1-6…………………………. روش انجام پژوهش 8
فصل دوم: مبانی و پیشینه تحقیق
2-1………………………………….. مقدمه 13
2-2…………………….. مفهوم سرمایه اجتماعی 14
2-2-1 سرمایه اجتماعی چیست 14
2-2-2 تعریف سرمایه اجتماعی از نگاه صاحبنظران 15
2-2-3 شاخصها و مؤلفههای سرمایه اجتماعی 18
2-3…………………………… بازارهای مالی 23
2-3-1 اهمیت بازارهای مالی 24
2-3-2 بازار اوراق بهادار 25
2-4 سرمایه اجتماعی و مشارکت بازار سرمایه(مبادلات اقتصادی و سرمایه گذاری) 26
2-4-1 اعتماد به قراردادهای مالی 28
2-4-2 سطح اعتماد سرمایهگذاران به ناشران اوراق بهادار 29
2-4-3 تخصیص سبد دارایی 30
2-4-4 پس انداز و سرمایه گذاری 31
2-4-5 تعاملات و مشارکت در بازار 32
2-5……. سایر عوامل مؤثر بر مشارکت در بازار سهام 33
2-5-1 تورم 33
2-5-2 تولید ناخالص داخلی 34
2-5-3 سپردههای بانکی 35
2-5-4 متوسط قیمت مسکن 36
2-6…………………………… پیشینه مطالعه 37
2-6-1 مطالعات خارجی 37
2-6-2 مطالعات داخلی 43
2-7……………………………. جمع بندی فصل 45
فصل سوم: روش تحقیق و ارائه مدل
3-1………………………………….. مقدمه 49
3-2……. روشهای اقتصادسنجی مورد استفاده در تحقیق 50
3-2-1 روش حداقل مربعات((OLS 50
3-2-2 روش دادههای ترکیبی 50
3-3…………………………….. معرفی مدلها 54
3-3-1 شرح دادهها و متغیرهای مدل 55
3-4……………………………….. خلاصه فصل 58
فصل چهارم: برآورد مدل و تحلیل نتایج
4-1………………………………….. مقدمه 61
4-2………………………… بررسی فروض کلاسیک 62
4-2-1 نرمال بودن جمله پسماند 62
4-2-2 عدم ناهمسانی واریانس 63
4-2-3 عدم خودهمبستگی 64
4-2-4 عدم وجود همخطی 64
4-3 برآورد مدل با استفاده از روش OLS و تفسیر نتایج آن 65
4-4………….. برآورد مدل به روش دادههای ترکیبی 66
4-4-1 آزمون برآورد به روش پانل و اثرات ثابت 67
4-4-2 تخمین مدل پانل و تفسیر نتایج 68
4-5……………………………….. خلاصه فصل 70
فصل پنجم: نتیجهگیری و پیشنهادات
5-1………………………………….. مقدمه 73
5-2………………………. مروری کلی بر پژوهش 73
5-3……………………… نتایج آزمون فرضیهها 74
5-4…………………….. نتیجه گیری کلی تحقیق 75
5-5………………………………. پیشنهادات 75
منابع فارسی 77
منابع لاتین: 79
پیوستها و ضمائم 83
1-1 مقدمه
سرمایه اجتماعی مفهومی فرا رشتهای است که در چند دهه اخیر وارد مباحث رشتههای مختلف شده و مورد توجه بسیاری از محققان قرار گرفته است. از آغاز تا
این مطلب را هم بخوانید :
پایان نامه آموزش ضمن خدمت//تاریخچه ارزیابی عملکرد کنون تعاریف مختلفی از سرمایه اجتماعی ارائه شده است؛ هر یک از صاحبنظران سرمایه اجتماعی نیز از زوایایی به تشریح آن پرداختند که به نظر میرسد هر یک تعریف متفاوتی با دیگری را ارائه کردهاند. به طور کلی سرمایه اجتماعی را میتوان هنجار غیررسمی جا افتادهای دانست که همکاری بین دو یا چند نفر را تعریف میکند که میتواند روابط درون خانواده تا رابطه بین مردم و دولت را در برگیرد که اساس آن مبتنی بر اعتماد است. افزایش اعتماد بین افراد و گروههای اجتماعی مانع رفتارهای فرصتطلبانه و رانتجویی میشود. بنابراین، سرمایه اجتماعی نتیجه تعاملات بین افراد هر جامعه است که به شکل گیری اعتماد بین افراد منجر میشود. درنتیجه، هر چه سرمایه اجتماعی بیشتر باشد، روابط بین افراد از اعتماد بیشتری برخوردار بوده و این اعتماد به وجود آمده در جامعه بستر مناسبی برای انجام فعالیتهای اقتصادی مولد میشود.
تاکنون مطالعات بسیاری پیرامون تبیین و شرح مفهوم سرمایه اجتماعی و نحوه ارتباط آن با سایر پدیدههای اجتماعی، جامعهشناختی، اقتصادی و … انجام شده است و هر کدام تفاسیر زیادی از آن ارائه کردهاند. در ارتباط با مباحث اقتصادی تحقیقات بسیاری صورت گرفته که به بررسی ارتباط مؤلفههای سرمایه اجتماعی با متغیرهای اقتصادی، چگونگی تأثیرگذاری سرمایه اجتماعی بر عملکرد اقتصادی و یا برای توجیه علل عقبماندگی و کمتر توسعهیافتگی برخی کشورها پرداختهاند. مطالعات زیادی به این موضوع پرداختهاند که یک جامعه در کنار سرمایه فیزیکی( کارخانجات، زیرساختها، ماشینآلات و …) و سرمایه انسانی( نیروی کار متخصص و ماهر) به سرمایه اجتماعی نیز به عنوان نوعی از سرمایه نیاز دارد. در واقع سرمایه اجتماعی فضایی را تشکیل میدهد که در آن سرمایههای فیزیکی و انسانی به کار گرفته میشوند. تمرکز بر سرمایه اجتماعی به دلیل نقش غیر قابل انکاری است که در تولید و یا افزایش سرمایه انسانی و اقتصادی ایفا میکند؛ به طوری که امروزه سرمایه اجتماعی به عنوان یکی از ارکان اصلی توسعه و رشد اقتصادی معرفی شده است.
مشارکت مردم در طرحها و سرمایهگذاریهای اقتصادی و برنامهریزیهای دولت در جهت رشد و شکوفایی اقتصادی امری ضروری است. در واقع بدون مشارکت مردم این برنامهریزیها تحقق نمییابد. در بازارهای مالی نیز مشارکت مردم بسیار تأثیرگذار است. بازارهای مالی وظیفه تأمین کننده منابع مالی طرحها و سرمایهگذاریهای اقتصادی را بر عهده دارند. بازار سرمایه به عنوان جزئی از بازارهای مالی از اهمیت بسیار بالایی در جذب سرمایههای کوچک و بزرگ برای سرمایهگذاری در بازار سهام و جلوگیری از راکد ماندن آنها دارد. سطح بالای سرمایه اجتماعی در هر جامعهای، سطح بالای اعتماد در آن جامعه را نتیجه میدهد. با توجه به ماهیت قراردادهای مالی که سطح بالایی از اعتماد بین طرفین قرارداد را میطلبد، به نظر میرسد در فضایی که سرمایه اجتماعی سطح بالاتری داشته باشد، تمایل مردم برای حضور در بازار سرمایه نیز بیشتر است. اعتماد و مشارکت از مولفههای اصلی سرمایه اجتماعی هستند.
1-2 تعریف مساله و بیان نکات اصلی
سرمایه اجتماعی اگرچه مفهومی نوین و نوپا در عرصهی مطالعات اجتماعی و اقتصادی است؛ اما ریشه در روابط اجتماعی نوع بشر دارد. این مفهوم به پیوندها و ارتباطات میان اعضای یک شبکه یا گروه اجتماعی به عنوان تسهیلگر که با خلق هنجارهای مشترک و اعتماد متقابل موجب تحقق اهداف و پیشبرد امور میگردد، اشاره دارد. سرمایه اجتماعی طی سالیان اخیر توجه بسیاری از محققان را به خود جلب کرده است؛ اقتصاد هم ازین امر مستثنی نبوده و مطالعات گستردهای در این باره انجام شده است.
در تئوریهای تقاضای کل، مصرف روند با ثباتی را طی میکند و مخارج دولتی نیز یک متغیر سیاستگذاری است که کنترل آن در دست دولت قرار دارد، بنابراین تنها متغیر پر تلاطم تقاضای کل که نقش عمدهای در ایجاد نوسانات دارد، سرمایهگذاری خصوصی است، لذا شناخت رفتار سرمایهگذاری و عوامل مؤثر بر آن، بسیار مورد توجه اقتصاددانان و سیاستگذاران بوده است. در ادبیات اقتصادی، بحث سرمایهگذاری بسیار غنی بوده و سرشار از منابع تئوریک تجربی در کشورهای توسعهیافته است. به دلیل ساختار متفاوت کشورهای توسعهیافته و توسعهنیافته و با توجه به اینکه بعضی از فروض اساسی لازم در تحلیل رفتار بهینه سرمایهگذاری مانند وجود بازارهای مالی نسبتاً کارا و عدم کنترلهای شدید توسط دولت در کشورهای توسعهنیافته فراهم نمیباشد.
بازارهای مالی بخش مهمی از اقتصاد و یکی از عوامل مهم رونق زیربنایی هر کشور محسوب میشوند و در ارتباط با مشارکت و سرمایهگذاری و تأمین مالی سایر بخشهای اقتصاد میتوان گفت نقش مهمی را در رشد و توسعه کشورها ایفا میکند. بازار سرمایه در کنار بازار پول نقش تأمین مالی بخشهای مختلف اقتصاد را به عهده دارد. بازارهای سهام نیز به عنوان یکی از ارکان اصلی بازار سرمایه، پساندازها و منابع مالی محدود را در سریعترین زمان ممکن و با هزینهی معاملاتی کم به مسیر سرمایهگذاری هدایت میکنند و با جذاب نشان دادن سرمایهگذاری، مانع از راکد ماندن پساندازهای افراد میشوند و به نوعی به چرخهی تولید بازمیگردند.
پس از مطالعه ابعاد مختلف تاثیر سرمایه اجتماعی بر بخشهای مختلف اقتصاد و بازارها و با توجه به ماهیت بازارهای مالی به ویژه بازار سرمایه میتوان بر اهمیت وجود سطح بالای سرمایه اجتماعی و حاکمیت آن بر ارکان و نهادهای بازار سرمایه به خوبی پی برد. پرداختن به اینکه سرمایه اجتماعی چه تأثیری بر بازار سرمایه دارد و یا مکانیزم اثرگذاری آن بر بازار سرمایه چگونه است؛ و یا حتی تقویت و یا مدیریت این اثر به دلیل اهمیتی که بازار سرمایه در هر اقتصادی دارد، میتواند راهکارهایی مفید و البته کاربردی در جهت رونق هرچه بیشتر بازار سرمایه به ما ارائه دهد. از آنجایی که قراردادهای مالی ذاتاً قراردادهایی با اعتماد بسیار بالا هستند، سرمایه اجتماعی باید اثرات عمدهای روی توسعه بازارهای مالی داشته باشد. تأمین مالی و سرمایهگذاری چیزی جز چشمپوشی و تبادل مبلغی پول در امروز به منظور وعدهی بازگشت پول بیشتر در آینده نیست(گاسیو، ساپینزا و زینگالس، 2008).
یکی از مکانیزمهایی که از طریق آن سرمایه اجتماعی روی بهرهوری اقتصادی اثر میگذارد، بوسیله افزایش سطح اعتماد غالب است. در مناطق با سرمایه اجتماعی بالا، مردم میتوانند بیشتر به یکدیگر اعتماد کنند چرا که شبکههای اجتماعی موجود در جامعه فرصتهای بهتری برای مجازات کجرویها فراهم میکنند (همان). اصولاً حتی بیش از بخشهای دیگر اقتصاد، بازار سرمایه مبتنی بر معاملات و قراردادهای دوجانبه و چندجانبه و جریان سیال اطلاعات جامع، شفاف و دقیق میباشد و به این ترتیب کیفیت و سطح متغیرهای سرمایه اجتماعی نقش پایهای و حیاتی را در این بازار بر عهده دارند. اعتماد سرمایهگذاران به ناشران اوراق بهادار از این حیث بسیار مهم است چرا که آنچه در بازارهای مالی و خصوصاً بازار سرمایه مورد معامله قرار میگیرد، نه داراییهای واقعی (برای مثال زمین، ساختمان، ماشینآلات و…) بلکه تنها مجموعهای از داراییهای مالی (کاغذی) هستند که ارزش آنها مبتنی بر داراییها و درآمدهایی است که این اوراق مالی به پشتوانه از آن داراییها منتشر و عرضه میگردد و سرمایهگذاران در ازای تحصیل این داراییهای کاغذی، اقدام به سرمایهگذاری و ارائهی وجوه و پساندازهای خود میکنند. به این ترتیب، پایه و اساس شکلگیری، دوام و توسعهی بازارهای مالی را اعتماد به عنوان متغیر اصلی سرمایه اجتماعی تشکیل میدهد. علاوه بر این سرمایهگذاران با خرید اوراق بهادار مالکیت درصدی از یک شرکت یا یک جریان درآمدی در آینده میشوند که در واقع به سود دهی و بازدهی و اعتبار شرکت نیز اعتماد میکنند. طبیعیایست در خرید و فروش اوراق بهاداری که مبتنی بر سایر داراییهای مالی و واقعی هستند از قبیل اختیارهای معامله و قراردادهای سلف و پیمان آتی، عنصر اعتماد نمود بیشتری دارد. سطح سرمایه اجتماعی و میزان فساد، تقلب و تخلف در بازارهای سرمایه میتواند رابطهی نزدیکی با یکدیگر داشته باشد؛ تقلب و تخلفات شایع در بازار سرمایه از جمله دستکاری قیمتها، پولشویی، و غیره عمدتاً ناشی از فقدان و یا پایین بودن میزان سرمایه اجتماعی در سطح بازار سرمایه میباشد.
1-3 ضرورت انجام پژوهش
در کشور ما مطالعات محدودی در زمینه سرمایه اجتماعی صورت گرفته که اغلب به ارائه تصویری از آن و توصیف آن پرداختهاند و در حال یافتن جایگاه درخور توجهی در مباحث اقتصادی است. ضمن اینکه با توجه به بررسیهای انجام شده تا به این مرحله، در خصوص رابطهی بین سرمایه اجتماعی و سرمایهگذاری و ایجاد انگیزه برای آن و توسعه بازار سرمایه تا کنون تحقیق علمی قابل توجهی صورت نگرفته و مطلبی منتشر نشده است. بازار سهام به عنوان جزئی از بازار سرمایه، محیط امنی را برای سرمایهگذاری و کسب سود و تأمین مالی پروژههای سرمایهگذاری مهیا میکند. با توجه به نقش بازار سهام در جهت توسعه مالی و رشد اقتصادی، این ضرورت را ایجاد میکند که عوامل تأثیرگذار بر این بازار به منظور رونق و پویایی هر چه بیشتر این بازار مورد بررسی دقیق قرار گیرند؛ از این رو ضروری است تا ضمن بررسی سرمایه اجتماعی و پیامدهای اقتصادی آن در ایران، رابطه آن با رونق بازارهای مالی و میل به مشارکت افراد در بازار سهام در استانهای ایران مورد بررسی دقیق قرار گیرد.
1-4 فرضیات پژوهش
بین سطح سرمایه اجتماعی در استان های مختلف و حجم سرمایه گذاری در بورس رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
1-5 اهداف اصلی پژوهش
هدف اصلی این پژوهش مطالعه ارتباط بین میزان سرمایه اجتماعی و حجم مشارکت مردم در بازار سهام استانهای ایران است. این اثر میتواند در جهت کمک به رونق هرچه بیشتر بازار سرمایه و جذب سرمایههای راکد بزرگ و کوچک مفید باشد. با مدیریت و سرمایهگذاری در سرمایه اجتماعی و انباشت آن میتوان این اثر را افزایش داد.
1-6 روش انجام پژوهش
این پژوهش به لحاظ هدف، از نوع کاربردی است که در آن به بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی به عنوان متغیر مستقل و میزان سرمایهگذاری در بورس به عنوان متغیر وابسته میپردازیم. همچنین به لحاظ نوع بررسی، تحقیقی پس رویدادی به شمار میرود و بر اساس دادههای ثانویه و روشهای اقتصاد سنجی به بررسی و آزمون فرضیات میپردازد. از نظر روش، جزء تحقیقات همبستگی میباشد که در آن برای کشف یا تعیین رابطه بین متغیرها تلاش میشود. در واقع هدف این روش مطالعه رابطه حدود تغییرات یک یا چند متغیر با حدود تغییرات یک یا چند متغیر دیگر با استفاده از روشهای اقتصادسنجی است. جامعه آماری تحقیق شامل تمامی استانهای ایران است که در آن از اطلاعات میزان سرمایه اجتماعی و حجم سرمایهگذاریها در بورس طی دوره 1379-1391 در استانهای ایران مورد استفاده قرار میگیرد.
دادهها و اطلاعات میدانی مورد نیاز در این تحقیق، از طریق مراجعه به بانکهای اطلاعاتی، شرکت و سازمان بورس و پژوهشهای انجام شده در این زمینهها و نیز با استفاده از اطلاعات و گزارشهای منتشره توسط نهادها و سایتهای ذیربط از جمله بانک مرکزی و مرکز آمار ایران جمعآوری، بررسی و تجزیه و تحلیل خواهد شد.
2-1 مقدمه
ادبیات مربوط به سرمایه اجتماعی را میتوان به سال 1917 نسبت داد؛ جایی که نخستین بار هانیفان[1] از واژهی سرمایه اجتماعی استفاده کرد. بوردیو[2] در 1986 نخستین اقتصاددانی بود که سرمایه اجتماعی را وارد متون اقتصادی کرد؛ اما در متون موجود اشاره میشود که کلمن[3] (1988) و پاتنام[4] (1993)، مفهوم فعلی سرمایه اجتماعی را پایهریزی کرده و وارد حوزه علم اقتصاد نمودند. از آن روز تا کنون تحقیقات زیادی در مورد ارتباط مقولهی سرمایه اجتماعی و مباحث اقتصادی انجام شده است. در این پژوهش به دنبال بررسی علت تفاوتها در مشارکت مردم در بازار سهام در استانهای ایران( که دارای تالار بورس هستند) با تأکید بر تفاوت در سطح سرمایه اجتماعی هستیم. دانش اقتصاد منطقهای به دنبال این است که با در نظر گرفتن تفاوتهای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و جغرافیایی مزیتهای نسبی بهترین راهکارها را در جهت بهبود وضعیت شاخص ها و توسعه منطقهای ارائه دهد. در این فصل ابتدا به بیان ادبیات مربوط به سرمایه اجتماعی و بازار سهام خواهیم پرداخت؛ و در ادامه ارتباط بین سرمایه اجتماعی و بازار سهام و نحوهی اثرگذاری بر بازار سهام را مورد بررسی قرار میدهیم. در آخر نیز برخی مطالعات در خصوص موضوع مورد بحث را مطرح خواهیم کرد.
2-2 مفهوم سرمایه اجتماعی
2-2-1 سرمایه اجتماعی چیست
سرمایه یکی از عوامل مهم رشد اقتصادی است. بهبود در کیفیت ابزارها و ماشینآلات، بهرهوری نیروی کار را افزایش میدهد و ازین طریق رفاه را بهبود میبخشد. اما سرمایه فقط جنبه فیزیکی ندارد. سرمایه انسانی که به شکل مهارتها، آموزش و کارآموزی تحقق مییابد نیز جزء مهم تولید به شمار میرود. مشابه این، کلمن(1990) و پاتنام، لئوناردی و نانتی(1993) اشاره میکنند که ساختار اجتماعی یکی از عوامل مهم در ارتقاء بهرهوری فعالیتهای اقتصادی است. روابط بین افراد، هنجارها و سنتها به تسهیل هماهنگی و همکاری کمک میکنند که خود موجب افزایش بهرهوری میشود. این نوع سرمایه به سرمایه اجتماعی مرسوم است(سوری، علی: 1383). میتوان گفت یکی از جنبههای مهم توسعهی پایدار استفاده از مفهوم سرمایه در وجه اجتماعی آن است. هرچند واژهی سرمایه اساساً در قلمروی اقتصادی به کار میرود، اما از حدود دو دهه اخیر در حوزه علوم اجتماعی نیز مورد پذیرش بسیار قرار گرفته است. آنچه در سرمایه اجتماعی و مفهوم آن نهفته است، سرمایهگذاری در روابط اجتماعی و همچنین افزایش، گسترش و به اشتراک گذاشتن منابع در روابط اجتماعی از طریق سرمایه اجتماعی برای تسهیل کنش جمعی و گسترش اعتماد و بدهبستان در جامعه است. بنابراین، روابط اجتماعی بستر اصلی مفهوم سرمایه اجتماعی محسوب میشود(ترکزاده و محترم، 1391).
1-3- اهمیت و ضرورت انجام پژوهش 8
1-4- فرضیات یا سئوالات اساسی پژوهش 13
1-5- اهداف پژوهش 14
1-6- قلمرو زمانی، مکانی و موضوعی پژوهش 14
1-7- روش انجام پژوهش 15
1-8- نمای کلی پژوهش 15
فصل 2: ادبیات پژوهش
2-1- مقدمه 19
2-2- مسأله پیشبینی و پیشبینی پذیری سریهای زمانی 20
2-2-1- ویژگی های آماری سریهای زمانی مالی 22
2-2-2- مدلهای سری زمانی غیرخطی 23
2-3- مروری بر ادبیات نظری قیمت گذاری دارائی 24
2-3-1- فرضیه بازار کارا 25
2-3-2- مدل قیمت گذاری دارائی سرمایه ای 27
2-3-3- نظریه قیمت گذاری آربیتراژ 30
2-4- مروری بر ادبیات تجربی 31
2-4-1- مطالعات تجربی مرتبط با بورسهای اوراق بهادار کشورهای خارجی 31
2-4-2- مطالعات تجربی مرتبط با بورس اوراق بهادار تهران 44
2-5- خلاصه فصل 59
فصل 3: مدل تجربی، داده ها و روش شناسی پژوهش
3-1- مقدمه 63
3-2- تصریح مدل تجربی 64
3-2-1- مدل اقتصادی و عاملهای قیمت گذاری 64
3-2-2- مدل اقتصادی و همبستگی سریالی 67
3-2-3- مدل تجربی 70
3-3- دادهها 72
3-3-1- متغیرها و منابع آماری 72
3-3-2- آمار توصیفی متغیرها 73
3-4- روش شناسی پژوهش 76
3-4-1- روش برآورد حداکثر راستنمایی 76
3-4-2- ویژگیهای برآوردگر حداکثر راستنمایی 78
3-4-2-1- سازگاری 78
3-4-2-2- نرمال بودن 79
3-4-2-3- کارایی مجانبی 80
3-4-2-4- پایایی 81
3-4-2-5- مقادیر میانگین و ماتریس واریانس بردار گرادیان 81
3-4-3- الگوریتم بهینه سازی BFGS 82
3-5- خلاصه فصل 84
فصل 4: یافته های تجربی پژوهش
4-1- مقدمه 89
4-2- برآورد مدلها و تحلیل نتایج 90
4-3- ارزیابی استراتژی معاملاتی و پیشبینی مبتنی بر مدل تجربی 98
4-4- خلاصه فصل 100
فصل 5: بحث و نتیجه گیری
5-1- مقدمه 103
5-2- مروری بر خطوط کلی پژوهش 103
5-3- بررسی سؤالات پژوهش 105
5-4- بحث و نتیجه گیری کلی 107
5-5- پیشنهادات 110
5-5-1- پیشنهاداتی برای سیاستگذاری 110
5-5-2- پیشنهاداتی برای پژوهشهای آتی 112
مراجع 113
پیوست 127
پیشبینی حوادث آینده، همواره از موضوعات مورد علاقه بشر بوده است. زیرا به او امکان تصمیم گیری مؤثرتر در قبال رویدادهای آتی را میدهد و کمک میکند تا کنترل بیشتری بر اوضاع داشته باشد. پیشبینی در دنیای مالی و اقتصادی نیز از این قاعده مستثنی نبوده و حائز اهمیت فراوان است. مسئله پیشبینی قیمت
این مطلب را هم بخوانید :
دانلود متن کامل فایل های پایان نامه ارشد - دارائیهای سرمایهای بخصوص اوراق بهادار، پیشبینی نرخ بهره، پیشبینی درماندگی مالی شرکتها و غیره از جمله موارد با اهمیت در این حوزه میباشند. در این راستا، در علوم مالی نظریههای فراوانی برای پیشبینی بازده دارائیهای سرمایهای مطرح شده است که برخی از آنها حتی پیشبینی پذیر بودن سریهای زمانی قیمت یا بازده را مورد تردید قرار دادهاند. بنابراین مطالعه پیشبینی پذیر بودن سری قیمت یا بازده در درجه اول از اهمیت بسزایی برخوردار است.
پیش بینی بازده سهام تلاشی سخت و جذاب با سابقه تاریخی طولانی است. از نقطه نظر دست اندرکاران علم مالی، تخصیص دارائی، به پیشبینی مناسب بازده سهام نیازمند است. در همین راستا، پیشبینیهای بهبود یافته بازده سهام، وعده بهبود و افزایش عملکرد سرمایهگذاری را دادهاند. بنابراین تعجب آور نیست که شاغلین حوزه مالی تعداد زیادی از متغیرهای اقتصادی و مالی را در تلاش برای پیشبینی بازده سهام به کار گرفتهاند. در این میان، جامعه آکادمیک مرتبط با موضوعات مالی هم مشتاقانه به پیشبینیهای بازده سهام علاقمندند چرا که، توانایی پیشبینی بازده سهام اشارات و دلالتهای مهمی برای آزمون کارایی بازار دارد. به طور عمومیتر، درک و فهم طبیعت پیشبینی پذیری بازده سهام[1] به محقیقن امکان ارائه مدلهای واقع گرایانهتری از قیمت گذاری دارائی با قدرت توضیح دهندگی بالاتر دادهها را میدهد.
در عین حال که پیشبینی بازده سهام تلاشی مجذوب کننده است، اما همچنین میتواند ناامید کننده هم باشد. ناامید کننده از این جهت که بازده سهام بطور ذاتی شامل اجزاء غیر قابل پیشبینی قابل ملاحظهای است بنابراین بهترین مدلهای پیشبینی هم، تنها توانایی توضیح بخش نسبتاً کوچکی از بازده سهام را دارند. علاوه بر این، رقابت بین معاملهگران بر این دلالت دارد که پس از کشف و معرفی یک مدل پیشبینی موفق، این مدل به سهولت و آزادانه توسط سایر معاملهگران بکار گرفته خواهد شد. بکارگیری و انتشار گسترده مدلهای موفق پیشبینی، نهایتاً منجر به حرکت قیمت سهام در جهت حذف توانایی پیشبینی مدلهای مذکور خواهد شد (لو[2]، 2004؛ تیمرمن و گرنجر[3]، 2004؛ تیمرمن 2008). با این حال، نظریه قیمت گذاری عقلائی[4] ادعا میکند که پیشبینی پذیری بازده سهام میتواند نتیجه مواجهه و رویارویی (در معرض قرارگیری)[5] با ریسک کل متغیر با زمان باشد[6] و هر مدلی، بسته به آن حدی که پاداش ریسک کل متغیر با زمان را در بررسیهای خود لحاظ کند همچنان جزو مدلهای موفق باقی میماند.
از لحاظ نظری، بازده دارائی تابعی از متغیرهای حالت اقتصاد واقعی بوده، و اقتصاد واقعی هم نوسانات چرخه های تجاری[7] را به تصویر میکشد. اگر مقدار و قیمت ریسک کل، با نوسانات اقتصادی در ارتباط باشند آنگاه میتوان بازده انتظاری متغیر با زمان و پیشبینی پذیری بازده را (حتی در بازار کارا) هم انتظار داشت. به عنوان نمونه، اگر عاملین اقتصادی در زمان کاهش سطح مصرف و درآمد، طی قراردادهای اقتصادی ریسک گریزتر شوند آنگاه آنها برای تحمل ریسک مرتبط با سهام نگهداری شده، به بازده انتظاری بالاتری روی سهام نگهداری شده و مرتبط با حضیضهای چرخههای تجاری نیاز خواهند داشت. بنابراین از این رهگذر، متغیرهایی که وضعیت اقتصادی را اندازهگیری و یا پیشبینی می کنند بایستی به پیشبینی بازده کمک نمایند (فاما و فرنچ[8]، 1989؛ کمبل و کوکران[9]، 1999؛ و کوکران، 2007، 2011). از این رو، میتوان گفت که پیشبینی پذیری بازده سهام بطور نزدیکی با نوسانات چرخههای تجاری گره خورده است.
در حالی که مدل قیمت گذاری عقلائی دارائی با پیشبینی بازده سازگار است. نظریههای اقتصادی مرتبط، حدهای مشخصی روی حداکثر درجه پیشبینی پذیری بازده سازگار با مدلهای قیمت گذاری دارائی، تحمیل کردهاند. تا اندازهای پیشی گرفتن پیشبینی پذیری بازده از این حد و مرزها میتواند به عنوان شاهدی برای قیمت گذاری نادرست[10] یا ناکارائیهای بازار[11] تفسیر شود. قیمت گذاری نادرست یا ناکارائی بازار، نشأت گرفته از عواملی از قبیل محدودیتهای پردازش اطلاعاتی و یا گونههایی از تأثیرات روانشناسانه مورد تأکید علم مالی رفتاری[12] است. از آنجا که محدودیتهای پردازش اطلاعات و تأثیرات روانی به احتمال زیاد طی شرایط تغییرات سریع اقتصادی تشدید میشوند. بنابراین، پیشبینی پذیری بازده نشأت گرفته از ناکارائیهای بازار نیز به احتمال زیاد با نوسانات چرخههای تجاری در ارتباط است.
سرانجام باید عنوان شود که، درجه پیشبینی پذیری بازده سهام، یک موضوع و مسئله تجربی است. شواهد فراوان درون نمونه ای[13] وجود دارد مبنی بر اینکه بازده بازار سهام با استفاده از متغیرهای گوناگون اقتصادی قابل پیشبینی است. در حالی که چالشهای پیچیده و دشوار اقتصاد سنجی از قبیل تورش معروف استامباخ[14] (1986، 1999)، استنتاج آماری را پیچیده میکنند. اما یک توافق و اجماع عمومی بین اقتصاددانان مالی دیده میشود مبنی بر اینکه، بر اساس آزمونهای درون نمونهای، بازده سهام، شامل اجزاء قابل پیشبینی معنیداری است (کمبل، 2000). با این حال، بوسائرتز و هیلیون[15] (1999) و گویال و ولچ[16] (2003، 2008) دریافتند که توانایی پیشبینی انواع گوناگون متغیرهای رایج اقتصادی برای پیشبینیهای برون نمونه ای[17] صادق نیست. این یافته، بر اساس این دیدگاه گسترده که مدلهای پیشبینی نیازمند اعتبار سنجی برون نمونهای میباشند قابلیت اطمینان پیشبینی پذیری بازده سهام را با شک و تردید مواجه ساخته است.
با این حال، عدم اعتبار پیشبینی پذیری بازده میتواند نتیجه روشهای اقتصاد سنجی باشد. همچنانکه توسط لامورو و ژوو[18] (1996)، گزارش شده است بسیاری از مطالعات پیشبینی پذیری بازده، بطور ضمنی از یک پیشبینی قوی قبلی[19] استفاده میکنند. علاوه بر این، در تلاش برای تأکید روی اهمیت آزمونهای برون نمونهای برای تحلیل پیشبینی پذیری بازده سهام، پسران و تیمرمن[20] (1995)، اهمیت و ارتباط دو مسئله عدم اطمینان[21] و بی ثباتی پارامترها[22] را برای پیشبینی بازده سهام، خاطر نشان کردهاند. مسئله عدم اطمینان مدل بیان میکند که فرد پیشبینی کننده، بهترین تصریح مدل و همچنین ارزش پارامترهای مرتبط با این مدل را بدرستی نمیداند. علاوه بر این، به علت بیثباتی پارامترها، حتی بهترین مدلها هم میتوانند در طی زمان دستخوش تغییر شوند. در این ارتباط باید گفت، با توجه به پیوند بین نوسانات چرخه های تجاری و پیشبینی پذیری بازده سهام، تعجب آور نیست که عدم اطمینان مدل و بی ثباتی پارامترها بطور قوی با پیشبینی بازده سهام مرتبط باشند، چر ا که این عوامل، با پیشبینی اقتصاد کلان نیز مرتبط و درگیر هستند.
دو مسئله عدم اطمینان مدل و بی ثباتی پارامترها پیرامون فرآیند تولید دادههای بازده سهام، چالشهایی جهت کشف و واکاوی پیشبینی پذیری برون نمونهای بازده سهام را ارائه کردهاند. خوشبختانه در این راستا مطالعات اخیر، استراتژیهای نوینی جهت پیشبینی ارائه کردهاند که دستاوردهای برون نمونهای اقتصادی و آماری معنیداری را دربر داشتهاند.
نکته مهمی که باید توجه کافی را به آن داشت آنست که مهمترین عامل مدنظر سرمایهگذاران، بازده سهام است. بازده سهام، دربردارنده کلیه عواید حاصل از نگهداری سهام به علاوه سود سرمایهای است. از این رو، سرمایهگذاران در بازار سرمایه سعی دارند پس اندازهای خود را در سرمایهگذاری هایی صرف کنند که بیشترین بازدهی را داشته باشد. سرمایهگذاران برای دستیابی به این هدف نیاز به اطلاعاتی دارند که بر اساس آن، بازده یک سرمایهگذاری را پیشبینی کنند. نکته مهم در این میان آنست که محیط اقتصادی و شرایط بازار دربرگیرنده بسیاری از عوامل خرد و کلانی است که روی پیشبینی بازده سهام تأثیر میگذارند. اوضاع و شرایط بازار مفهومی چندبعدی است که مطالعات گوناگون هر کدام به تناسب ماهیت مسئله و موضوع مورد مطالعه روی جنبه هایی از این مفهوم تمرکز کردهاند. در همین راستا، ادبیات اقتصادی سطح جریان اطلاعات موجود در بازار را به عنوان نماینده و جایگزینی کلیدی جهت شرایط و تغییرات شرایط بازار عنوان کرده است. این معیار میتواند دربرگیرنده هرگونه اطلاعاتی در ارتباط
1-10-تعریف وازه های کلیدی.. 6
1-11- سازماندهی پژوهش.. 7
2–1-مقدمه.. 8
2-2-مبانی نظری تحقیق.. 9
2-3-مروربر مطالعات داخلی و خارجی انجام شده.. 14
3-1-مقدمه.. 21
3-2-معرفی داده های ترکیبی.. 21
3-3-آزمونهای ریشه واحد در داده های ترکیبی.. 23
3-4-آزمونهای هم جمعی درداده های پنل.. 29
3-5-نحوه انتخاب بین مدلها.. 30
3-6-آزمونهای تشخیصی.. 34
3-7-معرفی روشهای GLSو GMM… 36
3-8– معرفی مدل پنل دیتای فضایی.. 38
3-9-تعیین موقعیت فضایی.. 41
3-10-وقفه های فضایی.. 43
3-11-معرفی تعدادی از مدلهای خودرگرسیون فضایی.. 44
3-12-ماتریس وزن در پنل دیتای فضایی.. 50
3-13-آزمون وابستگی بین مناطق.. 52
3-14-تصریح مدل.. 56
3-15-بررسی و شرح متغیرها.. 58
3-16-انتخاب نوع ماتریس وزنی.. 72
3-17-روش شناسی تحقیق.. 76
3-18-انتخاب فرم تبعی رگرسیون.. 77
4-1-مقدمه.. 78
4-2-آزمون پایایی متغییرها.. 79
4-3-نتایج آزمون همجمعی.. 81
4-4-آزمونهای انتخاب مدل برای برآورد مدل ایستا.. 82
4-5-نتایج برآورد مدل اثرات ثابت.. 83
4-6-آزمونهای تشخیصی.. 83
4-7-تخمین مدل به روش GLS وآزمون نرمال بودن پسماندها.. 84
4-8-مقایسه نتایج حاصله برای مدل ایستا به روشهای مختلف.. 87
4-9-برآورد مدل پویا.. 89
4-10-مقایسه نتایج دو مدل ایستا و پویا.. 89
4-11-بررسی تاثیر همجواری با استان تهران در قیمت مسکن استانهای همسایه 90
4-12-آزمون های خود همبستگی فضایی.. 92
4-13-برآورد مدل اقتصادسنجی فضایی برای مسکن.. 96
4-14-انتخاب بین دو مدل sem وsac. 100
4-15-نتایج برآورد با استفاده از مدل sem.. 101
4-16-آزمونهای تشخیصی برای مدل sem برآورد شده.. 101
4-17-برآورد مدل با خطای مستحکم وایت.. 103
-18-4 آزمون فرضیه های تحقیق.. 103
5-1-مقدمه.. 105
5-2-نتایج.. 105
5-3-پیشنهادات.. 107
منابع و ماخذ.. 109
چکیده
هدف این بررسی تعیین مهمترین عوامل منطقه ای موثر برقیمت مسکن در مناطق شهری کشور می باشد.برای این بررسی از روش پنل دیتا و پنل دیتای فضایی استفاده شده است.متغیر وابسته در این بررسی قیمت یک مترمربع واحد مسکونی در مناطق شهری کشوربه تفکیک استانها است و متغیرهای توضیحی مورد استفاده عبارتند از:قیمت یک متر مربع زمین مسکونی در مناطق شهری ،هزینه ساخت یک مترمربع واحد مسکونی در مناطق شهری ،جمعیت استانها ،تولید ناخالص داخلی هر استان و نرخ بیکاری در هر استان.داده های مورد استفاده بصورت سالیانه و از سال 1383 تا سال 1390 می باشد. نتایج نشان دهنده این است که هزینه ساخت یک مترمربع واحد مسکونی به عنوان مهمترین عامل موثر بر قیمت مسکن در مناطق شهری در کشور می باشد.پس از آن قیمت یک متر مربع زمین مهمترین عامل موثر بر قیمت مسکن است.
نتایج بدست آمده ازروش اقتصاد سنجی فضایی متفاوت از نتایج بدست آمده به روش اقتصاد سنجی مرسوم است.نتایج این مدل نشان دهنده این است که مهمترین عامل موثر برقیمت مسکن در کشور در طی سالهای 1383 تا 1390 قیمت زمین بوده است و پس از آن مهمترین عامل هزینه ساخت مسکن می باشد.
کلید واژه:عوامل منطقه ای ،قیمت مسکن ،پنل دیتا ،پنل دیتای فضایی ،وابستگی فضایی
1-1-مقدمه
بحــث مــسکن از اصــلی تــرین و مهمتــرین مباحــث در مجموعــه مطالعــات اقتــصادی می تواند تاثیر جبران ناپذیری برکل جامعه و نظام وارد آورد. مروری بر شـرایط مـسکن درجوامع گوناگون نـشان مـی دهـد کـه تقریبـا هـیچ کـشوری نتوانـسته اسـت بـه طـور کامـل مشکلات مسکن در جامعه خود را رفع نماید.مسکن همواره به عنوان یکی از مهمترین نیازهای اولیه جوامع مورد توجه محققین بوده است.
در کشور 4/44 نفر در هر واحد مسکونی زندگی می کننـد این شاخص روند کاهنده داشته است که علت اصلی آن را می تـوان در کـاهش زادو ولد به علـت اعمـال
این مطلب را هم بخوانید :
پایان نامه موقعیت جغرافیایی، راهکارهای مقابله سیاسـتهای تنظـیم خـانواده، بـالا رفـتن سـن ازدواج و عوامـل اقتصادی و اجتماعی دانست.
روند شتابان شهرنشینى و رشد جمعیت در سه دهه گذشته در کشورهاى در حال توسعه و به ویژه در کشور ایران، مسائل بسیارى در ابعاد اجتماعى، اقتصادى و سیاسى به همراه داشته است و تهیه برنامه اى جامع در بازار مسکن را ضرورى ساخته است . براى چنین برنامه اى شاخص هاى مسکن و ارزیابى آنها ابزار مناسبى جهت سنجش نیازهاى بخش مسکن در کشور است .
تحولات جمعیتی و رشد و گسترش شهرها در سه دهه گذشته سبب شده تا بر اساس آخرین برآورد سرشماری کشور در سال 1390 ازمجموع 75000000 نفر جمعیت کشور، 54000000 در 1160 شهرکشور سکنی گزیده و البته از این 54000000 نفر جمعیت شهری،نزدیک به 38 درصد آن در 8 کلانشهر تهران، مشهد، اصفهان، تبریز،
شیراز، قم، اهواز و کرمانشاه سکنی گزیده که نشاندهنده افزایش سریع جمعیت کلانشهرهاست. در سرشماری سال 1385 ، جمعیت 9 کلانشهرذکر شده حدود 16 میلیون نفر بوده و 33 درصد از جمعیت شهری رابه خود اختصاص داده بود، اما تحولات سریع جمعیتی سبب شده تادر یک دوره 5 ساله، جمعیت این 9 کلانشهر به حدود 21 میلیون نفرافزایش پیدا کرده و سهم خود را به 38 درصد از جمعیت کشور برساندو باقیمانده جمعیت شهری نیز در 1151 شهر ساکن شوند. این آمارکوتاه به وضوح سرعت تحولات برنامه ریزان شهری را نشان میدهد،تا با استناد به این آمار و پیش بینی تحولات آینده بتوانند سیاست های لازم را برای این تحولات تدوین کنند.
در بسیاری از کشورها بخش مسکن بیش از نیمی از تشکیل سرمایه ثابت ناخالص داخلی را شامل می دهدوسهم مسکن از تولید ناخالص داخلی از 2 تا 10 درصد در کشورهای مختلف جهان متفاوت است.[1]از بخش مسکن می توان به عنوان یکی از بخشهای پیشرو برای توسعه سایر بخشها استفاده کرد.بررسی ها نشان می دهد که فعالیت حدود 120 رشته از مشاغل در ارتباط با بخش مسکن است.رکود در ساخت وساز می تواند موجب رکود بسیاری از فعالتهای اقتصادی و در نهایت موجب کاهش تولید ناخالص ملی گردد.
قیمت مسکن در مناطق گوناگون یک کشور متفاوت است.که ناشی از عوامل مختلف اقتصادی و منطقه ای است.با این وجود روند تغییر قیمت ها در مناطق مختلف مشابهت زیادی با یکدیگر دارد وتغییرات قیمت در یک ناحیه موجب تغییرقیمت در نواحی مجاور می شود.این تاثیر گذاری و تاثیر پذیری را می توان اثر موجی نامید.تصور غالب بر این است که جهت اثر موجی از مناطق پررونق با سطح بالای ساخت وساز و خریدو فروش به دیگر مناطق است.همچنین می توان انتطار داشت که مناطقی که از نظر دیگر فعالیتهای اقتصادی فعالتر هستند دارای اثرگذاری بیشتری بر مناطق مجاور که سطح تولید ناخالص کمتری دارند باشند. با افزایش فاصله دو ناحیه از یکدیگر اثر گذاری و اثر پذیری آنها از یگدیگر کاهش یابد. استانهای مختلف کشور از نظر استعداد های طبیعی ،منابع انسانی ،اندازه جغرافیایی و … با یکدیگر متفاوت هستند. که باعث تفاوت قیمت مسکن در این نواحی و همچنین قدرت تاثیر گذاری متفاوت بر دیگر نواحی می شود . برای نمونه تاثیر گذاری استان تهران از نظر قیمت بر استانهای مجاورش متفاوت از تاثیر گذاری دیگر استانها است. در واقع استان تهران دارای وزن و اهمیت بیشتری از نظر تاثیر گذاری بر مناطق مجاورش دارد.در این بررسی بدنبال مشخص کردن تاثیر مهمترین عوامل منطقه ای بر قیمت مسکن هستیم .آیا مناطق با بیکاری کمتر دارای قیمت مسکن بیشتری هستند؟ آیا مناطق ثروتمندتر دارای قیمت مسکن بیشتری هستند؟
1-2-بیان مسئله
مشکل مسکن در کشور همواره یکی از مسائل مهم پیش روی دولتها بوده است بطوری که تمامی دولتها یکی از اهداف دولت خود را تهیه مسکن برای آحاد مردم اعلام کرده اند اما تاکنون در حل این مشکل تاحدود زیادی ناتوان بوده اند.مشکل مسکن همواره به عنوان یکی از موانع مهم پیش روی جوانان برای تشکیل خانواده بوده است.افزایش جمعیت جوان کشور در سه دهه اخیر موجب شده است تا این موضوع به یکی از دغدغه های اصلی جوانان و خانواده ها تبدیل شود.اما دولتها کمتر به این مشکل بصورت منطقه ای نگاه کرده اند. مناطق مختلف در کشور دارای ویژگیهای اقتصادی ،فرهنگی و خصوصیات جغرافیایی متفاوت هستند که باعث شده است قیمت مسکن در استانها متفاوت باشد.اما دولتها هیچ برنامه مدون و مشخصی برای فایق آمدن بر این موضوع چه در کوتاه مدت و چه در بلند مدت نداشته اند.تنها برنامه ای که در سالهای اخیر توسط دولت به اجرا درآمده است طرح مسکن مهر بوده است که آن هم بدون در نظر گرفتن عوامل منطقه ای به مرحله اجرا درآمده است و دارای مشکلات اجرایی زیادی بوده است.واضح است که تداوم این وضعیت می تواند موجب بروز مشکلات متعدد اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی در جامعه شود. بررسی عوامل منطقه ای موثر برقیمت مسکن می تواند نتایج متفاوتی نسبت به عوامل ملی موثر بر قیمت مسکن داشته باشد .شناخت مهمترین عوامل منطقه ای موثر بر قیمت مسکن می تواند برنامه ریزان ملی را برای طراحی برنامه های منطقه ای کارامدتر ودقیق تر یاری رساند.
-1-3ضرورت تحقیق
ضرورت تحقیقات اقتصادی منطقه ای در سالهای اخیر مورد توجه تعداد بیشتری از محققین قرار گرفته است .در کشور ما بیشتر بررسی های انجام شده برای مسکن با استفاده از عوامل و فاکتورهای ملی وتوابع هدانیک صورت گرفته است . با توجه به ویژگیهای متفاوت مناطق مختلف کشور انجام کارهای تحقیقی با تکیه بر عوامل منطقه ای الزامی بنظر می رسد.
1-4-اهداف تحقیق
الف-مشخص کردن مهمتربن عوامل منطقه ای موثر بر قیمت مسکن
ب-لحاظ کردن اثرات افزایش قیمت مسکن یک استان بر استان دیگر
د-تعیین تاثیر نرخ بیکاری بر قیمت مسکن
ن-تعیین تاثیر تولید ناخالص داخلی بر قیمت مسکن
و-بررسی تاثیر همجواری با استان تهران بر قیمت مسکن
1-5-فرضیه های تحقیق
الف-مناطق دارای نرخ بیکاری پایین دارای قیمت مسکن بالاتری هستند
ب-مناطق دارای تولید ناخالص داخلی بیشتر دارای قیمت مسکن بیشتری هستند
ج-مناطق همجوار با استان تهران دارای قیمت مسکن بیشتری هستند
1-6-روش گردآوری اطلاعات
روش جمع آوری اطلاعات بصورت کتابخانه ای و از سایت های مرکز آمار ایران ،سایت بانک مرکزی و سایت مرکز آمار و اطلاعات بازار کار صورت گرفته است.
1-7-قلمرو مکانی پژوهش
این بررسی برای کشور ایران انجام شده است.
1-8-قلمرو زمانی پژوهش
این بررسی برای سالهای 1383 تا 1390 انجام شده است که مبنای انتخاب سال 1383 به عنوان سال شروع تحلیل، محدودیت آماری است.
1-9-محدودیتهای تحقیق
مهمترین مشکلی که این بررسی با آن روبرو است مشکل نبودن آمارهای دسته بندی شده برای استانهای کشور است.یکی دیگر از مهمترین مشکلات تغیر تقسیمات کشوری در سالهای متفاوت است که یافتن آمار را برای استانهای تاسیس شده با مشکل مواجه می کند .حتی یافتن آمارهای تفکیکی برای استانها یی که سالهای زیادی از تشکیل آنها می گذرد نیز دشوار است و سایت مرکز آمار ایران که مهمترین منبع آماری کشور محسوب می شود از این جهت دارای نقاط ضعف فراوانی است.ضمن اینکه بیشتر آمارها در کشور بصورت سالیانه و از طریق نمونه گیری بدست می آید و محققین برای دستیابی به آمارهای فصلی و ماهانه با محدودیت بیشتری روبرو هستند و انجام تحقیقات دقیق تر در بسیاری از موضوعات منجمله بررسی حاضر تنها با استفاده آمارهای فصلی امکان پذیر است.
1-10-تعریف وازه های کلیدی
دراین قسمت واژگان کلیدی بکاررفته در این بررسی تعریف شده است.
1-10-1-عوامل منطقه ای
عواملی که در سطح مناطق واستانها بر متغیروابسته تاثیر می گذارند را عوامل منطقه ای می گویند.مانندقیمت زمین در استانها ویا جمعیت هر استان در نقطه مقابل عوامل ملی عواملی هستند که در سطح کشوری یا ملی بر متغیر وابسته تاثیر می گذارند مانند قیمت نفت و نرخ ارز.
1-10-2-پنل دیتا
به مدلهای اقتصاد سنجی که اجازه می دهد که متغیرها را هم در میان مقاطع و هم در طول زمان اندازه گیری کنیم.در مدلهای پنل دیتا امکان بررسی هرفرد در طول زمان فراهم می شود.( اشرف زاده ، مهرگان ، 1392)
1-10-3-اقتصاد سنجی فضایی
در مدلهای اقتصاد سنجی مرسوم وابستگی فضایی(مکانی )میان متغیرها نادیده گرفته می شود.اقتصاد سنجی فضایی داده هایی را که دارای جزء مکانی هستند را با دادن وزن به آنها وارد مدل می کند.( عسگری ، اکبری )
1-10-4-وابستگی فضایی
وابستگی فضایی وقتی وجود داردکه مشاهدات مربوط به یک مکان به مشاهدات مکانهای دیگر وابسته باشد.(عسگری و اکبری ،روش شناسی اقتصاد سنجی فضایی)
1-11- سازماندهی پژوهش
این پژوهش در پنج فصل تنظیم شده است.در فصل اول کلیات تحقیق بیان شده است.در فصل دوم مبانی نظری تحقیق حاضرارائه و تعدادی از مطالعات مشابه داخلی و خارجی انجام شده آورده شده است. در فصل سوم مواد و روشهای لازم برای تحقیق حاضر به تفصیل آورده شده است.در فصل چهارم نتایج آزمونها و برآورد مدلهای مورد بررسی ارائه شده است.فصل پنجم این بررسی به نتیجه گیری پاسخ به فرضیات این بررسی و جمع بندی نتایج وارائه پیشنهاد اختصاص یافته است.
2–1-مقدمه
بیشتر مطالعات انجام شده در ایران برای مسکن برمبنای تابع هدانیک که یک تابع مطلوبیت است صورت گرفته است و مطالعات اندکی با استفاده از روش پنل دیتا و پنل دیتای فضایی انجام شده است. در این فصل ابتدا به ارائه مبانی نظری تعین قیمت مسکن منطقه ای با استفاده از مدلهای مسکن منطقه ای پرداخته سپس در بخش بعدی تعدادی از مطالعات داخلی و خارجی مرتبط با موضوع مورد بررسی ارائه شده است.
2-2-مبانی نظری تحقیق
قیمت مسکن درمیان مناطق گوناگون متفاوت است ک ناشی از ویژگیهای اقتصادی ،اقلیمی و خصوصیات فرهنگی هر منطقه است.به عنوان مثال وویث[2](199)نشان داده است که چگونه رشد اشتغال در شهرها برارزش واحدهای مسکونی اثر معناداری دارد.( عسگری ، الماسی،1388 )
کریس لیشمن وگلن براملی[3](2004) در بررسی خود تحت عنوان بازار مسکن با واکنش فضایی وکنترل کاربری استفاده از زمین به ارائه مدلی منطقه ای برای تعیین قیمت مسکن در انگلستان پرداخته اند.مدل ارائه شده توسط این دو محقق یک مدل تعادلی عرضه و تقاضا است که تقاضا برای مسکن بصورت مدل زیر درنظر گرفته شده است:
Qitd=f(Pit,Yit,Wit,Dit,Mt) (1-2)
در فرمول فوق Qitd تقاضا برای مسکن در منطقه i در زمان t
Pit قیمت مسکن
Yit درآمد خانوارها در منطقه i و در زمانt
Wit ثروت خانوارها در منطقه i و در زمانt
Dit فاکتورهای منطقه ای موثر بر تقاضای مسکن در منطقه i و در زمانt
Mt نرخ رهن خانه های مسکونی در زمان t
که تقاضا برای کل مناطق از جمع تقاضای تمامی مناطق بصورت زیر بدست می آید:
=f(Pit,Yit,Wit,Dit,Mt) (2-2)
معادله عرضه مسکن نیز از روش مشابه تقاضای مسکن بدست آمده است که عرضه مسکن تابعی از قیمت مسکن در منطقه i ومنطقه همسایهj و شرایط اقتصادی منطقه i (Ei) و منطقه j (Ej) بدست می آید:
=f(Pit,Pjt,Eit,Ejt) (3-2)
که از برابری معادلات (2-2)و(2-3) بازار مسکن در تعادل قرار می گیرد.در مدل در نظر گرفته شده توسط این دو محقق قیمت مسکن بصورت درون زا و توسط فرمول زیر تعیین می شود:
(4-2)
که Qitt تعداد خانه های تقاضا شده در بازار i و در زمات t است.
جفری مین واندی نیگارد)[4] (2010) در بررسی ومدلسازی خود برای بررسی رابطه بین بازار مسکن منطقه ای و مهاجرت دوناحیه iوj را در نظر گرفته اند که اختلاف بین قیمت مسکن دو ناحیه توسط رابطه زیر بدست آمده است:
Δ(gi-gj)=-Ɣ1(gi-gj)-1+ Ɣ2[(hhi-hhj)-(hsi-hsj)]-1– Ɣ3(ucci-uccj)+ Ɣ4(zi-zj)+(ϵi– ϵj) (5-2)
g قیمت خرید واقعی خانه های مسکونی
hh تعداد خانوارها
hs تعداد واحدهای مسکونی
ucc هزینه استفاده از مسکن شخصی که برابر است با:
ucc=(i-p-ge)
i نرخ بهره اسمی
P نرخ تورم
ge عایدی مورد انتظار از خانه
Z متغییرهای کنترل و ϵ جزء خطا است.
میشل بینستوکو ،دانیل فلسن ودای ایکسیر [5](2014 ) در مقاله خود تحت عنوان بررسی بازار مسکن منطقه ای به بررسی ومدلسازی برای بازار مسکن منطقه ای پرداخته اند.این دو محقق نیز برای ساده سازی و قابل درک بودن مدل تنها دو منطقه a و b را در نظر گرفته اند.در این مدل فرض شده است که جمعیت کل(N )که در دوناحیه a وb زندگی می کنند ثابت است:
فهرست مطالب
فصل اول: مقدمه و کلیات طرح تحقیق 7
1-1 مقدمه 8
1-2 بیان مسئله 8
1-3 سوالات تحقیق 9
1-4 اهداف تحقیق 10
1-5 ضرورت تحقیق 10
1-6 فرضیههای تحقیق 12
1-7 روش انجام تحقیق 13
1-7-1 روش پژوهش 13
1-7-2 جامعه آماری 15
1-8 چارچوب تحقیق 15
1-8 تعاریف و اصطلاحات 16
فصل دوم: ادبیات و پیشینه تحقیق 18
2-1 مقدمه 19
2-2 ریسک نوسانات نرخ ارز و ارتباط آن با بازار سرمایه 19
2-2-1 انواع ریسک نرخ ارز 20
2-2-2 ریسکهای مرتبط با نوسانات نرخ ارز 22
2-2-3 مدیریت ریسک ارز 26
2-3- مروری بر مطالعات صورت گرفته در حوزه نوسانات نرخ ارز و بازار بورس 35
2-3-1 روابط بین نرخ ارز و بازدهی سهام 36
2-3-2 مطالعات مرتبط در حوزه خانوده GARCH 39
2-3-3 ارزش در معرض ریسک (VaR) 41
2-3-4 زنجیره مارکوف 44
2-4 جمعبندی 48
فصل سوم: مروری بر متغیرهای تحقیق و مبانی پژوهش 50
3-1- مقدمه 51
3-2- مروری بر روند تغییرات متغیرهای مورد مطالعه 51
3-3-1 نرخ ارز 51
3-2-2 بازار بورس 53
3-3- مبانی پژوهش 56
3-3-1 مدل ARIMA 58
3-3-2 مدلهای خانواده GARCH 58
3-3-2-1 مدل GARCH 58
3-3-2-2 مدل GARCH- M 59
3-3-2-3 مدل IGARCH 59
3-3-2-4 مدل IGARCH-M 60
3-3-2-5 مدل EGARCH 60
3-3-2-6 مدل EGARCH-M 61
3-3-3 توزیع نوسانات سری زمانی 61
3-3-3-1 توزیع نرمال.. 61
3-3-3-2 توزیع تی- استیودنت.. 62
3-3-3-3 توزیع GED.. 62
3-3-4 ارزش در معرض ریسک 63
3-3-4-1 ارزش در معرض ریسک (VaR) 63
3-3-4-2 معیار ارزیابی مبتنی بر VaR 64
3-3-4-3 برآورد ارزش در معرض ریسک 66
3-3-5 زنجیره مارکوف 69
3-3-5-1 احتمالات انتقال.. 70
3-3-5-2 تابع لوجستیک.. 71
3-3-5-3 مدت زمان مورد انتظار.. 73
3-3-5-4 احتمالات انتقال متغیر در زمان.. 73
3-3-5-5 مدلهای رژیمی سوچینگ.. 73
3-3-5-6 مدل آرچ سوئیچینگ مارکوف (SWARCH).. 78
3-3-5-7 مدل گارچ سوئیچینگ مارکوف (MSGARCH).. 80
3-3-6 مدل ARDL 81
این مطلب را هم بخوانید :
3-4 جمعبندی 83
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل دادهها 85
4-1 مقدمه 86
4-2 برآورد و تجزیه و تحلیل نتایج 86
4-2-1 گام نخست: تخمین مدل ARIMA 86
4-2-2- گام دوم: تخمین مدلهای خانواده GARCH 90
4-2-3- گام سوم: تخمین مدلهای خانواده سوئیچینگ مارکوف 98
4-2-4- گام چهارم: آزمون نرمالیتی 104
4-2-5- گام پنجم: انتخاب مدلهای بهینه (سوئیچینگ و غیر سوئیچینگ) 111
4-2-6- گام ششم: اندازهگیری ارزش در معرض ریسک(VaR) 122
4-2-7 گام هفتم: مدلسازی خودرگرسیونی با وقفههای توزیعی (ARDL) 132
4-3 ابزار جدید مدیریت ریسک نوسانات نرخ ارز؛ اوراق مشارکت ارزی قابل تبدیل به سهام.. 139
4-3-1- اوراق قابل تبدیل به سهام.. 140
4-3-2 مزایای و معایب اوراق قابل تبدیل.. 148
4-3-3 مبانی فقهی اوراق مشارکت قابل تبدیل به سهام 151
4-3-4- اوراق مشارکت ارزی قابل تبدیل به سهام 154
فصل پنجم: جمعبندی و توصیههای سیاستی 187
5-1 مقدمه 188
5-2 تحلیل نتایج و ارزیابی فرضیهها 188
5-3 پیشنهادها و توصیههای سیاستی 191
منابع و ارجاعات 195
پیوست (الف): خلاصه نتایج یافتههای سایر محققین در خصوص بررسی رابطه بین نرخ ارز و قیمت و بازده سهام 207
پیوست (ب): خلاصه نتایج یافتههای سایر محققین در خصوص استفاده از مدل خانواده GARCH در بازار سهام 209
پیوست (ج): خلاصه نتایج یافتههای سایر محققین در خصوص استفاده از مدل ارزش در معرض ریسک (VaR) 211
پیوست (د): خلاصه نتایج یافتههای سایر محققین در خصوص استفاده از مدل سوئیچینگ مارکوف در بازارهای مالی 217
پیوست (ه): روند شاخص صنایع منتخب برای دوره 31/6/1388 تا 31/6/1393 220
پیوست (و) مدلهای میانگین و واریانس شرطی برآورده شدهِ 224
پیوست (ز): مدلهای میانگین و واریانس شرطی برآورده شدهِ صنایع با احتساب اثر سوئیچینگ 234
پیوست (ح): نمودارهای احتمال هموار شده بازده شاخص صنایع 244
مقدمه
در فصل نخست پژوهش حاضر، به بررسی کلیات تحقیق پرداخته میشود. از اینرو در ادامه در بخش بیان مسئله، ضمن بررسی چالشهای مربوط به موضوع ریسک، با مطرح نمودن مسئله اساسیِ چالش ذکر شده، هدف تحقیق جاری در پاسخگویی به مسئله مطرح شده (و حل شدن چالش اساسی) بنا شده است. در ادامه با جزئی کردن مسئله تحقیق، سوالات در راستای دستیابی به اهداف تعیین شده مطرح میشود. در بخش پنجم فصل حاضر با تبیین ضرورت این تحقیق، فروض تحقیق استخراج گردید و در ادامه، روش تحقیق و شیوه گرداوری اطلاعات و جامعه آماری معرفی خواهد شد. در پایان نیز چارچوب تحقیق ذکر خواهد شد.
1-2 بیان مسئله
هر فعالیت اقتصادی با درجهای از ریسک همراه است. سودآوری یا بقای یک بنگاه اقتصادی به عوامل متعددی بستگی دارد که برخی از آنها در کنترل و برخی دیگر خارج از کنترل بنگاه است(معصومی، 1387). یک بنگاه اقتصادی میتواند اندازه بنگاه، تعداد کارکنان، میزان تولید و مواردی از این دست را کنترل کند؛ ولی بر عوامل دیگری نظیر قیمتهای آینده، نرخ ارز، شرایط سیاسی و فعالیت بنگاههای رقیب کنترل چندانی ندارد. لذا ریسک را هیچ گاه نمیتوان کاملاً حذف کرد و تنها راه ممکن، مدیریت آن است (همان). ریسک بنگاه از نوسانات نرخ ارز از عمدهترین ریسکهایی است که فعالان اقتصادی در فضای کسب و کار داخلی و بینالمللی با آن مواجه هستند و در سالهای اخیر مدیریت این ریسک یکی از فاکتورهای اصلی در پیشبرد اهداف تعیینشده بنگاهها بحساب میآید(مولر و همکاران[1]، 2007).
یکی از چالشهای عمده در مدیریت ریسک بنگاه از نوسانات نرخ ارز (جهت شناسایی و ارزیابی انواع ریسکهای مشتق از نوسانات نرخ ارز و ارائه راهکارهای صحیح کنترل آنها) کمّیسازی آن است. با توجه به مفهوم نسبتاً پیچیده و گسترده مسئله ریسک، در اغلب موارد مدیران بنگاههای اقتصادی، در ارزیابی و سنجش صحیح آن ناتوان هستند (براون[2]، 2001). در واقع با توجه به مفاهیم چند بعدی «ریسک»، شناسایی و بررسی هر یک از ابعاد آن، امکان جمع نمودن کلیه مفاهیم و پارامترها در قالب یک سازوکار را دشوار میسازد. در اکثر مطالعات صورت گرفته در حوزه این نوع ریسک، اندازهگیری ریسک از جنبه تجارت بینالملل و انتقالات ارزی و کالایی مورد توجه قرار گرفته است(آبوا[3] و همکاران، 2011). لذا مسئلهای که این تحقیق به دنبال آن است، طراحی و دستیابی به یک سازکار دقیق جهت اندازهگیری و کمّیسازی ریسک صنایع از نوسانات نرخ ارز[4]، مطابق با ساختار اقتصادی و وضعیت کسب و کار بنگاههای فعال در کشور میباشد. البته در این مورد نیز مدلهای مختلفی توسط محققین ارائه شده است، با وجود این تلاش پژوهش حاضر این است که سازوکاری را طراحی نماید که ضمن برطرف نمودن کاستیهای مدلهای جاری، قابلیت تعمیم متناسب با ساختار و ویژگیهای متغیرها را داشته باشد. در کنار این هدف، طراحی و پیشنهاد ابزار مالی- اسلامی نیز جهت مدیریت ریسک بنگاه از نوسانات نرخ ارز هدف جانبی این پژوهش خواهد بود که در صورت موفقیت در طراحی چنین ابزاری، امکان مدیریت این نوع ریسک در بازارهای مالی کشور با توسل به این ابزار فراهم خواهد شد.
1-3 سوالات تحقیق
با توجه به مطالب ذکر شده در بخش پیشین مهمترین سوالاتی که این تحقیق درصدد پاسخگویی به آنها میباشد عبارتند از:
1-4 اهداف تحقیق
اهداف مورد نظر در تحقیق عبارتند از:
1-5 ضرورت تحقیق
با توجه به اهمیت مدیریت ریسک بنگاه از نوسانات نرخ ارز در فعالیت بنگاههای اقتصادی، دستیابی به ابزاری دقیق و کارآمد جهت کمّیسازی و اندازهگیری این ریسک نه تنها کمک شایانی به سهامداران و مدیران بنگاهها میکند بلکه به برنامهریزان مرکزی[6] در شرایط تصمیمگیری در تخصیص اعتبارات و پوششهای ارزی بین بنگاههای زیرمجموعه و حمایتهای بیمهای و همچنین ارزیابی عملکرد مدیریت ریسک هر یک از بنگاهها از نوسانات نرخ ارز میرساند(سونک و همکاران[7]، 2005). در این رابطه برنامهریز مرکزی برای ارزیابی ریسک بنگاههای زیرمجموعه خود از نوسانات نرخ ارز، میبایست ابزاری دقیق، کارآمد و جامعی در اختیار داشته باشد تا بتواند مجموعه بنگاههای تحت نظارت خود را با آن بسنجد و در صورت امکان، با رتبهبندی بنگاهها بر حسب میزان حساسیت جریان مالی فعالیت آنها به نوسانات نرخ ارز، حداکثر زیان احتمالی این بنگاهها را از نوسانات نرخ ارز پیشبینی نماید. علاوهبراین بسیاری از نهادهای مالی (نظیر بانک و بیمه) و مشتریان داخلی و خارجی، شرکا و نهادهایی که در زنجیره تامین کالا و خدمات در ارتباط با بنگاهها قرار دارند، نیازمند آگاهی از میزان ریسک بنگاهها در مواجه با نوسانات نرخ ارز هستند. از اینرو دسترسی به سازوکار دقیق اندازهگیری ریسک، یکی از نیازهای اساسی این نهادها به شمار میآید.
با وجود این در اکثر تحقیقاتی که در این زمینه صورت گرفته (اندازهگیری ریسک)، بیشتر از زوایای محدودی به این مسئله نگریسته شده و در اجرا عملاً نقاط ضعف روشهای پیشنهادی ظاهر شده است. به عنوان نمونه وضعیت یک بنگاه اقتصادی از دیدگاه صاحبان آن بنگاه، مشتریان آن و کارشناسان و ناظران آن در فضای کسب و کار صنعت مربوطه، تا حدودی متفاوت است و سازوکارهای طراحی شده، نتوانستهاند نظرات کلیه دیدگاهها را درنظر بگیرند (وزن دهند)(پونز[8]، 2010). البته مطالعات کمّی (مبتنی بر خرد جمعی[9]) نیز در این رابطه انجام شده اما نیاز به ترمیم و توسعه این روشها نیز احساس میگردد.
در این راستا با توجه به اهمیت مسئله ریسک بنگاه از نوسانات نرخ ارز، بخصوص در کشوری که نوسانات این متغیر، بشدت در حال تغییر است، طراحی یک سازوکار جامع مبتنی بر خرد جمعی ضروری میباشد. از اینرو سازوکاری در این پژوهش پیشنهاد شده است که علاوه بر برطرف نمودن برخی کاستیهای روشهای جاری، دارای قابلیتهای فراوانی از جمله امکان رتبهبندی بنگاهها براساس بازههای زمانی مختلف، امکان تحلیل با توزیعهای نرمال و غیر نرمال، لحاظ انتقالات سطحی ناگهانی در تلاطمهای سری زمانی، امکان ملحوظ نمودن شوکهای دیرپا، نمایش ساختار دینامیکی تلاطمها، درنظر گرفتن واکنشهای نامتقارن به شوکها، درنظر گرفتن انتقالات رژیمی در مدلسازی (بجای شکست ساختاری)، بررسی اثر اهرمی و اثرات بازخورد در انتقالات رژیمی، امکان درنظر گرفتن پدیده کشیدگی مازاد یا دنباله پهن توزیع خطاها و تعیین احتمال تغییرات رفتار رژیمی متغیرها و …. برخودار میباشد.
در این رابطه نهادهای مختلفی میتوانند از قابیلتهای این سازوکار استفاده بنمایند. به عنوان نمونه اگر مجموعه بنگاههای زیرمجموعه صنعت و معدن، جامعه مورد مطالعه باشد، وزارت صنعت، معدن و تجارت از قابلیتهای این مدل میتواند در مواردی نظیر؛ شناسایی صنایع آسیبپذیر، نظارت و تمرکز موثرتر در راستای بهبود مدیریت ریسک بخشهای آسیبپذیر، تخصیص بهینه اعتبارات و پوششهای ارزی، حمایتهای بیمهای، اولویتدهی به بخشهای آسیبپذیر در اعطای ضمانتنامههای ارزی و اولویتبندی آنها در بازپرداختهای بدهیهای دولتی و… بهرهگیرد.
بازار سرمایه و سهامداران از قابلیتهای این سازوکار میتوانند در مواردی نظیر؛ بهبود شفافیت و نقدشوندگی معاملات سهام، کشف قیمت و ارزش واقعی سهام شرکتهای متقاضی ورود به بازار (یا افزایش سرمایه)، امکان رتبهبندی شرکتها بر حسب درجه اعتباری ریسک، راهنمای سهامداران در انتخاب سبد بهینه سهام (بر حسب ریسک)، راهنمای صدور مجوز ابزارهای تامین مالی ارزی نظیر اوراق مشارکت ارزی، صکوک اجاره ارزی و… بهرهگیرند.
نظام بانکی از قابلیتهای این سازوکار میتواند در مواردی نظیر؛ شناسایی میزان ریسک (رتبه) بنگاههای متقاضی اخذ تسهیلات بانکی، امکان تعیین میزان وثیقه دریافتی، ضمانتنامه ارزی دریافتی (بر اساس رتبه شرکت)، بررسی میزان ریسک رشتهها و فعالیتهای مورد نظر بانکها برای سرمایهگذاری مستقیم، کاهش ریسک سرمایهگذاری سپردههای جمعآوری شده توسط بانکها، مساعدت به بانک مرکزی در نظارت بر عملکرد وامدهی بانکهای زیرمجموعه از بعد مدیریت ریسک ارزی، شفافسازی و کاهش فساد در اعطای تسهیلات ریالی و ارزی در نظام بانکی و… بهرهگیرد.
صندوقهای حمایتی از قابلیتهای این سازوکار میتواند در مواردی نظیر؛ شناسایی میزان ریسک (رتبه) بنگاههای متقاضی اخذ تسهیلات، صدور ضمانتنامه ارزی، امکان ارائه پوششهای حمایتی در قالب تامین مالی توسط صندوقهای حمایتی، امکان تخصیص اعتبارات ارزی توسط صندوق توسعه ملی و… بهرهگیرند.
شرکتهای بیمه از قابلیتهای این سازوکار میتوانند در مواردی نظیر؛ شناسایی شرکتهای آسیبپذیر، صدور بیمهنامههای جدید، تعیین کارمزد و میزان پوشش ریسک بنگاهها با توجه به رتبه اعتباری ارزی آنها، حمایتهای بیمهای کوتاهمدت و بلندمدت و… بهرهگیرند.
مشتریان محصولات بنگاه از قابلیتهای این سازوکار میتوانند در مواردی نظیر؛ شفافسازی قیمت تمام شده محصولات خریداری شده، انتخاب بنگاههای تولیدکننده بر حسب ریسک اعتباری آنها (برحسب قابلیت اطمینان تحویل به موقع محصول در قیمتهای توافقی) و… بهرهگیرند.
سازمانهای مالی بینالمللی از قابلیتهای این سازوکار میتوانند در مواردی نظیر؛ شناسایی میزان ریسک (رتبه) بنگاههای متقاضی اخذ تسهیلات بانکی، اعطای تسهیلات ارزی بر حسب میزان وثیقه دریافتی و سود تسهیلات (بر اساس رتبه شرکت)، بررسی میزان ریسک رشته فعالیتهای مورد نظر برای سرمایهگذاری مستقیم و… بهرهگیرند.
سرمایهگذاران خارجی از قابلیتهای این سازوکار میتوانند در مواردی نظیر؛ شناسایی میزان آسیبپذیری رشته فعالیتهای مورد نظر، شناسایی رتبه اعتباری شرکتهای مورد نظر برای سرمایهگذاری مشترک و… بهرهگیرند.
1-6 فرضیههای تحقیق
فرضیههای تحقیق بصورت زیر میباشد:
با توجه به اینکه در سوال سوم، پیشنهاد ابزار مالی اسلامی جدید مطرح گردیده است، لذا نمیتوان براساس آن فرضیهای مطرح نمود.
1-7 روش انجام تحقیق
1-7-1 روش پژوهش
در پژوهش حاضر اندازهگیری ریسک بازده صنایع و رتبهبندی آن بر حسب نوسانات نرخ ارز بر اساس مراحل هفتگانه زیر صورت پذیرفته است. این گامها شامل موارد زیر میباشد.
گام نخست: تخمین مدل میانگین ARIMA
در ابتدا بر اساس مبانی نظری، سری زمانی بازدهی شاخص صنایع استخراج و پس از بررسی مانایی هر از صنایع، فرآیند مدلسازی ARIMA با استفاده از مراحل سه گانه رهیافت باکس جنکینز آغاز میشود. در این رابطه ابتدا مانایی سری زمانی متغیر بازدهی شاخص صنایع ( ) بررسی و مرتبه انباشتگی (d) تعیین میشود. تعداد جملات خودرگرسیو(p) و تعداد جملات میانگین متحرک(q)، با استفاده از توابع خودهمبستگی(AC) و خودهمبستگیجزئی(PAC) بر اساس مراحل باکس- جنکینز محاسبه میگردد. سپس براساس معیارهای هنانکوئین مورد بازبینی قرار میگیرد.
گام دوم: تخمین مدلهای خانواده GARCH
پس از تخمین مدل ARIMA، به بررسی اثرات ARCH[10] مدل میانگین صنایع پرداخته میشود. در صورت تایید وجود اثرات ARCH به برآورد مدلهای خانواده GARCH پرداخته میشود. در این رابطه از 6 مدل از خانواده GARCH جهت مدلسازی واریانس شرطی بازدهی شاخص صنایع استفاده میگردد. در این رابطه ابتدا از مدل GARCH ساده و GARCH-M شروع میشود، سپس با درنظر گرفتن اثر عدم تقارن واکنش بازدهی شاخص صنایع به شوکها، به ترتیب مدل EGARCHو EGARCH-M برآورد میگردد. در نهایت با درنظر گرفتن وجود اثر مانایی در معادله واریانس شرطی، مدل IGARCH و IGARCH-M برآورد میگردد. با در نظر گرفتن 3 نوع تابع توزیع؛ نرمال، t و GED برای هر یک از مدلها، در نهایت برای هر صنعت 18 مدل برآورد میگردد.
گام سوم: تخمین مدلهای خانواده سوئیچینگ مارکوف
پس از تخمین مدلهای خانواده GARCH، هر یک از مدلهای 18 گانه مذکور، توسط رهیافت سوئیچینگ مارکوف برآورد میشود. در واقع در این گام با تلفیق رهیافت مارکوف در مدلهای خانواده GARCH به برآورد مدلهای مذکور پرداخته میشود.
گام چهارم: انتخاب مدلهای بهینه (سوئیچینگ و غیر سوئیچینگ)
پس از برآورد مدلهای خانواده GARCH و مدلهای تلفیقی خانواده GARCH با سوئیچینگ مارکوف، در این مرحله با استفاده از آزمون نسبت درستنمایی گارسیا و پرون ( LRPG) مدلهای بهینه هر گروه انتخاب میشود. از این پس جهت سادهسازی مفاهیم به گروه نخست « مدلهای خانواده GARCH بدون اثر سوئیچینگ» و گروه دوم « مدلهای خانواده GARCH با اثر سوئیچینگ » گفته میشود.
گام پنجم: آزمون نرمالیتی
پس از انتخاب مدلهای مناسب هر گروه، با استفاده از آزمون جارک-برا، نرمال بودن توزیع متغیر بازدهی شاخص صنعت در هر یک از مدلهای منتخب مورد آزمون قرار میگیرد. در صورت تایید نرمال
فصل دوم/مروری بر تحقیقات انجام شده
2-1- مقدمه…………………………………….. 10
2-2- بهرهوری و نیروی انسانی……………………… 11
2-2-1 عوامل اساسی تعیینکننده سطح بهرهوری………….. 12
2-2-1-1سرمایهگذاری در آموزش نیروی انسانی………….. 12
2-2-1-2 تکنولوژی و تأمین سرمایه………………….. 13
2-2-1-3 دستمزد…………………………………. 13
2-2-1-4 تجارت خارجی……………………………. 14
2-3 اندازهگیری بهرهوری…………………………. 15
2-4 فوائد بهرهوری در سیستم دولتی…………………. 16
2-5 تکریم ارباب رجوع …………………………… 17
2-6 رضایت شغلی…………………………………. 17
2-7 آموزش و توانمندسازی منابع انسانی……………… 17
2-8 کیفیت عملکرد و کاهش خطا و اشتباه……………… 18
2-9 تکنولوژی ………………………………….. 18
2-10 تاریخچه سازمان پزشکی قانونی کشور…………….. 19
2-11 پیشینه تحقیق………………………………. 20
2-11-1 مطالعات داخلی …………………………… 20
2-11-2 مطالعات خارجی……………………………. 21
2-12- جمعبندی………………………………….. 22
فصل سوم /مواد و روشها
3-1- مقدمه…………………………………….. 24
3-2- روش پژوهش…………………………………. 24
3-3 جامعه آماری………………………………… 25
3-4 نمونه، حجم نمونه و روش نمونه گیری…………….. 25
3-5 روش جمع آوری اطلاعات…………………………. 26
3-6 ابزار گردآوری اطلاعات………………………… 27
3-6-1 پرسشنامه بهره وری نیروی انسانی……………… 27
3-7 روایی(اعتبار) و پایایی(اعتماد) ابزار سنجش……… 27
3-7-1 تعیین روایی ابزار سنجش ……………………. 27
3-7-2 پایایی ابزار سنجش ………………………… 28
3-8 روشهای تجزیه و تحلیل دادهها …………………. 29
3-9- ملاحظات اخلاقی………………………………. 29
فصل چهارم/ نتایج
4-1- مقدمه…………………………………….. 30
4-2 تحلیل توصیفی دادهها…………………………. 30
4-2-1 تحلیل توصیفی دادههای جمعیت شناختی نمونه آماری… 30
4-3 بررسی فرض نرمال بودن دادهها………………….. 36
4-4 تحلیل توصیفی- استنباطی………………………. 38
4-4-1 هدف اول: تعیین وضعیت رضایتمندی شغلی در بین کارکنان پزشکی قانونی نمونه آماری…………………………………………. 38
4-4-1-1 مقایسه وضعیت رضایتمندی شغلی در بین کارکنان پزشکی قانونی در استانهای مورد مطالعه……………………………………. 39
4-4-2 هدف دوم: تعیین وضعیت تکریم ارباب رجوع (ارائه خدمات مطلوبتر به اربابان رجوع حقیقی و
حقوقی) در بین کارکنان پزشکی قانونی نمونه آماری…….. 41
4-4-2-1 مقایسه وضعیت تکریم ارباب رجوع در بین کارکنان پزشکی قانونی در استانهای مورد مطالعه43
4-4-3 هدف سوم: تعیین وضعیت آموزش و توانمندی کارکنان پزشکی قانونی نمونه آماری…………………………………………. 44
4-4-3-1 مقایسه وضعیت آموزش و توانمندی در بین کارکنان پزشکی قانونی در استانهای مورد مطالعه46
4-4-4 هدف چهارم: تعیین وضعیت کیفیت عملکرد و کاهش میزان خطا و اشتباه کارکنان پزشکی قانونی
نمونه آماری…………………………………… 47
4-4-4-1 مقایسه وضعیت کیفیت عملکرد و کاهش میزان خطا و اشتباه در بین کارکنان پزشکی قانونی
در استان های مورد مطالعه……………………….. 49
4-4-5 هدف پنجم: تعیین وضعیت تکنولوژی در بین کارکنان پزشکی قانونی نمونه آماری…………………………………………. 50
4-4-5-1 مقایسه وضعیت تکنولوژی در بین کارکنان پزشکی قانونی در استان های مورد مطالعه………………………………………… 51
4-4-6 تعیین وضعیت بهره وری نیروی انسانی در بین کارکنان پزشکی قانونی نمونه آماری…………………………………………. 52
4-4-7 تعیین نقش متغیرهای جمعیت شناختی بر بهره وری نیروی انسانی در بین کارکنان پزشکی قانونی
نمونه آماری…………………………………… 53
فصل پنجم/ بحث و نتیجهگیری
این مطلب را هم بخوانید :
5-1- مقدمه…………………………………….. 58
5-2- خلاصه و جمعبندی…………………………….. 58
5-3 یافتهها و بحث و تفسیر آنها…………………… 59
5-3-1یافتههای توصیفی……………………………. 59
5-3-2 یافتههای استنباطی…………………………. 60
5-4 محدودیتهای پژوهش……………………………. 64
5-5 پیشنهادها………………………………….. 64
5-5-1 پیشنهادهای کاربردی………………………… 64
5-5-2 پیشنهادهای پژوهشی…………………………. 65
فهرست منابع……………………………………. 66
چکیده فارسی
از آنجایی که تعدد و ترکیب عوامل موثر بر بهره وری نیروی انسانی در سازمان های مختلف به دلیل اختلاف در ویژگی های داخلی و خارجی متفاوت می باشد، لذا این پژوهش با هدف بررسی وضعیت بهروری نیروی انسانی در ادارات کل پزشکی قانونی کشور بین سالهای 1380 لغایت 1390 اجرا گردید، تا ضمن فراهم نمودن مبنایی برای تصمیمات مدیران منابع انسانی در زمینه برنامه ریزی و نگهداری نیروی انسانی، موجب افزایش بهره وری نیروی انسانی و بازده سازمانی گردد.
روش تحقیق از نوع توصیفی- تحلیلی بود. جامعه آماری مطالعه حاضر کلیه کارکنان پزشکی قانونی کل کشور مشغول به خدمت سی سال های 1380 تا 1390 برابر با 2750 نفر بود که با استفاده از فرمول حجم نمونه کوکران، تعداد 337 نفر به عنوان حجم نمونه تعیین و به روش تصادفی ساده دو مرحله ای انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از طریق پرسشنامه بهره وری نیروی انسانی محقق ساخته متناسب با شرایط سازمان مورد نظر استفاده شد. روایی صوری پرسشنامه توسط تنی چند از کارکنان پزشکی قانونی در یک اجرای مقدماتی بررسی و تأیید شد؛ همچنین روایی محتوای پرسشنامه نیز توسط آلفای کرونباخ بیش از 7/0 محاسبه شد. داده های جمع آوری شده از اجرای پرسشنامه با بسته آماری در علوم اجتماعی در سطوح آمار توصیفی و استنباطی شامل، آزمون های تی مستقل، آنالیز واریانس تحلیل شد و نتایج نشان داد که؛ بعد کیفیت عملکرد و کاهش میزان خطا و اشتباه با میانگین 72/0±84/3 بیشترین مقدار و بعد آموزش و توانمندسازی کارکنان با میانگین 58/0±59/3 کمترین مقدار را داشته اند و به طور کلی میزان بهره وری نیروی انسانی در کل کشور با میانگین 91/0±69/3 در حدمطلوب می باشد(05/0P-Value<). از طرفی عواملی نظیر سطح تحصیلات، پست سازمانی و سابقه خدمت نقش قابل ملاحظه ای بر بهره وری نیروی انسانی داشته اند به طوری که با افزایش سطح تحصیلات، ارتقا پست سازمانی و یا افزایش سابقه خدمت میزان بهره وری نیروی انسانی افزایش معناداری داشته است(05/0P-Value<).
کلید واژگان: بهره وری، پزشکی قانونی، کارکنان
1-1 مقدمه
بهرهوری واژهای است که از اواسط قرن هجدهم میلادی مطرح گردیده است. در دنیای پر رقابت کنونی، بهرهوری به عنوان یک فلسفه و دیدگاه مبتنی بر استراتژی بهبود، مهمترین هدف هر سازمانی را تشکیل میدهد و میتواند همچون زنجیرهای فعالیتهای کلیه بخشهای جامعه را در بر گیرد (اللهوردی، 1389). از آنجا که افزایش و رشد بهرهوری یکی از اساسیترین راههای دستیابی به تولید بیشتر و به دنبال آن رفاه و بهزیستی افراد در جوامع است، شناخت عوامل مؤثر بر افزایش بهرهوری از آرمانهای اصلی محققان و پژوهشگران در این زمینه بوده است (اعتمادی، 1379).
وجود ساختار سازمانی مناسب، روشهای اجرایی کارآمد، تجهیزات و ابزار کار سالم، فضای کار متعادل و از همه مهمتر نیروی انسانی واجد صلاحیت و شایسته از ضروریاتی میباشند که برای نیل به بهرهوری مطلوب باید مورد توجه مدیران قرار گیرند. آنچه در ارتقاء بهرهوری هر سیستم و سازمانی میتواند تأثیرات بنیادینی داشته باشد منابع انسانی آن سازمان است. مشارکت کارکنان در امور و تلاشهای هوشیارانه و آگاهانه آنان همراه با انضباط کاری میتواند بر میزان بهرهوری تأثیر بگذارد.
به عبارت دیگر شالوده ارتقاء بهرهوری، تکیه بر نیروی انسانی است و توجه به این منبع عظیم و بالقوه موجب شکوفایی و بالندگی جامعه میشود. علت این امر آن است که تنها انسان میتواند کمیت و کیفیت کار خود را ارتقا بخشد، طرحها و اندیشههای نو ارائه دهد و با خلاقیت خود مشکلات و مسائل را از پیش پای خود بردارد. از سوی دیگر باید توجه داشت که انسان نه تنها عامل بلکه هدف بهرهوری نیز میباشد و از این جهت توجه به انسان دو چندان میگردد. تجربه سازمانهای بزرگ نشان میدهد که بهرهوری متعلق به شرکتهایی است که باور کردهاند سرمایههای انسانی بزرگترین سرمایه آنهاست و در نتیجه روی آن سرمایهگذاری کرده و انگیزه لازم را در آنها به وجود آوردهاند.
با توجه به مطالب فوق و اهمیت نقش نیروی انسانی در افزایش بهرهوری سازمانها، در این مطالعه به بررسی وضعیت بهرهوری منابع انسانی در ادارات پزشکی قانونی کل کشور پرداخته شده است.
در ادامه مطالب این فصل، به ترتیب ابتدا به بیان مسئله، سپس اهمیت و ضرورت تحقیق، فرضیهها و سوالات، اهداف و تعریف اصلاحات و واژگان پژوهش (نظری و عملیاتی) پرداخته شده است.
1-2 بیان مسئله
تلاش برای بهبود و استفاده مؤثر و کارآمد از منابع گوناگون همچون نیروی کار، سرمایه، مواد، انرژی و اطلاعات، هدف تمامی مدیران سازمانهای اقتصادی و واحدهای تولیدی صنعتی و مؤسسات خدماتی است.
در واقع یکی از هدفهای مهم هر سازمان بالا بردن کیفیت است که در شرایط رقابتی امروز، سازمانها باید آن را با افزایش بهرهوری مد نظر قرار دهند (طاهری، 1386).
افزایش قابل توجه بهرهوری در کشورهای متعددی در دهههای اخیر موجب شده است که ارتقاء سطح بهرهوری ملی به عنوان یک اولویت در سطح کشور مطرح باشد.بهرهوری عبارت است از به دست آوردن حداکثر سود ممکن با بهرهگیری و استفاده بهینه از نیروی کار، تونا، استعداد و مهارت نیروی انسانی، زمین، ماشین، پول، زمان، مکان و … به منظور ارتقای رفاه جامعه، بهرهوری در سطح فرد، سازمان و ملی تقسیم میشود و دارای منابع و فوایدی از جمله صرفهجویی در هزینهها، ارتقای شغلی کارکنان، ایجاد محیط کاری جذاب، آموزش عمومی کارکنان، امنیت شغلی کارکنان، افزایش حقوق، رفاه و انگیزهکاری میباشد (خاکی، 1386).
از سوی دیگر، نیروی انسانی ارزشمندترین دارایی سازمانها میباشد. این نیرو مهمترین اهرم اصلی در افزایش یا کاهش بهرهوری سازمان میباشد و از دیرباز تاکنون عامل اصلی پیشرفت ممالک مختلف بوده است، لذا از جایگاه ویژهای برخوردار بوده و باید توجه خاصی به ان مبذول داشت (مالکی و همکاران، 2005). اگر انسان با انگیزه و توانمند و بهرهور باشد، میتواند سایر منابع را به نحو احسن و مطلوب به کار گیرد و نهایتاً سازمان را بهرهور کند.
توجه به نیروی انسانی، آموزش و رشد کارکنان سازمان، کوشش در ایجاد روحیه و انگیزه، برانگیختن قوهی خلاقیت و ابتکار، کسب مشارکت افراد به منظور دستیابی به اهداف و مأموریتهای سازمان باعث رشد کارائی و افزایش بهرهوری در سازمان میشود. بنابراین بهرهوری در سازمان نیازمند توجه به خواستهها و نیازهای کارکنان و همسویی این نیازها با اهداف سازمانی است.
در تعیین عوامل مؤثر بر بهرهوری نظرات متفاوتی وجود دارد. هر یک از دانشمندان و صاحبنظران عواملی را به عنوان عامل مؤثر مشخص کردهاند و به طور اجمال، عواملی همچون آموزش شغلی مستمر مدیران و کارکنان، ارتقای انگیزش میان کارکنان برای کار بهتر و بیشتر، برقراری نظام مناسب پرداخت مبتنی بر عملکرد و برقراری نظام تنبیه و تشویق و وجدان کاری در بهرهوری مؤثر میباشند، با این حال محققان در این باب اتفاق نظر دارند که برای افزایش سطح بهرهوری تنها یک علت خاصی را نمیتوان ارائه نمود، بلکه ارتقای بهرهوری را باید معلول ترکیبی از عوامل گونان دانست (امیران، 1372).
تکریم ارباب رجوع، رضایت شغلی، آموزش و توانمندسازی منابع انسانی، کیفیت عملکرد و کاهش خطا و اشتباه و تکنولوژی، عوامل موثر بر بهرهوری هستند که در این تحقیق مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار میگیرند.
بحث تکریم و جلب ارباب رجوع، یکی از مباحث مهمی است که امروزه در دستگاههای دولتی مطرح است. تکریم ارباب رجوع به معنی احترام به ارباب رجوع، پاسخگویی مناسب به درخواستهای او و راهاندازی کارش در اسرع وقت میباشد. به عبارت دیگر تکریم ارباب رجوع، ارائه خدمات مناسب در کمترین زمان میباشد. امروزه سازمانها و موسسههای خدماتی در سطح جهان، در فضایی به رقابت میپردازند که توجه به خواست و انتظارات مشتریان را عاملی برای ادامه حیات حرفهای خود معرفی میکنند.تکریم ارباب رجوع میتواند منجربه افزایش اثربخشی و کارایی در نهادها و در نتیجه افزایش بهرهوری در سازمان گردد (اصلهاشمی، مولایی، 1391).
رضایت شغلی نوعی سازگاری عاطفی با شغل و شرایط شغلی است. رضایت شغلی افراد و آثار این رضایت در بازدهی کارشان، همواره مورد توجه روانشناسان و اندیشمندان علوم اجتماعی بوده است.
اگر فرد به شغل خود علاقهمند باشد، خلاقیت و استعداد وی در زمینه کارش شکوفا خواهد شد. به عبارت دیگر، رضایت شغلی یکی از عوامل بسیار مهم در موفقیت شغلی است و باعث افزایش کارایی و احساس رضایت فردی میشود. بنابراین، رضایت شغلی نسبتی مستقیم با بهرهوری دارد. مدیران به شیوههای مختلف در صدد افزایش رضایت شغلی کارکنان و در نتیجه افزایش بهرهوری و کارایی سازمان هستند (رزقیشیرسوار، موسوی، 1392).
یکی از عوامل مهمی که تأثیر قابل ملاحظهای بر بهرهوری دارد و میتواند نقش مؤثری در افزایش آن ایفا نماید، آموزش است. آموزش، کوشش در جهت تغییر آگاهیهای افراد است که فرد را برای کسب آگاهیهای تازه برانگیخته و در جهت تغییر عادات و رفتارها پرورانده و جهت فکری و سرنوشت انسانها را عوض میکند. به منظور ایجاد تغییرات نسبتاً پایدار فرد، فنون و طرحهای جدید ارتقاء بهرهوری نمیتواند بدون پرسنل آموزش دیده، ایجاد و به کار گرفته شود. نیروی انسانی بر اساس امکانات، مهارتها، دانش و نگرش خویش که از آموزش کسب کرده است، در طی مراحل مختلفی میتواند نقش بسزایی در بهبود و افزایش بهرهوری داشته باشد (جوکار، وثوقی، 1391).
مدیریت عملکرد به آن دسته از فعالیتهای سازمانی که با مدیریت امور و مسئولیتهای شغلی و رفتاری کارکنان سر و کار دارد، گفته میشود. مدیریت عملکرد راهی برای تسهیل برقراری ارتباط و ایجاد تفاهم بین کارکنان و سرپرستاران است و به پیدایش محیط مطلوبتر کاری و تعهد بیشتر نسبت به کیفیت خدمات منجر میشود (ابیلی، موفقی، 1382). مدیریت عملکرد فرآیندی است که هم ارزشیابی عملکرد و هم نظامهای انضباطی و خط مشیهای رسیدگی به شکایات را به عنوان ابزار مدیریتی خود در برمیگیرد. فنون و ابزار این مدیریت برای بالا بردن بهرهوری کارکنان و کسب مزیت رقابتی در سازمان به کار میرود.
تکنولوژی قادر است به نحو بارزی توانایی جسمی و قابلیتهای ذهنی انسان را در جهت ارتقای سطح زندگی و منافع اجتماعی و رفع نیازهای بشری گسترش دهد. به کارگیری تکنولوژی باعث میشود که کارکنان بتوانند سریعتر به مشتریان خود جواب دهند. مدیران باید بتوانند کارشناسان فنی را به تفکر وادارند، تا نوآوریهای فناوری در تغییر ماهیت مشاغل و امور سازمان، در جهت بهرهوری و اثربخشی بیشتر استفاده کنند. توسعه تکنولوژی بر ابعاد مختلف زندگی اثر میگذارد و بهرهوری نیروی کار و رفاه عمومی جامعه را افزایش میدهد (گوئلکهن، 1377).
به طور کلی میتوان گفت بهرهوری اساس و پایه تشکیل سازمانهااست و سازمان پزشکی قانونی نیز از این قاعده مستثنی نیست، لذا در این پژوهش به تعیین و ارزیابی وضعیت بهرهوری نیروی انسانی در ادارات پزشکی قانونی کل کشور پرداخته شده است که نتایج آن میتواند در ایجاد یک سازمان موفق و کارآمد بسیار راهگشا باشد.
1-3 اهمیت و ضرورت موضوع
از ابتدای خلقت، بشر همواره درصدد فرصتهایی بوده تا بهترین بهره را از منابع و امکانات خود ببرد.
بهرهوری ترکیبی از استفاده بهینه نیروی انسانی و منابع مادی میباشد. در سازمان منظور از بهرهوری، فرآیند سلسله اقدامها و فعالیتهای هماهنگ و برنامهریزی شده به منظور بهبود وضعیت موجود برنامهها و استفاده بهتر و اثربخشتر از استعدادها، امکانات و تجهیزات، فضاها و اماکن است. بهرهوری یکی از شاخصهای اندازهگیری عملکرد در سازمانها میباشد.آرزوی هر مدیر آن است که بهرهوری واحد محل کار خود را به حداکثر ممکن برساند، اما لازمه تحقق بخشیدن به این مهم آن است که نخست به همه عوامل موثر در بهرهوری آشنا باشد و آنها را در عمل به کار گیرد. بهرهوری در سازمان حاصل تعامل بسیار زیادی است(سرفرازی، معمارزاده، 1387).
از سوی دیگر لازم است که اداره کل پزشکی قانونی که به عنوان بازوی کارشناسی و تخصصی قوه قضائیه، پاسخگویی به استعلامات مراجع قضایی در حوزه های زیر را به عهده دارد، برای حفظ موقعیت و توان ادامه حیات خود باید عوامل موثر بر بهرهوری در این سازمان را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار دهد، چرا که با توجه به اطلاعات به دست آمده این تحقیق برای نخستین بار در این سازمان اجرا میگردد. به علاوه انسان محور هر نوع بهرهوری فردی– اجتماعی و سازمانی است. بنابراین بیشترین توجه و برنامهریزی دقیق در بهرهوری سازمانی متوجه عوامل انسانی بوده و در این راستا پرورش منابع انسانی با دید جامعنگر نقش معجزهآسایی در ارتقاء بهرهوری سازمانهای مختلف دارند، لذا در این پژوهش به بررسی وضعیت بهرهوری نیروی انسانی در سازمان پزشکی قانونی کل کشور پرداخته شده است.
1-4 اهداف تحقیق
1-تعیین وضعیت رضایتمندی شغلی در اداره پزشکی قانونی کل کشور.
2- تعیین وضعیت تکریم ارباب رجوع(ارائه خدمات مطلوبتر به اربابان رجوع حقیقی و حقوقی) در اداره پزشکی قانونی کل کشور.
3- تعیین وضعیت آموزش و توانمندی پرسنل اداره پزشکی قانونی کل کشور.
4- تعیین وضعیت کیفیت عملکرد و کاهش میزان خطا و اشتباه پرسنل اداره پزشکی قانونی کل کشور.
5- تعیین وضعیت استفاده از تکنولوژی پرسنل اداره پزشکی قانونی کل کشور.
6- تعیین نقش متغیرهای جمعیت شناختی بر بهره وری پرسنل اداره پزشکی قانونی کل کشور.
1-5 فرضیات و سوالات تحقیق
با توجه به تحقیق حاضر در ادارات پزشکی قانونی کل کشور بهرهوری نیروی انسانی بر اساس پنج شاخص قابل بررسی است:
1- وضعیت رضایتمندی شغلی کارمندان پزشکی قانونی کل کشور در حدمطلوب است.
2- وضعیت تکریم ارباب رجوع(ارائه خدمات مطلوبتر به اربابان رجوع حقیقی و حقوقی) در اداره پزشکی قانونی کل کشور در حدمطلوب است.
3- وضعیت آموزش وتوانمندی پرسنل اداره پزشکی قانونی کل کشور در حدمطلوب است.
4- وضعیت کیفیت عملکرد و کاهش میزان خطا و اشتباه پرسنل اداره پزشکی قانونی کل کشور در حدمطلوب است.
5- وضعیت استفاده از تکنولوژی و افزایش بهرهوری در اداره پزشکی قانونی کل کشور در حدمطلوب است.
6- متغیرهای جمعیت شناختی نقش (معناداری) بر وضعیت بهره وری پرسنل اداره پزشکی قانونی کل کشور دارند.
1-6-تعریف اصطلاحات و واژگان پژوهش
1-6-1 تعاریف نظری
بهره وری
مؤسسه بهروری اروپا، بهرهوری را درجه و شدت استفاده مؤثر از هر یک از عوامل تولید تعریف میکند و مدعی است که «بهرهوری نوعی طرز تفکر و دیدگاه است که هر فرد میتواند میتواند کارها و وظایفش را هر روز بهتر از روز قبل انجام دهد» (طاهری، 1384).
عوامل موثر بر بهرهوری ( که در این پژوهش استفاده شده اند):
1-6-1-1 تکریم ارباب رجوع
تکریم ارباب رجوع به معنی احترام به ارباب رجوع، پاسخگویی مناسب به درخواستهای او و راهاندازی کارش در اسرع وقت میباشد. (اصلهاشمی، مولایی، 1391).
1-6-1-2 رضایت شغلی
رضایت شغلی نوعی سازگاری عاطفی با شغل و شرایط شغلی است (رزقیشیرسوار، موسوی، 1392).
1-6-1-3 آموزش و توانمندسازی منابع انسانی
آموزش، کوشش در جهت تغییر آگاهیهای افراد است که فرد را برای کسب آگاهیهای تازه برانگیخته و در جهت تغییر عادات و رفتارها پرورانده و جهت فکری و سرنوشت انسانها را عوض میکند. (جوکار، وثوقی، 1391).