[۲۷: المتنبی]
| أری الاجدادَ تغلِبُها کثیراً و لستُ بقانعٍ مِن کلِّ فضلٍ |
علی الاولادِ أخلاقُ اللّئامِ بأن أُعزی[۱۷] إلی جدٍّ هُـمامِ |
منابع و مآخذ
قرآن کریم.
آقابزرگ تهرانی: ۱۹۸۳م، الذریعه الی تصانیف الشیعه،ج۲۲،چ سوم، دارالاوضاء، بیروت.
آکیموشکین و.، ا.ف: ۱۳۷۵، فهرست خاور شناسی روسیه (فهرست نسخه های خطی فارسی موسسه خاور شناسی فرهنگستان علوم روسیه)، ترجمه عارف رمضان، چ اول، سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، تهران.
ابراهیم أنیس و دیگران: ۱۳۹۲، المعجم الوسیط، بیروت.
ابن الرومی، علی بن عباس: ۱۳۳۵ق، دیوان، قاهره، ۲ج.
ابن شاکر الکتبی: ۱۹۷۴، فوات الوفیات، تحقیق دکتر احسان عباس، بیروت، ۵ج.
ابن فوطی، عبدالرزاق بن احمد: ۱۴۱۶ ق، مجمعالاداب فی معجمالالقاب، تحقیق از محمد الکاظم، وزارهالثقافهوالارشاد الاسلامی، موسسهالطباعه والنشر، تهران.
ابن قتیبه الدینوری، ابومحمد عبدالله بن مسلم: بیتا، الشعر و الشعراء، دار الثقافه، بیروت.
ابن منظور: ۱۹۹۷م، لسان العرب، تصحیح امین محمد عبدالوهاب و محمد الصادق العبیدی، دار احیاء التراث العربی و مؤسسه التاریخ العربی، بیروت.
ابن نباته السعدی: ۱۹۷۷م، دیوان، تحقیق عبدالامیر مهدی الطائی، منشورات وزاره الثقافه و الاعلام، بغداد.
ابوالفرج اصفهانی: ۱۹۶۳، الاغانی، دار الکتب المصریه، قاهره، ۱۶ج.
ابوالفرج رونی: ۱۳۴۷، دیوان، به اهتمام محمود مهدوی دامغانی، مشهد.
ابوالمجد تبریزی، محمد بن مسعود: ۱۳۸۴، سفینه تبریز، چاپ عکسی، چاول، نشر دانشگاهی،تهران.
ابوتمام الطائی: ۱۹۵۵م، دیوان، تحقیق محمد عبده عزام، قاهره، ۴ج.
ابوسعید ابوالخیر: ۱۳۳۴، سخنان منظوم، با تصحیح سعید نفیسی، تهران.
ابوعلی عثمانی، حسن بن احمد: ۱۳۸۳، ترجمه رساله قشیریه، با تصحیحات و استدراکات بدیع الزمان فروزانفر، علمی فرهنگی، تهران.
ابونواس، حسن بن هانی: بیتا، دیوان، به تصحیح احمد عبدالحمید الغزالی، دارالکتاب العربی، بیروت.
ابی العتاهیه، اسحاق بن اسماعیل: بیتا، دیوان، دار صعب، بیروت.
ابی الفتح البستی: ۱۹۸۰م، دیوان، الدکتور محمد مرسی الخولی، منشورات دار الاندلسی.
ابی بکر خوارزمی، محمد بن عباس: ۱۳۷۶، دیوان، حققه و قدم له الدکتور حامد صدقی، دفتر نشر میراث مکتوب، تهران.
ابی فراس الحمدانی: بیتا، دیوان، روایه ابی عبدالله الحسین بن خالویه، دار الصادر، بیروت.
اثیرالدین اخسیکتی: ۱۳۳۷، دیوان، به تصحیح رکن الدین همایونفرخ، تهران.
افشار،ایرج: ۱۳۷۹، «انیسالوحده وجلیسالخلوه»،یادنامه دکتراحمد تفضلی،چاول،سخن،تهران،صص۸۱-۶۷.
——: فهرست مقالات فارسی.
افضل الدین کاشانی: ۱۳۶۳، رباعیات، به کوشش سعید نفیسی، تهران.
———–: ۱۳۶۳، دیوان، تصحیح مصطفی فیضی و دیگران، زوار، تهران.
امامی هروی،رضی الدین عبدالله بن محمد بن ابی بکر عثمان: ۱۳۴۳، دیوان، به کوشش همایون شهیدی، انتشارات علمی،تهران.
امیر معزی نیشابوری: ۱۳۱۸، دیوان، به اهتمام عباس اقبال، تهران.
انصاری، خواجه عبدالله: ۱۳۶۱، رباعیات، به کوشش محمود مدبری، تهران.
انوری، محمد بن علی: ۱۳۴۰،دیوان، به اهتمام مدرس رضوی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران.
اوحد الدین رازی: ۱۳۸۴، حکیم نامه یا اجتماع علامه به انضمام ذیل سیر العباد و اشعار دیگر، به تصحیح و تحقیق نصر الله پور جوادی، مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، تهران.
اونز، مردیت:۱۳۴۱، «نسخ خطی فارسی موزه بریتانیا»، ترجمه هوشنگ ابرامی، راهنمای کتاب، سال ۵، ش۱۰، صص ۸۶۷-۸۶۳.
بحتری، ابوعباده: ۱۴۰۸ق، دیوان، دار بیروت للنشر، ۲ج.
بشار بن برد: ۱۹۸۳ق، دیوان، جمعه و حققه السید بدرالدین العلوی، دارالثقافه، بیروت.
بلخی، حمیدالدین: ۱۳۷۲، مقامات حمیدی، به تصحیح رضا انزابی نژاد، مرکز نشر دانشگاهی، تهران.
تاج الدین وزیر، احمد بن محمد: ۱۳۸۱، بیاض تاج الدین احمد وزیر، تصحیح علی زمانی علویجه، مجمع ذخائر اسلامی، قم، ۲ج.
تربیت، محمد علی: بیتا، دانشمندان آذربایجان، بنیاد کتابخانه فردوسی، تبریز.
تهامی، ابوالحسن علی بن محمد: ۱۹۶۸م، دیوان، شرح و تحقیق الدکتور علی نجیب عطوی، دار مکتبه الهلال، بیروت.
ثعالبی، ابومنصور: ۱۳۸۵، تحسین و تقبیح، ترجمه محمد بن ابی بکر بن علی ساوی، تصحیح عارف احمد الزغول، مرکز پژوهشی میراث مکتوب، تهران.
————: ۱۳۸۱ق، التمثیل و المحاضره، به تصحیح عبدالفتاح محمد الحلو، دار احیاء الکتب العربیه، بیروت.
————: ۱۳۸۴ق، ثمار القلوب فی المضاف و المنسوب، به تصحیح ابوالفضل ابراهیم، دارالمعارف، قاهره.
————: ۱۹۹۰م، دیوان، دراسه و تحقیق دکترمحمود الجادر، دار الشؤون الثقافیه العامه، بغداد.
————: ۱۹۸۴م، من غاب عنه المطرب، تحقیق الدکتور النبوی عبدالواحد شعلان، مکتبه الخانجی، قاهره.
الجاجرمی،محمد بن بدر: ۱۳۳۷-۱۳۵۰، مونسالاحرار فی دقایقالاشعار، با مقدمه علامه محمد قزوینی،۲ج، به اهتمام میر صالح طبیبی،انجمن آثار ملی،تهران.
جاحظ، ابوعمرو: بیتا، البیان و التبیین، به تصحیح عبدالسلام هارون، دارالفکر، بیروت.
جرفادقانی، نجیب الدین: ۱۳۷۱، دیوان، به کوشش احمد کرمی، سلسله نشریات ما، تهران.
جنگ پاریس: بیتا،۴۴۱برگ،نسخه های عربیکتابخانه ملیپاریس،ش۳۴۳۲،تاریخ کتابت:ظ قرن نهم.
جنگ مهدوی: ۱۳۸۰، تهیه فهرست ها از مهدی قمینژاد، چاول،نشر دانشگاهی، تهران.
جوینی، عطاملک: ۱۹۳۷ـ۱۹۱۱م، تاریخ جهانگشا، به اهتمام محمد قزوینی، لیدن، ۲ج.
جهانبخش، جویا: ۱۳۸۴، راهنمای تصحیح متون، میراث مکتوب، تهران.
جهشیاری، ابوعبدالله محمد بن عبدوس: ۱۳۴۸، کتاب الوزراء و الکتاب، ترجمه ابوالفضل طباطبایی، تابان، تهران.
حاتم الطائی: ۱۹۶۸م، دیوان، منشورات دار مکتبه الهلال، بیروت.
حاجیخلیفه،مصطفی بنعبداللهالشهیر بهحاجیخلیفه وکاتب چلبی: ۱۲۷۴ق، کشفالظنون عناسامیالکتبوالفنون، ج۱، دارالطباعه، مصر.
حنا الفاخوری: ۱۳۶۰، تاریخ ادبیات زبان عربی، ترجمه عبدالمحمد آیتی، توس، تهران.
خاقانی شروانی، افضل الدین بدیل بن علی: ۱۳۸۲،دیوان، به کوشش سید ضیاءالدین سجادی، چ هفتم، زوار، تهران.
خانبابا مشار: ۱۳۴۲، فهرست کتابهای چاپی فارسی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران.
خواند میر، غیاث الدین بن همام الدین: ۱۳۱۷، دستور الوزراء، با تصحیح و مقدمه سعید نفیسی، اقبال، تهران.
خیامپور، عبدالرسول: ۱۳۷۲، فرهنگ سخنوران، ۴ج، طلایه،تهران.
حافظ، شمسالدین محمد:۱۳۶۷، دیوان، تصحیح علامه قزوینی و دکتر قاسم غنی، به اهتمام عبدالکریم جربزهدار، اساطیر، تهران.
دائره المعارف بزرگ اسلامی: ۱۳۶۷ـ ۱۳۸۳، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، تهران.
دامادی، سید محمد: ۱۳۷۱، مضامین مشترک در ادب فارسی و عربی، انتشارات دانشگاه تهران، تهران.
دانش پژوه، محمد تقی:۱۳۵۹، فهرست کتب خطی کتابخانه مجلس شورای اسلامی، چ اول، کتابخانه مجلس شورای اسلامی، تهران.
بلافاصله پس از پرداخت لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد: ۱۳۴۸، فهرست میکروفیلمهای کتابخانه مرکزی،ج۱،انتشارات دانشگاه،تهران.
بلافاصله پس از پرداخت لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد:۱۳۴۱، فهرست نسخه های خطی دانشکده ادبیات،انتشارات دانشگاه،تهران،.
درخشان،مهدی:«ناصر بجهای و ناصر بخارایی»، جشننامه استاد مدرسرضوی: ۲۵۳۶، زیرنظرضیاءالدین سجادی، انتشارات انجمن استادان زبان و ادبیات فارسی،تهران ، صص۲۲۷-۲۴۷.
دعبل خزاعی: ۱۴۰۹ق، دیوان، جمعه و حققه محمد یوسف نجم، دار الثقافه، بیروت.
دقیقی توسی: ۱۳۷۳، دیوان، به اهتمام دکتر محمد جواد شریعت، اساطیر، تهران.
دولت آبادی،عزیز: ۱۳۸۳، «آشنایی با جنگ نخجوانی»،نشریه کتابخانه ملی تبریز،شماره ۱۶،ص۱۲۰-۹۶.
———– : ۱۳۵۷، سخنوران آذربایجان، انتشارات مؤسسه تاریخ و فرهنگ ایران، تبریز.
ذی الرمه: ۱۹۶۴م، دیوان، منشورات المکتبه للطباعه و النشر، بیروت.
راغب اصفهانی، ابوالقاسم حسین بن محمد: ۱۳۷۴، محاضرات الادباء و محاورات الشعراء و البلغاء، مکتبه الحیدریه، قم.
ریشار، فرانسیس: ۱۳۸۳، جلوههای هنر پارسی (نسخه های نفیس ایرانی در کتابخانه ملی فرانسه)، ترجمه ع. روحبخشیان، چ اول، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران.
زرکلی، خیرالدین: ۱۹۸۹م، الاعلام، دارالعلم للملایین، بیروت، ۸ج.
زیدری نسوی، شهاب الدین محمد: ۱۳۷۴، نفثه المصدور، تصحیح و توضیح دکتر امیر حسن یزدگردی، نشر ویراستار، تهران.
سبحانی، توفیق ، آق سو، حسامالدین: ۱۳۷۴، فهرست نسخه های خطی فارسی دانشگاه استانبول،پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی،تهران.
سعدی،شیخ مصلح الدین: ۱۳۸۳،کلیات، به کوشش مظاهر مصفا،چاول،روزنه،تهران.
سنایی غزنوی، ابوالمجد مجدود بن آدم، ۱۳۷۴، حدیقه الحقیقه و شریعه الطریقه، تصحیح و تحشیه مرحوم مدرس رضوی، انتشارات دانشگاه تهران، تهران.
بلافاصله پس از پرداخت لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد—–: ۱۳۵۴، دیوان، با مقدمه و حواشی مدرس رضوی، کتابخانه سنایی، تهران.
سید حسن غزنوی: ۱۳۶۲، دیوان، به تصحیح محمد تقی مدرس رضوی، تهران.
الشافعی، ابی عبدالله محمد بن ادریس: بیتا، دیوان، الدکتور عمر فاروق الطباع، شرکه دار الارقم.
شبلی، ابوبکر: ۱۳۸۶ق، دیوان، با تصحیح و تحقیق کامل مصطفی الشیبی، بغداد.
شروانی، جمال خلیل: ۱۳۶۶، نزههالمجالس، به تصحیح محمد امین ریاحی،زوار،تهران.
شفیعی کدکنی، محمد رضا: ۱۳۸۶، قلندریه در تاریخ،چ اول، سخن،تهران.
شمس الدین آملی، محمد بن محمود: ۱۳۷۷ق، نفایس الفنون فی عرائس العیون، با مقدمه و تصحیح حاج میرزا ابوالحسن شعرانی، ج۱، چاول، کتابفروشی اسلامیه، تهران.
شهاب الدین النویری: ۱۹۸۵م، نهایه الارب فی فنون الادب، تحقیق الدکتور سعید عاشور، مرکز تحقیق التراث، مصر، ۲۷ج.
صفا، ذبیح الله:تاریخ ادبیات در ایران، ،ابن سینا،تهران، ۵جلد در ۸مجلد.
الطرازی، نصرالله مبشر: ۱۹۶۶م، فهرس المخطوطات الفارسیه، الطبعه الاولی، مطبعه دار الکتب، قاهره.
ظهیرالدین فاریابی: ۱۳۸۱، دیوان، تصحیح، تحقیق و توضیح دکتر امیر حسن یزدگردی، به اهتمام دکتر اصغر دادبه، قطره، تهران.
عبدالعزیزکاشی: روضهالناظر و نزههالخاطر، دستنویس شماره۷۶۶ کتابخانه دانشگاه استانبول(یونیورسیته)، سده هشتم، ۳۰۷برگ، فیلم شماره ۲۴۷ کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران.
عبد القادر رازی، محمد بن ابی بکر: ۱۳۷۵، امثال و حکم، ترجمه و تصحیح و توضیح از فیروز حریرچی، انتشارات دانشگاه تهران.
عراقی، فخرالدین ابراهیم:۱۳۳۶، کلیات، با مقدمه و تصحیح سعید نفیسی، کتابخانه سنایی، تهران.
———: ۱۳۷۲، مجموعه آثار، به تصحیح نسرین محتشم، تهران.
عزالدین کاشانی،محمودبنعلی: ۱۳۶۷، مصباحالهدایه و مفتاحالکفایه، به تصحیح استاد جلال الدین همایی،نشر هما، تهران.
عطار نیشابوری، فریدالدین محمد: ۱۳۶۲، دیوان، به اهتمام تقی تفضلی، تهران.
علاء الدوله سمنانی: ۱۳۶۴، دیوان اشعار فارسی و عربی، به اهتمام عبد الرفیع حقیقت، شرکت مؤلفان و مترجمان ایران، تهران.
عمادی حائری، محمد: ۱۳۸۳، «عزالدینعبدالعزیز کاشی: شناسایی،کتابشناسی،نسخه جویی»، نسخه پژوهی،دفتر دوم،ص۳۹۵-۳۸۱.
مطلب دیگر :
پایان نامه درمورد یکپارچگی اجتماعی، تعاملات اجتماعی
، مقدمه، تصحیح و تعلیقات از محمد رضا شفیعی کدکنی، انتشارات آگاه، تهران.
مدبری، محمود: ۱۳۷۵، «دیوانچه ناصر بجهای»، نامواره محمود افشار یزدی: زیر نظر ایرج افشار، ج۹، چ اول، بنیاد موقوفات محمود افشار یزدی، تهران، صص۵۲۸۸-۵۳۴۹.Key words
Amendment, Rozat-Al-Nazer va Nozhat-Al-Khater, Ezz-Al-Din e Kashi, Common contents, Contrastive literature.
Isfahan University
Faculty of Humanities and Literature
Department of Persian Language and Literature
Ph.D. Thesis
Introduction,An Amentment And Annotation of
Rowzat-Al-Nazer va Nozhat –Al-Khater of Ezz – Al Din Abd –Al-Aziz –e- Kashi
Supervisors:
Dr. Sayyed Mehdi Noorian
Dr. Gholamhoseyn Sharifi
Advisors:
مطالبات آرمانی مذکور در شرایطی بیان می شود که ما به این مسئله اذعان داریم که با وجود اینکه انقلاب اسلامی ایران پدیده ای ذاتا فرهنگی ـ سیاسی بوده، به نظر می رسد پس از تشکیل جمهوری اسلامی ایران تداوم بعد فرهنگی آن برای تحقق جامعه آرمانی شیعی تا حد زیادی مغفول واقع شده و یا در مسیر صحیح و کارشناسی شده هدایت نشده است. این در حالی است که طی این سال ها بر بعد سیاسی انقلاب بیشتر پای فشرده شده است. در همین راستا باید متذکر شد بازتاب عملکرد دستگاه های فرهنگی در طول ۳۰ سال گذشته بیانگر آن است که وضعیت مناسبات فردی ـ اجتماعی جامعه کنونی ما فاصله ای چشمگیر با جامعه مطلوب و ایده آل شیعی دارد و از سوی دیگر هجمه های نرم فرهنگی و رویارویی نامتناسب و نامتقارن نهادهای فرهنگی داخلی با این هجمه ها همواره بر این فاصله چشمگیر می افزاید و این رویارویی
خطیر این اصل را بر ما مسلم می کند که بهینه سازی اوضاع کنونی نیازمند تبیین ساختارهای فرهنگی کار آمد است که این ساختار باید با افق مهدویت و آرمان شهر اسلامی قابل انطباق باشد.
با این وصف نگارنده معتقد است تحصیل توفیق در بعد سیاسی ارتباطی تنگاتنگ با کسب موفقیت های روز افزون در حوزه فرهنگ و نهادینه سازی بنیادهای فرهنگ دینی در بستر جامعه دارد. چه، یکی از کارویژه های اساسی و مهم حکومت اسلامی بسط فرهنگ و اندیشه اسلامی در جامعه است. به همین منظور وجود نگاه راهبردی به این دو حوزه از سوی حاکمیت اسلامی عصر غیبت ضرورتی انکارناپذیر است و در حاکمیت سیاسی شیعی تمام جهت گیری ها باید با توجه به آرمان مهدویت صورت پذیرد. بنابر این پیشینه تحقیق حاضر، ناظر بر تمام پژوهش های حوزه مهدویت است که در این میان غیر از شیعیان بسیاری از بزرگان و علمای اهل سنت نیز در این باب آثاری بر جای گذاشته اند و طی سال های اخیر این پژوهش ها وجه پویاتری به خود گرفته است. برگزاری همایش های بین المللی مهدویت طی سالیان اخیر شاهد بر این مدعا است که طی آن پژوهش هایی در باب «زمینه سازی ظهور»، «وظایف دولت زمینه ساز»، «مهدویت و رسانه» و . مورد بررسی قرار گرفته اند و در سال های آتی نیز این محورها پیگیری خواهند شد. بر این اساس، فضای گفتمانی برای طرح موضوع این رساله تا حدود زیادی فراهم بوده و بلکه پرداختن به آن را می توان امری ضروری تلقی کرد چراکه به نظر می رسد نوع نگاه حاکمیت شیعی به حوزه فرهنگ و سیاست باید ملهم از آرمان مهدویت باشد و این مسئله را می توان یکی از نیازهای تئوریک کشور دانست.۲) حاکمیت اسلامی در عصر غیبت از چه جایگاهی برخوردار است؟
مطلب دیگر :
بایگانیهای فناوری - مرکز آموزش علمی-کاربردی کاویان
ضرورت وجود خلیفه و امام در زمین تا روز قیامت، شروط امامت(اعم از اختصاص تعیین امام به خداوند، وجوب نص بر امام، علم و شجاعت از شروط خلافت و امامت،
عصمت، صدور معجزه، محدَّث بودن)، وجود صفات خداوند در امام، تقدم وجود خلیفه بر دیگران، هدایت به امر از شؤون امامت، امکان تصدی مقام امامت در کودکی، رجعت، توسل، تبرک جستن به اولیاء و آثار ایشان، زیارت معصومان(ع) و شفاعت مهمترین مباحث کلامی امامت در استنباط از قصص قرآن مىباشد. افزون بر اینکه پنهانی بودن ماجرای ولادت امام عصر(ع)، تصدی مقام امامت در کودکی، غیبت، طول عمر، بقاء بر شباب، صدور معجزه، حکومت عدل جهانی و آداب انتظار از مهمترین مباحث کلامی مهدویت در قصص قرآن بشمار مىرود. بررسی مبانی عمومی در استنباط از قرآن و نیز مبانی تخصصی در استنباط کلامی از قصص قرآن از دیگر مباحث این نوشتار بشمار می رود.
مقدمه:از سوی دیگر هر یک مفسران باتوجه به رویکرد تفسیری خویش در ذیل آیات قصص به تفسیر آن پرداختهاند. در برخی از تفاسیر اهل سنت غالباً به جزئیات قصص پرداختهاند مانند «جامع البیان» طبری(د ۳۱۰ق)، «لطائف الاشارات» قشیری(د ۴۶۵ق)، «الجامع لأحکام القرآن» قرطبی(د ۶۷۱ق)، «الدر المنثور» سیوطی(د ۹۱۱ق) که در ذیل قصص روایات متعددی دیده مىشود، که جزئیات گوناگونی از قصص قرآن در آن بیان شده که برخی از آنها از قبیل إسرائیلیات و روایات غیر معتبر به شمار مىرود و چه بسا خالی از ابعاد هدایتی و تربیتی باشد.[۱]
مطلب دیگر :
فساد در لغت و اصطلاح
در زبان «فساد» در حالت مصدر لازم به معنای تباه شده از بین رفتن، متلاشی شدن و در حالت اسم مصدر به معنای تباهی و خرابی و در حالت اسم به معنای فتنه، آشوب، شرارت و بدکاری است (عمید، ذیل «فساد») .
افساد در لغت به معنای تباه کردن و از بین بردن آمده است. اغلب فساد به همین معنا ذکر گردیده است. در زبان عربی «فساد» ضدصلاح و به معنای تباه شده، از بین رفتن، فتنه، آشوب و خارج شدن چیزی از حد اعتدال است. در «روائع البیان» آمده است: «فساد ضدصلاح است و بر هر چه که از حالت صالح منفعت آور خود، خارج شود، گفته می شود: فاسد شد»(صابونی، ۱۹۸۱، ۵۶۴) و نیز در «دایره المعارف اسلامی» آمده است: «فساد به معنی به هم خوردگی حال یا اخراج از امنیت می باشد»(فرهنگ خواه، ۱۳۵۹، ۲۰۵). همین معنا در لسان العرب آمده ولی بعدش اضافه نمود: و مفسده خلاف مصلحت و فساد خواهی در مقابل اصلاح طلبی است(لسان العرب، ج ۳، ص ۳۳۵). در مجمع البحرین فساد چنین معنا شده است: فساد معنای مقابل درستکاری است(مجمع البحرین، ج ۷، ص ۲۳۱).
بنابراین، با توجه به نحوه استعمال واژه «فساد» بالاخص در فرهنگ و متون عربی، می توان گفت که: مفهوم فساد و صلاح، عام است و هر کس عمل صالح انجام دهد، صالح و اگر نفعی متوجه دیگران شود؛ مصلح است و برعکس، هر کس فسادی را مرتکب شود؛ فاسد و اگر ضررش به دیگران برسد؛ مفسد است. «افساد، نقیض صلاح است»(ابن منظور، ۱۴۰۵ :۳/۳۳۵). «فسد» و «فساد» به معنای زوال صورت از ماده (خوری، ۱۳۷۴، ۴ :۱۶۳) تغییر، بطلان و اضمحلال (زبیدی، ۱۴۱۴، ۵ : ۱۶۴) فساد به معنای نقیض صلاح، ضدصلاح به کار رفته است (فراهیدی،۱۴۰۹ : ۲۳۱ ؛ جوهری، ۱۴۲۰، ۲ : ۱۲۴ ؛ ابن منظور، ۱۹۹۷، ۵ :۱۲۸؛ فیروزآبادی، ۱۴۲۴، ۲۷۷). قحط و خشکی (طریحی، ۱۳۷۵، ۳ :۱۲۱؛ ابن منظور، همان: ۱۲۹)، لهو و لعب (خوری، همان :۴: ۱۶۳) و گرفتن مال به صورت ظالمانه (فیروزآبادی، همان: ۲۷۷) راغب اصفهانی می گوید :«فساد، بیرون رفتن از حد اعتدال است؛ چه کم باشد و چه زیاد و صلاح ضد فساداست» (راغب اصفهانی، ۳۷۶). الفساد خروج الشی عن الاعتدال، قلیلاً کان الخروج عنه او کثیراً و یضاده الصلاح و یستعمل ذلک فی النفس و البدن و الاشیاء الخارجه عن الاستقامه (راغب، ۱۴۱۲ : ۶۳۶ ).
به نظر می رسد تعریف اخیر، تعریف جامعتری نسبت به تعاریف ماقبل است که مصادیق دیگر فساد را نیز در خود جای می دهد.
با توجه به اینکه در آیات قرآن کریم مشتقات واژه «فسد» دهها بار استعمال شده است، اهمیت این موضوع را میرساند. در فرهنگ لغت عمید فارسی نیز فساد به: تباه شدن، تباهی، پوسیدگی، فتنه؛ آشوب، ظلم و لهو و لعب نیز معنا شده است. از بیان آیاتی که درباره فساد و افساد در قرآن کریم آمده است، ضروری است به بیان معنای فساد در آنها بپردازیم در آیات فراوانی از قران کریم إفساد در مقابل اصلاح ذکر شده است. همانها که در زمین فساد مىکنند و اصلاح نمىکنند(شعرا، ۱۵۲)، خداوند، مفسدان را از مصلحان، بازمىشناسد(بقره،۲۲۰)، و(آنها) را اصلاح کن و از روش مفسدان، پیروى منما(اعراف،۴۲)، آیا کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده اند همچون مفسدان در زمین قرار مىدهیم؟(ص،۲۸)، از این رو است، که امکان برشمردن آیات فساد و افساد در این نوشتار مقدور نیست. برای این که این آیات
بسیار فراوان است و قسمت اعظم قرآن را به خود اختصاص داده است. به عنوان نمونه می بینیم که بعضی از اصطلاحاتی که به معنای فساد آمده با واژه فساد بیان نشده، بلکه در قالب لفظ دیگر آمده است؛ مانند واژه «خبال به فتح حرف اول» یعنی زیادی در فساد. کلمه «لا تعثوا» به معنای شدت در فساد(تفسیر نمونه،ج۱، ص۲۷۳) و کلمات دیگری؛ مانند الفحشا، الثبور به ضم «ث»، البوار به فتح«ب»، که همه اینها إفاده معنای فساد می دهد. بنابراین اگر بخواهیم به تمام آیاتی که به صورت مستقیم و غیر مستقیم مسئله فساد را مطرح کرده اند متعرض بشویم، نیاز به نوشتاری مفصل است. از این رو در این جا به آیاتی چندکه فقط ماده «فسد» در آنها آمده است اکتفا می کنیم.
واژه فساد و مشتقات آن در قرآن کریم
همانطور که گذشت، در کلام الله مجید واژه فساد و مشتقات آن به مراتب بکار گرفته شده و مراد از بسیاری از واژه های مترادف مانند «فتنه» و.، نیز فساد است. در برخی از آیات، اعمال ناشایست انسانها را منجر به ظهور فساد در زمین دانسته است مانند مخالفت مردم با اوامر خداوند و انحراف آنها از طریق حق، همینطور؛ سلطه بر مردم از جمله عواملی است که باعث ظهور فساد است. گاهی نیز بر این نظر داشته که تعدد خدایان و پیروی از خواسته های نفسانی کافران موجب فساد در آسمان ها و زمین می شود، برخی دیگر آیات نیز نصرت خواهی پیامبران بر مفسدان، بعضی هم نسبت ناروای داده شده فساد به پیامبران برای مخدوش کردن دعوت آنان را بیان کرده
مطلب دیگر :
منابع تحقیق درباره جامعه مدرن، جهان اسلام، فرهنگ و تمدن
اند. بیان حکم مفسدان، ثواب کسانی که از فساد دوری می کنند، بیزاری خداوند از مفسدان، نسبت سنجی بین مؤمنان و مفسدان، انکارتوسط مفسدان از افساد و ادعای اصلاح توسط ایشان، هشدار به پیروان افراد مفسد، خبر از فساد بنی اسرائیل در روی زمین، ذکر چیزهایی که موجب دفع فساد میشوند، منظور آیات شریف قرآن مجید است و در نهایت مراد آیه، ذکر مصادیق شخصی و گروهی مفسدان مانند:فرعون، قارون، یهود، قوم هود، قوم صالح، قوم شعیب ،قوم لوط، کسی که بر امام عادل خروج کند، پادشاهان، منافقان، اسرافکنندگان، کسانی که قطع رحم می کنند و ساحران میباشد. در تمامی موارد کلام حضرت حق بر اهمیت،گستره، تاثیر، شدت، حدت وتکرار عمل یا نتیجه آن نظر داشته است. که ذیلا به این موارد میپردازیم.
خداوند یکتا با کلام نورانی خود در قرآن مجید می فرماید:
فساد، در خشکى و دریا به خاطر کارهایى که مردم انجام داده اند، آشکار شده است(روم،۴۱). (نشانه آن، این است که) هنگامى که روى برمىگردانند (و از نزد تو خارج مىشوند)، در راه فساد در زمین، کوشش مىکنند، و زراعتها و چهارپایان را نابود مىسازند (با این که مىدانند) خدا فساد را دوست نمىدارد(بقره،۲۰۵)، اگر (از این دستورها) روى گردان شوید، جز این انتظار مىرود که در زمین فساد و قطع پیوند خویشاوندى کنید(محمد،۲۲)، پادشاهان هنگامى که وارد منطقه آبادى شوند آن را به فساد و تباهى مىکشند، و عزیزان آنجا را ذلیل مىکنند (آرى) کار آنان همین گونه است(نمل،۳۴)، و فرعونى که قدرتمند و شکنجهگر بود، همان اقوامى که در شهرها طغیان کردند و فساد فراوان در آنها به بار آوردند(فجر۱۲-۱۰)، و اگر حق از هوس هاى آنها پیروى کند، آسمان ها و زمین و همه کسانى که در آنها هستند تباه مىشوند، ولى ما قرآنى به آنها دادیم که مایه یادآورى (و عزّت و شرف) براى آنها است، امّا آنان از(آن چه مایه) یادآوریشان (است) رویگردانند(مومنون،۷۱)، اگر در آسمان و زمین، جز «اللَّه» خدایان دیگرى بود، فاسد مىشدند (انبیاء،۲۲)، (لوط) عرض کرد: «پروردگارا! مرا در برابر این قوم تبهکار یارى فرما(عنکبوت،۳۰)، و فرعون گفت: «بگذارید موسى را بکشم، و او پروردگارش را بخواند (تا نجاتش دهد)! زیرا من مىترسم که آیین شما را دگرگون سازد، و یا در این سرزمین فساد بر پا کند(غافر،۲۶)، و اشراف قوم فرعون (به او) گفتند: «آیا موسى و قومش را رها مىکنى که در زمین فساد کنند(اعراف،۱۰۷).
کسانى که کافر شدند و (مردم را) از راه خدا بازداشتند، به خاطر فسادى که مىکردند، عذابى بر عذابشان مىافزاییم (غافر، ۲۶)، باز می فرماید: کیفر آنها که با خدا و پیامبرش به جنگ برمىخیزند، و اقدام به فساد در روى زمین مىکنند، (و با تهدید اسلحه، به جان و مال و ناموس مردم حمله مىبرند،) فقط این است که اعدام شوند یا به دار آویخته گردند یا (چهار انگشت از) دست (راست) و پاى (چپ) آنها، بعکس یکدیگر، بریده شود و یا از سرزمین خود تبعید گردند. این رسوایى آنها در دنیاست و در آخرت، مجازات عظیمى دارند(مائده،۳۳)، کسانى که کافر شدند و (مردم را) از راه خدا بازداشتند، به خاطر فسادى که مىکردند، عذابى بر عذابشان مىافزاییم(نحل،۸۸)، آرى،) این سراى آخر تو را (تنها) براى کسانى قرار مىدهیم که اراده برترىجویى در زمین و فساد را ندارند و عاقبت نیک براى پرهیزگاران است(قصص،۸۳)، و براى فساد در زمین، تلاش مىکنند و خداوند، مفسدان را دوست ندارد(مائده،۶۴)، در زمین در جستجوى فساد مباش، که خدا مفسدان را دوست ندارد(قصص،۷۷)، آیا کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده اند همچون مفسدان در زمین قرار مىدهیم، یا