اهمیت و ضرورت تحقیق
از عواملی که در خصوص منبع و منشاء اثرات زیست محیطی عنوان می شود، رشد اقتصادی است. افزایش رشد اقتصادی، باعث استفاده شدید از منابع طبیعی می شود و از سوی دیگر، خروجی های نامطلوب نیز در از بین بردن محیط زیست موثر است. لذا بررسی میزان و نوع اثرگذاری رشد اقتصادی بر محیط زیست باید در تمامی کشورها مورد بررسی قرار گیرد.
اهداف تحقیق
بررسی تاثیر رشد اقتصادی بر محیط زیست در منتخبی از کشورهای آسیایی
سوالات تحقیق
این تحقیق به دنبال پاسخی برای سوال ذیل می باشد:
آیا رشد اقتصادی بر محیط زیست در کشورهای مورد مطالعه این پژوهش تاثیرگذار است؟
کاربردهای تحقیق
نتایج پژوهش می تواند به مسئولین درباره درک میزان تاثیرگذاری رشد اقتصادی بر محیط زیست کمک کرده و با توجه به اینکه برخی از منابع طبیعی تجدیدناپذیر هستند و یا در صورت از بین رفتن و یا آسیب دیدن بازسازی آنها بسیار پر هزینه می باشد باید توجه داشت در برابر رشد اقتصادی که برای کشور بدست می آید چه چیزی از بین می رود و سود و هزینه وارد شده بر کشور به منظور رشد اقتصادی بدست آمده ارزیابی شود.
فرضیه های تحقیق
تحقیق حاضر مبتنی بر فرضیه ی ذیل می باشد:
رشد اقتصادی بر محیط زیست در منتخبی از کشورهای آسیایی در نظر گرفته شده در این پژوهش تاثیر معناداری دارد.
قلمرو موضوعی تحقیق
در این پژوهش به بررسی تاثیر گذاری اثر رشد اقتصادی بر محیط زیست می پردازیم.
قلمرو زمانی تحقیق
از نظر زمانی این تحقیق شامل طول دوره زمانی 2013-2003 می باشد.
قلمرو مکانی تحقیق
از نظر مکانی این تحقیق منتخبی از کشورهای آسیایی(شامل: افغانستان، ارمنستان، آذربایجان، چین، مصر، گرجستان، اندونزی، هند، ایران، اسرائیل، ژاپن، اردن، کره، قرقیزستان، مالزی، مراکش، پاکستان، روسیه، سنگاپور، تایلند، ترکیه و تونس) را دربرمیگیرد.
روش تحقیق
1-11-1- نوع روش تحقیق
روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش روش تحلیلی- استنباطی میباشد .
1-11-2- روش گردآوری اطلاعات
روش گردآوری اطلاعات برای انجام تحقیق در این مطالعه به صورت کتابخانه ای خواهد بود.
1-11-3- ابزار گردآوری اطلاعات
برای تدوین مبانی نظری و بحث های تئوری از کتب و مقاله های خارجی و فارسی، بانک های اطلاعاتی جهانی و شبکه های کامپیوتری و ….. استفاده شده است.
1-11-4- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات
تاثیر رشد اقتصادی بر محیط زیست در منتخبی از کشورهای آسیاییدر طول دورهی زمانی 2013-2003 با استفاده از الگوی پانل پرداخته میشود. به منظور تخمین مدل از نرم افزارهای 6Eviews استفاده میشود.
متغیرهای تحقیق
متغیرهای مورد استفاده در این پژوهش عبارتند از: انتشار گاز دی اکسید گربن به عنوان نماینده شاخص زیست محیطی، رشد اقتصادی، جمعیت، سرمایه گذاری مستقیم خارجی و زمین های کشاورزی.
تعریف واژگان تحقیق
1-13-1- محیط زیست
محیط زیست به همه محیطهایی که در آنها زندگی جریان دارد گفته میشود. مجموعهای از عوامل فیزیکی خارجی و موجودات زنده که با هم در کنش هستند محیط زیست را تشکیل میدهند و بر رشد و نمو و رفتار موجودات تأثیر میگذارند. حفاظت محیط زیست در قرن بیست و یکم به عنوان یکی از هشت هدف توسعه هزاره و یکی از سه پایه توسعه پایدار شناخته میشود.
محیط زیست عبارت ترکیبی از دانش های متفاوت در علم است که شامل مجموعهای از عوامل زیستی و محیطی در قالب محیط زیست و غیر زیستی (فیزیکی، شیمیایی) است که بر زندگی یک فرد یا گونه تأثیر میگذارد و از آن تأثیر میپذیرد. امروزه این تعریف غالباً به انسان و فعایتهای او مرتبط میشود و میتوان محیط زیست را مجموعهای از عوامل طبیعی کره زمین، همچون هوا، آب، اتمسفر، صخره، گیاهان و غیره، که انسان را احاطه میکنند خلاصه کرد.
تفاوت محیط زیست با طبیعت در این است که تعریف طبیعت شامل مجموعه عوامل طبیعی، زیستی و غیر زیستی میشود که منحصراً در نظر گرفته میشوند، در حالی که عبارت محیط زیست با توجه به برهمکنشهای میان انسان و طبیعت و از دیدگاه بشر توصیف میشود.
1-13-2- رشد اقتصادی
رشد اقتصادی، دلالت بر افزایش تولید یا درآمد سرانه ملی دارد. اگر تولید کالاها یا خدمات به هر وسیله ممکن در یک کشور افزایش پیدا کند، میتوان گفت که در
این مطلب را هم بخوانید :
پایان نامه رشته حقوق در مورد : روابط دیپلماتیک آن کشور، رشد اقتصادی اتفاق افتادهاست. رشد اقتصادی به تعبیر ساده عبارت است از افزایش تولید یک کشور در یک سال خاص در مقایسه با مقدار آن در سال پایه. در سطح کلان، افزایش تولید ناخالص ملی (GNP) یا تولید ناخالص داخلی (GDP) در سال مورد بحث به نسبت مقدار آن در یک سال پایه، رشد اقتصادی محسوب میشود. علت این که برای محاسبه رشد اقتصادی، از قیمتهای سال پایه استفاده میشود آن است که افزایش محاسبه شده در تولید ناخالص ملی، ناشی از افزایش میزان تولیدات باشد و تأثیر افزایش قیمتها (تورم) حذف گردد.
منابع رشد اقتصادی عبارتاند از:
افزایش نهادههای تولید (افزایش سرمایه یا نیروی کار)
افزایش بهرهوری عوامل تولید
بهکارگیری ظرفیتهای احتمالی خالی در اقتصاد
امروزه رشد اقتصادی بهدلایل زیر مطلوب جوامع است:
1-13-3- سرمایه گذاری خارجی
سرمایهگذاری مستقیم خارجی (با نماد اختصاری FDI) عبارت است از سرمایهگذاری یک شرکت یا شخص حقیقی در کشوری دیگر جهت تجارت یا تولید. از منظر علم اقتصاد، این فعالیت در نقطه مقابل سرمایهگذاری در سهام (به انگلیسی: portfolio investment) قرار میگیرد که سرمایهگذاریای تاثیرپذیر از شرایط اقتصادی کشور هدف محسوب میشود.
ساختار تحقیق
این تحقیق در پنج فصل تدوین شده است. در فصل اول به بیان مسئله و فرضیههای مطرح شده، پرداخته شده است. در فصل دوم مبانی نظری و برخی از مطالعات صورت گرفته آورده شده است. در فصل سوم به مرور روش مورد استفاده و همچنین روند دادههای آماری مورد استفاده در این پژوهش پرداخته شده است. در فصل چهارم نتایج بهدست آمده ارایه شده است و در نهایت در فصل پنجم با توجه به نتایج بهدست آمده از برآوردها و با استفاده از مبانی نظری به تجزیه و تحلیل پرداخته شده است.
2-1- مقدمه
رابطه بین توسعه اقتصادی و محیط زیست تاریخچه طولانی دارد که از دهه 1970 با مطالعات مربوط به محدودیت های رشد و پایداری شروع می شود. در طی این دهه توجه اقتصاد محیط زیست به رشد اقتصادی معطوف شد که به جز عوامل نیروی کار و سرمایه، منابع طبیعی نیز در تابع تولید قرار گرفت و هدف عمده ی آن بهترین مسیر بهینه رشد اقتصادی بود که با توجه به فرض ثابت بودن ذخیره منابع تجدیدناپذیر و منابع تجدیدپذیر بدست می آمد. در دهه 1950، سیمون کوزنتز (1995) به صورت تجربی یک رابطه U شکل معکوس بین توزیع درآمد و رشد آن پیدا کرد که منحنی کوزنتز نامیده شد. این رابطه شباهت نسبی آشکاری با این بحث دارد که با افزایش درآمد سرانه در اقتصاد، آثار زیست محیطی ناشی از فهالیت های اقتصادی در ابتدا افزایش یافته و سپس به حداکثر می رسد و پس از آن کاهش می یابد و رابطه زنگ شکل بین درآمد سرانه و آلودگی منحنی محیط زیستی کوزنتز که از این به بعد به اختصار EKC می گوییم نامیده شده است. یکی از انتقادات وارد بر این منحنی پیش فرض وجود فناوری های کاهنده آلودگی است، در صورتیکه این فناوری ها، اغلب بایستی در واکنش به سیاست های جدید، توسعه داده شوند فرآیندی که ممکن است چندین دهه زمان ببرد. در این فاصله عواملی که هزینه ها، منافع و اثرات فیزیکی سیاست های محیط زیستی را تعیین می کند، به صورت قابل توجهی با پیشرفت فنی، تغییر می کند. رشد درآمد و آلاینده ها عمدتا تقاضا برای تولیدات یا خدمات با شیوه های آلوده کننده را تغییر می دهند.(پژویان و تبریزیان، 1387)
در این فصل از پژوهش ابتدا باید مبانی نظری مرتبط با موضوع تحقیق و سپس در بخش دوم فصل به مروری بر مطالعات صورت گرفته می پردازیم.
رشد اقتصادی
رشد اقتصادی یک کشور عبارت است ازافزایش تولید ملی واقعی سرانهی آن کشور درطول یک دوره بلندمدت دلایل مطرح شده چنین تعریفی به شرح زیر است: (روزبهان، 1371) به کاربردن کلمه تولید واقعی، به منظور حذف اثرافزایش سطح عمومی قیمتها است .
برای دستیابی به نتایج واقعیتر و امکان مقایسه وضعیت یک جامعه در سالهای مختلف، یا مقایسه جوامع مختلف با تعداد جمعیت متفاوت در تعریف بالا از تولید ملی سرانه به جای تولید ملی استفاده شده است. دلیل به کاربردن کلمه بلندمدت درتعریف فوق، اطمینان یافتن از استمرار رشد اقتصادی است .
مایکل تودارو رشد اقتصادی را فرایند پایداری میداند که در اثر آن ظرفیت تولید اقتصادی در طی زمان افزایش مییابد و سبب افزایش سطح درآمد ملی میشود. اما از نظر کوزنتس رشد اقتصادی مفهوم دقیقتری دارد و عبارت است از: افزایش بلندمدت ظرفیت تولیدی به منظور عرضهی هر چه متنوعتر کالاهای اقتصادی به مردم (امام وردی و همکاران، 1391، ص: 3). با مرور اکثر تعاریف با اندکی تغییرات جزئی مشخص میشود که همه از یک مفهوم مشترک جانبداری میکنند”رشد اقتصادی یعنی افزایش کمی تولید در یک دوره مشخص نسبت به دوره مشابه” (محمدزاده اصل، 1381)
2-3- نظریههای رشد
سابقهی نظریههای رشد اقتصادی به زمان نوشتن کتاب “ثروت ملل” آدام اسمیت[1] (1776)، مارشال[2](1890) و شومپیتر[3](1942) برمیگردد. در الگوهای رشد کلاسیک که توسط ریکاردو توسعه یافته، مجموعه عوامل افزایش جمعیت، افزایش محدوده و دامنه بازار، تقسیم کار و انباشت سرمایه، پیشرفت فنی، افزایش بهرهوری و تجارت آزاد، از عوامل اساسی رشد و توسعه بشمار میآید.
در عین حال تعریف رشد اقتصادی و اصول اولیه برای تحقیق در زمینهی رشد اقتصادی بهینه به شکل امروزی توسط رمزی1928) ) ارائه شده است. نظریههای مدرن رشد اقتصادی نئوکلاسیکی با مقالهی رابرت سولو[4] (1956) با عنوان “مقالهای درباره نظریهی رشد اقتصادی” آغاز گردید. در مدل ارائه شده آنها رابطهی بین پساندازها انباشت سرمایه و رشد اقتصادی بر اساس تابع تولید کل توصیف شده است. در این مدل یک نقطهی تعادل پایدار[5] وجود دارد و بدون در نظر گرفتن شرایط اولیه میتوان به آن دست پیدا کرده و با افزایش بهرهوری عوامل تولید، پیشرفت فنی برونزا، تأثیر مثبتی بر فرایند انباشت ایجاد کرده و این مدل را با مسیر رشد متوازن[6] متناسب میسازد. در اصطلاح اقتصادی، این بدان معناست که همگرایی بین اقتصادها در نظر گرفته شده است. این مدلها عواملی چون سرمایهگذاری خصوصی، رشد جمعیت، پیشرفت برونزای تکنولوژی و سطح اولیه درآمد سرانه را از متغیرهای مؤثر بر رشد میدانند.
ظهور نظریههای رشد درونزا توسط رومر (1986) و لوکاس (1988) با توسعهی مدلهای رشد اقتصادی و به تبع آن تغییرات تکنولوژیکی درونزا همراه بوده است. (جلاال آبادی و بهرامی، 1389).در نظریه رشد درون زا نرخ رشد اقتصادی بلندمدت در داخل مدل تعیین میشود و سیاستهای اقتصادی شامل سیاست تجاری میتواند بر رشد اقتصادی مؤثر باشد. نسل دوم مدلهای رشد درونزا رومر(1990)، گروسمن و هلپمن[7] (1991) و آقیون و هوایت[8] (1992) نوآوری و ابداعات را پایه و اساس فرایند رشد اقتصادی در نظر میگیرند. در این مدلها، نوآوریها و ابداعات نتیجهی فعالیتهای تحقیق و توسعه در بنگاهها و سر ریز دانش بینالمللی ناشی از تجارت بینالمللی است و ازاینرو فعالیتهای تحقیق و توسعه، اصلیترین تعیین کنندهی نرخ رشد اقتصادی محسوب میشوند. فعالیتهای تحقیق و توسعه، تولید را از طریق افزایش تعداد، بهبود کیفیت، نهادههای واسطهای در دسترس و … افزایش میدهد. (رومر، 1383).
2-4- نقش عوامل تولید در رشد اقتصادی
مفاهیم و تعاریف رشد از دیدگاه افراد گوناگون بیانگر این موضوع است که مهمترین شاخص رشد اقتصادی، نرخ رشد تولید ناخالص ملی است. از اینرو عواملی همچون زمین، سرمایه، تکنولوژی، نیروی کار، و انرژی از طریق تأثیر بر تولید، رشد اقتصادی را متأثر میسازد. (روزبهان، 1371)
2-4-1- زمین و نقش آن دررشد اقتصادی
به طورکلی منظور از زمین، بالای زمین، سطح زمین و زیرزمین (منابع زیرزمینی) میباشد. منظور از بالای زمین، شرایط اقلیمی و آب و هوایی زمین است. به نظر نظریه پردازان، آب و هوای گرم و طاقت فرسا موجب کاهش توان کاری، افزایش بیحوصلگی در افراد میشود و درنتیجه، سد راه انسان در کوشش برای پیشرفت اقتصادی است. نقش مثبت سطح زمین درتولید محصولات کشاورزی، وجود زمین مناسب از نظر جاده سازی و نیز وجود رودخانهها و دسترسی به دریا از نظر کاهش هزینه حمل ونقل، عامل مؤثری درتسهیل ارتباطات در یک کشور است که در اکثر کشورهای جهان سوم عدم وجود شبکهی ارتباطی مناسب و منسجم یکی ازموانع رشد اقتصادی آنها ذکر میشود .
تمام منابع زیرزمینی به طورمستقیم و غیرمستقیم نقش مهمیرا در رشد تولید ایفا میکنند. همراه با رشد اقتصادی مقدار مصرف بسیاری از منابع زیرزمینی، مانند مواد انرژیزا، آهن و سایر فلزات، سیمان و دیگر مواد اولیه ساختمانی و … به شدت افزایش مییابد. بنابراین داشتن منابع زیرزمینی غنی میتواند در این راه کمک مؤثری به فرآیند رشد کند.
2-4-2- تکنولوژی و نقش آن دررشد اقتصادی
در مباحث عمومی اقتصاد، بعضی اقتصاددانان تکنولوژی را عامل مستقیمی در تولید میدانند، بعضی دیگر آن را عاملی وابسته به زمان میدانند که نمیتواند به وسیله سایر عوامل تولید ایجاد شود. منظور از تکنولوژی در واقع تغییرات آن است. در هر تولیدی، روش تولید موجود، تکنولوژی آن فعالیت نامیده میشود. تغییر تکنولوژی علاوه بر آنکه ممکن است باعث تولید بیشتر شود، میتواند منجر به تغییر کیفی آن و یا حتی ایجاد کالای جدید شود .
2-4-3- نقش نیروی کار در رشد اقتصادی
موضوع اصلی در تئوری اقتصاد و مباحث نیروی کار به عنوان یکی از عوامل تولید و رشد اقتصادی، به جای کمیت، بر سر کیفیت نیروی کار است. کیفیت نیروی کار دارای چنان اهمیتی است که به قول بعضی از اقتصاددانان توسعه، نظیر کوزنتز تفاوت بین سطح رشد اقتصادی کشورها را میتوان با تفاوت در کیفیت نیروی کار در این کشورها توجیه کرد. مهارت فنی نیروی کار تنها دانش فنی نیست بلکه شامل مفاهیمی نظیر علاقه به محصول تولید شده، داشتن روحیه کار دسته جمعی، تمایل به صرفه جوئی، انضباط در کار، تحرک در کار، شوق به داشتن درآمد بیشتر نیز میشود .
2-4-4- نقش انرژی در رشد اقتصادی
در اکثر الگوهای بیان شده رشد تابعی از تولید، و تولید نیز تابعی از سرمایه و نیروی کار میباشد با این حال امروزه انرژی از مهمترین عوامل موثر بر رشد اقتصادی محسوب میشود. در دهههای پیشین دیدگاههای متفاوتی در مورد میزان و نحوه تأثیرگذاری انرژی بر تولید و رشد اقتصادی مطرح شده است. این دیدگاهها را میتوان در دو قالب کلی عنوان نمود.
1- دیدگاه اقتصاددانان بیولوژیست.
2- دیدگاه اقتصاددانان نئوکلاسیک.
اقتصاددانان بیولوژیست انرژی را نهاده غالب در تابع تولید میدانند و از آن به عنوان مهمترین عامل رشد اقتصادی یاد میکنند و عواملی همچون نیروی کار و سرمایه را عوامل واسطهای در نظر میگیرند. آیرس،[9] استرن[10] و نایر[11] از اقتصاددانان طرفدار این دیدگاه محسوب میشوند. در طرف مقابل اقتصاددانان نئوکلاسیک اعتقاد داشتند انرژی نقش نسبتاً کوچکی در تولید و رشد اقتصادی ایفا مینماید و تنها یک نهاده واسطهای است که در سایهی سرمایه، نیروی کار و زمین اهمیت مییابد. پس از بحرانهای نفتی دهه 70 میلادی، این دیدگاه تا حدودی تعدیل شد و دانشمندان نئوکلاسیکی همچون بارپیج[12] وهامیلتون[13]، نقش بزرگتری را برای انرژی در تابع تولید در نظر گرفتند. در مجموع میتوان گفت با وجود اختلاف نظر در مورد چگونگی تأثیرگذاری انرژی بر رشد اقتصادی، امروزه اهمیت بالای تأثیرگذاری انرژی در تابع تولید و رشد اقتصادی بر کسی پوشیده نیست (زارعی و مهرآرا، 1390).
رشد اقتصادی و کیفیت محیط زیست
ارتباط میان رشد اقتصادی و کیفیت زیست محیطی در یک بستر زمانی بلند مدت، می تواند به صورت مستقیم، معکوس و یا ترکیبی از هر دو باشد که مرکز بسیاری از مطالعات و تحقیقات قرار گرفته است.
اولین پژوهش، توسط گروسمن و کروگر (19991) صورت گرفته که حکایت از .جود چنین رابطه و شکلی به صورت U وارونه، بین این دو متغیر دارد. شیفک و بندیوپادسی (1992) در این زمینه، با استفاده از داده های سری زمانی، مطالعات تجربی انجام داده اند که تاییدی بر نظریه گروسمن و کروگر در خصوص منحنی زیست محیطی کوزنتز (EKC) بود (پانایوتو، 2000)
شیفک در یک مطالعه دیگر، در سال 1994 با استفاده از حجم زیادی از داده های کشورها (که در سطوح مختلفی از توسعه قرار دارند)، شکل وارونه را برای ذرات معلق در هوا و دی اکسید سولفور به دست آورده است. وی میزان درآمد متوسط نقطه عطف برای دی اکسید سولفور را رقمی در حدود 3000 دلار تخمین زده است.
روکا و همکاران (2001)، نظریه اخیر را برای پند آلاینده مهم هوا؛ برای کشور اسپانیا بررسی نموده و چنین نتیجه گیری کرده اند که در مورد میزان انتشار گاز دی اکسید سولفور با نظریه زیست محیطی کوزنتز سازگاری دارد. اما در خصوص سایر ـلاینده ها این تطابق و همخوانی با نظریه یاد شده وجود ندارد.
به طور کلی مطالعات تجربی نشان می دهند که یک رابطه به شکل U وارونه بین معیارهای تخریب محیط زیست و درآمد سرانه واقعی وجود دارد؛ البته بدون اینکه به مکانیزم موجود برای به وجود آمدن چنین پدیده هایی توجه کند. نتایج تجربی بسیاری از مطالعات، وجود منحنی کوزنتز را برای برخی از آلاینده ها های هوا، نظیر ذرات معلق در هوا، دی اکسید سولفور تایید می کند، ولی در مورد دی اکسید کربن و آلاینده های آب نتایج متنوعی مبنی بر وجود و یا عدم وجود چنین رابطه ای به دست آمده است.
پس به طور خلاصه می توان، دلایل و مکانیزم های کاهش انتشار آلاینده ها را به واسطه رشد درآمد و رشد اقتصادی در سه قالب زیر عنوان نمود:
الف- کیفیت و بهبود محیط زیست، از دیدگاه اقتصاد خرد، یک کالای لوکس محسوب می شود. بنابراین در سطوح درآمدی بالا مورد تقاضا قرار می گیرد و با افزایش سطوح درآمدی، انتشار آلاینده ها کاهش می یاید.
ب- اغییر در ترکیب کالاهای تولیدی و به ویژه گرایش به اقتصاد خدماتی، آلودگی کمتری را به دنبال دارد.
ج- بهبود در فنون تولید، رشد اقتصادی بالا و آلودگی کمتر را به ارمغان می آورد (روکا و همکاران، 2001)
چنانچه جریان شکل گیری این حوزه از مطالعات را بررسی نماییم، حکایت از آن دارند که طی چند دهه اخیر، دو جریان فکری کلی در این حوزه وجود داشته است که در نهایت به یک رویکرد سومی تبدیل شده اند. رویکرد اول به نوعی به انتهاب میان رشد اقتصادی و حفظ استانداردهای زیست محیطی می پردازد، بدین معنی که اصولا رشد اقتصادی و در نتیجه افزایش تولید و مصرف، خواه ناخواه نیازمند مواد اولیه و انرژی بیشتر به عنوان داده های تولید می باشد و متقابلا افزایش تولید زباله را به همراه دارد. به عبارت دیگر، هرچه در خلال فرآیند توسعه اقتصادی سطح درآمد افزایش یابد، در مقابل استخراج بیشتر منابع طبیعی و افزایش تخریب های زیست محیطی باعث کاهش رفاه بشر می شود. به همین جهت رشد فعالیت های اقتصادی از این حیث، نوعی خطر به حساب می آید. لذا استدلال می شود که سیاست گذاران در این ارتباط باید دست به نوعی انتخاب بزنند، یعنی با هدف دستیابی به رشد اقتصادی بالاتر، پذیرای مخاطرات زیست محیطی بیشتر باشند و یا در صورت اعتقاد به ضرورت حفظ محیط زیست می باید به سطوح بسیار پایین رشد اقتصادی رضایت دهند که این خود انتخابی دشوار است.
در سوی دیگر این طیف، رویکرد دوم وجود دارد. در این گروه اعتقاد بر این است که مسیر بهبود کیفیت زیست محیطی به موازات رشد اقتصادی است و به منظور بهبود استانداردهای زیست محیطی باید در جریان رشد اقتصادی گام نهاد. چرا که اصولا سطح بالاتری از درآمد، باعث افزایش تقاضا برای کالایی می شود که از سطح کمتری از مواد اولیه استفاده می کند و نیز اینکه افزایش درآمد باعث افزایش تقاضای بهبود کیفیت محیط زیست می شود و این به معنی پذیرش معیارها و ضوابط حفاظتی زیست محیطی است.
رویکرد سوم که از اوایل دهه 90 مطرح شد، رابطه میان رشد اقتصادی و و آلودگی زیست محیطی (صورت U وارونه) را بیان می کند که به فرضیه انتقال زیست محیطی یا فرضیه منحنی زیست محیطی کوزنتس معرف شده، که نام خود را از سیمون کوزنتس (1955) برنده جایزه نوبل گرفته است. تحلیل های تجربی از منحنی کوزنتس بر روی دو موضوع متمرکز می شود: ارتباط بین شاخص زیان محیط زیست با سطح درآمد سرانه یک رابطه U شکل وارونه است و دیگری محاسبه حد آستانه ای، جایی که کیفیت محیط زیست با افزایش درآمد سرانه بهبود می یابد (اصغری و همکاران، 1390)
با وجود پایه علمی خیلی کم علمی منحنی زیست محیطی کوزنتس، برای تعدادی از آلوده کننده ها نه برای همه آلوده کننده ها، کشف شده است. اما برخی از مطالب در مورد این منحنی حائز اهمیت است:
اول، کاهش EKC با درآمد بالاتر، ممکن است به وسیله تقلیل یا تقویت یافتن مداخله سیاست دولت به تاخیر یا جلو افتاده باشد. درآمد سرانه تنها عامل بهبود زیست محیطی نیست، بلکه واکنش عرضه و تاثیر سیاسی برای رشد تقاضای کیفیت زیست محیطی، از طریق تصویب قوانین زیست محیطی و توسعه سازمان های جدید برای حفاظت از محیط زیست نیز انجام می شود.
دوم، از آنجایی که ممکن است برای یک کشور کم درآمد دهها سال طول بکشد تا از روند رو به افزایش عبور کند و به قسمت نزولی منحنی برسد، زیان انباشته شده ممکن است از ارزش فعلی رشد بالاتر آینده تجاوز کند و یک محیط زیست پاک به یک نرخ تنزیل بالاتری از محدودیت سرمایه در کشورهای کم درآمد برسد. بنابراین سیاست زیست محیطی فعال برای انتقال زیان و استخراج منابع در مراحل اولیه ی توسعه کاهش می یابد. به عبارت دیگر، پیشگیری فعلی ممکن است اثر هزینه ای بیشتری نسبت به یک مراقبت آینده حتی بر حسب ارزش فعلی داشته باشد.
سوم، ارتفاع EKC نتیجه قیمت زیست محیطی رشد اقتصادی است. بخش صعودی منحنی شیب تندتری دارد و زیان زیست محیطی بیشتر به منظور توسعه در درآمد سرانه تحمل می شود. در حالی که این به سطح درآمد (مرحله توسعه)، کارایی بازارها و سیاست های بسیار تعیین کننده ارتفاع منحنی EKC بستگی دارد. جایی که بازارها با شکست یا غیرطبیعی شدن به وسیله دادن سوبسیدهایی رویی تولیدها، منابع و فرآیندهای زیست محیطی مخرب حاصل می شوند، قیمت زیست محیطی ناشی از رشد اقتصادی مهم تر می شود. همچنین، ناکارایی اقتصاد و تخریب غیرضروری محیط زیست دو نتیجه از شکست بازار و سیاست هستند که منحنی های متفاوت منحنی کوزنتس را مشخص می کنند (اصغری و همکاران، 1390)
اثرات زیست محیطی و جمعیت
در ادبیات اقتصاد محیط زیست، رشد جمعیت از مهمترین عوامل تخریب محیط زیست به شمار می رود. با گسترش و رشد جمعیت، تقاضا برای زمین های کشاورزی، منابع انرژی، منابع آبی و … افزایش پیدا می کند و این امر، از بین رفتن و تخلیه جنگل ها، کاهش حاصل خیزی زمین های کشاورزی، آلودگی هوا و … را در پی دارد (پرمان و همکاران، 1996). محققین بسیاری، این امر را با استفاده از آمار و داده های سری زمانی و مقطعی تعدادی از کشورهای توسعه یافته و همچنین در سطح جهانی بررسی کردند. نتایج تحقیقات آنها نشان می دهد که عامل انسانی و رشد جمعیت، از عوامل اصلی بروز و افزایش تخریب زیست محیطی به شمار می رود.
تاثیر تجارت بر کیفیت محیط زیست
اثر تجارت روی وضعیت محیط زیست به سه اثر مقیاس، اثر ترکیب و اثر فن آوری تقسیم می شود. اثر مقیاس بیانگر تغییر در اندازه فعالیت های اقتصادی، اثر ترکیب بیانگر تغییر در ترکیب یا سبد کالاهای تولیدی و اثر فن آوری بیانگر تغییر در فن آوری تولید به ویژه اغییر در جهت فن آوری پاک است. اثر مقیاس به افزایش و اثر فن آوری به کاهش تخریب محیط زیست منجر می شود. با توجه به مزیت نسبی یک کشور، اگر کشوری در کالاهای آلاینده (پاک) مزیت داشته و در تولید آن کالا تخصص پیدا کند در آن صورت اثر ترکیب به دلیل تغییر ترکیب کالاهای تولیدی کشور به سمت کالاهای آلاینده (پاک) اثر منفی (مثبت) بر محیط زیست خواهد داشت. بنابراین در پی آزاد سازی تجاری اگر اثر فن آوری بر اثر مقیاس و اثر ترکیب (درحالت کشوری با مزیت نسبی در صنایع پاک) بر اثر مقیاس غالب شود در آن صورت تجارت موجب بهبود کیفیت محیط زیست می شود (گروسمن و کروگر،1991).
3-2- پیشینه تحقیق
2-3-1- مطالعات خارجی
پدرو موتا و جوآو دیاس (2006) در مقاله ای به آزمون فروض منحنی زیست محیطی کوزنتس برای انتشارات گاز دی اکسیدکربن در اقتصادهای باز پرداخته اند. داده ها به شکل سری زمانی در طی سال های 1970 تا 2000 استفاده شده است. در این مقاله به بررسی تحولات انتشارات دی اکسیدکربن سرانه در اقتصادهای باز پرداخته شده است و روابط بین توسعه اقتصادی و انتشارات دی اکسیدکربن با استفاده از اطلاعاتی برای کشورهای پرتغال، استرالیا، ژاپن و آمریکا مورد بررسی قرار گرفته است. در مورد سایر کشورها به دلیل اینکه نتایج قانع کننده نیستند تحلیل های مرتبط با آنها ارائه نشده است و فقط بعضی از توضیحات آمده است از آن جمله کشورهای ایرلند و فرانسه را می توان نام برد. مدل به کار رفته در این پژوهش تابع درجه سوم است که رابطه بین انتشارات دی اکسیدکربن و درآمد سرانه را نشان می دهد. نتایج این پژوهش برای کشور پرتغال نشان می دهد که یک رابطه خطی بین انتشارات دی اکسیدکربن و درآمد وجود دارد. در مورد استرالیا نتایج یک رابطه درجه سه بین انتشارات دی اکسیدکربن و درآمد را نشان می دهد. ولی بعد از به کارگیری مدل عمومی هیچ یک از نتایج از لحاظ اقتصادی معنی دار نیستند و بنابراین پیشنهاد می شود که سایر شکل های تبعی یا متغیرهای توضیحی دیگر به کار گرفته شود. برای اقتصاد ژاپن نتایج یک رابطه درجه سه بین انتشارات دی اکسیدکربن ئ درآمد را نشان می دهد. در ارتباط با مدل عمومی، دو مدل از لحاظ اقتصادی نتایج قابل قبولی ارائه می دهند که مدل اول همان درجه سه و دیگری یک EKC تعمیم یافته است. برای اقتصاد آمریکا یک رابطه درجه سه بین انتشارات دی اکسیدکربن و درآمد پیشنهاد می شود.
گروسمن و کروگر (1991) در مطالعه خود برای بررسی ارتباط میان آلودگی و رشد اقتصادی اثر دی اکسید
وگرد و ذرات معلق در هوا (به عنوان شاخص های آلودگی) را بر تولید ناخالص داخلی سرانه (یه عنوان متغیر وابسته) مورد مطالعه قرار دادند. ایشان همچنین از تجارت آزاد به عنوان متغیر برون زا در مطالعه خود استفاده کردند. نتایج مطالعه آنان وجود منحنی EKC را در منطقه آمریکای شمالی بررسی و تایید می نماید.
اکینز (1997) نشان داد که اگر کیفیت محیط زیست و رشد اقتصادی دارای رابطه U شکل معکوس باشند به این معناست که می بایست یک نقطه بازگشت در الگو وجود داشته باشد. رسیدن به نقطه بازگشت برای یک کشور حاکی از آن است که آن کشور پس از رسیدن به این نقطه در مسیر کاهش تخریب محیط زیست قرار می گیرد. نقطه بازگشت برای منحنی های کوزنتس، برآورد شده در پژوهش های مختلف متفاوت است. یکی از دلایل مهم این تفاوت وجود مراحل مختلف توسعه در کشورهاست که این مساله باعث تفاوت در منابع انتشار یک آلاینده مشابه در کشورهای متفاوت خواهد شد. بنابراین هزینه کاهش آلاینده های مشابه برای کشورهای مختلف متفاوت است.
باروآ و هوباک (2006) در مطالعه ای رابطه بین درآمد سرانه و آلودگی آب را برای 16 ایالت در هندوستان طی سال های 2000-1981 مورد بررسی قرار داده اند. نتایج مطالعه ایشان نشان داد که تنها در 12 ایالت رابطه معنادار بین درآمد سرانه و آلودگی آب مشاهده می شود که در 4 ایالت رابطه آلودگی آب و درآمد سرانه معکوس بوده و در 8 ایالت دیگر ابتدا با افزایش درآمد سرانه، آلودگی آب نیز افزایش می یابد تا به مرز 5 هزار روپیه می رسد، سپس منحنی نزولی شده (رابطه معکوس بین درآمد سرانه و آلودگی آب) و پس از رسیدن به درآمد سرانه 15 هزار روپیه دوباره رابطه مستقیم برقرار می شود.
تامازیان و رائو (2010) در مطالعه خود توسعه مالی و نهادی را روی انتشار گاز دی اکسیدکربن در 24 کشور در حال گذار طی دوره 2004-1993 با استفاده از روش GMM بررسی کردند. نتایج وجود منحنی زیست محیطی را تایید نمود. همچنین اهمیت کیفیت نهادی و توسعه مالی نیز بر عملکرد محیط زیست تایید شد. براساس نتایج، توسعه مالی اثر مثبتی را در حفاظت از محیط زیست در کشورهای در حال گذار دارد. نتایج همچنین مشخص کرد که آزادسازی مالی اگر در یک چارچوب قوی سازمانی انجام نشده باشد ممکن است بر کیفیت محیط زیست تاثیر منفی بگذارد. بازبودن تجاری نیز در این کشورها باعث افزایش آلودگی محیط زیست شده است.
ژنگ (2011) در مطالعه خود به بررسی اثر توسعه مالی بر انتشار گاز دی اکسیدکربن در چین طی دوره 2009-1994 پرداخت و از تکنینک هایی مانند بردار هم جمعی یوهانسن، آزمون علیت گرنجری و تجزیه واریانس استفاده کرد. نتایج نشان داد که توسعه مالی چین در افزایش تولید گازهای گلخانه ای به عنوان یک محرک مهم عمل می کند. همچنین اندازه و مقیاس واسطه های مالی از دیگر شاخص های توسعه مالی اهمیت بیشتری دارد. اما اثر کارایی واسطه های مالی به مراتب ضعیف تر است و اندازه و مقیاس بازار سهام چین اثر نسبتا بزرگ تری روی انتشار گاز کربن دارد و سرمایه گذاری خارجی به علت سهم کوچک آن از GDP کمترین تاثیر روی انتشار کربن دارد.
ابدولای و رامکی (2009) در مقاله ای به بررسی روابط بین رشداقتصادی ناشی از تجارت بین الملل و تخریب محیط زیست هم از لحاظ تئوری و هم از لحاظ تجربی پرداخته اند. داده های به شکل تابلویی برای کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته در طی سال های 1980 تا 2003 استفاده شده است.نتایج نشان می دهد که یک منحنی زیست محیطی کوزنتس برای بیشتر آلوده کننده ها تحت شرایطی وجود دارد. خیچ یک از فرض های مربوط به ارتباط بین تجارت و تخریب محیط زیست به طور کامل تایید نمی شود در واقع حمایت ناچیزی برای فروض پناهگاه های آلاینده وجو دارد. در مجموع نشان می دهد که تجارت آزاد باید برای توسعه ی پایدار در کشورهای ثروتمند مفید و در کشورهای فقیر مضر باشد. در حالیکه یک مسیر توسعه ی پایدار به شکل منحصر به فردی برای کشورهای در حال توسعه مهم است. کشورهای در حال توسعه معمولا ظرفیت نهادی برای تنظیم سیاست های زیست محیطی مناسب را ندارند. این در حالی است که کشورهای توسعه یافته که در تخریب محیط زیست پیش قدم بوده اند از کشورهای در حال توسعه یاری می طلبند.
2-2-2-2. تعریف حکمرانی خوب………….. 17
2-2-2-3. شاخصهای حکمرانی خوب………… 18
2-2-2-4. مروری بر نحوه محاسبه و گردآوری شاخصهای حکمرانی خوب 19
2-3. ادبیّات تجربی……………………… 23
2-3-1. تحقیقات خارجی…………………. 23
2-3-2. تحقیقات داخلی…………………. 30
2-4. جمعبندی………………………….. 38
فصل سوّم: روش تحقیق
3-1. مقدمه……………………………. 40
3-2. تصریح مدل………………………… 40
3-2-1. تبیین متغیّرها…………………. 41
3-2-2. منابع آماری…………………… 43
3-3. روش تحقیق………………………… 44
3-3-1. مدل پانل دیتا…………………. 44
3-3-2. مزیّتهای استفاده از دادههای تلفیقی نسبت به سری زمانی 44
3-3-3. تصریح مدل (مدل پانل دیتا)………. 45
3-3-3-1. مدل اثرات ثابت و مدل اثرات تصادفی 46
3-3-3-1-1. مدل اثرات ثابت………….. 46
3-3-3-1-2. مدل اثرات تصادفی………… 47
3-3-3-2. آزمونهای تشخیص…………….. 47
3-3-3-2-1. آزمون ایستایی (ریشه واحد) در دادههای ترکیبی 47
3-3-3-2-2. آزمون همجمعی دادههای پانل… 48
3-3-3-2-3. آزمون ناهمسانی واریانس…… 50
3-3-3-2-4. آزمون خودهمبستگی………… 51
3-3-3-2-5. آزمون F لیمر……………. 52
3-3-3-2-6. آزمون هاسمن…………….. 54
3-4. جمعبندی………………………….. 55
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل اطلاعات
4-1. مقدمه……………………………. 57
4-2. آمارههای توصیفی متغیّرهای مدل، آزمونهای تشخیص و تخمین مدل 57
4 -2-1. آمارههای توصیفی متغیّرهای مدل…… 57
4-2-2. آزمونهای تشخیص………………… 58
4-2-2-1. آزمون ریشه واحد……………. 58
4-2-2-2. آزمون همجمعی………………. 59
4-2-2-3. آزمون ناهمسانی واریانس……… 59
4-2-2-4. آزمون خودهمبستگی…………… 60
4-2-2-5. آزمون F لیمر……………….. 60
4-2-2-6. آزمون هاسمن……………….. 61
4-2-3. تخمین مدل…………………….. 64
4-3. جمعبندی………………………….. 67
فصل پنجم: نتیجهگیری و پیشنهادات
5-1. مقدمه……………………………. 69
5-2. نتیجهگیری………………………… 69
5-3. پیشنهادات………………………… 72
فهرست منابع………………………….. 74
پیوست……………………………….. 79
فهرست جداول
جدول 4-1 جدول آمارههای توصیفی متغیّرهای تحقیق 57
جدول4-2 بررسی ایستایی لگاریتم متغیّرها……. 58
جدول 4-3 نتایج آزمون همجمعی پدرونی………. 59
جدول 4-4 نتایج آزمون نسبت راستنمایی……… 59
جدول 4-5 نتایج آزمون خودهمبستگی…………. 60
جدول 4-6 نتایج آزمون F لیمر برای تعیین روش پول یا پانل 61
این مطلب را هم بخوانید :
جدول 4-7 نتایج آزمون هاسمن برای تعیین اثرات ثابت یا تصادفی 62
جدول 4-8 مقایسه و برای تعیین اثرات ثابت یا تصادفی 63
جدول 4-9 نتایج برآورد مدل بازدۀ شاخص قیمت سهام بر روی شاخصهای حکمرانی دراقتصاد ایران بر اساس اثرات ثابت.. 64
مقدمه
از ویژگیهای حرکت متداول به سوی توسعه اقتصادی پایدار، به دست آوردن منابع لازم برای مجموعه فعّالیتهای اقتصادی با تجهیز منابع پساندازی موجود در اقتصاد ملّی است. در دهههای اخیر نقش بازار سرمایه و گسترش بازارهای مالی، ارتباط نسبتاً بالایی با رشد اقتصادی کشورها داشته است. کشورهایی همچون آمریکا، ژاپن، انگلیس، کره جنوبی، سنگاپور و … از این بازارهای مالی و مشخصاً بورس اوراق بهادار در جهت توسعه و رشد اقتصادی استفادههای فراوان بردهاند. از مهمترین عوامل مؤثّر در افزایش سرمایهگذاری و رشد و توسعه اقتصادی، داشتن بازارهای قوی و کارآمد همراه با سازمانهای مالی مناسب و فعّال در این بازارهاست. بازار بورس اوراق بهادار از اجزاء تشکیلدهنده بازار مالی است و به عنوان بخشی از مجموعه اقتصاد، تابع بازار مالی میباشد. چنانچه این بازار رابطه منطقی با سایر بخشها نداشته باشد، کاستیهایی در عملکرد آن پیش خواهد آمد. رکود و رونق بازارهای بورس نه تنها اقتصاد ملّی، بلکه اقتصاد جهانی را نیز میتواند تحت تأثیر قرار دهد (نجارزاده و همکاران ، 1388).
به عنوان مثال، بحران بزرگ دههی 1930 و رکود اغلب کشورهای سرمایهداری از بورس اوراق بهادار نیویورک شروع شد. همچنین، بحران سال 1997 کشورهای جنوب شرقی آسیا (که از بازارهای مالی آن کشورها شروع شد) بر اقتصاد جهانی و از جمله بر اقتصاد ایران از طریق کاهش تقاضای کشورهای مزبور برای نفت خام و سقوط قیمت نفت تأثیر داشت. ملاحظه میشود که بین تحوّلات بورس و رکود و رونق اقتصادی رابطهی معنیداری وجود دارد (صمدی، شیرانی فخر و داورزاده، 1386).
بورس اوراق بهادار تهران که مهمترین نهاد بازار سرمایه کشور شناخته میشود، با وجود قدمتی حدود 4 دهه، به دلایل مختلف همواره با افت و خیزهای فراوانی روبهرو بوده و دورههای متفاوتی از رونق و رکود را تجربه کرده است .بنابراین شناخت ویژگیهای این بازار و برطرف کردن تنگناهای آن، از اهمیّت ویژهای برخوردار است و تلاش و پژوهش گستردهای را میطلبد.
شناسایی عوامل مؤثّر بر قیمت سهام و تجزیه و تحلیل رفتار قیمتی سهام در مقابل این عوامل، میتواند به بهبود رونق بازار سرمایه کمک شایانی کرده و در ارزیابی بهتر بورس اوراق بهادار و بهبود و کنترل عملکرد آن مؤثّر واقع شود که این امر نیز به نوبه خود میتواند بخش عمدهای از نیاز سرمایهگذاران و سهامداران را برآورده کند (رضا قلیزاده، یاوری، سحابی و صالح آبادی، 1392).
یکی از عوامل مهم تأثیرگذار بر شاخص قیمت سهام، عوامل سیاسی میباشند. در این تحقیق از شاخصهای حکمرانی که نمایندهای از عوامل سیاسی میباشند برای بررسی اثر عوامل سیاسی بر بازدۀ شاخص قیمت سهام استفاده شده است.
1-2. بیان مسئله
کشورهای توسعهیافته بخش زیادی از سیر توسعههای خود را مرهون بازارهای مالی و به ویژه بورس اوراق بهادار میدانند. بورس اوراق بهادار یکی از مهمترین بازارهای مالی است که به نوعی نشانگر اقتصاد هر کشور به شمار میرود. رکود و رونق بورس اوراق بهادار نه تنها اقتصاد ملّی بلکه اقتصاد منطقه و جهانی را نیز تحت تأثیر خود قرار میدهد. بازار بورس اوراق بهادار از سویی محلّ جمعآوری پساندازها و نقدینگی بخش خصوصی به منظور تأمین مالی پروژههای سرمایهگذاری است و از سوی دیگر، مرجع رسمی و مطمئنی است که دارندگان پساندازهای راکد میتوانند محلّ نسبتاً مناسب و ایمن سرمایهگذاری را جستجو و وجوه خود را برای سرمایهگذاری در شرکتها به کار گیرند. شاخصهای مختلفی برای تجزیه و تحلیل عملکرد بورسها مورد توجّه قرار میگیرد. مهمترین عامل مؤثّر برای تصمیمگیری سرمایهگذاران در بورس اوراق بهادار، شاخص قیمت سهام است. به طور طبیعی، عوامل بسیاری در شکلگیری اطلاعات و دیدگاههای طرفین بازار و نهایتاً قیمت سهام شرکتها مؤثّرند. بخشی از این عوامل داخلی و بخشی نیز ناشی از وضعیّت متغیّرهایی در خارج از محدوده اقتصاد داخلی است. بر این اساس، عوامل مؤثّر بر قیمت سهام به عوامل داخلی و عوامل بیرونی طبقهبندی میشوند.
در حالت کلی، عوامل بیرونی به دو بخش زیر تقسیم میشود:
2- الف. عوامل اقتصادی: رونق و رکود اقتصادی، بورس را به شدّت متأثّر میسازد. بهطوری که در دوره رونق اقتصادی با افزایش سرمایهگذاری در سهام شرکتهای دارای رشد، قیمت سهام آنها افزایش خواهد یافت و در وضعیّت رکود، کاهش قیمت سهام شرکتها را درپی خواهد داشت؛ زیرا در این شرایط، سرمایهگذاری در دارایی مالی با درآمد ثابت به سرمایهگذاری در سهام عادی برتری دارد.
برای اندازهگیری عوامل سیاسی پارامترهای مختلفی وجود دارد. یکی از این پارامترها شاخصهای حکمرانی میباشد. تاکنون مطالعات زیادی در زمینۀ اثر عوامل سیاسی برروی بازارهای مالی از جمله بازار بورس انجام شده ولی مطالعهای که اثر 6 شاخص حکمرانی را به صورت همزمان برروی بازدۀ شاخص قیمت سهام صنایع مورد بررسی قرار دهد، انجام نشده است. در این پژوهش اثر شاخصهای حکمرانی به عنوان نمایندهای از عوامل سیاسی برروی بازدۀ شاخص قیمت سهام ایران مورد بررسی قرار میگیرد.
1-3. اهداف تحقیق
بررسی و تحلیل اثر شاخصهای حکمرانی بر بازدۀ شاخص قیمت سهام گروههای صنعتی بازار سهام تهران
1-4. سؤالات تحقیق
آیا اثر شاخص حق اظهار نظر و پاسخگویی بر بازدۀ شاخص قیمت سهام گروههای صنعتی بازار سهام تهران مثبت و معنیدار است؟
آیا اثر شاخص کنترل فساد بر بازدۀ شاخص قیمت سهام گروههای صنعتی بازار سهام تهران مثبت و معنیدار است؟
آیا اثر شاخص ثبات سیاسی بر بازدۀ شاخص قیمت سهام گروههای صنعتی بازار سهام تهران مثبت و معنیدار است؟
آیا اثر شاخص حاکمیّت قانون بر بازدۀ شاخص قیمت سهام گروههای صنعتی بازار سهام تهران مثبت و معنیدار است؟
آیا اثر شاخص کیفیّت قوانین و مقرّرات بر بازدۀ شاخص قیمت سهام گروههای صنعتی بازار سهام تهران مثبت و معنیدار است؟
آیا اثر شاخص اثربخشی دولت بر بازدۀ شاخص قیمت سهام گروههای صنعتی بازار سهام تهران مثبت و معنیدار است؟
1-5. فرضیههای تحقیق
اثر شاخص حق اظهار نظر و پاسخگویی بر بازدۀ شاخص قیمت سهام گروههای صنعتی بازار سهام تهران مثبت و معنیدار است.
اثر شاخص کنترل فساد بر بازدۀ شاخص قیمت سهام گروههای صنعتی بازار سهام تهران مثبت و معنیدار است.
اثر شاخص ثبات سیاسی بر بازدۀ شاخص قیمت سهام گروههای صنعتی بازار سهام تهران مثبت و معنیدار است.
اثر شاخص حاکمیّت قانون بر بازدۀ شاخص قیمت سهام گروههای صنعتی بازار سهام تهران مثبت و معنیدار است.
اثر شاخص کیفیّت قوانین و مقرّرات بر بازدۀ شاخص قیمت سهام گروههای صنعتی بازار سهام تهران مثبت و معنیدار است.
اثر شاخص اثربخشی دولت بر بازدۀ شاخص قیمت سهام گروههای صنعتی بازار سهام تهران مثبت و معنیدار است.
1-6. جامعه آماری، نمونه آماری
جامعه آماری در این تحقیق صنایع بازار بورس تهران بوده و نمونه آماری دادههای در دسترس 14 گروه صنعتی بازار سهام تهران در دوره زمانی (91-1387) است.
1-7. متغیّرهای تحقیق
شاخصهای حکمرانی و شاخصهای قیمت صنایع بورس اوراق بهادار تهران
1-8. تعریف عملیاتی واژهها
بورس اوراق بهادار: در بورس اوراق بهادار، سهام و اوراق بهادار منتشر شده در بازار مورد معامله قرار میگیرد. این بازار، مکانی برای تأمین مالی بنگاهها از طریق فروش اوراق بهادار میباشد.
شاخص صنایع: در یک تفکیک کلّی، شرکتهای پذیرفتهشده در بورس تهران به دو گروه صنعت و مالی تقسیم شدهاند که گروه مالی در برگیرندۀ شرکتهای صنعت واسطهگریهای مالی و گروه صنعت شامل کلیّۀ شرکتهای بورس به جز واسطهگریهای مالی است. بورس تهران به محاسبهی شاخص قیمت برای این دو گروه کلّی میپردازد که با نام شاخص مالی[1] و 34شاخص صنعت[2] منتشر میشوند و هر دو در طراحی، محاسبه و تعدیل از معادله (1-1) پیروی میکنند.
که در آن
: قیمت شرکت i ام در زمان t
تعداد سهام منتشره شرکت i ام در زمان t
: عدد پایه در زمان t است. در زمان مبدأ برابر بوده است که درآن قیمت شرکت i ام در زمان مبدأ و تعداد سهام منتشره شرکت i ام در زمان مبدأ
: تعداد شرکتهای مشمول شاخص هستند.
حکمرانی: بر اساس گزارش کمیسیون حکمرانی جهانی، حکمرانی مجموعهای از روشهای فردی و نهادی، عمومی و خصوصی است که امور مشترک مردم را اداره میکند (هداوند، 1384).
1-3-ضرورت و اهمیت تحقیق……………………………………………………………………………………………………………………. 3
1-4-هدف تحقیق………………………………………………………………………………………………………………………………………. 3
1-5-فرضیات تحقیق………………………………………………………………………………………………………………………………….. 3
1-6-قلمرو تحقیق………………………………………………………………………………………………………………………………………. 4
1-6-1-دوره زمانی انجام تحقیق……………………………………………………………………………………………………………….. 4
1-6-2-مکان تحقیق………………………………………………………………………………………………………………………………….. 4
1-7-جامعه آماری………………………………………………………………………………………………………………………………………. 4
1-8-نمونه آماری………………………………………………………………………………………………………………………………………… 4
1-9-روش تحقیق و تجزیه وتحلیل داده ها………………………………………………………………………………………………. 5
1-10-تعریف عملیاتی متغیرهای تحقیق…………………………………………………………………………………………………… 5
فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه تحقیق
2-1 مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………………………………………. 8
2-2 روشهای محاسبه P/E………………………………………………………………………………………………………………………….. 9
2-3روش رگرسیون در محاسبه P/E…………………………………………………………………………………………………………. 10
2-4 انواع P/E……………………………………………………………………………………………………………………………………………… 10
|
2-4-1P/E زمانی……………………………………………………………………………………………………………………………………… 11
2-4-2P/E قدرتی………………………………………………………………………………………………………………………………………. 13
2-4-3P/E روانی……………………………………………………………………………………………………………………………………….. 15
2-5عوامل تعیین کننده ضریب قیمت به سودهر سهم……………………………………………………………………………… 19
2-5-1عوامل تعیین کننده ضریب P/E بر پایه مدل گورودن…………………………………………………………………… 19
2-6 نوع صنعت و ضریب P/E…………………………………………………………………………………………………………………….. 23
2-7 متغیرهای مالی شرکت و ضریب P/E…………………………………………………………………………………………… 24
2-7-1 عوامل ریسک و ضریب P/E……………………………………………………………………………………………………………. 24
2-7-2 اندازه شرکت و ضریب P/E…………………………………………………………………………………………………………….. 24
2-8 مبانی ساختار سرمایه…………………………………………………………………………………………………………………………… 25
2-8-1 الگوی میلر-مودیلیانی بدون مالیات………………………………………………………………………………………………… 25
2-8-2 الگوی میلر-مودیلیانی با اثر مالیات…………………………………………………………………………………………………. 26
2-8-3 الگوی دادوستد………………………………………………………………………………………………………………………………… 27
2-8-4 تئوری اطلاعات نامتقارن یا تئوری هشداردهنده…………………………………………………………………………….. 28
2-8-5 ساختار سرمایه مطلوب در عمل………………………………………………………………………………………………………. 28
2-9 خلاصه………………………………………………………………………………………………………………………………………………. 29
2-10 مروری بر تحقیقات انجام شده…………………………………………………………………………………………………………… 29
2-10-1 مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 29
2-10-2 مطالعه باسو(1977)………………………………………………………………………………………………………………………. 32
2-10-3 مطالع بیور و مورس(1978)…………………………………………………………………………………………………………. 33
2-10-4 مطالعه کاریج، جانسون و جوی(1978)……………………………………………………………………………………….. 34
2-10-5 مطالعه باسو(1983)………………………………………………………………………………………………………………………. 35
2-10-6 مطالعه درمن(1986)…………………………………………………………………………………………………………………….. 35
2-10-7 مطالعه یاف، کیم و وسترفیلد(1989)………………………………………………………………………………………….. 35
2-10-8 مطالعه زاروین(1990)…………………………………………………………………………………………………………………… 36
2-10-9 مطالعه مطالعه فاما و فرنچ(1992)……………………………………………………………………………………………….. 36
2-10-10 مطالعه آلفورد(1992)………………………………………………………………………………………………………………… 37
2-10-11 مطالعه درمن(1993)………………………………………………………………………………………………………………….. 37
2-10-12 مطالعه چو(1994)……………………………………………………………………………………………………………………… 37
2-10-13 مطالعه هاتچیسون(1995)…………………………………………………………………………………………………………. 38
2-10-14 مطالعه نیکبخت و پولات(1998)……………………………………………………………………………………………….. 38
2-10-15 مطالعه یات هونگ و همکاران(2002)……………………………………………………………………………………….. 38
2-10-16 مطالعه هامس(2003)………………………………………………………………………………………………………………… 39
2-10-17 تحقیقات صورت گرفته در داخل……………………………………………………………………………………………….. 41
فصل سوم:روش تحقیق
این مطلب را هم بخوانید :
3-1 مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………………………………………. 47
3-2 نوع تحقیق…………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 47
3-3 جامعه آماری و نمونه تحقیق………………………………………………………………………………………………………………… 48
3-4 روش گردآوری داده ها…………………………………………………………………………………………………………………………. 49
3-5 روایی و اعتبار ابزار گرداوری داده ها……………………………………………………………………………………………………. 49
3-6 متغیرهای تحقیق و نحوه اندازه گیری آنها…………………………………………………………………………………………… 49
3-7 فرضیات تحقیق…………………………………………………………………………………………………………………………………….. 51
3-8 روش تحلیل و آزمون فرضیات……………………………………………………………………………………………………………… 51
3-8-1 آزمون کولموگروف اسمیرنوف………………………………………………………………………………………………………….. 51
3-8-2 آزمون همبستگی پیرسون……………………………………………………………………………………………………………….. 52
3-8-3 آزمون کروسکال والیس……………………………………………………………………………………………………………………. 52
3-9 طرح نحقیق…………………………………………………………………………………………………………………………………… 53
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیات
4-1 مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………………………………………. 56
4-2 آزمون نرمال بودن متغیر ها………………………………………………………………………………………………………………….. 56
4-2-1 بررسی نرمال بودن متغیر P/E………………………………………………………………………………………………………… 57
4-2-2 بررسی نرمال بودن متغیر نسبت بازدهی…………………………………………………………………………………………. 58
4-3 آزمون فرضیه اول………………………………………………………………………………………………………………………………….. 60
4-4 آزمون فرضیه دوم…………………………………………………………………………………………………………………………………. 62
4-5 خلاصه…………………………………………………………………………………………………………………………………………………… 67
فصل پنجم:خلاصه، نتیجه گیری و پیشنهادات
5-1 مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………………………………………… 69
5-2 خلاصه تحقیق……………………………………………………………………………………………………………………………………….. 69
5-3 تحلیل یافته ها و نتیجه گیری……………………………………………………………………………………………………………… 70
5-4 محدودیت های تحقیق………………………………………………………………………………………………………………………….. 72
5-5 پیشنهادهای تحقیق………………………………………………………………………………………………………………………………. 72
5-5-1 پیشنهادهای حاصل از نتایج تحقیق…………………………………………………………………………………………………. 72
5-5-2 پیشنهادهایی جهت تحقیقات بعدی………………………………………………………………………………………………… 73
منابع و ماخذ………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 75
1-1 مقدمه
بازار سرمایه محل مناسبی برای پس انداز و تشکیل سرمایه در اقتصاد می باشد. ویژگی های ممتاز این بازار مانند سهولت ورود و خروج به آن چه از لحاظ میزان سرمایه مورد نیاز و چه از لحاظ سازوکار خرید و فروش موجب شده که علاوه بر سرمایه گذاران نهادی ، افراد غیر حرفه ای نیز برای سرمایه گذاری به راحتی به این بازار مراجعه نمایند.
شاید مهمترین مساله ای که برای سرمایه گذاران مطرح باشد قیمت سهام و روشهای صحیح برآورد ارزش ذاتی سهام است. تعیین قیمت مستلزم استفاده صحیح و بجا از مدلهای ارزشگذاری بوده و این یکی از دغدغه های سرمایه گذاران و پژوهشگران این حوزه از علوم می باشد.
در این میان یکی از روشهای ارزیابی سهام نسبت قیمت به سود هر سهم است که بعلت سهولت محاسبه و قابل فهم بودن ، توسط سرمایه گذاران بسیار مورد استفاده قرار می گیرد. اما استفاده صحیح از این نسبت مستلزم شناخت دقیق عوامل موثر بر آن است. در این راستا اقدام در جهت شناسایی این عوامل و همچنین چرایی اثرگذاری آنها می تواند گام مهمی در جهت کمک به فعالان بازار و همچنین ارتقای سطح تصمیم گیری بازار باشد.
1-2 تشریح و بیان موضوع
در تحقیقات انجام شده رابطه بین این نسبت و بازدهی سهام تایید شده است(باسو1977). لیکن رابطه فوق ممکن است به وسیله عوامل مختلفی تعدیل شود. تاثیر عواملی مانند اندازه شرکت ، نوع صنعت ، متغیرهای کلان اقتصادی، رویه های حسابداری مورد بررسی قرارگرفته اند(چو1994). از ویژگی های مهم دیگر که ممکن است رابطه بین نسبت P/E و بازدهی سهام را تعدیل نماید، نسبت اهرم بکار رفته در شرکتهای آن صنعت است که در واقع بیانگر ساختار سرمایه شرکتهای حاضر در صنعت می باشد(عزیزیان1385). مدیران مالی همواره درگیر اتخاذ تصمیم در ارتباط با تامین مالی با نگرش تحلیل هزینه – منفعت هر روش و نیز تطبیق نرخ بازده سرمایه گذاری ها و نرخ بهره ی پرداختی می باشند. این پدیده به علت ظهورپارادیم نمایندگی و هم چنین تغییرات بازده و ریسک ناشی از عملکرد تامین مالی شرکت ها، یکی از چالش برانگیزترین مباحث
حوزه بازارهای تامین سرمایه است. عوامل موثر بر نگرش مدیران مالی در ارتباط با منابع و مصارف سرمایه، چرایی و چگونگی انتخاب منبعی خاص را با توجه به مقتضیات محیط بیرون و نیز پدیده های غالب درون شرکتی، تعیین می کند.
ایجاد اهرم به جهت افزایش بدهی ریسک مالی را افزایش می دهد و اگر شرکت به میزانی بیش از نرخ وام، کسب درآمد کند رابطه بین وام و بازدهی حقوق صاحبان سهام مثبت می گردد(هاتچینسون1995). درنتیجه وام اثر گذاری مثبتی بر نسبتهای ارزش گذاری خواهد داشت. از سوی دیگر در صورت افزایش وام در ساختار سرمایه ریسک سهام عادی و بتای سهم افزایش می یابد و نرخ بازده مورد انتظار بر اساس مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای (CAPM) نیز افزایش می یابد و این موجب اثر گذاری منفی وام بر نسبت P/E می گردد. لذا تاثیر ساختار سرمایه بر رابطه بین P/E و بازدهی سهام نامشخص است و قضاوت در این مورد نیاز به بررسی بیشتر دارد. در چنین شرایطی، تحقیق حاضر سعی کرده است تاثیر تعدیل کننده ساختار سرمایه را بر رابطه بین نسبت P/E و بازدهی سهام مورد آزمون قرار دهد.
1-3 ضرورت و اهمیت تحقیق
با توجه به اینکه اکثر فعالان بازار برای تصمیم گیری در بازار سرمایه نسبت P/E را مورد توجه قرار می دهند شناسایی عوامل موثر بررابطه بین این نسبت و بازدهی سهام می تواند به تصمیم گیری بهتر کمک کنند.
ضرورت انجام تحقیق از آنجا ناشی میشود که این تحقیق به دنبال شناسایی میزان حساسیت سرمایه گذاران و سهامداران ایرانی نسبت به افزایش ریسک مالی شرکتها به دلیل استفاده از بدهی بیشتر میباشد. بدلیل اینکه میزان حساسیت و واکنش آنها در قبال ایجاد اهرم میتواند برای مدیران شرکتها از بابت شیوه و روش تامین مالی سرمایه مفید واقع شود.
از دیگر ضرورت های انجام تحقیق، محک زدن کارایی بازار سرمایه میباشد. چرا که در بازارهای کارا نمیتوان با ایجاد تغییر در ساختار سرمایه به دلیل استفاده از بدهی ارزش شرکت را حداکثر کرد.
1-4 هدف تحقیق
1-4-1 هدف اصلی: بررسی تاثیر ساختار سرمایه روی رابطه نسبت قیمت به سود (P/E) و بازدهی سهام.
1-4-2 هدف فرعی: ارزیابی ارتباط بین نسبت قیمت به سود(P/E) و بازدهی سهام
1-5 فرضیات تحقیق
بر اساس مطالعات صورت گرفته در ادبیات تحقیق فرضیاتی به شرح زیر مطرح میشود:
فرضیه 1: بین نسبت P/E و بازدهی سهام ارتباط معنادار وجود دارد.
فرضیه 2: رابطه بین نسبت P/E و بازدهی سهام درشرکتهای با درجه اهرم بالاتر قوی تر می باشد.
1-6 قلمرو تحقیق
هر تحقیق دارای قلمرو و دامنه مشخصی است تا محقق بتواند در تمامی مراحل تحقیق بر موضوع تحقیق احاطه کافی داشته باشد، به همین منظور قلمرو این تحقیق شامل دو بعد مختلف به شرح زیر میباشد:
1-6-1 قلمرو زمانی انجام تحقیق
محدوده زمانی تحقیق شامل سالهای 1380 تا 1387 می باشد.
1-6-2 قلمرو مکانی تحقیق
مکان تحقیق بورس اوراق بهادار تهران می باشد.
1-7 جامعه آماری
جامعه آماری تحقیق حاضر را کلیه شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی سال های 1380 لغایت 1387 تشکیل می دهد.
1-8 نمونه آماری و روش نمونه گیری
با توجه به نوع تحقیق، برای تعیین نمونه آماری، شرکت هایی به عنوان آزمودنی انتخاب شدند که شرایط ذیل را داشته باشند:
در نهایت با اعمال محدودیت های فوق تعداد 109 شرکت برای هر یک از سالهای 1380 تا 1387 مورد بررسی قرار گرفت.
1-9 روش تحقیق و تجزیه و تحلیل داده ها
هدف اصلی از این تحقیق بررسی تاثیرساختار سرمایه بر رابطه بین نسبت P/E و بازدهی سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران میباشد. تحقیق حاضر بر حسب هدف از نوع کاربردی و بر حسب روش از نوع همبستگی است، چرا که به بررسی همبستگی و رابطه میان متغیرها با بهره گیری از اطلاعات تاریخی میپردازد.
در این تحقیق ، ابتدا با استفاده از روش کتابخانهای مبانی نظری مرتبط با موضوع تحقیق از منابع داخلی و خارجی استخراج و ارائه میگردد و جهت آزمون فرضیهها از روش میدانی استفاده میشود. برای
1-4)اهداف تحقیق 11
1-7) تعریف عملیاتی و مفهومی متغیرهای تحقیق 11
1-8)قلمروتحقیق: 12
1-9) نتیجه گیری 13
فصل دوم: ادبیات تحقیق
2-1) مقدمه 15
2-2) سرمایه اجتماعی 16
2-3) مدیریت دانش،تسهیم دانش، انتقال دانش 33
2-4) عملکرد سازمانی 45
2-5) ارتباط بین سرمایه اجتماعی با تسهیم وانتقال دانش (مدیریت دانش) 57
2-6) ارتباط بین تسهیم وانتقال دانش (مدیریت دانش) با عملکرد سازمانی 64
2-7) پیشینه تحقیق 67
فصل سوم: روش تحقیق
3-1) مقدمه 79
3-2) روش تحقیق 79
3-3) جامعه آماری 80
3-4) نمونه آماری 80
3-5) روش و ابزارجمعآوری اطلاعات 81
3-6) روائی وپایائی پرسشنامه 82
3-7) روش تجزیه وتحلیل داده ها 86
3-8) نتیجه گیری 87
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل آماری داده ها(یافته های تحقیق)
4-1) مقدمه 89
4-2) آمار توصیفی 90
4-3)بررسی نرمال بودن داده ها 99
4-4) آمار استنباطی 100
4-5) نتیجه گیری 112
فصل پنجم : نتیجه گیری و پیشنهادها
5-1) مقدمه 114
5-2 ) یافته ها و نتایج 115
5-3) پیشنهادات بر اساس یافته های تحقیق………… 121
5-4) پیشنهاد های آتی تحقیق: 122
5-5) محدودیت های تحقیق: 123
منابع و ماخذ 125
پیوست 129
همواره یکی از مسائل مهم و پراهمیت در شرکت های بیمه ایران ، بهبود و ارتقاء عملکرد و افزایش بهره وری در کارکنان و سازمان بوده است. در شرایط کنونی کشور و فشارهای اقتصادی داخلی و خارجی ، کالا و خدمات مختلف را با نوسان قیمتی زیادی همران نموده است. یکی از راه هایی که می توان این مشکل را حل نمود و بهره وری و اثربخشی شرکت های بیمه ایران را در این شرایط افزایش داد، تولید، تسهیم و انتقال دانش در بین کارکنان می باشد. به عبارت دیگر می توان با ارتقاء سطح دانش و به اشتراک گذاشتن آن در سطوح مختلف سازمان و همچنین مدیریت صحیح دانش پیرامون مشکلات بیمه ای، عملکرد شرکت های بیمه ایران بهبود و ارتقاء داد. از طرفی تسهیم و انتقال دانش در بین کارکنان، یکی از مسائلی است که به میزان ارتباط و همکاری و اجتماعی بودن افراد ارتباط دارد تا بتوانند دانش موجود را در سازمان انتقال و گسترش دهند. لذا توسعه و گسترش دانش در سازمان ایجاب می کند که به سرمایه اجتماعی توجه ویژه ای داشته باشیم. به همین منظور این تحقیق به بررسی سرمایه اجتماعی و مدیریت دانش و عملکرد سازمانی در شرکت های بیمه ایران می پردازد.
عملکرد در لغت یعنی حالت یا کیفیت کارکرد . بنابراین، عملکرد سازمانی یک سازه ی کلی است که بر چگونگی انجام عملیات سازمانی اشاره دارد . عملکرد سازمانی را درجه ای که سازمانها به اهداف کسب و کارشناسان میرسند تعریف کرده اند . عملکرد به چگونگی انجام وظایف ،فعالیتها و نتایج حاصل از آنهااطلاق میشود . عملکرد را می توان نتایج قابل اندازه گیری تصمیمات و اقدامات سازمان دانست که نشان دهنده ی میزان موفقیت و دستاوردهای کسب شده است (عالم تبریزی و همکاران، 1388). مولین در تعریف خود از سنجش عملکرد بر چگونگی مدیریت و ارزش آفرینی به شرح زیر تأکید دارد:« ارزشیابی چگونگی مدیریت سازمان ها و ارزش آفرینی آن ها برای مشتریان و دیگر ذینفعان».(مولین[1]، 2012)
سرمایه اجتماعی به عنوان شرکت در فعالیت های اجتماعی و شهروندی اطلاق می شود که اعتماد بین افراد جامعه را نیز شامل می شود(دراکر و کاپلان[2]، 2013). اعتماد اجتماعی، مشارکت اجتماعی، روابط و پیوندهای اجتماعی به عنوان مولفه های سرمایه اجتماعی تاثیرات مفیدی در رشد و توسعه دارند. (کاسانی و کاسانی[3] ، 2011). سرمایه اجتماعی باعث بهبود مشارکت افراد با یکدیگر خواهد شد(اکسبی[4]، 2010).سرمایه اجتماعی محور اصلی بخش مهمی از مباحث مدیریتی سازمانها محسوب شده، مدیرانی موفق قلمداد میشوند که بتوانند در ارتباط با جامعه به تولید و توسعه سرمایه اجتماعی بیشتری نائل شوند. با توجه به اهمیت سرمایه اجتماعی برای سازمانها، باید عواملی را که میتوانند با بالا رفتن میزان این سرمایه رابطه داشته باشند، مشخص کرد(بودیو[5] ، 2010). تحقیقات نشان می دهد که سرمایه اجتماعی بالاتر و انسجام اجتماعی بیشتر به بهبود شرایط جامعه و سازمان کمک می کند (کیم و کاواچی[6]، 2010) سرمایه اجتماعی به عنوان منبعی که ممکن است افراد، گروهها و جوامع برای نیل به نتایج مطلوب آن را بکار گیرند، قلمداد می شود، و آن مفهومی است که در بسیاری موارد توسط تحلیل گران اجتماعی برای توصیف طیف وسیعی از فرآیندهای اجتماعی بکار برده می شود و به درک این پرسش که چرا برخی افراد، گروهها و طبقات مردم به نتایج سیاسی ، اقتصادی و یا اجتماعی مثبت تری نسبت به دیگران نایل می شوند، منجر میشود(نوقانی[7] ، 2010). در غیاب سرمایه اجتماعی، سایر سرمایه ها اثربخشی خود را از دست می دهند و بدون سرمایه اجتماعی، پیمودن راه های توسعه و تکامل فرهنگی و اقتصادی، ناهموار و دشوار می شوند(ماتیجسی[8] ، 2010). مدیران و کسانی که بتوانند در سازمان، سرمایهاجتماعی ایجاد کنند، راه کامیابی شغلی و سازمانی خود را هموار میسازند. بهبود مکانیزم سرمایه اجتماعی باعث بهبود عملکرد سازمانی و ارتقا بهره وری سازمان خواهد شد(تاگو[9] ، 2013).
تسهیم دانش[10] عبارت است از مجموعه رفتارهایی که شامل تبادل دانش و اطلاعات وکمک کردن به دیگران در این خصوص است( یوسفی و همکاران،1389). هدف نهایی از تسهیم دانش کارکنان، تلاش برای انتقال و تبدیل تجربیات ودانش همه افراد به دارایی ها و منابع سازمانی، به منظور افزایش و پیشبرد اثربخشی سازمانی است. سالوپک[11] بر این عقیده است که اگر خواهان این هستیم که افراد در سازمان آن چه را که یاد می گیرند تسهیم کنند باید شرایطی در سازمان فراهم و ایجاد شود که در آن، تسهیم شرایط نتیجه مزیت فردی با شد(سالوپک، 2010).
پیرامون ارتباط سازه های تحقیق می توان گفت که انتقال اطلاعات و دانش در سطح کلان و خرد بین افراد و سازمانها، بستگی به افرادی دارد که این انتقال را تسهیل و تسریع می کنند. در نتیجه، تمام عواملی که مشوق ارتباط بین فردی یا مانع آن باشند، بر مبادلات اطلاعاتی افراد نیز تأثیرگذار خواهند بود. به همین دلیل، اهمیت ارتباطات و تعاملات مبتنی بر اعتماد میان افراد در گسترش و کاربرد دانش، مورد تأکید قرار گرفته است. چنان چه سازمانی بتواند هر چه بیشتر تعاملات اثربخش را در میان کارکنان خویش در داخل گروهها و واحدهای سازمانی افزایش دهد، بیشتر می تواند نسبت به اثربخشی مبادلات اطلاعاتی میان افراد خویش و در نتیجه، مدیریت اثربخش دانش سازمانی اطمینان حاصل کند(بهات، 2001)بنابراین ایجاد و گسترش فرهنگ و جوی در سازمان که این نوع ارتباطات و تعاملات را ترغیب کند، از ضرورتهای مدیریت دانش است. بر این اساس، پژوهشگران بر آن شده اند تا ارتباط میان سرمایه اجتماعی و ابعاد، فرایندها و فعالیتهای گوناگون مدیریت دانش را در سازمان، آزمون و تبیین کنند. بنابراین مدیریت سازمان ها باید با تکیه بر دانش برتر ،اتخاذ تصمیمات معقول تر در موضوع های مهم و بهبود عملکرد
این مطلب را هم بخوانید :
پایان نامه موانع بانکداری اسلامی//اختصاص ربا به زیاده های مبتنی بر دانش را پیدا کنند. یکی از گام های راهبردی فرآیند مدیریت دانش، تسهیم دانش است. در واقع، سازمان ها به طور مشخص باید نوع مناسب دانش مربوط به فرآیندهای خود را تحت کنترل و مدیریت در آورند و دانش را منبعی مهم برای ایجاد و حفظ مزیت رقابتی در سازمان در نظر گرفته و به طور ویژه، به تسهیم دانش حاصل برای بهبود عملکرد فرآیندهای سازمان دولتی در محیط رقابتی توجه کنند(کینگ[12] ، 2005) . نقش تسهیم دانش در مدیریت دانش سازمان های دولتی چنان مهم است که بعضی از نویسندگان اظهار می دارندکه وجود “مدیریت دانش برای پشتیبانی از تسهیم دانش است ” از دلایل اهمیت تسهیم دانش این است که تسهیم دانش موجب بهبود عملکرد وارایه خدمات به مشتریان وکاهش هزین ه ها،زمان توسعه خدمات ومحصولات جدید و زمان تأخیردرتحویل خدمات وکالاها به مشتریان و در نهایت کاهش هزینه های مربوط به دسترسی به انواع ارزشمند دانش در داخل سازمان می شود(کینگ، 2005) بنابراین می توان گفت مدیریت دانش و تسهیم دانش و سرمایه اجتماعی و روابط بین افراد مفاهیمی هستند که ارتباط تنگاتنگی با بهره وری ، اثربخشی و عملکرد کارکنان و سازمان ها دارند.لذا با توجه به مسائل گفته شده این سوال مطرح می شود که آیا بین سرمایه اجتماعی و تسهیم دانش و عملکرد سازمانی رابطه معنی داری وجود دارد؟
اهمیت مقوله دانش در دهههای اخیر رشد روزافزونی داشته است که این امر ناشی از تمرکز بر دانش به عنوان یکی از منابع استراتژیک سازمان میباشد. امروزه سازمانها یکی از راههای تمایز خود از سازمانهای دیگر را در افزایش میزان دانش بنیانی سازمانی خود جستجو میکنند تا بتوانند از طریق آن به سطوح بالاتری از کارایی و نوآوری دست یابند. توانایی سازمانها در یکپارچه سازی و هماهنگ نمودن دانش به عنوان یکی از راههای دستیابی و حفظ مزیتهای رقابتی تلقی میگردد. به جهت افزایش اهمیت دانش در سازمانها، مقوله مدیریت دانش به عنوان یک مبحث مهم وارد سازمانهای امروزی گردیده است. مدیریت دانش، فرآیندی است که به واسطه آن سازمانها در زمینه یادگیری (درونی کردن دانش)، کدگذاری دانش (بیرونی کردن دانش)، توزیع و انتقال دانش، مهارتهایی را کسب میکنند (ابطحی و صلواتی 1385). اهمیت مدیریت در سازمانها لزوم به کارگیری استراتژیهایی را در این زمینه ضروری نموده است. مکاتب مختلفی از استراتژیهای مدیریت دانش در سازمانها وجود دارد که هر کدام از جنبههای مختلف به بیان استراتژیهای مدیریت دانش پرداختهاند. در بیشتر سازمانها به دلیل فقدان سیستمی که اولاً کارکنان را به مستند کردن تجارب و دانایی های کاری خود وادار کند و ثانیاً قادر باشد تا شرح مشاغل را با اطلاعات علمی روز تنظیم کند و در اختیار کارکنان قرار دهد، دستیابی به دانش لازم برای اجرای نقش ها و وظایف مختلف تا اندازهای مشکل به نظر میرسد. اگرچه میتواند نقش تسهیل کننده در پذیرش مدیریت دانش در یک سازمان داشته باشد، از طرفی ممکن است به عنوان مانعی عمده در مقابل این امر قرار گیرد زیرا مدیریت دانش زمانی به طور موفقیت آمیز در است به عنوان مانعی عمده در مقابل این امر قرار گیرد(کاویسولتراکول[13]، 2010).
1-4) چارچوب نظری تحقیق
چارچوب نظری پیرامون موضوع تحقیق بر گرفته از تحقیقات تیاگودر سال 2013 است.متغیر مستقل تحقیق سرمایه اجتماعی بوده که از سه بعد ساختاری و رابطه ای و شناختی تشکیل شده است.متغیر میانجی تحقیق تسهیم دانش و متغیر وابسته تحقیق عملکرد سازمانی می باشد. مدل تحقیق بصورت زیر است:
1-5) فرضیه های تحقیق :
1-6 ) اهداف اساسی از انجام تحقیق :
1-7) تعریف متغیرهای تحقیق
مدیریت دانش
مدیریت دانش رویکردی ساختیافته است که رویه هایی برای شناسایی، ارزیابی، سازماندهی، ذخیره سازی و به کارگیری دانش به منظور تأمین نیازها و اهداف سازمان را در خود جای میدهد. مدیریت دانش عبارت است از: به کاربرگیری و اهرم قراردهی دانش و دیگر سرمای ههای فکری سازمان به صورت نظام مند برای حداکثرسازی میزان اثربخشی و بازدهی دانش محور افراد، تی مها و سازمان(کینگ، 2005) مدیریت دانش فرآیندی است که طی آن سازمان به تولید ثروت از دانش و یا سرمایه فکری خود میپردازد (تاکوچی[14]، 1995). همچنین در تعریف مدیریت دانش مالهوترا بیان میدارد که مدیریت دانش، فرآیندی است که به واسطه آن سازمانها در زمینه یادگیری (درونی کردن دانش)، کدگذاری دانش (بیرونی کردن دانش)، توزیع و انتقال دانش، مهارتهایی را کسب میکنند . بلانت معتقد است مدیریت دانش فرآیند است که سازمانها از آن طریق اطلاعات جمع آوری شده خود را به کار میگیرند (ابطحی و صلواتی 1385، 34). تعداد فزاینده ای از سازمانها برای بدست آوردن مزیت رقابتی به مدیریت دانش بعنوان یک راه حل رو آورده اند تا قابلیت های متمایز اصلی خود را افزایش دهند (بهات[15] ، 2001) . سازمانها از این رو به مدیریت دانش علاقه مند می باشند تا بوسیله آن کارائی فرایند های خود را افزایش دهند ، اثر بخشی و کیفیت خدمات خود را بهتر کنند و برای مشتریان خود راه حل ها و محصولات ابتکاری فراهم کننده از اینرو مشارکت مدیریت دانش در موفقیت کلی سازمانها به طور گسترده ای مورد تصدیق قرار گرفته است (لانگ[16] ، 2001).
تسهیم دانش
تسهیم دانش عبارت است از فرهنگ تعاملات دانش محور که شامل تبادل دانش ضمنی و صریح، تجارب و مهار تهای کارکنان بین واحدهای سازمانی یا در کل سازمان می شو د(جونگ[17] ، 2006).
تسهیم دانش به عنوان یک فعالیت پیچیده اما ارزش آفرین، پایه و اساسبسیاری از راهبردهای مدیریت دانش در سازمانهاست(ریگ[18] ، 2005). تسهیم دانش، شبیه رفتارهای شهروند سازمانی است که به طور اختیاری و داوطلبانه در سازمان ها انجام می شود. یکی از شیوه های اندازه گیری مدیریت دانش، توسط میزان تسهیم دانش )شامل دانش آشکار و ضمنی( است که در سازمان ها انجام می شود. ( یوسفی و همکاران،1389). یاهیا و گوه (2002) پی بردند که تسهیم و توزیع دانش به طور مثبتی با مدیریت دانش همبستگی دارد. تسهیم غیررسمی دانش در سازمان ها می تواند خیلی موثر باشد(یاهیا و گوه[19] ، 2002) . به طور مثال کارکنان شرکت تری ام دانش را از طریق گفتن داستان تسهیم می کنند. کارکنان شرکت بریتیش پترولیوم نیز دانش را به طور چهره به چهره با افراد کارخانه های دیگر این شرکت، تسهیم می کنند(اسچلیگو[20] ، 2007 ).تسهیم دانش هنگامی رخ می دهد که یک فرد مایل به کمک و یادگیری از دیگران در توسعه شایستگی های جدید است( یوسفی و همکاران،1389).
سرمایه اجتماعى
سرمایه اجتماعى، مجموعه هنجارهاى موجود در نظام هاى اجتماعى است که موجب ارتقاى سطح همکارى اعضاى آن جامعه می شود و سطح هزینه ها ى تبادلات و ارتباطات را کاهش می دهد(فوکویاما،1979).
سرمایه اجتماعی مجموعه ای از شبکه ها، هنجارها و ارزش ها می باشد که همکاری درون گروهی و بین گروهی را جهت کسب منافع متقابل و رسیدن به اهداف مشترک تسهیل میکند(مارموت و بیل[21]، 2011).
پالدام سرمایه اجتماعی را به عنوان چسبی که جامعه را در کنار هم نگه می دارد توصیف کرده و رویکردهای تئوریک به این موضوع را به سه گروه اصلی اعتماد، تمایل به همکاری و شبکه ها تقسیم بندی می کند(پالدام[22]، 2009). به عقیده گودرهام[23] ، سرمایه اجتماعی کارایی انتقال دانش را افزایش میدهد، زیرا که آن، رفتار جمعی را ترغیب می کند. ایده اصلی آنان این است که انتقال دانش، کلیدی است برای بدست آوردن شایستگی، صلاحیت و یک مزیت برای سازمان محسوب میشود. آنان با استفاده از مدل ناهاپیت و گوشال مدلی را ارائه کرده اند که سرمایه اجتماعی می تواند برای انتقال دانش در
2-1. مقدمه.. 15
2-2. بخش اول: فرهنگ سازمانی.. 16
2-2-1. مفهوم فرهنگ.. 16
2-2-2. نقش فرهنگ در سازمان.. 18
2-2-3. مفهوم فرهنگ سازمانی.. 18
2-2-4. تعریف فرهنگ سازمانی.. 20
2-2-5. اهمیت فرهنگ سازمانی.. 23
2-2-6. ابعاد فرهنگ سازمانی.. 24
2-2-7. آثار فرهنگ سازمانی.. 26
2-2-8. مدلهای فرهنگ سازمانی.. 30
2-2-8-1. مدل دنیسون.. 30
2-2-8-2. مدل فرهنگ سازمانی پارسونز.. 35
2-2-8-3. مدل مبتنی بر هفت S شرکت مکینزی.. 36
2-2-8-4. مدل اوشی.. 36
2-2-8-5. مدل پیتر و واترمن.. 37
2-2-8-6. مدل لیتوین و استرینگر.. 38
2-2-8-7. الگوی کرتلوین.. 38
2-2-8-8. مدل استیفن رابینز.. 39
2-2-8-9. مدل کامرون و کوئین.. 43
2-2-9. کارکردهای نظام فرهنگی در سازمانها.. 45
2-2-10. قوت و ضعف فرهنگ سازمانی.. 46
2-2-11. گونهشناسی فرهنگ سازمانی.. 48
2-3. بخش دوم: بهرهوری سازمانی.. 50
2-3-1. مفهوم بهرهوری.. 51
2-3-2. مدلهای ارتقای بهرهوری نیروی انسانی.. 52
2-3-3. جایزه ملی بهرهوری.. 55
2-3-4. تاریخچه جوایز و مدلهای تعالی سازمانی.. 56
2-4. بخش سوم: اداره اوقاف.. 60
2-5. بخش چهارم: پیشینه تحقیق.. 61
2-5-1. تحقیقات داخلی.. 61
2-5-2. تحقیقات خارجی.. 64
3-1. مقدمه.. 67
3-2. روش پژوهش.. 67
3-2-1. روش پژوهش برحسب هدف.. 67
3-2-2. روش پژوهش برحسب روش.. 68
3-3. متغیرهای پژوهش.. 68
3-3-1. متغیر مستقل.. 68
3-3-2. متغیر وابسته.. 68
3-4. جامعه آماری مورد بررسی.. 68
3-4-1. جامعه آماری تحقیق.. 68
3-4-2. روش نمونه گیری.. 69
3-4-3. تعیین حجم نمونه.. 69
3-5. روش و ابزار گردآوری دادهها.. 69
3-6. تأیید روایی پرسشنامه.. 70
3-7. تأیید پایایی پرسشنامه.. 71
3-8. روشهای آماری.. 71
3-9.خلاصه فصل.. 72
1. فصل اول: کلیات تحقیق
1-1. مقدمه
یکی از اهداف اصلی هر سازمانی، دستیابی به بهره وری است. برای رسیدن به این هدف، راهی جز توسل به نوعی دیدگاه سیستمی، بومی و کاربردی وجود ندارد. موفقیتهای چشمگیر دهه اخیر سازمان هایی با حداقل امکانات از یک سو و شکست سازمان هایی با بهترین توانایی های مادی از سوی دیگر، بیانگر نقش قابل توجه عوامل غیرمادی و معنوی در موفقیت آنها بوده است که در این میان فرهنگ سازمانی به عنوان عامل مؤثر در عملکرد سازمان تلقی میگردد. البته عوامل درون سازمانی مانند فرهنگ کار، فرهنگ سازمانی، انتخاب درست کارکنان، انگیزش کارکنان، بهداشت روانی، رهبری اثربخش و عوامل دیگر، به عنوان عوامل اساسی به تنهایی ما را به هدف نهایی سازمان که افزایش بهره وری است، نمیرسانند؛ بلکه این عوامل را به صورت سیستمی باید مورد توجه، و ارتباط متقابل آنها را با یکدیگر مورد بررسی قرار داد. در این تحقیق به بررسی بررسی رابطه بین فرهنگ سازمانی و بهرهوری نیروی انسانی اداره اوقاف استان آذربایجان غربی میپردازیم.
1-2. بیان مسأله
امروزه اهمیت بهرهوری با توجه به گسترش سطح رقابت، پیچیدگیهای فناوری، تنوع سلیقهها، کمبود منابع و سرعت تبادل اطلاعات بر کسی پوشیده نیست.
این مطلب را هم بخوانید :
پایان نامه احکام و شخص ثالث/نظریه تبدیل تعهد همچنین بهرهوری و کارایی ارزشمندترین جایگاه را نزد مدیران دارد و همه در جستجوی کارایی بیشتر و اثربخشی فزونترند و تلاشهای آنان در همین راستا شکل میگیرد، تا ثبات سازمان را در دنیای پر رقابت امروز تضمین کنند. بهرهوری همواره سعی دارد آنچه را در حال حاضر موجود است، بهبود بخشد، در واقع بر این عقیده استوار است که انسان میتواند کارها را هر روز بهتر از روز پیش انجام دهد. علاوه برآن، بهرهوری مستلزم آن است که بهطور پیوسته تلاشهایی در جهت انطباق فعالیتهای اقتصادی با شرایطی که بهطور دائم در حال تغییر است، صورت پذیرد، در حقیقت بهرهوری ایمان راسخ به پیشرفت انسانهاست. اسپینس[1](2002) نشان داد که بهبود شرایط محیطی سازمان اثرهای مثبتی بر کارکنان دارد و آنان را متعهد میسازد که تلاش بیشتری در انجام وظایف سازمانی میکنند(عامری، 1387). همچنین بهبود بهرهوری یکی از مهمترین راهکارهای توسعه اقتصادی، اجتماعی است. بهبود بهرهوری میتواند اصلاح و بهبود فرآیندها، بهبود روابط کاری، اصلاح رفتارهای فردی و گروهی، افزایش انگیزهکاری، افزایش کیفیت زندگی، افزایش سطح رفاه، افزایش اشتغال، افزایش سطح حقوق و دستمزد به دلیل بهبود تولید و سود در سازمان را درپی داشته باشد. هنگامی که کشورهای جهان، اعم از توسعه نیافته، درحال توسعه و یا توسعه یافته از مشکلات اقتصادی نظیر تورم، رکودی یا کسادی اقتصادی آسیب میبینند، به اهمیت بهبود بهرهوری پیمیبرند(رنانی و سبزی، 1388). از سوی دیگر فرهنگ سازمانی شیوه انجام گرفتن امور را در سازمان برای کارکنان مشخص میکند؛ ادراکی یکسان از سازمان است که وجود آنها در همه اعضای سازمان مشاهده میشود و نشان دهنده مشخصات معمول و ثابتی است که سازمان را از دیگر سازمانها متمایز میسازد و هویت اجتماعی هر سازمان را مشخص میکند به علت اعتقادها و ارزشها شالوده و پایه فرهنگ سازمانی است و این عوامل است که به سازمان قدرت میدهد و اساس فلسفه سازمانی برای رسیدن به کارایی و اثربخشی(بهرهوری) را بنیان مینهد(عامری، 1387). فرهنگ هر سازمانی به عنوان عامل اساسی در تشکل بخشیدن بدان مطرح شده و تأثیر بسزایی بر ساختار و طرح سازمان، محیط داخلی و خارجی سازمان، تکنولوژی و نیروی انسانی و از همه مهمتر بر بهرهوری و استراتژی سازمان دارد. فرهنگ، باید و نبایدها را مشخص میکند و قالب رفتاری سازمان را شکل میدهد(نصیریپور و همکاران، 1386). براین اساس تحقیق حاضر در پی پاسخ به سوال اصلی زیر است:
آیا ارتباط معناداری بین فرهنگ سازمانی و بهرهوری نیروی انسانی اداره اوقاف استان آذربایجان غربی وجود دارد؟
1-3. اهمیت و ضرورت تحقیق
یکی از اهداف اصلی هر سازمانی، دستیابی به بهره وری است. برای رسیدن به این هدف، راهی جز توسل به نوعی دیدگاه سیستمی، بومی و کاربردی وجود ندارد. موفقیت های چشمگیر دهه اخیر سازمان هایی با حداقل امکانات از یک سو و شکست سازمان هایی با بهترین توانایی های مادی از سوی دیگر، بیانگر نقش قابل توجه عوامل غیرمادی و معنوی در موفقیت آنها بوده است که در این میان فرهنگ سازمانی به عنوان عامل مؤثر در عملکرد سازمان تلقی می گردد. البته عوامل درون سازمانی مانند فرهنگ کار، فرهنگ سازمانی، انتخاب درست کارکنان، انگیزش کارکنان، بهداشت روانی، رهبری اثربخش و عوامل دیگر، به عنوان عوامل اساسی به تنهایی ما را به هدف نهایی سازمان که افزایش بهره وری است، نمیرسانند؛ بلکه این عوامل را به صورت سیستمی باید مورد توجه، و ارتباط متقابل آنها را با یکدیگر مورد بررسی قرار داد. فرهنگ در یک سازمان، به مثابه شخصیت در یک انسان است. وجود یک فرهنگ قوی و منسجم، افراد ضمن کسب آگاهی بیشتر پیرامون اهداف و استراتژیهای سازمان نسبت به ارزش ها و هنجارها، احساس مسئولیت، تعهد و از کار احساس رضایت می کنند، که این در کنار مدیریت قوی موجب بهبود روحیه، انگیزش عملکرد سازمانی بهره وری کارکنان می گردد. فرهنگ غنی سازمان همانند یک نیروی غنی و انرژی زا، سازمان را به وسیله نیروی انسانی کارا هدایت نموده، احساس و ادراک یکسان به اهداف سازمان داده، انگیزه ای قوی در افراد، ایجاد و اخلاقیات و معنویات را در محیط، نظام مند میگرداند، به طوری که تعدادی از پژوهشگران معتقدند فرهنگی که برای مقام و شان افراد، ارزش قائل است موجب تقویت روحیه و عملکرد شغل می شود.
1-4. اهداف تحقیق
اهداف کلی:
اهداف کاربردی:
1-5. روش تحقیق
تحقیق حاضر بر حسب هدف، از نوع کاربردی و برحسب روش در زمره تحقیقات همبستگی قرار میگیرد. روش اجرا بدین صورت است که پس از شناسایی متغیرهای مستقل و وابسته تحقیق و شاخصهای اندازهگیری آنها، پرسشنامه محقق ساخته تدوین گردیده و پس از جمعآوری اطلاعات، با استفاده از نرمافزار SPSS تجزیه و تحلیل میگردد.
1-6. جامعه آماری تحقیق
جامعه آماری این پژوهش کارکنان اداره اوقاف آذربایجان غربی به تعداد 122 نفر میباشند.
1-7. سوالات تحقیق
سوال اصلی:
آیا فرهنگ سازمانی ارتباط معناداری با بهرهوری نیروی انسانی اداره اوقاف استان آذربایجان غربی دارد؟
سوالات فرعی: