مقدمه:
سلامت یک مفهوم چندبعدی است که علاوه بر بیمار و ناتوان نبودن، احساس شادکامی و بهزیستی را نیز در بر می گیرد (لارسن[1]، 1991). داشتن یک زندگی با کیفیت مطلوب همواره آرزوی بشر بوده و هست و در طی سالیان متمادی یافتن مفهوم زندگی خوب و چگونگی دست یابی به آن افکارو مطالعات را به خود معطوف داشته است (داورن[2]، 2004). بهزیستی روانشناختی جزء روانشناسی کیفیت زندگی است که به عنوان درک افراد از زندگی خودشان در حیطه رفتارهای هیجانی و عملکردهای روانی و ابعاد سلامت روانی تعریف شده است و شامل دو جزء است: اولین جزء آن قضاوت شناختی درباره این است که چطور افراد در زندگی شان در حال پیشرفت هستند را شامل می شود؛ در صورتی که دومین جزء آن، سطح تجربه های خوشایند را دربر می گیرد. برخی از محققین بهزیستی روانشناختی را از نظرمولفه ها یا فرآیندهای ویژه نظیر فرآیند های عاطفی مفهوم سازی می کنند (روتمن[3]، کریستین[4] و ویزینگ[5]، 2003). عده ای نیز بر فرآیند های جسمانی تاکید کرده و خاطر نشان می سازند که بین سلامت جسمانی بالا و کیفیت بالای زندگی رابطه وجود دارد. برخی دیگر از محققان نیز بهزیستی روان شناختی را بیشتر به صورت یک فرآیند شناختی که رضایت از زندگی نشان گر اصلی آن است، توصیف می کنند (مارتین و روبین[6]، 1995).
اهمیت بهزیستی روانشناختی بویژه در دوران نوجوانی و آموزشگاهی بر هیچ پژوهشگری پوشیده نیست. مولفه های بهزیستی روانشناختی شامل شش بعد است که عبارتند از: پذیرش خود، رابطه مثبت، رشد شخصی، استقلال، داشتن هدف و تسلط محیطی است. در قرن بیست و یکم گروهی از روانشناسان، متوجه این امر شده اند که انسان باید انرژی عقلانی خود را صرف جنبه های مثبت تجربه اش کند (مایرز[7]، 2000). بنابراین یکی از موضوعاتی که در دهه های اخیر توجه بسیاری را به خود جلب کرده، روانشناسی مثبت گراست (سلیگمن و سنت چک میهالی[8]، 2000). این دیدگاه بر توانمندی ها و داشته های فرد تاکید می کند و معتقد است هدف روانشناسی باید ارتقای سطح زندگی فرد و بالفعل کردن استعدادهای نهفته وی باشد. امروزه نیز دیدگاه جدیدی در علوم وابسته به سلامت به طور اعم و در روان شناسی به طور اخص در حال شکل گیری و گسترش است که هدف آن تمرکز بر روی سلامتی، بهزیستی و تبیین ماهیت بهزیستی روانشناختی است.
یکی از متغیرهایی که با بهزیستی روانشناختی ارتباط دارد، امیدواری است. امید نیرویی هیجانی است که تخیل را که تخیل را به سمت موارد مثبت هدایت می کند. امید به انسان ها انرژی می دهد و مجهزشان می کند، و مانند کاتالیزوری برای کار و فعالیت عمل می کند. امید به ما انعطاف پذیری، نشاط و توانایی خلاصی از ضرباتی که زندگی به ما تحمیل می کند، می دهد و باعث افزایش رضایت از زندگی می شود( پریچت[9]، 2004، ترجمه عنقایی، 1384). امیدواری پیوندی است میان رفتارهای مرتبط با هدف و باورهای فرد برای رسیدن به این اهداف. میزان امیدواری بالا با بهزیستی بیشتر همراه است. امیدواری از طریق تجربیات موفقیت آمیز زندگی افزایش می یابد و به واسطه تجارب شکست تقلیل می یابد.
مفهوم اسناد یکی از موضوعات محوری و مهم روانشناسی اجتماعی است و هدف آن روشن کردن این نکته است که ما در تلاش خود برای توجیه رفتارها از چه قواعدی استفاده کرده و چه خطاهایی را مرتکب می شویم. از مفهوم سبک اسنادی یا سبک تبیینی برای مشخص کردن انواع تبیین هایی استفاده می شود که افراد معمولا در مواجه با یک رویداد به کار می گیرند (بریجز[10]، 2001). پیامدهای ادراک شده ی عوامل علی رفتار را اسناد می گویند و بر این اساس، رفتار دیگران را به عوامل یا ویژگی های شخصیتی پایدار (به اصطلاح غیر موقعیتی) و یا به جنبه هایی از موقعیت اجتماعی آنان اسناد می دهند (پتری، 1996).
بیان مسئله
بسیاری از روان شناسان در حال اجرای پژوهش هایی در حوزه ی بهزیستی براساس آموزه های سنت فضیلت گرایی هستند (ریف [11]1989). این رویکرد بر خلاف سنت لذت گرایی که بهزیستی را معادل شادکامی و خوشی لذت گرایانه می دانند، بر این عقیده اند که ارضای امیال، به رغم ایجاد لذت، همواره بهزیستی را در پی ندارد و در نتیجه بهزیستی نمی تواند صرفاً به معنای تجربه ی لذت باشد (راین ودسی،[12] 2001). و تعریف آنها از بهزیستی همان بهزیستی روان شناختی است. ریف (1989) عقیده دارد که بعضی از جنبه های کنش وری بهینه، مانند تحقق هدفهای فردی، متضمن قانون مندی و تلاش بسیار است و این امر حتی ممکن است در تعارض کامل با شادکامی کوتاه مدت باشد. بهزیستی روان شناختی در برگیرنده ی تلاش هایی برای کمال و تحقق نیروهای واقعی فرد است .
ریف و کیز [13](1995) مؤلفه های سازنده ی بهزیستی روان شناختی را در برگیرنده ی شش عامل دانسته اند: خودپیروی[14] (احساس خود تعیین کنندگی و استقلال؛ ارزیابی خود با معیارهای شخصی)، سلطه بر محیط[15] (احساس شایستگی و توانایی در مدیریت محیط پیچیده ی اطراف)، رشد شخصی[16] (داشتن احساس رشد مداوم و پتانسیل آن، پذیرا بودن نسبت به تجربه های جدید)، روابط مثبت با دیگران[17] (داشتن روابط گرم، رضایت بخش و توام با همدلی و صمیمیت)، هدفمندی در زندگی[18] (داشتن هدف و جهت گیری در زندگی) و پذیرش خود[19] (داشتن نگرش مثبت نسبت به خود، پذیرفتن جنبه های متفاوت خود).
بهزیستی روان شناختی در جنبه های مختلف زندگی افراد همچون پذیرش های اجتماعی، داشتن روابط با افراد، صمیمیت، احساس کارآمدی، برخورداری از جایگاههای اجتماع، به خصوص در دوران جوانی سهم بسزایی دارد. زیرا افراد پس از طی دوران نوجوانی و رسیدن به جوانی در پی ورود به اجتماع و ایجاد روابط و گسترش ارتباطات خویش اند. کیفیت زندگی افراد، میزان تحصیلات، عزت نفس و همچون سبک های اسنادی عوامل مهم وتاثیرگذار بر بهزیستی روانشناختی اند (به نقل از بهاری و فرکیش، 1388).
در دهه های اخیر امیدواری به عنوان یک سازه ی روان شناختی مؤثر در بهزیستی روانی، مورد توجه بسیاری از محققان قرارگرفته است. اسلامی نسب (1373) معتقد است که امیدواری بر کیفیت روابط با دیگران تاثیر می گذارد بطوریکه افراد ناامید به ندرت می توانند با سایرین ارتباط رضایت بخش برقرار کنند. در حال حاضر یکی از عوامل شناختی- انگیزشی مؤثر بر رفتارها که مورد توجه محققان قرار گرفته است، امیدواری است. امیدواری یکی از ویژگی هایی است که به انسان کمک می کند تا ناامیدی ها را پشت سر گذاشته، اهداف خود را تعقیب کرده و احساس غیر قابل تحمل بودن آینده را کاهش دهد. امیدواری می تواند در فرد یا گروه انرژی ایجاد
کند و به همین دلیل کسانی که امیدوار هستند، بهتر از سایرین قادر به مراقبت از خود و انجام فعالیت هستند (رسولی، یغمایی، علوی، 1389).
اخیراً محققان در مورد اهمیت امیدواری در زمینه ی آموزشی و تجربی تحقیق کردند. سطح بالاتر امیدواری دانش آموزان، همبستگی مثبت با نمرات آزمون های پیشرفت در مدارس دارد. دانش آموزانی که دارای امیدواری پایینی هستند از راهبردهای مقابله ای اجتناب، آن هم هنگامی که در موقعیت های تحصیلی فشارزا هستند، استفاده می کنند (الکساندر، آنتونی، آنوگبویز[20]، 2006).
اسناد علی[21] به فرآیندی گفته می شود که در طی آن افراد در مورد عوامل علی یک رویداد یا یک پیامد تصمیم می گیرند. واکنش های فرد در برابر رویدادها به چگونگی تفسیر از رخدادها بستگی دارد. اسنادها به پیش بینی و کنترل رویدادها کمک کرده، تعیین کننده ی احساس ها، نگرش ها و رفتار ها هستند و نه تنها بر هیجان ها تاثیر می گذارند، بلکه عملکرد فرد را تحت تاثیر قرار می دهند (مهبودی، 1378).
براساس دیدگاه واینر[22] (1985) تعیین های رفتاری می تواند بر روی عوامل درونی (آمادگی، هیجان و تصمیم) و یا عوامل بیرونی (مانند رفتار دیگران و محیط) که هم می تواند قابل کنترل و یا خارج از کنترل فرد و همچنین دارای حالت پایدار و یا ناپایدار باشد تاثیربگذارد. تحقیقات نشان می دهد که دانش آموزانی که سبک های اسنادی منفی داشتند در مقایسه با دانش آموزان دارای سبک های اسناد مثبت از عزت نفس کمتری برخوردار بودند (کدیور، 1375).
با توجه به اهمیتی که دروه متوسطه آموزشی در نظام آموزشی دارد ما نیازمند تحقیق درباره ی شش مؤلفه مهم بهزیستی روان شناختی در دانش آموزان دوره ی متوسطه ی تحصیلی با متغیرهایی که سهم قابل توجهی در زندگی فردی و اجتماعی دانش آموزان دارند هستیم. و بنابراین در این تحقیق تلاش شد تا رابطه بین امیدواری به آینده و سبک های اسنادی با بهزیستی روان شناختی در دانش آموزان پسر دوره ی متوسطه ی تحصیلی در شهرستان تبریز مورد بررسی قرار گیرد. مساله اساسی این پژوهش عبارت از این بود که آیا بین این متغیرها همبستگی معناداری وجود دارد یا نه؟
اهمیت و ضرورت پژوهش
نظام آموزش و پرورش با بیش از 14 میلیون دانش آموز یکی از منابع مهم نیروی انسانی در کشور محسوب می شود. توجه به نیازها، مشکلات و کاستی های این نظام، پژوهش های مختلفی را جهت شناسایی و ارائه راهکارهایی برای جلوگیری از مشکلات می طلبد. دوره ی متوسطه آموزشی اهمیت فوق العاده و محوری در هدایت دانش آموزان برای سطوح عالی تر دارد. یکی از شاخص های مهم که می تواند مشکلات بسیاری از دانش آموزان را در این دوره کاهش داده و موجب تعادل روانی در دانش آموزان گردد بهزیستی روان شناختی است. بهزیستی روان شناختی به معنای قابلیت یافتن تمام استعدادهای فرد است. با توجه به این تعریف، با شناخت استعدادها و شکوفا ساختن آن که یکی از اهداف مهم نظام آموزشی است، می توان با یافته های مربوط به بهزیستی روان شناختی به این هدف جامه ی عمل پوشانید. بهزیستی روان شناختی در کلاس درس می تواند به دانش آموزان در جهت اعتماد به خود که می توانند در مقابل شکست ها مقاومت کنند، یاری کند. همچنین جنبه ی بسیار مهم روابط مثبت و گرم با دیگران را بهبود بخشیده و حوزه ی فعالیت اجتماعی دانش آموزان را گسترش دهد. و نیز در زمینه برنامه ریزی و تعیین اهداف در جهت افزایش دانش و آگاهی و قبولی در کنکور می تواند نقش بسیار موثری داشته باشد. در زمینه رشد شخصی به دانش آموزان کمک می کند تا با توجه به رابطه های مولفه های بهزیستی و کمبود های موجود در جامعه بتوانند از رشد شخصیتی سالمی برخوردار شوند تا در یک مسیر صحیح گام بردارند. در زمینه تسلط محیطی می توانند با خود ارزیابی های درست میزان تاثیر خود را در محیط و تسلط جنبی خود را اندازه گیری کنند. بحث استقلال نیز از نکات مهمی است که اکثر دانش آموزان با آن درگیر هستند؛ چه در حیطه اقتصادی و چه در حیطه فکری و اجتماعی. حوزه ی کارکردی بهزیستی روان شناختی بسیار گسترده و جالب می باشد. جنبه های عملی آن می تواند روحیه و سلامت عمومی دانش آموزان را بالا ببرد. در پژوهش هایی که توسط محققان صورت پذیرفته به این امر اشاره شده است. مثلاً جورج[23] و لاندرمن (1984) رابطه ی بین بهزیستی روان شناختی و سلامت عمومی را مثبت و قابل توجه گزارش کرده اند. آریندل، هیزینگ و فی[24] (1999) در بررسی رابطه ی بین بهزیستی روان شناختی و سلامت عمومی به این نتیجه رسیده اند که با افزایش بهزیستی روان شناختی، سلامت عمومی نیز تحت تاثیر قرار گرفته و افزایش می یابد. ریف (به نقل از پارادایس و کرنیس[25]، 2002) در مطالعه رابطه بین بهزیستی روان شناختی و شخصیت به این نتیجه رسیده اند که بین ابعاد بهزیستی روان شناختی و روان رنجوری رابطه ی منفی و معناداری وجود دارد. رونی اتولینی، رافائل و توسانی[26] (2002) دریافته اند که بین ابعاد بهزیستی روان شناختی و اضطراب ، افسردگی و خصومت رابطه منفی و معناداری وجود دارد (به نقل از بیانی، گودرزی، محمدکوچکی، 1385).
نیاز چنین تحقیقاتی در سیستم آموزش و پرورش ما کاملا احساس می شود. با توجه به یافته های این تحقیق می توان مولفه های پیش بینی کننده بهزیستی روان شناختی دانش آموزان را شناخت و با برنامه ریزی های صحیح بهبود بخشید. همان گونه که اشاره شد افزایش بهزیستی روانشناختی دانش آموزان نه تنها در مدرسه بلکه در اجتماع نیز موجب بالندگی و رشد شخصیت دانش آموزان خواهد شد. از طریق همکاری مدیران و مشاوران مدارس می توان با مشاوره فردی یا گروهی و نیز اقداماتی که موجب افزایش آگاهی دانش آموزان در زمینه بهزیستی می شود، این تحقیق را کاربردی کرد.
بی توجهی به مقوله بهزیستی و مولفه های مرتبط با آن می تواند موجب سرخوردگی، یاس، ناامیدی، احساس ناکار آمدی در یک شکست، لذت نبردن از فعالیت های روزانه، عدم برنامه ریزی صحیح در پیشبرد هدف ها و… در دانش آموزان شود. بنابراین ما نیازمند تحقیقات کاربردی در زمینه بهزیستی روانشناختی افراد جامعه هستیم.
اهداف تحقیق:
این مطلب را هم بخوانید :
هدف کلی تحقیق:
تعیین رابطه بین امید به آینده و سبک های اسنادی با بهزیستی روان شناختی دانش آموزان دوره متوسطه
اهداف جزئی :
1 ـ تعیین رابطه بین امید به آینده و بهزیستی روان شناختی دانش آموزان
2 ـ تعیین رابطه بین سبک اسنادی (واینر) و بهزیستی روان شناختی دانش آموزان
3 ـ تعیین عوامل پیش بینی کننده بهزیستی روان شناختی دانش آموزان
فرضیه های تحقیق:
چکیده ت
فهرست مطالب ث
فهرست جدولها د
فهرست شکلها ذ
فصل 1- کلیات پژوهش 1
1-1- بیان مساله 2
1-2- ضرورت عملی و نظری تحقیق 9
1-3- اهداف تحقیق 11
1-4- فرضیه های پژوهش 11
1-5- تعاریف نظری و عملی متغیرها 12
1-5-1- نشانه های وسواس فکری عملی: 12
1-5-2- نشانه های وسواس مذهبی: 13
1-5-3- جهت گیری دینی : 13
1-5-4- هم جوشی فکر- عمل: 14
1-5-5- احساس مسئولیت افراطی : 14
1-5-6- احساس گناه: 15
فصل 2- مروری بر پیشینه های نظری و عملی پژوهش تحقیق 17
2-1- مبانی نظری 18
2-1-1- طبقه بندی و تشخیص اختلال وسواس فکری عملی 18
2-1-1-1- تاریخچه 18
2-1-1-2- طبقه بندی اختلال وسواس فکری – عملی 20
2-1-1-3- طبقه بندی بر اساس(DSM-IV-TR) 20
2-1-1-4- طبقه بندی جدید اختلال وسواس فکری عملی در DSM-5 21
2-1-2- همه گیر شناسی اختلال وسواس فکری عملی 22
فهرست مطالب
عنوان صفحه
2-1-3- علایم اختلال وسواس فکری عملی 22
2-1-4- دیدگاه های نظری در مورد وسواس فکری عملی 22
2-1-4-1- مدل های روانپویشی 23
2-1-4-2- مدل های شناختی رفتاری 25
الف) هدف مدل های شناختی رفتاری 25
ب) مدل رفتاری اختلال وسواس فکری – عملی: پیش شرط رویکردهای معاصر 26
ج) مدل رفتاری شناختی سالکووسکیس برای اختلال وسواس فکری- عملی 27
2-1-5- د) نظریه شناختی – رفتاری با تاکید بر انتظار خطر 32
ه) نظریه شناختی راچمن برای وسواس های فکری 33
2-1-6- و) نظریه شناختی رفتارهای اجباری چک کردن 35
ز) نظریه شناختی پوردون و کلارک با تاکید بر اهمیت کنترل افکار 36
هم جوشی فکر – عمل در اختلال وسواس فکری عملی 37
2-1-6-1- نقش هم جوشی فکر- عمل در سایر اختلال های روانشناختی 39
2-1-6-2- نگاه روانشناختی به احساس گناه 40
2-1-6-3- احساس گناه در اختلال وسواس فکری عملی 41
2-1-6-4- ارتباط هم جوشی فکر- عمل، احساس مسئولیت افراطی و احساس گناه در وسواس 42
2-1-7- مسائل فرهنگی و شیوع علایم وسواسی در فرهنگ های مختلف 44
2-1-7-1- ویژگی های بالینی وسواس مذهبی 46
2-1-7-2- ویژگی های شناختی 46
2-1-7-3- ویژگی های رفتاری 49
2-1-7-4- ویژگی های عاطفی 50
2-1-7-5- ویژگی های اجتماعی 50
2-1-7-6- معیارهای تشخیصی پژوهشی برای اختلال وسواس مذهبی 50
این مطلب را هم بخوانید :
2-1-8- احکام شرعی و مسائل فقهی مربوط به وسواس 53
2-1-9- نظر اسلام در مورد خطورات نفسانی 53
2-1-10- مسئولیت پذیری در اسلام 54
2-1-11- زیر بنای مسئولیّت پذیری در اسلام 54
2-1-12- مسئولیّت حقیقی در مقابل خداست 55
2-1-13- گناه، احساس گناه و احکام مربوط به آن در اسلام 56
2-1-14- آیا فکر و اندیشه گناه، گناه شمرده میشود یا نه؟ 58
2-1-15- تعریف دین 59
فهرست مطالب
عنوان صفحه
2-1-16- تفاوت دینداری و معنویت 60
2-1-17- تبیین روانشناختی دین 60
2-1-18- آلپورت و دینداری درونی و بیرونی 60
2-1-19- ایمان مسلمین و جهتگیری دینی آلپورت 63
2-2- ادبیات تحقیق 64
2-2-1- پژوهش های خارج از کشور 64
الف) ارتباط هم جوشی فکر- عمل، احساس مسئولیت افراطی و احساس گناه با نشانه های وسواسی 64
ب) ارتباط دینداری با نشانه های وسواس فکری عملی و وسواس مذهبی 66
ج) ارتباط جهت گیری دینی (درونی- بیرونی) با سایر مولفه های روانشناختی 69
د) ارتباط جهت گیری دینی (درونی- بیرونی) با نشانه های وسواسی 70
2-2-2- پژوهش های داخلی 70
الف) ارتباط هم جوشی فکر- عمل، احساس مسئولیت افراطی و احساس گناه با نشانه های وسواسی 70
ب) ارتباط مفاهیم حوزه دینداری با نشانه های وسواس فکری عملی و وسواس مذهبی 72
ج) ارتباط جهت گیری دینی (درونی- بیرونی) با نشانه های وسواسی 74
فصل 3- فرایند روش شناختی پژوهش 76
3-1- مقدمه 77
3-2- نوع تحقیق 77
3-3- ازمودنی ها 77
3-3-1 جامعه آماری 77
3-3-2- شیوه نمونه گیری تحقیق و حجم نمونه 78
3-4- ابزار های تحقیق 78
3-4-1- پرسشنامه جمعیت شناختی 78
3-4-2- پرسشنامه ی وسواسی- اجباری بازنگری شده (OCI-R) 78
3-4-3- پرسشنامه وسواس مذهبی پن (PIOS) 80
3-4-4- مقیاس جهتگیری دینی آلپورت (ROS) 80
3-4-5- مقیاس تجدیدنظر شده هم جوشی فکر- عمل(TAFS-R) 81
3-4-6- پرسش نامه نگرش مسئولیت پذیری (RAS) 82
3-4-7- پرسشنامه گناه 83
3-5- شیوه انجام پژوهش 84
فهرست مطالب
عنوان صفحه
3-6- ملاحظات اخلاقی 84
3-7- روش تجزیه وتحلیل آماری داده ها 84
فصل 4- یافته های پژوهشی 85
4-1- نتایج توصیفی 86
4-1-1- اطلاعات جمعیت شناختی 86
4-1-2- یافته های توصیفی مربوط به متغیرهای تحقیق 88
4-2- یافته های مربوط به فرضیه های تحقیق 89
4-2-1- همبستگی بین متغیرها 89
4-3- بررسی فرضیه های تحقیق 90
4-3-1- بررسی فرضیه اول 90
4-3-2- بررسی فرضیه دوم 90
4-3-3- بررسی فرضیه سوم 91
4-3-4- بررسی فرضیه چهارم 91
4-3-5- بررسی فرضیه پنجم 92
4-3-6- بررسی فرضیه ششم 92
4-3-7- بررسی فرضیه هفتم تحقیق 92
4-3-7-1- بررسی تأثیر متغیرهای مکنون مستقل برمتغیر مکنون وابسته: 93
4-3-7-2- نتایج حاصل از تحلیل مسیر عوامل موثر بر روی نشانگان آسیب روانی: 98
فصل 5- بحث و نتیجه گیری 102
5-1- خلاصه نتایج 104
5-2- بحث و نتیجه گیری 106
5-3-1- بررسی همسویی یافته ها با پیشینه پژوهشی 106
5-3-2- همسویی با پیشینه نظری 109
5-3-3- دیگر حدسیات علمی پژوهشگر 111
5-5- محدودیت ها 114
5-6- پیشنهادات 115
فهرست منابع 117
اختلال وسواس فکری عملی[1] با افکار، تصاویر و رفتارهای تکراری مشخص می شود که باعث آشفتگی و ناتوانی فرد می شوند(اندرسون[2]،2004؛ منیزس[3] و همکاران، 2007؛ ویسواناس[4] و همکاران، 2010؛ کشیاپ[5] و همکاران، 2013).
علایم اختلال وسواس فکری عملی بر طبق نسخه پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی [6]، چهار الگوی عمده دارد: 1- تمیزکردن[7] (وسواس های آلودگی واعمال اجباری تمیز کردن) 2- تقارن[8] (وسواس های تقارن وتکرار و نظم و شمارش اجباری) 3- افکار ممنوع یا تابو[9](مانند افکار پرخاشگری، جنسی، یا وسواس های مذهبی و اجبار های مرتبط با آنها) 4- آسیب[10] (ترس از آسیب زدن به خود ودیگران و چک کردن های اجباری( انجمن روانپزشکی آمریکا[11]، 2013).
محققان درخصوص سبب شناسی وپدیدارشناسی اختلال وسواس فکری عملی به متغیر های متعدد روانشناختی همچون صفات شخصیت(رکتور[12] و همکاران، 2002)؛ طرحواره های ناسازگار اولیه(کیم[13]و همکاران،2013) سرشت ومنش(آلن سو[14] وهمکاران، 2008؛ به نقل از ابوالقاسمی و همکاران،1390) شیوه فرزند پروری کمال گرا (نظیری، بیرشک و محمدیان، 1378)، ویژگی های والدینی(فراست[15] و همکاران، 1991) خصیصه های اعضای خانواده – انتقاد، خصومت، درگیری عاطفی(ون نوپن[16] و استکتی[17]، 2009) اختلال روانشناختی پدر یا مادر(کالوو[18] و همکاران، 2009) و… اشاره نموده اند. همچنین بسیاری از تحقیقات نشان داده اند که عوامل اجتماعی و فرهنگی بر فرم ومحتوای وسواس های فکری و عملی تاثیرمیگذارند(سیکا[19]، نوارا[20] و ساناویو[21]، 2002). بدین خاطر در مورد رابطه عوامل درون فرهنگی با بروز بیشتر یا تداوم وسواس، پرسش هایی مطرح شده است. در همین راستا به نوع باورهای دینی در درون جوامع توجه شده و پژوهش ها نشان داده اند که وسواس های مذهبی درجوامع دینی، همچون یهودی های خاورمیانه یا مسلمانان، بیشتر به چشم می خورد( ویسمن[22] و همکاران، 1994؛ به نقل ازآکوچکیان و همکاران، 1389).
اکنون ممکن است این پرسش پیش آید که منظور از وسواس مذهبی چیست؟ وسواس مذهبی [23] یک اختلال روانی است که در درجه اول با احساس گناه آسیب زا یا وسواس های فکری با محتوای اخلاقی و مذهبی مشخص می شود، که البته اغلب با رفتار های اجباری اخلاقی و مذهبی نیز همراه بوده و بسیار ناراحت کننده و ناسازگارانه است(آبراموویتز[24] و همکاران،2002؛ فالون[25] و همکاران،1990؛ به نقل ازمیلر[26] و هیجز[27]، 2008). وجود تمایز هایی در شیوع نشانه های وسواس فکری عملی و برخی ملاحظات دیگر، میلر و هیجز(2008) را بر آن داشت تا ضمن مقاله ای، یک چارچوب مفهومی از وسواس مذهبی با توجه به بررسی جامعی که از یافته های مربوط به وسواس مذهبی و همه گیر شناسی، ویژگی های بالینی، سبب شناسی، و روش های درمانی آن انجام داده بودند، ارائه دهند. این محققان پیشنهاد می کنند که وسواس مذهبی، علی رغم شباهت با اختلال وسواس فکری عملی، با درنظرگرفتن ویژگی منحصر به فرد این اختلال، شدت علائم، مقاومت درمانی، و حمایت تحلیل های آماری، می تواند به صورت تشخیص متمایزی مطرح شود.
در بین عوامل فرهنگی، دینداری علاقه قابل توجهی را به خود معطوف داشته است و بررسی رابطه آن با اختلال وسواس فکری عملی در ادبیات پژوهش به چشم می خورد(هیمل[28] و همکاران، 2011). همچنین، مطالعات چندی رابطه ی بین ویژگی باورهای مذهبی وسطوح دینداری را با نشانه های اختلال وسواس فکری عملی و وسواس مذهبی در نمونه بالینی وغیر بالینی نشان داده اند(به عنوان مثال: آبراموویتز و همکاران، 2004؛ سیکا، نوارا و ساناویو، 2002؛ هیمل و همکاران، 2011؛ ویلیامز[29]، گلوریا لو[30]و گریشمن[31]، 2012؛ اینوزو، کلارک و کارنسی، 2012؛ یورولماز[32] و همکاران، 2009؛ اینوزو و همکاران، 2012). البته باید خاطر نشان ساخت که برخی ازمطالعات نیز در یافتن ارتباط معنی دار بین میزان دینداری یا نوع دینداری و نشانه های اختلال وسواس فکری عملی و وسواس مذهبی، موفق نبوده اند(آثاریان، بی غم و اصغرنژاد، 2006؛ هرمش[33]، ماسر کاویتزکی[34] و گراس لسروف[35]، 2003؛ نلسون[36]و همکاران، 2006؛ تک[37] و اولگ[38]، 2001؛ زوهر[39]و همکاران، 2005؛ هیمل و همکاران، 2012؛ تئودور[40]، ویتزیگ[41]و پولارد[42]، 2013). همچنین اینوزو، کلارک و کارنسی(2012) الگوی متفاوتی را در ارتباط بین خرده مقیاس های ترس از گناه و ترس از خدا در پرسشنامه وسواسی مذهبی پن با سطوح دینداری در دو گروه مسلمان و مسیحی نشان داده اند. دلایل متعددی برای تبیین این یافته های متناقض وجود دارد. ازآن جمله می توان به دشواری عملیاتی کردن و اندازه گیری یک سازه چند وجهی مانند دینداری (هیل[43] و هود[44]، 1999؛ هیل، 2005) وگستردگی طرح های پژوهشی مورد استفاده در این مطالعات اشاره کرد. به عنوان مثال، گاهی با توجه به معیارهای رفتاری، برای دینداری تعاریف عملیاتی ارائه شده(مانند حضور در کلیسا) وگاهی دینداری به عنوان خود ارزیابی مشخص شده است. مانند: ” باورهای دینی چقدر برای شما مهم است” ؟ (تئودور، ویتزیگ و پولارد، 2013).[45]
با اینکه در دهه های اخیر نظریه های شناختی رفتاری بیشتر به تبیین اختلال وسواس فکری عملی پرداخته اند(کلارک، 2004؛ راچمن[46]، 1997؛ سالکووس کیس[47]، 1998) اما در توازی با این تبیین، به نوع مذهبی وسواس هم پرداخته شده و تبیین های شناختی اشاره دارند که دینداری شدید ممکن است به عنوان یک عامل خطر بالقوه برای اختلال وسواس فکری عملی محسوب شود(راسموسن[48] و تسونگ[49]، 1986؛ اینوزو، کلارک و کارنسی، 2012).
اکنون به شرح این تبیین ها می پردازیم: سالکووس کیس(1985)، اولین مدل شناختی جامع درباره ی اختلال وسواس فکری عملی را مطرح کرده است. به طورکلی او در نظریه اش به نقش احساس مسئولیت، وبه دنبال آن، احساس گناه، اهمیت بیشتری میدهد. اما راچمن(1997) در نظریه خود برنقش سازه همجوشی فکر- عمل[50] (TAF)، تاکید دارد. این سازه به پدیده ای روانشناختی اشاره دارد که در آن، افکاروسواسی واعمال مرتبط با آن ها معادل هم درنظر گرفته می شوند. تحقیقات اولیه نشان داده اند که سازه همجوشی فکر و عمل دارای دو بعد اصلی است: همجوشی فکر – عمل اخلاقی و همجوشی فکر – عمل احتمال(راچمن، 1997). برخی پژوهش ها اشاره دارند که همجوشی فکر – عمل احتمال با نشانه های وسواس فکری عملی رابطه قوی تری دارد تا همجوشی فکر – عمل اخلاقی(امیر و همکاران، 2001؛ کولز و همکاران، 2001؛ شافران و همکاران، 1996).
با توجه به نظریه سالکوسکیس(1985)، مطالعات اولیه درمورد رابطه بین دینداری واختلال وسواس فکری عملی، احساس گناه را به عنوان یک متغیر میانجی درنظر گرفته اند(برای نمونه:گرینبرگ، ویتزتوم و پیسانت، 1987؛ نیلر[51]و بک، 1989؛ استکتی، وایت وکوای، 1991؛ محجوب وعبدل حافظ، 1991). تحقیقات نشان داده اند که گرایش مسیحیان و مسلمانان به شدت مذهبی برای تجارب وسواس گونه، بیشتر به حس بسط داده شده گناه شخصی و باور به اینکه آنها مسئول کنترل افکار ناخواسته، سر زده وتهدید آمیز هستند، مربوط می شود(اینوزو وهمکاران،2012).
ازطرف دیگر برخی از ادیان این دیدگاه را ترویج می کنند که افکار مهم هستند و حتی از نظر اخلاقی معادل با عمل می باشند. برای مثال، برخی آموزه های مسیحی براین اندیشه که افکار واعمال درمقام قضاوت اخلاقی برابرند، صحه می گذارد (ویلیامز، گلوریا لو و گریشمن، 2013). از اینرو اشاره شده است که برخی آموزه های دینی ممکن است تعصبات شناختی خاصی مانند باورهایTAF و احساس مفرط مسئولیت پذیری را ترویج کنند(راسین[52] وکاستر[53]، 2003؛ ساکوسکیس و همکاران، 1999). همچنین در تحقیقات متعددی، سطوح دینداری با با باورهای وسواسی اجباری در قالب TAF مرتبط شده است (برل[54] و استارکویک[55]، 2005؛ مارینو[56]، لونت[57] و نگی[58]، 2008؛ راسین و کاستر،2003). با این حال، برخی محققان اشاره کرده اند که با توجه به وجود تفاوت در آموزه ها و تعالیم مذهبی، تاثیر دینداری بر شناختارهای مربوط به اختلال وسواس فکری عملی و وسواس مذهبی در میان ادیان و یا حتی فرقه های مذهبی مختلف، ممکن است متفاوت باشد(یورولماز و همکاران، 2009). همچنین بسیاری از تحقیقات در حوزه دینداری و وسواس عمدتا شامل نمونه های غربی بوده و کمتر مطالعه ای است که بر نشانه های اختلال وسواس فکری عملی در بافتهای مذهبی مختلف از جمله مسلمانان تمرکز کرده باشد.( یورولماز و همکاران، 2009؛ اینوزو، کلارک و کارنسی، 2012؛ اینوزو و همکاران، 2012).
از نظر دین اسلام خصوصا مذهب شیعه، رفتارها و باورهای وسواسی در امور دینی نه تنها پسندیده نیستند و ربطی به دیانت ندارند بلکه مخالف دین بوده و از جهل نشات می گیرند. قوانین واحکام شرعی همگی در جهتی هستند که وسواس ایجاد نشود و به فتوای جمیع فقها عمل بواسطه آن باطل است.( فیضی و بوالهری، 1376). با این حال وارسی وتعیین تاثیر آموزه های دینی به طور کلی و سهم احتمالی آن ( با توجه به دریافت ها وباورهای شناختی غلط وناکارآمد از مذهب(فتی و بوالهری، 1999؛ دادفر و همکاران، 2001؛ به نقل ازآکوچکیان و همکاران، 1389) در آسیب پذیری نسبت به علائم اختلال وسواس فکری عملی بسیار مهم است. بنابراین، واضح است که تحقیقات بیشتری برای درک نقش دینداری در نشانه ها وشناختارهای وسواس فکری عملی(همچون: احساس گناه، احساس مسئولیت افراطی و باورهای TAF) در گروه های مختلفی از افراد با گرایشهای مذهبی مختلف مورد نیاز است(یورولماز و همکاران، 2009).
بخش عمده ای از پژوهش ها در این حوزه، بر شدت تعهد مذهبی، یعنی سطوح دینداری متمرکز شده است(اینوزو، کلارک و کارنسی، 2012). اما الگوی مهمی که سال هاست در حوزه نظر پردازی دینی مطرح بوده ، نظریه آلپورت[59] در مورد جهت گیری دینی درونی وبیرونی می باشد. آلپورت و راس[60](1967) بر این باورند که در جهت گیری دینی بیرونی، مذهب برای اهداف غیر مذهبی استفاده می شود(مانند حمایت اجتماعی واحساس امنیت) و برای ارزیابی ایمان نابالغانه طراحی شده است، اما درجهت گیری دینی درونی، مذهب به عنوان قالبی درزندگی اجتماعی به کار می رود. به تعبیرآلپورت، جهت گیری دینی درونی کل زندگی راغرق درانگیزش ومعنی می کند والهام بخش عبادت است( آلپورت و راس، 1967؛آلپورت، 1950).
گرچه تحقیقات بسیاری رابطه بین جهت گیری دینی بیرونی با اضطراب بیشتر(کوچتین[61] وهمکاران، 1987)، احساس گناه(فیشر[62] و ریچاردز[63]، 1998؛ به نقل از بهرامی احسان و همکاران، 1384) افسردگی(جنیا[64] و شائو[65]، 1991) اضطراب مرگ(بولت[66]، 1977)، باورهای غیر عقلانی(واتسن [67]و همکاران، 1988) و نشانه های وسواسی- اجباری در فهرست نشانه های هاپکینز (قراملکی و قربانی، 1378) و … و ارتباط معکوس جهت گیری دینی درونی با رگه های ناسالم روانشناختی، مثل اضطراب(بیکر[68]و گورساچ[69]، 1982)، اضطراب مرگ(کرافت[70] و همکاران، 1987)، واماندگی (واتسن و همکاران، 1988) و… را نشان داده اند. به طور کلی اشاره شده است که هرچه جهت گیری دینی، درونی تر می شود سلامت روانی بالاتر می رود(جان بزرگی، 1386)؛ اما رابطه این نوع جهت گیری ها با نشانه های وسواس فکری عملی (نه اختلال وسواس فکری عملی )به طور مستقیم مورد بررسی قرار نگرفته است. از طرف دیگر، می توان پرسید که نقش میانجی هایی که راچمن (1997) و سالکووس کیس (1985) بدان اشاره نموده اند، در افزایش یا کاهش تغییرات نشانه های وسواس ، و به ویژه وسواس مذهبی(اینوزو، کلارک و کارنسی، 2012؛ میلر و هیجز، 2008) چیست؟ بنابر این اگر بخواهیم به نوسان نتایج مرتبط با سازه وسواس و وسواس مذهبی ، و شرایط این نوسان در نمونه های ایرانی بپردازیم و نگاه تحولی و انگیزشی آلپورت (1950، 1967) به مقوله دینداری را، متمایز از سطوح دینداری، مد نظر قرار دهیم ،و در کنار آن سازه هایی چون باورهای TAF، احساس مسئولیت افراطی و احساس گناه (اینوزو و همکاران، 2012؛ اینوزو، کلارک و کارنسی، 2012؛ ویلیامز، گلوریا لو و گریشمن، 2012) را مطرح کنیم میتوانیم مدل ارایه شده در شکل 1 را ترسیم کنیم. با توجه به تمهیدات یاد شده در بیان مساله و مدل ترسیمی، پرسش های اساسی پژوهش حاضر عبارتند از : 1- آیا ارتباط معناداری بین جهت گیری دینی (درونی- بیرونی) با نشانه های وسواس فکری عملی و وسواس مذهبی در نمونه غیر بالینی ایرانی وجود دارد؟ 2- متغیر هایی چون باورهای TAF، احساس مسئولیت افراطی و احساس گناه، تا چه حد میتوانند نوع ارتباط بین جهت گیری دینی (درونی و بیرونی ) و نشانه های وسواس فکری عملی و مذهبی را تعدیل کنند ؟
| شکل 1‑1: الگوی پیشنهادی رابطه بین جهت گیری دینی، نشانه های وسواس فکری عملی، وسواس مذهبی و باورهای TAF، احساس مسئولیت و احساس گناه (الگوی مفهومی) |
امروزه وسواس یکی از شایع ترین اختلال های روانی بحساب می آید و شیوع آن بیش از دوبرابر اسکیزوفرنیا گزارش شده است(استگتی، 1389). اختلال وسواس فکری عملی اختلالی مزمن است که تاثیری عمیق برزندگی فرد و عملکرد اجتماعی، هیجانی و شغلی او می گذارد(آکوچکیان و همکاران، 1389).در بسیاری از توصیف های اولیه از این اختلال، محتوای مذهبی آن مورد تاکید قرار گرفته است و بیماران با وسواس های مذهبی در جوامع مذهبی ،مثل یهودی های خاورمیانه یا مسلمانان، بیشتر به چشم می خورد( ویسمن و همکاران، 1994؛ به نقل ازآکوچکیان و همکاران،1389) مشابه مجموعه علائم دیگر اختلال وسواس فکری عملی، اشکال خفیف تر وسواس مذهبی نیز در جمعیت عمومی مشاهده می شود(آبراموویتز، 2002). برخی از نظریه پردازان به دلیل فرض نفوذ فرهنگ دینی در ارزیابی های افکارمزاحم و ناخواسته، شدت دینداری را به عنوان یک عامل خطر بالقوه، در نظر گرفته اند(یورولماز و همکاران، 2009). بنابراین بررسی و شناخت بیشتر نشانه های این اختلال، از دو جهت دارای اهمیت است:
الف: ضرورت نظری:
به لحاظ نظری میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
3.وارسی های یاد شده در دو بند 1 و 2 با توجه به شرایط فرهنگی درنمونه های ایرانی، می تواند ابعاد یاد شده را در نمونه های ایرانی آشکار سازد و نیز به شکل گیری زمینه های پژوهشی مرتبط با نشانه های وسواسی در ایران یاری خواهد داد و هم امکان مقایسه نتایج به دست آمده را با نتایج دیگر کشورها و بومها فراهم خواهد ساخت .
ب: ضرورت عملی:
امروزه توجه به ایمان واعتقادات مذهبی و استفاده از نگرش ها، روش ها وآموزه های دینی در قالب رویکرد های شناختی-رفتاری، نتایج مطلوب تری را در درمان افراد معتقد به دین به همراه دارد(واکارو[71]، 2007، به نقل ازآکوچیان و همکاران، 1389) از سوی دیگر ارتباط دینداری با نشانه های اختلال وسواس و وسواس مذهبی، دربرخی پژوهشها نشان داده شده است ( به عنوان مثال: آبراموویتز و همکاران، 2004؛ سیکا، نوارا و ساناویو، 2002؛ ویلیامز، گلوریا لو و گریشمن، 2012) بنابراین با توجه به این تاثیر و تاثر دوسویه یاد شده، هرنوع یافته ای درحوزه ارتباط بین دینداری و نشانه های اختلال وسواس فکری عملی، و نیز وسواس مذهبی ، می تواند یاری گر تلاشهای بالینی متخصصان علوم رفتاری باشد وراهی را به سوی آسیب شناسی دقیق تر و درنتیجه درمان موثر این اختلال فراهم آورد. همچنین میتواند ما را در برخی موارد پیشگیرانه و آموزش های مربوطه به خانواده ها یاری دهد.
متناسب با مساله اساسی تحقیق، اهداف ذیل شکل گرفته اند:
1- تعیین ارتباط بین نوع جهت گیری دینی با نشانه های وسواس فکری عملی و وسواس مذهبی در نمونه غیر بالینی ایرانی.
2- تعیین ارتباط بین نوع جهت گیری دینی با شناختارهای TAF، احساس مسئولیت و احساس گناه در نمونه غیر بالینی ایرانی.
3- تعیین سهم واریانس متغیرهای TAF، احساس مسئولیت افراطی و احساس گناه درتییین نشانه های اختلال وسواس فکری عملی و وسواس مذهبی در نمونه غیر بالینی ایرانی با توجه به نوع ارتباط این نشانه ها با نوع جهت گیری دینی.
بر اساس مسئله اصلی، هدفها و پیشینه تحقیق فرضیه های زیر تنظیم شده اند:
1- بین جهت گیری دینی بیرونی و نشانه های وسواس فکری عملی در نمونه غیر بالینی رابطه مثبت وجود دارد.
2- بین جهت گیری دینی بیرونی و سازه هم جوشی فکر- عمل در نمونه غیر بالینی رابطه مثبت وجود دارد.
2-1) بین جهت گیری دینی بیرونی و سازه هم جوشی فکر- عمل اخلاقی در نمونه غیر بالینی رابطه منفی وجود دارد.
2-2) بین جهت گیری دینی بیرونی و سازه هم جوشی فکر- عمل احتمال در نمونه غیر بالینی رابطه مثبت وجود دارد.
3- بین جهت گیری دینی بیرونی و احساس گناه در نمونه غیر بالینی رابطه مثبت وجود دارد.
4- بین سازه هم جوشی فکر- عمل و نشانه های وسواس مذهبی در نمونه غیر بالینی رابطه مثبت وجود دارد.
4-1) بین سازه هم جوشی فکر- عمل اخلاقی و نشانه های وسواس مذهبی در نمونه غیر بالینی رابطه مثبت وجود دارد.
4-2) بین سازه هم جوشی فکر- عمل احتمال و نشانه های وسواس مذهبی در نمونه غیر بالینی رابطه مثبت وجود دارد.
5- بین احساس مسئولیت افراطی و نشانه های وسواس مذهبی در نمونه غیر بالینی رابطه مثبت وجود دارد.
6- بین احساس گناه و نشانه های وسواس مذهبی در نمونه غیر بالینی رابطه مثبت وجود دارد.
7- مدل طراحی شده مبتنی بر تاثیر جهت گیری دینی ( درونی و بیرونی ) بر نشانه های وسواس فکری عملی و نشانه های وسواس مذهبی با توجه به نقش میانجی گری متغیرهای هم جوشی فکر- عمل اخلاقی ،هم جوشی فکر- عمل احتمال ،احساس مسئولیت افراطی و احساس گناه ، در نمونه های غیر بالینی ایرانی دارای برازش مناسبی میباشد.
الف)تعریف نظری: اختلال وسواس فکری عملی بر اساس وقوع وسواس ها واجبار ها مشخص می شود. وسواس ها؛ افکار، تکانه ها وتصاویر تکراری ومداومی هستند که به صورت مزاحم و ناخواسته تجربه می شوند و اجبار ها؛رفتار ها ویا اعمال ذهنی تکراری هستند که به نوعی یک احساس اجبار برای انجام آنها در پاسخ به یک وسوسه یا بر اساس قواعدی که باید به شدت به کار گرفته شوند، وجود دارد( انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013).
ب) تعریف عملیاتی: در این پژوهش نشانه های اختلال وسواس فکری عملی در نمونه مورد بررسی، در بر گیرنده نمره ای است که آزمودنی از “پرسشنامه ی وسواسی اجباری- بازنگری شده” [72] (فوآ[73] و همکاران، 2002) به دست می آورد. توضیحات تکمیلی در این باره در قسمت ابزارهای تحقیق در فصل سوم ارایه خواهد شد.
تعاریف متعددی از وسواس مذهبی ارائه شده است (میلر و هیجز، 2008). با توجه به اینکه ابتدای بیان مساله تعریف کلی تری از وسواس مذهبی ارائه دادیم، در این قسمت به صورت اختصاصی و در جهت مفهوم سازی که پرسشنامه وسواس مذهبی پن دارد (آبراموویتز و همکاران، 2002)، تعریف زیر بیان شده است.
الف) تعریف نظری: وسواس مذهبی به تمایل بیش از حد برای با وجدان و دقیق بودن در تجربه شخصی مذهبی، شک و تردید های مکرر و بی اساس در مورد ارتکاب گناه، ترس مداوم از نفرین ابدی و یا عذاب الهی اطلاق می شود( آبراموویتز، 2008؛ سیاروچی، 1995؛ گرینبرگ، ویتزتوم و پیاسنت، 1987؛ به نقل از اینوزو، کلارک و کارنسی، 2012).
ب) تعریف عملیاتی: در این پژوهش نشانه های وسواس مذهبی به صورت کلی و در دو خرده مقیاس ترس از خدا و ترس از گناه، با پرسشنامه وسواس مذهبی پن (آبراموویتز و همکاران، 2002) سنجیده شده است. توضیحات تکمیلی در این باره در قسمت ابزارهای تحقیق درفصل سوم ارایه خواهد شد.
الف) تعریف نظری: آلپورت (1950؛ 1967) بحث جهت گیری دینی درونی وبیرونی را مطرح می کند. وی بر این باور است که در جهت گیری دینی بیرونی، مذهب برای اهداف غیر مذهبی استفاده می شود؛ مانند حمایت اجتماعی واحساس امنیت. جهت گیری دینی بیرونی، ابعاد غیر روحانی وسکولار زندگی را برای فرد مقدم برابعاد معنوی آن می نماید و برای ارزیابی ایمان نابالغانه طراحی شده است، اما درجهت گیری دینی درونی، مذهب به عنوان قالبی درزندگی اجتماعی به کار می رود. به تعبیرآلپورت، جهت گیری دینی درونی کل زندگی راغرق درانگیزش ومعنی می کند والهام بخش عبادت است(آلپورت
فهرست مطالب ……………………………………………………………………………………………………………. و
فهرست جداول …………………………………………………………………………………………………………… ی
فهرست نمودارها ………………………………………………………………………………………………………… ل
فهرست شکل ها …………………………………………………………………………………………………………. م
فصل اول: کلیات تحقیق (15-1)
مقدمه ……………………………………………………………………………………………………………………… 2
بیان مساله ………………………………………………………………………………………………………………….. 4
ضرورت و اهمیت تحقیق …………………………………………………………………………………………… 6
اهداف تحقیق …………………………………………………………………………………………………………… 9
قلمرو مکانی و زمانی تحقیق ………………………………………………………………………………………. 10
فرضیه های تحقیق …………………………………………………………………………………………………… 10
سؤالات تحقیق …………………………………………………………………………………………………………. 10
تعاریف نظری و عملیاتی متغیرها و مفاهیم……………………………………………………………………… 11
الف) تعریف نظری و عملیاتی ویژگی های شخصیتی ………………………………………………. 11
ب) تعریف نظری و عملیاتی سبک های یادگیری …………………………………………………… 13
فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه تحقیقاتی (57-16)
مقدمه …………………………………………………………………………………………………………………… 17
بررسی نظریه های پیرامون موضوع تحقیق ……………………………………………………………………. 17
مبانی نظری سبک های یادگیری …………………………………………………………………………………. 17
مفهوم سبک یادگیری ………………………………………………………………………………………………… 17
فهرست مطالب
عنوان صفحه
نظریه های سبک های یادگیری ……………………………………………………………………………………. 19
الف) رویکرد سبک های شناخت محور …………………………………………………………………. 19
ب)رویکرد سبک های شخصیت محور ………………………………………………………………….. 22
ج) رویکرد سبک های فعالیت محور ……………………………………………………………………… 24
مبانی نظری ویژگی های شخصیتی ………………………………………………………………………………. 29
الف) تعریف شخصیت ……………………………………………………………………………………….. 29
ب) ویژگی های شخصیتی …………………………………………………………………………………… 31
طبقه بندی شخصیت بر اساس ویژگی های جسمانی ………………………………………………………… 32
طبقه بندی کرچمر ………………………………………………………………………………………………. 32
طبقه بندی شلدون …………………………………………………………………………………………………….. 33
طبقه بندی شخصیت بر اساس رویکرد روان تحلیل گری …………………………………………………. 34
نظریه فروید ……………………………………………………………………………………………………….. 34
ریخت های شخصیتی یونگ …………………………………………………………………………………… 35
ریخت های شخصیتی مایرز بریگز …………………………………………………………………………..36
طبقه بندی شخصیت بر اساس نظریه های صفات ………………………………………………………………. 38
نظریه شخصیتی آلپورت ………………………………………………………………………………………. 38
صفات شخصیتی آلپورت …………………………………………………………………………………….. 40
نظریه شخصیتی کتل …………………………………………………………………………………………….. 41
نظریه شخصیتی آیزنک ……………………………………………………………………………………….. 43
رویکرد تحلیل عاملی در تبیین شخصیت ………………………………………………………………………. 45
مدل پنج عاملی شخصیت ……………………………………………………………………………………… 46
ابعاد شخصیت بر اساس مدل شخصیتی پنج عامل بزرگ ……………………………………………………. 48
پیشینه تحقیقاتی ……………………………………………………………………………………………………….. 51
پیشینه داخلی ……………………………………………………………………………………………………………..51
فهرست مطالب
عنوان صفحه
پیشینه خارجی ……………………………………………………………………………………………………………53
جمع بندی و نتیجه گیری ……………………………………………………………………………………………..56
مدل مفهومی تحقیق …………………………………………………………………………………………………….57
فصل سوم: روش تحقیق (66-58)
مقدمه ……………………………………………………………………………………………………………………. 59
روش تحقیق …………………………………………………………………………………………………………… 59
این مطلب را هم بخوانید :
Enterprise Survey Software | QuestionPro Survey
جامعه آماری تحقیق ………………………………………………………………………………………………… 60
نمونه، روش نمونه گیری و حجم نمونه ………………………………………………………………………… 60
ابزار گرد آوری داده ها ……………………………………………………………………………………………. 61
آزمون ویژگی های شخصیتی نئو …………………………………………………………………………… 61
روایی و پایایی پرسشنامه شخصیتی نئو …………………………………………………………………….. 63
آزمون سبک های یادگیری کلب ………………………………………………………………………….. 64
روایی و پایایی آزمون سبک های یادگیری کلب ……………………………………………………… 65
مراحل اجرای تحقیق …………………………………………………………………………………………………. 65
روش های تجزیه و تحلیل داده ها ………………………………………………………………………………. 66
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها (95-67)
مقدمه ……………………………………………………………………………………………………………………. 68
یافته های توصیفی تحقیق ……………………………………………………………………………………………69
ویژگی های جمعیت شناختی نمونه …………………………………………………………………………….. 69
الف) جنسیت آزمودنی ها ………………………………………………………………………………….. 69
ب)رشته تحصیلی …………………………………………………………………………………………….. 70
ج)پایه تحصیلی ……………………………………………………………………………………………….. 71
یافته های توصیفی مربوط به متغیر های تحقیق ………………………………………………………………. 72
فهرست مطالب
عنوان صفحه
یافته های توصیفی مربوط به سبک های یادگیری ………………………………………………………….. 72
یافته های توصیفی مربوط به ویژگی های شخصیتی ……………………………………………………….. 76
همبستگی ویژگی های شخصیتی و سبک های یادگیری …………………………………………………… 79
یافته های مربوط به فرضیه های تحقیق …………………………………………………………………………. 81
بررسی فرضیه اول ……………………………………………………………………………………………………… 81
بررسی فرضیه دوم …………………………………………………………………………………………………….. 83
بررسی فرضیه سوم …………………………………………………………………………………………………….. 85
بررسی فرضیه چهارم ………………………………………………………………………………………………….. 86
یافته های جانبی تحقیق ………………………………………………………………………………………………. 89
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری (109- 96)
مقدمه ……………………………………………………………………………………………………………………. 97
خلاصه نتایج تحقیق ………………………………………………………………………………………………….. 98
بحث در نتایج …………………………………………………………………………………………………………… 99
یافته های جانبی تحقیق …………………………………………………………………………………………….. 104
نتیجه گیری کلی …………………………………………………………………………………………………….. 106
محدودیت های در اختیار محقق ……………………………………………………………………………….. 107
محدودیت های خارج از اختیار محقق ………………………………………………………………………… 108
پیشنهاد های کاربردی …………………………………………………………………………………………….. 109
پیشنهادهایی برای تحقیقات بعدی ………………………………………………………………………………. 110
منابع …………………………………………………………………………………………………………………….. 111
پیوست ها ……………………………………………………………………………………………………………… 120
مقدمه
یکی از ویژگی های نوع انسان، توانایی او در یادگیری[1] است. توانایی انسان در یادگیری کاملا مشهود بوده و او را از سایر جانداران جدا می کند. با این وجود، تفاوت های فردی بین انسان ها بسیار مشهود است (کدیور،1388، ص283).
توجه به تفاوت های فردی بین انسان ها از شکل ظاهری بدن (اندازه گیری قد، وزن و …) شروع شد و با نسبت دادن ویژگی های شخصیتی[2] به ویژگیهای ظاهری (شکل ظاهر بدن) پیش رفت. سپس به حواس، از حواس به ادراک، از ادراک به شناخت، از شناخت به اجزاء و فرایند شناخت (توجه، ادراک، پردازش، حافظه و …) پرداخته شد و سرانجام سبک ها و ترجیحات یادگیری مورد توجه قرار گرفت(علی آبادی،1382).
همچنین بهره مندی از اصول روانشناسی برای بالا بردن کیفیت آموزشی شیوه ای علمی است، چون آموزش صحیح و با کیفیت بالا بدون توجه به تفاوت های فردی و شناخت حالات و خصوصیات افراد چه دانش آموز و چه معلم ممکن نخواهد بود (میر کمالی، 1378).
توجه و علاقه به سبک های یادگیری[3] نتیجه طبیعی تغییر یا دگرگونی در جهت گیری از نظریه های «رفتار نگری» به نظریه های «شناختی» است. نظریه های شناختی در یادگیری در صدد تبیین فعالیت های پیچیده شناختی مانند «درک مطلب»، «یادآوری» و «راهبردهای یادگیری» هستند. تحقیقاتی که اخیرا انجام شده است، بیانگر اهمیت راهبرد های یادگیری در تسهیل فرایند یادگیری، یادسپاری و یادآوری است. نتایج این تحقیقات بیانگر آن است که راهبرد های شناختی، نیرومند ترین اثر را در یادگیری دانش آموزان به عهده دارند (فتحی آشتیانی و حسنی، 1379).
از سوی دیگر، یک بحث طولانی و شدید در مورد رابطه بین افراد مرتبط با یادگیری(مثلا دانشآموزان ممتاز)، راهبردهای یادگیری، و ویژگی های شخصیتی وجود داشته، و بویژه پس از انتشار دو مورد از مطالعات جنجالی در مورد راهبردهای یادگیری (بیگز[4]،1992) و شخصیت (کاستا و مک کرا[5]،1992) تشدید شده است. گستردگی پذیرش پنج فاکتور اصلی نظریه پنج عاملی شخصیت، که مدعی است پنج بعد اصلی شخصیت (روان رنجور خویی[6] ، برون گرایی[7]، گشودگی به تجربه[8]، موافق بودن[9]، با وجدان بودن[10] ) برای قضاوت در مورد سازگاری و ثبات رفتاری، عاطفی و شناختی در نمونه های غیر بالینی، هم لازم و هم کافی است، اشاره به این دارد که دیگر سازه های ساختاری و شخص محوری مانند راهبردهای یادگیری ممکن است به سادگی منعکس کننده تفاوت های بارز فردی مورد بحث در مدل پنج عاملی باشند (کامورو و فورنهام[11]، 2008).
از آنجایی که انسانها در ابعاد مختلف دارای تفاوت هایی می باشند و این تفاوت ها در توانایی ها، استعدادها، رغبت ها و سرانجام در شخصیت افراد نمود می یابد، شناخت ویژگی های شخصیتی دانشآموزان و هدایت آنها در انتخاب رشته تحصیلی این امکان را فراهم می آورد تا آنها با شناخت و آگاهی، مسائل را با علایق و صلاحیت های خود تطبیق داده، و از نظر روحی و روانی محیط زندگی و زمینه های شغلی و تحصیلی خود را ایمن سازند و در آن محیط، توانایی ها و مهارتهای خویش را بکار گیرند و استعداد های واقعی خود را به منصه ظهور برسانند. توجه به رغبت های مختلف تحصیلی و ویژگی های شخصیتی افراد موجب هدایت آنها در زمینه های تحصیلی و شغلی مناسب و افزایش انگیزه و توانمندی آنها می گردد (مرادی بانیارانی، 1384).
بنابراین یکی از مهم ترین عوامل مؤثر بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان، ویژگی های روانی و شخصیتی آنان است. هر فردی برای ورود به اجتماع و در نتیجه رویارویی با موقعیت های گوناگون و افراد مختلف (از نظر فرهنگی، اقتصادی، طبقه اجتماعی و …) به ابزارهایی مانند ساختارهای روانی و ویژگی های شخصیتی خاصی مجهز است(کملمیر[12] و همکاران، 2005). این ابزارهای روانی می توانند در مقابله با رویدادهای مختلف زندگی به وی کمک کنند. این ساختارهای روانی نه تنها تحت تأثیر عوامل مختلفی مانند خانواده، جامعه، گروه همسالان و … قرار دارند، بلکه به صورت متقابل، این عوامل را نیز تحت تأثیر قرار میدهند (باری، لکی و اورهک[13]،2007).
این ویژگی های شخصیتی در حقیقت به عنوان محرکه های خلق و خو، برای دست یابی به هدف تلقی می شوند. به این معنا که این خصوصیات انسان را مستعد انجام رفتارهای مختلف، در موقعیت های خاص می نمایند(پروین،1374). به طوری که بعضی افراد در مواجهه با مشکلات در خود فرو می روند و برخی دیگر به ابراز احساسات و هیجانات خود می پردازند و از دیگران کمک می طلبند و بالاخره بسته به نوع شخصیت، هر کسی در مقابل فشارهای روانی واکنش خاصی دارد و به تبع آن، از میزان معین سلامتی برخوردار است (هرن و میشل[14]، 2003؛ نقل از محمدی،1385).
کیفیت افکار دانش آموزان برای یادگیری بسیار مهم است. دانش آموزان در پردازش، رمزگذاری، فراخوانی، سازماندهی و همچنین نحوه بکار گیری اطلاعات آموخته شده با هم متفاوت هستند. برخی از آنها یادگیرندگان متفکر هستند و برخی دیگر اطلاعات را به صورت کاملا سطحی پردازش میکنند(کوماراجو[15] و همکاران،2011).
تحقیق حاضر در زمینه بررسی ویژگی های شخصیتی و سبک های یادگیری دانش آموزان، و چگونگی رابطه میان این دو متغیر به انجام رسیده و در پی پاسخ گویی به این سؤال است « آیا این تفاوتهای فردی در ترجیح سبک های یادگیری و عمق پردازش اطلاعات، به شخصیت افراد ارتباط دارد؟ ».
1-2 بیان مسأله
یادگیری یکی از مهم ترین زمینه ها در روانشناسی امروز و در عین حال یکی از مشکل ترین مفاهیم برای تعریف کردن است. با توجه به پیچیدگی موضوع یادگیری تعاریف گوناگونی از آن ارائه شده است که معروف ترین آنها تعریفی است که کیمبل[16] (1961) از یادگیری ارائه داده است. او معتقد است که یادگیری عبارت است از تغییرات نسبتا پایدار در رفتار یا توان رفتاری(رفتار بالقوه) که از طریق تجربه حاصل می شود و شامل حالتهای موقتی بدن نمی شود مانند آنچه بر اثر بیماری، خستگی یا دارو پدید می آید(سیف، 1385،ص30).
عوامل بسیاری بر یادگیری تأثیر می گذارند. از جمله این عوامل که فرد با خود به محیط یادگیری میآورد، روش ها یا همان سبک های یادگیری است. اگرچه تمام انسانها توانایی یادگیری دارند اما میزان و نحوه یادگیری انسانها، حتی در موقعیتی یکسان، متفاوت است. شاید یکی از مهم ترین دلایل آن، روش های یادگیری متفاوت آنان باشد. این روش ها تعیین می کند که در برخورد با یک موقعیت، فرد چه مدت، به چه چیزی و به چه میزانی توجه می کند (الهی و همکاران، 1383).
سبک های یادگیری دارای انواع گوناگونی هستند که روی هم رفته می توان آنها را به سه دسته کلی سبک های یادگیری شناختی، عاطفی و فیزیولوزیک تقسیم کرد(سیف،1387). سبک های یادگیری شناختی عبارتند از طریقی که شخص موضوعات را ادراک می کند، اطلاعات را به خاطر می سپارد، درباره مطالب می اندیشد و مسائل را حل می کند. این سبک ها بسیار متنوع اند و مهمترین آنها عبارتند از سبکهای وابسته به زمینه[17] و نابسته به زمینه[18] ، سبک های مفهوم سازی، سبک های پردازش کننده کلامی در برابر پردازش کننده دیداری، سبک های گشودگی به تجربه و انعطاف ناپذیری، سبک های سنت گرایی در مقابل خرد گرایی (فراهانی،1378)، و سبک های یادگیری همگرا[19]، واگرا[20]، جذب کننده[21] و انطباق یابنده[22] (کلب[23]،1985). در این تحقیق از دسته بندی اخیر استفاده شده که دیوید کلب آن را ارائه داده است.
به طور کلی رویکردهای یادگیری افراد نه تنها با محیط های یادگیری و ویژگی های فردی شان همبسته است، بلکه کارکرد سبک های تفکر آنان، شخصیت های شغلی و ویژگی های شخصیتی نیز در این زمینه نقش دارند(کدیور،1388، ص296).
با توجه به موارد فوق می توان اهمیت مطالعه در زمینه رابطه میان عوامل شخصیت و یادگیری را دریافت، چنان که در تاریخ روانشناسی مطالعات بسیاری در این زمینه انجام شده است. برخی از روانشناسان در زمینه رابطه بین ویژگی های شخصیتی و سبک های یادگیری بررسی هایی به عمل آورده اند، از جمله؛ کوماراجو و همکاران (2011) با بررسی رابطه پنج عامل بزرگ شخصیت، سبک های یادگیری و موفقیت تحصیلی دانش آموزان دریافتند دو مورد از پنج صفت بزرگ شخصیت (با وجدان بودن و موافق بودن) با هر چهار سبک یادگیری همبستگی مثبت دارد. ناتالیانیس[24] (2010) تأثیر خصوصیات شخصیتی (مانند شخصیت ، استعداد و جنسیت) را بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان (معدل) مطالعه نمود و دریافت که تمامی این پنج صفات بزرگ، به جز ثبات عاطفی وسبک یادگیری، رابطه معنی داری با شایستگی یادگیری درک شده دانش آموزان دارند. بنابراین انتظار می رود که بین ویژگی های شخصیتی و سبک های یادگیری رابطه وجود داشته باشد.
این عقیده که سبک های یادگیری افراد می تواند با شخصیت آنها مرتبط باشد، عقیده جدیدی نیست. به عنوان مثال میسیک[25] (1996) اشاره می کند که سبک یادگیری افراد می تواند به عنوان «ویژگیهای ثابت در فرایند پردازش اطلاعات که حول محور علایق شخصی فرد گسترش می یابد» در نظر گرفته شود. تحقیقات اخیر نیز نتایجی را در تأیید این فرض که ترجیحات یادگیری افراد با شخصیت آنها همبسته است، یافته اند (بوساتو[26] و همکاران،1999و2000).
البته در داخل کشور نیز تحقیقاتی در این زمینه انجام شده است (رحمانی شمس،1379، منصوری،1379، محمدزاده،1384 و عبادی،1384). با بررسی دقیق این تحقیقات، میتوان دریافت که اکثر تحقیقات انجام شده درباره رابطه بین ویژگی های شخصیتی و سبک های یادگیری در ایران، بر روی دانشجویان و در محیطهای دانشگاهی صورت گرفته است. بنابراین لازم به نظر می رسد که این تحقیق در میان دانش آموزان نیز انجام گیرد. همچنین اکثر این تحقیقات، در زمینه هایی به غیر از پنج عامل بزرگ شخصیت و سبک های یادگیری کلب صورت گرفته است و همین تحقیقات اندک نیز نتایج بسیار متناقضی را بدست داده اند. از این نظر، تحقیق حاضر نوعی تحقیق تأییدی است که می کوشد ضمن کمک به رفع برخی از ابهامات موجود، بینش ما را برای کمک به یادگیری دانش آموزان و هدایت تحصیلی آنان افزایش دهد. حال با توجه به توضیحات فوق، سؤال اساسی ما در این تحقیق این است که: آیا بین ویژگی های شخصیتی و سبک های یادگیری دانش آموزان رابطه وجود دارد؟
1-3 ضرورت و اهمیت تحقیق
روش های یادگیری افراد با یکدیگر متفاوت است. سبک یادگیری، متغیری عمده در تفاوت های فردی است که در سه دهه گذشته به صورتی گسترده مورد تحقیق قرار گرفته است. با این وصف، بیشتر عوامل مطالعه شده مرتبط با رویکرد های یادگیری، به ویژگی هایی مانند سن، جنس، انگیزه یادگیری و بافت یاددهی- یادگیری محدود بوده است و سایر عواملی که در رویکرد های یادگیری فراگیران مؤثر است، بهندرت مورد توجه جدی قرار گرفته اند. امروزه در برخی مطالعات مرتبط با تفاوت های فردی، رابطه بین رویکرد های یادگیری با متغیرهایی مانند ویژگی های شخصیت و شخصیت های شغلی بررسی شده است. بررسی نقش این سازه ها در رویکردهای یادگیری، از آن جهت بسیار مهم است که توجه اکثر پژوهشگران و مربیان آموزشی را در سه دهه گذشته به خود معطوف کرده است. یکی از ویژگی های مشترک این مفاهیم، وسعت تأثیر هر یک ازآنها است. هر یک از این مفاهیم، تأثیرات عمده ای بر پیامد های یادگیری فراگیران داشته است. در عین حال، شناسایی تأثیر این متغیرها بر آنچه طی فرایند یادگیری اتفاق میافتد نیز از اهمیتی برابر برخودار است(کدیور،1388، ص290).
همچنین اگر بتوانیم سبک های یادگیری افراد را تعیین کنیم، در آن صورت می توان برای هر سبک یادگیری، راهبردهای آموزشی خاصی را در نظر گرفت که به افزایش اثر بخشی یادگیری منجر خواهد شد (بنتهام[27]،1384، ص126). هر چند که می توان راهبردها و سبک های موثر یادگیری را به دانش آموزان مختلف آموزش داد، اما در هر حال، هر سبک یادگیری یک ویژگی شخصیتی است که ممکن است برای یادگیرنده مناسب ترین روش باشد(سیف، 1385).
شخصیت محور اساسی بحث در زمینه هایی مانند یادگیری، انگیزه، ادراک، تفکر و مواردی از این قبیل است(شاملو،1382). بسیاری از نظریه پردازان شخصیت معتقدند که تفاوت های فردی افراد در شخصیت یکی از فاکتورهای مهمی است که انگیزه آنها را در رفتار، عملکرد و یادگیری تحت تأثیر قرار میدهد (زوینگ و وبستر[28]،2004).
در رابطه با تأثیر ویژگی های شخصیتی افراد در موفقیت تحصیلی، شغلی و … بررسی های گوناگونی انجام شده است. برای مثال کتل(1978) عنوان می کند که در گستره موفقیت آموزشی، نقش شخصیت فراتر از هوش است. افزون بر این، نظام آموزش و پرورش بسیاری از کشورها سنجش روانی و به خصوص ارزیابی شخصیت افراد را در مقاطع مختلف مد نظر قرار داده است تا بتواند آنان را در موقعیت های مختلف تحصیلی به خوبی هدایت نماید( نقل از آتش افروز و همکاران،1386).
سبک یادگیری را می توان توجیه کننده بسیاری از تفاوت های فردی در کلاس درس دانست. شاید این توقع زیادی باشد که از معلم انتظار داشته باشیم تا برای هر یک از دانش آموزان خود، موقعیتی مطابق میل او فراهم آورد و هر گونه حمایتی را که در ارتباط با سبک یادگیری خاص خود بخواهد برای او فراهم نماید. با این حال معلم می تواند حق انتخاب را برای یادگیرندگان خود فراهم آورد. این گونه حق انتخاب ها به هر دانش آموز امکان می دهد که دست کم بعضی وقت ها، متناسب با سبک یادگیری خود کار کند و یاد بگیرد. بنابراین معلمان می توانند با شناسایی سبک های یادگیری دانش آموزان و هماهنگ ساختن روش تدریس خود با سبک های یادگیری آنان، بیشترین بهره وری را در کلاس های درس خود به دست آورند(سیف، 1385،ص174).
همخوانی بین ویژگی های شخصیتی و محیط های تحصیلی فرد موجب موفقیت و رضایت تحصیلی، و عدم همخوانی بین آنها موجب کاهش بهره وری و نارضایتی تحصیلی می گردد (هالند، 1994، نقل از پیترزاک[29] ،2001). همچنین معـلمان باید با انواع مختلف سـبک های یادگـیری دانش آموزان آشـنا باشـند و با هر کدام از آنها تا حد امکان متناسب با سبک خود او برخورد نمایند (دنیـس[30]،2004).
سبک های مختلف یادگیری همچنین بر روش آموزش معلمان تأثیر می گذارند. معلمان نابسته به زمینه موقعیت های آموزشی غیر شخصی یا به اصطلاح خشک را بیشتر ترجیح می دهند و غالبا بر جنبه های شناختی نظری آموزش تأکید می کنند. در مقابل، معلمان وابسته به زمینه برقراری تعامل با یادگیرندگان و بحث کلاسی را می پسندند. معلمان فارغ از زمینه سؤال کردن را مهم ترین وسیله آموزشی میدانند که از طریق آن موضوع های درسی را معرفی می کنند و دانش آموزان را به پردازش اطلاعات وا میدارند، اما معلمان وابسته به زمینه سؤال کردن را بیشتر به عنوان وسیله ای برای وارسی یادگیری دانش آموزان پس از آموزش خود مورد استفاده قرار می دهند. معلمان فارغ از زمینه بر معیار های خود تأکید می کنند و اصولی را که آموزش می دهند شخصا تدوین می نمایند، اما معلمان وابسته به زمینه، یادگیرندگان را در سازمان دادن محتوای درس شرکت می دهند و آنان را به تدوین اصول تشویق می نمایند. معلمان فارغ از زمینه از اینکه دانش آموزان پایین تر از توان خود کار کنند ناخرسندند و اشکالات آنان را گوش زد می نمایند، اما معلمان وابسته به زمینه تمایلی به انتقاد کردن از دانش آموزان ندارند و بیشتر به ایجاد و حفظ رابطه اجتماعی مثبت با دانش آموزان علاقه مندند، و یادگیری موضوع های درسی برای آنان در درجه دوم اهمیت قرار دارد (سیف، 1385؛ ص 173).
هین و بادنی[31] (2000) معتقدند زمانی که سبک های یادگیری و نوع ترجیحات دانش آموزان شناسایی و در نظر گرفته شود، انگیزش آنها برای یادگیری افزایش می یابد و زمانی که دانش آموزان برای یادگیری بیشتر برانگیخته می شوند، پتانسیلی برای یادگیری گسترده وجود دارد، در نتیجه یادگیری بیشتری صورت می گیرد. تحقیقات کلی[32] (1997) نشان می دهد هنگامی که معلمان از سبک های یادگیری دانش آموزان در کلاس های درس آگاهی داشته باشند، می توانند مطالب را در کلاس به نحوی ارائه دهند که عملکرد شناختی و یادگیری دانش آموزان بیشتر شده و از تأثیر تفاوت های فردی در کلاس کاسته شود.
تحقیقات ویتنی[33] و همکاران (1985) نشان می دهد که سبک های یادگیری کلب در طراحی برنامه های آموزش و پرورش، و هماهنگ ساختن روش های آموزش و پرورش با سبک های یادگیری دانش آموزان بسیار مفید است( نقل از گرین[34] و همکاران، 1996).
نتایج برخی از پژوهش ها نشان داده اند که وقتی یادگیرندگان در سبک ترجیحی خود مطالعه می کنند، بیشتر و بهتر یاد می گیرند. مثلا داون و داون[35] (1987) و داون و همکاران(1989) در تحقیقات خود به این نتیجه رسیده اند که یادگیرندگان وقتی بهتر یاد می گیرند که در مکانی مورد پسند و به روش دلخواه خود مطالعه نمایند (نقل از یار محمدی واصل،1379).
با شناسایی سبک های یادگیری دانش آموزان می توان در انتخاب رشته تحصیلی و در نهایت شغل مناسب نیز به آنان کمک نمود. ویتکین[36] (1976) معتقد است توجه معلمان و برنامه ریزان درسی به سبک شناختی افراد که ریشه در تفاوت های فردی آنان دارد، موجب تسهیل در فهم و یادگیری و فرایند های آموزشی خواهد شد و دانش آموزان را در انتخاب حرفه و موقعیت های شغلی آینده یاری خواهد داد( نقل از اعظمی، 1381).
یادگیری یکی از عوامل بسیار مهم تعیین کننده در رشد شخصیت محسوب می شود. یکی از اهداف و انگیزه های اصلی نظریه پردازان سبک های یادگیری فراهم آوردن پیوندی بین یادگیری و شخصیت میباشد. جکسون و جونز[37](1996) در زمینه ارتباط بین ویژگی شخصیتی و سبک های یادگیری به این نتیجه رسیده اند که هر یک از عناصر سبک های یادگیری حداقل با یکی از ویژگی شخصیتی در ارتباط است. فورنهام و جکسون(1999) با یافتن همبستگی بین ویژگی های شخصیتی و سبک های یادگیری، آشکارا بیان نموده اند که سبک های یادگیری زیر مجموعه شخصیت هستند.
با پذیرش این تعریف، می توان انتظار داشت که سازه شخصیت به گونه ای فراگیر، تمام فعالیت های انسان از جمله جهت گیری های یادگیری او را نیز تحت تأثیر قرار دهد. در این تحقیق تلاش بر ارائه مدلی است که رابطه میان ویژگی های شخصیتی و استفاده از سبک های متنوع یادگیری را توضیح دهد.
فرضیه های پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………………. 13
تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها …………… 17
فصل دوم: پیشینه پژوهش
مقدمه ………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 22
آمادگی اعتیاد ……………………………………………………………………………………………………………………………… 22
1-2. رویکرد اجتماعی/فرهنگی، بین فردی و فردی …………………………………………………………………… 26
2-2. الگوی ساختار علی مصرف مواد ………………………………………………………………………………………….. 27
3-2. مدل زیستی-روان شناختی-اجتماعی مصرف مواد ……………………………………………………………. 28
شیوه های فرزند پروری و آمادگی اعتیاد …………………………………………………………………………………….. 31
نظریاتی در باب شیوه های فرزند پروری ……….. 32
عنوان……………………………………………………………………………………………………………………………………….صفحه
الف-3). رویکرد یک سویه ……………………………………………………………………………………………………………. 35
ب-3). رویکر دو سویه ……………………… 42
ج-3). رویکرد منظومه ای ……………………………………………………………………………………………………………. 43
پژوهش های مربوط به ارتباط شیوه های فرزندپروری و آمادگی اعتیاد 45
نتیجه گیری …………………………………………………………………………………………………………………………………. 47
نوجویی و آمادگی اعتیاد ………………………………………………………………………………………………………………. 47
پژوهش های داخلی و خارجی: رابطه بین نوجویی و آمادگی اعتیاد 52
نتیجه گیری ……………………………… 53
مشکلات رفتاری برونی سازی و آمادگی اعتیاد ……. 54
پژوهش های داخلی و خارجی: رابطه بین مشکلات رفتاری و آمادگی اعتیاد 60
نتیجه گیری ……………………………… 61
راهبردهای مقابله و آمادگی اعتیاد ………….. 61
انواع راهبردهای مقابله …………………… 65
پژوهش های داخلی و خارجی: رابطه بین راهبردهای مقابله و آمادگی اعتیاد ……………………………………….. 68
نتیجه گیری ……………………………… 69
ارتباط بین شیوه های فرزند پروری و نوجویی ……………………………………………………………………………. 70
پژوهش های داخلی و خارجی: رابطه بین شیوه های فرزند پروری و نوجویی 73
ارتباط بین شیوه های فرزند پروری و مشکلات رفتاری. 75
پژوهش های داخلی و خارجی: رابطه بین شیوه های فرزند پروری و مشکلات رفتاری……………… 79
ارتباط بین شیوه های فرزند پروری و راهبردهای مقابله ……………………………………………………………. 83
پژوهشهای داخلی و خارجی: رابطه بین شیوههای فرزندپروری و راهبردهای مقابله …………………………………. 84
ارتباط بین راهبردهای مقابله و مشکلات رفتاری…………………………………………………………………………. 85
پژوهش های داخلی و خارجی: رابطه بین راهبردهای مقابله و مشکلات رفتاری ……………………………………….. 87
ارتباط بین نوجویی و مشکلات رفتاری ………….. 89
پژوهش های داخلی و خارجی: رابطه بین راهبردهای مقابله و مشکلات رفتاری ……………………………………….. 90
ارتباط بین شیوه های فرزندپروری، نوجویی و مشکلات رفتاری 92
پژوهشهای داخلی و خارجی: رابطه بین شیوههای فرزندپروری، نوجویی و مشکلات رفتاری…….94
عنوان ………………………………………………………………………………………………………………………………………صفحه
ارتباط بین شیوه های فرزندپروری، راهبردهای مقابله و مشکلات رفتاری 95
پژوهش های داخلی و خارجی: رابطه بین شیوه های فرزندپروری، راهبردهای مقابله و مشکلات رفتاری…………………….. 97
ارتباط بین شیوه های فرزند پروری، راهبردهای مقابله و آمادگی اعتیاد 98
خلاصه …………………………………… 99
فصل سوم: روش پژوهش
مقدمه ………………………………………………………………………………………………………………………………………….102
جامعه آماری………………………………………………………………………………………………………………………………. 102
نمونه و روش نمونه گیری ………………………………………………………………………………………………………… 102
ابزارهای اندازهگیری ……………………………………………………………………………………………………………………103
طرح پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………………………. 123
روش اجرای پژوهش …………………………………………………………………………………………………………………..125
تحلیل آماری و راهبرد الگویابی …………………………………………………………………………………………………125
این مطلب را هم بخوانید :
فصل چهارم: یافتههای پژوهش
مقدمه ………………………………………………………………………………………………………………………………………….128
1-4. یافته های توصیفی …………………………………………………………………………………………………………….128
2-4. یافته های مربوط به آزمون مدل فرضی پژوهش …………………………………………………………….. 132
2 برآورد مدل ………………………………………………………………………………………………………………………..134
1-2). برازندگی مدل فرضی پژوهش ………………………………………………………………………………135
2-2). برآورد پارامترهای مدل فرضی پژوهش …………………………………………………………….136
3-2-4. اصلاح مدل ………………………………………………………………………………………………………………138
4-2-4. آزمودن و تعیین دوباره مدل …………………………………………………………………………………..138
1-4. برازندگی مدل اصلاحی پژوهش و تفاوت بین دو مدل پیشنهادی و اصلاح…139
1-4. برآورد پارامترهای مدل اصلاحی پژوهش …………………………………………………….140
1-2-4. الگوی اندازه گیری مدل اصلاحی پژوهش …………………………………….. 140
عنوان ……………………………………………………………………………………………………………………………………..صفحه
2-2-4. الگوی ساختاری مدل اصلاحی پژوهش …………………………………………….141
یافته های مربوط به فرضیه های با یک متغیر میانجی ………………………………………………………………146
روابط میانجی با سه مسیر یا میانجی سلسله ای ……………………………………………………………………….159
یافته های مربوط به فرضیه های با دو متغیر میانجی یا سلسله ای …………………………………………..164
فصل پنجم: بحث و نتیجهگیری
مقدمه ………………………………………………………………………………………………………………………………………….175
تبیین نتایج حاصل از آزمون مدل عوامل موثر بر آمادگی اعتیاد …………………………………………….. 177
جمع بندی …………………………………………………………………………………………………………………………………..199
محدودیت های پژوهش …………………………………………………………………………………………….202 پیشنهادهای پژوهش ………………………………………………………………………………………………………………….202
الف) پیشنهادهای نظری …………………………………………………………………………………………………….. 202
ب) پیشنهادهای کاربردی …………………………………………………………………………………………………….203
منابع
منابع فارسی …………………………………………………………………………………………………………………………………206
منابع انگلیسی ……………………………………………………………………………………………………………………………..215
ضمائم ………………………………………………………………………………………………………………………………………….245
چکیده انگلیسی
مقدمه
برخی از پدیده ها و مسائل اجتماعی و انسانی دارای ماهیت حساس، ساختار نامشخص و کارکرد به ظاهر پنهان هستند. این پدیده ها و مسائل، از یک سو، تمایل به پوشیده ماندن دارند و از سوی دیگر، مانند جریان رودخانه، ظاهری آرام و درونی پرخروش، پرکشش و پرقدرت دارند و هر مانعی را از سر راه خود برمی دارند و پیش میروند. نمونه ای از این پدیده ها و مسائل، اعتیاد و مصرف مواد مخدر است (کلدی و مهدوی، 1382). دست کم 3500 سال است که انسان مواد مخدر مصرف می کند (سادوک[1] و سادوک، 2003). سابقه مصرف آن در کشور ما، دست کم به 400 سال قبل در دوره صفویه برمیگردد (تقوی، 1363) و در حال حاضر در آستانه قرن بیست و یکم، هنوز جوامع بشری با مشکل بزرگ اجتماعی و روانی سوء مصرف مواد درگیر هستند و علیرغم کوشش های زیاد و هزینه های بسیار سنگین برای مبارزه با آن، هنوز راه حل مناسب و قابل قبول برای چیره شدن به این مشکل بزرگ جهانی به دست نیامده است (مهریار و جزایری، 1377). در کشور ما، اولین کوشش ها در راستای کاهش عرضه مواد افیونی بوده و کمتر به کاهش تقاضا توجه شده است و امروزه مبارزه فرهنگی با مسئله اعتیاد و پایین آوردن سطح تقاضا در اولویت قرار گرفته است (اورنگ، 1378). فرض بر این است که جلوگیری از مبتلا شدن افراد به سوء مصرف مواد مخدر و پیشگیری از آن، آسان تر از درمان این اختلال است (بتوین[2] و بتوین، 1992). هدف از پیشگیری، به تأخیر انداختن یا جلوگیری از شروع استفاده از مواد در جامعه است (هنسن[3]، 1992). به این ترتیب، پیشگیری از ابتلای افراد جامعه به سوء مصرف مواد به معنی جلوگیری از تحمل هزینه های سنگین به اجتماع، ابتلای افراد به ایدز و بیماری های دیگر، کاهش بازدهی در محیط کار، وقوع جرم و جنایت و در معرض خطر قرار گرفتن نسل بعدی است (جزایری، رفیعی و نظری، 1382).
بیان مسأله
اعتیاد یک بیماری جسمی- روانی- اجتماعی- معنوی[4] است (گالانتر[5]، 2006) که در شکل گیری آن چندین زمینه پیش اعتیادی نقش داشته (زینالی، وحدت و عیسوی، 1387) و وابستگی و مصرف آن، آثار و پیامدهای بنیادی و نامطلوب روانی، اجتماعی، انسانی، اقتصادی، سیاسی، آموزشی و فرهنگی بر ساختار و کارکرد جامعه دارد (کلدی و مهدوی، 1382). تجربیات سالهای اخیر حاکی از آن است که اقدامات یک جانبه به عنوان مثال جلوگیری از عرضه جهت پیشگیری از مصرف مواد مخدر کارساز نبوده اند. بنابراین به منظور برنامه ریزی دقیق، واقع بینانه و اثربخش درباره پیشگیری اولیه از مصرف مواد مخدر باید عوامل خطرزا[6] و محافظت کننده[7] شناسایی شوند (پاندینا[8]، 2006).
پژوهشهای مختلف نشان میدهند که برای پذیرش و مصرف مواد مخدر، وجود زمینه های رشدی ناسالم ضروری است. در واقع معتادان کسانی هستند که مصرف مواد مخدر، به زمینه های رشدی ناسالم آنها، اضافه می شود، یعنی رشد ناسالم در زمینه های مختلف موجب گرایش آنها به مواد مخدر می شود و رشد گرایش به مواد مخدر در طی زندگی، تحت عنوان استعداد اعتیاد، مطرح است (کلدی و مهدوی، 1382). عده ای از نظریه پردازان معتقدند که گرایش به اعتیاد یعنی استعداد برای معتاد شدن به هر طریقی، یک وضعیت فیزیولوژیایی بنیادین است، چیزی که فرد با آن متولد می شود (فیلپس و نورس[9]، 1986، به نقل از تامر[10]، 2001).
نظریه های مختلف در حوزه های جامعه شناسی، روان شناسی و زیست شناسی درباره علل شروع مصرف مواد مخدر در نوجوانان ارائه شده است. در بررسی های اخیر شمار قابل ملاحظه ای از عوامل خطرزای و محافظت کننده خانوادگی، اجتماعی، فرهنگی و فردی شروع مصرف مواد مخدر شناسایی شده اند (براون، گو، سنگر، داونس و برینلس[11] 2009).
مدل روان شناختی یا منش شناختی برای سوء مصرف الکل و دیگر مواد، مطرح می کند که وابستگی شیمیایی ریشه در نابهنجاریهای شخصیت یا سرشت دارد. در این مدل، عوامل علّی سوء مصرف الکل و دیگر مواد، عبارتند از شخصیت یا آمادگی (شخصیت مستعد اعتیاد)، عدم انطباق با فشارهای روانی ، کنترل تکانه ضعیف (2006). بنابراین پژوهشگران معتقدند شخصیت از جمله عواملی است که می تواند نقش مهمی در آمادگی، تسریع و تداوم رفتارهای وابستگی یا سوء مصرف، داشته باشد (راچکین، آیسمن و هاگلوف[12]، 1999).
بررسی های اخیر درباره عوامل شخصیتی و مصرف مواد بیشتر بر روی ساختار علّی آن تأکید دارند. از جمله برجسته ترین متغیرهایی که برای مشخص کردن مصرف کنندگان مواد در طی پژوهش های مختلف و به ویژه در نظریه زیستی- روانی شخصیت[13] کلونینجر (1991) به طور کلّی شناسایی شده اند، متغیر نوجویی[14] (کلونینجر[15]، 1987، به نقل از لی بان[16] و همکاران، 2004 ) است، که یکی از ابعاد سرشتی شخصیت می باشد. در پژوهش های مختلف این ویژگی به عنوان عامل خطرساز، یعنی ویژگی یا اتفاقی که اگر در شخصی وجود داشته باشد، احتمال گرایش فرد را به مصرف مواد مخدر افزایش می دهد، در مصرف کنندگان انواع مختلف مواد مخدر بالاتر از گروه کنترل بوده است (راچکین و همکاران، 1999).
کلونینجر و همکاران (1987، به نقل از لی بان و همکاران، 2004) در چهار چوب نظریه شخصیت خود، سنخ شناسی سوء مصرف الکل را به صورت نوع 1 و نوع 2 ارائه کرده اند. آنها تلاش کردند مولفه های شخصیتی را که پیش بینی کننده سوء مصرف الکل هستند، شناسایی نمایند. بر این اساس دریافتند که مولفه نوجویی بالا ( به همراه آسیب گریزی[17] پایین) با شروع زودرس سوء مصرف الکل رابطه دارد. همچنین در بسیاری از موارد، نوجوانان با نوجویی بالا نیز، نیازشان به تحریک و هیجان را با استفاده از مواد محرکزا [18] و دیگر مواد مخدر برآورده میکنند. اما با توجه به اینکه همه افراد دارای نوجویی بالا، مواد مصرف نمی کنند، شیوه های فرزندپروری مقتدرانه، به عنوان عامل حمایت کننده یعنی عاملی که احتمال مصونیت در مقابل مصرف مواد را افزایش می دهد و تعدیل کنندۀ مصرف مواد، نگرش نسبت به مواد و تمایلات مصرف است، مطرح شده است (استیفنسن و هلم[19]، 2006). از طرف دیگر کینی[20] (1996) و کامفر و الوارادو[21] (1998، به نقل از زینالی و همکاران، 1387) ارتباط ضعیف فرزند- والدین را از عوامل اجتماعی پیش بینی کننده اعتیاد در نوجوانان گزارش کرده اند.
عامل دیگری که بر آمادگی اعتیاد تأثیرگذار است، راهبردهای مقابله[22] است. فرضیه آسیب پذیری[23] در زمینه تنیدگی[24] مطرح میکند که برخی از افراد چه به دلیل آمادگی زیست شناختی، و چه به دلیل حساسسازیهای اولیه، از جمله شیوههای فرزند پروری نامناسب (یوهارا، ساکادو، ستو و سامیا[25]، 2000)، در مقایسه با سایر افراد، با احتمال بیشتری به رویدادهای تنیدگیزای زندگی پاسخ منفی میدهند (آقایوسفی، دادستان، اژه ای و منصور، 1382).
هالپرن[26] (2004) به بررسی نقش میانجی راهبردهای مقابله در ارتباط بین محیط خانواده و شیوه فرزندپروری با مشکلات رفتاری کودکان با استفاده از تحلیل رگرسیون پرداخته و به این نتیجه دست یافت که راهبردهای مقابله به عنوان یک متغیر میانجی در ارتباط بین کشمکش خانوادگی و شیوه فرزندپروری نامناسب با مشکلات برونیسازی عمل میکند. بنابراین راهبردهای مقابله مناسب، شیوه های صحیح فرزندپروری، پاسخگو بودن و به هم پیوستگی خانواده به عنوان عوامل حمایت کننده در برابر مشکلات رفتاری می باشند.
لامبورن، مونتس، استنبرگ و دارنباخ[27] (1991، به نقل از ولفردت، همپل و مایلز[28]، 2003) گزارش کردند که نوجوانان با والدین مقتدر نسبت به نوجوانان با والدین مسامحه کار[29] یا سهل گیر[30]، دارای انطباق بهتر در رابطه با بدفتاری، مصرف مواد و بزهکاری کمتر در مدرسه بوده و در حوزه های پیشرفت دارای صلاحیت بیشتری می باشند.
تری[31] (2004) نیز در پژوهشی مطرح میکند که رفتار بزهکارانه از عوامل متعددی از جمله محیط های خانوادگی بی ثبات و شیوه های فرزندپروری نامناسب نشأت گرفته است که شخص را در طی انتقال به نوجوانی تحت تأثیر قرار می دهد. همچنین پژوهشها نیز نشان داده اند که این عوامل بر روی رفتار بزهکارانه کودکان و نوجوانان و حتی دانشجویان جدید الورود نیز تأثیر گذار است (تری، 2004؛ هیک من، بارثولومی و مک کنری[32]،2000).
شیوه فرزندپروری مستبد با بروندادهای رفتاری منفی از جمله رفتار پرخاشگرانه، عملکرد عاطفی کاهش یافته، افسردگی و سطوح پایینتر اعتماد به نفس ارتباط دارد (برنز[33]، 2002؛ پایکل، کاپلان و رید[34]، 2002؛ اسکیلز[35]، 2000، به نقل از تری، 2004 و بیرز و گوسنز[36]، 2003). شیوه فرزندپروری سهلگیر نیز با بزهکاری و پرخاشگری در سنین نوجوانی مرتبط است. نظارت ضعیف، غفلت، و بیتفاوتی که همگی جزء شیوه فرزندپروری سهلگیرانه میباشند، نقش تعیین کنندهای در ارتکاب بزه داشته و در نتیجه، این افراد با فراوانی بیشتری در رفتارهای منحرف از جمله مصرف مواد و الکل، رفتارهای غیر انطباقی، تکانشی، هیجانی و سوء رفتار یا کارهای خلاف در مدرسه درگیر می شوند (داربین، دارلینگ، استنبرگ و برون[37]، 1993؛ میلر، دی اری و دادلی[38]، 2002، به نقل از تری، 2004).
پورشهباز، شاملو، قاضی طباطبایی و جزایری (1384) در پژوهشی تحت عنوان «روابط ساختاری عوامل روان شناختی مصرف مواد مخدر در نوجوانان پسر» به این نتیجه دست یافتند که مشکلات رفتاری عمده ترین عامل تجربه مصرف قبلی مواد و به تبع آن مصرف مواد مخدر در نوجوانان پسر بوده و این عامل نه تنها مستقیماً بر تجربه مصرف مواد مخدر تأثیر دارد بلکه به طور غیر مستقیم و با افزایش نگرش مثبت به مصرف مواد مخدر، بر آن تأثیر دارد.
همان طوری که وست و ایکن[39] (1997، به نقل از پور شهباز و همکاران، 1384) مطرح میکنند برای پیشگیری از مصرف مواد مخدر صرفاً شناسایی فهرستی از عوامل خطرزا و محافظت کننده کافی نیست بلکه باید از مکانیزم و چگونگی بروز آنها نیز مطلع بود، بنابراین، شناسایی روابط متغیرهای واسطه بالقوه و ارتباط آنها با مصرف مواد مخدر، لازمه فعالیت های مؤثر پیشگیری است.
با توجه به یافته های پژوهشی که نمونه هایی از آن در این بخش ذکر گردید، این سوال مطرح می شود که متغیرهای فوق چگونه و از چه مسیرهایی بر آمادگی اعتیاد اثر می گذارند؟ روابط این متغیرها با هم و در ارتباط با آمادگی اعتیاد چگونه است؟ بنابراین، در این پژوهش روابط حاکم بر متغیرها و مکانیزمی که منجر به آمادگی اعتیاد در نوجوانان دختر و پسر می شوند با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری مورد آزمون قرار گرفتند.
شکل 1-1 مدل فرضی پژوهش حاضر را نشان می دهد. بر اساس این مدل، چنین فرض شده است که شیوه های فرزند پروری از طریق راهبردهای مقابله، نوجویی و مشکلات رفتاری بر آمادگی اعتیاد تأثیر می گذارند.
اهمیت و ضرورت پژوهش
مواد مخدر در هزارۀ سوم، همچنان به صورت یک معضل و عامل هولناک در آمده است و موج تخریب کنندۀ آن، بر کلیه زمینههای اجتماعی- اقتصادی- سیاسی- فرهنگی- روانی و تربیتی اثر گذاشته است. بررسی آمارهای موجود در ایران و دیگر کشورها، از جمله کشورهای آسیایی می تواند شمایی روشن تر از آنچه که بیان شد، نشان دهد. ارقام موجود، راجع به انسان هایی است که می توانستند مولدان بالقوه و بالفعل جامعه باشند. تخمین زده می شود که هر فرد ایرانی وابسته به مواد، حدود یک میلیون تومان در سال به جامعه زیان می رساند (رئوفی و رضوی، 1378). این هزینه که افراد وابسته به مواد، صرف مواد می کنند و تأثیرات منفی که بر اطرافیانشان می گذارند، حاکی از خسارات عظیم تر پیکرۀ نیروی انسانی جامعه است. می توان گفت که اعتیاد مخصوص یک قشر خاص نیست، در میان هر طبقه ای چه مرفه و غیرمرفه، بی سواد و باسواد، مجرد و متأهل و …، فرد وابسته به مواد وجود دارد. اما اینکه چه افرادی، با چه ویژگی هایی، بیشتر در معرض خطر هستند، بر اساس پژوهشهایی که در مورد اعتیاد انجام شده، مشخصات فردی، اجتماعی و روانی ویژه ای را برای افراد وابسته به مواد شناسایی و مطرح شده اند. مرور و مطالعه اطلاعات موجود در این زمینه حاکی از آن است که نوجوانان به عنوان قشر آسیب پذیر بیشتر در معرض خطر هستند. اعتیاد نیروی نوجوان هر جامعه، در واقع زمینه ساز تخریب و انحطاط کامل آن اجتماع می باشد. نتایج مطالعات متعددی که در برخی از کشورها در زمینه میزان ابتلای افراد به مصرف مواد انجام شده است، چشمگیر بوده و زنگ خطری است که بذل توجه به آن از ضروریات زمان محسوب می شود. برای نمونه در ترکیه 4/31 درصد افراد مورد مطالعه یک پژوهش را زیر 15 ساله ها تشکیل می دادند، از سوی دیگر در پاکستان بیشترین افراد وابسته به مواد (5/17 %) زیر 35 سال و بالاترین نسبت سنی افراد وابسته به مواد مورد بررسی بین 26 تا 30 سال بوده که سن شروع اعتیاد 34 درصد آنها 15 تا 20 سال ذکر شده است. طی یک مطالعه که در هند انجام شده است، سن قشر آسیب پذیر بین 20 الی 34 سال است. منبع دیگری مطرح می کند، در بررسیهای گستردهای که انجام شده، میزان سوء مصرف مواد یا وابستگی به مواد در طول عمر در جمعیت بالای 18 سال ایالات متحده، 7/16 درصد گزارش گردیده است. و در نهایت در بنگلادش بیشترین افراد مورد تحقیق وابسته به مواد، بین سنین 21 الی 34 سال بودند (مددی و نوغانی، 1384). اعتیاد در کشور ما نیز طی سال های اخیر روند رو به افزایش داشته و مطابق آمارها حدود 73 درصد جمعیت معتاد کشور، زیر 40 سال و میانگین سنی آنها حدود 35 سال است. وجود 5/2 میلیون معتاد رسمی و حدود 4 میلیون معتاد تفننی که نهایتاً آنان نیز ممکن است معتاد دائم شوند، لزوم توجه به این پدیده ناخوشایند را بیشتر و رهایی از این مسمومیت را مسلم تر می کند (مسکنی و جعفر زاده فخار، 1387). برخی بررسی ها پنج تا ده درصد افراد جامعه را دارای زمینۀ مستعد برای اعتیاد دانسته اند (پیران، 1376، به نقل از زینالی و همکاران، 1387).
ادمون سان، کانگر[40] و کانگر، (2007) در پژوهشی تحت عنوان مهارت های اجتماعی در دانشجویان با صفت خشم بالا، به این نتیجه دست یافتند که شیوع مصرف مواد در زنان افزایش یافته است و کاهش میانگین سن شروع مواد، از دیگر یافته های تحقیق بود.
در طول دو دهه گذشته با توجه به پیامدهای نامطلوب و بنیادی روانی، اجتماعی، انسانی، اقتصادی، سیاسی، آموزشی و فرهنگی بر روی ساختار و کارکرد جامعه، چندین عامل خطرساز (علاوه بر محافظت کننده) برای سوء مصرف مواد در بین افراد شناسایی شده است، از جمله میزان بالای تعارضهای خانوادگی، مشکلات تحصیلی، بروز همزمان اختلالات روانی نظیر اختلال سلوک و افسردگی، مصرف مواد از سوی همسالان و والدین، تکانشگری و شروع زودرس مصرف سیگار را نام برد (مسکنی و همکاران، 1387). اما از آنجایی که امکان بررسی کلیه عوامل مؤثر بر گرایش به مصرف مواد امکان پذیر نمی باشد، لذا در این پژوهش به بررسی برخی از عوامل محافظت کننده و خطرساز در زمینه آمادگی اعتیاد پرداخته تا بر اساس یافته های آن، بتوان پیشنهادات و توصیه هایی در جهت مبارزه با سوء مصرف موادمخدر و پیشگیری از این عادت مضر در نوجوانان ارائه نمود. از طرف دیگر، ماهیت پیچیده مشکلات مرتبط با اعتیاد، ضرورت به کار گیری پژوهشی چند بعدی و سازمان یافته را در این خصوص نشان می دهد. بنابراین، پژوهشهایی که بتوانند عامل موثر بر اعتیاد را در یک سطح وسیع کنترل و مطالعه کنند، بیشتر راهگشا خواهند بود.
امید است که یافته های پژوهش حاضر نه تنها موجب درک روشن تر و شناخت بیشتر اعتیاد شود، بلکه اطلاعات سودمند و اساسی در زمینه پیشگیری اولیه از اعتیاد نوجوانان ارائه دهد. زیرا که شناخت عوامل زمینه ای گرایش به انواع مواد مخدر، و مداخله جهت حذف این عوامل، مهمترین گام در این مسیر است. در ضمن با توجه به بررسی پیشینه تحقیق هیچ مطالعه ای در زمینه بررسی این روابط در ارتباط با آمادگی اعتیاد در بین نوجوانان سال سوم دبیرستان یافت نشد.
اهداف پژوهش
هدف اصلی پژوهش حاضر، ارائه و آزمون مدلی از برخی عوامل روان شناختی خطرساز و محافظت کننده مرتبط با آمادگی اعتیاد است.
اهداف جزئی:
سوالهای پژوهش
فرضیه های پژوهش
1-5-3- خستگی ………………………………………………………………………………………………. 9
1-5-4- فرسودگی ورزشی …………………………………………………………………………… 10
1-5-5- ورزش حرفهای ……………………………………………………………………………….. 11
فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه پژوهش
مقدمه …………………………………………………………………………………………………………… 12
مبانی نظری پژوهش …………………………………………………………………………………… 12
2-1- روانشناسی ورزشی …………………………………………………………………………… 12
2-2- بیشتمرینی ………………………………………………………………………………………… 13
2-2-1- سبب شناسی ……………………………………………………………………………………. 18
2-2-2- ابعاد مختلف بیشتمرینی …………………………………………………………. 18
2-2-3- تشخیص بیشتمرینی ………………………………………………………………………. 22
2-3- کمالگرایی ………………………………………………………………………………………… 23
2-3-1- سه الگوی کمالگرایی ………………………………………………………………… 26
2-3-2- کمالگرایی بهنجار و نوروتیک ……………………………………………. 27
2-3-3- کمالگرایی مثبت و منفی ……………………………………………………….. 27
2-3-4- کمالگرایی سه بعدی ………………………………………………………………… 29
2-3-5- تحلیل شناختی-رفتاری کمالگرایی ……………………………………….. 29
2-3-6- مؤلفه رفتاری کمالگرایی …………………………………………………….. 30
2-3-7- کمالگرایی و خستگی ………………………………………………………………….. 30
2-3-8- کمالگرایی و فرسودگی ورزشی ………………………………………………… 31
2-4- خستگی ورزشی ……………………………………………………………………………………. 32
2-4-1- خستگی فیزیولوژیکی در مقابل روانشناختی ……………………… 33
2-4-2- خستگی مرکزی در مقابل پیرامونی ……………………………………….. 33
2-4-3- خستگی و تشخیصهای افتراقی …………………………………………………… 34
2-4-4- خستگی و خوابآلودگی ………………………………………………………………… 35
2-4-5- خستگی و افسردگی ………………………………………………………………………. 35
2-4-6- خستگی و مسائل روانشناختی …………………………………………………… 36
2-4-7- خستگی کلی ……………………………………………………………………………………. 37
2-4-8- درمان خستگی ……………………………………………………………………………….. 37
2-4-9- پژوهشها ………………………………………………………………………………………… 39
2-5- فرسودگی ورزشی ……………………………………………………………………………….. 40
2-5-1- تعاریف فرسودگی و فرسودگی ورزشی ……………………………………… 41
2-5-2- مراحل فرسودگی …………………………………………………………………………… 42
2-5-3- درمان …………………………………………………………………………………………….. 43
2-5-4- فرسودگی و خستگی ………………………………………………………………………. 43
2-5-5- فرسودگی و ماندگی …………………………………………………………………….. 44
2-5-6- فرسودگی و کمالگرایی ……………………………………………………………… 44
2-5-7- مدلهای فرسودگی در ورزشکاران ……………………………………………. 44
پیشینه پژوهش ……………………………………………………………………………………………. 48
2-6- روانشناسی ورزش …………………………………………………………………………….. 48
2-7- بیشتمرینی ………………………………………………………………………………………… 51
2-7-1- بیش تمرینی و فرسودگی ……………………………………………………………. 53
2-7-2- بیش تمرینی و خستگی ………………………………………………………………… 53
2-7-3- بیش تمرینی و سایر متغیرها ………………………………………………… 54
2-7-3- شیوع بیشتمرینی …………………………………………………………………………. 59
2-8- کمالگرایی ………………………………………………………………………………………… 60
2-8-1- کمالگرایی و فرسودگی ورزشی ………………………………………………… 62
2-8-2- تعدیلکنندههای رابطه کمالگرایی با فرسودگی ورزشی ….. 64
2-8-3- کمالگرایی و خستگی ………………………………………………………………….. 66
2-8-4- همبستههای روانشناختی کمالگرایی کلی …………………………….. 67
2-8-5- همبستههای روانشناختی کمالگرایی سه بعدی ……………………. 68
2-8-6- کمالگرایی و سلامت جسمی …………………………………………………………. 72
2-9- خستگی ورزشی ……………………………………………………………………………………. 73
2-9-1- خستگی فیزیولوژیک …………………………………………………………………….. 73
2-9-2- رابطه خستگی با متغیرهای روانشناختی …………………………….. 74
2-10- فرسودگی ورزشی ……………………………………………………………………………… 75
این مطلب را هم بخوانید :
2-10-1- فرسودگی و بیشتمرینی ……………………………………………………………. 80
2-11- خلاصه فصل ………………………………………………………………………………………… 82
فصل سوم: روش تحقیق
مقدمه …………………………………………………………………………………………………………… 85
3-1- طرح کلی پژوهش ……………………………………………………………………………….. 85
3-2- جامعه آماری و نمونه مورد مطالعه ……………………………………….. 85
3-2-1- جامعه …………………………………………………………………………………………….. 85
3-2-2- نمونه …………………………………………………………………………………………….. 85
3-3- ابزار پژوهش ……………………………………………………………………………………. 86
3-4- محیط و روش اجرا …………………………………………………………………………… 89
3-5- روشهای تجزیه و تحلیل آماری دادهها …………………………………… 90
3-6- متغیرهای پژوهش …………………………………………………………………………….. 90
3-7- ملاکهای ورود به پژوهش ……………………………………………………………….. 90
3-8- ملاک خروج از پژوهش ………………………………………………………………………. 91
فصل چهارم: یافتههای تحقیق
مقدمه …………………………………………………………………………………………………………… 93
4-1- تحلیل توصیفی دادههای پژوهش ………………………………………………….. 93
4-2- آزمون فرضیات تحقیق ………………………………………………………………….. 97
4-2-1- آزمون فرضیات اصلی تحقیق …………………………………………………….. 97
4-3- آزمون سوالات پژوهش………………………………………………………………………. 100
فصل پنجم: بحث و نتیجهگیری
مقدمه …………………………………………………………………………………………………………. 106
5-1- تبیین یافتههای پژوهش ……………………………………………………………… 106
5-2- محدودیتهای پژوهش…………………………………………………………………………. 116
5-3- پیشنهادهای پژوهش…………………………………………………………………………. 116
5-3-1- پیشنهادهای نظری …………………………………………………………………….. 116
5-3-2- پیشنهادهای عملی …………………………………………………………………….. 117
منابع فارسی………………………………………………………………………………………………. 118
منابع انگلیسی ……………………………………………………………………………………….. 119
چکیده انگلیسی ……………………………………………………………………………………….. 129
فهرست شکل ها جداول
عنوان صفحه
جدول 2-1- بیش تمرینی …………………………………………………………………………… 16
جدول 4-1- جنسیت………………………………………………………………………………………… 93
جدول 4-2- سن آزمودنیهای پژوهش به تفکیک جنسیت ……………………… 94
جدول 4-3- تحصیلات آزمودنیهای پژوهش به تفکیک جنسیت …………….. 94
جدول 4-4- سابقه فعالیت ورزشی آزمودنیهای پژوهش به تفکیک جنسیت 94
جدول 4-5- فراوانی رشتههای ورزشی به تفکیک جنسیت …………………. 95
جدول4-6- مقام ورزشی ورزشکاران شرکت کننده در پژوهش ………….. 96
4- 7- مقام ورزشی آزمودنیهای پژوهش به تفکیک جنسیت …………….. 96
4-8- شاخصهای آماری نمرات آزمودنیها در متغیرهای پژوهش ……. 97
جدول 4-9- محاسبه همبستگی پیرسون بین کمال گرایی مثبت و خستگی ورزشی 97
جدول 4-10- محاسبه همبستگی پیرسون بین کمال گرایی منفی و خستگی ورزشی 98
جدول 4-11- محاسبه ضریب همبستگی پیرسون بین کمالگرایی مثبت و فرسودگی ورزشی ………………………………………………………………………………………………………………………… 98
جدول 4-12- محاسبه همبستگی پیرسون بین کمالگرایی منفی و فرسودگی ورزشی 99
جدول 4-13- محاسبه همبستگی پیرسون بین بیشتمرینی ادراک شده و خستگی ورزشی ………………………………………………………………………………………………………………………… 99
جدول 4-14- محاسبه همبستگی پیرسون بین بیش تمرینی ادراک شده و فرسودگی ورزشی …………………………………………………………………………………………………………. 100
شکل 4-1- مدل آزمون شده کمال گرایی مثبت…………………………………… 101
جدول 4-15- شاخصهای برازش مدل کمالگرایی مثبت ………………………. 102
شکل 4-2- مدل آزمون شده کمالگرایی منفی……………………………………… 102
جدول 4-16- شاخصهای برازش مدل کمالگرایی منفی ………………………. 102
جدول 4-17- اثرات مستقیم، غیرمستقیم، کل و میزان واریانس تبیین شده متغیرها (مدل کمالگرایی مثبت) ………………………………………………………………………… 103
جدول 4-18- اثرات مستقیم، غیرمستقیم، کل و میزان واریانس تبیین شده متغیرها (مدل کمالگرایی منفی) ………………………………………………………………………… 103
چکیده
هدف: هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی نقش تعدیلکننده بیشتمرینی در رابطه کمالگرایی با خستگی و فرسودگی ورزشی، در ورزشکاران حرفهای است. در راستای تحقق این هدف، رابطه بین کمالگرایی مثبت و خستگی ورزشی؛ رابطه بین کمالگرایی منفی و خستگی ورزشی؛ رابطه بین کمالگرایی مثبت و فرسودگی ورزشی؛ رابطه بین کمالگرایی منفی و فرسودگی ورزشی؛ رابطه بین بیشتمرینی ادراکشده و خستگی ورزشی؛ و رابطه بین بیشتمرینی ادارکشده و فرسودگی ورزشی؛ در ورزشکاران حرفهای مورد مطالعه قرار گرفت. همچنین نقش تعدیلکننده بیشتمرینی در رابطه کمالگرایی با خستگی و فرسودگی ورزشی، در ورزشکاران حرفهای بررسی شد. روش: جامعه پژوهشی، ورزشکاران حرفهای کشور، و نمونه پژوهشی شامل 200 نفر از ورزشکاران حرفهای (83 زن، 116 مرد و یک نفر بدون پاسخ) در رشتههای مختلف ورزشی، با میانگین سنی 33/21 بود که از پاییز سال 1388 تا بهار سال 1389 مشغول فعالیت بودند. ابزار پژوهش عبارت از مقیاس کمالگرایی رقابتی، پرسشنامه فرسودگی ورزشکار، مقیاس خستگی ورزشی و پرسشنامه بیشتمرینی بود که ضمن تشریح اهداف پژوهش، از آنها خواسته شد پرسشنامه را تکمیل کنند. برای تحلیل داده های پژوهش از شاخصها و روشهای آماری شامل جدول فراوانی، ترسیم نمودار، نما، میانگین، انحراف معیار، واریانس، ضریب همبستگی پیرسون، و الگوی تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که بین کمالگرایی مثبت و خستگی ورزشی؛ و همچنین بین کمالگرایی مثبت و فرسودگی ورزشی در ورزشکاران حرفهای رابطه منفی معنادار وجود دارد. بین کمالگرایی منفی و خستگی ورزشی؛ و همچنین بین کمالگرایی منفی و فرسودگی ورزشی در ورزشکاران حرفهای رابطه مثبت معنادار وجود دارد. رابطه مثبت معناداری نیز بین بیشتمرینی ادراکشده و خستگی ورزشی، و بین بیش تمرینی ادراکشده و فرسودگی ورزشی در ورزشکاران حرفهای وجود دارد. همچنین نقش تعدیلکننده بیشتمرینی در رابطه کمالگرایی با خستگی و فرسودگی ورزشی، در ورزشکاران حرفهای تأیید شد.
واژههای کلیدی: کمالگرایی، خستگی ورزشی، فرسودگی ورزشی، بیشتمرینی، روانشناسی ورزشی
فصل اول:
کلیات پژوهش
1-1- بیان مسئله
یکی از پدیدههای مهم در روانشناسی امروز در حیطه مراقبتهای اولیه خستگی[1] است که بر انجام کار، زندگی خانوادگی و روابط اجتماعی اثرات منفی میگذارد (روزنتال[2]، مجرونی[3]، پرتوریوس[4] و ملیک[5]، 2008). خستگی به عنوان کمبود ذهنی[6] انرژی جسمی و/یا روانی که توسط فرد یا مراقب، به عنوان پدیدهای که با فعالیتهای معمول و مورد نظر تداخل میکند، توصیف شدهاست (بال[7]، دوییتس[8]، هوپرتز[9]، ولین[10] و وری[11]، 2009؛ به نقل از بشارت، پورحسین، رستمی و بزازیان، 2009). خستگی در روانشناسی ورزشی[12] پدیدهای مطرح است. صنعتیشدن جوامع و به تبع آن کاهش تحرک و فعالیت بدنی در افراد، ضرورت پرداختن به ورزش را بیش از پیش نمایان ساختهاست و توجه گستردهای را نسبت به ورزش، به ویژه نقش مسائل روانشناختی در ورزش معطوف کردهاست. روانشناسی ورزش را علم کاربرد اصول روانشناختی در زمینههای ورزشی دانستهاند؛ اصولی که غالباً به ارتقای عملکرد ورزشکاران در زمینههای روانی-اجتماعی اختصاص دارند. این علم به بررسی رابطه متقابل رفتار فردی و فعالیت بدنی افراد میپردازد و در صدد پاسخگویی به این سؤال اساسی است که عوامل روانی چه تأثیری بر رفتار ورزشی دارند، و در مقابل، تجربههای ورزشی چگونه بر متغیرهای روانی فرد اثر میگذارند (ناصری تفتی، پاکدامن و عسگری، 1387).
خستگی یکی از علایم فرسودگی[13] نیز هست و از همین جا بین خستگی و فرسودگی پیوندی مستحکم برقرار میشود. فرسودگی حالتی از خستگی جسمی، روانی و هیجانی است، و تأثیر منفی روی سرزندگی، هدفمندی، خودانگاره، و نگرش نسبت به زندگی دارد (شافلی[14]، ماسلاچ[15] و ماراک[16]، 1993).
فرسودگی در ورزش که از آن تحت عنوان فرسودگی ورزشی یاد میکنند، نیز پدیده بسیار مهمی است. ریدیک[17] (1997) تعریف مبتنی بر نشانه ماسلاچ از فرسودگی ورزشی را پذیرفت و پیشنهاد کرد که فرسودگی ورزشی باید به عنوان سندرمی چندبعدی در نظر گرفتهشود که با ویژگیهای (الف) خستگی جسمی و هیجانی، (ب) افت توان ورزشی، و (ج) کاهش احساس کفایت، مشخص میشود (هاج[18]، لاندسدیل[19] و ایونجی[20]، 2008). فرسودگی ورزشی با بسیاری از متغیرهای روانشناختی مانند بیشتمرینی[21]؛ سازگاری با مشکلات؛ روابط بین فردی؛ هویت ورزشکار؛ لذت کمتر؛ کمبود کنترل ادراک شده؛ اضطراب خصیصهای بالا؛ خوشبینی مثبت؛ تمرین ورزشی سنگین (گولد[22] و آویتلی[23]، 2009)؛ ترس از شکست؛ ناکامی؛ انتظارات بالا؛ فشار در عملکرد؛ استرس (نگرانیهای عملکردی، تعارضات بینفردی و فشار زمانی)؛ بیعلاقگی؛ ادراک همدلی مربیان و استفاده از تحسین (لایی[24] و اسویگینز[25]، 2003)؛ و فراتمرینی[26] (گولد و آویتلی، 2009) رابطه دارد.
پژوهش حاضر تلاشی در جهت بررسی بیشتر متغیرهایی که به خستگی و فرسودگی ورزشی منجر میشوند، و نیز تولید یافتههای جدید در زمینه آسیبشناسی روانی ورزش است. یکی از متغیرهای مهم روانشناختی که ممکن است بر خستگی و فرسودگی ورزشی تأثیر داشته باشد، کمالگرایی[27] است. کمالگرایی عبارت است از: ویژگیای شخصیتی که با تلاش برای بی عیب بودن و وضع معیارهای بینهایت عالی برای عملکرد که بوسیله گرایش به سوی ارزیابیهای کاملاً انتقادی از رفتار فرد همراه است، مشخص میشود. کمالگرایی دو بعد دارد. اولین بعد آن به عنوان کمالگرایی سازگارانه[28]، سالم[29]، بهنجار[30] و مثبت[31]، توصیف شده است. دومین بعد آن به عنوان کمالگرایی ناسازگارانه[32]، ناسالم[33]، روانرنجورانه[34] و منفی[35] توصیف شده است. کمالگرایی مثبت وقتی وجود دارد که فرد از تلاش برای عالیبودن خشنود است و محدودیتهای فردی خود را درک و قبول میکند؛ و کمالگرایی منفی وقتی وجود دارد که فرد انتظارات غیر واقعبینانهای دارد و هرگز از عملکرد خود راضی نمیشود (فلت[36] و هویت[37]، 2002).
کمالگرایی در حوزه روانشناسی ورزش اهمیت ویژهای دارد و بسیاری از روانشناسان کمالگرایی مثبت را شاخصه ورزشکاران برجسته دانستهاند (بشارت، 1383الف). چنانچه در یافتههای پژوهشی مشاهده میشود (هاج و همکاران، 2008)، همانطور که ذکر شد، کمالگرایی با آسیبهای ورزشی از جمله خستگی و فرسودگی ورزشی رابطه دارد. یکی از مسائل این پژوهش، بررسی رابطه کمالگرایی مثبت و منفی با خستگی و فرسودگی ورزشی در نمونهای از ورزشکاران حرفهای است. متغیر دیگری که رابطه آن با خستگی و فرسودگی ورزشی بررسی خواهدشد، بیشتمرینی است. بیشتمرینی عبارت است از: تراکم فشار تمرینی و/یا غیرتمرینی که منجر به افت طولانی مدت ظرفیت عملکردی همراه با یا بدون علامتها و نشانههای روانشناختی و فیزیولوژیکی ناسازگاری که در آن بازگشت ظرفیت عملکرد ممکن است هفتهها یا ماهها به طول انجامد (کریدر[38]، فری[39] و اتول[40]، 1998). سندرم بیشتمرینی در بین ورزشکاران متعدد، مانند بازیکنان بسکتبال، بوکسورها، اسکیتبازان سرعتی و شناگران مشاهده شدهاست. نشانههای مهم آن بیعلاقگی عمومی، خواب مختل شده[41]، بیاشتهایی[42]، تحریکپذیری[43] و افزایش آسیبپذیری نسبت به جراحت ها هستند (برنالدودیکوایروس[44] و جیلابرادور[45] ، 2008؛ به نقل از بشارت و حسینی، 1388).
بیشتمرینی ارتباط واضحی با خستگی و فرسودگی ورزشی دارد. خستگی پیرامونی[46]یا خستگی مرکزی[47]، ممکن است در نتیجه بیشتمرینی به وجود آیند (لمن[48]، فوستر[49] و کهاول[50]، 1993).
یکی از عوامل شخصیتی که در بهوجودآمدن بیشتمرینی مؤثر است، کمالگرایی است (لمن[51] و همکاران، 1997). بررسی این رابطه در این پژوهش از اهمیت ویژهای برخوردار است، زیرا این فرصت را فراهم میسازد تا علاوه بر رابطه این دو متغیر با هم، به طور همزمان رابطه آنها را با خستگی و فرسودگی ورزشی مطالعه کنیم. بررسی این چهار متغیر به طور همزمان، میتواند نقشهای مستقل و تعاملی کمالگرایی و بیشتمرینی بر خستگی و فرسودگی ورزشی را که در پژوهش حاضر جنبه اکتشافی دارد، مشخص کند. با توجه به همه مطالب مذکور، مسأله مورد پژوهش این است که آیا بین کمالگرایی با خستگی و فرسودگی ورزشی، در ورزشکاران حرفهای رابطه وجود دارد؟ نقش تعدیلکننده بیشتمرینی در رابطه کمالگرایی با خستگی و فرسودگی ورزشی چگونه است؟
1-2- اهمیت و ضرورت پژوهش
1-2-1- اهمیت و ضرورت نظری پژوهش
ورزش در جامعه امروز ما از لحاظ حرفهای، تجاری، سیاسی، و فرهنگی در سطوح ملی و بینالمللی از اهمیت فوقالعادهای برخوردار است. به تناسب، آسیبهای ورزشی هم از اهمیت پژوهشی زیادی برخورداند. در اهمیت بررسی علمی خستگی همین بس که در یک سوم از موارد، هیچ علتی برای آن شناسایی نشدهاست و لذا نیازمند تحقیقات وسیعی در این زمینه هستیم (روزنتال و همکاران، 2008). در مورد فرسودگی نیز برخی از پژوهشها که انجام شدهاست، در کشورهای مختلف به نتایج متفاوتی نائل آمدهاند و این ضرورت پژوهش در این زمینه را آشکار میکند (کوستلیوس[52]، 2001). با وجود اهمیت بیشتمرینی، متغیرهایی که فرایندهای زیربنایی که آن را توضیح میدهند، بهخوبی شناخته نشدهاند و هنوز سازهای به خوبی شناختهشده نیست، و در نتیجه نیاز به بررسی بیشتری دارد. در مورد کمالگرایی نیز با مروری بر ادبیات تحقیق ملاحظه میشود که پژوهشهای بسیار کمی در مورد کمالگرایی در حوزه روانشناسی ورزشی انجام شدهاست. محدودیتهای یافتههای موجود نیز، ضرورت انجام پژوهشهای مربوط به کمالگرایی در ورزش را بیشتر نمایان میسازد (بشارت، 1383الف). در ضمن موضوع این پژوهش، مسئلهای کاملاً جدید است که تاکنون عین این موضوع مورد مطالعه قرار نگرفتهاست و تنها برخی پژوهشگران خارجی تحقیقاتی مرتبط با متغیرهای این تحقیق انجام دادهاند، و در داخل کشور این متغیرها از مبانی علمی و نظری و پژوهشهای بسیار اندکی برخوردار هستند. بنابراین انجام تحقیق حاضر به شناخت بیشتر متغیرهای مذکور کمک میکند.
1-2-2- اهمیت و ضرورت کاربردی پژوهش
آثار منفی روانی و فیزیولوژیکی تمرینهای بسیار شدید، موضوع مهمی است که از دیرباز مورد توجه بودهاست. انجام پژوهشهایی که بتوانند به آسیبشناسی خستگی ورزشی و فرسودگی ورزشی کمک کنند، به ما در آموزش، پیشگیری و برنامه های مداخلهای جهت جلوگیری از این آسیبها یاری میرسانند. همچنین با توجه به هزینه گزافی که صرف یک ورزشکار حرفهای میشود، تحقیقاتی که در زمینهآسیبشناسی ورزشی، ارزیابی آن و شیوههای جلوگیری از آن انجام گیرد، دارای اهمیت هستند (روزنتال و همکاران، 2008). از دیگر آسیبهای جدی که تأثیر منفی زیادی روی عملکرد ورزشی میگذارند، خستگی و فرسودگی ورزشی هستند. با توجه به سطح بالای تخریبگری خستگی و همچنین بهبود هزینهبر آن، شناختن متغیرهای مرتبط با آن جهت شناخت بیشتر و مداخلهها و برنامههای پیشگیرانه ضرورت قطعی دارد. ضمن اینکه تخمین زده شده است که 3 درصد ورزشکاران فرسودگی را تجربه میکنند (گولد و آویتلی، 2009). از طرفی کمالگرایی به عنوان یکی از سازههای مهم شخصیتی که ارزش و اهمیت نظری و عملی آن در سایر حوزهها نیز مشخص شدهاست، میتواند در حوزه روانشناسی ورزشی بررسی شود و ارزش مضاعفی به پژوهش حاضر بخشد، زیرا به صورت مستقیم عملکرد و موفقیت ورزشی فرد را تحت تأثیر قرار میدهد.
1-3- اهداف پژوهش
هدف اصلی این پژوهش بررسی نقش تعدیلکننده بیشتمرینی در رابطه کمالگرایی با خستگی و فرسودگی ورزشی، در ورزشکاران حرفهای است.
همچنین اهداف فرعی این پژوهش عبارتند از: