دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات دانشکده علوم پایه، گروه زیست شناسی پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد ...

۱-۳-۵ میکروب های مولد پیگمان ۹
۱-۳-۵-۱ باکتری ها ۹
۱-۳-۵-۲ قارچ ها. ۱۰
۱-۳-۵-۳ گلسنگ ها ۱۱
۱-۳-۵-۴ مخمرها. ۱۱
۱-۳-۵-۵ جلبک ها ۱۱
۱-۳-۶ کاربردهای پیگمان های میکروبی. ۱۲
۱-۳-۶-۱ داروسازی. ۱۲
۱-۳-۶-۲ مواد غذایی ۱۴
۱-۳-۶-۳ پزشکی ۱۴
۱-۳-۶-۴ دیگر کاربردها ۱۵
۱-۴- تعریف SPF.
1-4-1 ضریب یا عیار حفاظتی. ۱۸
۱-۴-۲ حداقل مقدار اشعه ماورا بنفش ایجاد کننده قرمزی پوست (MED).18
1-4-3 ضریب یاعیار حفاظتی میانگین. ۱۹
۱-۴-۴ ضریب یا عیار حفاظتی برچسب ۱۹
۱-۴-۵ ضریب حفاظتی آزمون شده (Test) 19
1-5- کاربرد و مزایای کرمهای ضد آفتاب ۱۹
فصل دوم: ادبیات و پیشینه تحقیق
۲-۱- پیشینه تحقیقات انجام شده. ۲۲
فصل سوم: مواد و روش ها
۳-۱- تجهیزات و مواد مورد نیاز. ۲۷
۳-۱-۱ تجهیزات دستگاهی. ۲۷
۳-۲- مواد ۲۸
۳-۳- اجزاء محیط های کشت مورد استفاده و روش های تهیه آنها۲۸
۳-۳-۱ محیط کشت TSA
3-3-2 محیط کشت water agar
3-3-3 محیط کشت PDA.
3-3-4 محیط کشت YGC(yeast extract chloramphenicol agar).
3-4- نمونه گیری ۲۹
۳-۴-۱ نمونه گیری از هوا و کشت نمونه ۲۹
۳-۴-۲ نمونه گیری از خاک و کشت نمونه .  ۳۰
۳-۴-۳ نمونه گیری از آب و کشت نمونه. ۳۰
۳-۴-۴ نمونه های گرفته شده از سطح برگ و گل و کشت آنها۳۱
۳-۴-۵ نمونه برداری از گلسنگ های استان کرمان ۳۱
۳-۵- خالص سازی باکتری ها و قارچ های جدا سازی شده در مراحل غربالگری.۳۱
۳-۶- نگهداری سویه های قارچی و باکتریایی ۳۱
۳-۶-۱ نگهداری کوتاه مدت ۳۱
۳-۶-۲ نگهداری طولانی مدت جدایه های قارچی و باکتریایی.۳۱
۳-۷- ارزیابی تولید پیگمان توسط جدایه ها. ۳۲
۳-۷-۱ جدایه های قارچی. ۳۲
۳-۷-۲ جدایه های باکتریایی ۳۲
۳-۸- استخراج پیگمان از توده های زیستی مورد مطالعه بدست آمده در مرحله غربالگری.۳۲
۳-۹- آماده سازی محلولی از پیگمانهای تهیه شده برای تهیه طیف اسپکتروفتومتریمورد نظر برای آنالیزهای دستگاهی.۳۳
۳-۱۰- خشک کردن پیگمان های محلول. ۳۴
۳-۱۰-۱ خشک کردن در انجماد و سرما (لیوفیلیزاسیون).۳۴
۳-۱۰-۲ خشک کردن در دمای محیط. ۳۴
۳-۱۱- ارزیابی جذب اشعه ماوراءبنفش توسط محلول های رنگی تهیه شده از پیگمان های بدست آمده در مرحله غربالگری۳۵
۳-۱۱-۱ محاسبه فاکتور محافظت در مقابل اشعه ماوراء بنفش(SPF).35
3-12- شناسایی جدایه های قارچی مولد پیگمان های دارای توانایی جذب حداکثر اشعه ماوراء بنفش.۳۶
۳-۱۲-۱ گسترش مرطوب (wet preparation) 37
3-12-2 تکنیک چسب نواری شفاف ۳۷
۳-۱۲-۳ تکنیک کشت روی لام (اسلاید کالچر) ۳۷
۳-۱۳- تعیین هویت بیوشیمیایی سویه باکتریایی مورد نظر۳۸
۳-۱۴- تعیین هویت مولکولی سویه باکتریایی و قارچی مورد نظر۳۸
فصل چهارم: نتایج یافته های تحقیق
۴-۱- نتایج کشت نمونه های هوا. ۴۰
۴-۲- نتایج کشت نمونه های خاک. ۴۲
۴-۳- نتایج کشت نمونه های آب ۴۳
۴-۴- نتایج کشت نمونه های گرفته شده از سطح برگ و گل۴۴
۴-۵- نتایج خالص سازی باکتری ها و قارچ های جدا سازی شده در مرحله غربالگری۴۵
۴-۶- ارزیابی موثر بودن روش های نگهداری سویه های بدست آمده در مرحله غربالگری در زنده ماندن جدایه های مورد نظر.۴۶
۴-۷- نتایج ارزیابی روش های میکروسکوپی در شناسایی جدایه های قارچی.۴۶
۴-۸- نتایج ارزیابی های بیوشیمیایی در جدایه باکتریایی مورد نظر.۵۱
۴-۹- نتایج ارزیابی ملکولی جدایه باکتری های مورد نظر.۵۱
۴-۱۰- نتایج ارزیابی تولید پیگمان توسط جدایه ها. ۵۲
۴-۱۱- نتایج آماده سازی پیگمان های مورد نظر برای اندازه گیری توانایی جذب اشعه u.v (تعیین فاکتور spf).52
4-12- نتایج خشک کردن نمونه ها در روش های خشک کردن در انجماد (لیوفیلیزاسیون) و تبخیر در دمای ۳۷ درجه سانتی گراد.۵۲
۴-۱۳- نتایج استخراج پیگمان از توده های زیستی جدایه های بدست آمده در مرحله غربالگری.۵۴
۴-۱۴- ارزیابی تعیین فاکتور SPF پیگمانهای مورد نظر ۵۷
فصل پنجم: بحث و پیشنهادات
۵-۱- بحث ۵۹
۵-۲- پیشنهادات ۶۳
منابع و مآخذ. ۶۴
فهرست منابع فارسی ۶۴
فهرست منابع انگلیسی. ۶۵


چکیده انگلیسی۷۱
چکیده:
بیشترین پیگمان­های طبیعی امروزه از گیاهان و جانوران استخراج می­شوند. امروزه توجه محققان به  پیگمان­های میکروبی معطوف شده است، زیرا این دست از پیگمان­ها طبیعی بوده و کاربردهای دارویی، صنعتی، غذایی و آرایشی بهداشتی دارند. تولید پیگمان توسط میکروارگانیسم­ها نسبت به منابع دیگر با اهمیت بوده زیرا میکروارگانیسم­ها رشد سریع داشته، استخراج رنگدانه از آن­ها راحت­تر بوده، تولید آن­ها وابستگی به شرایط جوی و خصوصیات جغرافیایی نداشته و همچنین از تنوع بالایی برخوردار بوده و تولید آن­ها قابل کنترل بوده و محصول نهایی آن­ها نیز قابل پیش بینی است. هدف از پروژه حاضر ارزیابی برون تنی جذب اشعه ماورای بنفش پیگمان­های میکروبی و تعیینSPF  آنها بوده است در این مطالعه پیگمان­های استخراج شده از گلسنگ توسط آمونیاک و پیگمان­های میکروب­های بدست آمده در مرحله غربالگری توسط حلال­های آب، DMSO بعد از جداسازی و خشک کردن در حلال­های مورد نظر حل شده و در ۳ غلظت مختلف جذب آن­ها در طول موج­های بین محدوده ۲۰۰ تا ۷۰۰ نانومتر توسط دستگاه اسپکتروفتومتر قرائت و فاکتور محافظت از نور خورشید (SPF) در خصوص آنها محاسبه گردید نتایج نشان می­دهد که در بین نمونه­های مورد مطالعه پنج کپک، سه گلسنگ و یک باکتری در جذب uv کارایی خوبی داشته و از بین آنها یک باکتری و ۲ کپک دارای فاکتور SPF به ترتیب ۷، ۲۷۲ و ۱۴۰ بوده که متعلق به جنس­های باسیل گرم منفی غیرتخمیری (عدم تعیین هویت) و پنی سیلیوم و آسپرژیلوس بوده ­اند.

مطلب دیگر :

شبکه آبیاری : پایان نامه ، پروژه ، پروپوزال با موضوع شبکه آبیاری - مرکز دانلود منابع علمی - دانشجویی


فصل اول: کلیات تحقیق
۱-۱- مقدمه
علم بیوتکنولوژی، مجموعه ­ای از متون و روش­ها است که برای تولید، تغییر و اصلاح فرآورده­ها، به نژادی گیاهان و جانوران و تولید میکروارگانیسم­ها برای کاربردهای ویژه از ارگانیسم­های زنده استفاده      می­شود. کاربرد بیوتکنولوژی در پزشکی به وسعت علم پزشکی بوده و حتی این علم با سرعت روز افزون به وسعت و دامنه علم پزشکی می­افزاید. از مهمترین کاربردهای بیوتکنولوژی در پزشکی می­توان به موارد تأثیر دگرگون بخش در امر درمان بیماری­های عفونی، ژنتیکی، سوء تغذیه و متابولیسم و نازائی، پزشکی قانونی و تأثیر دگرگون بخش در پزشکی زیبایی اشاره کرد (ملک زاده ۱۳۸۰، ۷۵).
باکتری­های پیگمان دار از جمله باکتری­هایی هستند که قادر به سنتز پیگمان بعنوان یک متابولیت ثانویه می­باشند. در مقایسه با سویه­­های بدون پیگمان خود، تفاوت­هایی را از نظر مقاومت نسبت به عوامل فیزیکی و شیمیایی از خود نشان می­ دهند. بسیاری از رنگدانه­هایی که امروزه در روند تولید مواد غذایی، مواد رنگی، آرایشی بکار می- روند، گرایشی جهانی نسبت به تولید رنگدانه از منابع طبیعی ایجاد شده است.       رنگدانه­های طبیعی از دو منبع مهم گیاهان و میکروارگانیسم­ها حاصل می­شوند. تولید رنگدانه توسط میکروارگانیسم­ها نسبت به منابع دیگر بسیار اهمیت دارد زیرا میکروارگانیسم­ها با رشد سریع، بازدهی بالاتر و استخراج راحت­تر، عدم وابستگی به شرایط جوی و گستردگی تنوع رنگ بیشتر نسبت به سایر منابع زیستی دارای مزایای بیشتری است. در این تحقیق اثرجذب اشعه ماورای بنفش پیگمان­های  میکروارگانیسم­ها که می توانند در فرآورده­های ضدآفتاب کاربرد داشته باشد مورد بررسی قرار گرفته است (Joshi 2003, 1302-1306).
فرآورده­های ضد آفتاب حاوی ترکیباتی هستند که از پوست در برابر اشعه مضر آفتاب (بعنوان مثال اشعه UV) حفاظت می­ کند.
سه نوع تابش UV خورشید وجود دارد:
الف-UVA: تابش اشعه­ی فرابنفش با طول موج nm400-320 که شامل ۲ نوع می­باشد: UVA1 (nm 400تا۳۴۰) و UVA2 (nm 340 تا ۳۲۰) که از سطح فوقانی پوست (تا سطح درم) نفوذ می­ کند و نتیجه آن آسیب رساندن به لایه­های زیرین پوست می­باشد. این تابش سبب پیری زودرس پوست، زبر شدن، لکه دار شدن، فرو رفتگی، چین و چروک پوست شده و در پیشرفت سرطان پوست سهیم است.
ب- UVB: تابش اشعه ماورای بنفش با طول موج nm 320 تا ۲۹۰ که تنها تا قسمت اپیدرم نفوذ      می­ کند و سبب سوختگی و سرطان پوست می­گردد و پیک آن از بخش پایانی صبح تا اواسط بعد از ظهر می­باشد. تابش UVB مانع از فعالیت RNA , DNA و سنتز پروتئین می­گردد و موجب ظهور آثاری از قبیل التهاب، قرمز شدن و سوختگی پوست می­شود. از طول موج­های بالاتر از nm 310 باعث تیره شدن رنگدانه­ها می­گردد.
ج- UVC: تابش فرابنفش در محدوده طول موج nm 290 تا ۲۰۰ که توسط لایه ازون بلوکه می­شود و به سطح زمین نمی­رسد. این بخش از تابش UVمورد توجه سازندگان فرآورده­های ضد آفتاب نمی­باشد (Burmeister and Brooks 1996, 49-53)،(Francis, Mark et al. 1998, 243-256)،(Holloway 1992, 229-234; Hemminki and Dong 2000, 647-651; Jansen 2001, 1012-1023; Robinson 2005, 1541-1543; Hader and Kumar et al. 2007, 267–۲۸۵; Narayanan and Rao et al. 2010, 978-986).
تنها پرتوهای UVB , UVAهستند که به استراتوسفر ازون نفوذ می­ کنند و به سطح زمین می­رسند. بیش از ۹۵% از این پرتوها در ردیف UVA قرار دارند، هدف اغلب ضد آفتاب­ها این پرتوها هستند.
با وجود این پرتوهای UVBبیشترین سرطان زایی را بر سلول­های پوستی دارند. میزان مواجهه با UVA سالن­ها و تخت­ها برنزه سازی بیشتر از مقداری است که از نور طبیعی خورشید ساطع می­شود. شیشه­های معمولی مانع ورود UVB می­شود ولی تنها ۵۰% از تابش UVA را غربال می­ کند. پوشش ابر، تنها به میزان ۴۰% – ۲۰% حفاظت در مقابل تابش UV ایجاد می­ کند به همین دلیل است که توصیه می­شود حتی در روزهای ابری در خارج از منزل از ضد آفتاب استفاده شود. اشعه UVB در ۶۵% از همه سرطان­های پوست نقش دارد(Beasley and Meyer 2010, 413-421) (Arora and Attwood 2009, 703-712; Narayanan, Rao et al. 2010, 978-986)
هر سال حدود یک میلیون نفر تشخیص داده شده که مبتلا به سرطان پوست هستند و حدود ۱۰.۰۰۰ نفر ملانوم بدخیم پوستی دارند. بیشترین سرطان پوست در نقاط مختلف بدن در اثر مواجهه با آفتاب مانند به صورت، گردن، سر و پشت دست­ها می­باشد. اثرات مضر تابش خورشیدی عمدتاً از منطقه­ی اشعه ماورای بنفش (UV) می­باشد (SAX 2000, 48-50; Hawk, Young et al. 2004).
محافظت از آفتاب در هر سنی خطر کراتوز اکتینیک و سرطان سلول سنگ فرشی و پیشرفت تغییرات سنی مرتبط با نور را کاهش می­دهد (Stulberg 2003, 1955-1960)، (Stern 2004, 1526-1534) و(Mcintyre 2007, 667-671).
در کانادا نور خورشید آنقدر قوی است که باعث تشدید پیری زودرس در پوست و ایجاد سرطان پوست می­شود. پرتوهای ماورای بنفش می­توانند از ابرها، مه، گرد و غبار عبور کنند. آب و شن و ماسه، سیمان و مخصوصاً برف می­توانند پرتوهای سوزاننده آفتاب را منعکس کنند و حتی افزایش دهند. این بدان معنی است که در زمستان هم نیاز به محافظت در برابر آفتاب داریم.
امروزه احتمال ابتلا به سرطان پوست بسیار بیشتر از آن چیزی است که ۲۰ سال پیش بود. دلیل اصلی نحوه زندگی ما در خارج از خانه و صرف زمان بیشتر در بیرون می­باشد. امروزه در معرض پرتوهای ماورای بنفش نسبتاً قوی­تر قرار داریم چون لایه محافظتی اوزون که گرداگرد زمین را فرا گرفته است بخاطر اثرات آلاینده­ها و مواد شیمیایی نازک ترشده است. تعداد مبتلایان به سرطان پوست رو به افزایش است. این تعداد از سال ۱۹۹۰ تاکنون حدود ۶۶% افزایش داشته است. لازم به ذکر است که محدودهUVC با توجه به تخریب لایه اوزون در برخی مناطق نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است(Hawk, Young et al. 2004)، (Narayanan Rao et al. 2010, 978-986) ، (Arora and Attwood 2009, 703-712) و (SAX 2000, 48-50).
2-1- هدف از انجام این تحقیق
– غربالگری میکروب­های هوازی مزوفیل (هتروتروف) مولد پیگمان از نمونه­های مختلف محیطی و غذایی.
– استخراج پیگمان­های میکروبی با حلال­های مختلف.
– ارزیابی جذب نور ماوراء بنفش (با تمرکز روی UVB , UVA)
– تعیین SPFپیگمان­های مورد نظر با روش برون تنی
تعداد صفحه : ۸۵
قیمت : ۱۴۷۰۰ تومان

وزارت علوم، تحقیقات و فناوری دانشگاه شهید بهشتی دانشکده علوم زمین گروه آموزشی زمین‌شناسی

2-1-2-1-2- زون تراستی  با ساختار فلسی جهت‌دار (Imbricated thrust zone) یا زون رورانده زاگرس.۱۵
۲-۱-۲-۱-۳- زون چین‌خورده ساده (Simpel folded zone)15
2-1-2-2- تقسیم‌بندی بر اساس نظریات اشتوکلین (Stocklin, 1968)15
2-1-2-2-1- دشت خوزستان ۱۵
۲-۱-۲-۲-۲- زاگرس چین‌خورده یا زاگرس خارجی ۱۶
۲-۱-۲-۲-۳- زاگرس مرتفع یا زاگرس رورانده یا زاگرس داخلی. ۱۶
۲-۱-۲-۳- تقسیم‌بندی بر اساس نظریات بربریان (Berberian, 1995)16
2-1-2-4- تقسیم‌بندی بر اساس نظریات مطیعی (۱۳۷۲)۱۷
۲-۱-۲-۴-۱- زون دزفول. ۱۷
۲-۱-۲-۴-۲- زون فارس. ۱۷
۲-۲- چینه شناسی نهشته‌های کرتاسه پایینی (نئوکومین- آپسین) در زاگرس.۱۸
۲-۳- گروه خامی. ۱۹
۲-۳-۱- سازند فهلیان. ۱۹
۲-۳-۲- سازند گدوان.۲۰
۲-۳-۳- سازند داریان ۲۱
۲-۴- سازند کژدمی ۲۲
۲-۵- گسل کازرون ۲۳
فصل ۳ ۲۵
رخساره‌ها، محیط‌های رسوبی.۲۵
۳-۱- مقدمه. ۲۶
۳-۲- کمربند رخساره‌ای A (دریای باز کم عمق).۲۶
۳-۲-۱- رخساره A1 (Peloid Orbitolina Packstone )
3-2-2- رخساره A2 (Orbitolina Packstone):
3-2-3- رخساره A3 ((Bioclast Wackestone:.
3-2-4- رخساره A4 (Orbitolina Wackestone):
3-2-5- رخساره ) A5 Bioclast Mudstone ):.
3-3- کمربند رخساره‌ای B (شیب قاره). ۳۲
۳-۳-۱- رخساره B1 (Bioclast Wackestone):
3-3-2- رخساره B2 Planktonic Foraminifera Wackestone – packstone) )
3-4- کمربند رخساره‌ای C (دریای باز عمیق) ۳۵
۳-۴-۱- رخساره C1 (Planktonic Foraminifera Wackestone)
3-4-2- رخساره C2 (Planktonic Foraminifera Radiolaria Packstone)
3-4-3- رخساره C3 (Packstone Radiolaria)
3-4-4- رخساره C4 (Radiolaria Wackestone)
3-4-5- رخساره C5 (Silty Mudstone).
3-5- تفسیر محیط رسوبی (شکل‌های ۳-۱۹ و ۳-۲۰) ۴۱
فصل ۴. ۴۵
لیتواستراتیگرافی. ۴۵
۴-۱- مقدمه ۴۶
۴-۲- توصیف چینه شناسی برش سطح الارضی کوزه کوه (شکل‌های ۴- ۱۴ و ۴-۱۵)۵۶
۴-۳- توصیف چینه شناسی برش سطح الارضی فهلیان (شکل‌های ۴-۱۶ و ۴-۱۷)۶۲
۴-۴- انطباق لیتواستراتیگرافی سازند داریان در دو برش کوزه کوه و فهلیان (شکل ۴-۱۸).۶۸
فصل ۵ ۷۱
میکروپالئونتولوژی . ۷۱
۵-۱- مقدمه. ۷۲
۵-۲- توصیف فرامینیفرهای بنتیک. ۷۲
۵-۳- توصیف فرامینیفرهای پلانکتون ۷۹
فصل ۶ ۸۶
بیواستراتیگرافی. ۸۶
۶-۱- مقدمه ۸۷
۶-۲- انطباق بیواستراتیگرافی  سازند داریان در دو برش کوزه کوه و فهلیان (شکل ۶-۳)۸۹
فصل ۷ ۹۴
نتیجه گیری ۹۴
منابع ۹۷
اطلس میکروفسیل ها.۱۰۲
چکیده:
به منظور مطالعات بیواستراتیگرافی و لیتواستراتیگرافی سازند داریان در شرق و غرب گسل کازرون،  دو برش چینه شناسی  کوزه کوه و فهلیان انتخاب و ۲۴۰ نمونه از آنها برداشت گردید.
در این مطالعات سازند داریان با  ۲۲۵ و ۱۷۱ متر ضخامت به ترتیب در برش های کوزه کوه و فهلیان به سه بخش داریان زیرین، داریان میانی و داریان بالایی تقسیم شده است.
مرز زیرین سازند داریان در هر دو برش مورد مطالعه  با  سازند گدوان همشیب و پیوسته و مرز بالایی آن با سازند کژدمی همشیب و همراه با گسستگی لیتولوژی است.
در مطالعات بایواستراتیگرافی سازند داریان در دو برش مورد مطالعه، ضمن تشخیص۳۷ گونه متعلق به  ۱۶  جنس از فرامینیفرها سه بایوزون معرفی شده است.
بر اساس فرامینیفرهای شناسایی شده و بایوزون های معرفی شده سن سازند داریان در هر دو برش آپسین پیشین  تا آلبین میانی  تعیین شده است.
بررسی  رخساره های میکروسکوپی سازند داریان  منجر به تشخیص  ۱۲ میکروفاسیس متعلق به ۳ کمربند رخساره ای دریای باز کم عمق(A)،شیب قاره (B) ودریای باز عمیق (C) شده است.
حرکات تکتونیکی به وقوع پیوسته  در حد فاصل آپسین – آلبین  که در بعضی از مناطق زاگرس منجر به نبود چینه شناسی و ایجاد ناپیوستگی در راس سازند داریان شده است، در این ناحیه  از تاثیر چندانی برخوردار نبوده و فقط منجر به تغییرات رخساره ای شده است.


فصل اول: کلیات
۱-۱- موقعیت و خصوصیات جغرافیایی منطقه مورد مطالعه
شهرستان ممسنی یکی از شهرستان‌های استان فارس است که در میان رشته کوه‌های بخش جنوبی زاگرس واقع شده است. این شهرستان دارای دو شهر به نام نورآباد و مصیری و چهار بخش شامل دشمن زیاری، رستم، ماهورمیلاتی و بخش مرکزی است. بخش دشمن زیاری شامل دهستان‌های دشمن زیاری و مشایخ، بخش رستم شامل دهستان‌های رستم ۱، رستم ۲، رستم ۳ و پشتکوه رستم، بخش ماهورمیلاتی شامل دهستان‌های ماهور و میشان و بخش مرکزی شامل دهستان‌های بکش ۱، بکش ۲، جاوید ماهوری، جوزار و فهلیان است. واژه ممسنی از طایفه‌ای به نام محمد حسنی گرفته شده است. مرکز این شهرستان شهر نورآباد است که در شمال باختر استان فارس و در جنوب باختری ایران واقع شده است و مسافت آن تا شهر شیراز ۱۵۰ کیلومتر است. در گذشته مرکزیت شهرستان ممسنی، فهلیان بوده است.مالکی که نام روستایی در منطقه بکش بوده، در اثر گسترش در طی ۳۰ سال گذشته به نورآباد ممسنی تغییر یافته است.
بنابر گزارش مرکز آمار ایران، جمعیت شهرستان ممسنی بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵، برابر با ۱۶۶۳۰۸ نفر و جمعیت بخش مرکزی شهرستان ممسنی ۹۸۴۱۷ نفر بوده است.
ممسنی از سمت شمال به شهرهای رستم و سپیدان، از جنوب به کازرون، دشتستان و بندر گناوه، از سمت خاور به شهرهای سپیدان و شیراز و از باختر به شهرهای رستم

مطلب دیگر :

پایان نامه با موضوع حقوق بین الملل عرفی و تعهدات بین المللی

 و گچساران محدود می‌شود (شکل ۱-۱).

مسیرهای ارتباطی این شهرستان با مناطق اطراف عبارت‌اند از:
– راه نورآباد – دو گنبدان به سوی شمال باختری به طول ۱۲۰ کیلومتر. این راه در ۲۰ کیلومتری شمال نورآباد از یک راه به سوی شمال نورآباد به یاسوج متصل می‌شود.
– راه نورآباد – شیراز به سوی جنوب خاوری به طول ۱۸۰ کیلومتر.
– راه نورآباد-  بندر گناوه به طول ۲۴۵ کیلومتر.
شهرستان ممسنی به طور عمده دارای مورفولوژی کوهستانی بوده و روند ارتفاعات همان جهت عمومی کوه‌های زاگرس یعنی شمال باختر – جنوب خاور است. در شهرستان ممسنی به سمت باختر و جنوب باختری از ارتفاعات کاسته و بر وسعت اراضی کوهپایه‌ای و دشت‌ها افزوده می‌شود.
شهرستان ممسنی دارای بافت سنتی و طایفه‌ای است و دارای چهار طایفه بزرگ لر شامل بکش، جاوید، دشمن زیاری و رستم است و دو طایفه بزرگ از ایل قشقایی شامل کشکولی و دره شولی که در بخش ماهور میلاتی سکونت قشلاقی دارند نیز در این شهرستان زندگی می‌کنند.
اقتصاد مردم در این شهرستان به طور عمده بر پایه کشاورزی، دام داری و قالی‌بافی است. صنایع کارخانه‌ای نیز در این منطقه از رونق نسبی برخوردار است. کارخانه‌های قند و تلمبه خانه شرکت نفت و شرکت تولیدی شن و ماسه فهلیان در این شهرستان وجود دارد. به طور کلی از محصولات این شهرستان مقداری برنج، جو، مرکبات و گوشت به نواحی مجاور به خصوص جنوب صادر می‌شود.
جاذبه‌های متعدد طبیعی به همراه بناهای کهن تاریخی، مهم‌ترین مکان‌های دیدنی شهرستان ممسنی را تشکیل می‌دهند. رودخانه‌ها و کوه‌های متعدد به همراه گردشگاه‌های زیبا، از جمله جاذبه‌های طبیعی شهرستان ممسنی به شمار می‌آیند. بنای تاریخی لیدوما، در روستای جنجان که از دوره هخامنشیان بر جای مانده و از مهم‌ترین آثار تاریخی این شهرستان به حساب می‌آید گردشگاه دیمه میل باغستان بسیار زیبا و دل‌انگیزی است که اطراف آن پر از گل‌ها و گیاهان معطر و چشمه‌های پرآب است. قلعه سفید قلعه معروفی است که قدمت آن به پیش از عهد عیلامی‌ها می‌رسد، قلعه شاه جهان احمد که به احتمال قوی به دوران هخامنشی یا اشکانی تعلق دارد و دیمه میل یا میل اژدها که قدمت تاریخی آن به دوره سلوکیان یا پارتیان می‌رسد، برخی از مکان‌های دیدنی این شهرستان را تشکیل می‌دهند. مکان‌های دیدنی و تاریخی این شهرستان عبارت‌اند از: امامزاده در آهنین، امامزاده شاه زاده علاءالدین، بنای عمارت، بنای کل لوله، شهر قدیمی چشمه سردو، قلعه سفید، قلعه شاه جهان احمد، قلعه چرو، قلعه ککا، دیمه میل) میل آزاد یا میل اژدها)، کتیبه‌های کورنگون (کرنگون)، نقش بهرام و پل فهلیان.
اهالی این شهرستان از نژاد آریایی بوده و به زبان فارسی با گویش لری سخن می‌گویند. مردم شهرستان ممسنی مسلمان و شیعه مذهب هستند.
۲-۱- آب و هوا و جغرافیای طبیعی ناحیه
شهرستان ممسنی دارای تنوع آب و هوایی است، به طوری که ارتفاعات شمال باختری این شهرستان دارای آب و هوایی بسیار سرد و شهر نورآباد دارای آب و هوای معتدل و ماهور میلاتی هم که در جنوب باختری ممسنی در فاصله ۴۰ کیلومتری خلیج‌فارس قرار دارد، دارای آب و هوای بیابانی است.  حداکثر دما در مردادماه ۵/۴۱ درجه سانتی گراد و حداقل دما در دی ماه ۵ /۴ درجه سانتی گراد بوده و میانگین بارندگی شهرستان ۵۵۰ میلیمتر در سال است.
شهرستان ممسنی به طور کلی از نظر اقلیمی دارای سه اقلیم به شرح زیر است:
– اقلیم گرم و خشک:  این اقلیم در محدوده‌ای از شهرستان که در مجاورت شهرستان‌های گچساران و گناوه قرار دارد، مشاهده می‌شود.
– اقلیم معتدل و مرطوب: این اقلیم محدوده‌ای از شهرستان را در بر می‌گیرد که هم جوار شهرستان کازرون و استان کهکیلویه و بویراحمد قرار دارد.  در این اقلیم دشت‌های حاصل خیز مصیری، نورآباد، فهلیان و دهنو واقع شده است.
– اقلیم سردسیری:  این اقلیم در بخش دشمن زیاری که هم جوار با شهرستان سپیدان است، دیده می‌شود.
مهم‌ترین رودخانه‌های ممسنی شامل رودخانه فهلیان، رودخانه کتی، رودخانه تنگ شیو و رودخانه سرآب سیاه است و همچنین تالاب‌های برم شور در باختر بابامنیر و هفت برم در بخش دشمن زیاری از منابع آبی این ناحیه هستند.بلندترین ارتفاعات شهرستان کوه رنج، کوه زرآور و کوه تاسک می‌باشد. به دلیل آب و هوا و بارش به نسبت مناسب در سه فصل پاییز، زمستان و بهار و وجود بیش از شش حوضه آب خیز بزرگ که رودخانه‌های کتی، شکستان، شور و شیرین، فهلیان، تنگ شیو و کره سیاه از آن‌ها منشعب می‌شود، اقتصاد مردم این منطقه به طور عمده بر پایه کشاورزی (گندم، جو، برنج، گلزا و مرکبات و نیز خرما) استوار است.
بخش قابل‌توجهی از ناحیه مورد مطالعه، کوهستانی است. در نواحی کوهستانی، مورفولوژی متنوعی به دلیل وضعیت زمین‌شناسی ساختمانی و نیز سنگ‌شناسی متفاوت و اختلاف در میزان هوازدگی و فرسایش در سازندهای رخنمون یافته ایجاد شده است.
نقاط مرتفع در ناحیه مورد مطالعه به طور عمده از سنگ‌های کربناته گروه خامی و سازندهای سروک و آسماری تشکیل شده است و دشت‌های بین تاقدیس‌ها از تخریب سازندهای شیلی و مارنی به ویژه سازندهای گچساران، پابده، گورپی و گاه کژدمی تشکیل و به صورت آبرفت پوشیده شده است. این نواحی، دشت‌های کشاورزی را ایجاد کرده‌اند. به طور کلی نیمه شمالی این ناحیه به صورت کوهستانی با تاقدیس‌های مرتفع و نیمه جنوبی آن از تاقدیس‌های کم ارتفاع تر تشکیل شده است.
۳-۱- موقعیت جغرافیایی برش‌های مورد مطالعه و راه‌های دسترسی به آن‌ها (شکل‌های ۱-۲ و ۱-۳)
۱- برش کوزه کوه: این برش با مختصات جغرافیایی”۱,۲۵ ‘ ۳۶ °۵۱  طول خاوری و” ۶,۷ ‘ ۱۲ °۳۰ عرض شمالی (مختصات قاعده مقطع) در تاقدیس کوزه کوه در ۱۵۸ کیلومتری شمال باختری شیراز، در شمال خاوری نورآباد ممسنی  واقع شده است. جهت دسترسی به این برش چینه شناسی پس از طی مسافت ۱۰ کیلومتر به سمت شمال به سه راهی پل فهلیان خواهیم رسید. در این محل جاده آسفالته درجه ۲ به سمت شرق وجود دارد که پس از طی مسافت حدود ۷ کیلومتر در این جاده، به روستای گاو پیازی آب پخشان خواهیم رسید. برش مورد مطالعه در تنگ دوپر در ۲ کیلومتری شمال روستا واقع شده است.
۲- برش فهلیان: این برش با مختصات جغرافیایی  ” ۸,۲۴ ‘ ۲۷  °۵۱ طول خاوری و “۸, ۳۰ ‘۱۰°  ۳۰  عرض شمالی در تاقدیس فهلیان در ۱۶۶ کیلومتری شمال باختری شیراز، در شمال باختری نورآباد ممسنی واقع شده است. جهت دسترسی به این برش چینه شناسی از شهر نورآباد ممسنی پس از طی مسافت ۱۲ کیلومتر در مسیر آسفالت به سمت شمال غرب به روستای فهلیان خواهیم رسید. از این روستا به سمت جنوب غرب در مسیر جاده خاکی پس از طی مسافت ۴ کیلومتر به محل برش دسترسی خواهیم داشت. این برش در تنگ بلبلک واقع شده است.
تعداد صفحه : ۱۶۶
قیمت : ۱۴۷۰۰ تومان

دانشکده علوم­ پایه گروه آموزشی زمین­ شناسی پایان ­نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته ...

۲-۲-۱- شمال روستای شیروانه – گلالی ۱۹
۲-۲-۲ شمال روستای تکیه بالا ۲۴
۲-۲-۳- جنوب روستای مجید­آباد . ۲۶
۲-۳- سنگ نگاری ۲۹
۲-۳-۱- گابروها ۲۹
۲-۳-۲-دیوریت­ها ۳۴
فصل سوم: ژئوشیمی
۳-۱- مقدمه . ۴۳
۳-۲- روش­های آنالیز ژئوشیمیایی . ۴۳
۳-۳- رده بندی نمونه­ها . ۵۰
۳-۳-۱- نمودار  SiO2 (TAS )در مقابل Middlemost (1985 ) (Na2O + K2O )
3-3-2- نمودار R1 –  R2 (De la Roche et al.,1980).
3-3-3- نمودار  SiO2 (TAS)در مقابل Cox et al., (1979) (Na2O+K2O).
3-3-4- طبقه بندی Debon and Le Fort (1983) .
3-4-تعیین سری ماگمایی ۵۵
۳-۴-۱- نمودار SiO2  در مقابل Rickwood (1989 ) (Na2O + K2O ) .
۳-۴-۲- نمودار K2O در برابر SiO2 Peccerillo and Taylor (1976)
3-4-3- نمودار AFM، Irvin and Baragar (1971) .
3-5- نمودارهای تغییرات . ۵۷
۳-۵-۱- عناصر اصلی ۵۸
۳-۵-۲- عناصر جزئی . ۶۰
۳-۶- نمودارهای عنکبوتی ۶۲
۳-۶-۱- نمودار­های عنکبوتی عناصر کمیاب خاکی (REE) . 63
3-6-2- نمودار های عنکبوتی عناصر جزئی . ۶۵
فصل چهارم: جایگاه تکتونیکی
۴-۱- مقدمه ۶۸
۴-۲- تعیین محیط تکتونیکی سنگ های مورد مطالعه . ۶۸
۴-۲-۱- نمودار Zr/Y در برابرTi/Y، Pearce and Gale (1997) .
4-2-2- نمودارTi-Zr-Y،  Pearce and Can (1973)
4-2-3 – نمودار Wood (1980)
۴-۲-۴ نمودارTiO2-Y/20-K2O، Biermanns (1996) .
فصل پنجم: پتروژنز
۵-۱- مقدمه . ۷۴
۵-۲- فرایند­های موثر در شکل گیری و تحول ماگمای به وجود آورنده سنگ­های گابرو– دیوریتی کوه پریشان.۷۴
۵-۲-۱ ذوب بخشی و تبلور تفریقی . ۷۴
۵-۳- خاستگاه و درجه ذوب بخشی منشاء . ۷۹
فصل ششم: نتیجه­ گیری و پیشنهادات
۶-۱- نتیجه گیری ۸۵
۶-۲- پیشنهادات ۸۷
پیوست ۸۹
منابع . ۹۲
چکیده:
توده نفوذی گابروئی کوه پریشان در جنوب شرق استان کردستان، جنوب قروه، حدفاصل روستاهای زرینه تا تکیه بالا واقع است و بر مبنای تقسیم ­بندی ساختاری ایران، بخشی از زون سنندج-سیرجان می­باشد. براساس مشاهدات صحرایی توده گابروئی مورد مطالعه با مرز مشخص همراه با اختلاط ماگمایی در توده گرانیتوئیدی جنوب قروه نفوذ کرده است. بر اساس مطالعات سنگ­نگاری، توده از سنگ­های هورنبلند­پیروکسن­گابرو، گابرو، کوارتزگابرو، گابرو­دیوریت، دیوریت وکوارتز­دیوریت تشکیل شده است. مطالعات ژئوشیمیائی نشان می­دهد که ماگمای سازنده این توده متاآلومین  و دارای ماهیت کالک آلکالن با پتاسیم متوسط است. روند­ نمودار­های تغییرات عناصر اصلی، کمیاب و کمیاب خاکی، پیوستگی شیمیایی و خویشاوندی نمونه­ها را تایید می­ کند. همبستگی منفی بین تغییرات  SiO2با MgO، Fe2O3 و CaO، وقوع تبلور تفریقی را تایید می­نماید. نمودار­های متمایز کننده محیط­های تکتونیکی، حاکی از وابسته بودن ماگماتیسم توده به کمان آتشفشانی و حاشیه فعال قاره در ارتباط با مناطق فرورانش می­باشد. غنی شدگی LREE نسبت به HREE  و غنی شدگی از LILE  مانند Pb و Th تهی شدگی از عناصر Ti، Zr، Nb وTa  می ­تواند به دلیل آلایش پوسته­ای و وابستگی توده به مناطق فرورانش باشد. آنومالی قابل توجهی در Eu مشاهده نمی­ شود، تبلور همزمان کلینوپیروکسن، آمفیبول و پلاژیوکلاز و مشارکت پلاژیوکلاز در تشکیل ماگمای والد،  سبب این رخداد شده است. روندهای خطی و مثبت عناصر ناسازگار در مقابل یکدیگر،  بیانگر نقش تبلور تفریقی و ذوب بخشی در تشکیل ماگمای والد توده گابرویی می­باشد. مقادیر YbN نرمالیزه شده نسبت به گوشته اولیه، کمتر از ۱۰  احتمالا بیانگر حضور گارنت به عنوان فاز باقی مانده در گوشته منشاء است و نسبت (Dy/Yb)N بیشتر از ۰۶/۱ در نمونه­ها، گارنت لرزولیت را به عنوان منشاء ماگمای والد معرفی می­ کند. با توجه به نمودارهای پتروژنز و داده ­های ژئوشیمی، ماگمای والد این توده را  می­توان گارنت اسپینل لرزولیت با ذوب بخشی حدوداً ۱۰ تا ۱۶ درصد در نظر گرفت که فرایند­های اختلاط ماگمایی، آلایش پوسته­ای، تبلور تفریقی و ذوب بخشی در تشکیل آن نقش داشته ­اند.
فصل اول: کلیات
۱-۱- مقدمه
در این فصل به بیان کلیاتی درباره توده گابرویی کوه­پریشان حد­فاصل روستاهای زرینه و تکیه بالا (جنوب قروه، استان کردستان) می­پردازیم. این فصل شامل هدف از انجام پژوهش، روش انجام پژوهش،  موقعیت جغرافیایی و راه های دسترسی، جغرافیای طبیعی و پیشینه مطالعات زمین­ شناسی انجام شده در منطقه، خواهد بود.
موضوع مورد مطالعه در این پایان نامه پتروگرافی و پترولوژی توده گابرویی کوه پریشان (جنوب قروه) استان کردستان می­باشد.
۲-۱- هدف از انجام پژوهش
بررسی دقیق سنگ­شناسی و مطالعات پترولوژیکی توده پلوتونیک مافیک منطقه کوه­پریشان حد فاصل روستای زرینه – روستای تکیه بالا به منظور دست­یابی به ترکیب سنگ­شناسی و ویژگی­های ژئوشیمیایی و پتروژنز توده مورد مطالعه می­باشد.
۳-۱- روش انجام پژوهش
برای دستیابی به هدف یاد شده روش کار و ترتیب مراحل انجام آن عبارت است از:
۱- مطالعات کتابخانه­ای: بررسی و مطالعه کتاب­ها، مقاله­ها، نشریه­ ها، نقشه ­های زمین­شناسی منطقه، نقشه توپوگرافی و راه های دسترسی و عکس­های  ماهواره­ ای مرتبط با منطقه مورد پژوهش.
۲- مطالعات صحرایی: بازدید و بررسی واحدهای مرتبط با توده مافیک، تغییرات توده مافیک از نظر رنگ، ساخت، اندازه کانی­ها، گستردگی و پراکندگی آن در منطقه مورد پژوهش و نمونه برداری طی عملیات ۱۰ روزه  در ایستگاه ­های ۱- ارتفاعات شمال روستای گلالی مشرف به روستای زرینه- شمال روستای شیروانه ۲- ارتفاعات شمال تکیه بالا ۳- ارتفاعات جنوب روستای مجید انجام گرفت. با توجه به حجم کم توده گابرویی و پراکندگی آن در منطقه و قرار گیری در ارتفاعات و خط الراس، عمل نمونه برداری با دشواری­های همراه بود اما نمونه برداری  با دقت و شکیبایی انجام گرفت.
۳- بررسی­های آزمایشگاهی: شامل انتخاب ۵۰ نمونه­ی سالم با کمترین هوازدگی جهت تهیه مقطع نازک و مطالعات کانی­شناسی و پتروگرافی بر روی این مقاطع. از ۱۴ نمونه آنالیز XRF و ICP در آزمایشگاه سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی  انجام شد.
۴- ترسیم نمودار­ها با نرم افزار­های زمین شناسی و گرافیکی.
۵- تجزیه و تحلیل داده ­ها­ی حاصل، پردازش آنها و ارائه گزارش نهایی.
۴-۱- موقعیت جغرافیایی و راه­ های دسترسی
شهر قروه در ۷۵ کیلومتری جنوب شرق سنندج (استان کردستان) در مسیر ارتباطی همدان – سنندج  واقع شده است که از شمال به بیجار، از شرق به کبودر­آهنگ و همدان، از جنوب شرقی به اسد­آباد، ازجنوب به سنقر و از غرب به سنندج محدود می­باشد.


جاده آسفالته همدان – سنندج و همدان – سنقر از راه­های دسترسی به منطقه مورد مطالعه می­باشد. ارتباط روستاها و مناطق شهری از طریق جاده آسفالته و خاکی درجه ۲ و ۳ می­باشد. جهت دسترسی به جنوب منطقه مورد مطالعه (روستاهای شیروانه و تکیه بالا) بهترین مسیر، جاده آسفالته  همدان – سنقر و دسترسی به شمال آن (روستای مجید آباد) جاده آسفالته همدان – قروه مناسب­تر می­باشد. در شکل (۱- ۱) موقعیت جغرافیایی و مسیرهای دسترسی منطقه مورد مطالعه  نشان داده شده است.
۵-۱- جغرافیای طبیعی
شهرستان قروه در منطقه کوهستانی قرار دارد با توپوگرافی خشن، دارای کوههایی بلند نظیر دروازه با ارتفاع ۳۱۶۲ متر، بیر با ارتفاع ۳۲۴۵ متر و پریشان با ارتفاع  ۲۵۷۰ متر و دره­های پرشیب می­باشد. این منطقه دارای آب و هوای سردسیری، زمستان­های طولانی و سرد و تابستان­های ملایم است. دی ماه سردترین ماه سال با دمای ۲۰- تا ۲- درجه سانتی­گراد است و گاه بارش سنگین برف باعث مسدود شدن راه های ارتباطی مناطق روستایی می­­شود. تیر ماه گرمترین ماه سال است که حداکثر دما به ۳۶ درجه سانتی گراد می­رسد.
گویش بیشتر مردم منطقه کردی می­باشد و به دلیل دشت­های حاصل­خیز و مراتع مناسب، کشاورزی و دامپروری در این مناطق رونق دارد. با توجه به غنی بودن منطقه از معادن یکی از منابع کسب درآمد اهالی این شهرستان معادن آن می­باشد.
۶-۱- پیشینه مطالعات زمین شناسی

مطلب دیگر :

https://urlscan.io/result/3f866d10-a843-47e3-b625-31fe84d27ae0/


– عمیدی (۱۳۴۵) در رساله کارشناسی ارشد خود سنگ شناسی سنگ­های آذرین جنوب قروه را مورد بررسی قرار داده است.
– زاهدی از سال ۱۳۴۵ تا ۱۳۶۹ اقدام به تهیه نقشه زمین شناسی۲۵۰۰۰۰/۱  وچهار گوش قروه همراه  شرح نموده است.
– (۱۹۷۵)  Bellon and Broud سن مطلق توده نفوذی گابرو – دیوریت خرزهره در روستای شیروانه (جنوب قروه) را به روش K – Ar، ۳۸ تا ۴۰ میلیون سال  (اوایل الیگوسن) تعیین کرده­اند.
– سنگ قلعه (۱۳۷۴) در رساله کارشناسی ارشد خود پترولوژی سنگهای آذرین جنوب قروه را مورد مطالعه قرار داده است.
– حسینی (۱۳۷۶) نقشه زمین شناسی ۱۰۰۰۰۰/۱ چهارگوش قروه با شرح را تهیه نموده است که سنگ­های آذرین گابرو، دیوریت، مونزودیوریت و گرانیت را در مجموعه پلوتونیک قروه شناسایی کرده است.
– ترکیان (۱۳۸۷) ماگماتیسم مجموعه پلوتونیک جنوب قروه را در پایان نامه دکتری خود مورد مطالعه قرار داده است.
– ترکیان (۱۳۸۸) در پژوهشی تحت عنوان استفاده از عناصر کمیاب و نادر خاکی در تعیین منشاء ماگمای سازنده توده­های نفوذی گرانودیوریتی-گرانیتی و دیوریتی مجموعه پلوتونیک قروه به مطالعه این مجموعه پرداخته است.
– شعبانی (۱۳۹۰) در پایان نامه کارشناسی ارشد خود پتروگرافی و پترولوژی آنکلاوهای توده نفوذی گرانیتوئید­ی جنوب قروه-کردستان را مورد بررسی قرار داده است.
– میری (۱۳۹۰) در پایان نامه   کارشناسی ارشد  خود به برررسی پترولوژیکی و ژئوشیمیایی توده­های آذرین منطقه تکیه­بالا در جنوب قروه با نگرشی ویژه به کانسار سازی آهن پرداخته است.
Mahmoudi et al., (2011) – سن جایگیری نفوذی­های شمال زون سنندج – سیرجان را به روش U-Pb تعیین نموده که سن جایگیری توده پلوتونیک قروه را ( Ma157-149) ژوراسیک پسین و سن توده گابرویی شمال میهم بالا را ۱۵۳ تا ۱۵۷ میلیون سال تعیین نموده ­اند.
-Torkian (2011)  توده پلوتونیک پریشان را به عنوان نمونه ­ای از پدیده اختلاط ماگمایی مورد مطالعه قرار داده است.
با توجه به قرارگیری منطقه مورد مطالعه درپهنه سنندج- سیرجان در ابتدا به شرح مختصری از زمین­شناسی این پهنه می­پردازیم  و در ادامه زمین­شناسی منطقه مورد مطالعه بررسی خواهد شد.
۷-۱- زمین شناسی عمومی پهنه سنندج – سیرجان و منطقه مورد مطالعه
بر اساس مطالعات زمین­شناختی، ایران از لحاظ تکتونیکی همواره فعال بوده است و تمامی مراحل چرخه ویلسون از کافت درون قاره تا فرورانش پوسته اقیانوسی و در نهایت بسته شدن اقیانوس­ها در نقاط مختلفی از ایران قابل مشاهده است.
زون­های مختلف ساختمانی-رسوبی ایران عبارتند از: زون زاگرس، زون سنندج- سیرجان، زون ایران مرکزی، زون مشرق و جنوب شرق ایران و زون البرز (آقا­نباتی، ۱۳۸۳، درویش­زاده، ۱۳۸۵).
۱-۷-۱- زون سنندج  سیرجان
زون سنندج – سیرجان از غرب دریاچه ارومیه آغاز می­شود و با یک روند شمال غرب – جنوب شرق تا گسل میناب، در شمال بندر عباس ادامه دارد. طول این زون حدود ۱۵۰۰ کیلومتر و پهنای آن ۱۵۰ تا ۲۵۰ کیلومتر است. همخوانی ساختاری، یکسانی الگوی ساختاری، چیرگی راندگی­ها به ویژه پذیرش الگوی استاندارد مناطق کوهزایی در زون­های برخوردی، سبب شده تا برخی از زمین­شناسان مانند علوی (۱۹۹۴) و فرهودی (۱۹۷۸) سنندج – سیرجان را زیر زونی از زاگرس بدانند ولی ترتیب رسوبات، چهار چوب زمین ساختی و به ویژه رویدادهای زمین ساختی  و فعالیت­های ماگمایی- دگرگونی سبب شده تا گروه بزرگی از زمین­شناسان، ویژگی­های سنندج – سیرجان را با مناطق پر تحرک مرکز و شمال ایران مقایسه کنند و آن را زیر زونی از ایران مرکزی بدانند. با این حال تفاوت­هایی مانند پیروی از روند ساختمانی زاگرس، نبود نسبی سنگهای آتشفشانی دوره ترشیاری، محدودیت گسترش سنگهای ترشیری، فراوانی نفوذی­های گرانیتی – دیوریتی مزوزوئیک و سنوزوئیک، فراوانی نسبی آذرین بیرونی پالئوزوئیک (سیلورین – دونین – پرمین) عملکرد احتمالی رویدادهای زمین ساختی پیش از پرمین و سرانجام دگرگونی به نسبت پیشرفته­ی جنبش­های سیمیرین پیشین از ویژگی­های بارز سنندج – سیرجان است که وابستگی آن را با زون­های مجاور پرسش آمیز و مستقل دانستن آن را پیشنهاد می کند (آقا­نباتی ۱۳۸۳).
ویژگی­های بارز سنندج – سیرجان به ویژه فرایند­های دگرگونی آن در همه­جا یکسان نیست. در نیمه جنوب شرقی این زون، پدیده­های دگرگونی به طور عمده، حاصل عملکرد کوهزایی سیمیرین پیشین و در نیمه شمالی آن رویدادهای سیمیرین میانی به ویژه کوهزایی لارامید از عوامل پلوتونیسم و دگرگونی هستند به همین  دلیل افتخار نژاد (۱۳۵۹) زون سنندج –سیرجان را به دو بخش همدان – سنندج و همدان – سیرجان تقسیم می­ کند.
محجل (۱۹۹۷) و محجل و سهندی (۱۳۷۸) زون سنندج سیرجان را از جنوب غرب به شمال شرق به ۵ زیر زون تقسیم می کند که عبارتند از:
۱- زیر زون رادیولاریتی
۲- زیر زون بیستون
۳- زیر زون افیولیتی
۴- زیر زون حاشیه­ای
۵- زیر زون با دگرشکلی پیچیده
منطقه قروه بر اساس این تقسیم ­بندی بخشی از زیر زون با دگر­شکلی پیچیده است. از ویژگی­های مهم این زون وجود سنگهای شدیداً دگر شکل یافته و فراوانی واحد­های شیستی، فیلیتی و متاولکانیک است. به عقیده ایشان این زیر زون با داشتن دو دگرشکلی ناحیه­ای عمده، اولی با فرورانش پوسته اقیانوسی نئوتتیس جوان و ایجاد کمربند آتشفشانی به سن ژوراسیک پسین – کرتاسه آغازین و دیگری با برخورد سکوی عربی به صفحه ایران در کرتاسه پسین همراه با نفوذ توده­های  پلوتونیک متنوع، از زیر زونهای فوق متمایز می­گردد.
در شمال غرب زون سنندج سیرجان در محل زیر زون با دگرشکلی پیچیده، دو گروه توده­های نفوذی وجود دارد، گروهی سن ژوراسیک میانی دارند (احمدی خلجی و همکاران ۲۰۰۷، شهبازی و همکاران ۲۰۱۰) و گروهی دیگر به سن کرتاسه پسین تا پالئوسن هستند، توده­ های اخیر در منطقه­ بین بروجرد و همدان نفوذ کرده ­اند.
تعداد صفحه : ۱۲۱
قیمت : ۱۴۷۰۰ تومان

دانشگاه آزاد اسلامی واحد محلات پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته زمین‌شناسی

ی – سازند چالوس ۱۸
و – سنگ­های دگرگونه­ی ناحیه­ی علم کوه (مجموعۀ دگرگونی بریر) ۲۰
شکل ۲ – ۳-سنگ­های آذرین. ۲۱
الف – مونزونیت­ها ۲۱
ب – داسیت­ها ۲۱
ج – کوارتز مونزونیت اکاپل ۲۲
د- دایک­ها ۲۳
۲- ۲- ۲- زمین ساخت. ۲۴
۲- ۲- ۳- گسل­های منطقه. ۲۷
۲-۲-۴-معادن منطقه مورد مطالعه . ۳۰
فصل سوم-پتروگرافی و مینرالوگرافی
۳- ۱- مقدمه. ۳۵
۳- ۲- پتروگرافی سنگ­های آذرین درونی. ۳۶
۳- ۲- ۱- گرانیت ۳۶
۳- ۲- ۲- گرانودیوریت. ۴۱
۳- ۲- ۳- سینیت کوارتز­دار ۴۲
۳- ۲- ۴- سینیت آلکالن ۴۴
۳- ۲- ۵- سینیت ۴۵
۳- ۳- پتروگرافی سنگ­های آذرین خروجی ۴۷
۳- ۳- ۱- آندزیت. ۴۷
۳- ۴- پترو گرافی سنگ­های دگرگونی ۴۸
۳- ۴- ۱- میکا شیست. ۴۹
۳- ۴- ۲- مرمر. ۵۰
۳- ۴- ۳- اسکارن. ۵۱
۳- ۵- بررسی تحولات ماگمایی. ۵۱
بررسی سایر بافت­های موجود در سنگ. ۵۳
فصل چهارم-ژئوشیمی و پتروژنز
۴- ۱- مقدمه. ۵۵
۴- ۲- نامگذاری سنگ­های منطقه . ۵۵
۴- ۲- ۱- طبقه ­بندی شیمیایی ۵۶
الف- نامگذاری به روش (Cox et al, 1979 ) TAS 56
4- 2- 2- رده بندی بر حسب کاتیون‌ها (De la Roche et al, 1980). 56
4- 2- 3- نمودار کاتیونی (Debon and Lefort, 1983) 56
4- 2-4- رده­بندی براساس کانی­های نورماتیو. ۵۶
۴- ۲- ۵- طبقه بندی براساس میزان اشباعیت ازآلومینیوم. ۵۷
۴- ۳- تعیین سری­های ماگمایی سنگ­های منطقه       . ۶۱
۴- ۳- ۱- نمودار (Irvine & Bargar, 1971) AFM    .
۴- ۳- ۲- نمودار K2Oدر برابر (Taylor et al, 1976) SiO2.
4- 3- 3- نمودارCo در برابر Th(Hastie et al, 2007 )
4- 4- ژئوشیمی عناصر اصلی. ۶۳
۴- ۴- ۱- مقدمه ۶۳
۴- ۴- ۲- روند تغییرات عناصر اصلی. ۶۳
۴- ۵- ژئوشیمی عناصر کمیاب. ۶۷
۴- ۵- ۱- مقدمه ۶۷
۴- ۵- ۲- روند تغییرات عناصر کمیاب. ۶۸
۴- ۵- ۳- مجموعه عناصر نادر سازگار Ni, V Co,.
4- 6- محیط تکتونوماگمایی سنگ­های منطقه. ۷۲
۴- ۶- ۱- مقدمه ۷۲
۴- ۶- ۲- نمودارهای تعیین موقعیت تکتونیکی با بهره گرفتن از عناصر اصلی. ۷۳
۴- ۶- ۳- نمودار­های تعیین موقعیت تکتونیکی با بهره گرفتن از عناصر کمیاب ۷۵
رده بندی شاند و گورتن (۲۰۰۲) ۷۷
۴- ۶- ۴- نمودار R2-R1 (Batchelor & Bowden, 1985)
4- 7- نمودارهای عنکبوتی منطقه ۷۸
فصل پنجم-متالوژنی
۵-۱- مقدمه ۸۴
۵-۲-مطالعات مینرالوگرافی ۸۵
۵-۳- متالوژنی ۹۱
۵-۳-۱- مقایسه نموداری مقدار عناصر در پوسته و نمونه‌ها ۹۵
۵-۴- محیط تکتونوماگمایی سنگ­های منطقه ۱۰۰
۵-۴-۱- مقدمه ۱۰۰
۵- ۴- ۲- تقسیم بندی ژنتیکی گرانیتوئیدها ۱۰۰
نتیجه‌گیری . ۱۰۴
پیوست‌ها
پیوست الف- نتایج مرکز تحقیقات فرآوری مواد معدنی ایران(IMPRC.lab) 107
منابع و مآخذ
الف-منابع فارسی ۱۱۷
ب- منابع انگلیسی. ۱۱۸
چکیده انگلیسی ۱۲۰
چکیده:
منطقه مورد مطالعه در جنوب شهرستان چالوس، جنوب باختر کلاردشت و در استان مازندران واقع شده است. همچنین از نظر تقسیم بندی ساختاری ایران در قسمت شمالی زون البرز مرکزی واقع شده است. در محدوده مورد مطالعه مجموعه­هایی از سیستم­های راندگی­ها و گسل­های معکوس اغلب بزرگ زاویه دیده می­شوند. مطالعات صحرائی، سنگ شناسی، زمین شناسی معدنی و ژئوشیمیایی در محدودۀ مذکور صورت پذیرفت. سنگ­­های آذرین در منطقه شامل گرانیت، گرانودیوریت، سینیت کوارتز­دار، آلکالی سینیت، سینیت و آندزیت هستند. سنگ­های آذرین درونی منطقه­ی مورد مطالعه به لحاظ پتروگرافی دارای تنوع بافتی و ساختی زیادی هستند. بافت پرتیتی و گرانوفیری در سنگ­های نفوذی منطقه به فراوانی دیده می­شود. سنگهای دگرگونی شامل میکا شیست، مرمر و اسکارن می‌باشند. بروی تعدادی از نمونه‌ها آنالیزهای XRF,ICP-AES,ICP-MS برای شناسایی عناصر اصلی، فرعی و نادر خاکی انجام گرفت. از لحاظ ژئوشیمیایی سنگ­­های ماگمایی منطقه­ کالکوآلکالن پتاسیم بالا تا شوشونیتی و متا آلومین هستند. شیب عمومی نمودار چندعنصری آنها منفی است واز عناصر ناسازگاری نظیر Cs, K, U, Th غنی و از عناصر Ta, Nb, Ti فقیر شده اند. چنین ویژگی­هایی شاخصه ماگماهای کمان­ ماگمایی و آلایش یافته با پوسته قاره­ای است. در محدوده­های گسلی و کنتاکت توده­­های نفوذی با سازند­های آهکی آلتراسیون­­های شدیدی در منطقه رخ داده است. کانی­­های فلزی قابل مشاهده در منطقه شامل گالن،آنگلزیت و پیریت می‌باشند. می‌توان آلتراسیون‌های پراکنده و رگه‌های کم ضخامتی از کانه زایی سرب، روی و مس را نیز در اطراف تودۀ نفوذی مشاهده کرد که ناشی از فعالیت‌های هیدروترمال خفیف در حاشیۀ توده است. نفوذ سنگ‌های گرانیتوئیدی، رخداد دگرگونی و تشکیل اسکارن، دگرسانی گرمآبی وابسته به آن و گسل‌ها و درزه‌ها در اطراف آن محیط را برای کانه زایی‌های فلزی فراهم آورده است. نتایج مطالعات نشانگر فراوانی نسبی عناصر تنگستن و اورانیوم در گرانیت آلکالن علم کوه، فراوانی نسبی عنصر زیرکنیوم در گرانیت دره امیر چشمه و سینیت دره مجل و فراوانی نسبی عنصر مس در سینیت آلکالن دره مجل می‌باشد.
مقدمه:
مواد معدنی پایه و اساس صنایع کشور را تشکیل می‌دهند. ایران دارای پتانسیل مواد معدنی فلزی و غیرفلزی خوبی می‌باشد. ذخایر کشف شده و در حال بهره برداری در مقایسه با پتانسیل ایران بسیار ناچیز است. این موضوع، زمینه و انگیزه ای جهت مطالعات متالوژنی جنوبغرب کلاردشت گردیده است.
این گزارش شامل پنج فصل می‌باشد، فصل اول اطلاعاتی در مورد منطقه در اختیار خوانندگان قرار میدهد. در فصل دوم به زمین شناسی منطقه با توجه به آخرین اطلاعات و گزارشات موجود پرداخته شده است.
در فصل سوم سنگهای منطقه از نظر پترولوژی و مینرالوگرافی مورد بررسی و مطالعه قرار گرفتند.
فصل چهارم ژئوشیمی سنگهای منطقه بررسی شد و در نهایت در فصل پنجم به مطالعه متالوژنی منطقه پرداخته شده است.
امید است که این گزارش راهنمایی برای مطالعات بعدی در منطقه باشد.
فصل اول: کلیات
۱-۱- موقعیت جغرافیائی و راه های ارتباطی
منطقه­ مورد مطالعه در جنوب شرقی سلسله ارتفاعات علم کوه و تخت سلیمان در طول جغرافیایی  و عرض جغرافیایی  قرار دارد و منطقه­ وسیعی به مساحت حدود ۶۰۰ کیلومتر مربع را شامل می­شود. این معادن در جنوب غربی دشت کلاردشت، در ۳۵ کیلومتر مرزن آباد، ۶۰ کیلومتری چالوس و حدود ۲۰۰ کیلومتری تهران قرار دارد و از لحاظ جغرافیائی جزء استان مازندران می­باشد.( شکل ۱ – ۱ )
برای دسترسی به محدودۀ مطالعاتی می­توان از دو مسیر اقدام کرد:
مسیر اول از طریق جاده­ی تهران به چالوس است که حدوداً از ابتدای مرزن آباد جاده­ای به سمت شمال غرب جدا شده و پس از طی حدود ۱۸ کیلومتر به شهر حسن کیف می­رسد و از آن­جا با طی ۴ کیلومتر به شهر رودبارک ادامه پیدا می­ کند. از ابتدای جاده از مرزن آباد تا شهر رودبارک، جاده به صورت آسفالته می­باشد و از رودبارک به بعد جاده­ی خاکی است. این بخش از جاده ۹ کیلومتر طول دارد و از آن­جا به بعد تا انتهای محدوده­ای که مورد بررسی قرار گرفت، جاده از نوع خاکی جیپ رو می­باشد، به­ طوری که با اولین بارندگی، جاده مسدود می­گردد. طول این بخش از جاده نیز حدود ۹ کیلومتر است، که در ایام سرد سال به­ خصوص فصل زمستان به دلیل بارش برف و باران مسدود می­گردد.


مسیر دوم، از طریق جاده­ی چالوس به تنکابن است، به­ طوری که پس از عبور از شهرستان چالوس و جاده­ای به سمت جنوب منشعب می­شود که پس از طی حدود ۳۴ کیلومتر به شهر حسن کیف و بعد به شهر رودبارک می­رسد. (شکل ۱- ۲)
۲-۱- آب و هوا و پوشش گیاهی
با توجه به اینکه محدوده­ مطالعاتی در جنوب دریاچه­ی خزر و دامنه­های شمالی رشته کوه­های البرز واقع شده با عنایت به این موضوع و موقعیت جغرافیایی منطقه، میزان بارندگی در آن، چه به صورت برف و چه به صورت باران بسیار زیاد می­باشد (شکل ۱- ۳).
در ارتفاعات منطقه عمده بارش به صورت برف است، زیرا این ارتفاعات از پوشش جنگلی کمی نیز برخودار است، به­ طوری که در فصل پاییز یعنی از اواخر مهر ماه اولین برف در کوه­های منطقه به زمین می­نشیند و هوای بسیار سردی هم بر منطقه حاکم می­شود در حالی که در مناطق شمالی­تر وضعیت ظاهری متفاوت است، زیرا هم ارتفاع نسبت به بالا خیلی کم می‌شود و هم پوشش جنگلی در آن بسیار زیاد است، به همین دلیل وضعیت آب و هوای این بخش نیز مقداری متفاوت با بخش‌های جنوبی خود می‌باشد.
منطقه­ی مورد مطالعه از لحاظ پوشش گیاهی دارای دو بخش می­باشد. در مناطق پست که دارای ارتفاعی کمتر از ۲۵۰۰ متر از سطح دریا است، پوشش گیاهی از نوع جنگلی است که در آن انواع درختان جنگلی مانند کاج، سپیدار و انواع درختان میوه وحشی دیده می­شود، در حالی که قسمت­های جنوبی منطقه عموماً از پوشش کوهستانی و غیر

مطلب دیگر :

ویژگی های بالینی اختلال کمبود توجه

 جنگلی و به صورت پراکنده از انواع بوته­هایی مانند، گون، زرشک و غیره برخوردار است. بنابراین در این منطقه دوگونه پوشش گیاهی با انواع متفاوت رؤیت می­شود. پوشش گیاهی قسمت­های شمالی منطقه­ی نقش به سزایی در اقتصاد زندگی مردم منطقه ایفا می­ کند (شکل ۱- ۴).

۳-۱- ویژگی­ های توپوگرافی منطقه
سیمای ظاهری منطقه در اغلب نقاط، شامل کوه­های سربه فلک کشیده­ای است که با شیب تندی به دره­های عمیق منتهی می­گردند. ریخت شناسی منطقه با توجه به چینه­شناسی و زمین ساخت توسعه یافته و متأثر از آن­ها بوده است.
در این محدوده یک آبراهه­ی بزرگی وجود دارد که با پیوستن به چند آبراهه­ی کوچک و بزرگ دیگر، روخانه­ی اصلی کلاردشت را به وجود می­آورند. این رودخانه به دلیل سرچشمه گرفتن از ارتفاع بلند رشته کوه­های البرز همیشه دارای آب می­باشد، ولی دبی آن در فصول مختلف سال تغییر می­ کند. جهت جریان آبراهه ­ها و رودخانه­ ها به سمت N و NE می­باشد.
این منطقه از دو قسمت تشکیل شده است؛ منطقه­ی جنوبی که دارای ارتفاعات بلند با ارتفاع متوسط حدود ۴۰۰۰ متراست، که دارای شیب­های تقریباً تندی می­باشند، در حالی که قسمت­های شمالی منطقه دارای ارتفاعات خیلی پست با ارتفاع حدود ۱۵۰۰ متر می­باشد. بلندترین نقطه­ی منطقه با پست­ترین آن حدود ۲۵۰۰ متر اختلاف ارتفاع دارد.(شکل ۱-۵ و ۱-۶ )
۴-۱- پیشینه پژوهش
با توجه به قرار گرفتن منطقه­ی مطالعاتی در ارتفاعات صعب العبور دامنه­های شمالی البرز و نیز پوشیده بودن بخش­هایی از آن توسط جنگل­های متراکم، انجام مطالعات زمین­شناسی و زمین­شناسی معدنی در این منطقه بسیار دشوار است.
به طور کلی عملیات و کارهای اکتشافی مقدماتی در منطقه از سال‌های ۶۷-۶۶ آغاز گردیده است. از عمده فعالیت­های معدنی که در سالیان اخیر در این محدوده صورت گرفته، می­توان به مطالعات اکتشافی معدن سنگ گرانیت مترو اشاره کرد، که در حال حاضر متروکه می‌باشد.
اولین مطالعات زمین­شناسی منطقه، توسط گانسر[۱] و هوبر[۲] (۱۹۶۲) انجام شد. آن­ها براساس مشاهدات زمین­شناسی و اصول چینه­شناسی، سازند­های خاصی را برای منطقه نامگذاری نمودند. این سازندها عبارتند از: سازند دگرگونه­های علم کوه، سازند بریر، سازند حصار چال، سازند لشکرک، سازند اکاپل و سازند علم کوه، مطالعات بعدی زمین­شناسی توسط آنلز و همکاران[۳] (۱۹۷۵) و بربریان[۴] (۱۹۸۱) انجام گرفت بنابراین با توجه به گزارشات، اطلاعات و نقشه­های زمین­شناسی موجود که تاکنون در مورد زمین­شناسی منطقه انجام گرفته، سعی شده تا سازندهای خاص منطقه از نظر ترتیب سنی منظم گردد. این نکته قابل ذکر است که سازندهایی مانند سازند مبارک، درود، روته و. که اکثر آهک­ها و دولومیت­های موجود در شمال و شرق شرق منطقه را شامل می­شوند، ازنظر سنی و سنگ­شناسی کاملاً شناخته شده ­اند. (گزارش مترو ۱۳۷۴)
۵-۱- هدف از مطالعه
هدف از این مطالعه، انجام مطالعات زمین­شناسی معدنی و پی بردن به آنومالیهای احتمالی در محدوده­ مذکور می­باشد. به همین منظور نقشه و گزارش زمین شناسی به مقیاس۱:۲۰۰۰۰ از محدوده­ مورد مطالعه تهیه شده است. علاوه برآن، پردازش و تعبیر و تفسیر نتایج آنالیزهای صورت پذیرفته بر روی نمونه­های ژئوشیمیایی نمونه­های برداشت شده جهت آنالیز به آزمایشگاه ارسال شد. نتیجه­ی بررسی­های مذکور، راه­­گشای مناسبی جهت انجام مطالعات بعدی بر روی قسمت­های مستعد منطقه خواهد بود.
۶-۱- روش مطالعه
پس از بررسی کارهای انجام شده قبلی و انجام مطالعات از منطقه­ی مورد نظر بازدید به عمل آمد. با جمع­آوری و بررسی نقشه­های توپوگرافی و زمین­شناسی موجود از منطقه مطالعاتی و با توجه به گزارشات زمین­شناسی و معدنی تهیه شده­ی قبلی، منطقه­ی مورد مطالعه و با در نظر گرفتن وضعیت و ساختار زمین­شناسی و دیگر شواهد، محدوده­ مورد نظر بر روی نقشه­های توپوگرافی و زمین­شناسی مذکور مشخص گردید. اطلاعات عمومی منطقه مورد مطالعه اعم از موقعیت جغرافیایی، راه­های دسترسی و ارتباطی، آب و هوا و. تهیه و جمع آوری شده است.
عکس­های هوایی و عکس­های ماهواره­ای محدوده­ مورد مطالعه، با توجه به موقعیت و مختصات جغرافیایی منطقه جمع آوری گردیده است.
در مرحله­ی بعدی پیمایش صحرایی جهت کنترل کنتاکت­های زمین­شناسی و سایر عوارض زمین­شناسی و همچنین بررسی و مطالعه­ وضعیت زمین­شناسی عمومی، ماگماتیسم و زمین­شناسی عمومی، ماگماتیسم و زمین­شناسی ساختمانی منطقه انجام گرفته است.
نمونه برداری سیستماتیک و تصادفی از واحدهای مختلف لیتولوژی، جهت مشخص نمودن جنس واحدهای مذکور صورت گرفته شده است، که نمونه­های سنگی از واحدهای مختلف زمین شناسی ناحیه­ی مورد مطالعه اخذ گردیده است. از نمونه­های گرفته شده ۲۰ مقطع نازک و ۳ مقطع صیقلی تهیه شده است. مقاطع حاصله به روش­های متداول میکروسکوپی نوری مورد مطالعه قرار گرفته است. جهت تکمیل این مطالعات تعدادی از نمونه‌ها به روش (XRF) و نیز به روش ICP- MS) ) و(ICP-ES) در مرکز تحقیقات فراوری مواد معدنی ایران واقع در کرج مورد تجزیه قرار گرفت که این مرکز نمونه‌های مورد نظر جهت آنالیز را به شرکت ACME در کشور کانادا ارسال نموده است.
نتایج حاصله با بهره گرفتن از نرم افزار GCDKIT پردازش شده مورد بررسی قرار گرفت.
پس از تعبیر و تفسیر نتایج حاصل از پردازش نقشه­ها و نمودارهای ژئوشیمیایی تهیه گردید و آنومالی برای عناصر مورد نظر تعیین شد.
با تلفیق گزارشات حاصل از نتایج ژئوشیمی، زمین­شناسی ساختمانی و سنگ­شناسی این رساله تدوین گردید.
[۱].Gansser
[2]. Huber
[3]. Annells& et al.
[4]. Berberian
تعداد صفحه : ۱۳۹
قیمت : ۱۴۷۰۰ تومان

دانشگاه شهید بهشتی دانشکده علوم زمین گروه آموزشی زمین­شناسی پایان­ نامه جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد (MS.C)

سازند میلا ۱۵
سازند روته ۱۶
۲-۵-۱-۲- نهشته­ های مزوزوئیک ۱۶
۲-۵-۱-۳- نهشته­ های سنوزوئیک ۱۸
۲-۵-۲- سنگ­های آذرین منطقه. ۱۸
گرانیت ها (Gr). 18
رگه ها و لنز های سیلیسی (Vs) 20
دایک های بازالتی (Db). 21
2-5-3- سنگ­های دگرگونی مجاورتی. ۲۱
۲-۵-۴- موقعیت تکتونیکی محدوده مورد مطالعه ۲۳
۲-۶- هیدروژئولوژی. ۲۵
۲-۶-۱- بررسی سازندهای منطقه از دیدگاه منابع آب ۲۵
۲-۶-۲- مشخصات چشمه های موجود در محدوده اطراف تونل۲۶
۲-۶-۳- طبقه­ بندی چشمه­ های منطقه.۶۵
۲-۶-۴-کیفیت منابع آب زیرزمینی ۶۸
فصل سوم: مبانی نظری و روش تحقیق
۳-۱- مقدمه ۷۰
۳-۲-سیستم­های اطلاعات مکانی۷۰
۳-۲-۱- تعریف GIS.
3-2-2-توابع GIS
3-2-2-1- ورود داده ها. ۷۱
۳-۲-۲-۲- ذخیره سازی و مدیریت داده­ ها. ۷۱
۳-۲-۲-۳-پردازش و تحلیل داده. ۷۳
۳-۲-۲-۴- توابع مربوط به خروج داده. ۷۳
۳-۲-۳- تهیه نقشه ­های معیار. ۷۴
۳-۲-۳-۱- GIS و نقشه­ های معیار. ۷۴
۳-۲-۳-۲- نقشه ­های معیار و مقیاس­های اندازه ­گیری ۷۴
۳-۲-۴- وزن دهی به نقشه­ های معیار. ۷۵
۳-۲-۴-۱- روش­های رده ­بندی ۷۵
۳-۲-۴-۲- روش­های رتبه­ بندی. ۷۶
۳-۲-۵-  تلفیق نقشه ­های معیار ۷۶
۳-۲-۵-۱-  روش بولین ۷۷
۳-۲-۵-۲- روش همپوشانی شاخص. ۷۷
۳-۲-۶- روش AHP.
3-3- تعریف نمایه خطر افت. ۸۰
۳-۴- روش  DHI
3-4- 1-  معرفی پارامترهای DHI
3-4-1-1- ویژگی ناپیوستگی­ها  FF
3-4-1-2-  نفوذپذیری توده سنگ MK.
3-4-1-3- وزن روباره OV
3-4-1-4- زون پلاستیک PZ.
3-4-1-5- پتانسیل جریان PI.
تقاطع گسل اصلی با چشمه IF.
نوع چشمه SP.
فاصله بین چشمه و تونل DT.
3-4-2- منابع داده­ ها. ۸۶
۳-۴-۳- آنالیز حساسیت روش DHI.
3-5- خطواره ها و نحوه استخراج آنها ۸۶
فیلترها. ۸۷
فصل چهارم: تأثیر حفر تونل بر آبدهی چشمه­ های منطقه
۴-۱- روش تحقیق۸۹
۴-۱-۱- تهیه نقشه­ های معیار. ۹۰
۴-۱-۱-۱- ویژگی شکستگی­ها (FF) 91
4-1-1-2- نفوذپذیری توده سنگ (MK) 95
4-1-1-3- وزن روباره (OV) .97
4-1-1-4- زون پلاستیک (PZ). 99
4-1-1-5- پتانسیل جریان (PI) 99
4-1-1-6- تقاطع گسل اصلی با چشمه (IF).99
4-1-1-7- نوع چشمه (SP) 99
4-1-1-8- فاصله بین چشمه تا تونل (DT). 101
4-1-2- هم­مقیاس­سازی. ۱۰۳
۴-۲- وزن­دهی. ۱۰۹
۴-۲-۱- وزن­دهی دماتیس و همکاران ۱۱۰
۴-۲-۱- استفاده از روش AHP جهت تعیین وزن بهینه. ۱۱۰
۴-۳- تهیه نقشه نمایه خطر افت. ۱۱۱
۴-۴- تحلیل حساسیت۱۱۷
فصل پنجم: نتایج و پیشنهادات
نتایج .۱۱۸
پیشنهادات .۱۱۹
منابع ۱۲۰
چکیده:
پروژه تونل انتقال آب گلاس، آذربایجان غربی، که هم­زمان با ساخت سد رودخانه لاوین در سنگ های رسوبی و آذرین حفر خواهد شد، نیازمند مطالعه دقیق هیدروژئولوژی به منظور پیش بینی اثرات حفاری بر جریان آب زیرزمینی می باشد. این تونل به طول ۳۵ کیلومتر با روند جنوب غربی – شمال شرقی از پیرانشهر تا نقده امتداد خواهد داشت. این تونل سالانه ۶۲۳ میلیون متر مکعب آب را از رودخانه لاوین به دریاچه ارومیه انتقال خواهد داد. در این تحقیق قابلیت کاربرد روش DHI (نمایه خطر افت) برای ارزیابی خطر افت آبدهی در ۴۰ دهنه چشمه، ناشی از حفاری تونل مورد بررسی قرار گرفت. داده­ ها و اطلاعات لازم برای هر پارامتر از منابع و فرمت­های مختلف جمع­آوری گردید. پردازش، تلفیق، و تحلیل داده ­ها برای روش DHI، همچنین نمایش نتایج، در مراحل مختلف کار، در محیط GIS انجام شد. پس از انجام انواع تبدیلات و تحلیل داده ­های DHI محاسبه و نتایج بحث شد و چشمه­ها از لحاظ تأثیر تونل بر آبدهی آنها رده­بندی شدند. سپس با بهره گرفتن از روش AHP ضرائب معادله DHI تغییر کرده و بار دیگر DHI محاسبه شد. تحلیل حساسیت نقشه نهایی DHI به روش حذف تک پارامتری به منظور تعیین اهمیت آنها بر روی نمایه افت انجام گردید. نتایج نشان داد که تونل گلاس دارای تاثیر منفی بر اکثریت چشمه ها می باشد و نمایه DHI از متوسط (در مناطق آبرفتی) تا زیاد (در سنگ­های سخت) تغییر می نماید.
فصل اول: کلیات
۱-۱- مقدمه
آب کالایی با ارزش و غیرقابل جایگزین در توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور­هاست و نقش محوری آن را در آمایش سرزمین، توسعه زیر ساخت­ها و حفظ، تعادل و پایداری

 اکوسیستم و محیط زیست، نمی­توان انکار کرد. کمبود آب در ایران، تأمین آن را در بسیاری از مناطق کشور مشکل ساخته و به تدریج بر ابعاد آن افزوده است.

در سال­های اخیر، تشدید خشکسالی و همچنین کاهش منابع آب ورودی به دریاچه ارومیه باعث افت شدید تراز آب آن دریاچه شده است. اهمیت اجرای پروژه­ های توسعه منابع آب در حوضه دریاچه ارومیه با توجه به پتانسیل مناسب آب و خاک منطقه و همچنین تراکم جمعیت در حاشیه آن شرایطی را ایجاد می­نماید که جهت حفظ، بهبود و بهره ­برداری بهینه از این منابع؛ پروژه­ های آبی متعددی مورد مطالعه قرار گیرد. درجهت حفظ شرایط اکوسیستم منطقه و همچنین بهبود وضعیت دریاچه ارومیه، بررسی­های متعددی در طول سال­های اخیر بعمل آمده است، که یکی از آنها طرح انتقال آب مازاد رودخانه زاب (گلاس) می باشد. از سال ۱۳۹۰ طرح حفاری تونل انتقال آب گلاس و انتقال بخشی از آب رودخانه لاوین که سرشاخه اصلی رودخانه زاب می­باشد به سمت حوضه آبریز دریاچه ارومیه و دشت نقده در دست مطالعه و اجرا قرار گرفته است. انتقال آب این رودخانه از طریق یک تونل به طول تقریبی ۳۵ کیلومتر صورت خواهد گرفت. تونل گلاس به دو قطعه یک (جنوبی) از کیلومتراژ ۰۰۰ تا ۰۰۰+۱۵و قطعه دو (شمالی) از کیلومتراژ ۰۰۰+۱۵ تا ۶۶۱+۳۵ تقسیم شده است (شکل ۱-۱). محدوده مورد مطالعه در این تحقیق شامل هر دو قطعه تونل می­شود. دهانه ورودی این تونل از بالادست مخزن سد کانی سیب آبگیری می­شود و دهانه خروجی آن در دامنه شمالی کوهستان بیگم قلعه قرار دارد و آب تونل را وارد دشت نقده و حوضه آبریز دریاچه ارومیه خواهد نمود. قطر پیش ­بینی شده این تونل ۳/۶ متر و میزان دبی آب انتقالی به حوضه دشت نقده و دریاچه ارومیه حدود ۶۲۳ میلیون متر مکعب در سال در نظر گرفته شده است (مؤسسه مهندسین مشاور ایمن­سازان، ۱۳۹۰).

مطلب دیگر :

پایان نامه : مطالعه موردی به‌کارگیری شاخص فقر آبی درمقیاس محلی در خصوص حوضه آبریز زهره وجراحی :: نقد و بررسی متون پایان نامه ها


۲-۱- طرح مسئله
طرح تونل انتقال آب گلاس با طول تقریبی۷/۳۵ کیلومتر جهت انتقال بخشی از آب رودخانه لاوین که سرشاخه اصلی رودخانه زاب می‌باشد به سمت حوضه آبریز دریاچه ارومیه و دشت نقده در مرحله مطالعه و اجرا است.
دهانه ورودی تونل در عرض جغرافیای´۴۵ °۳۶ شمالی و طول جغرافیایی ´۲۶ °۴۵ شرقی قرار دارد و شهرستان پیرانشهر در۱۰ کیلومتری غرب محدوده مورد مطالعه، نزدیکترین شهر به دهانه ورودی می‌باشد. دهانه خروجی تونل در عرض جغرافیایی ´۰۹ °۳۶ شمالی و طول جغرافیایی ´۴۶ °۴۵ شرقی و در ۱۶ کیلومتری جنوب شرق شهرستان نقده واقع شده است  (مؤسسه مهندسین مشاور ایمن­سازان، ۱۳۹۰).
احداث سازه‌های زیرزمینی نظیر تونل‌ها معمولاً باعث تغییراتی در رژیم جریان آب­های زیرزمینی می­شود. در هنگام اجرا و احداث سازه‌های زیرزمینی معمولاً مقادیر متنابهی آب زیرزمینی به داخل آنها وارد می شود و موجب کاهش بار هیدرولیکی منابع آب­های زیرزمینی، کاهش آبدهی چشمه‌ها و چاه­های منطقه می­شود. با توجه به وجود چشمه­های متعدد در اطراف مسیر تونل گلاس و تأمین آب شرب و کشاورزی روستاهای اطراف از آب این چشمه ها، این نکته که تأثیر حفر تونل گلاس بر روی آبدهی این چشمه­ها به چه میزان خواهد بود باید مورد توجه قرار گیرد.
۳-۱- ضرورت انتقال آب به دریاچه ارومیه
دریاچه ارومیه، بزرگترین دریاچه داخلی کشور و دومین دریاچه آب شور جهان است. تغییر شرایط اقلیمی وکاهش نزولات جوی، بهره‌برداری بیش از حد از رودخانه‌های جاری به دریاچه و پایین بودن بازده کشاورزی در حوضه سبب کاهش شدید سطح آب و افزایش شوری شده است. آورد متوسط سطحی حوضه در حدود ۲/۷ میلیارد متر­مکعب در سال می‌باشد که حداقل نیاز اکولوژیکی دریاچه در حدود ۱/۳ میلیارد مترمکعب در سال، باید از آن تأمین گردد. بنابراین کنترل و تخصیص بهینه آب قابل برداشت، یعنی ۱/۴ میلیارد متر­مکعب، مسئله مهمی به شمار می‌آید. حوضه آبریز دریاچه در شمال­غرب ایران واقع شده است. مساحت این حوضه در سال ۱۳۸۹ در حدود ۵١٨۷۶ کیلومتر مربع می­باشد. این حوضه حدود نیمی از استان‌ آذربایجان غربی، بخش وسیعی از استان آذربایحان شرقی و بخشی از کردستان را شامل می­شود (بی­نام، ۱۳۸۹).
آمارها نشان می‌دهد که از سال ۱۳۷۴ تراز آب دریاچه ارومیه سیر نزولی داشته است به ‌طوری که در اواخر سال ۱۳۸۸ به سطح ۴/۱۲۷۱ متر از سطح آب‌های آزاد رسیده است (Zarghami, 2010)، که این میزان ۷/۲ متر کمتر از سطح تراز اکولوژیک و۳/۴ متر کمتر از تراز متوسط درازمدت ۴۰ ساله (۱۳۸۵-۱۳۴۵) آن می‌باشد. سطح تراز اکولوژیک، سطح آب اکولوژیکی با در نظر گرفتن نیازهای بیوشیمیایی برای رشد و حیات آرتمیا (نوعی سخت پوست که در آب­های شور زیست می­ کند) در نظر گرفته می­شود. میانگین بارش بر روی سطح حوضه دریاچه ارومیه در دوره آماری ۱۳۷۵-۱۳۴۶ برابر ۴۶/۲۴۶ میلی­متر بوده است در شرایطی که در دوره ۱۳۸۶-۱۳۷۶ این مقدار به ۶۸/۲۰۴ میلی­متر کاهش یافته است (شکل ۱-۲). از طرف دیگر میانگین بلند مدت غلظت نمک این دریاچه ۱۸۰ گرم بر لیتر و میانگین غلظت نمک طی ۲۰ سال گذشته ۲۱۰ گرم بر لیتر بوده است، این رقم در سال ۱۳۸۸ در بحرانی­ترین شرایط به ۳۲۰ گرم بر لیتر که حد فوق اشباع است، رسیده است (بی­نام، ۱۳۸۹). بنابراین طرح­های توسعه منابع آب مانند طرح انتقال آب تونل گلاس در دست اجرا هستند تا از افزایش افت تراز در دریاچه ارومیه جلوگیری شود. اما باید به این نکته نیز توجه شود که حفر چنین تونل­هایی خود چه تأثیری بر منابع آب، در طول مسیر حفر می­گذارد.
۴-۱- اهداف
در سال­های اخیر تشدید پدیده خشکسالی و کاهش منابع آب ورودی به دریاچه ارومیه سبب کاهش شدید سطح آب آن شده است؛ همچنین خشک شدن بخش­های ساحلی دریاچه موجب عکس شدن گرادیان هیدرولیکی در منطقه و نفوذ آب شور به آب شیرین شده است. از سوی دیگر پیش ­بینی می­شود با ادامه روند خشکسالی و به دنبال آن تداوم خشک شدن بخش­های بیشتری از دریاچه، وزش بادهای ساحلی موجب انتقال نمک و رسوبگذاری آن در زمین­های کشاورزی اطراف دریاچه و در نتیجه از بین رفتن مرغوبیت زمین­های کشاورزی اطراف و تبدیل آنها به شوره­زار شود و به موجب آن باعث بیکاری و مهاجرت ساکنین منطقه خواهد شد. در این راستا طرح انتقال آب گلاس به منظور انتقال بخشی از آب رودخانه لاوین از سرشاخه اصلی رودخانه زاب به حوضه آبریز دریاچه ارومیه و دشت نقده، در دست مطالعه و اجرا قرار گرفته است (مؤسسه مهندسین مشاور ایمن­سازان،۱۳۹۰)، از سوی دیگر در مسیر حفر تونل گلاس تعداد زیادی روستا موجود است که اهالی آنها به کار کشاورزی و دامپروری مشغول هستند، اکثر این روستاها آب مورد نیاز کشاورزی و دامپروری وحتی آب آشامیدنی خود را از چشمه­های منطقه تأمین می­ کنند؛ بطور مثال چشمه کانی­کوخا که در نزدیکی روستای کانی­اشکوت واقع است آب مورد نیاز کشاورزی پائین دست را تأمین می­ کند و یا از آب چشمه کیله­سیپان جهت آبیاری باغات و مزارع روستای کیله­سیپان استفاده می­شود، به همین منوال آب چشمه­های یاراحمد، زینان­جیان، علامتی، دروزنه و دیگر چشمه­ها به مصرف اهالی روستاها می­رسد. به همین دلیل آبدهی این چشمه­ها به طور مستقیم بر زندگی مردم تأثیر گذار است. بنابراین در این تحقیق سعی بر آن شده تا تأثیر حفر تونل بر چشمه­های منطقه برآورد شود و چشمه­هایی که آبدهی آنها تحت تأثیر حفر تونل هستند مشخص شوند، پیش ­بینی این تأثیرات می ­تواند گام مهمی برای برنامه ­ریزی و همچنین ایجاد راهکاری جهت تعدیل اثرات سوء حفر تونل باشد.
۵-۱- روش تحقیق
به منظور پیش ­بینی تأثیر حفر تونل انتقال آب گلاس بر روی آبدهی چشمه­های منطقه از روش DHI استفاده می­شود. شاخص DHI اولین بار توسط دماتیس و کالمارس (Dematties and Kalmaras, 2001) ارائه شد. تأکید این شاخص بر فاکتورهای مکانیک سنگ و هیدروژئولوژی برای پیش ­بینی تأثیر حفر تونل بر چشمه­ها می باشد. پارامترهای شاخص DHI شامل ویژگی­های ناپیوستگی­ها، تراوایی توده سنگ، ارتفاع روباره، زون انعطاف­پذیر، برخورد گسل اصلی با چشمه، انواع چشمه و فاصله چشمه تا مسیر تونل می­باشند. پردازش، تلفیق و تجزیه و تحلیل داده ­های مورد نیاز برای روش DHI ، همچنین نمایش نتایج، در مراحل مختلف کار، در محیط GIS انجام می­شود. داده ­های مورد نیاز برای تهیه پارامترهای DHI از منابع مختلف و با فرمت­های گوناگون جمع­­­­­­آوری می­شود و تمامی داده­ ها به یک سیستم تصویر (UTM) و یک سیستم مرجع (WGS84) در می­آیند. پس از انجام انواع تبدیلات و تحلیل داده­ ها معادله DHI محاسبه و نتایج بحث می­شود. در ادامه چشمه­ها از لحاظ تأثیر تونل بر آبدهی آنها رده­بندی می­شوند، سپس با بهره گرفتن از روش AHP ضرائب معادله DHI تغییر کرده و بار دیگر معادله محاسبه می­شود و با توجه به تغییرات، بار دیگر چشمه­ها رده­بندی می­شوند. آنالیز حساسیت، اهمیت هر کدام از پارامترها در معادله و اینکه با حذف هر کدام از پارامترها نتیجه چقدر تغییر می­ کند را نمایش می­دهد.
تعداد صفحه : ۱۳۹
قیمت : ۱۴۷۰۰ تومان