1-4- پرسشهای تحقیق.. 12
1-5- روشهای تحقیق.. 13
1-5-1- روش اسنادی.. 13
1-5-2- روش تحلیل محتوی.. 13
1-5-3- جامعهی آماری سیاستهای فرهنگی.. 13
2- فرهنگ و سیاستگذاری فرهنگی.. 14
2-1- مقدمه.. 15
2-2- مفاهیم سیاستِ فرهنگ، سیاست فرهنگی، و سیاستگذاری فرهنگی.. 16
2-3- تمایز برنامهریزی فرهنگی و سیاستگذاری فرهنگی.. 17
2-4- سابقه سیاستگذاری فرهنگی در جهان.. 18
2-5- سابقه سیاستگذاری فرهنگی در ایران.. 19
2-6- تاثیر تعریف فرهنگ بر سیاستگذاری.. 20
2-7- سه تعریف از فرهنگ.. 22
2-7-1- تعریف هنجاری.. 24
2-7-2- تعریف توصیفی.. 25
2-7-3- تعریف اسنادی.. 26
2-8- ویژگیهای فرهنگ.. 27
2-8-1- فرهنگ در مقابل طبیعت.. 28
2-8-2- فرهنگ، امری جمعی و مشترک.. 29
2-8-3- فرهنگ، امری نمادین.. 30
2-9- فرهنگ و جامعه.. 31
2-9-1- فرهنگ به مثابه یک ساختار.. 32
2-9-2- امر فرهنگی و امر اجتماعی.. 32
2-9-3- فرهنگ در مقابل سیاست و اقتصاد.. 33
2-9-4- اهمیت فرهنگ.. 33
2-9-5- دوگانگیهای فرهنگ.. 34
2-10- امکان سیاستگذاری برای فرهنگ.. 35
2-10-1- فرهنگ و سیاستگذاری.. 35
1-4- پرسشهای تحقیق.. 12
1-5- روشهای تحقیق.. 13
1-5-1- روش اسنادی.. 13
1-5-2- روش تحلیل محتوی.. 13
1-5-3- جامعهی آماری سیاستهای فرهنگی.. 13
2- فرهنگ و سیاستگذاری فرهنگی.. 14
2-1- مقدمه.. 15
2-2- مفاهیم سیاستِ فرهنگ، سیاست فرهنگی، و سیاستگذاری فرهنگی.. 16
2-3- تمایز برنامهریزی فرهنگی و سیاستگذاری فرهنگی.. 17
2-4- سابقه سیاستگذاری فرهنگی در جهان.. 18
2-5- سابقه سیاستگذاری فرهنگی در ایران.. 19
2-6- تاثیر تعریف فرهنگ بر سیاستگذاری.. 20
2-7- سه تعریف از فرهنگ.. 22
2-7-1- تعریف هنجاری.. 24
2-7-2- تعریف توصیفی.. 25
2-7-3- تعریف اسنادی.. 26
2-8- ویژگیهای فرهنگ.. 27
2-8-1- فرهنگ در مقابل طبیعت.. 28
2-8-2- فرهنگ، امری جمعی و مشترک.. 29
2-8-3- فرهنگ، امری نمادین.. 30
2-9- فرهنگ و جامعه.. 31
2-9-1- فرهنگ به مثابه یک ساختار.. 32
2-9-2- امر فرهنگی و امر اجتماعی.. 32
2-9-3- فرهنگ در مقابل سیاست و اقتصاد.. 33
2-9-4- اهمیت فرهنگ.. 33
2-9-5- دوگانگیهای فرهنگ.. 34
2-10- امکان سیاستگذاری برای فرهنگ.. 35
2-10-1- فرهنگ و سیاستگذاری.. 35
2-10-2- جامعه و سیاستگذاری فرهنگی.. 36
2-10-3- دولت و سیاستگذاری فرهنگی.. 37
3- چهارچوب مفهومی سیاست فرهنگی.. 39
3-1- مقدمه.. 40
3-2- ویژگیهای اجتماعی فرهنگ.. 40
3-2-1- فرهنگ عامل وحدت.. 40
3-2-2- اجتماعی شدن و بازتولید فرهنگی.. 41
3-2-3- فرهنگ عامل تمایز.. 42
3-2-4- هژمونی.. 42
3-2-5- ضد هژمونی.. 43
3-2-6- کالایی شدن فرهنگ.. 44
3-2-7- تغییر فرهنگی.. 45
3-2-8- فرهنگپذیری.. 45
3-3- فرهنگ و هویت.. 46
3-3-1- فرهنگ، ابزار رفع نیاز.. 46
3-3-2- فرهنگ، عامل ایجاد هویت.. 46
3-3-3- پویایی هویت.. 47
3-3-4- فرهنگ و شخصیت.. 48
3-4- نیاز به سیاستگذاری برای فرهنگ.. 48
3-4-1- میراث فرهنگی، هنرهای زیبا و صنایع دستی.. 48
3-4-2- حقوق فرهنگی.. 49
3-4-3- ایجاد هویت ملی.. 50
3-4-4- جهانی شدن و مقاومت فرهنگی.. 51
3-4-5- فهم توسعه در معنای وسیع آن.. 52
3-4-6- تنوع فرهنگی و دموکراسی فرهنگی.. 53
3-4-7- مقابله با تبعات تمدن جدید و دموکراتیزه فرهنگی.. 55
3-5- سرمشقهای سیاست فرهنگی.. 56
3-5-1- دو سرمشق موجود در سیاستگذاری فرهنگی در ایران.. 58
3-6- مراحل سیاستگذاری فرهنگی.. 60
3-7- اجزای سیاست فرهنگی.. 61
4- جریانهای فرهنگی ایران.. 64
4-1- مقدمه.. 65
4-2- سنخشناسی جریانهای فرهنگی.. 65
4-3- شرح جریانهای فرهنگی.. 69
4-3-1- اسلامگرایی.. 69
4-3-2- نوگرایی دینی (روشنفکری دینی).. 77
4-3-3- نوگرایی سکولار.. 83
4-3-4- میانهروی سیاسی و اصلاحطلبی.. 87
4-3-5- اسلام سنتی.. 92
4-3-6- تکنوکراسی.. 94
4-3-7- مقایسه بین جریانهای فرهنگی.. 94
5- تحلیل محتوای سیاستهای فرهنگی.. 97
5-1- مقدمه.. 98
5-2- روش تحلیل محتوا.. 98
5-2-1- ترکیب روش کمی و کیفی.. 99
5-3- طرح تحقیق.. 99
5-3-1- اهداف جزئی و متغیرهای تحقیق.. 100
5-3-2- واحد تحلیل.. 103
5-4- اجرای کدگذاری.. 103
5-4-1- قانون اساسی.. 104
5-4-2- سند سیاست فرهنگی جمهوری اسلامی ایران.. 105
5-4-3- برنامه پنجم توسعه.. 106
5-5- جمعبندی کدگذاریها.. 107
5-6- تفسیر بیشتر یافتهها.. 110
5-7- اعتبار.. 113
5-8- پایایی.. 113
6- بحث و نتیجهگیری.. 116
6-1- مقدمه.. 117
6-2- مروری بر سه متن سیاست فرهنگی ایران.. 117
6-3- مروری انتقادی بر سیاستهای فرهنگی ایران.. 119
6-3-1- مناقشه جریانهای فرهنگی بر سر سیاستهای فرهنگی.. 121
6-3-2- جمعبندی نهایی.. 122
6-4- تحقیق موجود، مشکلات و آیندهنگری.. 124
منابع.. 126
پیوستها.. 129
پیوست 1: قانون اساسی (اصول مربوط به فرهنگ).. 129
پیوست 2: سند سیاست فرهنگی جمهوری اسلامی ایران.. 131
پیوست 3: قانون برنامه پنجم توسعه (فصل فرهنگ ایرانی- اسلامی).. 141
پیوست 4: کدگذاری سند سیاست فرهنگی.. 145
مقدمه
فرهنگ فصل مشخصهی انسانهاست، انسان بودن مساوی است با فرهنگ داشتن و فرهنگ شامل همه فعالیتها و دستاوردها و معارف مادی و معنوی انسانی میباشد که البته خود میتواند به عاملی برای تمایز میان انسانها تبدیل شود. فرهنگ اکتسابی و ساختهشدنی است، عامل هویت و انسجام انسانی است، پویا و متغیر است. فرهنگ از یک سو نظام معانی و نمادین، ارزشها و باورها را شامل میشود و از سوی دیگر رفتارها و ابزارهای زندگی اجتماعی انسانها را در بر میگیرد.
رویکردی به فرهنگ که آن را در حفظ منافع ملی، توسعه و پیشرفت، هویتبخشی و حفظ انسجام نظام سیاسی و پر کردن خلاءهای انسانی مهم میداند و به طور کلی فرهنگ را موثر در تعین بخشیدن سایر جنبههای زندگی انسانی تلقی میکند راه را برای طرح و اجرای سیاستگذاری و برنامهریزی برای فرهنگ باز میکند.
در کشور ما هم همهی مباحث از اقتصاد گرفته یا سیاست، جلوه و رنگ و رویی از فرهنگ دارد. بحثهای پیرامون فرهنگ در کشور ما همواره در مسائل اقتصادی، اجتماعی، سیاسی مورد توجه صاحبنظران بوده است و ریشهی اصلی بسیاری از مسائل، در عدم وجود فرهنگ متناسب معرفی شده است. در بحثهای مربوط به توسعه، غالبا اینگونه عنوان میشود که توسعه واقعی بدون توجه به ابعاد فرهنگ و هویت فرهنگی ملتها تحقق نخواهد یافت. تاکید بر هویت فرهنگی، اقدامی است در جهت رسیدن به استقلال واقعی.
سیاستگذاری فرهنگی میتواند به صورت عام از جانب همهی نهادها، گروهها و افراد درگیر در نظم اجتماعی باشد و یا به صورت خاص و متمرکز از جانب دولت انجام گیرد. هر چند هدف دولت از سیاستگذاری فرهنگی، میتواند حفظ آزادیهای مشروع فردی و کمک به کثرتگرایی فرهنگی باشد نه لزوما تمرکزگرایی و تثبیت قدرت مرکزی دولت.
سیاستهای فرهنگی را میتوان از ابعاد مختلف مورد مطالعه و بررسی قرار داد. پی بردن به روابط قدرت و بازنماییها و مشروعسازیهایی که در پس اعمال سیاستهای فرهنگی قابل شناسایی است، میتواند مطالعهای جذاب و مفید باشد. همچنین تعیین محقق شدن یا نشدن اهداف و تشخیص پیامدهای غیرنیتمند اعمال سیاستهای فرهنگی نیز اهمیت جامعهشناختی زیادی خواهد داشت. نگاه تطبیقی و تاریخی به سیاستهای فرهنگی، روش دیگری است که به تعمیق شناخت ما از سیاستهای فرهنگی کمک خواهد کرد.
در این رساله سعی شده است که بررسی سیاستهای فرهنگی از حیث موضوع و روش به حد کافی تحدید شود تا برای تدوین یک پایاننامه کارشناسی ارشد مناسب باشد. به این ترتیب موضوع سیاستهای فرهنگی محدود شده به سیاستهای فرهنگی که در حال حاضر در حال اعمال است و به صورت مصوب و مکتوب در قالب اهداف و سیاستها در آمده است. همچنین از نظر روششناسی، روش تحلیل محتوا برای این منظور انتخاب شده است.
بدیهی است که محدودیت موضوع و روش، خود بر نتایج و یافتههای تحقیق تاثیر میگذارد. این تاثیر میتوان روی دقت، عینیت، جذابیت، و کاربرد یافتهها خود را نشان دهد. انتخاب هر روشی برای مطالعه، دستاوردها و تاوانهای خاص خود را دارد، چیزی میدهد و چیزی میگیرد.
این پایاننامه در شش فصل تنظیم شده است. فصل اول به کلیات تحقیق میپردازد و در آن طرح مسئله، اهمیت تحقیق، اهداف و سوالات و روش تحقیق تصریح میشود.
در فصل دوم ضمن تعریف سیاستگذاری فرهنگی و پرداختن به سابقهی آن در ایران و جهان به تاثیر تعریف فرهنگ در سیاستگذاری و در ادامه به تعاریف فرهنگ و تعابیر متفاوتی که از آن میشود، و ویژگیهای فرهنگ و دوگانگیهایی که در کاربرد و تعریف این مفهوم وجود پرداخته میشود.
در فصل سوم مروری بر ادبیات موضوع سیاستگذاری و برنامهریزی فرهنگ به تفکیک مباحث خواهیم داشت. این تفکیک موضوعی در مرور ادبیات کمک خواهد کرد که به تدوین چارچوب ارزیابی سیاستهای فرهنگ بپردازیم.
در فصل چهارم مروری کلی بر جریانهای فرهنگی حال حاضر جامعهی ایرانی میشود و سعی میشود چهرههای برجسته هر جریان و مطبوعات ویژه هر کدام بررسی شود. همچنین مقولههای مورد مناقشه هر جریان اعم از نوع تعریف فرهنگ و دین و جامعه و نحوه سیاستگذاری فرهنگی و نحوه دخالت دولت در فرهنگ مورد اشاره قرار خواهد گرفت.
در فصل پنجم، بر مبنای یافتههای فصول قبل، مقولهها و شاخصهای لازم برای تحلیل محتوای سیاستهای فرهنگی بدست میآید و در نهایت سیاستهای فرهنگی کنونی ایران (آنچنان که در جامعه آماری سیاستهای فرهنگی عنوان شده است) ارزیابی و تحلیل میشود و یافتههای تحقیق ذکر میشود.
در فصل ششم، به بحثی انتقادی پیرامون سیاستهای فرهنگی ایران پرداخته میشود و پیشنهادهایی برای تحقیقات آتی داده میشود.
جا دارد در اینجا از استادم، جناب دکتر آزادارمکی تشکر کنم که انجام این تحقیق بدون راهنمایی ایشان ممکن نبود و همینطور از جناب دکتر اباذری ممنونم که نهایت همکاری را با بنده انجام دادند. از خانوادهام که محیط مناسبی فراهم کردند و از دوستانم، به خصوص محسن غلامی و سینا چگینی و حسین تاجیک سپاسگزارم که در مدت نگارش و ارائه این پایاننامه توانستم از کمکهایشان استفاده کنم.
فصل اول
1- کلیات
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هدف از این فصل، طرح کلیات تحقیق و چارچوبی است که در آن مسئله تعریف شده و به آن پرداخته میشود. در این فصل به مسائلی همچون طرح مسئله، ضرورت تحقیق، اهداف تحقیق، پرسشهای تحقیق، روش تحقیق و جامعه آماری اشاره میشود.
1-1- طرح مسئله
برنامهریزی و سیاستگذاری فرهنگی در ایران چندان سابقه طولانی ندارد و به سال 1347 شمسی برمیگردد. در این سال اولین متن سیاست فرهنگی ایران توسط شورای عالی فرهنگ و هنر تدوین و تهیه شد. اولین برنامهریزی فرهنگی ایران پس از انقلاب، تحت عنوان «سند سیاست فرهنگی جمهوری اسلامی ایران» در سال 1371 شمسی تهیه و به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید. همچنین در قانون اساسی و برنامههای توسعه پنجساله بخشی تحت عنوان فرهنگ وجود دارد. نهادهای مختلف فرهنگی نیز در دولت هستند که در عرصه سیاستگذاری فرهنگی فعال هستند.
سیاستگذاری فرهنگی، در معنای خاص خود (که در این رساله مورد نظر ماست) تلاشی از جانب دولت برای تغییرات لازم در محتوای فرهنگ به قصد رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده است. سیاستگذاری فرهنگی، ابعاد مختلف فرهنگ از جمله نمادها، اندیشهها، ارزشها و هنجارها را هدف میگیرد و زمینهساز برنامهریزی و مدیریت فرهنگ در سطوح مختلف جامعه میشود.
اما از آنجایی که فرهنگ اساسا امری فراگیر است، سیاستهای فرهنگی تنها محدود به دولت نمیشود. سیاستهای فرهنگی در معنای عام خود، در دل بازار، روابط اجتماعی و جامعه مدنی و نهادهای غیردولتی و مردمی جاریست. بنابراین قلمرو سیاستهای فرهنگی بسیار وسیع است. امور مختلفی از قبیل ترویج برخی از فرهنگها و نفی برخی دیگر، نمایش برخی نمادها و پنهان نگهداشتن برخی دیگر، مشروعیت بخشیدن به هنجارهای مشخص، مبنا قرار دادن ارزشهای خاص، راه دادن به بعضی عناصر خاص فرهنگی و سد کردن بعضی دیگر و ایجاد حس هویت و شکل دادن به رفتارهای اجتماعی و غیره همه در چارچوب سیاستهای فرهنگی قرار میگیرد.
به منظور تعیین دقیق قلمرو اعمال سیاستهای فرهنگی و همچنین مشخص کردن کارکردها و اهداف و نهادهای مسئول در اجرای سیاستهای فرهنگی، سیاستهای فرهنگی از جانب دولت شکلی مکتوب و مصوب و رسمی به خود میگیرد تا قابل ارجاع و پیگیری باشد. موضوع این تحقیق، همین سیاستهای فرهنگی رسمی دولت است که به شکل مکتوب و مصوب قابل ملاحظه و بررسی است.
ارزیابی این دسته از سیاستهای فرهنگی فرصت مناسبی است که به ارزشها و مبانی موجود در سیاستهای فرهنگی کشور دست پیدا کنیم و اهدافی که به آنها اشاره شده است را بازشناسیم. همچنین این بررسی میتواند ما را با شناختی که در عرصه سیاستگذاری فرهنگی از جامعه و انسانها وجود دارد آشنا کند. بررسی سیاستهای مکتوب میتواند مقدمهای باشد تا بر اساس آن به ابعاد دیگر سیاستهای فرهنگی که کمتر پیدا هستند و یا کمتر به صورت رسمی به آنها اشاره میشود بپردازیم.
1-2- ضرورت تحقیق
فرهنگ موضوع بسیاری از گزارشات و مقالات و کتابها و همایشهاست. بسیاری از سیاستگذاریها و مصوبات و قوانین کشور مربوط به فرهنگ است. کارکردهای فرهنگ از جمله انسجامبخشی، قالبریزی شخصیت، سازگاری با محیط و هویتبخشی باعث شده است که بسیاری کشورها برنامههایی برای مدیریت فرهنگ داشته باشند، هر چند تعریف، دامنه و گسترهی فعالیتهای فرهنگی با هم متفاوت هستند. در چند سال اخیر بحث مهندسی فرهنگ در ایران مطرح است که بر ضرورت بازنگری و بازسازماندهی برنامهها و فعالیتها در عرصه فرهنگ تاکید میکند. بنابراین سیاستگذاری فرهنگی در ایران به صورت یک ضرورت شناخته شده است.
در همین راستا نیاز به تحقیقات متنوعی است که از ابعاد مختلف به بررسی سیاستهای فرهنگی بپردازد. لازم است که به اهداف و سیاستهای رسمی که از طرف مسئولین و نهادهای سیاستگذار فرهنگی ابلاغ میشود پرداخته شود و بررسی شود که عواملی که این سیاستها را شکل داده چه بوده است. همچنین سیاستهای غیررسمی و غیرمستقیم که از خلال عملکرد مدیران و سازمانهای فرهنگی قابل شناسایی است و لزوما در هیچ سند رسمی مکتوب نمیشود باید مورد مطالعه قرار گیرد. همینطور باید تاثیر سیاستهای فرهنگی بر روی جامعه و نتایج پیشبینی نشده آن و به علاوه تحقق اهداف کمی و کیفی سیاستها بررسی شود. امر دیگری که به شفاف کردن سیاستهای فرهنگی کمک میکند نگاه تطبیقی و تاریخی به مقوله سیاستگذاری فرهنگی است که تاثیر رقابتهای سیاسی و مناسبات قدرت، منافع حاکمان و طبقات بالای جامعه، دغدغههای غیرفرهنگی، شرایط جهانی و مناسبات بینالمللی را بر سیاستهای فرهنگی آشکار میکند.
تحقیق پیش رو، بر آن است که با مفهومبندی و شاخصگذاری دقیق به ارزیابی سیاستهای رسمی فرهنگی کشور بپردازد. توصیفی که از سیاستهای فرهنگی با این روش بدست میآید دقیق و قابل ملاحظه خواهد بود و همچنین از دل آن سنخشناییها و چهارچوبی در میآید که میتواند برای تحقیقات آتی در این زمینه مفید واقع شود. ضرورت این تحقیق مخصوصا از آنجا بر میخیزد که تا کنون تحقیقی که با مقولهبندی و شاخصگذاری دقیق به بررسی سیاستهای فرهنگی کشور پرداخته باشد وجود نداشته است. معمولا نوشتههایی که در این زمینه موجود است بدون روششناسی دقیق و صرفا حاصل تجربه یا نگاه انتقادی نویسندگان و با توجه به شرایط روز بوده است. از سوی دیگر متون مختلفی وجود دارد که صرفا به بحث نظری پیرامون سیاست فرهنگی پرداخته است و جای خالی یک کار تجربی در این میان کاملا به چشم میخورد.
1-3- تحدید موضوع و اهداف تحقیق
موضوع این تحقیق محدود به سیاستهای فرهنگی دولتی است که به صورت مکتوب و مصوب در دسترس است و در حال حاضر در حال اجراست. در مورد قید «کنونی» که در عنوان تحقیق آمده است، ذکر این نکته ضروری است که آوردن این قید ناظر به سیاستها و متون سیاستگذاری است که در حال حاضر منشاء برنامهریزی و قانونگذاری و مدیریت در عرصه فرهنگ است و منسوخ نشده است. در واقع از یک سو، هدف آن بوده که به سیاستها پرداخته شود (و وارد جزئیات برنامههای و قوانین در حوزهی فرهنگ نشویم) و از سوی دیگر خود را محدود به دورهی اخیر سیاستهای فرهنگی کنیم. سال 1389 و برنامهی توسعهای که توسط دولت وقت و مجلس وقت تصویب شده است، به علاوهی قانون اساسی و سند سیاستهای فرهنگی جمهوری اسلامی ایران که اصلیتری رویکردهای نظام جمهوری اسلامی ایران را در عرصهی فرهنگ نشان دادهاند.
ناگفته پیداست که ارزیابی سیاستهای فرهنگی دولت، جدای از مکتوبات و مصوبات، نیاز به پیگیری و دقتنظر در برنامهها، مدیریتها، سخنرانیها، و اعمال و برخوردهای خاص نهادها و سازمانهای مختلف دولت دارد. اما بنای این تحقیق آن است که به حد کافی موضوع خود را محدود و مشخص کند که در قالب یک پایاننامه قابل بررسی باشد.
قبل از اینکه بگوییم اهداف این تحقیق چیست، لازم است بگوییم که این تحقیق چه اهدافی را در نظر ندارد. در این تحقیق به فعالیتهای عملی نهادهای فرهنگی و تدابیر مدیران فرهنگی پرداخته نمیشود، همچنین نگاهی تاریخی و تطبیقی به سیاستهای فرهنگی ایران در طول دهههای گذشته از اهداف این تحقیق نیست. به همین ترتیب ارزیابی سیاستهای فرهنگی در این تحقیق از خلال مواردی مثل دستیابی اهداف، تامین منابع و تامین رضایت گروههای ذینفع صورت نمیگیرد. همچنین این تحقیق بر آن نیست که مسائل و مشکلات فرهنگی کشور را شناسایی کند و بر مبنای آن سیاستهای جدیدی را ارائه کند یا به ارائه رهنمودهایی برای تدوین سیاستهای فرهنگی نمیپردازد، هر چند این امر خود به تبع حاصل میآید.
به طور کلی دو هدف برای این تحقیق در نظر گرفته شده است:
این تحقیق بر آن است که اولا با طرح مباحث نظری پیرامون مجادلاتی که بر سر تعریف فرهنگ به ویژه در ادبیات جامعهشناسی وجود دارد و تاثیر هر یک بر سیاستگذاری فرهنگی، و ثانیا بررسی ادبیات موضوع سیاستگذاری فرهنگی و ثالثا شناختن مناقشات واقعی موجود در شرایط کنونی جامعهی ایرانی که خود را در قالب جریانهای فرهنگی مختلف نشان میدهد و از خلال همه اینها به دست آوردن چهارچوب ارزیابی سیاستهای فرهنگی، به ارزیابی سیاستهای رسمی فرهنگی ایران بپردازد. شمای کلی این پایاننامه را در تصویر زیر مشاهده میکنید:
1-4- پرسشهای تحقیق
2-10-2- جامعه و سیاستگذاری فرهنگی.. 36
2-10-3- دولت و سیاستگذاری فرهنگی.. 37
3- چهارچوب مفهومی سیاست فرهنگی.. 39
3-1- مقدمه.. 40
3-2- ویژگیهای اجتماعی فرهنگ.. 40
3-2-1- فرهنگ عامل وحدت.. 40
3-2-2- اجتماعی شدن و بازتولید فرهنگی.. 41
3-2-3- فرهنگ عامل تمایز.. 42
3-2-4- هژمونی.. 42
3-2-5- ضد هژمونی.. 43
3-2-6- کالایی شدن فرهنگ.. 44
3-2-7- تغییر فرهنگی.. 45
3-2-8- فرهنگپذیری.. 45
3-3- فرهنگ و هویت.. 46
3-3-1- فرهنگ، ابزار رفع نیاز.. 46
3-3-2- فرهنگ، عامل ایجاد هویت.. 46
3-3-3- پویایی هویت.. 47
3-3-4- فرهنگ و شخصیت.. 48
3-4- نیاز به سیاستگذاری برای فرهنگ.. 48
3-4-1- میراث فرهنگی، هنرهای زیبا و صنایع دستی.. 48
3-4-2- حقوق فرهنگی.. 49
3-4-3- ایجاد هویت ملی.. 50
3-4-4- جهانی شدن و مقاومت فرهنگی.. 51
3-4-5- فهم توسعه در معنای وسیع آن.. 52
3-4-6- تنوع فرهنگی و دموکراسی فرهنگی.. 53
3-4-7- مقابله با تبعات تمدن جدید و دموکراتیزه فرهنگی.. 55
3-5- سرمشقهای سیاست فرهنگی.. 56
3-5-1- دو سرمشق موجود در سیاستگذاری فرهنگی در ایران.. 58
این مطلب را هم بخوانید :
3-6- مراحل سیاستگذاری فرهنگی.. 60
3-7- اجزای سیاست فرهنگی.. 61
4- جریانهای فرهنگی ایران.. 64
4-1- مقدمه.. 65
4-2- سنخشناسی جریانهای فرهنگی.. 65
4-3- شرح جریانهای فرهنگی.. 69
4-3-1- اسلامگرایی.. 69
4-3-2- نوگرایی دینی (روشنفکری دینی).. 77
4-3-3- نوگرایی سکولار.. 83
4-3-4- میانهروی سیاسی و اصلاحطلبی.. 87
4-3-5- اسلام سنتی.. 92
4-3-6- تکنوکراسی.. 94
4-3-7- مقایسه بین جریانهای فرهنگی.. 94
5- تحلیل محتوای سیاستهای فرهنگی.. 97
5-1- مقدمه.. 98
5-2- روش تحلیل محتوا.. 98
5-2-1- ترکیب روش کمی و کیفی.. 99
5-3- طرح تحقیق.. 99
5-3-1- اهداف جزئی و متغیرهای تحقیق.. 100
5-3-2- واحد تحلیل.. 103
5-4- اجرای کدگذاری.. 103
5-4-1- قانون اساسی.. 104
5-4-2- سند سیاست فرهنگی جمهوری اسلامی ایران.. 105
5-4-3- برنامه پنجم توسعه.. 106
5-5- جمعبندی کدگذاریها.. 107
5-6- تفسیر بیشتر یافتهها.. 110
5-7- اعتبار.. 113
5-8- پایایی.. 113
6- بحث و نتیجهگیری.. 116
6-1- مقدمه.. 117
6-2- مروری بر سه متن سیاست فرهنگی ایران.. 117
6-3- مروری انتقادی بر سیاستهای فرهنگی ایران.. 119
6-3-1- مناقشه جریانهای فرهنگی بر سر سیاستهای فرهنگی.. 121
6-3-2- جمعبندی نهایی.. 122
6-4- تحقیق موجود، مشکلات و آیندهنگری.. 124
منابع.. 126
پیوستها.. 129
پیوست 1: قانون اساسی (اصول مربوط به فرهنگ).. 129
پیوست 2: سند سیاست فرهنگی جمهوری اسلامی ایران.. 131
پیوست 3: قانون برنامه پنجم توسعه (فصل فرهنگ ایرانی- اسلامی).. 141
پیوست 4: کدگذاری سند سیاست فرهنگی.. 145
مقدمه
فرهنگ فصل مشخصهی انسانهاست، انسان بودن مساوی است با فرهنگ داشتن و فرهنگ شامل همه فعالیتها و دستاوردها و معارف مادی و معنوی انسانی میباشد که البته خود میتواند به عاملی برای تمایز میان انسانها تبدیل شود. فرهنگ اکتسابی و ساختهشدنی است، عامل هویت و انسجام انسانی است، پویا و متغیر است. فرهنگ از یک سو نظام معانی و نمادین، ارزشها و باورها را شامل میشود و از سوی دیگر رفتارها و ابزارهای زندگی اجتماعی انسانها را در بر میگیرد.
رویکردی به فرهنگ که آن را در حفظ منافع ملی، توسعه و پیشرفت، هویتبخشی و حفظ انسجام نظام سیاسی و پر کردن خلاءهای انسانی مهم میداند و به طور کلی فرهنگ را موثر در تعین بخشیدن سایر جنبههای زندگی انسانی تلقی میکند راه را برای طرح و اجرای سیاستگذاری و برنامهریزی برای فرهنگ باز میکند.
در کشور ما هم همهی مباحث از اقتصاد گرفته یا سیاست، جلوه و رنگ و رویی از فرهنگ دارد. بحثهای پیرامون فرهنگ در کشور ما همواره در مسائل اقتصادی، اجتماعی، سیاسی مورد توجه صاحبنظران بوده است و ریشهی اصلی بسیاری از مسائل، در عدم وجود فرهنگ متناسب معرفی شده است. در بحثهای مربوط به توسعه، غالبا اینگونه عنوان میشود که توسعه واقعی بدون توجه به ابعاد فرهنگ و هویت فرهنگی ملتها تحقق نخواهد یافت. تاکید بر هویت فرهنگی، اقدامی است در جهت رسیدن به استقلال واقعی.
سیاستگذاری فرهنگی میتواند به صورت عام از جانب همهی نهادها، گروهها و افراد درگیر در نظم اجتماعی باشد و یا به صورت خاص و متمرکز از جانب دولت انجام گیرد. هر چند هدف دولت از سیاستگذاری فرهنگی، میتواند حفظ آزادیهای مشروع فردی و کمک به کثرتگرایی فرهنگی باشد نه لزوما تمرکزگرایی و تثبیت قدرت مرکزی دولت.
سیاستهای فرهنگی را میتوان از ابعاد مختلف مورد مطالعه و بررسی قرار داد. پی بردن به روابط قدرت و بازنماییها و مشروعسازیهایی که در پس اعمال سیاستهای فرهنگی قابل شناسایی است، میتواند مطالعهای جذاب و مفید باشد. همچنین تعیین محقق شدن یا نشدن اهداف و تشخیص پیامدهای غیرنیتمند اعمال سیاستهای فرهنگی نیز اهمیت جامعهشناختی زیادی خواهد داشت. نگاه تطبیقی و تاریخی به سیاستهای فرهنگی، روش دیگری است که به تعمیق شناخت ما از سیاستهای فرهنگی کمک خواهد کرد.
در این رساله سعی شده است که بررسی سیاستهای فرهنگی از حیث موضوع و روش به حد کافی تحدید شود تا برای تدوین یک پایاننامه کارشناسی ارشد مناسب باشد. به این ترتیب موضوع سیاستهای فرهنگی محدود شده به سیاستهای فرهنگی که در حال حاضر در حال اعمال است و به صورت مصوب و مکتوب در قالب اهداف و سیاستها در آمده است. همچنین از نظر روششناسی، روش تحلیل محتوا برای این منظور انتخاب شده است.
بدیهی است که محدودیت موضوع و روش، خود بر نتایج و یافتههای تحقیق تاثیر میگذارد. این تاثیر میتوان روی دقت، عینیت، جذابیت، و کاربرد یافتهها خود را نشان دهد. انتخاب هر روشی برای مطالعه، دستاوردها و تاوانهای خاص خود را دارد، چیزی میدهد و چیزی میگیرد.
این پایاننامه در شش فصل تنظیم شده است. فصل اول به کلیات تحقیق میپردازد و در آن طرح مسئله، اهمیت تحقیق، اهداف و سوالات و روش تحقیق تصریح میشود.
در فصل دوم ضمن تعریف سیاستگذاری فرهنگی و پرداختن به سابقهی آن در ایران و جهان به تاثیر تعریف فرهنگ در سیاستگذاری و در ادامه به تعاریف فرهنگ و تعابیر متفاوتی که از آن میشود، و ویژگیهای فرهنگ و دوگانگیهایی که در کاربرد و تعریف این مفهوم وجود پرداخته میشود.
در فصل سوم مروری بر ادبیات موضوع سیاستگذاری و برنامهریزی فرهنگ به تفکیک مباحث خواهیم داشت. این تفکیک موضوعی در مرور ادبیات کمک خواهد کرد که به تدوین چارچوب ارزیابی سیاستهای فرهنگ بپردازیم.
در فصل چهارم مروری کلی بر جریانهای فرهنگی حال حاضر جامعهی ایرانی میشود و سعی میشود چهرههای برجسته هر جریان و مطبوعات ویژه هر کدام بررسی شود. همچنین مقولههای مورد مناقشه هر جریان اعم از نوع تعریف فرهنگ و دین و جامعه و نحوه سیاستگذاری فرهنگی و نحوه دخالت دولت در فرهنگ مورد اشاره قرار خواهد گرفت.
در فصل پنجم، بر مبنای یافتههای فصول قبل، مقولهها و شاخصهای لازم برای تحلیل محتوای سیاستهای فرهنگی بدست میآید و در نهایت سیاستهای فرهنگی کنونی ایران (آنچنان که در جامعه آماری سیاستهای فرهنگی عنوان شده است) ارزیابی و تحلیل میشود و یافتههای تحقیق ذکر میشود.
در فصل ششم، به بحثی انتقادی پیرامون سیاستهای فرهنگی ایران پرداخته میشود و پیشنهادهایی برای تحقیقات آتی داده میشود.
جا دارد در اینجا از استادم، جناب دکتر آزادارمکی تشکر کنم که انجام این تحقیق بدون راهنمایی ایشان ممکن نبود و همینطور از جناب دکتر اباذری ممنونم که نهایت همکاری را با بنده انجام دادند. از خانوادهام که محیط مناسبی فراهم کردند و از دوستانم، به خصوص محسن غلامی و سینا چگینی و حسین تاجیک سپاسگزارم که در مدت نگارش و ارائه این پایاننامه توانستم از کمکهایشان استفاده کنم.
فصل اول
1- کلیات
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هدف از این فصل، طرح کلیات تحقیق و چارچوبی است که در آن مسئله تعریف شده و به آن پرداخته میشود. در این فصل به مسائلی همچون طرح مسئله، ضرورت تحقیق، اهداف تحقیق، پرسشهای تحقیق، روش تحقیق و جامعه آماری اشاره میشود.
1-1- طرح مسئله
برنامهریزی و سیاستگذاری فرهنگی در ایران چندان سابقه طولانی ندارد و به سال 1347 شمسی برمیگردد. در این سال اولین متن سیاست فرهنگی ایران توسط شورای عالی فرهنگ و هنر تدوین و تهیه شد. اولین برنامهریزی فرهنگی ایران پس از انقلاب، تحت عنوان «سند سیاست فرهنگی جمهوری اسلامی ایران» در سال 1371 شمسی تهیه و به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید. همچنین در قانون اساسی و برنامههای توسعه پنجساله بخشی تحت عنوان فرهنگ وجود دارد. نهادهای مختلف فرهنگی نیز در دولت هستند که در عرصه سیاستگذاری فرهنگی فعال هستند.
سیاستگذاری فرهنگی، در معنای خاص خود (که در این رساله مورد نظر ماست) تلاشی از جانب دولت برای تغییرات لازم در محتوای فرهنگ به قصد رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده است. سیاستگذاری فرهنگی، ابعاد مختلف فرهنگ از جمله نمادها، اندیشهها، ارزشها و هنجارها را هدف میگیرد و زمینهساز برنامهریزی و مدیریت فرهنگ در سطوح مختلف جامعه میشود.
اما از آنجایی که فرهنگ اساسا امری فراگیر است، سیاستهای فرهنگی تنها محدود به دولت نمیشود. سیاستهای فرهنگی در معنای عام خود، در دل بازار، روابط اجتماعی و جامعه مدنی و نهادهای غیردولتی و مردمی جاریست. بنابراین قلمرو سیاستهای فرهنگی بسیار وسیع است. امور مختلفی از قبیل ترویج برخی از فرهنگها و نفی برخی دیگر، نمایش برخی نمادها و پنهان نگهداشتن برخی دیگر، مشروعیت بخشیدن به هنجارهای مشخص، مبنا قرار دادن ارزشهای خاص، راه دادن به بعضی عناصر خاص فرهنگی و سد کردن بعضی دیگر و ایجاد حس هویت و شکل دادن به رفتارهای اجتماعی و غیره همه در چارچوب سیاستهای فرهنگی قرار میگیرد.
به منظور تعیین دقیق قلمرو اعمال سیاستهای فرهنگی و همچنین مشخص کردن کارکردها و اهداف و نهادهای مسئول در اجرای سیاستهای فرهنگی، سیاستهای فرهنگی از جانب دولت شکلی مکتوب و مصوب و رسمی به خود میگیرد تا قابل ارجاع و پیگیری باشد. موضوع این تحقیق، همین سیاستهای فرهنگی رسمی دولت است که به شکل مکتوب و مصوب قابل ملاحظه و بررسی است.
ارزیابی این دسته از سیاستهای فرهنگی فرصت مناسبی است که به ارزشها و مبانی موجود در سیاستهای فرهنگی کشور دست پیدا کنیم و اهدافی که به آنها اشاره شده است را بازشناسیم. همچنین این بررسی میتواند ما را با شناختی که در عرصه سیاستگذاری فرهنگی از جامعه و انسانها وجود دارد آشنا کند. بررسی سیاستهای مکتوب میتواند مقدمهای باشد تا بر اساس آن به ابعاد دیگر سیاستهای فرهنگی که کمتر پیدا هستند و یا کمتر به صورت رسمی به آنها اشاره میشود بپردازیم.
1-2- ضرورت تحقیق
فرهنگ موضوع بسیاری از گزارشات و مقالات و کتابها و همایشهاست. بسیاری از سیاستگذاریها و مصوبات و قوانین کشور مربوط به فرهنگ است. کارکردهای فرهنگ از جمله انسجامبخشی، قالبریزی شخصیت، سازگاری با محیط و هویتبخشی باعث شده است که بسیاری کشورها برنامههایی برای مدیریت فرهنگ داشته باشند، هر چند تعریف، دامنه و گسترهی فعالیتهای فرهنگی با هم متفاوت هستند. در چند سال اخیر بحث مهندسی فرهنگ در ایران مطرح است که بر ضرورت بازنگری و بازسازماندهی برنامهها و فعالیتها در عرصه فرهنگ تاکید میکند. بنابراین سیاستگذاری فرهنگی در ایران به صورت یک ضرورت شناخته شده است.
در همین راستا نیاز به تحقیقات متنوعی است که از ابعاد مختلف به بررسی سیاستهای فرهنگی بپردازد. لازم است که به اهداف و سیاستهای رسمی که از طرف مسئولین و نهادهای سیاستگذار فرهنگی ابلاغ میشود پرداخته شود و بررسی شود که عواملی که این سیاستها را شکل داده چه بوده است. همچنین سیاستهای غیررسمی و غیرمستقیم که از خلال عملکرد مدیران و سازمانهای فرهنگی قابل شناسایی است و لزوما در هیچ سند رسمی مکتوب نمیشود باید مورد مطالعه قرار گیرد. همینطور باید تاثیر سیاستهای فرهنگی بر روی جامعه و نتایج پیشبینی نشده آن و به علاوه تحقق اهداف کمی و کیفی سیاستها بررسی شود. امر دیگری که به شفاف کردن سیاستهای فرهنگی کمک میکند نگاه تطبیقی و تاریخی به مقوله سیاستگذاری فرهنگی است که تاثیر رقابتهای سیاسی و مناسبات قدرت، منافع حاکمان و طبقات بالای جامعه، دغدغههای غیرفرهنگی، شرایط جهانی و مناسبات بینالمللی را بر سیاستهای فرهنگی آشکار میکند.
تحقیق پیش رو، بر آن است که با مفهومبندی و شاخصگذاری دقیق به ارزیابی سیاستهای رسمی فرهنگی کشور بپردازد. توصیفی که از سیاستهای فرهنگی با این روش بدست میآید دقیق و قابل ملاحظه خواهد بود و همچنین از دل آن سنخشناییها و چهارچوبی در میآید که میتواند برای تحقیقات آتی در این زمینه مفید واقع شود. ضرورت این تحقیق مخصوصا از آنجا بر میخیزد که تا کنون تحقیقی که با مقولهبندی و شاخصگذاری دقیق به بررسی سیاستهای فرهنگی کشور پرداخته باشد وجود نداشته است. معمولا نوشتههایی که در این زمینه موجود است بدون روششناسی دقیق و صرفا حاصل تجربه یا نگاه انتقادی نویسندگان و با توجه به شرایط روز بوده است. از سوی دیگر متون مختلفی وجود دارد که صرفا به بحث نظری پیرامون سیاست فرهنگی پرداخته است و جای خالی یک کار تجربی در این میان کاملا به چشم میخورد.
1-3- تحدید موضوع و اهداف تحقیق
موضوع این تحقیق محدود به سیاستهای فرهنگی دولتی است که به صورت مکتوب و مصوب در دسترس است و در حال حاضر در حال اجراست. در مورد قید «کنونی» که در عنوان تحقیق آمده است، ذکر این نکته ضروری است که آوردن این قید ناظر به سیاستها و متون سیاستگذاری است که در حال حاضر منشاء برنامهریزی و قانونگذاری و مدیریت در عرصه فرهنگ است و منسوخ نشده است. در واقع از یک سو، هدف آن بوده که به سیاستها پرداخته شود (و وارد جزئیات برنامههای و قوانین در حوزهی فرهنگ نشویم) و از سوی دیگر خود را محدود به دورهی اخیر سیاستهای فرهنگی کنیم. سال 1389 و برنامهی توسعهای که توسط دولت وقت و مجلس وقت تصویب شده است، به علاوهی قانون اساسی و سند سیاستهای فرهنگی جمهوری اسلامی ایران که اصلیتری رویکردهای نظام جمهوری اسلامی ایران را در عرصهی فرهنگ نشان دادهاند.
ناگفته پیداست که ارزیابی سیاستهای فرهنگی دولت، جدای از مکتوبات و مصوبات، نیاز به پیگیری و دقتنظر در برنامهها، مدیریتها، سخنرانیها، و اعمال و برخوردهای خاص نهادها و سازمانهای مختلف دولت دارد. اما بنای این تحقیق آن است که به حد کافی موضوع خود را محدود و مشخص کند که در قالب یک پایاننامه قابل بررسی باشد.
قبل از اینکه بگوییم اهداف این تحقیق چیست، لازم است بگوییم که این تحقیق چه اهدافی را در نظر ندارد. در این تحقیق به فعالیتهای عملی نهادهای فرهنگی و تدابیر مدیران فرهنگی پرداخته نمیشود، همچنین نگاهی تاریخی و تطبیقی به سیاستهای فرهنگی ایران در طول دهههای گذشته از اهداف این تحقیق نیست. به همین ترتیب ارزیابی سیاستهای فرهنگی در این تحقیق از خلال مواردی مثل دستیابی اهداف، تامین منابع و تامین رضایت گروههای ذینفع صورت نمیگیرد. همچنین این تحقیق بر آن نیست که مسائل و مشکلات فرهنگی کشور را شناسایی کند و بر مبنای آن سیاستهای جدیدی را ارائه کند یا به ارائه رهنمودهایی برای تدوین سیاستهای فرهنگی نمیپردازد، هر چند این امر خود به تبع حاصل میآید.
به طور کلی دو هدف برای این تحقیق در نظر گرفته شده است:
این تحقیق بر آن است که اولا با طرح مباحث نظری پیرامون مجادلاتی که بر سر تعریف فرهنگ به ویژه در ادبیات جامعهشناسی وجود دارد و تاثیر هر یک بر سیاستگذاری فرهنگی، و ثانیا بررسی ادبیات موضوع سیاستگذاری فرهنگی و ثالثا شناختن مناقشات واقعی موجود در شرایط کنونی جامعهی ایرانی که خود را در قالب جریانهای فرهنگی مختلف نشان میدهد و از خلال همه اینها به دست آوردن چهارچوب ارزیابی سیاستهای فرهنگی، به ارزیابی سیاستهای رسمی فرهنگی ایران بپردازد. شمای کلی این پایاننامه را در تصویر زیر مشاهده میکنید:
1-4- پرسشهای تحقیق
فصل دوم: چهارچوب نظری تحقیق
مقدمه ………………………………………………………………………………………………………………… 15
الف. مبانی هستی شناختی …………………………………………………………………………………….. 16
ب. مبانی انسان شناختی ……………………………………………………………………………………….. 23
عنوان صفحه
پ. مبانی زن شناختی …………………………………………………………………………………………… 28
1.2. نقصان عقل ………………………………………………………………………………………… 33
2.2. کمال احساس …………………………………………………………………………………….. 35
3.2. ضعف جسمانی …………………………………………………………………………………… 35
4.2. غیرت در مردان …………………………………………………………………………………… 36
1.2. صبر و حیا در زنان ………………………………………………………………………………… 37
ت. مبانی معرفت شناختی ……………………………………………………………………………………… 40
ج. مبانی دین شناختی ………………………………………………………………………………………….. 45
جمع بندی …………………………………………………………………………………………………………. 51
عنوان صفحه
فصل سوم: مولفه های الگوی نقش اجتماعی زن مسلمان ایرانی پس از انقلاب اسلامی
مقدمه ………………………………………………………………………………………………………………… 55
الف. اصول و پیش فرض های حاکم بر دیدگاه اجتماعی اسلامی ……………………………………… 56
ب. نظام ارزشی حاکم در بحث نقش زنان …………………………………………………………………….. 64
پ. مولفه های نقش اجتماعی زنان ………………………………………………………………………….. 70
جمع بندی ………………………………………………………………………………………………………….. 89
فصل چهارم: مولفه های الگوی مصرف زن مسلمان ایرانی پس از انقلاب اسلامی
مقدمه ………………………………………………………………………………………………………………….. 90
عنوان صفحه
الف. اصول و پیش فرض های حاکم بر دیدگاه اسلام در باب مصرف …………………………………. 91
1.5. مد و مصرف گرایی مدرن …………………………………………………………………………. 96
2.5. تاملی بر پدیده خرید فراغتی ……………………………………………………………………… 98
3.5. نقش تبلیغات بازرگانی در ایجاد نیاز کاذب ……………………………………………………… 100
4.5. فرهنگ مبتنی بر چشم و هم چشمی ………………………………………………………………. 101
ب. نظام ارزشی اسلام در باب مصرف ………………………………………………………………………… 102
این مطلب را هم بخوانید :
فرم درخواست گواهی الکترونیکی:/پایان نامه درباره امضای الکترونیکی
1.1. محدوده اسراف …………………………………………………………………………………….. 103
پ. مولفه های الگوی مصرف زن مسلمان ایرانی ………………………………………………………….. 112
عنوان صفحه
جمع بندی …………………………………………………………………………………………………………. 117
فصل پنجم: مولفه های الگوی پوشش زن مسلمان ایرانی پس از انقلاب اسلامی
مقدمه …………………………………………………………………………………………………………………… 118
الف. ملاحظات مهم پیرامون حجاب و پوشش ……………………………………………………………… 119
ب. مولفه های الگوی حجاب زن مسلمان ایرانی …………………………………………………………… 127
جمع بندی …………………………………………………………………………………………………………… 129
فصل ششم: راهکارهای تقویت الگو در میان زنان جامعه پس از انقلاب اسلامی
مقدمه ………………………………………………………………………………………………………………….. 130
الف. راهکارهای تقویت الگوی نقش اجتماعی زن مسلمان ………………………………………………………… 131
ب. راهکارهای تقویت الگوی مصرف زن مسلمان …………………………………………………………………… 134
پ. راهکارهای تقویت الگوی حجاب زن مسلمان …………………………………………………………………… 135
جمع بندی …………………………………………………………………………………………………………….. 145
عنوان صفحه
نتیجه گیری ………………………………………………………………………………………………………………. 157
منابع ………………………………………………………………………………………………………………………….. 159
– بیان مساله
آن چیزی که در بدو پیدایش حرکت انقلاب اسلامی در نگاه بنیانگذار و حامیان آن وجود داشت آن بود که انقلاب اسلامی ادامه مسیر صدر اسلام و گفتمان عاشوراست که در جهت تمدن سازی اسلامی و جهانی شدن و صدور دین مبین اسلام پیش خواهد رفت. واضح است که وقتی صحبت از تمدن[1] به میان می آید پای قدمت و تاریخ و نیز گستردگی در همه شئون یک جامعه نیز به بحث باز می شود. ویل دورانت در تعریف این مفهوم می نویسد: «تمدن را میتوان به شکل کلی آن، عبارت از نظمی اجتماعی دانست که در نتیجه وجود آن، خلاقیت فرهنگی امکان پذیر می شود و جریان پیدا می کند» (دورانت[2]،5:1378).
در تعریف دیگری که آقای روح الامینی از هرسکویتس[3] در کتاب خود درباره تمدن ارائه می کند:
تمدن عبارت است از مجموعه ی دانشها، هنرها، فنون، آداب و رسوم، تاسیسات نهادهای اجتماعی که در پرتو ابداعات و اختراعات و فعالیتهای افراد و گروههای انسانی طی قرون و اعصار گذشته توسعه و تکامل یافته و در تمام قسمتهای یک جامعه و یا چند جامعه که با هم ارتباط دارند رایج است. مثل تمدن مصر، تمدن بونان، تمدن ایران و… که هر کدام دارای ویژگیهایی است که به عوامل جغرافیایی، تاریخی و تکنیکی خاص بستگی دارند (روح الامینی،49:1377).
هر دوره تاریخی به دو مرحله فرهنگ و تمدن تقسیم میشود که اولی را مقدمه دومی می دانند و برای به وجود آمدن تمدن، شکل گیری فرهنگی متناسب با آن ضرورت دارد. رضا داوری اردکانی در باب ارتباط فرهنگ و تمدن می گوید:
تمدن صورت خاص زندگی مردم بر مبنای فرهنگ و تفکر است.به عبارت دیگر تمدن مجموعه ی آداب و رسوم و سنن و رفتار و کردار و فنون و صنایعی است که با تعلق به اصول و مبانی است، نه آنکه بسط و تحول تمدن به خودی خود بتواند موجب تفکر تازه باشد (داوری،64:1380).
لذا همان طور که تمدن غرب بر پایه فرهنگ و تفکر خاصی بنا شده و اکنون در همه شئون اجتماعی نفوذ کرده است، برای برپا کردن تمدنی متفاوت در مقابل این تمدن نسبتا فراگیر امروز، می بایست فرهنگی متفاوت و تفکری متزاحم با فرهنگ و تفکر مدرنیته بنا کرد. اکنون ارائه تعریفی از فرهنگ نیز می تواند زوایایی از بحث را روشن تر نماید. مفهوم فرهنگ از آن دسته از مفاهیم و واژه هاست که تعاریف بسیار متعدد و متنوعی از آن ارائه گردیده است و شاید ارائه یک تعریف فراگیر و مورد اتفاق همه اندیشمندان از این واژه و مفهوم امکان پذیر نباشد. اما معروف ترین و پر استفاده ترین تعریف برای مفهوم فرهنگ، تعریفی است که «ای.بی.تایلور[4]» مردم شناس انگلیسی از این مفهوم ارائه داده است. این مردم شناس در تعریف فرهنگ می گوید: «فرهنگ آن کل پیچیده ای است که دانش ها، عقاید، هنرها، اخلاقیات، قوانین، آداب و رسوم و قابلیت ها و عاداتی را که انسان به عنوان عضوی از جامعه کسب می کند در بر می گیرد» (ترنر[5]،89:1371). فرهنگ فارسی معین نیز در یک تعریف دیگری فرهنگ را «مرکب از دو واژه فر و هنگ به معنای ادب، تربیت، دانش، علم، معرفت و آداب و رسوم» تعریف کرده است (معین،345:1381).
حال با این تعریف از فرهنگ می توان به این نکته پی برد که یکی از محورهای ایجاد و تمایز یک فرهنگ از دیگری، به سبک های مختلف زندگی افراد و نظام های رفتاری آنان برمی گردد. شیوه های رفتاری و سبک های زندگی مردم یک جامعه در طول سالها و قرن ها به شکل گیری تمدن های کهن می انجامد. لذا برای بازیابی و تمایز یک فرهنگ خاص از دیگری، یکی از راهکارهای آن مراجعه به شیوه های رفتاری و سبک های زندگی مردم آن جامعه است.
امروزه گسترش تعاملات جهانی و برخوردهای فرهنگ ها و سبک های زندگی با یکدیگر از یک سو، و تمرکز قدرت های رسانه ای و تبلیغاتی در دست متولیان و حامیان فرهنگ و تمدن غرب از سوی دیگر، باعث شده است که سبک زندگی دنیای مدرن به فرهنگ غالب دنیا تبدیل شود. فرهنگی که پایه های اصلی آن بر تفکر اومانیستی و لیبرالیستی انسان مدرن بنا شده است و شاید ضرورتا سنخیتی با زمینه های اجتماعی و فرهنگی جوامع مختلف از جمله جامعه ما نداشته باشد (زرشناس،76:1381). امروزه دیگر این بشر نیست که فکر میکند چگونه بپوشد، چگونه بخوابد و چگونه زندگی کند؛ بلکه این رسانههای جهانی هستند که این برنامهریزیها را به عهده گرفتهاند و هر روز با دستور کمپانیهای اقتصادی و سرمایهداری نظام سلطه به تغییر ذائقههای مخاطبان خود میپردازند (بودریار[6]،127:1389).
از این منظر چیزی که در نگاه یک اندیشمند اجتماعی بدیهی می نماید آن است که برای رسیدن به تمدن دینی که مولفه های اساسی آن بر مبنای خدامحوری و دین محوری پایه ریزی می شود، راهی جز گذر از فرهنگ و تمدن انسان محور و سکولاریستی دنیای متجدد وجود ندارد و برای درانداختن طرح تمدنی جدید و متناسب با مولفه های دنیای دینی، نیازمند تبیین و ارائه مدل های دینی از شیوه ها و سبک های زندگی و نظام های رفتاری و احساسی و هنجاری در جامعه خودمان می باشیم. از منظر دیگر مقوله تفاوت های جنسیتی در یک جامعه از بدیهیات است و به نظر می رسد برای تبیین مدل های رفتاری و فرهنگی متناسب با هر جامعه اهتمام به تفاوت های جنسیتی مورد نیاز است.
باید در نظر داشت که مسئله زنان در دنیا هر چه که باشد موضوع سخن در اینجا زن ایرانی است. زن ایرانی و مسئله آن، با زنان دیگر سرزمین ها تفاوت عمیقی دارد گو اینکه دغدغه ها و اصول مشترکی نیز میان زنان وجود دارد. زن ایرانی و مسئله آن ریشه در فرهنگ و رسوم سرزمینی با تاریخ چند هزار ساله دارد و قریب 14 قرن است که دارائی های تمدنی زن ایرانی با یکی از فربه ترین ادیان جهان آمیزش یافته و در بروز خارجی آن با موجودی مواجه هستیم به نام ” زن ایرانی مسلمان” که برای تبیین نظام رفتاری و سبک زندگی آن باید به هر سه جزء این عنوان توجه کرد و غفلت یا تغافل از یکی از این سه جزء و یا فروکاستن هر کدام به دیگری به حل مسئله زنان چندان کمکی نمی کند (کرمی،23:1385).
امروزه به دلیل غلبه فرهنگ و سبک زندگی[7] مدرن بر نظام رفتاری افراد جامعه ما، تفاوت های معناداری میان الگوی سبک زندگی زنان نسل حاضر جامعه با الگوی اسلامی نظام رفتاری زن مسلمان ایرانی مشاهده می گردد که نیازمند آسیب شناسی و ارائه راهکار به منظور حل این مساله است. لذا این تحقیق بر آن است تا به این پرسش اساسی پاسخ دهد:
الگوی سبک زندگی زن مسلمان ایرانی پس از انقلاب اسلامی دارای چه مولفه ها و ویژگیهایی بوده و راهکار تقویت آن در جامعه چگونه خواهد بود؟
ب- اهمیت و ضرورت تحقیق
1- فواید نظری
1-1- فایده نظری این تحقیق عبارتست از ارائه مولفه هایی هر چند محدود از یک مدل و الگوی اسلامی – ایرانی از نظام رفتاری زن بعد از انقلاب اسلامی.
1-2- بسط دانش نظری در حوزه سبک زندگی زنان مسلمان
2- فایده عملی
2-1- ارائه راهکارهایی پیرامون چگونگی تقویت یک نظام رفتاری متعادل برای زن مسلمان ایرانی در جامعه امروز ایران
پ- اهداف تحقیق
1- هدف اصلی
2- اهداف فرعی
ت- سوالات تحقیق
1- سوال اصلی
2- سوالات فرعی
ث- تعریف مفاهیم
1- الگو[8]: در ادبیات اسلامی آنچه در تعریف الگو به کار برده شده است واژه «اسوه» است که به معنای مقتدا است و یا در فارسی به معنای «در پی رفتن» را می رساند (یاحقی،63:1372). در قران کریم در آیه 21 سوره احزاب پیامبر اکرم(ص) به عنوان اسوه حسنه معرفی شده است. لذا به نظر می رسد در ادبیات قرانی، اسوه به کسی اطلاق می گردد که در عمل، حالات، سلوک و روش مورد اقتدا و پیروی قرار می گیرد (سبحانی،80:1386). توماس کوهن، در تعریف الگو می نویسد: «الگوها نمونههای قابل قبول تمرینات علمی میباشند، نمونههائی که در خود، قانون، تئوری، کاربرد و ابزار را دارا میباشند» (کوهن،73:1386).
2- سبک زندگی: در تعریف سبک زندگی تنوع بسیاری به لحاظ تعریفی در میان اندیشمندان علوم اجتماعی وجود دارد. مهمترین تعاریف موجود از این مفهوم عبارتند از: فرهنگ رندوم هاوس چنین می نویسد: «عادات یا منش ها، رویکردها، ذوقها و قرایح، استانداردهای اخلاقی، سطح اقتصادی و… که همه اینها در مجموع روش زیستن فرد یا گروه را می سازند (Random House Dictionary, 1987).
3- نقش اجتماعی[9]: نقش اجتماعی دربرگیرنده طرز تلقین ها، ارزش و رفتارهایی است که جامعه برای یک فرد و تمامی افراد یک پایگاه مشخص در نظر می گیرد (بیرو[10]،374:1384).
4- مصرف[11]: مصرف کردن در معنای عادی و هنجار آن یعنی استفاده درست و به اندازه از منابع طبیعی برای زنده ماندن و زندگی کردن (خادمیان،125:1388).
5- پوشش[12]: منظور از پوشش در این تحقیق نمود اجتماعی لباس زن است.
6- زن مسلمان ایرانی: منظور ما از زن مسلمان ایرانی در این تحقیق زنان مسلمان و شیعه ی اثنی عشری ساکن کشور ایران است.
ج- پیشینه تحقیق
1- تحقیقات انجام شده در داخل کشور
باقر ساروخانی (1386) در مقاله ای با عنوان «زن، قدرت و خانواده» هدف خود را از نگارش این مقاله که به روش اسنادی و فراتحلیل انجام شده است، شناسایی قدرت و ساز و کارهای آن، بحث از قدرت در اندیشههای اساسی، شناسایی مدلهای کاربردی در حوزه زن، قدرت و خانواده و بررسی نتایج پژوهش انجام شده در باب هرم قدرت و خانواده و جایگاه زن در آن می داند و نتیجه گیری می کند که روابط قدرت با افزایش پیچیدگی جامعه از سیطره قدرت جسمانی بیرون آمده متغیرهای نوینی چون جایگاه فرد در مناصب اجتماعی اهمیت یافته است. در حوزه نظری ملاحظه می شود تفکیک نقشهای زن و مرد در خانواده، آن طور که در اندیشه کارکردگرایان به نمایندگی پارسونز مطرح میشود، نمیتواند پاسخگوی درست مسائل خانواده در جامعه معاصر باشد. دیدگاههای تضاد منابع و فمینیسم[13] نیز، هر یک با کاستیهایی مواجه است. در نتیجه تحولات اجتماعی قدرت مبتنی بر اجبار در خانواده جایگاهی ندارد، از اینرو یا باید از مضمون جدید آن به تعبیر اقتدار یاد کرد و یا قدرت را در معنای انسانی آن در نظر آورد. اندیشه تقریب زن و مرد و تأکید بر ابعاد انسانی آنان تا آنجا ضروری است که از مردیت استعلایی از یکسو و مرد ـ زن یکسانی از سوی دیگر اجتناب شود. تصمیمگیری در خانواده از یک سو امری مشارکتی و از سوی دیگر کاربردی است. تمایز تحقیق مذکور با پایان نامه حاضر نیز در تدوین الگو و ارائه مدل سبک زندگی زن مسلمان ایرانی است.
تقی آزاد ارمکی (1386) در مقاله «الگوی سبک زندگی در ایران» ضمن اشاره به تفاوت های اساسی سبک زندگی در جوامع غربی و ایران، معتقد است الگوی سبک زندگی در جامعه غرب کاملاً طبقاتی است و مقولاتی همچون نسل، ساماندهی جامعه، جنسیت، شهری بودن و شهری شدن در جامعه غربی به صورت طبقاتی است اما در ایران این مقولات بدون سیر طبیعی خود از جامعه سرمایهداری، خود را نشان داده است و سبک زندگی ایرانیان به شدت از دین و خانواده تاثیر پذیرفته است. تمایز این تحقیق با پایان نامه حاضر در ارائه الگوی سبک زندگی زنان مسلمان ایرانی است که در تحقیق مذکور به آن پرداخته نشده است.
یوسف اباذری و حسن چاوشیان (1387) در مقاله ای با عنوان «از ”طبقه اجتماعی” تا ”سبک زندگی”/ رویکردهای نوین در تحلیل جامعه شناختی هویت اجتماعی» می نویسند: مفهوم «طبقه اجتماعی» اصل بنیادین تبیینهای اجتماعی در سنت تفکر جامعه شناختی است. هم پویشهای اجتماعی و هم هویت اجتماعی اعضای جوامع مدرن به کمک این مفهوم تحلیل و درک میشود. اما جهتگیری همگرای نظریههای اجتماعی اخیر به سمت پذیرش اهمیت فزایندهی حوزههای مصرف و فعالیتهای سبک زندگی در شکل دادن به هویت شخصی و اجتماعی است. وی همچنین هدف از نگارش این مقاله را تحلیل چگونگی تغییر شالوده ی اجتماعی هویت در جوامع امروزی است. وی تحلیل خود را بر محور سه استدلال مجزا و در عین حال همبسته مبتنی می داند که عبارتند از: 1) تحول در رابطهی میان کار و فراغت 2) چند پارگی ساختار طبقاتی در جوامع مدرن 3) پیدایش فرهنگ مصرف. وی در پایان به این نتیجه گیری می رسد که نتیجهی این استدلالها، پذیرش اولویت فرهنگ بر ساختار اجتماعی تولید و پذیرش باز تابندگی شکلگیری هویتها در برابر جبرگرایی تبیینهای ساختاری است. در تحقیق ایشان نیز ارائه الگوی سبک زندگی هدف نبوده و محقق هیچ اشاره ای به آن نکرده است و این از تمایزات تحقیق ایشان با پایان نامه حاضر است.
محمدرضا زیبایی نژاد (1389) در کتاب «هویت و نقش های جنسیتی» به یکی از مولفه های سبک زندگی زنان یعنی نقش اجتماعی آنان پرداخته است. وی در این کتاب ضمن بررسی تفاوت ها و تمایزات تکوینی و تشریعی زن و مرد به ارائه دیدگاه اسلام در خصوص تفکیک جنسیتی نقش های خانوادگی و اجتماعی میان زن و مرد می پردازد. ایشان همچنین دیدگاه های علوم اجتماعی و روانشناسی را در باب نقش های جنسیتی زنان مورد بررسی قرار می دهند. تمایز اصلی این کتاب با تحقیق حاضر در گستردگی ابعاد مورد بررسی در مقوله سبک زندگی زنان توسط این پایان نامه است.
فریبا علاسوند (1390) در کتاب «زن در اسلام» به بررسی وجوه مختلف شخصیت و زندگی زن مسلمان پرداخته است. وی در جلد اول این کتاب به بررسی مبانی دینی نگاه به زن و مقایسه آن با دیدگاه های غربی پرداخته و در جلد دوم به تبیین مولفه های نقش جنسیتی زنان در خانواده و اجتماع مبادرت ورزیده است. ایشان نقش های مادری و همسری و وظایف زن در درون خانه و خانواده را از دیدگاه اسلامی دارای اولویت و اهمیت بسیار بالایی دانسته اند و معتقدند که نقش های اجتماعی و سیاسی زنان در درجه دوم اهمیت و با شرط عدم تعارض با نقش ها اولیه زنان موضوعیت می یابند. تفاوت اصلی این کتاب با تحقیق حاضر در آن است که این کتاب تنها به یکی از مولفه های سبک زندگی زنان پرداخته است و تحقیق حاضر قصد دارد به ارائه الگوی سبک زندگی زنان بپردازد.
تحقیق دیگری که در این زمینه انجام شده است متعلق به زهرا آیت اللهی (1386) است که با عنوان «زن، دین، سیاست» به چاپ رسیده است. این کتاب نیز به یکی از مولفه های سبک زندگی زن مسلمان تحت عنوان مشارکت سیاسی پرداخته است. ایشان با بررسی تاریخی حضور اجتماعی زنان مسلمان در عرصه های گوناگون، مشارکت سیاسی زنان را یک وظیفه و تکلیف می داند و معتقد است که در مسائل سیاسی و اجتماعی بدون در نظر گرفتن نقش تاثیرگذار زنان نمی توان راه به جایی برد. این تحقیق نیز از این جهت با پایان نامه حاضر متمایز است که قصد ارائه الگوی جامع سبک زندگی زنان را ندارد و فقط به بررسی تاریخی الگوی مشارکت سیاسی زنان پرداخته است.
نزهت احمدی (1387) در مقاله ای با عنوان «پیش درآمدهائی بر حضور اجتماعی زن» پس از بررسی تاریخی از حضور اجتماعی زن ایرانی از دوران مشروطه به این سمت نتیجه گیری می کند که ورود زنان به عرصههای اجتماعی نه پدیدهای آنی و ناگهانی بلکه نتیجه تلاشی مستمر و دراز مدت بود که ابتدا از سوی مردان آغاز شد و سپس برخی زنان آن را دنبال کردند. این تلاشها از سوی افراد مختلف با اندیشهها و گرایشهای متفاوت، در راه رسیدن به هدفی واحد صورت پذیرفت. بیشک در آغاز راه هیچکس نمیتوانست به خوبی و روشنی مسیر را مشخص کند و یا الگوهای مناسب برای زن ایرانی و چگونگی ورود او به جامعه را در اختیار گذارد. این کار نهتنها به زمان نیاز داشت، مستلزم ورود زنان، آزمون و خطا و در نهایت یافتن راه منطقی و مناسب با شرایط و مقتضیات جامعه بود. این حرکت ابتدا با آگاهکردن مردان و زنان به لزوم تربیت زنان آغاز شد، سپس مساله حقوق زنان مطرح گردید و در نهایت گروههایی از زنان شکل گرفتند که نه تنها کم و بیش به حقوق خود واقف بودند بلکه برای اعاده حقوق سایر زنان و به ویژه زنان محروم طبقات پایین تلاش میکردند. اگرچه در این تحقیق به مولفه حضور اجتماعی زنان پرداخته شده است اما تمایز آن با پایان نامه حاضر در جامعیت و ابعاد مورد بررسی و نیز نظام وارگی مولفه های مورد بررسی در پایان نامه حاضر است.
سمیه سادات شفیعی (1384) پایان نامه ای با عنوان «مطالعه جنسیتی اوقات فراغت؛ به سوی تبیین سبک زندگی» نگاشته است. وی در پایان نامه خود به این نکته اشاره می کند که جایگاه اوقات فراغت در زندگی انسان امروزی به خصوص قشر کارمند و کارگر بسیار حائز اهمیت است و از سوی دیگر زنان نیز با این مقوله سروکار دارند که پرداختن به امر فراغت در زندگی زنان شاغل دارای موانع و محدودیت هایی است. ایشان در این تحقیق قصد پرداختن به نحوه و میزان گذران اوقات فراغت در زندگی زنان ایرانی در داخل و خارج از خانه و نیز میزان رضایتمندی آنان از گذران اوقات فراغت را دارند که نتیجه گیری ایشان حاکی از آن است که میان عوامل غیر مادی موجود در عرصه زندگی خصوصی زنان از یک سو و عوامل اقتصادی و اجتماعی از سوی دیگر با گذران اوقات فراغت زنان، چه از لحاظ میزان اوقات فراغت و چه به لحاظ گذران اوقات فراغت در درون یا بیرون از خانه، میزان پرداختن زنان به فعالیت های گذران اوقات فراغت و رضامندی آنان از گذران اوقات فراغت رابطه وجود دارد و بر این اساس بهبود فراغت زنان همواره دستخوش عوامل محسوس و نامحسوس انکارناپذیری است و در نتیجه بیشتر از اختصاص درآمد، نیازمند بسترسازی فرهنگی خاص خود است. وجه تمایز این تحقیق نیز با
اهمیت و ضرورت تحقیق 4
ضرورت نظری 5
ضرورت عملی 5
اهداف تحقیق 5
الف) هدف اصلی: 5
ب) اهداف فرعی: 5
سؤالات تحقیق 6
سوال اصلی: 6
سوالات فرعی: 6
پیشینه تحقیق 6
فصل دوم. مبانی نظری پژوهش 9
تبیین مفاهیم 10
انقلاب 10
انقلاب اسلامی 11
گفتمان 12
بازنمایی 13
گفتمان و بازنمایی 15
گفتمانهای سنت و تجدد درایران 17
تاریخچه چالشهای هویت در ایران 17
گفتمانهای هویتی در جامعه سیاسی ایران(1320-1357) 20
الف) گفتمان ناسیونال سکولار دولت پهلوی 20
ب) گفتمان چپ(مارکسیست ها) 23
ج) گفتمان ملی گرایی لیبرال 25
د) اسلام پویا و دارای ایدئولوژی انقلابی 30
گروههای مبارز اسلامی 37
عناصر درون گفتمانی هویت اسلامی- شیعی 39
اهمیت و ضرورت تحقیق 4
ضرورت نظری 5
ضرورت عملی 5
اهداف تحقیق 5
الف) هدف اصلی: 5
ب) اهداف فرعی: 5
سؤالات تحقیق 6
سوال اصلی: 6
سوالات فرعی: 6
پیشینه تحقیق 6
فصل دوم. مبانی نظری پژوهش 9
تبیین مفاهیم 10
انقلاب 10
انقلاب اسلامی 11
گفتمان 12
بازنمایی 13
گفتمان و بازنمایی 15
گفتمانهای سنت و تجدد درایران 17
تاریخچه چالشهای هویت در ایران 17
گفتمانهای هویتی در جامعه سیاسی ایران(1320-1357) 20
الف) گفتمان ناسیونال سکولار دولت پهلوی 20
ب) گفتمان چپ(مارکسیست ها) 23
ج) گفتمان ملی گرایی لیبرال 25
د) اسلام پویا و دارای ایدئولوژی انقلابی 30
گروههای مبارز اسلامی 37
عناصر درون گفتمانی هویت اسلامی- شیعی 39
گفتمان اسلام ناب محمدی(ص) 40
مولفههای اسلام ناب: 41
1- ولایتمداری 42
برجسته ترین شاخص های ولایتمداری 42
الف. ولایت مداری در عرصه سیاست واجتماع 42
ب. مدیریت ولایت محور 43
3- نفی تجدد، کفر و استکبار جهانی به عنوان غیر 44
4- دفاع از محرومان و مستضعفان 46
5- ایثار و شهادت 47
7- مردم محوری 52
8- خود کفایی و استقلال 52
* تبیین نظری اقتصاداسلامی 53
* حفظ اصول وارزشها 53
الف- معنویت 53
ب- حفظ ارزشها و فلسفه انقلاب ملت ایران 54
ج- عدالت اقتصادی 55
9- آزادی 55
انقلاب اسلامی و بسیجی 57
هویت 58
مقدمه 58
مفهوم هویت 58
ارتباط فرد و اجتماع 60
مفهوم هویت جمعی یا هویت اجتماعی 60
تعریف هویت دینی و ابعاد آن 62
نگرشهای مختلف به هویت 63
هویت، دستآورد گفتمان 66
صاحبنظران و هویت 67
دریدا و هویت 67
ویتگنشتاین و هویت 69
بودریار و هویت 70
استوارت هال و هویت 72
سوژهی تاریخی مارکسیسم 72
روانکاوی و سوژگی 73
فمینیسم و تفاوت 74
زبان و هویت 75
سوژهی فوکویی 76
فوکو و هویت 79
لاکلا و موفه و هویت 83
فصل سوم. روششناسی پژوهش 88
گفتمان 89
لاکلا و موفه و گفتمان 91
مفاهیم نظریه گفتمان لاکلا و موفه 94
الگوی تحلیل 96
مراحل روش تحلیل گفتمان لاکلا و موفه 97
مفصل بندی دالهای گفتمان انقلاب اسلامی 99
جامعه تحقیق 100
نمونه تحقیق 100
فصل چهارم. تجزیه و تحلیل دادهها و تبیین یافتههای پژوهش 102
مقدمه 103
فصل پنجم. نتیجهگیری و پیشنهادها 172
پیشنهادات 180
الف. پیشنهاد پژوهشی 180
ب. پیشنهاد به مسئولین فرهنگی 180
منابع و مآخذ 181
کلیات پژوهش
بیان مسأله
قرن بیستم شاهد پیدایش انواع ایدئولوژیهای هویتساز بوده است. سوسیالیسم کوشید با ایجاد چارچوبهای تازهای برای هویت بخشی به کردارها و زندگی سیاسی- اجتماعی مردمان تحت سیطره خود معنا و شکل ببخشد. ایدئولوژیهای مذهبی نیز کوشیدهاند انسانهای مکتبی خاص خود را بسازند و به همین ترتیب، ایدئولوژیهای ناسیونالیستی نیز در همه جا در پی حذف حواشی و تقویت مرکز برای هویت سازی بودهاند.(بشیریه، 1391)
همه ایدئولوژیها چون غیریت پردازند، هویتساز نیز هستند. به تعبیر دیگر، ایجاد هر هویتی در عین حال به معنای ایجاد مرز و حصار نیز است. به لحاظ تاریخی چون تجدد مرزها و حصارها را میشکند به یک معنا همگان را بی خانمان میسازد و به این وسیله همگان را دچار نوعی دلتنگی برای گذشته میکند؛ که تنها در یک بعد یا بخش ایدئولوژیک خاص تبلور مییابد؛ و به این معنا خودیابی و بازگشت به خویشتن به معنی تأسیس خود و خویشتن جدید است تا “غیر” و “دشمنی” از آنِ خود بیابد و در تقابل با آن “غیر” به “خود” هویت ببخشد. در عصر جهانی شدن، لیبرالیسم “غیر” و دشمن مشترک برای بسیاری از ایدئولوژیهای هویتپرداز بوده است که البته همه اینها ذیل مدرنیته تعریف میشوند، به جز انقلاب اسلامی که در پی ساختن گفتمانی فراتر از گفتمان تجدد بوده و آن را “غیر” و دشمن اساسی خود میداند و جنس این انقلاب قابل مقایسه با انقلاب فرانسه بوده که تاریخی متفاوت را نوید میدهد و افقی جدید در تاریخ باز میکند.
به سخن دیگر، هویت سازیها و غیرسازیها، محصول ساختارهای قدرت گفتمانیاند که در هر زمان ضلعی از منشور پیچیده هویت را بر میسازند و مثلاً در پی ایجاد انسان ناب، ایران ناب، مسلمان ناب و جز آن هستند؛ که این کار با تصویر شبکه پیچیدهای از خطوط هویت بخش و غیرساز به قالببندی انسانها منجر میشود. به بیان دیگر، هویتها فرآورده دستگاه گفتمانی هویت بخشند و ایدئولوژیهای مختلف به عنوان دستگاههای گفتمانی، از لیبرالیسم گرفته تا سنتگرایی، ناسیونالیسم، سوسیالیسم، مذهبگرایی و … همواره در پی تأسیس هویتی خالی از تعارض، یکپارچه و ناب و خالص بودهاند.
در ایران قرن بیستم، دو گفتمان مسلط سیاسی، هر یک در دوران خود در پی یکسان سازی هویت عمومی بودهاند. گفتمان مدرنیسم مطلقه پهلوی در پی تشدید هویت تک شالودهای ایرانی مدرن برآمد و برعکس آن پس از انقلاب اسلامی شاهد گفتمان سنتگرایی اسلامی بودهایم که در پی بازسازی هویتی اسلامی بوده است. هر دو گفتمان به دلایلی در متن دغدغههای عصر تجدد و یا در واکنش به آنها پدید آمدهاند.
در واقع گفتمان انقلاب اسلامی، جهان مدرن را به عنوان “غیر” و دشمن اصلی خدا قلمداد کرده و هدف اصلی آن در حوزه هویت، گسترش بخشیدن سراسری به هویت اسلامی و تحقیر یا تضعیف هویت ملی (به مفهوم مورد نظر در گفتمان مدرنیسم مطلقه پهلوی) بوده است. (بشیریه، همان) از دیگر عناصر این گفتمان میتوان به موارد ذیل اشاره کرد:
بر طبق این گفتمان، هویت اسلامی در تقابل با “غیر” آن یعنی “غرب” تعیّن خاص خود را پیدا میکند. از این رو تداوم و کشمکش نظری با غرب یا غرب ستیزی لازمه تداوم هویت برساخته گفتمان انقلاب اسلامی بوده است.
گفتمان انقلاب اسلامی در پی تداوم و بسط خود با محدودیتهای اساسی مواجه بوده و میتوان مراحلی را در سیر پیشرفت آن مشخص نمود. مرحله اول که همان مرحله اساسی در تأسیس این گفتمان بوده و بنیانگذار انقلاب نیز حضور داشته است در دهه اول انقلاب و در دوران جنگ تداوم یافت و به نظر میرسد که از اواسط دهه دوم بواسطه محدودیتهای ساختاری از قبیل برخی فرایندهای جهانی، ضرورت بازسازی کشور پس از جنگ و ترمیم وجهه بین المللی ایران، استفاده از مدلهای تجددی، تهاجم فرهنگی و پیدایش هویتهای متکثر و متعارض، این گفتمان کم رنگ شد.
حکومت جمهوری اسلامی به عنوان دولتی مکتبی از آغاز استقرار خود با طرح مفهوم ایدهآل ” انسان متعهد و مکتبی” در پی پرورش انسانی بود که همه هویتهایش در پرتو هویت اسلامی و دینی او محو و بی رنگ شود. این انسان ناب و خالص انقلاب اسلامی “بسیجی” نام گرفت که همان انسان ایدهآل انقلاب اسلامی بود که تجلی و نقش آفرینی او در دوران 8 سال دفاع مقدس بارز بود. بسیجی ویژگیهایی دارد همچون:
بسیجی نبرد خود را همچون مرگ خود، استمرار مجاهدات مندرج در نهضتهای انبیاء و نیز به همان اندازه نبردی واقع گرایانه و عینی میداند. این تصور در وصایای آنان نیز منعکس است. آنچنان که شهید ابراهیم همت در وصیتنامه خود مینویسد: «شهادت در قاموس اسلام، کاریترین ضربه را بر دشمن ظلم و جور و شرک و الحاد میزند و خواهد زد، تاریخ اسلام این را اثبات کرده است».
به هر حال از آنجا که بسیجی با تجربه مرگ به خوبی آشناست و آن را به یک میزان به تاریخ، وضع حال خود و امیدهایش برای آینده میگسترد (همچنان که شهید اسماعیل بهاری از نوشهر امید به آینده را با تعبیر «از خون سرخ ما تا حکومت سبز مهدی» بیان میکند)، میتوان گفت که بسیجی را از طریق آمادگیاش برای مرگ نیز میتوان شناخت. در برابر مرگ همچون هر انسانی، بسیجی نیز در تمامیتش جلوهگر میشود و همه امکانات و درونیات خود را آشکار میسازد. لحظه مرگ، اساسی ترین امکانات حیات را آشکار میسازد. لحظه مرگ اوج راستی و صداقت، اوج عمق و ژرفانگری و اوج رهایی از شرایط محدودکننده زندگی است (طاهایی، همان: 101).
اما از چشم انداز دیالکتیک تاریخی، هویتها سیالند و هیچگاه خالص نمیمانند و ناخالص، مرکب، آمیخته و ناتمام دائماً در حال تغییر و بازسازی هستند و به نظر میرسد که امروزه ساختارهای هویتی و خودفهمیها به واسطه عوامل گوناگونی همچون تحولات ساختاری در جامعه و اقتصاد و فرهنگ از جمله گسترش شهرنشینی، مهاجرت، گسترش سرمایه داری تجاری، گسترش آموزش و تحرک طبقاتی و تحولات اجتماعی و فرهنگی ناشی از انقلاب ارتباطات و اطلاعات و فرایند جهانی شدن و… کم رنگ شدهاند.
این پژوهش در پی آن است که بازنمایی گفتمان انقلاب اسلامی را در ویژگیهای هویتی انسانهای خاص خود یعنی همان بسیجیان دوران دفاع مقدس دنبال نماید و به این سوال پاسخ دهد که آن انسانهای مکتبی و ایدهآل دستگاه گفتمانی انقلاب اسلامی، “خود” را چگونه تعریف میکنند؟ خودفهمی آنها چگونه است؟ و یا به سخن دیگر، تجلی هویت برساخته گفتمان انقلاب اسلامی در نزد بسیجیان شهید این انقلاب چگونه بوده است؟
اهمیت و ضرورت تحقیق
هشت سال دفاع مقدس از مهم ترین اتفاقاتی است که برای انقلاب اسلامی رخ داده است و البته خیلی کمتر از آنچه اهمیت دارد مورد توجه اندیشمندان و پژوهشگران قرار گرفته است، این در حالی است که فرهنگ جبهه و کلاً دفاع مقدس تأثیرات عمیقی بر جامعه ما گذاشته است و فهم جامعه ما و نسخه پیچیدن برای آن، بدون فهم این دوران و مسایل آن امکانپذیر نمی باشد.
همچنین مسأله اینجاست که انسانی که در هر مرحله از مراحل انقلاب اسلامی در صحنه حاضر و زمینه و زمانه را در کشور، منطقه و حتی جهان از حضورِ تب آلود آکنده کرده و در هر تحول یا واقعه ای در انقلاب اسلامی، موضوع و در عین حال عامل بوده، از تیررس تأمل به دور مانده است. عملکرد این انسان و نتایج عملی باورهای او را پیاپی دیده ایم اما از خودش غافل مانده ایم.
ظهور انسانیتی جدید پس از انقلاب، مختص انقلاب اسلامی نیست، همچنان که پس از انقلاب فرانسه نیز چنین بود و … . اگر بپذیریم که انقلاب آغاز عصر جدید است، پس بنابراین جهان مفهومی و ارزشی جدید میآفریند و برای درک و مفهوم بندی آن، به علم سیاست جدید (توکویل) و حتی فلسفه تاریخ جدیدی (آرنت) نیاز است، لذا ضرورت خلق انسان تازهای مطرح میشود که آن ملاحظات، یعنی نظریه انسانیت جدید را تحقق بخشد. (طاهایی، همان: 157). و این پژوهش در پی فهم بیشتر چنین انسانی است. همچنین با توجه به اینکه گفتمان انقلاب اسلامی و انسان خاصی که بر خاسته از آن می باشد، جدای از هم نیستند بنابراین با فهم انسان انقلاب اسلامی و نوع نگاه وی به عالم و آدم، می توان به درکی عمیقتر و کاملتر از انقلاب و آرمانها و اهداف و ماهیت آن رسید.
ضرورت نظری
ضرورت عملی
اهداف تحقیق
الف) هدف اصلی:
ب) اهداف فرعی:
سؤالات تحقیق
سوال اصلی:
سوالات فرعی:
پیشینه تحقیق
بررسی پژوهشهای مرتبط با موضوع کنونی که تاکنون صورت گرفتهاند، یکی از گامهای اولیه و مقدماتی تحقیق است. مطالعه و تحلیل پیشینه پژوهش به منظور پرهیز از کار تکراری، استفاده از تجربیات و
گفتمان اسلام ناب محمدی(ص) 40
مولفههای اسلام ناب: 41
1- ولایتمداری 42
برجسته ترین شاخص های ولایتمداری 42
الف. ولایت مداری در عرصه سیاست واجتماع 42
ب. مدیریت ولایت محور 43
3- نفی تجدد، کفر و استکبار جهانی به عنوان غیر 44
4- دفاع از محرومان و مستضعفان 46
5- ایثار و شهادت 47
7- مردم محوری 52
8- خود کفایی و استقلال 52
* تبیین نظری اقتصاداسلامی 53
* حفظ اصول وارزشها 53
الف- معنویت 53
ب- حفظ ارزشها و فلسفه انقلاب ملت ایران 54
ج- عدالت اقتصادی 55
9- آزادی 55
انقلاب اسلامی و بسیجی 57
هویت 58
مقدمه 58
مفهوم هویت 58
ارتباط فرد و اجتماع 60
مفهوم هویت جمعی یا هویت اجتماعی 60
تعریف هویت دینی و ابعاد آن 62
نگرشهای مختلف به هویت 63
هویت، دستآورد گفتمان 66
این مطلب را هم بخوانید :
صاحبنظران و هویت 67
دریدا و هویت 67
ویتگنشتاین و هویت 69
بودریار و هویت 70
استوارت هال و هویت 72
سوژهی تاریخی مارکسیسم 72
روانکاوی و سوژگی 73
فمینیسم و تفاوت 74
زبان و هویت 75
سوژهی فوکویی 76
فوکو و هویت 79
لاکلا و موفه و هویت 83
فصل سوم. روششناسی پژوهش 88
گفتمان 89
لاکلا و موفه و گفتمان 91
مفاهیم نظریه گفتمان لاکلا و موفه 94
الگوی تحلیل 96
مراحل روش تحلیل گفتمان لاکلا و موفه 97
مفصل بندی دالهای گفتمان انقلاب اسلامی 99
جامعه تحقیق 100
نمونه تحقیق 100
فصل چهارم. تجزیه و تحلیل دادهها و تبیین یافتههای پژوهش 102
مقدمه 103
فصل پنجم. نتیجهگیری و پیشنهادها 172
پیشنهادات 180
الف. پیشنهاد پژوهشی 180
ب. پیشنهاد به مسئولین فرهنگی 180
منابع و مآخذ 181
کلیات پژوهش
بیان مسأله
قرن بیستم شاهد پیدایش انواع ایدئولوژیهای هویتساز بوده است. سوسیالیسم کوشید با ایجاد چارچوبهای تازهای برای هویت بخشی به کردارها و زندگی سیاسی- اجتماعی مردمان تحت سیطره خود معنا و شکل ببخشد. ایدئولوژیهای مذهبی نیز کوشیدهاند انسانهای مکتبی خاص خود را بسازند و به همین ترتیب، ایدئولوژیهای ناسیونالیستی نیز در همه جا در پی حذف حواشی و تقویت مرکز برای هویت سازی بودهاند.(بشیریه، 1391)
همه ایدئولوژیها چون غیریت پردازند، هویتساز نیز هستند. به تعبیر دیگر، ایجاد هر هویتی در عین حال به معنای ایجاد مرز و حصار نیز است. به لحاظ تاریخی چون تجدد مرزها و حصارها را میشکند به یک معنا همگان را بی خانمان میسازد و به این وسیله همگان را دچار نوعی دلتنگی برای گذشته میکند؛ که تنها در یک بعد یا بخش ایدئولوژیک خاص تبلور مییابد؛ و به این معنا خودیابی و بازگشت به خویشتن به معنی تأسیس خود و خویشتن جدید است تا “غیر” و “دشمنی” از آنِ خود بیابد و در تقابل با آن “غیر” به “خود” هویت ببخشد. در عصر جهانی شدن، لیبرالیسم “غیر” و دشمن مشترک برای بسیاری از ایدئولوژیهای هویتپرداز بوده است که البته همه اینها ذیل مدرنیته تعریف میشوند، به جز انقلاب اسلامی که در پی ساختن گفتمانی فراتر از گفتمان تجدد بوده و آن را “غیر” و دشمن اساسی خود میداند و جنس این انقلاب قابل مقایسه با انقلاب فرانسه بوده که تاریخی متفاوت را نوید میدهد و افقی جدید در تاریخ باز میکند.
به سخن دیگر، هویت سازیها و غیرسازیها، محصول ساختارهای قدرت گفتمانیاند که در هر زمان ضلعی از منشور پیچیده هویت را بر میسازند و مثلاً در پی ایجاد انسان ناب، ایران ناب، مسلمان ناب و جز آن هستند؛ که این کار با تصویر شبکه پیچیدهای از خطوط هویت بخش و غیرساز به قالببندی انسانها منجر میشود. به بیان دیگر، هویتها فرآورده دستگاه گفتمانی هویت بخشند و ایدئولوژیهای مختلف به عنوان دستگاههای گفتمانی، از لیبرالیسم گرفته تا سنتگرایی، ناسیونالیسم، سوسیالیسم، مذهبگرایی و … همواره در پی تأسیس هویتی خالی از تعارض، یکپارچه و ناب و خالص بودهاند.
در ایران قرن بیستم، دو گفتمان مسلط سیاسی، هر یک در دوران خود در پی یکسان سازی هویت عمومی بودهاند. گفتمان مدرنیسم مطلقه پهلوی در پی تشدید هویت تک شالودهای ایرانی مدرن برآمد و برعکس آن پس از انقلاب اسلامی شاهد گفتمان سنتگرایی اسلامی بودهایم که در پی بازسازی هویتی اسلامی بوده است. هر دو گفتمان به دلایلی در متن دغدغههای عصر تجدد و یا در واکنش به آنها پدید آمدهاند.
در واقع گفتمان انقلاب اسلامی، جهان مدرن را به عنوان “غیر” و دشمن اصلی خدا قلمداد کرده و هدف اصلی آن در حوزه هویت، گسترش بخشیدن سراسری به هویت اسلامی و تحقیر یا تضعیف هویت ملی (به مفهوم مورد نظر در گفتمان مدرنیسم مطلقه پهلوی) بوده است. (بشیریه، همان) از دیگر عناصر این گفتمان میتوان به موارد ذیل اشاره کرد:
بر طبق این گفتمان، هویت اسلامی در تقابل با “غیر” آن یعنی “غرب” تعیّن خاص خود را پیدا میکند. از این رو تداوم و کشمکش نظری با غرب یا غرب ستیزی لازمه تداوم هویت برساخته گفتمان انقلاب اسلامی بوده است.
گفتمان انقلاب اسلامی در پی تداوم و بسط خود با محدودیتهای اساسی مواجه بوده و میتوان مراحلی را در سیر پیشرفت آن مشخص نمود. مرحله اول که همان مرحله اساسی در تأسیس این گفتمان بوده و بنیانگذار انقلاب نیز حضور داشته است در دهه اول انقلاب و در دوران جنگ تداوم یافت و به نظر میرسد که از اواسط دهه دوم بواسطه محدودیتهای ساختاری از قبیل برخی فرایندهای جهانی، ضرورت بازسازی کشور پس از جنگ و ترمیم وجهه بین المللی ایران، استفاده از مدلهای تجددی، تهاجم فرهنگی و پیدایش هویتهای متکثر و متعارض، این گفتمان کم رنگ شد.
حکومت جمهوری اسلامی به عنوان دولتی مکتبی از آغاز استقرار خود با طرح مفهوم ایدهآل ” انسان متعهد و مکتبی” در پی پرورش انسانی بود که همه هویتهایش در پرتو هویت اسلامی و دینی او محو و بی رنگ شود. این انسان ناب و خالص انقلاب اسلامی “بسیجی” نام گرفت که همان انسان ایدهآل انقلاب اسلامی بود که تجلی و نقش آفرینی او در دوران 8 سال دفاع مقدس بارز بود. بسیجی ویژگیهایی دارد همچون:
بسیجی نبرد خود را همچون مرگ خود، استمرار مجاهدات مندرج در نهضتهای انبیاء و نیز به همان اندازه نبردی واقع گرایانه و عینی میداند. این تصور در وصایای آنان نیز منعکس است. آنچنان که شهید ابراهیم همت در وصیتنامه خود مینویسد: «شهادت در قاموس اسلام، کاریترین ضربه را بر دشمن ظلم و جور و شرک و الحاد میزند و خواهد زد، تاریخ اسلام این را اثبات کرده است».
به هر حال از آنجا که بسیجی با تجربه مرگ به خوبی آشناست و آن را به یک میزان به تاریخ، وضع حال خود و امیدهایش برای آینده میگسترد (همچنان که شهید اسماعیل بهاری از نوشهر امید به آینده را با تعبیر «از خون سرخ ما تا حکومت سبز مهدی» بیان میکند)، میتوان گفت که بسیجی را از طریق آمادگیاش برای مرگ نیز میتوان شناخت. در برابر مرگ همچون هر انسانی، بسیجی نیز در تمامیتش جلوهگر میشود و همه امکانات و درونیات خود را آشکار میسازد. لحظه مرگ، اساسی ترین امکانات حیات را آشکار میسازد. لحظه مرگ اوج راستی و صداقت، اوج عمق و ژرفانگری و اوج رهایی از شرایط محدودکننده زندگی است (طاهایی، همان: 101).
اما از چشم انداز دیالکتیک تاریخی، هویتها سیالند و هیچگاه خالص نمیمانند و ناخالص، مرکب، آمیخته و ناتمام دائماً در حال تغییر و بازسازی هستند و به نظر میرسد که امروزه ساختارهای هویتی و خودفهمیها به واسطه عوامل گوناگونی همچون تحولات ساختاری در جامعه و اقتصاد و فرهنگ از جمله گسترش شهرنشینی، مهاجرت، گسترش سرمایه داری تجاری، گسترش آموزش و تحرک طبقاتی و تحولات اجتماعی و فرهنگی ناشی از انقلاب ارتباطات و اطلاعات و فرایند جهانی شدن و… کم رنگ شدهاند.
این پژوهش در پی آن است که بازنمایی گفتمان انقلاب اسلامی را در ویژگیهای هویتی انسانهای خاص خود یعنی همان بسیجیان دوران دفاع مقدس دنبال نماید و به این سوال پاسخ دهد که آن انسانهای مکتبی و ایدهآل دستگاه گفتمانی انقلاب اسلامی، “خود” را چگونه تعریف میکنند؟ خودفهمی آنها چگونه است؟ و یا به سخن دیگر، تجلی هویت برساخته گفتمان انقلاب اسلامی در نزد بسیجیان شهید این انقلاب چگونه بوده است؟
اهمیت و ضرورت تحقیق
هشت سال دفاع مقدس از مهم ترین اتفاقاتی است که برای انقلاب اسلامی رخ داده است و البته خیلی کمتر از آنچه اهمیت دارد مورد توجه اندیشمندان و پژوهشگران قرار گرفته است، این در حالی است که فرهنگ جبهه و کلاً دفاع مقدس تأثیرات عمیقی بر جامعه ما گذاشته است و فهم جامعه ما و نسخه پیچیدن برای آن، بدون فهم این دوران و مسایل آن امکانپذیر نمی باشد.
همچنین مسأله اینجاست که انسانی که در هر مرحله از مراحل انقلاب اسلامی در صحنه حاضر و زمینه و زمانه را در کشور، منطقه و حتی جهان از حضورِ تب آلود آکنده کرده و در هر تحول یا واقعه ای در انقلاب اسلامی، موضوع و در عین حال عامل بوده، از تیررس تأمل به دور مانده است. عملکرد این انسان و نتایج عملی باورهای او را پیاپی دیده ایم اما از خودش غافل مانده ایم.
ظهور انسانیتی جدید پس از انقلاب، مختص انقلاب اسلامی نیست، همچنان که پس از انقلاب فرانسه نیز چنین بود و … . اگر بپذیریم که انقلاب آغاز عصر جدید است، پس بنابراین جهان مفهومی و ارزشی جدید میآفریند و برای درک و مفهوم بندی آن، به علم سیاست جدید (توکویل) و حتی فلسفه تاریخ جدیدی (آرنت) نیاز است، لذا ضرورت خلق انسان تازهای مطرح میشود که آن ملاحظات، یعنی نظریه انسانیت جدید را تحقق بخشد. (طاهایی، همان: 157). و این پژوهش در پی فهم بیشتر چنین انسانی است. همچنین با توجه به اینکه گفتمان انقلاب اسلامی و انسان خاصی که بر خاسته از آن می باشد، جدای از هم نیستند بنابراین با فهم انسان انقلاب اسلامی و نوع نگاه وی به عالم و آدم، می توان به درکی عمیقتر و کاملتر از انقلاب و آرمانها و اهداف و ماهیت آن رسید.
ضرورت نظری
ضرورت عملی
اهداف تحقیق
الف) هدف اصلی:
ب) اهداف فرعی:
سؤالات تحقیق
سوال اصلی:
سوالات فرعی:
پیشینه تحقیق
بررسی پژوهشهای مرتبط با موضوع کنونی که تاکنون صورت گرفتهاند، یکی از گامهای اولیه و مقدماتی تحقیق است. مطالعه و تحلیل پیشینه پژوهش به منظور پرهیز از کار تکراری، استفاده از تجربیات و
1- شغل و رضایت شغلی. 11
2-3- دیدگاه های نظری در مورد سرمایه اجتماعی 27
2-4- پیشینه پژوهش. 39
2-4-1- مطالعات داخلی. 39
2-4-2- مطالعات خارجی. 45
2-4-3- نقد و بررسی پیشینه مطالعاتی 49
2-5- چارچوب نظری. 50
2-5-1- گیدنز. 50
2-5-2- کاکس. 51
2-5-3- نظریه انصاف. 51
2-5-4- نظریه گروه های مرجع. 52
2-5-5- وروم. 52
2-5-6- ویس و همکاران (1967). 52
2-6- مدل مفهومی پژوهش. 53
2-7- فرضیه های پژوهش. 54
2- 8- جمع بندی فصل. 55
فصل سوم: روش شناسی پژوهش
3- 1- مقدمه. 58
3- 2- روش تحقیق. 58
3- 3- معرفی ابزارهای جمع آوری اطلاعات 59
3- 4- واحد تحلیل. 60
3- 5- جمعیت آماری. 60
3- 6- شیوه نمونه گیری. 61
3- 7- تعیین حجم نمونه. 62
3- 8- تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای تحقیق 63
3- 9- تعیین روایی و پایایی. 64
3- 9- 1- روایی (اعتبار). 64
3- 9- 2- پایایی. 64
3- 9- 2- 1- محاسبه آلفای کرونباخ. 65
3- 10- روش تجزیه و تحلیل داده ها. 66
3- 11- تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای جمعیت شناختی 66
3-11-1- سن. 67
3-11- 2- جنسیت. 67
3-11-3- تحصیلات. 67
3- 12- تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای جمعیت شناختی 67
3-12-1- مشارکت اجتماعی. 67
3-12-2- سرمایه اجتماعی. 68
3-12-3- اعتماد به مافوق (سرپرست). 69
3-12-4- اعتماد به سازمان. 70
3-13- متغیر وابسته. 72
3-14- جمع بندی فصل. 73
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل یافتههای پژوهش
4-1- مقدمه. 75
4-2- توصیف نمونه و پردازش اطلاعات به دست آمده 75
4-2-1- سن. 76
4-2-2- جنسیت. 77
4-2-3- میزان تحصیلات. 77
-4-2-4- سابقه شغلی. 78
4-2-5- متغیر وابسته:. 79
-4-3- تجزیه و تحلیل داده ها. 79
4-3-1- نتایج مربوط به آزمون فرضیه ها 80
4-3-1-1- آزمون فرضیه نخست. 80
4-3-1-2- آزمون فرضیه دوم. 80
-4-3-1-3- آزمون فرضیه سوم. 81
4-3-1-4- آزمون فرضیه چهارم. 82
4-3-1-5- آزمون فرضیه پنجم. 82
این مطلب را هم بخوانید :
4-3-1-6- آزمون فرضیه ششم. 83
4-3-1-7- آزمون فرضیه هفتم. 83
4-3-1-8- آزمون فرضیه هشتم. 84
4-3-3- یافته ها و تحلیلهای رگرسیونی چند متغیره تحقیق 84
4-5- خلاصه و نتیجه گیری. 87
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
5-1- مقدمه. 90
5-2- نتایج تئوریکی فرضیات و مقایسه نتایج با پیشینه تجربی تحقیق 90
نتیجه گیری. 93
پیشنهادات راهبردی. 95
پیشنهادات پژوهشی. 96
محدودیتهای تحقیق. 97
منابع فارسی. 99
منابع انگلیسی. 106
مقدمه
محیط کار انسان به مثابه منزل دوم او می باشد و چه بسا کسانی بیشتر ساعات شبانه روز خود را در محیط کار به سر میبرند بنابراین بدیهی است که محیط کار نیز بایستی همچون خانه بر آورنده حداقل نیاز های روحی و روانی افراد باشد تا ضمن کسب در آمد وارتقای سطح دانش و مهارت حرفهای خود به خدمتی صادقانه و موثر بپردازند لذا لازم است تصمیم سازان عوامل موثر بر رضایتمندی کارکنان را به ترتیب اولویت شناسایی نموده و برای افزایش میزان رضایتمندی در سازمان خود راه کارهای عملی اتخاذ و اجرا نمایند (اسکندری شهرکی، 1391).
آن دسته از کارکنان و مدیرانی که در سازمان، از وضعیت خود رضایت دارند، باقی می مانند و با علاقه و انگیزه بیشتر ی اهداف شغلی , فردی و سازمانی را دنبال می کنند. هر چه کارکنان از شغل خود و جنبه های موثر بر آن راضی تر باشند به همان اندازه در پیشبرد اهداف سازمان تلاش بیشتری از خود بروز می دهند همچنین تنوع فعالیتها و آزادی برای اجرای کار تاثیر زیادی در رضایت شغلی دارد (کیت دیوس و نیواستورم , 1375 : 130).
نیروی انسانی ماهر و کارآمد، پربهاترین و ارزنده ترین ثروت و دارایی هر کشور است. بسیاری از کشورها به رغم کمبود منابع طبیعی در نتیجه داشتن نیروی انسانی کارآزموده و به کارگیری کارایی آنها به رفاه و آسایش رسیدهاند و با گامهای بلند و استوار، مسیر پیشرفت و ترقی را طی میکنند(مشبکی، 1377). مطالعات نشان میدهد که حتی با وجود سرمایه و امکانات قوی، وجود نیروی فعال، شاداب و دارای احساس رضایت از شغل است که میتواند به تحقق بهینه اهداف سازمان کمک کند. رضایت شغلی امری است که رسیدن به بهینه اهداف سازمان کمک کند. رضایت شغلی امری است که رسیدن به ارزشهای مهم شغلی را فراهم میکند. از این رو یکی از عوامل مؤثر در موفقیت هر سازمان، رضایت شغلی کارکنان آن سازمان است (مرآیی، 1379).
در بحث رضایت شغلی، بی علاقگی به کار، ناتوانی در تأمین نیازهای فیزیولوژیک، نداشتن امنیت شغلی، عدم رضایت از نحوه مدیریت سازمان بر کارایی افراد و در نهایت بر کارایی و بهره وری سازمان، اثر منفی دارد و مانع رشد و توسعه لازم برای آن سازمان میشود. کارایی سازمانها و کارکنان آنها نیز عامل مهمی در جلب رضایت و اعتماد مردم نسبت به طرحها و برنامههای اجرایی این برنامه است (شفیع آبادی، 1380). لذا با توجه به مطالب مطرح شده، هدف اصلی تحقیق حاضر آن است که عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر رضایت شغلی کارکنان اداره امور مالیاتی شهر اهواز را شناسائی و راهکارها و پیشنهاداتی جهت افزایش میزان رضایتمندی کارمندان و بسترسازی علل مرتبط با آن ارائه نماید.
1-2- بیان مسأله
یکی از موضوعات مورد توجه در مدیریت نیروی انسانی در سازمان، تأمین نیروهای افراد و ایجاد انگیزه برای بالا بردن کیفیت کار آنان است. شغل هر فرد باید تأمین کننده قسمتی از نیازهای مادی، روانی و اجتماعی او باشد. اما برخی از انسانها به علت مشکلات اقتصادی، ضعف مدیریت، عدم برنامهریزی صحیح و به ویژه توجه نکردن به لزوم ارضاء نیازهای اساسی دچار احساس نارضایتی شغلی شدهاند. افزایش رضایت شغلی باعث برانگیخته شدن کارکنان به کار بیشتر میشود و با افزایش رضایت کارکنان میتوان خدمات بهتری ارائه نمود (مهنه و اسدیان، 1384).
نیروی انسانی در سازمانها از اهمیت زیادی برخوردار است. یکی از مسائل مهمی که در هر سازمان باید مورد توجه قراگیرد، خشنودی و رضایت شغلی کارکنان آن است که ارکان ضروری رضایت از زندگی و از مهمترین متغیرهای رفتار سازمانی به حساب میآید(مرایی، 1389). رضایت شغلی به حالتی مطبوع، عاطفی و مثبت، حاصل از ارزیابی شغل یا تجارب شغلی اطلاق میشود. همچنین رضایت شغلی به طرز تلقی کارکنان نسبت به شغل و سازمان بستگی دارد و وقتی میگوییم فردی دارای رضایت شغلی بالاست، منظور این است که در مجموع شغل خود را دوست دارد و برای آن ارزش قائل است(مجیدی، 1380).
عوامل مختلفی از جمله عوامل اجتماعی، نوع محیط کار و روابط انسانی حاکم بر محیط کار در میزان رضایت شغلی کارکنان مؤثر است (هرلیگل[1]، 1999). علاوه بر این، برخی ویژگیهای فردی مانند سن، تحصیلات و سابقه خدمت بر رضایت شغلی اثر دارند و توجه به این امر نه تنها به شناخت ماهیت رضایت شغلی و فهم بهتر رفتار کمک خواهد کرد، بلکه امکان آن را نیز فراهم میسازد(امتحان، 1381). احساس رضایت از شغل بر اثر مشاهده پیشرفت یا انجام برخی مسئولیتهای اجتماعی و به ظهور رساندن تواناییها و رغبتهای فردی نیز انسان دست میدهد(چاندریاک[2]، 2006).
امروزه شرط بقای هر سیستم سازمانی، توجه عمیق و کافی نمودن به نیورهای انسانی موجود در سازمان و تلاش برای پدید آوردن زمینههای ارزشی تحت عنوان « کارمندان ما ارزشمندترین داراییهای ما هستند» مدنظر میباشد(عسکریان، 1368). با توجه مطالب ذکر شده، سؤال اصلی تحقیق حاضر آن که عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر رضایت شغلی کارمندان اداره امور مالیاتی شهر اهواز کدامند؟
1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش
سرمایههای انسانی بزرگ ترین ذخایر بالقوه هر کشورند. با اطلاع یافتن از ویژگیهای شخصیت و شناخت علایق و نگرشهای افراد در زمینه فعالیتهای گوناگون، میتوان هدایت صحیح را اعمال کرد و حداکثر رضایتمندی از انجام فعالیت را برای فرد به وجود آورد و علاوه بر تأمین بهداشت روانی، مانع از هدر رفتن نیروی انسانی شد(مصطفایی و روشن، 1389). به عبارت دیگر، عاملهایی متعددی بر افزایش کارایی افراد در سازمان تأثیر گذار است، یکی از عاملهایی که رفتار سازمانی هر فرد را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد هوش هیجانی است(استوار،امیرزاده و خاتونی، 1389).
ارزشیابی وضعیت کلی افراد نسبت به شغلشان نشان میدهد وقتی فرد در محیط کارش با عوامل متعددی سرو کار دارد، میکوشد شغلی را انتخاب کند که علاوه بر تأمین نیازهای مادی از نظر روانی نیز او را ارضا کند. از طرفی خود نیز دارای شخصیتی منحصر به فرد است، بنابراین گماردن افراد در مشاغل مناسب و بررسی خصوصیات آنها امری لازم است. در غیر این صورت، موفقیتهای سازمان و رسیدن به اهداف را کند میکند(میشل[3]، 1995). برای رسیدن به موفقیتهای شغلی در کارکنان باید به عواملی مثل رضایت شغلی آنها توجه داشت که بر کارایی و بهرهوری سازمان و کارکنان و جلب اعتماد مردم به طرحهای اجرائی مؤثر است(امتحان، 1381). رضایت شغلی یکی از اساسی ترین متغیرهای تأثیرگذار بر رفتار سازمان به حساب میآید و آثار آن، پا را فراتر از محیط سازمان میگذارد و زندگی شخصی و اجتماعی کارکنان را نیز تحت تأثیر قرار میدهد(رابینز[4]، 1998).
از سوی دیگر، تحقیقی که تمامی متغیرهای تحقیق را به صورت یکجا مورد بررسی و مطالعه قرار داده باشد، بسیار اندک است. همچنی رضایت شغلی بیشتر از دیدگاه روانشناسی مورد بررسی قرار گرفته و کمتر پژوهشی از دیدگاه جامعهشناسی به آن نگریسته است. براین اساس، بررسی عوامل اجتماعی – فرهنگی مؤثر بر رضایت شغلی در بین کارکنان اداره امور مالیاتی شهر اهواز میتواند به کاهش برخی مشکلات سازمانی کمک کند و به ارتقای سطح عملکرد افراد و رضایتمندی کارکنان اداره مالیاتی شهرستان اهواز بینجامد.
1-4- اهداف تحقیق
1-4-1- هدف کلی
1-5-2- سؤالات فرعی ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………… 7
فصل دوم: مبانی نظری ………………………………………………………………………………………………………….. 8 2-1- مقدمه ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………. 9 2-2- تعاریف جامعه پذیری و جامعه پذیری سیاسی ……………………………………………………………………………………………………….10 2-3- تاریخچه و ریشه های تاریخی نظریه جامعه پذیری سیاسی …………………………………………………………………………………..14 2-4- جامعه پذیری سیاسی و تربیت سیاسی …………………………………………………………………………………………………………………..16 2-5 – جامعه پذیری سیاسی و فرهنگ سیاسی ……………………………………………………………………………………………………………….16 2-6 – شیوه ها و اشکال جامعه پذیری سیاسی ……………………………………………………………………………………………………………… 18 2-7- کارکردهای جامعه پذیری سیاسی ………………………………………………………………………………………………………………………….21 2-8- عوامل جامعه پذیری سیاسی …………………………………………………………………………………………………………………………………..23 2-8-1- عوامل اولیه و غیر رسمی ……………………………………………………………………………………………………………………………………24 2-8-2- عوامل ثانویه و رسمی …………………………………………………………………………………………………………………………………………30 2-9- آموزش و پرورش و جامعه پذیری سیاسی ……………………………………………………………………………………………………………..39 2-10- رابطه جامعه پذیری سیاسی و مشارکت سیاسی ………………………………………………………………………………………………….42 2-11- دیدگاه های نظری در خصوص جامعه پذیری سیاسی ………………………………………………………………………………………..44
فهرست مطالب
عنوان ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………… صفحه
2-11-1- رویکرد روانشناسی اجتماعی ………………………………………………………………………………………………………………………….. 44 2-11-1-1- تئوری رشد و توسعه فکری (ارتقاء شناختی) پیاژه ((j. piaget …………………………………………………………….. 44 2-11-1-2- تئوری روان تحلیل: (فروید و اریکسون) ………………………………………………………………………………………………………45 2-11-1-3- تئوری یادگیری اجتماعی ………………………………………………………………………………………………………………………….. 47 2-11-1-4- تئوری نقش اجتماعی(دیدگاه کنش متقابل نمادین) کولی و مید ……………………………………………………………. 47 2-11-2- رویکرد سیاسی ……………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 50 2-11-2-1- تئوری سیستم ها(دیوید ایستون) ……………………………………………………………………………………………………………… 51 2-11-3- رویکرد جامعه شناختی……………………………………………………………………………………………………………………………………. 53 2-11-3-1- دیدگاه نظم گرا (کارکردی) ……………………………………………………………………………………………………………………….. 53 2-11-3-2- دیدگاه تضادگرا (مارکسیستی ) …………………………………………………………………………………………………………………. 58 2-12- نقد نظریه های جامعه پذیری سیاسی ………………………………………………………………………………………………………………… 60 2-13- مطالعات انجام شده و پیشینه تحقیق …………………………………………………………………………………………………………………. 61 2-14- چهار چوب مفهومی …………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 68 2-15- الگوی تحلیل ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 72 2-16- مدل مفهومی ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 78
فصل سوم: روش تحقیق …………………………………………………………………………………………………………………………………………… 79 3-1- مقدمه …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 80 3-2- تعریف تحلیل محتوا ………………………………………………………………………………………………………………………………………………. 81 3-3- تحلیل محتوای کتاب های درسی …………………………………………………………………………………………………………………………. 82 3-4- شیوه ها و فنون تحلیل محتوا ……………………………………………………………………………………………………………………………….. 82 3-5- جامعه آماری ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 83 3-6- تکنیک ها و ابزار گردآوری داده ها ………………………………………………………………………………………………………………………. 83 3-7- اعتبار و روایی …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………. 84
فهرست مطالب
عنوان ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………… صفحه
3-8- واحد تحلیل …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………. 87 3-9- واحد ثبت ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………… 88 3-10- واحد متن …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………… 88 3-11- روش و فنون مورد استفاد
ه در تحلیل داده ها …………………………………………………………………………………………………… 88 3-12- تعاریف مفهومی و عملیاتی ………………………………………………………………………………………………………………………………… 88
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها …………………………………………………………………………………….. 113 4-1- مقدمه ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 114
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری …………………………………………………………………………………………… 125 5-1- مقدمه …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………. 126 5-2- مروری بر یافته های نهایی پژوهش …………………………………………………………………………………………………………………… 126 5-3- نتیجه گیری کلی ……………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 137 5-4- بحث و گفتگو پیرامون پافته های نهایی پژوهش ……………………………………………………………………………………………… 138 5-5- محدودیت های پژوهش …………………………………………………………………………………………………………………………………….. 140 5-6- پیشنهادها …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………… 140 5-6-1- پیشنهادات پژوهشی ………………………………………………………………………………………………………………………………………. 140 5-6-2- پیشنهادات کاربردی ………………………………………………………………………………………………………………………………………. 141 منابع ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………… 143 منابع فارسی …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………. 144 منابع لاتین …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………… 151 پیوست ها ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………… أ
مقدمه :
جوامع بشری و مطالعه رفتار پیچده افراد جامعه و بحران هایی که جوامع با آن روبروست از دیرباز ذهن جامعه شناسان، فیلسوفان و روانشناسان اجتماعی را به خود مشغول ساخته و یکی از دغدغه های آنان بوده است.
تأمل در هر سیر تاریخی و بررسی حیات جوامع در دوره های گوناگون تاریخی این حقیقت غیرقابل انکار را نمایان می سازد که جوامع در دوره هایی دچار بی ثباتی، تحولات سیاسی یا با تغیر شکل حکومت مواجه می شوند که شرایط لازم برای حفظ و استمرار نظام سیاسی فراهم نسازند.
یکی از شرایط استمرار نظام های سیاسی در جوامع مختلف، انتقال فرهنگ سیاسی از یک نسل به نسل دیگر و حفظ و نگهداری فرهنگ سیاسی یا به عبارتی جامعه پذیری افراد جامعه می باشد. بنابراین هر نظام سیاسی برای حفظ و بقای خود ناچار به همراهی اعضای جامعه و انتقال فرهنگ سیاسی و جامعه پذیری سیاسی افراد آن جامعه است. نظام سیاسی که نتواند تعلق های ذهنی، وابستگی های روانی و اعتماد سیاسی ایجاد کند، هنجارها و ارزش های سیاسی خود را به اعضاء و نسل جدید القاء کند، به عبارتی نتواند فرهنگ سیاسی خود را استمرار بخشد، نخواهد توانست وفاداری، همکاری و مشارکت سیاسی افراد آن جامعه را جلب نماید، در این حالت مشروعیت سیاسی خود را از دست خواهد داده و این به معنی بحران نظام سیاسی خواهد بود و دیری نخواهد پائید که نظام سیاسی، نهادها و ساخت های آن فرسوده شده، رو به ضعف خواهد نهاد و نهایتاً کل نظام سیاسی به سقوط خواهدکرد.
بنابراین با استفاده از نظریه جامعه پذیری سیاسی می توان علل استمرار و ثبات یک نظام سیاسی یا علل بی ثباتی و زوال نظام های سیاسی را تبیین کرد.
1-2- بیان مسئله :
جامعه پذیری سیاسی امروزه یکی از مفاهیم اساسی و مهم در بخش هایی از علوم اجتماعی بویژه جامعه شناسی و روانشناسی اجتماعی است. از لحاظ تاریخی با اینکه واژه جامعه پذیری سیاسی از قدمت زیادی برخوردار
نیست ولی بحث در مورد آن را با عناوین دیگر می توان در اندیشه های سیاسی زمان افلاطون مشاهده کرد. اصولاً منظور از جامعه پذیری سیاسی را باید روندی دانست که فرد در آن با وظایف، حقوق و نقش های سیاسی خود در جامعه آشنا می شود، بنابراین ریشه این بحث را باید به بحث رابطه متقابل فرد و جامعه مربوط دانست .(کمالی اردکانی، 1372: 71 )
نظام های سیاسی برای حفظ و بقای خود نیازمند همراه کردن افرادی هستند که درون آن سازمان یا نظام زندگی می کنند و این همسازی و همراهی با نظام جز از طریق فرایند جامعه پذیری سیاسی محقق نخواهد شد. (گل وردی،1383 : 2 )
در صورت عدم تحقق چنین امری جامعه یا نظام سیاسی مشروعیت خود را از دست خواهد داده و دچار بحران می گردد به عبارت دیگر چنانچه جامعه سیاسی نتواند اهداف، ارزش ها و اهمیت خود را به اعضایش القاء کند نخواهد توانست وفاداری و همکاری آنان را جلب کند و این به معنی بحران نظام سیاسی خواهد بود. (همان :2 )
یکی از مشکلات فرهنگی، سیاسی و اجتماعی جامعه ایران غفلت از جامعه پذیری و گسست نسل های مختلف با آموزه ها و هنجارهای سیاسی و شکاف میان کارگزاران نظام با بخشی از جامعه (به خصوص نوجوانان و جوانان) است. عدم توجه به این امر باعث فزونی بی اعتنایی جوانان نسبت به سرنوشت کشور و آسیب پذیری آنان در برابر تبلیغات نادرست دشمن می شود. (کارگر،1383: بی ص)
جامعه پذیری سیاسی هم از طریق نهادهای نخستین و غیر رسمی، مانند خانواده و گروه های همسال و هم از طریق نهادهای دومین و رسمی مانند نهادهای آموزشی
این مطلب را هم بخوانید :
منابع مقاله درمورد ساعات استفاده از اینترنت و آموزش مهارت های اجتماعیو احزاب سیاسی و رسانه های همگانی صورت می گیرد. نهادهای دومین و رسمی در فرایند جامعه پذیری سیاسی نقش مهمی ایفا می کنند. آموزش و پرورش به عنوان یکی از نهادهای رسمی در فرایند جامعه پذیری نقش خاصی ایفا می کند که این فرایند را به واسطه ساختار و روابط مدرسه، نقش معلم، متون درسی و گروههای همسال در مدرسه به انجام می رساند. «جامعه پذیری یا اجتماعی شدن از هدف های آشکار تعلیم و تربیت است و به طور رسمی از طریق مدارس صورت می گیرد. در مدارس کتابهای درس نقش به سزایی در جامعه پذیر کردن دانش آموزان دارند.»(شاه سنی،1386: 103)
یکی از هدفهای اساسی آموزش و پرورش تربیت اجتماعی کودکان و نوجوانان و آشنا نمودن آنان با مفاهیم و اصول اساسی زیستن در جامعه می باشد، به طرق گوناگون سعی می گردد تا آنان با اداب و رسوم زندگی جمعی آشنا گردند. بخش اساسی برآوردن این هدف در جامعه برعهده نظام تعلیم و تربیت می باشد. این نظام عوامل گوناگونی را به کار گرفته و با کاربرد شیوه های مستقیم و غیرمستقیم به تربیت اجتماعی دانش آموزان اقدام می نماید. دستاویز اساسی تعلیم و تربیت به خصوص در جامعه کتب درسی می باشد، بنابراین تدوین کتب درسی مطابق با معیارهای برنامه ریزی درسی و یا بهسازی کتب موجود بسیار حائز اهمیت می باشد. (طاهری ،1374 بی ص)
با توجه به نظام آموزشی کشور، محتوای کتب درسی در تحقق اهداف نظام نقش غیرقابل انکاری دارند، لذا پس از تعیین هدف مهمترین رسالت نظام برنامه ریزی، تهیه و تدارک برنامه ها و خوراک های آموزشی و تربیتی مناسب است. به گونه ای که منجر به تربیت فراگیرانی با مهارت ها، دانش ها و بینش های مطلوب گردد و این محقق نخواهد شد، مگر اینکه موضوعات و مواد طوری انتخاب و سازماندهی شوند که به فرد شناخت درخور و درک توانایی ها و قابلیت ها کمک کند. (علیرضایی ،1385 :2)
پس با توجه به آنچه گفته شد کتاب های درسی نقش بسزایی در جامعه پذیری سیاسی دانش آموزان به عنوان آینده سازان جامعه ایفا می کنند و از این جهت این کتب باید به اندازه کافی برخوردار از ابعاد و مؤلفه های جامعه پذیری سیاسی باشند. تا هرچه بهتر به جامعه پذیری سیاسی دانش آموزان کمک کند و با توجه به این که «یکی از روش های مناسب برای بررسی محتوای کتابهای درسی روش تحلیل محتوا است و تحلیل محتوا، محتوای واقعی یک پیام کلامی یا غیرکلامی، عوامل تعیین کننده و آثار پیام را بررسی می کند.» (کوی،1981)
در این راستا لازم می آید که محتوای کتاب های درسی ازنظر توجه به ابعاد و مؤلفه های جامعه پذیری سیاسی بررسی شوند و این که کتاب های درسی علوم اجتماعی متوسطه که انتظار می رود از بیشترین درصد و فراوانی ابعاد و مؤلفه های جامعه پذیری سیاسی برخوردار باشند تا چه اندازه به ابعاد و مؤلفه های جامعه پذیری سیاسی پرداخته است؟ به کدام مؤلفه ها و ابعاد بیشتر و به کدام ابعاد و مؤلفه ها کمتر پرداخته است. بررسی محتوای کتاب های درسی می تواند به روشن شدن این مسئله کمک کند و نقاط قوت و ضعف احتمالی کتاب های درسی را برای اصلاح و تغییر احتمالی محتوا، متناسب با اهداف سیاسی تعیین شده و اصول علمی در اختیار مدیران و برنامه ریزان و مؤلفان کتاب های درسی قرار دهد.
1-3- ضرورت و اهمیت پژوهش :
از طریق فرا گرد جامعه پذیری سیاسی است که نسل های قدیمی تر فرهنگ سیاسی جامعه را به نسل های جدید تر منتقل می کنند و با توجه به چنین انتقالی است که هر جامعه ای موفق می شود فرهنگ سیاسی خود را استمرار بخشد. (مهرداد،1376 : 10)
و با استفاده از این نظریه [های جامعه پذیری سیاسی] می توان علل بی ثباتی در یک نظام سیاسی را تشخیص داد و به درمان آن پرداخت. با استفاده از چارچوب تئوری جامعه پذی سیاسی می توان به علل اختلاف ها و تفاوت هایی که از نظر اقتصادی و ارزشی بین ملل واقوام مختلف پی برد. (همان :10)
با استفاده از این نظریه ها می توان تا حدود زیادی علل استمرار و ثبات یک نظام سیاسی را برای مدت های طولانی توجیه کرد و علل بی ثباتی و ایجاد وقفه ها در بعضی نظام های سیاسی را تشخیص داد. (همان :10)
جامعه پذیری سیاسی مفهوم بسیار مهمی است که با بررسی آن می توان رفتارهای گوناگون سیاسی و اجتماعی افراد مانند رأی دادن، حمایت از احزاب، شرکت در مجامع صنفی و مشارکت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را مورد بررسی قرار داده و دیگر اینکه هر گونه کوشش برای اصلاح فرهنگ سیاسی جامعه بدون توجه به مراحل و عوامل مؤثر در جامعه پذیری سیاسی کار بیهوده ای است. (کمالی اردکانی ،1372: بی ص )
با شناخت مکانیسم های جامعه پذیری سیاسی در یک جامعه می توان به ایجاد یک انقلاب و تحول فرهنگی دست یازید و حتی روند پیشرفت نظام سیاسی در دراز مدت تا حدودی پیش بینی کرد. همچنین با شناسایی مکانیسم های جامعه پذیری و دست یابی بر کانال های انتقال فرهنگی جامعه می توان وسایل تقویت آن دسته از ارزشهایی را که بر ثبات نظام سیاسی کمک می کند فراهم آورد و از تغذیه آن دسته از ارزش هایی که به یکپارچگی جامعه سیاسی لطمه وارد می سازد و خطر از هم پاشیدگی و از هم گسیختگی فرهنگ سیاسی را افزایش می دهد پیشگیری کرد. (مهرداد ،1376: 11-10)
فرداگرد جامعه پذیری سیاسی به طور کلی بر چگونگی عملکرد نظام سیاسی اثر می گذارد. تأثیر فراگرد جامعه پذیری تنها به شکل بخشیدن به دیدگاههای سیاسی نسل جدید منتهی نمی شود. این فراگرد بر ابعاد مختلف یک نظام چون نظم عمومی در جامعه، عدالت اجتماعی، مشروعیت، سیاست گذاری، ثبات سیاسی، انتخاب کادر رهبری و خلاصه بر ساخت ها و نهادها و آنچه در جامعه سیاسی به وقوع می پیوندد اثر می گذارد. (همان :11)
نظر به ساختار جمعیتی ایران که یکی از جوانترین کشور های دنیاست و با توجه به این که جوانان امروز وارثان فردای کشور می باشند و اینکه این ساختار عظیم جمعیتی امروز در حال تحصیل و آموزش می باشند و همچنین از طرف دیگر مدارس و آموزش و پرورش مهمترین نهادها برای تحقق جامعه پذیری سیاسی می باشند. زیرا اولاً کنترل دولت بر سایر نهادهای جامعه پذیری سیاسی اندک می باشد. [نهادهایی مانند خانواده و گروههای همسال و احزاب سیاسی] . ثانیاً سازمان دهی، مدیریت و برنامه ریزی در مورد این نهاد توسط دولت صورت می گیرد و دولت از این طریق می تواند به واسطۀ ابزارهایی که در اختیار دارد کنترل و مدیریت زیادی اعمال کند . و از طرف دیگر «چون نظام آموزشی کشور یک نظام متمرکز و برنامه های درسی آن منحصر به کتاب درسی است که در کل کشور استفاده می شود ». (مشایخ ،1357:بی ص)
همچنین کتاب درسی مهمترین و پر کاربرد ترین رسانه آموزشی در کشور ایران است، این رسانه با اهمیت دربردارنده بخش های نوشتاری، تصویرها و تمرین هایی است که در راستای تحقق هدف های کتاب، انتخاب و سازماندهی می شوند. (نوریان ،1386:بی ص)
در این راستا برنامه های درسی و محتوای کتب درسی می توانند بیشترین نقش را در این زمینه ایفا نمایند. متن کتاب های درسی و پیام هایی که از طریق آن به دانش آموزان انتقال می یابد یکی از مهمترین ابزارهای این رسالت یعنی جامعه پذیری سیاسی دانش آموزان است. محتوای مناسب کتب درسی و تناسب آن با اهداف سیاسی نظام آموزش و پرورش، ارزش های سیاسی جامعه و برخورداری آن از ابعاد مؤلفه های جامعه پذیری سیاسی می تواند کمک شایانی به جامعه پذیری سیاسی این قشر عظیم آینده ساز جامعه و درنتیجه بالا رفتن آگاهی سیاسی آنان، تقویت اعتماد سیاسی آنان به حاکمیت و همچنین بالا بردن تعلق سیاسی و ایجاد نگرش مطلوب سیاسی و نهایتاً مشارکت سیاسی آنان را جلب نماید .
پس به طورکلی می توان گفت که جامعه پذیری سیاسی برای دولت ها یک ضرورت می باشد نهادهای آموزشی و آموزش و پرورش از مهمترین نهادهای ایفاگر این ضرورت می باشند، در این باب کتب درسی نقش بسزایی دارند. در این راستا کتب درسی باید دارای محتوای مناسب و برخوردار از ابعاد و مؤلفه های جامعه پذیری سیاسی باشند تا این ضرورت تحقق یابد. از این جهت لازم می آید که این کتب بررسی شوند تا با دقت لازم و توجه کافی به همه ابعاد ومؤلفه های جامعه پذیری سیاسی پرداخته باشند و در نتیجه عاری از هر عیب و نقص و مطابق با اهداف سیاسی تعیین شده با اصول علمی تألیف گردند.
1-4- اهداف پژوهش :
1-4-1- هدف اصلی : سنجش میزان توجه کتاب های درسی علوم اجتماعی متوسطه سال تحصیلی90-89 به ابعاد و مولفه های جامعه پذیری سیاسی می باشد .
1-4-2- اهداف فرعی :
1-5- سؤالات پژوهش :
1-5-1- سؤال اصلی : کتاب های درسی علوم اجتماعی متوسطه به چه میزان به ابعاد و مؤلفه های جامعه پذیری سیاسی پرداخته است ؟
1-5-2- سؤالات فرعی :
2-1- مقدمه :
جامعه پذیری سیاسی به منزله فرایندی که توسط آن افراد جهت گیری های نسبتاً پایداری به سیاست به طور کلی و به نظام های سیاسی ویژه خودشان به طور خاص پیدا می کنند در دهه های 1960 و1970 میلادی بسیار مورد توجه صاحب نظران علوم اجتماعی و سیاسی قرار گرفت . در سراسر این دوره انبوه آثار تالیفی و تحقیقات انجام گرفته در خصوص جامعه پذیری سیاسی نشانگر سهم عمده آن در فهم ایستایی شناسی و پویایی شناسی نظام های اجتماعی و سیاسی محسوب می شود ولی به تدریج آن روزگار خوش به سر رسید و از دهه 1980 میلادی به بعد آثار تالیفی و پژوهش در این خصوص دچار کاهش قابل ملاحظه شد. در واقع پس از دو دهه تلاش و فعالیت متداوم نظری و تجربی هنگامی که کوشش بنیان های غربی مستحکم تری بر آن با مشکلات عدیده ای روبرو گردید موضوع جامعه پذیری سیاسی به صورت موضوعی برای مجادله و انتقاد درآمد تا جایی که برخی منتقدان صریحاً اظهار کردند که این حوزه پژوهش همچون پیگیری نیمه جان در حال احتضار است، چون پس از سپری شدن سالهای متمادی هنوز هم در همان گزاره های اولیه و مقدماتی خود مانده و فاقد هرگونه منطق تئوریک مجاب کننده یا منطق عملی و کاربردی است.(Merelman,1986 and Renshoan,1990) به نقل از طالبان(18:1383)
برخی صاحب نظران معاصر این حوزه در موضعی مخالف اظهار می داند که کاهش تالیف و تحقیق در خصوص جامعه پذیری سیاسی نشانگر موفقیت علمی این حوزه است نه شکست آن، زیرا اگر یکی از ملاک های رشد و ترسیم یک حوزه علمی را میزان انتقال مفاهیم و گزارش هایش به سایر حوزه ها در نظر بگیریم برخی از مفاهیم و گزاره های نظری در این حوزه به جرگه «اصول مسلم» در رشته های علوم اجتماعی و سیاسی پیوسته است. همچنین امروزه جامعه پذیری سیاسی به مثابه یک حوزه مطالعاتی به مرحله ای از رشد رسیده است که درباره هر کدام از موضوعات ویژه اش دارای الگوهای تئوریک رقیب است.(Renshon,1990) به نقل از طالبان(19:1283)
ازسوی دیگر اظهار شده است که موضوع جامعه پذیری سیاسی امروزه به بیش از هر زمان دیگر از اهمیت برخوردار شده است زیرا ابزارهای نظارت بر مردم به طور فزاینده با شکست روبرو شده است، یا مشروعیت سابق خود را از دست داده است. امروزه با اشاعه ارزش های انسانی تر در سراسر گیتی و فشارهای دموکراتیک، کنترل های سرکوبگرانه مردم – از تنبیه بدنی در مدارس گرفته تا غیر علنی برگزار شدن محاکمات قضایی – به چالش کشیده شده است. با افول قدرت سرکوب و اجبار عریان حکومت ها و عدم ثبات و نابسامانیهای اقتصادی دولت ها حتی کشورهای پیشرفته صنعتی، جامعه پذیری سیاسی نقش بارزتری را در استقرار ثبات سیاسی رژیم ها ایفا می کند. لذا مطالعه جامعه پذیری سیاسی امروزه بیش از هر زمان دیگر حائز اهمیت است. (Merelman,1986) به نقل از طالبان (19:1383)
با این حال در سالهای اخیر کمتر به این موضوع پرداخته شده و حتی در کشورهای غربی نیز سالهاست کتابی مستقل و جامع در این خصوص تالیف نشده و چند عنوان کتاب موجود نیز عمدتاً به شکل مجموعه مقالات (ادیتوریال ) است. آیا تمام زوایا و پیچیدگیهای فرایند جامعه پذیری سیاسی کشف شده و از حیث تئوریک و پژوهش این حوزه به تکافور رسیده است؟ اطلاعی نداریم ! ولی صاحبنظران معاصر این حوزه مخالف این عقیده اند و ابراز می دارند: این یکی از طنزهای تلخ علوم اجتماعی و علوم سیاسی معاصر است. در هنگامی که فرایندهای جامعه پذیری سیاسی برای جوامع جدید اهمیت وافر و منحصر به فردی یافته، درک نظری و پژوهش از زوایا و پیچیدگی های آن تیره و تار شده است. جای تعجب دارد که چرا این دو رخداد همزمان اتفاق افتاده است. هرچند خیلی از اوقات با این مسئله روبرو می شویم که ناگهان در مورد خبرهایی که بیشتر از همه نیاز به درک و فهم آن داریم، خود بیش از هر وقت دیگر آشفته و سردرگم می یابیم. (همان)
2-2- تعاریف جامعه پذیری و جامعه پذیری سیاسی :
دانشمندان علوم اجتماعی بر حسب تعریفشان از جامعه پذیری به سه دسته تقسیم می شوند :
الف: گروهی جامعه پذیری را فرایندی می دانند که طی آن فرد آگاهانه یا ناآگاهانه عناصری از محیط اجتماعی خود اخذ می کند. این گروه در مورد این عناصر اتفاق نظر دارند. لذا هر یک صاحب نظران عناصر خاصی را مورد تاکید قرار داده اند که که مجموعاً عبارتند از: ارزشها، ایستارها، الگوهای سمت گیری و رفتار، اطلاعات، احساسات، نقش ها – شناخت، دانش و فرهنگ سیاسی. از جمله دانشمندان که روی این عناصر تاکید کرده اند می توان دنیس،1 هس و تورنی،2 گرینشتاین،3 ایستون و دنیس،4 کلمن،5 سیگل،6 آلموند و پاول و نولی7 را نام برد. (چیلکوت ،1387: 358-357)
به عنوان مثال، کلمن جامعه پذیری را فرایندی تلقی می کند که افراد از طریق آن عناصری را از محیط اجتماعی خود به دست می آورند این عناصر عبارتند از :
آلموند نیز جامعه پذیری سیاسی را فرایندی می داند که طی آن فرهنگ سیاسی به فرد ترزیق می شود. فرهنگ سیاسی نیز از نظر وی عبارتست ازنظام سیاسی آنگونه که در شناخت ها، احساسات و ارزیابی