1-2- بیان مساله 5
1-3- ضرورت انجام پژوهش 8
1-4- فرضیه تحقیق 9
1-5- اهداف تحقیق 9
1-6- روش انجام تحقیق 9
1-7- تعاریف مفاهیم و اصطلاحات 10
فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه تحقیق
2-1- مقدمه 14
2-2- مکانیزم تعیین قیمت در بازار مسکن 15
2-2-1- قیمت مسکن در کوتاهمدت 15
2-2-2- قیمت مسکن در بلندمدت 17
2-3- عوامل مؤثر بر قیمت مسکن 19
2-4- نظریه عوامل بنیادی 21
2-5- اثرات مخرب شوکها بر بازار سرمایه و اقتصاد ملّی 21
2-6- فرآیند تعدیل قیمت 22
2-7- بخش مسکن و نوسانات اقتصادی 24
2-8- آثار نامطلوب نوسانات اقتصادی 25
2-8-1- آثار رکود 26
2-9- ارتباط حجم پول و بازار مسکن 27
2-9-1- کانال تقاضای پول 27
2-9-2- کانال تورم دارایی 28
2-9 -3- کانال اعتبارات 29
2-10- اهمیت نقدینگی در بخش مسکن 31
2-11- نقدینگی و بازار مسکن 33
2- 12- قیمت مسکن و سیاست پولی در 18 کشور صنعتی 36
2-13- اعتبارات و قیمت مسکن 37
1-14- مطالعات تجربی 41
1-14-1-نقدینگی و قیمت دارایی، چگونه ارتباط این دو قوی است؟ 41
2-14-2-مازاد نقدینگی جهانی و قیمت مسکن 42
2-14-3- نقدینگی جهانی و قیمت دارایی در یک مدلCVAR 44
2- 14-4- کشش قیمتی بلندمدت عرضه ساختمانهای جدید در ایالات متحده و انگلستان 46
2-14-5- چه چیزی پویایی قیمت مسکن را تحریک میکند؟ 48
2-14-6- قیمت مسکن، تسهیلات (وام) بانکی و سیاست پولی 49
2-14-7- حساسیت اعتباری، قیمت مسکن و قواعد بهینه سیاست پولی 51
2-14-8- سیاست پولی و افزایش قیمت مسکن ایالات متحده امریکا 53
2-14-9- تضمین ثبات مالی: ساختار مالی و اثرات سیاست پولی بر قیمت دارائیها 54
2- 14-10- عوامل تعیین کننده قیمت مسکن در ایران 56
2-14-11- تاثیر شوکهای نقدینگی بر نوسانات قیمت در بازار مسکن (مطالعه موردی استان تهران) 59
2-14-12- بررسی واکنش سیاست پولی بر حباب قیمت مسکن در ایران 60
2-14-13- بررسی اثر سیاست پولی بر حباب قیمت مسکن در دورههای رونق و رکود در ایران 61
2-14-14- بررسی اثر سیاست پولی بر حباب قیمت مسکن: مطالعه بین کشوری 62
2-14-15- بررسی تأثیر نقدینگی بر حباب قیمتی مسکن در نقاط شهری ایران 63
فصل سوم: روش تحقیق و تحلیل روند و تحولات متغیرها
3-1-مقدمه 68
3-2- معرفی الگو 69
3-3- نمونه آماری و خصوصیات آنها 69
3-4- روش جمعآوری دادهها 70
3-5- تشکیل الگو برای دادههای تابلوئی (مقطعی-سری زمانی) 70
3-5-1- مزیت استفاده از دادههای تابلویی نسبت به سری زمانی و دادههای مقطعی 70
3-5-2- روشهای تخمین 72
3-6- تصریح مدل و معرفی متغیرها و دادهها 74
3-6-1- مدل 74
3-6-2- توضیح دادههای آماری 76
3-7 -تحلیل روند متغیرها 80
این مطلب را هم بخوانید :
3-7-1- شاخص قیمت مسکن 80
3-7-2- نقدینگی 82
3-7-3- روند قیمت مسکن و نقدینگی در ایران 84
3-8- روند تحولات متغیرها 89
3-8-1- بخش مسکن 89
3-8-2- متغیرهای اساسی اقتصاد کلان، سیاست پولی و قیمت دارایی 90
فصل چهارم: تخمین مدل و تفسیر نتایج
1-4- مقدمه 98
4-2- داده های آماری مورد استفاده 98
4-3- آزمون ریشه واحد 99
4-4- آزمون هاسمن 102
4-5- برآورد مدل اول 103
4-6- برآورد مدل دوم 111
4-7- اثر بحران اقتصادی 2008 بر بخش مسکن کشورهای نفتخیز 116
4-8- مقایسه کشش و اثرات نهایی مدلها 119
فصل پنجم: خلاصه، نتیجهگیری و پیشنهادات
5-1- مقدمه 123
5-2- خلاصه تحقیق 123
5-3- نتیجهگیری 127
5-4- بررسی فرضیه تحقیق 131
5-5- توصیهها و پیشنهادات 132
منابع
منابع فارسی 135
منابع لاتین 136
فهرست جداول
جدول 2-1- خلاصه مطالعات تجربی انجام شده 64
جدول 3-1- تحلیل رشد متغیرها در دو گروه کشورها 93
جدول 4-1- توضیح دادههای آماری 99
جدول 4-2- نتایج حاصل از آزمون ریشه واحد بر روی لگاریتم متغیرها 101
جدول 4-3- نتایج تخمین برای مدل اول 104
جدول 4-4- نتایج تخمین برای مدل تعدیل اثرات فصلی 110
جدول 4-5- نتایج تخمین مدل برای کشورهای نفتخیز 113
جدول 4-6- نتایج تخمین مدل برای کشورهای فاقد درآمد نفتی 115
جدول 4-7- نتایج برآورد اثر بحران 2008 بر کشورهای نفتخیز 118
جدول 4-8– کششها و اثرات نهایی به تفکیک مدلها 119
جدول پیوست 1: علایم اختصاری نام کشورها 142
جدول پیوست (3-1): منابع آماری دادههای قیمت مسکن مورد استفاده 143
جدول پیوست (3-2): منابع آماری سایر دادهها 147
فهرست نمودارها
نمودار2-1- واحدهای تولیدشده مسکن درکوتاهمدت 18
نمودار 2-2- واحدهای تولیدشده مسکن در بلندمدت 18
نمودار2-3- مکانیزم افزایش قیمت 19
نمودار 2-4- اثر کوتاهمدت و بلندمدت شوک نقدینگی به کالای با کشش قیمتی ( سمت چپ ) و کالای بدون کشش قیمتی ( سمت راست ) 23
نمودار2-5- رابطه بین پول و مسکن 30
نمودار2-6- اثر افزایش نقدینگی بر بخش مسکن 32
نمودار 3-1- قیمت واقعی مسکن در کشورهای منتخب 81
نمودار 3-2- حجم نقدینگی واقعی در کشورهای منتخب 83
نمودار 3-3- قیمت واقعی مسکن در ایران 84
نمودار 3-4- رشد قیمت مسکن در ایران 86
نمودار 3-5- نرخ رشد نقدینگی در ایران 88
نمودار 3-6- نرخ رشد قیمت مسکن در کشورهای منتخب طی دوره (2009-1980) 89
نمودار3-7- نرخ رشد نقدینگی در کشورهای منتخب طی دوره (2009-1980) 91
نمودار3-8- رشد متغیرهای موجود در مدل 96
نمودار پیوست 2: شاخص قیمت واقعی مسکن در کشورهای منتخب 143
مقدمه
اهمیت روزافزون بازار داراییها، بررسی مداوم این بازار را ضروری میسازد. نوسانات متغیرهای اقتصادی در بخشهای مختلف و به ویژه نوسان بازار داراییها، پدیده متداول در اغلب کشورها به شمار میرود، به طوریکه اقتصاد گاهی به اوج و زمانی به نقطه حضیض میرسد. یکی از اجزای مهم سیستم مالی، بازار مسکن است.در سالهای اخیر بازار مسکن همواره با نوسانات سوداگرانه مواجه بوده است. بطوریکه در یک دوره افزایش قابل ملاحظه در قیمت مسکن به وجود آمده و در دوره دیگر کاهش و یا ثبات نسبتاً گسترده و فراگیر بر قیمت مسکن حاکم میشود که به تبع آن تحولات قابل ملاحظهای در بخش مسکن و کل اقتصاد پدیدار میشود. هم اکنون در ایران نیز مسکن یکی از مشکلات حاد جامعه چه از نظر اقتصادی و چه از نظر اجتماعی است و در چند سال گذشته یکی از پرنوسانترین بخشهای اقتصادی بوده است.
مسکن به عنوان یکی از نیازهای اساسی بشر، نقش بسیار مهمی در کیفیت زندگی و شاخصهای رفاهی جامعه دارد. تأمین مسکن مناسب، جزء اهداف و دغدغههای اصلی خانوارها بوده و همواره تلاش زیادی برای دستیابی به مسکن از سوی آنها صورت میگیرد. مطالعات آماری انجام شده، بیانگر سهم بالای هزینههای مسکن در بودجهی خانوار است. بنابراین نوسانات قیمت این کالا، شامل قیمت مسکن و اجاره بهاء، تأثیرات مهمی بر جنبههای اقتصادی زندگی در جوامع مختلف به جای میگذارد. در مطالعهای که چتی و زیدل (2004)[1] انجام دادهاند بیشترین سهم از درآمد خانوارهای آمریکایی (حدود20%) به هزینههای مسکن اختصاص یافته است. این رقم در سال 1386 برای خانوارهای شهری ایران حدود 36% محاسبه شده است.
در بعد اقتصاد کلان نیز، مسکن دارای اهمیت ویژهای است. نوسانات قیمت مسکن میتواند اثرات قابل توجهی بر اقتصاد به جا گذارد. کرین وود و هرکویتز (1991)[2] در تحقیق خود دریافتند که ارزش کل سرمایهی داراییهای مسکونی بیش از سرمایهی تجاری بوده و به طور معمول، ارزش سرمایهگذاری صورت گرفته در گروه اول بیش از گروه دوم است. بنابراین تلقی مسکن به عنوان یک کالای مصرفی عادی، بسیار سادهانگارانه خواهد بود. تغییرات قیمت مسکن، ثروت خانوارها را به شدت تحت تأثیر قرار داده و از کانال اثرات ثروت، مصرف خانوارها را دستخوش تغییر قرار میدهد.
در عمل ارتباط نزدیکی بین بازار مسکن و چرخههای اقتصاد کلان وجود دارد. دیویس و هیت- کوت (2005)[3] در یافتند که سرمایهگذاری در بخش مسکن، منجر به پدیدار شدن چرخههای تجاری میشود؛ در حالی که سرمایهگذاری در سایر بخشها دنباله رو چرخههای تجاری است.
تأثیر دیگر مسکن بر اقتصاد کلان، از مسیر وثیقههای نزد بانکها و موسسات مالی انتقال مییابد. وجود رابطه معنیدار بین ارزش وثیقهها و فعّالیت اقتصادی در تعدادی از مطالعات تجربی موردی به اثبات رسیده است. بلک (1996)[4] در مطالعهی خود پی برد که 10 درصد افزایش در خالص دارائیهای مسکونی سبب افزایش پنج درصدی کسب و کارهای جدید میشود. با افزایش قیمت مسکن، افراد وثیقههای ملکی ارزشمندتری را برای ارائه به بانکها در اختیار خواهند داشت. دریافت وام بیشتر، امکان راهاندازی کسب و کارهای بیشتر و بزرگتری را برای آنها فراهم خواهد ساخت.
دیویس و هیت- کوت با استفاده از دادههای ملی ایالات متحده، معنیداری تأثیر قیمت دارائیهای مسکونی بر تولید حقیقی را به اثبات رساندند. کن (2004)[5] نیز به نتیجه مشابهی دست یافت (قدوسی، نیلی و کشاورز، 1388).
جنبهی دیگر اهمیت مسکن، جذابیّت آن برای سرمایهگذاری است. قیمت مسکن در سالهای اخیر با وجود نرخ بهره پایین، نقدینگی زیاد و رشد اقتصادی ثابت افزایش چشمگیری داشته است. نه تنها قیمتها در شرایط واقعی به سرعت افزایش یافتهاند، بلکه نسبت قیمت به درآمد و اجاره نیز افزایش یافته است. اقتصادهای صنعتی افزایش و کاهشهای معنیداری را طی 35 سال گذشته تجربه کردهاند. همانند قیمت دیگر دارائیها، قیمت مسکن نیز از نرخ بهره تأثیر میپذیرد و در بعضی کشورها بازار مسکن کانال مهم انتقال سیاست پولی است. نوسان قیمت مسکن میتواند اثرات مهمی بر فعالیتهای اقتصادی و تورم داشته باشد. در کشورهایی که قیمت مسکن در آنها بسیار بالاست، بانکهای مرکزی با چالشهای فشار تورم مواجهاند و همزمان به دنبال به حداقل رساندن این افزایش هستند. همچنین کاهش عمده در قیمت مسکن اغلب با رکود اقتصادی همراه است و گاهی در پیدایش رکود مالی نقش دارد (آهیرن و دیگران، 2005).[6]
بازار مستغلات ماهیّتاً پر نوسان است و این موضوع با تکیه بر مبانی نظری و داده های بازار مسکن قابل استنباط است. گرین (2002) بیان می کند توسعه بازار مسکن منجر به ادوار تجاری میشود و توسعه تجاری از نوسان بخش مسکن تبعیت می کند. بحران های متعدد در بازارهای مالی کشورهای مختلف از جمله بحران پس انداز و وام در امریکا، بحران دهه 1980 در آرژانتین، مشکلات بلند مدت اقتصاد ژاپن که گاهی از آن به نام افسانه زمین یاد میشود و بحرانهای آسیایی در تایلند، مالزی و کشوهای دیگر از آن جمله است. تردیدی نیست ریشه بحرانهای ذکر شده حباب قیمت املاک بوده است که به واقع ریشه در نقل و انتقالات شدید سرمایه به داخل کشور و به ویژه بازار املاک و مستغلات بدون توجه به ظرفیتهای اقتصادی و حاکمیت قوانین و مقررات منطقی و مستدل و نظام انگیزشی قوی داشته است. در مطالعات کیم[7] (2000) و مرا و رنوآد[8] (2000) تصریح شده که در بحران مالی آسیا بازار داراییهای غیر منقول نقش مهمی داشته است. انگیزههای تشدید بحران از طرف بخش حقیقی اقتصاد نیز تشدید میگردید، از جمله میتوان به ساخت و ساز بیش از حد معمول و مورد نیاز اشاره کرد. مطالعات نشان میدهد نوسان قیمت داراییها در میان کشورهایOECD تا اندازه قابل توجهی متأثر از تغییرات در بازار مالی و سیاستهای مرتبط بوده است. مطالعات ذکر شده در زمینه ارتباط بازار داراییهای غیرمنقول و ادوار تجاری به همراه ارزیابی تلاش سیاستگذاران در جهت کنترل بحرانها و وضع قوانین و مقررات شرایط مناسبی برای بررسی فراهم میآورد.
1-2- بیان مسأله
در سالهای ابتدایی هزاره جدید در اکثر کشورهای صنعتی، همچنین در کشورهای در حال توسعه تغییر و تحولات قابل ملاحظهای روی داده به طوری که رشد قابل ملاحظه نقدینگی یکی از نشانههای آن است. در افق زمانی مشابه، بسیاری از کشورها افزایشهای متوالی در قیمت مسکن را تجربه کردهاند. به عنوان مثال رشد قیمت اسمی مسکن در سالهای ابتدایی دهه 2000 در آمریکا (7٪)، انگلستان (13٪)، ایرلند (12.5٪)، کانادا (7٪)، اسپانیا (14.4٪)، هلند (8.7٪) فرانسه (10٪)، استرالیا (12٪)[9] و همچنین دیگر کشورهای OECD افزایش شدیدی در قیمت مسکن داشتهاند. قیمت مسکن نقش قوی و موثر در متغیرهای اقتصاد کلان بازی میکند. آیا قیمتهای مسکن به تقویت فرایند انتقالی پولی از مازاد نقدینگی به متغیرهای کلان کمک میکند؟ و به طور خاص، آیا نقدینگی جهانی به قیمتهای مسکن سرازیر میشود؟ (بلک، ارس و ستزر، 2008)[10] حال سوالی که مطرح میشود این است که آیا رشد نقدینگی میتواند عامل افزایش قیمت مسکن باشد؟
بحران اقتصادی که هم اکنون کشورهای صنعتی را به شدت تحت تأثیر قرار داده و دامنه آن به اکثر کشورهای در حال توسعه رسیده با سرایت به مؤسسات بزرگ مالی، تبدیل به بحرانی فراگیر در بازارهای مالی شده و کاهش شدید قیمت سهام و سقوط بازارهای بورس را به همراه داشته است. ورشکستگی برخی بانکها و نهادهای مالی که نتیجه طبیعی این فرآیند است موجب اضطراب و نگرانی در بازارهای مالی و کاهش شدید اعتبارات، رکود اقتصادی و افزایش بیکاری شده است. در چنین وضعی، خانوارها نسبت به آینده اقتصادی نگرانتر میشوند و سطح مصرف خود را به سرعت کاهش میدهند که این امر، تقلیل سطح فروش و کاهش سود بنگاههای اقتصادی را به دنبال داشته و زمینه را برای کاهش سرمایه گذاری و افزایش بیکاری فراهم میآورد و در یک کلمه بحران اقتصادی را تشدید میکند. علت اصلی بحران اخیر را باید در سه حوزه جستجو کرد؛ رونق کاذب بازار مسکن آمریکا، نوآوریهای مالی در اعطای وامهای رهنی پرخطر و فقدان نظارت کافی بر عملکرد بازارهای بورس و مؤسسات بزرگ مالی و سفتهبازان در بازار جهانی سرمایه (درخشان، 1387).
نقدینگی مهمترین متغیر پولی در اقتصاد کلان است که از طریق تعاملات حاکم بر تولید ناخالص ملی و سرعت گردش پول و نوسانات سطح عمومی قیمتها در معادلهای موسوم به تئوری مقداری پول تعیین میشود. آنچه مسلم است هرچه بازارهای پولی یک کشور گستردهتر و عمیقتر باشند، نهادهای تأثیرگذار بر نقدینگی نیز بیشتر خواهد بود. در حال حاضر نهادهای اثرگذار بر نقدینگی، بانک مرکزی، بانکهای دولتی و غیردولتی و مؤسسات اعتباری غیر بانکی (مردم و دولت) میباشند. اگرچه نقدینگی در فضای اقتصادی مبتنی بر تولید، فی نفسه عامل مثبت تلقی میشود اما در شرایطی که افزایش آن هیچ تناسبی با تولید ملی نداشته باشد، به تعبیر سنتی زمینه ساز ایجاد پول بدون پشتوانه یا پول سوزان است که به طور خودکار ارزش چنین پولی کاهش خواهد یافت. نقدینگی شامل دو جزء پول و شبه پول است. رشد بی رویه نقدینگی باعث رشد سریع تقاضا برای کالاها و خدمات شده و چون در کوتاه مدت عرضه کالا و خدمات محدود است این امر منجر به ایجاد تورم در اقتصاد میشود. کنترل حجم نقدینگی هدف نهایی کشورها برای رسیدن به اهداف کلان اقتصادی مثل ایجاد رشد تولید ناخالص داخلی، کنترل تورم، ایجاد موازنه در پرداختهای خارجی، حفظ ارزش داخلی پول و ایجاد اشتغال است. در واقع کنترل نقدینگی به عنوان وسیلهای برای رسیدن به اهداف کلیدی اقتصاد کلان است. بدین منظور حجم نقدینگی به گونهای تعیین میشود که با حمایت از رشد تولیدات داخلی در حد ظرفیتهای تولیدی از بروز تورم جلوگیری نماید.
نقدینگی با انگیزههای متفاوتی وارد بازار مسکن میشود. بخشی از نقدینگی به انگیزه کسب و عایدی سرمایه و استفاده از تغییرات احتمالی قیمت مسکن و سایر دارائیهای جایگزین و بخش دیگری از آن تحت تأثیر تقاضای خانوارها برای تامین تقاضای سرپناه وارد بازار میشوند. در مقابل تقاضای نقدینگی مربوط به وجه سوداگری مسکن تحت تاثیر چند عامل قرار میگیرد:
ـ تغییر در ترکیب دارائی خانوارها در اثر ریسک و بازدهی
ـ انتظارات قیمتی در بازار دارائی
نوسان و نقل و انتقال شدید حجم نقدینگی در بخش مسکن یکی از معضلات این بخش است. در ابتدا منابع عظیم مالی، بنا به دلایل مختلفی که به طور عمده ناشی از رشد نقدینگی در سطح کلان است، به سوی بخش مسکن و به صورت تقاضای سوداگرانه سوق مییابند. در شرایط فقدان الگوها و کانالهای متشکل، ورود نقدینگی به تدریج حالت هجمهای به خود میگیرد. از آنجایی که فعالیتهای سوداگرانه تابع قانون بازده نزولی سود نیستند، سود در بخش مسکن همچنان بالا میماند، تا زمانی که اضافه عرضه در بخش به یکباره انتظارات را نسبت به سودآوری این بخش تغییر داده، منابع مالی را از بخش مسکن خارج کرده و بخش مسکن و به تبع آن اقتصاد کشور را با رکود مواجه میسازد. به این ترتیب فعالیتهای سوداگرانه در بخش مسکن موجب افزایش قیمت آن و افزایش قیمت، موجب تغییر انتظارات و پیآمد آن افزایش بیشتر قیمت میشود. این روند به همین صورت ادامه پیدا میکند، تا ناگهان بر اثر ازدیاد عرضه و فقدان تقاضای غیر سوداگرانه انتظارات معکوس شود و بخش مسکن وارد رکود شود. به دلیل اینکه بخش مسکن دارای بیشترین ارتباط پیشین با بخشهای اقتصادی است، با رکود بخش مسکن مجموعه اقتصاد به سمت رکود گسترده پیش خواهد رفت. مسئله مهمتر آنکه ورود و خروج نقدینگی با حداقل شفافیت همراه است و همین عامل میتواند فرآیند تصحیح انتظارات در بازار را مختل سازد. اختلال در انتظارات موجب میشود که فرآیند تصحیح خودکار انتظارات مدت زیادتری به طول میانجامد و همین امر شدت نوسانات را افزایش میدهد. با کانالیزه شدن جریان نقدینگی به سمت بازار مسکن، نهادهای سیاستگذار به سادگی میتوانند از این بازار به عنوان ابزار کنترلی نوسانات استفاده کنند ( یزدانی، 1382).
بدین ترتیب مطالعه حاضر نقش نقدینگی به عنوان یکی از مهمترین عوامل موثر بر قیمت مسکن را در کشورهای OECD و ایران مورد بررسی قرار میدهد و ارتباط نقدینگی و قیمت مسکن را در کشورهای ذکر شده تجزیه و تحلیل میکند.
1-3- ضرورت انجام تحقیق
یکی از عوامل اصلی رشد جهشی قیمت مسکن، تقاضای سرمایهای مسکن است که خود ریشه در مشکلات ساختاری اقتصاد کلان از جمله رشد شتابان نقدینگی و عدم ظرفیتپذیری سایر بخشهای اقتصادی برای جذب این نقدینگی دارد. در ادبیات اقتصادی نیز همواره از ویژگی بخش مسکن به عنوان ضربه گیر اقتصاد یاد شده است. در واقع میتوان ادعا کرد که بخش مسکن به نوعی هزینه سایر بخشهای اقتصادی را به ویژه به دلیل عدم وجود ظرفیتهای مناسب جذب کامل میپردازد.
تحت این شرایط و تا زمانیکه جذب نقدینگی موجود در سایر بخشهای اقتصادی همچون بازار سرمایه، بانکها و صنعت گسترش یابد، مسألهای که فراروی سیاستگذاران بخش مسکن قرار میگیرد این است که چگونه میتوان این هزینه را به حداقل رساند و یا در کنار آن تدابیری اتخاذ شود تا فرصتهایی در جهت افزایش ظرفیتهای تولید و سرمایهگذاری و به عبارت دیگر افزایش عرضه مسکن ایجاد کرد که خود میتواند آثار ضد تورمی داشته باشد و یا به عبارت دیگر جهت کنترل قیمت مسکن چه سیاستهایی مناسب است؟
1-4- فرضیههای تحقیق
1-5- اهداف اساسی از انجام تحقیق
1-4- سوالات پژوهش. 6
1-5- فرضیات پژوهش. 6
1-6- تبیین مدل و روش پژوهش. 7
1-7- قلمرو پژوهش. 10
1-7-1- قلمرو مکانی.. 10
1-7-2- قلمرو زمانی.. 10
1-8- تعریف مفاهیم و واژگان اختصاصی. 10
1-8-1- بانک مرکزی.. 10
1-8-2- استقلال بانک مرکزی.. 10
1-8-3- رشد و توسعه اقتصادی.. 12
1-8-4- تورم.. 12
1-9- خلاصه فصل. 13
فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه پژوهش.. 14
2-1- مقدمه. 15
2-2- تاریخچه ایجاد بانک مرکزی. 15
2-3- وظایف بانک مرکزی. 16
2-4- نگاهی گذرا به مقوله استقلال بانک مرکزی. 17
2-4-1 تعریف استقلال بانک مرکزی.. 17
2-4-2- متغیرهای موثر در اندازهگیری استقلال بانک مرکزی.. 18
2-4-3- روند تغییر استقلال بانک مرکزی در دو دهه گذشته.. 23
2-4-4- دلایل افزایش استقلال بانک مرکزی در دو دهه اخیر.. 27
2-4-5- دلایل اهمیت استقلال بانک مرکزی.. 29
2-4-6- رویکردهای تعیین اهداف بانک مرکزی.. 31
2-4-7- شاخصهای استقلال بانک مرکزی.. 33
2-5- رابطه تورم و استقلال بانک مرکزی. 47
2-6- رابطه استقلال بانک مرکزی و رشد اقتصادی. 54
2-8- خلاصه فصل. 57
فصل سوم: روش شناسی پژوهش.. 58
3-1- مقدمه. 59
3-2- مدلسازی در قالب دادههای پانل. 59
3-2-1- مزایای استفاده از دادههای پانل.. 60
3-2-2- مدل کلی دادههای پانل.. 62
3-3- تخمینزنندههای GMM.. 63
3-3-1- روش گشتاورها.. 64
3-3-2- شرایط گشتاوری.. 64
3-3-3- روش تخمین گشتاورها.. 65
3-3-4- تخمین روش تعمیم یافته گشتاورها.. 66
3-3-5- تعریف تخمین زننده GMM… 67
3-3-6- تخمین ماتریس کوواریانس.. 67
3-3-7- مدل دادههای ترکیبی پویا.. 68
3-4- آزمون ریشه واحد پانل برای ایستایی متغیرها. 72
3-5- متدولوژی VAR. 73
3-5-1- رابطه بلندمدت بین متغیرهای درونزا.. 75
3-5-2- توابع عکس العمل آنی (ضربه – واکنش).. 76
3-6- خلاصه فصل. 76
فصل چهارم: تخمین مدل و تجزیه و تحلیل دادهها.. 78
4-1- مقدمه. 79
4-2- معرفی متغیرها. 79
4-3- آزمون ریشه واحد پانل برای پایایی متغیرها. 80
4-4- تخمین مدلها. 83
4-4-1- استقلال بانک مرکزی و تورم.. 83
4-4-2- استقلال بانک مرکزی و رشد اقتصادی.. 87
4-4-3- استقلال بانک مرکزی، تورم و رشد اقتصادی.. 91
4-5- خلاصه فصل. 100
فصل پنجم: نتیجهگیری و پیشنهادات. 102
5-1- خلاصه پژوهش. 103
این مطلب را هم بخوانید :
5-2- تحلیل اقتصادی نتایج حاصل از برآورد الگو و آزمون فرضیهها. 106
5-3- محدودیتهای پژوهش. 107
5-4- پیشنهادات در مورد پژوهشهای آتی. 107
فهرست منابع.. 109
پیوست.. 113
هرست جداول و نمودارها
جدول2-1: متغیرهای پرسشنامه در شاخص قانونی بانک مرکزی (شاخص کوکرمن).. 39
جدول 2-2: متغیرهای پرسشنامه در شاخص واقعی استقلال بانک مرکزی (شاخص کوکرمن) 42
جدول 2-3: شاخص جاکوم.. 44
جدول 4-1: بررسی ایستایی متغیرهای پژوهش.. 81
جدول4-2: تأثیر استقلال بانک مرکزی بر تورم در کشورهای منتخب.. 86
جدول4-3: تأثیر استقلال بانک مرکزی بر رشد اقتصادی در کشورهای منتخب.. 89
جدول 4-4: تعیین مقدار بهینه وقفه با استفاده از آزمونهای مختلف.. 94
جدول 4-5: تخمین رابطه بین استقلال بانک مرکزی، تورم و رشد اقتصادی.. 95
جدول4-6: تعیین تعداد بردارهای همگرایی با استفاده از آزمون ……… 97
جدول4-7: تعیین تعداد بردارهای همگرایی با استفاده از آزمون ……. 97
نمودار 4-1: تابع عکسالعمل آنی تورم نسبت به تکانههای استقلال بانک مرکزی.. 99
نمودار 4-2: تابع عکسالعمل آنی رشد اقتصادی نسبت به تکانههای استقلال بانک مرکزی 100
1- 1- مقدمه
یکی از مسائلی که در دو دهه اخیر موضوع مباحثه بسیاری از اقتصاددانان در کشورهای مختلف شده است، موقعیت بانکهای مرکزی و روابط این بانکها با دولتهاست. مقوله استقلال بانک مرکزی و تقویت آن، مدتی است که مورد توجه اقتصاددانان و مسئولین پولی کشورها قرار گرفته است و حتی برخی از این کشورها، تغییرات جدیدی در قوانین خود در جهت اعطای استقلال و قدرت بیشتر به بانکهای مرکزی خود بهوجود آوردهاند. اعطای استقلال بیشتر به بانکهای مرکزی دلایل متفاوتی دارد که به وسیله برخی مطالعات نظری و تجربی حمایت میشوند. به این منظور در ابتدا توضیح مختصری در مورد شاخص استقلال بانک مرکزی ارائه میشود و در ادامه به مبانی نظری تأثیر استقلال بانک مرکزی بر تورم و رشد اقتصادی پرداخته میشود.
1-2- بیان مسئله و ضرورت انجام پژوهش
برای یک بانک مرکزی مسئله استقلال زمانی مطرح میشود که این نهاد بهوسیله قانون، عرف جامعه، تئوریهای پولی و یا به شکل موضوعات کلی موظف به اجرای وظایفی میشود که در جهت منافع عمومی نیست. مشکل اساسی در بررسی استقلال بانک مرکزی، اندازهگیری آن در کشورهای مختلف بوده است. برخی از اقتصاددانان از جمله بید[1] و پارکین[2] (1982)، استقلال بانک مرکزی را از جنبه استقلال سیاسی بررسی کردهاند. استقلال سیاسی به روابط بنیادی بین بانک مرکزی و قوه مجریه، روش و مقررات مربوط به عزل و نصب رئیس بانک مرکزی، نقش مسئولان دولتی در شورای بانک مرکزی و تعداد تماسهای عادی بین دولت و بانک مرکزی مربوط میشود.
گریلی[3]، ماسیاندارو[4] و تابلینی[5] (1991) نیز معیاری برای استقلال بانک مرکزی معرفی کردند که هم استقلال سیاسی و هم استقلال اقتصادی را منعکس میکند. بر این اساس استقلال سیاسی بانک مرکزی یعنی اینکه بانک مرکزی بتواند اهداف سیاستگذاری خود را بدون مداخله و نفوذ دولت انتخاب و تعیین کند. این معیار به عواملی از قبیل: انتصاب و یا عدم انتصاب رئیس کل و شورای بانک از طرف دولت، طول دوره تصدی این مقامات، عضویت یا عدم عضویت نمایندگان دولت در شورای بانک مرکزی، لزوم یا عدم لزوم تصویب سیاست پولی از طرف دولت و سرانجام این که هدف ثبات قیمتها به طور صریح در اساسنامه بانک مرکزی آمده است یا نه، بستگی دارد. استقلال اقتصادی، به توانایی بانک مرکزی برای بهکارگیری آزادانه ابزارهای سیاستهای پولی مربوط میشود. معمولترین محدودیتی که در راه هدایت سیاست پولی توسط بانک مرکزی وجود دارد، کم و کیف فشارهای وارده به بانک مرکزی برای تأمین کسری بودجه دولتی است. بر اساس این شاخص استقلال اقتصادی، کیفیت سهولت دسترسی دولت به اعتبارات بانک مرکزی برای تأمین کسری بودجه اندازهگیری میشود.
در نهایت کوکرمن[6] (1993) شاخصی ارائه داد که در مقایسه با شاخصهای گذشته کاملتر است. وی شاخص استقلال بانک مرکزی را از چهار جنبه مورد بررسی قرار داد که عبارتند از: شرایط انتصاب هیئت رئیسه بانک مرکزی، فرمولبندی سیاستهای بانک مرکزی، بررسی اهداف بانک مرکزی و محدودیتهای استقراض دولت از بانک مرکزی. این بخشها به زیربخشهای زیادی تقسیم میشوند که در فصل بعد به طور مفصل به آنها پرداخته میشود.
یکی از مشهورترین عقاید پولی منتسب به پولیون این است که علت وجود یک تورم پایدار، پول است. به عبارت دیگر تورم یک پدیده پولی است. بنابراین برای رهایی از تورم، کنترل حجم پول امری الزامی است. پس بهترین راه برای کنترل و مهار تورم، کاهش انگیزشهایی است که بر اساس آن لزوم افزایش حجم پول احساس شود. این عملیات اصطلاحاً در ادبیات پولی در بخش سیاستهای پولی گنجانده شده است و وظیفه کنترل و هدایت این عملیات بر عهده بانک مرکزی است. علاوه بر این مسئولیت یعنی کنترل تورم و ثبات قیمتها، حفظ ارزش پول، حفظ تعادل داخلی و خارجی و کمک به رشد و ثبات اقتصادی جامعه به عنوان اهداف و مسئولیتهای بانک مرکزی ذکر شده است.
یکی دیگر از دلایل دیگر اهمیت استقلال بانک مرکزی، مقوله انگیزه دولتها برای تسلط بر بانک مرکزی است. شاید نتوان گفت که دولتها به عنوان یک هدف نهایی قصد ایجاد تورم دارند. بنابراین بهتر است سوال مربوط به چرایی انگیزه ایجاد تورم توسط دولتها را به سوال مربوط به انگیزه آنها برای افزایش حجم پول تغییر داد. دولتها با تقاضای انبوهی از جانب دریافتکنندگان خدمات عمومی مواجهند. بهرهمندی از امنیت بیشتر، بهداشت با پوشش گستردهتر، آموزش بهتر و فراگیرتر و موارد مشابه برای دریافتکنندگان این خدمات که هزینهای بابت آن پرداخت نمیکنند، همواره مطلوب است. عرضه این خدمات عمدتاً به طور انحصاری توسط دولتها صورت میگیرد و افزایش میزان آنها مستلزم تخصیص مخارج بیشتر است. افزایش مخارج دولت نیازمند دریافت مالیات بیشتر از جامعه است. اما افزایش مالیات، با مقاومت پرداخت کنندگان مالیات مواجه خواهد شد و بنابراین اگر دولت راه سادهتری را برای تأمین منابع پیدا کند، طبیعتاً ترجیح داده میشود. تأمین پولی هزینههای دولت، راه میانبری تلقی میشود که منجر به برقراری رابطهای یکطرفه بین دولت و مردم خواهد شد. این شیوه تأمین منابع که در واقع انتشار پول برای مخارج دولت است، از آنجا که در نهایت تبدیل به تورم میشود و تورم نیز ارزش پول در اختیار مردم را کاهش میدهد، خود نوعی مالیات تلقی شده و در اصطلاح مالیات تورمی نامیده میشود. مالیات تورمی از آنجا که اولاً بسیار ناعادلانه است و برخلاف مالیات متعارف، منجر به بدتر شدن وضعیت فقر و توزیع درآمده شده و ثانیاً عدم شفافیت رابطه دولت و مردم را در پی دارد، مدتهاست که نه تنها در کشورهای پیشرفته بلکه در کشورهای در حال توسعه نیز توسط قوانین محکم ممنوع شده است. بنابراین یکی از انگیزههای دولتها برای خلق پول از طریق بانکهای مرکزی، تأمین هزینههای دولت بجای مالیات است (تقیپور و موسوی، 1383).
انگیزه دوم دولتها برای خلق پول، حمایت از اشتغال است. دانش اقتصاد تا اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد حکایت از وجود رابطهای قطعی و منفی میان تورم و بیکاری داشت. این رابطه در قالب منحنی فیلیپس معرفی شد. کشورهایی که نرخهای تورم پایین و نرخهای بیکاری غیر قابل قبول داشتند، در چارچوب منحنی فیلیپس میتوانستند در ازای پذیرفتن هزینههای تورم بیشتر، از منافع ناشی از بیکاری کمتر بهرهمند شوند. در واقع تورم باعث کاهش نسبی دستمزدها و در نتیجه افزایش تقاضا برای نیروی کار توسط بنگاههای اقتصادی میشد که افزایش اشتغال را به دنبال میآورد. بعدها در چارچوب نظریه اقتصاد، تحلیل نقش انفعالی کارگران به تحلیل نقش فعال آنان تغییر کرد. به این صورت که اگر کارگران سیاست دولت مبنی بر افزایش اشتغال را از طریق افزایش حجم پول شناسایی کنند، خواهند توانست تورم ناشی از آن را نیز پیشبینی کرده و بر اساس آن، دستمزدها را افزایش دهند که نتیجه آن عدم تغییر میزان تولید و اشتغال است. این نظریه که بر نقش انتظارات در تنظیم رابطه میان تورم و بیکاری تأکید دارد، تنها بخشی از سیاستهای پولی را موثر بر اشتغال میداند که غافلگیرانه بوده و فرصتی را برای ترمیم دستمزدها باقی نگذارد. دولتها قصد افزایش حجم پول با حذف کاهش بیکاری را دارند، کارگران نیز که از این موضوع آگاهند خواستار افزایش دستمزدها میشوند و دولت نیز میداند که کارگران این پدیده را میشناسند و این جریان ادامه مییابد. (شجری، 1374)
این دور تسلسل را تنها استقلال بانک مرکزی متوقف میکند و مانع از شکلگیری یک روند تورمی فزاینده میشود.
سومین انگیزهای را که میتوان برای ایجاد تورم توسط دولتها ذکر کرد، کاهش ارزش حقیقی بدهیهای دولت به مردم و واحدهای اقتصادی است. تورم باعث میشود که ارزش بدهیهای گذشته دولت کاهش پیدا کرده و باز پرداخت آن سادهتر شود. (معدلت، 1375)
مجموعه عوامل ذکر شده، دولتهای مختلف جهان اعم از توسعه یافته و در حال توسعه را به صورت فراگیر بر آن داشت تا به سمت اعطای استقلال به بانکهای مرکزی حرکت کنند. بنابراین بدیهی است که مبانی نظری و اساسی اندیشه استقلال بانکهای مرکزی، جلوگیری از بروز تورمهای شتابان و پایدار است.
1-3- اهداف پژوهش
هدف اصلی این تحقیق بررسی تأثیر استقلال بانک مرکزی بر تورم و رشد اقتصادی، به صورت جداگانه و همچنین با لحاظ کردن اثرات همزمان و متقابل آنها در منتخبی از کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه، شامل 92 کشور است. همچنین در این پژوهش، اثرات تورم و رشد اقتصادی بر یکدیگر، با لحاظ کردن شاخص استقلال بانک مرکزی بررسی میشود.
1-4- سوالات پژوهش
سوالات اساسی که در این پایاننامه به دنبال پاسخ برای آنها هستیم عبارتند از:
1-5- فرضیات پژوهش
1- استقلال بانک مرکزی موجب کاهش تورم و افزایش رشد اقتصادی میشود.
2- کاهش تورم ناشی از لحاظ کردن استقلال بانک مرکزی، تاثیر منفی بر رشد اقتصادی ندارد.
1-6- تبیین مدل و روش پژوهش
روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش بر حسب هدف کاربردی و بر حسب روش از نوع روش توصیفی و علّی است. پژوهش توصیفی شامل جمعآوری اطلاعات برای آزمون فرضیهها یا پاسخ به سوالات مربوط به وضعیت فعلی موضوع مورد مطالعه میشود و با استفاده از تحلیل علی، رابطه علت و معلولی بین متغیرها بررسی میشود. ابزار جمعآوری دادهها به صورت کتابخانهای، اسنادی و پایگاههای اطلاعاتی در اینترنت است و با استفاده از الگوهای اقتصاد سنجی به آزمون فرضیهها پرداخته میشود.
این پژوهش سعی دارد با عنایت به مطالعات پیشین و با استفاده از روش مناسب اقتصادسنجی، ابتدا تأثیر استقلال بانک مرکزی بر تورم و رشد اقتصادی، به صورت جداگانه مورد بررسی قرار میگیرد. سپس تأثیر همزمان استقلال بانک مرکزی را بر رشد اقتصادی و تورم، و با لحاظ کردن اثرات متقابل این متغیرها بر یکدیگر در منتخبی از کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته بررسی کند.
برای بررسی و ارزیابی رابطه بین استقلال بانک مرکزی، تورم و رشد اقتصادی در کشورهای منتخب، از تخمین زنندههای گشتاور تعمیم یافته[7](GMM) برای مدلهای ترکیبی پویا استفاده میشود.
برای بررسی تأثیر استقلال بانک مرکزی بر رشد اقتصادی، با توجه به آزمون لوین[8]- رنلت[9] (1993)، از فرم معادله زیر استفاده میشود:
GDPit = αi+ β1Fit + β2Iit + β3Zit+εit
که در آن GDP متوسط نرخ رشد سالانه تولید ناخالص داخلی سرانه است.F، شاخص استقلال بانک مرکزی (CBI) است، و متغیر هدف محسوب میشود. I بردار متغیرهای توضیحی است که همواره در مدلهای رشد آورده میشوند؛ مانند: وقفه رشد تولید ناخالص سرانه (GDP)، رشد جمعیت سالانه (Pop)، سهم سرمایهگذاری از تولید ناخالص داخلی (INV) و شاخص سرمایه انسانی (HC). Z هم شامل بردار متغیرهای توضیحی است که بیشتر در مدلهای پانل استفاده میشوند؛ مانند: سهم هزینههای مصرفی دولت از تولید ناخالص داخلی (GOV)، سهم صادرات از تولید ناخالص داخلی (EX) و تورم (INF) (آکاند[10]، 1998).
با توجه به مطالعات پیشین از جمله برام[11] (2011)، برای بررسی تاثیر استقلال بانک مرکزی بر تورم، از فرم تابع زیر استفاده میشود:
Infit= α+ β1 CBIit+ β2 GDPit+ β3 Inf(-1)it+ β4 Debtit+ β5 Openit+ β6 Regimit+ β7 IM + εit
که این متغیرها عبارتند از:
Inf: نرخ تورم، CBI: شاخص استقلال بانک مرکزی، GDP: نرخ رشد تولید ناخالص داخلی سرانه، Open: درجه باز بودن اقتصاد، Debt: سهم خالص بدهیهای خارجی از تولید ناخالص داخلی، Inf(-1): وقفه نرخ تورم، Regim: رژیمهای نرخ ارز.
با این وجود در این پژوهش هدف این است که علاوه بر بررسی تأثیر همزمان استقلال بانک مرکزی بر تورم و رشد اقتصادی، تأثیر متقابل این دو متغیر بر یکدیگر و همچنین بر استقلال بانک مرکزی، مطالعه شود. برای این منظور از رویکرد بردارهای خود رگرسیونی (VAR)[12] استفاده میشود. هدف از تحلیل بردارهای خود رگرسیونی (VAR)، تعیین روابط متقابل میان متغیرهاست. همچنین در رویکرد VAR هر متغیر تابعی از مقادیر پیشین خود متغیر و مقادیر پیشین سایر متغیرهای کلان اقتصادی است. برای آشنایی با این متدلوژی، توضیح مختصری ارائه میشود:
متدلوژی VAR تا اندازه زیادی به مدلهای معادلات همزمان شباهت دارد، جز اینکه در این روش (VAR) با تعدادی متغیر درونزا سروکار داریم. اما هر متغیر درونزا با استفاده از مقادیر گذشته خود و مقادیر با وقفه از تمامی دیگر متغیرهای درونزای مدل، توضیح داده میشود.
شکل کلی معادلات VAR به صورت زیر است:
1-2- بیان مساله 3
1-3- ضرورت و اهمیت تحقیق 3
1-4- اهداف تحقیق 4
1-5- سؤالات تحقیق 5
1-6- فرضیههای تحقیق 5
1-7- روش تحقیق 6
1-8- جامعه آماری و دوره زمانی تحقیق 6
1-9- محدویتهای تحقیق 7
1-10- سازماندهی تحقیق 7
فصل دوم: مروری بر ادبیات موضوع
2-1- مقدمه 9
2-2- مبانی نظری 9
2-2- مروری بر مطالعات انجام شده 18
2 -6-1- مطالعات خارجی 18
2-6-2- مطالعات داخلی 23
2-2- جمعبندی فصل دوم 27
فصل سوم: بررسی روند متغیرهای تحقیق
3-1- مقدمه 29
3-2- نحوه شکلگیری و اهداف کشورهای عضو کنفرانس اسلامی 29
3-3- بررسی روند زمانی متغیرهای تحقیق 30
3-4- تقسیمبندی درآمدی کشورها 32
3-4-1- کشورهای با درآمد بالا 32
3-4-2-کشورهای با درآمد متوسط 32
3-4-3-کشورهای با درآمدپایین 32
3-5- بررسی روند متوسط تولید ناخالص داخلی سرانه در گروههای مختلف درآمدی 33
3-6- بررسی روند متوسط نرخ خام تولد به ازای هر 1000 نفر در گروههای مختلف درآمدی 34
3-7- بررسی روند متوسط امید به زندگی در بدو تولد در گروههای مختلف درآمدی 36
3-8- ساختار اقتصادی کشور ایران 37
3-8-1- تحولات جمعیتی طی دوره 1405-1385 40
3-8-2- روند پیری جمعیت ایران 42
3-9- جمعبندی فصل 44
فصل چهارم: روششناسی تحقیق
4-1- مقدمه 46
4-2- مدل تحقیق 46
4-3- تعریف عملیاتی متغیرها 47
4-4- معرفی دادههای پانل و کاربردهای آن 48
4-5- آزمون مانایی در دادههای پانل 50
4-5-1- آزمون مانایی لوین، لین و چو (LLC) 51
4-5-2- آزمون مانایی ایم، پسران و شین (IPS) 53
4-5-3- آزمون مانایی فیشر (ADF) 55
4-6- روش تخمین در دادههای پانلی 57
4-6-1- مدل اثرات ثابت 58
4-6-2- مدل اثرات تصادفی 60
4-7- جمعبندی فصل 61
فصل پنجم: یافتههای تحقیق
5-1- مقدمه 63
5-2- آزمون مانایی دادههای پانلی 63
5-3- برآورد مدل تحقیق و انتخاب روش مناسب تخمین برای پانل دیتا 65
5-3-1- برآورد مدل برای کلیه کشورهای مورد بررسی 66
5-3-2- محاسبه آماره هاسمن برای انتخاب روش اثرات ثابت یا روش اثرات تصادفی 66
5-3-3- آزمون والد 68
5-4- برآورد مدل برای گروه مختلف کشورها 69
5-5- تفسیر نتایج و یافتهها 72
5-5-1- تفسیر نتایج حاصل از برآورد مدل برای کلیه کشورهای مورد بررسی 72
این مطلب را هم بخوانید :
https://urlscan.io/result/fc1fbf01-b75f-4458-811d-112a666eee9f/
5-5-2- تفسیر نتایج حاصل از برآورد مدل برای گروه مختلف کشورها 73
5-6- نتایج آزمون فرضیه 75
5-7- جمعبندی فصل 76
فصل ششم: جمعبندی، نتیجهگیری و ارائه پیشنهادها
6-1- مقدمه 78
6-2- مروری بر خطوط کلی پژوهش 78
6-3- بحث و نتیجهگیری 80
6-4- ارائه پیشنهادات سیاستی 82
6-5- پیشنهادهایی برای پژوهشهای آتی 83
منابع و مآخذ
الف) منابع فارسی 84
ب) منابع انگلیسی 86
مقدمه
امروزه جمعیت و ویژگیهای مرتبط با آن، پایه و زیربنای هرگونه برنامهریزی و سیاستگذاری میباشد. در واقع جمعیت از جمله مؤلفههای مهم اقتصادی و اجتماعی در هر جامعهای میباشد که بر عملکرد اقتصادی و اجتماعی جامعه اثر میگذارد و در عین حال از سیاستهای اقتصادی و اجتماعی نیز تأثیر میپذیرد (فتحی، 1388).
هر کشوری برای رسیدن به رفاه و توسعه همه جانبه ناچار به پیش بینی نیازها و امکانات خود در دورههای کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت و سپس طراحی و اجرای برنامههای اقتصادی و اجتماعی در جهت تأمین آن نیازها میباشد. در این راستا پدیده باروری یکی از ابعاد مهم جمعیتی و تأثیرگذار بر رفاه اقتصادی میباشد که در برخی کشورها برای بالا بردن میزان آن، سیاستهای تشویقی اعمال میشود و در جامعه یا کشور دیگری به سبب بالا رفتن آن سیاستهای بازدارنده اعمال میگردد. در این مورد میتوان از کشور چین که سیاست تک فرزندی و اروپای غربی که سیاست تشویقی را اعمال میکنند، نام برد (ضیایی بیگدلی و همکاران1385). طبق آمار منتشر شده توسط سازمان ملل متحد نرخ باروری کل[1] از حدود 7 فرزند در سال 1960 به 3 فرزند در سال 2006 کاهش یافته است و این زنگ خطر برای کشورهای منتخب سازمان کنفرانس اسلامی میباشد که در آینده نزدیک با جمعیت پیر مواجه خواهند شد. از جنبه دیگر دستیابی به نرخ رشد بالا و مستمر اقتصادی که با نرخ رشد تولید ناخالص داخلی اندازه گیری میشود، هدف کمی بسیاری از کشورها میباشد. یکی از مهمترین عوامل تأثیرگذار روی رشد اقتصادی نیروی انسانی متخصص و فعال میباشد که این مهم نیازمند سیاستهای باروری مناسب میباشد. در این سیاستها ایجاد رفاه برای جامعه در درجه اول اهمیت قرار دارد. در این مطالعه سعی بر این هست که تأثیر نرخ خام تولد به ازای هر 1000 نفر بر تولید ناخالص داخلی سرانه کشورهای منتخب سازمان کنفرانس اسلامی مورد بررسی قرار بگیرد.
1-2- بیان مسأله
رشد اقتصادی یا افزایش متغیرهای کمی اقتصادی مانند تولید ناخالص داخلی سرانه از نشانههای مهم رفاه هر جامعهای میباشند. یکی از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر رفاه اقتصادی باروی می باشد و از عوامل تأثیرگذار بر باروری، نرخ خام تولد در هر 1000[2] نفر میباشد. برخی اوقات افزایش جمعیت و نبود تقاضای مناسب نیروی کار باعث معضل بیکاری میشود و گاهی وجود نیروی فعال باعث رشد اقتصادی و رفاه جامعه میشود. به عبارتی هیچ اتفاق نظری در مورد اینکه رشد جمعیت برای رشد اقتصادی کشورها مفید یا مضر است وجود ندارد. در مطالعات انجام گرفته همیشه تناقض میان افزایش جمعیت یا کاهش جمعیت بوده است. برخی همچون مالتوسینها معتقدند جمعیت مانع رشد و توسعه اقتصادی است. آنها بر این باورند که سرانجام، رشد اقتصادی به واسطه رشد جمعیت محدود شده و بالاخره متوقف خواهد شد. در مقابل کسانی هم بودند که از رشد جمعیت طرفداری کرده و آن را شرط اول توسعه و رفاه دانستهاند. گروهی استدلال میکنند که کاهش باروری باعث کاهش سرعت رشد اقتصادی در کشورهای صنعتی از طریق اثر منفی آن بر عرضه نیروی کار است. با این حال بحثهای نظری نشان میدهد که اثر کاهش باروری بر عرضه نیروی کار مؤثر میتواند توسط تغییرات رفتاری مرتبط با آن جبران شود. در واقع یکی از مسائل مهمی که در سالهای اخیر نظر اقتصاددانان غربی را به خود مشغول داشته است، بررسی تأثیر باروری بر رفاه اقتصادی بوده است.
1-3- ضرورت و اهمیت تحقیق
در بسیاری از کشورها جمعیت جوان و تحصیلکرده یکی از مهمترین عوامل پیشرفت هر جامعهای میباشد. کشور ایران از جمله کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی سومین کشور سریع جهان در رسیدن به مرز سالمندی است و طبق پیشبینیهای سازمان جمعیت جهانی هرم سنی جمعیت ایران در حال معکوس شدن است و این وضعیت نشان میدهد که جمعیت کشور که در حال حاضر جمعیت جوانی میباشد، در سالهای آتی به سوی سالمندی متمایل خواهد شد. معمولاً کشورهای توسعهنیافته یا درحال توسعه پر جمعیت و جوان هستند و بعد ازدستیابی به مرزهای توسعه، به بحران کاهش جمعیت فعال و سالمندی گرفتار میشوند، در واقع کارشناسان معتقدند که آنچه در کشورهای منتخب سازمان کنفرانس اسلامی به لحاظ جمعیتی معضل محسوب میشود، کاهش رشد جمعیت نیست. دغدغه و ضرورت مهم، تحول در باروری کل است که با کاهش باروری مواجه هستیم. و چنانچه سرعت رشد جمعیت کم باشد، جامعه با تهدید روبه رو خواهد شد بدین معنا که اگر چه جامعه از سلامت، رفاه و آموزش خوبی برخوردار است اما از نیروی انسانی کافی بهرهمند نیست و قدرت ملی تضعیف میشود. اهمیت و طرح این موضوع، علاوه بر ساختارهای سنی در حال تغییر، فرصتها و چالشهای پیش رو، برخاسته از این نکته میباشد که اگر روندهای جدید گذارهای ساختار سنی[3] به درستی مدیریت شود و سیاستهای مناسب و مؤثر اتخاذ شود، میتواند زمینه بهرهبرداری از پنجره فرصت جمعیتی[4] را فراهم آورده و ابعاد مختلف رفاه اقتصادی را بهبود بخشد. اما در مقابل اگر ضعیف مدیریت شود نه تنها این فرصت از دست خواهد رفت، بلکه با روی دیگر سکه یعنی تهدیدها و چالشها روبرو خواهد شد. با در نظر گرفتن دیدگاههای مختلف در مورد اثر باروری بر رفاه اقتصادی از یکسو و متفاوت بودن نتایج مطالعات اقتصادی در این زمینه اهمیت بررسی تأثیرات باروری بر رفاه اقتصادی به وضوح مشخص میشود که بایستی بررسی شود.
1-4- اهداف تحقیق
اهداف این تحقیق را میتوان به دو دسته اهداف اصلی و فرعی طبقهبندی کرد که عبارتند از:
هدف اصلی این تحقیق عبارت است از:
بررسی تأثیر نرخ خام تولد بر رفاه کشورهای منتخب سازمان کنفرانس اسلامی میباشد.
هدف فرعی این تحقیق عبارت است از:
بررسی اثر امید به زندگی در بدو تولد بر رفاه کشورهای منتخب سازمان کنفرانس اسلامی میباشد.
1-5- سؤالات تحقیق
سؤال اصلی این تحقیق عبارت است از:
نرخ خام تولد چه تأثیری بر رفاه اقتصادی کشورهای منتخب سازمان کنفرانس اسلامی میگذارد؟
سؤال فرعی این تحقیق عبارت است از:
امید به زندگی در بدو تولد چه تأثیری بر رفاه کشورهای منتخب سازمان کنفرانس اسلامی میگذارد؟
1-6- فرضیههای تحقیق
فرضیه اصلی این تحقیق عبارت است از:
نرخ خام تولد تأثیر مثبت بر رفاه اقتصادی کشورهای منتخب سازمان کنفرانس اسلامی دارد.
فرضیه فرعی این تحقیق عبارت است از:
امید به زندگی در بدو تولد تأثیر مثبت بر رفاه اقتصادی کشورهای منتخب سازمان کنفرانس اسلامی میگذارد.
1-7- روش تحقیق
مطالعه حاضر به لحاظ هدف از نوع تحقیقات کاربردی و به لحاظ روش تجزیه و تحلیل از نوع تحقیقات تحلیلی میباشد. آمار و اطلاعات مورد نیاز تحقیق به روش اسنادی یا کتابخانهای بوده و تمامی دادهها از طریق سایت بانک جهانی جمعآوری شده است. جامعه آماری مورد مطالعه کشورهای منتخب سازمان کنفرانس اسلامی بوده که برای دوره زمانی 2011-1990 مورد بررسی قرار میگیرد. در این تحقیق از دادههای پانلی به دلیل اطلاعات بیشتر، تغییر پذیری بیشتر، همخطی کمتر، درجه آزادی بالاتر و کارایی بالاتر نسبت به سریهای زمانی و دادههای مقطعی استفاده میشود. دادهها و اطلاعات آماری مورد استفاده در این تحقیق، از طریق تخمین دادههای پانلی مورد ارزیابی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته و نرم افزارهای مورد استفاده در این مطالعه8 Eviews و Stata11 میباشد.
1-8- جامعه آماری و دوره زمانی تحقیق
جامعه آماری تحقیق حاضر 41 کشور منتخب عضو سازمان کنفرانس اسلامی میباشد. به دلیل عدم دسترسی به آمار و اطلاعات تمامی کشورها، از بین 57 کشور عضو سازمان کنفرانس اسلامی ، 41 کشور که دارای اطلاعات کاملتری بودند و امکان تخمین مدل برای آنها میسر بوده انتخاب شدند که با استفاده از دادههای پانلی طی دوره زمانی 2011-1990 مورد بررسی قرار میگیرند. فهرست کشورهای مورد مطالعه در این تحقیق در جدول (1-1) آورده است.
1-9- محدودیتهای تحقیق
از آنجا که این پژوهش، یک مطالعه بین کشوری محسوب شده و برای کشورهای منتخب سازمان کنفرانس اسلامی میباشد و آمار و اطلاعات برای همه این کشورها وجود ندارد، بنابراین محدودیت عمده در این تحقیق، محدودیت آماری میباشد. از آنجا که دادههای آماری برخی کشورهای مورد بررسی وجود ندارد از لیست کشورهای مورد بررسی حذف شدهاند.
1-10- سازماندهی تحقیق
این مطالعه در شش فصل تنظیم شده است: پس از کلیات تحقیق مطرح شده در فصل اول، در فصل دوم ادبیات تحقیق شامل مبانی نظری و مطالعات خارجی و داخلی مورد بررسی قرار گرفته است. فصل سوم به بررسی روندهای تحقیق اختصاص یافته و در فصل چهارم به روششناسی تحقیق پرداخته شده است. فصل پنجم به برآورد مدل و تجزیه و تحلیل یافتههای تحقیق اختصاص یافته است. سرانجام در فصل ششم نتیجه گیری و پیشنهادات ارائه گردیده است.
2-1- مقدمه
این فصل در دو قسمت کلی تنظیم شده است. بعد از مقدمه، در بخش اول مبانی تئوریکی در ارتباط با تأثیر باروری و رفاه اقتصادی آورده شده است. در ادامه به مروری بر مطالعات خارجی و داخلی صورت گرفته در ارتباط با تأثیر باروری بر رفاه اقتصادی پرداخته شده است. در قسمت آخر نیز جمعبندی فصل ارائه شده است.
2-2- مبانی نظری
اثرات رشد جمعیت بر روند رفاه اقتصادی از دیرباز توجه بسیاری از اقتصاددانان را به خود جلب کرده است. تغییرات جمعیت اثرات بالقوه وسیعی در بسیاری از جنبههای زندگی بشری نظیر ساختارهای اقتصادی، اجتماعی، آموزشی و نظایر آن داشته است. گروهی از محققان به تأثیر مثبت و گروهی دیگر به تأثیر منفی باروری و به دنبال آن رشد جمعیت بر رفاه یک کشور پرداختهاند که در این قسمت سعی بر آن است به صورت مختصر به نظریات مهم این دو گروه پرداخته شود.
2-2-1- مروری بر دیدگاه مخالفان افزایش جمعیت
یکی از مباحث و رویکردهای نظری متداول در حوزه اقتصاد جمعیت، بحث درباره تأثیرات باروی و رشد جمعیت بر رفاه و توسعه یک کشور است. دیدگاه بدبینانه جمعیت[5] که مالتوس[6] (1992)، تودارو[7] (1995) و پورتنر[8] (1996) بدان پرداختهاند، رشد جمعیت را مانع توسعه اقتصادی میدانند و تفکرشان بر این بوده است که با ازدیاد جمعیت، منابع غذایی و رفاهی محدودتر میشود. طرفداران مالتوس بر این باورند که برای از بین بردن فقر باید سطح باروری پایین بیاید. آنها مهار جمعیت را راهی برای فرار از این مشکل و مسأله اجتماعی قلمداد میکردند (چارل،1983)[9].
آنها همچنین جمعیت بیشتر را مانع دستیابی به اهداف بلندمدت رشد میدانند. در واقع این محققان رشد زاد و ولد را به عنوان عاملی تهدید کننده برای فرآیند رفاه تشخیص دادهاند. بر پایه این نوع تفکر، افزایش ایجاد شده در تولید کل، به سادگی از طریق افزایش نرخ زاد و ولد از بین میرود و با افزایش جمعیت، مسأله کمیابی ذاتی منابع، در زمان کوتاهتری آشکار خواهد شد ( مک نیکول[10]، 2003).
2-2-1-1- تئوری مالتوس
مالتوس از اقتصاددان بدبین مکتب کلاسیک مربوط به اواخر قرن 18 و اوایل قرن 19 بود. و نسبت به رشد جمعیت دیدگاه بدبینانهای داشت. وی زمانی در ردیف اقتصاددانان قرار گرفت که سرمایهداری بازرگانی به سرعت به وسیله رقابت آزاد به عنوان یک شعار و روش عملگرایانه در حال اوج گرفتن بود. رقابت آزاد بین کارفرمایان به این معنا بود که آنهایی که توانایی تولید کالاهای بهتر را داشتند، میتوانستند دست دیگران را از بازار کوتاه کنند. در مواجهه با چنین اقتصادی است که مالتوس می گوید: جمعیت در همه کشورها در مقایسه با رشد غلات کشاورزی در دسترس، از رشد بیشتری برخوردار است. بنابراین رقابت سختی میان مردم در دستیابی به منابع محدود وجود دارد. در نتیجه، چرا باید به جمعیت اضافی فقیران اجازه داده شود تا مواد غذایی را که افراد طبقه مالک میتوانند از آن منتفع شده و از زندگی بهتری برخوردار شوند، ببلعند؟ وی از هموطنانش میخواهد که جنگ، قحطی، گرسنگی، طاعون، قتل عام و غیره را به عنوان راههای منصفانه الهی برای کنترل رشد جمعیت و تنبیه فقرا، به خاطر عدم خودداری از تولیدمثل بیولوژیکی تلقی کنند. با این دیدگاه او با هر نوع اصلاحات اجتماعی همانند قانون حمایت از فقیران در انگلستان مخالفت مینمود. بر این اساس او میگوید: از آنجایی که میزان جمعیت بهطور دائم در صدد آن است تا از وسائل معیشت سبقت بگیرد، حمایت از فقرا احمقانه است و این موضوع به نوعی تشویقکننده عمومی فقر است. بنابراین دولت کاری به جز رهاکردن فقرا بهدست سرنوشت خویش ندارد و حداکثر میتواند مرگ را برای آنها راحتتر سازد. او بهخاطر اینکه نظریه تجربیش دارای وجه علمی باشد، از ریاضیات کمک گرفت و به جمعآوری ارقام مربوط به اندازه جمعیت و تولید مواد غذایی برای تعدادی از کشورها روی آورد. او در نهایت ادعا کرد که جمعیت انسانی به صورت تصاعد هندسی رشد میکند، درحالیکه تولید مواد غذایی به صورت تصاعد حسابی رشد مینماید. بنابراین پس از مدت کوتاهی رشد تولید از رشد جمعیت عقب میماند و تعداد زیادی از جمعیت فقیر خواهند شد که در نمودار (2-1) نشان داده شده است:
نمودار(2-1) : تئوری مالتوس
همانطور که در نمودار فوق مشاهده میشود تولید مواد عذایی با نسبتی ثابت افزایش مییابد اما به شمار جمعیت به نسبتی فزاینده افزوده میگردد تا جاییکه از سطح تولید مواد غذایی پیشی میگیرد و از نقطه α میگذرد. در اینجا به نظر مالتوس عواملی مثل جنگ، فقر و بیماری از شمار انسانها میکاهند و بدین ترتیب مشکل افزایش جمعیت حل میشود.
2-2-5- انواع نظامهای نرخ ارز.. 13
2-2-6- نرخ ارز به عنوان لنگر اسمی.. 17
2-2-7- سیاستگذاریهای ارزی در ایران.. 25
2-3- نگاهی گذرا به نفت.. 28
2-3-1- تقاضای کل.. 29
2-3-2- عرضه کل.. 30
2-3-3- دلالتهای اقتصاد کلان.. 33
2-3-4- دلالتهای اقتصاد خرد.. 36
2-3-5- نقش و اهمیت نفت در اقتصاد ایران.. 36
2-4- خلاصه فصل.. 50
فصل سوم: روششناسی پژوهش.. 51
3-1- مقدمه.. 52
3-2- سریهای زمانی.. 52
3-3- مفهوم همجمعی.. 53
3-4- آزمون انگل-گرنجر و انگل گرنجر تعمیم یافته برای همجمعی.. 55
3-5- آزمون جوهانسون و جوسیلیوس.. 56
3-6- الگوی خود توضیح برداری VAR.. 56
3-7- الگوهای تصحیح خطا ECM… 57
3-8- الگوی تصحیح خطای برداری VECM… 59
3-9- توابع واکنش آنی و تجزیه واریانس.. 61
3-9-1- توابع واکنش آنی IRF.. 61
3-9-2- توابع تجزیه واریانس.. 62
3-10- خلاصه فصل.. 63
فصل چهارم: تخمین مدل و تجزیه و تحلیل نتایج.. 64
4-1- مقدمه.. 65
4-2- برآورد مدل و تجزیه و تحلیل نتایج.. 65
4-2-1- معرفی متغیرها.. 66
4-2-2- آزمون مانایی متغیرها.. 66
4-2-3- تعیین طول وقفه بهینه در مدل.. 68
4-2-4- تعیین بردارهای همجمعی.. 70
4-2-5- نتایج تخمین رابطه بلندمدت مدل با استفاده از آزمونهای همجمعی.. 72
4-2-6- نتایج تخمین کوتاه مدت مدل با استفاده از الگوی تصحیح خطای برداری 75
4-2-7- بررسی توابع تجزیه واریانس و عکسالعمل آنی.. 78
4-3- خلاصه فصل.. 85
فصل پنجم: نتیجهگیری و پیشنهادات.. 86
5-1- خلاصه پژوهش.. 87
5-2- تحلیل اقتصادی نتایج حاصل از برآورد الگو و آزمون فرضیهها.. 90
5-3- پیشنهادات سیاستی.. 92
منابع.. 94
پیوستها.. 99
فهرست جداول و نمودارها
نمودار (2-1) روند اجزای تولید ناخالص داخلی کشور به قیمت ثابت 1376(1385-1338) 38
نمودار(2-2)روند اجزای تولید ناخالص داخلی به قیمت ثابت 1376(1385-1338).. 38
نمودار (2-3)روند نرخ رشد اقتصادی (1384-1339).. 40
نمودار ( 2-4) روند ارزش تولید گروه نفت و نفت خام به قیمت ثابت 1376(1384-1388) 40
جدول4-1: نتایج آزمون دیکی- فولر تعمیم یافته برای متغیرهای مدل.. 67
جدول 4-2: تعیین مقدار بهینه وقفه با استفاده از آزمونهای مختلف.. 69
جدول4-3: تعیین تعداد بردارهای همگرایی با استفاده از آزمون ………. 71
جدول4-4: تعیین تعداد بردارهای همگرایی با استفاده از آزمون …….. 71
جدول 4-5: ضرایب همجمعی متغیرها.. 72
جدول 4-6: نتایج تخمین مدل تصحیح خطای برداری.. 76
جدول 4-7: نتایج تجزیه واریانس متغیر لگاریتم رشد اقتصادی.. 79
جدول 4-8: نتایج تجزیه واریانس متغیر لگاریتم قیمت نفت.. 80
جدول 4-9: نتایج تجزیه واریانس متغیر لگاریتم نوسانات نرخ ارز.. 81
نمودار 4-1: تابع عکسالعمل آنی رشد اقتصادی نسبت به تکانههای قیمت نفت.. 83
این مطلب را هم بخوانید :
نمودار 4-2: تابع عکسالعمل آنی رشد اقتصادی نسبت به تکانههای نرخ ارز.. 84
فصل اول:
مقدمه و کلیات طرح پژوهش
1-1- مقدمه
افزایش سطح تولید ملی از جمله اهداف مهم کشورهای مختلف و به ویژه کشورهای در حال توسعه است؛ که زمینهساز دستیابی به اهداف توسعه و شکوفایی اقتصادی در هر کشور است. بنابراین، مشخص کردن عوامل مؤثر بر تغییرات تولید ناخالص داخلی و ارتباط آن با دیگر متغیرهای اقتصادی لازم است.
به طور کلی نوسانات نرخ ارز بخش تقاضای کل اقتصاد را از مجرای خالص صادرات و تأثیرگذاری ذخایر ارزی بانک مرکزی و بخش عرضه اقتصاد را از مجرای کالاهای واسطهای وارداتی، تحت تأثیر قرار میدهد. همچنین درآمدهای نفتی در اقتصاد ایران یکی از متغیرهای مهم و تأثیرگذار بر متغیرهای کلان اقتصادی است. بنابراین در این پژوهش سعی بر این است که تأثیر نوسانات نرخ ارز و قیمت نفت بر رشد اقتصادی در ایران بررسی شود. به این منظور در ادامه توضیحاتی در مورد ضرورت و اهمیت موضوع ارائه میشود.
1-2- بیان مساله و ضرورت پژوهش
نرخ ارز یکی از مهمترین متغیرهای اقتصاد کلان شناخته میشود که تغییرات آن به طور گسترده بر وضعیت تراز پرداختها و قدرت رقابت بینالمللی یک کشور تاثیر میگذارد. با توجه به ادبیات موضوع، کاهش ارزش نرخ ارز موجب افزایش صادرات و کاهش واردات میشود. همچنین افزایش ارزش نرخ ارز باعث کاهش صادرات و افزایش واردات میگردد. بنابراین تغییر نرخ ارز منجر به انتقال درآمد از کشورهای واردکننده به کشورهای صادرکننده و یا برعکس، میشود. این فرایند رشد اقتصادی را هم در کشورهای صادرکننده و هم در کشورهای واردکننده تحت تاثیر قرار میدهد.
در این میان انحراف نرخ واقعی ارز از سطح تعادلی بلند مدت و بادوام معمولا عدم تعادلهای شدید در اقتصاد کلان به جا میگذارد. چنانچه نرخ ارز واقعی به طور مناسب و در مسیر تعادلی تنظیم گردد، میتواند آثار مثبتی بر اقتصاد ایجاد کند.
نرخ واقعی ارز پدیدهای است که قیمت نسبی دو کالا را ارزیابی میکند. این پدیده همچنین معیاری است که سطح رقابتپذیری اقتصادی یک کشور در بازارهای جهانی را نشان میدهد. این متغیر به صورت نسبت قیمت کالاهای قابل تجارت به قیمت کالاهای غیر قابل تجارت تعریف میشود. گرچه این تعریف به لحاظ نظری سودمند است، اما محاسبه آن به علت عدم دسترسی به اطلاعات مربوطه بسیار دشوار است. در چند دهه گذشته اقتصاددانان و سیاستگذاران، مطالعات زیادی درباره عملکرد نرخهای واقعی ارز در کشورهای در حال توسعه داشتهاند و اغلب آنان به این نتیجه رسیدهاند که اعمال سیاستهای نامناسب نرخ ارز توسط برخی از کشورها موجب تشدید بحران بدهکاریهای بینالمللی و عدم موفقیت سیاستهای اصلاحی و تعدیلی در رفع مشکلات اقتصاد شده است (بروجردی، 1379).
به طور کلی نوسانات نرخ ارز بخش تقاضای کل اقتصاد را از مجرای خالص صادرات و تأثیرگذاری ذخایر ارزی بانک مرکزی و بخش عرضه اقتصاد را از مجرای کالاهای واسطهای وارداتی، تحت تأثیر قرار میدهد.
نفت از جمله کالاهای استراتژیک جهان و به عنوان یکی از نهادههای مهم تولید هر کشور به شمار میرود. در نتیجه، نوسانات شدید قیمت نفت تاثیرات بسیار زیادی در اقتصادکشورها، چه در حال توسعه و چه توسعه یافته دارد. علاوه بر این، درآمدهای نفتی، بخش بزرگی از درآمدهای صادراتی کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) را تشکیل میدهند.
اقتصاد جهان در سالهای مختلف نوسانات مثبت و منفی زیادی را در قیمت نفت خام تجربه کرده است. این نوسانات و تغییرات قیمت نفت بر متغیرهای کلان اقتصادی در کشورهای جهان تأثیر گذاشته و اقتصاد این کشورها را با چالشی جدی روبرو کرده است؛ و موجب شده که اقتصاددانان سراسر دنیا برای در امان ماندن از تأثیرات منفی ناشی از این شوکها تدابیر مختلفی اتخاذ کنند. به طوری که کشورهای صادرکننده نفت، که در مقابل شوکهای منفی قیمت نفت بسیار آسیب پذیرند، نهادهایی را برای ذخیره مازاد درآمدهای ارزی حاصل از فروش نفت خام به هنگام قیمتهای بالای نفت، تأسیس کردهاند تا در هنگام بروز شوکهای منفی قیمت نفت برای پیشبرد اهداف خود از این نهادها استفاده کنند.
معمولاً در کشورهای صادرکننده نفت، درآمدهای صادرات نفت به عنوان درآمد بخش دولتی محسوب و از طریق خزانه وارد بودجه میشود. این موضوع سبب میگردد که درآمدهای نفتی از طریق ردیف هزینههای دولت به دو صورت جاری و عمرانی به اقتصاد کشور تزریق شود. در کشورهای صادرکننده نفت به دلیل ساختار و مسائل سیاسی، دولت به عنوان بزرگترین کارگزار اقتصادی کشور در اغلب بخشهای تولیدی و خدماتی حضور فعال دارد. انتظارات سیاسی و اجتماعی از دولت که عموماً فاقد مبنای اقتصادی است، سبب میشود که اغلب تأثیرات هزینههای سرمایهای دولت نیز مانند هزینههای جاری باشد. سرمایهگذاری عمده دولتی از برنامه زمانبندی مدون خود تبعیت نمیکند، حجم سرمایهگذاری از رقم پیشبینی شده فراتر میرود و مدیریت دولتی غیرکارآمد نیز سبب میشود که اثرات توسعهای این قبیل سرمایهگذاریها ضعیف باشد. از آنجا که درآمدهای نفتی نتیجه عملکرد فعالیت بخشهای اقتصادی نبوده، بنابراین افزایش آنها نشاندهنده رونق واقعی اقتصاد نیست. بنابراین افزایش این درآمدها و تزریق آنها به جامعه، منجر به افزایش قیمتها میشود (عباسیان وهمکاران 1386).
درآمدهای نفتی در اقتصاد ایران یکی از متغیرهای مهم و تأثیرگذار بر متغیرهای کلان اقتصادی است. بخش نفت نه تنها به عنوان یکی از فعالیتهای مهم اقتصادی بر سایر متغیرهای اقتصادی تأثیر میگذارد، بلکه درآمدهای حاصل از آن نقش مهمی را به عنوان منبع مهم مالی دولت و درآمد ارزی کشور ایفا میکنند (همان).
حال در چنین وضعیتی که اقتصاد ایران وابستگی زیادی به درآمدهای نفتی دارد، تغییرات قیمت نفت که از تحولات برونزا سرچشمه میگیرد و از کنترل سیاستگذاران اقتصادی خارج است، درآمدهای نفتی کشور را با نوسانات زیادی مواجه میکند. این درآمدهای ناپایدار، به عامل اصلی انتقال مستقیم بیثباتیها و نااطمینانی به تولید ناخالص داخلی کشور تبدیل شدهاند، به طوری که هر گونه تغییر در قیمت نفت، موجب تغییر تولید ناخالص داخلی و در نتیجه بیثباتی این متغیر مهم اقتصادی شده است. علاوه بر این، بودجه دولت نیز که زبان مالی اهداف و برنامههای اقتصادی است، بر این درآمدهای ناپایدار، نوسانی و ناشی از فروش سرمایه ملی، متکی شده است (عباسیان وهمکاران 1386).
1-3- اهداف پژوهش
هدف اصلی این پژوهش، بررسی تاثیر نوسانات نرخ ارز و قیمت نفت بر رشد اقتصادی در ایران طی دوره زمانی 1367 – 1387 است. لازم به ذکر است که در این پژوهش تاثیر نوسانات نرخ ارز و قیمت نفت بر رشد اقتصادی ایران و محاسبه سهم هرکدام به صورت همزمان مورد توجه قرار میگیرد.
1-1 مقدمه ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………… 2
2-1 اهداف تحقیق ……………………………………………………………………………………………………………………………………………… 6
3-1 سوالات تحقیق ……………………………………………………………………………………………………………………………………………. 6
4-1 فرضیهها ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………. 7
5-1 ضرورت انجام تحقیق ………………………………………………………………………………………………………………………………….. 7
6-1 روش تحقیق ……………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 7
7-1 جنبه جدیدبودن و نوآوری ……………………………………………………………………………………………………………………….. 7
فصل دوم: بخش انرژی در روابط ایران، امریکا و شرکتهای نفتی بینالمللی
1-2 مقدمه ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 9
2-2 الزامات توسعه تکنولوژی در صنعت نفت ………………………………………………………………………………………………….. 9
2-3 سطوح قابلیتهای تکنولوژیکی …………………………………………………………………………………………………………………. 11
2-4 چشم انداز توسعه تکنولوژی در صنایع بالادستی نفت و گاز …………………………………………………………………… 14
2-5 بازیگران تکنولوژی در عرصه بالادستی ……………………………………………………………………………………………………… 15
2-6 تکنولوژی و بازار نفت و گاز …………………………………………………………………………………………………………………….. 17
2-7 نقش نفت در اقتصاد ایران …………………………………………………………………………………………………………………………. 18
2-8 انواع قراردادهای بخش نفت و گاز …………………………………………………………………………………………………………….. 18
2-8-1 قراردادهای امتیازی …………………………………………………………………………………………………………………………….. 19
2-8-2 قراردادهای مشارکت در تولید …………………………………………………………………………………………………………… 19
2-8-3 قراردادهای مشارکت در سرمایهگذاری ……………………………………………………………………………………………… 20
2-8-4 قراردادهای خدماتی ……………………………………………………………………………………………………………………………. 21
2-9 تحریمها ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………… 23
2-9-1 ادبیات تحریم ……………………………………………………………………………………………………………………………………….. 23
2-9-2 روشهای تحریم (انواع تحریم) …………………………………………………………………………………………………………… 24
2-9-3 زمان شروع تحریمها و روند شکلگیری آنها در مورد ایران ……………………………………………………………….. 25
فصل سوم: روش تحقیق
3-1 مقدمه ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 30
3-2 تاریخچه مختصری از نظریه بازیها ………………………………………………………………………………………………………… 30
3-3 مقدمهای بر نظریه بازیها ………………………………………………………………………………………………………………………… 33
3-4 بازیهای ایستا با اطلاعات کامل ……………………………………………………………………………………………………………… 37
3-4-1 فرم استراتژیک بازیها ……………………………………………………………………………………………………………………… 38
3-4-2 فرم ماتریسی بازی …………………………………………………………………………………………………………………………… 40
3-4-3 تعادل نش ……………………………………………………………………………………………………………………………………. 41
3-5 بازیهای پویا با اطلاعات کامل ………………………………………………………………………………………………………….. 41
3-5-1 بازی با اطلاعات تمام و ناتمام …………………………………………………………………………………………………….. 43
3-5-2 مجموعه اطلاعاتی ………………………………………………………………………………………………………………………… 43
3-5-3 فرم استراتژیک یک بازی فرم بسط یافته …………………………………………………………………………………… 44
3-5-4 تعادل SPE در بازی …………………………………………………………………………………………………………………… 45
3-6 پیشینه تحقیق …………………………………………………………………………………………………………………………………… 47
فصل چهارم: نظریه بازیها و تحلیل تحریم در بخش انرژی ایران
4-1 مقدمه …………………………………………………………………………………………………………………………………………………. 52
4-2 بازی ایستا …………………………………………………………………………………………………………………………………………… 52
4-2-1 مجموعه بازیکنان ………………………………………………………………………………………………………………………….. 52
4-2-2 استراتریها ………………………………………………………………………………………………………………………………….. 55
4-2-3 پیامد بازیکنان ………………………………………………………………………………………………………………………………. 56
4-2-4 تعادل نش ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 61
4-3 بازی پویا ……………………………………………………………………………………………………………………………………………… 62
4-4 معادلات رفتاری بازیکنان …………………………………………………………………………………………………………………… 68
فصل پنجم: خلاصه، نتیجه گیری و پیشنهاد ……………………………………………………. 74
منابع …………………………………………………………………………………………………………… 80
1 مقدمه
“تحریمهای اقتصادی[1] به عنوان ابزاری برای نیل به اهداف سیاست خارجی استفاده میشوند. به همین علت دولت امریکا در پیشبرد سیاست خارجی خود به تحریمهای اقتصادی روزافزون متوسل میشود.” (علیخانی ، 1380)
از نظر “باری ای کارتر[2]” تحریمهای اقتصادی به معنی “تدابیر قهرآمیز اقتصادی علیه یک یا چند کشور برای ایجاد تغییر در سیاستهای آن کشور است و یا دست کم بازگوکننده نظر یک کشور درباره این قبیل سیاست هاست.”
“بدین ترتیب عبارت “تحریمهای اقتصادی” به معنی اقدامات غیرنظامی است ک بر انتقال کالا، خدمات و یا سرمایه به یک کشور خاص، تأثیر نامطلوبی میگذارد و هدف از برقراری آن تنبیه یا مجازات و یا وادار ساختن آن کشور به تطبیق خود با اهداف سیاست دولت تحریمکننده از اقدامات و رفتارهای آن کشور است.” (بهروزیفر، 1383)
تحریمهای اقتصادی در طول قرنها جزئی از مهارتهای دیپلماتیک بوده و هست. اساسأ تحریمها برای حصول اهداف متفاوتی مورد استفاده قرار میگیرند و بعضی مواقع بصورت اقدامات قهری اتخاذ شده سیاست خارجی به جز جنگ، ابزار چندجانبه دیپلماسی بازدارنده، استراتژی برای ایجاد تغییرات سیاسی و اجتماعی در کشور هدف، یا حتی مقدمهای بر جنگ میباشد.
تحریم علیه ایران از جانب کشورهای غربی و در جهت توقف در پیشرفت برنامه اتمی ایران شکل گرفت. این تحریمها تا کنون نتوانسته بر روی برنامه اتمی ایران تاثیرگذار باشد، بلکه تاثیرات منفی بر روی اقتصاد ایران گذاشته است. این تحریمها در زمینههای اقتصادی، علمی، سیاسی، فروش سلاح و مهمات میباشد. این تحریمها بخش نفت و گاز ایران را شامل نمیشود، اما تحریمهای یکجانبه امریکا و فشارهای این کشور بر شرکتهای نفتی متقاضی به سرمایهگذاری در ایران موجب شده آنها تمایلی به انعقاد قرارداد جدید نداشته باشند.
نخستین تحریم جامع سراسری علیه ایران در دوران معاصر، تحریم بریتانیا علیه ایران بمنظور واکنش در برابر انتخاب دکتر محمد مصدق به وزارت بود که هدف ملیسازی صنعت نفت را دنبال میکرد. اولین قطعنامه شورای امنیت علیه ایران در زمان نخستوزیری محمد مصدق و بمنزله واکنش علیه ملی شدن صنعت نفت ایران صادر شد. امریکا نیز در سال 1980تحریمهای اقتصادی وسیعی را در واکنش به تصرف سفارت آمریکا در تهران علیه ایران وضع نمود. در سال ۱۹۹۵، بیل کلینتون رئیس جمهور وقت آمریکا اقدام به وضع تحریمهایی نمود که به موجب آن شرکتهای نفتی آمریکایی از سرمایهگذاری در طرحهای نفت و گاز ایران منع شده بودند. همچنین روابط بازرگانی با ایران نیز یکجانبه قطع گردید در سال 1996 کنگره قانون تحریم ایران ـ لیبی را تصویب کرد که مشخصه عمده آن تحریم سرمایهگذاریها در پروژههای نفت و گاز دو کشور بود.
در ژوئن 2010 نیز قانون تحریمهای یکجانبه در کنگره آمریکا علیه سیستم بانکی و انرژی ایران به تصویب رسید. به موجب این قانون، شرکتهای خارجی که به پیشرفت صنعت نفت ایران کمک کنند و همچنین بانکهای خارجی که زمینه دسترسی ایران به سیستم مالی بینالمللی را فراهم کنند، از فعالیت گسترده در ایالات متحده و دریافت امتیازهای مالی منع خواهند شد. گفتنی است تاکنون شمار بانکهای ایرانی جای گرفته در فهرست تحریمهای آمریکا به 21 بانک رسیده است.
بطور کلی دلایل و اهداف وضع تحریم عبارتند از:
این مطلب را هم بخوانید :
– تمایل به تأثیرگذاری در سیاستها یا حتی ایجاد تغییر در نظام سیاسی یک کشور.
– تنبیه و مجازات یک کشور به علت سیاستهای آن کشور و نشان دادن مخالفت خود با سیاستهای هدف تحریم.
– ایجاد تغییر در نظام سیاسی کشور هدف تحریم و بوسیله ایجاد بیثباتی در آن کشور.
– کاهش توان نظامی کشور هدف.
– برحذر داشتن کشور تحریمشده از تعقیب برخی سیاستهای ناخوشایند در آینده (بازدارندگی).
– برای برخی محافل داخلی کشور تحریمکننده مسجل شود که دولت آن کشور در صورت اقتضا برای تعقیب منافع ملی خود اقدام میکند.
و اهمیت رابطه با ایران را برای امریکا میتوان اینگونه بیان کرد:
– دارا بودن منابع انرژی عظیم مانند نفت و گاز.
– وجود بازارهای مصرفی و پرسود برای کالاهای خارجی.
– موقعیت جغرافیایی حساس و استراتژیک ایران.
– برخوردار بودن ایران از جایگاه بانفوذ در میان کشور های اسلامی.
– تشویق ایران برای تغییر در تخصیص منابع تا این کشور نتواند از طریق گسترش سلاحهای کلاسیک و فعالیتهای هستهای، منافع امریکا و دوستان آنرا تهدید کند. (عرفانی راد، 1380)
– تبدیل ایران به پایگاهی در خدمت اهداف و منافع امریکا.
هم چنین از میان علل تحریم ایران از سوی امریکا می توان به موارد زیر به طور خلاصه اشاره کرد:
– اهداف و منافع امریکا در خلیج فارس و تهدیدی که از طرف ایران متوجه آنهاست.
– تلاش ایران باری دستیابی به تسلیحات هسته ای و سایر انواع تسلیحات کشتار جمعی.
– نقض حقوق بشر توسط ایران.
– اتخاذ سیاستهای خصمانه علیه منافع ایران.
تحریمها معمولا به دو شکل دوجانبه و چندجانبه (بین المللی) توسط دولتها علیه کشورهای رقیب یا دشمن اعمال میشوند تا از طریق آن دولت یا دولتهای تحریمکننده به اهداف سیاسی خود دست یابند.
در خصوص استفاده ایران از تسلیحات هستهای تاکنون بارها قطعنامههایی از سوی شورای امنیت مبنی بر تحت فشار قرار دادن ایران از سوی دیگر دولتها به ایران صادر شده است. که اولین قطعنامه در این زمینه در دسامبر 2006 و آخرین قطعنامه در تاریخ ژوئن 2010 به تصویب شورای امنیت رسیده است.
“لذا چگونگی برخورد و مقابله با نظام حکومتی جدید ایران در سالهای بعد از 1979 همواره یکی از متون سیاست خارجی و مباحث استرتژیک دولت امریکا بوده است. در این مقطع زمانی همواره رفتار مقابلهگرایانه دولت آمریکا به عنوان موضوعی محوری وتعیینکننده بر سرنوشت سیاسی این کشور تأثیر گذاشته است.” ( عرفانیراد، 1380 )
“از بعد از استقرار نظام حکومتی جدید ایران در زمستان 1979، ایالت متحده امریکا بارها از این ابزار علیه ایران استفاده نموده که مهم ترین آن [3]ILSA میباشد.
ایالت متحده امریکا به عنوان یکی از بزرگترین مصرفکنندگان و واردکنندگان و نیز دومین تولیدکننده نفت خام جهان به شمار میرود. بنابراین سیاستها واقدامات این ابرقدرت اقتصادی جهان، تأثیرات قابل توجهی بر بازارهای انرژی ونیز تولیدکنندگان و مصرفکنندگان عمده انرژی جهان بر جای خواهد گذاشت.” (بهروزیفر، 1383)
“یکی از اقدامات قابل توجه امریکا تهدید به اعمال مجازات کشورهایی است که در طرحهای توسعهای حوزههای جدید نفتی ایران سرمایهگذاری نمایند. بطوریکه قانون تکمیلی ژولای 1996 در مورد تحریم ایران و لیبی تقریبا تمامی تجارت دوجانبه را که درآن شرکتهای خارجی در سال بیش از 40 میلیون دلار در حوزههای جدید نفتی ایران سرمایهگذاری نمایند را ممنوع کرد. البته این سقف در سال 1997 به 20 میلیون دلار در سال کاهش یافت.” (بهروزی فر، 1383)
از سویی با توجه به اهمیت بسیار زیادی که برداشت از میدانهای مستقل و مشترک منطقه برای دولت ایران دارند به نظر میرسد که ایران باید همچون شرکای خود و دیگر کشورهای منطقه نسبت به گسترش و توسعه میادین نفتی وگازی خود اقدام کند. ازجمله اقدامات لازم برای شتاب بخشیدن به این مورد اقدام به جلب مشارکت بیشتر شرکتهای بینالمللی نفتی با توجه به تجهیزات پیشرفته آنها میباشد. درحالیکه ایران برای جلب شرکتهای غیرامریکایی و ترغیب آنها به سرمایهگذاری در صنایع نفت، گاز و پتروشیمی خود علیرغم تحریمهای امریکا مجبور بوده و هست تا هزینههای بیشتری بپردازد. ضمن اینکه در صورت ادامه روند فعلی قطعا زیانهای جبرانناپذیری متوجه کشور و وضعیت نفت یکصد ساله ایران خواهد شد.
در این میان کاهش درآمدهای حاصل از برداشت از مخازن مشترک و برداشت حداکثری کشورهای همسایه موضوعی است که نباید بسادگی از کنار آن گذر کرد. (www.mehrnews.com)
از سویی با توجه به برنامه سایر کشورها که خواهان افزایش میزان پتانسیل خود هستند ایران عملأ جایگاه دوم خود را در اوپک از دست خواهد داد. (www.naftnews.com)
از طرفی دیگر اگر درآمد ملی تحققیافته با آنچه که در برنامه توسعه آمده است متفاوت باشد، این به معنای عدم تحقق اهداف برنامه توسعه اقتصادی است که برای دولت ایران چندان مطلوب نیست. پس دولت باید راهی را انتخاب کند که درآمد ملی افزایش یابد که با توجه به وابستگی ایران به درآمدهای نفتی راه حل موردنظر وی این است که منابع نفتی خود را گسترش دهد و برای این منظور از حضور شرکتهای بینالمللی نفتی در منطقه استفاده کند و ظرفیت تولید خود را افزایش دهد.
1-2- اهداف تحقیق
1-3- سوالات تحقیق
بر اساس تحقیقات انجام گرفته در زمینه تحریمهای اعمال شده مشاهده شده که این تحریمها اثرات منفی بر اقتصاد ایران گذاشته است. با توجه به اهمیت بسیار این اثرات اقتصادی بر بخش نفت و گاز ایران در اینجا این سوال وجود دارد:
تحریم بخش نفت و گاز ایران از طریق تعامل بین ایران، امریکا و شرکتهای بینالمللی چه تاثیری بر روند رشد و توسعه این بخش دارد؟
1-4- فرضیهها
تحریم بخش نفت و گاز ایران از طریق عدم تعامل بین ایران، امریکا و شرکتهای نفتی باعث تأخیر در رشد و توسعه این بخش شده است.
1-5- ضرورت انجام تحقیق
با توجه به اهمیت بسیار زیادی که میدانهای مشترک برای منطقه دارند و کشورهای منطقه از مدتها قبل بهره برداری از این میدانهای مشترک را آغاز کرده اند به نظر میرسد ایران نیز باید در راستای رقابت با شرکای شیخنشین خود شتاب بیشتری به برداشت از این میادین مشترک دهد. با توجه به روند رو به رشد افزایش استفاده از تحریمها ایران در روابط بینالملل خود با مشکل مواجه شده است از سویی منابع عظیم نفت و گاز ایران نیاز به بهرهبرداری با سرعت بیشتر دارد و بخش عظیمی از تحریمهای آمریکا علیه این منابع عظیم می-باشد.
لذا با توجه به کمبود محسوس مطالعات و بررسیهای علمی و دانشگاهی درباره این موضوع باید در این زمینه مطالعاتی صورت گیرد بلکه بتواند افقی را برای دستاندرکاران و مدیران اقتصادی و سیاسی کشور مشخص نماید.
1-6- روش تحقیق
روش بکار رفته برای تجزیه و تحلیل اطلاعات در این تحقیق، روش تحلیلی – توصیفی است و نتایج اقدامات امریکا علیه ایران در مقاطع زمانی مختلف با مشاهده وضعیت وکمیت وکیفیت مورد توصیف و تحلیل قرار میگیرد. لیکن مبانی نظری موضوع را نظریه بازیها تشکیل میدهد.
1-7- جنبه جدید بودن و نوآوری
این پژوهش از دو جنبه نوآوری دارد. اول اینکه مطالعات معدودی اثرات تحریمهای اقتصادی را بصورت کمی مورد مطالعه قرار دادهاند. تمامی مطالعات صورتگرفته در ایران، اثرات تحریم را بصورت کیفی وتحلیلی مورد بررسی قرار دادهاند. این مطالعه اولین مطالعهای است که تحریم بخش نفت و گاز ایران توسط امریکا را بصورت کمی بررسی مینماید. بعد دیگر نوآوری در روش تحقیق است، تحلیل این موضوع به کمک نظریه بازیها از نوآوریهای این پژوهش به شمار میآید.
2-1- مقدمه
صنعت نفت، گاز و پتروشیمی طلایهدار توسعه صنعتی و فناوری کشور میباشند. این صنایع با سابقه تاریخی طولانی و گستردگی زیاد خود، نقش مهمی در توسعه ملی دارند و پایه اقتصاد کشور را تشکیل میدهند. دهها طرح کلان عمرانی در این صنایع توسط متخصصین و شرکتهای ایرانی، ثبت اختراعات و مقالات علمی متعدد در مراکز تحقیقاتی و ابسته به آن و مواردی از این دست گواه تلاشهای انجام شده در جهت توسعه فناوری در این صنعت است.
ایالات متحده امریکا، به عنوان یکی از بزرگترین واردکنندگان و مصرفکنندگان و نیز دومین تولیدکننده نفت خام جهان از بزرگترین بازیگران عرصه انرژی جهان به شمار میرود. بنابراین سیاستها و اقدامات این ابرقدرت اقتصادی جهان تاثیرات قابل توجهی بر بازار جهانی انرژی و واردکنندگان و تولیدکنندگان عمده انرژی جهان بر جای خواهد گذاشت.
یکی از اقدامات ایالات متحده امریکا اعمال تحریم علیه کشورهای عمده تولیدکننده نفت از جمله ایران میباشد. این تحریمها اثرات بلندمدتی بر بازارهای انرژی جهان بر جای خواهد گذاشت.
در این فصل به بررسی روابط ایران، امریکا و شرکتهای بینالمللی و همچنین به بیان سطح تکنولوژی موجود درکشور ایران و لزوم رابطه این کشور با شرکتهای بینالمللی خواهیم پرداخت.
2-2- الزامات توسعه تکنولوژی در صنعت نفت
با وجود تلاشهای انجام شده در حوزه توسعه فناوری در صنعت نفت، الگوی غالب صنعت نفت کشور از ابتدا تا کنون، الگوی فروش منابع طبیعی با تکیه بر دانش، تکنولوژی و سرمایه خارجی یا به عبارت دقیقتر الگوی “منبع پایه یا بهرهبرداری” بوده است. این الگو تا کنون موانعی را در مسیر توسعه پایدار این صنعت ایجاد کرده و ادامه روند فعلی، میتواند به عنوان یکی از تهدیدات اساسی آینده در سطح این صنعت و همچنین در سطح ملی قلمداد شود.
چشم انداز بیست ساله کشور ، ایران 1404 را ایرانی برخوردار از دانش و تکنولوژی و اقتصاد آنرا اقتصاد دانشبنیان عنوان نموده است. تبعیت از این جهتگیری کلی در صنعت نفت ، مستلزم تغییر الگو از منابع پایه به سمت الگوی مبتنی بردانش و توسعه تکنولوژی است.
منابع دانش و آگاهی عبارتند از تکنولوژی، سازماندهی تکنولوژی و کاربرد آن، اطلاعات، آموزشها و مهارتها. ارزیابی تکنولوژی صنعت نفت و چگونگی تغییر جهت فرایندهای صنعت نفت از منابع پایه به دانش پایه از مباحث اساسی در آینده صنعت نفت خواهد بود.
مطالعه چشمانداز توسعه تکنولوژی در صنعت نفت، گاز و پتروشیمی بر اساس نگرش انتقال از صنعتی منبعپایه یا بهرهبردار به صنعتی دانشپایه تنظیم شده است. در این کار روندهای موجود تکنولوژی و آینده آن در صنعت نفت، شرایط محیط ملی و چالشهای پیشروی آن مشخص میشود و بر این اساس چشم انداز مطلوب و سیاستهای لازم برای تحقق آن برشمرده میشود.
بررسی ساختار صنعت نفت در کشورهای مختلف جهان، دو الگوی مختلف توسعه را نشان میدهد. این دو مدل عبارتند از: الگوی توسعه مبتنی بر تولید مواد خام یا بهرهبرداری و الگوی مبتنی بر توسعه تکنولوژی. الگوی نخست عمدتا منابع پایه بوده و حول بهرهبرداری از مخازن نفت و گاز به وسیله تکنولوژی وارداتی و سرمایه خارجی متمرکز است. هدف اصلی از این الگو ، حداکثر سازی درآمد ناشی از فروش نفت خام و گاز طبیعی میباشد. اما الگوی دوم، مبتنی بر ایجاد قابلیتها و زیر ساختهای تکنولوژیکی به منظور بهرهبرداری بهینه از مخازن نفت و گاز و تبدیل این منابع طبیعی به محصولاتی با ارزش افزوده بالاتر و همچنین فروش تکنولوژی میباشد این مدل را میتوان الگوی دانش پایه هم نامید.
مطالعه صنعت نفت کشور نشان میدهد علیرغم تلاشهای انجام شده در این حوزه، الگوی توسعه این صنعت از مدل منبعپایه یا بهرهبرداری تبعیت میکند.
2-3- سطوح قابلیتهای تکنولوژیکی