1-3-1اهمیت و ضرورت نظری.. 6
1-3-2 اهمیت و ضرورت عملی.. 6
1-4 سوالات تحقیق.. 7
1-5 تعریف مفاهیم و اصطلاحات.. 7
1-6 محدودیت های پژوهش.. 11
2-1 تعریف و تدقیق مفاهیم.. 13
2-1-1 تعریف اخلاق.. 13
2-1-2 تربیت اخلاقی.. 13
2-1-3 علم اخلاق.. 14
2-1-4 فرااخلاق.. 16
2-2 مباحث تاریخچه ای.. 16
2-3 خطوط کلی پژوهش های اخلاقی.. 30
2-3-1 اخلاق توصیفی.. 30
2-3-2 اخلاق هنجاری.. 30
2-3-3 فرا اخلاق.. 32
2-4تحقیقات انجام یافته.. 36
2-4-1 تحقیقات داخلی.. 36
2-4-2 تحقیقات خارجی.. 41
3-1روش شناسی تحقیق.. 45
3-2جامعه ی تحقیق.. 46
3-3 نمونه تحقیق.. 46
3-4 ابزار تحقیق.. 46
4-1تجزیه و تحلیل یافته ها.. 48
4-1-1 دلالتهای مربوط به اخلاق از دیدگاه اثبات گرا.. 48
4-1-2 دلالت های مربوط به اخلاق از دیدگاه طبیعت گرا.. 58
4-1-3- دلالت های مربوط به اخلاق از دیدگاه مور.. 64
4-1-4 دلالت های مربوط به اخلاق از دیدگاه روسو.. 73
4-1-5 دلالتهای مربوط به تربیت اخلاقی از دیدگاه مور.. 79
4-1-6 دلالتهای مربوط به تربیت اخلاقی از دیدگاه روسو.. 81
4-1-7 نقاط اشتراک دیدگاه اثبات گرا وطبیعت گرا از دیدگاه مور و روسو در زمینه ی تربیت اخلاقی.. 87
4-1-8 نقاط افتراق دیدگاه اثبات گرا و طبیعت گرا از دیدگاه مور و روسو در زمینه ی تربیت اخلاقی.. 89
5-1 بحث ، نقد و نتیجه گیری.. 95
5-2محدودیت های پژوهش.. 99
5-3پیشنهادات.. 100
5-3-1پیشنهادات حاصل تحقیق.. 100
5-3-2پیشنهادات برای تحقیقات بعدی.. 100
فهرست منابع و مآخذ.. 102
چکیده انگلیسی ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………107
بیان مسئله :
یکی از مسائل مهمی که تعلیم و تربیت معاصر با آن رو بهروست، مسئله تربیت اخلاقی است. اهمیت تربیت اخلاقی در نظامهای آموزشی و پرورش، امری بدیهی و غیر قابل انکار است. اصولاً اخلاق و تربیت اخلاقی، یکی از ارکان اساسی فرهنگ بشری را تشکیل میدهد. به همین دلیل، این موضوع از دیرباز مورد توجه بوده و امروزه نیز در بسیاری از کشورها مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. سازندگی درونی انسان و اصلاح و تهذیب نفس او در سعادت فردی، اجتماعی، دنیوی و اخروی او نقش بسزایی دارد، به طوری که اگر انسان تمامی علوم را تحصیل کند و کلیه نیروهای طبیعت را به تسخیر خویش در آورد، اما از تسخیر درون و تسلط بر نفس خود ناتوان باشد، از رسیدن به سعادت و نیل به کمال باز میماند. تمامی پیشرفتهای علمی و صنعتی در صورتی که با اصلاح درون انسان همراه نباشد، کاخهای سر به فلک کشیدهای را میمانند که بر فراز قله آتشفشان بنا شده باشد. از اینرو، تربیت روحی و اخلاقی انسان برای هر جامعهای امری حیاتی است. با وجود این، نگاهی به اوضاع جوامع بشری نشان میدهد آنچه قبل از همه به دست فراموشی سپرده شده، تربیت اخلاقی و معنوی انسان است.(نوروزی ،عاطفت دوست ،53:1930)
در حوزه ی اخلاقیات ، یکی از مباحثی که مطرح است و بویژه مربیان اخلاقی و فیلسوفان اخلاقی بدان توجه داشته اند ، تربیت اخلاقی[1]است.در اینجا باید به تمایز میان دو واژه ی اتیکز[2] و مورال[3] اشاره کرد. واژۀ اتیکز به معنای اخلاق و از واژۀ یونانی Ethiko به معنای شخص گرفته شده و با واژۀ Ethos به معنای خلق و منش مرتبط و هم معنا است و گاه به معنای عرف و عادت [4] یا کاربرد[5] و کارکرد ترجمه و استعمال میشود. واژۀ Morality نیز از واژۀ لاتین Moralize گرفته شد و با افعالی که بدون لحاظ ویژگیها و شخصیت فردی درست یا نادرستاند مرتبط است.(حسینی 1387)
در ارتباط با اهمیت تربیت اخلاقی ، بیان خاستگاههای فلسفی به ما کمک میکند به صورت روشن تری به تربیت خلاقی بپردازیم.از جمله ی این موارد روشن کردن مبانی فلسفی هرکدام از دیدگاهها و رویکردهای فلسفی است.در دیدگاهها و رویکردهای تربیت اخلاقی ، 2 رویکرد عمده وجود دارد : رویکرد اثبات گرایانه [6] که در فلسفه با کار فیلسوفانی چون برتراند راسل و جورج ادوارد مور ، بویژه با تولد فلسفه ی تحلیلی به اوج میرسد . رویکرد دوم ، رویکرد طبیعت گرا [7] که به نوعی مقابل رویکرد اثبات گرا بوده و با کار روسو و کانت در قردن هفدهم ادامه پیدا میکند.باید گفت که روشهای کمّی در مباحث مربوط به اخلاقیات از رویکرد اثباتگرایی و روشهای کیفی از طبیعت گرایی نشات میگیرد.
در این پژوهش ،هدفمان این است که این دو رویکرد را از دیدگاه نمایندگان برجسته ی آنها یعنی ژان ژاک روسو و جورج ادوارد مور، به مقابله بکشیم تا مفهوم تربیت اخلاقی بیشتر و بهتر مشخص شود و از این طریق دریابیم که در عصر حاضر ، در زمینه ی تربیت اخلاقی ، با مشخص کردن نقاط قوت و ضعف هر دو دیدگاه ، کدام یک می تواند بیشتر کمک کند. مهمترین دلیل انتخاب این موضوع و به مقابله کشیدن این دو دیدگاه ، این مسئله است که دیدگاه اثبات گرایی به نوعی نماینده ی روش های کمیت گرا در مباحث اخلاقی است و دیدگاه طبیعت گرایی نماینده ی روش های کیفیت گرا است. در واقع به طور کلی نمایندگان اثبات گرا اخلاق را امری کمی و نمایندگان طبیعت گرا اخلاق را امری کیفی میدانند. به عبارت دیگر ، این دو دیدگاه ، دو قطب یک طیف را تشکیل میدهند.در این بین ، نگاهی به پژوهش های انجام شده در این زمینه ، نشان میدهد که تاکنون پژوهش دقیقی در زمینه ی مقایسه این دو دیدگاه درباره ی مبانی اخلاق و تربیت اخلاقی انجام نشده است.در حالی که دو رویکرد مزبور و بویژه نمایندگان آن از صاحبنظران برجسته ی اخلاق و تربیت اخلاقی می باشند.در مورد تربیت اخلاقی از منظر روسو پژوهش های بسیار اندکی انجام شده است که عمده ی آن شامل موارد زیر می باشد: تحول اندیشه تربیت منفی و نقش آن در نظریه ژان ژاک روسو ، کانت و فروبل (سراوانی ، 1383).نتیجه ی این تحقیق نشان میدهد که هر چند روسو نخستین کسی است که بحث تربیت منفی را مطرح کرد و آن را رویاروی روش مرسوم تعلیم و تربیت قرار داد اما کانت زیاده روی های روسو در تربیت منفی را کنار گذاشت و فروبل نیز بر تربیت واگذارنده تاکید کرد .در تحقیق دیگری تحت عنوان اخلاق از دیدگاه روسو و ولتر(جوانبخت ، 1387) روسو از این ایده دفاع می کند که در حالت طبیعی، بدی کردن غیر ممکن است. طبق این نظر، در جامعه باید با ایجاد عدالتی قابل قبول که محکوم و جبران کند به اخلاق پرداخت . با این شیوه می توان انسانها را به مبارزه برضد خودخواهی و تمایلاتشان هدایت کرد. در مورد تربیت یک نوجوان، روسو استدلال می کند که برای غیرطبیعی نکردن ذهنیات نوجوان درباره اخلق، ایده آل آن است که شناخت او را به حسیات محدود کنیم تا او فردی قابل قبول برای اجتماع شود.در مورد اندیشه های اخلاقی و تربیت اخلاقی جورج ادوارد مور نیز ، پژوهشها بسیار اندک و محدود به ترجمه ی آثار و نقد آنها می باشد. پایان نامه ای با عنوان مبانی اخلاق (شهلایی مقدم ،1378)صرفا به ترجمه ی کتاب مبانی اخلاق جورج ادوارد مور پرداخته و در مقدمه ی کتاب ، تحلیلی مختصر درباره ی محتوای کلی کتاب ، فلسفه ی
این مطلب را هم بخوانید :
پایان نامه کارشناسی ارشد : نقش سلبی عدالت ترمیمی در امنیت قضائی تحلیلی ، نگاه مور نسبت به اخلاق و.. ارائه شده است .از این رو در این پژوهش تلاشمان بر این است که به این سوال پاسخ دهیم که نقاط افتراق و اشتراک اندیشه های طبیعت گرایی و اثبات گرایی در مورد مبانی اخلاق و تربیت اخلاقی از دیدگاه روسو و مور ، چیست؟ این دو رویکرد چه نگاهی به مبانی اخلاق و تربیت اخلاقی دارند ؟
1-2 اهداف تحقیق :
هدف کلی :
بررسی و تعیین نقاط افتراق و اشتراک دو نظریه ی اخلاقی اثبات گرا ( از دیدگاه مور ) و طبیعت گرا ( از دیدگاه روسو ) در خصوص تربیت اخلاقی
اهداف جزئی:
-تعیین دلالت های مربوط به اخلاق از دیدگاه روسو
-تعیین دلالت های مربوط به اخلاق از دیدگاه مور
-تعیین دلالت های مربوط به تربیت اخلاقی از دیدگاه مور
-تعیین دلالت های مربوط به تربیت اخلاقی از دیدگاه روسو
-احصاء نکات افتراق این دو دیدگاه در خصوص تربیت اخلاقی
-احصاء نکات اشتراک این دو دیدگاه درخصوص تربیت اخلاقی
1-3 اهمیت و ضرورت تحقیق :
1-3-1اهمیت و ضرورت نظری :
الف ) بسط و گسترش دامنه ی نظری مربوط به اخلاق و تربیت خلاقی
ب) کمک فکری نظری جهت حل چالشها و تنگناهای نظری در حوزه ی مفهوم سازی اخلاق و تربیت اخلاقی
1-3-2 اهمیت و ضرورت عملی :
الف ) کمک و مساعدت به معلمان بویژه معلمان دینی ، اخلاق و الهیات در خصوص روشنگری بیشتر مفاهیم تربیت اخلاقی
ب) کمک به برنامه ریزان آموزشی و درسی در حوزه کیفیت بخشی به برنامه های آموزش دینی و اخلاقی
ج) کمک به کارشناسان آموزشی و مدیران اجرایی در جهت برنامه ریزی بهینه در حوزه ی آموزشهای اخلاقی
1-4 سوالات تحقیق :
اخلاق[8] : اخلاق، واژهای عربی است که از خُلق مشتق شده است و معنای آن را سرشت و سجیه دانستهاند، چه این رفتار و سجیه، پسندیده و نکو باشد و چه ناپسند و رذیلانه.در زبان انگلیسی هم از اخلاق، با دو واژه Ethics و Morality تعبیر میشود و گاه فرقهایی نیز بین این دو واژه و کاربردهایی آنها در متون و محاورات عرفی و اصطلاحی در نظر گرفته میشود. واژۀ Ethics به معنای اخلاق و از واژۀ یونانی Ethiko به معنای شخص گرفته شده و با واژۀ Ethos به معنای خلق و منش مرتبط و هم معنا است و گاه به معنای عرف و عادت (Custom) یا (Usag) کاربرد و کارکرد ترجمه
1-1 مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………2
2-1بیان مساله…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….3
3-1 اهمیت و ضرورت تحقیق
1-3-1اهمیت نظری……………………………………………………………………………………………………………………………………………………5
2-3-1اهمیت عملی………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 5
4-1هدفهای تحقیق
1-4-1هدف کلی……………………………………………………………………………………………………………………………………………………….6
2-4-1اهداف جزئی……………………………………………………………………………………………………………………………………………………6
5-1فرضیه های تحقیق………………………………………………………………………………………………………………………………………………. 7
6-1تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها
1-6-1تعریف مفهومی متغیرها……………………………………………………………………………………………………………………………………..8
2-6-1تعریف عملیاتی متغیرها……………………………………………………………………………………………………………………………………..9
فصل دوم:مبانی نظری و پیشینه تحقیق
بخش اول:ارزشیابی
1-2مقدمه………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..12
2-2تعاریف ارزشیابی………………………………………………………………………………………………………………………………………………..12
3-2تاریخچه ارزشیابی………………………………………………………………………………………………………………………………………………14
4-2اهمیت و ضرورت ارزشیابی……………………………………………………………………………………………………………………………….. 17
5-2هدف ارزشیابی…………………………………………………………………………………………………………………………………………………..19
6-2نقش ارزشیابی در آموزش و یادگیری…………………………………………………………………………………………………………………….21
7-2جایگاه عنصر ارزشیابی و ارتباط آن با فرآیند آموزش………………………………………………………………………………………………22
1-7-2مرحله ی پیش از آموزش………………………………………………………………………………………………………………………………..22
2-7-2مرحله ی آموزش……………………………………………………………………………………………………………………………………………23
3-7-2مرحله ی پس از آموزش………………………………………………………………………………………………………………………………….23
8-2جایگاه و نقش ارزشیابی در برنامه آموزش و یادگیری نتیجه مدار……………………………………………………………………………..23
9-2جایگاه و نقش ارزشیابی در برنامه آموزش و یادگیری فرآیند مدار…………………………………………………………………………….24
10-2مراحل ارزشیابی آموزشی………………………………………………………………………………………………………………………………….25
1-10-2مرحله ی طراحی………………………………………………………………………………………………………………………………………….25
2-10-2مرحله ی فرآیندی…………………………………………………………………………………………………………………………………………25
3-10-2مرحله ی فرآورده ای…………………………………………………………………………………………………………………………………….26
11-2استانداردهای ارزشیابی………………………………………………………………………………………………………………………………………26
1-11-2استانداردهای اخلاقی و قانونی……………………………………………………………………………………………………………………….26
2-11-2استانداردهای کارآوری و سودبخشی……………………………………………………………………………………………………………….26
3-11-2استانداردهای قابلیت اجرا………………………………………………………………………………………………………………………………27
4-11-2استانداردهای صحت و دقت………………………………………………………………………………………………………………………….27
12-2استانداردهای توانایی های حرفه ای معلمان………………………………………………………………………………………………………….27
13-2انواع ارزشیابی………………………………………………………………………………………………………………………………………………….28
1-13-2دسته بندی ارزشیابی آموزشی با توجه به زمان و اهداف استفاده از آنها………………………………………………………………..28
1-1-13-2ارزشیابی آغازین یا سنجش آغازین……………………………………………………………………………………………………………..28
2-1-13-2ارزشیابی تکوینی………………………………………………………………………………………………………………………………………30
3-1-13-2ارزشیابی پایانی…………………………………………………………………………………………………………………………………………33
2-13-2دسته بندی ارزشیابی آموشی با توجه به ملاک مورد استفاده………………………………………………………………………………..35
1-2-13-2ارزشیابی وابسته به ملاک…………………………………………………………………………………………………………………………..35
2-2-13-2ارزشیابی وابسته به هنجار………………………………………………………………………………………………………………………….36
3-13-2دسته بندی ارزشیابی آموزشی با توجه به موضوع ارزشیابی………………………………………………………………………………..36
1-3-13-2ارزشیابی از دانش آموزان و دانشجویان………………………………………………………………………………………………………..37
2-3-13-2ارزشیابی از برنامه درسی و مواد آموزشی…………………………………………………………………………………………………….37
3-3-13-2ارزشیابی از آموزشگاه……………………………………………………………………………………………………………………………….38
4-3-13-2ارزشیابی از کارکنان آموزشگاه……………………………………………………………………………………………………………………38
14-2انواع آزمون ها………………………………………………………………………………………………………………………………………………….39
1-14-2آزمونهای تشریحی یا انشایی………………………………………………………………………………………………………………………….39
1-1-14-2محاسن و معایب آزمونهای تشریحی…………………………………………………………………………………………………………..40
2-1-14-2قواعد تهیه سوالهای تشریحی……………………………………………………………………………………………………………………..40
2-14-2آزمونهای کوته پاسخ……………………………………………………………………………………………………………………………………..41
1-2-14-2محاسن و معایب سوالهای کوته پاسخ………………………………………………………………………………………………………….41
2-2-14-2قواعد تهیه سوالهای کوته پاسخ………………………………………………………………………………………………………………… 42
این مطلب را هم بخوانید :
3-14-2آزمونهای صحیح-غلط…………………………………………………………………………………………………………………………………..43
1-3-14-2محاسن و معایب آزمونهای صحیح-غلط……………………………………………………………………………………………………..43
2-3-14-2قواعد تهیه سوالات صحیح-غلط………………………………………………………………………………………………………………..44
4-14-2آزمونهای چند گزینه ای………………………………………………………………………………………………………………………………..45
1-4-14-2محاسن و معایب آزمونهای چند گزینه ای……………………………………………………………………………………………………45
15-2روشهای مختلف ارزشیابی…………………………………………………………………………………………………………………………………46
1-15-2ارزشیابی از طریق مشاهده……………………………………………………………………………………………………………………………. 46
2-15-2ارزشیابی از طریق انجام کار……………………………………………………………………………………………………………………………47
3-15-2ارزشیابی از طریق آزمون شفاهی…………………………………………………………………………………………………………………….47
14-15-2ارزشیابی از طریق آزمون کتبی……………………………………………………………………………………………………………………. 47
16-2الگوهای ارزشیابی…………………………………………………………………………………………………………………………………………….48
1-16-2رویکرد مبتنی بر هدف………………………………………………………………………………………………………………………………….48
2-16-2رویکرد مبتنی بر مدیریت……………………………………………………………………………………………………………………………….49
3-16-2رویکرد مبتنی بر مصرف کننده………………………………………………………………………………………………………………………..49
4-16-2رویکرد مبتنی بر نظر متخصصان……………………………………………………………………………………………………………………..50
5-16-2رویکرد مبتنی بر اختلاف نظر متخصصان…………………………………………………………………………………………………………50
6-16-2رویکرد طبیعت گرایانه و مبتنی بر مشارکت کنندگان…………………………………………………………………………………………51
بخش دوم:معلم
1-2مقدمه………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..51
2-2صلاحیت های معلمی……………………………………………………………………………………………………………………………………….. 52
1-2-2صلاحیتهای شناختی………………………………………………………………………………………………………………………………………..52
2-2-2صلاحیت های عاطفی…………………………………………………………………………………………………………………………………….52
3-2-2صلاحیتهای مهارتی……………………………………………………………………………………………………………………………………….. 53
3-2ارتباط متقابل معلم و دانش آموز…………………………………………………………………………………………………………………………..55
4-2نقش معلم………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….56
5-2وظایف و مسئولیت های معلم………………………………………………………………………………………………………………………………57
6-2خصوصیات ذاتی معلم…………………………………………………………………………………………………………………………………………58
بخش سوم:پیشینه تحقیق
الف)تحقیقات داخلی………………………………………………………………………………………………………………………………………………. 61
ب)تحقیقات خارجی…………………………………………………………………………………………………………………………………………………64
ج)جمع بندی مبانی نظری و پیشینه تحقیق…………………………………………………………………………………………………………………..66
د)چهارچوب مفهومی پژوهش……………………………………………………………………………………………………………………………………68
فصل سوم:روش شناسی تحقیق
1-3مقدمه………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..70
2-3روش پژوهش………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 71
3-3قلمرو پژوهش……………………………………………………………………………………………………………………………………………………71
4-3جامعه آماری………………………………………………………………………………………………………………………………………………………71
5-3نمونه نحقیق……………………………………………………………………………………………………………………………………………………….72
6-3ابزارهای تحقیق………………………………………………………………………………………………………………………………………………….72
7-3روایی ابزار اندازه گیری……………………………………………………………………………………………………………………………………….73
8-3پایایی ابزار اندازه گیری……………………………………………………………………………………………………………………………………….73
9-3شیوه ی انجام تحقیق…………………………………………………………………………………………………………………………………………. 73
10-3 شیوه تحلیل داده ها………………………………………………………………………………………………………………………………………….75
فصل چهارم:تجزیه و تحلیل داده ها
1-4مقدمه………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..77
2-4تحلیل به دست آمده از میانگین نمره دانش آموران پسر مقطع ابتدایی در گروه کنترل………………………………………………….79
3-4تحلیل به دست آمده از میانگین نمره دانش آموران پسر مقطع ابتدایی در گروه آزمایش………………………………………………80
4-4تحلیل به دست آمده از میانگین نمره دانش آموران دختر مقطع ابتدایی در گروه کنترل…………………………………………………81
5-4تحلیل به دست آمده از میانگین نمره دانش آموران دختر مقطع ابتدایی در گروه آزمایش………………………………………………82
6-4تحلیل به دست آمده از میانگین نمره دانش آموران پسر دوره متوسطه اول در گروه کنترل……………………………………………83
7-4تحلیل به دست آمده از میانگین نمره دانش آموران پسر دوره متوسطه اول در گروه آزمایش…………………………………………84
8-4تحلیل به دست آمده از میانگین نمره دانش آموران دختر دوره متوسطه اول در گروه کنترل…………………………………………..85
9-4تحلیل به دست آمده از میانگین نمره دانش آموران دختر دوره متوسطه اول در گروه آزمایش……………………………………….86
10-4تحلیل به دست آمده از میانگین نمره دانش آموران پسر دوره متوسطه دوم در گروه کنترل………………………………………….87
11-4تحلیل به دست آمده از میانگین نمره دانش آموران پسر دوره متوسطه دوم در گروه آزمایش……………………………………….88
12-4تحلیل به دست آمده از میانگین نمره دانش آموران دختر دوره متوسطه دوم در گروه کنترل………………………………………. 89
13-4تحلیل به دست آمده از میانگین نمره دانش آموران دختر دوره متوسطه دوم در گروه آزمایش……………………………………..90
14-4تحلیل به دست آمده از نمرات جمعیت نمونه گروه کنترل در برابر گروه آزمایش دوره ابتدایی……………………………………91
15-4 تحلیل به دست آمده از نمرات جمعیت نمونه گروه کنترل بر حسب جنسیت در میان دانش آموزان دوره ابتدایی………….92
16-4 تحلیل به دست آمده از نمرات جمعیت نمونه گروه آزمایش بر حسب جنسیت در میان دانش آموزان دوره ابتدایی………93
17-4تحلیل به دست آمده از نمرات جمعیت نمونه گروه کنترل در برابر گروه آزمایش دوره متوسطه اول……………………………94
18-4 تحلیل به دست آمده از نمرات جمعیت نمونه گروه کنترل بر حسب جنسیت در میان دانش آموزان دوره متوسطه اول….95
19-4تحلیل به دست آمده از نمرات جمعیت نمونه گروه آزمایش برحسب جنسیت در میان دانش آموزان دوره متوسطه اول….96
20-4تحلیل به دست آمده از نمرات جمعیت نمونه گروه کنترل در برابر گروه آزمایش دوره متوسطه دوم……………………………97
21-4تحلیل به دست آمده از نمرات جمعیت نمونه گروه کنترل بر حسب جنسیت در میان دانش آموزان دوره متوسطه دوم…..98
22-4تحلیل به دست آمده از نمرات جمعیت نمونه گروه آزمایش برحسب جنسیت درمیان دانش آموزان دوره متوسطه دوم…..99
23-4 نتایج به دست آمده در رابطه با فرضیه اول پژوهش……………………………………………………………………………………………100
24-4 نتایج به دست آمده در رابطه با فرضیه دوم پژوهش……………………………………………………………………………………………101
25-4 نتایج به دست آمده در رابطه با فرضیه سوم پژوهش…………………………………………………………………………………………..102
26-4 نتایج به دست آمده در رابطه با فرضیه چهارم پژوهش……………………………………………………………………………………….103
27-4 نتایج به دست آمده در رابطه با فرضیه پنجم پژوهش………………………………………………………………………………………….104
28-4 نتایج به دست آمده در رابطه با فرضیه ششم پژوهش………………………………………………………………………………………….105
29-4 نتایج به دست آمده از مقایسه نمرات دانش آموزان پسر دوره ابتدایی با نمرات دانش آموزان دختر دوره ابتدایی…………106
30-4 نتایج به دست آمده از مقایسه نمرات دانش آموزان پسر دوره متوسطه اول با نمرات دانش آموزان دختر دوره متوسطه اول……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….107
31-4 نتایج به دست آمده از مقایسه نمرات دانش آموزان پسر دوره متوسطه دوم با نمرات دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….108
32-4جمع بندی…………………………………………………………………………………………………………………………………………….109
فصل پنجم:بحث و نتیجه گیری
1-5 مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….111
2-5جمع بندی نتایج بررسی فرضیه های پژوهش………………………………………………………………………………………………………112
1-2-5 نتایج بررسی فرضیه ی شماره یک پژوهش……………………………………………………………………………………………………..112
2-2-5 نتایج بررسی فرضیه ی شماره دو پژوهش………………………………………………………………………………………………………113
3-2-5 نتایج بررسی فرضیه ی شماره سه پژوهش……………………………………………………………………………………………………..114
4-2-5 نتایج بررسی فرضیه ی شماره چهار پژوهش…………………………………………………………………………………………………..115
5-2-5 نتایج بررسی فرضیه ی شماره پنج پژوهش…………………………………………………………………………………………………….117
6-2-5 نتایج بررسی فرضیه ی شماره شش پژوهش…………………………………………………………………………………………………..118
3-5 نتیجه گیری نهایی از پژوهش حاضر با توجه به نتایج به دست آمده از شش فرضیه ی پژوهش……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..120
4-5 پیشنهادهای کاربردی پژوهش……………………………………………………………………………………………………………………………122
5-5 پیشنهاد عناوین جهت پژوهش های آتی…………………………………………………………………………………………………………….123
6-5 محدودیت های پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………………………..124
فهرست منابع
الف)منابع فارسی……………………………………………………………………………………………………………………………………………………125
ب)منابع انگلیسی……………………………………………………………………………………………………………………………………………………128
ضمائم…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..130
مقدمه
از یک جنبه باید گفت فعالیتهای آموزشی هر کشور را میتوان سرمایهگذاری یک نسل برای نسل دیگر دانست. هدف اصلی این سرمایهگذاری، توسعهی انسانی است. بر این اساس نظام آموزشی را میتوان یکی از پیچیدهترین زیر نظامهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی منظور داشت. ازنظر تماس با افراد جامعه نظام آموزشی از بالاترین میزان تماس و ارتباط برخوردار است. بهطوریکه نظام آموزشوپرورش ازنظر نیروی انسانی بالاترین تعداد افراد شاغل را در میان دستگاههای دولتی در بردارد؛ بنابراین با توجه به گستردگی و پوشش وسیع فعالیتهای نظام آموزشی، ارزشیابی از نیروی انسانی، ارزشیابی از برنامهها، ارزشیابی کارکنان، ارزشیابی خدمات آنها و ارزشیابی از عملکرد دانشآموزان میتواند نقش مؤثری در فراهم آوردن کیفیت آموزشی داشته باشد. پس با توجه به اینکه نظام آموزشی وظیفهی سنگینی را بر عهده دارد، لازم است در طراحی و اجرای فعالیتهای آن، از مطلوبترین شیوهها استفاده شود (بازرگان،12:1391-11).
اما از جنبهی دیگر باید تأکید شود که موفقیت تحصیلی و فردی دانشآموزان درگرو فرآیند تعاملات بین فردی با معلمان هست. هنگامیکه سبکهای تعاملی معلم با دانشآموز سازنده و مؤثر باشد، معلم هم فراهمکننده فرصتهای یادگیری، هم عاملی اساسی در ارضاء دلبستگیها و نیازها و هم پرورشدهندهی مهارتهای اساسی و مهم در دانشآموزان است. در این موارد، معلم به نیازها، ترجیحات و دلبستگیهای دانشآموزان اهمیت میدهد و در رابطهی گرم و صمیمانه و منطقی با شیوهای غیر کنترلی و تهدیدکننده به آموزش میپردازد. در این زمینه تحقیقات متعددی در ارتباط با تأثیر ویژگیهای رفتاری و نوع تعامل معلم بر رفتار، شناخت و عواطف دانشآموزان انجامگرفته است. در گروهی از تحقیقات بر سبکهای تعاملی معلم و تأثیر آن بر پیشرفت تحصیلی و فعالیتهای کلاسی دانشآموزان تأکید شده است. نتایج این گروه از تحقیقات حاکی از آن است که سبک تعاملی دانشآموز محوری تأثیر مثبت و بسزایی در پیشرفت تحصیلی آنان دارد (البرزی و همکاران،1390: 2).
به همین خاطر میتوان اذعان کرد رفتار و چگونگی برخورد معلم در ارزشیابی و پیشرفت دانشآموزان نقش بسزایی دارد. در همین راستا برای رسیدن به این امر در این پژوهش تصمیم گرفته شد تأثیر نوع رفتار معلم در ارزشیابی از دانشآموزان فقط در حین برگزاری امتحان سنجیده شود.
2-1 بیان مسئله
سنجش[1] و ارزشیابی[2] دانشآموزان بهعنوان یک عنصر کلیدی و مهم برای اصلاح مدارس، بهبود آموزش و یادگیری به شمار میآید (استیگینز،2004). همچنین خلخالی (1381) اظهار میکند: ارزشیابی و امتحانات از دیرباز نقش مهمی در جامعهی انسانی بازکرده است و به علت نقش مهم و حساس آن، موردنقد و بررسی و مطالعه فراوانی قرارگرفته است. در اهمیت ارزشیابی همین بس که با مراجعه به ادبیات و پیشینه موضوع با حجم انبوهی از متون و منابع در خصوص آزمون و ارزیابی مواجه میشویم که بهنقد و بررسی و اصلاح روشهای اندازهگیری تربیتی پرداخته است.
درزمینه ی نقش معلم در فرآیند یادگیری دانشآموزان، محققان تربیتی در طی دهها کار تحقیقی نشان دادند که معلمان میتوانند انگیزش دانشآموزان را از طریق ساختار پاداش کلاسی، انضباط کلاسی و برنامه درسی تحت تأثیر قرار دهند. تحقیقات جدیدتری درزمینه ی نقش معلم در عملکردهای شناختی، انگیزشی و تحصیلی دانشآموزان در حال انجام است (میر و ترنر،2006؛ شو تز و دی کیور،2002؛ ساکیز،2007). در همین راستا شعبانی (1387) میگوید علت ترس و اضطراب از ارزشیابی، بیشتر ناشی از عملکردهای غلط معلمان و روشهای نادرست ارزشیابی است.
سبحانی نژاد و زمانی منش (1391) در تحقیقی که انجام دادند اولویتبندی معلم اثربخش را به ترتیب شامل الف) ابعاد شخصیتی؛ ب)، ارزشیابی؛ ج) تدریس؛ د) مدیریت کلاس درس میدانند. لوی[3] و مینگ[4] (2009) مطالعهای کیفی در مورد معلمان اثربخش در کشور چین انجام دادند و طبق تحقیقات و مطالعات انجام داده دراینباره به این نتیجه رسیدند که ابعاد معلمان اثربخش عبارت از چهار مؤلفه هست:1) اخلاق معلم؛2) مهارتهای حرفهای معلم؛3) پیشرفت حرفهای معلم؛4) تأثیر معلم در نمره امتحانات دانشآموزان. ساوا[5] (2002) در پژوهشی با عنوان علل بروز تعارض در رفتار معلم و تأثیر آن بر عملکرد تحصیلی و ویژگیهای روانتنی دانشآموزان الگویی را ارائه داده است و نشان داده است که متغیرهای پیشبین تأثیر مستقیم و غیرمستقیم بر متغیرهای ملاک دارند. در پژوهشی که مهاجری و همکاران (1391) باهدف رابطهی بین قابلیتهای حرفهای معلمان دوره ابتدایی با عملکرد تحصیلی دانشآموزان انجام دادند به این نتیجه رسیدند که رابطهی معنیداری بین قابلیتهای حرفهای معلمان با عملکرد دانشآموزان وجود دارد. در تحقیقی که فانی و خلیفه (1388) تحت عنوان بررسی ادراک از رفتار معلم با خود پنداره تحصیلی و عملکرد تحصیلی دانشآموزان دوره راهنمایی شهر شیراز انجام دادند به این نتیجه رسیدند که بین ادراک از رفتار معلم و خود پنداره تحصیلی و عملکرد تحصیلی بهطورکلی و به تفکیک جنسیت و پایه، درمجموع رابطهای معنادار وجود دارد.
بنابراین با توجه به مطالبی که بیان شد میتوان گفت در توسعهی آموزشوپرورش ملاکها و برگ خریدهای بسیاری نقش دارند، یکی از مهمترین این ملاکها نظام ارزشیابی در آموزشوپرورش است. در درون نظام ارزشیابی نیز عوامل زیادی قرار دارند؛ یکی از این عوامل دانشآموز است که نقش مؤثری در نظام آموزشی دارد. پس اگر ما شرایط مناسب را برای عملکرد این دانشآموزان در درون نظام آموزشی و نظام ارزشیابی فراهم کنیم تا آنها بتوانند استعدادها و تواناییها و عملکرد خودشان را به بهترین نحو به نمایش بگذارند این باعث بهبود و پیشرفت نظام آموزشی و رسیدن به بهترین نتیجه میشود. عامل دیگر معلم است و ازاینجهت معلم نقش انکارناپذیری در ارتقا و پیشرفت دانشآموزان و بخصوص تأثیر زیادی در سیستم ارزشیابی از دانشآموزان دارد. پس در اینجا با توجه به این امر که شخص معلم است که همیشه در ارتباط و تعامل بادانشآموزان است و ازهرجهت بر عملکرد و نگرش آنها تأثیر میگذارد پس باید به طریقه برخورد و نوع رفتار معلم بادانشآموزان همیشه توجه کافی داشته باشیم. لذا با توجه به این گفتهها باید نوع رفتار معلم بهعنوان یک مؤلفه یا متغیر و تأثیر آن بر عملکرد دانشآموزان (ارزشیابی از دانشآموزان) بیشازپیش در درون نظام آموزشی موردتوجه قرار بگیرد. همچنین با توجه به این امر که درس ریاضی یک از درسهای پایه و مهم در همهی مقاطع تحصیلی هست و معمولاً دانشآموزان بیشتر در این درس مشکلدارند لذا امتحان از درس ریاضی بهعنوان ملاک انتخابشده است. به همین خاطر در این پژوهش نقش و تأثیر نوع رفتار معلم در ارزشیابی از دانشآموزان در درس ریاضی موردبررسی قرارگرفته است. درهرصورت سؤال اصلی تحقیق حاضر به این صورت است:
«آیا نوع رفتار[6] معلم تأثیری[7] در نتایج[8] ارزشیابی[9] از دانشآموزان در هنگام برگزاری امتحان[10] دارد؟
3-1 اهمیت و ضرورت تحقیق
الف. اهمیت نظری:
ب. اهمیت عملی:
1-2. بیان مسئله Error! Bookmark not defined.
1-3. اهداف پژوهش Error! Bookmark not defined.
1-3-1. هدف کلی Error! Bookmark not defined.
1-3-2. اهدف جزئی Error! Bookmark not defined.
1-۴. پرسشهای پژوهش Error! Bookmark not defined.
۱-۵. اهمیت و ضرورت پژوهش Error! Bookmark not defined.
1-۶. تعریفهای عملیاتی متغیرهای پژوهش Error! Bookmark not defined.
فصل دوم Error! Bookmark not defined.
مبانی نظری و پیشینه پژوهش Error! Bookmark not defined.
2-1. مقدمه Error! Bookmark not defined.
۲-۲ . مبانی نظری تحقیق Error! Bookmark not defined.
۲-2-1. سرفصل فرعی در مورد مبانی نظری تحقیق Error! Bookmark not defined.
۲-2-2. سرفصل فرعی در مورد مبانی عملی تحقیق Error! Bookmark not defined.
۲-3. پیشینه در داخل کشور Error! Bookmark not defined.
۲-4. پیشینه در خارج از ایران Error! Bookmark not defined.
2-5. جمع بندی و چهارچوب پژوهش Error! Bookmark not defined.فصل سوم Error! Bookmark not defined.
روش پژوهش Error! Bookmark not defined.
3-1. مقدمه Error! Bookmark not defined.
۳-۲. روش پژوهش Error! Bookmark not defined.
3-۳. جامعه پژوهش Error! Bookmark not defined.
۳-۴. روش نمونهگیری و حجم نمونه Error! Bookmark not defined.
3-5. ابزار گردآوری دادهها Error! Bookmark not defined.
3-7. روش تجزیه و تحلیل دادهها Error! Bookmark not defined.
فصل چهارم Error! Bookmark not defined.
یافتههای پژوهش Error! Bookmark not defined.
4-1. سؤال اول Error! Bookmark not defined.
۴-۲. سؤال دوم Error! Bookmark not defined.
4ـ3.سؤال سوم……………………………………………………………………………………………………………..3
فصل پنجم Error! Bookmark not defined.
نتیجهگیری و بحث Error! Bookmark not defined.
5-1. سؤال اول: Error! Bookmark not defined.
۵-۲. سؤال دوم: Error! Bookmark not defined.
۵ـ3 سؤال سوم: Error! Bookmark not defined.
۵-4 نتیجهگیری Error! Bookmark not defined.
۵-5. پیشنهادات Error! Bookmark not defined.
۵-6 محدودیت های پژوهش Error! Bookmark not defined.
منابع Error! Bookmark not defined.
فصل اول
مقدمه:
حیات طیبه یکی از مقولات بنیادی در اندیشهی بشر معاصر است. مسلمان و غیرمسلمان از منظر خاص خود این موضوع را موردمطالعه قرار دادهاند و با توجه به دیدگاههای مکتبشان از آن تعریفی ارائه دادهاند.
اصطلاح حیات طیبه برگرفته از قرآن کریم (آیهی 97 سوره نحل) است. حیات پاک در اصطلاح اسلامی نوعی زندگی است که انسان در ارتباط باخدا به آن دست مییابد و با دست یافتن به آن در همهی ابعاد وجودی خود از پلیدی برکنار خواهد ماند. این ابعاد شامل جسم، اندیشه و اعتقاد، میل، اراده و عمل است. (باقری،1389)
قرآن حیات طیبه را بهعنوان حیات واقعی بیان نموده است. حیات طیبه اثر خاص و محصول نوعی زندگی است که در آن التزام و پای بندی به احکام و معارف دین، تحقق عینی و عملی یافته است. در حیات طیبه طهارت و پاکی، جمیع شئون انسانها را در برگرفته و اعتقادات و اخلاقیات و اعمال و رفتار مردم تطهیر شده و معارف و مسائل اخلاقی و احکام الهی، مطهر و پاککنندهی زندگی انسانهاست. (علیاکبری،1390)
در مبانی نظری تحول بنیادین نظام تعلیم و تربیت ایران نیز حیات طیبه بهعنوان وضع مطلوب زندگی بشر بر اساس نظام معیار ربوبی است که با انتخاب و التزام آگاهانه و اختیاری این نظام معیار در همین زندگی دنیایی و در جهت تعالی آن از سوی خداوند به انسان اعطا میشود و تحقق آن باعث دستیابی بهغایت اصیل زندگی انسان یعنی قرب الی الله خواهد شد.
از مفهوم تربیت تعاریف متعددی ارائهشده است ولی در مبانی نظری سند تحول بنیادین تعلیم و تربیت ایران بهعنوان مهمترین سند اجرایی در حوزه آموزشوپرورش تربیت عبارت است از:”فرآیند تعاملی زمینهساز تکوین و تعالی پیوسته هویت متر بیان، به صورتی یکپارچه و مبتنی بر نظام معیار اسلامی بهمنظور هدایت ایشان در مسیر آماده شدن جهت تحقق آگاهانه و اختیاری مراتب حیات طیبه در همهی ابعاد”(مبانی نظری سند تحول بنیادین تعلیم و تربیت)
با توجه به اینکه هدف همهی فعالیتهای تربیتی نیل به قرب الی الله بیانشده است و راه رسیدن به این هدف متعالی نیز در تحقق مراتب حیات طیبه عنوانشده است و با عنایت به نقش کلیدی آموزشوپرورش در تربیت نیروی انسانی موردنیاز جامعه، بررسی جایگاه حیات طیبه در مبانی نظری سند تحول بنیادین تعلیم و تربیت و شناسایی نقش آموزشوپرورش در فراهم آوردن زمینهی تحقق حیات طیبه اهمیت زیادی دارد.
در این فصل ضمن بیان مسئله و بیان اهمیت و ضرورت تحقیق ازلحاظ عملی و نظری و بیان اهداف و سؤالات پژوهش به تعریف واژگان و مفاهیم خواهیم پرداخت.
1 ـ 1 بیان مسئله:
تعلیم و تربیت همواره از دغدغههای مصلحان و متفکران بوده و تعاریف متعددی از آن ارائه دادهاند. طبق تعریفی که از تربیت در فلسفه تربیت در ایران (سند تحول بنیادین آمورش و پرورش) بیانشده است تربیت عبارت است از “فرآیند تعاملی زمینهساز تکوین و تعالی پیوسته هویت متر بیان، به صورتی یکپارچه و مبتنی بر نظام معیار اسلامی بهمنظور هدایت ایشان در مسیر آماده شدن جهت تحقق آگاهانه و اختیاری مراتب حیات طیبه در همهی ابعاد. (مبانی نظری تحول بنیادین در نظام
این مطلب را هم بخوانید :
معلوم بودن – سبز اندیشان امروز تعلیم و تربیت رسمی عمومی جمهوری اسلامی ایران،139:1391)
اگر تعلیم و تربیت را صیرورت و تحول آدمی از وضع موجود به وضع مطلوب تلقی کنیم، بدون شک این تحول، نیازمند به آگاهی از هدف و مجموعه اهدافی است که جهت و مسیر حرکت و سرانجام، منزل نهایی آن را مشخص میسازد. آنچه به نام فلسفه آموزشوپرورش و یا فلسفه و اصول آموزشوپرورش نامیده میشود، بیشتر جنبهای است از فلسفه که به سنجش آموزشوپرورش سازمانیافتهای که مقصد آن آماده کردن نوآموزان برای زندگانی است میپردازد به همین دلیل است که پرسشهای آن بیشتر دربارهی برنامه، هدف، روش واصلهایی است که باید برگزید. (نقیب زاده،1368:17)
نوع اهداف تربیت نیز به عقاید انسانها و نوع نگرشها و جهانبینی آنها بستگی دارد. مکاتب و گروههای مختلف، اهداف گوناگونی برای فعالیتها و نظام تربیتی خود قائلاند. هدف نهایی تربیت در دیدگاه اسلام، الهی شدن آدمی است؛ بنابراین غایت تربیت در سند تحول بنیادین تعلیم و تربیت ایران که برگرفته از مبانی تعلیم و تربیت اسلامی است در راستای غایت زندگی انسان قرب الی الله و حرکت بهسوی خدا عنوانشده است. نیل آدمیان به قرب الی الله نیز مستلزم تحقق اختیاری نوعی زندگانی شایسته انسان بر اساس نظام معیار دینی است که “حیات طیبه”نام دارد.
اصطلاح حیات طیبه برگرفته از قرآن کریم (آیه 97 سوره نحل) و مفهومی تعالیبخش و انسانساز قرآنی است که بر “ایمان”و “عمل صالح”استوار است و در صورت تبیین دقیق و جامع آن، میتواند به نیازهای انسان سرگشته و مضطرب عصر حاضر پاسخ دهد و او را به زندگی مطلوب دنیوی و اخروی در همهی ابعاد و مراتب رهنمون سازد و تحقق آن موجب دستیابی به قرب الی الله و مقام خلیفهاللهی خواهد شد. (علیاکبری به نقل از نوید،1390)
در شرح حیات طیبه توصیفها و تعریفهای متعددی بیانشده است. در نقلی حیات طیبه به این صورت تعریفشده است که حیات پاک در اصطلاح اسلامی، نوعی زندگی است که انسان در ارتباط باخدا به آن دست مییابد و با دست یافتن به آن در همهی ابعاد وجودی خود از پلیدی برکنار خواهد بود. این ابعاد شامل جسم، اندیشه و اعتقاد، میل، اراده و عمل است. (باقری،87:1389)
در حیات طیبه که به معنای زندگی پاک است، طهارت و پاکی، جمیع شئون انسانها را در برگرفته و اعتقادات و اخلاقیات و اعمال و رفتار مردم تعدیلشده است در حقیقت حیات طیبه اثر خاص و محصول نوعی زندگی است که در آن التزام و پای بندی به احکام و معارف دین، تحقق عینی و عملی یافته است. (علیاکبری،1390)
در مبانی نظری سند تحول بنیادین تعلیم و تربیت ایران نیز حیات طیبه به این صورت تعریفشده است، حیات طیبه وضع مطلوب زندگی بشر بر اساس نظام معیار ربوبی است که با انتخاب و التزام آگاهانه و اختیاری این نظام معیار در همین زندگی دنیایی و در جهت تعالی آن از سوی خداوند به انسان اعطا میشود و تحقق آن باعث دستیابی بهغایت اصیل زندگی انسان، یعنی قرب الی الله خواهد شد. (مبانی نظری تحول بنیادین در نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی جمهوری اسلامی ایران،92:1390)
1-3 هدف کلی پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………………. 9
1-4 هدف های جزئی پژوهش ………………………………………………………………………………………………………….. 9
1-5 سؤالات پژوهش …………………………………………………………………………………………………………………….. 9
1-6 تعریف واژه ها واصطلاحات ………………………………………………………………………………………………….. 10
1-6-1 هوش فرهنگی ………………………………………………………………………………………………………………….. 10
1-6-2 مؤلفه های هوش فرهنگی …………………………………………………………………………………………………. 10
1-6-2-1 مؤلفه فراشناختی هوش فرهنگی ……………………………………………………………………………………… 10
1-6-2-2 مؤلفه شناختی هوش فرهنگی …………………………………………………………………………………………. 10
1-6-2-3 مؤلفه انگیزشی هوش فرهنگی ………………………………………………………………………………………… 10
1-6-2-4 مؤلفه رفتاری هوش فرهنگی ………………………………………………………………………………………….. 11
1-6-3 سند برنامه درسی ملی ایران ………………………………………………………………………………………………. 11
1-6-4 سند تحول بنیادین آموزش و پرورش ………………………………………………………………………………….. 11
فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه تحقیق…………………………………………………………………………………. 12
مقدمه …………………………………………………………………………………………………………………………………………. 13
2-1 تعاریف و نظریه های هوش ……………………………………………………………………………………………………… 13
2-2 فرهنگ ………………………………………………………………………………………………………………………………… 17
2-3 مشخصه های فرهنگ ………………………………………………………………………………………………………….. 19
2-4 تنوع فرهنگی ………………………………………………………………………………………………………………………… 20
2-5 ضرورت توجه به ایده هوش فرهنگی ……………………………………………………………………………………… 21
2-6 تعاریف هوش فرهنگی ………………………………………………………………………………………………………….. 23
2-7 امتیازات هوش فرهنگی ………………………………………………………………………………………………………… 26
2-8 اجزای هوش فرهنگی ………………………………………………………………………………………………………………. 27
2-9 ابعاد سه گانه هوش فرهنگی ……………………………………………………………………………………………………… 29
2-9-1 بعد شناختی (سر) ……………………………………………………………………………………………………………… 29
2-9-2 بعد فیزیکی (بدن) ……………………………………………………………………………………………………………. 30
2-9-3 بعد احساسی- انگیزشی (قلب) ………………………………………………………………………………………… 31
2-10 ابعاد هوش فرهنگی …………………………………………………………………………………………………………… 32
2-10-1 استراتژی در هوش فرهنگی ……………………………………………………………………………………………. 33
2-10-2 دانش در هوش فرهنگی ………………………………………………………………………………………………….. 33
2-10-3 انگیزش در هوش فرهنگی ……………………………………………………………………………………………….. 34
2-10-4 رفتار در هوش فرهنگی …………………………………………………………………………………………………….. 35
2-11 تقویت هوش فرهنگی …………………………………………………………………………………………………………… 36
2-11-1 الگوی مراحل شش گانه ارلی و موساکوفسکی …………………………………………………………………….. 37
2-11-2 الگوی قواعد مشارکت تومای و اینکسون ……………………………………………………………………………… 38
2-11-3 الگوی حلقه های سه گانه باووک و همکاران ………………………………………………………………………… 39
2-12 ویژگی های مؤثر در هوش فرهنگی ………………………………………………………………………………………… 40
2-13 پیشینه تحقیق ……………………………………………………………………………………………………………………… 40
2-13-1 تحقیقات داخلی ……………………………………………………………………………………………………………….. 40
2-13-2 تحقیقات خارجی ………………………………………………………………………………………………………………. 45
2-14 سند برنامه درسی ملی ایران …………………………………………………………………………………………………… 48
2-15 سند تحول بنیادین آموزش و پرورش ………………………………………………………………………………………. 51
2-16 چارچوب مفهومی پژوهش………………………………………………………………………………………………………. 53
فصل سوم : روش شناسی تحقیق …………………………………………………………………………………………… 54
مقدمه ………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 55
3-1 روش پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………………….. 57
3-2 جامعه آماری …………………………………………………………………………………………………………………………. 58
3-3 نمونه و روش نمونه گیری ………………………………………………………………………………………………………. 58
3-4 ابزار پژوهش …………………………………………………………………………………………………………………………… 58
3-5 روایی و پایایی ………………………………………………………………………………………………………………………… 58
3-6 روش اجرا و جمع آوری اطلاعات پژوهش ………………………………………………………………………………… 59
3-7 روش تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش ……………………………………………………………………………………. 60
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش ……………………………………………………………………….. 62
مقدمه ……………………………………………………………………………………………………………………………………………. 63
فصل پنجم : بحث، نتیجه گیری و پیشنهادات ……………………………………………………………………………. 87
5-1 نتایج بررسی پرسشهای پژوهش ………………………………………………………………………………………………… 88
5-2 پیشنهادات ………………………………………………………………………………………………………………………………. 93
این مطلب را هم بخوانید :
5-2-1 پیشنهادهای اجرایی ……………………………………………………………………………………………………………… 93
5-2-2 پیشنهادهایی برای پژوهش های آتی ………………………………………………………………………………………. 93
5-3 محدودیت های پژوهش……………………………………………………………………………………………………………. 94
منابع فارسی و انگلیسی ……………………………………………………………………………………………………….. 95
مقدمه
رشد روزافزون تعاملات و مبادلات بین المللی و ناهمگونی نیروی کار، توجه بسیاری از صاحبنظران مدیریت و کسب و کار را به شناسایی و تقویت قابلیتهایی که به حضور اثربخش در محیطهای بسیار پیچیده و پویای جهانی بینجامد، معطوف کرده است. در میان این قابلیتها، هوش فرهنگی مهمترین ابزاری است که می توان برای مواجهه مناسب با موقعیتهای چندفرهنگی به کار گرفت. هوش فرهنگی کمک می کند با درک سریع و صحیح مؤلفه های فرهنگی مختلف، رفتاری متناسب با هر یک از آنها بروز دهیم.
در میان مهارتهای مورد نیاز قرن 21، توانایی تطبیق مستمر با افرادی از فرهنگهای مختلف و توانایی اداره ارتباطات بین فرهنگی حائز اهمیت است. محیط کار جهانی، نیاز به افرادی دارد که با فرهنگهای مختلف آشنا باشند و بتوانند با افراد سایر فرهنگها ارتباط مناسب برقرار کنند. برای این منظور، افراد نیاز به هوش فرهنگی دارند. مدیران مناسب سازمانهای امروزی، مدیرانی خواهند بود که علاوه بر برخوردار بودن از مهارتهای فردی و تکنیکی بالا، از هوش فرهنگی و عاطفی مناسبی برخوردار باشند. به عبارت بهتر برای کسب توانایی درک بالای احساسی مؤثر، برخورداری از هوش فرهنگی مناسب از ضروریات است.
1-1 بیان مسأله
بسیاری از سازمانهای قرن بیست و یکم چندفرهنگی هستند. محصولی که در یک کشور طراحی می شود، شاید در 10 کشورتولید شود و در بیش از 100 کشور به فروش برسد. این واقعیت سبب پویایی فراوان روابط در محیط های چندفرهنگی شده است، به نحوی که تفاوت در زبان، قومیت، سیاستها و بسیاری خصوصیات دیگر می تواند به عنوان منابع تعارض بالقوه ظهور کند و در صورت نبود درک صحیح، توسعه روابط کاری مناسب را با مشکل مواجه سازد(تری یاندیس[1]2006، ص25).
این دشواریهای ادراکی سبب ارائه مفهومی نوین در مباحث شناختی شده است که با نام”هوش فرهنگی” شناخته می شود. در شرایط کاری کنونی که تنوع و جهانی سازی به صورت فزاینده ای رشد کرده است، این هوش قابلیت مهمی برای کارکنان، مدیران و سازمانها محسوب می شود.
در دنیایی که عبور از مرزها کاری عادی و ساده شده است، داشتن هوش فرهنگی یک نیاز حیاتی برای همه افراد است. چنانکه افراد موفق رمز برخورد با فرهنگ های گوناگون ملی، فراملی و سازمانی را به خوبی می آموزند و از آموزه های خود نهایت استفاده را می برند(تاون سنگ[2]،2004).
هوش فرهنگی حوزه مدرنی از هوشمندی است، که امکان میانجیگری در فضاهای کاری متنوع را مطرح می کند. بعضی از جنبه های فرهنگی مسأله کاملا قابل دیدن است و آشکارا می توان این هوشمندی را درنحوه برخورد برخی افراد و در رفتارهایی که انجام می دهند مشاهده کرد .
فرهنگ ها برنامه هایی هستند که ما را هدایت می کنند تا به نحو خاصی عمل نماییم و مهمترین مفهومی که در اینگونه رفتارها قابل مشاهده است و توجیه گر رفتار کسانی است که در یک فرهنگ مطابق باهنجارهای آن عمل می کنند. مفهوم، به هنجار بودن یا نرمال بودن است. قاعدتا نرمال بودن برای هرفرهنگی متفاوت از فرهنگ دیگر است، اما هر فرهنگ برای خود مفاهیمی از چگونه زیستن را مطرح می سازد. بنابراین هوش فرهنگی به افراد کمک می نماید که به نحو مؤثری تفاوتهای درون و بین فرهنگی راکنترل و مدیریت نمایند.
درهرحال فهم بیشترموقعیت ها و بخش های چالش برانگیز فرهنگ با عقاید، ارزش ها، انتظارات، نگرشها و مفروضه هایی مرتبطند که بطور آشکارا یا نهان قابل مشاهده و ارزیابی هستند. در عین حال کسی که دارای هوش فرهنگی بالایی است، این آمادگی را دارد که اختلاف فرهنگی رادرک نموده و با قدرت در این عرصه که پراست از تفاوتها، فعالیت نماید .
فرهنگ های مختلف و حتی در خرده فرهنگ ها در درون یک فرهنگ ملی طیف وسیعی از احساسات وعواطف وجود دارد. بنابراین اثرات تفاوتهای فرهنگی و مدیریت این گونه تنوعات از مقوله های پیچیده می باشد(هریس و مورن[3]،2004،ص150). تحقیقات نشان می دهند که تفاوت های بین فرهنگ های ملی، یکی از عوامل مهم تعیین کننده ی نوع رفتار، می باشد(بارکر[4]، 2005،گرین و هیل[5]،2005، ص351). کسی که دارای هوش فرهنگی بسیار بالایی است، حصارهای فرهنگی را درک نموده و می داند همین حصارهاست که می تواند رفتار ما و دیگران را چارچوب بندی نماید و می تواند نحوه فکرکردن و واکنش نشان دادن را درموقعیت های مختلف توجیه نماید. و همین فرد قادر است این بندها و حصارها را کاهش دهد(انگ، ریو[6]،2005). این افراد قادرند به آسانی اختلاف ها را رفع نموده و نوعی هم افزایی(سینرژی) فرهنگی را به وجود آورند. این هم افزایی برای حل مسایل، کسب دیدگاههای نوین وافزایش علاقمندیها و متنوعات مختلف در درون فضای کاری مناسب می باشد(انگ، ریو،45:2005).
هوش فرهنگی یک قلمرو و یک حوزه جدید از هوش را ارائه می کند، که در کل به عنوان توانایی و قابلیت برقراری ارتباط مؤثر و کارآمد با افرادی با پیشینه متفاوت تعریف می شود. هوش فرهنگی بینش هایی را درباره توانایی ها و قابلیت های افراد برای از عهده موقعیت های چند فرهنگی بر آمدن، درگیر شدن در معادلات بین فرهنگی و عمل کردن در گروه های کاری متفاوت از نظر فرهنگی فراهم می کند(لوگو5،21:2007). بنابراین تحقیق و بررسی برای توسعه و تأیید هوش فرهنگی لازم می باشد.
مرکز هوش فرهنگی6، یک الگوی چهاربعدی برای سنجش هوش فرهنگی، که مهم ترین چارچوب مفهومی هوش فرهنگی نیز محسوب می شود، معرفی کرده که در این تحقیق از آن استفاده شده است و ابعاد این مقیاس شامل:
هوش فرهنگی فرا شناختی: بدین معناست که فرد چگونه تجربیات میان فرهنگی را درک می کند. این استراتژی بیانگر فرایندهایی است که افراد برای کسب و درک دانش فرهنگی به کار می برند. این امر زمانی اتفاق می افتد که افراد در مورد فرایندهای فکری خود و دیگران قضاوت می کنند. استراتژی هوش فرهنگی شامل تدوین استراتژی پیش از برخورد میان فرهنگی، بررسی مفروضات در حین برخورد و تعدیل نقشه های ذهنی در صورت متفاوت بودن تجارب واقعی از انتظارات پیشین می باشد.
هوش فرهنگی شناختی: دانشی است که بیانگر درک فرد از تشابهات و تفاوتهای فرهنگی است و دانش عمومی و نقشه های ذهنی و شناختی فرد از فرهنگ های دیگر را نشان می دهد. این جنبه مبتنی برشناخت نظام های اقتصادی و قانونی، هنجارهای موجود در تعاملات اجتماعی، عقاید مذهبی، ارزش های زیبایی شناختی و زبان فرهنگ های دیگر می باشد.
هوش فرهنگی انگیزشی: میزان تمایل فرد به تجربه نمودن فرهنگ های دیگر و ارتباط با افراد مختلف درسایر فرهنگها را نشان می دهد. این انگیزه شامل ارزش درونی افراد برای تعاملات چند فرهنگی و اعتماد به نفسی است که به فرد اجازه می دهد که در موقعیتهای فرهنگی مختلف به صورتی اثر بخش عمل کند.
هوش فرهنگی رفتاری: این امر قابلیت فرد را در سازگاری با رفتارهای کلامی و غیرکلامی که برای برخورد با فرهنگهای مختلف مناسب هستند، نشان می دهد. رفتار هوش فرهنگی مجموعه ای از پاسخ های رفتاری منطقی را که در موقعیتهای مختلف به کار می آیند و متناسب با یک تعامل خاص یا موقعیت ویژه ازقابلیت اصلاح وتعدیل برخوردارند شامل می شود.
تحقق ارزش ها و آرمان های متعالی انقلاب اسلامی مستلزم تلاش همه جانبه در ابعاد فرهنگی، علمی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است. عرصه تعلیم وتربیت از مهم ترین زیر ساخت های تعالی همه جانبه کشور و ابزار جدی برای ارتقای سرمایه انسانی شایسته کشور، در عرصه های مختلف است و تحقق آرمان های متعالی انقلاب اسلامی ایران مانند احیای تمدن عظیم اسلامی، حضور سازنده، فعال و پیشرو در میان ملت ها و کسب آمادگی برای برقراری عدالت و معنویت درجهان درگرو تربیت انسان های عالم، متقی، آزاده و اخلاقی است. تعلیم و تربیتی که تحقق بخش حیات طیبه، جامعه عدل جهانی و تمدن اسلامی ایرانی باشد. در پرتو چنین سرمایه انسانی متعالی است که جامعه بشری آمادگی تحقق حکومت جهانی انسان کامل را یافته است و در سایه چنین حکومتی ظرفیت و استعدادهای بشر به شکوفایی وکمال خواهد رسید. تحقق این هدف نیازمند ترسیم نقشه راهی است که در آن نحوه طی مسیر، منابع و امکانات لازم، تقسیم کار درسطح ملی و الزامات در این مسیر به صورت شفاف و دقیق مشخص شده باشد. در تهیه سند ملی تحول بنیادین آموزش و پرورش کوشش شده تا با الهام گیری ازاسناد بالادستی وبهره گیری از ارزش های بنیادین آنها و توجه به اهداف راهبردی نظام جمهوری اسلامی ایران، چشم انداز و اهداف تعلیم وتربیت درافق 1404 هجری شمسی تبیین شود. تحول بنیادین در نظام آموزش و پرورش، مبتنی برآرمان های بلند نظام اسلامی باید معطوف به چشم اندازی باشد که در افق روشن 1404 ترسیم گر ایرانی توسعه یافته با جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه باهویتی اسلامی انقلابی و الهام بخش جهان اسلام همراه با تعاملی سازنده و مؤثر در عرصه روابط بین المللی است.
اگرچه در سه دهه گذشته تلاش های وافری از طرف مسئولان و دست اندرکاران نظام تعلیم وتربیت برای بهبود و اصلاح نظام آموزشی کشور به عمل آمدکه نتایج مثبت و مفیدی نیز برجای گذاشته است؛ ولی هنوز آموزش و پرورش با چالش های جدی روبه رو است و برون داد آن درطراز جمهوری اسلامی ایران و پاسخگوی تحولات محیطی و نیازهای جامعه نمی باشد. از این رو تأکیدات رهبرانقلاب اسلامی مبنی بر ضرورت تحول بنیادی در آموزش و پرورش با تکیه برفلسفه تعلیم و تربیت اسلامی ایرانی و تدوین الگوی اسلامی ایرانی برای تحول و پرهیز از الگوهای وارداتی، کهنه و تقلیدی محض، چراغ راه برون رفت ازچالش های نظام آموزشی کشوراست.
” برنامه درسی ملی “سندی است که نقشه کلان برنامه درسی و چارچوب نظام برنامه ریزی درسی کشور را به منظور تحقق اهداف آموزش و پرورش نظام جمهوری اسلامی ایران تعیین و تبیین می نماید. تولید برنامه درسی ملی جمهوری اسلامی ایران بر اساس مبانی، ارزش ها و اهداف تربیت اسلامی و با استفاده ازتوانمندی های بومی و ملی و بهره برداری از تجربه های معتبر و موفق جهانی ، در پاسخ به نیازها و مطالبات جامعه پویای ایران اسلامی، الگوی تازه ای از برنامه درسی و تربیتی را ارائه می دهد و گامی مهم در راستای مستند سازی و کیفیت بخشی نظام تعلیم و تربیت کشور است.
برنامه درسی ملی به عنوان یکی از زیر نظامهای اصلی سند تحول بنیادین و به منزله نقشه جامع یادگیری، زمینه ایجاد تحول همه جانبه، گسترده و عمیق در مفاهیم و محتوای آموزشی را فراهم می آورد. رسالت برنامه درسی ملی فراهم آوردن ساز و کارهای مناسب برای طراحی، تدوین، اجرا و ارزشیابی از برنامه های درسی در سطوح ملی تا محلی می باشد تا مبتنی بر فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی، مفاهیم آموزشی و تربیتی به صورت نظام مند و ساختار یافته در اختیار کودکان و نوجوانان قرار گیرد و محیطی با نشاط و مدرسه ای دوست داشتنی را به تصویر بکشاند.
با توجه به هوش فرهنگی، مؤلفه های آن و وسعت مفاهیم در برگیرنده این هوش همچون احترام گذاشتن به دانش فرهنگی مردم فرهنگهای مختلف، شناخت نظامهای حقوقی و اقتصادی دیگر فرهنگها، قدرت اجتماعی کردن خود در یک فرهنگ نا آشنا و قدرت تغییر رفتار کلامی در تعامل فرهنگی در صورت نیاز و… و بیشترین کاربرد این نوع از هوش در بحثهای مدیریت و عدم توجه کافی در حوزه علوم تربیتی این سئوال ایجاد می شود که به چه میزان به هوش فرهنگی در نظام تعلیم و تربیت رسمی ایران توجه شده است؟
نظام تعلیم و تربیتی که هدف آن، پرورش و تربیت انسان های عالم، اخلاق مدار و موفق در روابط بین المللی است و پرورش یافتگانی که توان برخورد صحیح در تعاملات بین فرهنگی را داشته باشند. با توجه به تنوع فرهنگی موجود در ایران ضروری است، سند برنامه درسی ملی ایران و سند تحول بنیادین آموزش و پرورش که پایه و اساس نظام تعلیم و تربیت در ایران است، مورد بررسی قرار گیرد تا جایگاه و میزان توجه به مؤلفه های هوش فرهنگی در این دو سند آشکار شود.
اکنون پس از تدوین و اجرایی شدن سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و سند برنامه درسی ملی ایران، این انتظار می رود که با توجه به بازنگری در سیاست ها و تغییر زیر بنای نظام آموزشی به مقوله هوش فرهنگی توجه لازم شود، و نمود آن در برنامه درسی تمام مقاطع تحصیلی در سطوح ملی تا محلی مشاهده شود که در پژوهش حاضر این موضوع مورد بررسی قرار می گیرد.
مسأله پژوهش حاضر ” جایگاه مؤلفه های هوش فرهنگی در محتوای سند برنامه درسی ملی و سند تحول بنیادین آموزش و پرورش ” است، بنابر این مؤلفه های هوش فرهنگی در محتوای سند برنامه درسی ملی و سند تحول بنیادین چه جایگاهی دارد؟
1-2 اهمیت وضرورت پژوهش
هوش فرهنگی، توانایی افراد برای رشد شخصی از طریق تداوم یادگیری و شناخت بهتر میراثهای فرهنگی، آداب و رسوم و ارزشهای گوناگون و رفتار مؤثر با افرادی با پیشینه فرهنگی و ادراک متفاوت است(ارلی و آنگ[7]، 2004). هوش فرهنگی را به عنوان قابلیت فرد برای سازگاری مؤثر با قالب های نوین فرهنگی تعریف می کنند و ساختار هوش فرهنگی را به انواع دیگرهوش از جمله هوش عاطفی و اجتماعی مربوط میدانند.
هوش فرهنگی، قابلیت و توانایی یک فرد برای عملکرد موثر در موقعیت هایی است که از نظر فرهنگی متفاوت می باشند. هوش فرهنگی بینش هایی را درباره توانایی و قابلیت های افراد برای برآمدن از عهده ی موقعیت های چند فرهنگی، درگیر شدن در تعاملات بین فرهنگی و عملکرد در گروههای کاری متفاوت از نظر فرهنگی، فراهم می کند (لوگو ،21:2007).
انجام پژوهش حاضر می تواند فوائد نظری و عملی در بر داشته باشد که شامل :
1-3 هدف کلی پژوهش
تحلیل و تبیین جایگاه مؤلفه های هوش فرهنگی در سند برنامه درسی ملی ایران و سند تحول بنیادین آموزش و پرورش.
1-4 هدف های جزئی پژوهش
1-5 سؤالات پژوهش
1-4-1- هدف کلی پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..8
1-4-2- اهداف جزیی پژوهش………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….8
1-5- سوالهای پژوهش……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………9
1-6- معرفی متغیرها………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..9
1-7- تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………9
1-7-1- تعاریف مفهومی……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………9
1-7-2- تعاریف عملیاتی…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………10
فصل دوم…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………11
2-1- پیشینه نظری پژوهش………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….12
2-2- ارزشهای شخصی………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..12
2-2-1- تعریف ارزشهای شخصی…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………12
2-2-2- منشا پیدایش ارزشها……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….13
2-2-3- ماهیت ارزشها………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….14
2-2-4- نقش و اهمیت ارزشها……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..15
2-2-5- شکل گیری و تحول ارزشها…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….15
2-2-6- تعارض ارزشها………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….16
2-2-7- کارکرد ارزشها………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….16
2-2-8- ارزشها از دیدگاه نظریههای های روانشناسی…………………………………………………………………………………………………………………………………17
2-2-8-1- نظریه وبر……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….17
2-2-8-2- نظریه اشپرانگر……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..17
2-2-8-3- نظریه روانکاوی…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….18
2-2-7-4- نظریه وجودی………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..18
2-2-8-5- رویکرد انسانگرایانه آلپورت………………………………………………………………………………………………………………………………………………….19
2-2-8-6- نظریه هافمن………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….19
2-2-7-7- نظریه راکیچ…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..19
2-2-8-8- نظریه اولویتهای ارزشی شوارتز ………………………………………………………………………………………………………………………………………….20
2-3- حمایت اجتماعی…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..25
2-3-1- تعاریف حمایت اجتماعی…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..25
2-3-2- انواع حمایت اجتماعی……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….28
2-3-3- منابع حمایت اجتماعی……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..30
2-3-4- نظریههای مربوط به حمایت اجتماعی……………………………………………………………………………………………………………………………………………..32
2-3-4-1- دیدگاه روان پویشی……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….32
2-3-4-2- دیدگاه روانی – اجتماعی………………………………………………………………………………………………………………………………………………………32
2-3-4-3- رویکرد انسانگرا…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….33
2-3-4-4- دیدگاه شناختی…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….34
2-3-4-5- دیدگاه یادگیری اجتماعی – شناختی………………………………………………………………………………………………………………………………….34
2-3-5- مدلهای مطرح شده پیرامون حمایت اجتماعی………………………………………………………………………………………………………………………………35
2-3-5-1- مدل اپی ژنتیک……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………35
2-3-5-2- مدل سلسله مراتبی جبرانی…………………………………………………………………………………………………………………………………………………..36
2-3-5-3- مدل صمیمیت……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….36
2-3-5-4- مدل تعداد حمایت کنندههای در دسترس…………………………………………………………………………………………………………………………..36
2-3-5-5- نظریه دو عاملی سلامت هیجانی…………………………………………………………………………………………………………………………………………..37
2-3-5-6- چشمانداز محیط نگر……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..37
2-3-5-7- چشمانداز تفاوت فردی………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….38
2-3-5-8- تئوری نظام شبکههای ارتباطی…………………………………………………………………………………………………………………………………………….38
2-3-5-9- مدل در دسترس بودن حمایت اجتماعی……………………………………………………………………………………………………………………………..39
2-3-5-10- مدل سپر در برابر استرس…………………………………………………………………………………………………………………………………………………..39
2-3-5-11- نظریه اثر اصلی یا تاثیر مستقیم…………………………………………………………………………………………………………………………………………40
2-4- اضطراب مرگ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….40
2-4-1- تعریف مرگ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………40
2-4-2- مراحل مرگ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………41
2-4-3- شکلگیری مفهوم مرگ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………41
این مطلب را هم بخوانید :
2-4-4- تعریف اضطراب مرگ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..41
2-4-5- انواع اضطراب مرگ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………42
2-4-6- دیدگاههای نظری مربوط به مرگ…………………………………………………………………………………………………………………………………………………….44
2-4-6-1- روانکاوی………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..44
2-4-6-2- وجودگرایی…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….44
2-4-6-3- نظریه کوبلر- راس………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….46
2-4-7- اضطراب مرگ از دیدگاه اسلام…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………47
2-4-8- ترس از مرگ به مثابه اضطرابی واقعی……………………………………………………………………………………………………………………………………………..48
2-5- پیشینه تحقیقاتی………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….50
2-5-1- تحقیقات انجام شده در زمینه ارزش های شخصی………………………………………………………………………………………………………………………….50
2-5-2- تحقیقات انجام شده در زمینه حمایت اجتماعی………………………………………………………………………………………………………………………………51
2-5-3- تحقیقات انجام شده در زمینه اضطراب مرگ…………………………………………………………………………………………………………………………………..54
فصل سوم……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….56
3-1- روش و طرح پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….57
3-2- جامعه آماری تحقیق، روش نمونهگیری و حجم نمونه………………………………………………………………………………………………………………………………..58
3-3- موقعیت، شیوه اجرا و جمعآوری اطلاعات……………………………………………………………………………………………………………………………………………………57
3-4- ابزار گردآوری دادهها…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….57
3-5- اعتبار مقیاسهای پژوهش بر اساس تحلیل عاملی تأییدی…………………………………………………………………………………………………………………………58
3-6- مقیاس اضطراب مرگ…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..58
3-6-1- پایایی مقیاس اضطراب مرگ…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….59
3-6-2- اعتبار سازه مقیاس اضطراب مرگ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………59
3-7- مقیاس حمایت اجتماعی………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………60
3-7-1- پایایی مقیاس حمایت اجتماعی………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..61
3-7-2- اعتبار سازه مقیاس حمایت اجتماعی……………………………………………………………………………………………………………………………………………….61
3-8- مقیاس زمینهیاب ارزشی شوارتز (SVS)………………………………………………………………………………………………………………………………………………………62
3-8-1- پایایی مقیاس زمینهیاب ارزشی شوارتز (SVS)………………………………………………………………………………………………………………………………..63
3-8-2- اعتبار سازه مقیاس زمینهیاب ارزشی شوارتز (SVS)……………………………………………………………………………………………………………………….63
3-9- روشهای آماری…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….64
فصل چهارم……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………65
4-1- شاخصهای آمار توصیفی……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..66
4-2- یافتههای استنباطی………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………71
فصل پنجم……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..77
5-1- بحث و نتیجهگیری……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….78
5-2- محدودیتهای پژوهشی………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..86
5-3- پیشنهادها……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..86
5-3-1- پیشنهادهای پژوهشی ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………86
5-3-2- پیشنهادهای کاربردی……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….86
منابع……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..88
منایع فارسی…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….89
منابع لاتین……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….95
مقدمه
انسان در طول تاریخ همیشه به نحوی دستخوش دگرگونی، تغییر و تحولاتی بوده است. این تغییرات باعث شده است که انسان مجبور باشد خود را با این شرایط جدید سازگار کند. یکی از این تغییرات پدیده مرگ است. مرگ، شخصیترین و حتمیترین واقعیت درونی انسانها است. تفکر درباره مرگ بخش انفکاکناپذیری از روند زیستن بوده است که شاید بتوان ادعا کرد که بدون آن و ترسهای ناشی از آن، انگیزش کافی برای حیات وجود نخواهد داشت. از آنجایی که مرگ بخش اجتنابناپذیر در زندگی هر فردی است، اشتغال فکری افراد در رابطه با مرگ و مردن نیز از امور اجتنابناپذیر میباشد یکی از مهمترین ملاحظات بشر در ارتباط با مرگ و مردن موضوع ترس (هراس) از مرگ یا اضطراب مرگ است. اگر وجود ترس در انسان را واکنشی طبیعی بدانیم، هیچ ترسی طبیعیتر از هراس بشر از مرگ نیست. از سوی دیگر شاید بتوان مرگ را بزرگترین و مهمترین سرچشمه ترس های آدمی دانست. واکنشهای هیجانی از ترس و جلوههای گوناگون آن آغاز میشود و سایر انواع عواطف را نیز دربرمیگیرد. در این میان بیشتر، عواطف آزاردهنده مانند اضطراب، افسردگی، خشم و احساس گناه دارد (مورین و ولش[1]، 2006). اضطرابی که در برابر مرگ ایجاد میشود پدیدهای طبیعی و دارای ارزش زیستشناختی است، زیرا در غیاب این اضطراب، حیات در معرض خطر قرار میگیرد. لذا این اضطراب از اجزای سازنده نهاد بشری و عاملی ضروری برای استمرار حیات فردی است. اما ترس از مرگ زمانی به عنوان یک آشفتگی هیجانی تلقی میگردد که از حد طبیعی خود خارج شود و فرد را دچار استیصال و درماندگی نماید. به طوری که اشتغال فکری در مورد مرگ مانع از طی شدن روند طبیعی زندگی گردد. این نوع اضطراب در مبتلایان به بیماریهای مزمن و طولانی شایعتر است (بلسکی[2]، 1999). افراد بیمار با توجه به ویژگیهای مربوط به بیماری، از وضعیت جسمی و روانی خاصی برخوردارند که ممکن است موانع و محدودیتهایی را در زندگی برای آنها ایجاد کند و این موانع منجر به سرخوردگی و انزوا از فعالیت های اجتماعی میشود. این کنارهگیری و اجتنابها خود زمینه ساز حالات افسردگی و اضطرابی میشود. افراد بیمار با توجه به ماهیت بیماری خود در معرض اضطراب مرگ هستند و این اضطراب همان طور که گفته شد در بیماریهای مزمن مانند سرطانها، بیماری های قلبی، ایدز، ام اس و هپاتیت بیشتر مشاهده میشود. در نتیجه بجاست که با فراهم کردن بسترهای حمایتی در جامعه و با شناسایی مشکلات و موانعی که در زندگی بیماران وجود دارد، در جهت رفع مشکلات، ارتقای روحیه و افزایش امیدواری و کاهش حالات افسردگی و اضطرابی بیماران تلاش شود. این پژوهش نیز با هدف شناخت عوامل ارزیابیکننده درونی موثر بر نگرش بیماران (ارزشها) و تاثیر منابع تقویتی (حمایت اجتماعی) در اضطراب مرگ بیماران صورت گرفته است.
1-2- بیان مساله
بیماری تصلب چندگانه[3] که به اختصار به آن ام اس (MS) گفته میشود، یک بیماری مزمن دستگاه اعصاب مرکزی (یعنی مغز و نخاع) میباشد. در حال حاضر در حدود دو میلیون نفر در سرتاسر دنیا دچار این بیماری میباشند. ام اس، بیماری مزمن و ناتوانکنندهای است که ماده سفید مغز را درگیر میکند. دمیلینیزه شدن ماده سفید سبب ایجاد اختلالات و عوارضی در دستگاه عصبی میشود (حسنعلیزاده و صدرخوانلو، 1380). نمیتوان علت خاصی را در بروز این بیماری دخیل دانست اما مجموعهای از علل محیطی، عفونی، ژنتیکی، ایمنی، ویروسها، سموم، سوخت و ساز و موادی چون اکسیدنیتریک در بروز آن دخیل اند (براون[4]، 2005).
ام اس معمولاً درمان قطعی ندارد، هدف اصلی درمان ام اس، متوقف کردن ناتوانی پیشرونده ناشی از حملات حاد، ام اس عودکننده، بهبود یابنده یا پیشرونده مزمن است و به این منظور از داروهایی مانند کورتیکواستروئیدها[5] و اینترفرونها[6]یی مانند آونکس[7] و اینترفرون بتا – 1 ب[8] استفاده می شود (براون، 2005؛ جنتی، عظیمی و محمودی، 1381). اما، ممکن است حادثه بزرگتر از تغییر جسمی، تغییرات روحی و روانی آنها باشد. روان بیمار ام .اس تحت تأثیر جسم وی قرار میگیرد و سخت وی را آزار میدهد(روگلیاتی[9] و همکاران، 2006؛ جاناردان و باکسی[10]، 2002).
سلامت روان از اهم مسائل بهداشتی است و چگونگی تفکر، احساس و عملکرد ما را در مواجهه با موقعیتهای زندگی نشان داده و به درک ما از خود و زندگی معنی میدهد، به طوری که در تعریف، به عنوان علمی برای بهزیستی، رفاه اجتماعی و سازش منطقی با پیشآمدهای زندگی قلمداد میشود (روگلیاتی و همکاران، 2006).
اهمیت پرداختن به جنبههای روانی سلامت بر کسی پوشیده نیست . یکی از مهمترین دلایل اهمیت بهداشت روان، شیوع بالا و ناتوانکننده و نیز بسیار شدید و طولانی بعضی از اختلالات روانی است، بطوریکه طبق گزارش مجامع علمی، حدود نیم میلیارد نفر از مردم دنیا از اختلالات روانی و مغزی رنج میبرند و میلیونها فراموش شده درد و رنج خود را پشت دیوارهای ناامیدی نه تنها در سکوت و انزوا، بلکه در احساس شرمساری، محرومیت و مرگ تحمل میکنند سلامت روان در بیماران مبتلا به ام اس به دلیل درگیری وسیع ماده سفید، دچار اختلال می شود . در همهگیرشناسی[11] ام اس وارد شدن ضربه های روحی و استرس نیز دخیل است (جنتی، عظیمی و محمودی، 1381).
کی از مواردی که میتواند در ارتباط با بیماران ام اس بررسی شود میزان اضطراب مرگ[12] افراد و دیدگاه آنان نسبت به مرگ است. مرگ واقعیتی اجتنابناپذیر است و هر شخصی ممکن است نسبت به آن برداشت و واکنش منحصر به فرد داشته باشد. مرگ به خاطر ماهیت پر از ابهامش، برای بسیاری از انسانها به صورت تهدیدآمیز جلوه میکند. جانسز[13] و همکاران (2004) نشان دادند که مبتلایان به ام اس سطح بالایی از تنش و احساس شدید افسردگی را تجربه میکنند و از سلامت روان پائین برخوردار بودند و اضطراب بالایی را نسبت به مرگ گزارش دادهاند. بیماری ام اس به دلیل عدم درمان قطعی و بوجود آمدن محدودیتهای حرکتی برای بیمار و از دست دادن فعالیتهای عادی و روزمره که از ویژگیهای این بیماری است، اثرات روانی منفی زیادی را در فرد ایجاد میکند و استرس و اضطراب وی را افزایش میدهد که این به نوبه خود سبب تشدید بیماری میشود.
اضطراب و ترس از مرگ در میان تمام فرهنگها متداول است و گروهها و ادیان مختلف به طرق گوناگون با آن برخورد میکنند(هورتا و یاپ[14]، 2006). از آنجایی که مرگ هرگز تجربه نشده و هیچ کس به وضوح آن را لمس نکرده است همه به نوعی در مورد آن دچار اضطراب هستند، ولی هرکس بنابر عوامل معینی درجات مختلفی از اضطراب مرگ را تجربه میکند و این اضطراب در بیماران بیشتر است (سینگ[15]، سینگ و نیزامی[16]، 2003).
درجات معینی از اضطراب مرگ از این جهت که فرد را مجبور میکند که از برخی شیوههای زندگی همراه با خطر دوری گزیند، میتواند سودمند تلقی شود. اگرچه باید تذکر داد که درجات خیلی زیاد اضطراب مرگ میتواند باعث اختلال در زندگی عادی روزانه فرد شود ( گایر[17]، 2002).
تورسون[18]و همکاران (1993)، در پژوهش خود که در رابطه با بیماران سرطانی انجام دادند به این نتیجه دست یافتند که 76% آنان دارای اضطراب مرگ بالایی بودند. همچنین گاسر[19] و همکاران (1988) در تحقیق مشابهی با بیماران قلبی، به این نتیجه رسیدند که بیماران همواره، حتی زمانی که عمل موفقیت آمیز داشتهاند و از لحاظ جسمی سالم هستند باز هم دارای اضطراب مرگ بوده و دید منفی نسبت به مرگ دارند.
در ارتباط با بیماران علاوه بر درمانهای دارویی حمایت خوب خانواده، دوستان و اعضای تیم درمانی از آنها ضرورت دارد تا خود را تنها احساس نکنند(عامر، 1380). با توجه به اینکه وضعیت روانی بیمار ام اس تحت تاثیر شرایط جسمانی وی قرار دارد، حمایتهای روانی، تشویق و اطمینان دادن به بیماران جهت کمک به جلوگیری از پیدایش ناامیدی به درمان ضروری است.
حمایت اجتماعی[20] یکی از مهمترین شکلهای روابط اجتماعی است و برخورداری از آن و ادراک و تصور آن و همچنین نیاز به آن با توجه به سن، جنس، شخصیت و حتی فرهنگ میتواند متفاوت باشد. حمایت اجتماعی ادراک شده، احساس ذهنی از تعلق داشتن، مورد عشق و احترام بودن و پذیرفته شدن است. چنین احساسی، جایگاهی امن را برای فرد فراهم میکند که در آن با ایجاد روابط صمیمانه و نزدیک، به احساس ارزشمند بودن و در نتیجه خودپندارهای مثبت دست مییابد و این همان سپر محافظ در برابر وقایع استرسزا و فرصتی برای رشد و خودشکوفایی است(نیسی، شهنیییلاق و فراشبندی، 1384).
سطوح متوسط شبکه اجتماعی و حمایت اجتماعی به طور دایمی در حال تغییر است و در رهبری و میزان این تغییرات تفاوت های فردی وجود دارد. با این حال تحقیقات نشان میدهد افرادی که روابط اجتماعی بیشتری دارند، سلامتی بهتر و نرخ مرگ و میر کمتری در برابر بسیاری از بیماریها از جمله اختلالات قلبی – عروقی، ایدز[21] و سرطان نشان میدهند (ویلز[22]، آلایر[23]، السن[24] و استفنس[25]، 2007).
یالوم[26] (1390)، عقاید مذهبی، داشتن ارتباطات صمیمانه و برخورداری از حمایت اجتماعی را باعث کاهش نگرانی و ترس از مرگ میداند و از ارتباط صحیح و دوستانه با اطرافیان به عنوان سادهترین و موثرترین راه ایجاد شادی در بین انسانها نام میبرد.
و کورتنز[27] و همکاران (1996) و کارابلاتلا[28] (2005 به نقل از حیدری و همکاران 1387) بیان میکنند که حمایت اجتماعی زمانی که به اندازه کافی ادراک شود، در دسترس باشد و فرد از دریافت آن خشنود شود، میتواند با ایجاد احساس کنترل بیشتر، افزایش اعتماد به نفس، کاهش تاثیر رویدادهای منفی زندگی، بهبود پریشانیهای عاطفی و افزایش کیفیت زندگی در ارتقای سلامت روان فرد موثر باشد.
یکی از مواردی که نیازها و خواستههای انسانی را تنظیم و فرد از طریق آن به ارزیابی رفتار خود و دیگران میپردازد و به تفسیر محیط و جایگاه خود میپردازد، ارزشهای شخصی[29] افراد است (رضایی و احمدوند، 1384). نظام ارزشی، به عنوان درونیترین لایههای شخصیت و هویتشکل دهنده پایههای نظام نگرشی و رفتاری افراد تعریف شده و مفاهیم صریح و تلویحی در نظر گرفته شده است که از لحاظ ابزاری و هدفی برای فرد برتر است و بر روی جهتگیریهای رفتاری و تصمیمات او تاثیرگذار میباشد (پینکورات و سیلبرسن[30]، 2004، به نقل از نیکوگفتار، 1386).
ارزشها نقش بسیار مهمی در زندگی افراد ایفا میکنند و تاثیر بارزی بر رفتار و عملکرد افراد دارند. مطالعات متعددی که در این زمینه انجام شده است، نشان داده که دخالت نظام ارزشی فرد در اغلب موقعیتها موثر است(احمدی 1378). با نگرش به اوضاع و احوال اجتماعات بشری و نظام اجتماعی و بررسی رابطه حقوق و ارزشها درمییابیم که در پهنه گیتی و در طول تاریخ، اقوام و ملل زیادی با عقاید مختلف به وجود آمده است و ادیان و مکاتب بسیاری ظهور کردهاند که دارای نقاط مشترک و وجوه افتراق بودهاند. اما آنچه که موجب جدایی انسانها از یکدیگر شده و موجد تزاحم و تعارض گشته است و بینشهای تک بعدی و یک سونگری را بوجود میآورد، اختلال در ارتباط ارزشها بوده است (جلالوندیان، 1378).
بنابراین با توجه به اینکه ارزشهای شخصی، نگرشها و برداشت های افراد از جهان اطراف را تعیین میکند، میتواند در دیدگاه فرد نسبت به مرگ نقش بسزایی داشته باشد و این تاثیرگذاری میتواند در کنار متغیرهای دیگری صورت پذیرد و در این پژوهش سعی شده است تا نقش متغیر حمایت اجتماعی نیز مورد بررسی قرار گیرد. از آنجا که اکثر تحقیقات انجام شده متغیرهای ارزشهای شخصی، حمایت اجتماعی و اضطراب مرگ را بصورت جداگانه و با متغیرهای متفاوتی مطالعه کردهاند و محقق نتوانسته است تحقیقی در اینباره بیابد، بنابراین مسألهی اساسی در پژوهش حاضر بررسی رابطه ارزشهای شخصی و حمایت اجتماعی با اضطراب مرگ در بیماران ام اس است.
1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش
با در نظر گرفتن این مساله که ارزشها، نگرشها علایق از جنبههای بسیار مهم شخصیت هستند، کیفیت زندگی و چگونگی رفتار و مناسبت های افراد مستقیماً از نظام ارزشی و اصول اخلاقی که بدان پایبند هستند نشات میگیرد (احمدی، 1368).
بسیاری از نظریهپردازان مطرح نمودهاند که ارزشها به عنوان استانداردهای مطلوب هنگام قضاوت کردن در مورد رفتار، حوادث، موقع شکل گرفتن و بیان نگرشها و هنگام انتخاب و مستدل ساختن اعمال به کار میروند. علاوه بر این ارزشها به صورت بارزی در سازگاری تحصیلی و شغلی، روابط بین فردی، بهرهمندی از فعالیتها، در مورد ازدواج، انتخاب سبک زندگی و احتمالاً، در پیشگیری از ابتلا به برخی اختلالات روانی و سایر حوزههای مهم زندگی تاثیر میگذارند (میرزاحسینی، 1376).
با توجه به اثرات عمیق و پایدار فاکتورهای ارزشی بر رفتار و ارتباطات متقابل اعضای جامعه و با در نظر گرفتن این مساله که مبحث ارزش در گذشته فقط در حوزه مذهب و فلسفه بررسی شده است و امروزه علاوه بر آن در رشتههای دیگری چون جامعه شناسی، مردم شناسی، مشاوره و روانشناسی مورد بحث واقع شده است، شناخت ومطالعه دقیق اثرات گسترده آن قابل توجه است. ضرورت و اهمیت فوقالعاده ارزش از منظر روانشناسی در این است که ارزش به عنوان جنبه ای از شخصیت که می تواند بر ابعاد مختلف وجودی، رفتار و اعمال انسان، اهداف و شیوه زندگی اثرات پایدار بر جای گذارد، محسوب میشود و شناخت آن معیاری در جهت شناسایی رفتار آدمی است. بنابراین پژوهش و بررسی در راستای مبحث ارزش و چگونگی تاثیر آن بر سیستم فرد و ارتباط آن با محیط و اعضای جامعه ضروری به نظر میرسد( حسینی، 1383).
با در نظر گرفتن اهمیت ارزشها بر نگرش و رفتار افراد، بررسی و ارزیابی ارزشهای شخصی بر دیدگاه افراد بیمار ضروری مینماید. افرادی که دچار بیماری میشوند با تغییراتی در زندگی و محدودیتهایی در فعالیتهای روزمره مواجه میشوند. در بیماریهای حاد به خاطر خطرناک بودن بیماری، فرد بیمار علاوه بر تحمل ناراحتیهای جسمانی، فشارهای روانی و اضطراب زیادی را نیز متحمل میشود. در بیماری ام اس با توجه به این که فرد به طور تدریجی دچار ناتوانی میشود و نیز از آنجا که درمان قطعی برای این بیماری وجود ندارد، فرد بیمار استرس و فشار روانی زیادی را به دوش میکشد.
طولانی بودن دوره درمان و مشکلات فراوانی که رویاروی این بیماران قرار دارد، به مرور زمان میزان توجه اعضای خانواده و دوستان را به آنان کاهش میدهد. این در حالی است که ابتلا به ام اس و تغییرات ناشی از آن در زندگی فرد، وابستگی وی به دیگران را افزایش داده، منجر به کاهش اعتماد به نفس و احساس تنهایی بیمار میشود (العربی[31]، 2006) و نیاز به حمایت از جانب دیگران را افزایش میدهد.
درک حمایت اجتماعی می تواند از بروز عوارض نامطلوب فیزیولوژیکی بیماری جلوگیری نموده، میزان مراقبت از خود را افزایش دهد، تأثیر مثبتی بر وضعیت جسمی، روانی و اجتماعی فرد بر جای گذارد و در نهایت به افزایش عملکرد منجر شود (یو[32] و همکاران، 2004). شناسایی حمایت اجتماعی درک شده در بیماران میتواند به ارتقای رفتارهای سازگاری خاص در آنها کمک کرده و حمایتهای محیطی مناسبی را برای آنان فراهم کند (ارسوی – کارت و گولدو[33]، 2005).
یکی از مشغولیت های ذهنی افراد دارای بیماریهای حاد و از جمله آن ها ام اس، دلواپسی درباره ناتوانی تدریجی و مرگ است. اضطراب مرگ عموماً به عنوان احساس ناراحتی توأم با ترسی که معطوف به مرگ خود یا دیگران است و با در نظر گرفتن مرگ به عنوان پایان حیات یا تجسم مراسم تدفین و جسد برانگیخته میشود، تعریف میشود (فیرستون و کتلت[34]، ۲۰۰۹ ). اینکه فرد چه دیدگاهی نسبت به مرگ داشته باشد، تحت تاثیر عوامل متفاوتی است. سن، جنس، نگرش مذهبی و شرایط خاصی که فرد در آن قرار دارد، بر نگرش نسبت به مرگ تاثیر میگذارد و هر یک از موارد اشاره شده را میتوان در سطوح اجتماعی ، فردی و ناخودآگاه فرد مورد بررسی قرار داد (کاستنبام[35]، 1999).
اضطراب مرگ یک اضطراب واقعی و یکی از مهمترین مؤلفهها در سلامت روانی افراد است که میتواند تحت تاثیر ارزشهای شخصی فرد و ادراک فرد از حمایتهای محیطیش قرار گیرد. پژوهشهای داخلی متغیر اضطراب مرگ را بیشتر در جامعه دانشجویان بررسی کرده و در جامعه بیماران که به طور ملموستری با مفهوم مرگ در تماسند، پژوهش بسیار کمی صورت پذیرفته است.
در مجموع از لحاظ نظری پژوهش حاضر به افزایش دانش ما از رابطه متغیرهای ارزشها (که از متغیرهای درونی فرد است) و حمایت اجتماعی (ادراک از یک متغیر بیرون از فرد) با اضطراب مرگ بیماران کمک میکند. هرچند که مطالعات دیگری این متغیرها را بصورت جداگانه بررسی کردهاند، اما ارتباط آنها بویژه ارتباط بین ارزشهای شخصی و حمایت اجتماعی با اضطراب مرگ با نقش واسطهای حمایت اجتماعی، مورد پژوهش قرار نگرفته است.
از لحاظ کاربردی نیز این پژوهش میتواندبه تدوین برنامههای مداخلاتی در شکلدهی و حمایت از ارزشهای تقویت کنندهی سلامت روان، ایجاد مراکز و نهادهای حمایتی و گروههای خودکمکی، مشاوره خانواده، کلوبها و شبکه های اجتماعی یاریدهنده کمک کند.
1-4- اهداف پژوهش
1-4-1- هدف کلی پژوهش
تعیین رابطه ی میان ارزشهای شخصی و حمایت اجتماعی ادراک شده با اضطراب مرگ در زنان و مردان مبتلا به بیماری ام اس میباشد.
1-4-2- اهداف جزیی پژوهش
1-5- سوال های پژوهش