامل میباشد.برای این منظور تحقیق حاضر درصدد است تا تاثیر صادرات بر بهرهوری انرژی را در صنایع نهگانه کشور ایران بر حسب کد دورقمی ISIC بررسی کند.
در ادامه این فصل به ترتیب مسئله تحقیق،تعاریف و اصطلاحات ، کاربردهای پژوهش،جنبههای نوآوری پژوهش،فرضیه های پژوهش،اهداف پژوهش ، روش تحقیق ،معرفی کارگاهها و خلاصه ای از سایر فصول مورد بررسی قرار خواهند گرفت.
1-2-تعریف مساله و بیان نکات اصلی:
بهرهوری نقش اساسی در کسب رقابت، تسریع در توسعه اقتصادی و ارتقای سطح کیفی زندگی دارد.بهبود بهرهوری عبارتست از استفاده مطلوب،موثر و بهینه از مجموعه امکانات،ظرفیت ها،پتانسیل ها،سرمایه ها،منابع و ظرفیتها.بهبود بهرهوری برای انرژیهای تجدیدناپذیر و تمامشدنی دارای اهمیت ویژهای است.بهرهوری نسبت ستانده به داده است و حداکثر کردن نسبت ستانده به داده کارایی است.بهرهوری انرژی عبارتست از بکارگیری اقتصادی از منابع انرژی در بهترین سطح ممکن با اتخاذ مطلوبترین استراتژی در جهت بکارگیری از انرژی برای مصارف مختلف.
اهمیت انرژی در طول تاریخ همیشه وابسته به چگونگی کاربردهای مختلف آن در بخشهای اقتصادی دارد و انرژی در صورتی بهعنوان عامل توسعه قلمداد میشود که نقش آن بهعنوان نهاده تولید بیشتر از نقش مصرفی آن باشد.چگونگی بکارگیری انرژی در اقتصاد،سبب هدایت اقتصاد کشور به مسیر پرتلاطم یا هموار توسعه می شود.بنابراین با توجه به جایگاه مهم انرژی در رشد و توسعه اقتصادی و اجتماعی،لزوم وجود الگوهای درست مصرف در بخشهای مختلف اقتصاد کاملا احساس میشود.در مبحث بهرهوری این اعتقاد وجود دارد که هر روز میتوان کارها را بهتر از روز قبل انجام داد ودر نتیجه امکان افزایش مستمر بهرهوری وجود دارد.از اهداف مهم بهرهوری میتوان به کاهش هزینه،افزایش تولید وخدمات،افزایش کیفیت و استفاده بهینه از زمان اشاره کرد.
راههای متنوعی برای بهبود بهرهوری انرژی در صنعت وجود دارد که از مهمترین آنها میتوان به افزایش دستمزد واقعی نیرویکار،پیشرفت تکنولوژی و صادرات انرژی اشاره کرد.افزایش دستمزد واقعی نیروی کار سبب تلاش و ایجاد انگیزه بیشتر در نیروی کار میشود.استفاده از تجهیزات و دستگاههای پیشرفته و افزایش مهندسان به کل شاغلان تولیدی پیشرفت تکنولوژی را افزایش می دهد. صادرات انرژی با فرض اینکه تقاضا ثابت است باعث میشود که قیمت انرژی در داخل کشور افزایش یابد زیرا بخش کمتری از انرژی در داخل کشور عرضه میشود و با اینکار بهرهوری انرژی افزایش مییابد.
توسعه صادرات کارگاهها سبب تغییر تخصیص منابع از بخشها وصنایع با بهره وری پایین به صنایع با بهرهوری بالا میشود و منابع را به فعالیتهایی که بیش ترین عملکرد را دارند،هدایت می کند.از این طریق،بهره وری انرژی و رشد اقتصادی افزایش مییابد.با گسترش صادرات کارگاه ها،تشکیلات تجاری و نیز اقتصاد،به کشفهای جدید در مدیریت اقتصادی و بهبود تکنولوژی و شیوه های بهتر تولید تشویق میشوند،بنابراین فرصتهایی که پیش از آن نادیده گرفته میشدند،به منابع اصلی برای بهرهوری انرژی و رشد اقتصادی تبدیل میشوند.گسترش صادرات کارگاهها امکان استفاده از امکانات جهانی برای رشد تولیدات داخلی را مهیا کرده و از این طریق،از محدویتهای بازار داخلی رهایی یافته و با توسعه مقیاس تولید به منظور صادرات بیشتر به بازارهای خارجی،زمینهی رسیدن به رشد و بهره وری را فراهم میآورد.در سالهای اخیر متنوعسازی صادرات در کشورهای در حال توسعه که عمدتا بر صادرات تکمحصولی متکی بودهاند در اولویت سیاستگذاری قرار گرفته است.
لذا این تحقیق به دنبال پاسخ این سوال است که آیا صادرات کارگاههای بزرگ صنعتی در ایران باعث افزایش بهره وری انرژی در این کارگاهها میشود یا خیر .
1-3-تعاریف و اصطلاحات:
1-3-1-بهره وری و کارایی:
بهرهوری، ترجمه لغت Productivity است که به معنای قدرت تولید، بارور و مولد بودن است (بهشتی، 1384) یک درک کلی از علم اقتصاد استفاده بهینه از منابع کمیاب است و بهرهوری نیز بر همین مفهوم تاکید دارد. مفاهیم اولیه بهرهوری ساده است، اما مشکلی که بر سر راه بحثهای بهرهوری میباشد، فقدان یک شیوه کار مشخص و معین برای بهبود بهرهوری است و از ملزومات بهبود بهرهوری شناسایی اصلیترین عوامل تاثیرگذار بر آن میباشد.در ادبیات اقتصادی برای بهرهوری توسط اقتصاددانان، موسسات و سازمانهای بینالمللی مفاهیم متعددی ارائه شده است، به طوری که واژه بهرهوری برای اولین بار در سال 1776 توسط کنه به کار رفته است. (خاکی، 1376)بیش از یک قرن بعد از وی لیتر (1833) بهرهوری را به مفهوم استعداد تولید کردن یا میل به تولید تعریف کرد. (ابطحی و کاظمی، 1375) در اوایل دهه 1900 بهرهوری را «رابطه بین ستانده و عوامل به کار گرفته شده در تولید» تعریف کردند (شاکری، 1385)، در سال 1950 سازمان همکاری اقتصادی اروپا تعریف دقیقتری از بهرهوری ارائه کرده و آن را نسبت ستانده بهکسری از عوامل تولید معرفی کرد، سازمان بینالمللی کار بهرهوری را رابطه بازده تولید با یکی از عوامل مشخصکننده تولید از بین سرمایه، کار و مدیریت میداند (وزارت صنایع سنگین، 1375) و سازمان بهرهوری اروپا آن را «درجه استفاده موثر از هر یک از عوامل تولید» معرفی میکند و معتقد است که بهرهوری قبل از هر چیز یک دیدگاه وشیوه نگاه به مسائل است.
دیویس، بهرهوری را تغییر در محصول به دست آمده ناشی از منابع صرف شده تعریف کرده است و فابری کنت آن را «نسبت ستانده به نهاده» میداند.باولز و گوردن و وسیکات مفهوم جدید و تحول یافتهای از بهرهوری ارائه دادهاند. از دید آنها تولید صرفا یک فرآیند مکانیکی ترکیب ماشینآلات، نیروی کار و تکنولوژی نیست. عامل کلیدی درک فرآیند تولید و بهرهوری، درک این مطلب است که مردم چگونه با ماشین و تکنولوژی تعامل میکنند. عواملی مثل حمیت ملی و میهنپرستی، کار و تلاش زیاد، ابداع و نوآوری کسب و کار، روشهای مدیریت نظام انگیزشی عناصر تشکیلدهنده بهرهوری به مفهوم جدید آن هستند.تعریف مشترکی که میتوان از میان این تعاریف برای بهرهوری استخراج کرد، عبارت است از «استفاده بهینه از منابع تولیدی (نیروی کار، سرمایه، تجهیزات و تسهیلات، انرژی، مواد) و مدیریت علمی، کاهش هزینههای تولید، از بین بردن ضایعات، گسترش بازارها و غیره، جهت بهبود سطح کیفیت زندگی و توسعه اقتصادی» که به طور کلی از نسبت تولید کالا و خدمات یا مجموعهای از کالاها و خدمات به یک یا چند عامل موثر در تولید آن کالا و خدمات به دست میآید.آنچه که از کارآیی در اقتصاد مد نظر داریم، موقعیتی است که در آن منابع به صورت بهینه اختصاص یافته باشد و موقعیتی را در اقتصاد میتوان بهینه نامید یا حکم کرد که کارآیی دارد که سطح هیچکدام از فعالیتهای اقتصادی را نتوان افزایش داد مگر با کاهش سطح فعالیتهای دیگر. (عبادی،1370)این امر مستلزم آن است که کارگران، ماشینآلات و زمین بیکار نماند و به شکل مناسبی تخصیص داده شوند و به عبارت دیگر شرط لازم برای کارآیی اقتصادی تولید این است که عوامل تولید به طور کامل مورد استفاده قرارگیرند.
1-3-2- بهرهوری و کارآیی در اندیشههای اقتصادی:
بهرهوری در مکاتب کلاسیکها، نئوکلاسیکها، تاریخی، نهادگرا و اقتصاددانان طرف عرضه جایگاه با اهمیتی داشته و هر کدام از این مکاتب به گونهای در نظریات خود از این مفهوم استفاده کردهاند و بنابراین با بررسی این مکاتب میتوانیم نظریاتشان را در ارتباط با بهرهوری و عوامل تاثیرگذار بر آن به دست آوریم.در مکتب کلاسیکها و در دیدگاه آدام اسمیت با پیدایش تجارت و گسترش بازار تولید، تقسیم کار بهعنوان اصلیترین متغیر رشد اقتصادی با سرعت بیشتری وقوع مییابد و از طریق صرفهجویی در زمان، بهبود تکنولوژی و افزایش مهارت به ارتقای بهرهوری و سپس رشد اقتصادی میانجامد.بنابراین در اندیشه اسمیت، تجارت، بهبود تکنولوژی و آموزش نیروی انسانی که نتیجه تقسیم کار است، سه عامل تاثیرگذار بر بهرهوری هستند.در دیدگاه ریکاردو، اقتصاددان بدبین کلاسیکها، افزایش جمعیت و محدودیت زمین و عوامل تولید به کاهش بهرهوری زمین و رکود اقتصادی میانجامد که با گسترش تجارت و بهبود شیوههای تکنولوژی بهرهوری افزایش یافته و از رکود خارج میشویم.بنابراین در اندیشه ریکاردو تجارت و بهبود تکنولوژی دو عامل تاثیرگذار بر بهرهوری هستند.در دیدگاه مارکس علت اساسی حرکت جامعه از سرمایهداری به سوسیالیسم تغییرات تکنولوژیکی میباشد که با افزایش بهرهوری سرمایه به جانشین شدن سرمایه به جای نیروی کار توسط سرمایهدار و پیدایش لشگر بیکاران میانجامد و در نهایت سرمایهداری توسط آنها واژگون میشود.بنابراین در اندیشه مارکس میتوان تحولات تکنولوژیکی را موثر بر بهرهوری دانست.در دیدگاه روستو در ابتدا تحولات فکری و فرهنگی حاکم بر جامعه، جامعه را از جمود فکری خارج میکند و پس از آن با خلق و ایجاد شدن تکنولوژی، بهرهوری در بخشهای پیشگام بهبود مییابد و اجتماع حرکت از جامعه سنتی به مرحله آغاز تحول و سپس مرحله خیز اقتصادی را تجربه خواهد کرد.بنابراین در اندیشه روستو تحولات فکری و فرهنگی مقدمات لازم را برای ارتقای بهرهوری از مجرای بهبود تکنولوژی فراهم میکند.
در مکتب نهادی و در دیدگاه گالبرایت پیشرفت تکنولوژی، ضرورت یافتن برنامهریزی و پیدایش نهاد فنی به ارتقای بهرهوری در نظام صنعتی جدید در مقایسه با نظام بازار میانجامد و تفاوت در بهرهوری اصلیترین وجه تمایز این دو نظام است.بنابراین در اندیشه گالبرایت پیشرفت تکنولوژی، برنامهریزی و نهاد فنی به ارتقای بهرهوری میانجامند.در دیدگاه اقتصاددانان مکتب طرف عرضه از یک سو کاهش نرخ مالیاتها با ایجاد انگیزه در افراد مقدمات لازم برای ارتقای بهرهوری از طریق افزایش اشتغال و سرمایهگذاری را فراهم میکند و از سوی دیگر کارآفرینان خلاق و مبدع با ارتقای تکنولوژی بهرهوری را بهبود میبخشند.بنابراین در اندیشه این اقتصاددانان نظام انگیزشی مقدمات لازم برای ارتقای بهرهوری را از مجرای افزایش اشتغال و سرمایهگذاری فراهم میکند و تکنولوژی نیز بر بهرهوری تاثیرگذار است.در تئوری دور تسلسل توسعه نیافتگی درآمد کم در کشور به کاهش پسانداز و کاهش سرمایهگذاری ناشی از آن منجر میشود و به علت مکمل بودن سرمایه و نیروی کار با کاهش سرمایهگذاری، بهرهوری نیروی کار کاهش مییابد و سهم نیروی کار در تولید کم میشود و این مجددا به کاهش درآمد منجر میشود و دور تسلسل ادامه مییابد. بنابراین در این تئوری سرمایهگذاری اثر مستقیم بر بهرهوری نیروی کار دارد.بر اساس نظریات مطرح شده، برای بهبود بهرهوری ابتدا نیازمند ملزومات و مقدماتی مانند تحولات فکری و فرهنگی و انگیزشی هستیم که با فراهم شدن آنها، بهبود برخی مولفههای اقتصادی مانند سرمایهگذاری، تکنولوژی، آموزش و تجارت به ارتقای بهرهوری و رشد اقتصادی میانجامد.
1-3-3-تجارت خارجی:
برخی اقتصاددانان بر اساس فرضیههای تجارت- رشد درونزا معتقدند که گسترش تجارت خارجی و آزادسازی تجاری نه تنها سطح بهرهوری، بلکه نرخ رشد بلندمدت بهرهوری را نیز در کشورهای در حال توسعه افزایش میدهد.در طی دهههای اخیر استراتژی توسعه صادرات طرفداران زیادی پیدا کرده و یکی از علل آن کمبودهای استراتژی جایگزینی واردات و توسل به سیاستهای صنعتی و نگرشهایی که دولت را کارگزار توسعه معرفی میکردند در تحقق انتظارات طرفدارانشان بوده است.
اقتصاددانان طرفدار استراتژی توسعه صادرات معتقدند که آزادسازی تجاری نه تنها منجر به افزایش سطح تولید، بلکه باعث رشد اقتصادی بالاتر میشود. در حقیقت تجارت با افزایش تنوع و کیفیت نهادههای واسطهای، انتقال و گسترش دانش، افزایش اندازه بازارها، رشد اقتصادی را تحریک میکند.
الگوهای مختلفی که در این زمینه توسط تئوریسینهای رشد درونزا ارائه شده، پیشبینی میکند که آزادسازی تجاری از طریق افزایش رشد بهرهوری، آثار مثبتی بر رشد اقتصادی دارد. در حقیقت افزایش صادرات به ارزآوری بالاتر منجر میشود و صنایع قادر خواهند بود تا فنآوری و تکنولوژی خود را ارتقا دهند و به تبع این امر سطح بهرهوری خود را بالا ببرند.(بالاسا،1979)افزایش واردات نیز از طریق باز شدن اقتصاد به روی تجارت خارجی منجر به رقابت بیشتر میشود و آثار مثبتی بر سطح بهرهوری کشورها و کیفیت و تنوع محصولات آنها میگذارد؛ به دلیل اینکه با گسترش رقابت، بنگاههای داخلی ترغیب میشوند با کارآیی بیشتری از منابع موجود استفاده کنند و بهرهوری خود را بهبود میبخشند.با آزادسازی تجاری هزینههای متوسط در اکثر صنایع بهویژه در صنایع تولید کالاهای قابل مبادله کاهش یافته است، در مورد کالاهای قابل ورود کاهش هزینهها عمدتا ناشی از بهبود بهرهوری نسبی و در مورد کالاهای قابل صدور بهدلیل نهادههای وارداتی ارزانتر بوده است.
1-4-کاربردهای پژوهش:
با توجه به اهمیت انرژی در کشور ما و همچنین با توجه به پایان پذیری انرژیهای تجدید ناپذیر میتواند الگویی برای بهتر استفاده کردن انرژی در کشور و قدرت رقابتپذیری و نفوذ در بازارهای جهانی باشد.این پژوهش میتواند قابل استفاده برای 1) وزارت نیرو،2)وزارت صنعت،معدن و تجارت باشد.
1-5- جنبههای نوآوری پژوهش:
در رابطه با بهره وری انرژی مطالعات مختلفی در داخل و خارج کشور انجام شده است. در اکثر این مطالعات تاثیر دستمزد واقعی نیروی کار،قیمت های انرژی،پیشرفت تکنولوژی و…بر بهرهوری انرژی اندازهگیری شده است ولی این پژوهش تاثیر صادرات کارگاههای بزرگ صنعتی در ایران را بر بهرهوری انرژی در این کارگاهها اندازهگیری میکند.بهعبارت دیگر مطالعات گذشته فقط به تاثیر عوامل داخلی موثر بر بهرهوری انرژی توجه کرده ولی در این مطالعه با بررسی صادرات بهرهوری انرژی در فضای گستردهتری مطالعه میشود.
1-6-فرضیه پژوهش:
صادرات تاثیر مثبت و معناداری بر بهره وری انرژی در کارگاههای بزرگ صنعتی با کد دورقمی ISIC در ایران دارد.
1-7-اهداف پژوهش:
هدف اصلی پژوهش بررسی تاثیر صادرات بر بهرهوری انرژی در کارگاههای بزرگ صنعتی است. هدف فرعی هم اندازهگیری بهرهوری انرژی در کارگاههای صنعتی است.
1-8-روش تحقیق:
روش تحقیق، تحلیلی و توصیفی است. این تحقیق به تاثیر صادرات بر بهرهوری انرژی در کارگاه های بزرگ صنعتی با استفاده از مدل اقتصاد سنجی،بهوسیله بهرهگیری توﺃم از دادههای مقطعی و سری زمانی که به روش پانلدیتا معروف است میپردازد. تخمینهای آماری با استفاده از نرم افزار ایویوز[2] صورت میگیرد. استفاده از روش پانلدیتا نسبت به دادههای سریزمانی و مقطعی دارای مزایا زیادی میباشد که از مهمترین آنها افزایش حجم نمونه و بالابردن درجه آزادی میباشد. برای تهیه اطلاعات از منابع آماری مرکز آمار ایران بر حسب کد دو رقمی ISIC استفاده خواهد شد. از قسمت آمارهای مالی بینالمللی[3] مربوط به سایت صندوق بینالمللی پول[4] آمار نرخ ارز گرفته شده است. نمونه مورد بررسی کارگاههای بزرگ صنعتی در ایران طی دوره زمانی 1388-1380 میباشد.
متغیر وابسته مورد استفاده در مدل، بهرهوری انرژی میباشد.ضمن اینکه مهمترین متغیرهای مستقل مورد استفاده در مدل نیز،صادرات کارگاهها، نسبت سرمایه به نیرویکار ساده، نیروی کار ماهر، نرخ موثر واقعی ارز، آزادسازی تجاری و واردات کالاهای سرمایهای میباشد. نسبت ارزش افزوده به انرژی مصرفشده شاخصی برای بهرهوری انرژی می باشد. نسبت مجموع صادرات و واردات بر ارزش افزوده زیربخشهای صنعتی(درجه باز بودن)بهعنوان شاخصی برای آزادسازی تجاری در نظر گرفته شده است. منظور از نیروی کار کلیه افرادی هستند که در کارگاه کار میکنند، اعم از اینکه تماموقت یا پارهوقت باشند که همان شاغلان کارگاهها می باشند.
1-9-کارگاهها:
اسامی کارگاههای صنعتی نهگانه بر حسب کد دورقمی ISIC به شرح زیر میباشد:
1)صنایع مواد غذایی،آشامیدنی و دخانیات
الف)ساخت محصولات غذایی و انوع آشامیدنی
ب)ساخت محصولات از توتون و تنباکو
2)صنایع نساجی،پوشاک و چرم
الف)ساخت منسوجات
ب)ساخت پوشاک،عملآوری و رنگ کردن پوست خز
پ)دباغی و پرداخت چرم وسایر محصولات چرمی
3)صنایع چوب و محصولات چوبی
الف)صنایع چوب و محصولات چوبی
4)صنایع کاغذ،مقوا،چاپ و انتشار
الف)ساخت کاغذ و محصولات کاغذی
ب)انتشار،چاپ،وتکثیر رسانههای ضبط شده
5)صنایع شیمیایی،نفت،زغالسنگ،لاستیک و پلاستیک
الف)ساخت کک،فرآوردههای حاصل از تصفیه و سوختهای هستهای
ب)ساخت مواد شیمیایی و محصولات شیمیایی
عنوان صفحه
فصل اول: کلیات تحقیق
1-1- مقدمه 2
1-2- بیان مساله 2
1-3- اهمیت و ضرورت مطالعه 4
1-4- اهداف تحقیق 5
1-5- فرضیهها 6
1-6- روش تحقیق 6
1-7- تعریف مفاهیم …………………………………………………………………………………………………………………7
1-7-1- بهرهوری کل عوامل تولید……………………………………………………………………………………………………….7
1-7-2- ضریب جینی آموزش…………………………………………………………………………………………………………….8
1-8- محدودیتهای تحقیق 9
1-9- سازماندهی تحقیق 9
فصل دوم: مروری بر ادبیات موضوع
2-1- مقدمه 11
2-2- مبانی نظری 11
2-2-1- دیدگاههای اقتصاددانان مختلف در مورد اهمیت اقتصادی آموزش و سرمایه انسانی 13
2-2-1-1- دیدگاه اقتصاددانان کلاسیک 13
2-2-1-2- دیدگاه اقتصاددانان نئوکلاسیک 15
2-2-1-3- دیدگاه اقتصاددانان معاصر 15
2-2-2- سرمایهگذاری در آموزش و بهرهوری 17
2-2-3- اهمیت توزیع آموزش 18
2-2-4- اهمیت و جایگاه بهرهوری 19
2-2-5- عوامل مؤثر بر بهرهوری نیروی کار، سرمایه و کل عوامل تولید 20
2-2-5-1- برخی عوامل مؤثر بر بهرهوری نیروی کار 20
2-2-5-2- برخی عوامل مؤثر بر بهرهوری سرمایه 21
2-2-5-3- برخی عوامل مؤثر بر بهرهوری کل عوامل تولید 22
2-3- مروری بر مطالعات تجربی 24
2-3-1- مطالعات خارجی 24
2-3-2- مطالعات داخلی 28
2-4- جمعبندی 34
فصل سوم: روند بهرهوری کل عوامل تولید و ضریب جینی آموزش در ایران
3-1- مقدمه 36
3-2- بهرهوری کل عوامل تولید 36
3-2-1- جایگاه بهرهوری در برنامههای توسعه اقتصادی کشور 37
3-3- ضریب جینی آموزش 39
3-3-1- محاسبه ضریب جینی آموزش 41
3-4- جمعبندی 45
فصل چهارم: روششناسی تحقیق
4-1- مقدمه 47
4-2- مدل تحقیق 47
4-3- معرفی روش تحقیق 48
4-4- آزمون پایایی 49
4-5- روش ARDL 49
4-5-1- الگوهای پویا 49
4-5-2- آزمون همانباشتگی روش بنرجی، دولادو و مستر (1992) 52
4-5-3- مدل تصحیح خطا (ECM) 52
4-5-4- آزمون ثبات ساختاری (آماره CUSUM و CUSUMSQ) 53
4-6- جمعبندی 54
فصل پنجم: یافتههای تحقیق
5-1-مقدمه 56
5-2- بررسی پایایی متغیرها 56
5-3- برآورد مدل با استفاده از الگوی ARDL 58
این مطلب را هم بخوانید :
5-3-1- برآورد مدل کوتاهمدت 59
5-3-2- بررسی وجود رابطه تعادلی بلندمدت 63
5-3-3- برآورد مدل بلندمدت 63
5-3-4- برآورد مدل تصحیح خطا (ECM) 65
5-4- نتایج آزمون فرضیه 66
5-5- جمعبندی 67
فصل ششم: جمعبندی، نتیجهگیری و پیشنهادها
6-1- مقدمه 70
6-2- مروری بر خطوط کلی تحقیق 70
6-3- نتیجه آزمون فرضیههای تحقیق 72
6-4- توصیههای سیاستی 74
6-5- پیشنهادهایی برای پژوهشهای آتی 75
منابع و مآخذ
الف) منابع فارسی 76
ب) منابع انگلیسی 78
پیوست…………………………………………………………………………………………………………………………………………………..81
مقدمه
بر اساس رویکرد اصلی مطالعه که بررسی اثر کاهش نابرابری آموزشی بر بهرهوری کل عوامل تولید طی دوره 1390-1349 است، در این فصل کلیات تحقیق در نه بخش بیان شده است. در بخش دوم و سوم بیان مسئله و ضرورت و اهمیت موضوع بیان شده است. بخش چهارم و پنجم به اهداف و فرضیههای تحقیق اختصاص دارد. در بخش ششم به روش تحقیق اشاره شده است. بخشهای هفتم و هشتم به ترتیب به تعریف مفاهیم و محدودیتهای تحقیق اختصاص دارد. در بخش پایانی نیز سازماندهی تحقیق صورت گرفته است.
1-2- بیان مساله
بهرهوری[1] مفهومی است جامع و کلی که افزایش آن به عنوان یک ضرورت، جهت ارتقاء سطح زندگی، رفاه بیشتر، آرامش و آسایش انسانها، که هدفی اساسی برای همه کشورهای جهان محسوب میشود، همواره مدنظر دستاندرکاران سیاست، اقتصاد و برنامهریزان بوده است. بهرهوری به عنوان یکی از شاخصهای مهم کارآمدی بخشها و فعالیتهای مختلف اقتصادی محسوب میشود و معیاری مناسب برای ارزیابی عملکرد بنگاهها، سازمانها و تعیین میزان موفقیت در رسیدن به اهداف میباشد. بهرهوری به دلیل ماهیت اندیشه و دانش محوری که دارد در سایر ابعاد شکوفایی اقتصادی نظیر نوآوری، کیفیت، مدیریت و حتی اقتصاد کلان آثار مثبت و غیر قابل انکاری را به دنبال خواهد داشت (ابطحی وکاظمی،1378).
در واقع، بهرهوری چگونگی و میزان استفاده از عوامل تولید را در تولید محصول نشان میدهد که در صورت استفاده بهینه از عوامل تولید، بهرهوری آنها افزایش خواهد یافت. بهرهوری کل عوامل تولید[2]، به افزایش تولید ناشی از افزایش در کارایی[3]– افزایش سطح مهارتها، تحصیلات نیروی کار، تکنولوژی و غیره- دلالت دارد. بهرهوری کل عوامل تولید به عنوان منبع پویا و دائمی رشد اقتصادی تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار دارد؛ که بر اساس نظریات موجود، سرمایه انسانی[4] به عنوان یکی از مهمترین عوامل اثرگذار شناخته میشود (امینی و حجازی،1386).
سرمایه انسانی مفهومی گسترده و پیچیده است که شامل انواع مختلفی از سرمایهگذاری بر روی مردم میشود. مفهوم سرمایه انسانی در ادبیات اقتصادی شامل آموزش (تحصیلات)، سلامت، مهارت، تجربه، مهاجرت و دیگر سرمایهگذاریهایی میباشد که رشد آن باعث افزایش بهرهوری نیروی کار و در نتیجه افزایش رشد اقتصادی میشود.
آموزش، به عنوان یکی از مفاهیم سرمایه انسانی، تواناییهای متعددی را به نیرویکار انتقال میدهد و موجب افزایش قدرت تولید و بازدهی کار میشود. آموزش از یک سو قابلیتهای نیروی انسانی را ارتقاء میبخشد و در شکوفا ساختن استعدادها نقش مؤثری دارد و از سوی دیگر نیروی کار را برای استفاده بهتر از تکنولوژی برتر تولید آماده و مهیا میسازد. این دو نقش آموزش هر دو در رشد و توسعه اقتصادی سهم مهمی دارد. دسترسی عادلانه و برابر به آموزش، تحرک اجتماعی و اقتصادی فقرا را ممکن میسازد و سهمبری آنان را از تولید افزایش میدهد. فواید آموزش از سطح فردی فراتر میرود. شرکتها، صنایع و به طورکلّی اقتصاد از بهبود کیفیت سرمایه انسانی که از طریق آموزش به دست میآید بهرهمند میشوند. آگاهی از میزان نابرابری آموزش و ریشههای آن در کشور مهم است؛ زیرا توزیع نابرابر فرصتهای آموزشی، زیانهای رفاهی قابل ملاحظهای برای جامعه دارد. آموزش ناکافی یا نامطلوب، انسان را از شکوفا شدن استعدادها و قابلیتها محروم میسازد، درحالی که بهبود در توزیع فرصتهای آموزش، بهرهوری و خلاقیت را افزایش میدهد، دسترسی نابرابر به فرصتهای تحصیلی میتواند به نابرابریهای بیشتر منتهی شود (ایرن[5]، 2007).
تاکنون، تمرکز اصلی بحث روی اندازهگیری سطح متوسط آموزش بوده است و توجه زیادی به ابعاد توزیعی آن نشده است. بررسی چگونگی توزیع آموزش درک ما از پویاییهای جمعیت و مکانیزمها و کانالهای ارتباطی میان آموزش و متغیرهای اقتصادی، نه فقط رشد اقتصادی بلکه کاهش نابرابری[6]، کاهش فقر[7]، دموکراسی و بیثباتی سیاسی[8] را بهبود میبخشد. از این رو مسئله اصلی پیش روی تحقیق حاضر این است که نابرابری آموزشی به عنوان یکی از عوامل موثر بر سرمایه انسانی چه ارتباطی با بهرهوری کل عوامل تولید دارد؟
1-3- اهمیت و ضرورت مطالعه
برای معرفی سرمایه انسانی به عنوان یک عامل مهم بهرهوری در هر دو سطح فردی و اجتماعی دلایل خوبی وجود دارد. همچنین دلایل کافی وجود دارد تا نقش سرمایه انسانی در اقتصاد جهانی شده امروزی، بسیار تعیین کننده و حیاتی قلمداد شود. کارگرانی که دارای قابلیت حل مسئله و توانمندیهای ارتباطی هستند در مقایسه با کسانی که این تواناییها را ندارند، در انجام وظایف و کارهایی که نیاز به مهارت دارد بهتر عمل مینمایند و علاوه بر این، سریعتر یاد میگیرند و خود را با تغییر شرایط بهتر وفق داده و سازگار میکنند. از این رو، میتوان انتظار داشت که کارگران ماهر نسبت به کارگران غیرماهر دارای بهرهوری بیشتری در هر فرآیند تولید هستند و باید قادر باشند تا تکنولوژیهای پیچیدهتری را به کار بگیرند. اگر مهارت با قابلیت یادگیری بیشتر همراه باشد، دانش جدید به وجود آورده و قابلیت تطبیق با شرایط را فراهم میکند. به علاوه، یک نیروی کار با آموزش بیشتر، قادر خواهد بود تا هم از طریق بهبود تدریجی در فرآیندهای تولیدی موجود و هم از طریق به کارگیری تکنولوژیهای پیشرفتهتر به نرخ رشد و بهرهوری بالاتری دست یابد و در عرصهی رقابت رو به رشد جهانی به طور انعطافپذیرتری واکنش نشان دهد. این ملاحظات نشان میدهد که چون فرایند تولید به طور فزایندهای دانش محور[9] شده است به همین خاطر اهمیت سرمایه انسانی به عنوان یک عامل تولید با گذر زمان افزایش یافته است (فونته[10]، 2006).
اگر تنها گروهها و اقشار خاصی از افراد به آموزش دسترسی داشته باشند، کسانی که از بهبود بهرهوری و ارتقاء مهارتهای خود محروم هستند تخصص و صلاحیت لازم برای تصدّی مشاغل پردرآمد را به دست نخواهند آورد و به احتمال زیاد از لحاظ اقتصادی در وضعیت نامساعدی قرار خواهند گرفت. از این رو بررسی رابطه تجربی نابرابری آموزشی و بهرهوری کل عوامل تولید مهم به نظر میرسد. در صورتی که نتایج تحقیق نشان دهنده رابطه مثبت بین ارتقاء سطح آموزشی و بهرهوریکل عوامل تولید باشد، سیاستگذاران میتوانند با اتخاذ سیاستهای درست افزایش بهرهوری و در نتیجه افزایش رشد اقتصادی را موجب شوند (عمادزاده، 1388).
اگر چه بهبود بهرهوری بر اساس اصل عقلانیت اقتصادی همواره باید مورد توجه قرار گیرد، لیکن امروزه با کمرنگ شدن مرزهای اقتصادی، رقابت در صحنه جهانی، ابعاد تازهای یافته و تلاش برای بهبود بهرهوری، پایه اصلی این رقابت را تشکیل میدهد. این مسأله به ویژه در اقتصاد ایران که از پایین بودن سطح بهرهوری به صورت مزمن رنج میبرد حائز اهمیت فراوان است. از سوی دیگر اصلاح در توزیع فرصتهای آموزشی و برنامهریزی برای حرکت به سوی برابری این فرصتها علاوه بر تقویت اقتصاد کلان کشور، در اصلاح توزیع درآمد و بهبود معیشت و رفاه نیروی کار جامعه از طریق ارتقاء بهرهوری آن مؤثر و حائز اهمیت میباشد.
1-4- اهداف تحقیق
اهداف اصلی تحقیق عبارتند از:
اهداف فرعی تحقیق عبارتند از:
1-5- فرضیهها
فرضیه اصلی
فرضیههای فرعی
1-6- روش تحقیق
مطالعه حاضر به لحاظ هدف از نوع کاربردی و به لحاظ روش تجزیه و تحلیل از نوع تحقیقات توصیفی- تحلیلی میباشد. آمار و اطلاعات لازم با استفاده از روش کتابخانهای جمعآوری شده است. در این مطالعه ضریب جینی آموزش به عنوان شاخصی برای بیان نابرابری آموزشی، برای افراد 15 سال به بالا، با استفاده از مطالعه توماس و همکاران[11](2001)، محاسبه شده است. در ادامه، با بهرهگیری از داده های سری زمانی ایران طی دوره 1390-1349 و رهیافت اقتصاد سنجی ARDL، میزان نابرابری آموزشی و رابطه تجربی آن با بهرهوری کل عوامل تولید مورد آزمون قرار گرفته است. در این بررسی از نرمافزارهای Eviews 6 و Microfit 4.0 و Matlab 6.5 استفاده شده است.
دلیل انتخاب رهیافت ARDL این است که متغیرهای مؤثر بر بهرهوری کل عوامل تولید معمولاً با تأخیر عمل میکنند؛ بنابراین باید مدلی برای برآورد استفاده شود که پویاییهای کوتاهمدت را به بلندمدت مرتبط سازد. همچنین سریهای زمانی مورد بررسی ایستا ( انباشته از صفر) نبوده و مرتبه انباشتگی آنها نیز مختلف میباشد، لذا استفاده از روشهای حداقل مربعات معمولی[12] ، خود رگرسیون برداری[13] و همانباشتگی[14] کاربرد نخواهد داشت؛ بنابراین استفاده از رهیافت ARDL به لحاظ عدم در نظر گرفتن مرتبه انباشتگی متغیرها و قابلیت تحلیل نتایج آن در کوتاهمدت و بلندمدت، میتواند بهترین الگو جهت تخمین ضرایب مدلهای کوتاهمدت و بلندمدت باشد (بیژنی، 1386).
1-7- تعریف مفاهیم
متغیرهای اصلی در مطالعه حاضر بهرهوری کل عوامل تولید و ضریب جینی آموزشی است که در ادامه تعریف مفهومی این متغیرها بیان شده است. شایان ذکر است که تعریف عملیاتی این متغیرها در کنار سایر متغیرهای مورد استفاده، در فصل چهارم این مطالعه ذکر شده است.
1-7-1- بهرهوری کل عوامل تولید
در ادبیات اقتصادی برای بهرهوری مفاهیم متعددی توسط اقتصاددانان، مؤسسات و سازمانهای بینالمللی ارایه شده است. در اوایل دههی 1900 بهرهوری را رابطه بین ستانده و عوامل به کار گرفته شده در تولید تعریف کردند. در سال 1950 سازمان همکاری اقتصادی اروپا[15] (OECD)، تعریف دقیقتری از بهرهوری ارایه نمود و آن را نسبت ستانده به یکی از عوامل تولید معرفی کرد. عوامل تولید ممکن است سرمایه، کار، موادخام، انرژی و مواد دیگر باشد. سازمان بهرهوری اروپا[16] (EPA) آن را درجه استفاده مؤثر از هر یک از عوامل تولید معرفی میکند و معتقد است که بهرهوری قبل از هر چیز یک دیدگاه
1-2-1)تشریح مساله پژوهشی 2
1-2-2)تبیین مساله پژوهشی 4
1-3)اهمیت وضرورت تحقیق 5
1-4)اهداف تحقیق 5
1-5)فرضیه های تحقیق : 6
1-6)روش تحقیق 6
1-6-1)جامعه آماری 7
1-6-2)ابزار گردآوری داده ها (پرسشنامه ،مصاحبه و…) 7
1-7)کاربرد نتایج تحقیق 7
1-8)مروری بر مفاهیم واژگان کلیدی 7
1-9)فهرست منابع وماخذ : 8
فصل دوم:ادبیات موضوع وپیشینه تحقیق
2-1)مقدمه 11
2-2)انواع کاربرد آب وارزشهای مرتبط به آن 12
2-3)روشهای تعیین قیمت آب 13
2-3-1)تعیین ارزش آب از طریق بازار 13
2-3-2)تعیین ارزش آب از طریق تقاضای بدست آمده برای آب (آب بعنوان کالایی واسطه ) 13
2-3-3)تعیین ارزش آب از طریق تقاضای مستقیم مصرف کننده (آب بعنوان کالایی نهایی) 14
2-4)تقاضای نهاده آب 15
2-5)پیشینه تحقیق ومطالعات انجام شده در خصوص تقاضای آب 17
2-5-1)مطالعات انجام شده در خصوص تقاضای آب کشاورزی : 18
2-5-2)مطالعات انجام شده در خصوص تقاضای آب بخش صنعت 21
2-6)جمع بندی ونتیجه گیری فصل : 27
2-7)فهرست منابع وماخذ: 28
فصل سوم:روش تحقیق ومبانی نظری انتخاب مدل
3-1)مقدمه 31
3-2) بررسی روشهای تحقیق برای تخمین تابع تقاضا 31
فرضیات مدل برنامه ریزی خطی : 32
3-3)مبانی نظری تخمین تابع تقاضای نهاده آب 33
3-3-1)تابع تولید : 34
3-3-2)تابع هزینه وتئوری دوگانگی : 35
3-3-3)لم شپارد وخصوصیات مربوط به مشتق تابع هزینه 36
3-3-4)تابع تولید وتابع هزینه ترانسلوگ 36
3-4)تخمین مدل : 38
3-5)بررسی وشناسایی تکنولوژی زیر ساختی تولید : 38
3-6)الگوی ساختاری مورد استفاده در تحقیق : 39
3-7)جامعه ،نمونه اماری وروش نمونه گیری 43
3-7-1) معرفی محدوده مطالعات انجام شده : 43
3-8-2)وضعیت شهرکها وواحدهای صنعتی استان سیستان وبلوچستان : 44
3-8-3)تقسیم بندی صنایع براساس موارد مصرف 45
3-9)خلاصه ، جمع بندی ونتیجه گیری فصل : 47
3-10)فهرست منابع وماخذ فصل : 47
فصل چهارم:تجزیه وتحلیل الگو
4-1)مقدمه: 50
4-2) متغیرهای موثردر بر آورد تابع تقاضای آب بخش صنعت : 50
4-3) ساختار الگوی مورد استفاده در تخمین تابع تقاضای آب بخش صنعت : 50
4-4)تصریح مدل 51
4-5)شرحی بر متغیر های مربوط به برآورد تابع هزینه ترانسلوگ ومعادلات سهم هزینه 54
4-6)برآورد مدل وبررسی نتایج حاصله : 56
4-6)خلاصه ، جمع بندی ، نتیجه گیری فصل : 68
4-7)فهرست منابع وماخذ : 69
فصل پنجم :نتیجه گیری وپیشنهادها
5-1)مقدمه 71
5-2)خلاصه تحقیق : 71
5-3)نتایج تحقیق : 72
5-5)پیشنهادات : 76
این مطلب را هم بخوانید :
5-5-2 )پیشنهادات برای مطالعات آینده : 76
فهرست منابع وماخذ 77
19-اسناد تهیه شده طرح توسعه اشتغال و سرمایه گذاری استان ، دانشگاه سیستان و بلوچستان ، شهریور 91 78
پیوست ها 80
فهرست جداول
عنوان جدول صفحه
جدول(2-1)خلاصه مطالعات انجام شده در داخل وخارج از کشور برروی تقاضای آب آبیاری در بخش کشاورزی …………………20
جدول 4-1)تخمین تابع لگاریتمی هزینه ترانسلوگ ………………………………………………………………………………………………………………..47
جدول (4-4):آزمون فرضیه در مورد ویژگیهای مختلف تکنولوژی تولید ………………………………………………………………………………….54
جدول (4-5): برآورد کشش های جانشینی خودی ومتقاطع نهاده ها……………………………………………………………………………………..55
جدول (4-6): برآورد کشش های قیمتی خودی ومتقاطع نهاده های تولید محصول ……………………………………………………………..56
جدول (4-7): برآورد کشش های جانشینی موری شیما…………………………………………………………………………………………………………….57
جدول (4-8): اثرات تغییرات قیمت نهاده ها روی سهم هزینه نهاده ها…………………………………………………………………………………..58
فهرست نمودارها
عنوان نمودار صفحه
نمودار( 2-1)انواع روشهای تعیین ارزش آب ……………………………………………………………………………………………………………………………13
نمودار( 2-2)تقاضای آب به تفکیک بخشهای مختلف ………………………………………………………………………………………………………………15
1-1)مقدمه
آب مایه حیات است وبدونآن هیچ جانداری قادر به ادامه حیات نمی باشد .هر جا آب وجود داشته باشد امکان آبادانی ورونق اقتصادی نیز فراهم می گردد .
از سوی دیگر از آب استفاده های گوناگون به عمل می آید از جمله نوشیدن ،شنا کردن ،شست وشو وحمام ،آبیاری ،برودت وخنک کنندگی ،استفاده در امور صنعتی ،تولید الکتریسیته ،حمل ونقل وقایقرانی ،ماهیگیری ،ایجاد مناظر طبیعی وفرح بخش …
شهرستان زاهدان به عنوان مرکز استان سیستان وبلوچستان جزیی از مناطق خشک وکم آب کشور محسوب
می شود که عمده آب مورد نیاز این استان جهت مصارف شرب،صنعت وکشاورزی از طریق منابع زیر زمینی وجمع آوریآبهای سطحی ناشی از نزولات جوی و سر ریز شدن آب پشت سدهای مرزی مشترک تامین می شود ،البته شهرستان زاهدان خود به تنهایی فاقد منابع آب سطحی می باشد .
در ادامه این فصل به بیان مساله پژوهشی،اهمیت وضرورت تحقیق ،اهداف وفرضیه های تحقیق ،شیوه انجام تحقیق ودر نهایت به بیان تعاریف کلید واژه ها واعلام فهرست منابع وماخذ پرداخته می شود
1-2)شرح وبیان مساله پژوهشی
1-2-1)تشریح مساله پژوهشی
آب کالایی است اقتصادی که نقشی چند گانه را ایفا می نماید (1-به عنوان کالایی نهایی که مستقیما به وسیله مصرف کننده نهایی مصرف می شود 2-به عنوان کالایی واسطه که در تولید سایر کالاها مورد استفاده قرار گیرد)
هر چند آب یکی از منابع تجدید شونده به شمار می رود اما مقدار آن محدود است . با توجه به رشد جمعیت ،گسترش صنعت ،بالا رفتن سطح بهداشت ورفاه عمومی ،سرانه منابع تجدید شونده رو به کاهش می باشد .از سوی دیگر نقش حیاتی وموثر آب در کلیه شئون زندگی فردی واجتماعی مردم یک جامعه تا آنجا اهمیت پیدا می کند که از یک طرف به عنوان اساس رشد وتوسعه همه جانبه برای یک کشور ومردم آن تلقی گردیده واز طرف دیگر محدودیت تصمیم گیری وتفکر برنامه ریزی برای سیاستگذاران ومجریان در سطوح مختلف منطقه ای ،ملی وفراملی نیز می باشد .این تفکر نشات گرفته از استراتژی کلی حاکم بر جهان هستی که در آن آب به عنوان منشا حیات تعیین گردیده است می باشد .بنابراین با توجه به ارزش حیاتی آب ونقش آن در توسعه جوامع بشری ،لزوم شناخت مدیریت ،کنترل حفاظت واستفاده بهینه وکاربری مطلوب آن در هر منطقه و
ناحیه ای برای هر ملتی امری فوق العاده مهم واجتناب ناپذیر می باشد .از سویی دیگر مصرف روز افزون آب در صنایع کشور که متاثر از رشد این بخش می باشد ضرورت مطالعه ساختار تقاضا وشناخت از ساختار مصرفی آب را کاملا ضروری نموده است
آب در چرخه طبیعت دارای مصارف گوناگونی است که مهمترین آن مصارف شرب ومصارف خانگی ،استفاده در فعالیتهای کشاورزی ودامداری ،صنعتی ومعدنی می باشد .هر چند که حجم آب مورد نیاز در صنایع در مقایسه با میزان آب مصرفی در بخشکشاورزی از نقطه نظر کمیت نسبتا ناچیز است اما افزایش فعالیتهای صنعتی ناشی از فشار تقاضا برای کالاهای تولیدی در صنایع ،گسترش صنعتی شدن کشور ،افزایش درجه شهر نشینی وتوجه به مسایل آلودگی های آب ناشی از وجود پساب های صنعتی، بررسی ساختار مصرف آب در صنعت را کاملا ضروری کرده است .از طرفی تحقیقات اندکی در زمینه کاربرد آب صنعتی منتشر شده است .
طبق تحقیقات به عمل آمده محققین بر این حقیقت موافق هستند که هیچ اتفاق نظری بر روی میزان کشش قیمتی تقاضای آب صنعتی برای هر نوع صنعت یا ورودی (نهاده )آب وجود ندارد وهنوز جای سوالاتی چون :
الف )نحوه تعیین ارزش آب برای شرکتهای صنعتی و ب)تعیین میزان حساسیت تقاضای آب صنعتی به عوامل اقتصادی مثل قیمت های ورودی وسطح خروجی برای بسیاری از کشورها باز است .بنابراین دانش فعلی تقاضای آب صنعتی کاملا محدود است واین خود مستلزم تحقیقات بیشتری در این زمینه می باشد.[3]
استان سیستان وبلوچستان با متوسط بارندگی سالانه 110میلی متر در سال ومتوسط دمای 22الی 37درجه
سانتی گراد یکی از استانهای خشک کشور است که کمبودنزولات آسمانی ،نبود مهندسی صحیح ،عدم اجرای طرحهای مناسب وعدم مدیریت درست منابع آبی همواره مردم این استان را رنج داده است .آب مورد نیاز این استان جهتمصارف شرب ،صنعت وکشاورزی از طریق منابع زیرزمینی وجمع آوری آبهای سطحی ناشی از نزولات جوی و سرریز شدن آب پشت سدهای مرزی مشترک تامین می شود .کل روان آبهای سطحی این استان حدود 8/4میلیارد متر مکعب بوده که 3میلیارد متر مکعب آن از طریق رودخانه مرزی وارد استان شده وتنها 8/1میلیارد متر مکعب آن استحصال می شود .از طرفی بیشترین میزان بهره برداری از منابع آبی در استان وابسته به جریانهای آب سطحی است .بطور کلی وبا عنایت به اقلیم خشک وبی آب استان سیستان وبلوچستان (نمونه شهرستان زاهدان )وبا توجه به رشدروز افزون صنعت در این بخش(7.99)[4] واینکه هر گونه فعالیتی که در جوامع بشری تعریف شود نیاز اولیه آن آب است وبه خصوص این نیاز در منطقه ایی که دغدغه اصلی مردم آن تامین آب شرب وبهداشت روزانه وتامین جهت مصارف کشاورزی وصنعتی شان می باشد با وضوح بیشتری خود را نشان می دهد ومصداق عینی آن شهروندان استان سیستان وبلوچستان می باشد .از طرفی تخمین تابع تقاضای آب این امکان را برای مسئولین ومتصدیان فراهم می سازد تا با وجود حجم محدود ذخایر آبی موجود در استان بتوانند به بهترین شکل به نیازمندیهای آب مصرفی مردم منطقه به خصوص در بخش صنعت با استفاده از حساسیت تقاضا نسبت به متغیرهای تاثیر گذار نظیر کیفیت ونوع مواد خام ،تکنولوژی تولید وفرایند صنعت مورد استفاده ،کیفیت محصولات عرضه شده ومقادیر تولیدات وهمچنین فرهنگ حاکم بر واحد مربوط یا هر متغیر دیگر پاسخ دهند .
در این تحقیق سعی براین است به بررسی تابع تقاضای آب صنعت به روش حداقل سازی هزینه پرداخته شود .این تابع متاثر از عملکرد واحدهای تولیدی (کارخانجات وکارگاههای مستقر در شهرک های صنعتی زاهدان)بوده وبه عنوان یک تابع غیر مقید می باشد ،به عبارت دیگر از ابتدا شکل وفرم تابع تولید مشخص نبوده و از فرم کلی تابع تولید ترانسلوگ به علت قابلیت تبدیل به فرمهای دیگر تابع تولید استفاده شده است تا با استفاده از نتایج تحقیق ودر نظر گرفتن فروض لازم به تابع تولید مورد نظر دست یافته شود .
در این تحقیق چون مبنا بر اساس عملکرد واقعی واحدهای تولیدی است ،کلیه اطلاعات مربوط به آب از طریق پرسشنامه
جمع آوری شده وجامعه آماری در این تحقیق واحدهای تولیدی فعال مستقر در شهرک های صنعتی زاهدان
می باشد .
1-2-2)تبیین مساله پژوهشی
مسائل مد نظربرای یافتن پاسخ در این تحقیق در قالب سوال اصلی وسوالات فرعی مطرح شده اند که عبارتند از:
سوال اصلی :
روابط مکمل وجانشینی در بین نهاده های آب (ورودی های تابع تقاضا)چگونه می باشد ؟
سوالات فرعی :
الف )آیا تابع هزینه ترانسلوگ مناسبترین الگو جهت توضیح ارتباط بین میزان آب مصرفی وقیمت آن می باشد؟
ب)بررسی تابع تقاضای آب بخش صنعت از طریق حداقل کردن هزینه ها (استفاده از تابع هزینه ترانسلوگ )
در منطقه تا چه حد می تواند به اهداف پیش بینی شده در این بخش جامعه عمل بپوشاند ؟
1-3)اهمیت وضرورت تحقیق
همانطورکه می دانید تقریبا هیچ فعالیت اقتصادی اعم از کشاورزی ،صنعتی وخدماتی بدون وجود آب صورت
نمی پذیرد وآب در چرخه نظام طبیعت دارای مصارف گوناگونی است که مهمترین آن مصارف شرب ومصارف خانگی ،استفاده در فعالیتهای کشاورزی ودامداری ،صنعتی ومعدنی می باشد .از سوی دیگر در بررسی های مربوط به کاربری های مختلف در بخش های گوناگون مصرف کننده آب ،بخش صنعت به علت سهم اندک از مصرف ،نسبت به بخشهای کشاورزی وخانگی کمتر مورد توجه قرار گرفته است (بر اساسshiklomanov؛(1998)) میزان برداشتهای آب صنعتی در سال 1995تقریبا 19.5%کل برداشتها گزارش شده است )[5]
لذا برآن شدیم تا با عنایت به مطالعات صورت پذیرفته در این زمینه به بررسی ساختار تقاضای آب بخشصنعت واقع در شهرستان زاهدان بپردازیم .با تخمین تابع تقاضای آب وبه دست آوردن مقادیر مربوط به کشش جانشینی وقیمتی تقاضای آن می توان تعیین کرد که چه عواملی باعث انتقال منحنی تقاضا می شوند .به عبارت دیگر اینها عواملی هستند که به غیر از مقدار آب ،سطح تقاضای آب را تحت تاثیر قرار می دهند .با شناسایی این عوامل می توان آنها را به گونه ای کنترل کرد که باعث صرفه جویی در استفاده از آب شوند ،همچنین با داشتن این ضرایب ومقادیر مربوط به تقاضای نهاده آب وکشش های مربوطه ،با شناسایی ساختار تکنولوژیک تولید در منطقه ،مسئولین را در ارائه وگرفتن تصمیمات مهم یاری رساند .
1-4)اهداف تحقیق
هدف نهایی از انجام هر تحقیق ،دسترسی به اهداف مورد نظر محقق است .محقق در این پژوهش تلاش می نماید تا با بررسی تابع تقاضای آب بخش صنعت از طریق حداقل سازی هزینه با توجه به سطح ثابت تولید آب در استان سیستان وبلوچستان (نمونه شهرستان زاهدان )به شناخت دقیقی از مصرف آب صنعت با توجه به موارد گوناگون مصرف صنایع دست یابد .
این بررسیاز دو طریق تجزیه وتحلیل آماری وبررسی های توصیفی انجام خواهد شد .از تحلیلهای انجام گرفته در جهت نیل به اهداف زیر استفاده می شود :
الف )هدف اصلی :
بررسی تابع تقاضای آب بخش صنعت با استفاده از روش حداقل سازی هزینه در منطقه مورد مطالعه (نمونه :واحدهای تولیدی شهرستان زاهدان )می باشد .
ب)هدفهای فرعی :
1 )تعیین کشش قیمتی وجانشینی تقاضای نهاده آب در بخش صنعت
2)ارائه پیشنهادهای لازم جهت بهبود شیوه های تخصیص وبهره برداری از منابع آبی در این بخش می باشد .
1-5)فرضیه های تحقیق :
تحقیق حاضر دارای 2فرضیه می باشد .برای آزمودن این فرضیات ،از نتایج بدست آمده از تخمین تابع تقاضای آب استفاده می شود
الف)آب ونیروی کار جانشین هستند
ب)کشش قیمتی تقاضای آب صنعتی پایین است
1-6)روش تحقیق
این پژوهش از نوع کاربردی می باشد وبرای برآورد تابع تقاضای آب از تابع هزینه ترانسلوگ ومعادلات سهم هزینه نهاده ها استفاده گردیده که در فصل سوم به تفصیل بحث شده است .برای تخمین این توابع ازاطلاعات گرد آوری شده از محل پرسشنامه های آماری مربوط به مقطع زمانی سال 1391-1390استفاده شده است .
نرم افزار مورد استفاده برای این کار نرم افزارEviewsمی باشد.برای برآورد تابع هزینه ومعادلات سهم هزینه
نهاده ها از روش رگرسیونهای به ظاهر نا مرتبط تکراری (ISUR)[6]استفاده شده است وبعد از تخمین مدل برای بررسی تکنولوژی زیر ساختی تولید کشش های جانشینی(آلن _ آوزاوا و موری شیما) وقیمتی محاسبه شده وهمچنین آزمونهای هموتیتیک بودن ،بازده ثابت نسبت به مقیاس ،وکاب – داگلاس بودن تابع تولید صورت گرفته اند .
1-6-1)جامعه آماری
اطلاعات گردآوری شده درخصوص تابع تقاضای بخش صنعت ازطریق پرسشنامه های تکمیلی از محل 30واحد تولیدی فعال مستقر درشهرکهای صنعتی شهرستان زاهدان(به عنوان نمونه آماری )جم آوری شده است .
1-6-2)ابزار گردآوری داده ها (پرسشنامه ،مصاحبه و…)
ابزار جمع آوری داده ها ،اطلاعات حاصل از پرسشنامه های گرد آوری شده از سطح واحدهای تولیدی فعال مستقر در شهرک های صنعتی زاهدان میباشد از سویی جهت برآورد مدل (تابع هزینه ومعادلات سهم هزینه نهاده ها از نرم افزار Eviewsاستفاده شده است .
1-7)کاربرد نتایج تحقیق
کاربردهایی که از این تحقیق متصور خواهد بود عبارتند از :
1)با توجه به رشد روز افزون جمعیت وافزایش تقاضای آب در این بخش وهمچنین بهبود وتوسعه شیوه های
بهره برداری از منابع آبی در این بخش پاسخ هایی مناسب برای کنترل وهدایت تقاضا بدست می آید
2)با محاسبه کشش های قیمتی وجانشینی تقاضای آب ،تاثیر تغییرات قیمت بر مقدار آب مشخص می شود به عبارت دیگر تاثیر گذاری سیاست های قیمت گذاری بررسی شده ورابطه نهاده آب با سایر نهاده ها از نظر جانشینی ومکملی شناسایی می شود ،این کار باعث استفاده صحیح وبهینه از نهاده ها خواهد شد .
1-8)مروری بر مفاهیم واژگان کلیدی
1-تقاضای آب صنعت[7]
مقدار آبی که صنعت گران در قیمت های مشخص با ثابت بودن سایر عوامل مایل به استفاده وخریداری از آن هستند
2-کشش قیمتی تقاضا[8]
به درصد تغییرات در مقدار تقاضا به ازای یک درصد تغییر در قیمت آب وبا فرض ثابت بودن سایر عوامل گفته
می شود
3-کشش جانشینی[9]
درصد تغییر در نسبت عوامل را به درصد تغییر در نسبت قیمت های این نهاده ها با ثابت بودن ستاده اندازه گیری
می کند (واریان ،1387)
4-تابع تولید ترانسلوگ[10]
تابع تولیدی انعطاف پذیر بوده که محدودیتی بر کشش های جانشینی نهاده ها اعمال نمی کند وقابلیت تبدیل به تابع تولید کاب- داگلاس را نیز دارد .(دبرتین ،1376)
5-تابع هزینه ترانسلوگ[11]
یکی از فرمهای تبعی است که در تحلیل های تجربی تقاضا وبرای تصریح تابع مطلوبیت غیر مستقیم زیاد به کار برده می شود
1-9)فهرست منابع وماخذ :
1-اسپولبر،نیکلاس-صباغی ،اصغر(1378) “اقتصاد منابع آب از نظارت تا خصوصی سازی “ترجمه :محمدی-تیمور،تهران –انتشارات سازمان برنامه وبودجه ،چاپ اول
2-حبیبی ،محمدحسن (1378)”مدیریت مصرف آب “اولین همایش منطقه ای بیلان آب ،اهواز –صفحات 429-412
3-شرزه ای ،غلامعلی (1381)”مبانی نظری تابع تقاضابرای آب وبررسی ساختار مصرف آب در صنعت “مجموعه مقالات اولین کنفرانس سالانه مدیریت منابع آب ایران
4-تجریشی ،مسعود – ابریشم چی ،احمد “مدیریت تقاضای منابع آب در کشور “مجموعه مقالات دومین کنفرانس روشهای پیشگیری از اتلاف منابع ملی ،تهران –فرهنگستان علوم ،صفحات 39-24
5-هال واریان (1387)”تحلیل اقتصاد خرد “ترجمه رضا حسینی ،نشر نی ،چاپ سوم
6-شهرکی،جواد(1388)”تخصیص اقتصادی منابع آب حوضه آبریز هیرمند در استان سیستان وبلوچستان” ، پایان نامه مقطع دکترا ، رشته علوم اقتصادی ، دانشگاه اصفهان
7-اسناد تهیه شده طرح توسعه اشتغال و سرمایه گذاری استان ، دانشگاه سیستان و بلوچستان ، شهریور 91
8- Renzetti,S.(1992a) “Estimating the Structure of Industrial Water Demands ,(The case of canadian Manufacturing),Land Economics 68(4),396-404
9-Shiklomanov,I.(1998),”World Fresh Water Resource in Water in Critis(A Guide the World’sFresh Water Resources).Oxford university Press
10- Reynaud.A(2003)”An Econometric Estimation of Industrial Water Demand in France”Environmental and Resources Economics, 25:213-232
2-1)مقدمه
آب مایه حیات است ونقشی تعیین کننده در بقا وحیات انسانها ،حیوانات وگیاهان دارد به گونه ایی که هر جا آب وجود داشته باشد امکان آبادانی ورونق اقتصادی فراهم می گرددوتقریبا هیچ فعالیت اقتصادی اعم از کشاورزی ،صنعتی وخدماتی بدون آب صورت نمی گیرد
از سویی دیگر آب علاوه بر اینکه عموما یک کالایی غیر قابل جانشین برای ادامه حیات بشر است ،بعنوان یک نهاده اساسی کمیاب برای تولید نیز به شمار می رود .آب هم در صنعت وهم در بخش کشاورزی نقش مهمی را ایفا می کند اما مسئله ای که وجود دارد این است که ایران از نظر جغرافیایی در منطقه خشک ونیمه خشک قرار گرفته وبه همین علت از نظر منابع آبی دچار محدودیت های زیادی است . بخش صنعت هم یکی از مصرف کنندگان اصلی منابع آبی کشور است وتعیین صحیح آب مورد نیاز صنایع از مهمترین اولویتهایی است که بایستی مورد توجهقرارگیرد تا علاوه بر صرفه جویی در مصرف آب ،نیاز آبی صنایع (مقادیر آب مورد تقاضا برای فعالیتهای مختلف)نیز تامین گردد.
در این تحقیق سعی بر این است که به برآورد تابع تقاضای آب بخش صنعت شهرستان زاهدان به روش حداقل سازی هزینه با استفاده از تابع هزینه ترانسلوگ ومعادلات سهم هزینه پرداخته وسپس مقایسه ایی بین نتایج حاصل از تخمین مدل با استفاده از فرم های تابع کاب داکلاس[12]وترانسلوگ پرداخته واز بین آنها بهترین فرمی را که بیانگر تصریح مدل بوده وسازگاری بیشتری با واقعیت داشته باشد را انتخاب خواهیم کرد.علاوه بر آن پس از تخمین مدل،برای بررسی تکنولوژی زیر ساختی تولید کشش های جانشینی و قیمتی محاسبه شده وهمچنین آزمونهای هموتتیک بودن ، بازده ثابت نسبت به مقیاس ، وکاب – داگلاس بودن تابع تولید صورت می گیرد .