مقدمه.. 1
1-1- طرح مسئله.. 2
1-2- هدف تحقیق.. 6
1-3- فرضیه ها.. 7
1-4- روش تحقیق.. 7
فصل دوم: ادبیات موضوع تقاضای پول (مبانی نظری و پیشینه تحقیق)
2-1- مبانی نظری تقاضای پول.. 9
2-1-1- نظریه مقداری پول.. 9
2-1-1-1- رویکرد معاملاتی به تئوری مقداری (فیشر).. 11
2-1-1-2- رویکرد مانده نقدی به تئوری مقداری: مکتب کمبریج (مارشال، پیگو، کینز).. 12
2-1-1-3- رویکرد اقتصاد اعتباری (ویکسل).. 13
2-1-2- نظریه کینز بر تقاضای پول.. 14
2-1-3-تئوریهای تقاضای پول پس از کینز.. 17
2-1-3-1- تحلیل بامول بر تقاضای معاملاتی پول.. 18
2-1-3-2- نقدی بر نظریه بامول.. 20
2-1-3-3- تحلیل توبین بر تقاضای سفتهبازی.. 22
2-1-3-4- نقدی بر نظریه کینز و توبین.. 26
2-1-3-5- نظریاتی بر تقاضای احتیاطی.. 29
2 -1-4- فریدمن.. 33
2-1-5- رویکرد اقتصاد خرد به تقاضای پول کینز.. 35
2-1-5-1- مدل همپوشانی نسلی.. 36
2-1-5- 2- مدلهای مبتنی بر پیش پرداخت نقدی یا محدودیت کلاور 39
2-1-5-3- مدل زمان- خرید.. 41
2-1-6- خلاصه و جمع بندی.. 45
2-2- تحقیقات پیشین تقاضای پول.. 46
2-2-1- تحقیقات داخلی.. 46
2-2-2- تحقیقات خارجی.. 49
2-2-3- جمع بندی.. 50
فصل سوم: تصریح مدل نظری و برآورد الگوی تجربی تقاضای پول
3-1- تصریح مدل نظری.. 51
3-1-1- شرحی بر متغیرها.. 52
3-1-2- معرفی الگوی ریاضی و فرم تابع تقاضای پول ایران.. 55
3-2- تابع تجری تقاضای پول.. 59
3-2-1- نگاهی به ادبیات سری زمانی.. 59
3-2-2- آزمون پایایی و تعیین مرتبه جمعی متغیرها.. 60
3-2-3- برآورد الگوهای تقاضای پول.. 61
3-2-3-1- برآوردهای مربوط به الگوی تقاضای نقدینگی (M2).. 62
3-2-3-3- برآوردهای مربوط به الگوی تقاضای پول (M1).. 68
3-2-4- آزمون ثبات الگوهای پولی.. 74
فصل چهارم: ادبیات موضوع بهینه پول (مبانی نظری و پیشینه تحقیق)
4-1- مبانی نظری.. 79
4-1-1- مقدمه ای بر سیاستهای پولی.. 79
4-1-2- نقش لنگر اسمی.. 81
4-1-3- رژیمهای مختلف سیاست پولی.. 82
4-1-3-1- روش هدفگذاری نرخ ارز.. 82
4-1-3-2- روش هدفگذاری پولی.. 84
4-1-3-3- روش هدفگذاری تورمی.. 85
4-1-3-4- سیاست پولی همراه با یک لنگر اسمی ضمنی.. 87
4-1-4- قاعده بهینه پولی.. 88
4-2- تحقیقات پیشین بهینه پول.. 91
4-2-1- تحقیقات داخلی.. 91
4-2-2- تحقیقات خارجی.. 92
این مطلب را هم بخوانید :
پایان نامه جو سکوت سازمانی:تعریف رضایت شغلی
فصل پنجم: بررسی الگوی قاعده بهینه سیاست پولی در ایران
5-1- مقدمه.. 95
5-2- بررسی تراز تجاری در ایران.. 96
5-3- طراحی قاعده بهینه پولی.. 103
5-3-1- انتخاب تابع زیان بانک مرکزی.. 105
5-3-2- تصریح قیود مدل و تعریف متغیرها.. 106
5-4- بررسی پایایی متغیرها قیود بهینهسازی بانک مرکزی.. 112
5-5- نتایج برآورد قیود بهینهسازی بانک مرکزی.. 113
5-6- نمایش مسئله بهینهسازی در فضای حالت.. 116
5-7- حل مسئله بهینهسازی.. 118
5-8- مقایسه واقعیت و بهینه.. 124
فصل ششم: نتیجه گیری و پیشنهادات
6-1- جمع بندی.. 130
6-2- توصیه های سیاستی.. 136
فهرست جداول
جدول 3-1- نتایج آزمون پایایی متغیرها با استفاده از آزمون دیکی فولر تعمیم یافته.. 61
جدول 3-2- نتایج برآورد الگوی کوتاه مدت ARDL(1,0,0,0) تقاضای نقدینگی با درنظرگرفتن نرخ ارز موزون.. 63
جدول 3-3- نتایج برآورد ضرائب بلندمدت الگوی تقاضای پول به روش ARDL بر اساس معیار شوارتز بیزین با درنظرگرفتن نرخ ارز موزون.. 64
جدول 3-4- نتایج برآورد الگوی کوتاه مدت ARDL(1,0,0,0) تقاضای نقدینگی بدون نرخ ارز موزون.. 65
جدول 3-5- نتایج برآورد ضرائب بلندمدت الگوی تقاضای پول به روش ARDL بر اساس معیار شوارتز بیزین بدون نرخ ارز موزون.. 67
جدول 3-6- نتایج برآورد الگوی تصحیح خطای تقاضای نقدینگی بدون نرخ ارز موزون 68
جدول 3-7- نتایج برآورد الگوی کوتاه مدت ARDL(1,0,0,0) تقاضای پول با درنظرگرفتن نرخ ارز موزون.. 69
جدول 3-8- نتایج برآورد ضرائب بلندمدت الگوی تقاضای پول به روش ARDL بر اساس معیار شوارتز بیزین با درنظرگرفتن نرخ ارز موزون.. 70
جدول 3-9- نتایج برآورد الگوی کوتاه مدت ARDL(1,0,0,0) تقاضای پول بدون نرخ ارز موزون.. 71
جدول 3-10- نتایج برآورد ضرائب بلندمدت الگوی تقاضای پول به روش ARDL بر اساس معیار شوارتز بیزین بدون نرخ ارز موزون.. 72
جدول 3-11- نتایج برآورد الگوی تصحیح خطای تقاضای پول بدون نرخ ارز موزون 73
جدول 5-1- نتایج آزمون پایایی متغیرها با استفاده از آزمون دیکی فولر تعمیم یافته.. 113
جدول 5-3- آزمونهای مربوط به رابطه منحنی فیلیپس.. 114
جدول 5-4- آزمونهای مربوط به رابطه تقاضای کل.. 115
جدول 5-5- آزمونهای مربوط به رابطه تراز حساب جاری.. 116
جدول 5-6- ضرائب قاعده پولی با تغییر وزن هریک از متغیرهای تابع زیان به طور جداگانه.. 121
جدول 5-7- مقادیر بهینه نقدینگی در مقایسه با مقادیر واقعی تحت وزن های مختلف 125
فهرست نمودارها
نمودار 3-1- مجموع تجمعی باقیمانده های تکراری (آزمون CUSUM).. 75
نمودار 3-2- مجموع تجمعی مربعات باقیمانده های تکراری (آزمون CUSUMSQ) 75
نمودار 3-3- مجموع تجمعی باقیمانده های تکراری (آزمون CUSUM).. 76
نمودار 3-4- مجموع تجمعی مربعات باقیمانده های تکراری (آزمون CUSUMSQ) 77
نمودار 5-1- روند تراز تجاری ایران در سالهای 87-1352. 98
نمودار 5-2- مقایسه روند نرخ ارز رسمی و غیررسمی طی سالهای 87-1357 99
نمودار 5-3- روند درآمدهای نفتی دولت طی سالهای 87-1355. 101
نمودار 5-4- روند نسبت هزینههای دولت به تولید ناخالص داخلی طی سالهای 87-1357 102
نمودار 5-5- روند تقاضای نقدینگی، نقدینگی واقعی، نقدینگی بهینه 125
مقدمه
تقاضا برای پول بعد قابل توجه اقتصاد پولی است و پول متغیر مهم و حیاتی جهت تعیین و اثرگذاری سطح فعالیت اقتصادی کل در هر کشور است. به خصوص فهم و توصیف درست از تابع تقاضای پول برای سیاستهای پولی گذشته و برای تدوین سیاستهای معاصر و آینده بسیار ضروری است. دانستن عوامل تعیینکننده تقاضای پول با اجزاء متفاوت در اقتصاد در تدوین سیاست پولی صحیح مفید خواهد بود.”[1]
لذا باوجود اینکه تئوریهای اقتصادی از دهه 1980 به بعد تأکید بر نقش تجمیع پولی در تعریف پول که یکی از متغیرهای مهم در اثرگذاری کارائی سیاستهای پولی است داشتند، تحقیقات قابل ملاحظهای در رابطه با تقاضای پول به عنوان عامل مهم اثرگذار در نتیجهبخشی سیاستهای پولی ادامه دارد.
شناخت خصوصیات تابع تقاضای پول از دو جنبه برای ایران دارای اهمیت است. اول: حجم پول یک متغیر عمده اقتصاد کلان و نیز یکی از ابزارهای اصلی سیاستهای کنترل تقاضای کل میباشد. استفاده از سیاستهای پولی از طریق کنترل حجم پول یکی از ابزارهای مهم کنترل تورم است. مخصوصاً تابع تقاضای پول (اگر از درجه ثبات بالایی نیز برخوردار باشد)، میتواند کمک زیادی در تدوین و اجرای سیاستهای پولی برای کنترل نرخ تورم و کنترل تولید ناخالص اسمی باشد. دوم: به واسطه محدودیتهای بازار سرمایه در ایران، پول، مهمترین دارایی مالی محسوب میشود و نقش بسیار مهمی در بازار سرمایه دارد. بنابراین اطلاعات راجع به تقاضای پول و نرخ جانشینی آن با دیگر داراییها برای کنترل جریانهای مالی و تعدیل نقدینگی در بازار سرمایه لازم است.
از طرفی در دهههای اخیر با گسترش و برجسته شدن نقش سیاستهای پولی در ایجاد ثبات و یا بیثباتی در قیمتها و تولید؛ و نیز با توجه به مطالعات تجربی و نظری در خصوص ارتباط میان تورم و رشد اقتصادی، تلاش جهت معرفی قاعده بهینه پولی برای هدایت سیاست پولی رونق گرفته است.
به همینجهت مطالعات نظری و تجربی وسیعی در اکثر کشورها در این موارد انجام شده است.
1-1- طرح مسئله
امروزه یکی از نیازهای اقتصاد کشورها که ایران نیز مشمول آن است، میزان مطلوب نقدینگیای است که باید به کل اقتصاد در طول یکسال تزریق شود. چراکه کنترل و توزیع بهینه حجم نقدینگی در اقتصاد هدف نهایی کشورها برای رسیدن به اهداف کلان اقتصادی مثل ایجاد رشد در تولیدات، توزیع عادلانه درآمد، کنترل تورم، ایجاد موازنه در پرداختهای خارجی و ایجاد اشتغال است. در واقع کنترل نقدینگی به عنوان وسیلهای برای رسیدن به اهداف نهایی اقتصاد است.
در بیانی دیگر میتوان عنوان کرد پول فینفسه نیازی از انسان را برآورده نمیکند، بلکه ابزاری است برای تأمین مایحتاج. امکانات سیاستگزاران پولی در عرضه پول تقریباً نامحدود است، اگر عرضه پول بیشتر بدون توجه به ظرفیتها و امکانات اولیه کشور افزایش یابد و یا بصورت غیربهینه و نظارتنشده توزیع شود، تنها قیمتها را متورم خواهد کرد. آنچه ادبیات اقتصادی برای پایداری رشد در اقتصاد مبتنی بر بازار مانند آنچه در ایران وجود دارد، توصیه میکند ثبات قیمتهاست که برای ثبات قیمتها، یکی از عوامل مهم کنترل حجم و توزیع بهینه نقدینگی در بخشهای مختلف اقتصادی است. لذا تعیین میزان مطلوب نقدینگی در کلان اقتصاد مسئلهای حیاتی برای هر اقتصادی محسوب میشود.
از ابتدا مکاتب فکری در اقتصاد بخش قابل توجهی از تلاش خود را صرف شناخت و تصریح مناسب تابع تقاضای پول کردهاند. فعالیتهای نظری در این زمینه به مطالعات اروینگ فیشر باز میگردد. وی در تئوری مقداری بیان میکند که مردم پول را برای مقاصد معاملاتی تقاضا میکنند و تأکید میکند که نقش محوری پول در اقتصاد، وسیله مبادله در دادوستد کالاها و خدمات میباشد. همچنین این دیدگاه بر عوامل تعیینکننده سرعت گردش پول تأکید میکند.
در دهه 1930 میلادی کینز تقاضای پول را فراتر از نقش وسیله مبادله مطرح کرد. وی بیان می کند که مردم قسمتی از درآمد پولی خود را برای مقاصد سفتهبازی و سوداگری نزد خود نگهداری میکنند. اگرچه اقتصاددانان پیش از کینز نگهداری دارایی را به عنوان شق دومی در مقابل پول میدانستند، ولی در کارهای خود اهمیت چندانی به آن نمیدادند.
تقاضای معاملاتی پول از به کارگیری پول به صورت تسهیل کننده معاملات نشأت میگیرد و با سطح درآمد ارتباط دارد. در حالی که تقاضای سفتهبازی پول از به کارگیری پول به عنوان دارایی سرچشمه میگیرد و توسط نرخ بهره تعیین میشود. کینز عقیده دارد که تقاضای سفتهبازی بستگی به انتظارات در مورد تغییرات آتی نرخ بهره دارد. در چنین شرایطی فرد ترجیح می دهد تا قسمتی از درآمد پولی خود را به صورت داراییهای مالی نگهداری کند تا بازده به آن تعلق بگیرد.
در تابع تقاضای کینز، تعیینکنندههای اصلی، سطح درآمد (به عنوان متغیر مقیاس و جانشینی برای حجم معاملات) و نرخ بهره (به عنوان جانشین برای هزینه فرصت نگهداری پول) میباشند. چنین تابعی در مطالعات تجربی قبل از جنگ جهانی دوم به طور گستردهای به کار گرفته میشد. در دورههای بعد محققان به بررسی مباحثی در مورد ماهیت تابع تقاضای پول پرداختند.
اقتصاددانان بعد از کینز نیز مدلهای دیگری را تهیه کردند. تئوریهای تقاضای پول که بعد از کینز مطرح شدهاند را میتوان به دو دسته تقسیم کرد؛ تئوریهای معاملاتی[2] و تئوریهای پورتفوی[3]. تئوریهای معاملاتی بر نقش پول به عنوان وسیله مبادله تأکید میکنند و پول لزوماً به عنوان ذخیرهای برای مقاصد معاملاتی تلقی میشود. هزینه معاملاتی تبدیل میان پول و دیگر داراییها، در تعیین مقدار این ذخیره نقش تعیین کننده دارد. تئوریهای دارایی، تقاضا برای پول را قسمتی از مساله تخصیص ثروت در میان پورتفوی داراییها که پول را هم شامل میشود، میدانند. پول و دیگر داراییها به عنوان شقهای مختلفی از نگهداری ثروت محسوب می شوند که هرکدام جریانی از خدمات و یا درآمد (صریح یا ضمنی) را فراهم میکنند.
نکته جالب توجه این است که گرچه تئوریهای متفاوت تقاضای پول را از زوایای مختلف تحلیل میکنند، ولی نتیجه آنها یکسان است. در همه موارد حجم ماندههای حقیقی پول رابطهای معکوس با نرخ بازدهی سایر داراییها و رابطه مستقیم با درآمد حقیقی دارد.
در دهه هفتاد میلادی، پیشرفتهای تکنولوژیکی در بازارهای مالی، طیف وسیعی از داراییهای جدید را خلق کرد. پیدایش این داراییها که جانشینهایی (هرچند غیر کامل) برای پول بودند، تأثیر عمیقی بر تابع تقاضای پول گذاشت. رفتار مجموعههای پولی (به ویژه حجم پول، 1M) در پاسخ به این نوآوریهای تکنولوژیکی، سوالاتی را در خصوص مفید بودن این متغیرها به عنوان هدف میانی در سیاستهای پولی مطرح کرد و محققان را با مساله دیگری تحت عنوان «ثبات تابع تقاضای پول» مواجه ساخت.
ثبات تقاضای پول، پیششرطی است که براساس آن پول اثر قابل پیش بینی بر اقتصاد دارد و کنترل عرضه پول توسط بانک مرکزی ابزاری سودمند و مناسب در جهت اجرای سیاستهای فعال پولی میباشد. ثبات تابع تقاضای پول بدین معنی است که مقدار پول به طور قابل پیشبینی مرتبط با مجموعهای از متغیرهای کلیدی است که پول را به بخش حقیقی اقتصاد متصل میسازند. به عبارت دیگر ثبات تابع تقاضای پول، موثر بودن سیاست پولی را تضمین میکند. پس برای پیش بینی اثر تغییرات عرضه پول بر روی متغیرهایی همچون درآمد و قیمت باید از باثبات بودن تابع تقاضای پول در طول زمان اطمینان حاصل کرد.
در نهایت میتوان گفت، در تجزیه و تحلیل مسائل اقتصاد کلان و سیاستگذاری اقتصادی بررسی تابع تقاضای پول، اهمیت خاصی در شناخت الگوی اقتصاد کلان و اثربخشی و کارایی سیاستهای پولی و مالی دارد.
با توجه به مطالبی که بیان گردید، در چارچوب تحقیق حاضر، مشخصاً این سوال مطرح میشود که آیا رابطه تعادلی بلندمدت بین اجزای تشکیلدهنده تابع تقاضای پول وجود دارد یا خیر؟ به عبارت دیگر، این سوال مطرح است که آیا یک تابع تقاضای پول باثبات در ایران وجود دارد که بتوان سیاستهای کلان را بر مبنای آن تنظیم کرد؟
لذا این تحقیق هدف خود را بر این اساس نهاده که تابع تقاضای مناسب برای پول را در اقتصاد ایران بدست آورده سپس آن را با مقدار بهینه پول که بوسیله قاعده بهینه پولی بدست خواهد آمد مقایسه کند. برای رسیدن به این هدف تلاش شده است ابتدا تقاضای پول کینز، بامول و توبین، فیشر، فریدمن و غیره را مورد بررسی قرار دهیم. سعی بر آن بوده تا ابتدا به نقد و تحلیل این نظریات پرداخته و سپس الگوی بومی تقاضای پول مناسب اقتصاد ایران را استخراج نموده و برآورد نمائیم. سپس به تخمین تابع تقاضای تقدینگی در جامعه پرداخته و این تابع را با تمام ملاحظات تکمیلی که جهت واقعیتر بودن و بهتر بودن تخمین ایران میتوان به مدل اضافه نمود، برآورد کرده و به بررسی عوامل موثر و ضرایب آن در اقتصاد ایران پرداخته شده است. برای نیل به این مهم، به بررسی عوامل مؤثر بر تقاضای پول در چارچوب الگوی خرید-زمان[4] پرداختیم. رویکرد زمان- خرید اولین بار توسط سیوینگ[5] (1971) مطرح گردید؛ و مک کالوم[6] و گودفرند[7] این رویکرد را برای اولین بار در تقاضا برای پول نشان دادند. این رویکرد مسئله تخصیص استاندارد زمانی که فرد کار میکند و مصرف میکند را بیان نمود. استفاده از پول به فرد این اجازه را میدهد که میزان زمان اختصاص یافته به مصرفش را کاهش دهد، بنابراین زمان موجود برای کار و اوقات فراغت آزاد میگردد و در نتیجه مطلوبیت نهایی و بازده ضمنی صورت می پذیرد.
پس از بررسی تابع مناسب تقاضای پول به دنبال محاسبه مقادیر بهینه تقاضای پول میباشیم. در این راستا لازم است مروری بر مبانی نظری و مطالعات انجام گرفته در زمینه تعیین میزان رشد بهینه پول داشته
1-3- ضرورت انجام تحقیق. 4
1-4- فرضیههای تحقیق. 5
1-5- اهداف اساسی تحقیق. 5
1-6- نتایج مورد استفاده پس از انجام تحقیق. 5
1-7- روش و ابزار گردآوری دادهها 5
1-8- روش تحقیق. 5
1-9- تعریف مفاهیم و واژهها 6
فصل دوم: ادبیات موضوع
2-1- مقدمه 8
2-2- انرژی برق و نقش آن در اقتصاد 8
2-3- صنعت برق ایران در آینه آمار. 10
2-3-1- مقایسه روند رشد مصرف انرژی برق و رشد اقتصادی ایران. 14
2-4- روند درآمد سرانه ایران. 15
2-5- پیشینه تحقیق. 16
2-5-1- مطالعات داخلی: 16
2-5-2- مطالعات خارجی: 20
فصل سوم: مبانی نظری و تصریح مدل
3-1- مقدمه 25
3-2-نقش انرژی در تولید: تئوری فیزیکی و مدلهای اقتصادی. 25
3-3- الگوهای رشد با منابع طبیعی. 28
3-3-1- انتقادات و دیدگاههای متفاوت درباره الگوهای رشد 33
3-4- محدودیتهای جانشینی بین نهادهها 33
3-4-1- انرژی و سرمایه: جانشین و مکمل. 34
3-4-2- نوآوری و کارایی انرژی.. 34
3-4-3- محدودیتهای جانشینی در سطح کلان. 35
3- 5- عوامل موثر در ارتباط بین انرژی و رشد 36
3-6- سرمایهگذاری در صنایع انرژی. 37
3-7-الگوی سیستم انرژی. 38
3-8- الگوی رشد اقتصادی. 40
3-9- تصریح مدل. 43
فصل چهارم:تخمین مدل و تحلیل نتایج
4-1- مقدمه 46
4-2- دادهها و منابع آماری. 46
4-3- نتایج تجربی. 46
4-3-1- آزمون پایایی: 46
4-3-2- آزمون همجمعی. 50
4-3-3- آزمون مرزی برای همجمعی. 54
4-3-4- آزمون علیت گرنجر. 57
4-3-5- ثبات فضای همجمعی. 60
4-3-6- آزمون فرضیه ها 61
فصل پنجم: نتیجهگیری
5-1- جمعبندی. 64
5-2- نتیجهگیری. 64
5-3- پیشنهادات.. 66
5-3-1- پیشنهادات اجرایی. 65
5-3- 2- پیشنهاد برای مطالعات آتی. 66
فهرست منابع. 67
پیوستها 69
فهرست نگارهها
نگاره 2-1- مصرف کل انرژی برق (میلیون کیلو وات ساعت) 12
نگاره2-2- درصد مصرف ترکیب نهادههای انرژی ایران. 13
نگاره 2-3- مصرف انرژی برق در بخشهای مختلف اقتصادی(میلیون کیلو وات ساعت) 14
نگاره 2-4- نرخ رشد مصرف انرژی برق و تولید ناخالص داخلی(درصد) 15
نگاره 2-5- روند درآمد سرانه واقعی ایران(هزار ریال) 16
نگاره 3-1- کشش جانشینی بین سرمایه و منابع. 32
نگاره3-2- محدودیتهای جانشینی در سطح کلان. 36
این مطلب را هم بخوانید :
نگاره 3-3- ساختار تولید براساس کشش جانشینی ثابت. 41
نگاره4-1- اثر تکانههای وسیع بر بردار همجمعی با یک انحراف معیار. 53
نگاره 4-2- اثر تکانه وارده به مصرف انرژی برق سرانه بر بردار همجمعی با یک انحراف معیار. 53
نگاره 4-3- اثر تکانه وارده به درآمد واقعی سرانه بر بردار همجمعی با یک انحراف معیار. 54
نگاره 4-4- اثر تکانه وارده به اشتغال بر بردار همجمعی با یک انحراف معیار. 54
نگاره 4-5- نفشه پسماند تجمعی زمانی که مصرف انرژی برق(lnEC) متغیر وابسته است در سطح معنیداری % 5. 61
نگاره 4-6- نفشه مجذور پسماند تجمعی زمانی که مصرف انرژی برق(lnEC) متغیر وابسته است در سطح معنیداری % 5 61
فهرست جداول
جدول 4-1- آزمون ریشه واحد دیکی- فولر تعمیم یافته(ADF) 47
جدول 4-2- آزمون ریشه واحد بر اساس شکست ساختاری زیوات و اندریوز. 48
جدول 4-3- نتایج آزمون حداکثر مقدار ویژه و اثر برای تعیین تعداد بردارهای همجمع. 51
جدول 4-4- آزمون مرزی برای همجمعی. 56
جدول4-5- ضرایب کوتاهمدت و ضریب تعدیل کوتاهمدت. 58
جدول 4-6- نتایج آزمون علیت گرنجر. 59
از گذشتههای دور تا به امروز انرژی در بخشهای مختلف نقش مهم و موثری در تمدن بشری و رشد آن داشته و در آینده خواهد داشت. امروزه بدلیل اتمام انرژیهای فسیلی و مشکلات زیست محیطی مطالعات راجع به انرژی به خصوص انرژیهای نو و تجدید شدنی با شدت بیشتری دنبال میشود. انرژی برق که در دنیای امروزی جای خود را نسبت به دیگر انرژیها باز کرده است اهمیتاش روز به روز اهمیت یافتهاست. ویژگیهای منحصر به فرد جریان انرژی برق بخصوص کیفیت بالای آن نسبت به سایر حاملهای انرژی کاربرد روز افزون آن را اجتناب ناپذیر ساخته است به طوری که در تمام بخشهای مختلف اقتصادی به عنوان یک نهاده و حامل انرژی مورد استفاده قرار گرفته است.
سهولت انتقال برق از نقطهای به نقطه دیگر، آسان بودن کاربرد آن، وجود دستگاههای مختلفی که با برق کار میکنند و قابلیت بالای تبدیل انرژی برق به انواع دیگر انرژی بدون بر جای گذاشتن مواد زائد، موجب ارجحیت مصرف این حامل انرژی نسبت به سایر حاملها گردیده است.
انرژی برق به عنوان یک نهاده مهم در کنار سرمایه و نیرویکار نقش مهمی را در فرایند تولید و اشتغال ایفا مینماید. انرژی برق در بخشهای مختلف اقتصادی مصرف میشود، ولی بیشترین میزان مصرف آن در بخشهای خانگی و صنعتی است. بنابران، تعیین رابطه بین انرژی برق، تولید و اشتغال از اهمیت ویژهای برخوردار است و این امر توجه مسئولان و سیاستگذاران را به خود جلب کرده است. این مطالعه به صورت زیر مرتب شده است:
در فصلهای بعدی، فصل دوم، مبانی نظری راجع به انرژی و جایگاه آن در علم اقتصاد و سایر علوم و ارتباط و نقش آن با دیگر عوامل تولید بیان شده است و در ادامه روند مصرف انرژی برق طی سالهای 1387-1346 و مقایسه مصرف آن در بخشهای مختلف اقتصادی و و مقایسه رشد مصرف انرژی برق با رشد تولید ناخالص داخلی، روند درآمد سرانه تشریح شده و در پایان، مرور ادبیات موضوع و مطالعت انجام شده پرداخته شده است. در فصل سوم، روش شناسی و مدل انتخابی تحقیق معرفی شده است. در فصل چهارم، دادهها و منابع آماری آن معرفی و تخمین مدل و تحلیل نتایج به دست آمده از این تخمینها ارائه شده است و در نهایت در فصل پنجم، نتیجه به دست آمده از این تحقیق و ارائه پیشنهادات بیان شده است. در برآورد تحلیل مدلها از نرم افزار Eviews 6 و Microfit استفاده شده است.
انرژی برق به عنوان قلب تپنده تمدن بشری به حساب میآید. از زمان کشف جریان برق تا کنون این انرژی ارکان مختلفی از زندگی ما را تحت الشعاع قرار داده است و ویژگیهای منحصر به فرد جریان انرژی برق کاربرد روز افزون آن را اجتناب ناپذیر ساخته است. مصرف انرژی برق از دو جهت در اقتصاد اهمیت دارد یکی افزایش مصرف انرژی برق در ساختار تولید هر کشور دلیلی بر صنعتی شدن یک کشور است. و از طرفی افزایش استفاده از انرژی برق در بخش خانگی هر کشور نشان دهنده افزایش سطح رفاه خانوارهای هر کشور میباشد. در کنار این منافع، استفاده از سوختهای فسیلی برای تولید انرژی برق نیز دارای عارضه خروجی منفی افزایش گازهای گلخانهای نیز میباشد. در این میان انرژی برق یکی از مهمترین حاملهای انرژی است که مصرف بالای آن به دلیل عدم سهولت در واردات، برای اقتصاد کشور چالش آفرین بوده و نتیجهای جز خاموشی و افت ولتاژ را در پی نخواهد داشت. با توجه به ارتباط نزدیک بین مصرف انرژی از جمله انرژی انرژی برق و متغیرهای اقتصادی، تعیین کم و کیف رابطه بین مصرف انرژی برق و درآمد واقعی و اشتغال در ایران میتواند در تبین سیاستهای بخش انرژی کشور کمک موثری بنماید. انرژی برق در بخشهای مختلف اقتصادی، خانگی، صنعتی، تجاری و عمومی و کشاورزی مصرف میشود. تمامی کارخانجات، مصرفکنندگان بزرگ انرژی هستند، اما بعضی از آنها بیشتر از دیگران انرژی مصرف میکنند . به این گروه کارخانجات بسیار انرژیبر میگویند. کارخانجات تولید سیمان، فولاد و فلزات و همچنین نیروگاهها یعنی کارخانجات تولید انرژی برق، انرژی زیادی به صورت انرژی برق یا مواد سوختنی مصرف میکنند. بر اساس آمار وزارت نیرو، تولید سرانه انرژی برق کشور در سال 1387، 2987 کیلو وات ساعت بوده است که نسبت به سال قبل 8/3 درصد رشد داشته است(وزارت نیرو 1387 ). طبق اطلاعات ترازنامه انرژی(1387)، مصرف انرژی برق در سال 1387 ، بر اساس 4 بخش خانگی، صنعتی، تجاری و کشاورزی 157630 میلیون کیلو وات ساعت میباشد که این میزان نسبت به سال گذشته 5/4 در صد رشد داشته است که این مقدار 2/5 درصد تولید ناخالص داخلی میباشد. در سال 1387، سهم بخش خانگی 8/32 درصد، سهم بخش صنعت 4/33، سهم بخش تجاری 0/19 و سهم بخش کشاورزی 9/12 درصد از کل مصرف انرژی برق میباشد(ترازنامه انرژی،1385).
بر اساس گزارشهای مرکز تحقیقات راهبردی، وضعیت توزیع اشتغال در بخشهای عمده اقتصادی در سالهای 1365 تا 1385 به گونهای بوده است که در سال 1365 سهم بخش کشاورزی، صنعت و خدمات از کل اشتغال کشور به ترتیب 29 درصد، 28/25 درصد و 45/42 درصد بود این سهم در سال 1375 به ترتیب به 04/23، 70/30 و 50/44 درصد تغییر یافت و با ادامه تغییراشتغال در بخشهای عمده اقتصادی این سهم در سال 1385 به ترتیب به 27/22 درصد، 51/26 درصد و 48/72درصد رسید. این تغییرات از یک سو حاکی از کاهش سهم اشتغال در بخش کشاورزی از 29 درصد به 27/22 درصد و از سوی دیگر بیانگر افزایش سهم بخش صنعت از 28/25 درصدی به 51/26 درصد به ویژه افزایش سهم بخش خدمات از 45/42 درصد به 73/48 درصد طی دو دهه 1365 تا 1385 است.
بر اساس آمار بانک مرکزی ایران میزان ارزش افزوده در بخشهای کشاورزی، صنعت و معدن و خدمات در پایان سال 1386، به ترتیب دارای رشدی 4/6 درصد، 9/8 درصد و 3/6 درصد بوده است. که سهم هریک از تولید ناخالص داخلی به ترتیب 13 درصد، 27 درصد و 52 درصد میباشد.
نکتهای که در اینجا حائز اهمیت است این است که با توجه به آمار و ارقامی که در بالا اشاره شد و با توجه به اینکه انرژی برق یک نهاده مهم در فرایند تولید میباشد که همراه با سرمایه به عنوان یک نهاده مرکب با نیروی کار در فرایند تولید نقش اساسی دارند، آیا میتوان گفت اولاً، بین مصرف انرژی برق و اشتغال ارتباطی وجود دارد. یا به عبارت دیگر، میتوان گفت که عامل تغییرات اشتغال، انرژی برق میباشد. ثانیاً، افزایش تولید و درآمد بخش تولیدی است که باعث افزایش مصرف انرژی برق شده است یا بالعکس. ثالثاً، بین مصرف انرژی برق، درآمد و اشتغال رابطهای وجود ندارد و فقط ارتباطی بین مصرف انرژی برق و رفاه خانوارها وجود دارد. آنچه که در این تحقیق سعی شده است به آن پاسخ داده شود در وهله اول بررسی وجود رابطه تعادلی بین این متغیرها است و مرحله بعد تعیین جهت علیت بین آنها میباشد. بنابراین این تحقیق به دنبال پاسخگویی به سوالات زیر است:
1- آیا رابطه معنیداری بین مصرف انرژی برق و اشتغال وجود دارد؟
2- آیا رابطه معنی داری بین مصرف انرژی برق و درآمد واقعی وجود دارد؟
اهمیت این تحقیق از این جنبه قابل بررسی است که:
تحقیقاتی که تا کنون در این زمینه در ایران صورت گرفته است انرژی را به عنوان یک حامل مرکب (نفت، گاز، انرژی برق، زغال سنگ و… ) در نظر گرفتهاند. اما این تحقیق تاثیرانرژی برق را به صورت مجزا بر اشتغال و درآمد واقعی بررسی میکند که تا کنون این کار در داخل کشور صورت نگرفته است. با انجام این تحقیق و نتایج به دست آمده از آن میتوان تاثیرانرژی برق بر اقتصاد را ملموستر نشان داد و حتی میتوان بر اساس آن سیاست گذاریهایی جهت افزایش اشتغال و بهبود رفاه انجام داد.
1-5- اهداف اساسی تحقیق
هدف اول شناسایی ارتباط تعادلی بلندمدت بین مصرف انرژی برق، اشتغال و درآمد واقعی در ایران است.
هدف دوم تعیین جهت علیت بین این متغیرها در ایران میباشد.
با استفاده از این تحقیق میتوان رابطه بین مصرف انرژی برق، اشتغال و درآمد واقعی و اثرات آنها را بر یکدیگر بررسی کرد. همچنین میتوان میزان مصرف انرژی برق را پیشبینی کرد. و با استفاده از این
1-3- ضرورت انجام تحقیق 4
1-4- اهداف اساسی تحقیق 4
1-5- فرضیههای تحقیق 5
1-6- نتایج مورد استفاده پس از انجام تحقیق 6
1-7- استفادهکنندگان از نتیجه تحقیق 6
1-8- جنبه جدید بودن و نوآوری تحقیق 6
1-9- روش تحقیق 7
1-10- روش و ابزار گردآوری اطلاعات 7
1-11- جامعه و نمونه آماری 8
1-12- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات 8
1-13- پالایش دادهها 9
1-14- خلاصه و جمعبندی 10
فصل دوم- ادبیات تحقیق
2-1- مقدمه 12
2-2- مروری بر مطالعات خارجی 12
2-3- مروری بر مطالعات داخلی 17
فصل سوم- مبانی نظری و تصریح مدل
3-1- مقدمه 21
3-2- تعاریف و ویژگیها 21
3-2-1- تعریف بنگاههای کوچک و متوسط 22
3-2-2- ویژگیهای بنگاههای کوچک و متوسط 25
3-2-3- دلایل اهمیت بنگاههای کوچک و متوسط 25
3-2-4- پارهای از مشکلات اساسی بنگاههای کوچک زودبازده 26
3-2-5- مهمترین چالشهای پرداخت تسهیلات مالی بنگاههای زودبازده در ایران 26
3-2-6- اثرات منفی طرح بنگاههای کوچک زودبازده بر اقتصاد کشور 28
3-3- شرح اصطلاحهای بهکار برده شده در تحقیق 30
3-4- ارائه مدل 32
فصل چهارم- تخمین مدل و تحلیل نتایج
4-1- مقدمه 39
4-2- آمار توصیفی 39
4-2-1- آمار توصیفی طرحهای دریافتکننده تسهیلات طی سالهای 1385 تا 1389 39
4-2-2- آمار توصیفی طرحهای به بهرهبرداری رسیده طی سالهای 1385 تا 1389 45
4-2-3- آمار توصیفی طرحها به تفکیک سالهای مختلف 51
4-3- ارائه مدل 55
4-3-1- بررسی عوامل مؤثر بر انحراف از اشتغال پیشبینیشده طرحهای دریافتکننده تسهیلات در سال 1385 57
4-3-2- بررسی عوامل مؤثر بر انحراف از اشتغال پیشبینیشده طرحهای دریافتکننده تسهیلات در سال 1386 61
4-3-3- بررسی عوامل مؤثر بر انحراف از اشتغال پیشبینیشده طرحهای دریافتکننده تسهیلات در سال 1387 66
4-3-4- بررسی عوامل مؤثر بر انحراف از اشتغال پیشبینیشده طرحهای دریافتکننده تسهیلات در سال 1388 70
4-3-5- بررسی عوامل مؤثر بر انحراف از اشتغال پیشبینیشده طرحهای دریافتکننده تسهیلات در سال 1389 74
4-3-6- بررسی عوامل مؤثر بر انحراف از اشتغال پیشبینیشده طرحهای دریافتکننده تسهیلات طی دوره 1389- 1385 77
4-3-7- بررسی عوامل مؤثر بر انحراف از اشتغال پیشبینیشده طرحهای به بهرهبرداری رسیده طی دوره 1389- 1385 82
4-4- مشکلهای طرحهای کوچک و متوسط زودبازده 86
فصل پنجم- نتیجهگیری و پیشنهادات
5-1- مقدمه 89
5-2- نتیجهگیری 89
5-2-1- نتایج آمار توصیفی 89
5-2-2- فرضیههای تحقیق 89
5-3- راهکارهای پیشنهادی 90
5-4- پیشنهادهایی برای مطالعههای آتی 91
مقدمه
مشکل بیکاری از دیرباز مسأله پیشروی جوامع بوده و دولتها سعی نمودهاند با سیاستگذاریهای مختلف آنرا کاهش دهند. جهت رفع این مشکل تدابیر مختلفی اندیشیده شده که یکی از آنها راهاندازی سیاست بنگاههای کوچک و متوسط بوده است. در اکثر کشورها اعم از توسعهیافته و در حال توسعه، جایگاه بنگاههای کوچک و متوسط در اقتصاد مورد توجه سیاستگذاران اقتصادی قرار گرفته است. از جمله مهمترین برنامههای اجرایی این بنگاهها بر اساس نظر کارشناسان اقتصادی، ایجاد اشتغال، دستیابی به توزیع عادلانه درآمد و ثروت، افزایش بهرهوری و رشد اقتصادی میباشد. این بنگاهها میتوانند با فراهم کردن بستر مناسب برای کارآفرینی و نوآوری، عامل جذب و هدایت سرمایهها در مسیر توسعه اقتصادی کشورها به حساب آیند. مطالعات متعددی نشان دادهاند که میزان نوآوری در بنگاههای کوچک و متوسط نسبت به بنگاههای بزرگ بیشتر است. این نیز به این دلیل است که در بنگاههای بزرگ امکان تغییر کمتر و همراه با ریسک میباشد و بنابراین تغییرات برای بنگاههای بزرگ تبعات زیادی در پی خواهد داشت. نگاهی به فعالیت بنگاههای کوچک و متوسط در کشورهای توسعهیافته یا در حال توسعه، نشاندهنده نوعی رابطه تنگاتنگ میان پیشرفت اقتصادی- اجتماعی این کشورها با توسعه این بنگاهها میباشد. (آژیر 1387). اگرچه تا مدتها قبل قاعده «هرچه سازمان بزرگتر و تولید انبوهتر، بهتر» بر دنیای کسب و کار حکومت میکرد؛ اما در دهههای پایانی سده بیستم، نقشآفرینی شرکتهای کوچک، ساختار انعطافپذیرشان و تولیدات مشتریمحور (با تنوع بیشترو تعداد محدودتر) این قائده را برهم زدند. در این زمان و در حالیکه بنگاههای بزرگ درگیر مشکلات ناشی از ساختار بروکراتیک بودند؛ چالشهای مدیریتی و پرسنلی و سایر محدودیتهای آنها، اجازه تطابق با نیازهای جدید بازار را نمیداد و کارآفرینان و سرمایهگذاران
این مطلب را هم بخوانید :
ارتباط آلکسی تایمیا و ابرازگری هیجان کوچک باعث رونق اقتصاد شدند. شعار کوچک زیباست فراگیر شد و بر پایه گسترش بنگاههای کوچک در جهان، فرصتهای شغلی نوینی فراهم شد، تولید افزایش یافت، درآمدها در جامعه و میان افراد بسیاری که صاحبان بنگاههای کوچک و متوسط بودند، توزیع شد و مناطق محروم سهم بیشتری در اقتصادهای ملی یافتند. (آلابراهیم و کنعانی، 1385). بر این اساس، اگرچه در ایران بنگاههای کوچک و متوسط از دوره قبل از انقلاب مورد توجه بودهاند؛ اما واژه بنگاه زودبازده در دولت نهم ظهور یافت. تصویب طرحهای زودبازده بهعنوان یکی از راهحلهای اساسی دولت نهم در کاهش نرخ بیکاری تلقی میشود و بخش قابلتوجهی از تسهیلات بانکها را به حمایت از طرحهای کوچک و متوسط زودبازده اختصاص داده است.
طرح بنگاههای کوچک زودبازده و کارآفرین در پاییز سال 1384 در هیئت وزیران به تصویب رسید و در زمستان همان سال به اجرا درآمد. منظور از بنگاههای زودبازده طبق آییننامه اجرایی گسترش بنگاههای کوچک زودبازده و کارآفرین، واحدهای تولیدی (کالا و خدمات) میباشدکه میزان اشتغال آنها کمتر از 50 نفر و مدت زمان اجرای طرحها کمتر یا برابر 24 ماه بوده و مدت زمان بازپرداخت آن متناسب با جداول مالی طرح، حداکثر 5 سال باشد. هدف از این طرح بر اساس ماده یک آییننامه مذکور، اشتغالزایی و افزایش فرصتهای شغلی جدید، توزیع عادلانه منابع در مناطق مختلف و بین اقشار مختلف مردم، افزایش تولید و صادرات غیرنفتی، تقویت تحرک اقتصادی، افزایش کارایی تسهیلات بانکی و تقویت کارآفرینی میباشد. آنچه که این پژوهش سعی برانجام آن دارد، شناسایی انحراف احتمالی اشتغال در بنگاههای زودبازده و در صورت وجود عوامل مؤثر بر آن میباشد. بر این اساس این مطالعه به پنج بخش تقسیم شده است که پس از مقدمه و کلیات تحقیق، بخش دوم بر ادبیات این موضوع اشاره داشته و بخش سوم به مبانی نظری و تصریح مدل اختصاص دارد. بخش چهارم به تخمین مدل و تحلیل نتایج میپردازد و در نهایت در بخش پنجم، نتیجهگیری و پیشنهادات ارائه میشود.
1-2- سؤالهای اساسی تحقیق
1- چه درصدی از اشتغال پیشبینیشده در بنگاههای زودبازده محقق شده است؟
2- آیا نوع طرح اجرایی بر تمایز بین اشتغال پیشبینیشده و اشتغال ایجادشده مؤثر میباشد؟
3- آیا بخشی که یک طرح در آن فعالیت میکند که شامل بخش خدمات، کشاورزی و صنعتی میباشد، بر تمایز بین اشتغال پیشبینیشده و اشتغال ایجادشده مؤثر میباشد؟
4- آیا مکان اجرای طرح بر تمایز بین اشتغال پیشبینیشده و اشتغال ایجادشده مؤثر میباشد؟
5- آیا نوع دستگاه اجرایی طرح بر تمایز بین اشتغال پیشبینیشده و اشتغال ایجادشده مؤثر میباشد؟
6- آیا نوع بانکی که تسهیلات به طرحهای کوچک و متوسط زودبازده اعطا میکند، بر تمایز بین اشتغال پیشبینیشده و اشتغال ایجادشده مؤثر میباشد؟
7- آیا نوع مجری بنگاههای کوچک و متوسط زودبازده (حقیقی یا حقوقی) بر تمایز بین اشتغال پیشبینیشده و اشتغال ایجادشده مؤثر میباشد؟
8- آیا میزان انحراف از تسهیلات پیشبینیشده بر تمایز بین اشتغال پیشبینیشده و اشتغال ایجادشده مؤثر میباشد؟
9- آیا سهم تسهیلات تحقق یافته به بنگاههای کوچک و متوسط زودبازده بر تمایز بین اشتغال پیشبینیشده و اشتغال ایجادشده مؤثر میباشد؟
1-3- ضرورت انجام تحقیق
این تحقیق از این نظر ضرورت دارد که اگر پیشبینی شود که به میزان معینی اشتغال در طی یک دوره خاصی ایجاد شود ولی طبق پیشبینیهای صورت گرفته این میزان اشتغال صورت نگیرد، میتواند باعث مشکلاتی چون بیکاری برای جوامع شود. بر این اساس، این پژوهش در پی آن است که میزان اشتغال ایجاد شده در مقایسه با اشتغال پیشبینیشده را در سطح استان کرمان مورد بررسی قرار دهد. بنابراین بررسی دلایل تمایز بین اشتغال پیشبینیشده و اشتغال ایجاد شده از این لحاظ مهم میباشد که عواملی که بر عدم ایجاد اشتغال طبق پیشبینیهای صورت گرفته اثر میگذارند را شناخته و در جهت رفع آن کوشید و از تکرار این عوامل برای اجرای سیاستگذاریهای دیگر اشتغال جلوگیری نمود.
ویژگیهایی که این تحقیق مورد استفاده قرار میدهد شامل ویژگیهای فردی، ویژگیهای مخارج، ویژگیهای فعالیت اقتصادی، ویژگیهای مکانی و ویژگیهای بنگاه میباشد که با استفاده از این ویژگیها و دادههای جمعآوری شده میتوان به بیان این موضوع که آیا اجرای طرح بنگاههای کوچک و متوسط زودبازده توانسته مثمر ثمر برای ایجاد اشتغال جدید و رفع معضل بیکاری واقع شده باشد یا خیر؛ پرداخته شود.
ویژگیهای فردی شامل: جنسیت، سطح تحصیلات، سن، مهارت و غیره، مربوط به متقاضی میباشد که در این پژوهش بررسی میشود که آیا عامل جنسیت در میزان اشتغال ایجاد شده مؤثر میباشد یا خیر و اینکه کدام یک از گروه زنان یا مردان میتوانند در ایجاد شغل جدید مؤثرتر باشند.
ویژگیهای فعالیت که در برگیرنده فعالیتهای بخش خدمات، صنعت، کشاورزی و زیر بخشهای آنها است.
ویژگیهای مخارج در بردارندهی میزان تسهیلات ثابت پیشبینی شده، میزان تسهیلات در گردش پیشبینی شده، سهم انجام شده و تعهد شده متقاضی و در نهایت تسهیلات پرداخت شده و سهم آورده متقاضی است. که این تسهیلات از طریق بانکها به افراد یا بنگاهها در راستای اجرای این طرح پرداخت میشود.
ویژگی دیگری که بدان پرداخته میشود، ویژگی مکانی است که در این پژوهش، استان کرمان به عنوان این ویژگی در نظر گرفته شده است.
ویژگی بنگاه شامل نوع طرحی است که مورد استفاده قرار میگیرد که شامل طرح خوداشتغالی، طرح توسعهای، طرح جدید، طرح نیمه تمام و طرح سرمایه در گردش میباشد.
از دیگر ویژگیهای بنگاه میتوان به نوع مجری که حقیقی یا حقوقی باشد، اشاره کرد.
نوع بانک عامل و دستگاه اجرایی جزء سایر ویژگیها دستهبندی میشوند.
با استفاده از ویژگیهای بیان شده بررسی میشود که میزان اشتغال پیشبینیشده در زمان تصمیمگیری برای راهاندازی بنگاههای کوچک و متوسط زودبازده چقدر بوده است و در نهایت چه میزان اشتغال ایجاد شده است.
1-4- اهداف اساسی تحقیق
این تحقیق از نظر هدف، کاربردی است چراکه هدف از انجام آن، استفاده از نتایج یافتهها برای حل مسائل و مشکلات موجود در زمینه ایجاد اشتغال است.
مطالعه حاضر سه هدف عمده را برای بررسی میزان اشتغال ایجادشده در مقایسه با اشتغال پیشبینیشده بیان مینماید:
1- درصد تحقق میزان اشتغال ایجاد شده در مقایسه با اشتغال پیشبینی شده در بنگاههای کوچک و متوسط زودبازده در استان کرمان طی دوره 1389- 1385.
2- عوامل مؤثر بر عدم تحقق اشتغال پیشبینی شده در بنگاههای کوچک و متوسط زودبازده.
3- بررسی تأثیر انحراف از تسهیلات پیشبینیشده بر انحراف از اشتغال پیشبینیشده در بنگاههای کوچک و متوسط زودبازده.
1-5- فرضیههای تحقیق
فرضیههای این پژوهش بر اساس عوامل مؤثر بر میزان انحراف از اشتغال پیشبینیشده تقسیمبندی میشوند. بر این اساس فرضیات این تحقیق عبارتند از:
1- بین مکان احداث بنگاه و تمایز بین اشتغال ایجادشده و اشتغال پیشبینیشده در بنگاههای کوچک و متوسط زودبازده در استان کرمان طی دوره 1389- 1385 رابطه معناداری وجود دارد.
2- بین بخش فعالیت طرح و تمایز بین اشتغال ایجادشده و اشتغال پیشبینیشده در بنگاههای کوچک و متوسط زودبازده در استان کرمان طی دوره 1389- 1385 رابطه معناداری وجود دارد.
3- بین نوع طرح و تمایز بین اشتغال ایجادشده و اشتغال پیشبینیشده در بنگاههای کوچک و متوسط زودبازده در استان کرمان طی دوره 1389- 1385 رابطه معناداری وجود دارد.
4- بین نوع دستگاه اجرایی و تمایز بین اشتغال ایجادشده و اشتغال پیشبینیشده در بنگاههای کوچک و متوسط زودبازده در استان کرمان طی دوره 1389- 1385 رابطه معناداری وجود دارد.
5- بین نوع بانک ارائهدهنده تسهیلات و تمایز بین اشتغال ایجادشده و اشتغال پیشبینیشده در بنگاههای کوچک و متوسط زودبازده در استان کرمان طی دوره 1389- 1385 رابطه معناداری وجود دارد.
6- بین نوع مجری طرح و تمایز بین اشتغال ایجادشده و اشتغال پیشبینیشده در بنگاههای کوچک و متوسط زودبازده در استان کرمان طی دوره 1389- 1385 رابطه معناداری وجود دارد.
7- بین سهم تسهیلات پرداختشده از کل تسهیلات پیشبینیشده و انحراف از اشتغال پیشبینیشده در بنگاههای کوچک و متوسط زودبازده در استان کرمان طی سالهای 1385 تا 1389 رابطه معناداری وجود دارد.
8- بین انحراف از تسهیلات پیشبینیشده و انحراف از اشتغال پیشبینیشده در بنگاههای کوچک و متوسط زودبازده در استان کرمان طی دوره 1389- 1385 رابطه معناداری وجود دارد.
1-6- نتایج مورد استفاده پس از انجام تحقیق
این تحقیق براساس اهداف بیان شده آن، برآن است که عوامل احتمالی مؤثر بر عدم تحقق اشتغال پیشبینیشده در بنگاههای کوچک و متوسط زودبازده را شناخته و در جهت رفع آن اقدام نماید. همچنین درصد تحقق میزان اشتغال پیشبینیشده را مشخص و نیز سهم تسهیلات در ایجاد اشتغال جدید در بنگاههای کوچک و متوسط زودبازده و میزان انحراف از تسهیلات را که بر میزان انحراف از اشتغال تأثیر میگذارد، بررسی نموده و اهمیت آنرا مشخص نماید.
1-7- استفادهکنندگان از نتیجه تحقیق
سازمان صنعت، معدن و تجارت؛ اداره تعاون، کار و امور اجتماعی؛ بانکها؛ سازمان صنایع کوچک؛ شرکتهای شهرکهای صنعتی و نیز دانشجویانی که علاقمند به پژوهش در راستای ایجاد اشتغال هستند، میتوانند از نتایج این تحقیق بهرهمند گردند.
1-8- جنبه جدید بودن و نوآوری تحقیق
با توجه به اینکه از ابتدای اجرای طرحهای کوچک و متوسط زودبازده تاکنون، پژوهشها به صورت آکادمیک انجام نگرفته است و توجه و کنترل خاصی بر اجرای طرحهای بنگاههای کوچک و متوسط زودبازده در استان کرمان صورت نگرفته است، این تحقیق میکوشد که عملکرد اجرای بنگاههای کوچک و متوسط زودبازده را از زمان شروع آن مورد ارزیابی قرار داده و در جهت رفع موانع آن برآید. از اینرو این پژوهش در نوع خود، تحقیقی جدید تلقی میشود.
1-9- روش تحقیق
از نظر روش تحقیق، این مطالعه در زمره تحقیقات توصیفی قرار میگیرد. از این نظر تحقیق توصیفی است که آنچه را که هست، توصیف و تفسیر میکند.
منشأ عدم تحقق اشتغال پیشبینی شده در طرحهای ایجادی (منظور از طرحهای ایجادی و یا تأسیسی، طرحهایی است که در ابتدا فاقد هرگونه پیشینه بوده و اجرای آن منتج به تولید کالای جدید و اشتغال جدید خواهد شد) را میتوان نشأت گرفته از دو منبع دانست:
نخست، بنگاههایی که قرار بوده به بهرهبرداری برسند و بنا به هر دلیلی به بهرهبرداری نرسیدهاند.
دوم، بنگاههایی که به بهرهبرداری رسیدهاند ولی طبق اشتغال پیشبینیشده نتوانستهاند اشتغال جدید ایجاد نمایند.
منشأ عدم تحقق اشتغال در طرحهای نیمهتمام (به طرحهایی اطلاق میشود که بخشهایی از مراحل اجرایی آنها انجام پذیرفته و بنا به دلایلی که از جمله مهمترین آنها عدم تأمین مالی و ناتوانی فنی و اجرایی متقاضی میباشد، طبق برنامه زمانبندی به مرحلهی بهرهبرداری نرسیده و تکمیل و بهرهبرداری از آنها نیاز به احراز توجیهپذیری طرح و تأمین مالی خواهد داشت) میتواند به دلایلی چون: عدم تسهیلات کافی برای ادامه فعالیت و ایجاد اشتغال جدید، عدم مدیریت کارا و خبره برای استفاده از تسهیلات در راستای ایجاد اشتغال جدید و یا به علت مناسب نبودن طرح برای ادامه فعالیت و غیره، باشد.
دیگر منشأ عدم تحقق اشتغال میتواند مربوط به طرحهای توسعهای باشد، یعنی طرحهایی که دارای پیشینه فعالیت اقتصادی و تولیدی بوده و اجرای آنها منتج به افزایش کمی یا کیفی تولید خواهد بود. برای توضیح بیشتر میتوان اینگونه بیان نمود که اگر بنگاهی طبق اشتغال پیشبینی شده اشتغال ایجاد کرده و هنوز این امکان را دارد که با اضافه کردن خط تولید جدید و افزایش کمی و کیفی تولید، اشتغال جدید ایجاد کند؛ اگر تسهیلات به این بنگاهها داده نشود، نمیتوانند اشتغال جدید ایجاد کنند.
حال بر اساس ویژگیهای بیان شده در قسمت ضرورت تحقیق، میتوان به بررسی اشتغال ایجاد شده در بنگاههای کوچک و متوسط زودبازده استان کرمان طی دوره 1389- 1385 پرداخت و سپس میزان اشتغال ایجادشده در مقایسه با اشتغال پیشبینیشده در سطح استان کرمان را مقایسه نمود.
1-10- روش و ابزار گردآوری اطلاعات
این پژوهش به منظور جمعآوری اطلاعات از روش کتابخانهای استفاده نموده و دادهها از اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان کرمان حاصل شده است.
1-11- جامعه و نمونه آماری
در این پژوهش جامعه آماری کلیه بنگاههای اقتصادی است که از تسهیلات مربوط به طرح بنگاههای کوچک و متوسط زودبازده در استان کرمان استفاده نمودهاند و نمونه آماری شامل طرحهای مربوط به سالهای 1385 تا 1389 میباشد.
1-12- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات
پژوهش حاضر برای تحلیل اطلاعات از یک مدل آنالیز کواریانس[1] استفاده نموده و تجزیه و تحلیل دادهها به دلیل نوع دادههای موجود به صورت دادههای مقطع زمانی انجام میشود. در روش تجزیه و تحلیل دادههای مقطعی، ویژگیهای متغیرهای مربوط برای تمامی مقاطع در دورهی زمانی مورد نظر بررسی میشوند. برابری تعداد دادهها در هر مقطع لازم نیست و همچنین میتوان متغیرهایی داشت که در یک مقطع برای دورهی زمانی مورد بررسی ثابت باشند.
در ادامه به بیان ویژگیهای موجود در مدل این پژوهش پرداخته شده است.
Y= F (C, E, A, P, B, M, X, S) مدل شماره 1-1
C = ویژگی مکانی
E = ویژگی فردی
فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه تحقیق
فصل سوم: روش تحقیق
فصل چهارم: تخمین مدل
فصل پنجم: نتیجهگیری
منابع………………………………………………………………………………………………………….. 88
پیوست………………………………………………………………………………………………………. 94
امروزه محدودیتهای بخش کشاورزی برای افزایش تولید از طریق توسعه عوامل تولید و تغییرات عمده در فناوری موجود از یک طرف و رشد جمعیت از طرف دیگر لزوم توجه به بخش کشاورزی را در کشور شدیداً مورد تأکید قرار داده است. شاید مناسبترین راهحل برای برقراری نرخ رشد لازم در بخش کشاورزی، بهبود کارایی فنی[1]، یعنی به دست آوردن تولید بیشتر از مجموعه ثابتی از عوامل تولید باشد. از میان محصولات کشاورزی، قارچ خوراکی از جمله محصولاتی است که به صورت صنعتی تولید شده و هدف از تولید آن صرفا تغذیه بشر است. لذا تعیین کارایی تولید این محصول و بررسی عوامل محیطی تاثیرگذار بر کارایی آن میتواند راهگشای کشاورزان، مدیران و مسولان بخش کشاورزی برای نیل به اهداف از پیش تعیین شده در خصوص این محصول باشد.
این مطالعه با عنوان بررسی کارایی تولیدکنندگان قارچ خوراکی در ایران با استفاده از تجزیه وتحلیل دو مرحلهی انجام شده است. همانگونه که از این عنوان نیز مشخص است؛ مطالعه شامل دو مرحله است: در مرحله اول از روش تجزیه و تحلیل پوششی دادهها[2] (DEA) برای محاسبه نمرات کارایی موسسات تولید قارج خوراکی که در سال 1384 فعال بودهاند (البته به تفکیک استانهای مختلف کشور) استفاده شده و سپس در مرحله دوم برای توضیح نمرات کارایی، اثر متغیرهای تأثیرگذار بالقوه (نوعاً متغیرهای محیطی و مدیریتی) بر نمرات به دست آمده در مرحله اول مورد بررسی و آزمون قرار گرفته است.
مواد پروتئینی، یکی از مهمترین اجزای مواد غذایی مورد استفاده انسانها است. نیاز طبیعی بدن انسان به این مواد، مبین ضرورت استفاده از آنها در سبد غذایی خانوارها است. از دیرباز انواع گوشتها، خصوصاً گوشت قرمز منبع اصلی تامین پروتئین مورد نیاز بدن انسان بوده است. اما در حال حاضر، به واسطه تغییر روش زندگی سنتی به ماشینی و کاهش تحرک افراد در زندگی روزمره، استفاده از گوشت قرمز به دلیل دارا بودن مقدار زیادی مواد چرب رو به کاهش بوده و در عوض، استفاده از مواد غذاییای که با داشتن مقدار کافی پروتئین، برای سلامتی زیانآور نباشد؛ مورد توجه واقع شده است. حبوبات، سویا و قارچ خوراکی مهمترین منابع پروتئین غیرحیوانی هستند که امروزه بهطور وسیع مصرف میشوند. در این میان قارچ به دلیل اینکه سرشار از مواد پروتئینی، گلوسیدی، ویتامینها و لیپیدها است، میتواند غذای مناسب و کاملی برای انسان به شمار آید (وزارت تعاون، معاونت طرح و برنامه، 1382). به همین دلایل است که تقاضا برای این محصول به شدت افزایش یافته و بازار مصرف آن روند رو به رشد قابلتوجهی را تجربه کرده است. اما برای پاسخگویی به این تقاضای روزافزون، باید تولید و عرضه این محصول به بازار مورد بحث و بررسی قرار گیرد. خصوصاً در شرایط فعلی که اصل کمیابی و تخصیص بهینه منابع بیش از هر زمان دیگری ذهن بشر را به خود مشغول داشته است، این محدودیت و کمیابی در تمام زمینهها نظیر عوامل تولید، کالاها و خدمات کاملاً محسوس است. از اینرو انسانها برای ایجاد شرایط بهتر زندگی چارهای جز استفاده هر چه بهتر از امکانات موجود جهت دسترسی به تولید بیشتر و کیفیت بالاتر ندارند. به عبارت دیگر آنچه که به روشنی پاسخگوی نیازهای بشر است؛ مقوله کارایی است. کارایی در تحلیل عملکرد تولیدکنندگان نقش بهسزایی دارد این مفهوم در حوزههای مختلف دارای تعاریف متعددی است. در معنای عام میتوان آن را نسبت ستانده به نهاده تعریف کرد. از دید اقتصاددانان، کارایی اقتصادی عبارت است از نسبت محصول قابل استفاده به میزان منابع تولیدی که برای تولید آن محصول به کار رفته است. کارایی اقتصادی در یک بنگاه متضمن دو مساله است؛ یکی استفاده از ترکیب مناسب منابع تولیدی با توجه به قیمت آنها و دیگری استفاده از روش مناسب تولیدی است. فارل[3] کارایی بنگاهها را شامل دو جزء کارایی فنی و کارایی تخصیصی میداند که کارایی فنی منعکس کننده توانایی یک بنگاه در به دست آوردن حداکثر خروجی از ورودیهای مشخص (یا حداقل ورودی برای یک خروجی مشخص) است اما کارایی تخصیصی مبین توانایی یک بنگاه در استفاده از ورودیها با نسبت بهینه است.
طرح تحول اقتصادی یکی از مهمترین مباحث روز است که به صورت جدی در محافل علمی و تخصصی ایران مطرح است. یکی از دغدغههای اساسی در اقتصاد این کشور که محور بحثهای طرح تحول است، پایین بودن بهرهوری و کارایی در بخشهای مختلف اقتصادی است. البته وضع بهرهوری در خصوص عوامل مختلف چون نیرویکار، سرمایه مالی، سرمایه طبیعی، سرمایه انسانی و انرژی در بخشهای مختلف چون کشاورزی، صنعت و خدمات متفاوت است (دبیرخانه کارگروه تحولات اقتصادی، 1387). اما در کل میتوان گفت که تولیدکنندگان در بخشهای مختلف در بسیاری از موارد با یک الگوی مناسب استفاده از منابع فاصله دارند.
بر اساس آخرین آمار موجود در سال 1385، ارزش دریافتی و پرداختی محصول قارچ خوراکی به قیمتهای جاری به ترتیب 275 و 168 میلیارد ریال و اشتغال مربوط به این محصول نیز معادل 155‛3 نفر در این سال است. در ادامه لازم به ذکر است که جمع کل تولیدکنندگان فعال در تولید این محصول برابر با 425 موسسه است که با توجه به نقش این محصول در ایجاد اشتغال و درآمد در مناطق حاشیهای و روستایی، تکنولوژی تولید، تقاضای روزافزون، گستره جغرافیایی و …، این تعداد روز به روز در حال افزایش است. (مرکز آمار ایران، 1385).
قارچ خوراکی از جمله محصولات کشاورزی است؛ که دارای انواع مختلف و متعددی است. تنوع در تولید قارچ بیانگر قدرت انتخاب بیشتر واحدهای مختلف تصمیمگیرنده[4](DMU) در بهکارگیری منابع در دسترس برای تولید متناسب با بازارهای جذابتر است. حال این سوال مطرح میشود که آیا تنوع در تولید انواع مختلف
این مطلب را هم بخوانید :
منبع پایان نامه با موضوع جبران خسارات، ایجاد اشتغال، خدمات درمانی، انقلاب اسلامی قارچ بیانگر کارایی بالاتر واحدهای تصمیمگیرنده است؟ امروزه با توسعه تکنولوژی از یک سو و یاری جستن از دانشمندان از سوی دیگر زمینه به وجود آمدن ایزولههای خالص و بذر خالص، امکان تولید قارچ به صورت صنعتی و در سطح وسیع فراهم شده است. در تولید به شیوه جدید، یکی از اساسیترین نهادهها انرژی است. چرا که بایستی رطوبت هوا برای پرورش قارچ 85 تا 90 درصد باشد و علاوه بر آن دمای هوا نیز در طی دوره پرورش 18 و 25 درجه باشد. اکنون با اجرایی شدن طرح هدفمند کردن یارانهها، پس از حذف یارانههای انرژی و پرداخت نقدی آن، با توجه به این که سهم خانوارها، تولید و دولت از درآمد حاصل از حذف یارانه ها، به ترتیب 50، 30 و 20 درصد خواهد بود، این نگرانی وجود دارد که آیا به تولید این محصول لطمهی وارد خواهد شد؛ یا خیر. برای پاسخگویی به این سوال لازم است که رابطه بین شدت انرژی و کارایی تولیدکنندگان این محصول مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد. گر چه تولید قارچ به صورت صنعتی و گلخانهای صورت میگیرد، اما نمیتوان در بررسی کارایی تولید نکات زیر را نادیده گرفت: 1- تولید قارچ در مناطق معتدل، جنگلهای گرمسیری، خنک و کوهستانی، جنگلهای خزاندار به سهولت حاصل میشود. 2- موادی چون: کاه، غلات، مواد لیگوسلولزی، ساقههای برنج، قطعات چوب و … برای رشد و نمو این محصول مناسباند. 3- درجه حرارت، رطوبت و … در تولید این محصول مهم و تاثیرگذارند. با توجه به این توضیحات در خصوص طبیعت و شرایط آبوهوایی، این سوال مطرح میشود که آیا بنگاههای واقع در مناطق دارای شرایط آبوهوایی مرطوبتر و معتدلتر توانستهاند از این عامل به نفع خودشان استفاده کنند؟ به عبارت دیگر آیا رابطه معنیداری بین کارایی تولیدکنندگان با شرایط آبوهوایی مناسبتر وجود دارد؟ از میان عوامل مختلف تولید نیرویکار در رشد و توسعه پایدار اقتصادی، نقش ویژهای دارد. در اقتصادکلان و از جنبه توسعهی اقتصادی نیز نیرویکار از پایههای اساسی برنامهریزی اقتصادی است. با توجه به این که نیروی کار شاغل در تولید این محصول دارای شرایط خاصی است، بهخصوص که شامل دو گروه شاغلان با مزد و حقوق (اعم از کارگر یا کارمند) و شاغلان بدون مزد وحقوق (شامل مالکان، شرکای فعال و کارکنان فامیلی) است؛ حال این سوال مطرح میشود که آیا سهم بیشتر نیرویکار با مزد وحقوق منجر به افزایش کارایی شده است؟
تجربهی کشورهای توسعه یافته نشان داده است که پویایی و کارایی بالای بخش کشاورزی در کنار دیگر بخشها نقش به سزایی در رشد اقتصادی در سطح کلان ایفا میکند. اگر چه در چند سال اخیر از روش تجزیه و تحلیل پوششی دادهها (DEA) برای اندازهگیری کارایی در بخشهای مختلف اقتصاد ایران خصوصا بخش کشاورزی استفاده شده، اما مطالعه برای بررسی کارایی در سطح تولیدکننده و محصول بسیار کم است. لذا در این مطالعه که از دو مرحله تشکیل شده است؛ سعی میشود تا در مرحلهی اول با استفاده از روش DEA کارایی تولیدکنندگان قارچ خوراکی به تفکیک مناطق (استانها) مختلف کشور بر اساس ارزش نهادههای مورد استفاده برای تولید محصول تعیین و مورد بررسی قرار گیرد و سپس با انجام آزمون خودراهانداز، مقیاس بهینه برای DMUها تعیین شده و آنگاه در مرحلهی دوم با استفاده از یک مدل رگرسیون چند متغیره (نمرات کارایی به دست آمده از DEA در سمت چپ معادله رگرسیون)، متغیرهای بالقوه تاثیرگذار(متغیرهای محیطی و مدیریتی) بر کارایی تولید این محصول مورد آزمون قرار گیرند. البته ذکر این نکته ضرورت دارد که بر اساس آمار موجود تولید این محصول بر حسب استان محل تولید به 20 استان و یک DMU تحت عنوان سایر استانها که نماینده استانهای باقیمانده است؛ تقسیمبندی شده است. ذکر این نکته نیز ضروری است که با یک نگاه اولیه به آمار و اطلاعات نشان میدهد بیشترین میزان موجودی سرمایه، نیرویکار، انرژی و سایر مواد اولیه در استانهایی مانند تهران و اصفهان در مقایسه با سایر استانها برای تولید قارچ به کار گرفته شده و نیز بیشترین میزان درآمد در این استانها کسب شده است. با توجه به تراکم جمعیت ساکن و امکانات بیشتر در این استانها این سوال مطرح میشود که آیا کارایی تولیدکنندگان قارچ در استانهای مختلف کشور تحت تاثیر ناحیه بازار تولیدکنندگان قرار دارد ؟ با توجه به مطالب بالا، سوالهای اساسی این تحقیق به قرار زیر است:
با مشخص شدن اهمیت ارزیابی عملکرد موسسههای فعال در تولید قارچ خوراکی باید معیارهایی برای بررسی عملکرد معرفی شوند. تعیین این معیارها بر اساس اهداف مشخص شده تولید خواهد بود. با توجه به اینکه هدف اصلی در تولید تخصیص بهینه منابع است و از نظر کاربردی نیز تولیدکنندگان به دنبال برنامهریزی برای آینده، توسعه ظرفیت، اصلاح معایب و بهبود روشها هستند که همه این موارد مستلزم شناخت وضعیت موجود تولید این محصول با در نظر گرفتن تولید بر حسب اقلیمهای مختلف است. علاوه بر موارد ذکر شده باید یادآوری کرد که سازمانهای مربوطه در خصوص چگونگی تخصیص اعتبارات و یا انجام هزینهها نیازمند شناخت عملکرد و کارایی تولید هستند. با کاراتر شدن تولید این محصول در کشور میتوان انتظار داشت که قیمت آن در بازار کاهش یابد و از اتلاف منابع کمیاب و آلودگی محیطزیست جلوگیری به عمل آید.
هدف اصلی این مطالعه تجزیه و تحلیل کارایی تولید قارچ خوراکی در ایران به تفکیک مناطق مختلف است.
اهداف فرعی:
2- توضیح نمرات کارایی به دست آمده برای این مناطق با استفاده از تکنیک دومرحلهی است.
تجربه کشورهای توسعهیافته نشان میدهد که پویایی و رشد همگام بخش کشاورزی با دیگر بخشها، نقش بهسزایی در رشد و توسعه اقتصاد در سطح کلان دارد. لذا تعیین عوامل موثر بر کارایی تولید محصولات مختلف در این بخش باعث میشود تا زمینه برای اتخاذ راهکارهای مناسب در فرایند سیاستگذاری به منظور دستیابی به رشد اقتصادی فراهم شود.
فرضیه 1: بین تنوع تولید انواع مختلف قارچ خوراکی در استانهای مختلف کشور با کارایی تولید این محصول در این استانها رابطه معنیداری وجود دارد.
فرضیه 2: بین سهم بیشتر نیرویکار با مزد و حقوق شاغل در تولید قارچ خوراکی با کارایی تولید آن در استانهای مختلف کشور رابطه معنیداری وجود دارد.
فرضیه 3: رابطه معنیداری بین کارایی تولید قارچ خوراکی در استانهای مختلف کشور با شدت انرژی مورد استفاده آنها در تولید وجود دارد.
فرضیه4: بین نوع آبوهوا در استانهای مختلف کشور با کارایی تولید قارچ خوراکی در این استانها رابطه معنیداری وجود دارد.
فرضیه5: رابطه معنیداری بین کاراییتولید قارچ خوراکی در استانهای مختلف کشور با ناحیه بازار هر کدام از این استانها وجود دارد.
روش تحقیق این مطالعه بر اساس روش توصیفی است که شامل دو مرحله میشود. در مرحله اول از روش تجزیه و تحلیل پوششی دادهها (DEA) که نوعی برنامهریزی خطی غیرپارامتریک است، استفاده خواهد شد. این روش به تخمین و محاسبه نمرات کارایی میپردازد. سپس در مرحله دوم با استفاده از روشهای اقتصادسنجی (OLS یا WLS) و دادههای مقطعی مربوط به تولید قارچ خوراکی اثر متغیرهای توضیحی بالقوه (نوعاً محیطی و مدیریتی) بر نمرات کارایی مورد آزمون میگیرد.
جامعه آماری تمامی تولیدکنندگان فعال در تولید قارچ خوراکی در سال 1384 است. دادههای مربوط به نهاده، تعداد تولیدکنندگان فعال، اشتغال، ارزش دریافتی و پرداختی، ارزش سرمایهگذاری و ارزش تولیدات، از محل دادههای مربوط به سرشماری تولیدکنندگان قارچ خوراکی به تفکیک استان محل تولید (21 استان؛ 20 استان و یک مورد سایر استانها، گردآوری شده است. در ضمن دادههای مربوط به آبوهوا (میزان بارندگی سالانه، رطوبت نسبی و ابری بودن هوا) از سایت سازمان هواشناسی کشور (ایستگاهها سینوپتیک) گردآوری شده است.
1-1 مسئله اصلی تحقیق 19
1-2 تشریح و بیان موضوع 19
1-2-1 پوشش تورم 21
1-2-2 پوشش تورم توسط سهام 22
1-2-3 پوشش تورم توسط مسکن 23
1-2-4 پوشش تورم توسط طلا 23
1-2-5 پوشش تورم توسط ارز 25
1-3 ضرورت انجام تحقیق 25
1-4 فرضیههای تحقیق 27
1-5 اهداف اساسی از انجام تحقیق 27
1-6 سوالات تحقیق 27
1-7 روش تحقیق 27
1-7-1 روش گردآوری اطلاعات 27
1-7-2 روش تجزیه و تحلیل اطلاعات 28
1-8 نوآوری تحقیق 28
فصل دوم 29
ادبیات موضوع 29
2-1 مقدمه 31
2-2 تورم و بازده داراییها 31
2-3 نظریه فیشر 32
2-3-1 نظریه پرتفوی 38
2-3-2 تورم و بازده سهام 40
2-3-3 تورم و بازده مسکن 41
2-3-4 تورم و بازده طلا 42
2-3-5 تورم و بازده ارز 43
2-4 مطالعات انجام شده 44
2-4-1 مطالعات خارجی 44
2-4-2 پوشش تورم توسط سهام 46
2-4-3 پوشش تورم توسط مسکن 49
2-4-4 پوشش تورم توسط طلا 50
2-4-5 مطالعات داخلی 51
2-5 جمعبندی 54
فصل سوم 55
روش تحقیق 55
3-1 مقدمه 57
3-2 الگوی خودتوضیح برداری 57
3-2-1 آزمون ریشه واحد فصلی 59
3-2-2 تعیین طول وقفه بهینه 63
3-2-3 توابع عکسالعمل آنی 64
3-2-4 تجزیه واریانس خطای پیشبینی 64
3-3 آزمون همگرایی یوهانسون 65
3-4 الگوی تصحیح خطای برداری 66
3-5 روش اندازهگیری تورم انتظاری 67
3-6 جمعبندی 69
فصل چهارم 71
برآورد مدل 71
4-1 مقدمه 73
4-2 معرفی مدل و متغیرها 73
4-3 الگوی خودرگرسیون برداری 79
4-3-1 آزمون ریشه واحد متغیرها 79
4-3-2 تعیین وقفه بهینه VAR 81
4-4 روش یوهانسون 82
4-4-1 تعیین و شناسایی نوع الگو 83
4-4-2 برآورد بردارهای همانباشتگی 85
4-5 پویاییهای کوتاهمدت 91
4-5-1 توابع عکسالعمل 91
این مطلب را هم بخوانید :
4-5-2 تجزیه واریانس 98
4-6 جمعبندی 105
فصل پنجم 107
نتیجهگیری و پیشنهادها 107
5-1 جمعبندی و نتیجهگیری 109
5-2 پیشنهادهای سیاستی 112
5-3 پیشنهادهای مطالعاتی 113
منابع و مآخذ 115
پیوستها 111
فهرست جداول
جدول 4-1: آزمون ریشه واحد LCPI……………………………………………………………………………….77
جدول4-2: مقادیر معیار شوارتز-بیزین………………………………………………………………………………..77
جدول 4-3: معیارهای خطای پیشبینی………………………………………………………………………………..78
جدول 4-4: ریشه واحد باقیماندههای پیشبینی تورم…………………………………………………………….79
جدول 4-5: آزمون ریشه واحد فصلی…………………………………………………………………………………80
جدول 4-6: آزمون دیکی فولر تعمیم یافته…………………………………………………………………………..81
جدول 4-7: تعیین وقفهی بهینهی مدل بازده داراییها و تورم………………………………………………..82
جدول 4-8: تعیین وقفهی بهینهی مدل بازده داراییها و تورم انتظاری…………………………………….82
جدول 4-9: آزمون یوهانسون مربوط به مدل بازده داراییها و تورم………………………………………..83
جدول 4-10: آزمون یوهانسون مربوط به مدل بازده داراییها و تورم انتظاری…………………………..84
جدول 4-11: بردارهای همانباشتگی مقید مدل بازده داراییها و تورم………………………………………86
جدول 4-12: آزمون واریانس همسانی پسماندها…………………………………………………………………..88
جدول 4-13: آزمون نبود خودهمبستگی………………………………………………………………………………88
جدول 4-14: بردارهای همانباشتگی مقید مدل بازده داراییها و تورم انتظاری…………………………..89
جدول 4-15: آزمون واریانس همسانی پسماندها…………………………………………………………………..91
جدول 4-16: آزمون نبود خودهمبستگی………………………………………………………………………………91
جدول 4-17: تجزیه واریانس مربوط به بازده سهام در مدل با تورم…………………………………………98
جدول 4-18: تجزیه واریانس مربوط به بازده سهام در مدل با تورم انتظاری…………………………….99
جدول 4-19: تجزیه واریانس مربوط به بازده مسکن در مدل با تورم……………………………………..100
جدول 4-20: تجزیه واریانس مربوط به بازده مسکن در مدل با تورم انتظاری………………………….101
جدول 4-21: تجزیه واریانس مربوط به بازده سکه در مدل با تورم………………………………………..102
جدول 4-22: تجزیه واریانس مربوط به بازده سکه در مدل با تورم انتظاری…………………………….103
جدول 4-23: تجزیه واریانس مربوط به بازده دلار در مدل تورم…………………………………………….104
جدول 4-24: تجزیه واریانس مربوط به بازده دلار در مدل تورم انتظاری…………………………………105
فهرست نمودارها
نمودار 4-1: توابع عکسالعمل مدل بازده سهام و تورم………………………………………………………….92
نمودار 4-2: توابع عکسالعمل مدل بازده سهام و تورم انتظاری………………………………………………93
نمودار 4-3: توابع عکسالعمل در مدل بازده مسکن و تورم……………………………………………………94
نمودار 4-4: توابع عکسالعمل در مدل بازده مسکن و تورم انتظاری………………………………………..94
نمودار 4-5: توابع عکسالعمل در مدل بازده سکه و تورم………………………………………………………95
نمودار 4-6: توابع عکسالعمل در مدل بازده سکه و تورم انتظاری………………………………………….96
نمودار 4-7: توابع عکسالعمل در مدل بازده دلار و تورم……………………………………………………….97
نمودار 4-8: توابع عکسالعمل در مدل بازده دلار و تورم انتظاری……………………………………………97
1-1 مسئله اصلی تحقیق
تورم که به عنوان یکی از شاخصهای بیثباتی در سطح اقتصاد کلان مطرح است، میتواند یکی از عوامل مؤثر در تصمیمگیریهای اقتصادی و مالی باشد که بر بازده سرمایهگذاریها تأثیرگذار است. از آن جاییکه هدف هر سرمایهگذاری در بخش خصوصی کسب بازده است و تورم ممکن است تأثیر قابل توجهی بر سرمایهگذاریها داشته باشد؛ به همین منظور مدیران شرکتها، سهامداران و سرمایهگذاران آتی توجه خاصی به تورم و انتظارات تورمی دارند. بنابراین مشخص بودن رابطهی بین تورم و انتظارات تورمی با بازده داراییها میتواند راهگشایی برای مدیران و سرمایهگذاران آتی جهت تصمیمگیری محسوب گردد. در این زمینه تحقیقات متعددی در کشورهای مختلف جهان، اعم از کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه انجام شده است که نتایج متفاوتی را نشان داده است. لذا تحقیق حاضر سعی دارد تا ارتباط بین بازده داراییها (سهام، مسکن، سکه طلا و دلار)، تورم و تورم انتظاری را در ایران بررسی کند تا میزان پوشش این داراییها را در مقابل تورم و انتظارات تورمی برای سرمایهگذاران، مدیران و خانوارها روشن و شفاف گرداند.
در سالهای اخیر تورم، که به بالا رفتن مداوم و بیتناسب و نامنظم سطح عمومی قیمت کالاها و خدمات اطلاق میشود، به عنوان یکی از عوامل مؤثر در تصمیم گیریهای اقتصادی، مالی و سرمایهگذاری، نقش مهمی ایفا میکند و سرمایهگذاران توجه بیش از حدی به نرخ تورم دارند، به این دلیل که خالص منافع حاصل از سرمایهگذاریهای آنها به نرخ تورم بستگی دارد. از سوی دیگر افزایش تورم، نرخ بازده انتظاری سرمایهگذاران را افزایش میدهد (سعیدی و کوهساریان، 110:1388). به عبارت دیگر، هر گاه در فاصلهی زمانیِ بین سرمایهگذاری و بهرهبرداری، قیمتها افزایش یابد، وجهی که سرمایهگذار به عنوان سود سرمایهگذاری به دست میآورد، قدرت خرید کمتری داشته و در نتیجه بازده واقعی سرمایهگذاری، کمتر از بازده انتظاری خواهد بود. از سوی دیگر، افزایش تورم نرخ بازده مورد توقع سرمایهگذاران را افزایش میدهد و در شکل دیگر با افزایش نرخ تورم، افزایش نرخ بهره بازار نیز اجتنابناپذیر است و در نتیجه نرخ بازده انتظاری سهامداران با تغییری مثبت روبرو خواهد شد. بهعلاوه یکی دیگر از اثرات تورم، بیثباتی سود است، که این اثر تورمی نوسان بازده را به دنبال دارد.
بنابراین، نوسانات نرخ تورم و بی ثباتی آن که در طول زمان از جمله معضلات اقتصادی- اجتماعی و گریبانگیر اقتصاد قرن حاضر است، باعث ایجاد مشکل در تصمیمات و پیشبینیهای اقتصادی سرمایهگذاران میشود و میتواند به آنها لطمه بزند. مردم بهدنبال ایمنسازی خود در مقابل تورم، هر اقدامی انجام خواهند داد تا هزینههای تورم احتمالی بر رفاه خود را به حداقل برسانند. افراد در اولین گام در این راه سعی خواهند کرد تا سبد دارایی خود را به نحوی تغییر دهند که در شرایط تورمی از زیان های احتمالی در امان بوده و در صورت امکان، سود هم کسب کنند. در جریانهای تورمی پول نقد بیش از هر چیز دیگر ارزش خود را از دست میدهد و بنابراین همه تلاش میکنند که کمترین میزان پول نقد را نگاه دارند. به طور معمول و تاریخی در ایران و در چنین شرایطی سرمایهگذاران و پساندازکنندگان برای حفظ منافع خود در مقابل تورم، گرایش دارند نقدینگی خود را در معاملات زمین، طلا، ارز، مسکن و نظیر اینها سرمایهگذاری کرده تا قدرت خرید خود را حفظ کنند. عدم آگاهی سهامداران و به طور کلی سرمایهگذاران از تأثیر تورم، تصمیمگیری روشن و دقیق نسبت به سرمایهگذاری را با دشواری روبرو میکند. بنابراین در شرایطی که ارزش پول به دلیل تورم مداوم، کاهش مییابد، سرمایهگذار برای جلوگیری از زیانهای ناشی از تورم، تصمیم به سرمایهگذاری روی داراییهایی میگیرد که همراه با تورم، افزایش ارزش داشته و قدرت خرید آنها را در طی زمان نه تنها حفظ کند، بلکه افزایش نیز بدهد و برای این هدف نیاز به آگاهی از نحوه اثرپذیری این داراییها از نرخ تورم دارد.
از آنجاییکه رشد مستمر و شتابان سطح قیمتها در اقتصاد ایران از سالهای اولیه دهه پنجاه، همراه با افزایش چشمگیر درآمدهای نفتی کشور آغاز شده و تا امروز نیز ادامه داشته و تبدیل به یکی از حادترین مشکلات اقتصادی و اجتماعی ایران شده است؛ بررسی یکی از نگرانیهای اشخاص و سرمایهگذاران در مورد حفظ ثروت و قدرت خریدشان در این شرایط حائز اهمیت فراوانی است. بررسی نرخ تورم در سالهای گذشته و همبستگی و ارتباط آن با بازده داراییها ، میتواند این مسئله را روشن کند که آیا هماهنگ با روند تورم، بازده این داراییها نیز افزایش یافته است.
با توجه به امکان استفاده از داراییهای مختلف به عنوان راهی برای محافظت از قدرت خرید و پوشش تورم و تورم انتظاری، این مطالعه به بررسی رابطه بین نرخ تورم و تورم انتظاری با نرخ بازده چهار دارایی عمده در اقتصاد ایران شامل سهام، مسکن، طلا و ارز، میپردازد. برای این منظور، شاخص قیمت سهام بورس اوراق بهادار تهران، شاخص قیمت مسکن (از زیربخش شاخص قیمت مصرفکننده)، قیمت سکه تمام بهار آزادی و نرخ هر دلار به ازای ریال ایران، به ترتیب برای ارزیابی قابلیت پوشش تورمی دارایی سهام، مسکن، طلا و ارز مورد استفاده قرار میگیرد.
بازده داراییهایی که اثر تورم را جبران میکند به عنوان پوشش در مقابل تورم نامیده میشود (بودای[2]،460:1976). به تعبیر هول[3](2003) حرکت ارزش داراییها، مطابق و مرتبط با نرخ تورم، پوشش تورم محسوب میشود. یکی از خصوصیات پوشش سازی، کاهش تغییرپذیری ثروت در آینده است (بونکامپ[4]، 1978). هدف از هر پوششی جبران یا بیاثر کردن ریسک است (تاربرت[5]، 77:1996). بنابراین، اثربخشی انواع داراییها در ارائه پوشش تورمی، با توانایی آنها در کاهش یا جبران کاهش قدرت خرید حاصل از تورم اندازهگیری میشود (ورتزباچ و همکاران[6]، 154:1991).
در ادبیاتِ سهام عادی و نرخ تورم، اصطلاح پوشش تورم به دو طریق متمایز به کار برده میشود. در تعریف اول، سهام پوشش تورم است اگر این امکان که نرخ واقعی بازده سهام به زیر ارزش کف معینی مثل صفر سقوط کند، حذف یا حداقل کاهش یابد. این تعریف صریح تر در دو مقاله توسط ریلای و همکاران[7] (1970)، و کاگان[8] (1974) تلویحاً اشاره شده است. ریلای و همکاران (1970) توضیح میدهند که اگر یک دارایی پوشش تورم باشد بازده اسمی آن شامل ریسک حق پاداش خواهد بود، به طوری که نرخ تورم، باعث نخواهد شد بازده واقعی دارایی پایین تر از سطح انتظاری سقوط کند.
تعریف دیگر از پوشش تورم توسط برانچ[9] (1974)، فاما و مکبس[10] (1974) و اودت[11] (1973) چنین به کار رفته است که دارایی پوشش تورم است اگر و تنها اگر بازده واقعی آن مستقل از نرخ تورم باشد. نظریهپردازان اقتصادی مدت طولانی سهام عادی را به عنوان یک پوشش تورم مطرح کردهاند، از این جهت که سهام مالکیت سرمایه فیزیکیای را نشان میدهد که ارزش واقعی آن مستقل از نرخ تورم فرض شده است. این امر نشان میدهد که با ثبات سایر عوامل، یک تغییر مثبت در نرخ تورم باید توسط یک تغییر مثبت برابر در بازده اسمی داراییهای مالی همراه باشد، به طوری که نرخ بازده واقعی دارایی تحت تأثیر قرار نخواهد گرفت. در حقیقت این دیدگاه به صورت عامتر به عنوان همبستگی مثبت بین نرخ بازده اسمی دارایی و نرخ تورم بیان شده است (بودای،460:1976).
به منظور مدیریت ریسک تورم و حفاظت سرمایهگذار بلندمدت در برابر اثرات منفی تورم، داراییهای مختلف و یا ترکیباتی از داراییها را می توان خریداری کرد. برای بسیاری از سرمایهگذاران، هدف اصلی از متنوع کردن سبد دارایی، کاهش نوسانات بازده داراییهایشان و پوشش ریسکها است (بوند و سیلر[12]، 327:1998). دستورالعملهای تخصیص سبد دارایی پیشنهاد میکند که پرتفوی با داراییهای با ارتباط کم یا منفی میتواند ریسکها را کاهش دهد و نرخ بازده مناسبی را حفظ کند. به این منظور، سرمایه گذاران لازم است تا داراییهایی را تملک کنند که به طور مؤثری میتواند تورم را پوشش دهد. در این رابطه، داراییهایی که توانایی پوشش تورم دارند برای سرمایهگذاران نسبت به آنهایی که این ویژگی را ندارند، جذابتر خواهند شد (گوناسکاراگ و همکاران[13]،268:2008).
سهام از دسته داراییهایی است که به طور گستردهای در ادبیات پوشش تورم مورد مطالعه قرار گرفته است. با استفاده از این استدلال که سهام قراردادهایی برای داراییهای حقیقی است و با فرض انتظارات عقلایی در مورد تورم آینده، سهام میتواند پوشش تورمی خوبی باشد. به عبارتی دارندگان سهام عادی، به طور متوسط، جبرانی برای تغییرات سطح قیمتها خواهند داشت.
تورم به عنوان یکی از مهمترین متغیّرهای اقتصادی اثرگذار بر قیمت سهام، از دیر باز مورد توجه بوده است. رابطهی میان تورم و بازدههای سهام از جمله مباحث جدال برانگیز میان محققان است. با بررسی آثار تورم، این نتیجه به دست میآید که آن دسته از شرکتهای پذیرفته شده در بورس که داراییهایی دارند که تأثیر تورم بر افزایش قیمت آنها نیز بیشتر است، آثار تورم در افزایش قیمت سهام این شرکتها نیز بیشتر خواهد بود و در نتیجه این سهام، در نزد افراد قابل قبولتر خواهد بود، زیرا سهامدار سهمی معادل با برگه سهامش از شرکت دریافت میکند که با افزایش در ارزش داراییهای شرکت بورسی، انتظار افزایش قیمت در سهام خود را خواهد داشت.
از دههی 1930 تاکنون مطالعات زیادی دربارهی ارتباط بین تورم و بازده سهام و همچنین تأثیر تورم بر قیمت سهام انجام شده است. از دیدگاه سنتی، تورم و بازده اسمی سهام با یکدیگر رابطهی مثبت دارند، بدین معنا که با افزایش تورم، بازده اسمی سهام نیز به تناسب آن افزایش مییابد و در نتیجه، بازده واقعی سهام ثابت میماند. به عبارت دیگر در دیدگاه سنتی، سهام یک سپر تورمی محسوب میشود، بدین معنا که با افزایش نرخ تورم قیمت سهام نیز افزایش مییابد.
مسکن نیز در تاریخ به عنوان ابزار پوششی قدرتمندی در مقابل تورم مطرح شده است، به این دلیل که ارزش این داراییها اغلب گرایش به افزایش در نرخی بالاتر از نرخ تورم داشته است. همچنین نشان داده شده است که اگر زمین و مسکن در سبد سرمایهگذاریها قرار داشته باشد، میتواند قدرت خرید را حفظ کند (وای هو و ننگ لای[14]، 2005). مطالعه اولیه انجام شده توسط فاما و شورت[15](1977) نشان داد که زمین و مسکن یک پوشش کامل در برابر تورم انتظاری و تورم غیرانتظاری است.
امروزه مسکن یک انتخاب رایج و محبوب توسط سرمایهگذاران است، زیرا نه تنها افزایش قیمتها باعث افزایش ارزش فروش مجدد ملک در طول زمان میشود، بلکه ملک میتواند به عنوان منبعی برای درآمد ناشی از اجاره بها نیز استفاده شود. همزمان با افزایش ارزش مسکن همگام با تورم، نرخ کرایه مسکن نیز افزایش مییابد و در نتیجه درآمد کسب شده از طریق سرمایهگذاری بر روی ملک، همگام با افزایش عمومی قیمتها در بستر اقتصاد، افزایش مییابد. بنابراین، مسکن به یک طبقه دارایی محبوب برای ارائه یک منبع تنوع جدید در سبد دارایی سرمایهگذاران تبدیل شده است.
به طور سنتی، طلا نخستین گزینهای است که برای حفظ ارزش پول در شرایط مختلف مانند تورم، بحرانها و… مد نظر قرار میگیرد و به دلیل ارزش ذاتی و قابلیت نقدشوندگی بالا، تقریباً یک دارایی مطمئن و سرمایهای برای حفظ ارزش داراییها به شمار میرود (اسلامی بیدگلی و بیگدلو، 1385). این فلز گرانبها همواره دارای جایگاه ویژهای در سبد دارایی بوده است، به طوری که هر گونه نوسان قیمت آن، میتواند روی تنوع داراییهای افراد در سبد دارایی تأثیرگذار باشد. اشخاص و سازمانها با دلایل و انگیزههای مختلفی به سرمایهگذاری روی طلا اقدام میکنند، از جمله چشمانداز مثبت به قیمت طلا و قابلیت طلا در حفظ درآمد افراد در مقابل خطرات ناشی از شرایط نامطمئن و بیثبات. بنابراین طلا را میتوان یک سرمایهگذاری جذاب و تقریباً بدون ریسک قلمداد کرد که با توجه به افزایش قیمت جهانی آن در اکثر سالها، بازده خوبی را نصیب سرمایهگذار میکند.
مردم طلا را به دو هدف میخرند. اول “تقاضا برای استفاده”، جایی که طلا مستقیماً در تولید جواهرات، مدال، سکه، اجزای الکتریکی و مشابه آن مورد استفاده قرار میگیرد. دوم “تقاضا به عنوان دارایی” برای طلا، جایی که آن مورد استفاده دولتها، مدیران و اشخاص به عنوان سرمایهگذاری قرار میگیرد (گوش و همکاران، 3:2004).
در دههی 1930 افزایش بهای طلا، عمدتاً ناشی از نقش طلا به عنوان پول بود. در حالی که از اواسط تا اواخر دههی 1970 نقش طلا به عنوان یک دارایی منجر به فشار تقاضای سوداگرانه برای طلا و افزایش بهای آن شد. بنابراین بعد از سالهای 1970، نقش طلا به عنوان یک کالا عامل تعیینکننده تقاضا برای طلا بود (هارمستون[16]، 11:1998). هر چند در حال حاضر یکی از علل افزایش تقاضا برای طلا، افزایش تقاضای مؤسسات مالی، بانکها و مؤسسات سرمایهگذاری و بانکهای مرکزی برای طلا به منظور تنوع بخشی سبد دارایی و کاهش خطر سبد داراییهاست، به این دلیل که همبستگی بین بازده سهام، اوراق قرضه و بازده طلا منفی است.
دلیل سرمایهگذاران از قرار دادن طلا در سبد دارایی این است که طلا یک فلز قیمتیست با کارکردهایی که پول دارد؛ در میان همه کارکردها، قدرت خرید یکی از مهمترین آنها ست (وانگ و لی[17]، 39:2011). طلا دارایی است که مردم را برای هزاران سال جذب کرده است و این کشش تا به امروز ادامه داشته است، به گفته ورتینگتون و پهلوانی[18](2006)، برخلاف بیشتر داراییها، طلا بادوام، نسبتاً قابل حمل و نقل و قابل قبول همه است و به آسانی اعتبار دارد. اگر چه طلا دیگر نقش محوری را در نظام پولی بعد از سقوط نظام برتون وودز در 1971 ایفا نمیکند، اما نقش سنتی خود را به عنوان ذخیره ارزش در بسیاری از کشورهای آسیایی حفظ کرده است. سرمایهگذاران طلا را به عنوان پوششی در مقابل تورم و هر گونه بحران اقتصادی، سیاسی و ارزی خریداری میکنند. آنها طلا را به علاوه برای متنوع کردن سبد دارایی میخرند، زمانیکه اعتماد سرمایهگذاری در حال افزایش است؛ چرا که آنها احساس میکنند که طلا، برخلاف سایر داراییهای مالی، بهترین راه برای پوشش در برابر رکود و تورم است.
همچنین، تحلیلگران مالی و سیاستگذاران پولی، تحولات در بازار طلا را به دقت دنبال میکنند و قیمت طلا را به عنوان یک معیار خوب از روند تورم در آینده در نظر گرفته میگیرند، از آن جا که زودتر از اندازهگیریهای رسمی تورم تغییر میکند (شبانی، 1386).
در ایران از نظر تاریخی، نداشتن امنیت اجتماعی به خصوص برای زنان، نگرانی از آینده، علاقه به استفاده از طلا به عنوان زیورآلات، ارزش ذاتی و قدرت نقدشوندگی بالای طلا باعث شده است که از دیرباز این فلز گرانبها به عنوان قسمتی از پسانداز خانوارها برای روز مبادا مورد استفاده قرار گیرد (سرفراز و افسر، 156:1384).