مطلب دیگر :
۲ـ عبدالله بن عبّاس ۴۵
۳ـ مصقله بن هبیره ۴۵
۴ـ ابن هرمه ۴۵
۵ـ عمرو بن مفرغ ۴۵
۲.۱.۱.۲۸. فرماندار اردشیر خره ۴۵
۱ـ مصقله بن هبیره شیبانی ۴۵
۲.۱.۱.۲۹. فرمانداران خراسان ۴۶
۱ـ جعده بن هبیره مخزومی ۴۶
۲ـ عون بن جعده ۴۶
۳ـ خلید بن قره یربوعی (خلید بن طریف) ۴۶
۴ـ عبدالرحمن بن ابزی ۴۷
۵ـ حریث بن جابر حنفی (حریث بن جابر جعفی) ۴۸
۲.۱.۱.۳۰. فرمانداران سجستان ۴۸
۱ـ عون بن جعده ۴۸
۲ـ ربعی بن کأس ۴۹
۲.۱.۱.۳۱. فرمانداران کرمان ۴۹
۱ـ عبدالله بن عبّاس ۴۹
۲ـ زیاد بن ابیه ۴۹
۳ـ عبدالله بن اهتم ۴۹
۲.۱.۱.۳۲. فرماندار دَسْتَبی ۴۹
۱ـ یزید بن حجیه تیمی ۴۹
۲.۱.۱.۳۳. فرمانداران حُلْوان ۴۹
۱ـ اشعث بن قیس ۴۹
۲ـ اسود بن قطبه ۵۰
۲.۱.۱.۳۴. فرمانداران آذربایجان ۵۰
۱ـ اشعث بن قیس ۵۰
۲ـ قیس بن سعد ۵۰
۳ـ عبدالله بن شبیل ۵۱
۴ـ سعد بن حارث خزاعی ۵۱
۵ـ سعید (سعد) بن ساریه خزاعی ۵۱
۲.۱.۱.۳۵. فرماندار ماهان ۵۱
۱ـ عبدالرحمان، مولا بدیل بن ورقاء خزاعی ۵۱
۲.۱.۱.۳۶. فرماندار بارجاه ۵۱
۱ـ علی بن أصمع ۵۱
۲.۱.۱.۳۷. فرماندار قطقطانه ۵۲
۱ـ عمرو بن عمیس بن مسعود ۵۲
۲.۱.۱.۳۸. فرماندار نهران ۵۳
۱ـ شراحیل (شرحبیل) بن مره همدانی ۵۳
۲.۱.۱.۳۹. فرماندار سند ۵۳
۱ـ حارث بن مره عبدی ۵۳
۲.۱.۱.۴۰. فرماندار غور ۵۳
۱ـ شنسب بن جرمک ۵۳
۲.۱.۲. کاتبان و دبیران ۵۴
۱ـ عبیدالله (عبدالله) بن ابی رافع. ۵۴
۲ـ سعید بن نمران همدانی ۵۴
۳ـ عبدالله بن جعفر ۵۴
۴ـ أصبغ بن نباته مجاشعی ۵۴
۵ـ علی بن ابی رافع. ۵۵
۶ـ عبد الله بن حسن ۵۵
۷ـ سماک بن حرب ۵۵
۸ـ عبدالله بن جبیر ۵۵
۹ـ عبیدالله بن عبدالله بن مسعود ۵۵
۱۰ـ یزید بن شراحیل انصاری ۵۵
۱۱ـ عبدالله بن مسعود ۵۵
۱۲ـ ابو ثروان ۵۵
۱۳ـ عبدالله بن عباس ۵۵
۱۴ـ مسلم، غلام حضرت امیر ۵۵
۲.۱.۳. گردآوران صدقات (زکات) ۵۵
۱ـ مخنف بن سلیم ۵۵
۲ـ عبدالله بن زمعه ۵۶
۳ـ مسیّب بن نجبه ۵۶
۴ـ عبدالرحمان کندی ۵۶
۵ـ شریک بن نمله محاربی ۵۶
۶ـ جلاس بن عمیر کلبی ۵۶
۷ـ عروه بن عشبه کلبی (عمرو بن مالک بن عشبه) ۵۶
مطلب دیگر :
کشید و گفت: خاموش، وای بر تو چگونه علی را چنین می گویی؟ سوگند به خدا هیچ کس جز علی آیین فصاحت و شیوه ی بلاغت را برای قریشیان بنیاد ننهاد.۴
هر چند خطیب بودن ایشان در مقابل سایر محسنات یکی از هزار و اندکی از بسیار بود، اما به حقیقت باید گفت که شرایط سخنوری که در توافق سخن با اوضاع و احوال است برای هیچ ادیبی مانند
_____________________________
امام علی(ع) جمع نشده است. زیرا پس از قرآن و کلام پیامبر (ص) سخنان وی بزرگ ترین نمونه بلاغت است.۱
بیان دیدگاه سخن سنجان و دیدگاه ادیبان برجسته ی عرب نشان دهنده جایگاه بلاغی حضرت است. زیرا این ها هم خود عرب زبانند و هم سخنوران و سخن شناسانی بزرگ و برجسته و آگاه به رمز های بلاغت. از این رو داوری شان را در این باره باید سنجید. به خصوص که عمده آن ها غیر شیعه اند و شائبه تعصب در گفتارش پیش نمی آید. جاحظ که مرد تیز نظر و اهل تسنن بود در کتاب بلاغی اش «البیان و التبیین» پس از آوردن این سخن امام علی (ع) «قیِمهُ کُلُ المَرءِ مَا یُحسِنُه» دیدگاه بلاغی امام را مطرح می کند و می نویسد: «اگر از این کتاب جز همین یک جمله را نمی یافتم آن را شافی و کافی و بی نیاز کننده می یافتم».۲
رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران در کتاب علی فراتر از ذهن آورده اند: «در باب زندگی امیر المؤمنین شما یک اقیانوس را در نظر بگیرید. احاطه به همه ی ابعاد این اقیانوس در یک نگاه که هیچ، در یک مطالعه ی طولانی هم برای انسان میسر نیست، از هر طرف وارد شوید دنیایی از عظمت را مشاهده می کنید. . اگر این بخش از اقیانوس را رها کنید و از بخش دیگر وارد شوید باز همین ماجراست. . این مبالغه نیست. . این بازتاب عجز انسانی است».۳
با این که یکی از بزرگترین ابعاد شخصیتی امام علی (ع) بلاغت و سخنوری ایشان است تقریباً مورد غفلت واقع شده است. یکی از موانع و مشکلات این پژوهش نیز همان کمبود منابع و مراجع و آثار
تخصصی در باب سخنوری امام علی(ع) است. حال با این عظمت و شهرتی که پیرامون بلاغت و شیوه سخنوری ایشان است. نهج البلاغه سید رضی که جمع آوری سخنان بلاغی مولا است در سال ۴۰۰ه. ق فراهم شده است. بعد ها شروح نهج البلاغه به تأسّی از سید رضی صور خیال را در این کتاب ارزشمند کاویده اند، شروحی نظیر شرح ابن میثم بحرانی، ابن ابی الحدید، ملا فتح الله کاشانی، عبدالرّحمن عتایقی، سید محمد تقی شوشتری، حبیب الله هاشمی خویی و . . کتاب موجز دیگری تحت عنوان «درآمدی بر صنایع ادبی در کلام امام علی(ع)» نوشته کریم زمانی، ضمن آوردن سخنانی از مولا که دارای صنایع لفظی
بود، نمونه هایی از علم بیان را از شرح ابن میثم آورده است.
________________________
دکتر محمد خاقانی در کتاب «جلوه های بلاغت در نهج البلاغه از منظر علم بیان و بدیع» استشهاداتی را از شرح ابن ابی الحدید و ابن میثم استخراج و تحلیل کرده است. همان طور که گفته شد سید رضی رحمه الله علیه در سال ۴۰۰ ه.ق با ذوق و سلیقه و ادبی که داشت تعدادی از خطب را که به زعم او جنبه ادبی و بلاغی بیشتری داشت را گزینش و انتخاب نمود و ذیل نام نهج البلاغه فراهم آورد. که شامل ۲۴۱ خطبه، ۷۹ نامه و ۴۸۹ کلمه قصار است.
نهج البلاغه مانند قرآن سرشار از فصاحت و بلاغت است و تشابهات فراوانی میان این دو کتاب شریف می توان یافت که راز این شباهت ها را می توان در این کلام مولا دانست که فرمود: «وَإِنَّ الْکِتَابَ لَمَعِی مَا فَارَقْتُهُ مُذْ صَحِبْتُهُ»۱ چه، قرآن با من است، از آن هنگام که یار آن گشتم، از آن جدا نبودم.
خطبه ی اوّل نهج البلاغه، مانند سوره ی حمد، محتوایش ستایش خداوند باری تعالی است، البته با تفضیل و اطناب نه ایجازی که در سوره حمد می بینیم. در این خطبه امام علی (ع) اقرار می دارند که هیچ خطیبی قادر به وصف خدا نیست و هر عقلی از شناخت او عاجز است، صفت ها از او جداست سپس سخن را به سمت آفرینش جهان می برد.
مطلب دیگر :
اخترشناسان «سیاهچاله های فوق کلان جرم» را در اعماق جهان هستی کشف کردند
سخنان امام علی (ع) در طرح این گونه بحث ها همچون
قرآن کریم است که به زبان موعظه از هر پدیده محسوس یا معقول نمونه ای روشن و قابل درک_______________________
تلاش و اهتمام کوشیده اند تا آن را در دیباچه های خود مورد تقلید و نظیره گویی قرار دهند آن
موقع که زبان به مدح خدا و پیامبر و نعمت های خالق می گشایند کلام علی(ع) را می توان در بطن سخن آن ها چون رگه های طلا در دل معدن سنگ دنبال نمود، همین تلمیح و تضمین های نهج البلاغه ای است که رنگ جاودانگی بر کتاب آن ها زده و اعتبار و ارزش بخشیده است. بنابراین می توان گفت نویسندگان ایرانی پس از قرآن از هیچ گفته ای به اندازه گفتار علی(ع) بهره نبرده اند و هیچ زیور ارزنده ای را چون سخنان او نیافته اند تا آرایش گفته ها و نوشته های خود سازند.
از دیگر شواهدی که شعرا و نویسندگان در آفرینش دیباچه ها، به نهج البلاغه ی امیر مؤمنان نظر داشته اند کلام آهنگین و سجع به کار رفته در سخن ایشان است. نویسندگان با هنرنمایی تمام، همچون خطبه ی اوّل نهج البلاغه، مدح و ستایش خداوند را در ظرف بلورین سجع ها ریخته و درون و بطن کلام را هم پای هم به اوج علیین رسانده اند.
از آن جا که این پژوهش به دنبال کشف تأثیر پذیری مقدمه ها و دیباچه های متون فارسی از خطب نهج البلاغه به ویژه خطبه توحیدیه است. تمرکز و مطالعات روی همین خطبه صورت گرفت در مواردی هم برای تکمیل موضوع از خطبه ها ی دیگر با همین محتوا و همچنین آیات قرآنی استفاده
گردید. با توجه به مسبوق به سابقه نبودن این موضوع و نبودن پژوهشی راهگشا در این مورد، ابتدا با استعانت از باب علم۱و دست توسل زدن به دامن ایشان پای در این میدان نهاده شد. کتب نثری که دارای دیباچه بودند، به شش گروه تقسیم شد و ذیل هر عنوان، تعدادی منتخب از بهترین ها آورده شد. در گام بعدی با مطالعه، کتبی دیگر از متون نظم انتخاب و به موارد قبلی اضافه گردید که در مجموع تعداد آن ها به ۴۴ مورد رسید. به این ترتیب ذیل کتب ادبی ۱۹؛کتاب تاریخی ۶؛کتاب دینی ۸؛کتاب، عرفانی ۵ کتاب؛ علمی ۲ کتاب و داستانی ۴ کتاب ذکر گردید. با مشورت استاد راهنما و مشاور کتب هر بخش به ترتیب قرن آورده شد تا تحوّل سبکی نیز در آن ها نماینده شود.
در گام بعدی با یادداشت برداری از دیباچه ها، قسمت هایی که به نظر نویسنده برگرفته از خطبه ی اوّل یا تحت تأثیر کلام مولا بود فیش برداری گردید و در پایان هر دیباچه، سخنان مشابه مولا همراه با ترجمه ذکر گردید. به علّت ترجمه ادبی دکتر سید جعفر شهیدی در این پژوهش نهج البلاغه با ترجمه ایشان مبنا قرار گرفت. در انتها با جمع بندی فیش ها و مطالب گرد آوری شده و با راهنمایی استادان
۲-۳-۳- حجیت عقل در معرفت خدا. ۲۰
۲-۴- جایگاه عقل در باور علمای شیعه. ۲۳
۲-۵- نتیجه گیری و طرح سؤال ۳۱
فصل سوم. محدودیت و نیاز عقل ۳۲
۳-۱- مقدمه. ۳۳
۳-۲- محدودیت عقل. ۳۳
۳-۲- ۱- نهی از تفکر در ذات خدا. ۳۴
۳-۲-۲- نهی از تعمق ۳۶
۳-۲-۲-۱- تعمق در معرفت خدا. ۳۸
۳-۲-۳- رسوخ در علم ۴۰
۳-۳- نیاز عقل به وحی در حوزه عقاید به ویژه در معرفت خدا ۴۴
۳-۴- نهی از کلام و ذم متکلم و تأمّلی در آن ۴۹
۳-۵- نتیجه گیری و طرح سوال . ۵۳
فصل چهارم. کارکرد وحی در معرفت خدا. ۵۴
۴-۱- مقدمه ۵۵
۴-۲- وحی،متذکر وجود خالق ۵۵
۴ـ۳ـ نفی تشبیه . ۶۰
۴-۳-۱- نفی توصیف، تحدید و توهم ۶۴
۴-۳-۲- تباین ذات و صفات خالق و مخلوق . ۶۷
۴-۴- معرفی خدا . ۷۰
۴-۴-۱- معرفت مبتنی بر توصیف وهمی ۷۰
۴-۴-۲- معرفت مبتنی بر توصیف غیابی. ۷۳
۴-۴-۳- معرفت مبتنی بر توصیف بالعقل ۷۴
۴-۴-۴- تبیین اسماء و صفات ۷۷
مطلب دیگر :
مقدمه:
مسأله «عقل و وحی» و حوزه عمل و اعتبار هر کدام، از مسائل و دغدغههای فکری دیرینه اندیشمندان مسلمان بوده است. مسألهای که به نزاع فکری عقل گرایان و نص گرایان تبدیل و موجب پیدایش دو مکتب اصلی اهل حدیث و اهل عقل و رأی گردید. کشاکشی طولانی و ریشهدار که در دورههای مختلف تاریخ به شکلی نمایان بوده است.[۱]
پی بردن به کارکردهای عقل و وحی و تواناییهای هر یک از این دو و به تعبیری دیگر نسبت بین عقل و وحی یا رابطه میان این دو، موضوعی است که مولود این کشاکشها و تنازعات بوده است. جستجوی این نسبت به ویژه در حوزه معرفت خداوند از آنجا که باور به خداوند و شناخت او ابتداییترین و اصلیترین موضوع معرفت دینی است. از اهمیت ویژهای برخوردار میباشد.
این پژوهش قصد آن دارد تا با بهرهگیری از روایات اهل بیت علیهم السلام و بر اساس آنها نسبت میان عقل و وحی را در معرفت الاهی جستجو کند و در نتیجه کارکردهای متقابل عقل و وحی را روشنتر نماید. عقل در اندیشه شیعی بر اساس روایات اهل بیت علیهم السلام موهبتی الهی و حجتی درونی است که بخش مهمی از معتبرترین کتب روایی شیعه را به خود اختصاص داده است. از سوی دیگر با مطالعه دسته ای از روایات در مییابیم که عقل دچار محدودیت و نیاز است و از این رو نیازمند به دستگیری و تعلیم وحی میباشد.
پژوهش حاضر ابتدا بر اساس روایات به موضوع حجیت و اعتبار عقل و آنگاه به محدودیت و نیاز عقل میپردازد و از آنجا وارد بحث کارکردهای وحی و عقل و در نهایت نسبت میان این دو خواهد شد.
در اینجا لازم است قبل از ورود به بحث به چند نکته کلی اشاره شود.
۱) با توجه به اینکه این پژوهش قصد دارد بر اساس روایات اهل بیت علیهم السلام به بررسی نسبت میان عقل و وحی در حوزه معرفت خداوند بپردازد، از پرداختن به آراء و اندیشههای اندیشمندان و به ویژه از قضاوت و داوری در خصوص آن پرهیز شد و صرفاً در هر کجا که لازم بود و به ارائه بهتر بحث کمک مینمود، به نظریات علماء اشاره شد و یا در خلال بحث از آن استفاده گردید. روشن است که بررسی نسبت بین عقل و وحی از نظر اندیشمندان و علمای امامی و غیر امامی خود موضوع پژوهشهایی دیگر بوده و میتواند باشد.
۲) در این تحقیق سعی شد بحث از حوزه عقاید و به ویژه معرفت خداوند و به تعبیر دیگر توحید خارج نگردد.
۳) استفاده از منابع معتبر و نخستین روایی شیعه اصل کلی است که در این پژوهش نیز به آن توجه گردید و لذا عمدتاً سعی شد به منابع دست اول روایی رجوع شود و اگر روایتی در چند مجموعه و یا کتاب روایی نقل گردیده است به منبع معتبرتر ارجاع داده شود. همچنین روایاتی که از منابع معتبر فاقد اعراب نقل شده، به منظور حفظ امانت به همان شکل آورده شدهاند.
۴) در مواردی که نیاز به استفاده از لغتنامه بوده است، سعی شده از میان لغت نامه ها و معانی موجود، مناسبترین معنی انتخاب شود. (در متن تنها نام کتاب لغت ذکر شده و مشخصات کامل کتاب در فهرست منابع آورده شده است.)
۵) به منظور جلوگیری از حجیم شدن کم سود پژوهش از ترجمه روایات روان پرهیز گردید. ولی در خصوص روایات طولانیتر و یا مواردی که احساس شد نیاز به ذکر ترجمه است، از ترجمههای موجود استفاده و هر مورد با ارجاع مشخص گردیده است. در سایر مواردی که به منبع ترجمه اشاره نشده است (به خصوص در روایات فصل سوم)، ترجمه و یا شرح از نگارنده است.
۶) تلاش بر این بوده است که اصل ایجاز تا به آنجا که مخل معنی و دلالت نباشد رعایت گردد، از این رو از نقل روایات تکراری پرهیز شد.
من واقعاً خوب عمل کردم، فقط شانس حریف از من بیشتر بود
زمانیکه شخصی شرط بندی های شما را مورد بررسی قرار میدهد ممکن است دربارهی شرط بندیهایی که از دست دادهاید سوالاتی بپرسد مثلا بگوید “اینجا چه اتفاقی افتاد؟ یا چرا در فلان موقعیت فلان کار را کردید؟” امکان دارد شما مقاومت به خرج دهید و سپس توجه او را به مجموعه های دیگری معطوف کنید که در آنها برنده شدهاید. یا اینکه بگویید آنها یک اشتباه موقت بودهاند و اکنون تمام شدهاند و یا تمام تقصیرها را گردن شانس و اقبال بدتان بیندازید. در بعضی مواقع، ممکن است حقیقت همین باشد. اما خیلی وقتها شرط بند ها حواس خود را از اصل ماجرا پرت میکنند و نمیخواهند ضعفهایشان را قبول کنند. سعی نکنید حواستان را از نقصهایتان در شرط بندی منحرف کنید. برای اینکه پیشرفت کنید، باید مایل باشید با آنها روبهرو شوید.
اگر از برخی قماربازان دربارهی شکستهایشان بپرسید میگویند: ” میدانم که ماه گذشته خوب ظاهر نشدم اما اگر به آمار بازیهای دیگرم نگاه کنید، میبینید که در دراز مدت سودآور هستم.”
مسئله این است که اگر خوش شانس باشید، این فقط یک شکست موقت است، اما این را در نظر داشته باشید که میتواند نشانگر شروع یک رکود گسترده نیز باشد. بنابراین قطعا نادیده گرفتن آن کار عاقلانهای نیست.
عدهای از شرط بند های دیگر میگویند ” اگر حساب سالانه را درنظر بگیرم ضرر میکنم، اما ببین این ماه چقدر بالا رفته ام! خوشی در زمان حال برایم از همه چیز مهمتر است.”
نادیده گرفتن آمار طولانی مدت واقعا یک ایدهی افتضاح است. دروغ گفتن به خود و دیگران کار را آسان میکند و به طور موقت احساس بهتری را در شما ایجاد میکند، اما چشم پوشی از این واقعیتها سرانجام خوبی نخواهد داشت و عاقبت روزی شما را زمین خواهد زد.
اکنون نمیتوانم این استراتژی را رها کنم
از دیگر اشتباهات قمار بازان این خطایی ست که سرمایه گذاران و کارآفرینان را در اقصی نقاط زندگی تحت تأثیر قرار میدهد. زمانیکه در کار احساس ناامنی میکنید باید فورا از آن خارج شوید زیرا از دست دادن نصف پولتان به مراتب بهتر است نسبت به از دست دادن کل آن. در اصل شما تصور میکنید که اگر این کار را رها کنید، همهی زحماتتان بینتیجه خواهد ماند و اگر آویزان آنجا باشید، همه چیز تغییر میکند. واقعیت این است که بعضی مواقع مجبور هستید که تسلیم شوید و رها کنید و بپذیرید که حضورتان مؤثر نیست.
با وجود همه فراز و نشیب های شرط بندی و قمار آنلاین لازم است برخی تحقیقات را انجام دهید. اگر واقعا شرط بند متعهد باشید باید اخبار و تحلیلهای روزانه را دنبال کنید.
زمانیکه از شما میپرسند چرا مطالب را نمیخوانید و تحقیق نمیکنید تا پیشرفت کنید در جواب میگویید که “وقتی برای تحقیق ندارم.”
با این پاسخ تنها خودتان را گول میزنید. اگر وقت ندارید نباید کاری را شروع کنید و اگر شروع کردید باید ملزومات آن را بپذیرید. تحقیقات بهترین راه حل در مقابله با موانع است. این کار فقط برای مبتدیان نیست بلکه در طول مسیر همواره باید آن را انجام دهید. میپرسید چرا؟ خب مشخص است زیرا همه چیز در حال تغییر است. این امر در مورد بازارهای شرط بندی ورزشی نیز صادق است. قوانین به مرور زمان تنظیم میشوند. بازیکنان اکنون نسبت به دهههای قبل به روشی متفاوت تمرین و بازی میکنند.
یکی دیگر از اشتباه قمار بازان و شرط بند ها دروغ گفتن به خود است. ممکن است به خودتان بگویید این است که انجام تحقیقات زیاد، کلید موفقیت شماست. در حقیقت، برخی افراد تقریباً به طور نامحدود تحقیق میکنند و کل انرژیشان را صرف انجام آن میکنند. من این را مشکل “تازه کار” مینامم. اساساً تازه کار بودن کمی ترسناک و استرسزاست. آنها به خود میگویند: “من مطمئنم با تحقیقاتی که انجام دادم پیروز میشوم.”ممکن است شما دائما درحال تحقیق باشید، بدون اینکه قدمی به جلو بردارید. بنابراین همراه با تحقیق باید به فکر اجرای آن نیز باشید، و قدمی برای عملی کردن این تحقیقات بردارید.
یکی از رایجترین اشتباه قمار بازان دروغهایی است که از اکثر شرط بندهای ورزشی، بازیکنان کازینو و حتی سرمایه گذاران آن شنیدهایم. در حقیقت بدترین متخلفین کسانی هستند که از قبول این موضوع که در مقاطعی از زندگی قمار میکنند، حاشا میکنند. به جای انکار بهتر است از خودتان سوالات اساسی بپرسید. مثلا از خودتان بپرسید:” آیا قمارهای غیر ضروری انجام میدهم؟” یا ” آیا من بیش از حد وقتم را در قمار میگذرانم؟”
فکر نکنید که میتوانید همه چیز را در اختیار بگیرید. شما اگر قمار را حرفهای دنیال میکنید باید به شرط بندی بعنوان یک شغل نیمه وقت نگاه کنید و در برابر آن مسولیت پذیر باشید. هر زمان که احساس کردید تعهدتان را نسبت به بازی از دست دادهاید، میتوانید وقفهای در کارتان ایجاد کنید و استراحت کنید یا به سفر بروید تا دوباره شارژ شوید. سپس با انگیزهی بیشتر و تمرکز حواس به کارتان برگردید.
اشتباه قمار بازان به آنچه تاکنون گفت ختم نمی شود یکی دیگر از تله هایی که قماربازان ممکن است در آن بیفتند این است که به خودشان وعده میدهند زمان و انرژی نامحدودی صرف کنند.
مشکل عمدهای که در این طرز تفکر وجود دارد این است که این رویکرد باعث بهبود نتایج شما نمیشود. فقط شاید آن را به تاخیر بیندازد یا حتی نتایج منفی را تقویت کند. زمان و انرژی بشر به هیچ وجه نامحدود نیست. همه ما موجودات فانی با محدودیت هستیم. هرچه سختتر و طولانیتر خود را تحت فشار قرار دهید احتمال اینکه تلفات داشته باشید بیشتر است.
روش هوشمندانهای که میتوانید در پیشبرد این اهداف به کار گیرید این است که چند ساعت مشخص در روز را تعیین کنید که در آن ساعات انرژیتان بیشتر است و بازده بیشتری دارید. برنامهریزی شما باید به گونهای باشد که به کار روزانه، خانواده و مسائل شخصیتان آسیب نزند.