ج- پیشینه تحقیق 3
د- سوالات تحقیق 3
اول- سوالات اصلی 3
دوم- سوالات فرعی 4
هـ- روش تحقیق 4
و- نتایج مورد انتظار 4
فصل اول: کلیات
مبحث اول- اراده و اجزای آن 5
گفتار اول- قصد 12
گفتار دوم- رضا 14
الف- تعریف رضا 14
ب- رابطه قصد و رضا 18
اول- نظریه تفکیک اراده به قصد و رضا 19
دوم- نظریه عدم تفکیک اراده به قصد و رضا: 21
گفتار سوم- اعلام اراده 22
الف- نظریه اراده باطنی: 22
ب- نظریه اراده ظاهری: 26
ج- نظریه اراده باطنی تعدیل یافته 29
اول- دیدگاه حقوق افغانستان 30
دوم- دیدگاه حقوق ایران 31
گفتار چهارم- نحوه اعلام اراده 33
الف- اعلام اراده صریح 35
ب- اعلام اراده ضمنی 36
گفتار پنجم- وسایل اعلام اراده 37
الف- الفاظ 38
ب- فعل 39
ج- نوشته 41
د- اشاره 42
ه- سکوت 44
فصل دوم : ایجاب
مبحث اول- مفهوم و شرایط نفوذ و تحقق ایجاب 49
گفتار اول- معنا و مفهوم ایجاب 50
گفتار دوم- تفاوت ایجاب با پیشنهاد 52
گفتار سوم- تفاوت ایجاب با پیشنهاد در حقوق ایران 54
مبحث دوم- شرایط محتوا و انواع ایجاب 55
گفتار اول- شرایط ایجاب 55
گفتار دوم- محتوای ایجاب 61
گفتار سوم- انواع ایجاب 63
مبحث سوم – ایجاب ملزم 64
گفتار اول- تعریف و مفهوم ایجاب ملزم 64
گفتار دوم- مبانی ایجاب ملزم 69
مبحث چهارم- زوال ایجاب 73
گفتار اول- رد ایجاب 73
گفتار دوم- عدول از ایجاب(فسخ ایجاب) 74
گفتار سوم- مرگ یا عدم اهلیت ایجاب کننده 75
گفتار چهارم- معدوم شدن موضوع معامله 78
گفتار پنجم- ایجاب مکرر قبل از قبول 79
گفتار ششم- ختم مجلس عقد 80
فصل سوم : قبول
مبحث اول- مفهوم قبول و شرایط و اعتبار نفوذ آن 81
گفتار اول- مفهوم قبول 82
مبحث دوم- شرایط نفوذ و اعتبار قبول 85
گفتار اول- مطابقت قبول با ایجاب: 85
این مطلب را هم بخوانید :
الف- تطابق در نوع معامله: 91
ب- تطابق در ماهیت مورد معامله 92
ج- تطابق در طرفین عقد 93
گفتار دوم- وصول قبول به ایجاب کننده: 95
مبحث سوم- قبولی اصلاح شده: 97
گفتار اول- اصلاحات در شرایط اساسی: 98
گفتار دوم- اصلاحات در شرایط غیراساسی (قبولی مشروط): 98
گفتار سوم- نقش تأیید نامهها: 99
مبحث چهارم- انواع قبول 100
گفتار اول- قبول لفظی: 101
گفتار دوم- قبول عملی: 102
گفتار سوم- سکوت قبول کننده 103
گفتار چهارم- انعقاد قرارداد تحت شروط استاندارد 105
مبحث پنجم- آثار قبول 106
گفتار اول- زمان تأثیر قبول 107
گفتار دوم- مکان تأثیر قبول 113
مبحث ششم- زوال قبول 115
گفتار اول- عدول از قبول 116
گفتار دوم- مرگ و زوال اهلیت قبول کننده 116
گفتار سوم- قبول پس از سقوط ایجاب 117
نتیجه گیری 119
منابع و مآخذ 123
مقدمه
الف- بیان مساله
از نظر لغوی ایجاب به معنی واجب کردن، لازم گردانیدن و قبول به معنای پذیرفتن و گرفتن چیزی، گفتار کسی را براستی و درستی پذیرفتن می باشد و در اصطلاح حقوقی هم ایجاب عبارت از اعلام اراده کسی است که دیگری را بر مبنای معینی به عقد بستن می خواند که به این شخص موجب اطلاق می شود. و قبول به معنی رضای بدون بدون قید و شرط به مفاد ایجاب است.مطابق بند 1 ماده 190 قانون مدنی یکی از شرایط اساسی صحت معامله داشتن قصد و رضایت طرفین معامله است، آنچه مسلم است اینکه هر دوی آنها امری معنوی و درونی است و در اینجا به معنای اشتیاق به ایجاد، قصد ایجاد و انشا عقد است . بدون شک و تردید آنچه به عقود حیات و جان می بخشد قصد طرفین است و عقود خارج از قصد متعاملین محقق نمی شود.منتها برای تحقق عقد صرف اراده ی حقیقی یعنی قصد انشا کافی نمی باشد و لاجرم امر دیگری هم باید دخیل باشد که دلالت بر قصد انشا کند و آن ر ا اراده انشایی یا خارجی می گویند. به همین جهت ماده 191 قانون مدنی مقرر می دارد« عقد محقق می شود به قصد انشاء به شرط مقرون بودن به چیزی که دلالت بر قصد کند ». اصولاً در هر کشوری قوانین حاکم متناسب با نیازهای موجود جامعه به تصویب می رسند که امکان اصلاح و یا تکمیل آن به طور کامل به موازای پیشرفت و توسعه تکنولوژی و گسترش روابط حقوقی و اجتماعی و اقتصادی و ماٌلاً ضرورتهای جامعه، وجود ندارد و در مقاطع تجدید نظر هم مرجع قانونگذاری آنگونه که اقتضا می کند اهتمام و ابتکاری به خرج نمی دهد و تنها با وضع قوانینی به پاره ای از مشکلات و نیازها پاسخ می دهد. بدین سبب است که در نظام های حقوقی کشورها به دنبال بروز کمبود و نیاز های اجتماعی ناشی از همان گسترش روابط ، علمای حقوق با احساس تکلیف در مقابل عامه مردم با رعایت اصول مورد احترام قانونگذار و یاری جستن از نظریات ارائه شده در صدد گشایش مشکل و یافتن راه حلها برمی آیند و از طرفی به منظور نیل به اهداف عالیه با تحقق نظام قانونگذاری پیشرفته ، به مطالعه تطبیقی با نظام های حقوقی برتر دیگر کشورها می پردازد.وضع قانون مدنی ماهم مستثنی از این امر نیست زیرا همانطوریکه اشاره شد ایجاب و قبول یکی از مسائل بسیار مهم در حوزه قراردادهاست و از ارکان اصلی و اساسی آنها به شمار می آید و مع الوصف به این موضوع به صورت خیلی محدود پرداخته شده است. از اینروست که محققان عرصه حقوق تلاش کرده اند در تمامی زمینه ها از جمله موضوع حاضر که قانون مدنی حکمی را بیان نکرده و یا مجمل است مطالعاتی را با نظر به حقوق کشورهای مطرح جهان از جمله فرانسه ، آمریکا ، آلمان ، مصر و سوئیس به عمل آورده و نتیجه را در قالب کتاب ، پایان نامه و یا مقاله به جامعه ارائه نمایند. در تحقیق حاضر حقوقی که مد نظر بوده و به عنوان اساس تطبیق قرار گرفته است حقوق مدنی کشور جمهوری اسلامی افغانستان می باشد. انتخاب این گزینه به عنوان اساس تحقیق شاید چندان جالب و با اهمیت به نظر نرسد که این امر هم به نظر متاثر از عدم اشتهار جهانی نظام حقوقی افغانستان می باشد ، لیکن نتیجه مطالعات معمول با لحاظ برجستگیهایی که در حقوق موصوف شاهد خواهیم بود ، مطمئناٌ میزان اهمیت بالای آن را هویدا خواهد کرد. قانون مدنی این کشور مبتنی بر دین اسلام و منطبق با فقه حنفی بوده و در سال 1355 هجری شمسی مشتمل بر 2416 ماده به تصویب رسیده است و از ماده 506 الی 526 و هکذا مواد 528، 529 و 1037 یعنی مجموع بیست و سه ماده موضوع مورد نظر اختصاص یافته است. برای مثال به چند نمونه مهم از مقررات حاکم بر ایجاب و قبول در قانون مدنی افغانستان اشاره میشود:
1- تعیین موعد برای قبول :
ماده 516 قانون مدنی افغانستان مقرر می دارد « (1) هرگاه برای قبول ، معیاد تعیین شده باشد ، ایجاب کننده نمی تواند تا ختم میعاد معینه از ایجاب خود منصرف گردد. (2) در صورت عدم تصریح میعاد ، قبول احیاناٌ از قرائن ظاهری و یا طبیعت معامله شده می تواند.» بند 1 مبین اینست که مثلا ً کسی پس از توفقات لازم با مشتری راجع به یکباب خانه ای ، بگوید فروختم یا می فروشم و برای قبول ان مهلتی تعیین کنند ، تا انقضای مهلت معین، موجب نمی تواند از ایجاب خود صرفنظر کند. و بند 2 ماده هم شامل است که برای قبول مدتب تعیین نشده باشد که در این صورت قرائن ظاهری و یا ماهیت معامله تعیین کننده خواهد بود.
2- قبول پنداشته شدن سکوت در عقود تحت شرایط خاص:
ماده 526 قانون مدنی افغانستان مقرر می دارد« سکوت وقتی قبول پنداشته می شود که بین عاقدین سابقه وجود داشته و ایجاب نیز بر اساس این تعامل صورت گرفته باشد و یا ایجاب به منفعت خالص طرف مقابل باشد»به موجب این ماده سکوت در معاملات وقتی قبول پنداشته می شود که طرفین ، قبل از انعقاد عقد پیرامون موضوع ان به گفتگو نشسته و توافقاتی را به عمل آورده باشند و ایجاب نیز بر این اساس صورت گرفته باشد و یا اینکه ایجاب قطعاً به نفع طرف مقابل باشد.
3- ملاک تعیین زمان و مکان عقد بین طرفین غایب:
در این خصوص ماده 523 قانون مدنی افغانستان مقرر می دارد« عقد بین طرفین غایب در زمان و مکانی کامل پنداشته می شود که ایجاب کننده از قبول طرف مقابل علم حاصل کرده باشد (2) قبول به مجرد وصول به ایجاب کننده چنان فرض می شود که به ان علم حاصل شده است.» همانطوریکه معلوم است مقنن کشور یاد شده زمان و مکان وقوع عقد را جا و زمانی دانسته است که ایجاب کننده ودر آن محل زمان از قبول طرف مقابل علم حاصل کرده باشد. لازم به ذکر است قانون مدنی جمهوری اسلامی در تمامی موارد ساکت است.
ب- اهمیت تحقیق
بررسی تطبیقی ایجاب و قبول در حقوق ایران و افغانستان به منظور تبیین مبانی نظری ایجاب و قبول و بررسی نقش انشاء و اراده در تحقیق عقد از اهداف مهم این پایان نامه می باشد،تا شاید بتوان با بیان نقاط
گفتار اول: علل و بسترهای گرایش به تدبیر میانجیگری کیفری………………………………………..14
بند اول: اعمال سیاستهای کیفری دوگانه…………………………………………………………………..16
الف: ایجاد سیستم دادرسی منسجم و با ثبات………………………………………………………………..18
ب: ارجاع به میانجیگری کیفری………………………………………………………………………………..19
بند دوم: انواع میانجیگری کیفری……………………………………………………………………………….21
الف: میانجیگری ترمیمی………………………………………………………………………………………….22
ب: میانجیگری در زندان………………………………………………………………………………………….24
گفتار دوم: توسعه تدبیر میانجیگری کیفری………………………………………………………………….25
بند اول: مهمترین امکانات توسعه تدبیر میانجیگری کیفری……………………………………………..26
الف: کارکرد یکسان در هر یک از مراحل فرایند کیفری……………………………………………….27
ب: تدبیر میانجیگری کیفری، جایگزین واقعی بازداشت موقت با کارکردی منحصر به فرد……29
بند دوم: دامنه اجرایی تدبیر میانجیگری کیفری…………………………………………………………….30
الف: نمایندگان و میانجیگران……………………………………………………………………………………31
ب: برنامه های اجرایی……………………………………………………………………………………………..34
فصل دوم: چالشها و ضرورتهای تدبیر میانجیگری کیفری…………………………………………..38
گفتار اول: ضرورتهای توجیهی تدبیر میانجیگری کیفری……………………………………………..38
بند اول: مزایا و معایب تدبیر میانجیگری کیفری……………………………………………………………40
الف: پیشگیری از تکرار جرم و جا افتادن اجرای عدالت…………………………………………………40
ب: خطر آشفتگی در مداخلهگریهای عدالت کیفری……………………………………………………41
بند دوم: لزوم تعیین اصول میانجیگری کیفری و بررسی دلائل توجیه کننده آن……………………43
الف: دلایل مخالفین میانجیگری کیفری………………………………………………………………………44
ب: دلایل موافقین میانجیگری کیفری…………………………………………………………………………46
گفتار دوم: مسائل ساختاری در اعمال تدبیر میانجیگری کیفری………………………………………..48
بند اول: فشارهای متناقض تحمیلی بر قضات………………………………………………………………..48
الف: مشکل هزینه…………………………………………………………………………………………………..50
ب: مشکل آموزش عمومی……………………………………………………………………………………….52
بند دوم: تحولات قانونگذاری متناقض………………………………………………………………………..54
الف: لزوم پیشبینی اقدامات پیشگیرانه تنبیهی………………………………………………………………55
ب: لزوم پیشبینی تدابیر پیشگیرانه ترمیمی…………………………………………………………………..56
بخش دوم: تدبیر نظارت قضایی…………………………………………………………………………………58
فصل اول: ماهیت تدبیر نظارت قضایی………………………………………………………………………..60
گفتار اول: دامنه اجرایی تدبیر نظارت قضایی……………………………………………………………….61
بند اول: کارکردهای تدبیر نظارت قضایی……………………………………………………………………62
الف: نظارت قضایی اجتماعی- آموزشی……………………………………………………………………..64
ب: تدبیر نظارت قضایی اجتماعی_آموزشی مغایر با دوره های کوتاه مدت………………………..67
بند دوم: مقامات و نهادهای مسئول امر نظارت………………………………………………………………68
الف: تحقیقات اجتماعی قبل از صدور حکم……………………………………………………………….. 69
ب: تدبیر گفت و گوی حضوری معوقه………………………………………………………………………70
گفتار دوم: فردی سازی نظارت…………………………………………………………………………………71
بند اول: تناسب شدت نظارت با وضعیت و میزان تحول حاصل شده در فرد……………………….72
الف: نظارت بر اجرای تعهدات…………………………………………………………………………………75
ب: ضمانت اجرای عدم اجرای الزامات……………………………………………………………………..77
بند دوم: تأثیر دو بعد مهم اجتماعی و روانی…………………………………………………………………78
الف: امکان سازگاری اجتماعی………………………………………………………………………………..81
ب: مراکز اقامت اجباری و محلهای اسکان اضطراری…………………………………………………..83
فصل دوم: چالشهای و ضرورتهای تدبیر نظارت قضایی……………………………………………..86
گفتار اول: موانع توسعه دامنه اجرایی تدبیر نظارت قضایی……………………………………………….86
بند اول: عدم کارایی و میزان جاافتادگی تدبیر نظارت قضایی…………………………………………..87
الف: فقدان حمایت اجتماعی…………………… ………………………………………………………………87
ب: انگیزه بسیار کم قضات……………………………………………………. ……………………………….89
بند دوم : لزوم مشارکت……………………………………………………………………………………………91
الف: تحقیقات اجتماعی با کیفیت پایین………………………………………………………………………94
ب: ضرورت سنجش میزان قابلیت اعتماد اطلاعات بدست آمده………………………………………95
گفتار دوم: ضرورت پیداکردن راه حل های جایگزین……………………………………………………96
بند اول: لزوم برجسته سازی جنبه ی تنبیهی تدابیر جایگزین…………………………………………….97
الف: نبود پرسنل کافی برای اجرای تدابیر جایگزین………………………………………………………98
این مطلب را هم بخوانید :
ب: تمرکز بر بعد کمی بدون توجه به بعد کیفی…………………………………………………………100
نتیجه گیری و پیشنهادات………………………………………………………………………………………..103
فهرست منابع و مآخذ…………………………………………………………………………………………….107
مقدمه
با آغاز فرایند کیفری، متهم با دو نهاد کیفری پلیس قضایی و دادسرا مواجه میگردد؛ دو نهادی که هدفشان فراهم کردن تمهیدات لازم جهت اثبات بی گناهی یا مجرمیت شخص مزبور است. این دو نهاد در راستای نیل به اهداف ناظر بر تأمین و تضمین نفع جامعه، در اغلب موارد آزادی متهم را سلب میسازند که عموماً در دو جلوهی «تدبیر پلیسی»، یعنی «تحت نظر» و «تدبیر قضایی»، یعنی «بازداشت موقت» متجلی میگردند[1]. مقررات ناظر بر نهاد کیفری بازداشت موقت در هر کشوری آیینه تمام نمای میزان موفقیت دولتها در فائق آمدن بر مشکلات قرار بازداشت موقت است. عدم هر گونه محدودیت نسبت به آزادی فردی متهم پیش از تعیین تکلیف نهایی نسبت به موضوع اتهام و صدور حکم قطعی، در مقابل، تجویز قانونی سلب آزادی متهم به واسطه ضرورت حفظ نظم عمومی، رعایت حقوق بزهدیدگان و در مواردی متنبه کردن متهم و سایرین، گزاره های عقلانی «آزادی و امنیت» است که سرانجام با تفوق «امنیت» بر «آزادی» و تضمین «آزادی» از رهگذر این «امنیت»، موجب پذیرش پاره ای محدودیت بر این حق ذاتی بشری می شود.
نظام دادرسی فرانسه، در ارتباط با قرار بازداشت موقت تحولات قانون گذاری عدیده ای را پشت سر گذاشته و رویکردهای متفاوتی اتخاذ نموده است. چنین تحولاتی، نظام عدالت کیفری را به سمت «انسانی کردن» بیش از پیش آموزه های خود رهنمون گردیده است. از این رو، هشتمین کنگره بینالمللی پیشگیری از جرم و رفتار با محکومان (1990 میلادی) بر ضرورت اجتناب از توسل بر بازداشت موقت اجباری و نیز استثنائی تلقی نمودن بازداشت متهمان تأکید و دولتهای عضو را به همسان سازی موازین داخلی خود ارشاد نمود. این رویه، با پیشنهاد پیش بینی «جایگزینهای بازداشت متهمان» به نوعی تکمیل گردید. فرانسه نیز، در زمره کشورهایی است که به این توصیهها جامه تقنینی پوشانید و پس از الحاق به «کنوانسیون صیانت از حقوق و آزادیهای بنیادین» (1950) که از آن تحت عنوان کنوانسیون اروپایی حقوق بشر یاد می شود، به اصلاح قوانین داخلی خود طی چند مرحله اهتمام ورزید؛ به گونه ای که ضمن تلقی استثنائی بودن بازداشت موقت، نهاد نظارت قضایی و میانجیگری کیفری را وارد گردونه دادرسی کیفری خود نمود و در مواردی از جمله عدم رعایت الزامات نهاد نظارت قضایی از سوی متهم، قرار بازداشت موقت را منوط به اختیار و صلاحدید بازپرس یا قاضی آزادیها و بازداشت ضروری پنداشت[2]. در واقع، با توجه به اینکه قرار بازداشت موقت ذاتاً ضمانت اجرایی است که به طور خاص محدود کننده حقوق بنیادین متهمان میباشد؛ از لحاظ احترام به حقوق اشخاص و به خاطر آثار جرم زایی و ضد اجتماعی کردنش در فرانسه مورد انتقادات مکرری قرار گرفته است. به همان اندازه که قرار بازداشت موقت میتواند به عنوان یک ابزار مؤثر، در جهت طرد و خنثی سازی متهم شناخته شود، به همان اندازه نیز در زمینه باز اجتماعی کردن وی و پیشگیری از تکرار جرم او میتواند اثرات معکوسی از خود به جای بگذارد. طبق گزارش کنوانسیون اروپایی حقوق بشر در فرانسه در سال 2002 در خصوص مفهوم کیفر، قرار بازداشت موقت می تواند حتی از منظر مؤثر بودن در نظم عمومی، به شدت اثرات معکوسی به دنبال داشته باشد[3]. در واقع، بازداشت باید نسبت به جرایم بسیار خاص که یک اقدام طرد یا خنثی سازی برای آنها لازم و ضروری می باشد، به کار گرفته شود و جایگزین های قرار بازداشت موقت در مورد سایر جرایم گسترش یابند چرا که جامعه از یک طرف تمایل دارد که سیستم کیفریاش را به اصول اساسی حقوق بشر نزدیک نماید و از طرف دیگر در نظر دارد نظم عمومیاش را بر مبنای رویکرد عملگرا به صورت بهتری حمایت کند. دولت ها، به دنبال ابزارهایی هستند که جایگزین های بازداشت موقت را توسعه دهند و در نتیجه اجرای آنها را به بهترین نحو در جامعه عملی سازند. بنابراین، مراجع قضایی اروپایی به طور مرتب، دولت های عضو را به درگیر شدن یا شرکت کردن در یک چنین مسیری تشویق میکنند..
در همین راستا، پارلمان اروپا در قطعنامه 17 دسامبر 1998، موافقت خود را در جهت توسعه تدابیر جایگزین بازداشت موقت در سیستمهای مختلف حقوقی به عنوان ابزارهای انعطاف پذیر در جهت تضمین اجرای کیفرها اعلام می دارد. به عبارت بهتر، پارلمان اروپا معتقد است کیفرها باید اجرا شوند و به اجرا گذاشتن تدابیر جایگزین در واقع به مفهوم اجرای کیفر است[4]. بنابراین، ضرورت اقتضا میکند که تدابیر جایگزین بازداشت موقت، هر بار که امنیت اموال و اشخاص ایجاب می کند به اجرا گذاشته شوند؛ توسل به نظام های نیمه آزادی یا اجرای مجازاتها در محیطی باز، بر اساس معیار های دقیق و مدون صورت پذیرد همچنین به نحوی عمل شود که این نظام ها بتوانند در محیطی امن برای شهروندان و برای محکومان به اجرا گذاشته شوند. در واقع، ترویج جایگزین های قرار بازداشت موقت، هم برای مجرم و هم برای جامعه فایده مؤثر و واقعی دارد، چرا که مجرم در چنین وضعیتی، ، فعالیتهایش را عملی می سازد و مسئولیت اجتماعیاش را نیز تضمین می کند. همچنین، اجرای ضمانت اجرا های کیفری در داخل جامعه، به جای فرایند طرد و خنثی سازی، می تواند در دراز مدت حمایت بهتری را از جامعه، با صیانت از منافع بزهدیده و بزهدیدگان به عمل آورد[5]. در توصیه نامه ای که راجع به افزایش جمعیت زندانیان و تورم زندان در 30 سپتامبر سال 1999 در فرانسه به تصویب رسید، آمده است که مجازات سالب آزادی، باید به عنوان ضمانت اجرا و تدبیر، در آخرین مرحله پیش بینی شود مگر اینکه اهمیت جرم، ضمانت اجرا یا تدبیری که آشکارا مناسب نیست را ایجاب نماید. چرا که، طبق قاعده کلی، این افزایش ساخت و ساز زندانها نمیتواند راه حل دراز مدت نسبت به مشکل افزایش جمعیت زندانیان باشد. بنابراین، در فرانسه، دادستانها و قضات به طور گسترده، تا جایی که امکان دارد به سمت توسل به تدابیر جایگزین بازداشت موقت، یعنی ضمانت اجراها و تدابیرقابل اجرا در جامعه و بررسی مناسب بودن جرم زدایی از برخی جنحه ها یا دوباره توصیف کردن جنحه ها به گونه ای که مانع از این شود که کیفرهای سالب آزادی نامیده شوند، تشویق می شوند[6].
گفتنی است توسل به بازداشت موقت، موجب افزایش جمعیت زندانها و تشدید بحران زندان می شود. شرایط متهمی که در بازداشت به سر میبرد وخیمتر از فرد زندانی است که کیفر حبس را تحمل می کند. مغایرت بازداشت موقت با اصل برائت، عدم امکان استفاده برای فرد بازداشت شده از امتیازاتی که یک زندانی میتواند از آنها بهره ببرد، تأثیرات منفی بازداشت موقت بر فرد از نظر روحی و روانی و سرانجام عدم امکان جبران خسارت، از جمله پیامد های منفی بازداشت موقت میباشند. قانونگذاران، قضات و مجریان قانون می بایستی به گونه ای عمل نمایند که شرایط بازگشت مجرم و محکوم را به جامعه فراهم کنند و تنها صرف مجازات محکوم نباشد بلکه پیگیری اهداف اصلاحی مجازات میبایستی مهمتر از نقش اجرای مجازات باشد. چرایی روی آوردن نظامهای حقوقی به عدالت سازشی را دست کم باید در دو دلیل عمده جست و جو کرد. علت نخست تورم قوانین کیفری است؛ نهاد های قضایی امکانات اقتصادی و انسانی کافی برای رسیدگی به جرائم در اختیار ندارند. افزون بر این، طولانی بودن فرایند رسیدگی–که نارضایتی عمومی مراجعان را از عملکرد دادگاه ها در پی دارد–مقامات قضایی را بر آن داشته است که بر پاسخهای کیفری سریعتر تمرکز کنند. علت دوم، ناکارآمدی قرار بازداشت موقت در فرایند بازپذیر سازی مجرمان است. از سالها پیش، مجازات سالب آزادی رایج ترین پاسخ کیفری به مجرمان در بیشتر نظام های کیفری بوده است. ولی امروزه آشکار شده است که این مجازات کارایی لازم را در اصلاح پاره ای از بزهکاران ندارد. آمار قضایی مربوط به افزایش میزان تکرار جرم زندانیان، عدم موفقیت عدالت تنبیهی را در رسیدن به هدفهای خود (بازدارندگی عمومی و اصلاح بزهکاران) آشکار ساخته است. در چنین بستری است که قانونگذاران ضرورت پیش بینی سلسله تدابیر جایگزین بازداشت را احساس می کنند.
بررسی شکل گیری مفهوم بازداشت موقت و تغییرات به وجود آمده در آن نیز حائز اهمیت است. در فرانسه تا پیش از انقلاب 1789، اصل بر توقیف متهم بود و آزادی وی استثناء بر اصل محسوب میشد. در واقع، اصل بر بازداشت موقت های نامحدود در امور جنایی بود. در پایان قرن 19، تحولی آزادیخواهانه روی داد که تا اندکی قبل از جنگ جهانی دوم ادامه داشت که در نتیجه آن، آزادی، تبدیل به قاعده شد و ابقای بازداشت، تنها در صورت تصمیم رئیس دادگاه پس از استماع اظهارات و دفاعیات متهم و وکیل او ممکن بود. متعاقباً تحول آزادیخواهانه دیگری با تصویب قانون آیین دادرسی کیفری 1959، یعنی «استثنایی بودن بازداشت» صورت گرفت. هرچند پیشرفت آن محدود بود. از نیمه قرن بیستم، اصلاحات قانونی بسیاری در خصوص بازداشت موقت به وقوع پیوست، اصلاحات ساده و جزئی و نیز اصلاحات اساسی مانند آن چه در قانون 15 ژوئن سال 2000 مشاهده می شود. آغاز این اصلاحات قانونی آزادیخواهانه، قانون شماره 643-70 مورخ 17 ژوئیه سال 1970 می باشد. این قانون، بازداشت را موقتی توصیف کرد و از آن به بعد، دیگر آزادی، دارای وصف موقتی نبود. همین قانون است که نظارت قضایی را به عنوان جایگزینهای بازداشت موقت ابداع نمود. به علاوه این قانون- که هنوز هم لازمالاجرا است- موارد توسل به بازداشت موقت را احصاء و راه را برای کنترل آن به وسیله دادگاه باز کرد ودر موارد جنحه ای لزوم صدور قرار قضایی موجه و قابل استیناف در خصوص بازداشت موقت را پیش بینی نمود. در ادامه، قانون گذار فرانسه، برای هر چه بیشتر نظام مند شدن بازداشت موقت به راه های گوناگونی متوسل گردید. از یک سو، «اقدامات جایگزین» را بهبود و گسترش بخشید و از سوی دیگر، «شیوه های شکلی صدور قرار» را ارتقا بخشیده است. بدین ترتیب، تحول نظام حقوقی بازداشت موقت در فرانسه، نشان دهندهی تغییر نگرشهای حاکم بر روابط بین دولت و شهروندان میباشد.
ضمانت اجرای کیفری کنترل قضایی آموزشی اجتماعی در فرانسه _ با حذف این ایده که ضمانت اجرای کیفری باید در مورد بزهکاران مورد حکم قرار بگیرد_ به هدف اساسی و مهمی تبدیل شده است. با به اجرا گذاشتن کنترل نظارت قضایی اجتماعی آموزشی، نمی توان بروز یک پدیده که در این سالهای اخیر اهمیت چشم گیری پیدا نموده است را نادیده گرفت. شایان ذکر است با وجود اینکه کنترل قضایی اجتماعی-آموزشی، در مورد اشکال بسیار شدید فعالیتهای مجرمانه در قلمرو مواد مخدر کنار گذاشته نمی شود ولی بیشترین اهمیت را به درمان از طریق مراجع فراقضایی می دهد زیرا این مراجع، صلاحیت بیشتری در زمینه درمان اجتماعی دارند. این که تدبیر کنترل قضایی اجتماعی-آموزشی امروزه به طرز غیر قابل انکاری، جنبه نوآوریاش را به صورت وسیعی حفظ می کند، تنها به این دلیل است که این تدبیر، هنوز ویژگی ابتدایی آموزشی بودنش را حفظ کرده است. در واقع کنترل قضایی اجتماعی-آموزشی به صورت آزمایشی است، زیرا تردید وجود دارد که آیا این تدبیر مفید و مؤثر است یا خیر، به عبارت بهتر در مورد مؤثر بودنش تردید وجود دارد. هرچند که این تردید، در مورد مؤثر بودن کنترل قضایی اجتماعی-آموزشی، امیدی روز افزونی را نیزبا خود به همراه میآورد.
گفتنی است، هرگونه بحث یا مطالعه در خصوص تدابیر جایگزین بازداشت با مشکل تعیین دامنهی بحث روبرو می شود زیرا تعاریف و رویکردهای مختلفی از تدابیر جایگزین بازداشت موقت وجود دارد بسیاری از این تعاریف و رویکردها که به زمان اعمال مجازات مربوط میشوند، منحصراً در مورد کیفرهایی هستند که «جایگزین» یا «جانشین» حبس گفته می شوند. این تعاریف، نه تدابیری را که از بازداشت موقت متهم در مرحله پیش از دادرسی جلوگیری میکنند، در بر می گیرد و نه تدابیری که اجازه می دهند محکوم تحت شرایطی که رعایت آنها اجباری است، قبل از پایان کیفرش آزاد بشود. در این مفهوم به طور کلی به تدابیرکیفری که (میانجیگری کیفری و نظارت قضایی) اجازه پیشگیری از صدور بازداشت موقت را در مرحله پیش از دادرسی می دهند، پرداخته می شود. بنابراین، اصطلاحات مورد استفاده در این پژوهش «تدابیر کنترل قضایی و میانجیگری کیفری» می باشد. در این رویکرد ، موضوع جایگزین های بازداشت موقت نمیتواند به «کیفرهای جایگزین» محدود شود بلکه مسائلی همواره وجود دارند که قبل و بعد از اجرای ضمانت اجرا کیفری، نقش مهمی بازی می کنند. در واقع، تدابیر مختلف جایگزین بازداشت موقت در فرانسه، بسته به اینکه این تدابیر از ورود به زندان جلوگیری میکنند یا اینکه مدت زمان بازداشت موقت را کاهش میدهند، از هم متمایز میشوند. نوع اول، یعنی تدابیری که از ورود به زندان جلوگیری می کنند، کمابیش به جنحه ها مربوط می شوند در حالی که نوع دوم، یعنی تدابیری که مدت زمان بازداشت موقت را کاهش میدهند، شامل جنایات میشوند. نوع سوم از تدابیر جایگزین بازداشت موقت نیز در فرانسه وجود دارد که به زندانیان اجازه خروج از زندان را بدون آزادی از زندان میدهد، مانند نظام نیمه آزادی، اجازه خروج یا قرار دادن محکوم در محلی خارج از زندان[7]. این نوع از تدابیر، تعداد زندانیان را کاهش نمیدهد اما باعث می شود که زندانیان و افراد بازداشتی از آمادگی بیشتری برای بازگشت به محیط خارج از زندان برخوردار شوند. توسعه این تدابیر میانه (زیرا تحت این تدابیر متهم نه آزاد است نه در حبس) به آزادی زودرس او کمک شایانی مینماید. در بسیاری از موارد آزادی متهم مسبوق به، به کار گرفتن تدابیر یاد شده است به عبارتی در نتیجه اجرای این تدابیر و بدست آوردن نتیجه رضایت بخش بوده است که متهم آزاد شده است. بدین ترتیب، این سه نوع تدابیر یاد شده، با هم به نوعی ارتباط دارند و یک سیستم ایجاد میکنند. همچنین گفتنی است، تدابیر جایگزین بازداشت موقت در صورتی که سیاست کیفری در تمام سطوح در جهت رسیدن به هدف کاهش جمعیت زندان متمایل نباشد نمیتوانند موفقیت آمیز عمل کنند.
بنابراین، خلاء هایی از لحاظ تعداد و تنوع جانشین های قرار بازداشت موقت احساس میشد که با پیش بینی قرارهای نوین جایگزین بازداشت موقت (میانجیگری کیفری و نظارت قضایی) سعی شده است تغییرات مثبتی در این خصوص در قانون فرانسه به عمل آید. از جمله خلاء ها و ضرورتهایی که بحث تدابیر نوین جایگزین بازداشت موقت را ایجاب مینماید این است که به طور کلی بازداشت موقت، در زمینه باز اجتماعی کردن متهم، آنچنان که باید، موفق نبوده است بلکه بیشتر بر فرد و شخصیت او تأثیر گذاشته و او را به سمت بزهکاری سوق داده است ؛عملاً وی، از فرایند اجتماعی، به دورمانده و مسیر ارتباطیاش با جامعه قطع میگردد. چنین قطع ارتباطی، پیامدهای جبران ناپذیری بر وی وارد میآورد. به ویژه زمانی که بعد از اتمام تحقیقات، برائت و بی گناهی وی احراز گردد. مقوله برچسب بزهکاری، بارزترین نمونه ای است که انکار آن، اجتناب ناپذیر است. تأثیر ناخوشایند بازداشت موقت متهم، ضروری میسازد که نظام های عدالت کیفری تا جایی که ممکن است دست از آن شسته و مسیرهای جایگزین را برگزینند. مشارکت جامعه مدنی به این معنا که دولت و جامعه مدنی دو روی یک واقعیت هستند که برای مهار جرم مشارکت و همبستگی دارند، خلاء دیگری است که باید به آن اشاره کرد. در واقع
1-3. اهداف. 4
1-4. سوالات تحقیق. 5
1-5. فرضیهها. 5
1-6. مواد و روش تحقیق. 6
1-7. جنبه جدید بودن نوآوری. 6
فصل دوم: مالکیت آثار دانشگاهی…………………………………………………………………………..10
2-1. تعریف مالکیت فکری. 10
2-2. تعریف حقوق مالکیت فکری. 12
2-3. تعریف آثار دانشگاهی. 16
2-3-1. وجود افرادی با عنوان استاد و دانشجو و مستخدم در دانشگاه 16
2-3-2. وجود قرارداد استخدامی یا شرایط قانونی خاص. 18
2-3-3. وجود نهاد یا سازمان قانونی به نام دانشگاه. 21
2-3-4. خلق اثر دانشگاهی………………………………………………………………………………………….. 23
2-4. مالکیت حقوق مادی آثار دانشگاهی…………………………………………………………………………….26
2-4-1. فرض مالکیت پدیدآورنده. 26
2-4-2. فرض مالکیت دانشگاه. 29
2-4-2-1. معیارهای تعلق مالکیت اثر به دانشگاه. 32
2-4-2-1-1. دکترین کار در برابر مزد. 33
2-4-2-1-2. قاعده استفاده گسترده از منابع دانشگاهی. 43
2-4-2-1-3. قرارداد. 47
2-4-3. مالکیت مشترک……………………………………………………………………………………………………………….52
2-4-3-1. حق استفاده از اثر مشترک. 60
2-5.حقوق معنوی پدیدآورندهگان آثار دانشگاهی………………………………………………………………..60
2-5-1. ماهیت و قلمرو حقوق معنوی پدیدآورنده اثر. 61
2-5-2. تئوری قابل اعمال بودن دفاع دکترین “استفاده منصفانه” در نقض حقوق اخلاقی پدیدآورنده اثر دانشگاهی.. 65
2-5-3. اطمینان. 69
2-5-4. فضای باز فکری در دانشگاه(آزادی دانشگاهی). 74
فصل سوم: حقوق و تکالیف دانشگاه و پدیدآورنده در قبال یکدیگر 81
3-1. مسئولیت وتعهدات دانشگاه در مقابل پدیدآورنده. 81
3-1-1. آموزش مالکیت فکری. 82
3-1-2. انجام حمایت های لازم برای برخورداری اثر از حمایت قانونی 84
3-1-3. تحصیل حمایت قانونی لازم برای حمایت از حقوق مالکیت فکری اثر پدیدآمده. 87
3-1-4. تسهیل انتقال تکنولوژی از دانشگاه به جامعه و صنعت 89
3-1-5. تاسیس دفتر مالکیت فکری یا انتقال فناوری. 91
3-1-6. حل و فصل اختلافات. 93
3-2. مسئولیت و تعهدات پدیدآورنده در قبال دانشگاه. 96
3-2-1. مسئولیت افشاء و یا عدم افشای اثر. 96
3-2-2. مساعدت در بهره برداری از اثر.. 99
فصل چهارم: قانونگذاری وتجاریسازی آثار دانشگاهی. 102
4-1. قانون بای-دل…………………………………………………………………………………………………………………….. 104
4-2. مفهوم تجاری سازی آثار دانشگاهی………………………………………………………………………………….. 108
4-3. روش های تجاری سازی…………………………………………………………………………………………………….. 108
4-3-1. انتشار مقالات و تالیفات. 109
4-3-2. ارتباط بین محققان و صنعت.. 110
4-3-3. اعطاء مجوزهای بهره برداری نتایج تحقیقات دانشگاهی به بخش صنعت.. 112
4-3-4. ارتباطات علمی و پژوهشی بین دانشگاهی و شرکت محققان در سمینارها. 114
4-3-5. شرکت های استارت آپ . 115
4-3-6. سایر روشهای انتقال فنآوری. 116
4-4. تاسیس مراکز انتقال فناوری و بهره برداری تجاری………………………………………………………….117
4-4-1. دفتر مرکزی انتقال فناوری در دانشگاه. 118
4-4-2. دفاتر غیر متمرکز انتقال فناوری.. 119
4-4-3. پارک علم و فناوری. 119
4-5. موانع فرا راه انتقال فناوری و تجاری سازی آثار دانشگاهی……………………………………………………….. 120
4-5-1. نوع تحقیق. 120
4-5-2. کمبود بودجه. 121
4-5-3. عدم وجود کارشناس. 123
این مطلب را هم بخوانید :
4-5-4. ارزش پایین نتایج برخی از تحقیقات به منظور تجاری سازی 125
4-5-5. عدم تمایل و یا تمایل پایین آفرینندگان آثار در جهت تجاری سازی. 126
نتیجهگیری. 127
منابع……………………………………………………………………………………………………… 132
جداول
جدول1-1…………………………………………………………………………………………………………………………………………….40
جدول2-2…………………………………………………………………………………………………………………………………………….46
جدول3-3…………………………………………………………………………………………………………………………………………….50
1-1. پیشگفتار
دانشگاهها به جهت برخورداری از نیروی متخصص و آموزش دیده و نیز برخورداری از تجهیزات و امکانات لازم، به عنوان منبعی مهم در تحقیق و توسعه، سهم ارزشمندی در ایجاد، تولید و توسعه علم و فناوری دارند. این سهم در کشورهای توسعهیافته و صنعتی به دلیل ارتباط متقابل و تنگاتنگ صنعت و مراکز پژوهشی و تحقیقاتی از جمله دانشگاه، همچنین قوانین معین و مشخص حقوق مالکیت فکری در تعیین حدود روابط بخش صنعت و دانشگاه، بیش از کشورهای کمتر توسعه یافته و در حال توسعه است. به همین دلیل، دانشگاه قادر است به نحو مطلوبی بخش صنعت را تغذیه کند و از انجام کارهای صرفا پژوهشی بری باشد. صنعت نیز متقابلا، گذشته از برطرف نمودن نیازهای خود در دستیابی به دانش پیشرفته روز، منابع مالی دانشگاه را در زمینه پژوهش فراهم میآورد.
اما در کشورهای در حال توسعه این امر از وضعیت مطلوبی برخوردار نیست و به دلیل فقدان خطمشی قانونی مشخص در تعیین حقوق مالکیت فکری این آثار و ارتباط ضعیف صنعت و دانشگاه، دانشگاه تنها به انجام کارهای پژوهشی صرف پرداخته، کمتر تحقیقات مورد نیاز صنعت انجام میدهد. بخش صنعت نیز قادر به رفع نیازهای پژوهشی و فنآوری خود از طریق دانشگاه نیست.
«در سالهای اخیر، دغدغه اصلی تدوین کنندگان خط مشی های حقوق مالکیت فکری این بوده است که چگونگی انتقال ارزش دانشی که در دانشگاه تولید میشود را به بخش صنعت تضمین نمایند تا در مقیاس وسیع جامعه و در مقیاس کوچکتر، تجارت داخلی به صورت خاص بتواند از علوم دانشگاهی و نظرات فنی و کارشناسانه بهرهمند گردد»[1، ص3].
اما مساله قابل توجه در این زمینه، نزاع بر سر مالکیت این آثار است. از سویی خالقان این آثار مدعیاند به دلیل نقشی که در پدیدآوردن این آثار دارند، مالکیت این آثار به آنها تعلق دارد و آنها می توانند از حقوق مربوط به این آثار بهرهبرداری کنند؛ از طرف دیگر دانشگاهها به دلیل صرف امکانات مالی و فراهم نمودن تجهیزات لازم برای خلق این آثار، ادعای مالکیت بر آثار مذکور را دارند.
از سوی دیگر تغییر ساختار و کارکرد موسسات آموزش عالی به یک وظیفه مهم در جهت تسهیل جریان دانش در منابع جدید نوآوریهای صنعتی بدل شده است[2، ص121-109]. این تغییر ساختار و کارکرد در دانشگاهها خود به خود تغییر وظایف و مسئولیتهای دانشگاه را از یک سو و تغییر وظایف و مسئولیتهای پدیدآورندگان آثار دانشگاهی را از سوی دیگر در پی خواهد داشت.
در تولید و آفرینش آثار دانشگاهی به دلیل وضعیت خاصی که در مورد این آثار حاکم است، مسئولیتها و تعهدات دانشگاه با مسئولیت و تعهدات پدیدآورنده متفاوت است. دانشگاه به جهت این که در بسیاری از موارد مالک اثر فرض میشود، مسئولیت و وظایفی دارد که ناشی از فرض مالکیت است و هر مالکی برای حفظ و تامین منافع خویش ملزم به انجام این وظایف است. از هنگامی که دانشگاه با پدیدآورنده قرارداد منعقد میکند، مسئولیتها و وظایف دانشگاه شروع میشود و با استمرار انجام قرارداد توسط پدیدآورنده، مسئولیتها و وظایف وی نیز استمرار پیدا میکند و ادامه می یابد. پدیدآورنده نیز به عنوان شخصی که در استخدام دانشگاه است و یا با دانشگاه قرارداد همکاری دارد و از دانشگاه حقوق دریافت میکند، از زمان انعقاد قرارداد در مقابل دانشگاه ملزم به انجام وظایف خویش است. اما تفاوت بارزی که بین مسئولیتها و وظایفی که دانشگاه بر عهده دارد در مقایسه با وظایفی که پدیدآورنده مخصوصا در حوزه آثار دانشگاهی عهدهدار است قائم به شخص بودن وظایف پدیدآورندگان، مخصوصا در حوزه مالکیت صنعتی است. بدین معنا جز در موارد استثنائی شخص دیگری قادر نیست به جای پدیدآورنده وظایف او را انجام دهد. این در حالی است که وظایف دانشگاه ماهیتأ از جمله وظایفی که قائم به دانشگاه باشد نیست؛ بلکه افراد دیگر غیر از دانشگاه، حتی خود شخص پدیدآورنده قادر به انجام این مسئولیتهاست.
همچنین ماموریت اصلی دانشگاه از نظر سنتی، آموزش و پژوهش تعریف شده است. اما در سایه ظهور رشتههای جدیدی همچون بیوتکنولوژی، افزایش جهانیسازی، کاهش تحقیقات بنیادی و ظهور چشماندازهای نو در زمینه نقش دانشگاه در نظام تولید علم، این ماموریت تغییر یافته است[3،ص533-518]. در عصر کنونی تجاریسازی علومی که در دانشگاه تولید میشود، به نحو گستردهای مورد توجه قرار گرفته است. تدوینکنندگان قوانین و مقررات دانشگاهی در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، مبنایی محکم و گسترده با هدف تسهیل تجاریسازی یافتههای علمی دانشگاهی پایهگذاری نمودند[4، ص418-399]. آغاز این مسیر تصویب قانون موسوم به بای-دل[1] در آمریکاست. قانون بای-دل مصوب 1980 به عنوان ابتکاری بسیار پراهمیت در سیاستگذاری بخش فنآوری آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم به حساب میآید؛ به نحوی که برخی از صاحبنظران بیان میکنند این قانون سبب ظهور سریع شرکتهایی با درجه فنآوری بالا و نرخ رشد بسیار عالی در اقتصاد آمریکا در طی سالهای دهه 1990 شد[5، ص658-639].
در کشورهایی که از صنعت، فناوری و نظام حقوقی پیشرفتهای برخوردار هستند و بخش صنعت را دانشگاه تامین وتغذیه میکنند، مالکیت آثاری که توسط دانشجویان و اعضای هیئت علمی دانشگاهها پدید میآید و همینطور منافع حاصل از آنها به روشنی در قوانین و مقررات مربوطه مشخص شده است و آییننامههای دانشگاهی با توجه به سطح استفاده پدیدآورندگان از منابع دانشگاهی و سطح تخصصشان و زمان و سرمایهای که هزینه میکنند و عوامل دیگر سهم هر یک را نیز مشخص نموده است. این در حالی است که این امر در کشورهای در حال توسعه و کمتر توسعه یافته بسیار ضعیف است و دانشگاهها اغلب به دلیل فقدان قوانین و مقررات حقوق مالکیت فکری و عدم ارتباط کافی با صنعت، با صرف هزینههای گزاف و بیهوده و انجام طرحهایی که مورد نیاز صنعت نیست از توسعه یافتگی و کارایی لازم برخوردار نیستند و پدیدآورندگان و دانشگاه نیز به خوبی حقوق و تکالیف خود را در این زمینه نمیدانند و یا اگر قانونی هم در این مورد وجود دارد جنبه اجرایی آن بسیار ضعیف است و از توان اجرایی پایینی برخوردار است. در کشور ما نیز به دلیل مشکلاتی از این قبیل متاسفانه اهمیت آثار و تحقیقات دانشگاهی و علمی و ارتباط این بخش با صنعت مغفول مانده و علی رغم توان بالای علمی و تحقیقاتی دانشگاهها و موسسات پژوهشی کشور، به دلیل عدم وجود انگیزه در محققان و پژوهشگران به جهت فقدان قانون مشخص در این زمینه، استفاده موثری از این ظرفیت به عمل نمیآید. ما در این پژوهش برآنیم تا با بررسی مسائل و مشکلات موجود در این زمینه، راهکارهای حقوقی و حمایتی لازم در جهت کاربردی شدن و رشد و توسعه هر چه بیشتر این آثار با توجه به آنچه که در این رابطه در کشورهای پیشرفته و صنعتی وجود دارد ارائه کنیم .
گفتار نخست- دلیل 6
گفتار دوم- اقسام دلیل 7
مبحث دوم- ماهیت، مفهوم و کارکردهای سند 9
گفتار نخست- ماهیت و مفهوم سند 9
بند نخست- ماهیت سند 9
بند دوم- مفهوم سند 10
الف- مفهوم عام سند 10
ب- مفهوم خاص سند 10
گفتار دوم- کارکردهای سند 11
مبحث سوم- ارکان سند 11
گفتار نخست- نوشته بودن 12
گفتار دوم- قابلیت استناد داشتن 12
گفتار سوم- امضا 13
مبحث چهارم- انواع سند 14
گفتار نخست- سند رسمی 15
بند نخست- مفهوم سند رسمی 15
الف- مفهوم عام سند رسمی 15
ب- مفهوم خاص سند رسمی 15
بند دوم- شرایط سند رسمی از دیدگاه حقوق مدنی 16
الف- تنظیم سند توسط مأمور رسمی 16
ب- رعایت حدود صلاحیت 17
1- صلاحیت ذاتی 17
2- صلاحیت نسبی 17
ج- رعایت مقررات قانون 18
بند سوم- شرایط سند رسمی از دیدگاه حقوق ثبت 18
الف- مفهوم ثبت رسمی و نحوه ثبت و صدور سند رسمی 19
1- مفهوم ثبت رسمی 19
2- نحوه ثبت و صدور سند رسمی 19
ب- ارکان تنظیم سند در دفاتر اسناد رسمی 21
1- احراز قابلیت موضوع معامله 22
2- احراز هویت 22
3- احراز اهلیت 23
گفتار دوم- سند عادی 24
بند نخست- مفهوم سند عادی 24
بند دوم- ارکان سند عادی 25
بند سوم- تشریفات سند عادی 25
بند چهارم- انواع سند عادی 25
الف- سندی که خارج از حدود صلاحیت مأمور رسمی تنظیم شده باشد 26
ب- سندی که توسط مأمور رسمی بدون رعایت تشریفات قانونی تنظیم شده باشد 26
ج- سندی که بدون دخالت مأمور رسمی تنظیم شده باشد 26
1- سند تجاری 26
2- سند عادی گواهی امضا شده 27
3- سند عادی لازمالاجرا 28
4- سند معاملات رایجه افراد 28
مبحث پنجم- اعتبار سند 28
گفتار نخست- اعتبار و آثار سند رسمی 29
بند نخست- عدم امکان انکار و تردید در سند رسمی 29
بند دوم- اعتبار تمام محتویات و مندرجات سند رسمی 30
الف- اعلامیات مأمور رسمی 31
ب- اعلامیات افراد 32
بند سوم- اعتبار سند رسمی نسبت به اشخاص ثالث 32
بند چهارم- نیروی اجرایی سند رسمی 34
بند پنجم- اعتبار رونوشت سند رسمی 35
بند ششم- عدم نیاز به تودیع خسارت احتمالی 36
بند هفتم- اساس تطبیق قرار گرفتن سند رسمی 36
بند هشتم- عدم قابلیت اجرا و بطلان رأی داور 36
این مطلب را هم بخوانید :
گفتار دوم- اعتبار سند عادی 37
بند نخست- اعتبار سند عادی نسبت به طرفین آن 37
بند دوم- اعتبار سند عادی نسبت به اشخاص ثالث 37
بند سوم- قابلیت انکار و تردید در سند عادی 38
بند چهارم- سند عادی که اعتبار سند رسمی را پیدا کرده است 39
فصل دوم- سند الکترونیکی 42
مبحث نخست- دلیل الکترونیکی و مستند سازی اطلاعات الکترونیکی 43
گفتار نخست- دلیل الکترونیکی و اهمیت آن 43
گفتار دوم- چالش حقوقی و مستندسازی اطلاعات الکترونیکی 43
مبحث دوم- ماهیت، مفهوم، تعریف و ویژگیهای سند الکترونیکی 45
گفتار نخست- ماهیت و مفهوم سند الکترونیکی 45
بند نخست- ماهیت سند الکترونیکی 45
بند دوم- مفهوم سند الکترونیکی 45
الف- مفهوم عام سند الکترونیکی 46
ب- مفهوم خاص سند الکترونیکی 46
گفتار دوم- تعریف و ویژگیهای سند الکترونیکی 46
بند نخست- تعریف سند الکترونیکی 46
بند دوم- ویژگیهای سند الکترونیکی 48
مبحث سوم- ارکان سند الکترونیکی 49
گفتار نخست- نوشته الکترونیکی و قابلیت استناد داشتن 50
بند نخست- نوشته الکترونیکی 50
بند دوم- قابلیت استناد داشتن 52
گفتار دوم- امضای الکترونیکی 52
بند نخست- مفهوم امضای الکترونیکی 53
بند دوم- تعریف امضای الکترونیکی 53
بند سوم- انواع امضای الکترونیکی 55
الف- امضای الکترونیکی مطمئن 55
1- معیارها و ویژگیهای امضای الکترونیکی مطمئن 56
2- گواهی الکترونیکی 60
3- دفاتر خدمات صدور گواهی الکترونیکی 62
ب- امضای الکترونیکی غیرمطمئن 63
مبحث چهارم- اصول حاکم بر اسناد الکترونیکی و انواع سند الکترونیکی 64
گفتار نخست- اصول حاکم بر اسناد الکترونیکی 64
بند نخست- اصل آزادی قراردادی 64
بند دوم- اصل عدم تبعیض 65
بند سوم- اصل در حکم نوشته بودن 66
بند چهارم- اصل برابری آثار امضای دستی و الکترونیکی 66
بند پنجم- اصل اصیل بودن 66
گفتار دوم- انواع سند الکترونیکی 68
بند نخست- سند الکترونیکی عادی 68
الف- سند الکترونیکی مطمئن 69
ب- سند الکترونیکی غیرمطمئن 71
بند دوم- سند الکترونیکی رسمی 72
الف- مفهوم ثبت الکترونیکی 74
ب- نحوه ثبت الکترونیکی و صدور سند الکترونیکی رسمی 75
مبحث پنجم- اعتبار سند الکترونیکی 82
گفتار نخست- اعتبار سند الکترونیکی رسمی 84
بند نخست- اعتبار سند الکترونیکی رسمی به مفهوم اصالت داشتن آن 84
بند دوم- اعتبار سند الکترونیکی رسمی به مفهوم تحمیل مفاد سند به اشخاص 85
بند سوم- نیروی اجرایی سند الکترونیکی رسمی 85
بند چهارم- اعتبار رونوشت سند الکترونیکی رسمی 86
بند پنجم- اساس تطبیق قرار گرفتن سند الکترونیکی رسمی 87
گفتار دوم- اعتبار سند الکترونیکی عادی 87
بند نخست- اعتبار سند الکترونیکی مطمئن 88
بند دوم- اعتبار سند الکترونیکی غیرمطمئن 92
نتیجه و پیشنهاد 94
منابع و مآخذ 98
مقدمه
الف- بیان مسئله (شرح مسئله و سؤال تحقیق)
با تحول زندگی اجتماعی و تغییر شکل اعتماد در جامعه، سند به عنوان مهمترین و رایجترین دلیل برای اثبات روابط حقوقی افراد شناخته شد؛ بر خلاف آنچه در فقه اسلامی بینه کتبی به طور کلی از دلایل اصلی شرعی محسوب نشده است، امروز در بسیاری از قوانین کشورهای اسلامی آنچه به عنوان قویترین دلیل در اثبات دعوی محسوب میگردد، سندهای کتبی است.
لزوم ایجاد سهولت، سرعت، دقت و امنیت در قراردادها، منجر به اجتناب ناپذیر بودن استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات[1] در این زمینه شده است. با پیشرفت فناوری یاد شده و بهوجود آمدن جامعهای مجازی با تأثیراتی ملموس در زندگی انسانها، تجارت الکترونیکی به عنوان یکی از مهمترین مباحث فناوری اطلاعات و ارتباطات، همواره مورد تأکید کارشناسان بوده است. همزمان با رونق تجارت الکترونیکی و پیشرفت استفاده از واسطهای الکترونیکی در قراردادها، یکی از دغدغههای مهم، اثبات روابط حقوقی شکل گرفته در فضای مجازی بوده است؛ این مهم قانونگذاران ملی، منطقهای و بینالمللی را بر آن داشت تا با تصویب مقرراتی ضمن بهرسمیت شناختن داده پیام و سند الکترونیکی، حدود اعتبار داده پیام و انواع سند الکترونیکی و همچنین شرایط و چگونگی ایجاد، تبادل، ذخیره و نگهداری آنها را مشخص کنند.
سؤالاتی که در طول تحقیق حاضر، در پی پاسخگویی به آنها بودیم به شرح زیر است:
نخست- سؤال اصلی تحیق: سند الکترونیکی از چه جایگاه و اعتباری برخوردار است؟
دوم- سؤالات فرعی تحقیق: 1- ماهیت، کارکردها و ویژگیهای سند الکترونیکی چیست؟ و 2- آیا با توجه به مقررات موجود، امکان صدور سند الکترونیکی رسمی در کشور وجود دارد؟
ب- اهمیت تحقیق
نیاز روز افزون به بهرهمندی از دستاوردهای فناوری اطلاعات و ارتباطات که تجارت الکترونیکی نمود بارز آن است، ضرورت شناخت و تبیین شرایط و الزامات در بکارگیریِ هرچه بهتر و دقیقتر سند الکترونیکی برای اثبات قراردادهای منعقده در فضای مجازی را اجتناب ناپذیر نموده است. سند الکترونیکی، همانند سند کاغذی در شیوه سنتی، به عنوان دلیلی ممتاز، رایجترین دلیل برای اثبات روابط حقوقی در فضای مجازی است؛ بنابراین مسایل حقوقی مرتبط با حوزه سند الکترونیکی نیازمند بررسی، تبیین و تشریح بیشتر است و صِرف وجود پارهای از مقررات که بهطور کلی بر بهرسمیت شناخته شدن اسناد الکترونیکی تأکید دارد، برای ایجاد رویه روشن و یکسان کافی نخواهد بود. از لحاظ نظری نتایج تحقیق میتواند در بحث اسناد مورد استفاده مراکز آموزشی قرار گیرد و از نظر عملی نیز با توجه به برنامه کشور برای استفاده بیشتر از فناوری اطلاعات و ارتباطات، خصوصاً تأکیدات قانون برنامه پنجساله پنجم توسعه جمهوری اسلامی ایران، نتایج تحقیق میتواند در بحث صدور اسناد الکترونیکی مورد استفاده سازمان ثبت اسناد و املاک کشور قرار گیرد.
د- فرضیات
1- سند الکترونیکی در صورت دارا بودن الزامات و شرایط در نظر گرفته شده، میتواند همانند سند کاغذی از جایگاه و اعتباری تا جایگاه و اعتبار سند رسمی برخوردار گردد.
2- سند الکترونیکی، از همان ماهیت سند کاغذی برخوردار است و کارکردهای آن را تأمین میکند؛ مضافاً اینکه علاوه بر سهولت و سرعت میتواند سطح بالایی از اطمینان و امنیت را فراهم کند.
3- با بهکارگیری سیستم الکترونیکی مطمئن، امضای الکترونیکی مطمئن و سابقه الکترونیکی مطمئن و رعایت مقررات مربوط به سند رسمی، میتوان اقدام به صدور سند الکترونیکی رسمی نمود.
هـ- روش تحقیق
نوع و روش تحقیق در این پایاننامه توصیفی- تحلیلی است، با این توضیحکه با مراجعه به کتابخانههای دانشکدههای حقوق، مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران، کانون سردفتران و دفتریاران و سایتهای مرتبط، ابتدا کتب، پایاننامهها و مقالات که ارتباط مستقیم یا غیر مستقیم با موضوع تحقیق داشتند، شناسایی و طبقهبندی شدند، سپس با مطالعه منابع بهدست آمده، از نکات لازم جهت استفاده در تحقیق فیش برداری شد.
ی- ترتیب فصول
این پایاننامه از دو فصل تشکیل میشود؛ در فصل نخست تحت عنوان کلیات، برای آشنایی با مفاهیم کلی و تبیین ساختار، کارکردها و اعتبار سند، با توجه به وحدت ماهیت سند در شیوه سنتی و الکترونیکی، به سند در شیوه سنتی(کاغذی) میپردازیم؛ بهاین نحو که در مبحث نخست به ادله اثبات دعوا و اقسام آن خواهیم پرداخت، سپس در مباحث بعدی پیرامون ماهیت، مفهوم، کارکردها، ارکان، انواع و اعتبار سند در آن شیوه سخن خواهیم گفت. در ادامه و در فصل دوم برای احراز جایگاه و اعتبار سند الکترونیکی، به دلیل الکترونیکی و مستند سازی اطلاعات الکترونیکی(مبحث نخست)، ماهیت، مفهوم و ویژگیهای سند الکترونیکی(مبحث دوم)، ارکان سند الکترونیکی(مبحث سوم)، اصول حاکم بر اسناد الکترونیکی و انواع سند الکترونیکی(مبحث چهارم) و سرانجام اعتبار سند الکترونیکی(مبحث پنجم) خواهیم پرداخت.
فصل نخست
کلیات
مبحث نخست- دلیل و اقسام آن
مبحث پیشرو از دو گفتار تشکیل میشود که گفتار نخست به دلیل، و گفتار دوم به اقسام دلیل میپردازد.
گفتار نخست- دلیل
دلیل در لغت به معنی راهنما آمده است. در حقوق، هنگامی سخن از دلیل میشود که رویدادی رهنمون حرکت عقل به سوی واقع شود. به بیان دیگر، هرگاه عقل از نشانههای یافته خود بتواند به امری مجهول پی ببرد، آن نشانه را دلیل میگویند، خواه رویدادی خارجی باشد یا حکمی از قانون[2].
دلایل از دو جهت دارای ارزش هستند: یکی از جهت تکمیل کنندگی حق، بدین معنی که فردی که مدعی وجود یا اسقاط حقی میشود باید بهوسیله دلیل آنرا در دادگاه ثابت کند، و از این جهت ادله را جزء حقوق مدنی آوردهاند، و دیگری از جهت کاربرد دلیل و طرز رسیدگی به آن در دادرسی است که از اینرو ادله را داخل در موضوعات آیین دادرسی مدنی میدانند. جلد سوم قانون مدنی ما به ادله اثبات دعوا پرداخته و فصل دهم از باب سوم قانون آیین دادرسی مدنی به بحث رسیدگی به دلایل اختصاص داده شده است، که این تفکیک خود نشان از ماهیت و چهره دوگانه ادله اثبات دعوا دارد.
در قانون مدنی تعریفی از دلیل به عمل نیامده است. ماده 194 ق.آ.د.م دلیل را چنین تعریف کرده است: «دلیل عبارت از امری است که اصحاب دعوا برای اثبات یا دفاع از دعوا به آن استناد مینمایند»؛ هرچند تعریف مذکور ناظر به چهره تشریفاتی دلیل و کاربرد آن در دادرسی است، اما آنچه قاضی بدان استناد میکند، خارج از تعریف قرار میگیرد، در حالیکه امارات که «عبارت از اوضاع و احوالی است که به حکم قانون یا در نظر قاضی دلیل بر امری شناخته میشود»(ماده 1321ق.م) جزء ادله اثبات دعوا محسوب است؛ لذا گفته شده است دلیل چیزی است که برای اثبات امری بهکار رود[3]. با وجود این هرگز نباید از ذهن به دور داشت که فایده دلیل منحصر به اثبات دعوا یا دفاع از آن نیست؛ در زندگی صلحآمیز نیز استفاده از آن معمول و شایع است[4].
به ادله اثبات دعوا «بینه» نیز گفته شده است؛ بینه در لغت دلیل آشکار یا برهان واضح، معنی شده است[5]. واژه بینه در قرآن کریم و روایات ما با همان معنای لغوی آمده است، مانند آیه شریفه: «لم یکن الذین کفروا من أهل الکتاب والمشرکین منفکین حتى تأْتیهم البینه»[6]، که در آن واژه بینه به معنای دلیل آشکار و حجت هویدا آمده است[7]، یا معناى روایت معروف از پیامبر اسلام (ص) که میفرماید: «انـمـا اقـضى بینکم بالبینات والایمان»، آن است که بین شما مردم تنها به بینه دلیل و سوگند قضاوت میکنم[8]؛ البته نزد فقها در موضوع دعاوی و قضاوت، بینه در معنای شهادت و گواهیِ معتبر شرعی متداول است.
گفتار دوم- اقسام دلیل
به موجب ماده 1258 ق.م ادله اثبات دعوا عبارتند از: 1- اقرار، 2- اسناد کتبی، 3- شهادت، 4- امارات و 5- قسم. در قانون آیین دادرسی مدنی نیز معاینه محل، تحقیق محلی و کارشناسی، به صورت خاص به عنوان دلیل مطرح شدهاند که هر یک به نوعی اماره (قضایی) محسوب میگردند.
عدهای از حقوقدانان ادله را بر مبنای ارزش اثباتی آنها به سه گروه تقسیم کردهاند:
1- دلیلی که همه اعمال و وقایع حقوقی را با هر ارزشی اثبات میکند و قدرت مطلق دارد، همچنانکه در حقوق پارهای از کشورها «سند» از چنین ارزش اثباتی برخوردار است. در حقوق ما نیز تا قبل از حذف مواد محدود کننده شهادت (از جمله حذف مواد 1306، 1307 و 1308 و نظریه فقهای شورای نگهبان مبنی بر ابطال ماده 1309 ق.م)، سند از چنین ارزشی برخوردار بود.
2- ادلهای که ارزش اثباتی محدود دارد: مانند شهادت در حقوق فرانسه و مصر، اماره قضایی و سوگند متمم.
3- ادله معاف کننده مدعی از اثبات، که شامل اقرار، سوگند قاطع دعوا و قرائن قانونی است و همانند گروه نخست اعتبار مطلق دارد[9].
در بسیاری از قوانین مدنی امروز کشورهای اسلامی، آنچه به عنوان قویترین دلیل اثبات دعوا محسوب میگردد، سندهای کتبی است که برابر مقررات خاصی تنظیم میگردد و شهادت لفظی جز در موارد بسیار محدود کاربرد ندارد. در قدیمالایام به علت عدم توانایی عامه مردم به امر کتابت و عدم سهولت دستیابی به کاتبان مورد اطمینان، شهادت از ارزش والایی برخوردار بود[10].
در آیه مُداینه، بلندترین آیه بلندترین سوره قرآن کریم[11]، که پس از استقرار نظام اسلامی در مدینه، برای بهنظم درآوردن روابط اقتصادی مسلمانان نازل شد، بر کتابت و تنظیم سند در معاملاتِ با دیون مؤجل تأکید گردیده است؛ تأکید قرآن کریم بر نوشتن و تنظیم سند در فضایی از جامعه اسلامی که در آن سواد خواندن و نوشتن بسیار کم بود، حاکی از اهمیت سند و نقش مهم آن در نظم اقتصادی و اجتماعی است.
هرچند مشهور فقیهان اسلامی در تفسیر آیه فوق گفتهاند که کتابت و اشهاد، موضوع مندرج در آیه در مورد دیون مؤجل نیز امری استحبابی است، نه الزامی[12]، اما با پیشرفت زندگی اجتماعی، افزایش داد و ستدها، پیچیدگی روابط اقتصادی و تغییر شکل اعتماد در جامعه، دیگر مصافحه و گرفتن یک یا چند گواه بر معامله، برای اثبات آن کافی نبود، از اینرو پس از آشنایی هرچه بیشتر مردم با امر کتابت و با توجه به قابلیت حفظ و نگهداری سند و ابراز آن در زمان مقتضی، عملاً اسناد کتبی جایگاه و اعتبار ویژهای نزد مردم پیدا کرد.
مجموعه مقررات «المجله الاحکام العدلیه»، در واقع نخستین مجموعه مدون قوانین مدنی در کشورهای اسلامی به شمار میرود که توسط دولت عثمانی بر پایه فقه حنفی تدوین یافت[13]، در برخی از مواد این مقررات از جمله ماده 69 آن، به برابری کتابت و سخن (بیان شفاهی)[14] اشاره شده است.
سند هنوز هم مهمترین و رایجترین دلیل ادعاهای اصحاب دعوا در دعاوی و امور غیر کیفری است. در حقیقت، در عقود و قراردادها که مبنای بیشتر روابط حقوقی را تشکیل میدهد، طرفین معمولاً دلیل وجود
2-2-1- مالکیت صنعتی Industrial Property؛ 14
2-2-1-1- حقوق معنوی (اخلاقی)؛ 15
2-2-1-2- حقوق مادی؛ 15
2-2-2- حقوق مالکیت ادبی و هنری Copyright؛ 15
2-2-2-1- آثار مورد حمایت مالکیت ادبی و هنری 17
2-2-2-2- شرایط لازم برای بهرهمندی از حمایت مالکیت ادبی و هنری 17
2-2-2-3- حقوق مادی ناشی از مالکیت ادبی و هنری 17
2-2-2-4- حقوق معنوی ناشی از مالکیت ادبی و هنری 18
2-3- وظایف سازمان جهانی مالکیت فکری 19
2-4- دیدگاه حقوقدانان مختلف در مورد ماهیت مالکیت فکری 20
2-5- ضرورت حمایت از حقوق مالکیت فکری 21
عنـوان صفحـه
2-6- عوارض عدم حمایت از حقوق مالکیت فکری 22
2-7- بررسی سیر تکمیلی تاریخچه مالکیت فکری در ایران 22
2-8- جایگاه ثبت اختراع در ایران 23
2-9- چگونگی ثبت اختراع در ایران 25
2-10- ثبت اختراع در کشور ژاپن 25
2-11- مشترکات بین حوزهی بینالملل با حقوق داخلی ایران 26
2-11-1- تشکیل پرونده در مرجع تعیین شده برای ثبت ورقه اختراع 26
2-11-2- شرایط ماهوی حمایت از اختراعات 26
2-11-2-1- تازگی داشتن 26
2-11-2-2- ابتکاری بودن 30
2-11-2-3- کاربرد صنعتی 30
2 -11-2-4- لزوم همراه کردن نمونه ای از طرح صنعتی در زمان ثبت طرح صنعتی 32
2-11-3- شرایط سلبی ثبت اختراع 32
2-11-3-1- فاقد کاربرد بودن در صنعت 33
2-11-3-2- مغایرت نداشتن اختراع با نظم عمومی 40
2-11-4 – تسلیم گواهینامه اختراع به شخص مخترع 42
2-11-5 – حق تقدم در ثبت اختراع 42
2-11-6- انتشار اظهار نامه ثبت در روزنامهی رسمی 43
2-11-7 – امکان طرح دعوی بر علیه شخص مخترع 44
2-11-8- اعتبار ورقه اختراع 46
2-11-9 – قابلیت نقل و انتقال حقوق مربوط به حق اختراع 47
2-11-10 – پیوستن به معاهده همکاری ثبت اختراع پی سی تی 47
2-11-10-1 – مزایای ثبت اختراع در قالب معاهده پی سی تی 47
2-11-10-2- چگونگی انجام مراحل چهارگانه فاز بینالمللی این معاهده 48
2-11-11- موافقتنامهی تریپس 50
2-11-11-1- تاریخچه 50
2-11-11-2- مهمترین ویژگیهای موافقتنامهی تریپس 51
عنـوان صفحـه
2-11-12 – مزایا و معایب اعطای حق اختراع 51
2-11-12-1 – حق اختراع و نوآوری 51
فصـل سوم: اختصاصات ثبت بینالمللی ورقه اختراع و ثبت در حقوق ایران
فصل 3- اختصاصات حوزهی داخلی و حوزهی بینالملل 54
3-1- نظامهای ثبت اختراع در جهان 54
3-1-1- نظام اعلامی 54
3-1-2- نظام بررسی ماهوی (ماهیتی یا تحقیقی) 54
3-2- مقایسه شیوه های ثبت اختراع در ایران و سایر کشورها 54
3-2-1- بررسی اختراع اظهار شده 55
3-2-2- کشور ایران 55
3-2-3- کشور امریکا 56
3-3- احراز ابتکاری بودن موضوع اختراع 58
3-3-1- معیارهای ارزیابی شرط گام ابتکاری 59
3-3-1-1- اداره ثبت اختراع و علائم تجاری آمریکا 59
3-3-1-1-1- معیار اصلی 59
این مطلب را هم بخوانید :
مقاله رفتار شهروندی سازمانی، سازمان تامین اجتماعی
3-3-1-1-1-1- رای «گراهام» 59
3-3-1-1-1-2- رای «کی اس آر» 60
3-3-1-1-2- معیارهای ثانوی 62
3-3-1-2- اداره ثبت اختراع اروپا 62
3-3-1-2-1- معیار اصلی (روش مشکل- راه حل) 62
3-3-1-2-2- معیارهای ثانوی (فرعی) 63
3-3-1-3- اداره ثبت اختراع ژاپن 64
3-3-1-3-1- معیار اصلی 64
3-3-1-3-2- معیار ثانوی 65
3-3-1-4- وضعیت حقوق ایران 65
3-4 پیوستن به نظامهای ثبت منطقه ای 67
عنـوان صفحـه
3-5 ساختار حمایت قانونی از بعد ملی 67
3-5-1- اروپا 67
3-5-1-1- کنوانسیون اختراع اروپا 67
3-5-1-1-1- جنبه های شکلی و رویه قضایی حقوق اختراع اروپایی 69
فصـل چهارم: نتایج، ایرادات و پیشنهادات
فصل چهارم 71
4-1- تحلیلها و نکات مربوط به حق اختراع 71
4-1-1- اهمیت توجه نمودن به مقوله حق اختراع 71
4-1-1-1- منتج شدن اختراع (بتنت) به محصول تجاری 71
4-1-1-2- جلوگیری از موازی کاری 71
4-1-2- چالشهای عدم توجه به مقوله حق اختراع 71
4-1-2-1- عدم آشنایی قشر دانشگاهی و حتی مراکز تحقیقات ثبت اختراع 71
4-1-2-2- عدم توجه به مقوله اختراع (بتنت) به عنوان یکی از زیرساختهای جنبش نرمافزاری از سوی مسئولان تصمیمگیر 72
4-2- ایرادات وارد بر مقررات موجود در زمینه ثبت اختراع در ایران 72
4-3- نتیجه 75
4-4- پیشنهادات 76
منابع 78
فهرست اشکال
عنـوان صفحـه
شکل 1- تصویر نمونه سند اختراع منتشر شده توسط اداره ثبت اختراعات امریکا……………………………………. 57
چکیده
سابقهی ثبت اختراع و حمایت آن توسط دولتها به بیش از چند صد سال میرسد. در زمان کنونی دیگر تنها اموال مادی و محسوس نیستند که، دارای ارزش اقتصادی باشند. بلکه، علائم تجاری، طرحهای صنعتی ابتکاری و همچنین ورقه های اختراع نقش بسیار ارزنده ای در اقتصاد کشورها دارند. لذا با توجه به اینکه حق اختراع یک حق مالی است و استفاده و بهرهبرداری از این حق، برای مخترع و یا هر شخصی که او صلاح بداند میباشد. بنابراین باید ورقهی اختراع در جایی ثبت شود تا مانع از استفادهی غیر مجاز دیگران شود.از این جهت است که، نظام حقوقی کشورها برای حمایت از مخترع و به هدر نرفتن تلاشهایی که در جهت کشف آن اختراع داشته است، حقوقی را برای مخترع در نظر گرفتهاند. و اگر مخترع پس از رسیدن به اختراعش آن را به ثبت نرساند و دیگران از اختراع او تقلید کنند، نظام حقوقی نمیتواند حمایتی از مخترع بنماید. بین کشورها تفاوت قابل توجه در مورد موضوع قابل ثبت به عنوان اختراع وجود دارد. ثبت اختراع به طور کلی تولید و یا فرآیندهایی را در بر میگیرد که شامل جنبههای تکنیکی یا عملکرد جدید باشد.در هر کشوری ثبت اختراع جزء حقوق داخلی آن کشور محسوب میشود. در صورتی که ثبت اختراع جنبه بینالمللی داشته باشد از حقوق بینالمللی برخوردار شده، سایر کشورها را از دخل و تصرف در ابداع ایجاد شده منع میکند.یکی از شاخصهای بسیار مهم در ارزیابی توسعهیافتگی کشورها نحوه ثبت و حمایت از نوآوریهای علمی، فنی و هنری و سازوکارهای انجام این کار در کشورهاست. بسیاری از سرمایهگذاریهای خارجی و جذب بودجههای تحقیقاتی بینالمللی در کشورهایی توصیه میشوند که دارای ساختاری قابل اعتماد برای حفظ و صیانت از دانش تولید شده جهانی و داخلی باشند. لذا اختراعات و سایر نوآوریهای علمی، فنی و هنری میتوانند برای پیشرفت و توسعه کشور کمک قابل توجهی بنماید. از سوی دیگر ثبت اختراع به شکل ملی و بینالمللی دارای قواعد و اصولی است که باید رعایت گردد و عدم آشنایی با این اصول ممکن است ثبت اختراع را با مشکلات فراوان روبه رو کند و یا فرصت ثبت را از فرد سلب نماید. در این تحقیق تلاش شده است که به مقایسهی ثبت اختراع در دو حوزهی بینالملل و حوزهی داخلی ایران پرداخته شود.
مقدمه
حاصل عمر یک استاد، محقق و دانشمند را شاید بتوان در چند صفحه یا کتاب یا لوح فشرده خلاصه نمود. اما همین مستندات اندک میتواند منشأ اثرات مهم و نوآوریهای مفیدی باشد. این مستندات که حاصل تلفیق ممارست، علم و تجربه است، بایستی به گونهای ارائه گردد تا دانشمند از این طریق بتواند موجودیت علمی خویش را ابراز نماید. اما دغدغه دانشمند، از سویی بیان دستاوردهای خویش است تا بگوید من بیشتر از دیگران به این یافته علمی دست یافتهام و از یک سوی دیگر، او نگران حفظ اسرار علمی و یافتههای تجربی خویش است. زیرا این مستندات به راحتی توسط سودجویان و رقیبان مورد استفاده قرار میگیرد. این مطلب در کشورهای پیشرفته بیشتر مورد توجه و عنایت قرار گرفته و دولت مردان در آنجا با وضع قوانین و مقرراتی سعی در حفظ مالکیت فکری افراد نمودهاند. اما به نظر این نکته بسیار مهم در کشور ما کمتر مورد توجه قرار گرفته است. منظور از ثبت ورقه اختراع، بررسی حقوق و قوانین حاکم برای به ثبت رساندن اختراع میباشد. به نظر میرسد در بخش ثبت اختراع، متأسفانه ایران نه تنها پیشرفتی نداشته بلکه جایگاهش تنزل کرده است. جالب است اینکه بدانیم عده زیادی از مخترعین از حقوقی که قانون گذار برای آنها در نظر گرفته است، اطلاعی ندارند که میتواند باعث ایجاد مشکلاتی برای آنها و دیگران شود. این پایان نامه در چهار بخش تنظیم گردیده است؛ بخش اول مربوط به کلیات میباشد، در بخش دوم این مجموعه بعد از تعریف حقوق مالکیت فکری و دیدگاه حقوقدانان مختلف در مورد ماهیت مالکیت فکری به ریشه و پیشینه مالکیت فکری در اسلام و همچنین در حقوق ایران پرداخته شده و بعد از آن جایگاه ثبت ورقه اختراع در ایران مورد بررسی قرار میگیرد. بخش سوم به ثبت بینالمللی ورقه اختراع و چگونگی و مراحل ثبت آن در چند کشور جهان پرداخته شده است. در بخش چهارم به ارزیابی و مقایسه بینالمللی ورقه اختراع با حقوق ایران، و همچنین به نتیجهگیری و ذکر پیشنهادات پرداخته شده است.
کلیات
از ضرورتهای انجام این تحقیق، این است که، چون کشورهای مختلف جهان دارای آثار و محصولات ارزشمند هنری و صنعتیاند بنابراین حفظ حقوق مربوط به آنها نیازمند مشارکت و همگرایی جامعه جهانی در زمینه های متعددی است. ویکی از این زمینهها، حقوق مالکیت فکری و مصداق بارز آن در حیطه مالکیت صنعتی، «حق اختراع» است. کشور ما برای توفیق بیشتر در این زمینه تلاشهای فراوانی را در جهت هماهنگ شدن با پیشرفتها و دستاوردهای جامعه جهانی، با حفظ آرمانها و ارزشهای مختص به خویش آغاز کرده است. قانون ثبت علائم تجاری و اختراعات ایران در سال ۱۳۱۰ به تصویب رسیده است. این قانون علیرغم ضعفهایی که دارد، نشان دهنده قدمت و کهن سالی این مقوله در ایران است. ثبت اختراع در ایران دارای کاستیهایی است و لذا در این زمینه توجه شایانی به حقوق مخترع نشده است. (یگانه، ۱۳۸۸).
در ایران در سال 1386 نیز قانون دیگری به نام، قانون ثبت اختراعات، طرحهای صنعتی و علائم تجاری، و در سال1387، آیین نامه اجرایی قانون ثبت اختراعات، طرحهای صنعتی و علائم تجاری به تصویب میرسد. این قانون نسبت به قانون قبل تا حدودی کاستیها را بر طرف نموده است اما با این حال ایرادتی بر این قانون وارد است.
اولین قانون مربوط به حمایت از حق مالی اختراع یک فرد، در ونیز در سال 1474 میلادی به تصویب رسیده است. این قانون با تضمین حق مخترعان در مورد اختراعاتشان و جلوگیری از تقلید و بهره برداری غیر مجاز توسط دیگران از منافع مخترعان حمایت میکند. در سال 1624 میلادی قانون انحصارات در انگلیس به تصویب میرسد که اعطای ورقهی اختراع به مخترع حقیقی را برای یک دوره محدود مقرر میدارد. (هاشمی، 1386).
اولین موافقتنامهی بینالمللی نیز در این زمینه در سال 1883 میلادی با عنوان کنوانسیون پاریس برای حمایت از مالکیتهای صنعتی به تصویب میرسد که نشانگر لزوم حمایت بینالمللی از این حق مالی در بین کشورهای مختلف جهان است. (هاشمی، 1386).
حق اختراع و ثبت آن از جمله حقوق مربوط به حقوق مالکیت فکری به شمار میروند. حقوق مالکیت فکری در جهان امروز به ویژه از منظر اقتصادی و تجاری بسیار مهم و اساسی به شمار میآید. شناسایی این حقوق، بخشی از پاداشی است که جامعه در قبال ایدهها، طرحها، ابتکارات و اندیشه های جدید در عرصه های مختلف فنی، صنعتی، هنری و ادبی پرداخت میکند. این عمل میتواند ضمن تشویق مخترعان، مبتکران و فعالان عرصه تحقیقات جهت روی آوردن به ابتکارات و ایده های نو، بسترهای مناسبی را برای گسترش رفاه و آسایش عمومی فراهم کند و به فرآیند رشد توسعه علمی و هنری جامعه جهانی قوت بخشد.
در هر کشوری ثبت اختراع جزء حقوق داخلی آن کشور محسوب میشود. در صورتی که ثبت اختراع جنبه بینالمللی داشته باشد از حقوق بینالمللی برخوردار شده، سایر کشورها را از دخل و تصرف در ابداع ایجاد شده منع میکند. دارنده پتنت میتواند با عقد قرار داد اجازه یا لیسانس استفاده از اختراع خود را به افراد دیگر واگذار کند. (آقا بخشی، سال ۱۳۶۱).
برای ثبت ورقه اختراع دو سیستم ثبت اختراع در جهان وجود دارد: الف روش اعلامی ب روش تحقیقی. نظام ثبت اختراعات در حقوق ایران جنبه اعلامی دارد، به این معنی است که وظیفه اداره مالکیت صنعتی این است که دقت نماید که اختراع، مخالف مقررات قانونی نباشد. (عربیان، 1382). ایران در مورد موضوع ثبت اختراع نسبت به سایر کشورها نقاط ضعفی دارد که باید در این مورد کوشید تا قوانین ایران با نظام بینالمللی هماهنگی بیشتری داشته باشد تا شاهد نوآوری و پیشرفت بیشتر کشور باشیم.
1-1-تعریف موضوع
بر اساس تعریف سازمان جهانی مالکیت فکری، پتنت حقی انحصاری است که در قبال اختراع انجام شده به مخترع یا نماینده قانونی او اعطا میشود. به عبارت دیگر، پتنت سندی است که توصیف کننده یک اختراع بوده و بر اساس درخواست متقاضی به وسیله یک اداره دولتی یا توسط یک اداره منطقه ای به نیابت از چند کشور صادر میشود و حمایت قانونی و اختیار بهره برداری (تولید، استفاده، فروش و صادرات) یک اختراع را به صاحب آن در محدوده زمانی خاصی (عمدتاً 20 سال) اعطا مینماید. باید توجه نمود که پتنت، مجوز تولید محصول اختراع شده نیست بلکه تنها دیگران را از تولید آن باز میدارد.
ماده یک قانون ثبت اختراعات، طرحهای صنعتی و علائم تجاری مصوب ۱۳۸۶، اینگونه مقرر میدارد: «اختراع، نتیجهی فکر فرد یا افرادی است که برای اولین بار، فرآیند یا فرآورده ای خاص را ارائه میکند و مشکلی را در یک حرفه، فن، فناوری، صنعت و مانند آن حل مینماید». اختراع، نوآوری، خلاقیت و ابداع مفاهیمی هستند که گرچه ظاهراً دارای معانی یکسانی هستند، اما از یکدیگر متفاوت هستند.
در واقع اختراع، در فرهنگ دهخدا چنین تعریف شده است، چیزی نو انگیختن، از خود انشاء کردن، نو کاری کردن. اما در فرهنگ معین، اختراع اینگونه تعریف شده است؛ به معنی آفریدن، نو آوردن، نو کاری کردن، ایجاد کردن، چیزی نو انگیختن، هر موجودی که وجودش دارای نمونه نباشد و قبل از آن مانندی نداشته باشد. یعنی چیزی نو وبی سابقه ساختن.
در علم حقوق، اختراع را چنین میپندارند؛ اختراع، محصول یا فرآیندی است که نتیجه تلاش و کوششی است که از تراوشهای فکری مخترع حاصل میشود؛ و اما ابداع چنین تعریف شده است؛ در حقیقت زمانی که یک دستگاه تولید میشود، یک تکنولوژی اختراع شده است؛ ولی هر نظریه ای میتواند ابداع باشد، یعنی یک نظریه روانشناسی هم یک ابداع محسوب میشود، بنابراین نمیتوان چنین گفت که اول ابداع است و بعد اختراع میشود یا بالعکس. البته ابداع بسیار کلیتر از یک اختراع است، اما یک اختراع ممکن است یک ابداع باشد.
در مبحث کلیات ثبت اختراع، میتوان از ثبت اختراعات کوچک هم صحبت به میان آورد. اختراعات کوچک، اختراعاتی هستند که از لحاظ جنبه گام ابتکاری از سطح پایینتری برخوردار است، مانند درب باز کن نوشابه خودکار. یک مدل مصرفی، حقی انحصاری است که برای یک اختراع کوچک اعطا میشود و اجازه میدهد که دارنده حق، دیگران را از استفاده تجاری اختراع حمایت شده بدون اجازه او برای یک دوره زمانی محدود منع کند. تعریف این حق میتواند در هر کشوری متفاوت با کشورهای دیگر باشد.
در واقع مدل مصرفی شبیه یک حق اختراع است. مدلهای مصرفی بعضی اوقات به عنوان اختراع کوچک یا پتنت نوآوری نامیده میشوند. الزامات دستیابی به یک مدل مصرفی آسانتر از حق اختراع است، در حالی که شرط جدید بودن همیشه باید وجود داشته باشد اما ممکن است در مدلهای مصرفی گام اختراعی یا بدیعی بودن از اهمیت کمتری برخوردار باشد یا اصلاً وجود نداشته باشد. در عمل، حمایت از مدلهای مصرفی اغلب برای نوآوریها مورد استفاده قرار میگیرد. به طور کلی اختراع کوچک را میتوان اختراعی دانست که، تمامی الزامات مربوط به ثبت اختراع را نیاز ندارد اما قابل استفاده صنعتی میباشد.
هدف از ذکر اختراعات کوچک در نظام مالکیت فکری بعضی از کشورها، پرورش و مراقبت از نوآوریهای درون زاد به خصوص در کسب و کارهای کوچک و متوسط و در بین اشخاص حقیقی است. به عنوان مثال در کشور آلمان میتوان محصولات جدید را با هزینه کمتر، راحتتر و در مدت زمان کوتاهتری به صورت اختراع کوچک به ثبت رساند. به خصوص در مورد شرط دارا بودن گام ابتکاری اختراعات کوچک، سخت گیری زیادی صورت نمیگیرد. در حال حاضر کشورهایی که اختراعات کوچک را ثبت میکند عبارتند از: استرالیا، آرژانتین و آلمان و…
1-3- اهداف تحقیق
الف: اهداف علمی
1-دسترسی به دانش و فن آوری از طریق تحلیل اطلاعات اختراع (patent) با هماهنگ کردن قوانین داخلی ایران با قوانین مورد قبول در سطح بینالملل.
2- نقد و بررسی قوانین موجود در مورد موضوع پژوهش.
3-بررسی موانع موجود برای ثبت ورقه اختراع در حقوق داخلی ایران.
4-بررسی نقاط مثبت و ضعف قوانین ایران برای ثبت اختراعات.
ب: اهداف کاربردی
۱-این تحقیق در مجلس شورای اسلامی جهت اطلاع از نقایص قانونی مورد استفاده قرار گیرد. امید که در تصویب آئین نامه نیز هم یار قوه قضائیه باشد.
۲-رسانه های گروهی این مسئله را مورد توجه قرار دهند و به آن بپردازند.
3- تلاش برای ایجاد یک نظام حمایتی مفید برای حمایت از مخترعین و پیشرفت جامعه ایران و همچنین جامعه بینالمللی.
1-4- روش تحقیق
الف- شرح کامل تحقیق بر حسب هدف، نوع دادهها و نحوه اجرا
با عنایت به این که در این پژوهش برخی از نظرات مورد نقد و بررسی قرار گرفته و به دنبال علت یابی بعضی از مشکلات موجود بوده و روابط به وجود آمده بین برخی از پدیده های حقوقی را مورد بحث قرار میدهد میتوان آن را مبتنی بر یک تحقیق بنیادین با روش توصیفی تحلیلی دانست.