شناخت . رفتار درمانی

بنیاد علمی درمان رفتاری – شناختی . ۱۴۹

اصول کلی در شیوه های درمانی شناختی – رفتاری ۱۵۱

ارزشیابی شناختی – رفتاری . ۱۵۲

سنجش در ارزیابی و درمان شناختی – رفتاری ۱۵۴

فصل سوم : بحث و نتیجه گیری . ۱۵۵

پیش بینی روندها ۱۵۶

برایند بحث . ۱۵۷

اصطلاحات مهم ۱۵۸

فهرست منابع

منابع فارسی ۱۶۵

منابع انگلیسی ۱۶۷

پیوست ۱۶۹

مقاله انگلیسی (۱)

ترجمه

مقاله انگلیسی (۲)

 

چکیده

در شیوه های رفتار درمانی مستقیماً بر رفتار تأکید می شد و به تفکر و استدلال فرد کمتر توجه می شد.

در آغاز درمانگران به اهمیت شناخت اعتقاد نداشتند و نگرش محرک – پاسخ سفت و سختی را ترجیح می دادند. آنها هر ملاحظه ای در مورد اعتقادات و نگرشها را به عنوان بازگشتی به گونه ای از درونگری غیر علمی می دانستند. اما در پاسخ به شواهدی که نشان می داد عوامل شناختی (یعنی افکار شخص، انتظارات و تفسیر وی از رویدادها) اهمیت تعیین کننده در رفتار شخص دارد، بسیاری از رفتار درمانگران تأکید بر شناخت را هم وارد درمان کردند (بندورا ۱۹۸۶).

رفتار درمان شناختی اصلاح کلی است برای روش های درمانی که در آنها از فنون تغییر رفتار استفاده می شود و علاوه بر آن راهکارهای طراحی شده برای تغییر عقاید ناسازگار نیز به آن فنون الحاق شده است. درمانگر به فرد کمک می کند که واکنشهای هیجانی ناراحتی کننده نظیر اضطراب و افسردگی را با یادگرفتن شیوه های موثر تری برای تفسیر و تفکر درباره تجاربش کنترل کند. مثلاً در نظریه شناختی بک در مورد افسردگی، افراد افسرده تمایل دارند رویدادها را از دیدگاهی منفی و خود منتقدانه ارزیابی کنند. آنها شکست را به جای موفقیت انتظار می کشند و در ارزیابی عملکردشان تمایل به بزرگ کردن شکستها و کوچک کردن موفقیتهادارند. رفتار درمانگران شناختی در درمان افسردگی، به مراجعان کمک می کنند که تحریف را در تفکرشان تشخیص دهند و آنها را به واقعیت نزدیک کنند.

برنامه رفتاری – شناختی برای کمک به کسی که می خواهد به بازار هراسی خود غلبه کند، می تواند شامل آموزش مثبت اندیشی همراه با مواجهه زنده باشد. درمانگر به مراجع یاد می دهد که گفت و گوهای خودشکنانه درونی را با دستورات مثبت به خود جایگزین کند. رفتار درمانگران شناختی اتفاق نظر دارند که تغییر عقاید فرد برای ایجاد تغییری با ثبات در رفتار مهم است. اغلب اعتقاد دارند که شیوه های رفتاری قدرتمند از شیوه های کلامی در تأثیر گذاری بر فرایندهای شناختی اند. برای مثال، برای غلبه بر اضطراب صحبت کردن در کلاس، تفکر مثبت مفید است : «من درس را خوب می دانم و مطمئن هستم که می توانم ایده هایم را به طور موثر بیان کنم »؛ «موضوع جذاب است و بقیه بچه ها از آنچه من می گویم لذت می برند». اما ارائه موفق سخنرانی به یک همکلاسی و دوباره برای گروهی از دوستان نیز احتمالاً از شدت اضطراب کم خواهد کرد. عملکرد موفق احساس مهارت و تسلط ما را افزایش می دهد . در واقع گفته شده است که همه فرایندهای درمانی موثر به فرد احساس تسلط یا خودکارایی می دهند.

با مشاهده افراد موفق و مسلط، متقاعد شدن به این که می توانیم مشکل را حل کنیم و قضاوت از روی نشانه های درونی که، آرام و مسلط هستیم، در ایجاد احساس خود کارایی دخیل است. اما بیشترین احساس کارایی و عملکرد واقعی و احساس تسلط شخص ناشی می شود. خلاصه اینکه هیچ چیز مثل موفقیت فرد را موفق نمی کند (بندور، ۱۹۹۵).

فصل اول

کلیات


مقدمه :

اختلالهای روانی در جوامع انسانی بسیار مشهود و فراوان است. در هر طبقه و صنفی، در هر گروه و جمعی، افراد نامتعادل وجود دارند بنابراین در مورد همه اعم از کارگر، محصل، معلم، پزشک، زارع، استاد دانشگاه و غیر خطر ابتلا به ناراحتی های روانی وجود دارد، به عبارت دیگر هیچ فردی در برابر امراض روانی مصونیت ندارد. پیچیدگی های تمدن و مشکلات همراه با آن، فشارهای روانی ناشی از زندگی اجتماعی، فقر و مشکلات اقتصادی، نابسامانی های خانوادگی، الگوهای ناصحیح تربیتی والدین و نظایر اینها عوامل به وجود آورنده اختلال ها و ناهنجاری روانی هستند (شاملو، ۱۳۶۶، ص۱۷).

برای برخورد با اختلال های روانی نظریه های متفاوتی وجود دارد، شش دیدگاه نظری که امروزه نفوذ فراوان دارند عبارتند از : (۱) دیدگاه زیست شناختی، که بر نقش فرایندهای بدنی تأکید می ورزد (۲) دیدگاه روانکاوی که بر نقش اضطراب و تعارض درونی تأکید دارد (۳) دیدگاه یادگیری، که چگونگی تأثیر محیط بر رفتار را بررسی می کند (۴) دیدگاه شناختی که تفکر ناقص و مشکلات حل مسئله را علل رفتار غیر عادی می داند (۵) دیدگاه انسانگرایی – هستی گرایی که بر فردیت آدمی و آزادی او برای تصمیم گیری در مورد خود تأکید دارد و (۶) دیدگاه اجتماعی، که متوجه نقش روابط اجتماعی و تأثیر شرایط اقتصادی و اجتماعی بر رفتار غیر انطباقی است. در پاسخ به اینکه کدامیک از این دیدگاه های نظری درست است ؟ باید گفت نظریه ها، مطالبی ایستا نیستند، همه آنها دارای اهمیت بوده و به طور فعال مورد پژوهش قرار گرفته و به کار براه می شوند، با این حال هر یک از آنها واکنشی به جلو مسلط زمانه ی خود بوده و یا هستند (سارسون و ساراسون، ۱۳۷۷، ترجمه نجاریان و همکاران، ص۱۳۲).

نظریه پردازان و درمانگران متأخر بر اهمیت فرایندهای شناختی تأکید ورزیده و برای آنها نقش علیت در تبیین رفتار قائل شده اند. مفاهیم مهمی که این رویکردهای شناختی با آن ها سروکار دارند عبارتند از ادراک های فرد از رویدادها، تغییر و اسنادهای فرد از رفتار خود، الگوهای فکری، بیانات شخصی و راهبردهای شناختی، به طور کلی مضمون اصلی نظریه های شناختی رفتار درمانی و تغییر رفتار این است که تفکر افراد، چگونگی احساس و رفتار آنها را تعیین می کند (سیف، ۱۳۷۴، ص۷۱ و ۲۲۱).

نظریه های رفتاری، عوامل محیطی و نظریه های شناختی، افکار، ادراکات و تغییرهای فرد از موقعیت ها را علل عمده رفتارهای بهنجار و نابهنجار می دانند. در این پژوهش تلفیقی از این دو رویکرد تحت عنوان رفتار درمانی شناختی [۱]، که در برگیرنده آمیزه ی پیچیده ای از فنون شناختی و رفتاری است مورد بررسی قرار می گیرد.

تفکر و شناخت در احساس، رفتار و به طور کلی در زندگی انسان نقش مهمی دارد. انسان از نظر داشتن عقل، قدرت اندیشیدن و قدرت استنباط نتایج از مقدمات از سایر حیوانات متمایز می گردد (نجاتی ، ۱۳۶۷)

اخیراً در روانشناسی و روانپزشکی «شناخت[۲]» جایگاه خاصی را در سیب شناسی و درمان اختلالات هیجانی به خود اختصاص داده است. گفته می شود روان شناسی دوباره به نقطه آغازین خود بازگشته است (اتکینسون و اتکینسون و هیلگارد[۳]،۱۳۶۹)، و روان شناختی[۴]شده است.

تأکید بر عوامر شناختی بارزترین خصوصیت رفتار درمانی در دهه مربوط به سالهای پس از ۱۹۷۰ به شمار می رود (ویلسون و اولیری، ۱۹۸۰، نقل از قاسم زاده، ۱۳۷۰)

ادراک ما از اشیاء و موقعیتهای دنیای پیرامون یکی از تعیین کننده های اصلی اعمال ماست. بنابراین، افکار[۵] نقش اساسی را در رفتار انسان بازی می کنند (ولپر ۱۹۹۰) . لاز اروس (۱۹۶۴) معتقد است که استرس زایی حوادث به تنهایی موجب اختلال روانی نمی شود، بلکه تغییر و ارزیابی استرس توسط فرد است که نقش اساسی را در ایجاد بیماری بازی می کند (بروین ۱۹۸۹). براون، بی فوکلو و هاریس (۱۹۸۷) نیز به نقش عوامل اجتماعی و شناختی اهمیت خاصی می دهند.

 

بیان مسئله :

در نظریه های شناختی عوامل اصلی نگهدارنده رفتار فرایندهای شناختی فرض می شوند. بنابراین یکی از فرضهای روشها و فنون شناخت درمانی این است که افراد بر حسب ادراکی که از امور و رویدادها دارند به آنها واکنش نشان می دهند. فرض دوم شناخت درمانی این است که شناخت های غلط سبب اختلالات هیجانی می شوند.

مطلب دیگر :


همه چیز برای برگزاری یک مراسم عروسی عالی


 بنابراین هدف عمده شناخت درمانی ایجاد تغییر در فرایندهای شناختی افراد است. درمانگران شناختی و تغییر دهندگان رفتار شناختی معتقدند که تغییرات مطلوب در رفتار مددجویان (از جمله رفتارهای هیجانی آنان) از راه تغییر دادن الگوهای فکری، باورها، نگرشها، و عقایدشان امکانپذیر است. (سیف،۱۳۷۴،ص۴۲۴)

اگر نقش عوامل شناختی در ادراک و اصلاح رفتار انسانی نادیده گرفته شود از توانایی رفتار درمانگر در پرداختن به بسیاری از مشکلاتی که در کار بالینی به آنها بر می خورد جداً کاسته می شود. با وجودی که در گذشته رفتار درمانگران سرسختانه از هر گونه ارجاع به مفاهیم واسطه ای اجتناب می کردند ولی در گزارشهای جدیدتر به وضوح به اهمیت عوامل شناختی تأکید شده است (گلدفرید و دیویسون، ۱۹۷۶، ص۱۵)

فنون رفتاری یار فنون شناختی است. هدف کلی روش های رفتاری کمک به بیمار برای درک نادرستی فرضیات شناختی خود و یادگیری فنون جدید برای مدارا، پیامدهای آن است.

مطالعات به وضوح نشان داده اند که شناخت درمانی در بعضی از موارد معادل یا برتر از داروهاست و در هر حال روش موثری است. شناخت درمانی یکی از مفیدترین روش های روان درمانی فعلی برای افسردگی است و انتظار می رود که برای درمان سایر اختلالات نیز مفید بوده باشد (کاپلان و سادوک، (۱۹۹۱، ص۴۱۱). کارست (۱۹۷۰)و ترکسر(۱۹۷۲) تأثیر مثبت شناخت درمانی را در تخفیف اضطراب افراد به هنگام سخنرانی جمع ثابت نمودند (نجابتیان، ۱۳۷۹، ص۵)

پاور و هکاران (۱۹۹۰) اظهار می دارند درمان شناختی – رفتاری احتمالاً بسیار موفق تر از درمان های دیگر در زمینه اضطراب عمل کرده است.

رفتار درمان شناختی، رویکردی است فعال، جهت بخش، از لحاظ زمانی محدود و سازمان یافته. این رویکرد براساس این منطق نظری زیربنایی استوار است که عاطفه و رفتار فرد عمدتاً بر حسب شیوه شناخت جهان از نظر او تعیین می شود (بک و همکاران[۶](۲)، ۱۹۷۹، ص۳). این نوع درمان، درمانی است :

  • مبتنی بر مدل شناختی منسجم درباره اختلال های هیجانی و نه مجموعه ی ناهماهنگی از فنونی که فاقد هر نوع اساس وحدت بخش منطقی باشند،
  • مبتنی بر همکاری درمانی استوار بین بیمار و درمانگر که در آن بیمار به صراحت به عنوان فردی که نقشی برابر در رویکرد تیمی به حل مسأله دارد تلقی می شود ؛
  • کوتاه و محدود از لحاظ زمانی که در آن سعی می شود به بیمار کمک شود تا در خود مهارت های خود – یاری مستقلی پدید آورد ؛
  • سازمان یافته و جهت بخش ؛
  • مسأله مدارو معطوف به عوامل تداوم بخش مشکلات و نه منشأ آنها.
  • متکی بر فرایند سوال و «کشف راهبری شده»([۷]) و نه قانع سازی، موعظه و مباحثه.
  • براساس روش های استقرایی، به طوری که بیمار فرا می گیرد که افکار و اعتقادها را به عنوان فرضیه هایی که باید اعتبار شن آزموده شود، بنگرد.
  • آموزشی، که در آن فنون شناختی- رفتاری به عنوان مهارت هایی که باید از طریق ممارست فراگرفته شوند و از طریق تکالیف خانگی وارد محیط بیمار گردند، تلقی می شود (هاوتون و همکاران([۸])، ۱۳۷۶، ترجمه قاسم زاده، ص۲۲۹).

[۱] Cogvitive Behavior Therapy

[۲] Cognition

[۳] Atkinson , Atkinson and Hilgard

[۴] cognitive

[۵] thought

[۶]Beck at al

[۷] Guided discorery

[۸] Hawton at al

بررسی پذیرش اجتماعی و ویژگی های شخصیتی در بین دانشجویان دانشگاه

عناصر اصلی فرهنگ                                    ۳۹

ویژگیهای فرهنگ                                      ۴۲

مفهوم شخصیت                                     ۵۶

تأثیر فرهنگ در شخصیت                                ۵۸

شخصیت اساسی یا پایه                                 ۶۴

فرهنگ و بیماری                                      ۶۷

بررسی هشیاری                                    ۷۴

بررسی رفتار                                         ۷۵

بررسی ناهوشیار                                      ۷۷

بررسی علمی شخصیت                                ۷۸

تعریفهای شخصیت                                      ۷۹

ویژگیهای منحصر به فرد                               ۸۲

ذهنیت در نظریه های شخصیت                            ۸۷

سؤالهایی درباره ماهیت انسان                                  ۹۰

فصل سوم

(روش تحقیق)

جامعه مورد مطالعه                                   ۹۷


حجم نمونه،روش نمونه گیری                                ۹۷

ابزار اندازه گیری در تحقیق                              ۹۸

آزمون ویژگیهای شخصیتی مینه سوتا                          ۹۹

روش تحقیق                                           ۱۰۰

روش آماری مربوط به فرضیه ها                              ۱۰۱

 

عنوان                                                              صفحه

 

 

فصل چهارم

مطلب دیگر :




(یافته ها و تجزیه و تحلیل داده ها)

مقدمه فصل چهارم                                     ۱۰۳

فصل پنجم

(بحث و نتیجه گیری)

نتیجه گیری                                          ۱۱۷

پیشنهادات                                           ۱۱۹

محدودیت ها                                          ۱۲۰

منابع و مآخذ                                        ۱۲۱

 

چکیده :

هدف از تحقیق حاضر برسی پذیرش اجتماعی ویژگیهای شخصیتی در بین دانشجویان رشته های برق ومکانیک دانشگاه آزاداسلامی واحد ابهر که فرضیه های عنوان شده عبارتند از اینکه بین ویژگیهای شخصیتی وپذیرش اجتماعی رابطه معنی داری وجود دارد وفرضیه های جزئی اینکه بین افسردگی هیپوکندریا ،هیستری ،پارانویا ،انحرافات اجتماعی ،وپذیرش اجتماعی

بررسی عوامل موثر بر میزان اثربخشی استفاده از سیستم آموزش مجازی دانشگاه آزاد

دانلود متن کامل پایان نامه : بررسی عوامل موثر بر میزان اثربخشی استفاده از سیستم آموزش مجازی دانشگاه آزاد

 

فصل اول- کلیات تحقیق
۱- مقدمه :
خیلی از مردم عقیده دارند که آموزش حسابداری زمینه های بیشتری را برای تجارت و دوره های گزارش دهی آماده می کند و به همین دلیل یک رشد انفجاری در ثبت نام دانشجویان در رقابت های آموزش مجازی دیده می شود زیرا که وقت طلا و دارای ارزش است و ثبت نام در آموزش مجازی رشدی مشابه یک داستان دارد که هر روز بر تعداد رقابت های حسابداری فعلی برای آموزش مجازی افزوده می شود و تعداد آن روز به روز در حال افزایش است. مطابق با بررسی سلیمی(۲۰۰۷) از وقتی که رقابت های آموزش مجازی حسابداری پیشنهاد شده است  خیلی از قسمت ها و بخش های مختلف برنامه های آموزش حسابداری چندان خوب است که آموزش مجازی را پیشنهاد کرده است و در دوره لیسانس و سطوح عالی که در بالا ذکر شده است فارغ التحصیل نیز داشته است.
مطابق چشم انداز حرفه ای کتابهای درسی در سال ۲۰۰۶ توقع استخدام شدن از حسابداری و حسابرسی این است که رشد سریع خود را بیشتر از این نیز افزایش دهند. که این رشد سریع برای همه حرفه ها تا سال ۲۰۱۴ باعث افزایش درآمدها نیز خواهد شد. در میان بازرگانی و دیگر حرفه های مالی حسابداران و حسابرسان و مدیران تجزیه و تحلیل می خواهند مشاغل دیگری را اضافه و دسته بندی نمایند با توجه به اینکه پیش بینی می شود که میانگین درآمدها تا سال ۲۰۱۴ به ۰۰۰/۳۸۶ دلار در سال در ایالات متحده خواهد رسید.
رشد انفجاری حسابداری سرعت کلاسهای آموزش مجازی را در سطوح آموزش عالی در دهه گذشته هدیه کرده است و اصلاً به نظر نمی رسد که این رشد انفجاری آهسته و رو به پایین باشد. تکامل اینترنت و دسترسی گسترده و آسان به آن در خانه و منزل باعث این احتمال شده است که آنها که می خواهند در کلاسهای درس شرکت کنند بدین وسیله بتوانند باعث ادامه رشد خود شوند. مطابق یک گزارش نقل شده آموزش مجازی باعث رتبه ساختن هم می شود: آموزش مجازی در ایالات متحده توسط آلفرد اسلوان  تأسیس شد و توسط گروه بررسی تحقیق باب سون جریان پیدا کرده است و در رابطه با کالج نیزیک رشد هم نواخت و یک دستی در ثبت نام های آموزش مجازی وجود داشته است. موسسات آموزش عالی نیز گزارشات ثبت شده ای دارند که ثبت نام آموزش مجازی هم از لحاظ عددی و هم از لحاظ درصدی به طور اساسی رو به افزایش است.
مطابق یک گزارش تحویلی به حوزه آموزش ایالات متحده تقریباً ۷۵% درصد دانشجویان دوره لیسانس که این روزها مورد بررسی قرار گرفته اند غیر سنتی و مدرن هستند زیرا که سن و سال بالا و اوضاع و احوال مالی یا موارد دیگر باعث ثبت نام آنها در دانشکده های مدرن شده است گاهی اوقات دانشجویان آموزش مجازی که مراجعه می کنند سنتی هستند زیرا که معمولاً ۲۵ ساله یا بزرگتر هستند و یا اینکه به عنوان کارکنان بالغ مشغول به کار هستند و برخی نیز متأهل هستند و وقت کمتری را  برای رفتن به مدرسه در طول شبانه روز و یا  در طول هفته دارند دانشجویان آموزش مجازی حسابداری هم اکنون مشغول به کار در میدان های حسابداری می باشند و برای پیشرفت خود به مدرسه می روند تا مهارتهای خود را افزایش دهند و بتواند گواهینامه عمومی حسابداری را از طریق امتحان CPA دریافت نمایند (وان نورد ۲۰۰۶)

 اوب لی جز و دلی کارت (۲۰۰۰) بیان کردند که افزایش ثبت نام های زیاد در آموزش عالی حق دانش آموزان بالغ می باشد . او ب لی جر (۲۰۰۳) بررسی کرد که رشد ثبت نام دانشجویان مجازی  نشانه پاره وقت بودن آنان است زیرا که اکثراً ۲۵ ساله به نظر می رسند. در سال ۲۰۰۴ نادسان مطالعه ای را انجام داد و اظهار عقیده کرد که شیوه های آموزش افراد بالغ غیرسنتی اختلاف دارد و این اختلافات در شیوه های آموزش وقتی که روش های تدریس آموزش مجازی انتخاب شده اند بیشتر خواهد بود. مطابق تحقیق و تینگ هام (۲۰۰۵) دانشجویان بالغ شیوه های آموزش خود را توسعه می دهند و نیاز دانشکده ها استفاده از وسیله های مختلف موجود و کلاسهای درس مادی که تعهد اثربخشی را در دانشجویان ایجاد کند می باشد و تکنیک های آموزش همه دانشجویان را بهبود می بخشد و مخاطبان روش های تدریس برای دانشجویان حسابداری غیرسنتی در موارد ذیل اهمیت دارد:

  • اگر دانشجویان درخواست های خوب از حسابداری بکنند حرفه حسابداری درآمد آن ها را واقعا افزایش می دهد.
  • واقعاً نیاز است که هرکدام از حسابداران فرض های دانشجویان را اجرا کنند.

جین کتر (۲۰۰۳) گزارشی تسلیم کرد که دانشجویان غیرسنتی بالغ غالباً با این نیت به مدرسه می روند که حرفه های حسابداری بتوانند درآمدهای خوب برایشان آماده

مطلب دیگر :


دانلود پایان نامه های ارشد همه رشته ها


 کنند بوسیله چنین آمادگی که رشته حسابداری دارد.

رفتار های دانش آموزان بالغ ممکن است مناسبت بهتری نسبت به دانشجویان جوان تر سنتی داشته باشد. زیرا که آنها می توانند از تجربیات خودشان برای گزارش دادن درحرفه  حسابداری استفاده کنند. روش اصلاح آموزش دانشجویان مجازی مدرن بالغ مطالعه کردن حسابداری می باشد بنابراین اهمیت دارد  آموزش عالی از وسایل تعلیم وتربیت آموزشی مربوط به هم استفاده کند. این مطالعه کیفی توصیفی توانایی های دانشکده ها را در زمینه های فرایند آموزش حسابداری برای کیفیت آموزش دانشجویان مجازی را در یک دوره چهارساله لیسانس بررسی می نماید . مفهوم از این مطالعه تعیین روش تحقیق هایی می باشد که اعضا هیئت علمی توانایی اصلاح و بهبود آنها را در آموزش حسابداری برای دانشجویان  مجازی  بالغ خواهند داشت و بوسیله تمرینات و کار بهتر در محیط آموزش مجازی به کار خواهند گرفت و آنها را رشد خواهند داد.
۲- بیان مسئله:
این حق کارفرمایان می باشد که از کارمندانشان بخواهند که مهارتهای خود را به وسیله آموزش حسابداری از طریق آموزش مجازی ارتقا دهند و باعث رشد آموخته های خود شوند و در طی یک جریان فرایند آموزش مجازی به عنوان دانش آموز بالغ وارد مؤسسات آموزش عالی شوند و با داشتن دسترسی آسان به اینترنت زمینه یک آموزش مجازی دائمی را برای خود فراهم آورند.
۳- اهداف تحقیق:
۱-۳: اهداف اصلی:

  • شناخت عوامل موثر بر میزان اثربخشی استفاده از سیستم آموزش مجازی در دانشگاه آزاد اسلامی برای دانشجویان رشته حسابداری با بهره گرفتن از تجربیات اساتید دانشگاه های دولتی و غیردولتی.
  • استفاده از تدریس آموزش مجازی برای دانشجویان رشته حسابداری به عنوان یک اصل کلی.

۲-۳:اهداف فرعی:

  • شناخت میزان تأثیر ویژگیهای شغل حسابداری در صورت استفاده از آموزش مجازی برای دانشجویان رشته حسابداری در دانشگاه آزاد اسلامی.
  • شناخت میزان تأثیر ویژگیهای شخصیتی بر تعهدات دانشجویان آموزش دیده رشته حسابداری در دانشگاه آزاد اسلامی.
  • شناخت میزان تأثیر تجربیات اساتید تدریس کننده آموزش مجازی در دانشگاه آزاد اسلامی.
  • شناخت میزان تأثیر مؤسسات آموزش دهنده وابسته به دانشگاه آزاد اسلامی.

مقایسه تاثیر سبک های مدیریت کلاس بر روی رشد فراشناخت دانش آموزان دختر ابتدایی

از آنجا که اکثر اوقات دانش‌آموزان، در کلاس درس می‌گذرد، پاسخگویی به  انتظارات، خواسته‌ها و نیازهای افراد ذینفع از طریق تعامل معلم و دانش‌آموز در کلاس  درس نمود می یابد و مردم نتایج، پیامدها، کارایی و اثربخشی نظام تعلیم وتربیت را متوجه شیوه تدریس،  کلاسداری و تعامل در کلاس می‌دانند.

یکی از عواملی که امروزه، مدیران وسیاستگذاران آموزش وپرورش به عنوان موضوعی مهم و اساسی بدان توجه  دارند، عامل  مدیریت  کلاس است که از دیر باز به عنوان پیچیده ترین  موضوع در بهبود کیفیت آموزش شناخته شده است.

مدیریت کلاس مقدمه و پیش نیاز آموزش است. معلم می‌تواند با شناخت و اجرای مدیریت صحیح، تاثیر و کارایی  تدریس را افزایش و مشکلات رفتاری دانش‌آموزان را کاهش دهد. هدف اصلی مدیریت کلاس، همانند هدف آموزش « خود رهبر شدن دانش‌آموزان است». هدف این است که دانش‌آموز به جای آنکه به کنترل خارجی نیاز داشته باشد بتواند آگاهانه رفتار خویش را کنترل کند  و رفتارمطلوب جزئی از شخصیت اوشود (بهاری، ۱۳۷۹، ۳۷).

هدف از روش‌های اداره کلاس، فراهم کردن جوی است که در آن تدریس راحت تر صورت  پذیرد. آنچه در اداره موثر کلاس درس همواره باید مدنظر باشد، الویت تاکید بر پیشگیری از بدرفتاری نسبت به مقیاس‌های تسکین دهنده، مانند تنبیه است. مشکلات بالقوه رفتاری باید شناخته شود تا با اعمال روش های صحیح در کلاس از پیشروی آنها جلوگیری گردد .

به اعتقاد بسیاری از معلمان ومدیران مسائل مربوط به انضباط، کنترل و اداره کلاس مهمترین علل ناموفق بودن معلمان است. هنگامی‌که بیشتر وقت کلاس صرف مشکلات انضباطی شود بطور عملی زمان کمتری برای تدریس و یادگیری دروس باقی می ماند(رضایی، ۱۳۸۳، ۱۰).

گزارشها نشان داده است که بیش از ۵۰%  درصد زمان کلاس صرف مسائل انضباطی واداره کلاس می‌شود (الیز، ۲۰۰۳). مربیان برجسته همیشه تاکید داشتند کیفیت آموزش، یک عامل  کلیدی و موثر بر رفتاردانش‌آموزان و موفقیت آنهاست. اما در رویکردهای  نوین به آموزش، نقش دانش‌آموز در فرایند یاددهی – یادگیری افزایش یافته است، و توسعه مهارتها و تواناییهای دانش‌آموزان برای پذیرش مسئولیت یادگیری خود هدف واقع شده است، درنتیجه چگونگی واکنش معلم به بدرفتاری دانش‌آموزان به دلیل تاثیر فراوان بر عملکرد آن اهمیت یافته است چنانکه یک شیوه اثربخش می‌تواند سبب افزایش جایگاه دانش‌آموزان در کلاس و یا عزت نفس آنها شود وآنها را به پذیرش مسئولیت خود ترغیب کند (جانز، ۱۹۹۰).

بنابراین تغییرات ساده درفنون برنامه درسی و آموزشی، برای خلق یک محیط مبتنی بر نیازهای دانش‌آموزان و خلق یک جامعه یادگیری درکلاس کافی نیست؛ بلکه برای فراهم کردن چنین محیط  همکارانه‌ای در کلاس نیازمند تئوری مدیریت کلاس هستیم (مارتین، ۲۰۰۳). بنابراین لازم است در این خصوص فنون و ویژگیهای مورد نیاز مدیریت کلاس شناسایی و تبیین گردد،  تا مورد استفاده همه کسانی که با آموزش و پرورش سرو کار دارند قرار گیرد.

 

 

 

۱-۲  بیان مساله

با اهمیت یافتن نقش دانش‌آموز درفرایند یاددهی – یادگیری متغیرهای دانش‌آموزی[۱] اعم از انگیزه، استعداد، تواناییهای شناختی و فراشناختی، دانش، مهارت فرد و غیره به عنوان عوامل موثر بر یادگیری مطرح شدند.

وانگ[۲] و همکاران (۱۹۹۰) در یک فراتحلیل جامع برمتون و تحقیقات مربوط به یادگیری، دریافتند که، متغیرهای دانش‌آموزی نسبت به دیگر متغیرهای موثر بر یادگیری الویت داشته و از این بین، عامل توانایی فراشناختی دانش‌آموزان با بالاترین نمره در بین کل متغیرها بعنوان یک عامل بسیار مهم بر یادگیری شناخته شده که در متون علمی معاصر تاکید فراوانی برآن شده است.


(وانگ و همکاران، ۱۹۹۰).

طبق جدیدترین تئوریهای یادگیری، کیفیت یادگیری بستگی به تواناییهای یادگیرندگان در هدایت و جهت دهی  به یادگیری خودشان، توسعه مهارتهای پرسشگری، یادگیری تفکر و کنترل فرایندهای یادگیریشان دارد؛ در این بین « مهارتهای فراشناختی » مفاهیم اصلی و کلیدی هستند.

اصطلاح فراشناخت برای اولین با در سال ۱۹۷۶ توسط جان فلاول وارد حیطه روان شناسی شناختی شد؛ وی این اصطلاح را به عنوان هر گونه دانش یا عمل شناختی که موضوع آن فعالیتهای شناختی وتنظیم آن است تعریف می‌کند. درحیطه روانشناسی شناختی فراشناخت دو بعد اساسی را در بر می‌گیرد؛ دانش فراشناختی[۳] و مهارتهای کنترل شناخت یا خود – تنظیمی[۴] (مک یوزد، ۱۹۹۷).

به گفته فلاول (۱۹۸۸) بعد اول شامل دانش و باورهای فرد درباره عوامل و متغیرهایی است که با هم در فرایند شناختی تعامل دارند، که این عوامل یا متغیرها عبارتند از دانش درباره تواناییهای خود، ویژگیهای تکلیف و راهبردهای شناختی است. و جزء دوم تنظیم شناختی است که اشاره به فرایندهایی دارد که شناخت را هماهنگ می‌کنند. این بعد شامل مهارتهای فراشناختی است و در انواع فعالیتهای شناختی از جمله رد وبدل کردن اطلاعات بصورت کلامی، نوشتن، فراگیری زبان، ادراک، توجه حافظه، حل مساله، شناخت اجتماعی و اشکال مختلف خود آموزی و کنترل خود نقش مهمی‌بازی می‌کند (فلاول، ۱۳۷۷، ۱۷۰). این مهارتها عبارتند از ؛ برنامه ریزی، سازمان دهی،

مطلب دیگر :


مدل هیجانی چهار عنصری هوش هیجانی - کاوشگران جوان


 مدیریت اطلاعات، ارزیابی واشکال زدایی[۵] (اسکراو، ۱۹۹۴).

اسکراو[۶] و مشمن[۷]، گستره وسیعی ازمتغیرها را در شکل گیری فراشناخت موثر میدانند و معتقدند سه عامل در ایجاد و پایه گذاری فراشناخت فرد دخالت دارد؛  یادگیری‌های فرهنگی[۸]،  ساخت یابی فردی[۹] و تعامل با همگنان[۱۰].

نظریه‌های فراشناختی فرد از درونی شدن فرهنگ از طریق یادگیری اجتماعی ساخته می‌شود و مفاهیم مشترک اجتماعی از طریق آموزش رسمی و غیر رسمی‌به کودکان انتقال داده می‌شوند.

بنابراین خود افراد نیز ساختارهای مشخصی را بنا می‌کنند تا مهارتها و راهبردهای شناختی خود را توسعه و دانش فراشناختی خود را تنظیم  کنند و نیز بتوانند شرایطی را بوجود آورند تا در یادگیری، خود تنظیم شوند. تعامل همگنان شامل یک فرایند سازمان دهی اجتماعی است و از انتقال فرهنگی و ساخت فردی متمایز است.

همگنان شامل افرادی دارای سطح مشابه شناخت هستند که تعامل با آنان باعث افزایش عملکرد فرد درتکالیف شناختی می‌شود (اسکراو، ۱۹۹۵).

با توجه به نقش این عوامل، شکل گیری مهارتهای فراشناختی را درکلاس باید در ارتباط با محدوده وسیعتری از متغیرهای کلاس درس بررسی کرد. کمیت و کیفیت تعاملات و ارتباطات  دانش‌آموزان با یکدیگر و با معلم، شیوه‌هایی که جهت کنترل فعالیتها و رفتار دانش‌آموزان اعمال میشود همچنین  آموزش، همگی می‌توانند عواملی اثرگذار بر میزان تحقق مهارتهای فراشناختی  دانش‌آموزان باشد.

این متغیرها  که درمجموع به آنها مدیریت کلاس[۱۱] گفته می‌شود، به وجود آورنده  محیط روان شناختی – اجتماعی کلاسی‌اند و میتوانند  اثرات متفاوتی بر درک یادگیرنده ازخود وتوانایی او در کنترل یادگیری و نظام شخصی بگذارند(مارتین، ۱۹۹۶).

معلمان بر اساس نگرشها و باورهایشان در خصوص ماهیت رفتار دانش‌آموزان شیوه‌های گوناگونی از مدیریت در کلاس را بکار می‌برند که هرکدام می‌تواند اثرات متفاوتی بر عملکرد دانش‌آموزان بگذارد. پژوهشگران با مشاهده رفتار معلمان شیوه‌های مختلفی از مدیریت کلاس گزارش داده‌اند. آنچه برای پژوهشگران در این حیطه اهمیت دارد، شناخت تفاوتهاست؛  اینکه چه شیوه‌ای از مدیریت کلاس موثر و مفید است. گلیکمن[۱۲] و تامشایر[۱۳] (۱۹۸۰) و ولفگانگ[۱۴] (۱۹۹۵) با توجه به سه متغیر مدیریت کلاس یعنی؛ مدیریت آموزش[۱۵]، مدیریت رفتار[۱۶] و مدیریت افراد[۱۷]، در یک پیوستار، سه رویکرد به مدیریت کلاس را شرح میدهند؛ رویکرد غیرمداخله گرایا[۱۸]ن، رویکرد تعامل گرایان[۱۹]، و رویکرد مداخله گرایان[۲۰].

در رویکرد غیر مداخله گرایان با فرض اینکه افراد بر اساس فطرت وذات خود رفتارمی‌کنند وتربیت فقط فراهم کردن زمینه برای بروز این استعداد‌های ذاتی است، اعتقاد بر این است که کنترل کمی‌بر فعالیتهای دانش‌آموزان اعمال میشود. از طرفداران این سبک می‌توان، گردن[۲۱] (۱۹۹۱). و هیم‌گیوت[۲۲] (۱۹۷۲) را نام برد.

اما درمقابل، رویکرد مداخله گرایان بر این مفروضه استوار است که محیط بیرونی، رشد را شکل می‌دهد؛ و تغییر رفتار پایه تئوریک اندیشه این مکتب است. کانتر (۱۹۹۲) بیان می‌کند انضباط یک نمونه از ایدئولوژی مداخله گرایان است. دراین سبک هدایت وکنترل زیادی بر دانش‌آموزان صورت می‌گیرد. چند نمونه از طرفداران مداخله گرایی عبارتند از؛ لی کانتر[۲۳] (۱۹۹۲) و فردریک جانز[۲۴](۱۹۸۷).

رویکرد تعامل گرایان در بین دو سبک بالا قرار دارد که هم بر فعالیتهایی که افراد برای تغییر محیط انجام  می‌دهند وهم بر تاثیر عوامل محیطی بر افراد تاکید دارند. در چنین فضای مدیریتی، فرصت برای تعامل دانش‌آموزان و معلم بیشتر است و دانش‌آموزان شانس بیشتری برای کنترل مطلوب بر فعالیتهای خود دارند. اصول نظری این سبک توسط آلفرد آدلر و دریکرز توسعه یافته است. (مارتین و بالدوین، ۲۰۰۰).

معلمان طبق باورهایشان درباره یادگیری و رشد دانش‌آموزان شیوه خاصی از مدیریت را در کلاس اعمال می‌کنند و بر این اساس که کدام رویکرد بر اعتقادات وعمل آنان مسلط است سبک مدیریتی آنان مشخص میشود و هر سبک با ایجاد شرایطی خاص ومتفاوت در جو اجتماعی کلاس می‌تواند تاثیر متفاوتی بر رشد مهارتهای فراشناختی دانش‌آموزان بگذارد.

[۱] – Student Variabels

[۲] – Wang

بررسی تاثیر مهارت های زندگی بر عزت نفس، سازگاری اجتماعی، پیشرفت تحصیلی، اضطراب

 

فصل سوم:

(روش و تحقیق)

اهمیت آموزش مهارت های زندگی در مدارس:

پیشینه تحقیقات پژوهش

جامعه آماری:

ابزارهای تحقیق:

آزمون عزت نفس کوپراسمیت

آزمون اضطراب- حالت- صفت (STAI)

مقیاس رفتار سازگارانه وایلند

چگونگی اجرای آزمونها

نحوه اجرای آزمایش

نحوه اجرای آزمایش:

روش های آماری پژوهش:

روش های آماری توصیفی:

روش های آمار استنباطی:

 

فصل پنجم:

مقدمه:

تبیین یافته های آماری

فرضیه (۱)

فرضیه (۲):

فرضیه (۳):

فرضیه ۴:

فرضیه ۵:

تبیین یافته های جانبی

بحث ونتیجه گیری کلی:

مشکلات و محدودیت های پژوهش

پیشنهادات:

چکیده:

هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی تاثیر آموزش مهارت های زندگی بر عزت نفس، سازگاری اجتماعی، پیشرفت تحصیلی، اضطراب حالت و اضطراب صفت دانش آموزان دختر سال اول دوره دبیرستان است.

فرضیات پژوهش عبارتند از:

  • گذراندن درس مهارت های زندگی، عزت نفس دانش آموزان را افزایش می دهد.
  • گذراندن درس مهارت های زندگی، سازگاری اجتماعی دانش آموزان را سبب می‌شود.

  • گذراندن درس مهارت های زندگی، موجب پیشرفت تحصیلی دانش آموزان می‌شود.
  • گذراندن درس مهارت های زندگی، سطح اضطراب حالت دانش آموزان را کاهش می دهد.
  • گذراندن درس مهارت های زندگی، سطح اضطراب صفت دانش آموزان را کاهش می دهد.

به همین منظور از بین ۳۶۰ نفر دانش آموز دختر سال اول دوره دبیرستان، ۶۰ نفر دانش آموز، بطور تصادفی، انتخاب شدند. سپس با آرایش تصادفی به دو گروه آزمایشی و کنترل تقسیم شدند.

پس از این که، پیش در گروه آزمایشی و کنترل اجراء شد. گروه آزمایشی، آموزش مهارت های زندگی را به مدت ۱۶ هفته و هفته ای یک جلسه دریافت نمود. پس از اتمام دوره آموزش، پس آزمون در دو گروه آزمایشی و کنترل اجرا گردید.

نتایج پژوهش حاضر به شرح زیر است:

  • پس از گذراندن درس مهارت های زندگی، عزت نفس دانش آموزان، بطور معنادار افزایش پیدا کرده است.
  • پس از گذراندن درس مهارت های زندگی، سازگاری اجتماعی دانش آموزان بطور معنادار افزایش پیدا کرده است.
  • پس از گذراندن درس مهارت های زندگی، پیشرفت تحصیلی دانش آموزان بطور معنادار بیشتر شده است.
  • پس از گذراندن درس مهارت های زندگی، سطح اضطراب حالت دانش آموزان بطور معنادار کاهش پیدا کرده است.
  • پس از گذراندن درس مهارت های زندگی، سطح اضطراب صفت دانش آموزان بطور معنادار کاهش پیدا کرده است.
  • بین وضعیت اشتغال پدران با اضطراب حالت و عزت نفس دانش آموزان ارتباط معنادار وجود دارد.
  • بین سطح تحصیلات والدین با عزت نفس دانش آموزان ارتباط معنادار وجود دارد.
  • بین ترتیب تولد دانش ، اضطراب حالت، اضطراب صفت و عزت نفس دانش آموزان ارتباط معنادار وجود دارد.

مقدمه:

زندگی بشر تحت تاثیر تغییرات وسیع صنعتی، اجتماعی، فرهنگی، دچار تحول شده است. شمار زیادی از افراد قادر نیستند بین محرکهای متنوع بیرونی ونیروهای متعارض

مطلب دیگر :


حق‌الاجرای اسناد لازم‌الاجرا : هزینه های اجرایی


 درونی توازون ایجادکنند ودر فرایند رشد موزون و همه جانبه که همانا هدف اصلی تعالی انسان است، دچار مشکل می شوند. بدیهی است که کودکان ونوجوانان به سبب بی تجربگی و نا آگاهی از مهارتهای بازدارنده و تسهیل کننده، اصلاحی، بیشتر در معرض آسیبهای جدی درونی و اجتماعی هستند. دانش آموزانی که مهارتهای مقابله با موقعیتهای تنش زا را ندارند، به نوعی مقهور آنها خواهند شد و بدین ترتیب مستعد اختلالات روانی، عاطفی، افسردگی، اضطراب و احتمالاً مصرف مواد مخدر و رفتارهای ضد اجتماعی خواهند شد این دانش آموزان در فرایند تصمیم گیری نیز دچار مشکل می‌شوند.

بنابراین با توجه به نقش مهم مدارس در تامین بهداشت روانی دانش آموزان، برنامه آموزش مهارتهای زندگی، روش موثری در جهت رشد شخصیت سالم دانش آموزان و تامین بهداشت روانی دانش آموزان است.

آموزش مهارتهای زندگی، نوعی کوشش است که در سایه آن نوجوانان ترغیب می شوند تا خلاقیت خود را به کار گیرند و به طور خود جوش راه های موثر را برای حل تعارضات و مشکلات زندگی خود بیابند.

به نظر می رسد آموزش مهارت‌های زندگی گام موثری در این جهت باشد که استعدادها و توانمندیهای دانش آموزان بکار گرفته شود تا خود فعالانه سر نوشت خویش را بدست گیرند و انتخاب گر باشند. ضمناً فرایند خود باوری در نوجوانان مسیر درست خود را طی کرده و نوجوان ضمن استفاده درست از مهارت ها، مسئولیت اعمال و احساسات خود را می پذیرد و مهارتهای لازم را برای اتخاذ تصمیم های مهم زندگی کسب می کند.

بیان مسئله

کودکان و نوجوانان به دلیل تجربه ناکافی وعدم آگاهی از مهارتهای لازم از جمله آسیب پذیرترین قشر از اقشار اجتماعی هستند و به رغم انرژی واستعدادهای بالقوه و سرشار، آنها از چگونگی بکار بردن توانمندیهای خود در مواجهه با مسائل و مشکلات زندگی آگاه نیستند.

آموزش و پرورش بهترین بستر برای ارائه این آگاهی به نوجوانان است. بنظر می رسد آموزش مهارتهای زندگی می تواند توانمندی افراد را برای مقابله موفق با چالشهای زندگی، افزایش دهد. عزت نفس آنها را بالا ببرد و به آنها یاد بدهد که چطور بتوانند خشم خود را مهار نموده و برای برخورد با ناکامیها روش درستی را اتخاذ نمایند دانش آموزان می توانند با بهره گرفتن از مهارت حل مساله تصمیمات مهم زندگی را بگیرند ومشکلات خود را درست تحلیل نمایند.

به همین جهت با توجه به اهمیت موضوع، سازمان بهداشت جهانی (WHO) به منظور افزاش سطح بهداشت روانی و پیشگیری از آسیبهای روانی – اجتماعی، برنامه‏ای تحت عنوان آموزش مهارتهای زندگی تدارک دیده و در سال (۱۹۹۳) در یونیسف «صندوق کودکان سازمان ملل متحد»  پیشنهاد کرد. از آن سال به بعد، این برنامه در بسیاری از کشورها مورد آزمایش واجرا قرار گرفته است (سازمان بهداشت جهانی، ترجمه نوری قاسم آبادی، محمد خانی،۱۳۷۷). در این ارتباط تحقیقات نشان داده اند که فشارهای ناشی از مسائل روز مره، برای افرادی که دارای عزت نفس بالا هستند و از سیستم حمایتی خوبی برخوردارند کمتر است. بنابراین به نظر می رسد با بهره گرفتن از آموزش مهارتهای لازم میتوان حس کنترل درونی را فعال نموده و حالت خود کار آمدی و عزت نفس را تقویت نمود. با آموزش همین مهارت و در نتیجه افزایش سطح عزت نفس و کاهش تاثیرات منفی استرسهای روزمره، می توان به سلامت روان فرد کمک کرد.

کودکان در فرایند رشد و بالندگی خود، مهارتهای ارتباطی و نحوه مقابله با چالشهای زندگی را یاد می گیرند. این آموزش بصورت الگو برداری از طریق خانواده، مدرسه، جامعه و حتی دوستان، به شکل غیر منظم و اتفاقی فرا گرفته می‌شود. به نظر می رسد فرزندان خانواده های توانمند (از نظر بکارگیری مهارتهای مقابله ای) در بکارگیری مهارتهای مقابله ای مثبت، موفق ترند و بر عکس فرزندان فاقد و والدین توانمند از این امر محروم می‌باشند. بدیهی است که نهاد آموزش و پرورش بعنوان یکی از نهادهای زیربنایی جامعه می تواند در این خصوص نقش مهم و ارزنده ای را ایفا نماید. کشورهای توسعه یافته مدتها است در این ارتباط اقدام موثر داشته اند و به دنبال تحقیقات گسترده آموزش مهارت‌های زندگی به صورت رسمی و مدون در برنامه ریزی آموزشی آنان گنجانیده شده است. در کشور ایران نیز در سالهای اخیر آموزش مهارتهای زندگی در برخی مدارس به صورت مقدماتی (ضعیف از نظر محتوی) به اجرا درآمده است.

  • همچنین به نظر می رسد که انجام پژوهشهای متعدد به ویژه به صورت آزمایشی توجه مسئولین را بدین امر مهم معطوف می‌کند.