الأقسام المذکوره، و الأبواب و الفصول المسطوره. فشرّفتُ مفتتحَه بشریف ألقابِ مَن اتّصفَ بهذا المقال، فصار له وصفَ الحال؛ ...

[۲۷: المتنبی]

 

 

أری الاجدادَ تغلِبُها کثیراً
و لستُ بقانعٍ مِن کلِّ فضلٍ
  علی الاولادِ أخلاقُ اللّئامِ
بأن أُعزی[۱۷] إلی جدٍّ هُـمامِ
  1. ص: بسم الله الرحمن الرحیم. ۲. ص: ـ نبیه. ۳. اس: مسئول؛ متن مطابق ص.       ۴. ص: ـ شعر.              ۵. ص: + و الابوه.
    ۶. ص: ـ بن محمد.                      ۷. ص: ـ شرف.          ۸. ص: ـ امیر حاجی.                 ۹. اس: ـ وزراء.              ۱۰. ص: ـ شعر.
  2. بیت از هامش؛ ص: ـ بیت.
  3. ص: ـ بیت .
  4. هامش: جسیمات.
  5. ص: آب دیده.
  6. ۵. بیت از هامش؛ ص: ـ بیت.
  7. بیت از هامش.
  8. ص: گرت می­باید.
  9. ۳. بیت از هامش؛ ص: ـ بیت.
  10. ص: ـ بیت.
  11. ن: +و.
  12. دو بیت از هامش؛ نسخه­ های دیگر: ـ دو بیت.
  13. ص: ـ بیت.
  14. ص: الفضل.
  15. ص: ـ بیت.
  16. ص: ـ بیت.
  17. ص: عزتی.

منابع و مآخذ
قرآن کریم.
آقابزرگ تهرانی: ۱۹۸۳م، الذریعه الی تصانیف الشیعه،ج۲۲،چ سوم، دارالاوضاء، بیروت.
آکیموشکین و.، ا.ف: ۱۳۷۵، فهرست خاور شناسی روسیه (فهرست نسخه­ های خطی فارسی موسسه خاور شناسی فرهنگستان علوم روسیه)، ترجمه عارف رمضان، چ اول، سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، تهران.
ابراهیم أنیس و دیگران: ۱۳۹۲، المعجم الوسیط، بیروت.
ابن الرومی، علی بن عباس: ۱۳۳۵ق، دیوان، قاهره، ۲ج.
ابن شاکر الکتبی: ۱۹۷۴، فوات الوفیات، تحقیق دکتر احسان عباس، بیروت، ۵ج.
ابن ­فوطی، عبدالرزاق ­بن ­احمد: ۱۴۱۶ ق، مجمع­الاداب­ فی ­معجم­الالقاب، تحقیق ­از محمد ­الکاظم، وزاره­الثقافه­والارشاد الاسلامی، موسسه­الطباعه و­النشر، تهران.
ابن قتیبه الدینوری، ابومحمد عبدالله بن مسلم: بی­تا، الشعر و الشعراء، دار الثقافه، بیروت.
ابن منظور: ۱۹۹۷م، لسان العرب، تصحیح امین محمد عبدالوهاب و محمد الصادق العبیدی، دار احیاء التراث العربی و مؤسسه التاریخ العربی، بیروت.
ابن نباته السعدی: ۱۹۷۷م، دیوان، تحقیق عبدالامیر مهدی الطائی، منشورات وزاره الثقافه و الاعلام، بغداد.
ابوالفرج اصفهانی: ۱۹۶۳، الاغانی، دار الکتب المصریه، قاهره، ۱۶ج.
ابوالفرج رونی: ۱۳۴۷، دیوان، به اهتمام محمود مهدوی دامغانی، مشهد.
ابوالمجد تبریزی، محمد بن مسعود: ۱۳۸۴، سفینه تبریز، چاپ عکسی، چ­اول، نشر دانشگاهی،تهران.
ابوتمام الطائی: ۱۹۵۵م، دیوان، تحقیق محمد عبده عزام، قاهره، ۴ج.
ابوسعید ابوالخیر: ۱۳۳۴، سخنان منظوم، با تصحیح سعید نفیسی، تهران.
ابوعلی عثمانی، حسن بن احمد: ۱۳۸۳، ترجمه رساله قشیریه، با تصحیحات و استدراکات بدیع الزمان فروزانفر، علمی فرهنگی، تهران.
ابونواس، حسن بن هانی: بی­تا، دیوان، به تصحیح احمد عبدالحمید الغزالی، دارالکتاب العربی، بیروت.
ابی العتاهیه، اسحاق بن اسماعیل: بی­تا، دیوان، دار صعب، بیروت.
ابی الفتح البستی: ۱۹۸۰م، دیوان، الدکتور محمد مرسی الخولی، منشورات دار الاندلسی.
ابی بکر خوارزمی، محمد بن عباس: ۱۳۷۶، دیوان، حققه و قدم له الدکتور حامد صدقی، دفتر نشر میراث مکتوب، تهران.
ابی فراس الحمدانی: بی­تا، دیوان، روایه ابی عبدالله الحسین بن خالویه، دار الصادر، بیروت.
اثیرالدین اخسیکتی: ۱۳۳۷، دیوان، به تصحیح رکن الدین همایون­فرخ، تهران.
افشار،ایرج: ۱۳۷۹، «انیس­الوحده وجلیس­الخلوه»،یادنامه دکتراحمد تفضلی،چ­اول،سخن،تهران،صص۸۱-۶۷.
——: فهرست مقالات فارسی.
افضل الدین کاشانی: ۱۳۶۳، رباعیات، به کوشش سعید نفیسی، تهران.
———–: ۱۳۶۳، دیوان، تصحیح مصطفی فیضی و دیگران، زوار، تهران.
امامی هروی،رضی الدین عبدالله بن محمد بن ابی بکر عثمان: ۱۳۴۳، دیوان، به کوشش همایون شهیدی، انتشارات علمی،تهران.
امیر معزی نیشابوری: ۱۳۱۸، دیوان، به اهتمام عباس اقبال، تهران.
انصاری، خواجه عبدالله: ۱۳۶۱، رباعیات، به کوشش محمود مدبری، تهران.
انوری، محمد بن علی: ۱۳۴۰،دیوان، به اهتمام مدرس رضوی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران.
اوحد الدین رازی: ۱۳۸۴، حکیم نامه یا اجتماع علامه به انضمام ذیل سیر العباد و اشعار دیگر، به تصحیح و تحقیق نصر الله پور جوادی، مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، تهران.
اونز، مردیت:۱۳۴۱، «نسخ ­خطی ­فارسی ­موزه­ بریتانیا»، ترجمه ­هوشنگ ­ابرامی، راهنمای­ کتاب، سال ۵، ش۱۰، صص ۸۶۷-۸۶۳.
بحتری، ابوعباده: ۱۴۰۸ق، دیوان، دار بیروت للنشر، ۲ج.
بشار بن برد: ۱۹۸۳ق، دیوان، جمعه و حققه السید بدرالدین العلوی، دارالثقافه، بیروت.
بلخی، حمیدالدین: ۱۳۷۲، مقامات حمیدی، به تصحیح رضا انزابی نژاد، مرکز نشر دانشگاهی، تهران.
تاج الدین وزیر، احمد بن محمد: ۱۳۸۱، بیاض تاج الدین احمد وزیر، تصحیح علی زمانی علویجه، مجمع ذخائر اسلامی، قم، ۲ج.
تربیت، محمد علی: بی­تا، دانشمندان آذربایجان، بنیاد کتابخانه فردوسی، تبریز.
تهامی، ابوالحسن علی بن محمد: ۱۹۶۸م، دیوان، شرح و تحقیق الدکتور علی نجیب عطوی، دار مکتبه الهلال، بیروت.
ثعالبی، ابومنصور: ۱۳۸۵، تحسین و تقبیح، ترجمه محمد بن ابی بکر بن علی ساوی، تصحیح عارف احمد الزغول، مرکز پژوهشی میراث مکتوب، تهران.
————: ۱۳۸۱ق، التمثیل و المحاضره، به تصحیح عبدالفتاح محمد الحلو، دار احیاء الکتب العربیه، بیروت.
————: ۱۳۸۴ق، ثمار القلوب فی المضاف و المنسوب، به تصحیح ابوالفضل ابراهیم، دارالمعارف، قاهره.
————: ۱۹۹۰م، دیوان، دراسه و تحقیق دکترمحمود الجادر، دار الشؤون الثقافیه العامه، بغداد.
————: ۱۹۸۴م، من غاب عنه المطرب، تحقیق الدکتور النبوی عبدالواحد شعلان، مکتبه الخانجی، قاهره.
الجاجرمی،محمد بن بدر: ۱۳۳۷-۱۳۵۰، مونس­الاحرار فی دقایق­الاشعار، با مقدمه علامه محمد قزوینی،۲ج، به اهتمام میر صالح طبیبی،انجمن آثار ملی،تهران.
جاحظ، ابوعمرو: بی­تا، البیان و التبیین، به تصحیح عبدالسلام هارون، دارالفکر، بیروت.
جرفادقانی، نجیب الدین: ۱۳۷۱، دیوان، به کوشش احمد کرمی، سلسله نشریات ما، تهران.
 جنگ پاریس: بی­تا،۴۴۱برگ،نسخه­ های عربی­کتابخانه ملی­پاریس،ش۳۴۳۲،تاریخ کتابت:ظ قرن نهم.
 جنگ مهدوی: ۱۳۸۰، تهیه فهرست ها از مهدی قمی­نژاد، چ­اول،نشر دانشگاهی، تهران.
جوینی، عطاملک: ۱۹۳۷ـ۱۹۱۱م، تاریخ جهانگشا، به اهتمام محمد قزوینی، لیدن، ۲ج.
جهانبخش، جویا: ۱۳۸۴، راهنمای تصحیح متون، میراث مکتوب، تهران.
جهشیاری، ابوعبدالله محمد بن عبدوس: ۱۳۴۸، کتاب الوزراء و الکتاب، ترجمه ابوالفضل طباطبایی، تابان، تهران.
حاتم الطائی: ۱۹۶۸م، دیوان، منشورات دار مکتبه الهلال، بیروت.
حاجی­خلیفه،مصطفی بن­عبدالله­الشهیر به­حاجی­خلیفه وکاتب چلبی: ۱۲۷۴ق، کشف­الظنون عن­اسامی­الکتب­والفنون، ج۱، دارالطباعه، مصر.
حنا الفاخوری: ۱۳۶۰، تاریخ ادبیات زبان عربی، ترجمه عبدالمحمد آیتی، توس، تهران.
خاقانی شروانی، افضل الدین بدیل بن علی: ۱۳۸۲،دیوان، به کوشش سید ضیاءالدین سجادی، چ هفتم، زوار، تهران.
خانبابا مشار: ۱۳۴۲، فهرست کتابهای چاپی فارسی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران.
خواند میر، غیاث الدین بن همام الدین: ۱۳۱۷، دستور الوزراء، با تصحیح و مقدمه سعید نفیسی، اقبال، تهران.
خیامپور، عبدالرسول: ۱۳۷۲، فرهنگ سخنوران، ۴ج، طلایه،تهران.
حافظ، شمس­الدین محمد:۱۳۶۷، دیوان، تصحیح علامه قزوینی و دکتر قاسم غنی، به اهتمام عبدالکریم جربزه­دار، اساطیر، تهران.
دائره المعارف بزرگ اسلامی: ۱۳۶۷ـ ۱۳۸۳، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، تهران.
دامادی، سید محمد: ۱۳۷۱، مضامین مشترک در ادب فارسی و عربی، انتشارات دانشگاه تهران، تهران.
دانش پژوه، محمد تقی:۱۳۵۹، فهرست کتب خطی کتابخانه مجلس شورای اسلامی، چ اول، کتابخانه مجلس شورای اسلامی، تهران.
بلافاصله پس از پرداخت لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد: ۱۳۴۸، فهرست میکروفیلم­های کتابخانه مرکزی،ج۱،انتشارات دانشگاه،تهران.
بلافاصله پس از پرداخت لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد:۱۳۴۱، فهرست نسخه­ های خطی دانشکده ادبیات،انتشارات دانشگاه،تهران،.
درخشان،مهدی:«ناصر بجه­ای و ناصر بخارایی»، جشن­نامه استاد مدرس­رضوی: ۲۵۳۶، زیرنظرضیاءالدین سجادی، انتشارات انجمن استادان زبان و ادبیات فارسی،تهران ، صص۲۲۷-۲۴۷.
دعبل خزاعی: ۱۴۰۹ق، دیوان، جمعه و حققه محمد یوسف نجم، دار الثقافه، بیروت.
دقیقی توسی: ۱۳۷۳، دیوان، به اهتمام دکتر محمد جواد شریعت، اساطیر، تهران.
دولت آبادی،عزیز: ۱۳۸۳، «آشنایی با جنگ نخجوانی»،نشریه کتابخانه ملی تبریز،شماره ۱۶،ص۱۲۰-۹۶.
———– : ۱۳۵۷، سخنوران آذربایجان، انتشارات مؤسسه تاریخ و فرهنگ ایران، تبریز.
ذی الرمه: ۱۹۶۴م، دیوان، منشورات المکتبه للطباعه و النشر، بیروت.
راغب اصفهانی، ابوالقاسم حسین بن محمد: ۱۳۷۴، محاضرات الادباء و محاورات الشعراء و البلغاء، مکتبه الحیدریه، قم.
ریشار، فرانسیس: ۱۳۸۳، جلوه­های هنر پارسی (نسخه­ های نفیس ایرانی در کتابخانه ملی فرانسه)، ترجمه ع. روح­بخشیان، چ اول، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران.
زرکلی، خیرالدین: ۱۹۸۹م، الاعلام، دارالعلم للملایین، بیروت، ۸ج.
زیدری نسوی، شهاب الدین محمد: ۱۳۷۴، نفثه المصدور، تصحیح و توضیح دکتر امیر حسن یزدگردی، نشر ویراستار، تهران.
سبحانی، توفیق ، آق سو، حسام­الدین: ۱۳۷۴، فهرست نسخه­ های خطی فارسی دانشگاه استانبول،پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی،تهران.
سعدی،شیخ مصلح الدین: ۱۳۸۳،کلیات، به کوشش مظاهر مصفا،چ­اول،روزنه،تهران.
سنایی غزنوی، ابوالمجد مجدود بن آدم، ۱۳۷۴، حدیقه الحقیقه و شریعه الطریقه، تصحیح و تحشیه مرحوم مدرس رضوی، انتشارات دانشگاه تهران، تهران.
بلافاصله پس از پرداخت لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد—–: ۱۳۵۴، دیوان، با مقدمه و حواشی مدرس رضوی، کتابخانه سنایی، تهران.
سید حسن غزنوی: ۱۳۶۲، دیوان، به تصحیح محمد تقی مدرس رضوی، تهران.
الشافعی، ابی عبدالله محمد بن ادریس: بی­تا، دیوان، الدکتور عمر فاروق الطباع، شرکه دار الارقم.
شبلی، ابوبکر: ۱۳۸۶ق، دیوان، با تصحیح و تحقیق کامل مصطفی الشیبی، بغداد.
شروانی، جمال خلیل: ۱۳۶۶، نزهه­المجالس، به تصحیح محمد امین ریاحی،زوار،تهران.
شفیعی کدکنی، محمد رضا: ۱۳۸۶، قلندریه در تاریخ،چ اول، سخن،تهران.
شمس الدین آملی، محمد بن محمود: ۱۳۷۷ق، نفایس الفنون فی عرائس العیون، با مقدمه و تصحیح حاج میرزا ابوالحسن شعرانی، ج۱، چ­اول، کتابفروشی اسلامیه، تهران.
شهاب الدین النویری: ۱۹۸۵م، نهایه الارب فی فنون الادب، تحقیق الدکتور سعید عاشور، مرکز تحقیق التراث، مصر، ۲۷ج.
صفا، ذبیح الله:تاریخ ادبیات در ایران، ،ابن سینا،تهران، ۵جلد در ۸مجلد.
الطرازی، نصرالله مبشر: ۱۹۶۶م، فهرس المخطوطات الفارسیه، الطبعه الاولی، مطبعه دار الکتب، قاهره.
ظهیرالدین فاریابی: ۱۳۸۱، دیوان، تصحیح، تحقیق و توضیح دکتر امیر حسن یزدگردی، به اهتمام دکتر اصغر دادبه، قطره، تهران.
عبدالعزیزکاشی: روضه­الناظر و نزهه­الخاطر، دستنویس شماره۷۶۶ کتابخانه دانشگاه استانبول(یونیورسیته)، سده هشتم، ۳۰۷برگ، فیلم شماره ۲۴۷ کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران.
عبد القادر رازی، محمد بن ابی بکر: ۱۳۷۵، امثال و حکم، ترجمه و تصحیح و توضیح از فیروز حریرچی، انتشارات دانشگاه تهران.
عراقی، فخرالدین ابراهیم:۱۳۳۶، کلیات، با مقدمه و تصحیح سعید نفیسی، کتابخانه سنایی، تهران.
———: ۱۳۷۲، مجموعه آثار، به تصحیح نسرین محتشم، تهران.
عزالدین کاشانی،محمودبن­علی: ۱۳۶۷، مصباح­الهدایه و مفتاح­الکفایه، به تصحیح  استاد جلال الدین همایی،نشر هما، تهران.
عطار نیشابوری، فریدالدین محمد: ۱۳۶۲، دیوان، به اهتمام تقی تفضلی، تهران.
علاء الدوله سمنانی: ۱۳۶۴، دیوان اشعار فارسی و عربی، به اهتمام عبد الرفیع حقیقت، شرکت مؤلفان و مترجمان ایران، تهران.
عمادی حائری، محمد: ۱۳۸۳، «عزالدین­عبدالعزیز کاشی: شناسایی،کتابشناسی،نسخه جویی»، نسخه پژوهی،دفتر دوم،ص۳۹۵-۳۸۱.


عوفی، سدیدالدین محمد: ۱۳۶۱، لباب­الالباب، به سعی و اهتمام ادوارد براون، با مقدمه و تعلیقات علامه محمد قزوینی، کتابفروشی فخر رازی، تهران.
فضل الله بن عبد الله شیرازی:۱۳۳۸، تاریخ وصاف الحضره، کتابخانه ابن سینا، تهران.
قزوینی، محمد: ۱۳۲۴،  « بعضی تضمین های حافظ»، یادگار، سال۱، ش۸، صص۶۰ ـ۷۱.
——-: ۱۳۲۴،«شمس الدین محمد کیشی»، یادگار، سال۲،ش۲،صص۵۹-۷۰.
قمری آملی، سراج­الدین: ۱۳۶۸،دیوان، به اهتمام یدالله شکری، معین، تهران.
کامل سلمان الجبوری: ۱۴۲۳، معجم الشعراء من العصر الجاهلی حتی سنه ۲۰۰۲م، دار الکتب العلمیه، بیروت.
کمال­الدین اسماعیل اصفهانی، محمد بن عبدالرزاق، خلاق­المعانی: ۱۳۴۸، دیوان، با مقدمه و حواشی و تعلیقات و فهرستها به انضمام رساله­القوس، به اهتمام حسین بحرالعلومی، چ­اول،کتابفروشی دهخدا،تهران.
کمال­الدین کاشانی: ۱۳۷۹، مجموعه رسائل و مصنفات، مقدمه،تصحیح و تعلیق، مجید هادی زاده، چ اول، مرکز نشر میراث مکتوب،تهران.
لنبانی اصفهانی، رفیع الدین: ۱۳۶۹، دیوان، به اهتمام تقی بینش، چ­اول، پاژنگ، تهران.
مایل هروی، نجیب: ۱۳۸۰، تاریخ نسخه پردازی و تصحیح انتقادی نسخه­ های خطی، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران.
متنبی، ابوالطیب: ۱۳۹۸ق، دیوان، صححه و قارن و جمع تعلیقاته عبدالوهاب عزّام، دار الزهراء، بیروت.
محمد بن منور: ۱۳۷۱، اسرار التوحید فی مقامات الشیخ ابی سعید

مطلب دیگر :

پایان نامه درمورد یکپارچگی اجتماعی، تعاملات اجتماعی

، مقدمه، تصحیح و تعلیقات از محمد رضا شفیعی کدکنی، انتشارات آگاه، تهران.

مدبری، محمود: ۱۳۷۵، «دیوانچه ناصر بجه­ای»، نامواره محمود افشار یزدی: زیر نظر ایرج افشار، ج۹، چ اول، بنیاد موقوفات محمود افشار یزدی، تهران، صص۵۲۸۸-۵۳۴۹.
مسعود سعد سلمان: ۱۳۶۴، دیوان، به تصحیح و اهتمام دکتر سید مهدی نوریان، انتشارات کمال، اصفهان.
مصاحب، غلامحسین: ۱۳۷۴ـ۱۳۴۵، دائره المعارف فارسی، مؤسسه انتشارات فرانکلین و شرکت سهامی کتابهای جیبی، تهران.
معین، محمد: ۱۳۶۹، حافظ شیرین سخن، به کوشش دکتر مهدخت معین، انتشارات معین، تهران، ۲ج.
منزوی، احمد:۵۳- ۱۳۴۹، فهرست نسخه­ های خطی فارسی، چ اول،  موسسه فرهنگی منطقه ای، تهران.
منشی کرمانی، ناصر الدین: ۱۳۶۴، نسائم الاسحار من لطائم الاخبار، تصحیح میر جلال الدین ارموی (محدث)، انتشارات اطلاعات، تهران.
منوچهری دامغانی: ۱۳۸۱، دیوان، به کوشش دکتر محمد دبیر سیاقی، زوار، تهران.
مولوی، جلال الدین محمد: ۱۳۵۵، کلیات شمس، با تصحیحات بدیع الزمان فروزانفر، تهران.
—————: ۱۳۸۵، مثنوی معنوی، به تصحیح رینولد ا. نیکلسون، هرمس، تهران.
مهدوی دامغانی، احمد: ۱۳۸۱، حاصل اوقات( مجموعه مقالات)، به کوشش دکتر سید علی محمد سجادی، سروش، تهران.
مهستی گنجوی: ۱۳۷۱، دیوان، تدوین احمد سهیلی خوانساری، تهران.
میدانی نیشابوری، ابوالفضل: ۱۹۵۵، مجمع الامثال، تحقیق محمد محیی الدین عبدالحمید، مصر، ۲ج.
میر افضلی، علی: ۱۳۸۲، رباعیات خیام در منابع کهن، چ­اول، مرکز نشر دانشگاهی، تهران.
نابغه الذبیانی: ۱۹۸۶م، دیوان، تحقیق و شرح کرم البستانی، دار بیروت للنشر، بیروت.
نجم رازی، ابوبکر بن محمد: ۱۳۶۳، اشعار، به کوشش محمود مدبری، تهران.
نظامی گنجوی: ۱۳۷۶، لیلی و مجنون، با تصحیح و حواشی حسن وحید دستگردی، به کوشش دکتر سعید حمیدیان، قطره، تهران.
——– :۱۳۷۶، مخزن الاسرار، با تصحیح و حواشی حسن وحید دستگردی، به کوشش دکتر سعید حمیدیان، قطره، تهران.
نفیسی، سعید: ۱۳۴۴، تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی تا پایان قرن دهم هجری، ج۲، فروغی، تهران.
واله داغستانی: ۱۳۸۴، علیقلی بن محمد علی، تذکره ریاض الشعرا، مقدمه و تصحیح و تحقیق از محسن ناجی نصرآبادی، اساطیر، تهران.
وراوینی، سعدالدین: ۱۳۷۰، مرزبان نامه، به کوشش دکتر خلیل خطیب رهبر، انتشارات صفی علیشاه، تهران.
وطواط، رشیدالدین: ۱۳۳۹، دیوان، با مقدمه و مقابله و تصحیح سعید نفیسی، کتابخانه بارانی، تهران.
————-: (بی تا)، غرر الخصائص الواضحه و عرر النقائص الفاضحه، دار صعب.
————-: ۱۳۷۶، لطایف الامثال و طرایف الاقوال، با مقدمه و تصحیح و تعلیقات حبیبه دانش آموز، دفتر نشر میراث مکتوب، تهران.
————-: نامه­های رشید الدین وطواط، گردآوری قاسم تویسرکانی، انتشارات دانشگاه تهران.
یار احمد رشیدی: بی­تا، طربخانه، با تصحیح و مقدمه و اضافات و تعلیقات استاد جلال الدین همایی، چاپ تابان، تهران.
یاقوت حموی: ۱۹۲۸، معجم الادباء المعروف بإرشاد الاریب الی معرفه الادیب، المطبعه الهندیه، مصر.
 
منابع الکترونیک
الموسوعه الشعریه, اشراف محمد احمد السویدی، المجمع الثقافی، ۲۰۰۱م (لوح فشرده).
درج۳، کتابخانه الکترونیک فارسی.
 
 
 
Abstract
Rozat-Al-nazer o Nozhat-Al-khater is an ancient and precious anthology which consists of the best and the most beautiful selection of the Persian and Arab poems up to the 7th century (lunar year) which has been collected and edited by Ezz-Al-Din Abd-Al-Aziz e Kashi, one of the authors and poets of the late 7th and early 8th century. The selected poems show that the author had a good proficiency in Arabic and non-Arabic literature and had access to great Divans.
In this Thesis, while introducing the ancient manuscripts and analyzing the stylistic characteristics of the author, we have clarified and interpreted the points below:

  1. The author has presented the verses of great poets not available in their present poetical works thus Rozat-Al-Nazer is a credible text which could be an aid to commit some poetical works.
  2. This anthology introduces several unknown poets who Hafez and some other poets after the 7th century were under their influence.
  3. In this collection we com across some poets of Persian and Arabic literature who are still unknown and introducing and publishing their poems could be decorative to the brilliant papers of pertain literature.
  4. Rozat-Al-Nazer is a credible text worth considering in the field of contrastive literature and common Persian and Arabic contents.

Key words
Amendment, Rozat-Al-Nazer va Nozhat-Al-Khater, Ezz-Al-Din e Kashi, Common contents, Contrastive literature.
 
 
Isfahan University
Faculty of Humanities and Literature
Department of Persian Language and Literature
 
Ph.D. Thesis
Introduction,An Amentment And Annotation of
Rowzat-Al-Nazer va Nozhat –Al-Khater of Ezz – Al Din Abd –Al-Aziz –e- Kashi
 
 
 
Supervisors:
Dr. Sayyed Mehdi Noorian
Dr. Gholamhoseyn Sharifi
 
 
Advisors:

(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است) چکیده :مفهوم دولت ناموفق ...

عنوان : بررسی مسئولیت بین المللی اشخاص و مقامات رسمی دولتهای ناتوان

 

دانشگاه آزاد اسلامی

 

پایان نامه

 

عنوان :

 

بررسی مسئولیت بین المللی اشخاص و مقامات رسمی دولتهای ناتوان

 

(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)

 

 

مطلب دیگر :

پایان نامه رایگان درمورد درآمدهای نفتی، اقتصاد ایران، هزینه مبادله، نرخ رشد


چکیده :مفهوم دولت ناموفق به تازگی وارد اصطلاحات حقوق بین الملل شده است. در واقع یکی از عوامل بحران در نظام بین المللی ومنطقه ای  را می توان وجود دولتهای ناتوان دانست ولی  توافق کلی در خصوص تعریف از یک کشور ودولت شکست خورده وجود ندارد.و نمی توان به یک اجماع بین المللی دست یافت . اصولادولت ها به دلیل ناتوانی در برآوردن ارزشهای سیاسی وحقوقی مردم خود با شکست


 مواجه می شوند یک دولت شکست خورده دولتی است که شرایط اساسی ومسئولیت های یک دولت مستقل را دارداما  مشروعیت خود را از دست داده است ودر چشم اکثریت شهروندان خود نامشروع جلوه می کند .یعنی دولت کنترل خود را در قلمرو سرزمینی اش از دست می دهد وبیشتر از زور و اجبار فیزیکی استفاده می کند. با توجه به اینکه  یکی از شاخص های مهم ساختاری در اکثر دولتهای جهان وجود اقلیت های قومی ومذهبی متعدداست لذا همین امر هم باعث افزایش تنش ها و خشونتها می گردد. دولت ناتوان دولتی است بسیار پرتنش و درگیر واقتدار مشروع خود را برای تصمیم گیریهای جمعی از دست دادهاست. به رغم ناتوانی ٬دولتهای ناتوان مسئول نقض مقررات حقوق بین الملل از جمله حقوق بشر محسوب می شوند جلوگیری از شکست دولت امری ضروری ٬ مشکل وپر هزینه است. اما انجام این کارها نه تنها به نفع ساکنان کشورهای ضعیف است بلکه به نفع صلح جهانی هم هست. در مجموع، اعضای جامعۀ‌بین المللی باید دست در دست هم کلیه تلاشهای خود را به کار برند و مانع از ظهور دولتهای ناتوان و در صورت پدیداری آن ، مقابله سالم و مؤثر با آنها گردند.و با ارائه راه کار هایی چون کمک به ایجاد دولت جایگزین وایجاد زمینه برای انتخاباتی آزاد٬ بازسازی واحیای دموکراسی٬ وآموزش نیروی انسانی می توان با این آسیب ها مقابله نمود.

۲-پرسش های پژوهش

۱-در دولت های های ناتوان چه مولفه هایی وجود دارد که حاکمیت آنها را مخدوش می کند؟

۲-مسئولیت جامعه بین المللی در مقابل دولت های ناتوان چیست؟

۳-آیا دکترین مسئولیت حمایت در مواجهه با دولت های ناتوان کارایی دارد؟

۳-فرضیه های پژوهش

۱-به نظر می رسد که دولت فرو پاشیده دولتی است که قادر به اعمال حاکمیت خود نیست وعناصر اصلی آن  را از دست داده است.

۲-سایر دولتها می توانند از اقداماتی که منجر به ایجاد یک دولت ناتوان می شود پرهیز نمایند.

۳-وقتی دولتی ناتوان شد دولتهای عضو سازمان های بین المللی و خود سازمان ملل باید همکاری کنند تا کلیه اقدامات برای ایجاد یک دولت موقت و جایگزین و یا تقویت آن دولت انجام دهند تا آن دولت ناتوان به تعهدات بین المللی خود عمل کند.

۴-پیشینه تحقیق:

در سالهای اخیر بحث دولت ناتوان به تازگی است که وارد حقوق بین الملل شده  ٬ لذا جزءچند مورد نوشته مختصر ویا مقالاتی کوتاه تحقیق موثری انجام نشده است .در این پایان نامه سعی خواهد شد که بیش تر به موضوع  دولت های ناتوان و ویژگی های رآن ونقش سازمان ملل ودیگر کشورهای عضو دراین خصوص راه های مقابله وبرون رفت از موضوع ٬بررسی کشورهای فروپاشیده وعلل ناتوانی آنها پرداخته شود .

در رابطه با دولت های ناتوان آثار زیادی در ادبیات حقوقی کشورمان موجود نمی باشد. در ادامه به کتابی که در این زمینه ترجمه شده است پرداخته می شود. در واقع می توان گفت این پایان نامه از جمله اولین پژوهش ها در زمینه دولت های ناتوان می باشد و از همین رو می بایست بیشتر از منابع لاتین استفاده گردد.

چامسکی ٬نوام ٬(۱۳۹۰)دولت های ناتوان ٬ ترجمه اکرم پنداری نیا ٬ چ اول، انتشارات نشر افق.

۵-روش تحقیق:

روش تحقیق در این پژوهش کتابخانه­ای است و این پژوهش با بهره گرفتن از کتب و مقالات فارسی و انگلیسی موجود و قابل دسترس و فیش­برداری و نگارش و تحلیل انجام خواهد شد. همچنین به وسیله جستجو و مراجعه به پایگاه­های اینترنتی، اطلاعات مورد نیاز استخراج خواهد شد و سپس با یک روش توصیفی-تحلیلی اطلاعات بدست آمده پردازش می­شود.

فصل اول: مفاهیم اصلی و کلیات

عنوان: راهبرد فرهنگی ـ سیاسی جمهوری اسلامی ایران با تاکید بر گفتمان مهدویت استاد راهنما: دکتر جلال ...

۲) ابتنای فرهنگ سیاسی اسلام بر بصیرت آحاد ۲۲۷
۳) شاخص های اصلی برای خطاناپذیر شدن شناخت حق از باطل (تحصیل بصیرت).۲۳۰
۴) رمز گشایی از نسبت میان حقیقت تقوا و حقیقت فرهنگ ایده آل۲۳۳
۵) در بیان اتمام و اکمال مکارم اخلاق ۲۳۴
فصل سوم: کارویژه های حکومت اسلامی در عصر غیبت. ۲۳۹
گفتار نخست: هدایت محور بودن معرفت سیاسی در اسلام.۲۳۹
۱) وظایف حکومت اسلامی از نظر ملا صدرا. ۲۴۰
۲) سعادتمندی حقیقی مردم هدف اصلی حکومت اسلامی در عصر غیبت.۲۴۱
۳) علل محرومیت جوامع از سعادت دنیوی و اخروی. ۲۴۲
گفتار دوم: تعالی به مثابه روح اصلی و مشخصه حکومت اسلامی۲۴۳
۱) اقتضائات توسعه دینی و سعادتمندی انسان. ۲۴۵
۲) وظایف و اختیارات حکومت اسلامی ۲۴۸
بخش پنجم: بررسی نهاد های موثر در راهبرد نهادینه کردن فرهنگ اسلامی در جامعه۲۵۶
فصل نخست: آسیب شناسی اجمالی از وضعیت کنونی فرهنگ در جامعه.۲۵۷
گفتار نخست: جامعه، فرهنگ اسلامی و تهاجم فرهنگی ۲۵۹
۱) خطر فراگیر شدن فرهنگ دین زدایی و دین زدایی فرهنگی ۲۶۱
۲) آسیب رسانی فرهنگی در سایه نظریه فرهنگ جهانی. ۲۶۳
۳) تغییر در جهان بینی نتیجه قطعی استیلای دین زدایی فرهنگی۲۶۵
۴) آسیب نظام گسیختگی نتیجه ای برای جریان تغییر فرهنگی۲۶۵
گفتار دوم: آسیب شناسی فرهنگی انقلاب اسلامی ۲۷۰
فصل دوم: شناسایی نهادهای موثر و کارآمد و بررسی جایگاه آن ها در ساختار فرهنگی جدید۲۷۷
گفتار نخست: شناسایی نهادهای موثر و کار آمد. ۲۷۷
۱) وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. ۲۷۸
۲) سازمان تبلیغات اسلامی۲۸۰
۳) صدا و سیما ۲۸۵
۴) حوزه های علمیه و مساجد ۲۹۱
۵) آموزش و پرورش ۲۹۵
گفتار دوم: بررسی جایگاه نهادهای فرهنگی در نهادینه کردن فرهنگ اسلامی در جامعه.۳۰۲
گفتار سوم: طراحی ساختار فرهنگی جدید و کیفیت اجرای آن در سطح کشور.۳۰۵
۱) ترسیم اهداف. ۳۰۵
۲) شناخت امکانات و بسیج هدفمند آن ها ۳۰۷
۳) صورت بندی نظام نوین تعلیمی ـ تربیتی (ارائه بهترین شیوه اجرا).۳۱۱
نتیجه گیری. ۳۱۶
منابع. ۳۲۰
چکیده:
در میان فرق و مذاهب مختلف ادیان توحیدی و نگرش آن ها به پدیده آخر الزمان، آنچه شیعه را از سایرین متمایز می سازد باور اصیل این مذهب به «آرمان مهدویت» است. آنچه در این میان باید مورد توجه باشد، نسبتی است که «شیعه» با ولی مطلق الهی حضرت اباصالح المهدی ارواحنا فداه برقرار می کند. نسبتی که مناسبات آن از یک سو نباید از دایره ولایت الهی و مطالبات ربوبی عدول کند و از سوی دیگر مر احکام شریعت حقه اسلام باید حلقه پیوند و اتصال میان امت با امام شود. در نهایت از این مجرا است که میان این دو رکن جامعه آرمانی شیعه ـ یعنی امام و امت ـ سنخیتی بنیادین رقم خواهد خورد که فرموده اند: «السنخیه دلیل الانضمام». سیر همراه با مداقه در تاریخ تشیع این حقیقت را به اثبات می رساند که تمام نقصان ها در تحقق اهداف آرمانی و الهی امامان شیعه ریشه در نبود این همگونی بنیادین داشته است. بر این مبنا نقطه کانونی پیمایش این مسیر را باید در سیر انفسی آحاد، آن هم با رویکرد تهذیب اخلاق و تزکیه نفس و پالایش درون از منهیات شارع مقدس جستجو کرد؛ چرا که آن ذوات مقدسه از هرگونه رجس و عصیان مبرا هستند و به هر خیر و احسان مصفا، و همراه شدن با ایشان مستلزم همسان شدن با ایشان است آن هم بر مدار ولایت «الله» عز اسمه. در این راستا اگر فرهنگ هر جامعه را شکل گرفته از صادرات فعلی پایدار و با ثبات آن جامعه بدانیم؛ فرهنگ جامعه شیعی ایران آن زمان مبدل به فرهنگ آرمانی اسلام می شود که اعمال آحاد از هر نوع تخطی از اصول اعتقادی و اخلاقی منزه شود. بدیهی است در این صورت زمینه برای پذیرش کلام حضرت حق جل جلاله و تحقق ولایت کلیه الهیه در گستره جامعه تشیع و همگونی بنیادین امت با امام علیه السلام رقم خواهد خورد. بر این اساس ما معتقدیم که تحقق امر ظهور ولی الهی اقتضائات و قواعدی دارد که دستیابی به این قواعد و اعمال آن ها توسط حاکمیت اسلامی عصر غیبت امری ضروری و حیاتی است. پس می توان مدعی شد که فلسفه وجود حکومت الهی شیعی در عصر غیبت و غایت الغایات آن، دستیابی به این اقتضائات و اعمال آنها با هدف تمهید شرایط ظهور است. چون ما معتقدیم به محض امحاء موانع، اقتضای ظهور حکومت موعود مهدوی فراهم و ظهور حجت الهی واجب خواهد شد.
فصل نخست: مقدمه و تبیین نمایه کلی پژوهش
مقدمه:
بسم الله الرحمن الرحمن الرحیم. اذا جاء نصر الله و الفتح. و رایت الناس یدخلون فی دین الله افواجا. فسبح بحمد ربک و استغفره انه کان توابا.
اللهم لا حول لنا الا بقوتک ولا قوه لنا الا بعونک فایدنا بتوفیقک و سددنا بتسدیدک و اعم ابصار قلوبنا عما خالف محبتک و لا تجعل لشیء من جوارحنا نفوذا فی معصیتک فصل علی محمد و آله.
رساله پیش رو با عنوان «راهبرد فرهنگی ـ سیاسی جمهوری اسلامی ایران با تاکید بر گفتمان مهدویت»، به منظور بررسی نسبت میان «شریعت مقدس اسلام»، «فرهنگ جامعه اسلامی» و «اقتضائات جامعه مهدوی» در دستور کار قرار گرفت و در جریان این پژوهش، ضرورت نهادینه کردن فرهنگ آرمانی اسلام در جامعه و تاثیر این مهم در استحکام پایه های حاکمیت سیاسی اسلام در عصر غیبت و نیز نقش آن در تمهید شرایط ظهور منجی عالم بشریت ارواحنا فداه به موضع فحص و بررسی نهاده شد.
جمهوری اسلامی ایران به عنوان یگانه پرچمدار حاکمیت تشیع در عصر حاضر که بی شباهت به عصر آخر الزمان نیست، نقش و اهمیت ویژه ای در تحقق اهداف آرمانی شیعه دارد. بدیهی است این اهداف آرمانی که ریشه در معارف حقه اسلام و آموزه های اصیل اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام دارد، تحت ولایت، زعامت و درایت «فقیه جامع الشرایط» و نیز رهنمودهای علمای ربانی و عرفای الهی کیان اسلامی پیگیری می شود. در این راستا باید متذکر شد که اهداف آرمانی و آموزه های ربانی در اعماق خود با حقیقت و واقعیت پیوندی ژرف و ظریف دارد که نیل به ژرفای این حقایق جز از راه سیر انفسی و آفاقی بسی سخت و دشوار خواهد بود و لازمه آن نیز حرکت زیر لوای پیران طریق و حکیمان رشید است تا از رهگذر آن حقایق الهیه درونی افراد شود و فهمی عمیق نسبت به معارف دین برای آحاد حاصل آید و در پرتو آن، ایمان عمیق و خلق کریم در قلب آحاد مستقر شود و زمینه برای تجلی فرهنگ آرمانی اسلام مهیا گردد.
در این رساله اصل بر آن است که فرهنگ اسلام در شکل آرمانی خود زمانی بر جامعه مستولی می شود که اعمال آحاد مسلمین از حدود الهی تجاوز نکند و مکارم اخلاق در سطح گسترده به صورت نهادی شده در جامعه عینیت یابد و به تبع آن مطالبات حضرت حق ـ عز اسمه ـ به مطالبات مردمی مبدل شود. بدیهی است در شرایطی که زمامداران صالح مسلمان، زمام امور حاکمیتی را به دست دارند و به دنبال عینیت بخشیدن به مطالبات الهی هستند، تبدیل شدن مطالبات ذات اقدس الهی به مطالبات مردمی (این امر نتیجه پروسه نهادینه کردن شکل صحیح فرهنگ اسلامی در جامعه خواهد بود)، پیکره امت و امامت را به پیکره ای واحد و منسجم مبدل کرده و میان دو روی سکه سیاست که «مردم» اند و «حاکمیت» پیوندی ناگسستنی برقرار می کند. پس دور از حقیقت نیست که نهادینه شدن شکل صحیح «فرهنگ اسلام» در جامعه را به مثابه عنصری اساسی تلقی کنیم که تحقق آن در جامعه به اصلاح مناسبات «مردم ـ مردم»، «مردم ـ حاکمیت» و «حاکمیت ـ مردم» منجر شود و انسجام ملی و ثبات سیاسی را نتیجه دهد.
از سوی دیگر باید تاکید کرد که یکی از کارویژه های اساسی حکومت اسلامی در نظام ولایی شیعی، تنظیم رابطه معنوی ولایت محور میان حاکمیت و آحاد ملت است. (ضرورت ایجاد سنخیت و همگونی بنیادی میان امام و ماموم در عقیده و رفتار) بر این اساس می توان مدعی شد، این مهم نیز جز از طریق نهادینه کردن فرهنگ اسلامی (اسلام ناب محمدی) در جامعه و تربیت نفوس متقی، مهذب و متکامل میسر نمی باشد. بدیهی است تحصیل توفیق در این زمینه نیازمند اراده دستگاه حاکمیت و نظام سیاسی است که با نگاهی فعال و پویا به پدیده فرهنگ، آن را به گونه ای سامان بخشد که از طرفی موجب تعالی و تکامل فرهنگ دین بنیاد شود و از طرف دیگر فرهنگ تکامل یافته موجب استحکام پایه های اقتدار ملی و برقراری پیوند حداکثری میان حاکمیت و مردم گردد. از این حیث تحقق هدف مذکور مستلزم اتخاذ راهبرد فرهنگی ـ سیاسی از سوی دستگاه حاکمیت است تا از رهگذر آن زمینه های لازم برای اصلاح و بهسازی حداکثری در دو حوزه: ۱) مناسبات میان حاکمیت و مردم (جامعه با حاکمیت) و ۲) مناسبات فردی – اجتماعی در جامعه (مناسبات جامعه با خود) فراهم آید. ضمنا متذکر می شود در رساله پیش رو جامعه مهدوی (آرمان شهر اسلامی) به مثابه هدف غایی مورد توجه بوده و حاکمیت اسلامی در عصر غیبت به مثابه نهاد هماهنگ کننده وضع موجود (جامعه فعلی) با وضع مطلوب (جامعه مهدوی) معرفی خواهد شد و افق مهدویت در این حوزه مورد تاکید است.

مطالبات آرمانی مذکور در شرایطی بیان می شود که ما به این مسئله اذعان داریم که با وجود اینکه انقلاب اسلامی ایران پدیده ای ذاتا فرهنگی ـ سیاسی بوده، به نظر می رسد پس از تشکیل جمهوری اسلامی ایران تداوم بعد فرهنگی آن برای تحقق جامعه آرمانی شیعی تا حد زیادی مغفول واقع شده و یا در مسیر صحیح و کارشناسی شده هدایت نشده است. این در حالی است که طی این سال ها بر بعد سیاسی انقلاب بیشتر پای فشرده شده است. در همین راستا باید متذکر شد بازتاب عملکرد دستگاه های فرهنگی در طول ۳۰ سال گذشته بیانگر آن است که وضعیت مناسبات فردی ـ اجتماعی جامعه کنونی ما فاصله ای چشمگیر با جامعه مطلوب و ایده آل شیعی دارد و از سوی دیگر هجمه های نرم فرهنگی و رویارویی نامتناسب و نامتقارن نهادهای فرهنگی داخلی با این هجمه ها همواره بر این فاصله چشمگیر می افزاید و این رویارویی 

خطیر این اصل را بر ما مسلم می کند که بهینه سازی اوضاع کنونی نیازمند تبیین ساختارهای فرهنگی کار آمد است که این ساختار باید با افق مهدویت و آرمان شهر اسلامی قابل انطباق باشد.

با این وصف نگارنده معتقد است تحصیل توفیق در بعد سیاسی ارتباطی تنگاتنگ با کسب موفقیت های روز افزون در حوزه فرهنگ و نهادینه سازی بنیادهای فرهنگ دینی در بستر جامعه دارد. چه، یکی از کارویژه های اساسی و مهم حکومت اسلامی بسط فرهنگ و اندیشه اسلامی در جامعه است. به همین منظور وجود نگاه راهبردی به این دو حوزه از سوی حاکمیت اسلامی عصر غیبت ضرورتی انکارناپذیر است و در حاکمیت سیاسی شیعی تمام جهت گیری ها باید با توجه به آرمان مهدویت صورت پذیرد. بنابر این پیشینه تحقیق حاضر، ناظر بر تمام پژوهش های حوزه مهدویت است که در این میان غیر از شیعیان بسیاری از بزرگان و علمای اهل سنت نیز در این باب آثاری بر جای گذاشته اند و طی سال های اخیر این پژوهش ها وجه پویاتری به خود گرفته است. برگزاری همایش های بین المللی مهدویت طی سالیان اخیر شاهد بر این مدعا است که طی آن پژوهش هایی در باب «زمینه سازی ظهور»، «وظایف دولت زمینه ساز»، «مهدویت و رسانه» و . مورد بررسی قرار گرفته اند و در سال های آتی نیز این محورها پیگیری خواهند شد. بر این اساس، فضای گفتمانی برای طرح موضوع این رساله تا حدود زیادی فراهم بوده و بلکه پرداختن به آن را می توان امری ضروری تلقی کرد چراکه به نظر می رسد نوع نگاه حاکمیت شیعی به حوزه فرهنگ و سیاست باید ملهم از آرمان مهدویت باشد و این مسئله را می توان یکی از نیازهای تئوریک کشور دانست.
بر این مبنا رساله حاضر کوشش می کند این کارویژه را در چارچوب سیاست های جمهوری اسلامی ایران مورد بررسی قرار دهد؛ امید که بتواند برای متولیان سیاستگذاری در این عرصه مفید واقع شود.
در این مجال با توجه به توضیحات ارائه شده در بالا و همچنین برای روشن تر شدن فضای گفتمانی پژوهش حاضر، در زیر به طرح سوال اصلی و سوالات پیرامونی و بیان فرضیه اصلی و فرضیات پیرامونی می پردازیم.
این پژوهش در صدد پاسخگویی به این سوال اصلی است که رویکرد سیاسی مطلوب به حاکمیت، جامعه و فرهنگ در جهت گذار از وضع موجود (جامعه و حکومت فعلی) به وضع مطلوب (جامعه و حکومت مهدوی) چه اقتضائاتی در طراحی راهبرد فرهنگی سیاسی مطلوب دارد؟
و به تبع آن سوالاتی از قبیل:
۱) فرهنگ اسلامی در تدوین راهبرد فرهنگی ـ سیاسی جمهوری اسلامی ایران چه جایگاهی دارد؟

۲) حاکمیت اسلامی در عصر غیبت از چه جایگاهی برخوردار است؟

مطلب دیگر :

بایگانی‌های فناوری - مرکز آموزش علمی-کاربردی کاویان


۳) اهداف و کارویژه های حکومت اسلامی در عصرغیبت چیست؟
۴) حاکمیت سیاسی جهت نهادینه کردن فرهنگ اسلامی در جامعه از چه ابزارهایی می تواند استفاده کند؟
در طرح اولیه تحقیق برای سوالات مذکور پاسخ های ابتدایی در قالب فرضیه های تحقیق بیان شد به این ترتیب که در پاسخ به سوال اصلی، این فرضیه اصلی ایراد شد که ایجاد جامعه مهدوی (آرمان شهر اسلامی) مستلزم تحقق نظام سیاسی ـ اجتماعی متکامل شیعی است که در  شکل ایده آل این نظام، میان امام معصوم علیه السلام به عنوان ولی علی الاطلاق و مامومین به مثابه امت اسلامی، سنخیت و همگونی بنیادی وجود دارد. بر این اساس بدیهی است که در عصر غیبت این مهم (ایجاد سنخیت و همگونی بنیادی میان امام و ماموم) می تواند از مجرای اراده حاکمیت اسلامی محقق شود تا از این راه بستر های لازم برای پذیرش ولایت کلیه الهیه ـ که در وجود مقدس حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف متجلی است ـ از جانب مردم فراهم شود. از این رو توجه به گفتمان مهدویت در تدوین راهبرد فرهنگی ـ سیاسی جمهوری اسلامی ایران با رویکردهای ذکر شده اهمیتی مضاعف می یابد.
همچنین در طرح تحقیق پاسخ هایی برای سوالات فرعی در نظر گرفته شد که در اینجا با رعایت ترتیب و توالی آن ها تحت عنوان فرضیه های فرعی تحقیق مورد اشاره قرار می گیرد:
۱) فرهنگ اسلامی از یک سو به مثابه منشا و خاستگاه راهبرد فرهنگی ـ سیاسی جمهوری اسلامی ایران است و از سوی دیگر اجرای راهبرد فرهنگی ـ سیاسی، نهادینه شدن فرهنگ اسلامی در جامعه را در پی خواهد داشت.
۲) حاکمیت اسلامی در عصر غیبت به مثابه نهاد هماهنگ کننده وضع موجود (جامعه فعلی) با وضع مطلوب (جامعه مهدوی) محسوب می شود که در این راستا باید تمام ظرفیت های مادی و معنوی خود را برای تحقق جامعه آرمانی شیعه بسیج کند.
۳) توجه به مقوله تربیت دینی آحاد ملت و نهادینه کردن فرهنگ اسلامی در جامعه، از کاروی‍‍‍‍‍ژه های اصلی حکومت اسلامی در عصر غیبت است.
۴) از میان نهادهای فرهنگی موجود در کشور، نهاد تعلیمی ـ تربیتی (نظام آموزش و پرورش) ابزاری مناسب، سریع و زود بازده جهت برقراری ارتباط پایدار و فراگیر میان حکومت و بدنه جامعه است که از طریق ایجاد اصلاحات ساختاری در آن و طراحی نظام تعلیمی ـ تربیتی نوین می توان تا حدود زیادی فرهنگ اسلامی را در جامعه نهادینه کرد.
همچنانکه ملاحظه می شود ایده اولیه این رساله با هدف حرکت در جهت ایجاد یک نظام سیاسی ـ اجتماعی متعالی شیعی در مقام طرح و تبیین قرار گرفته و از این حیث رساله وجه کاربردی دارد اما از سوی دیگر باید توجه داشت که ترسیم وجه متعالی نظام سیاسی ـ اجتماعی شیعی نیازمند باریک بینی و مداقه در باب مسایل نظری و اعتقادی است. در این میان با عنایت به رویکرد اصلی رساله، توجه به مبانی انسان شناسی اسلامی و نیز مبانی اندیشه های ولایی تشیع و طرح مسایل نظری پیرامون گفتمان مهدویت از اهمیت ویژه ای برخوردار است که از این منظر رساله وجه نظری دارد.
بنابراین پژوهش حاضر در ۵ بخش اصلی تدوین شده است که عبارتند از:
الف) کلیات
در این بخش مطابق عرف کارهای تحقیقی ـ پژوهشی به تعریف و تبیین مفاهیم به کار رفته در عنوان رساله پرداخته شده است که در سایه آن نمایه و صورت بندی گفتمانی رساله تا حدودی روشن شده است.
ب) بنیادهای معرفتی انسان شناسانه در اسلام
در این بخش مبانی انسان شناختی در اسلام و قرآن تشریح و عوامل تاثیر گذار در سیر تکاملی انسان که منجر به ایجاد سنخیت و همگونی میان امام و ماموم ـ در نظام ولایی شیعه ـ می شود تبیین خواهد شد.
ج) بنیادهای معرفتی ولایت در اندیشه تشیع و ارتباط آن با مقوله مهدویت
در این بخش راه های نهادی شدن مقوله ولایت پذیری در جامعه تشیع بررسی، و تحلیلی از علل رقم خوردن غیبت و عدم بهره مندی جامعه انسانی از ولایت بالغه الهیه ارائه می شود.
د) اقتضائات رهیافت سیاسی در راهبرد مهدویت
در این بخش تحلیلی از ماهیت حکومت اسلامی در عصر غیبت ارائه می شود و ذیل آن اساسی ترین اهداف و خط سیر حکومت اسلامی در این برهه از زمان تبیین گردیده و همچنین نوع ارتباط میان حاکمیت و ملت برای نهادینه شدن فرهنگ اسلامی در جامعه با توجه به افق مهدویت تشریح خواهد شد.
ه) بررسی نهادهای موثر در راهبرد نهادینه کردن فرهنگ اسلامی در جامعه
این بخش بیشتر جنبه آسیب شناسی فرهنگ و نهادهای فرهنگی را داشته و در نهایت راهبرد مورد نظر و امکانات و ظرفیت های مورد نیاز برای نهادینه کردن فرهنگ اسلامی در جامعه با توجه به افق مهدویت پیشنهاد می شود.
با توجه به اقتضائات موجود، این رساله در روش توصیفی ـ تحلیلی تهیه شده است که بخش اعظم یافته های آن، با از راه جستار کتابخانه‌ای گردآوری شده است و در مواردی نیز از سلسله مباحث اخلاق و معارف اسلامی آیت الله حاج شیخ مجتبی تهرانی (حفظه الله) که در قالب الواح فشرده با عنوان حدیث پارسایی طبع شده است استفاده شده. همچنین در

رساله جهت اخذ مدرک دکتری تخصصی علوم قرآن و حدیث عنوان: بن‏ مایه ‏های کلامی امامت در قصص قرآن کریم ...

۲-۱-۳- بکارگیری این شیوه توسط دانشمندان امامیه و اهل سنت ۱۱۳
۲-۱-۴- بیان غیر مستقیم و مستقیم مباحث امامت در آیات قصص و غیر قصص ۱۱۵
۲-۱-۵- جدایی ناپذیری قصص قرآن و سنتهای الهی. ۱۱۷
۲-۱-۶- ایستایی یا پایایی اصول اعتقادی ادیان الهی ۱۱۷
۲-۲- گونه‌های ارتباط قصص قرآن با مباحث کلامی امامت ۱۱۹
۲-۲-۱- ارتباط تصریحی. ۱۱۹
۲-۲-۲- ارتباط اشاری. ۱۲۱
۲-۲-۳- ارتباط تأویلی. ۱۲۲
۲-۲-۳-۱- آیه «بَقِیَّتُ اللَّهِ». ۱۲۳
۲-۲-۳-۲- آیه «إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ یُورِثُها مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ». ۱۲۵
۲-۲-۳-۳- آیه «فَبَدَّلَ الَّذینَ ظَلَمُوا». ۱۲۶
۲-۲-۳-۴- آیه «وَ بِئْرٍ مُعَطَّلَهٍ وَ قَصْرٍ مَشیدٍ» ۱۲۷
۲-۳- گونه‏های استدلال به قصص قرآن در مباحث کلامی امامت. ۱۲۸
۲-۳-۱- جواب نقضی. ۱۲۸
۲-۳-۲- جواب حلی. ۱۲۹
۲-۳-۳- مفهوم اولویت ۱۳۰
فصل سوم: جایگاه امامت در قصص قرآن و چگونگی استدلال علماء امامیه بر آن
۳-۱- شرایط امامت ۱۳۳
۳-۱-۱- اختصاص حق تعیین امام به خداوند ۱۳۳
۳-۱-۱-۱- آیات جعل «خلیفه» ۱۳۶
۳-۱-۱-۲- آیات جعل «امام». ۱۳۷
۳-۱-۱-۳- آیات منصب «وزارت». ۱۳۸
۳-۱-۱-۴- آیات «اختیار» ۱۳۸
۳-۱-۱-۵- آیات «اصطفاء» و «اجتباء». ۱۴۰
۳-۱-۱-۶- آیات اعطاء مقام «نبوت» و «رسالت». ۱۴۲
۳-۱-۱-۷- آیات «مکنت دادن» و «اعطاء ملک». ۱۴۳
۳-۱-۲- وجوب نص بر امام ۱۴۴
۳-۱-۲-۱- نص در مورد خلافت هارون. ۱۴۴
۳-۱-۲-۲- نص بر فرمانروایی طالوت. ۱۴۵
۳-۱-۲-۳- عنصر وصیت در سیره انبیاء الهی ۱۴۷
۳-۱-۳- علم و شجاعت از شرایط خلافت و امامت ۱۵۲
۳-۱-۳-۱- قصه حضرت آدم(ع) و تعلیم أسماء ۱۵۲
۳-۱-۳-۲- قصه طالوت. ۱۵۴
۳-۱-۴- عصمت امام. ۱۵۶
۳-۱-۴-۱- آیات قصص بیانگر عصمت امام. ۱۵۶
۳-۱-۴-۱-۱- آیات استخلاف آدم(ع). ۱۵۷
۳-۱-۴-۱-۲- آیه ابتلاء ابراهیم(ع) ۱۵۸
۳-۱-۴-۱-۳- آیه «وَ جَعَلْنَاهُمْ أَئمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا». ۱۶۲
۳-۱-۴-۱-۴- آیه «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى‏ آدَمَ وَ نُوحاً». ۱۶۵
۳-۱-۴-۱-۵- آیه اقتداء به هدایت انبیاء ۱۶۶
۳-۱-۴-۲- خاستگاه و سرچشمه عصمت. ۱۶۷
۳-۱-۴-۲-۱- آیه سبب موهبت امامت. ۱۶۷
۳-۱-۴-۲-۲- آیه برهان رب. ۱۶۸
۳-۱-۴-۲-۳- آیات استخلاف آدم(ع) و تعلیم أسماء ۱۷۰
۳-۱-۵- صدور معجزه از امام ۱۷۱
۳-۱-۵-۱- اصطلاح معجزه و تفاوت آن با کرامت ۱۷۱
۳-۱-۵-۲- جایگاه معجزه در منظومه فکری امامیه ۱۷۵
۳-۱-۵-۳- کارکرد معجزه در منظومه فکری امامیه ۱۷۶
۳-۱-۵-۴- عدم انحصار معجزه به انبیاء ۱۷۷
۳-۱-۵-۵- استناد به صدور خرق عادت از طالوت. ۱۸۲
۳-۱-۶- محدَّث بودن امام ۱۸۴
۳-۲- وراثت و مصلحت الهی در تعیین امام. ۱۹۲
۳-۳- ضرورت مستمر وجود خلیفه و امام در زمین تا قیامت ۲۰۰
۳-۳-۱- آیات استخلاف آدم و تعلیم اسماء. ۲۰۰
۳-۳-۲- آیات نجات انبیاء و پیروان آنان. ۲۰۲
۳-۴- وجود صفات مستخلف در خلیفه و امام ۲۰۴
۳-۵- برتری انبیاء و حجج الهی بر فرشتگان. ۲۰۵
۳-۶- تقدم وجود خلیفه بر دیگران ۲۰۶
۳-۷- امامت و هدایت به امر ۲۰۷
۳-۸- سبب موهبت امامت ۲۰۹
۳-۹- امکان تصدی مقام امامت در کودکی. ۲۱۰
۳-۱۰- رجعت ۲۱۵
-۱۰-۱- امکان رجعت بر پایه قصص قرآن ۲۱۵
۳-۱۰-۲- رجعت بر پایه آیات استخلاف ۲۱۷
۳-۱۰-۳- آیه «وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ». ۲۱۸
۳-۱۱- توسل و استغاثه ۲۲۲
۳-۱۱-۱- توسل حضرت آدم(ع). ۲۲۲
۳-۱۱-۲- حضرت یوسف(ع) و درخواست از ساقی پادشاه در زندان. ۲۲۳
۳-۱۱-۳- استغاثه فرزندان یعقوب(ع) به یوسف(ع) ۲۲۴
۳-۱۱-۴- توسل فرزندان حضرت یعقوب(ع) به پدر. ۲۲۶
۳-۱۱-۵- توسل و استغاثه فرعونیان و بنی اسرائیل به حضرت موسی(ع). ۲۲۶
۳-۱۱-۵-۱- درخواست برداشتن رجز. ۲۲۶
۳-۱۱-۵-۲- درخواست آب ۲۲۷
۳-۱۱-۵-۳- درخواست طعام ۲۲۸
۳-۱۲- تبرک جستن به اولیاء و آثار ایشان. ۲۲۹
۳-۱۲-۱- تبرک به مقام ابراهیم(ع). ۲۲۹
۳-۱۲-۲- پیراهن یوسف(ع) و بازگشت بینایى یعقوب(ع)‏ ۲۳۰
۳-۱۲-۳- تبرک جستن به تابوت در بنی إسرائیل ۲۳۱
۳-۱۲-۴- تبرک جستن به جایگاه اصحاب کهف ۲۳۳
۳-۱۲-۵- مبارک بودن حضرت عیسی(ع). ۲۳۴
۳-۱۳- زیارت معصومان(ع) ۲۳۵
۳-۱۳-۱- دعاء حضرت ابراهیم(ع). ۲۳۵
۳-۱۳-۲- دعوت مردم به حج توسط حضرت ابراهیم(ع). ۲۳۸
۳-۱۳-۳- مزار اصحاب کهف ۲۴۰
۳-۱۴- شفاعت. ۲۴۱
۳-۱۴-۱- شفاعت حضرت نوح(ع) برای پسرش ۲۴۲
۳-۱۴-۲- شفاعت حضرت ابراهیم(ع) برای قوم حضرت لوط(ع) ۲۴۲
۳-۱۴-۳- درخواست آمرزش حضرت ابراهیم(ع) برای آزر ۲۴۴
۳-۱۴-۴- درخواست آمرزش حضرت نوح(ع) برای پدر و مادر و مؤمنان ۲۴۵
۳-۱۴-۵- درخواست آمرزش حضرت ابراهیم(ع) برای پدر و مادر. ۲۴۶
۳-۱۴-۶- آمرزش طلبی حضرت موسی(ع) برای خود و برادرش. ۲۴۶
فصل چهارم: مباحث مهدویت در قصص قرآن
۴-۱- امکان پنهانی بودن ولادت امام عصر(ع). ۲۴۸
۴-۱-۱- ولادت پنهانی حضرت ابراهیم(ع) و حضرت موسی(ع) ۲۴۸
۴-۱-۲- انکار امام عصر(ع) توسط عموی حضرت. ۲۴۹
۴-۲- امکان تصدی مقام امامت در کودکی. ۲۴۹
۴-۳- غیبت حضرت مهدی(ع) ۲۵۲
۴-۳-۱- شبهه ناروایی غیبت برای امام. ۲۵۲
۴-۳-۲- آیا غیبت خلاف عادت است. ۲۵۵
۴-۳-۳- حکمت غیبت ۲۵۸
۴-۳-۴- رؤیت امام عصر(ع) بى‏آنکه شناخته شود. ۲۶۵
۴-۴- طول عمر امام عصر(ع). ۲۶۷
۴-۵- پایایی دوران جوانی امام عصر(ع) ۲۶۹
۴-۵-۱- قصه اصحاب کهف ۲۷۱
۴-۵-۲- ماجرای عزیر(ع) ۲۷۱
۴-۶- صدور معجزه در وقت ظهور ۲۷۴
۴-۷- حکومت جهانی حضرت مهدی(ع) ۲۷۷
۴-۸- آداب انتظار. ۲۷۹
۴-۸-۱- صبر جمیل داشتن ۲۸۰
۴-۸-۲- امیدواری به امر فرج ۲۸۰
۴-۸-۳- غیبت را ناشی از علم و حکمت خداوند دانستن. ۲۸۰
۴-۸-۴- تأثر و اندوه در فراق و اشتیاق ۲۸۱
۴-۸-۵- به یاد امام عصر(ع) بودن ۲۸۲
۴-۸-۶- شکوه از غیبت به نزد خدا، مناجات و دعا. ۲۸۴
۴-۸-۷- اقدام عملی همراه با امیدواری به وصال. ۲۸۶
نتایج و یافته‏ ها‌‏ ۲۸۷
فهرست منابع ۲۸۹
چکیده:
قصص قرآن کریم از دیرباز مورد توجه مفسران، محدثان و دانشمندان علوم قرآنی بوده و از ابعاد گوناگون پژوهش‏های متنوعی با رویکردهای تاریخی، جغرافیایی، زیبایی شناسی و اعجاز بیانی در این موضوع سامان یافته است. در این میان بعد کلامی آن به ویژه در مسائل کلامی امامت کمتر مورد توجه قرار گرفته است که حجم بسیار آیات قصص، هدفمندی قرآن در بیان قصص و جدایی ناپذیری سنت های الهی از قصص قرآن، تناسب معنایی آیات قصص و غیر قصص به ویژه در موضوع امامت و استنباط کلامی مباحث امامت از قصص قرآن در روایات پیامبر و ائمه اطهار(ع)، اصحاب ایشان، و آراء تفسیری دانشمندان امامیه و اهل سنت ضرورت پژوهش در این زمینه را نمایان می سازد.
لذا این پژوهش که به روش توصیفی- تحلیلی و شیوه تحقیق کتابخانه‏ ا‏ی در منابع روایی، تفسیری، کلامی و علوم قرآنی فریقین سامان یافته، در تبیین و تنقیح قلمرو استنباط کلامی در نظر دارد که بر اساس ظهور و سیاق آیات قصص و روایات کلامی پیامبر اکرم و ائمه اطهار(ع) در باب قصص قرآن، و با بررسی آراء کلامی متکلمان، مفسران و محدثان إمامی از قصص قرآن در موضوع امامت، میزان و درجه کارآمدی تمسک به کتاب الهی در استنباط کلامی از قصص قرآن در حوزه امامت و در نهایت جایگاه ویژه استناد به قصص قرآن در اثبات مباحث کلامی امامت را به عنوان یکی از شیوه های کارآمد کلامی نشان دهد.

ضرورت وجود خلیفه و امام در زمین تا روز قیامت، شروط امامت(اعم از اختصاص تعیین امام به خداوند، وجوب نص بر امام، علم و شجاعت از شروط خلافت و امامت، 

عصمت، صدور معجزه، محدَّث بودن)، وجود صفات خداوند در امام، تقدم وجود خلیفه بر دیگران، هدایت به امر از شؤون امامت، امکان تصدی مقام امامت در کودکی، رجعت، توسل، تبرک جستن به اولیاء و آثار ایشان، زیارت معصومان(ع) و شفاعت مهمترین مباحث کلامی امامت در استنباط از قصص قرآن مى‏باشد. افزون بر اینکه پنهانی بودن ماجرای ولادت امام عصر(ع)، تصدی مقام امامت در کودکی، غیبت، طول عمر، بقاء بر شباب، صدور معجزه، حکومت عدل جهانی و آداب انتظار از مهمترین مباحث کلامی مهدویت در قصص قرآن بشمار مى‏رود. بررسی مبانی عمومی در استنباط از قرآن و نیز مبانی تخصصی در استنباط کلامی از قصص قرآن از دیگر مباحث این نوشتار بشمار می رود.

مقدمه:
موضوع امامت یکی از مهترین مباحث کلامی است که از جایگاه ویژه ای در میان مسلمانان برخوردار است لذا پژوهش های بسیاری پیرامون آن سامان یافته است که در میان این آثار به ظرفیت قصص قرآن در استنباط کلامی مسائل امامت کمتر مورد توجه قرار گرفته که در این نوشتار به این موضوع خواهیم پرداخت.
اما ارائه مبانی تخصصی استنباط کلامی از آیات قصص و نیز تبیین گونه های ارتباط قصص با مسائل کلامی امامت و نیز گونه های استدلال به قصص قرآن و نیز ارائه دیدگاه تفسیری-کلامی در آیاتی که کمتر مورد توجه مفسران قرار گرفته و نیز مطالعات میدانی از مهمترین سختی های فراروی این نوشتار بوده است که الطاف الهی و استمداد از معصومان(ع) این سختی ها را هموار نمود و در نهایت این اثر سامان یافت.
کلیات
۱- تعریف مسأله و تبیین موضوع
قصص قرآن از دیرباز مورد توجه مفسران، محدثان و دانشمندان علوم قرآنی بوده و از ابعاد گوناگون پژوهش‏های متنوعی در این موضوع سامان یافته است برخی از این آثار روایی و برخی ناظر به ابعاد تاریخی و جغرافیایی قصص قرآن است و برخی دیگر مربوط به ابعاد زیبایی شناسی قصص قرآن و ابعاد هنری و اعجاز بیانی آن است.

از سوی دیگر هر یک مفسران باتوجه به رویکرد تفسیری خویش در ذیل آیات قصص به تفسیر آن پرداخته‏ا‏ند. در برخی از تفاسیر اهل سنت غالباً به جزئیات قصص پرداخته‏ا‏ند مانند «جامع البیان» طبری(د ۳۱۰ق)، «لطائف الاشارات»‏ قشیری(د ۴۶۵ق)، «الجامع لأحکام القرآن» قرطبی(د ۶۷۱ق)، «الدر المنثور» سیوطی(د ۹۱۱ق) که در ذیل قصص روایات متعددی دیده مى‏شود، که جزئیات گوناگونی از قصص قرآن در آن بیان شده که برخی از آنها از قبیل إسرائیلیات و روایات غیر معتبر به شمار مى‏رود و چه بسا خالی از ابعاد هدایتی و تربیتی باشد.[۱]

مطلب دیگر :

مجله علمی خبری آموزشی -


در این میان یکی از موضوعات اساسی در تفسیر قرآن، ابعاد کلامی و جنبه‏ه ای استنباط کلامی از قصص قرآن در حوزه مباحث «امامت» است. لذا موارد گوناگونی مى‏توان یافت که مفسران امامی در تفسیر برخی آیات قصص نکات قابل توجهی از مباحث «امامت پژوهی» در استنباط از آن قصص بیان کرده‏ا‏ند، در آثار کلامی امامیه در مباحث «امامت» نیز اهتمام بسیاری نسبت به تفاسیر امامیه، در استنباط کلامی به آیات دیده مى‏شود. از سوی دیگر تأمل در روایات تفسیری اهل بیت(ع) در باب قصص قرآن نشان مى‏دهد که یکی از مهمترین شیوه‏های اهل بیت(ع) در تبلیغ امامت و تبیین ابعاد گوناگون آن و نیز در پاسخگویی به شبهات شیعیان و در احتجاج با مخالفان این است که به قصص قرآن در مسائل کلامی «امامت» استناد بسیاری داشته‏ا‏ند. نمونه‏های متعددی از روایات رسول خدا(ص) در آثار روایی امامیه و اهل سنت و نیز روایات بسیاری از اهل بیت(ع) در آثار روایی و تفسیری امامیه شاهد این مدعاست حتی برخی از اصحاب معصومان(ع) در مناظرات و احتجاجات خویش با مخالفان از این شیوه بهره جسته‏ا‏ند. در آثار کلامی متقدم و متأخر امامیه نیز این شیوه از جایگاه ویژه‏ا‏ی برخوردار است.
از سوی دیگر دانشمندان اهل سنت در تفاسیر و کتب علوم قرآنی و تک نگاری‏های خویش در باب قصص قرآن، تنها به ابعاد زیبایی شناسی قصص قرآن و ابعاد هنری و اعجاز بیانی آن پرداخته‏ا‏ند و غالباً به ارتباط آن با مباحث امامت اشاره‏ا‏ی نکرده‏ا‏ند. ایشان در مباحث پیرامون «اهداف، اغراض و رسالت قصص قرآن» نیز مباحثی از قبیل تسلی دادن به رسول خدا(ص) و مؤمنان، عبرت از امت‏های پیشین، تثبیت روح ایمان در مسلمانان و مطالبی این چنین بیان کرده‏ا‏ند و غالباً اشاره‏ا‏ی به ابعاد استنباطی مباحث امامت از قصص قرآن نداشته‏ا‏ند، این امر عجیبی نیست چراکه در خصوص امامت تفاوتی اساسی در مبانی کلامی با امامیه دارند اما تعجب اینجاست که برخی آثار علوم قرآنی و تک نگاری‏های امامیه در باب قصص قرآن، نیز کمتر اشاره‏ا‏ی به «مباحث امامت» دیده مى‏شود و غالباً متأثر از همان دیدگاه‏های علوم قرآنی دانشمندان اهل سنت هستند. از سوی دیگر آثاری با موضوع «امامت در قرآن» که در دوران معاصر نگاشته شده غالباً به آیات معروفی چون آیه ولایت، آیه إطاعت از اولی الأمر، آیه تطهیر، آیه إکمال، و آیاتی از این قبیل إشاره کرده‏ا‏ند و به بهره‏های کلامی از قصص قرآن در مسائل امامت کمتر توجه کرده‏ا‏ند. لذا امامت پژوهی در قصص قرآن و به تعبیر دیگر تبیین جایگاه قصص قرآن در استنباط کلامی در موضوع امامت یکی از خلاهای اساسی در حوزه مطالعات میان رشته‏ای رشته‏های علوم قرآنی، تفسیر قرآن و علم کلام است. البته قرار نیست که در این رساله در هر موضوعی همه استدلالها را ذکر کنیم به عنوان مثال در بحث عصمت، ادله قرآنی، روایی، عقلی و موارد دیگر را مطرح کنیم یا در مسأله طول عمر ادله عقلی، علمی، قرآنی و روایی را مورد بررسی قرار دهیم زیرا این خروج از موضوع محسوب مى‏شود. رسالت اصلی این رساله مشخص کردن بخشی از ظرفیت‏ها‌‏ی قصص قرآن در زمینه استدلالهای قرآنی مربوط به مسائل اساسی امامت و مهدویت است تا اگر از امامت سخن مى‏گوییم از این ظرفیت عالی غافل نمانیم.
۲- ضرورت تحقیق و هدف
توجه به نکات زیر بر لزوم و ضرورت پژوهش در این موضوع مى‏افزاید.
أ- توجه به حجم قابل توجه قصص قرآن و ضرورت نگاه نو به قصص قرآن در استنباط مباحث امامت و مهدویت
ب- با استناد به قصص قرآن کریم در تبیین مباحث امامت و مهدویت و پاسخگویی به مهمترین شبهاتی که از دیرباز تاکنون وجود داشته است، مى‏توان پاسخ داد به ویژه در مقام احتجاج با اهل سنت و با آنان که روایات امامیه را نمى‏پذیرند.
ج- إرائه یکی از شیوه‏های اهل بیت(ع) در تبلیغ و احتجاج با مخالفان
د- تاکنون پژوهش مستقل و قابل توجهی در این جنبه از ابعاد قصص قرآن سامان نیافته است.
ه- بهره گیری کلامی از قصص قرآن در تبیین مباحث امامت و مهدویت مى‏تواند در کنار اغراض دیگر قصه گویی در قرآن، به عنوان یکی دیگر از اهداف و مقاصد اساسی قصص قرآن کریم بشمار آید.
و- در تفاسیر اهل‏سنت ذیل آیات قصص قرآن، به خوبی مشخص است که به مسائل حاشیه‏ا‏ی چون ذکر جزئیات این قصص پرداخته شده است؛ این مطالب افزون بر اینکه به لحاظ هدایتی کارآمد نیست به لحاظ اعتبار نیز جای تأمل است چراکه وجود روایات ضعیف و نیز إسرائیلیات در میان آنها دیده مى‏شود. اما در تفاسیر و کتب کلامی شیعه، به ابعاد امامت پژوهی در ذیل آیات قصص قرآن پرداخته شده است. این امر بیانگر جایگاه ویژه قصص قرآن در استنادات و استنباطات کلامی است البته نکات استنباط شده از قصص قرآن در تفاسیر و آثار کلامی شیعه پراکنده بوده و به صورت نظام مند، منسجم و منظم در یک مجموعه مستقل تبیین و إرائه نشده است.
۳- پرسش های اساسی تحقیق
این رساله در پی یافتن پاسخ به سه پرسش اصلی ذیل است؟
أ. استنباط کلامی از قصص قرآن کریم بر چه مبانی استوار است؟
ب. تا چه اندازه مى‏توان از قصص قرآن، در حوزه مباحث امامت بهره گرفت؟
ج. مهمترین مباحث کلامی امامت در استنباط از قصص قرآن چیست؟
د. مهمترین مباحث کلامی مهدویت در قصص قرآن چیست؟
۴- فرضیه‌ها یا پاسخ‌های احتمالی تحقیق
أ. استنباط کلامی از قصص قرآن کریم بر دو دسته از مبانی و پیش فرضهای عمومی در استنباط از قرآن چون صیانت قرآن از تحریف، نص و قرائت واحد قرآن، قابل فهم بودن قرآن و جواز تفسیر آن، ساختار چند معنایی قرآن، انسجام و پیوستگی آیات قرآن و جاودانگی قرآن، و مبانی و پیش فرضهای تخصصی در استنباط کلامی از قصص قرآن از قبیل حقانیت قصص

سمینار ویژه (پایان نامه ) کارشناسی ارشد حقوق- جزا و جرمشناسی وسعت اثر جرم در افساد فی الارض. ...

فساد در لغت و اصطلاح

در زبان «فساد» در حالت مصدر لازم به معنای تباه شده از بین رفتن، متلاشی شدن و در حالت اسم مصدر به معنای تباهی و خرابی و در حالت اسم به معنای فتنه، آشوب، شرارت و بدکاری است (عمید، ذیل «فساد») .

افساد در لغت به معنای تباه کردن و از بین بردن آمده است. اغلب فساد به همین معنا ذکر گردیده است. در زبان عربی «فساد» ضدصلاح و به معنای تباه شده، از بین رفتن، فتنه، آشوب و خارج شدن چیزی از حد اعتدال است. در «روائع البیان» آمده است: «فساد ضدصلاح است و بر هر چه که از حالت صالح منفعت آور خود، خارج شود، گفته می شود: فاسد شد»(صابونی، ۱۹۸۱، ۵۶۴) و نیز در «دایره المعارف اسلامی» آمده است: «فساد به معنی به هم خوردگی حال یا اخراج از امنیت می باشد»(فرهنگ خواه، ۱۳۵۹، ۲۰۵). همین معنا در لسان العرب آمده ولی بعدش اضافه نمود: و مفسده خلاف مصلحت و فساد خواهی در مقابل اصلاح طلبی است(لسان العرب، ج ۳، ص ۳۳۵). در مجمع البحرین فساد چنین معنا شده است: فساد معنای مقابل درستکاری است(مجمع البحرین، ج ۷، ص ۲۳۱).

بنابراین، با توجه به نحوه استعمال واژه «فساد» بالاخص در فرهنگ و متون عربی، می توان گفت که: مفهوم فساد و صلاح، عام است و هر کس عمل صالح انجام دهد، صالح و اگر نفعی متوجه دیگران شود؛ مصلح است و برعکس، هر کس فسادی را مرتکب شود؛ فاسد و اگر ضررش به دیگران برسد؛ مفسد است. «افساد، نقیض صلاح است»(ابن منظور، ۱۴۰۵ :۳/۳۳۵). «فسد» و «فساد» به معنای زوال صورت از ماده (خوری، ۱۳۷۴، ۴ :۱۶۳) تغییر، بطلان و اضمحلال (زبیدی، ۱۴۱۴، ۵ : ۱۶۴) فساد به معنای نقیض صلاح، ضدصلاح به کار رفته است (فراهیدی،۱۴۰۹ : ۲۳۱ ؛ جوهری، ۱۴۲۰، ۲ : ۱۲۴ ؛ ابن منظور، ۱۹۹۷، ۵ :۱۲۸؛ فیروزآبادی، ۱۴۲۴، ۲۷۷).  قحط و خشکی (طریحی، ۱۳۷۵، ۳ :۱۲۱؛ ابن منظور، همان: ۱۲۹)، لهو و لعب (خوری، همان :۴: ۱۶۳) و گرفتن مال به صورت ظالمانه (فیروزآبادی، همان: ۲۷۷) راغب اصفهانی می گوید :«فساد، بیرون رفتن از حد اعتدال است؛ چه کم باشد و چه زیاد و صلاح ضد فساداست» (راغب اصفهانی، ۳۷۶). الفساد خروج الشی عن الاعتدال، قلیلاً کان الخروج عنه او کثیراً و یضاده الصلاح و یستعمل ذلک فی النفس و البدن و الاشیاء الخارجه عن الاستقامه (راغب، ۱۴۱۲ : ۶۳۶ ).

به نظر می رسد تعریف اخیر، تعریف جامعتری نسبت به تعاریف ماقبل  است که مصادیق دیگر فساد را نیز در خود جای می دهد.

با توجه به اینکه در آیات قرآن کریم مشتقات واژه «فسد» دهها بار استعمال شده است، اهمیت این موضوع را میرساند. در فرهنگ لغت عمید فارسی نیز فساد به: تباه شدن، تباهی، پوسیدگی، فتنه؛ آشوب، ظلم و لهو و لعب نیز معنا شده است. از بیان آیاتی که درباره فساد و افساد در قرآن کریم آمده است، ضروری است به بیان معنای فساد در آنها بپردازیم در آیات فراوانی از قران کریم إفساد در مقابل اصلاح ذکر شده است. همانها که در زمین فساد مى‏کنند و اصلاح نمى‏کنند(شعرا، ۱۵۲)، خداوند، مفسدان را از مصلحان، بازمى‏شناسد(بقره،۲۲۰)، و(آنها) را اصلاح کن و از روش مفسدان، پیروى منما(اعراف،۴۲)، آیا کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده ‏اند همچون مفسدان در زمین قرار مى‏دهیم؟(ص،۲۸)، از این رو است، که امکان برشمردن آیات فساد و افساد در این نوشتار مقدور نیست. برای این که این آیات

 بسیار فراوان است و قسمت اعظم قرآن را به خود اختصاص داده است. به عنوان نمونه می بینیم که بعضی از اصطلاحاتی که به معنای فساد آمده با واژه فساد بیان نشده، بلکه در قالب لفظ دیگر آمده است؛ مانند واژه «خبال به فتح حرف اول» یعنی زیادی در فساد. کلمه «لا تعثوا» به معنای شدت در فساد(تفسیر نمونه،ج۱، ص۲۷۳) و کلمات دیگری؛ مانند الفحشا، الثبور به ضم «ث»، البوار به فتح«ب»، که همه اینها إفاده معنای فساد می دهد. بنابراین اگر بخواهیم به­ تمام آیاتی که به صورت مستقیم و غیر مستقیم مسئله فساد را مطرح کرده اند متعرض بشویم، نیاز به نوشتاری مفصل است. از این رو در این جا به آیاتی چندکه فقط ماده «فسد» در آنها آمده است اکتفا می کنیم.

واژه فساد و مشتقات آن در قرآن کریم

همانطور که گذشت، در کلام الله مجید واژه فساد و مشتقات آن به مراتب بکار گرفته شده و مراد از بسیاری از واژه های مترادف مانند «فتنه» و.، نیز فساد است. در برخی از آیات، اعمال ناشایست انسانها را منجر به ظهور فساد در زمین دانسته است مانند مخالفت مردم با اوامر خداوند و انحراف آنها از طریق حق، همینطور؛ سلطه بر مردم از جمله عواملی است که باعث ظهور فساد است. گاهی نیز بر این نظر داشته که تعدد خدایان و پیروی از خواسته های نفسانی کافران موجب فساد در آسمان ها و زمین می شود، برخی دیگر آیات نیز نصرت خواهی پیامبران بر مفسدان، بعضی هم نسبت ناروای داده شده فساد به پیامبران برای مخدوش کردن دعوت آنان را بیان کرده

مطلب دیگر :

منابع تحقیق درباره جامعه مدرن، جهان اسلام، فرهنگ و تمدن

 اند. بیان حکم مفسدان، ثواب کسانی که از فساد دوری می کنند، بیزاری خداوند از مفسدان، نسبت سنجی بین مؤمنان و مفسدان، انکارتوسط مفسدان از افساد و ادعای اصلاح توسط ایشان، هشدار به پیروان افراد مفسد، خبر از فساد بنی اسرائیل در روی زمین، ذکر چیزهایی که موجب دفع فساد می­شوند، منظور آیات شریف قرآن مجید است و در نهایت مراد آیه، ذکر مصادیق شخصی و گروهی مفسدان مانند:فرعون، قارون، یهود، قوم هود، قوم صالح، قوم شعیب ،قوم لوط، کسی که بر امام عادل خروج کند، پادشاهان، منافقان، اسراف­کنندگان، کسانی که قطع رحم می کنند و ساحران میباشد. در تمامی موارد کلام حضرت حق بر اهمیت،گستره، تاثیر، شدت، حدت وتکرار عمل یا نتیجه آن نظر داشته است. که ذیلا به این موارد می­پردازیم.

خداوند یکتا با کلام نورانی خود  در قرآن مجید می فرماید:

فساد، در خشکى و دریا به خاطر کارهایى که مردم انجام داده ‏اند، آشکار شده است(روم،۴۱)‏.  (نشانه آن، این است که) هنگامى که روى برمى‏گردانند (و از نزد تو خارج مى‏شوند)، در راه فساد در زمین، کوشش مى‏کنند، و زراعتها و چهارپایان را نابود مى‏سازند (با این که مى‏دانند) خدا فساد را دوست نمى‏دارد(بقره،۲۰۵)، اگر (از این دستورها) روى گردان شوید، جز این انتظار مى‏رود که در زمین فساد و قطع پیوند خویشاوندى کنید(محمد،۲۲)، پادشاهان هنگامى که وارد منطقه آبادى شوند آن را به فساد و تباهى مى‏کشند، و عزیزان آنجا را ذلیل مى‏کنند (آرى) کار آنان همین گونه است(نمل،۳۴)، و فرعونى که قدرتمند و شکنجه‏گر بود، همان اقوامى که در شهرها طغیان کردند و فساد فراوان در آنها به بار آوردند(فجر۱۲-۱۰)، و اگر حق از هوس هاى آنها پیروى کند، آسمان ها و زمین و همه کسانى که در آنها هستند تباه مى‏شوند، ولى ما قرآنى به آنها دادیم که مایه یادآورى (و عزّت و شرف) براى آنها است، امّا آنان از(آن چه مایه) یادآوریشان (است) رویگردانند(مومنون،۷۱)، اگر در آسمان و زمین، جز «اللَّه» خدایان دیگرى بود، فاسد مى‏شدند (انبیاء،۲۲)، (لوط) عرض کرد: «پروردگارا! مرا در برابر این قوم تبهکار یارى فرما(عنکبوت،۳۰)، و فرعون گفت: «بگذارید موسى را بکشم، و او پروردگارش را بخواند (تا نجاتش دهد)! زیرا من مى‏ترسم که آیین شما را دگرگون سازد، و یا در این سرزمین فساد بر پا کند(غافر،۲۶)، و اشراف قوم فرعون (به او) گفتند: «آیا موسى و قومش را رها مى‏کنى که در زمین فساد کنند(اعراف،۱۰۷).

کسانى که کافر شدند و (مردم را) از راه خدا بازداشتند، به خاطر فسادى که مى‏کردند، عذابى بر عذابشان مى‏افزاییم (غافر، ۲۶)، باز می فرماید: کیفر آنها که با خدا و پیامبرش به جنگ برمى‏خیزند، و اقدام به فساد در روى زمین مى‏کنند، (و با تهدید اسلحه، به جان و مال و ناموس مردم حمله مى‏برند،) فقط این است که اعدام شوند یا به دار آویخته گردند یا (چهار انگشت از) دست (راست) و پاى (چپ) آنها، بعکس یکدیگر، بریده شود و یا از سرزمین خود تبعید گردند. این رسوایى آنها در دنیاست و در آخرت، مجازات عظیمى دارند(مائده،۳۳)، کسانى که کافر شدند و (مردم را) از راه خدا بازداشتند، به خاطر فسادى که مى‏کردند، عذابى بر عذابشان مى‏افزاییم(نحل،۸۸)، آرى،) این سراى آخر تو را (تنها) براى کسانى قرار مى‏دهیم که اراده برترى‏جویى در زمین و فساد را ندارند و عاقبت نیک براى پرهیزگاران است(قصص،۸۳)، و براى فساد در زمین، تلاش مى‏کنند و خداوند، مفسدان را دوست ندارد(مائده،۶۴)، در زمین در جستجوى فساد مباش، که خدا مفسدان را دوست ندارد(قصص،۷۷)، آیا کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده ‏اند هم­چون مفسدان در زمین قرار مى‏دهیم، یا