1-3-ضرورت تحقیق
افسردگی اصولا تفکر و اندیشه غلطی است که پایه و اساس منطقی ندارد و بتدریج تمام وجود ما را در بر میگیرد و زندگی را برای ما غیر قابل تحمل میکند. یکی از راههایی که نادانسته این موضوع را در ما تشدید میکند اعتیاد به تائید شدن از جانب دیگران میباشد ( حسینی مهر ، 1386 ).
از دست دادن کسی یا چیزی و تغییرات در زندگی فردی دو علت زیربنایی درافسردگی میباشد. این عوامل امنیت، رفاه و احساس ثبات و استواری ما را تهدید میکنند. ممکن است تصویر ذهنی ما از خویشتن تحت تاثیر قرار گرفته و ما احساس کنیم که دیگر بر خود کنترلی نداریم. اگر شخص به کسی که او را از دست داده است شدیدا وابسته بوده باشد ممکن است احساس کند که زندگی دیگر معنی و مقصودی ندارد. یک مرگ ناگهانی و غیر منتظره ممکن است توانایی های ما را در بکارگیری تکیه گاههای عاطفی مورد نیاز برای رویارویی با مشکل از بین ببرد ( هاشم زاده ، 1388)
گاهی روبرو شدن با یک موفقیت باعث شروع افسردگی میشود. اشخاصی که پس از مدت زمانی طولانی و پس از تلاش بسیار به اهداف خود دست می یابند، ممکن است دریابند که این تلاش و پیکار بوده است که به زندگی آنان معنی بخشیده است. غالبا رسیدن به اهدافی که فرد در پی آنها بوده است شخص را آنچنان که مورد انتظارش میباشد ارضا نمی کند. اگر موفقیتی بجای دادن احساس آرام بخش ارضا شدن، در ما حالت تنش و ناآرامی را بوجود آورد، می تواند باعث بوجود آمدن افسردگی بشود. مجموعه ای از تغییرات می تواند به معنی
از دست رفتن کنترل بر مرحله ای از زندگیمان باشد. اگر کنترل شرایط برای ما امری بسیار مهم تلقی شود وقوع چنین حالتی می تواند باعث بوجود آمدن افسردگی در ما گردد. برای مثال افسردگی یک شخص میانسال میتواند بعلت فقدان موفقیت یا کاهش رضامندی از شغل، زندگی زناشویی، موقعیت اجتماعی و نیز عدم رضایت از نقش خود بعنوان والد بوجود آید ( سعیدی ، 1385).
اما امروزه مشخص شده است که استفاده از موسیقی میتواند در کاهش افسردگی تاثیر بسزایی داشته باشد.بی شک تاریخ هنر ایران سراسر عشق و علاقه و عرفان و دلدادگی است اما واقعیت این است که در این چند قرن این شور و عشق با شناخت و فهم علمی ارتقاء پیدا نکرده است، فرهنگ و عادات شنوایی مردم همپای رشد و توسعه دانش موسیقی پیشرفتی نداشته است و از این رو ذهن موسیقیائی مردم ایران نیازمند ارتقاء است و لازمه ارتقاء شنوایی و درک موسیقی آشنایی و شناخت و استفاده از موسیقی بخصوص موسیقی ملی به مفهوم واقعی آن است. (پترز ، 1380).
از موسیقی درمانی به خاطر خاصیت موثر آن در تسکین درد های جسمانی درمنزل و بیمارستانها و در کمک به زایمان، در تعادل خلق و خو تعادل روانی به توانبخشی جسمی و کمک به آرامش و خوابیدن و آسان کردن یاد گیری و در کل برای کمک به افراد تقریباً در تمامی زمینه های زندگی استفاده می شود.
در تحقیقات اخیر کاربرد موسیقی درمانی در توانبخشی جسمی و ایمنی شناسی و روان رنجوری موارد دیگر تایید شده است. (اندروز 1380،)
موسیقی درمانی نوعی از هنر درمانی است که به نظر میرسد بتواند برکاهش میزان افسردگی سالمندان و افزایش اعتماد به نفس آنان تاثیرگذار باشد(هاشمیان1388)..پژوهشهای صورت گرفته در ایران از نوع موسیقی درمانی برای سالمندان کمتر صورت گرفته مخصوصا در زمینه افسردگی سالمندان که مسئله بسیار مهمی است(بنی اسدی 1388).به طور قطع برای کاهش افسردگی سالمندان اطلاعات وسیعی درباره افرادسالمند و شیوه های مقابله با افسردگی آنان مورد نیاز است که با توجه به بررسی محقق اطلاعات موجود در این زمینه به ویژه در داخل کشور بسیار محدود میباشد.از این رو انجام تحقیق حاضر میتواند منابع اطلاعاتی ارزنده ای در اختیار روانشناسان بالینی جهت درمان اثر بخشتر افسردگی سالمندان قرار دهد(بی ریا وهمکاران1387).کاربرد موسیقی درمانی غیرفعال(با چارچوب فرهنگی و بومی)و بررسی تاثیر آن بر دو جنس زن و مرد و نیز بررسی متغیر افسردگی سالمندان از جمله مواردی است که سعی شده در این پژوهش به آن پرداخته شود.
این مطلب را هم بخوانید :
تعداد صفحه : 105
قیمت : 14700تومان
6-2- پیشنهادات 99
مراجع 100
یکی از مسائل مهم در مهندسی مکانیک انتقال حرارت در مبدل های حرارتی و میکروکانال ها می باشد. امروزه با گسترش تکنولوژی نیاز به طراحی مبدلهای کارا یک امر ضروری محسوب می شود. این در حالیست که پیشرفتهای سریعی در طول دهه گذشته در زمینه تولید و استفاده از میکرو دستگاه های توان بالا صورت گرفته که این امر نیاز به بررسی جامع و دقیق جنبه های اساسی جریان سیال و انتقال حرارت در مقیاس میکرو را نشان می دهد و توجه بسیاری را به مسایل مکانیک سیالات در ابعاد میکرون معطوف کرده است. تمامی تلاش طراحان و محققان فعال در این زمینه افزایش تبادل حرارت و در نهایت بهبود بازده کل سیستم بوده است. از جمله اقداماتی که در این زمینه می توان انجام داد استفاده از سطوح داخلی و یا پره ها می باشد. پره ها سطح انتقال حرارت را افزایش داده و در نهایت چنانچه خوب طراحی شده باشند راندمان میکروکانالها را به طور چشمگیری می توانند افزایش دهند. پره ها کاربرد فراوانی در صنعت دارند که از آن جمله می توان به پره های موجود جهت خنک کردن پردازشگر کامپیوترها و قطعات الکترونیکی اشاره کرد. امروزه با پیشرفت روزافزون کامپیوترها و ورود پردازشگرهای قوی و سوپرکامپیوترها، حجم بالایی از اطلاعات در زمان بسیار کم پردازش می شوند. پردازش سریع موجب بوجود آمدن گرما در پردازشگر می گردد و چنانچه این حرارت دفع نگردد تنشهای حرارتی باعث از بین رفتن پردازشگر و در نهایت کل سیستم می گردد. در دنیای امروز و با ساخت سوپر کامپیوترها تکنیک دفع گرما باید کارا و موثرتر از گذشته باشد. از اینرو نیاز به طراحی چاه های حرارتی با راندمان بالاتر کاملاً احساس می شود.
فرایند انتقال حرارت ناشی از جریان سیال درون کانال ها در کارکرد بسیاری از سیستم های طبیعی و سیستم های ساخته دست بشر نقش اصلی ایفا می کند. به کانال هایی که قطری بین 3 میلی متر تا 200 میکرومتر دارند میکروکانال می گویند. همانطور که می دانیم نرخ فرآیند انتقال گرما و جرم وابسته است به سطح جانبی کانال (با D رابطه مستقیم دارد) و نرخ دبی جریان به سطح مقطع کانال (با ²D رابطه مستقیم دارد) وابسته است پس هر چه قطر کانال (D) کوچکتر شود نسبت سطح جانبی به دبی حجمی بیشتر می شود . از این خاصیت در بدن انسان نیز استفاده شده است. در شش ها و کلیه ها، کانال هایی وجود دارد که در مسیر حرکتشان قطر آن ها کوچک شده و به حدود 4 میکرومتر می رسد و ما بیشترین راندمان را در فرایند انتقال حرارت و جرم در این دو ارگان از بدن داریم. وجود میکرو کانال ها در طبیعت را باید در کلیه ها، شش ها، مغز، روده ها و رگ ها و … جستجو کرد. این در حالی است که در سیستم های ساخته دست بشر مثل بعضی از مبدل های حرارتی، راکتورهای هسته ای، واحد های جداسازی هوا و آنالیزورهای خونی و DNA نیز میکروکانالهای گوناگونی وجود دارد [1].
استفاده از چاههای حرارتی با مجاری میکروکانال[1] منجر به پیشرفت های بسیاری در مقاومت حرارتی پایین، ساختار فشرده، نرخ سیال خنک کن کم، توزیع دمای یکنواخت در جهت جریان و غیره داشته است. در این تحقیق نظر به اهمیت میکروکانال ها در خنک کاری سیستم ها، با در نظر گرفتن میکروساختارها و یا شیارهایی در بدنه داخلی میکروکانال ها افزایش انتقال حرارت در میکروکانال مورد بررسی قرار خواهد گرفت. بدین منظور در پژوهش حاضر یک مدل ریاضی سه بعدی، برای انتقال حرارت ترکیبی[2] جامد و مایع معرفی خواهد شد. معادلات ناویر استوکس و انرژی برای ناحیه مایع و معادله انرژی برای قسمت جامد به طور هم زمان حل می شود و پارامترهای افت فشار به همراه انتقال حرارت در یک چاه حرارتی[3] شامل میکروکانال های تک فازی بررسی می گردد.
در مکانیک سیالات و انتقال حرارت، مبحث جریانهای برگشتی و جدایی جریان در هندسه های مختلف از اهمیت بالایی برخوردار است زیرا وجود این نواحی تأثیر زیادی در نیروی وارده از سیال به سطح و افت فشار دارد. همچنین انتقال حرارت در این نواحی نیز بسیار حائز اهمیت است زیرا وجود نواحی برگشتی مقدار ضریب انتقال حرارت را تغییر داده و باعث ماکزیمم شدن آن در محلی که سیال جدا شده مجدداً به سطح می چسبد، می گردد.
این مطلب را هم بخوانید :
نوع رژیم جریان سیال تراکم ناپذیر تابعی از عدد رینولدز است. عدد رینولدز معرف نسبت نیروی اینرسی به نیروی اصطکاک لزج است.پره یا کره عدد استروهال در محدوده 2/0 هست. با افزایش جریان، نوسانات متناوب ناپایدار و بی نظم می شوند. گردابه های بیشتر و کوچکتری تشکیل می گردند، که تنها به روشهای آماری قابل توصیف هستند.
روشهای مختلفی برای ساخت میکروکانال ها در یک بدنه وجود دارد که فرایندهای رایج آن به شرح زیر می باشد [2]:
1-Micro-Machining
2-Diffusion-bonding
3-Stereolithography
4-Chemical Etching
5-LIGA
میکرو-ماشینکاری ابتدایی ترین فرایند ساخت میکروکانالها است که در آن از بریدن، اتصال، شکل دادن، خم کردن و برداشتن ماده استفاده می شود. رایج ترین روش مورد استفاده در میکرو-ماشینکاری تراشکاری و سنگ زنی با الماس است. از مزایای استفاده از این روش می توان به بازه گسترده مواد مورد استفاده اشاره کرد. در این روش محدودیت هایی نظیر قابلیت حک کاری و هدایت الکتریکی وجود ندارد و تنها کافیست ماده مورد استفاده به اندازه کافی نرم و انعطاف پذیر باشد.
شکل 1-1: یک سطح مقطع از میکروکانال تولید شده به روش میکرو-ماشینکاری
انتشار پیوند فرایند جوشکاری است که در آن دو سطح در دمای بالا و تحت فشار مکانیکی در خلا یا فضایی خالی از اکسیژن به یکدیگر متصل می شوند. دمای مورد نیار برای پیوند معمولا 5/0 تا 8/0 برابر دمای ذوب ماده مورد نظر است. اگر ماده مورد استفاده فلز باشد دمایی حدود 500°C-1000°C و اگر سیلیکن باشد 950°C-1100°C مورد نیاز است.
قابل ذکر است انتشار پیوند فرایند ثانویه ای است که در اتصال قطعات و ساخت مبدل حرارتی استفاده می شود که معمولا پس از حک کاری شیمیایی و میکرو-ماشینکاری انجام می شود.
در این روش اشعه نور فرابنفش از میان پلیمر مایع فعالی عبور کرده و یک لایه سخت جامد را ایجاد می کند. جامد به آرامی ته نشین می شود و مرحله پرتوزنی دوباره تکرار می شود تا جایی که لایه ها یکی پس از دیگری بر روی هم می سازد و هندسه مورد نظر ساخته می شود. پلیمر بدست آمده را می توان از طریق عمل آوری حرارتی به سرامیک تبدیل کرد.
این روش برای هندسه های پیچیده که با روش هایی مانند حک کاری یا میکرو-ماشینکاری قابل ساخت نیست استفاده می شود.
شکل 1-2: طرحی از شکل مقطع چند لایه شده در سیلیکن
در روش حک کاری از یک اسید یا باز قوی برای برداشتن مواد و ایجاد حجم مورد نظر استفاده می شود. بیشتر مواد مورد استفاده در این روش شامل تعدادی از انواع سیلیکات ها است مانند ویفر های سیلیکن و شیشه. در این روش موضوع اصلی ارتباط مستقیم بین ماده و نرخ برداشتن ماده است. همانطور که ذکر شد یکی از مواد پرکاربرد در حک کاری میکروکانالها سیلیکن است. سیلیکن دارای رسانایی خوبی است و ویژگی بسیار مناسبی دارد که می توان با روش های حک کاری کانال هایی با نسبت منظری 600:1 ساخت. دقت این روش تا 0.005mm ± افزایش یافته و می توان میکروکانالهایی تا 2% کل عرض کانال ساخت.
تعداد صفحه : 129
قیمت : 14700تومان
جدول4-11. مشخصه آماری رگرسیون سبک های دلبستگی و مهارت های مقابله ای بر تاب آوری……….104
جدول4-12. اثرات مستقیم ، غیرمستقیم و کل متغیرهای پژوهش بر یکدیگر…… …………………………………106
جدول4-13. مقایسه دو گروه دانش آموزان دختر و پسر در متغیر تاب آوری…………………………………………….107
چکیده:
موضوع: تبیین نقش واسطه ای مهارت های مقابله ای در رابطه ای بین سبک های دلبستگی و تاب آوری
به وسیله ی: شهلا ابراهیمی
این مطالعه نقش واسطه ای مهارت های مقابله ای را در رابطه بین سبک های دلبستگی و تاب آوری مورد بررسی قرار داد. نمونه مورد بررسی 250 نفر ازدانش آموزان دبیرستانی دختر و پسر شهر ارسنجان با روش نمونه گیری نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای بود. شرکت کنندگان پژوهش پرسشنامه مهارت های مقابله ای اندلر و پارکر، پرسشنامه سبک های دلبستگی هازان و شیور و پرسشنامه تاب آوری کانر و دیویدسون را تکمیل نمودند. با استفاده از رگرسیون به شیوه متوالی همزمان و با به کارگیری مراحل پیشنهادی بارون و کنی مدل فرضی مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج یافته ها بر اساس فرضیه پژوهش نشان داد که: همه ابعاد سبک های دلبستگی پیش بینی کننده تاب آوری می باشد. همچنین مهارت های مقابله ای قادر به پیش بینی تاب آوری است. در نهایت یافته های پژوهش مؤید نقش واسطه گری مهارت های مقابله ای در ارتباط بین سبک های دلبستگی و تاب آوری بود. این یافته ها مؤید تأیید فرضیه اصلی پژوهش در خصوص نحوه ارتباط سازه های سبک های دلبستگی، مهارت های مقابله ای و تاب آوری می باشد.
کلمات کلیدی: مهارت های مقابله ای، سبک های دلبستگی، تاب آوری.
فصل اول
کلیات پژوهش
1-1- مقدمه
روانشناسی در گذشته ودر اوایل تکامل خود به عنوان یک علم، بر بیماری بیشتر از سلامت، بر ترس بیشتر از شهامت، بر پرخاشگری و خشم بیشتر از محبت و عشق تکیه داشت و روانشناسان تاکید چندانی بر کمک به مردم برای شاد تر شدن، تکامل یافته تر بودن، نوع دوست بودن، امید وار تر بودن، عاشق تر و خوشبین تر بودن، نداشته اند (سلیگمن، 2009). امروزه در مقابل این روند، رویکرد روانشناسی مثبت نگر[1] ظهر کرده که نقاط قوت وکمال انسانی را بررسی می کند (سلیگمن وسیکس زنتمیهالی،2000). روانشناسی مثبت نگر تاریخچه ای کوتاه (کمتر از یک دهه) و گذشته طولانی (به زمان آثار فلاسفه یونان و خرد ورزان شرق ) دارد (پترسون،2006). رویکرد روانشناسی مثبت گرا، با توجه به استعدادها و توانمندهای انسان به جای پرداختن به ناهنجاری ها و اختلال ها، هدف نهای خود را شناسایی سازه ها و شیوه هایی می داند که بهزیستی و شادکامی انسان ها را به دنبال دارند .یکی از مهمترین پیشرفت های نیمه دوم قرن بیستم پیدایش نظریه هایی است که بر نقش فرایند های عالی موثربر مهار و هدایت فرایندها شناختی تاکید می نماید. در اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست ویکم می توان ورود سازه ی تاب آوری را به عرصه ی ادبیات روانشناسی تحولی، انقلاب نو در نحوه نگرش روان شناسان، روان درمانگران، روان پزشکان و مدد جویان به شمار آورد، به گونه ای که پیش از این برای کودکان و نوجوانانی که در معرض سوءاستفاده قرار می گرفتند یا شرایط ناگوار زندگی را تجربه کرده بودند، آینده ای تاریک نه چندان خوشایند متصور می شد. اما شناسایی تاب آوری بینشی دگرگون و امید وارانه برای ساختن فردای این کودکان و نوجوانان و نجات بزرگسالان پدیدآورد. از جمله عواملی که سبب سازگاری هر چه بیشتر آدمی با نیازها وتهدید های زندگی می گردد و با سلامت روان رابطه نزدیکی دارد تاب آوری است. به دلیل تاثیری که تاب آوری بر سلامت روانی دارد طی سال های اخیر توجه بسیاری از محققین را به خود جلب کرده است (فریبورگ، مارتینوسن، روز نوینگ، بارلاگ وهمدال[2]،2005). از این رو، عواملی که ساز گاری هر چه بیشتر آدمی با نیازها و تهدید های زندگی را تبیین کنند، بنیادی ترین سازه های مورد پژوهش هستند (سامانی، جوکار وصحرا گرد،1386). در این میان تاب آوری[3] از جمله سازه هایی است که در حوزه پژوهش های روانشناختی، به ویژه در عرصه روان شناسی سلامت، روانشناسی خانواده، روانشناسی تحول و بهداشت روانی جایگاه ویژه ای یافته است، به طوری که هر روز بر شمار پژوهش های مرتبط با این سازه افزوده می شود (کمپل ـ سلز،کوهن و استین،2006).راتر (1985). بیان می کند یکی از عوامل مهمی که به افراد در برخورد و سازگاری با مشکلات و موقعیت های استرس زا کمک می کند و او را در مقابل اختلالات آسیب شناسی و مسائل زندگی کمک می کند تاب آوری می باشد(پین کیورت، 2009، گارمزی، 1993). تاب آوری از سازه های بنیادی شخصیت است که در بر گیرنده قابلیت های فردی در رویاروئی، عقب نشینی واز سر گیری دوباره تلاش و مقابله با مشکلات می باشد خزایلی، 1386). تاب آوری به زبان ساده عبارت از تطابق موفقیت آمیز علی رغم وجود تهدید و شرایط نا گوار محیطی است که فرد در آن زندگی می کند. در واقع، تاب آوری سازگاری مثبت در واکنش به شرایط نا گوار است (گارمزی و ماستن،1994). بنابراین با افزایش مقاومت و تاب آوری در نوجوانان و جوانان می توان به میزان زیادی از آسیب های زیادی که در کمین آن ها ست پیشگیری کرد. بر این اساس پژوهش حاضربه دنبال کشف و شناخت بعضی از علل احتمالی تاب آوری می باشد تا بتوان به افزایش چنین رفتاری کمک کرد.
2-1- بیان مسئله
«چرا و چگونه برخی از افراد می توانند در برخورد با شرایط ناگوار[4] و استرس زا کارآمدی موثرخود را حفظ کنند در حالی که برخی دیگر امید خود را از دست می دهند؟ چگونه برخی بر این باورند که آنها می توانند شرایط را عوض کنند؟ چه عواملی آنها را قادر می سازد که در شرایط بحران به سازگاری مثبت دست پیدا کنند؟» این قبیل سوالات ذهن خیلی از افراد را به خود مشغول کرده است. بدون شک موفقیت آینده هر کشوری با افزایش سرمایه گذاری برای پرورش کودکان بهتر و کارآمدتر بستگی دارد. به همین دلیل افزایش پژوهش در حوزه تاب آوری و تحول کودک و توجه به لزوم مداخلات پیشگیرانه، ضروری به نظر می رسد. برخی ویژگی ها بصورت بالقوه در افراد به ودیعه گذاشته شده است اما ظهور و اعتلای آن ها مستلزم شناخت دقیق تر، پرورش و به کار گیری آن ها است.از جمله این ویژگی ها می توان به تاب آوری اشاره کرد. از طرفی با توجه به این که تاب آوری جایگاه ویژه ای در حوزه های روانشناسی تحولی، روانشناسی خانواده و بهداشت روانی دارد به همین دلیل چگونگی ایجاد این ویژگی و به بیانی تاب آور شدن افراد یکی از دغدغه های اصلی روانشناسان فعال دراین حوزه است. چرا که افزایش تاب آوری منجر به جامعه سالم تر می شود. که در راستای این موضوع افرادی از قبیل انزالیچیت، آرونسون، گود و مکای[5] (2006)، تاب آوری را باعث کاهش اضطراب و افسردگی دانسته اند. به باور آنان، افراد تاب آور می توانند بر انواع اثرات ناگوار چیره شوند و سلامت روان خود را حفظ نمایند. در نتیجه بالا بودن سطح تاب آوری موجب کاهش مشکلات هیجانی و ایجادسلامت روان در فرد می شود (سامانی وهمکاران، 1386). تاب آوری، توانایی غلبه بر رویدادهای دارای بار و فشار روانی زیاد (شامل آسیب های شدید، مرگ، فاجعه، ضایعه ی اقتصادی، آشوب های سیاسی و تغییرات فرهنگی) وحفظ سلامت روانی وسرزندگی روانشناختی به رغم مواجهه با رویدادهای نا خوشایند است(اگایبی[6]،2005). در واقع تاب آوری عموما به عنوان یک ویژگی مرتبط با منش، شخصیت و توانا یی مقابله در نظر گرفته می شود که بر
توانمندی، انعطاف پذیری،توانایی تسلط یا یرگشت به حالت عادی پس از مواجه شدن با استرس وچالش شدید دلالت دارد (لازاروس[7] و فالکمن[8]،1984). برخی از پژوهش ها نیز، بین تاب آوری و سرسختی با اضطراب و افسردگی رابطه منفی معنی داری نشان داده اند و گویای آن هستند که افراد تاب آور، می توانند بر انواع اثرات ناگوار چیره شوند(انزلیچت[9]، ارنسون[10]، گود[11] و مک کی[12]، 2006). همچنین سامانی، جوکار و صحراگرد(1386) بین خود تاب آوری و رضایتمندی از زندگی ارتباط مستقیم و معنی دار گزارش نمودند. اختلالات روانشناختی طیف وسیعی از مشکلات دوران کودکی را تشکیل می دهد که شیوع آن می تواند به نوع خانواده بستگی داشته باشد. باولبی معتقد است آنچه برای سلامت روانی کودک ضروری است تجربه یک ارتباط صمیمی، گرم و مداوم با مادر یا جانشین دایم اوست. به عقیده وی بسیاری از اشکال روان آزردگی ها و اختلال های شخصیت حاصل محرومیت کودک از مراقبت مادرانه و یا عدم ثبات رابطه کودک با چهره دلبستگی است(باولبی، 1969). پژوهش ها آشکار ساختن افرادی که در مواجهه با مشکلات و مخاطرات نشانه های کمتری از اضطراب و نگرانی روانشناختی را بروز می دهند،جزء افراد تاب آور محسوب می شوند (دامونت، 1999).تاب اوری با قابلیت تطابق انسان در مواجهه با بلایا یا فشارهای جانکاه، غلبه یافتن وحتی تقویت شدن
بوسیله آن تجارب اطلاق می شود. از طرفی این خصیصه با توانایی درونی شخص و تعامل با محیط و خانواده حمایت میشود، توسعه می یابد وبه عنوان یک ویژگی مثبت متبلور می گردد (دینر، لوکاس، شیمک وهلیلول، 2009). والدین خون گرم و علاقمندکه حدود و مرز ثابتی را ایجادمی کنند، موجب ارتقاءتاب آوری در فرزندان می شوند (ماستن وهمکاران، 1998به نقل از آلورد وگرادوس، 2005) . کوون[13] و همکاران(1996) ویژگی کودکان تاب آور را خوی نرم، هوش بالا، پیوند قوی بین والدین و کودک، احساس کفایت والدین، والدین دارای سلامت روان، احساس شایستگی از طرف کودک، کنترل واقعی، همدلی وتوانایی مشکل گشایی اجتماعی بر می شمرد. تاب آوری یک فرایند پویاست که بسیار تحت تاثیر عوامل حفاظتی است .عوامل حفاظتی قابلیت های ویژه ای هستند که برای روی دادن تاب آوری لازمند.این قلبلیت ها، مهارت ها وتوانایی هایی هستند که افراد می تواند به آنها دست یابد ودر خود فرد، محیط خانوادگی و یا در محیط اجتماعی وجود داشته باشد(دایر و فک گوییس،1996).
عوامل بسیاری در تاب آوری فرد در برابر مشکلات دخیل هستند که از آن جمله می توان به سبک دلبستگی اشاره نمود(هازان و شیور[14]، 1993 ؛ بلسکی[15]، 2002). لو و سیم[16](2003)، بر این باورند که داشتن دلبستگی ایمن به افزایش ویژگی های روانشناختی و عواطف مثبت مانند امید و خوشبینی به ویژه در موقعیت های دشوار منجر می شود، چون
این مطلب را هم بخوانید :
استفاده از نانو ذرات مغناطیسی//پایان نامه درمورد نانو ذرات مگهمایت
احساس می کند تکیه گاه ایمن و قدرتمندی دارد که از او حمایت می کند(به نقل از نصیری و لطیفیان، 1386). مطالعات انجام شده رابطه بین تاب آوری و دلبستگی را مورد حمایت قرار می دهند(کامپفر[17]، 1999 ؛ کیم، 2005 ؛ اکانر[18]، 2003 ؛ لنت[19]، 2004 و پائول، 2009). نتایج بابلان و همکارن(1973) نشان داد، بین سبک دلبستگی، تاب آوری و دینداری رابطه معنادار وجود دارد. باولبی(1973)،
معتقد است که نیاز دلبستگی، یک نیاز نخستین است که از هیچ نیاز دیگری مشتق نشده است و نیازی اساسی برای تحول شخصیت است. باولبی(1980)، امنیتی را که به وسیله دلبستگی ایجاد می شود، مهمترین ویژگی روابط در سراسر زندگی و رابطه ی اولیه را به عنوان الگویی برای روابط اجتماعی آینده می دانست. به نظر باولبی، مراقبت های حساس و پاسخ گو با فراهم ساختن آسایش، حمایت و حفاظت و همچنین کمک به آنها برای ایجاد الگوهای مثبت از خود و دیگران به عنوان یک پایگاه ایمن عمل می کنند.
تحقیقات فراوانی مؤید این نکته است که عدم ایمنی پیوند دلبستگی، فرد را در مخاطره مشکلات روانی، رفتاری و ارتباطی فراوانی قرار می دهد. به علاوه میان دو متغیر امنیت دلبستگی و سبک شفقت و دلسوزی مادر که شامل لحن ملایم در سخن گفتن، دستور دهندگی کمتر، اظهارات لذت بخش، شکیبا بودن، تسکین دادن فوری و پاسخ دهندگی کلی به انواع رفتار کودک، همچنین تعاملات اجتماعی که به طور دو جانبه پاداش دهنده هستند، نیز ارتباط معنی داری وجود دارد(ایزابلا[20]، 1993 ؛ ایزابلا و بلسکی[21]، 1991). علایم اضطراب، افسردگی و یا خشم می توانند نشان دهنده تجربیات عاطفی منفی از روابط دلبستگی در گذشته و یا حال باشند(سبل[22]، 2003). فهم عوامل زیربنایی ایجادکننده مشکلات دلبستگی، به درمان اختلالات خلقی و رفتاری ناشی از مشکلات دلبستگی نیز کمک می نماید(ماروین و وهلن[23]، 2003). پیوسته گر و همکاران(1391) نشان دادند، سبک های دلبستگی به ویژه سبک های دوسوگرا و ایمن می توانند آسیب پذیری روانی را در ابعاد و به درجات مختلف تبیین نمایند. نتایج پژوهش بشارت، گلی نژاد و احمدی(1382) نیز نشان داد که آزمودنی های دارای سبک دلبستگی ایمن نسبت به آزمودنی های دارای سبک دلبستگی ناایمن، مشکلات بین فردی کمتری داشتند. موس و بیلینگز[24]، پاسخهای مقابله ای را به پاسخهای مقابله شناختی و پاسخ های مقابله رفتاری تقسیم کرده اند.
اگر چه تحقیقات پیشین موید وجود رابطه بین ابعاد سبک های دلبستگی وتاب آوری است بااین حال یافته های تحقیقاتی بیان می کنند که ممکن است مهارت های مقابله ای نقش واسطه ای در ارتباط بین سبک دلبستگی و تاب اوری داشته باشد.
ویسی، عاطف وحید و رضایی(1379)، نشان دادند که در شرایط پراسترس کسانی که از سرسختی بالاتری برخوردارند، سلامت روان بیشتری دارند تا کسانی که از سرسختی پایین تری برخوردارند. کیم[25] و همکاران(2005)، معتقدند بین تاب آوری و معناداری زندگی رابطه وجود دارد و افزایش معناداری زندگی نه فقط به فرد در غلبه بر ناسازگاری ها کمک می کند، بلکه به بهبود رضایت شخص از زندگی نیز منجر می شود. در نتیجه به نظر می رسد این ویژگی از نقش مهمی در کمک به افراد در غلبه بر موقعیت های ناسازگار بازی می کند. یکی از عواملی که می تواند تبیین کننده توان تاب آوری فرد در هنگام مواجه با شرایط استرس زا باشد نوع مهارت مقابله ای مورد استفاده وی می باشد. روانشناسان منابع مقابله را از پاسخهای مقابله متمایز می دانند. منابع یا امکانات مقابله ابزارهایی هستندکه در دسترس افراد قرارمی گیرند تا در مقابله با مشکل از آنها استفاده کنند. سبک دلبستگی و حمایت اجتماعی یکی از منابع مقابله است که خواص روانشناختی معینی دارد، مثلا استقامت فرد را زیاد می کند و به وی حس سامان یافتگی می بخشد. اما پاسخهای مقابله رفتارهایی هستند که افراد در برابر استرس از خود نشان می دهند(راس وآلتایمر[26]، 1998).
مطالعات گسترده ای رابطه شیوه های مقابله ای مثبت، تاب آوری و سازگاری را مشخص کرده اند(کریگ[27]، 2001 ؛ چاتمن[28]، 2006). مقابله بنا به تعریف لازاروس و فولکمن[29](1984) به عنوان فرآیندی پیچیده، تابع ارزیابی های فرد و فشارهای موقعیتی و عبارت از تلاشهای رفتاری و شناختی است که دائماً درحال تغییر است، و به منظور کنترل موقعیت ها و شرایطی که به طور بالقوه فشارزا و یا زیانبار ارزیابی می شود، به کار می رود. طبق مطالعه ی چاتمن(2006) عدم استفاده از راهبردهای مقابله ای منفی، میزان تاب آوری را در نوجوانان ساکن در حاشیه شهر ها افزایش می دهد.
همچنین بنابر مطالعات انجام شده و اهمیت تاب آوری، سبک دلبستگی و مهارت های مقابله در سازماندهی ذهنی موقعیت های تنش زا و تاثیر این عوامل بر شادمانی و سلامت روانی، مساله اساسی در مطالعه ی حاضر بررسی نقش واسطه ای مهارت های مقابله ای در ارتباط بین سبک های دلبستگی و تاب آوری در دانش آموزان دبیرستانی می باشد. در مجموع، تحقیقاتی که در زمینه ارتباط مهارتهای مقابله ای و تاب آوری صورت گرفته است، رابطه این دو سازه را آشکار می سازد.
[1]- Positive Psychology
برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی شود
(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)
تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :
(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده :………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….1
فصل اول: موضوع پژوهش
1-1مقدمه :……………………………………………………………………………………………………………………………………….3
1-2 بیان مسأله :………………………………………………………………………………………………………………………………..5
1-3 اهمیت و ضرورت انجام پژوهش :………………………………………………………………………………………………..9
1-4 اهداف پژوهش :………………………………………………………………………………………………………………………10
1-4-1 هدف کلی :…………………………………………………………………………………………………………….10
1-5 سؤال های تحقیق :……………………………………………………………………………………………………………………10
1-6 فرضیه های پژوهش :………………………………………………………………………………………………………………..11
1-6-1 فرضیه های اصلی :…………………………………………………………………………………………………………..11
1-6-2 فرضیه های جانبی پژوهش :………………………………………………………………………………………………11
1-7 تعریف واژه ها و اصطلاحات :……………………………………………………………………………………………………12
1-7-1 تعاریف مفهومی :…………………………………………………………………………………………………….12
1-7-2 تعاریف عملیاتی :……………………………………………………………………………………………………..13
فصل دوم : مروری بر تحقیقات انجام شده(ادبیات و مستندات ، چارچوب ها و مبانی ، سابقه و پیشینه تحقیق)
2-1 مقدمه :…………………………………………………………………………………………………………………………………….15
2-2 گستره نظری مسأله مورد پژوهش :………………………………………………………………………………………………15
2- 2-1 مفهوم استرس :………………………………………………………………………………………………………..15
2-2-2 مراحل ایجاد استرس و چگونگی تأثیرآن :……………………………………………………………………..16
2-2-3 آسیب پذیری در مقابل استرس :…………………………………………………………………………………..17
2-2-4 استرس از دیدگاه نظریات :………………………………………………………………………………………….18
2-2-5 مراحل پاسخ به استرس از دیدگاه هانس سلیه :………………………………………………………………19
2-2-5-1 مرحله اول- اعلام خطر :……………………………………………………………………………………20
2-2-5-2 مرحله دوم- مقاومت :………………………………………………………………………………………..20
2-2-5-3 مرحله سوم- فرسودگی :……………………………………………………………………………………20
2-2-6 ارزیابی استرس، راهبردهای رویارویی و سازگاری روان شناختی :…………………………………….20
2-2-6-1 ارزیابی استرس :………………………………………………………………………………………………..22
2-2-6-1-1 ارزیابی اولیه :……………………………………………………………………………………………22
2-2-6-1-2 ارزیابی ثانویه :………………………………………………………………………………………….23
2-2-6-2 رویارویی با تهدید :…………………………………………………………………………………………….24
2-2-7 مقابله با استرس :………………………………………………………………………………………………………….25
2-2-7-1 مقابله ی مسأله محور :………………………………………………………………………………………….25
2-2-7-2 مقابله ی هیجان محور :…………………………………………………………………………………………25
2-2-8 مهارت های مقابله با استرس در مدل جرابک :…………………………………………………………………..26
2-2-8-1 مهارت های معطوف به حل مسأله :………………………………………………………………………….27
2-2-8-2 مهارت های هیجانی :……………………………………………………………………………………………..27
2-2-9 راه های مقابله با استرس :………………………………………………………………………………………………..27
2-2-9-1 مهارت های رفتاری :……………………………………………………………………………………………….28
2-2-9-1-1 سلامتی و توانایی :…………………………………………………………………………………………28
2-2-9-1-2 تعامل های اجتماعی مثبت :……………………………………………………………………………..29
2-2-9-1-3 مدیریت زمان :……………………………………………………………………………………………….29
2-2-9-1-4 روش تنفسی :………………………………………………………………………………………………..29
2-2-9-2 مهارت های شناختی :………………………………………………………………………………………………30
2-2-9-2-1 افکار مثبت :…………………………………………………………………………………………………..30
2-2-9-2-2 توانایی حل مسأله :………………………………………………………………………………………….30
2-2-9-2-3 منبع کنترل :……………………………………………………………………………………………………30
2-2-9-2-4 کمک حرفه ای :…………………………………………………………………………………………….31
2-2-9-3 منابع اجتماع :……………………………………………………………………………………………………………31
2-2-9-3-1 حمایت اجتماعی :…………………………………………………………………………………………….31
2-2-9-3-2 امکانات مالی : ……………………………………………………………………………………………….31
2-2-10 استرس و راهبردهای مقابله با آن :…………………………………………………………………………………..32
2-2-2 عملکرد تحصیلی :…………………………………………………………………………………………………………………34
2-2-2-1 مفهوم عملکرد تحصیلی :………………………………………………………………………………………………..34
2-2-2-2 عوامل مؤثر در عملکرد تحصیلی :…………………………………………………………………………………….36
2-2-2-2-1 عوامل فردی :………………………………………………………………………………………………………….36
2-2-2-2-2 عوامل خانوادگی و اجتماعی :……………………………………………………………………………………36
2-2-2-2-3 عوامل آموزشگاهی :…………………………………………………………………………………………………36
2-2-2-2-4 جنس :……………………………………………………………………………………………………………………36
2-2-2-3 مفهوم پیشرفت یا موفقیت تحصیلی :…………………………………………………………………………………37
2-2-2-4 عوامل مؤثر بر پیشرفت و افت تحصیلی :……………………………………………………………………………39
2-2-2-5 عوامل تأثیرگذار بر پیشرفت تحصیلی دانشجویان :……………………………………………………………….39
2-3 بررسی پیشینه مطالعاتی :…………………………………………………………………………………………………………….41
2-3-1 پژوهش های انجام شده در خارج کشور :…………………………………………………………………………….41
2-3-2 پژوهش های انجام شده در ایران :……………………………………………………………………………………….43
فصل سوم : روش اجرای تحقیق
3-1 مقدمه :……………………………………………………………………………………………………………………………………49
3-2 نوع پژوهش:……………………………………………………………………………………………………………………………49
3-3 جامعه آماری :……………………………………………………………………………………………………………………….. 50
3-4 نمونه و روش نمونه گیری :……………………………………………………………………………………………………….50
3-5 ابزار پژوهش :………………………………………………………………………………………………………………………….50
3-5-1. پرسشنامه مهارت های مقابله و مدیریت استرس…………………………………………………………………….. 50
3-6 شرح مراحل تحقیق :………………………………………………………………………………………………………………..51
3-7 طرح مداخله و محتوای جلسات آموزش :…………………………………………………………………………………..51
3-8 روش تجزیه و تحلیل اطلاعات :…………………………………………………………………………………………………54
فصل چهارم : تجزیه و تحلیل و بیان نتایج حاصل از تحقیق
4-1 مقدمه :……………………………………………………………………………………………………………………………………56
4-2 یافته های توصیفی پژوهش :………………………………………………………………………………………………………56
4-2-1 سن :……………………………………………………………………………………………………………………………..56
4-2-2وضعیت تأهل :………………………………………………………………………………………………………………….58
4-3 پیش فرض های آماری :…………………………………………………………………………………………………………….60
4-4 یافته های مربوط به فرضیه های پژوهش :…………………………………………………………………………………..64
4-4-1 فرضیه اول :……………………………………………………………………………………………………………………64
4-4-2 فرضیه دوم :……………………………………………………………………………………………………………………65
4-4-3 فرضیه سوم :…………………………………………………………………………………………………………………..66
4-4-4 فرضیه چهارم :………………………………………………………………………………………………………………..67
4-4-5 فرضیه فرعی اول :…………………………………………………………………………………………………………..68
4-4-6 فرضیه فرعی دوم :…………………………………………………………………………………………………………..69
فصل پنجم : بحث و تفسیر و نتیجه گیری و جمع بندی
5-1 مقدمه :…………………………………………………………………………………………………………………………………….71
5-2 یافته های اصلی :………………………………………………………………………………………………………………………71
5-3 تبیین فرضیه های جانبی پژوهش :……………………………………………………………………………………………….74
5-4 محدودیت های پژوهش :…………………………………………………………………………………………………………..76
5-5 پیشنهادهای پژوهشی :……………………………………………………………………………………………………………….76
5-6 پیشنهادهای کاربردی :……………………………………………………………………………………………………………….77
منابع
منابع فارسی :……………………………………………………………………………………………………………………………..79
منابع غیرفارسی :…………………………………………………………………………………………………………..83
پیوست
پیوست الف :…………………………………………………………………………………………………………………….91
چکیده انگلیسی :……………………………………………………………………………………………………………………….96
فهرست جدول ها
صفحه عنوان
جدول 3-1. دیاگرام طرح پژوهش :……………………………………………………………………………………………………49
جدول4-1. توزیع فراوانی، درصد و درصد تجمعی افراد گروه گواه در پژوهش حاضر بر حسب سن :……….56
جدول4-2. توزیع فراوانی، درصد و درصد تجمعی افراد گروه آزمایش در پژوهش حاضر بر حسب سن :…..57
جدول 4-3. توزیع فراوانی، درصد و درصد تجمعی افراد گروه گواه در پژوهش حاضر بر حسب وضعیت
تاهل :……………………………………………………………………………………………………………………………………………..58
جدول4-4. توزیع فراوانی، درصد و درصد تجمعی افراد گروه آزمایش در پژوهش حاضر بر حسب وضعیت
تاهل :……………………………………………………………………………………………………………………………………………..59
جدول4-5. نتایج آزمون لوین جهت بررسی تساوی واریانس نمرات گروه آزمایش و گواه در مرحله پس آزمون :……………………………………………………………………………………………………………………………………………………..60
جدول 4-6. نتایج پیش فرض تحلیل کواریانس در متغیر مهارت های مقابله و مدیریت استرس برای همگنی
شیب رگرسیون :………………………………………………………………………………………………………………………………61
جدول 4-7. نتایج پیش فرض تحلیل کواریانس در متغیر پیشرفت تحصیلی :……………………………………………63
این مطلب را هم بخوانید :
جدول 4-8. نتایج تحلیل کوواریانس تأثیر مهارت های مقابله و مدیریت استرس بر عملکرد تحصیلی دانشجویان پسر گروه آزمایش و گواه :………………………………………………………………………………………………..64
جدول 4-9. نتایج تحلیل کوواریانس تأثیر مهارت های مقابله و مدیریت استرس بر عملکرد تحصیلی دانشجویان دختر گروه آزمایش و گواه :………………………………………………………………………………………………65
جدول 4-10. نتایج تحلیل کوواریانس تأثیر مهارت های مقابله ای بر عملکرد تحصیلی دانشجویان دختر و پسر گروه آزمایش و گواه :……………………………………………………………………………………………………………………….66
جدول4-11. نتایج تحلیل کوواریانس تأثیر مدیریت استرس بر عملکرد تحصیلی دانشجویان دختر و پسر گروه
آزمایش و گواه :……………………………………………………………………………………………………………………………….67
جدول 4-12. نتایج تحلیل کوواریانس تأثیر مهارت های مقابله و مدیریت استرس بر کاهش استرس دانشجویان پسرگروه آزمایش و گواه :…………………………………………………………………………………………………………………68
جدول 4-13. نتایج تحلیل کوواریانس تأثیر مهارت های مقابله و مدیریت استرس بر کاهش استرس دانشجویان دختر گروه آزمایش و گواه :………………………………………………………………………………………………………………69
فهرست نمودارها
صفحه عنوان
نمودار 4-1. نمودار ستونی توزیع درصد افراد گروه گواه در پژوهش حاضر بر حسب سن :………………………57
نمودار 4-2. نمودار ستونی توزیع درصد افراد گروه آزمایش در پژوهش حاضر بر حسب سن والدین :……….58
نمودار 4-3. نمودار ستونی توزیع درصد افراد شرکت کننده در پژوهش حاضر بر حسب وضعیت تاهل :…….59
نمودار 4-4. نمودار ستونی توزیع درصد افراد شرکت کننده در پژوهش حاضر بر حسب وضعیت تاهل :…….60
نمودار 4-5. هم خطی بودن رگرسیون برای انجام تحلیل کواریانس برای متغیر مهارت های مقابله و مدیریت
استرس :………………………………………………………………………………………………………………………………………….62
نمودار 4-6. هم خطی بودن رگرسیون جهت انجام تحلیل کواریانس برای پیشرفت تحصیلی :……………………63
چکیده:
هدف از انجام پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی آموزش مهارت های مقابله و مدیریت استرس بر افزایش عملکرد تحصیلی دانشجویان رشته پرستاری دانشگاه آزاد اسلامی بوده است. بدین منظور، 32 نفر از دانشجویان رشته پرستاری به شیوه تصادفی در دسترس انتخاب شده و در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. مهارت های مقابله و مدیریت استرس، طی 8 جلسه هفتگی در شهر بندرعباس انجام شد. مهارت های مقابله و مدیریت استرس و عملکرد تحصیلی در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون اندازه گیری شد. در نهایت داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار spss18 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که آموزش مهارت های مقابله و مدیریت استرس بر عملکرد تحصیلی دانشجویان پسر (001/.P<، 62/32=F) و دختر(001/.P<، 18/26= F) موثر بوده است. و همچنین آموزش مهارت های مقابله ای نیز توانست بین گروه های آزمایش و گواه تفاوت معناداری ایجاد نماید و عملکرد تحصیلی گروه آزمایش را افزایش دهد(001/.=p، 67/7= F). در ادامه اثربخشی آموزش مدیریت استرس نیز مورد بررسی قرار گرفت و مشخص گردید که میانگین عملکرد تحصیلی گروه آزمایش افزایش یافته و این تفاوت از لحاظ آماری معنادار شده است(002/.=p، 78/8= F).
واژه های کلیدی: آموزش مهارت های مقابله، مدیریت استرس، عملکرد تحصیلی.
فصل اول:
کلیات تحقیق
1-1 مقدمه:
امروزه استرس به عنوان یک عامل خطرزا برای سلامتی مورد توجه است . مطالعات متعدد نشان داده است که افراد با استرس بالا در هر دو سطح جسمانی و روانی شکایات بیشتری را مطرح نموده اند (امیری، آقایی و عابدی،1390). برنامه هایی که مستقیماً مرتبط با استرس تنظیم شده باشند، اثربخش هستند(پرآلتا ، رامیرز ، روبلز ، ناوریت[1]،2009).
نوجوانان و جوانان در جریان رشد، انواع گوناگون و طیف وسیعی از استرس ها را تجربه می کنند و گاه این استرس ها آن چنان شدت دارند، که زندگی روزمره و تحصیلی آنان را دشوار می سازند. اخیراً شواهد زیادی مبنی بر گذرا نبودن استرس و نگرانی به دست آمده است که اگر بررسی و ارزیابی نشود تا دوران بلوغ و بزرگسالی در بیشتر افراد تداوم خواهد داشت. به نظر می رسد دلیل افت تحصیلی در بسیاری از دانشجویان، ناتوانی یادگیری یا ضعف هوشی نبوده، بلکه ممکن است سطح بالای استرس را بتوان دلیل افت یا کارایی در امتحان و تحصیل دانست، همچنین بررسی ها حاکی از آن است که عوامل شخصیتی، خانوادگی و آموزشگاهی در ایجاد استرس، نقش عمده ای دارند.همین طور نتایج پژوهش های مختلف حاکی از آن است که میزان همه گیرشناسی استرس در دختران بیشتر از پسران است و آن ها استرس را با شدت بیشتری تجربه می کنند و نزدیک به 20-30 درصد موارد افت تحصیلی به علت استرس و نگرانی است(ابوالقاسمی و سعیدی،1391).
در واقع هریک از افرادی که به تحصیل در مقاطع عالی مشغول می شوند، دیر یا زود از خود خواهند پرسید که آیا وصول به مدرک تحصیلی، تمامی مزایا و فرصت های اجتماعی را که انتظار داشته اند، در اختیار آنان قرار خواهد داد؟ یافته های پژوهش های متعدد نشان از آن داشته است که محدودیت های زمانی، حجم تکالیف درسی، مشکلات مالی، دورنمای آتیه ی شغلی و مشکلات فردی با هم کلاسان، هم اتاقی ها در خوابگاه، کارکنان دانشگاه و سایر افراد مرتبط، می تواند منشأ استرس در دوران تحصیل در دانشگاه باشد(روچاسینگ[2]،1994). به طور کلی با توجه به یافته هایی که اخیراٌ با پژوهش هایی میان دانشجویان به دست آمده مبیّن آن است که عدم استفاده ی موفقیت آمیز از شیوه های رویارویی با استرس، منتهی به خستگی و فرسودگی عاطفی می گردد و یکی از مهم ترین پیامدهای آن افت تحصیلی خواهد بود(خیر و سیف،1383).
بیشتر مطالعات انجام شده (ارجن[3]،2003؛ بنسون[4]،1989 و همبری[5]،1988)، بیانگر این حقیقت است که همبستگی مثبت بین افزایش استرس و کاهش عملکرد تحصیلی وجود دارد. اشپیل برگرووگ(1995)، و زهار(1998)، در پژوهش های خود خاطرنشان کرده اند که دانشجویان با اضطراب امتحان بالا، در مقایسه با دانش آموزانی که اضطراب امتحان پایین تری دارند، معمولاً گرایش دارند که امتحانات را به صورت موقعیت خطرآمیز یا تهدیدآمیز ادراک کنند(ابوالقاسمی و سعیدی،1391).
باید گفت که پیشرفت تحصیلی یکی از مهم ترین معیارهایی است که در بررسی توانایی دانشجویان برای اتمام تحصیلات دانشگاهی و رسیدن به مرحله فارغ التحصیلی نقش قابل توجهی را ایفا می کند. این مفهوم یکی از مهم ترین پارامترهایی است که در پیش بینی وضعیت آتی فراگیران از لحاظ کسب صلاحیت و مهارت های علمی و عملی لازم مورد استفاده قرار می گیرد(سوآرس، گوساند، آلمدا و پارامو[6]،2009؛ داویس، وینسلرو میدلتون[7]،2006). معمولاً پیشرفت تحصیلی را با روش های مختلفی اندازه گیری می کنند که از جمله ی آن ها می توان به میزان پیشرفت در هر یک از دوره های آموزشی به طور مجزاء، پیشرفت حاصله در مجموعه دوره های آموزشی، معدل تحصیلی سالیانه، معدل تحصیلی یک برنامه آموزشی و آزمون های تخصصی برای کسب مجوزهای تثبیت شغلی یا احراز صلاحیت حرفه ای مانند آزمون RN(پرستار دیپلمه دارای پروانه رسمی) در پرستاری یا آزمون هایی مانند دستیاری پزشکی اشاره نمود(پیت، پوویس،لوت جانس و هیونتر[8]،2012). معدل تحصیلی یا GPA، یکی از شاخص های متداول ارزیابی عملکرد تحصیلی است. بسیاری از دانشکده ها میزان حداقلی را به عنوان معیار قبولی در امتحانات یا به عنوان حدنصاب مورد نیاز برای ادامه تحصیل دانشجویان در نظر می گیرند(بهامن، آلاسیم، الذاکری، المنسیر و شریف[9]،2012). میزان این معیار در دانشگاه های ایران، این مقیاس از صفر تا 20 درجه بندی شده و معمولاً نمره بالاتر از 14 به عنوان نمره قبولی در نظر گرفته می شود. این درحالی است که به طور مثال در دانشگاه هوستون ایالات متحده، کسب نمره حدافل 2 از 4 به عنوان نمره قبولی منظور شده و نمره 3 و بالاتر، به عنوان شاخص پیشرفت تحصیلی مناسب قید شده است(سانسگیری، بوسل و سایل[10]،2006).
امروزه الگوهایی ارائه شده است مبنی بر این که از طریق آموزش و به کارگیری آن ها می توان باعث پرورش و تقویت رفتارهایی در دانشجویان شد که حاصل آن بهبود عملکرد تحصیلی و اجتماعی فرد و کاهش عوارض حاصل از مسأله استرس و اضطراب امتحان است. از طریق برخی از برنامه های آموزشی کوتاه مدت که ضمن کم هزینه بودن، تداخلی نیز با برنامه های درسی دانشجویان نداشته باشد، می توان برخی از این الگوها را آموزش داد و بدین وسیله کارایی مقابله ای دانشجویان را افز ایش و اسناددهی ها ی منفی آن ها را کاهش داد. پژوهشگران با بررسی راهبردهای مقابله ای افراد موفق و ناموفق، به نتایج بسیار اساسی دست یافته اند؛ و این مطالعات نشان می دهد کسانی که به طور موفقیت آمیزی با مشکلات مقابله می کنند، افرادی هستند که خود را به مجموعه مهارت های مقابله ای مجهز کرده اند(ابوالقاسمی و سعیدی،1391).
راهبردهای مقابله با استرس عبارت از تلاش های شناختی و رفتاری به منظور تسلط بر تعارض های فشارزا، کاهش یا تحمل آن هاست.به عبارت دیگر اثربخشی راهبردهای مقابله با استرس در درمان بسیاری از مشکلات روان شناختی، از جمله مشکلات مرتبط با استرس و اضطراب تأیید شده است. دیویس و لیساکر[11] اثربخشی تکنیک های شناختی رفتاری را در بهبود مهارت های فراشناختی افراد مبتلا به استرس، مؤثر نشان داده اند(ابوالقاسمی و سعیدی،1391).
1-2 بیان مسأله:
استرس را یکی از جنبه های طبیعی و اجتناب ناپذیر زندگی انسان معاصر خوانده اند که به اشکال مختلف تعریف شده است (هوخلی[12]، 1983). برخی آن را در یک کلمه به فشار روانی یا تنیدگی تعریف کرده و گروهی آن را پاسخ فیزیولوژیک انسان به محرک های محیطی تهدید کننده دانسته اند(لی داکس[13]، 1986).این موضوع که استرس ماهیتی جسمانی، شناختی یا عاطفی دارد، از دیرباز مورد بحث اندیشمندان بوده است. شناخت گرایان به عنوان رویکرد غالب در روانشناسی عصر حاضر، جسم، ذهن و احساس را اجزاء تفکیک ناپذیر وجود آدمی می داند که هر یک از آن ها متشکل از اجزایی متعدد و بهم تنیده هستند و در شبکه ای متعامل، رفتار را شکل می دهند(لازاروس[14]، 1999).
آموزش، انتقال اطلاعات، تواناکردن فرد به انجام کاری یا تغییر در عقاید و احساسات او بوده است. هدف از آموزش، تسهیل یادگیری و ایجاد تجربه های خوشایند برای فرد می باشد(اسدی نقبی، زندی و نظری، 2010). رسالت نظام های آموزشی، پروراندن انسان هایی پرتکاپوست که می خواهند از قیدهای بی شمار و گوناگون وجودیشان رها گشته و راه تکامل خود را هموار سازند(صابریان و حاجی آقایی، 2006). در حرفه های علوم پزشکی که با جان انسان ها سرو کار دارند دانشجویان علوم پزشکی به ویژه دانشجویان دانشکده پرستاری ومامایی، به علت خواسته های روانی بالا و دامنه تصمیم گیری کم در
فهرست جدول ها
عنوان صفحه
جدول 2-1- ویژگی های افراد با نمره بالا و پایین در هر یک از ابعاد شخصیتی……………………….. 58
جدول 4-1- فراوانی و درصد متغیر جنسیت دانش آموزان………………………………………………………. 112
جدول 4-2- فراوانی و درصد متغیر رشته تحصیلی دانش آموزان……………………………………………. 112
جدول 4-3- فراوانی و درصد متغیر پایه تحصیلی دانش آموزان………………………………………………. 113
جدول 4-4- میانگین و انحراف استاندارد متغیرهای صفات شخصیت، سبک ها و ابعاد دلبستگی و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان……………………………………………………………………………………………. 114
جدول 4-5- ضرایب همبستگی بین متغیرهای صفات شخصیت و راهبردهای مثبت تنظیم هیجان…………………………………………………………………………………………………………………………………………. 115
جدول 4-6- ضرایب همبستگی بین متغیرهای صفات شخصیت و راهبردهای منفی تنظیم هیجان………………………………………………………………………………………………………………………………………… 116
جدول 4-7- ضرایب همبستگی بین متغیرهای سبک های دلبستگی و راهبردهای مثبت تنظیم هیجان………………………………………………………………………………………………………………………………………… 117
جدول 4-8- ضرایب همبستگی بین متغیرهای سبک های دلبستگی و راهبردهای منفی تنظیم هیجان………………………………………………………………………………………………………………………………………… 117
جدول 4-9- ضرایب همبستگی بین متغیرهای ابعاد دلبستگی و راهبردهای مثبت تنظیم هیجان…………………………………………………………………………………………………………………………………………. 118
جدول 4-10- ضرایب همبستگی بین متغیرهای ابعاد دلبستگی و راهبردهای منفی تنظیم هیجان………………………………………………………………………………………………………………………………………… 118
جدول 4-11- نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه جهت پیش بینی نمره کل راهبردهای مثبت تنظیم هیجان دانش آموزان………………………………………………………………………………………………………………….. 119
جدول 4-12- ضرایب بتا و آزمون معناداری t برای متغیرهای پیش بین……………………………….. 119
جدول 4-13- نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه جهت پیش بینی نمره کل راهبردهای منفی تنظیم هیجان دانش آموزان…………………………………………………………………………………………………………………… 120
جدول 4-14- ضرایب بتا و آزمون معناداری t برای متغیرهای پیش بین……………………………….. 120
جدول 4-15- نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه جهت پیش بینی نمره کل راهبردهای مثبت تنظیم هیجان دانش آموزان…………………………………………………………………………………………………………………… 121
جدول 4-16- ضرایب بتا و آزمون معناداری t برای متغیرهای پیش بین……………………………….. 121
جدول 4-17- نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه جهت پیش بینی نمره کل راهبردهای منفی تنظیم هیجان دانش آموزان…………………………………………………………………………………………………………………… 122
جدول 4-18- ضرایب بتا و آزمون معناداری t برای متغیرهای پیش بین……………………………….. 122
فهرست شکل ها
عنوان صفحه
شکل2-1- پنج خانواده از فرایندهای تنظیم هیجان مطابق با مدل کیفیت تولید هیجان…………. 23
شکل 2-2-رابطه دو بعد از شخصیت، برمبنای تحلیل عاملی و طبایع چهارگانه یونانی…………….. 51
شکل 2-3- محورهای اجتناب و اضطراب و سبک های چهارگانه دلبستگی بزرگسال…………………89
شکل2-4- الگوهای مثبت و منفی از خود ودیگران……………………………………………………………………..90
فصل اول:
کلیات پژوهش
امروزه جهان با تحولات عظیم و پی در پی روبرو است، تحولاتی که دانش ها و نیازهای جدیدی می آفریند. نیازهایی که از یک طرفی به رفاه بیشتر جوامع کمک می کند و از طرف دیگر به مشکلات آنها می افزاید که موجب بروز برخی بیماریها و ناراحتی های روانی و تضعیف روابط و ارزشهای انسانی گردیده است. در واقع مشکلات انسانها پیچیده تر و متنوع تر شده است، همه انسانها هیجانها[1] و عواطف را در زندگی خود تجربه می کنند و این کاملاً طبیعی است که در مواجهه با موقعیت های گوناگون، هیجانها و عواطف متفاوت از خود نشان دهند. اما هیجانها و عواطف منفی شدید، غیر عادی است و نه تنها سازنده نیست، بلکه آثار مخرب و زیان باری دارد (کاویان پور، 1391).
ﻫﻴﺠﺎن همانا یکی از اجزای زندگی روانی و ﭘﺪﻳﺪه ای اﺻﻠﻲدرﻛﺎرﻛﺮدﻫﺎی اﻧﺴﺎن اﺳﺖ و ﻧﻘﺶ ﺑﻪﺳﺰاﻳﻲ در ﺑﻘﺎ و اﻧﻄﺒﺎقﮔﻮﻧﻪ اﻧﺴﺎن دارد (ﮔﺮاس و ﺗﺎﻣﭙﺴﻮن[2]، 2007؛ ﻧﺲ و اﻟﺰورث[3]، 2009). از نظر پاسر و اسمیت[4]( 2001)، ﻫﻴﺠﺎنﻫﺎ حالت عاطفی مثبت یا منفی هستند که از الگوی شناختی، فیزیولوژیکی و واکنش های رفتار نسبت به رویداد ها ناشی می شوند (به نقل از صیادی، 1389). لویس و هاویلند [5] (2000)، هیجان را نخستین علت ایجاد کننده شناخت، تصمیم و عمل
می دانند، موضوعی که می تواند در حل و پدید آیی مشکلات و تجارب بین فردی و درون فردی نقش بی بدیل داشته باشد. هیجان ها در سطح ﺑﻴﻦﻓﺮدی ﺑﻪ ﺷﺨﺺ ﻛﻤﻚ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ ﺗﺎ از حالتﻫﺎی دروﻧﻲ و ﻣﻘﺼﻮدﻫﺎی رﻓﺘﺎری دﻳﮕـﺮان آﮔـﺎه ﺷـﻮد (ﻓﺮﻳجدا[6]، 1986؛ به نقل از زارع، لطیفیان و فولاد چنگ، 1392)، ﺗﺒﺎدلﭼﻨﻴﻦاﻃﻼﻋﺎﺗﻲ ﺑـﺮای رواﺑﻂ اﻧـﺴﺎﻧﻲ، ﺿﺮوری و ﺗﻌﻴﻴنﻛﻨﻨﺪه ﻣﻬﻤﻲ درﺑﻬﻜﺎﻣﻲ روانﺷﻨﺎﺧﺘﻲ و اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ اﺳﺖ. ﻋﻼوه ﺑﺮاﻳﻦ، ﻫﻴﺠـﺎن دارای ﻛﺎرﻛﺮدﻫـﺎی درونﻓـﺮدی ﻧﻈﻴـﺮ ﻳـﺎﻓﺘﻦ ﺑﻴﻨﺶ درﻣﻮرد ارزشﻫﺎیﺷﺨﺼﻲاﺳﺖ (ﺑﭽﺎرا، داﻣﺎﺳﻴﻮ و داماﺳﻴﻮ[7]،2000). به طور کلی، توانایی های هیجانی برای تشخیص پاسخ های هیجانی مناسب در مواجهه با رویدادهای روزمره، گسترش دامنه ی بینش و ایجاد نگرش درباره وقایع و هیجانات نقش مؤثری دارند. بنابراین کسانی که توانایی تشخیص، کنترل و استفاده ازاین توانش های هیجانی را دارند از حمایت اجتماعی، احساس رضایتمندی و سلامت روانی بیشتری برخوردار خواهند شد (تاج دهقانی، 1391). ﻻزم ﺑﻪذﻛـﺮ اﺳـﺖﻛـﻪ اﮔﺮﭼﻪ ﻫﻴﺠﺎن ﺑﺴﻴﺎرﻛﻤﻚﻛﻨﻨﺪه اﺳﺖ، اﻣﺎ ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ آﺳﻴﺐزا ﻧﻴﺰ ﺑﺎﺷـﺪ؛ ﻣـﺜﻼً ﻫﻨﮕﺎﻣﻲﻛﻪ در زﻣﺎن ﻧﺎﻣﻨﺎﺳﺐ اﺑﺮاز ﺷﻮد. هم چنین ﭘﺎﺳﺦﻫﺎی ﻧﺎﻣﻨﺎﺳـﺐ ﻫﻴﺠـﺎﻧﻲ در ﺑـﺴﻴﺎری از ﺷـﻜﻞﻫـﺎی آﺳـﻴﺐﺷﻨﺎﺳـﻲرواﻧـﻲ (ﻛﻤﭙﻞ- ﺳـﻴﻠﺰ و ﺑـﺎرﻟﻮ[8]، 2007)، مشکلات اﺟﺘﻤـﺎعی (اﻳﺰﻧﺒـﺮگ، ﻫـﻮﻓﺮ و واﮔـﺎن[9]؛ 2007،ﺷـﻴﻮر و ﻣﻴﻜﺎﻟﻴﻨﺴﺮ[10]، 2007) و ﺣﺘﻲ ﺑﻴﻤﺎریﻫﺎی ﺟﺴﻤﻲ ﻧﻘﺶ دارﻧﺪ.
ﺗﻨﻈﻴﻢ ﻫﻴﺠﺎن[11] ﻣﻮﻓق در زﻧﺪﮔﻲ اﻧﺴﺎن ﻧﻘﺶ اﺳﺎﺳـﻲ اﻳﻔـﺎ ﻣﻲﻛﻨﺪ (ﮔـﺮاس، 2007). ﻛﺎرﻛﺮدﻫﺎی ﻣﺘﻌﺪد رواﻧﻲ، ﺷﻨﺎﺧﺘﻲ، ﻓﻴﺰﻳﻮﻟﻮژﻳﻜﻲ و رﻓﺘـﺎری ﺑـﻪ ﻣﻮﻓﻘﻴـﺖ اﻓـﺮاد درﺗﻨﻈـﻴﻢ ﻫﻴﺠﺎﻧـﺎت واﺑﺴﺘﻪاﺳﺖ (ﮔﺮاس و ﺗﺎﻣﭙﺴﻮن، 2007؛ ﻋﻼﻗﺒﻨﺪ و همکاران،1391). ﺗﻨﻈﻴﻢﻫﻴﺠﺎن از ویژگی های فطری است که در نوزادان هم دیده می شود و تأثیر زیادی از محیط و به ویژه شیوه های تربیتی و فرزند پروری والدین می گیرد. تنظیم هیجان در محیط رشد دهنده تکوین می یابد و در غیر این صورت به شکل غیر انطباقی عمل می کند (زارع و همکاران، 1392).
حال عوامل متعددی می توانند بر کنترل و تنظیم هیجانات اثر بگذارند؛ عواملی که یا نشأت گرفته از درون فرد، شخصیت و ویژگی های فردی است و یا این که در نتیجه محیطی که فرد در آن قرار گرفته است به وجود آمده اند. از جمله این عوامل می توان به صفات شخصیت[12] ، سبک ها و ابعاد دلبستگی[13] اشاره نمود. در واقع با با درنظر داشتن این دو نظریه می توان به نقش ژنتیک و عوامل اجتماعی در کنترل و تنظیم هیجان توجه داشت. نظریه دلبستگی به طور کلی بر علل اجتماعی سبک های دلبستگی تأکید دارد در حالی که نظریه پنج عامل بزرگ شخصیت عمدتاً بر ژنتیک، مبانی خلق و خو یا علل صفات شخصیتی متمرکز است (نیلفروشان، 1389).
ویژگی های شخصیتی به عنوان مجموعه سازمان یافته و واحدی متشکل از خصوصیات نسبتاً پایدار در افراد که بر روی هم، یک فرد را از فرد یا افراد دیگر متمایز می سازد (شاملو،1382) می تواند بر کنترل و تنظیم هیجان تأثیر بگذارد. در واقع بر اساس یافته های پژوهشی می توان گفت که صفات شخصیتی نقش مهمی در انتخاب راهبرد های تنظیم هیجان ایفا می کنند و نوع راهبرد های تنظیم هیجان متناسب با صفات شخصیتی مسلط در فرد می باشد.
بنا براین آگاهی از ویژگی های شخصیتی، برای مقابله با مشکلات زندگی مفید و سودمند است. از آنجا که ویژگی های شخصیتی عمیقاً با نحوه ادراک و تفسیر فرد از جهان و واکنش او به رویداد های استرس زا مرتبط است، طبیعی است که برخی ویژگیهای شخصیتی از ویژگی های دیگر انعطاف پذیرتر است. افرادی که دارای ویژگی های شخصیتی انعطاف نا پذیری می باشند و همچنین کسانی که نمی توانند پاسخ های خود را با تقاضای یک موقعیت خاص منطبق سازند فاقد مهارتهای زندگی بوده و بدترین واکنش ها را به زندگی نشان می دهند. در واقع خصوصیات شخصیتی انسان را مستعد انجام رفتار های مختلف در موقعیت های خاص
می نماید. مطالعه خاص رفتار فرد، یک نوع تعیین شخصیت او می باشد و از این رو با شناخت رفتار فرد، می توان پیش بینی کرد که از این شخص با این نوع شخصیت در موقعیت های مختلف چه نوع رفتاری بروز خواهد کرد (تاج دهقانی، 1391).
همانطور که گفته شد یکی دیگر از عواملی که می تواند بر تنظیم هیجان مؤثر باشد، سبک های دلبستگی است. دلبستگی پیوند عاطفی نیرومندی است که هر فرد در زندگی اش برای افراد خاصی ایجاد می کند (بالبی[14]، 1969). تجارب دلبستگی اولیه با مراقبان، احساسات، افکار و رفتار را در روابط بعدی هدایت می کند. نظریه دلبستگی بالبی (1969) بیان می دارد که روابط کودک با مراقبان (مادر یا جانشین مادر) در سالهای اولیه زندگی منجر به تشکیل الگوهای روانی خاصی می شود که مبنای بیشتر روابط بین فردی در بزرگسالی است. نظریه دلبستگی بزرگسال (هازان[15] و شیور، 1987) که از نظریه دلبستگی بالبی و آینسورث[16] نشأت گرفته است، برای تبیین تفاوت های فردی در شناخت ها، احساسات و رفتارهایی که در زمینه روابط نزدیک و صمیمی در دوره نوجوانی رخ می دهد، مطرح شده است. بر طبق این نظریه تفاوت های فردی در سبک دلبستگی، از تجربیات افراد از روابط نزدیک قبلی شان نشأت می گیرد که این تجربیات با رابطه دلبستگی بین کودک و مراقب اولیه اش( معمولاً مادر) شروع می شود (میکالینسر و شیور، 2007).
نظریه دلبستگی مبنای نظری مهمی را برای درک وجود مشکلات رفتاری و هیجانی در نوجوانی در اختیار محققان قرار داده است. در نظریه دلبستگی همواره بر دو نکته تأکید شده است: اول این که رابطه گرم، نزدیک و پیوسته مادر (جانشین دائم وی) با کودک برای سلامت روانی اش ضروری است و دوم این که جدایی از مادر و طرد شدگی از سوی وی در اغلب مشکلات رفتاری و اضطراب[17] کودکان تأثیر دارد. مطالعات مختلف نشان داده اند که سبک دلبستگی نوجوان با الگو های رفتاری سازش نایافته و کنش وری روانی – هیجانی در سال های بعدی زندگی مرتبط می باشد (کاسیدی[18]، 2001 ؛ براون فیلد[19] و تامپسون، 2003).
هم چنین ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﭘﮋوﻫﺸﯽ در ﻣﻮرد ﺳﺒﮏﻫﺎی دﻟﺒﺴﺘﮕﯽ درﮐﻮدﮐﯽ (بالبی، 1969؛ دی واﯾﺖ[20] و همکاران،2010؛ روک و ورﯾﺴﯿﻤﻮ[21] ، 2011) نیز نشان داده اند که حساسیت[22] و پاسخ دهی[23] مراقب اولیه به حالت های هیجانی کودک، تعیین کننده اصلی یادگیری روش تنظیم عواطف درمانده ساز[24] و رابطه با دیگران است و هم چنین تعیین کننده مهم شیوه ای است که کودک یاد می گیرد تا هیجانات خود را تنظیم و آنها را به دیگران نشان دهد (وردن[25]، لوسی[26] و واگان، 2003). ﺗﺠﺮﺑﻪﻫﺎی ﮐﻮدﮐﯽ ﺑﺎ ﻣﺮاﻗﺒﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻫﯿﺠﺎنﻫﺎﯾﺸﺎن را ﻧﺸـﺎن ﻧﻤﯽدﻫﻨﺪ و اﺑﺮاز ﻧﻤﯽﮐﻨﻨﺪ، ﯾﺎ ﮐﺴﺎﻧﯽﮐﻪ ﻫﯿﺠﺎنﻫﺎی در ﺣـﺎل ﺗﺤﻮل و ﺷﮑﻞﮔﯿﺮی ﮐﻮدک را ﺑﻪ رﺳـﻤﯿﺖ ﻧﻤـﯽﺷﻨﺎﺳـﻨﺪ و ﺑـﺎ ﻫﯿﺠﺎنﻫﺎی ﮐﻮدک ﺧﻮب رﻓﺘﺎر ﻧﻤﯽﮐﻨﻨـﺪ، ﻣـﯽﺗﻮاﻧـﺪ ﺗـأﺛﯿﺮی ﻋﻤﯿﻖ ﺑﺮ ﺗﻨﻈﯿﻢ ﻋﺎﻃﻔﻪ در ﻣﺮاﺣﻞ ﺑﻌﺪی زﻧﺪﮔﯽ داﺷـﺘﻪ ﺑﺎﺷـﺪ (دی واﯾــﺖ و ﻫﻤﮑــﺎران، 2010؛ روک و ورﯾﺴــﯿﻤﻮ 2011؛ ﮔﺮﺷــﺎم وﮔــﻮﻻن[27]، 2012). بنابراین آﻧﭽــﻪ ﻣــﺎ در ﻣــﻮرد ﻫﯿﺠــﺎنﻫــﺎی ﺧــﻮد و ﺗﻮاﻧــﺎﯾﯽ ﺑﺎزﺷﻨﺎﺳﯽ، ﺗﻮﺻﯿﻒ و ﺗﻨﻈﯿﻢ ﻋﻮاﻃـﻒ ﺧﻮدﻣـﺎن ﻣـﯽداﻧـﯿﻢ ﺗـﺎ ﺣﺪود زﯾﺎدی ﺗﺤﺖ ﺗأﺛﯿﺮ ﺗﻌﺎﻣﻞﻫﺎی اوﻟﯿﻪ ﺑﺎ ﻣﺮاﻗـﺐ اﺳـﺖ.
با عنایت به موارد فوق پژوهش حاضر سعی در تعیین رابطه صفات شخصیت، سبکها و ابعاد دلبستگی با راهبردهای شناختی تنظیم هیجان دارد.
انسان عصر حاضر با توجه به پیچیدگی ها و دشواری های زندگی جهت رسیدن به رشد و پیشرفت در جنبه های گوناگون می بایست از توانایی لازم و کافی جهت مقابله با موقعیت های دشوار زندگی برخوردار باشد. یکی از مهمترین این توانایی ها، توانایی تنظیم و کنترل هیجانها در زمینه های مختلف می باشد.
در سالهای اخیر توجه متخصصان به موضوع تنظیم هیجان در سازگاری با رویداد های استرسزا در زندگی باعث گردیده تا برخی پژوهشگران به مطالعه ی راهکارهای شناختی مؤثر بر کنترل و تنظیم هیجان بپردازند (برای مثال گلمن[28]، 1995؛ مایر، کاروسو و سالووی[29]، 2000؛ به نقل از بهرامی، 1390). شواهد زیادی نشان می دهد که تنظیم هیجان با موفقیت یا عدم موفقیت در حوزه های مختلف زندگی مرتبط است ( شاته[30] و همکاران، 2007).
علی رغم گذشته، امروزه نظریه های جدید در قلمرو هیجان بر نقش مثبت و انطباقی هیجان تأکید دارند (مثلاً لازاروس[31]،1991؛ توبی و کاسمیدز[32]، 1990؛ فردریکسون[33]، 2001) و نشان می دهند که هیجان می تواند نقش سازنده ای در حل مسئله، پردازش اطلاعات (پالفای و سالووی[34]، 1993)، فرایند تصمیم گیری (آیزن، روزن زویگ و یونگ[35]، 1991)، نو آوری و خلاقیت ( استردا[36]، یونگ و آیزن، 1997) و افزایش یادگیری (کاهیل[37]و همکاران، 1994) داشته باشد . با این حال نباید فراموش کرد که هیجان ها همواره سودمند نیستند و در بیشتر اوقات باید آنها را تنظیم و مدیریت کرد.
فقدان توانایی تنظیم هیجان می تواند منجر به برانگیختگی های هیجانی زیان آور، نا سازگاری و عدم هدایت هیجان شود و بدین ترتیب مانع از داشتن توانایی عملکرد سازش یافته و شایسته گردد (مولائی، 1389). افرادی که در تنظیم هیجان های خود مهارت ندارند قادر نخواهند بود از خود در مقابل تنیدگی محافظت نمایند. چنین افرادی، افسردگی، نا امیدی و اندیشه پردازی خودکشی بیشتری را گزارش می دهند (تاج دهقانی، 1391).
بنابراین مدیریت و سازماندهی هیجانها به فرد کمک می کند تا در شرایط استرس زا از راهبردهای سازش یافته، کار آمد و مثبت تنظیم هیجان استفاده کند و بر عکس، هر چه مدیریت و سازماندهی هیجانی ضعیف تر باشد، احتمال بروز بحران های هیجانی در شرایط استرس زا و استفاده از راهبرد های سازش نا یافته تر و نا کار آمد تر مثل راهبرد های هیجان مدار منفی، افزایش مییابد.
به باور گارنفسکی و کرایچ[38] (2006)، استراتژی های تنظیم شناختی هیجان، کنش هایی هستند که نشانگر راه های کنار آمدن فرد با شرایط استرس زا و یا اتفاقات ناگوار است یا به نحوه تفکر افراد پس از بروز یک تجربه منفی یا واقعه آسیب زا اطلاق می گردد. از جمله رایج ترین این راهکارهای شناختی می توان به سرزنش خود[39]، سرزنش دیگران[40]، نشخوار فکری[41]،
تلقی فاجـعه آمیز[42]، توسـعه ی چشم انداز[43] (دیدگاه گیری)، تمرکز مجدد مثبت[44]، ارزیابی مجدد مثبت[45]، پذیرش شرایط[46] و تمرکز مجدد بر برنامه ریزی[47] اشاره نمود (گارنفسکی و همکاران، 2009). به لحاظ نظری راهبردهای سرزنش خود، سرزنش دیگران، نشخوار فکری، تلقی فاجعه آمیز به عنوان راهبردهای سازش نایافته تنظیم شناختی هیجان در نظر گرفته می شوند، در حالی که راهبردهای پذیرش شرایط، تمرکز مجدد مثبت، تمرکز مجدد بر برنامه ریزی، ارزیابی مجدد مثبت و توسعه ی چشم انداز، تحت عنوان راهبردهای سازش یافته تنظیم شناختی هیجان مطرح می شوند (گارنفسکی، کرایچ و اسپینهاون[48]، 2001).
به نظر می رسد مانند هر مقوله روان شناختی، هیجان و تنظیم آن هم، از عوامل موقعیتی و عوامل فردی تأثیر می پذیرد. علیرغم این که ظرفیت شناختی تنظیم هیجان، کلی و جهان شمول است اما نمی توان تفاوت های فردی را در افکار و روش هایی که هر فرد در هیجان، خود را تنظیم می کند نادیده گرفت. صفات شخصیت، سبک ها و ابعاد دلبستگی در چارچوب عوامل فردی از جمله عناصری هستند که در پژوهش حاضر در کنترل و تنظیم هیجان مورد توجه قرار گرفته اند.
شخصیت را شاید بتوان اساسی ترین موضوع علم روان شناسی دانست، زیرا محور اساسی بحث در زمینه هایی مانند یادگیری، انگیزه، ادراک، تفکر، عواطف، احساسات، هوش و مواردی از این قبیل است (شاملو، 1382). شخصیت، یک سازه ی کلی است که از مجموعه ویژگی های فردی تشکیل می شود و به سه عامل تفکر، عواطف و رفتارهای بیرونی قابل مشاهده که در تعامل با عناصر محیط ایفای نقش می نماید، اشاره دارد (نجمی و حسن زاده، 1389).
در سال های گذشته، تحقیقات شخصیت فاقد یک چهارچوب قابل قبول در جهت توصیف ساختار و ذات شخصیت بوده و در خصوص خصیصه های شخصیتی میان محققین اختلاف نظر وجود داشته است. با این وجود امروزه توافق حاصل شده است که مدل پنج عاملی شخصیت که اغلب «پنج بزرگ[49]» نامیده می شود می تواند برای توصیف بیشتر جنبه های برجسته شخصیت افراد مورد استفاده قرار گیرد (نیک بخش، جوادی و مظفری، 1386).
مک کری و کاستا[50] (1987) با استفاده از تحلیل عاملی به این نتیجه رسیدند که می توان بین تفاوت ها ی فردی در خصوصیات شخصیتی پنج بعد عمده را منظور نمود. روان رنجور خویی[51](N) به تمایل فرد برای تجربه اضطراب، تنش، ترحم جویی، خصومت، تکانشوری، افسردگی و عزت نفس پایین بر می گردد. در حالیکه برون گرایی[52](E) به تمایل فرد برای مثبت بودن، جرات طلبی، پر انرژی بودن و صمیمی بودن اطلاق می گردد. تجربه پذیری[53](O) به تمایل فرد برای کنجکاوی، عشق به هنر، هنرمندی، انعطاف پذیری و خردورزی اشاره دارد. درحالیکه توافق پذیری[54](A) با تمایل فرد برای بخشندگی، مهربانی، سخاوت، همدلی و همفکری، نوع دوستی و اعتماد ورزی همراه است. سر انجام اینکه وظیفه شناسی (C)[55] به تمایل فرد برای منظم بودن، کارا بودن، قابلیت اعتماد و اتکا، خود نظم بخشی، پیشرفت مداری، منطقی و آرام بودن اطلاق میگردد.
تحقیقات اﺧﻴﺮ در ﻣﻮرد ﻋﻮاﻣﻞ ﺧﺎﻧﻮادﮔﻲ (از ﺟﻤﻠﻪ دﻟﺒﺴﺘﮕﻲ واﻟﺪ و ﻓﺮزﻧـﺪ) ﺷـﻜﻞ دﻫﻨـﺪه ﺗﻨﻈـﻴﻢ ﻫﻴﺠﺎن، در ﻧﻈﺮﻳﻪ دﻟﺒﺴﺘﮕﻲ ﺑﺎﻟﺒﻲ (1969)رﻳﺸﻪ دارﻧـﺪ. از دﻳـﺪ ﻧﻈﺮﻳـﻪ ﭘـﺮدازان دﻟﺒـﺴﺘﮕﻲ (ﺑـﺎﻟﺒﻲ، 1969؛ ﺷﻴﻮر و ﻣﻴﻜﺎﻟﻴﻨﺴﺮ، 2002) ﻧﻮع ارﺗﺒﺎط ﻓﺮد ﺑﺎ ﺧﺎﻧﻮاده و در اﻳﻦ ﺑﻴﻦ، ﻛﻴﻔﻴـﺖ دﻟﺒـﺴﺘﮕﻲ از ﺟﻤﻠﻪ ﻋﻮاﻣﻞ اﺳﺎﺳﻲ و ﺗﺄﺛﻴﺮﮔﺬار ﺑﺮ راﻫﻜﺎرﻫﺎی ﺗﻨﻈﻴﻢ ﻫﻴﺠﺎﻧﻲ ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ.
بدون شک یکی از تحولات بسیار مهم در حوزه روان شناسی معاصر نظریه دلبستگی بالبی است که اهمیت نقش تجارب هیجانی اولیه کودک با مراقب خود را در رشد هیجانی و شناختی فرد برجسته می سازد. از نظر بالبی، دلبستگی یکی از نیازهای بنیادین انسان ها می باشد (رمضانی، شمس اسفند آباد و طهماسبی، 1385).
براساس یافته های نظریه دلبستگی، تفاوت های فردی در الگوهای فعال و به تبع آن در
جهت گیری دلبستگی بزرگسالان با الگوهای متمایزی از سبک های کنار آمدن و راهبردهای نظم بخشی هیجانی و شناختی مرتبط است (کافتسیوس[56]، 2004). به عبارت دیگر افراد با سبک های دلبستگی متفاوت، راهکارهای متفاوتی را برای تنظیم عواطف و پردازش اطلاعات هیجانی به کار می برند. افراد دارای سبک دلبستگی ایمن[57] برای نظم دهی به هیجان ها از راهبرد هایی سود می جویند که تنیدگی را به حد اقل می رسانند و هیجان های مثبت را فعال می سازند (میکالینسر و فلورین[58]، 2001) و افراد واجد سبک های دلبستگی نا ایمن[59] از راهبرد های نظم دهی هیجانی نا مناسب و هیجان های منفی استفاده می کنند ( بشارت و شالچی، 1386).
دلبستگی و سبک های آن شالوده رشد عاطفی و اجتماعی سالم و کسب اعتماد نسبت به دیگران است یا به عبارت دیگر عدم تکوین دلبستگی به یک فرد مهم در سال های اولیه زندگی می تواند به نا توانی در برقراری رابطه نزدیک و قطع شدن پیوند های عاطفی منجر شود. چنانچه این ویژگی به الگوی ثابت رفتاری تبدیل شود عمیقاً با نحوه ی ادراک و تفسیر فرد از جهان و واکنش او به رویداد های استرس زا و موقعیت های هیجانی مرتبط خواهد شد . این الگو های ثابت در واقع همان ویژگی های شخصیتی می باشند، که تأثیرات مثبتی روی نگرش ها و رفتار ها و انگیزش فرد در موقعیت های خاص می گذارند (تاج دهقانی، 1391). بنابراین می توان گفت که توانایی های هیجانی به نوعی با سبک ها و ابعاد دلبستگی، تعاملات اجتماعی وشکل گیری شخصیت مرتبط می باشند .
با توجه به مطالب بیان شده و اهمیت هیجان و تأثیر آن بر زندگی و سلامت روانی و جسمانی افراد، در این پژوهش به تعیین رابطه صفات شخصیت، سبکها و ابعاد دلبستگی با
این مطلب را هم بخوانید :
راهبردهای شناختی تنظیم هیجان پرداخته شده است و از آنجا که نوجوانان و بویژه دانش آموزان به دلیل نقش مهمی که در اداره آینده کشور دارند از قشرهای مهم و از فعالترین گروه های سنی در یک جامعه محسوب می شوند و به دلیل شرایط سنی و موقعیت خاص اجتماعی در معرض استرس ها، چالش ها و مسائل بحرانی فراوان می باشند این پژوهش درمیان این گروه سنی یعنی دانش آموزان دبیرستانی انجام گردیده است.
[1] -emotions
[2]– Gross&Tompson
[3] – Nesse & Ellsworth
[4]– Passer &Smith
5- Lewis & Haviland
[6]-Frijda
[7]-Bechara, Damasio&Damasio
[8]-Campell- Sills&Barlow
[9]-Eisenberg,Hofer&Vaghan
[10]– Shaver & Mikulincer
[11]-emotion regulation
[12]-personality traits
[13]– attachment and dimensions styles
[14] -Bowlby
[15] -Hazan
[16] -Ainsworth
[17] -anexity
[18]– Cassidy
[19]– Brown Field
[20]– Dewitte
[21]– Roque & Verssimo
[22]– sensitivity
[23]– responsiveness
[24]– distressing affects
[25]– Wearden