پایان نامه بررسی رابطه میان کارآفرینی، قابلیت بازاریابی، قابلیت نواوری و مزیت رقابتی پایدار در شرکتهای شهرک صنعتی کاوه...

9.1 روش تحقیق 10

1.9.1 روشهای تجزیه و تحلیل دادهای تحقیق 10

2.9.1 روشهای گردآوری اطلاعات 11

3.9.1 ابزار گردآوری  اطلاعات 11

10.1 تعاریف واژه های تحقیق 11

فصل دوم- ادبیات و پیشینه تحقیق

1.2کارآفرینی: تعاریف و مفاهیم 14

2.2گستردگی کارآفرینی 19

3.2ضرورت کارآفرینی 21

4.2کارآفرینی سازمانی 21

5.2تاریخچه و تعاریف کارآفرینی سازمانی 23

2-6-1 تعاریف کارآفرینی سازمانی 24

2-6-2 گرایشات کارآفرینانه و ابعاد کارآفرینی 24

الف)  ابعاد کارآفرینی از نظر هیسریچ (2001): 24

ب) دانشگاه Pretoria ETD 26

6.2مدلهای کارآفرینی سازمانی 35

7.2کارآفرینی سازمانی و عملکرد 41

تشابهات(عوامل موثر بر کار آفرینی سازمانی) 44

الف)شرایط محیطی: 44

ب) ویژگیهای سازمانی: 44

ج) ویژگیهای فردی: 45

فرصت 45

مفهوم مزیت رقابتی پایدار 46

8.2تعریف نوآورى 56

9.2مفاهیم سه گانه نوآورى 57

10.2ویژگى کارکنان نوآور در سازمانهای کارآفرین 58

دانلود پایان نامه


11.2منابع نوآورى در سازمانهای کارآفرین 59

تفاوت خلاقیت و نوآورى 59

12.2بازاریابی 61

13.2تعریف اولیه از بازاریابی 62

14.2تعریف بازار 63

15.2ابعاد گوناگون مارکتینگ (MARKETING  ) 63

16.2بررسی و تحلیل سیستم بازار 66

17.2محیط شناسی در بازاریابی 68

18.2برنامه های ورود به فعالیتهای جدید و توسعه کارآفرینی 70

19.2قابلیتهای بازاریابی 73

20.2کارآفرینی و بازاریابی 75

پیشینه تحقیق 75

سابقه پژوهش ها و مطالعات انجام گرفته داخلی 75

فصل سوم- تجزیه و تحلیل داده ها

1.3مقدمه: 80

2.3روش تحقیق: 80

3.3متغیرهای تحقیق: 81

4.3روش گرداوری داده ها: 82

5.3پایائی و روائی پرسشنامه: 83

6.3جامعه ونمونه آماری: 85

7-تجزیه و تحلیل داده ها: 87

1.4 مقدمه 92

بخش اول – آمار توصیفی مربوط به پاسخ دهندگان 92

2.4 بخش دوم: آزمون میانگین یک جامعه آماری (آزمون تی استیودنت) 95

3.4 بخش سوم-  آزمون یکسان بودن اولویت بندی(رتبه بندی) 97

4.4بخش چهارم: آزمون همبستگی 99

این مطلب را هم بخوانید :

5.4 بخش پنجم: آزمون فرضیات 103

فصل پنجم. نتیجه گیری و پیشنهادات

1.5 مقدمه 114

2.5نتیجه گیری بر اساس فرضیات 114

3.5نتیجه گیری و پیشنهادات 118

4.5 محدودیتهای تحقیق 120

چکیده

کار آفرینی دانش بنیان علم و هنر شناسایی و بهره برداری از فرصت ها برای ایجاد و توسعه ی کسب و کار های جدید و به معنی فعالیتی خلاق برای کسب ارزش افزوده است و کار آفرینی یک قابلیت ذاتی مورثی نیست، بلکه اکتسابی و قابل پرورش است. شرکتها برای کارآفرین بودن باید نوعی توانایی نوآوری را در خودپرورش دهند و آنرا به قابلیت تبدیل نمایند. نوآوری نیز به نوبه خود برای سود آور بودن نیاز به تجاری سازی دارد و در این میان قابلیتهای بازاریابی یک شرکت می تواند  موجبات تجاری سازی و رشد و سود آوری شرکتها را فراهم آورد. اما آنچه مد نظر است این است که یک سازمان نیاز به پایداری سود آوری در بلند مدت دارد، بعبارتی  عملکرد سازمان باید در بلند مدت بهینه باشد تا سازمان بتواند روند تغییر و نوآوری را ادامه دهد. لذا این تحقیق با هدف شناسایی قابلیت های بازاریابی در صنایع تولیدی ، شناسایی قابلیت های نوآوری  ،بررسی مسایل و مشکلات در زمینه نوآوری و کارآفرینی  وارائه راهکارهایی برای بهبود مزیت رقابتی پایدار  انجام شده است. سوال اصلی این تحقیق آن است که چه رابطه ای میان کارآفرینی، قابلیت بازاریابی، قابلیت نوآوری و مزیت رقابتی پایدار در شرکتهای شهرک صنعتی کاوه وجود دارد؟  در همین راستا با مرور ادبیات تحقیق و بررسی مدلهای تحقیق  فرضیات زیر استخراج گردید:کارآفرینی تاثیر مثبت و معناداری بر قابلیت بازاریابی دارد،کارآفرینی تاثیر مثبت ومعناداری بر قابلیت نوآوری دارد،کارآفرینی تاثیر مثبت و معناداری بر مزیت رقابتی پایدار دارد ، قابلیت بازاریابی بر قابلیت نوآوری تاثیر مثبت و معناداری دارد.، قابلیت نوآوری بر مزیت رقابتی پایدار تاثیر مثبت ومعناداری دارد.و در نهایت فرضیه ششم: قابلیت بازاریابی بر مزیت رقابتی پایدار تاثیر مثبت ومعناداری دارد.

سپس پرسشنامه ای تهیه گردید و در بین مدیران صنایع تولیدی شهرک صنعتی کاوه توزیع گردید. نمونه آماری شامل 257 بوده که داده هاس پرسشنامه ها پس از توزیع و جمع آوری  وارد نرم افزار spss 21 شده و فرضیات تحقیق ارزیابی گردید. یافته ها نشان داد  3.9 درصد از مدیران ارشد صنایع تولیدی با مدرک فوق دیپلم، 26.1 درصد با مدرک لیسانس و 70 درصد دارای مدرک فوق لیسانس می باشند. همچنین 4.3 درصد از مدیران ارشد صنایع تولیدی بین 1 -5  سال ، 64.2 درصد  بین 5-15 سال و  31.5 درصد دارای بیش از 15 سال سابقه کار هستند.  از لحاظ وضعیت متغیرهای تحقیق ، مزیت رقابتی پایدار، قابلیت کارآفرینی و نوآوری و بازاریابی در وضعیت مناسبی قرار داشتند. قابلیت نوآوری نیز دارای ابعاد  فرایندی -که از اهمیت بیشتری برخوردار بود- و محصولی –رده دوم – و سازمانی بوده است.  یافته های تحقیق حاکی از تایید کلیه فرضیات تحقیق است. در پایان پیشنهاداتی برای تحقیقات آتی و مدیران ارائه شده است.

کلید وازه ها: کارآفرینی، قابلیت بازاریابی، قابلیت نواوری و مزیت رقابتی

1.1 مقدمه

کارآفرینی مقوله ی بسیار مهمی است که بسیاری از کشورها ی توسعه یافته و درحال توسعه توجه جدی به آن مبذول داشته و می دارند. با آشکار شدن مفهوم کارآفرینی بویژه مفهوم کارآفرینی سازمانی و ضرورت آن در توسعه سازمان و جامعه، تردیدی در تربیت کارآفرینان سازمانی جهت تحقق این هدف بزرگ باقی نمی ماند. باتوجه به اینکه در تاکید بر اهمیت کارآفرینی سازمانی، کارآفرینانی سازمانی به عنوان موتور نیرومند توسعه سازمان و جامعه خود شناخته شدند، آنچه اهمیت حیاتی پیدا می کند، روشن کردن و به راه انداختن این موتورها جهت توسعه است. برای روشن شدن موتور، کافی است استارت زده شود ولی برای استمرار فعالیت آن باید همواره به آن سوخت رسانی شود و شرایط جهت فعالیت بی نقص آن مهیا گردد. به هرحال برای آگاه شدن و شروع به حرکت کارآفرینان سازمانی کافی است آموزشهای لازم در این زمینه به آنها ارائه تا جرقه کارآفرینی در ذهن آنان زده شود و درعین حال ضرورت مسئله نیز برای آنها معلوم گردد و اما برای تداوم این حرکت باید با پرورش آنان از طریق اقداماتی مانند حمایت مدیریت، ایجاد تفکر استراتژیک کارآفرینی، ایجاد عوامل ساختاری و فرهنگی،… بستر فعالیت مستمر را فراهم کرد. از طرفی شرکتها برای کارآفرین بودن باید نوعی توانایی نوآوری را در خودپرورش دهند و آنرا به قابلیت تبدیل نمایند. نوآوری نیز به نوبه خود برای سود آور بودن نیاز به تجاری سازی دارد و در این میان قابلیتهای بازاریابی یک شرکت می تواند  موجبات تجاری سازی و رشد و سود آوری شرکتها را فراهم آورد. اما آنچه مد نظر است این است که یک سازمان نیاز به پایداری سود آوری در بلند مدت دارد، بعبارتی  عملکرد سازمان باید در بلند مدت بهینه باشد تا سازمان بتواند روند تغییر و نوآوری را ادامه دهد. (پورتر ،1990)[1]این امر نیاز به کسب نوعی مزیت رقابتی در صنعت  دارد که دوام داشته باشد و به عبارتی سازمان بایدبه دارای مزیت رقابتی پایدار  دست یابد. سوال اصلی این تحقیق آن است که چه رابطه ای میان کارآفرینی، قابلیت بازاریابی، قابلیت نواوری و مزیت رقابتی پایدرا در شرکتهای شهرک صنعتی کاوه وجود دارد؟

2.1 مبانی نظری تحقیق

1.2.1کارآفرینی

واژه کار آفرینی از کلمه فرانسوی Entreprendre    به معنای متعهد شدن نشات گرفته است. بنا به تعریف واژه نامه دانشگاهی و بستر : کارآفرین کسی است که متعهد می شود مخاطره های یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی ، اداره و تقبل کند. (اسکندانی، 1379) واژه کار آفرینی دیرزمانی پیش از آنکه مفهوم کلی کارآفرینی به زبان امروزی پدید آید ، در زبان فرانسه ابداع شد . در اوایل سدهه شانزدهم میلادی کسانی را که در امر هدایت ماموریت های نظامی بودند ، کار آفرین می خواندند . از آن پس درباره دیگر انواع مخاطرات نیز همین واژه با محدودیت هائی مورد استفاده قرار می گرفت . از حدود سال 1700 میلادی به بعد ، فرانسویان درباره پیمانکاران دولت که دست اندر کار ساخت جاده ، پل ، بندر و تاسیسات بودند ، به کرات لفظ کارآفرین را به کار برده اند.

کارآفرین فردی است که شرکتی را به منظور سود و رشد ، تاسیس و مدیریت می نماید و از آن برای پیشبرد اهداف شخصی استفاده می کند که ویژگی صلی او رفتار نو آورانه است و از تجربیات مدیریت استراتژیک در فعالیت خود استفاده می کند.

 اجزای­تشکیل دهنده               فرآیند کارآفرینی
کارآفرینفردی تصمیم آگاهانه می گیرد تا کار جدیدی را آغاز کند
فرصتفرصتهای بازار را شناسائی و مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد
ساختارکار آفرین تصمیم می گیرد به طور فردی یا تضامنی یا شرکت سهامی کار را آغاز کند
منابعمنابع مورد شناسائی قرار می گیرد و حمایت سرمایه گذاران جلب می شود
استراتژیهدفهای کلی کار ، استراتژیها و برنامه های تفصیلی اجرا و معین می شود

 

این نکته حائز اهمیت است که این مراحل فرایندی بترتیب طبیعی تنظیم گردیده و نمی توان هریک ازآنها را بدون ارتباط با دیگری در نظر گرفت. برای مثال ، لازم است کارآفرین برای ارزیابی فرصت ، برداشتی از مفهوم کسب و کار نیز داشته باشد یا بداند اجرای آن مفهوم نیاز به چه منابعی خواهد داشت و یا هزینه آن منابع چقدر خواهد بود. تنها در این صورت است که کارآفرین می تواند به قضاوت درستی از جذابیت فرصت دست یابد.

کارآفرینی، واژه ای است نو که از معنی کلمه اش نمی توان به مفهوم واقعی آن پی برد.بعضی از دانشمندان نظیر شومپیتر، کارآفرین را مهمترین عامل توسعه اقتصادی دانسته اند. وی معتقد است کارآفرین یک مدیر صاحب فکر و ابتکار است که همراه با خلاقیت، ریسک پذیری، هوش، اندیشه، و وسعت دید، فرصتهای طلایی می آفریند. او قادر است که با نوآوریها تحول ایجاد کند و یک شرکت زیان ده را به سوددهی برساند.

به دلیل نقش و جایگاه ویژه کارآفرینان در روند توسعه و رشد اقتصادی، بسیاری از دولتها در کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه تلاش می کنند بــا حداکثر امکانات و بهره برداری از دستاوردهای تحقیقاتی، شمار هر چه بیشتری از جامعه را که دارای ویژگیهای کارآفرینی هستند به آموزش درجهت کارآفرینی و فعالیتهای کارآفرینانه تشویق و هدایت کنند.

کارآفرینان با مهارتی که در تشخیص فرصتها و موقعیتها و ایجاد حرکت درجهت توسعه این موقعیتها دارند، پیشگامان حقیقی تغییر در اقتصاد و تحولات اجتماعی محسوب می شوند. آنها تصدیق می کنند که موفقیت و بقا در چشم اندازهای برخواسته از فردا، نیازمند چالاکی، قوه ابتکار و خلاقیت است. علاوه بر این کارآفرینی به ریسک پذیری، نوآوری و کنش کارآفرینانه هم نیاز دارد. براساس نظریات اقتصادی و تجارب حاصله در اقتصادهای روبه رشد، کارآفرینان موتور محرکه توسعه و رشد اقتصادی محسوب می شوند و بالطبع اشتغالزایی یکی از رهاوردهای مهم کارآفرینی است.

اگرچه در مورد کارآفرینی و مفاهیم آن ابعاد مختلفی وجود دارد اما مفاهیم آن همگی تقزیبا مشابه هستند. همه هدف این مفاهیم پیگیری مزیت رقابتی شرکت و بهبود عملکرد سازمانی  است. به هر جهت  بعد از شومپتیر بسیاری از محققان از سازه هایی که میلر و فریسن (1982) در مورد کارآفرینی سازمانی ارائه داده اند استفاده کرده اند.

میلر(1983) اظهار کرده است که  سازمانهایی که کارآفرین هستند باید 3 ویژگی را داشته باشند: نخست نوآوری  که شامل نوآوری محصول وفرآیند ، دوم ریسک پذیری (بدین معنی که تصمیم گیرندگان سازمان بایستی ریسک پذیر باشند)، سوم پیش بینی تغییرات(بدین معنا که سازمان توانایی بررسی تغییرات محیطی و اتخاذ استراتژیهای مناسب را داشته باشد). کوین و اسلیون (1989) اظهار کرده اند که رفتارها و ارزشهای کارآفرینان می بایست این 3 جنبه را پوشش دهد. در این تحقیق به مقوله کارآفرینی تنها از منظر ویژگیهای کارآفرینی توجه نشده است بلکه از منظر فرهنگی نیز به آن توجه خواهد شد.

2.2.1 قابلیت بازاریابی

دی(1994) قابلیت بازاریابی را بعنوان قابلیت شرکت در استفاده از دانش، تکنولوژی و منابع در جهت ارضای نیازهای بازار و مشتریان تعریف کرده است.  موفقیت شرکت از ارزشهایی که برای مشتریان بوسیله محصولات  مناسب و روشهای مناسب  ایجاد می شود تعریف می شود. یک سازمان می بایست اطلاعات بازار را جمع آوری کند، تکنولوژی بازاریابی را بهبود دهد، مهارتهای بازاریابی را بروز کند و قابلیتهای مدیریت را افزایش دهد تا توانایی خود برای انطباق با چالشهای جدید بازار تقویت کند. دی (1994) اظهار کرده است که یک سازمان باید رابطه تنگاتنگی با فرآیندهای سازمانی و قابلیتهای سازمانی مرتبط با توسعه محصولات جدید  و توزیع خدمات داشته باشد.[2]

آتون(1993) می گوید اغلب باید هنگامی که مشکلات بازاریابی ایجاد می شود فرآیند بازاریابی پایش گردد.  این فرآیند شامل :[3]

  • خدمات مشتریان، هدف نهایی خدمات مشتریان ارضای نیازهای خریداران  و مشتریان (زیتمال و بتنر،1996) [4]وایجاد مزیت رقابتی می باشد.(آیزن وود و ماهاجان،1989[5] ، موریس  و وست

پایان نامه بررسی رابطه هوش هیجانی، وضعیت اقتصادی -اجتماعی، و نگرش نسبت به مدرسه بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان...

2-2- هوش هیجانی. 13

2-2-1 تاریخچه هوش هیجانی. 13

2-2-2- هیجان چیست؟. 14

2-2-3- هوش چیست؟. 15

2-2-4- هوش هیجانی چیست؟. 15

2-2-5- اهمیت هوش هیجانی. 16

2-2-6- ابعاد هوش هیجانی. 16

2-2-7- الگوی هوش هیجانی. 17

2-2-8- خود آگاهی/ مدیریت کردن هیجان ها. 17

2-2-9- انگیزش. 18

2-2-10- هوش هیجانی در تعلیم وتربیت. 18

2-2-11- هوش هیجانی و یادگیری. 20

2-2-12- عوامل اثر گذار بر هوش هیجانی و توانایی یادگیری   20

2-2-13- هوش هیجانی و دیدگاههای مختلف. 21

2-2-14- هوش هیجانی از نظر گلمن. 22

2-2-15- نظریه هوش هیجانی از دیدگاه گاردنر. 25

2-2-16- نظریه های هوش هیجانی. 25

2-2-17- هوش بهر و هوش هیجانی. 31

2-3- وضعیت اقتصادی اجتماعی. 33

2-3-1-1- مؤلفه اول: درآمد والدین. 37

2-3-1-2- مؤلفه دوم: سواد والدین. 39

2-3-1-3- مؤلفه سوم: شغل والدین. 40

2-3-1-4- دارایهای موجود در منزل. 40

2-4- نگرش نسبت به مدرسه. 41

2-4-1-1- ویژگیهای نگرش. 43

2-4-1-2- چگونگی شکل گیری نگرشها. 43

فصل سوم: روش تحقیق. 54

3-1- مقدمه. 54


3-2- روش تحقیق. 55

3-3- جامعه. 55

3-4- روش نمونه گیری و حجم نمونه. 56

3-5- ابزارهای گرد آوری اطلاعات. 56

3-5-1- پرسشنامه هوش هیجانی سیبریا و شرینگ:. 56

3-5-2- وضعیت اقتصادی اجتماعی خانواده:. 57

3-5-3- مقیاس سنجش نگرش نسبت به مدرسه:. 57

3-6- پایایی مقیاسها. 58

3-7- روایی. 58

3-8- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات:. 59

فصل چهارم: نتـایج. 60

4-1- مقدمه:. 60

4-2- بررسی شاخصهای توصیفی نمونه. 60

4-3- بررسی شاخصهای استنباطی. 64

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری. 71

5-1- بحث و نتیجه گیری. 71

5-2- بررسی فرضیه های تحقیق. 72

5-3- پیشنهادهای کاربردی پژوهش. 81

5-4- پیشنهادهایی برای تحقیقات آینده. 82

5-5- محدودیت های پژوهش. 82

منابع و مآخذ. 83

چکیده

هدف این پژوهش بررسی تاثیر هوش هیجانی، وضعیت اقتصادی اجتماعی و نگرش نسبت به مدرسه بر پیشرفت تحصیلی دانش اموزان سال اول دبیرستان های شهر لامرد بود. تعداد 230 دانش آموز (136 پسر و 94 دختر) بر اساس روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای از میان 499 دانش آموز انتخاب شدند و به پرسشنامه های هوش هیجانی سیبریا و شرینگ، وضعیت اقتصادی اجتماعی تیمز ، پرسشنامه سنجش نگرش نسبت به مدرسه – فرم تجدیدنظرشده (مک کوچ و سیگل، 2003)، پاسخ دادند. مقدار عددی پایایی برای متغیرهای پژوهش به ترتیب عبارت بودند از 74% ،63% ،85%همچنین روایی پژوهش با استفاده از آزمون بارتلت انجام شد و شاخص کفایت نمونه برای هر کدام از ابزارها بالاتر از90% بود. برای تحلیل داده از ضریب همبستگی دو متغیری پیرسون و رگرسیون همزمان استفاده شد و تحلیل در سه بخش مدل کلی، مدل پسران و دختران انجام شد. نتایج تحقیق در مدل کلی نشان داد بین هوش هیجانی و نگرش نسبت به مدرسه با پیشرفت تحصیلی رابطه غیر معنی دار؛اما بین وضعیت اقتصادی اجتماعی با پیشرفت تحصیلی رابطه مثبت معنی دار وجود دارد. در مدل دختران بین هوش هیجانی و وضعیت اقتصادی اجتماعی با پیشرفت تحصیلی رابطه معنی دار دیده شد اما نگرش نسبت به مدرسه با پیشرفت تحصیلی غیرمعنی دار و منفی بود. در مدل پسران تنها رابطه بین نگرش نسبت به مدرسه با پیشرفت تحصیلی مثبت و معنی دار بود. مدل رگرسیون کلی و مدل رگرسیون دختران معنی دار و تنها متغیر پیش بین در هر دو مدل وضعیت اقتصادی اجتماعی بود. مدل رگرسیون پسران نیز معنی دار نبود. متغیرهای پژوهش در مدل کلی بر روی هم 6 درصد پیشرفت تحصیلی کل

این مطلب را هم بخوانید :

ضرورت بهره‌وری نمونه، 17 درصد مدل دختران و 1 درصد مدل پسران را تبیین کردند.

کلمات کلیدی: هوش هیجانی، وضعیت اقتصادی اجتماعی، نگرش نسبت به مدرسه، پیشرفت تحصیلی

1-1- مقدمه

نوجوانی یکی از دوره های حساس زندگی است. این دوره که از 12 تا 18 سالگی ادامه دارد دوره ای مهم و بسیار بحرانی است. به اعتقاد اریکسون این دوره یک زمان تفسیر و تحکیم است که در آن هر احساسی که نوجوان دارد و هر چه درباره ی خود می داند به صورت یک کل ترکیب می شود. نوجوان باید خودانگاره ی بامعنایی شکل دهد که علاوه بر پیوستگی گذشته شامل یک جهت گیری نسبت به آینده هم بشود؛ بنابراین ترکیبی از عقاید نوجوان برمبنای نحوه ی تفکر دیگران درباره ی وی و شکلی که خودش درباره ی خود می اندیشد وجود دارد که باید تصویر باثبات و مناسبی شکل دهد(شولتز، 1990 به نقل از سید محمدی، 1386). نوجوان در این دوره از یک سو نیاز به استقلال دارد و از سوی دیگر مایل به ثبات، ساختار و نظم هستند، آنها مرتب دچار سرگشتگی نقش می شوند، میل به سرکشی و طغیان دارند و به دنبال چیزی می گردند که علیه آن طغیان کنند (کریمی، 1390).بنابراین دوره ا ی نوجوانی دوره­ی است که نوجوان نیاز دارد از لحاظ عاطفی تامین شود تا بتواند به وحدت هویت یاهمان تصویر با ثبات و روشنی از خودش برسد.آگاهی داشتن نسبت به احساسات خود در زمان بروز آنهاو تاثیر آنها بر رفتار می تواند دانش آموزان را نسبت به محرکهای عاطفی و شناختی محیط بیشتر آشنا کرده و رفتار مناسب تری انجام دهند. با توجه به مسایلی که در ارتباط با نوجوانی گفته شد؛ دانش آموزی که توانایی بازبینی احساسات و هیجانات خود و دیگران را داشته باشد و بتواند آنها را از هم متمایز کند و از اطلاعات موجود برای هدایت تفکر و اعمال خود استفاده کند دارای ارتباط بهتری با دیگران داشته باشدو چشم اندازی مثبت نسبت به محیط تحصیلی و خانواده (با هر وضعیت مالی) خواهد داشت.

1-2- بیان مسأله

آمادگی علمی دانش آموزان به خصوص در سالهای آغازین دبیرستان برای موفقیت تحصیلی، انتخاب رشته، ورود به دانشگاه و نیز ورود به بازار کار اهمیت به سزایی دارد. پژوهش های زیادی در زمینه ی عوامل مؤثر بر ارتقای پیشرفت تحصیلی در دبیرستان انجام شده است. در این پژوهش ها بر نقش عوامل شناختی، عاطفی و نیز بر نقش خانواده بیشتر تأکید شده است. هوش هیجانی و نگرش نسبت به مدرسه از سازه های عاطفی مهمی هستند که پیش آمادگی های دانش آموز نسبت به تحصیل را نشان می دهند. شناسایی و مطالعه هوش هیجانی و نگرش نسبت به مدرسه و بررسی آنها کمک می کند مدیران و معلمان و اولیاء به دانش آموزان دبیرستانی توجه ویژه تری داشته باشند، دانش آموزان را تشویق و ترغیب نمایند و به آنها کمک کنند تا بهتر بتوانند تصمیم بگیرند و تصمیم خود را به اجرا بگذارند.

مایر و سالوی [1](1997) هوش هیجانی [2]را نوعی توانایی مرکب از ظرفیت ادراک، ابراز، شناخت، کاربرد و اداره ی هیجان های خود و دیگران تعریف کرده اند. مؤلفه های اصلی هوش هیجانی عبارت است از توانایی فهم هیجانات دیگران، تنظیم و مهار خود و دیگران به شیوه های سازگارانه. انتظار می رود افرادی که دارای هوش هیجانی بالاتری هستند سازگاری و موفقیت و مهارتهای زندگی بهتری نشان دهند. مالف و شوت [3](1998) معتقدند افراد دارای هوش هیجانی بالاتر، از توانایی برقراری ارتباط اجتماعی مقبول تری با افراد دیگر برخوردارند. گلمن[4] (1995) بیان می کند افراد زیادی با داشتن هوش بهر بالا ناسازگار تلقی می شوند و تنها 20 درصد موفقیت های زندگی به هوش شناختی و 80 درصد به عوامل دیگر از جمله هوش هیجانی وابسته است(نقل از خانجانی و همکارانش، 1387). از آنجا که در محیط های آموزشی برای دستیابی به پیشرفت تحصیلی باید بتوان خود را با محیط اجتماعی خویش تطبیق داد، بنابراین افرادی که هوش هیجانی بالاتری دارند بالطبع پیشرفت تحصیلی بالاتری دارند.

پژوهش­های سیسکاندر[5](2013)، دونی و همکاران([6]2008)، بالفورد و مرسمان[7](2008)، مارسیک و همکاران[8](2008)، کنت و نواک[9]،2007؛ پارکر و همکاران،2004؛ پترایدز و همکاران[10]،2004نقل از بشارت و همکاران(1386 ) ؛ مایا[11] (2001)، گلمن(1995) نشان می دهد هوش هیجانی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تأثیر مثبت دارد. اگر چه برخی پژوهشها نیز وجود دارد که رابطه ی بین هوش هیجانی و پیشرفت تحصیلی را ضعیف گزارش کرده اند (به عنوان مثال پژوهش وان درزی و اساکل[12]، 2002)؛ با این حال همواره هوش هیجانی بر پیشرفت تحصیلی اثرگذار بوده است. بررسی پیشینه تحقیق در ایران نیز همانند سایر کشورها نشان از رابطه مثبت بین هوش هیجانی و پیشرفت تحصیلی دارد. این موضوع در پژوهشهای حنیفی و جویباری (1389)، لیوارجانی و همکاران (1389)، رهنما و عبدالملکی(1387)، اکبری و آقایوسفی(1389)، بشارت و همکاران(1385) نشان داده شده است هر چند یدالهی، میرزاده و فتی (1393) گزارش کرده اند که هوش هیجانی تاثیری در موفقیت تحصیلی دانشجویان سال اول دانشگاه تهران که سال 91-90 پذیرفته شده اند، ندارد.

توانایی برقراری ارتباط با دیگران و مهار خود و دیگران بر نگرش افراد نیز مؤثراست. کریمی(1383) نگرش را یک حالت روانی و عصبی آمادگی می داند که از طریق تجربه سامان داده شده، تاثیری هدایتی یا پویا بر پاسخ های فرد به همه ی اشیا و موقعیت هایی که با آنها مربوط است، دارد. نگرش دارای سه جزء شناختی، احساسی و آمادگی برای عمل است. از آنجا که نگرش نسبت به مدرسه بر پیشرفت تحصیلی تاثیر دارد و نگرش ها نیز مانند هوش هیجانی مستلزم ارتباط با محیط اجتماعی است، ارتباط این دو متغیر       می تواند موفقیت بیشتر دانش آموزان را در زمینه ی تحصیل در پی داشته باشد.

نگرش نسبت به مدرسه بر پیشرفت تحصیلی اثر دارد؛ هر چه نگرش مثبت تر باشد پیشرفت تحصیلی بیشتر و هرچه به سمت منفی برود و از علاقه مندی دانش آموز کاسته شود افت تحصیلی اتفاق می­افتد. پژوهش های زیادی در زمینه رابطه بین نگرش نسبت به دروس مختلف و پیشرفت تحصیلی در آن دروس انجام شده است. نتایج پژوهشهای سینگ، گرانویل و دیکا (2002) ؛ والنزولا (1993) نقل از رحمانی (1381)؛ علوی(1386)؛کشاورز و همکاران(1384)؛ رحمانی (1381) نشان می دهد بین نگرش نسبت به دروس مختلف و پیشرفت تحصیلی رابطه وجود دارد.

پیش آمادگی و ظرفیت افراد علاوه بر عوامل بالا به وضعیت اقتصادی- اجتماعی خانواده نیز بستگی دارد. سواد والدین و امکانات آموزشی موجود در منزل از مؤلفه های وضعیت اقتصادی اجتماعی است. تحقیقات متعددی نشان داده اند که وضعیت اقتصادی اجتماعی خانواده بر پیشرفت تحصیلی موثر هستند.

وضعیت اقتصادی اجتماعی متغیر دیگری است که بنا به شواهد پژوهشی بر پیشرفت تحصیلی تاثیر گذار بوده است. این موضوع در پژوهش های علوی(1386)، مهدوی هزاوه؛ 1386؛ سنگری؛ 1385؛ پهلوان صادق1384؛ نقل از علوی؛1386 و نیز در گزارش زرین اختر و حمید خان نیازی[13] (2011)، فن[14] (2008)، مالونون، کانتلی و فریتز-کات [15](2001)، دانکن، فدرمن و دانکن [16](1992) بررسی شده و در همه ی این پژوهشها وضعیت اقتصادی اجتماعی بر پیشرفت تحصیلی تاثیرگذار بوده است.

با توجه به عوامل بالا در مدارس دانش آموزانی با وضعیت اقتصادی اجتماعی بالا وجود دارند که پیشرفت تحصیلی خوبی ندارند؛ در نقطه ی مقابل دانش آموزانی وجود دارند که پیشرفت تحصیلی بالا و وضعیت اقتصادی اجتماعی پایین دارند؛ به علاوه دانش آموزانی وجود دارند که عنوان می کنند به تحصیل علاقه مند هستند اما نمرات خوبی ندارند و یا دانش آموزانی که در برقراری ارتباط مشکل ندارند اما از پیشرفت تحصیلی مطلوبی بر خوردار نیستند. محقق با علم به اینکه تاثیر متغیرها به تنهایی بر عملکرد افراد و تاثیر آنها در یک مدل سه متغیری می تواند متفاوت باشد در این پژوهش بر آن است که بداند آیا بین پیشرفت تحصیلی و هوش هیجانی، وضعیت اقتصادی اجتماعی و نگرش به تحصیل دانش آموزان رابطه وجود دارد؟ میزان این رابطه چقدر است ؟ و کدام متغیر بهتر می تواند پیشرفت تحصیلی را پیش بینی کند و این سه متغیر هرکدام به تنهایی و در ارتباط با همدیگر چقدر از واریانس پیشرفت تحصیلی را تبیین می کنند؟

1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش

آموزش و پرورش هر جامعه بیانگر نگرش، سطح فرهنگ، دانش و میزان توانایی آن جامعه برای رشد باورهای اعتقادی و اخلاقی به منظور نیل به آرمان های اجتماعی و همکاری با پیشرفتهای علوم و فنون و پاسخگویی به نیازهای ملی و تحولات جهانی است. به این لحاظ وصول به اهداف تعلیم و تربیت در هر کشور مستلزم بررسی، ارزشیابی و تجدید نظر مستمر در ساختار و برنامه های آموزشی آن کشور است.

در میان دوره های آموزش عمومی، آموزش متوسطه آموزش عمومی را به آموزش عالی پیوند می دهد و هر نوع نارسایی و خللی در آن مستقیماً در عملکرد و کیفیت هر دو نوع آموزش تأثیر بسزایی خواهد داشت. انتقال از آموزش عمومی همگانی و غیر تخصصی به آموزش دانشگاهی تخصصی، انتقال از محیط آموزشی به محیط کار و زندگی و دوره انتقال ازکودکی (تحت نظر و وابسته به مراقبت دیگران) به جوانی و بلوغ (دوره ی استقلال و قبول مسؤولیت) اهمیت این دوره ی تحصیلی را صد چندان کرده است. به علاوه آموزش متوسطه منبع اصلی تربیت نیروی انسانی ماهر و نیمه ماهر در کشور به شمار می رود و از این راه تأثیر ویژه ای در میزان موفقیت برنامه های توسعه اقتصادی اجتماعی کشور می گذارد.

توسعه اقتصادی اجتماعی مستلزم نیروی انسانی ماهر، مدیر و علاقه مند به کار است. شناسایی و مطالعه هوش هیجانی و نگرش نسبت به مدرسه و بررسی آنها کمک می کند مدیران و معلمان و اولیاء به دانش آموزان سال اول توجه ویژه تری داشته باشند، دانش آموزان را تشویق و ترغیب نمایند و به آنها کمک کنند تا بهتر بتوانند تصمیم بگیرند و تصمیم خود را به اجرا بگذارند. نقش الگویی معلمان و تنوع پذیری رفتار دانش آموزان باعث می شود در صورتی که شناخت بهتری از دانش آموز وجود داشته باشد رفتار تحصیلی دانش آموزان را به سمتی هدایت کرد که بتواند نیازهای حرفه ای جامعه به نیروی انسانی ماهر و کارامد را تامین کند. مطابق گفته های گلمن (1995) تنها 20 درصد موفقیت های زندگی به هوش شناختی و 80 درصد به عوامل دیگر از جمله هوش هیجانی وابسته است. این مورد خود اهمیت رو به افزایش مطالعه هوش هیجانی و نگرش نسبت به مدرسه که خود دارای اجزای شناختی، احساسی و آمادگی برای عمل است و همچنین وضعیت اقتصادی اجتماعی که مستلزم شناخت و مدیریت وضعیت خود در مقابل دیگران و کنترل آن است را دو چندان می کند.

سؤال بسیار مهمی که محقق را بر آن داشت تا این تحقیق را انجام دهد مشاهده ی دانش آموزانی است که در سوم راهنمایی میانگین پیشرفت تحصیلی خوبی داشته اند اما در سال اول متوسطه دچار       بی انگیزگی و افت تحصیلی می شوند در حالیکه شناخت هوش هیجانی و حتی آموزش آن، شناخت نگرش دانش آموزان و زمینه سازی برای حفظ یا تغییر آن می تواند افت تحصیلی را کاهش و موجب پیشرفت تحصیلی دانش آموزان شود. به توجه به این موضوع که صرف روی کاغذ بردن اندیشه ها نمی توان به همه­ی یا بیشتر اهداف رسید لازم است با درک بیشتر رفتار دانش آموزان و هدایت رفتار آنان به پیشرفت تحصیلی بیشتر آنان و رضایت دانش آموز از تحصیل کمک کرد و همه ی اینها محقق نمی شود مگر اینکه متغیرهای اساسی تاثیرگدار بر رفتار دانش آموز مورد بررسی و مطالعه قرار گیرد.

بدیهی است به دلیل پیچیدگی های رفتار انسان لازم است متغیرهای تاثیرگذار بر رفتار وی را مطالعه کرد تا به درک بهتری از فرد و محیط وی بدست آورد. با توجه به تاثیر هوش هیجانی در کنترل رفتار خود و دیگران و نیز پیش آمادگی هایی که وضعیت اقتصادی اجتماعی خانواده و نگرشها بر رفتار می گذارند انجام این مطالعه در کنار سایر بررسی های انجام شده باعث می شود به درک بهتری از شرایط و ویژگیهای دانش آموزان سال اول نایل آمد.

1-4- اهدف پژوهش

هدف کلی:

بررسی رابطه هوش هیجانی، وضعیت اقتصادی، اجتماعی و نگرش نسبت به مدرسه بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان سال اول شهرستان لامرد

اهداف ویژه:

  • بررسی رابطه بین هوش هیجانی، وضعیت اقتصادی- اجتماعی و نگرش به تحصیل بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان سال اول شهرستان لامرد

پایان نامه بررسی رابطه ی بین آموزش های فنی و حرفه ای و نگرش کارآفرینانه در سازمان آموزش...

1-1. مقدمه…………………………………….. 2

2-1. بیان مسأله و اهمیت موضوع……………………. 3

3-1. اهداف تحقیق……………………………….. 3

4-1. فرضیه های تحقیق …………………………… 4

5-1. مدل مفهومی تحقیق…………………………… 5

6-1. تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها………………. 6

7-1. روش شناسی تحقیق……………………………. 6

8-1. ساختار تحقیق………………………………. 8

فصل دوم: پیشینه تحقیق

1-2. مقدمه…………………………………….. 10

2-2. مبانی نظری تحقیق…………………………… 10

3-2.  پیشینه تجربی……………………………… 33

1-3-2. مطالعات خارجی……………………….. 33

2-3-2. مطالعات داخلی……………………….. 39

4-2.  خلاصه و جمع بندی…………………………… 46

فصل سوم: روش شناسی تحقیق

1- 3. مقدمه……………………………………. 64

2-3. نوع تحقیق…………………………………. 64

3-3. مدل تحقیق…………………………………. 64

4-3. فرضیه های تحقیق……………………………. 65

5-3. تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها………………. 65

1-5-3.آموزش های فنی و حرفه ای……………….. 65

2-5-3.نگرش کارآفرینانه……………………… 66

3-5-3.ویژگیهای فردی………………………… 67

6-3. متغیرهای پژوهش…………………………….. 67

7-3. جامعه و نمونه آماری………………………… 69

8-3. ابزار و روش جمع آوری داده ها………………… 70

9-3. روایی و پایایی پرسشنامه…………………….. 77


10-3. روش تجزیه و تحلیل یافته ها…………………. 79

11-3. جمع بندی فصل سوم………………………….. 82

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل یافته ها

1-4. مقدمه…………………………………….. 84

2-4. مشخصه های عمومی پاسخ دهندگان………………… 84

1-2-4. جنسیت………………………………. 84

3-2-4. میزان تحصیلات………………………… 85

4-2-4. وضعیت شغلی………………………….. 85

5-2-4. تاهل……………………………….. 86

6-2-4. دوره های آموزش فنی و حرفه ای………….. 86

3-4. تحلیل تک متغیره (قبل)………………………. 87

1-3-4.متغیر مستقل………………………….. 87

2-3-4. متغیر واسطه…………………………. 87

3-3-4. متغیر وابسته………………………… 89

4-4. تحلیل های دو متغیره (قبل)…………………… 90

1-4-4. همبستگی بین ویژگی فردی (ریسک پذیری) و نگرش کارآفرینانه    90

2-4-4. همبستگی بین ویژگی فردی (مرکز کنترل درونی) و نگرش کارآفرینانه   91

 

5-4. تحلیل تک متغیره (بعد)………………………. 92

1-5-4.متغیر مستقل………………………….. 92

2-5-4. متغیر واسطه…………………………. 92

3-5-4. متغیر وابسته………………………… 94

6-4. تحلیل های دو متغیره (بعد)…………………… 95

1-6-4. همبستگی بین ویژگی فردی (ریسک پذیری) و نگرش کارآفرینانه    95

2-6-4. همبستگی بین ویژگی فردی (مرکز کنترل درونی) و نگرش کارآفرینانه   96

7-4. تجزیه و تحلیل چند متغیره جهت آزمون فرضیه های تحقیق 96

8-4. نتایج آزمون فرضیه های تحقیق…………………. 100

9-4. جمع بندی فصل چهارم…………………………. 100

این مطلب را هم بخوانید :

فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادها

1-5. مقدمه…………………………………….. 102

2-5. مروری بر کلیات تحقیق……………………….. 102

3-5. یافته های پژوهش……………………………. 103

4-5. بحث و نتیجه گیری…………………………… 104

5-5. پیشنهاد های پژوهش………………………….. 105

1-5-5. پیشنهاد های کاربردی………………….. 105

2-5-5. پیشنهاداتی برای پژوهش های آتی…………. 109

6-5. محدودیت های پژوهش………………………….. 110

7-5. خلاصه و جمع بندی فصل پنجم……………………. 111

فهرست منابع و مأخذ……………………………… 112

 

ضمائم

  • پرسشنامه……………………………………. 120
  • خروجی های آماری spss…………………………… 123
  • مقدمهتحقیقات انجام شده تاکید می کند که فرآیندها و برنامه های آموزشی خاصی می تواند با تغییر بینش و نگرش افراد و تجهیز آنها به دانش و مهارت های خاص ، یک کارآفرین بالقوه را به کارآفرین بالفعل تبدیل کند .

    انسان در محیط های مادی، اجتماعی و فرهنگی با موارد تازه ای برخورد می کند و نسبت به آنها عقاید و احساسات تازه ای را دارا می شود و آمادگی و تمایل پیدا می کند که به نحو خاصی در برخورد با آنها رفتار کند و بدین ترتیب نگرش های او شکل می گیرد. با شکل گیری نگرش ها احتیاج انسان به تفکر و اخذ تصمیم جدید کم شده و رفتار او نسبت به این موارد، عادی، قالبی و قابل پیش بینی می گردد، بدین گونه است که باورها و نگرشهای مشخصی بر رفتار فرد حکومت می کنند.

    نگرش به عنوان بهترین وسیله و توصیف گر برای اقدام به کارآفرینی بیان شده است و عقیده بر این است که داشتن نگرش های خاص منجر به فعالیت بیشتر در زمینه کارآفرینی خواهد شد و می توان به صرف داشتن این نگرش های خاص از آنها انتظار بروز اعمال کارآفرینانه را داشت . اعتقاد بر این است که باورها و نگرش ها آموخته می شوند، زمانی که بر اساس تعلیمات خانوادگی و محیط اجتماعی ایجاد گردیده اند باز هم می توان با آموزش و یادگیری در آنها تغییراتی ایجاد نمود. بر این اساس میزان و نوع نگرش کارآفرینانه و باورهای خود کارآمدی افراد می تواند سطح فعالیت در زمینه ی کارآفرینی را تحت تاثیر قرار دهد .

    حال با توجه به نقش و رابطه ی آموزش و بخصوص آموزش های مهارتی با نگرش کارآفرینانه، نقش آموزش فنی و حرفه ای در امر توسعه ی جامعه بیش از پیش محرز می گردد.

    در این پژوهش با استفاده از روش پیش آزمون- پس آزمون، به بررسی رابطه ی بین آموزش های فنی و حرفه ای و نگرش کارآفرینانه در سازمان آموزش فنی و حرفه ای پرداخته شده است، فلذا با توجه به بزرگی و گستردگی جامعه آماری، از شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای استفاده شده است و با استفاده از ابزار پرسشنامه اقدام به جمع آوری داده ها و سنجش نگرش کارآفرینانه کارآموزان در چهار بعد نگرش کارآفرینانه یعنی توفیق طلبی، اعتماد به نفس، استقلال طلبی و خلاقیت از طریق دو ویژگی فردی کارآفرینی یعنی ریسک پذیری و مرکز کنترل درونی شده است.

    انتظار می رود با توجه به نو بودن مدل تحقیق در داخل کشور و همچنین اهمیت بالای پژوهش حاضر از حیث میزان موفقیت آموزش های مهارتی سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور در ایجاد و  بهبود نگرش های کارآفرینانه و به تبع آن گسترش کارآفرینی در جامعه ، یافته های این تحقیق مورد توجه خاص قرار گیرد.

    2-1. بیان مسئله و اهمیت موضوع

    امروزه بر اساس دیدگاههای اندیشمندان توسعه، در خصوص نقش و ضرورت آموزشهای مهارتی در فرآیند توسعه اقتصادی اتفاق نظر وجود دارد و اهمیت آموزشهای هدفمند و به طور کلی آموزشهای فنی و حرفه ای و تاثیر آن بر نگرشهای کارآفرینانه بر کسی پوشیده نیست. تجارب فراوانی از کشورهای توسعه یافته قابل حصول است که نشان می دهد این کشورها بخش عظیمی از دستاوردهای توسعه اقتصادی خود را مدیون توسعه نگرشهای کارآفرینانه به ویژه از طریق ارتقا آموزشهای فنی و حرفه ای بوده اند.

    با توجه به جایگاه خطیر سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور در ارائه آموزش های فنی وحرفه ای در سراسر کشور به نظر می رسد این سازمان در موقعیتی قرار گرفته است که می تواند از طریق ارائه طیف وسیعی از آموزشهای فنی و حرفه ای اثربخش، نقش اساسی در توسعه نگرشهای کارآفرینانه و در نتیجه کارآفرینی خلاق در سطح کشور ایفا نماید، بنابراین مسئله ی اساسی در اینجا این است که این سازمان با توجه به ماموریت و رسالت آموزشی خود تا چه اندازه موجب بهبود نگرشهای کارآفرینانه و در نتیجه توسعه ی کارآفرینی در جامعه در راستای حل مشکل بیکاری جوانان می شود؟

    یکی دیگر از ضرورت های پژوهش حاضر ، ضرورت نظری آن است چرا که این پژوهش ادامه مطالعات مربوط به نگرش کارآفرینانه محسوب می شود و از آنجایی که نگرش کارآفرینانه نقش موثری در تبدیل ایده های کارآفرینی به عمل کارآفرینانه دارد ، مطالعه روش های بهبود نگرش کارآفرینانه ، ضرورت کافی دارند. بنابراین نتایج این پژوهش می تواند به عنوان یکی از گام های افزایش رفتار کارآفرینی مطرح گردد که در صورت تاثیر می توان از آنها استفاده نمود و در صورت عدم تاثیر ، می توان به راههای دیگر اندیشید.

    بر این اساس ، اهمیت آموزشهای مهارتی محرز و لزوم تحقیقات در زمینه ی ایجاد و بهبود نگرش کارآفرینانه و به تبع آن افزایش رفتار کارآفرینی ، گامی به جلو در جهت رشد و توسعه کشور به شمار می آید.

     

    3-1. اهداف تحقیق

    هدف اصلی این پژوهش بررسی تاثیر آموزش های فنی و حرفه ای بر بهبود نگرش کارآفرینانه از طریق متغیر واسطه ویژگی های فردی ( ریسک پذیری و مرکز کنترل درونی) است که ابتدا رابطه بین آموزش های فنی و حرفه ای  و ویژگیهای فردی  و سپس رابطه بین ویژگیهای فردی و نگرش کارآفرینانه مورد بررسی قرار می گیرد.

    هدف اصلی

    • بررسی تاثیر آموزش های فنی و حرفه ای بر بهبود نگرش کارآفرینانه در کارآموزان آموزش فنی و حرفه ای

    اهداف فرعی

    • بررسی نگرش کارآفرینانه کارآموزان آموزش فنی و حرفه ای قبل از شرکت در دوره های آموزشی فنی و حرفه ای
    • بررسی نگرش کارآفرینانه کارآموزان آموزش فنی و حرفه ای بعد از شرکت در دوره های آموزشی فنی و حرفه ای

    4-1. فرضیه های تحقیق

    فرض اصلی

    • آموزشهای فنی و حرفه ای ، نگرش کارآفرینانه کارآموزان را بهبود می بخشد.

    فرضیات فرعی

    1. آموزشهای فنی و حرفه ای از طریق ویژگی فردی (ریسک پذیری) ، نگرش کارآفرینانه کارآموزان را بهبود می بخشد.
    2. آموزشهای فنی و حرفه ای از طریق ویژگی فردی (مرکز کنترل درونی) ، نگرش کارآفرینانه کارآموزان را بهبود می بخشد.

    5-1. مدل مفهومی تحقیق

    با توجه به اهمیت آموزش های فنی و حرفه ای و نقش بسزای آن در ایجاد ، گسترش و بهبود نگرش های کارآفرینانه و همچنین نگرش کارآفرینانه به عنوان عنصر حیاتی فعالیتهای کارآفرینی ، در این پژوهش رابطه ی بین آموزش های فنی و حرفه ای و نگرش کارآفرینانه از طریق متغیر واسطه ای ویژگی های فردی ( ریسک پذیری و مرکز کنترل درونی) مورد بررسی قرار می گیرد.

    6-1. تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها

    1-6-1. آموزش های فنی و حرفه ای

    متغیر مستقل در این تحقیق آموزش های فنی و حرفه ای است. آموزش های فنی و حرفه ای به فعالیت هایی اطلاق می شود که افراد را برای احراز شغل و حرفه آماده می سازد یا کارایی و توانایی صاحبان مشاغل را در انجام فنون و حرفه ارتقا می دهد.

    2-6-1. نگرشهای کارآفرینانه

    متغیر وابسته در این تحقیق نگرشهای کارآفرینانه است که تمایل  فرد به بروز رفتار کارآفرینانه در یک کسب و کار مستقل یا سازمانی را نشان می دهد و برای سنجش آن از پرسشنامه [1]EAOS استفاده شده است. این ابزار اولین بار توسط رابینسون و همکاران تهیه شده است و چهار حوزه ی مهم که با کارآفرینی در ارتباط هستند را مورد سنجش قرار می دهد. این چهار حوزه عبارتند از: اعتماد به نفس، خلاقیت، توفیق طلبی و استقلال طلبی.

    3-6-1. ریسک پذیری

    کسانی که دارای تمایلاتی به مخاطره پذیری معتدل هستند. (احمد پور داریانی،1387) .

    4-6-1. مرکز کنترل درونی

    کسانی که به خود ایمان دارند و موفقیت یا شکست را به سرنوشت، اقبال یا نیروهای مشابه نسبت نمی دهند.(مقیمی،1380).

    7-1. روش شناسی تحقیق

پایان نامه بررسی رضایت مشتری با استفاده از شبکه عصبی...

 2 بیان مسئله

مفهوم رضایت یک مبحث مهم برای مدیران بازاریابی به خصوص صنایع خدماتی است . بدین جهت که از مهمترین عوامل رقابتی و یکی از بهترین شاخصهای سودآوری آینده هر شرکتی محسوب می شود واز طرفی  با سودآوری مرتبط است.طبق بررسیهای انجام شده مشتریان راضی تجربیات خود را به پنج یا شش نفر منتقل کرده در حالیکه مشتریان ناراضی تجربه خود را برای ده نفر عنوان می کنند . از اینرو مدیریت کردن نارضایتی مشتری منجر به افزایش رضایت او می شود.شرکتهاوسازمانها با رسیدگی به شکایات مشتریان خود، تأثیرآن را برحفظ و ماندگاری مشتری درک کرده اندوآگاهندکه مشتریان تنها تمایل و قصد خرید مجدد را طبق تجربه خرید فعلی خود بیان می کنند ، مهمتر اینکه مشتریان به خدماتی که به آنها ارائه می شود علاقمندند و آن را با سایر رقبا مقایسه می کنند Zairi , 2000,390 ) (.در ادبیات گسترده حفظ مشتری، رضایت به عنوان عامل مهم و تعیین کننده حفظ مشتری عنوان شده است (Cronin et al.,2000,197 ;Rust & Zahorik,201,1993 ;Mittal &Kamakura ,2001,140; Gonzalez et al.,2007,158) امامسئله مهم اینست که برخلاف پیشایندهای رضایت مشتری ،پیامدهای رضایت ویا نارضایتی مشتریان، توجه کمتری از سوی محققان دریافت کرده اند(Szyman&Henard,2001,17) ولی کاملا واضح ومبرهن است که عدم رضایت مشتری باعث تغییر جریان و تغییر رفتار مشتری ، ایجاد تبلیغات دهان به دهان منفی و افزایش شکایات می شود (Zeithaml et al . , 1996,43) بایدخاطرنشان کرد که هزینه نگهداری مشتری موجود کمتر از هزینه بدست آوردن مشتری جدید است، همچنین مشتریان موجود هزینه کمتری نسبت به مشتریان جدید دارند ( Reichheld, 1996,4;Matzler et al.,2007,1099) تحقیقات ثابت کرده است که رضایت مشتری تأثیر بسیار مثبتی بر وفاداری دارد ( Choi  et al. , 2007,485) که این تأثیر مثبت،به نوبه خود باعث بهبود عملکرد مالی سازمانهامی شود (Cronin et al . , 2000 ,2)به این دلیل که،چنانچه میزان رضایت ایجاد شده بالا باشد،مصرف کنندگان صرف نظر از سطح درگیری در محصول ،برند خود را کمتر تغییر خواهند داد ( Shukla , 2004,196 )ازطرفی رضایت تأثیر منفی بر تغییر قصد خرید مجدد دارد(Clarke , 2001) دراین میان نکته حائز اهمیت اینست،که تفاوتهایی بین کیفیت استاندارد ( بی عیب و نقص )و کیفیت مشتری پسند ( مورد توجه مشتری ) وجود دارد که قابل چشم پوشی نیست واینکه کیفیت مورد نظر مشتری مخصوصاً در بخش خدمات بسیار مهم است ( Fornell et al . , 1996,15) دراین بخش نیزرضایت مشتری تحت تأثیر کیفیت خدمات ومحصول ، قیمت و عوامل موقعیتی است ( Zeithaml & Bitner , 2002 ) همچنان که  متأثراست از ارزش خدمات و استنباط و ادراک مشتری و ارزش چیزی که مشتری می دهد برای چیزی که می گیرد  ( Zeithaml , 1998,18)بنابراین کیفیت خدمات بر ارزش خدمات و رضایت مشتری تاثیر می گذارد     (Cronin et al . , 2000,199 )اماازبعد دیگر، رضایت بستگی به مواجهه خدمت نیز دارد و این تنها به تعامل بین خریدار و فروشنده ختم نمی شود بلکه سطح ارتباط و محتوای ارتباط نیز امری بسیار ضروری است (Solmon et al . , 1985,102)  مسئله حائز اهمیت اینست که دلیل اصلی انجام هر فعالیت درکسب وکارها، افزایش سودآوری است وسنجش رضایت مشتری وانجام فعالیت های مقتضی در نتایج حاصل از سنجش ،سودآوری را افزایش خواهد داد(Hill & Alexander,2007,11) .در این پژوهش تاثیر متغیرهایی مانند ارزش خدمات، مواجهه خدمت ، درگیری در ارتباط وکیفیت خدمات بر رضایت مشتری بررسی شده است.

حال با توجه به مباحث مطرح شده سوال اصلی تحقیق این است که رضایت مشتری در صنایع خدماتی با استفاده از شبکه عصبی در چه سطحی است ؟

 3- اهمیت و ضرورت

ایجاد ودستیابی به رضایت مشتری هدف اصلی کسب وکارهاست ،زیرا همانطور که پیشتر عنوان گردیدارتباط بین رضایت مشتری وسودآوری بسیار قوی و واضح است (fecikova,2004,57) به علاوه به دلیل اهمیت فزاینده خدمات دراقتصاد،این مهم درسازمانهای خدماتی بیش ازپیش موردتاییداست وطبق تحقیقات گذشته مطالعه رضایت مشتری با آزمایش دلیل بالقوه نارضایتی آغاز می شود  ( Grandinetti , 2001,79).امروزه بدلیل افزایش آگاهی مصرف کنندگان ، احتیاجات آنها از تولید انبوه به سفارشی سازی و کیفیت بالا تبدیل شده است ، ازاین رو به دلیل اهمیت موضوع به خصوص در صنعت خدمات ، ضروری به نظر میرسد که ارائه کنندگان خدمات، خواسته هاونیازهای مشتریان را درک کرده ومورد سنجش قرار دهند تا محصولات و خدماتی که آنها احتیاج دارند را به خوبی فراهم نمایند   (Wen – Bao Lin , 2007,114;Nanjian – fei , XIONG , 2002,23 ;Zhuli – en , 2000,112). بسیاری ازسازمانها معیار داخلی برای سنجش دارند،اما همچنان تحقیقات نشان میدهند که عرضه کنندگان بندرت درک دقیق ودرستی از اولویتهای مشتریان دارند.از آنجا که رضایت مربوط است به” انجام وارائه بهترین چیزی که برای مشتری  با اهمیت است بنابراین ضروری است که”بهترین چیز”سنجیده شود وبهترین راه اینست که خود مشتریان معیار سنجش را تعیین کنند.برای اینکار انجام تحقیقات اکتشافی جهت شناخت مهمترین نیازهای مشتریان، ضرورت دارد (Hill,2003) امابدلیل اینکه رضایت یک دارایی وخاصیت روانی است،وداراییهای روانی اکثرا به عنوان ساختارهای نظری درنظر گرفته می شوند وبرای توصیف وشرح رفتار افرادبکارمی روند،ممکن است بوسیله تستها وپرسشنامه های روانشناختی سنجیده شوند(Molenaar,2000,;Oosterveld,1996,Schouwstra,2000). در تحقیق حاضر یکی ازابعاد صنعت توریسم یعنی توریست واسکان آنها درهتل های بین المللی،به عنوان یک صنعت خدماتی که دارای محصولات غیر ملموس است مدنظر می باشد.ازاین جهت که به عقیده برخی از نظریه پردازان جهانی، توریسم، صنعت غالب هزاره سوم است . واقعیت آن است که ظرفیتهای بازار مصرف در قبال بسیاری از فرآورده های صنعتی معمولی اشباع شده و شرایط اقلیمی و ذخایر طبیعی کره ی زمین، از این پس توان تضمین دوام و توسعه ی بسیاری از صنایع موجود را ندارد. از اینرو چنین به نظر می رسد که توریسم همچون سایرصنایع خدماتی با همه ی زیر شاخه های خود، قوی ترین ، پایدارترین و بی خطرترین بخشی است که می تواند فرصتهای بی شماری را برای اشتغال و فعالیتهای معنادار، به ساکنان کره ی زمین عرضه نماید و گردش اقتصاد کلان جهان امروز را، در فضایی صلح آمیز و به دور از خطرات زیست محیطی به نحوی استوار و توسعه پذیر، پشتیبانی کند. در حال حاضر،توریستها به جای اقامت های طولانی،اقامتهای کوتاه مدت تری در مقاصد توریستی داشته، اما بر تعداد سفرهای خود افزوده اند آن ها تاکید بیشتری بر محیط زیست مقاصد داشته، ارزش بیشتری را نسبت به هزینه کرد خود انتظار دارند ومتقاضی ارایه خدمات بهتری هستند. در نتیجه برای موفقیت در زمینه توریسم، یک منطقه باید از لحاظ اقتصادی،اجتماعی و زیست محیطی پایداری داشته و به منظور داشتن پایداری،باید به دقت برنامه ریزی و مدیریت شود وعوامل مختلف را در ملاحظات خود مورد توجه قرار دهد(Godfrey & Clarke, 2002) . اما همانگونه که گفته شدیکی از اصلی ترین موضوعات مربوط به توریسم موضوع سکونت توریست ها است. چراکه آنهادر هر حال برای اقامت و برآوردن نیازهای اولیه زیستی می باید در مکان مناسبی مستقر و در آنجا ساکن شوند. از این رو از گذشته های دور در همه جای جهان و در کشورهای مختلف اقامتگاههایی برای توریست ها ساخته و برای پذیرایی از آنان ترتیبات خاصی برقرار شده است(موسوی،1389). در اینجا توجیه اساسی برای اندازه گیری وسنجش، فراهم کردن اطلاعاتی است که مدیران راقادر سازدتا تصمیمات صحیحی را جهت به حداکثر رساندن رضایت مشتریان اتخاذ نمایند ودر نتیجه موجب بهبود روند حفظ مشتریان شوند(Hill & Alexander.,2007,9). تلاش درجهت افزایش رضایت دراین صنعت نیازمند بکارگیری روش های کارآمدی است که به شناخت دقیق وضعیت کنونی وبرنامه ریزی موثر برای بهبود آن منجر شود،به همین دلیل اندازه گیری رضایت مشتری درنمونه انتخابی لازم وضروری به نظر می رسد.

 4- اهداف تحقیق

  • بررسی چگونگی ارتباط بین مواجهه خدمت و کیفیت خدمات.
  • دانلود پایان نامه


  • بررسی چگونگی ارتباط بین کیفیت خدمات ورضایت مشتری.
  • بررسی چگونگی ارتباط بین کیفیت خدمات وارزش خدمات.
  • بررسی چگونگی ارتباط بین ارزش خدمات ورضایت مشتری.
  • بررسی چگونگی ارتباط بین مواجهه خدمت ودرگیری درارتباط.
  • بررسی چگونگی ارتباط بین درگیری در ارتباط ورضایت مشتری.

1 6- فرضیه های تحقیق

1-  بین مواجهه خدمت و کیفیت خدمات ارتباط معناداری وجود دارد .

2-  بین کیفیت خدمات و رضایت مشتری ارتباط معناداری وجود دارد .

3-  بین کیفیت خدمات و ارزش خدمات ارتباط معناداری وجود دارد .

4-  بین ارزش خدمات و رضایت مشتری ارتباط معناداری وجود دارد .

5-  بین مواجهه خدمت و درگیری در ارتباط ، ارتباط معناداری وجود دارد .

6- بین درگیری در ارتباط و رضایت مشتری ارتباط معناداری وجود دارد .

 

1-7- روش تحقیق

تحقیقات را از نظر هدف میتوان به تحقیق بنیادی، کاربردی و اقدام پژوهی طبقه بندی کرد(پاشا شریفی و شریفی، 1383، 85). روش تحقیق حاضر از این جهت که نتایج مورد انتظار آن را می توان در فرآیند ارتقاء بینش مدیران بازاریابی شرکتها در زمینه رضایت مشتری به خدمت گرفت از نوع «کاربردی» میباشد.

این مطلب را هم بخوانید :

تحقیقات را از نظر میزان کنترل محقق بر متغیرهای تحقیق میتوان به آزمایشی و غیر آزمایشی طبقه بندی کرد؛ تحقیق آزمایشی روش نظام دار و منطقی برای پاسخ دادن به پرسش پژوهشی «اگر این کارتحت شرایط کنترل شده ای انجام گیرد چه خواهد شد؟» است که در آن محقق محرک، رفتار یا شرایط محیطی را دستکاری می کند و تاثیر آن را بر تغییر وضعیت، روابط بین متغیرها بررسی می نماید؛ این در حالی است که در تحقیق غیر آزمایشی رابطه بین متغیرهای دستکاری نشده مطالعه میشود و شامل دو نوع تحقیق علی- مقایسه ای یا تحقیق پس رویدادی و نیز تحقیق همبستگی می باشد.در تحقیق همبستگی رابطه بین دو یا چند متغیر مورد مطالعه قرار می گیرد و محقق با استفاده از این روش قادر خواهد بود رابطه بین چند متغیر همزمان را با یک متغیر مورد بررسی قرار دهد و همچنین امکان بررسی رابطه بین متغیرهای مستقل با یکدیگر و همچنین بررسی اثر هر متغیر بر متغیر وابسته با هدف همبستگی آن متغیر مستقل با سایر متغیرهای مستقل را فراهم می سازد. لذا در تحقیقاتی که یک متغیر تابعی از چندین متغیر بوده که به طور مشترک برآن اثر میگذارند روش تحقیق همبستگی بهترین روش محسوب می گردد (پاشا شریفی و شریفی، 1383 ، 100-90). بر همین اساس روش تحقیق حاضر از نوع«همبستگی» می باشد.

1-8- قلمرو تحقیق

پایان نامه بررسی رابطه مهارت های انسانی و عملکرد مدیران مدارس متوسطه ناحیه 3 شهر قم...

1-9) کاربرد نتایج پژوهش……………… 10

1-9) تعریف واژه ها و اصطلاحات…………. 10

1-10-1) تعریف مفهومی واژه ها و اصطلاحات    11

1-10-2) تعریف عملیاتی واژه ها………… 12

فصل دوم: مروری بر ادبیات پژوهش

2-1) مقدمه…………………………. 15

2-2) بخش اول: مدیریت ……………….. 17

2-2-1) سیر تحولات تاریخی مدیریت……….. 18

2-2-1-1) مدیریت در دوران باستان………. 18

2-2-1-2) مدیریت در قرون وسطی…………. 18

2-2-1-3) مروری گذرا بر تاریخ مدیریت اسلامی 18

2-2-1-4) مدیریت در عصر رنسانس………… 19

2-2-2) پیدایش مدیریت و رهبری آموزشی       19

2-2-3) ضرورت و اهمیت تربیت مدیران آموزشی متخصص  20

2-2-4) توانایی ها، مهارت ها و وظایف مدیران آموزشی    21

2-2-5) وظایف مدیران آموزشی…………… 22

2-3) بخش دوم: مهارت ها ……………… 23

2-3-1) مهارت های مدیریتی…………….. 24

2-3-1-1) مهارت فنی………………….. 27

2-3-1-2) مهارت انسانی……………….. 28

2-3-1-3) مهارت ادراکی……………….. 30

2-3-2) انواع مهارت های انسانی………… 31

2-3-2-1) خودگشودگی………………….. 31

2-3-2-2) بازخورد……………………. 32

2-3-2-3) روابط صمیمانه با دیگران          33

2-4) بخش سوم: عملکرد………………… 34

2-4-1) مفهوم و تعاریف عملکرد…………. 34

2-4-2) عملکرد مدیران………………… 36


2-4-3) عملکرد سازمانی……………….. 37

2-4-4) عملکرد تحصیلی ……………….. 38

2-4-5) عملکرد آموزشی………………… 38

2-4-1) آموزش اثربخش…………………. 41

2-4-1-2) کیفیت در آموزش……………… 44

2-5) بخش چهارم: آموزش و پرورش………… 44

2-5-1) کیفیت در آموزش و پرورش………… 45

2-5-2) نقش آموزش و پرورش در رشد و توسعه اقتصادی 47

2-5-3) سرمایه گذاری در آموزش و پرورش      50

2-6) بخش پنجم: پیشینه پژوهش………….. 51

2-6-1) مروری بر مطالعات انجام شده در داخل کشور  51

2-4-2) مروری بر مطالعات انجام شده در خارج کشور  59

فصل سوم: روش پژوهش

3-1) مقدمه…………………………. 63

3-2) نوع پژوهش……………………… 63

3-3) مراحل اجرای پژوهش………………. 64

3-4)  جامعه آماری، نمونه و روش نمونه گیری 64

3-5) روش جمع آوری داده ها……………. 65

3-6) ابزار جمع آوری داده ها………….. 65

3-6-1) اجزای پرسشنامه……………….. 65

3-6-2) روایی پرسشنامه……………….. 66

3-6-3)  پایایی پرسشنامه……………… 67

3-6-4)  روش نمره گذاری در ابزار سنجش      68

3-7)  روش ها و آزمون های آماری……….. 68

فصل چهارم : تجزیه و تحلیل داده ها

مقدمه……………………………… 71

4-1) بررسی و توصیف اطلاعات مربوط به خصوصیات عمومی مدیران  71

4-1-1) جنسیت……………………….. 71

این مطلب را هم بخوانید :

4-1-2) سن………………………….. 72

4-1-3) تحصیلات………………………. 72

4-1-4) سابقه کار……………………. 73

4-2) آزمون فرضیات پژوهش……………… 73

4-2-1) فرضیه اصلی…………………… 74

4-2-2) فرضیه فرعی اول……………….. 75

4-2-3) فرضیه فرعی دوم……………….. 76

4-2-4) فرضیه فرعی سوم……………….. 77

4-3) یافته های جانبی پژوهش…………… 78

4-3-1) بررسی نظرات پاسخ دهندگان با توجه به جنسیت 78

4-3-2) بررسی نظرات پاسخ دهندگان با توجه به سن آنها   79

4-3-3) بررسی نظرات پاسخ دهندگان با توجه به تحصیلات آنها   80

4-3-4) بررسی نظرات پاسخ دهندگان با توجه به سابقه کار آنها    82

4-3-5) رتبه بندی مهارت های انسانی         83

فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادها

مقدمه……………………………… 86

5-1) خلاصه و نتیجه گیری………………. 86

5-1-1) یافته ها از خصوصیات عمومی مدیران مدارس   87

5-1-2) نتایج آزمون های آماری پژوهش        87

5-1-3) یافته های جانبی………………. 89

5-2) مقایسه نتایج بدست آمده با مطالعات قبلی 91

5-3) پیشنهادها……………………… 93

5-3-1) پیشنهادها کاربردی پژوهش……….. 93

5-3-2) توصیه هایی برای محققین آینده       96

منابع و ماخذ ………………………. 97

پیوست ها …………………………. 108

پیوست شماره1) پرسشنامه …………….. 109

پیوست شماره 2) خروجی داده های نرم افزار آماری   111

چکیده لاتین ……………………….. 130

فهرست جداول و نمودارها

 عنوان                                                                                             صفحه

 جدول 3-1) بخش های مختلف پرسشنامه و تعداد سوالات هر بخش    66

جدول 3-2) نمره دهی به سوالات در طیف لیکرت  68

جدول 4-1) توزیع فراوانی جنسیت مدیران مدارس 71

جدول 4-2) توزیع فراوانی سن مدیران مدارس.. 72

جدول 4-3) توزیع فراوانی تحصیلات مدیران مدارس 72

جدول 4-4) توزیع فراوانی سابقه کار مدیران مدارس  73

جدول 4-5)آزمون کولموگورف-اسمیرنوف برای نرمال بودن داده های مفهوم بازخور………..73

جدول 4-6) آزمون کولموگورف-اسمیرنوف برای نرمال بودن داده های مفهوم خودگشودگی74

جدول 4-7) آزمون کولموگورف-اسمیرنوف برای نرمال بودن داده های مفهوم روابط صمیمانه …..75

جدول 4-8) آزمون کولموگورف-اسمیرنوف برای نرمال بودن داده های مفهوم عملکرد …….75

جدول 4-9) آزمون ضریب همبستگی مربوط به فرضیه اصلی پژوهش   77

جدول 4-10) آزمون ضریب همبستگی مربوط به فرضیه فرعی اول پژوهش  78

جدول 4-11) آزمون ضریب همبستگی مربوط به فرضیه فرعی دوم پژوهش  79

جدول 4-12) آزمون ضریب همبستگی مربوط به فرضیه فرعی سوم پژوهش  80

جدول 4-13) آزمون t مستقل بررسی نظرات پاسخ دهندگان بر حسب به جنسیت 81

جدول 4-14) آزمون تحلیل واریانس تک عاملی بررسی نظرات با توجه به سن 82

جدول 4-15) آزمون تحلیل واریانس تک عاملی بررسی نظرات با توجه به تحصیلات   84

جدول 4-16) آزمون تحلیل واریانس تک عاملی بررسی نظرات با توجه به سابقه کار 85

جدول 4-17) رتبه بندی شاخص های مهارت های انسانی  86

نمودار 1-1) مدل مفهومی پژوهش………….. 8

چکیده

آموزش و پرورش از جمله سازمان هایی است که موفقیت در آن در گروه نیروهایی باثبات و متعهد می باشد. ثبات مدیریت از عوامل مهم تاثیرگذار بر کیفیت آموزش و یادگیری دانش آموزان است. با وجود چنین مساله حائز اهمیتی هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی رابطه بین مهارت های انسانی و عملکرد مدیران مدارس متوسطه ناحیه 3 شهر قم می باشد که سه عامل خودگشودگی، بازخور و روابط صمیمانه و دوستانه در زمینه مهارت های انسانی مورد بررسی قرار گرفتند.

این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی-پیمایشی می باشد. جامعه آماری آن را کلیه مدیران مدارس متوسطه ناحیه 3 شهر قم در پاییز سال 1391 تشکیل می دهند که مجموعا 61 مدیر بوده و مورد بررسی قرار گرفتند. در جمع آوری داده های پژوهش نیز از دو روش کتابخانه ای و میدانی(ابزار پرسشنامه محقق ساخته) استفاده گردید و داده های پژوهش با اسفاده از نرم افزار SPSS تحلیل شدند. یافته ها و تایید شدن فرضیه ها نشان می دهد که بین مهارت های انسانی و عملکرد مدیران رابطه معنی داری وجود دارد.

واژه های کلیدی: مهارت های انسانی، خودگشودگی، بازخور، روابط صمیمانه و دوستانه، عملکرد مدیران.

  مقدمه

آموزش و پرورش از جمله سازمان هایی است که موفقیت در آن در گروه نیروهایی باثبات و متعهد می باشد. مدیران موثرترین و مهمترین نیروهای آموزش و پرورش هستند که برنامه ها و اقدامات حمایتی برای حفظ و ایجاد انگیزه کافی و لازم برای ثبات آنها اجرا می شود. ثبات مدیریت از عوامل مهم تاثیرگذار بر کیفیت آموزش و یادگیری دانش آموزان است. برنامه ها و اقدامات حمایتی مدیران، پیامدهای گوناگون در پی دارند که مهمترین آنها، تداوم خدمت با انگیزه و تمایل بیشتر در جهت تحقق یافتن اهداف آموزش و پرورش است(غفوریان و همکاران، 1389، ص 68). مدیران بایستی نیروهایی کارآمد، پر انرژی و با قابلیت های علمی، اخلاقی و اجتماعی باشند که به واسطه قدرت تفکر، تحلیل و تصمیم گیری آنان، کارکنان و سازمان به سوی توفیق و سربلندی رهنمون گردند(خسروی، 1381، ص 69).

عملکرد به عنوان رفتار فردی، تابع شخصیت و متغیرهای موقعیتی (نظیر تقاضاهای کاری، سازمانی، اجتماعی و … ) است. تحقیقات صورت گرفته در این زمینه نشان داده است که علاوه بر دانش، مهارت و توانایی های مختلف، شخصیت یکی از مهمترین پیش بینی کننده های عملکرد شغلی است(آقایوسفی و صالح میرحسنی، 1390، ص 158). مدیران برای موثر بودن و برای عملکرد بهتر باید دیدگاه روشنی نسبت به مهارت های مورد نیاز برای مدیریت داشته باشند و همچنین مهارت ها و مسئولیت های لازم را برای مدیران در سطوح مشابه و یا سایر سطوح سازمانی بشناسند(ذاکرفرد و همکاران، 1387، ص 66).

مهارت های انسانی مدیران با ایجاد یک ارتباط قوی بین کارکنان و افراد درون سازمان به سمت نوعی هماهنگی میان عقاید فرد و ارزش های سازمان پیش رفته و باعث افزایش کارآیی، اثربخشی و بهبود عملکرد کاری در محیط کار می شود. در این فصل به کلیات پژوهش پرداخته شده و بیان مساله پژوهش، اهمیت و ضرورت آن، اهداف، سوال ها، فرضیه ها، متغیرها، قلمرو، کاربرد نتایج و تعریف اصطلاحات پژوهش آورده می شود.

1-2) بیان مساله پژوهش

سازمان ها برای تامین اهداف خود نیازمند مدیریت اند. مدیریت رفتاری است که آگاهانه و پیوسته انجام می شود و به سازمان شکل می دهد. هر سازمان دارای افرادی است که در جهت کمک در تامین این اهداف، مسئولیت هایی را می پذیرند. این افراد مدیران سازمانند. موفقیت سازمان ها در گرو حضور مدیران شایسته و کارآمدی است که بتوانند آمیزه پرباری از سرمایه مادی و انسانی را در تحقق اهداف سازمانی به کار گیرند (ذاکرفرد و همکاران، 1387، ص 66). مدیریت و رهبری لازمه زندگی گروهی و اجتماعی بوده و همواره وجود داشته است، ولی زندگی انسان ها هر چه پیشرفته تر می گردد، ضرورت مدیریت و رهبری کارآمد و موثر در اجرای فعالیت های سازمانی محسوس تر و مهم تر می شود(جعفری و یوسف نژاد، 1381، ص 26). مدیران هر سازمان در وظایف خود با انبوهی از مسائل و مشکلات و پیچیدگی های پنهان و آشکار درگیرند که پیش بینی دقیق و معقول آنها بدون داشتن مهارت و توانایی های لازم با اشکال روبه رو می شود(ذاکرفرد و همکاران، 1387، ص 66). مهارت های مدیریتی باعث بهبود عملکرد مدیریت شده و به کمک آن، سازمان به اهداف خود نائل می گردد(Peterson, 2004, p. 1298). صلاحیت و کیفیت مدیرن از نظر مهارت های مدیریتی، یکی از مهم ترین عوامل استمرار موفقیت در سازمان است. مدیران برای داشتن کارآیی لازم، نیازمند مهارت های اساسی هستند(جاسبی، 1376، ص 214). از شاخص های عملکردی مدیران عبارتند از روابط انسانی، امور آموزشی، امور تربیتی، امور مالی و اداری و امور ارزشیابی(غفوریان و همکاران، 1389، ص 70).

کارکرد مدیران نیز بسته به نوع سازمان متفاوت است. در سازمان های آموزش محور، همانند آموزش و پرور، مدیریت نقش و جایگاهی بسیار مهم تر و اساسی تر دارد و به تعبیری عملکرد سازمان بیشتر تحت تاثیر عملکرد مدیران آن است(موسی خانی و همکاران، 1389، ص 128). مدیران آموزشی نقش حساسی در پیشبرد اهداف تعلیم و تربیت دارند و باید دارای ویژگی ها، توانایی ها و مهارت های خاص باشند تا بتوان با کمال اطمینان کودکان و نوجوانان را به دست آنان سپرد(غفوریان و همکاران، 1389، ص 74). اثربخشی و کارایی نظام آموزشی در گرو مدیریت اثربخش و کارآمد این نظام است. امروزه با تغییرات شگرف و بی سابقه در چند دهه اخیر به وقوع پیوسته، وظایف و کارکردهای مدیریت به مراتب گسترده تر، پیچیده تر و دشوارتر از گذشته شده است(ستاری و واعظی، 1384، ص 164).

برای مدیران سه مهارت عمده یعنی مهارت های فنی[1]، انسانی[2] و ادراکی[3] را برشمرده اند. مهارت فنی را توانایی در کاربرد رویه ها، روش ها، فنون و دانش در یک رشته تخصصی تعریف کرده اند. مهارت انسانی نیز توانایی کار با افراد و کار گروهی می باشد که با آن می توان محیطی همراه با احساس آزادی و امنیت فراهم کرد. مهارت ادارکی نیز شامل توانایی مدیر در هماهنگ و یکپارچه کردن فعالیت ها و منافع سازمان است(ذاکرفرد و همکاران، 1387، ص 67). مهارت انسانی یعنی داشتن قدرت و توانایی در زمینه ایجاد تفاهم و همکاری و انجام کار به وسیله دیگران، فعالیت موثر به عنوان عضو گروه، درک انگیزه های افراد و تاثیرگذاری بر رفتار آنان است(علاقه بند، 1381، ص 89). به عبارت دیگر مهارت انسانی عبارت است از توانایی و داوری در کار به وسیله کارکنان، به انضمام آگاهی از فن تشویق و به کار گرفتن رهبری موثر است(ستاری و واعظی، 1384، ص 165). مهارت انسانی مدیران با شش شاخص کلی قابل بررسی است که عبارتند از توان برقراری ارتباط و گوش دادن موثر؛ شناخت و احترام به افراد و دوست داشتن آنها؛ جو سازمانی مناسب، درک نیازها، استعدادها و تفاوت های افراد؛ و نیز تامین بهداشت روانی افراد(ستاری و واعظی، 1384، ص 164). مهارت انسانی منحصرا ناظر بر کارکردن مدیر با افراد است. کاتز[4] (1974) می گوید این مهارت در کیفیتی است که مدیر قادر باشد سرپرستان مافوق، زیردستان و مشتریان را درک کند و نظرات و توقعات آنها را درباره خود تشخیص دهد و سرانجام در نحوه رفتار مدیر، تجسم یابد(نادری و امیرحسینی، 1385، ص 88).

فرهنگی (1374)، در مطالعات خود سه مشخصه خودگشودگی، بازخور و برقراری روابط صمیمانه را از مهارت های انسانی معرفی کرده است. در ارتباط با این سه مهارت بررسی های گوناگونی به عمل آمده است. خودگشودگی باعث اعتماد در افراد شده و آنها احساس ارزشمند بودن می کنند. زمانی که مدیران با گشودگی با افراد ارتباط برقرار می کنند از خلاقیت و انرژی آنها به بهترین نحو استفاده می کنند. اگر مدیران این کار را انجام ندهند افراد احساس می کنند که به منزله چرخ دنده ماشین می باشند(زارعی متین و همکاران، 1388، ص 42). بازخورد نقش های مختلفی می تواند برای مدیران ایفا نماید. بازخورد می تواند فرد را از نحوه عملکرد خود و میزان خطای مرتکب شده آگاه کند (نقش اطلاعاتی)؛ با دریافت اطلاعات فرد برای تلاش بهتر برانگیخته شود(نقش انگیزشی)؛ در انتخاب نوع پاسخ ها بسته به شرایط محرک محیطی بهتر اقدام کند(نقش ارتباطی)؛ به رفتار صحیح خود ادامه دهد(نقش تقویتی) و در صورت عدم ارائه بازخورد ممکن است فرد عملکرد مطلوب را به نمایش نگذارد و به این اطلاعات وابسته شود(نقش وابستگی)(شفیع زاده و همکاران، 1383، ص 94). همچنین، انسان موجودی اجتماعی است و تمایل به ارتباط با دیگران در طبیعت انسان ریشه ای ژرف دارد. روابط صمیمانه و متعادل در محیط کار علاوه بر تندرستی بر سلامت روانی کارکنان نیز تاثیر مثبت دارد و یکی از فاکتورهای کلیدی برای شادی و نشاط برخورداری از سلامت روانی است(زارعی متین و همکاران، 1388، ص 40).

با توجه به مطالب بیان شده در فوق مساله پژوهش به صورت تاثیر مهارت های انسانی بر عملکرد مدیران مدارس متوسطه ناحیه 3 شهر قم می باشد. در واقع سوالات مساله نیز عبارتند از:

  • سوال اصلی: آیا بین مهارت های انسانی و عملکرد مدیران مدارس رابطه وجود دارد؟
  • سوال فرعی اول: آیا بین خود گشودگی و عملکرد مدیران مدارس رابطه وجود دارد؟
  • سوال فرعی دوم: آیا بین ارائه بازخور به همکاران و عملکرد مدیران مدارس رابطه وجود دارد؟
  • سوال فرعی سوم: آیا بین برقراری روابط صمیمانه و دوستانه با همکاران و عملکرد مدیران رابطه وجود دارد؟

 

  • اهمیت و ضرورت تحقیق

روابط انسانی از رابطه یا روابط مثبت و هدفداری که میان دو یا چند انسان وجود دارد، صحبت می کند. روابط انسانی مظهر وجود و ارزش انسانها است و پدیده رفتاری اجتماعی گروه های انسانی است که