پایان نامه بررسی وضعیت یادگیری سازمانی و ارائه راههای بهبود آن در دبیرستانهای شهرتهران در سال تحصیلی 92-93...

فصل دوم؛ مبانی نظری و پیشینه پژوهش

بخش اول؛ یادگیری سازمانی.. 13

2-1- یادگیری؛ تعاریف و مفاهیم.. 13

2-2- اهمیت و ضرورت یادگیری.. 14

2-3- سطوح یادگیری در سازمان.. 15

2-3-1- یادگیری فردی. 15

2-3-2- یادگیری تیمی. 15

2-3-3- یادگیری فرابخشی. 16

2-3-4- یادگیری سازمانی. 16

2-4- مفاهیم و تعریف یادگیری سازمانی:.. 17

2-5- تاریخچه مفهوم یادگیری سازمانی.. 20

2-6- اهمیت یادگیری در سازمانها.. 121

2-7- مزایای یادگیری سازمانی .. 23

2-7-1 بهبود عملکرد. 23

2-7-2- بهبود خلاقیت و نو آوری در سازمان. 24

2-7-3- حفظ مزیت رقابتی. 24

2-7-4- توسعه سازمان. 25

2-7-5- توسعه مدیریت دانش. 25

2-8- مؤلفه های یادگیری سازمانی.. 25

2-8-1- چشم انداز مشترک. 26

2-8-2- فرهنگ سازمانی. 26

2-8-3- ساختار سازمانی. 27

2-8-4- یادگیری تیمی یا گروهی. 27

2-8-5- تفکر سیستمی . 27

2-8-6- توسعه شایستگی کارکنان. 28

2-8-7- استراتژی. 28

2-8-8- اشتراک دانش. 29

2-8-9- رهبری مشارکتی. 29


2-9- انواع یادگیری سازمانی.. 30

2-9-1- یادگیری انطباقی. 31

2-9-2- یادگیری پیشگیرانه (آینده نگر). 32

2-9-3- یادگیری عملی. 32

2-9-4- یادگیری تحلیلی. 32

2-9-5- یادگیری ترکیبی. 32

2-9-6- یادگیری ساختاری. 33

2-9-7- یادگیری نهادی. 33

2-9-8- یادگیری تک حلقه ای. 33

2-9-9- یادگیری دو حلقه ای. 34

2-9-10- یادگیری سه حلقه ای. 35

2-9-11- یادگیری ارثی. 35

2-9-12- یادگیری تجربی. 35

2-9-13- یادگیری نیابتی. 36

2-10- ویژگیهای یادگیری در سازمان ها.. 36

2-11- مدل های یادگیری در سازمانی.. 37

2-11-1-مدل یادگیری سازمانی دنتون. . 38

2-11-2-مدل یادگیری سازمانی مارکوات . 39

2-11-3-مدل یادگیری سازمانی توماس. . 39

2-11-4-مدل یادگیری سازمانی کراینتر و همکاران.. 41

2-12- موانع فراروی توسعه یادگیری در سازمان ها.. 41

2-12-1- عدم تمایل به یادگیری. 42

2-12-2- مقاومت در برابر تغییر. 43

2-12-3- موانع ساختاری. 43

2-12-4- موانع فرهنگی. 43

2-12-5- عدم تعهد مدیران به یادگیری عمیق. 44

2-12-6- باورهای مدیران. 44

2-12-7- سیاسی بودن محیط درونی سازمان. 44

این مطلب را هم بخوانید :

2-12-8- عدم وجود استراتژی روشن. 44

2-12-9- فقدان اعتماد در سازمان. 45

2-12-10- عملکرد مداری و فقدان زمان یادگیری. 45

2-12-11- داشتن تفکر غیر سیستمی و جزئی نگر. 45

2-12-12- کاهش انگیزه های یادگیری. 46

2-12-13- محیط انحصاری و غیر رقابتی. 46

2-13- عوامل مؤثر بر توسعه یادگیری در سازمان ها.. 46

2-13-1- اعتماد سازمانی. 48

2-13-2- رهبری تحولی. 49

2-13-3- رهبری معنوی. 49

2-13-4- سرمایه اجتماعی. 50

2-13-5- هوش سازمانی. 51

2-13-6- فرهنگ سازمانی. 51

2-13-7- ساختار سازمانی. 52

2-13-8- توانایی‏های فردی (کارکنان یادگیرنده و خلّاق). 52

2-13-9- سرمایه فکری. 52

2-13-10- هوش هیجانی. 53

2-13-11- مدیریت کیفیت فراگیر. 53

2-14- سازمان های یادگیرنده.. 54

2-14-1- مفاهیم وتعاریف سازمان یادگیرنده.. 54

2-14-2- ویژگی های سازمان یادگیرنده. 56

2-14-3- تفاوت یادگیری سازمانی و سازمان یادکیرنده.. 57

2-15- مدیریت دانش.. 61

2-16- دانش سازمانی.. 61

2-17- فرایند یادگیری سازمانی از دیدگاه صاحب نظران مختلف.. 61

2-17-1- . فرایند یادگیری سازمانی هابز.. 61

2-17-2-. فرایند یادگیری سازمانی جانک مین چاو.. 63

2-17-3- فرایند یادگیری سازمانی هربرگ.. 64

2-17-4- فرایند یادگیری سازمانی کراسن.. 64

2-17-5- فرایند یادگیری سازمانی پاولوسکی.. 64

2-18- بخش دوم : تحقیقات.. 65

2-18-1- تحقیقات داخلی.. 65

2-18-2- تحقیقات خارجی.. 67

2-19- مدل مفهومی پژوهش.. 68

فصل سوم؛ روش پژوهش

3-1- نوع و روش پژوهش.. 72

3-2- جامعه آماری پژوهش.. 72

3-3- روش های گردآوری اطلاعات.. 74

3-4- تعیین روایی و پایایی ابزارهای اندازه گیری پژوهش.. 75

3-4-1 روایی پرسشنامه. 75

3-4-2 پایایی پرسشنامه ها. 76

3-5- روش تجزیه و تحلیل داده ها.. 76

فصل چهارم؛ تجزیه و تحلیل داده ها

4-1- توصیف آماری داده‌ها.. 80

4-1-1- توزیع آماری نمونه بر حسب جنسیت. 80

4-1-2- توزیع آماری نمونه بر حسب تحصیلات. 81

4-1-3-  توزیع آماری نمونه بر حسب سنوات خدمت. 82

4-1-4- توزیع آماری نمونه بر حسب سن. 83

4-2- بررسی توصیفی سؤالات و مؤلفه ها پرسشنامه یادگیری سازمانی:.. 84

4-2- 1- بررسی توصیفی مؤلفه  چشم انداز.. 85

4-2- 2- بررسی توصیفی مؤلفه فرهنگ سازمانی.. 86

4-2- 3- بررسی توصیفی مؤلفه کار و یادگیری تیمی.. 87

4-2- 4- بررسی توصیفی مؤلفه اشتراک دانش .. 88

4-2- 5- بررسی توصیفی مؤلفه  تفکر سیستمی.. 89

4-2- 6- بررسی توصیفی مؤلفه  رهبری مشارکتی.. 90

4-2- 7- بررسی توصیفی مؤلفه  توسعه شایستگی های کارکنان.. 91

4-2- 8- بررسی توصیفی مؤلفه  ساختار.. 92

4-2- 9- بررسی توصیفی مؤلفه استراتژی.. 93

4-2- 1-  توصیف وضعیت کلی یادگیری سازمانی در دبیرستان های شهر تهران   سال تحصیلی 93-92.. 94

4-2- 1-مقایسه توصیفی وضعیت موجود یادگیری سازمانی در دبیرستان های شهر تهران   سال تحصیلی 93-92    94

4-3- آمار استنباطی: تجزیه و تحلیل سؤالات پژوهش.. 95

4-3-1- سؤالات تحقیق. 95

4-3- یافته های جانبی پژوهش.. 102

 

فصل پنجم؛ بحث و نتیجه گیری

5-1- نتیجه گیری.. 107

5-1-1- نتایج توصیفی. 107

5-1-2- نتایج استنباطی. 108

5-2 پیشنهادات.. 112

5-2-1 پیشنهادات کاربردی. 112

5-2-2- پیشنهادات پژوهشی. 116

فهرست منابع

منابع فارسی.. 118

منابع لاتین.. 123

چکیده:

پژوهش حاضر با هدف بررسی وضعیت یادگیری سازمانی و ارائه راههای بهبود آن در دبیرستانهای شهرتهران در سال تحصیلی 92-93 با استفاده از روش تحقیق توصیفی از نوع پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری مورد نظر در این تحقیق را  کلیه دبیران مدارس متوسطه شهر تهران تشکیل می دهد که بر اساس آخرین آمار و اطلاعات تعداد این اعضاء 9770 نفر می باشد که بر اساس روش نمونه گیری خوشه ای 369 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. به منظور سنجش متغیرهای مورد استفاده در پژوهش از پرسشنامه محقق ساخته یادگیری سازمانی استفاده گردید. روایی محتوایی پرسش­نامه ها مورد تأیید متخصصان قرار گرفته است. پایایی پرسش­نامه ها بر اساس ضریب آلفای کرونباخ، 90/0 برآورد گردید. برای تجزیه و تحلیل از روش های آماری توصیفی و آمار استنباطی(t تک متغیره و  t وابسته) استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که میانگین نظرات پاسخ گویان در خصوص وضعیت موجود یادگیری سازمانی و مؤلفه های آن در دبیرستانهای شهر تهران در حد گزینه متوسط به لحاظ آماری معنادار بوده است. همچنین نتایج نشان داد که میانگین نظرات پاسخ گویان در خصوص وضعیت مطلوب یادگیری سازمانی و مؤلفه های آن در دبیرستانهای شهر تهران در حد گزینه زیاد به لحاظ آماری معنادار بوده است. در نهایت نتایج نشان داد بین وضعیت موجود و مطلوب یادگیری سازمانی و تمامی ابعاد آن تفاوت معناداری وجود دارد.

کلید واژه­ها: یادگیری سازمانی، سازمان یادگیرنده ،چشم انداز مشترک، فرهنگ سازمانی، ساختار سازمانی، توسعه شایستگی کارکنان، رهبری مشارکتی، استراتژی، کار و یادگیری تیمی، تفکر سیستمی و اشتراک دانش

1-1- مقدمه:

گسترش فرایند جهانی شدن و فناوری های نوین اطلاعاتی و ارتباطی و همچنین تغییرات ناشی از آنها، شرایط حاکم بر سازمان ها را به فضایی رقابتی بدل کرده است. فضایی که به شدت ناهمگون و غیرقابل پیش بینی است. بنابراین در این فضای رقابتی، سازمان هایی موفق خواهند بود که بتوانند با بکارگیری این فناوری های نوین و پیشرفته و سازگاری با آنها، حداکثر استفاده را از منابع موجود خود ببرند. در این زمینه سازمان های یادگیرنده با داشتن ویژگی های منحصر به فردی مانند سازگاری با محیط، تنوع طلبی، ریسک پذیری، آموزش و یادگیری مداوم در سازمان، ارائه ایده ها و دیدگاههای نوین به طور مستمر و نهادینه شدن فرهنگ پیشرفت و نوآوری در سازمان،  نه تنها به سرعت می توانند با تغییرات ناشی از گسترش فرایند جهانی شدن و فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی سازگار و هماهنگ شوند،  بلکه به طور موثری می توانند باعث ایجاد تغییرات در محیط سازمان شده و حتی در مواقعی آن را در راستای اهداف خود هدایت کنند (مرشدی، 1392). در واقع می توان گفت که سرعت روزافزون رشد و نوآوری در تمامی زمینه های علمی و فنی و تاثیرات آنها بر تمام فرایندهای سازمانی،همچنین تسلط شرایط رقابتی بر محیط متغیر کسب و کار،  فرایند یادگیری در سازمان را به اساسی ترین عامل حفظ  مزیت رقابتی سازمان ها در قرن حاضر بدل کرده است،تا جایی که عدم توجه به فرایند یادگیری در سازمان ها و چشم پوشی از مزیت های آن ،چالش های متعدد در سایه آینده ای مبهم را پیش روی آنها قرار می دهد.البته اگرچه یادگیری برای سازمان ها و اعضای آنها ضرورتی اجتناب ناپذیر محسوب می شود،ولی این تنها یک روی سکه است و روی دیگر آن که به مراتب پراهمیت تر و ضروری تر است، ایجاد زمینه و  بستر یادگیری است (زارع خلیلی و همکاران، 1389، ص 87).

امروزه، روش های قدیمی اداره سازمان ها پاسخگوی تغییرات سریع محیط نیستند. حوزه مدیریت در سراسر دنیا شاهد تغییرات پردامنه و زیربنایی شده است و از شیوه سنتی بیرون آمده، متحول شده و همه اعضای سازمان در امور جاری مشارکت داده شده است. هر عضو سازمان به جای اینکه فقط در جهت افزایش کارآیی تلاش کند باید پیوسته مطالب جدیدی بیاموزد و بتواند در حوزه و قلمرو فعالیت خود مسائل را شناسایی و حل کند. این تغییرات محیطی مستلزم آن است که افراد سازمان ها بتوانند بیاموزند و حل مسئله کنند و به عبارتی یادگیرنده باشند (جنوی و همکاران، 1389، ص 217).

در حقیقت، در دنیای متلاطم کنونی که تغییرات محیطی رشد روزافزونی دارند، سازمان ها نه تنها می خواهند در آینده پابرجا بمانند، بلکه خواهان حفظ قدرت خود نیز هستند. بدین منظور سازمان ها بایستی دائما با تغییرات محیطی همگام بوده و همگامی با تغییرات در گرو یادگیری سازمانی می باشد. موضوع یادگیری سازمانی اخیرا در حوزه رفتارسازمانی و مدیریت استراتژیک توجهات زیادی را به خود جلب کرده است (لویس[1]، 2006، ص283).

 

1-2- بیان مسئله:

امروزه سازمان ها در فضایی متلاطم و متغیر قرار گرفته اند و انبوه تحولات، سازمان ها را با اشکالات زیادی روبرو نموده است؛ رویارویی با امواج پیاپی تغییر، به شکل فناوری های نوین در روابط اجتماعی سازمان مشهود است. در چنین عصری باید برای ادراه سازمان ها به نوآوری و بهره گیری از دستاوردهای علمی و فنی بشر همت گماشت و راه را برای نوآوری و ارائه طرح های مناسب در این سازمان ها هموار کرد. هر قدر عدم اطمینان محیطی بالا باشد، سازمان ها نیاز بیشتری به دانش و آگاهی گسترده از عوامل محیطی دارند تا بتوانند خود را با تغییرات و تحولات محیطی منطبق کنند. در چنین شرایطی تنها راه چاره ی سازمان های آینده تبدیل خود به یک سیستم یادگیرنده دائمی است تا بتوانند نیازهای محیطی را تشخیص داده و ابزار لازم را جهت تطبیق خود با محیط فراهم آورند و بدین وسیله به حیات خود ادامه دهند. یادگیری سازمانی پاسخی به محیط کاری متغیر، پویا و غیر قابل پیش بینی می باشد. ماهیت یادگیری سازمانی در واقع استفاده از توانایی خارق العاده ی افراد سازمان است. بنابر این برای تداوم نیروی انسانی ماهر با کیفیت بالا و لزوم پاسخگویی مداوم و مرتبط با نوآوری هایی که صورت می پذیرد به یک سازمان آموزشی یادگیرنده نیاز داریم تا یاد بگیرد، رشد کند و ساختارهای مؤسساتی را که مانع روند رشد درون مدرسه می شوند، بشکنند (زارعی متین و همکاران، 1382،ص 50).

امروزه آموزش و پرورش به عنوان نقطه عطفی در تحول جوامع مختلف تلقی شده و نقش بسزایی در توسعه و پیشرفت کشورها ایفا می کند.از سوی دیگر تحرکات وپویایی های ناشی از رشد وتوسعه فنا وری ها وصنایع جدید وبه تبع آن لزوم قرار گرفتن در این مسیر پرشتاب، لازمه هر سازمان آموزشی پویایی است(گاروین،2000).تغییرات و چالش های فراوان دنیای کنونی ایجاب می کند که سازمان با قدرت یادگیری وبه روز رسانی خود باشد تا بتواند با تحولات سریع خودرا منطبق کند وبه موقع به محرک های محیطی پاسخ دهد و با کسب دانش وآگاهی به صورتی گسترده وپویا وزنده در حوزه بهسازی وتوسعه سازمانی به حیات خود ادامه دهد(لوپز همکاران ،2005).

تغییر و تحول در دهه اخیر و افزایش روزافزون رقابت، پیچیدگی، پویایی و عدم اطمینان از شرایط محیطی باعث شده تا سازمان های بزرگ نتوانند با شرکت های کوچک که از انعطاف پذیری، سرعت و نوآوری بالایی برخوردارند رقابت کنند به همین خاطر در چنین شرایطی حیات و بقای سازمان های بزرگ در گرو تحولی اساسی است که افراد خلاق و نوآور را هر چه بیشتر در کشور پرورش داده و فرهنگ سنتی را به فرهنگ یادگیرنده تغییر دهد. بنابراین در عصر حاضر سازمان ها و نهادهای متولی توسعه باید مدیرانی واجد شرایط برای برنامه ریزی، نوآوری، خلاقیت را گردهم آوردند و با این تدبیر مهم توسعه سازمان را سامان بخشد. بنابراین آنچه کشورهای جهان بویژه کشورهای در حال توسعه را در جهت افزایش بهره وری، پیشرفت و ترقی مدد می رساند همانا استفاده از فرصت ها در رقابت با سایر کشورها است ولی آیا سازمان ها توانسته اند خودشان را با جهان واقعی و محیط خارج از خود تطبیق دهند مسلماً جواب مثبت نخواهد بود چراکه تنبلی موجود در ادارات بصورت عدم بهره وری و کارایی، بوروکراسی متورم و نارضایتی مردم نمود آشکار این قضیه است. یکی از دلایل آشکار آن عدم وجود یادگیری به معنای عام در سازمان های دولتی می باشد. (موغلی و مالکی طبس، 1388، ص 99).

سازمان های آموزشی، سازمان های خاص آموزش و یادگیری هستند که هدف نهایی آن ها تحقق یادگیری و پرورش انسان ها و ایجاد رفتارهای نسبتاً پایدار در دانش آموزان است. اگر در سازمان های دیگر، آموزش و یادگیری وسیله ای برای تحقق سایر هدف های سازمانی مثل تولید مصنوعات و کالاها و ارائه خدمات می باشد، سازمان های آموزشی خاص انسان سازی و تغییر رفتار هستند. بر این اساس کاربرد اصطلاحات سازمان یادگیرنده، سازمان دانش آفرین و سازمان تحقق دهنده ی یادگیری سازمانی برای سازمان های آموزشی از اصالت و درستی بیش تری نسبت به سازمان دیگر برخوردار است(میرکمالی، 1389، ص 282). آموزش همواره وسیله ای مطمئن برای بهبود کیفیت عملکرد وحل مشکلات سازمانی است و فقدان آن معضلات متعددی را در سازمان ایجاد می کند. به همین دلیل به منظور تربیت وتجهیز نیروی انسانی سازمان ها وبهسازی وبهره گیری موثرتر از این نیرو ها ،آموزش همواره به عنوان تاثیر گذارترین عامل مد نظر است (صفاری وهمکاران ،1388). در جهان کنونی آموزش ، یاددادن و یادگیری در سازمان یکی از مکانیزم های اصلی توسعه منابع انسانی بوده و مورد توجه بسیاری از صاحب نظران ومدیران آموزشی قرار گرفته است (مولایی ،1388). .سازکارها یا راهبردهای مناسب در جهت حرکت به سمت تحقق یادگیری در سازمان وجود دارد. در همین زمینه ضرورت دارد که ابتدا وضعیت موجود یادگیری در سازمانهای آموزشی را بسنجیم و سپس به ارائه راهکارهایی جهت توسعه آن بپردازیم.

لذا با توجه به مطالب مطرح شده ، چنانچه نظام آموزش و پرورش بخواهد در چنین شرایطی به دنبال نوآوری باشد و خود را با تغییرات فزآینده عصر حاضر سازگار سازد، باید بسترها و زمینه های لازم را برای توسعه و بهبود یادگیری سازمانی فراهم کند و توسعه وگسترش یادگیری را جزو اولویت های خود قراردهد. بنابر این پژوهش با این مساله مواجه است که وضعیت موجود یادگیری سازمانی در دبیرستانهای متوسطه شهر تهران چگونه است و چه بستر و زمینه هایی باید فراهم باشد تا وضعیت یادگیری سازمانی در آموزش و پرورش بهبود پیدا کند.امید است که مدیران آموزش وپرورش شهر تهران بتوانند از نتایج این پژوهش اطلاعات ودانش لازم کسب کنند.

1-3- اهمیت و ضرورت تحقیق:

تغییرات سریع محیط ، صنعت ، مشتریان ، ارباب رجوع ، رقبا، همکاران ، محصولات وخدمات همگی نیروهایی هستند که بر سازمان اثر می گذارند ونیاز به برتری را موجب می شوند(سنگه،2008). دراین بین ، شناخت محیط ، تشخیص  و درک تحولات وآگاهی از فرصت ها ، تهدیدها ، محدودیت ها ، وامکانات که از ضروریات سازمان ها محسوب می شوند(تقوی،2010).

در محیط کسب و کار امروزى، تغییرات با گام هاى سریع به وقوع مى پیوندند. سازمانها در عرصه رقابت در محیط کسب و کار جهانى ملزم هستند تا نسبت به تغییرات مستمر واکنش مطلوب داشته باشند و یا از بین بروند. یک سازمان به منظور برترى یافتن از سایر سازمانها باید منابع انسانى را توسعه داده و میزان اطلاعات و دانش در دسترس را افزایش دهد (خانعلیزاده و همکاران، 1389، ص22 ). بنابراین بزرگترین امتیاز رقابتى در دنیاى جدید کسب و کار، یادگیرى است. سازمانهایى که در آن افراد سریع تر یاد مى گیرند، با سرعت بیشترى خود را با شرایط محیطى تطبیق مى دهند. با عدم یادگیرى افراد ، سازمان هزینه هاى سنگین ندانستن یا دوباره کارى و عدم کارآیى و به هدر دادن منابع و مهارت ها را متحمل شده و شاهد از دست دادن اعتماد به نفس در افراد و کاهش درآمد به دلیل عدم نوآورى خواهد بود؛ اما درصورت یادگیرى و تعهد به آن، سود سازمان افزایش یافته و افراد به جاى نیروى کار تبدیل به سرمایه هاى سازمان مى شوند (دستگردى، 1387 ، ص 22).

در واقع می توان گفت که یکی از دلایل عمده شکست سازمان ها عدم استفاده مطلوب از منابع ،فقر یادگیری می باشد. اینکه سازمان ها دچار ضعف در یادگیری هستند یک مساله تصادفی نیست و به نحوی مدیریت آن ها برمی گردد. تحقیقات مختلف نیز رابطه تنگاتنگ توان یادگیری با موفقیت سازمان ها را نشان داده است.با توجه به این امر یکی از مهم ترین مهارت های مدیران فراگیری چگونگی یادگیری می باشد.در نهایت همان طور که یادگیری برای رشد افراد اساسی است برای سازمان ها اهمیت زیادی دارد و ارزش وجایگاه هر سازمان را میزان اندوخته ی دانش مفید و توان یادگیری آن سازمان تعیین می کند. بنابراین یادگیری سازمانی از نظر میزان اهمیت در رده موضوعات مهم قرار می گیرد(نوروزی ،1388)

در عصر حاضر، تغییر که حاصل ابداعات بشر است، تمام جوامع را در هم پیچیده و عصر ما «عصر تغییر» نامیده شده است. همه سازمان ها، اعم از آموزشی، اقتصادی، سیاسی، … در آماج این تغییر هستند. نظام های آموزشی هم، که خود بانی تغییرات وسیع اجتماعی هستند، در این گردونه در مواجهه با تغییر قرار دارند و تغییر برای آنها گریزناپذیر است. هلر اظهار می دارد: « امروز نظام های آموزشی نمی توانند به مدت طولانی نسبت به نوآوری ها بی اعتنا باشند، لذا بایستی شهامت پذیرفتن نوآوری ها را داشته باشند و مقاومتی نشان ندهند. مدارس به منزله ی واحدهای عملیاتی رسمی نظام آموزشی و پرورشی، نقش و جایگاه مهمی در تحقق اهداف آموزشی و نیل به آرمان های عالیه آموزش و پرورش ایفا می کنند. آنچه مهم است، مجهز شدن مدیران و معلمان آموزشی به مهارت ها، فنون و دانش لازمه ی تغییر است (زارعی متین و همکاران، 1382،ص 49).

در حقیقت، سازمان های آموزشی سازمان های پویایی هستند که علاوه بر آن می تواند خطاهای خود را اصلاح کنند، توانایی تغییر در دانش ها و ارزش های سازمانی خود را نیز آن چنان دارند که می توانند هر زمان با به دست آوردن مهارت های جدید ظرفیت حل مسئله خود را حفظ کنند. مدارس باید محیط های یادگیری مناسبی به وجود آورند که منجر به تجربه های سازنده که همان یادگیری است، شود. این محیط ها باید، علاوه بر تجربه، به تفکر درباره ی تجربه نیز بپردازند تا معلمان و دانش آموزان بتوانند به عنوان دانشگر، اصول، مفاهیم و نظریه ها را استخراج (دانش) و به نوبه ی خود در موقعیت های واقعی و جدید به کار گیرند(میرکمالی، 1389، ص 283).

بطور کلی می توان گفت که یادگیری در سازمان ها باعث می شود که کارکنان بطور مستمر ظرفیت خود را توسعه دهند و الگوهای تازه فکریشان را پرورش دهند. هرگاه افراد توانایی ها وظرفیت های خود را بشناسند و آن ها را دائما رشد وتوسعه بدهند،خلاق تر می شوند.لذا به همین منظور، پژوهش حاضر به بررسی وضعیت موجود یادگیری سازمانی وراهکارهای بهبود آن در دبیرستان های شهر تهران می پردازد. با نظر سنجی از دبیران می خواهیم شکاف بین وضعیت وجود و مطلوب یادگیری سازمانی از نظر آنان را مشخص کنیم .

 

با توجه به تحقیقات انجام شده در سال های اخیر در دنیا و با توجه به اهمیت یادگیری سازمانی در سازمان های امروز و تأثیر مثبت آن در زمینه های گوناگون آموزشی و همچنین ضرورت بررسی یادگیری به عنوان یکی از عوامل مهم اثربخشی سازمان های آموزشی، چنانچه آموزش و پرورش شهر تهران بخواهد در چنین شرایطی  یادگیرنده باشد و خود را با تغییرات فزاینده عصر حاضر سازگار سازد، باید ابتدا وضعیت موجود یادگیری سازمانی در مدارس متوسطه تهران سنجیده شود و آن را با وضعیت مطلوب مقایسه کرد و سپس به ارائه راهکارهایی جهت توسعه و بهبود آن پرداخت.

1-4- اهداف و سوالات تحقیق:

1-4-1- اهداف تحقیق:

الف) هدف اصلی

  • مشخص کردن وضعیت یادگیری سازمانی وارائه راه های بهبود آن در دبیرستان های شهر تهران

ب)اهداف فرعی

  1. مشخص کردن وضعیت موجود یادگیری سازمانی و مؤلفه های آن در دبیرستان های شهر تهران
  2. مشخص کردن وضعیت مطلوب یادگیری سازمانی و مؤلفه های آن از نظر دبیران دبیرستان های شهر تهران
  3. مشخص کردن تفاوت بین وضعیت موجود و مطلوب یادگیری سازمانی و مؤلفه های آن (چشم انداز مشترک، فرهنگ سازمانی ، ساختار سازمانی ، توسعه شایستگی کارکنان، رهبری مشارکتی، استراتژی، کار و یادگیری تیمی، تفکر سیستمی و اشتراک دانش) از نظر دبیران دبیرستان های شهر تهران
  4. ارائه راهکارهایی جهت ارتقای یادگیری سازمانی در دبیرستان های شهر تهران

 

1-4-2- سوالات پژوهش:

الف) سوال اصلی:

  • وضعیت یادگیری سازمانی در دبیرستانهای شهر تهران چگونه است و چه راهکارهایی برای بهبود آن وجود دارد؟

ب) سوالات فرعی:

  • وضعیت موجود یادگیری سازمانی و مؤلفه های آن در دبیرستان های شهر تهران چگونه است؟
  • وضعیت مطلوب یادگیری سازمانی و مؤلفه های آن از نظر دبیران دبیرستان های شهر تهران چگونه باید باشد؟
  • آیا بین وضعیت موجود و مطلوب یادگیری سازمانی و مؤلفه های آن (چشم انداز مشترک، فرهنگ سازمانی، ساختار سازمانی، توسعه شایستگی کارکنان، رهبری مشارکتی، استراتژی، کار و یادگیری تیمی، تفکر سیستمی و اشتراک دانش) از نظر دبیران دبیرستان های شهر تهران تفاوت معنی داری وجود دارد؟
  • چه راهکارهای را می توان به منظور بهبود و یا تقویت سطح یادگیری سازمانی در دبیرستان های شهر تهران ارائه داد؟

 

1-5- تعاریف مفهومی متغیرهای مورد پژوهش:

یادگیری سازمانی: یادگیری سازمانی فرآیند بهره گیری از تجربیات سازمانی از طریق کسب دانش و بصیرت، توزیع و تفسیر اطلاعات و تغییر نگرش و رفتار برای بالا  بردن سطح تعهد، مسئولیت پذیری و پاسخ گویی اعضاء به منظور افزایش اثر بخشی و بهره وری و تأمین نیازهای مشتریان و بهبود و به سازی سازمان در یک محیط متغیر و پویاست( میرکمالی، 1385).

وضعیت موجود: وضعیت موجود اشاره دارد به آنچه از ویژگیهای یادگیری سازمانی که در حال حاضر در دبیرستانهای مورد مطالعه در شهر تهران وجود دارد. به عبارت دیگردر حال حاضر دبیران مدارس متوسطه چه برداشتی از وضعیت دبیرستانها بر حسب مولفه های یادگیری سازمانی دارند

وضعیت مطلوب: وضعیت مطلوب اشاره دارد به آنچه از ابعاد ویژگیهای یادگیری سازمانی که باید در دبیرستانهای مورد مطالعه در شهر تهران وجود داشته باشد. به عبارت دیگر از دید دبیران، دبیرستانهای مورد مطالعه شهر تهران از ویژگیهای یادگیری سازمانی تا چه حد باید برخوردار باشند.

چشم انداز مشترک: نظامی که طی آن یک تصویر مشترک از آینده خلق می­شود تا تعهد و درگیری کارکنان نسبت به کار را افزایش دهد. در یک سازمان، آرمان مشترک افراد را به دور یک ماهیت و سرنوشت مشترک جمع می­کندتا همگی احساس کنند که به سوی یک هدف در حرکتند و با همه فعالیتهای سازمان همبستگی دارند (سنگه،1990). درحقیقت چشم انداز مشترک شناختی واقعی به وجود می آورد که در سایه آن می توان به اهداف و دیدگاه های علمی مشترکی دست یافت وهمبستگی وهمفکری را محقق ساخت(سنگه ، 1388: 263).

 

فرهنگ سازمانی:  فرهنگ سازمانی الگوی رفتاری غالب در بین افراد یک سازمان است که ریشه در ارزش‌ها، باورها و فرضیات اعضای سازمان دارد و مورد حمایت اکثریت قرار می گیرد (دنیسون، 1996، ص621 و 622).

پایان نامه – بررسی برنامه درسی یاد گرفته شده بهداشت فردی (بهداشت تغذیه، بهداشت دوران قاعدگی) در دبیرستان‌های دخترانه ...


– مقدمه

در دنیای امروز داشتن مسأله جزئی از زندگی فردی و اجتماعی انسانها محسوب می شود (پروند، 1385: 48). و جهان سرشار از مسائلی است که نیازمند راه حلهای جدید است (جویس، کالهون و هاپکینز[1]، ترجمه مهر محمدی و عابدی، 1385: 118). و انسان از بدو تولد تا آخرین لحظات حیات با مسائل مختلفی مواجه می شود. بعضی از این مسائل را فرد خود بوجود می آورد و معمولاً خود نیز قادر به حل و فصل بعضی از آنهاست و بعضی از مسائل دیگر را جامعه و زندگی اجتماعی برای او بوجود می آورد که فرد به تنهائی قادر به حل و فصل آنها نیست. پیشرفت و تحولات صنعت و تکنولوژی همراه با دست آوردهای رفاهی اش مسائل و مشکلات تازه ای برای انسان امروز و فردا بوجود آورده است (پروند، 1385: 48). این پیشرفتها در حوزه سلامت و مسائل بهداشتی نیز علاوه بر رفاه، گاه پدید آورنده مشکلاتی همچون بیماری های نوپدید، بیماری های جنسی، رفتارهای تغذیه ای غلط و عادات غیر بهداشتی در بین نوجوانان، تولد نوزادان با وزن کم و مشکلات و بیماری هایی است که گریبانگیر این خانواده ها و کودک نه تنها در ایام کودکی بلکه در نوجوانی و بزرگسالی خواهد شد، از آنجایی که سلامت جسمی، روحی و اجتماعی هر یک از افراد جامعه به عنوان مهمترین سرمایه شمرده می شود ( ایرانپور، 1381: 1)، و یکی از ارکان پیشرفت و توسعه اجتماعی و اقتصادی هر کشور، داشتن نیروی انسانی سالم و کارآمد است، آموزش و پرورش نیروهای انسانی سالم، بویژه کودکان و نوجوانان در هر کشور از اولویت و اهمیت خاصی برخوردار است ( صادقی، 1370: 1)، می توان گفت که این مهم بیشتر از هر نهادی از عهده نهاد تعلیم و تربیت بر می آید زیرا نظام های آموزشی از مهم ترین و زیربنایی ترین نظام های هر کشور برای تربیت سرمایه های انسانی و توسعه همه جانبه و پایدار محسوب می شوند (علیخانی، 1383: 2).  بخشی از جمعیت نظام های آموزشی را نوجوانان تشکیل می دهند و در اهمیت این دوران می توان گفت: نوجوانی یکی از مهمترین و پرارزش ترین دوران زندگی هر فرد است زیرا سرآغاز تحولات و دگرگونیهای جسمی، روانی و حضور در فعالیت های اجتماعی برای آنان است، این دوران، زیربنا و جهت دهنده دوره های بعدی زندگی در بزرگسالی و سالمندی است (احمدی، 1376: 2-1). بسیاری از رفتارهای ناسالم بهداشتی که در بزرگسالی ظاهر می شوند در سالهای اولیه زندگی یا در دوران نوجوانی شکل می گیرند، آموزش رفتارهای بهداشتی مثبت در سنین نوجوانی در مقابل تغییر رفتارهای بهداشتی در دوران بزرگسالی، هزینه کمتری بدنبال دارد و کیفیت زندگی نیز در مراحل بعدی از طریق کاهش بیماری و پیشرفتهای خود مراقبتی به میزان زیادی افزایش می یابد (ایرانپور، 1381: 2). توجه به بهداشت دختران بویژه در این دوران از اهمیت ویژه ای برخوردار است، این دوران زمان اکتساب قدرت باروری است، زمانی است که تغییرات دینامیک در مغز و غدد باعث تغییرات جسمانی، روحی و رفتاری فرد شده و برنامه باروری وی پی ریزی می گردد، بسیاری از مشکلات نازایی، بیماری های عفونی، ازدواجهای ناموفق، حاملگی های مخاطره آمیز، مرگ و میر و معلولیتها از این دوران نشأت می گیرند (احمدی، 1376: 2). علاوه بر مسائل ذکر شده دختران نوجوان به علت مشکلات تغذیه ای و دریافت ناکافی آهن از طریق رژیم غذایی جزء گروههای آسیب پذیرند که بخش عمده ای از مبتلایان به فقر آهن و کم خونی ناشی از آنرا تشکیل می دهند (حیدرنیا و همکاران، 1381: 33). سوء تغذیه عامل اصلی ضعف و ناتوانی جسمی نوجوانان می باشد، کودکان و نوجوانان مبتلا به سوء تغذیه ضمن ناتوانی جسمی، آمادگی کافی برای آموزش گرفتن و استفاده از امکانات را ندارند (رجایی و همکاران، 1380: 128). با توجه به نکات ذکر شده و با عنایت به اینکه دقت در بهداشت دختران تأثیر مستقیمی بر خانواده و کودکان آنها و جامعه خواهد داشت، مطالعاتی در این باب و بررسی آگاهی، دانش و عملکرد دختران نوجوان اطلاعاتی بدست می دهد تا بر اساس آن برنامه های آموزشی، رسانه ها و نهاد تعلیم و تربیت نقاط قوت خود را تقویت و نقاط ضعف برنامه های خود را اصلاح نمایند و این به بهتر زیستن حال و آینده شخص کمک می نماید (پویه، 1375: 1). زیرا برنامه های صحیح می توانند سبب ایجاد دانش در فرد شوند (ایرانپور، 1381: 5). ایجاد دانش و حساسیت در دانش آموزان نسبت به رشد خود در زمینه های گوناگون به نظر می رسد برای مقابله با رشد نابسامانی های فردی و اجتماعی در آنها مفید واقع شود اما این به تنهایی کافی نمی باشد زیرا گاه دانش آموزان از طریق محتواهای آموزشی به آگاهی در خور توجهی می رسند، اما این آگاهی تغییری در رفتار آنها ایجاد نمی کند، دلیل این مطلب روشن است زیرا طبیعت انسان طوری است که برای انجام عملی نیاز به سه رکن شناخت، مهارت و شور و شوق دارد، به عبارتی زمانی که عوامل شناختی، عاطفی و عوامل مهارتی در کنار هم قرار می گیرند باعث انجام عملی می شود (تیموری، 1382: 4-3). بنابراین در این امر، بررسی هر سه وجه شناخت، نگرش و عملکرد افراد مهم می باشد.

این پژوهش نیز به علت اهمیت این مسئله به بررسی هر سه رکن آگاهی، نگرش و عملکرد دانش آموزان دختر مقطع متوسطه در دو حوزه بهداشت تغذیه و بهداشت دوران قاعدگی پرداخته است.

1-2- بیان مسأله

آنچه طراحان و برنامه ریزان درسی برای رشد و تربیت فراگیران طراحی و برنامه ریزی می کنند‏‎‏‎‍،. برنامه درسی رسمی است، برنامه رسمی هدفهای آموزشی مدون و آشکار دارد و اصول و روشهای یاددهی و یادگیری متناسب با هدفها و محتوا تعیین و پیشهاد می شود و در مورد ارزشیابی نیز تصمیم گیری هماهنگی به عمل می آید. پرسش اساسی این است که آیا مجموعه یادگیریهای دانش آموز محدود به برنامه درسی رسمی است؟ آیا می توان عوامل موثر در شکل گیری تجربه ها را تحت کنترل در آورد و جز تأثیر و دخالت برنامه درسی آشکار از تأثیر عوامل دیگر مانع شد؟ چنین چیزی در عمل ناممکن است (ملکی، 64:1388).

فتحی در تقسیم بندی خود به هشت نوع برنامه درسی اشاره کرده است که یکی از آنها، برنامه درسی یاد گرفته شده است، وی این نوع برنامه درسی را به شکل زیر تعریف می کند:

برنامه درسی آموخته شده عبارت است از آنچه که واقعاً بچه ها از کل تجربیات در انتهای یک برنامه درسی معین فرا گرفته اند و این چیزی است که شناسایی و فهم آن به علت تعدد و تکثر متغیرهای اثرگذار بر آن بسیار دشوار و پیچیده است. آن چه که بچه ها واقعاً یاد می گیرند همان چیزی نیست که تجویز، تدریس یا حتی آزمون شده است.

به تصویر کشیدن برداشت و فهم دانش آموزان از برنامه درسی رسمی و پنهان و نحوه ترکیب آموخته ها، مرتبط ساختن آنها با یادگیری قبلی و آنچه که در خارج از محیط مدرسه ( از طریق رسانه های ارتباط جمعی، اینترنت، فعالیت های سیاسی و اجتماعی و …) فرا گرفته اند بسیار دشوار است و حتی نمی توان آن را به کل دانش آموزان تعمیم داد، چه آن که هر یک از یادگیرندگان دارای تجربیات متفاوت، باورهای ایدئولوژیک و نگرش ها و بینش های متفاوت هستند و به همین دلیل از یک درس معین که توسط معلم در کلاس تدریس می شود، معانی و برداشت های متفاوتی خواهند داشت (فتحی واجارگاه، 1388: 71).

در مدارس گروه زیادی از جمعیت بویژه قشر آسیب پذیر متمرکز هستند که هدف مشترکشان آموزش و یادگیری است، و از این لحاظ در بهترین شرایط سنی و

دانلود پایان نامه

 آمادگی جسمی و روحی قرار دارند، و علاوه بر تعلیم پذیری، نقش مهمی در انتقال دانش به خانواده و اجتماع دارند.

علاوه بر این موارد، مدرسه یک نهاد بنیادی در فراهم آوردن توسعه بهداشت کودکان و جامعه می باشد، امروزه بهداشت مدارس یکی از مهمترین و اساسی ترین برنامه های جهانی بهداشت است، بهداشت مدارس شامل یک سلسله فعالیتها و اقدامات مستمر و پیوسته است که هدف آن تشخیص، تأمین، حفظ و ارتقاء سلامت جسمانی، روانی و اجتماعی دانش آموزان و کارکنان مدرسه است.

اهمیت فراگیری مسائل بهداشتی و به تبع آن رعایت آنها در زندگی هر فرد تا بدانجاست که، ماده بیست و پنجم اعلامیه جهانی حقوق بشر که یکی از قدیمی ترین حقوقی است که در قانون اساسی بسیاری از کشورهای جهان آمده است بیان می کند « هر کس حق دارد از استانداردهای کافی زندگی از نظر سلامت و رفاه برای خود و خانواده اش برخوردار باشد» (پرویزی،1375: 1).

در همین راستا جوان [2](1990)، نیز در تقسیم بندی خود از مهارتهای زندگی، آن را به سه دسته شامل مهارت های زندگی روزمره، مهارت های اجتماعی شخصی و مهارت های حرفه ای تقسیم نموده است، وی بهداشت و سلامتی را در دسته مهارت های زندگی روزمره قرار داده است (رضایی، 1388: 38).

بایستی به این نکته توجه داشت که رعایت بهداشت یکی از ارکان اساسی حفظ سلامت اجتماعات بویژه جوامع انسانی است، رعایت بهداشت و اصول سلامتی به عنوان عامل اصلی رفاه کامل جسمی، روانی و اجتماعی مطرح  است که به افراد جامعه، زندگی سالم و دور از بیماری را نوید می دهد، در جامعه با رعایت بهداشت فردی مناسبِ افراد، می توان از بروز بسیاری از بیماری ها پیشگیری کرد (مهرابی توانا و همکاران، 1387: 293) .

استانهوپ و لانکستر[3] (1988) با تأکید بر اهمیت دوران کودکی و نوجوانی می نویسند: احتمالاَ بیش از سایر اقشار جامعه، این قشر از برنامه های ناقص و ناکافی بهداشتی مدارس آسیب می بینند (پرویزی، 1375: 1).

همانطور که ذکر شد هدف از آموزش کمک به ایجاد یادگیری در دانش آموزان است، اما یادگیری موضوع مشخص و واحدی نیست، به همان نسبت که یادگیریها متنوع هستند، هدفهای آموزشی هم گوناگون اند. هدفهای متعدد آموزشی در سطوح مختلف تحصیلی نیاز به نوعی سازمان و نظم و ترتیب دارد، طبقه بندی هدفهای آموزشی به همین منظور تهیه شده اند. یکی از این طبقه بندیها طبقه بندی بنجامین بلوم است، در این طبقه بندی، هدفهای آموزشی ابتدا به سه دسته کلی با نامهای حوزه  شناختی[4]، حوزه عاطفی[5]  و حوزه روانی –حرکتی[6] تقسیم شده اند، و هر یک از این حوزه ها یا حیطه ها هم شامل تعدادی طبقه است (سیف، 1385: 136).

در زمینه این طبقه بندی در بعد مسا یل بهداشتی کنگی می نویسد: دانش و معلومات از جمله عواملی است که در ایجاد سلامتی نقش بسیار مهمی بر عهده دارد. در این رابطه ماهلر(1366) می نویسد: اولین وظیفه مسئولین آموزش بهداشت، ارتقاء سطح آگاهی فردی و اجتماعی افراد جامعه است. زیرا مدرسه مکانی مناسب برای آموزش بهداشت است، دانش آموزان به دانش و مهارتهای کافی، طرز تلقی ها و ارزش هایی که سلامتشان را اعتلا بخشد احتیاج دارند، اگر محیط مدرسه، انتقال دهنده رفتارهای بهداشتی نبوده و منابعی نیز در اختیار نداشته باشد تا بوسیله آن بتواند مهارت های بهداشتی را تمرین نموده، در این صورت آموختن و ارزشیابی مسایل سلامتی و بهداشت بسیار مشکل خواهد بود (کنگی، 1374: 153و20). اما نکته مهم دیگری که قابل بحث می باشد این است که علاوه بر آگاهیهایی که مدرسه به دانش آموز می دهد آگاهی ها و گرایشات افراد جامعه نیز می تواند بر رفتارهای بهداشتی دانش آموزان تأثیرگذار باشد که این مسئله وظیفه نهاد آموزش و پرورش را در زمینه رسیدن به سطح مناسبی از حوزه ها (شناختی و…) سنگین تر می سازد. زیرا افزایش آگاهی و ایجاد نگرش مطلوب و تغییر رفتار دانش آموزان می تواند نقش تعیین کننده ای در تحول بهداشت جامعه داشته باشد (پوستفروشان، 1383: 5-4).

اما در میان مقاطع تحصیلی، یکی از دوره های مهم، حساس و موثر در زندگی فردی و اجتماعی آدمی دوره متوسطه است. در دوره متوسطه، قدرت یادگیری دانش آموزان به حد اعلای خود می‌رسد و به مرحله ادراک ارزشهای اجتماعی، اقتصادی و معنوی می‌رسند؛ از این رو این دوره در نظام تعلیم و تربیت کشورهای مختلف اهمیت زیادی دارد. دوره متوسطه از لحاظ مبانی فلسفی، زیستی، روانی و اجتماعی دوره بسیار مهمی است، از این رو هر نوع نارسایی و خلل در این دوره مستقیماً بر عملکرد و کیفیت هر دو حلقه آموزش، عمومی و عالی، تأثیر بسزایی خواهد داشت. و بدلیل اهمیت این دوره، برنامه ریزی، سازماندهی، رهبری و هماهنگی همه جانبه ای را برای تحقق اهداف این دوره می طلبد.

بنابراین دوره متوسطه دوره ای است که در آن دانش آموزان گروه سنی چهارده تا هفده یا هجده ساله تحصیل می کنند و به دلیل تنوع برنامه ها و تعدد رشته های تحصیلی فرصت انتخاب دارند.

صافی برخی از ویژگیهای دانش آموزان دوره متوسطه را به شرح ذیل بیان می کند:

1- پایان یافتن وابستگی شدید به والدین و تمایل به رهایی تدریجی از این وابستگی و داشتن استقلال فردی

2- افزایش روحیه ارزشگذاری به امور فرهنگی، هنری و علمی

3- احساس توانایی تأثیرگذاری و ایفای نقشهای مفید اجتماعی و شرکت در زندگی گروهی

4- پرداختن به قضاوت، سنجش و ارزیابی دوباره اشخاص، اشیاء و پدیده ها و داشتن نوعی شک و تردید در باورها و اعتقادات برای دوباره سازی آنها (صافی،1386 :92-90).

به رده سنی دانش آموزان دوره متوسطه نوجوان اطلاق می شود. نوجوانی همچنین دوران پرتلاطمی است که تغییرات شدید جسمانی، جنسی و روان اجتماعی را در بردارد، نیازهای تغذیه ای آنها افزایش می یابد، روش زندگی آنان که پایه و اساس بیماریهای حال و آینده است تعیین می گردد (عطاءالهی،1384: 4-3).

بعد از خانواده، مدرسه مهمترین نقش را در سلامت افراد دارد، دانش آموزان در مدرسه علاوه بر یادگیری مهارت خواندن و نوشتن، دانشها، نگرشها و رفتارهای

این مطلب را هم بخوانید :

بایگانی‌های پایان نامه حقوق - منبع دانلود فایل های پایان نامه ارشد جدید را می آموزند این رفتارها علاوه بر تأثیر بر سلامت فردی نقش تعیین کننده ای در سلامت خانواده و جامعه دارد. برای توسعه سلامت دانش آموزان و کارکنان مدارس، خانواده ها و افراد جامعه، مدرسه جایگاه ویژه ای دارد (مردانی،1386: 1). در باب اهمیت رعایت رژیم غذایی درست و صحیح در این سن می توان به این نکته اشاره کرد که، تنها یکی ازعوارض عدم رعایت اصول تغذیه صحیح که بسیار شایع می باشد و بویژه در بین نوجوانان و دانش آموزان دختر سنین دبیرستانی مشاهده می شود ابتلا به کم خونی فقر آهن است نیاز به آهن در دختران نوجوان به علت رشد و شروع عادت ماهیانه افزایش می یابد و یک رژیم غذایی نامتناسب، دختران نوجوان را سریعاَ در معرض خطر کم خونی ناشی از کمبود آهن قرار می دهد بهبود وضع تغذیه از اقدامات ضروری و مهم در جهت ارتقاء سطح بهداشت عمومی جامعه به شمار می آید برای دستیابی به چنین هدفی نخست لازم است وضع موجود بررسی شود (عبدالهی،1370: 2-1).

از آنجایی که دانش آموزان می توانند به عنوان یک گروه منسجم و در دسترس و آموزش پذیر تحت پوشش برنامه های آموزش بهداشت و مراقبتهای بهداشتی قرار گیرند، این در حالی است که حتی بسیاری از مدارس شهری ما در زمینه بهداشت محیط، کنترل های بهداشتی و میزان شیوع بیماریهای واگیر با مشکلات عدیده ای روبرو هستند.

برای ارزیابی صحیح در این مورد نخست باید امکانات و شرایط بهداشتی موجود در سطح جامعه را مورد بررسی قرار داده و سپس سهمی را که از این امکانات به مدارس می رسد تعیین کرد. تأمین بهداشت فردی و اجتماعی تنها مشروط و موکول به تأمین اعتبارات مالی کافی نیست، کمبود نیروی انسانی متخصص، ضعف مدیریتها، عدم هماهنگیها و همکاریهای بین بخشی، فقدان نظام مشخص و اثربخش بهداشتی و درمانی و عوارض مسایل ناخواسته ای چون جنگ از جمله عوامل بازدارنده هستند (اسیری، 1369: 1).

از آن جایی که در برنامه درسی یاد گرفته شده، درک و تجربه دانش آموزان نیز مهم می باشد و آنچه که دانش آموزان از برنامه درسی می فهمند از دانش آموزی به دانش آموز دیگر متفاوت می باشد و از طرفی بهداشت فردی یکی از مسایلی است که ذهن بسیاری از دانش آموزان را مشغول کرده است و به دلیل عدم ارزشیابی رسمی در این حوزه و تأثیر بسیار مهم تعاملات در تغییر میزان آگاهی ها و وضعیت نگرش و در نهایت شیوه رفتار دانش آموزان و ویژگی خاص دانش آموزان این مقطع، در این پژوهش بر آن شدیم که به برنامه درسی یاد گرفته شده بهداشت فردی دانش آموزان مقطع متوسطه بپردازیم، تا پس از گردآوری اطلاعات به بررسی آگاهی، نگرش و عملکرد دانش آموزان در زمینه بهداشت فردی با تأکید بر دو حوزه بهداشت تغذیه و بهداشت دوران قاعدگی و همچنین به مقایسه پایه ها و رشته های تحصیلی در این موارد بپردازیم .

1-3- ضرورت انجام پژوهش

آموزش و پرورش بستری است که با فراهم کردن زمینه ها و عوامل لازم برای به فعلیت رساندن همه استعدادهای بالقوه انسان، زندگی سالم و رضایت بخشی را فراهم می کند. توجه به مسایل و فاکتورهای فیزیکی، بهداشتی، ایمنی و روانی در محیط های آموزشی موثرترین و اساسی ترین عامل رشد طبیعی از نظر جسمی و روانی و فراگیری مطالب در دانش آموزان است، از آنجایی که دانش آموزان جمعیت بزرگی از کشور را شامل می شوند و با توجه به محبوبیت و مقبولیت اجتماعی معلمین و برخورد مستمری که با قشر گسترده دانش آموزان دارند، در صورت آموزش صحیح می توانند نقش مهمی در به حرکت درآوردن دانش آموزان برای موفقیت برنامه های مراقبت بهداشتی و تحقق اهداف آن داشته باشند (بخشی،1382: 3-2).

از این جهات ممکن است مدارس دارای کمبود هایی باشند، اما آنچه مهم است میزان یادگیری دانش آموزان است؛ که ممکن است بخشی از آن فارغ از نقش مستقیم مدرسه حاصل شده باشد. سنجش میزان یادگیری دانش آموزان در حوزه بهداشت فردی زمینه لازم برای تصمیم گیری های مناسب را فراهم می کند. بنابراین دستیابی به آموزش صحیح جهت پیشبرد وضع بهداشتی دانش آموزان نیازمند انجام یک بررسی از برنامه یاد گرفته شده بهداشت فردی است. زیرا یکی از اهداف کلی تعلیم و تربیت اسلامی، اهداف زیستی است که یکی از موارد آن آموزش و مراعات بهداشت فردی و جمعی است (شورای تغییر بنیادی نظام آموزش و پرورش، 1367: 48).

با توجه به اینکه کلیه ابعاد زندگی بشر به نوعی آمیخته با مسایل بهداشتی است و فهم آن ها و برگرفتن تجربه های دقیق و علمی لازمه رسیدن به سطحی از سلامتی می باشد، اما دوران نوجوانی دوره پرتلاطمی است که با تغییرات ژرف روانشناختی، زیست شناختی و اجتماعی همراه می باشد، عدم شناخت نوجوان در رابطه با مسائل بهداشتی می تواند پایه گذار بسیاری از مشکلات جسمی و اختلالات رفتاری گردد (شهر آرای ،1384: 27-26).

آگاهی شخص به مسائل و اطلاعات بهداشتی و عملکرد صحیح موارد بهداشتی، باعث برخورداری از زندگی آمیخته با نشاط و شادابی جسمی، روحی و روانی خواهد شد، در باب اهمیت بهداشت فردی، می توان اظهار داشت که رعایت آن می تواند به بهتر زیستن حال و آینده شخص بینجامد، و در نهایت سبب تأمین بهداشت و توسعه اقتصادی و اجتماعی در جامعه گردد (پویه ،1375: 1). فاکتورهای بهداشت فردی شامل بهداشت کلیه اعضای بدن می باشد اما با توجه به اینکه نوجوانی سنی است که سومین و آخرین دوره رشد و متابولیسم سریع در این سالها اتفاق می افتد، و در حقیقت دوران نوجوانی با شاخص های رشد و نیاز بیشتر به مواد مغذی نسبت به سایر دوران زندگی مشخص می شود (فلاح و همکاران، 1384: 1). و با توجه به اینکه قاعدگی یکی از پدیده های مهم در مراحل تکامل جنس مؤنث محسوب می شود (نعمتی و سکا، 1379: 1). عدم آموزش مناسب، اطلاعات غلط، شرم و یا پرهیز از بحث پیرامون بهداشت دستگاه تناسلی موجب افت آگاهی و عملکرد دختران نسبت به بهداشت دوران قاعدگی می شود (نوروزی کومره و کمالی، 1379: 1). بنابراین دو فاکتور مهم که در مدارس دخترانه پرداختن به آن ها مهم می باشد، بهداشت تغذیه و بهداشت دوران قاعدگی می باشد. لذا محقق از بین عوامل مختلف این دو عامل را برای پژوهش انتخاب نموده است.

پیامدهای زیانبار مشکلِ تغذیه ای، از جمله کاهش ضریب هوشی، کاهش قدرت یادگیری، اختلال در رشد جسمی و در نهایت کاهش توانمندیهای ذهنی و جسمی، روند توسعه کشورها را به خطر انداخته است. آمارهای جهانی نشان می دهد که 350 میلیون نفر کودک در سنین قبل از مدرسه و در دوران مدرسه به علت کمبود آهن و کم خونی با مشکلات یادگیری و افت تحصیلی مواجه هستند. و کمیت و کیفیت یادگیری از عوامل گوناگونی مانند سطح هوش عمومی، امکانات زندگی، امکانات آموزشی، آرامش روانی، انگیزه و بالاخره سلامت جسمی تأثیر می پذیرد، بنابراین تغذیه رابطه مستقیمی با یادگیری دارد و نباید بی اهمیت تصور شود (سالاری و همکاران، 1383: 12-11).

از دلایل دیگر ابتلاء به بیماری ها و ضعف عمومی بدن در این سن، رژیم های غذایی به منظور کاهش وزن می باشد که نوجوانان، بسیاری از این دستورات غذایی را در اثر تعامل، برخورد ها، کنش ها و واکنش ها از همسالان و گروههای دیگر جامعه که فاقد درجه علمی می باشند دریافت می دارند، اگر چه پیامدهای اقتصادی و اجتماعی این عوارض به صورت کمی محاسبه نشده ولی لازم است که به این نکته توجه شود که این بیماری ها مسبب اتلاف منابع و مراقبت های بهداشتی، کاهش بهره وری و بالاخره کاهش ظرفیت جسمی و روانی بخش بزرگی از جامعه می باشد.

دلوریان زاده و حسین زاده معتقدند که: تغذیه سالم در یادگیری مؤثر است و باعث رشد تحصیلی و افزایش بازدهی در سرمایه گذاری آموزشی و در نهایت بهره وری ملی می شود، علاوه بر این موارد تغذیه سالم نه تنها بر رشد جسمی و یادگیری دانش آموزان تأثیر دارد بلکه بر رشد ذهنی و اصلاح ناهنجاریهای رفتاری آنان نیز مؤثر است، بنابراین، اطلاع یافتن از وضع تغذیه دانش آموزان سبب برنامه ریزی بهتر در بخش آموزش و پرورش و سیاست گذاریهای بهداشتی خواهد شد (دلوریان زاده و حسین زاده، 1384: 2-1). ایوانوویک نیز توجه به تغذیه نوجوانان را به علت اهمیت آن در دو بعد سلامتی و پیشرفت تحصیلی مهم می داند (Ivanovic; 1989).

فلاح و همکاران بر اهمیت تغذیه بویژه در دوران نوجوانی تأکید می ورزند: « نوجوانی یکی از مهمترین و حساسترین دوره های رشد انسان محسوب می شود، در این مرحله رشد به نسبت یکنواخت دوره کودکی، به طور ناگهانی افزایش می یابد. این تغییرات ناگهانی، نیازهای تغذیه ای ویژه ای ایجاب می کند. نوجوان در حدود 20% قد و50% وزن دوران بزرگسالی را در این دوره بدست می آورد» ( فلاح و همکاران، 1384: 2). یکی دیگر از فواید توجه به امر تغذیه بویژه در دختران نوجوان این است که، آنان مادران آینده هستند و مفاهیم تغذیه ای آموخته شده به آنها به دوران بزرگسالی منتقل می شود و می تواند نقش مهمی در سلامتی خانواده و کودکان آنها داشته باشد (Georgia; 1991. WHO; 1989).

از موارد دیگر مربوط به بهداشت فردی که پرداختن به آن مهم می باشد ، بهداشت دوران قاعدگی است.

بروز پاره ای از مشکلات روانی و جسمی در دوره های خاصی از قاعدگی زنان و طبیعت تکرار شونده آن باعث شده تا از دیر باز به این مسئله توجه شود (تارتاری و همکاران، 1386: 13). زیرا کمبود اطلاعات در این زمینه در میان قشر نوجوان که گاه به دلایل فرهنگی می باشد عوارض وخیمی را در پی دارد، علاوه بر دلایل فوق الذکر احمدی (1377) در پژوهشی به دلایل متعدد فرهنگی و اجتماعی، بررسی دختران را در مقایسه با پسران واجد اهمیت بیشتری می داند، « ویژگیهای بلوغ دختران و شرایط جسمی و روانی این دوران و نیازهای مربوطه و از همه مهمتر نقش اساسی که آنها در باروری و تولید نسل دارند بر تمامی دوره زندگی آنان تأثیر بسزایی دارد. بدین ترتیب تأمین سلامت کامل آنان و رفع نیازهای بهداشتی و حفاظت در مقابل بیماریها و صدماتی که در طی دوران جوانی آنها را تهدید می کند و استفاده بهینه از خدمات بهداشتی و آموزشی موجود و ارتقاء سطح آگاهیهای آنان ضروری می باشد».

با توجه به تجارب پژوهشگر در حوزه بهداشت و درمان، بسیاری از خانواده ها در مناطقی زندگی می کنند که حتی از پایین ترین سطح امکانات بهداشتی محروم می باشند و با توجه به تجارب کاری در حوزه بهداشت مدارس بسیاری از دانش آموزان اطلاعات و آگاهی های بهداشتی آنها در سطح بسیار پایینی می باشد به طوری که گاه در مراجعات خود، از ابتدایی ترین مسائل بهداشت فردی سؤال می پرسند که انتظار می رود با توجه به گستردگی پیام های بهداشتی در رسانه ها از آن ها مطلع باشند، از طرفی تعداد زیادی از مدارس در سطح کشور از وجود نیروی مراقبین و کارشناسان بهداشت مدارس  محروم می باشند، یکی از اقدامات مهمی که بایستی در جهت برنامه ریزی های آتی بهداشتی در مدرسه انجام شود لزوم توجه و بررسی میزان آگاهی و نگرش و عملکرد دانش آموزان می باشد، زیرا با بررسی و ارزشیابی از سه حیطه مذکور می توان به توصیف وضع موجود و فاصله آن با وضعیت مطلوب اقدام کرد، اهمیت بررسی این نوع از برنامه درسی (برنامه درسی یاد گرفته شده) در حوزه بهداشت فردی از یکسو به علت ماهیت خود برنامه درسی یاد گرفته شده است که بخشی از آن در سایه تجربیات، عکس العمل های دانش آموزان بر مبنای علائق، ارزشها، توانمندیها، تجارب قبلی، زمینه ها و انگیزه ها متغیر می باشد. از طرفی ماهیت خود برنامه های بهداشتی است که پرداختن به آنها در کتابهای درسی و در قالب هدفهای مدون به میزان ناچیزی مشاهده می شود و نادیده گرفتن این امر در قالب آموزشهای کلاسیک (رسمی) میتواند زمینه کسب تجربیات خارج از مدرسه بیشتری را برای دانش آموز فراهم سازد که صحت علمی این تجربیات ممکن است نامشخص باشد. که به حق عدم توجه به آن میتواند پایه گذار بسیاری از مشکلات روحی، روانی، تحصیلی، اجتماعی و شغلی و…در خانواده و جامعه باشد، از طرفی دیگر عدم حضور متخصصین امور بهداشتی در مدارس و عدم همکاری های لازم بین بخشی (مراکز بهداشتی مناطق و ادارات آموزش و پرورش) سبب نادیده گرفتن این بخش از مسایل آموزشی شده است، از سویی دیگر بالا رفتن هزینه های درمان نسبت به پیشگیری، مسئولین وزارت بهداشت و آموزش و پرورش را ملزم می نماید که بررسی هایی در زمینه بهداشت مدارس به عمل آورند تا جامعه با عوارض آن همچون کاهش نیروهای انسانی سالم که میتوانند چرخهای پیشرفت جامعه را در دست بگیرند مواجهه نشود و این برنامه ریزی ها ابتدا به ساکن نیازمند بررسی وضعیت دانش آموزان و نیازهای آنها و تعیین اهداف و چشم اندازها و روش های آنان در فهم مسائل بهداشتی و شیوه های ایجاد عادات بهداشتی سالم در آنها می باشد. که یکی از مراحل انجام کار، بررسی وضع موجود همراه با بررسی میزان آموخته های دانش آموزان می باشد که این آموخته ها در بسیاری از مواقع در برخورد و تعاملات اجتماعی تبدیل به نگرش و به دنبال آن یک رفتار و یا عادت در فرد شده است. که بدون توجه به این عوامل قطعاً ترسیم و دستیابی به اهداف مطلوب غیر ممکن می باشد. اهمیت دیگر این بررسی را امینی به این صورت بیان می دارد که رسیدن به هدفهای واقعی آموزش و پرورش که منجر به ایجاد تغییرات مهمی در رفتار و نگرش دانش آموزان می گردد و به کسب مدارج علمی، پرورش فکر و مهارت های فنی منتهی می شود نیاز به برنامه ریزی های گوناگون و همه جانبه دارد که فقط یکی از آنها مربوط به تهیه و تنظیم کتاب درسی مطلوب است، درحالیکه دستیابی به بسیاری از اهداف مطلوب دیگر در قالب برخورد با معماهای علمی می باشد، با طی کردن یک دسته از این قبیل روشها است که دانش آموزان به کسب مهارتهای ذهنی و فنی نایل می آیند و در کاربرد آنها در زندگی و به هنگام برخورد با صحنه های جدیدتر و پرمسئولیت تر عادت می کنند، بدیهی است که این نوع یادگیری ها را که در جهت پاسخگویی به نیازهای فرد و جامعه است نمی توان فقط از راه مطالعه کتاب درسی و به خاطر سپردن محتوای آن به دست آورد (امینی، 1375: 21). و از طرفی به چالش انداختن ذهن دانش آموز در رابطه با مسائلی که ممکن است حتی به صورت جزئی در کتابهای درسی به آن توجهی نشده چه بسا زمینه ساز دستیابی به اهدافی عالی تر و نزدیک تر شدن به اهداف مصوب و مدون تعلیم و تربیت شود، یکی از این مباحث، مسائل بهداشتی می باشد، اهمیت بررسی این جنبه از تعلیم و تربیت دانش آموزان به دلایلی از جمله ارتباط این حوزه با سایر حوزه های زندگی فردی و اجتماعی کلیه دانش آموزان و در مقیاس بزرگتر خانواده های آنها دو چندان می شود، زیرا بسیاری از نوجوانان به علت تعاملات با همسالان در معرض بروز رفتارهای ناسالم بهداشتی می باشند، و همین امر فرد را از دستیابی به اهداف – حتی ابتدایی – تعلیم و تربیت باز می دارد، و این مسئله اهمیت توجه به برنامه درسی یاد گرفته شده دانش آموز و بررسی میزان آگاهی، نگرش و عملکرد او را بیشتر می کند، تا با شناسایی مشکلات بهداشتی و به دنبال آن مشکلات تحصیلی – که گاه ریشه آن در مسائل بهداشتی و حوزه تندرستی می باشد – در دانش آموز، به عنوان گامی نوین در کمک به برنامه ریزان حوزه تعلیم و تربیت و برنامه ریزان درسی جهت ایجاد راهکارهای تازه در تدارک برنامه های غیر رسمی (فوق برنامه) به صورتی جدی تر و تدوین و تألیف کتب درسی در سایه توجه به ویژگی های نوجوان و مسائل روزمره آنها که بهداشت فردی یکی از مهمترین آنها می باشد و توجه مراکز تربیت معلم در پرورش معلمانی که به عوامل مؤثر بر درک دانش آموزان توجه بسیار مبذول دارند، باشد زیرا فرد نوجوان به دلیل روابطی که با همسالان و گروههای خاص دارد پذیرای مطلق سخنان معلم نمی باشد بلکه بسیاری از مقبولات ذهنی خود را خارج از حیطه مدرسه و به صورت غیر رسمی دریافت می نمایند.

از دیگر دلایل پژوهشگر در پرداختن به این موضوع، علاقه، رشته تحصیلی و تجارب پژوهشگر در زمینه بهداشت مدارس و پی بردن به لزوم اهمیت بررسی برنامه های درسی در مدارس می باشد.

1-4- اهداف پژوهش

اهداف کلی این پژوهش عبارت است از:

– بررسی برنامه درسی یاد گرفته شده بهداشت فردی (بهداشت تغذیه، بهداشت دوران قاعدگی) در دبیرستان‌های دخترانه استان ایلام

– ارائه پیشنهادات به مسئولین آموزش و پرورش، برنامه ریزان و کارشناسان بهداشت مدارس جهت بهبود برنامه ریزی ها و تصمیم گیری ها

اهداف جزئی

– بررسی میزان آگاهی دانش آموزان در رابطه با مسایل بهداشت فردی (بهداشت تغذیه، بهداشت دوران قاعدگی)؛

– بررسی وضعیت نگرش دانش آموزان در رابطه با مسایل بهداشت فردی (بهداشت تغذیه، بهداشت دوران قاعدگی)؛

– بررسی میزان عملکرد دانش آموزان در رابطه با مسایل بهداشت فردی (بهداشت تغذیه، بهداشت دوران قاعدگی)؛

– مقایسه دانش آموزان بر حسب رشته تحصیلی در رابطه با مسائل بهداشت فردی (بهداشت تغذیه، بهداشت دوران قاعدگی )؛

– مقایسه دانش آموزان بر حسب پایه تحصیلی در رابطه با مسائل بهداشت فردی (بهداشت تغذیه، بهداشت دوران قاعدگی ).

1-5- سوالات پژوهش

سؤال کلی

برنامه درسی یاد گرفته شده بهداشت فردی (بهداشت تغذیه، بهداشت دوران قاعدگی) در دبیرستان‌های دخترانه استان ایلام چگونه است ؟

سؤالات جزئی

– میزان آگاهی دانش آموزان در رابطه با بهداشت فردی (بهداشت تغذیه، بهداشت دوران قاعدگی) چقدر است؟

– وضعیت نگرشی دانش آموزان در رابطه با بهداشت فردی (بهداشت تغذیه، بهداشت دوران قاعدگی) چقدر است؟

– میزان عملکرد دانش آموزان در رابطه با بهداشت فردی (بهداشت تغذیه، بهداشت دوران قاعدگی) چه مقدار است؟

– آیا دانش آموزان در رشته های تحصیلی مختلف در مسائل بهداشت فردی (بهداشت تغذیه، بهداشت دوران قاعدگی ) تفاوت دارند ؟

پایان نامه پیش بینی تعلل ­ورزی تحصیلی دانش آموزان بر اساس مولفه ­های ارزش تکلیف...

عناوین                                                                                      صفحه

چکیده………………………………………………………………………………….أ

فصل اول: کلیات پژوهش

1-1مقدمه…………………………………………………………………………….2

1-2 شرح و بیان مسئله­ی پژوهش…………………………………………………….3

1-3 اهمیت و ضرورت انجام پژوهش………………………………………………..6

1-4 هدف کلی پژوهش……………………………………………………………….8

1-5 اهداف جزئی پژوهش……………………………………………………………8

1-6 فرضیه­های پژوهش……………………………………………………………..8

1-6-1 سوال پژوهش……………………………………………………………….9

1-7 انواع متغیرها……………………………………………………………………9

1-8 تعاریف مفهومی و عملیاتی………………………………………………………9

1-8-1 تعلل­ورزی………………………………………………………………….9

2-8-2 ارزش تکلیف……………………………………………………………….9

فصل دوم: ادبیات و پیشینه­ی پژوهشی

2-1 پیشینه­ی نظری…………………………………………………………………11

2-1-1 تعریف تعلل­ورزی…………………………………………………………..11

2-1-1-1 انواع تعلل­ورزی…………………………………………………………12

2-1-1-2 انواع افراد تعلل­ورز……………………………………………………..13

2-1-1-3 حوزه­های اصلی تعلل­ورزی………………………………………………15

2-1-1-4 علل تعلل­ورزی…………………………………………………………..16

2-1-1-5 فاکتورهای موثر در پاسخ فرد به تعلل­ورزی……………………………..22

2-1-1-6 پیامدهای تعلل­ورزی……………………………………………………..23

2-1-1-7 تفاوت تعلل­ورزی با تنبلی………………………………………………..24

2-1-1-8 علایم و نشانه­های تعلل­ورزی…………………………………………….25

2-1-1-9 راهکارهایی برای مقابله با تعلل­ورزی……………………………………25

2-1-1-9-1 مبارزه………………………………………………………………25

2-1-1-10 تعلل­ورزی راهی برای مقابله…………………………………………..25

دانلود پایان نامه


2-1-1-11 نظریه­های تعلل­ورزی…………………………………………………..26

2-1-1-12 شیوع تعلل­ورزی……………………………………………………….27

2-1-2 تعریف ارزش تکلیف……………………………………………………….28

2-1-2-1 چگونگی شکل­گیری نظریه­های انتظار-ارزش……………………………28

2-1-2-1-1 شکل­گیری سازه­ی انتظار……………………………………………29

2-1-2-1-2 شکل­گیری سازه­ی ارزش…………………………………………..29

2-1-2-1-3 شکل­گیری سازه­ی سطح انتظار……………………………………..30

2-1-2-2 نظریه­ی انتظار-ارزش اتکینسون…………………………………………30

2-1-2-2-1 برایند گرایش در مدل اتکینسون…………………………………….31

2-1-2-2-2 مدل ه­ی چهار قطبی در نظری اتکینسون……………………………33

2-1-2-3 نظریه­ی انتظار-ارزش اکلز و ویگفیلد……………………………………34

2-1-2-3-1 مؤلفه­های نظریه­ی اکلزو ویگفیلد…………………………………..34

2-1-2-3-1-1 انتظار و ارزش………………………………………………….34

2-1-2-3-1-2 خودطرحواره­ها، اهداف، حافطه­ی هیجانی، و دشواری فرد از تکلیف………………………………………………………………………………….35

2-1-2-3-1-3 ادراک فردی از محیط اجتماعی و تفاسیر فرد برای رخدادهای گذشته…………………………………………………………………………………..36

2-1-2-3-1-4 زمینه­ی فرهنگی، رفتارهای اجتماعی کننده و رخدادهای گذشته….36

2-1-2-4 مولفه­های ارزش تکلیف………………………………………………….36

2-1-2-4-1 ارزش اهمیت……………………………………………………….36

2-1-2-4-2 علاقه درونی………………………………………………………..37

2-1-2-4-3 ارزش کاربردی…………………………………………………….37

2-1-2-4-4 هزینه­ها…………………………………………………………….37

2-1-2-5 تاثیر رشد بر سازه­ی ارزش………………………………………………38

2-1-2-5-1 تغییرات شناختی…………………………………………………….38

2-1-2-5-2 تغییرات محیطی…………………………………………………….39

2-1-3 پیشینه­ی تجربی پژوهش…………………………………………………….39

2-1-4 جمع­بندی نهایی……………………………………………………………..48

فصل سوم: روش انجام پژوهش

3-1 مقدمه………………………………………………………………………….51

این مطلب را هم بخوانید :

مدیر تلگرام طلایی: لیست کانال‌های مسدود شده از سوی شورای عالی فضای مجازی ارسال می‌شود

3-2 روش پژوهش………………………………………………………………….51

3-3 جامعه­ی آماری………………………………………………………………..51

3-4 حجم نمونه و روش نمونه­گیری………………………………………………..51

3-5 ابزار جمع­آوری اطلاعات……………………………………………………..52

3-5-1 مقیاس تعلل­ورزی تاکمن………………………………………………….52

3-5-2 مقیاس ارزش تکلیف…………………………………………………..52

3-6 روش اجرای پژوهش………………………………………………………….53

3-7 روش تجزیه و تحلیل داده­ها……………………………………………………53

فصل چهارم: یافته­های پژوهش

4-1 مقدمه………………………………………………………………………….55

4-2 یافته­های توصیفی………………………………………………………………55

4-3 یافته­های استنباطی……………………………………………………………..58

4-4 پیش فرض های همبستگی پیرسون…………………………………………….58

4-5 پیش فرض های رگرسیون خطی چند گانه……………………………………..62

4-6 یافته­های جانبی………………………………………………………………..65

فصل پنجم: بحث و نتیجه­گیری

5-1 مقدمه………………………………………………………………………….69

5-2 تبیین یافته­ها……………………………………………………………………69

5-3 محدودیت­های پژوهش…………………………………………………………78

5-4 پیشنهادها………………………………………………………………………79

5-4-1 پیشنهادهای پژوهشی……………………………………………………..79

5-4-2 پیشنهادهای کاربردی……………………………………………………..79

فهرست منابع

منابع فارسی………………………………………………………………………..81

منابع انگلیسی……………………………………………………………………….86

پیوست­ها

پیوست1 پرسش­نامه­ی تعلل­ورزی……………………………………………………89

پیوست2 پرسش­نامه­ی ارزش تکلیف………………………………………………..90

چکیده­ی انگلیسی……………………………………………………………………91

مقدمه

در قرن 21 به دلیل تنوع گسترده­ی محیط و تغییرات مداوم، مدیریت موثر فردی با چالشهای فراوانی روبه رو شده است. در چنین شرایطی سرعت عمل، نقش تعیین کننده ای در کارایی و اثربخشی فردی یافته است. بزرگنمایی که گاه یک ثانیه زودتر کلیک کردن بر موس، سرنوشت افراد و سازمانها را تغییر می دهد و لحظه ای غفلت و تعلل­ورزی صدمات بسیاری بر آنها وارد می­سازد. بنابراین به نظر می رسد استفاده درست از زمان و انجام کارها در موعد مقرر، یک الزام فردی و سازمانی است؛ مطلب مهمی که در بسیاری از زمانها فراموش می­شود و اثرهای نامطلوب بر جای می­گذارد. بسیاری از افراد از تعلل رنج می برند. کافی است با دیدی واقع بینانه، عملکرد روزانه خود را مورد ارزیابی قرار دهیم تا دریابیم که بسیاری از ما نیز از تعلل­ورزی خود صدمه می بینیم. این مشکل تنها مختص افراد خاصی نیست، بلکه شخصیت های بنامی، مانند: لئوناردو داوینچی (نقاش)، سنت آگوستین (فیلسوف)، داگلاس آدامز (نویسنده) و ساموئل تایلور (شاعر) نیز به تعلل­کاری مشهور بوده اند. تعلل ورزی یک مانع بزرگ بر مسیر زندگی ماست. پیشرفت ما را کند کرده و گاهی به طور کلی ما را از مسیر زندگی­مان خارج می­کند (باسکو، 2010). تعلل تقریباً همیشه عوارض منفی بر بهره‌وری و بهزیستی افراد بر جا می گذارد. اگر چه هر کسی به گونه خاص تعلل­کاری می‌کند ولی بهترین تعریف تعلل می تواند این باشد: به تأخیر انداختن انجام کار، بدون هیچ دلیل موجه (الیس و کناوس، 2002)0 بررسی‌های انجام شده، نشان می دهند که تعلل برای 15 تا 20 درصد افراد همیشگی و به عنوان یک مشکل مطرح است (استیل،2003). بر همین اساس لازم است این مشکل موشکافی شده، علل آن شناسایی و راه حل­های بهینه برای کاهش آن ارائه شود.

 1-2 شرح و بیان مسئله­ی پژوهش

به نظر می­رسد تعلل­ورزی[1]یکی از واقعیات بی­چون وچرای زندگی است که در بین اقشار و مشاغل مختلف وجود دارد. تعلل­ورزی به معنای به تعویق انداختن امری به دلیل ناخوشایندی یا ملال­آوری آن است­ (فرهنگ نامه­ی کمبریج[2]، 2003). واژه لاتین تعلل، مرکب از دو کلمه «پرو» و «کراسینوس» از ریشه لاتین به معنی «به تعویق انداختن تا صبح» است. این واژه معادل تعلل ورزی، سهل انگاری، به تعویق انداختن و این دست و آن دست کردن می باشد (الیس[3]و جیمز نال ،1382). درباره تعلل­ورزی تعریف واحد پذیرفته شده­ای وجود ندارد و هر یک از صاحب­نظران از منظر خود به این موضوع نگریسته، تعریفی از آن ارائه کرده که به برخی اشاره می شود:

الیس و کناس[4] (2002، به نقل از کاظمی، فیاضی، کاوه، 1389)، تعلل را تمایل به اجتناب از فعالیت، واگذار کردن انجام کار به آینده و استفاده از پوزش­خواهی برای توجیه تأخیر در انجام فعالیت تعریف کرده­اند. استیل[5] (2003)، تعلل را عقب انداختن انجام عملی به دلیل ناخوشایندی و ملال آوری آن تعریف می کند. از نظر فراری[6] و تیس[7] (2000)، نیز تعلل مبین تأخیر در آغاز یا ادامه کار است. تعلل دزد زمان توصیف می شود، حتی به اعتقاد برخی افراد، تعلل سارق زندگی است (دوبینز و پتمن[8]، 1998، به نقل از فیاضی و کاوه، 1388). تعلل در اصل مبین نبود خود مدیریتی است ، بدین معنی که فرد وقت خود را از راه انجام کارهایی بی فایده می دزدد ، اما هنگام مرگ، حاضر است به هر بهایی زمان را خریداری کند تا لحظه ای بیشتر زنده بماند.

تعلل از دیدگاه نظریه های متفاوتی مورد بررسی قرار گرفته است. نظریه های رفتاری، تعلل را بر اساس اصول پاداش و تنبیه اسکینر تبیین می کنند. بنابراین چنانچه فعالیتی برای آنها پیامد فوری نداشته باشد، در انجام آن تعلل می ورزند. نظریه های شناختی- رفتاری، تعلل را از دیدگاه باورها و فرایندهای شناختی  بررسی می کنند و بر شناخت و کشف تفکر غیرمنطقی زیربنایی آن متمرکز می شوند. نظریه های روان پویایی و روان تحلیلگری کلاسیک نیز، تعلل را نمادی از بازگشت سمبولیک به تعارض های روانی- جنسی دوره کودکی می دانند و نظریه پردازان انگیزشی معتقدند تعلل ورزی به این دلیل روی می دهد که افراد تعلل ورز به تکالیف و فعالیت های دیگری به غیر از تکلیفی که برای آنها در نظر گرفته شده است علاقمندند (شوارتز[9] ،2007، به نقل از کاظمی و همکاران 1389). بررسی‌های انجام شده، نشان می دهند که تعلل برای 15 تا 20 درصد افراد همیشگی و به عنوان یک مشکل مطرح است. میزان تعلل ورزی تحصیلی مشکل آفرین در بین دانشجویان حدأقل 70 تا 95 درصد برآورد شده است (استیل، 2007). ﺗﻌﻠﻞورزی ﺣﺎد در 20 ﺗﺎ 30 درﺻﺪ داﻧـﺸﺠﻮﯾﺎن برآورد شده است­(ﻣـﮏﮐـﺎون  وﺟﺎﻧﺴﻮن[10]، 1991، به نقل از هاشمی و همکاران، 1391).

«تعلل­ورزی» به هر نحوی که باشد رفتاری نامطلوب و نکوهیده است که به تدریج در وجود انسان به صورت عادت در­می­آید. پس باید با آن مبارزه کرد زیرا پیامدهای تأخیر در کار، برای خود شخص نیز رنج آور است و احساسی که از این تأخیر ایجاد می­شود؛ علاوه بر زیان­های پیش بینی شده ونشده، شرمساری و بیزاری از خویشتن را نیز دربر دارد (الیس، و نال، 1382).

در نظریه انگیزشی، اﻓﺮاد تعلل­ورز به دلیل تنفر از انجام تکلیف، تمایل دارند آن را به تعویق اندازند و در نتیجه به دلیل ناتوانی در انجام تکلیف، خودکارآمدی پایینی دارند. از نظر پژوهشگران دیدگاه انگیزشی دلایل عمده­ی تعلل­ورزی عبارتند از:

  • ارزش نسبتا پایین تکالیف دراز مدت
  • انتظار نسبتا پایین افراد سهل­انگار برای انجام تکالیف به صورت موفقیت­آمیز

به صورت دیگر نظریه انگیزشی در قالب مدل های انتظار – ارزش[11] مطرح می شود، در این مدل ها، ارزش تکلیف[12]، به دلایل مختلفی که دانش آموز در مورد علت پرداختن به تکلیفی ارایه می دهد اشاره دارد­ (سیمیاریان، سیمیاریان، و ابراهیمی قوام، 1390). در مدل اکلز[13] (1983) ارزش  تکلیف بعنوان انگیزه برای تعامل در فعالیت های مختلف تعریف شده است. ارزش تکلیف یک مولفه چند بعدی است که از چهارمولفه جداگانه که شامل: ارزش اهمیت[14]، ارزش ذاتی (علاقه)[15]، ارزش کاربردی[16] و هزینه[17] می باشد، تشکیل می شود. ارزش تکلیف سنجش یادگیرنده از ارزیابی هایش،  میزان علاقه، میزان اهمیت و میزان مفید بودن تکلیف می باشد. سازه ارزش با پاسخ به این سوال سروکار دارد :«آیا من می خواهم این کار را انجام دهم؟ چرا؟ دانش آموزان ممکن است برای کاری که می خواهند انجام بدهند دلایل مختلفی مثلآ اینکه کار مورد نظر جالب است ، آن را دوست دارند یا اینکه فکر می کنند به دلیلی برای آنها مفید یا مهم است ­(پینتریج  و شانک[18]، 2002).

استیل (2007) در یک فرا تحلیل علل و اثرات احتمالی تعلل­ورزی را با متغیرهای متعدد مورد بررسی قرار داده است. یافته های وی نشان داد که بیزاری از تکلیف ، تأخیر در تکلیف پیش بینی کننده های قوی برای تعلل­ورزی هستند. او نیز یکی از ویژگی های تأثیرگذار بر تعلل ورزی را بیزاری از تکلیف می داند به باور استیل، کارهایی که جذابیت کمتری برای فرد دارند، بیشتر به تعویق انداخته می شود.

هر فردی تلاش می کند که از محرک های آزارنده اجتناب کند. بنابراین هرچه یک موقعیت آزارنده تر باشد فرد بیشتر از آن اجتناب خواهد کرد. پس اگر افرادی کاری را ناخوشایند بدانند تمایل بیشتری به تعویق انداختن آن دارند (ارپن[19]، 1998).

همچنین بر طبق نظر فراری، جانسون، و مک­کاون (1995)، تعلل در اکثر افراد جامعه، صرف نظر از جنسیت آنها، شایع است و بسیار نادر هستند افرادی که دچار این مشکل نباشند. ظاهرا با بالا رفتن سطح تحصیلات نیز بر شیوع تعلل افزوده می­گردد؛ چنانچه میزان شیوع آن در مردم عادی بین 15 تا 20 درصد (هاریوت[20] و فراری، 1996) و در جمعیت دانشگاهی بین 46 درصد (سولومون و روثبلوم، 1984) تا 95 درصد (الیس و کناوس، 1997) است.

با توجه به وجود رابطه ارزش تکلیف با تعلل ورزی که ظاهر یافته های پیشین نشان می دهد و به دلیل کمبود تحقیقات در زمینه ی علل و پیش بینی کننده های تعلل ورزی، و به دلیل وجود تناقضات پژوهشی در زمیته­ی تاثیر جنسیت بر میزان تعلل­ورزی تحصیلی، پژوهش حاضر درصدد برآمده است به این سوال پاسخ دهد که هر یک از متغیر های  ارزش تکلیف: ارزش اهمیت، ارزش ذاتی، ارزش بیرونی (کاربردی) و هزینه در پیش بینی تعلل ورزی تحصیلی  چه سهمی دارد؟

1-3 اهمیت و ضرورت انجام پژوهش

تعلل ورزی پدیده­ای جدید نیست، چرا که ویلیام جیمز ارزش روانشناختی آن را 120 سال قبل تشخیص داده بود. و روانشناسان معاصر نیز به ­طور فزاینده­ای علاقمند به هدایت تحقیقات در جهت توضیح تعلل­ورزی هستند. اما علی­رغم تحقیقات رو به رشد در این زمینه، هنوز در مورد علت تعلل­ورزی باید دانش خویش را گسترش بدهیم. از این رو تعلل­ورزی به عنوان یکی از موارد درک نشده بشریت باقی مانده است (استیل، 2000و فراری، 1994، به نقل از امامی،1390). بررسی پژوهش ها نشان می­دهد که روابط تعلل­ورزی با خودتنظیمی، خودکارآمدی و عزت نفس توجهات پژوهشی بیشتری را به خود اختصاص داده است که در این میان می­توان پژوهش های چو و چویی (2005)؛ دروما[21]و همکاران (2003)؛ فراری (2001)؛ هایکوک، مک کارتی و اسکای[22] (1998)؛ هاول[23] و همکاران (2006)؛ سنکال، کوئسنر و والراند[24](1995)؛ استیل (2007)؛ تاکمن[25](1991) و والترز[26](1995) اشاره نمود که همگی بر این یافته­ها تأکید دارند که تعلل­ورزی با خودکارآمدی پایین در خود تنظیمی، اجتناب از تکلیف و عملکرد گریزی و خودتنظیمی رابطه­ی معناداری دارند. با این حال تناقضات پژوهشی نیز در این حوزه یافت می­شود که در این خصوص می­توان به یافته های پژوهشی کاوینگتون[27](2000) و الیوت[28](2005) اشاره نمود که بیان می­کند خودتنظیمی بلند­مدت با تعلل­ورزی ارتباط تنگاتنگ دارد. از سویی یافته­های پژوهشی پینتریچ (2000)، هم این رابطه را تأیید می­کند (به نقل از امامی،1390).

مبتنی بر این ابهامات پژوهشی، ضرورت بررسی مجدد عوامل تأثیر گذار بر تعلل­ورزی نمایان می­شود و پژوهش حاضر درصدد است با بررسی رابطه هر یک از مؤلفه­های ارزش تکلیف با تعلل­ورزی تحصیلی تبیین­های واضح تری از علل و پیش بینی­کننده­های تعلل­ورزی بدست دهد.

همچنین با توجه به اینکه تعلل­ورزی در اغلب موارد می­تواند از طریق ممانعت از پیشرفت و عدم دسترسی به اهداف، پیامدهای نامطلوب و جبران ناپذیری به همراه داشته باشد (الیس و جیمز نال، 1382؛ لای[29]،1986؛ سنگال، کوئستنز و والرند، 1995، به نقل از مصطفوی، 1389). بنابراین شناخت و تبیین پدیده­ی تعلل­ورزی و آگاهی در مورد عوامل زمینه ساز و مرتبط با آن و راهکارهای پیشگیری از آن و فایق آمدن بر عوارض آن، از اهمیت بسزایی برای دانش­آموزان و سازمان آموزش و پرورش برخوردار است. و این می­تواند یکی از ضرورت­های مهم انجام پژوهش حاضر باشد.

بررسی پیشینه تعلل­ورزی نشان می­دهد که آن یک بیماری مسری در نظر گرفته شده است و از حالتی به حالت دیگر و از انسانی به انسان دیگر و از فرد به جامعه و از جامعه­ای به جامعه دیگر سرایت می­کند. بنابراین، باید به تأثیر و تأثرات آن توجه جدی داشت؛ چرا که می­تواند به خانواده، جامعه، ملت و فرهنگ یک کشور آسیب رساند. پژوهش­های روانشناسی بالینی نشان می­دهد که این عادت در جوامع مختلف شایع و روند رو به رشد دارد (الیس و جیمز نال، 1382).

پس با توجه به میزان شیوع تعلل­ورزی در بین افراد جامعه و بار سنگینی که تعلل­ورزی به عنوان یک آسیب جدی بر پیکره­ی نظام بهداشت روانی و جسمی هر جامعه به ویژه دانش­آموزان تحمیل می­کند و با درنظر داشتن این موضوع که دانش­آموزان به عنوان پتانسیل­ها و آینده­سازان کشور و نیازمند توجه ویژه در رشد افکار و هیجانات و انگیزش­ها و بطور کلی شخصیت و لزوم برخورداری آنها از انگیزش درونی و شیوه­های مناسب انتخاب تکلیف، جهت موفقیت درمدرسه و زندگی شخصی، اجتماعی و شغلی، ضروری می­نماید که با انجام تحقیقات بیشتر، از عوامل زمینه ساز تعلل ورزی تحصیلی پیشگیری به عمل آید. و تحقیق حاضر قصد دارد با شناسایی رابطه­ی هر یک از مؤلفه های ارزش تکلیف با تعلل­ورزی تحصیلی و ارائه­ی پیشنهاد­های لازم و اصولی در پایان این پژوهش، معلمان، مشاوران، برنامه­ریزان درسی و سایر دست­اندرکاران مربوطه را توانمند سازد تا با هدایت دانش­آموزان به شیوه­های مناسب انتخاب تکلیف و در نهایت مداومت در انجام آنها، میزان تعلل­ورزی را در دانش­آموزان کاسته و از جنبه­های منفی آن جلوگیری کنند.

درخصوص رابطه­ی ارزش تکلیف با تعلل­ورزی، شمار تحقیقات بسیار اندک است. همچنین مطالعه مقالات و تحقیقات انجام یافته در زمینه­ی تعلل­ورزی محقق را به سمت شناسایی عوامل مرتبط با تعلل­ورزی سوق می­دهد. بنابراین این پژوهش سعی می­کند با یک روش همبستگی چگونگی ارتباط چهار مؤلفه­ی ارزش تکلیف با تعلل­ورزی تحصیلی را واضح ساخته و پیشنهادات اصولی در جهت کاهش و کنترل این رفتار در بین دانش آموزان ارائه دهد.

1-4 هدف کلی پژوهش

تعیین رابطه تعلل ورزی تحصیلی با ارزش تکلیف

1-5 اهداف جزئی پژوهش

  • تعیین رابطه ارزش کاربردی تکلیف با تعلل ورزی تحصیلی،
  • تعیین رابطه ارزش اهمیت تکلیف با تعلل ورزی تحصیلی،
  • تعیین رابطه لذت درونی (علاقه) تکلیف با تعلل ورزی تحصیلی،
  • تعیین رابطه هزینه های متصور تکلیف با تعلل ورزی تحصیلی.
  • تعیین رابطه جنسیت دانش­آموزان با تعلل­ورزی تحصیلی.
  • 6 فرضیه های پژوهش
  • بین ارزش کاربردی تکلیف و تعلل­ورزی تحصیلی رابطه منفی وجود دارد.
  • بین ارزش اهمیت و تعلل­ورزی تحصیلی رابطه منفی وجود دارد.
  • بین لذت درونی و تعلل­ورزی تحصیلی رابطه منفی وجود دارد.
  • بین هزینه های متصور و تعلل­ورزی تحصیلی رابطه مثبت وجود دارد.
  • بین دختران و پسران از نظر میزان تعلل ورزی تفاوت وجود دارد.

1-6-1 سوال پژوهش

  • کدام یک از مؤلفه­های ارزش تکلیف، تعلل ورزی تحصیلی را پیش­بینی می­کند؟

1-6 انواع متغیرها

  • متغیر ملاک (وابسته) : تعلل ورزی تحصیلی
  • متغیر پیش بین : ارزش تکلیف
  • متغیر تعدیل کننده: جنسیت

 1-8 تعاریف مفهومی و عملیاتی

1-8-1 تعلل ورزی

الف) مفهومی : تمایل مناسب و همیشگی فراگیران برای به تعویق انداختن فعالیت های تحصیلی است که تقریبا همیشه با اضطراب توام است (راثبلوم ، سولومون و موراکامی[30]،1986، به نقل از محمدی، 1391).

ب) عملیاتی : مجموع نمراتی که آزمودنی ها در سوالات پرسشنامه «تعلل ورزی تحصیلی» تاکمن (1989) کسب می کنند.

1-8-2 ارزش تکلیف

الف) مفهومی : به دلایل مختلفی که دانش آموز در مورد علت پرداختن به تکلیفی ارائه می دهد، اشاره دارد (پینتریچ و شانک ،2002).

الف) عملیاتی : نمراتی که دانش­آموزان در پرسش­نامه­ی ارزش تکلیف طراحی شده در این پژوهش به دست می­آورند.

 آنان که برای دست­یابی به حقیقت به سخن گوش می­سپارند و بهترین آن را پیروی می­کنند، اینانند که خدا آنان را راه نموده است و اینانند خردمندان. زمر/18

2-1-1 تعریف تعلل­ورزی

تعلل ورزی یا اهمالکاری به معنای به تعویق انداختن امری به دلیل ناخوشایندی یا ملال­آوری آن است ­(فرهنگ نامه­ی کمبریج، 2003). در فرهنگ معین تعلل معادل فروگذاشتن، پله­کاری، واگذاشتن، فروگذاشتن، سستی کردن در کاری بی­پروایی کردن، درنگ، و سهل­انگاری در نظر گرفته شده است. واژه لاتین تعلل، مرکب از دو کلمه «پرو» و «کراسینوس» از ریشه لاتین به معنی «به تعویق انداختن تا صبح» است. این واژه معادل تعلل ورزی، سهل­انگاری، به تعویق انداختن و این دست و آن دست کردن می باشد (الیس و جیمز نال ،1382). درباره تعلل ورزی تعریف واحد پذیرفته شده­ای وجود ندارد و هر یک از صاحبنظران از منظر خود به این موضوع نگریسته، تعریفی از آن ارائه کرده که به برخی اشاره می شود:

الیس و کنوس (2002، به نقل از کاظمی، فیاضی، کاوه، 1389)، تعلل را تمایل به اجتناب از فعالیت، واگذار کردن انجام کار به آینده و استفاده از پوزش­خواهی برای توجیه تأخیر در انجام فعالیت تعریف

پایان نامه تأثیر استفاده از موسیقی بر یادگیری و یادداری زبان انگلیسی...

3-2 اهداف فرعی   5

4- سوالهـــای تحقیق   6

5- ضرورت انجام تحقیق   6

6- تعاریف واژه ها و اصطلاحات    11

6-1 تعاریف نظری   11

6-2 تعاریف عملیاتی   12

فصل دوم ……………………………………………………………………………………………………………….

1- مقدمه  14

2- مبانی نظری یادگیری   15

2-1 نظریه‌ تداعی گرایی   15

2-2 نظریه‌های شناختی   17

2-3 نظریه یادگیری اجتماعی   18

3- زبان و ماهیت آن   20

4- مشخصه‌های زبان   21

4-1                                            قراردادی بودن……   21

4-2 جانشین سازی   22

4-3 زایایی   22

4-4 انتقال فرهنگی   22

4-5 تمایز  23

4-6 دو سطحی بودن   23

5- مهارت‌های زبانی   23

5-1 مهارت گوش‌دادن   24

5-2 مهارت صحبت‌کردن   24

5-3 مهارت خواندن   25

5-4 مهارت نوشتن   25

5-5 فراگیری زبان   26

6- فراگیری زبان اول   27

7-1عوامل موثر در فراگیری زبان اول   28

دانلود پایان نامه


7-2 مراحل فراگیری زبان اول   30

الف) مرحله‌ی پیش‌زبانی   30

ب) مرحله‌ی زبانی: 31

8- یادگیری زبان دوم  32

8-1 عوامل موثر در یادگیری زبان دوم  33

9- مبانی نظری یادگیری زبان دوم  36

10- یادگیری اجتماعی زبان   41

10-1 رویکرد کل گرا 42

10-2 آموزش زبان توانش محور  43

10-3 آموزش ارتباطی زبان   44

11-4 رویکرد طبیعی   46

11- یادداری(یادسپاری)  49

12- رویکرد های آموزشی زبان انگلیسی   50

12-1 روش دستور- ترجمه  50

12-2 روش مستقیم  51

12-3 روش دیداری- گفتاری   51

12-4 روش آموزش بدون کلام  52

12-5 روش تلقینی   52

12-6 یادگیری زبان اجتماعی   53

12-7 روش پاسخ به حرکات فیزیکی   54

12-8 رویکرد ارتباطی   54

13- تعریف موسیقى   55

14- پیدایش موسیقى   57

16- پیشینه مطبوعات موسیقى در ایران   59

16-1 دوره اول ۱۳۱۸-۱۳۳۱   59

16-2 دوره دوم ۱۳۳۱-۱۳۵۵   62

16-3 بعد از انقلاب اسلامى   63

17- اثرات موسیقی بر مغز  66

این مطلب را هم بخوانید :

18- موسیقی درمانی   71

19- احساسات و هیجانات موسیقی   76

20- کارکردهای موسیقی   77

21- اهمیت موسیقی در دیدگاههای جامعه شناسی   83

22- سابقه علمـــی پیشینه تحقیق در ایران و خارج از کشور  84

22-1 پیشینه تحقیق در ایران   84

22-2 پیشینه تحقیق درخارج از کشور  87

فصل سوم…………………………………………………………………………………………………………………

1- مقدمه  91

2- روش انجام تحقیق   91

3- جامعــه آمــاری   93

4- حجم نمونه و روش نمونه گیری   93

5- روش و ابزار جمع آوری اطـلاعات    93

6- روش تحلیــل داده ها 94

فصل چهارم……………………………………………………………………………………………………………….

1- مقدمه  97

2- یافته های پژوهش    97

2-1 یافته های توصیفی   97

2-2 یافته های استنباطی   98

فصل پنجم………………………………………………………………………………………………………………..

1- مقدمه  113

2- خلاصه یافته ها 113

3- بحث و نتیجه گیری   114

4- پیشنهادات    117

4-1 پیشنهادهای کاربردی   117

4-2 پیشنهادهای پژوهشی   118

5- محدودیت های پژوهش    119

5-1 محدودیت های در اختیار پژوهشگر  119

5-2 محدودیت های خارج از اختیار پژوهشگر  120

منابع  121

– مقدمه

یادگیری زبان به عنوان توسعه یافته ترین ابزار ارتباطی با دیگر جوامع و فرهنگ های گوناگون همواره مورد توجه بشر بوده است و در این راستا همواره تلاش نموده با بهره گیری از امکانات و فنون مختلف، زبان دیگر ملت ها را فراگیرد و زبان خود را نیز به دیگران بیاموزد. در ادوار گوناگون نیازهای فراگیری زبان و نوع زبان خارجی که برای یادگیری انتخاب می شود متناسب با شرایط موجود همواره در تغییر است. طی سالیان اخیر به دلایل مختلف علمی، فرهنگی و سیاسی زبان انگلیسی به عنوان وسیله ی ارتباطی انسان ها با فرهنگ ها و ملیت های متفاوت بدل شده و از آنجا که با پیشرفت وسایل ار تباط جمعی دنیای امروز به دهکده ای فرضی تبدیل شده نیاز بشر به فراگیری و دانستن این زبان مشترک بیش از پیش احساس می شود. هر چند سال هاست آموزش زبان انگلیسی در مدارس و آموزشگاه های تخصصی آموزش داده می شود اما همواره از کاستی هایی رنج برده و نتیجه ای کارآمد و ثمربخش نداشته است. از مهمترین دلایل این ناکارآمدی انتخاب شیوهایست که برای آموزش و فراگیری این زبان در نظر گرفته می شود. ما سواد زبانی را فرا می گیریم ولی زبان نمی دانیم! فراگیری زبان باید با شنیدن و صحبت کردن آغاز شود نه خواندن و نوشتن. نکته ی دیگر ایجاد شوق و لذت یادگیری است. فراگیری زبان انگلیسی باید با حس کردن شروع شود نه حفظ کردن. در نتیجه گزینش شیوه ای از آموزش که این ترتیب توالی را رعایت کند فتح بابی ست در فراگیری کارآمد زبان انگلیسی(نظری، 1391). استفاده از روش های نوین و د اینجا موسیقی می تواند شور و شوق مخاطب را برانگیزاند و بدین ترتیب یادگیری را پویا، پایا و پایدار می سازد.

2- بیان مسأله

در دنیای امروز با توجه به نیاز روز افزون افراد به فراگیری زبان انگلیسی و توجه والدین به وضعیت یادگیری فرزندان خود و همچنین دقت آن‌ها به این مسأله که فرزندانشان این زبان را به شکلی مطلوب و پایدار فراگیرند، کیفیت یادگیری و تدریس زبان انگلیسی مرکز توجه قرار گرفته است.

یادگیری زبان انگلیسی به عنوان زبان دوم یا زبان خارجی، به طرز باور نکردنی باعث تشویش خاطر فراگیران می‌شود، به خصوص اگر شرایطی فراهم نباشد که آن‌ها زبان مقصد را در شرایط واقعی به کار برند. از مشکلاتی که معلمان در این کلاس‌ها با آن مواجه‌اند، کمبود اعتماد به نفس فراگیران برای مکالمه به زبان  مقصد و یا پاسخ به سؤال‌های مطرح شده در کلاس می‌باشد. در این کلاس‌ها زبان آموزانی را می‌بینیم که فقط بر روی صندلی نشسته‌اند و انتظار دارند که بیشتر معلم صحبت کند. در نتیجه این فراگیران بی‌علاقه و بی‌انگیزه شده و برخی مواقع به خاطر مشکلات مکالمه و بر قراری ارتباط باعث بروز مسائل انضباطی می‌شوند (آتیمولام[1]، 2004).

با وجود سابقه ی طولانی آموزش زبان خارجی در کشورما ، هنوز ناکار آمدی این آموزش در مجهز کردن فراگیران به توانش ارتباطی کاملا محسوس است وتحقیقات نشان می دهد که آموزش رسمی نمی­تواند پاسخگوی انتظار دانش آموزان از یادگیری زبان به عنوان یک ابزار ارتباطی باشد و آنها مجبورند برای رفع این نیاز خود به آموزشگاههای خصوصی زبان متوسل شوند (فکری، 1379 ؛ جوادی ،1380؛ رزمجو و ریاضی، 2006)؛ اما باید ابراز کرد بسیاری از آموزشهای موسسات آموزش زبان انگلیسی نیز کارآمدی لازم را ندارند.

به گفته‌ی ایمانی (1387) “یادگیری زبان به چند مسأله بستگی دارد. زبان مجموعه ای از مهارت‌هاست و از روش‌های نادرست یادگیری آن مجزا ساختن این مهارت‌هاست که انگیزه و علاقه‌ی زبان‌آموزان را دچار تنزل می‌کند. شیوه‌های سنتی یاددهی ـ یادگیری زبان بر همین اصل جداکردن مهارت‌های زبانی استوار است که سبب می‌شود نه تنها فراگیران با زبان مقصد ارتباط برقرار نکنند بلکه باعث تشویش و سردرگمی آن‌ها می‌شود. در صورتی زبان انگلیسی در زبان‌آموزان درونی می‌شود که به روش کاربردی ارائه شود. ما باید موقعیت‌های زبانی را برای فراگیران فراهم آوریم و مهارت‌های لازم را به آن ها آموزش دهیم”.

آموزش هر انسانی از طریق حواسی که او را با جهان خارج مرتبط می‌سازند صورت می‌گیرد و مهمترین حواس ارتباط دهنده‌ی انسان با محیط خارج، دیدن و شنیدن هستند. انسان از بدو تولد می‌بوید، می‌شنود، می‌بیند، لمس می‌کند، می‌چشد، ضبط می‌کند و جلوتر که آمد تحلیل می‌کند. یکی از موفق‌ترین راه‌های آموزش غیرمستقیم “هنر” است که به علت زیبایی و انتزاعی بودنش می‌تواند هر آموزشی را در لفافه‌ای حریر و در اوج اثرگذاری بر ذهن مخاطب بنشاند (اکبرلو، 1387).

آموزش موسیقی در دهه های اخیر به منزله راهبردی موثر برای افزایش توانمندیهای ارتباطی، شناختی و عاطفی به کار برده شده است. بسیاری از متخصصان بر این باورند که پاسخهای موسیقیایی افراد ارتجالی ترین و طبیعی ترین واکنشهای وی به شمار می روند و در زمینه های مختلف یادگیری نقش مهمی دارند.  بررسی تاریخ موسیقی نیز نشان می دهد که در بسیاری از موارد موسیقی با ریاضیات مقایسه شده است. وجود چنین رابطه ای موجب شده است که بسیاری از پژوهشگران به بررسی رابطه­ی بین آموزش موسیقی و توانایی یادگیری ریاضیات بپردازند. نتایج تحقیقات نیز نشان می دهد که موسیقی، توانایی ریاضی کودکان را به طور چشمگیری افزایش می دهد (ولیسفر، 2010، راشر، 2009، گوزاسیس، گان و کیشرن، 2007؛ هریس، 2007، وان، 2010؛ گرازیانو، پیترسون و شاو، 1999 به نقل از نورمحمدی، 1383).

وجود رابطه بین آموزش ریاضی و موسیقی محقق را بر آن داشت تا به بررسی این موضوع که آیا استفاده از موسیقی می تواند زمینه ساز یادگیری و یاداری بهتر زبان انگلیسی شود، بپردازد.

در چرخه ی آموزشی کنونی، این مخاطبان نمی توانند از زبان آموخته شده، در ارتباطات و به طرز کاربردی استفاده کنند، از این رو نوعی بازخورد منفی از آن دریافت کرده و بی علاقگی و بی انگیزگی به همراه ترس از اشتباه کردن، اعتماد به نفس آنها را در استفاده از زبان دوم از بین می برد. یکی از راهکارهای غلبه بر این مشکل، استفاده از مواردی است که به فراگیران آرامش خاطرداده و مخاطبان به آن علاقه دارند می­باشد. با توجه به این مسئله بر آن شدیم تا از موسیقی به عنوان عنصری برای جلب توجه فراگیران و ایجاد آرامش خاطر برای آموزش زبان انگلیسی استفاده کنیم و تأثیرات آن را بر یادگیری و یاداری آموزش انگلیسی مورد سنجش قرار دهیم، باشد که بتوان از این رهگذری زمینه ای برای موفقیت هر چه بیشتر آموزش ایجاد نمود.

از سوی دیگر، محدودیت آموزش و پرورش در کشور ما، کاهش علاقه و انگیزه ی یادگیری و به دنبال آن ترک تحصیل و افت تحصیلی و بیزاری از ادامه ی تحصیل، منابع انسانی و مادی جامعه را تلف نموده و آثار نامطلوبی در زندگی فردی و اجتماعی دارد. افت تحصیلی و عدم علاقه به یادگیری، مخصوصاً یادگیری زبانی غیر از زبان مادری، ضرورت تحقیق و بررسی در این زمینه را پررنگ تر می سازد.

آنچه که در اینجا باید بدان توجه نمود این است که فراگیران ما شاید بتوانند مطالب ارائه شده را به راحتی و در مدت زمان کوتاهی بیاموزند، اما اینکه این مطالب تا چه مدت در ذهن آنها باقی بماند و به آنها این امکان را بدهد که در موقعیتهای مختلف از آن بهره بگیرند، جای تأمل دارد. به عبارتی توجه به یادگیری و «یادداری» با هم، در عرصه ی آموزش امری ضروری است.

«یادداری» اصطلاحی است که به میزان حفظ مطالب آموخته شده در حافظه ی بلندمدت و همچنین قابلیت کاربرد عملی آن اشاره دارد(جیمز و استوارت، به نقل از شاه بیگی، 1389). بنابراین نظام آموزشی ما، برخلاف روند کنونی خود، در اتخاذ روشهای متناسب، نه تنها باید به یادگیری فراگیران توجه نماید، بلکه در کنار آن، یادداری را هم نباید نادیده بگیرد. آموزش و یادگیری زبان، به عنوان ابزاری برای ارتباط و درک یکدیگر، با ماهیت طبیعی و موجودیت اجتماعی خود، از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است.

از آنجاییکه یکی از مهمترین اصول در آموزش زبان دوم، یافتن روشهای خلق محیط طبیعی یادگیری زبان برای فراگیران می باشد، استفاده از پخش موسیقی، برای تحقق هدف فوق، می تواند امری موثر باشد. این روش، سد یکنواختی کلاس درس را شکسته و به شاگردان این فرصت را می دهد تا زبان را عملاً بکار برند.

3- اهداف

3-1 هدف اصلی

بررسی تأثیر استفاده از موسیقی بر یادگیری و یادداری زبان انگلیسی

3-2 اهداف فرعی

  1. تأثیر استفاده از موسیقی بر:
  2. یادگیری نوشتاری زبان انگلیسی
  3. یادگیری شنیداری زبان انگلیسی
  4. یادگیری گفتاری زبان انگلیسی
  5. یادداری نوشتاری زبان انگلیسی
  6. یادداری شنیداری زبان انگلیسی
  7. یادداری گفتاری زبان انگلیسی

 

4- سوالهـــای تحقیق

  1. موسیقی بر یادگیری نوشتاری زبان انگلیسی تأثیر مثبت دارد.
  2. موسیقی بر یادگیری شنیداری زبان انگلیسی تأثیر مثبت دارد.
  3. موسیقی بر یادگیری گفتاری زبان انگلیسی تأثیر مثبت دارد.
  4. موسیقی بر یادداری نوشتاری زبان انگلیسی تأثیر مثبت دارد.
  5. موسیقی بر یادداری شنیداری زبان انگلیسی تأثیر مثبت دارد.
  6. موسیقی بر یادداری گفتاری زبان انگلیسی تأثیر مثبت دارد.

 

5- ضرورت انجام تحقیق

ارتباطات در راستای تحولات لحظه به لحظه‌ی جهان و به تناسب آن تغییر نیازهای انسان، مفهومی جدید به خود گرفته و از سطح شهر و کشور گذشته و به سطح بین الملل رسیده است. زبان نیز یکی از ابزارهای اصلی ارتباط میان ملت‌ها ست و از آن جایی زبان انگلیسی مهم‌ترین زبان دنیا در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی، نظامی، صنعتی، فرهنگی و علمی در روابط بین‌الملل به شمار می‌آید، به عنوان زبان مشترک  بین المللی پذیرفته شده است و مردمی که در کشورهای مختلف زندگی می‌کنند برای برقراری ارتباط با یکدیگر از این زبان استفاده می‌کنند. از طرفی انگلیسی زبان اصلی اینترنت است که امروزه میلیون ها انسان را به هم ارتباط می‌دهد. برخی از همین دلایل سبب شده است که در بسیاری از کشورها، زبان انگلیسی، زبان دوم مردم شود؛ به این معنا که مردم برای برقراری ارتباطی بهتر در جامعه، رفع نیاز های آموزشی و جهت رونق کسب و کار، ناگزیر به یادگیری زبان انگلیسی هستند. در کشور ما این زبان به عنوان زبان خارجی مطرح است زیرا در محیط جامعه و زندگی خارج از کلاس درس با این زبان سر و کار نداریم و نیازهایمان در حد معمول رفع می‌شود. در واقع زبان خارجی، زبانی­ست که در یک کشور زبان بومی مردمان آن نیست. زبان خارجی، معمولاً برای تکلم با خارجی‌هایی که آن زبان را صحبت می‌کنند یا برای خواندن مطالب چاپ شده به آن زبان یاد گرفته می‌شود (وثوقی، 1363). درنتیجه با توجه به اهمیت زبان به عنوان ابزار ارتباط بین المللی، امروزه یادگیری حداقل یک زبان خارجی برای هر فرد ضروری ست. این امر به ویژه در کشورهایی همانند ایران، با در نظر داشتن نیاز به شناساندن فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی به جهان بیش از پیش اهمیت می یابد (میردهقان و بلوک اصلی، 1390). در همین راستا و نظر به اولویت یادگیری زبان انگلیسی در کشور، توجه به فرآیند آموزش و یاددهی آن از جایگاه خاصی برخوردار می‌باشد.

لازم به ذکر در دنیای امروز که پیشرفت اطلاعات و تکنولوژی لحظه‌ای ست و به خاطر وجود شبکه‌های عظیم وب مرزها در نوردیده و ارتباطات نزدیک‌تر شده‌اند، اهمیت فراگیری زبان انگلیسی به عنوان یک زبان بین‌المللی بیشتر نمود می­یابد. چرا که دستیابی به این حجم اطلاعات و بهره‌گیری از تکنولوژی‌های پیشرفته روز بدون این توانایی و مهارت امکان پذیر نیست یا بسیار هزینه بر است. در کشور ما زبان انگلیسی به عنوان یک زبان خارجی تدریس می‌شود، به این معنا که در محیط خارج از کلاس درس موقعیت و شرایطی فراهم نیست که زبان‌آموز از دانسته‌های خود به صورت عملی و کاربردی استفاده کند و این یکی از مهمترین و قابل تأمل‌ترین مسائلی ست که یادگیری و یادداری زبان را دچار مشکل می‌کند. همانطور که دربیان مسئله تحقیق اشاره شد، یادگیری زبان خارجی به ویژه زبان بین المللی و جهانی و چاره اندیشی جهت دستیابی به روشها ی کارساز برای تحقق هرچه بهتر آن امر جدیدی نبوده و در تاریخ یادگیری زبان خارجی با توجه به قابلیتهای زبانی که برای یادگیرندگان ضروری تشخیص داده می شد همواره روشها و رویکردهای گوناگونی از جانب کارشناسان و متخصصان زبان آموزی مطرح شده است و حتی به زعم ریچاردز و راجرز (2001) تئوری های متفاوتی در رابطه با ماهیت زبان و زبان آموزی ارائه شده است.

خوشبختانه در چند سال اخیر اهیت وضرورت آموزش کار آمد زبان بین المللی بیش از پیش حس می شود به گونه ای که درترسیم چشم انداز جمهوری اسلامی ایران (1383)  وتدوین اسناد و سیاستگذاری ها از جمله مصوبه سند تحول بنیادین(1390) و برنامه درسی ملی، نگاشت چهارم(1389) در راستای تحقق و دستیابی به اهداف سند چشم انداز بیست ساله این ضرورت به خوبی حس می شود. اهمیت و ضرورت پرداختن به مسئله آموزش زبان خارجی غالب و بین المللی در گزاره های هریک از اسناد نام برده شده به خوبی قابل دریافت می باشد:

سند چشم انداز بیست ساله : این سند که در سطح بسیار کلان جایگاه کشور را در چشم انداز بیست ساله ترسیم می کند،مهمترین و اساسی ترین سند برای ترسیم گامهای بعدی در سطوح مختلف از جمله آموزش زبان خارجی مورد توجه است. در این سند ایران در سال 1404 هجری شمسی به عنوان کشوری توسعه یافته با جایگاه اول اقتصادی،علمی و فناوری در سطح منطقه ،با هویت اسلامی و انقلابی ،الهام بخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و موثر در روابط بین الملل معرفی شده است.

اهمیت دانستن زبان مشترک بین المللی که قدرت مفاهمه و ارتباط در تمام سطوح علمی ،ایدئولوژیکی، اقتصادی، فناوری وفرهنگی را بین ایران و سایر نقاط جهان امکان پذیر سازد از سیاستها و اهداف کلان تدوین شده در سند چشم انداز بیست ساله قابل استنباط است. برای رسیدن به جایگاه اول در سطح منطقه باحفظ هویت اسلامی، انقلابی و داشتن تعامل سازنده و موثر در روابط بین الملل، نه تنها دانستن بلکه تسلط بر زبان بین المللی ضروری می باشدو برای دستیابی به این ابزار مهم ارتباطی در راستای تحقق اهداف کلان، جستجوی ساز و کارهای آموزش کار آمد زبان لازم و ضروری می نماید.

سند تحول بنیادین آموزش و پرورش (1390) : در این سند با الهام گیری از اسناد بالا دستی و بهره گیری از ارزشهای بنیادین آنها توجه به اهداف راهبردی نظام جمهوری اسلامی ایران ،چشم انداز و اهداف تعلیم و تربیت در افق 1404 هجری شمسی تبیین گردیده است و احراز عرصه تعلیم و تربیت از مهم ترین زیرساخت های تعالی پیشرفت همه جانبه کشور و ابزار جدی برای ارتقاء سرمایه ی انسانی شایسته کشور در عرصه های مختلف بیان شده است(ص 2). در فصل سوم سند با عنوان چشم انداز و زیر عنوان مدرسه در افق چشم انداز،برویژگیهای تعلیم و تربیت در افق چشم انداز تاکید شده است که از آن جمله می توان به گزاره های زیر که بیان گر توجه به اهمیت آموزش زبان بین المللی است، اشاره کرد:

  1. جایگاه و نقش تعلیم و تربیتی نهاد رسانه و فناوری های ارتباطی و بهره گیری هوشمندانه از آن و مواجهه فعال و آگاهانه جهت پیشگیری وکنترل آثار و پیامدهای نامطلوب آن
  2. استمرار فرهنگ اسلامی ـ ایرانی ازطریق ارزیابی آگاهانه آن و تعامل نقادانه با سایر فرهنگها براساس نظام معیار اسلامی

پایان نامه تاثیر خواندن باخانواده درعلاقه‌مندی کودک به مطالعه...

نتایج: توجه سازمان‌یافته اجتماعی به وضعیت مادران و فرزندان درخانواده سابقه‌ای در جامعه‌ی ما نداشته است. بنابراین پس از سال‌ها تلاش فردی برای بهبودوضعیت مادران وفرزندان سبد موقعیت ارزشمند فرهنگی برای خانواده هاپدیدآورد،ولی فرهنگ سازی نیاز به برنامه‌ی روشمند کوتاه‌مدت وبلند‌مدت دارد.گزارشات ماهیانه اعضا کمک بزرگی درآشکار‌سازی سلیقه‌هاجهت به کارگیری دربرنامه‌های آینده بود.

کلیدواژه:مطالعه‌در خانواده،خواندن،سبدخواندن،کودک ومطالعه،خانه کتابداروترویج خواندن کودک ونوجوان.

فهرست مطالب

 

عنوان                                                                                                        صفحه

 

چکیده ‌ه

فهرست مطالب ‌و

فهرست جدول ها ‌ک

فهرست نمودارها ‌ل

فصل اول: کلیات پژوهش 12

1-1. مقدمه 13

1-2. بیان مساله 15

1-3. پرسش‌های پژوهش 17

1-4. فرضیه‌ها (سوال‌های تحقیق) 17

1-5. اهمیت وضرورت پژوهش 17

1-6. هدف پژوهش 20

1-7. روش انجام تحقیق 21

1-8. تعریف واژه ها: 21

1-9. تعریف عملیاتی: 22

فصل دوم:مبانی نظری وپیشینه پژوهش 23

2-1. مقدمه 24

2-2. ادبیات کودک و نوجوان: 24

2-2-1.  اهداف ادبیات کودکان: 25

2-3.  کتاب‌های کودکان و نوجوانان 25


2-4.  مطالعه 27

2-4-1.  اهمیت مطالعه 28

2-4-2. مطالعه و رشد 29

2-5. خواندن 31

2-6. پایگاه های ایجاد عادت به مطالعه و خواندن 32

2-7. رغبت، علاقه، انگیزه 34

2-8. کودک 35

2-9. نهادهای مروج خواندن 36

2-9-1. شورای کتاب کودک 36

2-9-2. موسسه مادران امروز 37

2-9-3. خانه کتابدار 39

2-10. پیشینه پژوهش: 40

2-10-1. پیشینه و تحقیقات انجام گرفته در داخل کشور: 41

2-10-2. پیشینه طرح‌های عملی و گزارش نشست‌ها در داخل کشور: 41

2-10-3. پیشینه و تحقیقات انجام گرفته در خارج از کشور: 45

2-10-4. نتیجه گیری 61

فصل سوم: روش پژوهش 62

3-1.مقدمه 63

3-2. روش پژوهش 63

3-3. پژوهش موردی 64

3-4. جامعه و نمونه پژوهش 65

3-5. ابزار جمع‌آوری داده 66

3-6. کد گذاری وتحلیل داده‌ها 67

فصل چهارم :یافته‌های پژوهش 70

4-1. مقدمه 71

4-2. طرح سبدخواندن با خانواده 72

این مطلب را هم بخوانید :

4-3. جلسات خواندن 73

4-3-1. نشست اول 28/11/91: 73

4-3-2. نشست دوم31/1/92: 75

4-3-3. نشست سوم28/2/92 75

4-3-4. نشست چهارم25/3/92: 76

4-3-5. نشست پنجم29/4/92: 76

4-3-6. نشست ششم26/5/92: 77

4-3-7. نشست هفتم30/6/92: 78

4-3-8. نشست هشتم27/7/92 : 78

4-3-9. نشست نهم 25/8/92 : 80

4-4. مقوله‌ها‌ی موردتحلیل 81

4-4-1..فراهم کردن شرایط مساعد یا رفع عوامل مزاحم 81

4-4-2.اجزا زنجیره کتابخوانی 82

4-4-3.  شیوه های ترویج 84

4-4-4.برآورده سازی نیازهای بنیادی 85

4-4-5.مهارت ها 86

4-4-6.انگیزه های مطالعه وخواندن 88

4-4-7.سایر مقوله‌ها 90

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری 93

5-1.مقدمه 94

5-2.مروری بر طرح سبد خواندن 95

5-2-1.بازی درسبدخواندن 98

5-2-2.کتاب، کتاب مرجع ، نشریه درسبدخواندن 98

5-2-3.فراهم کردن شرایط مساعدورفع عوامل مزاحم درسبدخواندن 100

5-2-4.اجزای زنجیره کتابخوانی درسبدخواندن 102

5-2-5.شیوه  های ترویج درسبدخواندن 103

5-2-6.بر آورده سازی نیازهای بنیادی درسبدخواندن 104

5-2-7.رشد مهارت ها درسبدخواندن 105

5-2-8.انگیزه های مطالعه درسبدخواندن 106

5-3.خواندن با خانواده چه تاثیری بر علاقه‌مندی کودکان طرح به مطالعه داشته است؟ 107

5-3-1.تاثیرمطالعه برکودک درسبدخواندن 108

5-3-2.ادبیات کودکان درسبدخواندن 109

5-3-3.قصه‌گویی و داستان خوانی درسبدخواندن 110

5-3-4.بازی و کودک در سبدخواندن 111

5-3-5.کتاب و نشریات  کودک در سبد خواندن 112

5-3-6.خلاقیت و کودک در سبد خواندن 112

5-3-7.فراهم‌کردن شرایط مساعد در سبد برای کودک 113

5-3-8.اجزای زنجیره کتابخوانی و کودک در سبد خواندن 114

5-3-9.تاثیرشیوه‌های ترویج بر کودک در سبدخواندن 115

5-3-10.نیازهای بنیادی کودک و سبد خواندن 116

5-3-11.مهارت‌های کودک و سبد خواندن 118

5-3-12.تاثیرسبدخواندن برانگیزه مطالعه درکودک 121

5-4.نتیجه گیری 123

5-5.محدودیت پژوهش 125

5-6.پیشنهادات  برای پژوهش آینده 126

منابع 127

مقدمه

گسترش فرهنگ مطالعه وکتابخوانی، ضرورت رشد وتعالی هر جامعه‌ای است . متخصصان تعلیم و تربیت معتقدند که یکی از مهم‌ترین مسایل وفرضیه‌هایی که برای ساختن وتکامل شخصیت افراد وتوسعه وپیشرفت ارزش های اخلاقی وهنری وجود دارد ، شوق به خواندن وعشق به مطالعه است . عشق و علاقه نسبت به کتاب را زمانی باید درکودکان آغاز کرد که هنوز قادر به مطالعه نیستند. حتی وقتی که خود کودکان هم بتوانند بخوانند لازم است همیشه برای آن‌ها بهترین اشعار وداستان‌هارا با صدای بلند خواند بدین‌وسیله است که کودکان ، زبیائی تصاویر وکلمات وعبارات هنری را بهتر احساس می‌کنندو این درک وحس برای سازندگی وتکامل ذوق ها وسلیقه ها مهم است . (شعاری‌نژاد ، 1372 ، ص 100) نخستین گام درجهت آشنایی کودک با کتاب و کتابخوانی درخانه برداشته می شود.درزندگی امروزه حتی مفهوم سواد دگرگون شده ولازم است اطفال ما بیاموزند که زندگی را چنانکه واقعاً هست لمس کنند و چگونگی دست‌یابی به اطلاعات درست را فرا بگیرند ، دراین صورت قدم‌های درستی در راه به ثمرنشاندن تفکربرداشته شده است. حال ، آیا مدارس و کتاب های درسی به تنهایی می‌تواند جوابگوی نیازهای ذهنی و روانی کودکان و نوجوانان باشند ؟ باتوجه به فرصت طلایی یادگیری آیازمان زیادی راازدست نداده‌ایم؟

پدران و مادران امروز پذیرفته‌اند که پرورش فرزندان ، هنری است که باید آموخت . در اولین گام تاکید بر بودن با فرزندان است . از ماچه می‌خواهند ؟ اجزائی که دنیای فرزندان ما را می‌سازد ، مانند اجزای دنیای امروز خودمان بسیاراست . شامل مواردی هم چون معاشرت ، بلوغ، اخلاق ، مذهب ، تلویزیون ، هنر، آزادی سنت‌ها و … می‌باشد . فرزندان  در مواجهه با هر یک از این‌ها نیازمند حضور والدین درکنارشان هستند . ما باید به آن‌ها تصویری دقیق از جامعه بدهیم تا بدانند که چه هستند؟ دیگران چگونه‌اند ؟ درچه موقعیتی زندگی می‌کنند ؟ (کیانوش، 1356، ص 38)

کودکی ، اساسی ترین دوره زندگی انسان است . این دوره فقط تدارک برای مرحله‌ی بعد، یعنی بزرگسالی نیست . بلکه برای خود زندگی واقعی و پرجنب وجوش و یگانه‌ای است . اینکه کودک امروز درآینده چگونه آدمی بشود ، بیش از هر چیز به این بستگی دارد که کودکی خود را چگونه گذارنده باشد؛ چه کسانی دربرداشتن نخسیتن گام‌های زندگی دست او را گرفته باشند و چه تجاربی از جهان پیرامون بر قلب و روح او حک شده باشد. (ملینسکی ، 1380 ، ص 44 )به عقیده‌ی داوسون و میلارد[1] : « کتاب‌ها جانشین زندگی نیستند ، بلکه می‌توانند آن را بیش از حد پر مایه کنند . وقتی زندگی جالب و جذاب است ، کتاب‌ها می‌توانند احساس ما را نسبت به آن زیادتر کنند ، هنگامی که زندگی دشوار است ،کتاب‌ها فوراً ما را ازرنج آن نجات می‌دهند ، یا این که بینش‌های تازه‌ای برای حل مشکلات دراختیار ما می‌گذارند. »(نقل درشعاری نژاد ، 1372، ص 88)

قابلیت رشد و به کمال رسیدن مائده‌ای است که انسان با خود می‌آورد ، ولی به رشد رساندن آن در گروی شرایطی است که دیگران و جامعه برایش فراهم می‌کنند . شناخت ویژگی‌ها ، توانایها وعلایق کودکان و نوجوانان این مسئولیت را متوجه مربیان می‌کند تا بکوشند ، آنچه درتوان دارند ، درخدمت فراهم آوردن شرایط مساعدی قرار دهند که فرآیند رشد کودک و نوجوان را تسهیل نماید. از مهم‌ترین این شرایط، ایجاد عادت‌هایی است که آن‌ها را به سمت شناخت و آگاهی هدایت کند. ایجاد عادت به مطالعه ازعادت‌‌های پسندیده است . به گفته‌ی موتیاشو[2]: “اگر عشق به مطالعه از همان اوان کودکی درنهاد کودک بارور نشود و مطالعه به عنوان یک نیاز معنوی کودک درنیاید، روح اودرسنین جوانی تهی خواهد بود ، آن وقت است که سادگی و نپختگی جوانی راه را برای بدی‌ها بازمی‌کند و گوشه‌های تاریک‌ترطبیعت انسان آشکار می‌شود .” (نقل درقزل ایاغ ، 1386 ، ص 20)

هر قدر کودکان بهتر تربیت شوند ، نسل آینده ما بهتر و لایق‌تر از نسل امروزمان خواهد بود . بنابراین بخش عظیمی از موفقیت‌های کشورهای پیشرفته مرهون توجه به نسل جوان و سرمایه‌گذاری درجهت رشد و شکوفایی استعداد‌های آنان بوده است . که با وجود رقیب‌های سرسخت ماهواره‌ای و رایانه‌ای و عدم نهادینه شدن خواندن درجامعه ، چندان دورنما و آینده‌ی مطلوبی برای آن نمی توان متصور شد لیکن ضروری است که حرکت آغاز شود و نقطه آغاز این حرکت ؛ آشنایی والدین ، مربیان و دست اندرکاران مسایل تعلیم و تربیت با نقش و اهمیت کتاب در زندگی و آگاهی آنان از روش‌های مختلف ایجاد روحیه‌ی عادت به مطالعه و کتابخوانی درکودکان و نوجوانان است . شناخت شرایط وموقعیت‌های مختلف می‌تواند تضمین کننده‌ی موفقیت دراین زمینه باشد . هر چند تاکنون کتاب‌هایی نوشته شده و طرح‌هایی درخصوص چگونگی تشویق کودکان به اجرا درآمده است . اما درحدتئوری بوده ومورد ارزیابی قرارنگرفته و یابه علت عدم حمایت تا انتها دنبال نشده است .عدم معرفی این برنامه هاوآشنا نبودن عموم مردم باآن باعث شده کمتر خانواده‌ای به اهمیت مطالعه فرزندانش آگاه گرددتا درگام‌های بعدی پیشرفت حاصل آید و یا تکرار اشتباهات نباشد . یکی از مهم‌ترین طرح‌های کشور سبد خواندن خانه کتابدار کودک و نوجوان می‌باشد که دراین پژوهش سعی خواهدشداین طرح توصیف ومورد بررسی و ارزیابی  قرارگیرد ، شاید زمینه‌ساز اقدام‌های موثری درجهت گسترش فرهنگ مطالعه در دیگر نهادهای مرتبط با کودک باشد .

1-2. بیان مساله

یکی از هدف‌های اساسی ادبیات کودکان ونوجوانان علاقه‌مند کردن آن‌ها به مطالعه و ایجاد عادت به مطالعه درآن‌هاست و از آنجاکه عادت به مطالعه امری اکتسابی است . محیطی پویا ، خانواده و اجتماع درایجاد عادت نقش مهمی دارند . این نقش از خانه شروع می شود والدین ، مادربزرگ ، پدر بزرگ برای بچه‌های خرد‌سال قصه می‌گویند یا می‌خوانند و بدین طریق او را به مطالعه علاقه‌مند می‌کنند و سپس معلمین درمدرسه این عادت را پرورش می‌دهند و کتابداران کتابخانه‌ها در تبدیل این علاقه به عادت سهم مهمی به عهده می‌گیرند. شناخت چگونگی علاقه‌مندکردن کودکان ونوجوانان به مطالعه نکاتی است که والدین ، معلمان و کتابداران باید بیاموزند ، تا آموزش و پرورش بتواند از نظر کیفی پیشرفت کند . (حجازی ، 1384 ، ص 197)هم چنین در کشور ما بخش بزرگی از کودکان در خانه بافضایی مناسب برای مطالعه روبرو نیستندبنابراین آموزشگاهها باید باراصلی تشویق به کتابخوانی را برعهده بگیرند.برای دانش‌آموزی که در خانه عادت به مطالعه را به دست نیاورده این موضوع از مهم ترین چالش‌های آموزگاراست.در حالی که دانش‌آموزانی که به هر دلیل قبل از ورود به مدرسه باکتاب ارتباط دارند،مطالب را روانتر می خوانندوبهتر درک می کنند.

کودکی که کتاب می‌خواند ، دارای بینش واطلاعات وسیع‌تری است . هر چه اطلاعات وسیع‌تر باشد ،جذب مطالب درسی آسان‌تر می‌شود . کودکانی که مطالعه می‌کنند ، هوشیار ، دارای اعتماد به نفس و مسلط به دنیای اطراف خود هستند ؛ مستقل‌اند ؛ احساس نیاز نمی‌کنند ؛ بر کارهای خود توانایی دارند ، امورشان را خود به عهده می‌گیرند ؛ رفتارشان را خود تنظیم می‌کنند ؛ از مناعت طبع فوق‌العاده برخوردارند ؛ دارای جهان بینی وسیع‌اند و تمام این خصوصیات باعث پیشرفت درزندگی‌شان می‌شود . کودکی که مطالعه می‌کند ، درکتاب با سرزمین‌های مختلف وبا علوم و هنرهای جدیدشان آشنا می‌شود . کودک شخصیت داستآن‌ها را دوستان خود می‌داند و با آن‌ها دردنیای خیال خود زندگی می‌کند . پدر ، مادر و معلم باید هدایتگر مطالعه‌ی کودکان باشند . با سوال کردن درزمینه کتابی که می‌خواند، به خواندن او جهت بدهند و دراو تفکر ایجاد کنند ، تا درآینده فردی خلاق بارآید .

برنامه‌های آموزشی ما به کودکان و نوجوانان مجال مطالعه‌ی آزاد نداده است . اولین کار شروع از خانه است . والدین از بدو تولد ، همان‌گونه که راه رفتن و سخن گفتن را به کودک می‌آموزند از همان زمان مطالعه را درکودک نهادینه می‌کنند . رشد انسان درپنج سال اول زندگی است . کودکان از بدو تولد آماده آموختن هستند . به هر تعداد به آن‌ها زبان بیاموزیم ، می‌آموزند و اگربا آن‌ها حرف نزنیم ، قادر به تلکم نخواهند بود . با قراردادن کتاب دردید بچه‌ها و همراهی آن‌ها ، زیبایی مطالعه به آن‌ها نشان داده می‌شود و همین که لذت و زیبایی را حس کردند ، رهایش نخواهند کرد. (کولنیان . 1382، ص 11-13)همه مراقب هستند که فرزند شان غذا ، پوشاک ، خواب ، … مناسب داشته باشد . اما فکرش چه؟ آیا به رشد کنجکاوی بی پایان افکارش به شیوه‌ای سالم توجه شده است؟(کولینان،1382، ص 20)ازطرف دیگر والدین لزوم مطالعه‌ی کتاب‌های غیر درسی را در زندگی خود احساس نکرده‌اند، چون خودشان با کتاب انس و الفتی نداشته‌اند . ممکن است علت‌های دیگری نیز وجود داشته باشد ولی واقعیت این است که درکشور ما عشق به خواندن از کودکی درکودک ایجاد نشده است و بعد از گذشت سال‌ها ، درسنین بالاتر بسیار مشکل خواهد بود او را با کتاب آشتی داد. این رابطه علت و معلولی همواره ادامه خواهد یافت و منطقی است که این دور در یک‌جا قطع شود .(سلطان القرابی، 1390 ، ص 48) بتل‌هایم وزلان[3] تاکید می‌کنند صرفاً مهارت کودک نیست که مطالعه را برایش جذاب می‌کند، بلکه نقش موثر والدین دراین میان بسیار ارزنده است . آنچه کودک را جذب می‌کنداین است که بتواند والدین خویش را متوجه و مجذوب خود سازد . (نقل دریغمایی و خندان ، 1383، ص 70) اگر دست اندرکاران مطالعه دررفتار انسان بجای مطالعه صرف کتاب‌ها با مردم می‌زیستتند و به مطالعه و مشاهده‌ی زنده‌ی پندار ، گفتار و کردارایشان می‌پرداختند ، درشناخت انسان و گزینش راه صحیح زودتر به تفاهم می‌رسیدند و با وجود دانستن همه‌ی جنبه‌های تئوری ، فضای عملی بهتری در پیش رو‌یمان گشاده می‌شد .سبدخواندن طرحی است که از نزدیک باافراد ارتباط داشته ودر جریان تغییرات وتاثیرات کتاب خوانی اعضاقرار می گیرد ولی تا کنون این تجربیات مستند نشده است ،آن چه که موضوع این پژوهش است.مروری برامار وارقام سرانه مطالعه،میزان خرید کتب غیر درسی،تجربیات و درکل آنچه شواهد وپژوهش‌ها نشان می‌دهد:اگر زمانی دغدغه اصلی دست اندرکاران تعلیم وتربیت،تدوین کتاب‌های مناسب هرگروه سنی و راهبردها بود،اکنون تا حدودی آن‌ها را در دست داریم ،ولی استفاده کنندگان مشتاق را از دست داده‌ایم.این در شرایطی است که با توجه به رشد فناوری لازم است خانواده هامهارت‌های جست وجوی اطلاعات وارزیابی آن‌ها رانیز به‌دست آورندوفرزندانشان را مجهز نمایند.

روند زندگی کنونی وسرعت رشد تکنولوژی به جهتی است که پس از زمان تولد، کودکانمان از حس گرمی آغوش پدر ومادر خود بعنوان اولین موهبت‌های زندگی بهره کمی می‌برندوبه دنبال آن زمزمه‌‌ی لالایی‌ها،جمع گرم خانواده،قصه‌های مادر بزرگ‌ها و.. به تدریج بی رنگ شده که باز خورد آن را در کم علاقگی فرزندانمان به مطالعه می بینیم.باتوجه به تبلیغات ودردسترس بودن رسانه های دیگرآن ها جایگزین کتاب شده است..

تاکید برعادت مطالعه ازکودکی مورد توجه بسیاری ازدوست داران ودست اندرکاران کودک ونوجوان بوده است.درهمین راستا یکی از موسسات کشور(خانه کتابداروترویج خواندن کودک ونوجوان)عمده فعالیت خودراترویج کتابخوانی قرارداده است.برای نیل به این هدف ازسال1387تاکنون، مجری طرح سبد خواندن باخانواده بوده است.

1-3. پرسش‌های پژوهش

-طرح سبد خواندن چیست ؟

 

– طرح سبد خواندن با خانواده چه تاثیری در علاقه‌مندی کودکان و نوجوانان زیر پوشش این طرح داشته است؟

– طرح سبد خواندن با خانواده چه تاثیری بر سایر اعضای خانواده از حیث علاقه‌مندی به مطالعه داشته است؟

1-4. فرضیه‌ها (سوال‌های تحقیق)

باتوجه به توصیفی بودن این پژوهش فرضیه‌ای برای آن نمی‌توان در نظرگرفت.

1-5. اهمیت وضرورت پژوهش

در جهان متغیر قرن معاصر کودک فرد مهم خانواده ، مدرسه و جامعه گردیده است ، به‌طوری که متخصصان تعلیم و تربیت این قرن را قرن کودک نام‌گذاری کرده‌اند . این واقعیتی است که کودک همیشه رشد می‌کند. و بزرگسال می‌گردد . درحالی که هرگز بزرگسالی به خرد سالی برگشت نمی‌کند، لذا می‌توان گفت که همیشه کودک است که باید مورد توجه قرارگیرد ، فلسفه  آموزش وپرورش براین است که دوران کودکی باید لذت بخش باشد وبه کودک فرصت داده شود که کودکی کند و نیازها و رغبت‌های خود را بطور مطلوب ارضا کند. (سلطان القرائی ، 1390 ، ص 37)

برای رویارویی با موضوع‌هایی که امروزه بسیاری ازفرزندان ما را تهدید می‌کند،هم چون اعتیاد،خشونت و  بی‌انگیزگی باید کوشش‌ها را متوجه رشد مثبت آن‌ها کرد.

به گفته‌ی روسو[4] زندگی سعادتمند برای کودک این است که آزاد باشد و در محیط سالم زندگی کند .تعیین سلامت محیط موضوعی است که خانواده بایستی نسبت به آن آگاهی یابد اگر ریشه های دانش کودک با پرجا نشود ، با ملل و مناطق مختلف جهان از طریق انواع مواد خواندنی آشنا نشود و احساس مسئولیت در او پدیدار نگردد ، پس چگونه می‌توان او را برای دنیا آماده ساخت ؟ برای کودکان که باید از سال‌های کودکی ، استعدادها وتوانائی‌های این دوره برای خوشبختی بهره گیرند، کتاب بسیار ضروری است ، زیرا کتاب وسیله‌ای است برای ایجاد آگاهی و پرورش فکر و باروری اندیشه کودکان باید بیاموزند که درشرایط مختلف چگونه بخوانند تا به درک و کشف مسائل نائل شوند . کتاب موجب رشد و تکامل فردی بچه‌ها می‌شود . آشنایی کودک با انواع کتاب‌ها ، کسب توانایی قضاوت درباره آثار و‌ میل به کسب معلومات و لذت بردن از مطالعه از طریق پربار ساختن ادبیات کودکان درکتاب‌های آن‌ها صورت می‌گیرد (سلطان القرایی،1390، ص 125)

کودکان این زمان کنجکاوی ها و پرسش‌های بسیاردارند که هرگز هیچ مربی نمی‌تواند به تنهایی از عهده‌ی جوابگویی به آن‌ها برآید . مربی (مادر) آگاه این عصر ناچار است ازنوشته‌ها برای ارضا ذهن بیدار و پرشک طفل کمک بگیرد. رشد کودکان را عوامل موثر زیادی تقویت می‌کند. درآغاز ما درپیام‌هایی درباره عشق و امنیت یا اضطراب را از طریق بدنش به کودک منتقل می‌کند. هم زمان با رشد ، خانواده حیوانات و اشیاء هر کدام به طریقی فرصت‌های آموزشی فراهم می‌کنند. گذشته از تجاربی که توسط خانه ، مدرسه و گروه هم سالان فراهم می‌شود . می‌توان گفت مطالعه‌ی کتاب سازنده رشد است.(یغمایی و خندان ، 1383،ص 45)

گرایش به خواندن بعنوان قسمتی از زندگی در خانه آغاز می‌شود ، مخصوصاً درخانه‌هایی که افراد آن عادت به خواندن داشته باشند . کودکان هنگام ورود به مدرسه از لحاظ علاقه به خواندن با هم متفاوتند ، بعضی از آن‌ها که ازقبل با خواندن آشنا هستند ، لذت می‌برند ، درصورتی که برخی دیگر نسبت به خواندن به کلی بیگانه‌اند .درنخستین فعالیت‌های خواندن کودک ، وقتی والدین او مطلبی برایش می‌خوانند ذوق و رغبت او برانگیخته می‌شود و ادامه آن با خواندن متون جالب ، ذوق و رغبت کودک را رشد و گسترش می‌دهد(یغمایی وخندان،1383،ص 88)

کودک از دو راه مستقیم و غیر مستقیم یاد می‌گیرد . محیط غیر مستقیم در تربیت عمومی کودک بیش از محیط مستقیم تاثیر دارد زیرا خود کودک با میل و رغبت آن را برمی‌گزیند و بی‌اراده از چگونگی آن متاثر می‌شود . درصورتی که محیط مستقیم بزرگسالان برایش انتخاب کرده‌اند . از جمله عوامل محیط غیر مستقیم ، می‌توان کتاب، داستان‌گویی ،خواندن کتاب برای کودک هم هدف‌های تربیتی را به دلیل نوع متون ونقش داستان‌ها تامین می‌کند و هم درمحیطی آشنا با حس آرامش به تقویت حواس او منجر می‌شود .

مطالعه درمراحل بحرانی زندگیمان می تواند نقش بسیار مهم و اساسی داشته باشد. ما می‌توانیم از کتاب هایی استفاده کنیم که کودک را درمقابله با مساله‌ای که از آن وحشت دارد کمک کند . بین کتاب و آنچه درزندگی واقعی کودک اتقاق می‌افتد ، بده- بستان‌هایی وجود دارد.کودکان ازتجربیات زندگی واقعی شان استفاده می‌کنند تا کتاب را بفهمند واز آن طرف کتاب به آن‌ها کمک می‌کندتا زندگی واقعی را بهتر درک کنند (کولنیان، 1382 ، ص 32) .گوردون‌ولز[5] در تحقیقی ثابت کرد که مطالعه چه تاثیری در زندگی افراد دارد . این افراد در امتحانات ورودی مدرسه بالاترین نمرات را کسب کردند . ولز تقاوت بین بچه‌ها را توضیح می‌دهد و می‌گوید که این مساله به نوع کنار آمدن با داستان‌ها بستگی دارد . او دریافت بچه‌ها به داستان نیازمند‌ند برای اینکه از آن برای معنا بخشیدن به دنیای اطراف خود هستند.آن‌ها نیازی ندارند که به دیگران وابسته باشند . خود می‌توانند آنچه را که می‌خواهند کشف کنند (کولینان،1382، ص 168) .

زندگی پر بار معنوی وقتی نصیب آدمی می‌شود که همواره تشنه دانش درزندگی سرشار از فعالیت باشد . تا زمانی که بچه‌ها اشتیاقی به یادگیری ازخود نشان ندهند، تمام نقشه‌های ما نقش برآب است . فعالیت فکری کودکان با بزرگترها فرق دارد .کسب دانش نمی‌تواند انگیزه اصلی فعالیت فکری کودک باشد. بلکه سرچشمه شور و شوق یادگیری کودک در زوایای عاطفی افکار و درآرزوهایش خود بخود وجود دارد حال اگر این سرچشمه به هر دلیل بخشکد، هیچ کاری نمی‌تواند او رانشستن بر سر مطالعه مجبور کند . (ملینسکی،1380، ص 100) خواندن با خانواده با تاکید بر عنصر کتاب است.هرکتاب برای ارتباط نوشته شده،ارتباطی که یک طرف آن نویسنده است وطرف دیگر آن خواننده است.این ارتباط وقتی به مطلوب خود می‌رسدکه نویسنده منظور خود را به خواننده بتواند برساند. خواننده بزرگسال می‌داند چگونه خود را بدست کتاب بسپارد.او می‌تواند با صدها شخصیت همسان شود و در همان حال خودش باشد؛اما کودکان چنین کاری را بدرستی فرا نگرفته‌اند و حضور مربی آگاه در ایجاد انگیزه و عادت اولیه ضروری است.

از طرفی در عصر سلطه رسانه‌ها نمی‌توان از کودکان انتظار داشت چون گذشته خود را مقید به کتاب کنند . واقع‌بینانه آن است که جایگاه کتاب رادر میان همه رسانه‌هایی که در اختیار کودک است بشناسیم و کتاب‌ها را به صورتی با زندگی جدید تطبیق دهیم که در زندگی روزانه کودک باقی بمانند.چرا که دیگر رسانه‌ها با وجود نقش تعیین کننده‌ای که در پیشرفت اجتماعی به جای می‌گذارند به هیچ وجه فرد را از فراگیری خواندن و نوشتن بی نیاز نمی‌کنند و این رسانه‌ها توان فرو بردن بیننده به عمق را ندارند.(قزل ایاغ ،1386)

نقش والدین در این مورد نقشی بسیار حیاتی خواهد بود که به هنگام همراهی با کودکان برای خواندن بیشتر حس خواهد شد. به عبارتی در عصر سلطه‌ی رسانه‌های تصویری، کودکان نیاز به انگیزه‌های قویتر و عوامل تشویقی بیشتری برای خواندن کتاب دارند. این انگیزه را والدین با همراهی شان با کودک می‌توانند فراهم کنند. تاکنون به جنبه های گوناگون خواندن مانند عوامل مؤثر در ترغیب کودکان به مطالعه پرداخته شده است، اما شاید به نقش همراهی والدین در این مورد پرداخته نشده است. اینکه تجربه‌ی خواندن دسته جمعی در خانواده چگونه تجربه‌ای می‌‌تواند باشد. امری است که طرح سبد خواندن با خانواده خانه کتابدار کودک و نوجوان به آن پرداخته است.

1-6. هدف پژوهش

– بررسی تاثیر خواندن با خانواده در علاقه‌مندی کودک به مطالعه؛

– شناسایی نقاط قوت و ضعف در طرح سبد خواندن در راستای تحقق هدف اصلی آن یعنی ترویج خواندن درخانواده.

دومورد بالا از اهداف اصلی پژوهش بوده که هدف‌های فرعی دیگری را در بر‌می‌گیرد :

شکل‌گیری مطالعه‌ی متفکرانه؛

کسب مهارت‌های زندگی؛

تامین سلامت روانی وعاطفی خانواده؛

ارائه مدل والگو؛

افزونی شادی وهیجان در کودک.

1-7. روش انجام تحقیق

این پژوهش یک مطالعه موردی است که به صورت پیمایشی-توصیفی و با رویکرد کیفی انجام شده است.

بنا براین ، پژوهش در دست اقدام مطالعه موردی بوده، داده‌ها در شرایط طبیعی گردآوری  شده و از آن‌جا که فرایندی پویاست که نیاز به ژرف‌نگری دارد، به روش کیفی مورد تحلیل قرار می‌گیرد

1-8. تعریف واژه ها:

مطالعه:نگریستن به هر چیزی برای واقف شدن به آن، نظر به دقت( دهخدا)

براتی علویجه (1392)؛مطالعه را به دو نوع تقسیم کرده است:

– مطالعه به منظور سرگرم شدن،در این نوع مطالعه فرد به دلیل عشق و لذّتی که برایش حاصل می‌شود مطالعه می‌کند .زمان و مکان خاصی ندارد.مطالعه داستان ،شعر ،مقاله،سرگذشت و تاریخ این