2-2-1-2- دیویس و مور. 13
2-2-2- دیدگاه تضادگرایی. 13
2-2-2-1- کارل مارکس. 14
2-2-2- 2- نیکوس پولانزاس. 17
2-2-3- دیدگاه تلفیق گرایان. 18
2-2-3-1- ماکس وبر. 18
2-2-3-1-1- طبقه. 19
2-2-3-1-2- پایگاه(منزلت). 20
2-2-3-1- 3- حزب. 21
2-2-3-2- دارندورف. 22
2-2-3-3- بوردیو و مفهوم سرمایه ، فرهنگ ، طبقه ، عادت واره و رابطه آن با طبقه. 24
2-2-3-3- 1- سرمایه از دیدگاه بوردیو. 24
2-2-3-3- 2- فرهنگ و طبقه. 26
2-2-3-3- 3- عادات واره و رابطه آن با طبقه. 27
2-2-3-4-گیدنز. 28
2-3- پیشینه پژوهش. 30
2- 3- 1- مطالعات داخلی. 30
2-3- 2- مطالعات خارجی. 38
2-3- 3- نقد و بررسی پیشینه مطالعاتی پژوهش. 40
2- 4- چارچوب نظری. 41
2-4-1- مارکس. 41
2-4-2- وبر. 41
2-4-3- بوردیو. 44
2-4-4- گیدنز. 45
2-5- مدل مفهومی پژوهش. 48
2-6- فرضیه های پژوهش. 50
2- 7- جمع بندی فصل. 51
3- 1- مقدمه. 52
3- 2- روش تحقیق. 52
3- 3- معرفی ابزارهای جمع آوری اطلاعات. 53
3- 4- واحد تحلیل. 54
3- 5- جمعیت آماری. 54
3- 6- شیوه نمونه گیری. 55
3- 7- تعیین حجم نمونه. 56
3- 8- تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای تحقیق. 57
3- 9- تعیین روایی و پایایی. 57
3- 9- 1- روایی (اعتبار). 57
3- 9- 2- پایایی. 58
3- 9- 2- 1- محاسبه آلفای کرونباخ. 59
3- 10- روش تجزیه و تحلیل داده ها. 60
3- 11- تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای جمعیت شناختی. 61
3- 12- تعریف مفهومی و عملیاتی دیگر متغیرهای مستقل.. 62
3-13- متغیر وابسته : قشربندی اجتماعی. 69
3-14- جمع بندی فصل. 71
4-1- مقدمه. 72
4-2- آمار توصیفی. 72
4-2-1- توصیف ویژگی های جمعیت نمونه. 72
4-2-1-1- متغیر سن. 73
4-2-1-2- متغیر جنسیت. 74
4-2-1-3- متغیر وضعیت تاهل. 75
4-2-1-4-متغیر تحصیلات. 75
4-2-1-5-متغیر قومیت. 77
این مطلب را هم بخوانید :
4-2-1-6- متغیر میزان درآمد خانواده. 78
4-2-2-2- آماره های توصیفی سایر متغیرهای مستقل تحقیق. 79
4-3-1- آزمون فرضیه های تحقیق. 81
4-3-1-1- آزمون فرضیه نخست. 81
4-3-1-2- آزمون فرضیه دوم. 82
4-3-1-4- آزمون فرضیه چهارم. 83
4-3-1-5- آزمون فرضیه پنجم. 85
4-3-1-6- آزمون فرضیه ششم. 85
4-3-1-7- آزمون فرضیه هفتم. 86
4-3-2-آزمون متغیرهای زمینه ای با متغیر قشربندی اجتماعی. 87
4-3-2-1- آزمون فرضیه نخست. 87
4-4- ضرایب همبستگی تفکیکی بین متغیرهای مستقل و وابسته. 88
4-5- یافته ها و تحلیل های رگرسیون چند متغیره تحقیق. 90
5-1- مقدمه. 94
5-2- نتایج تئوریکی فرضیات و مقایسه نتایج با پیشینه و نظریات تحقیق 95
5-3- پیشنهادات راهبردی. 99
5-4- پیشنهادات پژوهشی. 100
5-5- محدویت ها. 101
5-6- خلاصه فصل. 103
منابع فارسی. 103
منابع انگلیسی. 108
| چکیده: هدف از این پژوهش، بررسی عوامل اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی موثر بر شکل گیری قشربندی اجتماعی شهروندان شهر اهواز می باشد. این تحقیق به صورت پیمایشی و ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه می باشد جامعه آماری تحقیق شامل کلیه شهروندان 15 سال و بالاتر شهر اهواز که حجم نمونه براساس فرمول کوکران 384نفر تعیین شد. از لحاظ زمانی این پژوهش در سال 1392-1391 اجرا شده است.نتایج تحقیق نشان میدهد که تمامی متغیرهای مستقل این پژوهش با متغیر شکل گیری قشربندی اجتماعی رابطه معناداری دارند. نتایج حاصل از رگرسیون نشان میدهد که تنها سه متغیر سبک زندگی، میزان درآمد خانواده و سرمایه فرهنگی معنادار بوده اند که در مجموع 31 درصد از تغییرات مربوط به شکل گیری قشربندی اجتماعی را این سه متغیر تبیین می کنند.
|
1-1- مقدمه
قشربندی اجتماعی[1] فرایندی است که از طریق آن جایگاه اعتبار و حیثیت افراد جامعه متناسب با فرهنگ آن جامعه تعیین و مشخص می شود. منزلت اجتماعی یا پایگاه اجتماعی یکی از ابعاد قشربندی اجتماعی است. از نظر توسلی (1369). پایگاه اجتماعی ، مرتبه یا ارزش هر فرد در محیط گروهی، سازمانی یا اجتماعی را منعکس می کند. چلبی معتقد است: منزلت یا پرستیژ با مفاهیمی نظیر شهرت ، اعتبار، حیثیت، آبرو ، نفوذ، تایید اجتماعی و احترام هم خانواده است (چلبی ، 1375 :187)
قشربندی اجتماعی مفهوم جامعه شناختی عامی است که بیانگر سلسله مراتب اجتماعی در نطام ها و ساخت های مختلف اجتماعی در جامعه می باشد (توسلی ،1389)اصطلاح قشربندی از زمین شناسی گرفته شده و عبارت است از دسته بندی ترتیبی انسان ها بر اساس تمایزات در وضعیت های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و یا رتبه بندی افراد بر اساس مجموعه ی کیفیت های مطلوبی که این افراد به طور مشترک دارا هستن. بنابراین قشر بندی اجتماعی بر تقسیم جامعه به طبقاتی که افراد آن دسترسی نابرابر به فرصت ها و پاداش های اجتماعی دارند دلالت می کند .مردم در مناسـبات متقـابل خود با دیگران ، آنان را از نظر پایگـاه اجـتماعی در موقـعـیت های بالا و یا پایین طبقه بندی می کنند، به همین لحاظ جامعه دارای بخـش های متفـاوت و متشکل از قـشـرهای گوناگون می شود که با نظام سـلسله مـراتبی مو جود مطابقـت دارد ( سحر خیز ،1389) قـشربندی اجتماعی نیز از کـنـش مـتقابل میان افراد جامعه به وجـود می آیـد .کلیه اجتماعات بشری مبتنی بر طبقه بندی وسلسله مراتبی است که اغلب بسیار پیچیده ودارای صور گوناگونی است.از خلال این این طبقه بندی وسلسه مراتب به صورت کم بیش طبقاتی اجتماعی ظهور می کنند واین طبقات ، برمبنای تعریف امانوئل مونیز[2] دسته ها و رده هایی را تشکیل می دهند که از جهت حیثیت با یکدیگر مساوی نیستند واعضای هر دسته از حیث رابطه با سایر دسته ها ، یا در مرحله پایین تر ویا در مرحله بالاتری قرار دارند .
نابرابری اجتماعی ناظر به وضعیتی است که در آن ، منابع وخدمات ارزشمند به طور مساوی در دسترس افراد قرار نمی گیرد. معنای اولیه نابرابری به تمایز بین افراد اشاره دارد، به نحوی که بین زندگی آنها ،به ویژه از نظر حقوق وفرصت های زندگی،پاداش ها وامتیازات،اختلافات آشکار وپنهان زیادی وجود داشته باشد.(گرب ،1377: 10)
قشربندی اجتماعی نظامی است که افراد را بر حسب میزان برخورداری شان از کیفیت های مطلوب رتبه بندی کرده و آنها را در طبقات اجتماعی متناسب با وضعیت شان جای می دهد. این کیفیت های خوشایند را فرهنگ هر جامعه ای مشخص می کند.(کوئن،1377: 178). در حقیقت قشر بندی اجتماعی رده بندی گروهها و افراد بر حسب سهم آنان از دستاوردهای مطلوب و حائز ارزش اجتماعی است. (ساروخانی ،1370: 731).گرب قشربندی اجتماعی را پیوستار[3] نبردبانی متشکل از مقوله هایی مجزا دانسته است.(گرب ، 1379: 129).تامین هم قشربندی اجتماعی را توزیع افراد هر گروه اجتماعی یا جامعه بر روی یک «مقیاس موقعیت»[4] تعریف کرده است. (تامین،1385: 21).
اگر بخواهیم در یک جمع بندی تعریفی از قشربندی اجتماعی ارائه دهیم باید بگوییم قشربندی اجتماعی مجموعه ای است سازمان یافته که درآن افراد وگروههای انسانی تحت تاثیر نابرابری های اجتماعی در سطحی از سلسله مراتب دستیابی به منابع با ارزش زندگی قرار می گیرند.تا اینجا تلاش کردیم تعریفی از نابرابری و قشربندی اجتماعی ارائه دهیم.برای آنکه درک روشن تری از بحث داشته باشیم بهتر است در مقام مقایسه این دو مفهوم به این نکته اشاره کنیم که نابرابری اجتماعی مجموعه ای از تفاوتهای میان افراد وگروهها از نظر میزان دسترسی به منافع مادی ونمادین است حال آنکه قشربندی اجتماعی نظامی منسجم ورتبه بندی شده مبتنی برهمین نابرابری های اجنماعی است.همچنین مناسبات بین نابرابری اجتماعی و قشربندی اجتماعی مناسباتی دوسویه ودیالکتیکی است . همانطور که نابرابری ها عامل شکل گیری قشربندی اجتماعی هستند ،نظام قشربندی اجتماعی هم به نوبه خود نابرابری های اجتماعی را بازتولید می کنند.
اکنون این پرسش مطرح است که قشربندی اجتماعی افراد وگروههای اجتماعی چگونه و بر اساس چه معیاری امکان پذیر است؟ اندیشمندان حوزه قشربندی اجتماعی معیارهای متفاوتی را برای این منظور ارائه کرده اند.گرب عقیده دارد در اکثر موارد پژوهشگران معرفی عینی از رتبه ی اقتصادی همچون درآمد، میزان تحصیلات و سطح شغلی را استفاده می کنند. (گرب ، 1379: 129). تامین چهار معیار قدرت، مالکیت، ارزیابی اجتماعی و پاداش روانی را پیشنهاد کرده است. (تامین،1385: 21).ساروخانی هم قدرت، ثروت و پایگاه را به عنوان معیارهای رایج سنجش وتعیین قشربندی اجتماعی معرفی می کند. (ساروخانی ،1370: 731).
اگرچه بین معیارهای معرفی شده برای تعیین قشر اجتماعی افراد وگروهها تفاوتهایی به چشم می خورد اما گرایش کلی بسیاری از پژوهشگران قشر بندی اجتماعی در جهتی است که از سویی نابرابری ها را با شاخص های عینی مانند میزان درآمد وسطح تحصیلات بررسی کرده وازسوی دیگر شاخص های ذهنی چون احترام یا حیثیت اجتماعی را مورد سنجش ومطالعه قرار دهند
1-2- بیان مساله
در تمام جوامع پیچیده ، جوامعی که دارای تقسیم کار اجتماعی هستند، دسترسی مردم به امکانات و تسهیلات زندگی و برخوداری از شان و حرمت(پرستیژ) اجتماعی، کم و بیش نابرابر است. قشربندی اجتماعی، واژه عامی است برای وصف ساختارهای منظم این نوع نابرابری اجتماعی، یا به عبارت دیگر دسته بندی سلسله مراتبی توزیع نابرابر پاداش های مادی و نمادی است. در جوامع ماقبل سرمایه داری ف نابرابری ها و قشربندی اجتماعی عمدتا پیامد نابرابری های ذاتی به شمالر می آمد و امری طبیعی یا تقدیر الهی محسوب می شد (کرامپتون ،1993). به عنوان مثال ارسطو در کتاب سیاست، بردگی را امری طبیعی و سودمند می داند: » آیا کسی هست که طبیعت او را برای بردگی در نظر گرفته باشد و برای او چنین وشغی متناسب و درست نباشد؟… هم لازم و هم سودمند است که برخی فرمانروایی کنند و برخی فرمانبری. برخی از مردم دم زدن برای عبودیت و برخی برای حکومت معین شده اند»
در عصر جدید، از زمان ظهور و گسترش مدرنیسم ، نظام اعتقادات سنتی ، از جمله اعتقاد به طبیعی یا مقدر بودن نابرابری های اجتماعیمورد تایید قرار گرفت. در مخالفت مستقیم با این اعتقاد که انسان به طور طبیعی یا مقدر به دینا می آید، این اعتقاد پا گرفت که حکم انسانیت همه انسان ها برابر زاده می شوند نه نابرابر. بدین ترتیب مفروض داشتن برابری انسان ها، بر مفروض داشتن نابرابری های اجتماعی چیره شد. پرسش هایی نظیر « اگر برابری وضعیت طبیعی اسنان است چرا نابرابری اجتماعی وجود دارد؟» ، اگر همه افراد داری حقوق طبیعی اند چرا که برخی دیگران تفوق دارند؟ از جمله موضوعات اصلی تاملات نظری شد( همان ، 3). به طور کلی جریان های عمده جامعه شناسی با دو دیدگاه نظری متفاوت به این پرسش ها پاسخ داده اند: یکی دیدگاه کارکردگرایی و دیگری دیدگاه تضاد .در دیدگاه کارکردگرایی قشربندی اجتماعی داری کارکردی مثبت برای حفظ تعادل نظام اجتماعی جامعه به شمار می آید (تامین، 1388) . قشربندی ، مکانیسمی به شمار می آید که جایگاه های اجتماعی[5] توسط افراد شایسته را تضمین می کند. اما در دیدگاه تضاد توزیع نابرابر قدرت، مالکیت و پرستیژ ، نوعی امتیاز اجتماعی به شمار می آید که نخبگان و سرآمدان جامعه به زیان منافع اکثریت افراد جامعه آن را به خود اختصاص داده اند. در هر جامعه ای که امکان تولید مازاد فراهم می آید، عده ای بیش از دیگران به ثروت و قدرت ( که متقابلا همدیگر را تقویت می کنند) دست می یابند و به اتکای همان ثروت و قدرت همواره در پی حفظ جایگاه رفیع شان هستند، در حالی که دیگران می کوشند جایگاهشان را ارتقا بخشند. از این رو قشربندی اجتماعی سرچشمه کشمکش و تضاد دائمی در جامعه است و مایه تضعیف یگانگی اجتماعی و مانعی در راه رشد و شکوفایی جامعه می شود ( تامین ، 1388 :19).
با توجه به آنچه تاکنون گفته شد، در تحقیق حاضر در پی پاسخگویی به این سول اصلی هستیم که چه عواملی بر شکل گیری قشربندی اجتماعی موثر است ؟ و سهم هر یک از این عوامل در تبیین شکل گیری قشربندی اجتماعی موجود در میان شهروندان شهر اهواز تا چه اندازه می باشد ؟
1-3- اهمیت و ضرورت تحقیق
دستیابی به منابع ارزشمند و کمیابی مانند ثروت، قدرت دانش و منزلت ، افراد را در لایه های مختلف سلسله مراتب جای می دهد؛ و به این ترتیب جایگاه آن ها در جامعه یا به عبارت پایگاه پایگاه اجتماعی – اقتصادی آان را تعیین می کند. پایگاه اجتماعی – اقتصادی همانند یک قالب یا ظرف اجتماعی است که در چارچوب آن شیوه مواجهه افراد با محیط اجتماعی ساخته و پرداخته می شود.
تاثیر نظام قشربندی جامعه بر الگوهای فکری و رفتاری مردم، موضع مهمی است که از سال ها پیش از جنبه های مختلف توجه جامعه شناسان کلاسیک( در راس آن ها مارکس ، وبر ، و پاره تو) و جامعه شناسان معاصر( مانند دارندوف ، لنسکی ، پولانتزاس ، رایت ، پارکین و گیدنز) را به خود جلب نموده است.
جامعه شناسان تاکنون دریافته اند که تقریبا هر جنبه ای از زندی ما انسان ها از جمله بهره هوشی ، موفقیت تحصیلی ، معیارهای تغذیه ، عقاید سیاسی، بیماری هایی که از آن رنج می بریم و حتی نوع عادت های ما در روابط جنسی ، با پایگاه ما در سلسله مراتب اجتماعی مان مرتبط است( رابرتسون ، 1372 :204).
به رغم اهمیتی که قشربندی جامعه و گستردگی نفوذ آن بر پدیدهها و امور اجتماعی مختلف ، مطالعه اختصاصی آن چندان مورد توجه محققان ایرانی قرار نگرفته است. در اغلب پژوهش ها وضعیت طبقاتی یا پایگاه اجتماعی – اقتصادی به منزله یک متغیر زمینه ای یا مداخله کننده بررسی شده و به منزله یک متغیر مستقل و مجزا کمتر مورد مطالعه قرار گرفته است.
این در حالی است که جست و جو در ساختار قشربندی جامعه ایران و پیامدهای حاصل از آن در جهات مختلف حایز اهمیت است و این قبیل تاملات می تواند برای جامعه شناسی ایران سرچشمه بصیرت های تازه ای باشد.
در جامعه امروزی ، قشربندی اجتماعی با پنج خصلت اصلی تعریف شده است: (تامین،1388: 27)
قشربندی خصلتی اجتماعی دارد به دلیل برخوداری از 5 ویژگی شامل ؛ ضرورت صفات اجتماعی قشربندی ،هنجارها و ضمانت اجراها، ضرورت جامعه پذیر کردن هر نسل، ناپایداری ذاتی آرایش قشربندی اجتماعی ، ارتباط قشربنید با نهادهای اجتماعی دیگر (لیپست ، 1381)
قشربندی پدیده ای قدیمی است : براساس پژوهش های تاریخی قشربندی در دسته های کوچک ایلی که از صورت های اولیه زندگی اجتماعی بوده وجود داشته است (همان)
قشربندی پدیده ای جهانی است : در واقع قشربندی در دو سطح وجود دارد ،یکی نظام جهانی قشربندی که کشورها وملت ها را به دودسته دارا وندار تقسیم می کند . واین نظام در درون قشربندی هرکشور وجود دارد
قشربندی پدیده ای با صورت گوناگون : صورت های گوناگون نابرابری از لحاظ شدت وضعف ونابرابری، نظام های قشربندی میان دو حد نهایی توزیع شده اند. حد نهایی همه پایگاهای اجتماعی (از لحاظ نظری)برابر تلقی شده وسهم مساوی از قدرت ومالکیت وحیثیت اجتماعی دارند.در حد نهایی مقابل پایگاهای اجتماعی بسیار نابرابرتوزیع شده است وجابجایی میانشان غیر ممکن است (همان)
قشربندی ، پدیده ای با پیامدهای ویژه : نابرابری در قدرت و ثروت، در ارزیابی اجتماعی و در پاداش روانی پیامدهایی را دارد که می توان آن ها را در دو مقوله بزرگ جای داد. ا- فرصت های زندگی ، 2-
ث-تعریف مفاهیم 7
ج-پیشینه تحقیق 7
چ- روش انجام تحقیق و ابزار گردآوری اطلاعات 12
ح-محدوده زمانی و مکانی 12
خ-فصول و سازمان دهی تحقیق 12
فصل دوم: مبانی نظری و تاریخچه مرجعیت 14
مقدمه 15
الف- تعریف و کارکردهای احزاب سیاسی 16
1- تعریف حزب سیاسی 16
1-1- کارکرد احزاب سیاسی 17
1-1-1- کارکردهای انتخاباتی 17
1-1-2- شکل دادن به افکار عمومی 18
1-1-3- گزینش نامزدها 18
1-1-4- کارکردهای آموزشی 18
1-1-5- تجمع منافع.. 19
1-1-6- جامعهپذیری سیاسی 19
1-1-7- بسیج رأی دهندگان 20
ب- نظریههایی در مورد احزاب سیاسی 20
1- نظریههای مختلف در مورد کارکرد احزاب سیاسی 20
1-1- نظریه گابریل آلموند 20
1-2- نظریه پیتر مرکل 21
1-3- نظریه لاپالومبار و واینر 21
پ- تحزب در ایران و علل ناکارآمدی آن 22
1- ادوار تحزب در ایران 24
1-1- تحزب در دوره مشروطه و پهلوی اول 24
1-2- تحزب در دورۀ پهلوی دوم 25
2- علل ناکارآمدی احزاب سیاسی در ایران 28
2-1- علل سیاسی 29
2-1-1- ساختار استبدادی حاکم 29
2-1-2- عشیرهای بودن قدرت سیاسی 29
2-1-3- ضعف جامعه مدنی 30
2-1-4- نقش تشریفاتی احزاب موجود 31
2-1-5- وابستگی احزاب به بیگانگان 31
2-1-6- فقدان امنیت و وجود احساس ناامنی 32
2-2- علل فرهنگی 32
2-2-1- بدبینی و ناآگاهی عمومی نسبت به جایگاه احزاب 33
2-2-2- ضعف روحیه کار جمعی 33
2-2-3- فرهنگ سیاسی مبتنی بر انفعال 33
2-3- علل اجتماعی 34
2-3-1- فقدان تحولات بنیادین ساختاری 34
2-3-2- فقدان طبقات اجتماعی متمایز 35
2-3-3- وجود نهادهای رقیب سنتی 35
2-4- علل مذهبی 35
2-4-1- اعتقاد به مشروطیت دینی نظام حاکم 35
2-4-2- نهاد دین جایگزین احزاب 36
2-4-3- مرجعیت به مثابه یک نظام شبه حزبی 37
ت- جایگاه مرجعیت در فرهنگ سیاسی تشیع 38
1- فرهنگ سیاسی تشیع 38
2- تاریخچه مرجعیت 41
3- نقش مرجعیت در جامعهپذیری سیاسی 46
3-1- مفهوم جامعه پذیری سیاسی 47
3-2- بسترهای جامعهپذیری سیاسی مردم از طریق مراجع 49
3-2-1- مرجعیت دینی 49
3-2-2- رهبری سیاسی 50
3-2-3- نظام آموزشی 51
جمع بندی 52
این مطلب را هم بخوانید :
فصل سوم: نقش مرجعیت به عنوان واسطه بین مردم و حکومت از مشروطه تا انقلاب اسلامی 54
مقدمه 55
الف- نقش ساختاری مرجعیت در اسلام به عنوان واسطه 56
1- مرجعیت و تقلید در اسلام 59
1-1- مفهوم اجتهاد 60
1-2- مرجعیت در قرآن 60
1-3- مرجعیت در سنت پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) 61
2- نقش مرجعیت در ساختار اجتماعی جامعه 62
2-1- کارگزاران مراجع در جامعه 64
2-2- باز تولید قدرت مرجعیت از طریق وسایل ارتباطی در جامعه 65
2-3- تقلید پل ارتباطی مردم و مراجع 66
ب– دلایل واسطه بودن مرجعیت بین مردم و حکومت 67
1- ایدئولوژی و مکتب اسلام 68
2- تشکیلات و ساختار مرجعیت 70
2-1- حاکمیت دوگانه رسمی و غیر رسمی 71
3- استقلال مالی از دولت 71
4- شخصیت کاریزمایی مراجع 74
5- جایگاه مردمی مرجعیت در مقابل حکومت 75
5-1- مرجعیت شیعه ملجا مردم 77
جمع بندی 78
فصل چهارم: ابزارهای مرجعیت برای جامعه پذیری سیاسی مردم از مشروطه تا انقلاب اسلامی 80
مقدمه 81
الف- جامعهپذیری سیاسی مردم از طریق خطابه 82
1- نقش و مفهوم خطابه و منبر 83
2- نمونههایی از خطابههایی تاثیرگذار 84
2-1- سخنرانی امام در روز عاشورا 84
2-2- سخنرانیهای آیتالله فلسفی به نمایندگی از آیتالله بروجردی 85
2-3- سخنرانیهای علامه بهلول به درخواست آیتالله اصفهانی 86
ب-جامعهپذیری سیاسی مردم از طریق فتوا 86
1- مفهوم و نقش فتوا 86
2- بیان نمونههایی از فتاوای تاثیرگذار 87
2-1- فتوای آخوند خراسانی در مورد وجوب آموزش نظامی 87
2-2- فتوای سیدمحمدکاظم طباطبایی در دفاع از ممالک اسلامی 88
2-3- فتوای امام خمینی (ره) در مورد حرمت تقیه 88
پ- جامعهپذیری سیاسی مردم از طریق بیانیه 89
1- مفهوم و نقش بیانیه 89
2- نمونههایی از بیانیههای تاثیر گذار 90
2-1- بیانیه سیدطباطبایی یزدی در حمایت از شیخ فضلالله نوری 90
2-2- بیانیه سید طباطبایی در تشویق مردم به استقلال اقتصادی 90
2-3- بیانیه امام خمینی(ره) در اعلام عزای عمومی عید نوروز 42 91
2-4- بیانیه آیتالله گلپایگانی در اعتراض به اصول ششگانه انقلاب سفید 92
ت-جامعهپذیری سیاسی مردم از طریق تجمعات سیاسی 93
1- مفهوم و نقش تجمعات سیاسی 93
2- نمونههایی از تجمعات سیاسی تاثیرگذار 94
2-1- تجمع و تحصن در دانشگاه تهران برای بازگشت امام خمینی(ره) 94
2-2- راهپیمایی 17 شهریور 95
ث- جامعهپذیری مردم از طریق شاگرد پروری 96
1- مفهوم و نقش شاگرد پروری 96
2- نمونههایی از شاگردان مراجع 97
2-1- شاگردان مرحوم آخوند خراسانی 97
2-2- شاگردان آیتالله بروجردی 98
2-3- شاگردان امام خمینی(ره) 98
ج- جامعهپذیری سیاسی مردم از طریق رسانهها 99
1- مفهوم و نقش رسانهها 99
2- انتشارکتاب 99
2-1- تنبیه الامه و تنزیه المله 100
2-2- تذکره الغافل و ارشاد الجاهل 100
2-3- کشف المراد 101
2-4- حرمت مشروطه 101
2-5- کلمه حق یراد بهاالباطل 102
2-6- قانون مشروطه مشروعه 102
2-7- کشف الاسرار امام خمینی(ره) 103
2-8- آیتالله بهشتی و طرح کلی حکومت اسلامی 104
3- رادیو. 105
3-1- سخنرانی آیتالله فلسفی به درخواست آیتالله بروجردی در رادیو 105
چ-جامعهپذیری سیاسی مردم از طریق مهاجرت 106
1- مفهوم و نقش مهاجرت 106
2- نمونههایی از مهاجرتهای تاثیر گذار 107
2-1- مهاجرت صغری 107
2-2- مهاجرت کبری 108
2-3- مهاجرت علما به تهران بعد از دستگیری امام خمینی(ره) 109
ح- جامعهپذیری سیاسی مردم از طریق نظریهپردازی سیاسی 110
1- مفهوم و نقش نظریهپردازی سیاسی 110
2- نمونه هایی از نظریهپردازی سیاسی تاثیرگذار 111
2-1- شورا در اسلام 111
2-1-1-نظریهپردازی آیتالله نایینی در مورد شورا 112
2-2- مشروطیت 114
2-3- ولایت فقیه 115
جمع بندی 120
فصل پنجم :نقش مرجعیت در سیاستگذاری و تصمیم سازی سیاسی نظام حاکم از مشروطه تا انقلاب اسلامی 123
مقدمه 124
الف- تاثیرگذاری در تصمیم سازی سیاسی از طریق تماس با رجال سیاسی 125
1- مفهوم تماس با رجال سیاسی و راههای تماس 125
1-1- ارسال نامه 125
1-1-1- نامه آیتالله خویی در مخالفت با شرکت زنان در انتخابات 125
1-1-2- نامه آیتالله گلپایگانی در اعتراض به حکومت نظامی و سرکوب مردم 126
1-1-3- نامه آیتالله گلپایگانی در حرمت صدور نفت به کشورهای حامی شاه 127
1-1-4- نامه آیتالله حائری به رضا شاه 128
1-1-5- نامه امام خمینی (ره) در اعتراض به اصلاحات دولت هویدا 129
1-1-6- نامه آیتالله گلپایگانی در رد شائبه حمایت از بختیار 130
1-2- ارسال نماینده 131
1-2-1- آیتالله بهبهانی واسطه مراجع و دربار در مواجهه با بهائیت 131
1-2-2- آیتالله بهبهانی واسطه مراجع و دربار در مواجهه با قانون انجمنهای ایالتی و ولایتی 131
1-2-3- آیتالله فلسفی نماینده آیتالله بروجردی در مواجهه با فعالیتهای ضد دینی دربار 133
ب-تاثیر گذاری در سیاستگذاری از داخل نظام حاکم 135
1- مفهوم سیاستگذاری از داخل نظام حاکم 135
2- مصادیقی از سیاستگذاریها از طریق حضور در نظام حاکم 136
2-1- آیتالله مدرس نماینده مردم در مجلس 136
2-1-1- ورود مدرس به مجلس به عنوان مجتهد طراز اول 136
2-1-2- اعتراض مدرس به اولتیماتوم روسها 137
2-1-3- مخالت مدرس با به تعویق انداختن انتخابات مجلس 137
2-1-4- تدبیر مدرس در مبارزه با استعمار در مجلس سوم 138
2-1-5- مخالفت علیه کابینه صمصام السلطنه 139
2-1-6- مخالفت با قرارد با انگلیسها 139
2-1-7- مجلس چهارم و نائب رئیسی مدرس 140
2-1-8- مبارزه مدرس با رضا خان 141
2-1-9- مدرس و ریاست جمهوری رضاخان 142
2-1-10- استیضاح رضاخان 144
2-1-11- مخالفت آیتالله مدرس با سلطنت رضا شاه 144
2-2- آیتالله کاشانی در مجلس 145
2-2-1- مخالفت آیتالله کاشانی با نخست وزیری سپهبد رزمآرا 146
2-2-2- آیتالله کاشانی و دولت مصدق 147
2-2-3- مخالفت آیتالله کاشانی با رفراندوم انحلال مجلس 148
جمعبندی 149
فصل ششم: نقش مرجعیت در انتقاد از حکومت و اعتراض علیه آن از مشروطه تا انقلاب اسلامی 151
مقدمه 152
الف- نمونههایی از انتقاد و اعتراض مرجعیت علیه حکومت در مسایل سیاسی داخلی 154
1- از مشروطه تا پهلوی اول از 1285 تا 1304 154
1-1- اعتراضهای آخوند به روند الحادی مشروطیت و فرمان اخراج تقیزاده 154
1-2- اعتراض آیتالله سیدمحمد کاظم طباطبایی یزدی نسبت به مشروطه وارداتی 155
2- دوره پهلوی اول رضاشاه، (از ۱۳۰۴ تا ۱۳۲۰) 156
2-1- انتقاد آیتالله اصفهانی به نوسازی دستگاه قضایی 156
3- دوره پهلوی دوم از 1320 تا 1357 157
3-1- اعتراض امام خمینی (ره) به اعدام رهبران فدائیان اسلام 157
3-2- اعتراض مرجعیت به لایحه انجمنهای ایالتی ولایتی 157
3-3- اعتراض امام خمینی (ره) و مراجع به رفراندوم لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی 163
3-4- انتقاد مرجعیت نسبت به واقعه فیضیه 167
3-5- اعتراض آیتالله گلپایگانی به تبعید امام خمینی (ره) 170
3-6- اعتراض آیتالله گلپایگانی به حزب رستاخیز 171
3-7- انتقاد آیتالله گلپایگانی به کشتار مردم در 19دی 172
3-8- انتقاد آیتالله گلپایگانی به کشتار مردم در 17 شهریور 174
ب- نمونههایی از انتقاد و اعتراض مرجعیت علیه حکومت در مسایل سیاسی خارجی 174
1- از مشروطه تا پهلوی اول 174
1-1- اعتراض آخوند خراسانی به اشغالگریهای روس و انگلیس 174
1-2- اعتراض آیتالله سید محمد کاظم طباطبایی به اشغال بیگانگان 179
2- دوره پهلوی اول 179
2-1- اعتراض علما به دولت در رابطه با مسائل فلسطین و رابطه با اسرائیل 179
3- دوره پهلوی دوم 183
3-1- اعتراض علما به دولت در رابطه با مسائل فلسطین و رابطه با اسرائیل 183
3-2- اعتراض مراجع به کاپیتولاسیون 185
ج-نمونههایی از انتقاد و اعتراض مرجعیت علیه حکومت در مسایل فرهنگی و مذهبی 188
1- دوره پهلوی اول 188
1-1- اعتراض مراجع در مقابل قانون نظام اجباری و ابلاغیه ضدمذهبی رییسالوزرا 188
1-2- اعتراض مراجع در تغییر پوشش مردان و کشف حجاب 191
2- پهلوی دوم 194
2-1- مخالفت آیتالله بروجردی با تغییر قانون اساسی 194
2-2- اعتراض آیتالله بروجردی به گسترش بهائیت 195
2-3- اعتراض آیتالله بروجردی به حمل مشعل در مسابقات ورزشی 196
جمع بندی 197
نتیجهگیری 199
منابع 209
پیوستها 218
الف- بیان مسأله
اسلام به خصوص مذهب شیعه، حوزه دین را فراگیر میداند، به گونهای که دین طرز تلقی و شیوه نگرش فرد به همه امور زندگی را تحت تاثیر قرار میدهد(ربانی، 1384: 25). ساختار جامعه ایرانی چه قبل از اسلام و چه پس از گسترش اسلام جامعهای که مذهبی بوده و دارای ویژگیهایی بوده که آنرا با سایر جوامع غیر دینی متمایز میکند. نفوذ روح مذهبی در تمام هنجارها، رفتارها، آداب و سنن و عادات اجتماعی جامعه ایران قابل رویت است؛ نهاد سیاست هم از این قاعده مستثنی نیست.
در بخش سیاست بیشتر نهادهای تحت پوشش آن مانند وزارت، قضاوت، امور دیوانی، اوقاف و بعضی مراکز آموزشی یا به طور مستقیم به دست اولیا مذهبی مدرسه اداره میشدند و یا تحت تاثیر تعالیم دینی قرار داشتند.بدون تردید تعالیم اجتماعی اسلام عامل نیرومندی در نزدیک سازی و پیوند امور اجتماعی و سیاسی با اعتقادات دینی مردم بود.
بطور کلی مدل فرهنگ سنتی جامعه ایرانی مدلی مذهبی بوده که تمامی شئون اجتماعی را تحت نفوذ خود داشته است. بالطبع نهاد سیاست و تمام عناصر و نهادهای وابسته بدان نیز نمیتوانستند از قلمرو نفوذ دین خارج باشند و در سیطره آن قرار نگیرند.
اگر در اسلام سنی قدرت سیاسی خلفا شام و بغداد قدرتی مشروع و حتی دینی تفسیر میشد، اسلام شیعی از روزگار نخست هرگونه قدرتی خارج از محدوده امامت را غیرمشروع میدید و سر ناسازگاری با آن داشت. از نقطه نظر فقهای شیعه و بهویژه از عصر شیخ طوسی، مشروعیت دینی جامعه مؤمنان با حضور فقیهانی تضمین میشد که در عصر غیبت کبرای امام عصر (عج) محل مراجعه مؤمنان در امور دینی خویش قلمداد میشدند و آن هم به دلیل اجازهای بود که آنان در عصر غیبت از ناحیه امام عصر (عج) بدان نائل آمده بودند.
مرجعیت یکی از نهادهای دیرینه متعلق به حیطه جامعه ایران است که در فرایندی انتخابی، کاملا طبیعی و مردمی بر اساس ضوابط و شرایط خاصی به وجود میآید و تداوم مییابد. به همین دلیل نهادی پایدار بوده و در همه زمانها تا حدودی از تعرضهای بنیاد برافکن در امان مانده است(باقی، 1383: 185).
در تمام دورهی تاریخ مذهبی ایران، به ویژه از عصر صفویه به بعد که مفهوم تازهای از مرجع شکل گرفت، جامعه مذهبی ایران تابعی از مرجعیت دینی به شمار میآمد. بدین معنا که در تصمیمگیریهای عمومی جامعه غیر از آنچه که به حکومت مربوط میشد، قدرت مرجعیت در آنها به ایفای نقش میپرداخت. این بخش به لحاظ تاثیرگذاری در جامعه سازوکار مخصوصی داشت و همان گونه که ساختمان دارالحکومه و دارالاماره در اختیار نماینده دولت مرکزی بود، «بیت مرجعیت» به عنوان مرکز ثقل این بخش از تصمیمگیریها عمل میکرد.
افزون بر این، آنکه به طور طبیعی در جوامع دینی میان سررشتهداران دین با عامه متدینین رابطهای وجود دارد که در جامعه شیعی بر اساس مفهوم تقلید شکل میگیرد. لزوم زنده بودن مجتهد، مسلمان شیعه معتقد را در ارتباطی نزدیک با رهبر مذهبی زنده خود قرار میدهد و طبعا او را به عنوان عضوی از یک مجموعه متشکل و متحد در میآورد(جعفریان، 1387: 35).
درباره اجتهاد در اندیشه شیعه، تعریفهای زیادی ارائه شده است، اجتهاد گفتمان ویژهای است که با پیوند نظاموار بین عناصر چهارگانه کتاب، سنت، اجماع و عقل، چونان دستگاهی به تولید و آفرینش احکام و قواعد زندگی و طبعا زندگی سیاسی شیعه میپردازد؛نوعی فرایند فکری است که با گذار از نظام معنایی ایجاد شده، احکام مشروع و الزام آوری برای زندگی سیاسی شیعه تولید میکند و لاجرم، شرایط امکان و نتایج خاصی در اندیشه و عمل سیاسی شیعیان بر جای مینهد(فیرحی، 1388: 291).
اهمیت اجتهاد تا جایی است که فیرحی اجتهاد را به مثابه یک گفتمان در جامعه شیعی تعریف کرده است.«اجتهاد به مثابه گفتمانی است که در یک سوی آن توده بیشمار مقلدان و در سوی دیگر آن مرجع تقلید قرار دارد و مناسبات بین این دو کانون قدرت همواره در تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران حایز اهمیت بوده است.» (فیرحی، 1388: 291).
تنها گروهی که در ایران توانستند با از بین بردن قدرت حاکمه دست به انقلاب بزنند و پس از آن حکومتی بر مبنای احکام اسلام بنا نهند روحانیون بودند. با وجود اینکه عوامل بیشماری در پیروزی انقلاب ایران دخیل هستند یکی از عوامل مهم و تأثیر گذار را باید حضور مراجع عظام و در رأس آنها امام خمینی(ره) بدانیم.
اگر در جامعه فقه سنی و حکومتهای معتقد به تسنن، فقیهان آرزومند تحقق و عمل سیاسیون به احکام سلطانی مطابق با شرع بودند و گاه تنها این هدف در حد نظری جلوه میکرد، در تشیع و دست کم از عصر صفوی به بعد، مشروعیت حکومتها با ولایت فقیهان پیوندی استوار داشته است یا دست کم قدرتهای سیاسی نمیتوانستند آنها را در نظر نیاورند.
این امر به دلیل آموزههای اندیشه دینی سیاسی تشیع بوده است. در جنگهای ایران و روس، در قضیه تنباکو، ملی شدن صنعت نفت، مخالفت آیتالله مدرس با قرارداد 1919 و نیز در انقلاب مشروطه تأثیر تمام عیار این اندیشه به روشنی دیده شد و در انقلاب اسلامی تجلی کامل آن هویدا گشت.
در واقع در طول تاریخ اندیشه سیاسی ایران مراجع تقلید به خصوص از عصر صفویه به بعد نقشی اساسی و مهم در کنشهای سیاسی مردم ایفا کردهاند، میتوان گفت در وقایع تاریخی و کنشهای سیاسی مراجع در مرکز توجه مردم قرار داشتهاند و آنها بودند که مردم را تحریک، سازماندهی و بسیج میکردند. بسیاری از این کارکردها را در سایر کشورها احزاب سیاسی ایفا میکنند.
نگاهی به تاریخچه احزاب سیاسی در ایران که از سالهای مشروطه با تشکیل حزب اجتماعیون عامیون اشکال سازمان یافتهای به خود گرفت تا به امروز بیانگر این مهم است که تشکیل احزاب در کشور دارای موانع ساختاری، تاریخی، فرهنگی و قانونی جدی است. تجربه تحزب در ایران به خوبی نشان میدهد که این پدیده نتوانسته به طور مطلوب کارویژهها و اهداف مورد نظر را تأمین کند و معمولاً در نحوه شکلگیری، تداوم حیات حزب، کارویژههای عضوگیری و تعیین خط مشیها و… با نقصانهایی همراه بوده است (اخوان کاظمی،1388: 5).
احزاب در غرب صورت تکوین یافته شوراها و سندیکاهای کارگری و گروههای نفوذ هستند(نوذری،1381: 27). اما در کشور ما هیچ گاه چنین احزابی به وجود نیامد، یکی از عوامل ناپایداری احزاب سیاسی در ایران، نقش فرهنگ سنتی، اعتقادات مذهبی و نهادهای وابسته آن است.
جامعه ایران جامعهای حزب گریز است و ما در تاریخ اجتماعی ایران نتوانستهایم به تحزب در معنای غربی آن دست یابیم. و برخی از تحلیلها حاکی از این است که فرهنگ ایرانی مغایر با کنش جمعی سازمان یافته است در حالی که در چارچوب مرجعیت و در شبکه مرجع – مقلد در انقلاب اسلامی ایران کنشی جمعی از نوع سازمان یافته آن منجر به پیروزی انقلاب ایران شد. سوالی که مطرح است این است که مرجعیت چگونه کارکردهای احزاب در بستر تاریخ تحولات سیاسی معاصر ایران را انجام داده است؟
مرجعیت به عنوان رهبری مذهبی همواره در تاریخ سیاسی ایران دارای نقشها و کارکردهای متفاوتی بودهاست. تحقیق حاضر در نظر دارد به تبیین و توصیف این نقشها و کارکردها بپردازد.
ب- اهمیت و ضرورت تحقیق
فواید نظری
1- توسعه ادبیات علمی مربوط به نقش و جایگاه سیاسی مرجعیت.
2- مطالعه مناسبات قدرت بین مراجع، تودهها و حکومت.
3- بررسی کارکردهای حزبی مراجع در ایران.
4- ارتقا دانش سیاسی موجود و لزوم توجه به ساز و کارهای مذهبی در پیشبرد اهداف سیاسی.
فواید عملی
1- ایجاد زمینه برای سایر پژوهشگران برای ادامه تحقیقات مفصل و مستقل در این حوزه.
2- استفاده از نتیجه تحقیق در ارائه راهکار و پیشنهاد به سیاستگذاران کشور.
3- توصیف جایگاه مرجعیت در نظام سیاسی ایران.
پ-هدف های تحقیق
هدف اصلی
شناخت کارکردهای حزبی مرجعیت از انقلاب مشروطه تا پیروزی انقلاب اسلامی
اهداف فرعی
1- شناخت مبانی نظری مربوط به فرهنگ سیاسی تشیع، مرجعیت و احزاب سیاسی.
2- شناخت جایگاه مرجعیت به عنوان واسطه بین مردم و حکومت از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی.
3- شناخت ابزارهای مرجعیت در جامعه پذیری سیاسی مردم از انقلاب مشروطه تا پیروزی انقلاب اسلامی.
4- شناخت نقش مرجعیت در سیاستگذاری و تصمیم سازی سیاسی نظام حاکم از انقلاب مشروطه تا پیروزی انقلاب اسلامی.
5- شناسایی نقش مرجعیت در انتقاد از حکومت و اعتراض علیه آن از انقلاب مشروطه تا پیروزی انقلاب اسلامی.
ت-سوال های تحقیق
سوال اصلی
کارکردهای حزبی مرجعیت از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی ایران چیست؟
سوالات فرعی
1- مبانی نظری مربوط به فرهنگ سیاسی تشیع، تاریخچه مرجعیت و احزاب سیاسی در ایران چیست؟
2- مرجعیت به عنوان واسطه بین مردم و حکومت از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی ایران چه نقشی داشته است؟
3- مرجعیت از چه ابزارهایی برای جامعهپذیری سیاسی مردم از انقلاب مشروطه تا پیروزی انقلاب اسلامی استفاده کرده است؟
4- مرجعیت در سیاستگذاری و تصمیم سازی سیاسی نظام حاکم از انقلاب مشروطه تا پیروزی انقلاب اسلامی چه نقشی داشته است؟
5- مرجعیت چه نقشی در انتقاد علیه حکومت و اعتراض علیه آن از انقلاب مشروطه تا پیروزی انقلاب اسلامی داشتهاند؟
ث-تعریف مفاهیم
مقلد: مقلد کسی است که رای مجتهد را بدون آن که مطلع باشد و بر او لازم باشد که از آن اطلاع یابد، اخذ میکند( جعفریان،1387: 170).
مرجع تقلید: مرجع تقلید در مذهب فقهی امامیه به مجتهد جامع الشرایطی گفته میشود که توضیح المسائل (رساله عملیه) یا کتاب استفتائات داشته باشد و دارای پیروانی باشد که در فروع دین و احکام فقهی اسلامی از وی پیروی کنند.
نهاد مرجعیت: نهاد مرجعیت تنها شخص مرجع نیست بلکه نهادی متشکل از مقلدان، روحانیون و مراجع است که در شبکه مرجع – مقلد فعالیت میکنند.
حزب: در این تحقیق حزب نهادی متشکل و سازمانمند است که به عنوان واسطه بین مردم و حکومت ظاهر شده، به جامعه پذیری سیاسی مردم میپردازد و در فرایند نظام سازی سیاسی نقش دارد و در شرایط لزوم به انتقاد و اعتراض علیه سیاستهای دستگاه حاکمه میپردازد.
کارکرد:.کارکرد در معانی فعالیت سودمند، کار، وظیفه، فایده، انگیزه، غایت، نیت، نیاز، نتیجه و پیآمد به کار میرود؛ اما جامعه شناسان بیش از همه بر سه معنای کار، وظیفه و نقش تاکید دارند. (توسلی، 1371: 216 – 217)
تصمیمسازی: فرایندی که در آن شخص یا گروه بر روند تصمیمات اتخاذ شده اثر میگذارد و این روند را تغییر میدهد.
سیاستگذاری: فرایندی که در آن شخص یا گروه بر سیاستهایی که از سوی دستگاه حاکم اتخاذ شده تاثیر میگذارد و روند و نتیجه این سیاستها را با تصمیمات خود تغییر مید
6- مقاله «نهاد مرجعیت شیعه و نقش آن در تحولات اجتماعی ایران معاصر» در 24 صفحه نقش نهاد مرجعیت را در تحولات اجتماعی ایران معاصر بررسی کرده است . در این مقاله، ضمن اشاره به جریان تاریخی شکلگیری نهاد مرجعیت شیعه، تلاشهای حکومت پهلوی برای تضعیف حوزه و روحانیت به بحث گذارده شده، سپس فعالیت سیاسی نهاد مرجعیت دینی در رهبری انقلاب اسلامی ایران و فعالیتهای فرهنگی حوزه علمیه قم در مقابله با جریان غیردینی شدن ایران ارائه گردیده است.
در بخشی از این مقاله آمده است: مردی که مقام « مرجعیت کل» را احراز میکند باید دانشمندترین همه هم قطاران خویش باشد. یک فرد ممکن است مجتهد و یا حتی «مرجع تقلید» نامیده شود، ولی اگر در او ویژگی های مجتهدان دیگر نباشد، ممکن است قدرت، نفوذ و پیروان کمتری داشته باشد. هنگامی که فردی به عنوان مرجع شناخته میشود از او انتظار میرود که فتوای خود را در مسائلی که مورد نیاز مردم میباشند در کتابی به نام کلی «رساله عملیّه» بنویسد و در آغاز هر رساله عملیّه، معمولاً مجتهد بیان میکند که هر مسلمانی باید یا مجتهد باشد و یا مقلّد و یا اینکه به احتیاط عمل کند. کسی که به احتیاط عمل میکند باید مطمئن شود که آنچه انجام میدهد خلاف فتوای هیچ یک از مجتهدان صاحب رساله عملیّه نیست. این شیوه کار کم و بیش تا زمان حاضر ادامه یافته است.
گرچه مراجع کلی تقلید از نظر معلومات و شرایط دیگر مرجعیت، که معمولاً مورد انتظار بوده، مانند وارستگی و تقوا به شیوه ای بسنده، شایستگی مقام احراز شده را داشته اند، ولی نباید تصور کرد که هیچ مجتهد دیگری به شایستگی مجتهدان یاد شده گام بر جهان روحانیت ننهاده است. بسیاری از مجتهدان بوده اند که به هیچ وجه جامعیت و شایستگی شان کمتر از رهبران مزبور نبوده، ولی پرهیز از قبول مسئولیت، مانع پذیرش مرجعیت آن ها شده است.
این مقاله در تابستان 1383 در شماره دهم مجله شیعهشناسی به قلم علی ربانی خوراسگانی به چاپ رسیده است.
7- کتاب «جریان ها و سازمان های مذهبی سیاسی ایران» تالیف حجت الاسلام رسول جعفریان است که به دوره 1320 تا 1357 از روی کار آمدن محمد رضا شاه تا پیروزی انقلاب اسلامی پرداخته است؛ در این کتاب نویسنده جرایان و سازمان های مذهبی و سیاسی ایران را از نظر منشا پیدایش و اثرگذاری در انقلاب مورد بررسی قرار داده است.
کتاب حاضر، گزارش کوتاهی از چگونگی رشد و برآمدن جریانهای مذهبی ـ سیاسی در روزهای پس از شهریور 1320 (زمان تبعید رضا شاه) تا پیروزی انقلاب اسلامی است، دورهای که روحانیان، دینداران و گروههایی که به نوعی در اندیشه احیای دین یا هماهنگ ساختن آن با دنیای جدید بودند، کوشیدند با اقدام به نوعی خانهتکانی، دین را که در دوره رضاخان گرفتار انزوا شده بود، احیا کنند و آن را در پیوند بیشتری با جامعه و سیاست قرار دهند.
یافتههای پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………………………….55
الگوهای بازنمایی خانواده در هر فیلم …………………………………………………………………………………………………………89
الگوهای بازنمایی خانواده در فیلمهای تلویزیونی …………………………………………………………………………………………92
فصل پنجم: جمعبندی و نتیجهگیری
جمعبندی و نتیجهگیری………………………………………………………………………………………………………………………… 100
پیشنهادات و محدودیتهای پژوهش………………………………………………………………………………………………………..109
فهرست منابع………………………………………………………………………………………………………………………………………..110
طرح مسئله
پژوهش حاضر بر آن است تا با مطالعهی عناصر موجود در فیلمهای تلویزیونی پخش شده از شبکههای سراسری تلویزیون ایران، الگوهای مختلف زندگی و روابط خانوادگی را در آنها شناسایی کند.
در دوران معاصر با توجه به تحولات مهم و گستردهای که در ابعاد مختلف زندگی اجتماعی مردم جهان، از جمله مردم ایران، در عرصههای فرهنگی، اقتصادی، تکنولوژیک و … وقوع یافته است، برخی از نهادهای سنتی جوامع، دستخوش تغییر، دگردیسی، تزلزل و یا حتی انحلال شدهاند. خانواده ـ به عنوان یکی از نهادهای اساسی موجود در همهی جوامع ـ در گذشته جایگاهی مستحکم، شکلی نسبتاً ثابت و اهمیتی خللناپذیر در ساختار جوامع داشته است. اما در دوران معاصر، این نهاد دیرپا در نتیجهی تأثیرات روندهای متنوع فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و … با مسایل و چالشهای کمسابقهای روبرو شده است.
در نتیجهی تحولات اجتماعی صورت گرفته در خانواده شکل ثابت و نهادینهی خانواده در جوامع مختلف، متناسب با این تحولات، تغییر یافته و به گونههای متفاوت و متکثری تبدیل شده است. شکلگیری گونههای جدید خانواده، همچون خانوادههای همجنسگرا، خانوادههای تکوالد، خانوادههای بدون ازدواج و دیگر تحولات واقع شده در این عرصه، سبب شده است برخی از بحران در نهاد خانواده و فروپاشی آن سخن بگویند و بر آسیبهای ناشی از روند جاری تحولات خانواده بر ساختار جامعه و بی جایگزین ماندن کارکردهای خانوادهی سنتی در جوامع جدید تأکید کنند.
تزلزل نهاد خانواده در بسیاری از کشورهای صنعتی بسیاری از رهبران جهان صنعتی را نگران کرده و دغدغهای به نام حل مسایل مربوط به خانواده را پدید آورده است. به نظر میرسد مشکلاتی که در غرب گریبانگیر خانواده و زندگی خانوادگی شده است، کم کم در ایران نیز رخ مینماید و به یک «مسئلهی اجتماعی» تبدیل میشود.
خانواده در ایران، همچون سایر نهادهای اجتماعی، بیش و کم تحت تأثیر شرایط و روندهای اجتماعی برشمرده قرار گرفته و از تأثیرات این تحولات مصون نبوده است. امروزه در ایران انوع متکثری از الگوهای زندگی خانوادگی وجود دارد که هر یک دچار محدودیتها، مشکلات و آسیبهایی هستند. این مشکلات و آسیبها تا حدی خود را در افزایش نرخ تجرد قطعی، افزایش سن ازدواج، کاهش آمار ازدواج و افزایش آمار طلاق در جامعهی ایران و روند رو به افزایش این آمار در سالهای اخیر نشان میدهند. برخی آمارهای منتشر شده در سالهای اخیر از سوی سازمانهای مختلف که مؤید این مسئله است. بر اساس آمار سازمان ملی جوانان در شش ماههی نخست سال 1388 میانگین سن ازدواج برای پسران 7/27 سال و برای دختران 8/23 سال بوده است که این رقم نسبت به آمار مشابه در سال قبل افزایش سه درصدی و نسبت به ده سال قبل افزایش 27 درصدی داشته است. بر اساس آمار منتشر شدهی شورای فرهنگی اجتماعی زنان نرخ تجرد قطعی (جمعیت مجرد بالای 50 سال) در سال 1385، برای زنان 8/1 در هر هزار نفر و برای مردان 4/1 در هر هزار نفر بوده است که این میزان نسبت به سه دههی گذشته بیش از 3 درصد افزایش برای زنان و بیش از 2 درصد افزایش برای مردان را نشان میدهد. همچنین بر اساس آمار سازمان ثبت احوال در 11 ماه ابتدایی سال 1388، به ازای هر 7 ازدواج یک طلاق صورت گرفته است. آمار منتشر شدهی سازمان ثبت احوال نشان میدهد در مورد 11 ماه ابتدایی سال 1388، میزان ازدواج نسبت به مدت مشابه سال قبل 5/2 درصد کاهش داشته و میزان طلاق نسبت به این دوران 2/13 درصد افزایش داشته است.
تعدیل و حل آسیبهای اجتماعی و مشکلات خانواده در ایران، نیاز به مدیریت فرهنگی اجتماعی صحیح و متناسب با شرایط اجتماعی و فرهنگی جامعهی ایرانی دارد. تعیین و ترویج الگوهای مطلوب میتواند در این زمینه راهگشا باشد.
تأثیر رسانههای جمعی بر افکار عمومی و نگرش افراد جامعه، تأثیری انکارناپذیر است. رسانهها میتوانند در ایجاد و ارتقاء منزلت و پایگاه اجتماعی اقشار مختلف مردم و هدایت افکار عمومی جامعه تأثیر گذار باشند. این که رسانهها چه موضع و رویکردی در قبال مسایل اجتماعی اتخاذ میکنند، آن را چگونه باز مینمایانند و یا چه روشهایی را به عنوان راههای مطلوب حل مسایل و مشکلات ارائه میدهند، در جهتگیری نگرشهای عمومی افراد در قبال مسایل اجتماعی و در مهار یا گسترش دامنهی آنها مؤثر است.
توجه اصلی این پژوهش معطوف به عملکرد سیمای جمهوری اسلامی، به عنوان فراگیرترین رسانهی جمعی در ایران در زمینهی خانواده و الگوهای زندگی خانوادگی
است.
در میان رسانهها تلویزیون در عین تأثیر گذاری بسیار بالا، از فراگیرترین و پرمخاطبترین رسانهها در جهان و از جمله در ایران محسوب میشود و به خصوص در ایران با توجه به محدودیت سایر رسانهها، اهمیت ویژهای دارد. این رسانهی فراگیر علاوه بر تأثیرگذاری بالا، یکی از مهمترین ابزارهای مدیریت فرهنگی در ایران است که به خصوص در زمینهی مسائل و بحرانهای مربوط به خانواده میتواند نفوذ و تأثیر به سزایی داشته باشد.
این پژوهش میکوشد با رویکردی اکتشافی، دریابد در میان الگوهای متکثر زندگی خانوادگی، فیلمهای تلویزیونی چه الگوهایی را بازنمایی میکنند؟ کدام الگوها به عنوان الگوهای مطلوب و کدام در حکم شیوههای نامطلوب زندگی خانوادگی تصویر میشوند؟
تحلیل فیلمهای تلویزیونی از این منظر میتواند با آشکار نمودن رویکرد کلی رسانهی فراگیر تلویزیون ایران به خانواده و الگوهای زندگی خانوادگی، زمینه را برای تشخیص تأثیرات گستردهی این رسانه بر روند تحولات خانواده در ایران فراهم نماید.
در میان پژوهشهایی که تا کنون در این زمینه صورت گرفته، مطالعهای که مستقلاً به شناخت گونههای مختلف ساخت خانواده، از نظر نقش و روابط جنسیتی، در فیلمها و سریالهای سینما و تلویزیون ایران پرداخته باشد یافت نشد. اغلب مطالعات این حوزه به شکل غالب خانواده و عمدتاً از منظر نقشهای جنسیتی و کلیشههای جنسیتی بازنمایی شده در سریالهای تلویزیونی توجه کردهاند. با مرور این پژوهشها میتوان گونههای مختلف خانوادگی مستتر در نتایج این پژوهشها را بر اساس نیازهای پژوهش استخراج کرد که به تعدادی از این پژوهشها اشاره میشود.
اقدامی (1388) در پژوهش بازنمایی ساخت خانواده در در سینمای ایران به با نگاه به آثار تهمینه میلانی و رخشان بنیاعتماد به نوع تصویر و نمایش خانواده و به خصوص زنان در خانواده، توسط این دو فیلمساز زن ایرانی پرداخته است. نتایج این تحقیق نشان میدهد که در فیلمهای مورد مطالعه، هرچند همچنان بر کلیشههای جنسیتی تأکید شده است، اما تغییر و تحولاتی در ساختار قدرت خانوادهها به نمایش گذاشته است. این تحولات اگرچه کم و به صورت بطئی است اما روندی را به نمایش میگذارد میتوان تغییر به سمت موازنهی قدرت زنان و مردان در خانواده را از آن استنباط کرد (اقدامی، 1388).
بنابراین میتوان نتیجه گرفت که گونهی خانوادگی بازنمایی شده در فیلمهای سینمایی مد نظر این پژوهش، عموماً نوعی از خانواده با کلیشهها و نقشهای جنسیتی را بازنمایی میکنند که در عین حال ساختار قدرت بین دو جنس در آنها در حال تغییر است و به برابری نزدیک میشود.
محمد رضایی و عباس کاظمی در مطالعهای برای آشکار ساختن شیوههای بازنمایی زنان در مجموعههای تلویزیونی به تحلیل محتوای سه سریال پخش شده از تلویزیون ایران در سال 1383 پرداختهاند. در این مطالعه محققین با تحلیل پژوهشها و نظریات مختلف موجود خاطرنشان میکنند که در این پژوهشها «اعتقاد بر این است که بازنمایی زنان در رسانه های جمعی و برنامه های تلویزیونی با نقشهای کلیشهای فرهنگی در جامعه سازگاری دارند. در مورد بازنمایی مناسبات جنسیتی، معمولاً مردان به صورت انسان هایی مسلط، فعال، مهاجم و مقتدر به تصویر کشیده می شوند و نقشهای متنوع و مهمی را که موفقیت در آنها مستلزم مهارت حرفهای، کفایت، منطق و قدرت است ایفا میکنند. در مقابل، زنان معمولاً تابع، منفعل، تسلیم و کماهمیتاند و در مشاغل فرعی و کسلکنندهای ظاهر میشوند که جنسیتشان، عواطفشان و عدم پیچیدگیشان به آنان تحمیل کرده است. رسانهها با نشان دادن مردان و زنان به این صورت بر ماهیت نقشهای جنسی و عدم برابری جنسی صحه میگذارند. در چنین وضعیتی است که رسانههای جمعی نه تنها در جهت بسط عدالت در جامعه نیستند بلکه نقش بازنمایی کلیشهها یا تصورات قالبی جنسیتی را به عهده میگیرند» (کاظمی و رضایی، 1387: 89).
از پژوهش فوق چنین نتیجه حاصل شده است که در هیچ یک از مجموعههای تلویزیونی نقش مادر، نقشی غایب محسوب نمیشود؛ اما همواره نقشی اصلی نیست. در اغلب موارد نقش زنان نقشی حاشیهای یا مکمل است. در این مجموعهها روابط زناشویی چندان مورد اعتنا نبودهاند. در واقع، علیرغم حضور زن و شوهرها، عموماً ، رابطه زناشویی محور اصلی داستان تلقی نمی شود. «نکته مهم دیگر، ناهمگنی یا عدم یکدستی نقشهای زنان در این مجموعههاست. نقشهای فعال زنان به طرز معناداری با سایر زنان مجموعهها فرق میکنند. این تفاوت آن قدر زیاد است که این نقش ها بیشتر در قالب یک استثنا بروز میکنند و باورپذیری آنها را مشکل میسازند. از حیث نمایش زنان و مردان در موقعیتهای طبقاتی، در اغلب مجموعهها زنان و مردان در موقعیت طبقاتی متوسط نشان داده شدهاند. مطالعهی نحوهی نمایش زنان و مردان در طبقات مختلف نشان میدهد که تفاوت معناداری میان نمایش آنها وجود ندارد. اما، نمایش زنان و مردان برحسب وضع تحصیلی آنها کاملاً متفاوت است. به طور کلی زنان در مراتب تحصیلی بالاتری نشان داده شدهاند» (همان: 106).
در نتیجه میتوان گفت بر اساس این پژوهش سریالهای تلویزیونی بیشتر شکل سنتی خانواده را با تأکید بر کلیشهها و تصورات قالبی جنسیتی باز نمایی کرده است و بر نقش حاشیهای زنان تأکید نموده است. در عین حال گونههای خانوادگی که در آن تصویر فعالی از زنان به نمایش گذاشته، به صورت استثنا مطرح شده است به نحوی که باورپذیری نسبت به آن را کم کرده است.
اعزازی در پژوهشی جهت شناخت روند نمایش خانواده در تلویزیون، به مطالعه پژوهشهای صورتگرفته در طول سالهای 1370 تا 1383 پرداخته است. یافتههای این تحقیق برخی تغییرات خانواده در نمایشهای تلویزیونی را نشان میدهد. افزایش تحصیلات و نوع شغل، توجه بیشتر به آسیبهای اجتماعی از جانب خانوادهها و نزدیک شدن برخی کلیشههای مردانه و زنانه به یکدیگر از جمله این تغییرات است. در سالهای اولیه بر خانوادهای تأکید شده است که اعضای آن شامل مرد نانآور و زن خانهداری است که حتی اگر شاغل نیز باشد، در حوزههای زنانه و یا در خانه فعالیت میکند. مرد در دنیای شغلی و عرصه عمومی فعالیت دار
این مطلب را هم بخوانید :
دانشگاه ارومیه – سبز اندیشان امروزد و زن در دنیای خانوادگی. خانواده مذکور که نشاندهنده خانواده طبقه متوسط است، از لحاظ تحصیل و شغل نیز در رده متوسط جامعه قرار میگیرد. در رابطه زن و شوهر، زن منفعل و وابسته به شوهر خود است اما در رابطه با فرزندان دارای اقتداری است که به شکل پرخاشگری ظهور میکند. در سالهای بعد خانوادهای به نمایش درمیآید که در آن هرچند زنان و مردان از سطح تحصیل بالاتری برخوردارند و دارای مشاغل میانی و بالای جامعه هستند، اما در روابط میان اعضایش تغییر چشمگیری به وجود نیامده است. تقسیم نقش بر اساس جنس هنوز پا بر جاست و زنان به صورت عمده در حوزه خصوصی و مردان در حوزه عمومی قرار دارند. در تصمیمگیریهای خانوادگی نیز تصمیمگیریهای عمومی خاص مردان و تصمیمگیریهای خصوصی خاص زنان است. ویژگی دیگر این خانوادهی مدرن تداخل کلیشههای جنسیتی زنان و مردان است، با این توضیح که اگر مردان دارای ویژگی مثبت عواطف و احساسات کلیشه زنانه شدهاند، برعکس زنان با ویژگی منفی کلیشه مردانه یعنی پرخاشگری نسبت به اعضای خانواده به نمایش درآمدهاند. با وجود تغییرات ظاهری در موقعیت اقتصادی- اجتماعی خانواده، موقعیتهای فرودست خانوادگی و شغلی به زنان و موقعیتهای فرادست به مردان داده شده است. مردان در کار خانه، مددکار زنان نمایش داده میشدند اما زنان، گذشته از نقشهای سنتی مادری- همسری که مهمترین وظیفهی آنان در نظر گرفته میشد، تنها در تصمیمگیریهای مربوط به مسایل جزئی خانواده دخالت داشتند و حتی اگر به صورت منفی با اقتدار تصمیمگیری میکردند، به طور معمول تصمیمی غلط و دارای عواقب منفی اتخاذ میکردند. تصویر مردان در خانواده در طول زمان به تدریج به تصویر مردی تبدیل شد که دارای ویژگیهای مثبت است. او نه فقط به نسبت همسر خود پرخاشگری کمتری با اعضای خانواده دارد، بلکه همدلی و همدردی بیشتری با آنان نشان میدهد. نقش او در خانواده و در جامعه مهمتر و سنگینتر از زنان است. برعکس مردان سنتی احساسات خود را پنهان نمیکند و دارای احساسات و عواطف مثبت به نمایش درمیآید. در کار خانه به همسران خود کمک میکند. این مردان که دارای ویژگیهای مثبت هستند، با جلب همدلی مخاطب برای تجدید نظر در روابط خانوادگی به پدیدهی چند همسری رو میآورند. در مقابل تصویر زنان در حوزهی عمومی نیز دارای ویژگی مثبت شده است. هرچند زنان همچنان کمتر از مردان در حوزهی عمومی به نمایش درآمدهاند، اما به تدریج در این سالها به مسایل اجتماعی علاقه نشان داده و در مباحث مربوط به جامعه وارد شدهاند. اگر در سالهای قبل، کلیشههای زنانگی که در خانواده به زنان نسبت داده میشد، نشاندهندهی ویژگیهای منفی مانند انفعال و وابستگی بود، در برخورد با پدیدههای اجتماعی، استفاده از کلیشههای احساساتی- عاطفی در مورد زنان بار مثبت به خودگرفت و ورود آنها به جامعه با این ویژگیها به نمایش درآمد. با این حال هرچند که زنان در عرصههای عمومی با رفتارهای مناسب مطرح شدهاند و حضوری مثبت دارند، اما تأثیر حضور در عرصهی عمومی بر روابط خانوادگی آنان بیشتر به صورت قدرتطلبی و نه مشارکتی مطرح میشود (اعزازی، 1386: 7- 34).
پژوهش فوق در خصوص گونههای مسلط خانوادههای بازنمایی شده از تلویزیون به برخی از مؤلفههای مورد توجه پایاننامهی حاضر از جمله روابط زن و شوهری، نقشهای جنسیتی، موقعیت اجتماعی و نظام تصمیمگیری در خانواده توجه نموده است. بر اساس نتایج این پژوهش، تغییرات حاصل شده در بازنمایی خانواده در طول مدت زمان مورد نظر حاکی از تحول روابط خانوادگی میان زوجین و عدم تغییر در نقشهای دو جنس در خانواده است. به این ترتیب که روابط زن و شوهری شامل درجهی بالاتری از صمیمیت متقابل تصویر شده، اما در مقابل همچنان بر نقشهای کلیشهای و جنسیتی دو طرف تأکید گردیده است.
میرساردو و صداقت در مطالعهی چگونگی نمایش نقش و منزلت زنان و مردان در سریالهای تلویزیونی ایرانی و خارجی (پخش شده از سیمای جمهوری اسلامی ایران) سریالهای ایرانی و خارجی پخش شده در فاصله زمانی 8 تا 11 شب شبکههای یک، دو، سه و پنج سیما در تابستان و پاییز 1383 را مورد تحلیل قرار دادهاند و به این نتیجه رسیدهاند که در سریالهای خارجی نمایش داده شده هیچ نقش فرهنگی از سوی بازیگران نقش اول ایفا نشده است و زنان در همهی این سریالها دارای پایگاه اقتصادی مستقل و اکتسابی بودهاند. در سریالهای ایرانی مورد مطالعهی این پژوهش، زنان در تمام صحنهها منفعل و وابسته به نمایش درآمدهاند همهی آنها از لحاظ اقتصادی به پدر یا برادر خود وابسته بودهاند. همچنین نتایج پژوهش حاکی از برتری میزان تحصیلات زنان بر مردان، بالا بودن منزلت شغلی مردان نسبت به زنان (در سریالهای داخلی)، تایید و تثبیت نقشهای قالبی بر اساس جنس، تسلط خانه و امور خانوادگی برای زنان و محل کار و شغل برای مردان و برتری میزان اقتدار مردان بر زنان در سریالهای مورد مطالعه بوده است (میرساردو و صداقت، 1386: 29-56). بنا بر نتایج این پژوهش گونهی مسلط خانوادگی نمایش داده شده در سریالهای تلویزیونی مبتنی بر تفکیک نقشهای جنسیتی و روابط نابرابر و موقعیت فرودست زنان بوده است.
الیاسی، پورنوروز و محمدیمهر در مطالعه نمایش خانواده در سریالهای ایرانی به تحلیل آماری ترکیب وساختار خانوادههای نمایش داده شده در سریالهای تلویزیونی با متغیرهای متعدد پرداختهاند. در نتیجه این پژوهش، ترکیب متعادل اعضای خانوادهها، تعداد متناسب فرزندان، تنوع شغل پدران، بالا بودن میزان استحکام خانواده و بالا بودن میزان خانواده های طبیعی و عادی، بالا بودن رابطه همکاری در میان اعضای خانواده، بالا بودن روابط نزدیک بین اعضا ، رعایت حجاب مادران و دختران، به کار نبردن سخنان زشت و نبودن خشونت در صحنهها به عنوان نقاط مثبت و در مقابل شهری بودن تمام خانوادهها و تهرانی بودن اکثر آنان و همچنین مشارکت نکردن مردان در وظایف خانهداری و نمایش ندادن اقامه احکام اسلامی را به عنوان نقاط منفی سریالهای مورد مطالعه مطرح شدهاند (الیاسی، پورنوروز و محمدیمهر، 1386: 136- 156). در نتیجهی این پژوهش میتوان چنین برداشت کرد که شکل غالب خانوادگی نمایش داده شده در سریالهای تلویزیونی بر روابط نزدیک میان اعضا و در عین حال تفکیک و تمایز نقشهای جنسیتی در انجام امور خانواده تأکید داشته است.
صادقی فسایی و کریمی در پژوهشی به تحلیل جنسیتی بازنمایش ساخت خانواده در سریالهای تلویزیونی ایرانی سال 1383 پرداختهاند. نتایج این پژوهش نشان میدهد خانوادههای تصویر شده در تلویزیون، خانوادهی هستهای با کمترین تعداد عضو است که صرفهجویی در هزینههای ساخت سریال از عوامل این امر ذکر شده است. همچنین با وجود این که اغلب خانوادهها به صورت تکهمسر نمایش داده میشوند اما در موارد زیادی به مردان دو زنه پرداخته میشود که در نهایت از اتهام خیانت و بیوفایی تبرئه میشود. در این سریالها خانواده موفق به گونهای نمایش داده میشود که پدری مهربان، دلسوز، راهنما، عادل و البته پولدار یا دارای موقعیت شغلی رده بالا، مدیریت خانواده را عهدهدار باشد. تمکن مالی به نوعی تأکید بر کلیشه نانآوری مرد در خانواده است که برای نشان دادن حالت مطلوب برخورداری از ثروت و امکانات زیاد به تصویر کشیده میشود. در عین حال تقسیم وظایف اعضای خانواده در سریالها بر اساس جنسیت است. زن نمایش داده شده متعلق به فضای اندرونی و وظیفهی اصلیش کدبانوگری است و اگر در حالتی غیر از این تصویر شوند در نهایت به این نتیجه میرسند که کدبانوگری نجاتبخش زندگی آنان است و تحصیلات، اشتغال و دارایی فراوان هیچیک سرمایه قابل اتکایی برای زنان نیست و زن تنها باید به خانه و خانوادهاش تکیه کند و با هنر کدبانوگری این تکیهگاه را برای همیشه حفظ کند. مرد خانواده تلویزیونی نیز متعلق به فضای بیرون از خانه است و تنها کار خوب و پر درآمد است که میتواند ابهت و اقتدار او را حفظ کند. این پژوهش نشان میدهد که خانوادههای نمایش داده شده در تلویزیون، خانوادههایی کاملاً سنتی هستند که پوستهای از تجدد و ظاهر امروزی دارند (صادقی و کریمی، 1385: 83- 109).
در نتیجهی این پژوهش گونهی مطلوب خانوادگی نمایش داده شده در سریالهای تلویزیونی بر نقشهای سنتی (مرد نانآور- زن خانهدار) تأکید دارد.
صادقی فسایی و کریمی در تبیین کلیشههای جنسیتی در سریالهای تلویزیون ایران در سال 1383 به این نتیجه رسیدهاند که این سریالها به بازتولید بخش زیادی از کلیشههای جنسیتی زنان و مردان پرداختهاند. آنها با استخراج و شناسایی کلیشههای شخصیتی سنتی در فرهنگ سنتی ایران به پنج کلیشه شخصیتی دست یافتهاند. کلیشههای به دست آمده زن را فریبکار، ناقصالعقل، بیوفا، منفعل و فرودست، و مرد را صادق، عاقل، وفادار، فعال و فرادست معرفی میکنند. نتایج این پژوهش نشان میدهد از میان این کلیشهها، چهار کلیشه در سریالهای تلویزیونی در حال بازتولید هستند. در این سریالها زنان دارای
اهمیت و ضرورت تحقیق……………………….. 7
پیشینه ی تحقیق …………………………. 8
فصل دوم : مفاهیم و بنیادهای نظری تحقیق
بنیادهای نظری تحقیق………………………. 12
حافظه جمعی و تاریخ……………………….. 15
هویت و حافظه جمعی………………………… 17
هویت و منابع هویتی……………………….. 19
هویت ملی………………………………… 20
هویت قوم………………………………… 21
قوم بلوچ………………………………… 22
فصل سوم : روش تحقیق
روش تحقیق……………………………….. 24
نمونه گیری………………………………………………………………………………………………………………… 26
تکنبک مردم نگاری…………………………. 28
شیوه تحلیل………………………………. 31
قابلیت اعتماد……………………………. 32
فصل چهارم : یافته های تحقیق
مقدمه…………………………………… 34
یافته های میدانی تحقیق در حال حاضر…………. 34
یافته های مربوط به ریشه و منشأ قوم بلوچ…….. 35
تاریخچه زندگی قوم بلوچ در اسناد……………. 36
ریشه های قوم بلوچ در یافته های میدانی شفاهی…. 40
یافته های حاصل از بررسی حافظه جمعی نخبگان بلوچ. 47
عناصر برجسته محور فرهنگی در حافظه جمعی پاسخگویان 51
آموزش…………………………………… 51
آموزش ملا مکتبی…………………………… 51
منزلت آموزشی…………………………….. 54
آموزش و ترک تحصیل زن و مردی……………….. 55
مدارس نجات بخش…………………………… 57
دین…………………………………….. 59
ترید و تفسیر های خلاف واقع…………………. 59
سال دیوانگی……………………………… 62
مذهب های قانون گریز………………………. 63
خرافات جایگزینی برای کارها………………… 64
رسومات بلوچی…………………………….. 67
پوشش همیشگی……………………………… 69
قیام جنگجویان سرحد……………………….. 71
سال سیاه………………………………… 72
ثبت بی شناسنامه………………………….. 73
رسانه ی بلوچی……………………………. 74
جعبه ی صوت………………………………. 75
عناصر برجسته محور اقتصادی در حافظه جمعی پاسخگویان 76
اقتصاد خانی……………………………… 76
مبادله کالا به کالا………………………… 77
خرید و فروش غلام و کنیز…………………….. 78
مهاجرت گسترده……………………………. 79
نهاد ها و حوادث مهم و تأثیر گذار…………… 81
نداری مردم ……………………………… 82
ظلم غیر بومی ها………………………….. 83
قاچاق چاره ی راه…………………………. 84
مرم آماده بخور…………………………… 85
عناصر برجسته سیاسی حافظه جمعی پاسخگویان…….. 86
ظلم خان ها………………………………. 86
مردم مسلح خرابکار………………………… 88
طرح احرار……………………………….. 90
کینه ی شتری……………………………… 91
این مطلب را هم بخوانید :
اذهان برتری جوی………………………….. 92
عناصر برجسته محوراجتماعی حافظه جمعی پاسخگویان.. 93
رفتارهای اجتماعی بلوچ…………………….. 93
حرف، حرف سردار…………………………… 94
طبقات اجتماعی……………………………. 95
زنان کم رنگ……………………………… 96
ازدواج اجتماعی…………………………… 97
ویژگی های بلوچ ………………………….. 99
فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری
وقایع نگاری……………………………… 101
تحلیل و نتیجه گیری……………………….. 102
فهرست منابع و مآخذ……………………….. 107
فهرست جداول و نمودارها……………………. 112
مقدمه و طرح مسئله
ما هر روزه در پهنه ی این جهان شاهد تغییر و تحولات گسترده ای در جوامع و اجتماعات گوناگون هستیم؛ درگیری ها، کشمکش ها، اختلافات، تنازعات قومی همگی بخش هایی جدایی ناپذیر از جهان پر طمطراق امروزی گشته اند. تغییر و تحولات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی که در گذشته رخ داده است، موجب شکل گیری یک حافظه خاص از گذشته می شود . تحولات گذشته که در واقع حافظه آن جامعه است، متأثر از بافت گروه های اجتماعی است. این در جامعه است که افراد معمولاٌ حافظه خود را بدست می آورند، همچنین در جامعه است که افراد به طور معمول به یادآوری و تشخیص، بومی و محلی ساختن حافظه های خود می پردازند (1992:38،halwachs) و این امر نقش اساسی در درک آینده یک جامعه دارد.
گذشته ی هر گروه بخشی از هویت آن را تشکیل می دهد، در واقع هر گروه اجتماعی برای تعریف هویت خود ناچار از بررسی و درک حوادثی که در خاطره جمعی از وقایع برجسته آن گروه باقی مانده و هنوز هم زنده است و به افکار آنها جهت می دهد، است. هر گروه اجتماعی وقایع برجسته خود از گذشته را به شکلی متمایز از گروه دیگر تعریف می کند تا خود را از غیر خودی متمایز کند. افراد با بازیابی از گذشته، در حال بازسازی هویت خود در میان کشورهای تازه استقلال یافته، نیاز فوری به ایجاد ثبات در یک جامعه پر هرج و مرج، نیروی محرک برای فهم و تفسیر خصوصیات برجسته آن کشور می باشد. در پی جنبش های ملی هر ملت جدید، درگیر در ساختن دوباره هویت و فرهنگ ملی است که ریشه های آن در گذشته (1995:3،zerubavel) است.هر جا که بحران و تعارضاتی به وجود می آید جهت ایجاد وحدت و انسجام و یکپارچگی نیاز به یک نقطه مشترکی بین اعضاء جامعه است، اینجاست که افراد با تکیه بر خاطرات وحدت بخش خود (در درون یک بستر ویک حافظه مشترک) سعی در حل و پوششی برای شکاف موجود میباشند.
رابطه میان حافظه، تحولات گذشته، وقایع برجسته و منازعات همچنین مهم است و این به خاطر نقش بالقوه ای است که در کمک به حل منازعات دارند زیرا در صوتیکه این گروه های قومی با یک حس قربانی شدن رها شوند، به صورت یک مانع قدرتمندی بر سر راه روش های سنتی ایجاد و برقراری صلح و کاربرد دیپلماسی عمل می کند که این به نوبه ی خود باعث ایجاد ادراک بی عدالتی می شود که موجب منازعات بالقوه در آینده خواهد شد(غفاری نسب،2011)
زمانی که گروه های اجتماعی مختلف با یکدیگر در گیر می شوند این خود سبب نوعی کینه تازه و همیشگی می شود . پس اگر بخواهیم منازعات قومی را کنترل کنیم باید نقش گذشته جمعی را در قومیت های کنونی درک کنیم (همان، 2011) اهمیت مسئله قومیت در جوامع با تنوع نژادی و فرهنگی به حدی است که می تواند امنیت جوامع را تهدید و یا تضمین نماید . با توجه به این که دولت ها به منظور ادامه ی حاکمیت خود به دنبال امنیت ملی هستند بنابراین موفقیت آنها تا حد زیادی به روش ها و نحوه ی ایجاد انسجام و تعامل اجتماعی بستگی دارد، که در مقابل قومیت اتخاذ می کند . ولی اگر دولت ها موفق به تعریف مجدد از روابط میان گروه ها ی اجتماعی مبتنی بر همزیستی مسالمت آمیز و برابری نگردد، تنش های موجود همچنان به صورت یک مشکل دائمی در حیات سیاسی باقی خواهد ماند. (رضوی آل هاشم2009)
گروههای قومی هر چه منافع و حقوق شهروندی خود را در تعارض با حقوق ملی ببینند و اعضای گروه تمایزات نژادی و زبانی و مذهبی خود را با اعضای غیر گروه خودی به روشنی دریابند، شکاف عمیق تری را میان خود و دیگران احساس خواهند کرد. افزایش میزان خشونت در قرن بیستم، این قرن را پر حادثه ترین قرن تاریخ بشریت کرده است (ذکایی2011) بسیاری از دانشمندان معتقدند که منازعات بین گروهی یک بخش گریز نا پذیر از زندگی اجتماعی انسان است. تاریخ مملو از منازعات گروهی مداوم و متعدد می باشد(2003, Bar tal ) این امر سبب شد که همه ی جوامع انسانی ناچار از سنجش ارزش ها، نهاد ها و دورنمای گذشته خود هستند. در چندین رشته علمی، فرآیندهای یاداوری و فراموشی را با مسئله ی منازعه ی قومی پیوند داده اند اندیشوران نشان داده اند که چگونه می توان حافظه و خاطرات را در جهت مشروعیت بخشیدن و مشروعیت زدایی از نهادهای اجتماعی به کار برد(2003, Devine wright)
نسل کشی ها، جنگ های داخلی در برخی از کشورها مانند بوسنی، رواندا، ایرلند شمالی رخ داده است، این منازعات اساساٌ متفاوت از جنگ های پیشین است، زیرا امروزه مردم عادی به گونه ای فزاینده ای در خط مقدم این منازعات قرار گرفته اند . آمارهای مربوط به مرگ و میر نشان می دهد، در حالی که 10 درصد از تلفات جنگ جهانی اول را مردم عادی تشکیل می دهند اما در جنگ جهانی دوم آمار تلفات عادی به 50 درصد می رسد. در جنگ های اخیر تقریباٌ 80 درصد از تلفات را مردم عادی تشکیل می دهد. و این مسئله چالش هایی را برای کسانی پدید می آورد که می خواهند آنها را تبیین کنند و نیز چالش های بزرگتری است که این منازعات برای کسانی پدید می آورند که می خواهند آن را کنترل کرده ویا به آنها پاسخ دهند. (کالیمز،2003) کشور ایران، کشوری با تنوع نژادی، قومی و فرهنگی مختلفی است. این تنوع قومی به ویژه در کشور های توسعه نیافته که هنوز جامعه مدنی با مکانیزم های خود وفق پیدا نکرده، مشکلات بیشتری را برای هویت های قومی و ملی بوجود می آورد. سوابق حوادث تاریخی مانند جدایی آذربایجان و کردستان از ایران در سال 1324، و برخی از صحبت های صورت گرفته راجع به عربی بودن خوزستان، و حتی خلیج فارس و ادعا های برون مرزی در این زمینه و پژواک آن در اذهان عده ای از مرز نشینان ایران، نشان می دهد که هویت ملی ایرانی، با اشکالات فرهنگی کلان روبرو بوده است. (شیخاوندی ،1380: 114)
از آنجا که اقوام مختلف در طول تاریخ ایران نقش زیادی در تحولات اجتماعی داشته اند، میزان نفوذ و تأثیر آنها بافت های اجتماعی نسبتاٌ متفاوتی را برای خود تشکیل می دهند.این هویت های متضاد شکاف هایی را بین قومیت ها ایجاد می کند و تضاد هایی را به وجود می آورد که در نهایت منجر به کشمکش ها و نزاع های زیادی بین آنها می گردد. حافظه میتواند نقش مهمی را در بروز منازعه، یا بروز مجدد آن در میان اقوام ایفا کند. (غفاری نسب ،2011) اینکه در طی دوره های اخیر چه حوادثی بر مردم به ویژه بر قومیت های ایران گذشته و علل آنها چه بوده است بسیار اهمیت دارد. راجع به قومیت بلوچ و به طور خاص بلوچ جنوب استان کرمان در فصل بعد به صورت مفصل توضیح خواهیم داد.
بنابراین مسأله اصلی این تحقیق فهم ویژگی های تجربه تاریخی نخبگان قوم بلوچ از گذشته تاریخی ایشان است. از طریق فهم و تفسیر سخنان نخبگان قوم بلوچ منطقه جنوب استان کرمان، نظامی معنایی از تحولات سیاسی، فرهنگی، تاریخی و در واقع ویژگی های فرهنگی و اجتماعی آنها را استخراج کنیم و با استفاده از رویکرد کیفی در این تحقیق می توان تحولات اجتماعی گذشته در ذهن افراد را از طریق افرادی که درگیری و مشارکت بیشتری در رابطه با تحولات مذکور در این منطقه داشته اند درک و تفسیر کرد. با توجه به اینکه اطلاعات رسمی در هر حکومتی با آنچه بر مردم گذشته بسیار متفاوت و گاهاٌ متضاد است و حکومت ها جهت پیشبرد اهداف و منافع خود طوری برنامه ریزی می کنند که این حوادث مهم، از حافظه مردم دور بماند. در این پژوهش ما به دنبال یک فهم بهتر از واقعیت اجتماعی هستیم .ما در اینجا تلاش خواهیم کرد تا مفاهیمی را که از نخبگان این قوم بدست می آید را به صورت ساختارمند نشان می دهیم .تحقیقات کیفی با توصیف ضخیم خود از واقعیت به سادگی عبور نمی کنند و همچون آینه، انعکاس ادراک شدن های ناشناخته را در شناخته ها و ادراک شدن های شناخته را در ناشناخته ها قرار می دهد و به بازشناسی خود افراد کمک می کند (فلیک،2004) و در این روش ما سعی میکنیم یک مدل از تحولات اساسی گذشته این قوم را ارائه دهیم.
در این تحقیق سعی می کنیم تحولات برجسته تاریخی قوم بلوچ جنوب کرمان، در عرصه هی مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی را از میان معانی ذهنی، حافظه ایشان بررسی کنیم. حوادثی که بر قوم بلوچ در
ج- ابزار تحقیق…………………………………………………………………………………………………………………………….5
چ- پیشینه تحقیق…………………………………………………………………………………………………………………………..5
ح- محدوده زمانی ومکانی……………………………………………………………………………………………………………..9
خ- ساختار فصول………………………………………………………………………………………………………………………….9
فصل دوّم: مبانی نظری……………………………………………………………………………………………………………10
مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………………………….11
لف- ایدئولوژی………………………………………………………………………………………………………………………..11
1- انواع ایدئولوژی…………………………………………………………………………………………………………………….15
1-1- ایدئولوژی دولتی……………………………………………………………………………………………………………16
1-2- ایدئولوژی انقلابی…………………………………………………………………………………………………………..21
عنوان صفحه
2- خاستگاه ایدئولوژی………………………………………………………………………………………………………………..25
2-1- اندیشه های زمینه ای…………………………………………………………………………………………………………..28
2-2- شرایط اجتماعی و سیاسی…………………………………………………………………………………………………….35
3- عناصر ایدئولوژی انقلاب…………………………………………………………………………………………………………38
4- کارکرد ایدئولوژی انقلابی………………………………………………………………………………………………………39
4-1- نفی وضع موجود……………………………………………………………………………………………………………….43
4-2- ترسیم وضع مطلوب……………………………………………………………………………………………………………44
جمع بندی………………………………………………………………………………………………………………………….51
فصل سوم : مولفه ها و ویژگیهای ایدئولوژی انقلابی در انقلاب ایران………………………………….53
مقدمه………………………………………………………………………………………………………………………………..54
الف- خاستگاه ایدئولوژی انقلاب اسلامی ایران………………………………………………………………………………55
1- اندیشه های زمینه ای…………………………………………………………………………………………………………..59
1-1- ایدئولوژی تشییع ………………………………………………………………………………………………………..60
1-2- ناسیونالیسم و لیبرالیسم……………………………………………………………………………………………………..63
1-3- سوسیالیسم……………………………………………………………………………………………………………………..67
ب- ایدئولوگ های انقلاب…………………………………………………………………………………………………………70
1- امام خمینی………………………………………………………………………………………………………………………71
عنوان صفحه
2- دکتر علی شریعتی………………………………………………………………………………………………………….74
3- شهید مطهری………………………………………………………………………………………………………………..78
پ- شرایط اجتماعی وسیاسی………………………………………………………………………………………………….81
1- آسیب پذیری حکومت پهلوی……………………………………………………………………………………………..91
2- شرایط اقتصادی اجتماعی دهه 40 و50 شمسی……………………………………………………………………….95
ث- عناصرایدئولوژی انقلاب اسلامی ایران………………………………………………………………………………..102
1- اندیشه نفی سلطه خارجی(استقلال)………………………………………………………………………………….103
2- اندیشه رهایی از استبداد (آزادی)…………………………………………………………………………………..104
3- اندیشه ایجادنظام جمهوری اسلامی…………………………………………………………………………………108
ج- کارکرد ایدئولوژی انقلابی……………………………………………………………………………………………….110
1- نقد وضع موجود…………………………………………………………………………………………………………..114
1-2- نفی وضعیت سیاسی نظام پهلوی ………………………………………………………………………………116
1- 3- نفی وضع اجتماعی در دهه های 40 و 50 شمسی………………………………………………………….119
1-4- نفی وضع اقتصادی دهه های 40 و 50 شمسی……………………………………………………………..120
2- ترسیم وضع مطلوب………………………………………………………………………………………………………….124
2-1- ترسیم نظام آتی حکومتی مبتنی بر اندیشه حکومتی تشییع (ولایت فقیه)…………………………….124
2-2- ترسیم نظام اجتماعی مدینه النبی بر اساس عدالت اجتماعی ……………………………………………..126
عنوان صفحه
جمع بندی………………………………………………………………………………………………………………………127
فصل چهارم: مولفهها و ویژگیهای ایدئولوژی انقلابی در انقلاب فرانسه…………………………..131
مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………………..132
الف- خاستگاه ایدئولوژی در انقلاب کبیر فرانسه…………………………………………………………………………..133
1- لیبرالیسم…………………………………………………………………………………………………………………………..138
2- ناسیونالیسم……………………………………………………………………………………………………………………….140
3- سکولاریسم……………………………………………………………………………………………………………………..141
4- اومانیسم ………………………………………………………………………………………………………………………142
ب- ایدئولوگ های انقلاب ………………………………………………………………………………………………………144
این مطلب را هم بخوانید :
کودکان و نوجوانان – سبز اندیشان امروز
1- روبسپیر………………………………………………………………………………………………………………………….145
2- دانتون……………………………………………………………………………………………………………………………147
3- ولتر……………………………………………………………………………………………………………………………….147
ج- شرایط اجتماعی و سیاسی…………………………………………………………………………………………………….152
1-آسیب پذیری سلطنت لویی شانزدهم……………………………………………………………………………………….161
2- شرایط اقتصادی فرانسه در نیمه اول قرن هجدهم و نیمه دوم تا سال 1789…………………………………….162
3- طبقات اجتماعی فرانسه در زمان انقلاب و چگونگی به وجود آمدن طبقه بورژوازی……………………….165
چ- عناصر ایدئوژی انقلاب فرانسه……………………………………………………………………………………………169
عنوان صفحه
1- اندیشه آزادی………………………………………………………………………………………………………………173
2- اندیشه برابری……………………………………………………………………………………………………………….174
3- اندیشه برادری……………………………………………………………………………………………………………..175
ح- کارکرد ایدئولوژی انقلابی………………………………………………………………………………………………….176
1- نفی وضع موجود……………………………………………………………………………………………………………177
1-1- نفی وضع سیاسی نظام سلطنت لویی شانزدهم…………………………………………………………………178
1-2- نفی وضع طبقات اجتماعی فرانسه قرن هجدهم……………………………………………………………….181
1-3- نفی وضع اقتصادی فرانسه قرن هجدهم…………………………………………………………………………182
2- ترسیم وضع مطلوب…………………………………………………………………………………………………………186
2-1- ترسیم حکومت جمهوری سکولار……………………………………………………………………………….186
2-2- ترسیم وضع برابری اجتماعی برای همه طبقات به خصوص طبقه سوم………………………………….188
2-3- فراهم آوردن شرایط اقتصادی برای بالندگی طبقه سوم……………………………………………………..189
جمع بندی…………………………………………………………………………………………………………………….192
فصل پنجم : مقایسه مولفه ها و ویژگیهای ایدئولوژی انقلابی در انقلاب اسلامی وانقلاب فرانسه………………………………………………………………………………………………………………………………….196
مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………………………197
الف- مقایسه خاستگاه ها……………………………………………………………………………………………………197
1- مقایسه اندیشه های زمینه ای……………………………………………………………………………………………199
عنوان صفحه
2- مقایسه ایدئولوگ ها…………………………………………………………………………………………………….200
3- مقایسه شرایط اجتماعی و سیاسی……………………………………………………………………………………201
4- مقایسه شرایط اقتصادی…………………………………………………………………………………………………202
5- مقایسه عناصر تشکیل دهنده ایدئولوژی……………………………………………………………………………204
6- مقایسه کارکردهای ایدئولوژی……………………………………………………………………………………….206
جمع بندی…………………………………………………………………………………………………………………212
نتیجه گیری……………………………………………………………………………………………………………………….215
منابع………………………………………………………………………………………………………………………………..224
پیوست ها………………………………………………………………………………………………………………………….231
پیوست الف: گاه شمار تاریخ انقلاب فرانسه……………………………………………………………………………….232
پیوست ب: گاه شمار انقلاب ایران……………………………………………………………………………………………242
فهرست نمودارها
نمودار ایدئولوژی انقلاب فرانسه……………………………………………………………………………………………..49
نمودار ایدئولوژی انقلاب ایران……………………………………………………………………………………………….50
جداول مقایسه مولفه ها و ویژگی های ایدئولوژی انقلابی……………………………………………………………210
چکیده انگلیسی…………………………………………………………………………………………………………………..255
فصل اول
کلیات تحقیق
الف- بیان مسأله
ایدئولوژی هر انقلابی در چگونگی پیروزی انقلاب، نوع حکومت جایگزین و حتی مراحل وتحولات پس از پیروزی نقش موثری دارد. انقلاب در مراحل اولیه خود ایدئولوگ یا ایدئولوگ های خود و نیز ایدئولوژی خود را پیدا می کند و بدین ترتیب با مشخص شدن ایدئولوژی، انتقادات به رژیم مستقر و پیشنهادها و راه حل های جایگزین تا حدود زیادی مشخص می شود. «دوتریسی» در سال 1976 برای اولین بار اصطلاح ایدئولوژی را برای مطالعه نظام مند انتقادی و احساساتی خاستگاهای عقاید به کار برد. همچنین «کرین برینتون» گفته است: هیچ انقلابی بدون گسترش اندیشه شکل نمی گیرد. ایدئولوژی الگوهای عقاید واظهارات نمادینی هستندکه جهان را تعریف و تفسیر می کنند (برینتون، 45:1366-59).
برای مثال انقلاب هایی که درآن یک ایدئولوژی واحد و سازگار با ویژگی های فرهنگ آن جامعه گسترش یابد زودتر فراگیر می شود و از این رو بسیج قوی تری از توده ها را در پی دارد (جمعی از نویسندگان،23:1384).
در دو انقلاب ایران و فرانسه نیز همانند سایر انقلاب ها می توان نقش بارز ایدئولوژی را مشاهده کرد. در انقلاب فرانسه، ایدئولوژی هایی انسانی وآزادی خواهانه از درون آموزه های فلسفی اندیشمندان آن کشور و بر مبنای لیبرالیسم و ارزش های روشنفکری شکل گرفت که بعدها تاثیری جهانی بر جای گذاشت. ازسوی دیگر انقلاب ایران بر مبنای تفکرات شیعی بود. اگرچه جریان های ناسیونالیسم ایرانی مارکسیسم _ لنیسیسم و … نیز به دنبال جلب حامیانی برای خود در جریان انقلاب سال 1357 بودند، ایدئولوژی اسلامی توانست پیروانی به مراتب بیش تر در جریان انقلاب جلب کند و این انقلاب را به نام خود به جهانیان معرفی کند.
ایدئولوژی اسلامی شیعی به عنوان اندیشه وآرمان در انقلاب ایران به تدریج توانست ایدئولوژی های رقیب یعنی مارکسیسم و ناسیونالیسم را به حاشیه برده و در سطح گسترده ای بین نخبگان سیاسی و نیز مردمان عادی نفوذ کند. این گسترش در زمان وقوع انقلاب اسلامی از طریق شعارهای انقلابیون در بیان آرمان های جدید مانند «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» و بی توجهی به شعارهای گروه های غیر اسلامی قابل مشاهده بود (جمعی از نویسندگان، 248:1384).
انقلاب فرانسه در بنیان خود انقلابی بورژوایی بود. این انقلاب بر اساس ایدئولوژی شکل گرفته از سال ها قبل از انقلاب که بر بنیان لیبرالیسم بنا شده بود، اشرافیت فئودالی گذشته را از میان برداشت و اشرافیت بورژوازی را جانشین آن کرد. در سال های پس از انقلاب به تدریج بورژوازی توانست رشد یافته به قدرت مسلط تبدیل شود و رشد بخش های تجاری و صنعتی بزرگ باعث شد آن جامعه به دو گروه سرمایه دار وکارگر تبدیل شود. براین اساس پیدایش مکاتب سوسیالیسم وآنارشیسم نیز محصول انقلاب فرانسه بود. لیبرالیسم به صورت ایدئولوژی انقلاب فرانسه عمل کرد و ایدئولوژی های سوسیالیسم و آنارشیسم در سالهای پس از انقلاب به ایدئولوژی های رقیب برای لیبرالیسم بدل شدند. عده ای از دانشمندان معتقدند که به واسطه عدم تحقق اهداف انقلاب فرانسه در موضوع برابری، جنبش سوسیالیسم ایجاد شد تا آن را برآورده سازد و برخی براین باورندکه سوسیالیسم عکس العملی به بورژوازی قدرت گرفته پس ازانقلاب فرانسه بود(دونالدلن،196:1367).
ایدئولوژی با درآمیختن با هویت ملی، قدرتمند ترین ابزار نمادی را برای بسیج حمایت انقلابی در اختیار می گیرد. در ایران، اسلام وتشیع با ملت باوری ایرانیان همنوایی دارد و ملت گرایی می تواندکشاورزان، اربابان، صاحبان صنعت وکارگران و… با هم متحد کند. اما این نیز واقعیت دارد که در جوامع دارای ایدئولوژی رقیب هیچ گونه انسجامی نمی توان در نهضت انقلابی یافت وتعدد ایدئولوژی انسجام نهضت را کاهش می دهد (گرین، 1387: 148-146).
یکی از شعارها وخواست های انقلاب فرانسه آزادی بود. منظوراز آزادی، آزادی بیان، آزادی اندیشه، آزادی مذهبی، آزادی فعالیت های سیاسی و داشتن حقوق برابردرمقابل قانون بودکه همه به نام لیبرالیسم شناخته می شد ودر دوران فتوحات ناپلئون این مفاهیم در سراسر اروپا گسترش یافت. درمجموع مفاهیم آزادی، برابری، برادری، قانون اساسی، حقوق بشر، لغو فئودالیسم، احساسات ملی و نظام وظیفه عمومی در سراسر اروپاگسترش یافت (مانفرد،1353: 209).
باتوجه به مطالب بالا وتأثیراتی که این انقلاب ها چه در زمان خود و چه سال ها بعد به عنوان الگویی انقلابی و تاثیرگذار داشته اند، این سوال مطرح می شود که ایدئولوژی انقلابی در انقلاب اسلامی ایران و انقلاب فرانسه در چه زمینه هایی قابل مقایسه اند.
ب- اهمیت و ضرورت تحقیق
فواید نظری
فواید عملی
پ- هدف های تحقیق
هدف اصلی
1- شناخت وجوه تشابه و تفاوت ایدئولوژی درانقلاب اسلامی ایران و فرانسه
اهداف فرعی
1- شناخت ِمبانی نظریِ ایدئولوژی درمطالعات انقلاب
2- شناخت مولفه ها و ویژگی های ایدئولوژی انقلابی در انقلاب اسلامی ایران
3- شناخت مولفه ها و ویژگی های ایدئولوژی انقلابی در انقلاب فرانسه
4- شناخت وجوه تشابه و تفاوت مولفه ها و ویژگی های ایدئولوژی انقلاب اسلامی ایران و انقلاب فرانسه
5- شناخت وجوه تشابه و تفاوت مولفه ها و ویژگی های ایدئولوگ های انقلاب اسلامی ایران و انقلاب فرانسه
ت- سؤال های تحقیق
سوال های اصلی
1-ایدئولوژی انقلابی در انقلاب اسلامی ایران و فرانسه چه شباهت ها و تفاوت هایی با یکدیگر دارند؟
سوال های فرعی
1- مبانی نظری ایدئولوژی در مطالعات چیست؟
2- مولفه ها و ویژگی های ایدئولوژی انقلابی در انقلاب اسلامی ایران چیست؟
3- مولفه ها و ویژگی های ایدئولوژی انقلابی در انقلاب فرانسه چیست؟
4- مولفه ها و ویژگی های ایدئولوژی انقلابی در انقلاب اسلامی ایران و انقلاب فرانسه چه وجوه تفاوت و تشابهی با هم دارند؟
5- شناخت وجوه تشابه و تفاوت مولفه ها و ویژگی های ایدئولوگ های انقلاب اسلامی ایران و انقلاب فرانسه
ث – روش انجام تحقیق
روش به کار رفته در این تحقیق، کیفی و مقایسه ای و از نوع تحلیل اسنادی است. در این روش، ایدئولوژی در دو انقلاب (انقلاب اسلامی ایران و انقلاب فرانسه) مورد مقایسه قرار می گیرد. در روش مقایسه ای وجوه تفاوت و تشابه دو پدیده تا حدودی مشابه مورد بررسی قرار می گیرد. هدف از این روش دستیابی به دانش در خصوص مزیت ها و کاستی های دو پدیده و نیز دستیابی به نظریه در حد امکان است.
ج- ابزارگردآوری اطلاعات
ابزارهای مورد استفاده در این تحقیق استفاده از منابع کتابخانه و کتب و مقالات و پایان نامه های مرتبط به موضوع مورد تحقیق و اسناد و مدارک موجود می باشد.
چ- پیشینه تحقیق
اخوان مفرد (1380) در «مقاله ایدئولوژی در نظریه های انقلاب»کنکاشی می کند در شناختن مفهوم ایدئولوزی وتعیین کارکردها وجایگاه آن در نظریه های انقلاب و فرق مقاله اخوان مفرد با پایان نامه حاضر آن است که در این پایان نامه همه عناصر پدید آورنده ایدئولوژی ها و نقش ایدئولوگ ها اعم از دینی وغیر دینی درانقلاب ایران وفرانسه بررسی خواهد شد.
اخوان مفرد (1380) در مقاله «نقش و جایگاه ایدئولوژی در نظریه های انقلاب» به طرح نظریه های نوین انقلاب در قالب رهیافت های روانشناختی، جامعه شناختی و سیاسی در دوسطح خرد وکلان می پردازد. فرق این اثر با مقاله اخوان مفرد این است که در این پایان نامه همه عناصر پدید آورنده ایدئولوژی ها ونقش ایدئولوگ ها اعم از دینی وغیر دینی در انقلاب ایران و فرانسه بررسی خواهد شد.
حاضری (1377) در مقاله «فرایند بالندگی ایدئولوژی انقلاب اسلامی» به حیات مجدد دین ونقش آفرینی آن درانقلاب اسلامی ایران می پردازد. فرق پایان نامه حاضر با کتاب بالندگی ایدئولوژی انقلاب اسلامی آن است که این پایان نامه سعی در شناخت مقایسه ای عامل ایدئولوژی و ایدئولوگ های انقلابی در ایران و فرانسه به طور مفصل می پردازد و چگونگی شکل گیری ایدئولوژی های انقلابی و نقش ایدئولوگ ها رابیان می کند.
منوچهری (1382) در مقاله «ایدئولوژی و انقلاب» به مفهوم ایدئولوژی هم در دنیای آکادمیک و هم در مباحث سیاسی در سطح دنیا و به ویژه در ایران که بحثی مجادله برانگیز است می پردازد. از ایدئولوژی تعابیر مختلفی وجود دارد و از نظرعملی حداقل از سه دیدگاه می توان به آن نگاه کرد: اول از دیدگاه اندیشه سیاسی، دوم از دیدگاه جامعه شناسی معرفت و سوم از دیدگاه جامعه شناسی تاریخی. فرق پایان نامه حاضر با کتاب منوچهری آن است که این پایان نامه سعی در شناخت مقایسه ای دو انقلاب ایران و فرانسه با تأکید بر مفهوم ایدئولوژی و ایدئولوگ های انقلابی در ایران و فرانسه می پردازد.
یدالله محمدی (1379) در مقاله «انقلاب اسلامی به ایدئولوژی، مفاهیم وکارکردها» به کارکردهای دین در انقلاب ایران به عنوان ایدئولوژی به وجود آورنده وضعیت انقلابی، بیداری، تحرک اجتماعی ومشروعیت زدایی ازنظام و طراحی نظم مشروع می پردازد و دین را به عنوان محرک انقلاب اسلامی ایران بررسی می کند. فرق پایان نامه حاضر با مقاله یدالله محمدی آن است که در این پایان نامه، همه عناصر پدید آورنده ایدئولوژی ها ونقش ایدئولوگ ها اعم از دینی وغیر دینی درانقلاب ایران وفرانسه بررسی خواهد شد.
ساچدینا (1382) در مقاله «امام خمینی ومفهوم دین» به متن سخنرانی ایشان در کنگره بین المللی تبیین انقلاب اسلامی و به مسئله دگرگونی مفهوم دین ومذهب تحت رهبری امام می پردازد. فرق این اثر با پایان نامه حاضر آن است که سعی در شناخت مقایسه ای دوانقلاب ایران و فرانسه باتاکید بر مفهوم ایدئولوژی وایدئولوگ های انقلابی در ایران وفرانسه می پردازد و سعی در پاسخگویی به این سوال دارد که ایدئولوگ هاوایدئولوژی های انقلابی در انقلاب اسلامی ایران و فرانسه چه شباهت ها و تفاوت هایی با یکدیگر دارند؟ فرق پایان نامه حاضر با مقاله ساچدینا آن است که این پایان نامه سعی در شناخت مقایسه ای دوانقلاب ایران و فرانسه با تأکید بر مفهوم ایدئولوژی وایدئولوگ های انقلابی در ایران و فرانسه دارد.
سمتی (1382) در مقاله «انقلاب اسلامی ایران وتجدید نظردر تئوری های انقلاب» به ارائه تئوری های متفاوت و رهیافت های گوناگون در رابطه با تبیین وتوضیح علل وقوع انقلاب می پردازد. باید دید زمانی که انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید دنیا ومحافل آکادمیک به انقلابات بزرگ اجتماعی چگونه نگاه می کردند وآن ها را چگونه توضیح می دادند؟ فرق پایان نامه حاضر با مقاله سمتی آن است که این پایان نامه سعی در شناخت مقایسه ای دوانقلاب ایران و فرانسه با تأکید بر مفهوم ایدئولوژی وایدئولوگ های انقلابی در ایران و فرانسه می پردازد .
خدایاری (88-1378) در پایان نامه خود با عنوان «ایدئولوژی و بسیج سیاسی در انقلاب اسلامی ایران (از آغاز تا 22 بهمن 1357) با توجه به عامل تفکرات شیعی وتاثیر آن در بسیج مردمی انقلاب ایران» در پی پاسخگویی به این سوال است که ایدئولوژی چه تأثیری در بسیج سیاسی در فرایند انقلاب اسلامی ایران داشته است؟ و فرضیه اش این است که ایدئولوژی اسلامی به طورعام وایدئولوژی شیعی به طور خاص علت اصلی بسیج سیاسی بوده است. فرق پایان نامه حاضر با کتاب خدایاری آن است که این پایان نامه سعی در شناخت مقایسه ای دوانقلاب ایران و فرانسه با تأکید بر مفهوم ایدئولوژی وایدئولوگ های انقلابی در ایران وفرانسه می پردازد وسعی در پاسخگویی به این سوال دارد که ایدئولوگ ها و ایدئولوژی های انقلابی در انقلاب اسلامی ایران و فرانسه چه شباهت ها و تفاوتهایی با یکدیگر دارند؟
منوچهرمحمدی (1382) در کتاب «انقلاب اسلامی در مقایسه با انقلاب های فرانسه وروسیه» سعی کرده در سه حوزه اوضاع سیاسی _ اجتماعی قبل ازانقلاب، عوامل پیروزی انقلاب، و مرحله بعد ازپیروزی انقلاب به بررسی این سه انقلاب بپردازد. فرق این پایان نامه با کتاب منوچهرمحمدی آن است که پایان نامه حاضر برعناصر شکل گیری ایدئولوژی و نقش ایدئولوگ ها دردوانقلاب ایران وفرانسه می پردازد.
برینتون (1362) درکتاب «کالبد شکافی انقلاب: انگلیس، فرانسه، روسیه،آمریکا» به اهداف انقلاب از زمان رژیم های پیشین ونخستین مراحل انقلاب و پایگاه اقتصادی اجتماعی توده انقلابی وفرمانروایان میانه