روش شناسی پژوهش
روش پژوهش….. 61
3-2 – جامعه آماری… 61
3-3 – حجم نمونه و روش نمونه گیری… 61
3-4 – ابزار گرد آوری اطلاعات…. 62
3-5 – روش تجزیه و تحلیل داده ها. 62
فصل چهارم
تجزیه و تحلیل داده ها
4-1- بخش اول:آمار توصیفی… 64
4-2- بخش دوم:آمار استنباطی… 75
فصل پنجم
بحث و نتیجه گیری
بحث و نتیجه گیری… 88
محدودیت های پژوهش: 93
بدون شک یکی از مسائلی که از ابتدای زندگی بشر تاکنون نقش مهم و اساسی ایفا نموده است و جوامع مختلفی را دچار سقوط و صعود کرده بحث آگاهی داشتن وشناخت افراد جامعه از محیط سیاسی و اجتماعی پیرامون خود می باشد. آگاهی سیاسی در برگیرنده طرز تلقی ها و ارزیابی از مسایل خاص سیاسی و یا از شخصیت ها و حوادث سیاسی است(داوسون،1382). این آگاهی و بینش، متحرک و ایده آل ساز و آفریننده است که آن را می توان به معنای اعم ایدئولوژی، خود آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی وتاریخی، علم کمال و رهبری، شعور انقلابی و دگرگون کننده، درک مکتبی و مسلکی،درک آرمانی و بعثت اجتماعی خواند. آگاهی سیاسی یک معرفت ویژه فوق علوم و فنون است(زکریایی،1376). به عبارت دیگر منظور از آگاهی سیاسی در اینجا،آگاهی ها، اطلاعات و دانسته های شهروندان درباره مفاهیمی مانند دولت، ملت، سیاست،حکومت، قدرت، اقتدار، مشروعیت، نفوذ سیاسی و غیره است که آنها را هرچه بیشتربرای احراز شأن شهروندی در جامعه ای مردم سالار آماده سازد. میزان آگاهی سیاسی مردم موتور پرقدرتی است که تاثیر بسزایی در سعادت یک جامعه دارد. مردم آگاه از مسائل سیاسی نه اجازه حکومت به افراد نالایق و ستمگر میدهند و نه در جریان حکومت به مسئولان اجازه می دهند که از مسئولیت هایشان تخطی کنند و با انتقادهای سازنده خویش مسئولین اجرایی را متنبه می سازند و نمی گذارند افرادخاص حرکتشان به جای منافع اکثریت، منافع و رفاه اقلیت افراد باشد. لذا وجود تشکلها،انجمن ها و به شکل قوی تر احزاب در هر کشور نشانه بلوغ و رشد سیاسی مردم آن کشور است(فلاح،1388).
مقام معظم رهبری نیز درباره ضرورت آگاهی سیاسی مردم می فرماید: (یکی از خطوط ظریف موضع خود را شناختن و در اوج قرار گرفتن و هوشیاری سیاسی و شم سیاسی و قدرت تحلیل سیاسی داشتن به دور از ورود به دسته بندی های سیاسی شدن است). همچنین ایشان می فرمایند تحلیل سیاسی به شکل صحیح و پروراننده ذهن یک چیز بسیار مهمی است. ذهن باید پروریده شود. دوران دشوار هر انقلاب آن دورانی است که حق و باطل در هم ممزوج شود(مهدوی،1389).
در راستای اهمیت آگاهی سیاسی در حکومتهای مردمی و اینکه افراد برای آنکه شهروندانی شایسته باشند باید به اندازه کافی از سیاست آگاهی داشته باشند، کارپینی و کیتر استدلال می کنند که احتمال مشارکت شهروندان مطلع، در سیاست بیشتر است و آنان بهتر می توانند منافع شخصی خود را تشخیص دهند، بهتر می توانند نفع فردی خود را با افکار و اید ه های خاص درباره دنیای سیاست ارتباط دهند، به احتمال زیاد دارای افکاری هستند که از انسجام کافی برخوردارند و در طول زمان ثابت می مانند و به احتمال زیاد افکارشان را به گونه های عقلانی و معنادار، به مشارکت سیاسی خود ارتباط می دهند. از نظر آنها، هر چه شهروندان بیشتر مطلع باشند، به احتمال زیاد سایر لوازم و شرایط شهروندی مطلوب، نظیر مدارای سیاسی را از خود نشان می دهند(دیلی ، کارپینی و کیتر 1996).
بر این اساس می توان گفت آگاهی سیاسی سلاحی است که قدرت بالقوۀ مردم را به قدرت بالفعل تبدیل می کند. مردم ناآگاه از لحاظ سیاسی، قدرت دارند، اما این قدرت راکد است و به کار نمی افتد. آگاهی سیاسی مردم، مجرایی را برای به جریان افتادن قدرت مردم باز می کند. سوأل اساسی این است که چگونه به مردم آگاهی سیاسی داده شود؟ به عبارت دیگر چگونه مردم ساکت و مسئولیت گریز و غیر فعال با مجهز شدن به سلاح آگاهی سیاسی به مردم صاحب آواز، مسئولیت پذیر و فعال تبدیل خواهند شد؟
از زمانی که افلاطون و ارسطو، برای نخستین بار در زمینه آگاهی سیاسی مردم بحث کرده اند، این امر روشن شده است که حکومت های مردمی به شهروندانی مشارکت جو نیاز
این مطلب را هم بخوانید :
پایان نامه : عوامل موثر بر بهره وری منابع انسانی
دارند. شهروندانی که آگاهی، شایستگی و ویژگی هایشان، مناسب نظام های غیر مردمی نیست (مارش و اولسون، 2000). امروزه این فرض پذیرفته شده است، برای آنکه شهروندان به نحوی مطلوبتر بتوانند ترجیحات خود را ابراز و نمایندگانشان را انتخاب نمایند، باید از حداقل آگاهی در زمینه نظام سیاسی برخوردار باشند (نایمی و جون، 1998). در واقع، یکی از اثرات مهم آگاهی سیاسی در نظام های مبتنی بر مشارکت این است که شهروندان از ابزار و ساز و کارهای گوناگون کنترل مقامات منتخب برای پیشگیری از عدول از قدرت خود و نیز پاسخگو نگهداشتن آنها در برابر مردم بهره می گیرند. برخی از مهمترین این راهبردها عبارتند از: محدود کردن قلمرو فعالیت حکومت به صورت نهادی، توزیع قدرت دولت میان عوامل گوناگون، ایجاد بنگاه ها و عوامل کاملاً مستقل، تضمین آزادی های سیاسی و مدنی و ایجاد انتخابات رقابتی. به طور کلی فرضیه پذیرفته شده این است که شهروندان برای این منظور باید از اطلاعات کافی درباره سیاست و موضوعات عمومی برخوردار باشند تا سیاستمداران را در زمینه رفتارشان در مسند قدرت، پاسخگو نگهدارند. چنانچه شهروندان از این ویژگی اساسی، یعنی آگاهی از موضوعات سیاسی و عمومی بی بهره باشند، در آن صورت باید گفت که حکومت مبتنی بر رای و نظر مردم، طرحی نامطمئن است.در راستای اهمیت آگاهی سیاسی در حکومت های مردمی و اینکه افراد برای آنکه شهروندانی شایسته باشند باید به اندازه کافی از سیاست آگاهی داشته باشند، دیلی ،کارپینی و کیتر استدلال می کنند که «احتمال مشارکت شهروندان مطلع، در سیاست بیشتر است و آنان بهتر می توانند منافع شخصی خود را تشخیص دهند، بهتر می توانند نفع فردی خود را با افکار و ایده های خاص درباره دنیای سیاست ارتباط دهند، به احتمال زیاد دارای افکاری هستند که از انسجام کافی برخوردارند و در طول زمان ثابت می مانند و به احتمال زیاد افکارشان را به گونه ای عقلانی و معنادار، به مشارکت سیاسی خود ارتباط می دهند. از نظر آنها، هرچه شهروندان بیشتر مطلع باشند، به احتمال زیاد سایر لوازم و شرایط شهروندی مطلوب، نظیر مدارای سیاسی را از خود نشان می دهند (دیلی- کارپینی و کیتر، 1996).
پژوهش ها در حوزه آگاهی سیاسی در کشورهای اروپایی و آمریکایی، با افزایش علاقه محققان و سیاستمداران به اینکه آیا کاهش نارضایتی و نیز مخالفت گزارش شده جوانان نسبت به سیاست، نشان دهنده پدیده نسلی جدید است (برای مثال، آیا جوانان امروز در مقایسه با نسل های پیشین، بیشتر سرخورده هستند؟)، یا اینکه تئوری چرخ زندگی هنوز می تواند مصداق داشته باشد، نشات گرفته است. از یک سو، تئوری های نسلی بر این اعتقادند که بسیاری از نگرش ها، در آغاز زندگی شکل گرفته و در طول زمان نسبتاً ثابت باقی می مانند، (آلوین و اسکات، 1996)، از سوی دیگر، ایده چرخه زندگی سیاسی معتقد است که علاقه به فعالیت های سیاسی، با توجه به سن و مسئولیت افزایش می یابد (باتلر و استوکس، 1969). در این راستا، استدلال می شود که جوانان امروز همانند نسل های پیشین خود، علاقه به سیاست را با افزایش سن کسب خواهند کرد، زیرا از آن پس، سیاست بیشتر به زندگیشان ارتباط پیدا خواهد کرد. (جوانل و پارک، 1998) و همراه با مسئولیت های مالی و خانوادگی، علاقه به سیاست نیز افزایش خواهد یافت (ریچارد سون، 1990؛ وایت، بروک و ریتچی، 2000). از دید این محققان، سطوح پایین علاقه جوانان به سیاست، بیش از آنکه به تغییرات نسلی مرتبط باشد به تغییرات در محیط اجتماعی- اقتصادی که جوانان در آن زندگی می کنند، مربوط است. از نظر آنان، تاخیر در ورود به محل کار، وابستگی به حمایت والدین را طولانی می کند و این امر سبب تاخیر در شروع مسئولیت های مالی و خانوادگی می شود و در نتیجه سنی را که افراد به سیاست علاقه مند می شوند به تاخیر می اندازد (کیمبرلی، 1998). لیکن تحقیقات انجام شده نشان داده است که جوانان و نوجوانان از آگاهی و فهم اندکی در زمینه سیاست برخوردارند. بسیاری از محققان از این امر آگاهی دارند که امروزه افراد، به ویژه جوانان و نوجوانان، کمتر روزنامه می خوانند و درباره تاریخچه جامعه خود هیچگونه آگاهی ندارند. هیرش ، از این پدیده با عنوان «بیسوادی فرهنگی» یاد می کند. سواد فرهنگی، شبکه ای از اطلاعات است که همه خوانندگان شایسته دارا هستند. افزون بر این، سواد فرهنگی متشکل از اطلاعات زمینه ای است که در ذهن افراد ذخیره شده و به آنها کمک می کند تا روزنامه را در دست گیرند و آن را در سطحی جامع و مناسب بخوانند، نکات اصلی و برجسته آن را پیدا کنند و دلالتهاشان را بفهمند (هیرش، 1987). به تبعیت از هیرش، برخی از محققان فقدان فهم سیاسی در میان افراد یک سیستم سیاسی را به عنوان جنبه های خاصی از بیسوادی فرهنگی تلقی کرده اند (شوور و ویس، 2000).در زمینه اندک بودن سواد سیاسی
برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی شود
(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)
تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :
(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)
چکیده
پژوهش حاضر تلاشی است برای تبیین سیره تبلیغی امام صادق(ع) برای نشر و گسترش معارف اسلامی و مخاطبشناسی آن حضرت. در این پژوهش پس از تشریح مکاتب مختلفی ارتباطاتی، در نهایت تلفیقی از مکتب انتقال و ارتباطات آیینی برای تشریح سیره تبلیغی آن حضرت ارائه شده است. در ادامه مبتنی بر منظومه معرفتی اندیشمندان شیعه، سعی شده است تعریفی قابل قبول برای واژه تبلیغ ارائه شود. مبتنی بر تعریف ارائه شده هر اقدامی که شخصیت انسانی را در جهت ارزشهای الهی سوق دهد در حکم تبلیغ شمرده میشود. اعم از آنکه انتقال مستقیم آگاهیهای دینی به مخاطب باشد یا نباشد. در ادامه مبتنی بر اسناد تاریخی سعی شده است شرایط خاص فرهنگی، اجتماعی و سیاسی دوران حیات امام صادق(ع) که در امام در بستر آن فعالی میکردند، تشریح شود. در بحث تاریخی نیز با استفاده از شیوه اسنادی – کتابخانهای، موارد تاریخی لازم برای بررسی سیره تبلیغی آن حضرت جمعآوری گردید. در ابتدا با تشریح بررسیهای تاریخی نشان داد که آموزش، مجالس عزاداری، حج، نشر حدیث، شعر و ادبیات، مکتوب کردن و مناظره مهمترین روشهای تبلیغی امام صادق(ع) را تشکیل میداده است. در هر یک از این موارد با اتکا به ادبیات علم ارتباطات و مبانی دو مکتب انتقالی و آیینی نشان داده شد که هر یک از این موارد برای امام حکم یک رسانه تبلیغی را برای نشر معارف الهی داشته است. در نهایت مشخص شد که امام برای نشر معارف الهی در جامعه همانقدر که ارائه آگاهیهای مستقیم دینی را مطمح نظر قرار میدادهاند، بر تبلیغ در چارچوب مکتب ارتباطات آیینی نیز تاکید داشتهاند. تاکید آن امام بر برگزاری مجالس عزاداری، ثواب گریستن و گریاندن صرف بر سیدالشهدا و سرودن اشعار مناسبتی در خصوص واقعه عاشورا از مصداقهای تاریخی این ادعاست. در نهایت هم با ذکر عمده مخاطبانی که امام صادق(ع) با آنها ارتباط داشتهاند، سعی شده است نوع مواجهه امام با این افراد مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد.
واژگان کلیدی: تبلیغ، امام صادق(ع)، رسانه، عزاداری، حج، حدیث، مخاطبشناسی
فهرست مطالب
مقدمه. ………………………. ………………………. ………………………. ………………………………………………1
فصل اول؛ کلیات تحقیق………………………………………………………………………………………………..2
1-1 بیان مسأله.. ………………………. ………………………. ………………………. ………………………………….3
1-2 اهمیت وضرورت تحقیق.. ………………………. ………………………. ……………………………………….5
1-3 هدف تحقیق.. ………………………. ………………………. ………………………. ……………………………..8
1-4 سوالات تحقیق.. ………………………. ………………………. ………………………. …………………………..9
فصل دوم؛ ادبیات و مبانی نظری تحقیق…. ………………………. ………………………………………..10
2-1 مقدمه.. ……………………………………………………………………… ……………………………………………11
2-2 پیشینه تحقیق…………………………………………….. ………………………. …………………………………….12
2-3 تبلیغ از نگاه فرهنگ غرب…………………………………………………………………………………………….15
2-4 تبلیغ از نگاه اندیشمندان مسلمان.. ………………………. ………………………. ………………………………16
2-5 تعریف تحقیق از تبلیغ…. ………………………. ………………………. ………………………………………….20
2-6 مبانی نظری.. ………………………. ………………………. ………………………. ………………………. ………21
2-6-1 ارتباطات به مثابه انتقال پیام…………………………………………………………………. …………………22
2-6-2 ارتباطات به مثابه تولید و تبادل معنا. …………………………………………………………………………27
2-6-3 ارتباطات به مثابه آیین. …………………………………………………………………… ……………………30
2-6-4 چارچوب نظری ارتباطی تحقیق………………………………………………………………………………34
2-6-5 مبانی نظری مخاطبشناسی…………………………………………………………………………………….36
2-6-5-1 تاریخچه مخاطبان… …………………………………………………. …………………………37
2-6-5-2 گونههای مختلف مخاطبان……………………………………………………………………..40
2-6-5-2-1 مخاطبان به مثابه یک گروه یا عموم………………………………………….40
2-6-5-2-2 مخاطب به مثابه خرسندی و رضامندی در رجوع به رسانه……………..41
2-6-5-2-3 مخاطبان یک رسانه خاص………………………………………………………42
2-6-5-2-4 مخاطبان یک کانال یا محتوا……………………………………………………43
2-6-5-2-5 رویکرد اتخاذ شده در تحقیق…………………………………………………..44
فصل سوم؛ روششناسی تحقیق…………………………………………………………………………………….45
3-1 مفهومشناسی روش اسنادی…………………………………………………………………………………………..46
3-2 مزایا و معایب……………………………………………………………………………………………………………..48
3-3 مآخذیابی………………………………………………………………………………………………………………….49
3-4 طبقهبندی مآخذ…………………………………………………………………………………………………………50
فصل چهارم؛ شرایط فرهنگی و اجتماعی دوران امام صادق(ع)…. ………………………………51
4-1 مروری اجمالی بر زندگی امام صادق(ع)… ……………………………………………………………………..52
4-2 وقایع مهم زندگی آن حضرت.. …………………………………………………………………… ……………..54
4-2-1 قیام زیدبنعلی.. …………………………………………………………………… …………………………….54
4-2-2 انتقال خلافت به عباسیان.. ……………………………………………………………………………………..54
4-3 شرایط امام صادق(ع) در زمان خلافت عباسیان.. ………………………………………………………………58
4-4 مناسبات امام صادق(ع) و منصور عباسی.. ……………………………………………………………………….61
4-5 شهادت امام صادق(ع). …………………………………………………………………… …………………………63
4-6 وضعیت اجتماعی و فرهنگی آن عصر .. ………………………………………………………………………….63
4-6-1 فترت سیاسی امویان و کاهش فشار دستگاه خلافت.. ………………………………………………….62
4-6-2 وضعیت جدید جامعه اسلامی و باز شدن عرصههای فکری و فرهنگی…………………………….63
4-6-3 ورود فرهنگها و ملیتهای جدید به جهان اسلام……………………………………………………….66
این مطلب را هم بخوانید :
4-6-4 پیداش مشربها و مکتبهای جدید فکری………………………………………………………………..68
4-6-4-1 جبر……………………………………………………………………………………………………69
4-6-4-2 زندقه.. ……………………………………………………………………………………………….69
4-6-4-3 اعتزال. ……………………………………………………………………………………………….70
4-6-4-4 غلات.. ………………………………………………………………………………………………71
فصل پنجم؛ شیوههای تبلیغی امام صادق(ع). ………………………………………………………………………..74
5-1 آموزش… …………………………………………………………………………………………………………………75
5-1-1 سطوح آموزشی امام… ………………………………………………………………………………………….75
5-1-1-1 سطح عمومی. ……………………………………………………………………………………..75
5-1-1-2 سطح خصوصی. ………………………………………………………………………………….77
5-1-2 مهمترین شاگردان امام.. ………………………………………………………………………………………..82
5-1-2-1 هشامبنحکم… …………………………………………………………………………………….82
5-1-2-2 زراهبن اعین شیبانی. ……………………………………………………………………………..86
5-1-2-3 ابوسعید ابانبنتغلب… …………………………………………………………………………..86
5-1-2-4 مومن الطاق.. ……………………………………………………………………………………….87
5-1-2-5 ابوحمزه ثمالی… ………………………………………………………………………………….87
5-2 مجالس عزاداری.. ………………………………………………………………………………………………………89
5-2-1 اهمیت واقعه عاشورا و مجالس عزاداری. ………………………………………………………………….90
5-2-2 مجالس عزاداری به مثابه یک رسانه.. ……………………………………………………………………….91
5-2-3 استفاده تبلیغاتی امام صادق(ع) از مجالس عزاداری.. …………………………………………………..95
5-3 حج.. …………………………………………………………………… …………………………………………………99
5-3-1 اهمیت و ضرورت حج. ………………………………………………………………………………………100
5-3-2 حج به مثابه یک رسانه آیینی. ……………………………………………………………………………….101
5-3-3 استفاده تبلیغی امام از حج.. ………………………………………………………………………………….105
5-4 مناظره. …………………………………………………………………… …………………………………………….111
5-4-1 انواع مناظره. ……………………………………………………………………………………………………..112
5-4-2 آداب مناظره. ……………………………………………………………………………………………………112
5-4-2-1 قداست هدف.. ………………………………………………………………………………….112
5-4-2-2 اولویت امر به معروف و نهی از منکر نسبت به مناظره…………………………………113
5-4-2-3 رعایت ادب.. ……………………………………………………………………………………113
5-4-2-4 مناظره با افراد برجسته… ………………………………………………………………………113
5-4-2-5 اجتهاد مناظرهکننده.. …………………………………………………………………………..114
5-4-2-6 فن بیان. ……………………………………………………………………………………………114
5-4-4 شیوه مناظرات امام صادق(ع) ……………………………………………………………………………….115
5-4-4-1 دعوت به توحید و اثبات وجود خدا……………………………………………………….115
5-4-4-2 پاسخهای کوتاه.. ……………………………………………………………………………….115
5-4-4-3 استدلال عقلی و منطقی.. ……………………………………………………………………..116
5-4-4-4 ایجاد صورتهای مختلف برای طرف مقابل……………………………………………116
5-4-4-5 رعایت ادب……………………………………………………………………………………….117
5-4-4-6 باطل کردن مدعای فرد با استفاده از کلام وی…………………………………………..117
5-4-4-7 قرار گرفتن در جایگاه پرسشگر……………………………………………………………..119
5-4-4-8 تذکر دادن به امور ملموس زندگی…………………………………………………………119
5-4-4-9 رد قیاس و رای…………………………………………………………………………………..119
5-4-5 موضوعات مناظرات امام صادق(ع)………………………………………………………………………..121
5-5 نشر حدیث……………………………………………………………………………………………………………..122
5-6 شعر و ادبیات.. …………………………………………………………………………………………………………129
5-6-1 استفاده امام از شعر.. ……………………………………………………………………………………………130
5-7 مکتوب کردن…. ……………………………………………………………………………………………………..136
فصل ششم؛ مخاطبشناسی امام صادق(ع).. ……………………………………………………………………….139
6-1 اصحاب.. ……………………………………………………………………………………………………………….139
6-2 غلات. ……………………………………………………………………………………………………………………140
6-3 صوفیان. ………………………………………………………………………………………………………………….141
6-4 معتزله. …………………………………………………………………………………………………………………..142
6-5 ابوحنیفه. …………………………………………………………………………………………………………………143
6-6 مالکبنانس. …………………………………………………………………………………………………………..143
6-7 خلفا. ……………………………………………………………………………………………………………………..144
6-8 غیرمسلمانان(اهل کتاب).. ………………………………………………………………………………………….145
6-9 زنادقه و دهریون. ……………………………………………………………………………………………………..146
6-9-1 ابنمقفع.. ………………………………………………………………………………………………………….148
6-9-2 ابنابیلیلی. ……………………………………………………………………………………………………….149
6-9-3 ابنابیالعوجاء.. ………………………………………………………………………………………………….149
فصل هفتم؛ نتیجهگیری و جمعبندی.. ……………………………………………………………………………….151
منابع و مآخذ…. ………………………………………………………………………………………………………………156
مقدمه
در علم حقوق، مقصود از تعریف اصطلاحی یک واژه، معنایی است که از آن واژه در دانش حقوق به ذهن متبادر میشود. در قانون آیین دادرسی ایران، تعریفی از «دعوا» ارائه نشده است؛ از اینرو هر یک از حقوقدانان، تعاریف گوناگونی را در مورد این واژه بیان کردهاند. حقوقدانان میکوشند تعریفی از دعوا ارائه نمایند که شامل هر دو معنای لغوی آن گردد؛ در این راستا یکی از حقوقدانان بیان داشته است: «دعوا عبارت است از عملی که برای تثبیت حقّی صورت گیرد؛ یعنی حقّی که مورد انکار یا تجاوز واقع شده باشد»[3]. بر پایهی این تعریف، نخست میبایست حقّی وجود داشته باشد و آنگاه آن حق مورد انکار و تجاوز واقع شده باشد. دیگر آنکه صاحب حق در صدد احیاء آن بر آید و به مرجع قانونیِ صلاحیتدار مراجعه کند. بنابراین تعریف هر دعوایی، بلا استثناء باید مستند به حقی واقعی باشد و نتیجهی آن، محق شناختن مدعّی شود؛ درحالیکه همیشه اینگونه نیست؛ اگر دعوا را از دید مدعی ببینیم، میتوانیم این تعریف را بپذیریم؛ زیرا هر مدعی خود را همیشه محق میداند، امّا باید با دید بازتری به این تعریف نگاه کرد. باید توجّه داشت که اصولاً هر شخصی که اقامهی دعوا کند، صاحب حق شناخته نمیشود. همچنانکه در دعاوی واهی و یا در دعاویای که محکوم به رد میشود و یا بطلان آن اعلام میگردد، مدعی، صاحب حق شناخته نخواهد شد. تا زمانی که دعوایی در جریان رسیدگی قرار دارد و مرجع قضایی نیز نظر قطعی خود را اعلام نکرده است، نمیتوان گفت که کدام یک از طرفینِ دعوا صاحب حق هستند و همین خود حکایت از این امر دارد که دعوا مترادف با حق نیست. بنابراین دامنهی شمول این تعریف بسیار وسیع است و شامل اعمال غیرقانونی در جهت تثبیت حق نیز میگردد، پس تعریف درست و دقیقی نیست.
در جایی دیگر، دعوا را اینگونه تعریف کردهاند: «دعوی، حقی است که به موجب آن، اشخاص میتوانند به دادگاه مراجعه نمایند و از مقام رسمی بخواهند که به وسیلهی اجرای قانون، از حقوقشان در برابر دیگری حمایت شود. مراجعه به دادگاه و اجرای حق همیشه به وسیلهی عمل حقوقی خاصی انجام میشود که اقامهی دعوا نام دارد»[4]. وی همچنین در جایی دیگر بیان کرده است: «دعوا عملی است تشریفاتی که به منظور تثبیت حقّی که مورد انکار و تجاوز واقع شده است، انجام میشود»[5]. البته این تعریف نیز به سبب همانندی با تعریف اول، دچار همان ایراد است. با این وجود، بهتر است دعوا را با وجود ایراداتی که بر تعاریف فوق وارد است، «خواستن چیزی با ادعای داشتن حق به ضرر دیگری و با وجود مقاومت او» تعریف کنیم.
برخی دیگر از حقوقدانان نیز دعوا را در سه مفهوم به کار بردهاند:
1- مفهوم اعم دعوا: در این مفهوم، دعوا در برخی از مقرّرات، به معنای منازعه و اختلافاتی آمده است که در مرجع قضایی، طرح شده است و تحت رسیدگی بوده یا میباشد.
2-مفهوم اخص دعوا: در این مفهوم، دعوا عبارتست از توانایی مدعّیِ حق ضایع شده یا انکار شده، در مراجعه نمودن به مراجع صالح، در راستای به قضاوت گذاردن، وارد بودن یا نبودن ادعا و ترتّب آثار قانونی. برای طرف مقابل، دعوا توانایی مقابله با آن است. به این حق در اصل 34 قانون اساسی صراحتاً اشاره شده است: «دادخواهی حق مسلم هر فرد میباشد و هر کس میتواند به منظور دادخواهی، به دادگاه صالح رجوع کند».
3-دعوا به معنای ادعایی است که در مرجع قضایی مطرح نشده و یا ادعایی است که در خلال رسیدگی به دعوا، به عنوان امری تبعی مطرح میگردد. با اعمال دعوا به مفهوم اول یا اقامهی آن، دعوا به مفهوم دوم محقق میشود[6].
با توجه به آنچه گفته شد، میتوان اینگونه نتیجه گرفت که هر جا که حقّی مورد انکار یا تجاوز واقع شود و دارندهی حق، بر طبق مقررات قانونی، برای احقاق حق خود به مراجع قضایی رجوع کند، دعوا محقق شده است. بر این پایه، نخست باید گفت که دعوا عملی تشریفاتی است؛ زیرا برای طرح دعوا در مراجع قضاوتی، نیاز به تکمیل فرم دادخواست و همچنین رعایت تشریفاتی خاص است که قانونگذار تعیین کرده و دیگر آنکه در هر دعوا، حقی مورد انکار یا تجاوز قرار میگیرد. تا زمانی که مدیون، منکر دین خود به داین نیست، عموماً دعوایی مطرح نمیشود و طرفین از طریق مسالمتآمیز، اختلاف فی ما بین را حل میکنند، ولی زمانی که مدیون، منکر دین خود شد، داین با اقامهی دعوا، در صدد اثبات طلب خود و مطالبهی آن برمیآید؛ برای مثال، دو مالک که املاک آنها در نزدیکی یکدیگر است، تا زمانی که به ملک یکدیگر تجاوز نکردهاند، دعوایی محقق نمیشود اما همین که یکی از آنها به ملک دیگری تجاوز کند، دعوا محقق شده و شخصِ متضرّر، برای احقاق حق خود اقامه دعوا میکند. [7]
مبحث دوم: اقسام دعوا
دعاوی را از جهات گوناگون میتوان بخشبندی کرد که هر یک از این بخشبندیها، آثار و ویژگیهای خاص خود را دارد؛ از جمله میتوان دعاوی را از جهتهای ماهیت و چگونگی حقِ مورد مطالبه، موضوع حقی که اعمال میشود، مالیت داشتن موضوع آن و منشاء حقِ مورد مطالبه تقسیم کرد. در زیر، به بررسی این تقسیمات میپردازیم.
بند اول: تقسیم بندی دعوا بر حسب ماهیّتِ حقِ مورد اجراء:
بر حسب ماهیّت موضوع دعوا، یعنی اینکه اِخبار به حق، بر حسب چه نوعی از حق صورت گرفته است، میتوان دعوا را به دعوای عینی، شخصی و مختلط بخش کرد.
[2] . عمید، حسن (1384 ) فرهنگ فارسی عمید،چاپ سی و دوم، تهران، موسسه انتشاراتی امیر کبیر، ص 648.
[7] .ابهری، حمید، برزگر، محمدرضا (1390) آیین دادرسی مدنی 1، چاپ اول، انتشارات دانشگاه مازندران، ص 25.
تعداد صفحه : 100
قیمت : 14700تومان
اما اولین کودکستان بر اساس طرحی از«فریدریش فروبل» در سال ۱۲۱۹ (۱۸۴۰ میلادی) در آلمان ساخته شد و نام آن را kindergarten به معنای « باغ کودک» گذاشتند. در طرح فروبل آموزش در کنار بازی گنجانده شده بود و همین امر باعث شد که مهدکودکها به مرور از لحاظ کمی و کیفی پیشرفته شوند و اتحادیهها ، قوانین ، برنامهریزی و نظارت و مراقبتهای تربیتی حول محور آنها شکل بگیرد.
در ایران اما علت تأسیس مهدها کاملا متفاوت بود. اولین مهدکودک را در سال ۱۲۹۸ شمسی یعنی ۹۴ سال پیش ، اقلیتهای مذهبی در تهران احداث کردند. بعد از آن در سال ۱۳۰۳، جبار باغچهبان در تبریز «باغچه اطفال» را تأسیس کرد و چند سال بعد کودکستان دیگری در شیراز دایر نمود. اهدافی که مهدها در ایران دنبال میکردند بیشتر سیاسی و تربیتی بود.(فضلی 1389)
حال که بدلیل روند فعلی شرایط زندگی بشری و افزایش روزافزون مشارکت زنان در اقتصاد خانوار و فاصله گرفتن آنها از محیط خانواده وجود مهدکودک ها روز به روز ضروریتر می شود بررسی تاثیرات آن بر شرایط اجتماعی و عاطفی کودکان و تاثیراتی که می تواند بر آینده زندگی آنها داشته باشد ، جزو مسائلی است که هر پدر و مادری می خواهد آن را بداند.
1ـ1ـ بیان مسأله
بررسی شرایط رشد و نمو انسان ، که اساساً موجودی اجتماعی است و از بدو تولد تا واپسین دم حیات در جامعه زندگی می کند ، نیازمند دیگران است ، از آن تأثیر می پذیرد و بر آن تأثیر میگذارد ، بویژه درسالهای ابتدایی زندگی و زمان کودکی از اهمیت بالایی برخوردار است ( حسینی ، 1380 )
می دانیم که کانون خانواده ، نخستین نهاد اجتماعی است که کودک در آن پرورش می یابد و در آن می آموزد که چگونه رفتار اجتماعی داشته باشد . تربیت کودک در سنین اولیه رشد
این مطلب را هم بخوانید :
منابع مقاله درمورد تخصیص منابع بانکی آنقدر مهم است که هم در آیات و روایات دینی ما بسیار برآن تاکید شده است و هم صاحب نظران و دانشمندان علوم اجتماعی ، روانشناسان و دانشمندان علوم تربیتی بر نقش حساس و سرنوشت ساز این مقطع و نقش محیط خانواده ، بویژه مادر در آن اذعان دارند. بدیهی است آنچه کودک در سنین ابتدایی رشد تجربه می کند تأثیر مهم و سرنوشت سازی در شکل گیری شخصیتش در بزرگسالی و زندگی آتی دارد و این در حالی است که شرایط جدید اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی بشر و تغییر و تنوع در نقشهای زن و مرد و بالاخص زنان در جامعه موجب گردیده که بسیاری از آنها نتوانند مثل گذشته بصورت تمام وقت در کنار فرزندان خود حضور یابند.
برخلاف گذشته که کودک چند سال اول زندگی خود را در آغوش پرمهر خانواده و مادر بزرگ می شد ، امروزه و در این دنیای مدرن کودک از یک سالگی و یا بیشتر، به مراکز نگهداری کودک مثل مهدکودکها می رود و تربیت و شاکله اصلی وجودش در آنجا شکل می گیرد ، بسیاری از ما با شنیدن اسم مهدکودک یاد والدین کارمند میافتیم و تصور میکنیم مهدکودک صرفاً جایی است که میتوانیم فرزندمان را برای چند ساعت به آنجا بسپاریم و خودمان به کارمان برسیم.
لذا می بینیم که خواسته یا نا خواسته در جامعه امروزی محیط های اجتماعی دیگری به جز خانواده در آموزش هنجارها و ارزش ها به فرزندان دخالت دارند و با افزایش سن کودک
و رفتن او به مدرسه و … به مرور از نقش خانواده ها کاسته و بر نقش این کانون ها در الگو دهی به شخصیت کودک افزوده می شود. مهدکودکها که معمولاً اولین مجموعه بعد از محیط خانواده برای کودکان بوده وحتی برای بچه ها عموماً جذابیتی بیش از خانه و خانواده دارند ، نقشی بسیار اساسی و مهم در تربیت کودکان ایفا می کند و این ایجاب می کند تا برای به ثمر نشستن این نهال های ترد و شکننده و کمک به رشدِ صحیح آنان ، محیطی امن و عاری از هرگونه انحراف برای تربیت آنان فراهم گردد. ( رضازاده ، 1385 )
گرچه بین حضور فیزیکی و غیرفیزیکی و کمی و کیفی والدین بویژه مادر در کنار کودک تمایز و تفکیک وجود دارد ، لکن تحقیقات متعدد روانشناختی و جامعه شناسانه صورتگرفته بیانگر این نکته مهم می باشد که بهتر است کودکان تا پایان ۲ سالگی در محیط خانواده و نزد والدین خود باشند تا احساس امنیت روانی و وابستگیهای عاطفی اولیه بصورت صحیح و طبیعی در کنار خانواده در کودک شکل بگیرد و از این سن به بعد کودکان به تجربههای اجتماعی نیز نیاز دارند که آموختن بسیاری از مفاهیم را میتوان از طریق اجتماع و ارتباط با همسالان برای فرزندان مهیا کرد.
رشد اجتماعی ، انسجام عاطفی ، نحوه ارتباط با دیگران ، داشتن روحیه همکاری ، مسئولیت پذیری ، یادگیری زبان و درک مفاهیم کلامی و غیرکلامی در یک مهدکودک خوب که از معیارهای لازم برای رشد اجتماعی و کلامی کودکان برخوردار باشد ، می تواند اتفاق بیافتد. دریک مهد کودک خوب همه برنامه های کودکان از نظم و انضباط خاصی برخوردار میشود ، برنامه خواب و خوراک آنها از قاعده خاصی پیروی میکند ، آموزش بسیاری از مطالب که ممکن است مادر در منزل به صورت پراکنده یا به طور غیرعلمی به فرزندش بیاموزد، در مهدکودک به صورت منظم و روشمند و به صورت گروهی آموخته میشود. به طور کلی کودک در این مرحله برای سالهای آینده که باید ساعتهای بیشتری را از خانه دور باشد ، آماده میشود.
کودکانی که به مهدکودک میروند زمینه رشد اجتماعیشان فراهم شده و توانایی های لازم در آنها بدلیل تعاملات اجتماعی شکل میگیرد. بسیاری از رفتارهایی که کودکان درخانه نیاموختهاند، در آنجا میآموزند. رفتارهای منفی یا رفتارهایی که چندان مثبت یا جامعهپسند نیستند، در مهدکودک کمرنگ میشوند. به این ترتیب کودکان مجموعهای از رفتارها و اطلاعات مفید را در مهدکودک میآموزند و از طرف دیگر رفتارهای بدی که آموختهاند در مهدکودک با روشهای خاصی تعدیل میشود. رشد کلامی که به تحقیق در تواناییهای اجتماعی آتی کودک اهمیت زیادی دارد، درکودکان مهدرفته ، در مقایسه با کودکانی که به مهد نرفتهاند ، متفاوت است ، کودکان مهد رفته از واژههای بیشتری استفاده میکنند و نحوه ارتباطشان با دیگران فرق می کند ، بنابراین یک مهدکودک خوب با معیارهای اخلاقی و تربیتی قابل قبول تاثیر زیادی در رشد اجتماعی و عاطفی کودک دارد. (رضایی 1385)
لازم به ذکر است که در این میان ، رفتن کودکان به آمادگی ، بویژه برای آن دسته از کودکانی که به مهد کودک نمی روند نیز بسیار مهم بوده و در مراحل رشد کودک بسیار موثر است و او را برای ورود به دبستان آماده میسازد. کودکانی که دوره آمادگی را گذراندهاند برای ورود به دبستان بسیار مهیاتر هستند و آموزشهای رسمی و غیررسمی که برایشان در نظر گرفته شده به رشد اجتماعی و مهارتهای فهمی و حرکتی آنها کمک بسیار زیادی خواهد کرد.
1ـ2ـ ضرورت و اهمیّت تحقیق
« رشد انسان از تولد و حتی پیش از تولد تا هفت سالگی مسئله ای است که در گذشته کم و بیش در سرتاسر جهان به آن توجه شده است. اکنون این مرحله را از حساس ترین و مهم ترین مراحل رشد انسان می دانند ، پژوهشهای گوناگون عصر ما نشان داده که اگر در این مرحلهی رشد از نظر جسمی ، روانی ، تربیتی نسبت به کودک غفلت و کوتاهی شود در مراحل بعد تنها پنجاه درصد از این کوتاهیها را می توان جبران کرد و پنجاه درصد دیگر جبران ناپذیر خواهد بود.» (خواجه زاده 1392)
اهمیت و ضرورت موضوع از جنبه های گوناگون قابل بررسی است ، به استناد جدیدترین تحقیقی که تا به حال در مورد مراقبت از کودک صورت گرفته، کودکانی که اوقات خود را دور از مادر و در مهدکودک می گذرانند ، پرخاشگرتر می شوند و مدت زمانی را که کودک در مهدکودک می گذراند هر چه طولانی تر باشد ، احتمال این که هنگام رسیدن به سن کودکستانی پرخاشگرتر شود بیشتر است. ( محمود نژاد ، 1383 )
بسیاری از محققان بر این باورند که هفده درصد کودکانی که بیش از 30 ساعت در هفته را در مهدکودک می گذرانند ، در ناهنجاری های رفتاری همچون جنگ و دعوا ، بیرحمی، حمله به دوستان و نیز رفتارهای نامناسبی چون جدال ، پرتوقعی و پرحرفی «نمره بیشتری » می آورند و آموزگاران آمادگی و مادران این کودکان ، از آنها به عنوان کودکان مسئولیت ناپذیر ، تهاجمی ، بهانه گیر، نترس ، دردسرآفرین و افرادی که باید خواسته هایشان به سرعت عملی شود، یاد می کنند. ( رستمی کیا ، 1386 )
محققان هنوز نتوانسته اند دلیل این رفتارها را دقیقاً مشخص کنند اما برخی ، علت مشکلات رفتاری این کودکان را عدم ارضاء عاطفی کودک بدلیل خستگی والدین بر اثر کار و عدم توجه به کودک و یا عدم توجه مسئولان مهدکودکها عنوان می کنند. اگر چه نوع اداره مهدکودک نیز در بروز یا جلوگیری از اختلالات عاطفی کودکان بسیار موثر است. گاهی پذیرش کودکان بیش از تعداد استاندارد در مهدکودکها ، با مربیهای کمتر از حد استاندارد و گاه کم تجربگی و نداشتن رفتار صبورانه و مادرانه در مربیان یکی از مشکلات و موانعی است که بچهها در مهد کودکها از محبت عاطفی برخوردار نمیشوند.
طبق برخی پژوهش های انجام شده ، کودکانی که زمان زیادی را در مهدکودک به سر می برند، غمگین و ترسو هستند اما این مشکل معمولاً تا سن آمادگی از میان می رود.
در تحقیقات صورتگرفته آمده است که اگر می خواهید این گونه رفتارها را تقلیل دهید ، بهتر است از مدت زمانی که کودک در مهدکودک می گذراند بکاهید.