بررسی بسترهای لازم برای به کارگیری مدل سازی اطلاعات ساختمان (BIM) در مدیریت زمان ...

۳-۳-۴- روش های برآورد حجم نمونه ۷۸
۳-۴- جمع آوری داده ها ۷۹
۳-۴-۱- استفاده از اطلاعات و مدارک موجود ۷۹
۳-۴-۲- مصاحبه ۸۰
۳-۴-۳- پرسشنامه ۸۱
۳-۵- پردازش و تفسیر داده ها ۸۲
۳-۶- متدولوژی یا روش شناسی تحقیق ۸۳
۳-۷- ابزار گردآوری داده ها ۸۳
۳-۷-۱- جامعه آماری ۸۳
۳-۷-۲- پرسشنامه ۸۴

  1. فصل چهارم: ارزیابی کارکردهای خاص مدلسازی اطلاعات ساختمان، تجزیه و تحلیل پرسشنامه ۸۵

۴-۱- مقدمه ۸۶
۴-۲- کارکردهای سیستم مدلسازی اطلاعات ساختمان (BIM) 86
4-2-1- بهینه سازی طراحی ساختمان با بهره گرفتن از BIM 87
4-2-2- بصری سازی (Visualization) ساختمان با بهره گرفتن از BIM 89
4-2-3- بهره گیری از روشنایی روز (Daylighting) با بهره گرفتن از BIM 92
4-2-4- آنالیز و تحلیل مصرف انرژی در ساختمان با بهره گرفتن از BIM 94
4-2-5- مدیریت مشخصات ساختمان با بهره گرفتن از BIM 96
4-2-6- کاهش اتلاف و هدرروی بهره وری در صنعت ساخت با بهره گرفتن از BIM 98
4-2-7- تحلیل مصرف انرژی با بهره گیری از مدلسازی اطلاعات ساختمان ۹۹
۴-۳- بخش دوم: تجزیه و تحلیل پرسشنامه ۱۰۲
۴-۴- یافته های توصیفی ۱۰۲
۴-۴-۱- روایی و پایایی ابزار ۱۰۲
۴-۴-۲- سوالات بخش اول: اطلاعات سازمانی ۱۰۳
۴-۴-۳- بررسی تغییرات در پروژه های عمرانی ۱۰۶
۴-۴-۴- مدیریت تغییرات با بهره گرفتن از BIM 112
4-4-5- بسترهای لازم برای بکارگیری BIM در شرکت های پیمانکاری ساختمان ۱۱۹
۴-۴-۶- آزمون فرضیات ۱۲۱
۵.فصل پنجم: جمع‌بندی و پیشنهادها ۱۲۹
۵-۱- مقدمه ۱۳۰
۵-۲- جمع بندی ۱۳۰
۵-۲-۱- مزیتهای BIM 131
5-2-2- فواید استفاده از تکنولوژی ۱۳۳
۵-۳- تاثیر مدیریت فرایند طراحی بر بروز دوباره کاری های اجرا و هزینه های مربوطه ۱۳۴
۵-۳-۱- نتایج بدست آمده درخصوص تاثیر کاربرد مدلسازی اطلاعات ساختمان بر مدیریت زمان و هزینه و دوباره کاری ها در پروژه های عمرانی ۱۳۵
۵-۴- فرضیه ‏های تحقیق ۱۳۷
۵-۱- نتیجه گیری ۱۳۸
۵-۲- سخن آخر ۱۳۸
۵-۳- ارائه پیشنهادها ۱۳۹
مراجع ۱۴۱
پیوست‌ها ۱۴۶
فهرست شکل‌ها
شکل ۲-۱ نمودار ارتباط بین تغییرات در پروژه و هزینه انجام تغییرات ۲۱
شکل ۲-۲ نمودار پیگیری دوباره کاری ها ۲۵
شکل ۲-۳ توزیع هزینه و دوباره کاری ساخت های با کیفیت پایین بین منشاء عوامل. ۳۴
شکل ۲-۴ مدلسازی اطلاعات ساختمان (Building Information Modeling) 36
شکل ۲-۵ الگوریتم اسناد قراردادهای ساختمانی ۳۷
شکل ۲-۶ مفهوم سیستم مدلسازی اطلاعات ساختمان ۳۹


شکل ۲-۷ فرایند مدلسازی اطلاعات ساختمان در سیستم BIM 43
شکل ۲-۸ بکارگیری سیستم اطلاعاتی سه بعدی توسط WPI (Brault et al., 2005, WPI) 45
شکل ۲-۹ ترکیب اجزاء و اشیاء در فضای داخلی یک ساختمان با بهره گرفتن از یک مدل BIM (Kaven Hall model by V.Aamdadia, WPI,2004) 46
شکل ۲-۱۰ بکارگیری سیستم مدلسازی اطلاعات ساختمان (ارتباط یک مدل BIM با تمامی جنبه­ های AEC) 48
شکل ۲-۱۱ مقایسه بین روش های مرسوم و سنتی CAD در مقایسه با سیستم نوین BIM [21]. 51
شکل ۲-۱۲ طراحی در سیستم مدلسازی اطلاعات ساختمان ۵۴
شکل ۲-۱۳ ساختمان به عنوان هسته مرکزی در یک مدل BIM 54
شکل ۲-۱۴ استفاده از سیستم مدلسازی اطلاعات ساختمان برای پروژه Hilton Aquarium، Atlanta، Georgia، USA (Holder Construction) 56
شکل ۲-۱۵ مدل اطلاعاتی یک ساختمان اداری (مشخص شدن نقاط حساس در زلزله در مدل اطلاعاتی ساختمان توسط سیستم BIM) 70
شکل ۴-۱ طراحی آسمان خراش دیجیتال با بهره گرفتن از نرمافزار Revit و برمبنای سیستم BIM کاربرد وسیعی از طراحی بهینه برای این پروژه بازسازی شده را بوجود آورد. با بهره گرفتن از بانک اطلاعاتی متمرکز، این اطمینان در بین اعضای تیم طراحی وجود داشت که به هیچ وجه فرایندی تکرار یا بی هدف در طول اجرای پروژه بوجود نخواهد آمد و بدین ترتیب آنها قادر به اتخاذ تصمیمات قاطع در طول فرایند طراحی بودند. ۸۸
شکل ۴-۲ نمونه هایی از راهکار بصری سازی، تجسم طرح و یا Visualization ساختمانهای بلندمرتبه با بهره گرفتن از BIM 90
شکل ۴-۳ شرکت خدمات مهندسی مدیریتی Little Diversified  تصایر با کیفیت بدست آمده از Revit را که توانایی تشخیص استفاده از نور طبیعی و ساختگی را در اجزای مختلف ساختمان فراهم مینمود، به منظور آگاهی از میزان روشنایی مورد نیاز در طرح یک ساختمان استفاده نمود. ۹۱
شکل ۴-۴ بهرهگیری از روشنایی روز (Daylighting) با بهره گرفتن از سیستم مدلسازی اطلاعات ساختمان ۹۳
شکل ۴-۵ طراحی اولیه صورت گرفته با بهره گرفتن از نرمافزار Revit جهت تجزیه و تحلیل انرژی در یک مجموعه ساختمانی ۹۶
شکل ۴-۶ مشخصات مصالح بصورت خودکار براساس استاندارد LEED بوسیله e-SPECS برای Revit  تولید میشود ۹۷
شکل ۴-۷ نمودار توزیع مسئولیت اجرایی پاسخ دهندگان ۱۰۴
شکل ۴-۸ توزیع پاسخگویان بر حسب دلایل تغییرات پروژه های عمرانی ۱۰۷
شکل ۴-۹ نمودار توزیع پاسخگویان بر حسب عوامل موثر در تغییر پروژه ۱۰۸
شکل ۴-۱۰ نمودار توزیع پاسخگویان بر حسب مهمترین نوع تغییر در پروژه ۱۰۹
شکل ۴-۱۱ نمودار توزیع پاسخگویان بر حسب تأثیرات منفی تغییر در مراحل پروژه ۱۱۰
شکل ۴-۱۲ توزیع پاسخگویان بر حسب مهمترین اثرات منفی ایجاد تغییر در پروژه ۱۱۱
شکل ۴-۱۳ توزیع پاسخگویان بر حسب عوامل کاهش اثرات منفی تغییرات ۱۱۲
شکل ۴-۱۴ توزیع پاسخگویان بر حسب برخورد با مسائل فعالیت حرفهای ۱۱۵
شکل ۴-۱۵ نمودار توزیع پاسخگویان بر حسب نگرش به تاثیرات و قابلیتهای سیستم جدیدBIM 116
شکل ۴-۱۶ توزیع پاسخگویان بر حسب دلایل کاربرد نرمافزارهایBIM 118

مطلب دیگر :




شکل ۴-۱۷ توزیع پاسخگویان بر حسب مفیدترین مرحله استفاده وکاربرد سیستمBIM 121
شکل ۴-۱۸ رابطه میزان آشنایی با  BIM  با مشکلات فعالیت اجرایی ۱۲۷
شکل ۴-۱۹ رابطه میزان آشنایی با نرم افزارهایBIM  با برخورد با مشکلات ایجاد تغییرات ۱۲۸
فهرست جدول‌ها
جدول ۲-۱ مراحل، منابع و اثرات تغییر ۳۰
جدول ۲-۲ گزیدهای از تفاوتهای اصلی مدل دو بعدی با سیستم سه بعدی BIM 52
جدول ۲-۳ نرم افزارهای مورد استفاده در BIM 64
جدول ۴-۱ جدول فرمت های خروجی مختلف از رویت برای تحلیل انرژی ۱۰۰
جدول ۴-۲ توزیع پاسخگویان بر حسب مسئولیت اجرایی ۱۰۳
جدول ۴-۳ توزیع پاسخگویان بر حسب مدرک تحصیلی ۱۰۴
جدول ۴-۴ توزیع پاسخگویان بر حسب میزان سابقه کاری ۱۰۵
جدول ۴-۵ توزیع پاسخگویان بر حسب تعداد پرسنل تیم اجرایی ۱۰۵
جدول ۴-۶ توزیع پاسخگویان بر حسب پشتیبانی شرکت از پروژه های عمرانی ۱۰۵
جدول ۴-۷ توزیع پاسخگویان بر حسب فعالیت در پروژه احداث بیمارستان ۱۰۶
جدول ۴-۸ توزیع پاسخگویان بر حسب دلایل تغییرات پروژه های عمرانی ۱۰۶
جدول ۴-۹ توزیع پاسخگویان بر حسب عوامل موثر در تغییر پروژه ۱۰۷
جدول ۴-۱۰ توزیع پاسخگویان بر حسب مهمترین نوع تغییر در پروژه ۱۰۸
جدول ۴-۱۱ توزیع پاسخگویان بر حسب تأثیرات منفی تغییر در مراحل پروژه ۱۰۹
جدول ۴-۱۲ توزیع پاسخگویان بر حسب مهمترین اثرات منفی ایجاد تغییر در پروژه ۱۱۰
جدول ۴-۱۳ توزیع پاسخگویان بر حسب بیشترین تأثیر هزینهای دوبارهکاریساختها ۱۱۱
جدول ۴-۱۴ توزیع پاسخگویان بر حسب عوامل کاهش اثرات منفی تغییرات ۱۱۲
جدول ۴-۱۵ توزیع پاسخگویان بر حسب میزان آشنایی با سیستمBIM 113
جدول ۴-۱۶ توزیع پاسخگویان بر حسب استفاده از نرمافزارهای نقشهکشی ۱۱۳
جدول ۴-۱۷ توزیع پاسخگویان بر حسب برخورد با مشکلات ایجاد تغییرات ۱۱۴
جدول ۴-۱۸ توزیع پاسخگویان بر حسب برخورد با مسائل فعالیت حرفهای ۱۱۴
جدول ۴-۱۹ توزیع پاسخگویان بر حسب نگرش به تاثیرات و قابلیتهای سیستم جدیدBIM 115
جدول ۴-۲۰ توزیع پاسخگویان بر حسب آشنایی با نرم افزارهای BIM 117
جدول ۴-۲۱ توزیع پاسخگویان بر حسب دلایل کاربرد نرمافزارهایBIM 117
جدول ۴-۲۲ توزیع پاسخگویان بر حسب تمایل به اجرای سیستم مدلسازی BIMدر پروژه ها ۱۱۸
جدول ۴-۲۳ توزیع پاسخگویان بر حسب ضرورت وجودسیستمBIM 119
جدول ۴-۲۴ توزیع پاسخگویان بر حسب محدودیت های اجرای پروژه ها بر مبنای سیستمBIM 119

طراحی شاخص های ارزیابی اقتصادی

 دانلود متن کامل پایان نامه طراحی شاخص های ارزیابی اقتصادی


چکیده
برای اطمینان از عملکرد بخش بهداشت و حصول به آرمان های انسانی آن، طراحی شاخص های اقتصادی و محاسبه آن از اهمیت زیادی برخوردار است. هدف این پژوهش طراحی شاخص های ارزیابی اقتصادی بخش بهداشت است. در این پژوهش شاخص های ارزیابی اقتصادی بر چگونگی تخصیص منابع، فراهم بودن امکانات بهداشتی و درمانی ، دسترسی جمعیت های هدف به خدمات مورد نیاز و توزیع عادلانه منابع با تاکید بر کارایی منابع تاکید دارد. نوع پژوهش کاربردی و روش مطالعه آن تطبیقی و به صورت توصیفی است . تحلیل و انتخاب شاخص ها براساس نظریات کارشناسان ذیربط با بهره گرفتن از تکنیک دلفی انجام شده است . نتایج این پژوهش بر مبنای راهکارها، مدل ها و اهداف طراحی شاخص های ارزیابی اقتصادی شامل، ۹۲ شاخص با ذکر فرمول آنها در قالب طبقه بندی های رایج بین المللی ارائه گردیده است . استفاده هرچه سریعتر از شاخص های طراحی شده که در حال حاضر در دستور کار وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی برای ارزیابی اقتصادی از منابع بخش بهداشت وجود ندارد توصیه و تاکید می شود.


واژه های کلیدی :
طراحی شاخص ها، ارزیابی اقتصادی بخش بهداشت ، شاخص های بهره وری و عدالت


مقدمه
علم اقتصاد بهداشت به تحلیل و بهره وری منابع ” محدود و کمیاب” و ارزیابی دقیق آنها برای استفاده مطلوب در جهت تامین ، حفظ و ارتقاء سلامت انسان ها و حفاظت از محیط زیست می پردازد. اقتصاد بهداشت تخصیص و بهره وری مطلوب از منابع موجود، همراه با جلب مشارکت مؤثر افراد، خانواده ها، جوامع محلی، ملی و بین المللی در کلیه سطوح با رعایت کامل ” عدالت ” و ” دسترسی و برخورداری ” از خدمات بهداشتی و درمانی را بعنوان یک اصل مهم در تآمین ، حفظ و ارتقای سلامت انسان ها مورد توجه قرار می دهد. برای اطمینان از عملکرد بخش بهداشت و حصول به آرمان های انسانی آن ، طراحی شاخص های اقتصادی و محاسبه آن از اهمیت زیادی برخوردار است (۱).


روش پژوهش
این پژوهش ، از نوع پژوهش کاربردی است و روش مطالعه آن تطبیقی و به صورت توصیفی و بر مبنای مستندات علمی حاصل از بانک های اطلاعاتی سازمان های کشوری و

 بین المللی می باشد . روش تحلیل و انتخاب شاخص ها در این پژوهش بر اساس نظریات کارشناسان ذیربط با بهره گرفتن از تکنیک دلفی در سه مرحله برای گزینش شاخص های ارزیابی اقتصادی در قالب ویژگی های تعیین شده انجام شد.

الگو و مبنای تعیین شاخص های ارزیابی اقتصادی
شاخص یکی از ابزارهای ارزیابی و ارزش گذاری برای میزان حصول به اهداف تعیین شده است (۲). برای تعیین شاخص های ارزیابی اقتصادی معیارها و شیوه هایی براساس نظر خواهی از صاحب نظران در مورد ویژگی های شاخص های ارزیابی اقتصادی به شرح زیر مد نظر قرار گرفت
ویژگی های یک شاخص
برای گزینش شاخص های ارزیابی اقتصادی از چهار ویژگی طبق نمودار زیر با تائید صاحب نظران استفاده شد
 
 
 

مطلب دیگر :




شاخص های زمینه ای بخش بهداشت
طراحی شاخص های ارزیابی اقتصادی بدون آگاهی از شاخص های بخش بهداشت ، مقدور نمی باشد. فهرست تعدادی از شاخص های بخش بهداشت که در این مطالعه جمع آوری و مورد بررسی قرارگرفت به شرح زیر است( ۵و۴،۳) شاخص های فراهم بودن امکانات بهداشتی( نسبت پزشک به جمعیت، نسبت جمعیت به مراکز بهداشتی و درمانی، نسبت جمعیت به مامای محلی و نظایر آن) ، شاخص های مصرف و پوشش( نسبت نوزادانی که بطور کامل بر علیه ۶ بیماری هدف واکسینه شده اند، نسبت زنان باردار که مراقبت های دوره بارداری را دریافت کرده اند و یا زایمان آنها تحت نظر فرد دوره دیده انجام شده است )، میزان اشغال تخت بیمارستان ، متوسط اقامت بیمار در بیمارستان ، دفعات پذیرش بیمار به یک تخت بیمارستانی ، روزهای هدر رفته بین ترخیص یک بیمار تا پذیرش بیمار بعدی )، شاخص های معلولیت ، نوع حادثه ، امید به زندگی ، شاخص های نوع مشخص مانند محدود شدن حرکت ، محدود شدن فعالیت ( بعنوان مثال ، براساس اندکس سولیوان۱  سالهای زندگی عاری از معلولیت  حدود ۹/۷۰ سال در امریکا است که حدود ۱۰ سال کمتر از امید به زندگی از بدو تولد است )، شاخص های میرایی ۲ ( میزان مرگ خام ، میزان میرایی کودکان زیر یک سال و .) شاخص های ابتلاء ( میزان های بروز و شیوع بیماری؛الگوی مراجعه و .) شاخص های تغذیه ای ( شیوع سبک وزنی به هنگام تولد، فراهم بودن کالری سرانه و .) شاخص های بهداشت روانی( میزان آسیب شناسی روانی و اجتماعی ، اعمال خشونت ها و جنایت ها، ناسازگاری ها ، خشونت های خانوادگی ،سندروم های ضرب و شتم کودک و زوجه و .) شاخص های محیطی ( میزان آلودگی هواو آب ، اشعه ، فضولات جامد، سرو صدا ، قرارگرفتن در معرض مواد زیان آور و نظایر آن )، شاخص های اجتماعی ( میزان افزایش جمعیت، درآمد سرانه، سطح اشتغال، نسبت سرباری، میزان باسوادی به ویژه در زنان، بعد خانوار، مسکن و تعداد افراد ساکن بر حسب اتاق، فراهم بودن کالری سرانه و ) شاخص های اقتصادی ( نسبی از درآمد خانوار که برای خدمات بهداشتی و درمانی هزینه می شود ، بخشی از درآمد ملی که در فعالیت های مرتبط با بهداشت هزینه میشود درآمد سرانه و.) ، بهسازی مسکن ، توسعه جامعه ، شاخص تعهد سیاسی ، تشکیل خانوارها، مسک و محیط آن ، خدمت فرهنگی و آموزشی ، امنیت عمومی و ایمنی ، فعالیت های کسب ، گذران اوقات فراغت ، مصرف و پس انداز ، فعالیت های فرهنگی ، تامین اجتماعی و خدمات رفاهی ، طبقات اجتماعی و تحرک افقی و عمودی ، شاخص های کیفیت زندگی که از ترکیب سه شاخص درست شدهاند: مرگ کودکان زیر یک سال ، امید به زندگی از بدو یک سالگی و میزان با سوادی – شاخص های مربوط به سرانه تولید ناخالص داخلی و یا سرانه هزینه بهداشت و درمان و سالهای زندگی بدون معلولیت و رنج را نیز میتوان به برای اندازه گیری دقیق شاخص کیفیت زندگی مورد نظر قرار داد).
 
 
 
تنوع شاخص های ارزیابی اقتصادی
سلامت و اقتصاد آن مقوله ای تک بعدی نیست که بتوان با یک شاخص و یا ترکیب چند شاخص مورد ارزیابی اقتصادی قرارداد. مقوله اقتصاد سلامت دارای ابعاد متعددی است که هر بعد آن قسمتی از کارکردهای بهش بهداشت و مصرف منابع را مورد سنجش قرار می دهد. در این مطالعه پس از نظر خواهی از صاحب نظران ۹۲شاخص برای ارزیابی اقتصادی بخش بهداشت گزینش شد.
 
شاخص های مرحله ای ارزیابی اقتصادی
یکی دیگر از دیدگاه هایی که در این پژوهش مبنای طراحی شاخص ها قرارگرفت ؤ ” مراحل و دلایل ارزیابی ” با بهره گرفتن از شاخص های اقتصادی در بخش بهداشت بود. در این پژوهش شاخص های اقتصادی بخش بهداشت از دیدگاه ارزیابی به دو مرحله تقسیم شد (۶). ارزیابی مرحله ای یا تکوینی۱ ( به سنجش نتایج مختلف یک برنامه ، که در دست تهیه است ، می پردازد که از آن برای تصحیح و بهبود برنامه در زمان اجرا استفاده می شود). ارزشیابی نهایی یا پایانی ۲ ( به تعیین تآثیر برنامه یا طرح بر جامعه هدف می پردازد).

تاثیر گذشت زمان بر جرائم تعزیری

 

فصل سوم: مرور زمان در حقوق کیفری نوین ایران

مبحث اول-اناطه. ۶۳

مبحث دوم-مرور زمان در جرائم قابل گذشت. ۶۳

مبحث سوم-مرور زمان در سایر جرائم. ۶۶

مبحث چهارم-جرائم مشمول نفی مرور زمان. ۶۷

مبحث پنجم-قاعده عدم عطف به ماسبق قوانین جزائی و تمایز آن از مسئله مرور زمان. ۷۰

گفتار اول-قاعده عدم عطف به ماسبق جزائی ۷۰

گفتار دوم- قلمرو اعمال قاعده عدم عطف به ماسبق قوانین جزائی ۷۱

۱-  قوانین شکلی ۷۱

۲- قوانین تفسیری ۷۲

۳- قوانین ملایم تر. ۷۲

۴- اقدامات تامینی و تربیتی ۷۳

گفتار سوم-تمایز قاعده عطف به ماسبق نشدن قوانین جزایی از مسئله مرور  زمان. ۷۳

 

فصل چهارم: قلمرو ،مبانی و تحولات نهاد مرور زمان در حقوق ایران و بین الملل

مبحث اول-مرور زمان. ۷۸

گفتار اول-دلایل اعمال قاعده مرور زمان. ۷۸

بند اول-  فراموشی  و بخشش ۷۸

بند دوم-  ندامت. ۷۹

بند سوم- کاهش بار دستگاه قضائی ۷۹

گفتار دوم-قلمرو قاعده مرور زمان. ۸۰

بند اول- حقوق خارجی ۸۰

بند دوم- حقوق ایران. ۸۱

مبحث دوم-تحولات وارده بر قاعده مرور زمان در جامعه بین الملل ۸۲

مبحث سوم-قرارداد بین المللی عدم شمول مرور زمان جنایات جنگ و جنایات ضد بشریت ۲۶نوامبر ۱۹۶۸   ۸۷

گفتار اول :  عدم شمول مرور زمان. ۸۷

بند اول-جنایات جنگ. ۸۷

بند دوم-جنایات علیه بشریت. ۸۹

گفتار دوم -استرداد. ۹۱

بند اول-مجرمین سیاسی و مجرمین بین الملل ۹۱

بند دوم-کشورهای امضاءکننده ۹۲

مبحث چهارم-قرداد اروپایی عدم شمول مرور زمان جنایات علیه بشریت و جنایات جنگ ۲۵ ژانویه ۱۹۷۴   ۹۳

گفتار دوم : تعهدات دولتهای امضاء کننده ۹۳

مبحث پنجم-اساسنامه  دیوان کیفری بین المللی ۱۷ ژوئیه ۱۹۹۸ ۹۵

گفتار اول : اقدامات اولیه در جهت تاسیس دیوان کیفری بین الملل ۹۵

گفتار دوم : جرائم بین المللی ۹۶

نسل کشی : ۹۶

جنایات ضد بشریت : ۹۶

جنایات جنگی : ۹۷

جنایات تجاوز : ۹۷

مبحث ششم-تحولات مرور زمان در کشورهای دیگر. ۱۰۲

گفتار اول – آلمان ( قانون سال ۱۹۶۹ آلمان غربی). ۱۰۴

گفتار دوم- فرانسه ( قانون سال ۱۹۶۴ ). ۱۰۶

گفتار سوم-تحولات مرور زمان در نظام کیفری ایران. ۱۰۷

بند اول-در دوران قبل انقلاب. ۱۰۷

بند دوم-تحولات قوانین ایران بعد از انقلاب. ۱۰۸


 

فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات

نتیجه گیری ۱۱۷

پیشنهاد  ۱۱۹

فهرست‌ منابع‌ ۱۲۲

چکیده انگلیسی ۱۲۸

 

 

چکیده

«مرور زمان‌ کیفری‌ در حقوق  ایران‌» موضوعی‌ است‌ که‌ باتوجه‌ به‌ تحولات‌ قانونی‌و نیازهای‌ قضایی‌ موجود، برای‌ پایان‌ نامه‌ حاضر انتخاب‌ شده‌ است‌.سوابق‌ تاریخی‌ مرور زمان‌ در حقوق  ایران‌، تغییرات‌ قوانین‌ مربوط‌ به‌ آن‌، بررسی‌نظرهای‌ موافق‌ و مخالف‌ دانشمندان‌، تحلیل‌ مقررات‌ فعلی‌ و نتیجه‌گیری‌ از بحثها، عنوان‌بخشها و فصلهای‌ مختلف‌ را تشکیل‌ می‌دهد.نتیجه‌ای‌ که‌ نگارنده‌ از بخشهای‌ مذکور در این‌ رساله‌ بدست‌ آورده‌ است‌ ضرورت‌تدوین‌ و تصویب‌ مقرارت‌ مرور زمان‌ کیفری‌ وتوسعه‌ آن‌ در قوانین‌ جزایی‌ است‌.نقص‌ مقررات‌ جدید مرور زمان‌ کیفری‌ و لزوم‌ اصلاح‌ و تکمیل‌ آن‌، در بخش‌ سوم‌ تاحد امکان‌ مورد توجه‌ قرار گرفته‌ است‌. مرور زمان عبارت است از انقضای مدتی از تاریخ وقوع جرم یا تاریخ قطعیت حکم پس از آن، متهم دیگر قابل تعقیب و یا حکم دیگر قابل اجرا نخواهد بود . یکی از جهات عینی سقوط دعوای عمومی مرور زمان است که با توجه به مواد ۱۰۶ و ۱۰۹ قانون مجازات اسلامی ۹۲ هم اکنون چهار نوع مرور زمان شناخته شده است که عبارتند از مرور زمان شکایت ، مرور زمان تعقیب ، مرور زمان صدور حکم و مرور زمان اجرای مجازات . در قوانین ما مرور زمان در حدود ، قصاص، دیات پذیرفته نشده و تنها در جرایم تعزیری مورد شناسایی قرار گرفته است . مقررات مربوط به مرور زمان از قواد آمره بوده بدون استناد ذینفع یا حتی با در خواست وی به ادامه رسیدگی باید در صورت مواجه شدن با آن از رسیدگی یا اجرای حکم خودداری شود، قابل طرح در هر مرحله از دادرسی ، غیر قابل اسقاط از جانب طرفین ،ناظر بر نظم عمومی و غیر قابل تراضی طرفین است.

کلمات کلیدی: گذشت زمان ، جرم، مجازات، زمان.

 

 

فصل اول:                                              

مطلب دیگر :


دانشگاهی : رویکردهای نظری به تعامل والد–فرزند


کلیات تحقیق

 

مقدمه‌

یکی‌ از اهداف‌ اصلی‌ انقلاب‌ مردم‌ ایران‌ در سال‌ ۱۳۵۷ ه .ش‌ بدون‌ هیچ‌ تردیدی‌ ایجادتحولات‌ و تغییرات‌ لازم‌ در قوانین‌ کشور در جهت‌ همسو ساختن‌ آنها با موازین‌ دین‌ مبین‌اسلام‌ بود، اما در خصوص‌ کیفیت‌ تأمین‌ چنین‌ مقصودی‌ بین‌ صاحب‌ نظران‌ وهدایت‌کنندگان‌ انقلاب‌ اتفاق  نظر نبود. بعضی‌ از صاحبنظران‌ معتقد بودند که‌ اداره‌ امورکشور، بدون‌ توسل‌ به‌ هیچ‌ واسطه‌ای‌، باید منطبق‌ با احکام‌ شریعت‌ اسلامی‌ باشد وحکومت‌ باید در شکل‌ و محتوی‌ از رویه‌ صدر اسلام‌ الگو بگیرد. در نظر این‌ گروه‌، شارع‌مقدس‌ قانونگذار است‌، آنچه‌ در شریعت‌ اسلامی‌ و منابع‌ دینی‌ و فقهی‌ موجود و دردسترس‌ است‌، قانون‌ اداره‌ حکومت‌ و جامعه‌ اسلامی‌ است‌ و فقیه‌ جامع‌ الشرایط‌ ومنصوبین‌ از قبل‌ او، مجریان‌ قانون‌ محسوب‌ می‌شوند، تفسیر و تطبیق‌ امور بر احکام‌دینی‌ نیز بعهده‌ علما و مجتهدین‌ است‌ تا حکم‌ امور مختلف‌ اجتماعی‌، فرهنگی‌، اقتصادی‌،سیاسی‌ و قضایی‌ را از منابع‌ دینی‌ استخراج‌ و اعلام‌ نمایند.گروهی‌ نیز با انگیزه‌های‌ مختلف‌ در مقابل‌ نظریه‌ای‌ که‌ گفته‌ شد، معتقد بودندمقررات‌ دینی‌، باتوجه‌ به‌ تغییراتی‌ که‌ زمان‌ و اختلاف‌ جغرافیایی‌ بر فرهنگ‌ کشور ما واردکرده‌ است‌، توانایی‌ سازماندهی‌ و هدایت‌ جامعه‌ امروزی‌ را ندارد و موازین‌ مذهبی‌ باید به‌تنظیم‌ باورها، اعتقادات‌ و امور عبادی‌ و شخصی‌ افراد محدود شوند و اداره‌ امور کشوردر شئون‌ مختلف‌ قانونگذاری‌، قضایی‌ و اجرای‌ براساس‌ دستاوردهای‌ علمی‌ بشرامروزی‌ استوار گردد، البته‌ هر دو گروه‌ مذکور برای‌ ادعاهای‌ خود دلائلی‌ نیز ابرازمی‌کردند.از بستر اختلاف‌ نظر مذکور، متولیان‌ برنامه‌ریزی‌ برای‌ آینده‌ کشور، به‌ یک‌ نظریه‌تلفیقی‌ و تعادلی‌ رسیدند که‌ براساس‌ آن‌ پذیرفته‌اند که‌ برخلاف‌ دیدگاه‌ گروه‌ نخست‌نهادهای‌ حقوقی‌ امروزی‌ مثل‌، ریاست‌ جمهوری‌ منتخب‌ مردم‌، مجلس‌ قانونگذاری‌، همه‌پرسی‌ و رفراندم‌، تدوین‌ قوانین‌ اساسی‌ و عادی‌ به‌ شکلی‌ که‌ در اکثر کشورهای‌ جهان‌جریان‌ دارد ایجاد و اداره‌ امور کشور براساس‌ قوانین‌ باشد و برخلاف‌ نظریه‌ گروه‌ دوم‌،تدابیری‌ اندیشیده‌ شد که‌ قوانین‌ مصوّب‌، منطبق‌ با موازین‌ اسلامی‌ و در اموری‌ که‌ درمقررات‌ دینی‌ سابقه‌ ندارد، خلاف‌ مسلّمات‌ دینی‌ و فقهی‌ نباشد.با قبول‌ چنین‌ عقیده‌ای‌ که‌ مورد حمایت‌ رهبری‌ نهضت‌ اسلامی‌ نیز بود، پرچم‌ داران‌افراط‌ و تفریط‌ به‌ عقب‌ رانده‌ شدند و قانون‌ اساسی‌ با درنظرگرفتن‌ دو ضرورت‌ مذکوریعنی‌ لزوم‌ اداره‌ امور کشور براساس‌ قوانین‌ و ضرورت‌ رعایت‌ موازین‌ شریعت‌ اسلام‌ درتدوین‌ و تصویب‌ قوانین‌، تهیه‌ و در همه‌پرسی‌ به‌ تأیید رسید و اعتبار یافت‌. اصول‌ متعددی‌در قانون‌ اساسی‌ این‌ نظریه‌ را تأیید می‌کند که‌ اصل‌ چهارم‌ یکی‌ از آنهاست‌، مجلس‌شورای‌ اسلامی‌ و شورای‌ نگهبان‌ تشکیل‌ شدند تا بر وضع‌ قوانین‌ نسبت‌ به‌ امور مختلف‌ وعدم‌ مغایرت‌ مصوّبات‌ با موازین‌ شرعی‌ نظارت‌ کنند. تصویب‌ احکام‌ مبهم‌ و مجمل‌، نقض‌اصل‌ پذیرفته‌ شده‌ ضرورت‌ اداره‌ امور کشور براساس‌ قوانین‌ است‌، منظور از قانون‌مصوبه‌ای‌ است‌ که‌ مجلس‌ قانونگذاری‌ می‌گذراند تا تکلیف‌ افراد را در جزئی‌ترین‌ مسائل‌ وامور تعیین‌ کند و مرزها را مشخص‌ و روشن‌ نماید و مخاطبین‌ خود را از مراجعه‌ ومطالعه‌ در مکاتب‌ و منابع‌ خارجی‌ از خود، بی‌نیاز سازد. مصوبه‌ای‌ که‌ بسیاری‌ موارد وبخصوص‌ شناختن‌ جرایم‌ و احکام‌ مربوط‌ به‌ ان‌ را، به‌ مطالعه‌ منابع‌ متنوع‌ و غیرقابل‌وصول‌ برای‌ همه‌، ارجاع‌ دهد در حقیقت‌ در راستای‌ نقض‌ ضرورت‌ اداره‌ امور کشوربراساس‌ قانون‌، گام‌ برمی‌دارد. در ق .آ.د.ک‌ دادگاه های‌ عمومی‌ و انقلاب‌، مقرراتی‌ در باب‌مرور زمان‌ کیفری‌ وضع‌ شده‌ است‌ که‌ دارای‌ ابهامات‌ فراوانی‌ است‌ و مسائل‌ بسیاری‌ را نیز به‌ سکوت‌واگذار نموده‌ است‌.به‌ سختی‌ می‌توان‌ مقصود دقیق‌ مقررات‌ مذکور را دریافت‌. مرور زمان‌ را به‌مجازاتهای‌ بازدارنده‌ محدود دانسته‌اند و این‌ در حالی‌ است‌ که‌ مرزهای‌ بین‌ این‌ دسته‌ ازمجازاتها با مجازاتهای‌ دیگر، در قوانین‌ تعیین‌ نشده‌ است‌. جرم‌ واحدی‌ را ممکن‌ است‌کسی‌ بازدارنده‌ بنامد و دیگری‌ آنرا تعزیری‌ و غیر بازدارنده‌ بداند. معلوم‌ نیست‌ که‌ آیامقررات‌ مرور زمان‌ نیز مانند مواد شکلی‌ دیگر قانون‌ مذکور، با استناد ماده‌ ۳۰۸ همان‌قانون‌، فقط‌ در دادگاه های‌ عمومی‌ و انقلاب‌ اعتبار دارد یا در محاکم‌ قضایی‌ دیگر مثل‌دادسراها و دادگاه های‌ نظامی‌، ویژه‌ روحانیت‌ و سازمان‌ تعزیرات‌ حکومتی‌ نیز بایدرعایت‌ شود؟ اگر رعایت‌ آن‌ در محاکم‌ قضایی‌ دیگر لازمست‌ چگونه‌ این‌ تفسیررا می‌توان‌با منع‌ صریح‌ ماده‌ ۳۰۸ که‌ مقررات‌ آن‌ قانون‌ را جهت‌ اجرا در دادگاه های‌ عمومی‌ و انقلاب‌اعلام‌ کرد، جمع‌ کرد؟ و اگر رعایت‌ مرور زمان‌ در دادسراها و دادگاه های‌ دیگر لازم‌ نیست‌تکلیف‌ تساوی‌ افراد در مقابل‌ قوانین‌ چه‌ می‌شود؟ چون‌ ممکن‌ است‌ یک‌ جرم‌ مشمول‌مجازات‌ بازدارنده‌ را دو نفر که‌ یکی‌ روحانی‌ و دیگری‌ غیرروحانی‌ است‌ مرتکب‌ شوندنتیجه‌ اختصاص‌ مقررات‌ مرور زمان‌ به‌ دادگاه های‌ عمومی‌ و انقلاب‌ اینست‌ که‌ فرد غیرروحانی‌ از این‌ مقررات‌ منتفع‌ و شخص‌ روحانی‌ که‌ در دادسرا و دادگاه‌ ویژه‌ روحانیت‌تعقیب‌ می‌شود از منافع‌ این‌ مقررات‌ محروم‌ بماند و همین‌ تبعیض‌ در پرونده‌های‌ محاکم‌دیگر نیز جریان‌ خواهد داشت‌.

فرهنگسرای موسیقی

 

دانشگاه آزاد اسلامی

 

عنوان :

 

فرهنگسرای موسیقی

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :
(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)
هدف پروژه :
هدف از انتخاب این موضوع طراحی فضا و مجموعه ای است در جهت  ارتقای سطح فرهنگ جامعه که شامل : شناخت موسیقی و فرهنگسرای موسیقی – حفظ و توسعه هنر موسیقی – بالا بردن سطح ارزشهای هنری و فرهنگی شهر می باشد.
ایده و کانسپت اصلی برای آشنایی بیشتر با طرح پروژه:
کلید سل در موسیقی و نت های موسیقی و پنج خط حامل در فرم پلان ، همچنین رهایی از افکار مادی و همراهی با موسیقی و رفتن به اوج ، در شکل گیری حجم پروژه . روند طراحی به صورت پرداختن به اصول کلی با توجه به نکات یا موارد خاص در طراحی فضای است .
۱-۲- شرح موضوع:
ایجاد فرهنگسرای موسیقی میتواند بخشی از کوشش های برنامه ریزی شده در جهت شکل گیری فرهنگ جامعه باشد . فرهنگسرای موسیقی های موسیقی ، کتابفرهنگسرای موسیقی  ها، موزه ونمایشگاه ها نمادهای شهری جدیدند که وجودشان نه تنها به ارتقاء فرهنگ بلکه به سلامت جامعه نیز کمک مینماید . فرهنگسرای موسیقی با توجه به نیاز جامعه فرهنگی، هنری، پرداختن به عناوین ومسایل مهم بسیاری را به عنوان وظیفه پیش رو دارد که پیشنهاد سیاستگذاری برای حفظ وتوسعه فرهنگ جامعه وبالا بردن سواد موسیقیایی از ابتدایی ترین این وظایف است. فرهنگسرای موسیقی برای تحقق بخشیدن به این امر ونیز فراهم آوردن شرایط دستیابی به تمامی آرمانهای خویش مراسم وشرایط مختلفی را برپاکرده است که این فعالیتها به جز اینکه قصد مطرح نمودن هنر وایجاد فرهنگ را با جلوه ای تأثیر گذارتر و فراگیرتر دارد، برای هنر موسیقی بستری را فراهم می آورد تا درامور سیاستگذاری اظهارنظرهای کلان فرهنگ وهنر  کشور نیز دخیل باشدودر جهت عملی شدن اعتلای هنر جامعه گام برمی دارد  .فرهنگسرای موسیقی  ، یک تشکیلات صنفی، غیردولتی و غیرسیاسی است که با هدف حفظ، گسترش و معرفی موسیقی و موسیقی‌دانان ایرانی بنیان گذاشته می شود.
۱-۲-۲- تعریف فرهنگ
محققان علوم انسانی در تعریف موجزی از انسان چنین گفته اند :« انسان، حیوانی است با فرهنگ »  اینکه فرهنگ، چه مقوله ایست و، چه معنا یا معناهایی را حمل می کند خود مبحث پیچیده ایست، اما مراد خود را از مفهوم فرهنگ مشخص کنم تا معلوم باشد که چه معنایی از آن را در ضمن کاربرد این واژه در رساله، در ذهن داشته ام. تغییر در ناحیه فرهنگ تا قبل از رنسانس و آغاز عصر روشنگری و به تبع آنها آغاز مدرنیته و به طور کلی، در عصرسنت آنچه فرهنگ انسان را می ساخت، سنت بود که به تصور انسان همگی آنها آسمانی و الهی و در نتیجه، مقدس و تغییرناپذیر بودند. به همین دلیل تغییر در ناحیه ی فرهنگ در عصر سنت بسیار به کندیو اغلب به صورت

 ناخودآگاه و در اثر گذشت زمان انجام می پذیرفت به همین دلیل جوامع سنتی در یک شرایط یکنواخت و یکسان فرهنگی زیست می کرد و تمام افراد جامعه چه در ناحیه ی باورها، چه در ناحیه ی احساسات و چه در ناحیه ی نیازها بسیار شبیه به هم بودند. ولی با غلبه ی فرهنگ مدرن بر فرهنگ سنتی و حاکم شدن خرد مدرن و از میان رفتن تقدس باورهای سنتی، توجه انسان از آسمان به زمین، و از خدا به انسان معطوف شد و این چنین شد که انسان جدید با تفکر اومانیستی، باورهای سنتی را به چالش کشیده و، باورهای جدید مبتنی بر عقل را جایگزین آنها کرد. حال دیگر آنچه ماندگاری باورهای انسان را ضمانت می کرد نه ارزش گذاری نهادهای رسمیِ دینی بود، و نه قرب و بعد آنها به آسمان بلکه میزان  شواهد و دلایل عقلانیِ به سود آن اعتقادات بود که به آنها قدرت و مانایی، می بخشید.با مشخص شدن تفاوت انسان سنتی و انسان مدرن به راحتی می توان تفاوت عمد ه ی جوامع سنتی و جوامع مدرن را نیز، درک کرد. هر چه جامعه سنتی به لحاظ فرهنگی متصلّب و تغییرناپذیر بود، جامع ی مدرن پویا و تغییرپذیر، میباشد و همواره افرادی در میان این جوامع به نظر یه پردازی و در نتیجه، تغییر فرهنگ اشتغال دارند.

۱-۲- ۳- توسعه فرهنگی توسط فرهنگسرا :
فرهنگ جامعه همواره در تحول و تطور است و، اگر تغییرات کنترل شده (کنترل تغییرات فرهنگ : ساز و کاری اندیشیده شود که، بوسیله ی آن فرهنگ جدید به« توسعه فرهنگی » ساحت آگاهی مردمان بیشتری برسد) نباشند خود می توانند عامل مشکلات عدیده ای باشند؛ بنابر این برای جلوگیری از این بیمار یهای فرهنگی ، باید چاره

مطلب دیگر :


مجله علمی فرهنگی -


 اندیشی کرد. در جامعه همواره کسانی که به ارائه نظریه و بطور کلی به بالندگی فرهنگ می پردازند از جمعیت زیادی  برخوردار نمی باشند؛ عامه مردم تنها می توانند استفاده کننده های این فرهنگ ها باشند. اگر در جامعه ایی سیاست گزاران فرهنگی نتوانند شرایطی را مهیا کنند که مردمان بیشتری به فرهنگ جدید دسترسی پیدا کنند، در آن صورت آن جامعه نتوانسته است، در مسیر توسعه گام بگذارد .آراء و نظرات تازه که توسط نظریه پردازان جامعه برای حل مسائل نظری و یا رفع مشکلات عملی انسان بوجود می آیند، اغلب برای عامه مردم قابل فهم و در نتیجه، قابل استفاده نیست. به همین دلیل همواره به لحاظ فرهنگی فاصله ایی بین نظریه پردازان و عامه مردم وجود دارد، که باعث می شود، اکثریت افراد جامعه قادر به درک نظریه های جدید نباشند، نظریه هایی که برای حل مسائل و یا رفع مشکلات همین مردم ایجاد شده اند.بنابراین سیاست گزاران فرهنگی باید شرایطی را در جامعه طراحی کنند « سیاست های توسعه فرهنگی » ، تا گروه دیگری از افراد جامعه و مورد نیاز فرایند توسعه که از آنها به روشنفکران و هنرمندان تعبیر می کنیم، به لحاظ کمی و کیفی رشد یابند. این قشر در فاصله بین نظریه پردازان و عامه مردم قرار می گیرند تا بدینوسیله فکر و نظر ارائه شده توسط نظریه پردازان را به زبانی عامه فهم برای عموم مردم، ارائه کنند تا برای آنها قابل استفاده باشد. اگر چنین امری محقق شود، می توان ادعا کرد که گام مهمی در مسیر توسعه فرهنگی برداشته ایم. از آنچه در مورد روشنفکران و هنرمندان گفته شده؛ این چنین برمی آید که، اهمیت این لایه اجتماعی در فرایند توسعه به هیچ روی کمتر از نظریه پردازان نیست و، غیبت آنها به همان اندازه خطرآفرین است که عدم حضور پدیدآورنده گان اندیشه؛ بنابراین، در یک جامعه همواره باید نهادهایی باشند که به تربیت این افراد در سطح جامعه دست بزنند. با توجه به مطالب فوق، با اندکی مسامحه و صرفاً جهت فهم آسا نتر موضوع، می توان افراد جامعه را از منظر فرهنگی (کارکرد آنها در فرایند توسعه) به سه گروه یا لایه ی اجتماعی تقسیم کرد که به شرح زیرند لایه ی اول: نظریه پردازان؛ که همواره در جامعه از جمعیت کمی برخوردارند.لایه ی دوم: هنرمندان و روشنفکران؛ که جمعیت آنها نسبت به لایه ی اول بیشتر است.لایه ی سوم: عامه ی مردم؛ که بیشترین جمعیت را در بین این سه گروه دارند.هر چه ارتباط، میان این سه لایه فرهنگی جامعه از کیفیت بالاتر و دوام بیشتری برخوردار باشد، می توان ادعا کرد، که، جامعه در مسیر توسعه گام برمی دارد. زیرا به این ترتیب افکار، آراء و نظرات بواسطه ی لایه دوم به ساحت آگاهی لایه سوم می رسد. که البته این نیازمند آن است که:

اولاً: شرایط و بستر لازم، جهت تربیت نظریه پردازان یعنی لایه اول و روشنفکران و هنرمندان یعنی، لایه دوم فراهم باشد.ثانیاً: ساز و کار مناسب برای در تماس مداوم بودن این سه لایه اندیشیده شود.نکته ای که لازم است در اینجا به آن پرداخته شود، این است که، فرهنگسرا به عنوان یک کالبد معماری  تنها یکی از راهکارهایی است که با هدف ایجاد شرایط مناسب برای رویارویی این لایه های فرهنگی جامعه و خصوصاً لایه های دوم و سوم ایجاد شده است و، هدف نهایی آن کمک به فرایند توسعه فرهنگی است.کارکرد فرهنگسرای موسیقی  های موجوددر راستای تامین هدف عمده فرهنگسرای موسیقی  – یعنی کمک به توسعه ی فرهنگی- دو فعالیت اصلی در آن جریان دارند:
-۱ آموزشی
-۲ برگزاری محافلی در رابطه با موسیقی
عملکرد آموزشی: آموزش افراد و شکوفا کردن استعدادهای آنها برای فراگرفتن همه ی مواردی است که، به واسطه ی آنها بتوانند ایده های جدید موسیقی خلق شده را تجسم بخشیده و به زبان لایه سوم جامعه ارائه کرده ودر معرض استفاده آنها قرار دهند. یعنی، افرادی در اینجا، تحت آموزش قرار می گیرند، تا همه ی توانایی های لازم را برای متبلور کردن موسیقی بیابند و به زبان دقیق تر آموزش هنرمند و روشنفکر. بر این اساس در حال حاضر مهمترین فعالیت فرهنگسرای موسیقی  همین است زیرا هر چه آموزش این افراد به عنوان حلقه اتصال لایه اول و لایه سوم از سطح بالایی برخوردار باشد مشکل فاصله فرهنگی کمتر می شود.
عملکرد نمایشی: آنچه فرهنگسرای موسیقی  در پیوند با این وظیفه ی محول به خود انجام می دهد تامین فضاها و شرایط لازم برای تقابل فراورد ه های موسیقیایی و استفاده کنندگان است که بسته به نوع فرآورده ی موسیقیایی شکل و فضای این تقابل تغییر می کند. با توجه به اینکه حضور مردم در فرهنگسرای موسیقی  با نیروهای انگیزاننده ممکن است و در واقع، نیروهای مجبورکننده جایی در این فرایند ندارند، باید نوع این تقابل و فضایی که در آن انجام می شود و تمام شرایط حاکم در جهتی باشد که، انگیزه را برای حضور همواره افزایش دهد.از آنچه گفته شد، چنین برمی آید که در واقع، در فرایند توسعه و رشد فرهنگی، کالبدی مثل فرهنگسرای موسیقی  در جهتی شکل یافته که ارتباطی تنگاتنگ با لایه ی دوم

تـأثیرهنردرمانی باتکیه برنقاشی برنقش جنسی وپذیرش اجتماعی کودکان

به کار رود هنر درمانی خوانده می شود و ابزاری می گردد که با بهره گرفتن از آن انسان ها را از مشکلاتشان نجات داد (زاده محمدی، ۱۳۸۸).

هنر درمانی[۷] ترکیبی از دو رشته است هنر و درمان می باشد در جلسات هنر درمانی کودکان در ساختن (نقاشی، مجسمه سازی، نوشتن شعر، داستان سازی، رقص، نمایشگری) شرکت می جویند در جریان این فرایند ها کودک   می تواند شروع به ساختن و معنا دادن رویداد ها، هیجان ها یا تجربه کردن در زندگیاش در حضور درمانگرشود     ( کالمونچ[۸]،۲۰۰۴ ). کرامر[۹](۱۹۵۸) هنرمند و آموزگاری است که نخستین بار با کودکان با اختلال های هیجانی به کار نقاشی درمانی[۱۰] پرداخت (غلامزاده خادر، ۱۳۹۰). بنابراین از طریق نقاشی های کودکانه می توان اطلاعات مناسبی از ویژگی های شخصیت، توانایی های ذهنی، ویژگی عاطفی، ناکامی ها، فشارها  تمایلات درونی آن ها کسب نمود ( اتکینسون[۱۱] ، ۲۰۰۱).در نقاشی درمانی بیان خود به خودی غیر قضاوتگرانه به فرد اجازه می دهد که آزادانه درباره افکار احساسات سرکوب شده بدون تهدید و واکنش دیگران صحبت کند پایه و اساس نقاشی درمانی، وارد کردن شرکت کننده ها در فرایند ساختاری هنر برای بیان غیر مستقیم افکار و احساسات فرد است افراد با فرافکنی زندگی درونی شان با نقاشی می توانند بر هیجانات خود غلبه کنند و سبب پویایی شخصیت خود شوند     ( روبین[۱۲]، ۲۰۱۰).

۱-۲- بیان مسئله

جنسیت یکی از برجسته ترین طبقه های اجتماعی به شمار می رود که علاوه بر این که می توان افراد را بر اساس صفات فیزیکی به عنوان مرد یا زن طبقه بندی کند، در کلیه فرهنگ های شناخته شده نیز تقسیم نقش ها و وظایف بر اساس جنس مشخص است (اشتد[۱۳] و همکاران،۲۰۰۲). همچنین، جنسیت برچسبی اجتماعی است که با انتظارات اجتماعی و فرهنگی در ارتباط است، در حالی که جنس با تکیه بر توصیف زیست شناختی بیشتر بر تفاوت های زیست شناختی تاکید دارد.

بنابر این، مفهوم نقش جنسی تعریف زنانگی و مردانگی در یک جامعه است. نقش جنسیتی ویژگی ها و وظایفی است که فرهنگ، جامعه، بزرگسالان و طبیعت زیستی از هر یک از دو جنس مرد یا زن انتظار دارند(کیانی وهمکاران ، ۱۳۹۰).

مفهوم نقش در جامعه شناسی به وظایف و انتظاراتی اشاره دارد که برای هر فرد بر حسب پایگاهی که در جامعه احراز نموده تعیین شده است. بنابر این، نقش جنسیتی عبارت است از: « انتظارات غالب در یک جامعه در مورد فعالیت ها و رفتار هایی که مردان و زنان می توانند یا نمی توانند در آنها درگیر شوند» .(کامی یرد[۱۴] و همکاران، ۱۹۸۹). این مفهوم با مفهوم تقسیم کارجنسیتی[۱۵] یکسان نیست. زیرا مفهوم نقش، ناظر به انتظارات جامعه است که اساسا جنبه ذهنی دارند، در حالیکه مفهوم تقسیم کار به تقسیم و توزیع واقعی کار ها و  فعالیت ها اشاره دارد. به علاوه مفهوم نقش، رفتارها [۱۶]و طبق برخی تعاریف ، نگرش ها[۱۷] را نیز شامل می شود ( ساروخانی، ۱۳۷۰).

از این رو مفهوم نقش جنسیتی را می توان با شاخص هایی همچون اختصاص پاره ای از وظایف و کارهای خانگی یا اجتماعی به یکی از دو جنس ( برای نمونه، اختصاص خانه داری و تربیت فرزندان به زنان و اختصاص نان آوری و رهبری سیاسی به مردان) و نیز انتظار ویژگی های شخصیتی و رفتاری متفاوت از هر یک از دو جنس ( مانند انتظار روحیه رفتار عاطفی از زنان و انتظار سلطه جویی و حسابگری از مردان) تعریف کرد.

شکل گیری نقش جنسیتی با ترجیحات و رفتار های مربوط به جنسیت از همان سال های اولیه پیش دبستانی شروع می شود و عوامل زیستی، اجتماعی، والدین، رسانه های گروهی و به ویژه عوامل فرهنگی در آن دخیل هستند.

دیدگاه های متعدد، نقش یابی جنسیتی را به شیوه های مختلف تعیین کرده اند. روان تحلیل گری با مطرح کردن عقده ادیپ و همانند سازی با جنس موافق ، نظریه یادگیری با الگوی کسب رفتار از طریق تقویت و الگو برداری، نظریه شناختی رشدی با هویت جنسی و سهم آن در نقش آموزی جنسیتی، نظریه طرحواره جنسیتی با رویکرد

 پردازش اطلاعات و تاکید بر فشارهای محیطی و شناخت های کودکان از آن جمله اند( کیانی و همکاران، ۱۳۸۷ ). بنابر موارد مورد بحث نقش های جنسی با پذیرش اجتماعی کودکان مرتبط است. منظور از پذیرش اجتماعی حرف زدن و رفتار کردن مطابق انتظارات دیگران است. گروهی از انسان ها همیشه مطابق با نظرات و اعتقادات خود صحبت می کنند. اگر از آنها در مورد موضوعی سوال شود با صداقت به سوالات پاسخ می دهند، در عقاید خود ثابت قدم هستند و تحت هر شرایطی پاسخ یکسان به سوالات می دهند. حتی اگر پاسخ های آن هاطرداجتماعی به دنبال داشته باشد. گروهی دیگر طوری حرف می زنند که مورد تایید دیگران قرار بگیرند. اگر از آنها در مورد موضوعی سوالی شود به نحوی پاسخ میدهند که فکر می کنند دیگران دوست دارند آن طور پاسخ داده شود. سعی می کنند با قواعد و هنجار های اجتماعی سازگاری نشان دهند و از طرد اجتماعی در امان بمانند (گنجی،۱۳۷۴). با توجه به اجتماعی بودن فطری انسان ها و برآوردن نیاز های آنان در اجتماع، لازم است کودکان از مهارت های اجتماعی لازم برخوردار باشند و بتوانند مورد پذیرش اجتماع قرار گیرند. برای آموزش نقش های جنسی و پذیرش اجتماعی کودکان از روش های متعددی می توان استفاده کرد، یکی از این روش ها که به نظرمی رسد در آموزش وظایف نقش های جنسی و افزایش پذیرش اجتماعی کودکان تاثیر گذار باشد، روش هنر درمانی می باشد.

هنر درمانی همچون یک نظام معین به سرعت در طی ۳۰ سال گذشته رشد کرده است.هنر درمانی واژه عمومی است که به چهار حرفه جداگانه : هنر درمانی[۱۸] وروان درمانی هنری، رقص درمانی[۱۹] ، نمایش درمانی [۲۰]و موسیقی درمانی[۲۱] مربوط می شود.

مطلب دیگر :




هنر درمانی در جلسات درمانی از اشکال مختلف هنر جهت درمان افراد مبتلا با طیف گسترده ای از مشکلات اجتماعی و بیماری استفاده می کنند، جلسات هنر درمانی به صورت فردی و گروهی در مورد بزرگسالان و کودکان اجرا می شود.

هنر [۲۲]درمانگران از اشکال مختلف هنر به عنوان عنصر واسطه استفاده می کند، ضمن اینکه از مشکلات جسمی و بیماری های افراد اطلاعات کافی در اختیار دارد و آن ها را به مشکلات روانی اجتماعی فرد مرتبط می کند (اودل[۲۳]،۲۰۰۳).

اشکال هنر شامل هنر نمایش، رقص،موسیقی، قصه، فیلم، شعر و. به عنوان ابزار درمانی بکار برده می شوند و در زمینه ایجاد استمرار در ارتباط، شکل جایگزینی از ارتباط برقرار کردن را فراهم می آورند. مراجعانی که در جلسات هنر درمانی شرکت می کنند، نیازی ندارند که با مهارت های هنری آشنا باشند یا تجربه های هنری قبلی داشته باشند. هنر هنر درمانگر نیز به ساخت یک اثر هنری زیبا تاکید نمی کند ( روبین،۲۰۰۵ ).

هنر درمانی زمینه ای بسیار گسترده است که یکی از شاخصه های اصلی آن نقاشی درمانی می باشد. نقاشی درمانی یک روش فرافکن می باشد که در آن از فرد خواسته می شود یک فرد، موضوع یا وضعیت را نقاشی کند تا عملکرد های شناختی بین فردی یا روانشناختی او مورد ارزیابی قرار گیرند ( کاکس و کاتی ۲۰۰۰).

در نقاشی درمانی بیان خود به خودی غیر قضاوت گرانه به فرد اجازه می دهد که آزادانه درباره ی افکار و احساسات سرکوب شده بدون تهدید واکنش دیگران صحبت کند. پایه و اساس نقاشی در مانی وارد نمودن شرکت کننده ها در فرایند ساختاری هنر برای بیان غیرمستقیم افکار و احساسات خود می باشد. افراد با فرافکنی زندگی درونی شان با نقاشی می توانند بر هیجانات خود غلبه کرده و سبب پویایی شخصیت خود شوند( ولف،۲۰۰۳ ).

پژوهش های متعددی تاثیر نقاشی بر اختلالات روانی را نشان داده اند.( فریلیچ و شیتچمن ۲۰۱۰)، در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند که هنر درمانی می تواند سازگاری اجتماعی، عاطفی و تحصیلی کودکان  دارای اختلال یادگیری را افزایش دهد ( فریلیچ و شیچمن،۲۰۱۰ ). آنچه مسلم است کودکان در معرض بیماری های روانی گوناگونی قرار دارند. یکی از مهم ترین این بیماری ها که به دلایل مختلفی به وجود می آید. احساس افسردگی، تنهایی و نا امیدی است. تنهایی اغلب با بی هدفی همراه است. هدف یکی از سه مولفه تشکیل دهنده ی امیدواری است و برای درک ناامیدی، داشتن تعریف امیدواری لازم است ( اسنایدر، ۲۰۰۳).

در مقابل نا امیدی نظامی از طرحواره های منفی است که فرد هم نسبت به خود و هم نسبت به آینده اش دارد به خود پنداره و کفایت اجتماعی فرد آسیب می رساند ( ایپک[۲۴]، ۲۰۰۱۰ ). با توجه به پژوهش های انجام شده، تاثیر هنر درمانی با تکیه بر نقاشی بر نقش جنسی و پذیرش اجتماعی کودکان در این پژوهش مورد بررسی قرار می گیرد. سوال اصلی تحقیق  این است که آیا می توان با بهره گرفتن از هنر در مانی با تکیه بر نقاشی بر نقش جنسی و پذیرش اجتماعی کودکان تاثیر گذاشت؟

 

 

تعداد صفحه :۱۱۰