فصل دوم : ادبیات و پیشینه پژوهش
1.2 مقدمه: 15
2.2 آموزش: 15
2.3 طراحی آموزشی: 15
1.1 ………………………………………………………………………………………………………………………….16
1.2 ………………………………………………………………………………………………………………………….16
1.3 ………………………………………………………………………………………………………………………….16
1.3.1 تاریخچهی طراحی آموزشی 16
2.4 سازنده گرایی 17
2.4.1 نظریه های سازنده گرایی 18
2.4.2 کاربرد آموزشی نظریه ی سازندهگرایی 18
2.4.3 اصول طراحی آموزشی از دیدگاه سازنده گرایی 19
5.2 بازی: 21
2.5.1 نظریه های بازی: 24
2.5.2 انواع بازی کودکان: 26
2.5.3 بازی و سازگاری اجتماعی کودکان 33
2.5.4 اثرات شناخته شده بازی بر سلامت 34
2.5.5 مراحل رشد بازی در کودکان: 36
2.5.6 چهار دوره بازی: 38
2.5.7 مشخصه های بازی کودکان: 39
2.5.8 دیدگاه دانشمندان اسلامی درزمینه بازی: 39
2.6 هوش: 41
2.6.1 هوش یگانه و چندگانه: 42
2.6.2 نظریه هوشهای چندگانه: 42
2.7 هوش میانفردی: 45
2.7.1 همکاری: 46
2.7.2 همدلی: ……………………………………………………………………………………………………………….47
2.7.3 تشخیص مقاصد: 51
2.8 بازی های جدی و آموزش علمی: 52
2.9 داستان و تاثیر روانی آن بر کودکان: 53
1.9.2 لذت تفریح: 53
2.9.2 رشد مهارتهای زبانی 53
3.9.2 تحقق اهداف تربیتی 54
4.9.2 انتقال ایدئولوژی: 55
2.9.5 درمان بیماریهای روانی 56
2.10 تاثیر بازی بر تقویت هوش میانفردی: 56
2.10.1 فواید قصههای تصویری: 56
2.11 سالهای پیش دبستانی 59
12.2 طراحی آموزش مهارت های اجتماعی 61
2.13 طراحی کارگاه داستان گویی: 63
2.14 پیشینه پژوهش : 66
2.14.1 پژوهش های داخلی: 66
2.14.2 تحقیقات خارج : 70
15.2 جمع بندی: 72
فصل سوم: روش تحقیق
3.1 روش تحقیق 75
3.1.1 روش تحقیق ترکیبی 75
3.2 جامعه آماری 76
3.3 نمونه آماری و روش نمونه گیری 77
4.3 روش گردآوری اطلاعات 77
3.5 ابزار پژوهش 77
3.6 روایی 78
3.7 پایایی 78
3.8 روش تحلیل داده ها 79
3.9 برگزاری کارگاه: 81
3.10 دیاگرام پژوهش: 82
این مطلب را هم بخوانید :
4.3 تجزیه و تحلیل داده های کیفی 87
4.1.1 جداول فراوانی 87
4.1.2 جدول میانگین 90
4.1.3 تشریح و تحلیل مشاهدات 91
2.4 تجزیه و تحلیل دادههای کمی 100
4.2.1 آمارهای استنباطی: 100
4.2.2 یافتههای استنباطی: 101
4.3 جمع بندی: 102
فصل پنجم بحث و نتیجه گیری
5.1 سوال اصلی: 105
1.1.5 طراحی آموزشی مبتنی بر بازی بر هوش میان فردی کودکان تاثیر دارد؟ 105
2.5 سوالات فرعی: 106
1.2.5 طراحی آموزشی مبتنی بر بازی بر توانایی همکاری کودکان تاثیر دارد؟ 106
2.2.5 طراحی آموزشی مبتنی بر بازی بر توانایی همدلی کودکان تاثیر دارد؟ 108
2.3.5 طراحی آموزشی مبتنی بر بازی بر توانایی تشخیص مقاصد کودکان تاثیر دارد؟ 109
5.3 پیشنهادهای کاربردی: 110
5.4 پیشنهادهای پژوهشی: 111
5.5 محدودیتهای پژوهش: 111
منابع و مآخذ 114
ضمائم
فهرست جداول
جدول4‑1 جدولفراوانیپاسخها در متغیرها.روزاول 88
جدول 4‑2 فراوانیپاسخها در متغیرها.روزدوم 88
جدول4‑3 فراوانیپاسخها در متغیرها.روزسوم 89
جدول4‑4 فراوانیپاسخها در متغیرها.روزچهارم 89
جدول4‑5 فراوانیپاسخهادرمتغیرها.روزپنجم 89
جدول4‑6 میانگینمتغیرها در دونوبت پیشآزمون وپسآزمون 90
جدول4‑7 روز اول 92
جدول4‑8 روز دوم 94
جدول4‑9روز سوم 96
جدول4‑10 روز چهارم 97
جدول4‑11 روز پنجم 99
جدول4‑12میانگین و انحراف استاندارد هوش میانفردی در پیشآزمون وپسآزمون 100
جدول4‑13 آزمون کولموگروف- اسمیرنوف برای بررسی نرمالبودن توزیع دادههای هوش میانفردی 101
جدول4‑14 آزمونTهمبسته 102
فصل اول:
کلیات پژوهش
1.1 مقدمه:
زندگی بشر از ابتدا با دو واژه آموزش و یادگیری همراه بوده است و هیچگاه نمیتوان ادعا کرد زمانی وجود داشته که آموزش و یادگیری در زندگی انسان رخ نداده باشد، چراکه انسان در همه حال وهمه جا همواره در حال یادگیری است.اما آنچه قابل بیان است تفاوت این دو واژه در زندگی گذشته و حال است چراکه با گذشت زمان و پیشرفت زندگی انسان،آموزش نیز دستخوش تغییرات شده است و با پیشرفت در امر آموزش، یادگیری روز به روز از حالت پنهان به حالت آشکار درآمده و تحت کنترل انسان قرار گرفته است.همچنین آموزش شکلی تخصصیتر به خود گرفت به طوری که در عصر حاضر بخش عمده یادگیری از طریق آموزش برنامهریزی وطراحی شده توسط متخصصین شکل میگیرد.حال تفاوتی که در دهههای اخیر در امر آموزش مشاهده میشود، حیطه توانایی متخصصین آموزش برای طراحی محتوای مورد آموزش میباشد. تاچندی پیش حیطه طراحی آموزش تنها به انتخاب طرح و الگویی برای آموزش مطالب و محتوای موردنظر تعریف میشد به گونهای که تاثیرات و یادگیریهای پنهانی که از این آموزش در زندگی و شخصیت کودک ناشی میشد تقریبا غیر قابل پیشبینی و کنترل بود. اما اکنون به نظر میرسد آموزش تااندازهای پیشرفت کرده که متخصصان میتوانند علاوه بر طراحی محتوای مورد آموزش آنرا در قالبی مناسب طراحی کرده و برجنبههای مختلف شخصیت و زندگی فراگیر تاثیر بگذارند، و کودک را به معنای واقعی پرورش دهند، به گونه ای که هم یادگیری مطالب مورد نظر صورت بگیرد و هم کودک برای زندگی در جامعه و آینده رشد یابد.
برای دستیابی به این هدف باید در طراحی محتوا علاوه بر جنبههای شناختی به جنبههای عاطفی شخصیت کودک نیز توجه کنیم همانطور که از دیدگاه سازنده گرایی، برنامههای آموزشی باید همهسویه (شناختی،عاطفی و رفتاری) باشند، اما بسیاری از نظامهای آموزشی بیشتر بر جنبهی شناختی تاکید داشتهاند و پرورش دو سویه دیگر را به بخت واقبال واگذاشتهاند. با جدا پنداشتن عاطفه از شناخت، و این دو از رفتار، برنامههای آموزشی این نظامها واقعیت مهمی را از فرایند آموزش حذف کردهاند.باید توجه داشت سازنده گرایی گروهی، آموختن را کنشی گروهی میداند که انجام دادن بهینهی آن نیازمند داشتن توانایی ایجاد ارتباط با دیگران است (راگوزینو[1]،رز نیک[2]،اوتنه اوبراین[3]، و ویزبرگ[4]،2003). حال چطور میتوان توانایی ارتباط با دیگران که یکی از مشخصههای هوش میانفردی محسوب میشود را در فراگیران به خصوص کودکان تقویت کرد. با تقویت هوش میانفردی کودکان، توانایی برقراری روابط، درک دیگران، تشخیص مقاصد دیگران، همکاری با افراد و… در آنها بهبود مییابد.باید توجه داشت که برآوردن نیازهای جامعه و ساختن یک جامعه ایدهآل در گرو پرورش کودکان و رشد مهارتها و تواناییهای بیان شده در آنان است.در این راستا باید به علائق و ویژگیهای کودکان توجه کرد و برنامههای درسی را براساس آنها تنظیم نمود، که یکی از مهمترین آنها مقوله بازی است. نقش و اهمیت بازی در زندگی و رشد همه جانبهی کودک، آنچنان آشکار و نمایان است که نیازی به شرح و استدلال ندارد.
بازی علاوه بر رشد جسمانی، در رشد اجتماعی کودک نیز تاثیر بسزایی دارد. مشکلاتی که کودک در بازی با آنها مواجه میشود و تلاش او برای حل آنها، قدرت او را برای برخورد با مسائل و مشکلات در دورههای بعدی زندگی افزایش میدهد.همچنین بازی در رشد عاطفی کودک، بسیار موثر است زیرا کودک در بازی، طرز ابراز عواطف مختلف را فرامیگیردو به تدریج بهتر میتواند عواطف و احساسات خود را کنترل نماید. کودکان نمیتوانند آنچه را که فکر میکنند و میبینند، به خوبی بر زبان آورند اما از طریق بازی، افکار و مشاهدات خود را آشکار میسازند. به عقیدهی روانشناسان، بسیاری از هدفهای اساسی تربیتی در زمینهی اجتماعی، عاطفی، عقلانی و بدنی برای کودکان رامیتوان از طریق بازی تامین نمود. بنابراین با درک بازی کودکان میتوان به افکار، عقاید، احساسات و عواطف آنان پی برد و راهکارها و شیوههای تربیتی مناسبی را در پرورش آنان بهکار گرفت (خزاعی و خزاعی،10،1392).
1.1 بیان مساله:
چونکه با کودک سرو کارم فتاد هم زبان کودکی باید گشاد
(ابو علی مسکویه)
باتوجه به گسترش و توسعه روزافزون شیوههای آموزشی و روشهای یاددهی و یادگیری امروزه برای همگام شدن با دنیای روز باید بتوان این شیوه ها وروشهای جدید را در آموزش به کار گرفت وهمچنین روشهای جدید و مناسبی را نیز ابداع کرد تا بتوان محتوا و مفاهیم آموزشی را با کیفیت بیشتر و بهتری به فراگیران ارائه داد. با اینحال درحال حاضردر اکثر موارد شاهد آن هستیم که مدارس و معلمین به دلیل نداشتن آگاهی ازاین شیوه ها همچنان از شیوههای سنتی و قدیمی در آموزش بهره میگیرند.شیوه های سنتی آموزش در رشد کارکردهای شناختی پایین سودمند بودهاند، اما در آنها رشد کارکردهای شناختی بالا و نیز ابعاد عاطفی و اجتماعی دانش آموزان نادیده گرفته میشود(حمیدی،10،1381)، همچنین آموزش به شیوههای سنتی و معلم محور دیگر برای دانشآموزان جذاب نیست، روانشناسان معتقدند بهترین شیوه آموزش، سوق دادن غیر مستقیم کدوکان به سوی آموزشهای لازم برای شروع مدرسه است چراکه آموزش مستقیم، کودک را از آموزش دلزده میکند (خزاعی و خزاعی،150،1392). این دلایل خود بهانه ای برای لزوم انجام پژوهش حاضر میباشدچراکه ما برای تقویت و رشد دیگر مهارتها و کارکردهای بالای شناختی که در این پژوهش هوش میانفردی و مولفه های آن(همدلی، همکاری، تشخیص مقاصد) مدنظر قرار میگیرد، نیاز به تغییر و دگرگونی در اینگونه شیوه های سنتی داریم. در دیدگاه سازنده گرایی اجتماعی که با نظریه ویگوتسکی[5] و برو[6] شناخته میشود دانش با ابزارهای فرهنگی به دست میآید و پیش از آنکه درونی شود در دنیای بیرونی وجود دارد و در نتیجه تعامل فرد با محیط اجتماعی درونی میشود(فتسکوومک ک[7]،2005 به نقل از تیموری 1386). ویگوتسکی آموزش انسان را دارای ماهیتی اجتماعی میداند که بر اثر تجربه آموزش و در تعامل با دیگران و به وسیله ابزارهای فرهنگی به ویژه زبان به دست میآید در این دیدگاه دانشآموزان در تعامل با آموزشیار و دیگر همسالان خود و در بافت اجتماعی فرهنگی خود دانش را میسازند. بنابراین دانشآموزان نیاز دارند با فعالیتهایی درگیر شوند که دانستههای خود را بیافرینند یا سازماندهی کنند و آموزشیاران باید فرصتی برای آموزندگان فراهم کنند که با همدیگر و با بزرگسالان و دیگر همسالان خود برای ساختن دانستهها تعامل کنند. در طی سالها افراد زیادی تلاش کردهاند تا با استفاده از برنامهریزی صحیح ، آموزش مهارتها را در فرایند یادگیری فراگیران قرار دهند، که میتوان به برنامههای درسی گلدشتاین[8] و مک کینز[9] (1997) و برنامه درسی مهارتهای اجتماعی والکر[10] و همکاران (1983)(خانزاده،1392) اشاره کرد، در این برنامه مهارتهای اجتماعی کودکان مورد سنجش قرار گرفته و در خلال آموزش تقویت میشود، این برنامههای درسی نویدبخش آن است که میتوان ویژگیهای کودک مثل هوش میانفردی و تواناییهای همکاری،همدلی،تشخیص مقاصد و… را نیز با دقت نظر در برنامه درسی و طراحی محتوا مورد تقویت قرار داد. البته این امر لازمه توجه به علایق و نیازهای کودکان است تا با مبنا قرار دادن این نیازها قالب و چهارچوب مناسبی برای ارائه تواناییهای مورد نظر انتخاب کرد. با نگاهی به پژوهشهای انجام شده در سالهای اخیر مانند پژوهش السون تانکس[11]، دیوید سندیفورد[12]، اندریا کدیو[13]، ایمی گتس لر[14](2011) تحت عنوان “قدرت بازی”، همچنین پژوهش ولایتی و رمضانی (1389) تحت عنوان ” بازی برای یادگیری و یادگیری از طریق بازی” میتوان به نقش و اهمیت بازی برای کودکان پی برد و این نیاز کودک را به عنوان قالب و چارچوبی برای طراحی محتوا در نظر گرفت. علاوه بر پژوهشها دلایل دیگری نیز میتواند انتخاب بازی را به عنوان چارچوب ارائه محتوا تضمین کند که ذیلا به آنها اشاره خواهد شد: هرکودکی حق دارد تفریح و بازی کند و در فعالیتهای خلاقانه مناسب سنش شرکت کند و در زندگی فرهنگی و هنری سهیم باشد(ماده31 از حقوق کودک در سازمان ملل)(یاسایی،1380)بر اساس اصول 4و7 مصوب مجمع عمومی سازمان ملل متحد (20نوامبر1959) پرورش کودک در محیطی سالم و مراقبت وحمایت از او همچنین تهیه امکانات کامل از جمله تفریح و بازی از طریق جامعه و مقامات اجتماعی از حقوق مسلم کودکان است(یاسایی،1380). واینکه بازی شیوه تجربی آموزش است و میتواند زمینه ساز وبستر مناسبی برای پرورش قوه تفکر و اندیشیدن در یادگیرندگان ضمن فرایند آموزش و یادگیری باشد. همچنین میتواند یکی از راههای تنوع بخشیدن به مطالب درسی و آموزش باشد. دیگر آنکه بازی از جمله مفاهیمی است که از دیرباز علاوه بر کارکردهایی نظیر سرگرمی وپرکرن اوقات فراغت، نقش آموزشی،تقویت قدرت خلاقیت و آفرینشگری نیز داشته است.این شیوه از یادگیری به دنبال آن است که روشهای جدید طراحی آموزشی مبتنی بر رشد هوشمیان فردی کودکان را مورد توجه قرار دهد و در عین حال مهارتها و شایستگیهایی را که بعدا در دنیای کار مورد نیاز دانشآموزان است در آنها پرورش دهد و از جمله تکنیک هایی است که میتواند به تسهیل و بهبود اجرای فرایندهای مدیریت دانش کمک کند. از طرفی دیگر بیشترین دغدغه کودک به خصوص در سنین ابتدایی بازی آنهاست همانطور که فروبل[15]بازی را به منزله منبع و دریچهای برای همه چیزهای خوب و نیکیها میداند و معتقد است کودکی که با تمام وجود خود مستمر و با پشتکار و علاقه تا سرحد خستگی فیزیکی به بازی و خودفعالی میپردازد مطمئنا فردی مصمم و قادر به از خود گذشتگی و ایثار برای رسیدن به رفاه خود و دیگران بار میآید (مفیدی، 1383، به نقل از تیموری1386). همچنین بازی میتواند محتوای آموزشی را متناسب با سن وویژگی های دانشآموزان به آنها ارائه دهد چرا که کودکان بیشترین زمان خود را صرف بازی میکنند و این میتواند راهی برای فهم مطالب برای آنها باشد.همانطور که ژان پیاژه معتقد است کودک از محیط خود اطلاعاتی را جمعآوری میکند.اطلاعات را درونسازی میکند و آن را در معرض چهارچوب درکی خود قرار میدهد. گاه اطلاعات تازه در این چهارچوب نمیگنجد در این صورت تغییری باید صورت گیرد که در واقع رشد شناختی،نیازمند توازن بین درون سازی و برونسازی است.زیرا بچهها در بازیهایشان آن رفتارهای ساخته شده از قبل را که با واقعیات نیز تطبیق دارد به نمایش میگذارند(مجیب 1379،به نقل از تیموری1386)در نهایت تصمیم برآنست تا بررسی شود آیا طراحی آموزشی در قالب بازی میتواند هوش میانفردی کودکان را تحت تاثیر قرار دهد
1.2 ضرورت و اهمیت تحقیق:
کودکان آیندهساز هر کشور هستند. با سرمایهگذاری در آموزش کودکان میتوانیم آینده کشور را به سمت و سویی بهتر و آرمانیتر جهت داد، به عبارتی برای ایجاد هر تغییر در یک جامعه میتوان ابتدا کودکان را تغییر داد.در سالهای اخیر شاهد آن هستیم که با صنعتیتر شدن شهرها و دور شدن خانوادهها از یکدیگر روابط بینفردی کمتر شده و افراد به خصوص کودکان کمتر با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند. به طوری که امروزه در مکانهای عمومی حتی در پارکها و مدارس شاهد آن هستیم که ایجاد یک گروه و انتخاب دوست برای کودکان و برقراری ارتباط به کاری دشوار تبدیل شده است و اکثر کودکان به بازیهای فردی میپردازند.این در حالی است که کودک از طریق تعامل با همسالان و دیگران رشد مییابد و مهارتهای زندگی را میآموزد. یکی از راههای ایجاد تعامل و برقراری ارتباط در دوران کودکی بازی است.اکنون کودکان تقریبا بیش از نیمی از زمان خود را در مدرسه یا مراکز آموزشی میگذرانند.اما سوال مهم این است که ؛آیا مدارس وظیفه آموزش و پرورش کودک که رشد همه جانبه او را دربرمیگیرد و او را برای زندگی در جامعه آماده میکند به خوبی ایفا میکنند؟ آیا توجه به گسترش روشها وشیوههای آموزشی، مدارس میتوانند روش آموزش خود را متناسب با ویژگی و علایق و همچنین مشکلات پیش روی کودک تغییر دهند؟ آیا علاوه بر آموزش محتواهای مشخص به کودک به دیگر ابعاد شخصیتی او ورشد مهارتهای آنها نیز توجه میشود؟
هرچند که پاسخگویی به این سوالات نیازمند تامل زیاد و انجام پژوهشهای بسیار است، اما با اندکی تفکر در آنها میتوان به نقش مهم طراحان و متخصصان آموزشی پی ببریم که میتوانند با پیشرفت و گسترش روزافزون روشها و شیوههای آموزشی روشهای جدیدی را برای آموزش برگزینند تا به معنای واقعی آموزش و پرورش را در کودکان تحقق بخشند. دراین راستا موضوع پژوهش حاضر اجرای طراحی آموزشی مبتنی بر بازی و تاثیر آن برهوش میانفردی کودک قرار گرفت تا بررسی شود آیا با انتخاب یک شیوه طراحی آموزشی متناسب با ویژگیها و علایق کودک میتوان جنبههای شخصیتی او را رشد داد؟ آیا بازی،که نیاز کودک است، موجب تقویت هوش میانفردی، که لازمه زندگی اجتماعی کودک است میشود؟ و البته زیربنای این پژوهش نظریه هواردگاردنر[16]است که بیان میکند شما میتوانید انواع هوش را تقویت کنید (مکنزی،2005/1391) و نظریه های ژان پیاژه ، جروم برونر[17]، اریکسون[18]، ماریا مونته سوری[19] و دیگر روانشناسان که بازی را برای رشد و پرورش کودک لازم میدانند. ازجمله نظریه فردریک فروبل بنیانگذار کودکستان را میتوان بیان کرد که میگوید: بازی تمایل طبیعی کودک میباشد و اساسیترین پایه برای ارائه پیام آموزشی و پرورشی در دوره پیش از دبستان است بنابراین قسمتی از برنامه روزانه کودکان در بازیهای آزاد شرکت کنند و بقیه ساعتها را نیز در فعالیتهای سازمانیافته و هدایتشده سپری کنند (مفیدی،1384به نقل از تیموری 1386). با توجه به این که کودک بیشترین وقت خود را صرف بازی میکند و در خلال بازیها است که مهارتهای لازمه زندگی را میآموزد میتوان این مقوله را وسیلهای قرار داد تا کودک را به آنچه مورد نیاز اوست رساند و مهارتها و محتواهای مورد نیاز برای زندگی اجتماعی را در او پرورش داد، تا کودک به راحتی بتواند با فراگیری این آموزهها در جامعه قدم گذاشته و زندگی کند. با رشد و پرورش توانایی کودک به خصوص توانایی برقراری ارتباط با دیگران، درک دیگران، تشخیص مقاصد دیگران و به طور کلی هوش میانفردی کودک، میتوان بسیاری از مشکلات پیش رو در جامعه در سطح خانواده و حتی در سطح بینالملل را نیز پیشگیری کردو این امر مهم میسر نمیشود به جز با توجه و به کارگیری علائق کودک در طراحی برنامههای آموزشی.
1.3 اهداف پژوهش:
1.3.1 هدف کلی :
1.3.2 اهداف فرعی:
1.4 فرضیه های پژوهش:
1.4.1 فرضیه اصلی:
متخصصین مورد تأیید قرار گرفت. پژوهش حاضر پس از اعتبارسنجی عامل ها، ملاک ها و شاخص ها،اهم نظرات و پیشنهادات کارشناسان و متخصصین در چارچوب نهایی اعمال شد و فرم نهایی در 7 عامل،37 ملاک و 250 شاخص ارائه شده است.
4-نتایج حاصل از اجرای آزمایشی چارچوب پیشنهادی حاکی از این است که نتایج حاصل از ارزیابی وضعیت کیفیت مدارس از دیدگاه معلمان،مدیران و دانش آموزان (4.034672) ارزیابی شده بنابراین از نظر مطلوبیت در سطح «زیاد» می باشد. همچنین از میان « مدیریت» با امتیاز ارزیابی (4.1860) بالاترین میزان امتیاز و «دانش آموز» با امتیاز ارزیابی (3.8807 ) کمترین میزان ارزیابی را داشته است.
فهرست مطالب
فصل اول:کلیات پژوهش.. 1
مقدمه.. 2
بیان مسأله.. 3
اهمیت و ضرورت تحقیق:.. 6
الف: اهمیت و ضرورت نظری :.. 6
هدف های پژوهش :.. 6
هدف اصلی:.. 6
اهداف فرعی:.. 7
سؤال های تحقیق :.. 7
تعاریف نظری و عملیاتی متغیرهای تحقیق.. 7
الف: تعاریف نظری:.. 8
ب:تعاریف عملیاتی:.. 9
بخش اول:آموزش نیروی انسانی.. 11
مقدمه:.. 11
تعریف آموزش از منظر متخصصین.. 12
نقش آموزش در تربیت نیروی انسانی:.. 13
بخش دوم؛ ارزیابی آموزشی و الگوهای آن.. 14
تاریخچه ارزشیابی آموزشی در جهان و ایران.. 15
الگوهای ارزشیابی آموزشی.. 18
الگوهای هدف گرا.. 18
الگوهای مدیریت گرا.. 18
الگوهای مصرف کننده گرا.. 19
الگوهای مبتنی بر نظر خبرگان.. 19
الگوی مبتنی بر مدافعه.. 19
الگوی طبیعت گرایانه و مشارکتی.. 19
بخش سوم؛ کیفیت آموزش و تربیت نیروی انسانی:.. 20
نگرش ها درباره مفهوم کیفیت.. 21
کیفیت در آموزش:.. 22
نقش ارزیابی در بهبود کیفیت آموزش و پرورش:.. 23
اهمیت اقتصادی کیفیت آموزش و پرورش:.. 24
بخش چهارم ؛ اعتبارسنجی آموزشی و الگوهای آن.. 25
مفاهیم و تاریخچه اعتبارسنجی.. 25
انواع اعتبارسنجی، کارکردها و مقاصد آن.. 26
مراحل و فرایند انجام اعتبارسنجی.. 27
مراحل اعتبارسنجی:.. 28
الف: ارزیابی درونی.. 29
فرایندهای انجام ارزشیابی درونی.. 29
1-برنامه ریزی (مراحل پیش از اجرا).. 29
2-اجرا.. 31
3-عمل و پیگیری.. 32
4-فراهم نمودن مقدمات انجام ارزشیابی بیرونی و اعلام داوطلبی برای انجام آن 32
ب:ارزشیابی بیرونی.. 32
مراحل انجام ارزشیابی بیرونی.. 33
نقش اعتبارسنجی در کیفیت آموزش و پرورش:.. 34
بخش پنجم ؛پیشینه تحقیق:.. 35
الف:داخلی.. 35
ب: خارجی.. 41
بخش ششم:جمع بندی.. 43
فصل سوم: روش پژوهش.. 46
روش پژوهش.. 47
جامعه پژوهش : 48
این مطلب را هم بخوانید :
تعداد نمونه پژوهش : 49
ابزار های اندازه گیری داده ها : 51
شیوه اجرا و مراحل انجام پژوهش.. 56
روش های تحلیل داده ها:.. 58
فصل چهارم:تجزیه و تحلیل یافته ها.. 59
بررسی سوال یک پژوهش:.. 61
الف:عامل معلم.. 61
توصیف عامل: 61
نتایج اعتبارسنجی عامل معلم توسط کارشناسان و متخصصین:.. 62
ب:عامل مدیریت و تشکیلات سازمانی مدارس.. 63
توصیف عامل: 63
نتایج اعتبارسنجی عامل مدیریت و تشکیلات سازمانی توسط کارشناسان و متخصصین: 63
ج:عامل دانش آموز.. 64
توصیف عامل: 64
نتایج اعتبارسنجی عامل دانش آموزان توسط کارشناسان و متخصصین:.. 64
د: عامل فضاهای و تجهیزات.. 65
توصیف عامل:.. 65
ل:مقایسه میانگین عامل ها در قالب جدول و نمودار :.. 67
م:جمع بندی حاصل از عامل های ارزیابی:.. 68
بررسی سوال دو پژوهش:.. 69
الف:ارائه ملاک های معلم و نتایج حاصل از اعتبارسنجی ملاک ها توسط پرسشنامه کارشناسان و متخصصین:.. 69
ب:ارائه ملاک های،عامل مدیریت و تشکیلات سازمانی مدارس و نتایج حاصل از اعتبارسنجی ملاک ها توسط پرسشنامه کارشناسان و متخصصین.. 71
ج:ارائه ملاک های،عامل دانش آموز مدارس و نتایج حاصل از اعتبارسنجی ملاک ها توسط پرسشنامه کارشناسان و متخصصین………….72
د:ارائه ملاک های فضا و تجهیزات و نتایج حاصل از اعتبارسنجی ملاک ها توسط پرسشنامه کارشناسان و متخصصین.. 74
ل:مقایسه میانگین ملاک های،چهار عامل در قالب جدول و نمودار.. 75
بررسی سوال سه پژوهش:.. 79
الف:ارائه شاخص های مربوط به عامل معلم و نتایج حاصل از اعتبارسنجی پرسشنامه کارشناسان و متخصصین:.. 79
ب:ارائه شاخص های مربوط به ملاک های عامل مدیریت و تشکیلات سازمانی مدارس و نتایج حاصل از اعتبارسنجی پرسشنامه کارشناسان و متخصصین.. 86
ج:ارائه شاخص های مربوط به ملاک های عامل دانش آموزان و نتایج حاصل از اعتبارسنجی پرسشنامه کارشناسان و متخصصین.. 99
د:ارائه شاخص های مربوط به ملاک های عامل فضا و تجهیزات و نتایج حاصل از اعتبارسنجی پرسشنامه کارشناسان و متخصصین.. 107
ل:مقایسه میانگین شاخص هایی مربوط به ملاک های چهار عامل مذکور در قالب جدول و نمودار.. 116
بررسی سوال چهار پژوهش:.. 126
بررسی نتایج حاصل از ارزیابی در قالب نمودار رادار:.. 132
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری.. 139
بررسی سوال شماره یک پژوهش:.. 141
بررسی سوال شماره دو پژوهش:.. 143
بررسی سوال سه پژوهش:.. 146
بررسی سوال چهار پژوهش:.. 149
پیشنهادهای کاربردی.. 150
پیشنهادات پژوهشی.. 151
محدودیت های پژوهش.. 152
مرحله اول پژوهش.. 152
مرحله دوم پژوهش.. 152
فهرست منابع.. 153
ب)منابع فارسی.. 153
ب)منابع انگلیسی.. 157
ضمائم.. 158
پرسشنامه اعتبارسنجی.. 159
پرسشنامه های ارزیابی از مدیر مدرسه.. 172
پرسشنامه های ارزیابی از معلم.. 174
پرسشنامه های ارزیابی از دانش آموز.. 175
چکیده انگلیسی 176
آموزش و پرورش، کلید فتح آینده است و از دیر باز انتظار از آموزش و پرورش آن بوده که انسان های فردا را تربیت کند و نسل امروز را برای زندگی در جامعهی فردا آماده سازد(عبداللهی،1388). ضرورت دارد برنامه ریزان و سیاستگذاران آموزشی، معلمان و مسؤلان آموزش و پرورش،برای برخوردار بودن آموزش و پرورش از کیفیت لازم تلاش کنند تا بتوانند دانش و بینش لازم را در کودکان و جوانان برای فعالیت در جامعه فردا پرورش دهند (یادگارزاده،1388).
توجه به کیفیت در آموزش و پرورش با توجه به تغییرات اجتماعی اقتصادی و فرهنگی ناشی از جهانی شدن در بسیاری از کشورهای دنیا از جمله کشورهایی آسیایی و بین متخصصان،مدیران و سیاست گذاران آموزشی به صورت یک بحث جدیدی بوده است(جوادی،1388).چنان که بسیاری از کشورهای آسیا،کار طراحی و ایجاد نظام هایی برای پرداختن به کیفیت و تضمین آن را در دهه 90 در دستور کار خود قرار دادهاند؛ برای مثال کشورهایی مالزی،اندونزی،تایلند،فیلیپین و هند در این راه گامهای مثبتی برداشته و تحولات عمدهای را در نظام هایی آموزشی خود موجب شدهاند(بانک جهانی،1998)[1].همین طور،کمسیون اروپا[2] از اعضای خود خواسته تا در دستیابی به ساختارها و رویکردهای جدید به تضمین کیفیت اقدام نمایند(بانک جهانی،1998). ایالات متحده با سابقه طولانی در اعتبارسنجی به مؤسسات آموزشی خود از این ابزار برای تداوم”پاسخگویی به مردم”استفاده کرده و در عین حال،با وضع مقرراتی مانند برابری در آموزش برای دو جنس و گروهای مختلف قومی،تلاش کرده تا در جهت اعتلای کیفیت اقدام کند(محمدی، 1384 ب).
در اسکاتلند با انجام بازرسی از آموزش که از سال 2000 ،قانون آن وضع شده و از طریق ارزشیابی برونی،کارآمدی مقامات محلی در تضمین کیفیت فراهم می شود که این بازرسیها با توجه به شاخصهای مدیریتی در آموزش صورت میگیرد و هدف از آن،قضاوت درباره مدارس با استفاده از ملاکهایی چند است(گزارش استاندارد و کیفیت،[3]2002).
آموزش متوسطه به تبع تحولات پیش آمده در جهان و ضرورت انطباق این آموزش با نیازهای جدید و طرح مسأله “کیفیت در آموزش و پرورش” توسط یونسکو و تأکید این سازمان بر آن،توجه اکثر کشورهای جهان را به خود جلب کرده و کنفرانسهای برگزار شده در “ادیمبورگ اسکاتلند”(2004) نیز شروع مناسبی برای توجه به امر کیفیت آموزش متوسطه در سطح منطقه و جهان بوده و ضرورت توجه به این امر را در بیش از پیش آشکار کرده است(جوادی،1388).
برای بهبود و کیفیت نظام آموزش و پرورش از روشها و الگوهای مختلفی نیز استفاده می شود در این پژوهش الگوی اعتبارسنجی(ارزیابی درونی) که به عنوان معروفترین الگوی ارزیابی کیفیت آموزش و پرورش در جهان است را انتخاب کرده.الگوهای اعتبارسنجی فرایندی میباشد که در طی آن برنامههای (نظام آموزشی)مورد نظر از طریق ارزیابی درونی درباره وضعیت موجود خود و در مقایسه با اهداف مطلوب(بیان شده)مورد قضاوت قرار می گیرد ؛هدف از این ارزیابی آن است که اعضاء(مسؤلین،مدیران)را نسبت به وضع موجود و حرکت به سمت وضع مطوب و بهبود وضعیت برنامه ترغیب و تشویق کند.
بیان مسأله :
آموزش و پرورش به عنوان شاه کلید توسعه و پیشرفت ملت ها می باشد که وظیفه اصلی آن تربیت نیروی انسانی می باشد لذا حصول اطمینان از کیفیت،صلاحیت،مناسب بودن،اهداف،خط مشی ها،برنامه ها،عملکردهای اجرایی دستگاه عظیم آموزش و پرورش ضروری است(بختیاری،1383:4) کیفیت (آموزش)مدرسه ، مفهومی چند بعدی است و به تغییراتی که در رفتار دانش آموز حاصل می شود اشاره دارد یا به عبارتی همان یادگیری می باشد(پازارگادی،1383).کیفیت مدارس باید تمام کارکردها و فعالیت های مدرسه از قبیل فرایند یاددهی- یادگیری، دانش آموزان، معلمان، امکانات و تجهیزات و… را شامل شود و یا به عبارتی دیگر باید تمام عناصرفرایند یاددهی- یادگیری اعم از درونداد، فرایند و برونداد مورد توجه باشد(بازرگان1380: 80).
آموزش متوسطه به تبع تحولات پیش آمده در جهان و ضرورت انطباق این آموزش با نیازهای جدید و طرح مسأله “کیفیت در آموزش و پرورش” توسط یونسکو و تأکید این سازمان بر آن،توجه اکثر کشورهای جهان را به خود جلب کرده و کنفرانس های برگزار شده در “ادیمبورگ اسکاتلند”(2004)نیز شروع مناسبی برای توجه به امر کیفیت آموزش متوسطه در سطح منطقه و جهان بوده و ضرورت توجه به این امر را در بیش از پیش آشکار کرده است(جوادی،1388: 7).
فرایند تضمین کیفیت می کوشد موقعیتی فراهم کند که امکان درست انجام دادن کاری در اولین بار بسیار زیاد باشد(جوادی،1388: 9).این نظام مبتنی بر پیش بینی و تدارک از قبل است تا خطاها و اشتباهات موجود تا حد امکان شناسایی و حذف شوند و زمینه های مناسب برای تحقق شاخص های کیفیت فراهم گردد(عبداللهی،1386: 129).
پژوهش حاضر یکی از الگوهای تضمین کیفیت تحت عنوان،اعتبارسنجى(ارزیابی درونی) را برای تضمین کیفیت در آموزش متوسطه کشور انتخاب کرده است.این پژوهش ضمن شناسایی عامل ها،ملاک ها و شاخص های اعتبارسنجی(ارزیابی درونی)برای مدارس متوسطه کشور و اجرای این چارچوب پیشنهادی در مدارس متوسطه استان کهگیلویه و بویراحمد،سعی دارد تا اعضاء(مسؤلین،مدیران)را نسبت به وضع موجود و حرکت به سمت وضع مطلوب و بهبود وضعیت برنامه ترغیب و تشویق کند.
الگوی اعتبارسنجی [4] یکی از رویکردهای ارزشیابی آموزشی مبتنی بر نظر متخصصان می باشد. این الگو معروفترین مدل ارزشیابی کیفیت نظامهای آموزشی در جهان است که در آن شاخص های عناصرمختلف نظام آموزشی در دومرحله”ارزشیابی درونی”[5]و”ارزشیابی برونی”[6] تدوین می شود؛ بر این اساس ابتدا “عوامل”[7] نظام های آموزش وپرورش مشخص وسپس “ملاک ها”[8] و “شاخص های” یا (نشانگر)[9] آن تعیین می شود(میرزامحمدی،1385 : 422).این الگو در ایالات متحده سابقه ى یکصد ساله دارد. در هفتصد و شصتمین جلسه ی شوراى عالى آموزش وپرورش موضوع استقرار نظام اعتبارسنجى در آموزش پرورش تصویب شد(یادگارزاده،1388 : 3).این الگو دارای دو کارکرد اصلی می باشد که یکی شامل کنترل کیفیت و دیگری ارتقای تضمین کیفیت می باشد،کارکرد اول شامل یک مکانیسم پالایش در تأیید این که آیا یک مؤسسه آموزشی حداقل الزامات کیفیت را برآورده می سازد و اینکه رویه های کنترل کیفیت در آن زمینه متناسب هستند؛به کار می رود.در مورد کارکرد دوم،تضمین کیفیت اشاره به فرایندهای ارزشیابی یک مؤسسه یا یک برنامه دارد که به یک تجزیه و تحلیل و پیشنهاداتی در ارتباط با کیفیت مؤسسه یا برنامه”راهبردهای ویژه تضمین کیفیت”منجر می شود (میرزامحمدی1385 : 416).
در کشور ما ایران در این زمینه کارهایی از سوی پژوهشگران انجام گرفته از جمله:
طراحی الگوی اعتبارسنجی برای نظام جدید آموزش متوسطه، در این پژوهش الگوی پنج عاملی به همراه شاخص های آن را طراحی و در بعضی از دبیرستان ها اجرا کرده که در نهایت با استانداردهای آموزشی مقایسه کرده است(بقایی شیوا،1374).پژوهشگر دیگر تحت عنوان اعتبارسنجی در آموزش و پرورش،در این پژوهش محقق فقط به ارائه تعاریف،تاریخچه و شرایط برای اعتبارسنجی برای مدارس را مورد بررسی قراراداده است (یادگارزاده،1388)،همچنین پژوهش دیگری تحت عنوان اعتبارسنجی در آموزش و پرورش فرصت ها و چالش ها،انجام گرفته که به بررسی فرصت ها و تهدیدها در مورد اعتبارسنجی مدارس پرداخته است(یادگارزاده،1387). پژوهشی تحت عنوان ضرورت ها و چالش های تضمین کیفیت در آموزش و پرورش می باشد. در این پژوهش محقق ضرورت ها و چالش های در مورد تضمین کیفیت در آموزش و پرورش را مورد بررسی قرار داده و در نهایت پیشنهاداتی را ارائه کرده(جوادی،1388).پژوهش طراحی سامانه نشانگرهای ارزیابی کیفیت مدارس ابتدایی و راهنمایی،در این پژوهش با استفاده از الگوی سیپ به اعتباریابی و رواسازی نشانگرهای ارزیابی عملکرد کیفی آموزشگاهی پرداخته شده است(عبداللهی،1386).
همچنین در خارج از کشور پژوهش هایی انجام گرفته در این مورد،شاخص ترین آنها را مطرح می کنیم از جمله:
استانداردهای اعتبارسنجی در مدارس ویرجینیا،که استانداردهای اعتبارسنجی را در مدارس ویرجینیا،شناسایی،دسته بندی و مورد بررسی قرار داده است(وزارت آموزش و پرورش ویرجینیا،2011)،همچنین پژوهش دیگری تحت عنوان استانداردهای پیشرفته اعتبارسنجی برای مدارس،در این پژوهش استانداردهای پیشرفته اعتبارسنجی را شناسایی،دسته بندی و برای سیستم کیفیت مدارس کشور هنگ کنگ پیشنهاد داده است.(وزارت آموزش و پرورش هنگ کنگ،2011و2012)،پژوهشی تحت عنوان تحت عنوان استانداردهای اعتبارسنجی برای مدارس ایالت فیلادلفیا،در این پژوهش استانداردهای اعتبارسنجی برای مدارس ایالت فیلادلفیا را تدوین کرده و برای سیستم اعتبارسنجی مدارس ،پیشنهاد کرده (وزارت آموزش و پرورش فیلادلفیا،2009) ،پژوهش دیگر با عنوان شاخص های تضمین کیفیت در آموزش متوسطه می باشد در این پژوهش شاخص های تضمین کیفیت برای مدارس متوسطه کشور کلمبیا را تدوین کرده (اَندرسون،2010[10]).
پژوهش حاضر با مورد بررسی قرار دادن تحقیقات انجام گرفته داخلی و خارجی در این مورد، مهمترین و اساسی ترین عامل ها[11]،ملاک ها و شاخص های اعتبارسنجی(ارزیابی دورنی) را شناسایی و در قالب پرسشنامه ای با طیف پنج درجه ای لیکرت تدوین و توسط کارشناسان صفی و ستادی آموزش و پرورش استان کهگیلویه و بویراحمد و متخصصین دانشگاهی اعتباربخشی کرده،سپس ضمن مشخص کردن سطح امتیاز و مطلوبیت هر یک از این عامل ها و ملاک ها و شاخص های ارزیابی کیفیت، اهم پیشنهادات کارشناسان و متخصصین درباره این عامل ها،ملاک ها و شاخص ها را در نظر گرفته و در نهایت به ارائه چارچوبی منظم برای تضمین کیفیت «به شیوه ارزیابی درونی» در آموزش متوسطه پرداخته و همچنین این چارچوب پیشنهادی برای تضمین کیفیت (به شیوه ارزیابی درونی) در آموزش متوسطه کشور را در مدارس متوسطه استان کهگیلویه و بویراحمد به طور آزمایشی اجرا کرده،تا وضعیت کیفیت مدارس متوسطه این استان را مشخص دارد.به این امید که اعضاء(مسؤلین،مدیران)را نسبت به وضع موجود و حرکت به سمت وضع مطوب و بهبود وضعیت کیفیت و برنامه ها ترغیب و تشویق کند.از این جهت می توان گفت این پژوهش میان کارهای انجام گرفته،پژوهشی نو و مورد نیاز باشد.
با ملاحظه مبانی نظری و سابقه پژوهش مذکور،مسئله اساسی پژوهش حاضر این می باشد که عامل ها،ملاک ها و شاخص های اعتبارسنجی(ارزیابی درونی)برای تضمین کیفیت (به شیوه ارزیابی درونی) در مدارس متوسطه کشور کدامند؟و با توجه به به این عامل ها،ملاک ها و شاخص های اعتبارسنجی(ارزیابی درونی) وضعیت کیفیت مدارس متوسطه استان کهگیلویه و بویراحمد چگونه می باشد؟
اهمیت و ضرورت تحقیق:
1- کمک به توسعه دانش نظری در حوزه تضمین کیفیت و اعتبارسنجی در آموزش و پرورش
2 –کمک به توسعه و شناسایی عاملها،ملاکها و شاخصهای ارزیابی درونی میتواند زمینه مناسبی را برای بسط و گسترش عاملها،ملاکها،شاخصها ارزیابی درونی برای آموزش و پرورش استان کهگیلویه و بویراحمد باشد
1- کمک به تطبیق وضعیت کنونی کیفیت مدارس متوسطه استان کهگیلویه و بویراحمد با استانداردهای از پیش تعیین شده
2- تامین ملاکی برای سنجش میزان کارایی و اثربخشی مدارس متوسطه استان کهگیلویه و بویراحمد
3- تامین ملاکی برای درجهبندی مدارس متوسطه استان کهگیلویه و بویراحمد
4- تأمین ملاک و معیاری برای تخصیص منابع مالی،مادی،تسهیلات دولتی و سرمایهگذاریهای خصوصی در آموزش متوسطه استان کهگیلویه و بویراحمد
ارائه چارچوب برای تضمین کیفیت (به شیوه ارزیابی درونی)در آموزش متوسطه کشور با استفاده از الگوی اعتبارسنجی و اجرای آن بهطور آزمایش در مدارس متوسطه استان کهگیلویه و بویراحمد
1-شناسایی عاملها اعتبارسنجی (ارزیابی درونی) برای تضمین کیفیت در آموزش متوسطه
2-4-2- طبقات اجتماعی………………………………………………………………………………………… 25
2-4-2-1- طبقه اجتماعی و پیشرفت تحصیلی …………………………………………………. 27
2-4-2-2- نقش شیوه های تربیتی والدین در انگیزه و پیشرفت تحصیلی فرزندان 28
2-4-3- نابرابری های فرهنگی…………………………………………………………………………… 30
2-5- پیامد تراکم سرمایه فرهنگی ……………………………………………………………….. 32
2-6- انواع سرمایه فرهنگی……………………………………………………………………………….. 33
2-6-1- بازتولید فرهنگی……………………………………………………………………………………. 33
2-6-2- سرمایه فرهنگی و نابرابری های آموزشی……………………………………….. 33
2-7- پیشینه تحقیق………………………………………………………………………………………………. 35
2-8- ماهیت انگیزش………………………………………………………………………………………………. 39
2-9- تاریخچه تحقیقات مربوط به انگیزش پیشرفت…………………………………….. 39
2-10- رویکردهای انگیزش…………………………………………………………………………………………………………………. 40
2-11- مباحث نظری مربوط به انگیزش پیشرفت………………………………………………………………. 42
2-12- تحقیقات انجام شده در مورد انگیزش پیشرفت…………………………………………….. 45
2-13- رشد انگیزش پیشرفت و عوامل موثر بر آن……………………………………………………… 46
2-14- انگیزش پیشرفت، یادگیری و عملکرد…………………………………………………………………….. 49
2-15- تعریف عملکرد تحصیلی………………………………………………………………………………………………………… 51
2-16- شناسایی عوامل موثر بر عملکرد تحصیلی…………………………………………………………. 51
2-17- عوامل موثر بر عملکرد تحصیلی از نظر فرینیتی……………………………………. 52
2-18- چهارچوب نظری…………………………………………………………………………………………………………………………….. 54
فصل سوم: روش شناسی تحقیق
3-1- روش شناسی پژوهش………………………………………………………………………………………………………………………. 56
3-1-1- جامعه آماری………………………………………………………………………………………………………………………….. 56
3-1-2- نمونه گیری و روش نمونه گیری(حجم نمونه)………………………………………….. 56
3-1-3- ابزار گردآوری داده ها……………………………………………………………………………………………….. 57
3-1-4- آزمون مقدمانی پرسشنامه…………………………………………………………………………………………….. 57
3-1-5- شیوه اجرا و جمع آوری اطلاعات: ( فرایند گردآوری داده ها) 58
3-1-6- پرسشنامه انگیزش پیشرفت هرمنس……………………………………………………………………….. 58
3-1-7-پرسشنامه سرمایه فرهنگی……………………………………………………………………………………………….. 59
3-1-8- پایایی و روایی انگیزش پیشرفت هرمنس…………………………………………………………. 60
3-1-9- پایایی و روایی سرمایه فرهنگی…………………………………………………………………………… 60
3-1-10- شیوه تجزیه و تحلیل داده ها………………………………………………………………………………. 61
فصل چهارم: یافته های تحقیق
4-1- بخش آمار توصیفی………………………………………………………………………………………………………………………. 64
4-1-1- فراوانی و درصد افراد نمونه بر حسب جنسیت………………………………………….. 64
4-1-2- فراوانی و درصد افراد نمونه بر حسب محل سکونت………………………………. 65
4-1-3- فراوانی و درصد افراد نمونه بر حسب دانشکده……………………………………. 65
4-1-4- ترکیب افراد نمونه بر حسب جنسیت، سکونت و دانشکده………………….. 66
4-1-5- فراوانی و درصد افراد نمونه بر حسب تحصیلات پدر…………………………… 67
4-1-6- فراوانی و درصد افراد نمونه بر حسب تحصیلات مادر………………………… 68
4-2- بخش آمار استنباطی………………………………………………………………………………………………………………… 69
4-2-1- ارتباط بین سرمایه فرهنگی متجسم شده و انگیزش پیشرفت در دانشجویان 69
4-2-2- ارتباط بین سرمایه فرهنگی متجسم شده و عملکرد تحصیلی در دانشجویان 70
4-2-3- ارتباط بین سرمایه فرهنگی عینیت یافته و انگیزش پشرفت در دانشجویان 70
4-2-4- ارتباط بین سرمایه فرهنگی عینیت یافته و عملکردتحصیلی در دانشجویان 71
4-2-5- ارتباط بین سرمایه فرهنگی نهادینه شده و انگیزش یشرفت درمیان دانشجویان………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………… 72
4-2-6- ارتباط بین سرمایه فرهنگی نهادینه شده و عملکردتحصیلی درمیان دانشجویان………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………… 73
4-3- سوالات ویژه……………………………………………………………………………………………………………………………………… 74
4-3-1- تفاوت بین دانشجویان مرد و زن در سرمایه فرهنگی(متجسم شده، عینیت یافته و نهادینه شده)……………………………………………………………………………………………………………………………………….. 74
4-3-2- تفاوت بین دانشجویان دانشکدههای علوم تربیتی، علوم اجتماعی و فنی در سرمایه فرهنگی (متجسم شده، عینیت یافته و نهادینه شده)………………………. 75
4-3-3- تفاوت بین دانشجویان خوابگاهی و غیرخوابگاهی در سرمایه فرهنگی(متجسم شده، عینیت یافته و نهادینه شده)…………………………………………………………………………………….. 78
4-3-4- تفاوت بین دانشجویان مرد و زن در انگیزش پیشرفت و عملکرد تحصیلی 78
4-3-5- تفاوت بین دانشجویان دانشکدههای علوم تربیتی، علوم اجتماعی و فنی در انگیزش
این مطلب را هم بخوانید :
دانلود پایان نامه مدیریت با موضوع تجارب مشتریان پیشرفت………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 79
4-3-6- تفاوت بین دانشجویان خوابگاهی و غیرخوابگاهی در انگیزش پیشرفت و عملکرد تحصیلی ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………. 80
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
5-1- یافته های تحقیق………………………………………………………………………………………………………………………. 82
5-2- سئوالات پژوهش……………………………………………………………………………………………………………………………….. 83
5-2-1- سوالات1-3-5- آیا بین سرمایه فرهنگی متجسم شده، عینیت یافته و نهادینه شده با انگیزش پیشرفت ارتباط وجود دارد؟………………………………………………………………… 83
5-2-2- سوالات2-4-6- آیا بین سرمایه فرهنگی متجسم شده، عینیت یافته و نهادینه شده با عملکرد تحصیلی ارتباط وجود دارد؟………………………………………………………………… 85
5-2-3- سئوالات پژوهش7 -10- آیا بین دانشجویان مرد و زن در سرمایه فرهنگی(متجسم شده، عینیت یافته و نهادینه شده)، انگیزش پیشرفت و عملکرد تحصیلی تفاوت معناداری وجود دارد؟………………………………………………………………………………………………………………………… 86
5-2-4- سئوالات پژوهش 8-11- آیا بین دانشجویان دانشکدههای علوم تربیتی، علوم اجتماعی و فنی در سرمایه فرهنگی (متجسم شده، عینیت یافته و نهادینه شده) و انگیزش پیشرفت تفاوت معناداری وجود دارد؟…………………………………………………………….. 87
5-2-5- سئوالات 9-12- آیا بین دانشجویان خوابگاهی و غیرخوابگاهی در سرمایه فرهنگی(متجسم شده، عینیت یافته و نهادینه شده)، انگیزش پیشرفت و عملکرد تحصیلی تفاوت وجود دارد؟…………………………………………………………………………………………………………….. 89
خلاصه بحث پایانی تحقیق………………………………………………………………………………………………………………….. 91
5-3- محدودیت های تحقیق………………………………………………………………………………………………………………… 92
5-4- پیشنهادات پژوهشی……………………………………………………………………………………………………………………. 92
5-4-1- پیشنهادهای کاربردی………………………………………………………………………………………………………… 93
35-5- منابع و مآخذ…………………………………………………………………………………………………………………………….. 94
5-5-2 منابع فارسی………………………………………………………………………………………………………………………………… 94
5-5-2 منابع لاتین…………………………………………………………………………………………………………………………………… 97
پیوست ها………………………………………………………………………………………………………………………………………………………. 100
چکیده
هدف این پژوهش بررسی ارتباط سرمایه فرهنگی با انگیزش پیشرفت و عملکرد تحصیلی دانشجویان است. این پژوهش از نوع پیمایشی بوده و بر روی دانشجویان دانشکده های فنی، علوم اجتماعی و روانشناسی و علوم تربیتی و در مقطع کارشناسی انجام گرفته است. حجم نمونه معادل 380 نفر است که نمونه های تحقیق با روش تصادفی طبقه ای انتخاب شدند . داده های مورد نیاز به وسیله 2 پرسشنامه در بین دانشجویان دانشگاه تهران سنجیده شده است. پرسشنامه اول، پرسشنامه سرمایه فرهنگی محقق ساخته که سه مقیاس نهادینه یافته، تجسم یافته و عینیت یافته را می سنجد و پرسشنامه دوم، پرسشنامه انگیزش پیشرفت هرمنس می باشد. پرسشنامه محقق ساخته سرمایه فرهنگی با ضریب آلفایی 83% گردآوری شده است. نتایج نشان می دهد که بین سرمایه فرهنگی نهادینه شده و عینیت یافته با انگیزش پیشرفت و عملکرد تحصیلی دانشجویان همبستگی معناداری وجود ندارد. سرمایه فرهنگی تجسم یافته با انگیزش پیشرفت دانشجویان ارتباط معناداری وجود دارد در حالی که در عملکرد تحصیلی آنان همبستگی مثبت ندارد. یافته های جانبی پژوهش نشان می دهد سرمایه فرهنگی( متجسم شده، عینیت یافته و نهادینه شده) مردان بالاتر از زنان بوده است ولی جنسیت تاثیری در انگیزش پیشرفت و عملکرد تحصیلی ندارد. بین دانشکده های علوم تربیتی، علوم اجتماعی و فنی، دانشکده فنی با سرمایه فرهنگی( متجسم شده، عینیت یافته و نهادینه شده) ارتباط معناداری وجود دارد. سرمایه فرهنگی نهادینه شده دانشکده فنی بالاتر از دانشکده های دیگر بود، ولی با انگیزش پیشرفت ارتباط معناداری نبوده است. سرمایه فرهنگی(متجسم شده، عینیت یافته و نهادینه شده) دانشجویان غیرخوابگاهی بالاتر از خوابگاهی است ولی انگیزش پیشرفت دانشجویان خوابگاهی بالاتر از غیرخوابگاهی بوده است. در نتیجه سرمایه فرهنگی را دانشجویان با دستاوردهای خود کسب می کنند و با انگیزه و پشتکار خود آن را ارتقاء می دهند.
واژگان کلیدی: سرمایه فرهنگی؛ انگیزش پیشرفت؛ عملکرد تحصیلی؛ دانشجویان؛ دانشگاه تهران
1-1- مقدمه
انسان ها در هر جامعه ای از وضعیت اقتصادی، روابط اجتماعی و فرهنگ متفاوتی برخوردار هستند. در واقع، انسان ها دارای منزلت اجتماعی متفاوتی در جامعه اند. به تعبیر بوردیو، افراد دارای سرمایه های مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی هستند( بوردیو[1]، 1989به نقل از منادی 1386). سرمایه های مختلف یک فرد، تعیین کننده منزلت او در جامعه، هدایت کننده افکار و رفتارهای وی و شکل فضاهایی که در آنها زندگی و یا کار می کند، هستند. به اعتقاد بوردیو، سرمایه فرهنگی فرد بیشترین تاثیر را نسبت به سرمایه های دیگر وی، در تعیین منزلت اجتماعی او در جامعه و راهنمای افکار و رفتارش دارند( همان منبع). بنابراین، شکل میدان یا فضای فرهنگی(بوردیو،1380 به نقل از منادی 1386) که فرد در آن زندگی می کند، از سرمایه فرهنگی او، بیشتر تغذیه می شود. در واقع سرمایه فرهنگی انسان در انتخاب و تغییر فضای فرهنگی او نقش مهمی نسبت به بقیه سرمایه ها دارد. ضمن اینکه انسان از فضای فرهنگی ای که در آن زندگی می کند و یا می سازد به مرور زمان تاثیر می پذیرد. در سرمایه فرهنگی یک هماهنگی نسبی بین ذهن، فکر، رفتار و انتخاب اشیاء و فعالیت های مختلف انسان، وجود دارد.لذا ذهن انسان معرف فرهنگ و حاوی فرهنگ فرد است. در نتیجه فرهنگ انسان یا سرمایه فرهنگی وی، از طرفی رفتار ها، نگرش ها و اظهارنظرهای او را هدایت کرده، از طرف دیگر، در انتخاب های مختلف وی در زندگی روزمره نقش دارد. یکی از انتخاب های انسان در داشتن سرمایه فرهنگی،کسب علم است که نقش بسیار اساسی در زندگی فرد و همچنین ایجاد فرهنگ، تمدن و پیشرفت وی دارد. اصطلاح سرمایه فرهنگی بازنمای جمع( گزیده)نیروهایی مثل زمینه های خانوادگی، طبقه ی اجتماعی، سرمایه گذاری های گوناگون و تعهدات نسبت به تعلیم و تربیت، منابع مختلف و مانند آن هاست که بر موفقیت آکادمیک( علمی یا تحصیلی) تاثیر می گذارد.( هایز[2]، 2000: 125 به نقل از تراسبی 1382). هارکر[3]( 1990) سرمایه فرهنگی را به عنوان یک رابطه اجتماعی درون سازواره ای از تعاملات که مشتمل بر دانش انباشته عمل می کند و منتهی به قدرت ومنزلت می گردد، می داند. طی دهه های گذشته یکی از ارکان اساسی توسعه در هر جامعه ای، موفقیت در تحصیل و ایجاد فرصت های یکسان برای دست یابی همه افراد جامعه به این منابع می باشد. در حالیکه جوامع مختلف و به ویژه جوامع در حال توسعه در این راستا با موانع جدی روبرو هستند و سهم افراد از این سرمایه، به ویژه به نسبت پایگاه طبقاتی شان از یکدیگر متفاوت می باشد، به نظر می رسد که عامل سرمایه فرهنگی در حوزه توسعه و اقتدار ملی که تاکیدشان بر ابعاد وحدت و عدالت می باشد، به عنوان لایه های تصمیم ساز و تصمیم گیر، در انجام بررسی ها و تحقیقاتی در جهت شناخت موانع و ایجاد راهکارهای مفید و چاره ساز، موثر باشد. بنایراین شایسته است که ارتباط سرمایه فرهنگی با انگیزش پیشرفت و عملکرد تحصیلی مورد بررسی قرار گیرد.
ویژگی های فردی و خانوادگی، عوامل هوشی و شناختی، متغیرهای مربوط به طبقه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، نظام انگیزش و نگرشی و بالاخره ویژگی های شخصیتی و روانشناختی دانشجویان از مهمترین عواملی هستند که در سرمایه فرهنگی سهم بسزایی دارد. سرمایه فرهنگی به عنوان شیوه زندگی خانواده ها و الگوی مصرف آنها، منبع مهمی از اشکال فرهنگی است که به نوبه خود منابع آموزشی قابل دسترسی را که منجر به افزایش انگیزه در یادگیری می شود را فراهم می کند. به واسطه فعالیت هایی چون رفتن به تئاتر، کنسرت، گالری ها، کتابخانه ها یا به واسطه دسترسی به کتاب، موسیقی کلاسیک و دیگر منابع در خانه، سرمایه فرهنگی والدین فضای فکری مناسبی را برای آموزش عالی فرزندان و ایجاد انگیزه موفقیت مهیا می کند. به عبارتی دیگر سرمایه فرهنگی نمایانندۀ کیفیت محیط خانواده، و مدت زمانی است که والدین برای فرزندان خود صرف می کنند.( وونگ[4]، 1998، 5) بنابراین انگیزش پیشرفت و عملکرد تحصیلی مطلوب ناشی از تفاوت محیط خانوادگی آنهاست؛ چناچه نخستین و اسا سی ترین محرک رشد و توانایی فرد در زمینه های گوناگون خانواده است. ( دانش پژوه، 1372) والدینی که به آموزش و پرورش، حسن رفتار و معاشرت اجتماعی و یا هرنوع پیشرفت اجتماعی بی توجه باشند، مسلماً در موفقیت تحصیلی فرزند خود تاثیر منفی خواهند داشت. همچنین بیشتر مطالعات نشان داده که پیشرفت تحصیلی تا میزان زیادی توسط بنیاد خانواده و تجربه های آموزشی تعیین می شود.( بالبی[5]1981، فیدرمن[6] 1976) خدایی در سال 1387 به این نتایج دست یافت که سرمایه فرهنگی والدین احتمال قبولی داوطلبان را افزایش می دهد. نتایج پژوهش پور محسن در سال 1373 نشان داد که بین سطح سواد والدین و عملکرد تحصیلی دانش آموزان رابطه معناداری وجود دارد .ده بزرگی درسال 1378 درپژوهش خود به این نتایج رسیده است که والدین دانشجویان مشروط در مقایسه با دانشجویان غیر مشروط سطح تحصیلات کمتری داشته اند. والدینی که خود سطح تحصیلات بالاتری دارند از فرزندان خود انتظار موفقیت بیشتری دارند و فرزندان خود را بیشتر راهنمایی و هدایت نموده، و برای آنها امکانات تحصیلی بیشتری فراهم می نمایند، فرزندان آنها هم از خود انتظار بالاتری دارند و تلاش بیشتری می کنند. همچنین گروههای طبقه های مسلط و حاکم برتری اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خود را حفظ می کنند. چنانچه برخی از پژوهش ها نشان داده اند؛ کسانی که از خانواده های طبقه پایین هستند عملکرد تحصیلی ضعیفی دارند. یافته های پژوهش زاپالا[7] در سال 2002 نشان می دهد کسانی که از خانواده های سطح پایین هستند کم تر مطالعه می کنند، نسبت به تحصیل نگرش منفی دارند و زودتر ترک تحصیل می کنند. اما در برخی تحقیقات رابطه بین پایگاه اقتصادی اجتماعی و پیشرفت تحصیلی تایید نشده است. به نظر شمید[8] پایگاه اقتصادی اجتماعی ضعیف می تواند باعث افت تحصیلی شود. بنابراین به نظر می رسد زمینه خانوادگی به طور مستقیم بر حصول سرمایه فرهنگی تأثیر دارند و سرمایه فرهنگی به طور مستقیم بر دستاوردهای علمی تأثیر خواهد داشت.
دانشجویان از سطوح متفاوتی از سرمایه فرهنگی برخوردارند، به همین علت، در زندگی خود به شیوه های کاملاً متفاوتی رفتار می کنند. سرمایه فرهنگی در بازتولید ساختار طبقاتی اجتماعی نقش مهمی دارد. سرمایه فرهنگی دانشجویانی که دارای پیشینه های طبقاتی بالای متوسط هستند نسبت به دانشجویانی که از طبقات پایین تر و معمولی تر برخوردارند؛ بالاتر است بنابراین عمدتا توجه بیشتر ازسوی معلمان ، نمرات بهتر و تشویق بیشترو به دنبال آموزش عالی بالاتری را دریافت می کنند.(بوردیو، 1997 به نقل از تارموس[9] و همکاران 2010) بنابراین آنانی که دارای سرمایه ی فرهنگی غنی هستند در قیاس با کسانی که سرمایه فرهنگی زیادی ندارند، از امکانات آموزشی استفاده بهتری کرده و با محیط آموزشی انطباق بالاتری خوا هند داشت (کروک[10]، 1997 )
با توجه به تحقیقات صورت گرفته در زمینه سرمایه فرهنگی و در ارتباط با موفقیت تحصیلی واینکه بوردیو سرمایه فرهنگی را به سه شکل از هم تمیز می دهد که شامل سرمایه متجسد یا درونی شده ؛ که شامل تمایلات و گرایشات روانی فرد نسبت به استفاده از کالاهای فرهنگی است. سرمایه فرهنگی نهادینه شده ؛ که شامل مدارک و مدارج تحصیلی و علمی ـ فرهنگی فرد است. سرمایه فرهنگی عینیت یافته؛ که شامل میزان مصرف کالاهای فرهنگی است. ( بوردیو، 1986). جای پرسش این مسأله است که آیا بین انواع سرمایه فرهنگی( متجسم شده، عینیت یافته و نهادینه شده) با انگیزش پیشرفت و عملکرد تحصیلی دانشجویان ارتباطی وجود دارد؟ و اینکه اگر چنین ارتباطی وجود دارد آیا میزان برخورداری از انواع سرمایه فرهنگی( متجسم شده، عینیت یافته و نهادینه شده)درمیان دانشجویان تاثیری بر روی انگیزش پیشرفت و عملکرد تحصیلی آنان دارد؟…
3-1 – ضرورت و اهمیت پژوهش:
موفقیت در زمینه تحصیلی به عنوان یک امر مسلم و رو به پیشرفت، یکی از ابعاد اصلی از سرمایه فرهنگی هر جامعه ای محسوب می شود . میزان برخورداری افراد از این سرمایه محل قرار گیری افراد را در فضای اجتماعی مشخص می کند. جوامع در حال توسعه چه در سطح رقابت های بین المللی و چه برای بالا بردن زندگی اجتماعی و فرهنگی افراد جامعه، ناگزیر به ایجاد انگیزه پیشرفت در تحصیل علم و به تناسب آن بالا بردن عملکرد تحصیلی در افراد جامعه به خصوص در قشر دانشجو می باشد. اگر ما از فرهنگ سرمایه مطلوبی را کسب کنیم باعث می شود این امکان فراهم شود که بتوانیم هدف های بزرگ جامعه و اجتماع را تحقق ببخشیم. هدف هایی نظیر، حفظ محیط زیست، حراست و پاسداری از ارزش های خانوادگی و پشتیبانی از نهاد های ملی در جهانی که با دگرگونی های سریع و فراگیر روبرو هستیم. اما چنانچه سرمایه فرهنگی به طور مساوی توزیع نشود؛ فرد در خانواده آن را بدست نیاورد، عموماً به پیامدها و مسائل حاد اجتماعی منتهی می شود. اگر حس موفقیت و نیازبه پیشرفت کودک، در خانواده تامین نشود فرد در دوره بزرگسالی دچار نوعی توزیع نامساوی این سرمایه می شود که سرمنشاء آن تفاوت به ویژه در حوزه مصرف و الگوهای زندگی است )بوردیو،[11] 1990به نقل از سمیعی 1379) هر چه امکانات فرهنگی خانواده زیادتر باشد امکان رشد توانایی های هوشی زیادتر می شود و برعکس فقر محیط فرهنگی اثرات منفی بر رشد عقلی و شناختی افراد در دوران بزرگسالی دارد و در نتیجه موجبات افت تحصیلی را به وجود می آورد. شاروک[12]( 1976) به نقل از فریز[13]( 1959) می گوید که محیط خانوادگی بیش از بهره هوشی کودکان در موفقیت تحصیلی آنها موثر است. حسینی و تشکری( 1365) در بررسی خود در زمینه اثر مختصات فردی و خانوادگی بر هوش و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان می گوید” هوش فرزندان خانواده های با سوادتر، بیش از فرزندان خانواده های کم سوادتر است”.همچنین کودکانی که متعلق به خانواده هایی با پایگاه اقتصادی و اجتماعی فوق العاده پایین بوده و تواماً با فقر اقتصادی و فرهنگی مواجه اند ، از انگیزه تحصیلی بسیار پائین تری برخوردارند . خوزه بلات[14]( 1984) به نقل از« مایکل تودارو» می گوید: فقرا اولین گروهی هستند که ترک تحصیل می کنند زیرا مجبورند کار کنند، فقرا اولین گروهی هستند که اخراج می شوند زیرا در نتیجه سوء تغذیه در کلاس به خواب می روند، و در نهایت اولین گروهی هستند که در امتحان رد می شوند زیرا کودکان طبقات مرفه امکانات بهتری برای یادگیری در منزل دارند. مک کللند[15] (1965) معتقد بود که انگیزه پیشرفت صفتی است که می شود به وسیله آموزش آن را افزایش داد و تعلیم و تربیت، محیط خانوادگی و محیط اجتماعی در پیدایش و تکوین آن نقش اساسی دارند. بی سوادی والدین موجب عدم درک وظایف مدرسه ، برنامه های آن و تداوم حضور مرتب دانش آموز در مدرسه می گردد و مشکلاتی برای تحصیل دانش آموز و کار مدرسه فراهم می کند. جو خانواده از نظر فرهنگی در پیشرفت و موفقیت تحصیلی دوران بزرگسالی با اهمیت می باشد و باعث تحولات فکری و رشد علمی غنی می گردد و قوه تجزیه و تحلیل و قضاوت فرد را افزایش می دهد، بنابراین با فراهم کردن زمینه انگیزش پیشرفت و امکانات لازم در دوران کودکی، رشد فرهنگی آنان در کاربرد فزاینده دانش ، مهارتها و توانایی ها در آینده تضمین می شود. انگیزه های درونی افراد به عنوان یکی از عوامل ترقی و توسعه باید مورد اهتمام جدی برنامه ریزان آموزشی و اجتماعی در جوامع کمتر توسعه یافته قرار گیرد؛ زیرا عقیده بر این است که ویژگی ها و باورهای جدید و منحصر به فردی که در یک فرهنگ خاص شکل می گیرد، به طور وسیعی بر ماهیت آن فرهنگ و جامعه تأثیر می گذارد. بنابراین پرداختن به مقوله سرمایه فرهنگی می تواند بخشی از خلاءهای تحقیقا تی چنین پژوهش هایی را که می تواند مقدمات خوبی برای انجام برنامه ریزی فرهنگی مهیا سازد فراهم سازد. چرا که با شناخت ارتباط سرمایه فرهنگی با انگیزش پیشرفت و عملکرد تحصیلی می توان رئوس برنامه ریزی در سیاستگذاری فرهنگی را مشخص نمود و خلاء های موجود در کشور را پر کرد. اجرای چنین پژوهش هایی باعث تسریع در شناخت نیازها ، دقت نظر و توجه در سرمایه فرهنگی بزرگسالان ما می گردد، موضوعی که از دهه قبل در بسیاری کشورها به طور پراکنده شروع شده است. ولیکن در کشور ما به مقوله سرمایه فرهنگی در قشر دانشجو توجه کمی شده است. گرچه تأثیر سنجش بر استاد و آموختههای دانشجو موضوع مطالعات گستردهای بوده است، اما تأثیر سرمایه فرهنگی بر محرکها و فعالیتهای ذهنی نتایج آموزشی، کمتر پرداخته شده است. امروزه هدف آموزش، افزایش پرورش پتانسیل یادگیری فراگیر و تبدیل وی به فراگیر مادامالعمر است، گسترده شده است. چنانچه رغبت فراگیران را افزایش دهیم می توانیم، به تأثیر آن بر زندگی فرهنگی و یادگیری مادامالعمر فراگیر توجه کنیم. تحقق، دوام و استمرار توسعه پایدار در هر جامعه به مشارکت همه افراد و آحاد آن جامعه مخصوصآً قشر تحصیلکرده، دانشگاهی و روشنفکر آن بستگی دارد. به خصوص در جهان علمی و فراصنعتی امروز، نقش انسان به عنوان یک عنصر کیفی مطرح است که قدرت بدنی و زور و بازوی او دیگر از اعتبار و اهمیت برخوردار نیست. امروزه، انسان با دست آوردهای علمی، اختراع، ابداع و تکنولوژی اهداف و مقاصد خود را به پیش می برد. جامعه ای که از افرادی با سرمایه فرهنگی و فرهنگ غنی تر و مستحکم تری برخوردار باشد در پیمودن طریق پیشرفت و توسعه موفق تر خواهد بود و در نتیجه شرایط لازم برای پویایی جامعه را فراهم می کنند.
4-1- اهداف تحقیق:
هدف کلی: هدف کلی از انجام این تحقیق سنجش میزان ارتباط انواع سرمایه فرهنگی(عینی، ذهنی ونهادی) با انگیزش پیشرفت و عملکرد تحصیلی در میان دانشجویان دانشگاه تهران می باشد.
اهداف جزئی:
1- بررسی ارتباط سرمایه فرهنگی متجسم شده با انگیزش پیشرفت دانشجویان
2- بررسی ارتباط سرمایه فرهنگی متجسم شده با عملکرد تحصیلی دانشجویان
3- بررسی ارتباط سرمایه فرهنگی عینیت یافته با انگیزش پیشرفت دانشجویان
4- بررسی ارتباط سرمایه فرهنگی عینیت یافته با عملکرد تحصیلی دانشجویان
5- بررسی ارتباط سرمایه فرهنگی نهادینه شده با انگیزش پیشرفت دانشجویان
6- بررسی ارتباط سرمایه فرهنگی نهادینه شده با عملکرد تحصیلی دانشجویان
1- آیا بین سرمایه فرهنگی متجسم شده و انگیزش پیشرفت در دانشجویان ارتباط وجود دارد؟
2- آیا بین سرمایه فرهنگی متجسم شده و عملکرد تحصیلی در دانشجویان ارتباط وجود دارد؟
3- آیا بین سرمایه فرهنگی عینیت یافته و انگیزش پیشرفت در دانشجویان ارتباط وجود دارد؟
4- آیا بین سرمایه فرهنگی عینیت یافته و عملکرد تحصیلی در دانشجویان ارتباط وجود دارد؟
5- آیا بین سرمایه فرهنگی نهادینه شده و انگیزش پیشرفت درمیان دانشجویان ارتباط وجود دارد؟
6- آیا بین سرمایه فرهنگی نهادینه شده و عملکرد تحصیلی درمیان دانشجویان ارتباط وجود دارد؟
1-4-1-فرضیهی اصلی …………………….. 9
1-4-2-فرضیه های فرعی ………………….. 9
1-5-سؤال های تحقیق ……………………. 10
1-6-تعاریف مفاهیم مطرح شده در فرضیه های تحقیق 10
1-6-1-تعاریف مفهومی …………………… 10
1-6-2-تعاریف عملیاتی ………………….. 11
فصل دوم:پیشینه ی تحقیق
مقدمه ……………………………….. 14
2-1-1-مفهوم امید ……………………… 15
2-1-2-نقش امید در زندگی و تحصیل ………… 16
2-1-3-مؤلفه های امید ………………….. 17
2-1-4-برخی از عوامل تأثیر گذار بر امید ….. 18
2-1-4-1-شادی …………………………. 18
2-1-4-2-هدفمندی ………………………. 19
2-1-4-3-رضایت از زندگی ………………… 20
2-1-4-4-مثبت اندیشی …………………… 21
2-1-4-5-معنویت ……………………….. 23
2-1-4-6-جامعه ………………………… 24
2-1-5-راه های افزایش امید در جوان ………. 25
2-1-6-پیشینهی تجربی امید به آینده ………. 27
2-1-6-1-تحقیقات انجام شده درزمینهی امید به آینده در داخل کشور 27
2-1-6-2-تحقیقات انجام شده درزمینهی امید به آینده خارج از کشور 30
2-2-1-مفهوم عزت نفس …………………… 32
2-2-2-نیاز به عزت نفس …………………. 35
2-2-3-عزت نفس بالا و پایین ……………… 36
2-2-4-حیطه های عزت نفس ………………… 38
2-2-4-1-عزت نفس اجتماعی ……………….. 38
2-2-4-2-عزت نفس تحصیلی ………………… 38
2-2-4-3-عزت نفس خانوادگی ………………. 39
2-2-4-4-عزت نفس کلی …………………… 39
2-2-5-نقش عزت نفس در پیشرفت تحصیلی ……… 40
2-2-6-دلگرمی و افزایش عزت نفس…………… 41
2-2-7-کم رویی و کاهش عزت نفس …………… 42
2-2-8-توکل و ایجاد عزت نفس …………….. 44
2-2-9-چهار عامل اساسی در رشد عزت نفس ……. 45
2-2-10-پیشینهی تجربی عزت نفس …………… 46
2-2-10-1-تحقیقات انجام شده درزمینهی عزت نفس در داخل کشور 46
2-2-10-2-تحقیقات انجام شده درزمینهی عزت نفس خارج از کشور 48
2-3-1-مفهوم انگیزه ……………………. 50
2-3-2-انگیزش پیشرفت …………………… 51
2-3-3-انگیزش پیشرفت تحصیلی …………….. 53
2-3-4-علاقه و انگیزه……………………. 55
2-3-5-تأثیر انگیزه بر یادگیری ………….. 56
2-3-6-هدف داشتن و ایجاد انگیزه………….. 58
2-3-7-فشار آورها و تأثیر آنها بر انگیزه….. 59
2-3-8-انگیزش بالا و تکالیف ……………… 60
2-3-9-انواع انگیزه ……………………. 62
2-3-10-نظریه ها ………………………. 63
2-3-10-1-نظریه ی اسناد ………………… 63
2-3-10-2-نظریهی انگیزش پیشرفت ………….. 64
2-3-10-3-نظریهی مازلو …………………. 64
2-3-10-4-نظریهی خود تعیین گری ………….. 65
این مطلب را هم بخوانید :
2-3-11-پیشینهی تجربی انگیزش پیشرفت تحصیلی .. 66
2-3-11-1-تحقیقات انجام شده درزمینهی انگیزش پیشرفت تحصیلی در داخل کشور ………………………………… 66
2-3-11-2-تحقیقات انجام شده درزمینهی انگیزش پیشرفت تحصیلی خارج از کشور ………………………………… 69
2-4-چارچوب نظری تحقیق …………………. 71
2-5-مدل تحلیلی ……………………….. 73
فصل سوم:روش تحقیق
مقدمه ……………………………….. 75
3-1-روش تحقیق ………………………… 75
3-2-متغیرهای مورد بررسی ……………….. 76
3-3-جامعهی آماری ،برآورد حجم نمونه و روش نمونه گیری 76
3-3-1-جامعهی آماری ……………………. 76
3-3-2-حجم نمونه ………………………. 76
3-4-ابزار جمع آوری داده ها……………… 77
3-4-1-روایی و پایایی ابزارهای سنجش ……… 80
3-4-1-1-روایی ………………………… 80
3-4-1-2-پایایی ……………………….. 80
3-5-روش های آماری تجزیه و تحلیل داده ها …. 81
3-5-1-روش های آماری توصیفی …………….. 81
3-5-2-روش های آماری استنباطی …………… 82
فصل چهارم:تجزیه و تحلیل داده ها
مقدمه ……………………………….. 84
4-1-توصیف شاخص های جمعیت شناختی ………… 84
4-1-1-توزیع فراوانی جنسیت دانشجویان …….. 84
4-1-2-توزیع فراوانی دانشجویان بر حسب دانشکده 85
4-1-3- توزیع فراوانی سن دانشجویان ………. 86
4-1-4- توزیع فراوانی مقطع تحصیلیِ دانشجویان 87
4-1-5- توزیع فراوانی جنسیت دانشجویان بر حسب مقطع تحصیلی 88
4-2- توصیف متغیر های تحقیق …………….. 89
4-2-1-عزت نفس ………………………… 89
4-2-2-امید به آینده …………………… 91
4-2-2-انگیزش پیشرفت تحصیلی …………….. 93
4-3-بررسی فرضیه های تحقیق ……………… 94
4-3-1-بررسی فرضیه ی اصلی ………………. 94
4-3-2-بررسی فرضیه های فرعی …………….. 95
4-4-بررسی سؤال های تحقیق……………….. 110
فصل پنجم:بحث و نتیجه گیری
مقدمه ……………………………….. 116
5-1-نتایج حاصل ازیافته های تحقیق ……….. 116
5-1-1-شاخص های دموگرافیک ………………. 116
5-1-2-یافته های حاصل از فرضیه های تحقیق …. 117
5-1-2-1-یافته ی حاصل از فرضیه ی اصلی ……. 117
5-1-2-2-یافته های حاصل از فرضیه های فرعی … 117
5-1-3-یافته های حاصل از سؤال های تحقیق ….. 121
5-2-بحث و نتیجه گیری ………………….. 122
5-3- پیشنهادها………………………… 127
5-3-1-پیشنهادهای کاربردی ………………. 127
5-3-2-پیشنهادهای پژوهشی ……………….. 128
5-4-محدودیت ها ……………………….. 129
منابع ……………………………….. 130
پیوست ها
چکیده انگلیسی
چکیده :
شناخت عواملی که به انگیزش و پیشرفت تحصیلی و جلوگیری از افت تحصیلی منجر شود ، اهمیت ویژهای دارد . هدف از پژوهش حاضر ارتباط سنجی امید به آینده و عزت نفس دانشجویان دانشگاه ولی عصر (عج) رفسنجان با انگیزش پیشرفت تحصیلی آنان در سال تحصیلی 92-1391 میباشد . جامعهی آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه ولی عصر (عج) مشتمل بر 128/11 نفر بود . که از طریق نمونه گیری تصادفی طبقهای 372 نفر از آنان به عنوان نمونهی آماری انتخاب شدند .
روش پژوهش ، توصیفی از نوع همبستگی است و ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه های امید (اسنایدر ، 1991) ، عزت نفس (کوپر اسمیت ، 1967) و انگیزش پیشرفت تحصیلی (کاظمی ، 1386) میباشد . تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی انجام پذیرفت ، که نتایج تحلیل داده ها نشان داد ، هر دو متغیر امید به آینده و عزت نفس به صورت مثبت معناداری توانستند انگیزش پیشرفت تحصیلی را پیش بینی کنند البته سهم متغیر امید به آینده در این تبیین بیشتر بود . (26/0 = R2 ، 0001/0 > R) از خرده مقیاس های عزت نفس(کلی ، اجتماعی ، تحصیلی و خانوادگی) ، دو خرده مقیاس اجتماعی و خانوادگی نتوانستند انگیزش پیشرفت تحصیلی را پیشبینی کنند . و از دو خرده مقیاس امید (تفکر عاملی و راهبردها) سهم متغیر تفکر عاملی در پیش بینی انگیزش پیشرفت تحصیلی بیشتر بود . میزان امید به آینده ، عزت نفس و انگیزش پیشرفت تحصیلی در رشته های مختلف ، متفاوت بود . و جنسیت در رابطهی امید به آینده و عزت نفس با انگیزش پیشرفت تحصیلی ، تفاوت معناداری را نشان نداد ، اما میزان انگیزش پیشرفت تحصیلی دختران بیشتر از پسران بود بنابراین برای بررسی عوامل مؤثر بر انگیزش پیشرفت تحصیلی دختران و پسران نمیتوان فقط بر سازه های روان شناختی ، مانند امید و عزت نفس تأکید کرد .
کلید واژه ها : امید به آینده ، عزت نفس ، انگیزش پیشرفت تحصیلی .
مقدمه
نظام آموزش عالی متشکل از نیروهای متخصص، متعهد و خلاق است که با استفاده از امکانات و تجهیزات به فرایند آموزش مشغول میباشند. از مهم ترین اجزای این سیستم نیروی انسانی متخصص است که با استفاده از سایر منابع ، موجبات شکوفایی و پیشرفت جامعه را فراهم می آورند(دولان[1] وشولر[2]،1384 ؛ترجمه ی صائبی و طوسی :17 ) .
به فرمایش امام راحل (ره) ، دانشگاه مرحله ی جدیدی از تکامل معنوی و معرفتی انسان و مبدأ تحولات کشور است و از نقش و جایگاه رفیع و ممتازی در توسعه ی همه جانبهی کشور برخوردار است و برای رسیدن به آن و یک جامعه پیشرفته وجود نیروی انسانی متخصص و متعهد امری ضروری به نظر میرسد .
با در نظر گرفتن اینکه جامعهی کنونی ما در مرحله ی خودسازی و سازندگی به سر میبرد و دانشجویان و جوانان ذخائر این کشور هستند سرنوشت آیندهی این جامعه دردست آنهاست، بنابراین بررسی های دقیق امور رفتاری و روانی، نبودن انگیزه های لازم و عزت نفس کافی در امردانش اندوزی از امور شایع در پیشرفت تحصیلی می باشند که نگرانیهای بسیاری را در کسانی که به امر تعلیم وتربیت مشغولند برانگیخته است .
سرمایه های بسیار زیادی که دولت ها در راستای تحقق اهدافشان صرف فرایند تعلیم وتربیت مینمایند تنهادرصورتی به ثمرخواهد نشست که نیروی جوان کشور بانشاط و امیدوار باشد و انگیزه های لازم جهت پیشرفت و شکوفایی داشته باشند(کارگر،1383 :2 ) .
تفاوت ها و برداشت های متعددی از انگیزش وجود دارد . در حوزه ی آموزش ،انگیزش یک پدیده سه بعدی است که در بر گیرنده ی باور های شخص درباره ی توانایی انجام فعالیت مورد نظر(خود را باور داشتن یا به عبارتی عزت نفس) ، دلایل یا اهداف فرد برای انجام آن فعالیت(داشتن انگیزه) و بالاخره واکنش عاطفی مرتبط با انجام فعالیت (خوش بینی و امید) میباشد (مسألی، 2007) .
امروزه نظام آموزشی در تمامی کشور های جهان از اهمیت فزاینده ای برخوردار بوده و تلاش میشود تا در راستای ارتقای سطح کمی و کیفی آموزش عمومی و آموزش عالی اقدامات مطلوبی صورت گیرد . در این زمینه می توان به ویژگی های افراد موفق و ناموفق و رابطهی این ویژگی ها با پیشرفت تحصیلی پرداخته و اطلاعات گرانبهایی برای برنامه ریزی های آتی بدست آورد (علاقه بند، 1378 ) .
1-1-موضوع پژوهش
ارتباط سنجی امید به آینده وعزت نفس دانشجویان دانشگاه ولی عصر (عج) با انگیزش پیشرفت تحصیلی آنان در سال تحصیلی 92-91 .
1-2-بیان مسئله
یکی از گروه های مهم درهر کشور دانشجویان هستند که نقش مهمی در ساختن آینده وتعلیم وتربیت و تعالی کشور ایفا می کنند. درحالی که حضور در دانشگاه برای عدهی کثیری ازدانشجویان تجارب مثبتی به همراه دارد، برای برخی دیگر مطالب تحصیلی از قبیل آزمون ها، مقالات، ارائه مطالب و غیره با تجربهی تنیدگی[3] همراه است، بی تردید تجربه ی تنیدگی ناشی از مسائل تحصیلی، تاثیر منفی بر بهزیستی ذهنی[4]، روانشناختی و جسمانی دانشجویان را به همراه دارد (فراهانی، 1387) .
بسیاری از مشکلات تحصیلی دانشجویان از جمله افت تحصیلی، ترک تحصیلی، رفتارهای ناسازگارانه، ناشی ازوضعیت روانی نا مساعد و تصورات منفی آنها نسبت به خوداست. اینکه فرد چه تصوری در باره ی خود و استعدادها و تواناییها وکارآمد خویش دارد در تعیین هدف و میزان موفقیت وشکست او موثر است (لطف آبادی، 1384 :499) .
پیشرفت تحصیلی یکی از اهداف مهم آموزشی در سطح دنیاست و همه برآنند تا عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی را شناسایی و هر یک از عوامل راطوری تنظیم و هدایت کنند تافراگیران به رشد و یادگیری بیشتر دست یابند (کیوانفر، 1374) .
شرایط عاطفی و روانی را می توان به عنوان اصلی ترین عامل پیشرفت یا افت تحصیلی دانست، بسیاری از فراگیران صرفاً به دلایلی از قبیل فقر عاطفی، انگیزه ی ناکافی، کمرویی، نداشتن نگرش مثبت و قوی برای زندگی و تعارض روانی و غیره دچار بی اشتهایی تحصیلی شده نمیتوانند پیشرفت تحصیلی مطلوب داشته باشند، این قبیل افراد نیازمند تقویت اعتماد به نفس ، بالا بردن انگیزه وشناخت درمانی هستند (شعبانی، 1382) .
اعتماد به نفس ، داشتن نگرش مثبت به توانایی های خود می باشد که رابطه تنگاتنگی با احساس کفایت دارد. این که کسی بر خود و توانایی های خود اعتماد داشته باشد و بگوید من می توانم این کار را انجام دهم و مشکلات را از پیش پا بردام حاکی از داشتن بهداشت روانی است و اینجاست که در خود ایجاد انگیزه برای پیشرفت میکند(کدیور ،1384) .
در خصوص اهمیت انگیزه ی پیشرفت ، همین بس که بشر بدون چنین انگیزه ای قادر نبود از حد زندگی اولیه اش در آغاز پیدایش گامی فراتر نهاده و به چنین تحولاتی شگرف نایل شود و به یمن وجود افراد پیشرفت گراست که هر روز اندیشه ای نو و وسیله ای تازه خلق میشود و به حیات انسان سامان میبخشد (شکرکن،1373) .
بررسی انگیزهی پیشرفت از جنبه های گوناگون اهمیت دارد. در پیش بینی پیشرفت تحصیلی، برخی از روان شناسان بررسی متغیر هایی همچون انگیزه ی پیشرفت را از جهاتی مهم تر از هوش و استعداد میدانند؛ زیرا هوش از سازه های ثابت و نسبتاً دگرگون ناپذیر است، اما انگیزهی پیشرفت و سازهایی مانندآن همچون عزت نفس را می توان با چاره اندیشی هایی دگرگون ساخت (بیابانگرد، 1384) .
سطح عزت نفس شما، اینکه چقدر خودتان را دوست دارید وبرای خودتان ارزش قائل هستید، عامل مهمی برای سطح انگیزش و پایداری شما محسوب می شود. تمام اوقات بایدبا خودتان مثبت صحبت کنید تا عزت نفس تان افزایش یابد وبرای اینکه به خودتان انگیزه دهید وبر احساس ترس و ناامیدی غلبه کنید همواره به خودتان بگوئید « می توانم آن کا را انجام دهم!» (تریسی[5]،1384؛ ترجمه ی قادری نیت: 176) .
به نظر می رسد پیشرفت تحصیلی و عزت نفس ،رابطه ی متقابلی دارند ؛ یعنی از طرفی ،داشتن عزت نفس موجب پیشرفت تحصیلی می شود، زیرا خودباوری و تلقی مثبت از خویش در یادگیری و ایجادانگیزش برای تحصیل اثر می گذارد و موجب پیشرفت تحصیلی میگردد، از طرف دیگر، موفقیت های تحصیلی در رسیدن به مدارج بالا، موجب ارتقای عزت نفس میشود. به طور کلی ، پیشرفت انسان ها در هرزمینه ای و تجربه ی موفقیت و احساس خودباوری در هر مورد باعث افزایش عزت نفس در او میشود (حسینی نسب و وجدان پرست،1381) .
موفقیت و پیشرفت در کار تحصیلی و زندگی بستگی دارد به انواع عاداتی که دراثر گذشت زمان پیدا کرده اید. دراثر گذشت زمان این عادات در روح و روان شما می نشیند و به صورت جزء ثابت رفتارتان در میآید. شروع و تکمیل کارهای مهم، تاثیر فوری وپیوسته ای بر زندگی ما دارد، به شما احساس مثبت می دهد، شما را خوشحال می کند و هر چقدر کارتمام شده مهم تر باشد، خوشحالی و اعتماد به نفس شما بیشتر شده و احساس قدرت بیشتری در مورد خود و دنیای خود خواهید داشت (تریسی، 1384؛ترجمه ی قادری نیت: 23) .
فریسون[6] (1997)، می نویسد، امید وعزت نفس به عنوان نمادی از بعد روحی اغلب با نتایج گزارش از سلامت جسمی وروحی همراه بوده و باید به این نکته توجه داشت که امید تحت تاثیر عزت نفس میباشد، و کمک به بالا بردن عزت نفس باعث ارتقای سطح امید میشود(پور غزنین و غفاری ، 1384 ) .
طبق گفته ی علوی (1382) یکی از شاخص های بهداشت روانی، احساس رضایت شادی و شادابی است. فردی که احساس می کند نیازهایش بدون برخورد با موانع در حال تأمین است و به زندگی خود امید دارد، به درجه ای از رضایت درونی می رسد که همواره او را شاد نگه می دارد. شادی حاصل احساس سعادتمندی است و سعادتمندی حاصل سیر طبیعی زندگی می باشد که با تامین نیازهای مختلف مخصوصاً نیاز های روانی بدست میآید .
افرادی که امید به آینده را به طور کلی از دست می دهند ، دست از هر نوع تلاشی برداشته و با بی تفاوتی تسلیم سرنوشت میشوند و در همین راستا عزت نفس و انگیزه خود را از دست داده و به لحاظ جسمی و روانی آنقدر فرسوده میشوند که احساس می کنند محیط بر آن ها تسلط کامل دارد و لذا تسلیم شرایط میشوند (کلینکه، 1389 ؛ترجمه محمد خانی:449) .
کسی که از سلامت روان برخوردار نباشد در برابر رویدادهای مهم زندگی دچار نا امیدی و افسردگی می شود، می توان گفت تا انسان امیدوار نباشد، موقعیت های مثبت و منفی زندگی که نیاز به سازگاری و تطابق دارد را نمی تواند ایجاد کند، پس با داشتن امید، می توان در مراحل مختلف زندگی مشکلات را تحمل کرد و زندگی هدفداری را بنا کرد. امید، مار ا به جستجوی فردایی بهتر وا میدارد. امید یعنی موفقیت و پیشرفت و آیندهای بهتر ودلیلی برای زیستن(حسینی ، 1388: 64) .
مشکلات روانی، انسان رادچار بحرانی می سازد که بر تمامی فعالیت ها، افکار و احساسات او اثر میگذارد، روابط اجتماعی ، نگرش فرد نسبت به آینده و سلامت جسمانی را تحت تاثیر قرار میدهند. اما تاثیر آن درجوانان روی پیشرفت تحصیلی ویادگیری آنها می باشد. یافتههای پژوهش های متعددی نشان داده اند که پیشرفت تحصیلی هم از ساختارهای دانش و فرایندهای پردازش اطلاعات تاثیر میپذیرد، هم از عوامل محیطی از جمله خانوادگی و خود تنظیمی. نظریه خود تنظیمی بر این اساس استوار است که دانشجویان چگونه از نظر فرا شناختی، انگیزشی و رفتاری، خود را سامان میبخشند. بنابراین این افراد رویکرد مثبتی نسبت به زندگی خودداشته و دارای عزت نفس و خوداثر بخشی بیشتری هستند که میتواند عاملی برای موفقیت وپیشرفت آنها در حیطه های مختلف زندگی ازجمله تحصیل باشد. لذا با توجه به اهمیت موضوع تحصیل ،محقق بر آن است که ارتباط متغیرهایی چون امید به آینده و عزت نفس را با انگیزش پیشرفت تحصیلی بررسی کند .
1-3- اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
از مهم ترین عواملی که توجه جدی و کارشناسانه به آن ، همه ساله به میزیان زیادی امکانات، منابع و استعدادهای بالقوه ی انسانی و اقتصادی را تلف می کندو تاثیرات غیر قابل جبرانی را در ابعاد فردی و اجتماعی به جای می گذارد، مساله ی افت و پیشرفت تحصیلی است. در هر دو زمینه با توجه به تنوع علل اجتماعی، فرهنگی و روانی موثر بر آنها از یک طرف و تغییرات سریعی که جامعه شاهد آن است ازطرف دیگر نیاز به پژوهش وتحقیقات جدید بسیار ضروی به نظر میرسد (شریعتمداری، 1388 :11) .
اهمیت این پژوهش به رابطهی عزت نفس و امید در زندگی با انگیزش پیشرفت تحصیلی دانشجویان مرتبط است. در واقع وقتی افرادمشاهده میکنند در کار یا تحصیل در حال پیشرفت هستند، قوت قلب میگیرند، اعتماد و عزت نفس- شان بالاتر میرودو البته این پیشرفت همیشه به آنها انگیزه میدهد که فعال تر شوند و بر عادت تنبلی خود غلبه کنند. این احساس پیشرفت و ترقی، انرژی بیشتری به آنها می دهد وسراسر روز را با نشاط و امید بیشتری به کار یا تحصیل مشغول خواهند بود.
توجه به مسئلهی پیشرفت تحصیلی از نابسامانی های روحی و روانی دانشجویان و درنهایت نابسامانی های اجتماعی نیز جلوگیری مینماید، قدرت برنامه ریزی برنامه ریزان رادر تمامی زمینههای اجتماعی و فرهنگی بالا میبرد و به افزایش بهره وری منجر می گردد ( باقری و موسی پور، 1379) .
در خصوص جویندگان علم و دانشجویان ، انگیزه ی پیشرفت تحصیلی از اهمیت خاصی برخوردار است . با این انگیزه ، افراد تحرک لازم را برای به پایان رساندن موفقیت آمیز یک تکلیف ، رسیدن به هدف یا دستیابی به درجه ی معینی از شایستگی در کار خود دنبال میکند که بالاخره بتوانند موفقیت لازم را در امر یادگیری و پیشرفت تحصیلی کسب نمایند(محمّدی ،2006).
یکی از مواردمهم در پیشرفت تحصیلی، انگیزش است، میزان انگیزش در نحوه مطالعه واخذ نتایج مطلوب تاثیر چشمگیری دارد تا آنجا که امروز عقیده بر این است که 50% از ورایانس پیشرفت تحصیلی مدیون انگیزه است، داشتن انگیزه تحصیلی باعث آغاز و ادامه فعالیت درجوانان و نوجوانان میشود (زارع ، 1387) .
دوره جوانی و نوجوانی به سبب بروز مسائل خاص، با نوعی سردرگمی همراه با کاهش عزت نفس، خود کم بینی و خود پنداره منفی همراه با احساس خشم و پرخاشگری همراه است که سبب کاهش فعالیت ها می شود. بنابراین توجه به نقاط مثبت، تقویت اعتمادبه نفس واحساس خودباوری و خود ارزشمندی از مهمترین کارهایی است که بزرگان دین و علمای تعلیم وتربیت به آن توجهی خاصی دارند (افروز، 1379 :41) .
برای انجام هر کاری شما آن را به همان گونه که باور دارید انجام می دهید .هر وقت که درباره ی خود و آینده مثبت فکر کنید و امید داشته باشید ،کارتان را به نحو احسن انجام خواهید داد . وقتی انسان امیدوار باشد برای خواستها وزندگی خود ارزش قایل می شود و این ارزش ها را در تمامی موارد زندگی بیان می کند و نیروی انگیزه را در خود زنده نگه می دارد .اگر شخصی در کاری و موقعیتی ضعیف ، نا پخته و بد عمل نماید دلیل آن دید منفی نسبت به آن موقعیت میباشد (تریسی ،1385؛ ترجمه ی مردمی ).
امیدواری و خوش بینی باعث می شود تا افراد تجربه های مثبت وخوب خود را باز شناسند ونقش آن ها را در افزایش و ارتقای احترام خود و عزت نفس باز شناسی کنند و با اتخاذ موضعی فعال زندگی خود را شخصا شکل دهند ،نه این که هر آنچه به سرشان می آید به گونه ای منفعل بپذیرند ، این شیوه ی تفکر ماست که کیفیت زندگی مان را تعیین می کند . داشتن افکار بدبینانه و منفی نسبت به خود و آینده ما را تبدیل به فردی می کند که هیچ کنترلی بر محیط و یا رفتارهای مخرب خود ندارد . (برخوری ،1388 ) .
لذا شناخت و تقویت این موارد یعنی؛ تفکر مثبت، کنترل تفکر منفی، احساس داشتن صلاحیت برای خوشبختی، حرمت نفس و خودبینی، باامید واشتیاق به آینده نگریستن، داشتن هدف مشخص و .. همهی اینها در شما نیرویی به نام انگیزه ایجاد می کند تا عاملی برای پیشرفت و موفقیت شود .
واقعیت این است که نمیتوان جلو تجارب منفی گذشته را گرفت، اما همیشه امیدی به آینده بهتر وجود دارد. انتظار آیندهی خوب، امید و خوش بینی دربارهی فرصت های جدید اعمال تسلط و کفایت رابه ما القا میکند. مفاهیم عزت نفس و خودکارآمدی[7] با علاقه به یادگیری چیزهای جدید، تسلط بر مشکلات وپیشرفت و تقویت توانایی ها ارتباط تنگاتنگی دارند و داشتن این نوع نگرش به زندگی برای کنار آمدن با شکست ها بسیار لازم و مفید است (کلینکه[8]،1389؛ ترجمه ی محمد خانی :92 ) .
برای مقابله موفق با چالش های زندگی ، حفظ اعتماد به نفس و انگیزش بسیار ضروری است. زمانی که احساس درماندگی میکنید ، یک متخصص بهداشت روانی می تواند به شما دلگرمی بدهد حتی اگر در لحظاتی ، بعضی چیز ها بسیار نا امید کننده به نظر میرسد ، اما کمک احساس اعتماد و امید را به شما القا میکند ، به طوری که می توانید بهترین راه حل را در زندگی پیدا کنید(کلینکه،1389 ؛ترجمه ی محمد خوانی: 98 ) .
داشتن معنا وهدف در زندگی، احساس تعلق به منبعی والا، امید به کمک خدا در شرایط مشکلزای زندگی و بهرهمندی از حمایت های اجتماعی و معنوی، ازجمله منابعی هستند که افراد با بهره گیری از آنها میتوانند در رویارویی با حوادث فشارزای زندگی، آسیب کمتری را متحمل شوند، ویکی از مهم ترین عواملی که تحت تاثیر معنویات و باورهای مذهبی قرار می گیرد عزت نفس است (حبیب وند، 1387).
عزت نفس باعث می شود که افراد خودشان را به عنوان کسانی توانا به عمل مستقل میبینند و بنابراین حسی از خود ارزشی همساز با این تصویر ایجادمی کنند وبه ترویج ازروی تجربه های شخصی و تاثیر دنیای خارج نگرش ثابت و پایدار از محیط واز خود و ارتباط این دو با یکدیگر به دست میآورند و بر اساس آن مسائل زندگی را ارزیابی وبرای مقابله با کاستی ها به کوشش میپردازند (پیرس[9] وگاردنر[10]،2004) .
بهره مندی از عزت نفس علاوه بر آنکه جزئی از سلامت روانی محسوب میشود، با پیشرفت تحصیلی نیز مرتبط است. مطالعات متعددی نشان داده است که بین عزت نفس وپیشرفت تحصیل همبستگی قابل توجهی (4/0 تا6/0) وجود دارد (بیابانگرد، 1384) .
همهی افراد صرفه نظر از تفاوت های فردی نیازمند عزت نفس هستند چراکه عزت نفس بر همهی سطوح زندگی اثر میگذارد و چنانچه نیاز به عزت نفس ارضا نشود نیازهای گسترده تر نظیر نیاز به آفریدن، پیشرفت ویا درک استعدادها محدود میماند. همچنین افرادی که احساس خوبی نسبت به خوددارند معمولاً احساس خوبی نیز به زندگی دارند و با اطمینان بیشتری از عهده مشکلات و مسئولیت های زندگی بر میآیند (کلمز[11]وهمکاران ؛ ترجمه ی علیپور، 1384) .
طبق آنچه که گفته شد ارزیابی مثبت از خود در قالب عزت نفس بیان می شود، به عنوان یک سپر محافظ درمقابل ناسازگاری روان شناختی عمل می کند وباعث ارزیابی مثبت فرد از زندگی و امیدواری وی میشود، امیدواری نیز که یکی از ویژگی های انسان است به او کمک مینماید تا ناامیدی را پشت سر گذاشته، اهداف خودرا تعقیب کرده و باداشتن انگیزه با پشتکاری و پایداری بیشتری در عرصه ی زندگی گام بردارد .
از این رو محقق در پی آن است که ارتباط امید به آینده و عزت نفس دانشجویان را با انگیزش پیشرفت تحصیلی آنان مورد بررسی قرار دهد . اهمیت این مسئله از آن جهت است که محصلان (مقاطع گوناگون ) از روحیه مثبت نگر در مورد خود ،دیگران و دنیا برخوردار شوند و خود را مفید و اثر بخش دانسته و در جهت ایجاد این خصوصیات، پیشنهاداتی مبنی بر مداخله و آموزش از طریق نظام آموزشی برای آنان احساس میشود تا آن ها با امید و انگیزهی بیشتر به تحصیل بپردازند . نکات گفته شده همگی تاکیدی بر ضرورت بررسی این موضوع است .
1-4-فرضیه های پژوهش
1-4-1-فرضیه ی اصلی
بین امید به آینده وعزت نفس دانشجویان با انگیزش پیشرفت تحصیلی آنان رابطهی معنی داری وجود دارد.
1-4-2-فرضیه ها ی فرعی
1-بین عزت نفس وانگیزش پیشرفت تحصیلی دانشجویان، رابطه ی معنی داری وجود دارد .
2-بین امید به آینده و انگیزش پیشرفت تحصیلی دانشجویان، رابطه ی معنی داری وجود دارد .
3- بین مؤلفه های عزت نفس(اجتماعی ،خانوادگی،تحصیلی وکلی ) و انگیزش پیشرفت تحصیلی دانشجویان، رابطه ی معنیداری وجود دارد .
4- بین مؤلفه ها ی امید به آینده (تفکر عاملی،راهبرد ها) و انگیزش پیشرفت تحصیلی دانشجویان، رابطهی معنی داری وجود دارد .
5- بین عزت نفس و انگیزش پیشرفت تحصیلی دانشجویان بر اساس جنسیت رابطهی معنی داری وجود دارد .
6- بین امید به آینده وانگیزش پیشرفت تحصیلی دانشجویان بر اساس جنسیت رابطهی معنی داری وجود دارد .
7- بین میزان عزت نفس دانشجویان دختر وپسر تفاوت معنی داری وجود دارد .
8- بین میزان امید به آیندهی دانشجویان دختر وپسر تفاوت معنی داری وجود دارد .
9- بین میزان انگیزش پیشرفت تحصیلی دانشجویان دختر و پسر تفاوت معنی داری وجود دارد .
10-بین عزت نفس دانشجویان دانشکدههای ادبیات وعلوم انسانی ،ریاضی و کامپیوتر ،علوم اداری واقتصاد ،فنی ومهندسی،کشاورزی و علوم پایه ، تفاوت معنی داری وجود دارد .
11-بین امید به آیندهی دانشجویان دانشکده های ادبیات وعلوم انسانی ،ریاضی و کامپیوتر ،علوم اداری واقتصاد ،فنی ومهندسی،کشاورزی و علوم پایه ، تفاوت معنی داری وجود دارد .
12-بین انگیزش پیشرفت تحصیلی دانشجویان دانشکدههای ادبیات وعلوم انسانی ،ریاضی و کامپیوتر ،علوم اداری واقتصاد ،فنی ومهندسی،کشاورزی و علوم پایه ، تفاوت معنیداری وجود دارد .
1-5-سؤال های تحقیق
1- عزت نفس دانشجویان به چه میزان است ؟
2- امید به آیندهی دانشجویان به چه میزان است ؟
3- انگیزش پیشرفت تحصیلی دانشجویان به چه میزان است ؟
1-6-تعاریف مفاهیم مطرح شده در فرضیه های تحقیق
1-6-1-تعاریف مفهومی
–امید به آینده : رابینسون معتقد است، امید از پایه های اصولی توازن و قدرت روانی است که مشخص کنندهی دستاوردهای زندگی و باور یک احساس بهتر از آینده است (اسلامی نسب، 1377) .
–تفکر عاملی : اسنایدر (1991) ، تفکر عاملی را تصمیم گیری هدفمند در زندگی خواند (شیرمحمدی و همکاران ،1389 ) .
1-6-1- سؤالات اصلی 11
1-6-2- سؤالات فرعی 11
1-6- قلمرو تحقیق 14
1-6-1- قلمرو مکانی تحقیق 14
1-6-2- قلمرو زمانی تحقیق 14
1-6-3- قلمرو موضوعی تحقیق 14
1-7- تعریف واژه ها 14
1-7-1- تعاریف نظری 14
1-7-2- تعاریف عملیاتی 16
1-8- نوع متغیرها 18
فصل دوم: ادبیات پژوهش
مقدمه 20
2-1- معنویت محیط کار 21
2-1-1- مقدمه 21
2-1-2- معنویت 21
2-1-2-1- تعریف معنویت 21
2-1-2-2- مفهوم معنویت 22
2-1-2-3- انواع معنویت 23
2-1-2-4- دین و معنویت 23
2-1-3- معنویت در محیط کار 24
2-1-3-1- تعریف معنویت در محیط کار 24
2-1-3-2- دیدگاههای معنویت در محیط کار 25
2-1-3-2-1- دیدگاه کریشناکومار و نک 25
2-1-3-2-2- دیدگاه دنیس و همکاران 26
2-1-3-2-3- دیدگاه کینجرسکی و اسکرپینگ 28
2-1-3-3- سطوح معنویت در سازمان 28
2-1-3-4- جایگاه معنویت سازمانی در پژوهش ها 32
2-1-3-5- گرایش های دینی و معنوی در کار و سازمان 35
2-1-3-6- علل علاقه مردم به معنویت در محیط کار 35
2-1-3-7- ترویج و کاربرد معنویت در محیط کار 36
2-1-3-8- ویژگی های معنویت در کار و محیط کار 37
2-1-3-9- اهمیت و مزایای معنویت در محیط های کاری 38
2-1-3-10- مدرسه با روح (روح بخش) 40
2-2- فرسودگی شغلی 43
2-2-1- مقدمه 43
2-2-2- تعریف فرسودگی شغلی 43
2-2-3- تاریخچه فرسودگی شغلی 44
2-2-4- دیدگاه های فرسودگی شغلی 45
2-2-4-1- فرسودگی به عنوان یک سندرم روانشناختی 45
2-2-4-2- فرسودگی شغلی به عنوان یک بحران هویتی (وجودی) 45
2-2-4-3- فرسودگی شغلی از دیدگاه جامعهشناختی 45
2-2-5- مؤلفه های فرسودگی شغلی از دیدگاه مسلچ 45
2-2-5-1- خستگی یا ازمحلال عاطفی 45
2-2-5-2- مسخ شخصیتی یا ازخودبیگانگی 46
2-2-5-3- کاهش میل به تحقق یافتن شخصیت 46
2-2-6- پژوهش های مربوط به فرسودگی شغلی 47
2-2-7- علائم فرسودگی شغلی 47
2-2-8- مراحل شکل گیری فرسودگی شغلی 48
2-2-8-1- مرحله ماه عسل 48
2-2-8-2- عدم انرژی 49
2-2-8-3- آغاز نشانه های مزمن فرسودگی 49
2-2-8-4- بحران 49
2-2-8-5- مرحله به بن بست رسیدن 49
2-2-9- عوامل مؤثر بر فرسودگی شغلی 49
2-2-9-1- عوامل مؤثر بر فرسودگی شغلی از دیدگاه پاریک 49
2-2-9-2- عوامل مؤثر بر فرسودگی شغلی از دیدگاه پوتر 50
این مطلب را هم بخوانید :
2-2-9-3- عوامل مؤثر بر فرسودگی شغلی از دیدگاه مسلچ و لیتر 50
2-2-9-4- عوامل مؤثر بر فرسودگی شغلی از دیدگاه رزنبرگ 51
2-2-10- راه های مقابله با فرسودگی شغلی 51
2-2-11- ابزار سنجش فرسودگی شغلی 52
2-3- رضایت شغلی 53
2-3-1- مقدمه 53
2-3-2- تعریف رضایت شغلی 53
2-3-3- رویکردهای رضایت شغلی 55
2-3-4- نظریه های رضایت شغلی 56
2-3-4-1- نظریه امید و انتظار (دیوید نادلر، اوارد ای. لالر) 56
2-3-4-2- نظریه بریل 56
2-3-4-3- نظریه نیازها 56
2-3-4-4- نظریه دوعاملی/ نظریه بهداشت- انگیزش (فردریک هرزبرگ) 57
2-3-4-5- نظریه نقش 58
2-3-4-6- نظریه گینزبرگ 58
2-3-4-7- نظریه لوسان و شن 58
2-3-5- مدل های رضایت شغلی 59
2-3-5-1- مدل فرات و استارک 59
2-3-5-2- مدل رضایت شغلی مقیمی 61
2-3-6- ارزیابی رضایت شغلی 61
2-3-7- مقیاس های رضایت شغلی 62
2-3-7-1- شاخص توصیفی شغل 62
2-3-7-2- پرسشنامه رضایت شغلی مینه سوتا (ام اس کیو) 63
2-3-7-3- مقیاس مجموعه شغل 64
2-3-8- اهمیت رضایت شغلی 65
2-3-9- پیش زمینه های رضایت شغلی 65
2-3-9-1- پیشینه های محیطی رضایت شغلی 66
2-3-9-1-1- ویژگی های شغل 66
2-3-9-1-2- دستمزد 67
2-3-9-1-3- عدالت 67
2-3-9-2- پیشینه های فردی در رضایت شغلی 68
2-3-10- عوامل مؤثر بر رضایت شغلی 68
2-3-11- علل عدم رضایت شغلی 71
2-3-12- رضایت شغلی و عملکرد شغلی 71
2-3-12-1- تأثیر رضایت شغلی بر عملکرد ضعیف است 71
2-3-12-2- رضایت شغلی غیرمستقیم منجر به عملکرد بهتر می شود 71
2-3-12-3- عملکرد بهتر، منجر به افزایش رضایت شغلی می گردد 72
2-3-12-4- بین رضایت شغلی و عملکرد رابطه متقابل وجود دارد 72
2-3-12-5- عدم رضایت شغلی و عملکرد 72
2-4- پیشینه تحقیق 73
2-4-1- تحقیقات انجام شده در زمینه موضوع تحقیق 73
2-4-1-1- تحقیقات انجام شده در زمینه معنویت در محیط کار در خارج کشور 73
2-4- 1-2- تحقیقات انجام شده در زمینه معنویت در محیط کار در داخل کشور 73
2-4-1-3- تحقیقات انجام شده در زمینه فرسودگی شغلی در خارج کشور 75
2-4-1-4- تحقیقات انجام شده در زمینه فرسودگی شغلی در داخل کشور 75
2-4-1-5- تحقیقات انجام شده در زمینه رضایت شغلی در خارج کشور 79
2-4-1-6- تحقیقات انجام شده در زمینه رضایت شغلی در داخل کشور 80
2-4-2- خلاصه تحقیقات انجام شده در زمینه موضوع تحقیق 83
2-4-2-1- خلاصه تحقیقات انجام شده در زمینه معنویت در محیط کار در خارج کشور 83
2-4- 2-2- خلاصه تحقیقات انجام شده در زمینه معنویت در محیط کار در داخل کشور 84
2-4-2-3- خلاصه تحقیقات انجام شده در زمینه فرسودگی شغلی در خارج کشور 86
2-4-2-4- خلاصه تحقیقات انجام شده در زمینه فرسودگی شغلی در داخل کشور 87
2-4-2-5- خلاصه تحقیقات انجام شده در زمینه رضایت شغلی در خارج کشور 92
2-4-2-6- خلاصه تحقیقات انجام شده در زمینه رضایت شغلی در داخل کشور 93
2-5- چارچوب نظری تحقیق 98
2-5-1- چارچوب نظری 98
2-5-2- مدل اولیه تحقیق 102
2-5-3- مدل تحلیلی تحقیق 103
2-6- فرضیه های تحقیق 104
2-6-1- فرضیه های اصلی 104
2-6-2- فرضیه های فرعی 104
فصل سوم: روش تحقیق
مقدمه 107
3-1- روش پژوهش 107
3-2- فرآیند پژوهش 108
3-3- جامعه آماری 108
3-4- روش نمونه گیری و حجم نمونه 109
3-5- ابزار گردآوری داده ها 109
3-5-1- پرسشنامه فرسودگی شغلی مسلچ 109
3-5-2- پرسشنامه رضایت شغلی 110
3-5-3- پرسشنامه معنویت محیط کار 110
3-6- روایی و پایایی ابزار سنجش 111
3-6-1- روایی و پایایی پرسشنامه فرسودگی شغلی 111
3-6-2- روایی و پایایی پرسشنامه رضایت شغلی 112
3-6-3- روایی و پایایی پرسشنامه معنویت محیط کار 112
3-7- روش تجزیه و تحلیل داده ها 113
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها
مقدمه 115
4-1- توصیف شاخص های دموگرافیک 116
4-1-1- وضعیت جنسیت آزمودنی ها 116
4-1-2- وضعیت سطح تحصیلات آزمودنی ها 117
4-1-3- وضعیت سابقه خدمت آزمودنی ها 118
4-1-4- وضعیت تأهل آزمودنی ها 119
4-1-5- وضعیت سن آزمودنی ها 120
4-2- وضعیت متغیرهای پژوهش 121
4-2-1- وضعیت متغیر رضایت شغلی 121
4-2-2- وضعیت متغیر فرسودگی شغلی 122
4-2-3- وضعیت مؤلفه خستگی عاطفی 123
4-2-4- وضعیت مؤلفه مسخ شخصیت 124
4-2-5- وضعیت مؤلفه فقدان موفقیت شخصی 125
4-2-6- وضعیت متغیر معنویت محیط کار 126
4-2-7- وضعیت مؤلفه فردی-روان شناختی معنویت 127
4-2-8- وضعیت مؤلفه فردی-پرورش روح معنویت 128
4-2-9- وضعیت مؤلفه گروهی معنویت 129
4-2-10- وضعیت مؤلفه سازمانی معنویت 130
4-3- بررسی فرضیه های تحقیق 137
الف- فرضیه های اصلی 137
4-3-1- معنویت محیط کار با فرسودگی شغلی معلمان مقطع متوسطه ناحیه 1 شهرستان کرمان رابطه معناداری دارد 137
4-3-2- معنویت محیط کار با رضایت شغلی معلمان مقطع متوسطه ناحیه 1 شهرستان کرمان رابطه معناداری دارد 139
ب- فرضیه های فرعی 141
4-3-3- بعد فردی-روان شناختی معنویت محیط کار با فرسودگی شغلی معلمان مقطع متوسطه ناحیه 1 شهرستان کرمان رابطه معناداری دارد 141
4-3-4- بعد فردی-پرورش روح معنویت محیط کار با فرسودگی شغلی معلمان مقطع متوسطه ناحیه 1 شهرستان کرمان رابطه معناداری دارد 143
4-3-5- بعد گروهی معنویت محیط کار با فرسودگی شغلی معلمان مقطع متوسطه ناحیه 1 شهرستان کرمان رابطه معناداری دارد 145
4-3-6- بعد سازمانی معنویت محیط کار با فرسودگی شغلی معلمان مقطع متوسطه ناحیه 1 شهرستان کرمان رابطه معناداری دارد 147
4-3-7- معنویت محیط کار با خستگی عاطفی معلمان مقطع متوسطه ناحیه 1 شهرستان کرمان رابطه معناداری دارد 149
4-3-8- معنویت محیط کار با مسخ شخصیت معلمان مقطع متوسطه ناحیه 1 شهرستان کرمان رابطه معناداری دارد 151
4-3-9- معنویت محیط کار با فقدان موفقیت شخصی معلمان مقطع متوسطه ناحیه 1 شهرستان کرمان رابطه معناداری دارد 153
4-3-10- بعد فردی- روان شناختی معنویت محیط کار با رضایت شغلی معلمان مقطع متوسطه ناحیه 1 شهرستان کرمان رابطه معناداری دارد 155
4-3-11- بعد فردی- پرورش روح معنویت محیط کار با رضایت شغلی معلمان مقطع متوسطه ناحیه 1 شهرستان کرمان رابطه معناداری دارد 157
4-3-12- بعد گروهی معنویت محیط کار با رضایت شغلی معلمان مقطع متوسطه ناحیه 1 شهرستان کرمان رابطه معناداری دارد 159
4-3-13- بعد سازمانی معنویت محیط کار با رضایت شغلی معلمان مقطع متوسطه ناحیه 1 شهرستان کرمان رابطه معناداری دارد 161
4-3-14- رضایت شغلی با فرسودگی شغلی معلمان مقطع متوسطه ناحیه 1 شهرستان کرمان رابطه معناداری دارد 163
4-3-15- رضایت شغلی با خستگی عاطفی معلمان مقطع متوسطه ناحیه 1 شهرستان کرمان رابطه معناداری دارد 165
4-3-16- رضایت شغلی با مسخ شخصیت معلمان مقطع متوسطه ناحیه 1 شهرستان کرمان رابطه معناداری دارد 167
4-3-17- رضایت شغلی با فقدان موفقیت شخصی معلمان مقطع متوسطه ناحیه 1 شهرستان کرمان رابطه معناداری دارد 169
4-3-18- جنسیت در رابطه معنویت محیط کار با فرسودگی شغلی معلمان تأثیرگذار است 171
4-3-19- جنسیت در رابطه معنویت محیط کار با رضایت شغلی معلمان تأثیرگذار است 171
4-3-20- سطح تحصیلات در رابطه معنویت محیط کار با فرسودگی شغلی معلمان تأثیرگذار است 172
4-3-21- سطح تحصیلات در رابطه معنویت محیط کار با رضایت شغلی معلمان تأثیرگذار است 172
4-3-22- سابقه کار در رابطه معنویت محیط کار با فرسودگی شغلی معلمان تأثیرگذار است 173
4-3-23- سابقه کار در رابطه معنویت محیط کار با رضایت شغلی معلمان تأثیرگذار است 173
4-3-24- وضعیت تأهل در رابطه معنویت محیط کار با فرسودگی شغلی معلمان تأثیرگذار است 174
4-3-25- وضعیت تأهل در رابطه معنویت محیط کار با رضایت شغلی معلمان تأثیرگذار است 174
4-3-26- مؤلفه های معنویت محیط کار پیش بینی کننده فرسودگی شغلی معلمان می باشند 177
4-3-27- مؤلفه های معنویت محیط کار پیش بینی کننده رضایت شغلی می باشند 179
4-3-28- بین جنسیت و فرسودگی شغلی معلمان رابطه وجود دارد 181
4-3-29- بین جنسیت و رضایت شغلی معلمان رابطه وجود دارد 182
4-3-30- بین سطح تحصیلات و فرسودگی شغلی معلمان رابطه وجود دارد 183
4-3-31- بین سطح تحصیلات و رضایت شغلی معلمان رابطه وجود دارد 184
4-3-32- بین سابقه کار و فرسودگی شغلی معلمان رابطه وجود دارد 185
4-3-33- بین سابقه کار و رضایت شغلی معلمان رابطه وجود دارد 186
4-3-34- بین وضعیت تأهل و فرسودگی شغلی معلمان رابطه وجود دارد 187
4-3-35- بین وضعیت تأهل و رضایت شغلی معلمان رابطه وجود دارد 188
فصل پنجم: نتیجه گیری و ارائه پیشنهاد
مقدمه 190
5-1- یافته های پژوهش 190
5-1-1- یافته های مربوط به ویژگی های دموگرافیک 190
5-1-2- یافته های مربوط به وضعیت متغیرهای پژوهش 191
5-1-2- نتایج فرضیه های پژوهش 192
5-2- بحث و بررسی 197
5-3- محدودیت های تحقیق 200
5-4- پیشنهادها 200
5-4-1- پیشنهادهای پژوهش 201
5-4-2- پیشنهادهای کاربردی 201
5-4-3- پیشنهادهایی به پژوهشگران آینده 201
فهرست منابع 203
فهرست منابع فارسی 204
فهرست منابع انگلیسی 214
پیوست ها 220
پیوست 1: روایی پرسشنامه معنویت محیط کار 221
پیوست 2: پرسشنامه مشخصات فردی 224
پیوست 3: پرسشنامه معنویت محیط کار 225
پیوست 4: پرسشنامه رضایت شغلی 227
پیوست 5: پرسشنامه فرسودگی شغلی 228
پیوست 6: سؤالات دروغ سنج 229
چکیده
فرسودگی شغلی یکی از مشکلاتی است که معلمان مدارس با آن روبرو می باشند. بنابراین شناسایی و توجه به عوامل تأثیرگذار بر فرسودگی شغلی معلمان بسیار مهم است که یکی از این عوامل رضایت شغلی است. از سوی دیگر به نظر می رسد معنویت محیط کار نیز می تواند بر رضایت و فرسودگی شغلی معلمان تأثیرگذار باشد، در این راستا پژوهش حاضر رابطه بین معنویت محیط کار با رضایت شغلی و فرسودگی شغلی معلمان مقطع متوسطه مدارس دولتی ناحیه 1 شهرستان کرمان را بررسی می کند. جامعه آماری این پژوهش را کلیه معلمان مقطع متوسطه مدارس دولتی ناحیه 1 شهرستان کرمان تشکیل می دهند که تعداد آنها 1050 نفر می باشد. با استفاده از فرمول کوکران، حجم نمونه برابر 281 نفر برآورد گردید، اما با توجه به احتمال ریزش افراد، تعداد 322 نفر با روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم طبقه انتخاب شدند، که از 322 نفر، 11 نفر به علت کسب نمره کامل (نمره 25) در سؤالات دروغ سنج، و 5 نفر به علت ناقص بودن پرسشنامه ها از نمونه خارج شدند، و در نهایت 306 نفر باقی ماندند. ابزار اندازه گیری سه پرسشنامه فرسودگی شغلی مسلچ (1986)، رضایت شغلی بری فیلد روث، و پرسشنامه معنویت محیط کار محقق ساخته بود. جهت تجزیه و تحلیل نتایج، از ضریب همبستگی پیرسون، اسپیرمن، تاوbکندال، رگرسیون خطی چند متغیره، آماره خی-دو، و همچنین از تحلیل لگ خطی از طریق نرم افزار spss استفاده گردید. نتایج به دست آمده از پژوهش نشان داد که بین معنویت محیط کار با فرسودگی شغلی رابطه معنادار وجود دارد، همچنین رابطه بین معنویت محیط کار و رضایت شغلی نیز تأیید گردید. نتایج این پژوهش همچنین رابطه بین معنویت محیط کار با مؤلفه های فرسودگی شغلی، بین مؤلفه های معنویت محیط کار با فرسودگی شغلی، بین رضایت شغلی و فرسودگی شغلی، و بین رضایت شغلی و مؤلفه های فرسودگی شغلی را نشان داد. درضمن یافته های پژوهش حاضر حاکی از آن بود که جنسیت معلمان با فرسودگی شغلی و رضایت شغلی آنها رابطه معنادار دارد، به طوریکه فرسودگی شغلی معلمان مرد بیشتر از معلمان زن، و رضایت شغلی معلمان زن بیشتر از معلمان مرد می باشد. با توجه به نتایج حاصل از پژوهش حاضر پیشنهاد می گردد مدیران مدارس با ایجاد معنویت در محیط کار زمینه را برای افزایش رضایت شغلی و کاهش فرسودگی شغلی معلمان فراهم سازند.
کلید واژگان: معنویت، معنویت محیط کار، فرسودگی شغلی، رضایت شغلی
1-1- مقدمه
حاکمیت پارادایم عقلایی و مدرنیته در اواخر قرن گذشته منجر به دنیاپرستی و مادیگری و نهایتاً مانع از توسعهی زندگی روحی و معنوی انسانها شد و موجبات پدید آمدن مشکلات اساسی در جامعه و فرهنگ انسانها را فراهم کرد. انسانها بهخصوص جامعه غربی بهرغم اینکه به صورت باشکوهی در عوامل اقتصادی، علمی و تکنولوژی پیشرفت کردند اما در موضوعات روحی و معنوی موفقیت ناچیزی به دست آوردند و این در نحوهی رفتار، اخلاق، سرگرمیها و سیاستهای آنها و همچنین در خشونتهای جامعه انسانی و شیوه انجام کارها روشن و بدیهی است (میلر[1]، 2000).
طی 400 سال گذشته غرب بین دنیای بیرونی و درونی فرد تفاوت قائل شده است، با اینکه این استراتژی منجر به تسلط در آوردن طبیعت و پیشرفت علوم و تکنولوژی و فنآوریهای مختلف شده است، اما به نیازهای درونی انسان توجهی نشده و انسان را از والاترین جنبه وجود انسانیاش جدا کرده است (شایگان، 1381).
هرچند اندیشمندان در طی قرنها جدایی، امور دنیوی و معنوی را بهدلیل اینکه دو عامل به هم تنیده هستند را یک خطای دوگانه بیان میکنند. در هر جایی که جدایی امور دنیوی را از روح مییابند، برخی مردم تفکر دربارهی زندگی معنوی و سیاسی بسیار دشوار و غیرعملی میانگارند، درحالیکه آنها از هم جدا نیستند. توسعه و تکامل مناسب و کامل فکر زمانی میتواند رخ دهد که با آموزش فیزیکی و معنوی پیشرفت نماید، بنابراین امور دنیوی و معنوی یک کلیت غیر قابل تقسیم هستند و تصور اینکه آنها میتوانند بهتدریج و یا به صورت مستقل از یکدیگر توسعه پیدا کنند یک اشتباه محض است (میلر، 2000).
اما در پارادایم مدرن که به کل عالم گسترش یافته و تأمین رفاه انسان را به عهده گرفته به دلیل این دوگانگی جوامع انسانی به خصوص جامعه غربی را دچار یک احساس نارضایتی و بیقراری کرده است (شایگان، 1381).
انسانها در اثر فشارهای غیرقابل اجتناب تکنولوژی وحشتزده و از کمبود وقت برای خود و خانواده خسته و فرسوده شدهاند، بهویژه با انجام کار اضافی احساس میکنند که در قفس شغلی خود محبوس گردیدهاند. متأسفانه فشارهای مالی، زمانی و عاطفی و نیازهای مربوط به کار زمان ناچیزی را برای توجه و حضور باقی گذاشته و در نتیجه انسانها در جهات مختلفی کشیده میشوند. این ورشکستگی روحی که عارضهی نهایی نیاز مبرم به کار است بشر را وادار کرده که به اهمیت ایجاد فضای معنوی در کارگاهها و تغییر شرایط آن بپردازد و با انجام کار سرزنده و با روح شادمانی و دلخوشی عمیقی را تجربه کند (میلر، 2000).
ورود مفاهیمی همچون اخلاق، حقیقت، باور به خدا یا نیروی برتر، درستکاری، وجدان، اعتماد، بخشش، مهربانی، احساسات، ملاحظه، معنا در کار، همبستگی با همکاران، تشویق همکاران، احساس صلح و هماهنگی، نوعدوستی و… به پژوهشها و اقدامات مدیریتی و کسب و کار همه حکایت از ظهور پارادایم جدیدی دارند که در واقع عکسالعملی است به پارادایم خشک و مکانیستی مدرن و آن پارادایم معنویت است. پارادایم منعطف و خلاق معنویت نیز در پاسخ به همین نیازها و فشارها ظهور کرده است و محققان زیادی این امر را تأیید کردهاند (فرهنگی، فتاحی و واثق، 1385). که البته فضاهای آموزشی نیز از این قاعده مستثنی نیستند.
نیروی انسانی کارامد و ماهر پربهاترین و ارزندهترین ثروت و دارایی هر کشور است. انسان همواره برای تأمین نیازهای خود به کار و تلاش پرداخته است. بدیهی است نقش کار در زندگی انسان فراتر از هدف و مقصود ظاهری آن یعنی تأمین مایحتاج ضروری زندگی روزانه است. کار نهتنها منبع درآمد فرد محسوب شده، بلکه موجب میشود تا بسیاری از نیازهای روحی و روانی انسان مرتفع گردد. در صورت وجود عدم تناسب میان خصوصیات فردی و شرایط و ویژگیهای شغلی، کار میتواند موجب نارضایتی، تحلیل قوای جسمی و روانی و نهایتاً بیماری شود. شغل و حرفه برای افراد احساس هویت و جایگاه و شرایط خاصی را فراهم میکند تا مهارت جدیدی کسب و چالشی تازه ایجاد گردد و نیز موجبات پاداش اجتماعی و نیاز به تعلق به گروه خاصی برآورده گردد؛ از سوی دیگر کار میتواند برای سلامت جسمانی و روانی فرد خطرناک باشد. یعنی علاوه بر خطرات بدنی موجود در اغلب محیطهای کاری، فرد را دچار اضطراب، محرومیت، درماندگی یا استیصال کند (هلسوی، گرونهاگ و کویتاس[2]، 2000). کار، صرفنظر از تأمین مالی میتواند برخی از نیازهای اساسی آدمی نظیر تحرک روانی و بدنی، تماس اجتماعی، احساس خودارزشمندی، اعتماد و توانمندی را ارضا کند. باوجود این کار میتواند منبع فشار عمدهای نیز باشد. ممکن است یک شغل رضایتبخش به مرور زمان به منبع نارضایتی تبدیل شود و شخص را به سوی فرسودگی شغلی سوق دهد (سعیدی، 1385).
از آنجا که امروزه آموزش و پرورش، سهم قابل توجهی از بودجه هر کشور را به خود اختصاص میدهد. با توجه به اهمیت و نقش تعلیم و تربیت، به خصوص در ابعاد اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه، ضروری است در جهت بهبود کیفیت آموزش و پرورش، فعالیتهای اساسی صورت گیرد تا از به هدر رفتن سرمایههای انسانی و مادی جلوگیری شود (قاسمی نژاد و سیادت، 1383).
1-2- عنوان تحقیق
ارتباطسنجی سطح معنویت محیط کار با فرسودگی شغلی و رضایت شغلی در معلمان مقطع متوسطه مدارس دولتی ناحیه 1 شهرستان کرمان در سال 91-1390
1-3- بیان مسئله
فرسودگی شغلی حالتی است که در یک فرد شاغل به وجود میآید و پیامدی از فشار شغلی دائم و مکرر است. بدین ترتیب که شخص در محیط کارش به علت عوامل درونی و بیرونی احساس فشار میکند و این فشار، دایمی و مکرر بوده و در نهایت به احساس فرسودگی تبدیل میگردد. در این وضعیت احساس کاهش انرژی رخ میدهد. در واقع فرسودگی شغلی؛ آن نوع از فرسودگی روانی است که با فشارهای روانی یا استرسهای مربوط به شغل و محیط کار توأم گشته است (سلطانی و روحانی، 1379). بر اساس نظر مسلچ فرسودگی شغلی سندرمی است که در پاسخ به فشار روانی مزمن به وجود میآید و شامل سه جزء خستگی یا تحلیل عاطفی، ازخودبیگانگی یا مسخ شخصیت، فقدان موفقیت فردی یا پیشرفت شخص است و بیشتر در مشاغل مددرسان و یاری دهنده نظیر مشاوران، معلمان، مددکاران اجتماعی، پزشکان، پلیس، پرستاران و مواردی از قبیل این مشاغل مشاهده میشود و این امر احتمالاً معلول نوع وظایف و مسئولیتهای اینگونه مشاغل میباشد (مسلچ و جکسون[3]، 2004). از نظر مسلچ (2001) خستگی عاطفی متأثر از فشار روانی و از میان رفتن منابع هیجانی در فرد است (پاینز[4]، 2002)، مسخ شخصیت تلاشی است برای ایجاد فاصله میان فرد شاغل و دریافت کنندگان خدمات او، که به وسیله نادیده پنداشتن ویژگی ها و خدمات فرد شاغل صورت می گیرد (مسلچ و لیتر[5]، 2008)، و در نهایت از نظر مسلچ، کاهش یا فقدان موفقیت شخصی، کم شدن احساس شایستگی در انجام وظیفه و ارزیابی منفی فرد از خود در زمنیه کار است (پاینز، 2002).
اولین مشکل قربانیان فرسودگی از کار، فرسودگی جسمی است. قدرت آنان برای کار کردن کم است و بیشتر اوقات خسته و ناتوان هستند. این افراد از نشانههای بیماری مثل سردردهای مکرر، تهوع، اختلال در خواب و تغییر عادتهای غذایی مثل بیاشتهایی یا پرخوری در رنج هستند. دومین مشکل افراد مبتلا به خستگی از کار آن است که گرفتار فرسودگی هیجانی هستند؛ افسردگی، احساس درماندگی و نیز احساس به دام افتادن در کار و شغل خود. سومین مشکل آن است که اغلب گرفتار فرسودگی نگرشی هستند. این افراد نسبت به دیگران بدگمان میشوند، این تمایل در آنان ایجاد میشود که با دیگران مانند یک شیء رفتار کنند تا به عنوان یک انسان (ساعتچی، 1379).
در مدارس بهعنوان یک سیستم اجتماعی، عنصر انسانی جایگاهی خاص دارد و در بین افراد حاضر در مدرسه، دانشآموزان و معلمان مهمترین نقش را بر عهده دارند. معلمان به خاطر نقش حساسی که دارند، از طرف مدیران، والدین، دانشآموزان، نهادهای سیاسی اجتماعی و گروههای رسمی و غیررسمی موجود در مدرسه تحت فشار هستند، به علاوه آنها با مشکلات عدیدهی دیگری در داخل و خارج از مدرسه روبرو هستند (هوی و میسکل[6]، ترجمه سیدعباس زاده 1382). با افزایش روزافزون مسئولیت مدارس و پیچیدهتر شدن محیط آنها از معلمان و مدیران مدارس انتظار میرود که فعالیتهایشان را در سطحی بسیار گستردهتر از قبل به انجام برسانند (جانسون[7]، 2004). همچنین میزان مسئولیت آنها جهت پاسخگویی به دانشآموزان در رابطه با تغییرات پیشینهی فرهنگی و تنوع نیازهای آنها که هر یک دارای تواناییهای فیزیکی و ذهنی و سبک یادگیری متفاوتند، روز به روز افزایش مییابد (دوکس[8]، 2007). این انتظار روزافزون آنها را تحت فشار دائمی قرار داده است. این فشار اگر بیش از اندازه باشد سلامت و آسایش شخصی معلمان را به خطر میاندازد و آنها را دچار استرس (فشار روانی) میکند و در اثر فشارهایی که بر آنها وارد میشود پس از مدتی از توان و انرژی اولیه این نیروی مهم کاسته میشود و موجب فرسودگی آنها میگردد (مورهد و گریفین[9]، ترجمه الوانی و معمارزاده، 1386). در این راستا بهتر است به مقوله ی رضایت شغلی بیشتر توجه شود.
بی شک امروزه یکی از چالش های مهمی که به گونه ای فزاینده ذهن سرپرستان و مدیران را به خود مشغول نموده است، اندازه گیری میزان رضایت شغلی است (غلامی فشارکی و همکاران، 1390: 242)، رضایت شغلی معلمان نیز به عنوان یک شاخص مهم و مؤثر در آموزش، توجه مجریان و پژوهشگران حوزه تعلیم و تربیت را جلب کرده است (زانگ[10]، 2007).
رضایت شغلی یعنی احساس خرسندی و خشنودی که فرد از کار خود میکند و لذتی که از آن میبرد و در پی آن، به شغل خود دلگرمی و وابستگی پیدا میکند (هلریگل و وودمن[11]، 1996). شاید بتوان گفت از مهمترین ارکان پایداری و ثبات هر سازمانی رضایت شغلی کارکنان آن است. در حادترین شکل، پایین بودن رضایت شغلی، آمار زیادی غیبت ها، پایین آمدن بازده کار وجابهجایی و انتقال کارکنان را میتوان مشاهده نمود. همچنین نارضایتی شغلی میتواند قسمتی از شکایات،کارکرد ناچیز،کالاهای تولیدی نامرغوب، اختلاس و مسائل انضباطی و دیگر مشکلات را موجب گردد. هزینه های نارضایتی شغلی در بعضی موارد ارقام نجومی به بار میآورد. در مقابل، مدیریت بدنبال رضایت شغلی بالاست، زیرا این پدیده با پیآمدهای مثبتی که خواست مدیران است، پیوسته است. رضایت شغلی بالا نشان دهنده سازمانی است که به گونهای خوب و صحیح اداره میشود، و بطور کلی نتیجهای است که از مدیریت رفتاری کارساز سرچشمه میگیرد (رفیعی، 1382).
رضایت شغلی حالتی مطبوع، عاطفی و مثبت حاصل از ارزیابی شغل یا تجارب شغلی است؛ مفهومی دارای ابعاد، جنبهها و عوامل گوناگون که باید مجموعه آنها را درنظر گرفت. از جمله این عوامل میتوان به صفات کارگر و کارمند، نوع کار، محیط کار و عوامل مؤثر بر آن مانند عوامل معنوی و روابط انسانی اشاره نمود (هلریگل و وودمن، 1996).
معنویت در کار، یک تجربه از ارتباط و اعتماد متقابل در میان افرادی است که در یک فرایند کاری مشارکت می کنند که به وسیله خوش بینی و حسن نیت فردی ایجاد می شود و منجر به ایجاد یک فرهنگ سازمانی انگیزشی و افزایش عملکرد کلی می شود که در نهایت تعالی سازمانی پایدار را به همراه دارد (مارکوس[12]، 2006).
از آنجا که معنویت طیف بسیار وسیعی دارد در حقیقت در رابطه با آنچه احساس میکنیم بین ما و برخی عوامل گسترده، نادیده و شگفتآور قرار دارد، میباشد و میتواند در هر جنبه زندگی نفوذ کند، بنابراین دور نگه داشتن آن از محیط کار غیرممکن است (میلر، 2000)، در نتیجه فشاری که بر معلمان وارد میشود، تنها به متغیرهای فردی مربوط نمیشود بلکه عوامل محیط کاری از جمله معنویت محیط کار میتواند در آن نقش داشته باشد. برای کاهش فشارهای جسمی و روحی معلمان میتوان به دنبال راهی جهت ایجاد رضایت و امنیت شغلی بود. رضایت شغلی نیز ما حصل تأثیر عوامل زیادی، نظیر نیازها، علائق، انگیزه، نگرش و شخصیت های افراد از یک طرف و مختصات شغلی نظیر عوامل معنوی محیط کار میباشد.در تحقیق حاضر برآنیم با بررسی رابطه میان معنویت محیط کار با فرسودگی شغلی و رضایت شغلی عوامل مؤثر جهت کاهش فرسودگی شغلی و افزایش رضایت شغلی را بیابیم.
1-4- اهمیت و ضرورت تحقیق
مدارس از معدود سازمانهایی هستند که با همهی سازمانهای دیگر چه به صورت مستقیم یا غیرمستقیم رابطه دارند. به همین خاطر است که تأثیر زیادی بر سرنوشت ملتها دارند و از جایگاه والایی در پیشرفت و توسعهی جامعه برخوردارند. مدارس سیستمهای اجتماعی بسایر پیچیدهای هستند و دارای عناصر بسیاری هستند که هر یک از این عناصر، با هم، با یکدیگر و با محیط خود کنش و واکنش دارند. در هر سیستمی، همهی عناصر در جای خود باارزش و مهماند، اما در یک سیستم اجتماعی، انسان تنها عاملی است که بدون وجود آن سیستم اجتماعی بیمعنی است. اصولاً سیستم اجتماعی به واسطهی عامل انسانی، سیستم اجتماعی محسوب میشود و هیچ سیستم اجتماعی بدون انسان قابل تصور نیست. انسان در واقع، روح سیستم اجتماعی است (میرکمالی، 1383). همچنین با توجه به نقش حساس معلمان و در معرض بودن این افراد به فرسودگی شغلی و عوارض ناخوشایند فردی و سازمانی و کشوری آن به نظر می رسد ارزیابی میزان فرسودگی شغلی معلمان ضروری بوده تا هم شیوع و هم عوامل مرتبط با آن به طور علمی بررسی گردیده تا قبل از ایجاد عوارض جسمی و روحی روانی برای کاهش و یا پیش گیری از آن توسط راهکارهای علمی اقدام لازم صورت گیرد (صابری و همکاران، 1390).
از سوی دیگر رضایت شغلی، بیشترین متغیر سازمانی اندازه گیری شده در هر جنبه پژوهشی و کاربردی است. دلایل متعددی برای توجه به این نگرش کاری وجود دارد. نخست، سازمان ها علاقه دارند که وضعیت کنونی رضایت شغلی کارکنانشان را ارزیابی کنند و دوم، پژوهش های زیادی انجام شده تا بتوانند رضایت شغلی کارکنان را مورد ارزیابی قرار دهند. با توجه به اینکه رضایت شغلی با عوامل سازمانی، محیطی، شغلی و فردی مرتبط است و دیدگاه های متفاوتی در مورد رضایت شغلی و روش های مختلفی برای اندازه گیری آن وجود دارد، لذا نتایج متفاوت و متناقض دیده شده است (ترکمان و عابدی، 1388).
از آنجا که بسیاری از اقدامات سازمانها برای تغییر و بهبود در دو دههی اخیر از قبیل کوچکسازی، مهندسی مجدد، تعلیق، اخراج از کار و… موجب تضعیف روحیه و نوعی سردرگمی معنوی کارکنان شده است (فرهنگی و همکاران، 1385)، در سال های اخیر جایگاه معنویت در سازمان ها به طور فزاینده ای از سوی مدیران، سرپرستان، کارکنان و محققان به عنوان یک ضرورت برای تعاملات با سازمان ها، با کارکنان، مشتریان و جامعه مورد توجه قرار گرفته است (موران، 1385). در این راستا معلمان زیادی نیز در کارشان احساس نارضایتی و عدم امنیت میکنند. بدین منظور تحقیقات بسیاری جهت شناسائی عوامل مؤثر بر رضایت شغلی و فرسودگی شغلی صورت گرفته است، اما عوامل معنوی محیط کار از جمله عواملی میباشند که کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند. با در نظر گرفتن پیامدهای ناگوار نارضایتی از شغل و همچنین فرسودگی شغلی روی افراد و عملکرد سازمان و با توجه به روند فزاینده آن در سازمانهای امروزی از جمله در سازمانهای پویا و در حال تغییر کشور این موضوع باید مورد توجه بیشتری قرار گیرد و تأثیرات منفی آن روی افراد و سازمانها بیشتر شناخته شود. شناخت عواملی که موجب نارضایتی از شغل و فرسودگی شغلی در درون و بیرون سازمان میشوند، راهی را برای ایجاد زمینه حذف یا تقلیل آن به وجود میآورد. با توجه به اینکه تحقیقات محدودی در زمنیه عوامل معنوی محیط کار و فرسودگی شغلی در داخل کشور، به ویژه در محیط آموزشی انجام شده و با توجه به اهمیت پژوهش در این حوزه از این رو در تحقیق حاضر رابطه بین معنویت محیط کار با فرسودگی شغلی و رضایت شغلی معلمان بررسی شده است.
1-5- اهداف تحقیق
1-5-1- اهداف کلی
1-5-2- اهداف جزئی
1-6- سؤالات تحقیق
1-6-1- سؤالات اصلی
1-6-2- سؤالات فرعی