2-14-2 اثرات سطح زیرلایه…………………………………………………………………………… 26
2-14-3 پارامترهای موثر دیگر روی مورفولوژی رسوبات الکتریکی………………………………. 27
2-15 رفتار الکتروشیمی و خوردگی نیکل…………………………………………………… 27
2-16 جمع بندی………………………………………………………………………….. 34
فصل سوم: مواد و روشها
3-1 زیرلایه مورد استفاده……………………………………………………………………….. 35
3-2 آمادهسازی سطح نمونه………………………………………………………………. 35
3-3 حمام پوششدهی………………………………………………………………………….. 36
3-4 عملیات پوششدهی……………………………………………………………….. 36
3-5 مطالعات مورفولوژی………………………………………………………………. 36
3-6 اندازهگیری ضخامت پوشش………………………………………………………. 37
3-7 بررسی توپوگرافی……………………………………………………………………….. 37
3-8 مطالعات بافت پوششهای ایجاد شده…………………………………………….. 37
3-9 اندازه گیری زاویه تماس پوششها با آب……………………………………….. 37
3-10 مطالعات الکتروشیمیایی……………………………………………………………….. 37
3-11 مطالعات خوردگی الکتروشیمیایی………………………………………………. 38
3-11-1 پلاریزاسیون پتانسیودینامیک………………………………………………………… 38
3-11-2 طیفسنجی امپدانس الکتروشیمیایی………………………………………….. 38
فصل چهارم: بحث و تحلیل یافتهها
4-1 اثرات الکتروشیمیایی آمونیوم کلرید بر مکانیسم رسوبدهی الکتریکی نیکل…………… 39
4-1-1 آزمون ولتامتری چرخهای………………………………………………….. 40
4-1-2 آزمون طیف سنجی امپدانس الکتروشیمیایی…………………………….. 41
4-2 تأثیر غلظت آمونیوم کلرید روی مورفولوژی پوششها…………………………. 43
4-3 اثر آمونیوم کلرید روی بافت نسبی پوششها………………………………. 47
4-4 رفتار ترشوندگی پوششهای نیکل تهیه شده از حمام حاوی آمونیوم کلرید………………… 48
4-5 مقاومت به خوردگی پوششهای نیکل تهیه شده از حمامهای پوششدهی حاوی آمونیوم کلرید……….. 50
4-5-1 پلاریزاسیون پتانسیودینامیک………………………………………… 50
4-6 طیفسنجی امپدانس الکتروشیمیایی…………………………. 52
4-7 عملکرد طولانی مدت پوششهای نیکل حاصل از حمام حاوی آمونیوم کلرید در محلول خورنده……….. 55
4-8 تأثیر غلظت آمونیوم کلرید روی مورفولوژی پوششهای نیکل…………………….. 60
4-9 رفتار ترشوندگی پوششهای نیکل تهیه شده از حمام حاوی اتیلندیآمونیوم دیکلرید……………… 62
4-10 رفتار خوردگی پوشش نیکل رسوب داده شده از حمام پوششدهی حاوی اتیلندیآمونیوم دیکلرید……………… 63
فصل پنجم: نتیجهگیری و پیشنهادات
5-1 نتیجهگیری………………………………………………………… 67
5-2 پیشنهادات………………………………………………………….. 68
منابع و مراجع…………………………………………….. 69
چکیده
پوششهای نیکل از حمامهای کلریدی حاوی مقادیر مختلف آمونیوم کلرید با روش رسوبدهی الکتریکی دو مرحلهای و بدون وقفه تهیه شدند. مورفولوژی، توپوگرافی و بافت پوششها به ترتیب با استفاده از میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM)، پروفیلومتر کانفوکال و پراشسنج اشعه ایکس (XRD) مطالعه شدند. تصاویر SEM نشان داد که پوشش حاصل از حمام پوششدهی فاقدآمونیوم کلرید دارای ساختارهای میکرو مخروطی هستند. افزودن آمونیوم کلرید به حمام پوششدهی باعث تشکیل ساختارهای مخروطی متقارنتر، تیز تر و ظریفتری شد و همچنین در حضور g. L-1 200 آمونیوم کلرید، ساختار میکرو- نانو مخروطی یکنواختتری به دست آمد. تشکیل ساختارهای میکرو- نانو مخروطی شکل به وسیله تئوری “رشد توسط نابجاییهای پیچی” تحلیل شد. آنالیز XRD نشان داد که آمونیوم کلرید سبب تغییر جهتگیری مرجح صفحات کریستالی پوشش از (220) به (111) میشود. نقش آمونیوم کلرید با روشهای ولتامتری چرخهای و طیفسنجی امپدانس الکتروشیمیایی مطالعه شد. نتایج نشان داد که آمونیوم کلرید با تشکیل کمپلکسهای نیکل- آمونیاک باعث افزایش مقاومت انتقال بار در فرایند رسوبدهی الکتریکی نیکل میشود و بنابراین از جوانهزنی رسوبات نیکل ممانعت میکند. ترشوندگی پوششهای نیکل با اندازهگیری زاویه تماس آنها با آب بررسی شد و مشاهده شد که پوششهای تازه تهیه شده رفتار فوقآبدوست دارند و با نگهداری آنها در هوا، زاویه تماس به طور تدریجی افزایش مییابد و نهایتا
این مطلب را هم بخوانید :
دانلود فایل پایان نامه مدیریت عوامل سازمانی
بعد از 2 هفته نگهداری در هوا، پوششها فوقآبگریز میشوند. افزایش زاویه تماس در طول مدت نگهداری در هوا به جذب مواد آلی روی سطح پوششها نسبت داده شد. زبری متوسط پوشش تهیه شده از حمام حاوی g. L-1 200 آمونیوم کلرید بیشتر از پوششهای دیگر بود، بنابراین طبق مدل ونزل این پوشش فوقآبگریز تر از پوششهای دیگر شد. مقاومت به خوردگی پوششها با آزمون طیفسنجی امپدانس الکتروشیمیایی به صورت غوطهوری مدتدار در محلول 5/3% وزنی سدیم کلرید بررسی شد. نتایج نشان داد که خاصیت فوقآبگریزی باعث افزایش به طور میانگین 12 برابری مقاومت پلاریزاسیون پوششها میشود. با افزایش زمان غوطهوری مقاومت پلاریزاسیون به طور تدریجی کاهش یافت که ناشی از کاهش خاصیت آبگریزی بود. بعد از حذف خاصیت آبگریزی، مقاومت پلاریزاسیون تمامی پوششها شروع به افزایش چشمگیری کرد. این افزایش ناشی از تشکیل فیلم رویین در سطح پوششها در اثر خوردگی در محلول خورنده بود. برای مطالعه دقیقتر اثر اصلاح کننده کریستال، پوششهای نیکل در حضور افزودنی دیگری با نام اتیلندیآمونیوم دیکلرید با فرایند رسوبدهی الکتریکی دو مرحلهای تهیه شدند. تصاویر SEM نشان داد که پوششهای نیکل حاصل، فاقد ساختار میکرو- نانو مخروطی مطلوب میباشند. زبری پوششهای تهیه شده کمتر از پوششهای تهیه شده از حمامهای آمونیوم کلریدی بود، بنابراین با نگهداری در هوا پوششها صرفاً آبگریز شدند. بررسی مقاومت به خوردگی این پوششها نشان داد که خاصیت آبگریزی برخلاف فوقآبگریزی اثر چندانی روی مقاومت به خوردگی ندارد. مقاومت پلاریزاسیون این پوششها نیز با افزایش زمان غوطهوری افزایش یافت اما میزان افزایش آن کمتر از میزان مشاهده شده در پوششهای حاصل از حمام آمونیوم کلرید بود. نتایج شبیهسازی دادههای امپدانس نشان داد که تجمع محصولات خوردگی و پلاگ شدن سطح باعث بهبود مقاومت به خوردگی شده است.
کلمات کلیدی: فوقآبگریزی، نیکل، رسوبدهی الکتریکی، آمونیوم کلرید، اتیلندیآمونیوم دیکلرید.
1. فصل اول
مقدمه
امروزه سطوح فوقآبگریز با زاویه تماس بزرگ با آب (بزرگتر از °150) به علت ویژگیهای منحصر به فردشان همچون خواص دفع آب، ضد رسوب، مقاومت بالا به خوردگی و خودتمیز شوندگی علاقه روز افزونی را به خود جلب کردهاند. محققان تلاش کردهاند که ویژگیهای سطوح طبیعی با خاصیت آبگریزی را تقلید کنند که از جمله این سطوح، برگ نیلوفر آبی[1] است. لازمه فوق آبگریز بودن یک سطح، انرژی سطحی پایین و پیروی از الگوی زبری خاص در ابعاد میکرو و نانومتر است. دو مدل مشهور برای توصیف ترشوندگی سطوح، مدل ونزل[2] و مدل کاسی- باکستر[3] است. روشهای متنوعی برای ایجاد زبری و تولید سطوح فوقآبگریز بکار رفته است که از جمله میتوان به اچکردن پلاسما، لیتوگرافی، اکسیداسیون آندی، سل ژل و رسوبدهی الکتریکی اشاره نمود. اغلب روشهای مذکور پرهزینه هستند و به دلیل عملیات شیمیایی دشوار و فرایندهای چند مرحلهای پیچیده به سادگی قابل استفاده در مقیاسهای صنعتی نمی باشند. در مقابل رسوبدهی الکتریکی مزایایی نظیر آسان بودن، هزینه کم و شرایط کاری قابل کنترل برای تولید انبوه دارد. در سالهای اخیر، تحقیقات وسیعی روی ساخت سطوح فوقآبگریز فلزی به روش رسوبدهی الکتریکی صورت گرفته است. محققین مشاهده کردند که برای فوقآبگریز شدن پوشش، مورفولوژی پوشش باید به صورت ساختار سلسله مراتبی میکرو- نانو باشد. همچنین مشخص شد که مورفولوژی سطوح به شدت به شرایط پوششدهی از جمله چگالی جریان، مدت زمان الکترولیز، pH ، دما و ترکیب حمام پوششدهی بستگی دارد. برای ایجاد ساختار سلسله مراتبی مناسب به افزودن ترکیبات معینی به حمام پوششدهی نیاز است که این افزودنیها، اصلاح کننده کریستال نامیده میشود. برای تهیه پوششهای نیکل با مورفولوژی سلسله مراتبی اغلب از اتیلندیآمونیوم دیکلرید و به ندرت از آمونیوم کلرید استفاده شده است. تحقیقات انجام شده روی اثر اتیلندیآمونیوم دیکلرید نشان میدهد که غلظت افزودنی روی مورفولوژی پوشش تاثیر قابل ملاحظهای دارد. مکانیسم افزودنیهای مذکور در فرایند رسوبدهی الکتریکی مشخص نشده است و در تعداد کمی از تحقیقات تئوریهای رشد برای تشکیل ساختارهای سلسله مراتبی پیشنهاد شده است. انرژی سطحی کم پارامتر مهم دیگر برای ایجاد خاصیت فوقآبگریزی است. عموماً سطوح فلزی با انرژی سطحی بالا به طور ذاتی آب دوست میباشند، بنابراین برای ایجاد خاصیت فوقآبگریزی روی فلزات نیاز به اصلاح سطح با مواد دارای انرژی سطحی کم است. بدین منظور در بیشتر موارد از مواد آلی کاهنده انرژی سطحی استفاده میشود. در تحقیقات اخیر مشاهده شده است که پوششها با مورفولوژی زبر مناسب با نگهداری در هوا فوقآبگریز میشوند. محققین مکانیسمهای متعددی برای این رخداد پیشنهاد کردند و توافقی در مورد مکانیسم افزایش زاویه تماس با زمان وجود ندارد.
با توجه به اینکه نقش اصلاح کننده کریستال در فرایند رسوبدهی الکتریکی و ایجاد ساختار سلسله مراتبی مشخص نیست و پژوهشهای انتشار یافتهای در این زمینه وجود ندارد، هدف از این تحقیق بررسی مکانیسم اصلاح کننده کریستال در فرایند رسوبدهی الکتریکی میباشد. همچنین تاثیر مقادیر مختلف اصلاح کننده کریستال روی میکروساختار از جمله مورفولوژی، توپوگرافی و بافت ، رفتار ترشوندگی و مقاومت به خوردگی پوششهای نیکل بررسی میشود.
این پایان نامه در پنج فصل تنظیم شده است. ابتدا در فصل دوم این پایان نامه مروری بر منابع صورت گرفته سپس در فصل سوم چگونگی انجام آزمونها و مواد و روش تحقیق آورده شده است. نتایج به دست آمده در فصل چهارم مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند و نهایتاً در فصل پنجم نتیجهگیری و پیشنهادات ارائه شده است.
2. فصل دوم
مروری بر منابع
2-1 معرفی و تاریخچه
بیش از 2000 سال پیش مشاهده شد که برخی از گیاهان دارای خاصیت خودتمیزشوندگی می باشند که به عنوان عامل نجاتبخش گیاه در محیطهای آلوده عمل میکند. نیلوفر آبی، نمونه معروفی از این نوع گیاهان میباشدکه معمولا در مردابها و آبهای سطحی در شرق آسیا وشرق آمریکای شمالی رشد میکند. مکانیسم ظهور این خاصیت به صورت راز باقی ماند تا زمانی که پیشرفت میکروسکوپ الکترونی روبشی[4] (SEM) در اواسط دهه 1960 میلادی صورت گرفت. مطالعات روی اکثر برگهای گیاهان طبیعی در طول دهه گذشته آشکار کرد که سطح صاف ماکروسکوپی معمولا از زبریهای میکروسکوپی با مقیاسهای طولی مختلف تشکیل شده است و ساختار میکرو– نانوی سطح به همراه واکس اپیکیوتیکیولار[5] باعث آبگریزی میشود. این کشف به عنوان یک پیشرفت بزرگ در زمینه فوقآبگریزی برای ساخت این سطوح به تقلید از طبیعت در نظر گرفته میشود. علاوهبراین در سال 2007 میلادی به دو نوع میکرو ساختار سطحی عمده در برگهای گیاهان با خاصیت فوقآبگریزی پی برده شد که یکی ساختار سلسله مراتبی میکرو– نانو و دیگری ساختار میکرو الیاف[6] است. این یک کشف حیاتی بود و به عنوان نقطه آغازی برای توسعه روشهای ساخت سطوح فوقآبگریز به تقلید از سطوح فوقآبگریز طبیعی محسوب میشود. شکل 2‑1، الف و ب به ترتیب تصاویر SEM برگ نیلوفرآبی با بزرگنمایی کم و زیاد است. همانطور که مشاهده میشود سطح برگ نیلوفرآبی به طور یکنواخت با برآمدگیها و فرورفتگیهای 3- 10 میکرومتری بافتدار شده است و این ساختار با مواد مومی آبگریز به اندازه 30- 100 نانومتری آراسته شده است. اعتقاد براین است که مشارکت این سلسله ساختار سطحی و مواد موم- مانند آبگریز دلیلی بر فوقآبگریزی، یعنی زاویه تماسی حدود °162 میباشد [1].
| شکل 2‑1 تصاویر سطوح فوقآبگریز با ساختار سلسله مراتب، الف و ب به ترتیب تصاویر SEM برگ نیلوفرآبی با بزرگنمایی کم و زیاد، ضمیمه شکل (ب) زاویه تماسی سطح با آب در حدود °162 [1]. |
شکل 2‑2، تصاویر سطوح فوقآبگریز طبیعی با ساختار میکرو الیاف را نشان میدهد. شکل 2‑2، الف و ب مربوط به تصاویر SEM پشت برگ رامعی[7] را با زاویه تماس °159 است. طبق شکل مذکور،
٣- ۵- ۲- متوسط حداقل و حداکثر دما ۴٩
٣ – ۵ -٣- متوسط دمای روزانه. ۵۱
٣ – ۵- ۴ – متوسط حداکثر و حداقل مطلق دما ۵٣
٣ – ۵- ۵ – یخبندان. ۵۵
٣ – ۵- ٦- بررسی وضعیت بارش در ایستگاه گنبد کاووس… ۵٧
٣- ۵- ٧ – حداکثر بارش های ۲۴ ساعته گنبد. ٦۱
٣- ۵ – ٨- بررسی رطوبت نسبی ایستگاه گنبد. ٦٣
٣- ۵- ٩ – متوسط رطوبت نسبی حداکثر و حداقل در گنبد. ٦٦
٣-۵-۱۰- بررسی وضعیت تابش ٧۰
٣-۵-۱۱- بررسی وضعیت باد در ایستگاه گنبد. ٧۴
٣-٦- طبقه بندی اقلیمی گنبد. ٨۴
٣-٦-۱- تعیین اقلیم منطقه به روش کوپن.. ٨۴
٣-٦-٢- تعیین اقلیم منطقه به روش دومارتن.. ٨۵
فصل چهارم: ویژگی های بیوکلیمایی گنبد (روش تحقیق)
۴ – ۱- مقدمه. ٨٧
۴- ٢- ارزیابی بیوکلیمای انسانی.. ٨٧
۴-٢-۱- شاخص پن واردن. ٨٧
۴-٢-۲- شاخص الگی.. ٩۱
۴-٣- نیازهای حرارتی فضاهای آزاد گنبد. ٩٣
۴ – ۴ – ارزیابی بیوکلیمای ساختمان ….. ٩٦
۴-۴-۱- شاخص ماهانی.. ٩٦
۴-۴-٢- شاخص گیونی.. ۱۰۴
فصل پنجم: ویژگی های سکونتگاهی منطقه
۵-۱- مقدمه. ۱۰٧
۵-٢- گونه شناسی مسکن در گنبد. ۱۰٧
۵-٢-۱- مساکن قدیمی.. ۱۰٧
۵-٢-٢- مساکن نیمه قدیمی.. ۱۰٨
۵-٢-٣- مساکن جدید. ۱۰٨
۵-٣- بررسی نمونه هایی از بناهای قدیمی و جدید. ۱۰٨
۴-۵- نتیجه گیری.. ۱٢۰
فصل ششم: نتیجه گیری و پیشنهادات
٦-۱- مقدمه. ۱٢٣
٦-٢- فرم کالبدی ساختمان. ۱٢٣
٦-٣- بافت مجموعه های ساختمانی.. ۱٢۴
٦-۴- الگوی اشغال زمین.. ۱٢۴
٦-۵- جهت استقرار ساختمان. ۱٢٩
٦-۵-۱- جهت استقرار ساختمان و تابش آفتاب.. ۱٣۰
٦-۵-٢- جهت استقرار ساختمان در رابطه با تاثیر باد. ۱٣٣
٦-٦- طراحی اقلیمی پنجره ها ۱٣۴
٦-٧- مصالح ساختمانی مناسب با اقلیم منطقه. ۱٣۴
آزمون فرضیات . . .۱٣٦
منابع و ماخذ . . .۱۴۰
چکیده انگلیسی (Abstract) . . . . .۱۴٣
۱-۱- مقدمه
اقلیم به عنوان یکی از عوامل موثر در طراحی معماری همواره مورد توجه طراحان بوده و در گذشته دور نقش مهمی در معماری ساختمان ها داشت. در دوران مدرن تکنولوژی و صنعت روند استفاده از اقلیم را در معماری کند نمود، امروزه با آلودگی های به وجود آمده و شرایط و مشکلات اقتصادی که در مورد استفاده از انرژی به وجود آمده است، باید به فکر کاهش مصرف سوخت های فسیلی در ساختمان بود. بنابراین توجه به اقلیم در همه ابعاد، خصوصا در معماری ساختمان ها امری بدیهی است. لذا اولین قدم جهت معماری صحیح شناخت عوامل و عناصر اقلیمی می باشد. آب و هوا یکی از عناصر تاثیر گذار بر زندگی انسانهاست و مطالعه ویژگی های آب و هوا به عنوان یکی از اجزای اثر گذار طبیعت در
زندگی انسان ضرورت دارد. در برنامه ریزی های معماری، یکی از مطالعات ضروری، مطالعات اقلیمی می باشد. برای بهبود راحتی و آسایش شهروندان، معماری باید با آگاهی از شرایط آب و هوایی منطقه طراحی شود. معماری و طراحی ساختمان همساز با اقلیم عبارت است از: نگهداری وضعیت میکروکلیماهای مسکن در محدوده آسایش. اما از زمانی که به دلیل پیشرفت های صنعتی امکان استفاده از تجهیزات مکانیکی برای سرمایش و گرمایش ساختمانها فراهم شد، معماری ایران نیز دچار تحول گردید و از حدود ۵۰ سال پیش در طراحی و اجرای ساختمانها به مسائل اقلیمی کمتر توجه شد. با شروع بحران انرژی در دنیا، در ایران نیز از حدود ٢۰ سال پیش لزوم توجه به مسائل اقلیمی در ساخت و ساز بناها مجددا مطرح گردید.
روشهایی که امروزه برای تحلیل وضیعت اقلیمی و تعیین ضوابط معماری همساز با اقلیم مورد استفاده قرار می گیرند توسط افرادی چون پن واردن، گیونی، ماهانی و… ارائه شده که غالبا متکی به آمار هواشناسی است اما در همه جای نقاط کشور ایستگاه هواشناسی موجود نمی باشد. در هر صورت ساختمانی که با محیط طبیعی خود هماهنگ یا به اصطلاح همسازی اقلیمی داشته باشد در بسیاری از مناطق کشور می تواند بدون نیاز به مصرف سوخت فسیلی و استفاده از وسایل کنترل مکانیکی، شرایط حرارتی مناسبی را در تمام طول سال به ساکنان خود عرضه نماید که تغییرات دما، رطوبت، جریان هوا و تغییر مداوم روشنایی فضاهای چنین ساختمانهایی محیط مطبوع و دلپذیری را در طول فصلهای سال برای ساکنان این ساختمانها فراهم می سازد، از نظر کنترل فضاهای داخل ساختمان، اولین گام در استفاده از انرژی های طبیعی، هماهنگ سازی ساختمان و به طور کلی محیط مسکونی، با شرایط اقلیم حاکم بر آن است (کسمایی، ۱٣٦٨). این هماهنگ سازی به دلایل زیر در حیطه کار جغرافیدانان قرار می گیرد:
۱ – اطلاعات اقلیمی مورد نیاز، اطلاعاتی است که اقلیم شناسان با آن آشنایی و سرو کار دارند.
٢ – اکثر محاسبات مورد نیاز همچون زاویه تابش، موقعیت خورشید و. . . در حیطه جغرافیای ریاضی است.
٣ – فرآیندهای طراحی ساختمانها حداقل از نظر مکانیابی در حیطه کار اقلیم شناسان قرار دارد.
۱ – ٢ – طرح مساله
این مطلب را هم بخوانید :
موقیعت جغرافیایی و گردش عمومی جو هر منطقه تعیین کننده شرایط اقلیمی آن منطقه می باشد که این شرایط در طول زمان تثبیت شده و سبب می شود هر منطقه شرایط اقلیمی خاص خود را داشته باشد. تاثیر عناصر اقلیمی (دما، بارش، باد، تابش و رطوبت) بر ساختمان یکی از مقوله های کاربردی اقلیم است که در چند دهه اخیر مد نظر طراحان ساختمان قرار گرفته است، امروزه اهمیت و ضرورت توجه به شرایط اقلیمی در طراحی و ساخت کلیه ساختمانها، ثابت شده است. توجه به خصوصیات اقلیمی و تاثیری که در شکل گیری ساختمان می گذارند از دو جهت حائز اهمیت است: از یک سو ساختمانهای هماهنگ با اقلیم، یا ساختمانهای با طراحی اقلیمی، از نظر آسایش حرارتی انسان کیفیت بهتری دارند. از سوی دیگر هماهنگی ساختمان با شرایط اقلیمی موجب صرفه جویی در مصرف سوخت مورد نیاز جهت کنترل شرایط محیطی این گونه ساختمانها می شود. این بخش از هوا شناسی امروزه با توجه به عمر رو به زوال منابع انرژی فسیلی و گرانی انرژی در دنیا اهمیت زیادی یافته است و طراحان ساختمان با کمک اقلیم شناسان از حداکثر امکانات بالقوه اقلیمی هر منطقه جهت استفاده بهینه از منابع انرژی بهره می برند. یکی از عناصر اقلیمی بسیار مهم که در طراحی ساختمان باید به آن توجه کافی شود تابش آفتاب و تاثیر آن بر ساختمان می باشد نور خورشید همیشه برای ایجاد روشنایی طبیعی در ساختمان لازم است ولی از آن جا که این نور در نهایت به حرارت تبدیل می شود میزان تابش مورد نیاز برای هر ساختمان باید با توجه به نوع آن و شرایط اقلیمی محل آن با معماری صحیح تنظیم شود. جهت استقرار ساختمان در رابطه با تاثیر باد نیز مهم می باشد که در اینجا بیشتر به باد های غالب توجه می شود که با توجه به جهت وزش باد ساختمان چگونه طراحی شود اقلیم معماری در تلاش است در هر منطقه با توجه به کاهش منابع تجدید نشدنی (نفت، گاز و . . .) نوع معماری را معرفی کند که از یک طرف استفاده از سوختهای فسیلی را به حداقل ممکن برساند و از طرف دیگر معماری متناسب با سازگاری اقلیمی را به همراه داشته باشد به همین دلیل اقلیم شناسان سعی دارند که از حداکثر امکانات بالقوه اقلیمی هر منطقه جهت استفاده بهینه از منابع انرژی بهره ببرند. در این تحقیق به بررسی الگوی بافت قدیم و جدید گنبد جهت بررسی میزان انطباق الگوهای مختلف معماری (قدیم و جدید) با شرایط اقلیمی خواهیم پرداخت، مساکن قدیمی بیشتر از از مصالح سنتی و بومی استفاده می کرده اند در صورتیکه مساکن جدید از آهن، سیمان، آجر و روش های جدید ساختمان سازی استفاده می کنند.
در این پژوهش سعی خواهد شد مناسب ترین الگوی معماری برای شهر گنبد براساس شاخص های اقلیمی مورد استفاده در تحقیق معرفی شود و در نهایت میزان انطباق معماری گذشته و معماری جدید با الگوهای مطلوب تحلیل گردد و همچنین ارائه راهکارهایی برای آسایش شهری در آینده در جهت پیشبرد استانداردهای معماری شهری گام نهاد و نتایج آن مورد استفاده ساکنین شهر و به لحاظ موضوعیت می تواند در اقتصاد منطقه، برنامه ریزی مدیران شهرداری، اداره مسکن و شهرسازی و. . . قرار گیرد.
۱ – ٣ – سوالات تحقیق
۱ – چه الگوی معماری متناسب با اقلیم در شهرستان گنبد می باشد؟
٢ – اولویت طراحی معماری اقلیمی در شهرستان گنبد با کدام فصل است؟
۱ – ۴ – فرضیات
این تحقیق بر اساس پش فرض های زیر شکل گرفته است.
۱ – تیپولوژی معماری بافت قدیم شهر نسبت به بافت جدید شهر انطباق بیشتری با شرایط اقلیمی دارد.
٢ – در طراحی معماری اقلیمی اولویت با شرایط تابستان است.
۱ – ۵ – اهداف
76…………………………………………………………………………………اثرات منفی یخبندان بر روسازی راهها
76…………………………………………………………….عوامل اساسی برای متورم شدن روسازی در اثر یخبندان
76……………………………………………………………………………………………..راهکارهای جلوگیری از یخبندان
77………………………………………………………………………………………..خاکهای حساس در برابر یخزدگی
80…………………………………………………………………………………………………….مروری بر مطالعات گذشته
96…………………………………………………………………………………………………………..خلاصه و نتیجهگیری
فصل چهارم: مصالح و روشهای آزمایش
99…………………………………………………………………………………………………مقدمه
100………………………………………………………………………………………… مصالح به کار برده شده در تحقیق
100…………………………………………………………………………………………………………… آزمایش دانهبندی
101……………………………………………………………………………………………………… دانهبندی کائولینیت
101………………………………………………………………………………… آزمایش تعیین درصد رطوبت خاک
101………………………………………………………………………………………………… آزمایش تعیین چگالی
102………………………………………………………………………………………………… آزمایش حد روانی و خمیری
102…………………………………………………………….. آزمایش مقاومت فشاری محدود نشده (تکمحوری)
104………………………………………………………………………………… ابعاد نمونه
104……………………………………………………………………………. تهیه و ساخت نمونه
104…………………………………. تهیه خاک آلوده به مواد شیمیایی (سولفات سدیم و منیزیم)
106………………………………………………………………..ساخت نمونهها جهت آزمایش تکمحوری
108……………………………….. نمونههای به کار برده شده در آزمایش مقاومت فشاری محدود نشده
109………………………………………………………………………………………… آزمایش یخ زدن و آب شدن
111……………………………………………………………………………………………….آزمایش تر و خشک شدگی
112…………………………………………………………………………………………..ترکیب نمونههای مورد آزمایش
114……………………………………………………………………………………………………..خلاصه
فصل پنجم: نتایج آزمایشها و تحلیل نتایج
117…………………………………………………………………………………………………….مقدمه
118……………………………………………………………………………………….. نتایج آزمایشهای اولیه خاک رس
118………………………………………………………………………………….دانهبندی خاک رس کائولینیت
118…………………………………………………………………………….خواص مهندسی خاک رس
119…………………………………………………………………………….کانیشناسی مصالح مصرفی
119…………………………………………………………………………..خاک رس کائولینیت
این مطلب را هم بخوانید :
119……………………………………………………………………………………….آهکدر این فصل پس از معرفی کلی خاک رس، تاثیر آهک و سرباره در تثبیت خاک بررسی شده است. سپس تأثیر سولفات بر مقاومت و دوام خاک رس مورد بررسی قرار گرفته است. .
دراین فصل تأثیر سیکلهای یخ زدن و آب شدن و تر و خشک شدگی بر مقاومت و دوام خاک بررسی شدهاست.
در این فصل از پایاننامه، مراحل و روند نمونه سازی و آزمایشهای مربوطه شرح داده شده است..
در این فصل ابتدا نمودارهای بدست آمده از نتایج آزمایشها ارائه شده است سپس نتایج مورد تحلیل قرار گرفته است.
در فصل ششم، نتایج کلی به صورت خلاصه جمعبندی شده است و همچنین پیشنهادهای لازم جهت ادامه دادن مسیر این تحقیق و کار در زمینههای بعدی آمده است.
فهرست مراجع
در انتها فهرست مراجع مورد استفاده در این پایاننامه اراﺋﻪ شده است.
تعداد صفحه :190
قیمت : 14700تومان
2-6-3- رنگ آمیزی ……………………………………………………………………… 43
2-6-3-1- رنگ آمیزی هماتوکسلین- ائوزین …………………………….. 43
2-6-4- چسباندن برش روی لام ………………………………………………….. 44
2-6-5-عکس برداری …………………………………………………………. 44
2-7- درجه بندی فاکتورهای مورد بررسی در نمونه ها ……………….. 45
2-8- روش انجام آنالیزهای آماری ……………………………………………… 45
فصل سوم: نتایج
3-1- نتایج حاصل از آزمایشات بیوشیمیایی …………………………………. 48
3-1-1- مقایسه وزن ……………………………………………………………. 48
3-1-2- مقایسه گلوکز ……………………………………………………… 50
3-1-3- مقایسه انسولین …………………………………………………. 54
3-1-3-1- جهت مقایسه انسولین در گروهها …………………………… 54
3-1-4- مقایسه ALT ……………………………………………. 57
3-1-5-مقایسه AST ……………………………………………………… 61
3-1-6- مقایسه ALP ………………………………………………….. 64
3-2- نتایج حاصل از مشاهدات پاتولوژیک …………………………………. 67
3-2-1- بافت پانکراس ……………………………………………………… 78
3-2-1-1 پارامتر پرخونی ……………………………………………….. 78
3-2-1-2 پارامتر کاهش تعداد جزایر ………………… 79
3-2-1-3 پارامتر فیبروز ……………………………………………………….. 79
3-2-1-4 پارامتر التهاب سلولهای انسولین ……………………………. 80
3-2-1-5 پارامتر نکروز سلولهای پانکراس ………………………….. 81
3-2-1-6 پارامتر واکوئلی شدن ……………………………. 81
3-2-1-7 پارامتر آتروفی………………………………………………. 82
3-2-2 بافت کبد …………………………………………………………. 83
3-2-2-1 پارامتر هایپرپلازی مجاری صفراوی ………………………… 83
3-2-2-2- پارامتر نکروز…………………………………………………. 83
3-2-2-3- پارامتر واکوئلی شدن ………………………………………. 83
3-2-2-4- پارامتر آماس و تورم سلولی ………………………… 83
3-2-2-5- پارامتر پرخونی …………………………………………… 84
3-2-3- بافت کلیه …………………………………………………… 84
3-2-3-1- پارامتر کست سلولی …………………… 84
3-2-3-2- پارامتر نکروز مجاری ………………………………….. 84
3-2-3-3- پارامتر تخریب اپیتلیال مجاری …………………………………. 85
3-2-3-4- پارامتر خونریزی …………………………………………. 85
3-2-3-5- پارامتر پرخونی …………………………………….. 85
فصل چهارم: بحث، نتیجه گیری و پیشنهادها
4-1-بحث و نتیجه گیری …………………………………………… 87
4-2- پیشنهادها ………………………………………………. 91
دیابت ملیتوس یک اختلال متابولیکی مزمن بوده که به عنوان مهمترین بیماری اندوکراین در جهان مطرح می باشد و سبب افزایش نرخ مرگ و میر شده است. کمبود و یا کاهش نسبی میزان انسولین در این بیماری با عوارض متابولیکی حاد و مزمن همراه است. هایپرگلیسمی ناشی از دیابت باعث تخریب و نقص ارگان های مختلف و آسیب های طولانی مدت می گردد .داروهای سنتتیک که به منظور پیشگیری و یا درمان دیابت استفاده می شوند همگی دارای عوارض جانبی متعددی هستند. با توجه به این عوارض زیاد و همچنین هزینه بالای این داروها، امروزه توجه محققان به یافتن ترکیبات طبیعی موثر افزایش یافته و مطالعات زیادی بر روی خواص درمانی گیاهان مختلف صورت گرفته است و گیاهان به عنوان عوامل طبیعی در درمان بسیاری از بیماری ها بخصوص دیابت مطرح شده اند.
گیاه موسیر (Allium hirtifolium boiss) گونه ای از خانواده بزرگ لاله سانان می باشد که از حدود 500 گونه مختلف شناخته شده تشکیل می شود. مهمترین گونه های این جنس شامل پیاز، تره فرنگی، پیاز کوهی، سیر و موسیر می باشند. از زمان های قدیم این گیاهان به عنوان چاشنی غذا و دارو مورد استفاده قرار میگرفتند. در ایران مسیر بیشتر به صورت ماست موسیر یا ترشی موسیر مصرف می شود.
به علت عوارض ناشی از این داروها و هزینه های بالای درمان، و همچنین یافتن گیاهی با اثرات ضد دیابتی به عنوان جایگزینی برای داروهای شیمیایی، در این مطالعه بر آن شدیم تا اثرات ضد دیابتی و کاهندگی گلوکز خون و تاثیر بر روی آنزیم های کبدی گیاه موسیر را مورد بررسی قرار دهیم. همچنین تاثیر این گیاه بر روی ضایعات احتمالی در بافت های کبد ، کلیه و پانکراس نیز مورد بررسی قرار گرفت.
کلیات
این مطلب را هم بخوانید :
دیابت
1-1-2- تاریخچه دیابت
اولین مدارک تاریخی درمورد بیماری دیابت به 1500 سال پیش از میلاد مسیح بازمی گردد که در لوحه ای در اهرام ثلاثه مصر توسط یک باستان شناس انگلیسی کشف شد. در لوحه، بیماری های مختلفی شرح داده شده است که یکی از آنها دیابت می باشد. این لوحه تمام علائم بیماری را به طور دقیق شرح داده و ذکر کرده است که این بیماران زیاد آب می نوشند، بیش از حد ادرار می کنند، آب بدنشان تحلیل می رود و طول عمر کوتاه تری نسبت به سایر افراد دارند. پس از این سند، قدیمی ترین نوشته ای که در مورد این بیماری وجود دارد مربوط به یونان است. آری تیاس[1] در قرن دوم میلادی نام این بیماری را دیابت گذاشت.
دیابت در زبان یونانی به معنی سیفون است یعنی آبی که از بالا می آید و از پایین خارج می شود که نشان دهنده مصرف زیاد آب و ادرار بیش از حد افراد دیابتی بود. پس از آن، دو دانشمند هندی با چشیدن ادرار دریافتند که ادرار مبتلایان به این بیماری شیرین است. این دو پزشک برای نخستین بار تشخیص دادند که بیماران دیابتی دو نوع هستند یک نوع چاقند و نوع دیگر لاغر. پس از پزشکان هندی، پزشکان چینی در مورد بیماری قند مطالعات زیادی انجام دادند و دریافتند که در افراد دیابتی، عفونت های پوستی بسیار شایع است. در تاریخ دیابت پس از پزشکان چینی، بیشترین تحقیقات متعلق به پزشکان ایرانی است. احمد خوینی بخاری در بخش های مختلف کتاب خود (الهدایه) به ویژه در فصول مربوط به کلیه و تشنگی در مورد این بیماری سخن به میان آورده است. ابوعلی سینا نیز در بخش های مختلف کتاب خود، قانون، به این بیماری اشاره کرده است. او نخستین کسی بود که در مورد دو عارضه بسیار مشهور دیابت یعنی ناتوانی های جنسی و گانگرن توضیح داده و استفاده از گیاهان مختلفی را برای کاستن شدت بیماری پیشنهاد کرده است. در قرن 16 میلادی، یک پزشک سوئیسی که برروی ادرار بیماران قندی کار می کرد پس از جوشاندن آن متوجه وجود ماده سفید رنگی در ادرار این افراد شد. در قرن 17 میلادی، توماس ویلیس[2] پزشک انگلیسی، با جوشاندن ادرار افراد دیابتی، متوجه شیرین بودن این ماده سفید شد و این حقیقت هزار ساله را که ادرار بیماران دیابتی شیرین است با انجام دوباره این آزمایش به اثبات رساند. در قرن 18، پزشک و فیلسوف انگلیسی به نام متیو دابسن[3]برای اولین بار شرح داد که علاوه بر ادرار، سرم بیماران یعنی خون آنها نیز شیرین است. در همین زمان جان روله[4] لغت ملیتوس[5] ، که در زبان یونانی به معنی عسل است را، به کلمه دیابت اضافه کرد و تا به امروز اسم این بیماری، دیابت ملیتوس[6] یعنی دیابت شیرین نامگذاری شده است.
در اواخر قرن 18 توجه دانشمندان به این مساله معطوف شد که کدام بخش از بدن سبب این بیماری می شود. در قرن 19 توجه دانشمندان بعد از کلیه، به کبد معطوف شد. کلود برنارد[7] دانشمند مشهور فرانسوی، تحقیقات زیادی را در مورد نقش کبد در بیماری دیابت انجام داد. به دنبال این تحقیقات، دانشمندان متوجه شدند که کبد مرکز تجمع قند به شکل گلیکوژن است و در هنگام کمبود قند در بدن، نقش گلیکوژن برای تولید قند حائز اهمیت است. در نیمه قرن 19، توجه برخی دانشمندان به لوزالمعده یا پانکراس جلب شد. در اواخر قرن 19، اسکار مینکوسکی[8]و جوزف وان مرینگ[9]، با خارج کردن این غده از بدن سگ مشاهده کردند که حیوان زنده ماند و تمام علائم دیابت در آن ظاهر شد. از آن به بعد توجه دانشمندان به غده پانکراس معطوف شد. بعد از آن دانشمندان به دنبال ماده ای در این غده بودند که وجود یا عدم وجود آن سبب بیماری دیابت شود. تا اینکه دانشمند 22 ساله آلمانی به نام پال لانگرهانس[10] متوجه مجموعه سلول هایی در غده پانکراس شد. بعدها این مجموعه از سلول ها به نام جزایر لانگرهانس و ماده مترشحه از این سلولها، انسولین[11] خوانده شد(1).
تعریف دیابت:
دیابت شیرین نوعی اختلال متابولیک است که بدن در آن توانایی استفاده از قند و چربی را از دست می دهد. این بیماری به علت اختلال در ترشح انسولین و یا مقاومت به انسولین به وجود می آید و در هر دو
برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی شود
(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)
تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :
(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فهرست مطالب هشت
چکیده. 1
فصل اول: مقدمه
فصل دوم: مروری بر مطالب
2-1- معرفی و تاریخچه. 5
2-2- آستنیت باقیمانده. 5
2-2-1- پایداری آستنیت… 8
2-3- مشخصههای سطوح کربورهشده. 14
الف) ریزساختار. 14
2-3-1- رفتار سایشی فولادهای کربورهشده. 18
2-4- عملیات سردسازی و زیر صفر فولاد. 19
2-4-1- تأثیر دما و زمان آستنیته کردن.. 22
2-4-2- انواع فولادها که میتوانند تحت عملیات زیر صفر قرار گیرند: 23
الف) فولاد ابزار. 23
ب) فولادهای زنگ نزن.. 27
ج) فولاد AISI 4340.. 28
د) فولادهای سطح سخت شونده. 28
2-5- بازگشت و تاثیر آن بر نمونههای عملیات زیر صفر شده. 28
2-6- انواع سایش…. 31
2-6-2- سایش چسبان.. 33
2-6-3- سایش خوردگی.. 34
فصل سوم: مواد و روشهای آزمایش
3-1- آلیاژ مورداستفاده. 36
3-2- عملیات حرارتی نمونهها 36
3-3- آزمونها 37
3-3-1- سختیسنجی.. 37
3-3-2- سایش…. 38
3-3-3- متالوگرافی نمونهها 38
3-3-4- فازیابی با استفاده از پراش پرتوی ایکس…. 39
فصل چهارم: نتایج و بحث
4-1- بررسی ریزساختاری.. 40
4-1-1- متالوگرافی.. 40
4-1-2- بررسی ریزساختار با اشعهی ایکس…. 46
4-2- سختی سنجی.. 47
| هشت |
4-3- سایش…. 49
4-3-1- ضریب اصطکاک…. 49
4-3-2- بررسی سطوح سایش با استفاده از میکروسکوپ الکترونی روبشی.. 52
4-3-3- تغییرات نرخ سایش…. 59
فصل پنجم: نتیجهگیری و پیشنهادات
مراجع. 66
| نه |
چکیده
در این پژوهش تأثیر زمان عملیات زیر صفر بر رفتار سایشی فولاد 7147/1 (5120) موردمطالعه قرار گرفته است. جهت انجام عملیات کربوره کردن، نمونهها درون جعبههایی از فولاد نسوز با ترکیبی از پودر زغال، باریم کربنات و سدیم هیدروکسید به نسبت 1:1:50 قرار گرفت و به مدت 6 ساعت، در دمای C◦ 920 کربوره شد؛ سپس در داخل این جعبه در هوا تا دمای محیط خنک شدند. عملیات آستنیته کردن در دمایC◦ 930 به مدت 1 ساعت بر روی نمونهها اعمال و در روغن کوئنچ شد. بهمنظور بررسی تأثیر زمان فرایند زیر صفر عمیق، نمونهها به مدتزمان 1، 24، 30 و 48 ساعت در نیتروژن مایع در دمایC◦ 196- نگهداری شدند و سپس در دمای محیط در اتاق نگهداری شد. بهمنظور بهبود
این مطلب را هم بخوانید :
مهارت های اجتماعی خواص فولاد و آزادسازی تنشهای داخلی ناشی از کوئنچ، نمونهها به مدت 2 ساعت در دمای C ◦ 200 در کوره نگهداری شدند. نمونهها پس از آماده سازی سطحی، تحت آزمونهای مختلف قرار گرفتند. برای تعیین فازها از روش پراش پرتو ایکس استفاده شد؛ بدین منظور نمونهها در ابعاد مناسب تهیه و با استفاده از نرمافزار Xpert فازهای موجود با استفاده از عناصر اولیه تعیین شد. آزمون سایش به روش گلوله روی دیسک با استفاده از گلولهای از جنس کاربید تنگستن بر نمونههای دیسکی با دو بار 80 و 110 نیوتون به مسافت 1000 متر در رطوبت هوای 5±30% و درجه حرارت C◦ 5±25 انجام شد. سختی نمونهها بهصورت ماکرو در مقیاس راکول سی اندازهگیری شد. اندازهگیری سختی نمونهها قبل و بعد از بازگشت، با بار اعمالی 30 کیلوگرم انجام گردید. همچنین ریز سختی نمونهها با استفاده از دستگاه ریز سختی سنجی و با نیروی g100 انجام گردید؛ سطوح سایش ابتدا توسط استون تمیز شده و با استفاده از میکروسکوپ الکترونی روبشی و میکروسکوپ نیروی اتمی (AFM) موردمطالعه قرار گرفت. محصولات سایش نیز توسط میکروسکوپ الکترونی روبشی و طیفسنجی تفکیک انرژی پرتو ایکس (EDS) مورد بررسی قرار گرفت. مطالعات پراش پرتو ایکس حاکی از کاهش در مقدار آستنیت باقیمانده در اثر اعمال عملیات زیر صفر بوده بگونهای که در زمان های بیش ازیک ساعت، پیک آستنیت باقیمانده مشاهده نشدهاست. بررسیهای میکروسکوپ نوری و میکروسکوپ الکترونی روبشی توزیع بهتر کاربیدها، ریز شدن و افزایش کسر حجمی کاربیدها را در عملیات زیرصفرعمیق نشان داد. بدین ترتیب عملیات زیر صفر عمیق منجر به افزایش در سختی در حد 4 تا 33% و تا 24 ساعت ، افزایش مقاومت سایشی تا %39/191 میگردد. با افزایش بیشتر زمان عملیات زیر صفر، مقاومت سایشی نمونهها کاهش یافته است؛ بهگونهای که در نمونهی 48 ساعت عملیات زیر صفر شده مقاومت سایشی کاهش یافته است. علت افزایش سختی نمونهها کاهش میزان آستنیت باقیمانده در اثر عملیات زیر صفر عمیق و دلیل کاهش مقاومت سایشی نمونهها پس از 24 ساعت، رشد کاربیدها و توزیع غیریکنواخت آن در ساختار و در نتیجه ضعیف شدن زمینه بوده است؛ بنابراین مدت زمان 24 ساعت عملیات زیر صفر عمیق بر فولاد 7147/1 زمانی بهینه است.
کلمات کلیدی: عملیات زیر صفر عمیق، آستنیت باقیمانده، کاربید، مقاومت سایشی، سختی
در بسیاری از کاربردهای صنعتی نیاز به قطعاتی است که دارای سطحی سخت بوده و درعینحال از چقرمگی یا مقاومت به ضربهی خوبی نیز برخوردار باشند. ازجمله مواردی که میتوان در این رابطه بهعنوان مثال به آنها اشاره کرد عبارتاند از:میللنگ، میل بادامک، چرخدنده و قطعات مشابه. این قطعات باید سطحی بسیار سخت و مقاوم در برابر سایش داشته و همچنین بسیار چقرمه و مقاوم در برابر ضربههای وارده در حین کار باشند.
بسیاری از قطعات فولادی را میتوان به نحوی عملیات حرارتی کرد که در پایان دارای مجموعهای از خواص بالا باشند،یعنی درحالیکه از مقاومت به سایش خوبی برخوردارند، دارای استحکام دینامیکی خوبی نیز باشند. این نوع عملیات حرارتی که اصطلاحا به سخت کردن سطحی موسوماند، آخرین عملیاتی هستند که باید در مرحلهی پایانی ساخت قطعه و پسازانجام تمام مراحل مربوط به شکلدهی نظیر ماشینکاری انجام شود.
روشهای مختلف عملیات حرارتی که به کمک آنها میتوان سطح قطعات را سخت کرد، عمدتاً به دو دسته تقسیم میشوند. دستهی اول عملیاتی که منجر به تغییر در ترکیب شیمیایی سطح فولاد میشوند و به عملیات حرارتیشیمیایی یا ترموشیمی موسوماند، نظیر کربندهی، نیتروژندهی و کربن نیتروژندهی. دستهی دوم روشهایی که بدون تغییر ترکیب شیمیایی سطح و فقط به کمک عملیات حرارتی که در لایهی سطحی متمرکز شده، انجام میشوند و باعث سخت شدن سطح میگردند و به عملیات حرارتی موضعی موسوماند، مانند سخت کردن شعلهای و سختکردن القایی. در آلیاژهای آهن–کربن و فولادها، مارتنزیت از سردکردن سریع آستنیت به وجود میآید. واژهی مارتنزیت که برای مدتها فقط به ساختار سخت حاصل از سریع سرد کردن فولادهای کربنی اطلاق میشود برای قدردانی از دانشمند معروف آلمانی به نام مارتنز است. در بهکار بردن واژهی مارتنزیت، اخیراً بهجای محصولات حاصل، تأکید بیشتر بر روی طبیعت دگرگونی گذاشتهشده است. مارتنزیت فازی است که توسط یک دگرگونی مارتنزیتی یا جابجایی گروهی
اتمها حاصل میشود، گرچه ممکن است فاز یادشده، ترکیب شیمیایی، ساختار بلوری و خواص کاملاً متفاوتی از مارتنزیت در فولادها داشته باشد. دمایی را که دریک آلیاژ دگرگونی آستنیت به مارتنزیت شروع میشود، دمای شروع تشکیل مارتنزیت نامیده و آن را با Ms نشان میدهند. در حقیقت، Ms نشان دهندهی مقدار نیروی محرکهی ترمودینامیکی لازم برای
شروع دگرگونی برشی آستنیت به مارتنزیت است. با افزایش درصد کربن، دمای Ms بهطور قابل توجهی کاهش مییابد. در حقیقت کربن موجود بهصورت محلول جامد، استحکام یا مقاومت برشی آستنیت را افزایش میدهد و بنابراین با افزایش کربن نیرومحرکهی بیشتری جهت شروع لغزش برای تشکیل مارتنزیت لازم است. این نیروی محرکهی بیشتر، با سرد کردن فولاد تا دمایی پایینتر و یا بهعبارتدیگر تحت تبرید بیشتر(Ms کمتر) به دست میآید. دمای پایان تشکیل مارتنزیت (Mf)یا دمایی که دگرگونی آستنیت به مارتنزیت دریک آلیاژ دادهشده خاتمه مییابد نیز تابعی از درصد کربن آلیاژ است.
آستنیت باقیمانده فازی نرم بوده و در دمای پایین ناپایدار است؛ بهگونهای که در دمای پایین و در حین کار به مارتنزیت ترد تبدیل میشود. تبدیل آستنیت به مارتنزیت تقریباً 4% انبساط حجمی ایجاد میکند که منجر به اعوجاج قطعات میشود. بنابراین از عملیات زیر صفر یا بازگشت چندتایی در دمایی نسبتاً بالا و یا مدتزمان طولانی برای کمینه کردن میزان آستنیت باقیمانده در فولادها استفاده میشود.
دو نوع عملیات زیر صفر وجود دارد: 1) زیر صفر سطحی که در محدوده دمایی 100- تا C°60- انجام میشود. این عملیات منجر به کاهش آستنیت باقیمانده و افزایش مقاومت سایشی میشود. 2) زیر صفر عمیق که در دماهای زیر C°125- انجام میشود.
اثرات زیر صفر عمیق عبارتاند از:
پارامترهای زیر صفر عبارتاند از: نرخ سرمایش، دمای همدما سازی، زمان همدما سازی، نرخ گرمایش، دما و زمان بازگشت و دمای آستنیته کردن.
تحقیقات بسیاری بر روی فولادهایی که درصد عناصر آلیاژی و یا کربن آنها بالاست، صورت گرفته است. در این پژوهشها با حصول ترکیب مناسبی از توزیع کاربیدها و کاهش یا حذف آستنیت باقیمانده خواص فولادهای مورد مطالعه را بهبود دادهاند.
فولاد 7147/1، فولادی کربوره شونده (سمانته) بوده که در ساخت قطعاتی که ترکیبی از استحکام متوسط، چقرمگی و مقاومت سایشی بالا نیاز است، مورداستفاده قرار گرفته است و گاه برای تهیهی قطعات مورد مصرف صنایع خودروسازی همچون چرخدنده و میللنگ کاربرد دارد. در فولادهایی که به منظور سختی کاری سطحی تحت عملیات کربورهکردن قرار میگیرند، با افزایش درصد کربن سطح، Ms کاهش و میزان آستنیت باقیمانده در اثر سریع سرد کردن در سطح افزایش خواهد یافت.
در این پژوهش عملیات زیر صفر عمیق به منظور بهبود خواص سایشی فولاد 7147/1 در زمانهای مختلف انجام شده است؛ در فصل دوم تحقیقات صورت گرفته بر فولادهای مختلف، فصل سوم مواد و روش تحقیق، فصل چهارم نتایج و بحث و در نهایت در فصل پنجم، نتایج حاصل و پیشنهاداتی در راستای بررسیهای بیشتر و کارآمد گردآوری شده است.
2-1- معرفی و تاریخچه
فولاد آستنیتی آلیاژی از آهن و کربن همراه با عناصر دیگر در حالت محلول است که با عملیات نفوذی در محلول آستنیتی تجزیه و همگنسازی میشود. زمانی که فولاد حرارت داده میشود ساختار کریستالی آهن به مکعبی مرکزدار تغییر مییابد. استحالهی آستنیت به مارتنزیت از دمایی که دمای آغاز مارتنزیت یا Ms نامیده میشود، آغاز میشود. برای اغلب فولادهای خاص، استحاله همدما بوده و همانطور که دما به دمای پایان مارتنزیت میرسد (Mf)، توسعه مییابد. مقداری آستنیت، آستنیت باقیمانده، همیشه پس از سخت سازی حضور دارد. مارتنزیت بیشتر و درصد کربن بیشتر، سختی فولاد را افزایش میدهد. میزان کربن، دمای آغاز و پایان استحالهی مارتنزیت را تحت تأثیر قرار میدهد. Ms و Mf میتواند پایینتر از دمای اتاق باشد؛ فولاد بهصورت جزئی به مارتنزیت تبدیل شده و بقیهی ساختار را آستنیت باقیمانده تشکیل میدهد. این دو دما همچنین با افزایش اندازه دانه کاهش مییابد [1].
2-2- آستنیت باقیمانده
دمای شروع استحاله مارتنزیت (Ms) و دمای پایان این استحاله (Mf) در فولادها به درصد کربن و درصد عناصر آلیاژی بستگی دارد (شکل2-1). همانطور که از شکل 2-1 مشخص است، وقتی فولادی با درصد کربن بالای 65/0 %کوئنچ میشود، تغییر حالت آستنیت به مارتنزیت در دمای اتاق (oC20) پایان نمییابد. درنتیجه مقداری از آستنیت باقی خواهد ماند که به آستنیت باقیمانده موسوم است [2]. در جدول 2-1 تأثیر 1% از عناصر آلیاژی بر دمای شروع استحاله مارتنزیتدر فولادهایی با 9/0-1% کربن آورده شده است. البته تأثیر عناصر آلیاژی بر دمای استحاله مارتنزیتی به درصد کربن در فولاد نیز بستگی دارد. در جدول 2-2 تأثیر 1% کروم بر دمای شروع استحاله مارتنزیتی در فولادهایی با درصدهای مختلف از کربن آورده شده است [3]. در شکل 2-2 منحنی استحاله مارتنزیت آورده شده
است. همانطوری که مشخص است استحاله مارتنزیت درA˝r(M) ، که همان دمای Msاست شروع میشود. اگر دما کاهش پیدا کند، استحاله پیشرفت کرده و مقدار مارتنزیت افزایش مییابد. اگر عملیات کوئنچ تا دمای محیط انجام شود، استحاله مارتنزیتی در دمای oC 20 متوقف میگردد. سرد کردن فولاد تا دمای t˝ که همان دمای Mf است منجر به افزایش درصد مارتنزیت میشود ولی مقداری آستنیت باقیمانده در ساختار حضور دارد [2]. آستنیت باقیمانده که یک فاز نرم است باعث کاهش سختی فولاد پس از کوئنچ خواهد شد. اگر درصد آستنیت باقیمانده بالاتر از 10% باشد باعث کاهش فاحش سختی در نمونه میشود (شکل 2-3). هر چه درصد کربن بالاتر باشد، درصد آستنیت باقیمانده نیز بیشتر خواهد بود (شکل 2-4). اگر یک فولاد هایپریوتکتویید از منطقه کاملاً آستنیتی در بالای Acm سرد شود، ساختار پس از سرد کردن از مارتنزیت و آستنیتت باقیمانده تشکیل خواهد شد و همانطور که در شکل 2-3 مشخص است سختی با افزایش درصد کربن، به دلیل افزایش در مقدار آستنیت باقیمانده، کاهش خواهد یافت؛ اما اگر فولادهای هایپریوتکتوید از منطقه دوفازی آستنیت – سمانتیت، کوئنچ شوند، ساختار نهایی فولاد از مارتنزیت – سمانتیت – آستنیتت باقیمانده تشکیل میشود. تحت این شرایط سختی این فولادها یکسان بوده و وابسته به درصد کربن نیست [2].
شکل2-1. دمای شروع و پایان استحاله مارتنزیت (f Mو Ms) با توجه به درصد کربن در فولاد [3].
جدول2-1. تأثیر 1% از عناصر آلیاژی بر دمای شروع استحاله مارتنزیت در فولادهایی با 9/0 – 1% کربن [3]
| تغییر در دمای شروع استحاله مارتنزیتی (oC) | عنصر آلیاژی |
| 55- | Mn |
| 35- | V |
| 30- | Mo |
| 17- | Ni |
| 15- | Cr |
| 12- | W |
| 10- | Cu |
| 0 | Si |
| 12 | Co |
| 30 | Al |
جدول 2-2. تأثیر 1% کروم بر دمای شروع استحاله مارتنزیتی در فولادهایی با درصد کربن مختلف [3]