پایان نامه تحلیل تفاوتهای حقوقی زن و مرد در قرآن...

سؤال‌های فرعی 1

روش تحقیق 2

سابقه تحقیق 2

گفتار دوم: مفهوم شناسی و اقسام حق 3

الف) واژگان 3

حقوق 3

کلمه حق 3

حق در لغت: 3

حق در اصطلاح 5

حق در قرآن: 5

کلمه حکم 6

حکم در لغت 6

حکم در اصطلاح 7

حکم در قرآن 7

فرق بین حق و حکم 8

کلمه مِلک 9

کلمه ملک در لغت 9

فرق بین حق و ملک 9

کلمه تبعیض و تساوی 10

از نظر لغت: 10

مفهوم تکلیف 11

تکلیف در لغت 11

حق و تکلیف 11

ب) اقسام حق 12

1- حق تکوینی و تشریعی: 12

2- حق به اعتبار مستحِق: 12

3- حق طبیعی (فطری) و وضعی: 13

4- تقسیم حق به من له الحق و من علیه الحق: 13

دانلود پایان نامه


5- حق الله و حق النّاس: 13

6- حق مالی و غیر مالی 14

جمع‌بندی 14

فصل دوم: بررسی مقام انسانی و معنوی زن. 17

مقدمه 17

1- اشتراک زن و مرد در گوهر انسانی 17

الف: مِن نفس واحدهٍ 19

ب) و خلق منها زوجها 20

ج) آیات دیگری که زن را در مقام انسان شریک مرد می‌داند 23

آیه در یک نگاه 23

2- آثار و لوازم اشتراک زن و مرد در حقیقت انسانی 25

الف) تساوی در ارزش 25

1- ایمان و عمل صالح: 25

2- تقوی 26

3- تحصیل علم 27

ب) اشتراک در تکالیف 28

ج) تساوی در پاداش اخروی و برخی از مجازات‌های دنیوی 30

د) تساوی زن و مرد در بعضی از کیفرها 32

ه‍( تساوی در کسب کمالات و فضائل انسانی 32

نفی تأثیر جنسیت در کسب کمال‌های حقیقی 33

تساوی در بسیاری از حقوق 34

الف) حقوق سیاسی 35

1) حق بیعت (حقّ رأی و انتخاب) 35

2) جنگ و دفاع 36

3) حق ذمه و استجاره 36

4) هجرت 36

ب) حقوق اقتصادی 36

1) حق مالکیت 37

این مطلب را هم بخوانید :

2) ارث 38

3) حق وصیت برای زنان 39

نتیجه‌گیری.. 41

فصل سوم: تحلیل تفاوت زن و مرد در ارث.. 43

مقدمه 43

مفهوم ارث 44

ارث در لغت 44

ارث در اصطلاح 44

تاریخچه ارث در میان اقوام و تمدّن‌های مختلف 45

الف: ارث زن در روم 45

ب: میراث زن در یونان 45

ج: ارث زن در آیین یهود 45

د: ارث زن در دوره جاهلیت 45

ارث زن در آیین اسلام 46

  1. تفاوت زن و مرد در ارث 49

الف: تحلیل فلسفه تفاوت سهم زن و مرد از ارث در روایات 50

ب: تحلیل تفاوت سهم زن و مرد از ارث از نگاه علماء و اندیشمندان 51

شبهات در باب ارث 55

پاسخ: 55

شبهه دوم: 56

پاسخ: 56

خلاصه فصل سوم 58

فصل چهارم: تحلیل تفاوت زن و مرد در نکاح و طلاق.. 61

مقدمه 61

اهمیت ازدواج: 62

هدف ازدواج 63

1- نکاح 64

نکاح در اصطلاح 65

آیه تعدد زوجات 66

شأن نزول آیه: 66

نکته‌ها در آیه: 67

  1. (الف) تحلیل تفاوت زن و مرد در تعدّد زوجات از منظر روایات 68

ب: تحلیل تفاوت زن و مرد در تعدّد زوجات از نگاه علماء و اندیشمندان 70

ممنوعیت چند شوهری 74

  1. مخالف با طبیعت و فطرت زن: 74
  2. زیان‌های بهداشتی 75
  3. اختلاط نسب 75
  4. زیان‌های اجتماعی 76

شبهات در تعدّد زوجات 77

شبهه اوّل 77

شبهه دوم 78

شبهه سوم 79

  1. تفاوت‌ زن و مرد در نشوز 80

نشوز در لغت: 80

نشوز در اصطلاح: 81

محدوده نشوز: 81

حقوق زن بر شوهر عبارتند از: 82

زنان ناشزه و احکام آن: 83

  1. موعظه: 84
  2. هجرت در خوابگاه: 84
  3. تنبیه بدنی: 84

نشوز مرد و احکام آن: 85

آیه در یک نگاه: 85

راه‌ها و طرق مقابله با نشوز 89

الف: امر به معروف و نهی از منکر 89

ب) رجوع به حاکم: 89

تحلیل تفاوت زن و مرد در نشوز 90

ب: تفاوت زن و مرد در طلاق 94

مقدمه 94

1 . طلاق در لغت 96

طلاق در اصطلاح 97

انواع طلاق 97

الف: طلاق سنّی 97

ب: طلاق بدعی 98

دیدگاه‌های مطرح در مورد طلاق 98

  1. ممنوعیت طلاق 98
  2. اباحه طلاق 99
  3. محدودیت طلاق 99

تحلیل تفاوت زن و مرد در طلاق: 101

طلاق خلع: 108

  1. تفاوت زن و مرد در عدّه: 108

عدّه در لغت 108

عده در اصطلاح 109

انواع عدّه 109

آیات عدّه 109

نگاهی به آیات 111

آیه عدّه وفات 112

آیه در یک نگاه 112

فلسفه تشریع عدّه 112

  1. عدّه وسیله حفظ نسل 113
  2. عده فرصتی برای بازگشت و تجدید نظر مرد 113
  3. آرامش و حفظ حریم ازدواج 114

چرا برای مردان عدّه نیست؟ 114

تحلیل تفاوت زن و مرد در عدّه 115

خلاصه فصل چهارم 118

فصل پنجم: تحلیل تفاوت زن و مرد در شهادت.. 121

مقدمه : 121

شهادت در لغت: 122

شهادت در اصطلاح: 123

تعریف شهادت نزد حقوقدانان: 123

اقسام حقوق: 124

مواردی که فقط شهادت مردها پذیرفته است : 125

مواردی که شهادت مردها و زنها با هم پذیرفته میشود: 126

الف)  شهادت سه مرد و دو زن: 126

ب ) شهادت دو مرد و چهار زن: 126

ج ) شهادت یک مرد و دو زن: 126

اهمیت و مشروعیت شهادت: 127

تحمل و ادای شهادت نزد فقهای شیعه: 127

شهادت در قرآن: 128

١-وصیت: 128

۲-طلاق: 128

۳-زنا: 128

۴-دَین: 128

الف﴾ مصادیق متفاوت شهادت زنان: 129

١-شهادت زنان در دین و وامور مالی: 129

آیه در یک نگاه: 130

نکته ها: 130

١-شهادت دو زن به جای یک مرد: 130

۲-تفاوت زن و مرد در شهادت، ریشه در ساختار روانی و عاطفی زن دارد. 130

۳-ظاهر این آیه شریفه 131

دیدگاه مشهور علماء شیعه: 131

دیدگاه خلاف مشهور: 132

۲-شهادت زن در طلاق: 132

۳-شهادت زنان در سائر امور: 133

الف : شهادت زن در رویت هلال: 133

روایات بر عدم حجیت شهادت زنان در رویت هلال: 134

دیدگاه مشهور علماء در شهادت زن در هلال: 135

دیدگاه خلاف مشهور: 135

ب) شهادت زن در نکاح: 135

مساحقه(هم جنس بازی زنان) 135

حکمت عدم پذیرش شهادت زن در طلاق و رؤیت هلال: 137

ب)علل تفاوت زن ومرد در شهادت: 138

الف:ضعف عقلانی زن نسبت به مرد: 138

نقد و بررسی: 138

ب﴾تقوا وعدالت زن نصف مرد است: 138

ج) ضعف نسبی حافظه و ضبط جرایم: 139

د) دور بودن زن از مسائل مالی و اجتماعی: 140

تحلیل تفاوت زن و مرد در شهادت، نزد اندیشمندان اسلامی: 140

خلاصه فصل پنجم 148

فصل ششم: تحلیل تفاوت زن و مرد در سرپرستی و مدیریت زندگی. 151

مقدمه : 151

پیشینه مدیریت : 152

بررسی آیات 152

آیه در یک نگاه : 153

نکته ها: 153

شاٴن نزول آیه : 154

آیه در یک نگاه : 154

نکته ها: 155

١-قوّامیت مرد در خانواده : 155

۲-علل قوّامیت مرد در خانواده : 158

۳-حدود ریاست و سرپرستی: 160

۴-تحلیل تفاوت زن ومرد در قوامیت در نظر علماء و اندیشمندان اسلامی: 165

خلاصه فصل ششم 170

فهرست منابع و مآخذ 171

 

کلیات و مفاهیم

فصل اول: کلیات و مفاهیم

گفتار اول: کلیات

بیان مسأله و ضرورت تحقیق

از موضوعات بسیار مهمّ و چالشی در حوزه دین بحث از حقوق زنان است که سؤالات گوناگون و شبهات متعددی را به دنبال خود دارد. در این میان جایگاه زن در اسلام مورد توجّه ویژه‌ای می‌باشد. عدّه‌ای به جهت عدم آگاهی، اسلام را به تضییع حقوق زن متّهم می‌کند و از جمله دلایل آن‌ها آیاتی است که موهم نابرابری زن با مرد از بعد حقوقی و اقتصادی است،و آنها گفته اند این یک نوع ظلم بر زن است که قرآن قائل به تفاوت زن و مرد شده است با توجه به نکات مذکور می خواهیم یک تحقیق منسجم و جدا به عنوان تحلیل تفاوت های زن و مرد در قرآن انجام دهیم و به شبهات پاسخ دهیم و راز و رمز این تفاوت را تحلیل نمائیم و اثبات کنیم تفاوت های حقوقی زن و مرد ناشی از تکالیف متفاوت آنها و آن هم ناشی از تفاوت روحی و روانی هر یک از این صنف است و بدان جهت تحلیل این دسته آیات و جهت تبیین مسأله و دفاع از اسلام یک ضرورت اجتناب ناپذیر می‌باشد.

سؤال اصلی

تحلیل تفاوت‌های حقوقی زن و مرد در قرآن چیست؟

سؤال‌های فرعی

1- بین زن و مرد در مقام انسانی و معنوی تفاوتی وجود دارد یا یکی اند چرا؟

2- تحلیل تفاوت زن و مرد در ارث چیست؟

3- تحلیل تفاوت زن و مرد در نکاح چیست؟

4- تحلیل تفاوت زن و مرد در شهادت چیست؟

5- تحلیل تفاوت زن و مرد در مدیریت زندگی چیست؟

 

روش تحقیق

در این رساله از روش کتاب‌خانه‌ای استفاده شده است به این صورت که تمامی کتُب و مقالاتی که در را بطه با موضوع موجود و در دسترس بوده به صورت کلّی بررسی گردیده و از میان آن‌ها مطالبی که از علماء و نویسندگان مشهور در این زمینه نگاشته شده، جمع‌آوری شده است به نوعی که خواندن آن‌ها برای هر خواننده‌ای آسان گردد.

سابقه تحقیق

قدمت تألیفات و آثار خلق شده در باره زنان به قرن سوم هجری باز می‌گردد، امّا پرداختن به مسأله حقوق زنان با رویکردی تحلیلی از قرن دوازدهم هجری در نتیجه ظهور و گسترش جریان فمینیسم در غرب و نفوذ آن به حوزه فرهنگ اسلامی مورد توجّه جدّی اندیشمندان مسلمان قرار گرفت و در پاسخ به شبهات غرب‌زدگان تألیفاتی به وجود آمد و در این زمینه می‌توان از متفکرین و اندیشمندان ذیل نام برد:

1- رشید رضا، حقوق النّساء؛

2- عبد الحلیم ابوشقه، تحریر المرأه فی احکام المرأه؛

3- علامه طباطبایی، تفسیر المیزان؛ج4 و 5

4- آیت الله ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه؛ج2و 3

5- آیت الله جوادی آملی، تفسیر تسنیم:ج4و 17و 18، زن در آیینه جلال و جمال؛

6- شهید مطهری، نظام حقوق زن در اسلام؛

7- دکتر سعید داودی، زنان و سه پرسش اساسی؛

8- حمید کریمی, حقوق زن  . زن و مرد تشابه یا تناسب

9- محمد فقیه رسول جمال: المرأه فی فکر الاسلامی

10- علی کاظم زاده: تفاوت زن و مرد در نظام حقوقی ایران

11-مهدی مهریزی: شخصیت و حقوق زن در اسلام, زن در اندیشه اسلامی

12- محمد حسین فضل الله: دنیای زن

این موضوع در کتاب‌های فقهی در لابلای مطالب دیگر، و در کتاب‌های تفسیری مربوط به آیات مورد نظر بیان شده است ولی اولا گرد آوری آنها در یک مجموعه و تحلیل دقیق تر و ثانیا توجه به شبهات جدید از امتیازات این پژوهش می باشد.

گفتار دوم: مفهوم شناسی و اقسام حق

الف) واژگان

حقوق

واژه حقوق دارای چند معنای اصطلاحی است که از آن میان فقط به دو معنا اشاره می‌کنیم:

1- گاهی مراد از حقوق نظام حاکم بر رفتار اجتماعی شهروندان یک جامعه است، یعنی مجموع باید‌ها و نبایدهایی که اعضای یک جامعه ملزم به رعایت آن‌ها هستند. در این صورت کلمه حقوق جمع حق نیست بلکه به صورت مفرد استعمال می‌شود، گویا مجموعه احکام و مقررات حاکم بر یک جامعه را یک واحد اعتباری دانسته نام حقوق بر آن نهاده‌اند. حقوق در این معنا تقریباً با قانون مرادف است. مثلاً به جای حقوق اسلام قانون اسلام می‌توان گفت. در عین حال این دو کلمه از لحاظ معنی فرق‌هایی دارند که به دو مورد مهمّ آن‌ها اشاره می‌کنیم.

الف- کلمه قانون معنای بسیار عامی دارد که شامل قوانین تشریعی و اعتباری و قوانین تکوینی و حقیقی هر دو می‌گردد، ولی معنای کلمه حقوق کم دامنه‌تر است. فقط قوانین تشریعی و اعتباری را در بر می‌گیرد. مثلاً بر همه قوانین ریاضی، منطقی، فلسفی اسم قانون اطلاق می‌شود. امّا به هیچ یک از آن‌ها حقوق نمی‌گویند. البته در قلمرو تشریعیات هردو واژه به کار می‌روند.

ب- واژه حقوق هم شامل قوانین موضوعه می‌شود و هم قوانین غیر موضوعه. مراد از قوانین موضوع قوانینی است که واضع معین و معلوم مانند خداوند یا همه مردم یا سلطان باشد و مراد از قوانین غیر موضوعه قوانینی است که واضع معین آن را وضع نکرده است؛ مثل آداب و رسوم و غیره، امّا کلمه قانون فقط در مورد قوانین موضوعه به کار می‌رود.

2- کلمه حقوق در اصطلاح دوم جمع حق است، بنابر این برای فهم این اصطلاح ضرورت دارد نخست مفهوم حق و مفاهیم مشابه آن را بیان کنیم.[1]

کلمه حق

حق در لغت:

جمع کلمه حق حقوق است، امّا کلمه حقوق خودش به دو شکل استفاده می‌شود. گاهی با صیغه جمع، ولی با مفهوم اسم جمعی که در این صورت معادل است با معنی اصطلاحی قانون و گاهی به معنای جمع حق است. حقی که این‌جا از آن بحث می‌شود هیچ ربطی به معنی اصطلاحی مذکوره حقوق ندارد، بلکه مقصود در این تحقیق حقی است که جمع آن حقوق است.

از نظر لغت معنای حق مختلف‌اند، ولی در هر کدام معنای ثبوت خوابیده است، یعنی معنی اصلی آن همان ثبوت است و در هر کدام از معانی که استفاده می‌شود، نوعی کم رنگ از ثبوت دیده می‌شود‌، به طوری کلّی حق در معنی ذیل به کار می‌رود.

اول: برای موجِد (بالکسر) شیء گفته می‌شود. اگر ایجاد او مقتضای حکمت باشد، لذا به خداوند متعال حق می‌گویند.

دوم: برای کارها و موجَد (بالفتح) گفته می‌شود اگر آن فعل مطابق حکمت باشد و لذا برای افعال خداوند متعال حق استفاده می‌شود.

سوم: به اعتقاد مطابِق (بکسر الباء) حقیقت گفته می‌شود ولذا می‌گویند اعتقاد فلانی در باره معاد حق است، همچنین به مطابَق (بفتح الباء) هم گفته می‌شود؛ یعنی چیزی که اعتقاد بر آن تطبیق می‌شود.

چهارم: برای فعل یا قولی گفته می‌شود که بر حسب نیاز و به قدر نیاز و مطابق زمان باشد؛ لذا می‌گویند که حرف شما حق است و کار شما حق است.

چهار معنای بالا را راغب اصفهانی ذکر کرده است.[2]

پنجم: وجوب- ششم غالب شدن – هفتم نقیض باطل.[3]

هشتم اسماء و صفت الهی، نهم قرآن و نبوت و اسلام، دهم، راستی.[4]

یازدهم یقین[5]، دوازدهم یقین بعد از موت.[6]

حق در اصطلاح

حق در اصطلاح عبارت از نوعی سلطه و قدرت و توانایی[7] یا نوعی تا مرتبه ضعیفی از مالکیت که قانون به فرد یا افرادی می‌دهد تا در پرتو آن در موارد خاصی به کار گیرند و از مزایای آن بهره‌مند شوند. برخی حق را نوعی از سلطنت می‌دانند.[8]

حقوق که جمع حق است عبارت است از مجموعه قوانین و مقرّرات اجتماعی که از سوی خدای انسان و جهان برای برقراری نظم و قسط و عدل در جامعه بشری تدوین می‌شود تا سعادت جامعه را تأمین سازد.[9]

حق در قرآن:

این کلمه حدود 2471 بار در قرآن آمده است، 227 بار به صورت الحق، 17 بار به صورت حقّاً، 3 بار به صورت حقه. کلمه حق در قرآن در معانی متعدّد به کار برده شده است، که بعضی از آن‌ها ذکر می‌شود.

گاهی به عنوان صفت خداوند متعال «ذَلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ»[10]

گاهی در مورد کارهای خداوند متعال مثل؛ «مَا خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ »[11] «خداوند آسمان‌ها و زمین و چیزهایی در میان آن دو خلق نکرده مگر به حق».

قضاء و حکم (به معنای داوری) مثل؛«… قالُوا لا تَخَفْ خَصْمانِ بَغىٰ ‏ بَعْضُنا عَلى‏ بَعْضٍ فَاحْکُمْ بَیْنَنا بِالْحَق »[12] آن‌ها گفتند که ما دو تا شاکی هستیم که بعضی از ما به بعض دیگر تجاوز کرده‌اند، پس در میان ما به حق داوری کن.

در مورد اخیر اگرچه معنی داوری در حقیقت از کلمه حکم به دست می‌آید  .

در موارد فوق معنای حقوقی نداشته ولی حدوداً چهل مورد در معنای حقوقی استعمال شده است و در بیشتر این موارد کلمه مذکور به یکی از این دو صورت استعمال شده است.[13]

به عنوان صفتی برای فعل انسان مثل؛ «ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ کَانُوا یَکْفُرُونَ بِآَیَاتِ اللَّهِ وَیَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ الْحَقِّ»[14]

در معنای اصطلاحی حق، مثل؛ «… فَإِنْ کَانَ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ سَفِیهًا»[15]

کلمه حکم

حکم در لغت

معنای اصلی حکم، منع کردن است که تقریباً همه به آن اشاره کرده‌اند و اکثر آنان این شعر جریر، شاعر عرب را هم بعد از ذکر معنی آورده‌اند.

أبنی حنیفه أحکموا سفهاءکم      إنی اخاف علیکم أن غضباً

ای بنی حنیفه دیوانه‌های خود را نگهدارید. من می‌ترسم که بر شما غضب کنم.

راغب در مفردات می‌گوید که معنای حَکَمَ منع کردن است، منعی که برای اصلاح باشد لجام اسب را به همین خاطر حَکَمه می‌گویند.[16]

ابن فارس در معجم[17] و خلیل در ترتیب کتاب العین[18] نیز بر این مطلب تأکید دارد که معنای اصلی حکم، منع کردن است و مثال لجام فرس را آورده است.

ابن منظور در لسان العرب، اشاره‌ای به معنای منع کردن نمی‌کند بلکه حکم را به علم و فقه و قضاوت با عدل معنی کرده است.[19]

تهانوی در کشاف ده معنا برای حکم ذکر کرده است که از جمله آن‌ها از: اسناد امر، خود نسبت حکمیه، تصدیق، محکوم علیه، محکوم به، نفس قضیه، خطاب خداوند متعال که متعلق به افعال مکلّف است، امری ثابت برای یک چیز و اثری که بر عقد و نسخ مرتب می‌شود.[20]

از کلام زمخشری در اساس البلاغه به دست می‌آید که او حکم را به مستحکم و محکم بودن معنی می‌کند. البته استحکام با منع کردن خیلی نزدیک است؛ چون چیزی که مستحکم است مانع برای چیز دیگر است.[21]

حکم در اصطلاح

در یک تعریف ساده، به مجموعه قوانین و مقرراتی که شارع برای تأمین سعادت دنیا و آخرت انسان در ابعاد مختلف فردی، اجتماعی، عبادی، مالی … مقرّر کرده است، حکم شرعی گفته می‌شود. بنابراین وجوب نماز بر مکلفین، حرمت ربا و لزوم جبران ضرر و مانند آن از احکام شرعی می‌باشد.[22]

حکم در قرآن

این کلمه با مشتقات خودش حدود 210 بار در قرآن به کار رفته است. ولی در هر مورد فقط در یک معنی به کار نرفته است، بلکه معانی متعدّد از آن اراده شده است، این مطلب هم قابل توجه است که معانی متعدّد مذکوره، کم جایی است که معنی لغوی به طور محسوس، لحاظ شده باشد اگرچه می‌شود در بعضی از آن‌ها به معنی لغوی آن یعنی منع پی ببریم.

معانی که در قرآن از این کلمه قصد شده اند، را می‌توان این‌طور فهرست کرد.

1- قضاوت و داوری کردن برای دو تن یا چند تن که با هم دعوی دارند مثل «و إن حکمت فاحکم بینهم بالقسط»[23] و اگر داوری کردی در میان آن‌ها با عدالت داوری کن.

2- قضاوت کردن درباره یک مسأله برای خودش مثل: «وَجَعَلُوا لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَالْأَنْعَامِ نَصِیبًا فَقَالُوا هَذَا لِلَّهِ بِزَعْمِهِمْ وَهَذَا لِشُرَکَائِنَا فَمَا کَانَ لِشُرَکَائِهِمْ فَلَا یَصِلُ إِلَى اللَّهِ وَمَا کَانَ لِلَّهِ فَهُوَ یَصِلُ إِلَى شُرَکَائِهِمْ سَاءَ مَا یَحْکُمُونَ»[24]

آن‌ها سهمی برای خداوند از زراعت و چهارپایان آفریده، برای او قرار دادند (و سهمی برای بتها) و به گمان خود گفته‌اند این مال خداست و این هم مال شرکای ما (یعنی بتها) است آنچه مال شرکای آن‌ها بود به خدا نمی‌رسد ولی آنچه مال خدا بود به شرکای شان می‌رسید آن‌ها چه بد قضاوت می‌کنند.

 

3- نبوت: مثل‌ «یَا یَحْیَى خُذِ الْکِتَابَ بِقُوَّهٍ وَآَتَیْنَاهُ الْحُکْمَ صَبِیًّا»[25]

ای یحیی کتاب خدا را با قوت بگیر، ما نبوت را در کودکی به او دادیم.

4- شریعت: مثل «مَا کَانَ لِبَشَرٍ أَنْ یُؤْتِیَهُ اللَّهُ الْکِتَابَ وَالْحُکْمَ وَالنُّبُوَّهَ»[26] برای هیچ بشر سزاوار نیست که خداوند، کتاب آسمانی و شریعت و نبوت به او بدهد.

5- فرمان مثل: «إِنِ الْحُکْمُ إِلَّا لِلَّهِ أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِیَّاهُ»[27] فرمان تنها از آن خدا است او امر کرده که غیر از او را نپرستید.

6- قرآن مثل: «وَکَذَلِکَ أَنْزَلْنَاهُ حُکْمًا عَرَبِیًّا»[28] همانگونه (که به پیامبران قبلی کتاب آسمانی دادیم) بر تو این را به عنوان قرآن عربی نازل کردیم.

فرق بین حق و حکم

فقهاء فرق بین حق و حکم را به شکل‌های مختلف بیان کرده‌اند که ما بعضی ازآن‌ها را ذکر می‌کنیم:

1- حق را می‌شود ساقط کرد ولی حکم قابل اسقاط نیست. حکم با اسقاط ساقط نمی‌شود؛ چون آن مجعول شارع است بر موضوع خود … بر خلاف حق که قوام آن به قابلیت آن برای اسقاط است.[29]

2- میان ذی الحق و من علیه الحق یک رابطه وجود دارد و حکم این چنین نیست. البته در بعضی موارد، حق و حکم هر دو، صدق می‌کند که در این صورت رابطه بالا هم وجود خواهد داشت ولی این رابطه به خاطر مصداق حق بودن است نه به خاطر مصداق حکم بودن.[30]

3- اگر امر صرفاً جنبه قانونی داشته یا در حدّ وظیفه باشد و به اشیاء بر گردد حکم نامیده می‌شود مثلاً حکم آب و آفتاب این است که پاک کننده‌اند. احکام و وظایف فقهی به همین اعتبار حکم نامیده شده‌اند. امّا اگر امری از اختیارات به شمار آید و به انسان بر گردد حق نام دارد. فرق حکم و حق این است که در مورد حق بشر اختیار دارد که آن را استیفا کند یا نکند و موظّف به انجام این کار نیست بر خلاف حکم که بشر باید آن را رعایت کند.[31]

کلمه مِلک

کلمه ملک در قرآن استفاده نشده است ولی مشتقات آن در قرآن فراوانند: «مالک یومِ الدّین»[32]، «أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا لَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِیٍّ وَلَا نَصِیرٍ»[33]

کلمه ملک در لغت

در لغت چند معنا برای ملک ذکر شده است و با دقت در همه معانی به دست می‌آید که در همه‌ آن‌ها احتوا (احاطه) و قوت، مشترک است یعنی معنی اصلی ملک همان احتوا احاطه و قدرت است و سپس در معانی دیگر استعمال شده است.

به قول برخی، ملک به دو معنی استعمال می‌شود یکی ولایت و دیگری قوت و ملک مثل جنس است برای مُلک یعنی هر مُلک مِلک است ولی هر ملک مُلک نیست.[34]

بعضی دیگر آن را به معنی قوت می‌دانند.[35]

برخی دیگر آن را به معنی مال و نعمت و بنده و کنیز و تزویج دانسته‌اند.[36]

دیگران آن را غیر از احتوا و قدرت با مرعی (چراگاه)، شرب و آب هم معنی کرده‌اند.[37]

نتیجه: از اقوال لغویین به دست می‌آید که کلمه ملک در معنی قوت، تسلّط، مال، نعمت، بنده، کنیز، تزویج، ولایت، مرعی، شرب و آب استعمال شده است.

ولی اصل در مِلک قوت و تسلط است و به مناسبت همین در معانی دیگر استعمال می‌شود.

فرق بین حق و ملک

فقهاء فرق حق و ملک را از چند جهت مطرح کرده‌اند که خلاصه آن در ذیل ذکر می‌گردد:

الف: در حق، علاوه بر اضافه میان ذی حق و متعلق حق، یک اضافه بین من له الحق و من علیه الحق هم برقرار است ولی در ملک فقط یک اضافه است که آن بین مالک و مملوک می‌باشد و نسبتی بین من له الملک و من علیه الملک نیست.[38]

ب: مالک در مملوک هرگونه تصرف می‌تواند بکند و اگر محدودیتی است عارضی و به سبب خارجی است ولی حق همواره در مورد خاصی است و محدودیت دارد، مثل حق سکنی و حق شفعه.[39]

ج: حق، می‌تواند به لحاظ انواع تصرفات اعتبار شود و هم به لحاظ یک یا چند تصرّف خاص بر خلاف ملکیت مقتضای آن، جواز انواع تصرّفات عینی، مانند خوردن و پوشیدن و غیره و تصرّفات اعتباری مانند فروختن، بخشیدن و غیره می‌باشد، هرچند ممکن است در مواردی که این تصرّفات به حکم قانون، محدود و یا موقتاً ممنوع گردد.[40]

د: حق فقط به افعال، متعلق می‌شود و به اعیان کاری ندارد، بر خلاف مِلک که هم به اعیان متعلق می‌شود و هم به افعال.[41]

کلمه تبعیض و تساوی

از نظر لغت:

تبعیض عبارت است از تساوی بین دو یا چند کس که یکی را یا بعضی را بر بعض دیگر امتیاز بدهیم، رحجان بعضی بر بعض دیگر بدون مرجّح.[42]

تبعیض جزء جزء کردن، برخی را قبول کردن و برخی را ردّ کردن، یا بعضی را بر بعضی دیگر ترجیح دادن.[43]

می‌دانیم در مقابل واژه تبعیض کلمه تساوی قرار دارد، آن طور که دهخدا، ج 4، ص 878 نقل قول می‌فرماید منتهی الارب و ناظم الأطبا، تساوی را به معنی همدیگر، مانند شدن، یا مستوی و برابر گردیدن معنی کردند و آن اندراج تساوی را به معنی تماثل گرفت و غیاث اللّغات تساوی را به معنی برابر شدن دو چیز معنی کرد.

مفهوم تکلیف

تکلیف در لغت

کلّفه تکلیفاً ای أمره بما یشقّ علیه، او را به کاری سخت گمارد.[44]

تکلیف عبارت از انجام فعل یا ترک فعل است که قانون‌گذار فرد را بدان ملزم کرده است و هرگاه بر خلاف آن رفتار نماید به جزایی که در خور آن است دچار می‌گردد.[45]

حق و تکلیف

حق و تکلیف دو مفهوم متقابل و دو روی یک سکه‌اند، وقتی کسی حق دارد در ملک خودش هرگونه تصرّفی بکند، پس دیگران تکلیف دارند که در ملک او هیچ تصرّفی نکنند، در نتیجه حق و تکلیف متقابل جعل می‌شوند، یعنی هرجا حقی جعل می‌شود حتماً تکلیفی نیز جعل شده است و بالعکس. البته ممکن است جعل صریح به یکی از این دو تعلق بگیرد امّا به هرحال لازمه‌اش جعل آن دیگری هم است.

باید توجه داشت که حق اختیاری است و تکلیف الزامی، کسی که در موردی حقی دارد می‌تواند از آن استفاده بکند یا نکند ولی دیگران تکلیف دارند که حق وی را محترم بشمارند و از این تکلیف گریز و گزیری ندارند.[46]

بین حق و تکلیف دو نوع رابطه وجود دارد: یکی از آن‌ها این است که بین حق و تکلیف رابطه تضایف وجود دارد، وقتی می‌گوئیم حکومت بر مردم حق دارد، بدین معنی است که مردم در مقابل حکومت دارای تکلیف و وظیفه می‌باشند، نیز وقتی گفته می‌شود مردم بر حکومت دارای حق هستند، بدین معنا است که حکومت در مقابل مردم دارای تکلیف می‌باشد. در این حالت حق حکومت بر مردم ملازم با وظیفه مردم نسبت به حکومت است و نیز حق مردم بر حکومت ضرورتاً به معنای وظیفه حکومت نسبت به مردم می‌باشد، به چنین رابطه که بین حق و تکلیف وجود دارد رابطه تضایف می‌گویند.[47]

یکی از تمایزهای بین حق و تکلیف این است که تکلیف قابل غصب توسط دیگری نیست ولی حق قابل غصب می‌باشد.[48]

ب) اقسام حق

برای حق به اعتبارات مختلف، تقسیماتی ذکر کرده‌اند که به تناسب موضوع بحث، ما در این‌جا به چند قسم از اقسام حق اشاره می‌کنیم:

1- حق تکوینی و تشریعی:

وقتی در معارف و مسائل دینی، اعم از حکمت نظری و عملی،‌ از حق سخن گفته می‌شود دو معنا از آن قابل تصور است، معنایی که به نظام تکوین و امور تکوینی عالم مربوط می‌شود و معنایی که به امور ارزشی و اعتباری مربوط است.

آن‌جا که خداوند می‌فرماید خلق السّماوات و الارض بالحق،[49]و تکتمون الحق و انتم تعلمون[50] و همچنین حق در آیه 53 از سوره یونس، مراد حق تکوینی است.

امّا آن‌جا که می‌فرماید و فی اموالهم حق للسائل و المحروم[51] به حقوق تشریعی و اعتباری اشاره دارد.

2- حق به اعتبار مستحِق:

حق به اعتبار مستحق به دو قسم قابل تقسیم است.

گاهی صاحب حق (مستحق) مقوّم است و حق متقوم به او است و هرگز از او جدا نخواهد شد. و گاهی صاحب حق مورد حق است فرق این دو آن است که در قسم اوّل حق قابل نقل و انتقال نیست، مانند حق مضاجعه برای زن که هرگز زن نمی‌تواند بعد از ازدواج این حق را به بیگانه با عوض یا رایگان انتقال دهد.

در قسم دوم که فرد مورد حق است مانند حق مستحِق نسبت به تملک عین خارجی یا دَیْن که در چنین موردی صاحب حق قدرت هرگونه انتقال را داراست.

3- حق طبیعی (فطری) و وضعی:

یکی دیگر از تقسیمات حق، تقسیم آن به فطری و وضعی است مراد از حق فطری آن حقوقی است که انسان به خاطر انسان بودن آن را داراست نظیر حق حیات، حق آزادی حق وضعی را می‌توان چنین تعریف کرد حقی است که شالوده آن قراردادهای اجتماعی، قوانینی است که برای بهبود اوضاع مدنی و سیاسی و اجتماعی و … و حفظ و رعایت حقوق شهروند یا قبیله‌ای و قومی جعل و وضع می‌گردد.

4- تقسیم حق به من له الحق و من علیه الحق:

حق را با توجّه به حقوق متقابل و از این جهت که طرفینی است به دو قسم تقسیم کرده‌اند، کسی که حق برای او جعل شده و او مورد حق است و کسی که در مقابل صاحب حق قرار گرفته و مسئولیت و وظیفه‌ای پیدا می‌کند اوّلی را من له الحق و دیگری را من علیه الحق گویند مثل پدر و مادر یا افرادی را که حقوق برای آنها است من له الحق گویند فرزندان یا افرادی را که عهده‌دار تأمین آن حقوق‌اند اصطلاحاً مکلّف یا من علیه الحق گویند.

5- حق الله و حق النّاس:

همه الزام‌های شرعی اعم از امر و نهی شارع را حق الله می‌نامند، این حق می‌تواند جنبه عبادی یا اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و مانند آن داشته باشد، نظیر نماز، روزه، حجّ … نیز مانند خمس،

پایان نامه تعارض اخبار و چگونگی حل آن از نظر اصولیون شیعه...

6-1 مفاهیم.. 7

1-6-1 تعریف لغوی اصول.. 7

2-6-1   مؤسس علم اصول.. 8

7-1 شیعه کیست.. 8

8-1 پیشینه ی تعارض ادله.. 9

1-8-1 اولین مصنف مبحث تعارض اخبار.. 9

9-1 چند نکته مهم در مورد تعارض.. 10

1-9-1 اهمیت مسئله تعارض ادله.. 10

2-9-1 اولویت عنوان مسئله تعارض ادله.. 11

3-9-1  اشکال تعارض.. 11

10-1 تعارض در لغت و اصطلاح.. 12

1-10-1  تعریف لغوی تعارض.. 12

2-10-1  تعریف اصطلاحی تعارض.. 14

11-1  تعریف لغوی و اصطلاحی اخبار.. 16

1-11-1  تعریف لغوی اخبار.. 16

2-11-1  تعریف اصطلاحی اخبار.. 17

12-1 بررسی اصطلاحات مشابه تعارض اخبار.. 18

فصل دوم:.. 21

اقسام و شرایط و پیدایش تعارض (اخبار).. 21

1-2 اقسام تعارض.. 22

2-2  شرایط تحقق و تعارض.. 24

3-2 اسباب حصول اختلاف و تعارض در احادیث (عوامل پیدایش تعارض اخبار)   27

1-3-2 تقیه.. 28

2-3-2 نسخ: شیخ انصاری، شهید صدر، علامه مجلسی، کلینی.. 29

3-3-2 تدریج در بیان احکام شرعی.. 29

4-3-2 عدم درک صحیح نقل به معنا.. 30

5-3-2 نفاق.. 31

6-3-2 دسیسه و تزویر.. 31

دانلود پایان نامه


7-3-2 فقدان قرینه.. 32

8-3-2  اختلاف مراتب راویان از نظر جهل و سهو.. 33

9-3-2 وضع و جعل.. 33

10-3-2تخییر.. 35

11-3-2 تفویض واگذاری احکام به اهل بیت (ع).. 36

12-3-2 دخالت زمان و مکان.. 36

13-3-2 در آمیختگی احکام تبلیغی حکومتی و قضایی معصومان (ع).. 36

14-3-2  از میان رفتن پاره‌ای از قراین حالی و مقالی.. 37

15-3-2  نسیان.. 37

16-3-2  اشتباه.. 38

17-3-2 رعایت حالت‌های مختلف افراد.. 38

18-3-2 القای اختلاف از سوی ائمه علیه السلام برای مصلحت شیعیان.. 38

19-3-2 تقطیع.. 39

4-2 انواع تعارض اخبار.. 40

1-4-2 تعارض سندی و دلالی.. 40

2-4-2 تعارض ظاهری و واقعی.. 40

5-2 اصول تعارض زدایی اخبار.. 41

1-5-2 داشتن رویکرد اسلامی در قبال روایات.. 41

2-5-2 داشتن رویکرد تعارض نسبت روایات.. 42

3-5-2 داشتن رویکرد گزینش روایات سازگار.. 42

4-5-2 معامله همه یا هیچ نکردن با روایات.. 43

6-2 شیوه های تعارض زدایی اخبار.. 43

فصل سوم:.. 45

اهمیت و راه‌حل‌های حل تعارض.. 45

1-3  اهمیت حل تعارض.. 46

2-3  اجتهاد.. 48

3-3 راه‌حل راه‌های حل تعارض (یا خارج از تعارض).. 50

1-3-3 تخصص.. 50

این مطلب را هم بخوانید :

2-3-3  ورود.. 50

3-3-3- حکومت.. 51

4-3  راه‌حل تعارض اخبار یا قائده ثانویه.. 55

1-4-3 تخییر.. 55

2-4-3 توقف.. 56

3-4-3 ترجیح.. 57

4-3-3  امکان جمع.. 58

5-3-3  قید قرعه.. 60

6-3-3  نقش زمان در حل تعارض اخبار.. 61

7-3-3  نقش مکان در حل تعارض اخبار.. 62

8-3-3  (علاج اثباتی) و علاج ثبوتی.. 62

9-3-3 نقش تفکیک احکام حکومتی از احکام الهی در رفع تعارض.. 63

فصل چهارم:.. 65

تعارض ادله.. 65

1-4 مقتضای قاعده اولی و حکم عقل.. 66

1-1-4 وجه تاسیسی قاعده اولی.. 66

2-1-4  مقتضای قاعده اولی در باب تعارض.. 67

3-1-4  نفی حکم ثالث.. 67

4-1-4 تعارض بیش از دو دلیل و انقلاب نسبت.. 69

2-4  مقتضای قاعده ثانوی و اخبار علاجیه یا حکم شرعی تعارض.. 72

1-2-4 گروه اول اخبار دال بر تخییر.. 72

2-2-4 گروه دوم اخبار دال بر توقف.. 78

3-2-4  اخبار دال بر ترجیح.. 80

3-4  اخبار دال بر نقش زمان.. 90

1-3-4 اخبار تحلیل بر خمس.. 90

4-4حل تعارض در ضمان عاریه.. 91

بحث و نتیجه گیری.. 95

پیشنهادها.. 99

منابع.. 100

چکیده:

تعارض اخبار و چگونگی حل آن از نظر اصولیون شیعه

بحث تعارض اخبار از آغاز زندگی مسلمانان براساس عواملی چون، نسخ، وضع، جعل، تقیه، اشتباه راوی، نفاق راوی، نقل به معنا، سوءفهم، دسیسه، تزویر، تقطیع، حالات های مختلف راوی، قراین حالی و مقالی، تعویض واگذاری، احکام تدریجی، تخییر، ظرفیت راوی، فراموشی راوی، برداشت نادرست راوی پدید آمد و اصولیون شیعه برای حل آن از روش هایی چون، تخییر، ترجیح، جمع عرفی، حکومت، ورود تخصیص، تخصص، توقف و استفاده از مقتضیات زمان و مکان به خاطر اهمیت صیانت ساحت حریم مقدس ائمه از تمام تناقض گویی، دفع شبهات مخالفان و حفظ عقاید دینی مردم و حقیقت مراد معصوم استفاده کردن و می توان چنین نتیجه گرفت که بین دانشمندان علم اصول برای حل تعارض اخبار اختلاف نظر وجود دارد .

کلید واژه: تعارض اخبار، تخییر، جمع عرفی، توقف ترجیح.

مقدمه

شناخت عمیق و دقیق همه جانبه عناصر اصلی و زیربنایی شریعت، ارج نهادن به آن در مقام استنباط، پرهیز از غیر آن ها حاصل می شود. اگرچه بررسی این روایات و به تعبیری سنت (قول، فعل و تقریر معصوم به عنوان دومین منبع اجتهاد)، مگر با چند بررسی به دست نمی آید: الف) بررسی اصل صدور که شناخت آن به علم دریاه و رجال نیاز دارد؛ کسانی می توانند این امر را تصدی کنند که کاملاً از علوم حدیث و رجال آگاهی داشته باشند. ب) شناخت دلالت برای کلیت علم اصول و تطبیق، اجتهاد فقهی مجتهد؛ کسانی می توانند به این بررسی کمر همت بندند که عالم به موازین علم اصول باشند. پ) بررسی شرایط زمان و مکان صدور، شرایط عرف و احوال مخاطبان و حاضران در مجلس. ت) بررسی خبر از جهت وجود یا عدم وجود معارض، که به شناخت اسباب اختلاف و وجوه جمع بین آن ها، نیاز دارد (جمع موضوعی، جمع دلالی و جمع حکمی) آگاهی از این شناخت نقش به سزایی در شناخت واقعی احکام الهی دارد، چرا که نشناختن این مرحله، اختلاف آرا را در پی خواهد داشت. بدون این بررسی و شناخت نمی توان بر کسی نام مجتهد گذارد. جمله معروف « من لم یعرف مواضع الاختلاف لم تبلغه درجه الاجتهاد»، کسی که موارد اختلاف را نشناسد، به مرتبه اجتهاد نرسیده است، گویای این مدعاست، چنان که گفته اند: «لا ینبغی لمن لا یعرف الاختلاف ان یفتی»، برای کسی که اختلاف را نمی شناسد، سزاوار نیست فتوا دهد.

فصل اول:

کلیات و مفاهیم

1-1 بیان مسئله

یکی از مسایل مهم و سابقه‌دار در علم اصول فقه، بحث تعارض اخبار یعنی همان اختلاف احادیث، همان مسئله تعادل و تراجیح است زیرا این مبحث از تاریخ و نگارش اهمیت بسزایی در مسئله اجتهاد داشته:

به همین دلیل فقها و اصولیون دانستن اسباب اختلاف و راه‌های علاج آن را در وحدت آرا و نزدیک شدن به صواب و حقیقت، بسی مؤثر و دانستن و تبحر، در آن را نشانه رسیدن به مرتبه اجتهاد و جواز نشتن بر مسند فتوا می‌دانستند.

همان‌گونه که شاطبی گفته است:

مَنْ لَم یَعرِف مَواضع الختلافِ لَم یُبلغ درجه الجتهادِ (آن که ریشه اختلاف را نداند به مرتبه اجتهاد نرسد) و در جای دیگر گفته‌اند:

لا ینبغی لمن لا یعرف الختلاف آن یفتی (سزاوار نیست آن که اختلاف را نمی‌داند فتوا دهد.

مهمترین بحث تعارض ادله، مسئله اختلاف احادیث می‌باشد و به همین دلیل برخی از فقهای شیعه از جمله آیت‌الله سیستانی بر این باورند که:

اگر فقیه بر این اسباب احاطه پیدا کند خواهد توانست میان اخبار مختلف جمع عرفی برقرار کند و نیازمند مراجعه به روایات علاجیه نخواهد بود (سیستانی، 1414ق، ج 1، ص 25) و از نظر فقهای دیگر در مسئله اختلاف اخبار دو پرسش مهم و وابسته، به یکدیگر فراروی محدثان و محققان بوده است: یکی کشف و شناسایی علل پیدایش تعارض و اختلاف در حدیث و دیگری چگونگی علاج و حل اختلاف. در مجموعه پژوهش‌های انجام یافته، هر دو پرسش منظور نظر بوده لیکن اصولیون به بحث‌های نظری و انتزاعی توجه داشته و بر آن پایه راه‌های اعلاج ارائه کرده‌اند و محدثان گرچه به بحث‌های تطبیقی و عینی اهتمام داشته‌اند اما آن را قاعده‌مند نساخته‌اند به گمان می‌رسد که باید در پژوهش‌های جدید این دو شیوه با یکدیگر تلفیق گردد یعنی باید در دانش اصول و نیز فقه‌الحدیث با نگاه قائده‌سازی و استخراج قانون به سراغ نمونه‌ها و موارد عینی رفت (حسینی، 1374: ص 86) . شاید بتوان با اطمینان گفت نخستین عالم اصولی که در ضمن مباحث انتزاعی تعادل و تراجیح از اسباب و زمینه‌های تعارض سخن رانده شهید سید محمدباقر صدر است وی در مقدمه بحث تعارض ادله، برای تعارض اخبار، هشت سبب بدین شرح ذکر می‌کند:

1- سوءفهم

2- نسخ

3- از میان رفتن قرائن

4- نقل به معنا

5- تشریحی تدریجی

6- تقیه

7- رعایت ظرفیت راوی

8- جعل و وضع

اما نامبرده از طرح این مقدمه فارغ می‌شود، و بسراغ همان بحث‌های انتزاعی رفته، و ارتباطی میان زمینه‌ها و راه‌حلها برقرار نمی‌سازد (مهریزی، 1377: ص 261 و 302) از این رو، هدف اصلی از نگارش این بحث، جلب نظر حدیث پژوهان و اندیشمندان حوزه معارف دینی به این نکته است که مهمترین علل و نارسایی در مسئله اختلاف اخبار، عبارت است از:

1- طرح انتزاعی مسئله تعارض اخبار در علم اصول،

2- عدم استقرا و شناسایی اسباب اختلاف،

3- مدون نبودن روایت مختلف در یک مجموعه بر اساس اسباب و علل،

4- ضابطه‌مند نبودن راه‌حل و کیفیت علاج.

بر این پایه، پیشنهاد پژوهشی نو و گسترده با منظور کردن نکات زیر توصیه می‌شود:

الف: شناسایی و استقرایی اسباب و علل تعارض.

ب: گردآوری و دسته‌بندی احادیث مختلف بر اثر اسباب و علل تعارض.

ج: ظابطه‌مند بودن اسباب اختلاف، بدین معنا که چگونه می‌توان ادعا کرد که علت اختلاف این یا آن سبب بوده است باید پس از استقرا و شناسایی علل تعارض، تطبیق آن بر نمونه‌ها و موارد ظابطه‌دار و قانون‌مند شود در مثل: راه شناسایی تقیه در حدیث نشان داده شود؛ تفاوت‌های که از طریق استنساخ یا کتابت حاصل شده، بر اساس پژوهش در تاریخ کتابت عربی معلوم گردد.

د: قاعده‌مند ساختن راه‌حل‌ها و چگونگی علاج، بر پایه اسباب و علل و نمونه‌ها. بدین معنا که راه‌حل بر پایه اسباب و علل ادعا شده طراحی شود و بصورت قاعده در آید (دلبری، 1383: ص 90)

 

2-1 پرسش‌های اصلی تحقیق

پرسش‌های اصلی تحقیق در این پژوهش به شرح زیر می‌باشد:

1- تعارض اخبار چیست؟

2- تعارض اخبار بر اساس چه عواملی پدید می آید؟

3- حل تعارض اخبار چه اهمیت و ضرورتی دارد ؟

 

3-1 اهداف اصلی تحقیق

 

1- بررسی مسئله تعارض اخبار

2- بررسی چگونگی حل مسئله تعارض اخبار و وجه اشتراک و افتراق آن از منظر اصولیون شیعه

 

4-1  فرضیه‌ها

 

1- علمای علم اصول برای حل تعارض اخبار، از روش‌هایی چون ورود، حکومت، تخصیص، تخصص، ترجیح، جمع عرفی، تخییر، جمع عملی، علاج ثبوتی و علاج اثباتی و نقش زمان و مکان بر اساس مقتضیات زمان و مکان و صدور روایت بر حل تعارض پرداخته‌اند؛

2- در میان اصولیین شیعه در خصوص تعارض اخبار تفاوت وجود دارد.

 

5-1 روش گردآوری و کار تحقیق

 

این تحقیق، یک تحقیق نظری می باشد اما از جنبه توصیفی است، که بصورت مطالعه کتابخانه‌ای و بررسی دقیق منابع معتبر فقهی و کتابخانه دیجیتال و نشریات و مقالات فضای وب و استفاده از فیش‌برداری از کتابها و نشریات تخصصی گردآوری شده و این تحقیق در چهار فصل که در فصل اول کلیات و مفاهیم و در فصل دوم انواع و شرایط تحقق تعارض و چگونگی پیدایش تعارض اخبار و در فصل سوم اهمیت حل تعارض اخبار و راه‌حل آن و در فصل چهارم به بررسی حکم احادیث از نظر فقهای امامیه پرداخته شده است.

 

6-1 مفاهیم

1-6-1 تعریف لغوی اصول

 

اصول جمع اصل به معنای چیزی است که چیز دیگر بر آن بنا می‌شود یعنی ریشه و پایه، مثلاً علم اصول فقه نسبت به فقه اصل و نسبت به اصول فرع است، نظیر شاخه به ریشه و سقف به دیوار. (عبدالکریم عبدالهی، 1390)

علم اصول در اصطلاح: علمی است برای رسیدن به استنباط احکام شرعی، اما به تعبیر از نظر علمای دیگر چنین است:

1- محقق نائینی: علم به کبراهایی است که از طریق استنباط احکام شرعی و فرعی واقع می‌شود. (فوائد‌الاصول، ج 1، ص 19)

2- علامه حیدری: علم اصول فقه عبارت از قواعدی که برای استنباط احکام شرعی و فرعی که از ادله آنها فراهم شده که با قید اصول فقه منطق و عربی خارج می‌شود و با قید شرعی احکام دستوری و با قید فرعی اصول دین خارج می‌شود. (اصول استنباط، ص 1)

3- قافی و شریعتی: علم اصول فقه به بررسی و قواعد و روشهای می‌پردازد که استنباط احکام عملی را از منبع فقه ممکن می‌سازد و به بیان دیگر علم به مجموعه قواعد و ابزارهایی است که فقیه را در مسیر استخراج و استنباط احکام شرعی یاری می‌دهد. (اصول فقه کاربردی، ج 1، ص 23)

4- محقق داماد: اصول فقه عبارت است از روشهایی که برای استنباط احکام جزیی و فرعی را از فقه ممکن می‌سازد و این علم از جمله علوم دستوری است و رابطه آن نسبت به فقه مانند رابطه منطق با فلسفه است. (اصول فقه، ج 1، ص 1)

میرزای قمی : مجموعه قواعدی که برای استنباط احکام حقوقی از آن استفاده می‌شود. (قوانین الاصول، ج 1، ص 24)

مثلاً در علم اصول ثابت می‌شود که صیغه امر دلالت بروجوب است و نیز ثابت می‌شود ظواهر الفاظ حجت است پس اثبات این دو مسئله در اصول صحیح است که گفته شود «جمله اقیموا» در «اقیمو الصلاه» ظهور در وجوب دارد و ظهور هم حجت است پس با این تعاریف نتیجه می‌گیریم که استنباط احکام شرعی منوط به علم اصول است و بدون علم اصول استنباط احکام کلی از احکام سنت ممکن نیست علم اصول نیز کیفیت تفکر صحیح و استدلال درست را و کیفیت صحیح استنباط و استخراج احکام شرعی را از منبع فقهی بیان می‌نماید و برای روشن شدن این تعاریف لازم است با معنای کلمه فقه و استنباط آشنا شویم.

1- فقه در لغت عرب به معنای فهم است و در اصطلاح فهم دقیق و استنباط دقیق مقررات اسلامی از منابع و مدارک مربوط، تفقه از همین ریشه مشتق شده است و در قرآن مجید سوره توبه آیه 122 آمده است: الْمُؤْمِنُونَ لِیَنفِرُواْ کَآفَّهً فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن کُلِّ فِرْقَهٍ مِّنْهُمْ طَآئِفَهٌ لِّیَتَفَقَّهُواْ فِی الدِّینِ وَلِیُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ (نباید مؤمنان همگی بیرون رفته و رسول خدا را تنها بگذارند بلکه چرا هر طایفه‌ای جمعی برای جنگ و گروهی نزد رسول برای علم مهیا نباشند تا آنکه علمی را با آن آموختیم به قوم خود بیاموزند که قومشان همگی خداترس شده و از نافرمانی پرهیز کنند) پس در این آیه لینفقه به معنای علم ترجمه شده است.

2- استنباط از ریشه نبط و در لغت به معانی کشیدن آب از اعماق زمین است یا آشکار کردن شئ پنهان و در اصطلاح استخراج احکام و مقررات شرعی با توجه به منابع و ادله مربوط به آن است.

 

2-6-1   مؤسس علم اصول

 

ابن مقنع متوفی سال (140 هـ) در صحابه از پاره‌ای از مسائل علم اصولی سخن گفته لیکن عموم اهل سنت از جمله رساله شافعی را اولین نگارش در این زمینه می‌داند و شافعی را به عنوان اولین این علم می‌شناسد اما آیت‌الله سیدحسن صدر در دو کتاب تأسیس الشیعه و فنون السلام تأسیس این علم را به امام محمدباقر (ع) و امام صادق (ع) نسبت می‌دهد و وی معتقد است مقصود از سیوطی در آنجا که در کتاب اوائل آورده شافعی اولین کتاب را در علم اصول نگاشت آن است که در میان ائمه اربعه شافعی اولین نگارنده اصول فقه است وی سپس نگارش مقالاتی چون رساله الفاظ هشام بن حکم را شاهد گفتار خود گرفته و معتقد است که نگارش این مطالب تحت تعالیم آن دو امام یعنی (صادق و باقر) صورت گرفته است (صدری مبادی فقه، ص 142) اما بعدها علمای دیگر در این زمینه کتبهای را به رشته تحریر در آوردند:

الف: سید مرتضی (355-436) کتاب اصول فقه را به تألیف در آورد.

ب: ابو علی حمزه ابن عبدالعزیز (448-518) کتاب التغریب را به رشته تحریر در آورد.

ج: شیخ طوسی (385-465) کتاب عده الاصول را تاالیف کرد.

 

7-1 شیعه کیست

 

شیعه در لغت به معنای پیرو و طریقت و در اصطلاح به پیروان علی بن ابیطالب و ائمه بعد از آن می‌گویند اما نکته شایان توجه این است که کلمه شیعه در قرآن آمده درباره ابراهیم خلیل رحمان بکار رفته آنجا که خداوند در سوره صافات آیه 83 می‌فرماید: «إِنَّ مِن شِیعَتِهِ لَإِبْرَاهِیمَ» یعنی به تحقیق پیروان نوح و ابراهیم و پیامبر گرامی اسلام (ص) نام شیعه را برای اولین بار برای پیروان و دوستداران حضرت علی انتخاب نمود چنانچه علمای سنی این مطلب را گفته‌اند آری کلمه شیعه این عنوان افتخارآمیز پیروان اهل بیت علیه سلام از لبهای مبارک پیامبر شنیده شده و نقل گردید که در این رابطه جابر بن عبدالله می‌گوید خدمت پیامبر نشسته بودم که علی علیه‌السلام از دور نمایان شد و پیامبر فرمود: برادرو آمد سپس به خانه کعبه توجه نمود و دست مبارکش را بر آن گذاشت و فرمود: سوگند به آن که جان محمد در دست اوست و علی و شیعیانش در آن رستگارند این عنوان و لقب با عظمت در زمان رسول خدا به سلمان، ابوذر، مقداد، عمار، که یار وفادار امیرالمؤمنین گفته می‌شد. (سیدصادق شیرازی، رساله، ص 12)

1-8-1 اولین مصنف مبحث تعارض اخبار

نخستین کسی که در مسئله علم اصول فقه کتابی را در باب اختلاف احادیث نگاشته است هشام بن حکم از اصحاب امام صادق (ع) است اما پس از او یونس عبدالرحمان از اصحاب امام موسی کاظم کتابی را در مبحث تعارض اخبار به عنوان اختلاف احادیث نگاشته است و بعد از آن فقهای دیگر کتابی را در اصول فقه و منبع حدیث شیعه کتابهای را به عنوان مسئله اختلاف الحدیثین یا تعارض اخبار تصنیف نمودند.

1- احمد بن محمد داود کتابی را در اصول فقه به عنوان حدیث المختلفین را تألیف نموده است.

2- شیخ طوسی (385-460ه.ق) در العده فی اصول الفقه درباره تعارض اخبار می‌نویسد «فاما الاخبار اذا تعارضت و تقابلت فانه یحتاج فی العمل ببعضها الی ترجیح و الترجیح یکون باشیا».

اما اخبار زمانی که مخالف یکدیگر باشند و به مقابله با یکدیگر بپردازند در عمل بعضی از آن ها احتیاج به ترجیح دادن یکی بر دیگری دارند و ترجیح دادن به وسیله اشیا می باشد.

3- علامه حلی (648-726ه.ق) نیز در کتابهای اصولی خود از قبیل: مبادی الوصول الی علم الاصول، ص 230 و تذهیب الوصول الی علم الاصول «المقصد الحادی عشر فی التعادل و الترجیح».

پایان نامه تقیّه و جایگاه آن در فقه سیاسی...

 

تقدیر و تشکر……………………………………………………………………………………………….

اهداء…………………………………………………………………………………………………………….

چکیده………………………………………………………………………………………………………….

مقدمه ……………………………………………………………………………………….1

الف) تبیین موضوع 1

ب) ضرورت بحث 1

ج) اهداف تحقیق 2

د) سابقه پژوهش( پیشینه تقیّه پژوهی) 3

ھ) روش تحقیق و گرد آوری اطلاعات 5

و) سوال اصلی تحقیق 5

ز) سوال‌های فرعی تحقیق 5

ح) فرضیه‌های تحقیق.. 6

ط) تعریف واژه های کلیدی.. 6

1- تقیّه. 6

2- فقه. 7

3- سیاست.. 7

4- فقه سیاسی. 7

 

فصل اول مفاهیم و کلیات

الف) مفاهیم تقیّه 9

1- تعریف لغوی تقیّه 9

2- بررسی مفهوم تقیّه. 10

3- جمع‌بندی.. 10

4- تعریف اصطلاحی تقیّه 11

4-1 تعریف اصطلاحی تقیّه« از دیدگاه امامیّه». 11

4-2 تعریف اصطلاحی تقیّه از منظر اهل سنّت.. 12

4-3 نقد و بررسی دیدگاه‌های شیعه و عامه در تعریف تقیّه. 13


4-4 جمع‌بندی تعاریف 14

ب) فلسفه تقیّه 15

فلسفه وجود تقیّه در دین. 15

ج) تمایز تقیّه با نفاق و دورغگویی 17

تعریف نفاق. 19

معنای تقیّه. 20

تفاوت تقیّه با دروغ. 21

حکم اوّلی و ثانوی.. 21

د) تمایز تقیّه با تساهل و تسامح 25

تاریخچه تقیّه 26

الف: تقیّه پیش از اسلام 26

1- تقیّه شیث.. 26

2- تقیّه حضرت ابراهیم 27

3- تقیّه یوسف.. 28

4- تقیّه اصحاب کهف.. 28

5- مؤمن آل فرعون. 29

ب) تقیّه بعد از اسلام 30

1- تقیّه سیاسی پیامبر اکرم ☺… 30

2- تقیّه ابوطالب.. 30

3- عمّار یاسر. 30

4- تقیّه سیاسی حضرت علی ☻… 31

مبانی مشروعیّت تقیّه 32

مشروعیّت تقیّه سیاسی در قرآن. 32

تقیّه سازنده 38

مبانی مشروعیّت تقیّه در روایات اهل‌بیت ♣.. 39

الف) روایاتی که مشروعیّت و رجحان تقیّه را بیان می‌کند 39

ب) روایاتی که دلالت بر وجوب تقیّه دارد 40

چند نکته در رابطه با روایات تقیّه. 41

این مطلب را هم بخوانید :

مشروعیّت تقیّه از نظر عقل 42

1- دفع ضرر. 42

2- تقدیم اهم بر مهم 43

4- سیره متشرعه. 44

مشروعیّت تقیّه از نظر علمای امامیّه و اهل سنّت 44

الف) مشروعیّت تقیّه از نظر علمای امامیّه. 44

ب) تقیّه از دیدگاه علمای اهل سنّت.. 47

جمع‌بندی.. 48

 

فصل دوم: انواع تقیّه و کارکردهای آن در ابعاد سیاسی و اجتماعی

اقسام تقیّه 53

الف- تقیّه خوفی 54

در تقیّه، خوف شخصی ملاک است یا خوف نوعی. 55

تقیّه در سیره‌ی انبیاء. 57

حفظ دین. 57

حفظ جان خود و دیگران. 59

حفظ مال. 63

حفظ آبرو. 65

تعارض تقیّه با امر به معروف و نهی از منکر. 66

ب- تقیّه مداراتی 68

دیدگاه امام خمینی ◙ درباره تقیّه مداراتی. 70

فلسفه تقیّه مداراتی. 70

مبانی فقهی تقیّه مداراتی. 71

حفظ وحدت و یکپارچگی مسلمان. 73

ایجاد توسعه سیاسی برای شیعیان. 76

حفظ آبروی مذهب تشیّع. 80

ادای حقوق مسلمانان و هم‌زیستی مسالمت آمیز. 81

تأمین امنیّت.. 83

ج- تقیّه کتمانی 87

کتمان اسرار و حفظ مکتب تشیّع. 92

تقویت مبارزه پنهانی. 97

عدم آگاه شدن دشمن از امکانات و توانمندی‌های جبهه‌ی مخالف.. 100

آمادگی جهت یک مبارزه پایدار. 103

نفوذ در دشمن و پی بردن به اسرار آن. 105

زمینه‌سازی جهت حکومت مشروع. 108

 

فصل سوم: تقیّه حکومتی جایگاه و ابعاد آن در فقه سیاسی

جایگاه تقیّه در حکومت مشروع و نامشروع 112

مفهوم مشروعیّت.. 113

ملاک مشروعیّت حکومت.. 113

ملاک مشروعیّت حکومت از دیدگاه تشیّع. 114

مشروعیّت حکومت از دیدگاه اهل تسنّن. 115

نقش مردم در حکومت اسلامی. 115

تقیّه در انواع حکومت‌ها 116

تقیّه در حکومت نامشروع. 118

تقیّه در حکومت مشروع. 121

حقوق شهروندی در حکومت نامشروع. 122

حق تمرد و سرپیچی. 123

نظریه سیاسی اهل سنّت.. 123

دلیل اول : ادله نقلی حرمت تمرد 124

نقد و بررسی ادله نقلی حرمت تمرد 124

دلیل دوم : برهان عقلی حرمت تمرد 125

نقد و بررسی برهان عقلی حرمت تمرد 126

وجوب حفظ نظام از نظر امامیّه و اهل سنّت.. 127

حفظ نظام در کاربرد فقهی. 127

بررسی احتمال اول: وجوب حفظ حکومت.. 128

بررسی احتمال دوم: حفظ نظام اجتماعی و نظم عمومی. 128

بررسی احتمال سوم: حفظ نظام به معنای حفظ کیان اسلام 129

موارد تزاحم و حفظ نظام اجتماعی با نظام سیاسی. 130

حق تمرد در حکومت‌های مشروع و نامشروع از نظر امامیّه 131

الف) حق تمرد در حکومت نامشروع. 131

ب) حق تمرد در حکومت مشروع. 132

زندگی در حکومت جور 134

الف) موارد حرمت همکاری با حاکم جائر. 134

ب) موارد جواز همکاری با حاکم جائر. 138

جمع‌بندی.. 143

تقیّه و عدم سازش با حکومت جور 145

مسؤلیت‌پذیری در دستگاه حکومت جور 147

تقیّه در عرصه سیاست خارجی 150

الف) دفاع از موجودیت اسلام 151

ب) بسط و گسترش اندیشه اسلامی. 151

ج) حفظ اسرار کشوری.. 152

فصل چهارم: قلمرو و دامنه تقیّه در عرصه فقه سیاسی

دامنه تقیّه در قران 155

الف) دلالت آیاتی که لفظی و ظاهری است. (مطابقی) 155

ب)دلالت آیات به نحو تضمّنی. 156

ج) آیاتی که دلالت آن‌ها بر تقیّه تفسیر به باطن است. 156

جمع‌بندی.. 158

دامنه تقیّه در روایات 159

موارد عدم جواز تقیّه در روایات.. 160

بررسی و جمع‌بندی.. 163

بررسی روایات.. 165

دامنه تقیّه از نظر عقل 166

دامنه تقیّه از دیدگاه فقها 167

1- واجب و محرماتی که در نظر شارع بسیار اهمیّت دارند 167

2- قتل النفس از نظر علما 169

3- برائت از اهل البیت ♣.. 171

قلمرو تقیّه از دیدگاه امام خمینی ◙.. 174

موارد استثناء شده از تقیّه. 175

سیره عملی امام خمینی ◙ در تقیّه. 176

استراتژی تقیّه و قلمرو آن 178

نتیجه……………………………………………………………………………… 181

فهرست منابع و مآخذ………………………………………………………………………….. 184

مقدمه

الف) تبیین موضوع

استفاده از تقیّه یکی از روش های رایج و عقلایی در بین ملت ها و جوامع بشری است زیرا عقل انسان به کارگیری آن را در برابر خطرها ضروری می داند و از آن جا که دین خدا هرگز حاوی مطالبی متعارض با ضروریات عقلی نیست، اسلام نیز این حکم ضروری عقل را تایید نموده است. پس تقیّه یکی از مباحث بسیار مهمی است که در شریعت اسلام و سایر ادیان و مکاتبی که دارای برنامه های اجتماعی و حکومتی می باشند مورد تاکید است و به عنوان یک اصل مسلّم در بین آن ها پذیرفته شده است.

البته در باب تقیّه، موضوع اصلی بحث ما تقیّه فردی نیست که هر جا انسان احساس خطر کرد از آن در جهت رفع خطر شخصی استفاده نماید بلکه در این مبحث تقیّه حکومتی و سیاسی مورد نظر است گرچه به تناسب بحث، از تقیّه فردی نیز استفاده شده است.

به عبارت دیگر در این مبحث برآنیم که نظر اسلام را درباره تقیّه در فقه سیاسی تبیین کرده و جایگاه و کارآمدی آن را از نظر حکومتی و فقه سیاسی مورد بررسی قرار دهیم لذا دراین رساله ابتدا تصویر روشنی از مفهوم تقیّه ارایه می گردد و سپس به تبیین اقسام تقیّه پرداخته می شود و مشروعیّت آن در اسلام به اثبات می رسد و در ادامه بحث به کار کردهای تقیّه از بعد سیاسی- اجتماعی اشاره می گردد و پس از بیان ابعاد مختلف تقیّه، جایگاه آن در فقه سیاسی روشن می شود و به دنبال آن دامنه وقلمرو تقیّه در اسلام مورد بررسی و نتیجه گیری و اثبات قرار می گیرد.

ب) ضرورت بحث

وقتی بحث از تقیّه در بین مذاهب و جوامع به خصوص جامعه اسلامی می شود. برداشت های مختلفی مشاهده می شود. بعضی تقیّه را محدود به ضرر شخصی می دانند و برخی تقیّه را یک نوع نفاق و یا دروغ پردازی می دانند. و بعضی دیگر تقیّه را فرار از مسؤلیّت های اجتماعی و سیاسی و نوعی گوشه گیری و سازش با حکومت های ظالمانه تلقی می کنند. و برخی دیگر تقیّه را، خلاف اصل امر به معروف و نهی از منکر می دانند. و گاهی به دسته ای از روایات استناد می کنند که از ائمه ♣ نقل شده است که هر قیامی را نفی، و هرگونه مبارزه با حکومت های ظالم را محکوم می کردند.

به عنوان مثال از امام صادق☻ نقل شده است: « کُلُّ رَایَهٍ تُرْفَعُ قَبْلَ قِیَامِ الْقَائِمِ فَصَاحِبُهَا طَاغُوتٌ یُعْبَدُ مِنْ دُونِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ »[1]

«هر پرچمی که پیش از قیام قائم برای مبارزه افراشته شود. صاحب آن طاغوتی است که می خواهد به جای خداوند عبادت شود.»

و با استناد به این نوع احادیث چنین نتیجه گرفتند که ائمه ♣ برای خویش حقی در حکومت ها قائل نبودند و گرنه با قیام بر ضد حکومت ها مخالفت نمی کردند بلکه آن را تشویق می نمودند. این برداشت های غیر صحیح از این دسته روایات سبب شده است تا دشمنان شیعه فضا سازی کنند. و چهره شیعه را در نظر دیگران مخدوش سازند.

لذا ضرورت دارد تا بحث تقیّه با رویکرد سیاسی، اجتماعی مورد بررسی و پژوهش قرار گیرد. و پرده از چهره واقعی و حقیقی آن برداشته شود تا بدین وسیله بتوان از مهمترین اصلی که ریشه قرآنی دارد و مورد تاکید اسلام است و همواره شیعه را از شرّ اقدامات خشن اموی ها و غیر اموی ها محافظت نموده است دفاع گردد.

که امام صادق ☻ فرمودند: لا ایمان لمن لا تقیّه له…[2]

ج) اهداف تحقیق

با توجه به این که زمینه گرایش به  معارف دینی و ارزش های معنوی در دنیا به شدّت افزایش یافته است و جوامع دینی بخصوص قشر جوان به دنبال کشف حقایق و رسیدن به یک ثبات فکری می باشند. و از طرفی مردم بسیاری از کشورها در سیطره حکومت های جور زندگی می کنند و نمی توانند ایده های خود را بصورت علنی ابراز کنند بنابراین طرح بحث تقیّه سیاسی و احکام و ظوابط آن می تواند ابزار بسیار مناسبی جهت مبارزه خاموش و بکارگیری آن به عنوان یک دستور العمل اجرایی در بعد سیاسی مورد استفاده آن ها قرار گیرد.

لذا اهداف در این تحقیق عبارتند از:

1- شناخت معنای لغوی و اصطلاحی تقیّه

2- شناخت فلسفه تقیّه از نظر مکتب اهل بیت♣

3- آشنایی با مبانی مشروعیّت تقیّه

4- شناخت انواع تقیّه و کارکردهای آن در ابعاد سیاسی و اجتماعی

5- آشنایی با تقیّه حکومتی و جایگاه و ابعاد آن در فقه سیاسی

6- آشنایی با قلمرو و دامنه تقیّه در عرصه فقه سیاسی

برخی از فقیهان مانند مرحوم کرکی، شیخ انصاری، آقا ضیاءالدین عراقی و امام خمینی◙ در رساله های مستقل به بررسی تقیّه پرداخته اند. و برخی دیگر مانند شهید اول، فاضل مقداد و سید حسن بجنوردی، مکارم شیرازی و… در قواعد فقهیّه آن را مورد تحقیق قرارداده اند و برخی مانند شیخ جعفر کاشف الغطاء(متوفای 1228ق) در کشف الغطاء و حاج آقا رضا همدانی در «مصباح الفقیه»، محقق اصفهانی در« بحوث فی الفقه» و آیه الله خویی در کتاب« التنقیح» در لابلای مباحث فقهی مانند«وضو» به مناسبت بحث به صورت استطردادی به بحث تقیّه توجه کرده اند. و گاهی هم در اصول در مبحث «تعادل و تراجیح» به مناسبت بحث از مرجحات و اینکه «فانّ الرشد فی خلافهم» پیرامون تقیّه به بحث پرداخته‌اند.

و همچنین کتاب های مختلفی با زاویه های متفاوت همانند احکام تقیّه، بررسی مصادیق تاریخی تقیّه و … نگاشته شده است. همان طور که بیان شد در این آثار ذکر شده، تقیّه و جایگاه آن در فقه سیاسی بصورت یک طرح جامع و منسجم مورد بحث قرار نگرفته است.

البته بعد از بررسی و تفحص آنچه در این باب یافتیم،تنها دو اثردر زمان معاصر بودکه بصورت تفصیلی تقیّه را مورد بحث قرار داده اند.

که آن دو اثر عبارتند از:

1- نقش تقیّه در استنباط: از نعمت الله صفری 2- پایان نامه کارشناسی ارشد با موضوع: تقیّه و سیره سیاسی و اجتماعی ائمه♣ نگارنده محمد حسین مظفری که اثر اول با موضوع من کاملا متفاوت است و اثر دوم گرچه با این بحث سنخیّت دارد. ولی با نگاه و زاویه ای که در رساله حاضر به آن پرداخته می شود کاملا متفاوت است.

همان طور که قبلاً بیان شد خلاء بحث تقیّه در فقه سیاسی- حکومتی، کاملاً مشهود است و در موضوع حاضر نوشته ای به صورت مستقل به رشته تحریر درنیامده است. امید است که با نگارش این رساله در قالب طرحی نو، مسایل سیاسی و اجتماعی تقیّه  و جایگاه آن در فقه سیاسی برای پیروان راستین مکتب تشیّع تبیین گردد. و راه روشن و مناسبی برای پویندگان حق ایجاد کند.انشاء ا….

ھ) روش تحقیق و گرد آوری اطلاعات

روش تحقیق در این پژوهش،توصیفی و تحلیلی است.

در این روش پس ازجمع آوری مطالب،ابتدا توصیف می کنیم و بعد تحلیل،و سپس بصورت طبقه بندی شده مطالب را ذکر می کنیم.تبعاً روش گرد آوری اطلاعات،کتابخانه ای است.و ابزار گرد آوری فیش برداری مطالب مرتبط با این موضوع است.وهمچنین بااستفاده از نرم ابزارها مانند نرم ابزارجامع اهل البیت و….مطالب را گرد آوری می نماییم.

و) سوال اصلی تحقیق

تقیّه چیست؟ و جایگاه آن در فقه سیاسی کدام است؟

ز) سوال‌های فرعی تحقیق

1- معنای لغوی و اصطلاحی تقیّه چیست؟

2- فلسفه تقیّه چیست؟

3- مبانی مشروعیّت تقیّه کدام است؟

4- انواع تقیّه و کارکردهای آن در ابعاد سیاسی و اجتماعی چگونه است؟

5- تقیّه حکومتی، جایگاه و ابعاد آن در فقه سیاسی چگونه است؟

6- قلمرو و دامنه تقیّه در عرصه فقه سیاسی به چه میزان است؟

ح) فرضیه‌های تحقیق

تقیّه شاخه‌‌ای از شاخه‌های جهاد، و یک نوع وسیله دفاع است. و تقیّه در برابر جهاد نیست بلکه تقیّه در برابر اذاعه[5] است. تقیّه سپر دفاعی و مبارزه مخفی و یک نوع تاکتیک سیاسی در برابر دشمن است. یکی از رموز جاودانه ماندن مکتب تشیّع تقیّه است. تقیّه قبل از تشکیل حکومت، زمینه ساز حکومت می‌باشد و بعد از تشکیل حکومت سبب گسترش قلمرو حاکمیت اسلام است. تقیّه‌ای از نظر اسلام مورد تایید می‌باشد که فعّال باشد و تقیّه سکونی و انفعالی که موجب تساهل و تسامح در دین باشد مورد تایید اسلام نیست، از نظر اسلام تقیّه ابزاری جهت گسترش اندیشه حکومت اسلامی است.

ط) تعریف واژه های کلیدی

1- تقیّه

تقیّه یک واژه عربی است که از ریشه «وقی» به معنای صیانت و نگهداری است.[6]

و در اصطلاح این واژه به تعابیر مختلفی تعریف شده است، که در آتی(فصل اول- مفاهیم) به تبیین دیدگاه های برخی از علمای تشیّع و اهل سنّت پرداخته می شود.

اما به نظر می رسد تعریف شیخ انصاری«ره» در این زمینه که می نویسد: «تقیّه عبارت از حفظ نمودن خود از آسیب دیگری، به وسیله موافقت با او در گفتار یا کردار که مخالف حق است»[7]، تا حدودی از جامعیّت بر خوردار است.

 

2- فقه

پایان نامه حقوق جنسی زوجین از دیدگاه فریقین...

1-6. اهداف 4

1-7. فرضیه های تحقیق 4

1-8 .روش شناسی 4

1-9. روش و ابزار گردآوری اطلاعات 4

1-10. قلمرو تحقیق 5

1-11. پیشینه تحقیق 5

1-12. مفاهیم کلیدی 6

1-12-1 حق 6

1-12-1-1 حق در اصطلاح فقه 6

1-12-1-2 مهم‌ترین دیدگاهها در بارۀ حق : 7

1-12-1-3  واژه «حقوق» 9

1-12-2 جنسی 10

1-12-2-1 جنسیت 11

1-12-2-2 غریزه جنسی 11

1-12-2-3 غریزه جنسی در آیات و روایات 13

1-12-3. زوجین 17

1-12-3-1 تعریف اصطلاحی زوجین: 18

1-12-4  فریقین 20

1-12-5 تمکین 20

1-12-5-1 تمکین عام 21

1-12-5-2 تمکین خاص 22

1-12-6 نشوز 23

1-12-6-1 تعریف نشوز در کلمات فقها 24

1-12-6-2 نشوز در فقه عامه 25

فصل دوّم: اقوال وادله فقهای شیعه در مورد حقوق جنسی زوجین 27

2-1 حقوق جنسی زوج 28

2-1-1 حق تمکین 28

2-1-1-1 ادله لزوم تمکین 29


2-1-1-1-1 قرآن 30

2-1-1-1-2 سنّت 34

2-1-1-1-3 عقل 37

2-1-1-1-4 اجماع 37

2-1-1-2 تمکین درعقد موقت 37

2-1-2 حق استمتاع 38

2-1-2-1 ادله حق استمتاع 39

2-1-2-1-1 قرآن 39

2-1-2-1-2 روایات 40

2-1-2-1-3 عقل 42

2-1-2-2 اقسام استمتاع 42

2-1-2-2-1 استمتاع حلال 43

2-1-2-2-2 استمتاع حرام 44

2-1-3 حق مضاجعت و مباشرت 45

2-1-3-1 معنای لغوی مضاجعت و مباشرت 46

2-1-3-2 مفهوم فقهی مضاجعت 47

2-1-3-3 ادله مضاجعت 50

2-1-3-3-1 قرآن 50

2-1-3-3-2 روایات 52

2-1-3-4 ادله مباشرت 54

2-1-3-4-1 قرآن 55

2-1-3-4-2 روایات 57

2-1-5 حق عزل 59

2-1-5-1 عزل 61

2-1-5-2 مشروعیت عزل 61

2-2 حقوق جنسی زوجه 63

2-2-1 حق مواقعه 64

2-2-1-1 ادله مواقعه 66

این مطلب را هم بخوانید :

2-2-1-1-1 قرآن 66

2-2-1-1-2 روایات 68

2-2-1-1-3 عقل 70

2-2-1-2 آماده سازی زن در مواقعه 70

2-2-1-3 مواقعه از غیر محلّ توالد و تناسل (وطی در دبر) 74

2-2-2 حق مضاجعت 75

2-2-3 حق قَسم 76

2-2-3-1 ادله حق قَسم 77

2-2-3-1-1 قرآن 77

2-2-3-1-2 روایات 79

2-2-3-1-3 تأسّی به پیامبر(ص) 81

2-2-3-1-4 اجماع 82

2-2-3-2 مضاجعت در قَسم 82

2-2-3-3 موارد سقوط حق قَسم 84

2-2-3-3-1زوجه ناشزه 84

2-2-3-3-2 زوجه صغیره 85

2-2-3-3-3 مجنونۀ مطبقه‌(دائمى) 86

2-2-3-3-4 مسافرت زوجه به غیر اذن زوج 87

2-2-3-3-5 سقوط حق القَسم در سفر‌ 88

2-2-3-4 حق قسم در عقد موقت 88

فصل سوم : اقوال وادله فقهای اهل سنّت در مورد حقوق جنسی زوجین 90

3-1 حقوق جنسی زوج 91

3-1-1 حق الطاعه (حق تمکین) 91

3-1-1-1 ادله حق الطاعه (حق تمکین) 92

3-1-1-1-2 حدیث 95

3-1-2 حق استمتاع 97

3-1-3-1 ادله حق استمتاع 98

3-1-3-1-1 قرآن 98

3-1-3-1-2 روایت 99

3-1-3-2 استمتاع حرام 100

3-1-4 حق مباشرت 100

3-1-4-1 ادله حق مباشرت 101

3-1-4-1-1 قرآن 102

3-1-4-1-2 سنّت 104

3-1-4-2 مقدمات مباشرت 106

3-1-5 حق عزل 107

3-1-6-1 اقوال فقهای عامه در عزل 108

3-2-6-2 ادله فقهای عامه در جواز عزل 111

3-2 حقوق جنسی زوجه 113

3-2-1 حق مواقعه 113

3-2-1-1 ادله حق مواقعه 113

3-2-1-1-1 قرآن 114

3-2-1-1-2 سنّت 115

3-2-1-2 اقوال فقهاء 117

3-2-1-3 مواقعه از غیر محلّ توالد و تناسل (وطی در دبر) 119

3-2-2 حق مبیت(همخوابی) 124

3-2-3 حق قَسم 125

3-2-3-1 ادله حق قَسم 126

3-2-3-1-1 قرآن 126

3-2-3-1-2 سنّت 127

3-2-3-1-3 اجماع 128

3-2-3-2 اقوال فقهاء 128

3-2-3-3 موارد سقوط حق قسَم 131

3-2-4 حق حبس(حق امتناع از تمکین) 132

3-3 تتمه بحث : مهمترین نقاط اختلاف واشتراک فرقین در حقوق جنسی زوجین 134

3-3-1 موارد اشتراک 134

3-3-2 موارد اختلاف 135

3-3-3 نتیجه گیری 137

فهرست منابع 139

1- مقدّمه

اصولاً تمام قوا و غرایزی که در وجود انسان نهاده شده است لغو و بیهوده نیست بلکه ناشی از حکمت و مصلحتی مهم برای انسان و ادامه حیات اوست که از جمله این غرایز که در تمام موجودات زنده یافت می شود غریزه جنسی است و از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. بنابراین تحقیر و ناچیز شمردن این غریزه و احیاناً غیر اخلاقی انگاشتن و پست و پلید خواندن این غریزه نه امر درستی است و نه از اهمیت آن می کاهد و نه مجوّزی برای نپرداختن جدّی و همه جانبه به این موضوع بسیار دقیق و اثر گذار هست.

از طرفی نارسایی جنسی بی‏شک اهداف ازدواج را تحت تأثیر قرار می‏دهد و از استحکام روابط خانوادگی می‏کاهد ازاین‏رو نظامهای قانون‏گذاری و شرایع ادیان الهی از کنار این موضوع نادیده‏ نگذشته‏اند و با وضع مقرراتی به تأثیر اختلالات و مشکلات جنسی‏ در روابط زناشویی و زندگی خانوادگی زوجین پرداخته‏اند. اهمیت‏ مشکلات جنسی تا حدی است که قانون‏گذاران نظامهای مختلف گاه‏ در این موارد به فروپاشی زندگی خانوادگی رضایت داده‏اند .یکی از مهمترین حقوق زوجین‏ در زندگی زناشویی، وجود رابطه جنسی و حق جنسی است. برپایه تفاوت میل جنسی زن و مرد، در فقه اسلامی و احادیث شیعی در زمینه ارضای غریزه جنسی حقوق و تکالیف متفاوتی برای زن و شوهر وجود دارد. تبیین وظایف مشترک و مختص جنسی زن و مرد در راستای تفاوت میل جنسی آنان است که به آن اشاره خواهد شد.

 

1-2. بیان مسئله

در اندیشه دینی و تفکر شیعی غریزه جنسی و میل برگرفته از آن از نیرومندترین امیال انسانی است از این رو در تفکر دینی به ارضای این نیاز از طریق ازدواج تأکید فراوان شده است. بر همین مبنا فقهای گرانقدر با الهام از آیات و روایات، ازدواج را در حالت عادی امری مستحب و برای کسانی که نیاز شدید جنسی دارند واجب می دانند. بدین ترتیب اولین و با اهمیت ترین نهاد اجتماعی، یعنی خانواده شکل می گیرد. این نهاد مقدس، علاوه بر تأمین نیازهای جسمی و روحی و روانی انسان، بستر مناسبی برای تولید نسل و پرورش آن است از این رو مهمتر از تشکیل خانواده داشتن خانواده ای سالم، استوار، پاک، و همسری همراه، همدل و هم درد است. بدون شک یکی از ارکان مهم استحکام یک زندگی مشترک داشتن روابط سالم، معقول و متعادل جنسی می باشد که خلل در این رکن باعث تزلزل سایر ارکان زندگی مشترک می باشد. برقراری و تعادل در زندگی مرهون شناخت احکام وحقوق جنسی و رعایت آن از سوی هریک از زوجین می باشد.

زیرا به اعتراف روان شناسان روابط جنسی همسران و نحوه آن می تواند آثار بسیار مهمی در سلامت روحی روانی زوجین و ایجاد خانواده و جامعه سالم داشته باشد و یا عامل بسیار مؤثری در ایجاد اختلافات روحی روانی و از هم گسیختگی بنای خانواده و به تبع آن جامعه باشد. از این رو در دین مبین اسلام، ارضای جنسی و رضایت مندی آن برای هر دو شریک رابطه جنسی اهمیت فراوانی دارد و به همین دلیل، آموزه های دینی برای تأمین این مهم حقوق مشترک و مختصی را در برقراری روابط جنسی زوجین در نظر گرفته اند.

1-3. سوال اصلی

مهمترین حقوق جنسی زوجین از دیدگاه فریقین چیست؟

1-4. سؤالات فرعی

1- مراد ازحقوق جنسی چیست؟واقسام حقوق جنسی کدام است؟

2- اقوال فقهای امامیه در مورد حقوق جنسی زوج چیست؟ و مستندات آن کدام است؟

3- اقوال فقهای امامیه در مورد حقوق جنسی زوجه چیست؟ و مستندات آن کدام است؟

4- اقوال فقهای اهل سنت در مورد حقوق جنسی زوج چیست؟ و مستندات آن کدام است؟

5- اقوال فقهای اهل سنت در مورد حقوق جنسی زوجه چیست؟ و مستندات آن کدام است؟

6- مهمترین نقاط اختلاف واشتراک اقوال فقهای فرقین در مورد حقوق جنسی زوجین چسیت؟

1-5. ضرورت تحقیق

ارضای نیازهای جنسی از کارکردهای اصلی نهاد خانواده در طول تاریخ بوده است وجای انکارنیست که نارضایتی جنسی همسران به هر دلیلی می تواند پیامدهای جبران ناپذیری را بر آرامش فردی و خانوادگی همسران و پرورش فرزندان به همراه داشته باشد. طبق آمار رسمی ارائه شده ازمراجع ذی ربط در مسائل خانواده بیش از ٧٠ % طلاق ها در جامعه، ناشی از عدم ارضاء نیاز جنسی بین همسران است. یکی ازحقوقهای مهمیکه زن وشوهر در برابر یکدیگر حقوق جنسی است که رعایت آن توسط زوجین نقش بسزایی در استحکام خانواده و روابط زناشویی خواهد داشت.

1-6. اهداف

تبیین مهمترین حقوق جنسی زوجین از دیدگاه فقهای شیعه و سنّی . همچنین شناسایی برخی احکام خاص اسلامی در مورد حقوق جنسی همسران و نشان دادن کارآمدی برخی احکام اسلامی در برخی امور فردی و اجتماعی و تبیین این حقوق از نظر عملی برای دادگاههای اسلامی .

1-7. فرضیه های تحقیق

حقوق جنسی تعیین شده در اسلام برای زوجین بر گرفته از آیات و روایات است.

حق جنسی هیچ یک از زوجین نادیده گرفته نشده است.

تفاوتهایی بین زوجین در زمینه حقوق جنسی وجود دارند که با طبیعت آنها سازگار و هماهنگ است.

1-8 .روش شناسی

برای بررسی حقوق جنسی زوجین از دیدگاه فریقین ، مبنای پژوهش، قرآن کریم و روایات و دیدگاههای  فقهی است که با یافته های جدید علمی در این موضوع به روش اجتهادی مورد توصیف و تحلیل قرار گرفته است.

1-9. روش و ابزار گردآوری اطلاعات

در این پژوهش با مراجعه به کتابخانه ها، سایت ها، مجلات و نرم افزارهای مربوط به حوزه فقه و حقوق و منابع دینی از تمامی منابع فیش برداری شد و با توجه به منابع فقه شیعه ومنابع فقه اهل سنت به استنباط مسائل می پردازیم و جهت اطلاع از آرای فقهاء و صاحب نظران از مقالات و مجلات تخصصی فقه وحقوق  استفاده می شود.

1-10. قلمرو تحقیق

این تحقیق از نظر زمانی و مکانی محدود به قلمرو خاصی نیست. البته از نظر موضوعی قلمرو آن محدود به باب النکاح فقه می باشد و از لحاظ منابع فقهی نیز محدود به قرآن کریم و روایات چهارده معصوم علیهم السلام می باشد.

1-12. مفاهیم کلیدی

1-12-1 حق

واژۀ حق در لغت به معناى ثبوت و ثابت[1] و ضدّ باطل آمده است.[2] راغب می گوید: اصل حقّ بمعنى مطابقت و موافقت است.[3] صاحب مجمع گوید: حقّ آنست که شى‌ء در موقع خود واقع شود.[4] سخن مجمع عبارت اخراى قول راغب است پس معناى حقّ مطابقت و وقوع شى‌ء در محل خویش است و آن در تمام مصادیق قابل تطبیق است. لغت نامه دهخدا معانى متعددى براى این واژه ذکر می کند ازجمله : راست کردن سخن، درست کردن وعده، یقین نمودن، ثابت شدن، غلبه کردن به حق، موجود ثابت ونامی از اسامی خداوند متعال.[5] با توجه به آنچه بیان شد، روشن مى گردد که «حق» واژه اى عربى است که به معناى «ثبوت» و «تحقق» است و گاه معادل آن در زبان فارسى «هستى پایدار» به کار برده مى شود[6] یعنى هر چیزى که از ثبات و پاى دارى بهره مند باشد، حق است.

1-12-1-1 حق در اصطلاح فقه

در فقه اهل سنّت، از حق تعریف نشده است[7]، ولی فقهای شیعه تعاریف گوناگونی ازآن بیان داشته اند و درتمایز آن ازحکم و ملک، در کلمات فقها بحثهاى بسیار و نظرات مختلفى مطرح است؛ بدون آنکه به نتیجه‌اى مشخص و شفاف- که حق را از آن دو کاملا متمایز، و خصایص و ویژگیهاى هریک را معلوم کند- رسیده باشند. از این رو، برخى فقها چیزهایى را از مصادیق حق بر شمرده‌اند؛ در حالى که برخى دیگر آنها را جزو احکام مى‌دانند[8].

1-12-1-2 مهم‌ترین دیدگاهها در بارۀ حق :

1- حق عبارت است از مرتبه‌اى از سلطنت؛ ضعیف‌تر از سلطنت موجود در ملکیت، که شارع مقدس آن را براى انسان به عنوان انسان یا براى فردى معین بر چیزى قرار داده است،خواه آن چیز عینى خارجى باشد، مانند حق تحجیر، نسبت به زمین موات وحق مرتهن، نسبت به عین رهنى وحق طلبکار نسبت به اموال میّت؛ یا انسانى معیّن، مانند حق قصاص که متعلق آن جانى است؛ و یا عقدى، مانند حق خیار که متعلقش عقد مى‌باشد. در همۀ این موارد، صاحب حق بر متعلق حقّ خود گونه‌اى سلطنت دارد؛ لیکن قلمرو این سلطنت جهتى خاص است، بر خلاف ملک که گسترۀ سلطنتى آن همۀ جهات را در بر مى‌گیرد.[9]

2- حق مرتبۀ ضعیفى از ملک یا نوعى از آن است. در نتیجه صاحب حق نسبت به آنچه زمام آن در دست او است، مالک مى‌باشد.[10]

البته برخى فقها، دو دیدگاه یاد شده را یکى دانسته و گفته‌اند: مراد کسانى که حق را به مرتبۀ ضعیف ملک تعریف کرده‌اند این است که ملک و حق هر دو از مقولۀ سلطنت هستند؛ با این تفاوت که ملک، سلطنتى قوى و حق سلطنتى ضعیف است، نه این که ملک به لحاظ شدّت و ضعف و کمال و نقص داراى مراتبى است که مرتبۀ قوى و کامل آن، ملک و مرتبۀ ضعیف و ناقصش حق است.[11]

3- حق عبارت است از اعتبارى خاص- غیر از اعتبار سلطنت و ملک- که داراى آثارى ویژه است، یکى از آن آثار، سلطنت بر فسخ در حق خیار یا بر تملک به عوض در حق شفعه و یا بدون عوض در حق تحجیر مى‌باشد [12].

4- حق عبارت است از اعتبارى خاص- غیر از اعتبار ملک و سلطنت- که نزد عقلا سلطنت بر اسقاط و نقل را در پى دارد. بنابر این تعریف، حق، سلطنت و قدرت اعتبارى بر اسقاط و نقل نیست؛ لیکن نزد عقلا هر صاحب حقّى بر متعلق حق خود و تصرف در آن سلطنت دارد.[13]

5- حق با حکم یکى است و تنها تفاوت آن دو در آثار است. در این دیدگاه، حق عبارت است از حکم تکلیفى یا وضعى که به فعل انسان تعلق مى‌گیرد و قابل اسقاط است، تفاوت آن با حکم ‌اصطلاحی آن است که حکم اسقاط ناپذیر است؛ چرا که امر آن به دست مکلف نیست[14]. با توجه به دیدگاه مختلف فقهاء آنچه که مسلّم است ، اصل همدوشی حق و تکلیف است. امام على (ع) مى‌فرمایند: «لایجرى [الحق] لأحدٍ إلّاجرى علیه و لایجرى علیه إلّاجرى له».[15] حق و تکلیف متلازم همدیگرند، هر ذیحق تکلیفی دارد وهر مکلّف را حقی هست، مثلاً اگر زن بر شوهر حق دارد، شوهر هم به پرداخت حق زن مکلّف است . حقوق محدودند و به تعبیر استاد مطهرى: «در حقیقت باید گفت، انسان حقى دارد و حق انسان حدى دارد»؛[16] مثلًا انسان، حق فکر، تملیک، تصرف، شنیدن، بطش، راه رفتن، بطن، فرج، استراحت، تغذى و… را دارد ولى همه این‌ها حدّى دارد، همان طور که اعضا و جوارح انسان حق و‌ حدودى دارند، یک فرد در جامعه هم همین طور است. بنابراین صاحب حق بودن دو طرفى است و در واقع حق و تکلیف دو روى یک سکه‌اند، هیچ گاه نمى‌شود فردى بر دیگرى حقّى داشته باشد امّا آن دیگرى بر او حقّى نداشته باشد مگر در یک مورد، آن هم فقط خداوند است: «و لو کان لَاحدٍ ان یجرى لَهُ و لَا یَجرى علیه لکانَ ذلک خالصاً لِله سُبحانَهُ»[17] علت این امر هم این است که مبناى حق در مورد خداوند؛ با دیگران فرق دارد. حق براى افراد به معنى انتفاع بردن است، ولى حق خداوند؛ یعنى دیگران در مقابل او تکلیف دارند.

1-12-1-3  واژه «حقوق»

لفظ حقوق دو معنا دارد :1- حقوق جمع حق است که ازآن ، به حق فردی یا حق جزئی هم تعبیر می شود.چون به معنی حق اشاره شد نیاز به تکرار ندارد.

2- حقوق عبارت است از مجموع احکام و قوانین و قواعد کلی و الزامی است که با توجه به مقتضیات متغیر زمان و مکان  به منظور استقرار امنیّت و تثبیت عدالت و بهبود روابط جمعی بر زندگی اجتماعی مردم حکومت می کند.

حقوق برای هرکس امتیازهایی در برابر دیگران می شناسد و توان خاصی به او می بخشد، این امتیاز و توانایی را «حق» می نامند که جمع آن حقوق است.[18] حق مانند اشیاء مادی در خارج موجود نیست،

پایان نامه حکم فقهی بازیگری زن در فیلم و تئاتر...

اولی حرام است. حرمت نگاه با واسطه در صورت تلذذ نیز ثابت است.

فهرست مطالب

 

مقدمه……………………………………………………………………………..1

1-تعریف مسئله و بیان سؤال اصلی تحقیق: …………..…………………………………. .1

2- سؤالهای فرعی: ………………………….….…………………………………….1

3-سابقه و ضرورت تحقیق:……………………………………………………………..2

4-هدف تحقیق:………………………………….…………………………………..2

5– روش تحقیق:……………………………………………….…………………….2

6-اهمیت تحقیق:………………………………..……………………………………3

7-روش و ابزار گردآوری اطلاعات:………………………………..……………………….3

8-فرضیه های تحقیق:………………………………………………………………….3

9-قلمرو تحقیق (زمانی، مکانی و موضوعی):…………………………………………………..3

10-جنبۀ نوآوری و جدید بودن تحقیق:……………………………………………………3

فصل اول: مفاهیم و کلیات……………………………………………………………….4

الف: مفاهیم:………………………………………………………………………….5

محتویات:…………………………………………………………………………….5

1- کلیدواژه ها:………………………………………………………………………5

2-هنر(Art):………………………………………………………………………….6

3- ویژگیهای زن هنرمند:……………………………………………………………….7

4- بایدهای بازیگریزن:…………………………………………………………………..8

بیان استدلال بر اجازۀ شوهر:…………………..……………………………………….10

نقدوبررسی:………………………..………………………….…………………….10

5- فیلم(Film):……………………………………………………………………..11

6- سینماCinema)):………………………..……………………………………….12

7- تئاتر(Theatre):…………………………………………………………………12

8- بازیگری (Acting):……………………………………………………………….13

ب: کلیات…………………………………………………………………………..14


1-فرق میان فیلم و تئاتر:……………………………………..………………………..14

2- حکم حکومتی:………………………………………………..…………………..15

مستندات حکم حکومتی……………………………………………………………….16

أ- قرآن……………………………………………………………………………..16

ب- سنت…………………………………………………………………………..17

ج- عقل…………………………………………………………………………….18

3- مقتضایاصلاولیدربازیگریزن:………………………………………………………….19

فصلدوم:بازیگریدرفیلموتئاتردرصورتعدماستلزامفعلحرام……………………………………….21

الف- بررسی ادلۀ فقهاء دربارۀ جواز بازیگری زن در فیلم و تئاتر و شرائط آن……..……………….22

1-رویکرداول: موافقت مشروط و محدود:…………………………………………………..22

2- عوامل مؤثر بر این رویکرد:………………………………………….……………….23

أ- عوامل سیاسی اجتماعی:……………………………………………….……………24

ب- عوامل فرهنگی:…………………………………………………………………..24

ج- عوامل اقتصادی:…………………………………………………………………..24

ب-  بررسی ادلۀ فقهاء دربارۀ عدم جواز بازی گری زن در فیلم و تئاتر و شرائط آن………………….25

1- رویکرددوم : مخالفت مطلق………………………………………………………….25

2- عواملمؤثربراینرویکرد:………………………………………………………………25

أ- عوامل سیاسی اجتماعی:………………………………………….…………………26

ب- عوامل فرهنگی:……………………………………………………………..……26

ج- عوامل اقتصادی:…………………………………..………………………………26

3- چهره پردازی (گریم) در بازیگری……………………………………………………..27

أ- روایات…………………………………………………………………………..27

نتیجه:……………………………………………………………………………..34

ب-اجماع:….………………………………………………………………………36

نتیجه:………………..……………………………………………………………37

4- شروط چهره پردازی و آرایش جنس مخالف:……………………………………………..38

فصل سوم:بازیگری زن در فیلم و تئاتر در صورت استلزام فعل حرام………………………………39

الف-  بررسی ادلۀ فقهاء در بارۀ بازیگری زن در فیلم و تئاتر در صورت استلزام فعل حرام…………….40

این مطلب را هم بخوانید :

1- قاعدۀ حرمت مقدمۀ حرام:………………………………………..…………………..40

توضیح:……………………………………………………………………………..41

2- قاعدۀ حرمت اعانت بر اثم و عدوان:…………………………………………………….41

3- قاعدۀ نفی سبیل:…………………………………………………………………..42

4- آیات:……………………………………………………………………………43

ب-  بررسی حکم وضعی درآمد بازیگری زن درصورت استلزام فعل حرام…………..……………..46

تبعیت درآمد از شغل………………………………………………………………….46

فصلچهارم:جایگاهحکمحکومتینسبتبهمواردغیرجائزبازیگری……………………………..49

الف-  بررسیادلۀاستثناءشدنمواردغیرجائزبازیگریزنتوسطحکمحکومتی…………………50

1- تقدمادلۀوجوبحفظنظاماسلامیبرادلۀاحکامحرمتاولیه:………………………………..50

2- حکومتوتقدمادلۀحرمتاخلالبهنظاماسلامیبرادلۀاحکامحرمتاولیه:………………….50

ب-  بررسیادلۀعدمتأییدحکمحکومتیدراستثناءشدنمواردغیرجائزبازیگریزن………………57

1- ولایت فقیه را نه مردم انتخاب می کنند و نه خدا، لذا حکم حکومتی آن تأثیری بر استثنا شدن موارد غیر جائز بازیگری زن ندارد:…….………………………………………………………….57

أ- اقوال:…………………………………………………………………………….57

نقد و بررسى ادله و اقوال:………………………………………………………………58

ب- ادلّۀ اثبات ولایت فقیه:…………………………………………………………….60

1-دلیل عقلى…………………..…………………………………………………..:60

2ـدلیل نقلی:………………………………………………………………………61

ج -معنای مورد نظر از ولایت مطلقه فقیه:………………………………………………..62

2- احکامحکومتیحکمثانویاست،لذاتأثیریدراستثناشدنمواردغیرجائزبازیگریندارد:……63

1- نظریه ها در بارۀ احکام حکومتی………………………………………………………………63

2- آیا احکام حکومتی از سنخ احکام ثانویه است……………….…………………………………65

3- احکامحکومتیموقتیهستندوتأثیرآندراستثناءقراردادنمواردغیرجائزبازیگریثابتنیست:65

4- احکامحکومتیمصلحتیاست،لذاتأثیرآنتازماناستمرارمصلحتجاریاست:………………..67

نقدوبررسی:…………………………………………………………………………………….67

ضوابطومعیارهایمصلحتدرصدوراحکامحکومتی:…………………………………………….68

اسبابوشرایطصدورحکمحکومتی:…………………………………………………………….69

تعارضاحکامحکومتیبادیگراحکامشرعیوفتوایمجتهدین:…………………………………..70

فصل پنجم: بازیگری زن و احکام متفرقه………………………………………………….72

الف- حدودپوشش:……………………………………..……………………………74

استثنای صورت و دو دست تا مچ:……………………..…….……………..……………75

نکته………………………..……………………………………………………..76

بیان استدلال:……………………….……..……………………………………….76

دلیل اوّل: دلالت آیه بر استثنا ی صورت  و دست:……………………………..……..……..76

دلیل دوم: روایاتی که در تفسیر استثنا درآیه آمدهاست………………………..…………….79

دلیل سوم نفی حرج در دین:…………………………………………………………..81

ب- پوشش زن در نقش مادر بزرگ:……………………………………….…………….81

دلیل حرمت: آیه:……………………………………………………………………82

ج- پوشیدن لباس جنس مخالف و یا همانندی:……………………………………………83

د- بازى کردن در نقش ائمه (ع):……………………………………………………….86

ذ-  استفاده از کلاه گیس:……………………………………………………………..89

ادلۀ:1-آیه:…………………………………………………………………………..89

2- استصحاب:………………………………………………………………………89

ر- پوشیدن لباس شهرت و مهیج:………………………………………….……………90

ادلۀحرمت: آیۀاول:……………………………………………………………………90

آیۀدوم:…………………………………………………………………………….90

روایت:………………………………………..……………………………………90

نقدوبررسی:………………………………………………………………………….90

ز- پوشیدن لباس غیر مسلمانان:…………………………………………..…………….91

س- حدود شرعی نگاه کردن به زن اجنبی:………………………………..……………….91

حکم نگاه به دست و صورت:……………………………………………………………92

1- دلایل حرمت نگاه به دست و صورت…………………………………………….………92

دلیل اول:…………………………………………………………………………..92

دلیل دوم: استدلال به صحیحۀ هشام بن سالم:………………………………………………94

دلیل سوم:………………………………………………………………………….95

2- دلایل جواز نگاه به دست و صورت:…………………………………………..……….95

دلیل اول: صحیحۀ علی بن سوید……………………………………………………….95

دلیل دوم: روایه ابی الجارود…………………………………………………………….96

دلیل سوم: روایهعلی ّبن جعفرعن أخیه (ع)……………………………..…………………96

3- نگاه به زنان بی حجاب:…………………………………………………………….97

ش- تحریک جنسی:…………………………………………..……………………..99

1-ریبه و لذّت بردن:………………………………..………………….………………99

2- تحریک و تهییج جنسی:…………………..………………..……………………..101

دلایل بر حرمت:……………………………………………………….…………..101

ص- گفتگوی مرد و زن:………………………………………..….…………………102

ض- حرمت شوخی با زنان:…………………………………………………………..103

ط- حرمت خلوت با زن نامحرم:………………………………………………………104

ظ- دست دادن زنان با مردها…………………………………………..……………104

ع- حرمت عطر زدن برای زن………………………………………..………………105

غ- بازیگری و حکم رفتار زن و رابطۀ او با نامحرم:………………………………………..105

1) بازی به عنوان زن و شوهر، خواهر و برادر و مانند آنها:………………………………….107

2) نمایش و پخش:………………………………………………………………..107

3) تماشا:………………………………….…………………………………….108

نتیجه:………………………………………………………………………………………….109

فهرست منابع…………………………………………………………………………………..112

مقدمه

محتویات:

  • تعریف مسئله و بیان سؤال اصلی تحقیق
  • سؤالهای فرعی
  • سابقه و ضرورت تحقیق
  • هدف تحقیق
  • روش تحقیق
  • اهمیت تحقیق
  • روش و ابزار گرد آوری اطلاعات
  • فرضیه های تحقیق
  • قلمرو تحقیق (زمانی، مکانی و موضوعی)
  • جنبۀ نوآوری و جدید بودن تحقیق

 

  • تعریف مسئله و بیان سؤال اصلی تحقیق:

با توجه به اینکه بازیگری از ارکانهنر هفتم است جایگاه آن در جامعه بر کسی پوشیده نیست. از طرفی دیگر این هنر، امروزه محدود به آقایان نیست بلکه مشارکت زنان نیز در آن بیش از پیش در حال افزایش است که در نتیجۀ آن اختلاط زن و مرد در نقشهای مختلف به وجود می آید که در صورت عدم توجه به حساسیت آن بویژه از بُعد دینی ممکن است ما هم مسئول ایجاد لغزشها و انحرافات فرهنگی جامعه و تربیت و پرورش نسل آینده خود باشیم.

سؤل اصلی تحقیق: حکم فقهی بازیگری زن در فیلم، سینما و تئاتر چیست؟

  • سؤالهای فرعی:
  • مراد از فیلم و بازیگری چیست؟
  • اقوال فقهاء در بارۀ جواز بازیگری زن در فیلم و تئاتر و شرائط آن در صورت عدم استلزام فعل حرام چیست؟
  • اقوال فقهاء در بارۀ عدم جواز بازیگری زن در فیلم و تئاتر و شرائط آن در صورت عدم استلزام فعل حرام چیست؟
  • اقوال فقهاء در بارۀ جواز بازیگری زن در فیلم و تئاتر و شرائط آن در صورت استلزام فعل حرام چیست؟
  • حکم وضعی درآمد بازیگری زن در فیلم و تئاتر و شرائط آن در صورت استلزام فعل حرام چیست؟
  • بررسی ادلۀ استثناء شدن موارد غیر جائز بازیگری زن توسط حکم حکومتی.
  • بررسی ادلۀ عدم تإثیر حکم حکومتی در استثناء شدن موارد غیر جائز بازیگری زن.
  • سابقه و ضرورت تحقیق:

بازیگری زن در فیلم و تئاتر، از مسائل مستحدثه است که سابقه ای در مباحث فقهی ندارد و به خاطر بی

بند و باری و مورد ابتلا نبودن، این مسئله در گذشته، چندان مورد نظر فقها قرار نگرفته است و درخصوص

سابقۀ تحقیق، شاید بتوان گفت که تلاشهای فرعی و فردی در این باره انجام گرفته است، اما امروزه این

وضع تغییر کرده است و زن با حضوری متین و باوقار، می تواند با حفظ حجاب در این عرصه فعالیت

کند.

در زمان معاصر، فقها منعی برای بازیگری زن در فیلم و تئاتر نمی بینند و در صورت عدم ترتب مفسده، آن

را جائز دانسته اند.[2] در مجموع، اگر چه می توان به آثاری در این باره اشاره کرد ولی در عین حال به تمام

جوانب موضوع پرداخته نشده است.

  • هدف تحقیق:

هدف از تحقیق در این موضوع بررسی فقهی بازیگری زن در فیلم و تئاتر و تبیین حکم ابعاد مختلف آن است که آشنائی علاقمندان به آن باعث می شود گام خود را در این زمینه با شایستگی بیشتری بردارند تا از لغزش و انحراف و گسترش فرهنگهای بیگانه در جامعه اسلامی جلو گیری بعمل آید، و همچنین بانوان علاقمند بتوانند در ایفای نقشهای مختلف مانند همسر، مادر، خواهر… که بسیار ارزشمند و خطیر محسوب و محسوس می شود نکات فرهنگی و دینی را بیش از پیش رعایت کنند و مد نظر قرار دهند.

  • روش تحقیق:

روش های تحقیق، در علوم گوناگون، از جمله در علوم اسلامی، از نظر داده ها و گزاره هایی که از آنها

استفاده می شود، به عقلی، نقلی و تجربی تقسیم می شود. این رساله با توجه به روش نقلی و اقوال فقها به

مسئلۀ مورد پژوهش می پردازد. ذکر این نکته حائز اهمیت است که بسیاری از تحقیقات عقلی و نقلی، مانند

اخلاق، اصول فقه یا علوم نقلی مانند فقه، حدیث، رجال، تفسیر، تاریخ…با این روش صورتمی پذیرد.[3]

  • اهمیت تحقیق:

اصولاً از هنر بعنوان وسیله ای جهت تبیین و تبلیغ دیدگاهها و ارزشهای مختلف بویژه اجتماعی، فرهنگی، دینی … در هر جامعه ای استفاده می شود که فیلم و تئاتر یکی از مهمترین ابزار آن است که بعلت دارا بودن جذابیتهای خاص خود علاقمندان زیادی نیز دارد. فراموش نشود که مهمترین رسالت هنر و به خصوص فیلم، تئاتر و … به عنوان فراگیرترین، مؤثرترین و کارآمدترین ابزار هنری معاصر، ارائه الگوهای مناسب رفتاری، اخلاقی و فرهنگی جامعه است. ترسیم الگویی مناسب و پاسخگو به عرصه بازیگری زن مسلمان در نقشهای مختلف مانند همسر، مادر، خواهر… از وظایف خطیر و ارزشمند محسوب و محسوس می شود که آشنائی علاقمندان به آن باعث می شود تا گام خود را شایسته تر بردارند و از انحراف و گسترش فرهنگهای بیگانه در جامعه اسلامی جلو گیری شود، زیرا تغذیه فکری، فرهنگی و عقیدتی بانوان به عنوان نیمی از پیکره جامعه که مسئولیت خطیر تربیت و پرورش نسل جامعه را به عهده دارد، از طریق هنر به ویژه هنر هفتم امکان پذیر خواهد بود.

  • روش و ابزار گرد آوری اطلاعات:

فیش برداری از منابع مربوطه و ابزار گردآوری اطلاعات به صورت فیش برداری، کتاب خانه ای، اینترنتی و تحلیلی با مراجعه به پایان نامه ها و اقوال فقها می باشد.

  • فرضیه های تحقیق:

مراد از مسائل مستحدثه بیان مسائل جدید است که فقها بنا بر دلایلی از جمله به دلیل مبتلابه نبودن آن کمتر به آن پرداخته اند و یا به صورت پراکنده متعرض آن شده اند که با جمع آوری و بیان آنها در اینجا سعی شده است تا آن ها منسجم تر در اختیار علاقه مندان رار گیرد.

  • قلمرو تحقیق(زمانی، مکانی و موضوعی):

این تحقیق قلمرو زمانی و مکانی ندارد و از جهت موضوعی اختصاص به فقه شیعه دارد.

10- جنبۀ نوآوری و جدید بودن تحقیق:

در این تحقیق به بررسی مسائل مستحدثه  و بررسی زوایای گوناگون موضوع از بُعد فقهی طبق آیات، روایت و آراء و اقوال فقها و بیان آنها پرداخته شده است. البته ممکن است این مسائل به صورت پراکنده و ضمنی در کتب دینی مورد اشاره قرار گرفته باشد.

 الف: مفاهیم:

محتویات:

  • کلید واژه ها
  • هنر
  • ویژگی های زن هنرمند
  • بایدهای بازیگری زن
  • فیلم
  • سینما
  • تئاتر
  • بازیگری
  • کلیدواژه ها:

الف- حکم:واژه ی حکم بر خطاب شرعی، که متعلق به افعال مکلفان به نحو اقتضا، تخییر یا وضع است، اطلاق می شود.[4]و از یک جهت به دو دسته تقسیم می شود: 1-احکام تکلیفی 2- احکام وضعی.

أ- احکام تکلیفی:  قدما، احکام شرعی تکلیفی را به «اقتضائیه» و «تخییریه» احکامی تقسیم می کنند؛ «اقتضائیه» احکامیاست که اقتضای فعل یا ترک آن وجود داشته باشد، اعم از وجوب، حرمت، استحباب و کراهت. در غیر از این موارد، چنانچه حکمی اقتضای فعل و ترک نداشته باشد، مباح تلقی می شود.[5]

ب- احکام وضعی:   احکام وضعی از احکام خمسه شمرده نمی شود و به طور مستقیم به رفتار و کردار انسان مکلف مربوط نیست، بلکه با قانون گذاری خاص، به طور غیر مستقیم، بر اعمال و رفتار انسان اثر می گذارد. البته این احکام، گاهی با واسطه و گاهی بدون واسطه با افعال مکلفان ارتباط پیدا می کند، بنابراین به عدد خاصی منحصر نمی شود. سببیت، شرطیت، مانعیت و صحت از انواع احکام وضعی شمرده می شوند.[6]

در تقسیم بندی دیگر، احکام به واقعی و ظاهری تقسیم می شوند:

أ- احکام واقعی:   احکامی را که مکلف، از طریق قطعییا ادله ی اجتهادی به آنها دست پیدا می کند و بدون لحاظ علم و جهل مکلف برای موضوع و متعلق جعل شده است، «احکام واقعی» می گو یند. این احکام در مقام جعل، متوجه جاهل نیز می شود. چه ادلۀ این احکام یقین آور باشد، مانند نص قرآن و خبر متواتر یا از ادلۀ ظنیه به شمار آید، مانند ظواهر قرآن و خبر واحد[7]. از قبیل حرمت ربا، وجوب نماز، استحباب و کراهت برخی از افعال.

ب- احکام ظاهری:   احکام و مجعولات شرعی که در موضوعات آنها، جهل به حکم واقعی لحاظ شده است. جایگاه این احکام پس از فرض حکم واقعی و جهل مکلف به آن است. به همین دلیل به این نوع مجعولات شرعی، احکام ظاهری گفته می شود طهارت ظاهری، فساد و بطلان ظاهری معامله و حلیت ظاهری، از مصادیق این احکام هستند.طهارت ظاهری، یعنی چیزی که نجاست واقعی آن مشخص نیست (اصاله الطهاره،یا استصحاب طهارت). فساد و بطلان ظاهری معامله، یعنی معامله ای که صحت و بطلان واقعی آن مجهول است (اصاله الفساد و استصحاب عدم نقل). حلیت ظاهری، آن چیزی است که حرمت واقعی اش مشکوک است (اصاله الحلّ).[8]

  • هنر (Art):

از هنر تعاریف گوناگون و متعددی شده است. چه غربیان که اصالت حیات را بر پایۀ ماده و طبیعت فرض کرده اند و هنر را محصول چنین اندیشه ای می دانند و چه شرقیان که حیات را در ابعاد معنوی و ماهوی آن دنبال می کنند و هنر را کمالات روحی می دانند. برخی می گویند: «هر کاری که شما در انجامش لذت ببرید، یک اثر هنری است».[9]

هنر آمیزه ای از جلوه های مادی و معنوی هستی و از جمله جلوه های متعالی حیات بشر و از فصول ممیزۀ او و سایر موجودات است.هنر را به لحاظ خود نمی توان تقسیم کرد. بنابر این تقسیمات آن یا به اعتبار ابزارهایی است که برای خلاقیت هنری از آنها استفاده می شود، یا به اعتبار شیوه هایی است که برای نشان دادن خلاقیت و فعالیتهای هنری به کار گرفته می شود. اما از جهت ماهیت هیچ تفاوتی میان اقسام آن وجود ندارد. گاه ما در هنر از ابزارهای بصری استفاده می کنیم و گاه شنیداری و گاه به شکل تجسمی و گاه مجموعه ای از علایم مثل خوشنویسی و غیره.[10]

3- ویژگی های زن هنرمند:

الف- معرفت دینی: در مکتب اسلام، هر کاری که از اهمیت بیشتری بر خوردار باشد، معرفت بیشتری می طلبد. از آنجایی که هنر، دمیدن روح تعهد در انسان هاست، زن هنرمند مسلمان باید برای استفاده از