متن کامل پایان نامه با فرمت ورد......

11-2-2-6. ایدئولوژیک و جانب‌دارانه و بومی بودن ‌نظریه‌ی راولز 185
12-2-2-6. فقدان نوآوری 186
13-2-2-6. فقدان انسجام و شفافیت لازم و ابهام و تفسیرپذیری زیاد نظریه 187
14-2-2-6. خنثا و تهی بودن عدالت در ‌نظریه‌ی راولز 188
15-2-2-6. معطوف بودن به پوچی و پوچ‌گرایی 189
16-2-2-6. عدم توجّه به بسیاری از تلقیهای دیگر از عدالت 190
17-2-2-6. تردیدپذیر بودنِ ضدیت با فایده‌انگاری 190
18-2-2-6. نگاه غیرساختاری و انتزاعی به عدالت اجتماعی 191
خاتمه
علل توجّه صاحبنظران به دستآورد راولز 193

منابع: 199
کتاب‌‌‌نامه فارسی: 199
مقالات: 201
منابع انگلیسی: 203
منابع اینترنتی: 204
پیشگفتار
حال و هوای ماه رمضان و تشنگی و گرمای تابستان سال هشتاد و هشت، یکی از ماندگارترین خاطرات مرا رقم زد، طرح ضیافت، طرحی آموزشی-تبلیغی در دانش‌گاه فردوسی. بنا بود برای دانش‌جویان، درس جنگ نرم را تدریس کنم، بگذریم از حال و هوای آن روزها و ماجرای انتخابات و حساسیت‌ها و سر و صداهایی که بود و گذشت و… کمابیش به‌خیر گذشت.
درباره‌ی موضوعی که قرار بود برای دانش‌جویان تدریس کنم کم و بیش اندوخته‌ای داشتم، اما روزها، روزهایی بود که هر سری و صدایی بوی سیاست می‌داد، و نه سیاست به معنای مقدسی که می‌‌شناسیم، حال شاید بتوانی تصور کنی عبارت «جنگ نرم» آن هم در فضای هیجان‌زده‌ی دانش‌گاه با دانش‌جویان چه می‌کرد و با من چه می‌کرد.
پس هرچه که از کتب علمی و فلسفی و دینی در این زمینه به دستم می‌رسید می‌خواندم. لازمه‌ی این مطالعات آشنایی با مکتب‌های مختلفی بود که به نوعی در حوزه‌های علم و فرهنگ ما ورود پیدا کرده‌است. و از آن‌جا که من هیچ‌گاه امکان تحقّق تحقیقات بدون پیش‌فرض را باور نداشتم، عمدهی این مکتب‌ها را با عینک یک طلبه‌ی مسلمان ایرانی خواندم. هابرماس، هانتینگتون، پوپر، هایک، مکینتایر، نوزیک، راولز و… از جمله شخصیت‌هایی هستند که در خصوص نظریّاتشان مطالعه کردم. هم‌چنین سعی داشتم با نظریّات مربوط به دین، اخلاق و سیاست در فلسفه بیش‌تر آشنا شوم.
گرچه پیش‌تر – به دلایل کاملا شخصی- مایل بودم موضوع پایان‌نامه را مرتبط با فلسفه‌ی ذهن انتخاب کنم، لکن اساتیدی چون استاد کهنسال و استاد حقّی ‌‌‌‌پیش‌نهاد کردند که موضوع را مرتبط با دغدغه‌های جاری و ساری در حوزه‌ی مطالعاتی خودم بردارم، بی‌درنگ پذیرفتم و به ‌‌‌‌پیش‌نهاد یکی از اساتید روحانی، «راولز» را انتخاب کردم. با آن‌که می‌دانستم کار دشوار است و درباره‌ی او تا کنون بیش از دو-سه کتاب ترجمه نشده.
دو سال طول کشید تا این نوشته آن‌گونه شود که می‌خواهم، اما سرانجام شد.

موانعی که گذشت
1. عدم دست‌رسی به منابع درجه‌ی یک
بیش‌تر کتاب‌هایی که مورد نیازم بود در دست‌رس یا نبود، یا نیافتم. آثار بزرگانی چون ساندل، نوزیک، گری، مکینتایر، جوزف رز، برایان باری و…
زمانی‌که از احمد واعظی در این راستا کمک خواستم، فرمودند که کتابشان را در کمبریج نوشته‌اند، و از منابعی که در ایران می‌توان یافت اطلاعی ندارند. لذا ناچار بودم این کتاب‌ها را در فضای مجازی جست‌وجو و دانلود کنم. سخت‌تر آن‌جا بود که در جست‌وجوی نامی، هم‌نامی پرآوازه‌تر یافت می‌شد، چونان‌که درباره‌ی جان گری پیش آمد، و این مسأله کار را بیش‌تر دشوار می‌کرد.
2. ترجمهی نامناسب برخی آثار
متأسفانه پس از مدّت‌ها انتظار و پس از آن‌که برخی از آثار راولز ترجمه شد، دیدیم که ترجمه مناسب نیست و حتّا گاه، به متن اصلی وفادار نبوده‌است، هم‌چون قانون مردمان که اعتراض دکتر ملکیان را نیز برانگیخت.
اینک پس از مطالعه‌ی بیش از پنجاه منبع، اعم از فارسی و انگلیسی، کتاب و مقاله، حقیقی و مجازی (اینترنتی)، حاصل این مطالعات را تقدیم اساتید و دانش‌جویان و حکمتپویانی می‌کنم که دل در گرو دانستن دارند.


از ویژگی‌های این نوشته نسبت به نوشته‌های مشابه، وجود مباحثی است که پیش از این شاید ‌کم‌تر به آن اشاره شده. مثل دقت نظر در نگاه پراگماتیستی راولز پسین، که حتّا نویسندهای هم‌چون احمد واعظی نیز در کتابش اشارهای به این موضوع نداشته‌است.
هم‌چنین تلاش کردم که در جمع‌آوری نقدهای مختلفی که درباره‌ی راولز موجود است همّتی در خور داشته‌باشم. نویسنده مدّعی نیست که در این هدف غور کامل کرده‌است، لکن بنده در حد توان آن‌چه در منابع بود گردآوری کردم و در فصل پنجم کتاب آورده‌ام.

به هر حال، نوشته‌ای که پیش روی شما است شامل یک مقدمه و شش فصل است. فصل نخست مفهوم‌شناسی عدالت و عدالت سیاسی است که آغازه‌ای برای ورود به بحث است. فصل دوم توصیف نظریه‌ی جان راولز، فصل سوم و چهارم تبیین نظریه، فصل پنجم مربوط به نقدها و سرانجام فصل ششم تحلیل نظریه از نگاه نویسنده است.

امیدوارم، آن‌چه خواندم و نوشتم، در ساحت ربوبی الله جلّ و علی مرضیّ باشد و منظور.
در پایان از اساتید بزرگواری که در این ره‌گذر همراهم بودند صمیمانه سپاسگزارم، و امیدوارم با مطالعه و راه‌نمایی موشکفانه‌ی خود، بر غنای این کار بی‌افزایند.

 

***ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل و با فرمت ورد موجود است***

متن کامل را می توانید دانلود نمائید

این مطلب را هم بخوانید :


چون فقط تکه هایی از متن پایان نامه در این صفحه درج شده (به طور نمونه)

ولی در فایل دانلودی متن کامل پایان نامه

 با فرمت ورد word که قابل ویرایش و کپی کردن می باشند

موجود است

تعداد صفحه :206

قیمت : 14700 تومان

 

 

دانلود متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته فلسفه و کلام اسلامی ...


عنوان:

بررسی مسأله این‌همانی شخصی بر اساس مبانی ملاصدرا

 

استاد راهنما:

دکتر نفیسه ساطع

 

پاییز/ 1393

 

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده:
بررسی مسأله این‌همانی و سؤال از هویت شخصی از مسائل مهم در فلسفه‌ی نفس است. این سؤال که به لحاظ وجود شناختی چه عاملی موجب تداوم هویت شخصی یک فرد می‌شود و این ‌که به لحاظ معرفت‌شناختی این استمرار را با چه شواهد و قرائنی می‌توان اثبات کرد از مباحث اساسی در این حوزه به شمار می‌رود. هرگونه پاسخ به این‌گونه سؤال‌ها نتایج و اثراتی در دیگر حوزه‌ها مانند: حقوق، کلام، اخلاق و معاد شناسی خواهد داشت. هرچند بحث این‌همانی شخصی با این عنوان در آثار فیلسوفان مسلمان به ویژه صدرالمتألهین مطرح نبوده است ،اما هویت انسان و چگونگی حفظ آن در کنار تغییرات بدنی از مباحثی است که از سوی آنان مورد توجه بوده و در آثار آنان به ویژه در مبحث معاد مطرح شده است؛ برخی آراء صدرا مانند رابطه‌ی نفس و بدن هم‌چنین حرکت جوهری و تجرد خیال تبیین بهتری از مسأله این‌همانی در اختیار ما می‌نهد؛ در واقع دیدگاه حرکت جوهری مبنی برحرکت جوهری نفس را باید پاسخی به چگونگی حفظ این‌همانی انسان در کنار این تغییرات لحظه به لحظه برشمارد. صدرا با استناد به حرکت اشتدادی در جوهر ثابت کرد که، نفس از آن‌ جهت که متعلق به بدن مادی است و مجرد تام نیست، نیز مشمول حرکت جوهری اشتدادی است؛ زیرا مقصود از این حرکت این است که واقعیتی که با واژه “من” به آن اشاره می‌کنیم، واقعیت جوهری ممتدی است که، اجزای فرضی دارد که به نحو پیوسته و متصل یکی پس از دیگری حادث می‌شوند به‌طوری که اولاً: حدوث هر یک، مشروط به زوال قبلی است و ثانیاً همواره جزء حادث کامل‌تر از جزء زایل است و درجه وجودی برتری دارد. هم‌چنین اعتقاد صدرا مبنی بر اتحادی بودن رابطه‌ی نفس و بدن، تبیین چگونگی این‌همانی انسان ِمرکب از نفس و بدن را ممکن می‌سازد.

کلمات کلیدی: این‌همانی شخصی- ملاک این‌همانی – نفس – رابطه‌ی نفس و بدن- حرکت جوهری

فهرست مطالب

فصل اول: کلیات 6
مقدمه 7
1- طرح کلی تحقیق 9
1-1- تبیین موضوع 9
1-2-سؤال های تحقیق 10
1-3-فرضیه‌ های تحقیق 10
1-4-سابقه و پیشینه تحقیق 11
1-5- ضرورت انجام تحقیق 11

این مطلب را هم بخوانید :

1-6- هدف‌ها و کاربردهای مورد انتظار از انجام تحقیق 12
1-7-روش تحقیق 12
2- اصطلاحشناسی 12
3- تاریخچه بحث اینهمانی فردی 14
4- شرح حال مختصری از زندگی صدرالمتألهین 17
5-آراء موثر صدرا در بحث اینهمانی 19
فصل دوم: مباحث کلی این‌همانی شخصی و بررسی ملاک این همانی بر اساس دیدگاه ملاصدرا 23
1- این‌همانی شخصی در مقام اثبات و ثبوت 24
2- اینهمانی عددی 25
3- اینهمانی و تغییر 26
4- دیدگاه‌های مطرح‌شده درباره اینهمانی فردی 27
4-1- منکران این‌همانی 27
4-1-1- دیدگاه هیوم 28
4-1-1-1 نقد دیدگاه هیوم 31
4-1-2-دیدگاه راسل 33
4-1-2-1 نقد دیدگاه راسل 35
4-2- قائلان به این‌همانی شخصی 36
4-2-1 -معیار بدنی 37
4-2-1-1- دلایل قائلان به ملاک بدنی 38
4-2-1-2- نقد معیار بدنی 39
4-2-2 – ملاک مغزی و نقد آن 42
4-2-3- ملاک حافظه و آگاهی 43
4-2-3-1- نقد دیدگاه حافظه 45
4-2-4- ملاک پیوستگی روان شناختی و نقد آن 46
4-2-5- ملاک نفس 47
4-2-5-1- نقد ملاک نفس 48
5- معیار این‌همانی براساس آراء ملاصدرا 52
5-1- صدرا جسم را منشأ همه افعال و آثار انسان نمی‌داند 53
5-2-صدرا نوعیت انسان را به نفس نسبت می‌دهد. 54
5-3- صدرا نفس را صورت بدن می‌داند. 55
5-4 -بررسی ملاک بدن و حافظه به عنوان ملاک این‌همانی از دیدگاه صدرا 56
6- نفس معیار این‌همانی 58
نتیجه گیری 61
فصل سوم: بررسی براهین اثبات وجود و بقای نفس 63

دانلود پایان نامه


1-بررسی براهین اثبات نفس 64
2-اثبات نفس از نظر ملاصدرا 73
3- بقای نفس 74
3-1- اثبات بقای نفس به طور کلی 74
3-2- اثبات بقای نفس پس از فساد بدن 76
نتیجه گیری 79
فصل چهارم: این‌همانی و جاودانگی 80
1- رابطهی این‌همانی و جاودانگی 81
2- انواع جاودانگی انسان 83
2-1- جاودانگی عرفی 83
2-1-1- جاودانگی انسان در یاد و خاطره ها 83
2-1-2- جاودانگی ازطریق ذراری و اعقاب 83
2-1-3- جاودانگی از طریق آثار 83
2-2- جاودانگی شخصی و غیر شخصی 83
2-3- جاودانگی دنیوی و اخروی 84
2-3-1- جاودانگی دنیوی 84
2-3-1-1- تناسخ 84
2-3-2-جاودانگی اخروی 85
2-3-2-1- نظریه برانگیختگی ابدان 85
2-3-2-1-1-بررسی مسأله این‌همانی در نظریه برانگیختگی ابدان 90
2-3-2-2- نظریه‌ی جاودانگی در پرتو بدن مثالی 91
2-3-2-3- نظریهی روح مجرد 92
2-3-2-3-1- دیدگاه ابن سینا بر مبنای معاد روحانی 93
2-3-2-3-1-1- دیدگاه ابن سینا در مورد مسأله این همانی و جاودانگی 97
2-3-2-3-2- نظریه صدرایی در تبیین معاد جسمانی 100
2-3-2-3-2-1-بررسی مسأله این همانی صدرایی در اثبات معاد جسمانی 108
نتیجه گیری 112
فصل پنجم: اینهمانی و حرکت جوهری 114
1-حرکت 115
1-1- انواع حرکت 116
1-2-اقسام حرکت جوهری 116
2- معنای حرکت در جوهر 117
2-1 – دلیل منکرین حرکت در جوهر 121
2-2-موضوع در حرکت جوهری بر اساس دیدگاه صدرا 123
2-3- اینهمانی و حرکت جوهری: 124
3- حرکت جوهری نفس 126
3-2 -مراحل و اکوان وجودی نفس 128
3-3-حرکت اشتدادی نفس 129
3-4 -حرکت جوهری نفس و حل مشکل این‌همانی 132
نتیجه گیری 134
جمع‌بندی نهایی 136
منابع و مآخذ 140
چکیده انگلیسی 145

فصل اول: کلیات
مقدمه

این‌همانی فردی یا هویت شخصی معادل واژه‌ی personal Identity ، یکی از مسائل اصلی مورد بحث در فلسفه نفس است. سؤال از اصل و ماهیت انسان و این‌ که چه عاملی باعث می‌شود فرد از تولد تا زمان مرگش یک شخص باقی بماند و چگونگی تشخیص این استمرار از مباحث مطرح در مسأله این‌همانی شخصی است. سؤال اصلی در این‌همانی شخصی این است که، دلیل منطقی و شرایط کافی برای اینکه فرد P2 در زمان T2 همان شخصP1 در زمان T1 باشد چیست؟ سؤال دیگر این است که با چه شواهد ظاهری یا تجربی و یا احیاناً غیرتجربی ما می‌توانیم حکم به این‌همانی شخصی بدهیم؟ به چه دلیل، ما همان انسان ده سال قبل هستیم؟ چه دلیلی برای اثبات این ادعا داریم؟ عامل حفظ این وحدت در وجود ما چیست؟
از هنگام تولد تاکنون ظاهر بدن ما و حتی بسیاری از سلول‌های بدن ما تغییر کرده است، اما ما باز هم خود را همان فرد گذشته می‌دانیم. ممکن است در این میان بدن ما دچار تغییرات اساسی هم شده باشد: به‌عنوان مثال دست یا پای ما قطع شده باشد، آیا با وجود این تغییرات، ما هنوز همان فرد گذشته هستیم و این‌همانی ما حفظ شده است یا این‌که باید بگوییم ما تنها شبیه به فرد گذشته هستیم. این امر مسلم است که به لحاظ بدنی و ظاهری با فرد گذشته دارای این‌همانی نیستیم، اما آیا این گونه تغییرات باعث می‌شود که ما فرد دیگری باشیم؟ این سؤالات هرچند ساده به نظر می‌رسند ، اما سال های متمادی ذهن فیلسوفان نفس را به خود مشغول داشته است. سؤال از این‌همانی فردی و چیستی آن و چگونگی استمرار آن از جمله پرسش‌های اساسی و رایج در فلسفه نفس یا ذهن است. فیلسوفان ذهن پاسخ‌های متفاوتی به این گونه سؤالات داده‌اند ، اما آن چه مسلم است چگونگی دیدگاه آنان در باب حقیقت انسان تأثیر مستقیمی بر تبیین آنان از مسأله ی این‌همانی دارد؛ به‌عنوان مثال: تجربه‌گرایان و کسانی که حقیقت انسان را تنها به یک جوهر مادی تحویل می‌برند، عامل حفظ هویت فردی انسان را بدن مادی یا یکی از اجزای آن نظیر: مغز نسبت داده‌اند ، اما در مقابل کسانی که حقیقت انسان را جوهری غیرمادی می‌دانند این استمرار را در نتیجه ی استمرار یک جوهر غیرمادی یا همان نفس تلقی می‌کنند به گونه ای که برخی مانند ابن سینا و دکارت تمام حقیقت و این‌همانی انسان را چه در حیات دنیوی و هم در حیات اخروی بر اساس همین نفس مجرد تبیین می کنند ، اما دوگانه انگارانی مانند: ملاصدرا با دیدگاه ویژه خود در باب رابطه نفس و بدن این همانی انسان را در پرتو نفس و بدن هر دو ممکن می سازد.
در مقابلِ دیدگاه قائلان به این‌همانی شخصی، بعضی فیلسوفان استمرار هویت فردی یا وجود یک خود مستمر را نوعی توهم به شمار آورده‌اند. از نظر آنان این تنها یک تخیل است که ما فکر می‌کنیم، انسانی را که اکنون می‌بینیم همان انسان چند لحظه قبل یا انسان چند سال پیش است؛ درست مانند خانه‌ای که ما در مورد آن بگوییم این خانه همان خانه پنجاه سال قبل است. از نظر آنان ما هر لحظه با انسانی جدید یا خانه‌ای جدید مواجه هستیم که تنها شبیه به آن انسان گذشته یا خانه گذشته است. این خطای ذهن انسان است که با مشاهده این تصاویر مستمر و شبیه به هم، چنین وحدتی را توهم می‌کند.
نکته‌ی قابل توجه این است که مسأله ی هویت شخصی، تنها دغدغه‌ی فیلسوفان ذهن نیست بلکه، این بحث ارتباط تنگاتنگی با سایر حوزه‌های علم نظیر: علم اخلاق، حقوق و کلام دارد. با اعتقاد به وجود یک خود مستمر در وجود انسان است که می‌توان انسان‌ها را به لحاظ اخلاقی و حقوقی مسئول کارهای گذشته‌شان دانست؛ باور به چنین استمراری موجب مجازات مجرم حتی پس از سالیان دراز می‌شود. هم‌چنین مسأله ی هویت شخصی در مباحثی مانند: جاودانگی، چگونگی حیات پس از مرگ، عذاب و پاداش نقش اساسی ایفا می‌کند، بدون بیان دقیق چگونگی استمرار فرد انسان در حیات پس از مرگ، هیچ یک از این آموزه‌ها قابل توضیح و تبیین عقلانی نیست.
با توجه به اهمیت بحث این‌همانی شخصی، این پایان نامه به بررسی این مسأله در آراء یکی از مشاهیر فلسفه اسلامی؛ یعنی ملاصدرا پرداخته است.
مباحث این پایان نامه در پنج فصل تدوین گردیده است؛ پس از بیان کلیات در فصل اول، فصل دوم را به‌طور کلی به بررسی مسأله این‌همانی، دیدگاه منکران و معتقدان به آن اختصاص داده‌ایم؛ هم‌چنین در پایان این فصل سعی شده معیار این‌همانی بر اساس آراء صدرا بیان گردد. ادامه‌ی بحث این‌همانی شخصی از دیدگاه صدرا بر بحث اثبات نفس و بررسی چگونگی جاودانگی آن، متوقف است؛ به همین دلیل فصل سوم به بررسی دلایل اثبات نفس و جاودانگی آن در حیات پس از مرگ اختصاص داده‌شده است. فصل چهارم پایان‌نامه به رابطه‌ی میان جاودانگی و این‌همانی و دیدگاه‌های مختلف دراین‌باره می‌پردازد. ازآن جا که انسان شناسی صدرا بر دیدگاه او در باب حرکت جوهری استوار است، فصل آخر را به بررسی این‌همانی و مسأله حرکت جوهری اختصاص داده‌ایم تا مشخص گردد آیا دیدگاه صدرا مبنی بر تغییر لحظه به لحظه نهاد طبیعت با دیدگاه این‌همانی انسان و حفظ هویت او در طول زمان سازگاری دارد یا نه؟
1- طرح کلی تحقیق
1-1- تبیین موضوع
انسان تغییرات مادی جهان پیرامونش را، هم‌چنین تغییرات شدید و اضمحلال بدن مادی خود را به‌وضوح درک و دریافت می‌کند؛ ازاین‌رو، سؤال از این‌همانی برای هر انسانی در طول زمان مطرح است. این سؤال که حقیقت وجودی من با وجود تغییرات شدید مادی و بدنی چیست؟ و چه عاملی باعث می‌شود که باوجود این تغییرات، من خودم را انسان واحدی بدانم؟ سؤال اصلی در بحث این‌همانی است.
دانشمندان غربی به ‌ویژه جان لاک به ‌وضوح و آشکار، در آثار خود به‌ نقد و بررسی ملاک این‌همانی انسان پرداخته‌اند و برای آن ملاک‌های گوناگونی ارائه داده‌اند. در میان فیلسوفان غربی اولین کسی که با دغدغه ی فلسفی به‌طور مستقل به این بحث پرداخته است، فیلسوف تجربی مسلک انگلیسی جان لاک بوده است. او اولین باراین بحث را در اثر معروفش به نام Concerning human understanding مطرح کرد؛ بعد از لاک، نظریات مختلفی توسط فیلسوفان غربی به‌عنوان معیار این‌همانی مطرح شد. هیوم دیدگاه لاک را نقد کرد و درنهایت منکر این‌همانی شخصی گردید. برخی فیلسوفان نیز مانند: فلو و هاسپرس هویت شخصی را در حد بدن مادی دانسته و قائل به ملاک بدنی برای آن شدند. عده‌ای نیز مسأله هویت شخصی را فراتر از امر مادی و بدن قلمداد کرده و دیدگاه‌های فراحسی را برای آن برگزیده‌اند. در هر صورت بحث این‌همانی شخصی با این عنوان در آثار فلاسفه اسلامی مطرح نبوده است؛ ، اما به هر حال بحث از حفظ هویت شخصی انسان در کنار تغییرات بدنی از دغدغه‌های مورد بحث در آثار فلاسفه اسلامی است، به‌گونه‌ای که گاه این امر؛ یعنی استمرار هویت شخصی با وجود تغییرات و فساد تدریجی بدن را، یکی از دلایل اثبات نفس عنوان کرده‌اند. در ضمن، این بحث؛ یعنی این‌همانی فردی از مباحثی است که در ذیل بحث معاد در آثار فلاسفه اسلامی مطرح شده است. درهرصورت در حال حاضر بیشتر مباحث پیرامون این‌همانی ترجمه ی مباحث مطرح در فلسفه غرب است و بررسی چندانی پیرامون این بحث در آثار فلاسفه اسلامی صورت نگرفته است.
1-2-سؤال های تحقیق
1- این‌همانی شخصی و ملاک آن بر اساس مبانی صدرا چگونه تبیین می شود؟
2- با توجه به دیدگاه ویژه ی صدرا در باب بدن انسان، می‌توان معیار این‌همانی از نظر وی را، نفس و بدن دانست؟
3- مبانی انسان شناسی و وجود شناسی صدرایی این‌همانی انسان را در طول زمان و در حیات پس از مرگ توجیه می کند؟
1-3-فرضیه‌ های تحقیق
1- این‌همانی شخصی از دیدگاه صدرا همان نفس است که در دو ساحت نفس و بدن ظهور می یابد.
2- هر چند نظر صدرا در باب معیت ذاتی و همیشگی نفس و بدن این‌همانی انسان مرکب از نفس و بدن را به خوبی تو جیه می کند ، اما به هر حال او ملاک این‌همانی را اولا ًو بذات به نفس نسبت می دهد و

متن کامل پایان نامه با فرمت ورد......

6-3- جمع بندی و نتیجه 171
یادداشتهای فصل سوم 173
فصل 4- معقولیت باور دینی 175
1-4- ماهیت باور 176
2-4- ماهیت باور دینی 180
3-4- معقولیت باور دینی 186
4-4- آرای بعضی از پیروان ویتگنشتاین 200
٥-٤-تفسیرها و نقدها 206
6-4- جمع بندی و نتیجه 223
یادداشتهای فصل چهارم 227
بخش سوم: وجوه تشابه و تفاوت 234
فصل 1: مشابهت در دیدگاهها، مواضع و رویکردهای ابن سینا و ویتگنشتاین 235
فصل 2: اختلاف در دیدگاهها، مواضع و رویکردهای ابن سینا و ویتگنشتاین 245
یادداشتهای بخش سوم 256
نتیجه 260
منابع فارسی و عربی 265
منابع انگلیسی 272
پیوست: ترجمه فارسی رساله الطیر 279

 

***ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل و با فرمت ورد موجود است***

متن کامل را می توانید دانلود نمائید

چون فقط تکه هایی از متن پایان نامه در این صفحه درج شده (به طور نمونه)

دانلود مقاله و پایان نامه


ولی در فایل دانلودی متن کامل پایان نامه

 با فرمت ورد word که قابل ویرایش و کپی کردن می باشند

موجود است

تعداد صفحه :298

قیمت : 14700 تومان

 

 

این مطلب را هم بخوانید :مقالات


دانلود متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته فلسفه وکلام اسلامی...


استاد راهنما:

دکتر عباس ایزد پناه

استاد مشاور:

دکتر احمد عابدی

پاییز/ 1390

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده:
رابطه دین(یعنی شریعت یا متون دینی) با معارف بشری از دیرباز مورد مطالعه محققان قرارگرفته است، تحول پذیری معارف دینی درگرو تحول معارف بشری که از آن، به اصطلاحِ احکام در خدمت انسان هستند، نه مردم برای احکام، تعبیر می شود. لذا اگر خواست مردم تغیییر پیدا کند، احکام هم باید عوض شوند. در مقابل این نوع قرائت از دین، قرائت غیر انسانی یا فوق انسانی از دین و دین داری قرار دارد، و آن این است که بگوییم دین مجموعه ای از علوم و احکام غیبی است که از عالم غیب وارد زندگی انسانها شده و انسان هر چه را دارد، با آن عاملی بسنجد که از غیب وارد شده و صحت و سقم آن مسائل را با عامل غیبی مشخص کند. لذا در این پایان نامه، دو نظریه انسان دینی و دین انسانی، در دو بخش، مورد تحقیق و بررسی قرار می گیرد، که در نهایت گفته می شود دین، برای خدمت به بشر آمده است. به عبارت دیگر دین برای انسان و درخدمت انسان می باشد. و با پرداختن به این موضوع، بحث رسالت اصلی دین و تعیین قلمرو آن و به تبع انتظارات بشر از دین آغاز می شود، و بیان می شود که انتظارات بشر در قلمرو دین، حداکثری است. و همچنین دین دارای کارکردهای بی بدیلی نیز می باشد. در این بحث علاوه بر استفاده از متون دینی همچنین از روش برون دینی نیز بهره گرفته شده است.
کلمات کلیدی: انسان – دین – قلمرو دین – قلمرو انسان – کارکرد دین.
فهرست مطالب

عنوان صفحه
________________________________________________________
فصل اول کلیات: 1
مقدمه: 2
موضوع تحقیق: 2
اهمیت موضوع: 3
اهداف: 4
پرسش های پژوهش: 4
فرضیات: 6
پیشینه بحث: 6
مفهوم شناسی و جایگاه انسان ودین: 9
1-1-): مفهوم شناسی و جایگاه انسان: 9
1-1-1-): هویت انسان: 13
1-1-2-):جایگاه انسان در آفرینش: 17

این مطلب را هم بخوانید :

1-1-3-): رابطه انسان با هستی: 21
1-2-): تعریف دین: 28
1-2-1- ): مفهوم لغوی دین: 31
1-2-2-): مفهوم اصطلاحی دین : 33
فصل دوم انسان دینی یا دین انسانی: 40
2-1-): انسان دینی: 41
چرائی نیاز بشر به دین (چرا باید انسان دینی باشد؟): 41
2-1-1-): قلمرو انسان: 42
2-1-1-1-): منابع شناخت استعداهای انسان: 43
2-1-1-2-): تعیین معیار نیاز های واقعی از غیر واقعی: 44
2-1-1-3-): نیازهای انسان: 45

آدرس سایت برای متن کامل پایان نامه ها


2-1-1-4-): تعریف استعداد: 45
2-1-1-4-1-): استعدادهای ذاتی و استعدادهای غیر ذاتی: 46
2-1-1-4-2-): استعدادهای ذاتی انسان: 48
2-1-1-4-3-): استعدادهای غیر ذاتی انسان: 50
2-1-1-4-4-): ضرورت تحقق استعدادهای ذاتی: 52
2-1-1-5-): چگونگی ارتباط نیازهای واقعی انسان با استعدادهای انسان: 53
2-1-1-5-1-): معنای لغوی نیاز: 54
2-1-1-5-2-): انواع نیازهای انسان: 55
2-1-1-5-3-): طبقه بندی نیازهای انسان: 55
2-1-1-5-3-1-): نیازهای فطری و غیر فطری: 55
2-1-1-5-3-2- ): نیازهای اولیه و ثانویه: 56
2-1-1-5-3-3-): نیازهای واقعی و نیازهای کاذب: 56
2-1-1-5-3-4-): نیازهای مادی و معنوی: 58
2-1-1-5-4-): نیازهای واقعی انسان: 61
2-1-1-5-5-): تقدم نیازهای معنوی بر نیازهای مادی: 64
2-1-2-): گستره شناسی دین: 71
2-1-2-1-): رویکردها و روشهای پژوهش در بحث «گستره شناسی دین»: 72
2-1-2-2- ): اندیشمندان اسلامی و گستره دین شناسی: 75
2-1-2-2-1-): نگاه بیرون دینی: 78
2-1-2-2-1-1-): رهیافت کلامی؛ (اصل حکمت و لطف): 78
2-1-2-2-1-2-): رهیافت عقلائی؛ (کرانمندی عقل): 82
2-1-2-2-1-3-): رهیافت عرفانی؛ (تکامل و تحصیل غایت آفرینش): 85
2-1-2-2-1-4-): رهیافت روان‏شناسانه؛ (رفع اضطراب و آلام): 88
2-1-2-2-1-5-): رهیافت جامعه شناسانه؛ (فیلسوفان): 91
2-1-2-2-2-): نگاه درون دینی: 109
2-1-2-1-): کارکردهای دین: 114
2-1-2-1-1-): تعریف کارکرد: 114
2-1-2-1-2-): کارکرد فردی: 115
2-1-2-1-3-): کارکرد اجتماعی دین: 122
2-2-): دین انسانی : 129
2-2-1-): رویکرد معنویت یا ایمان به جای دین: 130
2-2-2-): رویکرد اجتهاد در اصول: 140
2-2-2-1-): رویکرد سکولاریسم حداکثری؛ (ایمان و معنویت غایت دین): 146
2-2-2-2-): رویکرد سکولاریسم حداقلی؛ (خدا و آخرت هدف بعثت انبیاء): 150
2-2-3- ): قائل شدن به گوهر و صدف برای دین: 154
2-2-4- ): رویکرد ثابت و متغیر: 162
نتیجه : 172
فهرست منابع و مآخذ: 176
چکیده به زبان انگلیسی

فصل اول:

کلیات
مقدمه:
امروزه در ایران و سایر کشورهاى اسلامى، اندیشه‌هاى انتقادى روشنفکران به دیدگاه سنتى دین، مورد توجه بخش مهمى از طبقات گوناگون جامعه، به خصوص اقشار تحصیل کرده و نسل جوان قرار گرفته است. چشم پوشى و کم توجهى به این دگرگونى های فرهنگى، نه تنها از قدرت آن نمى‌کاهد، بلکه زمینه را براى پیشرفت آسان، بى دغدغه و فارغ از نقد آن فراهم مى‌سازد. از این رو، بر داعیه داران اسلام بخصوص دانش‌پژوهان حوزه و دانشگاه واجب است بعد از آگاهى و اشراف براندیشه‌ها و نقدهاى نوینى که امروزه متوجه آنان است، اشتباهات و انحرافات را در بسترى آکنده از علم و حلم حکیمانه پاسخ دهند. و زمینه را هم برای آن اندیشه ها و هم براى نقدی که به آنان وارد استفراهم کنند چه آنکه مهم ترین علت از علت های رکود علم تکروی کردن و تک صدا بودن نظریه ها و فرضیه های علمی است.

موضوع تحقیق:
موضوع این پایان نامه مسئله مهم و نو و در عین حال چالش برانگیز ” دو نظریه انسان دینی، یا دین انسانی ” است. این مسئله از مباحث جدید و نو پیدای دین پژوهان مدرن است، که امروزه در حوزه فلسفه دین و کلام جدید اهمیت خاصی پیدا کرده و نظر دین پژوهان و اندیشمندان دینی و حتی اندیشمندان غیر دینی را به خود جلب کرده، که هر کدام از منظرهای مختلف، جوابی متفاوت به این مسئله داده اند.

اهمیت موضوع:
همانطور که ذکر شد یکى از مباحث مهم فلسفه دین، موضوع انسان و دین و چگونگى ‏رابطه آنها است. رابطه انسان و دین زمانى درست ترسیم مى‏شود که ‏حقیقت دین و حقیقت انسان به خوبى شناخته شود، وقتى حقیقت دین وانسان، درست تبیین گردید، پیوند انسان و دین نیز به خوبى روشن‏مى‏شود. سر اینکه در آغاز بحث ‏باید حقیقت دین وانسان تبیین شود آن ‏است که اولا شناخت هر مرکبى متفرع بر شناخت اجزاء آن مرکب است و ثانیا با شناخت طرفین ارتباط روشن مى‏شود که دین چگونه انواع ‏روابط انسان، یعنى رابطه انسان با خدا، رابطه انسان با انسان‏هاى دیگر، رابطه انسان با طبیعت و جهان آفرینش و رابطه ‏انسان با خود را تنظیم کند. مهم ترین وظیفه انسان امروزی در شناخت بهتر دین، شناخت دقیق «گستره پاسخگویی آن به نیازهای انسان بویژه انسان معاصر» می‏باشد. همان‏گونه که گزینش عاطفی و عرفی یک پدیده مسبوق به وجود عاطفه، قبول فرآیند جبری و تسلیم به مشهورات عرفی می‏باشد، گزینش عقلی آن نیز مسبوق به علم و آگاهی مستدل از سازه‏های آن پدیده و لوازم و تبعات برخاسته از آن می‏باشد. آگاهی از این که چه نیازها و توقعات انسانی به وسیله دین محقق می‏شوند، و دین در برآوردن کدام حاجت بشری بی بدیل و بی رقیب است، در دینداری افراد و جامعه نقش اساسی دارد. البتّه دینداری و دین‏مداری محقّقانه، نه مقلّدانه؛ خودیاب و خودفهم، نه پدریاب و پدرفهم. لذا ضروری است، در عصری که عصر ماهواره‏ها و انفجار اطلاعات است که حیات اجتماعی با برنامه‏ریزی‏های دقیق، ریز و فراگیر سامان‏یافته و جامعه در قالب نهادها و سازمانهای پیچیده که هر یک قوانین و آثار بخصوص خویش را دارند، تشخص پیدا کرده است، زندگی افراد در کنار این که از جهتی دارای فردیت افزون شده است، ولی از جنبه دیگر بقاء آن فردیت در شبکه‏ای به هم پیوسته، با حیات فردی و اجتماعی جامعه‏ای که در آن زیست می‏کنند و هم با حیات جامعه جهانی، ارتباط پیوسته و ناگسستنی دارد.
در چنین جامعه‏ای استمرار، ثبات و کارآمدی هر جریان؛ خواه دینی ـ فرهنگی، خواه سیاسی ـ اقتصادی و… در گرو آن است که حدود و قلمرو زیست و پاسخگویی‏اش به پرسشهای فراروی قرار گرفته و توانمندی اش در حل مشکلات و بحرانها، معین و روشن باشد و همین ویژگی سبب می‏شود تا جریان را به صورت یک نظام در آورد و در چنین وضعیتی کارآیی آن چند برابر می‏شود و شکنندگی آن از میان می‏رود. و با تعیین قلمرو دین و انسان است که سوال اساسی «انسان دینی است؟ دین انسانی است؟» جواب روشن پیدا می کند چه اینکه با دست یازیدن به حدود قلمرو دین می توان بحث کرد که دین در تمام ساحت ها معنوی انسان خدمت گذار است.
شاید دور از انصاف نباشد که بگوییم از عوامل مهم رویکرد مردم به فرهنگ مدرن، روشن بودن قلمرو تحت پوشش آن وتوانمندی اش در ارائه روشها و برآوردن نیازهای جوامع بوده است. البته این بدان معنی نیست که این فرهنگ پیامدهای منفی و ناکارآمد نداشته است. لذا برای ضرورت این بحث اگر تنها همین یک عامل هم باشد، کافی است که قلمرو دین و جهت ارتباط اش با انسان روشن شود.

اهداف:
اصل انگیزه در روانشناسی و علت غایی در فلسفه توجه به اهداف وغایات در مباحث علمی است. دو نظریه انسان دینی است؟ یا دین انسانی است؟ هم از مباحث مهم فلسفی است. بنابراین اهداف عالیه ای که بر این موضوع مترتب است، عبارت است از: کشف نیازهای واقعی انسان، تفکیک نیازهای دینی از نیاز های غیر دینی،تعییین محدوده و قلمرو دین، که آیا سعادت اخروی تنها را باید از دین انتظار داشت یا علاوه بر سعادت اخروی در امور دنیوی هم دستگیری از انسان خواهد کرد.
پرسش های پژوهش:
برخی بر این باورند که دین (یعنی شریعت یا متون دینی) تحول پذیرند و با تکامل سایر معارف بشری دین هم متحول می شود و چه بسا حکمی در زمانی برای مردمی لازم و از مسلمات و ضروریات دین به شمار می آمد ولی در زمان دیگر لازم الاجراء نباشد، و حکمی دیگر جایگزین آن شود، به اصطلاح احکام در خدمت انسان هستند، نه مردم برای احکام، لذا اگر خواست مردم تغیییر پیدا کرد، احکام هم بابد عوض شوند.
در مقابل این نوع قرائت از دین، قرائت غیر انسانی یا فوق انسانی از دین و دین داری قرار دارد، و آن این است که بگوییم دین مجموعه ای از علوم و احکام غیبی است که از عالم غیب وارد زندگی انسانها شده و انسان هر چه را دارد با آن عاملی بسنجد که از غیب وارد شده و صحت و سقم آن مسائل را با عامل غیبی مشخص کند. لذاسعی خواهد شد که موضوع انسان و دین و چگونگی رابطه آنها مورد تحقیق و بررسی قرار گیرد، که آیا دین برای خدمت به بشر آمده یا بشر برای خدمت به دین آمده است؟ به عبارت دیگر انسان باید در خدمت دین باشد و برای دین؟ یا که دین برای انسان ودرخدمت انسان باشد؟و با جواب دادن به این سوال مهم و اساسی بحث رسالت اصلی دین و تعیین قلمرو آن و به تبع انتظارات بشر از دین آغاز می شود، که آیا انتظارات بشر در قلمرو دین حداقلی است؟ یا حداکثری است؟ لذا بر این مبنا سوال های این پژوهش عبارت اند از:

سوال اصلی:
آیا انسان باید در خدمت دین باشد یا اینکه دین در خدمت انسان و برای انسان باشد؟

سوالات فرعی:
1.) رسالت اصلی دین چیست؟
2.) انتظارات بشر در حوزه قلمرو دین اقلی است یا اکثری؟
3.) رابطه دنیا با آخرت چگونه است؟
4.) قلمرو دین علاو ه بر کارکرد های اخروی و آن دنیایی، مسائل دنیوی را نیز شامل است؟
5.) نیاز های واقعی انسان کدام است؟

دانلود متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته فلسفه و کلام اسلامی......

فصل سوم : بررسی مثل از دیدگاه ابن سینا
بخش اول : ابن سینا و مثل افلاطونی
1.1.3- مثل افلاطونی از دیدگاه ابن سینا 70
2.1.3- اتحاد فرد مجرد و مادی در ماهیت 76
3.1.3- تداخل متبانیات 80
4.1.3- تشکیک بین فرد مادی و فرد مجرد 85
5.1.3- انتقاد بر دیدگاه ابن سینا پیرامون مثل افلاطونی 90

فصل چهارم : بررسی مثل از دیدگاه صدرالمتألهین
بخش اول- دیدگاه صدرالمتألهین در تحقیق و ثبوت صور و مثل افلاطونی
1.1.4- صدرالمتألهین و مثل 95
2.1.4- نقد تأویلات بعضی از حکما 97
3.1.4- قیاس افراد عالم ناسوت با مثل نوریه 102
4.1.4- دلایل سه گانه مشرقیه 103
5.1.4- نتایج برهان 108
بخش دوم- نقد و بررسی دیدگاه صدرالمتألهین
1.2.4- اثبات وجود حرکت 112

فصل پنجم : استنتاج و استنباط
بخش اول- نتیجه گیری
نتیجه گیری 124
فهرست منابع و مأخذ 126
چکیده انگلیسی 000
بخش اول
مقدمه
حمد و سپاس خداوندی را سزاست که شدت ظهورش او را مخفی ساخته است. حقیقت آن است که در این عبارت که هیچگونه شکی در آن نمی باشد هر موجودی که دارای نفس باشد اعم از نباتی و حیوانی و ناطقه ، بدنبال کمال نهایی می باشند که بعضی از این موجودات مانند نبات و حیوان کمال نهایی آنها تا یک قلمروی است و تنها انسان یا چیزی شبیه به انسان است ، یعنی موجودی که دارای عقل و اختیار باشد و در مرتبه دیگری از وجود باشد که تا به آن غایت نهایی خود یعنی بیرون آمدن از کثرت و تا رسیدن به آن وحدت ناب و صرف لحظه ای قرار و آرام ندارد که ما این مسئله را به بداهت در خود و دیگران در می یابیم.
بنابرین باید گفت هدف و غایت یکی است ولی بعضی بیراهه می روند و تعداد اندکی که این مسیر را به درستی می پیمایند.یافتن حقیقت چیزی است که همواره هر کسی بدنبال آن است «هر انسانی طالب حقیقت است» که این خود یک قضیه موجبه کلیه است .لذا ما بر حسب تمایل درونی ، موضوعی که انتخاب نموده ایم مثل افلاطونی است. هر جا سخن از افلاطون به میان می آید واژه مثل، در ذهن تداعی می شود. و هر گاه سخن از مثل به میان می آید نام افلاطون به ذهن متبادر می شود.گویی چنین است که این دو واژه دارای تقابل تضایف اند.افلاطون تلاش می نماید با اثبات مثل طرحی نو در معرفت پیش روی بشر بگشاید و جهان هستی را از آن زاویه به تماشا بنشیند لذا با توجه به انگیزه و علاقه درونی ام این موضوع را برگزیدم.
برداشت اینجانب آن است که در این زمینه شاید بتوانم کار مفیدی انجام دهم. یکی از ویژگی های ذاتی بشر اعم از فلاسفه و دیگر انسان ها همواره دست یابی به حقیقت بوده است و در این راستا عده ای برای یافتن حقیقت، مقوله «معرفت» و چگونگی حصول آنرا پیش رو کشیدند و از آنجائیکه معرفت درست و یقینی به عنوان دانشی درست و مطمئن را نمی توان در میان محسوسات بدست آورد چونکه پیوسته در معرض تغییرند لذا باید به اموری ثابت و جاودان دست پیدا کنیم که در معرض تغییر و زوال نباشند لذا این امر نگارنده را بر آن داشت که این مهم را در مثل افلاطونی جستجو و بررسی نماید لذا دیدگاه دو فیلسوف بزرگ اسلام را که یکی از آندو از مخالفین مثل «ابن سینا» و دیگری یکی از مدافعین مثل

 «صدرالمتألهین»، برایم بسیار اهمیت داشت برگزیدم و بر آن شدم تا جایی که بضاعت علمی ام اجازه دهد دیدگاه های هر کدام را بررسی نمایم.

فصل اول :
کلیات و مفاهیم
1.1.1- بیان موضوع تحقیق :
مثل افلاطونی یکی از مسائل غامض و پیچیده است که فلاسفه بعد از خود را به نزاع های فکری کشانده است ، به گونه ای که فیلسوفی نیست مگر اینکه در این مسئله تعمق و غور نموده است.عده ای آن را نقد نموده اند و عده ای آن را اثبات یا ابطال نموده اند و قطعا دسته ای از بزرگان فلسفه در این مساله در گرداب اضطراب فرو رفتند.
برداشت ما از دیدگاه افلاطون چنین است چونکه در عالم محسوسات و ماده همه چیز در حال تغییر و تحول است و هیچ پدیده ای وضعیت ثابت ندارد لذا در عالم محسوسات نمی توان به چیز ثابتی دست پیدا کرد بطور خلاصه از دیدگاه او معرفت حقیقی دارای دو ویژگی است:
الف- خطاناپذیر بودن
ب- به امور پایدار و ثابت تعلق داشتن
بنابراین حواس ما از یک طرف، در معرض خطا و لغزش هستند و از سوی دیگر با اموری سر و کار دارند که نمی توان ثبات و پایداری را در آنها سراغ گرفت لذا به این دلیل ، ادراک حسی را شایسته عنوان معرفت نمی دانند لذا برای معرفت حقیقی افلاطون راه حل تازه ای ارائه نمود که به نظریه «مثل» شهرت داردکه از دیدگاه او از سطح حواس باید فراتر رویم و از «عقل» مدد جوئیم چونکه عقل اگر به درستی از آن استفاده شود خطاناپذیر است و با استمداد از عقل می توان به امور ثابت و پایدار رسید.
1 .1. 2- سوالات اصلی تحقیق
1- انکار مثل از سوی ابن سینا و اثبات آن از سوی صدرالمتألهین چه تاثیری در معرفت و شناخت اشیاء دارد؟
2- اتحاد فرد مادی و فرد مجرد ماهوی است یا وجودی؟
3- آیا مثل دارای وجود خارجی و عینی اند یا صرفا مفاهیمی اعتباری و ذهنی اند؟
4- دیدگاه ملاصدرا در باب مثل و تأثیر آن در معرفت شناسی صدرایی چیست؟

پاسخ های اجمالی به سؤالات :

این مطلب را هم بخوانید :


پاسخ سؤال 1 : با توجه به اینکه متعلق معرفت مجردات هستند اثبات یک سلسله عرضی از عقول است که نسبت به یکدیگر علیت ندارند و حقیقت افراد مادی عالم دیگر است که آن عقول تدبیر کننده ی افراد مادی هستند.
پاسخ سؤال 2 : با توجه به مغایرت اتحاد و عینیت، به یک اعتباری اتحاد می تواند هم ما هوی باشد و هم وجودی.
پاسخ سؤال 3 : مثل موجوداتی عینی و مجرد هستند که ذهن قادر است روگرفتی از آن موجودات اعتبار نماید.
پاسخ سؤال 4 : صدرالمتالهین از مثل تحت عناوین مجردات تام و مثل نوریه تعبیر می نماید و تأثیر آن در معرفت شناسی با توجه به تشکیک وجود و اصالت داشتن وجود روشن می شود.

1.1. 3- پیشینه تحقیق :
در بررسی پیشینه ی تحقیق می توان به طور اختصار این گونه بیان داشت هرچند از سقراط آثاری به صورت نوشتار در دست نیست ولی می توان این گونه داوری نمود که سقراط با تعاریف کلی سر و کار داشت و می خواست از هر چیزی تعریفی ثابت به دست آورد. فردریک کاپلستون در کتاب تاریخ فلسفه به دیدگاه سقراط می پردازد و چنین می آورد که سقراط به این حقیقت توجه کرد که مفهوم کلی یکسان باقی می ماند. جزئیات ممکن است تغییر کنند لیکن تعریف ثابت است.
لازم به یاد آوری است که افلاطون همان طوری که در بحث های اینجانب آمده است آنها را تنها مفاهیم نمی داند بلکه بیان می دارد که آنها دارای عینیت هستند.
ارسطو یکی از مخالفین سرسخت مثل است که دلایلی را بیان داشته است که در کتاب تاریخ انتقادی فلسفه یونان نوشته استیس آمده است مهمترین اعتراض ارسطو به نظریه ی مثل، که از هر لحاظ همه ی ایرادهای دیگر را در خود جمع نموده است آن است که بنا بر فرض این نظریه، مثل ذات اشیاء هستند ولی با این حال افلاطون آن ذوات را بیرون از خود اشیاء قرار می دهد، ذات یک شیء باید در خودش باشد و نه بیرون از آن. در ادامه مطلب ابن سینا از جمله آن دسته افرادی است که به صراحت به انکار مثل افلاطون می پردازد و دلایلی را اقامه می نماید.
در ادامه مطلب سهروردی در حکمت اشراق نوشته یحیی یثربی بحثی دارد تحت عنوان ارباب انواع و این گونه بیان می دارد :
انواع موجود در جهان ماده حاصل تصادف نیستند، می بینید از انسان جز انسان و از گندم جز گندم پدید نمی آید، این دوام و استمرار انواع، تصادفی نیست. این نظام مستمر، معلولِ تصورات نفوس آسمانی نیز نمی باشند، برای این که تصورات آنها از انوار برین است، زیرا آنها نیازمند علت های برتر از خودشان هستند. ملاصدرا جزو آن دسته از فلاسفه است که از مثل طرفداری می نماید و در کتاب اسفار از آنها به عنوان مثل نوریه یاد می نماید و دلایلی را اقامه می نماید. خلاصه اینکه غالب فلاسفه بحث مثل افلاطونی را در لابلای آثارشان اورده اند و این بحث را به صورت جدی مطرح کرده اند.

تعداد صفحه : 137

قیمت : 14700 تومان