کلیدواژه ها: سواد اطلاعاتی، کیفیت عملکرد، مدیران
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول
1-1مقدمه. 2
1-2بیان مسأله. 3
1-3 اهمیت و ضرورت تحقیق. 6
1-4اهداف پژوهش. 8
1-4-1هدف کلی:. 8
1-4-2اهداف جزئی:. 8
1-5فرضیه های پژوهش. 9
1-5-1فرضیۀ اصلی. 9
1-5-2فرضیۀهای فرعی. 9
1-6تعریف مفهومی واژهها و اصطلاحات فنی و تخصصی. 10
1-6-1سواد اطلاعاتی:. 10
1-6-2کیفیت عملکرد. 10
1-7تعاریف عملیاتی واژهها و اصطلاحات فنی و تخصصی. 11
1-8- متغیرهای تحقیق. 12
1-9-قلمرو تحقیق. 12
فصل دوم
2-1مقدمه. 14
2-1-1بخش اول. 14
2-1-1-1مفهوم و تشریح سواد اطلاعاتی. 14
2-1-1-2سابقه سواد اطلاعاتی. 15
2-1-1-3نقش سواد اطلاعاتی در افزایش دموکراسی. 16
2-1-1-4ویژگیهای باسوادان اطلاعاتی. 16
2-1-1-5فواید سواد اطلاعاتی. 16
2-1-1-6جایگاه سواد اطلاعاتی در جهان و ایران. 17
2-1-1-7اصول اساسی سواد اطلاعاتی. 17
2-1-1-8 استانداردهای سواد اطلاعاتی. 18
2-1-1-9 مهارتهای سواد اطلاعاتی. 19
2-1-1-10 آموزش و یادگیری سواد اطلاعاتی. 20
2-1-1-11 ارزشیابی سواد اطلاعاتی. 20
2-1-1-12 انواع سواد اطلاعاتی. 21
2-1-1-13-1سواد ارتباطی(توانایی کلامی). 21
2-1-1-13-2سواد عمومی یا سنتی(تواناییهای کتبی). 22
2-1-1-13-3 سواد رایانهای(توانایی فنی). 22
2-1-1-14 فواید و ضرورت سواد رایانهای(توانایی فنی) در عملکرد مدیریت. 23
2-1-1-15تعریف و مفهوم مدیریت. 24
2-1-2 بخش دوم. 24
2-1-2-1 کیفیت عملکرد. 24
2-1-2-2 اهمیت عملکرد. 25
2-1-2-3 نقش مدیریت درکیفیت عملکرد. 25
2-1 -3 بخش سوم. 26
2-1-3-1یافتههای پژوهشگران. 26
2-1-3-1-1یافتههای پژوهشگران داخل کشور. 26
2-1-3-1-2.پژوهش های که در خارج از کشور انجام گرفتهاست.. 37
2-1-3-1-2.چارچوب نظری. 38
1-3-1-3-1-2سواد اطلاعاتی. 38
این مطلب را هم بخوانید :
2-3-1-3-1-2کیفیت عملکرد. 39
2-4- مدل مفهومی. 41
2-5-مدل تحلیلی. 42
فصل سوم
3-1مقدمه. 44
3-2روش پژوهش. 44
3-3جامعه آماری. 45
3-4 نمونه و روش آن. 45
3-5 ابزارهای مورد استفاده برای جمعآوری اطلاعات. 45
3-6 روایی پرسشنامه. 46
3-7 پایایی پرسشنامه. 46
3-8 روش تحلیل دادهها. 47
3-8-1 تحلیل توصیفی دادهها. 47
3-8-2تحلیل استنباطی دادهها. 47
فصل چهارم
4-1مقدمه. 49
4-2 داده های توصیفی. 50
4-3 داده های استنباطی. 50
4-3-2فرضیههای فرعی. 51
فصل پنجم
5-2 تفسیر داده ها و مقایسه آنها با یافته های پیشین. 68
5-2-1فرضیه اصلی پژوهش. 68
5-2-2فرضیههای فرعی. 68
5-3محدودیتهای پژوهش. 74
5-3-1 محدودیتهای در اختیار محقق. 74
5-3-2محدودیتهای خارج از اختیار محقق. 74
5-4پیشنهاد پژوهشی. 74
5-4-1سواد فنی. 74
5-4-2سواد ارتباطی. 75
5-4-3سواد کتبی. 75
منابع. 77
پیوست شماره1. 83
پیوست شماره2. 84
پیوست شماره 3. 85
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول شماره2-1خلاصه ای از پژوهش های انجام شده در ارتباط با سواد اطلاعاتی و عملکرد مدیریت در ایران.. 34
جدول شماره2-2 خلاصه ای از پژوهش های انجام شده در ارتباط با سواد اطلاعاتی و عملکرد مدیران در خارج از ایران.. 40
جدول شماره 3-1جامعه و نمونۀ آماری مدیران آموزش ابتدایی تحت پوشش آموزش وپرورش شهرستان جیرفت.. 45
جدول شماره3-2 مقدار پایایی برآورد شده با ضریب آلفای کرونباخ برای سؤالهای پرسشنامه بررسی رابطۀ سواد اطلاعاتی با کیفیت عملکرد مدیران.. 46
جدول شماره4-1مشخصات آزمودنیها را نشان میدهد.. 50
جدول4-2: میانگین و انحراف استاندارد مؤلفههای سواد اطلاعاتی و عملکرد مدیران.. 50
جدول 4-3: میانگین و انحراف استاندارد متغیرهای عملکرد مدیران و سواد اطلاعاتی.. 50
جدول4-4: نتایج ماتریس همبستگی بین عملکرد مدیران و سواد اطلاعاتی.. 51
جدول 4-5: نتایج رگرسیون همزمان برای پیش بینی عملکرد مدیران از طریق سواد اطلاعاتی.. 51
جدول 4-6: میانگین و انحراف استاندارد متغیرهای بعد برنامه ریزی عملکرد مدیران و سواد اطلاعاتی کتبی.. 51
جدول4-7: نتایج ماتریس همبستگی بین بعد برنامه ریزی عملکرد مدیران و سواد اطلاعاتی کتبی.. 52
جدول 4-8: میانگین و انحراف استاندارد متغیرهای بعد برنامه ریزی عملکرد مدیران و سواد اطلاعاتی فنی.. 52
جدول4-9: نتایج ماتریس همبستگی بین بعد برنامه ریزی عملکرد مدیران و سواد اطلاعاتی فنی.. 52
جدول 4-10: میانگین و انحراف استاندارد متغیرهای بعد برنامه ریزی عملکرد مدیران و سواد اطلاعاتی ارتباطی.. 53
جدول4-10: نتایج ماتریس همبستگی بین بعد برنامه ریزی عملکرد مدیران و سواد اطلاعاتی ارتباطی.. 53
جدول 4-11: نتایج رگرسیون همزمان برای پیش بینی بعد برنامه ریزی عملکرد مدیران از طریق سواد اطلاعاتی ارتباطی.. 53
جدول 4-12: میانگین و انحراف استاندارد متغیرهای بعد سازماندهی عملکرد مدیران و سواد اطلاعاتی کتبی.. 54
جدول4-13: نتایج ماتریس همبستگی بین بعد سازماندهی عملکرد مدیران و سواد اطلاعاتی کتبی.. 54
جدول 4-14: نتایج رگرسیون همزمان برای پیش بینی بعد سازماندهی عملکرد مدیران از طریق سواد اطلاعاتی کتبی.. 54
جدول 4-15: میانگین و انحراف استاندارد متغیرهای بعد سازماندهی عملکرد مدیران و سواد اطلاعاتی فنی.. 55
جدول4-16: نتایج ماتریس همبستگی بین بعد سازماندهی عملکرد مدیران و سواد اطلاعاتی فنی.. 55
جدول 4-17: نتایج رگرسیون همزمان برای پیش بینی بعد سازماندهی عملکرد مدیران از طریق سواد اطلاعاتی فنی.. 56
جدول 4-18: میانگین و انحراف استاندارد متغیرهای بعد سازماندهی عملکرد مدیران و سواد اطلاعاتی ارتباطی.. 56
جدول4-19: نتایج ماتریس همبستگی بین بعد سازماندهی عملکرد مدیران و سواد اطلاعاتی ارتباطی.. 57
جدول 4-20: نتایج رگرسیون همزمان برای پیش بینی بعد سازماندهی عملکرد مدیران از طریق سواد اطلاعاتی ارتباطی.. 57
جدول 4-21: میانگین و انحراف استاندارد متغیرهای بعدکنترل عملکرد مدیران و سواد اطلاعاتی کتبی.. 58
جدول4-22: نتایج ماتریس همبستگی بین بعدکنترل عملکرد مدیران و سواد اطلاعاتی کتبی.. 58
جدول 4-23: نتایج رگرسیون همزمان برای پیش بینی بعدکنترل عملکرد مدیران از طریق سواد اطلاعاتی کتبی.. 58
جدول 4-24: میانگین و انحراف استاندارد متغیرهای بعدکنترل عملکرد مدیران و سواد اطلاعاتی فنی.. 59
جدول4-25: نتایج ماتریس همبستگی بین بعدکنترل عملکرد مدیران و سواد اطلاعاتی فنی.. 59
جدول 4-26: نتایج رگرسیون همزمان برای پیش بینی بعدکنترل عملکرد مدیران از طریق سواد اطلاعاتی فنی.. 59
جدول 4-27: میانگین و انحراف استاندارد متغیرهای بعدکنترل عملکرد مدیران و سواد اطلاعاتی ارتباطی.. 60
جدول4-28: نتایج ماتریس همبستگی بین بعدکنترل عملکرد مدیران و سواد اطلاعاتی ارتباطی.. 60
جدول 4-29: نتایج رگرسیون همزمان برای پیش بینی بعدکنترل عملکرد مدیران از طریق سواد اطلاعاتی ارتباطی.. 60
جدول 4-30: میانگین و انحراف استاندارد متغیرهای بعد نظارت عملکرد مدیران و سواد اطلاعاتی کتبی.. 61
جدول4-31: نتایج ماتریس همبستگی بین بعد نظارت عملکرد مدیران و سواد اطلاعاتی کتبی.. 61
جدول 4-32: نتایج رگرسیون همزمان برای پیش بینی بعد نظارت عملکرد مدیران از طریق سواد اطلاعاتی کتبی.. 62
جدول 4-33: میانگین و انحراف استاندارد متغیرهای بعد نظارت عملکرد مدیران و سواد اطلاعاتی فنی.. 62
جدول4-34: نتایج ماتریس همبستگی بین بعد نظارت عملکرد مدیران و سواد اطلاعاتی فنی.. 62
جدول 4-35: نتایج رگرسیون همزمان برای پیش بینی بعد نظارت عملکرد مدیران از طریق سواد اطلاعاتی فنی.. 63
جدول 4-36: میانگین و انحراف استاندارد متغیرهای بعد نظارت عملکرد مدیران و سواد اطلاعاتی ارتباطی.. 63
جدول4-37: نتایج ماتریس همبستگی بین بعد نظارت عملکرد مدیران و سواد اطلاعاتی ارتباطی.. 64
جدول 4-38: میانگین و انحراف استاندارد متغیرهای بعد ارزیابی عملکرد مدیران و سواد اطلاعاتی کتبی.. 64
جدول4-39: نتایج ماتریس همبستگی بین بعد ارزیابی عملکرد مدیران و سواد اطلاعاتی کتبی.. 64
جدول 4-40: نتایج رگرسیون همزمان برای پیش بینی بعد ارزیابی عملکرد مدیران از طریق سواد اطلاعاتی کتبی.. 64
جدول 4-41: میانگین و انحراف استاندارد متغیرهای بعد ارزیابی عملکرد مدیران و سواد اطلاعاتی فنی.. 65
جدول4-42: نتایج ماتریس همبستگی بین بعد ارزیابی عملکرد مدیران و سواد اطلاعاتی فنی.. 65
جدول 4-43: نتایج رگرسیون همزمان برای پیش بینی بعد ارزیابی عملکرد مدیران از طریق سواد اطلاعاتی فنی.. 65
فصل اول
کلیات تحقیق
1-1مقدمه
عصر کنونی را به دلیل سیر صعودی افزایش اطّلاعات و رشد سریع علم و اهمیت آن در داشتن زندگی با کیفیت بالا،عصر دانایی نامیدهاند(یزدانی،1391).در چنین فضایی مدیران، نیازمند دستیابی به توانمندیهای جدید علمی و اطلاعاتی هستند که بتوانند هماهنگ با مقتضیّات زمان به پویایی خود و سازمان تحت سرپرستی شان کمک نمایند. زندگی کردن در عصر و زمانهای که اطلاعات آن در سطح وسیع و جهانی،ثانیهای و دقیقهای تغییر میکند، به توانایی در انعطافپذیری و ایجاد تحول نیاز دارد. مدیر مدرسه در مقام رهبر و اداره کنندۀ محیط علم و دانش به عنوان مرکز اشاعه دهندۀ اطلاعات و آگاهی ها به دیگر افراد جامعه، باید این مهارت را داشته باشد که یافتههای جدید علمی را به موقع به همکاران خود برساند و آنها را با نظارت و کنترل مدیریتی صحیح، با شیوههای مختلف اخذ اطلاعات آشنا نماید. از جمله راههای متعدد کسب اطلاعات می توان به سه روش از جمله:1. روش کتبی یا سنتی و عمومی، (که اکثر افراد دانش پژوه از این طریق علوم را اتخاذ می کنند، زیرا آسانترین روش کسب اطلاعات می باشد و نیاز چندانی به مهارت و تبحر ندارد و تقریبا همۀ افراد می توانند بدون نگرانی و استرس اطلاعات مورد نیاز خود را از این طریق کسب نمایند.) 2. روش ارتباطی یا گفتگو( که غالباً در قالب جلسه و سمینار قابل انجام می باشد). در فرآیند مدیریتی ارتباط به معنای تلاش برای تغییر شرایط محیط سازمان و تحت تأثیر قرار دادن و کنترلعلمی و عملی کارکنان، و نیز هدایت آنان تعریف میشود. این نوع روش کسب اطلاعات به وقت و زمان بیشتری نیاز دارد اما از طرفی به دلیل حضور افراد متخصص در جلسات، افراد می توانند اشکالات و مسائل مشکل و حل نشدۀ خود را با افراد صاحب نظر در میان گذاشته و نیز با ارتباط رو در رو یا مستقیم، به اطلاعات کسب شده اعتماد نمایند، که این موضوع یک امتیاز برای روش ارتباطی محسوب میگردد. 3. روش فنی (یعنی اخذ اطلاعات از طریق تکنولوژیهای موجود امروزی که مهمترین و متدواولترین آنها رایانه می باشد زیرا نقش بسیار مهمی در مقوله اطلاع رسانی و نشر علوم مختلف مورد نیاز بشریت ایفا می نماید) میتوان اشاره نمود. عصر اطلاعات با وجود رایانه به سرعت در حال گسترش و توسعه است و حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات را به شدت تحت تأثیر خود قرارداده است و بشریت را ناخواسته نیازمند این تکنولوژی جادویی نموده است. بنا براین مدیران مدارس به مانند مدیران دیگر سازمانها موظفند برای بهبود کیفیت عملکرد مدیریتی خود در 5 مؤلفۀ برنامهریزی، سازماندهی، کنترل، نظارت و ارزیابی اهداف و نیازهای مدرسۀ تحت سرپرستی خود، دانش و علوم خود را تحت عنوان سواد اطلاعاتی از طریق سه روش ذکر شده(کتبی، فنی و ارتباطی) ویرایش و افزایش دهند؛ لذا در این پایان نامۀ دانشگاهی سعی برآن شده است تا به این مقولۀ مهم در مدارس ابتدایی شهرستان جیرفت به عنوان یک نمونۀ کوچک، تحت عنوان بررسی رابطۀ سواد اطلاعتی با کیفیت عملکرد مدیران پرداخته شود. بنابراین، این پژوهش شامل 5 فصل میباشد، که فصل اول به کلیات پژوهش میپردازد، فصل دوم ادبیات پژوهش را مورد بررسی قرار میدهد، فصل سوم روش اجرای تحقیق را بیان مینماید، فصل چهارم به تجزیه و تحلیل دادهها (یافتهها) ارتباط دارد و فصل پنجم یافتههای پژوهش را تفسیر میکند.
1-2بیان مسأله
اطلاعات به قدری در زندگی ما مهم شده است که اکنون وجود و تولید حجم انبوهی از اطلاعات در زمینه های گوناگون،دوران کنونی را به نام انفجار اطلاعات رقم زده است(یزدانی،1391). مدیریت، به هنر یا علم ادره یک مجموعه، جهت نیل به هدف های سازمانی گفته می شود(نبوی، 1392). مدیران ازجمله اقشاری هستند که باید نسبت به تقویت و بهبود اطلاعات و دانش خود، در امر رهبری و اداره یک موسسه، به مهارت کافی دست یابند تا بتوانند عملکرد مفید و بسزای در حیطه وظایفشان ارائه دهند. لذا این امر نیاز به سواد اطلاعاتی دارد. سواد اطلاعاتی به مجموعهای از تواناییها اطلاق میشود که بر اساس آن افراد قادر هستند، تشخیص دهند، که چه موقع به اطلاعات نیاز داشته و چگونه اطلاعات مورد نظر را مکان یابی، ارزش یابی، و به نحو کارآمد، مورد استفاده قرار دهند(یزدانی،1391). سواد اطلاعاتی از دیدگاه وبر جانسون:توانایی در اتخاذ رفتار اطلاعیابی مناسب به منظور شناسایی اطلاعات مورد نیاز برای تامین نیازهای اطلاعاتی میباشد. به طوری که دسترسی به اطلاعات مورد نظر به استفاده صحیح اخلاقی و مؤثر از اطلاعات در جامعه منجر شود)عسکرزاده، 1387). سواد اطلاعاتی در برگیرندۀ مؤلفههای همچون:وسعت و ماهیت اطلاعات، توانایی دسترسی مؤثر به اطلاعات، توانایی ارزیابی نقادانۀ اطلاعات، کاربرد هدفمند اطلاعات میباشد. در هزارۀ سوم با پیشرفت سریع علوم و فنون، میزان اطلاعاتی که از طریق محملهای اطلاعاتی مختلف متشر می شود با وجود افزایش روز افزون، انسان را با چالشهای جدی در بهرهمندی از اطلاعات روبرو ساخته است. این حجم اطلاعات جامعۀ امروز را در آستانۀ ورود به فرهنگ غیر مادی قرار دادهاست؛ فرهنگی که در آن اطلاعات و شناخت، محور اصلی سنجشها خواهد بود. در این شرایط، تنها سواد خواندن، نوشتن و حساب کردن برای بهرهمندی از اطلاعات کفایت نمیکند، بلکه به منظور استفادۀ مؤثر از اطلاعات، حضور با نشاط در جهان ارتباطات و تعامل پویا با رسانههای مبتنی بر فنآوری اطلاعات، نیازمند مجهز شدن به مهارتهای نوینی هستیم که با عنوان سواد اطلاعاتی شناخته میشود(یاری،شیوا، 184:1390).
بنابراین سواد اطلاعاتی در سه بعد تعریف می شود:
سواد ارتباطی(توانایی کلامی): شامل اطلاع یابی از طریق گفتگو و مشاوره است. هرگونه تعریفی از این مبحث به همان گستره ارتباطات می تواند خیلی عادی و دم دستی و یا خیلی پیچیده وغامض باشد(زارعی متین و یوسف زاده،1389).
سواد عمومی یا سنتی(تواناییهای کتبی): این توانایی برمیگردد به آنچه که در دروههای قبل و به طور سنتی در به دست آوردن اطلاعات استفاده میشده است(عسکر زاده،1387).
سواد رایانهای(توانایی فنی):به هرگونه جمع آوری، انتقال، ثبت، پردازش، انتشار و نمایش اطلاعات و جستجو اطلاعات از طریق رایانه گفته میشود(یزدانی،1392).
با توجه به تعاریف ذکر شده، سواد اطلاعاتی شامل تسلط داشتن به اطلاعات در همه زمینه ها، اعم از فرهنگی، ارتباطی و اجتماعی، علمی ، سیاسی و میشود، که از دو روش تئوریک و عملی اتخاذ میگردد. در گذشته افراد از طریق مشاهده و شنیدن، به اطلاعات مورد نیاز دست می یافتند، به مرور زمان و با آمدن فن کتابت اطلاعات از طریق ابزار (پوست و کاغذ)، در اختیار متقاضیان علم و دانش قرار میگرفت، که این نوع دسترسی به اطلاعات تا به امروز هم ادامه دارد؛ اما در کنار این منبع مفید؛ استفاده از اینترنت به عنوان یکی از سریع ترین منابع کسب اطلاعات، توانسته است جستجوگران اطلاعات را در امر بسط و تقویت علم و دانش به خوبی یاری نماید. از این روی دانشمندان و پژوهشگران بی شماری یافته های ارزشمند خود را از طریق سایتهای مختلف در سراسر جهان در اختیار دانشجویان و تشنگان علم و معرفت قرار میدهند؛ لذا نیازمندان به اطلاعات علمی و معرفتی، به جهت اینکه اطلاعات هم سریع به دست می آیند و هم زود اعتبار خود را از دست میدهند مجبورند با ارابه اطلاعات همگام شوند تا دچار رکود و عقب ماندگی اطلاعات نشوند. نقش کیفیت در موفقیت و شکست سازمانها به اندازهای است، که گفته میشود تنها سازمانها و حرفههایی که محور اصلی فعالیت مؤسسه خود را، تأمین خواستههای مشتریان و ارضای نیازهای آنان، با حداقل قیمت و حداکثر کیفیت قرار دادهاند، قادر خواهند بود به حیات خود ادامه دهند(دیویس و همکاران،2005؛ به نقل از قمری زارع، انوشه، ونکی، حاجی زاده،1387). بنابراین کیفیت نقش اساسی در ترقی عملکرد مدیران دارد. عملکرد عبارت است از کارایی و اثربخشی در وظایف محوله و به نتیجه رساندن و ظایفی که از طرف سازمان بر عهده نیروی انسانی گذاشته شده است(اسماعیلی لهمالی، 179:1392).عوامل موثر بر عملکرد سازمانی عبارتند از: ساختار سازمانی، محیط سازمانی، سیاستها و رویه های سازمانی و فرهنگ سازمانی این دیدگاه عملکرد سازمانی را تابعی از مولفه های فوق می داند(شریفزاده و خیراندیش، 99:1388).
لذا مدیران برای افزایش کیفیت عملکرد لازم، بایستی مؤلفههای مذکور(ساختار سازمانی، محیط سازمانی،سیاستها و رویه های سازمانی و فرهنگ سازمانی) را با استفاده از دانش و سواد اطلاعاتی کافی و مفید، بررسی و کنترل نموده و با یک ارزشیابی صحیح به بهبود و بسط برنامههای مؤسسه تحت پوشش کمک نمایند، تا به یک موفقیت مدیریتی عالی دست یابند. «زروکوفسکی» این نوع از سواد را نخستین باردر سال 1974میلادی مطرح کرد0وی عبارت باسواد اطلاعاتی را برای توصیف افرادی ابداع کرد که فنون و مهارت-های لازم برای بهکارگیری طیف گستردۀ ابزارهای اطلاعاتی، و نیز مآخذ ردیف اول را به منظور دستیابی به راه حلهای اطلاعاتی برای مسایل خود،آموختهاند؛ وی دریافت که افراد با سواد اطلاعاتی به مراتب توانایی بهتری در بهرهمندی از اطلاعات دارند(نظری،1384؛ به نقل از یاری،1390). جنبش سواد اطلاعاتی از آموزش کتابخانهای، آموزش کتابشناختی و آموزش کاربر(خواننده) آغاز شده است. تا مدتها تصور میشد سواد اطلاعاتی، همان مهارت استفاده از کتابخانه و بخشهای مرتبط با آموزش کتابخانهای است ؛ در صورتی که سواد کتابخانهای به مفهوم مهارت استفاده از کتابخانه و توانایی بازیابی اطلاعات از میان حجم عظیمی از اطلاعات موجود در کتابخانهها به منظور انجام تحقیق و پژوهش نظاممند است(یاری،1390). سواد اطلاعاتی توانایی بهرهمندی از اطلاعات در همه اشکال است. اطلاعات ممکن است از هر منبعی اعم از: رسانههای چاپی و یا الکترونیکی بهدست آید ویا حتی منبع کسب اطلاعات، میتواند یک فرد باشد. نفوذ فنآوریهای نوین اطلاعات بهویژه رایانه از دهۀ 1980 موجب شد، تا از آن به عنوان ابزار مهم سواد اطلاعاتی یاد کنند، که این امر موجب مطرح شدن سواد رایانهای و در نظر گرفتن مهارتهای مرتبط با آن به عنوان سواد اطلاعاتی شد؛ در حالی که سواد رایانهای سطحی از خبرگی و آشنایی با رایانه است که بیشتربه توانایی استفاده از برنامه ها و نرم افزارهای کاربردی برای انجام وظایف، اطلاق میشود(یاری،1390). در ایران از اواسط دهۀ1370 تقریباً 21 سال پس از طرح مبحث سواد اطلاعاتی در دنیا شاهد انتشار آثار گوناگونی در این زمینه هستیم(یاری، 184:1390 ). انبوهی ازپژوهشگران داخلی و خارجی، در رابطه با سواد اطلاعاتی و کیفیت عملکرد به بررسی پرداختهاند؛ لذا، در این پژوهش به چند نمونه از آن ها اشاره شده است: داورپناه،(1381) ؛ کوچک و سمیرمیزاده، (1383)؛ آذرنگ، و عینی، (1383)؛ پریرخ(1384)؛ فاضلی(1385)؛ قمری زارع، انوشه، ونکی و حاجی زاده(1386)؛ کشاورز(1387)؛ فامیل روحانى،عرفان و حبیبی(1388)؛ هاشمزاده، یارى(1389)؛ غفاری(1390)؛ برجیان و خسروی (1391) ؛ یزدانی (1392)؛ اسماعیلی لهمالی(1392)؛ اسلایک و الان (1382)؛ اس.دویل (1385). بنابراین سواد اطلاعاتی به عنوان ابزار دستیابی به دانش و اطلاعات، در شناخت فرصتها و بهرهگیری از آنها، در بهبود وضعیت و کیفیت عملکرد مدیریتی به مدیران کمک شایانی مینماید. دو مؤلفۀ سواد اطلاعاتی و کیفیت عملکرد، از این جهت باهم ارتباط دارند، که سواد اطلاعاتی در رشد و پرورش ویژگیهای شخصیتی(خلاقانه و ریسکپذیری) مدیران، درجهت پیشبرد و توسعۀ عملکرد مدیران ، بسیار ضروری به شمار میآید؛ و نیز سواد اطلاعاتی مبتنی بر فنآوریهای نوین در جامعۀ اطلاعاتی کنونی کمک زیادی به تحقق عملکرد با کیفیت میکند؛ به عبارت دیگر مدیر یک مجموعه باید بتواند از همه فنون ( ذهنی، فنی و ارتباطی) در کسب فرایندهای ماهیت، دسترسی، نقد و کاربرد هدفمند اطلاعات، جهت کشف راه های تحقق اهداف سازمانی استفاده نماید؛ زیرا در غیر اینصورت با عملکرد ضعیف و بدون پیشرفتی مواجه خواهد بود.عملی کردن برنامههای مدیریتی از قبیل: نظارت و کنترل دقیق، تصمیمگیری، طرح و اجرای سودمند و دانش یافته، با کیفیت عالی، مستلزم داشتن سواد اطلاعاتی در همۀ زمینههای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی میباشد. لذا، یکی از گام های اساسی در جهت بهبود کیفیت عملکرد مدیران، افزایش سواد اطلاعاتی آنان میباشد. و نقش تببین ارتباط میان سواد اطلاعاتی و کیفیت عملکرد، هدفی است که این پژوهش قصد بررسی آن را دارد. از این روی در این پایان نامه سعی بر آن شده است، که به چگونگی رابطه سواد اطلاعاتی با کیفیت عملکرد مدیران مدارس ابتدائی شهرستان جیرفت پرداخته شود
1-3 اهمیت و ضرورت تحقیق
یکی از موارد مهمی که در ابتدای انجام یک پژوهش مورد سوال قرار می گیرد اهمیت انجام پژوهش است. بیان اهمیت موضوع پژوهش، باید بتواند اهمیت و ارزش پژوهش را به اثبات برساند. امروزه سواد اطلاعاتی و بهره گیری از قابلیتهای این مهارت در تمام ابعاد اهمیت خود را نشان داده است. در عصراطلاعات، دستیابی مؤثر به اطلاعات مورد نیاز، با صرف حداقل زمان و هزینه کم، برای مدیرانی که به دنبال افزایش کیفیت عملکرد شغلی خود هستند، یک هنر مدیریتی ارزشمند، به شمار میآید. لذا مهارتی که امروزه آن را سواد اطلاعاتی مینامند، مجموعهای از توانمندیهای مکان یابی، ارزیابی و به کارگیری مؤثر اطلاعات نامیده میشود. سواد اطلاعاتی شامل: کسب و ارزیابی، جستجو و ذخیره سازی رایانه ای، جستجوی کتابخانهای می شود(عیسی خانی،1392). مصاحبه، مشاهده، دانشنامه ها، مجلات، روزنامه ها، کتب، تلویزیون، بشقابهای ماهوارهای و رایانهای از جمله منابع مهم کسب سواد اطلاعاتی هستند که در به روز کردن اطلاعات مدیران نقش بسزایی دارند. اطلاعاتی به حجم یک اطاق پر را می توان در تراشه ای به اندازه یک خال ذخیره سازی کرد(عیسی خانی، 1392). سواد اطلاعاتی به عنوان یک نیاز و ضرورت در عصر اطلاعات با تجهیز افراد به توانمندیهای تشخیص نیاز به اطلاعات، تعیین نیاز اطلاعات، جایابی، ارزیابی و استفادهی مؤثر و مسئولانهی، اطلاعات، بقاء و کامیابی در این عصر را تا حد بسیار زیادی تضمین مینماید)انجمن کتابداران آمریکا،2003؛ به نقل ازطالبی، مرادی، پاکدل بناب و قادر زمستانی،1390). با کسب سواد اطلاعاتی، محدودهی یادگیری از محیط آموزش فراتر می رود و زمینه ساز جستجوهای خود راهبر میشود. افراد باسواد اطلاعاتی، به دلیل تقویت توان تفکر انتقادی، پرسشهای آگاهانه را آموختهاند، در پی یافتن پاسخ پرسش خود برمیآیند(طالبی و همکاران،1390). عملکرد، به عنوان بازتاب کار مدیران عبارتست از به نتیجه رساندن وظایفی که از طرف سازمان بر عهده نیروی انسانی گذاشته شده است. علی رغم وجود تعاریف متفاوت، عملکرد در سطوح مختلفی مطرح شده است .مثالی از آن را می توان درمدل عملکرد فردی اچیو و مدل عملکرد سازمانی کاپلان و نورتن ملاحظه نمود. بهبود مستمر عملکرد سازمانها، نیروی عظیم هم افزایی ایجاد میکند، که این نیروها می تواند پشتیبان برنامه رشد و توسعه وایجاد فرصتهای تعالی سازمانی شود، دولتها و سازمان ها و مؤسسات تلاش جلو برندهای را در این مورد اعمال می کنند(کاظمی، رحیم نیا و طرقبه،1392). بنابراین در رابطه با اهمیت و ضرورت سواد اطلاعاتی، در کیفیت عملکرد مدیران، میتوان گفت: که سواد اطلاعاتی یک نگرش وابزار برای انجام وظایف و عملکرد مدیران به شمار میآید؛ یک مدیر دارای سواد اطلاعاتی، ارزش اطلاعات را تشخیص داده و زمانی که، برای حل مشکلی، به اطلاعات نیازمند باشد، توانایی پیدا کردن و تحلیل آنها را دارد و نیز قادر است محتوای اطلاعات را با دید انتقادی مورد ارزیابی قرار دهد؛ همچنین توان استفاده از محتوای اطلاعاتی صحیح و با مهارت، و همین طور توانایی ایجاد محتوای کیفی را دارد، که این موارد در بالا بردن کیفیت عملکرد مدیریتی وی مؤثر میباشد. درعصر حاضرداشتن سواد اطلاعاتی برای همه اقشار جامعه از جمله مدیران لازم و ضروری است. پیچیدگی روبه رشد دنیای صنعتی از یکسو، و لزوم دسترسی به اطلاعات روزآمد و مطمئن، برای برخورد با مسایل و نیازهای جاری محیط زندگی، شغلی و تحصیلی ازسوی دیگر، لزوم داشتن سوادی مهم و حیاتی را برای مدیران سازمانها، به خصوص مدیران مدارس، که پایههای توسعه و پیشرفت را راهاندازی می کنند، لازم نمودهاست. امروزه مدیران درحیطۀ وظایفشان با انبوهی از اطلاعات ریز و درشت مواجه هستند، که فراوانی اطلاعات، تصمیمگیری و اجرای برنامههای مدیریتی آنهارا با مشکل روبر و کرده است. و این سوالات را در ذهن آنها متشکل نموده است: به چه اطلاعاتی نیاز دارند، و این اطلاعات مورد نیاز را چگونه جستوجو، جمعآوری، ارزیابی، و به نحو شایسته مورد استفاده قرار دهند؟. از این روی، تسلط مدیران مدارس ابتدایی به سواد اطلاعاتی مورد نیاز مدیریتی، برای برطرف نمودن مشکلات مدرسه، برنامهریزی صحیح و تصمیمگیری درست برای خدمت رسانی بهتر به مدرسه و بهرهمند شدن از اطلاعاتی که برای انجام کار و امور محوله، در قالب عملکرد با کیفیت، از جمله نمونههایی هستند که نیاز به داشتن سواد اطلاعاتی را برای مدیران ضروری ساختهاند. بنابراین پژوهش پیشنهادی از این جهت اهمیت دارد که اگر در اختیار مدیران قرار بگیرد و قابل کاربرد باشد، میتواند تا حدودی به ضعفها و کاستیهای آنها در عملکرد مدیریتی اعم از طرح و اجرا کمک نماید. لذا بهبود وارتقاء کیفیت عملکرد مدیران مدارس ابتدایی( به عنوان اولین کسانی که وظیفۀ بررسی و نظارت دقیق و حرفهای را در قبال آیندهسازان جامعۀ و کشور دارند)، در سایۀ سواد اطلاعاتی در سه بعد(وسعت و ماهیت اطلاعات، توانایی دسترسی مؤثر به اطلاعات، توانایی ارزیابی نقادانة اطلاعات، کاربرد هدفمند اطلاعات) قابل انجام خواهد بود، بنابراین مهم شمردن سواد اطلاعاتی، در اذهان و باور مدیران مدارس ابتدایی و سوق دادن آنها برای کسب دانش و سواد اطلاعاتی به روز و مفید، یکی از مهمترین راهکارهای افزایش کیفیت عملکرد مدیریتی مدیران این مقطع به شمار میآید. امروزه سواد اطلاعاتی و بهره گیری از قابلیتهای این مهارت در تمام ابعاد اهمیت خود را نشان داده است. در عصر اطلاعات، دستیابی مؤثر به اطلاعات مورد نیاز، با صرف حداقل زمان و هزینه کم، برای مدیرانی که به دنبال افزایش کیفیت عملکرد شغلی خود میباشد، یک هنر مدیریتی ارزشمند، به شمار میآید. از این روی در این پژوهش سعی برآن خواهد شد تا در رابطه با سواد اطلاعاتی به عنوان یک مقولۀ مهم در تبیین و افزایش کیفیت عملکرد مدیران مدارس ابتدایی شهرستان جیرفت بررسی به عمل آید.
1-4اهداف پژوهش
1-4-1هدف کلی:
شناخت رابطۀ سواد اطلاعاتی(کتبی، فنی و ارتباطی) با کیفیت عملکرد مدیران.
1-4-2اهداف جزئی:
1-5فرضیه های پژوهش
1-5-1فرضیۀ اصلی
بین سواد اطلاعاتی مدیران با کیفیت عملکرد آنان رابطۀ معنادار وجود دارد.
1-5-2فرضیۀهای فرعی
1-6تعریف مفهومی واژهها و اصطلاحات فنی و تخصصی
1-6-1سواد اطلاعاتی:
از نظر معنایی سواد اطلاعاتی به مهارتی اطلاق شده است که با داشتن آن،فرد بتواند نیاز اطلاعاتی خود را به صورت نسبتا دقیق تشخیص دهد،منابع اطلاعاتی مرتبط را شناسایی کند، آنها را بر حسب درجهء ارتباط با نیاز اطلاعاتی خود ارزشگذاری کرده، در صورت مساعد بودن سایر عوامل تأثیرگذار در دسترسی به اطلاعات، اطلاعات مورد نظر خود را دریافت کرده، آنها را هضم نموده، و به تجزیه و تحلیل آن اطلاعات بپردازد(طباطبایی،1378). براساس تعریف انجمن کتابدارى امریکا از سواد اطلاعاتى،که پرکاربردترین تعریف ارائه شده در این زمینه است سواد اطلاعاتى مجموعۀ توانمندىهایى است که «افراد به کمک آن مىتوانند تشخیص دهند که چه موقع به اطلاعات نیاز دارند و به جایابى،ارزیابى،واستفادۀ مؤثر از اطلاعات مورد نیاز مبادرت ورزند(هاشمزاده و یاری، 1389).
1-6-2کیفیت عملکرد
درتعاریف جدید کیفیت، از این فرایند به عنوان یک گرایش اجتماعی نام میبرده میشود. در این دیدگاه جامع در رابطه با کیفیت، به اهمیت کیفیت زندگی اشاره شده است. در تعاریف سنتی کیفیت، بر ابعاد مادی و مربوط به ثروت تاکید بیشتری می شد. همچنین در رویکرد جدید، یک دید متعادل در رابطه با کیفیت بیان شده است. این دید متعادل پیشنهاد میکند که کیفیت زندگی یک مسأله مادی نیست و اینکه برای سلامت فردی، عمومی و اجتماعی به عنوان یک مهم، پول نمیتواند همه چیز را اندازهگیری کند(کاظمی و رحیم نیا، 66:1392 ). پیتر دراکر عملکرد مدیر را با توجه به دو معیار اثربخشی و کارایی تعریف میکند، که اثربخشی یعنی انجام دادن کارهای درست و کارایی یعنی درست انجام دادن کارها(شهبازی، واعظی، ثنایی پور، 74:1388). بنابراین یک مدیر درجریان عملکرد مدیریتی خود بایستی برای بهبود کیفیت عملکرد خود خرده مقیاسهای ذیل را رعایت نماید:
1-7تعاریف عملیاتی واژهها و اصطلاحات فنی و تخصصی
سواد اطلاعاتی: نمرهای است، که فرد در پرسشنامه سواد اطلاعاتی به دست میآورد. پرسشنامه محقق ساخته سواد اطلاعاتی، به سه بخش و هر بخش شامل 5 سوال، که در مجموع 15 سوال است، که بدین شرح میباشد:
سواد کتبی: سوال کتبی نمره ای است که فرد در پرسشنامه سواد اطلاعاتی از مجموع سوالات 1تا5 کسب می کند.
سوادفنی: نمره ای که فرد در پرسشنامه سواد اطلاعاتی از سوالات 6تا10 کسب می کند.
سواد ارتباطی: نمره ای که فرد از مجموع سوالات11 تا 15 کسب می کند.
کلید واژهها: کیفیت زندگی کاری، تعهد سازمانی، رضایت شغلی، دبیران مرد دوره متوسطه شهرستان رباط کریم.
فهرست مطالب
فصل اول: کلیات پژوهش
1-1-مقدمه 13
1-2- بیان مسأله 14
1-3-ضرورت انجام تحقیق 16
1-4- اهداف پژوهش 18
1-5- سؤالهای تحقیق 19
1-6-تعاریف نظری و عملیاتی متغیرهای پژوهش 20
1-6-1-تعاریف نظری متغیرهای پژوهش: 20
1-6-2- تعاریف عملیاتی متغیرهای پژوهش: 21
فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه پژوهش
2-1-مقدمه 24
2-2- مبانی و مفاهیم و تعاریف کیفیت زندگی کاری 24
2-2-1-سرچشمه های نهضت کیفیت زندگی کاری 24
2-2-2- مفاهیم و تعاریف کیفیت زندگی کاری 26
2-3- تعریف عملیاتی کیفیت زندگی کاری 30
2-4- نظریه های کیفیت زندگی کاری از دید تئوریسین های مدیریت: 31
2-4-1- نظریه هارولد کنتز: 31
2-4-2- نظریه مینتزبرگ: 31
2-4-3 -نظریه استیفن رابینز 32
2-4-4- نظریه لاولر: 32
2-4-5-نظریه ورتر: 33
2-5- اهمیت کیفیت زندگی کاری: 33
2-6-شاخصهای کیفیت زندگی کاری: 35
2-6-1- شاخصهای کیفیت زندگی کاری از نظر مورتون : 35
2-6-3- شاخصهای کیفیت زندگی کاری از نظر گری دسلر: 36
2-6-4- شاخصهای کیفیت زندگی کاری از نظر ارزیل: 37
2-6-5- شاخصهای کیفیت زندگی کاری از نظر ریچارد والتون: 38
2-7- تعابیر نوین کیفیت زندگی کا ری 40
2-7-1 مدیریت کیفیت فراگیر: 40
2-7-2- قدرتمند سازی کارکنان 41
2-7-3- مهندسی دوباره سازمان: 43
2-8- وضعیت جاری تلاش های کیفیت زندگی کاری 45
2-9-ویژگی های یک محیط برخوردار ازکیفیت زندگی کاری بالا: 46
2-10- راهبردهای بهبود کیفیت زندگی کاری 47
2-11- ماهیت برنامه های کیفیت زندگی کاری 51
2-12- اثر بخشی (موفقیت) برنامههای کیفیت زندگی کاری 52
2-13- عوامل پیش بینی کننده موفقیت 53
2-14- مفاهیم و تعاریف تعهد سازمانی 55
2-15- اهمیت تعهد سازمانی 57
2-16- دیدگاه های تعهد سازمانی 57
2-16-1- دیدگاه مارکس 57
2-16-2- دیدگاه وبر 58
2-16-3- دیدگاه ریچرز 58
2-16-4- دیدگاه بکر و بیلینگس 58
2-16-5- دیدگاه هرسی و بلانچارد 59
2-17- الگو ها و مدل های تعهد سازمانی 60
2-17-1- مدل اریلی و چتمن: 60
2-17-2- مدل می یر و آلن: 60
این مطلب را هم بخوانید :
2-17-3- مدل آنجل و پری: 61
2-17-4- مدل مایر و شورمن: 61
2-17-5- مدل پنلی و گولد: 62
2-18- عوامل تعیین کننده تعهد سازمانی از دیدگاه آلن و مایر : 62
2-19- روش های افزایش تعهد کارکنان به سازمان: 63
2-19-1- مشارکت 63
2-19-2- حمایت مدیریت 63
2-19-3- وضوح اهداف سازمانی 63
2-19-4- امنیت شغلی 63
2-20- مفاهیم و تعاریف رضایت مندی شغلی 64
2-20- نظریه های رضایت شغلی 65
2-20-1- نظریه بروفی : 65
2-20-2- نظریه کورمن : 66
2-20-3- نظریه پارسون : 66
2-20-4- نظریه پورتر و لاولر : 67
2-21- ابعاد رضایت شغلی: 67
2-22- عوامل مؤثر بر رضایت شغلی 68
2-23- پیشینه تحقیق 70
2-23-1-پیشینه داخلی: 70
2-23-2-پیشینه خارجی: 71
2-24- خلاصه فصل 73
فصل سوم: روش شناسی پژوهش
3-1-مقدمه 75
3-2- روش تحقیق 75
3-3- جامعه مورد پژوهش 76
3-4- نمونه و روش نمونه گیری 76
3-5- ابزار اندازه گیری یا روش های عملی جمع آوری دادهها: 76
3-6- روایی / اعتبار پرسشنامه ها 78
3-7- پایایی / اعتماد پرسشنامه ها 78
3-8- روش اجرای پژوهش 79
3-9-روش تحلیل یافته ها 79
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل دادهها
4-1-مقدمه 82
4-2-1- ویژگی جمعیت شناختی آزمودنی ها 82
4-2-1-1-وضعیت تاهل: 82
4-2-1-2- وضعیت سن: 83
4-2-1-3-مدرک تحصیلی: 84
4-2-1-4-سابقه شغلی: 85
4-3 – تحلیل توصیفی از یافتههای تحقیق 86
4-4 – تحلیل آماری سوال های تحقیق 86
4-4-1- آزمون سوال اصلی: 87
4-4-2- آزمون سوال فرعی اول: 87
4-4-3- آزمون سوال فرعی دوم: 88
4-4-4- آزمون سوال فرعی سوم: 88
4-4-5- آزمون سوال فرعی چهارم: 89
4-4-6- آزمون سوال فرعی پنجم: 90
4-4-7- آزمون سوال فرعی ششم: 91
4-4-8- آزمون سوال فرعی هفتم: 91
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
5-1- مقدمه 94
5-2-خلاصه نتایج حاصل از تحلیل آمار توصیفی: 94
5-3- خلاصه یافته های پژوهش 94
5-3-1- خلاصه یافتههای سوال اول و بحث در مورد آن 94
5-3-2- خلاصه یافته های سوال دوم و بحث در مورد آن 95
5-3-3- خلاصه یافته های سوال سوم و بحث در مورد آن 95
5-3-4- خلاصه یافته های سوال چهارم و بحث در مورد آن 96
5-3-5- خلاصه یافته های سوال پنجم و بحث در مورد آن 97
5-3-6- خلاصه یافته های سوال ششم و بحث در مورد آن 97
5-3-7- خلاصه یافته های سوال هفتم و بحث در مورد آن 98
5-4 – نتیجه گیری کلی 98
5-5- محدودیتهای تحقیق 99
5-6-پیشنهادات 99
5-6-1- پیشنهادهات کاربردی 99
5-6-2- پیشنهادهایی برای پژوهشگران آینده 99
منابع و مآخذ
الف) منابع داخلی: 101
ب) منابع انگلیسی: 105
پیوستها
پرسشنامه کیفیت زندگی کاری………………………………………………………………………………………………………………..104
پرسشنامه تعهد سازمانی……………………………………………………………………………………………………………………………116
پرسشنامه رضایت شغلی…………………………………………………………………………………………………………………………….117
فهرست جداول
جدول 2-1: تعاریف کیفیت زندگی کاری 29
جدول 3-1: مولفههای کیفیت زندگی کاری 78
جدول 3-2: ابعاد تعهد سازمانی
جدول 3-3: مولفههای رضایت شغلی 79
جدول4-1: توزیع فراوانی نمونه مورد مطالعه به تفکیک تاهل .
جدول 4-2: توزیع فراوانی نمونه مورد مطالعه به تفکیک سن 85
جدول 4-3: توزیع فراوانی نمونه مورد مطالعه برحسب مدرک تحصیلی 86
جدول 4-4: توزیع فراوانی نمونه مورد مطالعه برحسب سابقه خدمت………………………………………………………….87
جدول 4-5: آماره های توصیفی 88
جدول4-6: ضریب همبستگی بین کیفیت زندگی کاری با تعهد سازمانی و رضایت شغلی 89
جدول4-7: آزمونt تک نمونهای کیفیت زندگی کاری دبیران دوره متوسطه……………………………………………..90
جدول4-8:آزمونt تک نمونه ای رضایتمندی شغلی دبیران دوره متوسطه………………………………………………..90
جدول4-9: آزمونt تک نمونه ای تعهد سازمانی دبیران دوره متوسطه……………………………………………………….91
جدول4-10: بررسی ضریب همبستگی بین ابعاد کیفیت زندگی کاری و تعهد عاطفی………………………………91
جدول4-11: بررسی ضریب همبستگی بین ابعاد کیفیت زندگی کاری و تعهد مستمر……………………………..92
جدول4-12: بررسی ضریب همبستگی بین ابعاد کیفیت زندگی کاری و تعهد هنجاری……………………………93
جدول4-13: بررسی ضریب همبستگی بین ابعادکیفت زندگی کاری با رضایتمندی شغلی……………………..94
فهرست نمودارها
نمودار4-2: توزیع فراوانی افراد شرکت کننده در پژوهش به تفکیک تاهل 84
نمودار 4-3: توزیع فراوانی افراد برحسب مدرک تحصیلی…………………………………………………………………………….85
نمودار 4-4: توزیع فراوانی افراد برحسب سن86
نمودار 4-5: توزیع فراوانی افراد برحسب سابقه خدمت…………………………………………………………………………………87
فصل اول
کلیات پژوهش
آموزش و پرورش سنگ زیربنای توسعه اجتماعی،اقتصادی، سیاسی و فرهنگی هر جامعه است. بررسی عوامل مؤثر در پیشرفت و ترقی در جوامع پیشرفته نشان می دهد که اکثر این کشورها از آموزش و پرورش توانمند و کارآمد برخوردار بودهاند.
نهادهای آموزشی به تدریج پیبرده اند که در شرایط پیچیده و دشوار امروز بدون داشتن نیروی انسانی خبره، مؤثر و متعهد،متخصص وفادار قادر نخواهد بود پاسخگوی نیازهای روزافزون آموزش و پرورش جامعه خود باشند.از این رو نیاز به نیروی انسانی متعهد و مؤثر در تمام سطوح و مقاطع تحصیلی ،برای تداوم و بقای نظام آموزشی امری حیاتی به حساب میآید (مشبکی،1375).
نیروی انسانی، مهم ترین سرمایه سازمان هاست و هر چه این سرمایه کیفیت مطلوب تری داشته باشد، احتمال موفقیت، بقا و ارتقای سازمان، بیشتر خواهد شد. لذا باید در مورد بهبود کیفی نیروی انسانی سعی فراوان کرد؛ چرا که این اقدام هم به نفع سازمان است و هم به نفع افراد. نیروی انسانی وفادار، سازگار با اهداف و ارزش های سازمانی و متمایل به حفظ عضویت سازمانی که حاضر است فراتر از وظایف مقرر، فعالیت کند، میتواند عامل مهمی در اثربخشی سازمان باشد. وجود چنین نیرویی در سازمان توأم با بالا رفتن سطوح عملکرد و پایین آمدن میزان غیبت، تأخیر و ترک خدمت کارکنان است و وجهه سازمان را در اجتماع، مناسب جلوه داده و زمینه را برای رشد و توسعه سازمان فراهم میآورد. (حسینیان و همکاران، 1386)
یکی از ضرورتهای تحقق اهداف آموزش و پرورش ، رغبت و تمایل معلمین در جهت انجام وظایف آموزشی و پرورشی تعیین شده می باشد، بر این اساس آموزش و پرورش وظیفه دارد عوامل تأثیر گذار بر کیفیت زندگی کاری معلمان در هر دوره را تعیین و سپس با کنترل دقیق و همه جانبه این عوامل ، انگیزه و رغبت لازم برای تلاش معلمان را در سطح مطلوب فراهم نماید (اینگرسول[1] ، 2003).
کیفیت زندگی کاری همواره به عنوان یکی از عوامل موثر در کیفیت انجام کارهای افراد در یک سازمان، در ادبیات سازمانی مطرح بوده است (کرونکا[2] و همکاران، 2008).
لذا با توجه به اهمیت کیفیت زندگی کاری و ارتباط آن با تعهد سازمانی و رضایت شغلی، در این پژوهش محقق بر آن است تا رابطه بین کیفیت زندگی کاری با تعهد سازمانی و رضایت شغلی را مورد بررسی قرار دهد.
آموزش و پرورش سنگ زیربنای توسعه اجتماعی،اقتصادی، سیاسی، فرهنگی هر جامعه است. بررسی عوامل مؤثر در پیشرفت و ترقی در جوامع پیشرفته نشان می دهد که اکثر این کشورها از آموزش و پرورش توانمند و کارآمد برخوردار بودهاند.
نهادهای آموزشی به تدریج پیبرده اند که در شرایط پیچیده و دشوار امروز بدون داشتن نیروی انسانی خبره، مؤثر و متعهد، متخصص وفادار قادر نخواهد بود پاسخگوی نیازهای روزافزون آموزش و پرورش جامعه خود باشند. از این رو نیاز به نیروی انسانی متعهد و مؤثر در تمام سطوح و مقاطع تحصیلی، برای تداوم و بقای نظام آموزشی امری حیاتی به حساب میآید (انگمبی هلیسی[3]، 2003).
دستیابی به اهداف آموزشی صرف، نیازمند استفادهی بهینه منابع انسانی، مالی و تجهیزاتی است، اما پویایی نظاو آموزش و پرورش وابسته به عوامل مختلفی از جمله داشتن کارکنانی خشنود، برخوردار از تعهد و وفاداری بالا نسبت به سازمان است تا در محیطی پویا و سالم، و با به کار بستن تمام توان خویش، برای کارایی بیشتر و بهتر این سازمان فرهنگی گام بردارند (محمدی، 1390).
بنابراین، امروزه، در مدیریت معاصر کیفیت زندگی کاری به موضوع اجتماعی عمده ای در سراسر دنیا مبدل شده است، در حالی که در دهه ها ی گذشته فقط بر زندگی شخصی (غیرکاری) تاکید می شد. (شهبازی، واعظی، ثنائی پور، 1388) طرفداران نظریه کیفیت زندگی کاری در جستجوی نظام های جدیدی برای کمک به کارکنان هستند تا آنها بتوانند بین زندگی کاری و زندگی شخصی خود تعادل برقرار کنند(آکدر موست[4]، 2006).
کیفیت زندگی کاری به عنوان ادراک کارکنان از بهداشت فیزیکی و روانی خود در کار مطرح می شود. همچنین به میزان توانایی کارکنان در ارضای نیازهای شخصی مهم خود با استفاده از تجربیاتی که در سازمان کسب کرده اند، اشاره دارد(الوانی و معمارزاده، 1390).
موضوع کیفیت زندگی کاری و تعهد سازمانی و رضایت شغلی از مقوله های مهم و اساسی در رفتار سازمانی و سازمان های امروزی می باشد. سازمانها به عنوان یک سیستم، برای تحقق اهداف خود نیازمند هماهنگی و کارآمدی خرده سیستمهای خود هستند که یکی از مهمترین این خرده سیستمها، نیروی انسانی بوده و توجه به آن از مهمترین اولویتهای سازمان محسوب میشود. توجه کافی به نیروی انسانی، سبب شکوفا شدن بسیاری از استعدادهای آنها شده و از بروز مشکلاتی برای سازمان و مدیریت، جلوگیری می کند(طالقانی، نگهداریان، 1389).
کیفیت زندگی کاری شامل هر گونه بهبود در فرهنگ سازمانی است که حامی رشد و تعالی در سازمان می باشد(فیلیپو[5]، 1987).
سازمانها میتوانند با برآورده کردن نیازهای اساسی کارکنان، برقراری اعتماد متقابل میان خود و آنان و ایجاد یک فرهنگ سازمانی متناسب آنها را نسبت به سازمان متعهد کنند. تعهد و پایبندی می تواند پیامدهای مثبت و متعددی داشته باشند، کارکنانی که دارای تعهد و پایبندی هستند، نظم بیشتری در کار خود دارند. مدت زمان بیشتری در سازمان می مانند و بیشتر کار می کنند. مدیران باید تعهد و پایبندی کارکنان را به سازمان حفظ کنند و برای این امر باید بتوانند با استفاده از مشارکت کارکنان در تصمیم گیری و فراهم کردن سطح قابل قبولی از امنیت شغلی برای آنان، تعهد و پایبندی را بیشتر کنند(الوانی و معمارزاده،1390).
از ا ین رو نظام ارزشی کیفیت ز ندگی کاری سرمایه گذاری بر روی افردا به عنوان مهم ترین متغیر در معامله مدیریت راهبردی مورد توجه قرار می دهد. یافته های مطالعاتی نشان می دهد که اجرای برنامه های مدیریت کیفیت فراگی موجب کاهش میزان شکایت کارکنان٬ کاهش نرخ غیبت از کار، کاهش میزان اعمال مقررات انضباطی٬ افزایش نگرش مثبت کارکنان و افزایش مشارکت آنان در برنامه ها می شود(ترابی و همکاران، 1391).
کیفیت زندگی کاری که به عنوان یکی از رویکرد های بهبود عملکرد و از جمله عناصر مهم و کلیدی فرهنک تعالی به شمار می رود، رویکردی است که موجب هم سویی کارکنان و سازمان می شود. امروزه توجهی که کیفیت زندگی کاری می شود بازتابی است از اهمیتی که همگان برای آن قائلند(عنایتی و همکاران، 1389).
مفهوم کیفیت زندگی کاری در حال حاضر مربوط به فلسفه ای در سازمان هاست که می خواهد شأ ن و منزلت کارکنان را افزایش دهد، تغییراتی در فرهنگ سازمانی ایجاد کند و رفاه فیزیکی و روحی کارکنان را افزایش دهد(انگمبی هلیسی [6]، 2003).
سازمان ها میتوانند با برآورده کردن نیازهای اساسی کارکنان ، برقراری اعتماد متقابل میان خود و آنان و ایجاد یک فرهنگ سازمانی متناسب آنها را نسبت به سازمان متعهد کنند. تعهد و پایبندی می تواند پیامدهای مثبت و متعددی داشته باشند ، کارکنانی که دارای تعهد و پایبندی هستند ، نظم بیشتری در کار خود دارند، مدت زمان بیشتری در سازمان می مانند و بیشتر کار می کنند. مدیران باید تعهد و پایبندی کارکنان را به سازمان حفظ کنند و برای این امر باید بتوانند با استفاده از مشارکت کارکنان در تصمیم گیری و فراهم کردن سطح قابل قبولی از امنیت شغلی برای آنان ، تعهد و پایبندی را بیشتر کنند(الوانی، معمارزاده، 1390).
اهمیت نیروی انسانی در پیشبرد امور یک جامعه به قدری زیاد است که می توان آن را مؤثّرترین رکن تحولات علمی ، فرهنگی و اقتصادی در یک کشور دانست. بااین اوصاف، اگرچه نیروی انسانی در هر واحد سازمانی یکی از منابع زیر بنایی به شمار می رود، ولی در نظام آموزش و پرورش، اهمیت و نقش نیروی انسانی در رسیدن به اهداف سازمانی از سایر سازمان ها مهم تر و حساس تر می باشد، از این رو این پژوهش در صدد آنست که به بررسی رابطه بین کیفیت زندگی کاری با رضایت شغلی و تعهد سازمانی در میان دبیران مدارس دوره متوسطه پسرانه شهرستان رباط کریم بپردازد.
کیفیت زندگی کاری یکی از متغیرهایی است که اخیرا به لحاظ اهمیت ، مورد توجه بسیاری از مدیران که در صدد ارتقا کیفیت منابع انسانی خود هستند قرار گرفته است ؛ گرچه مطالعه شاخصهایی که برای کیفیت زندگی کاری سودمند و یا مضر هستند تاریخچهای دیرینه دارد (ماو، سموئلز و الکساندر[7] 2003)، اما منبع دقیق عبارت کیفیت زندگی کاری مشخص نیست و احتمالا اولین بار در موسسه تحقیق اجتماعی دانشگاه میشیگان در کارهای اولیه رنسیس لیکرت و رویکرد او برای تغییر سیستمی به کار برده شده است(هود و اسمیت[8]، 1994).
کیفیت زندگی کاری توجه بیشتری را بعد از آنکه کارکنان اتومبیل متحده و جنرال موتورز شروع به یک برنامه کیفیت زندگی کاری برای بازساخت و رفرم کارکردند به خود اختصاص داد(لاو و می[9] 1998). ابتدا نگرانی برای کیفیت زندگی کاری در دهه 1970 اوج میگیرد. این نگرانی بعد از عواقب حیطه سنتی مدیریت علمی و بوروکراسی ناشی از ان که محیط کاری ضد انسانی ، وظیفه محور، غیر شخصی، بدون پاداش و عموما غیرکارا ایجاد میکرد و همه سطوح شان و منزلت شخصی را مورد هتک قرار میداد و منابع انسانی را ضایع مینمود حاصل شد و بعد از فروکش نمودن در دهه 1980 مجددا در دهه 1990 غالب میشود ؛به عبارتی مفهوم کیفیت زندگی کاری حدود 30 سال قبل به کار رفته است. کیفیت زندگی کاری با واکنش و پاسخ به نیازهای فردی و اشتیاق میتواند افزایش یابد(مارتل و دوپویس[10] 2006 ؛ تراویس[11] 1995؛ کیمبرلی[12] 1991).
رابینز کیفیت زندگی کاری را به عنوان فرایندی که به وسیله آن یک سازمان با گسترش مکانیسمهایی به نیازهای کارکنان واکنش نشان میدهد تا به انها اجازه دهد کاملا در تصمیمگیریهایی که زندگی شان در کار را طرح میریزد مشارکت داشته باشند تعریف نموده است. کیفیت زندگی کاری سازه چند بعدی است و ممکن است یک سازه جهانی و فناناپذیر نباشد (لاوومی[13]، 1998).
از دهه ی 1920 تا کنون، رضایت شغلی به طور وسیعی مورد بررسی قرار گرفته و نظریه های متعددی درباره آن ارایه شده است. تنوع رویکردها و نظریه های مربوط به رضایت شغلی را می توان ناشی از سه دیدگاه نهضت روابط انسانی، اتحادیه های کارگری و دیدگاه رشد یا ماهیت کار دانست که در دهه های 1920 و 1930 شکل گرفت و پیش هر چیز مفهوم رضایت شغلی را تحت تاثیر قرار داد(کورمن[14]،1378).
به اعتقاد رولینسون، براد فیلد و ادواردز، مرور پیشینه ی مطالعاتی و پژوهشی رضایت شغلی نشان می دهد که بیشتر صاحب نظران و نظریه پردازان، به طور کلی این مفهوم را از دو دیدگاه نگرشی و انگیزشی مورد بررسی قرار داده اند(خدایاری فرد، 1388)
رضایت شغلی، مجموعه ای از احساس های سازگار و ناسازگار است که کارکنان با آن احساس ها به کار خود می نگرند. وقتی کارکنان به سازمان می پیوندند، مجموعه ای از خواست ها، نیازها، آرزوها و تجربه های گذشته را که بر روی هم، انتظارهای شغلی را می سازند، با خود به همراه دارند که نشانی از ارتباط توقعات نوخاسته ی کارکنان با پاداش هایی است که کار فراهم می آورد(خدایاری فرد، 1388).
از سویی دیگر، تعهد سازمان یکی ازمسائل مهم انگیزشی است که بر اساس آن فرد به شدت هویت خود را در سازمان می گیرد، در سازمان مشارکت دارد و با آن در می آمیزد و از عضویت در آن لذت می برد . تعهد سازمانی یعنی درجه همانند سازی روان شناختی و یا چسبیدگی به سازمانی که ما برای آن کار می کنیم .تعهد سازمانی دارای اجزاء زیر است :قبول ارزش ها و اهداف سازمان ،تمایل تلاش برای سازمان و دارا بودن میل قوی برای پیوسته ماندن به سازمان (مودی ،پورتر و استیرز[15]،1982). دلایل بسیار زیادی وجود دارد از اینکه چرا یک سازمان بایستی سطح تعهد سازمانی اعضایش را افزایش دهد. اولا تعهد سازمانی یک مفهوم جدید بوده وبه طور کلی با وابستگی و رضایت شغلی تفاوت دارد . برای مثال ، پرستاران ممکن است که کاری را که انجام می دهند دوست داشته باشند ولی از بیمارستانی که در آ؛ن کار می کنند ناراضی باشند که در آن صورت آنها شغلهای مشابه را در محیط های مشابه جستجو خواهند کرد. ثانیا تحقیقات زیادی نشان دادهاند که تعهد سازمانی با پیامدهای از قبیل رضایت شغلی و رفتار سازمانی فرا اجتماعی و عملکرد شغلی رابطه مثبت و با تمایل به ترک شغل رابطه منفی دارد (رابینز و همکاران،1998). همچنین عملکرد بالا در سازمانها، شرکتها و مؤسسات ناشی از عوامل مختلف و متنوع است. روشهای متفاوتی نیز برای رفع مشکلاتی که منجر به عملکرد پایین شدهاند وجود دارد که یکی از این روشها متمرکز شدن بر ویژگی های شخصیتی افراد در سازمانها میباشد. تعهد سازمانی یکی از نمودهای نگرش است و به عنوان نوعی ارتباط روحی و عقلانی نسبت به برخی مسائل تعریف میشود. پس با بهبود نگرش در رابطه با یک مسئله، امکان افزایش تعهد وجود دارد. درک فرایند ایجاد تعهد برای سازمان و جامعه مفید است زیرا موجب نوآوری کارکنان، ماندگاری بیشتر در مؤسسه و قدرت رقابت بیشتر مؤسسه شده و با این حال جامعه نیز از بهرهوری بیشتر سازمانها و کیفیت بهتر فرآوردهها بهره مند میشود (قاسم،1384).
بدین ترتیب ایده آل سازمانی بالا بردن میزان رضایت شغلی و به تبع آن افزایش راندمان و تعهد پرسنل تحت نظر می باشد که کیفیت زندگی کاری مطلوب می تواند از عوامل موثر در آن باشد و موجب بروز رفتار رضایت شغلی و افزایش تعهد در افراد بشود.
اکنون باتوجه به نکات فوق، مسئله اساسی پژوهش حاضر بررسی رابطه بین کیفیت زندگی کاری با رضایت شغلی و تعهد سازمانی دبیران مدارس دوره متوسطه پسرانه شهرستان رباط کریم می باشد. در واقع از آنجا که کیفیت زندگی کاری مبین نوعی سبک رفتار می باشد که می تواند کارایی و اثربخشی سازمان را افزایش دهد و این امر به اذعان مبانی نظری، احتمالاً می تواند به طور مستقیم و غیر مستقیم با رضایت شغلی و تعهد سازمانی ارتباط داشته باشد، در پژوهش حاضر رابطه بین متغیرهای فوق در بین دبیران مدارس دوره متوسطه پسرانه شهرستان رباط کریم، مورد سوال و بررسی قرار گرفته و مسئله پژوهشی حاضر تدوین شده است.
الف- هدف کلی
تعیین رابطه کیفیت زندگی کاری با رضایت شغلی و تعهد سازمانی دبیران مدارس دوره متوسطه پسرانه شهرستان رباط کریم
ب- اهداف جزئی
سوال اصلی
آیا بین کیفیت زندگی کاری و رضایتمندی شغلی و تعهد سازمانی دبیران مدارس دوره متوسطه پسرانه شهرستان رباط کریم رابطه وجود دارد؟
سوالات فرعی
کیفیت زندگی کاری: درک ذهنی کارکنان از مطلوبیت فیزیکی و روانی در محل کار است و به عواملی مانند پاداش کافی و عادلانه، شرایط کاری امن و سالم و یکپارچگی اجتماعی و… در سازمان اشاره میکند، که فرد را قادر میسازد همه ظرفیتهای خود را توسعه داده و از آنها استفاده نماید (گوپتا و شارما[16]، 2012).
مولفه های کیفیت زندگی کاری:
1- پرداخت منصفانه و کافی[17]: مبلغی که کارمند در مقابل کار فکری یا جسمی و یا ترکیبی از فعالیتهای فکری و جسمی متناسب با معیارهای اجتماعی، حجم کار و مشاغل مشابه دریافت میکند.
2- محیط کار ایمن و بهداشتی[18]: منظور شرایط کاری ایمن از نظر فیزیکی و نیز تعیین ساعات کار منطقی است.
3- تامین فرصت رشد و امنیت مداوم[19]: فراهم نمودن زمینه تواناییهای فردی، فرصتهای پیشرفت و فرصت به کارگیری مهارتهای کسب شده و تامین امنیت درآمد و شغل میباشد.
4– قانون گرایی در سازمان[20]: فراهم نمودن زمینه آزادی کارکنان، بدون ترس از انتقام مقام بالاتر.
5- روابط اجتماعی زندگی کاری[21]: به نحوه برداشت کارکنان در مورد مسئولیتهای اجتماعی سازمان اشاره میکند؛ یعنی تعهد سازمان در خصوص رعایت رفتار اخلاقی به عنوان نهادهای اجتماعی به معنای وسیع آن.
6- فضای کلی زندگی[22]: برقراری تعادل و توازن بین زندگی کاری و دیگر مسئولیتهای زندگی کارکنان.
7- یکپارچگی و انسجام اجتماعی در سازمان[23]: با ایجاد فضا و جو کاری که احساس تعلق کارکنان به سازمان و این که آنان مورد نیاز سازمان می باشند، را تقویت میکند.
8- توسعه قابلیت های انسانی[24]: فراهم نمودن فرصت هایی هم چون استفاده از استقلال و خود کنترلی در کار، به دست آوردن مهارتهای گوناگون و دسترسی به اطلاعات مناسب کار (میرکمالی و نارنجی،1387).
رضایت شغلی: رضایت شغلی، مجموعهای از احساسهای سازگار و ناسازگار است که کارکنان با آن احساسها، به کار خود مینگرند (خدایاری فرد، 1389).
تعهد سازمانی: نوعی نگرش و احساس درونی فرد نسبت به سازمان، شغل یا گروه است. که در قضاوت ها، عملکرد و وفاداری وی نسبت به سازمان تاثیر می گذارد (کریم زاده، 1378).
مولفههای تعهد سازمانی:
3-تعهد هنجاری[27]: در این صورت کارمند احساس می کند که باید در سازمان بماند و ماندن او در سازمان عمل درستی است (انجل و پری، 1981، به نقل از نورحرانی و همکاران، 2012).
کیفیت زندگی کاری
در این تحقیق منظور از کیفیت زندگی کاری، عبارت از میانگین کل سوالات پرسش نامه کیفیت زندگی کاری والتون میباشد.که مولفه های آن عبارتند از:
رضایت شغلی:
در این پژوهش رضایت شغلی عبارت از میانگین کل سوالات پرسش نامه رضایت شغلی مارتین جی گانون[28] میباشد.
تعهد سازمانی:
در این پژوهش تعهد سازمانی عبارت از میانگین کل سوالات پرسش نامه تعهد سازمانی آلن و مییر میباشد که با مقیاس پنج ارزشی لیکرت سنجیده میشود. و مولفههای آن عبارتند از:
1Engersool
[2]Cronca
[3] Engambi Helisy
[4]Akdere Mesut
[5] Flippo
[6] Ngambi Hellicy
[7] Ma, Samuels and Alexander
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول: کلیات پژوهش
1-1مقدمه.. 3
1-2 بیان مسأله.. 3
1-3 مدل مفهومی پژوهش.. 6
1-4 اهمیت و ضرورت پژوهش.. 7
1-5 اهداف پژوهش .. 9
1-5-1 هدف اصلی.. 9
1-5-2 اهداف جزئی .. 9
1-6 سؤالات پژوهش.. 10
1-7 تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای پژوهش.. 10
1-7-2 تعاریف عملیاتی.. 14
1-8 قلمرو تحقیق.. 16
فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه پژوهش
2-1 مقدمه.. 19
2-2 توانمند سازی.. 19
2-2-2 تاریخچه توانمند سازی .. 22
2-2-1 تعریف توانمند سازی.. 21
2-2-3 اهمیت توانمندسازی در سازمان ها .. 24
2-2-4 رویکرد های توانمند سازی.. 25
2-2-5 مدل های توانمند سازی.. 27
2-2-6 ابعاد توانمندسازی.. 32
2-2-7 فرآیند توانمند سازی.. 35
2- 3 اعتماد سازمانی.. 38
2-3-1 تعریف اعتماد.. 38
2-3-2 تاریخچه اعتماد.. 38
2-3-3 اهمیت اعتماد .. 42
2-3-4 انواع اعتماد.. 44
2-3-5 فرآیند اعتماد.. 45
2-4 یادگیری سازمانی.. 47
2-4-1 تعریف یادگیری سازمانی.. 47
2-4-2 تاریخچه یادگیری سازمانی.. 47
2-4-3 یادگیری سازمانی و سازمان یاد گیرنده .. 48
2-4-5 مراحل یادگیری سازمانی.. 52
2-4-6 انواع یادگیری 52
2-4-7 ابعاد یادگیری سازمانی.. 55
2-5 پیشینه پژوهشی.. 56
2-6 جمع بندی.. 65
فصل سوم: روش پژوهش
3-1 مقدمه.. 63
3-2 روش پژوهش.. 63
3-3 جامعۀ آماری.. 64
3-4 حجم نمونه و روش نمونه گیری:.. 64
3-5 روش های جمع آوری اطلاعات:.. 65
3-6 روایی و پایایی ابزار اندازه گیری:.. 67
3-6-1 روایی پرسشنامه ها:.. 67
3-7 روش های تجزیه و تحلیل داده ها:.. 69
این مطلب را هم بخوانید :
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش
4-1 مقدمه.. 73
4-2 توصیف یافته های تحقیق.. 73
4-3 پیشفرض استفاده از آزمونهای آماری پارامتریک.. 77
4-4 تجزیه و تحلیل سؤالات پژوهش.. 80
4-5 نتایج جانبی پژوهش.. 93
فصل پنجم: استنباط و نتیجه گیری
5-1 مقدمه.. 101
5-2 بحث و نتیجه گیری.. 109
5-3 پیشنهاد ها.. 110
5-3-1 پیشنهادهای کاربردی .. 111
5-3-2 پیشنهاد هایی برای تحقیقات آینده.. 112
5-4 محدودیت های پژوهش.. 112
5-4-1 محدودیت های در اختیار محقق.. 112
5-4-2 محدودیت های خارج از کنترل محقق.. 112
منابع
فهرست جداول
جدول(2-1) تفاوت قدرت و توانمندسازی.. 21
جدول (2-2) رویکرد های توانمندسازی.. 26
جدول (3-2) پنج بعد هستهای توانمندسازی.. 34
جدول (4-2) فرآیند تحول در توانمندسازی کارکنان.. 37
جدول(5-2) تعاریف مختلف از اعتماد.. 40
جدول (6-2) مراحل یادگیری سازمانی از منظر صاحب نظران این رشته.. 52
جدول (7-2) ویژگیهای تعاریف ارائه شده از دو نوع یادگیری سطح پایینو سطح بالا.. 54
جدول (1-3) توزیع فراوانی جامعۀ آماری پژوهش به تفکیک جنسیت پرستاران.. 64
جدول (2-3) سوالات مربوط به مؤلفه های توانمندسازی روان شناختی.. 66
جدول (3-3) سوالات مربوط به مؤلفههای یادگیری سازمانی.. 66
جدول (4-3) سوالات مربوط به مؤلفه های اعتماد سازمانی.. 67
جدول(5-3) پایایی ابزار گردآوری اطلاعات (پرسشنامه ها).. 68
جدول( 1-4) فراوانی و درصد فراوانی نمونه مورد مطالعه به تفکیک جنسیت.. 73
جدول(2-4) فراوانی و درصد فراوانی نمونه آماری مورد مطالعه به لحاظ سن.. 74
جدول(4-4) فراوانی و درصد فراوانی نمونه پرستاران به لحاظ سابقه خدمت.. 76
جدول(5-4) نتیجه آزمون کالموگروف – اسمیرونوف برای نرمال بودن توزیع داده ها.. 78
جدول(6-4) بررسی وضعیت توانمندسازی روانشناختی پرستاران بیمارستانهای شهر همدان با استفاده از آزمون t تکگروهی:.. 80
جدول(7-4) بررسی وضعیت اعتماد سازمانی پرستاران بیمارستانهای شهر همدان با استفاده از آزمون t تکگروهی:.. 82
جدول(8-4) بررسی وضعیت یادگیری سازمانی پرستاران بیمارستانهای شهر همدان با استفاده از آزمون t تکگروهی:.. 83
جدول( 9-4) بررسی رابطه بین توانمندسازی روانشناختی و ابعاد آن با اعتماد سازمانی پرستاران بیمارستان های شهرهمدان با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون:.. 84
جدول( 10-4) بررسی رابطه بین توانمندسازی روانشناختی و ابعاد آن با اعتماد سازمانی پرستاران بیمارستان های شهرهمدان با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون:.. 87
جدول( 11-4) نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام تاثیر ابعاد توانمندسازی روانشناختی بر اعتماد سازمانی پرستاران بیمارستانهای شهر همدان:.. 89
جدول( 12-4) نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام تاثیر ابعاد توانمندسازی روانشناختی بر یادگیری سازمانی پرستاران بیمارستانهای شهر همدان.. 91
جدول(13-4) مقایسه میانگین توانمندسازی روان شناختی، اعتماد سازمانی و یادگیری سازمانی پرستاران مرد و زن با استفاده از آزمون t برای گروههای مستقل.. 93
جدول(14-4) مقایسه میانگین توانمندسازی روان شناختی، اعتماد سازمانی و یادگیری سازمانی پرستاران به لحاظ ویژگی های سن، تحصیلات، سنوات خدمت و نوع استخدام با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یکطرفه.. 94
جدول(15-4) مقایسه میزان یادگیری سازمانی پرستاران به لحاظ نوع استخدام آنها با استفاده از آزمون تعقیبی توکی.. 96
فهرست شکل ها
شکل (1-1) چهارچوب مفهومی پژوهش.. 6
شکل(1-2): مدل توانمندسازی کوئین و اسپریتزر .. 28
شکل(2-2): مدل توانمندسازی توماس و ولتهووس .. 29
شکل(3-2): مدل توانمندسازی اسپریتزر.. 30
شکل(4-2): مدل توانمندسازی کالبرت و مک دونو.. 31
شکل(5-2): مدل توانمندسازی کینلا.. 32
شکل (6-2) : ارائه بازخورد برای شکل گیری باور اعتماد بر مبنای تجارب.. 46
شکل (7-2) تمایز مفاهیم یادگیری سازمانی، سازمان یادگیرنده، مدیریت دانش و دانش سازمانی.. 51
شکل (8-2) یادگیری تک حلقه ای و دو حلقه ای ……………………………………………………….. 53
شکل (9-2) : ابعاد یادگیری سازمانی.. 56
فهرست نمودارها
نمودار2-1 : فرآیند توانمند سازی.. 39
نمودار(1-4) درصد فراوانی نمونه مورد مطالعه به تفکیک جنسیت.. 74
نمودار(2-4) درصد فراوانی نمونه مورد مطالعه برحسب سن.. 75
نمودار(3-4) درصد فراوانی نمونه مورد مطالعه برحسب مدرک تحصیلی.. 79
نمودار(4-4) درصد فراوانی نمونه مورد مطالعه برحسب سابقه خدمت.. 80
جدول(5-4) نتیجه آزمون کالموگروف – اسمیرونوف برای نرمال بودن توزیع داده ها.. 81
نمودار(5-4) توزیع فراوانی توانمندسازی روانشناختی به همراه منحنی توزیع نرمال.. 82
نمودار(6-4) توزیع فراوانی اعتماد سازمانی به همراه منحنی توزیع نرمال.. 82
نمودار(7-4) توزیع فراوانی یادگیری سازمانی به همراه منحنی توزیع نرمال.. 83
| فصل اول: کلیات پژوهش |
تاریخ تحولات جهان نشان می دهد که جهان به سرعت در حال تغییر است و به جرأت می توان گفت که در ابتدای قرن بیست و یکم سرعت این تحولات قابل مقایسه با هیچ دوره ای نمی باشد. دانش در همه عرصه ها به کمک انسان آمده است و حتی دانش سبب شده سرعت انتقال و دگرگونی خود دانش نیز بسیار افزایش پیدا کند. از سوی دیگر توجه به نیروی انسانی در سازمان ها طی سال های اخیر بخش عظیمی از سرمایه سازمان ها را به خود اختصاص داده است، اکنون مدیران با تدبیر می دانند که هر قدر در زمینه توسعه و ارتقاء دانش نیروی انسانی سرمایه گذاری کنند، موفقیت سازمان خود دار تضمین نموده اند. در نظام اداری ایران، موضوع توانمند سازی کارکنان را می توان در سیاست و برنامه های توسعه و تحول اداری و قانون مدیریت خدمات کشوری ملاحظه نمود)میرشبل نعمتی، 1389، ص 26). سازمان های کنونی بیشتر از گذشته درگیر تنازع بقا و رقابت شده اند و با اشتیاق به دنبال بروز رسانی دانش و حتی پیشگامی در خلق دانش هستند. از سوی دیگر اهداف ترسیم شده در سند چشم انداز بیست ساله کشور که در آن ایران باید در سال 1404 جایگاه برتر علمی، فناوری و اقتصادی منطقه را به خود اختصاص دهد، می طلبد بهره وری در سازمان ها، نهاد ها و دستگاه های اجرایی کشور ارتقاء یابد که این امر جز از طریق توانمند سازی مدیران و کارکنان، افزایش سرمایه اجتماعی و خلق و انتقال دانش در پرتو یادگیری سازمانی امکان پذیر نخواهد بود. در این راستا پژوهش حاضر به مطالعه رابطه توانمند سازی روانشناختی با اعتماد و یادگیری سازمانی در بین پرستاران بیمارستان های شهر همدان پرداخته است.
در سال های اخیر گرایش های فزاینده ای به مفهوم توانمند سازی و فعالیت های مدیریتی مربوط به آن در بین پژوهشگران مدیریت و نیز کارکنان سازمان ها به ویژه سازمان های بهداشتی ایجاد شده است. این تمایل چندین دلیل دارد ؛ نخست اینکه مطالعات بر روی مهارت های رهبری پیشنهاد می کنند که توانمند کردن زیردستان یک جزء اصلی و مهم اثربخشی مدیریتی و مقدمه ای برای ایجاد اعتماد سازمانی است، اعتماد بر کار گروهی، درک از عدالت در تصمیم گیری ها و رضایت شغلی تأثیر مهمی دارد. هنگامی که اعتماد پایین است رفتار هایی از قبیل غیبت، یادگیری محدود، مسئولیت پذیری پایین، تفکر ارتجاعی و عدم خلاقیت شایع است. دوم اینکه تجزیه و تحلیل قدرت و کنترل در سازمان ها نشان می دهد که قدرت سازنده و اثربخشی سازمانی به وسیله استفاده مشترک مافوق و زیردستان از قدرت و کنترل رشد می یابد (غلامی و همکاران، 1385، ص 26). تجارب کار گروهی در سازمان ها نشان داده که فنون توانمند سازی نقش مهمی در توسعه و حفظ گروه ایفا می کند. در حوزه بهداشتی نیز توانمند سازی یک ساخت نو ظهور است که توسط نظریه پردازانی ماندد کانتر[1]، کانگر و کانگو[2] و اسپریترز[3] برای توضیح اثربخشی سازمان ها و کارمندان به ویژه پرستاران استفاده می شود و تأثیر گذاری آن در گرو سازگاری با نیاز ها، اهداف، فرهنگ سازمان، صداقت، اطمینان به اصالت و انگیزش کارکنان است. از طرفی توانمند سازی بدون بهبود دانش و مهارت های آن ها مقدمه چینی برای شکست است (همان ، ص 26) . به علاوه سرمایۀ اجتماعی یکی از قابلیتهای مهم سازمانی است که میتواند برای سازمانها در مقایسه با سازمانهای دیگر، مزیت سازمانی پایدار ایجاد کند؛ زیرا خلق دانش سازمانی و یادگیری سازمانی مستلزم تسهیم دانش است و پیش نیاز تسهیم دانش نیز وجود مؤلفههای سرمایۀ اجتماعی در بین اعضای سازمان است(فیلد[4]، 2003).
از سوی دیگر محیط کاری افراد بر توانمند سازی آن ها مؤثر است، زیرا کارکنان به توانمندی دست نخواهند یافت مگر آن که نیاز های اساسی شان در محیط کار ارضاء شود و فرهنگی وجود داشته باشد که به ارزش هایی چون اعتماد متقابل، مشارکت فراگیر، کار گروهی و ریسک پذیری بها دهند (نوربخش و محمدی، 2002، به نقل از حجتی و همکاران، 1393، ص 83). همچنین به منظور اینکه مدیران سازمانهای دولتی بتوانند به خوبی به وظایف و فعالیتهای محوله خود بپردازند بایستی کارکنان این احساس را داشته باشند که مدیران شان قابل اعتمادند، اعتماد بین مدیریت و کارکنان بر کیفیت مدیریت تأثیر زیادی خواهد داشت. بنابراین افول اعتماد در سازمانهای دولتی، یکی از مسائلی است که باعث ایجاد کارکنانی بیانگیزه و بی تفاوت میشود و اجرای کند برنامهها را سبب میگردد (اتکینسون و بوچر[5]، 2003).
به گفته هولیس[6] (1998) اعتماد موضوع بسیار مهمی است که در تمام علوم اجتماعی و بشری ریشه دارد. اعتماد یک ساختار اجتماعی است و تا زمانی که سازمان ها در قالب اجتماعی وجود دارند، اعتماد شرط لازم برای آن ها است.اعتماد سازمانی به معنی اشتیاق کارکنان برای انجام فرمان های مورد انتظار مدیر بدون نیاز به کنترل یا ارزشیابی است (فرحبد و همکاران، 1389، ص 24). میشرا[7]اعتماد سازمانی را به عنوان تمایل یک طرف به آسیب پذیر بودن در برابر طرف دیگر بر اساس این انتظار یا باور که طرف مقابل مطمئن ، باز و قابل اعتماد است تعریف می کند( به نقل از دانایی فرد و همکاران، 1388، ص 63).
تحقق یادگیری سازمانی مستلزم توجه به توانمند سازی نیروی انسانی در همه ی سطوح می باشد و از آنجا که کارکنان مهمترین و ارزشمند ترین سرمایه یک سازمان می باشند توانمند سازی با تربیت کارکنانی با انگیزه و توانا به مدیران امکان خواهد داد تا در برابر پویایی های محیط رقابتی به سرعت و به طور مناسب عمل نموده و موجبات برتری رقابتی سازمانشان را فراهم آورند (اله یاری و همکاران ، 1390، به نقل از فرمانی و روانگرد، 1393، ص 790). به منظور توانمند سازی سازمان ها در مقابله با تغییرات جهانی سریع برگرفته از جهانی شدن، سازمان های جدید متناسب با شرایط جدید ، باید بدانند چطور یاد بگیرند و چگونه خود را با تغییرات پی در پی محیطی تطبیق دهند و تنها سازمان هایی که بر یادگیری سازمانی تأکید و تمرکز کنند قادر به پیش بینی و انطباق با این تغییرات هستند ( میشرا و بسکر[8]، 2010، ص 51). یادگیری سازمانی از طریق بینش، دانش و مدل های ذهنی مشترک ایجاد می شود و پایه دانش گذشته و تجارب که حافظه هستند ساخته می شوند(اقدسی ، 1387، ص 76). کارکنان متنوع، با قابلیت های گوناگون و نیاز های متفاوت ، سازمان ها را ملزم می کند تا در جهت حفظ منابع انسانی توانمند و بهره گیری مؤثر از قابلیت های آنان در جهت دستیابی به اهداف تجاری سازمان، راهبرد مناسبی برای منابع انسانی به کار گیرد (سید جوادین و حسین زاده، 1387).یانگ[9] (2004) معتقد است یادگیری سازمانی بیانگر تجارب یادگیری جمعی است که برای کسب دانش و توسعه مهارت ها استفاده می شود. سنگه[10] (1990) معتقد است یادگیری سازمانی همان بسط و توسعه و کاربرد دانش جدید است و ظرفیت تغییر رفتار کارکنان را دارد و اهمیت ویژه ای برای آینده مورد نظر سازمان دارد.
تاکنون مطالعات زیادی پیرامون رابطه توانمند سازی روانشناختی با متغیرهای مختلف انجام شده است، اما بررسی رابطه توانمند سازی روانشناختی با اعتماد و یادگیری سازمانی به ویژه در بیمارستان ها کمتر مورد توجه قرار گرفته است که دغدغه اصلی این پژوهش را تشکیل می دهد، بنابراین این پژوهش در صدد آن است که به شیوه علمی به این سؤال پاسخ دهد که آیا بین توانمند سازی روانشناختی و اعتماد و یادگیری سازمانی در بین پرستاران بیمارستان های شهر همدان رابطه وجود دارد؟
با توجه به دیدگاه اسپریتزر(1995) در خصوص توانمند سازی روانشناختی، دیدگاه کاناواتاناچی و یو[11]، (2002) درباره اعتماد سازمانی و دیدگاه نیف[12](2001)در زمینه یادگیری سازمانی مدل مفهومی پژوهش به شکل زیر ترسیم شده است:
| اعتماد سازمانی |
| یادگیری سازمانی |
| توانمند سازی روانشناختی |
| احساس شایستگی |
| خودمختاری |
| تأثیرگذاری |
| احساس معنی دار بودن |
| اعتماد |
| اعتماد مبتنی بر شناخت |
| اعتماد مبتنی بر تأثیر
|
| گرایش به اعتماد |
| چشم انداز مشترک |
| فرهنگ یادگیری سازمانی
|
| به اشتراک گذاشتن دانش |
| یادگیری تیمی |
| تفکر سیستمی |
جهانی شدن، تغییرات شدید در محیط، رقابت و ترجیحات پویای مشتریان را به ارمغان آورده است که سازمان ها را وادار به انطباق با تغییرات برای بقا و موفقیت کرده است. این تغییرات نه تنها در محیط خارجی مثل محصول، خدمات و فناوری روی داده است بلکه در محیط داخلی مانند طرز فکر مردم، نگرش ها، ارزش ها و اهداف نیز قابل رؤیت است. بنابرین سازمان های رو به رشد، نیازمند اصلاح و تعریف دوباره راهبرد های مقابله ای هستند (میشرا، 2010، ص 49) پرورش و توسعه توانمندی های سرمایه انسانی ، ضرورتی اجتناب ناپذیر است که همه سازمان ها برای بقا و پیشرفت در جهان پر تغییر و تحوّل امروزی سخت بدان نیازمندند(دانش فرد و ذاکری ، 1391، ص 44). بعد روانی هر سازمانی شامل مجموعه توانمندی های روانشناختی نیروی انسانی هر سازمان است. توانمند سازی روانشناختی یک سازمان به میزان پاسخ گویی و انعطاف پذیری یک سازمان در پاسخ به نیاز ها و مسائل سازمانی اشاره می کند. تغییرات سریع محیط سازمان ها را وادار می سازد تا برای سازگاری با محیط به سازوکار های مدیریتی مختلفی روی آورند که توانمند سازی روانشناختی یکی از این سازو کار ها است (زاهدی و همکاران ، 1388 ، ص 59). از طریق توانمند سازی، مدیران به طور واقعی اثربخشی خود را چند برابر می کنند که در نتیجه آنها سازمان های مربوطه نیز کار آمد تر شده و می تواند تغییر کنند. (نصیری پور و همکاران، 1392 ، ص ، 57) توانمند سازی روانشناختی در حیات کنونی سازمان ها ضروری است زیرا پیچیدگی سازمان ها سبب می شود از دایره نظارت مستقیم کاسته شود و به دایره تفویض اختیار و توانمندی کارکنان افزوده شود، زیرا در سازمان های کنونی، کارایی نظارت مستقیم به چالش کشیده شده است.
از سوی دیگر به نظر می رسد یکی از مشکلات سازمان ها کمبود اعتماد بین مدیران و کار کنان است. در سازمان های ما به خصوص سازمان های دولتی، شکاف قابل توجهی بین کارکنان و مدیریت و خواسته های این دو وجود دارد. افول اعتماد در سازمان های دولتی یکی از مسائلی است که باعث ایجاد کارکنانی بی انگیزه و بی تفاوت می شود و اجرای کند برنامه ها را سبب می شود ( عواطفی منفرد و همکاران، 1391 ، ص، 45) . هوف و کلی[13](2003) موفقیت در دنیای رقابتی سازمان ها را وابسته به توانایی توسعه روابط مبتنی بر اعتماد می دانند، سازمان ها و کارکنان نیاز دارند که هم خودشان قابل اعتماد باشند و هم به یکدیگر اعتماد کنند. بودنار زوک[14] (2007) بیان می کند که اعتماد سازمانی مبنای همه ی تعامل های سازمانی است و بر این اساس شالوده فرهنگ سازمانی پی ریزی می گردد (مهداد و همکاران ، 1391، ص73). امروزه در سازمان ها یادگیری به قلب مدیریت و جوهره فعالیت ها تبدیل شده است. باید اعتراف کرد که اگر سازمان ها ، یادگیری را نادیده بگیرند، این امر می تواند شبیه به پذیرش مرگ برای آن ها باشد. یادگیری سازمانی در سال های اخیر جزء توانایی های سازمانی برای پاسخ گویی مناسب برای تغییر در محیط خارجی در آمده است (قلاوندی و امراهی، 1391، ص 119). بقا و رشد سازمان منوط به توانایی آن برای تطبیق با محیط از طریق کنش یادگیری و عملکرد است که بر ارزش ها و باور های فرهنگی جمعی تأثیر می گذارد (بودلایی و همکاران، 1390، ص، 74). یکی از ویژگی های اساسی سازمان های جدید، شکل گیری آنها بر اساس یادگیری است. بنابراین مدیران و کارکنان همواره در حال یادگیری بوده و مهارت جدید کسب می کنند چرا که قدرت سازمان متناسب با میزان آموزش دائمی مدیران و کارکنان است (افجه و رضایی ابیانه، 1392، ص 232). فانگ[15] و همکارانش (2008) در روشن سازی مفهوم یادگیری سازمانی بیان می دارند که یادگیری سازمانی، سازمان را به عنوان نهاد شناختی که قادر به مشاهده اعمال خود، کشف اثرات اقدامات و اصلاح اقدامات خود به منظور بهبود عملکرد سازمان تبدیل می کند. (قلاوندی و همکاران، 1391 ، ص 101). یادگیری سازمانی مهمترین راه بهبود عملکرد دراز مدت است. بیمارستان ها از نظر یادگیری سازمانی در جایگاه ویژه ای قرار دارند و پرستاران به عنوان یکی از منابع بزرگ دانش سازمانی و از عناصر مهم انتقال دانش در بیمارستان ها می توانند نقش اصلی در فرآیند یادگیری سازمانی ایفا کنند (حیدری و همکاران، 1392، ص 56). مراکز درمانی یکی از مهمترین نهاد های ارائه خدمات به شمار می آیند که در حفظ، ارتقاء و بازگشت سلامت جسمانی و روانی بیماران نقش مهمی را ایفا می کنند. از این رو به نظر می رسد که توجه ویژه به توانمند سازی کارکنان مراکز درمانی از هر سازمان دیگری با اهمیت تر باشد (پاتریک و لسچینگر2 2006، ص 14). بیمارستان ها یکی از پر تعامل ترین سازمان ها می باشند که سرعت انتقال دانش و یادگیری در آن ها بسیار بالا است و علاوه بر هدف اصلی خود که ارتقای سلامت و تضمین و تأمین آن است به نوعی یک سازمان یادگیرنده نیز محسوب می شوند، سازمانی که به طور پیوسته در تعامل با محیط اطراف خود بوده، به خلق دانش جدید پرداخته و آن را به گونه ای یکپارچه در شبکه های ارتباطی قرار داده تا دیگران نیز از این ارزش ها استفاده کنند (زالی، 2008، به نقل از حسنی، 1393، ص 990). بیمارستان ها در بین سازمان های کشور از اهمیت زیادی برخوردار هستند. از یک سو ارتقاء و کیفیت سلامت مردم به صورت مستقیم با کارایی و اثربخشی آن ها ارتباط دارد و از سوی دیگر بخش مهمی از وظیفه تربیت کادر درمان در بیمارستان ها اتفاق می افتد. بر این اساس بررسی عوامل مؤثر در مدیریت و بهره وری بیمارستان ها می تواند به موفقیت آن ها در انجام وظایف و رسیدن به اهداف تعیین شده تأثیر بسزایی داشته باشد(اقدسی و خاکزار بفروئی، 1387، ص 71). چانگ و همکاران، (2007) بیان می کنند که تمایل پرستاران مخصوصاً پرستاران جوان به ترک خدمت و انجام فعالیت غیر درمانی و کار در خارج از بیمارستان و همچنین تمایل آن ها به بازنشستگی زودتر از موعد و یا بازخرید، باعث کاهش نیروی پرستاری در بیمارستان های سراسر دنیا شده است. از سوی دیگر با توجه به اینکه بیمارستان ها با تمام ظرفیت در طول شبانه روز و در طول تمام سال مشغول فعالیت هستند سازمان های خاصی هستند همچنین مواقعی هست که مدیران و سرپرستان در بیمارستان حضور ندارند یا در مواقع بحرانی نیاز است بیمارستان به شکل خاصی ارائه خدمت نماید. شاید یک از راه های مقابله با این پدیده توانمند سازی و بهبود اعتماد و یادگیری سازمانی در بین پرستاران باشد. بنابراین بررسی توانمند سازی روانشناختی و اعتماد و یادگیری سازمانی را به خصوص در بین پرستاران که بخش زیادی از فعالیت های درمانی – آموزشی را انجام می دهند می توان از اولویت های مدیران بیمارستانی قلمداد کرد.
1- تعیین وضعیت توانمند سازی روانشناختی ، اعتماد و یادگیری سازمانی در بین پرستاران بیمارستان های شهر همدان.
2 – تعیین رابطه توانمند سازی روانشناختی و ابعاد آن با اعتماد سازمانی در بین پرستاران بیمارستان های شهر همدان.
3 – تعیین رابطه توانمند سازی روانشناختی و ابعاد آن با یادگیری سازمانی در بین پرستاران بیمارستان های شهر همدان.
4 – پیش بینی اعتماد و یادگیری سازمانی از طریق ابعاد توانمند سازی روانشناختی در بین پرستاران بیمارستان های شهر همدان.
کلید واژه: نیاز سنجی آموزشی، کارگزاران، حج و زیارت
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل نخست: کلیات پژوهش 1
1-1. مقدمه 2
1-2. بیان مسئله 3
1-۳. اهداف پژوهش 5
1-۴. پرسشهای پژوهش 5
۱-۵. اهمیت و ضرورت پژوهش 6
1-۶. تعریفهای عملیاتی 7
1-6-1. نیاز 7
1-6-2.آموزش 7
1-6-3. نیازسنجی 7
1-6-4. نیازسنجی آموزشی 8
1-6-5. حج 8
1-6-6. عمره 8
1-6-7. عتبات 8
1-6-8.کارگزاران حج ، عمره و عتبات 8
فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه پژوهش 10
2-1. مقدمه 11
۲-2. تعریف سازمان 11
۲-3. سازمان یادگیرنده 11
۲-4. فلسفه مدیریت نیروی انسانی 12
۲-5. اهمیت و نقش نیروی انسانی در سازمان 13
2-6. توانمند سازی و آموزش نیروی انسانی 14
2-7. تعریف آموزش 15
2-8. فرهنگ آموزش 16
2-9. اهمیت آموزش 17
2-10. اهداف آموزش 18
2-11. مزایا آموزش 19
2-12. اصول آموزش 20
2-12-1. فعال بودن یادگیرنده 20
2-12-2. احترام به یادگیرنده 20
2-12-3. اصل مسئله محوری 21
2-12-4. اصل استقلال یادگیرنده 21
2-12-5. اصل تناسب 21
2-12-6. اصل تداوم 21
2-12-7. اصل یادگیری متقابل 22
2-12-8. اصل همسانی تجارب یادگیرندگان 22
2-13. فرآیند آموزش 23
2-13-1. نیاز سنجی آموزشی 24
2-13-2. تعیین اهداف آموزشی 24
2-13-3. انتخاب روش آموزش 25
2-13-4.اجرای برنامه آموزشی 25
2-13-5.ارزیابی برنامه آموزشی 26
2-14.آموزش و توسعه مدیریت 27
2-14-1.گردش کار 27
2-14-2. آموزش عملی 28
2-14-3.روش مبتنی بر تحقیق موردی 28
2-14-4. مسابقه های مدیریت 28
2-14-5. گردهمایی های خارج از سازمان 29
2-14-6. برنامه های دانشگاهی 29
این مطلب را هم بخوانید :
2-14-7. الگو سازی رفتاری 29
2-14-8.آموزش حساسیت 30
2-14-9.آموزش مشابه سازی 30
2-15.تعریف نیاز 31
2-15-1. نیاز از دیدگاه روانشناسی 31
2-15-2. نیاز از دیدگاه جامعه شناسی 32
2-16. نیازهای آموزشی 32
2-16-1. نیازسنجی آموزشی 33
2-17. اهداف نیازسنجی 35
2-17-1. فراهمسازی اطلاعات برای برنامه ریزی 35
2-17-2. ارزیابی و سنجش 35
2-17-3. پاسخگو و مسئول کردن موسسات و نظامهای آموزشی 35
2-17-4. تشخیص یا شناسایی ضعفها و مسائل و مشکلات اساسی سازمان یا نظام 36
2-17-5. رشد و توسعه سازمان و کارکنان 36
2-17-6. استفاده بهینه از منابع و امکانات 36
2-18. ضرورت نیاز سنجی آموزشی 36
2-19. اصول نیازسنجی 37
2-19-1. اصل تداوم 37
2-19-2. اصل جامعیت 37
2-19-3. اصل مشارکت 37
2-19-4. اصل عینیت 38
2-19-5. اصل واقع گرایی 38
2-19-6. اصل رعایت ملاحظات فرهنگی 38
2-19-7. اصل علمی بودن 38
2-19-8. اصل نوگرایی 38
2-19-9. اصل عملی بودن 39
2-19-10. اصل برنامهای بودن 39
2-19-11. اصل نسبی گرایی 39
2-19-12. اصل تعهد 39
2-19-13.راهبردهای نیازسنجی 39
2-20. روش، فنون و الگوهای نیاز سنجی 40
2-20-1. فرآیند برنامهریزی نیازسنجی 40
2-21. روشهای و منابع شناسایی نیازهای آموزشی 41
2-21-1. جامعه 43
2-21-2. سازمان 43
2-21-3. شغل 43
2-22.الگوهای نیاز سنجی 46
2-22-1. الگوی نیازسنجی آموزشی 46
2-22-2. الگوی کلاسیک، قیاسی و استقرایی 46
2-22-3. الگو SWOT 48
2-22-4. الگو تحلیل وظیفه و الزامات دانشی – مهارتی 49
2-22-4-1. حمایت سازمانی برای فرایند نیازسنجی 50
2-22-4-2. تحلیل سازمان 50
2-22-4-3. تحلیل ملزومات 52
2-22-4-3.تحلیل وظیفه، دانش، مهارت و توانایی 53
2-22-4-4. تحلیل اشخاص 56
2-24-5. الگوی کافمن و هرمن 57
2-24-5. الگوی ماتریسهای مهارت 58
2-24-6. الگوی نیازسنجی پیشنهادی وودال و وینستنلی 59
2-24-7.الگوی پیشنهادی شورای تعاون (C.C.C) 60
2-25. روش وفنون تعیین نیاز سنجی 61
2-25-1. فن دلفای 61
2-25-2. فن رویداد مهم 64
2-25-3. توصیف فن رویداد مهم 65
2-25-4. فن درخت خطا 65
2-25-5. تحلیل سازمان 66
2-25-6. سناریو نوشتن 67
2-25-7. فن قیاس تاریخی 67
2-25-8. تجزیه و تحلیل شغل 67
2-25-9. ارزیابی عملکرد 68
2-25-10. طوفان مغزی 68
2-25-11. استفاده از فنون پیمایشی 69
2-25-12. خودسنجی 69
2-25-13. فن فیش باول 69
2-25-14. فن تل استار 70
2-25-15.تست یا آزمون 70
2-25-16. پرسشنامه 71
2-25-17. مصاحبه 71
2- 26. تاریخچه شکل گیری سازمان حج و زیارت 71
2-26-1. تاریخچة قانونی و جایگاه حج و زیارت در کشور 71
2-26-2. وظایف سازمان حج و زیارت 74
2-27. پیشینه در داخل کشور 76
۲-28. پیشینه در خارج از ایران 79
فصل سوم: روش پژوهش 82
3-1. مقدمه 83
۳-۲. روش پژوهش 83
3-۳. جامعه پژوهش 84
۳-۴. نمونهگیری 84
3-5. ابزار تحقیق 84
3-6. روایی و پایایی ابزار پرسشنامه 85
فصل چهارم: یافتههای پژوهش 88
4-1. مقدمه 89
4-2. توصیف نمونه مورد بررسی بر حسب اطلاعات کارگزاران 89
4-2-1. توصیف نمونه مورد بررسی بر حسب اطلاعات جمعیتشناختی کارگزاران 89
4-2-1-1. توصیف نمونه مورد بررسی بر حسب سابقه حج کارگزاران 89
4-2-1-2. توصیف نمونه مورد بررسی بر حسب سابقه عمره کارگزاران 91
4-2-1-3. توصیف نمونه مورد بررسی بر حسب سابقه عتبات کارگزاران 92
4-2-1-4. توصیف نمونه مورد بررسی بر حسب سطح تحصیلات کارگزاران 93
4-2-1-5. توصیف نمونه مورد بررسی بر حسب سن کارگزاران 94
4-2-2. توصیف نمونه مورد بررسی براساس مصاحبه 96
4-2-2-1. توصیف نمونه مورد بررسی بر حسب آموزشهای مذهب و زیارت 96
4-2-2-2. توصیف نمونه مورد بررسی بر حسب آموزشهای زائران 98
4-2-2-3. توصیف نمونه مورد بررسی بر حسب آموزشهای کاروان داری 100
4-2-2-4. توصیف نمونه مورد بررسی بر حسب آموزشهای مدیریتی 102
4-2-2-5. توصیف نمونه مورد بررسی بر حسب آموزشهای فناوری 104
4-2-2-6. توصیف نمونه مورد بررسی بر حسب آموزشهای پژوهشی 105
4-2-2-7. توصیف نمونه مورد بررسی بر حسب آموزشهای برنامهها و سیاستها 107
4-2-2-8. توصیف نمونه مورد بررسی بر حسب آموزشهای مرتبط با کشور مقصد 109
4-2-2-9. توصیف نمونه مورد بررسی بر حسب آموزشهای امداد و بهداشت 110
4-2-3. توصیف نمونه مورد بررسی براساس مصاحبه 112
4-2-3-1. توصیف نمونه مورد بررسی بر حسب آموزشهای مذهب و زیارت 112
4-2-3-2. توصیف نمونه مورد بررسی بر حسب آموزشهای زائران 114
4-2-3-3. توصیف نمونه مورد بررسی بر حسب آموزشهای کاروان داری 116
4-2-3-4. توصیف نمونه مورد بررسی بر حسب آموزشهای مدیریتی 118
4-2-3-5. توصیف نمونه مورد بررسی بر حسب آموزشهای فناوری 120
4-2-3-6. توصیف نمونه مورد بررسی بر حسب آموزشهای پژوهشی 121
4-2-3-7. توصیف نمونه مورد بررسی بر حسب آموزشهای برنامهها و سیاستها 123
4-2-3-8. توصیف نمونه مورد بررسی بر حسب آموزشهای مرتبط با کشور مقصد 125
4-2-3-9. توصیف نمونه مورد بررسی بر حسب آموزشهای امداد و بهداشت 127
4-3. استنباط در مورد نمونه مورد بررسی 128
4-3-1. آزمون نرمال بودن توزیع متغیرهای پژوهش 128
4-3-2. پاسخ به سئوالهای پژوهش 129
4-3-2-1. سئوال اول پژوهش 129
4-3-2-2. سئوال دوم پژوهش 133
فصل پنجم: بحث، نتیجهگیری و پیشنهادها 147
5-1. مقدمه 148
5-2.خلاصه پژوهش 148
۵-3. پاسخ به پرسشهای پژوهش 149
۵-3-۱. پرسش نخست 149
۵-3-۲. پرسش دوم 149
5-5. بحث در مورد یافتهها 154
5-5-1. آموزشهای مذهب و زیارت 154
5-5-2. آموزشهای زائران 156
5-5-3. آموزشهای کاروانداری 157
5-5-4. آموزشها مدیریتی 159
5-5-5. آموزشهای فناوری 162
5-5-6. آموزشهای پژوهشی 162
5-5-7. آموزشهای برنامه و سیاستها 163
5-5-8.آموزشها مرتبط با کشور مقصد 165
5-5-9. آموزشهای امداد و بهداشت 166
محدودیتهای پژوهش 167
۵-۴. پیشنهادهای حاصل از پژوهش 168
5-4-1.پیشنهادهای کاربردی/اجرایی 168
۵-۵. پیشنهاد برای پژوهشهای آتی 169
منابع 170
پیوستها 178
فهرست جدولها
عنوان صفحه
جدول2-1 رویه و روشهای شناسایی نیازهای اموزشی 41
جدول : 2-2 انواع روشهای نیازسنجی آموزش کارکنان (نوروزی و دیگران، 1393) 45
جدول 3-1. میزان پایایی ابزار گردآوری اطلاعات 87
جدول 4-1. توزیع فراوانی و درصد نمونه مورد بررسی بر حسب سابقه حج کارگزاران 90
جدول 4-2. توزیع فراوانی و درصد نمونه مورد بررسی بر حسب سابقه عمره کارگزاران 91
جدول 4-3. توزیع فراوانی و درصد نمونه مورد بررسی بر حسب سابقه عتبات کارگزاران 92
جدول 4-4. توزیع فراوانی و درصد نمونه مورد بررسی بر حسب سطح تحصیلات کارگزاران 93
جدول 4-5. توزیع فراوانی و درصد نمونه مورد بررسی بر حسب سن کارگزاران 94
جدول 4-6. توزیع فراوانی و درصد نمونه مورد بررسی بر حسب دورههای آموزش های مذهب و زیارت 96
جدول 4-7. توزیع فراوانی و درصد نمونه مورد بررسی بر حسب دوره های آموزش های زائران 98
جدول 4-8. توزیع فراوانی و درصد نمونه مورد بررسی بر حسب دوره های آموزش های کاروان داری 100
جدول 4-9. توزیع فراوانی و درصد نمونه مورد بررسی بر حسب دوره های آموزش های مدیریتی 102
جدول 4-10. توزیع فراوانی و درصد نمونه مورد بررسی بر حسب دوره های آموزش های فناوری 104
جدول 4-11. توزیع فراوانی و درصد نمونه مورد بررسی بر حسب دوره های آموزش های پژوهشی 105
جدول 4-12. توزیع فراوانی و درصد نمونه مورد بررسی بر حسب دوره های آموزش های برنامهها و سیاستها 107
جدول 4-13. توزیع فراوانی و درصد نمونه مورد بررسی بر حسب دوره های آموزش های مرتبط با کشور مقصد 109
جدول 4-14. توزیع فراوانی و درصد نمونه مورد بررسی بر حسب دوره های آموزش های امداد و بهداشت 110
جدول 4-15. توزیع فراوانی و درصد نمونه مورد بررسی بر حسب دوره های آموزش های مذهب و زیارت 112
جدول 4-16. توزیع فراوانی و درصد نمونه مورد بررسی بر حسب دوره های آموزش های زائران 114
جدول 4-17. توزیع فراوانی و درصد نمونه مورد بررسی بر حسب دوره های آموزش های کاروان داری 116
جدول 4-18. توزیع فراوانی و درصد نمونه مورد بررسی بر حسب دوره های آموزش های مدیریتی 118
جدول 4-19. توزیع فراوانی و درصد نمونه مورد بررسی بر حسب دوره های آموزش های فناوری 120
جدول 4-20. توزیع فراوانی و درصد نمونه مورد بررسی بر حسب دوره های آموزش های پژوهشی 121
جدول 4-21. توزیع فراوانی و درصد نمونه مورد بررسی بر حسب دوره های آموزش های برنامه ها و سیاستها 123
جدول 4-22. توزیع فراوانی و درصد نمونه مورد بررسی بر حسب دوره های آموزش های مرتبط با کشور مقصد 125
جدول 4-23. توزیع فراوانی و درصد نمونه مورد بررسی بر حسب دوره های آموزش های امداد و بهداشت 127
جدول 4-24 نتایج آزمون گلموگروف اسمیرنوف یک نمونه ای 129
جدول 4-25. آزمون مقایسه میانگین یک نمونه ای نیازهای آموزشی کارگزاران از نظر مدیران 130
جدول 4-26. آزمون مقایسه میانگین یک نمونه ای نیازهای آموزشی کارگزاران از نظر خود کارگزاران 134
جدول 4-27. آزمون مقایسه میانگین یک نمونه ای زیرمجموعه های آموزشهای مذهب و زیارت 138
جدول 4-28. آزمون مقایسه میانگین یک نمونه ای زیرمجموعه های آموزشهای زائران 139
جدول 4-29. آزمون مقایسه میانگین یک نمونه ای زیرمجموعههای آموزشهای کاروان داری 140
جدول 4-30. آزمون مقایسه میانگین یک نمونه ای زیرمجموعه های آموزش های مدیریتی 141
جدول 4-31. آزمون مقایسه میانگین یک نمونه ای زیرمجموعه های آموزش های فناوری 142
جدول 4-32. آزمون مقایسه میانگین یک نمونه ای زیرمجموعه های آموزش های پژوهشی 143
جدول 4-33. آزمون مقایسه میانگین یک نمونه ای زیرمجموعه های آموزش های برنامهها و سیاستها 144
جدول 4-34. آزمون مقایسه میانگین یک نمونه ای زیرمجموعه های آموزش های مرتبط با کشور مقصد 145
جدول 4-35. آزمون مقایسه میانگین یک نمونه ای زیرمجموعه های آموزش های امداد و بهداشت 146
فهرست تصاویر و نمودارها
عنوان صفحه
شکل 2-1 فرآیند آموزش 23
شکل 2-2: فرآیند تبدیل نیازهای آموزشی کارکنان به برنامههای آموزشی 41
شکل 2-3: تعیین نیازهای آموزشی باتوجه به جنبههای عمکرد سازمان 44
شکل 2-4: مراحل نیاز سنجی در الگوهای کلاسیک، قیاسی و استقرایی 47
شکل 2-5 : عناصر سازمانی و ارتباط آن با نیازسنجی 57
نمودار 4-1. درصد فراوانی نمونه مورد بررسی بر حسب سابقه حج کارگزاران 90
نمودار 4-2. درصد فراوانی نمونه مورد بررسی بر حسب سابقه عمره کارگزاران 91
نمودار 4-3. درصد فراوانی نمونه مورد بررسی بر حسب سابقه عتبات کارگزاران 92
نمودار 4-4. درصد فراوانی نمونه مورد بررسی بر حسب سطح تحصیلات کارگزاران 93
شکل 4-1. میانگین دورههای آموزشهای مذهب و زیارت 97
شکل 4-7. میانگین دورههای آموزش های زائران 99
شکل 4-8. میانگین دورههای آموزش های کاروان داری 101
شکل 4-9. میانگین دورههای آموزش های مدیریتی 103
شکل 4-10. میانگین دورههای آموزش های فناوری 105
شکل 4-11. میانگین دورههای آموزش های پژوهشی 106
شکل 4-12. میانگین دورههای آموزش های برنامه ها و سیاست ها 108
شکل 4-13. میانگین دورههای آموزش های مرتبط با کشور مقصد 110
شکل 4-15. میانگین دورههای آموزش های مذهب و زیارت 113
شکل 4-16. میانگین دورههای آموزش های زائران 115
شکل 4-17. میانگین دورههای آموزش های کاروان داری 117
شکل 4-18. میانگین دورههای آموزشهای مدیریتی 119
شکل 4-19. میانگین دورههای آموزش های فناوری 121
شکل 4-20. میانگین دورههای آموزش های پژوهشی 122
شکل 4-21. میانگین دورههای آموزش های برنامه ها و سیاست ها 124
شکل 4-22. میانگین دورههای آموزش های مرتبط با کشور مقصد 126
شکل 4-23. میانگین دورههای آموزش های امداد و بهداشت 128
4-24. میانگین دورههای آموزش های لازم برای بهبود کیفیت کار کارگزاران از نظر مدیران 133
4-25. میانگین دورههای آموزش های لازم برای بهبود کیفیت کار کارگزاران از نظر کارگزاران 137
فصل نخست: کلیات پژوهش
1-1. مقدمه
یکی از وظایف اساسی سازمان حج و زیارت برنامه ریزی و اقدام در جهت آموزش و ارتقای سطح مهارت، دانش و بصیرت کارگزاران دولتی و خصوصی و نظارت بر عملکرد آنان و ارزیابی و اصلاح مداوم چرخه امور و برنامه ها با استفاده از دانش روز و تجربیات سازمان و انجام نظرسنجی های علمی و توسعه مشارکت کارگزاران میباشد.
در دنیای کنونی توسعه در ابعاد مختلف آن هدف اصلی جوامع و سیاستگذاریهای دولتها محسوب میشود. ساخت و کار اصلی رشد و توسعه جوامع در واقع سازمانها هستند. کارایی سازمانها مستلزم کارآیی منابع انسانی و کارایی منابع انسانی در گرو آموزش و توسعه دانش و مهارتهای کارکنان است. (ربیع سام خانیان،1387)
نقل است دانش بشری هر پنج سال یکبار، دو برابر افزایش مییابد و این افزایش همه چیز را در حال تغییر و تحول قرار میدهد. پس چگونه میتوان منابع انسانی یک سازمان را با این تغییر و تحولات آشنا نکرد؟ بدیهی است در صورت بی توجهی به امر آموزش کارکنان، سرنوشت و بقای سازمان به خطر خواهد افتاد. به همین علت کشورهای پیشرفته، امروز معمولاً کارکنان سازمانظها حداقل هر سال یک بار به کلاس آموزشی میروند. .(خراسانی و مهدی،1385)
آموزش نیروی انسانی سرمایه گذاری پر سودی به شمار میآید، که بازده آن در واقع یک امر حیاتی و اجتناب ناپذیر است که باید به طور مستمر در سازمان مورد توجه قرار گیرد، چرا که آموزش یکی از راههای اصولی و منطقی هدایت تلاشهای کارکنان در سازمان است و باعث به کارگیری استعدادهای نهفته، به کار اندازی قدرت تخیل و به وجود آمدن حسن انعطاف پذیری فکری لازم در کارکنان خواهد شد. (صبرکش و دیگران، 1392)
بی شک اجرای برنامههای آموزشی با هدف ایجاد تغییر در رفتار، دانش و مهارتهای منابع انسانی سازمان متناسب با نیازهای با بهروز کردن اطلاعات و دانشکاری آنان، ضمن توسعه مهارتها، مجوب بقای سازمان خواهد شد. (بذار چمازکتی،1392)
نیاز سنجی آموزشی در حقیقت زیربنای ساختمان آموزش است که هر قدر مستحکمتر باشد، بنای روی آن نیز محکمتر و آسیبناپذیر خواهد شد. تعیین نیاز آموزشی نقطه آغاز هر نوع آموزش است. تدوین برنامههای آموزشی نیز به سنجش و شناسایی نیازها منوط است. (یارمحمدیان،1381)
نیازسنجی جایگاه ویژهای در تحقیقات آموزشی[1] دارد و از مقدماتیترین فعالیتهای برنامهریزی و طراحی آموزشی؛ در الگوی کمپ[2]، انیستیتو توسعه آموزش (IDI)[3]، تهیه نظامهای آموزشی(ISD)[4] و آموزش معیاری[5] محسوب میشود. برنامهریزان آموزشی در سراسر جهان و در تمامی سازمانهایی که با آموزش سرو کار دارند، ناگریزند برای تدوین برنامهها و طرحهای آموزشی خویش، دلایل قانع کنندهای داشته باشند. (فضل اللهی و ملکی توانا، 1390)
1-2. بیان مسئله
آموزش از منابع حیاتی توسعه است که به منظور توانمندسازی هر انسانی باید در دسترس او باشد. در دوران معاصر آموزش به عنوان مؤثرترین ابزار جوامع برای ورود به چالشهای آینده مورد توافق قرار گرفته است و اصولاً پذیرفته شده است که در پرتو آموزش امروز، دنیای فردا شکل خواهد گرفت. آموزش نه تنها در مدارس و دانشگاهها، بلکه در تمامی عرصه های زندگی حضوری فعال دارد و منطقاً عاملی است که مردم را در جوامع مختلف هوشیارتر، باسوادتر، آمادهتر و مسئولتر، نقادتر و اخلاقیتر میکند و از این رو حامل برترین آرمانهای بشری است و در نتیجه حیاتیترین ابزار در مسیر نیل به توسعه پایدار تلقی میشود. (رفیعی و لطفی، 1389).
اکثر اوقات ما عادت کردهایم که بدون شناخت کافی از نیازها و مشکلات موجود برنامههایی را برای آنها تدارک ببینیم و در اجرای برنامهها نیز به شکل دستوری، آمرانه و پدرانه عمل کنیم، درنتیجه، برنامهها موفقیت مورد انتظار نخواهند داشت. نیازسنجی، روشی است که در آن وضع موجود و وضع مطلوب شناسایی شده و سپس اقدام مناسب در جهت کاهش شکاف بین آن دو به عمل میآید. (گوپتا وکاویتا، 1384)
در دنیای امروزکه دنیای تحولات، دگرگونیها و تغییرات سریع است، انطباق و همراهی با تغییرات یکی از عوامل حفظ ثبات، پایداری، رشد و توسعه محسوب میشود و آموزش یکی از ابزارهای تأمین انطباق پذیری نیروی انسانی سازمانها با تغییرات روز افزون مذکور به شمار میآید. بدون تردید آموزش در رشد کارکنان بسیار ارزشمند است اما نیازسنجی آموزشی حیاتیترین فعالیت در برنامهریزی آموزش یک سازمان میباشد. اگر نیاز سنجی در سازمان با تخمین نادرست همراه باشد فرآیندهای برنامهریزی و اجرای آموزش و در کل تمام فعالیتهای آموزشی با مشکل مواجه میشوند. (الهیان فیروز و خزایی، 1391)
شناخت و تحلیل اثربخش نیازهای آموزشی، پیشنیاز یک سیستم آموزشی موفق است. تعیین نیازهای آموزشی اولین گام برنامهریزی آموزشی و در واقع نخستین عامل ایجاد و تضمین اثربخش کارکرد آموزش و بهسازی منابع انسانی است که اگر بدرستی انجام شود مبنای عینیتری برای برنامهریزی فراهم خواهد شد. «آموزشگران است» [6] فقط باید موقعی ارائه شود که اولاً پاسخی به یک نیاز شناخته شده باشد و ثانیاً بهترین راه حل برای مشکلاتی باشد که از آن طریق قابل حلند. فعالیتهای آموزشی که بدون توجه به این شرایط طراحی و اجرا شوند در واقع نوعی اتلاف منابع ارزشمند خواهد بود (زینآبادی، 1390).
نیازهای آموزشی به نیازهایی اطلاق میشود که از طریق آموزش تأمین میشوند، این گونه نیازها تنها در حوزههای دانشی، مهارتی و نگرشی مطرح میشوند، رفع نیازهای آموزشی در این حوزهها به ترتیبی که ذکر شده است بطور صعودی مشکلتر و پیچیدهتر میشود. اغلب صاحبنظران نیاز آموزشی را بعنوان فاصله یا شکاف بین وضع مطلوب و موجود در زمینه عملکرد و سایر الزامات جامعه تعریف کردهاند. براساس این تعاریف شناسایی نیازهای آموزشی معادل شناخت فقدان، کاستی یا زمینههای گسترش دانش، مهارت و نگرشهای مرتبط با عملکرد و رضایت اجتماعی است. (امینی، 1387).
سازمان حج و زیارت تنها متولی اعزام زائران به سرزمین وحی و عتبات عالیات در ایران میباشد؛ با توجه به اهمیت و پتانسیل آموزشی و فرهنگی زیارت در کشور ایران و همچنین تأثیرات منحصر به فردی که در زائران دارد و با در نظر گرفتن جغرافیای عملیاتی این سازمان که در خارج مرزهای رسمی کشور قرار دارد؛ لازم است کارگزاران حج و زیارت آموزشها را بگونهای دریافت کنند که موجب ارتقاء سطح دانش،مهارت و نگرش آنان گردد و در نهایت منجر به بروز رفتاری مطلوب و متناسب با شرح وظایف وی گردد. چنانچه سازمان به درستی یا اصلاً به نیاز سنجی آنان نپردازد، علاوه بر از دست دادن زمان و هزینه (منابع)، اهداف از پیش تعیین شده (وضعیت مطلوب) نیز محقق نخواهدشد، و در نهایت منجر به کاهش کارآئی و اثربخشی آموزشی و هدر رفتن این ظرفیت عظیم آموزشی می گردد.
آموزش نیروی انسانی کارآمد ارتقای سطح کیفی خدمات ارائه شده به زائران را در پی خواهد داشت و کسب مهارتهای لازم توسط کارگزاران سازمان حج و زیارت بعنوان بازوان اجرایی این سازمان در توسعه و پایداری سازمان مؤثر خواهد بود، اهمیت آموزش و کسب مهارت حرفه ای توسط کارگزاران و عوامل اجرایی عملیات زیارتی بر هیچ کس پوشیده نیست و باید با نگاهی علمی و تحقیقی و توأم با برنامه ریزی آموزشی، دانش و توانایی و مهارت لازم را در کارگزاران زیارتی ارتقاء دهیم و گام اول آن نیاز سنجی آموزشی است تا براساس اهداف سازمان و شرح وظایف آنان ، بتوان به برنامهریزی آموزشی پرداخت و از انجام آموزشها لازم و تأثیر گزار اطمینان حاصل نمود و در نهایت ارزیابی دقیق از آن بدست آورد. باتوجه به اینکه تا کنون این کار به طور علمی و پژوهشی انجام نشده است پس لازم میشود که این سازمان جهت هدفمند نمودند برنامههای آموزشی خود به این موضوع بپردازد.
1-۳. اهداف پژوهش
1- شناسایی نیازهای آموزشی کارگزاران حج، عمره و عتبات از منظر مدیران ارشد و کارگزاران خبره
2- بررسی معناداری نیازهای شناسایی شده از منظر خود کارگزاران
1-۴. پرسشهای پژوهش
1- از منظر مدیران ارشد و کارگزاران خبره، کارگزاران حج و زیارت به چه آموزشهایی نیاز دارند؟
2- از منظر کارگزاران حج و زیارت آیا نیازهای آموزشی شناسایی شده میتواند به عنوان یک نیاز مهم مدنظر گرفته شود؟
۱-۵. اهمیت و ضرورت پژوهش
آموزش کارکنان مانند نگهداری اموال و تجهیزات است. ابزار و تجهیزات برای آنکه از کارایی بیشتر برخوردار باشند به تعمیر و تنظیم مستمر نیاز دارند. برای به به حداکثر رساندن اثربخشی و کارآیی افراد سازمان، ضمن آشنا ساختن با محیط و توجیه آنها بر اساس نیاز، دورههای آموزشی مناسب را باید برای آنها تدوین نمود. (سیدجوادین،1392)
اغلب دستاندرکاران و برنامهریزان آموزش و توسعه منابع انسانی در سازمانها در زمینه طرح پرسشهای اولیه مناسب به منظور طراحی، روزکارآمد کردن و ارائه برنامه آموزشی برای توسعه کارکنان و یا حل یک مشکل، دچار تنگاهایی هستند. آنان در حین آموزش و یا پس از آن به این نتیجه میرسند که هدفی برای برنامه آموزشی خویش در نظر نگرفتهاند و یا برخی مواقع، حتی با وجود طرح از پیش تعیین شدهای برای اجرای آموزش، ولی به علت اتلاف منابع و بروز نتایج مطلوب، در اجرای آن دچار تردید شدهاند. با توجه به فشارهای مدیریتی در سازمانها در خصوص بازگشت سرمایهگذاری در آموزش، برنامهریزان و دستاندرکاران آموزش باید هدفهای مشخص و نتایج مورد انتظار آموزش را تعریف کرده و برای مدیران ضرروت و هدفمندی برنامهها را توضیح دهند. (باربازت،2006)
هر ساله خیل عظیمی از مردم عزیز کشورمان مشتاقانه به سرزمین عرفات ، ملکوت و معرفت و همچنین عتبات عالیات مشرف می شوند و این فرصتی گرانبها است که برای تهذیب نفوس و تکمیل مکارم اخلاقی و معنوی فراهم می گردد تا به برکت این سفر و هجرت راه قرب و کمال را به پیمایند.
سازمان حج و زیارت هر ساله با اجرای برنامه های آموزشی در تلاش است تا نیرویهای صاحب صلاحیت را در جایگاه های مدیریت کاروان و مجموعه ها و عوامل کاروان و کارگزاری قرار دهد تا بتوانند با فراگیری دانش، نگرش و مهارت لازم و باز آموزی مستمر تحقق اهداف سازمان را میسر و اجرای برنامه های مصوب را عملیاتی نمایند.
هدف از این تحقیق شناسایی آموزشهای مورد نیاز در حوزه کارگزاران حج و زیارت میباشد بایستی مسأله نیاز به آموزش تبیین شود و با دید کلان و به عنوان یک موضوع پژوهشی به آن نگاه شود و مشخص گردد چه سمتی در حرکتیم و چه هدفی را دنبال میکنیم آیا به اهداف خود رسیده ایم، نیاز سنجی آموزشی تضمینی است برای مؤثر بودن آموزشها، هدر نرفتن منابع، رسیدن به وضع مطلوب و در نهایت تدوین برنامه آموزشی، اجرای برنامه آموزشی و ارزشیابی آن، اگر این کار بدرستی انجام دهیم علاوه بر مدیریت زمان و بودجه به اهداف از پیش تعیین شده میرسیم و بطور مستقیم کارگزاران و غیر مستقیم زائران را به آنچه که لازم بود فرابگیرند رهنمود مینماییم و آموزشهایی مؤثر به آنان منتقل نمودهایم. و کمک میکنیم یک کارگزار به شایستگی نسبت به وظایف خود در قبال زائر و مأموریتی که به ایشان واگذار شده است انجام وظیفه نماید، پس برای اینکه مطمئین شویم در مسیر درست گام بر میداریم باید به فرآیند نیازسنجی آموزشی برای کارگزاران حج و زیارت اهتمام بورزیم.
1-۶. تعریفهای عملیاتی
1-6-1. نیاز
کافمن و هرمن نیاز را ینگونه تعرف می کنند : نیاز یعنی فاصله میان نتایج موجود و نتایج مطلوب (مشایخ،1391)
1-6-2.آموزش
آموزش تجربهای است مبتنی بر یادگیری و بهمنظور ایجاد تغییرات نسبتاً پایدار در فرد، تا او را قادر به انجام کار و بهبود بخشی تواناییها، تغییر مهارتها، دانش، نگرش و رفتار اجتماعی نماید. بنابراین آموزش بهمفهوم تغییر دانش، نگرش و تعامل با همکاران است. آموزش مستلزم استفاده از برنامههای پیشبینی شدهای است که شایستگیهای موجود در کارکنان را تقویت و موجب کسب دانش، مهارت و تواناییهای تازه در فرد میگردد، بهگونهای که بهبود عملکرد شغلی را تسهیل مینماید. (سیدجوادین،1392)
1-6-3. نیازسنجی
براد شاو (1972)، نیاز سنجی را فرآیند تعیین اهداف، مشخص کردن وضع موجود، اندازه گیری نیازها و تعیین اولویت ها برای عمل می داند.تعیین اولویتها خصوصاً در سازمان ها به منظور حداکثر استفاده از منابع موجود در جهت تحقق ضروری ترین نیازها مورد تاکید است.( واجارگاه،1384(
1-6-4. نیازسنجی آموزشی
نیاز آموزشی، مهارتها، دانشها و بینشهایی است که برای اجرای موفقیت آمیز شغل لازم است.نیاز آموزشی بر حسب دانش، مهارت و نگرشهایی تعریف میشود که لازم است یادگیرنده و یا گروهی از یادگیرندگان از آن برخوردار باشند که در حال حاضر از آن بیبهرهاند. (Naseri,2010)
1-6-5. حج
تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها: 11
فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه پژوهش
مبانی نظری توانمندسازی 15
توانمندسازی به مثابه یک عنصر ارتباطی 17
توانمندسازی به مثابه یک مفهوم انگیزشی 17
توانمندسازی در نظام اداری ایران 23
مفروضات توانمند سازی 24
الزامات توانمندسازی 24
دلایل توانمند سازی 28
موانع توانمندسازی در سازمان 29
اهمیت توانمند سازی در سازمان ها 30
دیدگاههای مختلف توانمندسازی 30
توانمندسازی از دیدگاه عقلایی 30
توانمندسازی از دیدگاه انگیزشی 31
توانمندسازی از دیدگاه فوق انگیزشی 31
توانمندسازی از دیدگاه روان – نمادین 31
توانمندسازی از دیدگاه رابطه ای 31
توانمندسازی از دیدگاه روان شناختی 31
مزایای توانمندسازی 32
ابعاد توانمندسازی 32
عوامل توانمند سازی 36
مدل های توانمندسازی 38
مدل توانمندسازی دینس کینلا 38
مدل توانمندسازی توماس و ولتهاوس 39
مدل توانمندسازی اسپریتزر 40
مدل توانمندسازی کانگر -کاننگو 41
مدل توانمندسازی فاکس (مدل کارآموزی فاکس) 42
مدل توانمندسازی باروچ 42
مدل توانمندسازی آرمسترانگ 43
مبانی نظری حمایت سازمانی 44
مقدمه ای بر تئوری حمایت سازمانی 44
تئوری حمایت سازمانی 47
الگوی نظری حمایت سازمانی 48
نظریه مبادله اجتماعی بلاو 48
الگوی موثر برحمایت سازمانی 49
متغیرهای همبسته باحمایت سازمانی 50
پیش بینی کننده های حمایت سازمانی 53
مشارکت در تصمیم گیری 54
حمایت سرپرست 54
عدالت سازمانی 55
فرصت رشد 57
پیامد های حمایت سازمانی 58
تعهد سازمانی 58
رضایت شغلی 59
انگیزه ترک شغل 60
تفاوتهای جنسیتی و حمایت سازمانی 61
انگیزش شغلی 62
تعریف انگیزش و پتانسیل انگیزش شغلی 62
نظریه های معاصر انگیزش 67
نظریه های محتوایی 67
نظریه سلسله مراتب نیازها 70
نظریه دو ساحتی بودن انسان 72
نظریه های فرایندی 72
به کارگیری نظریات انگیزش: 74
فنون انگیزش و کاربرد آنها در سازمان 75
انگیزش و تأکید بر تفاوت های فردی در سازمان : 76
این مطلب را هم بخوانید :
پیشینه پژوهش 79
پژوهش های انجام شده در خارج از کشور 79
پژوهش های انجام شده در داخل کشور 83
جمع بندی: 86
فصل سوم– روش اجرای پژوهش
روش پژوهش 88
جامعه آماری 88
نمونه و روش نمونهگیری 88
روش جمع آوری داده ها 93
مطالعات کتابخانه ای 93
تحقیقات میدانی 93
ابزار سنجش 94
روش اجرا 97
روش تجزیه و تحلیل داده ها 98
ملاحظات اخلاقی : 98
فصل چهارم– تجزیه و تحلیل داده ها
یافته های پژوهش: 100
داده های توصیفی: 100
یافته های استنباطی: 101
فصل پنجم– نتیجه گیری و پیشنهادات
خلاصه پژوهش 107
بحث و نتیجه گیری 108
محدودیت های پژوهش 113
پیشنهاد های پژوهش 113
پیشنهادهای کاربردی 113
پیشنهادهای پژوهشی 114
منابع و ماخذ فارسی 115
منابع و ماخذ انگلیسی 11919
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول شماره (2-1) الگوهای کلی نگرشهای مدیریت نسبت به انگیزش 66
جدول 2-2: مکانیسمهای ارضای نیازها در سازمان 68
جدول 2-3: واکنش کارکنان نسبت به نابرابری فرنهام 69
جدول (2-4) کاربرد نظریات انگیزشی با توجه به عوامل 74
جدول 3-1 : توزیع حجم نمونه آماری بر اساس سن 89
نمودار 3-1: توزیع حجم نمونه آماری بر اساس سن 89
جدول 3-2: توزیع حجم نمونه آماری بر اساس جنسیت 90
نمودار 3-2: توزیع حجم نمونه آماری بر اساس جنسیت 90
جدول 3-3 : توزیع حجم نمونه آماری بر اساس مدرک تحصیلی 91
نمودار 3-3 : توزیع حجم نمونه آماری بر اساس مدرک تحصیلی 91
جدول 3-4 : توزیع حجم نمونه آماری بر اساس سابقه کار 92
جدول3-3 : ابعاد متغیر توانمند سازی همراه با شماره گویه های آن 94
جدول 3-4: پایایی پرسشنامه توانمند سازی و ابعاد آن به روش آلفای کرونباخ پژوهش حاضر 95
جدول 3- 5 : ابعاد انگیزش شغلی و گویه های مربوط به آن 95
جدول 3-6 نحوه نمره گذاری پرسشنامه انگیزش شغلی 95
جدول 3-7: پایایی پرسشنامه انگیزش شغلی و ابعاد آن به روش آلفای کرونباخ پژوهش حاضر 96
جدول 3-8: پایایی پرسشنامه حمایت سازمانی و ابعاد آن به روش آلفای کرونباخ پژوهش حاضر 97
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار2-1 :مدل توانمندسازی کینلا 39
نمودار 2-2: مدل توانمندسازی توماس و ولتهاوس 39
نمودار 2-3 : مدل توانمندسازی اسپریتزر 40
نمودار 2-4 : مدل توانمندسازی کانگر و کاننگو 41
نمودار 2-5: مدل توانمندسازی فاکس 42
نمودار 2-6: مدل دوبعدی توانمندسازی باروچ 43
نمودار 2-7: مدل توانمندسازی آرمسترانگ 43
نمودار 3-1: توزیع حجم نمونه آماری بر اساس سن 89
نمودار 3-2: توزیع حجم نمونه آماری بر اساس جنسیت 90
نمودار 3-3 : توزیع حجم نمونه آماری بر اساس مدرک تحصیلی 91
هدف از پژوهش حاضر تبیین رابطه حمایت سازمانی و انگیزش شغلی با توانمندسازی کارکنان شرکت پالایش نفت شیراز بوده است.روش پژوهش از نظر هدف ،کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی و از نوع همبستگی است.جامعه آماری در زمان انجام پژوهش بالغ بر 300 نفر بودند که برای تعیین حجم نمونه براساس جدول گرجسی- مورگان 169 نفر به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند.ابزار سنجش در این پژوهش 3 پرسشنامه توانمند سازی اسپریتزر(1995)،انگیزش شغلی حبیبی (1377) و حمایت سازمانی آیزنبرگو همکاران (1986) بوده است که روایی و پایایی ابزار مورد تایید قرار گرفت تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی صورت پذیرفت که در سطح آمار توصیفی؛فراوانی،میانگین و انحراف استاندارد و در سطح آمار استنباطی از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند گانه استفاده شده است.نتایج نشان دهنده آنست که: بین حمایت سازمانی و انگیزش شغلی با توانمندسازی کارکنان رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد(01/0). بین مولفه های ویژگی های فردی و جو سازمانی با توانمندسازی کارکنان رایطه معنادار وجود دارد (01/0) .و بین مولفه ماهیت شغل با توانمند سازی کارکنان رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد. (05/0). مولفه جو سازمانی نسبت به دیگر مولفه ها پیش بینی کننده قوی تری برای توانمند سازی کارکنان می باشد. حمایت سازمانی به طور معناداری قادر به پیش بینی توانمند سازی می باشد.. متغیر انگیزش شغلی نسبت به دیگر متغیر پیش بینی کننده قوی تری برای توانمند سازی کارکنان می باشد.
کلید واژه ها : توانمندسازی، حمایت سازمانی ،انگیزش شغلی
فصل اول
کلیات پژوهش
سازمانها امروزه در محیطی کاملاً رقابتی که همراه با تحولات شگفت انگیز است باید اداره شوند. در چنین شرایطی مدیران فرصت چندانی برای کنترل کارکنان دراختیار ندارند و باید بیشترین وقت و نیروی خود را صرف شناسایی محیط خارجی و داخلی سازمان کنند و سایر وظایف روزمره را به عهده کارکنان بگذارند. کارکنان زمانی می توانند به خوبی از عهده وظایف محوله برآیند که از مهارت، دانش و توانایی لازم برخوردار بوده و اهداف سازمان را به خوبی بشناسند. ابزاری که می تواند در این زمینه به کمک مدیران بشتابد فرایند توانمندسازی[1] است مهمترین و حیاتی ترین دارایی هر سازمان، نیروی انسانی آن سازمان است. کیفیت و توانمندی نیروی انسانی، مهمترین عامل بقاء و حیات سازمان است. نیروی انسانی توانمند، سازمان توانمند را به وجود می آورد. از نظر « دراکر [2]» رشد اقتصادی مرهون توانمند کردن کارکنان فرهیخته است. سازمان توانمند محیطی است که کارکنان در گروه های مختلف، در انجام فعالیتها با یکدیگر همکاری می کنند. .(عبدالهی و دیگران، 1385). یکی از عوامل مرتبط با توانمندسازی ، حمایت سازمانی[3] می باشد. حمایت سازمانی، احساس و باورهای تعمیم یافته افراد در این راستا است که سازمان نسبت به همکاری و مساعدت و حمایت اعضای خود ارزش قایل است و نگران و دلواپس خوشبختی و آینده آن ها است. این مفهوم را نخستین بار آیزنبرگ[4] همکاران و (1986) مطرح کردند و به دنبال آن پژوهشگران در خصوص ابعاد مختلف آن و همچنین رابطه آن با متغیرهاى دیگر، تحقیقات گسترده اى انجام دادند. حمایت سازمانی ادراک شده سازه ای از تبادل اجتماعی است. بنا بر این تئوری حمایت سازمانی بیان می کند که کارکنان عقاید کلی پیرامون درجه ای که سازمان از نیازها و ارزش های آنها حمایت می کند، ایجاد می کنند که بر اساس تعامل مدیران با نمایندگان سازمانی، صورت می پذیرد (آیزنبرگ، 2002). ادراک از حمایت مدیریت، امکان دارد از طریق تأمین نیازهای عاطفی اجتماعی، مانند تعلق و حمایت عاطفی کمک به بالا بردن وفاداری عاطفی کند(فوو و همکاران [5]،2009) اقدامات هدفمند در بهبود ادراک از حمایت سازمانی ادراک شده نه تنها منجر به بهبود ارتباطات با حفظ امنیت می شود بلکه پیشنهاد ارزیابی عقلایی از علل حوادث می کند (هافمن [6]و همکاران،1999). از دیگر عوامل مرتبط با توانمند سازی کارکنان انگیزش شغلی می باشد. مطالعه انگیزش شغلی کوششی برای شناخت و پاسخ به چراهای رفتار است. این که چرا انسانها رفتار متفاوتی دارند و چرا بعضی از کارمندان با میل و رغبت کار خود را انجام می دهند و کارمند دیگری را برای انجام دادن حداقل کار باید تحت فشار قرار گیرد، از مباحث انگیزش است. چرایی رفتار آدمی همواره از موضوعات مورد علاقه حوزه روانشناسی بوده است. درک چرایی رفتار افراد در محیط کار، نیازمند بررسی و مطالعه انگیزش شغلی است(گری پی لا تام[7]، 1389).
انگیزش شغلی از جمله مباحثی است که در جهان مدیریت نظری و عملی امروز، بخش قابل توجهی از وقت، بودجه و توجه صابنظران و مدیران را به خود اختصاص می دهد. دیدگاههای متفاوتی در مورد انگیزش شغلی وجود دارد برخی از صاحبنظران از جمله هرزبرگ آن را دارای دو بعد دانسته اند. دسته اول عوامل و شرایطی هستند که فقدان آنها موجب عدم رضایت می گردد ولی تامین آنها باعث ایجاد انگیزه شدید و قوی نمیشود بلکه فقط از بروز عدم رضایت جلوگیری میکند که آنها را عوامل بهداشتی یا موثر در حفط وضع موجود یا عوامل بقا می نامند. دسته دوم عوامل موثر در ایجاد انگیزه هستند که وجود آنها موجب انگیزش و رضایت افراد می شود ولی فقدان آنها تنها عدم رضایت اندکی را تولید می کند. بنابراین فقدان گروه دوم مترادف با عدم نگرش تلقی می گردد. به نظر هرزبرگ عوامل موثر در ایجاد انگیزه عبارتند از: موفقیت کاری، شناخت و قدردانی از افراد و کارها آن ها، پیشرفت و توسعه شغلی، رشد فردی و ماهیت کار و وظایف محوله به نقل از(عسکریان و باقری, 1391). بنابراین پژوهش حاضر به تبیین رابطه حمایت سازمانی و انگیزش شغلی با توانمندسازی کارکنان پالایشگاه شیراز پرداخته است.
مهمترین و حیاتی ترین دارایی هر سازمان، نیروی انسانی آن سازمان است. کیفیت و توانمندی نیروی انسانی، مهمترین عامل بقاء و حیات سازمان است. نیروی انسانی توانمند، سازمان توانمند را به وجود می آورد. امروزه توانمند سازی به عنوان یکی از ابزارهای سودمند ارتقا کیفی کارکنان و افزایش اثربخشی سازمانی تلقی می گردد. به منظور کسب موفقیت در محیط در حال تغییر کسب و کار امروزی، سازمانها به دانش، نظرات، انرژی و خلاقیت کلیه کارکنان، اعم از کارکنان خط مقدم تا مدیران سطح بالا،نیازمندند.جهت تحقق این امر،سازمانها از طریق توانمند سازی کارکنان مربوطه به منظور تشویق آنان به ابتکار عمل بدون اعمال فشار، ارج نهادن به منافع جمعی سازمان با کمترین نظارت و انجام وظیفه به عنوان مالکان سازمان،اقدام می نمایند. توانمند سازی مخصوصا در محیط های کاری مجازی که اعضای سازمان از تعاملات چهره به چهره محروم می باشند و مجبورند که به طور مستقل عمل نمایند، بسیار مهم می باشد. همچنین، توانمند سازی جهت حفظ امید و وابستگی کارکنان باقیمانده در طی زمانهای کوچک سازی سازمان حایز اهمیت می باشد. توانمند سازی،کارکنان را قادر می سازد تا در مواجهه با مشکلات و تهدیدها،از مقاومت و انعطاف پذیری بیشتری برخوردار باشند. لذا می تواند به عنوان منبعی که از آسیب پذیری کارکنان جلو گیری نماید و بذر امید را در شرایط بحرانی از جمله انهدام سرمایه های مالی و از بین رفتن زندگی انسانی، در دل آنان بکارد، مفید واقع گردد. توانمندسازی، فرایند نیل به بهبود مستمر در عملکرد سازمانی[8] است که از طریق توسعه و گسترش نفوذ افراد و تیم های شایسته و با صلاحیت، در بیشتر جنبه هاو وظایفشان محقق می شودو این به نوبه خود در عملکرد فردی ودر عملکرد کل سازمان اثرگذار است (بلانچارد[9]، 1378).
امروزه عوامل زیادی بر روی توانمند سازی کارکنان تاثیر گذارمی باشد که انگیزه شغلی می تواند یکی از این عوامل باشد. میزان کوشش و فعالیت فرد در سازمان به میزان انگیزش او بستگی دارد. انگیزش در مدیریت ایجاد انگیزه در افراد است. انگیزه حالتی درونی است که انرژی بخش، فعال کننده و جهت دهنده بوده و رفتار را به سوی اهداف مورد نظر سوق می دهد و می توان گفت که انگیزش به رفتارها، هیجانات، نگرش ها و شناختها و از طرف دیگر با پیامد عملکرد فرد در سازمان سروکار دارد (ساعتچی، 1386).
یکی از عناصر عمدهای که تشکیل سازمانها بدون آن امکان پذیر نیست نیروی انسانی آن میباشد. نیروی انسانی واجد شرایط، موقعی می تواند سازمان را یاری دهد که از انگیزه بالایی مربوط به کار برخوردار باشد در جهان امروز توجه به نیروی انسانی به عنوان محور تحول و عنصر اساسی هر سازمان که متاثر از اطلاعات و ارتباطات عمل می کند بیش از پیش محسوس است و اندیشه توانمند کردن ، برانگیختن و مشارکت این عامل یکی از برنامه های راهبردی و حیاتی مدیریت هر مجموعه تلقی می گردد. از طرف دیگر ، انگیزش با حیات انسان و چگونگی تحقق اهداف زندگی سر و کار دارد. اگر در جایی می بینیم انسانها در تکاپو و تلاش هستند و با شادی و امید مشغول به کار می باشند ، دلیل بر آن است که افراد احساس زنده بودن و زندگی کردن دارند و بین فعالیت ها خود و زندگی شان رابطه معنی داری می یابند.بیشک ایجاد وحفظ انگیزه خدمت کارکنان ازمهمترین عوامل مدیریتی درتوسعه وپیشرفت و بهرهوری هرسازمان میباشد. چرا که انگیزش مهمترین موضوع در مباحث مدیریت منابع انسانی و مدیریت رفتار سازمانی است علیرغم نظرات و دیدگاههای مختلفی که درباره انگیزش وجود دارد جایگاه و اهمیت آن در مدیریت و روانشناسی به طور اعم و مدیریت منابع انسانی و رفتارسازمانی به طور اخص غیر قابل اغماض است (سبزواری،1389).
حمایت سازمانی ادراک شده یکی دیگر از متغیرهای تاثیرگذار بر توانمند سازی است که اخیراً مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. ایده حمایت سازمانی ادراک شده برای نخستین بارتوسط آیزنبرگ، هانتینگتون، هاتکینسون و سوا [10](1986) به طور رسمی در ادبیات سازمانی مطرح شده است. در پی آن، صاحب نظران به تحلیل چگونگی شکل گیری حمایت سازمانی توجه خاص نموده اند و علاوه بر آن به بررسی تاثیرات و پیامدهای حمایت سازمانی درحوزه های فردی و سازمانی پرداخته اند .زمانی که کارکنان این احساس را ادراک کنند که سازمان دلواپس خوشبختی آنها است، نیروهای خود را مورد مساعدت و حمایت قرارمی دهد (حمایت سازمانی)، خود را جزئی از سازمان متبوع شان دانسته، سازمان را معرف خودشان می دانند و نسبت به سازمان احساس پایبندی و وفاداری می کنند (تعهدسازمانی ). منظور از حمایت سازمانی، احساس و باورهای تعمیم یافته افراد در این راستا است که سازمان نسبت به همکاری و مساعدت و حمایت اعضایش ارزش قائل و نگران و دلواپس خوشبختی و آینده آنها است( آیزنبرگ و همکاران,1986) کارکنانی که حمایت سازمانی ادراک شده زیادی را تجربه می کنند، این احساس را دارند که باید با توجه به رفتارها و نگرشهای مناسبی در سازمان ایفای نقش کنند تا عمل آنها در راستای منافع سازمان متبوع شان باشد و بدین وسیله حمایت سازمان را جبران نمایند(همان منبع)
مدیریت منابع انسانی در پالایشگاه شیراز با چالشهای متعددی مواجه است که از جمله می توان به کمبود نیروی کار ماهر و متعهد,عدم شناخت نیاز کارکنان، تغییر ساختار، خصوصی سازی ، بهره وری ناکافی منابع انسانی، بی انگیزگی، عدم مشارکت کارکنان ، ترک همکاران با سابقه سازمان نام برد .اما مدیران می توانند از طریق توانمندسازی کارکنان خود این چالشها را رفع نمایند یا از بروز اکثر آنها پیشگیری کنند.کارکنان توانمند در جهت رفع چالشها با مدیران نهایت همکاری و مشارکت را می نمایند زیرا در توانمند سازی منابع انسانی انگیزه، مشارکت،تعهد ،خلاقیت و وفاداری نهفته است. امروزه با وجود اهمیت فوق العاده توانمند سازی متاسفانه در ایران بنا به دلایل متعدد از جمله مبهم بودن اهداف سازمانی ،نداشتن تعریف مناسب از روابط کاری و روابط شخصی ،نبودن سیستم مناسب ارزیابی عملکرد سبب شده است که ساز و کار مشخصی در جهت کیفی سازی منابع انسانی تعریف نشده و حتی این ساز و کارچندان جدی گرفته نشود .با توجه به مطالب ذکر شده سوال اصلی این پژوهش آن است که آیا بین انگیزش شغلی و حمایت سازمانی با توانمند سازی کارکنان پالایشگاه شیراز رابطه معنا دار وجود دارد؟
یک سازمان موفق مجموعه ای است مرکب از انسان هایی بافرهنگ سازمانی، اندیشه و اهداف مشترک که با کار گروهی در نظام انعطاف پذیر سازمان، تجارب و دانش خود را با عشق به پیشرفت روزافزون سازمان در اختیار مدیریت خود قرار می دهند. بنابراین هر فرد نسبت به سازمان و وظیفه ای که انجام می دهد، احساس مالکیت خواهد کرد. استفاده از توانایی های بالقوه منابع انسانی برای هر سازمانی مزیتی بزرگ به شمار می رود . توانمند سازی روش نوینی برای بقای سازمانهای پیشرو در محیط رقابتی است.
آموزش و توانمند سازی کارکنان یکی از اهداف سازما نها می باشد . و همیشه براین باور و بر این تبلیغات استوار است که بهره وری در گرو کارکنان تحصیل کرده و توانمند می باشد و بر این مهم هزینه گذاشته شده , دوره های ضمن خدمت , کوتاه مدت و بلند مدت و به طرق های دیگر توانایی های فردی و گروهی آنها در راستای اهداف سازمانی است. پس از سالها تجربه دنیا به این نتیجه رسیده است که اگر سازمانی بخواهند در اقتصاد خود پیشتاز باشد و در عرصه رقابت عقب نماند باید از نیروی انسانی متخصص , خلاق و با انگیزه بالا برخوردار باشد . منابع انسانی اساس یک سازمان را تشکیل می دهد و به عبارت دیگر توانمند سازی یک راهبرد توسعه و شکوفایی سازمانی است ( آقایار،1382).
سلامت نیروی کار، خلاقیت و نو آوری، تحرک و پویایی، ارزش آفرینی و فعالیت و حضور در عرصه رقابت جهانی از مواردی هستند که شرکتها و بنگاه های اقتصادی را موظف و ترغیب می نمایند که به نیروی انسانی توجه خاصی داشته باشند، زیرا نقش کارکنان برجسته در سازمان ها، آشکار و با اهمیت است. چنانچه به فرآیند مدیریت منابع انسانی توجه نماییم، خواهیم یافت که نگهداری و بهسازی نیروی انسانی از اهمیت قابل توجهی در مقایسه با دیگر اجزای این فرآیند برخوردار است و اگر نقصانی در این مرحله از فرآیند صورت پذیرد، اتلاف منابع زیادی را به همراه دارد. بنابراین برای درک برداشت کارکنان از عملکردها و فعالیتهای شرکت خصوصا در حوزه منابع انسانی، ضرورت دارد به انگیزش توجه ویژه ای صورت پذیرد. لذا یکی از موضوعات مطرح شده در ادبیات سازمانی انگیزش است. انگیزه، یک اصطلاح کلی است که زمینه مشترک بین نیازها، شناخت ها و هیجان ها را مشخص می کند که هر یک از این ها فرآیندی درونی است که رفتار را نیرومندانه هدایت می کند . فرق بین انگیزه و نیاز، شناخت یا هیجان صرفا به سطح تحلیل آنها مربوط می شود؛ یعنی اینکه کلی باشند یا اختصاصی. مثلا، نیازها، شناخت ها و هیجانها انواع اختصاصی انگیزه ها هستند که به همراه رویدادهای بیرونی و محیطی به عنوان منابعی محسوب می شوند که منجر به ایجاد انگیزش در انسان می شوند و به رفتار انسان انرژی و جهت می دهند(ریو،2004).
منابع انسانی کار آمد و پر انگیزه، در افزایش اثربخشی هر سازمانی نقشی مهم و اساسی ایفا میکند. منابع انسانی عمده ترین سرمایه و عامل راهبردی هر سازمان به حساب می آید، به ویژه در سازمان های دولتی اعمال سیاست های خط مشی گذاران و برنامه ریزان از طریق منابع انسانی انجام می پذیرد. شناخت میزان انگیزه کارکنان به مدیران در پیشرفت و بهبود بهره وری منابع انسانی یاری میرساند. منابع انسانی راضی و پرانگیزه در پیشبرد سیاست ها و برنامه های تنظیمی نقش بسیار مهمی را ایفا می کنند. شناخت میزان انگیزش کارکنان می تواند مدیران را در پیشرفت و بهبود بهره وری منابع انسانی یار رساند. بی شک کارمندان راضی تر، اثربخشی بیشتری دارند و بهتر می توانند سازمان را در رسیدن به اهداف سازمانی یاری رسانند. هرچه کارکنان راضیتر باشند، با انگیزه بیشتری به فعالیت های روزمره خود میپردازند. (سیترز[11],1993).
در مورد حمایت سازمانی که یکی از عوامل تاثیر گذار در توانمند سازی کارکنان است باید گفت که مبنای نظری ، نظریۀ تبادل اجتماعی می باشد . طبق این نظریه، در روابط اجتماعی وقتی کسی در حق دیگری لطفی میکند او خود را موظف احساس میکند که لطف او را جبران کند. هر چه این لطف و کمک بزرگتر باشد، فرد بیشتر تمایل دارد آن را جبران کند. محققان معتقدند بین کارکنان و کارفرمایان نیز چنین تبادل اجتماعی ای در جریان است زیرا سازمان منبعی است که نیازهای کارکنان را برآورده میکند و بنابراین رابطۀ بده بستان در مورد روابط بین کارکنان و کارفرمایان صادق است. نظریۀ حمایت سازمانی بیان میکند که کارکنان دیدگاهی کلی از میزان حمایت سازمان نسبت به خود شکل میدهند و در ازای این حمایت به اهداف سازمان و تحقق آنها توجه میکنند. به عبارت دیگر وقتی سازمان به رفاه کارکنان توجه کند کارکنان این توجه را با تعهد بیشتر و عمکلرد بهتر جبران میکنند (آیزنبرگ، آرملی، رکسوینکل، لینچ و رودس، 2001 ). نظریه پردازان تبادل اجتماعی معتقدند ارزش رابطۀ بده بستان زمانی بیشتر میشود که به صورت اختیاری انجام شود. زمانی که کارکنان احساس کنند سازمان خود به رفاه آنها توجه میکند و نه به خاطر الزامات قانونی یا فشار اتحادیه پاسخ بهتری به آن میدهند و در جهت تحقق اهداف سازمان بهتر عمل میکنند (آیزنبرگ، هانتینگتون و هاچیسون، 1997 ). علاوه بر این سازمان منبع ارضای برخی از نیازهای اجتماعی کارکنان مانند نیاز به احراز هویت، نیاز به تعلق و عزت نفس به شمار میآید. بنابراین کارکنان برای حفظ منبع ارضای این نیازها و بر اساس هنجار تبادل به سازمان در رسیدن به اهدافش کمک میکنند (آیزنبرگ، فاسولو و دیویس لاماسترو، 1990)
ضرورت و اهمیت توانمندسازی نیروی انسانی این است که که توانمندسازی زیردستان بخش مهمی از اثربخشی سازمانی و مدیریتی است. تجزیه و تحلیل قدرت و کنترل در سازمانها حاکی از این است که سهیم کردن کارکنان در قدرت و کنترل، اثربخشی سازمانی را افزایش می دهد.و راهبردهای توانمندسازی کارکنان نقش مهمی در ایجاد و بقاء گروه دارد.نتایج احتمالی کاربردی که این پژوهش در پالایشگاه شیراز دارد این است که توانمند کردن افراد موجب می شود تا مدیران و سازمان سریع تر و بدون اتلاف منابع به اهداف خود نائل شوند. توانمندسازی موجب می شود که کارکنان، سازمان و شغل را از آن خود بدانند و از کار کردن در آن به خود ببالند. بدون توانمندسازی، نه مدیران و نه سازمان نمی توانند در درازمدت کامیاب باشند. مدیر سازمان، مهمترین عامل در تواناسازی کارکنان می باشد. زیرا مدیر بطور مستقیم و غیرمستقیم، تمام عوامل محیط سازمانی را تحت تاثیر قرار می دهد. مدیر با تفویض اختیار و قدرت بیشتر به کارکنان، دادن استقلال و آزادی عمل به آنان، فراهم نمودن جو مشارکتی، ایجاد فرهنگ کار گروهی و با حذف شرایطی که موجب بی قدرتی کارکنان شده است، بستر لازم را برای توانمندی افراد فراهم می کند. در پایان این بخش لازم است با اشاره به اهمیت متغیر های مورد مطالعه و عدم پژوهش های جدید در شرکت نفت ،ضرورت انجام پژوهش حاضر در شرکت پالایش نفت شیراز به منظور در توانمند سازی کارکنان مهم و ضروری می باشد.
بررسی رابطه انگیزش شغلی و حمایت سازمانی با توانمندسازی کارکنان پالایشگاه شیراز.
بررسی رابطه ابعاد انگیزش شغلی با توانمندسازی کارکنان .
پیش بینی توانمندسازی از طریق ابعاد انگیزش شغلی
پیش بینی توانمند سازی از طریق حمایت سازمانی.
پیش بینی توانمند سازی از طریق انگیزش شغلی و حمایت سازمانی .
بین انگیزش شغلی و حمایت سازمانی با توانمندسازی کارکنان پالایشگاه شیراز رابطه معناداری وجود دارد.
بین ابعاد انگیزش شغلی با توانمندسازی کارکنان رابطه معنادار وجود دارد.
ابعاد انگیزش شغلی به طور معناداری قادر به پیش بینی توانمندسازی می باشد.
حمایت سازمانی به طور معناداری قادر به پیش بینی توانمند سازی می باشد.
انگیزش شغلی و حمایت سازمانی به طور معناداری قادر به پیش بینی توانمند سازی می باشد.
توانمندسازی:
توانمندسازی به منزله ابزار مدیریتی شناخته می شود که بر اساس برخی فعالیت های مدیریتی انجام می شود. به تازگی توانمندسازی تحت عنوان تعبیر انگیزشی و شناختی شناخته شده و تعریف شده است.بنا به گفته ی اسپریتزر اگر توانمندسازی بخواهد کارکرد لازم را داشته باشد باید قبل از آن که کسی آن را تقدیم نماید خود فرد ازلحاظ شناختی و درونی احساس توانمندی کند. از نظر او جای گزینی رو یکرد روانشناختی به توانمندسازی به جای رویکردی ساختاری، به این مهم کمک می نماید(اسپریتزر،1992)
احساس معنی دار بودن شغل: افراد توانمند احساس معنی دار بودن می کنند. آنان برای مقاصد، اهداف یا فعالیتی که به آن اشتغال دارند ارزش قائلند، آرمان ها و استاندارد هایشان با آنچه در حال انجام دادن آن هستند ، متجانس دیده می شوند، فعالیت در نظام ارزشی شان مهم تلقی می شود و درباره آنچه تولید می کنند دقت می کنند و بدان اعتقاد دارند (هان، 1381).
احساس شایستگی :شایستگی در حقیقت احساس افراد در توانایی انجام وظایفشان با مهارت بالاست (زیگلر و پیرسون[12]، 2000) وقتی افراد توانمند می شوند، احساس خود – اثربخشی می کنند یا اینکه احساس می کنند قابلیت و تبحر لازم را برای انجام دادن موفقیت آمیز یک کار دارند. افراد توانمند شده نه تنها احساس شایستگی بلکه احساس اطمینان می کنند که می توانند کار را با شایستگی انجام دهند. آنان احساس برتری شخصی می کنند و معتقدند که می توانند برای رویارویی با چالش های تازه بیاموزند و رشد بیابند (بنیس و نانوس[13]، 1985؛ کانگرو کاننگو، 1988؛ باندورا[14] ،1988؛ زیمرمن[15]، 1990).
احساس مؤثر بودن : افراد توانمند احساس کنترل شخصی بر نتایج دارند . آنان بر این باورند که می توانند با تحت تأثیر قرار دادن محیطی که در آن کار می کنند یا نتایجی که حاصل می شوند ، تغییر ایجاد کنند . گرین برگر معتقد است که احساس مؤثر بودن ، عبارتست از اعتقادات فرد در یک مقطع مشخص از زمان در مورد توانی اش برای ایجاد تغییر در جهت مطلوب (گرین برگ و همکاران، 1989).
احساس داشتن حق انتخاب: این افراد به جای اینکه احساس کنند فعالیت هایشان از پیش تعیین شده است، از بیرون کنترل می شوند و خود را به منزله کانون کنترل می بینند. افرادی که احساس توانمند بودن می کنند به احتمال بسیار زیاد کانون کنترل درونی دارند، یعنی احساس می کنند بر آنچه اتفاق می افتد، کنترل دارند (هنسر و جورج[16]، 2003).
انگیزش شغلی
انگیزه:«میل به کوشش فراوان در جهت تامین هدفهای سازمان به گونه ای که این تلاش در جهت ارضای برخی از نیازهای فردی سوق داده شود. (رابینز،1387)
انگیزش شغلی : اوضاع ، احوال وشرایطی است که باعث انگیختن افراد از درون ، هدایت وادامه رفتارهای مرتبط با موقعیتهای شغلی آنان می شود (ساعتچی ، 1384)
حمایت سازمانی
منظور از حمایت سازمانی، احساس و باورهای تعمیم یافته افراد در این راستا است که سازمان نسبت به همکاری و مساعدت و حمایت اعضایش ارزش قائل و نگران و دلواپس خوشبختی و آینده آنها است( ایزنبرگ و همکاران,1986)
توانمندسازی:
در این پژوهش منظور نمره ای است که از پرسشنامه 12 سؤالی استاندارد اسپریتزر (1995) به دست می آید. این نمره شامل ابعاد احساس معناداری شغل، احساس شایستگی، احساس مؤثر بودن و احساس داشتن حق انتخاب می باشد.
توانمند سازی
نمره ای است که فرد از پرسشنامه توانمندسازی اسپریتزر(1995)به دست می آورد.این پرسشنامه دارای 20 سؤال و 5 بعد می باشد.
احساس معناداری شغل: نمره ای که فرد از در گویه های 11-6-1به دست می آورد.
احساس شایستگی: نمره ای که فرد از در گویه های 7-5-2به دست می آورد.
احساس مؤثر بودن : نمره ای که فرد از در گویه های 12-9-4 به دست می آورد.
احساس داشتن حق انتخاب : نمره ای که فرد از در گویه های 10-8-3 به دست می آورد.
انگیزش شغلی
نمره ای است که فرد از پرسشنامه انگیزش شغلی حبیبی (1377) کسب می کند .و شامل ابعاد زیر است.
ویژگیهای فردی: نمرهای است که فرد از گویه های 1و4و7و10و13و16و19و22 کسب می کند.
ماهیت شغلی: نمرهای است که فرد از گویه های 2و5و8و11و14و17و20و23 کسب می کند
جو سازمانی:نمرهای است که فرد از گویه های 3و6و9و12و15و18و21و24 کسب می کند.
حمایت سازمانی