مقدمه
ازدواج اولین تعهد عاطفی و حقوقی است که ما در بزرگسالی قبول میکنیم. به علاوه انتخاب همسر و انعقاد پیمان زناشویی، نقطه عطفی در رشد و پیشرفت شخصی تلقی میشود. در واقع مهمترین تصمیمی که ما در طول زندگی خود میگیریم انتخاب شریک زندگی است(برنشتاین[1]، 1989).
مسیر زندگی یک فرد، به علت هزاران حادثه و رویداد با توجه به اهمیت، طول مدت و معنایی که برای فرد دارد، تعیین میشود. بعضی از حوادث مانند مرگ یکی از افراد فامیل یا طلاق والدین حادثه بزرگی است و سطوح غمانگیزی از تغییر وتحول را دارا میباشد(کامپاز،1987به نقل از اهالیآباده،1381).
امروزه شاهد عده قابل توجهی از زنانی هستیم که همسران خود را به دلایل متعدد فوت، شهادت و طلاق از دست میدهند. شرایط افراد بعد از دست دادن همسر متفاوت است، بعضی با از دست دادن همسر برای همیشه ناتوان میشوند و ممکن است که نتوانند به زندگی خود ادامه دهند. و عدهای دیگر تن به ازدواج مجدد میدهند(احمدی،1383 .(خانواده دارای ناپدری یا نامادری[2]دارای ویژگیهای خاص خود هستند چون تعداد افراد بیشتری با هم در تعامل قرار میگیرند، خانواده دارای مشکلات بیشتری است(هترینگتون، 1989رشک، 1987نقل از بهاری،1382). همچنین ازدواجهای دوم باانگیزههای مبهم و بیان نشده انجام میشود، این عدم وضوح ممکن است طرفین را به نارضایتی سوق دهد(نیکلز[3]،2000) .
از سوی دیگر احساس تنهایی در بزرگسالانی که جدا شده، طلاق گرفته، یا بیوه شدهاند، بیشتر از کسانی که متاهل و یا مجردند و یا بدون ازدواج با هم زندگی میکنند، میباشد. بدین معنی که تنهایی به دنبال از دست دادن پیوندی صمیمی، شدیدتر است(روبنشتاین و شیور،1982؛ استروب و همکاران، 1996). عواطف و حالاتی که فرزندان و والدین در خانوادههای تک والدینی ابرازمیکنند عبارتند از: درماندگی، ناکامی، احساس گناه، افسردگی وتبعیض(موداک،1980؛ گلداسمیت، 9198، بورگرافل وباروت،1991،به نقل از بهاری و همکاران،1382). در نتیجه میزان شادمانی وکیفیت زندگی در این افراد ممکن است که متفاوت باشد. شادمانی ذهنی به اینکه مردم زندگی خود راچگونه ارزیابی میکنند، اشاره دارد و متغیرهایی از قبیل رضایت از زندگی، رضایت از وضعیت زناشویی، رضایت از کار، فقدان افسردگی، اضطراب و وجود عواطف و خلقیات مثبت را در برمیگیرد. ارزیابی شخص از خود ممکن است به دو شکل، شناختی و یا عاطفی باشد. عامل مهم تعیین کنندهی احساس سعادت، به زندگی خانوادگی فرد بر میگردد. کونو و ارلی[4](1999)در مطالعه خود به این نتیجه رسیدند که احساس سعادت و خوشحالی با ارزیابی که فرد نسبت به همسر و زندگی زناشوییاش دارد، همبستگی بالایی دارد.
با توجه به نقش و اهمیتی که ازدواج در رضایت از زندگی دارد، در پژوهشهای قبلی مورد بررسی قرار گرفته است. اماپژوهشی که تاثیر ازدواج مجدد برکیفیت زندگی را بسنجد، مشاهده نشد. لذا این پژوهش سعی خواهد کرد که تاثیر ازدواج مجدد بر کیفیت زندگی را بررسی کند .
بیان مسأله
وجود یک جامعه سالم از نظر بهداشت روانی، منوط به سلامت اجزاء کوچکترآن جامعه مانند اجتماعات کوچک و خانوادههای موجود در آن جامعه است. خانواده هسته مرکزی هر جامعه و یکی از پایههای اساسی آن محسوب میشود. وجود خانوادههای سالم میتواند تاثیر بسزایی در سلامت روانی جامعه داشته باشد(اوتادی،1380).
خانواده به عنوان یک سیستم اجتماعی-فرهنگی[5] تلقی میشود که در کنار همهی خصوصیات دیگرش، دارای مجموعه قواعدی است و هر یک از اعضایش نیز نقش خاصی دارند. اعضای این سیستم با هم رابطهای عمیق و چند لایه دارند. در داخل این سیستم، حلقههای عاطفی قدرتمند، پایدار و متقابلی را به هم گره زده است .اغلب اوقات اعضاء از طریق تولد یا ازدواج در این سیستم وارد میشوند(نظری، 1386).
با توجه به اهمیت خانواده باید بدانیم عواملی وجود دارند که در روند طبیعی خانواده اختلال ایجاد میکنند. خانواده در هنگام رویارویی با موقعیتهای فشارزا و دشوار، استرس را تجربه میکند و این استرس موجب ناراحتی، تنش یا ناامیدی اعضا ی خانواده میشود. موقعیتهای فشارزا سیستم خانواده را مختل میکند، مگر اینکه خانواده بتواند با وضعیت تازه سازگار شود. خانواده برای بازگشت به عملکرد عادی خود نیازمند تلاش برای حل مشکل است(بالارد[6]، 1979نقل از آهالیآّباده،1381).
خانواده با دو نوع استرس مواجه است:
1-استرس عادی مانند: استرس ناشی از فرایند رشد و انتقال به دوران والد بودن، ازدواج فرزندان و دوره بازنشستگی.
2-استرسهای غیرعادی مانند جنگ، مهاجرت و از دست دادن یکی از اعضای خانواده و …(موسوی، 1379).
به طور طبیعی از دست دادن فرد یا افرادی در خانواده و در نتیجه ایجاد خلاء درآن، که یکی از ارکان بسیار مهم جامعه محسوب میشود، اختلالاتی را در وضعیت افراد ایجاد خواهد کرد که در صورت عدم توجه به آن خطرات و ضررهای جبران ناپذیری را به دنبال خواهد داشت.
امروزه شاهد عده قابل توجهی از زنانی هستیم که شوهران خود را از دست دادهاند و فاقد شوهر میباشند این میزان بر اساس آمار سال 1379 بالغ بر یک میلیون
و پانصد هزار نفر است (مرکز آمار ایران، 1379).
بیوهگی در طول زندگی به عنوان یکی از حوادث بااحتمال بالا برای زنان75 ساله و بالاترمیباشد. برای مثال 65% زنان در این گروه سنی بیوه هستند(OPCS,1990).
فقدان شوهر به دلایل متعدد بروز میکند فوت، شهادت و طلاق معمولترین آنها میباشد. شرایط افراد متعاقب از دست دادن شوهر متفاوت است. بعضی امورات خود را انجام میدهند، ولی نه به خوشی آن ایامی که شوهر در خانه حضور داشته، و برخی دیگر به ازدواج مجدد تن میدهند (هرلاک[7]، 1986).
به نظر محققین مرگ پدر در خانواده بیش از آنکه فرزندان را تحت تاثیر قرار دهد، مادر را دچار مشکل میکند .از آنجا که مرگ پدر، مادر را با تغییر موقعیت قبلی خود در خانواده مواجه میسازد و او را به اتخاذ نقشهای جدیدی وامیدارد، احتمال به ظهور رسیدن مشکلات و یا بیماریهای روانی در زندگی مادر افزایش مییابد.
زنان سرپرست خانواده و فاقد همسر با مشکل احساس تنهایی، انزوا، طردشدگی و عدم درک از سوی دیگران مواجهاند. فقدان حمایتهای اجتماعی مهمترین عامل جهت پیش بینی پیامدهای منفی وضعیت این زنان میباشد(خسروی،1374،به نقل از بلداجی،1387).
وضعیت زنانی که شوهران خود را از دست داده و ازدواج مجدد کردهاند و آنهایی که ازدواج مجدد نمیکنند از نظر روانی-اجتماعی متفاوت است. مطابق پژوهشهای انجام گرفته، بیشترین مشکلات روانشناختی همسران شاهد ازدواج مجدد نکرده، اختلالات بدنی شکل، اضطراب و تفکر پارانوییدی و در بین همسران شهدا که ازدواج مجدد کردهاند اختلالات وسواس، افسردگی و ترسهای مرضی است(احمدی، 1383).
به طور کلی افرادی که ازدواج کردهاند با خطر بسیار کمتری در زمینه ابتلاء به بیماریهای روانی روبرو هستند؛ در حالی که مطلقهها و زنان بیوه در معرض خطر جدی ابتلاء به بیماریهای روانی قرار دارند(کوکرین[8]، به نقل از طهماسبی،1376).
مروری بر پژوهشهای انجام شده در ایران و جهان پیرامون وضعیت اجتماعی-اقتصادی، روحی و روانی زنان سرپرست خانواده نشان داده است که در خانوادههای زن سرپرست، مادر استرس بیشتر و رضایت کمتری را احساس میکند که میتواند به دلیل تحمل بار اضافی نقشها و روابط اجتماعی منفی باشد به گونهای که بیشتر دچار انزوا و سرخوردگی اجتماعی میشوند و همین شرایط باعث سرریز شدن احساسات و عواطف منفی در آنان شده که در نهایت سطح کیفیت زندگی آنان را کاهش داده است(بلداجی، 1387).
در حال حاضر یکی از نگرانیهای عمده سیاستمداران و متخصصین بهداشت عمومی مفهوم کیفیت زندگی است. خالدیان از قول شارن و شوماکر(1988) مینویسد: کیفیت زندگی به عنوان مفهومی چند بعدی که در برگیرنده سلامت کلی فرد شامل وضعیت روحی-روانی، اجتماعی و جسمانی وی است(خالدیان،1380؛ نقل ازرنجبر،1386).
میلر[9](2000)معتقد است که کیفیت زندگی به معنای احساس رضایت از موفقیتها و ارتباطات، تعلق خاطر، داشتن انرژی و لذت بردن از خوشیهای زندگی، احساس ارزنده بودن و استقلال و انطباق موثر داشتن، امید، احساس رفاه و ایفای نقشهایی است که برای فرد مهماند .لهمن و پوسترادو[10](199) معتقدند که در بررسی کیفیت زندگی باید دو جنبه عینی و ذهنی را مدنظر قرار داد. ابعاد ذهنی شامل سلامت، امنیت، وضعیت مالی، ارتباطات اجتماعی، ارتباطات خانوادگی، فعالیتهای روزمره و تفریح و همچنین رضایت کلی از زندگی میباشد. ابعاد عینی شامل تماسهای اجتماعی، ارتباطات خانوادگی، فعالیتهای روزمره و کفایت مالی است(مک داناد[11]، به نقل از مقدم طالمی؛ 1383)
زیلر[12] در سال(1974)در بررسی خود احساس سعادت را مستقیما با نیاز به احترام به خود در ارتباط میداند و معتقد است که احساس سعادت تا حد زیادی با ارزیابی فرد نسبت به برآورده شدن این نیاز تعیین میشود. عامل دیگر تعیین کنندهی احساس سعادت، به زندگی خانوادگی فرد بر میگردد. یعنی جنبهای از شادمانی و کیفیت زندگی افراد به ارزیابی که آنها از ارتباط با همسر دارند، برمیگردد. همچنین در مطالعه گلن و ویورد (1979)مشخص شد که ازدواج موفقیتآمیز میزان احساس سعادت و خوشحالی فرد را تاحدودی افزایش میدهد(ربانی خوراسگانی، 1385). به نظر میرسد که ارتباطات درون خانواده با کیفیت زندگی افراد در ارتباط باشد. از سوی دیگر به دلیل آنکه درهردو شکل ازخانوادههابه دلیل داشتن سبک زندگی متفاوت و چالش برانگیز،و بالتبع مشکلاتی که به همراه دارد، به نظر می رسدتفاوت در کیفیت زندگی این افراد امری طبیعی باشد. در نتیجه در این پژوهش در پی آن هستیم که دریابیم آیا کیفیت زندگی در بین زنان خانواده های شاهد که ازدواج مجدد داشتهاند با آن دسته از زنان این خانواده ها که ازدواج مجدد نداشتهاند متفاوت میباشد؟ به عبارت دیگرآیا ازدواج مجدد در کیفیت زندگی زنان بیوه شاهد تاثیرگذار میباشد یاخیر؟
ضرورت تحقیق
به طور طبیعی از دست دادن فرد یا افرادی در خانواده و در نتیجه ایجاد خلاء در آن، که یکی از ارکان کوچک و بسیار مهم جامعه محسوب میشود، اختلالاتی در وضعیت روانی افراد ایجاد خواهدکرد(اهالیآباده، 1381). مهمترین قشری که از این بابت دچار آسیب میگردند، زنان میباشند. این زنان به دلایل مختلف و گاهی علی رغم میل خود به ناچار سرپرستی خانواده را بر عهده میگیرند. یکی از این موارد شهادت همسر میباشد.
زنان سرپرست خانواده به علت تعدد و تعارضات نقش، آرامش روانی خود را از دست میدهند(گوهری، 1377). تجارب این گروه از زنان نشان میدهد که آنها خود را متفاوت ازدیگران میبینند و احساس حقارت و درماندگی، تنهایی و دلتنگی دارند(منک و واگنر[13]، 1997).
علیا(1380) نشان داد زنان سرپرست خانواده نسبت به زنان غیرسرپرست خانواده میزان استرس زیادی در مسائل اقتصادی، اجتماعی، حقوقی، جسمی، روحی و خانوادگی متحمل میشوند که مهمترین عوامل، مسائل جسمی-روحی آنان است. که در نتیجه زنان سرپرست خانواده از کیفیت زندگی پایینی برخوردارند. از طرف دیگر ممکن است که عدهای دیگردر برابر ناملایمات زندگی توان مقاومت نداشته و به ازدواج مجدد روی آورند. در هر دو صورت خانوادهها ی بازسازی شده(خانوادههای تک والدی و ازدواج مجددکرده) دارای مشکلات و پیامدهایی است، که بر اعضای خانواده از جمله مادران تأثیر میگذارد.
پژوهشها نشان میدهد که یک ازدواج رضایت بخش برای سلامت جسمی هر دو همسر بسیار مفید است(بورمن و مارگولین[14]، 1992). در مقایسه با افرادی که
این مطلب را هم بخوانید :
راهنمای کامل آشنایی با برندینگ و استراتژیهای آن طلاق گرفته یا هرگز ازدواج نکردهاند، افراد متاهل و بالاخص افرادی که دارای ازدواج رضایت بخش دو جانبهای هستند، عمر طولانیتری داشته و نسبت بیماریها و امراض در آنها کمتر است(هو و گلدمن[15]، 1990).
همچنین ازدواجهای ناموفق اثرات زیانبار جسمی و مستقیمی دارند که سلامتی را به خطر میاندازد، برای مثال اختلافات خانوادگی رابطه نزدیکی با ضعف سیستم ایمنی بدن دارد، که خطر ابتلاء به بیماری را افزایش میدهد(هالفورد[16]، 2000(
با توجه به اهمیت ازدواج، و تأثیر آن بر سلامت روانی-جسمانی که یکی از ابعاد مهم کیفیت زندگی میباشد، به نظر میرسد که کیفیت ازدواج و رابطه با همسر با کیفیت زندگی در ارتباط متقابل میباشد. زیرا کیفیت زندگی دارای ابعاد مختلفی از جمله ابعاد جسمانی، روانی، اجتماعی، ارتباط با دیگران که شامل همسر، فرزندان، همسایگان و… میباشد. یک ازدواج موفق با تأثیر گذاشتن بر بعد ارتباط با دیگران میتواند کیفیت زندگی را تحت تاثیر قرار دهد.
در این تحقیق برآن هستیم که دریابیم ازدواج مجدد میتواند بر کیفیت زندگی همسران تاثیر بگذارد؟ نتایج چنین تحقیقی میتواند به عنوان رهنمودهایی در جهت تصحیح نگرشهای منفی در مورد ازدواج مجدد باشد.
اهداف پژوهش
اهداف کلی
مقایسه کیفیت زندگی زنان ازدواج مجدد کرده و ازدواج نکرده شاهد
اهداف جزئی
مقایسه عملکرد جسمانی زنان ازدواج مجددکرده و ازدواج نکرده شاهد
مقایسه کارکردنقشجسمی زنان ازدواج مجددکرده و ازدواج نکرده شاهد
مقایسه دردبدنی زنان ازدواج مجدد کرده و ازدواج نکرده شاهد
مقایسه سلامت عمومی زنان ازدواج مجددکرده و ازدواج نکرده شاهد
مقایسه سرزندگی زنان ازدواج مجدد کرده و ازدواج نکرده شاهد
مقایسه عملکرد اجتماعی زنان ازدواج مجددکرده و ازدواج نکرده شاهد
مقایسه کارکرد نقشهیجانی زنان ازدواج مجددکرده و ازدواج نکرده شاهد
مقایسه سلامت روانی زنان ازدواج مجددکرده و ازدواج نکرده شاهد
1-3-2- فرضیه ها و سوالات پژوهش. 5
1-4- تعریف مفاهیم تحقیق. 5
فصل دوم : مبانی نظری و پیشینه پژوهـش. 7
2-1- مبانی نظری تحقیق : بخش اول : عقل. 8
2-1-1-تعاریف عقل. 8
2-1-1-1- عقل در معنای لغوی. 8
2-1-1-2- عقل در معنای اصطلاحی. 8
2-1-1-3- محدودیتهای عقل. 9
2-1-2- پیشینه عقل در فلسفه. 10
2-1-3- عقل در اسلام. 15
2-2- بخش دوم : فارابی. 18
2-2-1- ارسطوی ثانی. 20
2-2-2-آرای فارابی (وفاق دین و فلسفه). 21
2-2-3- هستی شناسی فارابی. 24
2-2-3-1- الله یا واجب الوجود. 25
2-2-3-2- عالم علوی یا جهان بالا. 26
2-2-4- جهان شناسی. 27
2-2-5- معرفت شناستی و روش شناسی. 27
2-2-5-1- شناخت چیست؟. 30
2-2-6- ارزش شناسی. 31
2-2-7-تعلیم و تربیت از دیدگاه فارابی. 33
2-3- بخش سوم : پیشینه پژوهش. 36
2-3-1- در داخل کشور. 36
2-3-2- در خارج از کشور. 41
2-4- چهارچوب مفهومی و مدل تحقیق. 45
فصل سوم : روش شناسی پژوهـش. 47
3-1- روش پژوهش. 48
3-2- جامعه آماری. 48
3-3- داده های مورد نیاز (روند اجرا و گرد آوری داده ها): 48
3-4- ابزارهای تحقیق:. 48
3-4-1- شیوه انجام تحقیق:. 49
3-5- روش تجزیه و تحلیل داده ها:. 49
فصل چهارم : یافته های پژوهش. 50
4-1- یافته های مربوط به سوالات پژوهشی. 51
4-1-1- مفهوم عقلانیت ابزاری. 51
4-1-1-1- عقلانیت ابزاری از دیدگاه وبر. 53
4-1-2- مفهوم عقلانیت ارتباطی. 71
4-1-2-1-عقلانیت ارتباطی از دیدگاه هابر ماس. 73
4-1-3-عقل از دیدگاه جهان شناسی فارابی. 85
4-1-3-1-نوآوری فارابی درباب نفس و عقل. 98
4-1-3-2-اختلاف نظر درباره نظر فارابی درباره عقل فعال 101
4-1-4-وجوه اشتراک و افتراق عقل فارابی با عقلانیت ابزاری و ارتباطی 102
4-1-5- مقایسه نظریات. 125
4-1-5-1- الف ) اهداف تعلیم و تربیت :. 126
4-1-5-2-ب) روش های تعلیم و تربیت : فارابی ، هابرماس ، وبر 135
4-1-5-3-ج) برنامه درسی : فارابی ، هابرماس ، وبر. 144
فصل پنجم : نتیجه گیری و پیشنهادات. 165
5-1- نتایج پژوهش . 166
5-1-1- جمعبندی مقایسه عقل فارابی و عقل ابزاری و ارتباطی 168
5-1-2-مقایسه شماتیک سه نوع عقلانیت بر اساس یافته های پژوهش 172
5-2- بحث. 173
5-3- پیشنهادات. 177
5-3-1- پیشنهادهای کاربردی. 177
5-3-2- پیشنهادهای پژوهشی. 177
5-3-3- پیشنهاداتی برای پژوهش های بعدی. 177
5-4- محدودیت های پژوهش. 178
این مطلب را هم بخوانید :
منابع. 179
1-1- بیان مساله :
فارابی به اعتقاد اکثر دانشمندان مسلمان، مبدع فلسفه اسلامی است(داوری اردکانی،1377). وی اگرچه شاگرد افلاطون و ارسطو است و به خوبی آرا و اندیشه های آنها را شناخته، شرح نموده و حتی به هم نزدیک کرده است ولیکن به هیچ روی مقلد صرف فلسفه یونان نیست بلکه با دید نظام ساز خود، اقدام به ابداع و تدوین نظام فلسفه اسلامی می نماید. اندیشه بلند او در علوم، تدوین نظریه مدینه فاضله، ارایه نظریه فیض در فلسفه و مهارت در تمام علوم نظری و عملی عصر خویش از وی یک فیلسوف و اندیشمند تمام عیار می سازد، به گونه ای که لقب معلم ثانی بعد از ارسطو به حق شایسته اوست(میرزا محمدی،1383).
فارابی، به استثنای رساله درباره عقل، هیچ مقاله و اثر مستقلی در علم النفس فلسفی و فلسفه ذهن از خود به جای نگذاشته است. دیدگاه وی در این مسائل بیشتر در آثار مابعدالطبیعی و سیاسی وی مطرح شده است. مفصل ترین بیان در باب نظریات وی در مورد نفس آدمی کتاب «مبانی آراء اهل مدینه فاضله» است(فارابی،1379).
دیدگاه فارابی در مورد قوا و مراتبی که شناخت عقلانی را تشکیل می دهند درباره نفس، از عقلی که «واجد همه اشیاء» می شود و عقلی که «همه اشیاء را می آفریند» با اصطلاحات عقل بالقوه و عقل فعال نام برده شده است. عقل بالقوه به عنوان قوه ای در نفس یک شخص معرفی شده است؛ ولی عقل فعال جوهر مجرد ازلی و ثابتی است که به عنوان علت محرک و مؤثر عقل انسان عمل نموده و امکان انتزاع تصورات کلی از صور حسی خیالی را میسر می سازد. علاوه بر عقل بالقوه و عقل فعال، این سنت فلسفی مراتب مختلف دیگری را میان قوه و فعلیت در عقل انسان معرفی نموده و هر کدام را با اصطلاح خاصی نام برده است. در علم النفس فارابی، اصطلاح «عقل» دارای چهار معنای متفاوت است: 1- عقل بالقوه، 2- عقل بالفعل، 3- عقل بالمستفاد، 4- عقل فعال(فارابی،1379).
در دوره معاصر دو نگاه به عقل مشاهده می شود عقلانیت ابزاری در اثر غلبه آمپریسم و حس گرایی، مبادی غیر حسی دانش تجربی را انکار کرد و روش های استقرایی را جایگزین روش های قیاسی نمود و پس از آن به نقش گزاره های غیر حسی در دانش تجربی واقف شد و ارزش معرفتی و جهان شناختی این گزاره ها را انکار کرد.به نظر هابرماس کنش های افراد درگیر در کنش ارتباطی، نه از طریق حسابگری خودخواهانه موفقیت، بلکه از طریق کنش های تفاهم آمیز هماهنگ می شود. به نظر هابر ماس عقل ارتباطی بارزترین و فراگیر ترین پدیده بشری است. همین کنش است که بنیاد زندگی اجتماعی و فرهنگی همه علوم انسانی را تشکیل می دهد(هابر ماس،1380).
مخالفت با نسبیت گرایی افراطی و تأکید بر ویژگی جهانشمولی عقل از دیگر مضمونهای مشترک عقل ابزاری و عقل ارتباطی به شمار میرود. این نظریات در عین حال که ویژگیهای خاص اجتماعی و حتی فردی و شخصی انسانها و جوامع را میپذیرند، بر همسانی، تعامل و تناسب میان انسانها و اجتماعات و حتی زبانهای مختلف تأکید میورزند. به نظر عقل ابزاری افراد و جوامع انسانی در عین حال که در صورت کثرت دارند، دارای بنیادهای حداقل و مشترکی به صورت ثابت و عام نیز هستند؛ بنیادهایی که مبنای فهم و مفاهمه و ارتباطات و تبادلات را تشکیل میدهند. این نظریه عقل را اساس فهم و مفاهمه بهشمار آورده و معتقد است که چون اصول و بنیادهای نخستین عقل ثابت و عاماند، این مفاهمه و تبادل یافتهها و برداشتها ممکن و قابل ارزیابی است. هابرماس به عنوان بیان کننده عقل ارتباطی نیز با پذیرش هماهنگی دانش و شناخت به لحاظ اجتماعی و اینکه در هر لحظه تجربۀ تاریخی ما آنها را مشروط میسازد، بر ویژگی عام و جهانشمول عقل تأکید میکند. وی در عین حال که زمینهمند بودن عقل را میپذیرد، ولی برخلاف پست مدرنیستها معتقد است که معیارهای خود عقل مستقل از زمینۀ خاص آن است(هابرماس،1380).
تحقیقات بسیاری در زمینه عقل و انواع و ملازمات عقل انجام گرفته است برخی از تحقیقات مانند محقق داماد (1388) در تحقیقی تحت عنوان نظریه عقل در فلسفه فارابی نظریه عقل فارابی را اینگونه بیان می کند نظریه فیلسوف مسلمان یعنی فارابی در خصوص عقل به مبانی روانشناختی مابعدطبیعی آن مربوط می شود، مهاجرنیا (1390)در تحقیقی تحت عنوان شناخت عقلی در نظرفارابی نظریه عقل فارابی را چنین عنوان می کند عقل منبع شناخت حسی از محسوسات است زیرا صور محسوسات در حس منقش می گردد و ایجاد معرفت می کند.خادمی (1385)در تحقیقی تحت عنوان چگونگی پیدایش کثیر از واحد از دیدگاه فارابی فیض را باقیود متعدد سلبی تبیین می کند و اولین مصادیق را عقل نخستین معرفی می کند.اما تحقیقی که بتوان به درستی روشهای عقلی مناسب را مقایسه و وجوه افتراق و اشتراک آنها را مطرح کند شاید کمتر وجود دارد که باعث شده محقق در پی آن برآید تا تحقیق حاضر را ارایه دهد و با توجه به نظریات عقلی حاضر دلالت های تربیتی را نیز استخراج کند. به این گونه که با معرفی مفهوم عقل ابزاری و عقل ارتباطی و در نتیجه استخراج افتراقات و اشتراکات و در آخر استنتاج دلالت های تربیتی به ما کمک می کند تا به شناخت مناسب از نظریات عقلی جدید دست یابیم. با توجه به این هدف سعی برآن داریم تا به این سوال پاسخ دهیم که مفهوم عقل ابزاری و ارتباطی به چه معناست عقل از دیدگاه فارابی در کدام یک از حوزه های عقل ابزاری و عقل ارتباطی قرار می گیرد و وجوه افتراق و اشتراک آن کدامند و چه دلالت های تربیتی را می توان با توجه به این نظریات مرتبط با عقل استخراج کرد؟
1-2- اهمیت و ضرورت پژوهش:
1-2-1- اهمیت و ضرورت نظری
1-2-2- اهمیت و ضرورت کاربردی
1.کمک به دانشجویان رشته های مرتبط (علوم تربیتی، فلسفه،الهیات) با نظریه عقل فارابی
2.کمک به اساتید رشته های مرتبط (علوم تربیتی، فلسفه، الهیات)برای تدریس درس فلسفه اسلامی در خصوص نظریه عقل فارابی.
1-3- گزاره های پژوهش
1-3-1- هدف کلی و اهداف جزئی پژوهش :
هدف کلی این پژوهش مقایسه نظریه عقل فارابی با نظریات عقل ابزاری و ارتباطی و دلالت های تربیتی آن می باشد .
1-2 .بیان مسئله…………………………………………………………………………………………………………..2
1-3 .ضرورت انجام تحقیق ………………………………………………………………………………………….5
1-4 .هدف تحقیق ……………………………………………………………………………………………………..7
1-4-1 . هدف کلی ……………………………………………………………………………………………………7
1-4-2 .هدفهای جزئی ……………………………………………………………………………………………….7
1-5 .سوالات تحقیق……………………………………………………………………………………………………7
1-5-1 .سوال اصلی ……………………………………………………………………………………………………7
1-5-2 .سوالات فرعی ………………………………………………………………………………………………..7
1-6 .تعریف مفاهیم و اصطلاحات…………………………………………………………………………………8
1-6-1 .تعریف نظری …………………………………………………………………………………………………8
1-6-2 .تعریف عملیاتی ………………………………………………………………………………………………9
1-7. استفاده کنندگان از طرح ……………………………………………………………………………………..9
فصـل دوم : پیشـینه تحقیـق
مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………..10
بخش اول ……………………………………………………………………………………………………………….10
2-1 .مبانی نظری ……………………………………………………………………………………………………..12
2-1-1 .فعالیت های اوقات فراغت………………………………………………………………………………12
2-1-2 .اهداف کانون ………………………………………………………………………………………………12
2-1-3. ماهیت وجودی کانون ها ………………………………………………………………………………..13
2-1-4. ویژگی های کانون ………………………………………………………………………………………..14
2-1-5. سیاست ها ……………………………………………………………………………………………………14
2-1-6. ماهیت برنامه ها …………………………………………………………………………………………….15
2-1-7 .اصول سیاست کانون ……………………………………………………………………………………..16
2-1-8 .ویژگی های مهم کانون …………………………………………………………………………………17
2-1-9 .برنامه های کانون ………………………………………………………………………………………….18
2-1-9-1 .برنامه های عمومی …………………………………………………………………………………….18
2-1-9-2 .کارگاه های آموزشی ………………………………………………………………………………..19
2-1-9-3 .انجمن ها …………………………………………………………………………………………………19
2-1-9-3-1 .حوزه انجمن…………………………………………………………………………………………19
2-1-9-3-2 . اهداف ………………………………………………………………………………………………20
2-1-9-3-3 . اصول حاکم بر انجمن …………………………………………………………………………..20
2-1-9-3-4 . تعریف انجمن ……………………………………………………………………………………..20
2-1-9-3-5 .وظایف عمومی انجمن ………………………………………………………………………….21
2-1-9-3-6 .وظایف اختصاصی انجمن ……………………………………………………………………….23
2-1-9-3-7 .ارکان انجمن ……………………………………………………………………………………….30
بخش دوم ………………………………………………………………………………………………………………35
2-2 .نیازهای انسان از دیدگاه دانشمندان ………………………………………………………………………35
بخش سوم ………………………………………………………………………………………………………………43
2-3 .پیشینه تحقیق ………………………………………………………………………………………………….. 43
2-3-1 .تحقیقات انجام شده در داخل کشور………………………………………………………………….43
2-3-2 .تحقیقات انجام شده در خارج از کشور …………………………………………………………….50
2-4 .خلاصه فصل دوم ……………………………………………………………………………………………..53
2-5 .چارچوب نظری پژوهش ……………………………………………………………………………………54
2-6 .مدل تحلیلی پژوهش …………………………………………………………………………………………55
فصـل سـوم : روش تحقیـق
مقدمه …………………………………………………………………………………………………………………….56
3 . روش اجرای تحقیق ……………………………………………………………………………………………..56
3-1 . نوع تحقیق ……………………………………………………………………………………………………..56
3-2 . انواع متغیر ………………………………………………………………………………………………………56
3-3 . داده های مورد نظر …………………………………………………………………………………………..56
3-4 . شیوه های جمع آوری داده ها …………………………………………………………………………….56
3-5 . ابزارهای تحقیق ……………………………………………………………………………………………….57
3-6 . تعریف جامعه آماری ، حجم نمونه ……………………………………………………………………..57
3-7 . روایی ……………………………………………………………………………………………………………57
3-8 . پایانی …………………………………………………………………………………………………………….57
3-9 . روش تجزیه و تحلیل داده ها………………………………………………………………………………58
این مطلب را هم بخوانید :
فصـل چهـارم : تجـزیه و تحلیـل داده هـا
مقدمه …………………………………………………………………………………………………………………….59
4-1 .تاثیر فعالیت ها بر رفع نیازهای عمومی …………………………………………………………………..59
4-2-1 .تاثیر نشست ها در رفع نیازهای به گروه محبت ……………………………………………………62
4-2-1-1 . تاثیر فعالیت بر پذیرش مسئولیت اجتماعی …………………………………………………….64
4-2-1-2 . تاثیر فعالیت ها بر تمایل به صحنه های اجتماعی ……………………………………………..67
4-2-1-3 . تاثیر فعالیت ها بر میزان آشنایی با برنامه های تحقیقاتی ……………………………………69
4-2-1-4 .تاثیر فعالیت ها بر میزان آگاهی مذهبی ………………………………………………………….72
4-2-1-5 .تاثیر فعالیت ها بر میزان آشنایی با کلام وحی …………………………………………………74
4-2-2 .تاثیر فعالیت ها بر رفع نیازهای فیزیولوژیک ……………………………………………………….76
4-2-3 .تاثیر فعالیت ها بر رفع نیاز توانمندی علمی ………………………………………………………..79
4-2-3-1 .تاثیر فعالیت ها بر میزان فعالیت های علمی ……………………………………………………..81
4-2-3-2 .تاثیر فعالیت ها بر میزان توانمندی فردی ………………………………………………………..84
4-2-3-3 .تاثیر فعالیت ها بر میزان اطلاعات نرم افزاری …………………………………………………86
4-2-4 .تاثیر فعالیت ها بر نیازهای خویشتن شناسی ………………………………………………………..89
4-2-4-1 .تاثیر فعالیت ها بر رفتارهای صحیح اجتماعی ………………………………………………….91
4-2-4-2 .تاثیر فعالیت ما بر رشد اجتماعی ………………………………………………………………….94
4-2-4-3 .تاثیر فعالیت بر روحیه همکاران و تعاون …………………………………………………………96
4-2-4-4 .تاثیر فعالیت ها بر میزان خویشتن شناسی ………………………………………………………..99
4-2-4-5 . تاثیر فعالیت ها بر حدود ذوق ادبی …………………………………………………………….101
فصـل پنجـم : بـحث و نتیجـه گیـری
مقدمه …………………………………………………………………………………………………………………..104
5- بررسی سوال های تحقیق …………………………………………………………………………………….104
5-1 . سوال فرعی اول …………………………………………………………………………………………….105
5-1-1 . پذیرش مسئولیت اجتماعی …………………………………………………………………………..106
5-1-2 . فعالیت در صحنه های اجتماعی …………………………………………………………………….106
5-1-3 . برنامه های تحقیقاتی …………………………………………………………………………………..107
5-1-4 . آگاهی های مذهبی ……………………………………………………………………………………107
5-1-5 . کلام وحی ……………………………………………………………………………………………….108
5-2 . سوال فرعی دوم …………………………………………………………………………………………….108
5-3 . سوال فرعی سوم ……………………………………………………………………………………………109
5-3-1 . فعالیت های علمی ………………………………………………………………………………………110
5-3-2 . توانمندی فردی …………………………………………………………………………………………110
5-3-3 . اطلاعات نرم افزاری …………………………………………………………………………………..111
5-4 . سوال فرعی چهارم …………………………………………………………………………………………111
5-4-1 . رفتارهای صحیح اجتماعی …………………………………………………………………………..112
5-4-2 . رشد اجتماعی ……………………………………………………………………………………………112
5-4-3 . همکاری و تعاون ……………………………………………………………………………………….113
5-4-4 . میزان خودیابی …………………………………………………………………………………………..114
5-4-5 . حدود ذوق ادبی ………………………………………………………………………………………..114
5-5 . بحث و بررسی ………………………………………………………………………………………………115
5-5-1 . نتیجه سوال فرعی اول …………………………………………………………………………………115
5-5-1-1 . بررسی مسئولیت اجتماعی ……………………………………………………………………….116
5-5-1-2 . بررسی صحنه های اجتماعی …………………………………………………………………….116
5-5-1-3 . بررسی برنامه های تحقیقاتی …………………………………………………………………….116
5-5-1-4 .بررسی آگاهی های مذهبی ……………………………………………………………………….116
5-5-1-5 . بررسی آشنایی با کلام وحی …………………………………………………………………….117
5-5-2 . بررسی سوال فرعی دوم ………………………………………………………………………………117
5-5-3 . بررسی سوال فرعی سوم ………………………………………………………………………………117
5-5-3-1 . بررسی فعالیت های علمی ………………………………………………………………………..117
5-5-3-2 . بررسی توانمندی فردی ……………………………………………………………………………118
5-5-3-3 . بررسی اطلاعات نرم افزاری………………………………………………………………………118
5-5-4 . بررسی سوال فرعی چهارم …………………………………………………………………………..118
5-5-4-1 .بررسی رفتارهای صحیح اجتماعی ………………………………………………………………118
5-5-4-2 .بررسی رشد اجتماعی ………………………………………………………………………………118
5-5-4-3 .بررسی روحیه همکاری و تعاون …………………………………………………………………119
5-5-4-4 .بررسی میزان خویشتن شناسی ……………………………………………………………………119
5-5-4-5 .بررسی حدود ذوق ادبی ………………………………………………………………………….119
5-5. محدودیت های تحقیق …………………………………………………………………………………….124
5-6. پیشنهادها……………………………………………………………………………………………………….124
مقدمه:
اوقات فراغت را می توان مهمترین و دلپذیرترین اوقات انسان ها دانست. این اوقات برای مومنین لحظه ی نیایش با معبود، برای عالمان دقایق تفکر و تامل و برای هنرمندان زمان ساختن و ابداع و اختراع است در عین حال برای عده ای نیز این اوقات به جای فراغت ملال آورترین لحظه هاست. (ظهیری و افتخاری، 1385: 12)
اوقات فراغت از دیدگاه عالمان، جامعه شناسان و دانشمندان به حدی مهم است که معتقدند، موجودیت و اصالت فرهنگ های جامعه بر مبنای فرصت ها و اوقات فراغت افرادی که در آن جامعه زندگی می کنند پی ریزی شده است. (ظهیری و افتخاری، 1385: 13)
حضرت علی (ع) می فرماید:
از دست دادن فرصت، اندوهبار است. (دشتی، 1375 : 653)
پرکردن اوقات فراغت دانش آموزان و برنامه ریزی برای هدایت رفتاری و شکوفا کردن استعدادهای خداداد آنان از ارکان فلسفه وجودی معاونت پژوهشی وزارت آموزش و پرورش است. فضای مدرسه هر چند از امکانات پرورشی و مربیان کارآمد هم برخوردار باشد به تنهایی نمیتواند پاسخگوی نیازهای روانی وتربیتی کودکان و نوجوانان باشد. دانش آموزان ساعاتی را در مدرسه به آموزش و فراگیری دروس دارند و بخشی دیگر از اوقات را در خانه و در کنار والدین میگذرانند. علاوه بر این دو برهه، زمان دیگری نیز وجود دارد که در رشد استعدادها یا ایجاد مشکلات روانی و رفتاری آنان نقش چشمگیری دارد و آن وقتی است که دانش آموزان نه در خانه اند و نه در مدرسه بلکه به مقتضای سن وسال در جمع همسالان و دوستان می بایستی اوقات خود را در اماکنی که تحت نظارت مربیان متعهد و مجرب و کارشناس و امور کودکان و نوجوانان و جوانان اداره می شود پر و غنی نمایند. ( دفتر مرکزی کانون ها، 1370 )
اندیشه تاسیس و راه اندازی کانون های فرهنگی، تربیتی ریشه در همین برداشت ها دارد. کانونهای فرهنگی و تربیتی با استفاده از زمینه های متنوع فرهنگی، هنری، ادبی،گام هایی را در جهت وصول به اهداف عالیه خود بر می دارد. نیازهای جسمی و روانی و اخلاقی دانش آموزان ایجاب می کند که برنامه ریزی لازم و دقیق برای پاسخ به آن احتیاجات از طرف دستگاه های ذیربط صورت گیرد و نسبت به سازندگی و ایجاد فضاهای پرورشی با جاذبه برای نوجوانان و جوانان مبادرت گردد و برای آنان امکانات و برنامه های پرورشی کارآمد مهیا شود همچنین باید آنان را در جریان رشد و سازندگی کشور سهیم نمود و به کار گرفت و در امور اجتماعی و سیاسی جامعه دخالت داد و به حساب آورد. تشکیل کانون های فرهنگی تربیتی توسط وزارت آموزش و پرورش گامی است در این راستا و سرآغازی است برای پیدایش یک تحول که باید با برنامهریزیهای اصولی و صحیح به سر منزل مقصود برسد. از طرفی ویژگی های فرهنگی کشور و نیازهای گسترده نسل جدید اعم از کودک و نوجوان و جوان و همچنین توسعه کانون ها چنین اقتضا میکند که در زمینه برنامه ریزی محتوایی و اجرایی دقت نظر کافی مبذول شود. بدیهی است هرگونه سیاست گذاری و برنامه ریزی برای رسیدن به وضع مطلوب نیاز به شناخت وضع موجود می باشد. یعنی شناخت نیاز ها، تمایلات، علاقه و گرایش ها و نگرش دانش آموزان به انواع فعالیت های فوق برنامه و فراغت و برنامه ریزی و تدارک امکانات لازم یک ضرورت برای کانونهای فرهنگی و تربیتی می باشد.
کانون های فرهنگی تربیتی به عنوان یکی از متولیان امر تعلیم و تربیت دانش آموزان به خصوص در اوقات فراغت آنها می باشد و از آنجا که هدف نهایی این کانون ها رشد همه جانبه استعدادهای دانش آموزان در رسیدن به مقصد نهایی در این پژوهش سعی شده است. میزان دستیابی این کانون ها به اهدافشان با توجه به نیازهای اصلی آنها بررسی شود.
موضوع پژوهش:
میزان تاثیر فعالیت های کانون های فرهنگی تربیتی بر رفع نیاز های دانش آموزان مقطع متوسطه از دیدگاه اولیاء دانش آموزان شهر کرمان.
1-2. بیان مسئله:
سرمایه گذاری مادی و معنوی برای رشد سالم و تربیت صحیح کودکان و نوجوانان و جوانان، در واقع اساسی ترین و مهم ترین سرمایه گذاری خانوادگی و اجتماعی و مالی می باشد. این سرمایهگذاری از جنبه های مختلف انسانی، فرهنگی، اخلاقی، اجتماعی و اقتصادی حائز اهمیت می باشد. توجه به نوجوانان مستلزم تأمین نیازهای زیستی، روانی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی آنان می باشد. نحوهی تربیت نیازمند شرکت و تصمیم گیری خود نوجوانان، والدین، مربیان، متخصصان تعلیم و تربیت می باشد. کمک نهادهای اجتماعی شامل ایجاد تسهیلات لازم اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در راستای اهداف فوق برای نوجوانان و جوانان می باشد. ( احمدیان راد،1387)
آموزش و پرورش در هر جامعه یکی از نهادهای تأثیرگذاری است که انتظار می رود به طور متوازن و متعادل به جنبه های مختلف وجودی انسان توجه داشته و زمینه ها و اسباب لازم را برای رشد همه جانبه ی دانش آموزان فراهم سازد. ( رضایی، 1387 )
بنابراین در آموزش و پرورش امروزی نه تنها پیشرفت معلومات بلکه رشد شخصیت و سلامت روان دانش آموزان نیز ضروری به نظر می رسد. ( مقدم، 1381)
از طرفی کمتر متفکر یا فیلسوفی وجود داشته است که به اهمیت مرحله بلوغ و نوجوانی و ضرورت توجه به آموزش و پرورش نوجوانان اشاره نکرده باشد. نوجوانی دوره ای منحصر به فرد در جریان رشد آدمی است. در این دوره تغییرات زیادزیستی، اجتماعی،کیفیت فرآیندهای شناختی، عاطفی، اخلاقی را تحت تاثیر قرار می دهد ( شهرآرای، 1384)
یکی از دوره های حساس در زندگی فردی و اجتماعی انسان دوره متوسطه است که با نوجوانان سروکار دارد. این دوره به علت مشخصات ویژه اجتماعی و روانی دانش آموزان با سایر دوره های تحصیلی مشترکات و تفاوت هایی دارد و از یک طرف با مرحله کودکی ارتباط پیدا می کند از طرف دیگر با دنیای جوانی پیوند می خورد. گروه سنی مشغول به تحصیل در این دوره بیشتر نوجوانان 13- 18 سالگی می باشند. و صاحبنظران این دوره را با تعابیر گوناگون معرفی کردهاند، بعضی این دوره را « نقطه عطف زندگی » و بعضی « زمان جستجوی هویت » و یا « طوفان فشار» یا « تولدی جدید» نام نهاده اند و از نظر پیامبرگرامی اسلام (ص) دوره وزارت نامبرده شده است. ( کاظم زاده، 1377)
از طرفی آموزش متوسطه ( دبیرستان ها ) به لحاظ اینکه در دوره ای حساس از شکل گیری حیات و شخصیت دانش آموزان ارائه میگردد و بزرگترین منبع تامین و تربیت نیروی انسانی است دارای نقش جایگاه و اهمیت خاص است برای آموزش متوسطه می توان یک نقش عام وکلی در نظر گرفت و آن « پرورش انسان» است. (فیوضات، 1384)
باید برنامه های مدرسه و فعالیت های روزمره دانش آموزان را به سمت کاربردی و جذاب کرد و یا اینکه مجموعههایی به صورت موازی در کنار مدارس این وظیفه را انجام دهند. ( حکیمی،1388 )
اولین گام برنامه ریزی آینده، متکی بر نگاه به گذشته است. در این نگاه شناخت اهداف کمی و کیفی برنامه ها، فعالیت های انجام شده، ضعف ها و قوت ها مهمترین مسائل و مشکلات و چالشها و نیز تعیین نیازهای آتی از گذر این بستر راه را برای پیش بینی برنامه ها و چشم اندازها و افق های آینده می گشاید. طراحی و تدوین برنامه ها با توجه به بررسی و تحلیل وضعیت گذشته امکان پذیر است و پیش بینی هر برنامه ای اعم از کوتاه مدت، میان مدت یا دراز مدت منوط به شناخت هر چه دقیق تر از وضعیت گذشته است.
بر اساس مصوبه اسفندماه سال 1358 شورای انقلاب و همچنین به موجب قانون انحلال پیشاهنگی در سال 1364 اداره کلیه اماکن، کاخ های جوانان و خانه های پیشاهنگی سابق به تشکیلات امور تربیتی وزارت آموزش و پرورش محول شد. معاونت پرورشی وزارت آموزش و پرورش از سال1366 با استفاده از آن اماکن وکاخ ها و خانه های پیشاهنگی به فعالیت های کانون ها با هدف تامین و غنی سازی اوقات فراغت دانش آموزان و رشد و شکوفایی استعداد های نهفته آنان، پس از تشکیل جلسات با صاحبنظران مشاوران به کارشناسان خبره مطالعات دقیق و عمیق پیرامون اهمیت و ضرورت غنی سازی اوقات فراغت نوع برنامه ها نحوه ی اجرای و بررسی فعالیت های اوقات فراغت در سایر کشورها به موجب اساسنامه کانون ها ( که نهایتاً در پانصد و سومین جلسه شورای عالی آموزش و پرورش مورخه 30/11/68) به تصویب رسید آغاز نمود ( دفتر مرکزی کانونها، 1382)
در این پژوهش بنای کار بر تئوری مازلو می باشد که وی نیازمندی ها را به ترتیب درجه اهمیت چنین طبقه بندی می کند:
1- نیاز به آب، غذا، تنفس.
2- نیاز به تأمین سلامت و دوری از خطر.
3- نیاز به دوست داشتن و دوست داشته شدن که از نیرومندترین نیازهای انسان است.
این سه دسته احتیاج که در کودکان خردسال و نوزادان مشاهده می شوند اساس سایر نیازها به شمار می روند. بدون ارضای کافی این نیازها کودکان و بزرگسالان توجه و انرژی لازم برای پرداختن به ارضای سایر نیازها را ندارد.
دانش آموز وقتی در کلاس خوب فعالیت خواهد کرد که بداند غذایش به موقع حاضر است یا بداند خانواده اش را هنگام برگشتن سالم خواهد یافت، و از محبت متقابل اطرافیانش برخوردار خواهد شد.
4- نیازهای مربوط به عزت نفس ( احترام شخصی ) که به صورت احترام به دیگران منعکس میشوند.
5- نیازهای درجه ی پنجم که عبارتند از: خودشناسی، احساس لیاقت و کفایت شخصی، ابتکار.
رشد و تکامل و ادامه زندگی خویشاوند و رضایت بخش (شعاری نژاد، 1372 : 264).
این پژوهش قصد دارد میزان تأثیر فعالیت های کانون های فرهنگی تربیتی را بر نیازهای دانش آموزان عضو بررسی کند.
1-3.ضرورت انجام تحقیق:
به راستی که دل ها خسته می شوند همان طوری که بدن ها خسته می شوند پس تازه یافته های حکمت را برای این دلها بجوئید .« حضرت علی (ع) »
در تعلیم و تربیت اسلامی انسان موجودی دارای کرامت و اختیار برای درک معارف و آگاهی است. انبیاء الهی به وسیله تعلیم و تربیت هدفی جز رشد و تکامل انسان و رسیدن به فضایل اخلاقی نداشته اند. انسان به دلیل داشتن حقیقتی مستقل و فطرت الهی که در او به ودیعت نهاده شده است برای رسیدن به قله های معرفت آفریده شده است. به عبارت دیگر میزان معرفت و کمال انسان به میزان شناختی است که به دست آورده است. ( حیدری و همکاران 1384 : 215)
جهان خلقت مجموعه ای است هدفدار که هیچ عنصری در آن لغو و بیهوده آفریده نشده است. این مساله به روشنی در قرآن مجید تصریح گریده است که ” ما آسمان و زمین و آنچه مابین این دو است را بیهوده نیافریدیم”. در این میان انسان نیز از این قاعده مستثنی نیست، بلکه برای او به عنوان خلیفه الله و اشرف مخلوقات خداوند شان عظیم و آرمانی بلند منظور شده است. انسان موجودی مختار، متعهد و مسئول است و آنچه وی را به مطلوب هایش می رساند عمل خود اوست وی برای پیمودن راه تکامل و برای انجام ماموریت الهی خویش به مقدمات و لوازمی نیازمند است به همین منظور خداوند مجموعه ای از نعمت های خود را به عنوان سرمایه و توشه راه در اختیار او قرار داده است تا با به کار گیری آنها و از راه تجارت با آنها حال و آینده خود را تامین کند. یکی از موهبت های مهم الهی که در اختیار ما است عمر ما و زمان حضور ما در این کشتزار دنیاست . بدیهی است که هر انسانی از محدوده های زمانی خاص برای عمل و کشت محصول برخوردار است فقط درظرف این لحظه لحظه های عمر است که می توان امکانات موقتی و بی ثبات این جهان را به ارزش های جاودانی و ماندگار مبدل ساخت. ( ظهیری، افتخاری، 1385 : 15)
از طرفی یکی از اهداف مهم فعالیت های مکمل و فوق برنامه، غنی سازی اوقات فراغت دانشآموزان است. بهره گیری مناسب از اوقات فراغت یکی از مشکلات اساسی و پایه ای کودکان و نوجوانان است واین امر خود موجب تنش های فراوانی در زمینه های انتخاب شیوه پرکردن اوقات فراغت می گردد که غالبا آنان را به اضطراب و نگرانی های بسیاری دچار می کند و با از بین رفتن تعادل روحی آنها منجر می شود. جامعه شناسان فراغت معتقدند که در صورت فقدان برنامه و آماده سازی برای بهره برداری از اوقات فراغت، فضای وسیع فراغت، دشمن شماره یک انسانهای جامعه خواهد بود. این امر در مورد نوجوانان و جوانان و ابعاد دهشتناک خواهد داشت. جوانان با نیرو و انرژی وافر و تمایل به فعالیت نمی توانند خلاء زمانی را تحمل کند و آسیب ها و ناهنجارهای رفتاری و اجتماعی از همین خلاء نشات می گیرد. (احمدی و همکاران، 1384 : 442)
وجود ضرب المثل هایی چون « شیطان همیشه برای دست های خالی بدی می یابد » و بیکاری مادر بیماری است. ضرورت توجه به اوقات فراغت و چگونگی گذراندن آنها را یاد آور میشود. ( ظهیری و افتخاری، 1385 :12 ).
شخصیت هر فرد که نمایانگر وحدت و هویت در حال تکامل اوست پیوسته تحت تاثیر عوامل گوناگون قرار دارد و اگر این عوامل سودمند و مفید باشند از سلامت لازم برخوردار خواهد شد و اگر ناسودمند باشد به اختلال و شخصیت منجر خواهد شد. یکی از عوامل بسیار مهم در رشد و تکامل شخصیت دانش آموزان فعالیت های تربیتی و اجتماعی هستند مشروط بر اینکه درست انتخاب و تنظیم و اجرا شوند. (سلجوقی، 1383 : 21 ).
شخصیت هر فردی در عمیق ترین ابعاد و گسترده ترین دامنه با فعالیت های آزادانه و داوطلبانه شکل می گیرد. در این میان تاثیرات پنهان و غیر مستقیم اردوها، بازدیدها وگردش های علمی بارز است . زیرا امکان همکاری و مشارکت دانش آموزان در متن برنامه ها و فعالیت های تربیتی بسیار کاراتر، عمیق تر و پایدارتر از حضور در برنامه هایی است که در فضاهای سنگین و محدود و بدون مشارکت تحقق می یابد( فضلی خانی و همکاران، 1383 : 63 ).
قریب به دو دهه از فعالیت های کانون ها در سطح کشور می گذرد. در این مدت کانون ها با فراز و نشیب هایی مواجه بوده وبرنامه های متنوعی در آن طراحی و به مرحله اجرا در آمده است و اینک در مواجهه با پیشرفت های تکنولوژی و فن آوری اطلاعات و ارتباط و با توجه به فضای تحولات دنیای جدید روبه رو شدن و گرایش های متمایز و گسترده تری نسبت به گذشته دارند. برای این منظور تدوین برنامه های جدید و متناسب با نیازهای روز جامعه دانش آموزی برای مقابله با عوامل تهدیدکننده در ابقای فعالیتهای تعریف شده در کانون بر اساس اصل دوم ترمودنیامیک و همچنین ضرورت ایجاد تغییرات جدی در نگرش برنامه ریزان و مجریان نیازمند یک اقدام جدی با پشتوانه علمی و مطالعاتی می باشد که در ضمانت اجرای آن از انجام هر برنامه ای که به شکل سلیقه ای و بدون رویه مشخص صورت پذیرد باید اجتناب شود. ( دفتر مرکزی کانون ها، 82 )
1-4. هدف تحقیق
1-4-1. هدف کلی:
تعیین میزان تاثیر فعالیت های کانون های تربیتی بر رفع نیازهای دانش آموزان مقطع متوسطه از دیدگاه اولیاء آنها
1-4-2. هدف های جزئی:
1- شناسایی تاثیر فعالیت های کانون ها تربیتی بر رفع نیاز های اجتماعی دانش آموزان مقطع متوسطه از دیدگاه اولیاء آنها.
2- شناسایی تاثیر فعالیت های کانون های تربیتی بر رفع نیازهای جسمانی دانش آموزان مقطع متوسطه از دیدگاه اولیاء آنها.
3- شناسایی تاثیر فعالیت های کانون تربیتی بر رفع نیازهای علمی آموزشی دانش آموزان مقطع متوسطه از دید گاه اولیاء آنها.
4- شناسایی تاثیر فعالیت های کانون تربیتی بر رفع نیاز های خویشتن شناسی دانش آموزان مقطع متوسطه از دیدگاه اولیاء آنها.
1-5. سوالات تحقیق
1-5-1. سئوال اصلی:
آیا فعالیت های کانون ها تربیتی بر رفع نیاز های عمومی دانش آموزان مقطع متوسطه از دیدگاه اولیاء آنها تاثیر دارد؟
1-5-2. سئوالات فرعی:
1- آیا نشست های فرهنگی، اجتماعی، ( مجامع گفتگو، جلسات پرسش و پاسخ و… ) و همچنین محافل( قرآنی، شعر، نیایش ) در رفع نیازهای تعلق به گروه و محبت آنها از دیدگاه اولیاءشان موثر بوده است؟
2- آیا فعالیت های ورزشی ( تنیس روی میز و والیبال و … ) رفع نیازهای فیزیولوژیکی آنها از دیدگاه اولیاءشان موثر بوده است ؟
3- آیا فعالیت های علمی ( کامپیوتر، امداد و کمک های اولیه ) در رفع نیازها به توانمندی و کفایت از دیدگاه اولیاءشان آنها موثر بوده است؟
1-آیا فعالیت های اردویی و بازدیدهای علمی همچون فعالیت های هنری ( خوشنویسی و نقاشی و … ) در رفع نیازهای خودیابی و خویشتن شناسی و نیاز به امنیت ( توام با نظم، قانونمندی ) آنها از دیدگاه اولیاءشان موثر بوده است؟
1-6 . تعریف مفاهیم مطرح شده در سوال ها یا فرضیه های تحقیق:
1-6-1. تعریف نظری:
تعریف کانون: کانون فرهنگی تربیتی مرکزی است که بر اساس مصوبه پانصد و سومین جلسه شورای عالی آموزش و پرورش مورخ 30/1/68 و برابر مقررات مربوط به تشکیل شورای عالی آموزش و پرورش « که تنها اساسنامه و موسسات و واحد های آموزشی به تصویب این شورا میرسد » در سطح مناطق کشور تاسیس گردید. و ماموریت آنها صرفا آموزشی فرهنگی است. ( سازمان دانش آموزی، 83 )
کانون به عنوان تقویت بنیان هویت دینی و ملی در دانش آموزان، مکمل فعالیت های درسی ( آموزش رسمی ) و پرورشی مدارس و جهت تحقیق اهداف آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران، رشد و شکوفایی استعداد های دانش آموزان غنی سازی اوقات فراغت و کسب مهارت های زندگی و توانمندیهای دانش آموزان در عرصه های مختلف پایگاهی برای تشکل های دانشآموزی پاسخ به مهمترین سئوالات و ابهامات دانش آموزان و ارائه خدمات به آنان در حوزههای فرهنگی، ادبی، هنری، ورزش، مهارت های اردویی و در قالب برنامه های عمومی، کارگاه های آموزشی ( مهارت آموزی ) و انجمن ها فعالیت می نمایند. (دفتر مرکزی کانونها،82 )
تعریف نیاز:
نیاز عبارت است از فاصله بین وضع موجود (آنچه که هست ) و وضعیت مطلوب ( آنچه که باشد ) که این اختلاف ممکن است مربوط به دانش، نگرش و یا مهارت هایی که فراگیران نیاز دارند تا به طور مؤثرتر رفتاری را انجام دهند باشد. ( علیزاده، 1387 ).
کانون فرهنگی تربیتی:
مرکزی دانش آموزی است که تلاش دارد از طریق فعالیت های گروهی و اجرای برنامه های کاربردی، پویا و روزآمد در راستای تحقق اهداف وزارت آموزش و پرورش در دوره های مختلف تحصیلی به ویژه با استفاده از فرصت های مختلف اوقات فراغت دانش آموزان، در محیطی سالم و امن، ضمن تقویت هویت فرهنگی « دینی و ملی » و آشنایی عموم دانش آموزان با ارزش های فرهنگی زمینه ارتباط صمیمی و معاشرت سازنده اجتماعی دانش آموزان عضو را فراهم سازد تا وجدان جمعی، خوداتکایی و قدرت تصمیم گیری آنان را تقویت کند و برای زندگی اجتماعی و ایفای نقش موثر در تلاش همسو برای رسیدن به اهداف مشترک مهارت لازم را به دست آورند.
فعالیت های تربیتی:
در واقع مهمترین جنبه این نوع از فعالیت ها، متمرکز بر آموزش فعالیت های ذوقی و هنری دانشآموزان چه در محیط آموزشی و چه خارج از محیط آموزشی است. هدف عمده این نوع فعالیتها، معطوف به آموزش و دادن اطلاعات به دانش آموزان برای چگونگی به فعل در آوردن استعداد های بالقوه ای است که در آنان وجود دارد . یکی از مهمترین جنبه های هنری و تربیتی فعالیت ها آشنایی دانش آموزان با اصول و مفاهیم موجود در آن فعالیت ها که باعث می گردد آنان با بصیرت، آگاهی و دانش بیشتری با پدیده های هنری و تربیتی برخورد نموده و بتوانند به طور اصولی نسبت به درک ماهیت فعالیت و نقد آن بکوشند. ( سلجوقی، 1383 : 17)
1-6-2. تعریف عملیاتی:
تعریف عملیاتی فعالیت ها عبارتند از:
1- فرهنگی – اجتماعی.
2- ورزشی.
2-1-2-1-5 مسئله ترکیبی.. 11
2-1-2-2 انواع مسئله بر اساس اسم پرسشی.. 11
2-1-2-2-1 تحلیلی:.. 11
2-1-2-2-2 ادراکی.. 11
2-1-2-2-3 توصیفی.. 11
2-1-2-2-4 تاریخی.. 12
2-1-2-2-5 جغرافیایی.. 12
2-1-2-2-6 انسانی.. 12
2-1-2-2-7 کمی.. 12
2-1-2-2-8 سنجشی.. 12
2-1-2-2-9 تحلیل اعتبار.. 12
2-1-2-2-10 تفسیری.. 12
2-1-3 معیارهای مسئله پژوهشی مناسب.. 13
2-1-4 تفاوت سؤال و مسئله و مشکل.. 16
2-1-5 راههای دستیابی به مسئله پژوهش.. 17
2-1-6 تهدیدات و موانع انتخاب مسئله رساله.. 20
2-2 پیشینه پژوهشی.. 21
2-3 نتیجهگیری.. 32
فصل سوم: روش پژوهش
3-1 روش پژوهش.. 34
3-2 ابزار پژوهش.. 35
3-3 روش گردآوری اطلاعات.. 35
3-3-1 گام نخست: کسب اطلاعات و آمادگیهای لازم:.. 36
3-3-2 گام دوم: مطالعهی پژوهشهای مرتبط با موضوع و مطالعه پیشینه نظری 37
3-3-3 گام سوم: تدوین سؤالات محوری.. 37
3-3-4 گام چهارم: انجام مصاحبههای اولیه و درک نقاط قوت و ضعف آنها 38
3-3-5 گام پنجم: انجام و رعایت استلزامات پیش از مصاحبه:.. 38
3-3-5-1 ارائه راهنمای مصاحبه به مشارکتکنندگان.. 38
3-3-5-2 جلب رضایت و همکاری مشارکتکنندگان جهت انجام مصاحبه.. 38
3-4 ملاحظات اخلاقی.. 39
3-5 مشخص نمودن میدان پژوهش و نحوه دستیابی به مشارکتکنندگان:.. 40
3-6 انجام مصاحبه.. 42
3-7 نحوه کدگذاری اطلاعات گردآوریشده.. 44
3-8 شیوه تحلیل اطلاعات.. 46
3-9 اعتبار یافتههای پژوهش.. 48
فصل چهارم: یافتههای پژوهش
4-1 استخراج مفاهیم، مقولهها و تمهای حاصل از مصاحبه با دانشجویان دکتری علوم انسانی.. 51
4-2 استخراج مفاهیم، مقولهها و تمهای حاصل از مصاحبه با دانشجویان دکتری علوم پایه.. 73
4-3 استخراج تمهای مشترک حاصل از مصاحبه با دو گروه دانشجویان رشتههای علوم انسانی و علوم پایه.. 88
فصل پنجم: بحث و نتیجهگیری
5-1 نتایج و تفاسیر.. 92
5-1-1 تخصص علمی استاد راهنما.. 93
5-1-2 منش و ویژگیهای شخصیتی استاد راهنما.. 94
5-1-3 توانمندی دانشجو.. 96
5-1-4 انگیزه دانشجو.. 98
5-1-3 مهارت های دست یابی به منابع کشف مسئله پژوهش.. 99
5-1-3-1 بهرهگیری از طرحها، اولویتها و پیشنهادات پژوهشی.. 99
5-1-4 مکاتبه با افراد ذیصلاح.. 101
5-1-4 ویژگیهای مسئله مناسب پژوهش.. 102
5-1-4-1 علاقمندی پژوهشگر به موضوع پژوهش:.. 102
5-1-4-2 بدیع بودن و پرهیز از تکرار گرایی در انتخاب مسئله پژوهش 105
5-1-4-3 کاربردی بودن و مفید بودن پژوهش.. 107
5-1-5 عوامل موثر در کشف مسئله مناسب پژوهش.. 108
5-1-5-1 مطالعه پژوهشهای قبلی و کسب تخصص در زمینه مسئله پژوهش.. 109
5-1-6 تدارک توشه سفر پژوهش.. 110
5-1-6-1 توجه به مواد اولیه و امکانات در دسترس.. 110
این مطلب را هم بخوانید :
5-1-7 فراز و نشیبهای پیش روی محقق در انتخاب مسئله پژوهش.. 112
5-1-7-1 روحیه مدرکگرایی و پژوهش رفع تکلیفی.. 113
5-1-7-2 پراکندگی و وسعت در حوزه پژوهش.. 114
5-1-8 صرف زمان.. 115
5-2 جمعبندی بحث و نتیجهگیری.. 117
5-7 محدودیتهای پژوهشی.. 123
5-6 پیشنهادات پژوهش.. 124
5-6-1 پیشنهادات کاربردی.. 124
5-6-2 پیشنهادات پژوهشی.. 125
پیوست.. 2
اجازهنامه پژوهش.. 2
سؤالات محوری پژوهش.. 3
فهرست جداول
جدول 3-1 اطلاعات دموگرافیک پژوهیدگان.. 42
جدول 4-1 کلیه مقولهها و مفاهیم استخراجشده از تجربیات دانشجویان دکتری علوم انسانی جهت انتخاب مسئله پژوهش 52جدول 4-2 تمهای اصلی استخراجشده از تجربیات دانشجویان دکتری علوم انسانی جهت انتخاب مسئله پژوهش.. 71
جدول 4-3 کلیه مقولهها و مفاهیم استخراجشده از تجربیات دانشجویان دکتری علوم پایه جهت انتخاب مسئله پژوهش .. 74
جدول 4-4 تمهای استخراجشده از (مصاحبه) تجربیات دانشجویان دکتری علوم پایه جهت انتخاب مسئله پژوهش.. 87
جدول 4-5 مجموعه تمهای مشترک حاصل از تجربیات دانشجویان دکتری علوم انسانی و علوم پایه در انتخاب مسئله پژوهش.. 89
فهرست اشکال
شکل 2-1 انواع مسئله (قبول،1390؛ فرهنگی و صفر زاده، 1385؛ رضی، 1391) 12
شکل 2-2 ویژگیهای مسئله پژوهش با استفاده از پیشینه موجود.. 16
شکل 2-3 فرآیند یافتن مسئله شایسته پژوهش (کراسول، 2005؛ الیس و لوی، 2008). 20
شکل 4 -1 روابط تمهای مشترک مستخرج از تجربیات دانشجویان دکتری علوم انسانی و علوم پایه جهت انتخاب مسئله پژوهش.. 91
چکیده
یکی از دغدغههای اصلی دانشجویان دکتری انتخاب مسئله پژوهش برای انجام رسالهی است که در این مسیر آنها با چالشهای جدی مواجه هستند. هدف از این پژوهش، بررسی تجارب زیسته دانشجویان دورهی دکتری رشتههای علوم انسانی و علوم پایه دانشگاه فردوسی مشهد در انتخاب مسئله رساله دکتری بود. جامعه پژوهش کلیهی دانشجویان دورهی دکتری دانشکده علوم پایه و دانشکده های علوم انسانی در سال 1393-1392 بودند. نمونه پژوهش شامل 25 نفر از این دانشجویان بود، به شیوهی نمونهگیری هدفمند و مبتنی بر ملاک انتخاب شدند. پژوهش حاضر از رویکرد کیفی و با روش پدیدارشناسی توصیفی انجام پذیرفته است. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختیافته بود. برای تحلیل اطلاعات از روش تحلیل تفسیری و رویکرد مقایسه مداوم استراوس و کوربین استفاده شد. جهت کسب اعتبار پژوهش از روشهای توصیف غنی و انتخاب هدفمند مشارکتکنندگان، نگارش یادداشتهای تأملی، کفایت اجماعی و کدگذار ثانوی استفاده شد. یافتههای پژوهش بر اساس مصاحبه با دو گروه از دانشجویان دکتری رشتههای علوم انسانی و علوم پایه برای انتخاب مسئله پژوهش، در قالب ده مضمون مشترک: مضمون اول تخصص علمی استاد راهنما، مضمون دوم ویژگیهای شخصیتی استاد راهنما شامل رابطه استاد راهنما- استاد مشاور- دانشجو و رهبری استاد راهنما می باشد؛ مضمون سوم توانمندی دانشجو شامل جسارت علمی و صبر و شکیبایی وی برای ورود به عرصه های مجهول و کمتر توجه شده می باشد؛ مضمون چهارم انگیزه دانشجو؛ مضمون پنجم مهارتهای دستیابی به منابع کشف مسئله پژوهش شامل: بهرهگیری از اولویتها و طرحها و پیشنهادات پژوهشی، مکاتبه با افراد ذی صلاح میباشد؛ مضمون ششم ویژگیهای مسئله پژوهش شامل: علاقمندی پژوهشگر به موضوع پژوهش، بدیع بودن، کاربردی بودن میباشد؛ مضمون هفتم عوامل موثر بر شناسایی و کشف مسئله مناسب پژوهش که شامل: مطالعه عمیق و دقیق پژوهش قبلی می باشد؛ مضمون هشتم تدارک توشه سفر پژوهش شامل: دسترسی به منابع و امکانات و افزایش توانمندی در بهرهگیری از منابع موجود می باشد؛ مضمون نهم فراز و نشیبهای پیش رو محقق در انتخاب مسئله پژوهش که شامل: عدم وجود روحیه مدرکگرایی و انجام پژوهش رفع تکلیفی، وسعت و پراکندگی حوزه پژوهش می باشد و آخرین مضمون مشترک زمانبر بودن فرآیند انتخاب مسئله میباشد؛ کشف و طبقه بندی شدند.
کلید واژگان: تجربه زیسته، انتخاب مسئله، رساله دکتری، علوم انسانی، علوم پایه
1-1 بیان مسئله
از وظایف عمده آموزش عالی رشد دانشجویان از طریق افزایش دانش، مهارت، نگرشها و تواناییها و توانبخشی آنان به عنوان فراگیری دائماً نقاد و متفکر است. این هدف زمانی حاصل خواهد شد که نظام آموزش عالی مبتنی بر پژوهش و تحقیق باشد، به فعالیتهای پژوهشی میدان عمل ببخشد، جاذبههای پژوهشی را فراهم و از نتایج و فرآیندهای آنها در تحول و گسترش کلیه ابعاد زندگی انسان، استفاده نماید و در رشد و اعتلای بسیاری از زمینههای علمی و عملی جامعه گام بردارد (عزیزی، 1385؛ اتزکویتز[1]، 2003؛ گدازگر و علیزاده اقدم، 1385). پیشرفت هر جامعهای در نتیجه پژوهش حاصل میگردد. افزون بر این، پژوهش یاریرسان انسان در پیدا کردن راهحل مسئله و حل تضادهاست (کومار، 1381: 5؛ آبرامسون[2]، 2002). یکى از اهداف سازمانهاى آموزشى و تحقیقاتى، تربیت و پرورش انسانهایى توانمند در امور پژوهشى و تحقیقاتى است. همچنین یکى از شاخصهاى رشد و توسعه هر کشور، ظرفیت علمی آن است (اسماعیل زاده، 1383: 14). پژوهش علمى و سرمایهگذارى در جهت بهبود آن به ارتقای وضعیت تولید علم منجر مىشود. از آن جایی که افزایش و تعمیق فعالیتهاى پژوهشى زمینهساز اصلى توسعه و پیشرفت یک جامعه به شمار مىروند، امروزه بخش قابلتوجهی از امکانات کشورهاى پیشرفته جهان، صرف امور پژوهشى مىشود (امیری، 1381).
پژوهش تلاش رسیدن به راهحلهای قابلاعتماد برای مسئله، از طریق گردآوری، تحلیل و تفسیر برنامهریزیشده و نظاممند دادههاست (پاول، 1385: 2). کراسول[3] (2005) پژوهش را فرآیندی از گامها میداند برای جمعآوری و تحلیل اطلاعات استفاده میشود با این هدف که درک و فهممان را از یک موضوع یا مسئله افزایش دهیم. پژوهش بر اساس نگاه پژوهشگر نسبت به جهان، ادراک او از جهان هستی، اهداف و مقاصد وی شکل میگیرد (شعبانی، 1385).
برای دانشجویان مهم است که برای مواجهه با مسایل واقعی در محیطهای یادگیری آماده شوند و راهحلهای مناسب برای این مسایل پیدا کنند. از نظام آموزشی انتظار می رود که دانشجویان را به عنوان حل کننده مؤثر مسایل در زندگی واقعی توانمند سازد (هرید[4]، 2003؛ چی و چای[5]، 2004؛ والکر و لوفتن[6]، 2003). دانشجویان در پژوهیدن، یادگیری برای انجام دادن را میآموزند، فرایندها را یاد میگیرند، مهارتهای مفهومسازی و مسئله یابی را کسب میکنند و روشهای پژوهشگری و یادگیری مادامالعمر را فرامیگیرند (بادنیتز[7]، 2000). مسئله[8]، موضوعی است که یک ضرورت علمی یا عملی ما را به سوی آن میکشاند و به نوعی برای ما مشکلساز شده است. از نگاه ژرف متفکر به جهان و انسان به وجود میآید و اینطور نیست که فردی بدون پیشزمینه متوجه مسئله شود. البته بین مسئله یابی و مسئلهسازی فرق بسیار است (فدائی عراقی، 1389: 17؛ لیدی و امرود[9]،2005؛ سکاران[10]،2003؛ قدیمی قیداری، 1389؛ کندی[11]، 1997).
پژوهش مبتنی بر مسئله به جای تکرار شیوهی پیشینیان به شکاف موجود در پیشینه و سؤالات پژوهشهای قبلی میپردازد (هابرمن و مایلز [12]، 1994). برخی مسائل و موضوعات قبلاً بررسی و قطعیت آنها اعلام شده است و نیاز به تکرار تحقیقات ندارند. این قبیل تکرارها و موازیکاریها سبب میگردد تا روح نوآوری و خلاقیت در پایاننامههای دانشجویی کمرنگ شود و اینگونه تحقیقات کمتر شکل کاربردی به خود بگیرند (حافظ نیا، 1391؛ مادوکس[13]، 2003؛ کویتکواسکی و سیلورمن[14]، 1998).
اصلیترین و آخرین مرحلهی دوره تحصیلات تکمیلی ارائه پایاننامه و رساله است و با خلق دانش از طریق نگارش پایاننامه و رساله، بر قدرت ابتکار و خلاقیت دانشجویان برای رفع مشکلات جامعه خویش افزوده میشود و سرآغازی برای پیشبرد روند پژوهش در دانشگاهها است (کلاهی،1382؛ میرصمدی، چهرهای و باقر زاده، 1387؛ شاملی، 1384؛ نقل از بهزادی، 1387).
رساله دکتری باید به منابع قویتری متکی باشد و دانشجو در تحلیل و تنظیم موارد و مطالب دقت بیشتری بنماید. قدرت استدلال و استنتاج او باید به گونهای باشد که خود به تنهایی مدافع آن باشد و نیازی به کمک اساتید و دیگران نداشته باشد (شبلی، 1974؛ ایموچ و بریدچ[15]، 1989).
یکی از دغدغههای اصلی دانشجویان دورهی دکتری انتخاب موضوع پژوهش برای نگارش رساله است. آنان معمولاً در جستجوی موضوعات تازه و اصیل برای پژوهش خود هستند و از تکراری بودن موضوع تحقیق خود نگراناند. هفتهها و گاه ماهها دچار سرگردانی برای انتخاب موضوع هستند. چرا که دانشجو خود را در طیفی از موضوعات گرفتار میبیند که در یک سوی آن مباحث تکراری اما باسابقهی غنی پژوهشی است و در سوی دیگر آن موضوعات جدیدی که پرداختن به آنها با دشواریهای پیشبینینشده همراه خواهد بود (منصوریان، 1388؛ گارنر[16]، 2010؛ دیکمن[17]، 2005؛ بوت و بیلی[18]، 2005؛ کوه[19]، 2008؛ شپارد، نایر و سامر[20]، 2000).
همچنین بر اساس اصول اخلاق پژوهش، پژوهشگران موظفاند موضوعی را برای پژوهش خود انتخاب نمایند که به خلق دانش جدید و توسعه مرزهای علمی کمک نماید (بهمن آبادی، 24:1391؛ خالقی، 1387). اندیشمندان یکی از نخستین و حساسترین مراحل طرح پژوهش را انتخاب مسئله مناسب و کوشش برای شناخت ابعاد مختلف آن ذکر نمودهاند (بازرگان،1379؛ قراملکی،1386؛ دیانی،1382؛ شپارد و همکاران، 2000؛ رفیع پور، 1370). برای پی بردن به مسئله تحقیق قواعد خاصی مشخص نشده است، ولی به طور اصولی میتوان با بهرهوری از تجارب شخصی، با استنتاج از نظریههای موجود و با مطالعه نوشتههای مربوط به موضوع مورد علاقه محقق به وجود مسئلهای برای تحقیق پی برد (دیانی،1382: 36).
علیرغم اهمیت و اعتبار پایاننامهها و مقالات علمی به عنوان منابع اطلاعاتی ارزشمند، شواهد حاکی از آن است که پرداختن به موضوعات بیاهمیت و تکراری و غفلت از مسائل بنیادین در مطالعات متعدد نشان داده شده است. یکی از علل تحقیقات سطحی و بعضاً نامعتبر در دانشگاهها و مؤسسات تحقیقی همین انتخاب ناسنجیده، غیرعملی، مطالعه نشده و باری به هر جهت بودن موضوع پژوهش است. (قراملکی، 1386؛ شبلی،1974: 30). لاگمن، کاندیف و شالمن[21] (1999) به مطالعاتی اشاره میکنند که طی آن صرفاً یک دهم از پژوهشهای انجامشده به عنوان رسالههای دکتری علوم تربیتی و پژوهشهای آموزشی منتشرشده در نشریات، کارهای قابل احترام و جدی هستند. تراورز[22] (1983) نیز با بررسی موضوعات تحقیقات آموزشی در طی تاریخ تعلیم و تربیت آمریکا نتیجه میگیرد که بخش زیادی از پژوهشهای انجامشده به دلیل سطحی بودن موضوع مورد بررسی تغییر چندانی در حوزه تعلیم و تربیت آمریکا ایجاد نکردهاند. پیدا کردن موضوعی که هم تازه باشد و هم مشکلی از جامعه حل کند، دانش جدیدی تولید کند و همچنین با تواناییهای دانشجویان همخوان باشد کار به نسبت دشواری است و پژوهشهای دانشجویی نشان میدهد که کمتر رسالهای وجود دارد که مسئله آن بااحساس مشکل شکل گرفته باشد (مطلبی، 1388: 26). به دلیل تفاوت توانمندی دانشجویان در انتخاب مسئله پژوهش و فرآیندهای مربوط به آن و از سوی دیگر اینکه در منابع مختلف قواعد خاصی برای انتخاب موضوع تحقیق بیان نشده است و در اغلب منابع تجارب شخصی محقق را به عنوان یکی از منابع اصلی مسئله یابی معرفی نمودهاند. تجربه، آموزش و پژوهش پیوندی ناگسستنی دارند و تجربه نگاری که همان اندیشیدن به تجارب حاصل از انجام امور و ثبت کردن و ماندگار نمودن آنهاست، گنجینهای بیهمتاست (اصغری نکاح، 1385؛ هافمن کیپ، آرتیلس و لوپز تورس[23]، 2003)؛ بنابراین، محقق در این پژوهش سعی داشته است تجارب زیسته دانشجویان دوره دکتری رشتههای علوم انسانی و علوم پایه دانشگاه فردوسی مشهد برای انتخاب و گزینش مسئله تحقیق مورد بررسی قرار دهد و دغدغه اصلی وی کشف پاسخی برای این سؤال است که
ث. پیشینه تحقیق………………………….. .5
ج. روش انجام تحقیق ………………………. 15
چ. ابزار گردآوری اطلاعات ………………….. 15
ح. محدوده زمانی و مکانی تحقیق …………….. 16
خ. سازمان دهی فصول تحقیق …………………. 16
فصل دوم: مفاهیم و مبانی نظری ………………………………………………………………………….. 17
مقدمه .…………………………………………………………………………………………..………………… 18
الف. مفهوم، ابعاد و انواع هویت دینی……………………………………………………………………. 18
عنوان صفحه
3 . 1. بعد دینداری ( نگرشی)…………… 26
ب. مبانی نظری هویت زن مسلمان…………………………………………………………………………..29
عنوان صفحه
1.1. 11. 2. حضرت فاطمه(س) ……………………………………………………………………………45
1.1. 11. 4. آسیه …………………………………………………………………………………………………46
1 . 4. 2. حق اشتغال …………………………………………………………………………………………………57
عنوان صفحه
عنوان صفحه
جمع بندی ………………………………………………………………………………………………………..98
فصل سوم: بعد اجتماعی ـ اقتصادی هویت زن مسلمان دراندیشه امام خمینی(ره)……100
مقدمه ……………………………………………………………………………………………………………….101
الف. الگوی مشارکت اجتماعی زن مسلمان در اندیشه امام خمینی(ره) …………………………101
ب. بعد اجتماعی هویت زن مسلمان در اندیشه امام خمینی(ره)…………………………………..105
پ. بعد اقتصادی هویت زن مسلمان در اندیشه امام خمینی(ره) …………………………………..118
عنوان صفحه
جمع بندی …………………………………………………………………………………………………………124
فصل چهارم: بعد سیاسی هویت زن مسلمان دراندیشه امام خمینی(ره) ……………………….125
مقدمه ……………………………………………………………………………………………………………….126
الف. الگوی مبارزه سیاسی زن مسلمان در اندیشه امام خمینی(ره) ……………………………….126
ب . مشارکت سیاسی زنان مسلمان در نهضت اسلامی در اندیشه امام خمینی(ره)………….130
1.اقدامات تأثیرگذار رژیم پهلوی (اول و دوم) درمشارکت زنان درنهضت اسلامی …….137
پ. مشارکت سیاسی زنان در دوره مشروطه در اندیشه امام خمینی(ره) ……………………….140
ت. مشارکت سیاسی زنان در صحنه انقلاب اسلامی در اندیشه امام خمینی(ره) …………….141
عنوان صفحه
ث. مشارکت سیاسی زنان پس از پیروزی انقلاب اسلامی در اندیشه امام خمینی(ره)……….152
ج. مشارکت سیاسی زنان در دفاع مقدس در اندیشه امام خمینی(ره)……………………………..164
جمع بندی …………………………………………………………………………………………………………… 168
فصل پنجم: بعد تربیتی ـ خانوادگی هویت زن مسلمان دراندیشه امام خمینی(ره)………………170
مقدمه ………………………………………………………………………………………………………………..171
عنوان صفحه
الف. الگوی تربیتی زن مسلمان در اندیشه امام خمینی(ره) ………………………………………171
ب. جایگاه خانواده در نظام تربیتی در اندیشه امام خمینی(ره) ……………………………………173
پ. جایگاه محوری مادر در خانواده در اندیشه امام خمینی(ره) …………………………………..182
جمع بندی ………………………………………………………………………………………………………..198
نتیجه گیری ……………………………………………………………………………………………………….199
پیشنهادات ………………………………………………………………………………………………………..203
منابع ……………………………………………………………………………………………………………….204
الف. بیان مسأله
با استقرارسلطنت پهلوی و آغاز فرایند نوسازی در ایران، به تدریج با رواج ارزش های غربی در ساختار فرهنگی جامعه، هویت زن مسلمان ایرانی مورد تهدید قرارگرفت و زمینه انحطاط این قشر در جامعه فراهم شد. درچنین فضایی امام خمینی(ره) از منظر یک مصلح و احیاگر، گفتمان مبتنی بر «بازگشت به آموزه های اصیل دینی» را مطرح کرده ونگرش نوینی را در مورد زن ارائه کردند. چشم انداز نوین امام خمینی(ره)، که راندن زنان ازعرصه عمومی را تجویز نمی کرد و در عین حال استفاده ابزاری از زن را برنمی تابید و ابتکار ایشان، در راستای بهره وری از دستاوردهای مثبت حضور زن، مورد استقبال زنان ایرانی قرارگرفت و زمینه حضور ایشان را در عرصه های مختلف فراهم کرد.
در دوران حکومت پهلوی، همچون عصر جاهلیت، شخصیت زن در زیر چرخ های بی عدالتی و تبعیض خُرد می شد و زن بازیچه ای در دست هوس بازان بود. از نظرشاهان پهلوی، زن باید فریبا باشد. زنِ فریبا نسخه بدلی و استعاری از تصویر زن در جامعه غربی بود که درآن کرامت و شخصیت واقعی زن در مسلخ فلسفه مادی غرب، قربانی شده بود. امام خمینی(ره) هوشیارانه، نقش زن فریبا را در ابتذال جامعه و خود باختگی جوامع اسلامی درک نمود و در برابر این دسیسه چینی، قاطعانه ایستاد و با آن مقابله نمود.
امام به احیای شخصیت زن مسلمان پرداخت و در چهارچوب جهان بینی توحیدی و مقام انسانی زن که صاحب کرامت است، جایگاه و نقش زن در اجتماع را تبیین نمود. امام، زن را نه مظهر فریب و بازیچگی، که مبدأ خیرات و سعادت می دانست و می خواست از وجود زن در ارتقاء و تعالی جامعه استفاده کند، او را موجودی با کرامت و عظمت می دید که سعادت و شقاوت جامعه تا حد زیادی به دست اوست براین اساس جامعه خوشبخت، جامعه ای است که زنانش خوب تربیت شده باشند و در جهت پرورش و هدایت پیشرو و نمونه باشند (شریفی، 1390: 22).
امام خمینی(ره) با علم به حاکمیت نظام ارزشی منحط پهلوی و با شناخت عمیق از آموزه های دینی، رسالت خود و انقلاب اسلامی را دستیابی زنان به مقام والای انسانی معرفی می کند، به گونه ای که این احساس شخصیت مقدمه دخالت در تعیین سرنوشت اجتماعی ـ سیاسی آنها خواهد بود. حضورگسترده زنان در تظاهرات ضد رژیم با پوشش اسلامی، به خوبی نمایانگر درک و شناخت آنان نسبت به اهتمام جدی مرجعیت دینی به مسائل زنان بود و نشان می داد که حجاب نه تنها فضای حرکت و تنفس اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی را محدود نمی نماید، بلکه با حذف جاذبه های جنسی و نگرش های جنسیتی در روابط اجتماعی، زن را به عنوان عنصری انسانی و متعالی در فعالیت های اجتماعی ـ سیاسی شرکت می دهد (عطارزاده، 1386: 16 – 17).
در شناخت اندیشه امام خمینی(ره) درمقوله “هویت” آگاهی از هستی شناسی و جهان بینی ایشان لازم و ضروری است. نگاه امام به مقوله هویت برآرمان گرایی و واقع گرایی مبتنی است. از منظرآرمان گرایی ایشان به دنبال کمال مطلوب و از منظر واقع گرایی، ایشان واقعیات موجود جامعه را در حدی که مغایر با اصول وآرمان ها نباشد می پذیرد.
در بحث هویت فردی و جمعی از دیدگاه امام خمینی(ره) ایشان مهمترین عنصرسازنده در هویت یک انسان را حرکت براساس ارزش های فطرت و اسلامی می دانند و لازمه شکل گیری یک هویت درست را پرورش انسان براساس ارزش های اسلامی می دانند؛ ایشان واحدهای اجتماعی موجود در جوامع از جمله خانواده، مدرسه، محله، قومیت و ملیت را در هویت بخشی به انسان مؤثر می دانند؛ اما از نظر ایشان هویت اصیل و بادوام هویتی است که مبتنی برمؤلفه های فرهنگی و اعتقادی باشد.
در خصوص هویت ملی ایرانیان، ایشان به هویت اسلامی و انسانی معتقد بودندکه پیش از آن منسوخ و تحریف شده بود و همواره در سخنان خود بر لزوم شناخت و احیای این هویت تأکید می کردند؛ زیرا احیای آن را زمینه ساز خود باوری، استقلال، عدم سلطه پذیری، رمز پایداری و پیشرفت کشور می دانستند ( فوزی،1385 : 168 – 165).
رویکرد امام خمینی(ره) نسبت به مقوله هویت زن دارای دو بعد است. ایشان در یک بعد تبیینی به فرو افکنی دیدگاه های نادرست نسبت به زن پرداخته و جایگاه زن را در تفکر اصلاحی خویش معین ساخته و در بعد دوم ساختار اجرایی، تربیتی و تهذیبی مناسب با شخصیت زن را ارائه کردند. امام خمینی(ره) در پرتو قرآن کریم، زن را هم چون مرد در پیشگاه پروردگار دانسته که هردو توان رسیدن به بالاترین مراحل رشد وکمال را دارند و در عالی ترین مراحل کمال زن الگو و اسوه شده (حضرت فاطمه (س)) و مردان نیز باید به وی اقتدا کنند. تعبیرات امام خمینی(ره) از مقام و منزلت حضرت فاطمه (س) و معرفی ایشان به عنوان نمونه انسان کامل برای معرفی الگوی برگزیده زن در اسلام ریشه در این تفکر دارد (غروی نائینی، 1386: 128).
با گذشت سه دهه از پیروزی انقلاب اسلامی و ورود به عرصه نوین، به رغم دستاوردهایی که در طول سال های پس از پیروزی انقلاب به دست آمده، شاهد رشد مجدد الگوهای فرهنگی غربی در بین جوانان و به خصوص قشر زنان هستیم، ازجمله رشد ناهنجاریهای اجتماعی و رواج بدحجابی که حکایت ازکم رنگ شدن ارزش ها و اعتقادات دینی در بین این قشر است.
بنابراین، نیاز جامعه جوان ما به توسعه فرهنگ دینی و نهادینه سازی فضایل انسانی، تبیین راه های تقویت باورهای دینی را بیش از پیش مورد توجه قرار داده است؛ به طوری که پویایی وکارآمدی نظام اسلامی درگرو تقویت باورهای دینی و توسعه فضایل اخلاقی در قشرجوان می باشد بنابراین سؤال اصلی این است که ابعاد هویت زن مسلمان در اندیشه امام خمینی (ره) چیست؟ تا از طریق بازنگری در اندیشه ایشان، راهکارهای عملی برای دست اندرکاران امر ارائه شود.
ب. اهمیت و ضرورت تحقیق
1- فواید نظری
1-1- بازشناسی ابعاد نظری هویت زن مسلمان از دیدگاه امام خمینی(ره)
1-2- شناخت آسیب های هویت زن مسلمان از دیدگاه امام خمینی(ره)
2- فواید عملی
2-1- تلاش برای آشنا ساختن نسل جوان با اندیشه امام خمینی(ره) در زمینه ابعاد هویت زن مسلمان
2-2- بسترسازی مناسب جهت رویارویی با چالش های عمده فرا روی هویت زن مسلمان
2-3- استفاده از نتایج و ارائه راهکارها ی مناسب به دست اندرکاران امرجهت تقویت باورهای زن مسلمان
پ. اهداف تحقیق
1- هدف اصلی
شناخت ابعاد هویت زن مسلمان در اندیشه امام خمینی(ره)
2- اهداف فرعی
2-1- شناخت مبانی نظری هویت زن مسلمان در اندیشه اسلامی و امام خمینی(ره)؛
2-2- شناخت بعد اجتماعی – اقتصادی هویت زن مسلمان در اندیشه امام خمینی (ره)؛
2-3- شناخت بعد سیاسی هویت زن مسلمان در اندیشه امام خمینی (ره)؛
2-4- شناخت بعد تربیتی – خانوادگی هویت زن مسلمان در اندیشه امام خمینی (ره)؛
ت. سوال های تحقیق
1- سوال اصلی
ابعاد هویت زن مسلمان در اندیشه امام خمینی(ره) چگونه تجلی یافته است ؟
2- سوالهای فرعی
2- 1- مبانی نظری هویت زن مسلمان در اسلام و اندیشه امام خمینی(ره) چیست ؟
2-2- بعد اجتماعی – اقتصادی هویت زن مسلمان در اندیشه امام خمینی (ره) چیست؟
2-3- بعد سیاسی هویت زن مسلمان در اندیشه امام خمینی(ره) چیست؟
2- 4- بعد تربیتی – خانوادگی هویت زن مسلمان در اندیشه امام خمینی(ره) چیست؟
ث. پیشینه تحقیق
– اسدی (1386) در پایان نامه خود تحت عنوان «مسأله هویت زنان با تأکید برگفتمان خمینی(ره)» با استفاده از روش تحلیل گفتمان و نظریه لاکلا و موفه اینگونه نتیجه گیری می نماید که گفتمان امام خمینی (ره) با به وجود آوردن فضای استعاره ای، دال های شناوری مانند آزادى، مشارکت سیاسی و برابری در حقوق را به عنوان هویت زنان مفصل بندی کرد. در حالی که با اُبژه شدن، فساد و عدم تعقل گرایی زنان مخالف بود. به این ترتیب راهکار امام برای ورود زنان به عرصه عمومی و اُبژه نشدن آن ها، با ورود دال های عفت و حجاب خاتمه پیدا کرد. ارتقای مقام انسانی زن، جلوگیری از فساد زنان، برابری زنان با مردان درتحصیل، تصدی امور اجرایی، حق مالکیت و … در نظام اسلامی ایران نشان دهنده این است که گفتمان امام، آرمان های مدرنیته را با کمترین هزینه در قالب هویتی بومی برای زنان مفصل بندی کرده است. لذا پژوهش حاضر از لحاظ هدف اصلی، روش و سازماندهی با این اثر متفاوت است.
– کاشف الغطاء (1385) در پایان نامه خود با عنوان «مشارکت سیاسی زنان از دیدگاه امام خمینی(ره)» با استفاده از روش کتابخانه ای برای گردآوری داده ها و استفاده از چارچوب مطرح شده درکتاب مشارکت سیاسی میلبراث، به بررسی دیدگاه امام خمینی(ره) در این زمینه پرداخته و اینگونه نتیجه گیری می کند که امام با ارائه تصویرصحیحی از زن مسلمان، زنان ایرانی را به تداوم حضورسیاسی مؤثردر چارچوب احکام و فرامین شرعی و قانونی دعوت کردند و معتقد بودند تحت شرایط فعلی حضور آنان در صحنه های سیاسی نه تنها حق بلکه تکلیف الهی است. به این ترتیب، برخورداری از تحصیلات و شغل مناسب درکنار عامل مذهب و در پیوند با ارتقاء سایر شاخص ها در کنار رفع موانع حقوقی و ساختاری باعث تحول اساسی در وضعیت مشارکت سیاسی زنان در ایران شده است. لذا پژوهش حاضر به لحاظ هدف اصلی و نتایج کاملتر و جامع تر از اثر موجود است.
– حسین آبادی (1387) در پایان نامه خود تحت عنوان «مشارکت سیاسی اجتماعی زن از دیدگاه اسلام و اندیشه امام خمینی(ره)» با استفاده از روش تحلیلی و توصیفی و براساس اسناد و مدارک دینی و تاریخی و بررسی نظرات امام که صورت گرفته است و با بهره گیری از منابع دینی و سایر نظرات و دیدگاه های مختلف و ادله مخالفین و موافقین مشارکت اجتماعی زنان و مقایسه آنها با نظرات امام خمینی(ره)، این گونه نتیجه گیری می نماید که دین اسلام بر مشارکت زنان در عرصه اجتماع و حضور زنان درصدر اسلام و در عصر نبوی در صحنه های اجتماعی و سیاسی نظیر بیعت، هجرت، جهاد و … صحه گذاشته و همچنین امام خمینی(ره) نیز برمشارکت زنان درعرصه اجتماع و سیاست تأکید می نمایند. لذا پژوهش حاضر از لحاظ هدف اصلی و سازماندهی فصول از این اثر کامل تر است.
– صفری (1370) درپایان نامه خود تحت عنوان «مدل اجتماعی پایگاه و نقش زن مسلمان در جامعه اسلامی براساس دیدگاه حضرت امام خمینی(ره)» با استفاده از روش تحلیل محتوا می نویسد آنچه تا کنون از طرف نویسندگان، به عنوان پایگاه و نقش اجتماعی زنان در ایران و سایرکشورهای اسلامی مطرح شده، عمدتاً همان معرّف ها ومعیارهای جوامع غربی است در حالی که باید زمینه فرهنگی، اجتماعی و تاریخی این کشورها را در نظرگرفت، زیرا نظام رفتاری هر جامعه طبق مدل فرهنگی مخصوص به آن جامعه شکل گرفته و رشد می یابد. وی به بررسی نقش جهان بینی توحیدی و اسلام به عنوان مهم ترین مؤلفه تعیین کننده مدل اجتماعی پایگاه و نقش زنان در جامعه اسلامی و تجزیه و تحلیل داده ها بر مبنای بیانات امام خمینی(ره) پرداخته و اینگونه نتیجه گیری می نماید از آنجا که ولی فقیه در جامعه اسلامی ایران عهده دار سرپرستی و هدایت جامعه به سوی رشد و تعالی است، می تواند با تصرف در زمان و مکان تبیین کننده مسائل مبتلا به جامعه و به ویژه زنان باشد. لذا پژوهش حاضر از لحاظ هدف اصلی و روش با این اثر متفاوت است.
– جوانی مطلق (1386) در پایان نامه خود تحت عنوان «حق اشتغال زنان با تأکید بردیدگاه های امام خمینی(ره)» که با استفاده از شیوه کتابخانه ای انجام شده است. پس از بررسی آراء ونظریات فقهی پیرامون حق اشتغال زن، از طریق پیامدهای جامعه شناختی و روانشناختی موضوع، این گونه نتیجه می گیرد که با ملاحظه اصول و مبانی فقه اسلامی اشتغال زنان درجامعه امروز یک ضرورت غیرقابل انکار است و نصوصی که اشتغال زن را ممنوع می داند ناظر به مواردی است که با حقوق مرد در خانواده تعارض پیدا می کند یا شخصیت و شأنیت زن را خدشه دار می سازد. بنابراین، اسلام هرگز مخالف فعالیت اجتماعی زن نیست و زنان می توانند با رعایت موازین شرعی درزمینه های مختلف به فعالیت بپردازند. امام خمینی(ره) نیز همواره زنان را تشویق می کردند همراه با مردان، در تمام زمینه ها درکشور فعالیت کنند. لذا پژوهش حاضر از لحاظ هدف اصلی و نتایج حاصله کاملتر و جامع تر است.
– رفعت جاه و فائزه روح افزا (1391) در مقاله خود با عنوان «مطالعه عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر نگرش به هویت دینی زن مسلمان» بیان می کند که شناخت نگرش موجود به هویت زن مسلمان در شرایط کنونی جامعه ایران که از یک سو با گرایش های سکولاریستی مواجه است و از سوی دیگر در معرض افکار رادیکال فمنیستی قرار دارد و هویت زن ایرانی را با چالش های گوناگونی مواجه نموده است می تواند در جهت بازشناسی و احیای هویت دینی زن مسلمان مؤثر باشد. یافته های پژوهش که با استفاده از روش تحلیل اسنادی و انجام مطالعات پیمایشی صورت گرفته است نشان دهنده بیشترین نگرش مثبت به بعد انسانی هویت زن و سپس به بعد خانوادگی و بعد اجتماعی ـ اقتصادی وکمترین توافق درباره بعد سیاسی هویت زن مسلمان مشاهده می شود. لذا پژوهش حاضر از لحاظ موضوع، هدف، روش و یافته ها با اثر موجود تفاوت دارد.
– نیکخواه و صادقی (1391) درمقاله خود باعنوان «زنان فراتر از نقش های سنتی: بررسی جایگاه زن درکلام امام خمینی(ره)» تلاش کرده اند تا با استفاده از روش تحلیل تاریخی ـ گفتمانی نشان دهند که جنسیت به عنوان یک برساخته گفتمانی چگونه از دو دهه پیش از انقلاب اسلامی و دوران استقرار نظام جمهوری اسلامی درسرمایه کلامی امام خمینی(ره) به گونه ای متفاوت از ظرفیت نظام زبانی، مناسبات قدرت، مقاومت مندرج درگفتمان های سنتی و مدرنیزاسیون دوران پیش از انقلاب درون بستری از رخدادهای سیاسی و اجتماعی ساخته شده و مرزهای تعیین کننده هویت های زنانه / مردانه را تثبیت یا متحول نموده است. و اینگونه دریافته اندکه زن درکلام امام خمینی(ره) در پیوند با مقولاتی چون ارزشهای اسلامی، حق و تکلیف مشارکت در تعیین سرنوشت خود و… به عنوان سوژه ای آگاه، انتخابگر و مسئول شناخته شده است و در همه شئون عهده دار وظیفه ساخت و حفاظت از نظم سیاسی مبتنی براسلام معرفی می شود. لذا پژوهش حاضر به لحاظ موضوع، هدف، روش و سازماندهی با این اثر تفاوت دارد.
– شریفی (1390) درمقاله خود با عنوان «جایگاه زن درارتقاء معنوی جامعه ازدیدگاه امام خمینی(ره)» با استفاده از روش تحلیل اسنادی گفتمان امام خمینی(ره) در مورد زنان را در زمینه هایی مانند، خودباوری زنان، تعلیم وتعلم، تهذیب و تقوا و انسان ساز بودن که با معنویت و نقش اجتماعی زنان ارتباط دارد بررسی کرده و اینطور نتیجه گیری نموده که امام خمینی(ره) باور داشت که زن با تربیت صحیح خویش، انسان می سازد و زنان باید درکسب کمالات روحی و معنوی تلاش نمایند چرا که در رشد دادن معنویت در جامعه نقش شایانی دارند. لذا پژوهش حاضر از لحاظ موضوع، هدف اصلی و نتایج کاملتر از این اثر است.
– فاضلی (1391) درمقاله خود تحت عنوان «گفتمان امام خمینی(ره) و مسئله هویت: عرفان فقیهانه، اصالت امت و اعتبار ملت» به بررسی مسئله هویت یا هویت دوگانه ملی و هویت امتی درآرای امام خمینی(ره) پرداخته است. وی برآن است که «عرفان فقیهانه»، فرا نظریه یا روح کلی آثار وآرای امام خمینی(ره) است و از این مجراست که ساختار و عناصر افکار ایشان ماهیتی «امت محور» می یابد و از میان عناصر هویت ملی با برجسته کردن عنصر«دین» در ایران، بازسازی هویت ایرانی را بر بنیاد دین میسر می داند. بر این اساس رویکرد عرفانی و سیاست شرعی امام خمینی(ره) را در ارتباط با مسئله هویت مورد تحلیل قرار داده و معتقد است که در این گفتمان وجود «امت» اصالت می یابد و سایر هویت های جمعی و مبانی آنها ( نژاد، زبان، تاریخ و … ) در حاشیه قرار می گیرند. لذا پژوهش حاضر از لحاظ موضوع، هدف اصلی، سازماندهی و نتایج حاصله با این اثرتفاوت دارد.
– خسروی (1389) در مقاله خود با عنوان «امام خمینی(ره) و بازسازی هویت (از هویت ملی تا هویت سیاسی)» با استفاده از روش تحلیل اسنادی به نحوه تأثیرگذاری تجربه های تاریخی، تعلق به گفتمان بازگشت به خویشتن و فهم خاص امام خمینی(ره) از اسلام بر نگرش ایشان به هویت، چگونگی بازسازی هویت توسط امام پس از انقلاب اسلامی، چگونگی پیوند میان هویت دینی با هویت سیاسی و پیامدهای آن پرداخته است. وی نتیجه گیری نموده که این عوامل موجب شدند تا امام خمینی(ره) در اولویت گذاری مؤلفه های هویت ساز، بیش از همه بر اسلام و فرهنگ دینی تأکید کرده و در بازسازی هویت ملی از زاویه دین به این مهم بنگرد. لذا برداشت و نگرش امام به دین موجب می شود تا هویت دینی مترادف با هویت سیاسی شود. لذا پژوهش حاضر از لحاظ موضوع، هدف اصلی و نتایج حاصله با این اثرتفاوت دارد.
– رئوفی (1389) درمقاله خود با عنوان «مؤلفه های هویت دینی» با استفاد از روش تحلیل اسنادی بیان نموده که به سبب اهمیت فوق العاده و نقش بسزایی که هویت دینی در هویت بخشی به افراد جامعه ایفا می کند و با توجه به اثرگذاری منحصر به فرد این بعد ازهویت انسانی، لازم است تا این مفهوم، به طوردقیق در جامعه مورد سنجش و ارزیابی قرارگیرد. وی تلاش نموده تا ضمن ارائه تعریفی از مفهوم هویت دینی به تبیین عناصر و مؤلفه های هویت دینی که عبارتند از: مؤلفه های شناختی، مؤلفه های عاطفی، مؤلفه های اجتماعی ومؤلفه های فرهنگی بپردازد تا چارچوب مناسبی برای پژوهش های عملی در این زمینه فراهم گردد. لذا پژوهش حاضر به لحاظ موضوع، هدف و نتایج کامل تر و جامع تر از اثر موجود است.
– مؤدب (1386) در مقاله خود با عنوان «کرامت انسانی و مبانی قرآنی آن از نگاه امام» با استفاده از روش تحلیل اسنادی و با هدف بررسی دیدگاه امام خمینی(ره) در خصوص کرامت نفس و اهم مبانی قرآنی آن این گونه نتیجه گیری نموده که در اندیشه های قرآنی و عرفانی امام، انسان دارای کرامت نفس است که برخواسته از ساختار معرفتی انسان، جلوه رحمت الهی وخلیفه اللهی، خصیصه حقیقت جویی و کمال و سعادت طلبی انسان، اختیار وآزادی انسان، عدالت خواهی، تربیت پذیری و تهذیب نفس و … می باشد. لذا پژوهش حاضر از لحاظ موضوع، هدف اصلی و نتایج با این اثر تفاوت دارد.
– جودوی و هادوی (1386) درمقاله خود با عنوان «هویت و کرامت انسانی زن در قرآن» با استفاده از روش تحلیل اسنادی و با هدف بررسی هویت انسانی زن از دیدگاه قرآن نتیجه گیری می کنندکه قرآن زن را انسانی تکریم شده می داند با وجودی کامل و شایستگی بسیار که خداوند ابزارهای هدایت را در اختیارش گذاشته تا به سعادت و کمال برسد. او رسالتی عظیم در عرصه زندگی بردوش دارد و از حقوقی انسانی برخوردار است و می تواند به مقامی برسد که خداوند او را به عنوان اسوه برای افراد با ایمان معرفی کند. لذا پژوهش حاضر از لحاظ موضوع، هدف اصلی و نتایج با این اثر تفاوت دارد.
– غروی نائینی (1386) در مقاله خود با عنوان «کرامت زن در قرآن و سخن امام خمینی(ره)» با استفاده از روش تحلیل اسنادی برآن است تا با طرح کردن نحوه آفرینش زن، به کمک آیات قرآن و سخنانی از امام خمینی(ره) درباره زن، جایگاه او را در زندگی، در مسئولیت ها، درنزدیکی به خدا و … مطرح کرده و نشان دهد که جایگاه و نقش زن در خلقت جدای از موقعیت مرد نیست و او نیز انسانی است با کرامت و مقام والای انسانیت و می تواند به مراتب عالی انسانیت دست یابد، همانگونه که زهرای اطهر(س) در درجات عالی انسانیت بود؛ زنان هم می توانند با تأسی به روش زندگی و سیره آن بزرگوار به مدارج عالی انسانیت برسند. لذا پژوهش حاضر از لحاظ موضوع، هدف اصلی و نتایج با این اثر تفاوت دارد.
– عطارزاده (1386) درمقاله خود با عنوان «زن ایرانی درگفتمان بازگشت به اصل» برآن است تا ساز وکار احیاگرانه امام خمینی(ره) در جریان طرح و پیگیری گفتمان «بازگشت به اصل خود» در جذب زنان به جنبش اجتماعی را مورد بررسی قرار دهد. وی با استفاده از روش تحلیل اسنادی اینگونه نتیجه گیری کرده است که در دوران پهلوی انتقال آموزه های غربی به جامعه ایرانی زمینه انحطاط بیشتر زنان را فراهم کرد. درچنین فضایی، ابتکار امام خمینی(ره) مبتنی برگفتمان «بازگشت به اصل» در راستای بهره وری از دستاوردهای مثبت حضور زن در عرصه عمومی، مورد استقبال زنان ایرانی قرارگرفت. لذا پژوهش حاضر به لحاظ موضوع، هدف و نتایج حاصله کامل تر و جامع تر است.
– خلیلی (1385) در مقاله خود با عنوان «تکوین تعاملی دین و هویت در اندیشه امام خمینی(ره)» با استفاده از روش تحلیل اسنادی درصدد به کارگیری رهیافت گفتمانی برای تبیین رابطه دین و هویت در اندیشه امام خمینی(ره) است. نویسنده به این نتیجه دست یافته که تکوین اندیشه امام خمینی(ره) نتیجه تعامل دین و هویت درگفتمان بازگشت به خویشتن و در رویارویی با گفتمان غرب گرایی بوده است. در نتیجه چنین شرایطی بوده که امام خمینی(ره) با نقش آفرینی فکری و عملی خود درگفتمان بازگشت به خویشتن، رویارویی با حکومت غربگرای پهلوی را رقم زده و به تکوین گفتمان بازگشت به خویشتن در قالب انقلاب و جمهوری اسلامی نائل می شود. لذا پژوهش حاضر از لحاظ موضوع، هدف اصلی و نتایج با این اثر متفاوت است.
– جوانی(1384) درمقاله خود با عنوان «هویت دینی یا هویت های دینی» به شیوه روش تحلیل اسنادی به دنبال ارائه توصیفی از چهار رهیافت عمده فقهی، اخلاقی، ایدئولوژیک و عرفانی در تحلیل هویت دینی است و معتقد است که حیات انسان دیندار برمبنای هر یک از این رهیافت ها واجد ویژگی های خاصی است. یافته های تحقیق نشان می دهدکه تفاوت هر یک از رهیافت های فوق به دین منجر به تبعات وآثار فردی و اجتماعی متفاوتی می شود. لذا پژوهش حاضراز لحاظ موضوع، هدف اصلی و نتایج حاصله جامعتر و کامل تر از این اثر است.
– نگارش (1380) در مقاله خود تحت عنوان «هویت دینی انقلاب اسلامی و تهاجم بیگانگان» بیان می کندکه مهم ترین ویژگی انقلاب اسلامی هویت دینی و رسالت فرهنگی آن است. استراتژی بلند مدت استکبار جهانی برای مقابله با انقلاب اسلامی و پیام فرهنگی آن، ایجاد استحاله فرهنگی در جهت از بین بردن هویت دینی و ایجاد انقطاع فرهنگی بین سه نسل انقلاب است. وی معتقد است تنها راه مقابله با دشمن، بازگشت به هویت دینی و فرهنگی خویش است زیرا فرهنگ اسلامی به دلیل برخورداری از اندیشه دینی و ملی قوی و پایدار همواره مورد تهاجم بیگانگان بوده است و باید تلاش نمود تا ندای بازگشت به فرهنگ اصیل اسلامی را نه تنها در جامعه بلکه در جهان طنین اندازکرد. لذا پژوهش حاضر از لحاظ هدف اصلی و نتاج با این اثر تفاوت دارد.
– مهدوی راد و فتاحی زاده (1380) در مقاله خود با عنوان «مبانی شخصیت زن از دیدگاه اسلام» با استفاده از روش تحلیل اسنادی و با هدف بررسی مبانی شخصیت زن از منظرآیات و روایات به این نتایج دست یافته اند که زن و مرد از هویت واحد برخوردارند و زنان مانند مردان قابلیت رشد و استکمال دارند و شریعت اسلام در روابط انسان ها بر بعد انسانی تکیه دارد و در فرهنگ قرآن، دستیابی به ارزش های معنوی برای زن و مرد میسر است. قرآن کریم تفاوتی در شخصیت زن و مرد قائل نیست و هر دو را در جوهره انسانی یکسان می داند و اصل و ریشه زنان همچون مردان، طهارت و پاکی است. لذا پژوهش حاضر به لحاظ موضوع، هدف اصلی و نتایج حاصله از اثر موجود کاملتر و جامعتر است.
– آخوندی (1378) در مقاله خود با عنوان «نقش زنان در انقلاب اسلامی درکلام امام خمینی(ره)» با استفاده از روش تحلیل اسنادی و با بهره گیری از سخنان امام خمینی(ره) در چهار محور «تحول فکری و روحی زنان»، «حضور زنان در صحنه انقلاب اسلامی»، «انگیزه زنان از حضور در صحنه»، «ویژگی های زنان انقلابی»، به بررسی نقش و سهم بزرگ زنان در پیروزی انقلاب اسلامی می پردازد. وی اینگونه نتیجه گیری می نماید که هنر انقلاب اسلامی این بود که زنان جامعه را متحول ساخت و در مسیر اسلام و ارزشهای الهی هدایت کرد و از بی هویتی و ابتذال به سوی عزت خواهی وکمال جویی هدایت کرد. زنان نه تنها در پیروزی بلکه در تثبیت و تداوم انقلاب اسلامی سهم بزرگی داشته و با حضور در عرصه های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و … توطئه های دشمنان را از بین بردند. لذا پژوهش حاضر از لحاظ موضوع، هدف اصلی و نتایج حاصله کاملتر و جامعتر از اثر موجود است.
– مرتضوی (1378) در مقاله خود با عنوان «امام خمینی(ره)؛ و الگوهای دین شناختی در مسایل زنان» با استفاده از روش تحلیل اسنادی تلاش نموده تا آن دسته از الگوها و معیارهایی که از نگاه امام(ره) در حوزه مسایل زنان مطرح است را ارائه نماید و به بررسی مواردی از جمله: انسانیت عنصرمساوی و مشترک میان زن و مرد، یکسانی زن و مرد در دستیابی به هدایت و سعادت، نقش تعیین کننده بانوان در جایگاه تربیت و رشد انسانی جامعه، نقش مهم الگوطلبی و الگوسازی در شکل گیری شخصیت بانوان، جایگاه محوری نهاد خانواده و جایگاه ویژه مقام مادری، توجه به اصل نقش تکمیلی متقابل زن و مرد در زندگی و در جامعه، توجه به ارزش های اصیل اسلامی در ارزشگذاری به شخصیت زن، اصل همسانی زن و مرد در جایگاه اجتماعی و حضور در عرصه سازندگی و مراکز علمی و آموزشی با توجه به