مبحث اول: بررسی تاریخی انتقال اعضاء. 11
گفتار اول: تاریخچه پیوند و انتقال اعضاء در جهان 11
گفتار دوم: تاریخچه پیوند اعضاء در ایران. 12
مبحث دوم: اقسام انتقال عضو. 15
گفتار اول: حالات مختلف انتقال عضو. 15
گفتار دوم: انواع اعضاء قابل پیوند. 17
گفتار سوم: بررسی حقیقت مرگ. 18
بخش دوم: معامله اعضاء بدن در حقوق ایران. 24
فصل اول: بررسی شرایط اساسی صحت معامله در انتقال اعضاء بدن 25
مبحث اول: مالیت اعضاء بدن. 26
گفتار اول: شناخت مفهوم مال. 26
گفتار دوم: مالیت در حقوق مدنی ایران. 28
گفتار سوم: مالیت اعضاء بدن انسان. 30
مبحث دوم: مشروع، معین و قابل تسلیم بودن مورد معامله 33
گفتار اول: مشروع بودن مورد معامله. 33
گفتار دوم: معین و قابل تسلیم بودن. 35
مبحث سوم: مشروعیت جهت معامله اعضاء بدن. 38
گفتار اول: مفهوم جهت. 38
گفتار دوم: جهت در معامله اعضاء بدن انسان. 41
مبحث چهارم: رابطه حقوقی انسان با اعضاء بدن خویش. 43
گفتار اول: شناخت مفهوم ملکیت. 43
گفتار دوم: شناخت مفهوم حق. 45
گفتار سوم: معامله اعضاء بدن در قلمرو حقوق مربوط به شخصیت 49
فصل دوم: بررسی اثر اصل حاکمیت اراده در انتقال اعضاء بدن 52
مبحث اول:اصل حاکمیت اراده. 52
مبحث دوم: عوامل محدود کننده اصل حاکمیت اراده. 54
گفتار اول: معامله اعضاء بدن در عرصه مقررات آمره 55
گفتار دوم: معامله اعضاء بدن در عرصه نظم عمومی. 59
گفتار سوم: معامله اعضاء بدن در عرصه اخلاق حسنه. 62
فصل سوم: ماهیت معامله اعضاء بدن انسان. 67
مبحث اول: ماهیت معاملات اعضاء بدن انسان به اعتبار شرایط انعقاد 68
گفتار اول: معامله اعضاء بدن انسان و ماده 10 قانون مدنی 69
گفتار دوم: معامله اعضاء بدن انسان و عقد بیع. 71
گفتار سوم: معامله اعضاء بدن انسان و جعاله. 73
گفتار چهارم: معامله اعضاء بدن انسان و هبه. 75
گفتار پنجم: رضایی یا تشریفاتی بودن عقد. 77
مبحث دوم: ماهیت معامله اعضاء بدن انسان به اعتبار موضوع و هدف اقتصادی. 78
گفتار اول: معوض یا مجانی بودن معاملات. 79
گفتار دوم: مسامحی یا معاملی بودن معاملات. 80
بخش سوم: معامله اعضاء بدن در فقه امامیه. 83
فصل اول: بررسی فقهی رابطه انسان و اعضاء بدن. 84
مبحث اول: شناخت روابط حقوقی. 84
گفتار اول: بررسی مفهوم ملکیت. 84
گفتار دوم: بررسی مفهوم حق. 87
مبحث دوم: بررسی اقوال فقهی در خصوص رابطه حقوقی انسان و اعضاء بدن 92
گفتار اول: کلام قائلین به حق سلطه و ملکیت انسان بر بدن خود 92
گفتار دوم: کلام قائلین به عدم وجود رابطه ملکیت میان انسان و اعضائش. 99
گفتار سوم: نظریه مختار. 101
فصل دوم: بررسی احکام فقهی قطع عضو. 103
مبحث اول: ادله حرمت قطع عضو. 103
گفتار اول: حکم قطع عضو از بدن انسان زنده. 103
حرمت ورود ضرر به نفس. 105
گفتار دوم: حرمت قطع عضو از انسان مرده. 108
مبحث دوم: موارد جواز قطع اعضاء. 113
بخش چهارم: معامله اعضاء بدن انسان در حقوق انگلستان. 121
فصل اول: قواعد عمومی. 123
مبحث اول: موارد مجاز خارج کردن و نگهداری اعضاء بدن انسان 123
گفتار اول: پژوهش های علمی. 123
گفتار دوم: پیوند اعضاء برای درمان بیماری ها. 124
گفتار سوم: ایجاد بانک اطلاعات ژنتیکی. 124
مبحث دوم: لزوم احراز اراده انتقال دهنده. 125
گفتار اول: احراز اراده اطفال. 125
گفتار دوم: احراز اراده افراد بالغ. 126
مبحث سوم: سازمان های مرتبط با انتقال اعضاء. 127
گفتار اول: مقام مسئول بافت های انسانی. 128
گفتار دوم: سازمان های حمایتی. 129
فصل دوم: معامله اعضاء بدن افراد زنده. 130
مبحث اول: شرایط عمومی. 130
گفتار اول: محدودیت اعضای قابل انتقال. 130
گفتار دوم: لزوم احراز سلامت جسمانی انتقال دهنده 131
مبحث دوم: انتقال اعضاء از طریق قراردادهای معوض. 132
گفتار اول: اصل عدم تجویز انتقال اعضاء به صورت معوض 132
گفتار دوم: وضع خاص انتقال کلیه. 133
مبحث سوم: انتقال اعضاء از طریق قراردادهای غیر معوض 135
گفتار اول: ماهیت حقوقی انتقال اعضاء افراد زنده 135
گفتار دوم: حقوق و وظایف اشخاص دخیل در جریان انتقال اعضاء 137
فصل سوم: معامله اعضاء بدن اموات. 139
گفتار اول: شرایط عمومی. 139
گفتار دوم: انتقال اعضاء بر اساس وصیت متوفی. 140
گفتار سوم: انتقال اعضاء بدون وصیت متوفی. 141
نتیجه گیری. 143
نتیجه گیری. 145
پیشنهادات. 149
منابع. 151
مقدمه
حرکت علم در مسیر تکامل و تلاش مجدانه عالمان در جهت قدم گذاشتن به عرصه ناشناخته علوم، امروزه شکلی خیره کننده یافته است. تلاش انسان برای تحصیل کیفیت بالاتری از زندگی بر شتاب این حرکت افزوده و حجم انبوهی از اطلاعات علمی و تحقیقاتی و یافتههای تازه در شاخههای گوناگون علوم را فراهم آورده است.
این جریان، موجب همکاری بیشتر قلمروهای مختلف دانش با یکدیگر شده و تنیدگی و همراهی بیش از پیش علوم با یکدیگر را موجب شده است. تلاش برای حفظ سلامت و افزایش حیات آدمی مصداقی قابل توجه در این زمینه است. برای نیل به این اهداف علاوه بر مسایل پزشکی، نیاز به پاسخگویی به بسیاری از سؤالات و پرسش ها در ابعاد مختلف اجتماعی، مهندسی، دینی، حقوقی و اخلاقی دارد.
از جمله این موارد، برداشتن عضو و انتقال آن به بیماران نیازمند است. این امر یعنی پیوند اعضاء، در قرن اخیر شکل گسترده و ویژهای یافته است. برای رسمیت یافتن این موضوع، بحثهای عمیق حقوقی و فلسفی در گرفته است؛ چرا که مسأله انتقال اعضاء، از یک سو مستلزم تصرف در بدن و حق انسان بر تمامیت جسمی خویش است و از سوی دیگر کوشش برای انتقال اعضاء، نوع خاصی از روابط و ملاحظات حقوقی و اقتصادی را پدید آورده است.
علاوه بر این، روزانه هزاران انتقال عضو در سرتاسر جهان انجام میشود که در بسیاری از آنها، فارغ از جنبه ایثار و فداکاری که زیباترین اثر هنری انسان است، انگیزههای مادی و اقتصادی به چشم میخورد. هر چند شناخت سرچشمههای این اتفاق یعنی مادی شدن انتقال اعضاء بر عهده جامعهشناسان و علمای اقتصاد است، اما علم حقوق به عنوان تنظیم کننده روابط بین انسانها و حافظ شخصیت انسان،[1] موظف به شناخت جنبههای این روابط و تنظیم ارتباط آن با شخصیت و منافع اجتماعی است. اهمیت بررسی حقوقی این مسأله هنگامی آشکارتر میشود که در مییابیم سایر کشورها علاوه بر بحثهای نظری و حقوقی در این خصوص، اقدام به تقنین و انجام اقدامات اجرایی توسط دولتها نمودهاند، درحالی که ضعف و کندی در هر دو عرصه نظری و عملی در کشور ما موجود و مشهود است.
در کنار مسایل پیش گفته، با عنایت به فرهنگ اصیل اسلامی حاکم بر جامعه ما و با توجه به اینکه بسیاری از دستاندرکاران و مبتلایان به این امر، اعم از بیماران و پزشکان، با احتمال وجود معذورات اخلاقی و شرعی، تن به انجام پیوند و معامله اعضاء بدن نخواهند داد، ضرورت بررسی فقهی موضوع و تتبع در استفتائات و نظرات علمای دینی آشکار می شود.
ضعف های موجود در عرصه تقنین و دکترین حقوقی نیز ایجاب می کند تا برای جبران کاستی ها و خلاهای موجود، مطالعاتی تطبیقی در هر دو زمینه صورت پذیرد. وجود قوانین مدون در کشور انگلستان و پیشینه پزشکی و علمی موجود در این خصوص، به همراه صدور آراء محاکم در این زمینه، نگارنده را به انتخاب حقوق انگلستان برای بررسی تطبیقی موضوع ترغیب نمود.
بیان مساله، سوالات و فرضیات تحقیق
همانگونه که گفته شد پیشرفت های روزافزون علم پزشکی و تحولات بنیادین در آن، موجب ایجاد موضوعات نوظهوری در عرصه های مرتبط با این دانش شده است. از جمله این تاثیرات حدوث مسایل تازه ای در عرصه حقوق پزشکی به عنوان یکی از شاخه های علم حقوق می باشد. هر چند تحولات صورت گرفته در زمینه پیوند اعضای بدن انسان به جهت گسترش کمی و کیفی آن مورد توجه قانون گذار قرار گرفته و نسبت به وضع ” قانون پیوند اعضای بیماران فوت شده یا بیمارانی که مرگ مغزی آنها مسلم شده است” و نیز “آیین نامه اجرایی پیوند اعضای بدن” اقدام نموده است، اما تکلیف قانونی معاملاتی که در این خصوص در جامعه رخ می دهد، مشخص نشده است.
آنچه دست مایه تحقیق حاضر قرار گفته است، معاملات معوضی است که به شکل غالبا غیر رسمی، میان گیرندگان اعضاء قابل انتقال بدن با انتقال دهندگان این اعضاء صورت می گیرد. در حقیقت این معاملات در بیشتر موارد در قالب قراردادهایی چون هبه انجام می شوند و در نتیجه جنبه مالی آنها پنهان می ماند. این ظاهر موجه، نباید از سوی علم حقوق مورد پذیرش یا غفلت واقع شود و باید با وضع مقررات و ابراز نظرات حقوقی، جامعه را با اثرات و توالی ناشی از این معاملات آشنا ساخته و به مسیر صحیح آن سوق دهد.
از آنجا که اهداء عضو مسبوق به مطالعات و تحقیقات مرتبط می باشد، تمرکز اصلی این پایان نامه معاملات معوض در خصوص اعضاء بدن می باشد. در این راستا، این پایاننامه در پی پاسخگویی به سوالات مشخصی میباشد که سوالهای اساسی آن عبارتند از:
1- معاملات اعضای بدن انسان از دیدگاه حقوق ایران و فقه امامیه صحیح هستند یا خیر؟
2- رابطه حقوقی انسان و اعضاء خود از دید فقه و حقوق چیست؟
3- ماهیت حقوقی عقود معوضی که با موضوع معامله اعضای بدن انسان صورت می گیرد چه میباشد؟
فرضیههای تحقیق حاضر نیز عبارتند از:
1- علی رغم وجود اصل آزادی قراردادها، معامله اعضاء بدن به علت مالیت نداشتن موضوع معامله،مخالفت با نظم عمومی،اخلاق حسنه و عدم مشروعیت موضوع و جهت صحیح نمی باشد.
2- بنابر دیدگاه فقها و حقوقدانان می توان مالکیت انسان بر اعضاء خود و یا حق سلطه وی بر اعضاء خود را پذیرفت.
3- عوض قرار گرفتن پول در معامله اعضای بدن، می تواند صورت بیع،جعاله و هبه معوض را به این دسته از معاملات بدهد.
توضیح این نکته ضروری است که علیرغم فرضیه مطرح شده در طرح مقدماتی پایان نامه مبنی بر ممنوعیت معامله اعضاء بدن، با تکمیل و توسعه مطالعات و بررسی نظرات فقها و حقوقدانان، صحت معاملات به لحاظ حقوقی توجیه پذیر آمد و حکم صریح شرعی مبنی بر حرمت این معاملات یافت نشد. از این رو نگارنده همانگونه که در ادامه خواهد آمد، بر خلاف فرضیه ابتدایی اولا صحت معاملات اعضاء بدن را به عنوان نظر مختار پذیرفت و ثانیا برخی قالـب های عقود را به استثنای بیع که در فرضیه مطرح شده بود، جهت انجام این عقود صحیح و مناسب دانست.
اهداف تحقیق
– تبیین مفهوم انتقال اعضاء
– روشن نمودن ماهیت حقوقی معاملات اعضاء بدن
– روشن نمودن رابطه حقوقی میان انسان و اعضاء بر پایه مبانی و منابع حقوق ایران و فقه امامیه
– شناخت و رفع موانع حقوقی معاملات راجع به اعضاء بدن
– شناخت و رفع موانع فقهی قطع و معامله اعضاء بدن انسان
– بررسی تطبیقی موضوع در حقوق انگلستان
کاربردهای متصور از تحقیق
این تحقیق میتواند در محورهای زیر مورد استفاده قرار گیرد:
– ارایه راهحل برای کلیه دستاندرکاران امور مختلف قانونگذاری در تدوین قوانین و مقررات در باب معاملات اعضاء بدن، به ویژه اینکه در این پایاننامه پس از بررسی متون قانونی انگلستان در این زمینه پیشنهاداتی جهت استفاده در حقوق ایران ارایه شده است.
– استفاده وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و سازمان نظام پزشکی در تهیــــه آییـن نامه ها در این زمینه.
– استفاده قضات جهت صدور آراء قضایی در دعاوی مرتبط با این دسته از معاملات.
– ارایه راه حل به پزشکان و افرادی که در مراکز پزشکی مبتلا به مسایل حقوقی چنین معاملاتی هستند.
– ارایه پیشنهاد و فراهم کردن زمینه تحقیقاتی و پژوهشی جهت تحلیل معاملات اعضاء بدن و نقد نظرات ابراز شده در محافل حقوقی و دانشجویی کشور.
روش تحقیق و گردآوری اطلاعات
ویژگی خاص مطالعات حقوقی به ویژه در زمینه موضوعات نوظهور ، موجب میشود تا مناسبترین روش در مطالعه حقوقی آن، روش تحلیلی- توصیفی باشد؛ که به فراخور، در این پایاننامه نیز از همین روش استفاده شده است. در بخشی از تحقیق به توصیف پدیدههای مورد نظر پرداخته شده است. در بخش های دیگر با استفاده از روش استدلالی و تحلیلی روابط حقوقی ناشی از این پدیدهها مورد تحلیل و تبیین قرار گرفته است و مجموعا روش تحقیق در این پایاننامه عمدتا بر تحلیل و استنباط از نصوص فقهی و قانونی استوار است.
روش گردآوری اطلاعات هم در این پایاننامه، بیشتر کتابخانهای است. اطلاعات لازم برای انجام تحقیق از طریق کتب حقوقی و فقهی، مقالات موجود و نظرات فقهاء صاحبنظر جمعآوری شده است. بر همین مبنا ابزار گردآوری اطلاعات عبارتند از: کتب و مقالات فقهی و حقوقی، پایان نامه ها، نمایه و بانکهای اطلاعاتی، اینترنت، نرم افزارهای فقهی و حقوقی، مصاحبه های فقهاء و صاحبنظران.
ذکر این نکته ضروری است که موضوع تحقیق حاضر و حصول جامعیتی در خور در آن، مطالعه در چهار حوزه پزشکی، حقوق، فقه و مطالعات تطبیقی را ایجاب می نمود، که نگارنده امیدوار است تلاش صورت گرفته در مطالعه این چهار حوزه، مثمر ثمر باشد.
تقسیم بندی مطالب
در این پایاننامه، در ابتدا در بیان کلیات، به موضوع شناسی انتقال اعضاء خواهیم پرداخت. بررسی تاریخچه موضوع در ایران و جهان، شناخت حالات مختلف انتقال عضو، معرفی اعضاء قابل پیوند، تعریف و تبیین مفاهیم مورد استفاده در پایان نامه چون عضو، پیوند و مرگ، موضوع این بخش میباشد.
در بخش دوم با بررسی حقوقی موضوع معاملات اعضاء بدن در چارچوب مبانی و منابع حقوقی و مقررات آمره و نیز نظریات و دکترینهای موجود علمای حقوق تلاش شده است، نتایج قابل اطمینانی جهت استفاده در عرصه پژوهش و تقنین حاصل شود.
در این بخش بر اساس قواعد عمومی قراردادها، قراردادهای راجع به اعضاء بدن را بررسی نموده و شروطی همچون شرایط اساسی صحت معاملات، مالیت مورد معامله، مشروعیت مورد و جهت معامله را مورد تبیین قرار میدهیم. همچنین، با عنایت به اهمیت شناخت نوع رابطه حقوقی میان انسان و اعضاء بدن خود، بحث را با تحلیل این رابطه در دو قالب مالکیت و حق پی خواهیم گرفت.
با توجه به مبنای حقوقی توافقات طرفین در معاملات، یعنی اراده، به بررسی مفهوم اصل حاکمیت اراده و بیان موانع تاثیر اصل حاکمیت اراده یعنی نظم عمومی، قانون، اخلاق حسنه و نقش آن در معاملات اعضاء بدن میپردازیم.
بخش حقوقی را با اهتمام به شناخت نوع معاملات از جنبههای مختلف حقوقی و تقسیمبندیهایی که بر اساس ماهیت عقود انجام شده است به اتمام میرسانیم.
سخن از معامله اعضاء بدن در فقه امامیه، موضوع بخش سوم پایاننامه میباشد. در ابتدای این گفتار، تعریف و معنی مفاهیم حق و مالکیت را از دیدگاه فقهی بیان کردهایم و پس از آن از نظرات و ادله فقها در خصوص نوع رابطه انسان با اعضاء خود سخن گفتهایم. دیدگاه طرفداران مالکیت، حق سلطه و حق انتفاع بر اعضاء بدن به همراه ادله موافق و مخالف آن مورد توجه این بخش از پایاننامه قرار گرفته است.
در ادامه بحث، به سراغ ادله شرعیهای رفتهایم که به گمان برخی از علما میتواند موجب حرمت معامله اعضاء بدن شود. ادله قطع اعضاء بدن انسان زنده و مرده در این قسمت از نوشتار بیان شده است و تلاش شده است نظر مختار در جهت توجیه معاملات اعضاء بدن باشد.
در بخش چهارم و پایانی نیز به مطالعه تطبیقی موضوع در حقوق انگلستان پرداختهایم. قوانین و مقررات موضوعه این کشور در خصوص قراردادهای انتقال اعضاء بدن مورد معرفی و بررسی قرار گرفته است. موارد مجاز خارج کردن و نگهداری اعضاء بدن انسان، نحوه احراز اراده انتقال دهنده، سازمان های مرتبط با انتقال اعضاء، در کنار معامله اعضاء بدن از افراد زنده و مرده به شکل معوض و غیر معوض موضوعات مورد بحث در این بخش را تشکیل می دهند.
[1] – ناصر کاتوزیان، مقدمه علم حقوق، تهران: شرکت سهامی انتشار، 1387، ص 40.
کلیات
در این بخش از نوشتار به مباحث مقدماتی در بحث انتقال اعضاء پرداخته می شود. نظر به اینکه مباحثی مانند مفهوم پیوند، عضو، مرگ، اشکال مختلف پیوند، در شمار اموری است که می تواند زمینه بررسی احکام حقوقی و فقهی موضوع را تبیین کند، در بخش پیش رو به اختصار به تبیین موضوعات فوق، در کنار شناخت تاریخی موضوع خواهیم پرداخت.
مبحث اول: بررسی تاریخی انتقال اعضاء
شایسته است آغاز و مطلع مباحث مقدماتی تحقیق حاضر، مروری کوتاه بر جوانب تاریخی موضوع انتقال عضو باشد. از این رو و جهت تکوین سابقه ای هر چند مختصر از انتقال و پیوند اعضاء، به تاریخچه انتقال عضو در دو حیطه جهان و ایران اشاره خواهیم کرد.
گفتار اول: تاریخچه پیوند و انتقال اعضاء در جهان
انسان در مواجهه با آنچه سلامت وی را به خطر میاندازد، همگام با سایر علوم، گامهای تازهای بر میدارد و برای رهایی از این خطرات و آسیبها دست به ابتکارات و ابداعات جدیدی میزند. این تلاشها روش ها و مکانیسمهای تازهای را خلق میکند که علاوه بر ایجاد پیشرفتها و ابتکارات جدید در علوم پزشکی، موجب جریان یافتن سر فصلها و مباحث تازهای در سایر شاخههای دانش نیز میشود.
پیوند اعضای سالم بدن انسان اعم از زنده و مرده یکی از این گامهای ارزنده است. با مطالعه کتب تاریخی درمییابیم پزشکان قدیم از پیوند اعضا بی اطلاع نبودهاند و دو کشور چین و هند در این خصوص پیشگام بودهاند. اولین نشانههای این نوع پیوندها در کتب سانسکریت و متعلق به قرن دوم و سوم قبل از میلاد است.[1] کارهای اروپاییان و به خصوص ایتالیا که روزگاری مهد پزشکی اروپا بوده است منبعث از همان کتب عتیق است. در سدههای دوم و سوم میلادی، فعالیتهایی در راستای پیوند اعضاء در اروپای قدیم آغاز شد و نخست، اغلب اعضایی که امر گردش خون در آنها منتفی بود مورد ابتلا و آزمایش قرار می گرفت. [2]
در این حین و در کنار فعالیتهای آزمایشگاهی پزشکان، مکاتب و جریانات فکری در عرصه پزشکی به وجود آمد که موجب تسریع در تحقق پیوند اعضاء شد. به طور مثال در قرن 11 در ایتالیا مکاتب متعددی در امور پزشکی ایجاد شد که موجب وجاهت یافتن پیوند و حرکت رو به جلو اعمال جراحی شد.
با استمرار جریانات فکری و فعالیت های پزشکی، در قرن هیجده میلادی، جان هانتر توانست در آزمایشگاه یک عضو دو پرنده را بدون اینکه علامتی از پسزدگی باشد پیوند بزند.[3] وی به عنوان پدر جراحی تجربی، توانست یک دندان آسیای کوچک را پس از خارج کردن سر جای خود بگذرد. پس از پیوند اعضای بدون جریان خون ، روش جدیدی مبتنی بر لخته کردن عروق توسط گروهی از کاوشگران انجام شد و پیوند عروقی محقق شد.[4] بدین وسیله و با دریافت صحیح خون توسط عضو پیوندی، راه پیوند عضو هموار شده و رو به گسترش نهاد.
سرانجام و پس از کشف داروهای مهار کننده سیستم ایمنی فرد گیرنده، در سال 1955 میلادی اولین پیوند موفق کلیه در یکی از بیمارستانهای بوستون آمریکا انجام شد و در دسامبر 1968 اولین پیوند قلب انسان در آفریقای جنوبی صورت گرفت. به دنبال آن پیوند سایر اعضاء همچون لوزالمعده (پانکراس)، کبد، ریه، مغز استخوان و … در دهه هشتاد آغاز و گسترش یافت.
گفتار دوم: تاریخچه پیوند اعضاء در ایران
هزینههای هنگفت برنامه همودیالیز بیماران کلیوی، مقامات بهداشتی ایران را بر آن داشت تا در زمینه راهاندازی «پیوند اعضاء» تلاش کنند. اولین پیوند قرنیه در ایران در سال 1335 در تهران توسط آقای دکتر شمس، با موفقیت انجام شد و در سال 1347 اولین پیوند کلیه در شیراز توسط دکتر خدا دوست انجام گرفت.
بند سوم-نظارت قضائی………………………………………………………………… 10
بند چهارم– تفاوت نظارت قضائی با تجدید نظرخواهی……………………………….. 14
گفتار اول – الگو های نظارت قضائی…………………………………………………. 15
بند اول- مدل انگلیسی………………………………………………………………….. 15
بند دوم –مدل فرانسوی ………………………………………………………………… 16
بند سوم مدل آلمانی…………………………………………………………………….. 17
گفتار دوم- جهات نظارت قضائی………………………………………………………. 18
بند اول – غیر قانونی بودن……………………………………………………………. 18
بند دوم -غیر عقلائی بودن و اصل تناسب……………………………………………… 21
بند سوم – آئین نامناسب عدم رعایت موازین شکلی و آئینی …………………………. 22
مبحث دوم- اصول کلی حقوق عمومی و اداری……………………………………….. 23
بند اول- حقوق عمومی ………………………………………………………………… 23
بند دوم- حقوق اداری ………………………………………………………………….. 24
گفتار اول – مفاهیم اصول حقوق عمومی……………………………………………… 26
گفتار دوم- توصیف اصول حقوق عمومی مشترک در نظام های حقوقی جهان……….. 28
بند اول – اصول قانونی بودن …………………………………………………………. 29
بند دوم- اصل صلاحیت………………………………………………………………… 29
بند سوم – اشتباه حکمی ……………………………………………………………….. 31
بند چهارم – اشتباه موضوعی …………………………………………………………. 31
بند پنجم- اصل برابری در برابر قانون و تبعیض در برابر قانون ……………………. 31
بند ششم- اصل احترام به حقوق بنایدین و حق دادخواهی……………………………… 33
بند هفتم- اصل عطف بماسبق نشدن قوانین و تصمیمات اداری ………………………. 33
بند هشتم- اصل تناسب…………………………………………………………………. 33
بند نهم – اصل مستند و مستدل بودن تصمیمات اداری……………………………….. 33
بند دهم- حق برخورداری از دادرسی منصفانه………………………………………… 35
بند یازدهم- حق تجدید نظر خواهی از تصمیمات مقام اداری در مراجع اداری……….. 36
بند دوازدهم- اصل معقول بودن ……………………………………………………….. 37
بند سیزدهم- اصل انتظار مشروع …………………………………………………….. 37
بند چهاردهم-اصل رعایت آئین تشریفات قانونی………………………………………. 39
بند پانزدهم- اصل قانونی بودن جرائم و مجازات ها…………………………………… 39
فصل دوم- کلیات تعاریف تخلف و مقایسه آن با جرم………………………………….. 42
مبحث اول- تعریف تخلف و تخلفات اداری …………………………………………… 42
گفتار اول- تعریف جرم………………………………………………………………… 42
بند اول- وجوه افتراق تخلف اداری با جرم…………………………………………….. 66
بند دوم- وجوه افتراق تخلف اداری با جرم…………………………………………….. 66
بند سوم- مجازات های اداری …………………………………………………………. 68
بند های الف تا کاف …………………………………………………………………… 68
گفتار دوم – قانون رسیدگی به تخلفات اداری …………………………………………. 75
بند اول- قلمروی قانون رسیدگی به تخلفات اداری ……………………………………. 75
مبحث دوم- مفهوم و تعریف دولت…………………………………………………….. 77
گفتار اول- تعریف اداره……………………………………………………………….. 78
بند اول- مفهوم استخدام………………………………………………………………… 80
بخش دوم- مراجع رسیدگی به تخلفات اداری مراجع نظارتی و
دیوان عدالت اداری
فصل اول- مراجع رسیدگی به تخلفات اداری و مراجع نظارتی……………………….. 89
مبحث اول- ساختار اعضای رسیدگی کننده هیئت های تخلفات اداری ……………….. 89
گفتار اول- هیئت های بدوی …………………………………………………………… 89
گفتار دوم- هیئت های تجدید نظر………………………………………………………. 95
بند اول گروه تحقیق……………………………………………………………………. 100
بند دوم- اعمال مجازات توسط مقامات ……………………………………………….. 104
مبحث دوم- چگونگی تشکیل پرونده در هیئت ها ……………………………………. 107
بند اول- جمع آوری دلایل و تکمیل پرونده……………………………………………. 107
گفتار اول- استفاده از کارشناس………………………………………………………… 111
بند اول- استفاده از مراجع ذیصلاح……………………………………………………. 114
گفتار دوم- صدور رای…………………………………………………………………. 115
بند اول- ابلاغ رای…………………………………………………………………….. 122
این مطلب را هم بخوانید :
با ۱۰ مورد از عجیب ترین موبایل های تولید شده تا امروز آشنا شوید
بند دوم- اجرای رای……………………………………………………………………. 125
فصل دوم – هیئت عالی نظارت و دیوان عدالت اداری ……………………………….. 129
مبحث اول- هیئت عالی نظارت ………………………………………………………. 129
گفتار اول- صلاحیت هیئت عالی نظارت……………………………………………… 130
گفتار دوم- دبیرخانه هیئت عالی نظارت ………………………………………………. 131
مبحث دوم- دیوان عدالت اداری ………………………………………………………. 133
گفتار اول- مراحل رسیدگی پرونده در دیوان ………………………………………… 135
بند اول- دستور موقت …………………………………………………………………. 135
بند دوم- هیئت عمومی دیوان عدالت اداری …………………………………………… 138
گفتار دوم- صلاحیت دیوان عدالت اداری …………………………………………….. 138
بند اول- صلاحیت شعب……………………………………………………………….. 147
بند دوم – صلاحیت هیئت عمومی دیوان عدالت اداری ………………………………. 148
نتیجه و پیشنهادات …………………………………………………………………….. 152
منابع و ضمائم………………………………………………………………………….. 157
چکیده
حقوق عمومی شاخه ای از علم حقوق ومجموعه قواعد و مقررات مربوط به ماهیت و شکل نهاد های دولتی و روابط آن با یکدیگر که ماموریت آن مطالعه قواعد و روابط دولت و مردم با یکدیگرو روابط نهاد های دولتی با هم و روابط مامورین این نهاد ها با دستگاه های متبوع خودمی باشد اصول حاکم بر حقوق عمومی که مبتنی است برانجام وظایف قانونی دولت و اعمال حاکمیت قانون در جامعه و رعایت حقوق فردی وآزادی های عمومی و حق اعتراض و شکایت علیه مقامات حکومتی یا اداری در این تحقیق نقش دیوان عدالت اداری به عنوان یک نهاد حقوق عمومی در جهت تحقق حاکمیت قانون و قانونمداری و صیانت از حقوق شهروندی در پرتوی تحلیل آرای هیئت های رسیدگی به تخلفات اداری و نحوه تاثیر گذاری هیئت های رسیدگی به تخلفات اداری در اجرای اصول حقوق عمومی واداری مورد توجه و بحث قرار می گیرد در راستای این تحقیق فرآیند اقدامات و تصمیمات این قبیل هیئت ها و ارتباط آن با دیوان عدالت اداری ونقش تاثیر گذاری آنان در جهت حاکمیت قانون و احقاق حقوق فردی وصیانت از حقوق کارکنان دولت به عنوان بخشی از شهروندان جامعه مثبت و موفق ارزیابی گردیده است.
واژگان کلیدی: هیئت رسیدگی به تخلفات اداری. دیوان عدالت اداری . آرای هیئت عمومی دیوان
مقدمه
در اصل 170 و 173 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران دیوان عدالت اداری را به عنوان نظارت قضائی بر اعمال دولت و قوه مجریه مطرح کرده است هیئت های تخلفات اداری نیز به عنوان یکی از مراجع اختصاصی و شبه قضائی و یکی از نهاد های مشمول در جهت بازنگری از آرای صادره از آن مراجع و از موضوعا ت مشمول صلاحیت دیوان میباشد بدیهی است که پدیده تخلفات اداری در هر شکل آن قابل توجیه نمی باشد صرف نظر از اوضاع و احوالی که توسط کارمند ارتکاب می یابد مهم نقش سیستم اداری و نهادهای متولی در بر خورد با این گونه پدیده ها است که به تناسب شرایط و اوضاع واحوال نسبت به آن عکس العمل منطقی و قانونی بعمل آید.در این راستا نقش هیئت های رسیدگی به تخلفات اداری بعنوان متولیان رسیدگی به این قبیل مسائل پر رنگ و با اهمیت می گردد بمنظور مقابله با تخلفات اداری و نظارت و کنترل بر روند فعالیت های دستگاه های دولتی قانون رسیدگی به تخلفات اداری مصوب 1372 به تصویب رسید مجری این قانون هیئت های بدوی و تجدید نظررسیدگی به تخلفات اداری مستقر در وزارتخانه ها و سازمان های دولتی می باشند در این تحقیق بحث از کلیات و تعاریف و چگونگی تشکیل و تشکیلات و نحوه رسیدگی به تخلفات اداری و عناصر قانونی و کارمندان دولت و قلمروی شمول قانون و صدور آرا وابلاغ و چگونگی اجرای آن ونهادهای نظارتی و نقش دیوان عدالت اداری به عنوان عالی ترین مرجع اداری در مقام دادرسی اداری و نظارت قضائی دیوان بعنوان نهاد حقوق عمومی بررسی و تحلیل آرای دیوان در قلمروی شعب و نیز هیئت عمومی از منظر اصول حقوق عمومی و حقوق اداری و نوع تاثیر گذاری آن در رسالتی که دیوان در جهت اعمال اصول حقوق عمومی دارد مورد ارزیابی قرار می گیرد.
اهداف
موضوع این تحقیق که یکی از دغدغه های تدوین کنده می باشدنقش دیوان عدالت اداری بعنوان یک مرجع قضائی و بعنوان عالی ترین نهاد اداری کشوردر جهت نظارت براعمال و تصمیمات هیئت های تخلفات اداری وچگونگی تاثیر آن بر اعمال حاکمیت قانون وصیانت از حقوق کارکنان دولت بعنوان بخشی از شهروندان جامعه با تحلیل وبررسی از آرای هیئت های تخلفات اداری ونقد و بررسی و تحلیل آرای شعب وهیئت عمومی دیوان عدالت اداری و علل نقض و یا تائید آن وشناسا ئی خلا های قانونی و آسیب شناسی در زمینه نکات مبهم واجرای قانون در نظام حقوق اداری پرداخته ایم.
پرسش
آیا دیوان عدالت اداری توانسته است نقش نظارتی خود را در جهت حفظ حقوق شهروندی و صیانت از کارکنان دولت ایفا نماید؟
2 آیا ضرورت وجود نهادی بنام هیئت های تخلفات اداری در وزارتخانه ها و سازمان های دولتی در جایگاه نظارت بر اعمال اداره وکارکنان آن و حاکمیت قانون احساس می شود .؟
3- چگونه هیئت های تخلفات اداری نقش نظارتی خود را در جهت تثبیت حاکمیت قانون اعمال می نماید؟.
فرضیه
1-دیوان عدالت اداری رسالت خود را بعنوان یک نهاد نظارتی در خصوص تصمیمات و آرای هیئت های تخلفات اداری وتحقق حاکمیت قانون و صیلنت از حقوق شهروندی ایفا نموده است.
2-وجودهیئت های تخلفات اداری بعنوان نهاد نظارتی در وزارتخانه ها در جهت تثبیت حاکمیت قانون و کنترل و نظارت بر اعمال اداره و کارکنان آن احساس می گردد.
3- هیئت های تخلفات اداری وظایف خود توسط قانون رسیدگی به تخلفات اداری مصوب 1372 و آئین نامه اجرائی قانون و دستور العمل اجرائی در جهت نظارت بر رفتار اداره وکارکنان آن اعمال می نماید.
روش تحقیق
روش تحقیق در این رساله بصورت کتابخانه ای و استفاده از مقالات و کتب حقوقی و مطالعه آرای شعب دیوان و هیئت عمومی و نیز جمع آوری قوانین مصاحبه با قضات صادر کننده در خصوص آرای هیئت های تخلفات اداری و تجزیه و تحلیل و نقد و بررسی آن صورت گرفته است.
موانع و دشواری های تحقیق
بلحاظ کثرت پرونده ها و تعدد موضوعات مورد تحقیق و عدم امکان دسته بندی موضوعات و نیازمند به زمان طولانی جهت جمع آوری و بررسی آن می باشد با جمع آوری تعدادی از آرای شعب و هیئت عمومی دیوان که چکیده ای از نظر اجماعی قریب باتفاق آرا قضات حاضر در جلسه هیئت عمومی دیوان مورد بررسی قرار گرفته است .با توجه به این که آرای صادره در دیوان از منظر حقوق عمومی و اداری مورد تحلیل قرار گرفته و محدودیت های آرای دیوان در تمسک به سایر اصول حقوق عمومی که عمدتا در زمینه غیر قانونی بودن تصمیمات و اقدامات و خارج از موازین قانونی و خروج از حوزه صلاحیت و اختیارات وضع قاعده قانونگذاری بوده که این محدودیت و کمبود آرا در ازمینه های مختلف اصول حقوق عمومی یکی از موانع و محدودیت های این تحقیق می باشد.
این تحقیق از دو بخش اصلی تشکیل گردیده است یک بخش در مورد کلیات و تعاریف مفاهیم , موضوعات تئوریک و قوانین و در بخش دوم تشکیلات و صلاحیت هیئت های بدوی و تجدید نظررسیدگی به تخلفات اداری و گروه تحقیق و هیئت عالی نظارت و اختیارات و صلاحیت و نحوه تشکیل و صدور آرا و نحوه ابلاغ و اجرای آن ونیز ساختار تشکیلاتی دیوان عدالت اداری و حوزه صلاحیت و اختیارات دیوان به عنوان یک مرجع نظارتی مورد بحث قرار گرفته است بار اصلی این تحقیق در واقع در بخش دوم متمرکز شده که در اثنای طرح موضوعات مورد بحث با استناد به آرای هیئت عمومیو شعب دیوان و تحلیل آن و علل نقض و یا تایید آن مورد بررسی قرار گرفته .
فصل اول: مبانی نظری و تئوریک نظارت قضائی
در این فصل نیاز مند زمینه سازی نظری پیرامون مبانی نظری و مفاهیم تئوریک در باب نظارت قضائی و جهات نظارت قضائی و معیار های ابطال مصوباتی که توسط مراجع عمومی و اداری تصمیم گیری می گردد و نیز آشنائی با مفاهیم اصول کلی حقوقی و و حوزه هائی از قلمرو صلاحیت ها و اختیارات مقامات اداری مورد بحث و تحلیل قرار می گردد.
مبحث اول: کنترل سازمانهای اداری
سازمانهای اداری هر کشور به مسیله دو دسته از نهاد ها مورد کنترل و نظارت قرار می گیرند
1-نهادهای کنترل کننده حکومتی– منظور نهاد هائی است که در ساختار حکومتی هر کشور به منظور و کنترل دیگر دستگاه ها ایجاد می شود در کشور ایران نهاد هائی مانند مجلس سازمان بازرسی کل کشورودیوان عدالت اداری از این قبیل اند.
2-نهاد های کنترل کننده غیر حکومتی- منظور از این گونه نهاد ها مطبوعات احزاب تشکیلات حرفه ای و شغلی و به طور کلی همه نهاد هائی که به نحوی بازتاب دیدگاه جامعه و افکار عمومی نسبت به عملکرد سازمانهای اداری کشور است.
نهاد های کنترل کننده حکومتی بر سازمان های اداری به سه صورت انجام می گیرد
بند اول- نظارت اداری
نظارت اداری خود بر تشکیلات ومستخدمین اعمال می نماید نظارت در جهت تطبیق با قوانین و متناسب با مصلحت عمومی است بیشتر موارد افرادی که در اثر عمل اداره متضرر شده اند شکایت می نمایند و هر دستگاهی خود بازرسی داخلی دارد که وظیفه کنترل و نظارت را دارد معمولا شکایت به رئیس و واحد بازرسی صورت می گردد.
سازمانها و مقامات اداری بر اجزا و کارکنان خود نظارت دارند مهمترین این نوع کنترل اداری از طریق سلسله مراتب اداری اعمال می گردد مقامات اداری حق ابطال یا اصلاح تصمیمات کارکنان زیر دست را دارند و از این طریق نظارت اداری را اعمال می نمایند.
نظارت اداری از طریق سازمان های بازرسی مستقل صورت می گیرد که از طریق غیر قضائی اعمال می گردد و در صورت وقوع تخلف و جرم برخورد قانونی از طریق مراجع قضائی بعمل می آید در ماده 2 قانون تشکیل سازمان بازرسی کل کشور نظارت سازمان بر اجرای صحیح قوانین و مقررات و آئین نامه ها و تصویب نامه ها و دستور العمل ها در دستگاه های اداری را مورد اشاره قرار داده است.
در نظام حقوق اداری غیر متمرکز در قالب قیمومت اداری نظارت خود را اعمال می کند این نوع نظارت ناظر بر اعمال و تصمیمات دستگاه های غیر متمرکز و نهاد غیر متمرکز می باشد و سازمان مرکزی حق ابطال تصمیمات و یا انحلال و سلب عضویت اعضای شورا را دارند
بند دوم- نظارت پارلمانی
پارلمان از طرق مختلف بر تصمیمات و اقدامات سازمان های اداری نظارت می کند حق قانونگذاری و تصویب قانون بودجه و حق تحقیق و بررسی و تفحص و سوال و استیضاح وزرا و رئیس جمهور بررسی گزارش دیوان محاسبات کشور و رسیدگی به شکایت از سازمانهای اداری کشور از مصادیق نظارت پارلمانی محسوب می گردد .
کنترل اعمال و تصمیمات اداری ممکن است به وسیله خود دستگاه اداری به عمل آید کنترل اداری و پارلمانی در عین اینکه دارای اهمیت فراوانی است ولی به تجربه ثابت شده است که این نوع نظارت ها بیشتر برای ارزیابی درجه پیشرفت ها و برنامه ها سود مند است تا جوابگوئی به دعاوی و شکایات افراد از دستگاههای اداری که به عنوان یک حق مسلم قانونی برای افراد شناخته شده است مسلما در اصلاحات اداری اصول و روش های نظارت اداری و پارلمانی را به گونه ای که بموقع و بیطرفانه و موثر باشد نمی توان از نظر دور داشت لکن آنجه در اینجا مورد نظر است کنترل و نظارتی است که باید بوسیله قوه قضائیه یعنی دادگاه ها انجام شود تا ماموران اداری احیانا از اختیارات قانونی خود تجاوز و تخطی و سو استفاده نکنند و حقوق افراد ضایع نشود.[2]
بند سوم- نظارت قضائی[3]
بازنگری قضائی شیوه ای است که به وسیله آن قضات دادگاه عالی اعمال حقوق عمومی را که با طرح دعوا نزد آنها مطرح می شود با توجه به صلاحیت دادگاه در صدور رای به ابطال ممانعت الزام وضوح بخشیدن و جبران خسارت به دقت بررسی می کنند نه به منظور قضاوت در مورد درستی و حسن تصمیم گیری مقام عمومی بلکه با تکیه بر اختیار دادگاه در تشخیص خطای حقوق عمومی با استناد به یکی از دلایل غیر قانونی بودن غیر معقول بودن یا غیر منصفانه بودن. خواهان شخصی است که باید دارای منفعت کافی باشد دسترسی به دیگر وسایل حمایتی جایگزین مناسب نداشته باشد و دادخواست خود را فورا تسلیم کند.[4]
نظارت قضائی بر اعمال اداری یعنی نظارتیکه قوه مستقل دیگری اعمال می کند مراجع و دادگاه ها و هیئت هایی بر اساس اعتراض فرد ذینفع به رسیدگی بپردازد خصوصیت نظارت قضائی را از نظارت اداری مشتثنی می کند این است که نظارت قضائی توسط محاکم وابسته به قوه قضائیه و یک نظارت خارجی محسوب می گردد در حالیکه نظارت اداری جنبه داخلی دارد در نظارت قضائی انعطاف پذیری وجود ندارد به دلیل این که به ارزیابی اداره می پردازد و عمل اداری را مورد مقایسه با قانون می نماید نظارت قضائی بصورت مستمر و مستقیم نمی باشد تا زمانی که افراد شکایت نمایند و با صدور حکم پایان می یابد نظارت قضائی بعد از نظارت اداری صورت می گیرد نظارت اداری بدون تشریفات است در نظارت قضائی همراه با تشریفات و تقدیم دادخواست و ارائه دلیل و مدارک و رسیدگی و صدور حکم می باشد عمل مقامات اداری موضوع و محور نظارت قضائی است عمل اداری بارز ترین محور و فعالیت دولت محسوب می گردد اداره نماد وجود دولت می باشد عمل اداری تنها شامل اقدام کلی مانند تصویب یک مصوبه دولتی یا آئین نامه نمی باشد بلکه شامل یک تصمیم ناظر بر یک شخص خاص یا گروه و افرادی باشد نیز می باشد.
تحقق اصل حاکمیت قانون بر اداره عمدتا از راه نظارت قضائی بر قانونی بودن اعمال اداره تضمین می گردد زیرا همان گونه که گفته شد در یک دولت قانونمدار دولت در برابر اعمالش مسئولیت داشته از شهروندان در برابر زورگویی های قوه مجریه و ادارات پشتیبانی و راه هایی برای شکایت علیه تصمیمات دولت در یک مرجع قضائی پیش بینی می شود.[5]
تظارت قضائی یکی از مهمترین کارکرد های حقوق اداری حمایت از حقوق شهروندی در برابر قدرت سیاسی است جایگاه اصلی این کارکرد در بحث نظارت براعمال دولت است حقوق اداری و علی الخصوص نظارت بر اعمال دولت تنها عرصه ای است که در آن می توان شاهد اجرائی شدن آرمان های شهروند گرایانه یک نظام سیاسی حقوقی بود ولی بهر حال نظارت مزبور باید دارای محک ها و معیار هائی باشد که بتوان اعمال دولت را بر طبق آن سنجید … معیارها و استانداردهائی را که مقامات صالح در ابراز نظر خود درباره اعمال دولت مد نظر قرار می دهند بر اساس اصل تفکیک قوا مورد بررسی قرار داد.
موضوع اصلی در بازنگری قضائی پاسخگوئی در تصمیم سازیهای عمومی است بنابر این بازنگری قضائی محدود به کنترل و نظارت بر اقدامات قوه مجریه در معنی مضیق آن به عنوان یکی از قوای حکومت نمی شود نظارت قضائی در این مفهوم به معنی بررسی دقیق تصمیمات و اقدامات عمومی از سوی دادگاه ها با هدف نظارت بر رعایت اصول و قواعد حقوقی است این اصول شامل قانون بالاتر نیز
1-2-1- انواع جنایت…………………………. 16
1-3- رفتار فیزیکی………………………….. 17
1-3-1- اقسام رفتار فیزیکی…………………… 17
1-4- معنا و مفهوم فعل………………………. 18
1-5- معنا و مفهوم ترک فعل…………………… 20
1-5-1- امتناع از انجام دادن فعل ایجابی معین…… 21
1-5-2- تکلیف قانونی………………………… 22
1-5-3- امتناع ارادی………………………… 22
1-5-4- تمایز جرم ترک فعل و جرم فعل…………… 22
1-5-5- انواع جرایم ترک فعل………………….. 24
1-5-5-1- ترک فعل محض……………………….. 24
1-5-5-2- جرم فعل ناشی از ترک فعل…………….. 25
1-5-5-2-1- معنا و مفهوم جرم فعل ناشی از ترک فعل.. 26
1-5-5-2-2- برخی از مصادیق جرم فعل ناشی از ترک فعل 30
1-6- معنا و مفهوم فعل معنوی…………………. 31
1-7- تعریف قتل عمد و نقش ترک فعل در آن……….. 32
1-8- انواع مجازات و بررسی نقش ترک فعل در آن…… 33
1-8-1- جرایم مستوجب حد……………………… 33
1-8-2- جرایم مستلزم قصاص……………………. 34
1-8-3- جرایم مستلزم پرداخت دیه………………. 35
1-8-4- جرایم مستلزم مجازاتهای تعزیری یا بازدارنده 35
1-9- پیشینه……………………………….. 36
فصل دوم: ترک فعل در جنایات
2-1- موضع قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 در مورد جرم ترک فعل در قتل عمد………………………………………. 45
2-1-1- وجود تعهد به انجام فعل……………….. 48
2-1-2- وجود وظیفه خاص قانونی………………… 50
2-1-3- ترک انجام فعل……………………….. 52
2-1-4- عمدی بودن ترک فعل……………………. 53
2-1-5- سبب اصلی و واحد نتیجه بودن ترک فعل…….. 53
2-1-6- وجود رابطه سببیت میان ترک فعل و جنایت حاصله 54
2-1-7- توانایی انجام فعل……………………. 56
2-1-8- ارکان تشکیل دهنده جرم ترک فعل…………. 57
2-1-8-1- رکن قانونی………………………… 57
2-1-8-2- رکن مادی………………………….. 57
2-1-8-3- رکن روانی…………………………. 59
2-1-9- مقایسه ماده واحده قانون مجازات خودداری از کمک به مصدومین … مصوب سال 1354 و ماده 295 ق.م.ا مصوب 1392 ……… 59
2-2- محدوده ترک فعل در صور مختلف ارتکاب جرم…… 60
2-2-1- مباشرت……………………………… 61
2-2-2- مشارکت……………………………… 61
2-2-3- معاونت……………………………… 64
2-2-3-1- معاونت در ترک فعل………………….. 64
2-2-3-2- معاون ترک فعل……………………… 67
2-3- مفهوم تسبیب…………………………… 70
2-3-1- تسبیب در ترک فعل…………………….. 73
2-4- مطالعه تطبیقی ترک فعل………………….. 78
2-4-1- جرایم ترک فعل واقعی………………….. 78
2-4-2- ارتکاب جرایم فعلی از طریق ترک فعل……… 79
2-4-3- شرایط مسئولیت کیفری تارک فعل………….. 81
2-5- نظر حقوقدانان در مورد ترک فعل…………… 85
2-5-1- نظر مخالفان…………………………. 85
2-5-2- نظر موافقین…………………………. 86
2-6- آراء فقها…………………………….. 93
2-6-1- نظر توقف……………………………. 93
2-6-2- نظر مخالف (مخالفان)………………….. 93
2-6-3- نظر موافقان…………………………. 94
2-6-4- ترک فعل از دیدگاه فقهای اهل سنّت………. 102
این مطلب را هم بخوانید :
2-7- نظر اداره حقوقی قوه قضائیه در مورد ترک فعل. 105
نتیجهگیری………………………………… 108
منابع……………………………………. 113
چکیده:
درباره اینکه آیا ترک فعل میتواند بخودی خود، جرم محسوب شود و آیا کسی را میتوان بخاطر خودداری از انجام کاری مجرم شمرد یا خیر، نظرات متعدد و متفاوتی توسط علمای اسلامی و حقوقدانان مطرح گردیده است. عدهای با این عقیده که ترک فعل و امتناع را امر عدمی دانستند، با آن مخالفت کرده و گفتند که امر عدمی نمیتواند سبب امر وجودی گردد و عنصر قانونی برایش قائل نشدند. از سوی دیگر، عدهای یکی از بهترین راههای ایجاد روحیه و تعاون و گسترش فرهنگ همکاری در بین آحاد جامعه که در مواقع خطر و اضطرار به یاری همدیگر بشتابند را، این دانستند که افراد جامعه باید به لحاظ قانونی ملزم به کمک و همکاری به یکدیگر شوند و در صورت امتناع از ادای تکلیف، با ضمانت اجراهای کیفری مواجه گردند. از آنجائیکه این موضوع در کلیه جرایم عموماً و در جنایات علیه اشخاص خصوصاً و در جرم قتل از نوع عمدی آن تخصیصاً، دارای اهمیت خاصی است، لذا قرآن کریم هم که تبیین کننده حدود خداوند متعال میباشد، درباره آن سکوت اختیار نکرده و نظر داده است، بطوریکه از آیه 32 سوره مائده به وضوح بر میآید که کسیکه برای نجات جان انسانی اقدام نماید، همانند کسی است که کل جامعه انسانی را نجات داده است. با توجه به موارد فوق و برای رسیدن به پاسخ سؤال صدرالاشاره، ضمن شرح اجمالی و مفصل درباره موضوع ترک فعل و بررسی و مطالعه تطبیقی آن در حقوق چند کشور دیگر، به موضع فقهای اسلامی و نظر حقوقدانان و آرای قضایی پرداخته شده و در پایان برداشت نگارنده از موضع قانون مجازات اسلامی 1392، در مورد نقش جرم ترک فعل در جنایات شرح داده شده است.
کلید واژهها: فعل، ترک فعل، جرم ناشی از ترک فعل، جنایت، رابطه سببیت، امر عدمی.
مقدمه
در آغاز این راه دشوار و پرتلاطم و در وادی پژوهش پیشرو که قلم در مسیر اثرگذاری بر لوح سپید زیر دست، رخصت از ذهن میگیرد، آنچه بدواً به فکر خطور میکند موضوع تحقیق است: جسم و جان، نفس و مادون نفس و جنایت بر آن با فعل یا ترک فعل.
بیتردید این پیکر خاکی بیارزش، آنگاه که از روح کردگار در آن دمیده شد، قیمت یافت و بالاترین ودیعه الهی و والاترین مقام و جایگاه را از آن خویش ساخت.
در بدو تاریخ پیدایش بشر و پس از رانده شدن نخستین مخلوقات خدا، آدم و حوا از بهشت، در قبال نافرمانی بزرگ به بهایی ناچیز، آنجا که حضرت حافظ میگوید: «پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت ناخلف باشم اگر من به جوئی نفروشم» فرزندان آدم اول بار موضوع این گناه نابخشودنی و جرم عظیم را رقم زدند و قابیل دست و دامان خویش را آلوده به خون هابیل ساخت.
تاوان آن بهشت فروشی و این جنایت تا مرگ انسانیت در عصر معاصر امتداد یافته که شاعر میگوید:
«… از همان روزی که دست حضرت قابیل / گشت آلوده به خون حضرت هابیل / آدمیت مرده بود…» در نتیجه پیشینه جنایت بر نفس به زمان حضرت آدم باز میگردد.
این جرم بدلیل جایگاه خاص خود، در تمامی قرون و اعصار مرکز توجه و تمرکز بوده و با توجه به برهه زمانی خاص خود، عکس العمل مقتضی را بدنبال داشته است.
پدیده جرم نیز از گذشته تا به امروز گریبان گیر جوامع مختلف بوده است. در گذشته به دلیل حاکمیت بیشتر دین بر جوامع لفظ جرم برابر با گناه بوده، به عبارت دیگر هر گناهی جرم محسوب شده و عقوبت خاص خود را داشت، اما امروزه این دو لفظ از هم فاصله گرفته و پدیده جرم به تنهایی مورد مطالعه علم حقوق قرار میگیرد.
در تمامی جوامع،اینکه دقیقاً مشخص کنیم چه کاری جرم است؟ و چه کاری جرم نیست؟ تابتوان بر مبنای آن قوانین مدونی را تدوین نمود، همیشه جزء بحث اصلی حقوقدانان وسیاستمداران بوده است.
در کشور ما ایران، اینکه بطور واضح بدانیم کدام فعل و کدام ترک فعل را انجام ندهیم تا از سوی مراجع قضایی توبیخ نشویم،از شالوده های اصلی قانون مجازات اسلامی میباشد و در تمامی مصوبات این قانون در سالهای مختلف،تلاش شده هر آنچه را که میتواند جرم باشد ولی در قانون به آن جرم انگاری نشده است، اضافه نمودو یا اینکه نواقص،ابهامات و اختلافات در خصوص آن با شفاف سازی و رفع تعارضات برطرف شود، از آن جمله میتوان تارک فعل در جنایات را نام برد که قانونگذار در قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 با تصویب ماده 295به تمامی ابهامات و اختلافات در خصوص مجرم شناختن تارک فعل پایان داد و برای همیشه تکلیف ترک کننده فعل را مشخص نمود.
در این پژوهش، تلاش شده به مقرّراتی که به تازگی و در قانون مجازات مصوب 1392 در خصوص ترک فعل در جنایات به تصویب رسیده است بپردازیم و تأثیرات و تبعاتی که میتواند داشته باشد را مورد بررسی و تحلیل قرار دهیم.
الف) طرح موضوع:
به تصریح ماده 2 قانون مجازات اسلامی:
«هر رفتاری اعم از فعل یا ترک فعلی که در قانون برای آن مجازات تعیین شده است، جرم محسوب میشود.» رکن مادی بیشتر جرایم به صورت فعل است، فعلی که قانونگذار انجام آن را جرم و مستوجب مجازات اعلام کرده است مانند سرقت و صدور چک بیمحل. در مقابل جرایمی هستند که رکن مادی آنها ترک فعل است. در چنین جرایمی قانونگذار وظیفه یا تکلیفی را برای افراد معین کرده و در صورتی که افراد از انجام آن خودداری کنند در معرض اعمال مجازات قرار خواهند گرفت، مثل جرم موضوع ماده 597 ق.م.ا (بخش تعزیرات) راجع به خودداری مقامات قضایی از رسیدگی به شکایات و تظلمی که مطابق شرایط قانونی نزد آنها برده شده یا جرم موضوع ماده 642 ق.م.ا (بخش تعزیرات)درباره خودداری از پرداخت نفقه که به موجب آن تارک فعل را به حبس محکوم نموده است.
به موجب قانون مجازات اسلامی مصوب 1370 در ارتکاب بعضی از جرایم از طریق فعل تردیدی نیست، ولی در وقوع آن از طریق ترک فعل محل بحث است، مثل جرم قتل عمدی. در بحث جرم قتل عمدی قانونگذار در بندهای سه گانه ماده 206 ق.م.ا مصوب 1370 به انجام کار از سوی قاتل اشاره کرده است، بدین ترتیب که در بند الف آن «قاتل با قصد قتل کاری انجام میدهد.» در بند ب «قاتل عمداً کار نوعاً کشنده را انجام میدهد» در بند ج (قاتل قصد قتل ندارد و کاری که انجام میدهد…) ملاحظه میشود که قانونگذار در بندهای سه گانه ماده 206 قانون فوق الذکر، از لفظ کار استفاده کرده است. ممکن است این شبهه مطرح شود که واژه کار در اینجا معادل فعل مذکور در ماده 2 قانون مجازات اسلامی مصوب 1370 است و چون قانونگذار فقط به فعل اشاره کرده، ارتکاب قتل عمدی از طریق ترک فعل با توجه به موازین فعلی قانون مجازات اسلامی ممکن نباشد، زیرا در موادی مانند ماده 350 ق.م.ا مصوب 1370 میگوید: « هر گاه دیواری را در ملک خود به طور معتدل و بدون میل به یک طرف بنا نماید لکن تدریجاً مایل به سقوط به سمت ملک دیگری شود، اگر قبل از آنکه صاحب دیوار تمکن اصلاح آن را پیدا کند ساقط شود و موجب آسیب یا خسارت گردد چیزی بر عهده صاحب دیوار نیست و اگر بعد از تمکن از اصلاح، با سهل انگاری سقوط کند و موجب خسارت شود مالک آن ضامن میباشد.» و همچنین در ماده 357 ق.م.ا مصوب 1370 که میگوید: «صاحب هر حیوانی که خطر حمله و آسیب رساندن آن را میداند باید آن را حفظ نماید و اگر در اثر اهمال و سهل انگاری موجب تلف یا خسارت گردد صاحب حیوان عهدهدار میباشد و اگر از حال حیوان که خطر حمله و زیان رساندن به دیگران در آن هست آگاه نباشد یا آنکه آگاه باشد ولی توانایی حفظ آن را نداشته باشد و در نگهداری او کوتاهی نکند عهده دار خسارتش نیست.» قانونگذار، تارک فعل را به صراحت مجرم شناخته و وی را در صورت ترک فعل مستحق مجازات دانسته است.
ولی ابهام و دغدغه ای که در اینجا مطرح میشود «نوع مجازات» تارک فعل است، زیرا سوالی که همیشه وجود داشت این بود که هرگاه تارک فعل، بر اثر عدم انجام عملی باعث مرگ شخصی شود و جنایت حاصل به او مستند شود آیا میتوان حسب مورد عمل او را عمدی، شبه عمدی و یا خطای محض دانست و وی را مجازات نمود؟!
به طور مثال اگر کسی دیوار خانه اش را از عمد تعمیر نکند و با علم بر فرو ریختن دیوار به آن وقعی ننهد و بداند بر اثر فرو پاشی دیوار فرد یا افرادی خواهند مرد آیا میتوان به استناد ماده 350و 206 قانون مجازات اسلامی مصوب 1370 وی را قاتل عمد دانست و مجازات نمود؟! در این مثال تارک فعل با خودداری از تعمیر دیوار مسبب مرگ شخص یا اشخاصی میشود.
و یا اگر صاحب خانهای بداند سگی که در خانه خویش دارد در صورت مواجه شدن با یک غریبه به او حمله میکند و حتی ممکن است باعث مرگ آن شخص غریبه شود، با این وجود بدون اینکه حرفی بزند به شخصی اذن بدهد که وارد خانه اش شود و بعد از ورود، سگ به او حمله کند و باعث مرگ او شود، آیا میتوان به استناد ماده 357 ق.م.ا مصوب 1370 وی را ضامن و به یکی از انواع قتل متهم و مجازات نمود؟!
قانونگذار در دو ماده فوق الذکر، شخص تارک را فقط به پرداخت خسارت محکوم نموده و وی را تنها در این حد ضامن شناخته است!!
مگر غیر از این بوده است که به استناد بند الف ماده 206 ق.م.ا مصوب 1370 قانونگذار در مواردی که قاتل با انجام کاری قصد کشتن شخصی معیّن یا فرد یا افرادی غیر معیّن از یک جمع را دارد، خواه آن کار نوعاً کشنده باشد، خواه نباشد ولی در عمل سبب قتل شود، قتل عمد شناخته و برای آن مجازات اعدام در نظر گرفته بود؟!
قانون مجازات اسلامی مصوب 1370 موادی را به ارتکاب جرم از طریق تسبیب به شکل ترک فعل اختصاص داده بود و تعمق در این مواد نشان میداد که به دلیل فقدان مسئولیت کیفری مباشر سبب، اقوا از مباشر بوده است، از این رو در همه این موارد تارک فعل که سبب باشد، مسئول است نه مباشر.
اما همانطور که در بالا بیان شد، ابهام در نوع این مسئولیت است، چرا اینکه فقط تارک فعل را، ضامن خسارت و به نوعی فقط پرداخت دیه محکوم نموده بود، در اینجا این سؤال به ذهن میرسید چه فرقی بین
ح) سازماندهی تحقیق………………………. 5
بخش اول: کلیات
فصل اول: ضابطین دادگستری، مفهوم، پیشینه، انواع و منابع اقتدار ……………………………………….. 7
مبحث اول: مفهوم ضابطین دادگستری……………. 7
گفتار اول: تعریف لغوی……………………. 7
گفتار دوم: تعریف حقوقی…………………… 8
گفتار سوم: تعریف ضابط در قوانین موضوعه ایران.. … 10
بند اول: تعریف ضابط در قانون سال 1290……. 10
بند دوم: تعریف ضابط در قانون سال 1330……. 11
بند سوم: تعریف ضابط در قانون سال 1378……. 11
بند چهارم: تعریف ضابط در قانون آیین دادرسی کیفری جدید 12
گفتار چهارم: وجه مشخصههای وظایف ضابطین دادگستری در قانون مصوب سال 78 12
مبحث دوم: پیشینه ضابطان دادگستری در حقوق موضوعه ایران 20
گفتار اول: موقعیت و علل پیدایش ضابطان دادگستری در حقوق موضوعه ایران 20
مبحث سوم: انواع و منابع اقتدار ضابطان دادگستری……………. 22
گفتار اول: انواع ضابطان دادگستری………….. 22
بند اول: ضابطان عام دادگستری ………….. 22
الف) نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران …. 23
ب) نیروهای مسلح …………………….. 30
بند دوم: ضابطان خاص دادگستری…………… 31
الف) تعریف ضابطان خاص دادگستری………… 31
ب) انواع ضابطان خاص دادگستری …………. 32
گفتار دوم: مفهوم و منابع اقتدار ضابطان دادگستری 56
بند اول: منابع اقتدار ضابطان دادگستری در حقوق فطری 58
بند دوم: منابع اقتدار ضابطان دادگستری در حقوق موضوعه… 59
فصل دوم: تحقیقات مقدماتی، مفهوم،اوصاف،مقامات و مراجع مربوطه 65
مبحث اول: مقامات تحقیقات مقدماتی………….. 67
مبحث دوم: اوصاف تحقیقات مقدماتی…………… 68
مبحث سوم: مقامات و مراجع ذیصلاح……………. 69
بخش دوم: وظایف واختیارات ضابطین دادگستری 70
فصل اول: جرم مشهود ومفاهیم آن…………… 71
مبحث اول: مفاهیم…………………………. 71
گفتار اول: مفهوم جرم و طبقهبندی جرائم……… 71
گفتار دوم: مفهوم جرم مشهود……………….. 72
مبحث دوم: مصادیق جرم مشهود ……………….. 73
مبحث سوم: مقایسه جرم مشهود و جرم غیرمشهود…… 74
فصل دوم: وظایف و اختیارات ضابطین دادگستری در جرائم مشهود 75
مبحث اول: اعلام وقوع جرم و جلوگیری از فرار متهم 75
گفتار اول: اعلام وقوع جرم به مقام قضایی ذیصلاح.. 75
گفتار دوم: اقدامات لازم برای جلوگیری از فرار متهم 80
بند اول: جلب متهم…………………….. 81
الف) تعریف جلب………………………. 81
ب) انواع جلب………………………… 82
ج) شرایط برگ جلب و نحوه تنظیم آن………. 85
د) نحوه اجرای برگ جلب………………… 87
بند دوم: بازداشت متهم…………………. 89
الف) بازداشت در جرایم مشهود…………… 91
ب) بازداشت در جرایم غیرمشهود …………. 93
فصل سوم: اقدامات لازم به منظور حفظ آثار و دلائل جرم و تحقیق و بازجویی……………………………… 96
مبحث اول: معاینه محل، ورود و تفتیش منازل و اماکن و اشیاء 97
گفتار اول: معاینه محل …………………… 97
گفتار دوم: ورود و تفتیش منازل و اماکن و اشیاء 99
این مطلب را هم بخوانید :
بند اول: بازرسی اماکن خصوصی …………… 101
بند دوم: بازرسی اماکن عمومی و اشیاء…….. 104
بند سوم: بازرسی بدنی اشخاص…………….. 106
بند چهارم: تشریفات بازرسی و تفتیش منازل و اماکن 107
مبحث دوم: تحقیقات محلی و استماع شهادت شهود….. 110
گفتار اول: تحقیقات محلی………………….. 110
بند اول: نحوه اجرای تحقیقات محلی……….. 111
گفتار دوم: استماع شهادت شهود……………… 112
بند اول: تعریف شاهد و مطلع ……………. 113
بند دوم: شرایط شاهد ………………….. 114
بند سوم: کیفیت احضار شهود……………… 115
بند چهارم: کیفیت استماع شهادت شهود……… 116
مبحث سوم: تحقیق و بازجویی از شاکی و متهم……. 118
گفتار اول: تحقیق و بازجویی از شاکی………… 118
گفتار دوم: تحقیق و بازجویی از متهم………… 121
بخش سوم: مسئولیتها و ممنوعیتهای قانونی ضابطان دادگستری 125
فصل اول: مسئولیتهای ضابطان و وجه افتراق آنها… 126
فصل دوم: مسئولیتهای ناشی از تخلف در انجام وظایف ضابطان دادگستری……………………………………….. 129
فصل سوم: ممنوعیت های قانونی ضابطان دادگستری…. … 135
مبحث اول: اخذ تامین از متهم ……………… 135
مبحث دوم: انجام هرگونه تحقیق یا اقدامی بدون اجازه مقامهای قضایی در جرایم غیرمشهود 138………………………………..
مبحث سوم: مفتوح نمودن نامههای سر بسته مربوط به متهم بدون اجازه مقام قضایی……………………………… 139
مبحث چهارم: تحقیق در جرائم منافی عفت………. 141
مبحث پنجم: تحقیق در جرایم اطفال…………… 143
نتیجه گیری و پیشنهادات……………………. 147
منابع و مآخذ…………………………….. 149
چکیده انگلیسی……………………………. 153
چکیده
بدون شک میتوان اذعان داشت که امنیت و عدالت دو مقوله جداییناپذیرند و بدون ایجاد امنیت، اجرای عدالت میسر نخواهد شد و بالطبع اجرای عدالت نیز در محیطی ناامن غیرممکن خواهد بود.
در این راستا، ضابطین دادگستری که طبق قانون، ایجاد امنیت و آسایش شهروندان را برعهده دارند، مهمترین بازوی اجرایی دستگاه قضایی در ایجاد امنیت و عدالت بهشمار میآیند و با عنایت به این که بهطور مستقیم با جان و مال و ناموس و شرافت و حیثیت شهروندان سروکار دارند، کوچکترین مسامحهای از طرف آنان ممکن است لطمات جبرانناپذیری به حقوق اشخاص وارد نماید.
نتیجه آن که دستگاه قضایی در اجرای صحیح وظایف محوله که همان اجرای صحیح قانون و عدالت است، موفق نخواهد شد الا اینکه ضابطین به دور از اعمال سلیقه شخصی و سوءاستفاده از قدرت و… و با شناخت وظایف و اختیارات قانونی خود ضمن رعایت ارزشهای والای انسانی و اسلامی (با حفظ کرامت) دستگاه قضایی را در راه یاری رسانند و بالطبع عدم شناخت ضابطین نسبت به وظایف و اختیارات قانونی خود میتواند یکی از معضلات و مشکلات فراروی دستگاه قضایی و همچنین ضابطین تلقی گردد.
لذا در این پایاننامه سعی نمودهام به نقش ضابطین قضایی در تحقیقات مقدماتی در پرتو قانون جدید آیین دادرسی کیفری پرداخته و راهکارهای علمی و عملی پیشنهاد گردد تا انشاءالله با رعایت قوانین علاوه بر حفظ کرامت و ارزشهای والای انسانی، دستگاه قضایی نیز در اجرای عادلانه قوانین بیش از پیش توفیق یابد.
کلید واژهها: ضابطین دادگستری، تحقیقات مقدماتی، قانون آیین دادرسی کیفری، قلمرو وظایف و اختیارات، جرایم مشهود و غیرمشهود.
مقدمه
یکی از نهادهایی که با شکل گرفتن اجتماعات و تولد جوامع شهری، ضرورت وجودی پیدا میکند، نهاد پلیس است. میدانیم که زندگی در جوامع بشری مستلزم برقراری ضوابط و مقرراتی است که ضامن بقای سلامت و استقرار امنیت باشد، بهطوری که نحوه رابطه افراد را در زمینههای گوناگون تحت نظم خاصی درآورد. انتظام بخشیدن به امور جاری زندگی اجتماعی، بدون شک مستلزم وجود مأمورانی است که ضوابط و مقررات قانونی را اعمال و اجرا نمایند.
ضابطان دادگستری یکی از بازوان مهم دستگاه قضایی در اجرای عدالت بهشمار میآیند و دستگاه قضایی در انجام رسالتهای محولهاش موفق نخواهد شد مگر اینکه از ضابطان مجرب و مأمورین کارآزموده که به وظایف و جایگاه قانونیشان آگاهی و اشراف کامل داشته باشد بهره گیرد.
حفظ کرامت و ارزش والای انسانی و احترام به آزادیهای مشروع و حقوق شهروندی و رعایت اصول و ارزشهای اسلامی در گرو اقدامات صحیح و عادلانه عوامل دستگاه قضایی از جمله ضابطان دادگستری است نه تنها محکومیتها باید برطبق ترتیبات قانونی و اصول و موازین قضایی باشد بلکه کشف و تعقیب جرایم و دستگیری مجرمین تحقیق از آنان باید مبتنی بر رعایت قوانین و با حکم و دستور قضایی مشخص و شفاف صورت گیرد و از اعمال هرگونه سلیقه شخصی و سوءاستفاده از قدرت و یا اعمال هرگونه خشونت غیرقانونی و یا یازداشتهای اضافی و بدون ضرورت اجتناب شود.
ضابطان دادگستری، به دلیل وظایف حساسی که برعهده آنان گذاشته شده است، از اهمیت خاصی برخوردارند. به همین دلیل، قانونگذار طی مباحث اولیه قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب، و همچنین قانون جدید آیین دادرسی کیفری به موضوع ضابطین و وظایف آنان پرداخته است.
آنچه مسلم است، اولین برخورد مقامات قانونی با جرایم ارتکابی، توسط ضابطین صورت میپذیرد و به عقیده متخصصان علوم جرمیابی، چنانچه این برخورد اولیه، توأم با دقت، هوشیاری، نکتهسنجی و ارتباط منظم وقایع نباشد، سنگبنای اولیه پرونده کیفری، کج نهاده خواهد شد و قاضی نیز که مدارک مکتوب در پروندهها بیشترین ادّله او برای تصمیمگیری است، به سبب سستی دلایل و مدارک جمعآوری شده، از صدور رأی متناسب عاجز مانده و در این رهگذر، اهداف مجازات که عبارتست از تنبیه مقصر، ارعاب سایرین، تشقّی خاطر مجنیعلیه و سایر امور، حاصل نمیشود، و نتیجه آن، تجرّی مجرمین و یأس و دلسردی مردم نسبت به دستگاههای انتظامی و قضایی خواهد بود که اثر مستقیمی بر افکار مردم نسبت به حکومت خواهد داشت. علاوه بر آن ضابطانی که بدنه اصلی پروندههای کیفری را طراحی و تدارک مینمایند و بهطور مستقیم با جان و مال و اعراض و حیثیت شهروندان سروکار دارند و کوچکترین مسامحهای از طرف آنان ممکن است لطمات جبرانناپذیری به حقوق اشخاص وارد نمایند بیگمان تحقیقات مقدماتی بهعنوان مرحلهای که در آن دلایل له و علیه متهم جمعآوری میشود و در این مسیر از ادامه تعقیب مصون مانده یا به مرحله قضاوت و احتمالاً محکومیت هدایت میشود مرحلهای مهم از مراحل دادرسی کیفری است مرحلهای که در قوانین اکثر کشورها خصوصاً در قانون آیین دادرسی کیفری به شکل کیفیت و چگونگی انجام آن، حقوق و تکالیف طرفین و ضابطان توجه ویژهای معمول شده است. با این همه در چند دهه اخیر، در برخی از کشورها اقداماتی در جهت جلوگیری از طولانی شدن کل روند دادرسی که تحقیقات مقدماتی قسمتی از آن است به عمل آمده، لذا با راهنماییهای اساتید ارجمند، در این رساله سعی شده تا نقش ضابطین قضایی در تحقیقات مقدماتی در پرتو قانون جدید آیین دادرسی کیفری مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
الف) بیان مسئله
اصولاً در آیین دادرسی کیفری انجام تحقیقات مقدماتی برعهدهی دادسرا میباشد. معمولاً ضابطین دادگستری، تحت نظارت دادستان، انجام امور تحقیقات مورد نظر مقامات قضایی را برعهده دارند. بدیهی است ضابطین دادگستری در انجام تکالیف محوله ملزم به رعایت قوانین و مقرراتی میباشند که از طرف قانون گزار به آنها واگذار گردیده وعدم رعایت این قوانین و مقررات چهبسا ممکن است به ابطال تحقیقات محوله گردد. در تحقیق حاضر، نقش ضابطین دادگستری اعم از ضابطین عام و خاص در تحقیقات از منظر قانون جدید آیین دادرسی کیفری مورد بحث و بررسی قرار میگیرد.
ج) اهمیت و ضرورت تحقیق
اصولاً نقش ضابطین دادگستری در فرایند آیین دادرسی کیفری به لحاظ اینکه تحقیقات معمولاً، اساس رسیدگی را تشکیل میدهد، حائز اهمیت فراوانی میباشد و از این جهت پرداختن پیرامون موضوع بهویژه از منظر قانون جدید آیین دادرسی کیفری اهمیت مضاعف دارد.
د) پرسشهای تحقیق
هـ) فرضیههای تحقیق
و) اهداف تحقیق
ز) روش تحقیق
– روشی که در این تحقیق بهکار رفته بهصورت توصیفی تحلیلی می باشد ابتدا محقق مطالب مرتبط را از منابع استخراج و عنداللزوم مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهد.
– روش گردآوری اطلاعات: در گردآوری اطلاعات و مطالب تحقیق باتوجه به اینکه این تحقیق از نوع توصیفی بوده، لذا با بهرهگیری و استفاده از نظرات استاد محترم راهنما و اساتید حقوق، مطالعات کتابخانهای منابع فارسی، کتب ترجمه شده و متون حقوقی، مجلات و مقالات مرتبط با موضوع تحقیق، از روش فیشبرداری جمعآوری شده و همچنین از تجارب قضات دادسرا بهویژه دادسرای نظامی جهت تکمیل مطالب بهره گرفتیم.
هـ ) سازماندهی تحقیق
ـ این پایان نامه از سه بخش تشکیل شده که بخش اول در خصوص کلیات موضوع پایان نامه بحث می نماید و بخش دوم در خصوص ضابطین دادگستری و جرم مشهود بوده در بخش سوم در خصوص مسئولیت ها و ممنوعیت های قانونی ضابطان دادگستری توضیح داده می شود، لازم به ذکر است هر بخش دارای چندین فصل بوده که به تفصیل در خصوص موضوعات بخش بحث می نماید.
فصل اول: ضابطین دادگستری، مفهوم، پیشینه، انواع و منابع اقتدار
مبحث اول: مفهوم ضابطین دادگستری
گفتار اول: تعریف ضابط در فرهنگ لغات
در فرهنگ لغت دهخدا[1] و در باب تعریف ضابط چنین آمده است: فراهم آورنده، نگاهدارنده، نگاهدارنده چیزی، آنکه ضبط مدینه و سیاست آن را از طرف سلطان بس باشد. شحنه – گرد عالم گشتن چه سود پادشاه ضابط باید (ابوالفضل بیهقی). پادشاه ضابط باید چون ملکی و بقعتی بگیرد و آن را ضبط نتواند کرد و زود دست بمملکت دیگر یازد. (ابوالفضل بیهقی، ص 90) ما را خداوندی گماشت عادل و مهربان و ضابط (ابوالفضل بیهقی) مبر؛ انه لمبر بذلک؛ ای ضابط له. رجل ضابط؛ مرد هشیار و توانا و سخت. (منتهی الارب) شتر قوی سخت. (منتهی الارب). شیر بیشه. (منتهی الارب) در اصطلاح درایه. متقن مثبت. ج؛ ضابطون و ضباط و ضوابط.
ضابط: فراهم آورنده، نگاهدارنده، نگاهدارنده چیزی، آنکه شهری را از طرف سلطان اداره کند. شحنه. حاکم. والی. مامور وصول مالیات. در اصطلاح درایه؛ متقن مثبت؛ ضابطون. ضباط. ضوابط.
پلیس: پاسبان اداره شهربانی (نظمیه) عسس. محتسب. مجموعه نیروهای انتظامی حافظ نظم و امنیت جامعه. مجازاً؛ محل استقرار این نیروها.
پلیس راه: بخشی از نیروهای انتظامی که انتظامات رفت و آمد وسائط نقلیه در راه ها و در شهرها را بر عهده دارد. هر یک از ماموران آن سازمان.
پلیس مخفی: مامور پلیسی که لباس خاصی ندارد تا شناخته نشود و پلاکی دارد که هنگام ضرورت ارائه میکند.
و اما در فرهنگ لغت معین[2] ضابط این گونه تعریف گردیده است :1- نگاهدارنده؛ حفظکننده 2- آنکه شهری را از جانب سلطان اداره کند؛ شحنه؛ 3- حاکم؛ والی 4- (درایه) متقن؛ مثبت 5- نیرومند؛ قوی 6- محصل مالیات 7- ممیز و مفتش حساب 8- مباشر؛ ج. ضابطون؛ ضابطین– ضباط؛ ضوابط.
پلیس: شهربانی؛ نظمیه 2- پاسبان؛ آژان؛ عسس؛ محتسب اداره سه. سر- کلانتری (فره). سه مخفی. کارآگاه (فره)
پلیسی: منسوب به پلیس– داستان پلیسی
ضابط در فرهنگ لغت عمید[3] نیز این گونه تعریف گردیده: نگاهدارنده؛ حفظ کننده قوی؛ نیرومند؛ حاکم؛ قائد؛ مرد باهوش؛ ضباط؛ جمع
پلیس: نظم؛ انتظام؛ اداره شهربانی؛ پاسبان شهربانی
پلیس مخفی: کارآگاه
گفتار دوم: تعریف ضابط از دیدگاه حقوقدانان
آخوندی[4] در تعریف ضابط آورده است: ضابطان دادگستری یا پلیس قضایی مامورینی هستند که تحت نظارت و تعلیمات دادستان عمومی یا سایر مراجع قضایی در کشف و تحقیق مقدماتی جرم؛ حفظ آثار و دلایل آن و جلوگیری از فرار و اختفای متهم به موجب مقررات قانون اقدام می کنند.
آشوری معتقدند؛ که ضابطین دادگستری مامورانی هستند که تحت نظارت و تعلیمات مقام قضایی برای کشف جرم؛ بازجویی مقدماتی از متهم و نیز جلوگیری از فرار یا پنهان شدن او و سرانجام حفظ آثار و دلایل جرم طبق ضوابط قانونی ؛ اقدام می کنند.
خالقی[5] معتقدند: ضابطین دادگستری بازوی اجرایی دادسراها و دادگاهها در انجام وظایفشان هستند که قانون تکالیف زیادی بر عهده ضابطین دادگستری قرار داده که از نخستین لحظههای پس از وقوع جرم تا واپسین دقایق اجرای مجازات را در برمیگیرد و شامل کشف جرم؛ گزارش وقوع آن به دادسرا؛ جلوگیری از محو دلایل و آثار جرم؛ ممانعت از فرار متهم انجام دستورات مقامات قضایی در تحقیق و بازجویی و ابلاغ اوراق قضایی می شود
و اما جوانمرد معتقدند: ضابطین در لغت به معنای مباشر؛ حفظ کننده و نگاهدارنده هر چیزی به حد خودش می باشد در اصطلاح حقوقی؛ ضابطین؛ بازوی اجرایی دادسرا و دادگاهها در راستای انجام وظایفشان میباشند. قانونگذار در قوانین مختلف حسب مورد از زمان کشف جرم تا مرحله اجرای مجازات تکالیفی بر عهده ضابطین قرار داده است.
گفتار سوم: تعریف ضابط در قوانین موضوعه ایران
بند اول: تعریف ضابط در قانون سال 1290
در مورد ضابطان قضایی می توان گفت: کسانی اند که علی رغم ابلاغ و پایه قضایی وظایف و اختیارات ضابطین دادگستری را دارا بوده به عنوان مثال در قانون آ.د.ک مصوب 1290 دادستان و بازپرس جزو ضابطین دادگستری بوده اند که خود این برگرفته از مقررات قانون تحقیقات جنایی قدیم فرانسه صورت گرفته بود.
بند دوم: تعریف ضابط در قانون سال 1330
قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1330 در ماده 19 خود می گوید؛ ضابطان عدلیه عبارتند از: مامورین که مکلفند به تفتیش و کشف جرائم (خلاف و جنحه و جنایت) و با اقداماتی که برای جلوگیری مرتکب از فرار یا مخفی شدن موافق مقررات قانون باید بعمل آید.
بند سوم: تعریف ضابط در قانون سال 1378
در قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1378 در ماده 15 خود می گوید؛ ضابطین دادگستری مامورانی هستند که تحت نظارت و تعلیمات مقام قضایی در کشف جرم و بازجویی مقدماتی و حفظ آثار و دلایل جرم و جلوگیری از فرار و مخفی شدن متهم و ابلاغ و اجرای تصمیمات قضایی به موجب قانون اقدام مینمایند و عبارتند از:
1- نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران.
2- روسا و معاونین زندان نسبت به امور مربوط به زندانیان.
3- مامورین نیروی مقاومت بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که به موجب قوانین خاص و در محدوده وظایف محوله ضابط دادگستری محسوب می شوند.
4- سایر نیروهای مسلح در مواردی که شورای عالی امنیت ملی تمام یا برخی از وظایف ضابط بودن نیروی انتظامی را به آنان محول کند.
5- مقامات و مامورینی که به موجب قوانین خاص در حدود وظایف محوله ضابط دادگستری محسوب می شوند.
تبصره: گزارش ضابطین در صورتی معتبر است که موثق و مورد اعتماد قاضی باشد.
بند چهارم: تعریف ضابط در قانون آیین دادرسی کیفری جدید مصوب 1393
در قانون قانون آیین دادرسی کیفری جدید مصوب 1393 در ماده 28 خود میگوید: ضابطان دادگستری مأمورانی هستند که تحت نظارت و تعلیمات دادستان در کشف جرم، حفظ آثار و علائم و جمعآوری ادله وقوع جرم، شناسایی، یافتن و جلوگیری از فرار و مخفی شدن متهم، تحقیقات مقدماتی، ابلاغ اوراق و اجرای تصمیمات قضائی، به موجب قانون اقدام میکنند.
گفتار چهارم: وجه مشخصههای وظایف ضابطین دادگستری در قانون مصوب سال 78 و مقایسه آن قانون جدید
1- شاید مهمترین چالشی که دستگاه قضایی و ضابطین در ارتباط با قلمرو وظایف ضابطین با آن مواجه میشدند تعریف ضابطین دادگستری در ماده 15 ق.آ.د.کیفری مصوب سال 78 باشد که بدین لحاظ همیشه این تعریف کلی مشکلات عدیده ای را (بالاخص برای مقامات ارشد نیروی انتظامی) به همراه داشته است. چرا که هر یک از مقامات قضایی (حتی دادیاری در یکی از دورافتادهترین شهرهای کشور) فرمانده نیروی انتظامی کشور را هم ضابط خود قلمداد می نمود و این باعث تنشهای زیادی در اقصی نقاط کشور گردید و به همین علت مدتهای مدیدی بر تعریف جامع و دقیق از ضابطین بحثهای فراوانی بین دو دستگاه وجود داشته است و شاید بتوان گفت بر اثر همین چالش بوده که ماده 28 قانون جدید تعریف جدیدی از ضابطین را ارائه نموده و هر چند همین تعریف نیز جامع و کامل نمیباشد و بنظر میرسد در عمل مقامات نیروی انتظامی را با مشکلات جدیدی مواجه خواهد ساخت و بهعنوان مثال به موارد زیر بایستی اشاره نمود:
الف) نیروی انتظامی مختار خواهد بود فقط کسانی را که خود میخواهد مورد آموزش قرار داده تا بعنوان ضابط، به اعمال ضابطیت بپردازد و بالطبع دستگاه قضایی این را نخواهد پسندید و افکار متفاوتی خواهد داشت .
ب) چنانچه فرماندهان ارشد خود را ضابط ندانند و مورد آموزش قرار نگیرند بالطبع ضابط دادگستری محسوب نخواهند شد و در این صورت نمیتوانند در مواجهه با جرایم مشهود اقدامی انجام دهند و این عمل (بالاخص در مواقع حساس و بحرانی نظیر شورشها و ناآرامیهای خیابانی و…) آنها را با چالش جدی مواجه خواهد ساخت.
ج) در تعریفی که در ماده 29 قانون جدید، از ضابطان عام بعمل آورده تا حدودی مشکلاتی را که کارکنان ستادی ناجا در مواجهه با تعریف ضابطین داشته اند مرتفع نموده لیکن همین امر مشکل جدیدی را هم بوجود خواهد آورد و آن مواقعی است که افراد ستادی ناجا در ایامی نظیر انتخابات، شورش ها و… به کمک دیگر کارکنان نیروی انتظامی وارد عمل می شوند و بالطبع در این مواقع اگر ضابط شناخته نشوند، چگونه خواهند توانست وظیفه حفاظت از صندوقهای رای را بعهده بگیرند و یا در مواقع بحرانی و مواجهه با جرایم مشهود اقدام لازم را معمول دارند.
د) چالش دیگر از تبصره ماده 29 قانون جدید نشات می گیرد و با عنایت باینکه بسیاری از امور نیروی انتظامی توسط کارکنان وظیفه صورت میگیرد ضابط ندانستن آنها هم ناجا را با مشکلات عدیدهای (بدلیل کمبود نیروی لازم) مواجه خواهد ساخت.
هر چند محسناتی را هم خواهد داشت و آن هم مشکلاتی است که سربازان وظیفه در امور محوله داشتهاند و در بسیاری از موارد، عدم کارآیی آنان از حضور آنان، پر رنگ تر بوده است.
ضمن اینکه مسئولیت و ابتکار عمل را به ضابطین محول کرده که تا حدود زیادی از مشکل ذکر شده جلوگیری خواهد نمود.
2- در مقایسه ماده 28 قانون آیین دادرسی کیفری جدید با ماده 15 قانون ایین دارسی کیفری 1378 تقریبا همین ماده تکرار شده است .تنها اختلاف انها حذف عبارت بازجویی مقدماتی از قانون جدید است.
لازم به ذکر است که که چنین وظیفهای برای ضابطان در قانون آیین دادرسی 1290 نیز پیشبینی نشده بود. با این حال میتوان گفت بازجویی مقدماتی ازجمله وظایف ظابطان است زیرا با وجود عبارت تحقیقات مقدماتی در متن ماده 28 قانون جدید؛ قطعاً میتوان بازجویی مقدماتی را هم یکی از مصادیق تحقیقات مقدماتی بشمار آورد. ضمناً از مابقی مواد قانون جدید(همچون ماده 42) که مقرر میدارد: بازجویی وتحقیقات از زنان و افرادی که سن آنها پانزده سال یا کمتر از آن است در صورت امکان باید توسط ضابط آموزش دیده زن انجام شود، می توان فهمید همچنان بازجویی مقدماتی از وظایف ضابطان است.
3- در قانون جدید برخلاف ق.ا.د ک 1378؛ ضابطان خاص از ضابطان عام بصورت مشخص تفکیک شده است. این شکل از تقسیم بندی قبل از این در کتب حقوقدانان مختلف آورده شده بود.
4- برخلاف ق.ا.د.ک سال 1378- در ماده 29 قانون؛ عنوان ضابط عام تنها شامل فرماندهان، افسران و درجه داران آموزش دیده نیروی انتظامی شده است و لازم بذکر است که در ق.ا.د.ک1378 نیروی انتظامی به صورت کلی ضابط دادگستری معرفی شده است.
با این توضیح که در ق.ا.د.ک1378 اولاً؛ درجه ملاک نبوده و ثانیاً آموزش دیده بودن از شرایطی که ضابط میبایست دارا باشد نبوده است، در حالی که ماده 30 قانون بصراحت ضابط بودن را منوط به فراگیری مهارتهای خاص وگذراندن دوره آموزشی زیر نظر مقام قضایی و تحصیل کارت ضابط دادگستری میداند.
5- در تبصره یک ماده 45 قانون جدید آمده است که: در صورتی که برخی از جرایم احصا شده در این قانون بصورت مشهود واقع شود در صورت عدم حضور ضابطان، تمامی شهروندان می توانند اقدامات لازم را برای جلوگیری از فرار مرتکب جرم و حفظ صحنه جرم به عمل آورند که این از نکات جالب توجه قانون بحساب می آید و هر چند میتوان تعارض را بین این تبصره و ماده 30 مشاهده کرد.
6- مورد دیگری که در قانون جدید آورده شده است و در قانون آیین دادرسی سال 1378 به آن اشارهای نشده بود ذکر صریح ضابط نبودن کارکنان وظیفه است. این مورد در (تبصره ماده 29 قانون جدید) بدین صورت نگارش یافته است: کارکنان وظیفه، ضابط دادگستری محسوب نمی شوند،اما تحت نظارت ضابطان انجام وظیفه می کنند و مسئولیت اقدامات انجام شده آنها با ضابطان است.
7- در مورد ضمانت اجرای این بخش نیز لازم است بیان شود که (وفق ماده 30 قانون جدید) اقدامات افرادی را که فاقد کارت ویژه ضابط دادگستری اند از نظر قانونی بدون اعتبار دانسته است.
همچنین در (تبصره یک ماده 32 قانون جدید) نیز آمده است که ارجاع امر از سوی مقام قضایی به ماموران یا مقاماتی که حسب قانون، ضابط تلقی نمی شوند، موجب محکومیت انتظامی تا درجه 4 است.
8- از دیگر نوآوریهای قانون جدید نسبت به ق.ا.د.ک 1378 در جهت حفظ حقوق متهم؛ تشکیل پلیس خاص در مورد اطفال و نوجوانان است و بهمین علت در ماده 31 لایحه پلیس موظف است به منظور حسن اجرای وظایف ضابطان در مورد اطفال و نوجوانان، پلیس ویژه اطفال ونوجوانان در نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران تشکیل میشود.
انتقاداتی که در این زمینه وجود دارد یکی عدم معین کردن محدوده سنی مشخص است و دیگر اینکه منظور از اطفال و نوجوانان چه کسانی هستند؟ آیا منظور افراد کمتر از 15سال برای پسران و 9 سال برای دختران است یا منظور افراد زیر 18 سال است؟!
9 – نوآوری دیگر در قانون جدید بازدید سرزده دادستان از مراجع انتظامی میباشد: در وضعیت فعلی به دلیل آنکه دادستان عملاً قادر به نظارت مستمر و مستقیم بر ضابطین نمیباشد ممکن است رویه غلطی در کلانتریها ایجاد شود و همین رویه موجب تضییع حقوق متهم شود. بطور مثال در جایی دادستان تنها دستور جلب متهم را صادر می کند ولی متاسفانه ماموران کلانتری به دلیل عدم آگاهی و عدم نظارت دادستان در راستای انجام دستور مذکور بصورت خودسرانه وارد منزل متهم شده و حتی منزل وی را تفتیش میکنند. در حالی که اگر دادستانها وظایف قانونی خود را انجام می دادند چنین مواردی رخ نمیداد. مشکلات عملی فوق باعث شد که در قانون جدید علاوه بر ایجاد وظیفه نظارت برروی اعمال ضابطین از سوی دادستان در یک اقدام نوین حداقل زمانی که دادستان باید این وظیفه را انجام دهد یعنی 2 ماه رادر ماده 33 قانون جدید پیش بینی کند و دفتر مخصوصی برای قید دستورات تدارک دیده شود.
نکته جالب توجه دیگر در این ماده این است که دادستان ممکن است به صورت سرزده از کلانتریها بازدید کند و پلیس نیز حق جلوگیری از این کار را ندارد. این نوع بازدید میتواند یک جنبه پیشگیرانه در جرائم ضابطان علیه متهمان داشته باشد.
این ماده چنین نگارش یافته است: دادستان به منظور نظارت بر حسن اجرای وظایف ضابطان، واحدهای مربوط را حداقل هر دو ماه یکبار مورد بازرسی قرار میدهد و در هر مورد، مراتب را در دفتر مخصوصی که به این منظور تهیه میشود، قید و دستورات لازم را صادر می کند.
البته نکاتی در این خصوص قابل بحث است که میبایستی مورد توجه قرار گیرد.
الف) در قوانین قدیم نیز دادستان میتوانست در هر زمان از واحدهای انتظامی مرتبط با ضابطان بازدید نماید و هرگونه مواردی که قابل بیان می دانست به ضابطین گوشزد می نمود و حتی میتوانست، آموزشهای لازم را به ضابطین ارائه نماید و تمامی پرونده های قضایی را بازدید و از تحت نظرگاهها و بازداشتگاههای واحدهای انتظامی حوزه قضایی مربوطه بازدید و نظارت لازم را اعمال نماید. ضمن اینکه دیگر قضات نیز میتوانستند در حدود دستورات قضایی خود در پروندههای قضایی از واحدهای انتظامی بازدید و بر نحوه انجام دستورات قضایی صادره و همچنین افراد بازداشت شده (پروندههای مرتبط با دستورات قضایی صادره از خود) را ملاقات نماید
ب) در قانون جدید تنها به این امر اکتفا شده که برای بازدید دادستان مدت تعیین نموده و اعلام داشته برای بازدید وی، دفتر مخصوص نیز تهیه شود. لیکن برای دیگر مقامات قضایی، وظیفهای تعیین نشده و نحوه بازرسی آنان از پروندههای مرتبط – افراد بازداشتی و… مشخص نگردیده است.
ج) ضمانت اجرایی: با توجه به اینکه دادستان به اندازه کافی دارای مشغله کاری میباشد بنظر میرسد این وظیفه برای دادستان ضروری بنظر نرسد (حداقل برای مدت تعیین شده) ضمن اینکه چنانچه دادستان در این مدت وظیفه خود را انجام ندهد. چه ضمانت اجرایی برای این کار وجود دارد و با اینکه چه کسی از عمل وی مطلع شده یا خواهد شد و… .
10- در ماده 20 ق.ا.د.ک.1378 قید شده که چنانچه ضابطین به هر علت نتوانستند به انجام دستورات مقام قضایی عمل کنند باید در پایان هر ماه گزارش عملکرد خود را با ذکر علت به مقام مربوطه اطلاع دهند و این در حالی است که در قانون جدید (ماده 34) ضابطان در این مورد باید اجرای دستورات را تا پایان مدتی که از طرف دادستان یا مقام قضایی دیگر اعلام شده به آنها ارسال کنند. به نظر می رسد با توجه به اینکه ضابطان برخلاف ق.ا.د.ک78 هیچ تکلیفی به ارائه گزارش در پایان هر ماه را ندارند شاید در عمل باعث شود حقوق متهم مورد خدشه قرار گیرد.
11– نوآوری دیگری که در قانون جدید بوجود آورده شده ملاک اعتبار و ارزش گزارش ضابطین دادگستری است (در ق.ا.د.ک.78 و در تبصره ماده 15) گزارش ضابطین در صورتی معتبر بوده که موثق و مورد اعتماد قاضی میبود لیکن در قانون جدید (ماده 36) قید شده: گزارش ضابطان در صورتی معتبر است که برخلاف اوضاع و احوال و قرائن مسلم قضیه نباشد و براساس ضوابط و مقررات قانونی تهیه وتنظیم شود و بنظر میرسد تا حدودی از انتظاراتی را که ضابطین از این ماده انتظار داشته اند برآورده نموده است.
12- از دیگر نوآوریهای قانون جدید در جهت حفظ حقوق متهم ماده 47 قانون جدید است که مقرر میدارد: هرگاه فردی خارج از وقت اداری به علت هر یک از عناوین مجرمانه تحت نظر قرار گیرد، باید
1-6) فرضیه های پژوهش.. 8
1-7) محدودیت های پژوهش.. 9
1-7-1) محدودیت های قابل کنترل.. 9
1-7-1-1) شرایط بیماران جهت شرکت در طرح تحقیقاتی.. 9
1-7-1-2) شرایط محرومیت بیماران.. 9
1-7-1-3) محدوده ی پژوهش.. 10
1-7-2) محدودیت های غیرقابل کنترل.. 10
1-8) تعاریف اصطلاحات و مفاهیم.. 10
1-8-1) تعاریف نظری.. 10
1-8-2) تعاریف عملیاتی.. 11
فصل دوم: ادبیات و پیشینه تحقیق
2-1) مقدمه.. 13
2-2) مبانی نظری پژوهش.. 13
2-2-1) بیماری مولتیپل اسکلروزیس.. 13
| صفحه | عنوان |
2-2-3) تاریخچه بیماری ام.اس.. 16
2-2-3-1) در دنیا.. 16
2-2-3-2) همه گیر شناسی مولتیپل اسکلروزیس در ایران.. 17
2-2-3-3) همه گیر شناسی مولتیپل اسکلروزیس در اصفهان.. 17
2-2-4) علائم و نشانه ها.. 18
2-2-4-1) تغییرات خلق و خو.. 19
2-2-4-2) اختلال در عملکرد شناختی.. 20
2-2-4-3) اختلال اعصاب مغزی.. 21
2-2-4-4) اختلال در سیستم حرکتی.. 21
2-2-4-5) اختلال در عملکرد مخچه ای (اختلال در تعادل و هماهنگی) 22
2-2-4-6) اختلالات حسی(درد).. 22
2-2-2-4-7) اختلال اسفنکتری و اختلال سیستم اوتونوم(کنترل مثانه و روده ها) 22
2-2-3) تظاهرات ثانویه.. 22
2-2-5) علائم عینی.. 23
2-2-6) تشخیص بیماری.. 23
2-2-6-1) روش های تشخیص آزمایشگاهی مالتیپل اسکلروزیس.. 24
2-2-6-2) ارزیابی کلینیکی بیماری.. 24
2-2-7) درمان های موجود برای بیماری مولتیپل اسکلروزیس.. 24
2-2-7-1) درمان های مکمل.. 25
2-2-8) تمرین درمانی بیماران مولتیپل اسکلروزیس.. 25
2-3) تمرینات پیلاتس.. 25
2-3-1) تاریخچه پیلاتس.. 25
2-3-2) پیلاتس.. 26
| صفحه | عنوان |
2-3-3) کنترولوژی.. 27
2-3-3-1) اصول تمرینات پیلاتس.. 27
2-3-4) فواید پیلاتس.. 28
2-3-5) تاریخچه پیلاتس در ایران.. 29
2-4) مرور تحقیقات و مطالعات انجام شده.. 29
2-4-1) مروری بر تحقیقات داخلی.. 29
2-4-2) مروری بر تحقیقات خارجی.. 32
2-5) جمع بندی تحقیقات.. 36
فصل سوم: روش تحقیق
3-1) مقدمه.. 38
3-3) جامعه آماری.. 39
این مطلب را هم بخوانید :
3-4) آزمودنی ها و شیوه انتخاب آن ها.. 39
3-5) مراحل انجام تحقیق.. 39
3-6) متغیر های تحقیق.. 40
3-6-1) متغیر های مستقل.. 40
3-6-2) متغیر وابسته.. 40
3-7) مواد یا موارد اندازه گیری شده.. 40
3-7-1) آزمون حافظه بالینی وکسلر.. 40
3-7-2) مقیاس سنجش شدت خستگی.. 41
3-7-4) آزمون 30 ثانیه نشستن و برخاستن.. 44
3-7-6) مقیاس سنجش میزان ناتوانی ( (EDSS. 44
3-8) دوره ها و ویژگی برنامه تمرینی منتخب پیلاتس.. 44
3-8-1) دوره های تمرینی پیلاتس.. 44
| صفحه | عنوان |
3-8-2) ویژگی برنامه تمرینی منتخب پیلاتس.. 44
3-8-2-1) نوع تمرینات و مدت آن.. 44
3-8-2-2) برنامه جلسات ورزش پیلاتس.. 45
3-8-2-3) شدت تمرین.. 45
3-9) روش آماری و شیوه تجزیه و تحلیل اطلاعات.. 46
فصل چهارم: آمار توصیفی و استنباطی
4-1) مقدمه.. 47
4-2) الف: یافته های پژوهش.. 48
4-3) ب: یافته های استنباطی پژوهش.. 51
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
5-1) مقدمه.. 55
5-2) خلاصه ی پژوهش.. 55
5-3) نتایج پژوهش.. 56
5-4) بحث و نتیجه گیری و مقایسه ی یافته های همخوان و ناهمخوان 57
5-4-1) کارکرد های شناختی.. 57
5-4-2) خستگی.. 60
5-4-3) کارکرد روانی.. 62
5-4-4) کارکرد حرکتی.. 65
5-5) نتیجه گیری کلی.. 68
5-6) پشنهادات.. 68
5-6-1) پیشنهادات کاربردی.. 68
5-6-2) پیشنهادات تحقیقی برای پژوهشگران بعدی.. 68
پیوست شماره 1- رضایت نامه و اطلاعات اولیه.. 70
| صفحه | عنوان |
پیوست شماره 2- جدول طبقه بندی EDSS.. 71
پیوست شماره 3- آزمون حافظه بالینی وکسلر فرم الف.. 72
پیوست شماره 4- مقیاس سنجش شدت خستگی(FSS).. 75
پیوست شماره 5- پرسشنامه افسردگی بک.. 76
پیوست شماره 6- آزمون های آماری.. 79
منابع و مآخذ.. 81
مقدمه
از سال 1886 که ژان مارتین شارکو[1]، نورولوژیست فرانسوی برای اولین بار مشخصات بالینی و ویژگی های آسیب شناسی بیماری مولتیپل اسکلروزیس[2] را با شواهد معتبر بافت شناسی به مجامع علمی معرفی کرد، تا به امروز در حیطه های نشانه شناسی، علت شناسی، همه گیر شناسی و درمان این بیماری تحولات بسیاری به وقوع پیوسته است[1].
مولتیپل اسکلروزیس جزء گروهی از بیماری های سیستم عصبی است که با تخریب غلاف میلین راه های عصبی همراه است. تخریب میلین در نواحی خاصی چون عصب بینایی، ساقه مغز و یا مخچه صورت می گیرد. این بیماری با مجموعه گسترده ای از علائم و نشانه ها همراه است[2-4]. و بدون شک بیماری ام.اس را می توان از شایع ترین بیماری های سیستم عصبی دانست[1]. متأسفانه تعداد زیادی از مردم جهان به این بیماری مبتلا هستند و روز به روز بر تعداد مبتلایان افزوده می شود. به طوری که این بیماری حدود 1/1 میلیون نفر را در سطح دنیا گرفتار نموده است. بالاترین میزان شیوع شناخته شده این بیماری، بیش از 250 مورد در هر 100 هزار نفر در جزایر اورکنی، در شمال اسکاتلند می باشد[2]. در ایران نیز، میزان شیوع این بیماری در حدود 15 تا 30 نفر در هر 100 هزار نفر گزارش شده است. طبق آخرین گزارش انجمن ام.اس ایران (1387) آمار دقیقی از مبتلایان به ام.اس ایران وجود ندارد و تعداد تقریبی مبتلایان 30 تا 40 هزار نفر گزارش شده است[5]. در مطالعه ای که در سال 1383 توسط اعتمادی فر و همکاران صورت گرفت، تعداد بیمارانی که به صورت داوطلبانه در انجمن ام.اس اصفهان ثبت نام کرده اند، 1014 نفر بوده است که نسبت به کل جمعیت استان اصفهان به طور تقریبی، 30-25 در هر 100 هزار نفر می باشد[6]. در تحقیقی دیگر، شیوع ام.اس در اصفهان 8/43 در هر 100 هزار نفر گزارش شده است[2, 5].آنچه مهم است همگان خصوصاً بیماران ام.اس بدانند آن است که ام.اس یک واژه مخوف و ترسناک نیست. ام.اس را به راحتی می توان مغلوب نمود. از جمله روش های درمانی مکمل که در سال های اخیر مورد توجه قرار گرفته، استفاده از فعالیت بدنی است. از فواید ورزش درمانی برای بیماران مبتلا به ام اس می توان به بهبود وضعیت جسمانی بیماران، انجام بهتر فعالیت های روزانه و سلامت روحی و روانی آنان اشاره کرد[7]. لذا محقق در تلاش است تا با بررسی تاثیر تمرینات ورزشی پیلاتس[3]، میزان اثر بخشی منتخبی از تمرینات پیلاتس را بر کارکردهای شناختی، روانی و حرکتی بیماران مولتیپل اسکلروزیس را مورد بررسی قرار دهد و اطلاعات جدیدی را به زنجیره اطلاعات قبلی بیفزاید.
1-2) شرح و بیان مساله پژوهشی
مولتیپل اسکلروزیس یا بیماری ام.اس یک بیماری مزمن و ناتوان کننده سیستم عصبی است که میلین سیستم اعصاب مرکزی را تخریب می کند. علت اصلی این بیماری شناخته نشده است، ولی برخی منابع معتقدند که علّت آن، نقش مشترک ژنتیک و سیستم ایمنی با حضور عوامل عفونی می باشد، هر چند که هنوز دلایل قطعی جهت اثبات این فرضیه وجود ندارد عامل این بیماری با ازبین بردن ماده ای به نام میلین، باعث ایجاد اختلال در هدایت جریان های عصبی و الکتریکی شده، در پی آن به تدریج بخشی از عضلات بدن توانایی خود را از دست می دهند[2, 7, 8].
افزایش چشمگیر و روز افزون بیماران ام.اس در کشور، لزوم توجه به شیوع و علت شناسی این بیماری و بالطبع جنبه های درمانی آن را می طلبد. شیوع این بیماری در سنین جوانی، خصوصاً در خانم ها می تواند با کاهش عملکرد فردی و اجتماعی این افراد، مشکلات عدیده ای را متوجه جوامع مختلف نماید. بر اساس مطالعات مختلف، مولتیپل اسکلروزیس در زنان شایع تر از مردان است[2, 6, 9]. مشکلات این بیماران می تواند شناختی، روانی و جسمانی باشد[1, 2]. ناتوانی های حرکتی یکی از مشکلات بالینی شایع ام.اس است. سیستم اعصاب شامل تعداد زیادی از اعصاب حرکتی است. اغلب موارد، بیماری ام.اس در اعصابی که حرکات عضلانی را کنترل می کنند، بروز می کند. اکثریت افراد مبتلا به ام.اس قدرت عضلانی دست ها و پاهای خود را از دست می دهند. از دست دادن قدرت عضلانی معمولاً به طور مکرر در پاها بیشتر از دست ها رخ می دهد. در این حالت بیماران نیاز دارند که از وسائلی مانند عصا، چوب زیر بغل و صندلی چرخدار برای راه رفتن کمک بگیرند. اگر بیمار از فعالیت روزمره امتناع کند، این مسأله منجر به زمین گیر شدن بیمار می گردد. چنین بیمارانی مستعد به عفونت های ریوی، ادراری و زخم های بستر شده و عوارض ناشی از آن ها، از علل عمده مرگ و میر بیماران به شمار می رود. لذا باید تا آنجا که امکان دارد بیمار را تشویق به فعالیت نمود[1].
در کنار مشکلات جسمی، از بین رفتن میلین سلول های عصبی منجر به مشکلات روحی و روانی نیز می شود که محدوده آن از اختلالات تفکر و حافظه تا افسردگی شدید و حالات پرخاشگرانه می باشد. بر طبق نظر متخصصین حدود 40 درصد بیماران مبتلا به ام.اس از مشکلات خفیف و 10 درصد مشکلات متوسط تا شدید روحی و روانی رنج می برند. پزشکان اظهار می دارند که مشکلات روحی و روانی (افسردگی) که به علت از بین رفتن میلین بعضی از مناطق مغز که کنترل احساسات و هیجانات را به عهده دارد، روی می دهند، جزء علایم و مشکلات اولیه این بیماری در نظر گرفته می شوند. و اختلالات روحی و روانی که به علت ناامیدی و یا عوارض جانبی داروها، ایجاد شوند، به عنوان علائم ثانویه یا ثالثیه در نظر گرفته می شوند[1, 2, 10].
شایع ترین اختلالات ذهنی که بیماران مبتلا به مولتیپل اسکروزیس دچار آن می شوند، اختلال در تمرکز فکر، عدم یادگیری چیزهای جدید، اختلال در حافظه و سرعت پردازش اطلاعات است[11-15]. گاهی اوقات تغییرات شناختی که در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکروزیس ایجاد می شود، ممکن است منجر به اختلالاتی در به یاد آوردن اسم چیزها، قرارهای ملاقات و کارهای روزمره شود. به نظر می رسد اختلالات شناختی مهم ترین نقش را در از دست دادن کار و خانه نشین شدن این بیماران بر عهده داشته باشند[16]. در حدود 50 – 60 درصد از بیماران ام اس درگیر مشکلات شناختی هستند. ولی خوشبختانه این تغییرات شدید نیستند[9]. اختلال عملکرد شناختی می تواند شامل از دست رفتن حافظه، نقص توجه، مشکل در حل مسئله، کندی پردازش اطلاعات و مشکل در جابجائی بین عملکردهای شناختی باشد[13]. در پژوهش طاهراقدم و همکاران که در سال1390 و بر روی 50 بیمار ام.اس نوع عودکننده – بهبودپذیر انجام شد، اختلالات شناختی در طی دو سال اول شروع ام.اس نوع عودکننده – بهبودپذیر،46 درصد بود که نشان دهنده شروع زودرس اختلالات شناختی است. در بررسی های متعددی که بعد از سال ۲۰۰۰ انجام شده است، میزان اختلالات شناختی در بیماران ام.اس در تمام موارد بالای ۵۰ درصد، گزارش شده است .بیماران ام.اس، اختلالات شناختی، مشکلات اجتماعی و شغلی بیشتری دارند. اختلال حافظه از شایع ترین اختلالات شناختی در این بیماران محسوب شده و حدود 40 تا 60 درصد بیماران ام.اس اختلال حافظه دارند[17]. درمان دارویی اختلالات شناختی هنوز در حد تجربی است و استفاده از دفترچه یادداشت یا بانک اطلاعاتی الکترونیکی در بعضی موارد موثر است[1].
یکی دیگر از مشکلات بیماران ام.اس خستگی[4] است. خستگی می تواند باعث افسردگی، پایین آوردن کیفیت زندگی ، اشکال در فعالیت بیمار شود. طبق مطالعات انجام شده، بالاترین میزان شیوع خستگی در بیماران مبتلا به ام.اس 90-70 درصد است[5, 18].درمان خستگی مربوط به ام.اس شامل موارد زیر است: 1- تغییر و اطلاح الگوهای رفتاری 2- داروها 3- تمرینات بدنی، توانبخشی و وسایل کمکی 4- سایر درمان ها[19].
با وجود تلاش های بسیار زیاد محققان، هنوز درمانی برای علاج کامل مولتیپل اسکلروزیس کشف نشده است و درمان های موجود فقط در تخفیف عوارض شناختی، روانی، جسمانی و پیشگیری نسبی از حملات عود بیماری مؤثر هستند. لذا، بیماران به دلیل نبود درمان قطعی باید به درمان هایی تکیه کنند که فقط علائم بیماری را کاهش می دهند. برای کاهش علائم بیماری می توان از ورزش درمانی به عنوان درمان مکمل در کنار درمان های دارویی استفاده نمود[5, 20, 21].
در گذشته، پزشکان به بیماران مبتلا به مولتیپل اسکروزیس توصیه می کردند که بیشتر استراحت نمایند و هیچ گونه فعالیت بدنی انجام ندهند. اما تحقیقاتی که در چند دهه اخیر صورت گرفته است، نشان می دهد که این شیوه صحیح نمی باشد. امروزه پزشکان توصیه می کنند که بیماران مبتلا به مولتیپل اسکروزیس هر نوع ورزش سبکی را که دوست دارند، انتخاب نمایند[7, 9, 22]. در همین راستا تحقیقات زیادی در ارتباط با فعالیت های بدنی جهت رفع مشکلات این افراد انجام شده است که بیشتر آن ها از تاثیرات سودمند فعالیت های بدنی بر جنبه های مختلف این بیماری حمایت می کنند[5, 20].
فراگاسو[5]، در پژوهش خود اثرات مثبت فعالیت بدنی بر بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس را بررسی نمود. پروتکل تمرینی از ورزش های کششی، مقاومتی و ایروبیک (هوازی) با توجه به شرایط بالینی هر بیمار طراحی شده بود. نتایج نشان دهنده بهبود معنادار در پارامتر های قلبی – عروقی و کاهش معنادار در نمره های خستگی بیماران بود[23]. در تحقیق اوکن[6] و همکاران، بیماران مبتلا به ام.اس به مدت 26 هفته) 26 جلسه) کار روی ارگومتر تا رسیدن به هدف مشخصی فعالیت کردند، نتایج نشاندهنده ی بهبود 16 درصدی در میزان انرژی و خستگی بود[24]. ولیکنجا و همکاران[7]، در پژوهش خود تحت عنوان تاثیر ورزش کوهنوردی و یوگا روی حالت سفتی و اسپاسم عضلانی، عملکرد شناختی، خلق و خستگی در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس تعداد 20 نفر بیمار مولتیپل اسکلروزیس نوع عودکننده – بهبودپذیر[8] یا پیشرونده (26 تا 50 سال) با [9]EDSS مساوی یا کمتر از 6 به دوگروه ورزش کوهنوردی و یوگا تقسیم کردند. و به مدت 10 هفته تحت برنامه تمرینی قرار دادند. در نهایت نتایج تحقیق بهبود معنادار در حالت سفتی و اسپاسم عضلانی بعد از کوهنوردی و یوگا، بهبود کارکرد شناختی (افزایش در توجه انتخابی) بعد از یوگا و کاهش خستگی بعد از کوهنوردی را نشان داد[25].
یکی از روش های حرکت درمانی که در سال های اخیر مورد توجه متخصصین ورزش و توانبخشی قرار گرفته و به طور وسیعی در حال فراگیر شدن می باشد، ورزش پیلاتس[10] است. این ورزش مجموعه ای از تمرینات تخصصی است که بدن و مغز را به گونه ای درگیر می کند که قدرت، استقامت و انعطاف پذیری را تحت تاثیر قرار می دهد. ورزش پیلاتس که به علم کنترولوژی معروف است، در سال 1920 توسط ژوزف پیلاتس معرفی و توسعه داده شد و در سال 1385 وارد ایران شد[26, 27]. این ورزش مجموعه ای از تمرینات تخصصی است که استفاده از فکر را جهت کنترل عضلات تشویق می کند[28-30].
اندرسون[11]، در مقاله تحقیقاتی خود درباره تمرینات پیلاتس و توانبخشی بیماران اظهار می دارد که بر اساس تئوری های جاری در زمینه یادگیری حرکتی، اصول بیومکانیکی و فیزیولوژی عصبی عضلانی، این شیوه تمرینی می تواند برای بازتوانی بیماران کارآمد، قابل اجرا و بادوام باشد[28]. همچنین خانم کیم دانلیوی[12]، درمورد مناسب بودن تمرینات پیلاتس برای توانبخشی روانی و جسمانی بیماران مولتیپل اسکلروزیس تاکید دارد[30].
در سال 2000، بازنگری مقالات درباره خلاصه فواید اعلام شده برای تمرینات تنفسی پیلاتس نشان می دهد که این تمرینات باعث افزایش عملکرد جسمانی (انعطاف پذیری، قدرت عضلانی، استقامت عضلانی، توان عضلانی، آمادگی قلبی– تنفسی)، افزایش عملکرد روانی (حوصله، انگیزه، کانون توجه، لذت از زندگی، انرژی، رغبت) و افزایش یادگیری حرکتی (کنترل ثبات تنه، ثبات ایستا و پویا، زیبایی حرکت) می شوند[28]. بر اساس مطالعه وایت[13] و همکاران[31]، شرکت در تمرینات پیلاتس برای بیماران ام.اس مانعی ندارد. بدلیل 1- وجود سطح بالایی از پایبندی به تمرین در برنامه تمرینات پیلاتس و 2- تقویت نمودن استقلال اجتماعی بیشتر در این قبیل فعالیت ها بیماران ام.اس قادرند در این گونه تمرینات شرکت نمایند[31]. وایت و همکاران، در یک مطالعه تک گروهه تاثیر 12 جلسه یک ساعته در طول 6 هفته(2 جلسه در هفته)تمرینات پیلاتس را بر تعادل و سلامتی عمومی افراد مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس را بررسی کردند. و تاثیرات معنی داری مشاهده نکردند (به دلیل حجم نمونه بسیار کم(8 نفر) و فقدان گروه کنترل)[31]. فریمن[14] و همکاران، در یک مطالعه تک گروهه تاثیر 10 هفته کلاس های(هفته ای یک جلسه) تمرینات گروهی که بر اساس اصول پیلاتس بنا شده بود را بر تعادل، سرعت و مسافت راه رفتن، خستگی و سلامت عمومی افراد مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس با EDSS بین 3 تا 5/6 را بررسی کردند. نتایج نشان داد تمرینات گروهی پیلاتس باعث بهبود تعادل، سرعت و مسافت راه رفتن، سلامت عمومی و کاهش خستگی در این افراد می شود[32]. فریمن و همکاران[33]، تاثیر 8 هفته تمرینات ثبات مرکزی که بر اساس اصول پیلاتس بنا شده بود را بر تعادل، سرعت و مسافت راه رفتن و تحرک افراد مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس با EDSS بین 4 تا 5/6 را بررسی کردند. نتایج نشان داد تمرینات پایداری مرکزی باعث بهبود تعادل، سرعت و مسافت راه رفتن و تحرک در این افراد می شود.
با مرور ادبیات پیشینه در مورد نقش مداخلات بر درمان اختلالات شناختی، روانی و جسمانی در افراد مبتلا به ام.اس در می یابیم که این مداخلات عمدتاً دارویی، تغذیه ای و روان شناسی بوده و نقش فعالیت های جسمانی به خصوص تمرینات پیلاتس در برخورد با ام.اس کمتر مورد بررسی قرار گرفته است[31-33]. در اغلب تحقیقات از تمرینات استقامتی[23, 34]، قدرتی [23, 35]، هوازی[36, 37]، یوگا [21, 25] و آب درمانی[38, 39] استفاده شده و بیشتر به مشکلات جسمانی و روانی آن ها پرداخته شده است. و اثر فعالیت بدنی بر مشکلات شناختی این بیماران محدود[11, 25, 40-42] و در داخل کشور نیز بررسی نشده است. از سوی دیگر در همین اندک تحقیقات انجام شده با استفاده از تمرینات پیلاتس، ضعف های روش شناسی از قبیل حجم نمونه بسیار کم و فقدان گروه کنترل[31-33] مشاهده می شود. برای رفع این نقیصه پژوهشی، و با توجه به این امکان که تمرینات پیلاتس از طریق افزایش تمرکز و تنفس، که ارتباط نزدیکی با سیستم عصبی دارند[41, 43]، بتوانند بر بهره حافظه و افسردگی تاثیر بگذارند و کیفیت زندگی این بیماران را افزایش دهند، لذا در تحقیق حاضر، محقق بر آن است تا تاثیر 8 هفته تمرینات پیلاتس را بر برخی کارکردهای حرکتی، شناختی و روانی بیماران زن مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس بررسی کند. و به دنبال یافتن پاسخی برای این سوال می باشد که:
آیا 8 هفته تمرینات پیلاتس بر منتخبی از کارکردهای حرکتی، شناختی، روانی بیماران مولتیپل اسکلروزیس تاثیر دارد؟
1-3) اهمیت و ارزش تحقیق
بیماری ام.اس در ایران پدیده ای نسبتاً جدید محسوب می شود. و جامعه ما با موارد زیادی از این بیماری روبرو است. مشکلات خاص این بیماران و شیوع بسیار بالای آن در کشور، خصوصاً در شهر