دانلود متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته فیزیک گرایش: نجومی...

انرژی تاریک می‌تواندخط فانتوم را قطع کند. هنگامی‌که برهمکنش بین انرژی تاریک و ماده تاریک در نظر گرفته شود انتقال پارامتر معادله حالت انرژی تاریک به رژیم فانتوم زودتر از هنگامی است که از معادله میدان انیشتین استفاده می‌کنیم.

مقدمه:

تاریخچه کیهان‌شناسی به عنوان یک علم به سال 1915 بعد از پیدایش نسبیت عام باز می‌گردد. قبل از نسبیت عام توسط انیشتین نظریات مبهمی توسط فلاسفه و فیزیکدانان در مورد پیدایش و تحول کیهان ارائه شده بود اما به دلیل نداشتن پشتوانه محکم نظری و تجربی، سست و غیر مطمئن بود. در سال 1920 ادوین هابل انبساط عالم را کشف کرد. با این کشف به همراه کشف زمینه ریز موج کیهانی در سال1960 کیهان‌شناسی وارد مرحله مشاهده‌ای شد اما همچنان بر اصل کوپرنیکی، که می‌گوید جهان هیچ مرکزی ندارد، استوار است. بررسی دقیق افت و خیزهای کوانتومی در زمینه ریز موج کیهانی که نخستین نشانه‌ تشکیل ساختار در کیهان می‌باشد، امکان مطالعه دقیق رشد ناهمگنی‌ها و تشکیل ساختارهای اولیه را فراهم آورد. ارائه نظریه تورم در سال 1918 و تکمیل آن در سال‌های بعد منشأ کوانتومی این افت و خیزها را تا حدی روشن ساخت. تعداد زیادی از مشاهدات کیهان‌شناسی شبیه[1] و[2] از انبساط شتابدار تندشونده جهان حکایت دارند. بررسی دقیق‌تر این داده‌های کیهانی نشان داد که برای رسیدن به یک تصویر سازگار از ساختارهای بزرگ کیهانی و نحوه تشکیل آن‌ها لازم است که مقادیر قابل توجهی ماده و انرژی به صورت تاریک در لابلای ستارگان و کهکشان‌ها وجود داشته باشد به گونه‌ای که ماده مرئی تنها حدود 4 درصد از کل ماده و انرژی کیهان را به خود اختصاص می‌دهد! پس عامل این انبساط چیز دیگری است. ماده‌ای با فشار منفی که عامل ناشناخته این انبساط است. بنابراین کشف ماهیت ماده و انرژی تاریک یکی از بزرگترین تحولات فیزیک و کیهان‌شناسی خواهد بود که ممکن است درک ما را از مکانیزم‌های بنیادی طبیعت دچار تحول کند [1]. برای توجیح این مشکل نظریات زیادی در چند دهه اخیر ارائه شد. اولین مدل مطرح شده است که در آن از ثابت کیهان‌شناسی به عنوان انرژی خلأ یاد شده است [2]. همچنین مدل‌های دیگری نیز وجود دارند که منطبق بر اصل هولوگرافیک هستند از قبیل مدل هولوگرافیک، ایج گرافیک و…

فصل اول: مقدمه ای بر کیهان شناسی

1-1- اصول کیهان شناسی

برای بررسی کیهان اصولی را به نام اصل کیهان‌شناسی[1] فرض می‌کنند:

۱-جهان همگن[2] است.

۲-جهان همسانگرد[3] است.

3-هیچ نقطه‌ای در جهان بر نقاط دیگر ارجح نیست.

بنا به شرایط اولیه و جزئیاتی که نظر گرفته می‌شود الگوهای متفاوتی برای سرآغاز و سرانجام کیهان پیشنهاد شده است. الگوی کیهان‌شناختی که امروزه مورد پذیرش اکثریت جامعه علمی است به مدل مهبانگ مشهور است. طبق این نظریه که مقبول‌ترین نظریه در پیدایش جهان است، همه ماده و انرژی که هم‌اکنون در جهان وجود دارد زمانی در گوی کوچک بی‌نهایت سوزان ولی فوق‌العاده چگال متمرکز بوده است. این آتشگوی کوچک حدود 15 میلیارد سال قبل منفجر شد و همه مواد در فضا پخش شدند. با گذشت زمان این گسترش و پراکندگی ادامه یافت. تراکم توده‌هایی از این مواد در نواحی مختلف باعث بوجود آمدن ستارگان و کهکشان‌ها در فضا شد، ولی گسترش همچنان ادامه دارد.


2-1- انرژی تاریک

داستان انرژی تاریک از سال 1998 آغاز شد. در آن زمان دانشمندان دریافتند که بسیاری از کهکشانهای دور دست با سرعتی بسیار بیشتر از آنچه که محاسبات موجود پیش بینی کرده‌اند، از یکدیگر دور می‌شوند. تا قبل از این، کیهان‌شناسان همگی فکر می‌کردند که از سرعت گسترش به دلیل وجود گرانش بین کهکشان‌ها، کاسته شده است. به عبارت دیگر محاسبات دقیقا نشان دهنده آن بود که سرعت انبساط جهان لحظه به لحظه در حال افزایش است و از سرعت این انبساط کاسته نمی‌شود. ستاره شناسان به این نتیجه دست یافته‌اند که افزایش سرعت گسترش کائنات وابسته به عاملی است که بر خلاف گرانش عمل می‌کند. این عامل به دلیل ماهیت ناشناخته‌اش انرژی تاریک نام گرفت. این عامل حدود 70% ماده و انرژی موجود در جهان را شامل می‌شود.

3-1- ماده تاریک

در سال 1934 فریتس تسویکی منجم امریکایی سوئیسی تبار با تحلیل داده های رصدی مربوط به مجموعه‌های کهکشانی به این نتیجه رسیدند که ماده موجود در این مجموعه در حدود 10 برابر ماده مرئی آن‌ها است و فقط این ماده مرئی قابل روئت است. تحلیل تسویکی بر پایه اندازه گیری سرعت کهکشان‌های منفرد مجموعه بود. اگر ماده نامرئی وجود نمی‌داشت تا کنون اکثر این مجموعه های کهکشانی از هم می‌پاشیدند. در آغاز این ماده را “ماده گم شده” نامیدند. اما اصطلاح درستی نبود، چیزی گم نشده بود، بلکه وجود داشت ولی ما نمی‌توانستیم آن را ببینیم. از این رو اصطلاح ماده تاریک[1] متداول شد. از این پس یک سوال اساسی مطرح شد: ماده تاریک چیست؟

4-1- تابش زمینه ریز موج کیهانی

این مطلب را هم بخوانید :


مدل پیشنهادی برای جهان اولیه به عنوان ترکیبی از ماده نسبیتی وتابش الکترومغناطیسی در حال تعادل برای اولین بار توسط گاموف[1] فیزیکدان روسی و همکارانش در سال 1945 برای توصیف سنتز

دانلود متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته فیزیک هسته ای عنوان : مطالعه­ خواص هسته ای با استفاده از مدل شبکه ای ...

3-3-1-2  بخش مرکزی برهم­کنش نوکلئون- نوکلئون …………………………….. 49

3-3-1-3  تابع وابسته به انرژی g(Ep) ………………………………………………

فصل چهارم محاسبات و نتیجه ­گیری ………………………………………………… 52

4-1  مقدمه …………………………………………………………………………. 53

4-2  محاسبه پتانسیل کل هسته برای واکنش­های ………………….. 54

4-2-1  محاسبه پتانسیل کولنی ……………………………………………… 54

4-2-2  محاسبه پتانسیل هسته­ ای …………………………………………. 55

4-3  سطح مقطع همجوشی واکنش­های…………………………………….. 61

4-4  پیشنهادات …………………………………………………………………. 70

منابع………………………………………………………………………………. 71

چکیده:

در این تحقیق به بررسی توانایی مدل شبکه ای FCC برای مطالعه برهم‌کنش همجوشی یون‌های سنگین پرداخته ایم.   و با استفاده از پیشگویی مدل شبکه ای FCC برای توزیع ماده هسته ای، هسته های برهم کنشی و نیروی برهم ‌کنش نوکلئون- نوکلئون M3Y-Paris پتانسیل کل را برای واکنش‌های ،  و  محاسبه کرده ایم.  نتایج حاصل از ارتفاع سد و محل سد در توافق خوبی با نتایج حاصل از سایر مدل های نظری مانند مدل های دابل-فولدینگ و باس می باشد. در نتیجه این مطالعه نشان

این مطلب را هم بخوانید :

پایان نامه درباره تقاضای پول، تابع تقاضا، نیروی کار، اوقات فراغت

 می دهد مدل شبکه ای FCC می‌تواند مدل مناسبی برای مطالعه برهم‌کنش‌های همجوشی یون‌های سنگین باشد.

فصل اول: معرفی مدل های هسته ای

1-1- مقدمه

برای شرح خواص و حالت نوکلئون‌ها به تابع موج سیستم نیاز داریم. این کار برای هسته‌های ساده امکان‌پذیر می‌باشد، در حالی که برای هسته‌های بزرگ بدست آوردن تابع موج کلی حتی اگر امکان‌پذیر هم باشد بسیار پیچیده‌تر از آن است که مورد استفاده قرار گیرد. مدل ها قیاس بین هسته و سیستم‌های بسیار ساده فیزیکی می‌باشند که از طریق آنها می‌توان به بررسی مسایل هسته‌ای پرداخت]1[.

در طی چندین سال و با استدلال‌های بی‌شمار مدل‌های مختلفی برای بررسی و مطالعه ساختار هسته توسط فیزیکدانان نظری معرفی شده است، اما از آنجایی که

 مدل‌های مختلف هسته‌ای در توصیف کامل خواص هسته ناموفق بوده‌اند. امکان پیشنهاد مدلی واحد برای مطالعه ساختار هسته از بین رفته است.

مدل شبکه‌ای FCC[1] در سال 1937 توسط ویگنر[2] مدل‌سازی شده است]2.[ از آنجایی که این مدل توانایی بازتولید خواص مدل‌های ذره مستقل[3]، قطره مایع[4] و خوشه‌ای[5] را دارا می‌باشد. ادامه این فصل به معرفی این مدل‌ها اختصاص یافته است. همچنین در فصل دوم به طور کامل مدل شبکه‌ای FCC را معرفی کرده ایم. معیار سنجش هر مدل شرح کامل خواص هسته‌ای و توافق مناسب با داده‌های تجربی می‌باشد، بنابراین در فصل سوم خواص هسته را از طریق این مدل مطالعه نموده ایم.  هدف اصلی معرفی این مدل ایجاد هسته از طریق مدل شبکه‌ای FCC و بررسی کارآمد بودن این مدل در برهم‌کنش یون‌های سنگین می باشد. در نتیجه، بعد معرفی سایر مدل‌ها نظیر مدل دابل-فولدینگ[6] و پتانسیل باس[7] برای محاسبه پتانسیل هسته‌ای با استفاده از نیروی برهم‌کنش نوکلئون- نوکلئون M3Y-Paris و توزیع نوکلئون‌ها از طریق این مدل پتانسیل هسته‌ای را محاسبه کرده‌ایم. بنابراین فصل چهارم این تحقیق به بررسی محاسبه پتانسیل هسته‌ای و سطح مقطع همجوشی واکنش‌های ،  و نتیجه‌گیری اختصاص یافته است.

2-1- معرفی مدل های هسته ای

از جمله مدل‌های متداول برای مطالعه ساختار هسته مدل‌های ذره مستقل و مدل دسته‌جمعی[1] می‌باشد.

مدل ذره مستقل: در مدل ذره مستقل ذرات در پائین‌ترین مرتبه صورت مستقل در یک پتانسیل مشترک حرکت می‌کنند. مانند مدل لایه‌ای[2].

مدل دسته­ جمعی: در مدل دسته‌جمعی یا برهم‌کنش قوی، به علت برهم‌کنش‌های کوتاه‌برد و قوی‌بین نوکلئون‌ها، نوکلئون‌ها قویاً به یکدیگر جفت می‌شوند. مانند مدل قطره مایع]3[.

1-2-1- مدل قطره مایع

از جمله مدل‌های اولیه برای مطالعه ساختار هسته مدل قطره مایع می‌باشد که توسط بور[1] وفون وایکسر[2] از روی قطره‌های مایع پیشنهاد شده است. در این مدل هسته بصورت قطرات مایع باردار تراکم‌ناپذیر با چگالی زیاد درنظر گرفته می‌شود که همچون مولکول‌ها در یک قطره مایع دائماً در حال حرکت کاتوره‌ای می‌باشند و هسته تمامیت خود را با نیروهای مشابه کشش سطحی قطره مایع حفظ می‌کند. این مدل برای بیان روند تغییر انرژی بستگی نسبت به عدد اتمی و واکنش هسته‌ای مفید می‌باشد.

مدل قطره مایع برای این سوال که چرا بعضی از نوکلئیدها مانند  با نوترون‌های کند شکافته می‌شوند و برخی دیگر  نوترون‌های سریع پاسخ ساده‌ای دارد که علت آن را انرژی فعال‌سازی بیان می‌کند، یعنی حداقل میزان انرژی که هسته بتواند به قدر کافی تغییر شکل دهد. تغییر شکلی که نیروهای رانش الکتریکی بتواند بر نیروهای جاذبه الکتریکی غلبه کند. این مقدار انرژی فعال‌سازی را می‌توان به یاری تئوری ریاضی مدل قطره مایع محاسبه نمود که رابطه تعمیم یافته و کلی انرژی بستگی را می‌دهد. یکی از مهمترین واقعیت‌های موجود در هسته ثابت بودن تقریبی چگالی هسته است. حجم یک هسته با عدد A (تعداد نوکلئون) متناسب می‌باشد و این واقعیتی است که در مورد مایعات نیز صادق می‌باشد.

در شکل (1-1) متوسط انرژی بستگی بر حسب نوکلئون رسم شده است. نظم و ثبات انرژی بستگی به ازای هر نوکلئون بصورت تابعی از عدد جرمی A و ثابت بودن چگالی هسته ای منجر به ارائه فرمول نیمه تجربی جرم و پیشنهاد مدل قطره مایع توسط وایسکر شد.

نخستین واقعیت لازم برای رسیدن به یک فرمول برای جرم، ثابت بودن تقریبی انرژی بستگی به ازای هر نوکلئون برای  50  است، بنابراین انرژی بستگی متوسط برای یک هسته نامتناهی بدون سطح باید دارای مقدار ثابتی مثل  باشد، که همان انرژی بستگی ماده هسته ای است .از آنجایی که تعداد A ذره در هسته وجود دارد سهم حجمی آن  ، در انرژی بستگی به صورت زیر می باشد.                                     .

نوکلئون های سطحی پیوندهای کمتری دارند و اندازه متناهی یک هسته حقیقی منجر به یک جمله  به صورت رابطه زیر در انرژی بستگی می گرددکه متناسب با سطح هسته بوده و انرژی بستگی را کاهش می دهد،

(1-2)                                                                                               .

انرژی کولنی ناشی از نیروی دافعه الکتریکی است که بین هر دو پروتون وجود دارد. برای سادگی فرض شده است، پروتون ها به صورت یکنواخت در سراسر کره ای به شعاع  توزیع شده اند، با استفاده از معادله انرژی کولنی، ، سهم کولنی در انرژی بستگی به صورت زیر خواهد شد. از آنجایی که این انرژی باعث کاهش انرژی بستگی هسته ای می شود با علامت منفی در رابطه زیر قرار داده می شود،

انرژی تقارنی از اصل طرد ناشی می شود، زیرا این اصل برای آنکه هسته ای بخواهد نوعی از نوکلئون را بیشتر از نوع دیگر داشته باشد انرژی بیشتری مطالبه می کند، که عبارت تقریبی آن به صورت زیر است،

(1-4)                                                                                  .

با ترکیب نمودن روابط فوق انرژی بستگی به ازای هر نوکلئون رابطه ای که وایسکر پیشنهاد کرد به صورت زیر خواهد شد]4[،

(1-5)

مقادیر ثابت در این روابط با برارزش انرژی‌های بستگی مشاهده شده در آزمایش‌ها تعیین می‌شود.

2-2-1- مدل پوسته ای

دانلود متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته فلسفه و کلام اسلامی عنوان : بررسی و تبیین تطبیقی علیت از دیدگاه ....

2-5-9-2. دیدگاه دوم؛ پذیرش عدم انسجام آرای غزالی درباره‌ی علیّت……. 104

2-5-9-3. داوری درباره‌ی دو نظریه‌ی فوق…………………………………………. 104

2-5-9-3-1. تقریر نظام فیض توسط غزالی……………………………………….. 106

فصل سوم: دیدگاه ابن‌رشد درباره‌ی علیّت……………………………………. 111

3-1. معرفی اجمالی ابن‌رشد……………………………………………………. 112

3-1-1. زندگی‌نامه………………………………………………………….. 112

3-1-2. آثار و آرا………………………………………………………………… 114

3-1-3. فلسفه‌ی ابن‌رشد، تحت تأثیر ارسطو……………………………….. 115

3-2. رویارویی ابن‌رشد و غزالی……………………………………………………. 117

3-2-1. ویران‌سازی غزالی و کتاب وی……………………………………………… 117

3-2-2. تکفیر فلاسفه توسط غزالی و جواب ابن‌رشد………………………….. 118

3-3. علیّت از نظر ابن‌رشد………………………………………………………. 119

3-3-1. مروری اجمالی بر مسأله‌ی هفدهم تهافت التهافت………………… 120

3-3-2. ابن‌رشد و رابطه‌ی ضروری بین علّت و معلول……………………… 122

3-3-3. نقدهای ابن‌رشد به غزالی………………………………………….. 124

3-3-3-1. علیّت و اثبات خداوند………………………………………………… 124

3-3-3-2. علیّت و سنت الهی در جهان…………………………………….. 125

3-3-3-3. علیّت و حکمت الهی………………………………………………….. 126

3-3-3-4. علیّت و شناخت خدا……………………………………………….. 128

3-3-3-5. علیّت و عقل…………………………………………………………… 129

3-3-3-6. علیّت و علم حقیقی (حد و برهان) ……………………………………. 130

3-3-3-7. نفی قول به عادت…………………………………………………………. 132

3-3-3-8. علیّت و تمایز اشیاء از یکدیگر…………………………………………… 135

3-3-3-9. مجهول بالطبع ماندن اشیاء……………………………………………… 135

3-3-3-10. علیّت و نفی اتفاق……………………………………………………….. 136

3-3-3-11. نفی علیّت، ایجاد شکّاکیت…………………………………………. 138

3-3-3-12. انتقاد ابن‌رشد نسبت به پاسخ غزالی…………………………………. 140

3-3-4. معجزه از نظر ابن‌رشد………………………………………………………….. 141

3-3-5. انتقادهای ابن‌رشد از ابن‌سینا و بازگشت او به فلسفه‌ی ارسطو…………. 143

3-3-5-1. نفی قاعده‌ی الواحد و صدور عقل‌ها توسط ابن‌رشد…………………….. 146

3-3-5-2. انتقاد ابن‌رشد از نظریه‌ی «فیض» یا «صدور»…………………………….. 151

3-3-5-2-1. نظر ابن‌رشد درباره‌ی علّت کثرت‌ در جهان‌ هستی‌……………………. 155

3-3-5-3. منشاء پیدایش جهان………………………………………………………. 156

3-3-5-4. جماد را نیز می‌توان فاعل نامید………………………………………… 158

3-3-5-5. تقسیم علّت فاعلی……………………………………………………….. 158

3-3-5-6. تعریف فاعل [علت فاعلی] ………………………………………………… 158

3-3-5-7. معلول در چه چیزی به علّت نیازمند است؟………………………………. 159

3-3-5-8. تأخر معلول از علّت…………………………………………………………….. 162

3-3-5-9. نیاز هر متحرکی به محرک، یک اصل یقینی و عام نیست……………….. 162

3-3-5-10. تأثیر حقیقی علل و عوامل مادی…………………………………………. 163

3-3-5-11. نقش علل فاعل الاهی……………………………………………………. 164

3-3-5-12. امکان که زمینه ساز ایجاد است یک حقیقت عینی است………………. 164

فصل چهارم: تحلیل نظرات غزالی و ابن‌رشد و نتیجه‌گیری……………………………. 166

4-1. تحلیل نظرات غزالی و ابن‌رشد……………………………………………………… 167

4-1-1. اصل علیّت عامه………………………………………………………………….. 167

4-1-1-1. تحلیل نظرات غزالی…………………………………………………………… 167

4-1-1-2. تحلیل نظرات ابن‌رشد………………………………………………………….. 168

4-1-2. اصل ضرورت علّی و معلولی……………………………………………………… 169

4-1-2-1. تحلیل نظرات غزالی…………………………………………………………… 169

4-1-2-1-1. نقد نظریه‌ی عادت غزالی……………………………………………….. 172

4-1-2-2. تحلیل نظرات ابن‌رشد………………………………………………………….. 174

4-1-3. اصل سنخیّت میان علّت و معلول…………………………………………………. 174

4-1-4. معجزه و علیّت……………………………………………………………………… 174

4-1-4-1. تحلیل نظرات غزالی…………………………………………………………… 175

4-1-4-2. تحلیل نظرات ابن‌رشد………………………………………………………….. 176

4-1-5. تعریف فاعل…………………………………………………………………………… 177

4-1-5-1. تحلیل نظرات غزالی…………………………………………………………… 177

4-1-5-2. تحلیل نظرات ابن‌رشد………………………………………………………….. 178

4-1-6. قاعده‌ی الواحد…………………………………………………………………… 178

4-1-6-1. تحلیل نظرات غزالی…………………………………………………………… 178

4-1-6-2. تحلیل نظرات ابن‌رشد………………………………………………………….. 179

4-1-7. ملاک نیاز معلول به علّت…………………………………………………………. 180

4-1-7-1. تحلیل نظرات غزالی…………………………………………………………… 180

4-1-7-2. تحلیل نظرات ابن‌رشد………………………………………………………….. 181

4-1-8. حدوث و قدم عالم…………………………………………………………………. 183

4-1-8-1. تحلیل نظر غزالی در بحث حدوث و قدم عالم………………………………… 183

4-1-8-2. تحلیل نظر ابن‌رشد در بحث حدوث و قدم عالم……………………………… 184

4-1-9. جدال غزالی و ابن‌رشد با ابن‌سینا……………………………………………. 186

4-1-9-1. تحلیل جدال غزالی با ابن‌سینا………………………………………………. 186

4-1-9-2. تحلیل جدال ابن‌رشد با ابن‌سینا………………………………………………. 188

4-2. اشتراک نظرات غزالی و ابن‌رشد………………………………………………….. 189

4-2-1. انتقاد به ابن‌سینا…………………………………………………………. 189

4-2-2. عدم تبیین مناسب از ارتباط معجزه و علیّت……………………………….. 190

4-2-3. رد قاعده‌ی الواحد………………………………………………………….. 190

4-2-4. اثبات علیّت در رابطه‌ی بین خداوند و معلولات………………………………. 190

4-3. اختلاف نظرات غزالی و ابن‌رشد………………………………………………… 190

4-3-1. اصل علیّت عامه………………………………………………………….. 190

4-3-2. ضرورت علّی و معلولی…………………………………………………………… 191

4-3-3. سنخیّت علّت و معلول…………………………………………………………… 191

4-3-4. تعریف فاعل…………………………………………………………… 191

4-3-5. ملاک نیاز معلول به علّت……………………………………………………………. 191

4-3-6. قدم زمانی عالم…………………………………………………………… 191

4-3-7. رابطه‌ی ضرورت علّی و صانع بودن خدا…………………………………………… 191

4-3-8. ابن‌رشدِ ذات گرا و غزالیِ نومینالیست…………………………………………….. 192

4-4. خاتمه؛ داوری در جدال غزالی و ابن‌رشد در بحث علیّت و فروع ………………….. 193

4-4-1. داوری میان غزالی و ابن‌رشد در بحث علیّت عامه…………………………….. 193

4-4-2. داوری میان غزالی و ابن‌رشد در بحث ضرورت علّی و معلولی………………. 193

4-4-3. داوری میان غزالی و ابن‌رشد در بحث معجزه………………………………….. 193

4-4-4. داوری میان غزالی و ابن‌رشد در تعریف فاعل…………………………………. 194

4-4-5. داوری میان غزالی و ابن‌رشد در بحث قاعده‌ی الواحد……………………….. 194

4-4-6. داوری میان غزالی و ابن‌رشد در بحث ملاک نیاز معلول به علّت…………….. 194

4-4-7. داوری میان غزالی و ابن‌رشد در بحث حدوث و قدم عالم……………………… 194

4-4-8. داوری میان غزالی و ابن‌رشد در جدال با ابن‌سینا……………………………… 195

4-4-9. نتیجه‌ی کلی پژوهش…………………………………………………………….. 195

4-4-10. یافته‌های پژوهش و آزمون فرضیه‌ها……………………………………………. 197

فهرست منابع و مآخذ………………………………………………………………………… 201

چکیده:

اصل علیّت و فروع آن یکی از مهم‌ترین مباحث فلسفی است که در طول تاریخ چالش‌هایی را میان حکما و متکلمین ایجاد کرده است. یکی از مهم‌ترین چالش‌ها، اشکالاتی است که غزالی پیرامون علیّت مطرح کرده است. در نگاه اول ممکن است به نظر آید متکلمی چون غزالی مخالف مطلق بحث علیّت است. اما می‌توان گفت او اصل علیّت را پذیرفته ولی آن را در موجودات عالم جسمانی جاری ندانسته و تنها آن را در رابطه‌ی بین خداوند و موجودات می‌پذیرد. البته در این پژوهش این نکته درباره‌ی غزالی بررسی خواهد شد که آیا از نظر منطقی می‌توان ضرورت علّی را منکر بود و به علیّت هر چند در حد رابطه‌ی خدا و مخلوقاتش معتقد شد؟ از دیگر سو یکی از فیلسوفانی که به پاسخ‌گویی‌ به غزالی می‌پردازد ابن‌رشد است که در مقام فیلسوفی ارسطویی و مسلمان با چالش‌های غزالی روبرو می‌شود. ابن‌رشد معتقد است که حذف علیّت نتیجه‌ای جز حذف عقل و برهان نخواهد داشت. هر چند غزالی از تالی فاسدهایی همچون نفی قدرت مطلقه‌ و اختیار خداوند و هچنین نفی صانعیت خداوند برای قبول ضرورت علّی نام می‌برد اما در مقابل ابن‌رشد با بیان ارتباط علیّت با مواردی همچون حکمت الهی و علم و همچنین اثبات خداوند سعی در اثبات علیّت دارد. ابتدا به ذکر کلیاتی از بحث علیّت و فروع آن که عمدتاً بر اساس نظرات ابن‌سینا در این بحث می‌باشد، پرداخته و سپس در فصل دوم به تقریر نظرات غزالی و انتقادات وی به ابن‌سینا در این بحث پرداخته‌ایم. در فصل سوم نیز به تقریر پاسخ‌ها و نظرات ابن‌رشد در بحث علیّت و فروع آن پرداختیم.

 در انتها یعنی در فصل چهارم نیز بعد از تحلیل نظرات غزالی و ابن‌رشد، به داوری میان این دو متفکر جهان اسلام پرداخته‌ایم. به نظر می‌رسد ابن‌رشد در تحلیل علیّت و برخی فروع آن موفق‌تر از غزالی عمل کرده است ولی در این توفیق به ابن‌سینا نمی‌رسد و غزالی نیز نه تنها نتوانسته نظریه‌ی تمام و کاملی را در باب هستی‌شناسی علیّت ارائه دهد بلکه در درهم شکستن نظام فلسفی سینوی نیز ناموفق بوده است.

مقدمه:

1- بیان مسأله

از مشترکات هر نظام فلسفی بحث از علّت و معلول است، که هر فیلسوفی بسته به مبانی خود به بحث و بررسی در این موضوع می‌پردازد. این قاعده و لوازم آن در طول تاریخ از سوی فلاسفه و متفکرین گوناگون مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. نقش بحث علیّت در علوم مختلف و فلسفه به حدی است که می‌توان گفت مبنای تمام علوم طبیعی و حتی دینی در این اصل ‌باشد. اهمیت بحث علیّت تا جایی است که ارسطو، فلسفه را به علم العلل تعریف کرده است. اولین منکران علیّت را هم می‌توان سوفسطاییان دانست. هیوم هم در عالم فلسفه‌ی غرب منکر این اصل شده است. در عالم اسلام نیز رویکردهای متفاوتی در قبال این اصل اتخاذ شده است؛ از یک سو فلاسفه‌ی مسلمان با اثبات و قبول اصل علیّت و ضرورت علّی و معلولی، که مفاد اصلی این قاعده تلازم ضروری میان علّت و معلول است، نظام فلسفی خود را تبیین کرده‌اند، و از سوی دیگر چهره‌های شاخصی همچون بزرگان اشاعره مانند ابوحامد محمد غزالی و فخررازی، به مخالفت با این اصل پرداخته‌اند.

محور اصلی این پژوهش نقد، بررسی و تبیین مقایسه‌ای نظریات محمد بن احمد بن رشد اندلسی معروف به ابن‌رشد، از فلاسفه‌ی مسلمان قرن ششم هجری، به عنوان چهره‌ای که رویکردی مشائی دارد و یکی از بزرگان اشاعره یعنی ابوحامد محمد غزالی معروف به امام محمد غزالی با تأکید بر نقدهای غزالی بر ابن‌سینا در بحث علیّت و لوازم آن است، که در راستای نیل به این هدف ابتدا به ذکر کلیاتی از مفهوم علّت و معلول پرداخته و سپس به تببین جنبه‌های مخالفت غزالی با علیّت و نظرات وی در این باب پرداخته‌ایم. برای درک بهتر

این مطلب را هم بخوانید :

منابع و ماخذ مقاله گروه های اجتماعی

 نظرات غزالی بررسی نظرات ابن‌سینا نیز ضروری می‌نمود که برای دریافت نظرات ابن‌سینا سعی شده است که فصل اول این پژوهش یعنی کلیات بر اساس نظرات ابن‌سینا باشد. در آخر نیز نظرات و دفاعیات ابن‌رشد را در بحث علیّت مطرح کرده و در پایان نتیجه‌گیری از این جدال ارائه کرده‌ایم. اما چرا غزالی و ابن‌رشد؟

غزالی یکی از بزرگ‌ترین متکلمان اشعری است که هم در تبیین و تفسیر نظریه‌ی «عادت‌الله» اشاعره بیش‌ترین نقش را داشته و هم در نقد آرای فلاسفه درباره‌ی علیّت، بالاخص عنصر ضرورت علّی بیش‌ترین تلاش را کرده ‌است. در تبیین نظریه‌ی اشاعره درباره‌ی علیّت، همه‌ی متکلمان اشعری بعد از غزالی، بدون شک وام‌دار او هستند. اگر نگوییم مهم‌ترین نقدها را به علیّت در طول تاریخ غزالی انجام داده‌ است، بی‌تردید یکی از مهم‌ترین متفکرینی است که به این موضوع وارد شده و با نقدهای خود سعی در فرو ریختن بنیان فلسفه‌ی مشاء داشته است. ابن‌رشد نیز در مقام فیلسوفی ارسطویی و مسلمان در تهافت‌التهافت با چالش‌های غزالی روبرو می‌شود و به جهت دفاع از آرای فلاسفه تبیین خود را از علیّت فلسفی ارائه داده است. به نظر می‌رسد بررسی نظرات این دو متفکر پیرامون مسأله‌ی علیّت و فروع آن، گامی مهم در تبیین این مسأله باشد. امید است که بتوانیم در این پژوهش، گامی هر چند کوچک در راستای این هدف برداریم.  

2- اهمیت موضوع

اصل علیّت به عنوان یک اصل کلّی و عام، مورد استناد همه‌ی علومی است که درباره‌ی موضوعات حقیقی بحث می‌کند. از سوی دیگر کلّیت و قطعیّت هر قانون علمی، مرهون قوانین عقلی و فلسفی علیّت است و بدون آنها نمی‌توان هیچ قانون کلّی و قطعی در هیچ علمی به اثبات رسانید.[1]

برای درک بهتر اهمیت مبحث علیّت به موارد ذیل می‌توان اشاره کرد:

الف) علیّت و اثبات حقایق عینی

اثبات وجود حقیقی اشیاء عینی و خارج از نفس، مرهون اصل علیّت است و بدون آن راهی برای اثبات حقایق عینی باقی نمی‌ماند. همچنین اثبات مطابقت ادراکات با اشیاء خارجی نیازمند به قوانین فرعی علیّت است.

توضیح اینکه تصدیق واقع عینی جهان هستی، اگر چه امری قطعی و ضروری است و نیازمند به دلیل نیست، اما این تصدیق ضروری فقط به وجود اجمالی جهان هستی نظر دارد. اینکه هر احساسی، واقعیت عینی دارد، از راه ضرورت حاصل نمی‌شود، لذا باید آن را اثبات نمود. اگر علیّت و نظام علّی و معلولی را نپذیریم اثبات چنین امری ممکن نیست؛ زیرا صورت‌هایی که در ذهن تحت شرایط خاصی پدید می‌آیند، ثابت می‌کنند که علّتی از خارج سبب پیدایش آنها شده است. اگر مبداء علیّت نباشد احساس و یا وجود شیء در حس نمی‌تواند وجود واقع عینی را که در قلمرو دیگری موجود است، کشف نماید.

ب) علیت و استدلال

مبداء علیّت تنها مبدئی است که کلیه‌ی کوشش‌ها در راه استدلال، در کلیه‌ی قلمروهای فکری انسان بکار برده می‌شود، بر آن متوقف است. زیرا غرض از استدلال اثبات امری است که ثابت نشده است. بنابراین دلیل، علّت و واسطه در اثبات است و چیزی را که مجهول است، معلوم می‌گرداند. اگر رابطه‌ی علیّت و معلولیت را درک نکنیم از هیچ استدلالی نمی‌توانیم نتیجه بگیریم. زیرا نتیجه، معلول مقدمه‌ها است و هنگامیکه قانون علیّت از حساب ساقط گردد و هیچگونه ضرورتی بین علّت و معلول وجود نداشته باشد، ارتباطی نیز بین دلیل و آن حقیقت که مورد استدلال قرار گرفته است، نیز باقی نمی‌ماند.

ج) علیت و اثبات خداوند

قانون علیّت، از با ارزش‌ترین قوانین مورد استفاده در فلسفه‌ی الهی است. همین قانون با سایر قوانین منشعب از آن است که ما را ملزم می‌کند که تمام رشته‌های علّی و معلولی را منتهی به یک ذات کامل و غیر معلول بدانیم و همه‌ی نظامات را تحت نظام واحد و قائم به ذات واحد بشناسیم. به همین دلیل است که مرحوم صدرالمتألهین در جلد دوم اسفار می‌نویسد:

أن الطریق إلى إثبات الصانع ینسد بسببه فإن الطریق إلیه هو أن الجائز لا یستغنی عن المؤثر فلو أبطلنا هذه القاعدة لم یمکننا إثبات واجب الوجود.[1]

اگر علیّت نفی گردد، راه اثبات صانع نیز مسدود می‌شود. زیرا طریقه‌ی اثبات صانع این است که هر امر ممکنی محتاج به مؤثر است و چنانچه این طریق باطل شود، امکان اثبات واجب الوجود نخواهد بود.

لازمه‌ی انکار علیّت در میان موجودات، این است که نتوانیم این رابطه را بین خداوند و موجودات نیز اثبات نماییم؛ زیرا اگر در میان موجودات چنین رابطه‌ای وجود نداشته باشد، نسبت هر موجودی به موجود دیگر یکسان و نسبت واحدی خواهد بود که هیچ اختلافی از نظر تأثیر و تأثر در میان این نسبت‌ها نخواهد بود. در این صورت انسان از کجا به لغت و معنای کلمه‌ی «سبب و علّت» آشنا شده و از چه راهی می‌تواند سببیّت خدای تعالی را برای همه‌ی موجودات اثبات نماید.

د) علیت و علم

همه‌ی نظریات علمی در قلمرو مختلف تجربه و مشاهده، بستگی کامل و اساسی به مبداء علیّت و قوانین آن دارد. اگر بین اشیاء رابطه‌ی علّی و معلولی نباشد، در این صورت هیچ قانون و ناموسی هم وجود خارجی نخواهد داشت. زیرا همه‌ی قوانین و نوامیس حاکم بر طبیعت، کیفیت‌های خاص علّی و معلولی اشیاء است. و در این فرض «علم» نیز معنا ندارد، زیرا علم عبارت است از بیان قوانین و نوامیس و روابط واقعی بین اشیاء است و اگر بین هیچ چیز با چیز دیگر رابطه‌ای وجود نداشته باشد، علمی هم وجود نخواهد داشت. پس قانون علیّت و معلولیت پایه و اساس علم است.[1]

هر چند ممکن است به نظر رسد که اصل علیّت، اصلی بدیهی و اینکه هر پدیده‌ای علّتی دارد روشن است، اما مسأله این چنین واضح و بدیهی نیست و حداقل بداهت آن نیازمند تبیین است، به ویژه اگر به این نکته توجه کنیم که اصل علیّت از جانب فیلسوفان و متفکران بزرگی چون غزالی در عالم اسلام و هیوم در جهان غرب مورد تردید قرار گرفته است.

از مطالب گذشته روشن می‌شود که اصل علیّت، اصلی است که از اهمیت شایانی برخوردار است، لذا در این پژوهش با بررسی نظرات دو متفکر بزرگ جهان اسلام یعنی غزالی و ابن‌رشد با تکیه بر نقدهای غزالی به ابن‌سینا در بحث علیّت و پاسخ‌های ابن‌رشد سعی شده تا گامی هر چند کوچک در عرصه‌ی تفکر فلسفی و حقیقت‌جویی برداشته و روشن شود کدام‌یک از این بزرگان در داوری‌های خود به حقیقت نزدیک‌تر بوده‌اند.

3- اهداف پژوهش

پیش از پرداختن به اهداف پژوهش لازم است مفاهیمی که در عنوان این پژوهش أخذ شده ‌است را بررسی کنیم. تطبیق در عنوان این پژوهش به کدام معناست و منظور از علیّت چیست؟

دانلود متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته معماری گرایش: طراحی شهری...

3-4 روش پژوهش…………………………… 99

3-5 راهبرد پژوهش…………………………… 99

3-6  فلسفه پژوهش…………………………… 99

3-7 تئوری پژوهش……………………………… 101

3-8 سیاست پژوهش……………………………… 102

3-9 سوژة پژوهش…………………………….. 102

3-10 رویه پژوهش……………………………… 104

3-11 ماهیت تحقیق…………………………… 105

3-11-1 تحقیقات توصیفی…………………………… 105

3-11-2 بررسی موردی…………………………….. 106

3-12 روش گردآوری اطلاعات…………………………… 106

3-12-1 روش کتابخانه‌ای…………………………… 106

3-12-2 روش مصاحبه…………………………… 106

3-12-3 روش مشاهده……………………………107

3-13 نمونه‌گیری و روش انتخاب آن…………………………… 107

3-13-1 نمونه‌های احتمالی…………………………… 107

3-13-2 نمونه‌های غیر احتمالی…………………………… 108

3-14 خلاصه متدولوژی………………………….108

3-15 ساختارپایانامه…………………………… 108

فصل چهارم:  شناخت شهر و مطالعه نمونه موردی

4-1 مقدمه…………………………… 111

4-2 وجه تسمیه و پیدایش شهر اولیه کرمان……………………………. 112

4-3 بررسی روند شکل گیری شهر کرمان……………………………. 112

4-4 تحولات ساختار بافت کهن کرمان از سال 1300 تاکنون………….. 138

4-5 بررسی طرح سا ختاری بافت تاریخی شهرکرمان……………… 144

4-5-1 بخش مرکزی بافت…………………………….. 146

4-5-2 بخش حاشیه‌ای…………………………….. 147

4-5-3 شناسایی سازمان فضایی بافت کهن و تعیین جایگاه آن در سازمان فضایی شهر…….148

4-5-4 شبکه معابر بافت…………………………….. 148

4-5-5 بازار و مراکز فعالیت اصلی…………………………….. 148

4-5-6 مراکز عمده خدماتی…………………………….. 149

4-5-7 عرصه‌های عمومی مهم……………………………. 149

4-6 بررسی طرح جامع کرمان……………………………. 151

4-6-1 بخش مرکزی بافت…………………………….. 151

4-6-2 بخش حاشیه‌ای…………………………….. 151

فصل پنجم:  تحلیل و آنالیز اطلاعات

5-1 بررسی وتحلیل لایه‌های ساختاربافت تاریخی کرمان براساس طرح جامع و ساختاری…….155

آدرس سایت برای متن کامل پایان نامه ها


5-2 بررسی ادراکات ذهنی مردم در مورد ساختار بافت تاریخی کرمان………..157

5-2 تحلیل ادراکات ذهنی مردم به وسیله AHP……………………..

5-3 تحلیل لایه‌های ساختاربافت تاریخی کرمان براساس ادراک ذهنی مردم………167

فصل ششم:  نتیجه‌گیری

6-1 ساختاربافت تاریخی کرمان براساس اداراک ذهنی مردم…………….172

6-2 مقایسه ساختاربافت تاریخی کرمان براساس اسناد طرح جامع وطرح ساختاری وساختاربافت براساس تصویرذهنی مردم………174

6-3 دستکاری ماهرانه درساختاربافت تاریخی کرمان…………………… 175

6-3-1 ساماندهی محدوده قلعه دختر……………………………. 175

6-3-2 ساماندهی محدوده مسجد ملک…………………………… 180

منابع فارسی……………………………. 186

منابع لاتین……………………………. 190

پیوست 1……………………………. 191

پیوست 2……………………………. 192

چکیده:

شهرساز به عنوان کسی که با جسم شهر سر و کار دارد باید متوجه ناظر و عوامل خارجی که بر او اثر می‌گذارد و تصاویری از محیط که در ذهن او می‌سازد، باشد جریان دریافت تصاویر از محیط‌های مختلف توسط افراد با شرایط مختلف (سنی، جنسی، فرهنگی، خلق و خو و …) گاه آسان و زمانی مشکل است اما در تصاویر ذهنی افراد مختلف شباهت‌های بسیاری مشاهده می‌شود، این تصاویر مشابه مشترک در واقع حاصل توافق شمار بسیاری از مردم بر اهمیت تصویر خاص است و همین تصویر ذهنی مشترک است که توجه شهرساز را به خود می‌خواند زیرا محیطی که شهرساز به وجود می‌آورد مورد استفاده بسیاری از مردم است (لینچ 1383) بر این اساس برای دستیابی به ساختارشهرنیز لازم است تصویر ذهنی مشترک مردم مورد توجه قرار گرفته و با استخراج عناصری که در تصویر ذهنی مشترک مردم اهمیت یافته‌اند عناصر و روابط ساختار فضایی شهر را تشخیص داد. طراح برای ارتقاء کیفیت ساختار شهر، می‌تواند بر عینیتی که این تصویر ذهنی را ایجاد می‌کند، تأثیر بگذارد در واقع طراح به گفته گوردن کالن به وسیله دستکاری ماهرانه در ساختار شهر می‌تواند مراحل شکل‌گیری تصویر ذهنی (ادراک، شناسایی) را تقویت و باعث ایجاد حس مکان شود.دراین پایان نامه سعی شده است با استفاده از تصویر ذهنی مردم کرمان به بازشناسی مجددساختاربافت تاریخی شهر کرمان پرداخت وبا

این مطلب را هم بخوانید :

مقالات : اهمیت اجتماعی و اقتصادی بهداشت ­روانی (سلامت ­روانی)

 استفاده ازادراکات ذهنی ساکنان آن سعی درشکل گیری تصویرذهنی روشن ازساختارشهروارتقاءکیفیت وتقویت حس مکان نمود.

فصل اول: کلیات طرح

1-1- بیان مسأله

نظری:

ساختارها نمایش واقعی از واقعیت نیستند؛ بلکه مدل‌های شناختی از واقعیتند. ساختارها بخش‌هایی از شهر هستند که مدل‌های ذهنی از شهر را ایجاد می‌کنند. در حقیقت بخش عمده‌ای از تصور ذهنی مردم از شهر به ساختار اصلی آن باز می‌گردد. مردم یک شهر قادرند مهم‌ترین و اصلی‌ترین عناصر و فضاهای آن را شناخته و پیوند و ارتباطی بین این اجزا و عناصر در ذهن خود برقرار سازند. به بیانی دیگر اگر فرض کنیم که واقعیتی که ما با آن سروکار داریم یک شهر باشد، روابط حاکم میان مهم ترین عناصر شهر قابل ادراک بوده و باعث آن می‌گردد که ما ساختاری از آن روابط حاکم در ذهن خود ترسیم کنیم.

این تصویر به وسیله‌ی اطلاعاتی که فرد از محیط دریافت می‌کند، ساخته می‌شود. در حقیقت شهر سرچشمه‌ی اصلی اطلاعات است. با این حال انسان تحت تاثیر فقط یک محرک یا فرستنده قرار نمی‌گیرد. بلکه مجموعه‌ای از اطلاعات از فرستنده‌ها در زمان‌ها و مکان‌های مختلف، به انسان ارسال می‌شود. لذا فرد در مواجهه با محیط خود با سیلی از اطلاعات روبه روست که برای درک آن به مرتب کردن آنها می‌پردازد و هر جز از این اطلاعات را در محل خود قرار می‌دهد. به عبارتی انسان در هر زمان و هر فضا تنها بخشی از اطلاعات محیط را در ذهن خو ثبت می‌کند. آنچه را که انسان از محیط می‌داند از بسیاری جهات با واقعیت متفاوت است. زیرا نه تنها شناخت انسان از محیط انتخابی بوده، بلکه به دلیل محدودیت‌های بیولوژیک‌اش نمی‌تواند کلیه‌ی اطلاعات ارسالی را ادراک و پردازش کند. لیکن همین اطلاعات محدود تصویر کامل و جامعی، هرچند نادرست و غیرواقعی از محیط اطراف به دست می‌دهد. فرض اصلی بر این است که مردم اطلاعات را به صورت یک ساختار کاملا مرتبط با اطلاعات مربوطه، در تصویر ذهنی خود از شهر سازماندهی می‌کنند. انسان از مجموعه اطلاعات رسیده تنها به تجزیه و تحلیل آنهایی می‌پردازد که به او بهترین امکان را برای کنترل محیط می‌دهند. لذا ذهن انسان به طور ناخودآگاهانه به ساده کردن محیط اطراف خود پرداخته تا بدین وسیله بتواند حجم اطلاعات را کاهش داده و محیط را آسان تر درک کند.

شناخت محیط مستلزم چیزی بیشتر از شناخت عناصر و فضاهاست. آگاهی از چگونگی پیوند و ارتباط بین آن‌ها نیز ضروری است. بنابراین برای ایجاد آگاهی از محیط نه تنها به تصاویر ذهنی نیاز است بلکه این تصاویر باید با یکدیگر در ارتباط باشند. مجموعه‌ای از چنین تصاویر مرتبطی، یک تصویر ذهنی را به وجود می‌آورد که پیوندی بین فرآیند فکر انسان و محیط برقرار می‌سازد. در این فرآیند، انسان داده‌های دریافتی از محیط را در ذهن منظم کرده و علاوه بر اجزای محیط، نظم یا رابطه‌ی میان آن‌ها را نیز در ذهن خود به تصویر کشیده و به آن معنا می‌بخشد.

در چنین تصویری همواره مکان‌ها یا نقاط پررنگی در ذهن وجود دارد که صحنه‌ی رویدادها و تجربه‌های بسیار مهم زندگی اوست و دیگر چیزها (دیگر فضاها) به دور این مکان‌ها و نسبت به آنها تعریف و متصور می‌شود.

بر این اساس لازم است برای دستیابی به ساختار شهر، تصویر ذهنی مردم مورد توجه قرار گرفته و با استخراج عناصری که در تصویر ذهنی مردم اهمیت یافته اند، عناصر و روابط ساختار فضایی شهر را تشخیص داد و در جهت ارتقاء کیفیت محیطی به کار گرفت.

عملی

کرمان شهری با تاریخ پر فراز و نشیب و مردمانی سختکوش در دل کویر که به گفته فرد ریچاردز غیر از شهر تبریز که در مرز شمال ایران واقع شده به هیچ شهری در این کشور به اندازه شهر کرمان از منجنیق فلک سنگ نباریده است.

کرمان منسوب است به کرمان بن هیتال بن ارنخشدین سام بن نوح(ع) که در داستان‌های اساطیری، کرمان به کرمی (ابریشمی) منسوب است که هفتواد نام داشته است.

حکایت آن یعنی حکایت کرم و پشم ریسی دختران هفتواد را فردوسی شاعر حماسه سرای ایران به نظم در آورده است.

یکی دژ بکندند بر تیغ کوه                                 شد آن شهر با او همه همگروه

چو یک چند بگذشت بر هفتواد                          مرا آن حصن را نام کرمان نهاد

بر اساس منابع و اسناد تاریخی ساخت تاریخی و شکل‌گیری شهر کرمان به شرح زیر است.

1- عهد هخامنشیان و پیش از آن: شکل‌گیری قلعه دختر بر بالای کوهی که نخستین آثار شهر کرمان در پای آن تشخیص داده شده است.

2-دوره ساسانی: شکل‌گیری قلعه دیگری بر بلندی تپه مقابل قلعه دختر به نام قلعه اردشیر.

1و 2 شکل‌گیری هسته شهر به عنوان یک قلعه محصور به مرکزیت قلعه دختر و بعد قلعه اردشیر (در اثر توسعه آن)، ساکنان شهر هنوز داخل قلعه جای ندارد بلکه در بیرون قلعه به صورت نابسامان زندگی می‌کنند، قلعه به وسیله خندقی عمیق از محل زندگی مردم جدا شده. اجزای تشکیل دهنده شهر را در این دوره معبد، قلعه، خانه‌های طبقه برگزیده، حصار و خندق که بر جدایی خود از ناحیه دیگر تاکید می‌کند، تشکیل می‌دهد.

3- با ورود اسلام قلاع ساسانی چه مذهبی و چه نظامی فرو می‌ریزند و این مهمترین حادثه در بنیان گذاری سازمان نوین در شهر است. لذا شهر کرمان در سده نخستین هجری در جوار حصارهای شهر قدیمی و به دور از قلعه دختر و قلعه اردشیر علیرغم ارزش‌های دفاعی آنها به سوی دشت غربی مستقر می‌شود.

4- در قرن دوم و سوم هجری ابتدا حصار جدید شهر که محله‌های جدید را نیز شامل می‌شود، شکل می‌گیرد در این دوره کسی از شهروندان بیرون دروازه‌ها رها نمی‌شود.

5- در قرن چهارم ملک تورانشاه سلجوقی محله شاه عادل را برای استقرار سپاهیان مسجد جامع ملک، بازار، گرمابه، خانقاه و کتابخانه مرکز جدید شهر را می‌سازد.

تلاش حاکم سلجوقی برای انتساب شهر کرمان به خود و زدودن خاطره حکومت قبلی، مبتنی بر توسعه است لکن نظامی که او بدان تمسک می‌جوید همان سازمان گذشته شهر است که اینک مرکز آن جابجا شده است.

6- در قرن هفتم، حاکمان قراختایی از یک سو برای پاسخ به نیاز جمعیت جدید به توسعه شهر و از سوی دیگر ثبت حاکمیت خود بر تارک شهر، محله ترک آباد را در شمال غرب شهر آن روز سامان می‌دهند. مرکز جدید شهر نیز این بار کل کوچک و مستقلی شامل مقبره براق حاجب، مدرسه، مارستان درب خبیص، بازار، مسجد و آب انبار است.

7- در قرن هشتم، امیر محمد مظفر با تسخیر کرمان، حکومت جدید را بنیان می‌نهند. وی مسجد جامع قدیم در دروازه شرقی کرمان را مرکز جدید شهر قرار میدهد. سیاست وی برای تبلور تغییر حکومت، جابجایی مرکز از منتهی الیه غربی به لبه شرقی شهر است.

8- گنجعلی خان حاکم صفوی کرمان در قرن دهم، مرکزیت جدید را در مجموعه تازه احداث در قلب فرسوده شهر بنیان می‌گذارد تا بدین طریق موجبات ایحیا شهر را فراهم آورده باشد. مجموعه‌ای مرکب از میدان، بازار، مسجد، حمام، ضرابخانه و آب انبار. در عین حال، سازمان فضایی همچنان تداوم سنت قبلی است.

9- وکیل الملک در عهد قاجار نیز مرکز جدید شهر را در جوار مرکز صفوی بنا می‌کند. این روایت تا دوره معاصر آن که با تغییر اندیشه روشنفکران مدرسه‌ای در کسوت مشاوران رضاخان دچار دگرگونی بنیادین شد، به همان شیوه و سبک سنتی خود باقی بود.

دانلود متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته مخابرات سیستم عنوان :پیاده سازی بلادرنگ کدک صحبت استاندارد G.728...

5-4- توسعه برنامه بلادرنگ                             81
5-5- اجرای برنامه روی برد توسعه گر C5402 DSK                 82
5-5-1- بکارگیری ابزارهای توسعه نرم افزار                 84
5-5-2- استفاده از نرم افزارCCS                      86
5-5-3- نتایج پیاده سازی                         94
5-6- نتیجه گیری و پیشنهاد                          97
– ضمائم
   – ضمیمه (الف) : دیسکت برنامه های شبیه سازی ممیز ثابت به زبان C و
پیاده سازی کدک به زبان اسمبلی                                                                                         – ضمیمه (ب) : مقایسه برنامه نویسی C و اسمبلی                         98
– مراجع                                         103
 – مقدمه
امروزه در عصر ارتباطات و گسترش روزافزون استفاده از شبکه های تلفن ،موبایل و اینترنت در جهان ومحدودیت پهنای باند در شبکه های مخابراتی ، کدینگ و فشرده سازی صحبت امری اجتناب ناپذیر است . در چند دهه اخیر روشهای کدینگ مختلفی پدیدآمده اند ولی بهترین و پرکاربردترین آنها کدک های آنالیزباسنتز هستند که توسط Atal & Remedeدر سال 1982 معرفی شدند [2] . اخیرا مناسبترین الگوریتم برای کدینگ صحبت با کیفیت خوب در نرخ بیت های پائین و زیر 16 kbps ، روش پیشگویی خطی باتحریک کد (CELP) می باشد که در سال 1985 توسط Schroeder & Atal معرفی شد [8] و تا کنون چندین استاندارد مهم کدینگ صحبت بر اساس CELP تعریف شده اند .
در سال 1988 CCITT برنامه ای برای استانداردسازی یک کدک 16 kbps با تاخیراندک و      کیفیت بالا در برابر خطاهای کانال آغاز نمود و برای آن کاربردهای زیادی همچون شبکه PSTN ،ISDN ،تلفن تصویری و غیره در نظر گرفت . این کدک در سال 1992 توسط Chen et al.    تحت عنوان LD-CELP معرفی شد[6] و بصورت استاندارد G.728 در آمد[9] و در سال 1994 مشخصات ممیز ثابت این کدک توسط ITU ارائه شد[10] . با توجه به کیفیت بالای این کدک که در آن صحبت سنتزشده از صحبت اولیه تقریبا غیرقابل تشخیص است  و کاربردهای آن در شبکه های تلفن و اینترنت و ماهواره ای در این گزارش به پیاده سازی این کدک می پردازیم .
در فصل اول به معرفی وآنالیز سیگنال صحبت پرداخته می شود و در فصل دوم روش ها و استانداردهای کدینگ بیان می شوند . در فصل سوم کدک LD-CELP را بیشتر بررسی می کنیم و در فصل چهارم شبیه سازی ممیز ثابت الگوریتم به زبان C را بیان می نمائیم. ودر پایان در فصل 5 به نحوه پیاده سازی بلادرنگ کدکG

این مطلب را هم بخوانید :

اطلاعاتی، مدیران، رایانه، کارکنان، کامپیوتری، کامپیوتر، ، متمرکز، آمریکا، شیرینی، مدیرانی، خرده

.728 بر روی پردازنده TMS320C5402 می پردازیم.

فصل 1

بررسی و مدل سازی سیگنال صحبت

1-1 –معرفی سیگنال صحبت
صحبت در اثر دمیدن هوا از ریه ها به سمت حنجره و فضای دهان تولید می‏شود. در طول این مسیر در انتهای حنجره، تارهای صوتی[1] قرار دارند. فضای دهان را از بعد از تارهای صوتی ، لوله صوتی[2]  می‏نا مند که در یک مرد متوسط حدود cm 17 طول دارد . در تولید برخی اصوات تارهای صوتی کاملاً باز هستند و مانعی بر سر راه عبور هوا ایجاد نمی‏کنند که این اصوات را اصطلاحاً اصوات بی واک [3]  می‏نامند. در دسته دیگر اصوات ، تارهای صوتی مانع خروج طبیعی هوا از حنجره می‏گردند که این باعث به ارتعاش درآمدن تارها شده و هوا به طور غیر یکنواخت و تقریباً پالس شکل وارد فضای دهان می‏شود. این دسته از اصوات را اصطلاحاً باواک[4]  می‏گویند.
فرکانس ارتعاش تارهای صوتی در اصوات باواک را فرکانس Pitch و دوره تناوب ارتعاش تارهای صوتی را پریود Pitch می‏نامند. هنگام انتشار امواج هوا در لوله صوتی، طیف فرکانس این امواج توسط لوله صوتی شکل می‏گیرد و بسته به شکل لوله ، پدیده تشدید در فرکانس های خاصی رخ می‏دهد که به این فرکانس های

آدرس سایت برای متن کامل پایان نامه ها

 تشدید فرمنت[5]  می‏گویند.

از آنجا که شکل لوله صوتی برای تولید اصوات مختلف، متفاوت است پس فرمنت ها برای اصوات گوناگون با هم فرق می‏کنند. با توجه به اینکه صحبت یک فرآیند متغییر با زمان است پس پارامترهای تعریف شده فوق اعم از فرمنت ها و پریود Pitch در طول زمان تغییر می‏کنند به علاوه مد صحبت به طور نامنظمی از باواک به بی واک و بالعکس تغییر می‏کند. لوله صوتی ، همبستگی های زمان-کوتاه  ، در حدود 1 ms ، درون سیگنال صحبت را در بر می‏گیرد. و بخش مهمی از کار کدکننده های صوتی مدل کردن لوله صوتی به صورت یک فیلتر زمان-کوتاه می‏باشد. همان طور که شکل لوله صوتی نسبتاً آهسته تغییر می‏کند، تابع انتقال این فیلتر مدل کننده هم نیاز به تجدید[6] ، معمولاً در هر 20ms یکبارخواهد داشت.
در شکل (1-1 الف) یک قطعه صحبت باواک که با فرکانس 8KHz نمونه برداری شده است  دیده می‏شود. اصوات باواک دارای تناوب زمان بلند به خاطر پریود Pitch هستند که نوعاً   بین 2ms تا 20ms می‏باشد. در اینجا پریود Pitch در حدود 8ms یا 64 نمونه است. چگالی طیف توان این قطعه از صحبت در شکل (1-1 ب) دیده می‏شود[3].
اصوات بی واک نتیجه تحریک نویز مانند لوله صوتی هستند و تناوب زمان- بلند اندکی را در بر دارند ، همانگونه که در شکل های (1-1 ج) و (1-1 د) دیده می‏شود ولی همبستگی زمان کوتاه به خاطر لوله صوتی در آنها هنوز وجود دارد.
[1]  Vocal Cords
[2] Vocal Tracts
[3] Unvoiced
[4] Voiced
[5] Formant
[6]  Update
-2- مدل سازی  پیشگویی خطی
روش کدینگ پیشگویی خطی (LPC[1])  مبتنی بر مدل تولید صحبت در کد کننده های صوتی می‏باشد که در اینجا در شکل (1-2) نشان داده شده است. برای استفاده از مدل لازم است که معلوم شود سیگنال با واک است یا بی‏واک و اگر با واک است پریود Pitch مجاسبه گردد. تفاوت اصلی بین LPC و سایر کدکننده های صوتی  در مدل کردن لوله صوتی است. در تحلیل LPC ، لوله صوتی به صورت یک فیلتر دیجیتال تمام قطب در نظر گرفته می‏شود.[4,1].
شکل (1-2): مدل تولید صحبت در LPC
با شرکت دادن بهره G در این فیلتر داریم:
که در آن p مرتبه فیلتر است. اگر S(n) خروجی فیلتر مدل صحبت  و e(n) تحریک ورودی باشد، معادله فوق را در حوزه زمان به صورت زیر می‏توان نوشت:
به عبارت دیگر هر نمونه صحبت به صورت ترکیب خطی از نمونه های قبلی قابل بیان است و این دلیل نام گذاری کدینگ پیشگویی خطی (LPC) می‏باشد.
1-2-1- پنجره کردن سیگنال صحبت
روش LPC هنگامی دقیق است که به سیگنالهای ایستان[2] اعمال شود، یعنی به سیگنالهایی که رفتار آنها در زمان تغییر نمی‏کند. هر چند که این موضوع در مورد صحبت صادق نیست، اما برای اینکه بتوانیم روش LPC را بکار ببریم، سیگنال صحبت را به قسمت های کوچکی بنام   “فریم” تقسیم می‏کنیم که این فریم ها شبه ایستان هستند. شکل (1-3) مثالی از قسمت بندی سیگنال صحبت را نشان می‏دهد. این قسمت بندی با ضرب کردن سیگنال صحبت  S(n) ، در سیگنال  پنجره W(n) انجام می‏شود.
شکل (1-3) : قسمت بندی سیگنال صحبت
معروف ترین انتخاب برای پنجره ، پنجره همینگ (Hamming) به صورت زیر است:
در اینجا N ، طول پنجره دلخواه به نمونه و عموماً در محدوده  160-320 انتخاب می‏گردد          که 240 یک مقدار نوعی می‏باشد . در شکل (1-4) چند پنجره معروف نشان داده شده است.
معمولاً پنجره های متوالی برروی هم همپوشانی دارند و فاصله بین آنها را پریود فریم می‏گویند. مقادیر نوعی برای پریود فریم 10-30ms می‏باشد. این انتخاب به نرخ بیت و کیفیت صحبت دلخواه ما بستگی خواهد داشت. هر چه پریود فریم کوچکتر باشد، کیفیت بهتری خواهیم داشت.

شکل (1-4): نمایش چند پنجره معروف

1-2-2- پیش تاکید سیگنال صحبت
شکل (1-5) یک توزیع طیفی نمونه سیگنال صحبت را برای اصوات باواک نشان می‏دهد. با توجه به افت طیف در فرکانس های بالا وضعیف بودن فرکانس های بالا در طیف صحبت ، تحلیل  LPC در فرکانس های بالا عملکرد ضعیفی خواهد داشت. برای تقویت مؤلفه های فرکانس بالا صحبت ، آن را از یک فیلتر بالا گذر با تابع انتقال  که فیلتر پیش تاکید نامیده می‏شود، عبور می‏دهیم. مقدار نوعی ضریب a معمولاً  در نظر گرفته می‏شود.
اگر S(n) سیگنال ورودی باشد، سیگنال پیش تأکید شده  خواهد شد:
شکل (1-5) :  پوشش طیفی نمونه اصوات باواک
1-2-3- تخمین پارامترهای LPC
در اینجا لازم است که پارامترهای مدل LPC یعنی ضرایب ai فیلتر و بهره G تعیین گردند. اگر
تخمین S(n) از روی نمونه های قبلی باشد، ضرایب ai را چنان تعیین می‏کنیم که خطای
روی همه نمونه های موجود مینیمم گردد. این مینیمم سازی ما را به معادلات خطی زیر می‏رساند:
و یا در فرم ماتریسی
R.= –r
در معادلات فوق  تعریف زیر را داریم:
کهr(i) ،  iامین اتوکورلیشن سیگنال می‏باشد و فرض شده که S(n)  به طول N پنجره شده است. این فرمولاسیون به روش اتوکورلیشن معروف است و ماتریس R در آن یک ماتریس Toeplitz می‏باشد.  چنین ماتریسی غیرمنفرد و همیشه معکوس پذیر است و در نتیجه  همواره می‏‏توانیم جوابی به صورت = -R-1r داشته باشیم.
روش دیگری نیز بنام روش کواریانس وجود دارد. در این روش سیگنال صحبت S(n) پنجره نمی‏شود و به جای اتوکورلیش های r(i) ، کواریانس های r(i,j) برای عنصر (i,j) ماتریس R محاسبه می‏گردد:
در اینجا تضمین نمی‏شود که ماتریس R معکوس پذیر باشد و ممکن است که سیستم معادلات فوق جواب نداشته باشد. در این حالت فیلتر LPC ناپایدار می‏شود. از این رو در اینجا بیش از این به روش کواریانس نمی‏پردازیم.
راه سوم روش Burg است که امتیاز عدم استفاده از پنجره را در روش کواریانس با امتیاز روش اتوکورلیشن یعنی تضمین پایداری فیلتر ، ترکیب می‏کند. این روش از  ساختار مشبک[3]    فیلتر تمام قطب  استفاده می‏کند[1] .
جواب دستگاه معادلات فوق را می‏توان با یکی از روش های کلاسیک آنالیز عددی مثل حذف گوسی بدست آورد. اما چون R یک ماتریس Toeplitz است می‏توان از روشی مؤثر بنام روش تکرار Durbin سود جست که بصورت زیر ضرائب فیلتر را تولید می کند :